هر چی بخوای داریم

هر چی که بخوای

عید از منظر قرآن

عید از منظر قرآن

 


 

 

بهار به پیشواز ما آمده است. او در آستانه تحول تمام طبیعت همانند آیینه‌ای چشمان ما را به خود می‌خواند تا بار دیگر بر تمام آنچه این حرکت شگرف طبیعت در خود داراست، بنگریم و بیندیشیم و هر تحول و تغییری را اشاره‌ای به نفس خود برای نوشدن بدانیم.

 


 

 

حضرت عیسی مسیح(ع)

ویژگی های عید در کلام عیسی علیه السلام

 

عید در کلام حضرت عیسی علیه السلام در قرآن با چند ویژگی مطرح شده است ؛

نخست آنکه از آسمان لطف و کرامت الهی، ریزشی مبارک انجام شودو مائده ای خدایی فرود آید.

دیگر آنکه روز شادی و شادمانی گرددو نه تنها حاضران بلکه پیشینیان و پسینیان نیز از فیض حضورعید بهره برند.

سومین اثر آن، نشانه و آیتی از عظمت خداوند باشد (و هماره جاودان بماند) و نکته دیگر رزق و روزی دنیوی در پرتو آن فراهم شود و سفره ای پر نعمت مهیا گردد ؛ « قَالَ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ اللَّهُمَّ رَبَّنَا أَنزِلْ عَلَیْنَا مَآئِدَةً مِّنَ السَّمَاء تَکُونُ لَنَا عِیداً لِّأَوَّلِنَا وَآخِرِنَا وَآیَةً مِّنکَ وَارْزُقْنَا وَأَنتَ خَیْرُ الرَّازِقِینَ؛ عیسی‌ بن مریم گفت: بارالها! پرودگارا! برای ما از آسمان مائده‌ای بفرست تا این روز برای ما و کسانی که پس از ما می آیند، عید باشد که تو بهترین روزی دهندگانی و آیت و حجتی از جانب تو برای ما باشد.»(مائده ، 114) 

چنین پیش آمد مقدسی، چنان تاثیری ژرف در آئین مسیحیت نهاد که منشا عیدمسیحیان گردید و روزهای یکشبنه بدین خاطر، روز عید و تعطیل نام نهاده شد تا در آینه این روز تاثیر دعای عیسای مسیح جاودان ماند و پرتو معنویت و آثار آسمانی عید حقیقی بسان صحیفه ای از معرفت، همیشه گشوده بماند. 

 

به راستی عید حقیقی چه روزی است ؟

ریشه واژه عید از عود مى‌باشد و آن به معناى برگشتن و برگشت دادن است، تغییر انسان و گردیدن خودمان از حالتى به حالت دیگر را " عید " مى‌گویند .

در تعالیم اسلامی عید روزی است که در آن سود و منفعتی به دست بیاید ؛ هم چنین عید روزی است که در آن نماز ویژه‌ای برگزار کنند یا خلق از ماتم به شادمانی حرکت کنند یا روزی است که تفاوتی میان درویش و توانگر نباشد .

امام خمینی (ره):

 " عید براى ما یک معنى دارد و براى ابراهیم خلیل(علیه السلام) و براى پیامبران دیگر(علیه السلام) یک معناى دیگر دارد . آنها " عیدی " ‌که مى‌گیرند " عید لقاءالله است. "

 

حضرت علی(علیه السلام) در نهج‌البلاغه مى‌فرمایند:

« کل یوم لایعصى الله فیه فهوم یوم عید: هر روزى که آن روز را از نور اطاعت حق تعالى روشن سازى و خواست خداى بزرگ و فرمان او را بر خویشتن حاکم سازى و در آن روز معصیت خداوندبارى‌تعالى انجام نشود ، آن روز  " عید " است.» (نهج البلاغه ، حکمت ۴۲۸٫) ؛ چرا که روح آلوده نشده و در نتیجه شادابى و طراوت ریشه دار است. نه تصنعى و ظاهرى که متأسفانه امروزه رسم بر این شده که برخى با درون آلوده و روح فاسد شده، با تبسّم و لبخند ظاهرى مى خواهند اظهار شادى و نشاط نمایند» به طوری که در روایتی از  امام زین العابدین(علیه السلام)می خوانیم که می فرمایند : « مبادا کارى کنید که چهره ظاهرى شما زیبا و عمل شما زشت باشد .»

