هر چی بخوای داریم

هر چی که بخوای

روایت قرائتی از آخوندی که پسرش سی دی‌های مستهجن نگاه می‌کرد

روایت قرائتی از آخوندی که پسرش سی دی‌های مستهجن نگاه می‌کرد

 
آخوندی به من گفت. یک سی‌دی بود من فکر کردم پسر من حزب اللهی است. از دستش افتاد. من گذاشتم دیدم اوه... اوه... چه عکس‌هایی است.

۱۳۹۰ پنج شنبه ۲۴ آذر ساعت 15:02

به گزارش خبرنگار سرویس قاب نقره برنا، حجت الاسلام والمسلمین قرائتی در جلسات درسهایی از قرآن این هفته در تلویزیون درباره "حق و باطل و شناخت وظایف" سخن گفته است.

این واعظ مشهور همچنین در ادامه سخنانش درباره "سرچشمه حق، سخن خدا و پیامبران و امامان معصوم(ع)" ، "حقانیت علم و عقل و بطلان ظنّ و گمان " ، "شناخت حق و پیروی از حق " ، "شناخت باطل و دوری از یاری باطل " و ... سخن گفته است. آنچه در ادامه می‌خوانید گزیده‌ای از سخنان این استاد حوزه علیمه و دانشگاه است:

به باطل تکیه نکنیم. حق را با لباس باطل نپوشانید. «وَ لا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْباطِل‏» (بقره/42) گاهی حق است با باطل قاطی می‌کنند. یعنی باطل است، لباس حق به آن می‌پوشانند. گل رنگ است، به اسم زعفران می‌فروشد. مغازه‌اش را یک طوری رنگ‌آمیزی می‌کند که مشتری که می‌آید آن رنگ روی جنس اثر بگذارد، فکر کند این جنس، جنس درستی است.

حضرت امیر در بازار راه می رفت دید یک کسی یک جنس کنار بازار می‌فروشد. دستش را زیر جنس کرد، گفت: ببین آمده‌ای در سایه می‌فروشی که بدی جنست پیدا نباشد. برو جنست را در آفتاب بفروش که مشتری‌ها بفهمند چه چیزی می‌فروشی. ما آدم‌هایی داریم کلاس یواشکی می‌گذارند. حتی ممکن است کلاس تفسیر هم بگذارند. در را می‌بندند برای دانشجوها یا برای دبیرستانی‌ها تحلیل سیاسی می‌کنند. ببینیم تو حرفت حق است یا باطل؟ حق است؟ خوب اگر حق است در را باز کن بگذار دیگران هم بیایند گوش بدهند. بگذار نوارش را هم پخش کنیم. نه من راضی نیستم کسی نوار بگیرد. من راضی نیستم کس دیگر بیاید. خوب پیداست می‌خواهی یک چیزی بگویی که حق نیست. اگر حق است علنی بگو. چرا یواشکی می‌گویی؟

یک آخوندی بود منحرف بود الحمدلله اعدام شد. ما زمان شاه با ایشان آشنا شدیم. این جوان‌ها را جمع می‌کرد یک بیانی می‌کرد، یک آیاتی از قرآن را به کار می‌برد، اما فکرش هم فکر کمونیست‌ها بود. یعنی قاطی می‌کرد بین حق و باطل. مثل آنهایی که پرتقال پوسیده‌ها را زیر می‌گذارند و پرتقال‌ خوب‌ها را رو. انار کوچک‌ها را زیر می‌گذارند و انارهای خوب را رو. خوب من ده سال قبل از انقلاب تقریباً برای جوان‌ها جلسه داشتم. به این گفته بودند: تو قرائتی را کشف کن. برو با قرائتی این حرف‌ها را بزن این شهر به شهر برای جوان ها پای تخته سیاه کلاسداری می‌کند. یک روز من او را دیدم. گفت: آقا من دنبال تو هستم. به من هم گفتند: ایشان یک فکر جدیدی دارد. بالاخره در همان خیابان که همدیگر را دیدیم یک آشنا پیدا کردیم، در خانه‌اش رفتیم.

تقریباً دو سه ساعت حرف‌هایش را به من گفت. من حرف‌هایش را که گوش کردم، گفتم: خیلی خوب من حرف‌های شما را گرفتم. شب جمعه آقای مطهری، می‌آید منزل ما مهمان است. اجازه بده همه‌ی حرف‌های شما را به مطهری می‌گویم. اگر او گفت: حرف شما حق است من شهر به شهر سخنرانی می‌کنم. گفت: مگر تو با مطهری رابطه داری؟ گفتم: من شاگردش نیستم، ولی مریدش هستم و از نظر علمی شاگردش هستم. کتاب‌هایش را خواندم. نوارهایش را گوش می‌دهم. گفت: تو با مطهری رفیق بودی من این حر‌ف‌ها را زدم؟! خائن! به من گفت: خائن! گفتم: عجب! این معلوم می‌شود یک چیزی از کمونیست‌ها دارد، یک چیزی از اسلام، یک مکتبی، فرقه‌ی‌ جدیدی می‌خواهد درست کند، مکتب جدید می‌خواهد درست کند، می‌خواهد مطهری نفهمد. من که سوادم کم است، من را گول بزند، من هم جوان‌ها را گول بزنم اما مطهری نفهمد. ما آنجا فهمیدیم که این می‌خواهد فرقه درست کند.

هر جلسه‌ای که در را بستند پیداست یک چیزی در آن است. امام رضا فرمود: هرچیزی را که در نماز جمعه نمی‌توانید بگویید پیداست که یک چیزی در آن است. این معامله را بتوانید در نماز جمعه بگویید. بگو: آقا من این خانه را خریدم، به این قیمت. من اگر یک انگشتری دستم است که نرخش را نگفتم پیداست خیانت است. نرخ انگشتر، آقای قرائتی انگشترت چند است؟ بگویم: مثلاً این مقدار. اگر نترسیدم پیداست درست است. اما اگر قیمت انگشتر من یک قیمتی بود که گفتم: حالا شما به قیمت این کار نداشته باش. اگر طفره رفتم پیداست این انگشتر قیمتی است و من می‌خواهم مردم را از قیمت این مطلع...

خانه‌تان کجاست؟ اگر رویم نشد بگویم خانه‌ام کجاست، پیداست این خانه خیانت است. امیرالمؤمنین فرمود: «دَخَلْتُ بِلَادَکُمْ بِأَشْمَالِی هَذِه‏» (بحارالانوار/ج40/ص325) من با همین زندگی وارد شدم، اگر بعد از اینکه از حکومت کنار رفتم، زندگی من فرق زیادی داشت، اصلاً اگر فرق داشت، نه فرق زیاد، اگر فرق داشت پیداست از بیت‌المال سوء استفاده کردم.

کار خوب این است که آدم بتواند در تلویزیون بگوید. هرچیزی را که در تلویزیون رنگ شما می‌پرد... با یک کسی رابطه پیدا می‌کنی تلفن می‌کنی که اگر آقایت بفهمد فوری گوشی را زمین می‌گذاری. پیداست این تلفن خیانت است. هر تلفنی که بابا و ننه‌ات بفهمند گوشی را زمین می‌گذاری، پیداست خیانت است. و گاهی هم گول می‌زنند. ممکن است عکس سکس باشد، رویش عکس مداح می‌چسبانند. پدر می‌گوید: الحمدلله بچه‌ی من خیلی مذهبی است. شب‌ها تا صبح پای مداح‌ها می‌نشیند. آخوندی به من گفت. گفت: یک سی‌دی بود من فکر کردم پسر من حزب اللهی است. از دستش افتاد. من گذاشتم دیدم اوه... اوه... چه عکس‌هایی است. این برای اینکه پدرش را گول بزند، بنابراین به هیچ چیز اطمینان نکنید. خدا، پیغمبر، امام، مرجع تقلید، عقل، منطق. کلاس‌های یواشکی، سی‌دی‌های یواشکی، تلفن‌های یواشکی، اینها را همه باید مواظب باشیم.
خدایا خودت همه‌ی ما را حفظ بفرما. کمتر از آنی ما را به خودمان واگذار مکن.

عمارنامه

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۸:٥٥ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/٩/٢٥

لباس شب 400 میلیون تومانی با نگین های سواروسکی

لباس شب 400 میلیون تومانی با نگین های سواروسکی

برند رالف اند روسو، اقدام به یکی از گرانترین لباسهای شب برای جشن کریسمس نموده است.



رالف اند روسو (Ralph & Russo)، نام یکی از لوکس ترین خانه های مد جهان می باشد که در سال 2007 توسط رالف تامارا و مایکل روسو تاسیس شده است.
برند رالف اند روسو (Ralph & Russo)، اقدام به یکی از گرانترین لباس های شب برای جشن کریسمس نموده است. این لباس شب دست دوز خیره کننده با بیش از 150000 نگین کریستال سواروسکی به مناسبت جشن ها و میهمانیهای کریسمس، طراحی و دوخته شده است و در فروشگاه هارود برای فروش به نمایش گذاشته شده است. بر روی این لباس 25 دوزنده طی 100 ساعت کار شبانه روزی، فعالیت داشته اند. هزینه این لباس حدود دویست و سی هزار پوند می باشد.
تهیه و گردآوری: سایت زر (zar.ir)  














 
منبع: گردآوری: گروه زر
  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/٩/٤

دانش! چــرا و چگونـــه ؟!

دانش! چــرا و چگونـــه ؟!

 

جایگاه علم از منظر امام محمد تقى علیه السلام

امام جواد علیه السلام

نهمین امام شیعه حضرت امام محمد تقى علیه السلام در کودکى عهده دار امر رهبری و امامت جامعه اسلامی شدند و در همان زمان دانش سرشار آن بزرگوار دوست و دشمن را به حیرت و شگفتى واداشت. مناظرات علمی آن حضرت با شخصیت‌های بزرگ جهان اسلام و فتواهای دقیق ایشان در مسائل گوناگون علمی، در تاریخ پربار علم همچون خورشیدی تابان بر تارک مکتب پویای تشیع می درخشد.


 

اساسا از منظر حضرت جوادالأئمه علیه السلام علم و دانش یکى از مهمترین عوامل رسیدن به کمالات عالى دنیوى و اخروى به شمار می آید که همچون چراغی، روشنی بخش عقل و خرد او در پیمودن این مسیر دشوار می باشد چراکه فطرت حقیقت جوی بشر با جهل ناسازگارى دارد و بدون رشد فرهنگى و فکرى مناسب و آشنایى عمیق با حقایق، به هدف اصیل خویش نائل نخواهد آمد.

در این زمینه حضرت امام جواد علیه السلام می فرمایند:

از منظر پیشوای نهم، شایسته است که یک مسلمان به علم و معرفت روى آورد و دوستان خویش را بر اساس دانش و بینش صحیح برگزیند و شخصیت اجتماعى خود را بر مبنای علم و معرفت شکل دهد، براى دیدار دیگران علم هدیه برد و آن را نُقل مجالس خود کند، علم و دانش را در سفر، مناسبترین همسفر و رفیق راه، و در تنهایى و غربت، بهترین مونس و همدم خود بداند، چرا که علم، سرچشمه تمامی کمالات انسانی است

 

« عَلَیْکُمْ بِطَلَبِ الْعِلْمِ، فَإ نَّ طَلَبَهُ فَریضَةٌ وَالْبَحْثَ عَنْهُ نافِلَةٌ، وَ هُوَ صِلَةُ بَیْنَ الاْ خْوانِ، وَ دَلیلٌ عَلَى الْمُرُوَّةِ، وَ تُحْفَةٌ فِى الْمَجالِسِ، وَ صاحِبٌ فِى السَّفَرِ، وَ اءُنْسٌ فِى الْغُرْبَةِ ». ( حلیة الا برار، ج 4، ص 598)

 

بر شما باد به تحصیل علم، چراکه فراگیرى آن واجب و بحث پیرامون آن پرفائده است، علم وسیله نزدیکی به برادران، و نشانه مروّت و جوانمردى، وهدیه ای برای مجالس است و همراه انسان در مسافرت، و مونس او در تنهائى مى باشد.

از منظر پیشوای نهم، شایسته است که یک مسلمان به علم و معرفت روى آورد و دوستان خویش را بر اساس دانش و بینش صحیح برگزیند و شخصیت اجتماعى خود را بر مبنای علم و معرفت شکل دهد، براى دیدار دیگران علم هدیه برد و آن را نُقل مجالس خود کند، علم و دانش را در سفر، مناسبترین همسفر و رفیق راه، و در تنهایى و غربت، بهترین مونس و همدم خود بداند، چرا که علم، سرچشمه تمامی کمالات انسانی است.

حال اگر این علم با زیور تواضع و فروتنی آراسته شود، همچون اکسیری انسان را از هر مهلکه ای نجات خواهد داد؛ چنانکه حضرتش به این نکته اشاره می فرمایند:

« خَفْضُ الْجَناحِ زینَةُالْعِلْمِ » ( کشف الغمّة فی معرفة الأئمه، ج 2، ص 47)

تواضع و فروتنى زینت بخش علم و دانش است.

اما آنچه که در اینجا توجه به آن ضروری می نماید دقت در سلامت و درستی مسیری است که انسان به منظور کسب علم و معرفت در آن قدم برمی دارد، تا در دام اندیشه های باطلی که تناسبی با حق وحقیقت ندارند گرفتار نیاید. براین اساس زیبنده است که یک فرد مسلمان، تمایلات خویش و اندیشه های گوناگون را بر اساس معیارهای حق بسنجد و در روشن نمودن مسیر خود از مشعل عقل و خرد که در آموزه های غنی اسلام مورد توجه خاصی قرار گرفته است، بهره گیرد. امام جواد علیه السلام در این زمینه رهنمود راهگشایى براى همگان دارند. آن گرامى مى‏فرمایند:

« مَنْ أَصْغَى إِلَى نَاطِقٍ فَقَدْ عَبَدَهُ فَإِنْ کَانَ النَّاطِقُ عَنِ اللَّهِ فَقَدْ عَبَدَ اللَّهَ وَ إِنْ کَانَ النَّاطِقُ یَنْطِقُ عَنْ لِسَانِ إِبْلِیسَ فَقَدْ عَبَدَ إِبْلِیس » .‏ (تحف العقول، ص 456)

هر عملى وبال صاحب خویش است، مگر کسى که به دانش خود عمل نماید

 

 هر کس به گفتار گوینده‏اى گوش فرا دهد، او را پرستش کرده است، اگرگوینده از خدا مى‏گوید، شنونده خدا را عبادت کرده و اگر از شیطان بگوید، شنونده نیز به پرستش شیطان پرداخته است.

 

باشد که با تأسی به آن امام همام، خود را به این خصلت زیباى انسانى بیاراییم و کسب معرفت و دانش را سرلوحه برنامه‏ زندگى خویش در عرصه های گوناگون فردی و اجتماعی قرار دهیم، و با کنار زدن پرده های جهل و نادانی از ظلمت و تاریکی قدم در وادی نور و روشنایی بگذاریم و با عمل به آنچه آموخته ایم سعادت هر دو سرا را به دست بیاوریم. چراکه هرچند دانایان با آنانکه نمى دانند برابر نیستند اما همانطور که در کلام جاودانه اولین معلم بشریت حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفى صلى الله علیه و آله مورد تأکید قرار گرفته است:« کُلُّ عِلْمٍ وَبَالٌ عَلَى صَاحِبِهِ إِلَّا مَنْ عَمِلَ بِهِ » .(بحارالانوار،ج 2، ص 38) هر عملى وبال صاحب خویش است، مگر کسى که به دانش خود عمل نماید.

ابوالفضل صالح صدر

بخش عترت و سیره تبیان

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/۸/٦

"بلال" و حمایت از ولایت

"بلال" و حمایت از ولایت


بلال حبشی «بلال» برده‌ای بی نام و نشان با چهره‌ای سیاه و بدنی دردآلود از تازیانه اشرافیت زورمند و زرآلود بود. فرزند «رباح» و «حمامه» که به جرم یکتاپرستی و آزادی خواهی شکنجه مرگبار امیه بن خلف را تا عمق جان احساس می‌کرد(1) و تنها با یاد و نام خدای مهربان «احد»، شکیبایی و بردباری می‌نمود.


 

بلال

روزی که رایحه روح پرور خداباوری و یکتاپرستی با آزادی از سوی رسول خدا(ص) به ژرفای وجود او وزید، شوقی شگفت آور سیمای سیاه و سیرت سپید بلال را فرا گرفت، ناگاه رو به پیامبر(ص) نمود و با ارادتی بسیار با زبان حبشی این شعر را سرود:

«اَرَه بَرَهْ کَنْکَرَهْ   کِرا کِری مِنْدَرَهْ»؛(2)

آن هنگام که در دیار ما بهترین صفات پسندیده را جویا شوند ما تو را شاهد گفتار خود می‌آوریم!!

عظمت مقام و ابهت کلام او موجب گردید که منصب ارجمند اذان گویی که شعار اسلامی و نماد ارزش دینی است و در آن زمان مؤذن نمایندگی رسمی رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلّم را در فراخوانی مردم به سوی نیایشگاه عهده دار بود به او واگذار شود.(3) به گونه‌ای که ناتوانی او در ادای «شین» موجب بخشودگی وی و ادامه این مسؤولیت تنها از سوی او گردد!(4) شخصیت برجسته بلال به گونه‌ای بود که با فتح مکه به دستور رسول خدا(ص) بر بام کعبه، ندای توحید و نبوّت سرداد و چون پاره‌ای از وارثان کبر و استکبارِ جاهلیت، زبان به نکوهش او و ستایش خود گشودند، فرشته وحی با پیام پرنوید الهی در آیه‌ای نورانی بر رسول خدا(ص) فرود آمد تا معیار برتری از سرسپردن «قبیله» به دل سپردن به «قبله» و میزان تقوا و پرهیزگاری استوار شود.(5)

بلال در بهشت بر شتری سوار می‌شود و اذان می‌گوید. چون جملات «اشهَد اَنْ لا اِله اِلاّ اللّه » و «اشهَد اَنَّ محمدا رسولُ اللّه » را ادا می‌کند، لباس آراسته‌ای از لباس‌های بهشتی بر تن او می‌کنند

 

و در پی آن جبرئیل امین با نزول خود نخست سخن اَشرافِ خودخواه را که شرافت خود را در حقارت دیگران دیده و از پیامبر(ص) خواستار دوری بردگان و پابرهنگان دیروزی بودند تا جایگاهی والا نزد رسول خدا(ص) یابند مردود شمرد که با این خبر سرور و شادی وجود بلال را فرا گرفت،(6) روح او اطمینان و آرامش یافت و آنقدر به پیامبر(ص) نزدیک شد که زانوانش در کنار پاهای آن حضرت دیده می‌شد. سپس خداوند رسول خود را دعوت به بردباری و همراهی افزون‌تر با موحّدان پابرهنه و شیفتگان الهی نمود که:

 

«و اصبر نفسک مع الذّین یدْعُونَ رَبَّهم بِالْغَداةِ و الْعَشی یریدُونَ وَجْهَهُ و لا تَعْدُ عَیناکَ عَنْهُمْ تُریدُ زینَةَ الحیاة الدنیا ...»؛(7)

[ای رسول ما!] با کسانی که پروردگارشان را صبح و شام می‌خوانند (و) خشنودی او را می‌خواهند، شکیبایی پیشه کن و دو دیده‌ات را از آنان برمگیر. مبادا زیور زندگی دنیا را بخواهی [و از آنان غافل شوی] ...

بلال در نگاه رسول خدا(ص) و امیر مؤمنان(ع)

شناخت روشنگر بلال نسبت به معارف الهی و شایستگی‌های والای او به گونه‌ای بود که رسول خدا(ص) بهشت را مشتاق علی، سلمان، عمّار و بلال دانست(8) و گفتار وی را به هنگام اذان، یگانه حجّت در خودداری از خوردن و آشامیدن به هنگام ماه رمضان معرفی کرد.(9) آن زمانی که قریشیان در برابر اسلام مقاومت می‌کردند، آن حضرت از بلال درخواست کرد پس از اذان از خداوند بخواهد تا او را بر ضد قریش یاری دهد.(10) و روزی که سخن از سرای فردوس و بهشت برین به میان آمد، فرمود: «بلال در بهشت بر شتری سوار می‌شود و اذان می‌گوید. چون جملات «اشهَد اَنْ لا اِله اِلاّ اللّه » و «اشهَد اَنَّ محمدا رسولُ اللّه » را ادا می‌کند، لباس آراسته‌ای از لباس‌های بهشتی بر تن او می‌کنند.»(11)

دفاع درس آموز پیامبر(ص) از بلال در عرصه‌های مختلف زینت بخش تاریخ است، به گونه‌ای که آن حضرت در ماجرایی از ابوبکر خواست تا از بلال و دوستان او عذرخواهی کند!(12) و هنگامی دیگر که ابوذر سخن از سیاهی صورت بلال مطرح کرد، رسول خدا(ص) با عبارتی کوتاه، بزرگی تقصیر او را گوشزد کرده، فرمود: هنوز اندکی از کبر جاهلیت در تو وجود دارد؟!

در این هنگام ابوذر صورت خود را بر خاک گذارد و به بلال گفت سر را از خاک برنمی دارد تا او پای خود را بر صورت او گذارد و بلال نیز چنین کرد.(13)

بلال همچون سلمان صحابی صالح و برجسته‌ای بود که به خانه فاطمه زهرا(س) رفت و آمد داشته، در بسیاری از مواقع از سوی رسول خدا(ص) برای انجام کاری مأموریت می‌یافت. روزی آن حضرت پولی به بلال داده، فرمود:

«یا بلالُ! ابتع بها طیبا لابنتی فاطمة»؛(14) ای بلال! با این پول عطر و ماده خوشبویی برای [جهیزیه] فاطمه دخترم تهیه کن.

گاهی که مشتاق دیدار فرزندان فاطمه(ع) می‌شد، رو به بلال کرده، می‌فرمود:

«یا بلال! ایتنی به ولدی الحسن و الحسین»؛(15) بلال! فرزندانم حسن و حسین را به رایم بیاور.

به یقین، اطمینان فراوان و اعتماد چشمگیر رسول خدا(ص) نسبت به بلال، زمینه ساز گفت و گوهایی اینچنین بود.

روزی امام علی(ع) با شناختی روشن از پیشینه بلال، او را چون خود دانست و فرمود:

پیشگامان به دین اسلام پنج نفرند: من پیشقدم عرب هستم، سلمان پیشگام عجم، صهیب اولین مؤمن از روم، بلال پیشقدم حبشه و خباب پیشگام نبط.(16)

 

بلال در نگاه فاطمه(ع)

بلال

حضزرت زهرا(س)، بلال را شیعه‌ای هوشیار، آگاه به زمان، هوشمند در پدیده‌های پیدا و پنهان جامعه و دارای بینشی روشنگر می‌دانست. از این رو هیچ

گاه سخنی یا گلایه‌ای از کوتاهی بلال در عرصه‌های حمایت از ولایت بر زبان جاری نکرد و هماره شیوه‌های حرکت و ستیز آرام او را با غاصبان می‌ستود.

آن هوشیاری و این بیداری سبب گردید که لحظه‌ای با غاصبان خلافت نرمش و یا سازش نشان ندهد و نسبت به آنچه در توان داشت، مبارزه‌ای از سر تحلیل درست و شناخت عمیق شروع کند.

روزی که خبر از پایان کار سقیفه و آغاز ریاست خلیفه به او رسید، در حالی که سراپا اندوه و ماتم بود، در مسجد رسول خدا(ص) نشسته بود و در باره این فاجعه بزرگ که ضایعه‌ای بی جبران بود، می‌اندیشید و آن را قضا و قدر الهی می‌شمرد. ناگاه خلیفه وارد شد و هنگام اذان فرا رسید. اطرافیان منتظر صدای بلال بودند تا همچون زمان رسول خدا(ص) ندای توحید و نبوت با صدای خود سر دهد. اما او را ساکت در گوشه‌ای دیدند. به گمان بی خبری نزد بلال آمده گفتند:

بلال! اذان. اذان!

و او با شهامت و رشادت بسیار پاسخ داد: پس از این اذان نمی‌گویم. شخص دیگری را معین کنید. خلیفه اول خود نزد بلال آمد و گفت: برخیز اذان بگوی بلال!

و او سری از بصیرت و بینایی تکان داد و گفت: نه!

 

و چون سخن ابوبکر را شنید که برای چه بلال؟ پاسخ داد: اگر مرا [با آزادی از دست امیه] به بندگی خود گرفته‌ای، در اختیار تو هستم و اگر در راه خدا آزاد ساخته‌ای، پس مرا رها کن و به حال خود واگذار.

و چون شنید که من تو را در راه خدا آزاد کرده‌ام، پاسخ داد:

من پس از رسول خدا(ص) برای احدی اذان نخواهم گفت.(17)

آن گونه در برابر سران زر و زور و تزویر ایستادگی کرد و با صراحت بسیار این سخن را بر زبان جاری کرد:

من پس از رسول خدا(ص) برای احدی اذان نخواهم گفت!

حق علی(ع) بر من، بیش از ابوبکر است، زیرا ابوبکر مرا از قید بندگی و شکنجه و آزاری که در دنیا نجات داد، گرچه با صبر و بردباری [و شهادت] به سوی بهشت جاودان رهسپار می‌شدم، اما علی(ع) مرا از عذاب ابدی و آتش همیشگی جهنم نجات بخشید. چون به خاطر دوستی و ولایت او و برتر دانستن وی بر دیگران، سزاوار بهشت برین و نعمت‌های پایدار و ابدی آن خواهم بود!

 

اما آنگاه که دخت رسول خدا(ص) به یاد دوران پرعظمت و باشکوه اسلام و نبوت پدر عزیز خود فرمود: «اِنّی اشتهی اَنْ اَسْمَعَ صوتَ مؤذنِ اَبی (ع) بالاذان»؛(18) بسیار دوست دارم صدای اذان بلال، مؤذن پدرم را بشنوم، اطاعت تمام عیار نمود و بار دیگر صدای خود را در فضای مدینه طنین انداز کرد. با عبارت «اشهد اَنَّ محمدا رسولُ اللّه »؛ قلب دخت رسول خدا(ص) به لرزه در آمد، اشک او چون سیل از دیدگان جاری شد به گونه‌ای که نقل شده است فاطمه(ع) ناله‌ای زد، بر زمین افتاد و بی هوش گردید.

 

ناگاه خبر به بلال رسید که اذان را رها کن، فاطمه(ع) غش کرده است و او چون هراسان و سراسیمه از بام فرود آمد، خدمت پاک بانوی آفرینش رسید تا از حال او جویا شود. زهرا(ع) به هوش آمده فرمود: بلال! اذان را تمام کن!

و او که از عشق بی کران دختر پیامبر(ص) به پدر آگاه بود پاسخ داد:

دختر رسول خدا! مرا از این کار معذور بدار زیرا بر جان شما هراسانم، می‌ترسم خویشتن را به هلاکت رسانی.(19)

 

بلال و حمایت از ولایت

بلال از علی(ع) و فاطمه زهرا(س) و آرمان‌های آنان حمایت بی دریغ می‌کرد. آنگاه که امام(ع) در بین مسلمانان حاضر می‌شد، احترام چشمگیری به او می‌نمود، به گونه‌ای که برخی زبانِ اعتراض به او می‌گشودند و می‌گفتند:

ابوبکر تو را از امیه خرید و آزاد کرد، با این خصوصیت، علی(ع) را بیشتر از او احترام می‌کنی؟

 

بلال پاسخ داد:

حق علی(ع) بر من، بیش از ابوبکر است، زیرا ابوبکر مرا از قید بندگی و شکنجه و آزاری که در دنیا نجات داد، گرچه با صبر و بردباری [و شهادت] به سوی بهشت جاودان رهسپار می‌شدم، اما علی(ع) مرا از عذاب ابدی و آتش همیشگی جهنم نجات بخشید. چون به خاطر دوستی و ولایت او و برتر دانستن وی بر دیگران، سزاوار بهشت برین و نعمت‌های پایدار و ابدی آن خواهم بود!

به وسیله خدا نجات یافتم نه به خاطر ابوبکر و اگر خدا نبود کفتار، رگ‌های مرا می‌درید. خداوند مرا در محل خوبی جای داد و مرا گرامی داشت، همانا خیر نزد او یافت می‌شود. مرا پیرو بدعت گذاری نخواهید یافت و من مانند آنان بدعت گذار نیستم. بلال به شام رفت، ایامی چند در آن دیار زندگی کرد و سرانجام در بین سال‌های 18_21 هجری قمری در زمان خلافت عمر در اثر بیماری طاعون دیده از جهان خاکی فرو بست

 

هنگامی که هواداران ابوبکر، مردم را به بیعت با وی دعوت می‌کردند، سراغ بلال آمده (با اطمینان بسیار نسبت به پذیرش) پیشنهاد بیعت دادند.

 

او با کمال خونسردی، به دور از هیجانات و جریانات زودگذر و از سر شناخت و معرفت، بیعت را نپذیرفت. عمر که شاهد ماجرا بود با عصبانیت گریبان او را گرفت و با لحن تندی گفت:

این پاداش ابوبکر است که تو را آزاد ساخت!

بلال پاسخ داد: اگر ابوبکر مرا به خاطر خداوند آزاد کرده، برای خدا نیز مرا به اختیار خود واگذارد و اگر برای غیر خدا آزاد کرده، من در اختیار او هستم، هرچه می‌خواهد بکند، اما هرگز با کسی که پیامبر(ص) او را جانشین نکرده است بیعت نمی‌کنم و آن که او را جانشین خود قرار داده، پیرویش تا روز قیامت بر گردن ما است.

عمر وقتی پاسخ راسخ و سخن صریح بلال را شنید، برآشفت و به او دشنام داده، گفت:

«لا ابا لک ...»؛ ای بی پدر دیگر در مدینه نباید بمانی.

و این آغاز تبعید بلال از مدینه به شام به خاطر دفاع از امامت و ولایت بود.

ولایت

در آخرین لحظات حضور در شهر رسول خدا(ص) و در کنار دخت پیامبر(ص) و امیر مؤمنان(ع) این اشعار را زمزمه می‌کرد:

«باللّه لا اَبابَکرٍ نجوتُ وَ لو    لا اللّه نأمت عَلی اَوْصالی الضَبُعْ»؛(20)

به وسیله خدا نجات یافتم نه به خاطر ابوبکر و اگر خدا نبود کفتار، رگ‌های مرا می‌درید. خداوند مرا در محل خوبی جای داد و مرا گرامی داشت، همانا خیر نزد او یافت می‌شود. مرا پیرو بدعت گذاری نخواهید یافت و من مانند آنان بدعت گذار نیستم.

بلال به شام رفت، ایامی چند در آن دیار زندگی کرد و سرانجام در بین سال‌های 18_21 هجری قمری در زمان خلافت عمر در اثر بیماری طاعون دیده از جهان خاکی فرو بست و به دیار افلاکی پر کشید. بابُ الصغیر دمشق قبرستان شام است که پیکر پاک بلال را در آغوش خود جای داده و همه روزه زیارتگاه ارادتمندان مسلمان است.

 

پی نوشت ها :  

1. بلال، سخنگوی نهضت پیامبر(ص)، عبدالحمید جودة السحار، ترجمه علی منتظمی، ص4 و 3.

2 .شکول شیخ بهایی، عزیزاللّه کاسب، ص252.

3. تفسیر منسوب به امام عسکری(ع)، ص462؛ علل الشرایع، ص461.

4. عدة الداعی، ص21؛ المحجة البیضاء، ج2، ص310.

5. حجرات، 13؛ یایی‌ها الناس انّا خلقناکم من ذکرٍ و انثی و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا اِنَّ اکرمکم عند اللّه اتقیکم. (ر.ک: تفسیر المیزان، ج18، ص325؛ اطیب البیان، ج12، ص231؛ البرهان، ج4، ص210؛ نمونه، ج22، ص196؛ تفسیر القمی، ج1، ص179).

6. انعام، 52؛ و لا تطرد الذین یدعون ربهم بالغداة و العشی یریدون وجهه ما علیک من حسابهم منشی ءٍ و ما من حسابک علیهم منشی ءٍ فتطردهم فتکون من الظالمین. (ر.ک: تفسیر المیزان، ج7، ص99؛ بیان السعاده، ج2، ص132؛ روح المعانی، ج7، ص158).

7. کهف، 28.

8. شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج10، ص104؛ عوالم العلوم، ج14، ص308.

9. بحارالانوار، ج83، ص131؛ نهایة الاحکام، ج1، ص422 و 524.

10. تاریخ تحول دولت و خلافت، ص107، نقل از التراتیب الاداریه، ج1، ص79.

11. بحارالانوار، ج84، ص116؛ ر.ک: مجمع الرجال، ج1، ص281.

12. مختصر تاریخ دمشق، ج5، ص261.

13 .شرح نهج البلاغه، ج11، ص198.

14. بحارالانوار، ج104، ص88؛ دلائل الامامه، ص87.

16.همان، ج22، ص499.

17. بلال سخنگوی نهضت پیامبر(ص)، ص3.

18. احقاق الحق، ج19، ص153؛ کتاب من لا یحضره الفقیه، ج1، ص297؛ بحارالانوار، ج43، ص157.

19.بحارالانوار، ج43، ص158.

20.همان، ص119 (برخورد بلال با خلیفه دوم به گونه‌ای افشاگرانه، تهاجمی و یا نوعی دادخواهی در آن به چشم می‌خورد؛ گرچه بسیاری جرأت این گونه برخورد را در خود نمی‌دیدند! به طور مثال روزی عمر به بلال گفت: هنگام اذان نشده است، چرا اذان می‌گویی؟ و او پاسخ داد: زمانی که تو از الاغ خودت گمراه‌تر بودی من وقت را می‌شناختم. نک: مختصر تاریخ دمشق، ج5، ص267).

فراوری: محمدی

 گروه دین تبیان


 

منبع : پایگاه حوزه

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٧:٠٦ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/٦/۱۸

رژیمی برای کاهش وزن گناهان

رژیمی برای کاهش وزن گناهان


 

خیلی از ما هنگامی که حس می کنیم کمی چاق شده ایم و اضافه وزن داریم سریعا به فکر چاره می افتیم تا وزن خود را کاهش دهیم . اما شاید هرگز فکر نکنیم که گناهان ما چقدر وزن دارد؟  تا چه وزنی نرمال است؟  و چه وزنی از آن ها ما را در بحران قرار خواهد داد؟


 

گناه

ما باید کمی به فکر این گناهان چاق شده مان باشیم اگر کمی بنشینیم و حساب کتاب کنیم تا حدودی می توانیم وزنشان را تخمین بزنیم ، نباید بگذاریم اینقدر رشد کند و چاق شود که نتوانیم تحملش کنیم و کمر انسانیتمان را بشکند .

خوب هم می دانیم که دیر یا زود باید برداریمش بر کولمان بگذاریم و راهی سفری پر خوف و خطر شویم ، حالا چطور ممکن است بتوانیم با این غول بی شاخ و دم که سوارمان شده از پلی که به اندازه مو باریک است و به اندازه شمشیر برنده  گذشت؟ این امکان ندارد با هیچ محاسبه ریاضی هم جور در نمی آید این سقوط حتمی است. پس هر چه سریعتر باید یا خود ، درمانی برایش پیدا کنیم  یا به یک متخصص مراجعه کرده و بخواهیم کمکمان کند .

اولین چیزی که لازم است بدان ملتزم شود این است که از افسار گسیختگی خود جلوگیری کند و بدون هیچ قید و شرطی سرگرم لذتهای جسمی و شهوات بدنی نباشد و خود را بزرگتر از آن بداند که زندگی مادی را هدف بپندارد

 

اما چیزی که حتما باید در دست داشته باشیم ترازوئیست که عملکردمان را با آن ارزیابی کنیم ببینیم در یک زمان مشخص مثلا چقدر کاهش وزن گناه داشته ایم که آن هم مشخص است کتاب خدا و سیره اولیای دینش بهترین سنجش و میزان است.

 

و یک نکته ای که در این موازین به آن اشاره شده . بسیار هم مورد تأکید است روزه است که در کم کردن قامت نتراشیده گناهان حکم چاقویی تیز را دارد که سریعا آن ها را کنده و جدا می کند .

