شناختنامه «معمر قذافی» دیکتاتور دیوانه
قذافی و یاسر عرفات؛ دو سال پیش، قذافى رهبر کاخ متعلق به یاسرعرفات درجزیره مالت را به قیمت یک میلیون دلار خریداری کرد.
قذافى به خاطر نحوه لباس پوشیدن خود و داشتن محافظان زن معروف است.
ادامه
ادامه مطلب8 روایت درباره مختار ثقفی
8 روایت درباره مختار ثقفی

اشاره:
مختار ثقفی از جمله چهره های جنجالی تاریخ است که درباره ابعاد شخصیتی او دیدگاه های ضد و نقیضی وجود دارد. تذکره نویسان اموی و تارخ نویسان دربار جور، هر چه می توانستند در تحریف و ترور شخصیت وی قلم فرساییده اند. اما قدر مسلم، حرکت تاریخی مختار و خونخواهی او از حسین علیه السلام، که بنا به قولی مورد تایید امام زمان، حضرت زید العابدین علیه السلام، نیز واقع گردیده است چیزی نیست که بشود با چنین تحریفاتی از ذهن تاریخ پاک کرد.
در مقال حاضر خواهید دید که در منابع روایی ما، دو گونه مواجهه با وی شده است: روایت های در تایید او وروایتهایی در مذمت او.
اما اینکه کدام دسته از روایت ها نزدیک به واقع است چیزی است که با مطالعه این مقال بدان خواهید رسید.
ابو اسحاق، مختار بن ابی عبید ملقب به کیسان، در سال اول هجری به دنیا آمد،1 وی از طایفه «ثقیف» از اعراب طائف بود که در میان اعراب معروف به شجاعت، سلحشوری، سخاوت و جوانمردی بودند.2 مختار از دوران کودکی، دارای عقل و هوش سرشار و فردی حاضر جواب، زیرک و بلند همت بود و در سختیهای زندگی و کوران حوادث، همیشه سربلند بود.3 سیزده سال بیشتر نداشت که همراه پدرش در جنگ با ایرانیان «قسّ الطائف»، شرکت نمود.4
وی از مشهورترین شخصیتهای عرب است که تاریخ اسلام به خودش دیده است. نقش زیادی در حوادث مهم سیاسی – اجتماعی داشته است. در سال 61، زمانی که مسلم بن عقیل (ع) به کوفه آمد تا برای حضرت ابا عبدالله (ع) بیعت بگیرد، او اولین نفری بود که با مسلم (ع) پیمان بست، سپس خانهاش را در اختیار مسلم قرار داد تا در آنجا، مسلم از مردم بیعت بگیرد.5
پس از ورود ابن زیاد به کوفه و فراری شدن مردم از دور مسلم، مختار به همراه عدهای دیگر از بزرگان کوفه به زندان افتادند، ولی پس از جریان کربلا، با وساطت شوهر خواهرش؛ عبدالله بن عمر -فرزند خلیفه سوم- که در میان مردم به عنوان صحابی رسولالله (ص) و فقیه، مشهور بود، نزد یزید از زندان آزاد شد. پس از اطلاع یافتن از آمادگی مردم کوفه، در سال 64 هجری از مکه وارد کوفه شد. در این زمان قیام توابین با شکست روبرو شده بود.6 مختار پس از شکست قیام توابین، در تاریخ چهارشنبه 16 ربیعالثانی سال 66 هجری با شعار یا لثاراث الحسین (ع) و بر اساس کتاب خدا، سنت رسولالله (ص)، طلب خون امام حسین و یاری مظلومان قیام کرد و همه قاتلین جریان کربلا و کسانی که در آن واقعه نقش داشتند را به سزای عملشان رساند؛ یا به قتل رساند و یا آواره کرد و خانه آنها را ویران نمود تا غم¬های دل اهل بیت (ع) و محبّین ایشان تا حدودی تسکین یابد.7
از مجموع قرائن و روایات به دست میآید که خروج و قیام مختار، مورد رضایت خداوند و چهارده معصوم بوده است و شواهد زیادی بیانگر این امر است. مثلا یکی از قرائن این است؛ زمانی که میثم به همراه مختار در زندان به سر میبرد، میثم به او خبر داد که او بر علیه قاتلین کربلا قیام خواهد نمود، بیشک اگر قیام او مورد رضایت اهل بیت (ع) نبود، میثم این امر را به مختار گوشزد میکرد. از ظاهر برخی دیگر از روایات به دست میآید که قیام او با اذن و اجازه خاص امام سجاد(ع) بوده است.8 از جمله این روایات، اجازهای است که وی از محمد بن حنفیه گرفته است. ممکن است گفته شود اجازه از محمد حنفیه دلیل بر رضایت ائمه از قیام او متار نمی¬شود، ولی با توجه به اینکه از طرفی، مختار میدانست هر گونه حکومت و سیاستی جز به فرمان معصوم صحیح نیست، و از سوی دیگر با توجه به شخصیت و تقوای محمد، او بدون اذن امام زمانش، اجازه چنین کاری را صادر نمی¬کند، و عدم اذن مستقیم از امام (ع) به خاطر رعایت شرایط تقیه بوده است؛ او برای گرفتن اجازه به سراغ محمد بن حنفیه میرود، در این دیدار محمد بن حنفیه او را به تقوا سفارش میکند و با رعایت شرایط تقیه، سخنانی میگوید که مختار از آن، اجازه برای قیام می فهمد.9 و با توجه به شخصیت معنوی محمد بن حنفیه، میتوان گفت اجازه او با اذن امام سجاد بوده است.
ابا عبدالله (علیهالسّلام)، پس از خطبهای که در راه کربلا ایراد نمودند، میفرمایند: «پروردگارا، آن جوانمرد ثقیفی را بر آنان مسلط کن تا جام تلخ مرگ و ذلت را به ایشان بچشاند و از قاتلان ما احدی را معاف نکند. به جای هر قتلی، کشتنی و به جای ضربت، ضربتی؛ و انتقام مرا و خواندن و دوستان و شیعیانم را از اینها بگیرد»
روایات درمورد مختار
در مورد قیام مختار، دو دسته روایت وارد شده است: 10
دسته اول روایاتی است که به مذمت مختار پرداخته و او را شخص کذاب معرفی میکند.
در مورد این روایات میتوان گفت:
اولّاً: این احادیث از نظر سندی ایراد دارند.11
ثانیاً: مختار کسی است که از قاتلین اهل بیت (ع) و سرور شهیدان انتقام گرفته است و عمل او قطعاً خداوند و اهل بیت (ع) بوده است پس چطور میتوان گفت مورد بغض و نفرت اهل بیت (ع) بوده است. پس به نظر میرسد این روایات ساخته دست دشمنان و مخالفین مختار است تا شخصیت او را نزد شیعیان زیر سؤال ببرند.12
در مقابل روایاتی است که به مدح مختار و قیام او پرداخته است، که چند مورد از آنها را ذکر میکنیم:

1) حضرت امیر (ع)میفرمایند:13
«سیُقتل ولدی الحسین و سیَخرج غلام من ثقیف و یَقتل من الذین ظلموا ثلاثمائه و ثلاثة و ثمانین الف رجل»
«به زودی فرزندم حسین کشته خواهد شد، ولی طولی نمیکشد که جوانی از قبیله ثقیف قیام خواهد کرد و از این ستمکاران، انتقام خواهد گرفت به طوری که تعداد کشتههای آنان به سیصد و هشتاد و سه هزار نفر خواهد رسید»
2) حضرت امیر (ع)در ضمن بیان مشابهت مسلمین با بنی اسرائیل میفرمایند:14
«به زودی ستمکاران، توسط کسی که خداوند برای انتقام ما بر آنان خواهد فرستاد، به بلایی گرفتار خواهند شد و این به خاطر فسق و جنایتی است که مرتکب شدهاند، همانگونه که بنی اسرائیل گرفتار عذاب شدند ... او جوانی از قبیله ثقیف است که او را "مختار بن ابی عبید" میگویند.»
3) ابا عبدالله (علیهالسّلام)، پس از خطبهای که در راه کربلا ایراد نمودند، میفرمایند:15
«پروردگارا، آن جوانمرد ثقیفی را بر آنان مسلط کن تا جام تلخ مرگ و ذلت را به ایشان بچشاند و از قاتلان ما احدی را معاف نکند. به جای هر قتلی، کشتنی و به جای ضربت، ضربتی؛ و انتقام مرا و خواندن و دوستان و شیعیانم را از اینها بگیرد»
امام صادق (ع)هم در مورد او فرمودند: «(پس از حادثه کربلا)، هیچ زنی از زنان آرایش نکرد و خضاب نیست، تا زمانی که مختار، سر بریده ابن زیاد و عمر سعد را برای ما فرستاد»

4) پس از ارسال سر بریده عمر سعد و ابن زیاد نزد امام سجاد (ع)، ایشان در حق مختار فرمودند:16
«حمد و ستایش، خدایی را که انتقام ما را از دشمنانم گرفت و خداوند به مختار، پاداش و جزایی خیر عطا فرماید»
5) پس از ارسال سر بریده و ابن زیاد نزد محمد حنفیه، ایشان فرمودند:17 «خداوند به او پاداش خیر دهد و بهترین پاداش را بدهد. همانا او انتقام ما را گرفت و رعایت حق او بر همه فرزندان بنی مطلب واجب گردید»
6)شیخ طوسی نیز روایتی را از عبدالله بن شریک نقل کرده که: «روز عید قربان در منا، خدمت امام باقر(ع)رسیدیم؛ در حالیکه امام(ع) در خیمهگاهشان نشسته بودند، ایشان شخصی را در پی سلمانی فرستادند تا بیاید و موی حضرت را اصلاح نماید. من روبروی حضرت نشسته بودم که ناگهان پیرمرد محترمی از اهل کوفه بر امام(ع) وارد شد و خواست دست ایشان را ببوسد؛ اما حضرت نگذاشت، سپس رو به پیرمرد کرده فرمودند: شما کیستید؟
آن مرد عرض کرد: من ابوالحکم فرزند مختار بن ابیعبید هستم.
امام(ع) تا او را شناخت با وجود آن که فاصله کمی با آن مرد داشت، دست او را گرفت و به نزدیک خود کشاند تا جایی که نزدیک بود روی زانوی خود بنشاند، سپس او را در کنار خود جای داد.
فرزند مختار رو به امام(ع) کرد و عرض نمود: خداوند کارت را اصلاح کند مردم درباره پدرم حرفهای زیادی میزنند و چیزهایی میگویند؛ اما حق همان است که شما بفرمائید؛ امام(ع) پرسید: چه میگویند؟ گفت: میگویند کذّاب؛ امام(ع) با شگفتی فرمود: سبحان الله؛ به خدا سوگند پدرم(ع) به من خبر داد که مهر مادر من همان پولی بود که مختار برایش فرستاده بود، سپس امام(ع) ادامه داده فرمودند: مگر او نبود که خانههای خراب ما را از نو ساخت؟ مگر او قاتل قاتلین ما نیست؛ مگر او خونخواه ما نبود، خدا رحمتش کند. به خدا سوگند پدرم به من خبر داد که هر گاه مختار به خانه فاطمه دختر امیرالمومنین(ع) وارد میشد، آن بانو او را احترام میگذاشت و فرش برایش میگستراند و متکایی میگذاشت مختار بر آن مینشست و از او حدیث میشنید. آنگاه امام باقر(ع) رو به فرزند مختار کرده فرمودند: خدا پدرت را رحمت کند، خدا پدرت را رحمت کند او حق ما را گرفت و قاتلین ما را کشت و به خونخواهی ما قیام کرد.18
7) نزد امام باقر سخن از مختار به میان آمد: عدهای به وی ناسزا میگفتند، حضرت فرمودند:19«به مختار ناسزا نگوئید، زیرا او بود که قاتلین شهدای ما را کشت و انتقام خون، را از (دشمنان) گرفت و ... .
