هر چی بخوای داریم

هر چی که بخوای

سه رکن اساسی انتظار حقیقی

سه رکن اساسی انتظار حقیقی 


کسی می‌تواند مدّعی انتظار فرج و آمادگی عملی ظهور منجی شود که توانسته باشد با کسب تقوا، یعنی انجام واجبات و اجتناب از محرّمات، رضایت امام زمان«ارواحنافداه» را تحصیل نماید و علاوه بر آن، حاضر باشد تمام تعلّقات مادی خویش را در راه اسلام و جهان شمولی این دین مبین فدا کند.

 


انتظار

انتظار فرج یک فضیلت فراموش شده در جامعه است

 

 

آیت الله مظاهری در ادامه سلسله جلسات دروس اخلاق با اشاره به فراموش‌شدن فضیلت انتظار فرج در عصر حاضر، تأکید کرد: جامعه‌ای که آلوده به فساد اخلاقی است نمی‌تواند ادعای تشیع کند و انتظار فرج در چنین اجتماعی، یک فضیلت فراموش شده است.

مقصود از انتظار فرج، انتظار برای برافراشته شدن پرچم اسلام که همان پرچم عدالت و حقیقت است، در سراسر عالم، به‌دست شیعیان راستین و به رهبری حضرت ولی عصر«ارواحنافداه» است و چنین انتظاری که از والاترین ثواب‌ها برخوردار است، با تلاش و کوشش منتظران حقیقت می‌یابد.

بدیهی است که همه آدمیان ـ با هر دین و مذهبی وقتی بدانند با امر فرج، عدالت اجتماعی سرتاسر جهان را فرا می‌گیرد و دنیا از هرگونه ظلم، غمّ، غصّه و اضطراب عاری می‌شود، به آن علاقه‌مند می‌شوند؛ ولی این علاقه‌مندی که برای کفّار نیز ممکن است رخ دهد، کافی نیست و انتظار فرج حقیقی محتاج تحقق سه رکن «اعتقاد»،‌ «شعار» و «عمل» است.

جامعه فعلی از لحاظ اعتقاد به مبانی تشیع و نیز از حیث تعظیم شعائر از طریق برگزاری جشن‌ها در اعیاد و یا برگزاری مراسم عزاداری و نظائر آن، وضعیت نسبتاً مطلوبی دارد، امّا متأسّفانه آمادگی عملی برای ظهور حضرت ولی عصر«ارواحنافداه» در جامعه دیده نمی‌شود.

کسی می‌تواند مدّعی انتظار فرج و آمادگی عملی ظهور منجی شود که توانسته باشد با کسب تقوا، یعنی انجام واجبات و اجتناب از محرّمات، رضایت امام زمان«ارواحنافداه» را تحصیل نماید و علاوه بر آن، حاضر باشد تمام تعلّقات مادی خویش را در راه اسلام و جهان شمولی این دین مبین فدا کند.

بدیهی است که همه آدمیان ـ با هر دین و مذهبی وقتی بدانند با امر فرج، عدالت اجتماعی سرتاسر جهان را فرا می‌گیرد و دنیا از هرگونه ظلم، غمّ، غصّه و اضطراب عاری می‌شود، به آن علاقه‌مند می‌شوند؛ ولی این علاقه‌مندی که برای کفّار نیز ممکن است رخ دهد، کافی نیست و انتظار فرج حقیقی محتاج تحقق سه رکن «اعتقاد»،‌ «شعار» و «عمل» است

 

جامعه‌ای که آلوده به فساد اخلاقی است و مردم آن حتّی در جشن‌های مهدوی، مرتکب گناهانی نظیر اختلاط بین زن و مرد و نگاه‌های آلوده می‌شوند، و جامعه‌ای که افراد آن مبتلا به گناهان بزرگی همچون دروغ، غیبت، تهمت، تظاهر و ریا بوده و نه تنها حاضر به نثار اموال و اولاد خویش در راه اسلام نیستند، بلکه در پرداخت خمس و زکات و دیون واجب مالی نیز کوتاهی می‌نمایند، نمی‌تواند ادعای تشیع کند و «انتظار فرج» در چنین اجتماعی، یک فضیلت فراموش شده است.

 

هر زمانی که جامعه رنگ تقوا به خود بگیرد و مردم علاوه بر اجتناب از گناه و مداومت به انجام همه واجبات، قانون مواسات را در بین خود حاکم سازند و از همدیگر دستگیری نمایند، قاعده لطف پروردگار متعال اقتضاء می‌کند که فرج حاصل شده و حضرت ولی عصر«ارواحنافداه» ظهور فرمایند.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی و در ابتدای زمان حاکمیت جمهوری اسلامی در ایران، جامعه به صورت یک پارچه آماده ظهور شد و در آن زمان، احساس می‌شد که ظهور نزدیک است. امّا پس از مدّتی با رخنه سه فساد اخلاقی، اداری و اقتصادی در بدنه جمهوری اسلامی و در بین مردم، زمینه ظهور حضرت ولی عصر «ارواحنافداه» از بین رفت.

حضرت بقیة الله الاعظم «ارواحنافداه» برای اصلاح جهان نیاز به یارانی صالح دارند، همچنان که برای برقراری عدالت اجتماعی، افرادی عادل، متّقی و حقیقت‌خواه، باید به یاری ایشان بشتابند و بدیهی است که با کسانی که خود، مفسد و ظالم و حقیقت ستیز هستند، اطلاح عالم و بسط عدالت و گسترش حقیقت، امکان‌پذیر نیست. و از این رو تا زمانی که منتظران فرج، صالح، متّقی و عادل نشوند، ظهور آن حضرت تحقّق نخواهد یافت.

تقوا پله نخست عرفان عملی

خدای تعالی با بیان نورانی «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحات»، ایمان و تقوا را به عنوان زیر بنا و روبنا، دو شرط اساسی برای دستیابی شیعیان به حکومت جهانی و برقراری عدالت و امنیت اجتماعی توسط آنان بر می‌شمرد و تأکید می‌فرماید که حضور شیعیان در حکومت سرتاسری اهل بیت«علیهم‌السّلام» که عاری از ظلم، تبعیض، فساد، فقر، اضطراب و ناامنی است، نیاز به لیاقت و زمینه‌سازی دارد و با زیربنای ایمان و روبنای تقوا حاصل می‌گردد.

جامعه‌ای لایق میزبانی از حکومت جهانی اهل بیت«علیهم‌السّلام» است که افراد آن با هم متّحد باشند و با غیبت، تهمت، شایعه و اهانت، به دشمنی با یکدیگر نپردازند تا بتوانند با اتّحاد و یکپارچگی، حکومت حضرت ولی عصر«ارواحنافداه» را اداره نمایند.

حضرت آیت الله مظاهری با تفسیر آیه شریفه «وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یرِثُها عِبادِی الصَّالِحُونَ»، شیعیان حقیقی و افراد صالح و شایسته را وارث کره زمین برشمرد و افزود: شیعیان راستین که به صورت توأمان به قرآن و عترت تمسّک می‌جویند و به خصوص از نظر عملی، به دستورات انسان‌ساز قرآن کریم توجّه کرده و پیرو اهل بیت«علیهم‌السّلام» هستند و در حدّ توان، کردار و گفتار خود را به اعمال اهل بیت«علیهم‌السّلام» شبیه می‌سازند، وارثان و تمکّن‌یافتگان آینده جهانی خواهند بود.

کسی که خود را شریک غم و اندوه دیگران نمی‌داند و با وجود مشکلات فراوان معیشتی و معضلات اجتماعی و ناهنجاری‌های روحی و اخلاقی در وضع کنونی، با خودخواهی به فکر زندگی خود و اطرافیان خود است، افکار و اعمال او به اهل بیت عصمت و طهارت«علیهم‌السّلام» شباهتی ندارد و در زمره شیعیان امیرالمؤمنین«علیه‌السّلام» محسوب نمی‌شود.

مردم از نظر معیشتی در تنگناهای فراوانی قرار دارند و بدون شک در بسیاری از موارد، محتاج نان شب و مایحتاج اولیه زندگی هستند، ازدواج جوانان با موانع فراوانی مواجه است و مفاسد متعدّدی را به همراه دارد و بی‌کاری‌های گسترده، مایه گسترش فساد و جرم شده است و طبعاً این جامعه با این معضلات، آماده و مهیای ظهور نیست.

اگر در جامعه، قانون مواسات و روحیه تعاون و دیگر گرایی، جایگزین خودخواهی، خودمحوری و تجمّل گرایی شود و مسئولان به‌جای دعواهای سیاسی و کارهای شعاری، به مشکلات اقتصادی مردم به نحو صحیح رسیدگی کنند، بسیاری از معضلات معیشتی به سرعت برطرف خواهد شد و در این صورت، انتظار فرج، معنای دیگری می‌یابد و نسل جوان، از روی سرخوردگی و ناامیدی به موضوع انتظار فرج نگاه نخواهد کرد.

کسی که خود را شریک غم و اندوه دیگران نمی‌داند و با وجود مشکلات فراوان معیشتی و معضلات اجتماعی و ناهنجاری‌های روحی و اخلاقی در وضع کنونی، با خودخواهی به فکر زندگی خود و اطرافیان خود است، افکار و اعمال او به اهل بیت عصمت و طهارت«علیهم‌السّلام» شباهتی ندارد و در زمره شیعیان امیرالمؤمنین«علیه‌السّلام» محسوب نمی‌شود

 

اگر به مردم خدمت نمی‌کنید و به رفع معضلات معیشتی آنان نمی‌پردازید، لااقل مردم را تحقیر نکنید و در کارهای آنان مانع ایجاد نکنید.

 

امام زمان«ارواحنا فداه»با معجزه و خرق عادت، بر کره زمین مسلّط شده و حکومت جهانی تشکیل خواهند داد، اما در اداره حکومت عادلانه خویش از معجزه و خرق عادت بهره نمی‌گیرند، بلکه با اجرای دقیق احکام و قوانین جامع و مترقّی اسلام، حکومت قرآنی تشکیل می‌دهند و همه معضلات اقتصادی، معیشتی و اخلاقی جهان را رفع کرده و امنیت ظاهری و باطنی و زندگی عاری از ظلم، تبعیض، فقر، عزوبت، غم، غصه، نگرانی، دلهره و اضطراب برای همه جهانیان به ارمغان می‌آورند.

حضرت ولی‌عصر«ارواحنافداه» نه در تصرّف کره زمین و نه در اداره حکومت، از جنگ، خونریزی، قتل عام، بمب اتم و سلاح‌های کشتار جمعی و روش‌های سیاست بازانه بهره نمی‌گیرند.

برخی روایات جعلی و نادرست در طول تاریخ به تحریف ظهور و حوادث مربوط به آن پرداخته‌اند و چهره متفاوت و نادرستی از شیعیان و حضرت ولی‌عصر«ارواحنافداه» معرّفی نموده‌اند که شیعیان در این خصوص باید به جعلی بودن این‌گونه روایات توجّه داشته باشند.

بخش مهدویت تبیان 


 

منبع : خبر گزاری رسا

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٩:۱٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٠/٦/٩

یاوران مهدی را بیشتر بشناسیم

مهدی یارها کیانند؟

امام زمان

 


 

 

 

براساس آموزه‌های دینی ، یکی از سنت‌های الهی در جهان این است که هر پدیده ، می‌باید به صورت قاعده مند از راه فراهم آمدن شرایط و مقدمات آن به وجود آید .

این اصل ، در روایات این گونه بیان شده است: « أبی الله أن یجری الأمور إلا بأسبابها فجعل لکل شئ سبباً ؛ خداوند امتناع دارد از این‌که امور را جز از راه اسباب آن فراهم آورد .» (مازندرانی، ج8، ص210)

 


 

 

تحولات و رخداد‌های اجتماعی نیز همانند پدیده‌های تکوینی، محکوم به اجرای این اصل می‌باشد. بر این اساس ، تحقق هر انقلاب و رویداد اجتماعی، به زمینه‌ها و شرایط آن  وابستگی دارد.

ظهور و قیام امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز پیرو همین اصل است و بدون تحقق زمینه‌ها و شرایط آن ، به وقوع نخواهد پیوست .

 

مهم‌ترین شرایط برای تحقق ظهور

مهم‌ترین شرایط و مقدمات لازم برای تحقق ظهور ، وجود یاورانی شایسته و لایق برای پشتیبانی از قیام و انجام کارهای حکومت جهانی است ؛ زیرا سنّت الهی بر این قرار گرفته که امور عالم از مجرای طبیعی و علل و اسباب عادی انجام گیرد؛ بنابر این همان گونه که نقش یاران در موفقیت حرکت‌های  پیامبران تعیین کننده بوده ، در قیام امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیر نیاز به یاران ، امری ضروری و اجتناب ناپذیر است ؛ زیرا بنا نیست این قیام، با نیروی اعجاز به سر انجام برسد ؛ بلکه حرکت‌های حضرت از راه اسباب وعوامل عادی به پیروزی می‌رسد.

 

یاوران مهدی (عج) چه کسانی می باشند؟

طبق آنچه از روایات استفاده می‌شود، مجموع یاوران و کسانی که در آغاز ظهور، دعوت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را لبیک می‌گویند و برای یاری ، به امام علیه السلام می‌پیوندند ، را می‌توان به دو گروه، تقسیم کرد :

الف. گروه اصحاب

ب. گروه انصار

در این شماره از مقاله به معرفی و بحث پیرامون گروه اصحاب می پردازیم ؛

گروه اصحاب

کلمة « اصحاب » و « صحابه »، جمع صاحب از ماده «صحب» به معنای همراه ، گروه ، معاشر و یاور است .( ابن منظور، ص519؛ زبیدی ، ج3، ص 186).

