هر چی بخوای داریم

هر چی که بخوای

صداقت های خطرناک

صداقت های خطرناک

ازدواج

 


 

 

خیلی ها فکر می کنند که درست از لحظه ای که خطبه عقد جاری شد، دیگر تمام مرزها از بین می رود و زن و شوهر باید بدون هیچ حرف ناگفته ای زندگی عاشقانه شان را شروع کنند! در دایره لغت این افراد، رازداری بعد از ازدواج جایی ندارد و معتقدند که زن و شوهر هیچ چیز را نباید از هم مخفی نگه دارند.

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

این صداقت خالصانه خیلی ستودنی است اما وقتی رنگ و بوی افراط و صداقت محض به خود می گیرد، کم کم شبیه یک ساده لوحی پردردسر می شود که ممکن است مشکلات زیادی برایتان به وجود آورد. همان طور که در مثل داریم:

 

جز راست نباید گفت                                     هر راست نشاید گفت

 

  • • دلخوری های مربوط به خانواده همسر که شما بدون هیچ ملاحظه ای با همسرتان در میان می گذارید، مصداق بارز همین رازگویی هایی است که فایده چندانی ندارند. فرض کنید که شما به دلایلی از مادر شوهرتان رفتار ناخوشایندی دیده اید و هنوز از او دلخورید. بعد همان زمان همسرتان شروع به تعریف و تمجید از مادرش می کند که چقدر زن فهمیده، درستکار و محترمی است.
ازدواج

در این شرایط اصلا لازم نیست مقابل همسرتان جبهه بگیرید و شروع کنید به نقض کردن گفته های او و حتی بدتر از آن پرونده تمام حرف هایی را که مادرشوهرتان به شما زده و شما را آزرده، باز کنید. بگذارید این مسائل بین شما و مادرشوهرتان به شکلی منطقی و باگذشت حل شود و روی روابط شما با همسرتان سایه نیندازد.

 

• بدتر از آن وقتی است که شما از خانواده نامزدتان دلخورید و اتفاقا ماجرایی پیش می آید که نامزدتان هم از یکی از اعضای خانواده اش دلخور می شود و این دلخوری را با شما درمیان می گذارد. بعد از آن شما شروع به برشمردن تمام بدی های آن فرد می کنید و باز داستان دلخوری هایتان را از او سر می دهید و حتی کاسه داغتر از آش می شوید و از خود همسرتان هم بیشتر بد طرف مقابل را می گویید!

یادتان باشد که همسر شما هر قدر هم که در آن لحظه عصبانی باشد، دوست ندارد از زبان نفر سومی مثل شما خطاهای خانواده اش را بشنود. این لحظات در ذهن همسر شما ثبت می شود و اگر زمینه تلافی کردن او را فراهم نکند، قطعا او را از شما دل چرکین می کند و باعث می شود دفعات بعدی درد دل هایش را با شما در میان نگذارد.

 

• برعکس این هم اشتباه است. لازم نیست در این شرایط دایه مهربان تر از مادر شوید و شروع کنید به خوب گویی افراطی از کسی که همسرتان را دلخور کرده! شما فقط شنونده باشید و سعی کنید همسرتان را آرام کنید. بعد از آن هم، وقتی عصبانیت همسرتان فروکش کرد، هرگز این مشکل و دلخوری را به یاد او نیاورید و از آن به عنوان ابزاری برای مظلوم نمایی خودتان استفاده نکنید.

 مشکلات اعضای خانواده شما با هم، چیزی نیست که بخواهید به همسرتان انتقال دهید. البته قرار نیست چیزی را هم مخفی کنید اما از این مسائل در حدی با او صحبت کنید که اگر بعدها در جمعی کسی راجع به این مشکل چیزی گفت، همسر شما بی خبر نباشد

 

گفت وگو

• اگر در خانواده شما یا همسرتان، کسی پشت سر همسر شما بدگویی کرد، لازم نیست عین همین حرف ها را کف دست همسرتان بگذارید. در غیر این صورت، آتشی در می گیرد که خودتان در آن خواهید سوخت.

اگر موضوع خیلی اهمیت داشت و پای اشتباهات همسرتان در میان بود، سعی کنید به نرم ترین حالت ممکن، جوری که همسرتان ذره ای متوجه بدگویی دیگری از خودش نشود، ماجرا را با او در میان بگذارید. فقط در حدی که درباره اشتباهش به او هشدار داده باشید و در صورت نیاز، او را متوجه دلخوری طرف دیگر از همسرتان کرده باشید. آن هم با نیت این که همسرتان را به دلجویی از آن شخص ترغیب کنید.

 

• مشکلات اعضای خانواده شما با هم، مشکلات شخصی خواهر شما با همسرش یا حتی رازهایی که یک دوست به عنوان درد دل با شما در میان می گذارد، چیزی نیست که بخواهید به همسرتان انتقال دهید. البته قرار نیست چیزی را هم مخفی کنید اما از این مسائل در حدی با او صحبت کنید که اگر بعدها در جمعی کسی راجع به این مشکل چیزی گفت، همسر شما بی خبر نباشد. همین و بس. دانستن جزئیات هیچ ضرورتی ندارد و کمکی به زندگی دو نفره شما نخواهد کرد.

 

قلب بانمک

• این که تمام پسرهای فامیل و دوست و آشنا روزی آرزوی ازدواج با شما را داشته اند (خانم محترم!) یا مادر شما به محض تمام شدن سربازی تان یک لیست بلند بالا از دختران دم بخت در اختیارتان قرار داده که از قضا همه شان علاقه مند ازدواج با شما بوده اند(آقای محترم!)، چیزی نیست که بخواهید با نامزدتان در میان بگذارید. مگر آنکه بخواهید پای بی اعتمادی، سرخوردگی، تحقیر و احساس ناامنی را به زندگی تان باز کنید. همه موارد این چنینی را پشت در محضر جا بگذارید و زندگی جدیدتان را تنها با فکر همین یک نفری که با او سر سفره عقد نشسته اید شروع کنید.

 

• این که در خیابان کسی مزاحم شما شده است، یا آرایشگر جدید محله تان که از نامزد داشتن شما خبر نداشته، برایتان خواستگار پیدا کرده است (خانم محترم) موردی است که نه تنها نباید به همسرتان بگویید بلکه خودتان هم در همان لحظه باید فراموشش کنید. گفتن از این مسائل این حس را در همسر شما به وجود می آورد که هر زمان ممکن است شما را از دست بدهد و این اصلا حس خوشایندی نیست.

 

 

مریم آقابزرگ

 

 

بخش کلوب ازدواج


تبیان

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٧:٢۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/۱/٧

با انرژی صحبت کنیم

نحوه تکلم انسانها بیانگر نحوه تفکر آنهاست. مثبت بیندیشیم و مثبت بگوییم تا انرژی مثبت خود را به دیگران منتقل کنیم.


بگوییم ….

 

ازاینکه وقتتون رو در اختیارم گذاشتید ممنون “”"”"”"”"”" نگوییم ببخشید مزاحمتون شدم

 

طول میکشه تا یاد بگیری “”"”"”"”"”"”" نگوییم هیچ وقت یاد نمیگیری

 

مسئله دارم “”"”"”"”"” نگوییم مشکل دارم

 

مسئله رو خودم حل میکنم “”"”"”"”"”"”" نگوییم مسئله به تو ربطی نداره

 

شاد و پر انرژی باشید “”"”"”"”"”" نگوییم خسته نباشید

 

این کار را بعدا انجام میدهم “”"”"”"”"” نگوییم دچار یاس شدم

 

صد در صد خواهد شد “”"”"”"”"”" نگوییم ای کاش میشد

 

ان شا الله حتما موفق میشوی “”"”"”"”"”" نگوییم ان شا الله موفق میشوی

 

عالی هستم “”"”"”"”"”"”" نگوییم خوب هستم

 

 

اولین قانون طبیعت این است که تو از هر چه هراس داشته باشی همان را به طرف خودت جلب می کنی.

 

هیجان قدرتی دارد که جذب میکند .تو از هر چه شدیدا بترسی آن را تجربه خواهی کرد .

 

مثلا حیوان فورا متوجه میشود که تو از او وحشت داری. هیچکدام از این ها تصادفی اتفاق نمی افتد . تصادفی در عالم هستی وجود ندارد. هیجان انرژی در حرکت است. وقتی تو انرژی را جا به جا می کنی انرژی ایجاد میکنی. اگر به اندازه کافی انرژی جا به جا کنی ماده به وجود می آوری .

 

ماده انرژی متراکم است که جا به جا شده و به آن فشار وارد شده است.

 

فکر انرژی خالص است .

 

هر فکری که تو اکنون داری یا قبلا داشتی یا در آینده خواهی داشت خلاق است.

 

انرژی حاصل از فکر هرگز نمی میرد .این انرژی از فکر تو و ذهن تو وارد عالم هستی می شود و برای ابد ادامه پیدا می کند. همه افکار به هم مربوط هستند. افکار با هم تلاقی پیدا می کنند.

 

در مسیر اعجاب انگیزی از انرژی با هم تقاطع پیدا می کنند و نقش بدیع و زیبایی از پیچیدگیهای غیر قابل باور به وجود می آورند . همات طور که دو چیز مشابه همدیگر را جذب می کنند دو انرژی مشابه هم یکدیگر را جذب می کنند .و توده ای از انرژی مشابه به وجود می آورند.

 

بنابراین حتی افراد معمولی اگر فکرشان(دعا. امید. آرزو . .رویا .ترس) به اندازه کافی قوی باشد میتوانند نتایج شگفت انگیزی را به وجود آورند.

 

زندگی نمیتواند به هیچ طریق دیگری خودش را نشان دهد جز آن طریقی که تو تصور میکنی خودش را نشان خواهد داد .تو با فکر کردن خلق می کنی.

 

پس همیشه به بهترینها فکر کن

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸٩/۱٢/۱۳

تست روان شناسی اعصاب

نمره اعصاب شما چند است؟

این یک آزمون استاندارد روان شناسی است. شما باید خودتان را در هر یک از ده موقعیت زیر تصور کنید و گزینه مناسب خودتان را پیدا کنید و علامت بزنید. بعد از آن، باید نمره مناسب خودتان را در پرانتز انتهای هر گزینه بخوانید و مجموع نمرات تان را حساب کنید تا بفهمید که آیا شما از آن آدم هایی هستید که زیر فشارهای زندگی، به هم می ریزند و تسلیم می شوند یا این که با صبر و اعتماد به نفس، در برابر مشکلات زندگی مقاومت می کنید و می ایستید.

