شرط لازم یک رابطه زناشویی رضایتبخش
رابطه جنسی گاهی از اوقات میتواند نامطلوب و یا حتی دردناک باشد. با این حال اغلب به جای اینکه در مورد آن صحبت کنیم، سکوت میکنیم و چیزی نمیگوییم، چرا که نمیدانیم چگونه در مورد روابط جنسیمان باب گفتگو را باز کنیم.
ولی افرادی هستند که راه های برقراری گفتگو را در این رابطه با استفاده از کلمات مناسب پیدا کردهاند.
از مهمترین توصیههای خانم بلتران برای داشتن یک رابطه جنسی رضایتبخش، گفتگو در باره این رابطه است. به نظر او اگر افراد در مورد رابطه جنسیشان اصلاً صحبت نکنند و یا کم صحبت کنند، از داشتن یک رابطه خوب محروم میمانند.
به اعتقاد لورا بلتران حتماً باید به طرف مقابل گفت که ازچه چیزی خوشمان میآید و چه چیزهایی برای ما نامطلوب هستند.
مشکل اینجاست که در اغلب موارد جرات گفتگو در مورد رابطه جنسی را نداریم، چون قبل از هر چیز نمیخواهیم طرف مقابل را برنجانیم و از سوی دیگر اغلب خجالت میکشیم و به خودمان میگوییم که این چیزها قابل بیان نیستند.
گاهی هم چیزی نمیگوییم چون دوست داریم همه چیز خود بخود و بدون درخواست، آنطور که میخواهیم پیش برود.
به عقیده خانم بلتران، صرف دوستن داشتن و عاشق یکدیگر بودن لزوماً موجب سازگاری جنسی نمیشود. او همچنین تاکید میکند که سازگاری جنسی بین دو فرد، از پیش وجود ندارد و با هم به لذت جنسی رسیدن را میتوان آموخت.
او میگوید، باوجود اینکه انقلاب جنسی موجب شد مسایل جنسی وارد عرصه جامعه شوند ولی در حوزه خصوصی صحبت در مورد این مسایل هنوز به راحتی امکانپذیر نیست.
خانم بلتران فکر میکند که با طرح بیش از حد مسایل جنسی در رسانهها، الگوهای جنسی جدیدی به افراد تحمیل شده است. مثلاً تعیین تعداد روابط جنسی در هفته یا مدت زمانی که برای هر رابطه باید صرف شود و مواردی از این دست.
مشکل اینجاست که این الگوها افراد را نسبت به بیعیب و ایراد بودن خود نگران میکند. همین نگرانی ممکن است مانع گفتگوی آزاد بین دو نفر شده، رابطه را از حالت طبیعی آن خارج کند و به آن جنبه تصنعی و ساختگی بدهد.
به نظر لورا بلتران نباید فراموش کرد که گذشت زمان نقش بسیار مهمی در ایجاد سازگاری جنسی بین دو نفر ایفا میکند و باید طرفین به هم فرصت شناخت لازم برای رسیدن به همخوانی جنسی را بدهند. از سوی دیگر نباید این زمان را نامحدود تلقی کرد و تنها بعد از گذشت ماهها، مسائل نامطلوب را یادآور شد. این امر میتواند بیش از اینکه به رابطه کمک کند، مسالهساز شود. به عنوان مثال شخص میتواند نتیجهگیری کند که طرف مقابل تظاهر میکرده و در واقع لذتی از رابطه جنسی نمیبرده است.
خانم بلتران معتقد است که قانونمندیهای جهانی و راهحل های معجزهآسا برای برخورداری از یک رابطه جنسی رضایتبخش وجود ندارد و هر زوج باید راه و روش خاص خود را برای رسیدن به لذت جنسی پیدا کند.
برای این متخصص روابط جنسی، مهمترین اصل برای داشتن یک رابطه رضایت بخش، گفتگو است، ولی نه هر گفتگویی. باید کلمات را سنجید و به دقت انتخاب کرد. او توصیه میکند که وقتی در مورد رابطه جنسی صحبت میکنیم به روشنی خواستههایمان را بگوییم و از کنایه زدن و در لفافه صحبت کردن پرهیز کنیم.
چگونگی بیان کردن مسائل میتوانند نقش مهمی در حل آنها داشته باشند. انتقاد باید سازنده باشد. به عنوان مثال به جای اینکه بگویید تو خشنی و من این کاری که میکنی را دوست ندارم، میتوان گفت، وقتی با لطافت برخورد میکنی لذت می برم. باید به طرف مقابل راههای جدید نشان داد و او را راهنمایی کرد. به این ترتیب در دفعات بعدی او بهتر میتواند خود را با خواستههای شما تطبیق دهد.
خانم بلتران توصیه میکند که برای گفتگو در مورد مسائل جنسی، باید زمان مناسبی را نیز انتخاب کرد. برای مثال ایرادهای طرف مقابل را درست بعد از اتمام رابطه جنسی بر شمردن، ممکن است بیش از هر چیز موجب برانگیختن خشم او شده و یا او را بیازارد و رابطه بعدی را دشوارتر کند.
صحبت کردن در مورد مسائل جنسی به نظر خانم بلتران برای مردها به مراتب دشوارتر از خانمهاست چرا که اغلب مردها حرف زدن در مورد اینگونه مسائل را یا نیاموختهاند و یا تنها در قالب شوخی و فخر فروشی در جمع دوستانشان به اینگونه مسائل اشاره کردهاند.
او فکر میکند که مراجعه به مجلات امروزی هم هیچ کمکی در این زمینه نمیکند، چرا که استناد به مطالب آنها بیش از هر چیز، مردان را در مقابل فهرست بلندبالایی از کارهایی که باید تنها و تنها به یک شیوه انجام داد قرار میدهد. شرایطی که در آن دیگر به هیچ وجه نمیتوان از میل و لذت شخصی صحبت کرد.
به نظر خانم بلتران افراد قبل از هر چیز باید بدانند چه چیزی موجب لذتشان میشود و دریابند چگونه میتوانند لذت ببرند.
اغلب، مشکل زمانی ایجاد میشود که فرد، لذت خود را فراموش میکند و تمام وقت خود را در طی رابطه، وقف لذت طرف مقابل میکند. به نظر این متخصص، در روابط جنسی کمی خودخواهی بد نیست و از طرف دیگر کلیشهها را نیز باید کنار گذاشت.
به عنوان نمونه بسیاری از زنها فکر میکنند که مرد به تنهایی تعیین کننده کیفیت رابطه جنسی است و بهتر است، نقش فعال را در این رابطه دونفری به او محول کرد. از طرف دیگر آنها دوست دارند با مردی طرف باشند که افکار مردسالارانه نداشته باشد. برخوردی دوگانه که موجب سردرگمی مردها میشود. برای پرهیز از این مشکل، خانم بلتران معتقد است، زنان نیز باید در رابطه جنسی و برای رسیدن به لذت، نقش فعالی ایفا کنند.
چه مسائلی را نباید به همسرتان بگویید؟!
بعضی از خانمها یا آقایان عادت دارند تمام اتفاقاتی را که در طول روز برای شان اتفاق افتاده است را برای همسر حود تعریف کنند . با این وجود گاهی اوقات صحبت کردن بسیار خظرناک است و توصیه نمیشود که مدام صحبت نکنید ، سکوت در بسیاری از موارد بهتر از صحبت کردن می باشد.
آیا میدانید برای اینکه روابط زناشویی تان تداوم بیشتری داشته باشد، همه چیز را نباید به همسر خود بگویید! آیا میدانید چه صحبتهایی را باید به همسر خود بگویید و چه سخنانی را باید مطرح نسازید؟
اولین گام در روابط زناشویی نحوه ی صحبت کردن است ، طرز صحیح صحبت کردن با همسرتان تاثیر بسزایی را در روابظ شما میگذارد البته لازم به ذکر است نه هر صحبتی .
بعضی از خانمها یا آقایان عادت دارند تمام اتفاقاتی را که در طول روز برای شان اتفاق افتاده است را برای همسر حود تعریف کنند . با این وجود گاهی اوقات صحبت کردن بسیار خظرناک است و توصیه نمیشود که مدام صحبت نکنید ، سکوت در بسیاری از موارد بهتر از صحبت کردن میباشد.
در این مقاله توصیه و پیش نهادهایی را برای شما ارائه خواهیم کرد:
از دیدگاه روان شناسان انسانها از این منظر به چند دسته تقسیم میشوند
1- افرادی که همه مطالب زندگی خود چه در حال ، چه در گذشته را برای همسران خود بازگو میکنند به بلوغ فکری نرسیده اند ، ذهنشان مانند دوران نوجوانی شان عمل میکند که عادت داشتند همه چیز را برای خانواده خود تعریف کنند .
2- افرادی که در تعاریف خود ، صحبتهای شان اغراق میکنند و حتی گاهی وقتها به دروغ نیز متوسل میشوند ، افرادی هستند که اعتماد به نفس کمی به خود دارند ، با این کار قصد دارند تا اعتماد به نفس خود را افزایش دهند . امروزه پیوند بین زوجهای با ازدواجهایی که در سابق صورت میگرفت کاملا متفاوت میباشد . در زمان امروز اکثر زوجین هر دو با هم به کار بیرون از خانه اشتغال دارند ، زمان کمی را برای صحبت کردن با یکدیگر دارند ، هنگامی که فرصتی برای صحبت کردن پیش میآید در اغلب موارد راجع به کار بیرون از خانه ی خانم یا آقا میگذرد ، به ندرت پیش میآید که زوجین در مورد رابطهی خودشان ، زندگی دو نفره ای یا چهار نفرهاشان به صحبت بنشینند .
حال به توضیح این موضوع میپردازیم که چرا نباید تمام صحبتهای خود را به همسرتان بازگو کنید ؟ این سوال چندین پاسخ دارد:
1- از دیدگاه بعضی از روانشناسان افرادی که گذشته تلخ و سخت داشته اند باید توجه کنند که ، هنگامی تجربه های تلخ گذشته باید چراغ راه آینده باشد و بس. سعی کنید با گذشته های تلخ تان خداحافظی کنید و با عنوان کردن تجربه ها ذهن همسر تان را مغشوش نکنید . توجه کنید که شما دیگر در دوران مجردی به سر نمیبرید ، شما تشکیل خانواده داده اید و از همان روز اول که وارد زندگی زناشویی میشوید باید سعی کنید همهی گذشته ی خود را فراموش کنید ، و الان زمان آن است که زندگی دو نفره ی که در آینده خواهید داشت فکر کنید ، صحبتهایتان نیز باید حول زندگی مشترکتان باشد نه گذشته تلختان .
2- اگر از اشتباهات گذشته عبرت گرفته اید و تحول خاصی در رفتارتان ایجاد کرده اید لزومی به بازگو کردن اشتباهات گذشته تان نیست چون ممکن است بر دیدگاه طرف مقابل به شما اثر منفی بگذارد و یا برخی قابلیت های فعلی تان نادیده گرفته شود. مگر در مواردی که بازگو کردن تجربه شما میتواند مانع تکرار اشتباه برای طرف مقابلتان شود.
3- صحبتهایی را از گذشته ، حال برای همسرتان بازگو و تعریف کنید اما سعی کنید وارد جزییات نشوید ، مسائل را برای او کاملا باز نکنید و نشکافید .
حال چه صحبتهایی را نباید مطرح کرد:
1- اسرار تان را به همسرتان نگویید .منظور از اسرار چیست ؟
مشکلاتی که در دوران قبل از ازدواج برایتان بوجود آمده و بازگو کردن آن تنها باعث مشغول کردن ذهن همسرتان میشود. نا گفته نماند که مسائلی است که گفتن آنها به همسرتان ضروری است مثلا تجربه نامزدی ناموفقی اگر در گذشته داشته اید به همسر تان بگویید اما آیا واقعا لازم است همسرتان از جزئیات آن مطلع باشد؟ مشکلاتی که با پدرو مادر، خواهر یا برادر تان داشته اید و عنوان کردن آنها به دیدگاه همسرتان نسبت به خانواده تان خدشه وارد میکند ، کمبودهایی که در زندگی با آنها مواجه بوده اید ، رنجها و مشقتهایی را که متحمل شده اید ، و مسائلی مانند این موضوعات بهتر است بازگو نکنید.
2- اگر زمانی به همسرتان ، رفتارهایی که انجام میداده شک کردید و در وفاداریش نسبت به خودتان مردد بودید
هرگز این موضوع را مطرح نسازید ، زیرا ممکن است شما به اشتباه چنین فکری را داشته بودید در این صورت احساس وفاداری که بین شما و شوهرتان وجود داشته است در همان زمان از بین می رود.
پسران برای ازدواج چه دخترانی را انتخاب میکنند؟!
منوچهر طباطبایی افزود: پسران به طور ناخودآگاه دخترانی را برای ازدواج میپسندند که شبیه مادر خود بوده و بتواند جایگزین آن باشد.
وی ادامه داد: این مسأله که بیشتر در فرهنگ ایرانی دیده میشود، به ارتباط عاطفی و علاقه ای که پسران به مادران دارند، برمیگردد.
این روانشناس اظهار داشت: معمولا دخترانی که پسران برای ازدواج انتخاب میکنند، اگر شباهتی به مادر پسر نداشته باشند، پسر جذب وی نمیشود.
وی افزود: اکثر خانم ها اگر در آینه به خود نگاه کنند یا در رفتار خود دقیق شوند، متوجه میشوند که شباهت هایی با مادرشوهر خود دارند.
طباطبایی در پاسخ به این که آیا این نحوه انتخاب لطمه ای به زندگی نمیزند، تصریح کرد: این موضوع نمیتواند یک آسیب تلقی شود به ویژه اینکه پسران تصمیم نمیگیرند که چنین انتخابی را داشته باشند.
وی توضیح داد: علاقه مند شدن یک پسر به دختری که شبیه مادر وی است کاملا به صورت ناخودآگاه و بدون اینکه فرد متوجه شود، اتفاق میافتد.
این عضو هیات علمیدانشگاه علامه طباطبایی گفت: حتی پسرانی که با مادران خود اختلاف دارند، به دلیل علاقه به مادر دخترانی را برای همسری میپسندند که شبیه وی باشد.
راههای پیدا کردن همسر ایده آل ! (طنز)
سلامت جنسی در گرو چیست؟
مطالعات نشان میدهد ۹۰ درصد زوجهای ایرانی نمیتوانند علائق خود را بهخوبی با همسرشان در میان بگذارند.
نتایج مطالعه ای که در سومین کنگره خانواده و سلامت جنسی ارائه شد، نشان داده است که ۹۰ درصد زنان مورد مطالعه، در ارتباط جنسی ناتوانند و نمیتوانند احساسات و علائق خود را با همسرشان به طور مطلوب در میان بگذارند و با او به شکل مناسب ارتباط برقرار کنند.
بررسیهای این محققان نشان داده که ناتوانی ارتباطی، به ویژه ارتباط کلامی، تاثیر منفی بر رابطه زناشویی سالم بین زن و شوهرها گذاشته است.

محققان طی این مطالعه نتیجهگیری کردهاند که رابطه مخدوششده جنسی، به طور معنیداری میتواند روی احساس خوشبختی این زنان در زندگی، تاثیر بگذارد.
همچنین در این مطالعه مشخص شده با زیاد شدن طول مدت زندگی مشترک بین زوجین، احساس خوشبختی آنها هم کاهش مییابد.
همچنین در این مطالعه مشخص شده در افراد تحصیلکرده، خصوصا در وضعیتی که تحصیلات شوهر با همسرش همخوانی دارد، احساس خوشبختی بیشتر است. البته لازم به توضیح است که تطابق تحصیلی همسران عامل خوشبختی آنها نیست بلکه این تناسب سطح درک و تفکر افراد است که می تواند به دوام و قوام زندگی کمک کند .
در کنار این مسئله تصورات و برداشت های افراد نیز در این میان مهم است . یعنی اینکه ممکن است فردی به لحاظ تحصیلی مدارج عالی را طی نکرده باشد اما از سطوع فکری مثبت و بالایی برخوردار باشد در این مقطع اگر همسر او همچنان فرضیه ضروری بودن سطح تحصیلات را متصور باشد احتمالا روابط خود را متشنج خواهد نمود .
این نتایج، به خوبی این مطلب را روشن میکند که رابطه زن و شوهر، تنها در رابطه جنسی خلاصه نمیشود، بلکه شامل طیفی از ارتباطات انسانی است که لازم است زن و شوهرها، مهارتهای برقراری آن را بیاموزند.
دبیرعلمی چهارمین کنگره خانواده و سلامت جنسی گفت: براساس تحقیقات انجام شده ارتباط تنگاتنگی میان نارساییهای جنسی و مشکلات اجتماعی از قبیل جرائم، تجاوزات جنسی، بیماریهای روانی، اعتیاد و طلاق وجود دارد.
ناتوانی ارتباطی، به ویژه ارتباط کلامی، تاثیر منفی بر رابطه زناشویی سالم بین زن و شوهرها گذاشته است.
دکتر شهرام قائدی نیز چنین ابراز می کند که زوج های زیادی با نارسایی جنسی و تاثیر آن بر مشکلات زندگی زناشویی مواجه اند اما از نقش آن در ایجاد ارتباط ضعیف، اعتماد به نفس پایین و افسردگی در خود و همسرشان غافل هستند.
کارشناسان سلامت جنسی معتقدند میتوان با آموزش صحیح و بهموقع مهارتهای ارتباطی به زوجین، از وقوع اختلالات جنسی و متلاشی شدن خانوادهها جلوگیری کرد. این در حالی است که آموزش سلامت جنسی و درمان اختلالات آن، هنوز هیچ متولیای در نظام بهداشت و درمان کشورمان ندارد.
گروه خانواده و زندگی تبیان- تغییر و تنظیم : کهتری
وقتی شوهرتان غیبش میزند

در شماره گذشته در توضیح شرایطی که زنان میتوانند به واسطه آن اقدام به طرح دادخواست طلاق کنند، به مواردی اشاره شد که سبب تحقق بندهای عقدنامه میشود.
نپرداختن نفقه از سوی همسر، اعتیاد همسر، ضرب و جرح و سوءرفتار یا سوءمعاشرت برخی از مواردی است که زنان به استناد عقدنامه خود میتوانند ضمن مراجعه به دادگاه و اثبات این موارد، از دادگاه تقاضای صدور حکم طلاق کنند. در مطلب این هفته نیز قاضی بیات، به توضیح دیگر موارد میپردازد.
اگر به هر دلیلی روزی سر و کار شما با جایی به نام «دادگاه خانواده» افتاد، حتما به این قانون کلیدی توجه کنید تا در طول رسیدگی به پرونده خود پیروز شوید: «در قانون اصل بر بقای کانون خانواده و زندگی زناشویی است.» اساسا به همین دلیل است که قانون، جامعه و مردم باید در سمت و سویی حرکت کنند که اقدامهای آنها به دفاع از این نهاد اجتماعی و نیز بقای آن کمک کند و به همین دلیل است که اصل در دادگاه بر حمایت از این نهاد استوار است. از سوی دیگر به واسطه وجود همین تفکر در قانون، دادگاه به زن این امکان را داده تا در مواردی که زندگی زناشویی به ایجاد «عسر و حرج» برای او میانجامد میشود و بقای نهاد خانواده باعث ایجاد مشقت برای زوجه میشود، به دادگاه مراجعه کند و بدون اجازه شوهرش و حتی با وجود مخالفت او طلاق بگیرد و زندگی مشترک را به «ایستگاه آخر» برساند.
طبق گفته قاضی بیات، علت اینکه قانون به زن چنین اجازهای میدهد هم این است که همین قانون به مرد اجازه داده تا هر زمان که خواست، بدون نیاز به اثبات شرایطی خاص همچونعسر و حرج همسرش را طلاق دهد و با پرداخت حق و حقوق مادی او، خود را از قید زندگی زناشویی رها سازد. به عبارت دیگر، مرد میتواند با دلیل و بیدلیل همسرش را طلاق دهد و در چنین شرایطی چون قانون حق طلاق را از زن سلب کرده، برای طلاق زن شرط و شروطی قرار داده که در قالب عسر و حرج میگنجند و اگر زن بتواند این موضوع را ثابت کند، موفق خواهد شد تا خود را از قید زوجیت همسرش برهاند.
نکته مهم دیگری که این قاضی دادگستری عنوان میکند، این است که موارد مندرج در عقدنامه و نیز دیگر موارد قانونی، «حصری» نبوده و «تمثیلی» است. یعنی عسر و حرج به همین موارد محدود نمیشود و قانونگذار صراحت دارد که موارد اشاره شده در عقدنامه و قانون تمثیلی است و ممکن است در شرایطی خاص برخی موارد برای زنی ایجاد سختی و مشقت کند اما برای زنی دیگر به ایجاد سختی منجر نشود.