در آیات و روایات نیز این کلمه به معنای همراه ، اهل ، دسته وگروه ، به کار رفته است .

این گروه، افراد ویژه و فوق العاده ممتازی هستند که به عنوان اصحاب حضرت در نخستین ساعات ظهور، به امام می‌پیوندند.

آنان ، هسته‌های اولیه نهضت جهانی امام مهدی علیه السلام را تشکیل می‌دهند ، به عبارتی می توان گفت که ، آنان کسانی هستندکه هم قیام حضرت با حضور آنان آغاز می‌شود و هم پس از پیروزی، از مشاوران و وزرای امام عصر علیه السلام خواهند بود و بخش مهمی از کارها را به دوش خواهند کشید. حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با کمک آنانی، دنیا را فتح کرده و عدالت موعود را سراسر جهان حاکم خواهند کرد .

امیرالمؤمنین علیه السلام درباره چگونگی فراخوانی و پیوستن یاران مهدی علیه السلام ، از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل می کند : «‌خداوند ، یاران مهدی را در کمتر از چشم به هم زدن، از مشرق و مغرب، کنار کعبه، گرد می‌آورد»

" اصحاب المهدی " چه کسانی می باشند؟

درمنابع روایی ، گروه انصار با عنوان «اصحاب المهدی» یاد شده‌اند . آنان ، در مقایسه با دیگر یاران حضرت ، از مقام ، جایگاه و منزلت برتری برخوردار‌ند و در سیستم حکومتی حضرت نیز مسؤولیت‌های مهم‌تر و حساس‌تری بر عهده دارند.

 

شمار اصحاب حضرت مهدی علیه السلام

درباره تعداد اصحاب امام مهدی علیه السلام در روایات ، آمار و ارقام مختلفی ذکرشده است . بیشتر روایات ، تعداد یاران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را سیصد و سیزده تن- به تعداد اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله در جنگ بدر- ذکر کرده اند . (صفار قمی ، ص311؛ صدوق، ج2، ص654)

دسته دیگر روایات ، تعداد اصحاب مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را بیش از سیصد و سیزده نفر نقل کرده است. برخی از این روایات ، رقم ده هزار نفر را ذکر کرده است ؛ مانند آنچه از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمود: « مهدی ظهور نمی‌کند ، مگر این‌که حلقه کامل گردد ».

امام زمان

وقتی ازحضرت سؤال شد که عدد آنان چند نفر است؟ فرمود: « ده هزار نفر» (نعمانی، ص307)

بعض دیگر از این نوع روایات ، تعداد اصحاب مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هنگام ظهور را بین دوازده تا پانزده هزار نفر، ذکر کرده است (ابن طاووس، ص65) ، حتی در روایتی ، عدد یکصد هزار نفر نیز نقل شده است (مجلسی، ج 52، ص307 و367)

باتوجه به قرائن موجود، این چند دسته روایات را می‌توان این گونه جمع کرد که روایات متضمن عدد سیصد ، ناظر به اصحاب ویژه امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در مرحله آغازین قیام است ، همان کسانی که هسته اصلی قیام حضرت را تشکیل می‌دهند و در روایات ، از آنان ، با عنوان پرچمداران و فرماندهان لشکرمهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف یاد شده است (کلینی ، ج8، ص313؛ صدوق، ج2، ص672) ،که حضرت به وسیله آنان، شرق وغرب جهان را فتح می‌کند وآن‌ها را فرمانروایان روی زمین قرارمی دهد. (نعمانی ، ص252)

اما روایات دسته دوم ، ناظر به مجموع نیروهایی است که به جمع سیصد وسیزده نفر می‌پیوندند ؛ بنابراین، با توجه به اختلاف روایات درباره تعداد یاران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف می توان گفت: آمار و ارقام یاد شده ، مقصود نبوده ؛ بلکه هدف از بیان این ارقام ، فزونی یاوران و پیروان امام مهدی علیه السلام می باشد . 

 

 چگونگی پیوستن اصحاب حضرت مهدی علیه السلام

طبق نقل روایات ، اصحاب مهدی ، به طور ناگهانی ومعجزه‌آسا، ازمسافت‌های دور و نزدیک ، در یک شب یا صبحگاه، درمکه معظمه، گرد می آیند و به حضرت می پیوندند .

امیرالمؤمنین علیه السلام درباره چگونگی فراخوانی و پیوستن یاران مهدی علیه السلام ، از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل می کند : «‌خداوند ، یاران مهدی را در کمتر از چشم به هم زدن، از مشرق و مغرب، کنار کعبه، گرد می‌آورد .» (ابن طاووس، ص146)

همچنین در روایت دیگری از امام باقر علیه السلام نقل شده است که فرمود : « یاران مهدی ، با طی الأرض به سوی او می‌شتابند و در مکه با او بیعت می‌کنند .» (فتال نیشابوری، ج2، ص263)

 

 چگونگی بیعت اصحاب

پس از پیوستن یاران امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف اولین اقدام حضرت ، اخذ بیعت از اصحاب و پیمان وفاداری و اطاعت آنان از امام علیه السلام است .

پایمردی در میدان رزم ، دوری از حرام وکارهای منکر مثل دزدی ، زر اندوزی ، احتکار، رباخواری ، تخریب مساجد، شهوات باطل ، نوشیدن شراب ، تجمل گرایی ، تحقیر اشخاص مؤمن ، تعقیب افراد فراری ، خونریزی ناحق، انفاق به افراد منافق و کافر، انجام عمل منافی عفت و… از موارد مطرح در این میثاق بیعت است .

همچنین امام از یاران خود پیمان می‌گیرد در تحمل سختیها مقاوم باشند و مردم را امر به معروف و نهی از منکر کنند . اصحاب نیز همگی این پیمان را می‌پذیرند .(شافعی، ص96)

تعداد اصحاب مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را بیش از سیصد و سیزده نفر نقل کرده است. برخی از این روایات ، رقم ده هزار نفر را ذکر کرده است ؛ مانند آنچه از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمود: « مهدی ظهور نمی‌کند ، مگر این‌که حلقه کامل گردد»

 اوصاف اصحاب

امام زمان(عج)

طبق نقل روایات ، اصحاب مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف همگی جوانند مگر تعداد اندکی؛ به مقدار کمی سرمه در چشم یا کمی نمک در غذا . (طوسی، ص284)

در برخی روایات ، یاران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به شیران روز و نیایشگران شب زنده دار که دل‌هاشان مانند پاره‌های آهن، محکم واستوار است ، توصیف شده اند . (مجلسی، ج52، ص386)

آنان ، رادمردانی‌ هستند که جز شهادت در راه خدا، آرزوی دیگری ندارند و برابر رهبر و مولای خود ، سخت مطیع و فرمانبردارند . ابهت و رعب این جنگ جویان مصمّم و فولادین ، دشمنان را زمین‌گیر می‌کند .(نوری،ج11،ص114). در راه انجام مأموریت خود ، بسیار قاطع و بی‌باکند و هرگز هراسی به دل راه نمی‌دهند . (مجلسی، ج52، ص308)

امام مهدی علیه السلام ، با چنین اصحاب و یارانی، جهان را فتح کرده و اسلام را در سراسر گیتی ، حکم فرما می‌سازد.

 از امام باقر علیه السلام نقل شده است که فرمود: گویی یاران مهدی را می‌بینم که سراسر زمین و آسمان را احاطه کرده‌اند و چیزی در جهان نیست ، مگر این‌که در قبضه قدرت آنان است. آن‌ها ، در جامعه به حدی محبوبند که حتی پرندگان و درندگان نیز در پی جلب خشنودی و فرمان برداری آنان هستند .

 

حضور زنان در میان اصحاب

میان یاران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف زنان نیز حضور دارند و در بخش‌های مختلف ، انجام وظیفه می‌کنند.

در روایات، تعداد آنان متفاوت ذکر شده است. طبق روایت مفضل بن عمر از امام صادق علیه السلام سیزده نفر میان اصحاب قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف حضور دارند . (طبری، ص259).

در برخی دیگر از روایات ، از حضور پنجاه زن میان یاران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ، خبر داده شده است . (نعمانی، ص279) و در برخی دیگر، عدد بیشتری نیز ذکر شده است . (ابن طاووس،ص151)

 

بخش مهدویت تبیان

 

 


 

 

 

منابع :

1- ابن بابویه قمی ، ابوجعفر محمد بن علی ، الخصال 1-

2- ابن بابویه قمی ، ابوجعفر محمد بن علی ، کمال الدین وتمام النعمه

3- ابن منظور، محمد ، لسان العرب

4- حرعاملی ، محمد بن الحسن ، اثبات الهداة

 5- دیلمی ، ابو محمد ، ارشاد القلوب

 6- شیخ طوسی ، ابوجعفرمحمد بن حسن ، الغیبه

 7- صافی گلپایگانی ، لطف‌الله ، منتخب الاثر

 8- طبرسی ، فضل بن الحسن ، مجمع البیان فی تفسیرالقرآن

 9- عاملی ، محسن امین ، اعیان الشیعه

 10- عبدالباقی ، محمد فؤاد ، المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الکریم

 11- عروسی حویزی ، عبدعـلی بن جمعه ، نورالثقلین

 12- عیاشی سمرقندی ، محمد بن مسعود ، تفسیرالعیاشی 

* مجله انتظار موعود- شماره 29

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٩/۱۱/٢۱

شباهت های امام عصر (عج) به انبیا علیهم السلام

شباهت های امام عصر (عج) به انبیا علیهم السلام

امام زمان

انبیا و اولیای الهی در طول حیات بشری برای هدایت انسان ها آمده اند و در این راه نیز سختی های بی شماری را تحمل کرده اند. حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، تنها بازمانده از انبیا و اولیا علیهم السلام است و هر آنچه آن بزرگواران از علم و قدرت و معجزه دارا بوده اند و هر آنچه در اختیار آنان بوده، همگی در حال حاضر در اختیار آن حضرت می باشد. تمام صفات انبیا و مکارم ائمه علیهم السلام در وجود امام مهدی (عج) جمع است و از آن حضرت بروز می کند. بر این اساس، شباهت هایی بین آن حضرت و پیامبران و اولیا الهی وجود دارد که در کتاب های معتبر حدیثی از آن یاد شده است.

 

شباهت به آدم علیه السلام

 

خداوند، حضرت آدم علیه السلام را خلیفه خود در تمام زمین قرار داد و او را وارث آن ساخت 1؛ حضرت مهدی (عج) را نیز وارث زمین خواهد ساخت و خلیفه خود در زمین خواهد نمود.2 آدم علیه السلام زمین را با عبادت خدا زنده کرد، پس از آنکه با کفر و طغیان جنیان مرده بود؛ حضرت مهدی (عج) نیز زمین را با دین خدا و عبادت و عدالت و برپایی حدود الهی زنده خواهد کرد، در حالی که با کفر و معصیت اهل زمین مرده است.3 آدم علیه السلام از گروه بسیار گریه کننده (بُکّائین) بود و در فراق بهشت بسیار گریست4؛ حضرت مهدی(عج) نیز چنانکه در زیارت ناحیه مقدسه آمده، بر مصیبت امام حسین علیه السلام بسیار گریسته و می گرید. خداوند تمام اسماء را به آدم علیه السلام آموخت5؛ به حضرت مهدی(عج) افزون بر آنچه به آدم علیه السلام آموخت، مطالب دیگری که به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و اوصیای آن حضرت داده شده را می آموزد. 6

 

شباهت به هابیل علیه السلام و شیث علیه السلام

 

نزدیک ترین و خویشاوندترین افراد یعنی قابیل، هابیل را کشت7؛ در مورد حضرت مهدی(عج)  نیز عمویش جعفر کذاب که نزدیک ترین افراد از نظر خویشاوندی به امام بود، قصد کشتن ایشان را نمود.8 حضرت شیث اجازه نیافت علم خویش را آشکار کند؛ زیرا می ترسید همانند برادرش هابیل به قتل برسد؛ حضرت مهدی(عج) نیز تا روز معیّن که خداوند از آن آگاه است، اجازه ندارد علم خویش را آشکار سازد؛ چنانکه در روایت آمده است: حضرت به هنگام ولادت عطسه ای زد و فرمود: «ستمگران پنداشته اند حجت الهی باطل و نابود است، حال آنکه اگر در سخن گفتن به ما اجازه داده شود، شک از بین می رود.»9

آدم علیه السلام از گروه بسیار گریه کننده (بُکّائین) بود و در فراق بهشت بسیار گریست؛ حضرت مهدی (عج) نیز چنانکه در زیارت ناحیه مقدسه آمده، بر مصیبت امام حسین علیه السلام بسیار گریسته و می گرید. خداوند تمام اسماء را به آدم علیه السلام آموخت؛ به حضرت مهدی (عج) افزون بر آنچه به آدم علیه السلام آموخت، مطالب دیگری که به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و اوصیای آن حضرت داده شده را می آموزد

