هر چی بخوای داریم

هر چی که بخوای

سجایای اخلاقی امام عصر (عج)

سجایای اخلاقی امام عصر (عج)

پوستر امام زمان علیه السلام

سجایا و مکارم اخلاقی امام مهدی ‏(ع) را دو گونه می‏توان توصیف کرد: نخست، بر اساس آیات و روایاتی که در توصیف پیامبر گرامی اسلام (ص) وارد شده‏اند؛ زیرا آن حضرت از نظر ویژگی‏های اخلاقی نیز شبیه‏ ترین مردم به حضرت ختمی مرتبت ‏(ص) است. دوم، بر اساس روایاتی که به طور خاص به توصیف سجایای اخلاقی آن حضرت پرداخته‏اند.

 

 قرآن کریم در آیات متعدّدی به توصیف پیامبر خاتم‏ (ص) پرداخته و آن حضرت را به دلیل ویژگی‏های برجسته و منحصر به فردش ستوده است که از آن جمله می‏توان آیات زیر را برشمرد:

 1. خداوند کریم، ویژگی نرم‏خویی پیامبر اکرم ‏(ص) را یادآور شده است و می‏فرماید اگر چنین نبودی، مردم از پیرامون تو پراکنده می‏شدند:

پس با بخشایشی از [سوی] خداوند، با آنان نرم‏خویی ورزیدی و اگر درشت‏خویی سنگ‏دل می‏بودی، از دورت می‏پراکندند... .1

 2. در آیه‏ ای دیگر، خداوند متعال به دل‏سوزی، احساس مسئولیت، خیرخواهی و مهر و محبّت بی‏پایان رسول خاتم‏(ص) نسبت به امّتش اشاره کرده است و می‏فرماید:

بی‏گمان، پیامبری از [میان] خودتان نزد شما آمده است که هر رنجی ببرید، بر او گران است. بسیار خواستار شماست؛ با مؤمنان، مهربانی بخشاینده است.2

 3. یکی دیگر از آیات قرآن، به رحمت بودن پیامبر اکرم ‏(ص) برای همة جهانیان توجّه کرده است و می‏فرماید: «و تو را جز رحمتی برای جهانیان نفرستاده‏ایم».3

 4. خداوند در آیة دیگری از قرآن در مقام ستایش خلق و خوی بی‏نظیر پیامبر اسلام (ص) می‏فرماید: «و به راستی، تو را خویی است سترگ».4

 با توجّه به آنچه گذشت، می‏توان گفت خاتم اوصیا نیز چون

خاتم پیامبران، مظهر نرم‏خویی، دل‏سوزی، خیرخواهی، مهر، محبّت، گذشت و خلق و خوی شایسته و سترگ بوده و رحمتی برای همة جهانیان است.

امام باقر (ع) در توصیف ویژگی‏های امام مهدی‏ (ع) می‏فرماید: رو پایان جهان فرانمی‏رسد تا اینکه خداوند گرامی و بلندمرتبه مردی از ما اهل‏بیت را برانگیزد. او به کتاب خدا عمل می‏کند و هیچ منکری را در شما مشاهده نمی‏کند مگر اینکه با آن مخالفت می‏کند.»

 در مورد خصال اخلاقی حضرت مهدی ‏(ع)، به طور خاص، روایات متعدّدی از طریق شیعه و اهل سنّت نقل شده است که در اینجا به برخی از آنها اشاره می‏کنیم:

1. ابن حماد در کتاب خود، از یکی از راویان اهل سنّت در مورد ویژگی‏های امام مهدی ‏(ع) چنین نقل می‏کند:

نشانة مهدی این است که بر کارگزاران [دولت خویش]، سخت‏گیر، بسیار بخشنده و با مستمندان، مهربان است.5

 

2. امام باقر (ع) در توصیف ویژگی‏های امام مهدی ‏(ع) می‏فرماید:

امام زمان

رو پایان جهان فرانمی‏رسد تا اینکه خداوند گرامی و بلندمرتبه مردی از ما اهل‏بیت را برانگیزد. او به کتاب خدا عمل می‏کند و هیچ منکری را در شما مشاهده نمی‏کند مگر اینکه با آن مخالفت می‏کند.»6

 

3. امام صادق ‏(ع) نیز در پاسخ این پرسش که امام چگونه شناخته می‏شود، می‏فرماید:

«[امام را] با آرامش و وقار [...] و نیز با حلال و حرام و نیازمندی مردم به او، در صورتی که او خود به هیچ کس نیاز ندارد، [می‏توان شناخت].»7

 

4. امام رضا (ع) در بیان ویژگی کلّی امامان معصوم‏ (ع)، سخنان ارزشمندی دارد که بر اساس آن می‏توان به توصیف امام مهدی‏(ع) نیز پرداخت. آن حضرت می‏فرماید:

«او به مردم از خودشان سزاوارتر و از پدران و مادرانشان برای آنها دل‏سوزتر است. او از همة مردم در برابر خدا، متواضع‏تر و در عمل به آنچه خود بدان فرمان می‏دهد، سخت‏کوش‏تر و در دوری گزیدن از آنچه خود از آن نهی می‏کند، خوددارتر است.»8

 

5. حضرت رضا (ع) در ادامه می‏فرماید:

«او [با دو نشانه] شناخته می‏شود: دانش [بی‏کران] و استجابت دعا و اینکه او از همة رویدادها، پیش از رخ دادن‏شان خبر می‏دهد. همة اینها به سبب پیمانی است که از سوی پیامبر خدا با او بسته شده و وی آن را به وسیلة پدران خود از آن حضرت به ارث برده است.»9

 چنانکه ملاحظه می‏شود ویژگی‏های موعود اسلامی چنان دقیق و بی‏کم و کاست بیان شده است که زمینة هرگونه اشتباه و خطا در تشخیص مصداق حقیقی این موعود را از بین می‏برد و راه را بر مدّعیان دروغین می‏بندند.

