نیکلا سارکوزی: نمیخواهم صدای اذان در فرانسه شنیده شود
نیکلا سارکوزی در اظهارات اسلام ستیزانه جدید خود اعلام کرد: نمیخواهم صدای اذان در فرانسه شنیده شود
راسخون: سارکوزی چهارشنبه گذشته در جمع اعضای حزب حاکم فرانسه گفت: «باید به حکومت لائیک در فرانسه احترام گذاشت و هیچ یک از ادیان نباید تبلیغ دین خود را انجام دهند.» وی در ادامه اظهارات خود افزود:
«مسلمانان نباید باعث اخلال در شهرهای فرانسه شوند و نمازشان را در خیابانها برگزار کنند.»
جایگاه مسجد در اسلام
جایگاه مسجد در اسلام واژه مسجد در قرآن واژهی مسجد، جمعاً 28 بار در قرآن کریم ذکر شده که در 22 مورد به صورت مفرد[1] و در 6 مورد دیگر، به صورت جمع آمده است.[2] در این آیات، به اهمیت و جایگاه رفیع مسجد در اسلام، پاره ای از احکام مسجد و مسجد الحرام و احکام خاص آن، مسجد الاقصی و مسجد اصحاب کهف، اشاراتی شده است. البته، آیههای دیگر نیز در قرآن دربارهی مسجد و اهمیت آن آمده است که هر چند لفظ مسجد در آنها نیامده است، ولی بنابر مفهوم این آیات و گفتهی تمامی مفسران، میتوان در مورد مساجد، این آیات را نیز ذکر کرد. از آنجا که در این کتاب بر آن نیستیم تا به تفسیر و تبیین تمامی این آیات بپردازیم، تنها به ذکر آیاتی که بیانگر ابعاد گوناگون مسجد در جامعه اسلامی است، بسنده میکنیم. نخستین خانهی توحید (انّ اوّل بیت وضع للنّاس للّذی ببکّه مبارکا و هدی للعالمین). «همانا نخستین خانه ای که برای عمومی مردم قرار داده شد، همان است که در مکه قرار دارد، و مایهی برکت و هدایت جهانیان است». «به خاطر بیاورید هنگامی که ما خانهی کعبه را مرکز امن و امان برای مردم قرار دادیم، و (فرمان دادیم که)از مقام ابراهیم، محلی برای نماز خود انتخاب کنید و ما به ابراهیم و اسماعیل ـ علیهما السلام ـ امر کردیم که خانهی مرا برای طواف کنندگان و مجاوران و سجده کنندگان پاک و پاکیزه کنید».[3] همان گونه که از این دو آیهی شریفه بر میآید، خانهی کعبه در مکه نخستین خانهی توحید و یکتا پرستی و اولین جایگاه و مرکزی است که برای پرستش خدای یگانه ساخته شده است. در اینکه آیا این خانه از زمان حضرت آدم ـ علیه السلام ـ بر پا شده یا حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ آن را بنیان کرده، میان مفسران اختلاف است. بعضی بر آنند که بنیانگذار این خانه از ابتدا، حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ بوده و در زمان آدم ـ علیه السلام ـ این خانه اصلاً وجود نداشته است.[4] برخی دیگر بر این عقیدهاند که خانهی کعبه نخست به دست آدم ـ علیه السلام ـ ساخته شد و بر اثر مرور زمان از بین رفت، لکن حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ آن را تجدید بنا کرد.[5] با شواهدی که از آیات مختلف قرآن و روایات در این زمینه موجود است، نظریهی دوّم تأیید میشود. در قرآن به نقل از ابراهیم ـ علیه السلام ـ آمده است: (ربّنا انّی أسکنت من ذرّیّتی بواد غیر ذی زرع عند بیتک المحرّم...).[6] «پروردگارا بعضی از فرزندانم را در سرزمین خشک و سوزانی، در کنار خانهی محترمت سکنی دادم». از این آیهی شریفه چنین بر میآید که اثری از خانه کعبه در هنگام ورود ابراهیم ـ علیه السلام ـ با فرزندش اسماعیل ـ علیه السلام ـ و همسرش هاجر، در سرزمین مکه وجود داشته است. همچنین در آیهی دیگری آمده است: (و اذ یرفع ابراهیم القواعد من البیت و اسماعیل).[7] «و هنگامی که ابراهیم و اسماعیل پایههای خانه را بر افراشتند». باید توجه داشت تعبیر بالا بردن قواعد (پایه ها) در این آیه، اشارتی است به اینکه شالودهی خانهی کعبه، پیش از ابراهیم ـ علیه السلام ـ وجود داشته و ابراهیم و فرزندش، آن پایهها را بالا برده اند. امام علی ـ علیه السلام ـ در این مورد میفرمایند: «الا ترون انّ اللّه سبحانه اختبر الاوّلین، من لدن آدم صلوت اللّه علیه الی الآخرین من هذا العالم باحجار... فجعلها بیته الحرام ثمّ امر آدم ـ علیه السلام ـ و ولده ان یثنوا أعطائهم نحوه».[8] «آیا نمیبینید که خداوند سبحان، مردم جهان را از زمان آدم ـ علیه السلام ـ تا امروز به وسیلهی قطعات سنگی... امتحان کرده و این سنگها روی هم چیده را خانهی محترم خود قرار داده است; سپس، به آدم و فرزندانش فرمان داد که به گرد آن طواف کنند». بنابراین، خانهی کعبه را نخست حضرت آدم ـ علیه السلام ـ بنا نهاد و سپس بر اثر مرور زمان فرو ریخت و بعد به دست ابراهیم ـ علیه السلام ـ تجدید بنا شد. در هر صورت نکتهی مهمی که از این دو آیهی مورد بحث، به خوبی بر میآید و آیات دیگر و روایات نیز آن را تأیید میکند، این است که مسجد نخستین مرکز و پایگاهی است که به منظور عبادت و پرستش خدای یگانه در زمین نهاده شد و پیش از آن، عبادتگاه دیگری که کانون عبادت و نیایش موحدان و خدا پرستان باشد، وجود نداشته است، از ابوذر روایت شده است که از رسول اکرم صلی اللّه علیه و آله و سلّم راجع به نخستین مسجدی که در زمین بنیاد شده، سؤال کرد. حضرت صلی اللّه علیه و آله و سلّم فرمودند: مسجد الحرام و پس از آن مسجد الاقصی بنا نهاد شده است».[9] از امیر المؤمنان علی ـ علیه السلام ـ روایتی نقل شده است که مردی از آن حضرت پرسید: «آیا خانهی کعبه، اول خانه ای است که در زمین ساخته شده است؟». امام ـ علیه السلام ـ فرمود: «خیر، پیش از آن هم خانههایی بود، لکن خانهی کعبه نخستین خانهی مبارکی است که برای پرستش و عبادت مردمان درست بنا شده است».[10] پرستش هدف مسجد (و أنّ المساجد للّه فلا تدعوا مع اللّه أحدا).[11] «مساجد از آن خداست، پس باید احدی جز او را نخوانید». در این آیه شریفه، مراد از دعا، عبادت و پرستش است، زیرا در جای دیگر دعا به معنای عبادت آمده است: (و قال ربّکم ادعونی أستجب لکم انّ الّذین یستکبرون عن عبادتی سید خلون جهنّم داخرین).[12] «پروردگارتان گفت مرا بخوانید تا دعایتان را مستجاب نکنم، کسانی که از عبادت من سر کشی کنند بزودی با کمال خواری داخل جهنّم خواهند شد». در اینکه منظور از کلمهی مساجد در این آیه چیست، میان مفسران اختلاف است، برخی بر آنند که منظور از مساجد تمام مکانهایی است که در آنجا برای خدا سجده میشود و از مصادیق آن، «مسجد الحرام» و سایر مساجد است.[13] برخی مساجد را اعضای هفتگانهی سجده دانسته اند. این گروه در تأیید ادعای خود، روایتی از امام محمد تقی ـ علیه السلام ـ نقل میکنند که مراد از مسجد، عضوهای هفتگانه بدن آدمی است که در هنگام سجده باید روی زمین قرار گیرد.