انواع شفاعت کارآیى آن در قیامت
انواع شفاعت کارآیى آن در قیامت

از جمله مسائل عقیدتى که در ضمن معارف گسترده صحیفه سجادیه، یادگار حضرت زین العابدین، مورد توجه قرار گرفته ، مساله شفاعت است که به دو گونه تصویر شده است:
1- شفاعت به معناى برخوردار شدن انسان از حمایت غیر خدا براى پیشگیرى از تحقق اراده و دور ساختن عقاب الهى از خود! شفاعت به این معنا، هم در قرآن مورد انکار قرار گرفته است و هم در روایات و بیان امام سجاد علیه السلام.
یَوْمَئِذٍ لَّا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ 1 در آن روز روز قیامت هیچ شفاعت و وساطتى سود نمى بخشد مگر شفاعت کسى که خداوند رحمان به او اجازه داده باشد تا میان خلق و خدا واسطه شود.
امام سجاد علیه السلام نیز در این باره چنین بیان داشته است :
و بیدک ، یا الهى ، جمیع ذلک السبب ، و الیک المفر و المهرب ... اللهم انک ان صرفت عنى وجهک الکریم اومنعتنى فضلک الجسیم ... لم اجد السبیل الى شى ء من املى غیرک لاامر لى مع امرک ماض فى حکمک ...2
خداوند! تمامى عوامل و اسباب کار آمد و مؤثر به دست توست و به اراده تو مى تواند تاثیر کند. تنها پناهگاه و ایمنى بخش تویى !
خداوند! اگر تو لطف و کرامت خویش را از من دریغ کنى و فضل خود را از من بازدارى دیگر راهى به سوى آرزوهایم نخواهم یافت ، جز راه تو... ! با وجود فرمان و حکم تو، در جهت منافع من فرمانى نیست ، حکم تو درباره من گذرا و نافذ است .
2- شفاعت به معناى برخوردار شدن انسان از حمایت اولیاى الهى به اذن و اجازه خداوند نه در قبال خواست و اراده او.
شفاعت به این معنا هم در قرآن مورد انکار قرار نگرفته در روایات و تعالیم معصومین امرى تحقق پذیر معرفى شده است. امام سجاد - علیه السلام - نیز در مواردى متعددى به مساله شفاعت پیامبر ائمه علیه السلام و شفاعت اهل نجات و سعادت براى پیشگیرى از تحقق پذیر معرفى شده است. امام سجاد نیز در مواردى متعددى به مساله شفاعت پیامبر صلى الله علیه وآله، شفاعت ائمه و شفاعت اهل نجات و سعادت براى از پادرافتادگان و اداى طاعت، اشاعه کرده است.
شفاعت پیامبران براى امتها
اللهم اجعل نبینا صلواتک علیه و على آله یوم القیامة .. امکنهم امکن النبیین منک شفاعة.4
خداوند! پیامبران ما را که درود تو بر او خاندانش باد - در روز قیامت بیش از سایر پیامبران حق شفاعت عنایت کن .
امام سجاد علیه السلام با این بیان ، اصل وجود شفاعت را براى انبیا مسلم شمرده و از این رو براى پیامبران اکرم صلى الله علیه وآله که برترین انبیاست ، امکان شفاعت بیشترى را آرزو کرده است .
شفاعت اهل بیت علیه السلام براى پیامبران

اللهم ... فانى لم آتک ثقة منى ... لا شفاعة مخلوق رجوته الا بشفاعة محمد و اهل بیته علیه و علیهم سلامک.4
خداوند! به من امید شفاعت جستن از مخلوق ، رو به درگاهت نیاورده ام مگر به امید شفاعت محمد و اهل بیت او - درود تو بر پیامبر و خاندانش -.
شفاعت صالحان ، براى وابستگان خویش
خداوند! اگر بخشایش و غفران تو - قبل از من - شامل پدر و مادرم شد، پس آنها شفیع گران ، تا در پرتو لطف تو و در خانه کرمت - بهشت جاویدان - گرد هم و در کنار هم باشیم.
از این نیایش استفاده مى شود که هرگاه کسی مورد غفران الهى قرار گیرد و به بهشت راه یابد مى تواند به اذن الهى براى وابستگان خود شفاعت کند.
شفاعت اعمال مؤمنان، براى آنان
خداوند! بر محمد و خاندان او دورد فرست ؛ درودى که بتواند در روز قیامت شفیع ما گردد...
درود بر پیامبر صلى الله علیه وآله و خاندان او، یکى از اعمال شایسته مؤمنان است و امام سجاد علیه السلام در این عبارتها به اصحاب و پیروان خود آموخته است که این عمل نیک خود مى تواند شفیع انسان در روز قیامت قرار گیرد.
امام سجاد جمال نیایشگران، احمد ترابى
تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان
1- طه 109
2- دعای 21
3- دعای 24
4- دعای 48
5- دعای 24
6- دعای 31
حضرت فاطمه(علیهاالسلام) چگونه سر از قبر برمىدارد؟
حضرت فاطمه(علیهاالسلام) چگونه سر از قبر برمىدارد؟

حضرت فاطمه علیهاالسلام هر چند مقام برترى دارد، ولى او نیز همانند دیگران این مسیر را مىپیماید و پس از عالم برزخ به محشر مىآید و در پیشگاه خدا مقام او بر دیگران ثابت مىشود.
امام على علیهالسلام مىفرمایند: روزى پیامبر خدا صلى الله علیه و آله براى دیدار فاطمه علیهاالسلام به خانه ما آمد، ولى دخترش را بسیار محزون دید. از او پرسید چرا این گونه غمگینى؟ در جواب گفت: پدر جان! به یاد عالم محشر افتادم که مردم در آن حال عریان خواهند بود. (ذکرت المحشر و وقوف الناس عراه...)
رسول گرامى فرمودند: نگران مباش، پس از آن که من، على و ابراهیم خلیل(علیهمالسلام) سر از قبر برمىداریم آنگاه خداوند جبرئیل را با هفتاد هزار ملائکه به سراغ تو مىفرستند، سپس اسرافیل در حالى که با سه پارچه زیبا از نور در اختیار دارد، کنار تو مىآید و تو را از قبر بیرون مىنماید، در حالى که بدنت پوشیده است...