فایده ی روزه، تقواست و آن خود سودی است که عاید خود شما می شود و فایده ی داشتن تقوا مطلبی است که احدی در آن شک ندارد  چون هر انسانی به فطرت خود این معنا را درک می کند که اگر بخواهد به عالم طهارت و رفعت متصل شود و به مقام بلند کمال و روحانیت ارتقاء یابد. اولین چیزی که لازم است بدان ملتزم شود این است که از افسار گسیختگی خود جلوگیری کند و بدون هیچ قید و شرطی سرگرم لذتهای جسمی و شهوات بدنی نباشد و خود را بزرگتر از آن بداند که زندگی مادی را هدف بپندارد.

بندگی

سخن کوتاه آنکه از هر چیزی که او را از پروردگار تبارک و تعالی مشغول سازد بپرهیزد و این تقوا تنها از راه روزه و خودداری از شهوات به دست می آید و نزدیکترین راه و مؤثرترین رژیم معنوی و عمومی ترین آن بطوری که همه ی مردم و همه ی اعصار بتوانند از آن بهره مند شوند و نیز هم اهل آخرت از آن رژیم سود ببرد و هم شکم بارگان اهل دنیا  عبارت است از خود داری از شهوتی که همه ی مردم در همه ی اعصار متبلوی بدانند و آن عبارت است از شهوت شکم از خوردن و آشامیدن و شهوت جنسی که اگر مدتی از این سه چیز پرهیز کنند و این ورزش را تمرین نمایند به تدریج نیروی خویشتن داری از گناهان در آنان قوت می گیرد و نیز به تدریج بر اراده ی خود مسلط می شوند  آنوقت در برابر هر گناهی عنان اختیار از کف نمی دهند و نیز در تقرب به خدای سبحان دچار سستی نمی گردند . چون پر واضح است کسی که خدا را در دعوتش به اجتناب از خوردن و نوشیدن و عمل جنسی که امری مباح است اجابت می کند قهرا ً در اجابت دعوت به اجتناب از گناهان و نا فرمانیها شنواتر و مطیع تر خواهد بود ] (1)

 وقتی انسان یک ماه کارهای مباح را به فرمان حق تعالی به راحتی ترک می کند  پس این قدرت را دارد که حرام را کنار بگذارد؛ هر چه اجتناب از معاصی بیشتر شود و اغیار از خانه ی دل بیرون روند صاحب اصلی که همان پروردگار باشد در آن مسکن می گزیند . القلب حرم الله فلا تسکن فی حرم الله الا الله وقتی دل جایگاه رب شد  آنگاه تنها در راستای رضای خالقش گام بر می دارد و این اطاعت محض  او را به لقاء الله خواهد رساند .

در حدیث معراج است که خداوند فرمود : یا احمد (صلی الله علیه و آله و سلم ) آیا می دانی که میراث روزه چیست ؟ عرض کرد : نه . فرمود : میراث روزه کم خوراکی و کم گویی است سپس فرمود : سکوت مورث حکمت می شود و حکمت مورث معرفت و معرفت مورث یقین است و چون به مرتبه ی یقین برسد باکی ندارد که چگونه بر او می گذرد ! به سختی یا به آسانی . برای او متفاوت نیست و این مقام صاحبان رضاست . (2)

مؤمن برای بهره برداری از ماه مبارک رمضان در دو ماه رجب و شعبان روح خود را جلا داده و آماده ی ایستادن برسکوی پرش ( ماه مبارک رمضان ) می شود . از یک طرفی عبادات متنوعی که در ماه مبارک رمضان وارد شده و از طرف دیگر پرهیز از خور و خواب و شهوت ( حتی حلال ) اثر وضعی بسیار مطلوبی بر روح مؤمن می گذارد که مهمترین آن اجتناب از گناه است

 

در حدیث قدسی در مورد مقام کسانی که به رضای الهی رسیده اند آمده است : هر کس بر وفق رضای من عمل کند مداومت و ملازمت بر سه چیز را به او بدهم اول آنکه با شکری آشنایش می کنم که دیگر مانند شکر دیگران  آمیخته با جهل نباشد و قلبش را آنچنان از یاد خودم پر کنم که دیگر جایی برای نسیان در آن نباشد و آنچنان از محبت خودم پر کنم که دیگر جایی برای محبت مخلوقها در آن نماند  آنوقت است که وقتی به من محبت می ورزد به او محبت می ورزم و چشم دلش را به سوی جلالم باز می کنمو دیگر هیچ سری از اسرار خلقتم را از او مخفی نمی دارم و در تاریکیهای شب و روز با او راز می گویم آنچنان که دیگر مجالی برای سخن گفتن با مخلوقین و نشست و برخاست با آنان برایش نماند  سخن خود و ملائکه ام را به گوشش می شنوانم و با آن اسرار که از خلق خود پوشانده ام آشنایش سازم (3)

 

نکته ی مهم دیگری که باید به آن توجه کرد تقویت اراده در ماه مبارک رمضان است . اکثر ما بدلیل ضعف در عزم و اراده به معصیت گرفتار شده و به همین جهت از حضرت حق دور می شویم . مؤمن در ماه مبارک رمضان در می یابد و می چشد که نه تنها می تواند از حرام اجتناب کند بلکه حتی اراده ی او چنان قوی می شود که از برخی حلالها نیز چشم پوشی می کند

 

مؤمن برای بهره برداری از ماه مبارک رمضان  در دو ماه رجب و شعبان روح خود را جلا داده و آماده ی ایستادن برسکوی پرش ( ماه مبارک رمضان ) می شود . از یک طرفی عبادات متنوعی که در ماه مبارک رمضان وارد شده و از طرف دیگر پرهیز از خور و خواب و شهوت (حتی حلال) اثر وضعی بسیار مطلوبی بر روح مؤمن می گذارد که مهمترین آن اجتناب از گناه است؛ لذا وقتی ظرف دل مؤمن از نجاست گناه پاک شود و بر این امر استقامت کند  کم کم محبت خداوند  در چنین دلی جای خواهد گرفت .

 

نکته ی مهم دیگری که باید به آن توجه کرد تقویت اراده در ماه مبارک رمضان است . اکثر ما بدلیل ضعف در عزم و اراده به معصیت گرفتار شده و به همین جهت از حضرت حق دور می شویم . مؤمن در ماه مبارک رمضان در می یابد و می چشد که نه تنها می تواند از حرام اجتناب کند بلکه حتی اراده ی او چنان قوی می شود که از برخی حلالها نیز چشم پوشی می کند . لذا اگر به حرکت در این مسیر ادامه دهد و بر قوت اراده ی خویش بیافزاید می تواند به بهترین مدارج معنوی و مراتب عالیه ی سلوک رسیده و به قرب حق نائل آید .

الهی  توفیق عبودیت و بندگی خویش را که کلید رستگاری است  نصیب همه ی ما بفرما .

 

پی نوشت ها :

(1) تفسیر المیزان / ج 2 / ص 9

(2) المراقبات / ص 202

(3) تفسیر المیزان / ج 1 / ص 464

فرآوری : محمدی

گروه دین تبیان


 

منبع : وبلاگ سید مصطفی علم خواه

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/٦/۱۳

دانستنیها

 



 

دور دنیا به صورت پیاده در چند ساعت پیموده می شود؟
اگر بتوان هر ساعت 3200 متر پیاده روی کرد چقدر طول می کشد تا دور دنیا را پیاده بپیمایید؟
سئوال مشکلی است.
همانطور که می دانید در بعضی مناطق که پیاده روی می کنید به دریاها هم برخورد می کنید ولی فرض می کنیم یک پل روی خط استوا وجود دارد.
محیط زمین در خط استوا 24902 مایل است.
اگر هر ساعت 2 مایل پیاده روی کنید و هر روز 12 ساعت.
24902 مایل خط استوا را تقسیم بر 2 مایل می کنیم می شود 12451 کل ساعتهایی که باید پیاده روی کرد کل ساعت را بر 12 تقسیم می کنیم تقریباً می شود 1038 روز پیاده روی.
1038 روز را بر تعداد روزهای سال 365 تقسیم می کنیم حدود 2 سال و 8 ماه می شود.
 


اشکال مختلف ماه چیست ؟
شکل ماه در زمان های مختلف فرق دارد گاهی کاملا گرد گاهی نیم دایره و سایر اوقات هلالی شکل به نظر می رسد . به این شکل های مختلف ماه مرحله بندی اشکال ماه می گویند . اینکه چه مقدار از ماه را می بینیم به وضعیت قرار گرفتن زمین ، ماه و خورشید در یک دورة تقریبا یک ماهه بستگی دارد .
وقتی ماه در مدارش حرکت می کند و شما از زمین به آن نگاه می کنید بخش های مختلفی از آن نامشخص است .
آیا می دانید وقتی ماه به تدریج کامل می شود نور آن نیز افزایش می یابد در حالیکه وقتی رو به ناپدید شدن است کم نور می شود
 


بزرگترین آبشار جهان کدام است؟
آبشار آنجل بزرگترین آبشار جهان است و در جنگلهای دور افتاده ونزوئلا می باشد.
تقریباً ارتفاع آن 22 برابر آبشار نیاگارا که 3212 فوت ارتفاع دارد می باشد.
چون این آبشار در جنگلهای انبوه قرار دارد تا دهه 1930 که ونزوئلا به جستجو با هواپیما نپرداخته بود ناشناخته باقی مانده بود.
نام این آبشار گرفته شده از نام جیمیز آنجل کاوشگر آمریکایی است که هواپیمای خود را نزدیک این آبشار بعد از شناسایی فرود آورد.
 


بزرگترین شهر جهان کجاست ؟
بر اساس گزارشی از ادارة جمعیت ، در حال حاصر توکیو بزرگترین شهر جهان می باشد این شهر حدود 28میلیون نفر جمعیت دارد . در اینجا فهرست 5 شهر بزرگ جهان ذکر شده است .
ـ توکیو ، ژاپن : 28 میلیون نفر
میکزیکوسیتی ، مکزیک : 18 میلیون و صد هزار نفر
بمبئی ، هند : 18 میلیون نفر
سائوپولا ، برزیل : 17 میلیون و هفتصد هزار نفر
نیویورک ، آمریکا : 16 میلیون و ششصد هزار نفر
تا سال 2007 بیشتر جمعیت جهان در شهرها زندگی خواهند کرد . و این در تاریخ بشر بی سابقه بوده است .


مثلث برمودا چیست ؟
مثلث برمودا یک مثلث تصور شده در اقیانوس اطلس بین فلوریدا ، پورتوریکو و برمودا می باشد .
هواپیماها و کشتی هایی که از آنجا عبور می کنند ناپدید می شوند . عده ای معتقدند این ناپدیدی به علت قدرت مافوق طبیعی منطقه است . توضیحاتی طبیعی هم در مورد آن وجود دارد . نیروی دریایی آمریکا گفته است مثلث برمودا یکی از دو مناطق کرة زمین است که قطب نمای مغناطیسی شمال واقعی را به جای شمال مغناطیسی نشان می دهد . این منطقه آب و هوایی غیر قابل پیش بینی دارد در اثر طوفان و بالا آمدن ناگهانی آب کشتی ها و هواپیماها در آنجا غرق می شوند جریان سریع آی هر نوعی از کشتی یا هواپیما را در هم می نوردد .
 


خوراک سنجاقک چیست؟
سنجاقک حشرات، مخصوصاً پشه و پشه ریزه ها را می خورد.
سنجاقک شکارچی دنیای حشرات است.
او به حشرات مورد نظرش حمله می کند و آنها را در هوا با پاهایش به دام می اندازد.
دوران لاروی که سنجاقک هنوز بال ندارد در کنار برکه ها می خوابد و طعمه خود را روی زمین شکار می کند.
سنجاقک از کهن ترین موجودات زنده است. پیشینه این حشره به سیصد میلیون سال قبل بر می گردد.


 چرا آب رنگ و مزه ندارد ؟
این سؤال مهمی است و برای یافتن پاسخ آن به منابع بزرگ دیگری مراجعه کنید . تعریف لغوی آب ، مایع شفاف ، بی رنگ ، بی بو و بدون مزه ، H2O که برای زندگی بیشتر گیاهان و حیوانات اساسی است ، می باشد . در دایره المعارف ادامه داده که حیات به آب بستگی دارد به خاطر فرآیند واقعی ، قدرت حلال بودن بسیاری از مواد دیگر که از ترکیب آنها با آب موادی با کیفیت اساسی به وجود می آید . علت بی رنگی آب این است که نور راحت از آن عبور می کند مثل یک پنجره ، ( علی رغم اینکه قسمت های وسیع آب کمی رنگ دارند چون از آب بیشتر عبور می کند و عملکرد آن متفاوت است ) . آب مزه ندارد چون آب مولکول بسیار ساده ای است که بخش اساسی زندگی را می سازد .
 


سیاره هایی که حرکت می کنند.
سیاره ها به دور خورشید درمسیری بیضی شکل حرکت می کنند که به آن مدار گویند . یک دور کامل اطراف خورشید راچرخشی می گویند . یک سال یا 365 روز طول می کشد تا زمین یکبار دور خورشید بچرخد . سیاره ها یی که از خورشید فاصله های بیشتری از زمین دارند چرخش آنها به دور خورشید زمان بیشتری طول می کشد . بعضی سیاره ها یک چرخش درسال و یا بیشتر دارند . ماه هم مثل سیارات دیگر به دور خورشید می چرخد .
هر سیاره به دور محور خود نیز می چرخد . محور خط فرض شده است که از مرکز سیاره گذشته باشد یک شبانه روز طول می کشد تا زمین دور محور خود بچرخد .
 


 بدن انسان چند سلول دارد ؟
هر موجود زنده ای از والهای آبی گرفته تا بارناکل از یک تک سلول کوچک پدید آمده اند
سلول ها بلوک های اسباب بازی لگو می باشد . هر کدام از لگوها نقش خاصی دارد یا برای هدف ویژه ای است . بدن انسان 75 تریلیون سلول دارد . سلول های بدن متفاوتند ، سلول های خونی ، استخوانی ، پوست و بقیه که دائماً در بدن تعدادی سلول از بین می روند و تعدادی تکثیر می شوند بدن انسان با یک سال گذشته و یا حتی یک هفته قبل فرق دارد .

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٧:۱٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/٦/٤

امکان ارتباط انسان با جن

امکان ارتباط انسان با جن


 

جن یک موجود خیالی نیست. یک موجود واقعی مادی است که ارتباط با او امکان پذیر است. عده ای هم با او ارتباط برقرار کرده اند. اگرچه از روزگاران قدیم بین انسان و جن، شیوه ‏های مختلفی از روابط تصور می شده است، اما ما تنها شیوه ‏هایی را که در روایات  معتبر آمده است می توانیم بپذیریم .


 

 

جن

مفهوم و ماهیت جنّ مفهوم واژه‏ جنّ

این کلمه 21 بار در قرآن مجید آمده است. جن در لغت به معناى پوشیدگى و پنهانى است و از آتش[1] و یا آمیخته‏اى از آتش[2] آفریده شده است. جن در عرف قرآن موجودى است با شعور و اراده که به اقتضاى طبیعتش از حواس بشر پوشیده مى‏باشد و در شرایط عادى، قابل درک حسى نیست. او مانند انسان، مکلف است و در آخرت برانگیخته مى‏شود. او مى‏تواند مطیع یا عاصى، مؤمن یا مشرک و… باشد.[3]

 

ماهیت جنّ

جن همانند انسان داراى روح و بدن است و داراى شعور و اراده و حرکت مى‏باشد. برخى از آنها مرد و برخى دیگر زن هستند، تولید مثل مى‏کنند و مکلف و مسئول مى‏باشند. در زندگى آنان مرگ و زندگى جریان دارد و از ایمان و کفر برخورداراند، و مؤمنین آنها در خدمت ائمه(ع) بوده و انسانهای مؤمن و شیعه را برادر خود می‏خوانند[5]. [6]

جن چون شیطان داراى محدوده‏اى از قدرت است. از جمله مى‏تواند با سرعت زیاد کارهاى خارق العاده انجام دهد. جن گرچه از نظر قدرت فکرى ضعیف است، ولى قدرت تحریکى او زیاد است، او مى‏تواند بارسنگینى را در کمترین زمان جابه‏جا کند. درک او، درکى عقلى و قوى نیست و حداکثر خیالى و وهمى است و از آیات قرآن مادى بودن جن (مانند انسان) استفاده مى‏شود

 

بنابراین جن از موجودات واقعی است که برای هدایتشان رسولانی فرستاده شده است[7] و همچون انسان، مأمور به عبادت خداوند هستند[8] و در اثر اطاعت و یا سرپیچی از دستورات خدا، به گروه کافر و مسلمان تقسیم می شوند.[9] ابلیس نیز که در داستان خلقت، بر آدم سجده نکرد از طایفه جنیان بود[10].[11]

 

درباره هدف آفرینش انسان و جن در آیات قرآن بیانات مختلفی آمده از جمله: «من جن و انس را نیافریدم مگر این که مرا پرستش کنند»[12]

 

توانایی جن

جن چون شیطان داراى محدوده‏اى از قدرت است. از جمله مى‏تواند با سرعت زیاد کارهاى خارق العاده انجام دهد. جن گرچه از نظر قدرت فکرى ضعیف است، ولى قدرت تحریکى او زیاد است، او مى‏تواند بار سنگینى را در کمترین زمان جابه‏جا کند. درک او، درکى عقلى و قوى نیست و حداکثر خیالى و وهمى است و از آیات قرآن مادى بودن جن (مانند انسان) استفاده مى‏شود. در داستان حضرت سلیمان (علیه السلام) وقتى عفریتى از جن مدعى مى‏شود،[13] حضرت سلیمان آن جن را تکذیب نمى‏کند؛ اگر چه در قرآن نیامده است که آن جن تخت را آورد.[14]

قدرت شیطان در محدوده‏ وسوسه و القائات او است و هرگز سبب سلب اختیار از انسان نیست. بله محور اندیشه‏هاى شیطانى نفس اماره است، در واقع نفس اماره به منزله‏ عامل نفوذى براى شیطان محسوب مى‏شود: ”‌و ما انسان را آفریده‏ایم و مى‏دانیم که نفس او چه وسوسه‏اى به او مى‏کند، و ما از شاهرگ (او) به او نزدیکتریم”‌‌.[15] همان گونه که خداوند تبارک و تعالى مى‏فرماید: ”‌در حقیقت، تو را بر بندگان من تسلطى نیست مگر کسانى از گمراهان که تو را پیروى مى‏کنند.”‌‌[17]

تسخیر جنیان و به خدمت گرفتن آن ها، گرچه ممکن است، اما میان فقها درباره این که آیا چنین کاری جایز است یا نه؟، بحث است. قدر مسلم آن است که این کار نباید از راهی که شرعا حرام است صورت گیرد، یا باعث آزار و اذیت آنها شود. نیز نباید به کارگرفتن آنها برای کارهای نامشروع و حرام باشد؛ زیرا انجام کار نامشروع، حرام است چه با واسطه باشد یا بی واسطه

 

 

امکان ارتباط انسان با جن

قرآن مجید وجود جن را تصدیق کرده و ویژگی ‏های زیر را برای او برمی شمارد:

1. جن موجودی است که از آتش آفریده شده، بر خلاف انسان که از خاک آفریده شده است.[18]

2. دارای علم، ادراک، تشخیص حق از باطل و قدرت منطق و استدلال است.[19]

3. دارای تکلیف و مسئولیت است.[20]

4. گروهی از آنها مؤمن و صالح و گروهی کافرند.[21]

5. دارای حشر و نشر و معادند.[22]

6. قدرت نفوذ در آسمان‏ها و خبرگیری و استراق سمع داشتند و بعداً منع شدند.[23]

7. با بعضی از انسان‏ها ارتباط برقرار می کردند و با آگاهی محدودی که نسبت به بعضی از اسرار نهایی داشتند، به اغوای انسان‏ها می پرداختند.[24]

8. میان آنها افرادی یافت می شوند که از قدرت زیادی برخوردارند، همان گونه که میان انسان ‏ها چنین است.[25]

9. قدرت بر انجام بعضی از کارهای مورد نیاز انسان را دارند.[26]

10. خلقت آنها روی زمین قبل از خلقت انسان ‏ها بوده است.[27]

11. در داستان حضرت سلیمان (ع) وقتى عفریتى از جن مدعى مى‏شود که می تواند تخت بلقیس را به نزد سلیمان آورد، پیش از آن که از مجلسش برخیزد،[28] حضرت سلیمان آن جن را تکذیب نمى‏کند، اگر چه در قرآن نیامده است که آن جن تخت را آورد.[29]

12. مقام و منزلت انسان از آنها برتر است و از این جهت خداوند به ابلیس دستور داد که بر انسان سجده کند و ابلیس از بزرگان طایفه جن است[30]. از مجموع این آیات استفاده می شود که جن یک موجود خیالی نیست. یک موجود واقعی مادی است که ارتباط با او امکان پذیر است. عده ای هم با او ارتباط برقرار کرده اند. اگرچه از روزگاران قدیم بین انسان و جن، شیوه ‏های مختلفی از روابط تصور می شده است، اما ما تنها شیوه ‏هایی را که در روایات  معتبر آمده است می توانیم بپذیریم.

در این جا به بعضی از گونه ‏های این روابط که در قرآن و روایات و سخنان دانشمندان ذکر شده، اشاره می کنیم:

 

جن

ألف. پناه بردن به جن؛

در قرآن مجید آمده: ”‌و همانا مردانی از انس به مردانی از جن پناه می بردند، پس به سختی ‏های ایشان می افزودند”‌‌.[31]

رسم عرب چنین بود که هرگاه به بیابان هولناکی می رسیدند، به جن آن وادی پناه می بردند. اسلام این کار را نهی کرده و پناه بردن به آفریننده جن و انس را امر فرموده است. [32]

ب. تسخیر جن؛ تسخیر جنیان و به خدمت گرفتن آن ها، گرچه ممکن است، اما میان فقها درباره این که آیا چنین کاری جایز است یا نه؟، بحث است. قدر مسلم آن است که این کار نباید از راهی که شرعا حرام است صورت گیرد، یا باعث آزار و اذیت آنها شود. نیز نباید به کارگرفتن آنها برای کارهای نامشروع و حرام  باشد؛ زیرا انجام کار نامشروع، حرام است چه با واسطه باشد یا بی واسطه.[33]

 

پی نوشت ها :

 [1] حجر، 27: ”‌والجانَّ خلقناه من قبلُ من نارالسموم”‌‌، و جان را از پیش، از آتش زهرآگین آفریدیم.

[2] رحمن، 15: ”‌وخلق الجان من مارج من نار”‌‌؛ و جن را از آمیخته‏اى از آتش آفریدیم.

[3] قاموس قرآن، واژه‏ى جن.

[4] عباسى، ابراهیم ، داستان‏هاى شگفت درباره جن، ص 25

[5] نک: آیا جنیان مسلمان و غیر مسلمان دارند؟ ؛ میزان الحکمه، محمدی ری شهری، ناشر مکتب الاعلام الاسلامی، 1403 ه. ق، 1362 ه. ش، ج 2، ص 11، ح 2658؛ اصول کافی (مترجم)، ج 2، کتاب الحجة، ”‌باب آمدن جن نزد ائمه(ع) و پرسیدن از مسایل دینی”‌‌، ص 243، ح 4 لازم به یادآوری است 7 حدیث دیگر درباره جن در همین کتاب آورده شده است؛ سفینة البحار، للشیخ عباس القمی، دار الاسوه، الطبعة الثانیة، 1416 ه. ق، ج 1، باب الجیم بعده النون، ص 673؛ معارف قرآن، استاد مصباح یزدی، ص 316

[6] . اقتباس از پاسخ شماره 138 (سایت: 883).

[7] انعام، 130:”‌‌ (در روز قیامت از جانب خدا خطاب شود که) اى گروه جن و انس، آیا براى شما فرستادگانى از خودتان نیامدند که آیات مرا برای شما بازگو مى‏کردند و شما را از دیدار امروزتان بیم مى‏دادند؟ گویند: ما به زیان خود گواهى مى‏دهیم (آرى فرستادگان آمدند و بیم دادند). و زندگى دنیا آنها را فریفت، و (از این رو) به زیان خود گواهى دهند که کافر بودند.”‌‌

[8] الذاریات،56

[9] احقاف،29،در این آیه به مسلمان شدن عده ای از جنیان اشاره می کند. در آیات متعددی از گروه جنیان کافر، نام برده شده است. نک: فصلت،29؛ اعراف،38؛ کافی، ج1، ص 395

[10] . اقتباس از پاسخ شماره 6481، نمایه: تعلیم سحر و زیان رساندن با اذن خداوند.

[11] کهف، 50: ”‌‌ و (به یاد آر) زمانى را که به فرشتگان گفتیم: به آدم سجده کنید پس همگى سجده کردند جز ابلیس که از (طایفه) جن بود (و گرنه فرشته گناه نمى‏کند) پس از فرمان پروردگار خود بیرون رفت‏.”‌‌

[12]-«و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون »، ذاریات ، آیه 56

[13] نمل، 40 – 30

[14] جوادى آملی، عبدالله، تفسیر موضوعى، ج1، ص 119

[15] ق، 16 (محمد مهدى فولادوند، ترجمه‏ى قرآن کریم)

[17] حجر، 42 (محمد مهدى فولادوند، ترجمه‏ى قرآن کریم).

[18] الرحمن ، 15

[19] آیات مختلف سوره جن.

[20] آیات سوره جن و الرحمن.

[21] آیات سوره جن و الرحمن.

[22] همان، 15

[23] همان، 9

[24]همان، 6

[25] نمل ، 39

[26] سباء ، 12 – 13

[27] حجر ، 27

[28] نمل، 40 – 30

[29] جوادى آملی، عبدالله، تفسیر موضوعى، ج 1، ص 119

[30] کهف، 50 [31] جن، 6

[32] نک: بحارالأنوار، ج 92، ص 148، [المحاسن‏] قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): ”‌إِذَا تَغَوَّلَتِ الْغِیلَانُ فَأَذِّنُوا بِأَذَانِ الصَّلَاةِ”‌‌.

[33] نک: منهاج الصالحین، خوئی، ابوالقاسم، ج ‏2، ص 8

فراوری: بخش دین تبیان


منبع : اسلام پدیا

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٥:۱٢ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/٦/٤

دلایل سختی های دوستان خدا

دلایل سختی های دوستان خدا


محبت دنیا سررشته تمام گناهان است و کلید تمام بدیهاست و سبب تباه شدن هر خوبى باشد» چرا که اگر ناز و نعمت ، غنى و ثروت و صحت و سلامت و امنیت و رفاهیّت، در انسان جمع شد، کم دلى است که به دنیا محبت و علاقه پیدا نکند و بتواند خود را از فسادها و امراض نفسانیه حفظ کند. خداوند به واسطه محبت و عنایتى که به اولیاء و مؤمنین دارد آنها را مبتلا فرماید تا محبت و وابستگی آنها را به دنیا کاهش دهد.


 

چرا خداوند هر کسی را که دوست بدارد سختی میدهد؟
دعا

گاهی اوقات در اطرافمان انسان های بسیار مؤمن را می بینیم که اتفاقات سخت و گاه دردناک برایشان می افتد عزیزان خود را از دست می دهند، دچار بیماری های سخت میشوند و خلاصه به طرق مختلف در رنج هستند و با این حال شکرگزار و راضی به نظر می رسند وقتی به دلیل این امور می پردازیم فرضیات مختلفی ذهن ما را به خود مشغول میدارد مثلا اینکه ممکن است تاوان گناهی را می دهند،دارند امتحان می شوند و هزار و یک اما و اگر دیگر در مسیر مقایسه های خود ممکن است به این نتیجه برسیم که در طول تاریخ شاهد ابتلائات و سختی های زایدالوصف اولیاء خدا بوده ایم  آیا آنها هم گناهی کرده بودند؟

رسیدن به حکمت آزمایش ها و ابتلائات افراد عادی چون ما که خوب و بدمان در هم پیچیده چندان سخت نیست اما دلیل ابتلائات بندگان خوب خدا چیست ؟

امام صادق علیه السلام در این باره می فرمایند: «إنّ عظیم الأجر لمع عظیم البلاء و ما أحبّ اللّه قوما إلا ابتلاهم.»؛ همانا اجر و پاداش بزرگ با امتحان و آزمایش بزرگ همراه است، خداوند قومى را دوست ندارد مگر آنکه او را مورد آزمایش قرار میدهد. (بحار الأنوار ، ج‏64، ص: 207 ) 

و یا در روایت دیگری فرموده اند :« إِنَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عِبَاداً فِی الْأَرْضِ مِنْ خَالِصِ عِبَادِهِ مَا یُنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ- تُحْفَةً إِلَى الْأَرْضِ إِلَّا صَرَفَهَا عَنْهُمْ إِلَى غَیْرِهِمْ وَ لَا بَلِیَّةً إِلَّا صَرَفَهَا إِلَیْهِم‏ »( الکافی، ج‏2، ص: 253 )

«بدرستى که براى خداوند در زمین، بندگان خالصى است که از آسمان تحفه‏اى نازل نمى‏شود مگر آنکه آن را از ایشان منصرف سازد، و به غیر ایشان متوجّه کند. و هیچ بلایى را نازل نمى‏کند مگر آنکه به آنها متوجّه گرداند.(همان مصدر، همان باب، ح 5)

ای کسانی که ایمان آوردید، اگر کسی از شما از دینش روی گرداند پس خداوند گروهی را می آورد که دوستشان دارد و آنان هم دوستدار او هستند ... در راه خدا جهاد می کنند و از سرزنش ملامت کنندگان نمی هراسند

انواع بلاء

«بلاء» به معنی اختبار و امتحان است، و در امور خوب و بد به کار برده می شود. به طور کلی می توان گفت بلاء آنیست که حق جلّ جلاله به وسیله آن بندگان خود را امتحان می نماید، چه از قبیل امراض و اسقام و فقر و ذلت و ادبار دنیا باشد، و یا در مقابل آنها، کثرت جاه و اقتدار و مال و منال و ریاست و عزت و عظمت باشد .(چهل‏حدیث ص : 236)

 

بررسی علت ابتلاء دوستان خدا

در متون دینی در خصوص علت اینکه چرا خداوند دوستان خود را دچار ابتلائات و آزمایش های گوناگون می نماید دلایل مختلفی مطرح گردیده است که در اینجا به برخی از آنها اشاره می نمائیم

اول : دست یابی دوستان خدا به درجات و پاداش های عظیم الهی :

دست دعا

همانگونه که می دانیم « نابرده رنج گنج میسر نمی شود»؛ دوستان خدا نیز زمانی می توانند به پاداش های عظیم الهی دست یابند که در امتحانات الهی موفق گردند و هرچه این امتحان ها بیشتر باشد مراتب دوستان خدا بالاتر رفته و پاداش بیشتری دریافت می نمایند از همین رو در روایات آمده که برای مومنین درجاتى است که به آنها نایل نشوند مگر با بلیات و امراض و آلام به همین دلیل نیز خداوند دوستان خود را به امتحانات بیشتری دچار می نماید تا آنها به درجات عالیه نائل گردیده و اجر بیشتری دریافت نمایند از همین رو امام صادق علیه السلام فرموده اند: «إنّ عظیم الأجر لمع عظیم البلاء و ما أحبّ اللّه قوما إلا ابتلاهم؛  همانا اجر و پاداش بزرگ با امتحان و آزمایش بزرگ همراه است، خداوند قومى را دوست ندارد مگر آنکه او را مورد آزمایش قرار میدهد.( بحار الأنوار ، ج‏64، ص: 207 )

حضرت صادق علیه السلام، می فرماید: قال‏إنّه لیکون للعبد منزلة عند اللّه، فما ینالها إلا بإحدى الخصلتین: إمّا بذهاب ماله، أو ببلیّة فی جسده ؛ «همانا چنین است: هر آینه مى‏باشد از براى بنده درجه‏اى پیش خدا، پس نمى‏رسد به آن مگر به دو خصلت: یا به رفتن مالش، یا به بلیه در جسم او.» ( بحار الأنوار ، ج‏64، ص: 216)

و به همین دلیل است که در روایات ما از امام صادق علیه السلام نقل گردیده: «إنّ أشدّ النّاس بلاء الأنبیاء، ثمّ الّذین یلونهم، ثمّ الأمثل فالأمثل.»( بحار الأنوار ، ج‏64، ص: 200 ) «شدیدترین مردم از جهت امتحان و آزمایش، انبیاء هستند، سپس کسانى که به انبیاء نزدیک مى‏باشند، و بعد از ایشان هر که در رتبه بالاتر است.

 

دوم : کاستن محبت دنیا در دل دوستان خدا :

همانگونه که پیامبر خدا فرموده اند: «حُبُّ الدُّنْیَا رَأْسُ کُلِّ خَطِیئَةٍ وَ مِفْتَاحُ کُلِّ سَیِّئَةٍ وَ سَبَبُ إِحْبَاطِ کُلِّ حَسَنَة؛ محبت دنیا سررشته تمام گناهان است و کلید تمام بدیهاست و سبب تباه شدن هر خوبى باشد» چرا که اگر ناز و نعمت ، غنى و ثروت و صحت و سلامت و امنیت و رفاهیّت، در انسان جمع شد، کم دلى است که به دنیا محبت و علاقه پیدا نکند و بتواند خود را از فسادها و امراض نفسانیه حفظ کند. خداوند - تبارک و تعالى - به واسطه محبت و عنایتى که به اولیاء و مؤمنین دارد آنها را مبتلا فرماید تا محبت و وابستگی آنها را به دنیا کاهش داده و آنها را از گرفتار شدن به خطاها و مفاسد در امان بدارد. (شرح ‏حدیث ‏جنود عقل ‏و جهل، ص 174 )

حضرت باقر علیه السلام فرماید: «همانا خداى تعالى هر آینه تفقد کند مؤمن را به بلا چنانچه تفقد کند مردى عیال خود را به هدیه از سفر. و هر آینه پرهیز دهد او را از دنیا، چنانچه پرهیز دهد طبیب مریض را». (اصول کافى ج 2، ص 259،)

بدرستى که براى خداوند در زمین، بندگان خالصى است که از آسمان تحفه‏اى نازل نمى‏شود مگر آنکه آن را از ایشان منصرف سازد، و به غیر ایشان متوجّه کند. و هیچ بلایى را نازل نمى‏کند مگر آنکه به آنها متوجّه گرداند

سوم : دنیا دار ثواب و عقاب حق تعالى نیست :

یکی دیگر از علت هایی که در روایات به آن اشاره گردیده آن است که :« و ذلک أنّ اللّه لم یجعل الدّنیا ثوابا لمؤمن و لا عقوبة لکافر.» از همین رو جهت اینکه مؤمن در این عالم مبتلا به بلیّات شود آن است که خداى تعالى قرار نداده این دنیا را ثواب براى مؤمنى و نه سزا براى کافرى. (بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏64، ص: 222 )

عالم دنیا به جهت نقص و ظرفیت های پایینی که دارد نه محلی است که ثواب حق تعالی به طور کامل شامل افراد شود و نه محل عذاب و عقاب الهی است لذا خداوند متعال این دنیا را بهشت کافران قرار داده است در روایتی آمده: «کافر نزد خدا خوار و پست است بدان حد که اگر دنیا را با هر چه در آن است از خداوند بخواهد به او مى‏دهد».( اصول کافى، ج 2،

دعا

 «کتاب ایمان و کفر»، «باب شدة ابتلا المؤمن»، حدیث28)

بلاها، گرفتاری‌ها، نعمت‌ها و نقمت‌ها برای عقل و شعور انسان‌ها این حقیقت را معلوم می‌کند که اختیار همه چیز به دست دیگری است و مالک و صاحب اختیار واقعی، اوست، که همه چیز را به اراده خود تغییر داده و مردم را در شرایط گوناگون و دگرگون قرار می‌دهد. کسی که ثابت و تغییر ناپذیر است اما همه تحولات به اراده اوست. پس خداوند، خلق را به نیکی‌ها و نعمت‌ها و ناخوشی‌ها و نقمت‌ها مبتلا می‌کند تا به سوی او بازگردند و گوهر عبودیت را در خود کشف کنند و مورد بهره‌برداری قرار دهند: « و بَلوناهُم باِلحَسَنات وَ السَیئِاتِ لَعَلَّهُم یرجِعون» ؛ آنان را با نیکی‌ها و تلخی‌ها مبتلا می‌کنیم تا به سوی ما باز گردند.( سوره اعراف آیه861 )

البته دگرگونی اوضاع و احوال و خوشی‌ها و ناخوشی‌ها نیمی از دایره ابتلا و آزمون الهی است و نیم دیگر، تکالیفی است که در شریعت مشخص شده و فرد موظف است در این تحولات به آن تکالیف عمل کند و تنها در این صورت، از آزمون الهی، دست در دست توفیق، بیرون خواهد آمد.

