حقایقی زیبا و آموزنده در مورد زندگی
|
|||
|
|
پنج روایت معتبر درباره شیطان
پنج روایت معتبر درباره شیطان

ای بچههای آدم! مگر از شما عهد نگرفته بودم که بنده شیطان نشوید؟!
به یک راه میماند، به یک مسیر که باید رفت. زندگیمان را میگویم. شاید راههای مختلفی باشد که از همهشان بشود رفت و رسید. همه شان بخورند به همان بزرگراه، به همان صراط مستقیم. اما توی همه این راهها یک نفر هست که هی جلوی پایمان مانع بگذارد، جادههای انحرافی بکشد، مسیرهای خاکی که تا بجنبیم کیلومترها از مقصد دورمان کرده است.
(1) هیچ تسلطی بر کسی ندارد. وَمَا کَانَ لَهُ عَلَیْهِم مِّن سُلْطَانٍ، قرار است فقط شاخصی باشد برای اینکه خودمان بفهمیم چند مرده حلاجیم. برای این که حجت بر ما تمام بشود. إِلَّا لِنَعْلَمَ مَن یُؤْمِنُ بِالْآخِرَةِ مِمَّنْ هُوَ مِنْهَا فِی شَکٍّ. (سبأ/21)
(2) گام به گام همراهیمان میکند. قدم اول را که با وعده و وعیدش برداریم، برداشتن قدمهای بعدی راحت میشود. بعد تا چشم باز کنیم میبینیم چقدر بیراهه رفتهایم. چقدر انرژیمان سوخت شده. باید پایید قدمها را. قرآن هی چپ و راست میگوید: وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ . پا جای قدمهای شیطان نگذارید. (بقره/ 168- بقره/ 208- انعام/ 142- نور/ 21)
(3) از صنعت بستهبندی شنیدهاید حتماً. که چقدر میشود با بستهبندیهای خوب و مرغوب، مشتری را - حتی به کالاهای نامرغوب- جذب کرد. شیطان این کاره است. اسم قرآنیاش میشود تسویل؛ الشَّیْطَانُ سَوَّلَ لَهُمْ (محمد/25). یعنی شیطان توی زرورق میپیچد برایتان بعضی کارها را، که به چشمتان خوب بیاید، که انجام بدهید. وَزَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطَانُ أَعْمَالَهُمْ. (عنکبوت/38)
(4) حزب تشکیل داده! بعضیها هم میروند و عضو حزبش میشوند: اولئک حزب الشّیطان. همانها که شیطان احاطهشان کرده، همه وجودشان را تسخیر کرده که اصلاً یاد خدا نیفتند. اسْتَحْوَذَ عَلَیْهِمُ الشَّیْطَانُ فَأَنسَاهُمْ ذِکْرَ اللَّهِ . اینجای ماجرا دیگر خیلی دردناک و ترسناک میشود! (مجادله/19)
(5) قشنگی ماجرا ولی آنجاست که برای بعضیها، سیاستهای شیطان نتیجه عکس میدهد. اصلاً همین که افکار شیطانی دورهشان میکند، همین که شیطان سراغشان میآید، بیشتر یاد «او» میافتند. إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِّنَ الشَّیْطَانِ تَذَکَّرُواْ . یکی از جاهایی که بصیرت شان گل میکند و چشمشان باز می شود همین جاست. فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ . خدا هم لابد مینشیند آن بالا و کیف میکند به این بندههاش. إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَواْ . (اعراف/201)
به یک راه میماند. به یک مسیر که باید رفت. زندگیمان را میگویم. قبل از این که راه بیفتیم امّا یکی ازمان عهد گرفته بود که پشت سر شیطان راه نیفتیم. بنده شیطان نشویم. یادتان هست؟
بسم الله الرّحمن الرّحیم
أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یَا بَنِی آدَمَ أَن لَّا تَعْبُدُوا الشَّیْطَانَ
مریم روستا، گروه دین و اندیشه تبیان
آموزه های زندگانی در آخرین سخنان آسمانی(1)آموزه های زندگانی حضرت زهرا(س)
|
سخنان انسان، سفیر صفات و شعاع اندیشه او است. آینه ای است که در آن ابعاد روحی روانی و فکری فرهنگی ما تجلی می کند و اطرافیان به یکسونگری یا جامعیت ما پی می برند. دانش و آگاهی، بینش و بینایی و تقوا و پرهیزگاری در آفرینش عظمت گفتار آدمی تأثیری بسیار دارد. به گونه ای که گاه، در عباراتی کوتاه، ناگفته های گفتنی گذشته و ره توشه های هدایت آفرین حال و آینده به چشم می خورد؛ به خوبی شرایط شکست ملتها و رموز پیروزی انسانها دانسته می شود و مجموعه ای گرانبار چون «صحیفه نور» سلامت و سعادت جوامع را فرا روی شیفتگان قرار می دهد. اوج عظمت و قداست گفتار و نوشتار آنگاه خواهد بود که واژه ها و عبارات از «کوثر عصمت» سرچشمه گرفته باشد، حوادثی تأثیرگذار و تاریخ ساز در زمانی کوتاه و پرشتاب رخ نشان داده، صراط مستقیم امامت و ولایت را دگرگون ساخته باشد. در این حال، سخنان آخرین با نام سفارشهای شیرین یا غم آلود، به سان دایرة المعارفی درس آموز از آموزه های اخلاقی، کلامی، فقهی، ادبی و ... بیان شود و برای همیشه ایام، طراوت، پویایی و بالندگی خود را حفظ نموده، مشعلی فروزان فرا راه فرزانگان و خردمندان در انتخاب راه درستی و راستی نمایان می سازد. امواج سهمگین حوادث، غبار تیرگی و ابهام در زلال کلمات و عبارات نیافریده و فراز و فرود بلاها و دشواریها از تابناکی و استواری کلام و منطقی بودن سخنان نکاسته باشد. گنجینه سخنان پاک بانوی آفرینش و شهید ولایت؛ فاطمه زهرا(ع) مجموعه ای کامل از این نوع است که در هفت گفتار و یک نوشتار از آن حضرت به دست ما رسیده است. سلسله سفارشهایی جاودان و روح افزاست که هر یک کتابی از معرفت با آموزه هایی زندگی ساز برای تمامی انسانها ـ بویژه همسران خداجو، دین باور و ولایت مدار ـ خواهد بود. به یقین یکایک واژه های این سخنان، شیوه شیرین زندگی و الگوی اطمینان بخش سعادت و کمال به همگان ارایه داده و مددکاری صمیمی و صادق در انتخاب گفتار و پندار و رفتار شایسته خواهد بود. با هم نگاهی دوباره به نکته های گرانسنگ این سخنان می افکنیم و هر یک را در ژرفای باورهای پاک و قدسیمان می سپاریم: |
اشتباه بزرگ متاهلین
شوهر حقنشناسی دارم. از صبح تا شام رنج میبرم، زحمت میکشم، تمام کارهای خانه از شستن ظروف و لباسها، از پختن غذا تا تزیین اتاقها و بافتنیهای لازم را برای او و فرزندان انجام میدهم، ولی وقتی به خانه میرسد...
خانواده در پرتو شناخت صحیح و واقعبینانه همسران از وظایف زناشویی و طرز تفکر و خواستههای یکدیگر پویا و سالم و با صفا میشود و به این ترتیب برای تربیت فرزندانی صالح فراهم میشود. استاد آیتا... ابراهیم امینی در این زمینه مطلبی دارند که توصیه به مردان متاهل است.
ممکن است در نظر برخی مردان، کار خانهداری چندان مهم به نظر نیاید، ولی اگر با دیده انصاف نگریسته شود، باید اعتراف کرد که دشوار و خسته کننده است. یک بانوی خانهدار اگر تمام اوقات شبانهروز را در خانه کار کند، باز هم مقداری از کارها باقی میماند. این همه کارهای خانه مانند پختن غذا، نظافت کردن خانه، شستن و مرتب کردن لباسها و ظرفها، جابه جا کردن اثاث منزل و از همه بالاتر بچهداری، کارهای آسانی نیستند، که یک روز و دو روز انجام شود بلکه مادام العمر باید مورد توجه باشد.
آقای محترم تشکر کن!
اگر مرد یک ماه در منزل بماند و همه امور خانهداری و بچهداری را بر عهده بگیرد، آن وقت میفهمد که همسرش در خانه چه فداکاریهایی میکند و چه زحمتهای طاقتفرسایی را تحمل میکند؟ زن همه این زحمات را تحمل میکند ولی از شوهرش این انتظار را دارد که قدر زحماتش را بداند و از وی قدردانی و تشکر کند. دوست دارد خودش و ذوق و سلیقهاش همواره مورد توجه شوهر باشد. آقای محترم! وقتی وارد خانه نظیف و تمیز و منظم میشوی چه عیبی دارد از زحمات و ذوق و سلیقه همسرت ستایش کنی؟
چه اشکال دارد گاه گاهی از غذاهای خوشمزهای که تهیه میکند تعریف کنی؟ چه مانع دارد موضوع بچهداری او را که حقاً کار بسیار دشوار و با اهمیتی است همواره مورد نظر داشته باشی و برخی اوقات از زحمات طاقتفرسای او تشکر نمایی؟ از این نکته غافلی که قدردانیهایت چه نیرویی به او میبخشد و چگونه برای کار و کوشش و فداکاری آمادهاش میگرداند؟
پیغمبر اسلام (صلیالله علیه واله وسلم) میفرماید: هر کس به مسلمانی احترام کند و با کلام خوشی از او دلجویی کند و غمهایش را بر طرف سازد همواره در سایه رحمت خدا خواهد بود.
