روایت قرائتی از آخوندی که پسرش سی دیهای مستهجن نگاه میکرد
روایت قرائتی از آخوندی که پسرش سی دیهای مستهجن نگاه میکرد
۱۳۹۰ پنج شنبه ۲۴ آذر ساعت 15:02
به گزارش خبرنگار سرویس قاب نقره برنا، حجت الاسلام والمسلمین قرائتی در جلسات درسهایی از قرآن این هفته در تلویزیون درباره "حق و باطل و شناخت وظایف" سخن گفته است.
این واعظ مشهور همچنین در ادامه سخنانش درباره "سرچشمه حق، سخن خدا و پیامبران و امامان معصوم(ع)" ، "حقانیت علم و عقل و بطلان ظنّ و گمان " ، "شناخت حق و پیروی از حق " ، "شناخت باطل و دوری از یاری باطل " و ... سخن گفته است. آنچه در ادامه میخوانید گزیدهای از سخنان این استاد حوزه علیمه و دانشگاه است:
به باطل تکیه نکنیم. حق را با لباس باطل نپوشانید. «وَ لا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْباطِل» (بقره/42) گاهی حق است با باطل قاطی میکنند. یعنی باطل است، لباس حق به آن میپوشانند. گل رنگ است، به اسم زعفران میفروشد. مغازهاش را یک طوری رنگآمیزی میکند که مشتری که میآید آن رنگ روی جنس اثر بگذارد، فکر کند این جنس، جنس درستی است.
حضرت امیر در بازار راه می رفت دید یک کسی یک جنس کنار بازار میفروشد. دستش را زیر جنس کرد، گفت: ببین آمدهای در سایه میفروشی که بدی جنست پیدا نباشد. برو جنست را در آفتاب بفروش که مشتریها بفهمند چه چیزی میفروشی. ما آدمهایی داریم کلاس یواشکی میگذارند. حتی ممکن است کلاس تفسیر هم بگذارند. در را میبندند برای دانشجوها یا برای دبیرستانیها تحلیل سیاسی میکنند. ببینیم تو حرفت حق است یا باطل؟ حق است؟ خوب اگر حق است در را باز کن بگذار دیگران هم بیایند گوش بدهند. بگذار نوارش را هم پخش کنیم. نه من راضی نیستم کسی نوار بگیرد. من راضی نیستم کس دیگر بیاید. خوب پیداست میخواهی یک چیزی بگویی که حق نیست. اگر حق است علنی بگو. چرا یواشکی میگویی؟
یک آخوندی بود منحرف بود الحمدلله اعدام شد. ما زمان شاه با ایشان آشنا شدیم. این جوانها را جمع میکرد یک بیانی میکرد، یک آیاتی از قرآن را به کار میبرد، اما فکرش هم فکر کمونیستها بود. یعنی قاطی میکرد بین حق و باطل. مثل آنهایی که پرتقال پوسیدهها را زیر میگذارند و پرتقال خوبها را رو. انار کوچکها را زیر میگذارند و انارهای خوب را رو. خوب من ده سال قبل از انقلاب تقریباً برای جوانها جلسه داشتم. به این گفته بودند: تو قرائتی را کشف کن. برو با قرائتی این حرفها را بزن این شهر به شهر برای جوان ها پای تخته سیاه کلاسداری میکند. یک روز من او را دیدم. گفت: آقا من دنبال تو هستم. به من هم گفتند: ایشان یک فکر جدیدی دارد. بالاخره در همان خیابان که همدیگر را دیدیم یک آشنا پیدا کردیم، در خانهاش رفتیم.
تقریباً دو سه ساعت حرفهایش را به من گفت. من حرفهایش را که گوش کردم، گفتم: خیلی خوب من حرفهای شما را گرفتم. شب جمعه آقای مطهری، میآید منزل ما مهمان است. اجازه بده همهی حرفهای شما را به مطهری میگویم. اگر او گفت: حرف شما حق است من شهر به شهر سخنرانی میکنم. گفت: مگر تو با مطهری رابطه داری؟ گفتم: من شاگردش نیستم، ولی مریدش هستم و از نظر علمی شاگردش هستم. کتابهایش را خواندم. نوارهایش را گوش میدهم. گفت: تو با مطهری رفیق بودی من این حرفها را زدم؟! خائن! به من گفت: خائن! گفتم: عجب! این معلوم میشود یک چیزی از کمونیستها دارد، یک چیزی از اسلام، یک مکتبی، فرقهی جدیدی میخواهد درست کند، مکتب جدید میخواهد درست کند، میخواهد مطهری نفهمد. من که سوادم کم است، من را گول بزند، من هم جوانها را گول بزنم اما مطهری نفهمد. ما آنجا فهمیدیم که این میخواهد فرقه درست کند.
هر جلسهای که در را بستند پیداست یک چیزی در آن است. امام رضا فرمود: هرچیزی را که در نماز جمعه نمیتوانید بگویید پیداست که یک چیزی در آن است. این معامله را بتوانید در نماز جمعه بگویید. بگو: آقا من این خانه را خریدم، به این قیمت. من اگر یک انگشتری دستم است که نرخش را نگفتم پیداست خیانت است. نرخ انگشتر، آقای قرائتی انگشترت چند است؟ بگویم: مثلاً این مقدار. اگر نترسیدم پیداست درست است. اما اگر قیمت انگشتر من یک قیمتی بود که گفتم: حالا شما به قیمت این کار نداشته باش. اگر طفره رفتم پیداست این انگشتر قیمتی است و من میخواهم مردم را از قیمت این مطلع...
خانهتان کجاست؟ اگر رویم نشد بگویم خانهام کجاست، پیداست این خانه خیانت است. امیرالمؤمنین فرمود: «دَخَلْتُ بِلَادَکُمْ بِأَشْمَالِی هَذِه» (بحارالانوار/ج40/ص325) من با همین زندگی وارد شدم، اگر بعد از اینکه از حکومت کنار رفتم، زندگی من فرق زیادی داشت، اصلاً اگر فرق داشت، نه فرق زیاد، اگر فرق داشت پیداست از بیتالمال سوء استفاده کردم.
کار خوب این است که آدم بتواند در تلویزیون بگوید. هرچیزی را که در تلویزیون رنگ شما میپرد... با یک کسی رابطه پیدا میکنی تلفن میکنی که اگر آقایت بفهمد فوری گوشی را زمین میگذاری. پیداست این تلفن خیانت است. هر تلفنی که بابا و ننهات بفهمند گوشی را زمین میگذاری، پیداست خیانت است. و گاهی هم گول میزنند. ممکن است عکس سکس باشد، رویش عکس مداح میچسبانند. پدر میگوید: الحمدلله بچهی من خیلی مذهبی است. شبها تا صبح پای مداحها مینشیند. آخوندی به من گفت. گفت: یک سیدی بود من فکر کردم پسر من حزب اللهی است. از دستش افتاد. من گذاشتم دیدم اوه... اوه... چه عکسهایی است. این برای اینکه پدرش را گول بزند، بنابراین به هیچ چیز اطمینان نکنید. خدا، پیغمبر، امام، مرجع تقلید، عقل، منطق. کلاسهای یواشکی، سیدیهای یواشکی، تلفنهای یواشکی، اینها را همه باید مواظب باشیم.