 

شرایط ابتلاء : 

خداوند حکیم برای ابتلاء و آزمودن مردم معیارهایی دارد و با ملاحظه شرایط هر کس او را مبتلا می‌سازد و می‌آزماید اکنون با توجه به آموزه‌های کلام الله برخی از این شرایط را برمی‌شماریم

1- درجه ایمان : خداوند مؤمنان را به حسب ایمانشان می‌آزماید و به ابتلائات دچار می‌سازد . امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند:«اِنَّماالمُومِنُ بِمَنزِلَةِ کَفَّةِ المیزانِ کُلَّما زِیدَ فِی ایمانِه زِیدَ فی بَلائهِ» ؛ مؤمن مانند کفه ترازوست که هر چه ایمانش افزایش یابد [برای حفظ تعادل] بلا و گرفتاریش بیشتر می شود.( محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج 67)

 

2- محبت بندگان به خدا: یکی دیگر از شاخص‌های ایمان محبت الهی است: « وَالَّذینَ آمَنوا اَشد حُباً للهِ.» (کسانی که ایمان آوردند محبت بسیاری به خدا دارند.) (سوره بقره آیه 561 ) پس خداوند آنان را به آزمون‌های دشواری می‌آزماید و عرصه‌هایی را که دیگران تاب ایستادگی و یارای مقاومت ندارند، به آنها می سپارد: «یا ایها الَذینَ آمَنوا مَن یرتَدَّ مِنکُم عَن دینِه فَسَوفَ یأتی اللهَ بِقَومٍ یحِبُّهم وَ یحِبَُّونَه ... یجاهِدونَ فِی سَبیل اللهِ وَ لا یخافونَ لومةُ لائمٍ»؛ ای کسانی که ایمان آوردید، اگر کسی از شما از دینش روی گرداند پس خداوند گروهی را می آورد که دوستشان دارد و آنان هم دوستدار او هستند ... در راه خدا جهاد می کنند و از سرزنش ملامت کنندگان نمی هراسند.(سوره مائده آیه 15)

دعا

3- محبت الهی به بندگان: از آیه 54 سوره مائده دو معیار برای ابتلائات و گرفتاری‌های مؤمنان بر می‌آید؛ یکی حب الهی مؤمنان «یحِبّونَه» و دیگر محبت خداوند نسبت به آنها «یحِبُّهُم». یعنی هر چه خداوند بنده‌ای را بیشتر دوست داشته باشد، او را بیشتر به رنج‌های دنیا مبتلا می‌سازد تا گنج و گوهر عبودیتش ناب‌تر و گرانبها‌تر شود. زیرا امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند: «اِنَّ عَظیمَ الاَجرِ لَمَع عظیمِ البَلاء و ما اَحَبََّ اللهُ قَوماً اِلاّ إبتلاهُم.» (همانا پاداش بزرگ و ارجمند با رنج و زحمت بیشتر است و خداوند گروهی را دوست ندارد، مگر اینکه آنان را به بلا گرفتار سازد.) آن امام عزیز به سدیر فرمود: به راستی هنگامی که خداوند بنده‌ای را دوست بدارد او را غرق بلا می کند و همانا ما و شما شیعیان، ای سدیر، با بلا شب را به صبح و روز را به شب می رسانیم.)( کافی، ج 2، ص 253، حدیث)

با نگاهی به ایات بالا معلوم می‌شود که احسان، توبه، طهارت، تقوا، قسط، توکل، جهاد و صبر که همگی شاخص‌های عملی ایمان‌اند ، معیار محبت خداوند به بندگان شمرده شده است. بنابراین می‌توان گفت که چهارمین معیار یا شرط در شدت ابتلا مؤمن به همان معیار دوم که اعمال نیکو بود، باز می‌گردد.

 

4- اخلاص: آخرین معیاری که می‌توان در اینجا برشمرد اخلاص است. به ویژه در ابتلای مؤمنان به جهل و دشمنی کافران، قرآن کریم می‌فرماید : « فَادعوه مُخلِصینَ لَه الدّینَ الحَمدُ للهِ رَبِّ العالمینَ قُل اِنّی نُهیتُ اَن اَعبُدَ الذّینَ تَدعونَ مِن دونِ اللهِ ... » ؛ پس او را خالصانه بخوانید. همه ستایش‌ها برای او است. بگو با تاکید که من از بندگی هر کس غیر خداوند یکتا که می‌خوانید، باز داشته شده‌ام. (سوره غافر آیه 56 و 66)

فرآوری: محمدی

بخش قرآن تبیان

منابع : پایگاه حوزه ،وبلاگ آموزه 

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٠/۱/٢٥

از اَصحاب کهف و الرقیم چه می دانید؟

از اَصحاب کهف و الرقیم چه می دانید؟ 

 


 

 

قرآن در آیات نور خود از جوانان مؤمنی نام مى ‌برد که از آیین بت پرستى دوران خویش بیزارى جستند و با مأوا گزیدن در غار، به رحمت الهى پناه بردند و از درگاه او درخواست هدایت کردند.

 


 

 

اصحاب کهف

خداوند از جوانان مؤمنی یاد می کند که آنان را به مدت 309 سال به خوابى عمیق فرو برد و جایگاه امنى برایشان فراهم ساخت: « أمْ حَسِبْتَ أنّ أصْحابَ الْکَهْفِ وَ الرّقیمِ کانُوا مِنْ آیاتِنا عَجَبًا إِذْ أوَی الْفِتْیَةُ إِلَی الْکَهْفِ فَقالُوا رَبّنا آتِنا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَةً وَ هَیِّی لَنا مِنْ أمْرِنا رَشَدًا فَضَرَبْنا عَلَی آذانِهِمْ فِی الْکَهْفِ سِنینَ عَدَدًا ...» (1) .

داستان اصحاب کهف، از معدود داستان هایى است که بر خلاف بسیارى از داستان هاى دیگرِ قرآن، در منابع یهودى به دلایلى از آن یاد نشده، امّا در منابع مسیحى ذکر شده است. ساختار داستان در منابع مسیحى همگونى خاصى با نقل هاى اسلامى دارد و به « هفت خفتگان » و « هفت ‌خفتگان شهر اِفِسوس » معروف است.»(2)

 

اصحاب کهف در منابع مسیحی

داستان اصحاب کهف در منابع مسیحی این گونه وارد شده است: هنگامى که مسیحیان گرفتار ستمگری هاى امپراتور دیکیوس بودند ، 7 تن از جوانان اشراف زاده شهر « افسوس » در غار وسیع و عمیقى در کوهى ، در کنار شهر پنهان شدند . امپراتور ستمگر براى نابودى جوانان، فرمان داد دهانه غار را با ساختن تپه مستحکمى از سنگ هاى بزرگ و ضخیم ببندند . در این حال ، جوانان به خوابى عمیق فرو رفتند ، این خواب به ‌گونه ‌اى معجزه آسا 187 سال به طول انجامید، بدون آنکه در این مدت به قواى حیاتى ایشان آسیبى برسد . پس از این مدت، بردگان « ادولیوس » که وارث کوه مزبور بود ، براى احداث ساختمان مجلل روستایى در آن محل ، آن سنگهاى ضخیم را برداشتند . با برداشتن سنگ ها ، اشعه آفتاب به درون غار نفوذ کرد و عامل بیدار شدن جوانان خفته در غار گردید . آنان که مى ‌پنداشتند ساعاتى اندک در خواب بوده ‌اند، احساس گرسنگى کردند ؛ از این ‌رو بر آن شدند که یکى از آنان به ‌طور مخفیانه و ناشناس به شهر بازگردد و غذایى فراهم آورد . آنان « جامبلیکوس » را براى این کار برگزیدند ، امّا این جوان ـ ‌اگر روا باشد که پس از این خوابِ دراز مدت ، نام « جوان » بر وى اطلاق کنیم ‌ـ نتوانست منظره شهر بومى خود را که پیش‌تر با آن آشنا بود ، باز شناسد .

هراس او هنگامى فزونى یافت که صلیب بزرگى را بر دروازه بزرگ شهر اِفِسوس مشاهده کرد . لباس شگفت ‌آور و منفرد و لهجه قدیمى و متروک او نانوا را متحیر و سراسیمه کرد . هنگامى که جامبلیکوس پول قدیمى رایج در دوران امپراتور دیکیوس را به نانوا داد، نانوا پنداشت که این جوان به گنجى دست ‌یافته است؛ از این ‌رو وى را نزد قاضى برد و در آنجا با تبادل پرسش و پاسخ هایى، داستان حیرت ‌انگیز و دراز مدت نزدیک به دو قرن آنان در غار روشن شد . در پى این رخداد،  اسقف شهر اِفِسوس، کاهنان، حاکمان و مردم شهر و حتى خود امپراتور « شیودوسیوس » براى مشاهده غار مورد نظر شتافتند . پس از آنکه 7 جوان ، خود را به حاضران رسانیدند و ماجراى خود را براى ایشان بازگو کردند ، مرگ آنان فرا رسید و با کمال آرامش از دنیا رفتند .(3)

قرآن مجید هیچ‌ گونه تصریحى درباره شمار اصحاب کهف ندارد و تنها بیان مى‌کند که مردم در عدد اصحاب کهف اختلاف نظر داشته ‌اند؛ برخى ایشان را با سگ همراهشان 4 تن و برخى 6 تن و برخى 8 تن دانسته ‌اند

پادشاه دوران اصحاب کهف که بود ؟

در مورد پادشاه دوران اصحاب کهف اختلاف نظر است، امّا بیشتر مورخان پادشاه ظالمى را که اصحاب کهف از ستم وى به غار پناه برده ‌اند، « دقیانوس » دانسته ‌اند؛ یعنى پادشاه و امپراتور روم که در تاریخ با نام « دکیوس » یا « دیکیانوس » شناخته مى ‌شود و بین سال هاى 249‌ـ‌251  میلادى حکومت داشته است . پادشاه صالحى را نیز که اصحاب کهف در دوران وى از خواب برخاستند، « تیذوسیوس دوم » دانسته ‌اند و بین سال هاى 408‌ـ‌450 میلادى حکومت کرده است. (4)

شمار اصحاب کهف، چنان که از عنوان داستان در منابع مسیحى، یعنى « هفت خفتگان » پیداست، 7 نفر است. برخى نیز آنان را 5 تن و برخى نیز 13 تن نقل کرده ‌اند .(5) نام هاى اصحاب کهف ، طبیعتاً، نام هایى یونانى است ؛ زیرا اِفِسوس ، از شهرهاى یونان است. این نام ها بر اساس منابع مسیحی عبارت است از: مکسملینا، یلمیخا، دیمومدس (دیموس)، امبلیکوس، مرطونس، بیرونس، کشطونس.(6)

 

اصحاب کهف در لسان قرآن

قرآن مجید هیچ‌ گونه تصریحى درباره شمار اصحاب کهف ندارد و تنها بیان مى‌کند که مردم در عدد اصحاب کهف اختلاف نظر داشته ‌اند؛ برخى ایشان را با سگ همراهشان 4 تن و برخى 6 تن و برخى 8 تن دانسته ‌اند: « سَیَقُولُونَ ثَلاثَةٌ رابِعُهُمْ کَلْبُهُمْ وَ یَقُولُونَ خَمْسَةٌ سادِسُهُمْ کَلْبُهُمْ رَجْمًا بِالْغَیْبِ وَ یَقُولُونَ سَبْعَةٌ وَ ثامِنُهُمْ کَلْبُهُمْ قُلْ رَبّی أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِمْ ما یَعْلَمُهُمْ إِلاّ قَلیلٌ فَلا تُمارِ فیهِمْ إِلاّ مِراءً ظاهِرًا وَ لا تَسْتَفْتِ فیهِمْ مِنْهُمْ أَحَدًا ».(7)

غار اصحاب کهف در کجا بود ؟

اصحاب کهف

درباره مکان غار اصحاب کهف نیز دیدگاه هاى متفاوتى وجود دارد:

1.‌ برخی معتقدند حادثه مزبور در شهر« اِفِسوس » واقع شده و غار مزبور نیز در همان جا قرار دارد و افسوس  یا افسیس، از شهرهاى معروف آسیاى صغیر (ترکیه کنونى و قسمتى از روم شرقى قدیم) است. ویرانه ‌هاى این شهر هم اکنون در 73 کیلومترى شهرِ « ازمیر » ترکیه به چشم مى ‌خورد و در کنار قریه « ایاصولوک » و در کوه « ینایرداغ » هم اکنون غارى بسیار وسیع دیده مى ‌شود که فاصله چندانى با افسوس ندارد و آثار صدها قبر در آن وجود دارد . ورودى این غار در سمت شمال شرقى بوده و هیچ اثرى از مسجد ، صومعه یا کنیسه در آن به چشم نمى ‌خورد. به عقیده بسیارى، غار مورد اشاره در داستان، همین غار است.(8)

2. برخی دیگر معتقدند غار مزبور در نزدیکى پایتخت اردن، یعنى شهر عمان و در نزدیکى روستاى « رجیب » واقع است. بر بالاى این غار صومعه ‌اى دیده مى ‌شود که بر اساس پاره ‌اى از قراین ، مربوط به قرن پنجم میلادى است و پس از آنکه مسلمانان آنجا را فتح ‌کردند ، به مسجد تبدیل شد. اطراف این غار از دو سمت شرقى و غربى باز است و آفتاب بر آن مى‌تابد و ورودى غار در سمت جنوب قرار دارد و در داخل غار 7 یا 8 قبر به چشم مى ‌خورد. در سال 1963 میلادى هیئتى اکتشافى از اردن با حفّارى، به کشف این غار متروک نایل شد.(9)

3. برخی دیگر می گویند غار اصحاب کهف، در بتراء از شهرهاى فلسطین است.(10)برخی نیز معتقدند در کوه « قاسیون » نزدیک دمشق سوریه واقع است.(11) بعضی دیگر هم می گویند در شبه جزیره اسکاندیناوى، در اروپاى شمالى قرار دارد.(12) عده ای هم معتقدند در نزدیکى شهر نخجوان در کشور قفقاز واقع است.(13)

علامه طباطبایى بنا به دلایلى دیدگاه اول را، به‌ رغم شهرتش، مردود مى ‌داند. علامه معتقد است از آیه 17 این سوره چنین بر می آید که نور خورشید به هنگام طلوع بر سمت راست غار و هنگام غروب بر سمت چپ آن مى ‌تابیده است؛ بنابراین باید ورودى غار در سمت جنوب باشد، در حالى‌که دَرِ ورودى غار موجود در شهر اِفِسوس به سمت شمال شرقى است.

مضمون آیه 21 این سوره حاکی از این است که در آن غار یا پیرامون آن، مسجد و عبادتگاهى بنا کردند، درحالى‌که در غار اِفِسوس اثرى از مسجد یا صومعه یا عبادتگاه دیگر به چشم نمى‌خورد. البته در سه کیلومترى آن کنیسه ‌اى وجود دارد که به هیچ وجه با غار مزبور ارتباطى ندارد؛ بنابراین از میان چند دیدگاه یاد شده، دیدگاه دوم با ویژگی هاى ذکر شده در آیات قرآن سازگار است و برخى روایات نیز آن را تأیید ‌مى‌ کند.(14)

 

پی نوشت ها :

1. کهف: 26-9.

2. دائرة المعارف قرآن کریم، ج3، ذیل کلمه اصحاب.

3. همان.

4. الحکیم، توفیق، اهل الکهف، ص‌89‌ـ‌90.

5. همان، ص88.

6. همان.

7. کهف: 22.

8. نمونه، ج‌12، ص400‌ـ‌401.

9. المیزان، ج13، ص297 و نمونه، ج12، ص‌401.

10. همان.

11. همان.

12. همان، ص‌299.

13. همان.

14. همان.

 زهرا رضائیان

بخش قرآن تبیان

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱:۱٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/۱/٧

..:: آیا می دانستید که (قسمت 01) ::..

..:: آیا می دانستید که (قسمت 01) ::..


www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ

آیا میدانستید گوش جیرجیرک روی پاهایش است ؟

آیا میدانستید در جهان بیش از ۵۵ هزار گونه مورچه وجود دارد ؟

آیا میدانستید نوعی ملکه موریانه می تواند روزی ۸۶ هزار تخم بگذارد ؟

آیا میدانستید مورچه می تواند بیش از پنجاه برابر وزن خودش را بلند کند ؟

آیا میدانستید تمامی پستانداران به استثنای انسان و میمون، کور رنگ هستند؟

آیا میدانستید مساحت استان کرمان بیش از دو برابر و نیم کشور اتریش میباشد؟

آیا میدانستید که اگر چیزی رابا ایمان از خداوند بخواهید به شما عطا خواهد شد ؟


آیا میدانستید تمام قوهای کشور انگلیس جزو دارایی های ملکه انگلیس می باشند؟

آیا میدانستید جغدها قادر به حرکت دادن چشمان خود در کاسه چشم نمی باشند؟

آیا میدانستید هر بار که یک تمبر را لیس می زنید ۱/۱۰ کالری انرژی مصرف می کنید ؟

آیا میدانستید که انسان در طی طول عمرش دهانش سی هزار لیتر بزاق ترشع میکند؟

آیا میدانستید برای تولید هر ۱۰۰۰ کیلوگرم کاغذ جدید باید ۱۵ درخت جنگلی قطع شود؟

آیا میدانستید قد فضانوردان هنگامی که در فضا هستند ۵ تا ۷ سانتی متر بلندتر می گردد؟

آیا میدانستید یک بار پلک بزنید.عقرب همین اندازه مان نیاز دارد تا دشمنش را نیش بزند؟

آیا میدانستید که کسانی که قرمز میپوشند از اعتماد بیشتری نسبت به خود بر خوردارند ؟

آیا میدانستید یک بار پلک بزنید ،عقرب همین اندازه زمان نیاز دارد تا دشمنش را نیش بزند ؟

آیا میدانستید که ۲۲۵ میلیون سال طول میکشد که کهکشن راه شیری یکبار دور خود بچرخد؟

آیا میدانستید مهمترین عامل افزایش طول عمر، داشتن تناسب اندام بهمراه وزنی مناسب است؟

آیا میدانستید کرم حلقوی ۱۲ روز زندگی می کند و سگ ماهی دریاچه بیش از ۱۵۰ سال عمر دارد ؟

آیا میدانستید که آنهایی که زندگیشان را وقف مراقبت از دیگران میکنند خود به کسی برای مراقبت نیاز دارند ؟

آیا میدانستید آنهایی که از نظر احساسی بسیار قوی به نظر میرسند در واقع بسیار ضعیف و شکننده هستند ؟

آیا میدانستید در برخی از مارها، زمانی که دارند طعمه ای را هضم میکنند، حجم قلبشان تا چهل برابرافزایش میبابد؟

آیا میدانستید که نوشتن احساسات بسیار آسانتر از رودرو بیان کردن آنهاست اما ارزش رودرو گفتن بسی بیشتر است ؟

آیا میدانستید که سه جمله ای که بیان آنها از همه جملات سخت تر است دوستت دارم متاسفم و به من کمک کن میباشد ؟

آیا میدانستید که کسانی که لباس مشکی به تن میکنند نمیخواهند مورد توجه قرار گیرند ولی به کمک و درک شما نیاز دارند ؟

آیا میدانستید که در هر ثانیه خورشید پانصد و چهل میلیون تن هیدروژن را به چهارصد و نود و پنج میلیون تن هلیم تبدیل میکند؟

آیا میدانستید مساحت خلیج فارس تقریبا برابر با مساحت استان کرمان است، خلیج فارس هشت هزار کیلومتر مربع بیشتر است؟

آیا میدانستید که اگر تار عنکبوت به کلفتی مغز یک مداد به هم تنیده شود میتواند سنگینی یک هواپیمای بزرگ بوینگ را تحمل کند؟

آیا میدانستید که مهندسین در نظر دارند تونل زیرآبی بین لندن و نیویورک احداث کنند که مسافرت بین این دو شهر در کمتر از یک ساعت انجام بگیرد؟

آیا میدانستید که شما میتوانید به رویاهایتان جامه عمل بپوشانید رویاهایی مانند عشق ثروت سلامت اگر آنها رابا اعتقاد بخواهید و اگر واقعا این موضوع را میدانستید از آنچه قادر به انجامش بودید متعجب میشدید

آیا میدانستید به زودی کنترلهایی به بازار ارائه خواهد شد که کوکی هستند و بدون باتری کار میکنند، با یک بار کوک کردن این نوع کنترلها، تا هفت روز بدون هیچ مشکلی کار میکنند؟

آیا میدانستید که در ماداگاسکار دویست و پنجاه نوع مختلف قورباغه وجود دارد، که درضمن پژوهشگران مدعی هستند که همان اندازه نیز قورباغه هایی وجود دارد که هنوز ناشناخته هستند؟

آیا میدانستید که پنجاه درصد از زنان سیگاری که بخاطر مضرات سیگار جان خود را از دست میدهند بر اثر حمله قلبی میباشد، یعنی اینکه سیگار کشیدن فقط باعث سرطان نیست بلکه حمله قلبی نیز ناشی از آن میباشد؟

آیا میدانستید برای تولید هر ۱۰۰۰ کیلوگرم کاغذ بازیافتی فقط حدود هزار و پانصد کیلوگرم کاغذ کهنه مورد نیاز است که با این شیوه نزدیک به ۹۰ درصد در مصرف آب ، بیش از ۵۰ درصد انرژی و ۷۵ درصد آلودگی هوا کاهش میابد؟

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۸:٤۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٠/۱/۳

عید از منظر قرآن

عید از منظر قرآن

 


 

 

بهار به پیشواز ما آمده است. او در آستانه تحول تمام طبیعت همانند آیینه‌ای چشمان ما را به خود می‌خواند تا بار دیگر بر تمام آنچه این حرکت شگرف طبیعت در خود داراست، بنگریم و بیندیشیم و هر تحول و تغییری را اشاره‌ای به نفس خود برای نوشدن بدانیم.

 


 

 

حضرت عیسی مسیح(ع)

ویژگی های عید در کلام عیسی علیه السلام

 

عید در کلام حضرت عیسی علیه السلام در قرآن با چند ویژگی مطرح شده است ؛

نخست آنکه از آسمان لطف و کرامت الهی، ریزشی مبارک انجام شودو مائده ای خدایی فرود آید.

دیگر آنکه روز شادی و شادمانی گرددو نه تنها حاضران بلکه پیشینیان و پسینیان نیز از فیض حضورعید بهره برند.

سومین اثر آن، نشانه و آیتی از عظمت خداوند باشد (و هماره جاودان بماند) و نکته دیگر رزق و روزی دنیوی در پرتو آن فراهم شود و سفره ای پر نعمت مهیا گردد ؛ « قَالَ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ اللَّهُمَّ رَبَّنَا أَنزِلْ عَلَیْنَا مَآئِدَةً مِّنَ السَّمَاء تَکُونُ لَنَا عِیداً لِّأَوَّلِنَا وَآخِرِنَا وَآیَةً مِّنکَ وَارْزُقْنَا وَأَنتَ خَیْرُ الرَّازِقِینَ؛ عیسی‌ بن مریم گفت: بارالها! پرودگارا! برای ما از آسمان مائده‌ای بفرست تا این روز برای ما و کسانی که پس از ما می آیند، عید باشد که تو بهترین روزی دهندگانی و آیت و حجتی از جانب تو برای ما باشد.»(مائده ، 114) 

چنین پیش آمد مقدسی، چنان تاثیری ژرف در آئین مسیحیت نهاد که منشا عیدمسیحیان گردید و روزهای یکشبنه بدین خاطر، روز عید و تعطیل نام نهاده شد تا در آینه این روز تاثیر دعای عیسای مسیح جاودان ماند و پرتو معنویت و آثار آسمانی عید حقیقی بسان صحیفه ای از معرفت، همیشه گشوده بماند. 

 

به راستی عید حقیقی چه روزی است ؟

ریشه واژه عید از عود مى‌باشد و آن به معناى برگشتن و برگشت دادن است، تغییر انسان و گردیدن خودمان از حالتى به حالت دیگر را " عید " مى‌گویند .

در تعالیم اسلامی عید روزی است که در آن سود و منفعتی به دست بیاید ؛ هم چنین عید روزی است که در آن نماز ویژه‌ای برگزار کنند یا خلق از ماتم به شادمانی حرکت کنند یا روزی است که تفاوتی میان درویش و توانگر نباشد .

امام خمینی (ره):

 " عید براى ما یک معنى دارد و براى ابراهیم خلیل(علیه السلام) و براى پیامبران دیگر(علیه السلام) یک معناى دیگر دارد . آنها " عیدی " ‌که مى‌گیرند " عید لقاءالله است. "

 

حضرت علی(علیه السلام) در نهج‌البلاغه مى‌فرمایند:

« کل یوم لایعصى الله فیه فهوم یوم عید: هر روزى که آن روز را از نور اطاعت حق تعالى روشن سازى و خواست خداى بزرگ و فرمان او را بر خویشتن حاکم سازى و در آن روز معصیت خداوندبارى‌تعالى انجام نشود ، آن روز  " عید " است.» (نهج البلاغه ، حکمت ۴۲۸٫) ؛ چرا که روح آلوده نشده و در نتیجه شادابى و طراوت ریشه دار است. نه تصنعى و ظاهرى که متأسفانه امروزه رسم بر این شده که برخى با درون آلوده و روح فاسد شده، با تبسّم و لبخند ظاهرى مى خواهند اظهار شادى و نشاط نمایند» به طوری که در روایتی از  امام زین العابدین(علیه السلام)می خوانیم که می فرمایند : « مبادا کارى کنید که چهره ظاهرى شما زیبا و عمل شما زشت باشد .»

 

پیروزی غریزه بر وظیفه

آرى عید روزى است که وظیفه بر غریزه پیروز شده است. حیوان غریزه دارد و فرشته وظیفه ؛ انسان هم غریزه دارد و هم وظیفه و انسان سعادتمند آن کسى است که وظیفه را فداى غریزه نکرد.

بنیانگذار جمهورى اسلامى ایران حضرت امام خمینی(ره) در مورد عید مى‌فرمایند: " عید براى ما یک معنى دارد و براى ابراهیم خلیل(علیه السلام) و براى پیامبران دیگر(علیه السلام) یک معناى دیگر دارد . آنها " عیدی " ‌که مى‌گیرند " عید لقاءالله است. "

 

تفاوت در کیفیت عید در نظر معصومین

کلیسای خانگی،انجیل،عیسی،میسیونر،مسیح

عید ابراهیم علیه السلام در حقیقت همان قربانى کردن اسماعیل(علیه السلام) و شکستن بت‌هاى بتخانه ، داخل آتش افتادن ، تنها گذاشتن همسر و فرزند در بیابان بدون آب همه این عمل‌ها از سوى حضرت ابراهیم(علیه السلام) عید محسوب مى‌شد.

پیروزى حضرت یوسف(علیه السلام) در برابر نفس اماره و در برابر وسوسه‌هاى گناه‌آلود زلیخا، این عمل هم براى آن پیامبر عزیز(علیه السلام) عید به حساب مى‌آمد.

ترک همسر و فرزند گناهکار براى همیشه از جانب نوح پیامبر(علیه السلام) این عمل او نیز عید بود و صبر حضرت ایوب(علیه السلام) در برابر ناملایمات و بلاهاى زندگى این عمل صبر ایشان نیزعید است . دعا کردن براى بخشش خداى مهربان از سوى حضرت آدم و حوا(علیه السلام) نیز بعد از اجابت از سوى پروردگار این عمل آنها هم عید بود .

 در بستر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و به جاى ایشان به استقبال مرگ رفتن از سوى حضرت علی(علیه السلام) نیز عید محسوب مى‌شد.

بیمه کردن اسلام با تقدیم خون خود و فرزندان گرامى و یاران وفادارش و اسیرى خاندانش از سوى آقااباعبدالله‌الحسین (علیه السلام)این عمل ایشان نیز‌عید محسوب مى‌شد و در زمان عطش فراوان و دیدن آب و نخوردن آب نه تنها از سوى ما در ایام روزه‌دارى بلکه از سوى ماه بنى‌هاشم حضرت ابوالفضل العباس یعنى عید‌ و به قول حضرت امام(ره)  " لقاءالله " است .

 

شادی هایمان را تقسیم کنیم !

درروز عید به نشاط و شادى خود بسنده نکنیم ، سعى کنیم شادى هایمان را بین دیگران تقسیم کنیم ، امامان معصوم(علیهم السلام)، تلاش داشتند سرور و شادى روز عید را به شکل هاى مختلف به دیگران انتقال دهند مثلاً در شب و روز عید برده ها را آزاد مى کردند(وسائل الشیعه ، ج ۹۸، ص ۱۸۸٫)  و ما مى توانیم با کمک به دیگران رفع گرفتارى هاى آنان و…دل شکسته اى را شاد کنیم و غم دیده اى را با نشاط.

فرآوری : زهرا اجلال

بخش قرآن تبیان

 

 


 

 

 

منابع :

- ایکنا

- مقاله حمیدرضا افراونده ، رسالت/6322

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۳:۳٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٠/۱/۱

نسخه آیت الله بهجت برای پسر جوان

نسخه آیت الله بهجت برای پسر جوان

بهجت

 


 

 

آیت‌الله محفوظی، مسئول استفتائات و مسلئل علمی و فقهی دفتر حضرت آیت الله بهجت(ره) در نشست طلاب، فضلا و روحانیون شهرستان فومن و شفت درباره دستورالعمل مرحوم آیت‌الله بهجت به یک جوان ایرانی مقیم خارج، با ذکر خاطره‌ای چنین گفت:

 


 

 

در سفری که به خارج از کشور داشتم، جوانی ایرانی، از من درخواست دستورالعمل کرد، جواب دادم، از حضرت آیت‌الله بهجت ‌(ره) دستور بگیرید، نامه‌ای برای آقا نوشت، بعد از مدتی که به ایران آمد، سؤال کردم، نسخه‌ات را گرفتی؟ گفت: در خواست زیادی داشتم، اما آقا جواب مختصری دادند که به یک خط هم نرسید، نوشته بودند: «راه رسیدن به کمال دو چیز است، تعبّد و تحرّز» والسلام، محمد تقی بهجت.

وی افزود: این جوان خدمت آیت‌الله بهجت رسید و عرض کرد، آقا نسخه دادی، ولی مختصر بود، آقا گفتند: بگو چه نوشتم. جوان گفت: نوشتید، راه رسیدن به کمال دو چیز است تعبد و تحرز. آقا گفتند: همین! غیر این نیست.

محفوظی در ادامه با اشاره به آیه «اقْرَأْ کِتَابَکَ کَفَی بِنَفْسِکَ الْیَوْمَ عَلَیْکَ حَسِیبًا» (14 / اسراء) خطاب به طلاب گفت: علمای اخلاق، قرآن و ائمه معصومین (ع)، راه اول سعادت انسان را ترک معصیت معرفی می‌کنند.

 

 

پاسخ آخوند حسینقلی همدانی به طلاب

استاد خارج حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: علمای تبریز نامه‌ای برای آخوند حسینقلی همدانی نوشتند که ما می‌خواهیم در سیر و سلوک وارد شویم، چه کنیم، ایشان در جواب گفتند: گناه نکنید.

وی در ادامه با اشاره به آیه 110 سوره کهف، کمال واقعی در سیر و سلوک و ترک گناه را رسیدن به لقاءالله معرفی کرد و افزود: این امر میسر نمی‌شود، مگر اینکه انسان در این راه سعی و تلاش داشته باشد چون خداوند در سوره انشقاق آیه 6 می‌فرماید: «یَا أَیُّهَا الْإِنْسَانُ إِنَّکَ کَادِحٌ إِلَی رَبِّکَ کَدْحًا فَمُلَاقِیهِ»؛ ای انسان! با هر رنج و زحمتی در راه عبادت و طاعت حق بکوش که با پروردگار خود ملاقات خواهی کرد.

جوان خدمت آیت‌الله بهجت رسید و عرض کرد، آقا نسخه دادی، ولی مختصر بود، آقا گفتند: بگو چه نوشتم. جوان گفت: نوشتید، راه رسیدن به کمال دو چیز است تعبد و تحرز. آقا گفتند: همین! غیر این نیست

با کدام چشم می‌توان امام زمان (عج) را دید؟

امام زمان (عج)

این استاد اخلاق در مورد ارتباط با امام زمان ‌(عج) و لزوم پیراستگی از معاصی خاطرنشان کردند: با کدام چشم می‌خواهیم حضرت ولی عصر ‌(عج) را ببینیم؟! آیا با چشم آلوده می‌شود آقا را دید؟ با گوش و زبان آلوده می‌شود؟! اگر حضرت ولی عصر(عج) از ما بپرسند با کدام چشم می‌خواهید مرا ببینید؟ چه بگوییم.

وی با استناد به حدیثی از امیرالمؤمنین ‌(ع) متذکر شد: حضرت می‌فرمایند: «ثمرة المحاسبة اصلاح النفس» (غررالحکم ص 235) یعنی؛ نتیجه حسابگری انسان از خود، اصلاح نفس است.

آیت‌الله محفوظی در پایان در مورد لزوم مخالفت انسان با خواهش‌های نفسانی و حفظ بیت‌المال با نقل روایتی از امیرالمؤمنین ‌(ع) بیان داشت: شخصی ظرف عسلی، برای حضرت آورده بود، حضرت با انگشت خود مقداری عسل برداشت و نگاهی کرد و بعد انگشت خود را با لبه ظرف پاک کرد، آن شخص عرض کرد آیا عسل تقلبی است؟ حضرت فرمود: خیر، اما برای من نیست، من پولش را ندادم. عرض کرد: آقا، این همه طلا و نقره با بار شتران، از بصره برای شما آورده‌اند. حضرت جواب دادند این اموال برای من نیست مال مستضعفین و فقرا است.

 

فرآوری: شکوری

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان

منبع خبر: مرکز خبر حوزه

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸٩/۱٢/٢٥

چگونه رتبه سایت خود را در alexa بالا ببریم

چگونه رتبه سایت خود را در alexa بالا ببریم
آلکسا یکی از بزرگترین و معتبر ترین وب سایت هایی است که رتبه هر وب سایتی در آن می تواند نقش مهمی در موفقیت آن داشته باشد که در این مقاله به راهکار های افزایش رتبه سایت در آلکسا می پردازیم

بهبود رتبه یا رنکینگ سایت یا وبلاگ در آلکسا

1- مقالات و مطالب جدیدی که مخاطبان زیادی دارند بنویسید.  باید سعی کنید در وب سایت خود مطالبی داشته باشید که به درد همه اقشار جامعه بخورد این کار نه تنها ترافیک سایت شما را بهبود می بخشد بلکه سبب می شود رتبه (رانکینگ) وب سایت شما در آلکسا و موتور های جستجو بهبود یابد. و این کار صادقانه ترین و موثرترین کاری است که می تواند رتبه شما را در هر سیستم رده بندی وب سایتی بهتر کند.

2- در وب سایت خود صفحات و پست های مورد علاقه مدیران سایت ها و بلاگ ها را قرار دهید. این دسته از مخاطبان شما بیش از دیگران از ابزار رده بندی آلکسا در مرورگر خود استفاده می کنند. همانطور که می دانید این ابزار که به Alexa Toolbar معروف است. نقش مهمی در رده بندی سایت ها دارد. و هر چه تعداد افرادی که این ابزار را روی مرورگر خود نصب کرده باشند و از سایت شما دیدن می کنند بیشتر باشد رتبه سایت شما در آلکسا بهبود خواهد یافت.

