سوره ای با فضلیت برای اموات!
سوره ای با فضلیت برای اموات!
خواندن سورههایی از قرآن در حالت احتضار مانند سورههای؛ یس، صافات، احزاب، آیة الکرسی، آیه 54 سوره اعراف، و سه آیه آخر سوره بقره در روایات توصیه شده است

قرآن خواندن برای اموات
پس از مرگ انسان، بر اطرافیان و دیگر مؤمنان اعمالی واجب است؛ مانند غسل، کفن، نماز و دفن و واجباتی که از میت قضاء شده بود که باید هرچه زودتر انجام پذیرد. اما انجام برخی اعمال برای اموات مستحب می باشد، که از جمله آنها صدقه دادن، دعا کردن و خواندن قرآن است.
در خصوص اثبات استحباب قرائت قرآن برای اموات دو نوع دلیل می توان بیان کرد: نوع اول روایاتی که به صورت کلی بیان می کند به یاد اموات و گذشتگان باشید و آنها از کارهای نیک شما بهره می برند؛ و روشن است که قرائت قرآن یکی از کارهای نیک و پسندیده است. در این مورد روایاتی وجود دارد که به بعضی اشاره می شود:
1. از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) نقل شده است: «مردگانتان را که در قبرها آرمیده اند از یاد نبرید. مردگان شما امید احسان شما را دارند. مردگان شما زندانی هستند و به کارهای نیک شما رغبت دارند. آنها خود، قدرت انجام کاری را ندارند، شما صدقه و دعائی به آنها هدیه کنید.»[1]
2. حضرت امام صادق(علیه السلام ) می فرمایند: «مرده به خاطر طلب رحمت و آمرزشی که برای او می شود شادمان می گردد، همان گونه که زنده بوسیله هدیه ای که به او می دهند، خوشحال می گردد.»[2]
دسته دوم روایاتی است که آثار قرائت قرآن برای اموات را بیان می کند؛ مانند این روایت: حضرت امام رضا(علیه السلام) فرمودند: «هر کس قبر مؤمنی را زیارت کند و در کنار آن هفت مرتبه إنّا انزلناه بخواند، خداوند او را با صاحب قبر می آمرزد.[3]»
اهل قبور نیازمند به استغفار و طلب رحمت و اهداء ثواب هستند. در همین زمینه امام جعفر صادق ـ علیه السّلام ـ میفرماید: «ثوابی که پس ازمرگ به انسان میرسد سه چیز است؛ 1. صدقه جاریه... 2. راه و رسم صحیحی که شخص در حال حیات بدان عمل میکرد و به گونهای بوده که الگو برای دیگران میشد 3. فرزندی شایسته که برای او طلب مغفرت کند، و موجبات آمرزش پدر را فرهم سازد.»[4] در جای دیگر میفرماید: «همان گونه که زندگان با هدایا، شاد میشوند اهل قبور و برزخیان نیز با ترحم و استغفار که نسبت به آنان میشود؛ شاد میگردند.»[5]
بنابر این اهداء ثواب و طلب مغفرت برای اهل قبور نافع است و از طریق اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ توصیه شده است.
کارهایی که برای میت نافع است
خواندن سورههایی از قرآن در حالت احتضار مانند سورههای؛ یس، صافات، احزاب، آیة الکرسی، آیه 54 سوره اعراف، و سه آیه آخر سوره بقره در روایات توصیه شده است.[6]

همچنین در شب اول قبر؛ مستحب است دو رکعت نماز وحشت خوانده شود که در رکعت اول بعد از سوره حمد، یک مرتبه آیة الکرسی و در رکعت دوم، بعد از سوره «حمد»، 10 مرتبه سوره «انا انزلنا» خوانده شود.
امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمودند: سوره «تبارک» بالای سر قبر میت خوانده شود تا موجب رفع عذاب قبر از او گردد.[7]
مرحوم نوری در مستدرک الوسائل باب اموات، از سید بن طاوس در مصباح الزائد نقل کرده و فرمود: طریق زیارت میت این است که رو به قبله و دست بر قبر نهاده و بگو: «اللّهم ارحم غربته وصل وَحْدَته... ثمَّ اقر "أنا انزلناه فی لیلة القدر" سبع مرّات» پروردگارا! بر غربت او ترحم نما و تنهایی او را به مقام جمع خودت ارتباط بده و موجبات انس را بر وحشت او قرار بده و ترس او را تبدیل به ایمنی گردان و از رحمت خود برای او رحمتی بفرست که از رحمت غیر تو بینیاز گردد و او را به کسی که او دوست داشت و در تحت ولایت او (ائمه اطهار ـ علیهم السّلام ـ ) بود؛ ملحق گردان! و سپس سوره مبارکه «انا انزلناه» راهفت مرتبه بخوان.[8]
در نتیجه میتوان گفت: سورههای؛ فاتحه، یس، صافات، تبارک، احزاب، آیة الکرسی، هفت مرتبه اناانزلناه... را می توان خواند و ثوابش را به اهل قبور اهداء کرد.
خواندن قرآن برای اموات دیگران و دریافت پول
افرادی که به سفارش دیگران ختم قرآن برای اموات می کنند و از این بابت پول دریافت می کنند، آیا این عمل شرعاً صحیح است؟ آیا صرف قرائت قرآن و به این صورت که هر دو روز یک ختم قرآن بکنند اشکالی ندارد؟
دریافت پول و مزد بابت خواندن قرآن اشکالی ندارد[9] و به تلاوت و قرائت قرآن در روایات فراوان سفارش شده است.
تلاوت قرآن غیر از این که برای قاری بسیار ارزش و ثواب دارد برای پدر و مادر و معلم او نیز مؤثر است. پیامبر(صلی الله علیه و آله ) فرمود: "هرگاه معلم به دانش آموز بسم الله الرحمن الرحیم بیآموزد خداوند برای او و پدر و مادر و معلمش برائت از آتش جهنم را امضا می کند."[10]
امام صادق(علیه السلام ) فرمود: "پیامبر(صلی الله علیه و آله) در وصیتش به امام علی(علیه السلام ) فرمود: "بر تو باد به تلاوت کردن قرآن در هر حالی."[11]
تلاوت کردن زیاد و ختم قرآن به صورت پی در پی مطلوب است. امام سجاد(علیه السلام ) فرمود: "شروع به قرآن و ختم آن و شروع دوباره و ختم آن و .... از افضل اعمال است".[12]
امام حسین(علیه السلام) فرمود: "ختم قرآن در یک شب باعث صلوات و درود ملائکه و ختم آن در روز باعث صلوات و درود ملائکه حافظ انسان می باشد. نیز دعای او مستحاب است و برای او بهتر است از این که بین زمین تا آسمان مال داشته باشد."[13]
کثرت تلاوت قرآن مطلوب است ولی عجله کردن در تلاوت و با سرعت زیاد خواند کراهت دارد. بهتر است قرآن را با ترتیل بخوانیم.[14] این همه ثواب برای تلاوت قرآن و برای قاری قرآن در صورتی است که به قرآن و به حلال و حرام آن معتقد باشد و قرآن را وسیله کسب رزق و و آبروی خود قرار ندهد.
امام صادق(علیه السلام ) فرمود:"قاریان قرآن بر سه دسته اند:
1- قاری که با تلاوت قرآن بر مردم فخر فروشی می کند. او اهل آتش است.
2- قاری که قرآن را خوب می خواند ولی به آن عمل نمی کند و حدود قرآن را ضایع می گرداند. او نیز اهل آتش است.
3- قاری که به حلال و حرام قرآن عمل می کند و به آن ایمان دارد. خداوند او را ازفتنه های گمراه کننده نجات می دهد و اهل بهشت خواهد بود و در روز قیامت از دیگران شفاعت خواهد کرد."[15]
امام صادق(علیه السلام) از پدران گرامیش نقل می کند: "من قرء القرآن یأکل به الناس جاء یوم القیامه و وجهه عظم لا لحم فیه؛[16] هر کس قرآن بخواند و با آن بخواهد سر مردم کلاه بگذارد (مال مردم را بخورد) در روز قیامت وارد محشر می شود در حالی که هیچ گوشتی بر صورت ندارد."
اهدای ثواب قرائت قرآن به پیامبر و ائمه و به مؤمنان(چه زنده و چه مرده) مستحب است: علی بن مغیره می گوید: به امام کاظم گفتم: پدرم در یک ماه رمضان گاهی تا چهل ختم قرآن داشت. نیز مانند او عمل کرده ام. و وقتی که عید فطر می شود ثواب آنها را به پیامبر و امامان اهدا می کنم. حضرت فرمود: در روز قیامت تو با آنان خواهی بود.[17]
پی نوشت ها :
[1] یزدی، شیخ حسن بن علی، انوار الهدایة، ص 115، چاپخانه نعمان، نجف.
[2] محجة البیضاء، ج 8، ص 292,
[3] مجلسی، محمدباقر ، بحار الأنوار، ج 82، ص 169، از منشورات چاپخانه اسلامیه، تهران.
[4] مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، داراحیاء تراث العربی، 1412 هـ ، ج 6، ص 293.
[5] طاهری، سیری پس از مرگ، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، قم، 1376، ص 326، نقل شده از: محجة البیضاء، ج 8، ص 292.
[6] کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، قم، انتشارات اسوه، چاپ سوم، 1375ش، ج 3، ص 125 ـ 126؛ ر.ک: به توضیح المسائل، بخش اموات.
[7] اقبال اعمال، ص 651، نقل شده از سیری در جهان پس از مرگ، همان، ص 300.
[8] به نقل از سیری در جهان پس از مرگ، همان، ص 326.
[9] آیت الله فاضل، جامع المسائل، ج 1، ص 632.
[10] وسائل الشیعه، ج 3، ص 826.
[11] همان، ص 839.
[12] همان، ص 840.
[13] همان، ص 841.
[14] همان، ص 856.
[15] همان، ص 837.
[16] همان.
[17] همان، ص 864
منابع : اندیشه قم
سایت جواب
اسلام پدیا
4 باری که شیطان فریاد کشید
4 باری که شیطان فریاد کشید