8) امام صادق (ع) هم در مورد او فرمودند:20
«(پس از حادثه کربلا)، هیچ زنی از زنان آرایش نکرد و خضاب نیست، تا زمانی که مختار، سر بریده ابن زیاد و عمر سعد را برای ما فرستاد»
از مجموع این احادیث به دست میآید که در شخصیت و حُسن عقیده مختار هیچ شک و شبههای نیست و قیام او مرضیّ خدا و اهل بیت پیامبر (ص) بوده است. 21و از طلب رحمتی که حضرت سجاد (ع) در حق او نمودند، روشن میشود که مسلک او امامی بوده است. بنابراین ایراد "کیسانی" بودن و دعوت مردم به سوی خویش و امامت محمد بن حنفیه وارد نیست. چون طلب رحمت از سوی ائمه (ع) برای شخصی که اعتقادش بر حق نباشد، جایز نیست.
فرآوری: شکوری
دین و اندیشه
[1]- میرخواند محمد بن شرفالدین؛ روضة الصفا، تهران، انتشارات خیام، 1338ه، ج3، ص 208.
[2]- ثقفی، ابواسحاق؛ الغارات، (چاپ جدید)، بیتا، بیجا، ج2، ص 517.
[3]- ذوب الناظر؛ ابن نما به نقل از بحارالانوار، ج45، ص 350.
[4]- مجلسی، محمدتقی؛ بحارالانوار، مکتب اسلامیه، تهران، انتشارات اسلامیه، 1394ه.ق.، ج45، ص 350.
[5]- روضة الصفا، ج3، ص 208.
[6]- اخطب خوارزمی، مقتل الحسین (علیهالسّلام)، منشورات المفید، قم، بیتا، ج2، ص 202.
[7]- بحارالانوار، ج45، ص 333.
[8]- خوئی، سید ابوالقاسم؛ معجم رجال الحدیث، انتشارات مرکز نشر الثقافة، نجف، چاپ پنجم، 1413ه، ج19، ص 109.
[9]- انساب الاشراف، بلاذری، مکتبة المثنی، بغداد، بیتا، ج5، ص 218.
[10]- معجم رجال الحدیث، ج19، ص 102.
[11]- همان.
[12]- بحارالانوار، ج45، ص 386؛ به نقل از رساله ذوب النضار، ابن نما.
[13]- معجم رجال الحدیث، ج19، ص 102.
[14]- مقدس اردبیلی، احمد بن علی؛ حدیقة الشیعه، انتشارات کلی، بیجا، چاپ پنجم، بیتا، ص 509.
[15]- بحارالانوار، ج45، ص 340.
[16]- جامع الرواة، ج1، ص 22. قهبائی عنایة الله؛ مجمع الرجال، تحقیق علامه اصفهانی، موسسه اسماعیلیان، قم، چاپ دوّم، 1364ه، ج6، ص 78.
[17]- بحارالانوار، ج45، ص 386.
[18]- کشی، محمد بن عمر، رجال کشی، ص125 – 126 و رجال ابن داود، پیشین، ص513.
[19]- بحارالانوار، ج45، ص 343. معجم رجال الحدیث، ج19، ص 102.
[20]- معجم الرجال، ج6، ص 78.
[21]- حدیقه الشیعه، ص 510.
بدترین حادثه زندگی علی پروین از زبان خودش
علاقه پروین به فوتبال از همان سال های کودکی شکل گرفت به طوری که او شب ها توپ پلاستیکی اش را با خود به رختخواب می برد. علی، کوچک بود که خانواده اش به محله دولاب (خیابان عارف) نقل مکان کرد.
این جابه جایی در افزایش علاقه او به فوتبال تاثیر بسزایی داشت، زیرا محله دولاب به خاطر داشتن زمین های خاکی فراوان مثل زمین یخچال، زمین منبع، زمین عارف و... از قدیم پاتوق بچه های کوچک و بزرگ بود. علی در مهر 1332وارد دبستان توحید شد، ولی عشق و علاقه او به فوتبال نمی گذاشت به درس و مشقش برسد. به همین علت از همان سال های اول در زمینه تحصیلی چندان موفق نبود. پروین فوتبال را به طور جدی از 12 سالگی و از زمین عارف واقع در خیابان عارف و محلات شیوا و غیاثی آغاز کرد.
پروین درباره مهم ترین اتفاق زندگی اش می گوید: مادر من یکی از مادران نمونه بود و هر زمانی که مشکل داشتم به دادم می رسید و همیشه یاورم بود. وقتی که او فوت کرد تا مدت ها بیچاره و آواره بودم، با این که خودم خانواده داشتم، اما وابسته به مادرم بودم چون در تمام مدت دوست و یاورم بود.
او وقتی فوت کرد تا مدت ها گریه می کردم و حالا هم هر پنجشنبه اگر در تهران باشم حتما به سر خاکش می روم و با او درددل می کنم. من نوکر مادرم بودم و هر کاری برای او می کردم، اما هنوز ناراحتم که چرا بیشتر به او خدمت نکردم. مرگ مادرم بدترین اتفاق زندگی ام است و او را هیچ گاه فراموش نمی کنم.
فان پاتوق
زنی که با ماساژ دادن ثروتمند شد !!!!
این شرکت که آن موقع ۴۰ کارمند بیشتر نداشت، گوگ
این خانم از اینکه عاقبت اندیشی کرده و به توصیه مشاور اقتصادی اش گوش نکرده و سهامش را نگه داشته خوشحال است. حالا این خانم ۵۲ ساله در یک خانه بزرگ ۳ هزار فوت مربعی در نوادا زندگی می کند و به علاوه ماساژور مخصوص خودش را دارد. او مسافرت هایی هم به نقاط مختلف جهان برای سرکشی بنیاد خیریه ای که تأسیس کرده، انجام می دهد.
هر سهم گوگل در بدو تأسیس ، ۸۰ دلار ارزش داشت. بد نیست ارزش سهام رؤسای گوگل را هم بدانید، ارزش سهام لری پیج ۲۰ میلیارد دلار و ارزش سهام سرگئی برین ۱۹٫۶ میلیارد دلار است. در طی دوران رشد اقتصادی، ارزش سهام شرکت های دیگری مثل یاهو و نت اسکیپ هم افزایش پیدا کرده است ولی هیچ کدام از شرکت ها قابل مقایسه با گوگل نیستند. ارزش فعلی هر سهم گوگل ۶۶۳٫۹۷ دلار است. امسال سهام گوگل ۴۰ درصد ترقی کرد که معادل افزایش ارزش به میزان ۲۰۳ دلار برای هر سهم است. او این کار پاره وقت را در گوگل قبول کرد. خانم براون هفته ای ۴۵۰ دلار دستمزد می گرفت و این امکان را هم داشت که به جای دستمزد نقدی، سهام شرکت را بخرد.
عموهای فیتیلهای در لباس احرام(عکس)




فان پاتوق
ماجرای تکان دهنده از بازیگر زن یک سریال از پیشنهاد غیراخلاقی کارگردان!!
چندی پیش در حین پخش سریالی از یکی از شبکهها،در آن سریال دختری بازی میکرد که به خوبی او را میشناختم چرا که در یکی از فیلمهای کوتاه من بازی کرده بود. زمانی که پخش این سریال آغاز شد با او تماس گرفتم و خواستم که برای بازی در این مجموعه به او تبریک بگویم اما وقتی که با او صحبت کردم دیدم با ناراحتی میگوید که دیگر در آن مجموعه کار نمی کند و وقتی که علت را جویا شدم او به شدت شروع به گریه کرد و از من کمک خواست.
او را به آرامش دعوت کردم و از وی خواستم تا ماجرا را شرح دهد. و او ماجرایش را این گونه تعریف کرد:
با نگاههای معنی دار کارگردان روبرو شدم
«وقتی که قرارداد بازی در آن مجموعه را بستم و چند روز بعد به محل ضبط مجموعه رفتم با نگاههای معنی دار کارگردان روبرو شدم و هر بار که این اتفاق رخ می داد به خودم نهیب میزدم که دارم اشتباه میکنم، زیرا آقای کارگردان صاحب همسر است و در نتیجه با خود فکر نمیکردم که دچار سوءتفاهم شدهام»
بالاخره کارگردان با پرویی پیشنهاد خود را مطرح کرد
خلاصه مدتی گذشت و کارگردان حسابی از کار من راضی بود و هوای مرا داشت تا جایی که به نویسندگان توصیه می کرد برای من دیالوگ بیشتری بنویسند و من هم حسابی خوشحال بودم تا اینکه یک روز بالاخره اتفاقی که از آن میترسیدم رخ داد و آقای کارگردان حرفی را که نباید میگفت بر زبان آورد و با پررویی تمام پیشنهاد خود را با من مطرح کرد. من نیز با عصبانیت تمام به او جواب منفی دادم و از ترس ریختن آبرو و از دست دادن کار به هر نحوی که بود قضیه را ماست مالی کردم به طوری که حتی سعی میکردم در طول روز کمتر با کارگردان هم صحبت شوم.
چند روزی به همین منوال گذشت و کارگردان دیگر صحبتی در آن رابطه با من نکرد و من خوشحال از اینکه ماجرا تمام شده است، به کار خودم ادامه میدادم تا اینکه بعد از یک هفته برای بار دوم پیشنهاد بیشرمانه خود را با من مطرح کرد و من هم باز با گریه از زیر بار حرفش شانه خالی کردم. اما او پس از چند روز برای بار سوم پیشنهادش را به من داد و وقتی که برای بار سوم به او جواب منفی دادم در کمال بی ادبی رو به من کرد و گفت: ببین در این مجموعه ما باید چند ماه با یکدیگر زندگی کنیم و در ظرف این مدت هم هر کسی جفت خودش را پیدا کرده مثلا آقای... که بازیگر است با خانم... دوست شده یا آقای.... با خانم..... و خیلیهای دیگر،خوب ناسلامتی من کارگردان هستم و باید با چند نفر دوست باشم که یکی از آنها باید تو باشی.
با شنیدن این حرف از دهان کارگردان دنیا دور سرم چرخید، زیرا او از بازیگرانی نام میبرد که همگی متاهل و صاحب خانواده بودند. کسانی که حتی همسرانشان از هنرمندان سینما و تئاتر و تلویزیون هستند.
قبول نکردم تسویه حساب کردند
دیگر نتوانستم تحمل کنم، برای همین به سرعت آنجا را ترک کردم. همان شب برنامه ریز سریال به من زنگ زد و گفت شما فردا بازی نداری و آماده باش تا نوبت بازی تو شود، اما این آماده بودن ۴ روز به طول انجامید و وقتی که در روز پنجم با مدیر تولید کار تماس گرفتم به من گفت که کارگردان به نویسندگان دستور داده تا دیگر هیچ نقشی برای تو ننویسند، بنابراین فردا بیا و تسویه حساب کن.
کارگردان پشت سرم ماجرا را برعکس جلوه داد
دنیا دور سرم چرخید و اشک در چشمانم حلقه زد و از سر ناچاری قضیه را با پدرم در میان گذاشتم. او هم در حالیکه از عصبانیت نزدیک بود سکته کند به کارگردان زنگ زد و با او صحبت کرد اما کارگردان منکر همه چیز شد و به پدرم گفت که دختر شما دروغ میگوید من صاحب زن و زندگی هستم و همسرم را هم خیلی دوست دارم فقط مدیر گروه به من گفته تا دیگر از دختر شما برای ادامه مجموعه استفاده نکنم. بعد هم فهمیدم که کارگردان به همه عوامل در پرسش عدم حضور من گفته است که چون من از نویسنده خواستهام اگر نقش مرا بیشتر کند، در عوض با او رابطه برقرار میکنم من را اخراج کرده است.
هر چیز را که میگفت میتوانستم تحمل کنم، اما این تهمت بزرگ برایم قابل تحمل نبود، به همین دلیل به نزد کارگردان رفتم و او را تهدید کردم که همه چیز را به تهیه کننده و دیگر مسوبین خواهم گفت و نویسنده را هم میآورم تا شهادت دهد که حرف تو دروغ بوده است. اما او در کمال خونسردی رو به من کرد و گفت: همه عوامل این مجموعه از دوستان چندین ساله من هستند و مطمئن باش مرا به خاطر تو خراب نخواهند کرد تازه عوامل این کار از طریق من دارند نان میخورند پس هیچ وقت درصدد قطع نان خود برنخواهند آمد، تو هم اگر این قضیه را با کسی در میان بگذاری مطمئن باش کاری میکنم که مجبور شوی تا آخر عمر دور کار بازیگری را خط بکشی.