3- Alexa Toolbar را روی مرورگر خود نصب کنید. همانطور که گفتیم Alexa Toolbar یکی از موثرترین روش های بهبود رتبه هر وب سایتی در آلکسا است. برای این منظور باید این ابزار را از وب سایت آلکسا دانلود کنید. این ابزار بسیار کم حجم است بنابراین حتما آنرا از سایت رسمی آلکسا دانلود کنید. چون نسخه های کپی شده ممکن است مشکلات امنیتی داشته باشند. در ابتدا این ابزار یکی از مهمترین عوامل رده بندی یک سایت در آلکسا بود اما اکنون الگوریتم آن پیشرفته تر شده و عوامل بیشتری در این رده بندی دخیل هستند. اما این روش هنوز اثر زیادی دارد و نصب کردن آن ارزشش را دارد. به خصوص اگر شماره IP شما برای اتصال به اینترنت متغییر است ( اگر روش اتصال شما Dial Up است IP شما دینامیک است. یعنی هر بار که به اینترنت وصل می شوید به احتمال زیاد شماره IP شما عوض شده است.) و از چند کامپیوتر برای اتصال به اینترنت استفاده می کنید حتما از این روش استفاده کنید. چون اثر آن بیشتر است.

4- اسکریپت ویجت را در وب سایت خود نصب کنید. برای این منظور باید کدی را از وب سایت آلکسا دانلود کنید و بر روی وب سایت خود قرار دهید که میزان پیشرفت وب سایت شما را در آلکسا نشان خواهد داد. در اینجا نمونه آن را برای وب سایت یاد بگیر دات کام برای شما نصب کرده ایم.
 

5- یک لینک به سایت آلکسا در وب سایت خود قرار دهید. در مورد اینکه این روش کار می کند یا نه مطمئن نیستم ولی قرار دادن آن ضرری ندارد و بیشتر سایت ها حتی وب سایت های بزرگ به اینکه برای انها ترافیک بفرستید اهمیت می دهند. و زمانی می رسد که ترافیک سایت شما بالا می رود و این موضوع اهمیت بیشتری می یابد.

فان پاتوق

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸٩/۱٢/٢٥

حضرت معصومه،معصوم بوده است؟

حضرت معصومه،معصوم بوده است؟

شواهد عصمت این شفیعه روز جزا

 


 

 

از دلایلی که می توان برای معصومیت معصومه(سلام الله علیها) بیاوریم، نام شریف ایشان"فاطمه"در زمان حیات است و بعدها در روایات به معصومه ملقب شده اند. علت دیگر تواتر در احادیث بر شفاعت ایشان از امت است که این شفاعت جز در مورد معصوم در مورد کسی مورد اطمینان نیست.

 


 

 

حضرت معصومه

برای ایشان از طرف معصوم زیارت نامه وارد شده است، ایشان کرامات علنی داشته اند و حتی امام رضا و حضرت جواد(علیها السلام) برای کفن و دفن ایشان حاضر شده اند که می توان همه این ها را دلیل بر عصمت ایشان دانست.

بر اساس نقل"ناسخ التواریخ" امام رضا(علیه السلام) در مورد آن حضرت:"معصومه" تعبیرکرده است(1)و می دانیم که امام(علیه السلام) هرگز در مورد شخصی مبالغه نمی کند و سخن به گزاف نمی فرماید.

نام شریف حضرت معصومه:"فاطمه" است و در حال حیاتش به"معصومه" ملقب نشده بود، تا تعبیر:"معصومه" به اصطلاح"عنوان مْشیر" باشد، بلکه این تعبیر دقیقاً به معنای اثبات عصمت است، زیرا بر اساس قاعده معروف:"تعلیق الحکم بالوصف مشعر بالعلیه"(2) معنای حدیث چنین می شود:

"هرکس حضرت معصومه را در قم زیارت کند، مانند این است که مرا زیارت کند، زیرا او معصومه است".

اگر صدور این حدیث از امام رضا(علیه السلام) ثابت شود، در دلالت کردن آن به عصمت حضرت معصومه تردیدی نخواهد بود.

احادیث صحیحه و مستفیضه در مورد وجوب بهشت برای زائرین قبر شریف این خاتون دو سرا.(3)

بین وجوب بهشت و عصمت ملازمه نیست، ولی در غیر معصوم معهود نیست که به این استحکام و قاطعیت از سه معصوم بر آن تأکید شود.

شفاعت گسترده ای که همه ی شیعیان اهلبیت را در بر می گیرد.

البته در مورد عالم و شهید و امثال آنها موضوع شفاعت مطرح شده، ولی در مورد احدی غیر از آباء گرامش، شفاعت گسترده ای به این وسعت مطرح نشده است. تنها در مورد این شفیعه روز جزاست که امام صادق(علیه السلام) می فرماید:

"با شفاعت او همه ی شیعیان ما وارد بهشت می شوند".(4)

تشریف فرمائی امام رضا و امام جواد(علیه السلام) برای مراسم تجهیز و تشییع این بانوی دو سرا دلیل روشنی بر عصمت آن بزرگوار است، زیرا مطابق اعتقاد قطعی شیعه، جنازه معصوم فقط باید به دست معصوم به خاک سپرده شود

روایات متواتره در فضیلت قم و قداست این سرزمین به برکت قدوم آن خاتون دو سرا، که هرگز در مورد هیچ شهر دیگری این تعبیرها نرسیده است، و طبعاً قداست شهر به احترام آن حضرت است.

تعبیر حرم اهلبیت و دیگر تعبیرات بلندی که شبیه آن برای مشهدِ احدی از غیر معصومین به کار نرفته است.

کرامات آشکاری که از این بزرگوار در طول قرون و اعصار مشاهده شده، و هرگز از هیچ امامزاده‌ دیگری در این حد مشاهده نشوده است، به جز حضرت ابوالفضل(علیه السلام) که در مورد ایشان نیز همین بحث(عصمت) هست.

تعبیر بسیار بلند:"فَاِنُ لَکِ عِنْدُاللهِ شَأْناً مِنُ الشَأْنِ" در زیارتنامه‌ آن حضرت. و چون این زیارتنامه از امام رضا(علیه السلام) روایت شده است، فراز بالا تعبیر بسیار والائی است که با غیر معصوم نمی سازد.

خود صدور زیارتنامه از معصوم مؤید همین معنی است، که بعد از حضرت زهرا(علیه السلام) برای هیچ بانویی به جز حضرت معصومه زیارت مأثوره نداریم.

تشریف فرمائی امام رضا و امام جواد(علیه السلام) برای مراسم تجهیز و تشییع این بانوی دو سرا دلیل روشنی بر عصمت آن بزرگوار است، زیرا مطابق اعتقاد قطعی شیعه، جنازه معصوم فقط باید به دست معصوم به خاک سپرده شود.(5)

حضرت معصومه

اگر حضرت فاطمه زهرا(علیه السلام) را امیرمؤمنان غسل می دهد به همین دلیل است، و گرنه"اسماء" حضور داشت و می توانست مباشر غسل گردد.

به خدمت امام رضا(علیه السلام) عرض کردند: اینها به ما طعنه می زنند و می گویند:"امام را باید امام غسل دهد"!

منظور آنها این بود که شما در مدینه هستید و پدربزرگوارتان در بغداد به شهادت رسیده است، پس چه کسی او را غسل داده است؟

فرمود:"من او را غسل دادم".

راوی پرسید: به آنها بگویم که شما آن حضرت را غسل داده اید؟ فرمود:"آری":(6)

به همین جهت است که امام جواد(علیه السلام) از مدینه تا خراسان، و امام هادی(علیه السلام) از مدینه تا بغداد با"طی الأرض" تشریف فرما می شوند تا پیکر مطهر پدر بزرگوارشان را غسل دهند کفن و دفن کنند.

و برای همین منظور است که در آن لحظات حساس و پر مخاطره، وجود مقدس حضرت بقیه الله ـ روحی فداه ـ چون مهر تابان ظاهر شد و بر پیکر امام حسن عسکری(علیه السلام) نماز خواند.(7)

و لذا معتقدیم که قبل از رحلت حضرت بقیه الله ارواحنا فداه امام حسین(علیه السلام) رجعت خواهد نمود، و مراسم تجهیز و تکفین و تدفین آن حضرت را به عهده خواهد گرفت. (8)

تردیدی نیست که پیکر مطهر حضرت حسین(علیه السلام) توسط امام زین العابدین(علیه السلام) به خاک سپرده شد، حتی دشمنان اهلبیت هم به آن اعتراف دارند، لذا هنگامی که امام رضا(علیه السلام) با علی بن ابی حمزه و دیگر بداندیشان مناظره می کرد به آنها فرمود:

"آیا امام حسین(علیه السلام) امام بود؟" گفتند:"آری". فرمود:"چه کسی او را تجهیز کرد؟" گفتند:"علی بن الحسین(علیه السلام)".

امام رضا(علیه السلام) :

"خداوندی که زین العابدین را قدرت داد که از زندان بیرون رفته و عهده دار تجهیز پدر بزرگوارش شود، قادر است به صاحب این امر توانائی دهد که به بغداد رفته، مباشر کفن و دفن پدرش گردد"

فرمود:"در آن ایام علی بن الحسین(علیه السلام) کجا بود؟" گفتند:"در زندان ابن زیاد بود". فرمود:"یک فرد زندانی چگونه عهده دار کفن و دفن شد؟". گفتند:" برای ما روایت شده که امام زین العابدین به طریق اعجاز از زندان خارج شد و آنها متوجه نشدند، پس از انجام کفن و دفن دوباره به زندان بازگشت".

امام رضا(علیه السلام) فرمود:"خداوندی که زین العابدین را قدرت داد که از زندان بیرون رفته و عهده دار تجهیز پدر بزرگوارش شود، قادر است به صاحب این امر توانائی دهد که به بغداد رفته، مباشر کفن و دفن پدرش گردد".(9)

جالب تر این که امام زین العابدین(علیه السلام) به هنگام دفن امام حسین و حضرت علی اکبر و حضرت ابوالفضل ـ صلوات الله علیهم ـ از بنی اسد کمک نگرفت، بلکه خود به تنهائی عده دار کفن و دفن آنان گردید، ولی چون نوبت به دیگر شهدا رسید، به بنی اسد امر فرمود که: دو تا کانال حفر کنند، در یکی شهدای بنی هاشم و در دیگری شهدای اصحاب را دفن کنند.(10)و این خود یکی از نشانه های عصمت حضرت علی اکبر و حضرت ابوالفضل(علیه السلام) می باشد.

در مراسم کفن و دفن حضرت معصومه(علیه السلام) نیز تشریف فرمائی حضرت امام رضا و حضرت جواد ـ سلام الله علیهما ـ‌ بسیار معنی دار است، و خود شاهد زنده ای بر عصمت این خاتون دو سرا می باشد.(11)

با توجه به نکات فوق، اگر کسی ادعا کند که حضرت معصومه(علیه السلام) مرتبه ای از عصمت را داراست، راه بیراهه نرفته و سخنی به گزاف نگفته است. ولی این مرتبه از عصمت غیر از عصمت چهارده معصوم است که حتی پیامبران اولوالعزم نیز به آن مرتبه از عصمت نمی رسند.

 

پی نوشت ها:

 

1ـ تفسیر عیاشی، محمد بن مسعود بن عیاش سلمی، قرن سوم، چاپ 1380 هـ . تهران.

2ـ تفسیر منسوب به امام حسن عسکری(ع)، چاپ 1409 هـ .قم.

3ـ تقویم نجومی، حاج میرزا اسماعیل مصباح، نجم الممالک، متوفای 1380 هـ . چاپ 1347 هـ .

4ـ التنبیه و الاشراف، علی بن الحسین مسعودیم متوفای 345 هـ . چاپ قاهره.

5ـ تنزیه الأنبیاء، سید مرتضی علم الهدی، متوفای 436 هـ . چاپ 1409 هـ . بیروت.

6ـ تهذیب الاحکام، ‌شیخ طوسی، متوفای 460 هـ . چاپ 1406 هـ . بیروت.

7ـ تورایخ النبی و الآل، شیخ محمد تقی تستری، چاپ 1391 هـ . تهران.

8ـ توحید صدوق، شیخ صدوق، متوفای 381 هـ . چاپ بیروت.

9ـ الثاقب فی المناقب، ابن حمزه، قرن ششم، چاپ 1412 هـ . قم.

10ـ ثواب الاعمال، شیخ صدوق، متوفای 381 هـ . چاپ 1364 ش. قم.

11ـ جامع احادیث الشیعه، آیت الله بروجردی، متوفای 1380 هـ . چاپ 1399.

فرآوری: علی نورگستر

بخش عترت و سیره تبیان

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۸:٢٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸٩/۱٢/٢٤

با انرژی صحبت کنیم

نحوه تکلم انسانها بیانگر نحوه تفکر آنهاست. مثبت بیندیشیم و مثبت بگوییم تا انرژی مثبت خود را به دیگران منتقل کنیم.


بگوییم ….

 

ازاینکه وقتتون رو در اختیارم گذاشتید ممنون “”"”"”"”"”" نگوییم ببخشید مزاحمتون شدم

 

طول میکشه تا یاد بگیری “”"”"”"”"”"”" نگوییم هیچ وقت یاد نمیگیری

 

مسئله دارم “”"”"”"”"” نگوییم مشکل دارم

 

مسئله رو خودم حل میکنم “”"”"”"”"”"”" نگوییم مسئله به تو ربطی نداره

 

شاد و پر انرژی باشید “”"”"”"”"”" نگوییم خسته نباشید

 

این کار را بعدا انجام میدهم “”"”"”"”"” نگوییم دچار یاس شدم

 

صد در صد خواهد شد “”"”"”"”"”" نگوییم ای کاش میشد

 

ان شا الله حتما موفق میشوی “”"”"”"”"”" نگوییم ان شا الله موفق میشوی

 

عالی هستم “”"”"”"”"”"”" نگوییم خوب هستم

 

 

اولین قانون طبیعت این است که تو از هر چه هراس داشته باشی همان را به طرف خودت جلب می کنی.

 

هیجان قدرتی دارد که جذب میکند .تو از هر چه شدیدا بترسی آن را تجربه خواهی کرد .

 

مثلا حیوان فورا متوجه میشود که تو از او وحشت داری. هیچکدام از این ها تصادفی اتفاق نمی افتد . تصادفی در عالم هستی وجود ندارد. هیجان انرژی در حرکت است. وقتی تو انرژی را جا به جا می کنی انرژی ایجاد میکنی. اگر به اندازه کافی انرژی جا به جا کنی ماده به وجود می آوری .

 

ماده انرژی متراکم است که جا به جا شده و به آن فشار وارد شده است.

 

فکر انرژی خالص است .

 

هر فکری که تو اکنون داری یا قبلا داشتی یا در آینده خواهی داشت خلاق است.

 

انرژی حاصل از فکر هرگز نمی میرد .این انرژی از فکر تو و ذهن تو وارد عالم هستی می شود و برای ابد ادامه پیدا می کند. همه افکار به هم مربوط هستند. افکار با هم تلاقی پیدا می کنند.

 

در مسیر اعجاب انگیزی از انرژی با هم تقاطع پیدا می کنند و نقش بدیع و زیبایی از پیچیدگیهای غیر قابل باور به وجود می آورند . همات طور که دو چیز مشابه همدیگر را جذب می کنند دو انرژی مشابه هم یکدیگر را جذب می کنند .و توده ای از انرژی مشابه به وجود می آورند.

 

بنابراین حتی افراد معمولی اگر فکرشان(دعا. امید. آرزو . .رویا .ترس) به اندازه کافی قوی باشد میتوانند نتایج شگفت انگیزی را به وجود آورند.

 

زندگی نمیتواند به هیچ طریق دیگری خودش را نشان دهد جز آن طریقی که تو تصور میکنی خودش را نشان خواهد داد .تو با فکر کردن خلق می کنی.

 

پس همیشه به بهترینها فکر کن

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸٩/۱٢/۱۳

تست روان شناسی اعصاب

نمره اعصاب شما چند است؟

این یک آزمون استاندارد روان شناسی است. شما باید خودتان را در هر یک از ده موقعیت زیر تصور کنید و گزینه مناسب خودتان را پیدا کنید و علامت بزنید. بعد از آن، باید نمره مناسب خودتان را در پرانتز انتهای هر گزینه بخوانید و مجموع نمرات تان را حساب کنید تا بفهمید که آیا شما از آن آدم هایی هستید که زیر فشارهای زندگی، به هم می ریزند و تسلیم می شوند یا این که با صبر و اعتماد به نفس، در برابر مشکلات زندگی مقاومت می کنید و می ایستید.

 

- فرض کنید کارفرمایتان از شما می خواهد به دفتر او بروید و هنگامی که شما را در دفترش می بیند، با لحن تندی با شما برخورد می کند. شما در این حالت، کدامیک از کارهای زیر را انجام می دهید؟

  1. احساس شکست و تحقیر می کنید و هنگامی که به محل کارتان برمی گردید، ماجرا را برای بقیه همکاران تان هم تعریف می کنید. (2 نمره)
  2. به محل کارتان برمی گردید و سعی می کنید همه چیز را فراموش کنید. (5 نمره)
  3. موضوع را با یکی از صمیمی ترین دوستان تان در میان می گذارید و سعی می کنید با کمک او راه حلی برای مشکل تان پیدا کنید. (7 نمره)

 

- فرض کنید که یک هفته است وارد محل کار جدیدی شده اید اما هر چه تلاش می کنید، نمی توانید با هیچ کدام از همکاران جدیدتان دوست شوید. چه کار می کنید؟

  1. حوصله تان از این کار جدید سر می رود. دیر سر کار می روید و زود برمی گردید. (2 نمره)
  2. کارتان را به درستی انجام می دهید اما هم زمان به دنبال کار مناسب تری هم می گردید. (5 نمره)
  3. سعی می کنید بفهمید که مشکل از شماست یا همکاران تان. سعی می کنید علت این نوع رابطه را کشف کنید و راه حلی برایش پیدا کنید. (7 نمره)

 

- فرض کنید چند ساعت روی یک پروژه وقت گذاشته اید اما کامپیوترتان دچار مشکلی می شود و تمام اطلاعاتی که روی سیستم ذخیره کرده بودید، از دست می رود. آن وقت شما ...

  1. دل تان می خواهد با مشت به صفحه مونیتور بکوبید و آن را خرد کنید. (2 نمره)
  2. با عصبانیت از محل کارتان بیرون می آیید و از صحنه دور می شوید. (5 نمره)
  3. ناراحت می شوید اما به این فکر می کنید که از چه راهی می شود دوباره این اطلاعات را به دست آورد و ذخیره کرد. (7 نمره)

 

- فرض کنید که یک هفته برای پروژه تان زحمت کشیده اید و فقط چند ساعت دیگر تا موعد تحویل پروژه، وقت دارید اما هنوز قسمت هایی از کارتان مانده است که باید کامل شود. چه کار می کنید؟

  1. می خواهید کارتان را تمام کنید ولی آن قدر هیجان زده و عصبی هستید که نمی توانید روی کارتان تمرکز کنید. (2 نمره)
  2. با خودتان می گویید: شاید بد نباشد اگر کمی هم استراحت کنم. (5 نمره)
  3. با خودتان می گویید: «من که تا اینجا آمده ام، این چند ساعت را هم کار می کنم» و بعدش هم تصمیم می گیرید کارتان را به اتمام برسانید. (7 نمره)

 

- فرض کنید کارفرمایتان شما را از سر کارتان اخراج می کند. چه کار می کنید؟

  1. آنقدر نگران و پریشان می شوید که شب خواب تان نمی برد. (2 نمره)
  2. تصمیم می گیرید که چند روزی از کار به دور باشید (مثلا بروید مسافرت) و بعدش برگردید و به یک شغل جدید فکر کنید. (5 نمره)
  3. نیازمندی های روزنامه را باز می کنید و به دنبال کار می گردید و از طریق دوستان و آشنایان تان هم جویای کار می شوید. (7 نمره)

 

- فرض کنید در ارتباط با صمیمی ترین دوست تان دچار شک و تردید شده اید. چه کار می کنید؟

  1. مدام به این فکر می کنید که دوست تان قصد دارد شما را فریب بدهد و به شما خیانت کند. (2 نمره)
  2. ارتباطتان را با او قطع می کنید. (5 نمره)
  3. تصمیم می گیرید با او حرف بزنید و بفهمید که مشکل کجاست. (7 نمره)

 

- فرض کنید رابطه تان با صمیمی ترین دوست تان به هم خورده است. آن وقت شما...

  1. خودتان را به بی خیالی می زنید و می گویید تقصیر خودش بود! (2 نمره)
  2. سعی می کنید با دوست دیگری، یک ارتباط صمیمانه برقرار کنید. (5 نمره)
  3. سعی می کنید بفهمید مشکل تان کجای کار بوده و اگر رفع شدنی است، مشکل را رفع کنید؛ وگرنه، در ارتباط های بعدی، بیشتر دقت کنید. (7 نمره)

 

- شب است و شما دارید در بزرگراه رانندگی می کنید که ناگهان اتومبیل تان دچار مشکل می شود و در تاریکی تنها می مانید. آن وقت شما...

  1. وحشت می کنید که مبادا به شما حمله کنند یا ماشین تان را بدزدند. (2 نمره)
  2. ماشین را قفل می کنید و برای کمک گرفتن به نزدیک ترین محل می روید. (5 نمره)
  3. سعی می کنید از ماشین های دیگر کمک بگیرید. (7نمره)

 

- دارید درست رانندگی می کنید اما ماشین پشت سرتان دستش را گذاشته است روی بوق و می خواهد از شما سبقت بگیرد. چه کار می کنید؟

  1. می گذارید رد شود ولی به او ناسزا می گویید. (2 نمره)
  2. اهمیت نمی دهید چون هنوز فاصله اش با شما زیاد است. (5 نمره)
  3. کنار می کشید تا از شما سبقت بگیرد و رد شود. (7 نمره)

 

- پلیس دارد به اشتباه شما را جریمه می کند در حالی که شما اطمینان دارید هیچ خلافی مرتکب نشده اید. چه کار می کنید؟

  1. با پلیس جر و بحث می کنید و به او می گویید به هیچ عنوان این جریمه را قبول نخواهید کرد. (2 نمره)
  2. می دانید که بحث کردن با او هیچ فایده ای ندارد و به همین خاطر جریمه را سریع قبول می کنید. (5 نمره)
  3. سعی تان را می کنید که در کمال آرامش او را متقاعد کنید اما وقتی می بینید که او به هیچ وجه، قبول نمی کند جریمه را قبول می کنید. (7 نمره)

 

تفسیر آزمون

به کسانی که در این آزمون، بیشتر از 65 امتیاز آورده اند باید تبریک گفت و آنهایی هم که امتیازشان بین 30 تا 65 شده است، باید بدانند که در مواجهه با استرس های زندگی شان کمی مشکل دارند و بهتر است درباره راه های مقابله با استرس بیشتر مطالعه و تمرین کنند.

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٩/۱٢/۱٢

ایمیل تان را اسلامی کنید!

ایمیل تان را اسلامی کنید!

ایمیل

 


 

 

دین اسلام دینی جامع است و برای همه فعالیت های بشر برنامه دارد. اگر بخواهیم سعادتمند شویم لازم است حتی در نکات ریز و بسیار کوچک هم به سراغ این برنامه کامل و جامع برویم تا به بهترین وجه ممکن با آداب و اعمال خود آشنا شویم. تا بحال فکر کرده اید آیا اسلام درباره نامه نوشتن! هم برنامه ای دارد یا نه؟! شاید برای شما هم جالب باشد که بدانید در اسلام برای نوشتن نامه آدابی ذکر شده است که رعایت آنها می تواند بسیار ثمربخش و نیکو باشد. به ویژه آن که در این میان برخی از کارهای لازم و ضروری نیز وجود دارد! پس با ما همراه باشید تا از این به بعد نامه های خود را چه از نوع کاغذی و چه از نوع الکترونیکی و ایمیل! اسلامی بنویسید!!

 


 

 

نامه نوشتن راهی برای مهربانی!

 

از حضرت امام صادق (علیه السلام) منقول است که فرمودند مهربانی در میان برادران مؤمن در حضر به این است که به دیدار یکدیگر بروند و در سفر به این است که برای یکدیگر نامه بنویسند. پس اگر در شهر دوری از دوستان و خانواده هستی هرگز نوشتن نامه و فرستادن ایمیل (ببخشید رایانامه!) را فراموش نکن! البته نکته ظریفی در این میان هم وجود دارد و آن این است که مبادا به بهانه آن که به ارحام و نزدیکان خود نامه می نویسی و ایمیل می زنی و پیامک می فرستی و البته بعضاً تلفن می کنی، دیدارشان را به فراموشی بسپاری! حتماً توجه داری که در حضر (منظور این است که اگر به خودت زحمت بدهی و از این ور شهر به اون ور شهر بری!) دیدار دوستان و برادران مؤمن نشانه مهربانی است و نه فقط نامه نوشتن به آنها! (عجب نکته بین و ظریف!!)

 

نامه واجب!

 

از دیگر مسائل مهم درباره نامه نوشتن آن است که بعضی وقت ها نه فقط نشانه مهربانی که البته آن هم لازم است بلکه اصلاً نوشتن نامه واجب می شود! حتماً می پرسید چطور؟! در حدیثی صحیح از امام صادق (علیه السلام) منقول است که فرمودند جواب کتابت نوشتن واجب است مانند جواب سلام گفتن! پس اگر کسی برایت نامه نوشت (مؤکّداً عرض می کنم از هر نوعی ولو ایمیل و پیامک) و منتظر جواب شما بود مثل جواب سلام که واجب است باید فوراً پاسخ نامه اش را مرحمت فرمایید!! وگرنه بنابر این حدیث شما یک واجبی را ترک فرموده اید! (حالا البته عجله نکن! وقت هست برای جواب رایانامه های! رسیده را بدی! مقاله ما را تا آخر بخوان!!)

شاید برای شما هم جالب باشد که بدانید در اسلام برای نوشتن نامه آدابی ذکر شده است که رعایت آنها می تواند بسیار ثمربخش و نیکو باشد. به ویژه آن که در این میان برخی از کارهای لازم و ضروری نیز وجود دارد!

اول خدا، یادت نره!

 

از دیگر آداب نامه نگاری که از معارف اسلامی ما بدست می آید نوشتن بسم الله الرحمن الرحیم در ابتدای نامه است که توصیه شده است هرگز ترک نشود تا جائی که از امام علی النقی (علیه السلام) نقل است که فرمودند: اگر بگویم کسی که گفتن و نوشتن بسم الله را در کارها و نوشته ها ترک می کند مثل کسی است که نماز را ترک کند، هر آینه راست گفته ام! و البته حتماً بسیار شنیده اید که در حدیث آمده است کاری که بدون بسم الله باشد ابتر می ماند. (شاید همین رمز بسیاری از کارها و نامه ها و... بی سر و ته ما باشد که بسم الله هایش فراموش می شود!!)

 

نامه های بی برو برگرد!

دعا

اگر نامه و نوشته ای را برای طلب حاجت و درخواستی می نویسی و می خواهی حتماً آن درخواست اجابت شود (مثل طومار نامه هایی که برای اداره جات! می نویسی و البته پاسخش...!) یک راه حل ساده وجود دارد که در حدیثی فرموده اند با قلم بدون مداد در بالای آن نامه بنویسید: بسم الله الرحمن الرحیم؛ إنّ الله وَعَدَ الصّابرین المَخرج ممّا یکرهون و الرّزقَ مِن حیثُ لایَحتَسِبون، جَعَلَنا الله و إیّاکم مِن الّذین لاخوفٌ علیهم و لا هم یَحزَنون. و البته در همان حدیث از قول راوی نقل شده است که هرگاه چنین می کردم حاجتم برآورده می شد!

 

نامه های واگذاری!

 

در حدیث دیگری نقل است که امام صادق (علیه السلام) فرمودند که به جایی نامه ای بنویسند. وقتی نامه را نوشتند به دست آن حضرت دادند. حضرت فرمودند: چگونه امید دارید که به آنچه در نامه نوشته اید عمل کنند در حالی که إن شاء الله را در جاهایی که مناسب است ننوشته اید؟!

گفتن و نوشتن إن شاء الله به این معنی است که شما ایمان دارید که هر امری به خواست و مشیت الهی انجام می گیرد و افراد مختلف در مناصب و پست های گوناگون تنها وسایل انجام مشیت الهی هستند. این موضوع سبب می شود برآورده شدن و یا نشدن حاجت را به خود خدا واگذار نمایید.

بدین ترتیب علاوه بر تقویت ایمان خود و حفظ آن از دستبردهای شرک آمیز، نوعی آرامش حقیقی را تجربه خواهید نمود! باور ندارید؟! امتحان کنید!

در حدیث دیگری نقل است که امام صادق (علیه السلام) فرمودند که به جایی نامه ای بنویسند. وقتی نامه را نوشتند به دست آن حضرت دادند. حضرت فرمودند: چگونه امید دارید که به آنچه در نامه نوشته اید عمل کنند در حالی که إن شاء الله را در جاهایی که مناسب است ننوشته اید؟!

کاغذ نامه ها!

کاغذ

این قسمت هم برای وقتی که نامه نگاری های کاغذی رونق گرفت و البته سایر نوشته هایی که نام خدا را دارند! در حدیثی از امام موسی کاظم (علیه السلام) پرسیدند که کاغذهای نامه را (که نام خدا بر آنها دارد) می توانیم با آتش بسوزانیم؟ حضرت فرمودند: نه بلکه اول آنها را با آب بشویید. در حدیث صحیح دیگری هم از امام صادق (علیه السلام) نقل است که کاغذها را نسوزانید بلکه آنها را پاره کنید و (نام خدا بر آنها را) محو نمایید.

البته این موضوع در مورد نامه های جدید و مدرن امروزی چندان مشکل به نظر نمی آید. چون به راحتی می توانید با دکمه Delete رایانامه هاتون را پاک کنید! پس به فکر شستن رایانه هاتون نیفتید! (این یکی خیلی بی مزه بود!)

 

خاتمه

 

با این توضیحات درباره نامه و نامه نگاری حتماً شما هم به این نتیجه رسیده اید که جای خالی بسیاری از آموزش ها در کتاب های درسی خالی است!

فکر نمی کنم دانستن اینکه چگونه نامه اسلامی بنویسیم کم اهمیت تر از این باشد که بدانیم نامه بدون تمبر را پست نکنیم! به نظر شما اینطور نیست؟! شما چه فکر می کنید؟!

رادفر

گروه دین تبیان

 


 

 

فهرست منابع و مآخذ

1- بحارالانوار- علامه مجلسی

2- حلیة المتقین- علامه مجلسی

3- اصول کافی- شیخ کلینی

4- نهج الفصاحه- گزیده سخنان رسول اکرم (صلی الله علیه و آله)

5- وسائل الشیعه.

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٩/۱٢/٩

پرهزینه‌ترین پروژه‌های جهان

پرهزینه‌ترین پروژه‌های جهان

بشر در واقعیت بخشیدن به افکار خود و ایجاد آنچه که موجب شگفتی می شود هیچگاه کوتاهی نکرده است. این مسئله در طول زمان صورت های مختلفی داشته، در دوره ای از تاریخ ساخت فانوس اسکندریه و برج پیزا میل شگفتی آفرینی انسان را ارضا کرده و در عصر حاضر نیز ساخت تونل کانال مانش و ناوهای هواپیمابر غول پیکر بوده که انسان را راضی نگاه داشته است.

هر چند پروژه‌های جدید به مانند نیایشگاه آرتمیس و تندیس زئوس دارای روحی لطیف در طراحی و ساخت نیستند اما در نوع خود عجائب فلزی دوره حاضر به شمار می روند که با صرف هزینه های سرسام آور ساخته شده اند.

ادامه

ادامه مطلب   
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸٩/۱٢/۳

پاداشهایی نا گفته برای مومنان

 پاداشهایی نا گفته برای مومنان

 

رحمت خدا

 


 

 

 

در قرآن به مؤمنان پاداش های عظیمی چه در دنیا و چه برای آخرت وعده داده شده است ، اما نکته ای که جالب است در سوره سجده ، آیه 17 خداوند بیان می کند که پاداش مؤمنان راستین بر هیچ کس معلوم نیست وتا روز قیامت نیز معلوم نخواهد بود .

 


 

 

در آیه 17 سوره مبارکه سجده خداوند به بیان پاداش عظیم و مهم مؤمنان راستین که داراى نشانه‏هاى خاص در دو آیه قبل هستند پرداخته ، با تعبیر جالبى که حکایت از اهمیت فوق العاده پاداش آنان مى‏کند سخن گفته و می فرماید : «  فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِیَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْیُنٍ جَزاءً بِما کانُوا یَعْمَلُونَ ؛  هیچکس نمى‏داند چه پاداشهاى مهمى که مایه روشنى چشمها مى‏گردد براى آنها نهفته شده است ! - این پاداش فوق العاده عظیم-  جزاى بر اعمالى است که انجام مى‏دادند.»  (سجده 17)

تعبیر به " هیچکس نمى‏داند" و نیز تعبیر به " قُرَّةِ أَعْیُنٍ" (آنچه مایه روشنى چشمها است) بیانگر عظمت بی حساب این مواهب و پاداشها است ، و همه نفوس را شامل مى‏گردد حتى فرشتگان مقرب خدا و اولیاى پروردگار را .

تعبیر به " قرة اعین" بدون اضافه به " نفس" اشاره به این است که این نعمتهاى الهى که براى سراى آخرت به عنوان پاداش مؤمنان راستین تعیین شده چنان است که مایه روشنایى چشم همگان مى‏گردد .

" قرة"  از ماده " قر" (بر وزن حر) به معنى سردى و خنکى است ، و از آنجا که معروف است اشگ شوق همواره سرد و خنک ، و اشک غم و حسرت داغ و سوزان است .

تعبیر به " قرة اعین" در لغت عرب به معنى چیزى است که مایه خنک شدن چشم انسان مى‏گردد ، یعنى اشک شوق را از دیدگانش جارى مى‏سازد و این کنایه لطیفى است از نهایت خوشحال  ، ولى در فارسى این تعبیر وجود ندارد . بلکه مى‏گوئیم : مایه روشنى چشم او شد، ممکن است این تعبیر فارسى امروز از داستان " یوسف" و" یعقوب" از قرآن گرفته شده باشد که به گفته قرآن ، هنگامى که بشارت دهنده نزد یعقوب آمد و پیراهن یوسف را بر صورت او افکند چشمان نابیناى او ناگهان روشن شد ! (سوره یوسف ، آیه 96) و این تعبیر نیز کنایه از شدت سرور دارد .

در حدیث مى‏خوانیم که پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) مى‏گوید :« ان اللَّه یقول اعددت لعبادى الصالحین ما لا عین رأت ، و لا اذن سمعت ، و لا خطر على قلب بشر! : خدا مى‏فرماید: من براى بندگان صالحم نعمتهایى فراهم کرده‏ام که هیچ چشمى ندیده ، و هیچ گوشى نشنیده ، و بر فکر کسى نگذشته است ! » (این حدیث را بسیارى از مفسران از جمله ؛ طبرسى در " مجمع البیان " و  آلوسى در" روح المعانى " و قرطبى در تفسیرش نقل کرده‏اند . محدثان مشهور بخارى و مسلم نیز آن را در کتب خود آورده‏اند .)

 

مخفی نگه داشته شدن پاداش های عظیم!

در اینجا سؤالى پیش مى‏آید که مفسر بزرگ مرحوم طبرسى در" مجمع البیان" آن را مطرح کرده و آن اینکه: چرا این پاداش عظیم مخفى نگاه داشته شده است؟

سپس او سه جواب براى این سؤال ذکر مى‏کند:

1- امور مهم و بسیار پر ارزش چنان است که با الفاظ و سخن به آسانى حقیقت آن را نمى‏توان درک کرد ، و با این حال گاهى اخفا و ابهام آن نشاط انگیزتر است و از نظر فصاحت ، بلیغ تر.

2- اصولاً چیزى که مایه روشنى چشم ها است آن قدر دامنه‏اش گسترده است که علم و دانش آدمى به تمام خصوصیات آن نمى‏رسد.