 

پیروزی غریزه بر وظیفه

آرى عید روزى است که وظیفه بر غریزه پیروز شده است. حیوان غریزه دارد و فرشته وظیفه ؛ انسان هم غریزه دارد و هم وظیفه و انسان سعادتمند آن کسى است که وظیفه را فداى غریزه نکرد.

بنیانگذار جمهورى اسلامى ایران حضرت امام خمینی(ره) در مورد عید مى‌فرمایند: " عید براى ما یک معنى دارد و براى ابراهیم خلیل(علیه السلام) و براى پیامبران دیگر(علیه السلام) یک معناى دیگر دارد . آنها " عیدی " ‌که مى‌گیرند " عید لقاءالله است. "

 

تفاوت در کیفیت عید در نظر معصومین

کلیسای خانگی،انجیل،عیسی،میسیونر،مسیح

عید ابراهیم علیه السلام در حقیقت همان قربانى کردن اسماعیل(علیه السلام) و شکستن بت‌هاى بتخانه ، داخل آتش افتادن ، تنها گذاشتن همسر و فرزند در بیابان بدون آب همه این عمل‌ها از سوى حضرت ابراهیم(علیه السلام) عید محسوب مى‌شد.

پیروزى حضرت یوسف(علیه السلام) در برابر نفس اماره و در برابر وسوسه‌هاى گناه‌آلود زلیخا، این عمل هم براى آن پیامبر عزیز(علیه السلام) عید به حساب مى‌آمد.

ترک همسر و فرزند گناهکار براى همیشه از جانب نوح پیامبر(علیه السلام) این عمل او نیز عید بود و صبر حضرت ایوب(علیه السلام) در برابر ناملایمات و بلاهاى زندگى این عمل صبر ایشان نیزعید است . دعا کردن براى بخشش خداى مهربان از سوى حضرت آدم و حوا(علیه السلام) نیز بعد از اجابت از سوى پروردگار این عمل آنها هم عید بود .

 در بستر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و به جاى ایشان به استقبال مرگ رفتن از سوى حضرت علی(علیه السلام) نیز عید محسوب مى‌شد.

بیمه کردن اسلام با تقدیم خون خود و فرزندان گرامى و یاران وفادارش و اسیرى خاندانش از سوى آقااباعبدالله‌الحسین (علیه السلام)این عمل ایشان نیز‌عید محسوب مى‌شد و در زمان عطش فراوان و دیدن آب و نخوردن آب نه تنها از سوى ما در ایام روزه‌دارى بلکه از سوى ماه بنى‌هاشم حضرت ابوالفضل العباس یعنى عید‌ و به قول حضرت امام(ره)  " لقاءالله " است .

 

شادی هایمان را تقسیم کنیم !

درروز عید به نشاط و شادى خود بسنده نکنیم ، سعى کنیم شادى هایمان را بین دیگران تقسیم کنیم ، امامان معصوم(علیهم السلام)، تلاش داشتند سرور و شادى روز عید را به شکل هاى مختلف به دیگران انتقال دهند مثلاً در شب و روز عید برده ها را آزاد مى کردند(وسائل الشیعه ، ج ۹۸، ص ۱۸۸٫)  و ما مى توانیم با کمک به دیگران رفع گرفتارى هاى آنان و…دل شکسته اى را شاد کنیم و غم دیده اى را با نشاط.

فرآوری : زهرا اجلال

بخش قرآن تبیان

 

 


 

 

 

منابع :

- ایکنا

- مقاله حمیدرضا افراونده ، رسالت/6322

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۳:۳٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٠/۱/۱

نوروز طبیعت، عید ولایت

نوروز طبیعت، عید ولایت

عید نوروز

اولین روز بهار، شادابی و طراوتی ویژه دارد و با هیچ یک از روزهای سال قابل مقایسه نیست. گویا طبیعت، جانی دوباره می گیرد و زندگی را از نو آغاز می کند. اما بی شک خداوند، بهار را تنها در گل و گیاه و درختان سرسبز خلاصه نکرده است و دایره آن را به مرزهای دیگر نیز گسترانده است.

بهار طبیعت، سالگشت اتفاقات بزرگ و مبارکی است. این رخدادها چنان پربرکت و ارزشمند هستند که گویی روحی تازه به جان طبیعت می دمند و لبهای شکوفه ها را به خنده وا می دارند.