 امیدواریم که خداوند متعال توفیق دیدار شبیه‏ ترین مردم به رسول خدا (ص) و طاووس اهل بهشت را روزی همة ما گرداند.

 

ان‌شاءالله

 

 

ماهنامه موعود شماره 112

تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان

 

 


 

 

 

1. سورة آل عمران (3)، آیة 159.

2. سورة توبه (9)، آیة 128.

3. سورة انبیاء (21)، آیة 107.

4. سورة قلم (68)، آیة 4.

5. معجم أحادیث إلامام المهدی، ‏علیه السّلام، مؤسسـ[ المعارف الاسلامیـ[، ‏ج 1، ص 242، ح 152.

6.  الکافی، ج 8، ص 396، ح 597.

7.  کتاب الغیبة، محمّد بن ابراهیم نعمانی، باب 13، ص 242، ح 40.

8. الزام النّاصب فی اثبات الحجّة الغایب، ص 24.

9. همان.

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٢:٥٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸٩/٤/۱۱

موعود در اسلام و بهائیت

موعود در اسلام و بهائیت

آدینه موعود

موعود در بهائیت از جایگاه ویژهای برخوردار می باشد؛ چرا که میرزا حسین علی نوری از پایه گذاران بهائیت خوب می دانست که برای اثبات مدعای خود نیاز به اثبات موعودی دروغین میباشد و این در شرایطی است که فردی به نام سید علی محمد شیرازی این داعیه را مطرح و گذشته از پراکندگی در عقیدهاش، خود را آن موعود معرفی می کند.

 

موعود دروغین

 

سید علیمحمد در روز اول محرم 1235 هجری در شهر شیراز متولد شد. پدرش سید محمدرضا و مادرش فاطمه نام داشتند.1 چند سالی به مکتب رفت و علوم ابتدایی متداول را نزد ملائی شیخی مذهب به نام شیخ محمد عابد آموخت.2 تفکرات این استاد شیخی مقدمهای برای ادعایی بزرگ در زندگی علی محمد باب ایجاد کرد. وی در جوانی به همراه دائیش در بوشهر به تجارت پرداخت و در آن مدت کارهای عجیب و غریبی نیز از وی سر میزد، همچون به روی پشت بام رفتن و در ساعات گرم بوشهر، نگاه به خورشید کردن و با آن سخن گفتن و این رویه سید، تا آنجا پیش رفت که مردم بوشهر گمان کردند که علی محمد، خورشید پرست شده است.3 او از همان دوران دچار مشکلات روانی گردید که سرانجام به جنون ادواری وی انجامید و این جنون وی را به ادعاهای مختلفی وادار کرد و این ادعاها عامل فتنههایی گردید و دولت وقت نیز که خاموشی فتنهها را جز به اعدام باب ندید، سرانجام در تاریخ 28 شعبان 1266 هـ ق پرونده او را مختومه کرد.4

 

فهرست بلند بالای ادعاهای علی محمد باب

 

  ادعاهای علیمحمد باب عبارتند از: بابیت و نیابت خاصه حضرت صاحب الزمان (عج)، ادعای قائمیت و موعود بودن، ادعای نبوت و پیامبری، ادعای الوهیت و ظهور خدا (به اسناد آن در مقاله ادعاهای علی محمد باب به تفصیل اشاره گردید)، با نگاهی گذرا به این ادعاها یک سوال فقط در ذهن خواننده نقش میبندد و آن اینکه این علیمحمد شیرازی بالأخره کیست؟ یا بهتر بگوئیم چیست؟5

  ابوالفضل گلپایگانی مبلغ و نویسنده یکی از مهمترین کتب استدلالی در بهائیت، استاد جعل، دروغ و مغالطه در مورد علیمحمد باب سخنی دارد که البته بهائیان خود از این سخن چیزی نمیفهمند، او می­نویسد:ظهور قائم موعود، ظهور مقام ربوبیت و شارعیت است نه مقام وصایت و تابعیت.طبق گفته گلپایگانی او خدا و دارای مقام شارعیت است یعنی دین جدیدی آورده است در حالی که همزمان، همان قائم موعود هم هست. آری، جمع بین موعود قائم، با خدای صاحب شریعت، فقط و فقط از ابوالفضل گلپایگانی ساخته است.لذا لازم است ابتدا به علائم و نشانههای موعود حقیقی و مورد اعتقاد شیعیان اشاره و سپس به معرفی موعود دست ساز روسی  بپردازیم.