[14] «مبیدی» نیز گفته است: «مراد از مساجد، مکانهایی است که برای نماز و ذکر خدا بنا شده است و از «قتاده» در تفسیر این آیه روایت کرده است که: یهودیان و مسیحیان هنگامی که وارد معابد خود میشدند، به خداوند شرک می ورزیدند. از این رو خداوند به مؤمنان فرمود: «هنگامی که وارد مساجد میشوید خدا را با خلوص نیت بخوانید».[15] از مجموع آرای مفسران در این زمینه چنین استفاده میشود که مراد از مساجد، همان مکانهایی است که برای عبادت خداوند بنا شده است و از مصادیق آن، «مسجد الحرام» و دیگر مساجد است. تفسیری که مساجد را عضوهای هفتگانهی سجده دانسته، ممکن است از قبیل توسعه در مفهوم آیه باشد که این معنا نیز در این آیه منظوره شده است. نکتهی جالب توجه اینکه، خداوند به جهت اهمیت و فضیلت مساجد بر دیگر مکان ها، مسجد را به خود منسوب کرده و متعلق به خود دانسته است تا مزیت آن بر دیگر مکانها روشن شود. اختصاص مساجد به خداوند که منزه از صفات حسّی است، جنبهی سمبلیک دارد و اشارتی است بر اینکه مساجد مورد توجه خاص ذات اقدس اوست، بنابراین، در مساجد جز کار خدایی نباید کار دیگری صورت پذیرد و جز مصالح مسلمانان، امر دیگری نباید مطرح شود; با این توضیح در تأسیس مساجد هم نمیتوان نیتی به جز خدا، و هدفی غیر از اعتلای کلمهی توحید داشت. تقوا، اساس مسجد «(منافقان) کسانی (هستند) که مسجدی ساختند به قصد زیان رساندن بر پیامبر و مؤمنان و تقویت کفر و ایجاد جدایی میان مؤمنان و کمین گاه برای کسانی که با خدا و پیامبرش از پیش مبارزه کرده بودند. آنان سوگند یاد میکنند که نظری جز نیکی نداشته ایم، اما خداوند گواهی میدهد که آنان دروغ میگویند، هرگز در آن به نماز نایست، آن مسجدی که از روز نخست بر اساس تقوا بنا شده شایسته تر است که در آن به نماز قیام کنی; چه، در این مسجد، مردانی هستند که دوست دارند پاک و منزه باشند و خداوند پاکیزگان را دوست دارد».[16] این آیات در شأن گروهی از منافقان است که با توطئههای «ابو عامر» مسیحی و برای تحقق بخشیدن به اهداف شوم و نقشههای شیطانی خود، به ساختن مسجدی در مدینه اقدام کردند که بعداً به نام «مسجد ضرار» معروف شد; ماجرا از این قرار است که به هنگام ظهور قدرتمند اسلام در مدینه، «ابو عامر» به شدت ناراحت شد، وی برای مبارزه با اسلام با منافقان «اوس» و «خزرج» همکاری صمیمانه ای آغاز کرد. پیامبر اکرم صلی اللّه علیه و آله و سلّم هنگامی که از نقشهها و اهداف وی آگاه شد، در صدد تعقیب وی بر آمد، «ابو عامر» از مدینه گریخت و به مکه آمد و از آنجا به طائف و سر انجام به شام رفت و در آنجا رهبری منافقان مدینه را بر عهده گرفت او در نامه ای به منافقان مدینه نوشت که لشکری از سپاهیان روم به کمکشان خواهد آمد تا محمد صلی اللّه علیه و آله و سلّم و یارانش را از مدینه خارج سازند. همچنین از آنان خواست برای خود مسجدی نزدیک مسجد قبا بسازند و در موقع نماز، آنجا گرد آیند و زیر نقاب مسجد، برنامههای خود را عملی کنند. هنگامی که پیامبر اکرم صلی اللّه علیه و آله و سلّم عازم غزوهی «تبوک» بود، گروهی از این منافقان به نزد آن حضرت آمدند و به بهانهی این که افراد ناتوان و بیمار و پیر مردان از کار افتاده نمیتوانند در شبهای بارانی و سرد زمستانی به مسجد قبا بیایند، از پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلّم خواستند تا اجازه دهد که مسجدی در میان قبیلهی خود (بنی سالم) بسازند; پیامبرـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: «اکنون آماده نبردم و اگر به خواست خداوند متعال باز گشتم، پیش شما خواهم آمد و با شما در آن نماز خواهم گذارد». -------------------------------------------------------------------------------- [1]. سورهی بقره آیات 145، 150،151،191، 196، 217، مائده / 2; اعراف / 29 و 31، انفال / 34; توبه / 7; اسراء 1; کهف / 21; عنکبوت / 7; فتح / 25 و 27; حج / 25. [2]. سورهی بقره / 14 و 187; توبه / 17 و 18; حج / 40; جن / 18. [3]. بقره/125. [4]. رازی، ابو الفتوح: تفسیر، لقیم و حواشی مهدی الهی قمشه ای، انتشارات علمی، تهران 1325، ج 1، ص 311. [5]. همان. [6]. ابراهیم / 37. [7]. بقره / 127. [8]. نهج البلاغه: خطبه قاصحه، ص 293. [9]. طبرسی، الفضل، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، انتشارات اسلامیه تهران، 1390 هـ . ق، ص 204. [10]. طباطبائی، سید محمد حسین: المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه ناصر مکارم شیرازی، نشر فرهنگی رجاء، تهران ج 3، ص 582. [11]. جن / 18. [12]. غافر / 60. [13]. المیزان، ج 20، ص 206. [14]. همان. [15]. مبیدی، رشید الّدین، کشف الاسرار و عدّه الابرار، به انضمام علی اصغر حکمت، تهران، 1339، ج 1، ص 256. [16] . سورهی توبه،107ـ 108. علی رضائی ـ جایگاه مساجد در فرهنگ اسلامی، ص19
راههای تشویق نو جوانان و جوانان برای برپایی نماز
راههای تشویق نو جوانان و جوانان برای برپایی نماز |
| پرسش: |
| چگونه می توان جوانان و نوجوانان را به نماز خواندن علاقمند کرد؟
|
| پاسخ: |
یکی از حساس ترین مسائل تربیتی، تربیت دینی کودکان و نوجوانان است. از نظر اسلام این تربیت باید قبل از تولد شروع شده و از بعد از تولد در سنین کودکی و نوجوانی ادامه یابد. امام صادق(ع) می فرماید: «ما کودکان خود را از سن پنج سالگی به نماز، وا می داریم، شما نیز کودکان خود را از سن هفت سالگی، امر به نماز کنید. ما کودکان خود را از سن 7 سالگی به روزه گرفتن (به مقداری که طاقت دارند)، وا می داریم و وقتی عطش بر آنها غلبه کرد افطار می کنند، شما هم کودکان خود را از سن 9 سالگی به روزه گرفتن امر کنید به مقداری که طاقت دارند....»