محتوای سوره مبارکه حمد
سوره حمد که نام دیگرش «فاتحه الکتاب» است، هفت آیه دارد1 و تنها سورهاى است که بر هر مسلمانى واجب است حداقل روزانه ده بار آن را در نمازهاى شبانه روزى بخواند وگرنه نماز او باطل است. «لا صلاة الّا بفاتحه الکتاب»2 بنا به روایت جابر بن عبد اللّه انصارى از رسول اکرم(صلی الله علیه و آله): این سوره بهترین سورههاى قرآن است.3
آیات سورهى مبارکه فاتحه، اشاراتى در بارهى خداوند و صفات او، مسأله معاد، شناخت و درخواست رهروى در راه حقّ و قبول حاکمیت و ربوبیّت خداوند دارد. همچنین به ادامهى راه اولیاى خدا، ابراز علاقه و از گمراهان و غضبشدگان اعلام بیزارى و انزجار شده است. سورهى حمد همانند خود قرآن مایهى شفاست، هم شفاى دردهاى جسمانى و هم شفاى بیمارىهاى روحى.4
درسهاى تربیتى سورهى حمد
در تفسیر نمونه به مواردی از اثرات تربیتی سوره حمد اشاره شده است که با توجه و عمل به هرکدام از این موارد، انسان هرچه بیشتر در راه شناخت و نزدیکی به پروردگار قرار میگیرد:
1- انسان در تلاوت سورهى حمد با «بِسْمِ اللَّهِ» از غیر خدا قطع امید مىکند.
2- با «رَبِّ الْعالَمِینَ» و «مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ» احساس مىکند که مربوب و مملوک است و خودخواهى و غرور را کنار مىگذارد.
3- با کلمه «عالمین» میان خود و تمام هستى ارتباط برقرار مىکند.
4- با «الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» خود را در سایه لطف او مىداند.
5- با «مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ» غفلتش از آینده زدوده مىشود.
6- با گفتن «إِیَّاکَ نَعْبُدُ» ریا و شهرت طلبى را زایل مىکند.
7- با «إِیَّاکَ نَسْتَعِینُ» از ابرقدرتها نمىهراسد.
8- از «أَنْعَمْتَ» مىفهمد که نعمتها به دست اوست.
9- با «اهْدِنَا» رهسپارى در راه حقّ و طریق مستقیم را درخواست مىکند.
10- در «صِراطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ» همبستگى خود را با پیروان حقّ اعلام مىکند.
11- با «غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ» و «ولَا الضَّالِّینَ» بیزارى و برائت از باطل و اهل باطل را ابراز مىدارد.
سوره حمد، اساس قرآن است
در حدیثى از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) مىخوانیم که: «الحمد ام القرآن» و این به هنگامى بود که جابر بن عبداللَّه انصارى خدمت پیامبر(صلی الله علیه و آله) رسید، پیامبر(صلی الله علیه و آله) به او فرمود: «الا اعلمک افضل سورة انزلها اللَّه فى کتابه؟ قال فقال له جابر بلى بابى انت و امى یا رسول اللَّه! علمنیها، فعلمه الحمد، ام الکتاب». آیا برترین سورهاى را که خدا در کتابش نازل کرده به تو تعلیم کنم، جابر عرض کرد آرى پدر و مادرم به فدایت باد، به من تعلیم کن، پیامبر(صلی الله علیه و آله) سوره حمد که ام الکتاب است به او آموخت، سپس اضافه فرمود این سوره شفاى هر دردى است مگر مرگ.5
و نیز از پیامبر(صلی الله علیه و آله) نقل شده که فرمود: «و الذى نفسى بیده ما انزل اللَّه فى التوراة، و لا فى الزبور، و لا فى القرآن مثلها، هى ام الکتاب»، قسم به کسى که جان من به دست او است خداوند نه در تورات و نه در انجیل و نه در زبور، و نه حتى در قرآن، مثل این سوره را نازل نکرده است، و این ام الکتاب است.6
وجه توحیدی سوره حمد

در حقیقت سوره حمد هم بیانگر توحید ذات است، هم توحید صفات، هم توحید افعال، و هم توحید عبادت. و به تعبیر دیگر این سوره مراحل سهگانه ایمان: اعتقاد به قلب، اقرار به زبان، و عمل به ارکان را در بر دارد، و مىدانیم« ام» به معنى اساس و ریشه است.
شاید به همین دلیل است که« ابن عباس» مفسر معروف اسلامى مىگوید: «ان لکل شىء اساسا ... و اساس القرآن الفاتحة»، هر چیزى اساس و شالودهاى دارد ... و اساس و زیر بناى قرآن، سوره حمد است. روى همین جهات است که در فضیلت این سوره از پیامبر(صلی الله علیه و آله) نقل شده: «ایما مسلم قرأ فاتحه الکتاب اعطى من الاجر کانما قرأ ثلثى القرآن، و اعطى من الاجر کانما تصدق على کل مؤمن و مؤمنه»، هر مسلمانى سوره حمد را بخواند پاداش او به اندازه کسى است که دو سوم قرآن را خوانده است (و طبق نقل دیگرى پاداش کسى است که تمام قرآن را خوانده باشد) و گویى به هر فردى از مردان و زنان مؤمن هدیهاى فرستاده است.7
تعبیر به دو سوم قرآن شاید به خاطر آنست که بخشى از قرآن توجه به خدا است و بخشى توجه به رستاخیز و بخش دیگرى احکام و دستورات است که بخش اول و دوم در سوره حمد آمده، و تعبیر به تمام قرآن به خاطر آن است که همه قرآن را از یک نظر در ایمان و عمل مىتوان خلاصه کرد که این هر دو در سوره حمد جمع است.
سوره حمد افتخار بزرگ پیامبر(صلی الله علیه و آله)
جالب اینکه در آیات قرآن سوره حمد به عنوان یک موهبت بزرگ به پیامبر(صلی الله علیه و آله) معرفى شد، و در برابر کل قرآن قرار گرفته است، آنجا که مىفرماید: «وَ لَقَدْ آتَیْناکَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِی وَ الْقُرْآنَ الْعَظِیمَ»، ما به تو سوره حمد که هفت آیه است و دو بار نازل شده دادیم همچنین قرآن بزرگ بخشیدیم (سوره حجر آیه 87).
قرآن با تمام عظمتش در اینجا در برابر سوره حمد قرار گرفته است، نزول دوباره آن نیز به خاطر اهمیت فوق العاده آن است. همین مضمون در حدیثى از امیر مؤمنان على(علیه السلام) از پیامبر(صلی الله علیه و آله) نقل شده است که فرمود: «ان اللَّه تعالى افرد الامتنان على بفاتحة الکتاب و جعلها بازاء القرآن العظیم و ان فاتحة الکتاب اشرف ما فى کنوز العرش»، خداوند بزرگ به خاطر دادن سوره حمد بالخصوص بر من منت نهاده و آن را در برابر قرآن عظیم قرار داده، و سوره حمد با ارزشترین ذخائر گنجهاى عرش خدا است»!8
در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) مىخوانیم: «شیطان چهار بار فریاد کشید و ناله سر داد نخستین بار روزى بود که از درگاه خدا رانده شد، سپس هنگامى بود که از بهشت به زمین تنزل یافت، سومین بار هنگام بعثت محمد(صلی الله علیه و آله) بعد از فترت پیامبران بود، و آخرین بار زمانى بود که سوره حمد نازل شد»! 9
در عیون اخبار الرضا(علیه السلام) در حدیثى از پیامبر(صلی الله علیه و آله) مىخوانیم:
خداوند متعال چنین فرموده: من سوره حمد را میان خود و بندهام تقسیم کردم نیمى از آن براى من، و نیمى از آن براى بنده من است، و بنده من حق دارد هر چه را مىخواهد از من بخواهد:
هنگامى که بنده مىگوید «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» خداوند بزرگ مىفرماید بندهام بنام من آغاز کرد، و بر من است که کارهاى او را به آخر برسانم و در همه حال او را پر برکت کنم، و هنگامى که مىگوید «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ» خداوند بزرگ مىگوید بندهام مرا حمد و ستایش کرد، و دانست نعمتهایى را که دارد از ناحیه من است، و بلاها را نیز من از او دور کردم، گواه باشید که من نعمتهاى سراى آخرت را بر نعمتهاى دنیاى او مىافزایم، و بلاهاى آن جهان را نیز از او دفع مىکنم، همانگونه که بلاهاى دنیا را دفع کردم. و هنگامى که مىگوید « الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» خداوند مىگوید: بندهام گواهى داد که من رحمان و رحیمم، گواه باشید بهره او را از رحمتم فراوان مىکنم، و سهم او را از عطایم افزون مىسازم. و هنگامى که مىگوید « مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ» او مىفرماید: گواه باشید همانگونه که او حاکمیت و مالکیت روز جزا را از آن من دانست، من در روز حساب، حسابش را آسان مىکنم، حسناتش را مىپذیرم، و از سیئاتش صرف نظر مىکنم. و هنگامى که مىگوید « إِیَّاکَ نَعْبُدُ» خداوند بزرگ مىگوید بندهام راست مىگوید، تنها مرا پرستش مىکند، من شما را گواه مىگیرم بر این عبادت خالص ثوابى به او مىدهم که همه کسانى که مخالف این بودند به حال او غبطه خورند. و هنگامى که مىگوید « إِیَّاکَ نَسْتَعِینُ» خدا مىگوید: بندهام از من یارى جسته، و تنها به من پناه آورده گواه باشید من او را در کارهایش کمک مىکنم، در سختیها به فریادش مىرسم، و در روز پریشانى دستش را مىگیرم. و هنگامى که مىگوید « اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ ...» (تا آخر سوره) خداوند مىگوید این خواسته بندهام بر آورده است، و او هر چه مىخواهد از من بخواهد که من اجابت خواهم کرد آنچه امید دارد، به او مىبخشم و از آنچه بیم دارد ایمنش مىسازم.
خلاصه
خلاصه مفهوم سوره حمد، این است که خداوند نخست خودش را با اوصاف کمال و جمالش تمجید و توصیف مىکند و با افعال و اوصاف متعالىاش خود را معرفى مىنماید: تربیت عمومى، رحمت عامّه و سلطنت روز جزا را که از آن او است، به بشر یادآورى مىکند، آنگاه نتیجهگیرى مىکند که عبادت، پرستش و استعانت اختصاص به خدا دارد و جز او کسى سزاوار ستایش وپرستش نیست، این است که باید تنها خدا را پرستش نمود و از او یارى و مدد خواست.
سپس راه دعا و نیایش را به انسانها تعلیم مىکند و تذکرشان مىدهد که از خداوند درخواست کنند تا آنان را به صراط مستقیم و راه راست و به سوى سعادت جاودانى هدایتشان کند، به یک حیات جاودانه و زندگى ابدى و به نعمتهاى غیر قابل زوال و پایان ناپذیرشان برساند و در نور و روشنایى که تاریکى و ظلمتى بعد از آن وجود ندارد، قرارشان دهد.
و در آخرین مرحله این نکته را بیان مىکند که راه مستقیم و هدایت به کسانى اختصاص دارد که خداوند با رحمت و فضل خویش آنها را مشمول رحمت بىپایان و نعمتهاى فراوان خویش ساخته و الطاف خاصى مبذولشان داشته است و این راه با راه کسانى که مورد خشم و غضب خدا قرار گرفتهاند و با راه کسانى که از راه صحیح منصرف گردیدهاند، متمایز و جداست.
بنابراین، سوره حمد از چهار بخش تشکیل یافته و هر بخش هدفى در بر دارد و مجموعا چهار هدف عالى و مهم را تعقیب مىکند:
1- خدا را با صفات عالى و کمالىاش براى انسانها توصیف و معرفى مىکند.
2- عبادت، پرستش و استعانت مخصوص به خداست و جز او کسى سزاوار آن نیست.
3- هدایت به راه راست و شناخت راه راست و راه نیکان را باید از پیشگاه الهى خواست و در راهیابى از او مدد و یارى جست.
4- راه نیکان از راه خشم زدگان (مغضوبین) و از راه گمراهان (ضالّین) متمایز و جداست.
آمنه اسفندیاری – گروه دین و اندیشه تبیان
1- عدد هفت، عدد آسمانها، ایّام هفته، طواف، سعى بین صفا و مروه و پرتاب سنگ به شیطان نیز مىباشد.
2- مستدرک، ج 4، ح 4365.
3- بحارالانوار، ج 92، ص 257.
4- علّامه امینى قدس سره در تفسیر فاتحة الکتاب، روایات زیادى را در این زمینه نقل نموده است.
5- "مجمع البیان" و" نور الثقلین" آغاز سوره حمد.
6- همان مأخذ.
7- مجمع البیان آغاز سوره حمد
8- تفسیر برهان جلد اول صفحه 26 طبق نقل تفسیر البیان
9- نور الثقلین جلد اول صفحه 4
منابع:
ــ تفسیر نور، ج1
ــ تفسیر نمونه، ج 1
ــ تفسیر روشن، ج
ــ تفسیر جامع، ج 1
فضیلت و خواص سوره حمد
فضیلت و خواص سوره حمد

بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
دوستان عزیز در جریان باشید که بنا داریم هر روز در مورد فضایل یکی از سور شریفه قرآن به ترتیب سوره ها با شما عزیزان صحبت کنیم. و در آغاز امر این نکته ضروری می نماید که به شما عزیزان تذکراتی در این باب داده شود ، شاید گاهی به روایاتی بر خورد کنید که پاداش های باور نکردنی و اغراق آمیزی در ازای قرائت سور و یا آیات خاصی برشمرده اند بطوری که این سؤال را در ذهن شما ایجاد کند که آیا واقعا با خواندن فلان سوره همه گناهان کسی آمرزیده میشود یا تکرار ذکری خاص معادل جهاد که آن همه زحمت دارد و باید از جان گذشت است؟ در مورد این قبیل روایات عالمان و محدثان اصطلاح خاصی دارند به نام "احادیث من بلغ " امام صادق علیه السلام در این مورد میفرماید: کسی که از پیامبر خبر عمل ثوابی به او برسد و آن کار را انجام دهد، آن ثواب برای او خواهد بود، اگرچه رسول خدا آن را نگفته باشد.1 ظاهر این روایات، از فضل خداوند نسبت به بندگانش خبر میدهد که بدون درنظر گرفتن حکم واقعی عمل، هر عملی را که مؤمن به اعتماد فضل او انجام دهد، بیثواب نخواهد گذارد. این بیان تردید بندگان را در اعتبار و صحت خبری که به آنها رسیده است، برطرف میکند و ایشان را به فضل الهی امیدوار میکند. با این حال، بندۀ خدا با قلبی مطمئن به فضل و رحمت خداوند، میتواند عمل را به جا آورد.
آهنگ این سوره
این سوره اساسا با سوره هاى دیگر قرآن از نظر لحن و آهنگ فرق روشنى دارد به خاطر اینکه سوره هاى دیگر همه بعنوان سخن خدا است ، اما این سوره از زبان بندگان است ، و به تعبیر دیگر در این سوره خداوند طرز مناجات و سخن گفتن با او را به بندگانش آموخته است .
آغاز این سوره با حمد و ستایش پروردگار شروع مى شود .و با ابراز ایمان به مبدأ و معاد (خداشناسى و ایمان به رستاخیز) ادامه مى یابد، و با تقاضاها و نیازهاى بندگان پایان مى گیرد.
انسان آگاه و بیدار دل ، هنگامى که این سوره را مى خواند، احساس مى کند که بر بال و پر فرشتگان قرار گرفته و به آسمان صعود مى کند و در عالم روحانیت و معنویت لحظه به لحظه به خدا نزدیکتر مى شود .
این نکته بسیار جالب است که اسلام بر خلاف بسیارى از مذاهب ساختگى یا تحریف شده که میان "خدا" و "خلق" واسطه ها قائل مى شوند به مردم دستور مى دهد که بدون هیچ واسطه با خدایشان ارتباط برقرار کنند!.
این سوره تبلورى است از همین ارتباط نزدیک و بى واسطه خدا با انسان ، و مخلوق با خالق ، در اینجا تنها او را مى بیند، با او سخن مى گوید، پیام او را با گوش جان مى شنود، حتى هیچ پیامبر مرسل و فرشته مقربى در این میان واسطه نیست و عجب اینکه این پیوند و ارتباط مستقیم خلق با خالق آغازگر قرآن مجید است .
سوره حمد، اساس قرآن است
در حدیثى از پیامبر اکرم (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) مى خوانیم که "الحمد ام القرآن" و این به هنگامى بود که جابر بن عبدالله انصارى خدمت پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) رسید، پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) به او فرمود:
الا اعلمک افضل سورة انزلها الله فى کتابه ؟ قال فقال له جابر بلى بابى انت و امى یا رسول الله ! علمنیها، فعلمه الحمد، ام الکتاب ؛ آیا برترین سوره اى را که خدا در کتابش نازل کرده به تو تعلیم کنم ، جابر عرض کرد آرى پدر و مادرم به فدایت باد، به من تعلیم کن ، پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) سوره حمد که ام الکتاب است به او آموخت سپس اضافه فرمود این سوره شفاى هر دردى است مگر مرگ.
و نیز از پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) نقل شده که فرمود: "و الذى نفسى بیده ما انزل الله فى التوراة ، و لا فى الزبور، و لا فى القرآن مثلها هى ام الکتاب ؛ قسم به کسى که جان من به دست او است خداوند نه در تورات و نه در انجیل و نه در زبور، و نه حتى در قرآن ، مثل این سوره را نازل نکرده است ، و این ام الکتاب است .
دلیل این سخن با تأمل در محتواى این سوره روشن مى شود، چرا که این سوره در حقیقت فهرستى است از مجموع محتواى قرآن ، بخشى از آن توحید و شناخت صفات خدا است ، بخشى در زمینه معاد و رستاخیز سخن مى گوید و بخشى از هدایت و ضلالت که خط فاصل مؤ منان و کافران است سخن مى گوید، و نیز در آن اشاره اى است به حاکمیت مطلق پروردگار و مقام ربوبیت و نعمت هاى بى پایانش که به دو بخش عمومى و خصوصى (بخش رحمانیت و رحیمیت ) تقسیم مى گردد، و همچنین اشاره به مسأله عبادت و بندگى و اختصاص آن به ذات پاک او شده است .
در حقیقت هم بیانگر توحید ذات است ، هم توحید صفات ، هم توحید افعال ، و هم توحید عبادت .
و به تعبیر دیگر این سوره مراحل سه گانه ایمان : اعتقاد به قلب ، اقرار به زبان ، و عمل به ارکان را در بر دارد، و مى دانیم "ام" به معنى اساس و ریشه است .

سوره حمد افتخار بزرگ پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم )
جالب اینکه در آیات قرآن سوره حمد به عنوان یک موهبت بزرگ به پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) معرفى شد، و در برابر کل قرآن قرار گرفته است ، آنجا که مى فرماید: «وَلَقَدْ آتَیْنَاکَ سَبْعًا مِّنَ الْمَثَانِی وَالْقُرْآنَ الْعَظِیمَ » ؛ ما به تو سوره حمد که هفت آیه است و دو بار نازل شده دادیم همچنین قرآن بزرگ بخشیدیم. 2
قرآن با تمام عظمتش در اینجا در برابر سوره حمد قرار گرفته است ، نزول دوباره آن نیز به خاطر اهمیت فوق العاده آن است .
همین مضمون در حدیثى از امیر مؤ منان على (علیه السلام ) از پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) نقل شده است که فرمود: ان الله تعالى افرد الامتنان على بفاتحة الکتاب و جعلها بازاء القرآن العظیم و ان فاتحة الکتاب اشرف ما فى کنوز العرش ؛ خداوند بزرگ به خاطر دادن سوره حمد بالخصوص بر من منت نهاده و آنرا در برابر قرآن عظیم قرار داده ، و سوره حمد با ارزشترین ذخائر گنج هاى عرش خدا است !.
تأکید بر تلاوت این سوره
با توجه به بحث هاى فوق که تنها بیان گوشه اى از فضیلت سوره حمد بود روشن که چرا در احادیث اسلامى در منابع شیعه و سنى این همه تأکید بر تلاوت آن شده است ، تلاوت آن به انسان ، روح و ایمان مى بخشد، او را به خدا نزدیک مى کند، صفاى دل و روحانیت مى آفریند، اراده انسان را نیرومند و تلاش او را در راه خدا و خلق افزون مى سازد، و میان او و گناه و انحراف فاصله مى افکند.
فضیلت سوره حمد :
ابی بن کعب روایت میکند از رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) که گفت : هر که این سوره را بخواند مثل اینست که تورات و زبور و انجیل را خوانده است و به هر حرفی درجه ای در بهشتش بدهند و گفت این سوره پادزهر هر زهری است و شفای هر درد و آفتی. و از دیگر فضایل این سوره آن باشد که هیچ نمازی بدون قرائت آن درست نیست .
روایات زیادی داریم که در مورد دردهای مختلف به تعداد خاص سوره حمد قرائت شود البته که بهبودی حاصل آید .
رسول اکرم در میفرماید: هر مسلمانی سوره حمد را بخواند، پاداش او به اندازه کسی است که دو سوم قرآن را خوانده و گویی به هر فردی از مردان و زنان مؤمن هدیهای فرستاده است. در روایت دیگری آمده است: "گویا همه قرآن را خوانده است." 3
فرآوری : محمدی_گروه دین و اندیشه تبیان
پی نوشت ها :
1- وسائل الشیعه، ج1، ص80، باب18 .
2- سوره حجر آیه 87.
3- مجمع البیان، شیخ طبرسی; ج 1، نشر دار الفکر.
..:: گفتگو با خدا ::..
4 آیه طلایی و نجاتبخش
4 آیه طلایی و نجاتبخش