آنگاه با عزت و احترام بىنظیر هفتاد هزار ملائکه تسبیح گویان تو را وارد محشر مىکنند و به همین تعداد حوریان بهشتى به استقبالت مىآیند. در این هنگام مریم (دختر عمران)، خدیجه (دختر خویلد)، حوا (زن آدم)، آسیه، (دختر مزاحم) هر کدام با صفوف ملائکه اطراف تو را مىگیرند و تو را بر روى منبرى از نور مىنشانند در این هنگام جبرئیل به حضور تو مىرسد و مىگوید: هر حاجتى دارى بگو و تو مىگویى: خدایا! حسن و حسینم را مىخواهم.
در آن ساعت حسینت را مىبینى که با بدن خون آلود به محشر مىآید و از خدا مىخواهد که قاتلان وى را به کیفر رساند، بلافاصله خداوند به خشم آمده و از خشم او ملائکه نیز به خشم آیند و شعلههاى جهنم زبانه مىکشد و قاتلان حسین و دشمنان او بر درون آتش افکنده مىشوند.
هدهدی، گروه دین و اندیشه تبیان
برگرفته از بحارالانوار، ج 43، ص 226-225 با تلخیص
در قیامت چه خبر است؟
در قیامت چه خبر است؟

قیامت از دیدگاه قرآن
آن زمان که پیامبر اسلام (صلی الله علیه وسلم) در صحرای خشک و بی آب وعلف حجاز، مردم را به یکتاپرستی دعوت کرد وسه اصول اصلی اسلام را به یارانش تعلیم می داد هنگامی که از معاد وایمان به تحقق آن بحث می کرد همیشه این سوال مطرح بوده است که قیامت کی می آید؟
و رسول خدا (صلی الله علیه وسلم) جوابی که به این سوال می داد شاید انتظار آن هرگزنمی رفت.
آن هنگام مردی به خدمتش رسید و پرسید «مَتَی السّاعَة»؛ یعنی قیامت کی می آید؟ و پیامبر در کمال آرامش تنها با مطرح کردن سوالی به جواب سوال پرداخت و فرمود:
«فَمَا أًًًَعدَدتَ لَها» برای آن روز چه چیزی را آماده کردهاید و در واقع این سخن یعنی چه چیزی را پیش از خود برای آن روز فرستادهاید؟
آیا آمادگی روبرو شدن با آن وضعیت را دارید؟ آن مرد گفت: «أَعدَدتَ لَها حبَّ اللهِ وَ رَسُولِهِ»؛ یعنی توشهای که آماده کردهام محبت خدا و محبت رسول خدا(ص) است. آن بزرگوار فرمودند: «اَنتَ مَعَ مَن اَحبَبتَ»؛ شما در روز قیامت به همراه محبوب خودت و آنکه دوستش داری خواهی بود. اما نزدیکی قیامت حرفی است که از سالها پیش و شاید به درازای تاریخ اسلام بر زبانها جاری میشود پس باید گفت بعد از 1400سال الان قیامت نزدیکتر است جواب چنین سوالی در نهایت آیات قرآن کریم است که خداوند میفرماید:
«وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا لَاعِبِینَ »(دخان/38) «مَا خَلَقْنَاهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَلَکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لَا یَعْلَمُونَ »(دخان/39)
بگو: خدا شما را زنده میگرداند. سپس شما را میمیراند. سپس همهی شما را گرد هم میآورد در روز قیامت که هیچ شک و شهبهای در آن نیست. اما بیشتر مردم نمیدانند. خداوند در سوره روم آیه55 میفرماید وقتی قیامت میآید، گناهکاران و مجرمان سوگند میخورند که به مدتی کم، در دنیا ساکن نبودهاند، یعنی عمر طولانی دنیا حتی اگر عمر نوح هم بوده باشد زود سپری گشته و تمام شده است.
در دنیا هم اینگونه به سوی دروغ برگردانده میشوند. کسانی که اهل ایمان بودند به آنها میگویند: شما تا آن زمان که خدای متعال مقدر کرده بود، در دنیا باقی ماندید. و حالا روز زنده شدن است. ولی شما خودتان نمیدانید.
و اما اولین مرحله از قیامت چگونه شروع میشود؟
«فَإِذَا هُم قِیَامٌ یَنظُرُونَ » (زمر، 68) همه آماده میشوندو به انتظار محاسبه میایستند، همانطور که در سورهی یس آیه 51 آمده است: «نُفِخَ فِی الصَّوِر فَاِذاهُم مِنَ الاَجداثِ اِلَی رَبِهِّم یَنسِلُونَ»
«یَومَ یَدعُ الدَّاعِ إلَی شَیءٍ نُّکرُ*خُشَّعاً أبصَارُهُم یَخرُجُونَ مِنَ اُلاَجدَاثِ کَأَنَّهُم جَرَادُ مُّنتَشِرُ*مُّطِعِینَ إِلَی اُلدَّاعِ یَقُولُ الکَافِرُونَ هذَا یَومُ عَسِیرُ»(قمر، 8-6) روزی که داعی [حق] آنها را به سوی امری دهشتناک دعوت میکند، برای چیزی که آن را نشناختهاند و انتظار چنین واقعهای را نداشتهاند، ذلت از سیما و وجودشان میبارد. از قبرهایشان بیرون میآیند و مثل ملخهای پراکنده با عجله به این طرف و آن طرف میروند و به دنبال صدا میگردند و آن روز کافران میگویند روز بسیار سختی است. و این که آیا زنده شدن روحی است یا جسمی؟ واقعیت این است که از روی متون متعدد قرآن و سنت روشن میشود که هم جسمی است و هم روحی.
چنانچه خداوند متعال در آیات متعددی به واقع این امر اشاره کرده است.
«أَیَحسَبُ اُلإِنسَانُ أَن لن نَجمَعَ عِظَامَهُ»(قیامت/3)؛ آیا انسان گمان میکند که ما استخوانهایش را جمع نمیکنیم.

« بَلی قادِرِینَ عَلَی أَن نُسَوّیَ بَنَانَهُ » ما قدرت آن را داریم که حتی سر انگشتان را همچون دنیا که هیچ دو نفری پیدا نمی شوند که سر انگشتانشان مثل هم باشند معنایش این است که زنده شدن هم جسمی است وهم روحی.
پیامبر خدا فرمود: «یَعرِقُ النُاسُ یَومَ القیامَـةِ » مردم در روز قیامت به اندازه ای عرق می کنند«حَتَّّی یذهَبُ عرُقُهم فی الأَرضِ سَبعِینَ ذِرَاعاً » که عرقشان به اندازه ی هفتاد ذرع در زمین فرو می رود «وَیجمُعهُم حَتی یَبلُغَ آذَانَهُم» و عرق آنها را طوری در بر می گیرد تا به گوشهایشان می رسد . پیامبر خدا می فرماید: لخت و پا برهنه مانند روزی که متولد شدهاید، محشور میشوید.