[1] برای این که نو جوانان به نماز خواندن علاقه پیدا کنند باید زمینه علاقه را از راه های زیر در آنها ایجاد کرد: 1- آشنا کردن آنها با خداوند مهربان و ملموس کردن محبت خداوند برای آنان و بیان نعمت های بی شماری که به ما داده است و این که نماز وسیله ای است برای تشکر از این نعمت ها و تداوم آنها. 2- آشنایی دانش آموزان با نمازگزاران موفق در رشته های علمی، فرهنگی، هنری، ورزشی و... 3- سهل و آسان جلوه دادن نماز و پرهیز از سخت گیری و زیاده روی. 4- دعوت عملی به نماز، کسی که دانش آموز را به نماز خواندن دعوت می کند اعم از پدر و مادر و مربی و معلم و... باید خود اهل نماز باشد و به آن اهمیت بدهد مثل خواندن نماز به جماعت و در اول وقت، به گونه ای که این اهمیت دادن به نماز در اخلاق و رفتار وی اثر گذاشته باشد. اگر دعوت کننده به نماز خودش یک فرد بی نظم و ناموفق در کار خود، بی اهمیت به مسائل بهداشتی و... باشد، مسلماً دعوت او به نماز تأثیر چندانی نخواهد داشت. 5- ایجاد اعتماد به نفس در دانش آموزان برای مقابله و مواجهه با تمسخرهای افراد نادان. زیرا بعضاً ممکن است نو جوانی که اقدام به خواندن نماز می کند از طرف افراد جاهل مورد تمسخر قرار گیرد که اگر اعتماد به نفس نداشته باشد از میدان بیرون خواهد رفت و نماز را ترک خواهد کرد. 6- تشویق صحیح و مناسب مادی (اعطاء جوایز، برگزاری اردو و...) و معنوی (معرفی کردن به عنوان انسان مورد اعتماد، منظم، متعهد و...) 7- آشنایی نو جوانان با فواید و آثار نماز در قالب هنر هم چون شعر و داستان و... به این معنا که آثار تربیتی ظاهر و باطن نماز برای آنان به نحو جذاب بازگو شود. در این زمینه می توانید از کتاب های شهید مطهری استفاده کنید و هم چنین کتاب های دیگری که در این سال های اخیر در باره نماز نوشته شده است و از این قبیل می باشد. کتاب 40 نکته پزشکی پیرامون نماز نوشته دکتر مجید ملک مهری که شما می توانید مطالعه این کتاب را به دانش آموزان توصیه کنید. و اگر تهیه آن برای نو جوان مشکل باشد خود می توانید این کتاب را مطالعه و در فرصت های مناسبی برای آنها بیان کنید. |
| منبع: پایگاه حوزه69066906 |
اثرات نماز در زندگی
اثرات نماز در زندگی |
| پرسش: |
| اثرات نماز در زندگی چیست و آیا می¬توان بدان افتخار کرد؟
|
| پاسخ: |
قرآن کریم می فرماید: *..وَ أَقِمِ الصَّلَوةَ إِنَّ الصَّلَوةَ تَنهَْی عَنِ الْفَحْشَاءِ وَ الْمُنکَرِ..[1]و نماز را برپا دار، که نماز (انسان را) از زشتیها و گناه بازمیدارد.. و پیامبر (ص) فرموده است که: «الصلوة معراج المؤمن– نماز معراج مؤمن است»[2]و امیرالمؤمنین (ع) میفرماید: «الصلاة قربان کل تقینماز تقرب هر پرهیزگار است»[3]و ... با توجه به اخبار و آیات قرآنی، نماز حقیقی آثاری شگرف در رفتار و شخصیت انسان دارد و در رأس اعمال صالحه ای است که به انسان حیات طیبه و واقعی می بخشد و البته چنین ارزشی باید مایه مباهات و افتخار باشد و حقیقت و عمده این اثرات در صورتی است که نماز را با توجه بخواند که هر مقدار توجه به خدا در نماز بیشتر باشد اثرات آن کاملتر خواهد بود. [1]-سوره عنکبوت، آیه 45 * اتْلُ مَا أُوحِیَ إِلَیْکَ مِنَ الْکِتَابِ وَ أَقِمِ الصَّلَوةَ إِنَّ الصَّلَوةَ تَنهَْی عَنِ الْفَحْشَاءِ وَ الْمُنکَرِ وَ لَذِکْرُ اللَّهِ أَکْبرَُ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ * آنچه را از کتاب (آسمانی) به تو وحی شده تلاوت کن، و نماز را برپا دار، که نماز (انسان را) از زشتیها و گناه بازمیدارد، و یاد خدا بزرگتر است و خداوند میداند شما چه کارهایی انجام میدهید! [2]-مستدرک سفینه البحار، ج 6، ص 343. [3]-نهج البلاغه، حکمت 136.
|
| منبع: پایگاه حوزه3624-23624-2 |
درمان حواس پرتی در نماز
درمان حواس پرتی در نماز

یکی از دردآورترین مسائلی که برای ما مسلمانان وجود دارد و همیشه باعث رنجش خاطر ما شده این است که در حال نماز خواندن حضور ذهن نداریم و در آن چند دقیقه نمیتوانیم افکار خود را متمرکز کنیم و بهتر و بیشتر در عالم ملکوتی و روحانی دیدار و لقاء محبوب به پرواز در آییم. حضرت آیت الله جوادی آملی در کتاب مراحل اخلاق در قرآن میفرمایند: «گاهی انسان بر طبق شریعت نماز میخواند، یعنی واجبات و مستحبات وضو و نماز را رعایت میکند، ولی حضور قلب ندارد این نماز گرچه از نظر فقهی باطل نیست، لیکن از نظر اخلاقی و کلامی نمازی بی اثر است تامین حضور قلب در نماز، بسیار مشکل است. با این که هر نماز چند دقیقه بیشتر طول نمیکشد، این هنر در نمازگزار نیست که موقع نماز خود را ضبط کند. اگر انسان همان چند دقیقه خود را ضبط کند و بداند با چه کسی سخن میگوید، بقیه امور او تامین است، اما چون در همان چند دقیقه قدرت حضور و ضبط ندارد، سایر امور او هم ناکام است.»
وقتی در هنگام تلاوت قرآن کریم به این آیه میرسیم: «فویل للمصلین *الذین هم عن صلاتهم ساهون»؛ وای بر نمازگزارانی که از نمازشان غافل هستند. ترس از این که مبادا ما هم جزو نمازگزاران این چنینی باشیم وحشتی وصف ناشدنی بر قلبمان میریزد.
حضرت آیت الله جوادی آملی در همان کتاب میفرمایند: «نماز صراط است و صراط با غفلت نمیسازد، زیرا اگر انسان غفلت کند، از صراطی که از مو باریکتر و از شمشیر تیزتر است، سقوط میکند.» آیه «ولا تقربوا الصلوة و انتم سکاری حتی تعلموا ما تقولون»: در حال مستی و بی خبری، به نماز نزدیک نگردید، تا آن که بدانید چه میگویید. پس نماز واقعی نمازی است که در آن متوجه آن چه میگوییم باشیم و نتیجه میگیریم نماز واقعی آن نمازی است که باعث دوری انسان از گناه میگردد. حضرت آیت الله جوادی آملی در فراز دیگری از همین کتاب میفرمایند: «البته تلازمی متقابل وجود دارد که نماز درست، انسان را از زشتیها باز میدارد و اعمال زشت هم انسان را از انجام صحیح نماز و سایر عبادات باز میدارد، کسی که مواظب اعضا و جوارح خود، یا حلال و حرام نباشد، در نماز هم توفیق حضور قلب نخواهد داشت و نمیداند با چه کسی سخن میگوید در نتیجه جوابهایی را هم که از او میشنود درک نمیکند. در این صورت بار فقهی چنین نمازگزاری رسیده، در حالی که بار کلامی و اخلاقی وی همچنان بر زمین مانده است.»
پس باید چارهای بیندیشیم و بهترین راه حل را میتوانیم از اهل فن بدست آوریم کسانی که این راه را رفته و به مقصد رسیدهاند. بخاطر دارم یکبار از قول آیت الله علامه طباطبائی آن هم در زمانی که ایشان در بستر بیماری بودند شنیدم که ایشان در جواب کسی برای حضور قلب نسخهای خواسته بودند، فرموده بودند: «توجه توجه توجه، مراقبه مراقبه مراقبه» از این فرموده حضرت آیت الله طباطبائی در مییابیم که برای حضور ذهن در نماز باید ابتدا سعی کنیم توجه خود را به نماز و اذکاری که در نماز میگوییم معطوف داریم و در این مورد کوشش کنیم و سپس برای حفظ این حالت مراقبت و پیگیری لازم است.
از حضرت آیت الله شیخ نخودکی در کتاب نشان از بی نشانها آمده است: «حصول این مرتبه (داشتن حضور ذهن در نماز) همچون خوشنویسی است بدون زحمت و مشقت و طول زمان ممکن نیست. نیک بنگر که وقتی کسی میخواهد خوشنویس شود چقدر باید زحمت بکشد و مشق کند و خدمت اساتید کند و از آنها بگیرد تا بتوان او را خوشنویس نامید.» در اینجا میبینیم که نظر ایشان هم همینطور بوده و عقیده داشتهاند که برای بدست آوردن حضور ذهن و تمرکز در نماز احتیاج به تمرین و ممارست میباشد و این حالت را نمیتوان در مدت کوتاهی بدست آورد.