خانم محترم قدر شناس باش
گذراندن زمان طولانی در خارج از منزل آن هم در ارتباط با انواع افراد و نیاز به گوناگونی مهارت ها و تلاش مداوم کار آسانی نیست. بهر حال محیط بیرون دارای آسایش و آرامش لازم نیست و با تحولات و تغییرات فراوانی همراه است . مرد در محیط کاری خود با هزار مسئله و مشکل روبروست که رفع آنها نیاز به صبر و متانت او دارد . لذا انتظار همسر شما آن است که پس از یک روز کاری پر مشغله در جمعی گرم و صمیمی پذیرفته شود و مورد استقبال و محبت آنان قرار گیرد . سعی کنید حد اقل برای مدتی کوتاه زمان ورود او را قرین آرامش و پذیرش نمایید . تا بتواند انرژی های منفی حاصل از کار و خستگی را از دور بریزد و منبعی برای ارائه حمایت و پشتیبانی برای شما باشد. بنابراین حتی اگر دلتان از گرفتاری های خانه داری و مشغله های بچه داری گرفته و نیاز به همصحبتی با او را دارید تا گوش شنوایی برای همدلی داشته باشید کمی صبر کنید تا او خستگی خود را از بین ببرد و امنیت یابد. ذهن خسته او توان همدردی با شما را ندارد . چه اشکالی دارد که با جملاتی به او متوجه کنید که میدانید چه زحماتی را در محیط کار متقبل می شود و قدر دان او هستید.

برنامه چهار ماده اى خوشبختى
برنامه چهار ماده اى خوشبختى

گزارشی از سوره مبارکه "عصر"
قسم به انسان کامل
گزارش امروز درباره سوره ای است که بنا بر نقل بعضى از مفسران، تمام علوم و مقاصد قرآن در این آن خلاصه شده است.به عبارت دیگر: این سوره در عین کوتاه بودن برنامه جامع و کاملى براى سعادت انسان تنظیم و ارائه نموده است.
خداوند در قرآن، به همه مقاطع زمانى سوگند یاد کرده است. فجر: «والفجر»(1)، صبح: «و الصبح»(2)، روز: «و النّهار»(3)، شب: «و الّیل»(4)، چاشت: «و الضُحى»(5)، سحر: «والّیل اذ ادبر»(6)
و در آیه نخست این سوره نیز سخن از سوگندی پرمحتواست، سوگند به وقت "عصر".
بعضى مراد از عصر را عصر ظهور اسلام گرفتهاند. بعضى عصر را به معناى لغوى آن یعنى فشار گرفتهاند، زیرا که فشارها سبب غفلت زدائى و تلاش و ابتکار انسانهاست. بعضى مراد از عصر را عصاره هستى یعنى انسان کامل گرفتهاند و بعضى آن را هنگام نماز عصر دانستهاند.(7)
برنامه چهار ماده ای سعادت
خسارت در مال قابل جبران است، امّا خسارت در انسانیّت، بالاترین خسارتهاست. «ان الخاسرین الّذین خسروا انفسهم»(8)قرآن براى نجات از آن خسران عظیم برنامه جامعى تنظیم کرده که در آن برچهار اصل تکیه شده است:
اصـل اول در ایـن بـرنـامـه مـسـالـه “ایـمـان “ اسـت کـه زیـربـنـاى همه فعالیتهاى انسان را تـشـکـیـل مى دهد,چراکه تلاشهاى عملى انسان از مبانى فکرى واعتقادى او سرچشمه مى گیرد, نه همچون حیوانات که حرکاتشان به خاطر انگیزه هاى غریزى است .
در اصل دوم به میوه درخت بارور و پرثمره ایمان پرداخته از “اعمال صالح “سخن مى گوید.
آرى “صـالـحـات “ همان “اعمال شایسته “ نه فقط عبادات , نه تنها انفاق فى سبیل اللّه ,نه فقط جـهـاد در راه خـدا, نـه تـنها کسب علم و دانش , بلکه هر کار شایسته اى که وسیله تکامل نفوس و پرورش اخلاق و قرب الى اللّه و پیشرفت جامعه انسانى درتمام زمینه ها شود.
بعضى مراد از عصر را عصر ظهور اسلام گرفتهاند. بعضى عصر را به معناى لغوى آن یعنى فشار گرفتهاند، زیرا که فشارها سبب غفلت زدائى و تلاش و ابتکار انسانهاست.
در اصـل سـوم بـه مـسـالـه “تواصى به حق “ یعنى دعوت همگانى و عمومى به سوى حق اشاره مـى کـنـد تـا هـمـگان حق را از باطل به خوبى بشناسند و هرگز آن رافراموش نکنند و در مسیر زندگى از آن منحرف نگردند.
در اصـل چهارم مساله شکیبائى و “صبر” و استقامت و سفارش کردن یکدیگربه آن مطرح است , چـرا کـه بـعد از مساله شناخت و آگاهى , هرکس در مسیر عمل درهر گام با موانعى روبرو است اگر استقامت و صبر نداشته باشد هرگز نمى توانداحقاق حق کند, و عمل صالحى انجام دهد و یا ایمان خود را حفظ کند.(8)
همچنین قرآن در آیهاى دیگر فضل و رحمت الهى را عامل دورى از خسارت شمرده و مىفرماید: «فلو لا فضل اللّه علیکم و رحمته لکنتم من الخاسرین»(9) بنابراین ایمان و عمل صالح و تواصى به حق، در سایه فضل و رحمت الهى حاصل مىشود و انسان بدون لطف خداوند، نه هدایت مىشود که به ایمان برسد و نه اهل عمل صالح مىگردد.
_________________
1) فجر، 1.
2) تکویر، 18.
3) لیل، 2.
4) لیل، 1.
5) ضحى، 1.
6) مدّثر، 33.
7) تفسیر نمونه.
8)همان با تلخیص و تصرف.
15 درس زندگی که در هیچ مدرسه ای یاد نمی دهند!
همگی ما همزمان با تحصیل در مدارس ، درسهایی از زندگی نیز می آموزیم که هردوی آنها مهم است .
مشکل اصلی این است که زندگی قبل از ما هم جریان داشته و ما را هم مانند دیگران در مسیرش با خود می برد و این در حالی است که ما تازه در ابتدای یادگیری و کسب معلومات لازم برای زندگی هستیم و تنها امیدواریم که روزی به همه ی جوانب دست پیدا کنیم ، پس بطور منطقی دانش ما همیشه عقب تر از زندگی است.
در اینجا به درسهایی از زندگی اشاره کرده ایم که براحتی می توانید از آنها بهره بگیرید :
1- طبق گفته ی Richard Carlson " چیزهای بی ارزش را نچشید " ، این بدان معنی است که خیلی از مردم خود را درگیر استرس و به انجام رساندن کارهای بی ارزش می کنند که در نهایت در مقابل اهداف اصلی زندگی ، هیچ ارزشی ندارند .وقتی آنقدر خود را درگیر این مسائل کوچک می کنیم دیگر جایی برای نیل به آرزوهایمان باقی نگذاشته ایم و از لحظات خود هیچ لذتی نمی بریم.
2- "زندگی غیر قابل پیش بینی است " و ممکن است هر لحظه شما را در شیب و فراز قرار دهد " . فقط بگویید "هرگز" و بعد ببینید چه اتفاقی می افتد . برای مقابله با گره هایی که زندگی در مسیر شما قرار داده است ، تنها با ذهنی باز و خوش بین ، به آنها خوش آمد بگویید !!
3- خسته کننده ترین واژه در هر زبان " من " است . بله تصور این است که تکرار این کلمه اعتماد به نفس را بالا می برد. ولی خوب! بیشتر وقتها همه ی آن چیزیی که در مورد خود با تکرار " من " توضیح و تعریف می کنید، واقعیت ندارد! اینکه یک نفر دائما" از خود و فضایل خود تمجید و تفسیر کند ، بسیار خسته کننده و یکنواخت است . این حالت "خود محوری " است نه "اعتماد به نفس "
4- انسانیت مهم تر از مادیات است
اهمیت روابط اجتماعی بسیار مهم تر از درجات مادی است که هر کدام از ما در مسیر آرزوها به آنها می رسیم. بدون محبت و عشق و حمایت خانواده و دوستان در زندگی ، موفقیت های مادی ، خیلی لذت بخش نخواهد بود. با ایجاد تعادل در ملاک های برتری و ارزش های خود ، از ثبات زندگی بیشتری بهره خواهید برد.
5- به غیر از خودتان ، هیچ کس دیگر نمی تواند شما را راضی کند !
رضایت و راحتی ذهن شما تنها به عهده خودتان است ! بله ، روابط اجتماعی ، زندگیمان را پر بار تر می کند ، اما خوب ، شاید این روابط به تنهایی باعث شادکامی و رضایت شما نشود.