امام صادق علیه السلام فرمود: در شگفتم از کسی که از چهار چیز در هراس است، چگونه به چهار چیز پناه نمیبرد:
1. در شگفتم از کسی میترسد، چگونه به سخن خدا «حسبنا الله و نعم الوکیل» پناه نمیبرد؟! زیرا من از خدای بزرگ شنیدهام که در پی آن میفرماید: «پس با نعمت و بخششی از جانب خدا، بازگشتند در حالی که هیچ گزندی به آنان نرسیده بود.» (آل عمران آیه 171)
2. و در شگفتم از کسی که اندوهگین است چگونه به سخن خدای بزرگ «لا إله إلّا أنت سبحانَک إنّی کُنتُ مِنَ الظّالِمین» پناه نمیبرد؟! زیرا من از خدای بزرگ شنیدهام که در پی آن میفرماید: «پس خواستهی او را پذیرفتم و او را از اندوه رهانیدیم و مؤمنان را اینگونه رهایی میبخشیم.» (سوره انبیاء آیه 88)
3. و در شگفتم از کسی که با او مکر و نیرنگ شده است، چگونه به این سخن خداوند «و اُفوِّضُ أمری إلَی الله إنّ الله بصیرٌ بالعباد» پناه نمیجوید؟! زیرا از خدای بزرگ شنیدهام که در پی آن میفرماید: «پس خداوند او را از بدیهای نیرنگشان نگاه داشت.» (سوره غافر آیه 44)
4. و در شگفتم از کسی که خواهان دنیا و زینتهای آن است، چگونه به سخن خدای بزرگ «ما شآء الله لا قوّةَ إلّا بِالله» روی نمیآورد؟! زیرا من از خدای بزرگ شنیدهام که در پی آن میفرماید: « ... پس امید است که پروردگارم بهتر از بوستان تو به من عطا کند.»
تنظیم: شکوری - گروه دین و اندیشه تبیان
خصال صدوق، ص 218، ح43
آثار روی گردانی از یاد خدا
آثار روی گردانی از یاد خدا

ما گمان میکنیم اگر سرمان را به بی خیالی زدیم و غافل از یاد خداوند متعال به گذران عمر بپردازیم آب از آب تکان نمی خورد با خود میگوییم این همه انسان در دنیا هستند که به ذکر و عبادت مشغولند پس بی خیال بگذار ما به زندگیمان برسیم غافل از اینکه خداوند بی نیاز به عبادت ما و امثال ما هیچ نیازی ندارد و عواقب شوم این روی گردانی و سهل انگاری به وجود ضعیف و سراپا نیاز خودمان بر میگردد که در اینجا چند مورد از این عواقب راکه قرآن به ما تذکر میدهد بر میشمریم
1- خود فراموشی
«وَلَا تَکونُوا کالَّذِینَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ أُوْلَئِک هُمُ الْفَاسِقُونَ»1 ؛ و چون کسانى مباشید که خدا را فراموش کردند و او نیز آنان را دچار خود فراموشى کرد.
بیمارى خود فراموشى یکى از بیمارى ها و آفت هاى خطرناک روحى است .کسى که به این بیمارى روحى مبتلا گردد، حقیقت انسانى خویش را از یاد مى برد و فراموش مى کند که در زنجیره جهان هستى ذره اى ناچیز است که براى تداوم حیات هر لحظه نیازمند فیض و عطاى الهى است .
چنین کسى خود را مستقل و بى نیاز از غیر خود مى پندارد و در دام غرور و خود بزرگ بینى گرفتار مى آید و تصور مى کند که دیگران باید در خدمت او باشند. ریشه این بدبختى و گرفتارى این است که او خدا را فراموش کرده و در نتیجه از حقیقت انسانى بى بهره مانده است . همان حقیقتى که در زبان قرآن ، قلب نامیده شده است و ظرف ادراک حقایق الهى و صفات عالى انسانى مى باشد.
2- زندگى مشقت بار و نابینایى در آخرت
«وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنکًا وَنَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَعْمَى»2 ؛ و هر کس از یاد من روى بر گرداند ، در حقیقت ، زندگى تنگ و سخت خواهد داشت و روز رستاخیز او را نابینا محشور مى کنیم .
کسى که از یاد خداوند اعراض کند هدف آفرینش و حیات پس از مرگ را نیز فراموش مى کند و همه چیز را خلاصه در دنیا مى بیند لذا هیچ گاه از دنیا سیر نمى شود. از این رو حتى اگر در دنیا دارا و توانمند بوده از ثروت و امکانات مادى فراوان برخوردار باشد، هم چنان عطش دنیا خواهى در وجودش زبانه مى کشد و هیچ گاه ارضا و سیراب نمى شود. مشکل اصلى این گونه افراد این است که روح آنها تشنه است و تشنگى روح را نمى توان با مادیات از بین برد. این تشنگى تنها با خنکاى یاد و ذکر خداوند از بین مى رود.
هم چنین کسانى که نشانه هاى بى شمار قدرت و حکمت الهى را نا دیده مى گیرند و غرق در مادیات هستند و از یاد خداوند و سرچشمه حیات مادى و معنوى غافلند، در حقیقت از بصیرت و بینایى محرومند. همین انتخاب آنها در این دنیا، تأثیر نهایى خود را در آخرت مى گذرد و باعث مى گردد که نابینا محشور شوند و نتوانند نشانه هاى لطف و کرم الهى را نظاره کنند. در آن روز آنها آثار رحمت و لطف الهى را که سخت به آن نیازمندند، نمى بینند؛ آثار لطف و رحمتى که شامل مؤ منان مى گردد و به آنها آرامش مى بخشد.
آرى ، وقتى انسان از یاد خداوند اعراض کرد و در برابر آیات الهى بى اعتنایى کند و حتى هنگامى که دیگران آیات الهى را براى او مى خوانند توجهى نکند و چشم دل خود را به روى حقایق و معارف ببندد، در قیامت کور دل محشور مى شود. هم چنان که او در دنیا خداوند و آیات الهى را فراموش کرد، خداوند نیز در قیامت او را به فراموشى مى سپرد. البته این بدان معنا نیست که واقعا فراموش مى شود و از ذکر الهى خارج مى گردد. بلکه مقصود این است که آثار رحمت و انعام الهى محروم مى ماند و خداوند او را گرفتار کیفر و عذاب مى کند.
3- سلطه شیطان
«وَمَن یَعْشُ عَن ذِکْرِ الرَّحْمَنِ نُقَیِّضْ لَهُ شَیْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِینٌ»3؛ و هر کسى از یاد خداى رحمان دل بگرداند، بر او شیطانى مى گماریم تا براى وى دمسازى باشد.
کسى که از ذکر خدا غافل گشت ، آماده پذیرش تسلط شیطان و وسوسه هاى شیطانى مى شود؛ زیرا هر چه انسان از یاد خدا فاصله بگیرد، به مادیات و لذت هاى دنیوى نزدیک تر و به ظواهر مادى و تعلقات دنیوى دلباخته تر مى گردد. وقتى هدف هاى مادى و تعلقات دنیوى براى کسى اصل قرار گرفت ، او در پرتو وسوسه هاى شیطانى ، براى رسیدن به هدف هاى ناپاک خود از هیچ کارى روى گردان نیست و از هر فکر و اندیشه شیطانى استقبال مى کند. با توجه به این حقیقت ، امام صادق علیه السلام مى فرمایند:

لا یتمکن الشیطان بالوسوسة من العبد الا و قد اءعرض عن ذکر الله 4
شکى نیست که دل انسان در اثر انس گرفتن با امور مادى و تعلق به لذایذ دنیوى تیره مى گردد همان گونه که آهن زنگ مى زند، دل نیز وقتى با بیگانگان مشغول شد زنگار مى گیرد. امیرالمؤ منین (علیه السلام )مى فرمایند. آنچه دل را صفا و جلا مى دهد و زنگار را از آن مى زداید و به آن نورانیت مى بخشد، یاد خدا است . قلب و دل انسان حقیقت و گوهرى است ملکوتى که ذاتا تمایل به عالم و ملکوت و ذات اقدس حق دارد و اگر بر خلاف ذات و فطرتش به غیر خداوند سپرده شود تیره مى شود و گوش دلش کر مى گردد و قدرت شنوایى حقایق ناب الهى را از دست مى دهد. در این حال نیز با یاد خدا مى توان دوباره آن را شنوا کرد. هم چنین چشم دل که لایق مشاهده انوار الهى است ، وقتى از عالم نورانیت به در آمد و در ظلمات و تاریکى جهل و گناه قرار گرفت ، نورانیت و روشنایى خویش را از دست مى دهد. در این جا نیز راه درمان این است که مجددا با یاد خدا درخشندگى و بینایى را به آن باز گردانیم .5
این حقیقت که قلب و دل انسان چشم و گوش دارد در آیات قرآن و سایر روایات نیز مطرح گردیده است .البته چشم و گوش دل با چشم و گوش سر متفاوت است و از جنس روح و قلب انسان است . چون قلب و روح انسان داراى گوهرى ملکوتى است ، چشم و گوش و قلب نیز ماهیتى ملکوتى دارد. از این رو آثار کورى و کرى دل ، غیر از آثارى کورى و کرى چشم و گوش ظاهرى است . قرآن کریم درباره تفاوت کورى دل با کورى چشم ظاهرى مى فرماید.
أَفَلَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَتَکُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ یَعْقِلُونَ بِهَا أَوْ آذَانٌ یَسْمَعُونَ بِهَا فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَکِن تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِی فِی الصُّدُورِ 6
آرى ، هم چنان که گاهى بینایى و شنوایى چشم و گوش ظاهر کم مى شود و حتى گاهى انسان بینایى و شنوایى خود را کاملا از دست مى دهد، چشم و گوش دل انسان نیز مى تواند به همین آسیب ها مبتلا گردد.
ناراحتى چشم و گوش انسان ممکن است با مداوا و مراجعه به پزشک و مصرف دارو برطرف گردد، اما کسى که بیمار روحى دارد و حقایقى را که افراد سلیم الفطره به راحتى مى پذیرند، نمى پذیرد، راه علاج او یاد و توجه به خداوند است. با بحث و مجادله و دلیل و برهان نمى توان چشم و دل چنین کسى را بینا کرد و حقایق را به آن نمود و گوش دلش را آماده شنیدن حقایق و معارف کرد. در این جا باید کوشید تا زمینه توجه به خداوند و انس با حضرت حق در فرد پدید آید. اگر چنین شود، او در پرتو نورانیتى که در نتیجه اش با خداوند پیدا مى کند حقایق را به روشنى مى بیند و مى پذیرد.
آرامش و اطمینان ره آورد ذکر خدا