حضرت آیت الله جوادی آملی دلیل حضور ذهن نداشتن را در کتاب مراحل اخلاق در قرآن اینگونه توصیف میکنند: «هرگاه ما بخواهیم کاری را انجام بدهیم، در آغاز، بر آن کار مسلط نیستیم و به اصطلاح آن کار برای ما ملکه نیست. از این رو در آغاز آن را به دشواری انجام میدهیم تا در آن رشته مجتهد و متخصص بشویم و یا به تعبیر دیگر ملکه پیدا کنیم. خاطرات نیز چنین است. نخست با یک سلسله گفتن، شنیدن، شرکت مجالس، خواندن برخی نشریات و ... به تدریج خاطراتی در ذهن ترسیم میشود و هنگامی که متراکم و فراوان شد، زمینه شوق را فراهم میکند و در نتیجه، ملکه نفسانی پدید میآید که بعد به آسانی خاطرهها را در ذهن زنده نگه میدارد و انسان را از یاد خدا و معاد غافل میکند از اینرو انسان طبیعی دائما به فکر مسائل لذتبخش مادی است. تا هنگامی که مشغول کار است نه تنها بدن که فکر نیز مشغول کار است. آنجا ظاهر و باطن، هماهنگ است یعنی وقتی سرگرم است قلبش متوجه جای دیگری نیست، بلکه قلب و قالب هر دو متوجه کار لذیذ است. کسی که به مال دل بسته است در حال لذت بردن از مال و دلش است، لیکن هنگام نماز بدنش به رکوع و سجود میپردازد، ولی روحش متوجه مال است. گاهی انسان در کنار دوستانش مینشیند و سخنان عادی میگوید و احساس خستگی نمیکند، اما هنگامی که به نماز میایستد برای او دشوار است، زیرا با خدا مانوس نیست و سخن گفتن با کسی که با انسان مانوس نیست ملال آور است. ما نیز اگر خواستیم ببینیم آیا با خدا مانویسم یا نه؟ باید ببینیم از خواندن قرآن که سخن خدا با ماست و از خواندن نماز که سخن ما با خداست، احساس ملال میکنیم یا احساس نشاط.» سپس راه حل مشکل را این چنین عنوان میکند:
راه حل حواس پرتی در نماز
«آنچه گفتیم تحلیل درد بود، راه درمان را نیز باید بشناسیم. چون تهذیب روح بدون شناخت درد و آشنایی با راه درمان آن ممکن نیست. راه حلی را که قرآن ارائه میدهد یکی مراقبت از خود، و دیگری یاد خداست. انسان باید اولا مواظب جلسات، خواندنیها، شنیدنیها، خوردنیها و پوشیدنیهای خود باشد، مواظب باشد چه سخنی را میشنود و چه میگوید، دقت کند که در کنار سفره غذای حلال مینشیند یا حرام؟ لباسی را که بر تن میکند باید گذشته از حلال بودن لباس شهرت نباشد.
خستگی نمیکند، اما هنگامی که به نماز میایستد برای او دشوار است، زیرا با خدا مانوس نیست و سخن گفتن با کسی که با انسان مانوس نیست ملال آور است. ما نیز اگر خواستیم ببینیم آیا با خدا مانویسم یا نه؟ باید ببینیم از خواندن قرآن که سخن خدا با ماست و از خواندن نماز که سخن ما با خداست، احساس ملال میکنیم یا احساس نشاط.
گاهی شخصی لباسی میپوشد تا مشهور شود و هنگامی که از کوی برزن میگذرد لباسش جلب توجه کند. این نشان میدهد که او گرفتار خودبینی است
اگر انسان، مواظب جلسات علمی خود باشد و سخنی جز برای رضای خدا و به سود جامعه اسلامی نگوید به تدریج زمینه فراهم میشود تا به یاد خدا دل ببندد.
وقتی به یاد خدا دل بست، به آسانی خاطرههای خوب در ذهنش ترسیم میشود.
از این رو قرآن کریم ذکر خدا را برای غفلت زدایی و قرب به حق به ما میآموزد. هر یک از عبادتهای معمولی حد و نصابی دارد ولی یاد خدا در دل و نام خدا بر لب حدی ندارد: «یا ایها الذین آمنو اذکروا الله ذکرا کثیرا (سوره احزاب، آیه 41).» کسی که زیاد به یاد خدا باشد، برای وی علاقه به خدا ملکه و او در تعلق به حق و تخلق به اخلاق الهی متخصص، مجتهد و صاحب ملکه میشود.
در این صورت نه تنها در حال عبادت میفهمد که با معبود خود سخن میگوید، بلکه در خارج از عبادت نیز به یاد حق است آنگاه فرق او با دیگران روشن میشود. دیگران در حال نماز حواسشان نزد خدا، قیامت و معارف نماز نیست و او در غیر حالت نماز نیز به یاد خدا و در نماز است. «خوشا آنان که دایم در نمازند .»
پس نتیجه میگیریم برای بدست آوردن حضور ذهن در نماز باید ذکر و یاد خدا را فراموش نکنیم و در همه لحظات به یاد او باشیم نه این که تنها در نماز بخواهیم به خدا بیندیشیم و متوقع هم باشیم افکار ما سکون و تمرکز داشته باشد و این که برای رسیدن به این آرزو باید تلاش کنیم و زحمت بکشیم و بدانیم که خداوند اجر کسی را که در راه او مجاهده میکند مضاعف میدهد و خودش ما را یاری خواهد کرد و به راههای خودش راهنمائیمان خواهد نمود.
برگرفته از منابع:
مراحل اخلاق در قرآن، حضرت آیت الله جوادی آملی.
نشان از بی نشانها، حضرت آیت الله شیخ حسنعلی نخودکی.
در محضر لاهوتیان، آیت الله علامه طباطبایی
تنظیم: هدهدی، گروه دین و اندیشه تبیان
دین بى خیر
سال نهم هجرت ، رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله در مدینه بود. مردم گروه گروه به مدینه مى آمدند و در محضر آن حضرت مسلمان مى شدند. از جمله گروهى از طایفه ((ثقیف ))، ساکن طائف آمدند. پس از گفتگو، پیامبر صلّى اللّه علیه و آله به آنها فرمود: ((یکى از دستورهاى اسلام نماز است و باید نماز بخوانید.))
آنها گفتند: ((ما خم نمى شویم ، زیرا این کار براى ما یک نوع ننگ و عار است .))
پیامبر صلّى اللّه علیه و آله فرمود:
((لا خیر فى دین لیس فیه رکوع و لا سجود)).
دینى را که در آن رکوع و سجود نباشد، خیرى ندارد.
به گفته بعضى از مفسّران آیه 48 سوره مرسلات در ردّ پیشنهاد آنها با این تعبیر نازل شد:
((و اذا قیل لهم ارکعوا لایرکعون )).
و چون به آنها گویند رکوع کنید، رکوع نکنند.(48)
گریه کردن ناخودآگاه خبرنگار زن bbc هنگام شنیدن اذان!
![]()
او هنگامی که از بالای ساختمان مردم شهر را مشاهده کرد که هنگام شنیدن اذان، تمام مغازهها میبندند و برای ...یکی از خبرنگاران انگلیسی شبکه خبری BBC اخیرا برای تهیه گزارش و ساخت برنامه به تعدادی از کشورهای عربی از جمله عربستان سعودی، یمن، اردن، فلسطین و مصر سفر کرده بود.در یکی از روزهایی که وی در عربستان به سر میبرد، هنگام پخش اذان، نوای زیبای "الله أکبر" اشک او را در آورده و به طور ناخودآگاه شروع به اشک ریختن کرد. او هنگامی که از بالای ساختمان مردم شهر را مشاهده کرد که هنگام شنیدن اذان، تمام مغازهها میبندند و برای نماز آماده میشوند، کاملا تعجب کرده بود و به یکباره شروع به گریه کردن کرد!
در همین راستا مدتی پیش خبری تحت عنوان "ذکر «الله» آرامش روحی میدهد که به نظر میرسد به خبر فوق مربوط می شود. متن این خبر شرح بدین شرح بود:
یک پژوهشگر هلندی غیرمسلمان چندی پیش تحقیقی در دانشگاه آمستردام انجام داده و به این نتیجه رسیده بود که ذکر کلمه جلاله «الله» و تکرار آن و نیز صدای این لفظ، موجب آرامش روحی میشود و استرس و نگرانی را از بدن انسان دور میکند.
این پژوهشگر غیرمسلمان هلند طی گفتگویی در این باره گفت: پس از انجام تحقیقاتی سه ساله که بر روی تعداد زیادی مسلمان که قرآن میخوانند و یا کلمه "الله" را می شنوند، به این نتیجه رسیدم که ذکر کلمه جلاله «الله» و تکرار آن و حتی شنیدن آن، موجب آرامش روحی میشود و استرس و نگرانی را از بدن انسان دور میکند و نیز به تنفس انسان نظم و ترتیب میدهد.
