هر چی بخوای داریم

هر چی که بخوای

انواع شفاعت کارآیى آن در قیامت

انواع شفاعت کارآیى آن در قیامت

اصول اساسی سلوک عرفانی در کلام امام سجاد(ع)

از جمله مسائل عقیدتى که در ضمن معارف گسترده صحیفه سجادیه، یادگار حضرت زین العابدین، مورد توجه قرار گرفته ، مساله شفاعت است که به دو گونه تصویر شده است:

1- شفاعت به معناى برخوردار شدن انسان از حمایت غیر خدا براى پیشگیرى از تحقق اراده و دور ساختن عقاب الهى از خود! شفاعت به این معنا، هم در قرآن مورد انکار قرار گرفته است و هم در روایات و بیان امام سجاد علیه السلام.

یَوْمَئِذٍ لَّا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ 1 در آن روز روز قیامت هیچ شفاعت و وساطتى سود نمى بخشد مگر شفاعت کسى که خداوند رحمان به او اجازه داده باشد تا میان خلق و خدا واسطه شود.

 

امام سجاد علیه السلام نیز در این باره چنین بیان داشته است :

و بیدک ، یا الهى ، جمیع ذلک السبب ، و الیک المفر و المهرب ... اللهم انک ان صرفت عنى وجهک الکریم اومنعتنى فضلک الجسیم ... لم اجد السبیل الى شى ء من املى غیرک لاامر لى مع امرک ماض فى حکمک ...2

خداوند! تمامى عوامل و اسباب کار آمد و مؤثر به دست توست و به اراده تو مى تواند تاثیر کند. تنها پناهگاه و ایمنى بخش تویى !

خداوند! اگر تو لطف و کرامت خویش را از من دریغ کنى و فضل خود را از من بازدارى دیگر راهى به سوى آرزوهایم نخواهم یافت ، جز راه تو... ! با وجود فرمان و حکم تو، در جهت منافع من فرمانى نیست ، حکم تو درباره من گذرا و نافذ است .

 

2- شفاعت به معناى برخوردار شدن انسان از حمایت اولیاى الهى به اذن و اجازه خداوند نه در قبال خواست و اراده او.

شفاعت به این معنا هم در قرآن مورد انکار قرار نگرفته در روایات و تعالیم معصومین امرى تحقق پذیر معرفى شده است. امام سجاد - علیه السلام - نیز در مواردى متعددى به مساله شفاعت پیامبر ائمه علیه السلام و شفاعت اهل نجات و سعادت براى پیشگیرى از تحقق پذیر معرفى شده است. امام سجاد نیز در مواردى متعددى به مساله شفاعت پیامبر صلى الله علیه وآله، شفاعت ائمه و شفاعت اهل نجات و سعادت براى از پادرافتادگان و اداى طاعت، اشاعه کرده است.

 

شفاعت پیامبران براى امتها

اللهم اجعل نبینا صلواتک علیه و على آله یوم القیامة .. امکنهم امکن النبیین منک شفاعة.4

خداوند! پیامبران ما را که درود تو بر او خاندانش باد - در روز قیامت بیش ‍ از سایر پیامبران حق شفاعت عنایت کن .

امام سجاد علیه السلام با این بیان ، اصل وجود شفاعت را براى انبیا مسلم شمرده و از این رو براى پیامبران اکرم صلى الله علیه وآله که برترین انبیاست ، امکان شفاعت بیشترى را آرزو کرده است .

در آن روز روز قیامت هیچ شفاعت و وساطتى سود نمى بخشد مگر شفاعت کسى که خداوند رحمان به او اجازه داده باشد تا میان خلق و خدا واسطه شود

شفاعت اهل بیت علیه السلام براى پیامبران

شفاعت

اللهم ... فانى لم آتک ثقة منى ... لا شفاعة مخلوق رجوته الا بشفاعة محمد و اهل بیته علیه و علیهم سلامک.4

خداوند! به من امید شفاعت جستن از مخلوق ، رو به درگاهت نیاورده ام مگر به امید شفاعت محمد و اهل بیت او - درود تو بر پیامبر و خاندانش ‍ -.

 

شفاعت صالحان ، براى وابستگان خویش

 

اللهم و ان سبقت مغفرتک لهما فشفعهامى فى ، و ان سبقت لى بشفعنى فیهما حتى نجتمع برافتک فى دار کرامتک.5

خداوند! اگر بخشایش و غفران تو - قبل از من - شامل پدر و مادرم شد، پس آنها شفیع گران ، تا در پرتو لطف تو و در خانه کرمت - بهشت جاویدان - گرد هم و در کنار هم باشیم.

از این نیایش استفاده مى شود که هرگاه کسی مورد غفران الهى قرار گیرد و به بهشت راه یابد مى تواند به اذن الهى براى وابستگان خود شفاعت کند.

 

شفاعت اعمال مؤمنان، براى آنان

 

اللهم صل على محمد و آله ... صلاة تشفع لنا یوم لاقیامة ..6

خداوند! بر محمد و خاندان او دورد فرست ؛ درودى که بتواند در روز قیامت شفیع ما گردد...