 

- فرض کنید کارفرمایتان از شما می خواهد به دفتر او بروید و هنگامی که شما را در دفترش می بیند، با لحن تندی با شما برخورد می کند. شما در این حالت، کدامیک از کارهای زیر را انجام می دهید؟

  1. احساس شکست و تحقیر می کنید و هنگامی که به محل کارتان برمی گردید، ماجرا را برای بقیه همکاران تان هم تعریف می کنید. (2 نمره)
  2. به محل کارتان برمی گردید و سعی می کنید همه چیز را فراموش کنید. (5 نمره)
  3. موضوع را با یکی از صمیمی ترین دوستان تان در میان می گذارید و سعی می کنید با کمک او راه حلی برای مشکل تان پیدا کنید. (7 نمره)

 

- فرض کنید که یک هفته است وارد محل کار جدیدی شده اید اما هر چه تلاش می کنید، نمی توانید با هیچ کدام از همکاران جدیدتان دوست شوید. چه کار می کنید؟

  1. حوصله تان از این کار جدید سر می رود. دیر سر کار می روید و زود برمی گردید. (2 نمره)
  2. کارتان را به درستی انجام می دهید اما هم زمان به دنبال کار مناسب تری هم می گردید. (5 نمره)
  3. سعی می کنید بفهمید که مشکل از شماست یا همکاران تان. سعی می کنید علت این نوع رابطه را کشف کنید و راه حلی برایش پیدا کنید. (7 نمره)

 

- فرض کنید چند ساعت روی یک پروژه وقت گذاشته اید اما کامپیوترتان دچار مشکلی می شود و تمام اطلاعاتی که روی سیستم ذخیره کرده بودید، از دست می رود. آن وقت شما ...

  1. دل تان می خواهد با مشت به صفحه مونیتور بکوبید و آن را خرد کنید. (2 نمره)
  2. با عصبانیت از محل کارتان بیرون می آیید و از صحنه دور می شوید. (5 نمره)
  3. ناراحت می شوید اما به این فکر می کنید که از چه راهی می شود دوباره این اطلاعات را به دست آورد و ذخیره کرد. (7 نمره)

 

- فرض کنید که یک هفته برای پروژه تان زحمت کشیده اید و فقط چند ساعت دیگر تا موعد تحویل پروژه، وقت دارید اما هنوز قسمت هایی از کارتان مانده است که باید کامل شود. چه کار می کنید؟

  1. می خواهید کارتان را تمام کنید ولی آن قدر هیجان زده و عصبی هستید که نمی توانید روی کارتان تمرکز کنید. (2 نمره)
  2. با خودتان می گویید: شاید بد نباشد اگر کمی هم استراحت کنم. (5 نمره)
  3. با خودتان می گویید: «من که تا اینجا آمده ام، این چند ساعت را هم کار می کنم» و بعدش هم تصمیم می گیرید کارتان را به اتمام برسانید. (7 نمره)

 

- فرض کنید کارفرمایتان شما را از سر کارتان اخراج می کند. چه کار می کنید؟

  1. آنقدر نگران و پریشان می شوید که شب خواب تان نمی برد. (2 نمره)
  2. تصمیم می گیرید که چند روزی از کار به دور باشید (مثلا بروید مسافرت) و بعدش برگردید و به یک شغل جدید فکر کنید. (5 نمره)
  3. نیازمندی های روزنامه را باز می کنید و به دنبال کار می گردید و از طریق دوستان و آشنایان تان هم جویای کار می شوید. (7 نمره)

 

- فرض کنید در ارتباط با صمیمی ترین دوست تان دچار شک و تردید شده اید. چه کار می کنید؟

  1. مدام به این فکر می کنید که دوست تان قصد دارد شما را فریب بدهد و به شما خیانت کند. (2 نمره)
  2. ارتباطتان را با او قطع می کنید. (5 نمره)
  3. تصمیم می گیرید با او حرف بزنید و بفهمید که مشکل کجاست. (7 نمره)

 

- فرض کنید رابطه تان با صمیمی ترین دوست تان به هم خورده است. آن وقت شما...

  1. خودتان را به بی خیالی می زنید و می گویید تقصیر خودش بود! (2 نمره)
  2. سعی می کنید با دوست دیگری، یک ارتباط صمیمانه برقرار کنید. (5 نمره)
  3. سعی می کنید بفهمید مشکل تان کجای کار بوده و اگر رفع شدنی است، مشکل را رفع کنید؛ وگرنه، در ارتباط های بعدی، بیشتر دقت کنید. (7 نمره)

 

- شب است و شما دارید در بزرگراه رانندگی می کنید که ناگهان اتومبیل تان دچار مشکل می شود و در تاریکی تنها می مانید. آن وقت شما...

  1. وحشت می کنید که مبادا به شما حمله کنند یا ماشین تان را بدزدند. (2 نمره)
  2. ماشین را قفل می کنید و برای کمک گرفتن به نزدیک ترین محل می روید. (5 نمره)
  3. سعی می کنید از ماشین های دیگر کمک بگیرید. (7نمره)

 

- دارید درست رانندگی می کنید اما ماشین پشت سرتان دستش را گذاشته است روی بوق و می خواهد از شما سبقت بگیرد. چه کار می کنید؟

  1. می گذارید رد شود ولی به او ناسزا می گویید. (2 نمره)
  2. اهمیت نمی دهید چون هنوز فاصله اش با شما زیاد است. (5 نمره)
  3. کنار می کشید تا از شما سبقت بگیرد و رد شود. (7 نمره)

 

- پلیس دارد به اشتباه شما را جریمه می کند در حالی که شما اطمینان دارید هیچ خلافی مرتکب نشده اید. چه کار می کنید؟

  1. با پلیس جر و بحث می کنید و به او می گویید به هیچ عنوان این جریمه را قبول نخواهید کرد. (2 نمره)
  2. می دانید که بحث کردن با او هیچ فایده ای ندارد و به همین خاطر جریمه را سریع قبول می کنید. (5 نمره)
  3. سعی تان را می کنید که در کمال آرامش او را متقاعد کنید اما وقتی می بینید که او به هیچ وجه، قبول نمی کند جریمه را قبول می کنید. (7 نمره)

 

تفسیر آزمون

به کسانی که در این آزمون، بیشتر از 65 امتیاز آورده اند باید تبریک گفت و آنهایی هم که امتیازشان بین 30 تا 65 شده است، باید بدانند که در مواجهه با استرس های زندگی شان کمی مشکل دارند و بهتر است درباره راه های مقابله با استرس بیشتر مطالعه و تمرین کنند.

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٩/۱٢/۱٢

..:: پیرمرد و دخترک ::..

..:: پیرمرد و دخترک ::..




فاصله دختر تا پیر مرد یک نفر بود ؛ روی نیمکتی چوبی ؛ روبه روی یک آب نمای سنگی .

پیرمرد از دختر پرسید :

 - غمگینی؟

 - نه .

 - مطمئنی ؟

 - نه .

 - چرا گریه می کنی ؟

 - دوستام منو دوست ندارن .

 - چرا ؟

 - چون قشنگ نیستم !

 - قبلا اینو به تو گفتن ؟

 - نه .

 - ولی تو قشنگ ترین دختری هستی که من تا حالا دیدم !

 - راست می گی ؟

 - از ته قلبم آره...

 دخترک بلند شد پیرمرد را بوسید و به طرف دوستاش دوید ؛ شاد شاد...

 چند دقیقه بعد پیرمرد اشکهایش را پاک کرد ؛ کیفش را باز کرد ؛ عصای

سفیدش را بیرون آورد و رفت!!!

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٩:۳٢ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳۸٩/۱٢/٦

حقایقی زیبا و آموزنده در مورد زندگی

حقایقی زیبا و آموزنده در مورد زندگی

 

 

 

At least 5 people in this world love you so much they would die for you
حداقل پنج نفر در این دنیا هستند که به حدی تو را دوست دارند، که حاضرند برایت بمیرند.

 

At least 15 people in this world love you, in some way
حداقل پانزده نفر در این دنیا هستند که تو را به یک نحوی دوست دارند

 

The only reason anyone would ever hate you, is because they want to be just like you
تنها دلیلی که باعث میشود یک نفر از تو متنفر باشد، اینست که می‌خواهد دقیقاً مثل تو باشد

 

A smile from you, can bring happiness to anyone, even if they don’t like you
یک لبخند از طرف تو میتواند موجب شادی کسی شود
حتی کسانی که ممکن است تو را نشناسند

 

Every night, SOMEONE thinks about you before he/ she goes to sleep
هر شب، یک نفر قبل از اینکه به خواب برود به تو فکر می‌کند

 

You are special and unique, in your own way
تو در نوع خود استثنایی و بی‌نظیر هستی

 

Someone that you don’t know even exists, loves you
یک نفر تو را دوست دارد، که حتی از وجودش بی‌اطلاع هستی

 

When you make the biggest mistake ever, something good comes from it
وقتی بزرگترین اشتباهات زندگیت را انجام می‌دهی ممکن است منجر به اتفاق خوبی شود

 

When you think the world has turned it’s back on you, take a look
you most likely turned your back on the world
وقتی خیال می‌کنی که دنیا به تو پشت کرده، کمی فکر کن،
شاید این تو هستی که پشت به دنیا کرده‌ای

 

Always tell someone how you feel about them
you will feel much better when they know
همیشه احساست را نسبت به دیگران برای آنها بیان کن،
وقتی آنها از احساست نسبت به خود آگاه می‌شوند احساس بهتری خواهی داشت

 

If you have great friends, take the time to let them know that they are great
وقتی دوستان فوق‌العاده‌ای داشتی به آنها فرصت بده تا متوجه شوند که فوق‌العاده هستند

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱۱:٤٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٩/۱۱/٢۸

تاثیر موسیقی مبتذل در افزایش آمار طلاق

سبک‌های موسیقی مختلف نشأت گرفته از آن چیزی است که در اجتماع می‌گذرد و به جنبه هنری اجتماع مربوط می‌شود و همین طور این موسیقی بر محتویات جامعه نیز تأثیر متقابل می‌گذارد و حتی ممکن است این تأثیر شدیدتر باشد.

عصر شیعه - یک روانشناس گفت: بعضی از این موسیقی‌های سطحی و مبتذلی که بین جوانان رواج یافته است، بسیار غیراخلاقی و نامناسب هستند و ترویج عشق‌های خیابانی، کلمات بد و موارد مشمئز کننده است که وقتی جوانانی در رده سنی 13 تا 18 سال اینها را می‌شنوند، تحت تأثیر قرار می‌گیرند و پیرو همان مواردی که در آن موسیقی ذکر شده، می‌شوند.
خانم دکتر سیما فردوسی در وبلاگ خود نوشت:

سبک‌های موسیقی مختلف نشأت گرفته از آن چیزی است که در اجتماع می‌گذرد و به جنبه هنری اجتماع مربوط می‌شود و همین طور این موسیقی بر محتویات جامعه نیز تأثیر متقابل می‌گذارد و حتی ممکن است این تأثیر شدیدتر باشد.