وی در ادامه افزود: بسیاری از این مسلمان که روی آنان تحقیق میکردم از بیماریهای مختلف روحی و روانی رنج میبردند. من حتی در تحقیقاتم از افراد غیرمسلمان نیز استفاده کرده و آنان را مجبور به خواندن قرآن و گفتن ذکر «الله» کردم و نتیجه باز هم همان بود. خودم نیز از این نتیجه به شدت غافلگیر شدم، زیرا تأثیر آن بر روی افراد افسرده، ناامید و نگران، تأثیری چشمگیر و عجیب بود.
این پژوهشگر هلندی همچنین گفت: از نظر پزشکی برایم ثابت شد که حرف الف که کلمه «الله» با آن شروع میشود، از بخش بالایی سینه انسان خارج شده و باعث تنظیم تنفس میشود، به ویژه اگر تکرار شود و این تنظیم تنفس به انسان آرامش روحی میدهد. حرف لام که حرف دوم «الله» است نیز باعث برخورد سطح زبان با سطح فوقانی دهان میشود. تکرار شدن این حرکت که در کلمه «الله» تشدید دارد نیز در تنظیم و ترتیب تنفس تأثیرگذار است. اما حرف هاء حرکتی به ریه میدهد و بر دستگاه تنفسی و در نتیجه قلب تأثیر بسیار خوبی دارد و موجب تنظیم ضربان قلب میشود.
به راستی که قرآن کریم در آیهای کریمه میفرماید: «الذین آمنوا وتطمئن قلوبهم بذکر الله ألا بذکر الله تطمئن القلوب».
پاتوق سرگرمی ایرانیان
نماز و بزرگى خداوند
اوّلین کلمه واجب در نماز ((الله اکبر)) است و کسى که خداوند نزدش بزرگ شد، همه چیز را کوچک خواهد دید.
کسانى که سوار هواپیما مى شوند، همین طور که بالا مى روند خانه هاى بزرگ ومحلّه ها و شهرها نزد آنان کوچک مى شود و هر چه پرواز بالاتر باشد، زمین کوچک تر جلوه خواهد کرد.
کسى هم که خداوند نزد او بزرگ شود، دیگر طاغوت ها و قدرت ها و مال و مقام ها نزد او ارزش نخواهد داشت .
حضرت امیر علیه السّلام در بیان صفات متّقین مى فرماید:
((عظم الخالق فى اعینهم فصغر مادون ذلک فى انفسهم ))(46)
چون خداوند در چشم مؤ منین بزرگ شد، غیر او هر چه و هرکس باشد کوچک جلوه خواهد کرد. اگر دنیا نزد ما کم ارزش شد وابستگى ما به آن کم مى شود و قهرا براى مال و مقام آن این همه جنایت و خلاف مرتکب نمى شویم .
از سخنان امام خمینى قدّس سرّه این بود که ((آمریکا هیچ غلطى نمى تواند بکند.)) این یک تهدید تو خالى و شعار نیست ، کسى که یک عمر باور داشته که خدا بزرگ است ، آمریکا نزدش کوچک جلوه مى کند و هر حادثه اى پیش او ساده است .
حضرت زینب کبرى علیها السّلام عصر عاشورا گفت : ((ربّنا تقبّل منّا هذا القلیل )) خداوندا! این اندک را از ما بپذیر.
حادثه کربلا و شهادت امام حسین علیه السّلام بسیار بزرگ بود، ولى کسى که خدا را بزرگ ببیند آن حادثه را هم کوچک مى بیند.
و در پاسخ حاکم ستمگر بنى امیّه که پرسید در کربلا چه دیدید؟ فرمود: ((ما راءیت الاّ جمیلا)) من جز زیبائى چیزى ندیدم .
آرى در دید عارفان ، تمام کارهاى خداوند حکیمانه وزیباست
١١٠ نکته درباره نماز
نماز، درمان مشکلات اجتماعى
قرآن مى فرماید:
((واستعینوا بالصبر والصلوة ))(49) از شکیبائى و نماز کمک بگیرید.
در حدیث مى خوانیم : که هرگاه حضرت محمّد صلّى اللّه علیه و آله و حضرت على علیه السّلام گرفتار مشکلات مى شدند به نماز مى ایستادند
١١٠ نکته درباره نماز
“داستان قشنگ شیطان ونمازگزار
مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند.
لباس پوشید و راهی خانه خدا شد.
در راه به مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد،
خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.
مرد لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد و
در همان نقطه مجدداً زمین خورد!
او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. یک بار دیگر لباسهایش
را عوض کرد و راهی خانه خدا شد.
در راه به مسجد، با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید.
مرد پاسخ داد: (( من دیدم شما در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید.))،
از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم.
مرد اول از او بطور فراوان تشکر می کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد
ادامه می دهند. همین که به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ بدست
در خواست می کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند.
مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری می کند.
مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار می کند و مجدداً همان جواب را می شنود.
مرد اول سوال می کند که چرا او نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند.
مرد دوم پاسخ داد: ((من شیطان هستم.)) مرد اول با شنیدن این جواب جا خورد.
شیطان در ادامه توضیح می دهد:
((من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم.))
وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را تمیز کردید و به راهمان به مسجد برگشتید،
خدا همه گناهان شما را بخشید. من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم
و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه بیشتر به راه مسجد برگشتید.
به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد خانواده ات را بخشید. من ترسیدم که اگر یک بار دیگر
باعث زمین خوردن شما بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را خواهد بخشید.
بنا براین، من سالم رسیدن شما را به خانه خدا (مسجد) مطمئن ساختم.
کار خیری را که قصد دارید انجام دهید به تعویق نیاندازید. زیرا هرگز نمی دانید
چقدر اجر و پاداش ممکن است ازمواجه با سختی های در حین تلاش به انجام کار خیر
دریافت کنید. ائی شما می تواند خانواده و قوم تان را بطور کلی نجات بخشد.
این کار را انجام دهید و پیروزی خدا را ببینید.
نماز و شیعه
علاّمه سیّد محمّد حسین طباطبائى ؛ فرمود:
کربن معتقد بود که در دنیا یگانه مذهب زنده و اصیل که نمرده است مذهب شیعه است .
روزى به هانرى کربن گفتم : در دین مقدّس اسلام تمام زمینها و مکانها بدون استثناء محل عبادت است ، اگر فردى بخواهد نماز یا قرآن بخواند یا سجده کند یا دعا کند در هر جا مى تواند، بنابراین اگر فردى از مسیحیان در وقتى از اوقات حالى پیدا کرد مثلاً در نیمه شب در خوابگاه منزل خود است و خواست خدا را بخواند چه مى کند؟ او باید صبر کند تا روز یکشنبه ، کلیسا را باز کنند، این معنى قطع رابطه بنده است با خدا.
در پاسخ گفت : بلى این اشکال در مذهب مسیحیت هست .
همچنین روزى به کربن گفتم : اگر در دین مقدس اسلام ، انسان حاجتمند حالى پیدا کند، طبق همان حال و حاجت خدا را مى خواند امّا در دین مسیح ، خدا اسماء حسنى ندارد اگر شما مثلاً حالى پیدا کردید چه خواهید کرد؟! در پاسخ گفت : من در مناجاتهاى خود صحیفه مهدّویه علیه السّلام را مى خوانم . کربن کراراً صحیفه سجّادیه را مى خواند و گریه مى کرد.(4)
برگرفته از کتاب نماز خوبان
پاداش نماز اول وقت
حضرت عبدالعظیم حسنى از امام یازدهم حضرت حسن عسکرى علیه السّلام روایت کرده است که حضرت فرمود: ((موسى بن عمران با خداوند سخن گفت و عرض کرد: بار خدایا، جزاى کسى که نمازش را در اول وقت مى خواند چیست ؟ خداوند فرمود: خواسته هایش را بر مى آورم و بهشتم را به او مباح مى گردانم .)) (23)
آرى ، چون نمازگزار محبوب ترین کارهاى خود را نادیده مى گیرد و فریضه الهى را بر همه منافع خود مقدّم مى دارد، خداوند نیز محبوب ترین و بهترین جایگاه را که بهشت است ، براى او مباح و حلال مى گرداند و او را به بهترین نعمتهاى بهشت خویش متنعّم مى سازد.