درود بر پیامبر صلى الله علیه وآله و خاندان او، یکى از اعمال شایسته مؤمنان است و امام سجاد علیه السلام در این عبارتها به اصحاب و پیروان خود آموخته است که این عمل نیک خود مى تواند شفیع انسان در روز قیامت قرار گیرد.

 

امام سجاد جمال نیایشگران، احمد ترابى

تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان

 


 

 

 

1- طه 109

2- دعای 21

3- دعای 24

4- دعای 48

5- دعای 24

6- دعای 31

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:٠٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸٩/٤/٢٥

شیرین سخنیهای امام سجاد علیه السلام

شیرین سخنیهای امام سجاد علیه السلام

10 درس از صحیفه سجادیه

امام سجاد

اعتماد به محبوب

از ویژگی های بارز اخلاقی مسلمان، صفت «توکل» است. توکل یعنی اعتماد و اطمینان باطنی در تمامی کارها به خداوند، چنان که در روایتی، برترین اعمال نزد خداوند، توکل به او معرفی شده است. سید ساجدان و پیشوای توکل کنندگان در صحیفه سجادیه می فرماید:

«بار خدایا! آیا این گونه نیست که تو هر کسی را که به درگاهت، با توکل بر تو از تهی دستی خویش شکایت کند، بی نیاز می گردانی؟.» البته نکته دقیقی که آن حضرت در مسئله توکل بدان توجه خاص دارد، «صداقت در توکل» است؛ یعنی بنده خدا، به غیر پروردگار کریمش اصلاً احساس نیاز و حاجت نداشته باشد: «خداوندا! بر محمد و آل او درود فرست و به من صدق و راستی در توکل عنایت فرما، و البته من توکل آنان را که به تو ایمان آورده اند، از تو می خواهم».

 

آیینه خدا

خداوند، انسان را آفرید و او را جانشین خود در زمین قرار داد تا با شرافت و مقام والایی که به او داد، رفتارش، آیینه کردار خداوند بی همتا باشد.

امام چهارم که اسوه اخلاق و فضلیت است، در صحیفه سجادیه، فروتنانه، آراستگی به خلق و خوی پسندیده و نیز ترک اعمال و رفتار ناشایست را از درگاه الهی طلب می کند: «بار پروردگارا! در من هیچ خصلت عیب‌ناک باقی مگذار، مگر آنکه آن را اصلاح کنی؛ و مرا با هیچ عیبی که بدان سرزنشم کنند رها مساز، مگر آنکه آن را نیکو گردانی؛ و هیچ فضیلتی را در من به طور ناقص رها مکن، مگر آنکه آن را به کمال رسانی».

 

توفیق فضایل

دست یابی به اخلاق خوب و فضیلت های نفسانی، توفیقی است که از سوی پروردگار مهربان نصیب انسان می شود و تا او نخواهد و اراده نفرماید، عملی نخواهد شد. پس باید افزون بر کوشش در این مسیر، عاجزانه توفیق آن را از خداوند درخواست کرد؛ چنان که سیره امام سجاد علیه السلام این گونه بوده است:

«بار خدایا! بر محمد و آل محمد او درود فرست و مرا بر آن دار تا خیرخواه کسی باشم که با من نیرنگ می بازد؛ و آن کس را که در کار من دغل ورزد، پاداش نیکو دهم؛ و کسی را که از من کناره گیرد، به نیکی پاداش دهم؛ و به آن کس که محروم می سازد، بخشش کنم؛ و به آن کس که از من می برد، بپیوندم، و به خلاف آن کسی که غیبت مرا می کند، من از او به نیکی یاد کنم و نیکی را سپاس گزارم و از بدی چشم بپوشم».

 

هم نشین با یار

پیشوایان دین، همواره پویندگان راه رسیدن به خدا را به ذکر و دوام آن سفارش می کنند و آن را از لوازم اصلی معراج مومنان و مایه نزدیکی دل و جان آنان به پروردگار می دانند؛ زیرا ذکر، در حقیقت نه لقلقه زبان و زحمت تن، بلکه توجه دمادم به حضور خداوند است که موجب همنوایی و یاد همیشگی بنده با معبود حقیقی خویش می گردد.

امام ذاکران، حضرت علی علیه السلام در معنای ذکر می فرماید: «ذکر، هم نشینی با محبوب است». امام سجاد علیه السلام نیز، در صحیفه سجادیه، اهمیت ذکر را گوشزد می کند و به خدای مهربان خطاب می فرماید: «بار خدایا! ای کسی که ذکر و یاد او مایه شرافت ذاکران است... بر محمد و آل او درود فرست و دل ما را به ذکر و یاد خویش مشغول دار».

امام زین العابدین علیه السلام نیز در موارد مختلفی از مناجات های عاشقانه خویش با معبود، دست یابی به چنین مقامی را از درگاه او می طلبد و می فرماید: «پروردگارا! به خرسندی تو و به آنچه نزد توست دست نمی یابم، مگر به فرمان برداری از تو و به فضل و مهربانی تو». «مرا از هر اندیشه ای که جز طاعت تو باشد باز دار و غرق در طاعت خویش فرما؛ چنان که هیچ چیزی را که تو نمی پسندی نپسندم و چیزی را که از آن ناخشنودی، ناپسند دارم»

سلامت دل

روشن است دلی که خانه خدا شود و در آن جز یاد و ذکر او نگنجد، از چه صفا و نورانیتی برخوردار می گردد و صاحب آن همواره در خویش، هم نشینی با محبوب را احساس می کند. چنین دلی هرگز به مرضهای قلبی و باطنی مبتلا نخواهد شد. امام سجاد علیه السلام در بخشی از صحیفه سجادیه به این نکته اشاره می فرماید: «بار خدایا! بر محمد و آل او درود فرست و سلامت دلهای ما را در یاد کردن بزرگی خویش قرار ده».