در قرآن و روایات توجه زیادى به مسأله ذکر شده و اهمیتى شایان براى آن بیان گردیده ، آن چنان که انسان را به شگفتى وا مى دارد. مثلا هدف نماز که ستون دین است ذکر خداوند دانسته شده است : «وأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِکْرِی»7 ؛ و به یاد من نماز برپا دار.
سعادت جویى و کمال خواهى مقتضاى فطرت انسان است و بس بی شک هر انسانى خواهان سعادت و کمال خویش است.بر همین اساس نیز قرآن کریم هنگامى که مردم را به انجام اعمال خیر و عبادات ترغیب مى کند، در بسیارى از آیات ،سعادت و فلاح را به عنوان نتیجه آن امور ذکر مى کند. بنابر این ، در این که انسان فطرتا طالب سعادت است شکى نیست.
اساسا وجود همین انگیزه و عامل فطرى در درون انسان است که باعث مى گردد او در صدد تکامل بر آید. اما سخن در این است که راه رسیدن را بازشناسد. او گرچه طالب سعادت است ، اما راه رسیدن به آن را به درستى نمى داند. جهان بینى هاى مختلف ، با توجه به تفاوت نگرشى که به هستى دارند، راه هاى متفاوتى را پیش روى انسان مى نهند. بر اساس جهان بینى مادى که زندگى و لذایذ دنیوى و مادى را اصل و هدف قرار مى دهد، سعادت انسان عبارت است از بهره ورى هر چه بیشتر از لذایذ مادى . اما بینش الهى که زندگى اخروى و قرب الهى را هدف برین انسان معرفى مى کند، سعادت و کمال انسان را در بهره بردارى بیشتر از دنیا و نعمت هاى آن نمى داند، بلکه آن را در قرب الهى و رسیدن به رضوان حق تعالى جستجو مى کند.
به هر حال از منظر قرآن ، ذکر خداوند از آن رو که تأمین کننده سعادت انسان است موجب اطمینان و آرامش دل مى گردد. عکس این معنا درباره ترک ذکر الهى صادق است . ترک یاد خداوند از آن رو که زمینه شقاوت انسان و بریدن از اصل خویش را فراهم مى آورد و باعث از دست دادن سعادت او مى شود، موجب تشویش خاطر، ناراحتى و اضطراب او مى گردد:
«و هر کس از یاد من دل بگرداند، در حقیقت ، زندگى تنگ و سختى خواهد داشت»
کسى که اهمیت ذکر خداوند را بشناسد، به خوبى درک مى کند که اعراض از یاد خداوند چه خسارت بزرگى است ، اگر این حقیقت را درک کنیم که حیات دل انسان به ذکر خدا است ، در مى یابیم که کسى که از ذکر و یاد خداوند اعراض کند، از حیات قلب محروم مى ماند. افسردگى دل و آتش حرمان از حیات معنوى دل ، هر لحظه او را مى آزارد و حسرتى جانکاه بر دلش مى نشاند. امام سجاد علیه السلام در دعاى ابو حمزه ثمالى عرض مى کند:
(اى مولاى من ، با یاد تو دلم زنده است و با مناجات تو درد ترس (فراق) را از خود تسکین مى دهم).
منشاء اساسى نگرانى ها و اضطراب ها
هر کس بسته به معرفتى که دارد لذت و سعادت خود را در چیزهایى مى جوید و از آنچه خوشى و سعادت را از او بستاند مى گریزد. این امر درباره همه حوادثى که براى هر کس پیش آمده و موجبات اندوه و حزن او را فراهم آورده صادق است ؛ با این تفاوت که افراد داراى بینش مادى ریشه ناراحتى ها و اضطراب هاى خود را در از دست دادن سعادت مادى و خوشى ها و لذت هاى دنیوى جستجو مى کنند و موحدان و مؤ منان که به فراتر از دنیا مى نگرند و به آخرت مى اندیشند، ریشه اضطراب ها و نگرانى هاى خود را در از دست دادن سعادت اخروى و رضوان الهى مى جویند. اضطراب و نگرانى همواره در زمره بزرگ ترین بلاهاى زندگى بشر بوده و هست و عوارض ناشى از آن در زندگى فردى و اجتماعى انسان ها کاملا محسوس است .در طرف مقابل نیز آرامش همواره یکى از گمشده هاى بشر بوده است و تلاش کرده تا از هر راهى آن را به دست آورد. برخى از دانشمندان مى گویند که به هنگام شیوع بیمارى هایى چون وبا، اکثر کسانى که ظاهرا به علت ابتلا به آن بیمارى مى میرند، در واقع به علت ترس و نگرانى جان خود را از دست مى دهند و تنها تعداد کمى از آنها واقعا به جهت ابتلاى به بیمارى جان مى سپرند. به طور کلى آرامش و دلهره نقش بسیار مهمى در سلامت و بیمارى فرد و جامعه و سعادت و بدبختى انسان ها دارد.
تاریخ بشر آکنده از صحنه هاى غم انگیزى است که انسان براى تحصیل آرامش به هر چیز دست انداخته و در هر وادى گام سپرده و تن به انواع اعتیادها داده است . در این میان قرآن با جمله اى کوتاه اما پر مغز، مطمئن ترین و نزدیک ترین راه را نشان مى دهد و مى فرماید: بدانید که یاد خدا آرامش بخش دل ها است.
1- سوره حشر آیه 19.
2- سوره طه آیه 124.
3- سوره زخرف آیه 36.
4- بحار الانوار، ج 72، باب 100، روایت 2.
5- نهج البلاغه خطبه 222.
6- سوره حج آیه 46.
7- سوره طه آیه 14.
برنامه چهار ماده اى خوشبختى
برنامه چهار ماده اى خوشبختى