نخستین روز بهار، بنابر آنچه که از امام صادق علیه السلام نقل شده، یادآور حوادث بهار گونه ای است که مهمترین آنها «عید بزرگ ولایت» است. از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمودند:

أَنَّ یَوْمَ النَّیْرُوزِ هُوَ الْیَوْمُ الَّذِی أَخَذَ فِیهِ النَّبِیُّ ص لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع الْعَهْدَ بِغَدِیرِ خُمٍّ فَأَقَرُّوا لَهُ بِالْوَلَایَةِ فَطُوبَى لِمَنْ ثَبَتَ عَلَیْهَا وَ الْوَیْلُ لِمَنْ نَکَثَهَا. (بحار الأنوار، ج 56، ص 119)

روز نوروز همان روزی است که پیامبر صلّی الله علیه و آله در غدیر خم برای امیر مومنان علیه السلام بیعت گرفت و همگان اقرار به ولایت او کردند. پس خوشا به آنکه (بر ولایت او) ثابت بماند و وای به آنکه آن (پیمان) را بشکند.

آری، این بهار ولایت است که هر ساله طبیعت را بهاری می کند و سرسبزی را به ارمغان می آورد. نوروز، همان روزی است که پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله در غدیر خم بر فراز منبری از جهاز شتران دست علی علیه السلام را بالا برد و او را ولی امر مسلمانان معرفی نمود. گوش ها را که خوب تیز کنیم شاید این جمله تاریخی پیامبر را در نوروز بشنویم که:

مَنْ کنتُ موَلاهُ فعلیٌّ مَولاهُ اللّهمَّ والِ مَن والاهُ و عادِ مَن عاداهُ. (الکافی، ج 1، ص 293)

هر کس را که من بر او ولایت دارم على نیز ولایت دار او است. خدایا! دوست بدار هر که را دوستدار على است و دشمن بدار هر که را با او دشمنى ورزد.

 

محاسبه و تطبیق تاریخی

 

اولین پرسشی که ممکن است با دیدن این روایت در ذهن هر کسی ایجاد شود این است که «آیا حقیقتا عید غدیر سال دهم هجری با نوروز آن سال مصادف بوده است؟»

با محاسبه ای که علامه مجلسی (م 1111) انجام داده، روز عید غدیر یعنی «هجدهم ذی الحجه سال دهم هجری قمری» آخرین روز همان سال شمسی بوده که اختلاف یک روز در ماه های قمری مساله ای عادی است. چراکه هلال ماه های قمری گاهی یک روز دیرتر از آنچه که پیش بینی می شود، رویت می گردد و ممکن است هلال ماه ذی الحجه آن سال چنین بوده است. بنابراین تاریخ، قابلیت تطبیق این مساله را دارا است. (بحار الأنوار، ج 56، ص 120)

بنابراین نوروز، «سالگشت شمسی عید ولایت» است و با این اوصاف رنگ و بویی علوی دارد.

اگر کسی بتواند سنتی را زنده کند و راه و رسمی نیکو در جامعه خود بیافریند، ثواب همه آنان که تا روز قیامت به آن عمل می کنند به حساب جاری او واریز می شود و هر لحظه حتی پس از مرگ نیز می تواند از موجودی حساب خود بهره مند شود

پایه ریزی سنتی نیکو

 

پایه ریزی یک رسم شایسته چنان ارزشمند است که پیشوایان ما آن را ستوده و پیامدهای شایسته فراوانی برای آن مطرح کرده اند. امام صادق علیه السلام می فرماید: «مَنْ سَنَّ سُنَّةً حَسَنَةً فَلَهُ أَجْرُهَا وَ أَجْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ مِنْ غَیْرِ أَنْ یُنْقَصَ مِنْ أُجُورِهِمْ شَیْ‏ءٌ.» (الکافی، ج 5، ص 9)

«هر کس بنیانگذار روشى نیکو باشد، همچون پاداش کسى که به آن عمل کرده، پاداش دارد و نیز از پاداش همه آنان که تا روز رستاخیز به آن عمل نمایند، بهره مند خواهد شد، بدون آنکه از پاداش انجام دهندگانش چیزى کاسته شود».