اکنون مستاصل و درمانده ام
«اکنون من مستاصل و درماندهام که چه کار کنم و چرا باید به دروغ به من تهمت بزنند؟ چرا باید به خاطر عدم پذیرش گناه از کار برکنار شوم؟ و آیا به مدیران شبکه این مساله را اطلاع بدهم یا نه؟»
پس از پایان صحبتهایش به او قول دادم تا هر کمکی از دستم برمیآید برای او انجام دهم و حتی برایش از مدیر گروه مربوطه در شبکه وقت ملاقات بگیرم. اما از شما چه پنهان خودم زیاد به این کار راغب نیستم چون مطمئنم آن دختر نمیتواند کاری از پیش ببرد، زیرا این اتفاقات به وفور در برخی فیلمها و سریالهای ما اتفاق میافتد و آب هم از آب تکان نمیخورد.
زندگی نامه علامه حلی
| علامه حلی | ||
نام های دیگر: حسن بن یوسف ،ابن المطهر،سدید الدین حسن بن یوسف حلی، |
||
موطن: حله |
||
نام پدر : یوسف |
||
تاریخ وفات: 726قمری |
||
![]() |
||
|
زندگینامه ها: |
||
|
منبع : حوزه دات نت |
||
|
: رایت روایت
پس از جلسات بحث و مناظره و اثبات حقانیت مذهب اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام اولجایتو مذهب اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام اولجایتو مذهب شیعه را انتخاب کرد و به لقب ((سلطان محمد خدابنده )) معروف گشت . پس از اعلان تشیع وی ، در سراسر ایران مذهب اهل بیت منتشر شد و سلطان به نام دوازده امام خطبه خواند و دستور داد در تمام شهرها به نام مقدس ائمه معصومین علیهم السلام سکه زنند و سر در مساجد و اماکن مشرفه به نام ائمه مزین گردد.(424) یکی از دانشمندان می نویسد: اگر برای علامه حلی منقبت و فضیلتی غیر از شیعه شدن سلطان محمد به دست او نبود، همین برای برتری و افتخار علامه بر دانشمندان و فقها بس بود حال آنکه مناقب و خوبیهای وی شمارش یافتنی نیست و آثار ارزنده اش بی نهایت است .(425) در ایران آیه الله علامه حلی ، عارف و فقیه بر جسته شیعه ، در ایران باقی ماند و حدود یک دهم از عمر شریفش در این خطه گذشت . او در این مدت خدمات بسیار ارزنده ای نمود و در نشر علوم و معارف اهل بیت علیهم السلام کوشش فراوان نمود و شاگردان زیادی را تربیت کرد. علامه چه در شهر سلطانیه و چه در مسافرتها به دیگر شهرهای ایران پیوسته ملازم با سلطان بود به پیشنهاد وی سلطان دستور داد مدرسه سیاری را از خیمه و چادر، دارای حجره و مدرس آماده کنند تا با کاروان حمل گردد و در هر منزلی که کاروان رحل اقامت کرد خیمه مدرسه در بالاترین و بهترین نقطه منزل بر پا شود.(426) او علاوه بر تدریس و بحث و مناظره با دانشمندان اهل سنت و تربیت شاگردان ، به نوشتن کتابهای فقهی ، کلامی و اعتقادی مشغول بود، چنانکه در پایان بعضی از کتابهای خود نگاشته است : این نوشته در مدرسه سیار سلطانیه در کرمانشاهان به اتمام رسید. وی کتاب ارزشمند ((منهاج الکرامه )) را که در موضوع امامت است برای سلطان نوشت و در همان زمان پخش گردید. علامه حلی پس از یک دهه تلاش و خدمات ارزنده فرهنگی و به اهتزاز در آوردن پرچم ولایت و عشق و محبت خاندان طهارت علهیم السلام در سراسر قلمرو مغولان در ایران ، در سال 716 ق . بعد از مرگ سلطان محمد خدابنده ، به وطن خویش سرزمین حله برگشت و در آنجا به تدریس و تالیف مشغول گردید و تا آخر عمر منصب مرجعیت و فتوا و زعامت شیعیان را به عهده داشت .(427) گنجینه ماندگار تدریس و تالیف هر یک فضیلت بسیار مهمی برای رادمردان عرصه دانش است و علامه شخصیتی بود که در این دو جنبه از دیگر محققان و دانشوران پیشی گرفت و سرآمد روزگار شد. چنانکه گفته اند: علامه حلی زمانی از نوشتن کتابهای حکمت و کلام فارغ شد و به تالیف کتابهای فقهی پرداخت که از عمر مبارکش بیش از 26 سال نگذشته بود.(428) او در رشته های گوناگون علوم کتابهای زیادی دارد که اگر در مجموعه ای جمع آوری شود دایره المعارف و کتابخانه بسیار ارزشمندی خواهد شد. یکی از دانشمندان می نویسد: اگر به نوشته های علامه دقت کنید پی خواهید برد که این مرد از طرف خداوند تایید شده است ، بلکه نشانه ای از نشانه های خداست . چنانچه نوشته های وی بر ایام عمرش - از ولادت تا وفات - تقسیم شود سهم هر روز یک دفترچه بزرگ می شود.(429) الف - آثار فقهی منتهی المطلب فی تحقیق المذهب ، تلخیص المرام فی معرفه الاحکام ، غایه الاحکام فی تصحیح تلخیص المرام ، تحریر الاحکام الشرعیه علی مذهب الامامیه ، مختلف الشیعه فی احکام الشرعیه ، تبصره المتعلمین فی احکام الدین ، تذکره الفقها، ارشاد الاذهان فی احکام الایمان ، قواعد الاحکام فی معرفه الحلال و الحرام ، مدارک الاحکام ، نهایه الاحکام فی معرفه الاحکام ، المنهاج فی مناسک الحاج ، تسبیل الاذهان الی احکام الایمان ، تسلیک الافهام فی معرفه الاحکام ، تنقیح قواعد الدین ، تذهیب النفس فی معرفه المذاهب الخمس ، المعتمد فی الفقه ، رساله فی واجبات الحج و ارکانه و رساله فی واجبات الوضو و الصلوه . ب - آثار اصولی النکه البدیعه فی تحریر الذریعه ، غایه الوصول و ایضاح السبل ، مبادی الوصول الی یعلم الاصول ، تهذیب الوصول الی علم الاصول ، نهایه الوصول الی علم الاصول ، نه الوصول الی علم الاصول ، منتهی الوصول الی علمی الکلام و الاصول . ج - آثار کلامی و اعتقادی منهاج الیقین ، کشف المراد، انوار الملکوت فی شرح الیاقوت ، نظم البراهین فی اصول الدین ، معارج الفهم ، الابحاث المفیده فی تحصیل العقیده ، کشف الفوائد فی شرح قواعد العقائد، مقصد الواصلین ، تسلیک النفس الی حظیره القدس ، نهج المسترشدین ، مناهج الهدآیه و معارج الدرآیه ، منهاج الکرامه ، نهایه المرام ، نهج الحق و کشف الصدق ، الالفین ، باب حادی عشر، اربعون مساله ، رساله فی خلق الاعمال ، استقصا النظر، الخلاصه ، رساله السعدیه ، رساله واجب الاعتقاد، اثبات الرجعه ، الایمان ، رساله فی جواب سئوالین ، کشف الیقین فی فضائل امیر المومنین علیه السلام ، جواهر المطاب ، التناسب بین الاشعریه و فرق السوفسطائیه المبحاث السنیه و المعارضات النصریه ، مرثیه الحسین علیه السلام . د - آثار حدیثی استقصا الاعتبار فی تحقیق معانی الاخبار، مصابیح الانوار، الدرر و المرجان فی الاحادیث الصحاح و الحاسن ، نهج الوضاح فی الاحادیث الصحاح ، جامع الاخبار، شرح الکلمات الخمس لامیرالمومنین علیه السلام ، مختصر شرح نهج البلاغه ، شرح حدیث قدسی . ه - آثار رجالی خلاصه الاقوال فی معرفه الرجال ، کشف المقال فی معرفه الرجال ، ایضاح الاشتباه . و - آثار تفسیری نهج الایمان فی تفسیر القرآن ، القول الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز و ایضاح مخالفه السنه . ز - آثار فلسفی و منطقی القواعد و المقاصد، الاسرار الخفیه ، کاشف الاستار، الدر المکنون ، المقامات ، حل المشکلات ، ایضاح التلبیس ، الجوهر النضید، ایضاح المقاصد، نهج العرفان ، کشف الخفا من کتاب الشفا، مراصد التدقیق و مقاصد التحقیق ، المحاکمات بین شراح الاشارت ، ایضاح المعضلات من شرح الاشارات ، نور المشرق فی علم المنطق ، الاشارات الی معانی الاشارات ، بسط الاشارت ، تحریر الابحاث فی معرفه العلوم الثلاثه ، تحصیل الملخص ، التعلیم التام ، شرح القانون ، شرح حکمه الاشراق ، القواعد الجلیه . ح - آثار ارزنده در زمینه دعا الادعیه الفاخره المنقوله عن الائمه الطاهره و منهاج الصلاح فی اختصار المصباح . ط - آثار ادبی کشف المکنون من کتاب القانون ، بسط الکافیه ، المقاصد الوافیه بفوائد القانون و الکافیه ، المطالب العلیه ، لب الحمکه ، و اشعار در موضوعات مختلف و قصیده ای بلند درباره دانش و مال . ی - دیگر آثار آداب البحث ، جوابات المسائل المهنائیه الاولی ، جوابات المسائل المهنائیه الثانیه ، جواب السوال عن حکمه النسخ ، اجازه نقل حدیث به بنی زهره حلبی ، لاجازه نقل حدیث به قطب الدین رازی در ورامین ، اجازه نقل حدیث به مولا تاج الدین رازی در سلطانیه ، دو جازه نقل حدیث به سید مهنا بن سنان مدنی در حله ، اجازات متعدد به شاگردان و دیگر فقها، وصیتنامه ، الغریه ، مسائل سید علاالدین . علامه و ابن تیمیه شیخ تقی الدین سبکی معروف به ((ابن تیمیه )) از دانشمندان متعصب اهل سنت و معاصر با علامه حلی است که بیشتر شخصیتهای علمی به فساد عقیده وی اعتراف دارند و بلکه می گویند کافر و مرتد است ، تا جایی که در زمان حیاتش به علت داشتن نظرات انحرافی به زندان افتاده است و دانشمندان شیعه و سنی کتابهای زیادی در زمان وی بود بعد از آن بر رد او نوشته اند. بعد از اینکه علامه حلی کتاب ((منهاج الکرامه )) را در اثبات امامت نوشت ابن تیمیه به علت عناد و لجاجتی که با علامه داشت کتابی به نام ((منهاج السنه )) (به خیال خام خویش به عنوان رد بر شیعه و بویژه رد بر کتاب منهاج الکرامه ) نوشت . وقتی کتاب منهاج السنه به دست علامه رسید این بزرگوار با آن همه تهاجمات و بی ادبیها و توهینهای ابن تیمیه اشعاری نوشت و برایش فرستاد که ترجمه شعرها چنین است : - اگر آنچه را سایر مردم می دانستند تو هم می دانستی با دانشمندان دوست می گشتی . - ولی جهل و نادانی را شیوه خود ساختی و گفتی : - هر کس بر خلاف هوای نفس تو می رود دانشمند نیست .