رژیمی برای کاهش وزن گناهان
رژیمی برای کاهش وزن گناهان
خیلی از ما هنگامی که حس می کنیم کمی چاق شده ایم و اضافه وزن داریم سریعا به فکر چاره می افتیم تا وزن خود را کاهش دهیم . اما شاید هرگز فکر نکنیم که گناهان ما چقدر وزن دارد؟ تا چه وزنی نرمال است؟ و چه وزنی از آن ها ما را در بحران قرار خواهد داد؟

ما باید کمی به فکر این گناهان چاق شده مان باشیم اگر کمی بنشینیم و حساب کتاب کنیم تا حدودی می توانیم وزنشان را تخمین بزنیم ، نباید بگذاریم اینقدر رشد کند و چاق شود که نتوانیم تحملش کنیم و کمر انسانیتمان را بشکند .
خوب هم می دانیم که دیر یا زود باید برداریمش بر کولمان بگذاریم و راهی سفری پر خوف و خطر شویم ، حالا چطور ممکن است بتوانیم با این غول بی شاخ و دم که سوارمان شده از پلی که به اندازه مو باریک است و به اندازه شمشیر برنده گذشت؟ این امکان ندارد با هیچ محاسبه ریاضی هم جور در نمی آید این سقوط حتمی است. پس هر چه سریعتر باید یا خود ، درمانی برایش پیدا کنیم یا به یک متخصص مراجعه کرده و بخواهیم کمکمان کند .
اما چیزی که حتما باید در دست داشته باشیم ترازوئیست که عملکردمان را با آن ارزیابی کنیم ببینیم در یک زمان مشخص مثلا چقدر کاهش وزن گناه داشته ایم که آن هم مشخص است کتاب خدا و سیره اولیای دینش بهترین سنجش و میزان است.
و یک نکته ای که در این موازین به آن اشاره شده . بسیار هم مورد تأکید است روزه است که در کم کردن قامت نتراشیده گناهان حکم چاقویی تیز را دارد که سریعا آن ها را کنده و جدا می کند .
فایده ی روزه، تقواست و آن خود سودی است که عاید خود شما می شود و فایده ی داشتن تقوا مطلبی است که احدی در آن شک ندارد چون هر انسانی به فطرت خود این معنا را درک می کند که اگر بخواهد به عالم طهارت و رفعت متصل شود و به مقام بلند کمال و روحانیت ارتقاء یابد. اولین چیزی که لازم است بدان ملتزم شود این است که از افسار گسیختگی خود جلوگیری کند و بدون هیچ قید و شرطی سرگرم لذتهای جسمی و شهوات بدنی نباشد و خود را بزرگتر از آن بداند که زندگی مادی را هدف بپندارد.

سخن کوتاه آنکه از هر چیزی که او را از پروردگار تبارک و تعالی مشغول سازد بپرهیزد و این تقوا تنها از راه روزه و خودداری از شهوات به دست می آید و نزدیکترین راه و مؤثرترین رژیم معنوی و عمومی ترین آن بطوری که همه ی مردم و همه ی اعصار بتوانند از آن بهره مند شوند و نیز هم اهل آخرت از آن رژیم سود ببرد و هم شکم بارگان اهل دنیا عبارت است از خود داری از شهوتی که همه ی مردم در همه ی اعصار متبلوی بدانند و آن عبارت است از شهوت شکم از خوردن و آشامیدن و شهوت جنسی که اگر مدتی از این سه چیز پرهیز کنند و این ورزش را تمرین نمایند به تدریج نیروی خویشتن داری از گناهان در آنان قوت می گیرد و نیز به تدریج بر اراده ی خود مسلط می شوند آنوقت در برابر هر گناهی عنان اختیار از کف نمی دهند و نیز در تقرب به خدای سبحان دچار سستی نمی گردند . چون پر واضح است کسی که خدا را در دعوتش به اجتناب از خوردن و نوشیدن و عمل جنسی که امری مباح است اجابت می کند قهرا ً در اجابت دعوت به اجتناب از گناهان و نا فرمانیها شنواتر و مطیع تر خواهد بود ] (1)
وقتی انسان یک ماه کارهای مباح را به فرمان حق تعالی به راحتی ترک می کند پس این قدرت را دارد که حرام را کنار بگذارد؛ هر چه اجتناب از معاصی بیشتر شود و اغیار از خانه ی دل بیرون روند صاحب اصلی که همان پروردگار باشد در آن مسکن می گزیند . القلب حرم الله فلا تسکن فی حرم الله الا الله وقتی دل جایگاه رب شد آنگاه تنها در راستای رضای خالقش گام بر می دارد و این اطاعت محض او را به لقاء الله خواهد رساند .
در حدیث معراج است که خداوند فرمود : یا احمد (صلی الله علیه و آله و سلم ) آیا می دانی که میراث روزه چیست ؟ عرض کرد : نه . فرمود : میراث روزه کم خوراکی و کم گویی است سپس فرمود : سکوت مورث حکمت می شود و حکمت مورث معرفت و معرفت مورث یقین است و چون به مرتبه ی یقین برسد باکی ندارد که چگونه بر او می گذرد ! به سختی یا به آسانی . برای او متفاوت نیست و این مقام صاحبان رضاست . (2)
در حدیث قدسی در مورد مقام کسانی که به رضای الهی رسیده اند آمده است : هر کس بر وفق رضای من عمل کند مداومت و ملازمت بر سه چیز را به او بدهم اول آنکه با شکری آشنایش می کنم که دیگر مانند شکر دیگران آمیخته با جهل نباشد و قلبش را آنچنان از یاد خودم پر کنم که دیگر جایی برای نسیان در آن نباشد و آنچنان از محبت خودم پر کنم که دیگر جایی برای محبت مخلوقها در آن نماند آنوقت است که وقتی به من محبت می ورزد به او محبت می ورزم و چشم دلش را به سوی جلالم باز می کنمو دیگر هیچ سری از اسرار خلقتم را از او مخفی نمی دارم و در تاریکیهای شب و روز با او راز می گویم آنچنان که دیگر مجالی برای سخن گفتن با مخلوقین و نشست و برخاست با آنان برایش نماند سخن خود و ملائکه ام را به گوشش می شنوانم و با آن اسرار که از خلق خود پوشانده ام آشنایش سازم (3)
مؤمن برای بهره برداری از ماه مبارک رمضان در دو ماه رجب و شعبان روح خود را جلا داده و آماده ی ایستادن برسکوی پرش ( ماه مبارک رمضان ) می شود . از یک طرفی عبادات متنوعی که در ماه مبارک رمضان وارد شده و از طرف دیگر پرهیز از خور و خواب و شهوت (حتی حلال) اثر وضعی بسیار مطلوبی بر روح مؤمن می گذارد که مهمترین آن اجتناب از گناه است؛ لذا وقتی ظرف دل مؤمن از نجاست گناه پاک شود و بر این امر استقامت کند کم کم محبت خداوند در چنین دلی جای خواهد گرفت .