گزارشی از سوره مبارکه "عصر"
قسم به انسان کامل
گزارش امروز درباره سوره ای است که بنا بر نقل بعضى از مفسران، تمام علوم و مقاصد قرآن در این آن خلاصه شده است.به عبارت دیگر: این سوره در عین کوتاه بودن برنامه جامع و کاملى براى سعادت انسان تنظیم و ارائه نموده است.
خداوند در قرآن، به همه مقاطع زمانى سوگند یاد کرده است. فجر: «والفجر»(1)، صبح: «و الصبح»(2)، روز: «و النّهار»(3)، شب: «و الّیل»(4)، چاشت: «و الضُحى»(5)، سحر: «والّیل اذ ادبر»(6)
و در آیه نخست این سوره نیز سخن از سوگندی پرمحتواست، سوگند به وقت "عصر".
بعضى مراد از عصر را عصر ظهور اسلام گرفتهاند. بعضى عصر را به معناى لغوى آن یعنى فشار گرفتهاند، زیرا که فشارها سبب غفلت زدائى و تلاش و ابتکار انسانهاست. بعضى مراد از عصر را عصاره هستى یعنى انسان کامل گرفتهاند و بعضى آن را هنگام نماز عصر دانستهاند.(7)
برنامه چهار ماده ای سعادت
خسارت در مال قابل جبران است، امّا خسارت در انسانیّت، بالاترین خسارتهاست. «ان الخاسرین الّذین خسروا انفسهم»(8)قرآن براى نجات از آن خسران عظیم برنامه جامعى تنظیم کرده که در آن برچهار اصل تکیه شده است:
اصـل اول در ایـن بـرنـامـه مـسـالـه “ایـمـان “ اسـت کـه زیـربـنـاى همه فعالیتهاى انسان را تـشـکـیـل مى دهد,چراکه تلاشهاى عملى انسان از مبانى فکرى واعتقادى او سرچشمه مى گیرد, نه همچون حیوانات که حرکاتشان به خاطر انگیزه هاى غریزى است .
در اصل دوم به میوه درخت بارور و پرثمره ایمان پرداخته از “اعمال صالح “سخن مى گوید.
آرى “صـالـحـات “ همان “اعمال شایسته “ نه فقط عبادات , نه تنها انفاق فى سبیل اللّه ,نه فقط جـهـاد در راه خـدا, نـه تـنها کسب علم و دانش , بلکه هر کار شایسته اى که وسیله تکامل نفوس و پرورش اخلاق و قرب الى اللّه و پیشرفت جامعه انسانى درتمام زمینه ها شود.
بعضى مراد از عصر را عصر ظهور اسلام گرفتهاند. بعضى عصر را به معناى لغوى آن یعنى فشار گرفتهاند، زیرا که فشارها سبب غفلت زدائى و تلاش و ابتکار انسانهاست.
در اصـل سـوم بـه مـسـالـه “تواصى به حق “ یعنى دعوت همگانى و عمومى به سوى حق اشاره مـى کـنـد تـا هـمـگان حق را از باطل به خوبى بشناسند و هرگز آن رافراموش نکنند و در مسیر زندگى از آن منحرف نگردند.
در اصـل چهارم مساله شکیبائى و “صبر” و استقامت و سفارش کردن یکدیگربه آن مطرح است , چـرا کـه بـعد از مساله شناخت و آگاهى , هرکس در مسیر عمل درهر گام با موانعى روبرو است اگر استقامت و صبر نداشته باشد هرگز نمى توانداحقاق حق کند, و عمل صالحى انجام دهد و یا ایمان خود را حفظ کند.(8)
همچنین قرآن در آیهاى دیگر فضل و رحمت الهى را عامل دورى از خسارت شمرده و مىفرماید: «فلو لا فضل اللّه علیکم و رحمته لکنتم من الخاسرین»(9) بنابراین ایمان و عمل صالح و تواصى به حق، در سایه فضل و رحمت الهى حاصل مىشود و انسان بدون لطف خداوند، نه هدایت مىشود که به ایمان برسد و نه اهل عمل صالح مىگردد.
_________________
1) فجر، 1.
2) تکویر، 18.
3) لیل، 2.
4) لیل، 1.
5) ضحى، 1.
6) مدّثر، 33.
7) تفسیر نمونه.
8)همان با تلخیص و تصرف.
عرفان را از لک لک بیاموزیم!
(تفسیر تمثیلی سوره حمد) عرفان را از لک لک بیاموزیم! 
تفسیر آیه شریفه: الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ(الفاتحة/2)
دیدهاید که گاه از سفال چندین کاسه کوچک میسازند که هر کدام به دیگری آب میدهد، کاسه اول به کاسه دوم و سومی به چهارمی و همینطور تا آخر.
کاسهها اگر چه به ظاهر از یکدیگر آب میستانند اما در حقیقت آب از هیچکدام نبوده بلکه از مخزن میآید که البته آنهم ناپیداست.
حال، ما آدمها نیز چیزی شبیه همان کاسههای سفالی هستیم، اگر چه به ظاهر از دستان یکدیگر دریافت کرده و چیزی میستانیم اما آنچه به چنگ میآوریم از خزانه حق است:
و ان من شی الا عندنا خزائنه
که البته غیب و ناپیداست.
جان فدای آنچه ناپیداست باد
بنابراین هیچکس از خود چیزی ندارد: أنتم الفقراء
یاد امام (ره) بخیر که میفرمود: هر چه هست اوست و از اوست.
مگر به روی دل آرای یار ما ورنی
به هیچ وجه دگر کار بر نمیآید
درست مثل سنگهای آسیای قدیم که پیوسته میچرخیدند و گندمها را آرد میکردند اما چرخش آنها نه از خود بلکه از آبی بود که در زیر همان سنگها در گردش بود، و البته دیده هم نمیشد و کافی بود لحظهای آب بند آید یا از حرکت بایستد، همانجا بود که سنگها نیز بر جای خود قفل و میخکوب میشدند.
و چه شبیه است داستان ما و خدا و سنگ آسیا با آب.
لبیک لبیک ای کرم سودای توست اندر سرم
ز آب تو چرخی میزنم مانند چرخ آسیا
آبیش گردان میکند او نیز چرخی میزند
گر آب را بندد خدا او هم نمیجنبد زجا
حال که ماجرا از این قرار است و در حقیقت سر نخ و سر رشته همه کارها از اوست پس اگر حمد و ستایشی نیز هست باید ویِژه او باشد و «الحمدلله» همین حقیقت را باز میگوید: یعنی سپاس از آن خداوند است.
و این خود حقیقتی است که به قول مولانا حتی مرغان آسمان نیز بر زبان داشته و زمزمه میکنند.
او از لک لک یاد میکند و میگوید: این مرغ بیجهت لک لک را زمزمه نمیکند بلکه میخواهد بگوید: خدایا! همه چیز از آن توست، حمد، ملک، نعمت و... زیرا لک لک به زبان عربی یعنی مال توست، مال توست.
عارف مرغانست لک لک، لک لکش دانی که چیست؟
حمد لک و الامر لک و الملک لک یا مستعان
البته اینکه حمد از آن خداوند است خود موجب آن نمیشود که ما خدمت و زحمت دیگران را نادیده انگاریم بلکه در روایات آمده است:
من لم یحمد الناس لم یحمدالله
کسی که هنوز و زحمت و تلاش دیگران را و در یک سخن خوبیها و محاسن مردم را ستایش و سپاس نگوید نمیتواند سپاسگزار خداوند باشد.
بنابراین، تشویق و سپاس از مردم بسیار مهم است ولی مهمتر آنست که کسانی که مورد تشویق و سپاس قرار میگیرند تشویقها را به حساب خود واریز نکنند بلکه با خود بگویند:
این همه آوازها از شه بود
گرچه از حلقوم عبدالله بود
درست مثل کسی که در باجه بانک نشسته و پیوسته پولهای خرد و درشت را به دست او میسپارند او هم بلافاصله به صندوق واریز میکند، و اگر چنین نکند و حتی کمترین رقم آن به جیب بزند از کار محروم و از گردونه خارج میشود.
خداوند نیز کسانی را که سپاس دیگران را از آن خود میدانند و به نام خود تمام میکنند برای همیشه از الطاف و مواهب خود محروم میسازد.
تالیف: محمد رضا رنجبر
تنظیم برای تبیان: شکوری
سوره حمد مریم قرآن است
باران حکمت 8
(تفسیر تمثیلی سوره حمد)

چشم دل باز کن که جان بینی
قرآن کریم چیزی شبیه عیسی مسیح علیهالسلام است که پدر نداشت اما مادرش مریم بود و در دامان پاک و پر مهر او نشو و نما یافت.
سوره حمد را نیز ام الکتاب یعنی مادر قرآن مینامند، پس سوره حمد مریم قرآن است.
و فرزند این مریم نیز آمده است تا چشم دلها را باز و بینا کند.
با نام خدا شروع میشود.
اول دفتر به نام ایزد دانا
در روایات آمده است که تمامی کارها را با نام خدا آغاز کنیم، چون انجام هیچ کاری بدون توان و نیرو امکانپذیر نمیباشد، و نام خدا آدمی را نیرومند و توانا میسازد، و این نام تنها نامی است که در هستی اثر بخش و تاثیرگذار است.
ای خنک آن گوش که نامت شنید
شما اگر بر سر در باغی بزرگ و با خطی خوشنام فروردین را بنویسید آن باغ سبز و خرم نمیشود و بوتههای آن به گل نمینشیند.
نام فروردین نیارد گل به باغ
بلکه خود فروردین است که با آمدن خود باغ را گل باران میکند.
یا اگر در شبی تار به زیباترین خط بر دیوار دخمهای تاریک، نام نور و چراغ را حک کنید آن دخمه تار روشن نخواهد شد.
شب نگردد روشن از نام چراغ
البته نه تنها نام چراغ و فروردین اینگونهاند بلکه تمامی نامها از این دست میباشند.
مگر نام آب، عطش را فرو مینشاند؟ یا نام ماشین، جابجایی کسی را فراهم میسازد؟
بنابراین میبینید که نامها عموماً و بیاستثناء کار ساز نبوده و کاری به پیش نمیبرند.
اما در این میان تنها نام خداست که مثل خود او یکتا و بیهمتاست و اثر بخش و تاثیرگذار است.
هر جا که هستی حاضری از دور در ما ناظری
شب خانه روشن میشود چون یاد نامت میکنم

از اینروست که ما بجای آنکه بگوییم: باالله الرحمن الرحیم؛ به کمک خدای بخشنده مهربان آغاز میکنیم، میگوییم: بسمالله الله الرحمن الرحیم، یعنی به کمک نام خداوند بخشنده مهربان آغاز میکنیم.
و راستی وقتی که نامش چنین باشد، خود و حقیقتش چون و چگونه خواهد بود؟
تالیف: محمد رضا رنجبر
تنظیم برای تبیان:شکوری
توجه به قرآن و تلاوت آن