 

اقسام ذکر
امام سجاد

ذکر به سه دسته زبانی، قلبی و ارکانی تقسیم می شود. امام سجاد علیه السلام در صحیفه سجادیه درباره اقسام ذکر چنین می فرماید:

«بار خدایا! بر محمد و آل او درود فرست و چنان کن که اگر غفلت مرا دریابد و بی خبری از خویشتن مرا فرا گیرد، یاد تو بیدارم کند». «خداوندا! مرا در مورد نعمت هایی که ارزانی ام داشته‌ای فراموش کار قرار مده و از نیکی و احسانت در گرفتاریها غافلم مساز». «خدایا! زبانم را به سپاس گویی، شکر گزاری و به یاد و ستایش به درگاه خویش گویا کن و دلم را برای دریافتن راه های مستقیم دین خود بگشای».

 

حیات دل

در فضلیت شگفت انگیز ذکر و یاد الهی، همین بس که امام زین العابدین علیه السلام در مناجات خویش با پروردگار، ذکر را موجب حیات قلبها و زندگانی دل معرفی می فرماید: «مولای من! دل من به ذکر تو زنده است و آتش غم دردم فقط با مناجات با تو فرو می نشیند».

 

توفیق رضایت

رسیدن به رضایت و خشنودی از پروردگار، مقامی بس والاست که تنها با عنایات خاص الهی و توفیق از سوی او می توان بدان دست یافت.

امام زین العابدین علیه السلام نیز در موارد مختلفی از مناجات های عاشقانه خویش با معبود، دست یابی به چنین مقامی را از درگاه او می طلبد و می فرماید: «پروردگارا! به خرسندی تو و به آنچه نزد توست دست نمی یابم، مگر به فرمان برداری از تو و به فضل و مهربانی تو». «مرا از هر اندیشه ای که جز طاعت تو باشد باز دار و غرق در طاعت خویش فرما؛ چنان که هیچ چیزی را که تو نمی پسندی نپسندم و چیزی را که از آن ناخشنودی، ناپسند دارم». «پس چنان نیرویی به من عطا فرما که تو را از من خشنود گرداند و مرا به کاری بگمارد که پسندیده تو و مایه عافیت من باشد».

 

والاترین حیا

عفت و حیا، دو ویژگی پسندیده هستند که در عین تنگاتنگی موضوع و مفهوم آنها با یکدیگر، هر کدام سهم به سزایی در پیشرفت روحی و تعالی معنوی انسان دارند. پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله می فرماید: «والاترین حیا، حیای تو از خدای متعالی است.» معنای این فرمایش پیامبر صلی الله علیه و آله این است که بزرگی خداوند چنان در دل بنده جای گیرد، که نتواند در محضر او به هیچ کاری که خلاف خشنودی اوست دست بزند.

امام سجاد علیه السلام نیز در صحیفه سجادیه به این فضلیت نفسانی اشاره و آن را از محضر پروردگار درخواست می کند: «بار خدایا! توانگری و حیا و پاک دامنی و راحت و بی نیازی از خلق و صحت و فراخی روزی و آرام و عافیت را یکجا برای من فراهم آور».

 

سرمایه محبت

علاقه و محبت، مایه شور و نشاط در حیات آدمیان و عامل شوق و حرارت در روابط اجتماعی و هم دلی های آنان است.

حضرت امام سجاد علیه السلام در صحیفه سجادیه به این نکته اشاره می فرماید: «خداوند همه آفریدگان را در مسیر اراده خود راهی کرد و بر طریق مهر و محبت خویش برانگیخت».

نیز آن حضرت در قسمتی از مناجات عاشقانه خویش با پروردگار می فرماید: «پروردگارا! دیدار تو روشنی دیده من؛ وصال تو، آرزوی دل غم دیده من؛ به سوی تو آمدن، اشتیاق جان من؛ آتش محبت تو، سوزش جگر من؛ و خشنودی و رضای تو، مطلب و مقصود من است».

 

تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان

 


 

 

 گلبرگ :: شهریور 1385، شماره 78

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٥۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸٩/٤/٢٥

خواهر قرآن را بهتر بشناسیم

خواهر قرآن را بهتر بشناسیم

کتاب آسمانی ما قرآن، یک برادر و خواهر عزیز و دردانه هم دارد. برادر کوچکش نهج البلاغه و خواهر کوچکترش صحیفه سجادیه نام دارد.

برادرش را ان شاء الله در یک فرصت مقتضی، خدمتتان معرفی خواهم کرد اما از خواهرش برایتان بگویم که قرآن صاعد، انجیل اهل البیت علیهم السلام و زبور آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم، لقبهای دیگر اویند.