نکته ی مهم دیگری که باید به آن توجه کرد تقویت اراده در ماه مبارک رمضان است . اکثر ما بدلیل ضعف در عزم و اراده به معصیت گرفتار شده و به همین جهت از حضرت حق دور می شویم . مؤمن در ماه مبارک رمضان در می یابد و می چشد که نه تنها می تواند از حرام اجتناب کند بلکه حتی اراده ی او چنان قوی می شود که از برخی حلالها نیز چشم پوشی می کند . لذا اگر به حرکت در این مسیر ادامه دهد و بر قوت اراده ی خویش بیافزاید می تواند به بهترین مدارج معنوی و مراتب عالیه ی سلوک رسیده و به قرب حق نائل آید .
الهی توفیق عبودیت و بندگی خویش را که کلید رستگاری است نصیب همه ی ما بفرما .
پی نوشت ها :
(1) تفسیر المیزان / ج 2 / ص 9
(2) المراقبات / ص 202
(3) تفسیر المیزان / ج 1 / ص 464
فرآوری : محمدی
گروه دین تبیان
منبع : وبلاگ سید مصطفی علم خواه
پنج روایت معتبر درباره شیطان
پنج روایت معتبر درباره شیطان

ای بچههای آدم! مگر از شما عهد نگرفته بودم که بنده شیطان نشوید؟!
به یک راه میماند، به یک مسیر که باید رفت. زندگیمان را میگویم. شاید راههای مختلفی باشد که از همهشان بشود رفت و رسید. همه شان بخورند به همان بزرگراه، به همان صراط مستقیم. اما توی همه این راهها یک نفر هست که هی جلوی پایمان مانع بگذارد، جادههای انحرافی بکشد، مسیرهای خاکی که تا بجنبیم کیلومترها از مقصد دورمان کرده است.
(1) هیچ تسلطی بر کسی ندارد. وَمَا کَانَ لَهُ عَلَیْهِم مِّن سُلْطَانٍ، قرار است فقط شاخصی باشد برای اینکه خودمان بفهمیم چند مرده حلاجیم. برای این که حجت بر ما تمام بشود. إِلَّا لِنَعْلَمَ مَن یُؤْمِنُ بِالْآخِرَةِ مِمَّنْ هُوَ مِنْهَا فِی شَکٍّ. (سبأ/21)
(2) گام به گام همراهیمان میکند. قدم اول را که با وعده و وعیدش برداریم، برداشتن قدمهای بعدی راحت میشود. بعد تا چشم باز کنیم میبینیم چقدر بیراهه رفتهایم. چقدر انرژیمان سوخت شده. باید پایید قدمها را. قرآن هی چپ و راست میگوید: وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ . پا جای قدمهای شیطان نگذارید. (بقره/ 168- بقره/ 208- انعام/ 142- نور/ 21)
(3) از صنعت بستهبندی شنیدهاید حتماً. که چقدر میشود با بستهبندیهای خوب و مرغوب، مشتری را - حتی به کالاهای نامرغوب- جذب کرد. شیطان این کاره است. اسم قرآنیاش میشود تسویل؛ الشَّیْطَانُ سَوَّلَ لَهُمْ (محمد/25). یعنی شیطان توی زرورق میپیچد برایتان بعضی کارها را، که به چشمتان خوب بیاید، که انجام بدهید. وَزَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطَانُ أَعْمَالَهُمْ. (عنکبوت/38)
(4) حزب تشکیل داده! بعضیها هم میروند و عضو حزبش میشوند: اولئک حزب الشّیطان. همانها که شیطان احاطهشان کرده، همه وجودشان را تسخیر کرده که اصلاً یاد خدا نیفتند. اسْتَحْوَذَ عَلَیْهِمُ الشَّیْطَانُ فَأَنسَاهُمْ ذِکْرَ اللَّهِ . اینجای ماجرا دیگر خیلی دردناک و ترسناک میشود! (مجادله/19)
(5) قشنگی ماجرا ولی آنجاست که برای بعضیها، سیاستهای شیطان نتیجه عکس میدهد. اصلاً همین که افکار شیطانی دورهشان میکند، همین که شیطان سراغشان میآید، بیشتر یاد «او» میافتند. إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِّنَ الشَّیْطَانِ تَذَکَّرُواْ . یکی از جاهایی که بصیرت شان گل میکند و چشمشان باز می شود همین جاست. فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ . خدا هم لابد مینشیند آن بالا و کیف میکند به این بندههاش. إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَواْ . (اعراف/201)
به یک راه میماند. به یک مسیر که باید رفت. زندگیمان را میگویم. قبل از این که راه بیفتیم امّا یکی ازمان عهد گرفته بود که پشت سر شیطان راه نیفتیم. بنده شیطان نشویم. یادتان هست؟
بسم الله الرّحمن الرّحیم
أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یَا بَنِی آدَمَ أَن لَّا تَعْبُدُوا الشَّیْطَانَ
مریم روستا، گروه دین و اندیشه تبیان
کلید گمراهی و پلیدی
کلید گمراهی و پلیدی

نشستهام روی صندلیای که آرم آرام تکان می خورد، کلیله و دمنه را دست گرفته ام ...؛ لذت میبرم از خواندن داستانهایش که مرا به فکر فرو می برد، به دور دستها ... .
"بازرگانی بود اندک مایه که می خواست سفر کند. صد من آهن داشت. در خانه دوستی، بر سبیل ودیعت نهاد و برفت. چون بازآمد؛ امین، ودیعت را بفروخته و بها، خرج کرده بود.
بازرگان، روزی به طلب آهن، به نزدیک او رفت. و مرد گفت: «آهن تو، در بیغوله خانه بنهاده بودم و احتیاط تمام بکرده، آنجا سوراخ موش بود، تا من واقف شدم، تمام بخورده بود». بازرگان جواب داد: «راست می گویی! موش، آهن، سخت دوست دارد و دندان او بر خاییدن آن قادر باشد!».
امین راستکار، شاد شد؛ یعنی پنداشت که بازرگان، نرم گشت و دل از آهن برداشت، گفت: «امروز به خانه من، میهمان باش». پس بازرگان به سوی خانه امین روان شد و چون به سر کوی رسید، پسری را از آنِ او ببُرد و پنهان کرد. چون بجستند و ندا در شهر دادند، بازرگان گفت: « من، بازی دیدم که کودکی را در هوا می برد ». امین فریاد برداشت که: «دروغ و محال چرا می گویی؟ باز، کودکی را چون برگیرد؟» بازرگان بخندید و گفت: «در شهری که موش، صد من آهن بتواند خورد؛ بازی نیز، کودکی را به مقدار ده من، بر تواند گرفت». امین دانست که حال چیست. گفت: «موش، آهن نخورده است، پسر، بازده و آهن بستان» ... " .
با خودم می اندیشم دل، وقتی ناپاک می شود؛ وقتی حب دنیا و ما فیهایش در آن جای می گیرد؛ تعفن دروغ هم به خود می گیرد ...