ادعاهای علیمحمد باب عبارتند از: بابیت و نیابت خاصه حضرت صاحب الزمان (عج)، ادعای قائمیت و موعود بودن، ادعای نبوت و پیامبری، ادعای الوهیت و ظهور خدا (به اسناد آن در مقاله ادعاهای علی محمد باب به تفصیل اشاره گردید)، با نگاهی گذرا به این ادعاها یک سوال فقط در ذهن خواننده نقش میبندد و آن اینکه این علیمحمد شیرازی بالأخره کیست؟ یا بهتر بگوئیم چیست؟

موعود حقیقی

امام زمان (عج)

 

  ابتدای بحث ذکر این نکته لازم و ضروری است که علائم و مشخصاتى که در سایر ادیان براى آن نجات دهنده بزرگ ذکر شده، در مورد مهدى، موعود اسلام، یعنى فرزند بلافصل امام حسن عسکرى (ع) نیز قابل انطباق است؛ زیرا مى‏توان او را از نژاد ایرانى شمرد، چرا که مادر حضرت سجاد (ع) که جد امام زمان (عج) است، یک شاهزاده ایرانى به نام شهربانو، دختر یزدگرد، پادشاه ساسانى بود.همچنین مى‏توان گفت او با بنیاسرائیل نسبت دارد؛ زیرا بنىهاشم و بنىاسرائیل، هر دو از نسل ابراهیم خلیلند.بنىهاشم از نسل اسماعیل و بنى اسرائیل از نسل اسحاق اند. با عیسویان نیز نسبت دارد؛ زیرا مادر حضرت صاحب الامر (عج) یک شاهزاده رومى به نام نرجس بوده که به صورت شگفت‏انگیزى خود را به امام حسن عسکرى (ع) مى‏رساند.6

  با توجه به احادیث رسیده از ناحیه معصومین شناخت آن مصلح امری ضروری و واجب میباشد و آن موعود به صورت دقیق و کامل برای ما معرفی گردیده شدهاست که به پارهای از آنها در چند بخش اشاره میگردد.

  بخش اول شامل روایاتی است که اشاره دارند به نام حضرت و اینکه او همنام حضرت رسول اکرم (ص) است، دارای کنیه حضرت و شبیه ترین مردم به پیامبر اکرم (ص)در شمائل، گفتار و کردار میباشد.در این مورد 54 حدیث وارد شدهاست.7 بخش دوم روایات با موضوع خصوصیات جسمی و ویژگیهای صورت حضرت میباشد که 29حدیث در این باره موجود میباشد.8 بخش سوم از احادیث شامل علائم عمومی ظهور میگردد که در کتاب الفتن نویسنده نعیم بن حماد، متوفی 225 یا 228 ه ق (حدود 30 سال قبل از میلاد حضرت صاحب الزمان) به بیش از 200 حدیث اشاره کردهاست و بخشهای دیگر احادیث عبارتند از:

ــ 225 حدیث از ولد امام علی (ع) میباشد.9

ــ 202 حدیث از ولد حضرت صدیقه طاهره میباشد.10

ــ 208 حدیث از اولاد امام حسین (ع) میباشد.11

ــ 160حدیث نهمین فرزند امام حسین (ع) میباشد.12

ــ 197 حدیث از اولاد امام علی ابن الحسین (ع) میباشد.13

ــ 121 حدیث به اینکه هفتمین فرزند از اولاد امام محمد باقر (ع) میباشد.14

ــ 120 حدیث از اولاد امام جعفر صادق (ع) میباشد.15

ــ 121 حدیث از نسل امام موسی بن جعفر (ع) میباشد.16

ــ 111 حدیث از نسل امام رضا (ع) میباشد.17

ــ 109 حدیث از نسل امام محمد تقی (ع) میباشد.18

ــ 107 حدیث از نسل امام أبی الحسن علی بن محمد بن علی بن موسی الرضا(ع) میباشد.19

ــ 108 حدیث وارد شده است که نام پدرش حسن (ع) میباشد.20

ــ 148 حدیث ذکر شده مبنی بر حدیث یملأ الأرض قسطا و عدلا کما ملئت ظلما و جورا. اشاره به اینکه تمام حکومتها سرنگون خواهند شد و مهدی (عج) حاکم من فی الأرض میشود.21

ــ 10 حدیث وارد شده که برای آن حضرت دو غیبت است و یکی کوتاه تر از دیگری است (اشاره به غیبت صغری و کبری در مورد آن حضرت).22

ــ 100 حدیث وارد شده در باب غیبت کبرای حضرت و اینکه این غیبت ادامه دارد تا پروردگار متعال اذن دهد خروج آن را.23

ــ 363 حدیث وارد شده است در باب عمر طولانی حضرت.24

ــ 13 حدیث در باب مخفی بودن تولد آن حضرت.25

ــ 10 حدیث در باب اینکه قیام آقا با شمشیر میباشد ( یقوم بالسیف ).26

ــ 36 حدیث در باب نزول حضرت عیسی (ع) و اینکه  پشت سر حضرت ولیعصر (عج) نماز میخواند.27

ــ 426 حدیث در کیفیت ولادت و تاریخ و معجزات زمان ولادت.28

ــ 15 حدیث مبنی بر اینکه حضرت دارای معجزات تمام انبیاست.29

علائم و مشخصاتى که در سایر ادیان براى آن نجات دهنده بزرگ ذکر شده، در مورد مهدى، موعود اسلام، یعنى فرزند بلافصل امام حسن عسکرى (ع) نیز قابل انطباق است؛ زیرا مى‏توان او را از نژاد ایرانى شمرد، چرا که مادر حضرت سجاد (ع) که جد امام زمان (عج) است، یک شاهزاده ایرانى به نام شهربانو، دختر یزدگرد، پادشاه ساسانى بود