صحیفه سجادیه

مصحف یا صحیفه سجادیه فرزند ذهن و زبان امام سجاد است، امام همامی که از رهگذر دعا و نیایش، پر ارج ترین مکتوب آفرینش را رقم زده است؛ رهنمودهایی ارزنده که دل و جان آدمی را به پرواز در می آورد.

این مجموعه ?? دعا را در اقلیم های گوناگون فردی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، نظامی و ... در بر دارد.

امام چهارمین، سجاد روزگار در زمانه ای می زیسته که عصر بمباران تبلیغات دروغین و دوران سانسور اخبار سیاسی است.

جهالت سیاسی مردم، امام را بر آن داشت تا با یک استراتژی حساب شده، حقایق اصیل اسلامی را که دیگر رنگ باخته بود، دوباره زنده و در گوش مردم شهر و بازار زمزمه کند؛ استراتزی جهالت سوز دعا و نیایش.

خب...گمان می کنم برای یک نوشتار کوتاه، همین چند پاره خط وافی به مقصود باشد، حال برویم سراغ رسالت اصلی این وجیزه که معرفی تراجم و شروح صحیفه سجادیه است.

از ترجمه ها که بگذریم دایره شمول شرح‌های صحیفه سجادیه بسی فراختر است. در یک جستار کلی، اینگونه دستگیرمان شد که تا کنون بیش از 83 شرح مجمل و مستوفی بر این صحیفه ماندگار رفته است، و این خود، بیش و پیش از هر چیزی از ژرفا و بلندای معارف این کتاب نفیس حکابت دارد.

 با سیری در ترجمه‎های صحیفه سجادیه(18 ترجمه) آنچه عایدمان شد به قرار زیر است:

1. ترجمه آقا هادی مازندرانی.[1] که ترجمه مطلوبی به نظر می رسد.

2. ترجمه مرحوم سید علینقی فیض الاسلام اصفهانی، مترجم مشهور قرآن کریم و نهج البلاغه، این هم ترجمه کم ایراد و روانی است.

3. ترجمه خطیب نامی بلاغی اصفهانی، استاد سیدصدرالدین بلاغی اصفهانی که توسط ناشران مختلف دارالکتب اسلامیه، امیرکبیر، حسینیه ارشاد به چاپ رسیده است و این ترجمه به زبان روز بوده، از نظر صحت ترجمه نیز جای بحث ندارد.

4. ترجمه شادروان جواد فاضل لاهیجی نویسنده و داستان‎نویس مشهور، اما در مورد این ترجمه نمی‎توان آن را ترجمه کامل نامید. آن زنده‎یاد هرچه دل تنگش خواسته تحت عنوان ترجمه با نثری زیبا و ارزنده نگاشته است.

5. ترجمه و شرح استاد محی الدین الهی قمشه‎ای که توسط جناب آقای نظیفی مدیر محترم انتشارات تهران اسلامی به چاپ رسیده است ولی این ترجمه نثری غامض دارد و به زبان روز نیست.

6. ترجمه استاد حسینی عمادزاده اصفهانی که بارها به چاپ رسیده است.

7. ترجمه حسین انصاریان خطیب شهیر و گوینده توانا شیخ حسین انصاریان که به زبان روز بوده و از نظر صحت ترجمه نیز جای بحث ندارد.

8. ترجمه دعای مکارم الاخلاق محمدتقی فلسفی، ترجمه در سه مجلّد از استاد خطیب نامی شیخ محمدتقی فلسفی (ره) متوفی (1420).

9. حاشیه ملامهدی بناجی تبریزی نزیل کربلا از شاگردان علامه شیخ مرتضی انصاری این حاشیه به رؤیت آیه الله مرعشی رسیده است.[2]

10. ترجمه فارسی صحیفه توسط آقایان محسن غرویان و عبدالجواد ابراهیمی که در سال 1376هـ.ش توسط انتشارات الهادی قم به چاپ رسیده است: ترجمه غرویان در یکی از مجلات تحقیقی مورد ایراد و اشکالات فراوان واقع گردیده و مترجمان محترم تاکنون به نقد مزبور پاسخی نداده‎اند.[3]

11. ترجمه همراه متن کامل صحیفه علی شیروانی، توسط فاضل گرامی آقا دکتر علی شیروانی مترجم کتابهای درسی حوزه‎های علمیه در سال 1379هـ.ش انجام و توسط انتشارات دارالفکر در تیراژ وسیع نشر یافته است.

12. ترجمه عقیقی بخشایشی که از دو ترجمه شعرانی و بلاغی استفاده گردیده است.

13. ترجمه علامه مرحوم ابوالحسن شعرانی که نثری غامض دارد و به زبان روز نیست.

14. ترجمه محمد ‌آیتی که ترجمه خوب و به زبان روز است و از نظر صحت ترجمه نیز جای بحث ندارد.

15. ترجمه سید احمد فهری که این هم به زبان روز و از نظر صحت ترجمه نیز جای بحث ندارد.

16. ترجمه واحد تحقیقات سازمان حج و زیارت و اوقاف و امور خیریه که این هم به زبان روز است.