شباهت به نوح علیه السلام

امام زمان

حضرت نوح علیه السلام شیخ الانبیاء نام دارد که بنا بر روایات دو هزار و پانصد سال عمر نمود 10؛ حضرت مهدی(عج) نیز شیخ الاوصیاء است11 و تاکنون در قید حیات می باشد. حضرت نوح علیه السلام با دعای خود که فرمود: «پروردگارا! بر روی زمین بشری از کافران قرار نده> 12، آنها را از بین برد؛ حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز زمین را با شمشیر از لوث وجود کافران پاک می کند. خداوند فرج نوح و اصحابش را آن قدر به تأخیر انداخت تا بیشتر معتقدان به حضرت از او برگشتند و آنان که ایمان حقیقی داشتند بر عقیده خود پابرجای ماندند؛ ظهور و خروج حضرت مهدی(عج) نیز به قدری به تأخیر می افتد که بیشتر معتقدان به حضرت برمی گردند تا آنان که عقیده ای راسخ و حقیقی دارند باقی بمانند.13 نداهای حضرت نوح علیه السلام به شرق و غرب عالم می رسید و این یکی از معجزات آن حضرت بود؛ حضرت مهدی(عج) نیز هنگام ظهور، میان رکن و مقام می ایستد و فریادی برمی آورد و یارانش را فرا می خواند و ندایش به شرق و غرب عالم می رسد. 14

 

شباهت به ادریس علیه السلام

 

ادریس علیه السلام که جدّ پدر نوح علیه السلام است، به آسمان چهارم بالا رفت در حالی که زنده بود؛ حضرت مهدی(عج) نیز برای لحظاتی هنگام تولد به جایگاه والایی در آسمان برده شد.15 هنگامی که دشمنان می خواستند حضرت ادریس علیه السلام را بکشند، وی از قومش غایب شد و طول غیبتش به حدی بود که پیروانش در سختی و شدت و فشار قرار گرفتند16؛ حضرت مهدی(عج)  نیز هنگامی که دشمنان می خواستند او را به شهادت برسانند، غایب شد و در طول غیبتش که بسیار هم طولانی است، شیعیان و پیروانش به منتهای سختی و فشار و مشقت می رسند.17 وقتی غیبت ادریس علیه السلام به طول انجامید، مردم جملگی به درگاه خداوند توبه کردند و تصمیم گرفتند حضرت را یاری نمایند، خداوند نیز حضرت را ظاهر ساخت18؛ حضرت مهدی(عج) نیز ظهور خواهد کرد، اگر مردم به سوی خدا توبه کنند و تصمیم قاطع بر یاری حضرت داشته باشند.

خداوند حضرت ابراهیم علیه السلام را از آتش نجات داد؛ حضرت مهدی (عج) نیز از آتش نجات خواهد یافت. براساس روایتی از امام صادق علیه السلام، هنگامی که حضرت ظهور می کند، مردی نزد ایشان آمده، تقاضای معجزه ابراهیم علیه السلام می کند. حضرت هم دستور می دهد تا آتشی را فراهم کنند، سپس داخل در آتش شده و به سلامت از آن خارج می شود

شباهت به هود علیه السلام و صالح علیه السلام

 

خداوند کافران را به وسیله حضرت هود علیه السلام و باد عقیمی که بر آنها فرستاد، نابود کرد19؛ در زمان ظهور حضرت مهدی(عج) نیز جمعی از کافران به وسیله حضرت و باد سیاهی که خواهد وزید نابود خواهند شد.20 حضرت صالح علیه السلام از قوم خود غایب شد و وقتی بازگشت، عده بسیاری آن حضرت را انکار کردند؛ امام عصر (عج) را نیز انکار خواهند کرد. با آنکه حضرت مهدی (عج) در سن پیری و پس از عمری طولانی ظهور می کند، اما به صورت جوانی کمتر از چهل سال دیده می شود و مردم نیز در آن زمان سه دسته خواهند بود: اهل یقین، اهل شک و انکار کنندگان. اهل انکار را دعوت می کند، او را انکار می کنند؛ پس آنها را می کشد. اهل یقین و شک هم از او علامت هایی می خواهند که ارائه می دهد و آنان با حضرت بیعت می کنند.21

 

شباهت به ابراهیم علیه السلام

حضرت ابراهیم

دوران حمل و ولادت حضرت ابراهیم علیه السلام مخفیانه بود و حضرت در یک روز به قدری رشد می کرد که دیگران در یک هفته رشد می کنند و در یک هفته به قدری که دیگران در یک ماه و در یک ماه به قدری که دیگران در یک سال22؛ حضرت مهدی(عج) نیز از این جهات شبیه حضرت ابراهیم علیه السلام بود.23 هنگامی که حضرت ابراهیم علیه السلام در آتش افکنده شد، جبرئیل برایش لباسی از بهشت آورد؛ حضرت مهدی (عج) هنگامی که قیام می کند، همین لباس را به تن می کند.24

خداوند حضرت ابراهیم علیه السلام را از آتش نجات داد 25؛ حضرت مهدی (عج) نیز از آتش نجات خواهد یافت. براساس روایتی از امام صادق علیه السلام، هنگامی که حضرت ظهور می کند، مردی نزد ایشان آمده، تقاضای معجزه ابراهیم علیه السلام می کند. حضرت هم دستور می دهد تا آتشی را فراهم کنند، سپس داخل در آتش شده و به سلامت از آن خارج می شود.26

 

شباهت به لوط علیه السلام و یعقوب علیه السلام

 

خداوند فرشتگان را برای یاری حضرت لوط علیه السلام فرستاد27؛ برای یاری امام زمان (عج) نیز فرشتگان فرود خواهند آمد.28 یعقوب علیه السلام در فراق یوسف علیه السلام به قدری گریست تا چشمانش از اندوه سفید شد و بینایی خود را از دست داد در حالی که حضرت خشم خود را فرو می خورد29؛ حضرت مهدی (عج) نیز چنانکه در زیارت ناحیه مقدسه می فرماید، در اندوه جدّش امام حسین علیه السلام بسیار می گرید، در حالی که خشم خود را فرو می برد تا زمانی که اجازه ظهور بیابد و انتقام آن حضرت را از قاتلانش بگیرد. یعقوب علیه السلام منتظر فرج بود30؛ حضرت مهدی (عج) نیز منتظر فرج می باشد.

 

نوشته زهرا رضاییان – بخش مهدویت تبیان

 


 

 

پی نوشت ها:

1. بقره: 30

2. نور: 55

3. بحارالانوار، ج51، ص54

4. همان، ج11، ص204

5. بقره:31

6. موسوی اصفهانی، محمد تقی، مکیال المکارم، ج1، ص197

7. مائده: 5

8. کمال الدین، ج1، ص320

9. همان، ج2، ص 430

10. مکیال المکارم، ج1، ص199

11. اصول کافی، ج1، ص514

12. نوح: 26

13.کمال الدین، ج2، ص385

14. بحارالانوار، ج53، ص 7 .

15. مجمع البیان؛ ج6، ص519 .

16. مکیال المکارم، ج1، ص202 .

17. بحارالانوار، ج51، ص68 .

18. مکیال المکارم، ج1، ص202 .

19. ذاریات: 42-41 .

20. بحارالانوار، ج53، ص13 .

21.کمال الدین، ج1، ص136 .

22. بحارالانوار، ج12، ص19 .

23. همان، ج51، ص27 .

24. کمال الدین، ج1، ص 142 .

25.انبیا: 69 .

26. مکیال المکارم، ج1، ص 208 .

27.هود: 88 .

28. کمال الدین، ج2، ص 431 .

29. یوسف: 84 .

30.همان: 87.

 

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٩/۱٠/٢۳

نویدهاى امام باقر(علیه السلام) در مورد ظهور

نویدهاى امام باقر(علیه السلام) در مورد ظهور

میلاد امام محمد باقر علیه اسلام

1- ابوحمزه ثمالى آورده است که: در یکى از روزها در محضر درس امام محمدباقر علیه السلام بودم، هنگامى که حاضران ‏رفتند، امام باقر علیه السلام فرمود:
اباحمزه! از رخدادهایى که خداوند آن را قطعى ساخته است قیام قائم ماست. هر کس در آنچه مى‏گویم ‏تردید کند با حال کفر به خدا، او را ملاقات خواهد کرد. آنگاه افزود: پدر و مادرم فداى وجود گرانمایه او باد که همنام و هم‏کنیه من است و هفتمین امام پس از من. پدرم فداى کسى باد که زمین را لبریز از عدل و داد مى‏کند همان گونه که به هنگامه ظهورش از ستم و بیداد لبریز است .
یا اباحمزه! هر کس سعادت دیدار او را داشت و همان گونه که به پیامبر صلی الله علیه و آله و على علیه‌السلام سلام و درود مى‏گوید بر آن حضرت درود گفت و فرمانبردار او گردید، بهشت‏ بر او واجب مى‏گردد و هر کس به آن وجود گرانمایه سلام نگفت، خداوند بهشت را بر او حرام ساخته و او را در آتش سوزان جاى خواهد داد و چه بدجایى است جایگاه ستمکاران!
2- بانوى دانش پژوهى که به (ام‏هانى) شهرت داشت آورده است که بامدادى بر حضرت باقر علیه السلام وارد شدم و گفتم: سرورم! آیه‏اى از قرآن شریف، ذهن و فکرم را به خود مشغول داشته و خوابم را ربوده است .
فرمود: کدام آیه ام‏هانى؟ بپرس!
گفتم: این آیه شریفه که مى‏فرماید: فلا اقسم بالخنس. الجوار الکنس.
فرمود: به! به! چه مسئله خوبى پرسیدى، این مولود گرانمایه‏اى است در آخرالزمان. او (مهدى) این عترت پاک ‏است. مهدى خاندان وحى و رسالت، براى او غیبت و حیرتى است که گروهى در آن گمراه مى‏گردند و گروه‌هایى راه حق و هدایت را مى‏یابند. خوشا به حالت اگر او و زمان او را درک کنى ... و خوشا به حال آنان ‏که او را درک خواهند نمود.

تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۸:٥۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳۸٩/۸/٢٢

قرآن و پایان تاریخ

قرآن و پایان تاریخ

 

بشر به‌ مقتضای‌ حُب‌ ذات‌ و طبیعت‌ جست‌وجوگر خود همواره‌ به‌ سرانجام‌ دنیا می‌اندیشد و اکنون‌ که‌ فقر و فساد، ظلم‌ و ستم‌، تبعیض‌ و ناجوانمردی‌، استعمار و استثمار، انحصارطلبی‌ قطب‌ سلطه‌ گر و صدها و هزاران‌ پدیدة‌ نا میمون‌ فرهنگی‌، سیاسی‌ و اقتصادی‌ و اجتماعی‌ به‌ صورت‌ وحشتناکی‌ بر جوامع‌ بشری‌ چنگ‌ انداخته‌ و عرصه‌ را بر انسان‌های‌ آزادیخواه‌ و طالب‌ حداقل‌ حقوق‌ انسانی‌ تنگ‌ نموده‌، این‌ سؤال‌ که‌ آیندة‌ جهان‌ و پایان‌ تاریخ‌ چگونه‌ خواهد بود از اهمیت‌ ویژه‌ برخوردار است‌.

و اهمیت‌ بیشتر آن‌ زمانی‌ روشن‌تر می‌گردد که‌ به‌ این‌ نکته‌ توجه‌ داشته‌ باشیم‌ که‌ بشر در دوران‌ اوج‌ شکوفایی‌ علمی‌، صنعتی‌ و تکنولوژی‌ است‌ و این‌ همه‌ رشد و ترقی‌ نه‌ تنها مشکلی‌ از بشر خسته‌ از جنگ‌ها و خونریزی‌ها، اضطراب‌ها و تشویش‌ها، نامردمی‌ها و تبعیض‌ها برطرف‌ نساخته‌، که‌ مایة‌ تورّم‌ مشکلات‌ و تشدید دردهای‌ او گردیده‌ است‌.

اکنون‌ باید بگوییم‌ این‌ حق‌ آدمی‌ است‌ که‌ بداند بشر در سیر قهقرایی‌ به‌ گرداب‌ فلاکت‌ و بدبختی‌ افکنده‌ خواهد شد یا با آینده‌ای‌ روشن‌ و عصری‌ طلایی‌ که‌ آدمی‌ به‌ حقوق‌ انسانی‌ خود می‌رسد و به‌ سعادت‌ و فلاح‌ دست‌ می‌یابد مواجه‌ می‌شود. دانستن‌ هر یک‌ از این‌ دو پاسخ‌ فقط‌ رفع‌ یکی‌ از مشکلات‌ فکری‌ او نیست‌ بلکه‌ نوع‌ جهت‌گیری‌ او را در زندگی‌ معین‌ خواهد کرد و او را از خمودگی‌ و سستی‌، یأس‌ و افسردگی‌، اضطراب‌ و پریشانی‌، انحطاط‌ و سقوط‌ خارج‌ ساخته‌ به‌ انسانی‌ پرتکاپو و فعال‌، امیدوار به‌ آینده‌، صبور، مقاوم‌ و ترقی‌ خواه‌ تبدیل‌ خواهد کرد.