و بسیاری احادیث دیگر در ابواب مختلف قیام و جوانب تشکیل حکومت جهانی ذکر گردیده شدهاست که قلم از ذکر تمام آنها عاجز است و آن مهدى موعود (عج) است که به این امر مهم جامه عمل مىپوشاند و به تعبیر رهبر کبیر انقلاب اسلامى ایران امام خمینى (ره): من نمى توانم اسم رهبر روى ایشان (قائم «عج») بگذارم، بزرگتر از این است، نمى توانم بگویم که اوّل شخص است، براى اینکه دوّمى در کار نیست، ایشان را ما نمى توانیم با هیچ تعبیرى تعبیر کنیم اِلاّ همین که «مهدى موعود» است، آن کسى که خدا او را ذخیره کرده است براى بشر. 30 و حال با توجه به ادعای بهائیت مبنی بر توهم و خیال بودن اعتقاد به مهدی (عج) فرزند امام حسن عسکری (ع) و قالب نمودن علیمحمد باب به عنوان موعود آخر الزمان چند سوال در ذهن طالبان حقیقت باقی میماند و آن اینکه:

 کدامیک از این موارد به سید علی محمد باب اشاره دارد؟؟؟

تحصیلات اکتسابی خود را در نزد شیخ محمد عابد و سید کاظم رشتی چگونه پاسخ میدهید؟

اگر امام زمان آمده است پس یملا الأرض قسطا و عدلا کجاست؟

امنیتی که آن منجی با خود دارد چه شد؟

دو جنگ جهانی بعد از ظهور علی محمد چه معنایی دارد؟

جواب این همه ظلم و جور را در افغانستان، عراق، فلسطین، پاکستان، یمن و دیگر کشورهای دنیا چه کسی میدهد؟

علی محمد شیرازی کی و کجا غیبت داشتند؟

نام پدر، مادر و نسب خود را چگونه توجیه میکند؟

اگر به کم قانع شوند که ادعای قائمیت هست ادعای خدایی خود را چه میگویند؟

مرگ علی محمد باب و خالی شدن زمین از حجتش چگونه قابل جمع است؟

از زمان آدم تا خاتم و تا به امروز کدام یک از انبیاء و یا ائمه به کمتر از چند ضربه فلک تمامی ادعاهای خود را پس گرفته است؟

نویسنده :  عبدالقادر همایون

تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان

 


 

 

[1]  ـ افندی ، عباس؛ مقاله شخصی سیاح ، موسسه مطبوعات امری آلمان ، ص1

[2]  ـ اشراق خاوری ، عبدالحمید؛  مطالع الانوار ( تلخیص تاریخ نبیل زرندی ) ، موسسه چاپ و انتشارات مرآت ، 124 بدیع ،ص 63

[3]  ـ  همان ، ص 66 و 67

[4] ـ اعدام علی محمد باب در منابع بسیاری از این فرقه وارد شده است که از آنها می توان به تلخیص تاریخ نبیل زرندی ، ص 548 . الکواکب الدریه فی مآثر البهائیه ج 1 ، ص 345 . مقاله شخصی سیاح ، ص26 . بهاء الله و عصر جدید ص 21 اشاره نمود .

[5] ـ ص س ه؛ حسینعلی روسی معروف به بهاء الله ، چاپ اول ، ص 28

[6]  ـ طاهری،حبیب‏الله ؛سیماى آفتاب، مشهور، قم، 1378، ص 126 - 125

[7]  ـ صافی گلپایگانی ؛ منتخب الأثر ، ج 2 ص 131

[8]  ـ همان ، ج 2 ص 136

[9]  ـ همان ، ج 2 ، ص 142

[10]  ـ همان ، ج 2 ، ص 146

[11]  ـ همان ، ج 2 ، ص 158

[12]  ـ همان ، ج 2 ، ص  164

[13]  ـ همان ، ج 2 ، ص 170

[14]  ـ همان ، ج 2 ، ص 173

[15]  ـ همان ، ج 2 ، ص 178

[16]  ـ همان ، ج 2 ، ص 181

[17]  ـ همان ، ج 2 ، ص 187

[18]  ـ همان ، ج 2 ، ص 191

[19]  ـ همان ، ج 2 ، ص 193

[20]  ـ همان ، ج 2 ، ص 202

[21]  ـ همان ، ج 2 ، ص 222

[22]  ـ همان ، ج 2 ، ص 236

[23]  ـ همان ، ج 2 ، ص 242

[24]  ـ همان ، ج 2 ، ص 272

[25]  ـ همان ، ج 2 ، ص 289

[26]  ـ همان ، ج 2 ، ص 315

[27]  ـ همان ، ج 2 ، ص 352 و ج 3 ص 158

[28]  ـ همان ، ج 2 ، ص 367 تا 431

[29]  ـ همان ، ج 2 ، ص 342

[30]  ـ  سخنان امام در نیمه شعبان 1360 در حسینیه جماران

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٢:۳۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸٩/٤/۱۱

منجی در ادیان مختلف (5)

