هر چی بخوای داریم

هر چی که بخوای

نظر قرآن درباره موسیقی چیست؟

موسیقی

 

آیا در قرآن آیه ای درباره موسیقی آمده است؟

موسیقی و غنا از جمله مواردی هستند که آیات قرآن به آن اشاره کرده است. در سوره لقمان آیه شش می خوانیم: «و بعضی مردم خریدار سخنان بیهوده و سرگرم کننده اند تا بی هیچ عملی دیگران را از راه خدا گمراه کنند و آن را به سخره گیرند؛ آنان برایشان عذابی خوارکننده است».

در اسلام آهنگ هایی که متناسب با مجالس گناه باشد حرام است ولی اگر آهنگی مفاسد فوق را نداشت مشهور فقها می گویند: «شنیدن آن مجاز است».

در سوره حج، آیه 30می خوانیم: «واجتنبوا قول الزور/ از سخن باطل دوری کنید».

امام صادق(ع) به یکی از اصحاب خود که هنگام قضای حاجت بیشتر توقف می کرد تا آواز و خوانندگی همسایه اش را بیشتر گوش کند، فرمود: «غسل توبه کن و هر چه می توانی نماز بخوان؛ چه بسیار بدحالتی بود اگر با این حال می مردی. کار زشت را به اهلش واگذار زیرا هر چیز، اهلی دارد».

آیت الله مکارم شیرازی در تفسیر آیه شش سوره لقمان درباره جایگزین های موسیقی می نویسد:

«برای برطرف کردن خستگی و ایجاد نشاط، راه های مناسب و سالمی وجود دارد، مانند سیروسفر، ورزش، دید و بازدید، گفت و گوهای علمی و انتقال تجربه و از همه مهم تر ارتباط با آفریدگار هستی که تنها آرام بخش دل هاست، چرا خود را سرگرم لذت هایی کنیم که پایانش ذلت و آتش است؟».

مجله همشهری آیه

 


 

 

تنظیم برای تبیان: الف_شکوری

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱:۱٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸۸/٩/٢٦

آیا انفاق به والدین واجب است؟

در قرآن کریم میخوانیم: یَسْئَلُونَکَ مَاذَا یُنفِقُونَ...از تو سؤال می‌کنند چه چیز انفاق کنند؟(بقره/215)

شخصى از ثروتمندان مسلمان خدمت رسول اکرم(صلى الله علیه وآله)رسید و عرض کرد: چه چیز انفاق کنم؟ محدوده انفاق تا کجاست؟ و به چه کسانى انفاق نمایم؟

(قُلْ مَا أَنفَقْتُمْ مِنْ خَیْر) در پاسخ به سؤال اوّل فرمود: هر چیز خیرى قابل انفاق است، بنابراین محدودیّتى در انفاق وجود ندارد، مال و ثروت، ملک و املاک کتاب و نوشتجات، تهیّه ابزار آزادى زندانیان بى گناه، آماده ساختن جهیزیّه دختران دم بخت، اداى دین مقروضان، نشر علم و دانش و آگاهیها، استفاده از آبرو و اعتبار براى حلّ مشکلات، انفاق وقت براى جلوگیرى از هم پاشیدن زندگى مشترک زن و شوهر، تأسیس و تعمیر مساجد، حسینیّه ها، مدارس دینى و غیر دینى، درمانگاهها و بیمارستان ها و خلاصه هر گونه کار خیرى داخل در محدوده انفاق است.

نتیجه این که خیر معناى وسیعى دارد که شامل تمام کارهاى خوب مى شود، و انفاق منحصر در امور مالى و مادّى نیست.

و در پاسخ به سؤال دوم ـ که به چه کسانى انفاق کنیم؟ ـ به پنج گروه اشاره مى کند:

والدین

1ـ فَلِلْوالِدَیْنِ; پدر و مادر اوّلین گروهى هستند که شایسته انفاقند. پدر و مادر در صورت نیاز و عدم قدرت بر رفع نیازمندیها، واجب النفقه فرزندان خویش هستند. فرزندان ـ اعمّ از پسر و دختر ـ هر کدام در حدّ وسع مالى خود، باید نیازهاى مالى والدین را برطرف سازند. یعنى همان گونه که انفاق بر همسر و فرزندان واجب و لازم است انفاق بر پدر و مادر نیازمند نیز واجب است، چرا که همه اینها واجب النفقه انسان هستند. و اگر به اندازه کافى و گذران زندگى و رفع نیازها اموالى دارند، سزاوار است براى توسعه زندگى و راحت تر زندگى کردن به آنها انفاق کنند.

 

2ـ وَالاَْقْرَبِینَ; دومین گروهى که خداوند دستور داده به آنها انفاق شود، بستگان و اقارب نسبى هستند. صله رحم فقط دید و بازدید و احوالپرسى نیست، بلکه یکى از مصادیق آن برطرف کردن نیازهاى بستگان و انفاق بر آنهاست.

3ـ وَالْیَتَامى; یکى از سفارشات پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) در خطبه شعبانیّه رسیدگى به یتیمان است. خداوند متعال نیز در این آیه شریفه نسبت به این موضوع سفارش و تأکید مى کند. ضمناً اگر کمک به ایتام بصورت برنامه اى منظّم و سازمان دهى شده صورت گیرد، همان گونه که بعضى از سازمان هاى متکفّلِ کمک به نیازمندان برنامه ریزى کرده اند، بى شک مفیدتر خواهد بود.

4ـ وَالْمَسَاکِینِ; مسکین به شخص نیازمندى گفته مى شود که در نهایت عُسرت و سختى به سر مى برد. این واژه از مادّه سکون گرفته شده، و علّت این نامگذارى این است که چنین شخصى به قدرى نیازمند و وامانده است که گویا به زمین افتاده و ساکن شده، و نمى تواند از جا برخیزد.