می فرماید: مردان و زنان لخت همدیگر را تما شا می کنند؟
فرمودند: وضعیت آنقدر شدید و ناخوشایند است که فرصت پیدا نمی کنند که یکدیگر را نگاه کنند یعنی هول و هراس خیلی زیاد است. آیا لباسی در آن روز وجود دارد؟ بله اما نه برای همه کس بلکه تنها برای کسانی که در دنیا به دین خدا خدمت کردهاند. خداوند متعال آنها را در روز قیامت رسوا نمیکند وقتی انسانها در روز قیامت صف میکشند به دستور خدا فرشتگان به استقبال مؤمنان میروند.
خداوند در سوره قیامت یادآور شده است که در آخرت انسانها به دو گروه تقسیم می شوند گروهی نیکبخت و سعادتمند و دیگری بدبخت و شقاوتمند. سیمای نیکبختان از نور میدرخشد و پروردگار عزوجلّ را نگاه میکنند و چهره شقاوتمندان بسی تیره میباشد و هاله ای از ذلت و خواری بر آن می نشیند ودر این سوره در باره وضع و حال در حالت احتضار را بحث وبیان می کند که چنان حا لتی از هول وسختی انسان را فرا می گیرد و در آن هنگام انسان با سختی و مضیقتی دست به گریبان است که به حساب نمیآید و تصورش نمیرود و همچنین در خاتمه سوره حشر، معاد را با دلایل و برها نهای عقلی ثابت می کند.
«ینبّؤالانسان یومئـذ بما قدم و أخر» در آن روز تمـام اعمـال گـذشته انسـان به او گفته می شود و از کوچـک و بزرگ و مهـم و نـاچیز اعمـالش با خبر میشود که در حال حیات از پیش فرستاده و آنچه برای بعد از مرگ گذاشتـه است. از نیک و بد و حسن و قبح عملکرد خود با خبر می شود
«لَا أُقسِمُ بِِیَومِ القِیاَ مَةِ» به روز قیامت و روز حساب وجزا قسم می خورم « وَلاأََقسِمُ بِالنَّفسِ اُ لَّلَوّامَةِ » و به نفس و نهاد مومن وبا تقوا که صاحب خود را در مورد ترک طاعات و انجام اعمال تباه کننده ملامت و سرزنش می کند.

«لتبعثن ولتحاسبن» و «أَیَحْسَبُ الْإِنسَانُ أَلَّن نَجْمَعَ عِظَامَهُ » ازبس که روز قیامت مهم وهول انگیز است که خداوند بدان سوگند یاد کرده است و به نقس نهادی قسم خورده که صاحب خود را بخاطر تقصیراتی که دارد سرزنش وملامت کرده وبا وجود طاعت وعبادتی که اندوخته کرده است طلب بخشودگی وقبول توبه می کند. حسن بصری گفته است؟نفس لوامه همان نفس ونهاد انسان مؤمن است. چون مؤمن خود را ملامت می کند و می گوید.از گفتارم چه هدفی داشتم؟واز عملم چه قصدی داشتم؟اما کافر خود را سرزنش نمی کندوراهش را می گیرد ومی رود وخود را محاسبه ومواخذه نمی کند. آیا انسان کافر و تکذیب کننده ی حشر و نشرگمان می کند که در روز قیامت نمی توانیم استخوانهایش را بعد از پوسیدن و متلاشی شدن جمع کنیم «بلی قاَدِرِیَن عَلَی أَن نُسَوَّی بَتَانَهُ» آن را جمع آوری می کنیم و ما قادریم قسمت ها و بندهای انگشتان او را اعاده کنیم و به یکدیگر متصل نماییم که کوچکترین اعضای او می باشد و از لحاظ بهسازی دقیق ترین ولطیف ترین اندام هستند تا چه رسد به استخوان های درشت وبزرگ. از این روبنان یعنی سرانگشتان ، که دارای شکل وضعی شگفت انگیزند و ساختار دقیق دارند.
«فَا ذَِابَرِقَ البَصَرُ» وقتی چشم خیره شد واز شدت اهوال و مخاطره آشفته گشت «وَخَسَفَ القَمَرُ» وروشنایی ماه تاریک شد «و َجَمِعَ الشّمسُ وَالقمرَُ» و ماه وآفتاب باهم جمع شدند وبرای عذاب کفار در آتش انداخته شدند. عطاء گفته است: در روز قیامت ماه وخورشید با هم جمع می شوند وآنگاه به دریا انداخته می شوند تا تبدیل به آتش بزرگ خدا شوند.
«یَقولُِِ الإِنسَانُ یَو مَئِذٍ أَینَ المَفّرُ» در آن روز انسان نابکار وکافر می گوید به کجا می توان گریخت؟ و به کجا باید فرار کرد ؟ و از این حادثه جانکاه و مصیبت بزرگ چگونه باید گذشت ؟ این را از نومیدی بر زبان می آورند چون می دانند که در آن هنگام راه فراری نیست . مقصود از این آیات هول و هراس آخرت است دیده ها در روز قیامت خیره می شوند و از شدت هول و هراس متحّیر می گردند و از مشاهده ی عظمت امور، خیره می مانند و انسان عقلش را از دست می دهد هوش از سرش می پرد و به جستجوی مجا و مفری می افتد اما هیهات قیامت فرا رسیده و حیات به سر آمده است.
«ینبّؤالانسان یومئذ بما قدم و أخر» در آن روز تمام اعمال گذشته انسان به او گفته می شود و از کوچک و بزرگ و مهم و ناچیز اعمالش با خبر میشود که در حال حیات از پیش فرستاده و آنچه برای بعد از مرگ گذاشته است. از نیک و بد و حسن و قبح عملکرد خود با خبر می شود.
«بل الانسان علی نفسه بصیرَة» بلکه انسان بر خود گواه است و به زشتی و عمل و ناپسندی کار خود شهادت می دهد و به شاهدی دیگر نیاز ندارد.
این بخشی از اوضاع و احوال قیامت است که با توجه به آیات قرآن کریم برایتان شرح دادیم . از خدا می خواهیم که در آن روز دهشتناک ما را پناه دهد.
هدهدی، گروه دین و اندیشه تبیان
برانگیخته شدن مردگان (بخوانید)
برانگیخته شدن مردگان (بخوانید)

یکى از ایستگاههای هولناک قیامت لحظهای است که انسان از قبر خود بیرون مى آید و این ساعت یکى از آن سه ساعتى است که سختترین ساعت ها و وحشتناکترین لحظه ها براى فرزندان آدم است .