همة‌ ادیان‌ الهی‌ و بیشتر مکاتب‌ بشری‌، دربارة‌ پایان‌ تاریخ‌، اظهار نظر کرده‌اند. در همة‌ پیش‌گویی‌های‌ مربوط‌ به‌ آخرالزمان‌، خبرهای‌ وحشتناک‌ و نگران‌کننده‌ای‌ وجود دارد؛ ولی‌ اغلب‌ بر این‌ امر اتّفاق‌ نظر است‌ که‌ پایان‌ کار بشر، روشن‌ و سعادت‌آمیز است‌. در تمام‌ فرقه‌ها و مذاهب‌ اسلامی‌، کم‌ و بیش‌ سرانجام‌ سعادت‌مند بشر پیش‌بینی‌ شده‌ است‌. در متون‌ زرتشتی‌ (از آیین‌های‌ باستان‌) به‌ صراحت‌ از دورة‌ طلایی‌ بشر در پایان‌ جهان‌ یاد شده‌ که‌ به‌ آشوب‌ها و بلاهای‌ بسیار مسبوق‌ خواهد بود و با ظهور واپسین‌ منجی‌ (سوشیانس‌) محقّق‌ می‌شود. در آیین‌ هندوان‌ نیز هر دورة‌ انسانی‌ به‌ چهار قسمت‌ تقسیم‌ شده‌ که‌ قسمت‌ چهارم‌ آن‌، مظهر غروب‌ و افول‌ تدریجی‌ معنویت‌ اوّلیه‌ است‌ و از آن‌، به‌ عصر ظلمت‌ ( Kali Yuga ) تعبیر می‌شود؛ سپس‌ منجی‌ بشر ظاهر شده‌ و با فروپاشی‌ جوامع‌ انسانی‌ و ازبین‌ رفتن‌ شرارت‌ها، دوره‌ای‌ نو آغاز می‌گردد. در متون‌ بودایی‌ نیز از این‌ دوره‌، سخن‌ به‌ میان‌ آمده‌ است‌. در ادیان‌ ابراهیمی‌، بیش‌ از آیین‌ها و مکاتب‌ دیگر بر دورة‌ طلایی‌ بشر در پایان‌ تاریخ‌، تأکید شده‌ است‌. در عهد عتیق‌، برقراری‌ سعادت‌ و عدالت‌ در سرتاسر جهان‌ پیش‌بینی‌ شده‌ که‌ به‌ وسیلة‌ «مشیح‌» محقّق‌ می‌شود. در عهد جدید نیز به‌ این‌ مطلب‌ پرداخته‌ شده‌ و مکاشفة‌ یوحنا به‌ طور کامل‌ به‌ حوادث‌ ناگوار آخرالزمان‌، اختصاص‌ یافته‌ و در پایان‌ آن‌، به‌ برقراری‌ صلح‌ و آرامش‌ جهان‌ تحت‌ حاکمیت‌ مؤمنان‌ اشاره‌ شده‌ است‌. در میان‌ مکاتب‌ بشری‌، پیش‌بینی‌ «مارکس‌» از مدینة‌ کمونیستی‌ همراه‌ با کمون‌ نهایی‌ ایجاد شده‌، تصویری‌ از جامعة‌ بی‌طبقه‌ و بی‌نیاز از دولت‌ را ارائه‌ می‌دهد. پیش‌بینی‌های‌ «رنه‌گنون‌» (عبدالواحد یحیی‌') از افول‌ و فروپاشی‌ تمدّن‌ مادّی‌ غرب‌ و ظهور مجدّد حقّ و حقیقت‌ که‌ با نظر به‌ داده‌های‌ آیین‌های‌ باستان‌ و ادیان‌ ابراهیمی‌ ارائه‌ شده‌ خبر می‌دهد. نظریّة‌ پایان‌ تاریخ‌ «فوکویاما» پیروزی‌ نهایی‌ نظام‌ غربی‌ و حاکمیّت‌ ابدی‌ آن‌ بر سرتاسر جهان‌ را پیش‌بینی‌ کرده‌ است‌ و نظریّة‌ «برخورد تمدّن‌ها» از «هانتینگتون‌»، جنگ‌ جهانی‌ تمدّن‌ها و نظم‌ جهانی‌ نوین‌ براساس‌ مرزهای‌ تمدّنی‌ را در پایان‌ این‌ دوره‌ از جهان‌، پیش‌بینی‌ می‌کند.

ادامه مطلب   
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٤٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٩/٧/٢٢

دین و دینداری در دوره غیبت

دین و دینداری در دوره غیبت

امام زمان(عج)

امتحان انسان یکی از سنت های مهم الهی است که در طول زندگی بشر به شیوه های گوناگون انجام می گیرد تا میزان پای بندی افراد به اصول و احکام دینی مشخص شود . بر این اساس، یکی از فلسفه های مهم غیبت امام زمان(عج) امتحان بشر است . امتحان الهی در عصر غیبت به صورت های گوناگون صورت می گیرد ; از جمله این آزمایشها که امتحان الهی در روایات زیادی به آن تصریح شده است، پایبندی به عقاید و حفظ ایمان است . از این رو، یکی از هشدارهای مهم و تاکیدهای مکرر در عصر غیبت، مراقبت از دین و ارزش های دینی است .

امام کاظم (علیه‌السلام) در روایتی می فرمایند: وقتی پنجمین فرزند از فرزندان من غایب شد، در مورد دین خود بسیار مراقب باشید . مبادا کسی شما را از دین تان جدا سازد . 1

امام صادق (علیه‌السلام) ضمن اشاره به سختی دین داری و حفظ ایمان در عصر غیبت، می فرمایند: . . . صاحب الامر دوران غیبتی در پیش دارند که در آن زمان، حفظ دین همانند شاخه پر خار درخت قتاد را با دست تراشیدن است . . . چه کسی می تواند چنین کاری را با دست خود انجام دهد؟ بنابراین، بندگان خدا باید در دوران غیبت حجت الهی تقوا را پیشه خود سازند و دین خدا را رها نسازند .

در همین زمینه حضرت علی (علیه‌السلام) می فرمایند: پس از غیبت امام عصر (عج)، مردم دچار حیرت و سرگردانی بسیار سختی می شوند ; گروهی گمراه می شوند و گروهی دیگر، علی رغم تمام ناملایمات، بر هدایت باقی مانند.2

از مجموعه این گونه روایات کاملا آشکار می شود که در دوره غیبت شرایطی پیش خواهد آمد که دینداری و پایبندی به ارزش های انسانی و اخلاقی بسیار مشکل خواهد بود . با این حال، گروه های زیادی علی رغم این سختی ها، لحظه ای از دین خود دست بر نخواهد داشت و با تمام وجود به حفظ ارزش ها و احکام الهی، که تضمین کننده سعادت دینا و آخرت انسان است، پافشاری خواهند نمود .

حال این سؤال مطرح می شود که مگر در دوران غیبت امام (عج)، اوضاع و شرایط جوامع چگونه خواهد بود که دین افراد این چنین در معرض تهدید واقع خواهد شد؟ در پاسخ به این پرسش باید گفت: از مجموع روایات و منابع دینی چنین بر می آید، عوامل گوناگونی در پیدایش این شرایط مؤثر است، از جمله:

 

1 . غیبت امام معصوم (علیهم‌السلام)

 

صرف نظر از علت غیبت امام عصر (عج)، به یک معنا ریشه همه گرفتاری های مردم در دوران غیبت، به عدم دسترسی به امام معصوم (علیه‌السلام) باز می گردد . از این رو، مهم ترین وظیفه برای منتظران، دعا برای فرج امام زمان (عج) است، چون با ظهور آن حضرت، مشکلات بر طرف شده و موانع موجود بر سر راه تکامل انسان ها تا حدود زیادی بر داشته خواهد شد . در اشاره به گرفتاری های دوره غیبت و برکات حکومت حضرت مهدی (عج)، در دعای افتتاح می خوانیم:

«اللهم نشکوا الیک فقد نبینا صلواتک علیه و آله و غیبتة ولینا و کثرة عدونا . . . پروردگارا به تو شکایت می کنیم از نبود پیامبرمان و از غیبت ولی مان و از فزونی دشمنان و کمی نفرات پیروان اهل بیت و سختی های فتنه و هجوم حوادث بر علیه ما . . .» و در همین دعای شریفه، ضمن آرزوی حاکمیت دولت کریمه اهل بیت، که با ظهور منجی عالم بشریت تحقق پیدا خواهد کرد، می خوانیم: پروردگارا! درود بفرست بر ولی امرت حضرت قائم (عج)، که چشم امید همگان به دوست و عادلی که جهانیان در انتظار اویند، خداوندا! در روی زمین به او تمکن بخش و او را گرامی ساز و به وسیله او، عزیز و گرامی بودن را به بندگانت ارزانی دار . . . به وسیله او، دین و سنت پیامبرت را پیروزی بخش . خداوندا! ما مشتاق آن دولت کریمه هستیم که به وسیله آن، اسلام را عزیز ساخته و اهل نفاق را خوار، ذلیل خواهی نمود . . .

از دقت در مضامین این تعابیر، به خوبی روشن می شود که در نتیجه غیبت امام (عج) دشمنان با انواع دسیسه ها و تهاجمات در مسیر هدایت مردم موانع ایجاد می کنند و دینداران واقعی را با انواع توطئه های فکری و فرهنگی و اعتقادی دچار مشکل می سازند.

امام صادق (علیه‌السلام) ضمن اشاره به سختی دین داری و حفظ ایمان در عصر غیبت، می فرمایند: . . . صاحب الامر دوران غیبتی در پیش دارند که در آن زمان، حفظ دین همانند شاخه پر خار درخت قتاد را با دست تراشیدن است . . . چه کسی می تواند چنین کاری را با دست خود انجام دهد؟ بنابراین، بندگان خدا باید در دوران غیبت حجت الهی تقوا را پیشه خود سازند و دین خدا را رها نسازند

2 . پیدایش اختلافات فکری و عقیدتی

امام زمان

ایجاد و پیدایش شبهه و فتنه های فکری و اعتقادی از جمله خطرناک ترین وقایع دوران غیبت است . بسیاری از افراد منحرف و بی تقوا در این دوره، با اهداف دنیا پرستانه ای که دارند، گروه های مردم را با ایجاد برخی مسلک های غلط و منحرف از مسیر راستی مکتب اهل بیت دور می سازند و بدین وسیله، موجب تفرقه و به هم خوردن صفوف متحد توده های مردم می شوند . رواج مرام ها و مسلک های نادرست و منحرف در نهایت، منجر به تفرقه دینی و گرفتاری مردم به دست زمام داران نا اهل و ناصالح می گردد . امام باقر (علیه‌السلام) ضمن اشاره به چنین پیش آمدی می فرمایند: در دوران غیبت اختلاف های شدید در میان مردم پدید می آید و وحدت دینی آنان خدشه دار می شود 3 و در نتیجه این اختلافات اعتقادی، مکاتبی پدید می آیند که تعداد زیادی از مردم را آن چنان به خود جذب می کنند، که راه اهل بیت، که همان اسلام راستین است، بی رهرو می گردد . امام صادق (علیه‌السلام) در این باره می فرمایند: در زمان غیبت، مردمان را می نگری که به پیروی از عقاید و بافته های ذهنی یکدیگر می پردازند و به پیروی از افراد بدکردار می پردازند . در اعمال و رفتارشان از آنان تبعیت می کنند . از این رو، راه مستقیم مسلک صحیح شریعت اسلامی بی رهرو می شود . 4

 

3 . فریفتگی مردم به رزق و برق دنیا

 

یکی دیگر از گرفتاری های مردم در دوره غیبت، گرایش آنان به رزق و برق دنیاست . تعداد زیادی از مردم به دلیل کوتاهی در انجام وظایف مربوط به دوره غیبت و دسیسه های پی در پی دشمنان، کم کم از ارزش های دینی و فضائل اخلاقی و انسانی دور می شود . و در مقابل، در لذات مادی و زینت های دنیوی غرق می شوند و به اندازه ای در این گونه امور افراط می کنند که تقریبا مبتلا و مرتکب همه کارهای ناپسندی می شوند که از دید شریعت اسلام ممنوع شده است . رسول اکرم صلی الله علیه و آله در این باره می فرمایند: برای مردم زمانی فرار می رسد که هم و غم آنان فقط شکم شان و ارزش و اعتبارشان به تجملات زندگیشان و . . . دین و آیین شان ثروت و مالشان می شود . بدانید که اینان بدترین خلایق اند و در نزد خداوند برای آنان هیچ گونه ارج و منزلتی وجود ندارد . 5

باز در توصیف این عصر، از آن حضرت روایت شده است: در آن زمان ربا شیوع پیدا می کند، کارها از طریق پرداختن رشوه انجام می گیرد و ارزش و اعتبار دین به شدت تنزل پیدا می کند . و در مقابل، دنیا در نظر مردم بسیار ارزشمند می شود.6

آن حضرت درباره رفتار مردم این عصر می فرمایند: زمانی بر امت من می آید که در آن زمان، دل های آنان پلید و آلوده شده، در مقابل ظاهرشان به طمع دینا آراسته می گردد . به آنچه در پیشگاه خداوند است دل نمی بندند، کار آنان ریا و جلوه های خوف از خدا در دل آنان راه نمی یابد . . . خداوند دعاهای آنان را مستجاب نمی کند .7

روشن است، همان گونه که امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند: در چنین شرایطی، اهل باطل بر اهل حق چیره می شوند . منکر و بدی ها به صورت آشکار در جامعه مشاهده می شود و کسی جرات نهی کردن از آن را پیدا نمی کند . اگر کسی به مرتکب منکر اعتراض کند، همه به طرفداری از او بر می خیزند و افراد فاسق در ارتکاب به کارهای ناپسند روز به روز گستاخ تر می شوند و بر این کار تشویق می گردند . در مقابل، پیروان حق خوار و کوچک شمره می شوند . 8

 

چه باید کرد؟

 

اگر اوضاع و شرایط جهان و افکار و عقاید و اخلاق توده های مردم در عصر غیبت امام (عج) رو به انحطاط خواهد بود، پس چه باید کرد؟ ! آیا تلاش برای دینداری و حاکمیت ارزش های دینی کاری عبث و بیهوده است؟ ! در نتیجه، ما نیز باید همانند برخی مفسران ناصواب انتظار که معتقدند در دوره غیبت باید از هر گونه کار اصلاحی خودداری و فقط منتظر بود تا امام ظهور کنند و اوضاع را سامان بخشند؟ . . .