دل نـیــــــارامــد ز گفــــتـار دروغ آب و روغــــن هیچ نیفروزد فروغ
در حدیث راست، آرام دل است راستـی هـا، دانـه دام دل است
هر گناهى صورتى در پرده دارد که در عالم بصیرت و حقایق، به آن نمایان مىشود؛ کسى که شایستگى پس زدن این پرده و دیدن حقایق را داشته باشد، شاید بتواند چهره کریه و زشت پنهانى گناه را ببیند؛ چنان که نیکوکارىها نیز هر کدام صورتى بسیار زیبا در عالم مثال دارند، که اگر چشم دل به آن عالم گشوده شود، آن چهرههاى زیبا را خواهد دید. دروغگو نیز در آن عالم، چهرهاى زشت و صورتی منفور دارد که یکى از خصوصیات آن، بوى تعفنی است که از قلبش خارج مىشود که آسمانیان و ملکوتیان را از او بیزار و متنفر مىسازد.
دروغگو را مادامى که دروغ مىگوید، در آن عالم قدس راهى نیست. عالم قدس، جهان آسایش و خوشبختى است. چگونه مىشود کسى را در آن جهان، بار باشد، در صورتى که قدسیان از وجودش در عذاب باشند.
هر کلیدى با بسته اى سنخیت دارد. بسته اى کلید فلزى مىخواهد. بسته اى به کلیدهاى چوبى نیاز دارد. پارهاى از بسته ها کلید چرمى مى خواهند، مى گویند کلیدهاى گنج هاى قارون چرمى بوده است. رمز کلیدى مى خواهد که به وسیله آن گشوده گردد. هر علمى کلیدى دارد. مسائل ریاضى، کلید ویژه خود را دارند. خردمندان براى گشودن دشوارى هاى زندگى، در پى کلید آنها مى گردند. زبان هر کس، کلید شخصیت علمى و عقلى اوست.
فکر کردی که زبان در دهان خردمند چیست؟کلید در گنج صاحب هنر... .
چو در بسته باشد چه داند کسى که گوهر فروش است یا پیله ور
سخن، کلید پى بردن به ارزش یا بىارزشى سخن گوست.
تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد
به هر حال، هر قفلى کلیدى دارد، خواه قفل سعادت و خوشبختى باشد، خواه قفل زیان و بدبختی؛ کلید، هم درِ سعادت و خوشبختى را مى گشاید و هم درهاى بسته زیان و بدبختى را باز مى کند ...
گاهى در را می بندی تا اشیاى قیمتى و گران بها را محفوظ نگه داری که دزدى نرباید و گاهى موجودات خطرناک را مىبندی تا مردم را از خطر آنها محفوظ نگاه داری ... کسى که با دروغ سر و کارى نداشته باشد، از خطر گناهان به دور است و به نیکو کارى نزدیک، ولى وقتی با دروغ آشنا شد، درهاى گناهان به رویش گشوده مىشود و در سیاهچال بدبختى خواهد افتاد و گاه چنان در آنجا مسکن خواهد گزید که بیرون شدنش بسیار دشوار خواهد بود که زشتىها را در خانهاى گذاشتهاند و دروغ را کلید آن خانه قرار دادهاند.(1)

کمی با دقت تر به جهان اطرافت نگاه کن ... به آفریده های خدا ... در سراسر جهان هستی قانون صداقت و صراحت و حقیقت جاری است؛ هر چند به حسب ظاهر در عالم هستی تضادها و تعارضهایی دیده می شود، ولی دروغ و خیانت در طبیعت اصلاً وجود ندارد. حقایق ناب را اگر میخواهی، باید آنها را در طبیعت و هستی باید جستجو کنی و از زبان آفرینش باید بشنوی؛ مگر جز این است که تمام قوانین علمی و فلسفی، برداشتی است نسبی از جهان هستی و قوانین حاکم بر آن و طالبان حقیقت همه و همه در اسرار هستی می اندیشند و از آن الهام می گیرند و جز با هستی و قوانین حاکم بر آن سر و کاری ندارند؟ ... اما این انسان ظالم و ستمکار است که حق را با باطل به هم آمیخته و آن را وارونه جلوه می دهد؛ زیرا باطل محض را نمی شود به مردم ارائه داد که طبع حقیقت جوی مردم خود به خود آن را دفع می کند.
ابزار بسیاری از گناهان دروغ است. اینکه می بینی افراد دروغگو بدبینی و سوء ظن خاصی نسبت به همه کس و همه چیز دارند، با دروغ خود را بزرگ جلوه می دهند و با دروغ هزار گونه تملق می گویند ...؛ همه دروغ گویان باید بدانند که چه عواقب دردناک و آثار سوء معنوی و مادی ای متوجه آنهاست ... باید متوجه باشند که اگر چه دروغ در پاره ای از موارد نفع شخصی دارد، ولی نفعش آنقدر آنی و زودگذر است که به نفعش نمی رسد ... دروغ گو اگر شخصیت خودش را متزلزل نبیند، اگر شخصیت خودش را پرورش بدهد، اگر پایه های ایمان را درون خودش تقویت کند، می تواند از این صفت رذیله رهایی یابد؛ که هر چه در منجلاب آن بیشتر و بیشتر فرو رود، راه نجاتش سخت تر و سخت تر و شاید هم هیچ باشد ... .
دل پاک و مهذّب و آزموده، آبدیده و پخته و صیقل خورده، راست را از دروغ و راست گو را از دروغ گو تمیز می دهد؛ این سرّ پذیرش دعوت پیامبران است و آنان که دل ناپاک دارند، نه دعوت قبول می کنند و نه هدایت می شوند ...
«فَأَعْقَبَهُمْ نِفاقاً فِی قُلُوبِهِمْ إِلى یَوْمِ یَلْقَوْنَهُ بِما أَخْلَفُوا اللَّهَ ما وَعَدُوهُ وَ بِما کانُوا یَکْذِبُونَ»(2)
بنای خلقت و طبیعت از همان ابتدای آفرینش، بر حقیقت و راستی استوار شد تا آدمی دریابد که طریق کمال اگر بخواهد که بپیماید، همین راستی است و درستی و چه زیان کار است، انسان ظالم و ستمکار که حق را با باطل به هم می آمیزد و آن را وارونه جلوه می دهد... کلید گمراهی به دست می گیرد و همراه می طلبد برای گشودن صندوقچه تباهی ... بیچاره است و نگون بخت که خود را از رحمت الهی دور می کند و دورتر ... « إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ کَذَّاب» (3)
نشسته ام به مردار روبه رویم نگاه می کنم، بوی تعفنش مشامم را آزار می دهد؛ به خودم نگاه می کنم در آیینه رو به رو ... نکند این بوی کلام من باشد ... نکند این روسیاهی از آن من باشد ... به دستانم نگاه می کنم، به کلید در دستانم ... نباشد که کلید باز گشایی پلیدی ها باشد ... .
چشمانم را می بندم و به خدا پناه می برم از
«لایَجِدُ عَبدٌ طَعْمَ الإیمانَ حتّی یَترُکَ الکذبَ هزلهُ وجدّهُ؛ هیچ بنده ای مزه ایمان را نچشد، مگر این که دروغ را ترک کند، چه شوخی باشد و چه جدّی».(4)
کسی را که عادت بود راستی خطا گر کند در گذارند ازو
و گر نامـــــور شد به ناراستی دگر راست باور ندارند ازو
زهرا رضاییان - گروه دین و اندیشه تبیان
پی نوشت ها:
1. شعیری، جامع الاخبار، ص 418
2. توبه: 77.