بنابراین اگر کسی بتواند سنتی را زنده کند و راه و رسمی نیکو در جامعه خود بیافریند، ثواب همه آنان که تا روز قیامت به آن عمل می کنند به حساب جاری او واریز می شود و هر لحظه حتی پس از مرگ نیز می تواند از موجودی حساب خود بهره مند شود.

دلیل این پاداش گسترده هم بسیار روشن است. یک رسم نیکو می تواند چنان تاثیر شگرفی بر نسل های آینده بگذراد که میوه های خوش رنگ و بوی آن قابل شماره نباشد و تاثیرات مطلوب آن به صورت تصاعدی همه جا را فراگیرد. همانگونه که یک بدعت نا به جا می تواند چنان گمراه کننده باشد که نسل ها را با خود به جهنم بکشاند و جوامع را پی در پی بیچاره کند.

اما سخن پیرامون تلاقی «اولین روز بهار» با «عید بزرگ ولایت» است. چه پاداشی خواهیم برد من و شما اگر بتوانیم پایه ریزان یک رسم به جا و مبارک باشیم. رسمی که نوروزمان را برکت بخشد و سال جدیدمان را با امیر مومنان پیوند دهد.

 

بزرگداشت عید ولایت در نوروز

جشن ولایت علی علیه السلام (عید غدیر خم)

حال که روشن شد نوروز، سالگشت شمسی عید غدیر است، پس چرا آن را با این عنوان پر اهمیت جشن نگیریم و بهار طبیعت را با بهار ولایت عجین نکنیم؟ چرا شادابی بر گرفته از طبیعت را طراوتی روحانی نبخشیم و نقش علی علیه السلام را بر جشن طبیعت نزنیم؟

نوروز، روز مبارکی است. اما نه تنها به خاطر لبخند شکوفه ها و سرسبزی چمن زارها که آنها هم مست و شیدای عید بزرگ تری هستند. بلکه به خاطر لبخند شکوفه گونه پیامبر بر چهره بهارگونه امیر.

عالم جمادات و نباتات که از شادی چنین جشنی سر از پا نمی شناسند و همه جا را گل باران کرده اند و سرور و شادی خود را بر همگان هویدا نموده اند. اما گویا هنوز خبر به عالم انسان ها نرسیده و کسی از این جشن بزرگ با خبر نشده است. گویا که جمادات از انسان ها پیشی گرفته اند و گوی سبقت را از اشرف مخلوقات عالم ربوده اند.

پس بیایید آبروی انسانیتمان را حفظ کنیم و حداقل از بوستان ها و سبزه زارها عقب نمانیم و در روز جشن ولایت، زندگی را با نام امام علی علیه السلام معطر و منور کنیم.

بیایید نوروز عالم بالا را دریابیم و همراه با ملائکه به جشن نوروز بپردازیم. بیایید همانگونه که در سالگشت قمری عید غدیر به علوی بودن یکدیگر مباهات می کنیم، در سالگشت شمسی آن نیز زبان و روانمان را معطر به عطر امیر مومنان کنیم و این جمله را با هم زمزمه نماییم که: «اَلحَمدُ لِلّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ المُتَمَسِّکِینَ بِوِلایَةِ اَمیرِ المُؤمِنینَ وَ اَئِمَّةِ المَعصُومین.» (الاقبال، ص 464)

سپاس خدایی را که ما را از جمله آویختگان به ولایت امیر مومنان و امامان معصوم قرار داده است.

 

سیدمصطفی بهشتی

گروه دین تبیان

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٠/۱/۱
تگ ها : عید ، نوروز ، امام ، حدیث

شبی برای عبادت

شبی برای عبادت

عید قربان

انسان موحد که به حکم وقوف در عرفات و مشعر به مقام والای معرفت الله و خداشناسی کامل رسیده و تمام تمایلات نفسانی در نظرش خاک و سنگ آمده و غرق در دریای محبت خالق بی همتا و مهربان شده، طبیعی است که از کشتن و سربریدن هر موجودی که سر راه بر او گرفته و مانع رسیدن به قرب الهی ست، دریغ و مضایقه نخواهد داشت. اگر چه آن موجود فرزند عزیز و یا جان خود و خواهشهای درونش باشد.