منجی در دین زرتشت
برخلاف دیگر ادیان که معمولاً منتظر یک موعود نجاتبخش هستند، زرتشتیان منتظر سه موعودند که هر یک از آنها به فاصله هزار سال از دیگری ظهور خواهد کرد.
قبل از پرداختن به مسئله سه موعود، اشارهای گذرا به بحث ادوار جهانی یا سال کیهانی در آیین زرتشت میکنیم که ظهور این موعودهای سهگانه در چنین چارچوبی جای داده شده است. البته باید یادآور شویم که متنهای زرتشتی درباره این که سال کیهانی از چند هزاره تشکیل میشود، همسخن نیستند.
پارهای میگویند از نه هزاره و برخی این دوره جهانی را به مناسبت دوازده برج سال طبیعی و دوازده نشان منطقهالبروج متشکل از دوازده هزاره میدانند. قرائنی نیز حکایت میکند رقم اصلی شش هزار سال بوده و بتدریج به نه هزار سال و دوازده هزار سال افزایش یافته است.
در سه هزاره اول اهورا مزدا عالم فروهر، یعنی عالم روحانی را بیافرید که عصر مینوی جهان بوده است. در سه هزاره دوم از روی صور عالم روحانی جهان جسمانی خلقت یافت. در این دوره امور جهان و زندگی مردمان فارغ از گزند و آسیب بود و به همین جهت، عصر طلایی تاریخ دینی مزدیسنان نامیده میشود. سه هزاره سوم دوران شهریاری شهریاران و خلقت بشر و طغیان و تسلط اهریمن است. زرتشت درست در آغاز هزاره اول از دوران چهارم زاده شد؛ هنگامی که بنا بر سنت دوران واپسین از چهار دوره عمر جهان بود.
به موجب روایات زرتشتی و بنا به یشت نوزدهم، در آخرالزمان از زرتشت سه پسر متولد میشود که با نام عمومی سوشیانس خوانده میشوند. این نام به خصوص برای تعیین آخرین موعود تخصیص یافته و او آخرین مخلوق اهورا مزدا خواهد بود. کلمه سوشیانس که از ریشه سو(Sav Su) به معنی سود و سودمند است، در اوستا به شکل سئوشیانت آمده و در پهلوی به اشکال گوناگونی چون: سوشیانت، سوشانس، سوسیوش، و سیوسوش آمده است. در فروردین یشت، بند 129 در معنی سوشیانت چنین آمده است: او را از این جهت سوشیانت خوانند که او به جهان مادی سود خواهد بخشید.
این کلمه چندین بار در گاتاها برای شخص زرتشت به کار رفته و پیامبر خود را سوشیانت خوانده؛ یعنی کسی که از وجودش سود و نفع برمیخیزد و سود رساننده است. (یسنا، 11:45، 9:48، 2:53) همچنین چند بار دیگر در سرودها، این واژه به صورت جمع آمده و زرتشت، خود و یارانش را سود رسانندگان معرفی کرده است. (یسنا، 13:34، 3:46، 12:48) در سایر قسمتهای اوستا نیز غالباً سوشیانسها به صورت جمع آمده و منظور از آنها، پیشوایان و جانشینان زرتشت است که در تبلیغ دین کوشا هستند و مردم را به راه راست هدایت میکنند. در یسنا (5:24) از سوشیانسها با عنوان نوکنندگان جهان و مردانی که هنوز متولد نشدهاند، یاد میشود:
ستایش و نیایش و خشنودی و آفرین با فروهرهای همه پاکان؛ آن پاکانی که مردهاند و آن پاکانی که زندهاند و آن مردانی که هنوز زاییده نشده، سوشیانتهای نوکننده هستند.
اما عمده مطالب درباره سوشیانسها در یشتهای سیزدهم و بویژه نوزدهم آمده است. در یشت 19، بند 88 به بعد، درباره ظهور سوشیانس در آخرالزمان و نو شدن گیتی و سپری شدن جهان چنین آمده است:
فر کیانی نیرومند مزدا آفریده را ما میستاییم؛ (آن فر) بسیار ستوده زبردست، پرهیزگار، کارگر چست را که برتر از سایر آفریدگان است؛ که به سوشیانت پیروزمند و به سایر دوستانش تعلق خواهد داشت. در هنگامی که گیتی را نو سازد؛ (یک گیتی) پیر نشدنی، نمردنی، نگندیدی، نپوشیدنی، جاودان بالنده و کامروا. در آن هنگامی که مردگان دگر باره برخیزند و به زندگان بیمرگی روی کند. پس آن گاه او (سوشیانت) به در آید و جهان را به آرزوی خود تازه کند.
پس جهانی که فرمانبردار راستی است، فناناپذیر گردد. دروغ دگر باره به همان جایی رانده شود که از آن جا برای آسیب رساندن به راستیپرستان و نژاد و هستی وی آمده بود. تباهکار نابود خواهد گردید؛ فریفتار رانده خواهد شد.
بر اساس روایات پهلوی، نطفه زرتشت در دریاچه هامون، [کیانسیه یا کسه اُیه] قرار دارد. در آخرین هزاره از عمر جهان (هزاره دوازدهم) سه دوشیزه از این نطفه بارور میشوند و سه موعود مزدیسنان را میزایند.
در یشت سیزدهم، بندهای 128 و 129 مهم و قابل توجه هستند. در بند 128 مجموعاً از نه ا – که شش تن از آنها یاران سوشیانس و سه تن دیگر موعودهای آیندهاند- یاد شده و فر وشیشان ستوده شده است. این سه تن در اصل همان سه پسر آینده زرتشت یا موعودهای نجاتبخش هستند که در هزاره آخر عمر جهان به فاصله هزار سال از یکدیگر ظهور خواهند کرد. این سه تن عبارتند از:


