هر چی بخوای داریم

هر چی که بخوای

آقا! اسم اعظم خدا چیست؟

شخصی خدمت یکی از علمای بزرگ آمد و گفت: «آقا! اسم اعظم خدا چیست؟» عالم بزرگوار او را در نزد خود نگه داشت تا اینکه در یک شب بسیار سرد آن مرد را صدا زد و فرمود: همین الان به فلان نقطه از بیابان کنار شهر برو در آنجا چاهی وجود دارد یک مقدار از آن چاه آب بیاور، این بنده خدا به راه افتاد و خود را به آن چاه رسانید و مقداری آب برداشت و برگشت. در مسیر بازگشت ناگهان شیر درنده‏‏ای مقابلش ظاهر شد او دست و پای خود را گم کرد و نگران و مضطرب شد فریاد زد «(بسم‏الله الرحمن الرحیم) یا الله» و به زمین افتاد و غش کرد وقتی به هوش آمد دید از آن شیر خبری نیست خود را به منزل آن عالم بزرگوار و اهل معنی رسانید عالم به او فرمود: «چرا اینقدر دیر کردی؟»

آن مرد جریان را برای عالم تعریف کرد عالم فرمود: همین کلمه‏ ای را که گفتی خودش اسم اعظم خدا بود چون از صمیم دل و در حالت اضطرار بیان شده بود، شرایطش باید فراهم گردد تا به هدف اجابت برسد شما هم در آن حالت ترس و دلهره و اضطراب دل از همه بریدی سیم دل خود را از همه قطع نمودی و به خدا متصل کردی و گفتی: «(بسم‏الله الرحمن الرحیم) یا الله» شرایط فراهم شد و دعایت مستجاب گردید.*

_______________

*ر.ک: داستانهایی از بسم الله الحمن الرحیم، 2/81_80

منبع: هزار و یک حکایت قرآنی، محمد حسین محمدی

 


 

 

تنظیم برای تبیان: شکوری_کارشناس بخش قرآن

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۸:٤٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳۸۸/۱٠/٢٦

ذکر « الله » موجب تنظیم ضربان قلب می شود

شیعه آنلاین: یک پژوهشگر هلندی غیرمسلمان اخیرا تحقیقی در دانشگاه آمستردام انجام داده و به این نتیجه رسیده که ذکر کلمه جلاله "الله" و تکرار آن، موجب آرامش روحی می‌شود و استرس و نگرانی را از بدن انسان دور می‌کند.

این پژوهشگر غیرمسلمان هلند می‌گوید: پس از انجام تحقیقاتی سه ساله که بر روی تعداد زیادی مسلمان که قرآن می‌خوانند، به این نتیجه رسیدم که ذکر کلمه جلاله "الله" و تکرار آن، موجب آرامش روحی می‌شود و استرس و نگرانی را از بدن انسان دور می‌کند و نیز به تنفس انسان نظم و ترتیب می‌دهد.

وی در ادامه افزود: بسیاری از این مسلمان که روی آنان تحقیق می‌کردم از بیماری‌های مختلف روحی و روانی رنج می‌بردند. من حتی در تحقیقاتم از افراد غیرمسلمان نیز استفاده کرده و آنان را مجبور به خواندن قرآن و گفتن ذکر "الله" کردم و نتیجه باز هم همان بود. خودم نیز از این نتیجه به شدت غافلگیر شدم زیرا تأثیر آن بر روی افراد افسرده، ناامید و نگران، تأثیری چشمگیر و عجیب بود

یک پژوهشگر هلندی غیرمسلمان اخیرا تحقیقی در دانشگاه آمستردام انجام داده و به این نتیجه رسیده که ذکر کلمه جلاله "الله" و تکرار آن، موجب آرامش روحی می‌شود و استرس و نگرانی را از بدن انسان دور می‌کند.

این پژوهشگر غیرمسلمان هلند می‌گوید: پس از انجام تحقیقاتی سه ساله که بر روی تعداد زیادی مسلمان که قرآن می‌خوانند، به این نتیجه رسیدم که ذکر کلمه جلاله "الله" و تکرار آن، موجب آرامش روحی می‌شود و استرس و نگرانی را از بدن انسان دور می‌کند و نیز به تنفس انسان نظم و ترتیب می‌دهد.