بعضی از این موسیقی‌های سطحی و مبتذلی که بین جوانان رواج یافته است، بسیار غیراخلاقی و نامناسب هستند و ترویج عشق‌های خیابانی، کلمات بد و موارد مشمئز کننده است که وقتی جوانانی در رده سنی 13 تا 18 سال اینها را می‌شنوند، تحت تأثیر قرار می‌گیرند و پیرو همان مواردی که در آن موسیقی ذکر شده، می‌شوند.

هم اکنون هم در موسیقی‌هایی که در سطح جامعه رواج دارد و ما آن را با عنوان «موسیقی مبتذل» نام می‌نهیم، مواردی این‌چنین دیده می‌شود و هم این نوع موسیقی‌ها نیز بر روی جامعه تأثیر منفی‌ می‌گذارد و به طور کلی این نوع موسیقی، اثرات منفی بر روی زندگی جوانان را تشدید می‌کند.

پیام‌های انواع مختلف موسیقی بر روی مخاطب، تاثیر می گذارد زیرا هر نوع موسیقی، پیامی در بر دارد. اما متأسفانه این نوع سبک‌های رواج یافته، محتوای اخلاقی ندارد. یعنی اگر سبک‌های جوان پسند امروزی هم با محتوای مثبت و اخلاق‌گرا به بازار بیاید، در وضعیت زندگی جوانان تأثیر مثبت خواهد گذاشت. موسیقی های جدید جوانان را به عشق های چند روزه و گاه حتی ازدواج هایی می کشاند که نتیجه آن طلاق است. برای همین آمار طلاق متاسفانه هر سال در کشور ما رو به افزایش است، به طوری که طبق آمارهای سال جاری از هر چهار مورد ازدواج، یکی به طلاق ختم شده است.

برخی از دختران و پسران جوان با این انگیزه به سوی دوستی های متقابل کشیده می شوند که فکر می کنند اگر در زندگی نسل گذشته (والدین آنها) اختلافاتی بروز کرده و تنش هایی وجود داشته ناشی از عدم شناخت آنان بوده و اگر آنها قبل از ازدواج با همسر آینده خود رابطه داشته باشند، میتوانند جلوی بروز چنین مشکلاتی را بگیرند و به خوشبختی برسند. دختران و پسرانی که بر اثر یک عشق زودگذر یا یک هوس خیالی، در کوچه و خیابان با یکدیگر به اصطلاح دوست می شوند، نمی دانند که سرانجام عشق آنها شکست و جدایی است، زیرا احساسات و غرایز بر این گونه آشنایی ها و ازدواجها حاکم است، نه عقل و منطق و شناخت واقعی، حتی در دوستی هایی هم که هر دو طرف با نیت و هدف ازدواج پای در این راه می گذارند کمتر دیده شده که به سرانجام خوبی برسند. این دختران و پسران با همه مخالفت هایی که به طور معمول از سوی والدین شان ابراز می شود، زندگی مشترک را آغاز می کنند، اما غافل از این واقعیت هستند که زیر یک سقف زندگی کردن و با هم بودن اصل مهم زندگی نیست.

برای ساختن زندگی پر از مهر و محبت و تربیت فرزندانی سالم، پذیرفتن واقعیات زندگی و این که بتوان با آنها کنار آمد، از زندگی زیر یک سقف و در کنار هم بودن مهمتر است. این قبیل همسران بعد از گذشت مدتی کوتاه از زندگی و فروکش کردن تب و تاب عشق های ظاهری، تازه با حقایق زندگی روبه رو می شوند و هرکدام از آنها چهره واقعی خود را نشان می دهند. تمام آن مسائلی که در روزهای دوستی برای آنان قابل تحمل بود و شاید هیچ کدام از آن موارد اصلاً جلوه ای برایشان نداشته به یکباره مهم می شوند و تازه درمی یابند که نمی توانند با فردی که دارای چنین رفتاری است زندگی کنند. به این ترتیب شک و بدبینی در دل هایشان خانه می کند و مرد به خودش می گوید مبادا زنی که روزی پنهانی با من دوست شده، قبلاً با شخص دیگری هم رابطه داشته، نکند با اشاره پسری غریبه، عشقش را به پای او بریزد و زن نیز در اندیشه این فکر که مرد او دیروز تنها با یک نگاه و خنده عاشق من شد، نکند با نگاه زن دیگری دلش را به او بدهد.

در این گونه روابط فقط دخترها نیستند که متحمل ضرر و خسارت های جبران ناپذیری می شوند، پسرها نیز به نوبه خود زیان های عاطفی، روحی و گاه جسمی مشابهی را متحمل می شوند. اما در چنین مواقعی به دخترها بیشتر صدمه وارد می شود. ازاین رو دختران جوان باید قدرت نه گفتن را در خود تقویت کنند و به این گونه دوستی ها یا عشق های سراب گونه و بی اساس پاسخ منفی دهند. فریب حرف های عاشقانه، ظاهر آراسته یا پیام های احساسی را نخورند تا با احساساتشان بازی نشود.

همچنین در ظاهر امر رابطه پنهانی میان دختر و پسر که اغلب با عشق های دروغین خیابانی شروع میشود و ناشی از احساسات زودگذر است شاید امر ساده ای به نظر بیاید اما آمار جرایم در این شرایط موضوعی جدی و قابل بحث است. دختران در این شرایط از آسیب پذیری فراوانی برخوردار هستند. زیرا با برقراری روابط پنهانی در شرایطی قرار می گیرند که همه آبروی خود و خانواده را به باد می دهند.

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٩/۱۱/٢۸

فواید لبخند زدن

فواید لبخند زدن

۱. لبخند جذابتان می کند.

همه ما به سمت افرادیکه لبخند می زنند کشیده می شویم. لبخند یک کشش و جذبه فوری ایجاد می کند. دوست داریم نسبت به آنها شناخت پیدا کنیم.

۲. لبخند حال و هوایتان را تغییر می دهد.

دفعه بعدی که احساس بی حوصلگی و ناراحتی کردید، لبخند بزنید. لبخند به بدن حقه می زند.

۳. لبخند مسری است.

لبخند زدن برایتان شادی می آورد. با لبخند زدن فضای محیط را هم شادتر می کنید و اطرافیان را مانند آهن ربا به سمت خود می کشید.

۴. لبخند زدن استرس را از بین می برد.

وقتی استرس دارید، لبخند بزنید. با اینکار استرستان کمتر می شود و می توانید برای بهبود اوضاع وارد عمل شوید.

۵. لبخند زدن سیستم ایمنی بدن را تقویت می کند.

به این دلیل عملکرد ایمنی بدن تقویت می شود که شما احساس آرامش بیشتری دارید. با لبخند زدن از ابتلا به آنفولانزا و سرماخوردگی جلوگیری کنید.

۶. لبخند زدن فشارخونتان را پایین می آورد.

وقتی لبخند می زنید، فشارخونتان به طرز قابل توجهی پایین می آید. لبخند بزنید و خودتان امتحان کنید.

۷. لبخند زدن اندورفین، سروتونین و مسکن های طبیعی بدن را آزاد می کند.

تحقیقات نشان داده است که لبخند زدن با تولید این سه ماده در بدن باعث بهبود روحیه می شود. می توان گفت لبخند زدن یک داروی مسکن طبیعی است.

۸. لبخند زدن چهره تان را جوانتر نشان می دهد.

عضلاتی که برای لبخند زدن استفاده می شوند صورت را بالا می کشند. پس نیازی به کشیدن پوست صورتتان ندارید، سعی کنید همیشه لبخند بزنید.

۹. لبخند زدن باعث می شود موفق به نظر برسید.

به نظر می رسد که افرادیکه لبخند می زنند اعتماد به نفس بالاتری دارند و در کارشان بیشتر پیشرفت می کنند.

۱۰. لبخند زدن کمک می کند مثبت اندیش باشید.

لبخند بزنید. حالا سعی کنید بدون از بین رفتن آن لبخند به یک مسئله منفی فکر کنید. خیلی سخت است. وقتی لبخند می زنیم بدن ما به بقیه بدن پیغام می فرستد که “زندگی خوب پیش می رود”. پس با لبخند زدن از افسردگی، استرس و نگرانی دور بمانید.

پس….همیشه لبخند بزنید!

.

.

.

..

...

....

.....

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٩/۱۱/٢٤

لبخند را فراموش نکنید!

لبخند را فراموش نکنید!

اعمال ما، همیشه رساتر از کلماتند. مثلاً تبسم شما به طرف مقابلتان می‌گوید: ”من دوستت دارم، تو مرا خوشحال می‌کنی، از ملاقاتت خوشحالم“. تبسم خرجی ندارد، ولی چیزهای بسیاری می‌آفریند. لبخند بدون این‌که دهنده‌اش را فقیر کند، گیرنده را ثروتمند می‌کند.
 

 

 

تبسم، یک لحظه بیشتر پایدار نیست، ولی گاهی خاطره‌اش تا ابد باقی می‌ماند. هیچ‌کس آن‌قدر غنی نیست که نیازی به تبسم نداشته باشد و هیچ‌کس آن‌قدر فقیر نیست که از عهده بخشش یک تبسم برنیاید. لبخند، خستگی را برطرف و افراد مأیوس را امیدوار می‌کند. لبخند، اشعه آفتاب است برای افسردگان و بهترین پادزهر طبیعی است برای غم و ناراحتی. با همه اینها، تبسم را نه می‌توان خرید و نه می‌توان گدائی کرد و نه می‌توان دزدید، زیرا تبسم یک کالای زمینی نیست، مگر زمانی‌که عطا شود. پس لبخند را فراموش نکنید. لبخند بی‌هزینه شما، گرانبهاترین هدیه است.

در تمام دنیا انسان‌ها وقتی خوشحالند، لبخند می‌زنند بر طبق تحقیقات انسان‌شناسان، لبخند یکی از احساسات جهانی و شاخص احساسات انسانی است. توانائی لبخند زدن یکی از تفاوت‌های اصلی فیزیولوژیک بین انسان و حیوان است. توانائی لبخند زدن از کارکردهای سطوح عالی مغز است که فقط در نوع انسان و حیوان است. توانائی لبخند زدن از کارکردهای سطوح عالی مغز است که فقط در نوع انسان مشاهده شده است. در حالی‌که انقباض عضلات صورت برای نشان دادن خشم و تنفر در اغلب پستانداران عالی وجود دارد.

دکتر ”پل اکمن“ محقق ارتباطات غیرکلامی می‌گوید: ”لبخند یکی از ساده‌ترین و در عین حال یکی از گیج‌کننده‌ترین حالات انسان است.“ برای یک لبخند، تنها یک ماهیچه صورت مورد نیاز است، در حالی‌که برای نشان دادن اندوه و یا تنفر، دست کم باید دو ماهیچه صورت‌تان را به‌کار بگیرید، یعنی برای لبخند زدن به انرژی به مراتب کمتری نیاز دارید. پس کسانی‌که پیوسته اخم به چهره دارند، انرژی فراوانی را مصرف می‌کنند تا خصوصیتی را در چهره خود پدید آورند.