1. اوخشیت ارته، یعنی پروراننده قانون مقدس (نیرو دهنده و روا کننده قانون دین و داد زرتشت). امروزه این نام را اوشیدر یا هوشیدر گویند، و در کتب پهلوی به صورت خوشیتدر یا اوشیتر آمده است. گاه کلمه بامی را به آن افزوده، هوشیدر بامی میگویند که به معنی هوشیدر درخشان است.
2. اوخشیت نمه، یا اوخشیت نمنگه، یعنی پرواننده نماز و نیایش. امروزه آن را اوشیدر ماه یا هوشیدر ماه میگویند، ولی در کتب پهلوی به صورت خورشیتماه و اوشیترماه ضبط شده است.
3. آستوت ارته، یعنی کسی که مظهر و پیکر قانون مقدس است. در خود اوستا نیز به معنی لفظی این کلمه اشاره شده و در بند 129، یشت سیزدهم، میخوانیم:

کسی که سوشیانت پیروزگر نامیده خواهد شد و استوت ارته نامیده خواهد شد. از این جهت سوشیانت، برای این که او به سراسر جهان مادی سود خواهد بخشید؛ از این جهت استوت ارته، برای این که او آنچه را جسم و جانی است، پیکر فناناپذیر خواهد بخشید، از برای مقاومت کردن بر ضد دروغ جنس دو پا (بشر)، از برای مقاومت کردن در ستیزهای که از طرف پاکدینان برانگیخته شده باشد.
و این استوت ارته همان سوشیانس، یعنی سومین و آخرین موعود در آیین مزدیسناست. چنان که اشارت رفت، این سه برادر از پشت و نطفه زرتشت، پیامبر ایران هستند. بنابر سنت نطفه زرتشت را ایزد نویوسنگ برگرفت و به فرشته آب (ناهید) سپرد که آن را در دریاچه کیانسیه (هامون) حفظ کرد.

گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ

منبع: keyhoo.wordpress.com 
__________________
http://forum.funpatogh.com

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٧:٤٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸۸/٧/٢٠

منجی در ادیان مختلف (4)

موعود در آیین هندو
در آیین هندو، نجاتبخشی موسوم به کالکی در پایان آخرین دوره زمانی از ادوار چهارگانه جهانی، یعنی کالی یوگه ظهور خواهد کرد. بنا بر تفکر هندویی، جهان از چهار دوره رو به انحطاط تشکیل شده است. در چهارمین دوره، یعنی عصر کالی، فساد و تباهی سراسر جهان را فرامیگیرد. زندگانی اجتماعی و معنوی به نازلترین حد خود نزول میکند و موجبات زوال نهایی را فراهم میسازد.
در این عصر (کالی یوگه یا دوره انحطاط) که بنا بر باورهای هندویی از نیمه شب بین 17 و18 ماه فوریه سال 3102 قبل از میلاد مسیح شروع شده، و ما اکنون در آن به سر میبریم، فقط به یک چهارم درمه (دین یا نظم کیهانی) عمل میشود و سه چهارمش به فراموشی سپرده شده است. مردمان این دوره گناهکار، ستیزهجو و چون گدایان، بداقبال و سزاوار اقبالی نیستند.
چیزهای بیارزش را ارج مینهند، آزمندانه میخورند و در شهرهایی زندگی میکنند که پر از دزدان است.

در پایان چنین دوران سیاهی، آخرین و دهمین تجلی (اوتاره) “ویشنو” موسوم به کالکی، سوار بر اسبی سفید و به هیئت انسان ظهور خواهد کرد. وی سراسر جهان را سواره و با شمشیری آخته و رخشان در مینوردد تا بدی و فساد را نابود کند. با نابود کردن جهان، شرایط برای آفرینشی نو مهیا میشود تا در مهایوگای آتی، دیگر بار عدالت و فضیلت ارزش یابند. موعود در آیین بودا
در آیین بودا، اندیشه منجی موعود با مفهوم “میتریه” ـ واژهای سنسکریت به معنای مهربان ـ تبیین میشود. در الهیات بودایی، او را بودای پنجم و آخرین بودا از بودایان زمینی میدانند که هنوز نیامده است، اما خواهد آمد تا همه انسانها را نجات دهد. در نمادنگاری بودایی، او را به هیئت مردی نشسته که آماده برخاستن است، نمایش میدهند تا نمادی باشد از آمادگی وی برای قیام!
روایات بودایی درباره شخصیت و چگونگی ظهور آخرین بودا یا منجی موعود، یعنی کسی که خواهد آمد تا همگان را مژده رهایی دهد و آنها را از چرخه آهنین رجعتهای مداوم به عالم نجات دهد، همداستان نیستند. در سنت مهایانه که یکی از دو سنت یا مذهب اصلی بودایی است، توجه بیشتری به شخصیت میتریه شده است. در روایات مهایانهای، شاکیه مونی ـ که همان “گتمه” بودای مشهور است ـ چهارمین بودا و میتریه که پس از او خواهد آمد، به عنوان بودای پنجم معرفی شده است. در حالی که در برخی روایات بودایی، گتمه بودای هفتم است و بوداسف در آینده و به عنوان آخرین بودا ظهور خواهد کرد.
درباره زندگی و سرنوشت مقدر میتریه نیز به عنوان آخرین بودا اختلاف وجود دارد. در “کانون پالی” (منبع اصلی اطلاعات ما از آیین بودای اولیه) اهمیت چندانی به وی ندادهاند و تنها در یک سوره (سوره چکه وتی سیهه ناده) از این مجموعه نام او را بردهاند.
اما از آثار غیر کانونی (غیر مقدس) دو اثر به این آموزه اختصاص یافته است.
__________________
http://forum.funpatogh.com