5ـ وَابْنِ السَّبِیلِ; واماندگان در راه و مسافران نیازمند و آبرومند، پنجمین گروهى هستند که نسبت به آنها سفارش به انفاق شده است. ابن السبیل کسى است که پول و توشه سفر خود را گم کرده، و یا سارقى از او به سرقت برده، و اکنون دست خالى و تهى دست در سفر نیازمند کمک و انفاق دیگران است، هر چند ممکن است در وطن فرد ثروتمندى باشد.

عجیب این که شخصى با تحمّل سختیهاى سفر و هزینه کردن مبالغ زیادى خود را به حرم امامزادگان یا امامان یا پیامبر(صلى الله علیه وآله) یا خانه خدا مى رساند تا بار خود را سبک و براى گناهان و خطاهایش چاره اى بیندیشد، و شخص بینوا و بیچاره اى حتّى در آن مکانهاى مقدّس، دست به سرقت مى زند و بارى بر بار گناهانش مى افزاید. این کجا و آن کجا!

 

(وَمَا تَفْعَلُوا مِنْ خَیْر فَإِنَّ اللهَ بِهِ عَلِیمٌ). سپس مى فرماید: نسبت به انفاق هایى که مى کنید لازم نیست مردم اطّلاع و آگاهى داشته باشند، بلکه کافى است خداوند متعال از آن مطّلع باشد، و خداوند نسبت به اعمال همگان آگاه است.

منبع: از تو می پرسند، آیت الله مکارم شیرازی

 


 

 

تنظیم برای تبیان: الف_شکوری

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٦:۳۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸۸/٩/۱٠

آیت الله مکارم: حرام شدن حج تمتع درصورت جدی شدن خطر آنفولانزا

حج تمتع موضوع مهمی است که به آسانی نمی توان از آن صرفنظر کرد البته خطرات نیز اگز حدی باشند نه تنها مانع استطاعت در حج می شود بلکه ممکن است آن سفر تبدیل به حرام شود.
مهر: حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در پاسخ به استفتاء سازمان حج و زیارت در مورد حج تمتع امسال و خطرات بیماری آنفلونزای خوکی که متوجه حجاج می شود گفت: اگر خطر آنفلوانزا جدی باشد نه تنها مانع استطاعات در حج می شود که ممکن است سفر حرام شود.
 
حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در پیامی گفت: حج تمتع موضوع مهمی است که به آسانی نمی توان از آن صرفنظر کرد البته خطرات نیز اگز حدی باشند نه تنها مانع استطاعت در حج می شود بلکه ممکن است آن سفر تبدیل به حرام شود.

بنابر این هرگاه این بیماری در حدفعلی باقی بماند یا مانند آن باشد مانع از حج تمتع نیست اما اگر با گذشت یکی دو ماه آینده اوضاع رو به وخامت بگذارد و خطر جدی شود آن زمان باید تصمیم بر جلوگیری گرفت. 

این مرجع تقلیید در این پیام ضمن آرزو برای سلامتی مسلمین تاکید کرده: از خداون متعال می خواهم این خطر را از همه مردم جهان به خصوص زوار بیت الله الحرام برطرف سازد و توفیق حج تمتع امسال را از عاشقان زیارت خانه اش سلب نفرماید.

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٤:٠٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸۸/٥/۳٠

آیت الله مکارم:تحریم عمره درصورت ادامه توهینها

یکی از مراجع تقلید با اشاره به بی احترامی وهابیون عربستان به زائران عمره گفت: این رفتارها سند عدم کفایت آنها برای نگهداری حرمین شریفین است و در صورتی که این مسئله با پیگیری مسئولان دولتی حل نشود عمره را تحریم خواهیم کرد.

به گزارش خبرنگار مهر در مشهد، آیت الله ناصر مکارم شیرازی در آخرین سخنرانی خود در حرم مطهر رضوی در تابستان امسال خواستار تشکیل جلسه کنفرانس اسلامی و تعیین گروهی برای اداره امور فرهنگی حرمین شرفین به نمایندگی از تمامی جهان اسلام شد.

این مرجع تقلید اظهار داشت: روح و جان شما در گرو اعمالتان است و اعمال بد شما زنجیری بر دست و پایتان است این زنجیرها را با استغفار شکسته و روح و جان خود را آزاد کنید.

مکارم شیرازی برترین اعمال در ماه رمضان را ورع و تقوا از حرام خدا دانست و افزود: ورع، لنگر کشتی ایمان در طوفانهای زندگی است از این رو به ویژه جوانان در جهت تقویت این لنگر باید تلاش کنند.

وی گفت: با اینکه تمام ایام عمر سر سفره خدا هستیم اما این گونه تعبیر می شود که روزه داران در ماه مبارک رمضان، میهمان خدا هستند پس معلوم می شود در سفره ای که از سوی خدا در این ماه گسترده می شود پذیرایی مخصوصی هست.

این مرجع تقلید با بیان اینکه تمام اعضای بدن روزه دار باید در حال روزه باشد گفت: این دستورات برای جناحهای سیاسی هم هست، از این ‌رو ماه رمضان فرصت خوبی جهت صلح و دوستی برای آنها که به اسلام و نظام وفادارند و در انتخابات دارای اختلاف سلیقه بوده و به هم اهانت می کردند است.

مکارم شیرازی خاطرنشان کرد: اسلام آیین دوستی و محبت است نه آیینی که بر سر جاه و مقام به هم ضربه بزنیم آن هم در شرایطی که دشمن شب و روز با رسانه های خود ما را تهدید می کند.