وقتی شوهر بیمار میشود
تشکیل و دوام زندگی خانوادگی مستلزم لوازم خاصی است که فقدان هر کدام از آنها میتواند ادامه این رابطه را با خطر مواجه کند. این نکته شاید مهمترین دلیلی است که سبب شده تا قانونگذار در این ارتباط با موضوعی مانند «بیماری شوهر» نیز برای زن حق طلاق قائل شود. طبق یکی از بندهای عقدنامه در صورت «ابتلای زوج به امراض صعبالعلاج به نحوی که دوام زندگی زناشویی برای زوجه مخاطرهآمیز باشد» که در زمان ازدواج در صورت تمایل به امضای همسران میرسد او حق ارائه دادخواست طلاق و جدایی از همسر خود را خواهد داشت. آنگونه که قاضی مرتضی بیات توضیح میدهد، در این بند از عقدنامه منظور قانونگذار بیماریهایی است که زوج بعد از زندگی مشترک به آن مبتلا میشود و بیماریهایی که مرد پیش از ازدواج با همسرش به آن دچار بوده و همسرش را نیز از آن مطلع کرده، نمیتواند دلیلی بر تقاضای طلاق از سوی زن باشد. نکته جالبتر اینکه حتی قانونگذار این مساله را هم در نظر گرفته که منشا بیماری ربطی به اصل موضوع ندارد و مثلا اگر مرد به واسطه شغلی که دارد، به بیماری صعبالعلاج مبتلا شود، باز هم زن با شرایطی میتواند از دادگاه تقاضای طلاق کند و دادگاه نیز به این تقاضا پاسخ مثبت میدهد.
یکی از بیماریهایی که ابتلای مردان به آن سبب صدور حکم طلاق میشود، بیماری «ایدز» است. به گفته قاضی شعبه 272 دادگاه خانواده، علت این موضوع، این است که این بیماری مسری است و بر اثر روابط زناشویی ممکن است به زن یا فرزند او نیز سرایت کند. بیماری «هپاتیت» نیز به دلیل مسری بودن، زمینه ارائه دادخواست طلاق از سوی زن را ایجاد میکند و ابتلای مرد به آن سبب ایجاد سختی برای زن میشود اما برخی بیماریها مانند «سرطان» فیالنفسه از مصادیق عسر و حرج محسوب نمیشود. به عبارت دیگر، غیر از بیماریهای واگیردار، صرف بیماری مرد نمیتواند از دلایل عسر و حرج باشد مگر اینکه بیماری به گونهای باشد که اصلا قابل معالجه نباشد یا اینکه در روابط زناشویی و در زندگی دو طرف اخلال ایجاد کند و در نتیجه این بیماری، مرد زمینگیر شده یا قوای جنسی و توانایی زناشویی خود را از دست بدهد. جالب آنکه حتی اگر مرد تمام اعضای بدنش سالم باشد اما به واسطه بیماری در روابط زناشویی او اخلال ایجاد شود؛ باز هم این امر به صدور حکم طلاق منجر خواهد شد.
تجربه سالها قضاوت این قاضی در دادگاههای خانواده او را با برخی موارد خاص و مصداقی مواجه کرده است که در توضیح آن با ذکر مثال چنین میگوید: ممکن است مردی بر اثر بیماری، قوای حرکتی خود را از دست بدهد و فلج شود. اگر در خانه افتادن او باعث اختلال در زندگی مشترک شود، این مساله از مصادیق عسر و حرج است. اما نکته بسیار مهم این است که در چنین مواردی برای مشخص شدن میزان «اختلال در زندگی مشترک» باید به عرف مراجعه کرد؛ زیرا تمامی موارد در قانون موجود نیست ولی عرف شهر یا منطقه خاصی در این باره میتواند تعیین کننده و راهگشا باشد. در اغلب موارد نیز وقتی قانون مسکوت است، قانونگذار به عرف مراجعه میکند. عرف رفتاری است که در جامعه تکرار میشود و اعتقاد به الزامآور بودن آن وجود دارد. این عرف نیز به 2 دسته عام و خاص تقسیم میشود. عرف عام در قانون قید نشده اما آنقدر تکرار شده که مردم به آن اعتقاد دارند و به همین دلیل به یک رفتار تبدیل و الزامآور شده است. عرف خاص نیز چیزی است که در جوامع از آن تبعیت میکنند.
به گفته این قاضی دادگستری «عرف هم ممکن است محل به محل و قومیت به قومیت یا مذهب به مذهب تفاوت کند. به همان میزان که در موضوعی عرف شیعه و سنی عرف تفاوت دارد، عرف ارمنی و زرتشتی هم با هم فرق دارد، اما مهم این است که دادگاهها هم طبق قانون اساسی و هم طبق آیین دادرسی مدنی در مواقعی که قانون ساکت است، باید به عرف مراجعه کنند. بر همین اساس، اگر طبق عرف، کسی فلج شود و به خانه بیفتد؛ اما پول کافی داشته باشد و قوه زناشوییاش را هم از دست نداده باشد، قاضی متناسب با این مساله درخصوص چنین پروندهای تصمیم میگیرد و با مراجعه به عرف، این سوال را مطرح میکند که آیا از نظر عرف آن جامعه، این زندگی باید از هم بپاشد؟ آیا عرف این جامعه میپذیرد که چنین فردی از حق داشتن همسر محروم شود؟ بر این اساس دادگاه در خصوص این پرونده تصمیم میگیرد و این تصمیمگیری از فرد تا فردی دیگر متفاوت خواهد بود.»
وقتی شوهر کار و بار درست و حسابی ندارد
بند دیگری که تحقق آن در عقدنامه سبب صدور حکم طلاق به درخواست زن میشود، این بند است:«عدم رعایت دستور دادگاه در مورد منع اشتغال زوج به شغلی که طبق نظر دادگاه صالح منافی با مصالح خانوادگی و حیثیت زوجه باشد.»
از نظر قانون، مرد پس از ازدواج و از لحظه وقوع عقد موظف به تامین هزینههای زندگی خانواده است و در این خصوص هیچ مسوولیتی متوجه زن نیست و حتی داشتن اموال و درآمد فراوان از سوی زن نیز سبب نمیشود تا او موظف به هزینه کردن حتی یک ریال در زندگی خانوادگیاش شود. نکته مهم این است که مرد نیز از نظر قانونی حق ندارد برای تامین هزینههای خانواده خود سراغ هر شغلی برود و در صورتی که این مساله با قانون منافات داشته باشد، زن با طی کردن شرایطی مجاز به ارائه دادخواست طلاق به دادگاه است. قاضی بیات در توضیح این مساله میگوید: « در قانون برخی مشاغل وجود دارند که کسب درآمد از آنها اساسا جرم است و در صورت اثبات، مجازات قانونی دارد. قاچاق کالا، خرید و فروش مواد مخدر، خرید و فروش سلاح، توزیع مشروبات الکلی و برخی مشاغل دیگر از نظر قانون ممنوع است، ولی در این بند عقدنامه منظور «مشاغل پَست» است. شاید بتوان به عنوان نمونه مشاغلی همچون خرید و فروش حیوانات، نظافتچی و... را نام برد که در عرف اجتماعی مشاغلی با شأن و منزلت بالا محسوب نمیشوند. در این شرایط اگر مرد چنین مشاغلی داشته باشد که با حیثیت خانوادگی همسرش منافات دارد، همسر او میتواند با مراجعه به دادگاه و ارائه دادخواست، از دادگاه تقاضا کند تا جلوی اشتغال همسرش در این کارها را بگیرد. دادگاه نیز در صورتی که این موضوع را احراز کند که این مرد میتواند شغل دیگری داشته باشد اما از روی عمد و بدون تلاش و کوشش به این شغل پَست اشتغال دارد، دستور منع اشتغال زوج را صادر میکند و اگر مرد همچنان بر حضور در این شغل اصرار کند، این مساله زمینه ساز شرایطی میشود که در آن زن میتواند از همسرش طلاق بگیرد.»
نکته بسیار مهمی که قاضی بیات به آن اشاره میکند، این است که در چنین پروندههایی حتما وضعیت خانوادگی زن نیز به دقت مورد توجه قرار میگیرد و اگر زن واقعا شأن بالایی داشته باشد و مرد به کار پست و ضعیفی بپردازد، این مساله به صدور حکم طلاق منجر میشود؛ اما وقتی زن فردی عادی است، به تناسب آن، شغل شوهر نیز میتواند شغلی عادی باشد. از طرف دیگر تا زمانی که دادگاه حکمی مبنی بر منع اشتغال زوج صادر نکند، مرد میتواند به همان شغل بپردازد و همچنان از آن راه هزینه زندگی خود را تامین کند و از زمان قطعیت یافتن حکم درخصوص منع اشتغال زوجه است که او باید یا کار دیگری را به دست بیاورد که با حیثیت همسرش تناسب داشته باشد یا اینکه باید از همسرش جدا شود.
ماجراجویی همسران
بند دیگری که در عقدنامه ذکر شده و تحقق آن سبب صدور حکم طلاق میشود، چنین است: «زوج زندگی خانوادگی را بدون عذر موجه ترک کند. تشخیص ترک زندگی خانوادگی و تشخیص عذر موجه با دادگاه است یا شش ماه متوالی بدون عذر موجه از نظر دادگاه غیبت نماید.»
گاهی برخی زنان که راه و چاه قانون را خوب بلد هستند، دست به اقدامهایی میزنند که به واسطه آن یکی از شروط عقدنامه را محقق کنند و از همسر خود طلاق بگیرند. در شمارههای گذشته به این موضوع اشاره کردیم که برخی ماجراجوییهای همسران در این زمینه از قبیل قرار دادن مواد مخدر در خودروی همسر خود به امید دستگیری و حبس او معمولا نتیجه عکس میدهد و این نوع اقدامها خود زن را گرفتار میکند؛ اما برخی دیگر اقدام به امتحان شیوههای کم خطرتری میکنند. یکی از آنها این است که همسر خود را به خانه راه نمیدهند و با طی شدن مدت زمانی 6ماهه اقدام به طرح دادخواست طلاق در دادگاه میکنند. اما طبق توضیحات قاضی بیات، غیبت مرد تنها در صورتی منجر به صدور حکم طلاق میشود که به تشخیص دادگاه حتما «غیر موجه» باشد؛ والا اگر مرد به خاطر انجام وظیفه خود یا ماموریتی کاری و نیز تامین هزینههای زندگی به شهر دیگری برود یا اینکه موضوعی مانند «سفر حج» و حتی شرکت در جهاد واجب برای او پیش بیاید، این مساله شامل غیبت نمیشود.
یکی دیگر از موارد عذر موجه نیز از نظر این قاضی دادگستری، مواردی است که زن یا فرزندان اودست به یکی کنند و پدر خود را از خانه بیرون کنند. در چنین شرایطی با اثبات این موضوع در دادگاه بحث طلاق منتفی میشود. به عبارت سادهتر تنها دلایلی «غیر موجه» محسوب میشود که دلیل و عذر شرعی یا قانونی برای آن از سوی مرد ارائه نشود.
در شماره آینده موارد باقیمانده عقدنامه بررسی و تحلیل خواهد شد.
معنی بعضی کلمات که از خانم هامی شنوید(اقایونه مزدوج به دردتون می خوره!)
دو .پنج دقیقه : اگر مشغول لباسپوشیدن است یعنی حداقل نیم ساعت. هرچند پنج دقیقه دقیقاً معادل پنج دقیقهاست اگر به شما پنج دقیقه بیشتر زمان جهت تماشای فوتبال داده شده باشد.
سه.هیچٌی : اینآرامش قبل از توفان است. معنی و مفهوم آن این است که باید به شدت گوشبهزنگ باشید . بحثهایی که با هیچی شروع میشوند، غالباً باخبٌ تماممیشوند.
چهار .بفرمایید: این کلمه اصلاً ربطی به اجازه دادن انجام کاری ندارد. "اگه جرئت داری" در آن مستتر است .
پنج .آه بلند : این در حقیقت یک کلمه محسوب میشود که معمولاً درست فهمیده نمیشود. آه بلند یعنی او فکر میکند شما یک احمق بهدردنخور هستید و او نمیداند چرا دارد وقتش را با ماندن و بحث با شما سر هیچٌیتلف میکند .
شش.اشکال نداره : این یکی از خطرناک ترین جملاتی است که زن شما ممکن است به شمابگوید. اشکال نداره یعنی اون به زمان طولانیتری احتیاج دارد که تصمیم بگیرد شما چگونه باید تاوان این اشتباهتان را پس بدهید.
هفت .ممنون : از شما تشکر میکند. فقط بگویید خواهش میکنم. هیچ حرف اضافهای نزنید . خیلی ممنون میتواند نشان دهنده یک خطر بالقوٌه باشد .
هشت .اصلاً هرچی : این ترکیب برای گفتندهنت سرویسهیامرده شورت رو ببرناستفادهمیشود .
نه . نگرانش نباش عزیزم،خودم انجام میدم: یک جمله بسیار خطرناک دیگر. به معنی آنکه این کار بهدفعات متعدد به شما محول شده و حالا تصمیم گرفته خودش دست به کار شود. این حالت معمولاً منجر به حالتی خواهد شد که شما بپرسید چی شده؟.
پاتوق ایرانیان
مرد 5 زنه تحت تعقیب پلیس قرار گرفت

به گزارش «جامجم»، هفته گذشته زنی با مراجعه به شعبه دوم دادیاری دادسرای ناحیه 5 تهران، از هووی خود به خاطر مزاحمتهای تلفنی شکایت کرد.
زن شاکی در اظهاراتش به دادیار عبداللهپور گفت: چندی پیش، به خاطر اختلافهایی که با شوهرم پیدا کردم، او خانه را ترک کرد و پس از چند ماه متوجه شدم وی با زن جوانی ازدواج کرده است.
پس از آنکه از ماجرا باخبر شدم، شوهرم به خانه بازگشت و خواست به خاطر فرزندان مشترکمان هم که شده، قبول کنم تا با هوویم در یک خانه با هم زندگی کنیم که پذیرفتم ولی این اوضاع یک ماهی طول نکشید و بناچار شوهرم خانه دیگری را اجاره و 3 روز را با همسر جدیدش زندگی میکرد و 4 روز نزد من و فرزندانم میآمد.
مزاحمتهای تلفنی راز گشود
شاکی اضافه کرد: اختلافهای من و هوویم همچنان ادامه داشت تا اینکه از 3 هفته قبل، 3 زن در زمانهای مختلف با تلفن همراه و خانهام تماس میگرفتند و برایم ایجاد مزاحمت میکردند و از من میخواستند تا از شوهرم طلاق بگیرم. گمان میکنم هوویم، آن سه زن را اجیر کرده است تا با مزاحمت تلفنی، از من سلب آسایش کنند.
پس از شکایت این زن، پرونده قضایی تشکیل و هووی او به دادسرا احضار شد. این زن در مواجهه حضوری با هووی خود، عنوان کرد، برای او ایجاد مزاحمت نکرده و برخلاف این اظهارات، خود شاکی است که از 3 هفته قبل با تغییر دادن صدای خود برای او بدفعات ایجاد مزاحمت کرده است.
هوشیاری 2 هوو راز شوهر شیاد را برملا کرد
دادیار عبداللهپور وقتی با انکار 2 زن مبنی بر ایجاد مزاحمتهای تلفنی برای یکدیگر مواجه شد، دستور تحقیق در این زمینه را صادر کرد و بررسیها در این ارتباط آغاز شد تا اینکه 2 هوو چند روز قبل دوباره به شعبه دوم دادیاری دادسرای ناحیه 5 تهران مراجعه و عنوان کردند که راز مزاحمان تلفنی را کشف کردهاند.
یکی از آنها در اظهاراتش به دادیار پرونده گفت: ابتدا گمان میبردم مزاحمتهای تلفنی از سوی هوویم است، وقتی در دادسرا متوجه شدم او هم مزاحم تلفنی دارد و مزاحمان برای هردویمان به یک شیوه ایجاد مزاحمت کردهاند، تصمیم گرفتم راز زنان مزاحم را کشف کنم.
وی اضافه کرد: به این ترتیب، در تماسهای بعدی مزاحمان، با هر سه نفر آنها به طور جداگانه قرار ملاقات گذاشتم و همراه هوویم به دیدن آنها رفتیم که پس از صحبت با هرکدام از آنها که دختران جوانی بودند، متوجه شدیم شوهرمان، آنها را به عنوان اینکه فرد پولدار و پزشک است، فریب داده و پس از ازدواج موقت با آنها، مبالغی از هر سه زن دریافت کرده و به آنها وعده داده است که بزودی آنها را برای ادامه زندگی به کشورهای اروپایی میبرد و از همسران جدید خواسته است چند ماهی در خانههای پدری بمانند تا مقدمات سفرشان فراهم شود، اما آنها از یک ماه پیش، به طور اتفاقی یک بار من و یک بار هوویم را به همراه شوهرمان دیده و با برداشتن شماره تلفن ما 2 نفر که در گوشی تلفن همراه شوهرم ثبت شده بود، برایمان مزاحمتهای تلفنی ایجاد کرده بودند و از این که ما هووهای آنها هستیم، اطلاعی نداشتهاند.
با به دست آمدن این اطلاعات، شوهر شیاد تحت تعقیب پلیس تهران قرار گرفت و 3 هووی زنان شاکی به دادسرا احضار شدند تا در ادامه تحقیقات قضایی و دستگیری مرد 5 زنه، راز شیادیهای او برملا شود.
اولین حلقه ازدواج را چه کسی به دست کرد؟!
55 نکته برای خوشبختی
نکته برای خوشبخت زیستن چکیده نتیجه سال ها تلاش ده ها دانشمند و محقق و روانشناس دانشگاه آرکلند جنوبی در راه خوشبختی و سعادت انسان متمدن معاصر است. با توجه به این نکات زندگی خود را متحول کنید افق های جدیدی برابر دیدگانتان بگشایید.
1- در دنیا جای کافی برای همه وجود دارد ولی شما مطمئنناَ مستقل از هیکلتان، مستحق جای بیشتری نسبت به دیگران هستید.
2- حتی اگر توالت شما به جدید ترین تجهیزات روز دنیا مجهز باشد، آفتابه را در دستشویی همیشه پر نگه دارید، به خصوص در ایام تابستان.
3- هرگز سعی نکید یک نئو مارکسیست را در مورد نظریه پایان تاریخ فوکویاما متقاعد کنید.
4- وقتی می خوابید پس از در آوردن جوراب هایتان آن ها را قبل از پرت کردن داخل هم فرو کنید (ارزش این نکته را صبح روز بعد درک خواهید کرد)
5- از همه چیز های یکبار مصرف به خصوص تیغ های اصلاح، چندین مرتبه استفاده کنید.
6- خواب هایتان را هرگز برای همسرتان تعریف نکید
7- درتاکسی برای اینکه کرایه تان عادلانه حساب شود پشت سر کسانی که درب را محکم می کوبند فحش بدهید.
8- در وصله جوراب این نکته شاید حیاتی باشد ولی در بخیه زدن لازم نیست یک سر نخ را گره بزنید.
9- بیاموزید که به مردم اعتماد کنید. به خصوص به سی دی فروش های خیابان انقلاب.
10- به دکتر ها، وکلا و کار چاق کن ها هر گز اعتماد نکنید.
11- کارت سوخت خود را با نخ به گردنتان بیاویزید تا در پمپ بنزین جا نماند.
12- با اصل عدم قطیت هایزنبرگ به ویژه در ایام انتخابات شوخی نکنید.
13- در یک توالت عمومی قبل از شروع هر کاری امکانات بالقوه و بالفعل را بسنجید. (از وجود آب، دستمال، سالم بودن سیفون و باز بودن مجرای فاضلاب مطمئن شوید)
14- اگر چاق هستید لباس با راه های افقی نپوشید. فکر می کنید چرا شیر ها به شکار گورخر بیشتر از فیل علاقه دارند؟
15- تا زمانی که صورتتان باد نکرده پولتان را برای دندانپزشک حرام نکنید.
16- شماره تلفن همه را داشته باشید و به هیچ کس شماره ندهید.
17- بد را به خاطر بدتر کنار نگذارید. مثلا ترک سیگار به خاطر نامزدتان و قولی که به او داده اید.
18- سعی کنید از سیاست هم مثل سایر امور چیزی سر در نیاورید.
19- فلسفه نئوکانتی را با قانون دوم ترمودینامیک مغالطه نکنید.
20- حتا اگر پزشک خبره ای هستید به خودتان آمپول نزنید.
21- هرگز وصیت نامه تنظیم نکید. آدم عاقل پول و وقتش را صرف چیزی که مال خودش نخواهد بود نمی کند.
22- پیش از خوردن آناناس پوست آن را بکنید (بگیرید)
23- در جاهایی که نیازی وجود ندارد همین جوری برای دست گرمی و کسب مهارت دروغ بگویید.
24- اگر تصمیم به ازدواج دارید برای اینکه دوران دانشجویی و پس زمینه هایش کامل از ذهنتان محو شود برای دریافت شوک الکتریکی یک دوره کامل را در یک آسایشگاه روانی بستری شوید.
25- به دشنام های استخوان دار چند زبان زنده دنیا مسلط باشید.
26- وقتی با همسرتان به پارک می روید سند ازدواجتان را فراموش نکنید.
27- سعی کنید چیزی را که درزندگی دوست دارید به دست آورید وگرنه مجبورید چیزی را که دوست ندارید به دست بیاورید.
28- اگر وبلاگ نویس هستید در اعتراض به فیلترینگ گسترده سایت ها، وبلاگ خود را دو بار ثبت کنید.
29- به خاطر داشته باشید که : 99درصد خوشبخت های دنیا پولدارند.
30- 100 درصد بد بخت های دنیا بی پول هستند.
31- 100 درصد احمق ها و الکی خوش های دنیا فکر می کنند که جز آن یک درصدی هستند که پول ندارند ولی خوشبختند.
32- در اتوبوس ومترو برای اینکه مجبور نشوید جای خود را به خانم ها یا افراد مسن بدهید، خود را به خواب بزنید.