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٧:٠٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸۸/٧/٢٠

منجی در ادیان (3)

منجی در مسیحیت
بنا بر اعتقاد مسیحیان نجاتدهنده، فارقلیط به معنای تسلی دهنده و شفیع و مددکار است؛ اما در عهد جدید، مراد از آخرین نجاتدهنده همان عیسی مسیح است که بار دیگر زنده خواهد شد و جهان سراسر فساد و تباهی را نجات خواهد داد:
درباره قیامت مسیح پیش دیده گفت که: نفس او در عالم اموات گذاشته نشود و جسد او فساد را نبیند. پس همان عیسی را خدا برخیزاند و همه ما شاهد بر آن هستیم.
همچنین مسیح نیز چون یک بار قربانی شد تا گناهان بسیاری را رفع نماید، بار دیگر بدون گناه برای کسانی که منتظر اویند، ظاهر خواهد شد به جهت نجات.
البته ذکر این نکته مهم در این جا الزامی است که در عهد جدید به جز عیسی مسیح، به موعود نجاتبخش دیگری نیز اشاره شده است که عیسی مسیح، وعده آمدنش را میدهد. وی “تسلی دهنده” دیگری است که مسیح از خدا (پدر) برای امتش درخواست میکند و خدا او را اعطا میکند تا همیشه با ایشان باشد. جهان او را نمیبیند، ولی آنان که به مسیح ایمان دارند، وی را باز میشناسند:
و من از پدر سئوال میکنم و تسلی دهندهای دیگر به شما عطا خواهد کرد تا همیشه با شما باشد؛ یعنی روح راستی که جهان نمیتواند او را قبول کند، زیرا که او را نمیبیند و نمیشناسد؛ اما شما او را میشناسید، زیرا که با شما میماند و در شما خواهد بود.
او آن مسیحایی نیست که امت موسی و یهودیان انتظارش را داشته و دارند. او بعد از عیسی مسیح و پس از رفتن وی خواهد آمد. او هدایتگر به همه راستیهاست و جهان را به عدالت و داوری ملزم خواهد کرد. از خود چیزی نمیگوید، بلکه از مسیح خبر میدهد و او را از خدا (پدر):
و من به شما راست میگویم که رفتن من برای شما مفید است؛ زیرا اگر نروم، تسلی دهنده نزد شما نخواهد آمد، اما اگر بروم، او را نزد شما میفرستم. و چون او آید جهان را بر عدالت و داوری ملزم خواهد نمود… ولیکن چون او، یعنی روح راستی، آید، شما را به جمیع راستی هدایت خواهد کرد؛ زیرا که او از خود تکلم نمیکند، بلکه به آنچه شنیده است، سخن خواهد گفت و از امور آینده به شما خبر خواهد داد. او مرا جلال خواهد داد؛ زیرا آنچه آنِ من است خواهد گرفت و به شما خبر خواهد داد.
http://forum.funpatogh.com/

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٦:٢۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸۸/٧/٢٠

منجی در ادیان مختلف (2)

منجی در دین یهود
در عهد عقیق، کتاب مقدس یهودیان، اشارات مکرری به نجاتبخش آخر زمان شده است: کسی خواهد آمد تا جهان مطلوبی را که همه خواستار آنند و سودایش را در سر میپرورانند، از نو بسازد؛ جهانی روشن و عاری از پلیدیها که در آن آدمی به همه آرزوها و امیال پاک انسانی برسد و کامیاب شود. در زبور داوود که تحت عنوان مزامیر در عهد عتیق آمده، تقریباً در هر بخش از آن، اشاره به ظهور منجی و آخرالزمان، و نوید پیروزی صالحان بر شریران، و بالاخره تشکیل حکومت واحد جهانی و تبدیل ادیان و مذاهب گونان به دینی واحد و جهانشمول موجود است:
و او قوم تو را به عدالت داوری خواهد کرد و مساکین ترا به انصاف. آن گاه کوهها برای قوم، سلامتی را بار خواهند آورد، وتلها نیز در عدالت، مساکین قوم را دادرسی خواهد کرد، و فرزندان فقیر را نجات خواهد داد، و ظالمان را زبون خواهد ساخت…، در زمان او، صالحان خواهند شکفت و وفور سلامتی خواهد بود، مادامی که ماه نیست نگردد. و او حکمفرمانی خواهد کرد از دریا تا دریا، و از نهر تا اقصای جهان. به حضور وی، صحرانشینان گردن خواهند نهاد و دشمنان او خاک را خواهند لیسید… جمیع سلاطین او را تعظیم خواهند کرد و جمیع امتها را بندگی خواهند نمود… بر مسکین و فقیر کرم خواهد فرمود، و جانهای مساکین را نجات خواهد بخشید… نام او تا ابدالاباد باقی خواهد ماند؛ اسم او پیش آفتاب دوام خواهد کرد؛ آدمیان در او برای یکدیگر برکت خواهند خواست، و جمیع امتهای زمین او را خوشحال خواهند خواند.
یهودیان معتقدند نجات دهنده آخرالزمان، مسیح (ماشیح) به معنای مسح شده خداوند است که جهان مطلوب و درخشان آینده را میسازد. اکثر اندیشمندان یهود بر این باورند که ظهور مسیح و فعالیت او برای بهبود وضع جهان و برقراری صلح و آرامش میان همه اقوام و تأمین خواستها و نیازهای بشری، بخشی از نقشههای خداوند در آغاز آفرینش بوده است. بر اساس همین عقیده، لزوم وجود نجاتبخش که کسی جز مسیح نیست، پیش از آفرینش کائنات به ذهن خداوند خطور کرده است.
به اعتقاد همه یهودیان، نجاتدهنده (مسیح) انسانی است همانند دیگران، اما برخوردار از جلوه و جبروت خدایی. او جهان را با نور خویش که جلوهای از نور خداست، روشن خواهد کرد. برخی ماشیح را همان داوود میدانند (هوشع 5:3) برخی دیگر، او را از خانواده داوود میشمارند. (مزامیر 49:18-50) گروهی نیز میگویند خداوند در پایان جهان، داوود دیگری را برای نجات مردم میفرستد. (ارمیاه، 9:30)
در این زمینه، اندیشمندان آرای متفاوتی اظهار کردهاند که گاه، یکدیگر را نقض میکنند؛ اما آنچه روشن است این است که مسیح از خاندان داوود است که در پایان جهان برای نوساختن جهان و نجات بشر ظهور خواهد کرد.
http://forum.funpatogh.com