6- درجه ی کمال و شخصیت
کمالات برای هر شخص زیباست . کلام و اعمال نیک ، به دنبال خود ، اعتماد و اطمینان دوستان را در پی دارد . برای رسیدن به این درجه ، تلاش کنید .
7- بیاموزید که خود ، دیگران و حتی دشمنان خود را ببخشید.
انسان جایز الخطاست ، همه ما اشتباه میکنیم ، ولی با کینه توزی و یادآوری صدمات گذشته ، تنها این خودمان هستیم که از زندگی لذت نمی بریم نه دیگران !!
8- "خنده" داروی هر "درد" است .
با خوشرویی و تبسم ، دردهای خود را درمان کنید.
9- تغذیه خوب ، استراحت ، ورزش و هوای تازه ، را فراموش نکنید.
سلامتی خود را دست کم نگیرید . با رعایت این نکات ، از وضعیت جسمی ایده آل خود ، لذت ببرید .
10-اراده ای مصمم ، شما را به هر چیزی که می خواهید ، می رساند .
هرگز تسلیم نشوید و به دنبال رسیدن به آرزوها و اهداف خود تلاش کنید.
11-تلویزیون ، ذهن ما را بیشتر از هر چیزی نابود می کند !
از تلویزیون کناره گیری کنید و با ورزش ، مطالعه و یادگیری ، ذهن خود را فعال کنید.
12- شکست را بپذیرید .
هر کسی در زندگی ممکن است بارها و بارها شکست بخورد. شکست آموزنده است . به ما یاد می دهد که چطور متواضع باشیم و راه درست تری را برای جبران آن انتخاب کنیم . توماس ادیسون با شکستهای متمادی توانست به هدف خود برسد ، او می گفت :" من شکست نخوردم ، تنها ده ها هزار راه را امتحان کردم که برایم مفید نبود ! و به نتیجه نرسید !"
13- از اشتباهات دیگران درس عبرت بگیرید .
یکی از بودائیات پیر چنین می گوید :" یک مرد دانا کسی است که از اشتباهات خود درسی نیک بیاموزد و اما داناتر کسی است که از اشتباهات دیگران درس عبرت بگیرد".
14- از محبت به دیگران دریغ نکنید .
زندگی کوتاه است و پایان آن نامعلوم . پس سعی کنید محبت کنید تا محبت ببینید .
15- آنچنان زندگی کنید که گویی روز آخر عمرتان است !!!
همواره سعی کنید بهترین و مهربان ترین همسر ، رفیق و حتی مهربانترین و بهترین رئیس باشید ، تا زمان وداع با این دنیا به دنیایی زیباتر دست یابیم.
تفاوت مدرسه و زندگی :" در مدرسه درس می آموزید و بعد امتحان می دهید ولی در زندگی ابتدا امتحان خود را پس می دهید و از آن درس می گیرید!!
الفبای زندگی ( جالبه )
پاتوق سرگرمی ایرانیان
9 درس بامزه و جالب زندگی
درس اول
یه روز مسوول فروش ، منشی دفتر ، و مدیر
شرکت برای ناهار به سمت سلف قدم می زدند…
یهو یه چراغ جادو روی زمین پیدا می کنن و
روی اون رو مالش میدن و جن چراغ ظاهر میشه…
جن میگه: من برای هر کدوم از شما یک آرزو
برآورده می کنم…
منشی می پره جلو و میگه: اول من ، اول من!
من می خوام که توی باهاماس باشم ، سوار یه
قایق بادبانی شیک باشم و هیچ نگرانی و غمی
از دنیا نداشته باشم !
پوووف! منشی ناپدید میشه ...
! بعد مسوول فروش می پره جلو و میگه: حالا من
، حالا من
من می خوام توی هاوایی کنار ساحل لم بدم ،
یه ماساژور شخصی و یه منبع بی انتهای
نوشیدنی ! داشته باشم و تمام عمرم حال کنم
...
پوووف! مسوول فروش هم ناپدید میشه…
بعد جن به مدیر میگه: حالا نوبت توئه…
مدیر میگه: من می خوام که اون دو تا هر
دوشون بعد از ناهار توی شرکت باشن !!!
نتیجه : اخلاقی اینکه همیشه اجازه بده که
رئیست اول صحبت کنه !
درس دوم :یه روز یه کشیش به یه راهبه پیشنهاد می کنه
که با ماشین برسوندش به مقصدش…
راهبه سوار میشه و راه میفتن…
چند دقیقه بعد راهبه پاهاش رو روی هم
میندازه و کشیش زیر چشمی یه نگاهی به پای
راهبه میندازه…
راهبه میگه: پدر روحانی ، روایت مقدس ۱۲۹
رو به خاطر بیار… !
کشیش قرمز میشه و به جاده خیره میشه...
چند دقیقه بعد بازم شیطون وارد عمل میشه و
کشیش موقع عوض کردن دنده ، بازوش رو با پای
راهبه تماس میده…!
راهبه باز میگه: پدر روحانی! روایت مقدس
۱۲۹ رو به خاطر بیار!!!
کشیش زیر لب یه فحش میده و بیخیال میشه و
راهبه رو به مقصدش می رسونه…
بعد از اینکه کشیش به کلیسا بر می گرده
سریع میدوه و از توی کتاب روایت مقدس ۱۲۹
رو پیدا می کنه و می بینه که نوشته: به پیش
برو و عمل خود را پیگیری کن… کار خود را
ادامه بده و بدان که به جلال و شادمانی که
می خواهی میرسی !!!
نتیجه اخلاقی اینکه اگه توی شغلت از
اطلاعات شغلی خودت کاملا آگاه نباشی،
فرصتهای بزرگی رو از دست میدی!!!
درس سوم :بلافاصله بعد از اینکه زن پیتر از زیر دوش
حمام بیرون اومد پیتر وارد حمام شد
همون موقع زنگ در خونه به صدا در اومد
زن پیتر یه حوله دور خودش پیچید و رفت تا در
رو باز کنه…
همسایه شون -رابرت- پشت در ایستاده بود
تا رابرت زن پیتر رو دید گفت: همین الان
۱۰۰۰ دلار بهت میدم اگه اون حوله رو بندازی
زمین!
بعد از چند لحظه ، زن پیتر حوله رو میندازه
و رابرت چند ثانیه تماشا می کنه و ۱۰۰۰
دلار به زن پیتر میده و میره…!
زن دوباره حوله رو دور خودش پیچید و برگشت
پیتر پرسید: کی بود زنگ زد؟ زن جواب داد:
رابرت همسایه مون بود…
پیتر گفت: خوبه… چیزی در مورد ۱۰۰۰ دلاری
که به من بدهکار بود گفت؟!!
نتیجه اخلاقی: اگه شما اطلاعات حساس مشترک
با کسی دارید که به اعتبار و آبرو مربوط
میشه ، همیشه باید در وضعیتی باشید که
بتونید از اتفاقات قابل اجتناب جلوگیری
کنید !!!
درس چهارم :من خیلی خوشحال بودم !
من و نامزدم قرار ازدواجمون رو گذاشته
بودیم والدینم خیلی کمکم کردند دوستانم
خیلی تشویقم کردند و نامزدم هم دختر فوق
العاده ای بود…
فقط یه چیز من رو یه کم نگران می کرد و اون
هم خواهر نامزدم بود…!
اون دختر باحال ، زیبا و جذابی بود که گاهی
اوقات بی پروا با من شوخی های ناجوری می
کرد و باعث می شد که من احساس راحتی نداشته
باشم…
یه روز خواهر نامزدم با من تماس گرفت و از
من خواست که برم خونه شون برای انتخاب مدعوین عروسی !
سوار ماشینم شدم و وقتی رفتم اونجا اون
تنها بود و بلافاصله رک و راست به من گفت :
اگه همین الان ۵۰۰ دلار به من بدی بعدش
حاضرم با تو …………….!
من شوکه شده بودم و نمی تونستم حرف بزنم…
اون گفت: من میرم توی اتاق خواب و اگه تو
مایل به این کار هستی بیا پیشم…
وقتی که داشت از پله ها بالا می رفت من بهش
خیره شده بودم و بعد از رفتنش چند دقیقه
ایستادم و بعد به طرف در ساختمون برگشتم و
از خونه خارج شدم…!
یهو با چهره نامزدم و چشمهای اشک آلود پدر
نامزدم مواجه شدم!!!
پدر نامزدم من رو در آغوش گرفت و گفت: تو از
امتحان ما موفق بیرون اومدی…!
ما خیلی خوشحالیم که چنین دامادی داریم و
هیچکس بهتر از تو نمی تونستیم برای
دخترمون پیدا کنیم به خانوادهء ما خوش
اومدی !!!
نتیجه اخلاقی: همیشه کیف پولتون رو توی
داشبورد ماشینتون بذارید !!!
درس پنجم :یه شب خانم خونه به خونه بر نمیگرده و تا
صبح پیداش نمیشه!
صبح بر میگرده خونه و به شوهرش میگه که
دیشب مجبور شده خونه یکی از دوستهای
صمیمیش (مونث) بمونه...
شوهر بر میداره به ۲۰ تا از صمیمی ترین
دوستهای زنش زنگ میزنه ولی هیچکدومشون حرف
خانم خونه رو تایید نمیکنن!
یه شب آقای خونه تا صبح برنمیگرده خونه.
صبح وقتی میاد به زنش میگه که دیشب مجبور
شده خونه یکی از دوستهای صمیمیش (مذکر)
بمونه...