33- خاطرات بد را فراموش کنید. خاطرات خوبی را هم که آدم های بد حضور هر چند کمرنگ در آن دارند توصیه می کنیم که فراموش کنید.
34- برای صرفه جویی اقتصادی یک روز در میان یک روزنامه عصر بخرید (چو هم خبرهای صبح آن روز، هم خبرهای صبح روز بعد را می نویسد)
35- مبنای اعتمادتان به یک سگ نه بر اساس جثه اش بلکه بر اساس کیفیت و کمیت دندان هایش باشد.
36- بله گفتن را بیاموزید تا با همه دوست بمانید ولی با بهانه هایی که بعدا با فراغ بال اختراع می کنید از زیر تعهدات در بروید.
37- یک شماره حساب مستقل و پنهان از همسرتان داشته باشد.
38- در دستشویی تلفن همراه خود را با درایت کامل مدیریت کنید.
39- وقتی در ترجیح یکی از مکاتب فرانکفورت یا وین به بن بست فلسفی رسیدید آن را انتخاب کنید که پسر عمویتان پس از چند هفته کارتن خوابی در خیابان هایش از آن شهر دیپورت شده است.
40- در انتخاب یک محصول بسته بندی مثل کنسرو، علاوه بر قیمت به وزن آن هم توجه کنید (برای سهولت می توانید از جدول های تناسبی که سوم ابتدایی یاد گرفته اید استفاده کنید)
41- وقتی از زندگی نا امید می شوید به کوزت و هاج زنبور عسل بیاندیشید.
42- نویسنده ها را جدی نگیرید. اگر رمان نویس ها به باهوشی کتاب هایشان بودند مطمئن باشید مانند آن ها سر از هالیوود در می آوردند.
43- اگر با همسایه طبقه پایینتان مشکلی دارید هر شب بعد از دو نصفه شب سیفون را بکشید.
44- اگر با همسایه طبقه بالایتان مشکل دارید سعی کنید مشکل خو را حل کنید یا اینکه به صدای سیفون بعد از دو نیمه شب عادت کنید.
45- وقتی همه جا را برای پیدا کردن عینک گمشده تان زیر و رو کرده اید محض احتیاط با لمس دست، پیشانی خود را هم چک کید.
46- برای اینکه در زندگی آدم موفقی شوید سعی کنید حداقل یک شکست عشقی بخورید.
47-نظریه تکامل داروین را زیاد جدگی نگرفته و زمان خود را از این پس کمتر جلوی آینه تلف کنید.
48- به یک آلمانی هرگز «جری» نگویید. حتی اگر اسمش جری باشد.
49- به خودتان جایزه بدهید. مثلا وقتی ترفیع گرفتید، به جای رفتن به مهمانی شام مادرزنتان، همسرتان را به یک رستوران گرانقیمت ببرید.
50- موفقیت مثل ترکیب سرّی کوکاکولاست. به فرمول هیچ احدی اعتماد نکنید.
51- اگر چه تاجر، وکیل، یا دکتر نباشید ولی لازم است که چشمک زدن نامرئی، اشاره با ابرو واحیای قلبی تنفسی را به عنوان فنون پایه بیاموزید.
52- کتاب هایی را که امانت می گیرید پس ندهید. مگر اینکه قرار باشد کتاب نایابتری از همان آدم به امانت بگیرید.
53- کتابی که قابل خواند است قابل خریدن هم هست. کتابی به کسی امانت ندهید. اگر چنین اشتباهی مرتکب شدید با وعده امانت دادن کتاب های نایاب دیگر، کتاب خود را پس بگیرید.
54- هرگز شوهر خود را از خواب بعد از ظهر بیدار نکنید مگر اینکه آتش سوزی به زیر شلواری اش رسیده باشد.
55- قبل از دست در دماغ کردن با یک چرخش 360 درجه وجود دوربین های مدار بسته و شیشه های آینه ای را بررسی کنید.
56- وقتی در یک سفر هوایی از رفتار مهماندار خوشتان نیامد برای تلافی او را گارسن-هوایی خطاب کنید.
57- بعد ا آروغ زدن در یک جمع رسمی با سخنرانی در مورد زیان های نوشابه های گاز دار و لزوم برخورد دولت با سازندگان این محصولات، افکار جمع را منحرف کنید.
58- اگر خیلی لاغر هستید تابستان ها در خانه بمانید. مگر اینکه با پلیور از منزل خارج شوید.
59- کلید خانه را زیر گلدان نگذارید. بهترین محل اختفا برای کلید کفش کتانی بو گندوی پسرتان است.
60- دوست خوب کسی است که دقیقا می دانید کجا به شما قرار است نارو بزند. دوست بد جوری است که نارو زدنش به ذهنتان هم خطور نمی کند.
61- اگر اسم چرخه ای به نام سعدی کارنو در فیزیک به گوشتان خورد پیش از اینکه به تبحر سعدی در فیزیک ایمان آورده و صلواتی هدر بدهید، به این فکر کنید که شاید پدرسعدی کارنو از علاقمندان آثارسعدی بوده است.
62- در موقعیتی که با فشار سردبیر مجبورید 55 نکته برای خوشبختی خلایق را یک شبه جعل کنید احتمال قیچی شدن حد اقل 7 تایش را در نظربگیرید (62نکته بنویسید.)
اشتباه بزرگ متاهلین

شوهر حقنشناسی دارم. از صبح تا شام رنج میبرم، زحمت میکشم، تمام کارهای خانه از شستن ظروف و لباسها، از پختن غذا تا تزیین اتاقها و بافتنیهای لازم را برای او و فرزندان انجام میدهم، ولی وقتی به خانه میرسد...
خانواده در پرتو شناخت صحیح و واقعبینانه همسران از وظایف زناشویی و طرز تفکر و خواستههای یکدیگر پویا و سالم و با صفا میشود و به این ترتیب برای تربیت فرزندانی صالح فراهم میشود. استاد آیتا... ابراهیم امینی در این زمینه مطلبی دارند که توصیه به مردان متاهل است.
ممکن است در نظر برخی مردان، کار خانهداری چندان مهم به نظر نیاید، ولی اگر با دیده انصاف نگریسته شود، باید اعتراف کرد که دشوار و خسته کننده است. یک بانوی خانهدار اگر تمام اوقات شبانهروز را در خانه کار کند، باز هم مقداری از کارها باقی میماند. این همه کارهای خانه مانند پختن غذا، نظافت کردن خانه، شستن و مرتب کردن لباسها و ظرفها، جابه جا کردن اثاث منزل و از همه بالاتر بچهداری، کارهای آسانی نیستند، که یک روز و دو روز انجام شود بلکه مادام العمر باید مورد توجه باشد.
آقای محترم تشکر کن!
اگر مرد یک ماه در منزل بماند و همه امور خانهداری و بچهداری را بر عهده بگیرد، آن وقت میفهمد که همسرش در خانه چه فداکاریهایی میکند و چه زحمتهای طاقتفرسایی را تحمل میکند؟ زن همه این زحمات را تحمل میکند ولی از شوهرش این انتظار را دارد که قدر زحماتش را بداند و از وی قدردانی و تشکر کند. دوست دارد خودش و ذوق و سلیقهاش همواره مورد توجه شوهر باشد. آقای محترم! وقتی وارد خانه نظیف و تمیز و منظم میشوی چه عیبی دارد از زحمات و ذوق و سلیقه همسرت ستایش کنی؟
چه اشکال دارد گاه گاهی از غذاهای خوشمزهای که تهیه میکند تعریف کنی؟ چه مانع دارد موضوع بچهداری او را که حقاً کار بسیار دشوار و با اهمیتی است همواره مورد نظر داشته باشی و برخی اوقات از زحمات طاقتفرسای او تشکر نمایی؟ از این نکته غافلی که قدردانیهایت چه نیرویی به او میبخشد و چگونه برای کار و کوشش و فداکاری آمادهاش میگرداند؟
پیغمبر اسلام (صلیالله علیه واله وسلم) میفرماید: هر کس به مسلمانی احترام کند و با کلام خوشی از او دلجویی کند و غمهایش را بر طرف سازد همواره در سایه رحمت خدا خواهد بود.
خانم محترم قدر شناس باش
گذراندن زمان طولانی در خارج از منزل آن هم در ارتباط با انواع افراد و نیاز به گوناگونی مهارت ها و تلاش مداوم کار آسانی نیست. بهر حال محیط بیرون دارای آسایش و آرامش لازم نیست و با تحولات و تغییرات فراوانی همراه است . مرد در محیط کاری خود با هزار مسئله و مشکل روبروست که رفع آنها نیاز به صبر و متانت او دارد . لذا انتظار همسر شما آن است که پس از یک روز کاری پر مشغله در جمعی گرم و صمیمی پذیرفته شود و مورد استقبال و محبت آنان قرار گیرد . سعی کنید حد اقل برای مدتی کوتاه زمان ورود او را قرین آرامش و پذیرش نمایید . تا بتواند انرژی های منفی حاصل از کار و خستگی را از دور بریزد و منبعی برای ارائه حمایت و پشتیبانی برای شما باشد. بنابراین حتی اگر دلتان از گرفتاری های خانه داری و مشغله های بچه داری گرفته و نیاز به همصحبتی با او را دارید تا گوش شنوایی برای همدلی داشته باشید کمی صبر کنید تا او خستگی خود را از بین ببرد و امنیت یابد. ذهن خسته او توان همدردی با شما را ندارد . چه اشکالی دارد که با جملاتی به او متوجه کنید که میدانید چه زحماتی را در محیط کار متقبل می شود و قدر دان او هستید.
پیغمبر اسلام (صلیالله علیه واله وسلم) میفرماید: هر کس به مسلمانی احترام کند و با کلام خوشی از او دلجویی کند و غمهایش را بر طرف سازد همواره در سایه رحمت خدا خواهد بود.
بانوی شرقی همراه با اضافات
تنظیم برای تبیان: کهتری
رابطه ی بین فعالیت جنسی و بیماری قلبی
یکی از مشکلات بحثانگیز در میان بسیاری از افراد جامعه و کادر پزشکی، مساله فعالیت جنسی در مبتلایان به بیماریهای قلبیعروقی است....
زمان شروع و از سرگیری فعالیت جنسی در کسانی که به حمله حاد قلبی دچار شدهاند، از ابهامات اساسی در اذهان پزشکان و بیماران آنهاست.
از طرف دیگر ارتباط ناتوانی جنسی با انواع بیماریهای قلبی قابل طرح و بررسی میباشد. شایعترین مشکل در خصوص مردانی است که تحت درمان جراحی بایپس عروقی قلبی، تعویض دریچه و باز کردن عروق کرونر با بالون قرار گرفته و یا دچار حمله حاد انفارکتوس قلب (MI) شدهاند. بیشتر بیماران نگران فعالیت جنسی و یا تمایل جنسی یا ناتوانی جنسی هستند. ترس و نگرانی از ناتوانی جنسی و ترس از بروز یک حمله حاد سکته قلبی (MI) متعاقب فعالیت جنسی باعث ایجاد اضطراب در بیماران میگردد و این امر موجب خودداری آنها از فعالیت جنسی میشود که میتواند عمیقا کیفیت زندگی را متأثر نماید.
به طور کلی بیماران قلبی- عروقی از نظر ارایه یک راهکار علمی برای شروع فعالیت جنسی به سه دسته با ریسک پایین، متوسط و بالا تقسیم میشوند. خوشبختانه بیشتر بیماران جزو گروه اول بوده و با ایمنی بالا میتوانند به شروع فعالیت جنسی ترغیب شوند و یا درمانهای دارویی لازم را برای ناتوانی جنسی دریافت نمایند.
در هر سه دسته این بیماران احتمال بروز عوارض خطرناک در حین فعالیت جنسی پایینتر از میزانی است که بیماران یا سایر پزشکان تصور میکنند. در برخی بررسیها فقط در 19 درصد از بیماران مبتلا به سکته قلبی، فعالیت جنسی به عنوان عامل برای شروع سکته قلبی موثر بوده است. در ضمن بررسیها نشان داده است که ارایه مشاورههای لازم در مورد فعالیت جنسی بهطور قابلملاحظهای در بهبود عملکرد جنسی بیماران تاثیر گذاشته و دریافت اطلاعات کافی در خصوص شروع دوباره فعالیت جنسی از نگرانیهای بیماران در دوره پس از سکته قلبی کاسته است.
از آنجایی که فعالیت جنسی یک نیاز برای افراد و راهی جهت رهایی از استرسهای روانی و کاهش احساس تنهایی است اما بیماران قلبی، اغلب این فعالیت را برای سلامتی خود تهدیدکننده میدانند و از شرکت در این فعالیت پرهیز میکنند. به دلیل اهمیت ارتباط جنسی به عنوان یک عامل ایجاد و حفظ ارتباط صمیمانه در زندگی زناشویی، بیماران میتوانند تحت مشاوره با یک متخصص قلب و دریافت آموزشها و تکنیکهای لازم مثل نزدیکی بعد از یک دوره استراحت (هنگام صبح یا یک و نیم ساعت پس از صرف غذا)، استفاده از داروی نیتروگلیسیرین به عنوان پیشگیری و یا وضعیتی که هر دو طرف در حالت راحت باشند، به فعالیت جنسی خود ادامه دهند.
علایمی که در صورت بروز آنها در طی یا پس از مقاربت، نیاز به اطلاع دادن به پزشک دارد عبارتاند از:
تنگینفس یا افزایش ضربان قلب برای 15 دقیقه پس از مقاربت، خستگی بیش از حد، درد قفسه سینه و بیخوابی پس از مقاربت. در مورد داروها نیز میتوان با متخصص قلب مربوطه مشورت نمود تا داروهایی تجویز شود که حتیالامکان، عارضه ثانوی جنسی کمتری داشته باشند.
گردآوری: گروه سلامت سیمرغ
پاتوق ایرانیان
یک قدم تا محبوبیت

موفقیت هر شخصی به حمایت دیگران بستگی دارد پس مردم را دوست داشته باشید تا شما را دوست داشته باشند و از شما حمایت کنند. شما در انجام کارهایتان به حمایت و پشتیبانی آنها نیاز دارید، زیرا برخی از کارها فقط با همکاری دیگران امکانپذیر خواهد بود. ولی در این مورد همواره به یاد داشته باشید که با چه کسانی ارتباط دارید و چه کسانی از شما حمایت می کنند. هنر شناخت و ارتباط با افراد با تملق ها و چاپلوسیهای رایج بسیار متفاوت می با شد. برخی سعی دارند با تملق به اهداف خود دست یابند. تملق یقینا تباه کننده هر رابطه مثبت است. همکاری با دیگران مستلزم شناختی عمیق از شخصیت آنهاست واز این طریق است که به اطلاعاتی دست می یابید و در مذاکرات و مباحثات به کارتان خواهد آمد.
رعایت نکات زیر از شما مصاحبی صدیق و مطلع می سازد:
سعی کنید روحیه اطرافیان خود را خوب بشناسید: با آگاهی از قلق ها وشیوه های مورد پسند مخاطب خود، هیچگاه درایجاد ارتباط و گفتگو با او، درگیر نخواهید شد. برای ایجاد رابطه ای سالم با طرف مخاطب هرگز از حربه تهدید و گوشه و کنایه استفاده نکنید، بهترین راه نرمش، حوصله و دقت در طرز فکر طرف مقابل است. اصول زیر را بکار گیرید زیرا باعث می شود مورد حمایت قرار گرفته و شما را آسان تر به اوج موفقیت برسانند:
• سعی کنید اسامی افراد را به خاطر بسپارید. این نشان می دهد به آنها اهمیت می دهید.
• فرد راحتی باشید تا هیچکس در معاشرت با شما احساس ناراحتی و اجبار نکند.
• این اعتقاد را در خودتان تقویت کنید که ” هرچه پیش آید، خوش آید” در اینصورت هیچ چیز نمی تواند آرامشتان را بهم بزند. این به شما کمک می کند که برای مقابله با هر موقعیتی همواره آماده باشید و خودتان را زیاد درگیر وقایع محیطی نکنید.
• خودپرست نباشید و بیهوده تظاهر نکنید که به همه چیز آگاهی دارید، به یادداشته باشید عالمان متواضع ترند. تظاهر به دانایی موجب فاصله گرفتن افراد از شما می شود.
• خصوصیاتی را در خودتان پرورش بدهید که جالب توجه باشد و مردم در معاشرت با شما به برداشتهای ارزشمندی برسند.
• شخصیت خودتان را زیر ذره بین ببرید، تا بتوانید عوامل ” ناهنجار” را از آن خارج کنید. زیرا همین عوامل ناهنجار منفی هستند که باعث دور شدن دیگران از اطراف ما می شوند. خود تان را از منظر دیگران ببینید.
• صمیمانه و با روحیه سعی کنیدخودتان را ازشر سوء تفاهم ها خلاص کرده وگلایه ها را از ذهنتان بیرون کنید. اگر به همه چیز با خوش بینی نگاه کنید و دلیل های مثبت برای آن بتراشید ذهنتان را به سوی دوست داشتن دیگران بیشتر هدایت می کنید.
• آنقدر دوست داشتن افراد را تمرین کنید که این کار به صورت یک عادت ثانویه در شما درآید.
• همیشه از فرصتهایی که برای تیریک گفتن یا احساس همدردی در غم، اندوه و ناکامیهای افراد پیش می آید استفاده کنید. و سعی کنید این کار را در همان زمان خودش انجام دهید و به آینده موکول نکنید.
• به مردم قدرت روحی بدهید تا محبت بی ریای شان را نصیبتان کنند. افراد از بودن در کنار کسی که انرژی های مثبت خود را ساطع می کند لذت می برند.
به کار بردن بعضی عبارات، در دیگران ایجاد مقاومت می کند و سبب از دست دادن حمایت دیگران می شود. سه عبارت است که در هنگام محاوره و ایجاد ارتباط با دیگران می توان به کار برد، بطوریکه هم احترام طرف مقابل را حفظ کنید و هم مطلب خود را منتقل سازید:
• با شما موافقم
• نظر شما را تحسین می کنم
• به عقیده شما احترام می گذارم
به مردم قدرت روحی بدهید تا محبت بی ریای شان را نصیبتان کنند. افراد از بودن در کنار کسی که انرژی های مثبت خود را ساطع می کند لذت می برند.
خانواده مطهر، با اندکی تصرف
تنظیم : کهتری
نکات مهم و حیاتی پیرامون رابطه جنسی آقایون و خانمها
نکات مهم رابطه جنسی مخصوص آقایان
نکات رابطه جنسی اهمیت زیادی برای آقایان دارد چون به آنها کمک می کند بتوانند فعالیت جنسی را به مدت زیادتری ادامه دهند. مردها معمولاً حین رابطه جنسی بیش از اندازه تحریک می شوند که باعث می شود خیلی زود ارضاء شوند و طرف مقابلشان نتواند به اندازه کافی از سکس لذت ببرد. همه آقایون دوست دارند که بتوانند رابطه جنسی را بیشتر طول بدهند اما به خاطر نداشتن اطلاعات و تجربه کافی نمی توانند طرفشان را به خوبی ارضاء کنند. تفاوت بسیار زیادی بین جنسیت خانم ها و آقایون وجود دارد. مردها به سکس فقط به چشم یک فعالیت جسمی نگاه می کنند درحالیکه خانم ها آن را یک فعالیت احساسی می دانند که از طریق آن می توانند به طرف مقابلشان نزدیک تر شوند. شریک زندگی مثل معمایی می ماند که فقط زمانی می توانید آن را حل کنید که نکات و کلیدهای آن را بدانید. بنابراین، برای کمک به آن دسته از مردهایی که با مشکل ارضاء کردن معشوقشان روبه رو هستند در این مقاله نکات مفیدی ارائه می کنیم.
1. پیش نوازی
این بخش مهمترین بخش برای لذت بخش تر کردن سکس است. و اهمیت زیادی دارد چون به هر دو طرف کمک میکند قبل از شروع سکس به خوبی تحریک شوند. یادتان باشد آقایان در تقریباً 2 دقیقه به ارگاسم می رسند درحالیکه این زمان برای خانم ها حداقل 10 دقیقه است. به همین علت پیش نوازی راه خیلی خوبی برای آقایون برای طولانی تر کردن سکسشان است. مردها باید به خانم ها اجازه دهند که در پیش نوازی به درجه ارگاسم برسند و بعد سکس را شروع کنند تا هر دو نفر با هم ارضاء شوند.
2. ارتباط کلامی
ارتباط نکته بسیار مهمی است که باید جدی بگیرید. باید در طول فعالیت جنسی با طرفتان حرف بزنید در غیر اینصورت زنها احساس خواهند کرد که فقط به یک چیز اهمیت می دهید و آن هم سکس است. یادتان باشد که خانم ها با حرف زدن بیشتر تحریک می شوند و برای جلب نظر آنها لازم نیست حتماً لمسشان کنید، می توانید به طور کلامی اینکار را بکنید.
3. درک علایق و عدم علایق
مردها در طول سکس فقط کاری که خودشان دوست دارند را انجام می دهند اما درک علاقه ها و عدم علاقه های طرف مقابل در لذت بخش تر کردن سکس برای هر دو طرف اهمیت زیادی دارد. تصور کنید که هر کاری که خودتان دوست دارید و طرفتان دوست ندارد را انجام دهید، مطمئناً ایجاد مشکل خواهد کرد و آنوقت طرفتان دیگر راغب به سکس با شما نخواهد بود. درک متقابل اولین قدم در سکس است. آقایون باید از شریک جنسی خود بپرسند که آیا حرکت خاصی را دوست دارند یا نه و اگر دوست نداشتند سعی کنند در طول سکس از آن حرکات دوری کنند.