خدایا خودت همهی ما را حفظ بفرما. کمتر از آنی ما را به خودمان واگذار مکن.
عمارنامه
قدرت زنان!

طفلکی!!!!!! این همه زحمت کشیدی فوق لیسانس از دانشگاه سراسری گرفتی حالا نشستی توی خونه؟!
کاشکی آدم بدونه چه سرنوشتی در انتظارشه. اونوقت دیگه این قدر خودشو زحمت نمیندازه! دیگه آشپزی و بچه بزرگ کردن که تحصیلات عالیه نمی خواد!
نمی دانم این جملات برای شما آشنا هست یا نه؟ اگر جز آن دسته از زنهایی باشید که سالها درس خوانده و یا کار کرده اید و سپس به صورت یکباره برای حفظ زندگی زناشویی و یا تربیت فرزندتان خانه نشین شوید، حتما با این واژه ها آشنایی کامل دارید. مدتهای طولانی است که دوست دارم در مورد نقش و اهمیت زن در جامعه یادداشتی بنویسم. اما همیشه یا فرصت مناسب دست نداده و یا آنکه بعد از نوشتن چند سطر به این نتیجه رسیده ام که اگر این مطلب را کامل کنم همیشه عده ای هستند که ناراحت و دلخور می شوند. ولی الان احساس می کنم این مطلب باید نوشته شودچه بتوانم منظورم را درست منتقل کنم و چه نتوانم.
بهتر است مطلب را از اینجا شروع کنیم. از اینکه از ابتدای خلقت بشر، از وقتی که آدمها توانستند همه چیز را طبقه بندی کنند و بر اساس تصورات ذهنی شان(و نه واقعیت) به امتیاز بندی همه چیز بپردازند، همیشه به کارهای مردانه ارزش و بهای بیشتری دادند و در مقابل کارهای زنانه مثل به دنیا آوردن بچه، تربیت فرزندان، رسیدگی به امور منزل و .. همیشه جز کارهای کم اهمیت و یا حتی بی اهمیت که وقت چندانی را به خود اختصاص نمی دهد، جلوه داده می شد.
تا دنیا دنیا بوده وضع به همین منوال بوده و زنها هم پذیرفته بودند که کارهای مهم،مردانه است و کارهای خودشان کم ارزش. هر چند در سده های اخیر به خصوص در کشورهای غربی سعی شده است این موضوع به نمایش گذاشته شود که ما به زنها اهمیت می دهیم و یا موجهای افراطی مثل فمینیسم و ...شکل گرفت، اما هیچ یک نه به ارزش واقعی زن پی برده بودند و نه واقعا کاری توانستند برای ارزش گم شده زنان انجام دهند. تنها سوغات این طرز تلقی های جدید، تبدیل کردن زن به یک کالای تجاری و دور کردن وی از نقش های مهم و اساسی وی بود.

آنها با دیدگاه های سطحی و ناپخته شان نه تنها نتوانستند نقش واقعی زن را نشان دهند بلکه زنان را تشویق به انجام فعالیت های مردانه کردند و اینگونه جلوه دادند که هر چه قدر بیشتر بیرون از خانه باشید، کمتر برای فرزندانتان وقت بگذارید، خودتان را وقف کارها و فعالیتهای اجتماعی تان کنید ، موفق تر بوده و الگوی یک زن کامل و موفق می شوید. البته مسلما این موارد به طور علنی و آشکار در جامعه عنوان نمی شد اما پیامهای تصویری و رسانه ای که عمدتا به افراد جامعه ارسال می گردد ، نوید بخش این مساله است.
البته این اتفاق تنها در کشورهای غربی نیفتاد و علی رغم اینکه کشور ما یک کشور اسلامی است و اسلام برای شان و منزلت زنان، ارزشهای ویژه ای قایل است اما در هر حال جامعه ما نیز از این تاثیرات بی نصیب نماند و اکنون ما هر چه بیشتر شاهد فاصله افتادن برخی از زنان جامعه مان از نقش های اصلی هستیم.
دیگر دختران ما آن قدر درس می خوانند که دوبرابر پسران وارد دانشگاه و مراکز آموزش عالی می شوند.آن قدر پشت کار به خرج می دهند که با سرعت بیشتری وارد مقاطع عالی تر تحصیلی شده و آن قدر تلاش می کنند که تا بر سر کارهای خوب و پر درآمد بروند، از پای نمی نشینند. البته هیچ یک از این موارد مورد انتقاد نیست بلکه برعکس باعث افتخار جامعه است که چنین زنان و دختران توانا، بااستعداد و پر تلاشی وجود دارد. به طور قطع برای یک جامعه اسلامی هیچ چیز نمی تواند افتخار آفرین تر از این باشد که دختران امروز و مادران فردای وی از بالاترین سطح تحصیلات و فعالیتهای اجتماعی برخوردار باشند اما مشکل از آنجا شروع می شود که بسیاری از دختران آنقدر غرق درس و ادامه تحصیل، کار خوب، موقعیت شغلی و .. هستند که فراموش می کنند باید به موقع ازدواج کنند.
اگر هم به هزار ضرب و زور اطرافیان ازدواج کنند برای حفظ موقعیت شغلی و تحصیلی شان سالها صاحب فرزند نمی شوند و اگر هم باز با هزار زور و طعنه و کنایه بالاخره بعد از سی و چند سالگی صاحب فرزند شوند، بلافاصله بعد از اتمام مرخصی زایمان است که کودک عازم مهد کودک است و مادر حاضر در محل کار.
البته وقتی به عنوان یک زن ، خوب فکر می کنم، دقیق برنامه های تلویزیونی را دنبال می کنم، مصاحبه با افراد موفق را می خوانم، مقالات علمی و غیر علمی را بررسی می کنم می بینم اثری روشن، قاطعانه و قابل تامل از بیان نقش واقعی زن در جامعه نیست.