  نام دیگر عید قربان، عید اضحی و عید خون است. روز اثبات عشق و تسلیم در برابر امر الهی، روز آزمایش و امتحان حضرت ابراهیم و حضرت اسماعیل علیه السلام که از آن سربلند بیرون آمدند.1

 

فَلَمّا اَسْلَما وَتَلّهُ لِلجَبینِ وَنادَیناهُ اَنْ یا اِبراهیم، قَد صَدّقتَ الرُّؤیا اِنّا کَذلِکَ نَجزِی المُحسِنین2

...هان ای ابراهیم به خوبی انجام وظیفه کردی و ما نیکوکاران را اینچنین پاداش خواهیم داد

 

داستان قربانی

 

 

 

 

چون شب هشتم ذی الحجه (شب ترویه) فرا رسید، حضرت ابراهیم بعد از انجام وظائف عبادی، سر بر بالین استراحت نهاد و در خواب به او ندا شد: ای خلیل گر تشنه وصال مائی برخیز و با کارد تیز فرزند دلبند خود را قربانی کن! ابراهیم از هیبت این خطاب بیدار شده و با خود گفت آیا این امر رحمانی است یا وسوسه شیطانی؟ شب عرفه نیز همان خواب را دید و در شب نحر (عید قربان) نیز همین خواب را دید و یقین او زیاد شد و صبح روز عید قربان ابراهیم خلیل با همسرش هاجر وداع کرده و با اسماعیل از خانه به سوی منا روی نهادند. وقتی به منا رسیدند، جریان خواب خود را به فرزندش بازگو کرد و اسماعیل در واکنش به این سخن پدر چنین گفت: ای پدر بزرگوار من اگر هزار جان داشتم، همه را به فرمان الهی قربان می‌کردم و تسلیم امر الهی می‌شدم.

ابراهیم چون در منا به جمره اول رسید، شیطان آمد که او را تعرض کند، هفت سنگ به سوی او انداخت و در جمره دوم و سوم هم هفت سنگ پرتاب کرد. این رمی جمرات ثلث از جمله مناسک حج شد. پس هنگامی که پدر و پسر حکم خدا را گردن نهادند، ابراهیم پیشانی پسر را بر زمین نهاد و تیغ تیز بر حلق او گذارد اما ذره‌ای از پوست و گوشت و رگ او بریده نشد و سرانجام از طرف حق سبحانه و تعالی ندا آمد که عمل ابراهیم مقبول درگاه ما شد و آن را پسندیدیم.3

نام دیگر عید قربان، عید اضحی و عید خون است. روز اثبات عشق و تسلیم در برابر امر الهی، روز آزمایش و امتحان حضرت ابراهیم و حضرت اسماعیل علیه السلام که از آن سربلند بیرون آمدند.

اعمال شب عید قربان

عید قربان

 

 

 

 

  از امام صادق علیه السلام روایت شده که از پدرانش چنین نقل فرمودند:4

امام علی علیه السلام دوست داشت چهار شب از سال، خود را فارغ (فراغت برای عبادت در آن) نماید؛ شب اول رجب، شب نیمه شعبان، شب عید فطر و شب عید قربان»

 ممکن است منظور از فراغت، فراغت برای عبادت در آن با زنده نگهداشتن آن باشد. بلکه به قرینه احادیث مشابه ظاهراً منظور همین است. زنده نگهداشتن آن عبارت از فارغ ساختن نفس، قلب و اعضای بدن در خدمت به خداوند متعال است، به این صورت که دل او در یاد خدا بوده، بدنش مشغول فرمانبرداری و عبادت خدا بوده و در طول شب هیچ چیزی حتی مناجات، او را از خداوند غافل ننماید؛ مگر اینکه مشغول شدن به این مناجات نیز برای خدا و به خاطر او باشد، که این مطلب اولین درجه مراقبت می‌باشد. در شب و روز عید زیارت امام حسین علیه‌السلام مستحب است.

 

اعمال روز عید قربان

 

 

 

 

  روز عید قربان بسیار روز شریفی است. با شروع روز عید باید بر تمامی کارهایی که باعث رضایت و جلب عطوفت پروردگار است، مواظبت نمود.