4. توجه به کل بدن طرف مقابل
خانم ها دوست ندارند که مردها فقط به اندام تناسلی آنها توجه داشته باشند. آقایون باید بدانند به جز اندام تناسلی، بدن خانم ها قسمت های دیگری هم دارد که باید به آن توجه کنند. مثل سینه ها، باسن، گردن، ران ها، گوش ها و لب ها و سایر نقاطی که درکنار ناحیه تناسلی باید به آنها توجه شود. شاید تعجب کنید وقتی بفهمید که خانم ها می توانند با تحریک سینه ها هم به ارگاسم برسند پس لطفاً به آنها هم توجه خاص داشته باشید. یادتان باشد با بدن او سخت و خشن برخورد نکنید، نوازش ملایم هم او را تحریک خواهد کرد.
5. تحسین کردن
تحسین کردن نکته دیگری برای آقایون است که نقش بسیار مهمی در عشق بازی ایفا می کند. از قدیم گفته اند که خانم ها از تعریف و تمجید خوششان می آید و وقتی اینکار را می کنید او واقعاً آنرا احساس می کند. لطفاً دقت کنید که این تحسین ها باید واقعی باشند در غیر اینصورت نتیجه ای که می خواهید عایدتان نمی شود. با گفتن اینکه به او بیشتر از هر چیز دیگری در دنیا نیاز دارید و هر کاری برایش انجام می دهید، تحسینش کنید. می توانید خیلی ساده بگویید که بدنش را دوست دارید و خیلی عالی سکس می کند. این لذت خودتان را هم علاوه بر سرمستی او از آن تعریف و تمجیدها زیادتر می کند. تحسین کردن باعث می شود بتوانید بیشتر طرفتان را تحریک کنید.
6. خودداری از سکس زودهنگام
رابطه جنسی آخرین مرحله عشق بازی است که فقط زمانی باید زمانی انجام دهید که می خواهید لذت را به اوج خود برسانید. انجام زودهنگام سکس تناسلی تحریک خانم ها را کم می کند. همچنین می تواند برایشان دردناک باشد. یادتان باشد که باید قبل از شروع عمل جنسی اندام تناسلی خانم ها حسابی خیس شده باشد، و این مسئله فقط زمانی اتفاق می افتد که تحریک شده باشند. پس سعی کنید تحریکش کنید و به همه قسمت های بدنش لذت بدهید و وقتی در آخر آمادگی پیدا کرد خودش از شما خواهد خواست که عمل جنسی را آغاز کنید. پس یادتان باشد که عمل جنسی باشد آخرین عمل شما باشد و زمانی انجام شود که زن آمادگی آن را پیدا کرده باشد.
7. عاشقانه و احساساتی نگه داشتن فضا
یکی از مهمترین نکات درمورد سکس آقایان این است که عاشقانه و احساساتی سکس کنند. سکس عملی بسیار احساسی است اما به خاطر طبیعت و ذات مردان خیلی وقت ها این عمل برایشان به عملی فیزیکی و مکانیکی تبدیل می شود. سعی کنید حرکاتتان کند و همراه با عشق باشد و مطمئن باشید این احساسی به خانم ها می دهد که همیشه آرزویش را داشته اند. عشق و احساس بخش لازم و ضروری سکس است پس سعی کنید احساسی تر رفتار کنید. فقط به خاطر عمل جنسی سکس نکنید، آن را راهی بدانید برای بالا بردن احساستان.
8. شوخ طبعی
خانم ها عاشق شوخ طبعی مردان هستند. سعی کنید سکس را به عملی خنده آور و شادی بخش تبدیل کنید و ببینید که چقدر طرفتان دوست خواهد داشت. به خودتان بخندید و اینکار باعث می شود فضا عاشقانه تر شود. خانم ها اینکه آقایون سعی می کنند به خنده بیاندازندشان را خیلی دوست دارند. جوک گفتن مخصوصاً جوک های سکسی را هم می توانید امتحان کنید اما دقت کنید که شوخ طبعیتان به مسخره کردن طرف مقابل منتهی نشود.
9. نظافت
خانم ها عاشق مردهای مرتب و تمیز هستند. منظورمان از تمیز بودن این نیست که موهای اندام تناسلیتان را بتراشید، اما بهتر است که آنها را کوتاه کنید. بدنتان را تمیز نگه دارید و اگر بدنتان بو می دهد حتماً از پودر یا اسپری استفاده کنید. قبل از سکس یک دوش سریع بگیرید و هم بدنتان را خوب تمیز کنید. تمیزی بدن برای خانم اهمیت زیادی دارد و اگر بدنتان اینطور نباشد حتی ممکن است از سکس کردن با شما خودداری کنند.
10. هیجان و لذت
تجربه کردن با سکس خیلی مهم است چون عادات همیشگی باعث یکنواخت و خسته کننده شدن آن می شود. می توانید حرکات مختلف را امتحان کنید تا آن یکنواختی از بین برود. اما دقت کنید که طرفتان با آن حرکات راحت باشد. همچنین سکس کردن در محیط های مختلف باعث از بین بردن یکنواختی آن می شود و هیجان بیشتری به رابطه می دهد. سکس ایستاده یا جلوی آینه یا روی صندلی واقعاً برایتان پر از هیجان خواهد بود.
پس اگر می خواهید که رابطه جنسی لذت بخش و فوق العاده ای داشته باشید، لطفاً نکاتی که در این مقاله ذکر شد را به نحو احسن رعایت کنید. این نکات به شما کمک می کند سکسی طولانی تر و دلنشین تر داشته باشید.
نکات مهم رابطه جنسی مخصوص خانم ها
در طول این سالها من یک الگوی خاصی را بین خانم ها مشاهده کرده ام که به نظر می رسد از نظر فیزیکی و جنسی احساس عدم اطمینان و امنیت می کنند. همین مسئله باعث می شود که تصمیمات زیان بخشی درمورد رابطه شان بگیرند. خانم ها باید خودشان را قوی تر کنند. بدنتان را دوست داشته باشید (این تنها چیزی است که متعلق به شماست)، ببینید در سکس چه دوست دارید و چه دوست ندارید و یاد بگیرید که سکس برای لذت بردن است. خیلی مهم است که به خاطر داشته باشید ارتباط کلید اصلی هر رابطه خوب است و رابطه جنسی هم از آن مستثنی نیست. همه آدم ها سستیهایی دارند اما نباید آنها را در یک رابطه سالم دخالت دهند. درمورد این مشکلات خود با طرفتان حرف بزنید، برای از بین بردن آن تلاش کنید یا حداقل آن را به یک حد قابل کنترل برسانید.
در زیر به چند نکته اشاره می کنید که به شما برای داشتن رابطه جنسی بهتر کمک میکند:
1. بدانید که شما یک پرنسس هستید. اعتماد به نفستان را نشان دهید. آقایان از دیدن اطمینانی که به خودتان و رابطه جنسیتان دارید خیلی خوشحال می شوند. مردها خیلی دوست دارند که زنها به خودشان مطمئن باشند. اگر هنوز باور ندارید که یک پرنسس هستید، سعی کنید لباسهایی بپوشید که اعتماد به نفستان را بالا می برد و سکسی تر نشانتان می دهد. مرتب آرایشگاه بروید، ناخن هایتان را درست کنید و مدام این جمله را با خودتان تکرار کنید که یک پرنسس جذاب هستید تا زمانیکه شکل واقعیت برایتان بگیرد. فقط یادتان باشد که کارهایی بکنید که احساسی خوب به شما بدهد و اعتماد به نفستان را بالاتر ببرد. یک سرگرمی برای خودتان داشته باشید. اینکار باعث می شود اعتماد به نفستان تقویت شود. همینطور به مردها نشان می دهد که به جز رابطه علایق دیگری هم دارید.
2. دست از سوال کردن درمورد همسر و روابط جنسی قبلی آقایان بردارید. هیچ نیازی به دانستن آن ندارید و مطمئناً مردتان هم علاقه ای به صحبت کردن درمورد آن ندارد. اینکار فقط به حس حسادت ختم می شود که در یک رابطه سالم جایی ندارد. درمورد خودتان هم همینطور است. به هیچ وجه درمورد شوهر قبلی و کارهایی که آنها در سکس برایتان می کرده اند با طرفتان صحبت نکنید. مردها دوست ندارند فکر کنند که شما آنها را با کس دیگری مقایسه می کنید. پس این مسائل را فراموش کنید و بدانید که لابد مشکلی بین آنها بوده که از هم جدا شده اند. آنچه مهم است این است که الان او با شماست پس گذشته ها را به گدشته واگذار کنید.
3. هیچوقت از تلاشهای طرفتان در رابطه جنسی انتقاد نکنید. با انتقاد کردن به آنها می گویید که آنچه را که باید برای شما انجام نمی دهند. این طرفتان را ناراحت می کند و جلوی تحریک شدنشان را می گیرد و خیلی وقت ها به خشم منتهی می شود. شاید درست باشد که آن نتیجه ای که می خواهید را در رابطه جنسیتان نمی گیرید اما انتقاد کردن راه اصلاح آن نیست. پس به جای آن رک و راست باشید و با او در این باره حرف بزنید. این گناه او نیست، چون نمی داند که شما چه دوست دارید و قبلاً هم به او نگفته اید. پس به او بگویید که چه سکسی دوست دارید و مطمئن باشید که او هم برای برآوردن نیازهای شما تلاش خواهد کرد.
یادتان باشد زیاد به خودتان سخت نگیرید، از بدنتان لذت ببرید، زندگیتان را دوست داشته باشید، سعی نکنید کسی باشید که نیستید و از اینها گذشته سعی کنید شاد باشید و از همه چیز لذت ببرید.

مردمان
فان پاتوق
راههای پیشگیری از روزمرگی و یکنواختی در روابط زن و مرد
روابط متقابل زن و شوهر
زناشویی یکی از صمیمی ترین و خصوصی ترین انواع ارتباط انسانی و از نیازهای فطری بشر است . زمانیکه دو نفر ناآشنا و با سلایق مختلف کنار هم قرار می گیرند دوام و کیفیت دوستی آنها به دانش ، مهارت و هنر هر یک از آنها در تحکیم این ارتباط بستگی دارد . کم و بیش همه ما شاهد بوده ایم زن و شوهرهائیکه اگر چه در کنار هم هستند ولی بسیار از هم فاصله دارند .
در حقیقت به دلیل عدم درک صحیح نیازها و شخصیت یکدیگر نه تنها صمیمیتی بین آنها نیست بلکه به اجبار در کنار هم زندگی می کنند که این اجبار میتواند ناشی از تعصبات اجتماعی مثل اعتقاد به ناشایسته بودن طلاق ، حمایت از فرزندان و مشکلات معیشتی و … باشد . نارضایتی زن و شوهر از یکدیگر علاوه بر اینکه بر لذت از زندگی و موفقیت های اجتماعی ، شغلی و اقتصادی تاثیر منفی می گذارد ، گاهی متأسفانه به مشکلات اخلاقی نیز منجر می گردد . راستی چه عواملی باعث می شود آنهمه رعایت احترام و حفظ حریم و حرمت ها ، فداکاریها و مهربانی های دوران نامزدی و عقد پس از مدتی به دلسردی ، خستگی و مشاجره های مختلف منجر شود ، امید است مطالبی که در ادامه خواهد آمد بتواندراه های پایداری و دوام صمیمیت و یک ارتباط با نشاط زناشویی را بیان کند .
از خودتان شروع کنید .
اگر از یک ارتباط زناشویی که دلخواه شما نیست رنج می برید اولین گام این است که خود را اصلاح کنید . در یک ارتبا ط دو طرفه کمتر می توان فقط یک نفر را بعنوان مسئول مشکلات و مشاجرات معرفی کرد . شما مجبور نیستید در شرایط توأم با تحقیر ، سرزنش و خستگی سر ببرید ، از هم اکنون سرنوشت خود را به دست بگیرید و برای تغییر زندگی و روابط زناشویی خود برنامه ریزی کنید . رفتارهای غلط خود را اصلاح کنید و بعضی از وظایفی که فراموش کرده اید از سر بگیرید .
اریک فروم در کتاب ‹ هنر عشق ورزیدن › می گوید : زمانی میتوانید کسی را عاشق خود کنید که اول خودتان به او عشق بورزید . شما می توانید در خاطرات تلخ گذشته و آنچه بین شما و شریک زندگی تان گذشته است غوطه ور شوید و به خاطر آن پر از غصه ، کینه و خشم گردید اما راه دیگری هم هست و آن اینکه از حالا تصمیم بگیرید شرایط را عوض کنید ، گذشته ناخوشایند را فراموش کنید و فقط از آن برای داشتن یک زندگی بهتر درس بگیرید ، ببینید چه چیزهایی زندگی شما را توأم با ناکامی و غصه کرده است آنها را از بین ببرید دوباره تکرار می کنم فراموش نکنید که زناشویی یک ارتباط دو طرفه است و قسمتی از مشکلات مربوط به شماست بنا براین ابتدا خودتان را طبق تعالیم زیر تغییر دهید .
استقبال از اختلاف نظر ها
خداوند انسانها را مثل هم نیافریده است و البته این تفاوتهای بین فردی است که سبب جاذبه بیشتر بین انسانها میگردد . بنابراین نباید سعی کنید که طرف مقابل را به گونه ای تغییر دهید که مثل شما فکر کند و مطابق نظر شما رفتار کند ، در ابتدا دختر و پسرها که برای مراسم خواستگاری و آشنایی صحبت می کنند ، به دقت به صحبت های همدیگر گوش میدهند و در حقیقت این شروع آشنایی برای آنها جذاب است زیرا هر کسی خود را همانطور که هست معرفی می کند و عقاید خود را بیان می کند ، چیزیکه سبب این جاذبه می شود همان اختلافات این دو نفر است . بجز ارزش های مذهبی و بنیادین که اختلاف نظر در آنها گیرایی ندارد ما معمولاً به دنبال کسی هستیم که به دلیل تفاوتهایش ما را کامل کند . اختلاف نظر ها اگر چه ممکن است سبب تضاد یامشاجره گردد ، اما همین مشاجره نیز فرصتی برای بیان عقاید طرفین است و منجر به شناسایی بیشتر هر یک از دیگری می گردد . از طرفی نباید انتظار داشت که هیج اختلاف نظر و مشاجره ای بین زن و شوهر وجود نداشته باشد ، چرا که ارتباط بدون تضاد یک ارتباط صحیح و پویا نیست در حقیقت در این ارتباط یک نفر از بیان احساسات و عقاید خود صرف نظر کرده است یا طرف مقابل این فرصت را با قلدری به او نداده است و لذا از رشد طرفین نیز جلوگیری خواهد شد . عقاید مختلف با ایجاد بحث و مشاجره یا قضاوت نفر سوم یا مراجعه به کتاب سبب رشد زن و شوهر می گردد، مثلاً اگر در مورد تربیت فرزند اختلاف نظری داشته باشند با مراجعه به روانشناس یا کتب مربوطه دانش هر دو طرف ارتقاء می یابد .
تغییر در نگرش به رفتار و خصوصیات طرف مقابل
ممکن است شما علاقمند ، به ورزش و تماشای مسابقات ورزشی باشید و همسر شما علاقمند به خواندن روزنامه مثل صفحه حوادث یا صفحه گزارشات سیاسی باشد ، لازم نیست تلاش کنید علاقمندی خودتان را نادیده بگیرید یا او را مجبور کنید که سرگرمی اش مثل شما باشد بلکه هر کدام باید به دیگری اجازه دهیم به آنچه دوست دارد بپردازد ، در اینصورت می بینید که در یک خانواده هم بحث های ورزشی می شود و هم بحث های سیاسی و ... یعنی باز هم شما می توانید همدیگر را کامل کنید .
بنابراین به جای اینکه بگوئید متاسفانه شریک زندگی من اصلاً مثل من فکر نمی کند و مثلاً در مورد تماشای فوتبال اتفاق نظر نداریم میتوانید بگوئید خوشبختانه وقتی که دست از تفریح و سرگرمی مان می کشیم هرکدام حرف جدیدی برای زدن داریم که ملال آور نیست و بر اطلاعات مان می افزاید .
ممکن است شما از هر پر حرفی ، کم حرفی ،ملایمت ، تند مزاجی ، رنگ مو ، قد ،جاه طلبی ،قاطعیت و رک گویی ، پرکاری و خساست و ... همسرتان خوشحال باشید یا ناراحت ، باید بدانید که اینهاامور نسبی هستند ، اگر برای شما ناپسند است برای دیگران خوشایند به نظر می رسد . پرحرفی طرف مقابل سبب می شود شما مجالس گرم و شلوغی داشته باشید از طرفی اگر کم حرف و ملایم باشد به شما آرامش می دهد . خساست او را می توانید به اقتصادی بودن تعبیر کنید و یا جاه طلبی که او را برای ارتقاء در درجات کاری کمک می کند و سعی می کند که کارش را بخوبی انجام دهد این میتواند به جدیت در کار تعبیر شود . اگر نگرش خود را نسبت به صفات یا رفتار او تغییر دهید می بینید که هر کدام فرصتی برای دگرگونی و لذت بیشتر از زندگی فراهم کرده اید و باز هم اشاره کنم فرصتی برای کامل شدن شماست .
تمجید و تأئید
هر روز دلیلی برای تائید بهترین یار خود داشته باشید هر زن و مردی در هر مقام و درجه علمی و اقتصادی که باشد بسیار علاقمند است که مورد تائید دیگران بخصوص نزدیکان خود قرار گیرد . شاید شنیده یا دیده باشید که بعضی ها در محیط کار بسیار شاداب تر از محیط منزل باشند زیرا در محیط کار به دلیل پرکار ی ، جسارت و ارائه کار خوب یا برخورد مناسب مرتب از سوی همکاران مورد تأئید قرار می گیرند ولی در منزل نه تنها مورد تأئید قرار نمی گیرند بلکه به دلیل اختلاف سلیقه هایی که قبلاً اشاره شد یا خرید لباس یا مواد خوراکی معیوب مورد سرزنش واقع می شوند . این امر موجب می گردد که در جمع فامیل خسته و خموده به نظر برسد و لذا انرژی و شادابی اش در محیط کار صرف همکاران می گردد و ملال او نصیب خانواده . مردان دوست دارند که مورد تأئید واقع شوند زنان هم دوست دارند کانون توجه شوهرشان باشند .
مردان به خاطر قیافه ای که دارند ، بخاطر چیزی که برای خانه می خرند ، تلاشی که می کنند و سلیقه شان نیاز به تأئید دارند ، این تأیید اعتماد به نفس آنها راتقویت می کند و شور و هیجانشان را دو چندان می نماید و خلاصه به کسی که از آنها تعریف کند علاقمند می شوند متأسفانه ممکن است این فرد کسی به جز همسرشان باشد و یقیناً دردسر می آفریند . مردان بخاطر صفاتی مثل محجوب بودن ، باادب بودن ، وظیفه شناس بودن و . . . در محیط کارشان به تکرار از سوی همکاران زن یا مرد مورد تشویق و تأیید قرار می گیرند . از طرفی زنان به هیچ وجه تمایل ندارند که شوهرشان به زن دیگری محبت نشان دهد یا با او شوخی کند شاید اسم این را حسادت زنانه بگذارید ولی هر چه هست هر زنی دوست دارد که برای شوهرش عزیزترین باشد . مردانی که معتاد به کار هستند و زمان زیادی را خارج از منزل به سر می برند کمتر می توانند به همسرانشان توجه نشان دهند و طبیعی است که وقتی به خانه برمیگردند با زنی خسته و ملول مواجه شوند . اگر در یک محیط کاری با چند نفر زن و مرد کار میکنید به راحتی میتوانید حدس بزنید چه موقع همسر همکارتان به او تلفن می زند چون معمولاً یک ارتباط تلفنی کوتاه با کمترین سلام و احوالپرسی و معمولاً بی حوصلگی را شاهد هستید ، اینگونه ارتباط پیامی به تماس گیرنده می دهد به این مضمون ‹ من برای کارم بیشتر از تو اهمیت قائل هستم ، فعلاً وقت مرا نگیر ، شما شایستگی توجه مرا ندارید . › ، این موضوع بطور آگاهانه یا ناخود آگاه سبب رنجش و مشاجره میگردد .
کسی که مورد بی توجهی واقع شده است ( معمولاً زنان ) با آوردن بهانه های گوناگون ، بهم زدن وعده های قبلی و اخم کردن موجبات ناراحتی را فراهم میکند .
سعی کنید هر روز با بر شمردن یکی از صفات همسر خود او را تأیید کنید مثلاً از جدیت او در کار ، مهربانی ، پرحرفی ، غذای خوشمزه ای که آماده کرده است یا خریده است ، آرایش ظاهری و ... و در پایان به خاطر این صفت خوب از او تشکر کنید . بسیاری از مردان کار درمنزل همسرشان را خیلی دست کم می گیرند ، بد نیست یک روز پا به پای خانم خانه به فعالیت بپردازید خواهید دید که کارهایی مثل پخت و پز ، شستشوی ظروف و لباس ، تمیز کاری ، بچه داری و ... چقدر وقت و انرژی از شما خواهد گرفت در اینصورت ملاحظه خواهید کرد که نه تنها کار زن خانه دار کم نیست بلکه زنان به خاطر این همه فعالیت نیاز به تشویق و توجه کامل دارند . زنان با این همه مشغله در منزل باید از لحاظ عاطفی به بچه ها و حتی شوهرشان نیز رسیدگی کنند . این مستلزم آن است که علاوه بر کمک به او در کار منزل ضمن تشکر و تمجید به موقع موجبات انبساط خاطر او فراهم آید .