خدای سبحان در سورههای زخرف و معارج در آیات 83 و 42 میفرماید: «فَذَرْهُمْ یَخُوضُوا وَ یَلْعَبُوا حَتَّى یُلَاقُوا یَوْمَهُمُ الَّذِی یُوعَدُونَ»؛ یعنی آنان را به حال خود واگذار تا در باطل غوطهور باشند و سرگرم بازى شوند تا روزى را که به آنها وعده داده شده است ملاقات کنند [و نتیجه کار خود را ببینند]!
رب جلیل در ادامه همان آیه در سوره معارج میفرماید: «یَوْمَ یَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدَاثِ سِرَاعًا کَأَنَّهُمْ إِلَى نُصُبٍ یُوفِضُونَ خَاشِعَةً أَبْصَارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ ذَلِکَ الْیَوْمُ الَّذِی کَانُوا یُوعَدُونَ»؛ یعنی: روزى که از گورها [ى خود] شتابان برآیند، گویى که آنان به سوى پرچمهاى افراشته مى دوند. دیدگانشان فرو افتاده، [غبارِ] مذلّت آنان را فرو گرفته است. این است همان روزى که به ایشان وعده داده مىشد.
از عبدالله بن مسعود روایت شده که گفت: من در خدمت حضرت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) نشسته بودم که آن جناب فرمود: همانا در قیامت پنجاه موقف است هر موقفى هزار سال؛ موقف اول بیرون آمدن از قبر است که هزار سال با بدن برهنه و پاى برهنه با حال گرسنگى و تشنگى در جایى نگهدارى مى شوند، پس هر کس از قبر خود با ایمان بخدا و به بهشت و دوزخ و بعث و حساب و قیامت بیرون آید و بخدا و پیامبر اقرار کند از تشنگى و گرسنگى نجات خواهد یافت .
حضرت امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) در نهج البلاغه فرموده: و ذلک یوم یجمع الله فیه الاولین و الآخرین لنقاش الحساب و جزاء الاعمال خضوعا قیاما قد الجمهم العرق و رجفت بهم الاءرض و احسنهم حالا من وجد لقدمیه موضعا و لنفسه متسعا(1) ؛ روزى که خداوند اولین آفریده شده و آخرین آنان را براى رسیدگى به حساب و اعمالشان در یک جا جمع فرماید و حال مردم در آن روز به این نحو است که خاضع و فروتن ایستاده اند، و عرقهاى ایشان تا دهنهاى ایشان رسیده و زمین، ایشان را به سختى و شدت مى جنباند و از میان مردم حال آن کسى خوب است که براى قدمهاى او جایى باشد و به قدر کافى توان نفس کشیدن را داشته باشد.
و شیخ بزرگ کلینى از حضرت صادق ال محمد (علیه السلام) روایت کرده: که مثل مردم، هنگام ایستادن در روز قیامت مانند تیر است در ترکش ؛ یعنى همچنانکه تیرها را دسته کرده در ترکش جاى مى دهند به حدى که از تنگى تکان نمى خورند، همین طور جاى آدمى در آن روز به حدى تنگ است که توان حرکت از جاى خود ندارد.
کیفیت بر انگیختن مردگان
آری این ایستگاه ، توقف گاهی است، وحشتناک و بزرگ و شایسته است، مطالبى را پیرامون چگونگی برانگیخته شدن و بیرون شدن از قبر و انتقال برخی از اشخاصى به سوی صحرای محشر را بیان کنیم .
محبت امیر المومنین علی(علیه السلام) راه رهایی
شیخ صدوق روایت کرده از عبد الله بن عباس از حضرت رسول صلى الله علیه و آله که آن حضرت فرمود: کسى که در ولایت و امامت "على" شک دارد روز قیامت در حالى برانگیخته مى شود که در گردنش طوقى از آتش باشد که داراى سیصد شعبه است که بر هر شعبه اى از آن ، شیطانى باشد که رو،ترش کند در روى او و آب دهن افکند در صورت او.(2)

نتیجه نپرداختن حقوق و اموال الهی
شیخ کلینى از حضرت امام محمد باقر(علیهالسلام) روایت کرده که خداوند تبارک و تعالى روز قیامت مردمانى را از قبرهایشان برمى انگیزد که دستهایشان به گردنهایشان بسته شده بحدى که توان کوچکترین چیزى را ندارند و فرشتگان با ملامت و سرزنش به آنها مى گویند اینها مردمى هستند که حق خداوند را در اموالشان ندادند.
سزای سخن چینی و نمامی
شیخ صدوق از حضرت رسول صلى الله علیه و آله در حدیث طولانى روایت کرده که هر کس بین دو نفر نمامى و سخن چینى کند خداوند در قبر آتشى بر او مسلط مى سازد که بسوزاند او را تا روز قیامت ؛ پس چون از قبر خود بیرون آید مسلط فرماید حق تعالى بر او چهار مار سیاه بزرگى که گوشت او را با دندان بکند تا داخل جهنم شود.(3)
عاقبت نگاههای خائنانه
و همچنین شیخ صدوق از حضرت رسول صلى الله علیه و آله روایت کرده که هرکس چشم خود را از نگاه کردن به زن نامحرم پر کند، حق تعالى او را روز قیامت در حالى محشور مى سازد که به میخهاى آتشین کشیده شده و سپس امر شود که او را به سمت آتش برند.
نتیجه میگساری در دنیا
بازهم شیخ صدوق از حضرت رسول صلى الله علیه و آله روایت کرده که فرمود: خداوند روز قیامت شرابخوار را با روى سیاه و چشمهاى کبود و دهان کج محشور مى گرداند در حالى که آب از دهانش مى ریزد و زبان او را از قفایش بیرون کرده اند.
و در کتاب علم الیقین ملا محسن فیض کاشانی است که روایت شده در «صحیح اهل سنت» که شارب الخمر محشور مى شود روز قیامت در حالى که کوزه اى در گردنش بوده و قدح در دستش و بویش گندیده تر است از هر مردارى که بر زمین است ، نفرین و لعنت مى کند او را هر که از کنارش مى گذرد.(4)
نتیجه دو رنگی و نفاق در دنیا
شیخ صدوق از حضرت رسول صلى الله علیه و آله روایت کرده که فرمود: روز قیامت شخص دو رو و دو رنگ را مى آورند در حالى که زبانش از پشت سرش بیرون آمده و زبان دیگر از جلو رویش، در حالى که آتش از دهانش شعله ور است و مى گویند این مجازات دو روئى و دو زبانى است .