تحقیقات علمی جدید همگی مؤید آن ضرب‌المثل قدیمی‌اند که می‌گوید: ”خنده بر هر درد بی‌درمان دواست.“ بر طبق تحقیقات پزشکان انگلیسی در اگوست ۱۹۵۸ خندیدن بر تمام اندام‌های بدن تأثیر می‌گذارد، به‌عنوان مسکن طبیعی عمل می‌کند، فشار روانی را کاهش می‌دهد، کالری‌ها را به سرعت می‌سوزاند و سوءهاضمه را بهبود می‌بخشد. در حال حاضر نیز دانشمندان معتقدند که می‌توانیم با خنده چاقی را از بین ببریم، زیرا خنده به سرعت سوخت و ساز را افزایش می‌دهد. جریان خون و فرآیندهای هاضمه با خندیدن سرعت می‌یابند و کل سیستم بدن از حالت رکود و کسالت خارج می‌شود: دکتر ”جون گومز“ روان‌پزشک می‌گوید: ”خنده در نهایت بهترین شیوه کنار آمدن با هیجانات عصبی و موقعیت‌های پراسترس است. خنده، استرس را همچون یخی در برابر آتش ذوب می‌کند. لبخند و خنده، رشد سرطان را متوقف می‌کند. همچنین کسانی‌که بیشتر می‌خندند، کمتر در معرض ابتلا به سرطان قرار دارند. و کسانی‌که در زندگی، خود را از شادی دور نگه می‌دارند، به مراتب بیشتر از مردم شاد به سرطان دچار می‌شوند.

گاهی پیش می‌آید که تمایلی به لبخند زدن نداریم و حالمان چندان خوش نیست؛ در چنین صورتی می‌توانیم نکات زیر را به‌کار ببندیم و همه باید به مؤثر بودن آنها امیدوار باشیم تا هیچ‌گاه چهره‌مان از لبخندی زیبا خالی نباشد. این سخن مارک تواین را فراموش نکنید ”که هیچ چیز غم‌انگیزتر از دیدن چهره‌های جوان ولی عبوس نیست.“

به‌خود بقبولانید که لبخند بزنید و یا پیش خود آوازی را زمزمه کنید. طوری رفتار کنید که گوئی شاد و خوشحالید. این امر موجب می‌شود که شادی، شما را فراموش نکند. اغلب ما درست به همان اندازه احساس شادی می‌کنیم که تصمیم گرفته‌ایم شاد باشیم. همیشه قدردان باشید و به نعماتی که دارید بیندیشید. همیشه احساس قدرشناسی با طبیعی‌ترین لبخند دنیا همراه می‌شود. همه جا پیام‌آور دوستی، شادی و نشاط باشید تا هم از شما استقبال کنند و اگر تاکنون چنین می‌پنداشتیم که ابتدا باید شاد باشیم و سپس لبخند بزنیم، طبق تئوری جدید می‌توانیم ابتدا لبخند بزنیم و سپس شاد شویم.

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٢۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٩/۱۱/٢٤

مهارت نه گفتن

به سختی “نه” می گویید؟ شما هم مانند بسیاری از مردم، همیشه می کوشید تا نسبت به دیگران و به هزینه ی خودتان خوب باشید؟
خیلی ها هستند زمانیکه درخواست کمکی از آنها می شود، می خواهند همراهی کنند حتی اگر کارهای مهمتری برای انجام دادن داشته باشند.

چرا “نه” گفتن برایمان سخت است
برای اینکه “نه” گفتن را بیاموزیم بایستی در ابتدا متوجه شویم که چه چیزی ما را در برابر آن مقاوم می کند. در زیر دلایل معمولی که باعث سخت شدن “نه” گفتن برای ما می شود را خواهید دید.


۱- می خواهید کمک کنید. شما یک جورهایی قلب مهربانی دارید. نمی خواهید که طرف را اصطلاحا “دک کنید” بلکه می خواهید تا آنجایی که امکان دارد کمک کنید حتی اگر آن کار باعث هدر رفتن وقت تان شود.


۲- از گستاخ شدن هراسانید. خیلی ها اینطور فکر می کنند که “نه” گفتن به نوعی گستاخی است. این نوع تفکر مخصوصا در فرهنگ آسیا مرسوم است، جایی که “حفظ منزلت و شان” اهمیت دارد.


۳- می خواهید که سازگار باشید. نمی خواهید که خودتان را از گروه بیگانه کنید بنابراین درخواست های دیگران را تایید می کنید.


۴- ترس از نزاع. شما احتمالا از این می ترسید که در صورت رد درخواست فردی، باعث عصبانی شدن وی شوید. این می تواند منتج به یک برخورد زشت شود. اگر هم چنین اتفاقی رخ ندهد امکان دارد که اختلاف عقیده ای رخ داده و در نتیجه در آینده باعث نتایج منفی شود.


۵- ترسِ از دست دادن موقعیت ها. شاید با گفتن “نه” مضطرب شوید چرا که باعث بسته شدن درها بر روی تان می شود.


۶- خراب نکردن پل ها. برخی از مردم “نه” گفتن را نوعی روگردانی می دانند. اینطور فکر می کنید که، “نه” گفتن می تواند باعث خراب شدن پل ها و قطع رابطه ها شود.

***

“نه” گفتن به معنای گستاخ شدن شما نیست؛ همانطوری که ناسازگاری شما را نخواهد رساند. “نه” گفتن به معنای ایجاد نزاع نیست؛ همانطور که باعث از دست دادن موقعیت های تان در آینده نخواهد شد. و همچنین “نه” گفتن قطعا باعث خراب کردن پل ها نخواهد شد. این ها همه تفکرات اشتباهی هستند که در ذهن تان وجود دارند.
“نه” گفتن راجع به احترام به موقعیت ها، زمان و فرصت تان است. “نه” گفتن حق مسلم شماست.


۷ راه ساده برای “نه” گفتن
اگر شما اطمینان ندارید که چگونه بایستی “نه” بگویید، در زیر ۷ راه ساده برای انجام آن وجود دارد. آنها را در موقعیت های خوب به کار ببندید.
۱- “الان خودم اولویت های دیگری دارم، نمی توانم این کار را انجام دهم.”
اگر سرتان خیلی شلوغ است که درگیر درخواست یا پیشنهاد او شوید، جمله ی بالا به کارتان می آید. این جمله به دیگران می فهماند که وقت شما هم اکنون پر است، بنابراین او بایستی دست نگه دارد. اگر که می خواهید کارتان آسان تر شود، می توانید به جمله تان این را هم اضافه کنید که بر روی چه چیزی مشغول به کار هستید تا او بهتر متوجه شود.
۲- “الان زمان خوبی نیست چرا که من در میان انجام کاری هستم. چطور است که ما در زمان X دوباره ارتباط برقرار کنیم.”
خیلی پیش می آید که شما در میان انجام کاری هستید که ناگهان درخواست کمکی از شما می شود. اول، به او این اجازه را بدهید که دریابد “الان زمان خوبی نیست” چرا که شما در حال انجام چیزی هستید. دوم، با پیشنهاد زمانی دیگر به او بفهمانید که شما مشتاق به کمک هستید. از این طریق، او احساس بدی نخواهد کرد.
۳- “مشتاق به انجام آن هستم، ولی…”
این جمله باعث دلگرمی می شود، چرا که به او این را می فهماند که شما ایده ی او را دوست دارید و هیچ چیز اشتباهی درباره ی آن وجود ندارد.
۴- “اجازه بده ابتدا درباره ی آن فکر کنم، بعدا به تو خبر خواهم داد.”
این جمله بیشتر شبیه “شاید” گفتن است تا گفتن یک “نه” صاف و پوست کنده. اگر علاقه مند هستید اما نمی خواهید همین الان “بله” را بگویید، از این جمله استفاده کنید.
۵- “این ملاقات آن چیزی نبود که من نیاز داشتم اما یقینا درخواست شما را در نظر خواهم داشت.”
اگر کسی در حال ایجاد یک معامله یا فرصتی است که از قضا آن چیزی نیست که شما به دنبال آن هستید، اجازه دهید که او بداند این ملاقات آن چیزی نبود که به آن نیاز داشتید. در غیر این صورت، مذاکره می تواند خیلی طولانی شود. از طرف دیگر، این جمله به طرف می فهماند که هیچ ایرادی درباره ی پیشنهادش وجود ندارد.
۶- “من بهترین فرد برای کمک در این مورد نیستم. چرا آقا/خانم X را از درخواستت مطلع نمی کنی؟”
اگر از شما درخواست کمک در چیزی می شود که نمی توانید در آن شرکت کنید، به او این اجازه را بدهید که متوجه این موضوع شود که به دنبال فرد اشتباهی می گردد.
۷- “نه، نمی توانم.”
راحت ترین و ساده ترین راه برای “نه” گفتن استفاده از جمله ی بالا است.
ما موانع زیادی برای “نه” گفتن در ذهن مان ایجاد می کنیم. همانطور که در ابتدای این مطلب نیز دیدید، این موانع خود ساخته هستند و به هیچ وجه درست نیستند. خیلی درباره ی “نه” گفتن فکر نکنید و فقط آن را بی درنگ بگویید.
“نه” گفتن به ملاقات هایی که نیاز ندارید را یاد بگیرید، و هنگامی که این کار را انجام دادید در واقع متوجه خواهید شد که این کار چقدر آسان است. در نتیجه، شما وقت بیشتری برای خودتان، کارتان و چیزهایی که بیشتر برایتان مهم هستند، خواهید یافت

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸٩/۱٠/٧

نمره اعصاب شما چند است؟

این یک آزمون استاندارد روان‌شناسی است. شما باید خودتان را در هر یک از ده موقعیت زیر تصور کنید و گزینه مناسب خودتان را پیدا کنید و علامت بزنید…

نمره اعصاب شما چند است؟ 

بعد از آن، باید نمره مناسب خودتان را در پرانتز انتهای هر گزینه بخوانید و مجموع نمرات‌تان را حساب کنید تا بفهمید که آیا شما از آن آدم‌هایی هستید که زیر فشارهای زندگی، به هم می‌ریزند و تسلیم می‌شوند یا این‌که با صبر و اعتماد به نفس، در برابر مشکلات زندگی مقاومت می‌کنید و می‌ایستید.