مثلا کمی دقت کنید. ما هشت سال در جنگ تحمیلی به سر بردیم. هشت سال جوانان ما شجاعانه، فداکاری و ایثار کردند، چه بسیار مردانی که در طی سالهای جنگ تحمیلی سهمشان از زندگی مشترک تنها چند روز هم صحبتی با همسرشان بود و چه بسیار فرزندانی که ماهها از مادر و خانواده خود دور بودند. با همه این اوصاف وقتی برنامه های مستند جنگ را می بینیم، خاطرات را می خوانیم و به طور کلی به مرور آن سالها می پردازیم هیچ نقش پر رنگی از زنان ملاحظه نمی کنیم. البته اشاراتی کلی، صحنه های گذرا و خاطراتی کوتاه ارایه می شود اما براستی سهم زنان در این سالها همین قدر بود؟ چرا هیچکس این سوال را نمی پرسد که چه کسی به این جوانان بیست و چند ساله این همه شجاعت و ایثار را آموخت؟ چه کسی آنها را تربیت کرد؟ و یا چرا کسی نمی پرسد اگر فلان رزمنده سالها بی وقفه در جبهه حضور شجاعانه داشت، چه کسی مسئول و مربی فرزندان وی در این سالها بود؟

اصلا چرا بیست سال به عقب برگردیم؟ این همه جوان موفق در حیطه های علمی، ورزشی، فرهنگی، کار آفرینی و .. داریم. تا به حال در کدام مصاحبه، برنامه و یا گفتگویی سراغ از باغبان اصلی آنها گرفته شد؟ طوری با این افراد برخورد می شود که گویی ذاتا دانشمند و قهرمان و سلحشور دنیا آمده اند و به راستی در این مواقع زنان کجا هستند؟
چرا سراغی از مادران آنها نمی گیریم؟ چرا نمی گویم مادر تو چه کردی که چنین فرزندی پرورش دادی؟؟؟؟؟
شاید آن قدر در طی تاریخ حیات بشری نقش زنان و دختران دیده نشد که خود ما زنان هم فراموش کردیم که چه نقش مهم و سازنده ای داریم؟ آن قدر نقش ها و تاثیرات مثبت زنان نادیده گرفته شد که خودمان هم باور کردیم فرزند آوری و فرزند پروری اهمیتی ندارد. خانه داری نشان از نقطه ضعف و ناتوانی یک زن است و در عوض هر چه بیشتر اوقات خود را صرف محل کار و فعالیتهای فوق برنامه و .. کنیم موفق تر هستیم.
البته توجه شما را به این مساله جلب می کنم که هیچکس قصد ندارد فعالیت اجتماعی زنان و حضور فعالشان در جامعه را نادیده گرفته، کم اهمیت جلوه دهد و یا مورد بازخواست قراردهد ، چرا که یک جامعه سالم بدون حضورفعال زن در آن نمی تواند به کمال برسد اما آنچه در اینجا منظور نظر ماست این است که برخی از زنان ما از نقش های اصلی و اساسی خود یعنی مادری کردن و همسر بودن غافل شده اند و صد البته مخاطب ما تنها زنان شاغل و یا فعالان اجتماعی نیستند. غفلت از وظایف مادری و همسری در میان زنان خانه دار نیز بسیار مشاهده گشته و از مسئولیت و رسالت اصلی خویش باز مانده اند.
به خاطر دارم که در یکی از کتابها خواندم ،شیخ انصاری به این دلیل از مفاخر و علمای شیعه گردید که مادرش نقش بسیار موثری در تربیت دینی و اعتقادی وی داشت و مثلا هیچگاه وی را بی وضو شیر نمی داد . چرا راه دور برویم ؟
به خودتان، موفقیتها، شکستها و فرآیند زندگی تان توجه کنید اگر خوب دقت کنید در همه این مراحل رد پا و اثر مادرتان را خواهید دید.
در هر حال چه نقش زنان دیده شود و چه دیده نشود، چه به نقشهای زنانه اهمیت داده شود و چه نشود و به طور کلی چه برنامه سازان، متصدیان امور فرهنگی، تاریخ نگاران، فیلم سازان و .. نقش ها و تاثیرات مادری و همسری را مورد توجه قرار بدهند و چه ندهند، زنها تاثیر خود را خواهند گذاشت ولی چه بهتر که زنان متوجه تاثیر و نفوذ خود در حیات بشری باشند تا هر چه بیشتر بتوانند نقش مثبتی در زندگی همسر و فرزندان خود داشته باشند و مهم تر از همه این است که اگر همه دنیا نیز از نقش و اهمیت زنان غافل ماندند، ما زنان از تاثیر گذاری و نقش ارزنده خود در خانواده و جامعه غافل نمانیم.
گروه خانواده و زندگی تبیان - نویسنده :مریم عطاریان
تنظیم : ندا داودی
اس ام اس روز پدر
اس ام اس روز پدر
پدر جان ، نگاه مهربان و صدای دلنشینت همیشه مرحم دل من در این غربت است ، بدان که برای من بهترینی . روز پدر مبارک باد .![]()
پدرم راه تمام زندگیست ، پدرم دلخوشی همیشگیست . روزت مبارک باباجون
پدرم با صمیم قلب از تو تشکر میکنم ، نه به خاطر اینکه به من محبت کردی و جوانمردیم آموختی ، نه به خاطر اینکه راه و رسم مردانگیم آموختی ، به خاطر اینکه با آن سیلی که به من زدی ، عشق و صفا و آزادگیم آموختی . پدر جان روزت مبارک .
پدر ، نام تو تکیه گاه من است . روز پدر رو خدمت شما پدر عزیزم تبریک عرض میکنم .
پدر جان ، باش و با بودنت باعث بودن من باش . روزت مبارک . از صمیم قلب دوستت دارم . . .![]()
ای تکیه گاه محکم من، ای پدر جان / ای ابر بارنده ی مهر و لطف و احسان
ای نام زیبایت همیشه اعتبارم / خدمت به تو در همه حال، هست افتخارم
پدر ای چراغ خونه! مرد دریا، مرد بارون
با تو زندگی یه باغه، بی تو سرده مثل زندون
هر چی دارم از تو دارم ، تو بهار آرزوها
هنوزم اگه نگیری، دستامو می افتم از پا
تبریک به کسی که نمی دانم از بزرگی اش بگویم یا مردانگی، سخاوت، سکوت، مهربانی و... بسیار سخت است
پدرم روزت مبارک
پدرم راه تمام زندگیست ، پدرم دلخوشی همیشگیست . روزت مبارک باباجون![]()
علی پا به این دنیا گذاشت و قلب عاشقان را محسور کرد و همگان را با انسانی آشنا کرد
که پدر تمامی آفریدگان پروردگارش لقب گرفت روز پدر مبارک . . .
نمک بر زخم من شیرین تر از خواب سحر گردد ،
جگرها خون شود تا یک پسر مثل پدر گردد . . .