راه رهایی از این توقفگاه هولناک
چیزهایى که براى این توقف گاه سخت و دشوار سودمند است ، بسیار است و ما به چند نمونه از آن اشاره مى کنیم :
ثواب تشییع جنازه
در حدیثى وارد شده که هر کس، جنازه اى را تشییع کند، حق تعالى بر او فرشتگانی را بگمارد که در دستانشان پرچم هایی است و تشییع کنند او را از قبرش تا محشرش .
ثواب برطرف کردن غم و اندوه از چهره مردم
1- شیخ صدوق از حضرت صادق (علیه السلام) روایت کرده که هر کس، از مؤمنى اندوهى را برطرف کند، حق تعالى بر طرف کند از او اندوه هاى آخرت را و بیرون آید از قبر خود در حالیکه دلش خنک و سرد باشد.

2- شیخ کلینى و شیخ صدوق از "سُدیر صیرفى" روایت کرده اند در حدیثی طولانى که او گفت: حضرت صادق (علیه السلام) فرمود: که چون خدای سبحان، مؤمن را از قبرش بیرون آورد، بیرون شود با او مثالى یعنى قالبى و کالبدى که پیش روى او باشد، پس مؤمن هر چه ببیند، از هولهاى روز قیامت، آن مثال به او مى گوید: اندوهناک مشو و مترس و مژده باد تو را به سرور و کرامت از حق تعالى . و پیوسته او را بشارت دهد تا در مقام حساب ؛ پس حق تعالى حساب آسانى از او بگیرد و او را به بهشت فرمان دهد و آن مثال و قالب در جلو او باشد.
پس مؤمن به او گوید: خدا رحمت کند تو را خوب رفیقى براى من بودى؛ از قبر با من بیرون آمدى و پیوسته مرا به سرور و کرامت از حق تعالى بشارت دادى تا دیدم من آن را. پس تو کیستى ؟ گوید: من آن سرور و شادى هستم که بر قلب برادر مؤمن خود در دنیا وارد کردى ؛ حق تعالى مرا خلق فرموده تا تو را بشارت دهم .
پوشانیدن لباس به تن برادر مومن
حضرت کلینى(ره) از حضرت صادق (علیه السلام) روایت کرده که فرمود: هر که برادر مؤمن خود را لباس زمستانى یا تابستانى بپوشاند، خداوند سختیهاى مرگ را بر او آسان کند، و گشاد کند قبر او را و آنگاه که از قبر خود بیرون آید فرشتگان را با مژده ملاقات کند؛ یعنى ملائکه او را بشارت دهند و این روایت اشاره به آیه شریفه 103 سوره انبیاء است که می فرماید : لَا یَحْزُنُهُمُ الْفَزَعُ الْأَکْبَرُ وَتَتَلَقَّاهُمُ الْمَلَائِکَةُ هَذَا یَوْمُکُمُ الَّذِی کُنتُمْ تُوعَدُونَ : آن وحشت بزرگ غمگینشان نکند و فرشتگان به دیدارشان آیند که این همان روزی است که شما را وعده داده بودند.
قرائت "ذکری" که ذیلاً می آید درماه شعبان
سید بن طاووس در کتاب اقبال از حضرت رسول صلى الله علیه و آله روایت کرده که هر کسى که در ماه شعبان هزار مرتبه بگوید: "لا اله الا الله و لا نعبد الا ایاه مخلصین له الدین و لو کره المشرکون" حق تعالى براى او، عبادت سال را بنویسد و گناه او را محو کند و روز قیامت از قبرش بیرون بیاید در حالى که چهره اش مانند ماه شب چهارده درخشان باشد.
خواندن دعاى جوشن کبیر در اول ماه رمضان ، نیز یکی از راههای رهایی از این توقفگاه هولناک است.
نحوه برانگیخته شدن مجرمان در سرای قیامت
امین الدین طبرسى (رحمة الله علیه) در مجمع البیان از "براء بن عازب" نقل کرده که "معاذ بن جبل" نشسته بود نزدیک حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) در منزل "ابو ایوب انصارى" پس معاذ گفت: یا رسول الله خبر دهید مرا از فرمایش خداوند متعال سوره نباء آیه 18 «یَوْمَ یُنفَخُ فِی الصُّورِ فَتَأْتُونَ أَفْوَاجًا»؛ یعنى روزى که دمیده شود در صور پس فوج فوج بیایید.
حضرت فرمود: اى معاذ پرسیدی از اتفاقی بزرگ، سپس فرمودند: ده گروه و صنف از امت من متفرق و پراکنده محشور و برانگیخته مى شوند که خداوند ایشان را از مسلمانان جدا کرده و رو و صورت هایشان را به این صورتها تغییر داده است، برخی به صورت بوزینه باشند، بعضى به صورت خوکها در آیند، برخی نگونسار باشند، به این طریق که پاهایشان از بالا و صورتهایشان از زیر و ایشان را با صورتهایشان به محشر بکشند، بعضى کور باشند که رفت و آمد کنند، بعضى کران و گنگان باشند که چیزى نفهمند، برخی زبانهایشان را بمکند در حالى که چرک و خون از دهانشان جارى باشد، بعضى با دستها و پاهاى بریده محشور شوند، بعضى به تنه هاى درخت آتشین آویخته باشند، بعضى از مردار، گندیده تر باشند، برخی پوشیده باشند از قطران (ترکیبی خاص از زغال سنگ) که تمام اندام ایشان را گرفته و پیراهنها به پوستهاى ایشان چسبیده باشد.
پس آنهائى که به صورت بوزینه اند اشخاصى هستند که سخن چینى و نمامى مى کردند. و آنهائى که به صورت خوکها باشند کسبهاى حرام داشتند و اما آنان که نگونسارند پس خورندگان ربا مى باشند. و آنان که کورند کسانى اند که به ستم داورى و قضاوت کرده اند و آنان که کر و گنگ مى باشند اشخاصى هستند که دچار عجب و خودبینى اند، آنان که زبانهایشان را مى مکند علما و قاضیانند که اعمالشان مخالف با گفتارشان مى باشد و آنان که دستها و پاهایشان بریده شده؛ کسانى اند که همسایگان خود را آزار داده اند و آنان که به دار آتشین آویخته شده اند کسانى هستند که سعایت و سخن چینى مى کنند و آنان که از مردار گندیده ترند، اشخاصى اند که حق خدا (حقوق شرعیه، زکوات واجبه و صدقات و خمس و ...) را که در اموالشان بوده، نداده اند و آنان که جبه هائى از قطران بر تن دارند مردم خودخواه و مغرورند.