خانم خونه بر میداره به ۲۰ تا از صمیمی
ترین دوستهای شوهرش زنگ میزنه : ۱۵ تاشون
تایید میکنن که آقا تمام شب رو خونهء اونا
مونده! ۵ تای دیگه حتی میگن که آقا هنوزم
خونه اونا پیش اوناست !!!
نتیجه اخلاقی: یادتون باشه که مردها
دوستهای بهتری هستند !
درس ششم :چهار تا دوست که ۳۰ سال بود همدیگه رو
ندیده بودند توی یه مهمونی همدیگه رو می
بینن و شروع می کنن در مورد زندگی هاشون
برای همدیگه تعریف کنن...
بعد از مدتی یکی از اونا بلند میشه میره
دستشویی. سه تای دیگه صحبت رو می کشونن به
تعریف از فرزندانشون :
اولی: پسر من باعث افتخار و خوشحالی منه.
اون توی یه کار عالی وارد شد و خیلی سریع
پیشرفت کرد.
پسرم درس اقتصاد خوند و توی یه شرکت بزرگ
استخدام شد و پله های ترقی رو سریع بالا
رفت و حالا شده معاون رئیس و اونقدر پولدار
شده که حتی برای تولد بهترین دوستش یه
مرسدس بنز بهش هدیه داد !
دومی: جالبه. پسر من هم مایه افتخار و
سرفرازی منه. توی یه شرکت هواپیمایی مشغول
به کار شد و بعد دوره خلبانی گذروند و
سهامدار شرکت شد و الان اکثر سهام اون شرکت
رو تصاحب کرده. پسرم اونقدر پولدار شد که
برای تولد صمیمیترین دوستش یه هواپیمای
خصوصی بهش هدیه داد !!!
سومی: خیلی خوبه. پسر من هم باعث افتخار من
شده ...
اون توی بهترین دانشگاههای جهان درس خوند
و یه مهندس فوق العاده شد. الان یه شرکت
ساختمانی بزرگ برای خودش تاسیس کرده و
میلیونر شده. پسرم اونقدر وضعش خوبه که
برای تولد بهترین دوستش یه ویلای ۳۰۰۰
متری بهش هدیه داد!
هر سه تا دوست داشتند به همدیگه تبریک می
گفتند که دوست چهارم برگشت سر میز و پرسید
این تبریکات به خاطر چیه؟!
سه تای دیگه گفتند: ما در مورد پسرهامون که
باعث غرور و سربلندی ما شدن صحبت کردیم
راستی تو در مورد فرزندت چی داری تعریف
کنی؟!
چهارمی گفت: دختر من رقاص کاباره شده و
شبها با دوستاش توی یه کلوپ مخصوص کار میکنه!
سه تای دیگه گفتند: اوه مایه خجالته چه
افتضاحی !!!
دوست چهارم گفت: نه! من ازش ناراضی نیستم.
اون دختر منه و من دوستش دارم. در ضمن زندگی
بدی هم نداره.
اتفاقا همین دو هفته پیش به مناسبت تولدش
از سه تا از صمیمی ترین دوست پسراش یه
مرسدس بنز و یه هواپیمای خصوصی و یه ویلای
۳۰۰۰ متری هدیه گرفت !!!
نتیجه اخلاقی: هیچوقت به چیزی که کاملا در
موردش مطمئن نیستی افتخار نکن !!!
درس هفتم :توی اتاق رختکن کلوپ گلف ، وقتی همه آقایون
جمع بودند یهو یه موبایل روی یه نیمکت شروع
میکنه به زنگ زدن.
مردی که نزدیک موبایل نشسته بود دکمه
اسپیکر موبایل رو فشار میده و شروع می کنه
به صحبت.
بقیه آقایون هم مشغول گوش کردن به این
مکالمه میشن ...
مرد: الو؟
صدای زن اونطرف خط: الو سلام عزیزم. تو هنوز
توی کلوپ هستی؟
مرد: آره !
زن: من توی فروشگاه بزرگ هستم
اینجا یه کت چرمی خوشگل دیدم که فقط ۱۰۰۰
دلاره! اشکالی نداره اگه بخرمش؟
مرد : نه. اگه اونقدر دوستش داری اشکالی
نداره!
زن: من یه سری هم به نمایشگاه مرسدس بنز زدم
و مدلهای جدید ۲۰۰۶ رو دیدم. یکیشون خیلی
قشنگ بود قیمتش ۲۶۰۰۰۰ دلار بود !
مرد: باشه. ولی با این قیمت سعی کن ماشین رو
با تمام امکانات جانبی بخری !
زن: عالیه. اوه یه چیز دیگه اون خونه ای رو
که قبلا میخواستیم بخریم دوباره توی بنگاه
گذاشتن برای فروش. میگن ۹۵۰۰۰۰ دلاره
مرد: خب… برو تا فروخته نشده پولشو بده.
ولی سعی کن ۹۰۰۰۰۰ دلار بیشتر ندی !!!
زن: خیلی خوبه. بعدا می بینمت عزیزم. خداحافظ
مرد: خداحافظ
بعدش مرد یه نگاهی به آقایونی که با حسرت
نگاهش میکردن میندازه و میگه: کسی نمیدونه
که این موبایل مال کیه ؟!
نتیجه اخلاقی: هیچوقت موبایلتونو جایی جا
نذارین !!!
درس هشتم :یه زوج ۶۰ ساله به مناسبت سی و پنجمین
سالگرد ازدواجشون رفته بودند بیرون که یه
جشن کوچیک دو نفره بگیرن.
وقتی توی پارک زیر یه درخت نشسته بودند یهو
یه فرشته کوچیک خوشگل جلوشون ظاهر شد و
گفت: چون شما همیشه یه زوج فوق العاده
بودین و تمام مدت به همدیگه وفادار بودین
من برای هر کدوم از شما یه دونه آرزو
برآورده میکنم!
زن از خوشحالی پرید بالا و گفت:
! چه عالی! من میخوام همراه شوهرم به یه سفر
دور دنیا بریم
فرشته چوب جادوییش رو تکون داد و پوف! دو تا
بلیط درجه اول برای بهترین تور مسافرتی
دور دنیا توی دستهای زن ظاهر شد !
حالا نوبت شوهر بود که آرزو کنه .
مرد چند لحظه فکر کرد و گفت:
… این خیلی رمانتیکه ولی چنین بخت و شانسی
فقط یه بار توی زندگی آدم پیش میاد
! بنابراین خیلی متاسفم عزیزم آرزوی من
اینه که یه همسری داشته باشم که ۳۰ سال از
من کوچیکتر باشه
زن و فرشته جا خوردند و خیلی دلخور شدند.
ولی آرزو آرزوئه و باید برآورده بشه.
فرشته چوب جادوییش رو تکون داد و پوف! مرد
۹۰ سالش شد !!!
نتیجه اخلاقی: مردها ممکنه زرنگ و بدجنس
باشند ، ولی فرشته ها زن هستند !!!
در مورد وضعیت فعلیش می پرسه و پیرمرد با
غرور جواب میده:
هیچوقت به این خوبی نبودم. تازگیا با یه
دختر ۲۵ ساله ازدواج کردم و حالا باردار
شده و کم کم داره موقع زایمانش میرسه
نظرت چیه دکتر؟!
دکتر چند لحظه فکر میکنه و میگه: خب بذار
یه داستان برات تعریف کنم. من یه نفر رو می
شناسم که شکارچی ماهریه.
اون هیچوقت تابستونا رو برای شکار کردن از
دست نمیده.. یه روز که می خواسته بره شکار
از بس عجله داشته اشتباهی چترش رو به جای
تفنگش بر میداره و میره توی جنگل!
همینطور که میرفته جلو یهو از پشت درختها
یه پلنگ وحشی ظاهر میشه و میاد به طرفش
شکارچی چتر رو می گیره به طرف پلنگ و نشونه
می گیره و ….. بنگ! پلنگ کشته میشه و میفته روی زمین!!!
پیرمرد با حیرت میگه: این امکان نداره!
حتما یه نفر دیگه پلنگ رو با تیر زده!
دکتر یه لبخند میزنه و میگه: دقیقا منظور
منم همین بود !!!
نتیجه اخلاقی: هیچوقت در مورد چیزی که
مطمئن نیستی نتیجه کار خودته ادعا نداشته نباش
پاتوق سرگرمی ایرانیان
تصاویری از لحظات سخت زندگی....
تصاویری از لحظات سخت زندگی....
هرگاه احساس کردید که دیگر باید تسلیم شوید، به این مرد فکر کنید
اگر فکر مىکنید دوستان زیادى ندارید ...
30 نکته کوتاه برای شناخت حضرت معصومه

1- گران سنگی حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام
به گفته محدث بزرگ حاج شیخ عباس قمی و نویسنده کتاب قاموس الرجال در میان فرزندان امام موسی بن جعفر علیهالسلام بعد از امام رضا علیهالسلام حضرت معصومه علیهاالسلام برترین و گرانسنگترین آنها به شمار میآید.
2- موقعیت معنوی
امام رضا علیهالسلام که در زیارتنامه حضرت معصومه علیهاالسلام در بزرگداشت و تجلیل آن حضرت او را دارای منزلت رفیع در نزد خداوند میخوانند و خواستار شفاعت خود، توسط آن حضرت در درگاه خداوندی میشوند.