3- چون این پاداش براى نماز شب که مخفى است قرار داده شده است ، متناسب این است که جزاى عمل نیز بزرگ و مخفى باشد (توجه داشته باشید که در آیه‏ قبل جمله" تَتَجافى‏ جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ" اشاره است به مسأله نماز شب).

در حدیثى از امام صادق (ع) مى‏خوانیم : « ما من حسنة الا و لها ثواب مبین فى القرآن ، الا صلاة اللیل ، فان اللَّه عز اسمه لم یبین ثوابها لعظم خطرها ، قال : فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِیَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْیُنٍ : هیچ عمل نیکى نیست مگر اینکه ثواب روشنى در قرآن براى آن بیان شده ، مگر نماز شب که خداوند بزرگ ، ثواب آن را روشن نساخته به خاطر اهمیت آن ، لذا فرموده است : هیچکس نمى‏داند چه ثوابهایى که مایه روشنایى چشمان است براى آنها نهفته شده است .» (مجمع البیان ، ذیل آیات مورد بحث.)

ولى از همه اینها گذشته به طورى که قبلا نیز اشاره کرده‏ایم عالم قیامت عالمى است فوق العاده گسترده‏تر از این جهان ، و حتى گسترده‏تر از زندگى دنیا در برابر زندگى جنین در شکم مادر، و اصولاً براى ما محبوسان در چهار دیوار دنیا ابعادش قابل درک نیست ، و براى کسى قابل تصور نمى‏باشد .

در حدیث مى‏خوانیم که پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) مى‏گوید :« ان اللَّه یقول اعددت لعبادى الصالحین ما لا عین رأت ، و لا اذن سمعت ، و لا خطر على قلب بشر! : خدا مى‏فرماید: من براى بندگان صالحم نعمتهایى فراهم کرده‏ام که هیچ چشمى ندیده ، و هیچ گوشى نشنیده ، و بر فکر کسى نگذشته است!»

مؤمن و فاسق یکسان نمی باشند!

دعا

آیه بعد(18 سجده) مقایسه‏اى را که در آیات گذشته بود ، به طور صریحتر روشن مى‏سازد و می فرماید : « أَ فَمَنْ کانَ مُؤْمِناً کَمَنْ کانَ فاسِقاً لا یَسْتَوُونَ ؛ آیا کسى که مؤمن است همانند کسى است که فاسق می باشد ؟! نه هرگز این دو برابر نیستند .»(سجده 18) 

جمله به صورت استفهام انکارى مطرح شده ، استفهامى که پاسخ آن از عقل و فطرت هر انسانى مى‏جوشد که این دو هرگز برابر نیستند ، در عین حال براى تاکید ، با ذکر جمله" لا یستوون" این نابرابرى را مشخص‏تر مى‏کند .

در این آیه ،" فاسق" در مقابل" مؤمن" قرار گرفته ، و این دلیل بر آن است که فسق، مفهوم گسترده‏اى دارد که هم کفر را شامل مى‏شود ، و هم گناهان دیگر را ، چرا که این کلمه در اصل از جمله " فسقت الثمرة" (یعنى میوه از پوستش خارج شد و یا در موردى که هسته خرما از گوشت آن جدا مى‏شود و به بیرون مى‏افتد) گرفته شده ، سپس به خارج شدن از اطاعت فرمان خدا و عقل ، اطلاق گردیده است ، و مى‏دانیم هر کس کفر مى‏ورزد و یا مرتکب گناهانى مى‏شود از فرمان پروردگار و خرد ، خارج شده است .

 این نکته نیز قابل توجه است ، که میوه مادامى که در پوست خود قرار دارد سالم است ، همین که از پوست خارج شد ، فاسد مى‏شود ، و بنا بر این فاسق شدنش همان و فاسد شدنش همان !

 

مجازات به جای پذیرایی و تهدید جایگزین بشارت برای دوزخیان!

آیه بعدی(19 سجده) ، این عدم مساوات را به صورت گسترده‏ترى بیان مى‏کند، مى‏فرماید: « أَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فَلَهُمْ جَنَّاتُ الْمَأْوى‏ نُزُلاً بِما کانُوا یَعْمَلُونَ ؛ اما آنها که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند باغهاى بهشت جاویدان از آن آنها خواهد بود .» (سجده 19)

سپس مى‏افزاید: " این جنّات ماوى ، وسیله پذیرایى خداوند از آنها است ، درمقابل اعمالى که انجام مى‏دادند ؛ (نُزُلًا بِما کانُوا یَعْمَلُونَ) " .

تعبیر به " نزل" که معمولاً به چیزى گفته مى‏شود که براى پذیرایى مهمان آماده مى‏کنند ، اشاره لطیفى است به این جهت که از مؤمنان در بهشت دائماً همچون میهمان پذیرایى مى‏شود ، در حالى که دوزخیان همچون زندانیانى هستند که هر وقت هوس بیرون آمدن کنند باز گردانده مى‏شوند ! و اگر مى‏بینیم در آیه 102 سوره کهف چنین آمده: « إِنَّا أَعْتَدْنا جَهَنَّمَ لِلْکافِرِینَ نُزُلًا : ما جهنم را براى پذیرایى کافران آماده ساختیم .» در حقیقت از قبیل « فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِیمٍ » است ، کنایه از اینکه بجاى پذیرایى ، آنها را مجازات و بجاى بشارت آنها را تهدید مى‏کند .

بعضى معتقدند که" نزل" نخستین چیزى است که با آن از میهمان تازه وارد پذیرایى مى‏شود (همان چاى و شربت در زمان ما) بنا بر این اشاره لطیفى است به اینکه جنات ماوى با تمام نعمتها و برکاتش نخستین وسیله پذیرایى از این میهمانان الهى است، و به دنبال آن مواهب در برکات دیگرى است که هیچکس جز خدا نمى‏داند!.

خداوند در قرآن مى‏فرماید: « أَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فَلَهُمْ جَنَّاتُ الْمَأْوى‏ نُزُلاً بِما کانُوا یَعْمَلُونَ ؛ اما آنها که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند باغهاى بهشت جاویدان از آن آنها خواهد بود»
دعا

تعبیر به" فَلَهُمْ جَنَّاتُ" مى‏تواند اشاره به این نکته نیز باشد که خداوند باغهاى بهشت را عاریتى به آنها نمى‏دهد ، بلکه براى همیشه به آنها تملیک مى‏کند ، به گونه‏اى که هرگز احتمال زوال این نعمتها ، آرامش فکر آنها را بر هم نمى‏زند .

و در آیه بعد به نقطه مقابل آنها پرداخته مى‏گوید : « وَ أَمَّا الَّذِینَ فَسَقُوا فَمَأْواهُمُ النَّارُ کُلَّما أَرادُوا أَنْ یَخْرُجُوا مِنْها أُعِیدُوا فِیها وَ قِیلَ لَهُمْ ذُوقُوا عَذابَ النَّارِ الَّذِی کُنْتُمْ بِهِ تُکَذِّبُونَ ؛ اما کسانى که فاسق شدند و از اطاعت پروردگارشان بیرون رفتند جایگاه همیشگى آنها آتش دوزخ است .» (سجده 20)

« آنها براى همیشه در این جایگاه وحشتناک زندانى و محبوسند به گونه‏اى که : هر زمان بخواهند از آن خارج شوند آنها را باز مى‏گردانند ؛(کُلَّما أَرادُوا أَنْ یَخْرُجُوا مِنْها أُعِیدُوا فِیها) »

و به آنها گفته مى‏شود :«  بچشید عذاب آتشى را که پیوسته انکار مى‏کردید ؛ (وَ قِیلَ لَهُمْ ذُوقُوا عَذابَ النَّارِ الَّذِی کُنْتُمْ بِهِ تُکَذِّبُونَ) »

بار دیگر در اینجا مى‏بینیم که عذاب الهى در برابر" کفر و تکذیب" قرار گرفته و ثواب و پاداش او در برابر" عمل".

 

نتیجه گیری:

این نکته نهایی را می توان از این آیات در یافت کرد که ؛" ایمان" به تنهایى کافى نیست ، بلکه باید انگیزه بر عمل باشد ، اما " کفر" به تنهایى براى عذاب کافى است هر چند عملى همراه آن نباشد .

آمنه اسفندیاری

 بخش قرآن تبیان

 


 

 

منابع:

1- تفسیر نمونه، ج 17

2- تفسیر مجمع البیان

3- تفسیر روح المعانى

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٩:۳٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸٩/۱٢/۳

۱۶ واقعیت غیر معمول در مورد بدن انسان

شما چقدر در مورد بدن خود می دانید ؟ در این ایمیل با 16 واقعیت غیرمعمول در مورد بدنتان روبرو خواهید شد . مواردی که به نظرم کمتر به آنها اشاره شده است .

 

۱٫اثر زبان

اثر خطوط و اشکال روی زبان درست همانند اثر انگشت عمل میکند . یعنی هر انسانی خطوطی کاملا منحصر به فرد روی زبانش دارد . از این رو اثر زبان میتواند به عنوان یکی از فاکتورهای تشخیص هویت مورد استفاده قرار بگیرد.

 

۲٫پوست انداختن

انسان نیز مانند دیگر پستانداران در هر هر لحظه در حال پوست انداختن است . طبق تحقیقات انسان در هر ساعت ۶۰۰ هزار ذره از پوست خود را در فضا پراکنده میکند . این مقدار برابر هفتصد گرم پوست در هر سال می باشد . به صورت میانگین انسان در سن هفتاد سالگی تقریبا به میزان پنجاه کیلوگرم پوست اندازی کرده است .

 

۳٫تعداد استخوان ها

جالب است بدانید که کودک انسان تعداد بیشتری استخوان نسبت به یک فرد بزرگسال دارد .ما زندگی مان را با ۳۵۰ استخوان شروع میکنیم ،اما در طول دوره رشد تا سن بلوغ به علت پیوستن استخوان ها به یکدیگر این مقدار به ۲۰۶ عدد استخوان کاهش پیدا میکند .

 

۴٫تغییرات معده

هر سه یا چهار روز یکبار تغییراتی در معده شما بوجود می آید. اسیدهای قوی که معده برای هضم غذا به کار میگیرد ، باعث تاثیراتی روی خود آن نیز می شود . البته معده مکانیزمی برای جلوگیری از هضم کامل خود دارد .

 

۵٫حافظه بویایی

حس بویایی ما به قدرت حس بویایی سگ سانان نمی باشد اما با این حال میتوانیم ۵۰ هزار رایحه مختلف را به خاطر بسپاریم.

 

۶٫طول روده باریک

طول روده های باریک تقریبا ۴ برابر بلندتر از قد متوسط انسان است . اگر روده های باریک به شکل کنونی خود نبودند ، طول آن ها به ۵ تا ۷ متر می رسید .

 

۷٫باکتری ها

در هر اینچ مربع از پوست بدن انسان نزدیک به ۳۲ میلیون باکتری زندگی میکنند . خوش بختانه اکثریت این باکتری ها بی ضرر می باشند.

 

۸٫بوی پا

منشا بوی پا ، مثل بوی زیربغل غدد عرقی می باشند . در یک جفت پا ۵۰۰ هزار غده تولید غرق در حال فعالیت می باشند که میتوانند روزانه نیم لیتر عرق تولید کنند.

 

۹٫سرعت عطسه

هوایی که موقع عطسه کردن از دهان خارج میشود بالغ بر ۱۶۰ کیلومتر در ساعت سرعت دارد.عطسه کردن فشار بسیار زیادی به بدن تحمیل میکند. محال است که بتوانید چشمان خود را هنگام عطسه باز نگه دارید.

 

۱۰٫مسیر خون

خون مسیر زیادی را در هر لحظه در بدنتان طی میکند . تقریبا نزدیک به ۱۰۰ هزار کیلومتر مسیر خونی در بدن وجود دارد . قلب این عضو حیاتی و پرکار بدن روزانه دو هزار گالن خون (برابر با ۷۵۰۰ لیتر) را در این مسیرها پمپاژ میکند.

 

۱۱٫مقدار بزاق

شما مایل به شنا در آب بزاق دهانتان نیستید ،اما جالب است بدانید که هر شخص به طور میانگین در طول زندگی اش نزدیک به ۲۴ هزار لیتر بزاق تولید میکند . این مقدار برای پرکردن دو استخر شنا کافیست.

 

۱۲٫صدای خر و پف


 

بعد از سن ۶۰ سالگی ، شصت درصد مردان و چهل درصد از خانوم ها شروع به خر و پف خواهند کرد.صدای خر و پف میتواند تا حد کرکردن پیش برود. عموما ً صدای خر و پف ۶۰ دسیبل می باشد که یعنی به بلندی صدای صحبت کردن معمولی  اما این صدا میتواند تا ۸۰ دسیبل نیز پیش برود. ۸۰ دسیبل  یعنی صدای یک دریل بادی که در حال نفوذ به بتن است . صدای بالای ۸۵ دسیبل برای گوش انسان بسیار مضر میباشد و ممکن است باعث کری شود.

 

۱۳٫رنگ و تراکم مو

هیچ میدانستید تراکم موی سر را از روی رنگ آن میشود تخمین زد؟ به طور میانگین هر انسان ۱۰۰ هزار پیاز مو روی سرش دارد . هرکدام از این پیازهای مو در طول زندگی انسان قادر به تولید ۲۰ تار مو میباشند. افرادی که موهای بلوند دارند از بیشترین میزان پیاز مو در مقایسه با دیگر رنگ ها سود میبرند، در نتیجه ایشان موهای پرپشت تری خواهند داشت. تعداد میانگین پیاز مو برای موهای بلوند ۱۴۶ هزار ، برای موهای مشکی ۱۱۰ هزار ، برای موهای قهوه ای ۱۰۰ هزار و در آخرین رده برای موهای قرمز ۸۶ هزار عدد میباشد .

 

۱۴٫رشد ناخن ها

اگر ناخن های دست تان نسبت به ناخن پای شما خیلی زودتر رشد میکند این کاملا طبیعی است . ناخن هایی که بیشتر در معرض استفاده قرار میگیرند زودتر رشد میکنند. ناخن انگشت های بلندتر و دستی که با آن مینویسید بیشترین رشد را دارند. به طور میانگین ناخن ها در هر ماه به اندازه یک دهم اینچ رشد میکنند.

 

۱۵٫وزن سر

جای تعجب ندارد که سر نوزادان کمی برای بدن آنها سنگینی میکند.سر هنگام تولد یک چهارم طول بدن را تشکیل میدهد . زمان بزرگسالی این طول به یک هشتم از درازای کلی بدن تقلیل می یابد.

 

۱۶٫نیاز به خواب

شاید بعضی اوقات بگویید که دارم از شدت خواب میمیرم ، اما به معنای کلمه منطوری نداشته اید . شما بدون خوردن غذا تا هفته ها زنده میمانید ، اما بعد از ۱۱ روز نخوابیدن ، برای همیشه به خواب خواهید رفت.

 

منبع: وبلاگ من مینمویسم

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٥٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٩/۱۱/٢۸

عباراتی در ستایش لبخند

 

 عباراتی در ستایش لبخند

لبخند زدن تو به روی برادرانت، برای تو صدقه است. حضرت محمد (ص

 

)

مشکلاتت را در چمدان قدیمی بگذار و ببند و لبخند بزن، لبخند بزن. ضرب‌المثل ایتالیائی

بی‌مصرف‌ترین روزها روزی است که در آن نخندیده باشیم. چارلز فیلد

آموختن خندیدن نتیجه داشتن زندگی خوب است و فراگرفتن خندیدن شروع یک زندگی خوب. شادهلم استتر

نشاط درونی مدت زندگی خود را می‌توانیم با تعداد تبسم‌هائی که بر لب‌هایمان می‌نشیند اندازه بگیریم. شادهلم استتر

آن‌جا که لبخندی نیست لبخند بزنید، لبخند یافت خواهد شد. بودا

گذار جهان هر چه باشد، تو همیشه لبخند بزن تا جهانت خندان نماید. کنفوسیوس

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٩/۱۱/٢٤

پیامبری که نامش 43 بار در قرآن آمده!

پیامبری که نامش 43 بار در قرآن آمده!

حضرت نوح

 


 

از برخى روایات استفاده مى شود که نوح دو همسر داشت به نام «عمورة» و «رابعا» که «رابعا» و فرزندش «کنعان» به حضرت نوح ایمان نیاوردند و سوار بر کشتى نشدند و هلاک گشتند .همسر دیگر او «عموره » با فرزندانش « سام » و « حام » و « یافث » به نوح ایمان داشتند و سوار بر کشتى شدند و نجات یافتند . قبر ایشان در نجف اشرف مى باشد

 

 


 

 

روش تبلیغی حضرت نوح علیه السلام در قرآن کریم

 

 

 

 

هر عملی برای فایده مند شدن نیازمند به کارگیری شیوه های خاص خود است و هیچ کاری بدون آن نظم و سرعت نمی یابد. تبلیغ دینی از این فایده مستثنی نیست و مبلغان دینی باید از پیشتازان این امر مهم باشند تا بتوانند پیام اسلام را به صورت روشمند و بر پایه های استوار به سراسر جهان گسترش دهند. خداوند این روش ها را در قالب آموزش به پیامبران در قرآن کریم بیان فرموده است.

 

با نوح(ع) آشنا شویم

حضرت نوح علیه السلام یکی از پیامبران اولوالعزم میباشد که در امر تبلیغ سابقه ای بس طولانی با عمر طولانی داشته است. ایشان دارای کتاب آسمانی نیز بوده است ، این کتاب اسم خاصی نداشته بلکه به اسم « کتاب نوح » معروف بوده است.

به فرموده علامه طباطبایی مقصود از «الکتاب» در آیه 213 سوره بقره : « کَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرِینَ وَمُنذِرِینَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ لِیَحْکُمَ بَیْنَ النَّاسِ فِیمَا اخْتَلَفُواْ فِیهِ » کتاب حضرت نوح می باشد .

حضرت نوح علیه السلام از پیامبران بلند مرتبه خداوند است . نام حضرت 43 مرتبه در قرآن تکرار شده است و سوره ای مستقل به نام ایشان وجود دارد . وی در سال رحلت حضرت آدم به دنیا آمده است . شغل ایشان نجاری بوده است . ایشان مردی بلند قامت و تنومند و گندم گون بوده اند. محل بعثت و تبلیغ ایشان شامات و فلسطین و عراق بوده است .

 درباره عمر نوح(علیه السلام) اقوال مختلفى وجود دارد که براساس بعضى از آنها نوح 2500 تا 3000 سال عمر کرده است .1

 

تعداد همسران و فرزندان نوح(علیه السلام)

 از برخى روایات استفاده مى شود که نوح دو همسر داشت به نام «عمورة» و «رابعا» که «رابعا» و فرزندش «کنعان» به حضرت نوح ایمان نیاوردند و سوار بر کشتى نشدند و هلاک گشتند .

همسر دیگر او «عموره » با فرزندانش « سام » و « حام » و « یافث » به نوح ایمان داشتند و سوار بر کشتى شدند و نجات یافتند . قبر ایشان در نجف اشرف مى باشد 2

 

شرایط تبلیغی حضرت نوح علیه السلام

براساس روایاتی که عمر آن حضرت را هزار و هشتصد سال بیان نموده اند ، هشتصد و پنجاه سال آن قبل از پیامبری و نهصد و پنجاه سال بعد از بعثت و رسالت بود.

رسالتی با این عظمت برای فردی در سن هشتصد و پنجاه سالگی، ایمان و صبر و پشتکار فراوان می طلبد که حضرت همه را داراست . رسالتی که ایشان را به درجه اولوالعزم بودن رساند .

مدت زمان تبلیغ و ارشاد حضرت نوح(علیه السلام) پیش از طوفان ، 950 سال بوده است . این پیامبر اولى العزم براساس بعضى از روایات پس از طوفان نیز سیصد تا سیصدوپنجاه سال زندگى کرده است.3

در روایات آمده است که فقط هشتاد نفر از میان قوم نوح علیه السلام به او ایمان آوردند . اگر نهصد و پنجاه سال را بر هشتاد تقسیم کنیم عدد دوازده به دست می آید ، یعنی تقریباً برای هر نفر دوازده سال تلاش شده است .

 مردم آن عصر غرق در بت پرستی ، خرافات و فساد بوده اند . آنها در حفظ رسوم باطل خود بسیار لجاجت می کردند و به قدری بر عقیده باطل خود تأکید داشتند که حاضر بودند جان دهند ، ولی از آن دست برندارند .

 به عنوان نمونه برخی فرزندان خود را نزد نوح علیه السلام می آوردند و به آنان می گفتند: در صورت زنده ماندن پس از ما، هرگز از این دیوانه پیروی نکنید و از او بترسید مبادا شما را گمراه کند ؛ « و قالوا لا تذرن ء الهتکم و لا تذرن ودا و لا سواعا و لا یعوق و نسرا ؛ و گفتند: دست از خدایان و بت های خود برندارید (به خصوص) بت های «ودّ» و «سواع» «یغوث» و «یعوق» و «نسر» را رها نکنید .»

حضرت نوح علیه السلام یکی از پیامبران اولوالعزم میباشد که در امر تبلیغ سابقه ای بس طولانی با عمر طولانی داشته است. ایشان دارای کتاب آسمانی نیز بوده است ، این کتاب اسم خاصی نداشته بلکه به اسم « کتاب نوح » معروف بوده است

شرایط خانوادگی نوح (ع)

حضرت نوح علیه السلام

یکی از عوامل مهم در موفقیت مردان ، همراهی و کمک همسر و خانواده آنان است .

 حضرت نوح علیه السلام علاوه بر مخالفت همسر، به خاطر کفر یکی از پسرانش به نام کنعان نیز ناراحت بود ؛ « خدا برای کسانی که کافر شده اند به همسر نوح و همسر لوط مثل زده است ، آن دو تحت سرپرستی دو بنده از بندگان صالح ما بودند ولی به آن دو خیانت کردند

آن زمان که حضرت نوح علیه السلام پسرش را به سوار شدن در کشتی نجات فرا خوانده می فرمود: "  یا بنی ارکب معنا و لا تکن مع الکافرین ؛  پسرم! همراه ما سوار شو و با کافران مباش!»

پسر نه تنها به سخن پدر اهمیتی نداد، بلکه در پاسخ گفت به کوه پناه خواهم برد.

 

شیوه های تبلیغ

حضرت نوح به علت طولانی بودن زمان تبلیغ، ناگزیر از ارتباط با نسل ها و قشرهای متعدد و متفاوت بود . به همین دلیل روش های متعددی را برای هدایت برگزیده اند که هر یک متناسب با زمان و مکان و مخاطب بوده است . با توجه به این مطلب ، شیوه های تبلیغی ایشان را بررسی می کنیم :

-  مرحله بندی تبلیغ

در امر تبلیغ نکاتی را می بایست مورد توجه قرار داد. از جمله این که مبلغ می بایست با الهام از رسولان الهی دعوت خویش را مرحله بندی کند:

مثلاً حضرت نوح علیه السلام ابتدا با صدای بلند و سپس آشکارا و بعد پنهانی، مردم خود را دعوت نمودند : « ربّ انّی دعوت قومی لیلا و نهاراً...ثمّ انّی دعوتهم جهاراً... ثمّ اعلنت لهم و اسررت لهم اسرارا ؛ نوح گفت : پروردگارا : من قوم خود را شب و روز (به سوی تو) دعوت کردم... سپس من آنها را با صدای بلند (به اطاعت و فرمان تو) دعوت کردم... سپس آشکار و نهان (حقیقت توحید وایمان را برای آنان بیان داشتم .»

اما در مورد رسول گرامی اسلام صلی الله علیه واله و سلم خداوند به ایشان فرمان می دهند که در ابتدا، دعوت مخفیانه باشد و در مرحله بعد که آشکارا نمودن دعوت است ، ابتدا از خویشان نزدیک شروع کن و سپس دیگران را.

 

- پرسش

شیوه دیگر حضرت نوح علیه السلام پرسش است . پرسش مخاطب را به فکر وادار می کند . در واقع هدف از پرسش، گاه اثبات همان مطلب است که در سوال آمده، مثلاً جایی که می فرماید: " افی الله شک فاطر السّموات و الارض ؛ آیا در خدا شک است؟ خدایی که آسمان ها و زمین را آفرید. " منظورشان این است که در وجود خداوند هیچ شکی نیست و وقتی می فرماید : " افلا تتقون ؛  آیا از پرستش بت ها پرهیز نمی کنید ؟" مخاطب به فکر می رود که چرا باید از پرستش بت ها پرهیز کنیم و به دنبال جواب می گردد .

نمونه هایی همچون " ما لکم لا ترجون لله و قارا؛ چرا شما برای خدا عظمت قائل  نیستید؟!" .

" الم تروا کیف خلق الله سبع سموات طباقاً ؛ آیا نمی دانید چگونه خداوند هفت آسمان را یکی بالای دیگری آفریده است؟"  با روش پرسش ارائه شده اند .

 

- دقت دادن به طبیعت

حضرت نوح علیه السلام از طریق توجه دادن به طبیعت به قوم خود گوشزد می کند که چرا به وجود خداوند قادر و عالم پی نمی برند : « الم تروا کیف خلق الله سبع سموات طباقاً و جعل القمر فیهن نوراً و جعل الشّمس سراجاً و الله انبتکم من الارض نباتاً  ، والله جعل لکم الارض بساطاً لتسکنوا منها سبلا فجاجاً ؛ آیا نمی دانید خداوند چگونه هفت آسمان را یکی بالای دیگری آفرید و ماه را در میان آسمان مایه روشنی و خورشید را چراغ فروزان قرار داده است و خداوند شما را همچون گیاهی از زمین رویانید. پس شما را به همان زمین باز می گرداند و بار دیگر خارج می کند و خدا زمین را برای شما فرش گسترده ای قرار داد تا از راه های وسیع و درّه های آن بگذرید .»

 

- معرفی پیامبر

حضرت ، خود را در ابتدای راه تبلیغ این گونه معرفی می کند: « و لکنی رسول من رب العالمین ؛ ولی من فرستاده ای از جانب پروردگار جهانیان هستم .» تکرار آن در آیات بعد، نشان از این دارد که ایشان مردم را به خود نمی خوانند ، بلکه هدف اصلی ، معرفی پروردگاری است که رب همه جهانیان است.

- معرفی وظیفه پیامبر نسبت به مردم 

ایشان پس از معرفی خود بیان می دارند که مأمور ارسال پیامی هستند و این کار را از روی دلسوزی انجام می دهند و توقع مزد و تشکر را ندارند : « ابلغکم رسالات ربی و انا لکم ناصح امین ؛ رسالت های پروردگار را به شما ابلاغ می کنم و من خیرخواه امینی برای شما هستم

مثلاً حضرت نوح علیه السلام ابتدا با صدای بلند و سپس آشکارا و بعد پنهانی، مردم خود را دعوت نمودند : « ربّ انّی دعوت قومی لیلا و نهاراً...ثمّ انّی دعوتهم جهاراً... ثمّ اعلنت لهم و اسررت لهم اسرارا ؛ نوح گفت : پروردگارا : من قوم خود را شب و روز (به سوی تو) دعوت کردم... سپس من آنها را با صدای بلند (به اطاعت و فرمان تو) دعوت کردم... سپس آشکار و نهان (حقیقت توحید وایمان را برای آنان بیان داشتم»

حضرت نوح علیه السلام در واکنش به مخالفان

حضرت نوح علیه السلام

وقتی کافران در مقابل دعوت حضرت نوح علیه السلام جبهه گیری کردند ، حضرت نیز به تناسب روش هایی را برگزیدند که به برخی از آنها اشاره می کنیم ؛

1- دفع سریع تهمت ها به صورت آشکار و دفاع از حوزه رسالت خویش

گاهی ممکن است افرادی به کسی که مدعی مطلبی است، تهمت هایی بزنند و این فرد نیز سکوت کند ؛ اما وقتی مسئله دعوت الهی و هدایت مردم در میان است ، نه تنها سکوت کارساز نیست ، بلکه موجب سلب اعتماد سایرین نیز می شود. مردم گمان می کنند که او توان دفاع از مواضع خود را ندارد و نمی تواند از پیروانش در مقابل خطرات مخالفان محافظت کند. در این جا وظیفه الهی دفع سریع تهمت ها به صورت آشکار و تطهیر دامن پاک رسالت را اقتضا می کند . به همین جهت بود که حضرت  نوح علیه السلام در پاسخ مخالفان فرمود :

" قال یا قوم لیس بی ضلاله و لکنی رسول من رب العالمین ؛ « گفت ای قوم ، هیچ گونه گمراهی در من نیست ، بلکه من فرستاده ای از جانب پروردگار جهانیانم .»

2- طلب یاری از خداوند

حضرت در پاسخ به تهمت جنون فرمودند : " قال رب انصرنی " و هنگامی که ایشان را به سنگسار تهدید کردند، این گونه با خدا سخن می گویند : " فَافْتَحْ بَیْنِی وَبَیْنَهُمْ فَتْحًا وَنَجِّنِی وَمَن مَّعِی مِنَ الْمُؤْمِنِینَ

؛ اکنون میان من و آنها جدایی بیفکن و مرا و مؤمنانی را که با من هستند رهایی بخش ." 

3- توکل

" ... و علی الله فلیتو کل المومنون "

توکل لازمه ایمان است ، خدایی که هدایت کرد حمایت هم می کند . لازمه پیمودن راه خدا ، تحمل سختی هاست . کسی می تواند صبر کند که تکیه گاه محکمی داشته باشد .

4- پاسخ به تمسخر کافران

" قَالَ إِن تَسْخَرُواْ مِنَّا فَإِنَّا نَسْخَرُ مِنکُمْ کَمَا تَسْخَرُونَ ؛ ولی نوح گفت: اگر ما را مسخره می کنید ما نیز شما را همین گونه مسخره خواهیم کرد .»

در اینجا ، در واقع از عذاب خدا تعبیر به تمسخر شده است احتمال دیگر این است که منظور این باشد که ما در آن وقت شما را از روی شماتت تمسخر خواهیم کرد .»

 

فرآوری: زهرا اجلال

گروه دین و اندیشه تبیان

نوشته : منصوره احمدی

 


 

 

پی نوشت ها :

1- بحارالانوار ، ج 11، ص 285 ـ 288

2- همان ، و تاریخ طبرى ، ج 1 ، ص 139

3- همان

 


 

 

فهرست منابع

1- قرآن کریم

2- ارشادی، عین الله، سیمای پیامبران در قرآن (نوح علیه السلام

3- سید قطب، فی ظلال القرآن

4- طباطبایی، سید محمد حسین، تفسیرالمیزان، ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

5- العیاشی، ابی النصر محمدبن مسعود، تفسیر العیاشی، تصحیح سید هاشم رسولی محلاتی

6- قرائتی، محسن، تفسیر نور

 

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸٩/۱۱/۱٩

..:: از کجا بفهمیم خوابمان کافی است یا نه؟ ::..

..:: از کجا بفهمیم خوابمان کافی است یا نه؟ ::..


www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ

شما صبح‌ها چه ‌طور از خواب بیدار می‌شوید: خسته و ناراحت، یا شاد و سرحال؟

به گفته دکتر جویس والزلبن، که تحقیقات مفصلی در خصوص اختلالات خواب داشته است، کمبود خواب می‌تواند سلامت روان را تحت تأثیر قرار دهد و سبب بروز بسیاری از بیماری‌ها از جمله افسردگی شود. ایشان می گوید: "شما همان‌قدر که به برنامه غذایی سالم اهمیت می‌دهید، باید به وضع خواب‌تان هم رسیدگی کنید. فشار خون بالا، بیماری‌های قلبی و دیابت نوع دو از جمله عوارض کم‌ خوابی در افراد هستند. خواب کافی یعنی حداقل 7 تا 8 ساعت خوابیدن در شبانه ‌روز که ممکن است این عدد نسبت به سیستم بدنی افراد مختلف، یکی دو ساعت متفاوت باشد."

حالا اگر شما نمی‌دانید که میزان ساعات خوابی که در شبانه‌روز دارید برای بدن‌تان کافی است یا نه، به این 5 نشانه کمبود خواب توجه کنید.

اگر 3 تا از 5 نشانه زیر را داشتید، نشان می دهد از کم‌خوابی رنج می‌برید و در غیر این صورت، سلامت خواب‌تان مورد تایید است:

1- قدرت تصمیم‌گیری ندارید.

دکتر سین دروموند، فلوشیپ اختلالات خواب، می‌گوید: «وقتی مغز شما خسته باشد، قدرت تصمیم‌گیری‌تان در همه امور کم می‌شود. تصمیم‌گیری‌های ساده در امور کوچک و پیش پا افتاده، برایتان سخت و تصمیم‌گیری‌های بزرگ و مهم برایتان غیرممکن می‌گردد.»

ساده‌ترین مثال این که وقتی صبح برای رفتن به محل کارتان سوار اتوبوس می‌شوید، نمی‌دانید که دوست دارید کنار پنجره بنشینید یا نه؟ آخر اتوبوس را ترجیح می‌دهید یا اول آن را؟ وقتی هم به اداره می‌رسید نمی‌دانید چای‌تان را با قند بنوشید یا با شکلات؟ و مشکلاتی از این قبیل.

اگر کمبود خواب داشته باشید و با ذهنی خسته به خرید بروید، بازنده به منزل برخواهید گشت؛ یعنی بعد از خرید اجناس، از آنها رضایت ندارید و وقتی خوب فکر می‌کنید، می‌بینید که می‌توانستید جنس بهتر و با قیمت کمتری تهیه کنید.

 

2- همیشه گرسنه اید.

تحقیقات نشان می‌دهند که کم‌ خوابی باعث افت قند خون و در نتیجه کاهش هورمون لپتین در بدن می‌شود. لپتین، هورمونی است که باعث برقراری تعادل در اشتهای افراد و سرکوب‌ کردن اشتهای کاذب می‌شود. بنابراین هر چه‌ قدر که میزان لپتین در بدن کمتر باشد، احساس گرسنگی سریع‌تر به سراغ فرد می‌آید و سرکوب کردن این احساس هم جز با خوردن، میسر نیست. نتیجه این پرخوری‌ها هم چیزی نمی‌شود جز اضافه‌ وزن و چاقی. بنابراین اگر فکر می‌کنید با خوردن سه وعده غذای اصلی و میان‌ وعده سبک در روز باز هم انرژی لازم برای انجام دادن کارهای‌تان را ندارید و نیاز به غذای بیشتری برای کسب انرژی دارید، باید بدانید که به کمبود خواب مبتلا هستید.

دکتر لیزا شیوز، معتقد است که افراد کم‌خواب همیشه دنبال خوراکی‌های شیرین یا خوراکی‌های کربوهیدراتی مثل نان می‌گردند تا انرژی تحلیل رفته در اثر کمبود خواب‌شان را به وسیله آنها جبران کنند.

 

3- زیاد سرما می‌خورید.

کمبود خواب باعث تضعیف سیستم دفاعی بدن و افزایش خطر ابتلا به بیماری‌های عفونی می‌شود. گروهی از محققان با تزریق ویروس سرماخوردگی به تعدادی فرد سالم، به این نتیجه رسیدند که احتمال ابتلا به سرماخوردگی در افرادی که کمتر از 7 ساعت در روز می‌خوابند، سه برابر بیشتر از سایرین است و این احتمال در افرادی که روزی 8 ساعت می‌خوابند، بسیار کم است. همچنین اعلام کردند که تضعیف سیستم ایمنی بدن و خطر ابتلا به بیماری‌های عفونی در افرادی که کمتر از 4 ساعت در روز می‌خوابند، بسیار بالاتر از افرادی است که بین 5/7 تا 5/8 ساعت، خواب در شبانه‌روز دارند.

 

4- اشک‌تان زود درمی‌آید.

آیا کوچک ‌ترین اتفاق، اشک‌تان را درمی‌آورد و خودتان هم دیگر از دست گریه و زاری‌تان خسته شده‌اید و به دنبال راه چاره می‌گردید؟ چاره‌تان تنها یک چیز است؛ شب‌ها زودتر بخوابید!

بله، درست فهمیدید. تحقیقات نشان می‌دهند که کمبود خواب، سبب ضعف روحی افراد می‌شود و همین ضعف روحی است که فرد را وادار به گریه کردن در مواجهه با مسایل ساده و روزمره می‌کند. افراد کم‌خواب وقتی با مشکلی روبه‌رو می‌شوند، به جای حل کردن آن، اشک می ریزند و همیشه نیمه خالی لیوان را می‌بینند.

