اس ام اس آشتی و منت کشی
اس ام اس آشتی و منت کشی
بوسه ام را می گذارم پشت در
قهرکردی , قهرکردم , سر به سر
تو بیا , در را تماما باز کن
هر چه میخواهی برایم ناز کن
من غرورم را شکستم , داشتی ؟
آمدم , حالا تو با من آشتی ؟
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
چی میشد تو هم منو دوستم میداشتی نا زنین
جای گریه رو لبام خنده می کاشتی نازنین
حالا که قهری باهام ولی بدون دوستت دارم
طاقت قهر ندارم پس آشتی آشتی نا زنین
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
به خاطر یافتن مقصر,
زندگی ات را تلخ و سیاه نکن.
بگذار آن چه در پایان یک عشق به جای میماند
خاطرات خوش باشد با من آشتی کن تا دنیا با من آشتی کند
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
قهر مکن ای فرشته روی دلارا
ناز مکن ای بنفشه موی فریبا
طعنه و دشنام تلخ اینهمه شیرین
چهره پر از خشم و قهر اینهمه زیبا
ناز تورا میکشم به دیده منت
سر به رهت مینهم به عجز و تمنا
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
همیشه رفتن بهترین نیست
گاهی میان رفتن وماندن هیچ فرقی نیست
چه قهر باشیم چه آشتی
اصل درست این است که عزیزان ما در خانه ی دل ما جای دارند
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
بهانه میتراشی و مرا عذاب میدهی
به روح بی قرار من تو اضطراب میدهی
دلم پر از گلایه ها تنم اسیر درد و خون
ولی تو قهر با دلم برای لحظه ای مکن
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
بیا با پاک ترین سلام عشق آشتی کنیم *بیا با بنفشه های لب جوب آشتی کنیم * بیا ازحسرت و غم دیگه باهم حرف نزنیم * بیا برخنده ی این صبح بهار خنده کنیم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
چنین گفت زرتشت:…عاشق عاشقی باش و دوست داشتن را دوست بدار. از تنفر متنفر باش، به مهربانی مهر بورز، با آشتی آشتی کن و از جدایی جدا باش
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
از تو به یک حرف ناروا نکشم دست
وز سر راه تو دلربا نکشم پا
عاشق زیباییم اسیر محبت
هر دو به چشمان دلفریب تو پیدا
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
یه روزی گله کردم من از عالم مستی
تو هم به دل گرفتی دل ما رو شکستی
من از مستی نوشتم ولی قلب تو رنجید
تو قهر کردی قهرت مصیبت شدو بارید
پشیمون و خستم اگه عهدی شکستم
آخه مست تو هستم اگه مجرم و مستم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
مهم نیست کی مقصر است
باور کن مهم این است که یادمان باشد عمرمان کوتاه است
در پایان زندگی خواهیم گفت: کاش فقط چند لحظه بیشتر فرصت داشتیم تا خوب بهم نگاه کنیم و همه ناگفته های مهر آمیز یک عمر را در چند ثانیه بگوییم پس نازنین بیا آشتی کنیم با مهر
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دوستی را دوست، معنی می دهد
قهر هم با دوست، معنی می دهد
هیچ کس با دشمن خود، قهر نیست
قهری او هم نشان دوستی است …
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
جنس من از آهن و از سنگ نیست
من دلم تنگ است و یار دلتنگ نیست
حال دل از من نمیپرسی چرا
حال پرسیدن که دیگر ننگ نیست
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
منو ببخش تنهام نزار ، برای آخرین بار
تنهام نزار ، بی من نرو ، نگو خدانگهدار
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
اینقدر نگو : اگه ببخشم کوچک می شوم ، اگه با گذشت کردن کسی کوچک می شد ، خدا اینقدر بزرگ نبود .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
برام بمون ، بهونه باش برای دل سپرد/نزار که آرزوم بشه یه روزی بی تو مردن
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
منو ببخش که درخشیدی و من چشمامو بستم
منو بخشیدی و من چشمامو بستم
تو به پای من نشستی و جدا از تو نشستم
که نیاوردی به روم هر جا دلت رو می شکستم
منو ببخش ، منو ببخش …..