وی در ادامه افزود: بسیاری از این مسلمان که روی آنان تحقیق می‌کردم از بیماری‌های مختلف روحی و روانی رنج می‌بردند. من حتی در تحقیقاتم از افراد غیرمسلمان نیز استفاده کرده و آنان را مجبور به خواندن قرآن و گفتن ذکر "الله" کردم و نتیجه باز هم همان بود. خودم نیز از این نتیجه به شدت غافلگیر شدم زیرا تأثیر آن بر روی افراد افسرده، ناامید و نگران، تأثیری چشمگیر و عجیب بود.

این پژوهشگر هلندی همچنین گفت: از نظر پزشکی برایم ثابت شد که حرف الف که کلمه "الله" با آن شروع می‌شود، از بخش بالایی سینه انسان خارج شده و باعث تنظیم تنفس می‌شود، به ویژه اگر تکرار شود و این تنظیم تنفس به انسان آرامش روحی می‌دهد. حرف لام که حرف دوم "الله" است نیز باعث برخورد سطح زبان با سطح فوقانی دهان می‌شود. تکرار شدن این حرکت که در کلمه "الله" تشدید دارد نیز در تنظیم و ترتیب تنفس تأثیرگذار است. اما حرف هاء حرکتی به ریه می‌دهد و بر دستگاه تنفسی و در نتیجه قلب تأثیر بسیار خوبی دارد و موجب تنظیم ضربان قلب می‌شود.
راسخون
  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٥:٢۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳۸۸/۸/۱٦

اذکار آسمانی و نتایج آن

                                       

در روایات ذکر شده که هفت پیغمبر، هفت کلمه گفتند و هر یک به سعادتی رسیدند. که عبارتند از:

1. حضرت آدم(علیه‎السلام) گفت: «الحمدالله»، فرمان رسید که «یرحمک ربک»

2. حضرت نوح(علیه‎السلام) گفت: «بسم الله»، حق او را از طوفان نجات داد .

3. حضرت ابراهیم(علیه‎السلام) گفت: «حسبی الله»، حق او را از آتش نمرود نگاه داشت . 

4. حضرت اسماعیل(علیه‎السلام) گفت: «ان شاء الله»، از بریده شدن گلو نجات یافت . 

5. حضرت موسی(علیه‎السلام) گفت: «لا حول ولا قوة الا بالله»، از شرّ فرعون رهایی یافت . 

6. حضرت یونس(علیه‎السلام) گفت:«لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین»، از شکم ماهی آزاد شد .

7 . و حضرت رسول اکرم محمد مصطفی(صلی الله علیه و آله) صاحب اسم سلام و ذکر سلام بود، «سلام قولا من رب رحیم» که در معراج خطاب آمد «السلام علیک ایها النبی و رحمة الله و برکاته» که صاحب شفاعت کلی شد . 

 

برگرفته از کتاب یاران معرفت، سید مصطفی علوی، ص 45 .

گروه دین و اندیشه تبیان، هدهدی.

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٥:۱٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸۸/٧/٩

فرق بین عفو و غفران الهی

وقتی می‎خواهیم برخی لغات عربی را به فارسی ترجمه کنیم، به ظاهر به نظر می‎رسد که یک ترجمه دارند ولی وقتی به کتاب لغات مراجعه می‎کنیم، در می‎یابیم که معانی مختلفی دارند. از جمله این لغات «عفو» و «غفران» است . 

«غفر» یعنی پوشاند، پنهان کرد، خاک ریخت. وقتی حیوانی می‎میرد اگر در خاک دفن نشود بوی نامطبوعی از خود منتشر می‎کند که غیر قابل تحمل است. ولی وقتی آن لاشه در خاک شود، بوی نامطبوعش نیز از بین می‎رود. وقتی گناهی از انسان سر می‎زند در باطن بوی نامطبوعی از خود به جا می‎گذارد که انسان وقتی از خداوند، طلب مغفرت می‎کند یعنی می‎خواهد که خداوند بر روی گناهانش خاک بریزد تا بوی نامطبوعش از بین برود و بخشیده شود. و اصطلاحا اینگونه ترجمه می‎شود: خدایا بر روی گناهانم خاک بریز .

 
تفاوت بین عفو و غفران 

"غفران" الهی، همه‏ گناهان و آثار سوء تیرگی‎هاى آنها را از میان مى‏برد، حجاب‎ها را برطرف کرده و نقائص وجودى انسان را برطرف می‎کند. اما متاسفانه کمتر کسى هست که بداند غفران یعنى چه، و نیاز به آن، چه معنایى دارد، و چگونه مى‏شود که غفران الهى، همه‏ مشکل‎ها را حل، و فاصله‏ها را از میان بردارد؟ 

عفو یعنی بخشش از نوع اول. وقتی از خدا طلب عفو می‎کنیم یعنی این که گناهان ما را ببخشد. و اگر مورد قبول واقع شود، خدا فقط می‎بخشد و دیگر کاری به ما ندارد و محبت و لطفش را از ما دریغ می‎دارد.