 

 

فرض کنید کارفرمایتان از شما می‌خواهد به دفتر او بروید و هنگامی که شما را در دفترش می‌بیند، با لحن تندی با شما برخورد می‌کند. شما در این حالت، کدامیک از کارهای زیر را انجام می‌دهید؟

 

۱) احساس شکست و تحقیر می‌کنید و هنگامی که به محل کارتان برمی‌گردید، ماجرا را برای بقیه همکاران‌تان هم تعریف می‌کنید. (۲ نمره)

 

۲) به محل کارتان برمی‌گردید و سعی می‌کنید همه چیز را فراموش کنید. (۵ نمره)

 

۳) موضوع را با یکی از صمیمی‌ترین دوستان‌تان در میان می‌گذارید و سعی می‌کنید با کمک او راه حلی برای مشکل‌تان پیدا کنید. (۷ نمره)

 

 

فرض کنید که یک هفته است وارد محل کار جدیدی شده‌اید اما هر چه تلاش می‌کنید، نمی‌توانید با هیچ‌کدام از همکاران جدیدتان دوست شوید. چه کار می‌کنید؟

 

۱) حوصله‌تان از این کار جدید سر می‌رود. دیر سر کار می‌روید و زود برمی‌گردید. (۲ نمره)

 

۲) کارتان را به درستی انجام می‌دهید اما هم‌زمان به دنبال کار مناسب‌تری هم می‌گردید. (۵ نمره)

 

۳) سعی می‌کنید بفهمید که مشکل از شماست یا همکاران‌تان. سعی می‌کنید علت این نوع رابطه را کشف کنید و راه حلی برایش پیدا کنید. (۷ نمره)

 

 

فرض کنید چند ساعت روی یک پروژه وقت گذاشته‌اید اما کامپیوترتان دچار مشکلی می‌شود و تمام اطلاعاتی که روی سیستم ذخیره کرده بودید، ‌از دست می‌رود. آن‌وقت شما …

 

۱) دل‌تان می‌خواهد با مشت به صفحه مونیتور بکوبید و آن را خرد کنید. (۲ نمره)

 

۲) با عصبانیت از محل کارتان بیرون می‌آیید و از صحنه دور می‌شوید. (۵ نمره)

 

۳) ناراحت می‌شوید اما به این فکر می‌کنید که از چه راهی می‌شود دوباره این اطلاعات را به دست آورد و ذخیره کرد. (۷ نمره)

 

 

فرض کنید که یک هفته برای پروژه‌تان زحمت کشیده‌اید و فقط چند ساعت دیگر تا موعد تحویل پروژه، وقت دارید اما هنوز قسمت‌هایی از کارتان مانده است که باید کامل شود. چه کار می‌کنید؟

 

۱) می‌خواهید کارتان را تمام کنید ولی آن‌قدر هیجان‌زده و عصبی هستید که نمی‌توانید روی کارتان تمرکز کنید. (۲ نمره)

 

۲) با خودتان می‌گویید: شاید بد نباشد اگر کمی هم استراحت کنم. (۵ نمره)

 

۳) با خودتان می‌گویید: «من که تا اینجا آمده‌ام، این چند ساعت را هم کار می‌کنم» و بعدش هم تصمیم می‌گیرید کارتان را به اتمام برسانید. (۷ نمره)

 

 

فرض کنید کارفرمایتان شما را از سر کارتان اخراج می‌کند. چه کار می‌کنید؟

 

۱) آنقدر نگران و پریشان می‌شوید که شب خواب‌تان نمی‌برد. (۲ نمره)

 

۲) تصمیم می‌گیرید که چند روزی از کار به دور باشید (مثلا بروید مسافرت) و بعدش برگردید و به یک شغل جدید فکر کنید. (۵ نمره)

 

۳) نیازمندی‌های روزنامه را باز می‌کنید و به دنبال کار می‌گردید و از طریق دوستان و آشنایان‌تان هم جویای کار می‌شوید. (۷ نمره)

 

 

فرض کنید در ارتباط با صمیمی‌ترین دوست‌تان دچار شک و تردید شده‌اید. چه کار می‌کنید؟

 

۱) مدام به این فکر می‌کنید که دوست‌تان قصد دارد شما را فریب بدهد و به‌ شما خیانت کند. (۲ نمره)

 

۲) ارتباطتان را با او قطع می‌کنید. (۵ نمره)

 

۳) تصمیم می‌گیرید با او حرف بزنید و بفهمید که مشکل کجاست. (۷ نمره)

 

 

فرض کنید رابطه‌تان با صمیمی‌ترین دوست‌تان به هم خورده است. آن‌وقت شما…

 

۱) خودتان را به بی‌خیالی می‌زنید و می‌گویید تقصیر خودش بود! (۲ نمره)

 

۲) سعی می‌کنید با دوست دیگری، یک ارتباط صمیمانه برقرار کنید. (۵ نمره)

 

۳) سعی می‌کنید بفهمید مشکل‌تان کجای کار بوده و اگر رفع‌شدنی است، مشکل را رفع کنید؛ وگرنه، در ارتباط‌های بعدی، بیشتر دقت کنید. (۷ نمره)

 

 

شب است و شما دارید در بزرگراه رانندگی می‌کنید که ناگهان اتومبیل‌تان دچار مشکل می‌شود و در تاریکی تنها می‌مانید. آن‌وقت شما…

 

۱) وحشت می‌کنید که مبادا به شما حمله کنند یا ماشین‌تان را بدزدند. (۲ نمره)

 

۲) ماشین را قفل می‌کنید و برای کمک گرفتن به نزدیک‌ترین محل می‌روید. (۵ نمره)

 

۳) سعی می‌کنید از ماشین‌های دیگر کمک بگیرید. (۷نمره)

 

 

دارید درست رانندگی می‌کنید اما ماشین پشت سرتان دستش را گذاشته است روی بوق و می‌خواهد از شما سبقت بگیرد. چه کار می‌کنید؟

 

۱) می‌گذارید رد شود ولی به او ناسزا می‌گویید. (۲ نمره)

 

۲) اهمیت نمی‌دهید چون هنوز فاصله‌اش با شما زیاد است. (۵ نمره)

 

۳) کنار می‌کشید تا از شما سبقت بگیرد و رد شود. (۷ نمره)

 

 

پلیس دارد به اشتباه شما را جریمه می‌کند در حالی که شما اطمینان دارید هیچ خلافی مرتکب نشده‌اید. چه کار می‌کنید؟

 

۱) با پلیس جر و بحث می‌کنید و به او می‌گویید به هیچ عنوان این جریمه را قبول نخواهید کرد. (۲ نمره)

 

۲) می‌دانید که بحث کردن با او هیچ فایده‌ای ندارد و به همین خاطر جریمه را سریع قبول می‌کنید. (۵ نمره)

 

۳) سعی‌تان را می‌کنید که در کمال آرامش او را متقاعد کنید اما وقتی می‌بینید که او به هیچ وجه، قبول نمی‌کند جریمه را قبول می‌کنید. (۷ نمره)

 

 

تفسیر آزمون

 

به کسانی که در این آزمون، بیشتر از ۶۵ امتیاز آورده‌اند باید تبریک ‌گفت و آنهایی هم که امتیازشان بین ۳۰ تا ۶۵ شده است، باید بدانند که در مواجهه با استرس‌های زندگی‌شان کمی مشکل دارند و بهتر است درباره راه‌های مقابله با استرس بیشتر مطالعه و تمرین کنند.

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱۱:۱۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳۸٩/۸/٢٩
تگ ها : تست ، روانشناسی

چه مسائلی را نباید به همسرتان بگویید؟!

بعضی از خانمها یا آقایان عادت دارند تمام اتفاقاتی را که در طول روز برای شان اتفاق افتاده است را برای همسر حود تعریف کنند . با این وجود گاهی اوقات صحبت کردن بسیار خظرناک است و توصیه نمیشود که مدام صحبت نکنید ، سکوت در بسیاری از موارد بهتر از صحبت کردن می باشد.

آیا میدانید برای اینکه روابط زناشویی تان تداوم بیشتری داشته باشد، همه چیز را نباید به همسر خود بگویید! آیا میدانید چه صحبتهایی را باید به همسر خود بگویید و چه سخنانی را باید مطرح نسازید؟

اولین گام در روابط زناشویی نحوه ی صحبت کردن است ، طرز صحیح صحبت کردن با همسرتان تاثیر بسزایی را در روابظ شما میگذارد البته لازم به ذکر است نه هر صحبتی .

بعضی از خانمها یا آقایان عادت دارند تمام اتفاقاتی را که در طول روز برای شان اتفاق افتاده است را برای همسر حود تعریف کنند . با این وجود گاهی اوقات صحبت کردن بسیار خظرناک است و توصیه نمیشود که مدام صحبت نکنید ، سکوت در بسیاری از موارد بهتر از صحبت کردن میباشد.

در این مقاله توصیه و پیش نهادهایی را برای شما ارائه خواهیم کرد:

از دیدگاه روان شناسان انسانها از این منظر به چند دسته تقسیم میشوند

1- افرادی که همه مطالب زندگی خود چه در حال ، چه در گذشته را برای همسران خود بازگو میکنند به بلوغ فکری نرسیده اند ، ذهنشان مانند دوران نوجوانی شان عمل میکند که عادت داشتند همه چیز را برای خانواده خود تعریف کنند .

2- افرادی که در تعاریف خود ، صحبتهای شان اغراق میکنند و حتی گاهی وقتها به دروغ نیز متوسل میشوند ، افرادی هستند که اعتماد به نفس کمی به خود دارند ، با این کار قصد دارند تا اعتماد به نفس خود را افزایش دهند . امروزه پیوند بین زوجهای با ازدواجهایی که در سابق صورت میگرفت کاملا متفاوت میباشد . در زمان امروز اکثر زوجین هر دو با هم به کار بیرون از خانه اشتغال دارند ، زمان کمی را برای صحبت کردن با یکدیگر دارند ، هنگامی که فرصتی برای صحبت کردن پیش میآید در اغلب موارد راجع به کار بیرون از خانه ی خانم یا آقا میگذرد ، به ندرت پیش میآید که زوجین در مورد رابطهی خودشان ، زندگی دو نفره ای یا چهار نفرهاشان به صحبت بنشینند .

حال به توضیح این موضوع میپردازیم که چرا نباید تمام صحبتهای خود را به همسرتان بازگو کنید ؟ این سوال چندین پاسخ دارد:

1- از دیدگاه بعضی از روانشناسان افرادی که گذشته تلخ و سخت داشته اند باید توجه کنند که ، هنگامی تجربه های تلخ گذشته باید چراغ راه آینده باشد و بس. سعی کنید با گذشته های تلخ تان خداحافظی کنید و با عنوان کردن تجربه ها ذهن همسر تان را مغشوش نکنید . توجه کنید که شما دیگر در دوران مجردی به سر نمیبرید ، شما تشکیل خانواده داده اید و از همان روز اول که وارد زندگی زناشویی میشوید باید سعی کنید همهی گذشته ی خود را فراموش کنید ، و الان زمان آن است که زندگی دو نفره ی که در آینده خواهید داشت فکر کنید ، صحبتهایتان نیز باید حول زندگی مشترکتان باشد نه گذشته تلختان .