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
منو ببخش عزیزم که از تو می گریزم
می سوزم و خاموشم تو خودم اشک می ریزم….
منو ببخش اگه خیلی بهت بدی کردم …
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
گر تو را از ابلهی کردم رها ، برمن ببخش/بر سر پیمان نه بر مهر و وفا ، بر من ببخش
راه ورسم عاشقی را نا بلد چون کودکان/اشتباه و ناروا کردم خطا ، بر من ببخش
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
من رو ببخش نه به خاطر اینکه من لایق بخشش هستم بلکه تو لایق ارامش هستی من ارامش تو رو حتی به ارامش خودم نیز ترجیح میدم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
منو ببخش که نادیده گرفتم التماس اون نگاه نگرون رو
منو ببخش که گرفتم به جای دست عاشق تو دست عشق دیگرون رو
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
اگه راهم این روزا از تو یکم دوره ببخش
توی زندگی آدم یه وقتا مجبوره ببخش
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
اون منم که عاشقونه شعر چشماتو می گفتم
هنوزم خیس می شه چشمام وقتی یاد تو می افتم
هنوزم میای تو خوابم تو شبای پر ستاره
هنوزم می گم خدایا کاشکی برگرده دوباره
به دیدارم بیا ای دوست
به دیدارم بیا ای دوست
مرا لبریز بودن کن..............
..............اگر میل سفر داری
تو با من عزم رفتن کن..........
.........منو پر کن پر از خوابی
که با تو دیدنی باشه..............
...........پر از پرواز آن شمعی
که عاشق شدنی باشه.............
..............نگاهم را تو فهمیدی
سکوتم را تو می شنیدی..........
.........ولی افسوس صد افسوس
که حالم را نفهمیدی...............
...................................
...................................
.....تقدیم به اونیکه دلبستشی.....
...................................
................رضا..............
با تو بودن همیشه پر معناست
با تو بودن همیشه پر معناست..........
...
بی تو روحم گرفته و تنهاست..........
......
با تو یک کاسه آب یک دریاست.......
.........
بی تو دردم به وسعت یک صحراست.
.............
با تو آسمان هزار کار خطیر..........
...................
با تو ممکن جهاد با تقدیر..............
........................
با تو با غم برهنه همچو کویر.......
.............................
با تو یک غنچه دشتی از گلهاست.....
..................................
با تو بودن همیشه پر معناست..........
........................................
.....تقدیم به مجنونین وادی عشق .....
.........................................
.................رضا...................
.........................................
وقتی تو با منی
وقتی تو با منی
نمیگویم: ما اینجا
و اکنون با همایم.
میگویم: من، تو هستم
و ابدیت در ناکجا شناور است.
هوا و آب.
رازها را میگشاییم.
نام مینهیم
نامیده میشویم
و چیزی بر زبان نمیآوریم
مگر برای اینکه بدانیم ما چه اندازه ما هستیم
و زمان را از یاد میبریم.
به یاد نمیآورم در کدامین خاک به دنیا آمدهام
و از کدامین خاک برخاستهام
هوا و آب
و ما بر بال ستارهای در پرواز
وقتی تو با منی
سکوت شرمسار میشود
و روشنی غرق در ابر
آب میگرید بر حال خود
هوا نیز
در لحظهی یگانگی تنهامان
این عشق نیست که در عشق است
اشتیاق روح است در پی پرواز.