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٤:٢٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸۸/٧/٢٠

منجی در ادیان مختلف (1)

              

در این عصر (کالی یوگه یا دوره انحطاط) که بنا بر باورهای هندویی از نیمه شب بین 17 و18 ماه فوریه سال 3102 قبل از میلاد مسیح شروع شده، و ما اکنون در آن به سر میبریم، فقط ...

اندیشه تشکیل جامعهای عاری از ظلم و ستم و تبعیض که در آن معیارهای عالی معنوی و انسانی یا به عبارتی دموکراسی واقعی حاکم باشد، از دیرباز در ذهن بشر از جایگاه و اهمیت خاصی برخوردار بوده است. از زمانی که افلاطون در آرای خویش مدینه فاضله را عنوان میکند، تا قرنها بعد که این اندیشه به صورت “یوتوپیا” یا شهر آرمانی در آثار نویسندگان و فلاسفه تجلی مینماید، میتوان جلوههای گوناگونی از چنین تفکری را بازیافت.
به عبارتی، میتوان به جرأت اذعان داشت بشر از آن هنگام که ابتداییترین جوامع را تشکیل داد، همواره در درون خویش آرزومند جامعهای آرمانی و به تبع آن شخصیتی بوده که بتواند چنین جامعهای را تشکیل دهد. این شخص در حقیقت همان منجی موعود است که در ادیان و فرهنگهای اقوام و ملل مختلف با تلقیها و نگرشهای گوناگون به صورتهای متنوعی معرفی شده است. در این نوشتار تلقیهای مختلف اندیشه موعود ـ البته به جز آنچه در عقاید اسلامی مطرح است ـ را به اختصار بررسی و تبیین خواهیم کرد.

همان طور که اشاره شد، منجی موعود و نجاتبخش نزد اقوام و ملل مختلف با آیینها و فرهنگهای کاملاً متفاوت، به اشکال و صورتهای گوناگون و متنوعی مطرح شده است؛ اما جملگی در یک نکته متفقالقول هستند که نجاتبخشی خواهد آمد و آنان را از یوغ بندگی جباران و ستمکاران و حاکمان زورگو میرهاند و جامعهای پر از عدل و داد به وجود خواهد آورد. هندوها انتظار دهمین تجلی ویشنو یا کالکی را دارند؛ بوداییها ظهور بودای پنجم را منتظرند؛ یهودیان به جز مسیح (ماشیح) نجات دهندهای نمیشناسند؛ مسیحیان، فارقلیط را میطلبند که عیسی مسیح مژده آمدنش را داده است؛ و بالاخره مسلمانان قائل به ظهور حضرت مهدی(ع) هستند.
البته چنین اندیشهای مختص مکاتب و ادیان مذکور نیست، بلکه چنین روایاتی در اشکال مختلف، از قصص مذهبی گرفته تا اساطیر و افسانهها، در میان همه اقوام متمدن و غیرمتمدن جهان و حتی قبایل بدوی وجود داشته و دارد. مثلاً ژرمنها معتقد بودند که فاتحی از طوایف آنان قیام میکند و نژاد ژرمن را در جهان برتری میبخشد. نژاد اسلاو بر این باورند که از مشرق زمین، یک نفر برمیخیزد و تمام قبایل اسلاو را متحد میکند و بر دنیا مسلط میگرداند. اهالی یوگسلاوی (صربستان) نیز در سرودهای حماسی خویش از شخصی به نام “مارکو کرالیه ویچ” نام میبرند و انتظار ظهور وی را دارند. ساکنان جزایر انگلستان از دیرباز منتظر ظهورد “آرتور” هستند که در جزیره “آوالون” سکونت دارد. بنابر عقیده ایشان وی روزی ظاهر میشود و نژاد “ساکسون” را در دنیا غالب میگرداند و سیادت جهان، نصیب آنها میگردد.

http://forum.funpatogh.com

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۳:٥٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸۸/٧/٢٠