2- اگر از اشتباهات گذشته عبرت گرفته اید و تحول خاصی در رفتارتان ایجاد کرده اید لزومی به بازگو کردن اشتباهات گذشته تان نیست چون ممکن است بر دیدگاه طرف مقابل به شما اثر منفی بگذارد و یا برخی قابلیت های فعلی تان نادیده گرفته شود. مگر در مواردی که بازگو کردن تجربه شما میتواند مانع تکرار اشتباه برای طرف مقابلتان شود.

3- صحبتهایی را از گذشته ، حال برای همسرتان بازگو و تعریف کنید اما سعی کنید وارد جزییات نشوید ، مسائل را برای او کاملا باز نکنید و نشکافید .


حال چه صحبتهایی را نباید مطرح کرد:

1- اسرار تان را به همسرتان نگویید .منظور از اسرار چیست ؟

مشکلاتی که در دوران قبل از ازدواج برایتان بوجود آمده و بازگو کردن آن تنها باعث مشغول کردن ذهن همسرتان میشود. نا گفته نماند که مسائلی است که گفتن آنها به همسرتان ضروری است مثلا تجربه نامزدی ناموفقی اگر در گذشته داشته اید به همسر تان بگویید اما آیا واقعا لازم است همسرتان از جزئیات آن مطلع باشد؟ مشکلاتی که با پدرو مادر، خواهر یا برادر تان داشته اید و عنوان کردن آنها به دیدگاه همسرتان نسبت به خانواده تان خدشه وارد میکند ، کمبودهایی که در زندگی با آنها مواجه بوده اید ، رنجها و مشقتهایی را که متحمل شده اید ، و مسائلی مانند این موضوعات بهتر است بازگو نکنید.

2- اگر زمانی به همسرتان ، رفتارهایی که انجام میداده شک کردید و در وفاداریش نسبت به خودتان مردد بودید

هرگز این موضوع را مطرح نسازید ، زیرا ممکن است شما به اشتباه چنین فکری را داشته بودید در این صورت احساس وفاداری که بین شما و شوهرتان وجود داشته است در همان زمان از بین می رود.

فان پاتوق
  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٩/٧/٢٥

شناخت شخصیت از روی مدل ابروها

 

شناخت شخصیت از روی مدل ابروها

ابرو

در بررسی هایی که بر روی شکل ابروها و رابطه آنها با شخصیت انسان انجام گرفته است، دانشمندان به این نتیجه رسیده اند که هر شکلی از ابرو با شخصیت صاحب آن رابطه دارد.

در اینجا به چند شکل از ابروها و رابطه آنها با شخصیت افراد اشاره می شود:

۱) ابروهای نرم و کم پشت نشانه ناپختگی و بی تجربگی است.

۲) ابروهای پرپشت نشانه تحرک زیاد و پرانرژی بودن است.

۳) ابروهای بلند نشانه ثبات شخصیت و تلاش و کوشش فراوان است.

۴) ابروهای کوتاه نشانه عدم استواری و خیالاتی بودن است.

۵) ابروهای پیوسته نشانه حساس بودن است.

۶) ابروهای دور از هم نشانه ضعف و انزوا طلبی و ناپختگی است.

۷) ابروهای نزدیک به چشم ها نشانه اراده قوی و تمرکز ذهن است.

۸) ابروهای صاف نشانه شخصیت محکم و لجباز است.

۹) ابروهای کمانی نشانه نیرو و نشاط و گرمی است.

۱۰) ابروهایی که انتهای آنها به سمت بالاست نشانه جرئت و نشاط و شادمانی است.

۱۱) ابروهایی که انتهای آن افتاده است نشانه پیچیدگی شخصیت و اضطراب است.

به طور کلی می توان گفت:

ابروهای پرپشت: نشانه فعالیت،

ابروهای بلند: نشانه اراده،

ابروهای بالا : نشانه جرئت

ابروهای کمانی: نشانه گرمی و اشتیاق است.

پرسین وی

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸٩/٧/٢۱

پسران برای ازدواج چه دخترانی را انتخاب می‌کنند؟!

عضو هیات علمی‌گروه روانشناسی بالینی دانشکده روانشناسی دانشگاه علامه طباطبایی، گفت: پسران برای ازدواج دنبال دخترانی می‌گردند که شبیه مادرانشان باشند.
منوچهر طباطبایی افزود: پسران به طور ناخودآگاه دخترانی را برای ازدواج می‌پسندند که شبیه مادر خود بوده و بتواند جایگزین آن باشد.
وی ادامه داد: این مسأله که بیشتر در فرهنگ ایرانی دیده می‌شود، به ارتباط عاطفی و علاقه ای که پسران به مادران دارند، برمی‌گردد.
این روانشناس اظهار داشت: معمولا دخترانی که پسران برای ازدواج انتخاب می‌کنند، اگر شباهتی به مادر پسر نداشته باشند، پسر جذب وی نمی‌شود.
وی افزود: اکثر خانم ها اگر در آینه به خود نگاه کنند یا در رفتار خود دقیق شوند، متوجه می‌شوند که شباهت هایی با مادرشوهر خود دارند.

طباطبایی در پاسخ به این که آیا این نحوه انتخاب لطمه ای به زندگی نمی‌زند، تصریح کرد: این موضوع نمی‌تواند یک آسیب تلقی شود به ویژه اینکه پسران تصمیم نمی‌گیرند که چنین انتخابی را داشته باشند.
وی توضیح داد: علاقه مند شدن یک پسر به دختری که شبیه مادر وی است کاملا به صورت ناخودآگاه و بدون اینکه فرد متوجه شود، اتفاق می‌افتد.
این عضو هیات علمی‌دانشگاه علامه طباطبایی گفت: حتی پسرانی که با مادران خود اختلاف دارند، به دلیل علاقه به مادر دخترانی را برای همسری می‌پسندند که شبیه وی باشد.
فان پاتوق
  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٠٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٩/٧/۱٩

روانشناسی رنگ در قرآن

روانشناسی رنگ در قرآن خوانندگان جوان که با قرآن کریم مأنوس هستند، اطلاع دارند سوره بقره (گاو ماده) در بردارنده داستانی است که یکی از ارکان آن پیدا کردن گاوی با ویژگیهای خاص و رنگ مخصوص است. سپس کشتن آن گاو و زدن بخشی از آن را به بدن کسی که به ناحق کشته شده بود تا زنده شود و قاتل را معرفی کند. همچنین می‌دانند که اصطلاحی به نام بهانه های بنی‌اسراییلی داریم. این اصطلاح به همین داستان ربط دارد که علاوه بر قرآن کریم در کتاب مقدس هم در دو سه جا آمده است. نگارنده این سطور در یکی از «نکات قرآنی» که در نشریه «بینات» نوشته است، اشارات مفصل‌تری به آن دارد. داستان گاو در میان قوم بنی اسراییل یعنی یهودیان قدیم در حدود عصر حضرت موسی (ع) رخ داده است. خداوند به پیامبر بنی اسراییل که وحی صریح و قاطع می فرستد که باید گاوی ذبح کنند. بنی اسراییل، شاید تحت تأثیر فشارهای پنهانی قاتل و همدستانش زیر بار ذبح گاو، که می‌توانست هر گاوی باشد، نمی‌رفتند و می‌پرسیدند: این گاو باید پیر باشد یا جوان؟ کاری باشد یا از کار افتاده؟ چه رنگی باشد؟ و غیره. پیامبر هم از طریق دریافت وحی به آنان جواب می داد تا اینکه سرانجام وصف کاملی از آن به دست داد و به این بهانه‌های بنی‌اسراییلی خاتمه داد. آنچه به بحث حاضر ارتباط دارد آیه 69 سوره‌بقره است که در میانه‌گیرو دار پاسخ دهی به بهانه‌های بنی‌اسراییلی است:‌« قالُوا ادْعُ لَنا رَبَّکَ یبَینْ لَنا ما لَوْنُها قالَ اِنَّهُ یقُولُ اِنَّها بَقَرَة صَفْراءُ فاقِع لَوْنُها تَسُرُّ النّاظِرِینَ؛ گفتند از پروردگارت بخواه برای ما روشن کند که رنگ آن چیست؛ گفت: او می‌فرماید آن گاوی زرد است که رنگش زرد روشن است [و] بینندگان را شاد می‌کند.» بحث ما در عبارت «صَفْراءُ فاقِع لَوْنُها تَسُرُّ النّاظِرِینَ؛ گاوی است زرد، که رنگش زرد روشن است[و] بینندگان را شاد می‌کند.» است. همه ما به حس و عیان، بعضی گاوها یا آهوها یا اشیاء زرد خوشرنگ را دیده‌ایم که دیدن آنه حال و حالت خوشی در انسان ایجاد می کند. اینکه رنگها هر کدام معنای خاص و اثر خاص دارند از مسلّمات فرهنگی و یافته‌های علمی است. در قدیم و از قدیم فی المثل رنگ سفید را نشانه‌صلح و صفا و تسلیم می‌شمردند و سیاه را نشانه عزا یا وقار چنانکه رنگ سیاه شعار عباسیان بود. یا سبز را نشانه‌معصومیت می‌انگاشتند (چنانکه شعار بنی هاشم یا سادات بود)، یا سرخ که نشانه انقلابی‌گری و خونخواهی بود. این مسأله در ذیل دو مقوله بررسی می‌شود یکی سمبولیسم رنگها (نماد پردازی و معنای کنایی رنگها) و دیگری روانشناسی رنگ. بحث ما مربوط به روانشناسی رنگ است. از زمانی که قرآن مجید رنگ زرد روشن را شاد کننده بینندگان شمرد تا زمانی که روانشناسی رنگها در روانشناسی (و حتی نقاشی) مورد بحث و فحص علمی قرار گرفت، بیش از 12 ـ 13 قرن گذشته است. امروزه روانشناسان به ارزش روانی گوناگون رنگها توجه و در آنها تحقیق دارند. مثلاً رنگ اتاق و اثاثیه آسایشگاههای روانی را زرد روشن می‌گیرند؛ زیرا این رنگ را شاد و شادکننده یافته‌اند که اثر آرامش دهنده و تسکین دهنده بر اعصاب و روان بیماران حسّاس و نازک طبع و زود رنج دارد. البته تأثیر این رنگ فقط بر بیماران روانی نیست، بلکه بر همه انسانهاست. چیزی که مسلّم است این بینش و برداشت راجع به رنگها و این رنگ خاص در فرهنگ زمانه‌وحی و نزول قرآن نمی گنجد و فقط وحی الهی می‌توانسته است بیش از یک هزار سال بر پژوهش علمی رنگها سبقت بگیرد. نویسنده: بهاءالدین خرمشاهی شکوری_گروه دین و اندیشه تبیان

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸٩/٧/٢

نتیجه یک تحقیق بسیار آموزنده

نتیجه یک تحقیق بسیار آموزنده

به جای کوسه بودن دلفین باشیم




همه ما برای برقراری ارتباط با دیگران، روش‌های منحصر به فردی داریم. بنابراین تعداد بسیار زیادی روش ارتباطی وجود دارد.اما چگونه می‌توانیم کلیدی پیدا کنیم که روابط خانوادگی، عاطفی و حرفه‌ای ما را تسهیل کند؟ و چگونه می‌توانیم راه‌حلی بیابیم که برای همه اشخاص راضی‌کننده باشد و ما را به تفاهم برساند؟
نویسندگان کتاب راهبرد دلفینی کلید این امر را تنها در همکاری و انعطاف‌پذیری می‌دانند. آنها معتقدند که به طور کلی، انسان‌ها را همانند موجودات دریایی می‌توان به 3 طبقه تقسیم کرد: ماهی‌های کپور، کوسه‌ها و دلفین‌ها.