حقیقت این است که چنین تفکری با روح تعالیم اسلامی منافات دارد ; زیرا اولا، مقطعی از تاریخ احکام و قوانینی اسلامی تعطیلی نمی پذیرند . ثانیا، بر اساس مجموعه رهنمودهای اولیای الهی مسؤول زمینه سازی ظهور حضرت از طریق عمل به تعالیم اسلامی هستیم ; یعنی نه تنها جایز نیست از انجام تکالیف دینی کوتاهی کنیم بلکه با توجه به مسائل و مشکلات عصر غیبت و شرایط خاصی که در این دوره پیش می آید، به مراتب بیش تر، و دقیق تر از دوران حضور امام باید به انجام وظیفه بپردازیم . در برخی روایات به این حقیقت تصریح شده است که تا زمانی که آمادگی لازم فکری و اعتقادی و اجتماعی در توده های مردم فراهم نشود و یاران با ایمان و شجاع و مخلص تربیت نشوند، زمینه ظهور حضرت فراهم نخواهد شد.

حضرت علی (علیه‌السلام) می فرمایند: پس از غیبت امام عصر (عج)، مردم دچار حیرت و سرگردانی بسیار سختی می شوند ; گروهی گمراه می شوند و گروهی دیگر، علی رغم تمام ناملایمات، بر هدایت باقی مانند

بنابراین، آن دسته از روایات که از سختی ها و نابسامانی ها دوران غیبت سخن به میان می آورند، با هدف ایجاد و انگیزه بیش تر برای پای بندی به احکام دینی و هشدار نسبت به گرفتار آمدن به معضلات فکری، دینی، اجتماعی است .

در روایاتی که سخن از مؤمنان دوران غیبت به میان آمده است، از مؤمنان با اوصاف بسیار نیکویی یاد شده است . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: هر یک از آنان (مؤمنان واقعی دوره غیبت) اعتقاد و دین خویش را با هر سختی حفظ می کنند . چنان که گویی درختان خار مغیلان را در شب تاریک با دست پوست می کند یا آتش پر دوام را با دست نگاه می دارند . 9

امام زمان

روشن است آنان با توجه به مضامین این قبیل روایات، علاوه بر تلاش و کوشش مضاعف، با موانع و مشکلات نیز آشنایی پیدا می کنند و پیشاپیش آمادگی های لازم را در خود ایجاد می کنند . در نتیجه در سخت ترین پیش آمدها بر ایمان و عقاید خود پافشاری می کنند و در حد توان به زمینه سازی ظهور کمک می نمایند . امام سجاد (علیه‌السلام) در توصیف مؤمنان عصر غیبت می فرمایند: مردمان زمان غیبت مهدی (عج)، که به امامت آن حضرت پای بندند و همواره در حال انتظار ظهور به سر می برند، از مردمان همه زمان ها برترند ; زیر خدا چنان درک و فهم نیروی تشخیص آنان را قوت می بخشد که غیبت نزد آنان همانند زمان ظهور می باشد . . . آنان به حق اخلاص ورزانند . . . 10

انسان دین دار عصر غیبت، که دسترسی عادی به امام زمان ندارد، بر اساس درک عقلی و تهذیب اخلاق و اندیشه به یقین والایی دست می یابد و همواره به دفاع از احکام و عقاید دینی می پردازد . این در حالی است که اغلب مردم در رزق و برق و لذات مادی دنیوی غوطه ورند و به احکام و ارزش های دینی و فضیلت های انسانی بی توجه .

امام صادق (علیه‌السلام) می فرمایند: پیامبر صلی الله علیه و آله به علی (علیه‌السلام) فرمودند: یا علی! بزرگ ترین مردمان در ایمان و یقین کسانی هستند که در آخر الزمان زندگی می کنند، آنها پیامبرشان را ندیده اند و امام شان در غیبت به سر می برد، با این همه، آنان از روی علوم و معارف و کتاب هایی که در اختیار دارند، ایمان آورده و در ایمان خود پایداری هستند . 11

بنابراین، یکی از راه های مهم در امان ماندن از فتنه های آخر الزمان، عمل به وظایف و تکالیف دینی و انجام مسئولیت های دوران غیبت است . به اجمال برخی از این وظایف عبارتند از:

1 . تلاش برای شناخت بیش تر امام عصر (عج) ;

2 . خودسازی و تهذیب نفس ;

3 . انتظار فرج امام زمان (عج) ;

4 . سعی در اصلاح وضع جامعه ;

5 . حفظ و تحکیم پیوند معنوی با امام عصر (عج) ;

6 . پیروی از نایبان امام زمان (عج) ;

ضرورت پیروی از علمای متعهد:

از آنجا که در عصر غیبت امام (عج)، تشخیص وظایف و تکالیف دینی برای افراد به راحتی امکان پذیر نیست، مسؤولیت تبیین احکام دینی و هدایت مردم و حفظ ارزش های اسلامی و دفاع از مکتب اسلام بر عهده عالمان متعهد و با تقوا گذشته شده است . این مرزبانان واقعی مکتب، به عنوان نایبان امام (عج) با به کار بستن توانمندی های لازم علمی، که در بخش های مختلف علوم اسلامی به دست آورده اند، از منابع اصیل دینی یعنی قرآن و سنت، پاسخگوی نیازهای دینی مردم هستند و در راستای حاکمیت احکام و ارزش الهی تلاش کنند . اگر این عالمان، مسؤولیت شناس و دلسوز نباشند، توده های مردم به راحتی از مسیر صحیح اسلامی منحرف شده، دچار انحطاط فکری و اعتقادی می شوند . امام هادی (علیه‌السلام) در روایتی نقش مهم عالمان آگاه و فقهای مسؤولیت شناس با تقوا را این گونه توصیف می کنند: اگر پس از غیبت قائم آل محمد (عج)، نبودند عالمانی که مردم را به سوی او فرا می خوانند و به سوی او راهنمایی می کنند و با برهان های استوار از دین پاسداری می کنند و بندگان بیچاره و ناآگاه را از دام های ابلیس و پیروان او و هم چنین از دام های دشمنان اهل بیت رهایی می بخشند، هیچ کس بر دین خدا باقی نمی ماند . اما علمای دین، دل های متزلزل شیعیان ناتوان را حفظ می کنند، هم چنان که کشتی بان سکان کشتی را حفظ می کند . این دسته از عالمان در نزد خداوند دارای فضیلت و مقام بسیاری والایی هستند . 12

شرط اصلی حفظ سلامت فکری و عقیدتی مردم در عصر غیبت، نیرویی از این علمای متعهد است . به این امر در بسیاری از روایات اهل بیت نیز تاکید شده است . از جمله امام صادق (علیه‌السلام) می فرمایند: از فقهای جامع الشرایط تبعیت کنید، من آنان را برای شما حاکم قرار داده ام و آنان منصوب ما هستند . شما موظفید در شرایطی که به ما دسترسی ندارید، به آنان رجوع کنید و به گفته های آنا عمل نمایید و حق رد قول آنان را ندارید; چرا که رد آنها، رد ماست و رد ما، رد خداست . 13

در همین زمینه وقتی از امام عصر سؤال شد که در زمان غیبت شما به چه کسانی مراجعه کنیم و در حوادثی که پیش می آید از چه کسانی تکلیف کنیم و رهنمودهای چه قشری را وسیله هدایت خود قرار دهیم، آن حضرت فرمودند: در حوادثی که برای شما رخ می دهد به راویان احادیث ها (فقهای جامع الشرایط) مراجعه کنید ; چرا که آنان حجت ما بر شمایند و من حجت خدایم . . . 14

به این ترتیب، برای حفظ عقاید و ایمان مردم، آنان موظف شده اند که در عصر غیبت به عالمان با تقوا و فقیهان واجد الشرایط مراجعه کنند و معالم دین خود را از آنان بیاموزند و تمام رویدادهای زندگی خویش را هماهنگ با دستورالعمل هایی که از متن تعالیم دینی به دست آمده است هماهنگ سازند . . .

بدیهی است اگر مردم در این امر، بدون تقصیر و کوتاهی به انجام وظیفه پرداختند، نه تنها فتنه های عصر غیبت و دسیسه های دشمنان و مدعیان دروغین دین شناس و . . . صدمه ای به دین و اعتقاد آنان نمی زند که عملکرد آنان در چهار چوب تعالیم دینی، روز به روز زمینه ظهور حضرت مهدی (عج) و حاکمیت احکام و ارزش های الهی در سراسر جهان فراهم خواهد ساخت .

 

سید صادق سید نژاد

تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان

 


 

 

1 . اصول کافی، ج 1، ص 6، 335 .

2 . کتاب الغیبة، 104 .

3 . کتاب الغیبة، ص 235 .

4 . بحار الانوار، ج 52، ص 259 .

5 . منتخب الاثر، ص 438 .

6 . بشارة الاسلام، ص 26 .

7 . بحار الانوار، ج 52، ص 190 .

8 . بحار الانوار، ج 52، ص 256 .

9 . بحار الانوار، ج 52، ص 256 .

10 . کمال الدین، ج 1، ص 320 .

11 . بحار الانوار، ج 52، ص 125 .

12 . الاحتجاج، ج 1 ، ص 9 .

13 . اصول کافی، ج 1، ص 54 .

14 . احتجاج، ج 2، ص 283

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٩:۳٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸٩/٥/٥

بهره مردم از امام در زمان غیبت

بهره مردم از امام در زمان غیبت

مردم از حضرت مهدی(عج) در زمان غیبت چه بهره‌ای می‌برند؟

سالروز آغاز امامت امام زمان (عج)

از نظر قرآن کریم، اولیای الهی دو دسته‌اند: ولیّ ظاهر، که مردم وی را می‌شناسند و ولیّ غایب از انظار، که مردم او را نمی‌شناسند، گرچه او در میان آنها بوده و از حال آنان باخبر است.

در سوره کهف، وجود هر دو ولیّ، به طور همزمان بیان شده‌ است: یکی موسی بن عمران و دیگری مصاحب موقّت او در سفر دریایی و زمینی که به نام خضر معروف است. این ولی الهی به گونه‌ای بود که حتی موسی با او آشنا نبود و تنها به راهنمایی خدا او را شناخت و از علمش بهره گرفت؛ چنانکه می‌فرماید:

«فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَیْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنّا عِلماً * قالَ لَهُ مُوسى هَلْ أَتَّبِعُکَ عَلى أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمّا عُلِّمْتَ رُشْداً.»[1]

 

«موسی و همراهش بنده‌ای از بندگان ما را (در لب دریا) یافتند که وی را مشمول رحمت خود قرار داده و از جانب خویش به او علمی آموخته بودیم. موسی به وی گفت: آیا اجازه می‌دهی همراه تو باشم تا از علوم رشدآفرین خویش به من بیاموزی؟»

قرآن سپس شرحی از کارهای مفید و سودمند آن ولی الهی بیان می‌کند و نشان می‌دهد که مردم او را نمی‌شناخته، ولی از آثار و برکاتش بهره‌مند بوده‌اند.[2]

حضرت ولی عصر(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) نیز به سان مصاحب موسی، ولیّ ناشناخته‌ای است و در عین حال مبدأ کارهای سودمندی برای امت می‌باشد. بدین ترتیب، غیبت امام به معنی انفصال و جدایی او از جامعه نیست، بلکه او ـ همانگونه که در روایات معصومین(علیهم‌السلام) نیز وارد شده ـ به‌سان خورشید در پشت ابر است که دیدگان آن را نمی‌بینند، امّا به اهل زمین نور و گرمی می‌بخشد.[3]

پیامبر گرامی(صلی الله علیه و آله) فرمود:

«آری سوگند به خدایی که مرا به نبوت برگزید، مردم از او سود می‌برند و از نور ولایتش در دوران غیبت، بهره می‌گیرند؛ چنان که از خورشید به هنگام قرار گرفتن پشت ابرها بهره می‌برند.»[4]

اشعه معنوی وجود امام(عج) در حالی که در پشت ابرهای غیبت نهان است، دارای آثار قابل ملاحظه‌ای است که علی‌رغم تعطیل مسأله تعلیم و تربیت و رهبری مستقیم، حکمت وجودش را آشکار می‌سازد. در اینجا به بیان برخی از این آثار می‌پردازیم:

پیامبر گرامی(صلی الله علیه و آله) فرمود: «آری سوگند به خدایی که مرا به نبوت برگزید، مردم از او سود می‌برند و از نور ولایتش در دوران غیبت، بهره می‌گیرند؛ چنان که از خورشید به هنگام قرار گرفتن پشت ابرها بهره می‌برند.»

الف) پاسداری از آیین الهی

با گذشت زمان و آمیختن سلیقه‌ها و افکار شخصی به مسائل مذهبی و گرایش‌های مختلف به مکتب‌های انحرافی و دراز شدن دست مَفسده جویان به سوی مفاهیم آسمانی، اصالت پاره‌ای از این قوانین از دست می‌رود و دست‌خوش تغییرات زیان‌بخشی می‌گردد.