دکتر شیوز می‌گوید: «اگر شما کمبود خواب داشته باشید، ممکن است مثل آدم‌های افسرده، مدام بغض گلو‌ی‌تان را فشار بدهد و وقت و بی‌وقت گریه به سراغ‌تان بیاید.»

 

5- دست و پا چلفتی هستید.

صادقانه بگویید چند بار در روزهای اخیر لیوان چای از دست‌تان افتاده است؟ چند بار پای‌تان به لبه پله‌ها گیر کرده و با سر به زمین پرتاب شده‌اید؟ یا چند بار سر ناهار یا شام ظرف غذا را روی میز برگردانده‌اید؟ اگر بیشتر از دو بار در روز این اتفاق‌ها برایتان پیش آمده است باید بدانید که مسبب اصلی، کمبود خواب است.

دکتر کلت ‌کوشیدا معتقد است که کم‌ خوابی باعث کاهش تمرکز افراد می‌شود و همین امر باعث می گردد تا کارهایشان را به نحو احسن انجام ندهند. بنابراین وی به همه افرادی که کارهای مهم و خطرناکی مثل تراش‌کاری، رانندگی، پزشکی یا کار با ماشین‌آلات سنگین را دارند، توصیه می‌کند که با داشتن خواب کافی، جان خود و دیگران را به خطر نیندازند.

 

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸٩/۱۱/۱٥

جملات زیبا ...

 جملات زیبا ...

 

FarsPatogh Group

http://fpatoghimg.co.cc/Group/1389/11/13/70f80e5d4401.jpg

زیباترین حکمت دوستی ، به یاد هم بودن است ، نه در کنار هم بودن . . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دوست داشتن بهترین شکل مالکیت

و مالکیت بدترین شکل دوست داشتن است . . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

خوب گوش کردن را یاد بگیریم…

گاه فرصتها بسیار آهسته در میزنند . . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اگر یک روز هیچ مشکلی سر راهم نبود ، میفهمم که راه را اشتباه رفته ام . . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

وقتی از شادی به هوا میپری ، مواظب باش کسی زمین رو از زیر پاهات نکشه . . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

مهم بودن خوبه ولی خوب بودن خیلی مهم تره . . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

فراموش نکن قطاری که ار ریل خارج شده ، ممکن است آزاد باشد

ولی راه به جائی نخواهد برد . . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

انتخاب با توست ، میتوانی بگوئی : صبح به خیر خدا جان

یا بگوئی : خدا به خیر کنه ، صبح شده . .

( وین دایر )

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اگر در کاری موفق شوی ، دوستان دروغین و دشمنان واقعی

بدست خواهی آورد . . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

قلب شکستن هنر انسان هاست ، گر شکستی قلبی

فردا میشکند دگری قلب تو را . . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

.

زندگی کتابی است پر ماجرا ، هیچگاه آن را به خاطر یک ورقش دور نینداز . . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

مثل ساحل آرام باش ، تا مثل دریا بی قرارت باشند . . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

.

جائی در پشت ذهنت به خاطر بسپار ، که اثر انگشت خداوند بر همه چیز هست . . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

یک دوست وفادار تجسم حقیقی از جنس آسمانی هاست

که اگر پیدا کردی قدرش را بدان . . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

همیشه خواستنی ها داشتنی نیست ، همیشه داشتنی ها خواستنی نیست . . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

بیا لبخند بزنیم بدون انتظار هیچ پاسخی از دنیا . . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

به کم نور ترین ستاره ها قانع باش ، چراکه چشم همه به سوی پر نور ترین ستاره هاست . . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

فکر کردن به گذشته ، مانند دویدن به دنبال باد است . . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

کسی که به فکر درست کردن آینده خودش نیست ، نمیتونه آینده کسی باشه . . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

آدمی ساخته افکار خویش است ، فردا همان خواهد شد که آنروز به آن می اندیشد . . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

امروز را برای ابراز احساس به عزیزانت غنمینت بشمار

شاید فردا احساس باشد اما عزیزی نباشد . . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

هیچ وقت به خدا نگو یه مشکل بزرگ دارم

به مشکل بگو من یه خدای بزرگ دارم . . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اگر صخره و سنگ در مسیر رودخانه زندگی نباشد

صدای آب هرگز زیبا نخواهد شد . . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

کسی را که امیدوار است هیچگاه نا امید نکن ، شاید امید تنها دارائی او باشد . . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

شاد بودن تنها انتقامی است که میتوان از دنیا گرفت ، پس همیشه شاد باش . . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

توی دنیا دو نفر باش یکی واسه خودت و یکی برای دیگری

واسه خودت زندگی کن و برای دیگری زندگی باش . . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

هیچ گاه از دوست داشتن انصراف نده ، حتی اگه بهت دروغ گفت

بازم بهش فرصت جبران را بده . . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

همیشه یادمان باشد که زندگی پیمودن راهی برای رسیدن به خداست

و قدم هایمان باید طوری باشد که حتی دانه کشی زیر پایمان له نشود . . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

برای روز های بارانی سایه بانی باید ساخت / برای روزهای پیری اندوخته ای باید داشت . . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

زندگی همچون بادکنکی است در دستان کودکی

که همیشه ترس از ترکیدن آن لذت داشتن آن را از بین میبرد . . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

برای آنان که مفهوم پرواز را نمیفهمند ، هر چه بیشتر اوج بگیری کوچکتر میشوی . . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

برنده میگوید مشکل است اما ممکن

بازنده میگوید ممکن است اما مشکل . . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

فرق است بین دوست داشتن و داشتن دوست

دوست داشتن امری لحظه ایست

ولی داشتن دوست استمرار لحظه های دوست داشتن است . . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

….

وقتی پایت خواب می رود نمی توانی درست راه بروی لنگ می زنی!

وقتی قلبت خواب می رود نمی توانی درست فکر کنی عاشق می شوی . . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اگر روزی عقل را بخرند و بفروشند ما همه به خیال اینکه زیادی داریم فروشنده خواهیم بود

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

علف هرز چیه؟؟!

گیاهی که هنوز فوایدش کشف نشده . . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

از انسانها غمی به دل نگیر؛ زیرا خود نیز غمگین اند؛

با آنکه تنهایند ولی از خود میگریزند زیرا به خود و به عشق خود و به حقیقت خود

شک دارند؛ پس دوستشان بدار اگر چه دوستت نداشته باشند . . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

زنان هوشیارتر از آن هستن که مردانگی خود را به همسران خود نشان بدهند . . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

تاریک ترین ساعت شب درست ساعات قبل از طلوع خورشید است

پس همیشه امید داشته باش . . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

چه خوب می شد اگر ، اطلاعات را با عقل اشتباه نمی گرفتیم و عشق را با هوس

و حقیقت را با واقعیت و حلال را با حرام و دنیا را با عقبی و رحمان را با شیطان . .

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۸:۱٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸٩/۱۱/۱٥

به بدن تان حقه های عجیب بزنید

به بدن تان حقه های عجیب بزنید

خارش گلو

 


می دانیم که درد جسمانی علامت و نشانه ایجاد مشکل و ناهنجاری در بدن است و عوامل مختلفی باعث درد و ناراحتی جسمانی می شوند. بعضی از این عوامل موقتی و برخی نیز طولانی مدت و نیازمند دارو و درمان هستند.

 

 


در اینجا ما ترفند هایی را بیان می کنیم که شما با دانستن و به کار بستن آن ها، بعضی از درد ها را می توانید موقتا کاهش بدهید.

 

خارش گلو

وقتی کودک بودید، قلقلک دادن زیر بغل شما یک سرگرمی جالب بود. حالا در بزرگسالان هم می توان از این ترفند برای رهایی از مشکل خارش گلو استفاده کرد. وقتی که سلول های عصبی گوش تحریک بشوند، باعث اسپاسم عضلات گلو و گردن شده و در نتیجه شما را از شر خارش گلو راحت می کنند. پس قلقلک دادن گوش، باعث رفع خارش گلو می گردد!

صداهای فراصوت بالاتر از حد آستانه شنوایی را تجربه کنید

اگر در محلی شلوغ و پر سر و صدا هستید، به طرف راست خم شوید و سعی کنید با گوش راست بشنوید! گوش راست برای شنیدن حرف های تند و سریع مناسب تر است. گوش چپ برای تمیز و تشخیص دادن تُن های موسیقی، قوی تر است.

 آمپول

بر درد آمپول غلبه کنید

به راحتی با سرفه کردن در حین تزریقات، می توانید درد آمپول را کاهش دهید. سرفه کردن در اصل یک ترفندی است که باعث افزایش سریع و موقتی فشار در قفسه سینه شده و مسیرهای عصبی درد را مسدود می کند.

از شر جرم های بینی راحت شوید

فین کردن شدید را فراموش کنید. در اینجا یک ترفند بسیار سریع و آسان برای راحت شدن از جرم ها وجود دارد: به طور متناوب با زبان خود به سقف دهان تان ضربه بزنید، سپس با یک انگشت خود وسط دو ابرو را فشار دهید. این کار باعث می شود که تیغه بینی، عقب و جلو رفته و پس از 20 ثانیه، جرم های بینی متراکم شده و آماده تخلیه می شوند!

از شر ریفلاکس مری راحت شوید

کسانی که دچار ریفلاکس مری هستند، اگر به پهلوی چپ بخوابند، کمتر به این مشکل دچار می شوند! مری و معده تحت یک زاویه ای بهم وصل هستند، وقتی به پهلوی راست بخوابید، سطح معده بالاتر از مری قرار می گیرد، در نتیجه غذا و اسید به مری بر می گردد.

دندان درد

درد دندان، آخ نگو

با یک تکه یخ، قسمت v شکل بین انگشتان اشاره و شست را بمالید، بسادگی درد دندان را کاهش می دهید.

نوک انگشت تان را سوزانده اید؟

اگر در اثر تماس ناگهانی با اجاق گاز یا قابلمه داغ نوک انگشت تان را سوزانده اید، به سرعت قسمت آسیب دیده را تمیز کنید و با یک تکه یخ ماساژ بدهید. اگر یخ نبود، از آب سرد نیز می توانید استفاده کنید.

سرتان گیج می رود و به دوران افتاده است

کافی است فقط یک دست تان را روی یک نقطه ثابت قرار دهید، به سرعت دوران سرتان خوب می شود. قسمتی از گوش که مسئول فقط تعادل است در داخل یک مایع شناور می باشد، هر گاه این مایع جابه جا بشود، تعادل شما به هم می خورد، به کمک یک مرجع ثابت بیرونی، مغز سریع تعادل خود را به دست می آورد.

درد پهلو

گاهی به هنگام دویدن، پهلوی آدم درد می گیرد. این به خاطر آن است که بازدم شما با وقتی که پای راست شما به زمین می خورد، همزمان است. در نتیجه به دیافراگم شما فشار وارد می شود، برای رهایی از این درد کافی است، بازدم خود را با وقتی که پای چپ شما به زمین می خورد، همزمان کنید.

خون ریزی بینی

جلوی خون ریزی را با یک انگشت بگیرید

گرفتن بینی و به عقب برگرداندن سر، راه متداول جلوگیری از خون ریزی بینی است، اما شما اگر مقداری پنبه را درست زیر گردی لب بالایی، روی لثه بگذارید و با یک انگشت آن را فشار دهید، خون ریزی قطع می شود.

از تپش قلب در هنگام عصبانیت جلوگیری کنید

به انگشت شست خود، فوت کنید! عصب واگ که ضربان قلب را کنترل می کند، به کمک نفس کشیدن، آرام می گیرد.

مغز خود را گرم نگه دارید

بسیار چیز های کم اهمیتی هستند که مغز را سرد و فلج می سازند. در این حالت، زبان خود را به سقف دهان تان فشار دهید، به طوری که بیشترین مقدار از سقف را بپوشاند، در این صورت سر درد بر طرف می شود! این سردرد می تواند ناشی از یک بستنی یخی باشد.

نزدیک بینی

از نزدیک بینی پیشگیری کنید

نزدیک بینی به ندرت ریشه ژنتیکی دارد، بلکه بیشتر از خیره شدن چشم به یک نقطه در فاصله کم ناشی می شود. بنابراین بهتر است که هر از چندی، چشم های خود را ببندید، به بدن تان کش و قوسی بدهید، و نفس عمیقی بکشید و پس از چند ثانیه به آرامی نفس تان را رها کنید، این کار باعث استراحت عضلات غیر ارادی هم می شوند. در نتیجه چشم ها هم استراحت می کنند.

خواب رفتگی

اگر دست شما موقع رانندگی یا نشستن، در اثر یک وضعیت نادرست به خواب رفته باشد، به آرامی حرکت دادن سر به چپ و راست، در کمتر از یک دقیقه می تواند این مشکل را حل کند و از شر گزگز و سوزنی شدن دست راحت شوید.

زیر آب نفس بکشید

وقتی در زیر آب هستید، این نبود اکسیژن نیست که شما را بی چاره می کند، بلکه دی اکسید کربن است که باعث اسیدی شدن خون و استیصال می گردد. بنابراین کافی است ابتدا، قبل از شنا چند نفس کوتاه و سریع بکشید تا میزان اسیدی بودن خون پایین بیاید. با این ترفند مغز شما می پندارد که اکسیژن بیشتری در اختیار دارد! به این ترتیب ده ثانیه زمان می خرید.

خوب حفظ کنید

همیشه سعی کنید کار های خود را قبل از خواب، پیش خود مرور کنید و یا درباره مسئله ای که مورد نظر شما است، قبل از خواب فکر کنید، در این صورت وقتی بیدار می شوید، حافظه شما بهتر و سریع تر به شما کمک خواهد کرد. هر چیزی را که شما درست قبل از خواب مطالعه کنید، بهتر در حافظه شما ثبت و ضبط می شود.

بخش تغذیه و سلامت تبیان

 

 

 


 

 

منبع :

جام جم

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸٩/۱۱/۱۳

10 واقعیت شگفت‌انگیز دیگر درمورد بدن انسان

10 واقعیت شگفت‌انگیز دیگر درمورد بدن انسان

بدن انسان به تنهایی دریایی از شگفتی هاست و ممکن است ما از خیلی از شگفتی‌های آن باخبر نباشیم. بدن ما خیلی ویژگی‌های حیرت‌انگیزی دارد که شاید برایمان قابل‌باور نباشد. برای آنها که به واقعیات عجیب درمورد طبیعت انسان علاقه‌مند هستند، لیستی عالی تهیه کرده‌ایم.

 

1. بدن ما در یک روز 10 میلیارد پوسته تولید می‌کند. این واقعیت نشان می‌دهد که بد نیست روکش بالشت و ملحفه‌تان را به‌طور منظم بشویید  چون این مقدار پوسته  در سال می‌شود چیزی درحدود 2 کیلوگرم پوست.

 

2. هر ساعت از روز بدن ما باید یک میلیارد سلول را جایگزین کند. قدرت بدن برای تولید اینهمه سلول جدید واقعاً جای شگفتی دارد.

 

3. همه ما می‌دانیم که اسید معده بسیار قوی است. این اسید آنقدر قوی است که حتی زینک را هم حل می‌کند. این یعنی یک قدرت اسیدی بسیار بالا. اما دلیل اینکه ما با اسید معده خودمان آسیب نمی‌بینیم این است که سلول‌هایی برای محافظت از ما در برابر خودمان لایه پوششی ایجاد کرده‌اند.

 

4. شش ماه طول می‌کشد که ناخن به‌طور کامل روی انگشتان دست یا پا رشد کند. به همین خاطر است که افتادن یک ناخن آسیب‌دیدگی بسیار دردناک است و به مدتی طولانی ظاهری زننده برای انگشتمان ایجاد می کند. پس حسابی مراقب ناخن‌هایتان باشید.

 

5. استخوان انسان به اندازه گرانیت سخت است. استخوان‌های ما بسیار پرتراکم هستند و قادرند فشار و نیروی بسیار زیادی را تحمل کنند که ویژگی بسیار خوبی است چون همه ما انسانها حرکات و اعمال فشارآوری انجام می‌دهیم.

 

6. هر شب که می خوابیم کمی رشد می‌کنیم. درطول روز، نیروی جاذبه ستون‌ فقرات ما را منقبض می‌‌کند و شب دوباره به همان نقطه شروع برمی‌گردیم.

 

7. صدای ما در روز قبل از اینکه کششی به دیافراگم و تارهای صوتیمان بدهیم، فرکانس پایین‌تری دارد.

 

8. هر کلیه بیشتر از هزار فیلتر دارد. به همین دلیل است که باید مقدار زیادی آب بنوشیم تا بدن روی موادمغذی و مایعات تازه در سیستم عملیات انجام دهد.

 

9. خون ما خیلی سریع پمپاژ می‌شود؛ آنقدر سریع که یک سلول می‌تواند در  یک دقیقه آن را به کل بدن برساند. با ورزش و انجام حرکات کششی همیشه می‌توانید پمپاژ خونتان را در حد عالی نگه دارید.


10. جالب‌ترین واقعیت درمورد بدن انسان درمورد مصرف اکسیژن ما است چون هیچوقت به آن فکر هم نمی‌کنیم. ما در هر روز چیزی درحدود 44 کیلوگرم هوا تنفس می‌کنیم. این هزاران تنفس روی هوا که تقریباً بی‌وزن است، تاثیر می‌گذارد. دفعه بعدی که می خواستید کار مثبتی برای محیط‌ زیست یا پاکی هوا انجام دهید این را خوب به یاد داشته باشید.

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٧:٢٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٩/۱۱/۱۱

..:: بهترین دوست ::..

..:: بهترین دوست ::..




پیرمرد به من نگاه کرد و پرسید ... چند تا دوست داری؟ ... گفتم چرا بگم ده یا بیست تا... جواب دادم فقط چند تایی

پیرمرد آهسته و درحالی که سرش را تکان می داد گفت:
تو آدم خوشبختی هستی که این همه دوست داری
ولی در مورد آنچه که می گویی خوب فکر کن
خیلی چیزها هست که تو نمی دونی

 دوست فقط اون کسی نیست که تو بهش سلام می کنی
دوست دستی است که تو را از تاریکی و ناامیدی بیرون می کشد
درست هنگامی که دیگرانی که تو آنها را دوست می نامی سعی دارند تو را به درون آن بکشند

دوست حقیقی کسی است که نمی تونه تو را رها کنه
صدائیه که نام تو را زنده نگه می داره
حتی زمانی که دیگران تو را به فراموشی سپرده اند

اما بیشتر از همه دوست یک قلب است
یک دیوار محکم و قوی در ژرفای قلب انسان ها
جایی که عمیق ترین عشق ها از آنجا می آید!
پس به آنچه می گویم خوب فکر کن
زیرا تمام حرفهایم حقیقت است

و فرزندم یکبار دیگر جواب بده
چند تا دوست داری؟
سپس ایستاد و مرا نگریست
در انتظار پاسخ من
با مهربانی گفتم
اگرخوش شانس باشم... فقط یکی
و آن تویی!

بهترین دوست کسی است که شانه هایش را به تو می سپارد
در تنهائیت تو را همراهی می کند
و در غمها تو را دلگرم می کند
کسی که اعتمادی را که به دنبالش هستی به تو می بخشد
وقتی مشکلی داری آن را حل می کند
و هنگامی که احتیاج به صحبت کردن داری
به تو گوش می سپارد

و بهترین دوستان عشقی دارند که نمی توان توصیف کرد
غیرقابل تصور است

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱۱:٠٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٩/۱۱/۱٠

از زندگیتون چی فهمیدین؟؟؟

جواب های مردم به این سوال که از زندگیتون چی فهمیدین؟؟؟

 

 

 

فهمــیده ام که باز کردن پاکت شیر از طرفی که نوشته  " از این قسمت باز کنید" سخت تر از طرف دیگر است 54     ساله 

فهمــیده ام که هیچ وقت نباید وقتی دستت تو جیبته روی یخ راه بری .       12 ساله

فهمــیده ام که نباید بگذاری حتی یک روز هم بگذرد بدون آنکه به همسرت بگویی " دوستت دارم" .      61 سال

 فهمــیده ام که وقتی گرسنه ام نباید به سوپر مارکت بروم .       38   ساله

 فهمــیده ام که می شود دو نفر دقیقا به یک چیز نگاه کنند ولی دو چیز کاملا متفاوت ببینند.       20 ساله

 فهمــیده ام که وقتی مامانم میگه  " حالا باشه تا بعد " این یعنی " نه"      7 ساله 

 فهمــیده ام که من نمی تونم سراغ گردگیری میزی که آلبوم عکس ها روی آن است بروم و مشغول تماشای عکس ها نشوم.     42  ساله 

 فهمــیده ام که بیش تر چیزهای که باعث نگرانی من می شوند هرگز اتفاق نمی افتند .      64   ساله

فهمــیده ام که وقتی مامان و بابا سر هم دیگه داد می زنند ، من می ترسم .      5 ساله 

 فهمــیده ام که اغلب مردم با چنان عجله و شتابی به سوی داشتن یک  "زندگی خوب"حرکت می کنند که از کنار آن رد می شوند .          72  ساله 

فهمــیده ام که وقتی من خیلی عجله داشته باشم ، نفر جلوی من اصلا عجله ندارد . 29 ساله

فهمــیده ام که اگر عاشق انجام کاری باشم،آن را به نحو احسن انجام می دهم .        48 ساله 

فهمــیده ام که بیش ترین زمانی که به مرخصی احتیاج دارم زمانی است که از تعطیلات برگشته ام . 38 ساله 

 فهمــیده ام که مدیریت یعنی: ایجاد یک مشکل - رفع همان مشکل و اعلام رفع مشکل به همه. 34 ساله

 فهمــیده ام که اگر دنبال چیزی بروی بدست نمی آوری باید آزادش بگذاری تا به سراغت بیاید . 29 ساله 

 فهمــیده ام که در زندگی باید برای رسیدن به اهدافم تلاش کنم ولی نتیجه را به خواست خدا بسپارم و شکایت نکنم. 29 ساله 

فهمــیده ام مبارزه در زندگی برای خواسته هایت زیباست اما تنها در کنار کسانی که دوستشان داری و دوستت دارند! 27 ساله 

فهمــیده ام که وقتی طرف مقابل داد میزند صدایش به گوشم نمیرسد بلکه از ان رد می شود.     50ساله 

فهمــیده ام هرکس فقط و فقط به فکر خودشه، مرد واقعی اونه که همیشه  و در همه حال به شریکش هم فکر کنه بی منت. 35 ساله 

فهمــیده ام برای بدست آوردن چیزی که تا بحال نداشتی باید بری کاری رو انجام بدی که تا بحال انجامش نداده بودی       36 ساله

فهمیدم که اگر عشقی رو از دست دادی دیگه نمی تونی بدست بیاریش چون هیچ چیز مثل سابق نیست! و سعی کنی که فقط ازش به نیکی یاد کنی!  م . ج  30 ساله

فهمیدم که تا دیر نشده باید یه کاری کرد تا بعد ها غصه فرصت های رو که داشتی ولی استفاده نکردی رو نخوری... و بعضی وقت ها هم باید هیچ کاری نکنی تا وضع از اینی که هست بدتر نشه....    31 ساله

من هنوز چیزی نفهمیدم, فعلا قضیه خیلی مبهمه. 34 ساله

 
 فهمیدم روی هیچ عقیده ای تعصب نداشته باشم چرا که چند سال بعد ممکنه برام مسخره و خنده دار بشه و هیچ عقیده ای رو مسخره نکنم چرا که شاید سال ها بعد آرمان زندگیم بشه. 30 ساله 

من فهمیدم که هیچ وقت اون چیزی رو که می خواهی به دست نمی آری و وقتی هم که بدست اوردی دیگه اون  رو نمی خواهی . 37 ساله  

فهمیدم تو این دنیا هیچ چیز اونقدر که فکر میکنیم مهم  نیست بجز کسی که دوسش داری   52 ساله

 

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٩/۱۱/۱٠

خواب متأهّل بهتر از روزه‏ مجرد!

خواب متأهّل بهتر از روزه‏ مجرد!

محتوای سوره قصص

قران و خدا

در زندگی روز مره باید یک نکته ی بسیار ساده را بدانیم و به آن عمل کنیم تا هیچ گاه دچار خسران و زیان نگردیم و آن این که؛ به تمام کارهایمان رنگ و جهت خدایی دهیم و هیچ کاری را به قصد به دست آوردن جلب نظرکسی جز خدا ، انجام ندهیم .

 

تمام کارها با رنگ الهی!

«قالَ إِنِّی أُرِیدُ أَنْ أُنْکِحَکَ إِحْدَى ابْنَتَیَّ هاتَیْنِ عَلى‏ أَنْ تَأْجُرَنِی ثَمانِیَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْراً فَمِنْ عِنْدِکَ وَ ما أُرِیدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَیْکَ سَتَجِدُنِی إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِینَ ؛ (حضرت شعیب به موسى) گفت : «من مى‏خواهم یکى از این دو دخترم را به همسرى تو درآورم به این شرط که هشت سال براى من کار کنى و اگر آن را تا ده سال افزایش دهى ، محبّتى از ناحیه توست من نمى‏خواهم کار سنگینى بر دوش تو بگذارم و ان شاء اللَّه مرا از صالحان خواهى یافت .»  (قصص 27)

 

نکته‏های آیه:

ما مى‏توانیم تمام کارهاى خود را رنگ الهى دهیم ، چنان که قرآن مى‏فرماید : « صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً» (بقره، 138) مثلًا هر گاه صورت خود را مى‏شوییم ، قصد وضو نماییم ، هر گاه مى‏نشینیم مثل پیامبر (صلى اللَّه علیه و آله) رو به قبله نشینیم ، به جاى مدرک و مقام ، براى رضاى خداوند درس بخوانیم ، لباسى که براى همسر مى‏خریم ، به مناسبت اعیاد مذهبى همچون عید غدیر یا تولّد حضرت زهرا (علیها السلام) باشد ، هدیه‏اى که براى فرزند خود مى‏خریم به مناسبت کسب یک کمال معنوى باشد .

 

پیام‏هایی از آیه:

1 ـ اگر کارى بر اساس جوانمردى و ضعیف نوازى انجام شود ، علاوه بر اجر معنوى ، پاداش دنیوى نیز به دنبال دارد : « قالَ إِنِّی أُرِیدُ أَنْ أُنْکِحَکَ » (حضرت موسى که تا ساعاتى پیش حتّى بر جان خود ایمن نبود ، اینک علاوه بر امنیّت جانى، صاحب زن و زندگى و کار مى‏شود .)

2 ـ سنّت‏هاى خوب ازدواج (همچون حضور در منزل دختر و گفتگو با حضور پدرش) را از انبیا بیاموزیم : « إِنَّ أَبِی یَدْعُوکَ ... إِنِّی أُرِیدُ أَنْ أُنْکِحَکَ »

3 ـ شناخت داماد پیش از اقدام به ازدواج ، امرى ضرورى است : « فَلَمَّا ... قَصَّ عَلَیْهِ الْقَصَصَ ... قالَ إِنِّی أُرِیدُ أَنْ أُنْکِحَکَ» (موسى سرگذشت خود را صادقانه به شعیب گفت و او به موسى اطمینان پیدا کرد، آن گاه پیشنهاد دامادى او را براى دخترش مطرح نمود .)

4ـ اگر از امین بودن ، توانایى و علاقمندى به کار جوان مطمئن شدیم، « الْقَوِیُّ الْأَمِینُ » نداشتن امکانات و مسکن را مانع ازدواج قرار ندهیم : « أُرِیدُ أَنْ أُنْکِحَکَ »

5 ـ پیشنهاد ازدواج از جانب پدر دختر مانعى ندارد : « إِنِّی أُرِیدُ أَنْ أُنْکِحَکَ »

6 ـ رعایت نوبت میان دختران ، و ازدواج دختر بزرگتر قبل از کوچکتر، همه‏جا ضرورى نیست :« إِحْدَى ابْنَتَیَّ » (حضرت شعیب به موسى گفت: مى‏خواهم یکى از این دو دخترم را به ازدواج تو درآورم و شرط نکرد که دخترِ اوّل باشد یا دوّم .)

7ـ پدر نباید در امر ازدواج میان دختران ، تفاوت بگذارد : « إِحْدَى ابْنَتَیَّ هاتَیْنِ »

8ـ دختر و پسر مى‏توانند در هنگام خواستگارى در برابر یکدیگر قرار بگیرند : « هاتَیْنِ »

9ـ غریزه‏ى جنسى را جدّى بگیریم . حتّى در خانه نبوّت ، براى سلامت محیط خانه و کار ، ابتدا به امر ازدواج اقدام و سپس به استخدام توجّه مى‏شود : « أُرِیدُ أَنْ أُنْکِحَکَ ... عَلى‏ أَنْ تَأْجُرَنِی »  

شناخت داماد پیش از اقدام به ازدواج ، امرى ضرورى است : « فَلَمَّا ... قَصَّ عَلَیْهِ الْقَصَصَ ... قالَ إِنِّی أُرِیدُ أَنْ أُنْکِحَکَ» (موسى سرگذشت خود را صادقانه به شعیب گفت و او به موسى اطمینان پیدا کرد، آن گاه پیشنهاد دامادى او را براى دخترش مطرح نمود .)

10ـ ازدواج ، با مهریه همراه است : « عَلى‏ أَنْ تَأْجُرَنِی »

ازدواج

11ـ لازم نیست مهریه مال و ثروت باشد . حضرت شعیب به موسى گفت: دخترم را به ازدواج تو درمى‏آورم به شرط آن که هشت سال براى من کار کنى : « عَلى‏ أَنْ تَأْجُرَنِی ثَمانِیَ حِجَجٍ » (البتّه در شریعت اسلام مى‏بایست به فتاواى مراجع تقلید مراجعه کنیم.)

12ـ زمان‏بندى قراردادها را بر اساس زمان عبادات و امور معنوى قرار دهیم : « ثَمانِیَ حِجَجٍ » (به جاى هشت سال ، فرمود : هشت حج)

 13ـ یکى از راه‏هاى ترویج معروف ، بزرگداشت اوقات معنوى و « ایّام اللَّه » است : « ثَمانِیَ حِجَجٍ »

14ـ مقام نبوّت ، مانع از صحبت پیرامون مقدار مهریه و مال الاجاره نیست :  « ثَمانِیَ حِجَجٍ »

15ـ مراسم حج ، در ادیان گذشته نیز سابقه داشته است :« حِجَجٍ »

16ـ هنگام صحبت براى مهریه ، پدر عروس ، حدّ اقل مورد قبول را انتخاب کند و پذیرش بیشتر را به اختیار داماد بگذارد : « فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْراً فَمِنْ عِنْدِکَ » حضرت شعیب به موسى گفت : اگر هشت سال را به ده سال برسانى اختیار با شماست .

17 ـ در میزان مهریه ، داماد را در تنگنا قرار ندهید : « فَمِنْ عِنْدِکَ »

18 ـ پدر عروس در امر ازدواج سخت‏گیرى نکند و در پرداخت مهریه ، توان داماد را در نظر بگیرد : « ما أُرِیدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَیْکَ »

19 ـ کسانى که به کارگران و زیردستان خود سخت‏گیرى مى‏کنند ، انسان‏هایى ناصالح هستند : «سَتَجِدُنِی إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِینَ »

20 ـ داماد باید از ناحیه بستگان جدید ، آرامش خاطر داشته باشد : « سَتَجِدُنِی إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِینَ »

21ـ بدون استمداد از خدا و گفتن انشاء اللَّه ، براى آینده وعده‏اى ندهیم : « إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِینَ »

22 ـ اعتمادِ متقابلِ داماد و خانواده عروس لازم است : « سَتَجِدُنِی ... مِنَ الصَّالِحِینَ » 

 

اهمّیت ازدواج‏ در اسلام

در روایات مى‏خوانیم : ازدواج سبب حفظ نیمى از دین است . دو رکعت نماز کسى که همسر دارد از هفتاد رکعت نماز افراد غیر متأهّل بهتر است . خواب افراد متأهّل از روزه‏ى بیداران غیر متأهّل بهتر است . (میزان الحکمه)

آرى بر خلاف کسانى که ازدواج را عامل فقر مى‏پندارند ، رسول خدا (صلى اللَّه علیه و آله )فرمودند : ازدواج روزى را بیشتر مى‏کند .

همچنین فرمودند: کسى که از ترس تنگدستى ازدواج را ترک کند ، از ما نیست و به خدا سوء ظن برده است .  (میزان الحکمه)

در روایات مى‏خوانیم : کسى که براى ازدواجِ برادران دینى خود اقدامى کند ، در روز قیامت مورد لطف خاص خداوند قرار مى‏گیرد.  (کافى، ج 5، ص 331)

قرآن نسبت به تشکیل خانواده و اقدام براى ازدواج ، دستور اکید داده (نور، 32) و سفارش کرده که از فقر نترسید ، اگر تنگ دست باشید ، خداوند از فضل و کرم خود ، شما را بى‏نیاز خواهد کرد .  (نور، 32)

ازدواج وسیله‏ى آرامش است . (روم، 21) در ازدواج فامیل‏ها به هم نزدیک شده و دلها مهربان مى‏شود و زمینه‏ى تربیت نسل پاک و روحیه تعاون فراهم مى‏شود .  (میزان الحکمه)

در روایات مى‏خوانیم: براى ازدواج عجله کنید و دخترى که وقت ازدواج او فرا رسیده ، مثل میوه‏اى رسیده است که اگر از درخت جدا نشود فاسد مى‏شود . (میزان الحکمه)

 ازدواج سبب حفظ نیمى از دین است . دو رکعت نماز کسى که همسر دارد از هفتاد رکعت نماز افراد غیر متأهّل بهتر است . خواب افراد متأهّل از روزه‏ى بیداران غیر متأهّل بهتر است

انتخاب همسر

انتخاب همسر

معیار انتخاب همسر در نزد مردم معمولاً چند چیز است : ثروت ، زیبایى ، حَسب و نَسب.

ولى در حدیث مى‏خوانیم : « علیک بذات الدین » تو در انتخاب همسر، محور را عقیده و تفکّر و بینش او قرار ده . (کنز العمال، ح 46602)

 در حدیث دیگر مى‏خوانیم : چه بسا زیبایى که سبب هلاکت و ثروت که سبب طغیان باشد . (میزان الحکمه)

رسول خدا (صلى اللَّه علیه و آله) فرمود : هر گاه کسى به خواستگارى دختر شما آمد که دین و امانت‏دارى او را پسندیدید ، جواب ردّ ندهید و گرنه به فتنه و فساد بزرگى مبتلا مى‏شوید .(بحار، ج 103، ص 372)

امام حسن (علیه السلام) به کسى که براى ازدواج دخترش مشورت مى‏کرد فرمود : دامادِ با تقوا انتخاب کن که اگر دخترت را دوست داشته باشد گرامیش مى‏دارد و اگر دوستش نداشته باشد ، به خاطر تقوایى که دارد به او ظلم نمى‏کند . (مکارم الاخلاق، ج 1، ص 446)

در روایات مى‏خوانیم : به افرادى که اهل مشروبات الکلى هستند و افراد بد اخلاق و کسانى که خط فکرى سالمى ندارند و آنان که در خانوادهاى فاسد رشد کرده‏اند ، دختر ندهید . (میزان الحکمه)

 

آمنه اسفندیاری

بخش قرآن تبیان

 


 

 

منابع :

1- تفسیر نور ،ج 9

2- مکارم الاخلاق ، ج 1

3- میزان الحکمه

4- بحار، ج 103

5- کنز العمال

 

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٤۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳۸٩/۱۱/٩

عوامل فقر

موسیقی حرام؛ مسبب فقر!

راه نجات از فقر و تنگدستی (1)

امر به معروف و نهی از منکر

فقیر بودن به خودی خود عیب نیست؛ آنچه ناپسند است این است که انسان با سوء اختیار خویش مبتلا به فقر شده، خود و دیگران را به زحمت بیندازد. کم نیستند کسانی که مدام با فقر و نداری دست و پنجه نرم می کنند و با وام بعدی قسطهای قبلی را می دهند؛ همیشه هشت شان گرو نُهشان است و اینگونه روزگار می گذرانند.