برخیز که قدسیان جوابت بدهند
وز کوثر معرفت شرابت بدهند
چون ماه رجب باشدو اعیاد علی
کعبه مانند صدف در دل خود گوهر داشت
گوهری زینت هستی چونان حیدر داشت
یک پیاله ز می اش مست کند عــــالم را
آنکــه اندر قدحش باده ای از کوثر داشت
دل را ز علی اگر بگیرم چه کنم
بی مهر علی اگر بمیرم چه کنم
فردا که کسی را به کسی کاری نیست
دامان علی اگر نگیرم چه کنم
نازد به خودش خدا که حیدر دارد
دریای فضائلی مطهر دارد
همتای علی نخواهد آمد والله
صد بار اگر کعبه ترک بردارد
زیباترین ولادت: تنها کسی که در داخل خانه خدا بدنیا آمد، اوست.
زیباترین نام: بنا بر روایات متعدد، نام علی مشتق از نام خداست.
زیباترین معلم: علی تربیت شده دست پیامبر (ص) بود.
زیباترین سخنان: به تعبیر بسیاری از بزرگان، نهج البلاغه برادر قرآن کریم است
می دونی فرق روز پدر با روز مادر چیه ؟
روز مادر طلا فروشی ها شلوغ می شه
اما روز پدر جوراب فروشی ها ..
می دونی شباهشتون چیه ؟
پول هر دو از جیب بابا می ره ا
مکرر گشته ام از زندگی سیر
بهای کادوی زن شد نفس گیر
چرا در روز زن طلا و سکه
ولی روز پدر جوراب و عرقگیر![]()
اعتراضات رسمی یک نی نی چهارده ماهه!
آقای پدر! در کمال احترام خواهشمندم اینقدر لب و لوچه ی پیاز خورده ی غیر پاستوریزه، و سار و سیبیل سیخ سیخی آهار نشده ات را به سر و صورت حساس من نمالید! plz
خانوم مادر! جیغ زدن شما هنگام شناسایی اجسام داخل خانه توسط حس چشایی من، نه تنها کمکی به رشد فکری من نمی کنه، بلکه برای دبی شیر شما هم مضر است!!! لازم به ذکر است که سوسک هم یکی از اجسام داخل خانه محسوب می شود!
پدر محترم! هنگام دستچین کردن میوه، از دادن من به بغل اصغر آقای سبزی فروش خودداری نمایید. چشمهای تلسکوپی، گوشهای ماهواره ای و سیبیلهای دم الاغی اش مرا به یاد قرضهای شما می اندازد!
مخصوصاً وقتی که چشمهای خود را گشاد کرده، و با تکان دادن سر و لبهایش '' بول بول بول بول'' می کند! زهرمار، درد، مرض، کوفت! الهی کف شامپو تو چشت! شب بخوابی خواب بد ببینی! جیش کنی تو شلوارت!
مادر محترم! شصت پا وسیله ای است شخصی، که اختیارش رو دارم! لطفاً هرگاه سعی در خوردن شصت پای شما نمودم، گیر بدهید!
آقای پدر! هنگام دعوا با خانوم مادر، به جای پرت کردن قابلمه و ماهی تابه به روی زمین، از چینی های توی کابینت استفاده نمایید! اکشن بودن دعوا به همین چیزاست!
خانوم مادر! از مصرف هله هوله ی زیاد پرهیز نمایید! این عمل نه تنها برای سلامتی شما خوب نیست، بلکه موجب می شود که شیرتان بوی'' بچه سوسک مرده'' بدهد.
آقای پدر! کودکان توانایی کافی برای حفظ جیش خود ندارند و این توانایی هنگامی که شما شکم مرا ''پووووووف'' می کنید به حداقل می رسد! الان بگم که بعد شرمنده تون نشم!
پاتوق ایرانیان
فیلمبرداری پسر عرب از مادرش در حمام!
بحران اخلاقی غرب طی سالهای گذشته به برخی کشورهای عربی منطقه رسیده است.
در این کشورها هر روز اخباری از مشکلات اخلاقی منتشر میشود که نشان میدهد نتیجه دور شدن از اخلاق چنین سیاه روزهایی است.
طی روزهای اخیر برخی منابع خبری گزارش دادهاند که فرزندی به صورت پنهانی از مادر 30 سالهاش در حمام فیلمبرداری میکرده و آنرا روی سایت یوتیوب میگذاشته است! هنوز جزئیات بیشتری منتشر نشده است.
این خبر باعث تعجب بسیاری از افراد شده است.
عجیب ترین مادران دنیا
مادر بیشترین قل های زنده مانده در یک زایمان ( 8 قلو ) 
نادی سلیمان که در تلویزیون آمریکا معروف به اکتامام ( مادر هشت تایی) شد , زنی آمریکایی است که در ژانویه 2009 هشت قلوی خود را سالم بدنیا آورد.
آیا انفاق به والدین واجب است؟
در قرآن کریم میخوانیم: یَسْئَلُونَکَ مَاذَا یُنفِقُونَ...از تو سؤال میکنند چه چیز انفاق کنند؟(بقره/215)
شخصى از ثروتمندان مسلمان خدمت رسول اکرم(صلى الله علیه وآله)رسید و عرض کرد: چه چیز انفاق کنم؟ محدوده انفاق تا کجاست؟ و به چه کسانى انفاق نمایم؟
(قُلْ مَا أَنفَقْتُمْ مِنْ خَیْر) در پاسخ به سؤال اوّل فرمود: هر چیز خیرى قابل انفاق است، بنابراین محدودیّتى در انفاق وجود ندارد، مال و ثروت، ملک و املاک کتاب و نوشتجات، تهیّه ابزار آزادى زندانیان بى گناه، آماده ساختن جهیزیّه دختران دم بخت، اداى دین مقروضان، نشر علم و دانش و آگاهیها، استفاده از آبرو و اعتبار براى حلّ مشکلات، انفاق وقت براى جلوگیرى از هم پاشیدن زندگى مشترک زن و شوهر، تأسیس و تعمیر مساجد، حسینیّه ها، مدارس دینى و غیر دینى، درمانگاهها و بیمارستان ها و خلاصه هر گونه کار خیرى داخل در محدوده انفاق است.
نتیجه این که خیر معناى وسیعى دارد که شامل تمام کارهاى خوب مى شود، و انفاق منحصر در امور مالى و مادّى نیست.
و در پاسخ به سؤال دوم ـ که به چه کسانى انفاق کنیم؟ ـ به پنج گروه اشاره مى کند:

1ـ فَلِلْوالِدَیْنِ; پدر و مادر اوّلین گروهى هستند که شایسته انفاقند. پدر و مادر در صورت نیاز و عدم قدرت بر رفع نیازمندیها، واجب النفقه فرزندان خویش هستند. فرزندان ـ اعمّ از پسر و دختر ـ هر کدام در حدّ وسع مالى خود، باید نیازهاى مالى والدین را برطرف سازند. یعنى همان گونه که انفاق بر همسر و فرزندان واجب و لازم است انفاق بر پدر و مادر نیازمند نیز واجب است، چرا که همه اینها واجب النفقه انسان هستند. و اگر به اندازه کافى و گذران زندگى و رفع نیازها اموالى دارند، سزاوار است براى توسعه زندگى و راحت تر زندگى کردن به آنها انفاق کنند.