17. ترجمه مرحوم دکتر اسدالله مبشری که ایشان هم ترجمه صحیحی دارند و به زبان روز است.

18. ترجمه داریوش شاهین که نثری بسیار زیبا دارد ولی از نظر صحت ترجمه قابل تأمل است.

 

از ترجمه ها که بگذریم دایره شمول شرح‌های صحیفه سجادیه بسی فراختر است،. در یک جستار کلی، اینوگونه دستگیرمان شد که تا کنون بیش از 83 شرح مجمل و مستوفی بر این صحیفه ماندگار رفته است، و این خود، بیش و پیش از هر چیزی از ژرفا و بلندای معارف این کتاب نفیس حکابت دارد.

این را هم بگوییم که با تأسف فراوان به علت فقدان منابع اطلاعات ما از قرن دوم و سوم و چهارم و پنجم بسیار ناقص و نارسا است، لذا از قرن ششم آغاز می‎نمائیم:

«قابل ذکر است که گرچه بسیاری از این شروح، در دسترس عموم نیست ولی در این نوشتار جهت تبیین گوشه‎ای از اهمیت و عظمت صحیفه سجادیه، به بخش مهمی از شروح و ترجمه‎ها اشاره می‎شود».

قرن ششم، هفتم، هشتم و نهم:

1. شرح صحیفه حلّی: به صورت تعلیقه تألیف شیخ ابوجعفر محمدبن منصور عجلی حلی (متوفی 598 هجری قمری).

2. التبصره فی شرح الصحیفه: تألیف موفق الدین ابوالعباس احمدبن یوسف بن حسن شیبانی موصلی (متوفی 680هـ) مخلوط در کتابخانه استاد سید محمد مشکوه در دو جزء.[4]

3. شرح صحیفه کفعمی: شیخ نقی الدین ابراهیم بن علی بن الحسن (متوفی 905) موسوم به الفوائد الطریفه و این کتاب جز آن دعاهایی است که در دو کتاب المصباح و البلد الامین آورده شده است.

4. شرح صحیفه کرکی: شیخ محقق نورالدین ابی الحسن علی بن عبدالعالی کرکی (متوفی 905 هجری قمری).

5. شرح صحیفه زواره‎ای: مولی ابوالحسن علی بن الحسن مفسّر زواره‎ای استاد ملا فتح الله کاشانی که در سال 947 از تألیف آن فارغ شده است.

6. شرح صحیفه عاملی: به صورت تعلیقه تألیف شیخ عزالدین حسین بن عبدالحمد حارثی والد شیخ بهائی (متوفی 984 هـ).

7. شرح صحیفه اصفهانی: مولی تاج الدین حسن بن محمد اصفهانی والد فاضل هندی، این شرح در کتابخانه میرزا ابوالهدی کلباسی یافت می‎شود.

8. شرح صحیفه بلاغی: نجفی شیخ عباس بن محمدعلی که وفات والدش در سال 1000 رخ داده است.

9. شرح صحیفه کرکی: به صورت تعلیقه تألیف سید حسین بن حسن کرکی معروف به مجتهد نوه دختری آیه الله محقق کرکی (متوفی 1001 هجری قمری).

درسهایی از صحیفه سجادیه

قرن دهم و یازدهم

10. شرح صحیفه رازی: ملامحمد سلیم رازی که در سال 1006 تألیف نموده است صاحب الذریعه آن را در کتابخانه مرحوم کبّه دیده است.

11. شرح صحیف طریحی: شیخ فخرالدین بن محمد علی طریحی نجفی (متوفی 1085 هـ) موسوم به (النّکت اللطیفه).

12. شرح صحیفه مشهدی، میرزا محمدبن محمدرضا مشهدی مؤلف «کنزالدقایق فی تفسیر القرآن» در چهار مجلد، تألیف (1091 هـ).

13. شرح صحیفه بلاغی نجفی: شیخ حسن بن شیخ عباس بن محمد علی بلاغی نجفی صاحب تنقیح المقال فی علم الرجال، تألیف (1105 هجری قمری)[5].

14. شرح صحیفه ملامحمد تقی مجلسی اصفهانی (متوفی 1070 هـ) که به صورت حواشی و تعلیقات بر صحیفه می‎باشد.

15. شرح حدائق الصالحین: در شرح صحیفه سجادیّه تألیف شیخ بهائی عالم متغنّن (متوفی 1031هـ) صاحب الاربعین و دهها کتاب نفیس.

16. شرح صحیفه میرداماد تألیف فیلسوف نامی محمدباقر حسینی معروف به میرداماد استرآبادی اصفهانی (متوفای 1040هـ) این شرح بنا به استظهار مرحوم حاج آقابزرگ مشتمل بر تحقیقات مهمّه می‎باشد و همراه شرح جزائری به چاپ رسیده است.

17. شرح صحیفه خوانساری محقق آقا حسین خوانساری (متوفی 1099هـ)

18. شرح صحیفه جزائری تألیف سید نعمت الله جزائری (متوفی 1112 هجری قمری) موسوم به نورالانوار که در سال 1316 به چاپ رسیده است.