دوست داشتن بدون شرط :
برای دوست داشتن کلمه ‹ اگر › را فراموش کنید . همسر شما نزدیکترین فرد به شما ست او را بدون هیچ قید و شرطی دوست بدارید . هیچ مادری برای دوست داشتن فرزندش کلمه اگر بکار نمی برد . بگذاریم هر کسی خودش باشد و همانطور که هست دوست داشته شو د . شرط گذاشتن برای دوست داشتن ، بیشتر استفاده از طرف را القاء میکند تا دوست داشتن او . شروطی مثل اگر پول دار بودی ، اگر تلاش بیشتری می کردی و ... به هیچ وجه مشکلی را حل نمیکند بلکه موجب رنجش میگردد .
ممکن است سئوال کنید چطور کسی را با داشتن صفات یا رفتار ناپسند دوست داشته باشیم ، همانطور که قبلاً اشاره شد بسیاری از صفات افراد خوب یابد بودنش نسبی است و شما با تغییر نگرش خود میتوانید به همسرتان نزدیک شوید . یادتان باشد که اگر به کسی احساس ارزشمندی وشایستگی بدهید ، سعی می کند خودش را در حد انتظار شما نگه دارد .
پاتوق سرگرمی ایرانیان
مرد خاطی باید سالی 10 روز به همسرش گل بدهد

به گزارش مهر در شیراز، مردی با اتهام رها کردن زندگی مشترک و ترک نفقه و ضرب و شتم همسرش مورد تعقیب قرار گرفت و دادگاه پس از رسیدگی او را به سه ماه و یک روز حبس محکوم کرد اما با توجه به فقدان سابقه کیفری متهم در جهت اصلاح ذات البین و تحکیم مبانی خانوادگی و زندگی مشترک محکومیت نامبرده را به مدت سه سال معلق کرد مشروط بر اینکه زوج دستورات زیر را به معرض اجرا بگذارد.
1-پرداخت به موقع نفقه زوجه و حسن معاشرت با وی
2-هدیه دادن یک شاخه گل به مدت سه سال هر سال ده روز، به نحوی که پایان نوبت دهم سالگرد ازدواج زوجین باشد
3- استفاده از نصایح یکی از علمای مذهبی به تشخیص دادستان در سالروز ازدواج در هر سال
4- خودداری از استعمال سیگار و مواد دخانی
حکم صادره قطعی شده و پرونده این حکم جهت اجرا به اجرای احکام ارسال شده است.
صدور احکام جایگزین حبس یکی از مواردی است که در دادگاه های استان فارس طی مدت اخیر در دستور کار قرار گرفته است.
فان پاتوق
هدیه تولد(طنز)
یه روز یه خانومی که ماشینش قدیمی و خراب شده بود ، تصمیم می گیره به شوهرش یه جوری غیر مستقیم ، بگه که یه ماشین نو می خواد.
به شوهرش می گه : " عزیزم! روز تولدم نزدیکه . لطفا برام یه چیزی بخر که صفر تا صد رو تو چهار ثانیه بره و رنگش هم سفید باشه. "
حالا حدس بزنین شوهرش برای تولد خانومه چه می خره ؟
ادامه مطلب
پاتوق سرگرمی ایرانیان
22 کلید طلایی برای نفوذ در قلب نامزدتان
مردها دوبار تربیت میشوند؛ یکبار توسط والدینشان، بطوری که بتوانند فرزند خوبی برای آنها باشند و بار دوم توسط همسرشان بهنحوی که بتوانند شوهر خوبی برای همسرشان باشند،
زنان قابلیتهای بسیاری برای برانگیختن نقاط قوت رفتاری در نامزد یا شوهرشان دارند. تقریباً همه مردان میتوانند یک شخصیت مثبت داشته باشند و این ، بستگی بهشیوه رفتاری همسرشان دارد ، به عبارتی می توان گفت...
زنان قابلیتهای بسیاری برای برانگیختن نقاط قوت رفتاری در شوهرشان دارند. تقریباً همه مردان میتوانند یک شخصیت مثبت داشته باشند و این ، بستگی بهشیوه رفتاری همسرشان دارد
بهعبارتی میتوان گفت:
مردها دوبار تربیت میشوند؛ یکبار توسط والدینشان، بطوری که بتوانند فرزند خوبی برای آنها باشند و بار دوم توسط همسرشان بهنحوی که بتوانند شوهر خوبی برای همسرشان باشند، اما اگر در این راستا قدمی برداشته نشود، تحولی صورت نخواهد گرفت.
در اینجا میخواهیم بخشی از شگردهای همسرداری یا اصطلاحاً سیاستهای زنانه را در جهت ارتقاء استقامت پایههای یک زندگی مشترک، در محور روابط همسران، از نظر بگذرانیم، بنابراین این مطلب را صرفاً زنانی بخوانند که میخواهند بدانند «چگونه میتوان شوهر خود را بهمهری مستمر و عمیق آلوده گرداند؟
1- صادق باشید، چون تنها در این صورت است که حق دارید از همسرتان توقع رفتار و گفتار صادقانه داشته باشید.
2- همزمان با رعایت اصل صداقت، بدانید هیچ لزومی ندارد هر مطلبی، با هر مضمونی بازگو شود!
3- زن و شوهر میتوانند توافق کنند که همواره جایگاهی برای تغییر در طول زندگی، قایل شوند.
4- پیوسته به دنبال یک رابطه در حال رشد باشید، در پیشرفت مثبت ارتباطات، توقف جایز نیست.
5- سعی کنید به تعریف خوشبختی از دیدگاه همسرتان دسترسی پیدا کنید.
6- شما میتوانید از زندگی کردن با مرد خود لذّت ببرید، بدون آنکه خود و خواستههایتان را به فراموشی بسپارید.
7- گاهی اوقات اگر بهطور واضح تقاضا نکنید، چیزی بدست نخواهید آورد.
8- گفتنیها را بگویید، امّا بهموقع! منتظر نمانید به این امید که شاید روزی خودش متوجه شود.
9- بهیاد داشته باشید معمولاً مردها آنگونه که شما به آنها مینگرید، بهخود نمینگرد.
10- شاید نتوانید مرد خود را کاملاً کنترل کنید، امّا قطعاً میتوانید بر او تأثیر بگذارید.
11- در برنامهریزیها بهصورت یک شریک ظاهر شوید، نه یک رقیب.
12- احترام شما، در گروی رفتار شماست.
13- برنامههای خود را طوری تنظیم کنید تا زمانی که همسرتان در منزل است، در کنارش حضور داشته باشید، نه احتمالاً در آشپزخانه.
14- به نوع پوشش، آرایش و پیرایش خود در منزل همواره اهمیت بدهید.
15- در طی روز از کلمات محبّتآمیز استفاده کنید.
16- بسیاری از زنان بر این باورند که باید بیش از حد عاطفی باشند . اینگونه نباشید!
17- بکوشید بدون آنکه در مسائل کاری و اجتماعی همسرتان مستقیماً دخالت کنید، خیلی دوستانه و غیرمتعصبانه به افعال وی ناظر باشید.
18- میزان وابستگی و دلبستگی یک زن میتواند قابلیتهای شوهرش را برای توجه نشان دادن به او تحتالشعاع قرار دهد.
19- هراز گاهی از او به خاطر محسناتش تمجید کنید.
20- گاهی گفتگوی متعادل میتواند قفلهایی که بر زندگی عاطفی همسرتان زده شده، باز کند.
21- هرگز به قصد آنکه همسرتان را برای انجام کاری سوق دهید، از او تعریف و تمجید نکنید.
22- برای او این حق را قایل باشید که بتواند احساسات مختلفی داشته باشد.
خصوصیات مردان و زنان از نگاه زنان
ولی بجای تاکید روی کیفیتهای منفی زن و مرد چرا روی نقاط مثبت آنان تکیه نکنیم؟
بیاییم از خانم ها شروع کنیم:
زنان مهربان ، عاشق و دلسوزند.
زنان وقتی که خوشحال هستند گریه میکنند.
زنان برای نشان دادن توجه و علاقه همیشه کارهای کوچکی انجام می دهند.
آنان برای دست یابی فرزندانشان به بهترین چیزها از هیچ کاری دریغ نمی کنند.
زنان قدرت این را دارند که حتی وقتی بسیار خسته هستند ونمی توانند روی پای خود بایستند،لبخند بزنند.
آنان می دانند که چگونه یک وعده غذایی را به فرصت تبدیل کنند.
زنان میدانند چگونه از پول خود بهترین بهره را ببرند.
آنان میدانند چگونه یک دوست بیمار را تیمار کنند.
زنان شادی و خنده را بدنیا ارزانی می کنند.
زنان صادق و وفادارند.
زنان در زیر آن ظاهر نرم، اراده پولادین دارند.
آنان برای یاری رساندن به دوستی محتاج همه کار می کنند.
زنان از بی عدالتی به آسانی به گریه می افتند..
آنان می دانند چگونه به یک مرد احساس پادشاه بودن بدهند.
زنان دنیا را مکانی شادتر برای زندگی می سازند.
حالا نوبت مردان است:
مردان برای حمل اشیای سنگین و کشتن سوسک و عنکبوتها خوبند.
ولی جدای از شوخی مردان مهربونترین و دلسوزترین و اکثر اوقات باوفاترین موجود روی زمین هستند.
پاتوق سرگرمی ایرانیان
رسم عاشقی
رسم عاشقی

آیا تاکنون شده به درست بودن نوع برخوردتان با مسایل شک کنید؟
این شک از آن نوع شکهایی است که بخصوص در برخی موارد به نتایج بسیار مثبت منجر میشود. البته میدانید که در مرحله شک نباید زیاد باقی ماند...
وقتی رابطه شما به عنوان پدر و مادر با بچهها در هر رده سنی بهخصوص در دوران بلوغ، بسیار بحرانی و بغرنج است که به هیچ وجه نمیتوانید یک ارتباط خوب و سازنده ایجاد کنید و اساسا حرف یکدیگر را نمیفهمید...
وقتی با همسرتان همیشه اختلاف دارید به صورتی که در بسیاری موارد، کوچک و بیاهمیت بودن مورد اختلاف به شدت شما را میآزارد اما به هر تقدیر، برخوردها همواره به تلخی به پایان میرسند...
وقتی با دوستان یا همکاران خود در محیط کار و یا همکلاسیهایتان در مراکز آموزشی و یا در دیگر موارد با مردم کوچه و بازار نمیتوانید یک رابطه مثبت و دوجانبه برای رشد و پیشرفت و گذران زندگی اجتماعی رضایتبخش برقرار کنید؛ با خود فکر کردهاید چرا؟... ریشه این ناکامیها و عدم موفقیتها چیست؟
اگر ارزیابیهای بیطرفانه از چند مورد مشکل ارتباطی را در کنار هم بگذارید حداقل به این نکته میرسید که جزئینگری و حساسیتهای بیاساس، یکی از مسایلی است که اجازه نمیدهد شما با دیگران ارتباط مثبت و سازندهای برقرار کنید. نکته اساسی دیگر بیتوجهی به یک سری قوانین و واقعیات عاطفی- انسانی است.
همیشه، در رویارویی با مسائل و مشکلات خانوادگی، خود را در وضعیت طرف مقابل قرار دهید و با قبول مسؤولیتخود و شناخت انتظارات متقابل به حل و فصل اختلافات روی آورید .
چه راهکارهای عملی و کاربردی برای تحکیم محبّت زن و شوهر وجود دارد ؟
نکات زیر میتواند پاسخی باشد برای همه زوجهای جوان که سال های اولیه زندگی مشترک خود را می گذرانند:
1 . با مطالعه کتب مربوط به انتخاب همسر، آیین همسرداری، چگونگی ایجاد ارتباط با دیگران و نیز شرکت در جلسههای آموزش خانواده دانش و مهارت خود را در این زمینه افزایش دهید .
2 . با همدلی، همفکری، همکاری و مشورت با یکدیگر درباره مسائل مختلف میان اعضای خانواده روابط سالم پدید آورید .
3 . هر یک از زوجین دیگری را نزدیکترین و محرمترین فرد بداند و او را نیمه تن، حامی و پشتیبان خود تلقی کند .
4 . با یادگیری مهارتهای ارتباطی نظیر فعالانه به حرفهای یکدیگر گوش کردن، احترام به نظرها و عقاید یکدیگر و تشریک مساعی و مشورت کردن روابط خود را بهبود بخشید .
5 . تلاش کنند تا باایجاد کانونی گرم و صمیمی، تمام اعضای خانواده به ویژه زن و شوهر مسؤولیت رسیدن به تفاهم را پذیرا شوند .
پیامبر فرمود: ای علی ! کسی که در کارهای خانه به همسر خود بدون سرکشی و دلتنگی و تکبر خدمت نماید ، پروردگار اسمش را در دفتر شهدا ثبت می کند و برایش به هر روز و شبی ثواب هزار شهید و به هر قدمی که بر می دارد به آن مرد ثواب حج و عمره می دهد و به هر قطره ای که از بدنش عرق بیاید یک خانه در بهشت برایش منظور می نماید. ای علی ! یک ساعت خدمت کردن به همسر در کارهای خانه بهتر از عبادت هزار سال و هزار حج و هزار عمره و بهتر از آزادی هزار بنده در راه خدا و هزار جنگ در راه دین و عیادت از هزار مریض و هزار نماز جمعه و هزار تشییع جنازه و هزار گرسنه ای که برای رضای خداوند رحمان سیر گردد و هزار برهنه را پوشاند و هزار اسب در راه پروردگار دادن و برایش بهتر از هزار دینار به مستمندان صدقه دادن و بهتر از تلاوت تورات و انجیل و زبور و قرآن است و بهتر از آزاد کردن هزار اسیر و بخشیدن هزار شتر به فقراست و چنین مرد خدمتکار به همسر ، از دنیا بیرون نمی رود مگر این که جایگاه خوب خود را در بهشت ببیند. ای علی! کسی که روگردانی و تکبر نکند در خدمت به همسرش بدون حساب وارد بهشت می شود. ای علی ! خدمت به همسر کفاره (پاک کننده) گناهان کبیره است و خاموش کننده آتش خشم پروردگار جبار و صداق ازدواج با حورالعین و این خدمت موجب زیادی خوبی ها و علو مقام است. ای علی! خدمتکار همسر نمی شود مگر شخص صدیق و درستکار و یا شهید و یا مردی که خداوند متعال خیر دنیا و آخرت را برایش خواسته باشد. *
6 . هنگام اختلاف نظر یا سوء تفاهم، به جای سرزنش کردن یکدیگر یا تفسیر نادرست، به شناسایی مساله و یافتن راه حل آن بپردازید و در صورت لزوم کمک و مشاوره افراد با تجربه و متخصص را جلب کنید .
7 . برای رسیدن به امنیت روانی وعاطفی در روابط زناشویی داشتن صداقت، پذیرش، سعه صدر، انصاف و اعتماد متقابل را اصل اول قرار دهید .
8 . در صورت به وجود آمدن هر گونه سوء تفاهم و سوء برداشت، در نخستین فرصت ممکن به حل و فصل آن بپردازید تا به فرآیندی مخرب و پیشرونده تبدیل نشود .
9 . به هر طریق ممکن رفتارهای مطلوب همسرتان را مورد توجه و تایید قرار دهید; به گونهای که همسرتان بفهمد برایش ارزش قائل هستید .
10 . تشویق و تایید و بیان نکات مثبتبه طور آشکار یا در جمع باشد و تذکر نکات منفی و انتقاد به طور محرمانه و در تنهایی صورت گیرد .
11 . برای خصوصیات و نیازمندیهای یکدیگر ارزش قائل شوید و در روابط کلامی، عاطفی، اقدامها و تصمیمگیریها به افکار و خواستههای همسرتان توجه کنید .
12 . اگر رفتار خاصی برای شما مبهم است، سادهترین راه این است که از همسرتان هدف و علت آن رفتار را بپرسید و با روش مسالمتآمیز، صمیمانه و خوش بینانه موضوع را روشن کنید .

13 . خشونت همسرتان را با خشونت پاسخ ندهید . خشونت را با سکوت پاسخ گویید و در موقعیتی مناسب درباره مساله مورد نظر به بحث و گفت و گو بپردازید .
14 . بکوشید در سراسر زندگی، به خصوص در روابط بین خود و همسرتان، به جای هر گونه پیشداوری یا مشاهده اشکالات و ضعفها نقاط مثبت و قوت را ببینید; به عبارت دیگر، به جای توجه به نیمه خالی لیوان به نیمه پر آن توجه کنید .
15 . سعی کنید در برنامه ریزی برای فعالیتهای اجتماعی، اوقات فراغت، دید و بازدیدهای خانوادگی و نظایر آن به مشورت کردن با یکدیگر بپردازید و از یک جانبه نگری بپرهیزید .
شاید بسیاری از مسائل را از جمله نکاتی که در بالا ذکر شد همه ما شنیده باشیم .اما در بسیاری از اوقات یادآوری و تذکر می تواند مروری باشد بر دانسته ها. و یا اینکه خیلی ها درکنار آگاهی از مطالب به مفید و سودمند بودن آن اشراف کافی ندارند . لذا دوستان و دلسوزان شما در تبیان برآنند تا با بیان این نکات شما را در بهبود هر چه بهتر روابط بخصوص با همسرتان یاری کنند.
* بحار ج 13
خانواده- مرکز پاسخگویی دینی- با اضافات
گرداوری و تنظیم: کهتری
قوانین طلایی ارتباط همسران

فان پاتوق
بسیاری از مشاجرات خانوادگی ناشی از درست صحبت نکردن و عدم توانایی در رساندن مفهوم و منظور افراد است.در این مقاله به بررسی 5 قانون ارتباطی اشاره میکنیم:
فنون برقراری ارتباط صحیح (ارتباطات کلامی)
بسیاری از بگو مگوها و مشاجرات خانوادگی ناشی از درست صحبت نکردن و عدم توانایی در رساندن مفهوم و منظور افراد است.
در این مقاله به بررسی 5 قانون ارتباطی اشاره خواهیم کرد :
برای کاستن از این مشاجرات متخصصین آموزشهای مهارتهای ارتباطی، تدابیری برای برقراری ارتباط مناسب تدوین کردهاند که به خلاصهای از آنها اشاره میکنیم:
قانون ارتباطی 1:
به جای «تو و شما» جملات خود را با من شروع کنید.
قانون ارتباطی 2:
تا جایی که امکان دارد از کلمات "همیشه و هرگز" استفاده نکنید. مثل اینکه میگویید: "هیچوقت دست به سیاه و سفید نمیزنی" واژههای "هرگز و همیشه" بیش از اندازه قدرتمند هستند و بیآنکه لازم باشد طرف مقابل را خشمگین میسازند، از این گذشته بسیار ضعیف هستند، زیرا به راحتی میتوان در مقام تکذیب آن حرف زد، البته مردم وقتی از این کلمات استفاده میکنند، میخواهند بگویند از این موضوع به شدت ناراحت هستند و بیشتر قصد تاکید دارند و میخواهند مطمئن شوند که طرف مقابلشان متوجه موضوع شده است. ولی نمیدانند کسی که فقط دو سه بار اشتباهی را مرتکب شده است چقدر از این موضوع ناراحت میشود.
قانون ارتباطی 3:
رشته کلام همسرتان را پاره نکنید. در هنگام صحبت کردن بگذارید همسرتان حرفش را کاملا بزند. زمانیکه صحبتش را قطع میکنید وی را عصبانی میکنید و به او این احساس را میدهید که کسی به حرف شما گوش نمیکند و برای آن ارزشی قائل نیست. از آنجائیکه اجازه ندادهاید جملهاش تمام شود، ممکن است نتیجهگیری شتاب زده و غیر واقعی بکنید.
ممکن است هر چقدر تلاش کنید نتوانید این رفتار خود را کنترل نمائید در این شرایط بهتر است بگویید "نوبت صحبت به من هم بده زیرا به نظر میرسد حرفهای غیر منصفانه میزنی ولی خوب ادامه بده" و یا اینکه بگویید :"میدانم نباید صحبت را قطع کنم ولی میخواهم بدانی غیر منصفانه قضاوت میکنی" در این شرایط گوینده به اندازه ی کافی اعتراض خود را بیان میکند و احساس خود را نیز مطرح میسازد و در موقعیتی قرار میگیرد که بتواند پایان سخن همسرش را بشنود. در عین حال اعتراض به اندازه ی کافی کوتاه است و طرف مقابل را عصبانی نمیکند و میتواند به حرف زدن ادامه دهد.
قانون ارتباطی 4:
حرف همسرتان را به زبان خود خلاصه کنید "دانیل بیوایل"، یکی از متخصصین مهارتهای ارتباطی میگوید وقتی همسرتان سعی دارد احساسش را با شما در میان بگذارد سعی کنید سخن او را با عبارات خود خلاصه کنید تا بدانید منظور او را فهمیدهاید و بعد از او سوال کنید آیا درست میگویم. در این شرایط هر دو به حرفهای یکدیگر گوش فرا میدهند.