3. غافر: 28.
4. بحارالانوار، ج72، ص249.
فراموش کردن قرآن گناهی بزرگ
فراموش کردن قرآن گناهی بزرگ

یکى از مهمترین آفات تلاوت و حفظ قرآن این است که زود فراموش مى شود. و از خاطره ها محو مى گردد. اگر کسى قرآن را حفظ نماید و فرا گیرد و در اثر بى توجهى و نخواندن ، آن را فراموش کند در قیامت از زیان کاران است .
پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله ) فرمود: بر حفظ و تلاوت قرآن مواظبت کنید! به خدایى که جان محمد در دست اوست ، قرآن ، زود فرار مى کند و فرارتر از شتر زانو بسته است .(1)
کسانى که قرآن را فرا گرفته و حفظ نموده بر دو طایفه اند، طایفه اى ، دائما با قرآن در تماسند و هر روز آن را تلاوت مى کنند، و کوشش مى کنند تا بهتر از روز قبل آن را بخوانند و در فهم مطالب آن دقیق تر مى شوند تا دستوراتش را به کار بندند.
طایفه دوم : کسانى هستند که بعد از فراگیرى و حفظ نمودن ، آن را ترک کرده تا جایى که قرآن فراموش مى شود و از ذهن آنان بیرون مى رود. این طایفه یا از اهل بهشتند و یا محروم از آن . اگر اهل بهشت باشند، مورد سرزنش قرآن قرار مى گیرند. به چند روایت در این مورد توجه کنید.
امام صادق (علیه السلام ) مى فرماید:
اگر کسى قرآن و یا سوره اى از آن را بیاموزد و بعد فراموش کند و در قیامت داخل بهشت شود، قرآن در زیباترین صورت و جمال ، از درجات و طبقات بالاتر، به آن شخص خطاب مى کند و مى گوید:
آیا مرا مى شناسى ؟ مى گوید: خیر، تو را نمى شناسم . مى گوید: آن سوره اى هستم که مرا فرا گرفتى ولى به دستوراتم عمل ننمودى و مرا ترک کردى . به خدا قسم ! اگر به من عمل مى کردى تو را به این درجه مى رساندم . آنگاه اشاره مى کند به آن درجات عالى تر و بالاتر.(2)
نیز چنین مى فرماید: کسى که سوره اى از قرآن را فراموش کند، آن سوره به بهترین صورت مجسم مى شود و در درجات عالى قرار مى گیرد. وقتى انسان آن را از درجات پایین مشاهده کرد، مى گوید: کیستى که من تا به حال بهتر از تو را ندیده ام ؟ اى کاش ! تو متعلق به من بودى . آن سوره در پاسخ مى گوید: آیا مرا نمى شناسى ؟ من فلان سوره مى باشم که بعد از فرا گرفتن فراموش کرده اى ، اگر فراموش نمى کردى تو را بالا مى بردم تا این مکان (مکان عالى ترى را به او نشان مى دهد.) (3)
و اما اگر فراموش کننده قرآن ، از اهل بهشت نباشد در قیامت گرفتار عذاب الهى خواهد بود.
پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله ) در این باره فرمود: فراموش کردن قرآن ، از گناهان بزرگ است . گناهان امت مرا بر من عرضه کردند، گناهى بزرگتر از سوره یا آیه اى فراموش شده از قرآن ندیدم که مسلمانى آن را حفظ کرده و بعد از اثر بى توجهى فراموش نموده است .(4) نیز فرمود: هر کس قرآن را بیاموزد، بعد در اثر بى توجهى و نخواندن آن را فراموش کند، روز قیامت با دو دست بریده ، خداوند را ملاقات خواهد کرد.(5)
در حدیث دیگرى فرمود: کسى که قرآن را بیاموزد بعد در اثر بى توجهى و اهمیت ندادن آن را فراموش کند، روز قیامت خدا را ملاقات مى کند در حالى که دست و پاى او را با غل و زنجیر به گردنش بسته اند، و به عدد هر آیه اى که فراموش کرده است خداوند مارى به او مسلط مى گرداند تا در جهنم همنشین او باشد، مگر این که به رحمت خودش او را بیامرزد.(6)
تنظیم: محمدی_گروه دین و اندیشه تبیان
منبع : تأثیر قرآن در جسم و جان ، مولف: نعمت الله صالحى حاجى آبادى
پی نوشت ها :
1- خلاصه الاتقان ،ص 37.
2- لئالى الاخبار، ج 3،ص 330.
3- لئالى الاخبار، ج 3،ص 325.
4- خلاصه الاتقان ،ص 37 و سفینه البحار،ج 2،ص 415.
5- خلاصه الاتقان ،ص 37 و سفینه البحار،ج 2،ص 415
6- سفینه البحار، ج 2،ص 415.