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱۱:۱۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳۸۸/٥/٢٤

آثار انتظار ظهور مهدى (ع) آیة الله مکارم شیرازى

بعضى از ناآگاهان چنین پنداشته‏اند که انتظار ظهور مهدى (ع) بر اساس آیات فوق(که درمقاله قبل آمده است) ممکن است سبب رکود و عقب ماندگى یا فرار از زیر بار مسؤولیتها و تسلیم در برابر ظلم و ستم گردد، چرا که اعتقاد به این ظهور بزرگ مفهومش قطع امید است از اصلاح جهان قبل از او حتى کمک کردن به گسترش ظلم و فساد است تا زمینه ظهور آن حضرت فراهم گردد.

این سخنى است که سالهاست بر سرزبان مخالفان و منکران قیام مهدى (ع) است و ابن خلدون به آن اشاره کرده است، درحالى که مطلب کاملا برعکس است و انتظار این ظهور بزرگ آثار بسیار سازنده‏اى دارد که در ذیل به طور فشرده مى‏آوریم تا معلوم شود آنها که چنین قضاوت کرده‏اند قضات عجولانه و حساب نشده‏اى است در برابر مساله‏اى که هم در قرآن مجید به آن شاره شده و هم در احادیث متواتره که در کتب معروف اهل سنت و منابع مشهور شیعه آمده با صراحت مطرح شده است .

ادامه مطلب

ادامه مطلب   
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۳:۱۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸۸/٥/۱٦

ظهورامام مهدى (عج) ازنگاه قرآن آیة الله مکارم شیرازى

اکنون به سراغ آیاتى مى‏رویم که به این ظهور بزرگ اشاره مى‏کند :

1- حکومت صالحان در زمین 

در سوره انبیاء مى‏خوانیم: ولقد کتبنا فى الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادى الصالحون - ان فى هذا لبلاغا لقوم عابدین :

«ما در زبور بعد از ذکر (تورات) نوشتیم (و مقرر داشتیم) که بندگان صالح من (حکومت) زمین رابه ارث مى‏برند در این سخن ابلاغ روشنى است براى گروه عبادت کنندگان»(انبیاء - 105 - 106)

این آیات، به دنبال آیاتى که پاداش اخروى صالحان را بیان مى‏کند قرار گرفته، و در واقع بیانگر پاداش دنیوى آنان است و پاداش بسیار مهمى که زمینه ساز سعادت‏و اجراى احکام الهى و صلاح و نجات جامعه انسانى است .

با توجه به اینکه «ارض» به طور مطلق تمام کره زمین و سراسر جهان را شامل مى‏شود(مگر اینکه قرینه خاص در میان باشد) این آیه بشارتى است در زمینه حکومت جهانى صالحان و از آنجا که این معنى در گذشته تحقق نیافته است باید در آینده در انتظار آن بود و این همان چیزى است که به عنوان «حکومت جهانى مهدى» از آن یاد مى‏کنیم .

این نکته نیز قابل توجه است که آیه مى‏گوید،«ما این وعده را در کتب انبیاء پیشین نیز نوشته‏ایم اشاره به اینکه این وعده تازه نیست بلکه امرى است ریشه‏دار که در مذاهب دیگر نیز آمده است .

منظور از «زبور» به احتمال قوى همان «زبور داود» است که مجموعه‏اى از مناجاتها و نیایشها و اندرزهاى داود پیامبر مى‏باشد که در کتب عهد قدیم (کتب وابسته به تورات) به عنوان «مزامیر داود» از آن یاد شده است .

جالب اینکه در همین کتاب مزامیر داود - با تمام تحریفاتى که در کتب عهد قدیم به مرور زمان صورت گرفته - باز این بشارت بزرگ دیده مى‏شود .

در مزمور 37 جمله 9 مى‏خوانیم :

«... زیرا که شریران منقطع مى‏شوند و اما متوکلان به خداوند وازث زمین خواهند شد، و حال اندک است که شریر نیست مى‏شود، هر چند مکانش را استفسار نمایى ناپیدا خواهد شد»!

و در جمله یازدهم همین «مزمور» آمده است:«اما متواضعان وارث زمین شده و از کثرت سلامتى متلذذ خواهد شد».

و نیز در همین «مزمور» در جمله 7 همین معنى با عبارت زیر آمده است :

«زیرا متبرکان خداوند وارث زمین خواهند شد اما ملعونان وى منقطع خواهند شد»

و در جمله 29 آمده است:«صدیقان وارث زمین شده ابدا در آن ساکن خواهند شد».

روشن است تعبیراتى مانند«صدیقان»،«متوکلان»،«متبرکان »و «متواضعان» اشاره به همان «مؤمنان صالحان» است که در قرآن آمده .

منظور از «ذکر» در آیه فوق نیز به اعتقاد بسیارى از مفسران تورات است و آیه 48 همین سوره انبیاء، به آن گواهى مى‏دهد: و لقد اتینا موسى و هارون الفرقان و ضیاء و ذکرى للمتقین:«ما به موسى و هارون چیزى که وسیله جدایى حق از باطل و روشنایى و یادآورى پرهیزگاران بود بخشیدیم».

بعضى نیز احتمال داده‏اند که منظور از«ذکر»، «قرآن »است، و از «زبور» تمام کتب انبیاى پیشین است (بنابراین معنى آیه چنین مى‏شود ما در تمام کتب انبیاى پیشین علاوه بر «قرآن» این بشارت را داده‏ایم...».

به هر حال این بشارت در پاره‏اى از ملحقات تورات مانند کتاب «اشعیاءنبى» نیز آمده است چنانکه در فصل یازدهم این کتاب مى‏خوانیم :

«ذلیلان رابه عدالت حکم، و براى مسکینان زمین به راستى تنبیه (و مایه بیدارى) خواهد بود.