(430) ابن حجر عقلانی - دانشمند سنی - چنین اعتراف می کند: ((علامه نامش مشهور و اخلاقی نیک دارد. وقتی کتاب ابن تیمیه به او رسید گفت : ((لو کان یفهم ما اقول اجبته )) یعنی : اگر ابن تیمیه آنچه را که من گفتم می دانست جوابش را می دادم . (431) فضیلتهای درخشان انسانهای نمونه دارای یک بعد و ارزش خاص نیستند، بلکه ارزشهای گوناگون را در خود جمع کرده اند. علامهه حلی از شخصیتهایی است که از هر نظر مصداق انسان کامل است و دارای ابعاد گوناگون و فضیلتهای درخشان . او در تمام دانشها علامه بود و گوی سبقت را از دیگران ربود و ارزشهای ممتازی را که دیگران داشتند به تنهایی داشت . وی با اندیشه و فکر مواج خویش علاوه بر تحولی که در فقه ایجاد کرد و در عصر خویش مسیر اندیشه فقها را متوجه مبانی فقه و معارف اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام نمود در فنون و دانشهای دیگر چون حدیث تحول بنیادی به وجود آورد و دریچه ای به روی محققان در طول تاریخ گشود که مشعل پر فروغی فرا راه آنان شد. عارف فرزانه و اسوه ایمان و تقوا علامه حلی با آن همه تلاش فرهنگی و تدریس و نوشتن کتابهای ارزنده ، از یاد خدا و تقرب به درگاه حق غافل نبود و موفقیت در عرصه دانش و خدمات ارزشمند و پر بار را در سایه ارتباط معنوی و تقوای الهی می دانست . او را از زاهدترین و با تقواترین مردم معرفی کرده اند که سه یا چهار بار نمازهای تمام عمر خویش را قضا نمود. نها به این اکتفا نکرد بلکه سفارش کرد تمام نمازها و روزه هایش را بعد از رحلتش به جا آورند و با اینکه به حج هم مشرف شده بود وصیت کرد از طرف او حج انجام دهند.(432) علامه حلی پرچم ولایت را بر افراشت و با تمام وجود از ولایت و رهبری صحیح دفاع کرد. این عشق سرشار به خاندان طهارت علهیم السلام با گوشت ، پوست و استخوانش آمیخته بود و آنجا که در ارتباط با آنان قلم بر صفحه کاغد می گذاشت با اخلاص برخاسته از اعماق جانش چنین می نگاشت : بزرگترین سرچشمه دوستی و محبت اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام اطاعت و پذیرش حکومت و ولایت آنهاست و قیام بر همان شیوه ای که آنان ترسیم کردند... . سفارش می کنم که به محبت و عشق ورزی به فرزندان فاطمه زهرا علیهاالسلام . چون آنان شفاعت کنندگان ما هستند در روزی که مال و فرزندان برای ما سودی نخواهند داشت ... از چیزهایی که خداوند بر ما احسان کرد اینکه در بین ما آل علی علیه السلام را قرار داده است . خداوندا، ما را بر دوستی و محبت آنان محشور کن و از کسانی قرار ده که حق جدشان پیامبر و نسلش را ادا کرده اند.(433) علامه به پیروی از مولا و مقتدایش امیرالمومنین علیه السلام نواحی وسیعی را با مال و دست خود آباد کرد و برای استفاده مردم وقف نمود و این یکی از فضیلتهای او بود که در زندگی کمتر دانشمند و فقیهی به چشم می خورد. یکی از دانشمندان می نویسد: برای وی آبادیهای زیادی بود که خود نهرهای آب آنها را حفر و با پول و ثروتش زنده کرد. این آبادیها به کسی تعلق نداشت و در زمان حیاتش آنان را وقف کرد.(434) در خدمت امام زمان علیه السلام شب جمعه که فرا می رسید بوی تربت مقدس ابا عبدالله الحسین علیه السلام و عشق زیارت حضرتش ، علامه را بی تاب می کرد و از حله به کربلا می کشاند. از این رو هر هفته روزهای پنجشنبه به زیارت مولا و آقایش می شتافت . در یکی از هفته ها که به تنهایی در حال حرکت بود شخصی همراه وی به راه افتاد و با یکدیگر مشغول صحبت شدند. در ضمن صحبت برای علامه معلوم شد که این شخص مرد فاضلی است و تبحر خاصی در علوم دارد. از این نظر مشکلاتی را که در علوم مختلف برایش پیش آمده بود از آن شخص پرسید و او به همه پاسخ گفت تا اینکه بحث در یک مساله فقهی واقع شد و آن شخص فتوایی داد که علامه منکر آن شد و گفت : دلیل و حدیثی بر طبق این فتوا نداریم ! آن شخص گفت : شیخ طوسی در کتاب تهذیب ، در فلان صفحه و سطر حدیثی را در این باره ذکر کرده است ! علامه در حیرت شد که راستی این شخص کیست ! از او پرسید آیا در این زمان که غیبت کبراست می توان حضرت صاحب الامر (عج ) را دید؟ در این هنگام عصا از دست علامه افتاد و آن شخص خم شد و عصا را از زمین برداشت و در دست علامه گذاشت و فرمود: چگونه صاحب الزمان را نمی توان دید و حال آنکه دست او در دست تو است ! علامه بی اختیار خود را در مقابل پای آن حضرت انداخت و بیهوش شد! وقتی به هوش آمد کسی را ندید. پس از بازگشت به حله به کتاب تهذیب مراجعه کرد و آن حدیث را در همان صفحه و سطر که آن حضرت فرموده بود پیدا کرد و به خط خود در حاشیه آن نوشت : این حدیثی است که حضرت صاحب الامر (عج ) به آن خبر داد و به آن راهنمایی کرد. یکی از دانشمندان می نویسد: من آن کتاب را دیدم و در حاشیه آن حدیث ، خط علامه حلی را نیز مشاهده کردم . (435) غروب ستاره حله پایان زندگی هر کس به مرگ اوست جز مرد حق که مرگ وی آغاز دفتر است محرم سال 726 ق . برای شیعیان و پیروان راستین اسلام فراموش نشدنی است . عزا و ماتم آنان افزون است . بویژه حله این سرزمین مردان پاک سرشت و عاشقان اهل بیت علیهم السلام شور و ماتم بیشتری دارد. عجب تقارن و اتفاقی ! پاسدار بزرگ اسلام و فقیه شیعه ، علامه حلی ، ولادتش در ماه پربرکت و با فضیلت رمضان واقع شد و زندگی اش با خیر و برکت فراوان گردید و بعد از گذشت 78 سال عمر پر بار، پرواز روحش با عشق و محبتی که به اهل بیت نبوت و رابطه ناگسستنی با ولایت داشت ، در ماه شهادت به وقوع پیوست وبه روح مطهر سالار شهیدان امام حسین علیه السلام پیوند خورد. آری ، در 21 محرم این سال مرجع تقلید شیعه ، فقیه و عارف فرزانه ، ستاره پرفروغ آسمان علم و فقاهت ، آیه الله علامه حلی دار فانی را وداع گفت و روح ملکوتی اش به سوی خدا پرواز کرد و به رضوان و لقای معبودش شتافت . غم و اندوه بر چهره همه سایه افکند. بغض ، گلوها را فشرد و چشمها را از فرط ریزش اشک داغ ، همچون آتش گذاخته سوزاند. از حضور و ازدحام مردم مصیبت زده محشری بپا شد و در فضای آکنده از غم و آه ، پیکر پاک ستاره تابناک شیعی بر دوش هزاران عاشق و شیفتگان راهش از حله به نجف تشییع گردید و در جوار بارگاه ملکوتی مولای متقیان علی علیه السلام در حرم مطهر به خاک سپرده شد. از ایوان طلای امیرالمومنین علیه السلام دری به رواق علوی گشوده است . پس از ورود به سمت راست ، حجره ای کوچک دارای پنجره فولادی ، مخصوص قبر شریف علامه حلی است . زائرین بارگاه علوی در مقابل این حجره توقفی کرده ، مرقد شریفش را زیارت می کنند و از روح بلندش مدد می جویند
|
||
![]() |
||
| آثار: | ||
|
چرا شیعه شدم
خالق "آنگاه هدایت شدم" در تبیان
چرا شیعه شدم؟
قسمت اول از مصاحبه تبیان با دکتر تیجانی
تبیان : سلام علیکم و رحمة الله. حقیقتا از دیدار شما بسیار خرسندیم. در واقع آنچه باعث شد که ما مشتاق دیدار جنابعالی باشیم شخصیت شایسته و گرانقدر شما در جهان اسلام خصوصا در نزد شیعیان است و در حقیقت میتوان گفت که شخصیتهایی همانند شما به ندرت در جهان اسلام دیده میشوند و تمامی کسانی که از اهل علم و فرهنگ به شمار می آیند مشتاق آشنایی با شخصیت شما و معرفی آن به دنیا هستند البته خصوصیت ویژه ای هم در شخصیت شما وجود دارد که مسئله ی استبصار است و ما دوست داریم بدانیم علت اساسی و رازی که باعث تشرف شما به تشیع شده است و شما را از جمله شخصیتهای مطرح و بزرگ شیعه قرار داده است چیست؟
دکتر تیجانی: بسم الله الرحمن الرحیم؛ من همواره و در همه ی احوال به این کلام الهی تمسک میجویم که به ما یاد داد که بگوییم «الحمدلله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لولا ان هدانا الله» و در واقع تمامی این امور توفیقی است از جانب خداوند متعال و میتوان آن را رجوع و بازگشتی به اصل و ریشه خود دانست چرا که خانواده ی من از جمله سادات علوی هستند که از عراق مهاجرت کردند، کسانی که از دست دولت عباسی که آنان را محکوم به اعدام دانسته بود به تونس در شمال آفریقا فرار کردند و به مرور زمان از اهل تسنن شدند و راه تقیه را در پیش گرفتند و مشیت خداوند متعال هم اینگونه تعلق گرفت که ما را به اصالت و ریشه ی خودمان باز گرداند تا حقیقت را درک کنیم .
سفر من به مکه هم سفری موفقیت آمیز بود و در مسیر بازگشت خداوند متعال مرا متوجه عراق کرد و در مسیرم مردی شیعی قرار داد که مرا به عراق برد و در آنجا هم در اجتماعی که علماء شیعه و در رأس آنها محمدباقر صدر و سید حکیم حضور داشتند شرکت کردم. در آنجا قبل از آن که با مذهب ایشان ارتباط بگیرم و تأثیر بپذیرم از اخلاق آنها متآثر شدم. شاید اخلاق شیعه بود که مرا جذب کرد و در طول مدتی هم که در آنجا به سر میبردم رفتار آنها مرا تحت تأثیر قرار داد. و در لابلای سؤالاتی که رد و بدل می شد؛ دچار شک و تردید شدم، همان شکی که غزالی در باره اش می گوید راهی است به سوی کشف حقیقت .
هنگامی که به کشورم تونس برگشتم دیدم که آنها بر پیمان خود وفادار بوده اند و تمامی کتبی را که خواسته بودم به طور رایگان برایم فرستاده بودند، که این مسئله حیرت مرا بیش از پیش برانگیخت و مرا به جستجویی سه ساله وادار کرد. و بالاخره پس از بحثها و جستجوها و دقتها و مقایسات فراوان دریافتم که اهل بیت(علیهم السلام) اصل و ریشه ی اسلام هستند و کسی که از ایشان رویگردان باشد در حقیقت گمراه است و به خاطر همین بود که کتابم " آنگاه هدایت شدم " را به رشته ی تحریر در آوردم چرا که من خودم را مسلمانی گمراه می دانستم .
چنانکه خودم هم در میان اهل سنت نقش امام را داشتم و احادیث مختلفی را فقط می خواندم بدون اینکه چیزی از آن را بفهمم و دائما آنها را صحیح می پنداشتم و بر محمل تأویلات منطقی حمل میکردم .
باید توجه داشته باشیم که فرق است بین "مغضوب علیهم و ضالین"، چرا که "مغضوب علیهم" کسانی اند که حق را در یافته اند اما آن را انکار کرده اند لکن "ضالین" تفسیر کسانی است که حقیقت را گم کرده اند و در راه مانده اند. و من معتقدم که اهل سنت نیز امروزه از جمله ی "ضالین" هستند و ایشان قربانی این توطئه و پنهان کاری کثیف هستند و به همین خاطر است که من برادران اهل سنتم را بسیار مورد احترام قرار میدهم، خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: «یا ایها الذین آمنوا اذا ضربتم فی سبیل الله... ولا تقولوا لمن القی الیکم السلام لست مؤمنا تبتغون عرض الحیاة الدنیا فعندالله مغانم کثیرة کذلک کنتم من قبل فمنّ الله علیکم» و خداوند متعال هم به واسطه این هدایت بر من منت گذاشت، هدایتی که باعث شد بر کشتی نجات سوار شده و به حبل الله المتین چنگ بزنم .