19. شرح صحیفه روغنی ملامحمد صالح بن محمد باقر روغنی قزوینی که به صورت فارسی در سال 1073 تألیف نموده است (این شرح در کتابخانه آیه الله مرعشی قسمت شماره 4834 موجود است).[6]

20. شرح صحیفه کاشانی ملاحبیب الله بن علی مدد کاشانی که پیش نوادگان او یافت می‎شود.

21. شرح صحیفه کاشانی محقق محدث بن شاه مرتضی کاشانی معروف به ملامحسن فیض (متوفی 1091هـ)

22. شرح صحیفه میرزا رفیعا: سید امیر رفیع الدین معروف به میرزا رفیعا (متوفی 1099هـ) از معاصرین شاه صفوی.

23. شرح صحیفه ابوجعفر تألیف شیخ ابوجعفر محمدبن جمال الدین (متوفی 1030هـ) صاحب الاستبصار.

24. شرح صحیفه رشتی موسی عبدالغفار رشتی از علمای معاصر شاه عباس صفوی که گاهی از آن حاشیه صحیفه نیز تعبیر می‎شود.

25. شرح صحیفه یمن ابن مفتاح ابوالحسن عبدالله بن ابوالقاسم زیدی یمنی صاحب المنتزع المختار در فقه زیدیّه.

26. شرح صحیفه شهرستانی، سید امیر شرف الدین علی بن حجه الله شهرستانی حسین طباطبایی استاد علامه مجلسی.

27. شرح صحیفه الشهید الثانی: شیخ علی بن شیخ زین العابدین بن شیخ محمدبن شیخ حسن ابن الشهید الثانی معروف به شیخ علی.

28. تعلیقات: شیخ بهائی بر صحیفه و آن غیر از حدائق الصالحین می‎باشد که ذکر شد.

29. شرح صحیفه لاهیجی قطب الدین محمدبن شیخ علی شریف لاهیجی دیلمی صاحب «محبوب القلوب» این شرح در کتابخانه آیه الله مرعشی تحت شماره 4829 مضبوط است.[7]

30. شرح رشتی موسی عبدالغفار رشتی از علمای عصر شاه عباس صفوی.

31. شرح مولانا تاج الدین مشهور به «تاجا» پدر فاضل هندی که نسخه‎ای از آن در کتابخانه مرحوم میرزا ابوالهدی کرباسی در اصفهان بوده است.

32. شرح و ترجمه استرآبادی: شارح و مترجم آن ملامحمد استرآبادی است که خود خطاط و خوشنویس هم بوده ترجمه‎ای بر صحیفه نگاشته است.

33. شرح صحیفه رازی ملامحمد سلیم رازی از علمای قرن 11 که هم اکنون در کتابخانه آیه الله مرعشی تحت شماره 2306 موجود است.[8]

34. شرح سید سرور حسین هندی.

35. شرح آقا جمال خوانساری.

36. شرح آقا ملامحمد صالح روغنی قزوینی[9]

37. شرح صحیفه صوفی از محمدتقی بن مظفر صوفی قزوینی از عالمان قرن یازدهم هجری این شرح در کتابخانه آیه الله مرعشی تحت شماره 9934 نگهداری می‎شود.[10]

38. شرح صحیفه نائینی اصفهانی: محمدبن محمدباقر حسینی اصفهانی یا مختاری سبزواری از علمای قرن یازدهم، او تعلیقات بر شرح صحیفه سید علی خان مدنی نگاشته است.

قرن دوازدهم

39. شرح صحیفه مجلسی تألیف علامه مجلسی (متوفی 1111 هجری) موسوم به «الفرائد الطریقه فی شرح الصحیفه» این شرح کوتاه که به شرح برخی از موارد مهم صحیفه پرداخته است نزدیک 5000 سطر می‎باشد نسخه‎ای از آن پیش مرحوم شیخ علی اکبر نهاوندی در خراسان بوده است.[11]

40. شرح ریاض السالکین سید علیخان مدنی (متوفی 1120) صاحب کتاب الدرجات الرفیعه فی طبقات الشیعه موسوم به ریاض السالکین فی شرح صحیفه سید الساجدین این شرح بهترین و مشهورترین شرحی است که پیرامون صحیفه انجام گرفته است و مشتمل بر 54 روضه می‎باشد.

41. شرح ریاض الصالحین تألیف سید علی خان مدنی (متوفی 1120) می‎باشد آن چنان که شرح دیگری تحت عنوان ریاض السالکین دارد در مدت 12 سال آن را ترتیب داده است این شرح یکی از شرحهای مفصل و پربار صحیفه می‎باشد.

42. شرح صحیفه سجادیه فتونی. مولی شریف ابوالحسن بن محمدبن طاهربن عبدالحمید بناطی عاملی اصفهانی (متوفی حدود 1140) نوه امیر محمد صالح خاتون آبادی، داماد علامه مجلسی، او تفسیری به نام «مرآه الانوار» نیز دارد.

43. شرح صحیفه گیلانی: مولی حسین بن حسن گیلانی اصفهانی (متوفی 1129) مدفون در مقبره آقاحسین خوانساری در تخت فولاد.

44. شرح صحیفه تألیف میرزا ابراهیم بن میرمحمد معصوم بن میرفصیح بن میراطبّاء تبریزی قزوینی (متوفی 1149) که فرزندش در خاتمه المعارج از آن یاد کرده است.