ولی اگر پس از بخشش خطا و گناهمان، لطف و محبتش را شامل حالمان نماید؛ غفران نام می‎گیرد. 


این تفاوت را با مثالی بیان می‎کنم:

فرض کنید که در حق یکی از دوستان، بدی کرده‎ایم. حال می‎خواهیم از او طلب بخشش کنیم. که این بخشش به دو صورت است: 

1- می‎گوید: می‎بخشمت اما دیگر نمی‎خواهم ببینمت و دوستی‎امان به پایان می‎رسد و به زبان عامیانه یعنی دیگه جلوی چشمم نباش.

2- می‎گوید: می‎بخشمت و از آن پس به ما محبت می‎کند و لطف و صفا دارد. و انگار که هیچ اتفاقی نیافتاده است.

عفو یعنی بخشش از نوع اول. وقتی از خدا طلب عفو می‎کنیم یعنی این که گناهان ما را ببخشد. و اگر مورد قبول واقع شود، خدا فقط می‎بخشد و دیگر کاری به ما ندارد و محبت و لطفش را از ما دریغ می‎دارد.

ولی اگر پس از بخشش خطا و گناهمان، لطف و محبتش را شامل حالمان نماید؛ غفران نام می‎گیرد. 

نتیجه این که: عفو الهى، نادیده گرفتن و به حساب نیاوردن لغزش‎ها و خطاها و عیب‎ها، و محو آثار نامطلوب آنهاست. 

و غفران الهى عبارت است از افاضات و رحمت‎هایى که به دنبال نادیده گرفتن لغزش‎ها و خطاها و عیوب، متوجه انسان مى‏گردد و او را تکمیل مى‏کند و نقایص و عیوب وجودى وى را برطرف مى‏نماید. 

غفران بعد از عفو است. عفو نادیده گرفتن بدی‎هاست و غفران، برطرف کردن آنها از وجود گناهکار و تبدیل آنها به خوبی‎ها و کمالات است. 

عفو الهی، انسان را از سقوط و هلاکت نجات مى‏دهد و غفران الهى، به گناهکار پر و بال عطا مى‏کند و بالا می‎برد. 

لذاست که اگر عفو و گذشت خدا نباشد، انسان با شکست روبرو شده و کنار زده مى‏شوند، و اگر غفران خداوند نباشد، آنها پیشرفت بازمانده و متوقف مى‏گردند. 

 

پس حواسمان باشد که در دعاهایمان، از خدای مهربان بخواهیم که عفو و مغفرتش را توامان شامل حالمان نماید. 

 

منابع:

لغتنامه دهخدا

لغتنامه معین

  گروه دین و اندیشه سایت تبیان

  مهری هدهدی

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳۸۸/٦/۱٥

سه هزار نام در سه نام

بعضی گفته اند :

خدای متعال 3 هزار نام دارد ، هزار نام مخصوص فرشتگان مقرّب است که آنان می دانند .

هزار نام مخصوص پامبران

و نهصد و نود و نه نام مربوط به امّتهاست .  

خدای سبحان از آن سه هزار نام ، یک نام را برای خود برگزیده و هیچ ملک مقرّب و نبیّ مرسلی از آن خبر ندارد و این اسم را مخزون و سِرّ مکنون می گویند .  

از آن نهصد و نود و نه اسم که سهم امّت هاست ، سیصد اسم در تورات ذکر شده است

و سیصد اسم در زبور

و سیصد اسم در انجیل  

و نود و نه اسم در قرآن

و چون امّت محمد (ص) بهترین امّت هاست ، خداوند مجموع معانی آن سه هزار نام را در سه اسم خود که در « بسم الله الرحمن الرحیم » - الله ، رحمن ، رحیم - وجود دارد ، به ودیعه نهاده و هر یک را به معنای هزار اسم خود قرار داده و به امّت اسلام ارزانی داشته تا هر بنده ای که این سه اسم و معانی آنها را بداند ، چنان باشد که تمامی نامهای خداوند را خوانده و دانسته است .

دهندش ز هر خرمنی خوشه ای          بیابد ز هر گوشه ای توشه ای

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٤٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸۸/٥/۱٢