از کارهای مهم در این روز، قربانی است. این عمل همان گونه که در روایات آمده واجب است؛ گرچه مراد از وجوب در اینجا استحبابی است که بر آن تاکید شده است. اعمال آن چند چیز است؛ غسل، خواندن نماز عید و در این روز افطار بعد از نماز از گوشت قربانی مستحب است و قربانی که سنت مؤکد می‌باشد.5

 

شرایط ذبح

 

 

 

 

واجب است بر کسی که حج تمتع به جا می‌آورد، ذبح یک هدی یعنی یک شتر یا یک گاو و یا یک گوسفند؛ البته قربانی شتر افضل است و پس از آن گاو بهتر است. قربانی سایر حیوانات غیر از سه حیوان مذکور کافی نیست.6

 

احکام ذبیحه

 

 

 

 

  حجاج در روز عید قربان اولین چیزی که می‌خورند، باید (مستحب موکد است) از گوشت قربانی باشد. و احتیاط مستحب آن است که ذبیحه را سه قسمت کند. قسمتی را هدیه و یک قسمت را صدقه و قدری را هم بخورد و صدقه را به مؤمنان بدهد و خوردن قدری از قربانی مطلوب است.7

 خوب است گوشت قربانی را سه قسمت کنند، یک قسمت برای همسایه‌ها قسمتی دیگر برای کسانی که درخواست کرده و قسمت سوم را برای خانواده خود نگهدارد. پوست آن را صدقه، و به قصاب از گوشت قربانی ندهد.(کراهت دارد)

 در صورت ممکن بهتر است قربانی شتر باشد و اگر نبود گاو و یا گوسفند. همچنین بهتر است در صورتی که قربانی شتر و گاو باشد، جنس آن ماده باشد و اگر قربانی گوسفند یا بز بود، بهتر است جنس آن نر باشد.

 

طیبه عطایی

تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان

 

 


 

 

 

(1) . ضیاء آبادی، سید محمد؛ حج برنامه تکامل، بی جا، دارالکتب الاسلامیه، بی تا، ص 332.

(2) . صافات آیه 105- 104.

(3) . مضمون آیات 105- 104 سوره صافات.

(4) . ملکی تبریزی، میرزا جواد؛ المراقبات، بی جا، اخلاق، اول، 1375، ص 454.

(5) . قمی، عباس؛ مفاتیح الجنان، ترجمه هادی شرفی تبریزی، بی جا، آیین دانش، یازدهم، ص 481.

(6) . امام خمینی، مناسک حج، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، پنجم، 1370، ص 207.

(7) . امام خمینی، مناسک حج، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، پنجم، 1370، ص 213.

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٢۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸٩/۸/٢٥

قرآن و اهمیت قربانى

قرآن و اهمیت قربانى

عید قربان

قرآن، از قربانى حج، به عنوان شعائر الهى یاد کرده که باید مورد تکریم و احترام قرار گیرد:

یا ایها الذین آمنوا لاتحلوا شعائر الله ولا اشهر الحرام ولا الهدى ولا القلائد ولاامین بیت الحرام.1

اى کسانى که ایمان آورده اید، شعایر خدا و ماه حرام و قربانى را، چه بدون نشانه و چه با نشانه، حرمت مشکنید و آزار آنان را که به طلب روزى و خشنودى پروردگارشان، آهنگ بیت الله الحرام کرده اند، روا مدارید.

والبدن جعلناها لکم من شعائر الله لکم فیها خیر فاذکروا اسم الله علیها صواف فاذا وجبت جنوبها فکلوا منها و اطعموا القانع والمعتر.2

شتران قربانى را براى شما از شعایر خدا قرار دادیم. شما را در آن خیرى است.

و همچنان که بر پاى ایستاده اند، نام خدا را بر آنها بخوانید و چون پهلوى آنها بر زمین رسید، از آنها بخورید و فقیران قانع و گدایان را اطعام کنید. در این آیه شریفه، سخن از خیر و برکت است: لکم فیها خیر که خوردن و خوراندن و بهره مند شدن از گوشت آن، یکى از خیرها و برکت هاست، لیکن برکت ها و خیرهاى قربانى، در خوردن و خوراندن، خلاصه نمى شود و اسرار دیگرى نیز وجود دارد که به پاره اى از آنها رسول خدا صلی الله علیه وآله و امامان علیه السلام اشاره فرموده اند.

امام على علیه السلام مى فرمایند: سمعت رسول الله صلی الله علیه وآله  نخطب یوم النحر و هو یقول:... ما تهریقون فیه من الدماء فمن صدقت نیته کان اول قطرة له کفارة لکل ذنبه.3

شنیدم رسول خدا بر مردم خطبه مى خواند و مى فرمود: کسى که با نیت خالص و ناب قربانى کند، نخستین قطره خون قربانى، کفاره گناهان وى است.