خطوط قرمز قرآن
حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)می فرماید: امام جواد علیه السلام به نقل از اجداد طاهرینش برایم حکایت فرمود که: عمروبن عبید به محضر مبارک امام صادق علیه السلام شرفیاب شد. هنگامی که سلام کرد و نشست این آیه شریفه را تلاوت نمود: الَّذِینَ یجْتَنِبُونَ کَبَائِرَ الْإِثْمِ وَالْفَوَاحِشَ إِلَّا اللَّمَمَ إِنَّ رَبَّکَ وَاسِعُ الْمَغْفِرَةِ هُوَ أَعْلَمُ بِکُمْ إِذْ أَنْشَأَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَإِذْ أَنْتُمْ أَجِنَّةٌ فِی بُطُونِ أُمَّهَاتِکُمْ فَلَا تُزَکُّوا أَنْفُسَکُمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقَى(النجم/32) همانها که از گناهان بزرگ و اعمال زشت دوری میکنند، جز گناهان صغیره (که گاه آلوده آن میشوند)؛ آمرزش پروردگار تو گسترده است؛ او نسبت به شما از همه آگاهتر است از آن هنگام که شما را از زمین آفرید و در آن موقع که بصورت جنینهایی در شکم مادرانتان بودید؛ پس خودستایی نکنید، او پرهیزگاران را بهتر میشناسد! آنگاه ساکت شده و از تلاوت ادامه آیه خودداری نمود. در این هنگام امام صادق علیه السلام از وی پرسید: چرا ساکت شدی (و قرائت را قطع نمودی)؟ عمروبن عبید پاسخ داد: دوست دارم بدانم کدامیک از گناهان در قرآن مجید به عنوان گناهان کبیره معرّفی شده اند. امام صادق علیه السلام فرمود: آری، ای عمرو! بزرگترین گناه کبیره، شرک به خداست. خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: مَنْ یشْرِکْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَیهِ الْجَنَّةَ (المائدة/72) زیرا هر کس شریکی برای خدا قرار دهد، خداوند بهشت را بر او حرام کرده است. دیگر از گناهان کبیره، سوگند دروغینی است که بدان وسیله مالی به دست آورند زیرا خدای –عزّوجلّ – می فرماید:إِنَّ الَّذِینَ یشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَأَیمَانِهِمْ ثَمَنًا قَلِیلًا أُولَئِکَ لَا خَلَاقَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ. کسانی که پیمان الهی و سوگندهای خود (به نام مقدس او) را به بهای ناچیزی میفروشند، آنها بهرهای در آخرت نخواهند داشت پس از آن ناامیدی از رحمت خداست، زیرا خداوند-عز و جل- می فرماید: وَلَا تَیأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لَا ییأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْکَافِرُونَ(یوسف/87)و از رحمت خدا مأیوس نشوید؛ که تنها گروه کافران، از رحمت خدا مأیوس میشوند!» پس از آن، ایمن دانستن خود از مکر و مجازات الهی است، زیرا خدای عزّوجلّ – می فرماید: أَفَأَمِنُوا مَکْرَ اللَّهِ فَلَا یأْمَنُ مَکْرَ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْخَاسِرُونَ(الأعراف/99)آیا آنها خود را از مکر الهی در امان میدانند؟! در حالی که جز زیانکاران، خود را از مکر (و مجازات) خدا ایمن نمیدانند! واز جمله ی گناهان کبیره، عاقّ والدین گشتن است زیرا خدای سبحان شخص عاقّ را جبّار و شقی دانسته است.(1) دیگراز گناهان کبیره، به ناحق کشتن کسی است که خداوند خونش را حرام شمرده(2) (و برای آن حرمت قائل گشته است) زیرا خدای – عزّوجلّ – می فرماید: وَمَنْ یقْتُلْ مُؤْمِنًا مُتَعَمِّدًا فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِیهَا وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَیهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَابًا عَظِیمًا(النساء/93) و هر کس، فرد باایمانی را از روی عمد به قتل برساند، مجازات او دوزخ است؛ در حالی که جاودانه در آن میماند؛ و خداوند بر او غضب میکند؛ و او را از رحمتش دور میسازد؛ و عذاب عظیمی برای او آماده ساخته است. دیگر از گناهان کبیره، متهّم ساختن زنان پاکدامن است زیرا خدای – عزّوجلّ- می فرماید: إِنَّ الَّذِینَ یرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ الْغَافِلَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ لُعِنُوا فِی الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ(النور/23) کسانی که زنان پاکدامن و بیخبر (از هرگونه آلودگی) و مؤمن را متهم میسازند، در دنیا و آخرت از رحمت الهی بدورند و عذاب بزرگی برای آنهاست.دیگر از گناهان کبیره، خوردن (ظالمانه) اموال یتیمان است زیرا خدای – عزّوجلّ - می فرماید: إِنَّ الَّذِینَ یأْکُلُونَ أَمْوَالَ الْیتَامَى ظُلْمًا إِنَّمَا یأْکُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ نَارًا وَسَیصْلَوْنَ سَعِیرًا(النساء/10) کسانی که اموال یتیمان را به ظلم و ستم میخورند، (در حقیقت،) تنها آتش میخورند؛ و بزودی در شعلههای آتش (دوزخ) میسوزند. دیگر از گناهان کبیره، فرار کردن از جنگ و جهاد (و بیرون رفتن از صف لشکریان اسلام) است زیرا خدای – عزّوجلّ – می فرماید: وَمَنْ یوَلِّهِمْ یوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلَّا مُتَحَرِّفًا لِقِتَالٍ أَوْ مُتَحَیزًا إِلَى فِئَةٍ فَقَدْ بَاءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِیرُ(الأنفال/16) و هر کس در آن هنگام به آنها پشت کند -مگر آنکه هدفش کنارهگیری از میدان برای حمله مجدد، و یا به قصد پیوستن به گروهی (از مجاهدان) بوده باشد- (چنین کسی) به غضب خدا گرفتار خواهد شد؛ و جایگاه او جهنم، و چه بد جایگاهی است!دیگر از گناهان کبره، رباخواری (=نزول خواری) است زیرا خدای – عزّوجلّ – می فرماید: الَّذِینَ یأْکُلُونَ الرِّبَا لَا یقُومُونَ إِلَّا کَمَا یقُومُ الَّذِی یتَخَبَّطُهُ الشَّیطَانُ مِنَ الْمَسِّ کسانی که ربا میخورند، (در قیامت) برنمیخیزند مگر مانند کسی که بر اثر تماس شیطان، دیوانه شده (و نمیتواند تعادل خود را حفظ کند؛ گاهی زمین میخورد، گاهی بپا میخیزد). دیگر از گناهان کبیره، جادوگری و سحر است زیرا خدای –عزّوجلّ – می فرماید: وَلَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِی الْآخِرَةِ مِنْ خَلَاقٍ؛ و مسلما میدانستند هر کسی خریدار این گونه متاع باشد، در آخرت بهرهای نخواهد داشت. و چه زشت و ناپسند بود آنچه خود را به آن فروختند، اگر میدانستند!! دیگر از گناهان کبیره، زنا است زیرا خدای – عزّوجلّ – می فرماید: وَمَنْ یفْعَلْ ذَلِکَ یلْقَ أَثَامًا(الفرقان/68)یضَاعَفْ لَهُ الْعَذَابُ یوْمَ الْقِیامَةِ وَیخْلُدْ فِیهِ مُهَانًا(الفرقان/69) و زنا نمیکنند؛ و هر کس چنین کند، مجازات سختی خواهد دید!