تاثیر نماز بر وسواس فکری
شیطان به وسیله وسواس نمی تواند به ضرر بنده خدا کاری کند، مگر آن که بنده از یاد خدا اعراض کرده باشد. (۱)
" وسواس (Obsession)" از قدیمی ترین اختلالات شناخته شده روانی است که بین مردم از شیوع نسبتا بالایی برخوردار است (۲). وسواس را امروزه در دو عنوان کلی "وسواس فکری" (مانند احتیاط یا تنفر مربوط به ترشحات و مواد دفعی بدن، ترس از وقوع اتفاقات وحشتناک مثل آتش سوزی و مرگ و ...) و "وسواس عملی"(مانند شست و شوی دست، استحمام، آرایش مفرط، امتحان درها و قفل ها، مرتب و منظم کردن، احتکار و جمع آوری و ...) طبقه بندی می کنند. (۳)
موضوع سخن امروز ما "وسواس فکری" است که می تواند مشکلات متعدد و مسایل آزاردهنده بسیاری را برای شخص مبتلا و اطرافیانش به همراه داشته باشد. در این حالت شخص مبتلا ممکن است تصاویری ذهنی به شکل صحنه های وحشتناک و ناراحت کننده بسیاری داشته باشد که هر چه بیمار سعی در مقاومت در مقابل آنها دارد، نمی تواند از آنها خلاص شود. این وسوسه فکری از موضوعات بسیار کلی مانند سؤال ذهنی درباره اینکه: چه کسی خدا را آفریده؟ هدف از زندگی چیست؟ و ... گرفته تا افکار گناه آلوده جنسی و ترس های مرضی و .. متفاوت است و تقریبا همه این افکار بیمار را در وضعیت وحشتناکی قرار می دهند.
اما درست بر خلاف آنچه که در مورد شخصیت هایی مثل "جان بانی یان" (خطیب و مؤلف انگلیسی در قرن هفدهم) که به شدت از افکار وسواسی در ارتباط با خدا و مذهب رنج می برد، دیده شده، به نظر می رسد مذهب و شکوهمندترین جلوه آن یعنی "نماز" می توانند در زدودن وسواس فکری نقش بسیار مهمی بازی کنند.
گواه این موضوع نیز یادآوری این مساله است که در منابع اسلامی وسواس پدیده شناخته شده ای است و از آن به عنوان "وسوسه ای از سوی شیطان" اشاره می شود؛ به عنوان مثال در کتاب اصول کافی (باب عقل و جهل) آمده است: "در نزد امام صادق (علیه السلام) شخصی را به عقل و درایت نام بردند و گفتند او وسواس دارد، حضرت فرمود: چگونه عاقل است که شیطان را اطاعت می کند؟"
در این مورد حتی منابع اسلامی از قول معصومین (علیهم السلام) روش های متعددی را برای پیشگیری و درمان وسواس پیشنهاد کرده اند که از آن جمله بهره از ادعیه و اذکار خاصی از جمله (لا اله الا ا…) و (لا حول و لا قوه الا باا …) می باشد که در حقیقت ما حصل همه آن روش ها را می توان در "ذکر خدا" خلاصه کرد.
در منابع علمی جدید، برای متوقف کردن افکار وسواسی ، علاوه بر درمان های دارویی و حتی قبل از آن، از روش های خاصی استفاده می شود که مهم ترین آنها روش "توقیف فکر" نام داد و بدین ترتیب است که از بیمار خواسته می شود که به طور عمد افکار وسواسی خود را آزاد بگذارد و در این بین ناگهان درمانگر با صدای بلند و بیزار کننده، فریاد می زند: ایست!؟! به نظر می رسد این عمل جریان فکر وسواسی را متوقف می کند. (۴)
با این وصف برخی از اذکار و توجهات حین نماز، نه تنها با این قبیل روش ها قابل مقایسه است، بلکه بسیار موثرتر به نظر می رسد.
استفاده زبان و ذهن از ذکر "غیر المغضوب علیهم و لا الضالین" که جدایی راه مؤمن را از ابلیس و شیطان نشان می دهد، دست کم ده بار، طی نمازهای یومیه و فیض بردن از سوره مبارکه "ناس" بعد از حمد، بخصوص توجه آیات شریفه "من شر الوسواس الخناس، الذی یوسوس فی صدور الناس" به عنوان عواملی قدرتمند در توقف افکار وسواسی مطرح هستند.
همان طور که اشاره شد ائمه معصوم (علیهم السلام) که پزشکان حقیقی بشرند، برای دوری از وسواس "ذکر خدا" را پیشنهاد کرده اند و این فرمان الهی است که:
(اقم الصلوه لذکری) "برای ذکر من نماز را به پا دارید".
پی نوشت :
(۱) بحار الانوار. جلد ۶۹، صفحه ۱۲۴، حدیث ۲
(۲) ترجمه سیناپس کاپلان ـ سادوک ـ جلد ۲ـ ص ۵۱۹
(۳) همان منبع ص ۵۲۱
(۴) روانپزشکی لینفوردریس ـ ص ۳۰۲
/س
راسخون
سهمیه دعاتون را نسوزونید!
سهمیه دعاتون را نسوزونید!

شام دوشنبه پای نماز و سخنرانی آیت الله ناصری در مسجد کمر زرین بودم.
حاج آقا در مورد دعا صحبت میکردند.
میگفتند وقتی بعد از نماز مهر را برمیدارید و فرار میکنید ملائکه تعجب میکنند که آقا کجا میری؟ چرا نمینشینی، دعا بکنی؟
و توضیح میدادند که در روایت داریم بعد از هر نماز واجب دو دعای مستجاب سهمیه آدم است.
میگفتند یکی از این دعاها را برای امام زمان علیه السلام و دیگری را برای حوائج خودتان در نظر بگیرید و از این سهمیه، روزی ده تا دعای مستجاب بعد از پنج نوبت نمازهای واجب، نگذرید و این قدر زود از سر جانماز بلند نشوید.
میگفتند دعا سرمایهای نمیخواهد و آثار فراوان دیگری از جمله زیاد شدن رزق، دفع بلا و ... هم دارد که البته این نکات را با استفاده از روایات توضیح میدادند.
آیت الله ناصری از شاگردان مرحوم سید محمد کشمیری و از علمای اخلاق کاردرست اصفهان هستند.
از وبلاگ "نفسانیات یک من" nafsaniat.blogfa
تنظیم : گروه دین و اندیشه – حسین عسگری
دلتان را با نماز لحیم کاری کنید!
استاد حائری شیرازی در تفسیر آیه شریفه « اَنْ طَهِّرا بَیْتِی لِلطائِفِیْنَ وَ الْعاکِفِیْنَ... »( بقره/125)گفتند که:
«بیت»هر چه دارد از«طهارت» است . هم طهارت ظاهری و هم طهارت باطنی .
همانطوری که این«نماز»را که انسان می خواند یک طهارت ظاهری دارد به نام«وضو»و یک طهارت باطنی که عبارت است از تطهیر«قلب» از صفات و خصال مذموم.
«لحیم کارها»وقتی که می خواهند چیزی را لحیم کنند، ابتدا جای لحیم را با اسید شستشو می دهند.
چون اگر شستشو داده نشود لحیم را قبول نمی کند .
«تطهیر»به منزله آن اسیدی است که ابتدا مصرف می کنند. اگر آن تطهیر واقع نشود آن لحیم صورت نمی گیرد.
و اینک ادامه بحث ...
اگر «گوینده»عامل به کلام خود نباشد کلام او«بی نطفه» است، یعنی اگر بکاری هم سبز نمی شود . پس این«طهارتی»که در آیه ذکر می کند بسیار مهم است .
لعاب کاری دل با حسنات
...اینکه می گویند اگر کسی با کسی قهر باشد نمازش قبول نمی شود، یعنی این حالت«قهری»مثل همان گرد و غباری است که بر روی دل قرار دارد و در این صورت کلمات به زمین می ریزد و به دل نمی چسبد.حتی انسان وقتی هم که می خواهد«موعظه»کند اگر یک خطوراتی در موعظه خود داشته باشد حکم گرد و خاک خواهد داشت، و دیگر به دل نخواهد چسبید و از دلها خواهد لغزید .
اگر«انسان»به«قول»خود عمل کند این به آن می ماند که گرد و خاک را از روی کوزه بردارند. از این جهت است که اگر عمل به قول نشده باشد می لغزد .
شما مثلا اگر دندان های خود را مسواک نکنی اما به بچه های خود بگویی که بچه ها ! دندانهایتان را مسواک کنید !