2ـ وَالاَْقْرَبِینَ; دومین گروهى که خداوند دستور داده به آنها انفاق شود، بستگان و اقارب نسبى هستند. صله رحم فقط دید و بازدید و احوالپرسى نیست، بلکه یکى از مصادیق آن برطرف کردن نیازهاى بستگان و انفاق بر آنهاست.
3ـ وَالْیَتَامى; یکى از سفارشات پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) در خطبه شعبانیّه رسیدگى به یتیمان است. خداوند متعال نیز در این آیه شریفه نسبت به این موضوع سفارش و تأکید مى کند. ضمناً اگر کمک به ایتام بصورت برنامه اى منظّم و سازمان دهى شده صورت گیرد، همان گونه که بعضى از سازمان هاى متکفّلِ کمک به نیازمندان برنامه ریزى کرده اند، بى شک مفیدتر خواهد بود.
4ـ وَالْمَسَاکِینِ; مسکین به شخص نیازمندى گفته مى شود که در نهایت عُسرت و سختى به سر مى برد. این واژه از مادّه سکون گرفته شده، و علّت این نامگذارى این است که چنین شخصى به قدرى نیازمند و وامانده است که گویا به زمین افتاده و ساکن شده، و نمى تواند از جا برخیزد.
5ـ وَابْنِ السَّبِیلِ; واماندگان در راه و مسافران نیازمند و آبرومند، پنجمین گروهى هستند که نسبت به آنها سفارش به انفاق شده است. ابن السبیل کسى است که پول و توشه سفر خود را گم کرده، و یا سارقى از او به سرقت برده، و اکنون دست خالى و تهى دست در سفر نیازمند کمک و انفاق دیگران است، هر چند ممکن است در وطن فرد ثروتمندى باشد.
عجیب این که شخصى با تحمّل سختیهاى سفر و هزینه کردن مبالغ زیادى خود را به حرم امامزادگان یا امامان یا پیامبر(صلى الله علیه وآله) یا خانه خدا مى رساند تا بار خود را سبک و براى گناهان و خطاهایش چاره اى بیندیشد، و شخص بینوا و بیچاره اى حتّى در آن مکانهاى مقدّس، دست به سرقت مى زند و بارى بر بار گناهانش مى افزاید. این کجا و آن کجا!
(وَمَا تَفْعَلُوا مِنْ خَیْر فَإِنَّ اللهَ بِهِ عَلِیمٌ). سپس مى فرماید: نسبت به انفاق هایى که مى کنید لازم نیست مردم اطّلاع و آگاهى داشته باشند، بلکه کافى است خداوند متعال از آن مطّلع باشد، و خداوند نسبت به اعمال همگان آگاه است.
منبع: از تو می پرسند، آیت الله مکارم شیرازی
تنظیم برای تبیان: الف_شکوری
مقدسترین شغل خانم ها
مقدسترین شغل خانم ها

مهمترین و حساسترین وظیفه بانوان پرورش و تربیت فرزنداست.در این باره پدر و مادر هر دو مسئولیت دارند لیکن ثقل این کارمعمولا بر دوش مادران می باشد. این شغلی است که حتی اگر زنی در بیرون از منزل شاغل باشد نه تنها از دوشش برداشته نمی شود بلکه وظیفه ی اصلی او
زیرا آنها هستند که می توانند مرتبا از کودکان خویش مراقبت وحفاظت نمایند.اگر مادران به وظیفه سنگین و مقدس مادرى آشنا باشند و با برنامه صحیح نونهالان اجتماع را پرورش دهند ، می توانند اوضاع عمومى یک اجتماع بلکه جهان را به طور کلى دگرگون سازند.بنابراین ترقى وتنزل،پیشرفت و عقبماندگى اجتماع در دستبانوان و به اختیار آنهاست.
بدین جهت پیغمبر اسلام (ص) فرمود:بهشت در زیر پاى مادران است. (1)
ثمره ازدواج
وجود فرزند میوه درخت زناشویى و یکآرزوى طبیعى است.ازدواج بىفرزند مانند درختبىبار است.وجودفرزند پیوند زناشویى را استوار می سازد،مرد و زن را به خانه و زندگىعلاقهمند می گرداند. محیط خانه را با صفا و طراوت می کند و مرد را به تلاش و کوشش بیشتر وادار و زن را به خانه و کاشانه دلگرم می سازد.
امام سجاد علیه السلام فرمود: سعادت انسان در اینست که فرزندان صالحى داشته باشد که به آنان استعانت جوید. (2)
اطفالى که هم اکنون در محیط کوچک خانه پرورش مىیابند مردان و زنان آینده اجتماع خواهند بود.هر درسى را که در محیط خانه و در دامنپدر و مادر فرا گیرند در اجتماع فردا به مرحله عمل خواهند رسانید.اگرخانوادهها اصلاح گردند اجتماع نیز حتما اصلاح خواهد شد. چوناجتماع به غیر از همین خانوادهها چیزى نیست.اگر کودکان امروز،تندخو،ستیزهگر، متجاوز،چاپلوس،دروغگو،بد اخلاق،کوتاه فکر،بىاراده،شنو،ترسو،خجول، نادان،خودخواه،پول پرست،لاابالى پرورش یابند جامعه بزرگ فردا نیز به همین صفات واخلاق زشت گرفتار خواهد شد.اگر امروز با تملق و چاپلوسى از شماچیزى گرفتند فردا هم در مقابل زورگویان چاپلوسى خواهند کرد.
و بالعکس اگر کودکان امروز درستکار،شجاع،بلند همت،خوش اخلاق،خیرخواه،بردبار،دلدار، با ایمان،زور نشنو،غیر متجاوز،عدالتخواه،بزرگ نفس،حقگو،امانتدار،دانا،روشنفکر،راستگو، صریح اللهجه تربیتشوند فردا هم همین صفات عالى را به صورتکاملترى ظاهر خواهند ساخت.
بنابراین،پدران و مادران و بالاخص مادران در قبال فرزندان خویش و اجتماع بزرگترین و سنگینترین مسؤولیت را خواهند داشت.
والدین اگر مطابق نقشه صحیح و برنامه دقیق تربیتى در تربیت کودکان خویشاقدام نمایند بزرگترین خدمت را نسبتبه اجتماع آینده خواهند نمود.واگر در انجام این وظیفه بزرگ سهلانگارى کنند در قیامت مسؤول خواهندبود.