علاج این معضل چیست؟ و چگونه می توان از چنگال آن نجات پیدا کرد؟

 

پاسخ این سوال در آموزه های اسلامی

 

مردم با سه نوع فقر دست در گریبانند اول فقری که در اثر سوء تدبیر و یا ترک برخی از دستورات دینی نصیبشان شده است؛ دوم فقری که کفاره گناهان مومنین است 1 و سوم فقری که محصول کم کاری و یا بی دینی آنها نیست بلکه قرار است از تحمل آن پاداش و ترفیع درجه نصیبشان شود. 2

فقری که در سوال این نوشتار مطرح است از جنس اول است و ما برآنیم تا به پاسخ آن بپردازیم.

در متون دینی به سوء رفتارهایی اشاره شده که هر یک عاملی هستند برای فقر و تنگدستی و انسان می تواند با ترک آنها از چنگال فقر نجات یابد.

مهمترین چیزی که انسان را زمینگیر فقر می کند آلوده شدن به گناه و معصیت است. قرآن وعده داد که اگر مردم اهل تقوا و دوری از گناه باشند خداوند خیر و برکت آسمان و زمین را به سوی آنها سرازیر می کند؛ وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى‏ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْض .3

و در سوره طلاق فرمود هر کس از گناه بپرهیزد خداوند روزی او را از جایی که هیچ گمان نمی کند تامین خواهد کرد؛ در کارش گشایش ایجاد کرده و سختی آن را برایش آسان می گرداند؛ مَن یَتَّقِ اللَّهَ یجَْعَل لَّهُ مخَْرَجًا وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یحَْتَسِبُ ... وَ مَن یَتَّقِ اللَّهَ یجَْعَل لَّهُ مِنْ أَمْرِهِ یُسْرًا .4

تاثیر گناه در فقیر کردن انسان چنان جدی است که امیرالمومنین علی علیه السلام به ما آموخت تا در دعا اینگونه بخوانیم:

اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ یَدْعُو إِلَى الْکُفْرِ وَ یُطِیلُ الْفِکْرَ وَ یُورِثُ الْفَقْرَ وَ یَجْلِبُ الْعُسْرَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِین 5 خداوندا از تو طلب آمرزش می کنم نسبت به هر گناهی که مرا به کفر می کشاند و توان فکر کردن را از من می گیرد و باعث فقر من شده و زندگی مرا به سختی می اندازد.

و نیز می فرماید:

اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ یَکُونُ فِی اجْتِرَاحِهِ قَطْعُ الرِّزْق 6؛ پروردگارا! از تو طلب بخشش دارم نسبت به هر گناهی که باعث قطع رزق می شود.

از آنچه تا کنون نقل شد به دست می آید که اصولا گناه برکت را از زندگی انسان برده و او را گرفتار فقر و تهی دستی می گرداند. در روایات نام برخی از گناهان که تاثیر جدی تری در فقر و تنگدستی دارند ذکر شده است که ما نیز آنها را بازگو می کنیم.

مردم با سه نوع فقر دست در گریبانند اول فقری که در اثر سوء تدبیر و یا ترک برخی از دستورات دینی نصیبشان شده است؛ دوم فقری که کفاره گناهان مومنین است  و سوم فقری که محصول کم کاری و یا بی دینی آنها نیست بلکه قرار است از تحمل آن پاداش و ترفیع درجه نصیبشان شود

1. رابطه نامشروع

 

خطرناک ترین گناهی که چندین روایت به فقرآور بودن آن اشاره دارد رابطه نامشروع جنسی یا همان زنا است.

نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله فرمود: فِی الزِّنَا خَمْسُ خِصَالٍ یَذْهَبُ بِمَاءِ الْوَجْهِ وَ یُورِثُ الْفَقْرَ وَ یَنْقُصُ الْعُمُرَ وَ یُسْخِطُ الرَّحْمَنَ وَ یُخَلِّدُ فِی النَّار 7؛ زنا پنج ضرر دارد: آبرو را می برد؛ باعث فقر می شود؛ عمر را کوتاه می کند؛ خشم خداوند را بر می انگیزد و انسان را در جهنم جاودان می گرداند.

امام صادق علیه السلام فرمود: الذُّنُوبُ ... الَّتِی تَحْبِسُ الرِّزْقَ الزِّنَا 8؛ زنا از گناهانی است که جلوی نزول رزق را می گیرد.

 

2. قطع ارتباط با خویشاوندان نزدیک

 

از دیگر گناهانی که موجب فقر است قطع رحم یا همان قطع ارتباط با بستگان نزدیک مانند: پدر، مادر، برادر، خواهر و مانند آن است.

امیرالمومنین علی علیه السلام فرمودند: قَطِیعَةُ الرَّحِمِ تُورِثُ الْفَقْر 9؛ قطع ارتباط خویشاوندی فقرآور است.

 

3. اسراف

 

تهیه کالا بیش از حد نیاز و تلف کردن بخشی از نعمتهای خدادادی سبب می شود که انسان از همان مقدار ضروری هم محروم شود.

امام صادق علیه السلام فرمودند: إِنَّ السَّرَفَ یُورِثُ الْفَقْرَ وَ إِنَّ الْقَصْدَ یُورِثُ الْغِنَی 10؛ اسراف انسان را فقیر می کند و مدیریت صحیح اقتصادی باعث بی نیازی انسان می شود.

موسیقی حرام

4. گوش دادن به آواز و ترانه های حرام

 

در دین اسلام برخی آوازها و ترانه ها حرامند و ملاک تشخیص هم این است که اگر آن ترانه مطرب بود؛ یعنی مناسب با مجالس بزن و برقص بود می شود حرام وگرنه از نظر شرعی گوش دادن به آن مانعی ندارد.

به هر حال یکی از گناهانی که سایه نحس فقر را بر روی زندگی انسان می گستراند همین گوش دادن به چنین آواز و ترانه هائیست که متاسفانه امروز رواج زیادی هم دارد. امام صادق علیه السلام فرمودند: الغِناءُ یُورِثُ الفَقر  11

 

5. سبک شمردن نماز و اهمیت کم دادن به آن

 

گاهی نماز خواندن و گاهی نخواندن، بی توجهی به نماز اول وقت، ترک نماز جماعت، فرار از شرکت در نماز مسجد و مانند آن همگی از مصادیق کاهلی در نماز است که در روایات از آن به الاستخفاف بالصلاة 12 تعبیر شده است. این کارها نیز بنا بر تصریح روایات باعث فقر می شوند.

 

6. عادت بر دروغگویی

 

برخی از بس که دروغ گفته اند این گناه به صورت عادتی زشت برای آنها تبدیل شده است. روایات به ما هشدار می دهند که این کار موجب فقر و تنگدستی می شود.

امیر المومنین علی علیه السلام فرمود: اعْتِیَادُ الْکَذِبِ یُورِثُ الْفَقْر  13عادت بر دروغگویی فقرآور است.

مهمترین چیزی که انسان را زمینگیر فقر می کند آلوده شدن به گناه و معصیت است. قرآن وعده داد که اگر مردم اهل تقوا و دوری از گناه باشند خداوند خیر و برکت آسمان و زمین را به سوی آنها سرازیر می کند؛ وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى‏ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْض

7. قسم دروغ خوردن

 

این هم از جمله کارهای ناشایستی است که برکت را از زندگی برده و انسان را گرفتار فقر می کند.

امیر المومنین علی علیه السلام فرمود: الْیَمِینُ الْفَاجِرَةُ تُورِثُ الْفَقْرَ  14

 

8. لعنت کردن فرزند

لعنت فرزند

گاهی پدر و مادرها برای آنکه آب خنکی بر جگر تفتیده شده خود بپاشند دست به نفرین فرزند سرکش خود می زنند غافل از این که این کار پیامد ناگواری برای خودشان دارد به نام فقر.

رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند یکی از کارهایی که باعث تنگدستی می شود اللَّعْنُ عَلَى الْأَوْلَاد یعنی لعنت کردن فرزندان است. 15

در نهایت باز به همان سخن نخست بر می گردیم و می گوییم: اصلی ترین کار برای فقر زدایی از صحنه زندگی زدودن هر نوع گناه از صفحه دل است و نفس کشیدن در فضای پاک و فرح بخش دین است و بس.

این نوشتار را با نقل پرسش و پاسخی از محضر حضرت آیت الله العظمی مظاهری دامت برکاته به پایان می بریم:

 

سوال:

 

به خاطر مسائلی دچار مشکلات مادی بسیار بسیار شدیدی شده ام. آیا این به خاطر عذاب الهی است یا رحمت الهی که خودم از فهم آن عاجز هستم؟  آیا این امتحان الهی است؟ چگونه بر این امتحان بسیار مشکل غلبه کنم؟ چرا دست به هر کاری می زنم خراب می شود؟ استاد عزیز هزاران و هزاران سئوال دارم ولی واقعاً دلم پر از خون است و واقعاً مستاصل شده ام. وظیفه من چیست؟ 

پاسخ معظم له:

رضا به داده بده وز جبین گره بگشا

 

 که بر من و تو در اختیار نگشودند

 

 

ما باید بدانیم که خداوند قادر و عالم و جواد و حکیم است و هرچه جلو می آید از روی حکمت است. ولی ما برای رفع گرفتاری ها باید تلاش و کوشش کنیم. اگر گناهکاریم بدانیم گرفتاری ها از آنجا سرچشمه می گیرد، توبه کنیم و گناه را ترک کنیم. و اگر گناهکار نیستیم برای رفع گرفتاری ها تلاش کنیم، اگر رفع نشد، گله نکنیم و بدانیم مصلحتی در کار است. البته خداوند پاداش بزرگی در دنیا و آخرت عنایت می کند. 16

 

امید پیشگر – گروه دین و اندیشه تبیان

 

 


 

 

پی نوشت ها:

1 - بحارالانوار، ج 50، ص 229

2-  بحارالانوار، ج 69، ص 66

3-  اعراف / 96

4-  طلاق /2-4

5-  بحارالانوار، ج 84، ص 334

6-  همان.

7-  الکافی، ج 5، ص542

8-  الکافی، ج 2، ص447

9-  وسائل‏ الشیعة، ج 15، ص 347

10-من‏لایحضره‏ الفقیه، ج 3، ص 174

11-دعائم‏الإسلام، ج 2، ص 20

12-بحارالانوار، ج 73 ، ص 315

13-وسائل‏ الشیعة، ج 15، ص 347

14-همان

15-بحارالانوار، ج 73 ، ص 315

16-به نقل از پایگاه اطلاع رسانی معظم له

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٢:٥٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸٩/۱۱/٥

تنها آیه ای که همه عمل می کنند!

تنها آیه ای که همه عمل می کنند!

قرآن حکیم

می توان به قطعیت بیان کرد که شاید تنها آیه ای که تقریباً همه ی مردم مقید به عمل کردن به آن هستند ، آیه ای است که می فرماید :« کلوا »

به همین خاطر به سراغ این مبحث می رویم تا ببینیم که آیا خداوند تنها دستور داده است که بخورید ویا در کنار آن دستوراتی دیگر نیز بیان شده است که ما از آنها غافل هستیم !

 

شکرگزار باشید

« کُلُوا مِنْ طَیِّباتِ ما رَزَقْناکُمْ وَ اشْکُرُوا لِلَّهِ »1

در کنار استفاده از نعمات ،شکر گزار باشید ؛به عبارتی در اینجا خوردن با تشکر وسپاسگزاری گره خورده است .

شکر فقط الحمدلله رب العالمین نیست، گر چه این هم نوعی شکر ظاهری می باشد اما حقیقت و باطن شکر این است که نعمات را در راه خدا برای او به مصرف برسانیم .

در این آیه نیز بیان می کند که یکی از انواع شکر این است که نیرویی که در نتیجه ی خوردن نعمات کسب کرده ای را در راه خدا بکار گرفته شود .

 

طغیان نکنید

 آیه‌ی دیگر می فرماید: «کُلُوا وَ اشْرَبُوا مِنْ رِزْقِ اللَّهِ وَ لا تَعْثَوْا »2 ، «کُلُوا مِنْ طَیِّباتِ ما رَزَقْناکُمْ وَ لا تَطْغَوْا فیهِ»3

 

دنباله رو شیطان نباشید

« کُلُوا مِمَّا فِی الْأَرْضِ حَلالاً طَیِّباً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ »4 بخورید و در خط شیطان گام نگذارید.

 خطوه به معنای گام برداشتن است چرا که شیطان به شکل مستقیم با انسان روبرو نمی شود و او را به سوی گناه واشتباه هل نمی دهد بلکه او قدم به قدم و ذره ذره انسان را گمراه خواهد کرد.

 

تقوا پیشه کنید

« وَ کُلُوا مِمَّا رَزَقَکُمُ اللَّهُ حَلالاً طَیِّباً وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذی أَنْتُمْ بِهِ مُؤْمِنُونَ »5 بخورید و تقوا داشته باشید ؛ از هر جا هرچیز پیدا کردید وبه شما دادند ، نخورید. تقوا داشته باشید.

 

عمل صالح انجام دهید

 «کُلُوا مِنَ الطَّیِّباتِ وَ اعْمَلُوا صالِحاً»6

در این آیه می فرماید : از چیز های حلال بخورید و عمل صالح نیز انجام دهید ، به عبارتی این آیه ، این نکته را متذکر می شود که لقمه تأثیر بسیار زیادی در عملکرد آدمی دارد چرا که اگر از حلال ها خوردید ، نتیجه اش توفیق به انجام عمل صالح خواهد بود .

امام کاظم(ع) فرمود: مال حرام رشد نمی کند ؛ « إِنَّ الْحَرَامَ لَا یَنْمِی وَ إِنْ نَمَى لَا یُبَارَکُ لَهُ فِیهِ وَ مَا أَنْفَقَهُ لَمْ یُؤْجَرْ عَلَیْهِ وَ مَا خَلَّفَهُ کَانَ زَادَهُ إِلَى النَّارِ » اگر هم رشد کند، برکت ندارد ، زیرا گاهی مال به ظاهر زیاد است ،درآمد بالا است اما وقتی نگاه می کنیم ، می بینیم که به یک چشم بر هم زدن تمام می شود و هیچ برکتی ندارد

حق دیگران را بدهید

« کُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ إِذا أَثْمَرَ وَ آتُوا حَقَّهُ یَوْمَ حَصادِهِ »7 بخورید اما روز برداشت، سهم دیگران را هم بدهید. بخورید و به دیگران بخورانید و حق دیگران را هم بدهید.

 

فساد و اسراف نکنید

اسراف

« کُلُوا وَ اشْرَبُوا مِنْ رِزْقِ اللَّهِ وَ لا تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدینَ »8 بخورید ولی ستمگری و فساد نکنید .

اسراف کردن نیز خود نوعی فساد است ،اگر این سرکشی ها و فساد ها واسراف ها از بین برود ، این تجملات و چشم و هم چشمی ها ریشه کن شوند ، برروی زمین هیچ فقیری پیدا نخواهد شد .

 بهترین نمونه و الگوی مصرف ، نحوه ای است که در قرآن پیرامون خوردن بیان شده است ، پس به این نتیجه رسیدیم که قرآن تنها به خوردن امر نکرده است بلکه همه ی خوردن ها در قرآن بند و تبصره ای دارند .

چه بخوریم ؟

« حَلالاً طَیِّباً »9 مکرر در قرآن آمده است . هم در سوره‌ی بقره ، آیه 168 و هم در سوره مائده ، آیه 88 بیان شده است ؛ آن چیزی که می ‌خورید ، حلال و طیب باشد .

 

نرخ ها را باید کنترل کرد

مال باید هم حلال باشد و هم طیب . گاهی وقت‌ها مال حلال است ولی طیب نیست ، چون این‌ها با هم فرق دارند .

طیب بودن به معنای ؛ دلپسند است.

بعضی اوقات  به فروشنده ها می گوییم : آقا چرا این جنس را به این قیمت می فروشی ؟ می‌گوید: آقا مال خودم است و دلم می‌خواهد سود بیش‌تری بکنم. مگر اسلام گفته است من این جنس را به چه قیمتی بفروشم ؟!

اگر ما ادعای مسلمانی می کنیم و ادعا داریم که پیرو مردی چون علی (ع) هستیم و نهج البلاغه را قبول داریم ، حضرت علی(ع) به استاندارش می‌فرماید: در بازار باید نرخ‌ها را کنترل کنید! « وَ لْیَکُنِ الْبَیْعُ بَیْعاً سَمْحاً »10

این سخن به این معنا است که داد وستد باید به نحوی باشد که  مشتری و  فروشنده ، هیچ کدام نباید ضرری بکنند . یعنی کنترل نرخ باید به گونه‌ای باشد که نه آن قدر سودش کم باشد که چیزی نصیب فروشنده نشود و نه آن قدر زیاد باشد که وقتی مشتری به بازار می رود ، بدون هیچ پولی بیرون بیاید !

امام کاظم(ع) فرمود: مال حرام رشد نمی کند ؛ « إِنَّ الْحَرَامَ لَا یَنْمِی وَ إِنْ نَمَى لَا یُبَارَکُ لَهُ فِیهِ وَ مَا أَنْفَقَهُ لَمْ یُؤْجَرْ عَلَیْهِ وَ مَا خَلَّفَهُ کَانَ زَادَهُ إِلَى النَّارِ »11 اگر هم رشد کند، برکت ندارد ، زیرا گاهی مال به ظاهر زیاد است ،درآمد بالا است اما وقتی نگاه می کنیم ، می بینیم که به یک چشم بر هم زدن تمام می شود و هیچ برکتی ندارد .

همیشه این طور نیست که هر وقت مال زیادی داریم پس قطعاً آسوده تر و راحت تر خواهیم بود ؛چرا که بسیارند انسان هایی که زندگیشان مملو از ثروت و دارایی است اما حسرت سپری کردن یک روز توأم با آرامش را می خورند و بالعکس داریم انسان هایی را که به ظاهر از مال دنیا چیزی ندارند اما زندگیشان با آرامش در حال سپری شدن است .

به امید آنکه جایگاه برکت در زندگی را بیش از پیش درک کنیم و برای به جریان انداختن آن تلاش کنیم .

 

فرآوری: زهرا اجلال – گروه دین و اندیشه تبیان

 

 


 

 

 

پی نوشت ها:

1- بقره / 172

2- همان / 60

3- طه / 81

4- بقره / 168

5- مائده / 88

6- مؤمنون / 81

7- انعام / 141

8- بقره / 60

9- همان / 168

10- نهج البلاغه / نامه 53

11- کافی / ج 5 / ص 125

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٩/۱٠/٢٦

ده اتفاق فراموش نشدنی فوتبال2010

فوتبال گلوله باران شد


راسخون: معرفی خوب و بدهای دنیای ورزش در سالی که گذشت سوژه بسیای از سایت ها و خبرگزاری ها بوده و هر کس بسته به شرایط خاصی چند بازیکن و تیم را در زمره بهترین ها و بدترین ها قرار داده است. درهمین اثنا تلاش شده در مطلب امروز به معرفی 10 اتفاق مهم فوتبالی پرداخته شود که نگاهی به تیم ها و عملکرد آنها شده است. این اتفاقات مهم از ماه ژانویه اولین سال 2010 تا آخرین ماه این سال رخ داده که طبق تاریخ رویدادها دسته بندی شده است.
 

1- به رگبار بسته شدن اتوبوس توگو
 

روز هشتم ژانویه 2010 سیاست و لجبازی های سیاسی برای تیم ملی توگو درست پیش از شروع بیست و هفتمین دوره رقابت های جام  ملت های آفریقا دردس ساز شد در حالی که تیم ملی توگو به همراه بازیکن معروف خود امانوئل آدبایور راهی کمپ خود بودند، در مسیر مجبور به عبور از منطقه کابیندا شدند. در این راه بود که ارتش مخالف و آزادیخواه کابیندا، اتوبوس ملی پوشان توگو را به رگبار بست. در این سانحه سه نفر از کادر همراه تیم ملی توگو درگذشتند و هفت نفر از بازیکنان از جمله کوجووی اوبیلاله دروازه بان این تیم به شدت مصدوم شدند. تیم ملی توگو پس از این اتفاق وحشتناک از بازی از جام ملت های آفریقا سر باز زد. نکته جالب اینکه کنفدراسیون فوتبال آفریقا تصمیم گرفت توگو را چهار سال از شرکت در این بازی ها محروم کند اما این تصمیم ماه مه 2010 شکسته شد و توگو دوباره اجازه حضور در این جام را به دست آورد.
 

2- هت تریک مصر
 

31 ژانویه 2010 بسیاری از علاقه مندان به دنیای فوتبال تیم مصر را تحسین کردند. مصر اولین کشوری لقب گرفت که سه بار پیاپی فاتح جام ملت های آفریقا شد. این تیم با تک گل مهاجم خود، ناگویی، در فینال غنا را شکست داد و با ثبت هفتمین عنوان قهرمانی اش پرافتخار ترین تیم آفریقایی از این حیث لقب گرفت. فراعنه که در مرحله پلی آف جام جهانی برابر الجزایر شکست خورده و حذف شدند، در نیمه نهایی 4 بر صفر این تیم را درهم کوبیدند تا انتقام خود را بگیرند. احمد حسن کاپیتان تیم ملی مصر به عنوان بهترین بازیکن این دوره جام ملت ها انتخاب شد.
 

3- افتخار لیون
 

21 آوریل 2010 المپیک لیون برای اولین بار درعمرش توانست به مرحله نیمه نهایی لیگ قهرمانان اروپا صعود کند و به تیم بایرن مونیخ بخورد. این تیم در مجموع دو دیدار رفت و برگشت 4 بر صفر برابر بایرن مونیخ تن به شکست داد تا رویاهایش پایان تلخی داشته باشد. با این حال آنها توانستند رئال مادرید را با مربیگری پیگرینی درمرحله یک هشتم نهایی از پیش رو بردارند و افتخار آفرینی کنند. لیون امسال هم درست درهمین مرحله باید به مصاف رئال مادرید برود.
 

4- هت تریک اینتر

22 ماه مه 2010، اینتر با مربیگری ژوزه مورینیوتیم بایرن مونیخ را در فینال لیگ قهرمانان اروپا شکست داد تا دربردن جام ها ، هت ترکی فراموش نشدنی انجام دهد. نراتزوری که 45 سال از آخرین قهرمانی اش در اروپا می گذشت، توانست با دو گل دیه گو میلیتو ، بایرن را ببرد وقهرمان اروپا شود. اینتر توانست قهرمان سر A ایتالیا شود ودرفینال جام حذفی نیز به عنوان نخست دست یابد.
 

5- اعتصاب تیم ملی فرانسه
 

20ژوئن 2010 ، فرانسوی هایی که به افریقای جنوی نرفته بودند، از کار بازیکنان تیم ملی این کشور شو که شدند وبا چشمانی از حدقه بیرون زده بر صفحه تلویزیون های خود خیره شده بودند. بازیکنان پیش از آخرین بازی شان درمرحله گروهی برابر افریقا تصمیم گرفتند دست به اعتصاب بزنند وتمرین نکنند. پاتریس او را با روبرو دوورن مربی بدنساز تیم ملی درگیر شد وریمون دومنک مجبور شد آنها را از هم جدا کند. فحاشی نیکلا آنلکا به دومنک باعث شد فدراسیون فوتبال فرانسه او را از تیم ملی اخراج کند. بازیکنان درحمایت از آنلکا تصمیم گرفتند تمرین نکنند تا فاجعه ای عجیب وغریب به سبک خروس ها رقم بخورد.
 

6- حذف غنا

2 جولای 2010، آساموا جیان مهاجم تیم ملی غنا مثل یک بچه گریه کرد. با اشک های او اشک همه آفریقایی هایی که آرزو داشتند غنا به جمع چهار تیم برود. ، درآمد غنا مثل سنگال در سال 2002 وکامرون در سال 90، اشک آفریقایی ها را در آورد.این تیم که در جریان بازی برابر اروگوئه به تساوی یک - یک رسیده بود، درضربات پنالتی چهار بر دوتن به شکست داد تا از جام کنار برود.
ستاره های سیاه که در سال 2009 قهرمان زیر 20 ساله های دنیا شده بودند باز هم باید منتظر بمانند.
 

7- قهرمانی اسپانیا
 

11جولای 2010، اسپانیا به عنوان پرافتخار قهرمانی درجام جهانی دست یافت. «سرخ های خشمگین» که پیش از این در رقابت های یورو 2008 با شکست تیم آلمان قهرمان اروپا شدند، درسال 2010 ودرفینال با بردن هلند برقله دنیا ایستادند، اسپانیا که دراین دیدار هم مثل سایر بازی هایش در جام جهانی چندان خوش ندرخشید با گل دقیقه 116 اینیستا به برتری رسید تا مزد بازی های گروهی بسیار زیبایش را بگیرد. اینیستا به خاطر همان گل در کنار لئومی وژاوی کاندیدای دریافت توپ طلا شد.
 

 8- هت تریک مارسی
 

28 جولای 2010، المپیک مارسی دوباره نام خودش را در فرانسه برسر زبان ها انداخت. این تیم با بردن پاری سن ژرمن ، دشمن قسم خورده اش ، قهرمان سوپر جام فرانسه شد. مارسی که پیش از آن، فاتح جام اتحادیه و قهرمان لیگ فرانسه هم شده بود سالی بی نظیر را سپری کرد ودوباره پس از سلطه چندین ساله لیون نامش را بر سر زبان ها انداخت. مارسی پس از 18 سال سکوت در فرانسه قهرمانی را از بوردوپس گرفت.
 

 9- پنج تایی شدن رئال مادرید
 

29 نوامبر 2010، ژوزه مورینیو ملقب به آقای خاص، سنگین ترین شکست دوران مربیگری اش را تجربه کرد اواز زمانی که کارش را در پرتغال وتیم بنفیکا درسال 2000 شروع کرده بود تا به این تاریخ هرگز پنج بر صفر شکست نخورده بود رئال مادرید که تا پیش از عزیمتش به نو کمپ شکستی در کارنامه نداشت. اسیر جادوی بارسلونا شد. د رآن دوشنبه رویایی، بارسلونا پنج بار دروازه ایکر کاسیاس را باز کرد. د رآن دیدار شاید اگر بارسا فشار بیشتری می آورد تحقیر رئال رنگین تر می شد.
 

 10- میزبانی روسیه وقطر

 

2 دسامبر 2010، فیفا در میان شگفتی خیلی ها ، با حذف انگلیس ، روسیه و قطررا به عنوان میزبان جام های جهانی 2018 و2022  برگزید. این انتخاب درحالی صورت گرفت که انگلیسی ها از رشوه خواری شش نفر از اعضای فیفا پرده برداشته بودند و برخی ها معتقدند انگلیس چوب همین افشاگری اش را خورد.
 

نویسنده: سجاد فیروزی
 

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٧:٠۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٩/۱٠/٢٠

چرا دکمه آقایان سمت راست و خانم ها چپ است؟

 

چرا دکمه آقایان سمت راست و خانم ها چپ است؟

چون بیشتر مردم با دست راست کار می کنند به همین سبب دکمه های لباس را سمت راست میدوزند تا افرادی که به اصطلاح راست دست هستند به آسانی بتوانند دکمه های لباس خود را باز کرده یا ببندند. البته این موضوع در مورد لباس های مردانه کاملا صادق است اما بانوان چطور؟

چرا با آنکه بیشتر خانم ها مانند آقایان راست دست هستند دکمه لباسشون سمت چپ دوخته شده است؟
برای پاسخ به این پرسش باید عقربه های زمان را به عقب بچرخانیم و به گذشته های دور برویم. یعنی زمانیکه نخستین بار دکمه لباس ساخته شد و این دکمه کالایی لوکس و گرانبها به شمار می رفت و تنها مردمان طبقه مرفه اجتماع استطاعت خرید آنرا داشتند. این در حالی بود که زنان اشرافی در آن زمان هیچگاه لباس خود را شخصا به تن نمی کردند بلکه خدمتکاری داشتند که این کار را برایشان انجام می داد.

چون خدمتکار برای بستن یا گشودن دکمه لباس بانوی خود می بایستی مقابل او قرار می گرفت دوزندگان لباس زنانه معمولا دکمه لباس را در سمتی قرار می دادند که خدمتکار بتواند به راحتی با دست راست خود آنها را باز کرده یا ببندد! از این رو دکمه لباس زنان را سمت چپ می دوختند.

هر چند امروزه استفاده از دکمه عمومیت یافته و دیگر از آن خدمتکاران کمر باریک خبری نیست با این حال هنوز هم این اصل به قوت خود باقی مانده و دکمه های لباس های زنانه سمت چپ دوخته می شود.

 



  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٩/۱٠/۱٩

..:: شماره تلفن های ضروری ::..

..:: شماره تلفن های ضروری ::..




شماره تلفن 148
این‌ روزها مشاوران به ازای یک ربع ساعت که با شما حرف می‌زنند، قیمت سرسام‌آوری طلب می‌کنند، اگر فقط یک راهنمایی کوچک می‌خواهید و نمی‌خواهید زیاد هزینه کنید، می‌توانید به 148 زنگی بزنید. این یک مرکز مشاوره معتبر است با این تفاوت که برای استفاده از آن می‌توانید توی خانه‌تان بنشینید و بدون این که لازم باشد توی چشم مشاورتان نگاه کنید، کمک بگیرید. اصلاً مهم نیست که مشاوره‌تان چقدر طول می‌کشد، مشاورها هر قدر که بخواهید، به رایگان برایتان وقت می‌گذارند، بعد هم کدشان را به شما می‌دهند تا بتوانید کارتان را پیگیری کنید.

اگر خدای نکرده مشکل‌تان حاد بود، همین مشاورها شما را به یک پزشک معرفی می‌کنند، به هر حال هیچ چیز جای صحبت‌کردن حضوری را نمی‌گیرد. اگر برای اولین بار به مرکز مشاوره زنگ می‌زنید و مشاور خاصی را در نظر ندارید، خودشان شما را به یک مشاور وصل می‌کنند.


شماره تلفن 1818
این شماره به اندازه کافی معروف هست، همین که بتوانید بدون ایستادن و وقت تلف‌‌کردن در صف بانک، از خانه خودتان و در حالتی که روی کاناپه دراز کشیده‌اید قبض تلفن‌تان را بپردازید، خودش کلی غنیمت است. اما 1818 فقط به درد همین کار نمی‌خورد. این شماره در واقع شماره سامانه خدمات الکترونیکی شرکت مخابرات استان تهران است. وقتی تماس می‌گیرید، اول از شما می‌خواهد شماره را وارد کنید. بعد بدهی‌تان را می‌گوید. برای پرداخت باید شماره عابر بانک‌تان را بدهید. نگران نباشید، آنها هم یک شماره به شما می‌دهند تا اگر مشکلی پیش آمد، دست‌تان به جایی بند باشد.

از 1818 می‌توانید خدمات دیگری مثل صورت حساب‌های قبلی و دریافت ریز مکالمات را هم بگیرید. یادتان باشد که فقط وقتی از تلفن خودتان زنگ زده باشید می‌توانید از این خدمات استفاده کنید.


شماره تلفن 88612121
این شماره تلفن امداد خودرو است. الان دیگر ماشین‌های امداد خودرو آنقدر در شهر پراکنده‌اند که حتماً روزی یکی دو بار با آنها برخورد می‌کنید. اگر ماشین‌تان توی راه خراب شد، به جای اینکه بغض کنید یا با گردن کج گوشه خیابان بایستید تا یکی دلش بسوزد و نگه دارد، می‌توانید به این شماره زنگ بزنید تا یک مکانیک کاربلد به کمکتان بیاید. امداد خودرو در همه ایران خدمات می‌دهد. حتی اگر در یک روستای دورافتاده هستید، حداقل روی مشاوره تلفنی‌شان می‌توانید حساب کنید. فقط حواس‌تان باشد وقتی به امداد خودرو زنگ بزنید که پول توی جیبتان باشد.


شماره تلفن 192
اگر روز خیلی شلوغی دارید و می‌خواهید برنامه‌هایتان را طوری تنظیم کنید که خدای نکرده نمازهایتان قضا نشود، می‌توانید از این تلفن استفاده کنید. همه اوقات شرعی را تا 24 ساعت آینده به شما اعلام می‌کند. همه اوقات شرعی یعنی حتی ساعت نیمه شب شرعی را. اگر هم نمی‌دانید امروز چندم یا چند شنبه است، یا تاریخ میلادی یا قمری را نمی‌دانید هم، این تلفن به شما کمک می‌کند.


شماره تلفن 133
133را حتماً می‌شناسید این شماره به درد وقت‌هایی می‌خورد که این آژانس‌های دم دستی جواب نمی‌دهند. مثلاً شب عید یا روزهای برفی. 133 یک سری تاکسی دارد که در سطح شهر تردد می‌کنند. وقتی با 133 تماس می‌گیرید، اپراتور نزدیک‌ترین تاکسی بیکار به منزل شما را می‌فرستد دنبالتان. لازم هم نیست آدرس بدهید. اگر قبلاً حتی یکبار ازشان ماشین گرفته باشید، شماره تلفن‌تان را با آدرس ذخیره کرده‌اند. وقتی هم می‌رسند، تماس می‌گیرند تا بروید دم در. البته اگر عجله دارید، کلاً بی‌خیالش شوید. هیچ وقت نمی‌شود روی زود رسیدن‌شان حساب کرد.
البته تهران کلی تاکسی بیسیم دیگر هم دارد. مثلاً تاکسی بی‌سیم بانوان با شماره تفلن 1821، 20102020 یا تاکسی تلفنی آریا با شماره 1814. همه آنها قبض‌شان را با تاکسی‌متر حساب می‌کنند، پس خیالتان از هزینه راحت باشد. بهتر است هر کدام از آنها را امتحان کنید ببینید کدامشان بیشتر به کار شما می‌آیند.


شماره تلفن 191
اگر خدای نکرده خیلی فوری احتیاج به داروخانه پیدا کردید و به خاطر این که هول شده‌اید مغزتان قفل کرد و هیچی یادتان نیامد، این تلفن حسابی به دردتان می‌خورد. 191 با پرسیدن منطقه‌ای که در آن هستید، برایتان اسم و آدرس همه داروخانه‌های نزدیک را می‌خواند.


شماره تلفن 119
یک صدا که استرس از آن می‌بارد به شما ساعت را اعلام می‌کند! آن هم دوبار پشت سر هم. خوراک وقت‌هایی است که در خانه تنها هستید، یک فیلم ترسناک هم دیده‌اید، کافیست به آن زنگ بزنید تا زهره‌ترک شوید!


شماره تلفن 137
این شماره فوریت‌های شهرداری است. اگر مشکلی با کوچه و خیابان پیدا کردید، مثلاً چاه فاضلاب کوچه سرریز شد یا موش توی جوی آب پیدا شد، می‌توانید با این شماره تماس بگیرید. تا این گوشه شهرتان مثل روز اولش تمیز و مرتب شود.


شماره تلفن 199
به جای اینکه راه بیافتید، بکوبید و تا فرودگاه بروید که شماره پرواز مسافران را بپرسید، یک زنگ بزنید به 199. این شماره به شما می‌گوید که آن پرواز چقدر تأخیر دارد تا بیخودی توی فرودگاه معطل نشوید. کلاً هرگونه اطلاعاتی از هر پروازی بخواهید، 199 کمکتان می‌کند.


شماره تلفن 140
تا حالا چندبار شده که کد پستی‌تان را لازم داشته باشید و یادتان رفته باشد همراه بیاورید؟ این شماره به درد این جور وقت‌ها می‌خورد. با دادن شماره تلفن، کد پستی خانه‌تان را به شما می‌دهد. علاوه بر این، اگر آدرس مناطق پستی تهران را می‌خواهید و می‌خواهید وضعیت بسته‌های پستی‌تان را پیگیری کنید، می‌توانید به این شماره زنگ بزنید.


شماره تلفن 142
این شماره ندای تامین اجتماعی است؛ سازمان تامین اجتماعی با بهره‌گیری از این سیستم بیمه‌شدگان و کارفرمایان را با حقوقشان آشنا می‌کند.