خوب،طبیعی است که در چنین صورتی بچه ها می شنوند اما عمل نمی کنند . اما اگر شما مقید باشید به اینکه مرتب مسواک کنید این حرف شما بر دل او خواهد نشست، و گویی که این نصیحت شما با قلب او لحیم خواهد شد و این لعاب کلام تو به کوزه دل او خواهد چسبید .
«نماز»که انسان می خواند بیشتر برای آن است که خود را لحیم کاری کند و خود را لعاب بدهد .
بیشتر برای آن است که این کلمات در قلب او کاشته شود .نماز«کاشتن»کلام خدا در«دل» است .
این«دل» انسان مثل«مزرعه» است،
چطور اگر در مزرعه تخم گیاه بپاشی تبدیل به یک درخت می شود !
در دل انسان نیز اگر«کلمه» ای بکاری«سبز» خواهد شد.
«کلمه»مثل«بذر» است ، و «دل»مثل«زمین» !
در زمین اگر بذر کاشته شود تبدیل به درخت خواهد شد .
در دل هم اگر کلام کاشته شود، همین کلام در دل سبز خواهد شد .
پس یادت باشد که هر کلمه ای که در قرآن و یا نماز می خوانی حاوی یک بذری است که در دل خود می کاریم .
این«دل»ما«بهشت» آینده ماست !
و ما در «آینده»می بایست در«دل»خود زندگی کنیم !
در آینده این دل ما است که می شود«بهشت»ما !
و همین دل هست که می شود«جهنم»ما !
یک شاعر ترکی شعری به ترکی دارد که مضمونش این است که:
زاهد، به من دروغ نگو، در جهنم آتش نیست .
آنهایی که در جهنم می سوزند از اینجا آتش می برند .
بله، انسان در قلب خود«بهشت»یا«جهنم» درست می کند .
هر کلمه ای که انسان برای هوای نفس بگوید در دل خودش هیزم آتش کاشته است، وهر کاری را که برای خدا انجام بدهد در دل خودش بذر درختان بهشتی را کاشته است .
و این«اعمال» انسان است که فردا«مجسم»می شود .
عمل انسان است که فردا دست مایه عذاب وی خواهد شد !
و عمل اوست که مایه رحمت است .
و خود«انسان»همیشه در«قلب» خود زندگی می کند .
پس بذری که انسان می کارد باید نطفه دار باشد، وگرنه چیزی از آن سبز نخواهد شد .
کلامی هم که انسان می گوید اگر خودش به حرف خودش عمل کند این کلام نطفه دار خواهد بود؛
یعنی وقتی که کاشته می شود سبز خواهد شد .
اگر «گوینده»عامل به کلام خود نباشد کلام او«بی نطفه» است، یعنی اگر بکاری هم سبز نمی شود .
پس این«طهارتی»که در آیه ذکر می کند بسیار مهم است .
می گوید:«بیت» اگر بخواهد سازنده باشد با وجود اینکه بیت را خدا ساخته است، و بیت، بیت خداست اما با همه اینها اگر آلوده باشد ثمر نخواهد داد .
ادامه دارد...
تنظیم برای تبیان: شکوری
تاثیر نماز بر زخم های گوارشی

"زخم معده" و"زخم اثنی عشر" از شایع ترین موارد مراجعه ی افراد به پزشکان داخلی و جراحان به حساب می آید که در بروز این مشکلات، عوامل مختلفی دخالت دارند. یکی از این عوامل، وجود نوعی میکروب به نام "هلیکو باکتر پیلوری" می باشد که در دستگاه گوارش عده زیادی از مبتلایان به زخم های گوارشی، دیده شده است.
اما اعتقاد عامیانه ای در فرهنگ ایرانی وجود دارد، که مثلا وقتی مادرها یا مادربزرگ ها، از شلوغی و آزار بچه ها و نوه های خویش، به ستوه می آیند، خطاب به آنها می گویند: بس است دیگر! از دست تو زخم معده گرفتم!؟ صحت این صحبت عامیانه یعنی وجود ارتباط میان غم و غصه و بروز زخم های گوارشی، توسط منابع علمی جدید کاملا تایید می شود:
"مشاهدات بالینی طی سالیان طولانی نشان داده است، که علایم زخم های گوارشی ممکن است در اثر تغییرات هیجانی بیمار، یا تجربه شرایط استرس زای مختلف، شروع یا تشدید شود."(1)
در راستای این فکر، مطالعه ای که روی هزاران نفر از افراد خوانده شده برای خدمت سربازی در ایالات متحده آمریکا، انجام گرفته است، نشان می دهد که زخم های گوارشی بیشتر در افرادی پیدا می شود که هم میزان ترشحات معدی(به خصوص اسید معده) در آنها بالاتر از حد طبیعی است، وهم دچار برخی واکنش های هیجانی هستند که باعث ایجاد زخم گوارشی درآنها می شود.(2)
در این مورد"فرانس الکساندر" به ترسیم شخصیت های خاصی از نظر روانی می پردازد که زخم های گوارشی در آنها بیشتر بروز پیدا می کند.(3)
به این ترتیب این مجموعه نکات را باید در ایجاد تسکین روانی در مبتلایان به زخم های گوارشی، در نظر داشت.
با این اوصاف می توان توجیه کرد که عوامل تسکین دهنده ی روان،(به خصوص در صدر آنها عوامل مذهبی) می توانند نقش عمده ای در کاهش دادن زمینه ابتلا به زخم های گوارش ایفا کنند و در این مورد در کشور ما جای تحقیق ها و پژوهش های جامع آماری، که به مقایسه معنی دار میان نمازگزاران و تارک الصلوه ها، در مورد میزان ابتلا به بیماری های مورد بحث، در طب روان تنی، از جمله زخم های گوارشی بپردازند، به شدت خالی است.
اما آنچه که با استناد به شواهد نظری می توان استنتاج کرد(یعنی با روشی که نویسنده این مجموعه مقالات با توجه به امکانات محدود خود، ناگزیر به آن بوده است) این است که:
"نماز به عنوان یک واکسن قدرتمند در ایمنی بخشی در مقابل استرس ها و ناملایمات زندگی و ایجاد احساس امنیت روانی در اشخاص و مهم تر اینکه با ایجاد ثبات در شخصیت و برقرار کردن تعادل روانی، می تواند اثر شگرفی بر همه مشکلات جسمی، که به شدت تحت تاثیرات روانی هستند بگذارد.
دکتر مجید ملک محمدی
تبیان
مژده: ابزار تست قبولی نماز؛ با استفاده آسان!
عن ابى عبد الله: من احب ان یعلم : اقبلت صلوته ام لم بقتل ؟ فلینظر هل منعته صلوته عن الفحشاء و المنکر؟ فبقدر ما منعته قبلت منه
امام صادق علیه السلام فرمودند: هر کس مى خواهد بداند نمازش قبول شده است یا نه ، باید ببیند آیا نمازش او را از، گناهان بازمیدارد؟ به هر اندازه باز دارنده باشد به همان اندازه نماز او پذیرفته شده است .
بحارالانوار ، ج 82 ، ص 198
تبیان
تاثیر نماز بر کارآمدی چرخش خون در مغز
نویسنده: دکتر عبدالله محمد نصرت(متخصص جراحی عمومی)
ترجمه: حمیدرضا غریبرضا
این مقاله، ترجمه ی خلاصه ی این تحقیق است که در نشریه الاعجاز العلمی منتشر شده است. نویسنده ی محترم اصل مقاله را در 60 صفحه نگاشته و در هفتمین همایش جهانی اعجاز علمی در امارات در تاریخ 4-1 صفر 1423(25-22 مارس 2004) ارایه نموده است.
دیده شده بسیاری از مسلمانان بزرگسال که از زمان کودکی به اقامهی نماز مشهور بوده اند، در سن پیری و با داشتن عمرهای بالا، تا حد زیادی از سلامت جسمانی و عقلی قابل قبولی برخوردارند.
این پژوهش، تلاشهای علمی انجام شده را بررسی نموده، با تحلیل و بهرهبرداری از دستآوردهای این تحقیقات، به دنبال رسیدن به هدف مقاله است. هدف این تحقیق، توجه دادن به حقیقتی مهم است: عبادتهای اسلامی فواید جسمی روشنی برای بدن انسان دارد. این پژوهش به دنبال بیان تاثیرات مثبت حرکات نماز در چرخش خون در مغز و مقارنهی تاثیرات نماز با تاثیر جایگزینهای آن در اثر انجام ورزش است به ویژه این که انجام ورزش یکی از وسایل متعارف برای حفظ سلامتی بدن است، در این تحقیق به دستآورد پژوهشهای انجام شدهی دیگر در گذشته، تکیه شده. بیشتر این تحقیقات برگرفته از تلاشهای علمی اندیشمندان جهان غرب میباشد به همین دلیل هم میتوان این پژوهش را، نامهای سرگشاده به جهان غرب دانست.