*عذاب او در قیامت مضاعف میگردد، و همیشه با خواری در آن خواهد ماند! دیگر از گناهان کبیره، سوگند دروغینی است که بدان وسیله مالی به دست آورند زیرا خدای –عزّوجلّ – می فرماید:إِنَّ الَّذِینَ یشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَأَیمَانِهِمْ ثَمَنًا قَلِیلًا أُولَئِکَ لَا خَلَاقَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ. کسانی که پیمان الهی و سوگندهای خود (به نام مقدس او) را به بهای ناچیزی میفروشند، آنها بهرهای در آخرت نخواهند داشت؛ دیگر از گناهان کبیره خیانت کردن است زیرا خدای –عزّوجلّ – می فرماید: وَمَنْ یغْلُلْ یأْتِ بِمَا غَلَّ یوْمَ الْقِیامَةِ ثُمَّ تُوَفَّى کُلُّ نَفْسٍ مَا کَسَبَتْ وَهُمْ لَا یظْلَمُونَ(آل عمران/161) و هر کس خیانت کند، روز رستاخیز، آنچه را در آن خیانت کرده، با خود (به صحنه محشر) میآورد؛ دیگر از گناهان کبیره نپرداختن زکات واجب است زیرا خدای –عزّوجلّ – می فرماید:فَتُکْوَى بِهَا جِبَاهُهُمْ وَجُنُوبُهُمْ وَظُهُورُهُمْ هَذَا مَا کَنَزْتُمْ لِأَنْفُسِکُمْ فَذُوقُوا مَا کُنْتُمْ تَکْنِزُونَ(التوبة/35) و با آن صورتها و پهلوها و پشتهایشان را داغ میکنند؛ (و به آنها میگویند): این همان چیزی است که برای خود اندوختید (و گنجینه ساختید)! پس بچشید چیزی را که برای خود میاندوختید! دیگر از گناهان کبیره، نقض عهد و پیمان و قطع رَحِم (= بریدن از خویشاوندان) است دیگر از گناهان کبیره شهادت دادن دروغین و کتمان شهادت است زیرا خدای –عزّوجلّ – می فرماید: وَلَا تَکْتُمُوا الشَّهَادَةَ وَمَنْ یکْتُمْهَا فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ (البقرة/283) و هر کس آن را کتمان کند، قلبش گناهکار است. یکی دیگر از گناهان کبیره شراب نوشیدن است زیرا خدای –عزّوجلّ – از آن نهی نموده است همان گونه که از پرستیدن بتها نهی نموده است:یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَیسِرُ وَالْأَنْصَابُ وَالْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ(المائدة/90) ای کسانی که ایمان آوردهاید! شراب و قمار و بتها و ازلام [= نوعی بختآزمایی ]، پلید و از عمل شیطان است، از آنها دوری کنید تا رستگار شوید! دیگر از گناهان کبیره ترک نمودن عمدی نماز و یا هر واجب دیگر است زیرا رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: مَن تَرَکَ الصَّلاةَ مُتَعَمِّداً فَقَد بَرِیءً مِن ذِمَّةِاللهِ وَ ذِمَّةِ رَسُولِ اللهِ(3) دیگر از گناهان کبیره، نقض عهد و پیمان و قطع رَحِم (= بریدن از خویشاوندان) است زیرا خدای –عزّوجلّ – می فرماید: وَالَّذِینَ ینْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِیثَاقِهِ وَیقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یوصَلَ وَیفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ أُولَئِکَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ(الرعد/25) آنها که عهد الهی را پس از محکم کردن میشکنند، و پیوندهایی را که خدا دستور به برقراری آن داده قطع میکنند، و در روی زمین فساد مینمایند، لعنت برای آنهاست؛ و بدی (و مجازات) سرای آخرت! پس از این که سخنان امام صادق علیه السلام به اینجا رسید، عمروبن عبید، در حالی که با صدای بلند گریه می کرد از نزد آن حضرت برگشته و می گفت: هر کس به رأی خویش متّکی بوده و در برابر شما اهل بیت عصمت و طهارت ادّعای فضیلت و دانش نماید، هلاک گشته است.(4) ____________________ 1.اشاره به آیه: (ولم یجعلنی جبارا شقیا)(مریم/32) . 2.تعبیری است برگرفته از: انعام/151، اسرآء/33، فرقان/68 3. هر کس نماز را عمدا ترک کند از پناه خدا و رسول خارج گردیده است. 4.برگرفته از: هزار و یک حکایت قرآنی، محمد حسین محمدی -------------------------------------------------------------------------------- تنظیم برای تبیان: شکوری_کارشناس بخش قرآن
سه اثر ویرانگر گناه

بی مقدمه بروم سر اصل مطلب:
آیا میدانید با گناهی که میکنید، چه بلایی دارید سر خودتان میآورید؟
قطعا نمیدانید که چنین میکنید وگرنه چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی!
اما میخواهم صورت شما به آتشی که به خرمن وجود خود میزنید نزدیک کنم تا شاید سوزی که به گونههایتان مینشنید، شما را به هراس آورده و خدا کند که خود را عقب کشید.
حضرت زینالعابدین علیه السلام میفرماید: «گناه»، سه خسارت سنگین به بار میآورد:
خسارت اول گناه، پوشاندن لباس ذلّت
اََلْبَسَتْنِی الْخَطَایَا ثَوْبَ مَذَلّتِی1
گناه انسان را در پیشگاه خداوند بسیار خوار، و بیارزش میکند. اگر این پستی و بیمقداری در وجود آدم بماند و با توبه، فرد به عزت و شخصیت انسانیاش بر نگردد، در قیامت، راه نجات بر روی او بسته خواهد بود.
سند این سخن، آیۀ نهم سورۀ مبارکۀ اعراف است که حق تعالی میفرماید: وَ مَنْ خَفَّتْ مَوَازِینُهُ... «خف»؛ یعنی سُبک، بیارزش و بیمقدار....فَأُولئِکَ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُم بِمَا کَانُوا بِآیَاتِنَا یَظْلِمُونَ. (همان). اینها در قیامت میبینند که با گناه، تمام سرمایۀ وجودشان را تباه کرده و در زندگیشان چیزی که در میزان قیامت قابل وزن باشد تا بر آن پاداش داده شود، نمانده است. وَ مَنْ خَفَّتْ مَوَازِینُهُ فَأُولئِکَ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُم بِمَا کَانُوا بِآیَاتِنَا یَظْلِمُونَ. یعنی خسران و تباهی اصل وجود؛ یعنی این قدر بیمقدار و بیارزش شدند که انگار از آنها چیزی نمانده که آن را به حساب بیاورند. اگر این گناهان ظاهر و آشکار هم باشد، در میان خانواده، جامعه و آشنایان، آبرویشان رفته و پیش چشم دیگران هم پست و بیمقدار و بیاعتبار میشوند.
خسارت دوم گناه، دوری از قرب حق
جَلَّلَنْیِ الّّتَبَاعُدُ مِنْکََ لبَاسَ مَسَکَنَتِی
به تدریج گناه باعث دور شدنم از حضرتت شده است. این دوری تا جایی ممکن است ادامه پیدا کند که من را از هر عبادتی و خدمتی بازداشته و زمینگیر سازد: ثُمَّ کَانَ عَاقِبَه الَّذِینَ أَسَاءُوا السُّوءى أَن کَذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّهِ وَکَانُوا بِهَا یَسْتَهْزِئُونَ (روم: 10).
«گناه»، وقتی زمانش طولانی شود و دایمی گردد و به تعبیر خود قرآن، مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ: پی در پی و پیوسته شود، تا وقت مرگ باعث میشود که تمام نیروهای معنوی انسان از دست برود و او تبدیل به ُاُولئِکَ کَالْأَنْعَامِ (اعراف: 179) گردد؛ که دیگر نمیتواند نه قدم عبادت بردارد، و نه قدم خدمت. این گونه، «گناه»، انسان را خلع سلاح میکند.
خسارت سوم گناه، مرگ قلب
وَ اَمَاتَ قَلَبِی عَظَیمَ جَنَایَتِی

امّا ضرر و خسارت سوم گناه که سنگینترین خسارت است، و در بیان آن، امام زین العابدین علیه السلام خود متأثّر شده و در پیشگاه پروردگار به التماس و گریه میافتد: وَ اَمَاتَ قَلَبِی عَظَیمَ جَنَایَتِی: «گناه»، باعث مرگ قلب میشود.