کمربند کمرش عدالت 

و وفا نطاق میانش خواهد بود

و گرگ با بره سکونت داشته 

و طفل کوچک شبان ایشان خواهدبود...

زیرا که زمین از دانش خداوند مثل آبهایى که دریا را فرو مى‏گیرند پر خواهد شد!

در خود تورات نیز اشاره هایى به این معنى دیده مى‏شود از جمله درفصل 13 شماره 15 آمده است: «زمین را به یکى از اولاد ابراهیم مى‏دهیم اگر کسى غبار را بشمارد ذریت او را خواهد شمرد».

و در فصل 17 جمله 20 آمده است :او (اسماعیل) را برکت دادم و او را بارور گردانیده (فرزندانش را) به غایت زیاد خواهم نمود و دوازده سرور به وجود خواهد آورد و او را امت عظیمى خواهد داد»!.

به جمله دوازده سرور به وجود خواهد آورد که نشان مى‏دهد امامان و پیشوایان دوازده گانه همه از فرزندان او هستند توجه کنید .

و در فصل 18 جمله 18 آمده است:« جمیع اقوام دنیا در او متبرک خواهند بود».

و تعبیرات و اشارات دیگرى از این قبیل که ذکر همه آنها به طول مى‏انجامد.

* * * 

در روایات اسلامى - علاوه بر اشاره روشنى که در آیه فوق نسبت به قیام مهدى (ع) شده - نیز این مساله به طور صریح آمده است، از جمله مرحوم «طبرسى» در «مجمع البیان» در ذیل همین آیه از امام باقر (ع) چنین نقل مى‏کند :

«هم اصحاب المهدى فى آخر الزمان»:«آنها(بندگان صالحى را که خداوند در این آیه بعنوان وارثان زمین ذکر فرموده است) یاران مهدى (ع) در آخر الزمان هستند».

در تفسیر قمى نیز در ذیل آیه چنین آمده است :

«قال القائم و اصحابه»:«منظور از این آیه (قائم) و یاران او هستند».

شک نیست که بندگان صالح خدا ممکن است بخشى از حکومت روى زمین را در اختیار بگیرند، همانگونه که در عصر رسول الله (ص) و بعضى از اعصار دیگر واقع شد، ولى قرار گرفتن حکومت تمام روى زمین در اختیار صالحان تنها در عصر مهدى (ع) صورت مى‏گیرد و روایات فراوانى که از طرق اهل سنت و شیعه در این زمینه رسیده است در سر حد تواتر است .

«شیخ منصور على ناصف»نویسنده کتاب «التاج الجامع للاصول» (کتابى که اصول پنجگانه معروف اهل سنت در آن گرد آورى شده و تقریظهاى مهمى از علماى الازهر بر آن نوشته‏اند) در کتاب مزبور چنین آورده است :

اشتهر بین العلماء و خلفا انه فى آخر الزمان لابد من ظهور رجل من اهل البیت مسمى المهدى یستولى على الممالک الاسلامیه و یتبعه المسلمون و یعدل بینهم و مؤید الدین :

«در میان دانشمندان امروز و گذشته مشهور است که در آخر زمان به طور یقین مردى از اهل بیت (ع) ظاهر مى‏شود که برتمام کشورهاى اسلامى مسلط مى‏گردد و همه مسلمانان از او پیروى مى‏کنند و در میان آنها عدالت را اجرا مى‏نماید و دین را تقویت مى‏کند».

سپس مى‏افزاید :و قد روى احادیث المهدى جماعه من خیار الصحابه و اخرجها اکابر المحدثین: کابى داود و تزمذى و ابن ماجه و الطبرانى و ابى یعلى و البزاز و الامام احمد و الحاکم (رض) .

احادیث مهدى را گروهى از اصحاب خوب پیامبر (ص) نقل کرده و بزرگان اهلبیت مانند ابو داود و ترمذى و ابن ماجه و طبرانى و ابویعلى وبزاز و امام احمد و حاکم در کتابهاى خود آورده‏اند.(588)

حتى ابن خلدون که معروف به مخالفت با احادیث مهدى است نیز شهرت این احادیث را در میان همه دانشمندان اسلام نتوانسته انکارکند.(589)

از کسان که تواتر این اخبار را در کتاب خود آورده‏اند «محمد شبلنجى» دانشمند معروف مصرى در کتاب «نورالابصار» است مى‏گوید:

تواتر الاخبار عن النبى (ص) على ان المهدى من اهل بیته و انه یملاء الارض عدلا:«اخبار متواترى از پیامبر به ما رسیده که مهدى از خاندان او است و تمام روى زمین را پر از عدالت مى‏کند».

این تعبیر در بسیارى از کتب دیگر نیز آمده است تا آنجا که «شوکانى» از علماى معروف اهل سنت در کتابى که پیرامون تواتر احادیث مربوط به مهدى (ع) و خروج دجال و بازگشت مسیح نوشته بعد از بحث مشروحى در زمینه تواتر احادیث مربوط به مهدى (ع) مى‏نویسد: هذا یکفى لمن کان عنده ذرة من الایمان و قلیل من انصاف:«آنچه گفته شده براى کسانى که یک ذره ایمان ویک جو انصاف دارند کافى است».(590)

خوب است در اینجا حداقل چند روایت نخبه که در معروفترین منابع اسلامى آمده است به عنوان مشت نمونه خروار بیاوریم :