قرآن به عنوان کتاب هدایت الهی برای انسان، همه ساحتهای مادی و معنوی او را در برمیگیرد. تمام قلمروهای زندگی ظاهری و باطنی فردی و اجتماعی اخلاقی و حقوقی دنیایی و آخرتی و جز آن از آغاز آفرینش و مبدأشناسی تا مسیر و برنامه زندگی و سر منزل نهایی، همه مورد توجه تشریع و تبیین الهی است بدین جهت یکی از انتظارات مهم امام صادق(علیهالسلام) از شیعیان این است که به این کتاب الهی و گنجینه بی پایان معارف الهی و عهدنامه میان خدا و انسان بیشتر توجه کند، لذا فرمود: قرآن عهدنامهای است بین خدا و خلقش، برای مسلمان شایسته است که به عهدنامه خود بنگرد و در هر روز پنجاه آیه از آن را تلاوت کند.»(1) قطعاً مراد خواندن تنها نیست، باید خواندن توأم با اندیشه و تفکر، و عمل همراه باشد،
امام صادق(علیه السلام) فرمود: قرآن عهدنامهای است بین خدا و خلقش، برای مسلمان شایسته است که به عهدنامه خود بنگرد و در هر روز پنجاه آیه از آن را تلاوت کند.
چنان که امام قرآن ناطق حضرت صادق(علیهالسلام) فرمود:
«بر شما باد به (تلاوت و مراجعه) قرآن. پس هر آیهای یافتید که کسانی قبل از شما (با عمل نمودن به آن) نجات یافتهاند، شما نیز به آن عمل کنید(تا نجات یابید) و هر آیهای را مشاهده کردید که بیانگر هلاکت پیشینیان است شما هم از آن پرهیز کنید.»(2)
و درباره آثار و برکات قرآن خواندن فرمود: «خانهای که در آن قرآن تلاوت شود و یا خدای عزوجل شود برکتش فراوان، و ملائکه در آن حضور مییابند و شیاطین از آن دور میشوند، و برای اهل آسمان روشن دیده میشود چنان که کواکب برای زمینیان نورانی دیده میشود و خانهای که در آن قرآن تلاوت نشود و خدای بزرگ یاد نشود برکتش کم و ملائکه از آن فاصله میگیرند و شیاطین در آن حضور مییابند.
بر شما باد به قرآن. پس هر آیهای یافتید که کسانی قبل از شما (با عمل نمودن به آن) نجات یافتهاند، شما نیز به آن عمل کنید و هر آیهای را مشاهده کردید که بیانگر هلاکت پیشینیان است شما هم از آن پرهیز کنید.
گروه دین و اندیشه تبیان، مهری هدهدی .
فواید آیت الکرسی
امام محمد باقر از امیر المومنین (ع) روایت فرموده: هنگامی که آیت الکرسی نازل شد رسول خدا (ص) فرمود آیه الکرسی آیه ای است که از گنج عرش نازل شده و زمانی که این آیه نازل گشت هر بتی که در جهان بود با صورت به زمین خورد.
در این زمان ابلیس ترسید و به قومش گفت :"امشب حادثه ای بزرگ اتفاق افتاده است باشید تا من عالم را بگردم و خبر بیاورم.
ابلیس عالم را گشت تا به شهر مدینه رسید مردی را دید و از او سوال کرد: " دیشب چه حادثه ای اتفاق افتاد"
مرد گفت "رسول خدا فرمود:" آیه ای از گنج های عرش نازل شد که بت های جهان به خاطر آن آیه همگی با صورت به زمین خوردند. ابلیس بعد از شنیدن حادثه به نزد قومش رفت و حادثه را به آن ها خبر داد.
===================
آیت الکرسی سید آیات قرآن
پیامبر به حضرت علی (ع) فرمود: " یا علی ! من سید عربم-مکه سید شهر هاست- کوه سینا سید همه کوه هاست- جبرئیل سید همه فرشتگان است – فرزندانت سید جوانان اهل بهشتند- قرآن سید همه کتاب هاست – بقره سید همه سوره های قرآن است – ودر بقره یک آیه است که آن آیه 50کلمه دارد و هر کلمه 50 برکت دارد و آن آیت الکرسی است.
================================
پا داش کسی که آیت الکرسی را زیاد می خواند
عبدالله بن عوف گفته است:" شبی خواب دیدم که قیامت شده است و من را آوردند و حساب من را به آسانی بررسی کردند. آنگاه مرا به بهشت بردند و کاخ های زیادی به من نشان دادند. به من گفتند: درهای این کاخ را بشمار ؛ من هم شمردم 50 درب داشت.
بعد گفتند: خانه هایش را بشمار. دیدم 175 خانه بود. به من گفتند این خانه ها مال توست. آن قدر خوشحال شدم که از خواب پریدم و خدا را شکر گفتم.
صبح که شد نزد ابن سیرین رفتم و خواب را برایش تعریف کردم.
او گفت : معلوم است که تو آیه الکرسی زیاد می خوانی. گفتم : بله ؛ همین طور است. ولی تو از کجا فهمیدی. گفت برای اینکه این آیه 50 کلمه و 175 حرف دارد. من از زیرکی حافظه او تعجب کردم. آنگاه به من گفت : هر که آیه الکرسی را بسیار بخواند سختی های مرگ بر او آسان می شود.
=========
داستان نزول
رسول اکرم (ص) فرمود: چون خدای متعال خواست سوره ی حمد و آیه های شهدالله (18و19 آل عمران) و قل اللهم (26-27آل عمران) و سوره توحید و آیه الکرسی را به زمین نازل کندهمگی به عرش الهی چنگ زدند در حالی که بین آن ها و خداوند حجابی نبود.
سپس فرمودند : پروردگارا ما را به خانه پر گناه و به سوی کسانی که عصیان و گناه می کنند می فرستی ؛ در حالی که ما پاک و مطهر هستیم.
سپس خدای متعال فرمود :" به عزت و جلال خودم سوگند ، هیچ کس شما را بعد از نماز نخواند مگر این که او را در مرتبه بالای قدس جای دهم که از نعمت های آن استفاده کنند و در هر روز 70 بار به او با نظر رحکت خود بنگرم و در هر روز 70 حاجت او را برآورم هرچند که بسیار گناه کرده باشد که کمترین آن دعاها و حاجت ها و آمرزش گناهان باشد. او را از هر دشمنی پناه می دهم و برای پیروزی بر هر دشمنی یاریش می دهم و مانعی به جز مرگ برای بهشت رفتن او نباشد.( یعنی بعد از مرگ بلافاصله به بهشت می رود)
====================
آیت الکرسی برای حفظ چشم
بعد از هر نماز دستان را روی چشم بگذارید و بعد از خواندن آیت الکرسی بگویید:"اللهم احفظ حدقتی بحق حدقتی علی بن ابیطالب(ع)"
==========
امان نامه الهی
امام کاظم (ع) فرمود: از بعضی پدران بزرگوارم شنیدم که کسی داشت سوره حمد را می خواند پس حضرت فرمود: هم شکر خدا را به جای آورد و هم به پاداش رسید. بعد حضرت شنید که سوره توحید می خواند فرمود: ایمان آورد و ایمنی به دست آورد و سپس شنید که سوره قدر می خواند فرمود: راست گفت و آمرزیده شد و بعد شنید که آیت الکرسی می خواند فرمود: خداوند خالق امان نامه برایش فرو فرستاد.
================
قرآن برتر است یا تورات؟
روایت شده که از پیامبر (ص) پرسیدند: قرآن برتر است یا تورات؟ فرمودند: در قرآن آیه ای است که از تمام کتابهایی که خداوند بر پیامبرانش نازل فرموده بهتر و برتر و والاتر است و آن آیه الکرسی است.
پیامبر فرمودند با فضیلت ترین آیه ای که بر من نازل شد آیه الکرسی است.
پیامبر فرمودند آیه الکرسی وسوره توحید عظیم تر از همه چیزهایی است که دون و پست تر از خداست.
پیامبر (ص) فرمودند: دانش بر تو گوارا باد. سوگند به کسی که جان محمد در دست اوست این آیه دارای دو زبان و دو لب است که در عرش الهی تسبیح و تقدیس خدا می گوید.
رسول خدا (ص) فرمود: در شب معراج دو لوح را دیدم ، که در یک لوح سوره حمد و در لوح دیگر کل قرآن قرار داشت که سه نور از آن می درخشید . پس گفتم ای جبرئیل این نوره چیست؟ جبرئیل در جواب گفت : آن سه نور یکی سوره توحید و یکی سوره یاسین و دیگری آیه الکرسی می باشد.
پیامبر (ص) فرمودند: در معراج در آـسمان هفتم دیدم که ملائکه حجب سوره نور را می خوانند ، خزان کرسی آیه الکرسی و حمله عرش سوره مومن را می خوانند.
امام صادق (ع) فرمود: همانا من از آیه الکرسی برای بالا رفتن درجات استفاده می کنم.
امام صادق (ع) فرمودند: هرگاه سوره حمد و توحید و قدر را با آیه الکرسی بخوانید و بعد از آن برخیزید و و رو به قبله حاجات خود را از خدا بخواهید که حاجاتتان بر آورده خواهد شد زیرا اسم اعظم هستند.
امام علی (ع) فرمودند اگر شما از آثار معنوی آیه الکرسی آگاه بودید در هیچ حال خواندن آن را ترک نمی کردید.
امام محمد باقر (ع) فرمودند: هر کس یک بار آیه الکرسی را بخواند خداوند هزار ناراحتی از ناراحتی های دنیا و هزار سختی آخرت رااز او دور می کند که کمترین ناراحتی دنیا فقر و کمترین سختی آخرت فشار قبر است.
رسول خدا در خواب به دختر خویش فرمودند: ترازوی اعمال خویش را با آیه الکرسی سنگین گردان. زیرا هرکس آن را قرائت نماید آسمان وزمین با فرشتگانش به جنبش و حرکت در آیند و خداوند را با صدای بلند به پاکی یاد کنند و او را بزرگ بدارند و تسبیح گویند. پس از آن تمامی فرشتگان از خداوند می خواهند که گناه خواننده آیه الکرسی را ببخشد و از خطا و لغزشش در گذرد.
رسول خدا (ص) فرمودند: هرکس آیه الکرسی را یک بار بخواند اسم او از دیوان اشقیا و انسان های بد محو می شود.
امام رضا (ع) به نقل از پیامبر فرمودند: هر کس 100 مرتبه آیه الکرسی را بخواند چنان باشد که همه عمر خود را عبادت کرده باشد.
=======
بعد از نماز
پیامبر فرمودند: هر کس آیه الکرسی را بعد از نماز بخواند هفت آسمان شکافته گردد و به هم نیاید تا خداوند متعال به سوی خواننده آیت الکرسی نظر رحمت افکند و فرشته ای را بر انگیزد که از آن زمان تا فردای آن کارهای خوبش را بنویسد و کارهای بدش را محو کند.
رسول اکرم (ص) فرمود: یا علی بر تو باد به خواندن آیه الکرسی بعد از هر نماز واجب. زیرا به غیر از پیغمبر و صدیق و شهید کسی به خواندن آن بعد از هر نماز محافظت نمی کند و هر کس بعد از هر نماز آیه الکرسی را بخواند به جز خداوند متعال کسی او را قبض روح نمی کند و مانند کسی باشد که همراه پیامبران خدا جهاد کرده تا شهید شده است و فرمود: بعد از مرگ بلا فاصله داخل بهشت می شود و به جز انسان صدیق و عابد کسی بر خواندن آیه الکرسی مواظبت نمی کند.
در روایتی از امام باقر آمده است:" هر کس آیه الکرسی را بعد از هر نماز بخواند از فقر و بیچارگیدر امان شود و رزق او وسعت یابد و خداوند به او از فضل خودش مال زیادی بخشد."
رسول اکرم فرمودندک هر کس آیه الکرسی را بعد از هر نماز واجب بخواند نمازش قبول درگاه حق می گردد و در امان خدا باشد و خداوند او را از بلاها و گناهان نگه دارد.
جهت نور چشم بعد از هر نماز دست بر چشم بگذارد و آیه الکرسی بخواند و بگوید :" اعیذ نور بصری بنور الله الذی لا یطفی"
خداوند به موسی بن عمران وحی فرمود: کسی که بعد از نماز واجبش آیه الکرسی بخواند خداوند متعال به او قلب شاکرین – اجر انبیا و عمل صدیقین را عطا فرماید و چیزی جز مرگ از داخل شدن او به بهشت جلوگیری نمی نماید. مداومت نمی نماید به آن مگر پیامبر یا صدیق یا کسی که از او راضی شده ام و یا شخصی که شهادت را روزی او می نمایم.
=============
زیادی علم وحافظه
پیامبر (ص) روایت کرده است که فرمودند : 5 چیز حافظه را قوی می گرداند: خوردن شیرینی – گوشت نزدیک گردن – عدس – نان سرد و خواندن آیت الکرسی
عالمی گوید : هر که علم می خواهد بر پنج چیز مواظبت می کند:
1- پرهیزکاری در آشکارا و پنهان 2- خواندن آیت الکرسی 3- همیشه با وضو بودن 4- نماز شب خواندن حتی اگر دو رکعت باشد. 5- غذا خوردن به منظور نیرو گرفتن نه شکم پر کردن.
===
سفر
امام صادق (ع) فرمود: سفر را با دادن صدقه و یا با خواندن آیت الکرسی آغاز کنید. کسی که در سفر هر شب آیه الکرسی را بخواند هم خودش در سلامت باشد و هم چیزهایی که همراه اوست.
====
حاجت
اگر برای کسی کار مهمی پیش آمده باشد و بخواهد که زود انجام شود و به صحرایی رود که در آنجا کسی نباشد و خطی دور خود بکشد و رو به قبله با تواضع بنشیند و 70 بار آیه الکرسی را بخواند . بدون شک در آن روز حاجات او بر آورده شود . این کار تجربه شده است و شکی در آن نیست.
رسول اکرم (ص) فرمودند: هرگاه برای حاجتت از خانه ی خود بیرون آمدی آیه الکرسی را بخوان که حاجتت به خواست خدا برآورده گردد.
امام علی (ع) فرمودند: هرگاه یکی از شما اراده حاجتی کند پس صبح روز پنج شنبه در طلب آن بیرون رود و در وقت بیرون رفتن آخر سوره آْ عمران ( آیه 190تا آخر) و آیه الکرسی و سوره قدر و حمد را بخواند ، زیرا که در خواندن این ها حوائج دنیا و آخرت برآورده می شود.
در روایت آمده است هر کس آیت الکرسی را در وقت غروب بخواند حاجتش برآورده گردد
http://www.funpatogh.com
با ریحانه قرآن آشنا شوید!