این پژوهش به بررسی فایدهی فرمان الهی به شروع نماز، در سن کودکی میپردازد. آغاز نماز در این سن، باعث میشود کودک، نماز را به خوبی به جا آورد و به انجام نماز به شکل صحیح، عادت کند. انجام صحیح حرکات نماز، باعث پدید آمدن بیشترین تاثیرات مطلوب بر بدن خواهد شد.
با توجه به این که مغز یکی از مهمترین اعضای بدن به شمار میرود، وظیفهی آن به میزان زیادی به جریان چرخش خون بستگی دارد. جریان چرخهی خون، تغذیه کنندهی مغز میباشد. چرخهی خون ویژگیهایی دارد که همین ویژگیها نشاط و پویایی مغز را تامین میکند. یکی از این ویژگیها وجود چرخهی ذخیرهای است که در مواقع اضطراری و مورد نیاز، به کار میافتد.(1)
همچنین دارای نظامی خودکار برای تنظیم چرخهی خون در مغز میباشد که ثبات جریان خون به مغز را در شرایط گوناگون تضمین میکند.(2)
بر اساس تحلیل انجام شده در این پژوهشها، مشخص شده که گونههای مختلف ورزش به چرخهی خون در مغز آسیب میرساند. به عکس نماز که یکی از وظایف دینی اسلامی است، فواید بسیاری در این زمینه دارد. ورزش بدنی از این جهت که خون را به شکل مستقیم از مغز سرقت میکند و برای تغذیهی عضلات دیگر به کار میگیرد، به چرخهی خون در مغز ضرر میزند. این تغذیهی عضلانی به حساب تغذیهی خونی مغز گذاشته میشود.(3)
همچنین در نتیجهی سرعت گرفتن عملیات تنفسی در هنگام انجام ورزش، معدل دیاکسیدکربن در خون، پایین میآید که پیامد آن، آرامتر شدن جریان خون به سمت مغز است، زیرا نسبت دیاکسیدکربن در خون یکی از مهمترین عوامل جریان خون به سمت مغز به شمار میآید.(4)
گزارشهای علمی فراوانی وجود دارد که حاکی بیهوشی ورزشکاران هنگام فعالیت ورزشی یا بلافاصله بعد از ورزش است، در حالی که این بیهوشیها هیچ گونه سابقهی بیماری قلبی را به همراه نداشته. این گزارشها نیز آسیبرسانی ورزش به فرآیند خون رسانی مغزی را تایید میکند.(5)
همچنین گزارشهای گوناگون دیگری، بیانگر پایین آمدن نیروهای اعتدالی در بسیاری از ورزشکاران میباشد که سرزنش بیشتری را نسبت به مسالهی ورزش برانگیخته است.(6)
اضافه بر این سکتههای قلبی متعدد در هنگام ورزش - در ورزشکاران بیمار و ورزشکاران سالم- تاییدگر نظریهی آثار نامناسب برخی ورزشهای خشن میباشد.(7)
از سوی دیگر به نظر میرسد، حرکات نماز بر جریان خون در مغز، تاثیرات مثبت فراوانی داشته باشد. در هنگام سجده با متمایل شدن سر به سمت پایین، جریان خون به سمت مغز افزایش مییابد همچنین خم شدن بدن بر روی خود هنگام سجده، به جهتگیری خون از اطراف بدن به سمت اعضای درونی و مغز کمک میکند.(8) اضافه بر این،هنگام سجده و تمایل سر به سمت پایین، معدل دیاکسیدکربن در خون به شکل فیزیولوژیک افزایش مییابد. این حالت در نتیجهی فشار اعضای دستگاه گوارشی بر ریه پدید میآید. بالا رفتن نسبت دیاکسیدکربن در خون باعث اضافه شدن جریان خون به سمت مغز خواهد شد.(9)
همچنین خمشدن مکرر سر به پایین در هنگام رکوع و سجود؛ سپس بالا آمدن سر هنگام ایستادن و نشستن، کمک میکند از نظام خودکار توازن جریان خون به مغز، مراقبت بیشتری شود. مشهور این است که این نظام خودکار اعتدالی، با افزایش سن، فرسوده میشود.(10)نظام خودکار توازن جریان خون در مغز، در هنگام سجده، عکسالعمل دو گانهای از خود نشان میدهد: در ابتدای سجدهی، مانع جریان خون اضافه به مغز میشود. این حالت باعث آمادگی مغز برای دریافت جریان بیشتر خون میشود. جلوگیری ابتدایی از جریان خون به مغز به جریان چرخش احتیاطی خون به مغز، این فرصت را میدهد تا برای فعالیت و عملکرد خود آماده شود. در مرحلهی بعد، به خون اضافه اجازه داده میشود به سمت مغز جریان پیدا کند و سرانجام در جایگاههای ذخیره خون توزیع شود. به این صورت، از این کارکرد مهم احتیاطی مراقبت میشود. کارکردی که بنابر مشهور با افزایش سن و پیری، تضعیف میشود و چه بسا بیتوجهی و عدم به کارگیری هم در این ضعیف شدن موثر باشد.(11)
این عکسالعمل دوجانبهی نظام خودکار چرخش خون در مغز، در هنگام سجده، ما را به سمت فهم بهتری از فایدهی انجام فرمان الهی در نماز هدایت میکند. از نظر فقهی حرکات نماز باید به گونهای با آرامش انجام شود که از انجام این حرکات مطمئن شویم. تنها در این صورت است که فایدهی مطلوب حرکات نماز نسبت به چرخش خون در مغز به دست میآید. با انجام آرام حرکات نماز به هر یک از عکسالعملهای چرخش خونی فرصت دادهایم تا متناسب با هر یک از حرکات نماز، در مجرای صحیح خود قرار بگیرد.
بر اساس توضیحات بالا، روشن میشود که نماز در اسلام، تاثیرات روشنی بر جریان خون در مغز دارد، از انجام وظیفهی جایگاههای ذخیرهی خون در مغز و همچنین از نظام خودکار چرخش خون در مغز محافظت مینماید.
این تحقیق مدعی فهم علت وجوب حرکات نماز در اسلام نیست. شاید رسیدن به چنین فهمی برای هیچکس عملی نباشد ولی در عین حال تلاش دارد برخی تاثیرات ناشناختهی نماز بر چرخش خون در مغز را ملموس نماید. بر اساس گفتههای بالا، میتوان نتیجه گرفت چند لحظه سجده در بارگاه الهی میتواند بسیاری از آثار مضر فعالیتهای روزانه و ورزش را بر چرخش خون در مغز، از بین ببرد و از انواع تمرین های مختلف ورزشی بی نیاز سازد.
علی رغم بیان این فواید روشن، این تاثیر، تنها فایدهی جسمی نماز نیست، چه این که اگر تمام فواید جسمی نماز را هم در نظر بگیریم، این فواید برترین فایدهی نماز نخواهد بود. در حقیقت فواید معنوی نماز را باید بزرگترین نوآوری این واجب الهی دانست.
در پایان لازم به تذکر است که هدف این پژوهش، تشویق به ترک ورزش نیست؛ بلکه در دورهای که اشتیاق به پزشکی جایگزین و درمانهای طبیعی در حال رشد است، نگاهها را به توجهی جدیتر به سوی اسلام و رسالت بزرگ آسمانی آن فرامیخواند، اسلامی که تمامی فرمانهایش به مصلحت انسان است.
منبع : تبیان همدان
نماز پیوند با خدا و پیوند با خلق
واقیمواالصلواه واتواالزکوه و ما تقدموا لانفسکم من خیر تجدوه عند الله ان الله بما تعلمون بصیر
نماز را به پا دارید و زکات را اداکنید (با این دو وسیله روح و جسم اجتماع خود را نیرومند سازید و بدانید ) هر کار خیری برای خود (در سرای آخرت) از پیش می فرستید آن را نزد خدا خواهید یافت خداوند به اعمال شما آگاه است
منبع : سوره بقره ،آیه 110
نظرات ()