پاتوق سرگرمی ایرانیان
شعر عاشقانه

اگه از تو ننوشتم
فکر نکن سرم شلوغه...توی زندگی یه وقتا
تنهایی رمز عبوره...اگه از چشمات گذشتم
فکر نکن عاشق نبودم...مطمئن باش توی دنیا
دل به تو سپرده بودم...خیلی سخته بگی میرم
وقتی می خوای که بمونی...وقتی می خوای تو خیالت
شعرای قشنگ بخونی...من گذشتم از تو اما
تو همیشه بهترینی...مثل اشکی واسه چشمام
موندگاری و صمیمی...من می خواستم تو خیالم
ازتو تا ابد بخونم...تنها باشم بی حضورت
رازچشماتو بدونم...من می خواستم واسه دردام
تنهایی خونه بسازم...با نت های مهربونیت
شعرای قشنگ بسازم...می دونستم وقتی میرم
دیگه تا ابد غریبم...حتی واسه چشم خیست
بی وفاترین فریبم...شاید امروز که سیاهی
رخنه کرده تو وجودم...بدونم که راستی راستی
روزی عاشق تو بودم...
بی وفا جای تو هنوز در قلبم است !
پاتوق سرگرمی ایرانیان
بی وفا جای تو هنوز در قلبم است !
پاتوق سرگرمی ایرانیان
من عاشقم
اگر عاشق نیستی پس که هستی؟؟ لااقل عاشق خودت باش…
خیلی زیبا بود. زیباییش در همان لحظه اول تمام وجودم را تسخیر کرد.آن قدر زیبا بود که دلم نمی خواست حتی لحظه ای چشم از چشم هایش بردارم.چشم هایش آیینه زندگی بود.سرشار از صداقت و یکرنگی. احساس می کردم که او لیاقت به دست آوردن همه چیز را دارد. احساس می کردم تمام دنیا و کائنات فقط به خاطر او در گردش و تکاپو هستند. روح بزرگ و خدایی اش آنقدر زیبا و خواستنی بود که نه تنها من بلکه همه اطرافیان را به سوی خویش جذب می کرد.فقط کافی بود لبخند بزند. اگر به خودش ایمان پیدا می کرد می توانست حتی کوه ها را هم جابه جا کند.در مقابل ایمان و اراده او هر کاری شدنی بود.همه جنبه های او برایم دوست داشتنی بود.آنقدر در کنار او بودن برایم لذت بخش بود که تمام غصه هایم را فراموش می کردم.در مقابل روح ملکوتی او حتی غم ها و غصه های بزرگ هم می توانست مثل یک امتحان ساده زندگی باشد.اصلا ارزش او بیش از آن بود که لحظه هایش را با ناراحتی های عادی روزمره ام غم انگیز کنم. آغوش گرم و مهربان او می توانست پناه همه اطرافیانش باشد.روح یگانه و خلاق و بی انتهای او در قالب جسمی دوست داشتنی در این دنیا نمایان شده بود. و این فرشته زمینی تمام وجودم را از عشق لبریز کرد و از آن زمان به بعد هر زمان که او را می بینم بر لبانم ‹‹ فتبارک الله احسن الخالقین›› جاری می شود. به نظر من او ارزشمندترین کسی است که هر روز در آیینه نصب شده به دیوار اتاقم می بینم. آخر من عاشق کسی هستم که هر موقع در آیینه نگاه می کنـــــم با چشم هایش به من سلام می کند. دوستت دارم ای فرشته زمینی
به یاد اونی که رفت ولی یادش هنوز ...
از دار دنیا منو یه ستاره
اونم که می خواد بره تنهام بزاره
هر چی که می گم نرو فایده نداره
می خواد دلمو به زانو در بیاره
برای هر چیز یه بهونه می یاره
تا میگم اخه میگه اخه نداره
میگم بیا تا یکی باشیم دوباره
اهسته ، اروم می گه نداره چاره
پیشش می شینم تا بتونه دوباره
گذشته هارو باز به خاطر بیاره
یادش بیارین دل عاشق بیچاره
تو دنیا چیزی نداره جز ستاره
پا میشه می ره منو تنها می زاره
با رفتنش رو دل من پا می زاره
از ابر چشمام بارون غم می باره
طفلی دل من که شده پاره پاره
من بی ستاره همه عمرم تباه
روزای عمرم همه رنگه سیاه
دونه به دونه نفسام بی ستاره
حتی یه ذره رنگ زندگی نداره
بی اون نمی خوام دیگه زنده بمونم
جز اون نمی خوام واسه هیچ کس بخونم
میرم یه گوشه تک و تنها می شینم
شاید بتونم کمی اروم بگیرم
پاتوق سرگرمی ایرانیان
عاشقانه غمگین
اگر گریه بذاره مینویسم کدوم لحظه تو رو از من جدا کرد
نگو اصلا نفهمیدی نگو نه
تو بودی اون که دستامو رها کرد خودت گفتی خدا حافظ تموم شد
منو تو سهممون از عشق این بود
خود تو حرمت عشقو شکستی بریدی اخر قصه همین بود اگه مهلت بدی یادت میارم توی روزایی که عین شب بود تموم سهمت از دنیا عزیزم ..