3- فقاهت
روزی گروهی از شیعیان به قصد دیدار امام موسی بن جعفر علیهالسلام و پرسش سؤالات خود به مدینه آمدند ولی امام در مدینه حضور نداشتند. از این رو، سؤالات خود را مکتوب به خانواده آن حضرت تحویل دادند تا در سفر بعدی، پاسخ آنها را از امام بگیرند. حضرت معصومه علیهاالسلام خود پاسخ پرسشها را نوشته به آنها داد. این گروه، در بین راه با امام موسی بن جعفر برخورد کردند و پاسخها را به امام ارائه نمودند. امام ضمن تأئید پاسخها ابراز خوشحالی کردند.
4- اهل حدیث(محدث)
در تاریخ اسلام به بانوان با فضیلت و صاحب حدیثی برمیخوریم که نام خود را در زمره محدثان ثبت کردهاند. حضرت معصومه علیهاالسلام یکی از زنان بزرگ اهل بیت در این زمینه است.
5- تولد و وفات
حضرت معصومه علیهاالسلام در روز یکم ذوالقعده سال 173 هجری قمری در شهر مدینه تولد یافت و پس از 28 سال زندگی پر برکت در جریان سفر به خراسان و دیدار با برادر بزرگوارشان امام رضا علیهالسلام در شهر ساوه بیمار شد و سرانجام در روز دهم ربیعالثانی سال 201 هجری قمری در شهر قم به جوار حق تعالی شتافت.
6- پدر و مادر
پدر گرامی حضرت معصومه علیهاالسلام امام هفتم شیعیان جهان امام موسی بن جعفر علیهالسلام و مادر مکرمهشان نجمه خاتون از بانوان با فضیلت و اهل تقوا و مادر امام رضا علیهالسلام میباشد.
امام رضا علیهالسلام که در زیارتنامه حضرت معصومه علیهاالسلام در بزرگداشت و تجلیل آن حضرت او را دارای منزلت رفیع در نزد خداوند میخوانند و خواستار شفاعت خود، توسط آن حضرت در درگاه خداوندی میشوند.
7- زیارت حضرت معصومه علیهاالسلام
از امام رضا علیهالسلام نقل شده کسی که حضرت معصومه علیهاالسلام را با آگاهی به حق وی زیارت کند، شایسته بهشت میشود.
شاید یکی از حقوق و انتظارات آن حضرت به عنوان پیامدار دین و معنویت از زائران خود، تلاش آنها جهت تدارک یک سفر
معنوی و کوشش برای قرب بیشتر به آن حضرت از طریق کوشش برای اصلاح خویشتن و تقویت کمالات معنوی در خود باشد.
8- تنها برادر تنی
امام رضا علیهالسلام تنها برادر تنی حضرت معصومه علیهاالسلام است. مادر آن بزرگواران نجمه خاتون است. آنها تنها فرزندان این بانوی مکرم هستند. حضرت معصومه علیهاالسلام 25 سال بعد از تولد برادر گرامیش پا به عرصه وجود گذاشتند.
9- مسافرت
حضرت معصومه علیهاالسلام به منظور دیدار برادر عزیز خود امام رضا علیهالسلام با کاروانی متشکل از پنج تن از برادران و تعدادی برادرزادگان و گروهی دیگر، راهی خراسان شدند. در بین راه در شهر ساوه، آن حضرت بیمار شد. پس از آگاهی اهالی قم از ورود کاروان حضرت معصومه علیهاالسلام به ساوه، گروهی از آنان به این شهر آمدند و حضرت را با احترام به شهر قم بردند.
10- محراب عبادت
هم اکنون محراب عبادت حضرت معصومه علیهاالسلام در زمان اقامت 17 روزهاش در شهر قم، به نام بیتالنور موجود است و زیارتگاه مردم و دوستان آن حضرت میباشد.
دو پرستو در آشیانه... ( بسیار جالب )
احمد 26 ساله و همسرش فاطمه 25 ساله ، از زوج های معلولی هستند که مدت یک سال است با یکدیگر ازدواج کرده و درخانه های مخصوص زوج ها در آسایشگاه کهریزک زندگی می کنند. احمد دچار معلولیت از هر دو دست و فاطمه از هر دو پا می باشد.این زوج معلول، اما توانمند در زمینه کارهای هنری فعالیت هایی دارند.


10 کلید برای تقویت کردن روحیه
1) خود را بشناسید
امروزه پیشنهاد سقراط که در قر ن پنجم قبل از میلاد که در آن متنی بر خودشناسی ارایه شد به قوت خود پا برجاست.
اهداف احساسات و محدودیت های خویش را بشناسید و با آرامش با آنها برخورد نمایید. خواه از طریق مطالعه , خواه از طریق اندیشیدن و تفکر, سعی منید بعضی راه های که باعث شناخت شما از خودتان و اینکه چه چیزهایی شما را خوشحال میکند پیدا کنید.
چنانچه به این توصیه عمل کنید , بهتر قادر به کنترل زندگی و مشکلات پیش روی خود خواهید بود.
2) به خودتان ارزش بدهید و به خود اعتماد داشته باشید.
ممکن است سخت به نظر برسد اما سعی کیند رفتارتان گویای این باشد که از خودتان مواظبت میکنید.
حتی اگر همیشه احساس عدم اطمینان میکنید , برخورد و رفتار مثبت را به دنیای اطراف هدیه دهید. برخورد مردم با شما متاثر از رفتار و پوشش شماست.
بنابراین خود ارزشی و خود اعتمادی را به نمایش بگذارید تا احترام را برای شما به ارمغان آورد.
3) بیش از حد توانتان کار نکنید
همه ما با سخت کوشی , خواهان تامین امنیت و رفاه خانواده مان هستیم. اما مهم این است که تعدل را در زندگی حفظ کنیم.
معمولا آن چه از نظر مالی دنبال میکنیم با آن چه که تحقق مییابد یکسان نیست. اگر برای شما تامین معاش مهمتر از صرف وقت با عزیزان یا لذت بردن از زندگی است, بهتر است در تعیین اولویت ها بازنگری است, بهتر است در تعیین اولویت ها بازنگری کنید. سعی کنید برقراری تعادل را از کسی که بین زندگی شغلی و خانوادگی اش این توازن را ایجاد کرده بیاموزید یا اینکه با خانواده یا دوستانتان راج به تاثیرات شغلی تان بر روی آن ها صحبت کنید.
4) از افراد منفی دوری کنید
از ارتباط مسموم که در شما احساس ناراحتی , عصبانیت یا نا امنی میکند اجتناب کنید. ممکن است سخت به نظر آید اما ارتباط خویش را باکسانی مه برای شما افسردگی به ارکغان میآورند به حداقل برسانید, کسانی که اکثرا محبتهای دریافتیرا بدون پاسخ میگذارند و یا کسانی که دائما از شما انتقاد میکنند.
صداقت سخنان چنین افرادی را مورد ارزیابی قرار دهید تا ببینید که میزان حقایق موجود در سخنانشان تا چه حد بر اساس ارتباطی مثبت و خوش بینانه است. اگر کسانی شما را تحت فشار روانی قرار میدهند صریحا از آنها بخواهید شما را رها نمایند.
5) مثبت فکر کنید
سعی کنید از حداکثر توانایی هایتان استفاده کنید و به قدرت خویش اتکا کنید. علایق شخصی تان را با مطالعه و گذراندن کلاسها توسعه دهید.
علایق جدید را امتحان کنید و شکست هایتان را به کار گیرید. همه ما بخشی از اوقاتمان را از دست داده ایم اما افراد موفق از شکست هایشان درس آموخته اند و مغلوب شکست شان نشده اند.
اگر شما توانایی هایتان را به خوبی توسعه دهید و نقش مثبتی داشته باشید واقعا قادر به تغییر موقعیت های منفی به موقعیت های مثبت خواهید بود.
6) ورزش ورزش ورزش
یک رژیم غذایی مناسب و قدری فعالیت بدنی روزانه , اعم از اینکه پیاده روی آرام باشد یا کار بیرون, فشار و اضطراب را تخفیف میدهد و روحیه را شاداب نگه میدارد.
ورزش و تمرینات بدنی, افراد را از احساس برتری طلبی رهایی و توانایی های سرکوب شده ذهن را ترقی میدهد. همین امر منجر به جلوگیری از افسردگی میشود. برای اشخاص متفاوت ورزشهای مناسب آنها وجود دارد
تمرینات کششی و یوگا برای تخفیف فشار بسیار مناسبند. بعضی تمرینات نی تواند به رفع عصبانیت کمک کنند. البته ورزش بیرون از منزل فواید مضاعفی دارد, نور آفتاب در بهبود روحیه و تخفیف افسردگی کمک موثری محسوب میشود.
7 ) بخشی از اوقاتتان را تنها بگذارید.
لذت از جمع دوستان و تنهایی دو بخش از زندگی اند که برای تقویت روحیه بسیار مهم اند. برای معنا بخشیدن و ایجاد شور در زندگی به دیگران کاملا مشروط به وجود دیگران باشد. علاوه بر گذراندن ?? دقیقه در حمام , گوش دادن به موسیقی یا خروج از منزل به قصد لذت بردن از طبیعت , زمانی برای لذت بردن از تنهایی خویش صرف کنید.