قانون خلاصه کردن مبتنی بر یک فراست مهم است و تلاشی است تا طرفین ازدواج وقتی حرفهای یکدیگر را خلاصه نمیکنند آن را بفهمند. سعی کنیم از این قانون سود ببریم و بپذیریم که گوش دادن به حرفهای همسر از اهمیت ویژهای برخوردار است.
قانون ارتباطی 5:
از ذهن خوانی پرهیز کنید. ذهن خوانی یکی از خطاهای ارتباطی است، یعنی شما برداشتهای خود را به دیگران نسبت میدهید، تصور میکنید مردم چگونه فکر میکنند، چه احساسی دارند و چه میخواهند بکنند. ذهن خوانی میتواند کاملا تحریک کننده و خشم برانگیز باشد عباراتی از قبیل:
"تو میخواستی مرا مجازات کنی"
"تو دوستان مرا نمیپسندی"
"تو از مسئولیت فرار میکنی"
میخواستی کاری بکنی که من احساس گناه بکنم"
عباراتی از این قبیل میتواند مانع گفتگوی منطقی شود. اشخاص دوست ندارند که دیگران درباره احساسات و علائق آنها به حدس و گمان متوسل شوند، به خصوص حدس اشتباه آنها را به شدت ناراحت میکند و این اتفاقی است که اغلب روی میدهد. ذهن خوانی ممکن است یک بیان ناقص باشد که از آن برای پی بردن به همه ی مطالب استفاده کنید. توجه داشته باشید که گاه "ذهن خوانی" مبین ترس شماست که به شکل اظهار نظر درباره ی احساسات و انگیزههای دیگران متجلی میشود.
سیمرغ
حس بویایی همسرتان را از آن خود کنید
در این مقاله ایدههایی مختلف مجذوب کردن حس بویایی مردها را به شما معرفی میکنیم. برای این منظور به خاطرات دوران کودکی، رایحه غذاهای مورد علاقه و عطرهایی که برای خود یا شما میپسندد اشاره میکنیم.
برای همه ما بوهای خاصی است که احساس امنیت و شادی را در ما زنده میکند: این رایحه میتواند بوی چمن باران خورده، نان تازه، یک صابون خاص، یا بوی لباسهای خیس باشد. خیلی از مردها به بعضی بوهای خاص حساس هستند و درواقع، شاید راهی که میتوانید به همسرتان نزدیک شوید، از راه دلش نباشد و از راه بینی او باشد.
از بوی چه غذاهایی خوشش میآید و خوشش نمی آید؟
ممکن است یک شب با او غذا پخته باشید یا در رستوران بوی پنیر یا گیاهانی با بوی تند را استنشاق کرده باشید. باید به واکنش او توجه کنید. آیا او مجذوب بوی غذاهای خاصی میشود یا از آنها بدش میآید؟
از او بخواهید واکنشش را برای شما توصیف کند. این رایحه میتواند رابطه ای با دوران کودکی او، معشوق قدیمی، یا یک موقعیت شاد یا بد قدیمی داشته باشد.
مثلاً اگر متوجه شدید که همسرتان به بوی وانیل تمایل دارد، میتوانید دنبال عطری برای خودتان بگردید که با رایحه وانیل باشد. یا دسرهای خوشمزه وانیلی برای او درست کنید.
چه بوهایی دور و برش وجود دارد؟
حتی اگر مثل کارآگاهها همه منزلتان را برای پیدا کردن بو و عطرهای مورد علاقهاش زیر و رو نکنید، هنوز هم میتوانید با دقت به جزئیات زندگی روزمرهاش، بوهای مورد علاقه او را پیدا کنید. ببینید برای شستن لباسهایش از چه پودری استفاده میکند؟
حمام خانه بهترین نقطه برای پیدا کردن بوهای مورد علاقه اوست. صابون و شامپویش را بو کنید. کرم مرطوب کننده اش را هم همینطور. آیا بوی خاصی را پیدا میکنید که در همه آنها مشترک باشد؟ افترشیو یا ادکلنش هم میتواند روشنترین نشانه بوهایی باشد که دوست دارد. از این گذشته، اگر او از این بو برای روی صورت و بدنش استفاده میکند، پس مطمئناً اهمیت ویژه ای برایش دارد.
رایحه زنانه
یادتان باشد، طرفتان همانقدر که از بوی عطر خودش لذت میبرد، مطمئناً بوی عطر شما هم اهمیت زیادی برایش دارد. خیلی از مردها درمورد بوی شما خیلی رک هستند و نظرشان را راحت به شما میگویند. دقت کنید و به نظری که درمورد عطرتان میدهد خوب توجه کنید. اگر وقتی بغلتان کرده است با حس خوبی میگوید، "وای، تو فوق العاده ای"، مطمئن باشید که بهترین عطر را برای خودتان انتخاب کرده اید.
مقدسترین شغل خانم ها
مقدسترین شغل خانم ها

مهمترین و حساسترین وظیفه بانوان پرورش و تربیت فرزنداست.در این باره پدر و مادر هر دو مسئولیت دارند لیکن ثقل این کارمعمولا بر دوش مادران می باشد. این شغلی است که حتی اگر زنی در بیرون از منزل شاغل باشد نه تنها از دوشش برداشته نمی شود بلکه وظیفه ی اصلی او
زیرا آنها هستند که می توانند مرتبا از کودکان خویش مراقبت وحفاظت نمایند.اگر مادران به وظیفه سنگین و مقدس مادرى آشنا باشند و با برنامه صحیح نونهالان اجتماع را پرورش دهند ، می توانند اوضاع عمومى یک اجتماع بلکه جهان را به طور کلى دگرگون سازند.بنابراین ترقى وتنزل،پیشرفت و عقبماندگى اجتماع در دستبانوان و به اختیار آنهاست.
بدین جهت پیغمبر اسلام (ص) فرمود:بهشت در زیر پاى مادران است. (1)
ثمره ازدواج
وجود فرزند میوه درخت زناشویى و یکآرزوى طبیعى است.ازدواج بىفرزند مانند درختبىبار است.وجودفرزند پیوند زناشویى را استوار می سازد،مرد و زن را به خانه و زندگىعلاقهمند می گرداند. محیط خانه را با صفا و طراوت می کند و مرد را به تلاش و کوشش بیشتر وادار و زن را به خانه و کاشانه دلگرم می سازد.
امام سجاد علیه السلام فرمود: سعادت انسان در اینست که فرزندان صالحى داشته باشد که به آنان استعانت جوید. (2)
اطفالى که هم اکنون در محیط کوچک خانه پرورش مىیابند مردان و زنان آینده اجتماع خواهند بود.هر درسى را که در محیط خانه و در دامنپدر و مادر فرا گیرند در اجتماع فردا به مرحله عمل خواهند رسانید.اگرخانوادهها اصلاح گردند اجتماع نیز حتما اصلاح خواهد شد. چوناجتماع به غیر از همین خانوادهها چیزى نیست.اگر کودکان امروز،تندخو،ستیزهگر، متجاوز،چاپلوس،دروغگو،بد اخلاق،کوتاه فکر،بىاراده،شنو،ترسو،خجول، نادان،خودخواه،پول پرست،لاابالى پرورش یابند جامعه بزرگ فردا نیز به همین صفات واخلاق زشت گرفتار خواهد شد.اگر امروز با تملق و چاپلوسى از شماچیزى گرفتند فردا هم در مقابل زورگویان چاپلوسى خواهند کرد.
و بالعکس اگر کودکان امروز درستکار،شجاع،بلند همت،خوش اخلاق،خیرخواه،بردبار،دلدار، با ایمان،زور نشنو،غیر متجاوز،عدالتخواه،بزرگ نفس،حقگو،امانتدار،دانا،روشنفکر،راستگو، صریح اللهجه تربیتشوند فردا هم همین صفات عالى را به صورتکاملترى ظاهر خواهند ساخت.
بنابراین،پدران و مادران و بالاخص مادران در قبال فرزندان خویش و اجتماع بزرگترین و سنگینترین مسؤولیت را خواهند داشت.
والدین اگر مطابق نقشه صحیح و برنامه دقیق تربیتى در تربیت کودکان خویشاقدام نمایند بزرگترین خدمت را نسبتبه اجتماع آینده خواهند نمود.واگر در انجام این وظیفه بزرگ سهلانگارى کنند در قیامت مسؤول خواهندبود.
بدین جهت امام سجاد علیه السلام فرمود:
حق فرزندت اینست کهبدانى که او از تو می باشد. بد باشد یا خوب با تو نسبت دارد.در قبالپرورش و تادیب او و راهنمایىاش به سوى خدا و کمک کردنش بهفرمانبردارى مسؤولیت دارى.رفتارت با او رفتار کسى باشد که یقین دارد در مقابل احسان کردن به او پاداش نیک خواهد داشت و در مقابلبد رفتارى کیفر بد خواهد دید. (3)
در اینجا باید یادآور شویم که چنان نیست که هر بانویى از شغلمادرى و تربیت صحیح آگاه باشد بلکه رموز آنرا باید یاد گرفت.لیکن دراین مقاله ی کوتاه نمی توان وارد فن تربیتشد و مباحث دقیق آنرا موردتجزیه و تحلیل قرار داد.
خوشبختانه کتابهایى در این باره تالیف شده دراختیار خوانندگان قرار دارد.مادران علاقهمند میتوانند آنها را تهیه ومطالعه نمایند و از تجربیات خودشان نیز استفاده کنند.( در بخش خانواده نیز مقالاتی در باره ی کودکان و تربیت آن ها در اختیار کاربران قرار دارد.) اگر بانویی با هوش وعلاقهمندى باشد می تواند علاوه بر تربیت کردن فرزندان،خدمات علمىارزندهاى هم انجام دهد.با بکار بستن دستورهاى تربیتى و ملاحظه آثار و نتایج آنها بزودى در فن تربیت تخصص پیدا خواهد کرد.در آنصورت می تواند به وسیله اطلاعات جالبى که در این باره بدست آورده در راه اصلاحو تکمیل کتابهاى تربیتى خدمات علمى و ارزندهاى انجام دهد.

لیکن یادآورى یک نکته ضرورت دارد.بسیارى از مردم از معناىصحیح تربیت غافل بوده بین تعلیم و تربیت فرق نمی گذارند.تربیت را نیزیک نوع تعلیم مىپندارند.خیال می کنند با یاد دادن یک سلسله مفاهیم ومطالب سودمند دینى یا تربیتى و به وسیله پند و اندرزهاى حکما و شعراء و نقل سرگذشت مردان نیک می توان کودک را کاملا تحت تاثیر قرار داد ومطابق دلخواه تربیتش نمود.
مثلا گمان می کنند اگر آیات و روایات مربوط به مذمت دروغگویى را به اطفال یاد دادند و وادارشان کردند چندین حدیثو داستان درباره فضیلت راستگویى از بر کنند،و حتى در حضور مردمبخوانند و جایزه بگیرند، راستگو تربیتخواهند شد.در صورتیکه در موردتربیتبه این مقدار نمی توان اکتفا نمود.البته از بر کردن آیه و حدیث وداستانهاى آموزنده بىاثر نیست.لیکن آثارى را که از تربیت انتظار داریم نباید از این قبیل برنامههاى صورى انتظار داشته باشیم.
محیط نشو و نما و پرورش کودک اگر محیط راستى ،درستى ،امانتدارى ، ایمان ،پاکیزگى ،انضباط ،شجاعت ،خیرخواهى ،مهر ،وفا ،صمیمیت ،عدالت ،کار و کوشش ،عفت، آزادى ،بلند همتى ،غیرت ،فداکارى باشد ،کودک نیز با همین صفات خو گرفتهتربیت می شود.و همچنین اگر در محیط خیانت،نادرستى،دروغ،حیله بازى،چاپلوسى،تعدى و تجاوز، عدم رعایتحقوق،عدم آزادى،بغض و کینه توزى،ستیزهگرى،لجبازى،کوتاه فکرى،نفاق ودو رویى پرورش یافتخواه ناخواه بدین صفات زشتخو گرفته فاسد و بد عمل تربیتخواهد شد. و در اینصورت پند و اندرزهاى دینى و ادبىگر چه آنها را از بر بخواند اصلاحش نخواهد کرد.
صدها آیه و روایت وشعر و داستان به مقدار یک عمل آموزنده تاثیر نخواهد کرد-دو صد گفتهچون نیم کردار نیست .پدر و مادر دروغگو نمی توانند به وسیله آیه و حدیثکودک را راستگو تربیت نمایند. پدر و مادر بىانضباط با عملخودشان بچه را کثیف و بىانضباط بار می آورند. کودک بیش از آن مقدارکه به سخنان شما توجه دارد در اعمال و رفتارتان دقت می کند.
بنابراین پدر و مادرانی که در صدد اصلاح و تربیت فرزندان خویشهستند باید قبلا محیط خانوادگى و روابط خودشان و اخلاق و رفتارشانرا اصلاح کنند تا فرزندانشان خواه ناخواه صالح و شایسته تربیتشوند.
منبع : برگرفته از کتاب " همسرداری " – نویسنده : ابراهیم امینی
تنظیم برای تبیان :داوودی
همسر یابی و جفت یابی
معیاری که برای انتخاب همسر استفاده می کنید مهمترین مسئله در موفقیت شما در آینده است؛ یعنی پایه و اساس اولویت هایتان که تقریباً انعکاسی از وجود خودتان است.
از قدیم باور داشتند که متضادها همدیگر را جذب می کنند اما در دنیای واقعی روابط این به ندرت عمل می کند. البته درست است که همه ما به طریقی متفاوت هستیم اما میزان موفقیت رابطه هایی که دو نفر تفاوت های بسیار زیاد و عمیقی با هم دارند بسیار کم است چون نقاط مشکترک زیادی با هم ندارند و تقریباً 90% از زمانهایی که به فردی نزدیک می شوید که دقیقاً متضاد شماست، با شکست مواجه خواهید شد. بهترین روش این است که بااستفاده از معیار جفت یابی، درصد موفقیت خودتان را قبل از نزدیک شدن بسنجید.
معیار جفت یابی چیست؟
- مسائل مادی: آیا شما از آندسته افراد هستید که همیشه باید چیزی داشته باشد؟ آیا همیشه در گیر و دار این هستید که جدیدترین و گران قیمت ترین چیزها را به دست آورید؟ اگر اینطور است، پس بهتر است به سراغ زنی بروید که زیاد به مسائل مالی توجهی ندارد. در این مورد خاص، اینکه متضادها هم را جذب می کنند، صدق می کند. در یک رابطه باید تعادل وجود داشته باشد درغیراینصورت، اگر زنی را پیدا کنید که درست مثل خودتان مادی گرا باشد، در اکثر موارد مشکلاتی در رابطه تان ایجاد خواهد شد چون هر دوی شما سر اینکه کدامتان آن چیزها را اول به دست آورد رقابت خواهید داشت.
- میل جنسی: این مورد کاملاً واضح است و نیاز به توضیح ندارد. اگر مردی هستید که دوست دارد هر روز س-ک-س داشته باشد و با دختری میخواهید ازدواج کنید که میل جنسی چندان زیادی ندارد، نشانه بسیار مهمی از این است که شما دو نفر برای هم ساخته نشده اید یا نیاز به مشاوره های بسیار زیاد دارید تا بلکه کمی به نیازهای هم نزدیک تر شوید. در این مورد اینکه متضادها هم را جذب می کنند صدق نمی کند. البته همیشه استثناهایی هم وجود دارد اما در کل ازدواج با دختری که از لحاظ میل جنسی با شما همخوانی ندارد در طولانی مدت ایجاد مشکل می کند.
- شخصیت: آن را می توان "کیفیت یا چگونگی انسان بودن" تعریف کرد. شخصیت انواع و اقسام مختلف دارد و می توند بسیار پیچیده باشد. وقتی به مدت کافی با کسی آشنا شدید، می توانید تا حدودی شخصیت خودتان و او را مقایسه کنید. مثلاً اگر شما یک فارغ التحصیل دانشگاهی هستید که هیچوقت با قانون در گیر نبوده ید و تصمیم می گیرید با آقایی ارتباط برقرار کنید که 3 بار به زندان رفته است، احتمال اینکه رابطه تان با مشکل برخورد کند بسیار زیاد است. اینکه می گویند، متضادها هم را جذب می کنند هم می تواند و هم نمی تواند درمورد شخصیت صدق کند. برای مثال در زوج هایی که شخصیت های بسیار متفاوتی دارند طوریکه همیشه بین آنها کشمکش وجود دارد، رابطه هیچوقت سالم نخواهد بود. اما زوج هایی که شخصیت های نسبتاً متفاوتی دارند، می توانند رابطه خوبی داشته باشند چون همانطور که گفتیم رابطه نیازمند توازن است. درنتیجه اگر متوجه شدید که شخصیت طرفتان خیلی از شخصیت شما دور است و تفاوت های عمده ای با هم دارید، رابطه را ادامه ندهید. رابطه هایی موفق تر خواهند بود که هر دو طرف یک نوع سبک زندگی داشته باشند. اگر با زنی وارد رابطه شده اید که آنقدر سرش شلوغ است که ندرتاً وقتی برای گذراندن با شما اختصاص می دهد، مطمئناً این مسئله استرس و ناخوشنودی زیادی برای شما ایجاد می کند. همینطور اگر سبک زندگی شما اینچنین باشد.
معیار جفت یابی یک کتابچه قانون نیست که از آن پیروی کنید. فقط دستورالعملی است که به شما کمک می کند کسی را پیدا کنید که مکمل زندگیتان باشد. اگر با کسی در رابطه هستید که بعنوان یک زوج مکمل شماست اما با همه خصوصیات و ویژگی هایتان جور نیست، احتمال موفق بودن رابطه کم است. اما ممکن است دو طرف با وجود همه اختلافات و تفاوت ها تلاش کنند که با هم زمینه مشترک پیداکنند و رابطه خوبی داشته باشند و در آخر هر دو طرف از رابطه راضی و خوشنود باشند.
همیشه می توانید از معیارتان حتی قبل از نزدیک شدن به یک فرد برای اولین بار استفاده کنید. البته ممکن است نتوانید همیشه از آن استفاده کنید مثلاً اگر از مردی خوشتان آمده است که دوست دارد به زنان دیگر مرتب نگاه کند بهتر است که ارتباط با او را فراموش کنید مگر اینکه هدفتان از رابطه فقط سرگرمی باشد. اگر به دنبال یک رابطه بادوام و طولانی مدت هستید، رابطه با چنین مردی مطمئناً با شکست مواجه خواهد شد.
اگر طرفتان را به اندازه کافی می شناسید تا بتوانید به درستی از معیار جفت یابی درمورد او استفاده کنید، پس وقتش رسیده که دیگر وارد عمل شوید. اگر معیار شما نشان می دهد که تفاوت بسیار زیادی در هرکدام از 4 مورد بین شما وجود دارد، بهتر است با توجه به توصیه هایی که کردیم با او وارد رابطه شوید. باید طرفتان را از احساس و افکار خود باخبر کنید. اگر طرفتان به اندازه کافی دوستتان داشته باشد مطمئناً همگام با شما برای از بین بردن اختلافات و دست یافتن به رابطه ای شیرین و ماندگار تلاش می کند.
تحریک جنسی همسر ...
همچنانکه در موضوع سرد مزاجی زنان گفته شد، بسیاری از همسران خود را بری برقراری رابطه بی میل نشان می دهند و طوری رفتار می کنند که گویا در حال لطف به شوهر می باشند و برای آنان رابطه جنسی اهمیت چندانی ندارد.
این امر باعث می شود که شوهران همواره برای نزدیکی با همسر مدام التماس کنند و در نهایت هم همه چیز با سرعت پایان پذیرد. برای مقابله با این رفتار از شیوه های متفاوت، ابراز و محبت، آشنا ساختن وی با مسایل زناشوئی و ... می توانید استفاده کنید ولی در ابتدا باید بیآموزید که:
- اگر شما دو روز پیش رابطه داشته اید و امروز هم به دنبال رابطه هستید. علت مهم آن است که شما دو روز پیش ارضاء فیزیکی شده اید ولی به طور ذهنی ارضاء نشده اید.
- اگر یکبار در هفته از شب تا صبح مشغول فعالیت جنسی باشید و خود را تخلیه کنید بهتر است از اینکه هر شب برای یکبار رابطه جنسی ناکافی داشته باشید.
- اگر بیآموزید که رفتار جنسی خود را با همسر تنظیم کنید و به درستی تخلیه شوید، می توانید روزهای دیگر را به خود برسید و فعالیتهای بدنی و ذهنی خود را داشته باشید و خود را آزاد نگه دارید. زیرا در غیر این صورت در هر دو روز یکبار مغز شما به طرف رابطه خواهد رفت.
- بیآموزید که در زمانی که سالم تخلیه شده باشید می توانید ذهن خود را آماده سازید و به کارهای ضروری دیگر خود برسید.
- تاکنون باید به این نتیجه رسیده باشید که بهتر است به جای اینکه مدام در پی درخواست رابطه باشید، آنرا از ذهن خود دور کنید و خود را برای روزی مشخص آماده سازید و در این مدت به خود برسید.