شماره تلفن 143
برای اطلاع از پیش‌بینی هوای استان تهران و دیگر استان‌های کشور و همچنین اطلاع از تفسیرهای نقشه هواشناسی می‌توانید از سیستم هواگو استفاده کنید که اگر احیانا قصد مسافرت به منطقه‌ای از کشور را دارید با مشکل مواجه نشوید.


  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳۸٩/۱٠/۱۸

سنجش بهشتی یا جهنمی بودن!

سنجش بهشتی یا جهنمی بودن!  

بهشت و جهنم

«اِجعَـل هَمَّکَ لِمَعـادِکَ تُصلِـــح » ؛ همّت را مخصوص معادت قرار بده تا صالح باشی، تا در صلاح باشی.(غررالحکم ج1 ص36) 

مجموعــا به وجــود خودتــــان خوب دقــت کنید که هــمّ شما بـر چیست؟ هـــمّ و غــــمّ شما در 24 سـاعت چیسـت؟

اگر همّ و غمّتان آخــرت است، امیـد هست و اگر نیست، امیدی نیست. خوب بررسی کنید و سعـی کنید اشتبـاه نکنید، نفسِ شما با کیــد خفــی شیطان خودتــان، شما را فریب ندهد.

هــمّ و غــمّ  شما به چه مصروف است؟ ناراحتی تـان از چیست؟ غصه هاتــان از چیست؟ اگر دیدید معــاد است، آخرت است، در راه صلاح و اصــلاح هستید. اما آن چیزی که برای آن شب و روز سعی می کنید، بود و نبود آن شمــا را ناراحت می کند، غیر خــدا، غیر آخـــرت است ولو برای آخـرت قدم هـایی بر می دارید، حتمـا راه صلاح نیست، شما در راه نجات نیستید.

اگر یک وقتــی به راه افتادید، واضـح و روشــن شد همّ و غمّ شمــا آن ســو است، حاکــم بر وجود شما چــیز دیگر است، گذشتــه شما، شما را محــزون کرده که چــه کرده اید و جبـــران می کنید، وقتی اینطــور بود بدانید راه امیــدی هست؛ اینجور آدم ها به دنیــا هـم می پردازند، شبیـه کسـی است که به کــاری در حاشیــه می پردازد.

درسوره مبارکه « ص » آیه 26 از حضرت داود علیه السلام ذکــری می فرماید؛ می فرماید: بنده اَوّاب (بسیار توبه کننده) مــن بود، ای داود تــو را در زمین خلیفــه قرار دادیم، بین مــردم با حــق حکم کــن؛ از هــوی تبعیّـت نکــن که تـو را از راه حــق منحــرف می کند.

به اندازه ای که انســان از هـوی تبعیـت کرد اگر چه کـم، از راه گمـراه شده است، هر چـه بیشتر باشد به همـان اندازه از راه حـق منحرف شده است. ایـن خیلی تکـان دهنده است اگر انســان دقت بکند و اگر تشریح بشود، تفسیر بشود، بیشتر می فهمد؛ اگر مـا به خودمان تطبیـق بکنیم که چقـدر تبعیت از هوی است، می شود سخت نگران نباشد؟ پیر نشود؟ می شود خوش باشد؟!

دنبالش می فرماید: حقیقت ایـن است آنها که از راه خـدا گمراه می شوند، برای آنها عـذاب شدید است چون یوم حســاب را فراموش کرده اند. آن حرفهای عوام را بیــاد بیاورید و این آیـه را نیـز دقت کنید؛ عوام آن است که قــرآن را خوب نمی فهمد. آیا می شود این آیـه را طور دیگری معنی کرد؟ آیـا می شود گفت، آنها که از راه خــدا منحرف شدند، خدا ارحم الراحمین است؟

این طاعتی که ما می کنیم و می گوییم، سبحــان الله، یعنی اینها مناسب حــق نیست، درنتیجــه عجب به سراغ انسان نمی آید؛ اینـــکه در تسبیــح خـدای متعــال می گوییـم سبحــــان الله، یعنی از این طـاعت من، خدا منــزه است؛ از همه چـیز منـزه است. خدا این عالـم و آسمـان و زمین را خلــق کرده که حتی یک برگ کوچک هم حساب دارد، آنوقت این چیـزها چگونه مناسبش خواهد بود...

در اصول کافــی باب فضـــل قرآن، امام باقــر علیه السلام از حضرت رسـول اکـرم صلی الله علیه و آله و سلّم، روایتی را نقــل می فرمایند: إنـی لَاَعجبُ کیـفَ لا اَشیبُ اذا قَـرأتُ القرآن؛ برای من تعجــب آور است که چگونه می شود مـن پیــر نشوم  وقتی قـــرآن می خوانم. و در روایت دیگر هست که سوره هــود و واقعــه ... مرا پیر کرد.

انسان اگر در حدّ خودش قرآن را بفهمد فریـــادش بلنــد می شود، اگر خودش را با آن تطبیق بکند کمــا اینکه اهلــش ایــن چنیـن هستند. قرآن بهترین میزان است برای سنجش عمل باید در توصیفاتش از اشقیا و اتقیا دقیق شد و دید که از کدام دسته هستیم .

ممکن است ما آدم هایی باشیم که پیش خود گمان میکنیم چون نماز را میخوانیم دیگر تمام شد پس بنده خوب خداییم این نمیشود ملاک سنجش خود نباید به خود تخفیف دهیم چون معلوم نیست هیچ نمازی از ما پذیرفته شده باشد . برای دقیق تر شدن در اینکه واقعا آخرتمان در چه حال است خود را اینطور بررسی کنیم که چه چیز ما را خوشحال میکند و چه چیز میرنجاند در تنهایی مان معمولا چکاری انجام میدهیم دقت در این امور واقعا هدایت کننده است حداقلش این است که دچار عجب نمیشویم.

بهشت-جهنم

 « سُـرورُِ المُؤمنِ بطاعَةِ رَبّـهِ وَ حُزنهُ عَلی ذَنبِـهِ » (غرر و دُرر ، ج1 ص 516 ) ؛ شادی مؤمن از اطاعت پروردگارش است و غمش از انجام گناه .

... ما شاد و خوشحال می شویم که فلان کار، فلان معامله و امثال این ها درست شد و محزون می شویم که فلان مسأله و آن خرید درست نشد؛ اینها مال مؤمـن نیست، یعنی وصف مؤمن نیست. اگر مؤمـن واقعی باشد، سرور و شادیش فقـط به این است که پروردگارش را اطــاعت کرده است و خوشحال می شود، اگر به گناه مبتلا شد، محزون می شود.

این طاعتی که ما می کنیم و می گوییم، سبحــان الله، یعنی اینها مناسب حــق نیست، درنتیجــه عجب به سراغ انسان نمی آید؛ اینـــکه در تسبیــح خـدای متعــال می گوییـم سبحــــان الله، یعنی از این طـاعت من، خدا منــزه است؛ از همه چـیز منـزه است. خدا این عالـم و آسمـان و زمین را خلــق کرده که حتی یک برگ کوچک هم حساب دارد، آنوقت این چیـزها چگونه مناسبش خواهد بود...

الحمــد لله یعنی حمد مخصوص خداست، هر چه خوب است خدا خواسته خوب شود، پس مــال خداست؛ خـدا بنا باشد کسی را به جــوار خودش راه بدهد، این نه بـرای این است که عملش منـاسب بوده، بلکه به فضــلش این کار را می کند.

این بیان، هم ازحضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، هست و هم از حضرت امیرمؤمنان صلوات الله علیه: ما عبـدناک حـق عبـادتک و ما عــرفناک حــق معرفتک؛ ما آنکه حــق عبــادت توست بجـا نیـاوردیم و آنـچه که حـق معــرفت توست، نشنـاختیم تــو را. با این وصف دیگر چه عُجبــی؟!

آن تسبیح که می گوییم الله اکبـــر، یعنی خدا بزرگــتر است، یعنی بزرگتر از این است که توصیـف شود؛ الحمــد لله یعنی هر چه حمــد و ستایش برای هر چه بکنید، این حمـد، مال خداست و بـرای اوست؛ متوجه باشیم که این عمل زمینه ساز می شود که فضـــل خدای متعال، شامــل حـال بشود.                           

« مَن عَـرف نَفسـه لا یُفارقه الحُزنُ و الحَـذَر» ؛ (غرر الحکم ج1 ص 228) کسی که خودش را شناخته باشد دو چیز از او مفارقت نکند: حزن و ترس دائم

کسی که خود را بشناسد باید اینگونه باشد که از حزن اخروی که صالحان همیشه در وجودشان حاکم است، برای آنچه که در پیش دارند، جدا نباشد.         

         

 

دل شکسته حافظ به خاک خواهد بود

 

چو لاله داغ هوایی که در جگر دارد

 

 

 

نه من و نه شما خود را نشناختیم وگرنه این حزن و حذر را داشتیم، هیچ چیز را نفهمیدیم. نشناخته ایم که تا به چیزی میرسیم مست و شادان میشویم و همینکه از دستش دادیم گویا زمین و آسمان بهم رسیده است ما حزن همه چیز داریم الا آخرتی که خواه ناخواه در پیش رو داریم . 

انسان اگر در حدّ خودش قرآن را بفهمد فریـــادش بلنــد می شود، اگر خودش را با آن تطبیق بکند کمــا اینکه اهلــش ایــن چنیـن هستند. قرآن بهترین میزان است برای سنجش عمل باید در توصیفاتش از اشقیا و اتقیا دقیق شد و دید که از کدام دسته هستیم .

 در حکمتی دیگر حضرت امیر صلوات الله علیه می فرمایند:

بهشت

« اَنجـحکُم اَصـدَقُـکُم » ؛ هر کدام از شما در برابر رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، و ائمه صلوات الله علیهم اجمعین، و در مقام توسل به ولایت حضرات اولیاء، صادق تر باشد، او نجات یافته تر است؛ هر چه صدق بیشتر باشد، نجات او تضمین شده است و به نجات اخروی نزدیک است.

هر چه از صدق انسان کم باشد، نجات اخرویش مورد تردید، و خسران و هلاکت ابدی او را تهدید می کند.

شما اگر فکرتان همین اندازه کار کرد، برگردید و به خودتــــان نگاه کنید و محــــــاسبه و بررسی نمایید که شما چه هستید در ارتباط با این کلام.

خودمان بهتر می دانیم که چقدر صادق و چقدر کاذب هستیم؛ آن وقت با آن بیان خودتان را منصفانه مقایسه کنید با آنچه که در نماز، دعا و ذکر، به خدا و رسول و ائمه، می گوییم به تناسب؛ یکی از ما و شما پیدا می شود که واقعا فکر کند، صدقش لااقل به اندازه کذبش است، یعنی نصف به نصف.

البته خـــدا و رســـول الله و ائمـــه صلوات الله علیهم اجمعین انســـان را بهتر از خـــودش می شناسند. هر چه ما خود را بشناسیم به آن اندازه ایی که خدا و رسول و ائمه صلوات الله علیهم اجمعین و اهل دل می شناسند، آن قدر نمی شناسیم؛ قطعا از خود ما، ما را بیشتر و بهتر می شناسند.

 

 

 

بهر حال بررسی کنید که راست می گویید، تدبر در قرآن کنید؛ قرآن، قرآن، قرآن، هر که به هر جا که رسید، از تدبر در قرآن است؛به قول حافظ هر چه کردم همه از دولت قرآن کردم.

 

 

 

خدای متعال در قرآن خوبان را بسیار زیاد یاد می کند: الصادقین الصادقات، اوصاف آنها را اینگونه یاد می کند: القانتین و القانتات، الذاکرین و الذاکرات، الصابرین و الصابرات؛ قرآن از اینها یاد کرده، پس تدبر در قرآن کنید و ببینید راست می گویید، با خودتان خلوت کنید؛ "لیس للانسان الا ما سعی" در زیارات می فرماید: «حق مجاهدت را بجا بیاورید  گرنه مجاهدت های سرسری به جایی نمی رسد؛ شما مجاهدتتان را آن چنانکه حق مجاهدت است و قرآن دستور داده است انجام داده اید؟»

چشم و گوش را باز کنید، مواظبت کنید، حرف و سخن جاهلان و تفسیر و راه نشان دادن آنها شما را هم در جهل و بی خبری غوطه ور نکند ... . 

 

منبع : پایگاه اینترنتی حضرت آیت الله شیخ محمد شجاعی

فرآوری: محمدی _گروه دین و اندیشه تبیان

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٤٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳۸٩/۱٠/۱۸

هفت آدرس ایمیل بدرد بخور اما ناشناخته

 

بعضی وقتها یک سری کارها برای ما امکان پذیر نیست. مثلا در بعضی سایتها نمی توانیم وارد بشویم ( به خاطر یک دلیل مقطعی ) و تنها ابزار در دسترس ما ایمیلمان است. شاید کمی عجیب باشد بدانید در دنیای سرویس های جور واجور استفاده از ایمیل هم به خدمت شما در آمده است تا بتوانید کارهایتان را به راحتی انجام دهید. در این مقاله سعی شده است تا 7 آدرس ایمیل را به شما تقدیم کنیم که شاید بتواند برای شما هم مفید واقع شود!

بعضی وقتها یک سری کارها برای ما امکان پذیر نیست. مثلا در بعضی سایتها نمی توانیم وارد بشویم ( به خاطر یک دلیل مقطعی ) و تنها ابزار در دسترس ما ایمیلمان است. شاید کمی عجیب باشد بدانید در دنیای سرویس های جور واجور استفاده از ایمیل هم به خدمت شما در آمده است تا بتوانید کارهایتان را به راحتی انجام دهید. در این مقاله سعی شده است تا 7 آدرس ایمیل را به شما تقدیم کنیم که شاید بتواند برای شما هم مفید واقع شود!


۱. Pdf@koolwire.com

اگر به این ایمیل یک بزنید و به آن یک فایل مثل یک عکس یا یک پرونده آفیس را الصاق کنید این ایمیل به شما یک نسخه PDF آن را میل می کند. به همین راحتی!



۲. photos@flickr.com

فلیکر برای شما یک آدرس در اینجا تهیه کرده است که اگر از طریق آن عکسی را ( از طریق الصاق کردن ) بفرستید آن وقت عکس شما در فلیکر آپلود می شود. موضوع نامه تیتر و بدنه نامه توضیحات عکس را تشکبل خواهند داد.



۳. prod@writely.com

این آدرس ایمیل برای گوگل داک است و شما می توانید مطالب خود را از طریق این سامانه برای گوگل داک بفرستید. این قسمت هم برای شما تهیه شده است.



۴. wsmith@wordsmith.org

شما می توانید از طریق این آدرس ایمیل متن خودتان را ترجمه کنید. یعنی کلمه شما از نظر معنی برای شما باز می شود. ساده ترین راه برای فهمیدن ترجمه انگلیسی به انگلیسی یک لغت. فقط یادتان باشد در عنوان بنویسید define myword و در متن نامه هم که عبارتتون رو بنویسید.



۵. go@blogger.com

اگر از داشبودتون گزینه ارسال بوسیله ایمیل را علامت بزنید می توانید از طریق این آدرس ایمیل به بلاگرتون مطلب بفرستید. مخصوصا الان که در دسترس نیست!



۶. pdf2txt@adobe.com

یک هدیه بسیار زیبا. PDF تان را به ایمیل سنجاق کنید و آن را برای سایت آدوبی بفرستید. نسخه متنی فایل شما آماده است. این هم یک راه حل آلترناتیو برای زمانی که یک PDF خوان دم دست نیست!



۷. www@web2mail.com

و این هم یک ایمیل واقعا به دردبخور! سایت اجرا نمی شود؟ آدرس بدهید. یک کپی تحویل بگیرید. امتحان کنید

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٩/۱٠/۱۳

مهارت نه گفتن

به سختی “نه” می گویید؟ شما هم مانند بسیاری از مردم، همیشه می کوشید تا نسبت به دیگران و به هزینه ی خودتان خوب باشید؟
خیلی ها هستند زمانیکه درخواست کمکی از آنها می شود، می خواهند همراهی کنند حتی اگر کارهای مهمتری برای انجام دادن داشته باشند.

چرا “نه” گفتن برایمان سخت است
برای اینکه “نه” گفتن را بیاموزیم بایستی در ابتدا متوجه شویم که چه چیزی ما را در برابر آن مقاوم می کند. در زیر دلایل معمولی که باعث سخت شدن “نه” گفتن برای ما می شود را خواهید دید.


۱- می خواهید کمک کنید. شما یک جورهایی قلب مهربانی دارید. نمی خواهید که طرف را اصطلاحا “دک کنید” بلکه می خواهید تا آنجایی که امکان دارد کمک کنید حتی اگر آن کار باعث هدر رفتن وقت تان شود.


۲- از گستاخ شدن هراسانید. خیلی ها اینطور فکر می کنند که “نه” گفتن به نوعی گستاخی است. این نوع تفکر مخصوصا در فرهنگ آسیا مرسوم است، جایی که “حفظ منزلت و شان” اهمیت دارد.


۳- می خواهید که سازگار باشید. نمی خواهید که خودتان را از گروه بیگانه کنید بنابراین درخواست های دیگران را تایید می کنید.


۴- ترس از نزاع. شما احتمالا از این می ترسید که در صورت رد درخواست فردی، باعث عصبانی شدن وی شوید. این می تواند منتج به یک برخورد زشت شود. اگر هم چنین اتفاقی رخ ندهد امکان دارد که اختلاف عقیده ای رخ داده و در نتیجه در آینده باعث نتایج منفی شود.


۵- ترسِ از دست دادن موقعیت ها. شاید با گفتن “نه” مضطرب شوید چرا که باعث بسته شدن درها بر روی تان می شود.


۶- خراب نکردن پل ها. برخی از مردم “نه” گفتن را نوعی روگردانی می دانند. اینطور فکر می کنید که، “نه” گفتن می تواند باعث خراب شدن پل ها و قطع رابطه ها شود.

***

“نه” گفتن به معنای گستاخ شدن شما نیست؛ همانطوری که ناسازگاری شما را نخواهد رساند. “نه” گفتن به معنای ایجاد نزاع نیست؛ همانطور که باعث از دست دادن موقعیت های تان در آینده نخواهد شد. و همچنین “نه” گفتن قطعا باعث خراب کردن پل ها نخواهد شد. این ها همه تفکرات اشتباهی هستند که در ذهن تان وجود دارند.
“نه” گفتن راجع به احترام به موقعیت ها، زمان و فرصت تان است. “نه” گفتن حق مسلم شماست.


۷ راه ساده برای “نه” گفتن
اگر شما اطمینان ندارید که چگونه بایستی “نه” بگویید، در زیر ۷ راه ساده برای انجام آن وجود دارد. آنها را در موقعیت های خوب به کار ببندید.
۱- “الان خودم اولویت های دیگری دارم، نمی توانم این کار را انجام دهم.”
اگر سرتان خیلی شلوغ است که درگیر درخواست یا پیشنهاد او شوید، جمله ی بالا به کارتان می آید. این جمله به دیگران می فهماند که وقت شما هم اکنون پر است، بنابراین او بایستی دست نگه دارد. اگر که می خواهید کارتان آسان تر شود، می توانید به جمله تان این را هم اضافه کنید که بر روی چه چیزی مشغول به کار هستید تا او بهتر متوجه شود.
۲- “الان زمان خوبی نیست چرا که من در میان انجام کاری هستم. چطور است که ما در زمان X دوباره ارتباط برقرار کنیم.”
خیلی پیش می آید که شما در میان انجام کاری هستید که ناگهان درخواست کمکی از شما می شود. اول، به او این اجازه را بدهید که دریابد “الان زمان خوبی نیست” چرا که شما در حال انجام چیزی هستید. دوم، با پیشنهاد زمانی دیگر به او بفهمانید که شما مشتاق به کمک هستید. از این طریق، او احساس بدی نخواهد کرد.
۳- “مشتاق به انجام آن هستم، ولی…”
این جمله باعث دلگرمی می شود، چرا که به او این را می فهماند که شما ایده ی او را دوست دارید و هیچ چیز اشتباهی درباره ی آن وجود ندارد.
۴- “اجازه بده ابتدا درباره ی آن فکر کنم، بعدا به تو خبر خواهم داد.”
این جمله بیشتر شبیه “شاید” گفتن است تا گفتن یک “نه” صاف و پوست کنده. اگر علاقه مند هستید اما نمی خواهید همین الان “بله” را بگویید، از این جمله استفاده کنید.
۵- “این ملاقات آن چیزی نبود که من نیاز داشتم اما یقینا درخواست شما را در نظر خواهم داشت.”
اگر کسی در حال ایجاد یک معامله یا فرصتی است که از قضا آن چیزی نیست که شما به دنبال آن هستید، اجازه دهید که او بداند این ملاقات آن چیزی نبود که به آن نیاز داشتید. در غیر این صورت، مذاکره می تواند خیلی طولانی شود. از طرف دیگر، این جمله به طرف می فهماند که هیچ ایرادی درباره ی پیشنهادش وجود ندارد.
۶- “من بهترین فرد برای کمک در این مورد نیستم. چرا آقا/خانم X را از درخواستت مطلع نمی کنی؟”
اگر از شما درخواست کمک در چیزی می شود که نمی توانید در آن شرکت کنید، به او این اجازه را بدهید که متوجه این موضوع شود که به دنبال فرد اشتباهی می گردد.
۷- “نه، نمی توانم.”
راحت ترین و ساده ترین راه برای “نه” گفتن استفاده از جمله ی بالا است.
ما موانع زیادی برای “نه” گفتن در ذهن مان ایجاد می کنیم. همانطور که در ابتدای این مطلب نیز دیدید، این موانع خود ساخته هستند و به هیچ وجه درست نیستند. خیلی درباره ی “نه” گفتن فکر نکنید و فقط آن را بی درنگ بگویید.
“نه” گفتن به ملاقات هایی که نیاز ندارید را یاد بگیرید، و هنگامی که این کار را انجام دادید در واقع متوجه خواهید شد که این کار چقدر آسان است. در نتیجه، شما وقت بیشتری برای خودتان، کارتان و چیزهایی که بیشتر برایتان مهم هستند، خواهید یافت

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸٩/۱٠/٧

حقایقی درباره مصر باستان

 حقایقی درباره مصر باستان
۱ - فرعون هیچ گاه اجازه نمی‌داد تا موهایش دیده شود، فرعون اکثر اوقات تاج بر سر داشت و یا اینکه از نوعی پوشش برای موهای خود استفاده می‌کرد که ”نِمسِس” نام داشت.
۲ – پپی دوم فرعون مصر، برای دور کردن حشرات موذی از خود همواره تعدادی برده عریان که بدنشان با عسل آغشته شده بود در اطراف خود داشت.
۳ - مردان و زنان مصری همواره وسائل تزئینی به تن داشتند، وسائلی سبز رنگ که از مس ساخته می‌شد و یا به رنگ مشکی که از سرب ساخته شده بود، مصریان معتقد بودن این وسائل تزئینی به آن‌ها قدرت التیام بخشی می‌دهد آنها غالبا برای حفاظت از نور آفتاب از این وسائل بهره می‌برند و همچنین به عنوان تزئین و زیبای.
۴ - تا قبل از رواج آنتی بیوتیک‌ها در قرن بیستم، پزشکان بومی ‌از مواد غذایی کپک زده و یا خاک برای درمان بیماران استفاده می‌کردند به عنوان مثال در مصر باستان از نان کپک زده استفاده می‌شد.
۵ - کودکان در سنین کودکی هیچ گونه لباسی بر تن نداشتند، که البته درجه حرارت در مصر چنین چیزی را بی نیاز می‌کرد، مردان جوان تنها یک دامن به تن داشتن در حالی که زنان لباس‌های کامل‌تر می‌پوشیدند.
۶ – ثروتمندان مصری معمولآ کلاه گیس بر سر می‌گذاشتند در حالی که مردم عادی تنها می‌توانستند موهای خود را بلند کنند که غالبآ کثیف بود
  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٧:٠٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸٩/٩/٢٦

ماجرای شیعه شدن دانشمند هسته‌ای کانادا

حجت‌الاسلام والمسلمین انصاریان نقل می کند؛ در سفری که به پاریس داشتم به صورت اتفاقی با یکی از دانشمندان معروف هسته ای کانادا آشنا شدم که سؤالات فراوانی پیرامون اسلام و تشیع داشت که با وجود سفر به سرزمین وحی و پاسخ های غیر معقول سعودی ها، همچنان ذهن او درگیر پرسش ها و ابهامات بی پاسخ بود!

به گزارش مرکز خبر حوزه آنچه در پی می‌آید، ماجرای شیعه شدن یکی از دانشمندان معروف هسته‌ای کانادا است که این خطیب مشهور آن رادرجمع طلاب ‌و فضلای ‌فیضیه و دارالشفاء بیان کرد، اما بنا به دلایل امنیتی از ذکر نام دانشمند کانادایی خودداری نمود.

* بزرگترین اندیشمندان جهان جذب می شوند، اگر...

روایات اهل بیت(ع) آنچنان از جامعیت‌و عمقی برخورداراند که اگر به خوبی برای مردم تبیین شود، نه تنها عوام، بلکه بزرگترین و معروف‌ترین اندیشمندان جهان را به سوی خود جذب کرده و به این کلمات ایمان می آوردند.

یکی از معروف‌ترین دانشمندان و اساتید انرژی هسته‌ای کشور کانادا که به دنبال دین حق می‌گشت، به طور اتفاقی مرا در شهر پاریس ملاقات کرد و از آنجایی که کاملاً به زبان عربی تسلط داشت، درباره دین اسلام و مکتب اهل بیت(ع) سؤالات مهم و جدی مطرح کرد.

این اندیشمند ‌کانادایی، بیش از 5 ساعت درباره دین اسلام و مکتب تشیع با من گفت‌وگو کرد و بیش از 30 سؤال مهم اعتقادی و کلامی پرسید و بعد از آنکه با حقایق دین اسلام آشنا شد و مکتب اهل بیت(ع) را شناخت همان‌جا شیعه شد.

*دستت را قطع کن تا با هم گفت وگو کنیم!

قبل از این ملاقات این اندیشمند کانادایی به عربستان سفر کرده بود تا با بزرگان دینی آنجا برای پیدا کردن دین حق گفت‌وگو کند، گویا سعودی ها نیز از این موضوع بسیار خوشحال می شوند و قبل از گفت‌وگو او را به صرف ناهار دعوت می کنند، اما از آنجایی که او غربی و چپ دست است،غذا را با دست چپ می خورد که با واکنش شدید بزرگان سعودی مواجه می شود که باید با دست راست غذا بخوری، او که ذاتاً چپ دست است، امتناع می کند و در عوض سعودی ها به او می‌گویند: چون بر خلاف سنت نبوی عمل کردی، ابتدا دستت را قطع کرده بعد با هم گفت‌وگو می کنیم، که این موضوع ناراحتی این دانشمند و ترک آن مجلس را به دنبال داشته است.

* می ترسیدم به مسلمانان نزدیک شوم!

خودش می گفت که بعد از این حادثه از خیر دین اسلام گذشتم و چند وقت می ترسیدم به مسلمانان نزدیک شوم ولی از آنجایی که مطالعات فراوانی در زمینه دین اسلام داشته و سؤالات زیادی برایش ایجاد شده بود به دنبال فردی برای تعامل و گفت‌وگو می گشت، او که از طریق سایت، اطلاعات نسبی از من داشت در پاریس با من ملاقات کرد.

بعد از آنکه به همه سؤالات او که بعضاً سؤالات عقلی و کلامی بود با حوصله و صبر پاسخ دادم، از من پرسید این جواب ها را چه کسی به تو آموخته است که در پاسخش گفتم: این جواب ها برای مکتب اهل بیت(ع) است، مکتبی عقلی، انسانی و الهی که بر مبنای حکمت و علم بنا شده است.

*می روم تا بر اساس مکتب اهل بیت (ع) برنامه ریزی کنم

بعد از آنکه سؤالاتش را پرسید و با حقایق، ظرایف و لطایف دین اسلام آشنا شد، مرا بغل کرد و بوسید و گفت: به عنوان یک دانشمند صددرصد یقین دارم که مکتب اهل بیت(ع) حق است؛ بنابراین می روم تا همه کارها و برنامه‌هایم را بر مبنای دستورات این مکتب تنظیم و برنامه ریزی کنم.

* کشیش مسیحی که شیعه شد!

چندی بعد با یک کشیش مسیحی در دل سرزمین کفر و جایی که کمربند کفر و ظلمت محسوب می شود و از هر ابزاری برای نابودی حق و شیعه استفاده می کنند، بیش از 4 ساعت به گفت‌وگو نشستم و درباره مکتب اهل بیت(ع) بحث کردیم، فضای عجیبی در آن جلسه حکم فرما شده بود و پرسش و پاسخ ها میان ما رد و بدل می‌شد، خودش جلسه را تمام کرد و در حالی که بلند می‌شد گفت: درحالی بلند می‌شوم که شیعه هستم و می روم تا دیگران را به روح متعالی تشیع آشنا کنم.


فان پاتوق

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸٩/٩/۳

آیا می دانستید که

..:: آیا می دانستید که (قسمت 02) ::..


www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ


آیا میدانستید که
حس چشایی نوعی پروانه بزرگ ۱۳ هزار بار دقیق تر از انسان است ؟

آیا میدانستید که لاما شتر بدون کوهانی است که به هنگام عصبانیت بر صورت طرف مقابل تف می اندازد ؟

آیا میدانستید که قلب گنجشک ۱۰۰ بار در دقیقه می تپد ؟

آیا میدانستید که
فیل تنها حیوانی است که می تواند ایستادن روی سر و گردن را یاد بگیرد ؟

آیا میدانستید که
یک موش کور ۱۴ سانتی می تواند در یک شب تونلی به طول 91.4 متر حفر کند ؟

آیا میدانستید که
مرغ ها برای تخمگزاری احتیاجی به خروس ندارند و خروس فقط برای بارور کردن تخم است ؟

آیا میدانستید که
کرم های ابریشم در ۵۶ روز ۸۶ هزار برابر وزن خود غذا می خورند ؟

آیا میدانستید که
دارکوب ها قادرند ۲۰ بار در ثانیه به تنه درخت ضربه بزنند ؟

آیا میدانستید که
زمان گردش سیاره عطارد بدور خود ۲ برابر زمان گردش آن بدور خورشید میباشد ؟

آیا میدانستید که
۹۰٪ سم مارها از پروتئین تشکیل یافته است ؟

آیا میدانستید که
قلب میگو ها در سر آنها قرار دارد ؟

آیا میدانستید که
گونه ای از خرگوش قادر است ۱۲ ساعت پس از تولد جفت گیری کند ؟

آیا میدانستید که
سطح شهر مکزیک سالانه ۲۵ سانتیمتر نشست میکند ؟

آیا میدانستید که
بیشترین سرعت که انسان دست یافته 40.000 کیلومتر با سفینه آپولو ۱۰ است ؟

آیا میدانستید که
چین بیشتر از هر کشوری همسایه دارد چون چین با ۱۳ کشور هم مرز است ؟

آیا میدانستید که
موریانه ها قادرند تا ۲ روز زیر آب زنده بمانند ؟

آیا میدانستید که
کبد انسان در ۳۰۰ تا ۵۰۰ روز نو میشود، یعنی اینکه از سلولهای جدیدی برخوردار میشود ؟

آیا میدانستید که
درازترین دم به سوسمار آبهای شور تعلق دارد که درازای آن به ۳ متر میرسد ؟

آیا میدانستید که
قدمت خالکوبی به بیش از ۵۰۰۰ سال میرسد ؟

آیا میدانستید که
اغلب مارها دارای ۶ ردیف دندان میباشند ؟

آیا میدانستید که
شمپانزه ها قادرند مقابل آینه چهره خود را تشخیص دهند اما میمونها نمیتوانند ؟

آیا میدانستید که
قلب والها تنها ۹ بار در دقیقه می تپد ؟

آیا میدانستید که
درازترین جانور یک نوع کرم خاکی است که درازای آن به بیش از ۵۵ متر میرسد ؟

آیا میدانستید که
اولین کلیسای ساخت بشر یعنی کلیسای پطرس مقدس در انطاکیه ترکیه میباشد ؟

آیا میدانستید که
رشد تعداد ماشینها در جهان ۳ برابر رشد جمعیت انسانهاست ؟

آیا میدانستید که
وزیر دفاع اسراییل و رئیس حزب کارگر آن ایرانی الاصل میباشند ؟

آیا میدانستید که
ایران زمان شاه دارای ورزیده ترین خلبانان دنیا بود و تیم اکرو جتش حرف اول را در دنیا میزد ؟

آیا میدانستید که
بیشترین آمار طلاق در جهان متعلق به ایران است ؟

آیا میدانستید که
اسم قاره ها با همان حرفی که آغاز میشود پایان میابد ؟

آیا میدانستید که
شما نمیتوانید با حبس نفستان خود کشی کنید ؟

آیا میدانستید که
خوک‌ها به دلیل فیزیک بدنی قادر به دیدن آسمان نیستند ؟

آیا میدانستید که
فندک قبل از کبریت اختراع شد ؟

آیا میدانستید که
بیشتر سر دردهای معمولی از کم نوشیدن آب است ؟

آیا میدانستید که
زکریای رازی به غیر از الکل کاشف گوگرد هم هست ؟

آیا میدانستید که
رکورد ضربه زدن به توپ پیگ پنگ در مدت زمان ۶۰ ثانیه ۱۷۳ ضربه است ؟

آیا میدانستید که
مهمترین عامل افزایش طول عمر داشتن تناسب اندام به همراه وزنی مناسب است ؟

آیا میدانستید که
۷۰ در صد جمعیت ایران زیر ۳۰ سال سن دارند و ایران جوانترین جمعیت دنیا را دارد ؟

آیا میدانستید که
خوردن کاهو مانع ریزش و سفید شدن موها میگردد ؟

آیا میدانستید که
برای جلوگیری از جوانه زدن سیب زمینی درون سبد آن باید یک عدد سیب قرار دهید ؟

آیا میدانستید که
آب دریا دارای طلاست و این مقدار در حدود ۴ گرم در هر میلیون تن آب است ؟

آیا میدانستید که
یک نوع وزغ وجود دارد که در بدن خود سم کافی برای کشتن ۲۲۰۰ انسان را دارد ؟

آیا میدانستید که
۳۵۰ هزار نوع کفش دوزک در جهان وجود دارد ؟

آیا میدانستید که
وال برای شکار از صدای بسیار بلندی که دارد استفاده میکند و طعمه را فلج یا میکشد ؟

آیا میدانستید که
سریعترین قطار دنیا سرعت ۵۸۱ کیلومتر دارد و این نوع قطارها تنها در ژاپن وجود دارند ؟

آیا میدانستید که
چشم انسان حدود ۱۳۵ میلیون سلول بینایی دارد ؟

آیا میدانستید که
مراسم مومیایی کردن در مصر باستان ۷۰ روز به طول میانجامید ؟

آیا میدانستید که
صدایی بلندتر از زمانیکه سفینه ایی به فضا پرتاب میشود در جهان وجود ندارد ؟

آیا میدانستید که
در قدیم ارزش نمک بیش از طلا بوده و از نمک برای نگهداری غذا استفاده میشده است ؟

آیا میدانستید که
شکستگی استخوان ناشی از پوکی استخوان در زنان دو برابر مردان است ؟

آیا میدانستید که
توماس ادیسون از تاریکی وحشت داشت ؟

آیا میدانستید که
چشم شتر مرغ از مغزش بزرگتر است ؟

آیا میدانستید که
الفبای مردم هاوایی ۱۲ حرف دارد ؟

آیا میدانستید که
مورچه ها نمیخوابد ؟

آیا میدانستید که
اسکندر و ژولیوس سزار صرع داشتند ؟

آیا میدانستید که
آدامس توسط یک فرمانده جنگی اختراع شد ؟

آیا میدانستید که
کد کشور روسیه ۰۰۷ است ؟

آیا میدانستید که
ارتفاع برج ایفل در سرما و گرما بر اثر انقباض و انبساط ۱۶ ساتنی متر تغییر میکند ؟

آیا میدانستید که
عقرب میتواند سه سال بدون غذا زندگی کند ؟

آیا میدانستید که
یک کوروکودیل نمی‌تواند زبانش را بیرون در بیاورد ؟