چنانچه این امر را سخت یافتید ممکن است با توسل به اجتماع از مشارکت در موضوعات مهم دوری کنید.
8) به دیگران کمک کنید و اجازه دهید دیگران به شما کمک کنند.
وقتی مشکلاتتان طاقت فرسا به نظر میرسد نشان دهید که کمک دیگران میتواند اضطراب و دلواپسی شما را بر طرف کند, بنابر این مشکلاتتان را کاملا در منظر دیگران قرار دهید. کمک بلا عوض در مسائل اجتماعی یا کمک به دوستان نیز میتواند به سود شما تمام شود.
اگر در مقابل کمکی کخ دریافت کرده اید به همان میزان به دیگران مساعدت نمایید دامنه مناسبی از دوستان و اقوامی را بسط داده اید که شریک اوقات خوش شمایند و مدد کاران زمان تنگی و سختی تان.
9) ارتباط و مراودات
با روشی روشن و در عین حال همراه با آرامش و متانت , احساساتتان را به خانواده , دوستان و مدرسه تان بیان کنید و با دقت کامل به جواب آن ها گوش فرا دهید. هرگز خود را تحت فشاری که ناشی از عدم بیان احساساتتان است قرار ندهید. چرا که این فشار , انفجار ناگهانی در پی خواهد داشت و دیگران بدون کوشش و تلاشی شمارا خواهند شناخت.
عصبانیتی را که باعث پریشانی و دانستن نقاط ضعف شما میشود کنترل کنید. هرگز اجازه ندهید دیگران ذهن شما را بخوانند.
10) موقع احتیاج , کمک بطلبید
افرادی را پیدا کنید که هنگام مشکلات بتوانند با آنها مشورت کنید .چنانچه پس از مشورت با دوستانتان و خانواده , مشکلاتتتان همچنان طاقت فرسا جلوه مینماید و احساس عدم آرامش میکنید , با مشاورینی صحبت کنید
http://limoonat.com
9 عادت خوب برای زندگی سالم تر
سلامتی کالای گرانبهایی است که بازآوردن آن کار ساده ای نیست، اما رعایت نکات ساده و پیش افتاده ای می تواند در حفظ آن کمک کند.
با رعایت نکات ساده ای در آداب و عادات روزانه می توانید به حفظ سلامتی خود و خانواده تان کمک کنید که 9 مورد از این نکات ساده عبارتند از:
1- نوشیدنی مورد علاقه شما برای آغاز روز می تواند چای، قهوه، کاپوچینو همراه شیر و یا هر نوشیدنی دیگری باشد فقط دقت کنید برای شیرین کردن نوشیدنی خود حداکثر از 1 قاشق چای خوری شکر استفاده کنید، با متعادل کردن مقدار مصرف شکر می توانید کالری و مواد شیمیایی مصنوعی مصرفی روزانه تان را کاهش دهید.
2- اگر عادت به خوردن صبحانه ندارید از همین امروز شروع کنید به خوردن صبحانه شامل فیبر و پروتئین، می توانید از نانهای غنی شده، نوشیدنی های حاوی ویتامین C و تخم مرغ استفاده کنید.
3- در بین روز از میان وعده ها استفاده کنید مثلاً در حدود 11 صبح می توانید یک میان وعده داشته باشید دقت کنید که بیش از 100 کالری نداشته باشد.
4- برای نهار از غذاهایی با فیبر بالا و متناسب با آن پروتئینها استفاده کنید. حتماً سالاد مصرف کنید. 2 وعده سبزیجات و سالاد باعث جوان تر شدن زنان می شود؛ برای تهیه سس سالاد می توانید از 2 قاشق سرکه قرمز وا قاشق روغن زیتون و لیموترش و شکر و فلفل استفاده کنید.
5- دسر را فراموش نکنید البته باز هم به خاطر داشته باشید باید کم کالری باشد.
6- از ماهی استفاده کنید، ماهی حاوی منابع اصلی و مهم اسیدهای چرب امگا 3 مفید برای قلب می باشد سعی کنید حداقل 2 بار در هفته از آن استفاده کنید.
7- بین 9-7 ساعت در شب بخوابید. خواب کافی باعث کاهش وزن می شود. طبق تحقیقات 16 ساله ای که بر روی 238 پرستار انجام شد زنانی که کمتر از 7 ساعت می خوابند اضافه وزن پیدا می کنند.
8- روزانه حداقل 30 دقیقه پیاده روی کنید. پیاده روی برای قلب، مغز، استخوانها و مفاصل و تناسب اندام شما مفید است.
9- در روز بین 8 تا 12 لیوان آب بنوشید، آب با جلوگیری از چسبیدن سلولها به هم باعث شادابی آنها می شود و نقش مهمی در فعالیتهای حیاتی بدن ایفا می کند. آب کافی باعث می شود تمام خستگی های مغزی نظیر گیج شدن و... ازبین برود چون اکسیژن موجود در آب باعث می شود انرژی طبیعی مغز بدون هیچگونه کالری و مواد شیمیایی اضافی افزایش یابد.
http://www.funpatogh.com
شباهتهایی که برای ازدواج حتما زوجین باید داشته باشند!
آیا با هرکسی میتوان ازدواج کرد؟
به دیدگاه ها و توصیه های دکتر مجد مشاور و روانشناس در این خصوص توجه فرمایید:

اول در انتخاب زوج، رضایت خانوادهها است
یعنی اعضای مهم و اصلی خانواده (پدر،مادر،خواهر و برادر) از ان انتخاب رضایت داشته باشند.در خانوادههای ایرانی یک سنت است که اگر بزرگان خانواده ،فردی را بپذیرند و مثلاً بگویند که این داماد خوبی است ؛قبول داریم و مبارک است ان شاء الله … ، بدین ترتیب مرحله اول به خوبی پشت سر گذاشته شده است.
حالا این نوع انتخاب را مقایسه کنید با انتخاب یک دختر و پسری که بدون توافق خانوادههایشان میخواهند به محضر بروند و عقد کنند .خانوادهها با احترام به خواستگاری دختر میروند ، در روز خوبی مثلاً روز عید غدیر میروند،همگی توافق میکنند ،وبعد قرار نامزدی را میگذارند و … میبینید که ر ضایت خانوادههای طرفین ازدواج اولین عامل سرنوشت ساز در زندگی زوج ایرانی است.در کشوری که مردم به صورت دسته جمعی زندگی میکنند ،وقتی شما با یک مرد زندگی میکنید انگار با یک قبیله زندگی میکنید.
فقط یک مرد به تنهایی نیست .در مورد خانمها هم همینطور است .وقتی با یک دختر زندگی میکنید با یک قبیله زندگی میکنید.چطور ما باید خودمان رادر این قبیله جا کنیم و مورد پذیرش فامیل همسرمان قرار بگیریم ؟ فقط با کمال،یعنی یک قدری سازگار باشیم ،یک سلام و علیک درست و حسابی بکنیم ،احترام به بزرگترها را بلد باشیم ،همه این رفتارها را کمال میگویند.مگر یک خانم محترم ایرانی که اهل نماز و سجاده است ،از عروسش جز احترام متقابل و کلمات قشنگ و دلنشین چه میخواهد .ما اگر این کمالات را داشته باشیم به سرعت در خانواده همسرمان مورد پذیرش قرار میگیریم و جا میافتیم.
بنابراین عامل دوم یا شرط دوم این است که خانوادههای طرفین ،عروس و داماد را بپذیرند.
عامل سوم این است که این دو نفر که میخواهند با هم ازدواج کنند ،از نظر عاطفی قدری به هم شبیه باشند .
مثلاً یکی داغ داغ و دیگری سرد سرد،این دو نمیتوانند زوج مناسبی باشند .حداقل یک کمی از نظر عاطفی و احساسی به هم نزدیک باشند.قبلاً به کرات گفته ام مثلاً شما به یک آدم سرد از لحاظ عاطفی ،هر چه محبت کنید هیچ متوجه نمیشود.حتی گاهی خیال میکند که این وظیفه شماست.در حالی که این وظیفه ما نیست .گاهی با یک آدم داغ داغ مواجه میشوید که دائماً میگوید فدایت بشوم،چه چیزی میخواهی ؟می گوییم هیچی آقا،خیلی ممنون.یعنی آنقدر شعله عواطف او بالاست که ما میسوزیم ! به این لحاظ است که میگوییم اگر عاطفه دو نفر قدری نزدیک و شبیه به هم باشد برای سازگاری ،بهتر است.
عامل چهارم ،شباهت و نزدیکی میزان هوش و حواس زوجین است.
مثلاً یک خانمی با ضریب هوشی ۱۲۰ چگونه میتواند با آقایی با ضریب هوشی ۸۵ زندگی کند و به سازگاری و توافق هم برسند ؟زن و شوهرها باید از لحاظ هوشی نزدیک به هم باشند.
مثلاً هر دو نزدیک به ۱۲۰ باشند .در مورد افراد کم هوش خیلی خوب بود اگر قانون مانع ازدواج آنان میشد. مثلاً فردی با ضریب هوشی ۵۲ نمیتواند خودش را اداره کند چه رسد به زن و بچه یا به شوهر و بچه .باید برای آنها برنامههای دیگری مانند ازدواجهای موقتی گذاشت.واقعاً بعضی افراد نباید ازدواج کنند چون مشکلات بیشتری به وجود میآورند.چنین زوجی قادر نیستند بچههای خود را تر و خشک و نگهداری کنند .