فان پاتوق
تعمیر روابط هیجانی بین همسران
تعمیر روابط هیجانی بین همسران
نقش هوش عاطفی در روابط زوجهای جوان

شاید اغراق نباشد که بگوییم انسان، عاطفیترین موجود زنده روانشناختی است. عاطفه است که انسان را آفریده و انسان است که پیشتر و غالباً با عواطفش زندگی میکند تا عقلش. تقریباً هیچ عمل انسان را نمیتوان یافت که به نحوی رنگ عاطفی نداشته باشد. تولیدمثل، حفظ و بقای نسل و حتی ادامه حیات عمدتاً معلول عواطفاند تا عقل. راه دستیابی به ازدواج موفق و یک زندگی خانوادگی سرشار از خوشبختی، بسیار ساده و سرراست است اگر بدانی چه موقع معذرتخواهی کنی.
زوجهای شاد در مقایسه با زوجهایی که رابطه عاطفی خوبی ندارند، احساس همدلی بیشتری نسبت به هم نشان میدهند و نسبت به احساسات یکدیگر حساسیت بیشتری به خرج میدهند.
در حقیقت دانستن این که چه موقع، چرا و چگونه از همسرتان معذرتخواهی کنید و برخورداری از تواناییهایی چون شکیبایی، بردباری و مدارا کردن هنگام عصبانیت، احتیاج به مهارتهای عاطفی پیشرفته و سطح بالایی چون همدلی، کنترل خود و درک عمیق نیازها و احساسات دیگران دارد.
مواردی که ذکر شد از اجزای هوش عاطفی است که لازمه گفتگو و تعامل موفقیت آمیز یک زندگی زناشویی به حساب میآید. اما هوش عاطفی به چه طریقی میتواند زندگی زناشویی را تحت تأثیر خود قرار دهد؟
اساسیترین توانایی مؤثر در هوش هیجانی (عاطفی)، دریافت و تشخیص دقیق عواطف است. محققان در این زمینه دست به آزمایشاتی زدهاند که نتایجی را در برداشته است که به آنها اشاره میکنیم. اول از همه، این نتایج نشان میدهد ازدواج و زندگی زناشویی یک بافت سرشار از عاطفه است. در ازدواجهایی که در آنها زوجین با یکدیگر در تعارض و دعوا باشند ، برانگیختگیهای عاطفی زیادتری دیده میشود. به عبارت دیگر ، بیشتر اختلافات میان زوجین به دلیل برانگیختگیهای عاطفی صورت میگیرد ، کما این که ارزیابیهای فیزیولوژیکی (مثل ضربان قلب، افزایش رسانایی پوست و فعالیتهای ماهیچهای) این موضوع را نشان میدهد. همچنین مطالعات نشان میدهد افراد در توانایی دریافت و تشخیص دقیق عواطف خود و دیگران با یکدیگر تفاوت دارند؛ مثلاً بعضی زوجها، آشکارا نسبت به علائم عاطفی همسرشان بیتوجه هستند و آن را نادیده میگیرند یا آمادگی سوءتعبیر و عدم تشخیص صحیح این عواطف را دارند. علاوه بر اینها، انسانها دارای تفاوتهای قابل توجهی در توانایی ابراز صریح عواطف خود هستند. مثلاً برخی زوجها عادت دارند پیامهای عاطفی مبهم گیجکنندهای به طرف مقابل خود بدهند (هم زمان میخندند وهم اخم میکنند.)
مهمتر از همه اینها، پژوهشگران دریافتهاند زوجهای شاد در مقایسه با زوجهایی که رابطه زناشویی و عاطفی خوبی با هم ندارند، احساس همدلی بیشتری نسبت به هم نشان میدهند و نسبت به احساسات یکدیگر حساسیت بیشتری به خرج میدهند.
زوجهایی که با هم اختلاف داشته و انتظارات نادرستی از یکدیگر دارند، پیامهای عاطفی خنثی یا نسبتاً منفی نسبت به یکدیگر بروز میدهند که سبب ایجاد خشم و عصبانیت درهر دو، نسبت به طرف مقابل میشود. به این ترتیب، پیامدهای مخرب و منفی به صورت یک حلقه معیوب در میآید که رهایی از آن برای هر دو زوج بسیار دشوار میشود.
مطالعات دیگر نیز نشان داده زنان بهتر از مردان در ابراز دقیق عواطف و تشخیص آنها عمل میکنند. توانایی ابراز دقیق عواطف در زنان ناشی از توانایی بالای آنان در استفاده از رفتارهای غیرکلامی در جریان ارسال پیامهای عاطفی است. برای مثال وقتی یک زن پیام عاطفی مثبتی به شوهرش میدهد، احتمالاً از علائم غیرکلامی بدنی (مثل لبخند زدن) و از یک لحن صمیمانه هنگام سخن گفتن استفاده میکند.
در واقع موضوعات خاصی چون میزان ارتباط جنسی، نحوه تربیت فرزندان یا این که زن و شوهر با چه میزان بدهی و پسانداز احساس راحتی میکنند، موضوعاتی نیستند که یک زندگی زناشویی را پابرجا نگاه دارند یا متلاشی کنند. شیوه بحث درباره این نکات حساس است که در سرنوشت ازدواج حائز اهمیت است، حتی این که زن و شوهر درباره نحوه مخالفت کردن به توافقی با یکدیگر برسند ، رمز بقای ازدواج است.
مردان و زنان باید بر تفاوتهای جنسیتی ذاتی خود در برخورد با احساسات حاد غلبه کنند. در صورت شکست در انجام این کار، زوجین نسبت به شکافهای عاطفیای که در نهایت میتوانند موجب گسستن پیوند آنان شوند ، آسیبپذیر میشوند. اگر یکی از زوجین یا هر دوی آنها، کاستیهای خاصی از نظر هوش هیجانی داشته باشند ، احتمال عمیقتر شدن این شکافهای عاطفی افزایش خواهد یافت. در ازدواج سالم، زن و شوهر در امر گله کردن از یکدیگر احساس راحتی میکنند، اما معمولاً زوجین در زمان عصبانیت، گلههای خود را در قالبی منحرف همچون حمله به شخصیت طرف مقابل ابراز میکنند که به ترور شخصیت معروف است، یعنی انتقادی است که نه بر عمل فرد، بلکه به خود فرد وارد میشود و تأثیر عاطفی این انتقادهای شدیداللحن از شکایتهای منطقیتر بسیار تباه کنندهتر است. قابل درک است که احتمال بروز چنین حملاتی زمانی افزایش پیدا میکند که زن یا شوهر احساس کنند طرف مقابل شکایت آنان را نشنیده یا نادیده گرفته است.
زمانی گفته میشود که رابطه زوجین، از لحاظ هوش هیجانی در سطح بالایی قرار دارد که زن و شوهر انرژی خود را برای تعمیر اختلافها صرف میکنند. تعمیر یعنی نشان دادن عشق و محبت زن و شوهر به یکدیگر بدون توجه به تعارض و کشمکشی که دارند. وقتی با همسرتان جر و بحث میکنید هرکلمه و هر عمل شما با همسرتان میتواند اوضاع را بهتر یا بدتر کند. تعمیرات بیانگر این واقعیت هستند که مهارتهای هوش هیجانی در درون رابطه مورد استفاده قرار گیرند. تعمیر یعنی پشت سر گذاشتن خشم، خشونت و دشمنی نسبت به همسر. اولین امید به تعمیر موفق، از خودآگاهی شما ریشه میگیرد. اگر هیجانها شما را محکم به دیوار میکوبند هرگز نمیتوانید بحث را به جایی برسانید، بنابراین زیرنظر داشتن و کنترل هیجانها و رفتارهایتان میتواند بسیار مشکل باشد.
برقراری رابطهای که به خوشبختی و کامیابی منجر شود مستلزم توانایی ظرفیت هیجانی بالایی است که قدرت درونی، مهارتهای تسلط بر نفس و توانایی تحمل توفانهای زندگی را به شما خواهد داد. با احترام و عشق و گذشت دو جانبه میتوانیم با افراد با آرامش ذهنی، کار یا زندگی کنیم وگرنه در دنیای آشفته درون خود زندگی خواهیم کرد.
منبع :جام جم آنلاین - باتغییر و تلخیص
تنظیم برای تبیان :داوودی
عروس و دامادی که همه چیزشان شبیه است!
عروس و دامادی که همه چیزشان شبیه است!
یک تازه عروس و داماد چینی که در شهر «دان جیانگ کو» واقع در استان هوبی زندگی میکنند این روزها به خاطر اسمشان سر زبانهای مردم کشورشان و حتی مردم سراسر دنیا افتادهاند.
نکته جالب توجه و نادر در مورد این زوج آن است که آنها هر دو یک نام و یک فامیل دارند و هر دو روز 29 آوریل سال 1982 متولد شدهاند.
پدر و مادر این زن و شوهر در زمان تولد نام آنها را به یاد دو نفر از شخصیتهای معروف چینی «وانگ یانگ» انتخاب کردهاند. این زوج در سال 2007 شروع به کار در یک شرکت کرده و از همان زمان با یکدیگر آشنا شدند.
این آشنایی مدتی بعد به نامزدی انجامید و شاید علت اصلی این نامزدی هم نام مشترک آنها بود. این زوج خوشبخت میگویند: هرگز با هم دعوا نمیکنند زیرا هر دوی آنها احساس میکنند اگر با هم دعوا کنند و ناسزا بگویند حتما خودشان را نفرین کردهاند!
http://www.funpatogh.com
آقایان بخوانند(18 توصیه همسرانه)
در مقابل همسر خویش, گرفتاری های روزانه و حوادث تلخ و ناگوار زندگی، آقایون محترم باید توجه کنند که همسرتان را باور داشته باشید و به نیازهای او با درایت بپردازید
1. در مقابل همسر خویش, گرفتاری های روزانه و حوادث تلخ و ناگوار زندگی را با اخم و چهره عبوس مطرح نکنید.
2. هدیه دادن مهرو محبت را زیاد میکند؛ به مناسبت های مختلف برای همسر خود هدیه ای هر چند کوچک خریداری و با چهره ای شاد و خندان به او تقدیم کنید.
3. چنانچه کمبودی در منزل مشاهده میشود, با کمال محبت و خوشرویی تذکر دهید.
4. در حضور همسر خود, به هیچ وجه از زنان دیگر تمجید نکنید و توانایی های آنا را به رخ او نکشید.
5. به بستگان همسر خود مانند پدر و مادر و سایر اقوام وی احترام بگذارید و برای دعوت آنان به خانه خود, قبل از همسر خود اقدام کنید.
6. هیچ وقت از معاشرت همسر خود با بستگان صالحش جلوگیری نکنید و در معاشرت و دید و بازدید با بستگان وی پیشقدم باشید.
7. با بستگان خود نزد همسرتان در گوشی نجوا نکنید.
8. هیچ گاه همسر خود را به ویژه نزد بستگانش تحقیر نکنید؛ توهین و بی احترامی به همسر از صفا و صمیمیت در زندگی زناشویی میکاهد.
9. هیچ گاه خود را برتر از همسر خود معرفی نکنید. سعی کنید "من" و "تو" در زندگی زناشویی نباشد کلمه "ما" زندگی را گرم و لذت بخش میکند
10. وقتی که همسر شما عصبانی است, او را با مهر و محبت آرام کنید.
11. برای رفتن به مهمانی و گردش, سعی کنید همراه فرزندان و همسر خود باشید و پیشنهاد همسر خود را در این مورد به علت خستگی و کار رد نکنید.
12. امتیازات اجتماعی؛ فرهنگی و اقتصادی فامیل خود را در صورتی که با همسر شما فاصله اجتماعی و طبقاتی دارند مطرح نکنید.
13. کارهای همسر خود, هر چند کوچک را تحسین کنید. تمجید و ستایش زن به علت روح لطیف و مهربانی که دارد, کلید کامیابی در زندگی زناشویی است.
14. در قبال همسر خود, در امور مختلف قدرت نمایی نکنید.
15. زحمات و هزینه هایی را که برای پذیرایی خویشاوندان همسر خود صرف میکنید, هیچ گاه بر زبان نیاورید.
16. همسر خود را در خانه محصور و محدود نکنید و وی را از دست یابی به شادی ها محروم نسازید.
17. شادی و خنده های خود را در محل کار خود به جا نگذارید و فراموش نکنید که همسر شما در خانه هم نیازمند شادی و خنده های شماست.
18. کمک کردن در انجام کارهای منزل را فراموش نکنید و بدانید همان مقدار که شما در خارج از منزل خسته میشوید, زن هم در منزل از کارهای خانه خسته میشود و نازمند مساعدت و قدردانی است.
http://forum.funpatogh.com
شباهتهایی که برای ازدواج حتما زوجین باید داشته باشند!
آیا با هرکسی میتوان ازدواج کرد؟
به دیدگاه ها و توصیه های دکتر مجد مشاور و روانشناس در این خصوص توجه فرمایید:

اول در انتخاب زوج، رضایت خانوادهها است
یعنی اعضای مهم و اصلی خانواده (پدر،مادر،خواهر و برادر) از ان انتخاب رضایت داشته باشند.در خانوادههای ایرانی یک سنت است که اگر بزرگان خانواده ،فردی را بپذیرند و مثلاً بگویند که این داماد خوبی است ؛قبول داریم و مبارک است ان شاء الله … ، بدین ترتیب مرحله اول به خوبی پشت سر گذاشته شده است.
حالا این نوع انتخاب را مقایسه کنید با انتخاب یک دختر و پسری که بدون توافق خانوادههایشان میخواهند به محضر بروند و عقد کنند .خانوادهها با احترام به خواستگاری دختر میروند ، در روز خوبی مثلاً روز عید غدیر میروند،همگی توافق میکنند ،وبعد قرار نامزدی را میگذارند و … میبینید که ر ضایت خانوادههای طرفین ازدواج اولین عامل سرنوشت ساز در زندگی زوج ایرانی است.در کشوری که مردم به صورت دسته جمعی زندگی میکنند ،وقتی شما با یک مرد زندگی میکنید انگار با یک قبیله زندگی میکنید.
فقط یک مرد به تنهایی نیست .در مورد خانمها هم همینطور است .وقتی با یک دختر زندگی میکنید با یک قبیله زندگی میکنید.چطور ما باید خودمان رادر این قبیله جا کنیم و مورد پذیرش فامیل همسرمان قرار بگیریم ؟ فقط با کمال،یعنی یک قدری سازگار باشیم ،یک سلام و علیک درست و حسابی بکنیم ،احترام به بزرگترها را بلد باشیم ،همه این رفتارها را کمال میگویند.مگر یک خانم محترم ایرانی که اهل نماز و سجاده است ،از عروسش جز احترام متقابل و کلمات قشنگ و دلنشین چه میخواهد .ما اگر این کمالات را داشته باشیم به سرعت در خانواده همسرمان مورد پذیرش قرار میگیریم و جا میافتیم.
بنابراین عامل دوم یا شرط دوم این است که خانوادههای طرفین ،عروس و داماد را بپذیرند.
عامل سوم این است که این دو نفر که میخواهند با هم ازدواج کنند ،از نظر عاطفی قدری به هم شبیه باشند .
مثلاً یکی داغ داغ و دیگری سرد سرد،این دو نمیتوانند زوج مناسبی باشند .حداقل یک کمی از نظر عاطفی و احساسی به هم نزدیک باشند.قبلاً به کرات گفته ام مثلاً شما به یک آدم سرد از لحاظ عاطفی ،هر چه محبت کنید هیچ متوجه نمیشود.حتی گاهی خیال میکند که این وظیفه شماست.در حالی که این وظیفه ما نیست .گاهی با یک آدم داغ داغ مواجه میشوید که دائماً میگوید فدایت بشوم،چه چیزی میخواهی ؟می گوییم هیچی آقا،خیلی ممنون.یعنی آنقدر شعله عواطف او بالاست که ما میسوزیم ! به این لحاظ است که میگوییم اگر عاطفه دو نفر قدری نزدیک و شبیه به هم باشد برای سازگاری ،بهتر است.
عامل چهارم ،شباهت و نزدیکی میزان هوش و حواس زوجین است.
مثلاً یک خانمی با ضریب هوشی ۱۲۰ چگونه میتواند با آقایی با ضریب هوشی ۸۵ زندگی کند و به سازگاری و توافق هم برسند ؟زن و شوهرها باید از لحاظ هوشی نزدیک به هم باشند.
مثلاً هر دو نزدیک به ۱۲۰ باشند .در مورد افراد کم هوش خیلی خوب بود اگر قانون مانع ازدواج آنان میشد. مثلاً فردی با ضریب هوشی ۵۲ نمیتواند خودش را اداره کند چه رسد به زن و بچه یا به شوهر و بچه .باید برای آنها برنامههای دیگری مانند ازدواجهای موقتی گذاشت.واقعاً بعضی افراد نباید ازدواج کنند چون مشکلات بیشتری به وجود میآورند.چنین زوجی قادر نیستند بچههای خود را تر و خشک و نگهداری کنند .
ممکن است هوش والدین روی هوش بچهها اثر بگذارد ؟بله ممکن است اثر بگذارد.ما برای افراد کم هوش چندین برنامه درمانی داریم.به اینها نکات روانی یاد میدهیم.ممکن است طی ۱۰ سال بتوانند ۵ کلاس درس بخوانند ،بعضی کارهای ضروری را به اینها یاد میدهیم.باور کنیدازدواج یک پدیده فوق العاده مقدس و مهمی است،همینطوری نمیشود ازدواج کرد.
عامل پنجم ،نزدیکی جغرافیایی ،این دو نفر است.
نمیدانم شما چقدر روی عامل جغرافیا تاکید میکنید ولی خصوصیت جغرافیایی پاره ای خصوصیات روانشناسی و شخصیتی به ما میدهد .مثلاًمردم مناطق جغرافیایی سردسیر را با مردم مناطق جغرافیای کویری یا جغرافیای مدیترانه ای و … مقایسه کنید،حتماً تفاوت دارند.معمولاً مردمی که در کنار دریا زندگی میکنند آرامترند.برای اینکه طبیعت به نفع آنهاست.یک چوب خشک را در این مناطق در زمین بکاری ،سبز میشود.
تیر قیراندود چراغ برق شهر من ،شاخه میدهد،باور میکنید ؟!
مثلاً اگر خیلی تنبل هم باشید فقط کافی است که کنار دریا بنشینید و قلاب ماهیگیری را داخل دریا بیندازید و ماهی بگیرید.ناهار شما آماده است ! حالا این را با یک مرد کویری که آب ندارد ، زندگی ندارد ،اصلاً کلافه است ،مقایسه کنید .لذا این آدم شمالی با آن آدم کویری صفات رفتاری و شخصیتی اش فرق میکند.این یکی ملایمتر است و آن یکی قدری تندتر.
ما میگوییم وقتی میخواهید ازدواج کنید ،بهتر است طول و عرض جغرافیاییتان به هم بخورد و نزدیک باشد.خوب است اینجا به تفاوت سنی مطلوب میان زن و شوهر هم اشاره ای بکنیم :
مطلوب است که آقایان در حدود چهار تا هفت سال بزرگتر از خانمها باشند.هرگز یک خانم نباید با یک مرد کم سن و سال تر از خودش ازدواج کند .شاید در ابتدا این انتخاب برایش جالب باشد ولی براستی او برایش شوهر نیست.مردی که مثلاً هفت یا هشت سال از همسرش کوچکتر است ،نمی تواند شوهر مناسبی باشد.
عامل ششم ،شباهت تحصیلی است .
ما خیلی اصرار میکنیم که سطح تحصیلات زن و شوهر در میزان توافق و سازگاری آنان مؤثر است.زندگی یک آدم باسواد با یک آدم بی سواد خیلی سخت است.مثلاً نمیشود که یکی دکترا داشته باشد و دیگری فقط شش کلاس درس خوانده باشد.البته در زمان قدیم رسم بود که مردان، زنان بی سواد یا کم سواد میگرفتند که اگر هر بلایی سرش آوردند ، متوجه نشود.اما الان شرایط جامعه تغییر کرده است.
غالباً آقایان دوست دارند با زنان باهوش و تحصیل کرده ازدواج کنند .زیرا معتقدند وقتی که ما مردیم چراغ خانه ما را روشن نگه میدارند. ولی یک زن کم عقل و کم هوش نمیتواند چراغ خانه را روشن نگه دارد.اصلاً چه لزومی دارد که زنی بگیریم که زنی بگیریم که هوشش کم باشد.مگر ما میخواهیم چه کار کنیم ؟ما میخواهیم زندگی کنیم .این زندگی ماست .این میزان درآمد ماست .هر جا مشکلی دارد بفرمائید.چرا ما با کسی ازدواج کنیم که ما را درک نکند.اتفاقاً اگر ما را درک کند و بفهمد خیلی خوب است.من فکر میکنم در گذشته ،مردها از زنهای تیز و باهوش وحشت داشتند برای اینکه ما مردها عیب و ایرادهایی داریم که یک خانم فهمیده و نازنین این ایرادها را رفع میکند ولی اذیت هم نمیکند .
الان مردهای ما بسیار علاقمندند که با زنان تحصیل کرده ازدواج کنند .مثلاً مردهایی که تحصیلاتشان در حد زیر دیپلم ،یا زیر کلاس پنجم ابتدایی یا زیر لیسانس است،تمایل دارند که زنهای باسوادتر از خودشان بگیرند .یک مورد مشاوره داشتم که به آقا گفتم :” این خانم لیسانسه هستند ولی شما فقط شش کلاس درس خوانده اید .“ آقا گفت :”عیبی ندارد من از ایشان خیلی چیزها یاد میگیرم.“ گفتم :” نه،صلاح نیست.“
عامل هفتم ،وجود اساس دلبستگی بین طرفین ازدواج است.