دسته اول: ماهی‌های کپور هستند که همیشه ماهی‌های قربانی‌اند‌ زیرا پیوسته توسط دیگر ماهی‌ها خورده می‌شوند. در حیات اجتماعی بشر، برخی از انسان‌ها نیز چنین‌ هستند؛ یعنی برخی از انسان‌ها در زندگی خود نقش ماهی کپور را بازی می‌کنند. آنها کم و بیش و برحسب مورد، قربانی این یا آن چیز، این یا آن مسئله، این یا آن  شخص می‌شوند و حتی ممکن است قربانی روابط غلط و تفکرات منفی خود شوند.
دسته دوم: کوسه ماهی‌ها هستند که روش (برنده – بازنده) را به کار می‌گیرند. برای اینکه من برنده شوم‌ تو باید بازنده باشی و این کار باید بدون هیچ تمایز و تفاوتی انجام گیرد. برای کوسه‌ماهی، هر نوع ماهی، دشمن به حساب می‌آید. هر ماهی یک وعده غذایی بالقوه است. شاید ما نیز این نقش را بازی کرده باشیم ‌یا حداقل در زندگی حرفه‌ای یا شخصی خود با کوسه‌هایی برخورد کرده باشیم.دنیای سازمان‌ها و دنیایی که ما در آن کار می‌کنیم از دیرباز دنیای کوسه‌ها تلقی می‌شود که گاه صحبت از کارکنانی می‌شود که برای رسیدن به مقام‌های بالا یکدیگر را می‌درند. در دنیای پررقابت امروز، حتی سازمان‌ها گاهی اوقات به طور موذیانه به سازمان‌های دیگر حمله می‌کنند. به طور خلاصه انسان‌هایی را می‌توان یافت که کم و بیش در حال رقابت دائمی از نوع برنده- بازنده هستند.


دسته سوم: نوع دیگری از حیوانات دریایی دلفین‌ها هستند. این پستاندار آبزی بزرگ
به طور طبیعی بازیگوش و دارای روحیه همکاری است و در ارتباطات خود شیوه برنده- برنده را برگزیده است.
دلفین در دنیایی از وفور نعمت زندگی می‌کند. او هیچ کمبودی ندارد و می‌خواهد که همه چیز را با همگان تقسیم کند. اگر یک دلفین زخمی شود، 4دلفین دیگر او را همراهی می‌کنند تا خود را به گروه برساند. داستان‌های زیادی نیز وجود دارد که در آنها دلفین‌ها جان انسان‌ها را نجات داده‌اند. پژوهش‌های انجام شده در سان‌دیه‌گو  نشان داده‌است که دلفین‌ها علاوه بر داشتن روحیه همکاری بسیار باهوش‌ هستند. حتی برخی از پژوهشگران آنها را باهوش‌ترین موجودات روی زمین دانسته‌اند.

تحقیق زیر روحیه همکاری و روش‌های برنده- بازنده و برنده- برنده  را به خوبی آشکار می‌سازد. در سان‌دیه‌گو  پژوهشگران 95 کوسه و 5 دلفین را به مدت یک هفته در یک استخر بزرگ رها کرده و به مطالعه حالات رفتاری آنها پرداختند. ابتدا کوسه‌ها به یکدیگر حمله کردند و در این تهاجم تعداد زیادی از آنها نابود شدند، سپس به دلفین‌ها حمله‌ور شدند.

دلفین‌ها فقط می‌خواستند با آنها بازی کنند ولی کوسه‌ها بی‌وقفه به آنها حمله می‌کردند. سرانجام دلفین‌ها به آرامی کوسه‌ها را محاصره کرده و هنگامی که یکی از کوسه‌ها حمله می‌کرد آنها به ستون فقرات پشت  یا دنده‌هایش می‌کوبیدند و آنها را می‌شکستند. به این ترتیب کوسه‌ها یکی بعد از دیگری کشته می‌شدند. پس از یک هفته 95 کوسه مرده و 5 دلفین زنده در حالی که با هم زندگی می‌کردند در استخر دیده شدند.

ارتباط هدایت شده در جهت راه‌حل‌ها، تمایزهای پرباری را برای روشن کردن زندگی حرفه‌ای و ‌شخصی ارائه می‌دهد. کوسه تمایزی انجام نمی‌دهد. در دنیای او برای برنده شدن‌دیگران یا باید بمیرند و یا ببازند. ولی دلفین‌ها بسیار انعطاف‌پذیرند زیرا در دنیایی سرشار از تشخیص‌های پربار زندگی می‌کنند.

بیایید یکبار دیگر ماجرای استخر سان‌دیه‌گو را مرور کنیم. وقتی یک کوسه با یک دلفین روبه‌رو می‌شود چه اتفاقی می‌افتد؟ کوسه حمله می‌کند چون روش ارتباطی او برنده- بازنده است‌ ولی دلفین با انعطاف‌پذیری خاص خود فرار می‌کند و می‌گوید من در دنیایی سرشار از ثروت و وفور نعمت زندگی می‌کنم. در دریا برای همه به اندازه کافی غذا هست پس بیا با هم بازی و همکاری کنیم. کوسه دوباره حمله می‌کند و دلفین فرار می‌کند. کوسه توانایی درونی لازم را برای خارج شدن از تنگ‌نظری  ندارد، بنابراین مجددا حمله می‌کند.

دلفین که می‌بیند دیگر چاره‌ای ندارد می‌گوید: من آنقدر انعطاف‌پذیری دارم که در موقع مناسب به یک کوسه تبدیل شو‌م پس حالا آماده رویارویی باش.اگر به طور تصادفی، کوسه آنقدر هوش داشته باشد که بفهمد حریف دلفین نمی‌شود و بخواهد در بازی و همکاری با او شرکت کند، دلفین به راحتی او را می‌بخشد و طوری با او رفتار می‌کند که انگار یک دلفین است

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٩/٦/٢٢

تست روانشناسی مخصوص مجردها

در بین ما افرادی وجود دارند که مجردند و ترجیح می دهند هر چه زودتر تشکیل خانواده بدهند، اما در این بین هستند اشخاصی که ترجیح می دهند همچنان مجرد بمانند و یا دیر تر ازدواج کنند. باید اشاره داشت در بیشتر افرادی که تشکیل خانواده می دهند میل به ازدواج احساس می شود، یعنی زمانی که این احساس در آنها به وجود آمد تشکیل خانواده می دهند… حال شاید شما بپرسید، این نیاز را چگونه باید در وجود خودمان بشناسیم تا ازدواج کنیم… آیا اصلاً چنین احساسی در ما به وجود می آید یا نه؟ تست های زیر را پاسخ دهید تا متوجه شوید که در وجودتان چنین میلی دارید یا خیر؟

۱- آیا زمانی که مادر و پدری را به همراه فرزند کوچکشان می بینید، غبطه می خورید؟

 

الف) بله

ب) خیر

ج)گاهی اوقات

 

 

۲- آیا زمانی که یک زوج جوان را در حال خنده می بینید، افسوس می خورید؟

 

الف)بله

ب)خیر

ج)گاهی اوقات

 

 

۳-آیا همچون گذشته از اوقات تنهایی تان لذت می برید؟

 

الف)بله

ب)خیر

ج)گاهی اوقات

 


 

۴- زمانی که در جمع دوستان متاهل هستید،به خود می گویید که ای کاش من هم متاهل بودم؟

 

الف)بله

ب)خیر

ج)گاهی اوقات

 

 

۵-آیا شده که تا به حال حضور شخصی از جنس مخالف، شما را دگرگون کند؟

 

الف)بله

ب)خیر

ج)گاهی اوقات

 

 

۶- آیا تا کنون به این موضوع فکر کرده اید که تنهایی دیگر بس است؟

 

الف)بله

ب)خیر

ج)گاهی اوقات

 


 

۷-آیا تا کنون برایتان پیش آمده که شادی تان را بخواهید به کسی از جنس مخالف، انتقال دهید؟

 

الف)بله

ب)خیر

ج)گاهی اوقات

 

 

۸- آیا شما موسقی های آرام گوش می دهید؟

 

الف)بله

ب)خیر

ج)گاهی اوقات

 

 

۹- آیا شده زمانی که پشت ویترین یک فروشگاه هستید، احساستان به شما بگوید برای کسی هدیه ای بخرید؟

 

الف)بله

ب)خیر

ج)گاهی اوقات

 

 

۱۰- آیا رنگ زندگی برای شما تغییر کرده است؟ امیدواریم که حضور شخصی زندگی تان را دگرگون کند.

 

الف)بله

ب)خیر

ج)گاهی اوقات

 

 

۱۱- آیا شده در چند ماه اخیر، لبخند فردی، امید را در دلتان زنده کند و نگاه شما به زندگی تغییر کند؟

 

الف)بله

ب)خیر

ج)گاهی اوقات

 

 

۱۲- زمانی که پدر مادرتان می گویند، دیگر زمان ازدواج فرا رسیده است، اخم نمی کنید؟

 

الف)بله

ب)خیر

ج)گاهی اوقات

 

 

۱۳- آیا به تازگی در خیالتان مراسم خواستگاری را مرور می کنید؟

 

الف)بله

ب)خیر

ج)گاهی اوقات

 

 

۱۴- آیا اخیرا برایتان پیش آمده عاشق کسی شده باشید، اما حجب و حیا اجازه ندهد، آن را با او در میان بگذارید؟

 

الف)بله

ب)خیر

ج)گاهی اوقات

 

 

نتیجه:

 

اگر از ۱۴ پرسش بالا به ده گزینه پاسخ بلی داده اید، به این معنی است که نیاز به ازدواج در وجودتان احساس شده است و اگر به ده گزینه پاسخ خیر داده اید، به این معنی است که نیاز به ازدواج هنوز در وجودتان احساس نشده است و اگر به هفت گزینه پاسخ گاهی اوقات داده اید به این معنی است که هنوز سر در گم هستید و نمی دانید که باید ازدواج کنید یا نه، همچنان مجرد بمانید.

