هر چی بخوای داریم

هر چی که بخوای

مسن ترین افراد جهان

بیشتر انسانها گمان می کنند پیری سن بازنشستگی و دست کشیدن از تلاش و انتظار مرگ است اما کسانی که ما در این گزارش به شما معرفی می کنیم جور دیگری می اندیشند.

ما شما را با چند تن از متفاوت ترین افراد مسن جهان آشنا می کنیم

 

مسن ترین  فردی که در دنیا در قید حیات است

آنتیسا خویچاوا، از اهالی سابق اتحادیه جماهیر شوروی ساکن جورجیا، متولد سال 1880 است. بدین ترتیب وی با 130 سال سن سالخورده ترین  فرد در زمان حاضر محسوب می شود.

 

 

  مسن ترین  پزشک دنیا

دکتر والتر واتسون، مشهور به " پاپا داک" به معنی بابا دکتر، تا به حال شاهد به دنیا آمدن 18000 کودک با کمک دستان خود بوده است. او در سن 100 سالگی ، بیش از 60 سال سابقه کاری پزشکی خود را پشت سر می گذارد.

 

مسن ترین  چترباز دنیا

گئورک مویس، زمانی که در سال 2009 به همراه نوه اش از بالای آسمان خراشی به پرواز در آمد به همگان ثابت کرد که او شجاعتش را با وجود گذر سن از دست نداده است. او هم اکنون 97 سال دارد.

   

مسن ترین  کلاس اولی دنیا

ما  زئوکسین، 102 ساله، از اهالی چین با حضور در سر کلاس سال اول مدرسه به همگان ثابت کرده است که هیچ گاه برا ی تحصیل دیر نیست. او از 13 سالگی در کارخانه ریسندگی کار کرده است و هرگز فرصت نکرده بوده به عنوان یک کودک بر سر کلاس درس حاضر شود. او می گوید نشستن بر سر کلاس درس، آرزویی بوده که امروز به حقیقت پیوسته است.

 

مسن ترین بازیکن پینگ پنگ دنیا

در طی مسابقات بین المللی پینگ پنگ 2010 در چین در بین 2000 بازیکن شرکت کننده، درتی دی لو از استرالیا با 100 سال سن، مسن ترین فرد شرکت کننده محسوب می شد. انگیزه و شوق او در این بازی ها ستودنی است.

 

مسن ترین زنی که هرگز ازدواج نکرده است

کلارا مدمور، 105 ساله، ساکن آمریکا، دختری که تا به حال هرگز ازدواج نکرده است. او علت این موضوع را مشغله بیش از حد خود در زندگی عنوان کرده است. او غرق شدن کشتی تایتانیک و  جنگ جهانی اول را به خوبی به خاطر دارد.

 

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٩/۸/۱۳

شرط بندی خانم با هوش

یک روز خانم مسنی با یک کیف پر از پول به یکی از شعب بزرگترین بانک کانادا مراجعه نمود و حسابی با موجودی 1 میلیون دلار افتتاح کرد . سپس به رئیس شعبه گفت به دلایلی مایل است شخصاً مدیر عامل آن بانک را ملاقات کند . و طبیعتاً به خاطر مبلغ هنگفتی که سپرده گذاری کرده بود ، تقاضای او مورد پذیرش قرار گرفت . قرار ملاقاتی با مدیر عامل بانک برای آن خانم ترتیب داده شد . 

پیرزن در روز تعیین شده به ساختمان مرکزی بانک رفت و به دفتر مدیر عامل راهنمائی شد . مدیر عامل به گرمی به او خوشامد گفت و دیری نگذشت که آن دو سرگرم گپ زدن پیرامون موضوعات متنوعی شدند . تا آنکه صحبت به حساب بانکی پیرزن رسید و مدیر عامل با کنجکاوی پرسید راستی این پول زیاد داستانش چیست آیا به تازگی به شما ارث رسیده است . زن در پاسخ گفت خیر ، این پول را با پرداختن به سرگرمی مورد علاقه ام که همانا شرط بندی است ، پس انداز کرده ام . پیرزن ادامه داد و از آنجائی که این کار برای من به عادت بدل شده است ، مایلم از این فرصت استفاده کنم و شرط ببندم که شما شکم دارید ! 

مرد مدیر عامل که اندامی لاغر و نحیف داشت با شنیدن آن پیشنهاد بی اختیار به خنده افتاد و مشتاقانه پرسید مثلاً سر چه مقدار پول . زن پاسخ داد 20 هزار دلار و اگر موافق هستید ، من فردا ساعت 10 صبح با وکیلم در دفتر شما حاضر خواهم شد تا در حضور او شرط بندی مان را رسمی کنیم و سپس ببینیم چه ****ی برنده است . مرد مدیر عامل پذیرفت و از منشی خود خواست تا برای فردا ساعت 10 صبح برنامه ای برایش نگذارد .

روز بعد درست سر ساعت 10 صبح آن خانم به همراه مردی که ظاهراً وکیلش بود در محل دفتر مدیر عامل حضور یافت .

پیرزن بسیار محترمانه از مرد مدیر عامل خواست کرد که در صورت امکان پیراهن و زیر پیراهن خود را از تن به در آورد .

مرد مدیر عامل که مشتاق بود ببیند سرانجام آن جریان به کجا ختم می شود ، با لبخندی که بر لب داشت به درخواست پیرزن عمل کرد .

وکیل پیرزن با دیدن آن صحنه عصبانی و آشفته حال شد . مرد مدیر عامل که پریشانی او را دید ، با تعجب از پیر زن علت را جویا شد .

پیرزن پاسخ داد من با این مرد سر 100 هزار دلار شرط بسته بودم که کاری خواهم کرد تا مدیر عامل بزرگترین بانک کانادا در پیش چشمان ما پیراهن و زیر پیراهن خود را از تن بیرون کن

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳۸۸/٥/۱٦