یا امام موسى کاظم علیه السلام مى فرمایند: قال رسول الله صلی الله علیه وآله استفرهوا ضحایاکم فانها مطایاکم على الصراط. 4 قربانی هاى خود را فربه برگزینید، زیرا آنها مرکبهاى شمایند در پل صراط.

قربانى از شعایر الهى است و باید هر چه با شکوه تر در موسم حج، انجام گیرد و در روایات به این نکته، بسیار اهمیت داده شده است.

شعائر الهی باید به گونه جمعى انجام شود؛ همه همزمان در یک مکان گرد آیند، خانه خدا را طواف کنند، سعى صفا و مروه را انجام دهند، با هم به سوى مواقف حرکت کنند، با هم وقوف داشته باشند، و با هم رمى جمرات کنند، با هم در یک زمان و در یک مکان، صحنه با شکوه قربانى را بیافرینند

امام صادق علیه السلام مى فرمایند: ذبح رسول الله صلی الله علیه وآله  عن امهات المؤمنین بقرة بقرة ونحر هو ستا و ستین بدنه و نحر على علیه السلام اربعا و ثلاثین بدنه.5

در واقع تعظیم شعائر الهى در نظر بوده که باید به گونه جمعى انجام شود: همه همزمان در یک مکان گرد آیند، خانه خدا را طواف کنند، سعى صفا و مروه را انجام دهند، با هم به سوى مواقف حرکت کنند، با هم وقوف داشته باشند، و با هم رمى جمرات کنند، با هم در یک زمان و در یک مکان، صحنه با شکوه قربانى را بیافرینند.

این که در آیات و روایات تاکید بسیار شده بر تعظیم شعائر در قربانى، دلیل بر این است که در انجام قربانى، یک خواسته هدف نبوده، که بر آوردن نیاز بینوایان باشد و خواسته و خواسته هاى دیگرى نیز در نظر بوده که مهم ترین آنها بزرگداشت شعائر الهى است.

 

تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان

 

 


 

 

1- سوره مائده، آیه 2.

2- سوره حج، آیه 36.

3- بحارالانوار، ج 96/301؛ علل الشرایع، 2/141.

4- علل الشرایع ، 145/.

5- وسائل الشیعه ، ج 10/101.

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۸:۳۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸٩/۸/٢٥

خنجر شوق بر حنجر نفس

عید قربان جلوه گاه تعبد و تسلیم ابراهیمیان حنیف است . فصل قرب یافتن مسلمآنان به خداوند، در سایه عبودیت است .

اگر ابراهیم خلیل ، در اجراى فرمان پروردگارش ، خنجر بر حنجر اسماعیل مى نهد، اگر اسماعیل ذبیح ، پدر را در اجراى امر خدایى ، تشویق و ترغیب مى کند، اگر شیخ الانبیاء در نهادن کارد بر حلقوم فرزندش ، لحظه اى تردید و توقف نمى کند؛ همه و همه ، نشانه مسلمانى آن پدر و پسر و شاهد صداقت در عقیده و عشق ، و وفادارى در قلمرو بندگى است .

عید قربان ، مجراى فدا کردن عزیزترین یعنى خدا است .

عید قربان

عید قربان ، مجراى فیض الهى و بهانه عنایت رحمانى به بندگان مومن و مسلم و مطیع است .

قربانى تو در این چیست ؟

در راه خدا، چه چیز فدا مى کنى ؟

با چه وسیله ، به استان پروردگار، تقرب مى جویى ؟ و کدام فدیه را به قربانگاه صدق ، عشق ، اخلاص و وفا مى آورى ؟

براى اولیاء الله عید قربان مجمع الشواهد صدق در گفتار، کردار، ادعا و عمل است . تو نیز، اگر بتوانى رضاى خویش را فداى رضاى حق کنى ، اگر بتوانى از خواسته دل در راه خواسته دین چشم بپوشى ، اگر بتوانى از داشته ها و خواسته ها بگذرى ، آنگاه ، به مرز عبودیت و به حوزه قربانگاه قدم نهاده اى .

مگر خلیل الرحمان چه کرد؟ تو نیز اگر پیر و مشى و مرام ابراهیمى ، نباید هیچ چیز از آنچه دارى و به آن دلبسته اى ، همچون زن و فرزند، مال و منال ، پول و پس انداز، خانه و خادم ماشین و مسکن ، و... حجاب چهره جانت ، مانع بندگى و فرمانبرداریت شود و آنگاه که پاى دین و خدا به میان آید، بسادگى و بصراحتى ابراهیمى و بصداقتى اسماعیلى درگذرى و امر مولا را مقدم بدارى .