1- «احمد حنبل »از ائمه چهارگانه اهل سنت در کتاب «مسند» خود از «ابو سعید خدرى» نقل مى‏کند که پیغمبر اکرم (ص) فرمود: لا تقوم الساعة حتى تمتلا الارض ظلما و عدوانا، قال ثم یخرج رجل من عترتى او من اهل بیتى یملاها قسطا و عدلا کما ملئت ظلما و عدوانا:«قیامت بر پا نمى‏شود تا آن زمانى که زمین پر از ظلم و ستم گردد، سپس مردى از عترت یا اهل بیت من قیام مى‏کند و زمین را پر از قسط و عدل مى‏سازد آن گونه که ظلم و ستم آن را پر کرده بود».(591)

2- همین معنى را حافظ ابو داود سجستانى در کتاب «سنن» خود با مختصر تفاوتى نقل کرده است.(592)

3- ترمذى محدث معروف به سند صحیح (طبق تصریح منصور على ناصف در التاج) از عبدالله از پیغمبر نقل مى‏کند که فرمود: لو لم یبق من الدنیا الایوم لطول الله ذلک الیوم حتى یبعث رجلا منى او من اهل بیتى یواطئ اسمه اسمى و اسم ابیه اسم ابى یملأ الارض قسطا و عدلا کما ملئت ظلما و جورا:«اگر باقى نماند از عمر دنیا مگر یک روز، خداوند آن یک روز را چنان طولانى مى‏کند که مبعوث کند مردى را از من یا از اهل بیت من (تردید از راوى روایت است و مفهوم و محتوا یکى است) که اسم او اسم من و اسم پدرش اسم پدر من است.(593) زمین را پر از عدل و داد مى‏کند آن گونه که از ظلم و ستم پر شده است.(594)

شبیه همین حدیث را با مختصر تفاوتى حاکم نیشابورى در «مستدرک» آورده و در پایان آن مى‏گوید: این حدیث صحیحى است هر چند بخارى و مسلم آن را ذکر نکرده‏اند.(595)

4- و نیز در صحیح «ابى داود» از ام سلمه نقل شده است که مى‏گوید که من از رسول خدا شنیدم چنین مى‏گفت: المهدى من عترتى من ولد فاطمه:«مهدى از خاندان من است و از فرزندان فاطمه».(596)

5- حاکم نیشابورى در مستدرک، حدیث مشروحترى در این زمینه از ابو سعید خدرى از پیامبر(ص) نقل مى‏کند که فرمود:ینزل بامتى فى آخر الزمان بلاء شدید من سلطانهم، لم یسمع بلاء اشد منه حتى تضیق عنهم الارض الرحبه و حتى یملا الارض جورا و ظلما لا یجد المؤمن ملجأ یلتجأ الیه من الظلم فیبعث الله عزوجل رجلا من عترتى فیملأ الارض قسطا و عدلا کما ملئت ظلما وجورا یرضى عنه ساکن الارض السماء و ساکن لاتدخر الارض من بذرها شیئا الا اخر جته و لا السماء من قطرها شیئا الا صبه الله علیهم مدرارا: «در آخر زمان بلاى شدیدى بر امت من از سوى سلطان آنها وارد مى‏شود بلایى که شدیدتر از آن شنیده نشده تا آنجا که زمین وسیع و گسترده بر آنها تنگ مى‏شود و تا آنجا که زمین پر از جور و ظلم مى‏گردد و مؤمن پناهگاهى براى پناه جستن به آن از ظلم نمى‏یابد در این هنگام خداوند متعال مردى از عترتم را مبعوث مى‏کند که زمین را پر از عدل و داد کند آن گونه که از ظلم و ستم پر شده بود ساکنان آسمان از او خشنود مى‏شوند و همچنین ساکنان زمین، زمین تمام بذرهاى خود را بیرون مى‏فرستد و بارور مى‏شود و آسمان تمام دانه‏هاى باران را بر آنها فرو مى‏بارد (و همه 

جا را سیراب و پر برکت مى‏کند».(597)

حاکم بعد از ذکر حدیث مى‏گوید این حدیث صحیح است هر چند بخارى و مسلم آن را در کتاب خود نیاورده‏اند .

و این گونه احادیث از راویان مختلف در منابع مشهور فراوان است و نشان مى‏دهد که سرانجام حکومت جهانى به دست با کفایت مهدى (ع) بر پا مى‏شود و همه جا پراز عدل و داد مى‏گردد و مضمون آیه، فوق ان الارض یرثها عبادى الصالحون تحقق مى‏یابد.

آیه سوره نور

در آیه 55 این سوره مى‏خوانیم :وعدالله الذین امنوا منکم و عملوا الصالحات لیستخلفنهم فى الارض کما استخلف الذین من قبلهم و لیمکننّ لهم دینهم الذى ارتضى لهم ولیبدلنهّم من بعد خوفهم امنا یعبدوننى لا یشرکون بى شیئا ومن کفر بعد ذلک فاولئک هم الفاسقون :

«خداوند به کسانى از شما که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‏اند وعده داده که آنها را به یقین خلیفه روى زمین کند، آن گونه که پیشینیان آنها را خلافت (روى زمین) بخشید و دین و آیینى را که براى آنها پسندیده است پا برجا و ریشه دار سازد و بیم و ترس آنهارابه آرامش و امنیت مبدل کند آن چنان مى‏شود که تنهامرا مى‏پرستند و چیزى را شریک من نخواهند کرد و کسانى که بعد از آن کافر شوند آنها فاسقند».