من آن سفر و تجربه ای را که با شیعه داشتم مکتوب کردم و به واسطه ی آن به موفقیت بزرگی دست پیدا کردم و هرگز توقع نداشتم که این کتاب با این حجم اندک به چنین مقبولیتی در بین مسلمین چه شیعه و چه اهل سنت دست پیدا کند تا انجا که تعداد زیادی به فضل این کتاب به هدایت و رستگاری دست پیدا کردند و این کتاب به بیست و شش زبان دنیا ترجمه شد و از نامه ها و ایمیل هایی که به دستم میرسید متوجه شدم که برخی از روستاها به طور کامل شیعه شده اند و من خودم با برخی از کشورهای شمال آفریقا و ساحل عاج ارتباط داشتم و حساب کردم که حدود دو میلیون نفر بواسطه ی کتابم هدایت شده اند. چنانکه فقط در ترکیه بعد از ترجمه ی چهار کتابم یعنی: ثم اهتدیت، لاکون مع السابقین، فسروا اهل الذکر و الشیعة هم اهل السنة، حدود نصف علویان ترکیه که بنا به نقل رئیس علویان جمعیتی بالغ بر بیست میلیون داشتند به مذهب تشیع در آمدند و در عید غدیر سه سال پیش مرا به ترکیه دعوت کردند و در آنتالیا جمعیتی حدود سی و پنج هزار نفر از مستبصرین از من استقبال کردند که در بین آنها وزیر فرهنگ ترکیه هم حضور داشت و روزنامه ها و مجلات و خبرگزاریهای متعددی از این جشن بزرگ که از طرف برادران علوی برگزار شد گزارش تهیه و پخش کردند که خداوند متعال را بر این نعمت شکرگزارم .
و من همچنان مصر بر تبلیغ و نشر شیعه هستم. یادم است که محمدباقر صدر که به من لقب "بقرة التشیع" در شمال آفریقا را داده بود به من گفت که نقش و جایگاه تو همان نقش امام صادق(علیه السلام) است که آن را امام صادق علیه السلام در این روایت شریف روشن میسازد که ایشان فرمودند: خدا رحمت کند کسی را که امر ما را زنده کند، پرسیدند چگونه امر شما را زنده کنیم؟ فرمودند به اینگونه که علوم ما فرا بگیرید و آن را به دیگران یاد دهید چرا که اگر مردم محاسن کلام ما را بدانند قطعا از ما پیروی میکنند؛ و در جای دیگر فرمودند: برای ما مایه ی زینت و نیک نامی باشید نه اینکه بر ضد ما مایه ی ننگ و رسوایی و بدنامی شوید؛ یا اینکه فرمودند به وسیله ای غیر از زبانتان مردم را دعوت کنید.
پس از بحثها و جستجوها و دقتها و مقایسات فراوان دریافتم که اهل بیت(علیهم السلام) اصل و ریشه ی اسلام هستند و کسی که از ایشان رویگردان باشد در حقیقت گمراه است و به خاطر همین بود که کتابم " آنگاه هدایت شدم " را به رشته ی تحریر در آوردم چرا که من خودم را مسلمانی گمراه می دانستم .
و من به این نصایح عمل کردم و به موفقیتی بزرگ دست پیدا کردم و خداوند را بر تمامی هدایتهایش سپاسگذارم. و الان هم مردم را به سوی خدا دعوت میکنم لکن با روشی که خودش سفارش میکند "بالحکمة و الموعظة الحسنة" به این گونه که در اولین قدم سبّ و لعن و بدگویی را کنار گذاشتم چرا که به این فرمایش امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) متقاعد شدم که میفرمایند: "لا تکونوا صباّبین و لا لعاّنین ... ولکن قولوا کان من فعلهم کذا و کذا." من این را خلاصه ی تشیع میدانم که از دشنام و لعن دوری کنی لکن حقائقی را که تاریخ در دل خود مصون و محفوظ و پنهان داشته است را آشکار کنی، همان حقائقی که در درون کتابها مستور است و مردم بی توجه از کنار آن میگذرند و آنها را نمیدانند .

چنانکه خودم هم در میان اهل سنت نقش امام را داشتم و احادیث مختلفی را فقط می خواندم بدون اینکه چیزی از آن را بفهمم و دائما آنها را صحیح می پنداشتم و بر محمل تأویلات منطقی حمل میکردم .
و من مدتی است که فعالیت گسترده ای را برای نشر و گسترش تشیع به این شیوه پی گرفته ام و باید توجه داشت که تنها کسی به دشنام و ناسزاگویی متوسل میشود که دلیل و حجتی نداشته باشد اما کسی که با برهان و دلیل پیش می آید هرگز نیازی به این چیزها ندارد. و خداوند متعال هم ما را از اینکار برحذر داشته است: «یا ایها الذین آمنوا لا تصبوّا الذین یدعون من دون الله فیصب الله عدوا.» دشنام و لعن از جمله اموری است که باعث ایجاد عکس العمل شده و یک نقطه ی منفی برای تشیع به حساب می آید همچنان که هم اکنون نیز بعد از آین که سالها برای زدودن آن از دامن تشیع تلاش کردیم دوباره رخ داده است و همه ی تلاشهای ما را در یک لحظه یاسر حبیب از بین برد و ما قطعا این نوع تخریبها را محکوم میدانیم .
و امروز از نقش مهاجم به مدافع عدول کرده ایم چرا شیعه در همه جا مورد لعن و تکفیر قرار میگیرد و حتی کنفرانسهایی در نقاط مختلف دنیا به این منظور برگزار میگردد .
و من از فتوای رهبر انقلاب بسیار مسرور شدم چنانکه بسیاری از علمای اهل سنت را هم تحت تأثیر قرار داد و تحسین دیگر علماء را برانگیخت چرا که کلام کسی که در سطح سیاسی و علمی رهبری شیعه را برعهده دارد دارای نفوذ و اهمیت است. و قطعا ما هم در آینده جهت ترویج و گسترش تفکرات شیعه و اهل بیت علیهم السلام از این اسلوب منطقی که سیره ائمه معصومین(علیهم السلام) هم بوده است بهره خواهیم برد تا اعتلای کامل کلمه ی توحید و نابودی کامل کفر و شرک این مسیر را ادامه خواهیم داد .
تبیان : بفرمائید مضمون فتوا چه بوده است؟
مصاحبه از گروه دین و اندیشه تبیان
جوانی و پیری لورل و هاردی (عکس)


واکنش هنرمندان کشور به هتک حرمت قرآن کریم
فرهنگ - در پی هتک حرمت کلامالله مجید، موج گستردهای از محکومیت این اقدام تاسف برانگیز در کشورمان راه افتاده است که علاوه بر موضعگیری مقامات ارشد نظام، مراجع معظم تقلید، نمایندگان مجلس، اعضای هیات دولت و دیگر مقامات کشوری و لشگری، به اهالی هنر و هنرمندان نیز رسیده است.
به گزارش خبرآنلاین، جدول ذیل برای تجمیع نظرات برخی از هنرمندان کشورمان در خصوص این اهانت آشکار تهیه شده که «محکومیت این اقدام در کنار اتحاد امت اسلامی، پرهیز از افراطیگری و پاسخگویی دولت امریکا» فصل مشترک اظهارات هنرمندان کشور است.
جدول اظهار نظر سایر مسئولان کشور را اینجـــا مطالعه کنید.
اظهارات
عنوان
نام
نمی دانم آن احمق یا احمق هایی که به ماندگارترین و تاثیرگذارترین کتاب تاریخ بشریت توهین می کنند چه چیزی پس ذهنشان است. کسانی که کبریت به دست آنها داده اند و بند نخ آنها در دستشان است باید بدانند اولین کسانی نیستند که قصد از بین بردن خوبیها را دارند و باید بدانند که تازیانه بر دریا می زنند و قرآن همراه همه خوبیهایی که بوی خدا می دهد تا ابد خواهد ماند.
فیلمساز
حسن لطفی
آتش زدن قرآن در آمریکا یک سناریوی تنظیم شده است و آنچه دیکته شده است اجرا شد، حال باید دید در ادامه چه برنامه ای دارند؟
نویسنده
راضیه تجار
مذاهب و تمامی کتابهای آسمانی که از جانب خداوند نازل شده اند همگی محترم هستند. آنان باید منتظر پاسخ خداوند باشند.
بازیگر
مصطفی زمانی
عظمت اسلام و قرآن و شریعت آنقدر بالاست که این اتفاقات و اقدامات نمی تواند لطمه ای به آن بزند. این اقدام آنقدر حقیر است که مصداق ضرب المثل قدیمی ایرانی «یک شیء نجس نمی تواند آب پاک دریا را نجس کند» است. این اقدام تنها از یک دیوانه و مجنون بر می آید که فکر می کند می تواند با غالب مردم دنیا که شریعت و اسلام را قبول دارند در افتد.
بازیگر
حسین رفیعی
دین مبین اسلام و کتاب ارزشمند بشری با این حرکتهای کودکانه و ابلهانه و توطئه هایی که در جهت نابودی آنها انجام می شود از بین نمی رود.
بازیگر
رسول نجفیان
این آدم ها قصد دارند ریشه های اعتقادی ما را سم پاشی کنند و باید روش های مقابله ای درست در پیش گرفته شود. شرف و فرهنگ مسلمانان در دنیا موجب شده است که تا کنون به کتاب های مقدس چون انجیل و تورات توهین نکنند. ایرانیان فیلم های مریم مقدس، حضرت موسی (ع)، حضرت عیسی (ع) و... می سازند و هیچ گاه حتی به روابط اجتماعی و خصوصی آنها توهین نکرده اند.
بازیگر
رضا توکلی
وقایعی چون هتک حرمت به قرآن نمیتواند به اسلام لطمه بزند و تنها به این معنی است که غرب در حال زدن تیر خلاص به خود است، چرا که انقلاب اسلامی در اوج قدرت خود است و این دشمن تضعیف شده، از موقعیت از دست رفتهاش در جهان ناراحت است.
نویسنده
محسن مومنی
به آتش کشیدن قرآن آن هم توسط افراطیون مسیحی یعنی آتش زدن نام مقدس مسیح و مریم که بارها در قرآن کریم نام مقدشان ذکر شده است؛ یعنی اینکه این افراطیون شیطانی حتی به مسیح هم اعتقاد ندارند و بویی از انسانیت نبرده اند که در مهد به ظاهر تمدن چون وحشیان جنگلی به سبک آباء و اجدادشان که قرن ها از آنها فاصله گرفته اند رفتار می کنند و علی رغم رشد علم و تکنولوژی هنوز به شعور انسانی و اجتماعی دست نیافته اند و در حیات وحش خود مشغول چنگ اندازی و وحشی گری اند.
شاعر
سید محمد حسین ابوترابی
این توهین زنگ خطر و هشداری به مسلمانان و کشورهای اسلامی جهت شناخت و بیداری هر چه بیشتر در برابر وعده های دروغین غربی ها مبنی بر دموکراسی و حقوق بشر بوده است.
شاعر و نویسنده معاصر افغان
سید ابوطالب مظفری
این آدم ها نمی دانند که ادیان بر هم محترم اند و هیچ دینی حق تعرض و توهین بر دیگری را ندارد. این کشیش نه تنها مذهبی نیست بلکه دیوانه ای است که از جایی دیگر خط می گیرد.
آهنگساز
جابر اطاعتی
انسان ها در روابط خودشان باید به هم احترام بگذارند. اینها با این کارشان ریشه تفرقه را آبیاری می کنند.اگر انسان خوبی باشیم چه فرقی می کند که دینمان چیست؟یک انسان وقتی این کار را می کند که از درجه های انسانی نزول پیدا کند.
شاعر
غلامرضا بکتاش
ما اقدام برخی افراد تندرو و وابسته به محافل صهیونیستی را جدا از آیین مسیحیت، حضرت مسیح و پیروان راستین این دین الهی دانسته و بجاست که ملتهای مسلمان ضمن حفظ وحدت واکنش مقتضی را به این اقدام ضد بشری و ضد انسانی از خود نشان دهند.