بگذر از فرزند و مال و جان خویش

تا خلیل الله دورانت کنند

سر بنه در کف ، برو در کوى دوست

تا چو اسماعیل ، قربانت کنند

اینجاست که قربانى وسیله قرب مى شود و عید قربان روز تقرب به خداوند.

آن هم نه قرب مادى و جسمى - که خدا از محدوده حس و جسم بیرون است - بلکه قرب معنوى و تقرب ارزشى که در سایه ایمان و عمل است .

آنچه انسان را به خدا نزدیک مى کند، طاعت است .

و آنچه از ساحت قرب ربوبى دور مى سازد، معصیت است .

خدا به ما نزدیک است ، حتى نزدیکتر از رگ کردن ، که خود فرموده است :

- و نحن اقربب الیه من حبل الورید - ما از او دوریم ، چرا که به جرم و گناه ، گرفتاریم و مجرم هرگز محرم نخواهد شد.

دوست نزدیکتر از من به من است

وین عجبتر که من از وى دورم

اگر پاى از مرز طاعت فراتر ننهیم ، اگر با تیغ گناه ، دامن عصمت ندریم ، اگر دست تعدى ، به حریم حرمات الله نگشاییم ، آنگاه خواهیم دید که هر جا باشیم در قربانگاهیم و هر سو که برویم ، به او تقرب پیدا مى کنیم ، و هر روزمان عید قربان مى شود. بفرموده حضرت على :

کل یوم لا یعصى الله فیه فهو یوم عید

هر روزى که در آن ، خدا نافرمانى نشود روز عید است .

 

جلوه دیگر این روز، ذبح است .

 

قربانى کردن گوسفند، چه از سوى حاجى در منا و چه از سوى ما در شهرها مان ، تکریم آن حماسه معنوى و ایثار عظیم است که ابراهیم و اسماعیل از خود نشان دادند و به مسلخ رفتند، آن فداکارى همواره باید در خاطره ها زنده بماند، تا درسى مى باشد فرا روى ابراهیمیان همیشه و همه جا.

رها شدن از تعلقات و ذبح کردن تمنیات در پیش پاى اراده الهى ، درس دیگران قربانى است ،

تیغ اراده و عفاف ، باید بر خنجر نفسانیات نهاد و خون نفس اماره را ریخت و از شر این وسواس خناس نجات یافت .

تا چه حد حاضرى که خواست خدا را بر خواهش دل مقدم بدارى ؟

تا کجا مى توانى طاعت و اطاعت الله را، با هواى نفس مبادله نکنى ؟

نفس کشتن و جهاد با دشمن درونى ، سخت تر از مبارزه با دشمن ، آشکار و برونى است .

از این رو جهاد اکبر نام گرفته است .

ذبح قربانى در دید عرفانى اهل نظر، رمزى از ترک هواهاى نفسانى و روى آوردن به رضاى الهى است .

ثمرات این ذبح نیز، باید چونان قربانى گوسفند به دیگران برسد.

و... چنین است که آنکه مالک هواى نفس شود و دیو هوا را به بند کشد، هم خویشتن از وسوسه ها و زیانهاى آن آسوده خاطر است ، هم جامعه از صدمه هوا پرستیهاى او مصون !

آرى !... امروز، عید است .

عید قربان و تقرب به خدا، آن هم در سایه عبودیت و بندگى .

ما، بنده آنیم که در بند آنیم .

حال که چنین است ، چرا در بند نفس و بند زر و سیم و بند خواسته ها و داشته ها؟!

دل به خدا بدهیم و در بند عبودیت او باشیم ، تا از هر قید و بندى آزاد شویم .

بندگى خدا، امیدبخش است .

و روز عید قربان مى تواند براى ما اوج این آزادى برین باشد.

خجسته باد عید قربان عید صالحان و ارس ته ، و عید اهل طاعت و تسلیم .

بمناسبت ده ذى الحجه عید قربان و حضور مهمانان خدا در موسم حج

 


 

 

تنظیم برای تبیان: الف_ شکوری

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٦:۱٢ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳۸۸/٩/٧