وقتی قلب بمیرد خدا در افق یک مّیت، چه طلوعی دارد؟ خدا اگر بخواهد با صفاتش طلوع کند، طلوع حضرت حی در افق حی خواهد بود. هیچ وقت حضرت حی در افق میت، طلوع نمیکند، میّت هر کس میخواهد باشد.
قلب مرده، نه محلّ طلوع رحمانیت است، نه محل طلوع رحیمیت؛ نه محلّ طلوع حکمت است، نه محلّ طلوع لطف؛ نه محلّ طلوع مهر است، نه محلّ طلوع رزاقیت؛ نه محلّ طلوع ربوبیت.
امیرمؤمنان علیه السلام این قلب مرده را در سینه هر کس دید، چنین توصیف نمود: فَالصُّورَة صُورَة إِنْسَانٍ وَ الْقَلْبُ قَلْبُ حَیَوَانٍ (نهجالبلاغه، خطبه 85). قیافه، قیافه آدمیزاد است و قلب، قلب حیوان؛ یعنی دل، دلِ شتر، گاو، الاغ، سگ و گرگ است. این دلمردگی، خسارت «گناه» است.
اما درمان این بیماری خانمان سوز
تنها درمان گناه توبه است و توبه یعنی به سوی عزت رفتن. توبه یعنی رفتن به سوی این که صلاح از دست رفته را برگرداند. توبه یعنی مرده را زنده کردن.
دین و اندیشه تبیان - حسین عسگری
1- بحارالانوار، ج 91، ص 142
حدیث روز 4 آبان ( بزرگترین گناهان )
امام صادق (ع) :
بزرگترین گناهان کبیره :
1- شرک به خداوند عظیم
2- قتل نفسی را که خدا حرام کرده است مگر به حق
3- خوردن اموال یتیمان
4- عاق والدین
5- نسبت زنا دادن به زنان عفیف و پاک دامن
6- فرار از لشکری که به سوی دشمن و جهاد می رود
7- انکار آنچه خدا نازل کرده است
پاک کردن گناه با چاقو و ساطور! (+عکس)
فان پاتوق
دوری از گناه و محرمات

از انتظارات مهم تمام امامان و همچنین امام صادق(علیهمالسلام) این است که شیعیان از گناه به شدت دوری نمایند و هرگز به بهانه شفاعت و محبت اهل بیت، دور گناه نروند، چرا که گناه راه رسیدن به محبت و ولایت اهل بیت را نیز سد میکند.
متأسفانه امروزه مردم بر این باورند که میتوانند هر گناهی انجام دهند، و هر عمل زشتی را مرتکب شوند، آنگاه با گریه و عزاداری برای امام حسین(علیهالسلام) و اظهار محبت به اهل بیت(علیهمالسلام) همه را جبران کنند. از طریق ربا و کلاهبرداری پول، در میآورند ولی مقداری از آن را نذر امام حسین(علیهالسلام) میکنند به خیال این که حساب پاک شده است.
خمس و زکات مال خود را نمیپــردازند ولی به زیارت امام رضا(علیهالسلام) یا به عتبات عالیات (کربلا و نجف) مشرف میشوند، نماز نمیخوانند اما در شب عاشورا تا نصف شب سینه میزنند و ... اینان بدانند که هرگز ائمه ما از آنها راضی نمیشوند، مگر دست از گناه بردارند. امام باقر(علیهالسلام) در این باره میفرماید.
به خدا قسم کسی به خدا تقرب نمییابد مگر بوسیله طاعت و بندگی، ما مدرکی برای دوری از آتش در دست نداریم و نه کسی به نفع خود از خدا حجتی گرفته است، (بنابراین) هر کس مطیع و فرمانبر خدا باشد او دوست ما است و هر کس خدا را معصیت کند دشمن ما شمرده میشود، و (بدانید که) رسیدن به ولایت و دوستی ما جز از راه عمل و دوری از حرام میسر نیست.» (1)
امام علی(علیهالسلام) فرمود: «دوست و نزدیک پیامبر اسلام کسی است که خدا را فرمان برد، اگر چه خویشاوندیاش با آن حضرت دور باشد، و دشمن رسول خدا(صلی الله علیه و آله) کسی است که خدا را فرمان نبرد، هر چند از نزدیکان نسبی آن سرور باشد.» (2)
آری در پیشگاه خداوند و معصومان، سلمان فارسی مطیع خدا و بلال حبشی پیرو حق، از ابولهب که عموی پیامبر است ولی کافر به خداوند است و سرکش نسبت به فرامین الهی، برتر و بالاتر است.
امام صادق(علیهالسلام) نه تنها انتظار دارد که شیعیان، گناه و معصیت نکنند بلکه از شرکت در مجالس گناه نیز خودداری کنند. چرا که یکی از عوامل تأثیرگذار بر روح آدمی محیط اطراف، از جمله محفلهای آلوده است، لذا امام صادق(علیهالسلام) مؤمنین را از شرکت در چنین محافلی نهی نموده است. آن جا که فرمود: «لا ینبغی للمؤمن انی یجلس مجلساً یعصی الله فیه ولا یقدر علی تغییره(3)؛ برای مؤمن شایسته نیست که در مجلسی بنشیند که در آن معصیت خداوند انجام میشود و او توانایی تغییر آن را ندارد.
گروه دین و اندیشه تبیان، مهری هدهدی .
مژده: ابزار تست قبولی نماز؛ با استفاده آسان!
عن ابى عبد الله: من احب ان یعلم : اقبلت صلوته ام لم بقتل ؟ فلینظر هل منعته صلوته عن الفحشاء و المنکر؟ فبقدر ما منعته قبلت منه
امام صادق علیه السلام فرمودند: هر کس مى خواهد بداند نمازش قبول شده است یا نه ، باید ببیند آیا نمازش او را از، گناهان بازمیدارد؟ به هر اندازه باز دارنده باشد به همان اندازه نماز او پذیرفته شده است .
بحارالانوار ، ج 82 ، ص 198
تبیان
مهمترین عامل بازدارنده از گناه
سوره ی مبارکه ی سبأ

سوره سبأ سی و چهارمین سوره قرآن با 54 آیه است . سورهی مبارکه، درباره اصول سه گانه یعنی وحدانیت، نبوت و رستاخیز و پس از این اصول از اعتراضات منکران آن و شبهات آنها سخن میگوید. این شبهات را با روشهای حکمت و موعظه و جدال احسن دفع میکند و بیش از همه به امر معاد و رستاخیز اشاره کرده و مکرر آن را تکرار میکند.1
« وَلَقَدْ صَدَّقَ عَلَیْهِمْ إِبْلِیسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلَّا فَرِیقًا مِّنَ الْمُؤْمِنِینَ»2
این آیه کریمه در انتهای داستان قوم سبأ که مورد عذاب الهی واقع شدند ذکر گردیده است. ابلیس گمان خود را در مورد آنها صادق یافت در آنجایی که به پروردگار عرض کرد «لاُغوینهم و لا ضلّنهم» « لاَ تَجِدُ أَکْثَرَهُمْ شَاکِرِینَ »3 او آنها را گمراه و اغوا کرد و از مقام شاکر بودن نسبت به پروردگار دور کرد.