45. شرح صحیفه سجادیه صغانی سیدمحمدبن زید حسنی صغانی از علمای زیدیّه قرن دوازدهم هجری (متوفی 1149)[12]

46. شرح صحیفه مشهدی قمی از علمای قرن 12 که در کتابخانه آیه الله مرعشی تحت شماره 4259 نگهداری می‎شود.[13]

47. شرح صحیفه مازندرانی: تألیف مولی فاضل آقاهادی مازندرانی داماد ملامحمدتقی مجلسی (متوفی 1134) و مقتول در فتنه افغانی‎ها.

48. شرح صحیفه حویزی تألیف شیخ یعقوب بن ابراهیم بختیاری حویزی (متوفی 1150) که مرحوم صدر صاحب تأسیس شیعه آن را مشاهده نموده است.

49. شرح سیدعبدالله نوه سید نعمت الله جزائری (متوفی 1173).

50. شرح صحیفه افندی: میرزا عبدالله افندی تبریزی اصفهانی موسوم به (الدّرر المنظومه الماثوره)[14] صاحب ریاض العلماء و شاگرد علامه مجلسی از علمای قرن دوازدهم.

51. شرح صحیفه فارسی بحرانی تألیف شیخ محمدعلی بن حاج سلیمان بحرانی که معاصر او در انوار البدرین گفته است.

52. شرح صحیفه مرعشی سید علاء الدوله مرعشی که نسخه‎ای از آن در کتابخانه امام جمعه کرمانشاه بوده است و آقای عبدالعزیز جواهر کلام در فهرست کتابخانه ملی نقل نموده‎اند این نسخه در 200 صفحه به قلم محمدبن محمد مدعویه شاه محمد شیرازی نوشته شده است.

53. شرح لواقح و لوایح که آقای جواهر کلام نام برده است.[15]

54. شرح ملحقات جزائری، که در آخر شرح اول به آن اشاره کرده است.

55. شرح جمال الدین طوسی، صاحب کتاب دقایق التنزیل که نسخه‎ای از آن در کتابخانه آیه الله مرعشی در قم موجود است.

56. شرح صحیفه مفصل، از مؤلف نامعلوم از علمای قرن 12 معاصر مجلسی، فیضی میرداماد که در ضمن شرح در کتابخانه آیه الله مرعشی تحت شماره 3479 از آن بزرگواران مطالبی نقل کرده است.[16]

57. شرح صحیفه نصیرالدین مرعشی: سید قوام الدین بن سید نصیر الدین مرعشی از علمای قرن دوازدهم این شرح در کتابخانه آیه الله مرعشی تحت شماره 211 نگهداری می‎شود.[17]

از ترجمه ها که بگذریم دایره شمول شرح‌های صحیفه سجادیه بسی فراختر است،. در یک جستار کلی، اینوگونه دستگیرمان شد که تا کنون بیش از 83 شرح مجمل و مستوفی بر این صحیفه ماندگار رفته است، و این خود، بیش و پیش از هر چیزی از ژرفا و بلندای معارف این کتاب نفیس حکابت دارد.

قرن سیزدهم و چهاردهم

58. شرح صحیفه حسینی: تألیف سید اجل میرزا محمدباقر حسین فارسی شیرازی معروف به (ملاباشی) صاحب بحر الجواهر الخاقانی که جهت فتحعلی شاه قاجار تألیف نموده است آن چنان که صاحب الذریعه استظهار نموده است.[18]

59. شرح صحیفه هرندی کوهپایه‎ای مولی بدیع هرندی موسوم به ریاض العابدین.

60. شرح صحیفه سیدجمال الدین کوکبانی یمنی نزیل هند (متوفی در بغداد 1339 هجری ق) آن چنان که آیه الله مرعشی بیان نموده‎اند.

61. شرح صحیفه میرزاحسن بن موص عبدالرزاق لاهیجی صاحب «شمع یقین و آینه حکمت» در 3 مجلد.

62. شرح صحیفه عاملی علی بن شیخ ابی جعفر محمدبن جمال الدین صاحب الدّر منثور (1104 هجری قمری).

63. شرح صحیفه سبزواری میرزا ابراهیم بن محمدعلی سبزواری ملقب به وثوق الحکما (متوفی 1358هـ.ق) صاحب کتاب گلشن راز و شرح دعای عدلیه این شرح به صورت شرح فارسی عرفانی می‎باشد که لغات غریب آن را توضیح داده است این شرح در سال 1342 هجری شمسی در 340 صفحه به چاپ رسیده است.

64. شرح صحیفه تبریزی موسی جمال السالکین عبدالباقی خطاط تبریزی معاصر میرزا ابراهیم همدانی عارف (متوفی 1026هـ.ق).

65. شرح صحیفه شامی حسینی سیدمحسن بن احمد شامی حسینی یمنی زیدی (متوفی 1251هـ.ق) ابن زیاده در نشر البرف یاد کرده است.

66. شرح صحیفه نجفی شیخ میرزا محمدعلی بن نصیر چهاردهی رشتی نجفی (متوفی 1334) مجلد بزرگی است که به صورت حاشیه بر صحیفه می‎باشد.