وقتی قصد داریم با کسی ازدواج کنیم لازم است که قدری دلمان با او باشد .شما میدانید مردمی که با عشق زیاد نسبت به همدیگر ازدواج میکنند خیلی زود سرد میشوندو حتی کار به جدایی و طلاق هم میکشد.ولی برای یک ازدواج مطلوب و معقول دوست داشتن عادی و مختصر لازم است.مثلاً کسی که به خواستگاری دختر خانمی آمده و حالا نامزد شدهاند باید دو ،سه ماهی با همدیگر رفت و آمد کنند تا قدری نسبت به هم احساس دلبستگی پیدا نمایند .به طوری که اگر دوروز همدیگر را ندیدند دلشان تنگ بشود.این احساس ،عالی است.یک احساس دلتنگی نه کمتر و نه بیشتر.بعضیها که به شدت عاشق میشوند،می گویند یا این یا مرگ.من به شاگردانم یاد داده ام که در چنین شرایطی ،مرگ را ترجیح بدهند.این چنین ازدواجی فایده ندارد .خاطر خواهی یا افراط دوست داشتن همان چیزی است که مثلاً نوجوان یا جوانی از آپارتمان بیرون میآید و دم آسانسور دختری را میبیند و یک دل نه صد دل عاشقش میشود،تنها به یک نگاه .چنین ازدواجی به درد نمیخورد ،ما میخواهیم یک کسی را داشته باشیم که مثلاً او را چهار ماه ببینیم ،بعد دوستش بداریم.بگوییم که حداقل چهار ماه او را میشناختیم و بعد به او علاقمند شدیم.
عامل هشتم ،تشابهات مذهبی است .
من اعتقاد راسخ دارم که شیعه فقط باید با شیعه زندگی و ازدواج کند ،مسیحی با مسیحی ،کلیمی با کلیمی و … چون ما هراندازه بینش زندگی با فردی از یک مذهب دیگر را داشته باشیم ولی بالاخره یک مادربزرگی داریم که طبق اعتقادات و سنتها و باورهای خودش عمل میکند.
ممکن است متوجه نشود که اینها کتاب دارند . ممکن است در کلام خود گاهی بد و بیراههایی بگوییم که مثلاً داماد یا عروس خانه ما که از یک دین و مذهب دیگری است بدش بیاید . تفاوت زبان چندان مهم نیست ،اغلب زن و شوهرها زبان یکدیگر را یاد میگیرند ولی مذهب را نمیتوانند .
عامل نهم ،از نظر ظاهری تقریباًُ شبیه هم باشند .
دو نفر که میخواهند ازدواج کنند باید ظاهری داشته باشند که بتوانند پنجاه سال همدیگر را تماشا و تحمل کنند .اغلب ما انسانها آینههای خود را گم کرده ایم.مثلاً آقا دنبال زیباترین زن است ،در حالی که خودش یک چیز بد ترکیب و زشتی است.باید به او بگوییم تو خجالت نمیکشی زیباترین خانم که نمیآید با تو ازدواج کند.اگر ما آینههایمان را پیدا کنیم ،یک کسی را که شبیه خودمان باشد پیدا میکنیم .عیب و ایرادهای چهره و ظاهراندام در طولانی مدت معنی دار و مساله ساز میشود.اما در کوتاه مدت کسی متوجه نمیشود.
به هر حال یک ظاهر متعادل مورد درخواست است.درمورد هیچ یک از عواملی که تاکنون درباره اش صحبت شد ،ما دیدگاه ایده آلیستی نداریم .ما دنبال ایده آل نیستیم ،ما همین زندگی معمولی را بچرخانیم هنر کرده ایم .ما برای ازدواج یک آدم معقول و متدین میخواهیم که سواد و سن او هم معمولی باشد ،خانواده معقولی هم داشته باشد.اصلاً ایده آل گرا نیستیم .
با کمال جسارت بگویم بسیاری از آقایان و خانمهایی که ازدواج نکردهاند یا اینکه دیر ازدواج میکنند علتش این است که ایده آلیستی فکر میکنند.
مثلاً دختر خانم بدنبال آقایی است که هنوز در تاریخ نیامده و باید بسازیم و برعکس.من به عنوان مشاور خانوادهها اعتقاد دارم که با همان چیزهایی که داریم باید قناعت کنیم .این همه خانم و آقای خوب و اهل زندگی در این مملکت وجود دارند که شایسته ازدواج هستند .حالا چه فایده ای دارد که ما بخواهیم یک فردی را با فلان شرایط بدهیم برایمان طراحی کنند !ما با چشم و ابروی دیگری که زندگی نمیکنیم ،ما با شخصیت یک آدم زندگی میکنیم .
در مورد تشابهات ،شناخت بعدی ما در مورد چیزی به نام شخصیت است.
شخصیت مجموعه خصوصیات سرشتی و اکتسابی ما است.مثلاً یک فردی را میبینید که خیلی منزوی و درون گراست.بعد فرد دیگری را میبینید که خیلی شاد و برون گراست .این دو نفر نمیتوانند با هم ازدواج کنند .چون هر کدام ساز خودش را میزند .یک کسی که از نظر ویژگیهای شخصیتی ،حد وسط باشد بسیار مناسب است .آیا درون گرایان میتوانند با هم ازدواج کنند ؟شاید بد نباشد چون هر دو ساکت یک گوشه ای مینشینند و ممکن است خودشان راضی باشند .ولی آدم احساس میکند که چه خانه ساکت و سردی .برون گرایان چطورند ؟اینقدر حرف دارند که هیچکدام حاضر به ساکت شدن نیستند .ولی مردم متعادل و عادی چه کانیاند ؟آدمهایی که حد وسط این دوتا ویژگی هستند :درون گرایی و برون گرایی .
سلام و مژده خدا به خدیجه(س)
در روایات اسلامی در شأن و مقام ارجمند امالمؤمنین حضرت خدیجه کبری (سلام الله علیها) سخن فراوان با تعبیرات گوناگون به میان آمده است.
برای نمونه به چند تعبیر اشاره میشود:
1- پیامبر (صلی الله علیه واله) فرمود: جبرئیل نزد من آمد و گفت: ای رسول خدا! این خدیجه است، هرگاه نزد تو آمد، بر او از سوی پروردگارش و از طرف من، سلام برسان: «و بشرها بیت فی الجنه من قصب لاصخب و لانصب»،«و او را به خانهای از یک قطعه (از زبرجد) در بهشت که در آن رنج و ناآرامی نیست، مژده بده» (1)
2- پیامبر اکرم در تفسیر (آیه 27 مطففین) «عیناً یشرب بها المقربون؛ همان چشمه بهشتی که مقربان از آن مینوشند»
فرمود: «المقربون السابقون؛ رسول الله، و علی بن ابیطالب و الأئمه، و فاطمه بنت محمد؛»
«از مردان بسیاری به حد کمال رسیدند، و از زنان به درجه آخر کمال نرسیدند مگر چهار زن که عبارتند از: آسیه، مریم، خدیجه، فاطمه» (2)
و او را به خانهای از یک قطعه (از زبرجد) در بهشت که در آن رنج و ناآرامی نیست، مژده بده
3- امیر مؤمنان علی (علیه السلام) فرمود:
«سادات نساء العالمین اربع: خدیجه بنت خویلد و فاطمه بنت محمد و آسیه بنت مزاحم و مریم بنت عمران؛»
«سرور بانوان دو جهان چهار بانو است که عبارتند از: خدیجه، فاطمه، آسیه و مریم» (3)
پیام این روایات این است که به رازهای عظمت مقام این بانوی ارجمند پیببریم و شایستگیهای او را بشناسیم و از او در مسیر تکامل به عنوان برترین الگو، پیروی کنیم.
خدیجه همسر رسول خدا در دنیا و آخرت
پیامبر (صلی الله علیه واله) فرمود:
«اشتاقت الجنه إلی أربع من النساء: مریم بنت عمران و آسیه بنت مزاحم زوجه فرعون و هی زوجه النبی، فی الجنه و خدیجه بنت خویلد زوجه النبی فی الدنیا و آلاخره و فاطمه بنت محمد» (4)
بهشت مشتاق چهار زن است: 1- مریم دختر عمران 2- آسیه دختر مزاحم- همسر فرعون، که همسر پیامبر در بهشت است. 3- خدیجه دختر خویلد همسر رسول خدا در دنیا و آخرت 4- فاطمه دختر محمد (صلی الله علیه واله)
منبع : تبیان
نیازهای عاطفی و اخلاقی همسران چیست ؟
تفاوتهای احساسی عاطفی و شناختی بین زنان و مردان و پرهیز از شیوههای خود مغلوبی مطرح نمودیم . اینک در ادامه میخوانیم …
توجه به انتظارات ، خواستهها و نیازهای یکدیگر
حفظ رابطه ای که شکل میگیرد نیازمند تلاشی مداوم و مستمر از سوی هر دو طرف میباشد. یکی از اصلی ترین پایههای نگهدارنده رابطه ، توجه به نیازها ، انتظارات و خواستههای طرف مقابل است. اطلاع از نیازهای طرف مقابل ، در هر رابطه ، خصوصاً در زندگی زناشویی به ما امکان میدهد بتوانیم از بسیاری سوءتفاهمها و مشاجرات ناخواسته در زندگی روزمره خود بکاهیم.
به عنوان مثال نیازهای مردان را در محیط خانواده میتوان به دو بخش
اساسی تقسیم کرد: …..
۱ - نیازهای عاطفی …..
:شاید بتوان ازدواج را به سپرده گذاری در یک بانک تشبیه کرد. یکی از مقاصد هر یک از ما برای افتتاح حساب و یا افزایش موجودی ، حق برداشت از آن است . بسیار طبیعی مینماید که در روابط عاطفی نیز داد و ستدی وجود داشته و دریافت و پرداختی در کار باشد. هر یک از ما همانقدر که در روابط عاطفی خود با اطرافیان ، خصوصاً در محیط منزل و در ارتباط با همسر محبت پرداخت میکنیم، انتظار دریافت هم داریم. پس الزامی است که به منظور ایجاد توازن عاطفی در زندگی مشترک و جلوگیری از احساس زیان در یک طرف ، از نیازهای اصلی یکدیگر مطلع باشیم.
اما نیازهای عاطفی زوجین چه هستند؟
مقبولیت:
از مهمترین نیازهای عاطفی همسران مقبول بودن و مورد پذیرش قرار گرفتن است. خصوصا تمام مردان و نیازمند آن هستند تا به آنها اثبات شود که در محیط خانواده ، خواستنی هستند نه به خاطر شغل ، درآمد و یا مقام و موقعیت اجتماعی ، که تماماً صوری و موقتی هستند بلکه فقط به خاطر وجود خودشان .
اعتماد :
از دیگر نیازهای اساسی همسران ، مورد اعتماد بودن است. اگر مردی در محیط خانواده با این احساس ناخوشایند روبرو شود که همسر نسبت به او اعتماد و اطمینان لازم و کافی را ( در هر زمینه ) ندارد، احساس بی کفایتی ، عدم اعتماد به نفس و ناخشنودی بر وجود او مستولی شده ، احساس میکند حامی خوبی برای خانواده اش نیست. حتی تصور این که زن ، شوهرش را بی لیاقت و بی کفایت بداند و در موقعیتهای دشوار و یا حتی معمول زندگی ، آن طور که باید او را تکیه گاه قرار ندهد برای مرد به منزله مرگ عاطفی است. اگر برداشت زن از مرد با تواناییها ، امکانات و استعدادهای او بی تعصب و واقع بینانه باشد و توقعات و انتظارات خود را بر مبنای واقعیت تنظیم کند، احساس عدم امنیت و اطمینان و یا بی لیاقتی را به شوهر و محیط خانواده خود منتقل نمی کند. چطور ممکن است فرزندان ، پدر را مظهر قدرت و تکیه گاه خود بپندارند در حالی که مادر با حرکات خواسته یا ناخواسته خود ، اقتدار و کفایت را از شوهر خود سلب میکند؟ چه خوب است به جای تنزل جایگاه مرد در خانواده به منزلت اصلی و واقعی او بیندیشیم و آن را به شریک زندگی خود هدیه کنیم تا با احساس امنیت بیشتر، بر تلاش خود برای درک خانواده و ارتقاء کیفیت و کمیت ارتباطات و بهبود وضعیت رفتاری و اخلاقی خود بیفزایند. فرزندان نیز با اطمینان به قدرت فکری و تواناییهای پدر ، خود را در جامعه تنها و بی یاور و بدون پشتیبان تصور نمی کنند.
احساس بی پشتوانگی فرزندان سبب میشود تا دیدگاهی منفی از دنیا ، افراد و موقعیتها در ذهن آنان شکل بگیرد. برای فرزند مهم است پدرش را مظهر قدرت و قهرمان تصور کند. علاوه بر این هر مردی در اعماق وجود خود میخواهد در نظر خانواده اش قهرمانی ارزشمند باشد. پهلوانی که در هر شرایطی مورد اطمینان خانواده قرار داشته ، به عنوان الگویی از دانش و چاره اندیشی ، حلاّل مشکلات خانواده و اطرافیان است.
در مورد زنان هم وضع به همین شکل است اگر زن در خانه فقط نقش برطرف کننده نیاز های اولیه منزل را در مورد همسر و فرزندانش داشته باشد و به تدریج دچار یاس و دلزدگی میشود و احساس میکند نقشی فراتر از در منزل باید داشته باشد که به آن بی توجهی شده و این تازه اول یک ناسازگاری در خانواده است که پشتوانه ای منطقی دارد و باید مورد توجه قرار بگیرد.
تشویق : ….
تشویق نیز یکی دیگر از نیازهای همسران است. زوجین برای امیدوار بودن به زندگی ، به تشویق همسر خود نیازمند است. تشویق و قدرشناسی از زحمات و تلاشهای همدیگر، احساس ارزشمندی و رضایت را به او هدیه میکند. تحسینِ ویژگیهای منحصر به فرد ، استعدادها، خلق و خو ، توانایی و مقاومت در مقابل سختی های زندگی برای دو طرف ، احساس امنیت را هدیه میکند. همه ما قبول داریم رفتاری که مورد تشویق قرار گیرد تکرار خواهد شد. پس بیایید به جای آن که عیوب طرف مقابل را به رخ او بکشیم و یا نقصان و ناتواناییهای او را به طور مداوم به خودش ( و یا در جمع ) یادآور شویم، اعمال نیکو، نقاط قوت و تواناییهایش را این بار نه فقط در خلوت ، که در جمع نیز متذکر شویم تا رفتار نامناسب به شیوه ای ضمنی و غیر مستقیم کاهش یابد. ….
۲ - نیازهای اخلاقی : …..
علاوه بر نیازهای ذکر شده، زوجین از یکدیگر انتظارات دیگری نیز دارند که بد نیست از آنها به عنوان نیازهای اخلاقی یاد کنیم. خلق خوش و نیکوی خانم منزل یکی از پایههای نگهدارنده و حتی شاید بتوان ادعا کرد اصلی ترین ستون زندگی مشترک محسوب میشود. زنانی که ناخواسته در محیط منزل و در مقابل شوهرانشان پرخاشگری میکنند خوب است متوجه این نکته باشند که اگر گلایه ای از شوهران خود دارند ، با لحنی آرام و با کلماتی مناسب و بدون توهین به شخصیت شوهر ، آن را مطرح کنند. از طرفی مردان نیز از این زاویه به قضیه بنگرند که پرخاشگری در زن ، نتیجه احساس عدم امنیت عاطفی و روانی در اوست. چه خوب میشد اگر هر دو طرف به جای آنکه مثل کوه ، تنها صوت را انعکاس داده و فریاد بکشند ، علت رفتار پرخاشگرانه را جویا شوند .
اما اگر از همدیگر شکایت یا انتقادی داشتیم چطور یا چگونه بیان کنیم؟
قبل از هرچیز از قضاوت عجولانه بپرهیزید. قبل از اقدام به هر عمل یا هر گونه صحبت خوب است بدانیم واقعاً چه پیش آمده است . با دیدگاهی منطقی و واقع بینانه ، ابعاد گوناگون قضیه را بررسی کرده ، از سوء تفاهم پیشگیری کنیم. دیدن از دریچه چشم دیگری به معنای درک عواطف ، احساسات ، اندیشهها و افکار اوست. بدان گونه که پیشینه ی فرهنگی ، تربیتی و خانوادگی او ، طی سالیان متمادی به او آموخته است.
اگر واقعاً بتوانیم در قضاوتها ، نه تنها خود ، بلکه دیگران را نیز در نظر بگیریم زندگی بسیار زیباتر از آن چیزی میشود که انتظار داریم.
نکته ی بعدی رعایت احترام خود و طرف مقابل در تمام شئون زندگی حتی طرح شکایتهاست. اگر از عملکرد و نوع کارکرد همدیگر انتقاد کنیم بسیار بهتر از آن است که با به کارگیری الفاظ تند و توهین آمیز، شخصیت یکدیگر را آماج حمله قرار داده، احساس تنفر نسبت به خودمان را در ذهن طرف مقابل شکل داده، شدت بخشیم. گاه دیده میشود برخی افراد برای اثبات نظر خود و یا فرو نشاندن خشم ناشی از پیشامدی ( که البته طرف مقابل را مسبب آن وضعیت میدانند) در انتقادها و یا سخنان خود از واژههایی استفاده میکنند که مطمئن هستند طرف مقابل را میآزارد و یا حداقل خشم او را برمی انگیزد. بیایید فکر کنیم. با این عمل چه چیزی به اثبات میرسد. کدام وضعیت بهبود مییابد؟ چه نتیجه ای از چنین رفتاری عایدمان میشود؟ آیا غیر از این است که یک آدم خشمگین و عصبی تبدیل به دو نفر میشود؟
اگر تصور میکنیم مردی به لحاظ مادی امکاناتی را که انتظار داشته ایم فراهم نکرده و یا آن گونه که باید در جهت رفاه معنوی خانواده نکوشیده است، حق داریم او را با دیگران ،خصوصاً افراد معینی که حساسیت او را برمی انگیزد، مقایسه کنیم ؟ آیا چنین مقایسه ای تحقیر آشکار او نیست؟ آیا انتظار داریم همه به شیوه ای یکسان عمل کنند؟ آیا میپسندیم خودمان نیز مورد قیاس قرار گیریم؟ نتیجه مقایسه ، احساس حقارت ، کمبود، عدم اعتماد به نفس و خشم است و چگونه میتوان در تمام طول زندگی با کسی زیر یک سقف زندگی کرد که هر لحظه برای شما یادآور احساسات منفی و خاطرات تلخ و نامطلوب است؟ …..
بیایید مشکلات را به هم ربط ندهیم. اگر مشکلی پیش آمده ، در همان زمان و مکان خودش ، به رفع آن مبادرت ورزیده و یک مورد را به تمام وقایع زندگی مرتبط نکنیم
. در غیر این صورت یک مشکل کوچک آنقدر دامنه دار میشود که کنترل عواقب ناشی از آن کاری دشوار خواهد بود. قرار نیست یک سوء تفاهم کوچک یا اشتباه ناچیزی که از یکی از طرفین یا بستگان او سر زده در هر موقعیت یا هر مشاجره یا اختلاف نظر ( برای گرفتن امتیاز بیشتر از طرف مقابل ) تکرار شود! در چنین موقعیتی نه تنها برای مشکلِ زمان حال چاره ای اندیشیده نشده و نتیجه ای از بحث موجود حاصل نمی شود بلکه زخمهای کهنه سر باز میکنند و فرصت التیام دست نمی دهد. علاوه بر این که موردی نیز برای ادامه مشاجره و شدت یافتن آن پیدا میشود. این مسیر طولانی مطمئناً هدف اصلی ما را در نتیجه گیری تأمین نمی کند.با تغییر در صحبت کردن و یا حتی تغییر عبارات ساده به روابطی بسیار مطلوب تر، صمیمانه تر و خوشایندتر دست مییابیم. گاهی اوقات تغییر الگوی رفتاری در زندگی الزامی به نظر میرسد. استفاده از عبارات و کلمات و نوع بیان ، یا تغییر در سبک گفتاری به ما امکان میدهد از موقعیتهای استرس زا دوری گزیده ، شرایط را به شکلی مطلوب به سمت آرامش و رفاه خانواده سوق دهیم. زبان خوش چیزی نیست جز رعایت احترام طرف مقابل و به کارگیری الفاظ و عباراتی که کمترین میزان تنش را مابین طرفین ایجاد کرده و بهترین نتیجه را به بار میآورد. و تمام اینها مبیّن یک شیوه ارتباطی است: “ارتباط بدون سرزنش ” ……
در انتها لازم به ذکر است که یادآوری شود رابطه زناشویی یک رابطه دو طرفه است و نمیتوان از خانمها انتظار داشت که نیاز های همسرشان را جامه عمل بپوشانند بدون اینکه به نیاز های خودشان پاسخی داده شود با توجه به اینکه کلا جنس مونث عاطفی تر و حساس تر است باید آقایون نیز توجه خاصی به این نکته کنند که توجه و احترام به نیازهای همسرشان را در درجه اول اهمیت قرار دهند تا از دریای محبت آنها بهره مند گردند …..
منبع : تبیان
نظرات ()