« وَمَا کَانَ لَهُ عَلَیْهِم مِّن سُلْطَانٍ إِلَّا لِنَعْلَمَ مَن یُؤْمِنُ بِالْآخِرَةِ مِمَّنْ هُوَ مِنْهَا فِی شَکٍّ»4
آنها با سوء اختیار و انتخاب بد خود، شیطان را بر خود مسلط کردند و منشأ این تبعیت نیز شک و تردیدی بود که در دلهای آنها نسبت به امر آخرت وجود داشت. از اینجا روشن میشود،تنها عامل بازدارند از معصیت و دعوت کننده به طاعت همان ایمان به آخرت است.5
تالیف: استاد محمد حسین رحیمی - گروه دین و اندیشه سایت تبیان
کلید آزادی از قفس گناهان
ماه رمضان، ماه آزاد شدن
بزرگان ما گفتهاند: گرچه روزه گرفتن سخت و دشوار است، ولی لذت شنیدن این ندای خداوند که میفرماید: ?یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیَامُ ...?[?] خستگی روزه را از انسان میگیرد: «لذة ما فی النداء أزال تعب العبادة والعناء»[?] با شنیدن این ندا عبادت برای ما سهل و روان میگردد.
رسول خدا(صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم) در آخرین جمعه? ماه شعبان خطبهای ایراد فرمودند که: «یا أیّها الناس إنّ أنفسکم مرهونةٌ بأعمالکم ففکّوها بإستغفارکم»[?] مردم شما آزاد نیستید؛ در قفس هستید و نمیدانید که در قفس هستید. گناهانتان شما را در فقس زندانی کرده است. در ماه مبارک رمضان با استغفار، خود را آزاد کنید.
انسان گناهکار بدهکاراست و بدهکار باید گرو بسپرد. اینجا خانه و زمین را به عنوان گرو قبول نمیکنند؛ بلکه جان را به گرو میکیرند. آنکه میگوید من هر چه بخواهم میکنم، هر جا بخواهم میروم و هر چه بخواهم میگویم، او اسیر است؛ آزاد نیست. گرفتار هوس و آزاست، برده است نه آزاد.
هیچ ارزشی در اسلام به اندازه ارزش آزادی نیست. علی(علیهالسلام) میفرماید: «من ترک الشهوات کان حرّاً»[?] آزاد کسی است که شهوتها را ترک کند.
معصومین(علیهمالسلام) در بسیاری از کلمات به ما آموختند که آزاد بشوید. آزاد شدن از دشمن بیرونی چندان مهم نیست. آزاد شدن از دشمن درونی مهم است.
راه تشخیص بنده بودن یا آزاد بودن این است که اگر به دلخواه خود عمل میکنیم معلوم میشود در قفس آز و طمع زندانی هستیم؛ و اگر به خواسته? خدای سبحان عمل کنیم، آزاد هستیم. انسان آزاد به غیر خدا نمیاندیشد.
از برجسته ترین وظایف در ماه مبارک رمضان آزاد شدن و رهیدن است. انسان باید این قفسها و میلههای پولادین را که با دست خود ساخته بشکند.
راه آزادی،استغفار و طب آمرزش است.از این رو گفتهاند: در شبانه روز چندین بار بگویید «استغفر الله ربی وأتوب إلیه»[?] .
در نماز و غیر نماز برای خود و دیگران طلب آمرزش کنید، نه برای رهایی از آتش و نه برای رفتن به بهشت و متنعم شدن در آن بلکه باید هدف بالاتر از این مسائل باشد.
انسان گناهکار بدهکاراست و بدهکار باید گرو بسپرد. اینجا خانه و زمین را به عنوان گرو قبول نمیکنند؛ بلکه جان را به گرو میکیرند. آنکه میگوید من هر چه بخواهم میکنم، هر جا بخواهم میروم و هر چه بخواهم میگویم، او اسیر است؛ آزاد نیست. گرفتار هوس و آزاست، برده است نه آزاد.
انقلاب اسلامی هم برای آزادی بود؛ اما نه آزادی از بندگی خدا. انقلاب برای این بود که ما بنده? خدا شویم ولا غیر. دین را از حکومت دیگران نجات دهیم تا فقط در اختیار خداوند باشد.
امیر مؤمنان (علیهالسلام) در نامهای به مالک اشتر میفرماید: «إنّ هذا الدین کان أسیراً فی أیدی الأشرار، یعمل فیه بالهوی و یُطلب به الدنیا»[??] این دین اسیر دشمنان بود، به میل خود عمل کرده و دنیا طلبی مینمودند.
کسانی که در دنیا شکست میخورند گرفتار اسارت نفس هستند. هم میل به ماندن در دنیا دارند و هم از رها شدن میترسند. اسلام این دو اصل را محکوم، و دو اصل اصیل دیگری جایگزین آن کرده است: یکی اینکه به طبیعت دل نبندید، دیگر آنکه از ماورای طبیعت نترسید.
علی (علیهالسلام) فرمود: «ألا حرٌّ یَدعُ هذه اللّماظة لأهلها»[??] آیا انسان آزادهای پیدا میشود که این مانده? لای دندان نسل گذشته را ترک کنید؟ آنچه فعلاً به نام دنیاست مانند مقام، مسکن، زمین یا ثروت و… از آنها نسل قبل، استفاده کرده و لای دندانش مانده و امروز به شما رسیده است. آنچه فعلاً در روی زمین است، همه? این مقامها، ثروتها، اوهام و خیالها، تهمانده و لُماظهای است که انسان آزاده باید آن را رها کند.
در قرآن کریم میفرماید: ?کُلُّ امْرِئٍ بِمَا کَسَبَ رَهِینٌ?[??] یا در جایی دیگر: ?کُلُّ نَفْسٍ بِمَا کَسَبَتْ رَهِینَةٌ? همه در گرو عمل خویش هشتند. فقط یک عده آزادند: ?إِلاَّ أَصْحَابَ الیَمِینِ?[??] . اصحاب یمین افرادی هستند که، مصاحب با میمنت و همنشین با یُمن و برکتند. چیزی جزء برکت از آنها انتظار نمیرود. و آنها هم کاری جزء یُمن و برکت ندارند. این بهترین نعمت است که خداوند سبحان ما را به تحصیل آن فرا میخواند.
ماه رمضان،ماه آزاد شدن است؛ هر روزکه میگذرد، یک بند از بندهایی که با دست خود تنیدهایم، باید بگسلد تا آزاد شویم. بهترین راه برای آزاد شدن پی بردن به حکمتهای عبادات است.
برگرفته از بیانات آیت الله جوادی آملی(مد ظله العالی)
تنظیم برای تبیان: گروه دین و اندیشه_شکوری
نگاه کردن
رسول خدا (ص) :
نگاه کردن « به نامحرم » یکی از تیرهای زهر آلود ابلیس است . پس هر کس که از ترس خدا چشم خود را « به نامحرم » فرو ببندد ، خداوند به او ایمانی عطا فرماید که حلاوت و شیرینی آن را در دلش می یابد .
نظرات ()