سوره «یس» سی و ششمین سوره قرآن مجید است؛ سورهای مکی که با حروف پررمز و راز یس آغاز میشود.
به عقیده بعضی مفسران، در اینجا روی سخن با پیامبر گرامی اسلام(ص) است و خداوند آن وجود گرانمایه را با این نام پراسرار مخاطب میسازد که «هان ای پیامبر! به قرآن حکمت آموز سوگند که تو از جمله پیامبرانی. ...»
پنجاه و نهمین سورهای که بر قلب نازنین مصطفی(ص) نازل شده، به نامهای«قلب قرآن » یا «ریحانه القرآن » هم مشهور است. شمار آیات و واژههای آن 727 واژه و سه هزار و 555 است.
امام صادق(ع) درباره اش فرمودهاند:
«ان لکل شیء قلبا و قلب القرآن یس، فمن قرا یس فی نهاره قبل ان یمسی کان فی نهاره من المحفوظین و المرزوقین و...».
«برای هر پدیدهای قلب و دلی است و قلب قرآن، سوره یس است؛ هرکس آن را در روز بخواند، در هر روزی که آن را خوانده، از گرفتاریها مصون و محفوظ است و پر رزق و روزی خواهد ماند و هر کس آن را در شب و پیش از خفتن بخواند، خدا هزار فرشته را بر او میگمارد تا او را از شرارت و وسوسه هر شیطان رانده شده و هر آفتی حراست کنند». به این ترتیب باید اعتراف کرد که شاید کمتر سورهای در قرآن مجید دارای این همه فضیلت باشد.
این سوره بیان اصول سهگانه دین است؛ از مساله نبوت شروع کرده، حال مردم را در قبول و رد دعوت انبیا بیان میکند.
بعد از آن منتقل میشود به مساله توحید و آیاتی چند از نشانههای وحدانیت خدا را برمیشمارد؛ سپس به مساله معاد میپردازد و زنده شدن مردم را در قیامت برای گرفتن جزا و جداسازی مجرمان از متقین یادآوری میکند.
در آخر دوباره به همان مطلبی که آغاز کرده، باز میگردد، خلاصهای از اصول سه گانه را بیان و بر آنها استدلال کرده و سوره را ختم میکند. پس این سوره شأنی عظیم دارد چون هم بیانگر اصول سه گانه است و هم شاخههایی که از آن اصول منشعب میشوند.
منبع: آیه، ضمیمه همشهری جوان
تبیان
اینور آبیها و آنور آبیها!
«سوره مبارکه بقره»

خلاصه سوره
بخش عمده این سوره بیانگراین است که بنده باید به تمام آنچه فرستادگان پروردگار آوردهاند ایمان آرد و بین یک وحیها و پیامبران جدایی نیندازند. و این همان چیزی است که حقِ پرستش پروردگار آن را در پی دارد.
سپس منافقان و کافران و نیز اهل کتاب (یهودیان و مسیحیان) را به خاطر ایجاد تفرقه و جدایی در دین خدا و بین رسولان الهی سرزنش نموده و آنگاه برخی از احکام الهی همچون قبله، حج، ارث، روزه و امثال آنها را بیان میکند.
در ابتدای این سوره خدای بزرگ، حال سه گروه مومنان، کافران و منافقان را بیان میکند.
مومنان
قرآن کتاب هدایت است ولی فقط خدا ترسان (متقیان) با آن هدایت میشوند. زیرا اگر فطرت انسان سالم و بیدار باشد فقر و نیاز خود را به چیزی خارج از خود، احساس میکند. و نیز نیازمندی تمام موجوداتی که میشناسد را هم درمییابد. آنگاه است که به حقیقتی خارج از خود، و پنهان از حس، که همه موجودات از او آغاز شده و به او باز میگردند زبان اعتراف میگشاید.
او درک میکند که این حقیقت، همانگونه که هیچ نکته باریکی از خلقت را فراموش و رها نکرده است، هدایت و دستگیری مردم در آسیبهای عملی و اخلاقی را نیز فراموش نکرده است. و این همان اعتراف به توحید، نبوت و معاد است که اصول دین نام دارد.
انسان باید به تمام آنچه فرستادگان پروردگار آوردهاند ایمان آرد و بین یک وحیها و پیامبران جدایی نیندازند. و این همان چیزی است که حقِ پرستش پروردگار آن را در پی دارد.
دریافت این امور وی را به خضوع در برابر این مربی جهان واداشته و بر آن میکند تا آنچه از مال و مقام و علم دارد در زنده کردن و گسترش آن بکار بندد و این دو همان صلاة (عبادت) و انفاق است. در نتیجه ویژگیهای پنجگانه ایمان به غیب، اقامه صلاة، انفاق، ایمان به آنچه پروردگار بر انبیأ فرستاده، و یقین به آخرت، برایند فطرت سالمند.
رسیدن به این ویژگیها که خود اولین هدایت از سوی خدا است، موجب فرا رسیدن هدایتی دیگر میشود که حلقه میان این دو هدایت، راستی در اعتقاد و نیکی در عمل است. قرآن هدایت دوم را «نور روشنگر» نامیده که مومنان با آن راه خود را مییابند.
کافران
کافران آنانند که کفر در درون آنها رسوخ کرده است و در نتیجه هشدار آنها هیج فایدهای ندارد. آنها با کارهای خویش بر دیدگان خود پردهای از غفلت و آلودگی افکندهاند در نتیجه خداوند نیز بر قلبها و راهای اداراکی و شنوایی آنها مهر زده و آنان هرگز روی هدایت و سعادت را نخواهند دید.
منافقان
منافقانِ دورو، در ظاهر ادعای ایمان کرده ولی در باطن اعتقادی به خدا و آخرت ندارند.کار آنها فریب مومنان و به خیالشان خداست، غافل از این که در باطن بر ضد خود نیرنگ میکنند، بی آنکه بفهمند.
قلب آنها در اثر این دورویی و نیرنگ بیمار گشته و خداوند نیز بر مرض و بیماری آنها میافزاید. با آن که بدکارند و فساد میکنند، خود را نیکوکار دانسته و از فساد کردن باز نمیایستند. مردم مومن را سفیه میخوانند ولی خود سفیهاند و نمیدانند. هنگام دیدار با مومنان، خود را مومن میخوانند و در خلوت با شیطان دست داده و میخندند. تجارت آنها که فروختن هدایت و خریدن گمراهی است، سودی نمیکند و آنها راه هدایت را نمییابند.
قرآن کتاب هدایت است ولی فقط خدا ترسان (متقیان) با آن هدایت میشوند زیرا ...
آنها اظهار ایمان میکنند تا از بهرههای ظاهری آن سود برند ولی هنگام مرگ که زمان استفاده کامل از ایمان است، خداوند نور آن را میبرد و آنها را در ظلمت و تاریکی رها میکند. منافقان در ازای دروغ خود، عذاب دردناکی را خواهند چشید.
منافق، ایمان را دوست ندارد ولی چارهای جز اظهار آن ندارد. بنابر این قلب و زبانش یکی نبوده و در نتیجه راهش روشن نیست. دائماً قدمی برمیدارد و میلغزد و به خطا میرود. گاه میایستد و گاه به راه میافتد. و خداوند در نهایت او را رسوا میسازد. هرچند اگر میخواست از روز اول او را رسوا مینمود و بینایی و شنوایی او را میگرفت.
تبیان
تنها شرط قرآن برای قبولی دعا !
سوره مبارکه مؤمن ( غافر )

این سوره مبارکه، درباره استکبار کافران و جدال آنها با حق سخن میگوید و با بیان حال گذشتگان و تکذیب کنندگان حق و عذاب خوار کننده الهی که آنها را فرا گرفت و بیان آنچه در آخرت برای آنها اتفاق خواهد افتاد، این استکبار و جدال را درهم میشکند. حجتهای باطل آنها با استدلالهای محکم بر توحید در ربوبیت ابطال میکند و پیامبر - صلی الله علیه وآله- را به صبر امر کرده و به آن حضرت و مؤمنان وعده ی نصرت میدهد.1
«وَقَالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ »2
پروردگار عالم از یک سو دستور به دعا و از سوی دیگر وعده به اجابت داده است اما به شرط آنکه فقط او را صدا بزنند و غیر او را نخوانند و دل نبندند.
دعا را عبادت نامگذاری کرده و ترک آن را استکبار نامیده و به ترک کننده ی آن وعید به "داخل شدن با خواری و ذلت به جهنم" داده است.
در کتاب خصال از امام صادق - علیه السلام - نقل شده است: اگر به کسی سه چیز عطا شود، از سه چیز محروم نخواهد شد. به هرکس دعا داده شود اجابت داده شده. به هر کس شکر داده شود زیادی و افزایش داده شده و به هر کس توکل داده شود کفایت و اداره امور او داده شده است چرا که خداوند عز و جل در کتابش فرموده است «و من یتوکل علی الله فهو حسبه» و فرموده «لئن شکرتم لأزیدنکم» و فرموده «ادعونی استجب لکم».
استاد محمد حسین رحیمی - گروه دین و اندیشه تبیان
تنظیم برای سایت: حسین عسگری
نظرات ()