بدین جهت امام سجاد علیه السلام فرمود:
حق فرزندت اینست کهبدانى که او از تو می باشد. بد باشد یا خوب با تو نسبت دارد.در قبالپرورش و تادیب او و راهنمایىاش به سوى خدا و کمک کردنش بهفرمانبردارى مسؤولیت دارى.رفتارت با او رفتار کسى باشد که یقین دارد در مقابل احسان کردن به او پاداش نیک خواهد داشت و در مقابلبد رفتارى کیفر بد خواهد دید. (3)
در اینجا باید یادآور شویم که چنان نیست که هر بانویى از شغلمادرى و تربیت صحیح آگاه باشد بلکه رموز آنرا باید یاد گرفت.لیکن دراین مقاله ی کوتاه نمی توان وارد فن تربیتشد و مباحث دقیق آنرا موردتجزیه و تحلیل قرار داد.
خوشبختانه کتابهایى در این باره تالیف شده دراختیار خوانندگان قرار دارد.مادران علاقهمند میتوانند آنها را تهیه ومطالعه نمایند و از تجربیات خودشان نیز استفاده کنند.( در بخش خانواده نیز مقالاتی در باره ی کودکان و تربیت آن ها در اختیار کاربران قرار دارد.) اگر بانویی با هوش وعلاقهمندى باشد می تواند علاوه بر تربیت کردن فرزندان،خدمات علمىارزندهاى هم انجام دهد.با بکار بستن دستورهاى تربیتى و ملاحظه آثار و نتایج آنها بزودى در فن تربیت تخصص پیدا خواهد کرد.در آنصورت می تواند به وسیله اطلاعات جالبى که در این باره بدست آورده در راه اصلاحو تکمیل کتابهاى تربیتى خدمات علمى و ارزندهاى انجام دهد.

لیکن یادآورى یک نکته ضرورت دارد.بسیارى از مردم از معناىصحیح تربیت غافل بوده بین تعلیم و تربیت فرق نمی گذارند.تربیت را نیزیک نوع تعلیم مىپندارند.خیال می کنند با یاد دادن یک سلسله مفاهیم ومطالب سودمند دینى یا تربیتى و به وسیله پند و اندرزهاى حکما و شعراء و نقل سرگذشت مردان نیک می توان کودک را کاملا تحت تاثیر قرار داد ومطابق دلخواه تربیتش نمود.
مثلا گمان می کنند اگر آیات و روایات مربوط به مذمت دروغگویى را به اطفال یاد دادند و وادارشان کردند چندین حدیثو داستان درباره فضیلت راستگویى از بر کنند،و حتى در حضور مردمبخوانند و جایزه بگیرند، راستگو تربیتخواهند شد.در صورتیکه در موردتربیتبه این مقدار نمی توان اکتفا نمود.البته از بر کردن آیه و حدیث وداستانهاى آموزنده بىاثر نیست.لیکن آثارى را که از تربیت انتظار داریم نباید از این قبیل برنامههاى صورى انتظار داشته باشیم.
محیط نشو و نما و پرورش کودک اگر محیط راستى ،درستى ،امانتدارى ، ایمان ،پاکیزگى ،انضباط ،شجاعت ،خیرخواهى ،مهر ،وفا ،صمیمیت ،عدالت ،کار و کوشش ،عفت، آزادى ،بلند همتى ،غیرت ،فداکارى باشد ،کودک نیز با همین صفات خو گرفتهتربیت می شود.و همچنین اگر در محیط خیانت،نادرستى،دروغ،حیله بازى،چاپلوسى،تعدى و تجاوز، عدم رعایتحقوق،عدم آزادى،بغض و کینه توزى،ستیزهگرى،لجبازى،کوتاه فکرى،نفاق ودو رویى پرورش یافتخواه ناخواه بدین صفات زشتخو گرفته فاسد و بد عمل تربیتخواهد شد. و در اینصورت پند و اندرزهاى دینى و ادبىگر چه آنها را از بر بخواند اصلاحش نخواهد کرد.
صدها آیه و روایت وشعر و داستان به مقدار یک عمل آموزنده تاثیر نخواهد کرد-دو صد گفتهچون نیم کردار نیست .پدر و مادر دروغگو نمی توانند به وسیله آیه و حدیثکودک را راستگو تربیت نمایند. پدر و مادر بىانضباط با عملخودشان بچه را کثیف و بىانضباط بار می آورند. کودک بیش از آن مقدارکه به سخنان شما توجه دارد در اعمال و رفتارتان دقت می کند.
بنابراین پدر و مادرانی که در صدد اصلاح و تربیت فرزندان خویشهستند باید قبلا محیط خانوادگى و روابط خودشان و اخلاق و رفتارشانرا اصلاح کنند تا فرزندانشان خواه ناخواه صالح و شایسته تربیتشوند.
منبع : برگرفته از کتاب " همسرداری " – نویسنده : ابراهیم امینی
تنظیم برای تبیان :داوودی
ترس های کودکانه !

برای آنکه به کودکانمان کمک کنیم تا بر ترس هایشان غلبه کنند ، باید اول نسبت به انواع ترس در بچه ها و علل آن شناخت پیدا کنیم. تا حدی ان را طبیعی بدانیم و کمک شان کنیم . ما سعی کرده ایم ترسهای شایع در دوران کودکی را برایتان فهرست کنیم:
حیوان ها و حشره ها : بیش تر بچه ها در یک محدوده سنی خاص، دست کم از یک تیره خاص از حیوان ها و حشره ها، نظیر سگ، موش، مار و عنکبوت می ترسند. ممکن است این ترس، در یک برخورد واقعی با یکی از این حیوان ها یا حشره ها، ریشه داشته باشد. مثلا ممکن است سگی به او حمله کرده باشد یا گربه ای به روی او پنجول کشیده باشد. حتی ممکن است از واکنش منفی بزرگ ترها نسبت به برخی از حشره ها، کودک نیز از آن حشره، ترس در دل بگیرد.
اگر کودک، حیوانی بزرگ و قوی را ببیند که پنجه دارد یا حشره ای را ببیند که پرواز می کند یا نیش دارد، خیلی طبیعی است که از آن بترسد.
مرگ : ترس از مرگ هم، مانند ترس از مدرسه، ریشه در جدا شدن از کسانی دارد که بچه، دوستشان دارد. وقتی کودک، یکی از نزدیکان خود را از دست می دهد ، مرگ حیوان یا حشره ای را می بیند یا می شنود که بزرگ ترها درباره مرگ حرف می زنند، درباره مردن کنجکاو می شود. وقتی تصویری، هرچند مبهم، درباره مرگ در ذهن او نقش بست، ممکن است از مرگ احتمالی پدر و مادرش دچار تشویش و اضطراب شود. حتی ممکن است همه جا پدر و مادرش را همراهی کند تا مبادا آن ها بمیرند و او از آ ن ها جدا شود. در بیش تر موارد، مرگ حقیقی افراد نیست که بچه ها را می ترساند، بلکه ناپدید شدن پدر و مادر و تنها ماندن است که آن ها را می ترساند.