67. شرح صحیفه قزوینی، ملاخلیل بن غازی قزوینی که نسخه‎ای از آن در کتابخانه شیخ الشریعه اصفهانی در نجف رؤیت شده است.

68. شرح صحیفه اعرجی سیدمحمدرضا اعرجی موسوم به (الازهار اللطیفه) که تلخیصی از ریاض السالکین مدنی شیرازی است.

69. شرح صحیفه طالقانی، علی طالقانی که ملامحمد صالح روغنی در آغاز شرح صحیفه از آن یاد کرده است.

70. شرح صحیفه لکنهویی مفتی میرعباس لکنهویی که در کتابخانه سید ناصرالدین حسینی کنتوری در لکنهوء یافت می‎شود.

71. شرح صحیفه شیرازی: محمد طاهربن حسین شیرازی، بنا به تصریح آیه الله مرعشی، این شرح نیز سیدعلی همدانی در نجف رؤیت شده.

72. شرح صحیفه اصفهانی: مولی فتح الله خطاط صوفی تنظیم شده براساس مسلک صوفیه در کتاب ریاض السالکین از ملاگنجعلی اصفهانی نقل نموده است.

73. شرح میرزا قاضی که محدود به شرح چهار دعا است و در التحفه الرضویّه از آن نقل کرده است.

74. شرح صحیفه صنعانی سیدمحسن بن قاسم بن اسحق صنعانی زیدی از علمای قرن سیزدهم هجری.

75. شرح صحیفه شیرازی سیدافضل الدین محمد شیرازی مؤلف المواهب الالهیه در شرح نهج البلاغه.

76. شرح لغات صحیفه قرشی تألیف سیدعلی اکبر قرشی از موسی صاحب احسن الحدیث و قاموس قرآن چاپ 1383 قمری.

77. شرح سید جمال الدین کوکبانی یمانی مقیم هند (متوفی 1339).

درسهایی از صحیفه سجادیه

78. شرح خطیب اصفهانی: ترجمه ملاعبدالجواد اصفهانی که به دستور رکن الملک حاکم اصفهان در عصر قاجاریّه ترجمه شده است او در اوایل قرن چهاردهم از دنیا رفته است.

79. شرح صحیفه تنکابنی سلیمان بن محمد گیلانی (متوفی 1302هـ.ق) این شرح بسیار مختصری است از صحیفه با عناوین اشراق و در آغاز مختصری در آداب و اهمیت دعا بحث نموده این شرح در کتابخانه آیه الله مرعشی تحت شماره 1361 نگهداری می‎شود.[19]

80. ترجمه و شرح پربار فارسی، علامه حاج میرزا ابوالحسن شعرانی این شرح و ترجمه در سال 1378 هـ.ق توسط انتشارات اسلامیه در تهران چاپ و منتشر شده است.

81. شرح صحیفه طباطبایی تألیف سید صدر الدین بن نصیر الدین بن میرمحمد صالح طباطبائی.

82. شرح موسی محمد مدعو به شاه محمد اصطهباناتی شیرازی استاد شیخ علی حزنی موسوم به ریاض العارفین.

83. شرح عربی صحیفه حسینی سرابی، مؤلف آن حجه الاسلام و المسلمین حاج سید ابوالفضل حسینی سرابی (ره) از علمای قرن چهاردهم هجری این شرح در چهار مجلد وزیری تألیف و تنظیم شده است.[20]

 

شکوری_گروه دین و اندیشه تبیان

 


[1] . الذریعه، حاج آقابزرگ، ج 4، ص 111 تا 112.

[2] . به شرح صحیفه عقیقی بخشایشی، ص 40، مؤسسه نشر نوید اسلام.

[3] . مقاله تحقیقی ماهنامه کوثر، شماره 32.

[4] . نقل از شرح عقیقی بخشایشی، چاپ نوید اسلام، ص 29.

[5] . ریحانه الادب، تألیف مرحوم محمدعلی مدرسی تبریزی، ج 1، ص 276.

[6] . فهرست کتابخانه، ج 13، ص 21.

[7] . فهرست کتابخانه، ج 13، ص 28.

[8] . فهرست کتابخانه، ج 9، ص 270.

[9] . شرح صحیفه عقیقی بخشایشی، این سه شرح را آورده است، ص 32، چ نوید اسلام.

[10] . ریحانه الادب، ج 1، ص 290.

[11] . این کتاب نخست شماره 325 در کتابخانه آیه الله مرعشی موجود است. فهرست کتابخانه، ج 14، ص 142.

[12] . مؤلفات الزیدیّه تألیف سید احمد حسینی اشکوری، ج 2، ص 162.

[13] . فهرست کتابخانه، ج 11، ص 261.

[14] . فهرست کتابخانه آیت الله مرعشی، ج 5، ص 332.

[15] . شرح صحیفه عقیقی بخشایشی، چاپ نوید اسلام، ص 35.

[16] . فهرست کتابخانه، ج 9، ص 275.

[17] . فهرست کتابخانه، ج 1، ص 241.

[18] . الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج 13، ص 347.

[19] . فهرست کتابخانه، ج 4، ص 135.

[20] . پایگاه اندیشه قم

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٥۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٩/٤/۳