این آب زلال که از آسمان وحی نازل شده، با عبور از مغزهای این و آن، به تدریج تیره و تار گشته، صفای نخستین خود را از دست می‌دهد. این نور پرفروغ، با عبور از شیشه‌های ظلمانی افکار تاریک، کم‌رنگ‌تر می‌گردد. خلاصه با آرایش‌ها و پیرایش‌‌های کوته‌بینانه افراد و افزودن شاخ و برگ‌های تازه به آن، چنان می‌شود که گاهی انسان در بازشناسی مسائل اصلی، دچار اشکال می‌گردد.

با این حال، آیا ضروری نیست که در میان جمع مسلمانان کسی باشد که مفاهیم فناناپذیر تعالیم اسلامی را به شکل اصلی‌اش حفظ و برای آیندگان نگه‌داری کند؟

می‌دانیم در هر مؤسسه مهمی، صندوق نسوزی وجود دارد که اسناد مهم را در آن نگه‌داری می‌کنند تا از دستبرد دزدان محفوظ بماند و در صورت آتش سوزی، از خطر حریق مصون باشد؛ چرا که اعتبار و حیثیت آن مؤسسه در گرو حفظ آن اسناد و مدارک دارد.

سینه امام و روح بلند او، صندوقچه حفظ اسناد آیین الهی است که همه اصالت‌های نخستین و ویژگی‌های آسمانی این تعلیمات را در خود نگاه‌داری می‌کند، «تا دلایل الهی و نشانه‌های روشن پروردگار باطل نگردد و به خاموشی نگراید»؛ و این یکی دیگر از آثار وجود او است.

 

ب) تربیت منتظران آگاه

بر خلاف آنچه بعضی می‌پندارند، رابطه امام در زمان غیبت به کلی از مردم بریده نیست، بلکه آنگونه که از روایات اسلامی برمی‌آید، شمار اندکی از آماده‌ترین افراد ـ که سری پر شور از عشق خدا و دلی پر ایمان و اخلاص فوق‌العاده برای تحقّق بخشیدن به آرمان اصلاح جهان دارند ـ با حضرتش در ارتباط‌اند.

معنای غیبت امام(عج)، این نیست که آن حضرت به شکل روح نامرئی و یا شعاعی ناپیدا در می‌آید، بلکه او از یک زندگی طبیعی و آرام برخوردار است؛ به طور ناشناخته در میان همین انسان‌ها رفت و آمد دارد. دل‌های بسیار آماده را برمی‌گزیند و در اختیار می‌گیرد و آنها را بیش از پیش آماده می‌کند و می‌سازد. افراد مستعد، به تفاوت میزان استعداد و شایستگی خود، توفیق درک این سعادت را پیدا می‌کنند. بعضی از آنان چند لحظه و برخی چند ساعت یا چند روز و جمعی سال‌ها با حضرت بقیة الله(عج) در تماس بوده‌اند.

معنای غیبت امام(عج)، این نیست که آن حضرت به شکل روح نامرئی و یا شعاعی ناپیدا در می‌آید، بلکه او از یک زندگی طبیعی و آرام برخوردار است؛ به طور ناشناخته در میان همین انسان‌ها رفت و آمد دارد. دل‌های بسیار آماده را برمی‌گزیند و در اختیار می‌گیرد و آنها را بیش از پیش آماده می‌کند و می‌سازد. افراد مستعد، به تفاوت میزان استعداد و شایستگی خود، توفیق درک این سعادت را پیدا می‌کنند. بعضی از آنان چند لحظه و برخی چند ساعت یا چند روز و جمعی سال‌ها با حضرت بقیة الله(عج) در تماس بوده‌اند.

آنان کسانی هستند که آنچنان بر بال و پرِ دانش و تقوا قرار گرفته و بالا رفته‌اند که همچون مسافران هواپیماهای دور پرواز، بر فراز ابرها قرار می‌گیرند، آنجا که هیچ‌گاه حجاب و مانعی بر سر راه تابش جهان‌بخش آفتاب نیست، در حالی که دیگران در زیر ابرها و در تاریکی و نور ضعیف به سر می‌برند.

به درستی حساب صحیح نیز همین است. کسی انتظار داشته باشد که آفتاب را به پایین ابرها فرود آورد تا چهره آن را ببیند. چنین انتظاری، اشتباهی بزرگ و پنداری باطل بیش نیست. این ما هستیم که باید بالاتر از ابرها پرواز کنیم، تا شعاع جاودانه آفتاب را جرعه جرعه بنوشیم و سیراب گردیم.

به هر حال، تربیت این گروه منتظر، یکی دیگر از حکمت‌های نهفته در غیبت آن حضرت است.

 

امام زمان
ج) نفوذ روحانی و ناپیدا

چنان که می‌دانیم، خورشید یک پرتو مرئی دارد که از تجزیه آنها، هفت رنگ معروف پیدا می‌شود؛ و یک سلسله اشعه نامرئی نیز دارد که «اشعه ماوراء بنفش» و «اشعه مادون قرمز» نامیده شده است. هم‌چنین یک رهبر بزرگ آسمانی، خواه پیامبر باشد یا امام، علاوه بر تربیت تشریعی ـ که از طریق گفتار و رفتار و تعلیم و تربیت عادی صورت می‌گیرد ـ تربیت روحانی دارد که از راه نفوذ معنوی در دل‌ها و فکرها اعمال می‌شود و می‌توان آن را تربیت تکوینی نام گذاشت. در آنجا الفاظ و کلمات و گفتار و کردار به کار نمی‌آید، بلکه تنها جاذبه و کشش درونی مؤثر است.

وجود مبارک امام(عج) در پشت ابرهای غیبت نیز، این اثر را دارد که از طریق شعاع نیرومند و پردامنه «نفوذ شخصیت» خود، دل‌های آماده را در نزدیک و دور، تحت تأثیر جذبه مخصوص قرار داده، به تربیت و تکامل آنها می‌پردازد و از آنان انسان‌هایی کامل‌تر می‌سازد. ما قطب‌های مغناطیسی زمین را با چشم خود نمی‌بینیم، ولی اثر آنها روی عقربه‌های قطب‌نما، در دریاها، راهنمای کشتی‌هاست و در صحراها و آسمان‌ها، راهنمای هواپیماها و وسائل دیگر است. در سرتاسر کره زمین، از برکت این امواج، میلیون‌ها مسافر راه خود را به سوی مقصد پیدا می‌کنند. وسائل نقیله بزرگ و کوچک به فرمان همین عقربه ظاهراً کوچک از سرگردانی رهایی می‌یابند.

آیا تعجب دارد اگر وجود مبارک امام(عج) در زمان غیبت، با امواج جاذبه معنوی خود، افکار و جان‌های زیادی را که در دور یا نزدیک قرار دارند، هدایت کند و از سرگردانی رهایی بخشد؟ البته نباید فراموش کرد که امواج مغناطیسی زمین، روی هر آهن پاره بی‌ارزش اثر نمی‌گذارد، بلکه تنها بر عقربه‌های ظریف و حساسی که خاصیت آهن‌ربایی یافته‌اند و یک نوع سنخیت و شباهت با قطب فرستنده امواج مغناطیسی پیدا کرده‌اند، اثر می‌گذارد. بدین ترتیب دل‌هایی که ارتباطی با امام(عج) دارند و شباهتی را در خود ایجاد نموده‌اند، تحت تأثیر آن جذبه روحانی قرار می‌گیرند.

آثار وجودی و برکات آن حضرت در زمان غیبت بیش از آن است که در این مختصر بگنجد، از این رو به همین مختصر بسنده می‌کنیم. خوشبختانه محققان اسلامی در این باره به نگارش و شرح و بسط پرداخته‌اند که مطالعه آنها را به علاقمندان توصیه می‌کنیم.

 


 

 

پی‌نوشت‌ها:

1- کهف/65ـ66.

2- سوره کهف، آیات: 71ـ 82.

3- کمال الدین، شیخ صدوق، باب 45، حدیث 4، ص 485.

4- بحارالأنوار، ج52، ص 93(به نقل از کمال الدین شیخ صدوق).

تنظیم: هدهدی، گروه دین و اندیشه تبیان

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸٩/۳/٧

احوال مردم آخرالزمان

شاید بتوان گفت که بیشترین مطالب مربوط به معارف امام زمان‏علیه السلام  که از زبان حضرت على‏علیه السلام  نقل شده است به تبیین اوضاع آخرالزمان و وقایعى که در آن دوره پیش مى‏آید اختصاص دارد. آن حضرت ضمن تشریح آن پیشامدها چگونگى مقابله با آن‏ها را نیز بیان مى‏نمایند.

 این حوادث شامل مسایل فرهنگى و اجتماعى و اخلاقى و تربیتى و طبیعى مى‏گردد. از آنجا که کم و بیش خیلى از این ویژگى‏ها در دوره ما حداقل در بعضى از عرصه‏ها به چشم مى‏خورد، جهت آشنایى بیشتر و چاره اندیشى مناسب‏تر به مواردى از آن‏ها اشاره مى‏شود. بدان امید که موجب تنبه و بیدارى‏مان شده و از طریق آشنا شدن با این امور پیشاپیش تدابیرى را اتخاذ کنیم که از عوارض منفى آن‏ها خود و جامعه‏مان را در امان نگه داریم.

  - یأتى على النّاس زمان لا یُقَرَّبُ فیه الّا الماحِلُ و لا یُظَرَّفُ فیه الّا الفاجِرُ، وَ لا یُضَعَّفُ فیهِ اِلّا الْمُنْصِفُ، یَعُدّونَ الصَّدَقَة فیه غُرْما، و صِلةَ الرَّحِمَ مَنّاً، و العبادَةَ اسْتِطالَةً على النّاسِ! فَعِنْدَ ذلِکَ یکونُ السُّلْطانُ بمشوَرَةِ الاِماءِ و امارة الصبیانِ و تدبیر الخِصیان.[1] [26]     

 روزى خواهد آمد که در آن سخن چین‏ها مقرّب خواهند شد و افراد بدکار، زیرک خوانده مى‏شوند، افراد با انصاف را ناتوان به حساب مى‏آورند، صدقه و انفاقِ در راه خدا را غرامت پندارند، و صله رحم و آمد و شد با خویشاوندان را با منّت انجام مى‏دهند، و بندگى و اطاعت خدا را وسیله فخر فروشى براى مردم قرار مى‏دهند. در چنین زمانى حکومت با مشورت زنان و امارت کودکان و تدبیر خواجه‏ گان انجام مى‏گیرد.

  - روى اصبغ بن نباته عن امیرالمؤمنین‏علیه السلام  قال: سمعته یقول: یظهر فى آخرالزمان و اقتراب الساعة و هو شرّ الازمنة نسوة کاشفات عاریات متبرجات، من الدین خارجات، و الى الفتن مائلات، و الى الشهواتِ و اللّذّاتِ مسرعات، للمحرماتِ مستحِلّات، و فى جهنم خالدات.[2] [27]    

 اصبغ بن نباته مى‏گوید: شنیدم که امیرالمؤمنین‏علیه السلام  فرمودند: در آخر الزمان که بدترین زمانهاست در موقعى که روز قیامت نزدیک شود زنانى ظاهر مى‏شوند بدون حجاب، در حالى که زینت‏هاى آن‏ها پیداست در انظار عمومى رفت و آمد مى‏کنند، آن‏ها از دین خارج مى‏گردند (به احکام دینى پایبند نمى‏باشند) و به امور فتنه‏انگیز وارد مى‏شوند و به سوى شهوات و لذت‏جویى‏ها روى مى‏آورند، حرام‏هاى خدا را حلال مى‏شمارند. اینگونه از زنان در جهنم خواهند ماند.

   - و فقهاؤهم یفتون بما یشتهونَ، و قُضاتُهُم یقولونَ مالا یَعْلمونَ و اکثُرهمْ بالزورِ یشهدونَ! من کان عنده دراهم کان موقّراً مرفُوعاً و من یعلمون انه مقلّ فهو عندهُم موضُوع[3] [28]

  فقیهان آخرالزمان طبق آنچه که دلشان بخواهد فتوا مى‏دهند، و قاضى‏هایشان به چیزى که نمى‏دانند حکم مى‏کنند و بیشتر آن‏ها به دروغ شهادت مى‏دهند. کسى که پول دارد در نزد آن‏ها عزیز و محترم است، ولى شخصى که بى‏پول باشد در پیش آن‏ها زبون و حقیر است.

  - عن النزال بن سبرة قال خطبنا علىّ‏بن ابیطالب‏علیه السلام  فحمد اللّه و اثنى علیه، ثم قال: سلونى ایها الناس قبل ان تفقدونى ثلاثاً فقام الیه صعصعة بن صوحان، فقال: یا امیرالمؤمنین! متى یخرج الدجّال؟...فقال‏علیه السلام  احفظ! فان علامة ذلک اذا امات الناس الصلاة، واضاعوا الامانة و استحلّوا الکذب، و اکلوا الربا، و اخذوا الرّشا، و شیّدوا البنیان و باعوا الدین بالدنیا و استعملوا السفهاء و شاوروا النساء، و قطعوا الارحام، و اتّبعوا الاهواء و استخفّوا بالدماء و کان الحلم ضعفاً، و الظلم فخراً...[4] [29]

  نزال‏بن سمره مى‏گوید: على‏بن ابیطالب‏علیه السلام  براى ما خطبه ‏اى خواند و خداوند را حمد گفته و ستایش کرد، سپس فرمود: قبل از آنکه من از میان شما بروم از من سؤال کنید (این جمله را سه مرتبه تکرار کرد) در این موقع صعصعة بن صوحان از جاى خود بلند شد و گفت: یا امیرالمؤمنین! دجال در چه زمانى خروج مى‏کند؟

 ...حضرت فرمود: آنچه را مى‏گویم به خاطر بسپار! دجال وقتى ظهور خواهد کرد که مردم نماز را ترک کنند و امانت را ضایع سازند و دروغ گفتن را مباح شمارند و رباخوارى کنند و رشوه بگیرند و ساختمان‏ها را محکم سازند و دین را به دنیا بفروشند و سفیهان را به کار بگمارند و با زنان مشورت نمایند (در آن مواردى که خارج از عهده آنهاست) و صله ارحام را قطع کنند و از هوى و هوس‏ها پیروى کنند و خون یکدیگر را ناچیز بشمارند. حلم و بردبارى را نشانه و علامت ضعف و ناتوانى بدانند و ستم را افتخار به حساب آورند...