در این آیه با صراحت به مؤمنان صالح بشارت داده شده است که سرانجام حکومت روى زمین را در دست خواهند گرفت و دین اسلام فراگیر خواهد شد و ناامنیها و وحشتها به آرامش و امنیت مبدل مى‏گردد شرک از سراسر جهان برچیده مى‏شود و بندگان خدا با آزادى به پرستش خداى یگانه ادامه مى‏دهند و نسبت به همگان اتمام حجت مى‏شود به گونه‏اى که اگر کسى بعد از آن بخواهد راه کفر را بپوید مقصر وفاسق خواهدبود.(مخصوصا در بخش آخر آیه دقت کنید )

گرچه این امور مهم که مورد وعده الهى بوده است در عصر پیامبر (ص) و زمانهاى بعد از آن در مقیاس نسبتا وسیعى براى مسلمین جهان تحقق یافت و اسلام که روزى در چنگال دشمنان گرفتار بود که مجال کمترین ظهور و بروزى به آن نمى‏دادند و مسلمانان دائما در ترس و وحشت به سر مى‏بردند، سرانجام نه فقط شبه جزیره عرب بلکه بخشهاى عظیمى از جهان را فرا گرفت و دشمنان در تمام جبهه‏ها شکست خوردند ولى با این حال حکومت جهانى اسلام که سراسر دنیا را فرا گیرد و شرک و بت پرستى ر ابکلى ریشه کن سازد و امنیت و آرامش و آزادى و توحید خالص را همه جا گسترش دهد هنوز تحقق نیافته پس باید در انتظار تحقق آن بود.

این امر مطابق روایت متواتره که قبلا به آن اشاره شد در عصر قیام مهدى (ع) تحقق خواهدیافت، بنابراین یکى از مصادیق این آیه در عصر پیامبر و اعصار مقارن آن حاصل شد و شکل وسیعترش در عصر قیام مهدى (ع) خواهد بود و این دو با هم منافاتى ندارد و این وعده الهى در هر دو مرحله باید تحقق یابد.

منظور از استخلاف و جانشنین شدن در اینجا همان جانشینى از اقوام کافر پیشین است که حکومت آنها زائل مى‏شود و حکومت حق بحاى آن مى‏نشیند نظیر آنچه در آیه 14 یونس آمده است:«ثم جعلناکم خلائف فى الارض من بعدهم لننظر کیف تعملون:«سپس شما را جانشینان آنها (آن اقوام ظالم) در روى زمین قرار دادیم تا بنگریم چگونه عمل خواهید کرد».

شبیه همین معنى در آیه 69و74 اعراف آمده است .

بنابراین کسانى مانند فخر رازى که پنداشته‏اند آیه دلیل روشنى بر صحت خلافت خلفاى چهارگانه نخستین است چرا که آنها بودند که جانشین و خلیفه پیامبر شدندو وعده الهى در عصر آنان تحقق پیدا کرد گرفتار اشتباهى شده‏اند زیرا آیه فوق ناظر به خلافت پیامبر نیست بلکه خلافت و جانشینى اقوام پیشین است آنگونه که در ایات سه گانه بالا آمد و آن گونه که در آیه 137 سوره اعراف آمده است: و اورثنا القوم الذین کانوا یستضعفون مشارق الارض و مغاربها التى بارکنا فیها وتمّت کلمه ربک الحسنى على بنى اسرائیل بما صبروا:

«ما مشرقها و مغربهاى پر برکت زمین را به آن قوم تضعیف شده (بنى اسرائیل) واگذار کردیم و وعده نیک پروردگارت بر آنها به خاطر صبر و استقامتى که نشان دادند تحقق یافت».

به هر حال آیه بشارت و نوید حکومت مؤمنان صالح را بر سراسر جهان مى‏دهد که در مقیاس وسیعى در عصر پیامبر اسلام (ص) و بعد از آن تحقق یافت، هر چند همه جهان را فرا نگرفت، ولى نمونه‏اى از تحقق این وعده الهى بود، اما به صورت حکومت جهانى بر تمام روى زمین هنوز تحقق نیافته و مصداق نهایى آن با فراهم شدن زمینه‏ها به مشیت الهى با حکومت حضرت مهدى (ع) تحقق خواهد یافت که طبق روایات پیامبر (ص) و سایر معصومین تمام دنیا را پر از عدل و داد مى‏کند بعد از آنکه از ظلم و جور پر شده باشد و ما در انتظار این وعده قرآنى هستیم .

روایاتى که در تفسیر این آیه در منابع مختلف نقل شده نیز این واقعیت را تأیید مى‏کند.

از جمله مفسر معروف «قرطبى» در تفسیر «الجامع لاحکام القرآن» ذیل این آیه از «سلیم بن عامر» از «مقداد بن اسود» نقل مى‏کند که از رسول خدا (ص) شنیدم که مى‏فرمود: ما على ظهر الارض بیت حجر ولا مدر الا ادخله الله کلمة الاسلام «هیچ خانه‏اى از سنگ یا گل بر صفحه زمین باقى نمى‏ماند مگر اینکه خداوند اسلام را در آن وارد مى‏کند.(598)

و در تفسیر «روح المعانى »از امام على بن الحسین» چنین نقل شده است که در تفسیر این آیه فرمود:هم والله شیعتنا اهل البیت یفعل ذلک بهم على ید رجل منا و هو مهدى هذه الامه و هو الذى قال رسول الله (ص) فیه لو لم یبق من الدنیا الایوم واحد لطول الله تعالى ذلک الیوم حتى یلى رجل من عترتى اسمه اسمى یملا الارض عدلا و قسطا کما ملئت ظلما و جورا:

«آنها به خدا سوکند شیعیان ما هستند خداوند این کار را به دست مردى از ما انجام مى‏د هد و او مهدى این امت است و او همان کسى است که رسول خدا درباره‏اش فرمود: اگر از عمر دنیا جز یک روز باقى نمانده باشد خداوند آن روز را طولانى مى‏کند تا مردى از عترت من که نام او نام من است حاکم زمین شود و آن را پر از عدل و داد مى‏کند، آن گونه که از ظلم و جور پر شده باشد».

این حدیث را با مختصر تفاوتى در بسیارى از منابع اهل بیت (ع) مى‏توان یافت.