برگرفته از منازل الاخره
تقدیم به روح مادرم که با قرائت فاتحه ای او را میهمان می فرمایید
گروه دین و اندیشه تبیان، آقامیری
1- نهج البلاغه ترجمه شهیدى ، ص 93، خطبه102 .
2- تفسیر فرات کوفى، ص 372، حدیث 503، چاپ ارشاد اسلامى .
3- ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، شیخ صدوق ، ص 609.
4- علم الیقین، فیض کاشانى، 2/910، باب سوم ، فصل نهم .
شاکیان قیامت
روز قیامت؛ دادگاه عدل الهى است. در این دادگاه علاوه بر سؤالاتى که از انسان مىشود و شاهدان متعدّد شهادت مىدهند، شاکیانى هم هستند که از انسان شکایت دارند، و از انسان به خاطر کم کاریش شوال می شود.
امام صادق(علیهالسلام) در روایتی برخی از شاکیان را معرفی میکنند و میفرمایند: شاکیان نزد خدا
روز قیامت؛ دادگاه عدل الهى است. در این دادگاه علاوه بر سؤالاتى که از انسان مىشود و شاهدان متعدّد شهادت مىدهند، شاکیانى هم هستند که از انسان شکایت دارند، و از انسان به خاطر کم کاریش شوال می شود.
امام صادق(علیهالسلام) در روایتی برخی از شاکیان را معرفی میکنند و میفرمایند: شاکیان نزد خداون در روز قیامت عبارتند از:
1. مسجدی که مردم در آن نماز نمیخوانند. 2. عالمی که در میان نادانان گرفتار شده باشد.(و از علم او استفاده نمیشود) 3. قرآنی که غبار گرفته باشد و اهل منزل آن را قرائت نکردهاند.
با استفاده از آیات قرآن کریم و روایات درمییابیم که چند چیز در قیامت از انسان شکایت میکنند.
شکایت قرآن کریم
یکى از شکایت کنندگان در قیامت، قرآن کریم است. پیامبر اکرم(صلى الله علیه و آله) فرمودند: «یَجِىءُ یَومَ القِیامَةِ ثَلاثَةٌ یَشکُونَ: اَلمُصحَفُ وَالمَسجِدُ وَ العِترَةُ»(1)؛ روز قیامت سه چیز براى شکایت از مردم به صحنه مىآید: یکى قرآن، یکى مسجد و دیگرى اهلبیت(علیهمالسلام) .
ممکن است قرآن در روز قیامت از دو دسته هوادار و مخالف شاکى باشد و در دادگاه عدل خداوند، جلو آنها را بگیرد.
الف: شکایت قرآن از هواداران
شاید شکایت قرآن به این مضمون باشد: خدایا! با این که دستور تلاوت قرآن آمده،(2) ولى بسیارى از مسلمانان حتى نتوانستند از رو مرا بخوانند.
خدایا! بعضى که مرا مىخواندند، حقِّ تلاوتم را ادا نمىکردند، یعنى بدون طهارت و وضو و تدبّر به سراغم مىآمدند و یا در تلاوتم عجله مىکردند.(3)
خدایا! بعضى آیات مرا مىخواندند و مىفهمیدند، ولى عمل نمىکردند.
خدایا! بعضى که عمل مىکردند، به دیگران نمىرساندند.
خدایا! بعضى در عمل به قرآن حتى از مخالفان قرآن هم عقبتر ماندند. چنانکه حضرت على (علیهالسلام) در وصیت خود مىفرماید: مبادا دیگران در عمل به قرآن و استفاده از رهنمودهاى آن از شما مسلمانان جلو باشند.
خدایا! بعضى تنها به آیات عبادى و فردى عمل مىکردند و نسبت به هجرت و جهاد و ایثار و سیاست که در متن آیاتم بود، بىاعتنا بودند و به بعضى آیات ایمان مىآوردند و نسبت به بعضى آیات بىتفاوت بودند.
خدایا! بعضى به جاى آن که مرا قانون بدانند، وسیله نان دانسته و مالالتّجاره خود قرار دادند، از خواندن و چاپ کردنم سرمایهاندوزىها کردند.
خدایا! بعضى که در فکر و روح خود انحرافى داشتند، آیات متشابه را (که چند نوع مىتوان معنا کرد) دستاویز اهداف خود قرار دادند.(4)
خدایا! بعضى به جاى این که در تفسیرم از مفسّران واقعى و پیامبر اکرم(صلى الله علیه و آله) و اهلبیت(علیهمالسلام) استمداد نمایند، از سلیقههاى شخصى خود در تفسیر آیات کمک مىگرفتند.
خدایا! بعضى مرا وارونه معنا کردند و بعضى خوب مرا شناختند، ولى حقائق مرا نادیده گرفته و کتمان نمودند.(5)
خدایا! به جاى این که مرا براى دلهاى زنده بخوانند،(6) بر مردگان خواندند.
خدایا! به جاى آن که مرا جزو اصیلترین موادّ درسى قرار دهند، مرا از میان برنامههاى درسى و نسل تحصیل کرده جدا کردند.
خدایا! بعضى تنها به هنگام تفأّل، استخاره و سوگند به سراغم مىآمدند.
گرچه در حدیث شکایت قرآن تنها درباره تحریف و قطعه قطعه کردن آمده است،(7) لیکن آنچه را ما از زبان حال قرآن نقل کردیم یک واقعیّتى است که از طرف هواداران قرآن بر سر قرآن آمده است.
ب: شکایت قرآن از مخالفان
قرآن از مخالفان خود چنین شکایت مىکند:
خدایا! مرا ساخته فکر بشر دانستند.(8)
خدایا! مرا افسانههاى پیشینیان دانستند.(9)
خدایا! شنیدن تلاوت مرا ممنوع کردند.(10)
خدایا! به آورنده من تهمت سحر و جنون و کِهانت و کذب زدند.(11)
خدایا! مرا مىشنیدند، ولى لجاجت کرده و ایمان نمىآوردند.(12)
خدایا! هنگامى که راهى براى انکار من نداشتند، مىگفتند: قرآن دیگرى براى ما بیاور و آن را تبدیل و تغییر بده.(13)
شکایت رسول خدا(صلى الله علیه و آله)
در قرآن مىخوانیم که پیامبر اکرم(صلى الله علیه و آله) در روز قیامت نزد خداوند شکایت کرده و مىگوید: «یا رَبِّ اِنَّ قَومِى اتَّخَذوا هذَا القُرآنَ مَهجُوراً»(14)؛ پروردگارا! امت من، قرآن را کنار گذاشته و مهجور کردند.