هیولا یا غول: بیش تر بچه ها از سن سه سالگی، دست کم یک هیولا، غول، روح و جادوگر برای خود دارند که آن ها را می ترساند. برخی از این ترس ها ریشه در فیلم های ترسناک یا عکس های وحشتناکی دارد که ممکن است بچه ها دیده باشند. البته برخی از این ترس ها نیز ریشه در تصورهایی دارد که بچه ها نمی دانند از کجا می آید. احساسی نظیر خشم، نفرت، انتقام از والدین و معلم نیز ممکن است باعث بروز چنین ترس هایی در کودکان شود. وقتی بچه ها چنین حس هایی در خود دارند، به صورت ناخودآگاه، این حس ها در وجود آن ها، به صورت موجوداتی ترسناک تصویر می شود.
احساسی نظیر خشم، نفرت، انتقام از والدین و معلم نیز ممکن است باعث بروز ترس هایی در کودکان شود.
تاریکی: اضطراب جدایی از پدر و مادر و ترس از هیولاها، ترس دیگری را در وجود کودکان بیدار می کند و آن، ترس از تاریکی است. وقتی اتاق، تاریک یا نیمه تاریک است و کودک در تخت خواب خودش تنها خوابیده، ممکن است داستان ها و تخیل های وحشتناکی به ذهن او بیاید. زمانی متوجه این ترس فرزندتان خواهید شد که او برای رفتن به تخت خوابش، وقت کشُی می کند. مثلا مسوا ک زدن را خیلی طول می دهد یا در دست شویی زیاد می ماند؛ یک لیوان آب اضافه از شما می خواهد یا از شما می خواهد به جای یک داستان، دو داستان برایش بخوانید.
کابوس: ترس از تاریکی معمولا با ترس از کابوس همراه می شود. کابوس دیدن، یکی از شایع ترین مشکلات خواب بچه ها در سنین پیش از دبستان است. بچه ها در این سنین نمی دانند که رؤیاها، امکان تحقق در زندگی واقعی را ندارند. آن ها فکر می کنند که هیولاهایی که در خواب می بینند، می توانند در دنیای واقعی هم، آن ها را بترسانند و به آن ها آسیب برسانند. این طرز تفکر باعث می شود که آن ها از رفتن به تخت خوابشان بترسند یا اگر خوابیدند، باز هم کابوس ببینند.
مدرسه: رفتن به مهد کودک یا مدرسه برای اولین روز ممکن است برای کودک ترسناک باشد، به ویژه اگر انتقال از خانه به مدرسه، ناگهانی باشد. دلیلش این است که بچه، ناگهان خود را در محیط جدیدی می بیند که در آن باید با کسانی که نمی شناسد، ارتباط برقرار کند. او همه این کارها را هم باید بدون حضور و کمک پدر و مادرش انجام دهد. اگرچه برخی از آن ها خیلی راحت با این تغییر کنار می آیند، اما برخی از آنها نیز با جدا شدن از پدر و مادرشان گریه می کنند و دچار اضطراب و استرس می شوند. اگر اضطراب و تشویش، شدید باشد، ممکن است فرزندتان از رفتن به مدرسه یا مهد کودک خودداری کند. ممکن است گریه کند، به دست و پایتان بیفتد و خودش را به مریضی بزند تا پیش شما بماند. حتی ممکن است به شما بگوید که از معلمش یا برخی از همکلاسی هایش می ترسد. در برخی موردها، ترس از مدرسه، به دلیل تجربه های تلخی است که در مدرسه داشته است. مثلا ممکن است معلمش، او را مقابل همکلاسی هایش خجالت زده کرده باشد؛ اما در بیشتر موردها، این ترس کودکان، ریشه در جدا شدن ناگهانی از پدر و مادر دارد.
منبع : مجله تخصصی شهرزاد
تنظیم برای تبیان :داوودی
علل انحرافات جنسی در دوران نوجوانی
علل انحرافات جنسی در دوران نوجوانی
نویسنده:محمد رضا مشرقی
آه، ای کاش پدر ومادرم هنگام کودکی با بیان این خوی زشت و در نوجوانی با ممانعت کردن من از دست زدن بدان، مرا از بدبختی رهایی می بخشیدند. تیره روزی امروزین مرا غفلت و بی قیدی خطرناک آنان، سبب شده است. (1)
چه می توان کرد که پدر و مادر و بستگانم، هیچ گاه از این خوی نکوهیده (خودارضایی)کلمه ای بر زبان نیاورند و مرا آگاه نکردند.(2)
پدر و مادر و آموزگاران واستادان و مشاورین و عزیزان و دوستان من چه می اندیشیدند از این که مرا در این باب آگاه ننمودند؟ آنان در هرکاری به من کمک کردند جز این که مرا از گناهان فردی و اجتماعی که می دانستند مانند همه ی پسران در عرصه ی هلاک آنهایم، رها نساختند.
آه،آه که حتی یکی از آنان با گفتن سخنی ساده مرا آگاه نساخت و رهایی نبخشید.چگونه می توانم آنان را ببخشم؟(3)
علل انحرافات جنسی (به ویژه خودارضایی)
نامه هایی که از دل پردرد برخی نوجوانان حکایت می کند، کم نیستند و اینها تنها نمونه هایی از نامه های مربوط به زندگی غم افزای تنی چند از آنهاست.
به راستی چرا نوجوانان به انحرافات جنسی و به ویژه «کامجویی بدلی» مبتلا می شوند؟ دراین مبحث برآنیم تا به کالبدشکافی علل مذکور بپردازیم و با ذکر شیوه های درمان و پیشگیری، به یاری خدا نوری براین راه پرمخافت و ظلمانی تابانیده شود و دست اندرکاران تعلیم و تربیت در این مرحله ی حساس و خطیر بلوغ بتوانند با موفقیت از عهده ی رسالت حساس خویش در این زمینه برآیند.
سؤالهای کودکان از حوزه ممنوعه
کودکان هر لحظه ممکن است از والدین درباره منشأ تولد ، چگونگی به دنیا آمدن، جنسیت و... بپرسند. متاسفانه بسیاری از والدین در این هنگام دست و پای خود را گم میکنند و با تشویش و نگرانی به این میاندیشند که آیا فرزند کوچک آنها دچار انحراف خطرناکی شده است؟ بعضی والدین سعی میکنند این قبیل پرسشها را مسکوت بگذارند، برخی نیز پاسخهای انتزاعی و فانتزی به کودک میدهند، اما برخورد درست والدین با این پرسشها چگونه باید باشد؟
فرزندان ما در زندگی چند نوع رشد را تجربه میکنند: رشد جسمانی، رشد شناختی (تغییر در شیوه تفکر)، رشد اخلاقی (شناخت خیر و شر و تشخیص خوبی و بدی)، رشد اجتماعی (جدا شدن فرزند از خانواده و رفتن او به سمت اجتماع)، رشد روانی (اعتماد به نفس، تقویت اراده و ...) و رشد جنسی (تحولات هورمونها و فعالیت غدد جنسی).