  - عن على‏علیه السلام  قال: یأتى على الناسِ زمان همّتُهم بطونهم، و شرفُهُم متاعهم و قبلتهم نساؤهم و دینهم دراهمهم و دنانیرهم، اولئک شرار الخلق، لا خلاق لهم عنداللّه. [5][30]

 امیرالمؤمنین‏علیه السلام  فرمودند: براى مردم زمانى خواهد آمد که در آن زمان همّت و هدف آن‏ها شکمشان خواهد بود. شرف و اعتبارشان به کالا و اموالشان بستگى دارد. قبله آن‏ها زنانشان و دینشان درهم و دینارشان (پولشان) است. آن‏ها بدترین مردمند که در نزد خداوند بهره و سهمى براى آن‏ها نیست.

  - عن على‏علیه السلام  قال: یاتى على الناس زمان لا یتبع فیه العالم و لا یستحیى فیه من الحلیم و لا یوقّر فیه الکبیر و لا یُرحَمُ فیه الصغیر یقتل بعضهم بعضاً...  [6][31]

  على بن ابیطالب‏علیه السلام  فرمودند: براى مردم زمانى مى‏آید که در آن زمان از عالم پیروى نمى‏شود و از افراد صبور و با حلم حیا نمى‏کنند (او هر اندازه در مقابل بدى مردم حلم نشان مى‏دهد آن‏ها حیا نمى‏کنند) در آن دوره بزرگ را گرامى نمى‏دارند و به کوچک رحم نمى‏کنند. بعضى از مردم بعض دیگر را به قتل مى‏رسانند... (مردم همدیگر را بدون دلیل مى‏کشند)

-                      عن عاصم بن ضمرة عن على‏علیه السلام  انه قال: لتملانّ الارض ظلما و جوراً حتى لا یَقُولَ اَحَد اللّه الاّ مستخفیاً، ثم یاتى اللّه بقومٍ صالحین یملَؤُونها قِسطاً و عدلاً کما مُلِئَتْ ظلماً و جوراً.[7] [32]

  عاصم بن ضمره از حضرت على‏علیه السلام  روایت کرده است که آن حضرت فرمودند: [در آخر الزمان] زمین پر از ظلم و ستم خواهد شد به گونه‏اى که حتى یک نفر لفظ اللّه را بر زبان جارى نخواهد کرد مگر در نهان، بعد از این دوره است که خداوند مردم صالحى را خواهد آورد که زمین را پر از عدل و داد کنند همان گونه که پیش از آن پر از ظلم و ستم شده است.

  - ان بین یدى القائم‏علیه السلام  سنین خدّاعة یُکَذَّبُ فیها الصادق و یصدّق فیها الکاذِبُ و یُقَرّبُ فیها الماحِلُ و ینطق فیها الرُّویَبْضَةُ قلت و ما الرُّویَبْضَةُ و ما الماحِلُ؟ قال: او ما تقرؤون القرآن قوله و هو شدیدُ المِحال قال: یُریدُ المکر، فقلتُ و ما الماحِلُ؟ قال: یرید المکّارَ.[8] [33]

 حضرت على‏علیه السلام  مى‏فرمایند: قبل از قیام قائم سال‏هاى پر خدعه و نیرنگى در پیش است، در این سال‏ها راستگویان دروغگو شمرده مى‏شوند در عوض دروغگویان راستگو شناخته مى‏شوند، در این سال ماحل تقرب پیدا مى‏کند و رویبضة در سخن گفتن پیشقدم مى‏گردد.

 راوى مى‏گوید: عرض کردم ماحل و رویبضه به چه کسانى گفته مى‏شود؟ حضرت فرمودند: مگر در قرآن نخوانده‏اى که خداوند مى‏فرماید: و هو شدید المحال قال‏علیه السلام : یرید المکر فرمودند: منظور از ماحل آدم مکارى است که به وسیله مکر زیاد مردم را به خود متوجه مى‏کند.

 تذکر: در این روایت رویبضة معنى نشده است در جاى دیگر به مناسبتى پیامبر اکرم ‏صلى الله علیه و آله  مى‏فرمایند:

 رویبضة الرجلُ التّافِهُ ینطقُ فى امر العامّةِ

 یعنى مرد حقیر و بى شخصیتى که علیرغم عدم شایستگى، در امور عامّه مردم دخالت مى‏کند و به جاى آن‏ها اظهار نظر مى‏نماید.



[1][26]    نهج‏البلاغه فیض الاسلام، حکمت  98ص 1132

[2][27]   منتخب‏الاثر، ص  426ح  4ط مکتبة الصدر.

[3][28]   بشارةالاسلام، ص  80ط دار الکتب الاسلامى؛ الزام الناصب، ص 185ط مؤسسه مطبوعاتى حق بین، با کمى اختلاف، به نقل از روزگار رهایى.

[4][29]     بحارالانوار، ج  52ص  192و 193

[5][30]   کنزالعمال، ج  11ص  192ح 31186

 

[6][31] کنزالعمال، ج  11ص  192 ح  31187

[7][32]     بحارالانوار، ج  51ص  117 منتخب الاثر، ص 484

[8][33]     غیبت نعمانى، ص 278

 

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٦:٠٢ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳۸۸/۸/۳٠

دین و دینداری در دوره غیبت

امتحان انسان یکی از سنت‏های مهم الهی است که در طول زندگی بشر به شیوه‏های گوناگون انجام می‏گیرد تا میزان پای بندی افراد به اصول و احکام دینی مشخص شود . بر این اساس، یکی از فلسفه‏های مهم غیبت امام زمان (عج) امتحان بشر است . امتحان الهی در عصر غیبت‏به صورت‏های گوناگون صورت می‏گیرد ; از جمله این آزمایش‏ها که امتحان الهی در روایات زیادی به آن تصریح شده است، پایبندی به عقاید و حفظ ایمان است . از این رو، یکی از هشدارهای مهم و تاکیدهای مکرر در عصر غیبت، مراقبت از دین و ارزش‏های دینی است . 

امام کاظم (ع) در روایتی می‏فرمایند: وقتی پنجمین فرزند از فرزندان من غایب شد، در مورد دین خود بسیار مراقب باشید . مبادا کسی شما را از دین‏تان جدا سازد . (1) 

امام صادق (ع) ضمن اشاره به سختی دین داری و حفظ ایمان در عصر غیبت، می‏فرمایند: . . . صاحب الامر دوران غیبتی در پیش دارند که در آن زمان، حفظ دین همانند شاخه پر خار درخت قتاد را با دست تراشیدن است . . . چه کسی می‏تواند چنین کاری را با دست‏خود انجام دهد؟ بنابراین، بندگان خدا باید در دوران غیبت‏حجت الهی تقوا را پیشه خود سازند و دین خدا را رها نسازند . 

در همین زمینه حضرت علی (ع) می‏فرمایند: پس از غیبت امام عصر (عج)، مردم دچار حیرت و سرگردانی بسیار سختی می‏شوند ; گروهی گمراه می‏شوند و گروهی دیگر، علی رغم تمام ناملایمات، بر هدایت‏باقی مانند . (2) 

از مجموعه این گونه روایات کاملا آشکار می‏شود که در دوره غیبت‏شرایطی پیش خواهد آمد که دینداری و پایبندی به ارزش‏های انسانی و اخلاقی بسیار مشکل خواهد بود . با این حال، گروه‏های زیادی علی رغم این سختی‏ها، لحظه‏ای از دین خود دست‏بر نخواهد داشت و با تمام وجود به حفظ ارزش‏ها و احکام الهی، که تضمین کننده سعادت دینا و آخرت انسان است، پافشاری خواهند نمود .

ادامه مطلب   
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۸:٤٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸۸/٧/۱٧

انتظار موعود

انتظار فرج


انتظار فرج آرزو، امید و دل بستن به آینده دوگونه است:

1. انتظارى که سازنده، نگهدارنده، تعهد آور، نیرو آفرین و تحرک بخش است، به‏گونه‏اى که مى‏تواند نوعى عبادت و حق پرستى شمرده شود.

2. انتظارى که گناه، ویران گر، اسارت بخش و فلج کننده است.

این دو نوع انتظار، معلول دو نوع برداشت از ظهور عظیم مهدى موعود است و این دو نوع برداشت به نوبه خود از دو نوع بینش درباره تحوّلات و انقلاب‏هاى تاریخى ناشى مى‏شود. از این رو، لازم است اندکى درباره دگرگونى‏ها و تحوّلات تاریخى به بحث و بررسى بنشینیم:

انتظار ویران گر

این تلقى، برداشت قشرى مردم از مهدویت و قیام و انقلاب مهدى موعود است که صرفاً ماهیت انفجارى دارد. فقط و فقط از گسترش، اشاعه و رواج ظلم‏ها، تبعیض‏ها، اختناق‏ها، حق کشى‏ها و تباهى‏ها ناشى مى‏شود. در حقیقت، نوعى سامان یافتن است که معلول پریشان حالى است.

آن‏گاه که صلاح (خیر و نیکى) به نقطه صفر برسد، حق و حقیقت هیچ طرفدارى نداشته باشد، باطل یکّه تاز میدان شود، و جز نیروى باطل حکومت نکند و فرد صالحى در جهان یافت نشود، این انفجار رخ مى‏دهد و دست غیب براى نجات حقیقت - نه اهل حقیقت، زیرا حقیقت طرفدارى ندارد - از آستین بیرون مى‏آید.

به این ترتیب، هر اصلاحى محکوم است، چرا که هر اصلاحى یک نقطه روشن است و تا در صحنه اجتماع نقطه روشنى هست دست غیب ظاهر نمى‏شود. برعکس، هر گناه، فساد، ظلم، تبعیض، حق‏کشى و هر پلیدى به حکم این که مقدمه صلاح کلى است و انفجار را قریب الوقوع مى‏کند، رواست، زیرا الغایات تبرّر المبادی؛ یعنى هدف‏ها وسیله‏هاى نامشروع را مشروع مى‏کنند. پس بهترین کمک به تسریع در ظهور و بهترین شکل انتظار، ترویج و اشاعه فساد است.

این گروه طبعاً به مصلحان، مجاهدان، آمران بالمعروف و نهى‏کنندگان از منکر با بغض و عداوت مى‏نگرند، زیرا آنان را از تأخیراندازان ظهور و قیام مهدى موعود(عج) مى‏شمارند. بر عکس، اگر خود هم اهل گناه نباشند، در عمق ضمیر و اندیشه با نوعى رضایت به گناهکاران و عاملان فساد مى‏نگرند، زیرا اینان مقدمات ظهور را فراهم مى‏آورند.

انتظار سازنده

ریشه این اندیشه در آیات قرآنى و روایات اسلامى نهفته شده و در جهت عکس نظریه انتظار مخرب است. از آیات قرآن استفاده مى‏شود که ظهور مهدى موعود حلقه‏اى از حلقات مبارزه اهل حق و باطل است که به پیروزى نهایى اهل حق مى‏انجامد. سهیم بودن یک فرد در این سعادت موقوف به این است که آن فرد عملاً اهل حق باشد. مهدى موعود مظهر نویدى است که به اهل «ایمان و عمل صالح» داده شده است، او مظهر پیروزى نهایى اهل ایمان است. ظهور مهدى موعود منّتى است بر مستضعفان و خوار شمرده شدگان و وسیله‏اى است براى پیشوایى و مقتدایى آنان، مقدّمه‏اى است براى وراثت خلیفة اللهى آنها بر روى زمین: (و نُرید أن نَمُنَّ عَلَى الَّذین استُضعِفوا فِى الأرض و نَجعلَهُم أئمّة و نَجعَلَهُمُ الوارِثین).

ظهور مهدى موعود تحقق بخش وعده‏اى است که خداوند متعال از دیرزمان‏ها در کتب آسمانى به صالحان و متقیان داده است که زمین ازآنِ‏آنان است: (وَ لَقَدْ کَتَبْنا فى الزّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أنَّ الاَرضَ یَرِثُها عِبادِىَ‏الصّالحون).