نویسنده افغان
سید محمود هاشمی
باید دانست این امر، بسیار زشت و توهین به تمامی مسلمانان جهان است و توهین کنندگان باید بدانند مسلمانان از کنار این امر زشت و ناپسند به راحتی عبور نمیکنند، البته نه تنها مسلمانان بلکه تمامی پیروان مذاهب دیگر و مذاهب آسمانی این عمل را محکوم کردهاند.
شاعر
عباس براتیپور
اهالی قلم، ادبا، نویسندگان همانند تمامی مسلمانان این امر توهینآمیز را محکوم میکنند. به آتش کشیدن و اهانت به قرآن کریم نشاندهنده آن است که این اهانتکنندگان به هیچ اصل و دینی پایبند نیستند. جامعه اسلامی از نویسنده گرفته تا دیگر هنرمندان باید ناراحتی خود را از این ماجرا بیان کرده و آن را محکوم کنند، البته قبلا، اینگونه امور و اهانتها را در پوشش موجهتر شاهد بودیم، اما این اهانت به کلامالله مجید به هیچ عنوان قابل بخشش نیست.
نویسنده
منیژه آرمین
معتقدم ضمن محکومیت این اقدام، در مقابل اهانت این نوع افراد، نباید خیلی موضع گرفت، چرا که اینگونه انسانها با انجام این اعمال قصد مطرح کردن و ابراز وجود خود را دارند. ما نمیتوانیم جهان را هموار کنیم، اما با اهانت به قران و دیگر کتب آسمانی نیز مخالف هستیم چرا که با سوزاندن قرآن واقعیات و حقایق اسلام را از بین نمیبرد.
شاعر
محمود پوروهاب
توهین به عقاید هر دین و مذهبی ناشایست است، این اهانت و به آتش کشیدن قرآن بیتوجهی و توهین به مسلمانان بیشماری است که قرآن برای آنها مقدس شمرده شده و کتاب آسمانی آنهاست و کاملا محکوم است. این مسئله فراتر از یک دین است، مسئله اهانت به افراد بیشماری است که به یک دین معتقد بوده و کتاب مقدس آنها مورد اهانت قرار گرفته، پس نباید در هیچ کجای جهان مسلمانان خاموش باشند.
نویسنده
فرزانه کرمپور
فان پاتوق
..:: حاصل عمر گابریل گارسیا مارکز در 15 جمله! ::..
بازیگر مصری با انتخاب حجاب، ستاره آسمان شد
|
بازیگر مصری با انتخاب حجاب، ستاره آسمان شد
با الگو گرفتن از زنان ایرانی باحجاب تصمیم گرفته ام به جای ستاره اهل زمین بودن، کمی هم ستاره آسمان ها باشم.
|
![]() |
«حنان ترک» بازیگر مصری با اشاره به هفت سال تفکر برای انتخاب حجاب، گفته بود: این دوران، دوران زیان باری بود و ای کاش از روز اول حجاب را انتخاب کرده بودم.
این بازیگر در پاسخ به این سؤال که با حجابت به کجا میخواهی برسی، گفته بود: مدتی ستاره اهل زمین بودم و از خدا میخواهم تا مرا به ستاره آسمانها تبدیل کند.
وی گفت: با الگو گرفتن از زنان ایرانی با حجاب شدم. وقتی زنان ایرانی را در سینما دیدم که با پوشش در سینما نقش بازی میکنند، فهمیدم که میتوان هم دین دار بود و هم هنرمند!
حنان ترک بازیگر مشهور سینمای مصر خبرهای منتشر شده درباره پوشیدن و نپوشیدن کلاهگیس در یکی از فیلمهای پیش روی خود را تکذیب کرد.
وی که قرار است به زودی در سریال مصری «گربههای کور» بازی کند بر التزامش به حجاب خود تأکید کرد و گفت: التزام من به حجاب مانعی بر اجرای نقشهای متفاوت در سینما نیست.
حنان ترک با ابراز تعجب از آنچه درباره او منتشر شده گفت: محمود کامل، کارگردان سریال «گربههای کور» با من درباره پوشیدن کلاه گیس صحبتی نکرده است.
وی در پاسخ به سؤالی درباره این که کارگردانان معتقدند استفاده از حجاب در خانهها برای بیننده قانع کننده نیست، گفت: من با بسیاری از مردم مصر در رابطهام و نظر آنان به این شکل نیست.
ترک همچنین گفت: من قلبا با پوشیدن کلاهگیس و یا موی مصنوعی موافق نیستم اما ترجیح میدهم در این باره صحبت نکنم.
10051002
کدام بازیکنان و مربیان فوتبالی با هم نسبت فامیلی دارند؟!
پدرها و پسرها
در فوتبال ایران دو تیم استقلال و پرسپولیس به عنوان پرطرفدارترین باشگاه ها شناخته میشوند.
این دو باشگاه دو اسطوره دارند که در میان تمامیپیشکسوتان سرخابی سرآمد به حساب میآیند ـ لااقل از لحاظ محبوبیت در میان علاقمندان ـ علی پروین و ناصر حجازی سمبل دو باشگاه پرسپولیس و استقلال هستند.
آتیلا پسر ناصر حجازی در زمان بازی خود، یک بازیکن متوسط بودو همواره زیز سایه پدر قرار داشت. در آن سو محمد، پسر علی پروین چند سالی است به فوتبال حرفه ای قدم گذاشته و به نظر میرسد توفیق بیشتری نسبت به آتیلا حجازی داشته باشد.
در این میان اما شاغلام پیروانی هم بی نصیب نیست چرا که پسر تازه جوانش "علی" چند سالی است عضو باشگاه مقاومت سپاسی شده و دو سال است که در تیم بزرگسالان این باشگاه مشغول بازی است. علی پیروانی البته از طرف پدر آنچنان به بازی گرفته نشد تا با افزوده شدن بر تجربه اش در سالهای آینده نام خانواده فوتبالی پیروانی را دوباره ـ به عنوان یک فوتبالیست ـ سر زبانها بیندازد.
اکبر میثاقیان هم پسری دارد که عضو تیم ابومسلم بود و البته از تیم فعلی پسر اکبر اوتی خبر دقیقی در دست نداریم.
دامادها و پدر زن ها
تا آنجایی که ما تحقیق کردیم تنها دو مورد را یافتیم که یک بازیکن داماد سرمربی تیمش باشد. سعید رمضانی داماد ناصر حجازی است و مهدی تارتار که سابقه عضویت در پرسپولیس را در کارنامه دارد داماد کسی نیست جز فیروز کریمی.
سرمربی و دختر فوتسالیست
شاید دختر خانمهای بسیاری از مربیان فوتبال ایران اهل فوتسال یا فوتبال باشند اما از میان آنان یقینا مطرح ترینشان همان "آتوسا" دختر ناصر حجازی است که البته فکر میکنیم دیگر با فوتسال حرفهای خداحافظی کرده باشد.
اما دختر اسماعیل اردلان مربی دروازه بانان تیم پیکان هم مدتی در تیمهای بانوان سابقه عضویت داشت و حتی دارنده عنوان "خانم گل " ایران بود که در حال حاضر از وی نیز خبر دقیقی در دست نیست.
یک مورد جالب
اینکه یک سرمربی لیگ برتری داماد خانواده یک مربی لیگ برتری باشد تنها یک مورد را یافتیم. محمد عباسی سرمربی سابق برق شیراز شوهر خواهر اصغر اکبری مربی فعلی تیم فوتبال مقاومت شهید سپاسی است.
باجناقها
این مورد هم اندک بود زیرا از میان تمام تیمهای لیگ برتری تنها باجناقهای فوتبال از آن محمود فکری مربی استقلال و علی نظری جویباری سرپرست سابق ابیهای تهران است. فکری و جویباری سالهاست با هم باجناقند و رابطه بسیار خوبی با هم دارند.
منصور خان و همسرش
منصور پورحیدری سرمربی سابق تیم ملی و استقلال و سرپرست فعلی تیم ملی است. البته همسر جناب پورحیدری ،خانم فریده شجاعی نیز از فوتبال دور نیست.
همسر منصور خان که تحصیلات عالیه در مقطع دکترا دارد در فدراسیون علی کفاشیان مسوول کمیته بانوان و نایب رییس فدراسیون فوتبال است.
برادر فوتبالیست، برادر سرپرست
این مورد هم یکی بیشتر یافت نشد آن هم در شیراز و تیم برق که عباس زارع سرپرست است و برادرش صمد به عنوان بازیکن مشغول بازی است.
افسانه سه برادران مربیگری
برادران غلام حسین،محمدعلی(افشین) و امیر حسین پیروانی، هر سه نفر در مقطعی سرمربی تیمهای لیگ برتری بوده اند.
بدین صورت که شاغلام در مقاومت سپاسی، افشین در پرسپولیس و امیر حسین در ابومسلم، اما به فاصله کوتاهی ابتدا امیرحسین از سرمربیگری ابومسلم استعفا داد، افشین از راس کادر فنی پرسپولیس کنار رفت و تنها شاغلام ماند که او هم بعدا به تیم المپیک رفت.
برادران فوتبالیست
در این قسمت رکورد شکسته خواهد شد. زیرا در فوتبال ایران برادران فوتبالیست بسیاری داریم.
و اما برادران فوتبالیست (قدیمیو فعلی)
غلامحسین مظلومیو پرویز مظلومی: آیا نیاز به توضیحی هست؟!
عباس و محمد حسن انصاری فرد. این دو برادر در پرسپولیس بازی کرده اند.
مهدی و مرتضی فنونی زاده هم سابقه عضویت در استقلال و پرسپولیس را در کارنامه دارند.اسماعیل یکی دیگر از برادران فنونی زاده است که البته شهرت دو برادر اول را ندارد.
شاهرخ و شاهین بیانی که شاهرخ هم در استقلال و هم در پرسپولیس و شاهین تنها در استقلال عضویت داشته است.
سیاوش و سهراب بختیاری زاده، عضویت در تیمهای فوتبال خوزستان. البته سهراب در استقلال هم توپ زده است. از خانواده بختیاری زاده برادران دیگری هم مشغول بازی هستند.
علی و فرشید کریمیکه معرف حضور هستند و هردو برادر در پرسپولیس بازی کرده اند.
مهدی و مجتبی شیری،دو برادری که اولی سابقه بازی در استقلال و دومیعضو تیم پرسپولیس است.
فرهاد و فرزاد مجیدی هر دو در استقلال سابقه بازی دارند.
مهدی و محمد هادی مهدوی کیا، برای مهدی نیازی به توضیح نیست اما شما احتمالا بازیهای محمد هادی را در جناح راست پرسپولیس به یاد دارید.
غلام رضا و علیرضا رضایی، غلام رضا عضو تیم صبا باتری و علیرضا با سابقه بازی در مقاومت سپاسی و استقلال اهواز است.
محرم و رسول نوید کیا،محرم گل سرسبد فوتبال اصفهان و رسول همراه تین مس کرمان.
مهدی و مهرداد کریمیان، اولی در فصلی که گذشت در تیم برق و دومیعضو تیم پاس بود.
داریوش و غلامعلی یزدانی، داریوش یزدانی را همه میشناسید اما احتمالا نام غلامعلی برادر داریوش را تازه دیده اید. غلامعلی که برادر کوچک داریوش است تا همین دو سه سال پیش عضو تیم مقاومت مرصاد بود اما فعلا از او خبری نیست.
علیرضا و غلامرضا عباسفرد، علیرضا عضو تیم استقلال و غلام رضا قبلا در برق بازی میکرد اما اکنون بازیکن تیم فوتبال پیام مخابرات شیراز است.
حسون و حسین کعبی، اهوازیها میگویند حسون، حسین است و حسین،حسون! به این صورت که هویت اصلی حسن کعبی ملی پوش فعلی فوتبال با نام حسون است و حسین برادر اوست. در صورتی که این دو برادر شناسنامه خود را عوض کرده اند تا برادر معروفتر بتواند سالهای بیشتری در فوتبال باشد و پول پارو کند.
قاسم و غلامرضا حدادی فرد که هر دو عضو تیم ذوب آهن اصفهان هستند.
سوتی های پله در پیش بینی نتایج جام جهانی
پله، اسطورهی فوتبال جهان همواره پای ثابت پیشبینی رقابتهای جام جهانی بوده است.
پله شاید بهترین بازیکن تاریخ فوتبال جهان باشد اما، هر چه قدر در بازکردن دروازه حریفان موفق بوده است در زمیه پیشبینی مسابقات ره به جایی نبرده است.