گرچه «آلوسى» در روح المعانى این حدیث را با نظر موافق ارزیابى نکرده ولى در ذیل آن مى‏گوید از طرق ما پاره‏اى از روایات وارد شده که مؤید این معنى است - هر چند که مابر آن تکیه نمى‏کنیم - مانند چیزى که «عطیه» از پیامبر اکرم نقل کرده است که پس از تلاوت این آیه فرمود: اهل البیت هیهنا:«اهل بیت (ع) در اینجا هستند» و اشاره به سوى قبله فرمود.(599)

قرطبى حدیث دیگرى نیز در این زمینه نقل مى‏کند که پیامبر اکرم (ص) فرمود: زویت لى الارض فرأیت مشارقها و مغاربها وسیبلغ ملک امتى ما زوى لى منها:«زمین براى من گرد آورى شد، و تمام مشارق و مغارب آن را دیدم وبه زودى حکومت امت من بر تمام آنچه در نظر من جمع و پیجیده شد(برتمام روى زمین) استقرار خواهد یافت».(600)

توضیح این که: همانگونه که گفتیم تحقق این وعده الهى مراحلى دارد: یک مرحله از آن در مورد مؤمنان صالح در عصر پیامبر (ص) واقع شد، و بعد از فتح مکه و سیطره اسلام بر جزیرة العرب، مسلمانان در سایه اسلام و پیامبر (ص) امنیت نسبى پیدا کردند و حاکم بر بخش عظیمى از منطقه شدند و آنچه در شان نزول این آیه آمده است تحقق یافت .

(در شان نزول این آیه در بسیارى از تفاسیر، از جمله اسباب النزول، مجمع البیان، فى ظلال، و قرطبى (با تفاوت مختصرى) آمده است هنگامى که پیامبر اسلام (ص) و مسلمانان به مدینه هجرت کردند و انصار با آغوش باز از آنها استقبال نمودند تمامى عرب بر ضد آنان قیام نمودند آن چنان که ناچار بودند اسلحه رااز خود دور نکنند، شب را با سلاح بخوابند و صبح با سلاح برخیزند ادامه این حالت بر مسلمانان سخت آمد، بعضى مى‏پرسیدند تا کى این حالت ادامه خواهد یافت؟ آیا زمانى خواهد فرارسید که شب را با خیال راحت استراحت کنیم واز هیچ کس جز خدا نترسیم؟ آیه فوق نازل شد و بشارت داد که چنین زمانى فرا خواهد رسید ).

مرحله دیگر آن در زمان خلفا واقع شد که اسلام بخشهاى عظیمى از جهان را زیر بال وپر خود گرفت و امنیت و آرامش بیشتر براى مسلمین فراهم گشت .

ولى مرحله سوم و نهایى یعنى عالمگیر شدن اسلام و حاکمیت بر کل جهان توأم با امنیت و آرامش و پیروزى سپاه توحید بر لشکر شرک هنوز تحقق نیافته و تنهادر عصرقیام مهدى (ع) صورت خواهد پذیرفت، و این معانى سه گانه که سلسله مراتب یک واقعیت است هیچ منافاتى با هم ندارد.

ضمنا از این آیه استفاده مى‏شود که این وعده الهى مخصوص افرادى است که داراى ایمان و عمل صالح باشند و به یقین در هر عصر وزمانى این دو شرط تحقق یابد مرحله‏اى از این حاکمیت الهى براى مسلمین فراهم خواهد شد و در نقطه مقابل هر گاه شکستنى رخ دهد و مسلمین در چنگال دشمنان ناتوان و خوار گردند باید دانست که آن دو اصل که دو شرط وعده الهى است به فراموشى سپره شده: ایمانها ضعیف گشته و عمل‏ها آلوده گردیده است !

* * * 
3- آیه ظهور حق 

در آیه 33 سوره توبه مى‏خوانیم: هوالذى ارسل رسوله بالهدى و دین الحق لیظهره على الدین کله و لوکره المشرکون:«او کسى است که رسولش را با هدایت و آیین حق فرستاد تا او را بر همه آیینها غالب گرداند هر چند مشرکان ناخوش دارند».

قابل توجه اینکه این آیه، بعد از آیه یریدون ان یطفئوا نورالله بافواههم ویأبى الله الا ان یتم نوره ولو کره الکافرون: «آنها مى‏خواهند نور خدا را با دهان خویش خاموش کنند ولى خدا جز این نمى‏خواهد که نور خدا راکامل کند هر چند کافران کراهت داشته باشند» قرار گرفته است .

در اینکه منظور از پیروزى اسلام بر تمام ادیان چیست؟ مفسران احتمالات زیادى داده‏اند .

فخر رازى پنج تفسیر در اینجا ذکر مى‏کند که پاسخى است بر سوالات مربوط به چگونگى این غلبه :

1- منظور غلبه نسبى و موضعى است چرا که اسلام در هر منطقه‏اى بر هر دین و آیینى پیروز شده است .

2- منظور پیروزى بر ادیان در جزیرة العرب است .

3- منظور آگاه ساختن پیامبر (ص) از جمیع ادیان الهى است (در اینجا جمله «لیظهر» به معنى آگاه ساختن تفسیر شده)

4- منظور پیروزى و غلبه منطقى است، یعنى خداوند منطق اسلام را بر سایر ادیان پیروز مى‏گرداند.

5- منظور پیروزى نهایى بر تمام ادیان و مذاهب به هنگام نزول عیسى (ع) و قیام مهدى (ع) است که اسلام جهان گیر خواهد شد.