خدایا! آنان یا قرآن را نخواندند، یا تدبّر نکردند و یا عمل نکردند و یا به دیگران نرساندند. به جاى این که براى زندهها بخوانند، تنها بر مردهها خواندند، به جاى این که کتاب زندگى و قانون قرار دهند، کتاب تشریفات و سوگند قرار دادند.
به جاى آن که روبرو قرار دهند، پشت سر گذاردند، به جاى آن که از آن نور بگیرند، به وسیله آن پول گرفتند.
به جاى آن که آیات آن را به دل بنشانند، فقط بر کاغذ نوشتند و به جاى آن که او را حفظ نمایند، فراموش نمودند.
قوانین آن تغییر کرد، حدود آن رها شد، توحید و بندگى حقّ که به آن امر کرده بود، به اطاعت از طاغوت تبدیل شد.
به جاى این که تربیت یافتگان آن دشمن خدا را بترسانند، از دشمن خدا ترسیدند، به جاى این که با هم متّحد شوند، از هم گسستند و به جاى وارستگى، به شرق و غرب وابسته شدند.
اطلاعات مسلمانان از حقوق شرق و غرب بیش از آگاهى آنها از آیات حقوقى قرآن بود و قوانین اجتماعى و اخلاقى و اقتصادى آن به کلّى رها شد.
در قرآن کریم آیهای است که نسبت غربت قرآن سخن به میان آمده است: «وَ قَالَ الرَّسُولُ یا رَبِّ اِنَّ قَومِى اتَّخَذوا هَذا القُرآنَ مَهجُوراً.»(15)
این آیه انسان را تکان میداد که قرآن در نزد عموم ما مهجور است. مسلمانانى که سرانشان به ضعیف زور مىگویند و به قوى باج مىدهند، بازار ربا و بهره در میانشان رواج دارد، در بعضى کشورها مغازههاى شرابفروشى باز است، مسلمانانى که ترسو، جاهل، وابسته، متفرّق، غافل، فقیر و اسیر افکار بیگانگانند، چگونه مىتوانند رضاى خدا و رسولش را جلب نمایند؟
آرى، یکى از شاکیان در قیامت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) است.
شاکی سوم، مسجد
یکى از شاکیان در قیامت، مسجد است.(16) در حدیث مىخوانیم که رسول خدا(صلى الله علیه و آله) فرمود: روز قیامت مسجد به درگاه خداوند از مسلمانان شکایت مىکند و مىگوید: «یا رَبِّ عَطِّلُونِى و ضَیِّعُونِى»(17)؛ خدایا! مرا تعطیل و حقّم را ضایع کردند.
برخی از مساجد از غربت خاصی برخوردار هستند که مردم برای نماز به آنجا نمیروند که این نوع مساجد در قیامت شکایت میکنند.
با آن که پیامبر اکرم(صلى الله علیه و آله) درباره رفتن به مسجد فرمود: خداوند براى هر گامى که به سوى مسجد برداشته شود ده پاداش مىدهد و ده لغزش را مىبخشد و ده درجه مرحمت مىفرماید،(18) باز هم مساجد خلوت بود.
شاکی چهارم؛ رهبران آسمانى
از جمله شاکیان در قیامت، رهبران آسمانى مىباشند. در روایتی مىخوانیم که روز قیامت اهل بیت پیامبر(علیهمالسلام) به عنوان شکایت مىگویند: «یا رَبِّ قَتَلُونَا وَ طَرَّدُونَا وَ شَرَّدُونَا»(19)؛ خدایا! ما را کشتند و تبعید و آواره ساختند. ایشان میفرمایند:
خدایا! به جاى پذیرفتن رهبرى بر حقّ ما، به سراغ مفسدان و طاغوتها رفتند. خدایا! به جاى مودّت و محبّت که مزد رسالت پیامبر اسلام(صلى الله علیه و آله) بود، قرنها بر سر منبرها و در نمازها به ما لعنت مىکردند.
خدایا! مقدسّانِ سبکسر کجفهم(خوارج) و عیّاشانِ دنیاپرست (قاسطین) و مقامپرستانِ بیعت شکن (ناکثین)، در قالب تدیّن و دیندارى با تمام قوا با ما مخالفت کردند.
خدایا! قدر تنها یادگار رسول خدا(صلى الله علیه و آله)، دخترش حضرت فاطمه(علیهاالسلام) را نگه نداشتند و به او سیلى زده و حقّش را غصب نموده و خود و فرزندانش را شهید کردند.
خدایا! سر مبارک مولود کعبه و وصىّ پیامبر(صلى الله علیه و آله)، حضرت على(علیهالسلام) را با شمشیر شکافتند و جنازه امام حسن(علیهالسلام) را تیرباران کردند و بدن امام حسین(علیهالسلام) را زیر سم اسبان رها کردند و عترت او را به اسارت بردند و امامان دیگر را هم در غل و زنجیر و زندان و تبعید و محاصره به شهادت رساندند و حتّى گنبد و بارگاه برخی از آنان را خراب کردند و بالاخره چنان وضعى پیش آوردند که به ناچار حضرت مهدى(عجّلالله تعالى فرجه) هم به امر الهى، از چشم مردم پنهان و غیبت اختیار کردند!
بارالها! ما را در روز قیامت از افرادى که مورد شکایت این شاکیان هستند، قرار مده.
گروه دین و اندیشه تبیان
تقسیمبندی مردم در روز قیامت
با استناد به آیات قرآن کریم و روایات اهل بیت(علیهمالسلام) در مییابیم که مردم در روز محشر چند دسته هستند که در این مقاله با استفاده از مقالات و روایتی از امام صادق(علیهالسلام) این دستهبندی را توضیح میدهیم .

1- پس از حاضر شدن همه بندگان در صحنه قیامت، مردم به دو گروه مشخص تقسیم مىشوند:
«وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ وَ وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ باسِرَةٌ تَظُنُّ أَنْ یُفْعَلَ بِها فاقِرَةٌ»(1)؛ برخی صورتها، شاداب و مسرورند و به پروردگارش مىنگرد و صورتهایى عبوس و در هم کشیده است، زیرا مىداند عذابى در پیش دارد که پشت را در هم مىشکند.