روماریو چند سال قبل درباره پله گفت: او فوتبال را به خوبی میشناسد و به بیشتر نقاط دنیا سفر کرده است و از پیشبینی فوتبال لذت میبرد اما هیچ تبحری در این زمینه ندارد. پله شاعری است که فقط مزخرف میسراید! در ادامه پیشبینی پله درباره دورههای گذشته جام جهانی آمده است:
جام جهانی 1990:
پیشبینی پله: ایتالیا شانس اول قهرمانی است.
واقعیت: آلمان غربی در دیدار پایانی آرژانتین را شکست داد و قهرمان شد.
جام جهانی 1994:
پیشبینی پله: به نظر من کلمبیا بهترین تیم است. البته شانس قهرمانی آنها کم است اما مطمئنم در جمع 4 تیم پایانی حاضر خواهند بود. برزیل بازیکنان خوبی دارد، اما از نظر کار تیمی درسطح پایینی قرار دارند. کار تیمی آلمان هم فوقالعاده است.
واقعیت:کلمبیا در مرحله گروهی حذف شد و آندره اسکوبار مدافع این تیم که به اشتباه دروازه خودی را باز کرده بود با شلیک گلوله کشته شد. آلمان در مرحله یک چهارم نهایی با جام وداع کرده و در نهایت برزیل قهرمان شد.
جام جهانی 1998 فرانسه:
پیشبینی پله: اسپانیا شانس اول قهرمانی است. برزیل هم به نظر میتواند هر دوره به فینال برسد. انگلیس تیم پرمهرهای است و مربی خوبی هم دارد ضمن این که از فرانسه که در خانه بازی میکند نباید غافل شد.
واقعیت: اسپانیا در مرحله گروهی حذف شد و فرانسه در دیدار پایانی برزیل را شکست داد.
جام جهانی 2002 کره و ژاپن:
پیشبینی پله: برزیل امسال خوب فوتبال بازی نمیکند، آنها کار تیمی خوبی ندارند. تیمهای آرژانتین، فرانسه، ایتالیا و پرتغال شانس زیادی برای قهرمانی دارند. تیمهای اسپانیا، انگلیس و آلمان هم حرفهایی برای گفتن خواهند داشت.
واقعیت: آرژانتین، پرتغال و فرانسه در مرحله گروهی حذف شدند. ایتالیا در مرحله یک هشتم نهایی توسط کره جنوبی از گردونه مسابقات خارج شد و برزیل به مقام قهرمانی رسید.
جام جهانی 2006 آلمان:
پیشبینی پله: چهار تیم پایانی برزیل،آرژانتین، انگلیس و فرانسه در مرحله نیمه نهایی حاضر خواهند بود.
واقعیت: انگلیس، آرژانتین، برزیل در مرحله یک چهارم نهایی کنار رفتند، ایتالیا با شکست فرانسه جام هجدهم را به خانه برد.
و مهمتر از همه:
پیشبینی پله: یک تیم آفریقایی تا قبل از سال 2000 قهرمان جام جهانی خواهد شد.
واقعیت: هنوز هیچ تیم آفریقایی از مرحله یک چهارم نهایی فراتر نرفته است.
..:: 10 ایرانی ثروتمند و پولدار در ایران چه کسانی هستند (+عکس)؟ ::..
- علاء میرمحمدصادقی: الان 79 سال دارد و متولد اصفهان است. کسی که همه او را بهعنوان پدر گچ و سیمان کشور میشناسند.اولین صندوق قرضالحسنه انقلابی را 38 سال پیش در مسجد لرزاده تأسیس کرد.
میرمحمد صادقی رئیس انجمن صنایع و معادن گچ کشور، رئیس خانه معدن کشور، بنیانگذار و رئیس هیات مدیره اتاق های مشترک این و کانادا، ایران و افغانستان، کمیته مشترک ایران و کره، شورای مشترک ایران و بحرین، و ایران و عربستان، اتحادیه تولید کنندگان و صادر کنندگان محصولات معدنی، عضو هیات مدیره شرکت کشتی سازی نوح، شرکت صنایع گچ خوزستان، شرکت صادراتی بنادر جنوب، شرکت پخش سیمان کشور و عضو هیات رئیسه اتاق تهران است.
- سید حمید حسینی: حضور اشخاصی مثل صفایی فراهانی در مجلس ترحیم پدر وزیر ارشاد برای بسیاری سوال برانگیز بود.پاسخ سوال را باید در فعالیت های اقتصادی برادر وزیر ارشاد جست، بالاخره برادر وزیر ارشاد با صفایی فراهانی همکار است.
52 ساله است و اهل رفسنجان. رئیس هیات مدیره گروه بین المللی مذاکرات و مدیر عامل شرکت پالایشگاه نفت سروش است.
- محسن خلیلیعراقی: مدیرعامل شرکت بزرگ بوتان. همین بوتان کافی است تا دامنه فعالیت های او مشخص شود. رئیس هیات مدیره و مدیر عامل شرکت بوتان است، رئیس هیات مدیره انجمن مدیران صنایع ایران، رئیس هیات مدیره کنفدراسیون صنعت ایران، دبیر کل کانون عالی کارفرمایان ایران، رئیس هیات مدیره شورای صنایع لوازم خانگی ایران، رئیس هیات مدیره انجمن صنفی کارفرمایان توزیع کننده گاز مایع ایران است. عراقی متولد 1308 در تهران است.
4- شاهرخ ظهیری: حتما لااقل یکبار سس های او را تجربه کردید، به او سلطان سس هم می گویند ؛ پیشگام صنایع غذایی در کشور و بنیانگذار کارخانههای مهرام است. علاوه بر این، ظهیری 80 ساله عنوان های دیگری نظیر: نایب رئیس اتاق های مشترک ایران و روسیه، ایران و استرالیا، ایران و ارمنستان و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، عضو هیات رئیسه اتاق ایران و کانادا، رئیس کمیسیون کشاورزی در صنایع و بسته بندی اتاق ایران، عضو هیات رئیسه انجمن مدیران، نایب رئیس کنفدراسیون صنایع غذایی ایران را نیز در کارنامه دارد. سلطان سس ایران ، متولد تهران است.
5- مهدی جاریانی: هربار که حمام بروید یا دست هایتان را بشویید، شاید به یاد جاریانی بیفتید. جاریانی متولد تهران است و 62 سال سن دارد. جاریانی مدیر عاملی شرکت های: پاکسان، انتباه، تولی پرس، پخش عظیم، کالا مصرفی، تولید مواد اولیه داروپخش(تماد) را در کارنامه دارد.
6- علینقی خاموشی: متولد تهران است، اما چه کسی نمیداند که او اصالتا مشهدی است؟ بالاخره دوران زیادی را به صندلی ریاست اتاق های بازرگانی تکیه زده و از سابقه دار هاست.
به کت و شلوار عادیش نگاه کنید و با خودتان فکر کنید که در روزگاری نه چندان دور، هر مردی در شب دامادیش یکی از محصولات آقای مدیر را به تن می کرد.
درست متوجه شدید، خاموشی 71 ساله، این عنوان ها را در کارنامه دارد(به جهت فزونی تعداد شرکت هایی که به واسطه ریاستش در بنیاد در آنها نیز نفوذ داشته است از ذکر بسیاری از آنها در اینجا خودداری شده است): رئیس هیات مدیره شرکت سرمایه گذاری ایران، رئیس هیات مدیره شرکت های: ریسندگی و بافندگی مطهری و پوشاک جامعه، مدیر کل شرکت های: ریسندگی و بافندگی مقدم و تیم، مدیر تولید نساجی ممتاز، عضو شورای عالی پول و اعتبار و رئیس بنیاد مستضعفان.
7- اسداله عسگراولادی: همین یکی –دو هفته قبل، جوابیه معترضانه ای را به یکی از روزنامه های کثیر الانتشار فرستاده بود، از آنها گله کرده بود که چرا از وی با عنوان «حاجی ترانسفر» نام برده اند.عسگراولادی اهل تهران است و چه کسی است که او را نشناسد. بر اساس روایتی پیر مرد خوش قلب در جریان نگرانی بخش خصوصی از واگذاری نمایشگاه بین المللی تهران با آن وسعت در آن نقطه اعیان نشین تهران در جمع هیات نمایندگان اتاق چنین گفته بود: جناب رئیس(آل اسحاق) اگر اجازه می دهید، بنده به عنوان یک «کاسب جزء» همین حالا چک خرید نمایشگاه را بکشم!
این اظهار نظرش در مقابل دیدگان حیرت زده خبرنگاران در زمان خودش کم سر و صدا نکرد!
از اعضای بنام مؤتلفه، رئیس اتاق مشترک ایران و چین، دارنده شرکت بزرگ «حساس» که در عرصه صادرات خشکبار و به خصوص پسته ایران در سطح جهان صاحب نام است. چند هفته قبل هم گفته شد دو بانک چینی را خریده، البته بعدا متذکر شد که کل بانک ها را نخریده ، بلکه سهام آنها را خریداری کرده است.
8- فاطمه مقیمی: اهل رشت است. به روسری صورتی رنگش نگاه نکنید، راننده کامیون های زیادی آخر برج چشمشان به دست خانم رئیس دوخته شده است.موسس و مدیر عامل شرکت حمل و نقل بین الملل است و در کارگروه های مرتبط با موضوع حمل و نقل همکاری های زیادی دارد.
داستان زندگیش هم خالی از لطف نیست. مقیمی قرار بوده مترجم یا معلم زبان باشد. ماجرا از جایی شروع شده که مترجم یک شرکت حمل و نقل بین المللی شده است و بعد وقتی صحبت های روسایش را ترجمه می کرده، فکر کرده که چرا خودش مدیر نشود. همین می شود که یک شرکت راه می اندازد و باقی ماجرا!
9- محمد مهدی رئیس زاده: مشهدی 52 ساله انگار برای مدیریت در این دنیا حاضر شده: عضو هیات مدیره و مدیر عامل گروه صنایع سیمان کرمان، عضو هیات مدیره و مدیر عامل شرکت تسهیلات بازرگانی صنعتی، عضو هیات مدیره و مدیر عامل شرکت بازرگانی صنایع ملی ایران، رئیس هیات مدیره شرکت سرمایه گذاری سیمان کرمان، عضو هیات مدیره شرکت سیمان ممتازان، عضو هیات مدیره گروه تولیدی لاستیک بارز، نایب رئیس هیات مدیره شرکت صنایع چوب و کاغذ مازندران و... .
10- احمد امیراحمدی: 71 ساله است، اما خیلی جوان مانده، به گوش های شکسته و پف کرده اش که نگاه کنید ظاهرا رمز جوانیش را دریافتید، کشتی گیر با سابقه ای است. البته کیست که نداند کار و پول خوب هم آدمی را جوان نگه میدارد! کشتیگیر قدیمی با گوشهای شکسته که بهعنوان پدر سرب و روی کشور شناخته میشود اهل تهران است. علاوه بر سرب و روی، در صنعت شیشه و بلور هم کم فعالیت نکرده است. عناوینی چون: رئیس انجمن صنفی کارفرمایان صنعت شیشه و بلور استان تهران، و شرکت تعاونی تولید کنندگان شیشه و بلور و انجمن تخصصی صنایع همگن شیشه وبلور تهران، نایب رئیس خانه صنعت و معدن تهران و... را هم یدک می کشد.
گفتگو با یک دختر آمریکایی تازه مسلمان
گفتگو با یک دختر آمریکایی تازه مسلمان

متولد شهر توسان ایالت آریزونا در آمریکا، 26 ساله، گلهای سوسن آسیایی را دوست دارد. خانم «برندی چیس» (Brandy Chase) که بعد از مسلمان شدن نام «امینه زهیره» را برای خود برگزیده است، خودش را این گونه معرفی میکند: "یک زن مسلمان خلاق آرمانگرا که میکوشد تا راهش به سوی بهشت را بیابد. من شبیه یک غنچه هستم که منتظر بهترین لحظه هستم تا باشکوه شکوفا شوم و رنگهای زیبایم را بهدنیا ارزانی کنم." او که حالا خود را یک «مسلمة» آمریکایی میداند، با مردی لبنانی ازدواج کرده است و دختری 6ساله و پسری 3ساله دارد و در امارات متحده عربی ساکن است.