حدیث معروفِ: یَمْلَأُ اللّهُ بِهِ الْأرضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً بَعْدَ ما مُلِئَتْ ظُلْمَاً وَ جَورَاً نیز شاهد، تقویت کننده و مؤید نظریه انتظار سازنده است نه مؤید نظریه انتظار مخرب، زیرا در این حدیث نیز تکیه بر ظلم و سخن از گروه ظالمى است که مستلزم وجود گروه مظلوم است و مى‏رساند که قیام مهدى براى حمایت مظلومانى است که استحقاق حمایت دارند. بدیهى است که اگر گفته مى‏شد: یَمْلَأُ اللّهُ بِهِ الْأرضَ إیماناً وَ تَوحیداً وَ صَلاحاً بَعْدَ ما مُلِئَتْ کُفْراً وَ شِرْکاً وَ فساداً، مستلزم این نبود که لزوماً گروهى مستحق حمایت وجود داشته باشد، چرا که در آن صورت، استنباط مى‏شود که قیام مهدى موعود براى نجات حقِ از دست رفته و به صفر رسیده است نه براى گروه اهل حق ولو به صورت یک اقلیت. شیخ صدوق طبق روایتى از امام صادق(ع) مى‏گوید: «این امر تحقق نمى‏پذیرد، مگر این که هر یک از شقى و سعید به نهایت کار خود برسند». پس سخن در این نیست که سعیدى در کار نباشد و فقط اشقیا به منتها درجه شقاوت برسند.

در روایات سخن از گروه زبده‏اى است که به محض ظهور امام به آن حضرت ملحق مى‏شوند، بدیهى است که این گروه ابتدا به ساکن خلق نمى‏شوند، (بلکه قبلاً در میان جامعه اسلامى زیست کرده‏اند).(1)

انتظار دعوت به نپذیرفتن باطل است، نپذیرفتن بردگى و ستم، انتظار درفش بنیادگر مقاومت در برابر هر ناحق و هر ستم و ستم گرى است. مجاهدت‏هاى خستگى‏ناپذیر شیعه در طول تاریخ گواه بر این است که در این مکتب سازش و سستى راه ندارد. به شیعه منتظر فرمان داده‏اند که سلاح خود را همیشه آماده داشته باشد، باید هم‏چنین باشد، چرا که منتظرانِ برپایى عدالت باید خود به عدالت و داد تعهد داشته باشد. کجا انسان معتقد متعهد، در دوران عمر خویش ساکت مى‏نشیند و هر ظلم و ناحقى را تحمّل مى‏کند و آرمان اعتقادى و تعهدى خویش را به کنارى مى‏نهد تا پس از سال‏ها مصلح موعود بیاید و عقاید و تعهدات او را تحقق بخشد؟ سستى و سکوت پذیرفته نیست؛ چگونه کسانى به خود اجازه مى‏دهند که تعالیم والاى مکتب تشیع را نامتعهدانه تفسیر کنند. اگر خود اهل اقدام نیستند مردانه و صریح اذعان کنند نه این که با تفسیر غلط بگویند که «اینها تکلیف نیست». آیا تکلیف مسلمانان این است که بنشینند تا همه چیز بر باد رود، حتى دین و ناموسشان؟ آیا تکلیف مسلمانى این است که زیر سلطه کافران از خدا بى‏خبر بروند، در حالى که خداوند مى‏فرماید: (وَ لَنْ یَجْعَلَ اللّهُ لِلْکافِرینَ عَلَى المُؤمِنینَ سَبیلاً)(2)؛ خداوند هرگز نخواسته که کافران بر مؤمنان سلطه یابند.

شیعه منتظر، به انتظار قائم است، همو که با شنیدن نامش بر مى‏خیزد و آمادگى خویش را اعلام مى‏دارد، پس انتظار مخرب هرگز، هر چه براى شیعه رقم خورده، انتظار سازنده و امید ساز است و بس!

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٩:۱٠ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳۸۸/٥/۱٦

چرا غیبت صغرى امتداد نیافت؟

چرا غیبت صغرى امتداد نیافت؟
بعضى مى‏پرسند به جه علت دوران غیبت صغرى پایان یافت؟ و اگر برنامه غیبت صغرى ادامه پیدا مى‏کرد و امام در تمام اعصار غیبت نایب خاصى داشت که راتق و فاتق امور و راهنماى عموم باشد چه اشکالى داشت. 


پاسخ این پرسش این است که: برنامه روش و کار امام را خداوند متعال تعیین فرموده است و امام باید همان برنامه را اجرا نماید و بعد از آنکه اصل امامت ثابت شد، نسبت به برنامه کار امام پرسش از علت به عنوان ایراد و اشکال، بیحا و بى مورد است و حتى خود امام نیز جز تسلیم و تمکین و اجراى برنامه وظیفه و تکلیفى ندارد و پرسش از علت و سبب آن خلاف روش بندگى و مقام عبودیت خالص است و چنانچه در ضمن مقالات گذشته معلوم شد، تمام پرسش‏ها و اشکالاتى که راجع به غیبت شده در یک ردیف و از یک قماش است و هیج یک ایراد اصولى و پرسشى نیست که اگر بى جواب بماند جائى را خراب کند. 

و اگر پرسش براى مزید معرفت و بصیرت و روشن شدن امر باشد، جواب آن این است که بهتر است در اینجا دو پرسش مطرح کنیم. 

پرسش نخست: چرا براى امام(ع) دو گونه غیبت معلوم شده و از همان اول غیبت کبرى آغاز نشد؟

پرسش دوم: پس از آنکه غیبت صغرى پیش آمد و نائبان خاص تعیین شدند، چرا دوران غیبت صغرى پایان یافت؟ و اگر همان برنامه غیبت صغرى ادامه مى‏یافت چه اشکالى داشت؟

پاسخ پرسش نخست: 
1 - غیبت صغرى مقدمه غیبت کبرى و زمینه سازى براى آن بود. چون ابتداى غیبت بود و اذهان، انس به غیبت نداشت اگر چه در زمان حضرت امام على نقى و حضرت امام حسن عسکرى(ع) فى الجمله آن دو امام براى آماده کردن اذهان تلاش مى‏کردند مع ذلک غیبت تامه اگر دفعة و ناگهانى واقع مى‏گردید مورد استغراب و سگفتى بلکه استیحاش و استنکار و اسباب انحراف افکار مى‏شد و قبول قطع ارتباط با امام چناچه در غیبت کبرى واقع شد، براى اکثر مردم دشوار وناراحت کننده بود. 


لذا قریب هفتاد سال رابطه مردم با امام به وسیله نواب خاص حفظ شد و توسط آنان عرایض و مشکلات و مسائل خود را عرض مى‏کردند و جواب مى‏گرفتند و تو قیعات به وسیله آنها مى‏رسید و بسیارى هم به شرفیابى حضور نایل مى‏شدند تا در این مدت مردم آشنا و مأنوس شدند. 

2 - این ارتباط توسط نواب خاص که منحصر به همان چهار نفر نواب معروف نبودند و همچنین تشرف جمعى در آن زمان به زیارت آن حضرت براى تثبیت ولادت و حیات آن حضرت مفید و لازم بود و اختفاى کامل که احدى از حال و ولادت آن حضرت مطلع نباشد آن هم در ابتداى امر موجب نقض غرض مى‏شد، لذا بسیارى از خواص هم در زمان حیات امام حسن عسکرى(ع) و هم در زمان غیبت به سعادت دیدار آن حضرت نائل شدند و با ظهور معجزات، ایمان آنها استوار و محکم گردید. 

پاسخ پرسش دوم: 
1 - علت اینکه غیبت صغرى ادامه نیافت این بود که برنامه اصلى کار آن حضر غیبت کبرى بود و غیبت صغرى مقدمه ان بود و براى آماده کردن زمینه انجام شد. 


2 - وقتى بنا باشد نایب خاص نافذ الحکم و صاحب قدرت ظاهرى نباشد و نتواند رسماً در کارها مداخله کند بلکه قدرتهاى ظاهرى به وسطه تمرکز توجهات در او با او معارضه و مزاحمت داشته باشند، شیادان و جاه طلبان هم ادعاى نیابت خاصه مى‏نمایند و اسباب تفرقه و گمراهى فراهم مى‏سازند چنانچه در همان مدت کوتاه غیبت صغرى دیده شد چه دعاوى باطلى آغاز گردید و این خود یک مفسده‏اى است که دفعش از حفظ مصلحت تعیین نایب خاص اهمیتش اگر بیشتر نباشد، کمتر نیست، و خلاصه آنکه ادامه روش نیابت خاصه با صرف نظر از مصالحى که فقط در همان آغاز کار و ابتداى امر داشته با اینکه نواب مبسوط الید و نافذ الکلمه نباشند و تحت سیطره زمامداران وقت مأمور به تقیه باشند از نظر عقل مصلحت ملزمه‏اى ندارد بلکه از آن مفاسدى هم ظاهر مى‏گردید. 

سرداب سامراى مشرفه 
یکى از افترائات مغرضین و دشمنان شیعه و اعداى اهل بیت این است که مى‏گویند: شیعه معتقد است امام در سرداب غیبت کرده و در سرداب باقى است و از سرداب ظاهر خواهد شد و هر شب بعد از نماز مغرب بر در سرداب مى‏ایستند تا ستارگان نیک آشکار گردند سپس متفرق مى‏شوند تا شب بعد. 


ما در تکذیب و رد این افترا محتاج به هیچ گونه توضیح نیستیم چیزى که عیان است چه حاجت به بیان است - همه مى‏دانند که اینگونه افترائات از امثال ابن خلدون و ابن حجر، جعل و بر اساس انگیزه دشمنى با شیعه و انحراف از اهل بیت، و تمایل به بنى امیه و دشمنان خاندان رسالت است. این نویسندگان و کسانى که بعد از آنها آمدند تا زمان ما به جاى اینکه عقاید و آراى شیعه را از خود و از کتابهایشان به دست آورند به جعل و افترا پرداخته یا جعلیات و افترائات پیشینیان خود را دست به دست گردانده و آنها را ملاک و میزان تحقیق درباره عقاید شیعه و معرفت آراى آنها قرار مى‏دهند و خود و دیگران را گمراه مى‏سازند. 

خیلى عجیب و بسیار شگفت انگیزه است که به یک امتى که هزاران نویسنده عالى قدر آنها آراء و عقایدشان را صریحاً در تألیفات خود نگاشته‏اند، نسبتى داده شود که در هیچ عصرى احدى از آنها، احتمال آن را هم نداده است. 

در مورد امامت و اصول اعتقادى دیگر در کتابهاى کلام و اعتقادات، عقاید شیعه و محفوظ و مضبوط است و در موضوع غیبت در کتابهائى که از عصر ائمه(ع) و بعد از آن تألیف شده همه خصوصیات آن مذکور شده و در هیچ کتاب و نوشته‏اى از این افتراء اثر و نشانه‏اى نیست. 

احدى نگفته امام در سرداب سامراء مخفى است بلکه کتب و روایات شیعه و آن همه معجزات و کرامات که از آن حضرت و در غیبت صغرى و کبرى نقل شده و حکایات آنانکه به شرف درک حضورش در طول این دو غیبت مشرف شده‏اند همه، این نسب را تکذیب مى‏نمایند. بلى در سامرا مشرفه سردابى است که شیعه در آنجا به دعا و نماز و عبادت خدا و زیارت حضرت ولى عصر - عجل الله تعالى فرجه - رفتار مى‏کنند نه براى اینکه امام در آنجا مختفى و پنهان است، یا کسى امام را مقیم در آنجا بداند، بلکه براى آنکه آن موضع معروف به سرداب و نواحى آن و حرم عسکریین منازل و مساکن شریفه و خانه‏ها و محل ولادت آن حضرت و بروز بعضى معجزات بوده است و تجدید خاطرات آن اعصار و یاد آن زمانها که امام عصر و پدرش و جدش در آن بیوت شریف که از آن جمله همین دار معروف به سرداب است، خدا را پرستش مى‏کردند و محل آمد و شد شیعه و محبان اهل بیت بوده در همان مقامات و مواقف شریفه به مدلول: 

«فى بیوت أذن الله أن ترفع و یذکر فیها اسمه یسبح له فیها بالغدو والاصال»(93)

«خانه‏هایى را خدا اجازه داده که آنجا رفعت یابد و در آنجا ذکر نام خدا شود و صبح و شام تسبیح و تنزیه ذات پاک او کنند». 

مناسب است. 

چنانچه منازل و مقامات دیگر نیز هست که مورد احترام شیعه است براى آنکه معلوم شده آن حضرت آن اماکن را مشرف به قدوم خود فرموده است (مانند مسجد جمکران قم)

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٧:٢٤ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳۸۸/٥/۱٦

اسرار و فلسفه غیبت

سرغیبت 
پیش از آنکه فوائد و مصالح غیبت حضرت صاحب الزمان - أرواح العالمین له الفداء - سخن به میان آوریم، باید در نظر بگیریم که تا کنون علوم و دانشهائى که بشر از راه‏هاى عادى تحصیل کرده به کشف تمام اسرار خلقت موجودات این عالم موفق نشده و اگر علم، هزارها بلکه میلیونها سال دیگر هم جلو برود هنوز معلومات او در برابر مجهولاتش بسیار مختصر و ناچیز است و به گفته یکى از دانشمندان بزرگ، مثل «لاشى‏ء» است در مقابل بى نهایت و این در صورتى است که ما علم تمام انسانها را به حساب آوریم. و اما اگر علم یک عالم، و دانش یک دانشمند را بخواهیم در نظر بگیریم اصلا قیاس آن با اسرار و رازهاى کشف نشده خنده آور و نشانه جهل و نادانى است. جائى که حضرت مولى امیر المؤمنین(ع) مى‏گوید: 


«سبحانک ما أعظم ما نرى من خلقک و ما أصغر عظیمها فى جنب ما غاب عنا من قدرتک» 

«منزهى تو، بزرگ است آنچه را ما از آفرینش تو مى‏بینیم و چه کوچک است آن در جنب آنچه از قدرت تو از ماپنهان است». 

ادامه مطلب   
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٧:۱٥ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳۸۸/٥/۱٦