ممکن است هوش والدین روی هوش بچهها اثر بگذارد ؟بله ممکن است اثر بگذارد.ما برای افراد کم هوش چندین برنامه درمانی داریم.به اینها نکات روانی یاد میدهیم.ممکن است طی ۱۰ سال بتوانند ۵ کلاس درس بخوانند ،بعضی کارهای ضروری را به اینها یاد میدهیم.باور کنیدازدواج یک پدیده فوق العاده مقدس و مهمی است،همینطوری نمیشود ازدواج کرد.
عامل پنجم ،نزدیکی جغرافیایی ،این دو نفر است.
نمیدانم شما چقدر روی عامل جغرافیا تاکید میکنید ولی خصوصیت جغرافیایی پاره ای خصوصیات روانشناسی و شخصیتی به ما میدهد .مثلاًمردم مناطق جغرافیایی سردسیر را با مردم مناطق جغرافیای کویری یا جغرافیای مدیترانه ای و … مقایسه کنید،حتماً تفاوت دارند.معمولاً مردمی که در کنار دریا زندگی میکنند آرامترند.برای اینکه طبیعت به نفع آنهاست.یک چوب خشک را در این مناطق در زمین بکاری ،سبز میشود.
تیر قیراندود چراغ برق شهر من ،شاخه میدهد،باور میکنید ؟!
مثلاً اگر خیلی تنبل هم باشید فقط کافی است که کنار دریا بنشینید و قلاب ماهیگیری را داخل دریا بیندازید و ماهی بگیرید.ناهار شما آماده است ! حالا این را با یک مرد کویری که آب ندارد ، زندگی ندارد ،اصلاً کلافه است ،مقایسه کنید .لذا این آدم شمالی با آن آدم کویری صفات رفتاری و شخصیتی اش فرق میکند.این یکی ملایمتر است و آن یکی قدری تندتر.
ما میگوییم وقتی میخواهید ازدواج کنید ،بهتر است طول و عرض جغرافیاییتان به هم بخورد و نزدیک باشد.خوب است اینجا به تفاوت سنی مطلوب میان زن و شوهر هم اشاره ای بکنیم :
مطلوب است که آقایان در حدود چهار تا هفت سال بزرگتر از خانمها باشند.هرگز یک خانم نباید با یک مرد کم سن و سال تر از خودش ازدواج کند .شاید در ابتدا این انتخاب برایش جالب باشد ولی براستی او برایش شوهر نیست.مردی که مثلاً هفت یا هشت سال از همسرش کوچکتر است ،نمی تواند شوهر مناسبی باشد.
عامل ششم ،شباهت تحصیلی است .
ما خیلی اصرار میکنیم که سطح تحصیلات زن و شوهر در میزان توافق و سازگاری آنان مؤثر است.زندگی یک آدم باسواد با یک آدم بی سواد خیلی سخت است.مثلاً نمیشود که یکی دکترا داشته باشد و دیگری فقط شش کلاس درس خوانده باشد.البته در زمان قدیم رسم بود که مردان، زنان بی سواد یا کم سواد میگرفتند که اگر هر بلایی سرش آوردند ، متوجه نشود.اما الان شرایط جامعه تغییر کرده است.
غالباً آقایان دوست دارند با زنان باهوش و تحصیل کرده ازدواج کنند .زیرا معتقدند وقتی که ما مردیم چراغ خانه ما را روشن نگه میدارند. ولی یک زن کم عقل و کم هوش نمیتواند چراغ خانه را روشن نگه دارد.اصلاً چه لزومی دارد که زنی بگیریم که زنی بگیریم که هوشش کم باشد.مگر ما میخواهیم چه کار کنیم ؟ما میخواهیم زندگی کنیم .این زندگی ماست .این میزان درآمد ماست .هر جا مشکلی دارد بفرمائید.چرا ما با کسی ازدواج کنیم که ما را درک نکند.اتفاقاً اگر ما را درک کند و بفهمد خیلی خوب است.من فکر میکنم در گذشته ،مردها از زنهای تیز و باهوش وحشت داشتند برای اینکه ما مردها عیب و ایرادهایی داریم که یک خانم فهمیده و نازنین این ایرادها را رفع میکند ولی اذیت هم نمیکند .
الان مردهای ما بسیار علاقمندند که با زنان تحصیل کرده ازدواج کنند .مثلاً مردهایی که تحصیلاتشان در حد زیر دیپلم ،یا زیر کلاس پنجم ابتدایی یا زیر لیسانس است،تمایل دارند که زنهای باسوادتر از خودشان بگیرند .یک مورد مشاوره داشتم که به آقا گفتم :” این خانم لیسانسه هستند ولی شما فقط شش کلاس درس خوانده اید .“ آقا گفت :”عیبی ندارد من از ایشان خیلی چیزها یاد میگیرم.“ گفتم :” نه،صلاح نیست.“
عامل هفتم ،وجود اساس دلبستگی بین طرفین ازدواج است.
وقتی قصد داریم با کسی ازدواج کنیم لازم است که قدری دلمان با او باشد .شما میدانید مردمی که با عشق زیاد نسبت به همدیگر ازدواج میکنند خیلی زود سرد میشوندو حتی کار به جدایی و طلاق هم میکشد.ولی برای یک ازدواج مطلوب و معقول دوست داشتن عادی و مختصر لازم است.مثلاً کسی که به خواستگاری دختر خانمی آمده و حالا نامزد شدهاند باید دو ،سه ماهی با همدیگر رفت و آمد کنند تا قدری نسبت به هم احساس دلبستگی پیدا نمایند .به طوری که اگر دوروز همدیگر را ندیدند دلشان تنگ بشود.این احساس ،عالی است.یک احساس دلتنگی نه کمتر و نه بیشتر.بعضیها که به شدت عاشق میشوند،می گویند یا این یا مرگ.من به شاگردانم یاد داده ام که در چنین شرایطی ،مرگ را ترجیح بدهند.این چنین ازدواجی فایده ندارد .خاطر خواهی یا افراط دوست داشتن همان چیزی است که مثلاً نوجوان یا جوانی از آپارتمان بیرون میآید و دم آسانسور دختری را میبیند و یک دل نه صد دل عاشقش میشود،تنها به یک نگاه .چنین ازدواجی به درد نمیخورد ،ما میخواهیم یک کسی را داشته باشیم که مثلاً او را چهار ماه ببینیم ،بعد دوستش بداریم.بگوییم که حداقل چهار ماه او را میشناختیم و بعد به او علاقمند شدیم.
عامل هشتم ،تشابهات مذهبی است .
من اعتقاد راسخ دارم که شیعه فقط باید با شیعه زندگی و ازدواج کند ،مسیحی با مسیحی ،کلیمی با کلیمی و … چون ما هراندازه بینش زندگی با فردی از یک مذهب دیگر را داشته باشیم ولی بالاخره یک مادربزرگی داریم که طبق اعتقادات و سنتها و باورهای خودش عمل میکند.
ممکن است متوجه نشود که اینها کتاب دارند . ممکن است در کلام خود گاهی بد و بیراههایی بگوییم که مثلاً داماد یا عروس خانه ما که از یک دین و مذهب دیگری است بدش بیاید . تفاوت زبان چندان مهم نیست ،اغلب زن و شوهرها زبان یکدیگر را یاد میگیرند ولی مذهب را نمیتوانند .
عامل نهم ،از نظر ظاهری تقریباًُ شبیه هم باشند .
دو نفر که میخواهند ازدواج کنند باید ظاهری داشته باشند که بتوانند پنجاه سال همدیگر را تماشا و تحمل کنند .اغلب ما انسانها آینههای خود را گم کرده ایم.مثلاً آقا دنبال زیباترین زن است ،در حالی که خودش یک چیز بد ترکیب و زشتی است.باید به او بگوییم تو خجالت نمیکشی زیباترین خانم که نمیآید با تو ازدواج کند.اگر ما آینههایمان را پیدا کنیم ،یک کسی را که شبیه خودمان باشد پیدا میکنیم .عیب و ایرادهای چهره و ظاهراندام در طولانی مدت معنی دار و مساله ساز میشود.اما در کوتاه مدت کسی متوجه نمیشود.
به هر حال یک ظاهر متعادل مورد درخواست است.درمورد هیچ یک از عواملی که تاکنون درباره اش صحبت شد ،ما دیدگاه ایده آلیستی نداریم .ما دنبال ایده آل نیستیم ،ما همین زندگی معمولی را بچرخانیم هنر کرده ایم .ما برای ازدواج یک آدم معقول و متدین میخواهیم که سواد و سن او هم معمولی باشد ،خانواده معقولی هم داشته باشد.اصلاً ایده آل گرا نیستیم .
با کمال جسارت بگویم بسیاری از آقایان و خانمهایی که ازدواج نکردهاند یا اینکه دیر ازدواج میکنند علتش این است که ایده آلیستی فکر میکنند.