بى شک تفسیر آیه به پیروزى منطقى آن هم به صورت وعده‏اى براى آینده مفهوم درستى ندارد، زیرا پیروزى منطقى اسلام از همان آغاز آشکار بود، به علاوه ماده «ظهور» و «اظهار» (لیظهره على الدین کله) به طورى که از موارداستعمال آن در قرآن مجید استفاده مى‏شود به معنى غلبه خارجى و عینى است چنانگه در داستان اصحاب کهف مى‏خوانیم :انهم ان یظهروا علیکم یرجموکم:«اگر آنها بر شما دست یابند و پیروز شوند سنگسارتان خواهند کرد»(کهف - 20).

و در آیه 8 سوره توبه مى‏خوانیم :کیف و ان یظهروا علیکم لایرقلوا فیکم الا ولا دمه: «چگونه پیمان آنها ارزش دارد در حالى که اگر بر شما غالب شوند، نه ملاحظه خویشاوندى با شما را مى‏کنند و نه پیمان را».

بدیهى است نه بت پرستان قوم اصحاب کهف، و نه بت پرستان مکه هرگز پیروزى منطقى بر خداپرستان نداشند، غلبه آنها تنهاغلبه خارجى بود، بنابراین منظوراز غلبه اسلام بر تمام ادیان غلبه خارجى و عینى است نه غلبه منطقى ذهنى .

این غلبه - همان گونه که نظیر آن در بحث گذشته آمد مراحل مختلفى دارد:

یک مرحله آن در عصر پیامبر واقع شد و مرحله وسیعتر آن در قرون بعد و مرحله نهایى به هنگام قیام مهدى (ع) حاصل مى‏شود، چرا که آیه شریفه سخن از غلبه اسلام بر تمام ادیان بدون هیچ قید و شرط مى‏گوید. و غلبه مطلق و بى قید و شرط در صورتى به طور کامل تحق مى‏یابد که سراسر روى زمین را فرا گیرد همان گونه که در روایت پیامبر اسلام (ص) آمده است که فرمود: لا یبقى على ظهر الارض بیت مدر ولا و بر الا ادخله الله کلمة الاسلام:«هیچ خانه‏اى بر صفحه روى زمین باقى نمى‏ماند نه خانه هایى که از سنگ وگل ساخته شده و نه خیمه هایى که از کرک و مو بافته‏اند - مگر اینکه خداوند کلمه اسلام را در آن وارد مى‏کند».(601)

شبیه همین معنى در تفسیر«الدرالمنثور» از «سعید بن منصور» و «ابن منذز» و «بیهقى» در سننش از «جابربن عبدالله» نقل شده است که در تفسیر این آیه گفت: لایکون ذلک حتى لایبقى یهودى و لا نصرانى صاحب ملّة الا الاسلام: «این معنى تحقق نمى‏یابد مگر آن زمانى که هیچ یهودى ونصرانى صاحب مذهب و ملت نخواهند بود مگر (همگى در سایه اسلام قرار خواهند گرفت و همه جا سخن از اسلام وکلمه توحید و عظمت خداوند یکتا است)»(602)آرى در آن روز بزرگ این وعده بزرگ تحقق مى‏یابدو:
همه جا نغمه قرآن و دعا خواهد بود
همه جا غلغل تسبیح و ثنا خواهد بود
بانگ تکبیر زهر بام و درى برخیزد
عیش دجّال مبدل به عزا خواهد شد 
عالم آن گونه که از ظلم و ستم پر گشته
پرزانوار عدالت همه جا خواهد شد
اهرمن خیمه زاطراف جهان بر چیند
همه جا مظهر انوار خدا خواهد شد!

همین معنى از امام صادق (ع) در تفسیر آیه فوق نقل شده است ،فرمود: والله مانزل تاویلها بعد و لاینزل تاویلها حتى یخرج القائم فاذا خرج القائم لم یبق کافر بالله العظیم: «به خدا سوگند هنوز مضمون این آیه در مرحله نهایى تحقق نیافته است وتنهازمانى تحقق مى‏پذیرد که حضرت قائم (ع) خروج کند وبه هنگامى که او قیام نماید کافرى نسبت به خداونددرتمام جهان باقى نمى‏ماند.(603)

این نکته نیز حائز اهمیت است که جمله «هوالذى ارسل رسوله بالهدى و دین الحق لیظهره على الدین کله» در سه سوره از قرآن آمده است: اول سوره توبه آیه 33 (چنانکه گذشت) دوم سوره فتح آیه 28 سوم سوره صف آیه 9.

این تکرار نشان مى‏دهد که قران مجید با تاکید هر چه بیشتر این مساله را پى‏گیرى کرده است .

در حدیث دیگرى که در منابع اهل سنت از ابوهریره نقل شده است که مى‏خوانیم: منظور از جمله لیظهره على الدین کله خروج عیس بن مریم (ع) است (و مى‏دانیم خروج عیس بن مریم (ع) طبق روایات اسلامى به هنگام قیام مهدى (ع) است.(604)

* * * 

این بحث را با حدیث دیگرى که از «قتاده» مفسر معروف نقل شده است به پایان مى‏بریم، او در تفسیر این آیه مى‏گوید: الادیان سته: الذین آمنوا و الذین هادوا و الصابئین والنصارى و المجوس، والذین اشرکوا فالادیان کلها تدخل فى دین الاسلام: «در عالم شش دین وجود دارد الذین آمنوا (مسلمانان) یهود، ستاره پرستان، نصارى، مجوس و مشرکان، همه این ادیان داخل در اسلام مى‏شوند».(605)

روشن است که این معنى به طور نهایى هنوز تحقق نیافته و جز در عصر قیام مهدى حاصل نمى‏شود.

این نکته نیز قابل ملاحظه است که منظور از میان رفتن آیین یهود و مسیحیت به طور کامل نیست بلکه منظور حاکمیت اسلام بر همه جهان است (دقت کنید).

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸۸/٥/۱٥