2- در کنار این تقسیمبندى کلى، مردم در قیامت به دستههاى جزییترى تقسیم مىشوند و آن دو دسته، اصحاب شمال و اصحاب یمین و سابقون هستند:
«وَ کُنْتُمْ أَزْواجاً ثَلاثَةً فَأَصْحابُ الْمَیْمَنَةِ ما أَصْحابُ الْمَیْمَنَةِ وَ أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ ما أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولئِکَ الْمُقَرَّبُونَ»(2)؛ و شما سه گروه خواهید بود[اول] سعادتمندان و خجستگانند، چه سعادتمندان و خجستگانى و گروه دیگر شقاوتمندان و بدبختها هستند. چه شقاوتمندانى و شومانى! و (سومین گروه) پیشگامان پیشگامند آنها مقربانند.
در این نگاه «مخلَصین»، همان «سابقون» هستند و اصحاب شمال، همان گروهىاند که با گناهان خود، خود را از محضر خدا دور کردهاند. اما اصحاب یمین، مؤمنان اهل نجاتاند.
3- بهشتیان، جهنمیان، مخلَّطون، مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ الله، مستضعفان فکرى و اصحاب اعراف.
امام صادق(علیهالسلام) با استناد به آیات قرآن، این شش گروه را چنین معرفى مىفرمایند:
«النَّاسُ عَلَى سِتَّةِ أَصْنَافٍ.
قَالَ قُلْتُ أَ تَأْذَنُ لِى أَنْ أَکْتُبَهَا؟ قَالَ نَعَمْ.
قُلْتُ مَا أَکْتُبُ؟ قَالَ اکْتُبْ أَهْلَ الْوَعِیدِ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ أَهْلِ النَّارِ.
وَ اکْتُبْ "وَ آخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلاً صالِحاً وَ آخَرَ سَیِّئاً"(3)؛ قَالَ قُلْتُ مَنْ هَؤُلَاءِ قَالَ وَحْشِیٌّ مِنْهُمْ.
قَالَ وَ اکْتُبْ "وَ آخَرُونَ مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللهِ إِمَّا یُعَذِّبُهُمْ وَ إِمَّا یَتُوبُ عَلَیْهِمْ"(4) قَالَ وَاکْتُبْ "إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ لا یَسْتَطِیعُونَ حِیلَةً وَ لا یَهْتَدُونَ سَبِیلاً"(5) لَا یَسْتَطِیعُونَ حِیلَةً إِلَى الْکُفْرِ وَ لَا یَهْتَدُونَ سَبِیلاً إِلَى الْإِیمَانِ "فَأُولئِکَ عَسَى اللهُ أَنْ یَعْفُوَ عَنْهُمْ"(6) قَالَ وَاکْتُبْ أَصْحَابَ الْأَعْرَافِ(7) ... قَالَ قُلْتُ وَ مَا أَصْحَابُ الْأَعْرَافِ؟ قَالَ قَوْمٌ اسْتَوَتْ حَسَنَاتُهُمْ وَ سَیِّئَاتُهُمْ فَإِنْ أَدْخَلَهُمُ النَّارَ فَبِذُنُوبِهِمْ وَ إِنْ أَدْخَلَهُمُ الْجَنَّةَ فَبِرَحْمَتِهِ.»(8)
امام صادق (علیهالسلام) در روایت فوق، دستهبندی مردم در قیامت را اینگونه متذکر میشوند:
«مردم به شش گروهاند؛ راوى مىگوید: عرض کردم: اجازه مىفرمایید تا آن را یادداشت کنم؟ فرمود: آرى. عرض کردم: چه بنویسم؟
فرمود: بنویس، [دو گروه] اهل نویدند: از اهل بهشت و اهل آتش.
بنویس. «گروهى دیگر، به گناهان خود اعتراف کردهاند و کار خوب و بد را با هم آمیختهاند. عرض کردم: آنها چه کسانىاند؟ فرمود: وحشى، غلام حبشى که با دستور هند همسر ابوسفیان، حضرت حمزه را به شهادت رساند و سینهاش را شکافت و جگر حمزه را تحویل هند داد. اما بعدها توبه کرد و به اسلام گروید. ایشان در این گروه جا میگیرند.
فرمود: بنویس، گروهى دیگر به فرمان خداوند واگذار شدهاند [و کارشان با خدا است] یا آنان را مجازات مىکند یا توبه آنان را مىپذیرد.
فرمود: بنویس، گروه دیگر مستضعفان فکرىاند که قرآن به آنها اشاره دارد؛ مگر آن دسته از مردان و زنان و کودکانى که به راستى مستضعف باشند و نه چارهاى دارند و نه راهى مىیابند(یعنى، نه چارهاى به کفر دارند و نه راهى به ایمان دارند)؛ ممکن است خداوند آنها را عفو فرماید.
فرمود: بنویس، گروه دیگر، اصحاب اعرافاند. عرض کردم: اصحاب اعراف به چه معنا است؟ امام فرمودند: گروهى که خوبىها و بدىهاىشان یکسان است؛ اگر آنها را به آتش وارد کند، به دلیل گناهانشان است و اگر به بهشت ببرد، به دلیل رحمت [بى پایانش ] است.»
با توجه به این دستهبندىها - به ویژه دستهبندى سوم - به نظر مىرسد که مواقف میزان و حساب براى «متوسطین» مردم است؛ زیرا به جز مؤمنان متوسط - که پس از سیر خود در نهایت به بهشت مىروند - مؤمنان ادیان دیگر - که حق به آنها نرسیده و در دین خود پا برجا بودهاند - یا اهل کتاب و کافران و مشرکان که روحیه استکبار نداشتند و جز سران کفر و نفاق نبودهاند و در جهنم - به فضل الهى - تا ابد نیستند؛ باید این مواقف را طى کنند تا در نهایت به جایگاه اصلى خود - بهشت یا جهنم - برسند.
بهشتیان در بهشت جاودان مىمانند؛ اما جهنمیان به دو گروه تقسیم مىشوند: برخى تا ابد در جهنم مىمانند و آنها سران کفر و شرک و نفاق و داراى روحیه استکبارىاند که هیچ امید اصلاحى بر آنان نمىرود. اما دیگران، پس از طى مراحل اصلاح و پیدا کردن لیاقت حضور در محضر الهى، به بهشت جاودان وارد مىشوند.
آرى روایات اهل بیت عصمت و طهارت(علیهمالسلام) را باید با خود روایات سنجید و تفسیر کرد و ظاهراً تفسیر روایت امام به این است که سران شرک و مشرکان مستکبر، مستقیماً و بدون طى کردن مواقف محشر در آتش دوزخ گرفتار مىشوند.
تنظیم تبیان، گروه دین و اندیشه، فراوری هدهدی
نظرات ()