عزیزم بذار یادت بیارم یک وجب بود بهت دادم تموم اسمونو
خودم ماهت شدم اروم بگیری
حالا ستاره ها دورت نشستن .. نشستن
منو ابری گذاشتی داری میری
بیا برگرد از این بنبست بی عشق
بذار این قصه این جوری نباشه
اخه بذر جدایی رو چرا تو چرا دستای تو باید بپاشه
خداحافظ نوشتن کار من نیست اخه خیلی با هات ناگفته دارم اگه گریه بذاره مینویسم اگه مهلت بدی یادت میارم
اگر گریه بذاره مینویسم کدوم لحظه تو رو از من جدا کرد
نگو اصلا نفهمیدی نگو نه
تو بودی اون که دستامو رها کرد خودت گفتی خدا حافظ تموم شد
منو تو سهممون از عشق این بود
خود تو حرمت عشقو شکستی بریدی اخر قصه همین
__________________
پاتوق سرگرمی ایرانیان
پائیز آمد و با آمدنش برگ دل مرا هم چید ...
کاش دل ِ بی وفایش ، با من جفا نمی کرد
با خنجر ِ نگاهش ، من را فنا نمی کرد
رسیده از راه امروز ، فصل ِ خزان ِ پر سوز
آمد و ای خدا کاش ، من را تنها نمی کرد
دوش کتاب ِ دل را ، آهسته باز کردم
کاش دگر دل ِ من ، اورا صدا نمی کرد
باز دوباره با او، سر زدم به خیالم
حتی خیال ِ من هم ، او را رها نمی کرد
اشکی نشسته انگار ، بر صورت ِ ظریفم
کاش اشک ِ من خودش را ، هرگز فدا نمی کرد
باد ِ خزان وَزیدَست ، در ساز ِ خود دَمیدَست
حیف دگر نوایش ، من را شفا نمی کرد
(شیرین)

بالاخره پائیزه هم از راه رسید . با این که دل ِ خوشی از پائیز و ندارم ولی دوستش دارم چون :
زرد است که لبریز حقایق شده است تلخ است که با درد موافق شده است
شاعر نشدی وگرنه میفهمیدی
پائیز بهاریست که عاشق شده است ...
.منبع : خانه دوست همین جاست .
متن عاشقانه غمگین
باز برمیگردم به تنهای ام
به آن اتاق زیبای تنهایی
به آن خلوتگاه همیشگی ام
در اتاقم قدم می گذارم به دوران کودکی
چه زیبا بود و دوست داشتنی
کودکی هر چه بود
پاک بود و بی ریا
اینک زمان زمان کودکی ایست
باید کودک بود و زندگی کرد
زندگی را فهمید زندگی را چشید
همیشه دوست دارم بر گردم و کودکی باشم
ولی هیچ وقت همه چیز بر وفق مراد نخواهد بود
از اتاق و از تنهایی ام کمک می جویم
تنهایی ام می گوید
دیوانه باش و دیوانه وار زندگی کن
تنها دیونه است که روح آرامش را میبیند
همین و بس
دیوانه یک مشکل دارد آن هم دیوانگی
و دغدغه نگاه ترحم آمیز
اما تو هزاران مشکل داری
دیوانه باش و دیوانه بمان و دوانه وار هم بمیر
http://ghamkade.ir

نظرات ()