نویسنده، شاعر ، هنرمند و طراح و همینطور یک بلاگر فعال است. شهادتین را در پنجم آگوست 2001 بر زندگیاش جاری کرده، تقریبا یک ماه قبل از واقعهی 11سپتامبر!
گفتگوی مفصل ما با ایشان را که در یک روز بهاری انجام شد، بخوانید. پیشاپیش، از سرکار خانم «مائده ایمانی» بابت همکاری در طراحی سؤالات متشکریم.
سؤال اول و اساسی! چطور مسلمان شدید؟
کدام یک زودتر اتفاق افتاد؟ مسلمان شدنتان یا آغاز نوشتن شعر و داستان؟
آیا از آن زمان تا به حال تغییراتی در آثارتان بوده که بتوانید آنها را مستقیما به مسلمان شدنتان ارتباط بدهید؟ به ما بگویید وقتی یک خانم جوان و مسلمان اهل آمریکا شروع میکند به داستان نویسی یا شعر گفتن، آثارش دربارهی چیست و آنها را برای چه کسانی مینویسد؟
دربارهی بازخورد آثارتان بین هم شهریها و هم وطنهای غیرمسلمان چیزی میدانید؟ تا به حال شده غیرمسلمانهایی که آثارتان را میخوانند دربارهی آنها با شما صحبت کنند؟

آیا در آمریکا نویسندگان یا شاعران مسلمانی که شهرتشان فراتر از حد و حدود رسانههای محلی و منطقهای باشد وجود دارند؟ مثلا کسانی که آنها را در سراسر آمریکا بشناسند؟
(Jamilah Kolocotronis) و یا «لیندا دلگادو» (Linda D. Delgado) ) که تنها نمونههای معدودی هستند، اما تعداد زیادی هستند که کتابهایشان به صورت بینالمللی تبادل میشود. شما میتوانید این نویسندهها را در سایت «کتابهای داستانی اسلامی» بیابید. همچنین من عضو یک انجمن بینالمللی به اسم «اتحادیهی نویسندگان مسلمان» هستم که در پی ارتقای سطح ادبیات در دنیا، حمایت از نویسندگان و دیگر هنرمندان و همچنین تلاش برای شناسایی و شناساندن هرچه بیشتر ادبیات داستانی اسلامی هستند.
جالب است! سؤالی که پیش میآید این است که آیا آثار این افراد رنگ و بوی اسلامی دارد یا صرفا مسلمانهایی هستند که مثل دیگران مینویسند و اگر بیوگرافیشان را نخوانید حتا نمیفهمید که مسلماناند؟ در ایران، بعضیها معتقدند که ادبیات و هنر باید در خدمت معرفی اسلام و مسلمانان به دنیا باشد. در مقابل بعضیها میگویند هنر، خودش به تنهایی یک هدف است. شما با کدام یکی موافقید؟ آیا جامعهی مسلمان آمریکا تلاش میکند که خودش را، آرمانها و خصوصیاتش را، به بقیهی آمریکاییها بشناساند یا ترجیح میدهد به صورت یک اقلیت منزوی زندگی کند؟
به چه شیوههایی؟ شما وبلاگ مینویسید. آیا مخاطبان وبلاگ شما فقط مسلمانها هستند یا با تمام جهان حرف میزنید؟
انشاءالله! بقیهی مسلمانهای وبلاگنویس چه میکنند؟ آیا فقط برای هم دیگر مینویسند یا غیرمسلمانها را هم خطاب میکنند؟
همچنین به خاطر این که من از خواندن بلاگهای خواهران مسلمان لذت میبرم، یک «فهرست راهنمای بلاگهای مسلمة» ایجاد کردم تا وبلاگهای مختلفی را که خواهران مسلمان برای ایجاد یک تغییر مینویسند، معرفی کنم.

آیا دنیا به این صحبتها گوش میدهد؟ وبلاگهای مسلمانها توسط دیگران هم خوانده میشود؟ عکسالعملها چه گونه است؟
دربارهی مشارکت سیاسی بگویید. مسلمانهای آمریکا در رایگیریها و میتینگها شرکت میکنند؟ از حزب خاصی حمایت میکنند؟ تا به حال پیش آمده که حس کنید بین مسلمان بودن و آمریکایی بودن تضاد وجود دارد؟ مثلا اینکه کشور شما از شما چیزی بخواهد که اسلام اجازه نمیدهد یا برعکس؟
بسیارخب! اگر تعارضی پیش بیاید، در این جور موارد طرف کدام یک را میگیرید؟ اسلام یا وطنتان؟ دربارهی اتحاد اسلامی چه فکر میکنید؟ فکر میکنید یک مسلمان باید قبل از هر چیز با هم کیشانش یکی باشد یا با هم وطنانش؟
به ما بگویید در آمریکا چه نگاهی به کشورهای مسلمان، دولتهایشان و مردمشان هست؟
اما بعضی از آمریکاییها سعی میکنند که اطلاعات و آگاهیهای خودشان را از طریق بلاگها و شبکههای اجتماعی و ملاقات با مردم دیگر کشورها که دربارهی آنها در اخبار میشنوند، کسب کنند و از طریق منابع دست اول، زندگی در آنجا را درک کنند. آنوقت آنها دلیل ورای بعضی از چنین مسائلی را میآموزند. همین مسئله را میتوان برای اخبار پیرامون آمریکا بیان کرد. ما به ندرت در خبرهای ملی دربارهی آمریکاییها میشنویم که آنها افراد را در دنیا یا در کشور خودشان شکنجه یا آزار میدهند و بههمین دلیل وقتی که یک رسوایی به بیرون درز میکند، بهطور مضاعف به مردم شوک وارد میکند. فکر میکنم که هرچه مردم بیشتری اطلاعات خود را با یکدیگر به اشتراک بگذارند، کشورهای بیشتری در کنار یکدیگر قرار خواهند گرفت. اما هر دو طرف باید دیوارها و حصارهایی که برای قرنها برافراشتهاند، کنار بزنند.
به طور خاص، آمریکاییها دربارهی ایران چه فکر میکنند؟ میدانیم که دولت ایران و دولتهای غربی دربارهی انرژی هستهای اختلاف دارند. مردم آمریکا این اختلافات را چه طور تلقی میکنند؟
نظر خودتان چیست؟
از اینکه حضور در این مصاحبه را پذیرفتید، متشکریم. حرف آخر شما با خوانندگان چارقد؟
گفتگو: سید کمال الدین دعایی/نشریه الکترونیکی چارقد
گروه دین و اندیشه تبیان - شکوری
کاریکاتور های جالب از اوباما
عکس آسوشیتدپرس از حضور موسوی در مراسم تشییع آیت الله منتظری
عکس آسوشیتدپرس از حضور موسوی در مراسم تشییع آیت الله منتظری
تصاویر خنده دار اینبار از سیاستمداران جهان
اکبر عبدی بستری شد
مهر: اکبرعبدی که این روزها مشغول بازی در فیلم سینمایی "شرط اول" به کارگردانی مسعود اطیابی است بر اثر سانحهای سر صحنه فیلمبرداری این فیلم، دچار مصدومیت از ناحیه پا شد و هم اکنون در بیمارستان بستری است. فیلمبرداری "شرط اول" بدون اکبر عبدی ادامه دارد.
این فیلم روایت زندگی فردی به نام بهرام است که در یک حادثه رانندگی دچار مرگ مغزی میشود و با یک معجزه دوباره به زندگی برمیگردد. اکبر عبدی، کامبیز دیرباز، الناز شاکردوست، سیروس گرجستانی، نگار فروزنده، پروین قائم مقامی، امیر مهدی کیا، فرهاد بشارتی و پریا شمس دیگر بازیگران فیلم سینمایی "شرط اول" هستند.
عوامل این فیلم عبارتند از نویسنده: شهاب عباسی، مدیر فیلمبرداری: افشین علیزاده، مدیرتولید:پیمان جعفری، طراح گریم: مهری شیرازی، صدابردار: وحید سلطانی، طراح صحنه و لباس: سعید اسدی، برنامهریز و دستیار اول کارگردان: حمیدرضا علیپور، منشی صحنه: غزل رشیدی، عکاس :محمد فوقانی، مژده مرادی، روابط عمومی: بهناز شیربانی، تدوین: نازنین مفخم، صداگذاری: رحیمه شجاعی، مدیر تدارکات: فواد بوربور.
فیلمبرداری فیلم سینمایی "شرط اول" که برای حضور در جشنواره فیلم فجر آماده میشود از 12 آبان در تهران آغاز شده وتدوین و صداگذاری همزمان با فیلمبرداری انجام میشود.
فان پاتوق
رزم رستم و ویروس
چو رستم بدو داد قیچی و ریش / یکی دیسک Bootable آورد پیش
چو Virus را نیک بشناختش / مر از Boot Sector برانداختش
دگر باره اما خریت مکن / ز رایانه اصلا تو صحبت مکن
پاتوق سرگرمی ایرانیان
تاثیر قرآن بر ادب فارسی
تاثیر قرآن بر ادب فارسی
توکل
وعلی الله فتوکلُوا إن کُنتُم مُؤمنین مائده/23؛و بر خدای توکل کنید،اگر بدو گرویده اید.خود توکل یهترین کارهاست
زانکه در هر کار دستت بر خداست
نیست کاری از توکل خوب تر
چیست از تسلیم خود محبوب تر
«مولوی»
تکیه بر تقوا و دانش در طریقت گمرهی است
راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش
«حافظ»
کار خود گر به خدا باز گذاری حافظ
ای بسا عیش که با بخت خداداد کنی
«حافظ»
دلا همواره تسلیم و رضا باش
به هر حالی که باشی با خدا باش
خدا را دان خدا را خوان به هر کار
مدان تو یاوران را به از او یار
به هر کاری مددکارت خدا هست
دلیل راه دینت مصطفی هست
«ناصرخسرو»
همنشینی و مصاحبت
یا ویلتی لیتنی کم أتخذ فلاناً خلیلاً لقد أضلنی عن الذّکر فرقان/28-29؛ وای بر من!ای کاش فلان(مرد فاسق)را دوست نمی گرفتم که مصاحبت و همنشینی با او،مر از پیروی قرآن و رسول حق محروم ساخت.ای فغان از یار ناجنس ای فغان
همنشین نیک جویید از فلان
«مولوی»
پسر نوح با بدان بنشست
خاندان نبوتش گم شد
سگ اصحاب کهف روزی چند
پی نیکان گرفت و مردم شد
«سعدی»
با بدان کم نشین که بد مانی
خودپذیر است نفس انسانی
کند از عاقلت بحق در خشم
به از آن کت ببندد ابله چشم
من ندیدم سلامتی ز خسان
گر تو دیدی سلام ما برسان
«سنایی»
از اثر صحبت است هرچه درین عالم است
ورنه کجا یافتی بید بهای نبات
«مجلسی»
صحبت ناجنس گزند آورد
صد دل آسوده به بند آورد
«سنایی»
جامه کعبه را که می بوسند
او نه از کرم پیله نامی شد
با عزیزی نشست روزی چند
لاجرم همچون او گرامی شد
«ابن یمین»
چاک خواهم زدن این دلق ربایی چه کنم
روح را صحبت ناجنس عذابیست الیم
«حافظ»
منبع:ماهنامه قرآنی ،آموزشی نسیم وحی (شماره اول)
/خ
10 تن از معروفترین جاسوس های زن تاریخ

1ـ ماتا هاری
محل تولد: هلند
تابعیت: هلندی آلمانی
جاسوس آلمان ها در خاک فرانسه
مارگارت گرترود رزله ملقب به ماتا هاری به عنوان یک زن مطلقه وارد خاک فرانسه شد و در آنجا حرفه ی رقاصی را پیش گرفت.
در زمان جنگ جهانی اول با رقاصی و روسبیگری اطلاعات مهم نظامی را از افسران فرانسوی می گرفت و آنها را برای آلمان می فرستاد. در سال 1917 فرانسه متوجه کارهای ماتاهاری شد و او را به جرم جاسوسی اعدام کرد.


نظرات ()