مثلاً دختر خانم بدنبال آقایی است که هنوز در تاریخ نیامده و باید بسازیم و برعکس.من به عنوان مشاور خانوادهها اعتقاد دارم که با همان چیزهایی که داریم باید قناعت کنیم .این همه خانم و آقای خوب و اهل زندگی در این مملکت وجود دارند که شایسته ازدواج هستند .حالا چه فایده ای دارد که ما بخواهیم یک فردی را با فلان شرایط بدهیم برایمان طراحی کنند !ما با چشم و ابروی دیگری که زندگی نمیکنیم ،ما با شخصیت یک آدم زندگی میکنیم .
در مورد تشابهات ،شناخت بعدی ما در مورد چیزی به نام شخصیت است.
شخصیت مجموعه خصوصیات سرشتی و اکتسابی ما است.مثلاً یک فردی را میبینید که خیلی منزوی و درون گراست.بعد فرد دیگری را میبینید که خیلی شاد و برون گراست .این دو نفر نمیتوانند با هم ازدواج کنند .چون هر کدام ساز خودش را میزند .یک کسی که از نظر ویژگیهای شخصیتی ،حد وسط باشد بسیار مناسب است .آیا درون گرایان میتوانند با هم ازدواج کنند ؟شاید بد نباشد چون هر دو ساکت یک گوشه ای مینشینند و ممکن است خودشان راضی باشند .ولی آدم احساس میکند که چه خانه ساکت و سردی .برون گرایان چطورند ؟اینقدر حرف دارند که هیچکدام حاضر به ساکت شدن نیستند .ولی مردم متعادل و عادی چه کانیاند ؟آدمهایی که حد وسط این دوتا ویژگی هستند :درون گرایی و برون گرایی .
10 راه برتر برای بهبود یافتن بعد از طلاق
طلاق برای اکثر افراد زندگی را جهنم می کند. بهبود یافتن بعد از آن راهی بسیار دشوار است. خیلی ها اصلاً به بهبودی نمی رسند، خیلی ها هم بااینکه به نظر می رسد آنرا پشت سر گذاشته اند اما هنوز هم درد ناشی از آن و ترس از نزدیک شدن به کسان دیگر را به دوش می کشند.
در این مقاله می خواهیم راهی متفاوت برای بهبودی یافتن از طلاق برایتان معرفی کنیم، راهی که این امکان را برایتان فراهم می کند که به بهبودی کامل برسید. 10 مرحله زیر به شما نشان می دهد چطور زندگی و روابطتان را از نو بسازید.
1. تا می توانید غصه بخورید و زاری کنید.
خیلی وقت ها، افراد از احساسات ناراحت کننده مثل افسردگی، غصه، عصبانیت، و امثال آن وحشت دارند. شدت این احساسات آنقدر زیاد هست که بتواند تا آخر عمر اسیرتان کند. نکته مهمی که باید به یاد داشته باشید این است که بااینکه این احساسات خیلی قوی هستند اما برای همیشه ماندگار نیستند. این را هم باید بدانید که همیشه این احساسات داغانتان نمی کند، خیلی وقت ها اگر اجازه بدهید که این احساسات را تجربه کنید، احساس خیلی خیلی بهتری پیدا می کنید.
2. به آینده ای که رابطه تان ممکن بود داشته باشد، و الان دیگر نخواهد داشت، فکر کنید.
وقتی ازدواج می کنیم، امیدها و آرزوهای زیادی داریم. از دست دادن و فراموش کردن این امیدها و آرزوها کار ساده ای نیست چون از آنها بعنوان راهنمایی برای حرکت به سوی آینده استفاده می کنیم. امیدها و آرزوهای ازدواجتان را پیدا کنید. بعد جداگانه برای هرکدام غضه بخورید و ناراحت شوید. یادتان باشد که امیدها و آروزهای شما نمرده اند، می توانید آنها را با افراد دیگر یا حتی برای خودتان به تنهایی بسازید.
3. کسانی را پیدا کنید که در طول زندگیتان می دانستند چطور با عشق و علاقه به احساساتتان توجه کنند.
وقتی می خواهید از طلاق یا هر اتفاق ناخوشایند دیگری که برایتان اتفاق افتاده بهبود یابید، خیلی مهم است که آنچه در فکر و دلتان می گذرد را بر زبان بیاورید. خیلی ها دوست ندارند به حرف ها و درد و دلهای تلخ دیگران گوش کنند. گوش دادن به عصبانیت ها، ترس ها و ناراحتی های دیگران، باعث می شود بترسیم که مبادا احساسات آنها روی ما هم اثر کند. به همین خاطر است که آنها که دوستمان دارند، وقتی درمورد این احساساتمان حرف می زنیم، معمولاً سعی می کنند حالمان را خوب کنند. باید کسی را پیدا کنید که فقط به حرفهایتان گوش کند، حرفتان را قطع نکند و سعی هم نکند که نصیحتتان کند. حرف زدن تنها راهی است که خوبتان می کند.
4. ببینید چه اتفاقی برای رابطه تان افتاد که به آنجا کشید.
اگر می خواهید با طلاقتان کنار بیایید و بتوانید زندگی بهتری بعد از آن برای خود بسازید باید بفهمید که چه چیز منجر به طلاقتان شده است. در این قسمت از کار باید واقعاً با خودتان صادق باشید. متهم کردن همسر سابقتان یا خودتان برای این طلاق هیچ دردی را دوا نمی کند. باید دقیقاً بررسی کنید که کدام اعمال و رفتارهای خودتان و همسرتان کار را به طلاق کشانده است.
5. ببینید چرا همسر سابقتان را برای ازدواج انتخاب کرده بودید.
افراد روابط مختلف را بنا به دلایل مختلف شروع می کنند که متداولترین آن "عشق" است. اما تصوری که اکثر افراد از عشق دارند، عشق واقعی نیست. در زیر به بعضی از دلایل انتخاب همسر اشاره می کنیم:
نیاز مبرم به دوست داشته شدن
ترس از تنها ماندن
شیفتگی
امنیت ازدواج
بچه دار شدن و امثال این
اگر بتوانید صادقانه دلیل انتخاب همسر سابقتان را پیدا کنید، می توانید آغاز طلاق را شروعی برای رابطه ببینید. آنوقت می توانید برای انتخاب بعدی خود، از ملاک های دیگری استفاده کنید.
6. همسرتان را ببخشید، خودتان را ببخشید.
الان وقت بخشیدن است. درک کنید که شما و همسرتان هر چه از دستتان برمی آمد برای حفظ رابطه انجام دادید. درک کنید که حتی وقتی کارهایی می کردید که موجب ناراحتی همدیگر می شد، بهترین کاری بوده که می توانستید در آن زمان بکنید. آن رفتارهای دردناک فقط برای دفاع از خودتان بوده است. بخشیدن تنها راه آزاد کردن خودتان و شروع یک زندگی دوباره است.
7. بین خودتان و همسر سابقتان فاصله بیندازید. 3 تا 6 ماه هیچ رابطه ای با او نداشته باشید.
یکی از دردناکترین قسمت های طلاق این است که دیگر نمی توانید همسرتان را که یک روز بهترین دوستتان بوده پیش خودتان داشته باشید. اما اگر می خواهید که به بهترین شکل بهبود پیدا کنید بهتر است که سه تا شش ماه هیچ نوع رابطه ای با همسر سابقتان نداشته باشید. این به شما این فرصت را می دهد که تا دلتان میخواهد غصه بخورید و عصبانیتتان را از بین ببرید. همچنین باعث می شود که رابطه شما و او دوباره با موقعیت جدیدی آغاز شود.
8. کسانی را پیدا کنید که حمایتتان کنند.
طلاق گرفتن یعنی بهترین دوست و همدمتان را از دست داده اید. به کسی نیاز دارید که به حرفهایتان گوش دهد. دوست دارید بدانید که هنوز کسانی هستند که دوستتان داشته باشند و بخواهندتان. به همین دلیل، داشتن کسانی که حمایتتان کنند برای بهبودی از طلاق لازم است. فقط باید اطمینان پیدا کنید که این افراد بدانند که شما نیاز به حمایت آنها دارید و بدانند که چطور باید حمایتتان کنند.
9. همه چیز درمورد خودتان و روابطتان را حل و فصل کنید.
اگر می خواهید در آینده رابطه بهتری داشته باشید و اشتباهات قبل را تکرار نکنید، باید خوب به رابطه هایی که داشته اید فکر کنید. باید بفهمید که از یک رابطه چه می خواهید، چه کسی به درد شما می خورد، برای احساس رضایت از رابطه به چه چیزهایی نیاز دارید و چه چیزهایی را در رابطه نمی توانید قبول کنید.
10. حسابی مراقب خودتان باشید.
بهبود یافتن از طلاق، کاری استرس زا و دردناک است که زندگیتان را عوض میکند. وقتی قرار است زندگیتان اساساً تغییر پیدا کند، باید به خوبی از خودتان مراقبت کنید. باید طوری با خودتان رفتار کنید که کمی از استرس ها و فشارهایتان کمتر شود. مثلاً حجم کاریتان را کمتر کنید، خوب غذا بخورید، ورزش کنید و تا می توانید استراحت کنید. به کلاسهای آموزشی بروید و فعالیت هایی را انجام دهید که از آن لذت می برید.
بااینکه بهبودی یافتن از طلاق کار آسانی نیست اما اگر مراحلی که در بالا ذکر کردیم را خوب دنبال کنید، مطمئناً موفق خواهید شد.

نظرات ()