شروع کنجکاویهای جنسی
یک روانشناس دراین باره میگوید: کودکی که به سمت رشد جنسی میرود از نظر رشد شناختی نیز تغییر میکند و این هر دو منجر به پرسشها و کنجکاویهایی درباره این گونه مسائل خواهد شد.
به عبارت دیگر، کودکی که رشد شناختی ندارد و هنوز در مرحله نوباوگی و نوزادی است طبیعتا هیچ پرسشی درباره اینگونه مسائل ندارد ، اما هر چقدر رشد میکند و تحولات را در خودش میبیند کنجکاویهایش نیز به همان میزان بیشتر میشود؛ البته اوج این کنجکاویها در دوره بلوغ اتفاق میافتد.
شاید به همین علت است که این سنین را سن بحرانی زندگی میشناسیم. تغییرات فیزیکی بدن در این دوره میتواند برای فرد ابهام ایجاد کند.
خانوادههایی که ارتباط مناسبی بین والد و فرزند وجود ندارد شاهد هستیم این مسائل (پرسشهای جنسی) در گروه همسال بررسی میشود که چه بسا به دلیل نداشتن اطلاعات درست، موجبات گمراهی را فراهم میکند بنابراین بسیار حیاتی است که والدین با در نظر گرفتن مقطع سنی کودک به پرسشهای او پاسخ دهند وگرنه فرزندشان به سمت دوستان و همسالان خود گرایش یافته و در فضایی نامطلوب اطلاعات گمراه کنندهای دریافت خواهد کرد.
خانوادههایی که ارتباط مناسبی بین والد و فرزند وجود ندارد شاهد هستیم این مسائل (پرسشهای جنسی) در گروه همسال بررسی میشود که چه بسا به دلیل نداشتن اطلاعات درست، موجبات گمراهی را فراهم میکند.
تبعات دروغ به کودک
والدین باید به خاطر داشته باشند هیچگاه نباید در هیچ مقطع سنی به کودکان پاسخ غلط داده شود. در دوران کودکی، فرزندان ما بسیار زودباور هستند. اگر به آنها گفته شود شما را از بیمارستان خریدهایم یا خدا شما را از آسمان برای ما فرستاده است و ... به احتمال زیاد باور میکنند و در خیالپردازی هایشان به کار میبرند اما آنها به طور مسلم با بزرگ تر شدن خود پی به نادرستی این اطلاعات میبرند و حکم صادر میکنند: « پدر و مادر من دروغ گفتهاند ، در نتیجه پدر و مادر من دروغگو هستند بنابراین میتوانند دروغهای دیگری هم بگویند و اتفاقا به خاطر این که میتوانند دوباره دروغ بگویند پس غیرقابل اعتماد هستند. پس من بعد از این مشکلات و سوالاتم را با آنها در میان نخواهم گذاشت.»
همان طور که در این نتیجهگیریهای سلسلهای میبینید موضوع جدیتر از آن است که تصور میکنیم. یک دروغ به نظر مصلحتی که شاید اهمیت چندانی برای والدین نداشته باشد در درازمدت میتواند ریشه جدایی فرزند از کانون خانواده باشد.
چرا اینگونه مسائل به تابو تبدیل میشود؟
آموزش و راهنمایی در دوره بلوغ اهمیت بسیار زیادی دارد. واقعا والدین باید به ضرورت این راهنماییها پی ببرند و تغییرات جسمی و ذهنی دوره بلوغ را در فضایی مثبت و با ادبیاتی صحیح برای فرزندانشان شرح دهند.
چه اشکالی دارد والدین ما ورود فرزندشان از دوره کودکی به دوره نوجوانی و جوانی را به او تبریک بگویند. نکته مهمی که والدین باید به آن توجه کنند این است که اگر واقعا پاسخی به پرسشها و ابهامات فرزندشان ندارند او را نزد مشاور و روانشناس ببرند.
خیلی مهم است که در این دوره فرزند ما آگاهیهای صحیحی درباره اینگونه مسائل داشته باشد تا آنها به تابویی در ذهن او تبدیل نشوند وگرنه دریافت نکردن اطلاعات درست میتواند تاثیر منفی در زندگی زناشویی او داشته باشد از طرفی به تحریک کنجکاویهای او در دوره کودکی نیز منجر میشود.
نیازی به بازگویی جزییات نیست .والدین باید درباره توضیحات و رفتارهای خودشان بسیار محتاطانه عمل کنند. متاسفانه بعضی والدین از آن طرف بام میافتند و توضیحاتی میدهند که نیازی به آن حجم از ورود به جزییات نیست.
وقتی والدین به پرسشهای کودکانشان اهمیت میدهند و پاسخهای سنجیدهای برای ابهامهای آنها دارند ، ذهن فرزندانشان به سمت آرامش سوق مییابد ، در صورتی که فرار از سوال یا پاسخهای فانتزی ذهن کودک را بیشتر درگیر موضوع میکند.
لزوم آگاهی والدین به دورههای رشد
قبول داریم که پاسخ به پرسشهای جنسی کودک و نوجوان تا اندازهای دشوار است، اما تجربیات موجود نشان میدهد والدین میتوانند با پاسخهای درست خود به کودک کمک کنند سریعتر و سالمتر به آگاهیهای صحیح برسد.
برای مثال در پاسخ به سوال: چگونه انسان ها صاحب فرزند می شوند؟ درکودکان زیر 6 سال میتوانید بگویید وقتی یک زن و مرد با هم ازدواج میکنند خداوند اراده میکند آنها صاحب فرزند شوند. بسیاری از کودکان زیر 6 سال این پاسخ را میپذیرند ، وقتی هم که بزرگ شدند متوجه میشوند شما دروغ نگفتهاید.اما جواب پرنده ها برای آن ها فرزند می آورند ،حتی اگر برای کودکی در این سن قابل قبول باشد ،اما در آینده ای نزدیک می فهمد که به او دروغ گفته اید.
ازسوی دیگر پزشکان متخصص معتقدند وقتی والدین به پرسشهای کودکانشان اهمیت میدهند و پاسخهای سنجیدهای برای ابهامهای آنها دارند ، ذهن فرزندانشان به سمت آرامش سوق مییابد ، در صورتی که فرار از سوال یا پاسخهای فانتزی ذهن کودک را بیشتر درگیر موضوع میکند.
فراموش نکنید صحبت درباره این موضوع تنها زمانی باید باشد که کودک کنجکاوی نشان میدهد یا سوالاتش را میپرسد، بنابراین وقتی کودک سوالی درباره مسائل جنسی نمیپرسد نیازی به توضیح دادن نیست.
منبع : تبیان

نظرات ()