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:٢٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸٩/٦/۱٩

نکاتی مهم از همسرداری موفق

-        همیشه با رفتارت امنیت و آرامش را به همسرت هدیه کن.

-    به او اطمینان کن و تا وقتی که دلیل محکمی یرای سوء اطمینان به تو ثابت نشده به او شک نکن و نگذار همسرت چنین احساسی کند.

-        هیچ گاه به همسرت بی احترامی نکن حتی زمانی که از او عصبانی هستی.

-        کوچک شمردن او پیش روی فرزندان آفت خانواده است.

-        تو باید کاری کنی که فرزندتان به همسرت احترام بگذارد و همسرت باید طوری رفتار کند که فرزندتان به تو احترام بگذارد.

-        هرچه بیشتر همسرت را درک کنی به او نزدیک تر می شوی.

-        خانواده اش را خانواده خودت بدان.

-        به همسرت نشان بده که به خاطر او حاضری نظر و تصمیمت را عوض کنی.

-        بگو و نشان بده که دوستش داری.

-    هدیه حتما نباید گرانقیمت یا به مناسبتی باشد. گاهی اوقات یک گذشت از اشتباه یا اختصاص زمان غیرمنتظره به وی از هر چیزی ارزنده تر است.

-     اغلب ما وقتی از کسی عصبانی می شویم فقط بدیهای او را به خاطر می آوریم اما بهتر است یادمان باشد که لحظات خوشی را هم با او داشته ایم.

-        هنگامی علاقه همسرت را نسبت به خود بیشتر می کنی که بپذیری شادی و مشکلات او، شادی و مشکلات تو هم هست.

-        اگر زندگیت را دوست داری به او سرکوفت نزن.

-        دروغ گفتن به همسر می تواند مانند گام برداشتن در میدان مین، شخصیت و اعتبار تو را متلاشی کند.

-        از اعتماد، محبت و مهربانی او سوء استفاده نکن.

-        در مورد اختلاف ها و سوء تفاهم ها به گرمی با یکدیگر مذاکره کنید.

-        لباس مورد علاقه او را بپوش و از عطری که دوست دارد استفاده کن.

-        به علاقه مندی هایش توجه کن و همیشه سعی کن تا به آن ها برسد.

-        اگر از موضوعی ناراحت و غمگین است، سعی کن در آن لحظات کنارش باشی.

-        هیچ گاه روبروی هم قرار نگیرید، همیشه کنارهم و تکیه گاه هم باشید.

-        لجبازی با همسر، لجبازی با روان، زندگی و آینده خود است.

-        بی دلیل او را از علاقه مندیهایش دور نکن.

-        با او عامرانه صحبت نکن، استفاده از کلماتی مانند لطفا، خواهشا، هرچی تو بگی و ... گناه و ضرری ندارد!

-        هیچ گاه از شدت علاقه ات نسبت به او کم نکن، زیرا بی اندازه در ذهن او و زندگی تو تاثیر منفی می گذارد.

-        هر کار خوبی که برای همسرت قصد انجام دادنش را داشتی و به دلایلی محقق نشد صادقانه برایش تعریف کن.

-    همیشه از خوبی های او سخن بگو، من این طرز فکر را قبول ندارم که با تعریف از همسر یا فرزندان آن ها را مغرور و سودجو می کنیم چراکه تعریف از حسنات دیگران باعث می شود تا او بفهمد که کار خوبش برای اطرافیان مهم است و برایش ارزش قائلند و آن را درک می کنند، همین دلیل خوبی برای ادامه و ارتقای آن کار خوب می شود.

-        به همسرت در هر کاری انرژی مثبت بده و آشکارا برای موفقیتش دعا کن.

-        برای احساساتش بیش از هرچیزی ارزش قائل شو.

-        نزد دیگران مخصوصا خانواده هایتان او را کوچک نکن.

-        زود در مورد او قضاوت نکن، با یکی دو بار نتیجه گیری نمی توان فورا نظر قطعی صادر کرد چون شرایط و موقعیت های مختلف و خیلی چیزهای دیگر در نوع برخورد و رفتار افراد در زمان های مختلف متفاوت است که برای رسیدن به کلیات آن زمان و بررسی های زیادی لازم است.

-    هیچ گاه همسرت را به عمد آزمایش نکن، سعی کن صبور و منطقی باشی و با زیر نظر داشتن او در شرایط طبیعی به خواسته ات برسی زیرا در آزمایش های عمدی به این علت که او از تو توقع چنین رفتار غیرمنتظره ای را نداشته احتمال دارد عکس العملی خلاف میل باطنی اش انجام دهد، ضمن اینکه از اعتمادش نسبت به تو شدیدا می کاهد.

-    بهتر است چند مدتی یکبار در مورد رفتار و اعمال خود از یکدیگر نظر سنجی کنید، البته در صورتی که از ظزفیت انتقاد پذیری بالایی برخوردار هستید این کار را  بکنید و به هیچ عنوان کار را به جرو بحث نکشانید.

-        تهدید او مانند شلیک به مغزِ زندگی مشترکتان عمل می کند.

-        هنگام بروز مشکلات امید دهنده باش نه امید گیرنده.

-        با هر مشکل کوچکی راه خودت را جدا نکن، صبور و مستحکم باش تا پایه ای زندگیت قدرتمند باشد.

-        از نبخشیدن اشتباه احساس افتخار نکن.

-        هیچ گاه نگذار کار به جایی برسد که او تو را فردی قدر نشناس و بی معرفت بداند.

-        از خانواده همسرت در هنگام بروز مشکلات دلجویی کن و یاری رسان آن ها باش.

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳۸٩/٦/۱٩

..:: داستان یک سگ ::..

..:: داستان یک سگ ::..



www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ

قصاب با دیدن سگی که به طرف مغازه اش نزدیک می شد  حرکتی کرد  که دورش کند اما کاغذی را  در دهان سگ   دید .کاغذ را گرفت.روی کاغذ نوشته بود" لطفا ۱۲ سوسیس و یه ران گوشت بدین" . ۱۰ دلار همراه کاغذ بود.قصاب که تعجب کرده بود  سوسیس و گوشت را در کیسه ای گذاشت و در دهان سگ گذاشت  .سگ هم  کیسه راگرفت و رفت .

قصاب که کنجکاو شده بود و از  طرفی وقت بستن مغازه بود تعطیل کرد و بدنبال سگ راه افتاد .

سگ  در خیابان  حرکت کرد تا به محل خط کشی رسید . با حوصله ایستاد تا  چراغ سبز شد و  بعد از خیابان رد شد.قصاب به دنبالش راه افتاد. سگ رفت تا به ایستگاه اتوبوس رسید نگاهی به تابلو  حرکت اتوبوس ها کرد و ایستاد .قصاب متحیر از حرکت سگ منتظر ماند .

اتوبوس امد, سگ جلوی اتوبوس امد و شماره انرا نگاه کرد و به ایستگاه برگشت .صبر کرد تا اتوبوس بعدی امد   دوباره شماره انرا چک کرد اتوبوس درست بود سوار شد.قصاب هم در حالی که دهانش از حیرت باز بود سوار شد.

 اتوبوس در حال حرکت به سمت  حومه شهر  بود وسگ منظره بیرون را تماشا می کرد .پس از چند خیابان سگ روی پنجه باند شد و زنگ اتوبوس را زد .اتوبوس ایستاد و سگ با کیسه پیاده شد.قصاب هم به دنبالش.

سگ در خیابان حرکت کرد تا به خانه ای رسید .گوشت را روی پله گذاشت و   کمی عقب رفت و خودش را به در  کوبید .اینکار را بازم تکرار کرد اما کسی در را باز نکرد.


سگ به طرف محوطه باغ رفت و روی دیواری باریک پرید و خودش را به پنجره رساند و سرش را چند بار به پنجره زد و بعد به پایین پرید و به پشت در برگشت.

مردی  در را باز کرد و شروع  به فحش دادن  و تنبیه  سگ و کرد.قصاب با عجله به مرد نزدیک شد و داد زد :چه کار می کنی دیوانه؟ این سگ یه نابغه است   .این باهوش ترین سگی هست که من تا بحال دیدم.

مرد نگاهی به قصاب کرد و گقت:تو به این میگی باهوش ؟این دومین بار تو این هفته است که این احمق کلیدش را فراموش می کنه !!!

نتیجه اخلاقی :

اول اینکه مردم هرگز از چیزهایی که دارند راضی نخواهند بود.

و دوم اینکه چیزی که شما انرا بی ارزش می دانید بطور قطع برای کسانی دیگر ارزشمند و غنیمت است .

سوم اینکه بدانیم دنیا پر از این تناقضات است.


پس سعی کنیم ارزش واقعی هر چیزی را درک کنیم و مهمتر اینکه قدر داشته های مان را بدانیم.

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٩/۳/٢۳

شخصیت شناسی از روی حرکات چشمها

سطح چشمها: در یک گروه، معمولا فردی که سطح دید چشمانش از سایرین بالاتر است رهبر محسوب میگردد. هنگامی که شما ایستاده باشید و دیگران نشسته قطعا شما را در موضع قدرت قرار میدهد.
 
مالش چشم: زمانی که فردی چشمش را با انگشت اشاره مالش می دهد نشانگر فریب و نیرنگ می باشد. از آنجایی که فرد میخواهد تماس دیداری را قطع کند بهانه ای بدست می آورد که به این طرف و آن طرف نگاه کند. این حرکت غیر ارادی یک افشاگر حسابی است که فرد دارد دروغ می گوید.

چشم برگرداندن: این معمولا یک علامت مسلم از نیرنگ، گناه و دروغگویی است.

چشمان بسته: هرگاه چشمان یک فرد برای لحظه ای طولانی تر از چشم بر هم زدن متعارف بسته و ابروها نیز برخاسته شود پیام چنین است: "به حرف زدن خود خاتمه بده."

حرکت چشم به سمت بالا: این نشانه غضب و عصبانیت است.

نگاه مختصر به اطراف: این ژستی خجالت گونه و عشوه گرانه است. فرد جسورانه خیره میشود در حالیکه سرش را پایین انداخته و به سمت مخالف کج میکند. اشاره بر کمرویی بی باکانه دارد.

نگاه ممتد: این بی تردید یک نشانه تمایل به آشنایی بیشتر است. شخصی که تماس چشمی برقرار می کند، چشم برگردانده، سپس مجددا به چشمان شما نگاه می کند میگوید: "مایلم با شما بیشتر آشنا شوم"

نگاه خیره شدید: این نشانه خلق تهاجمی، سلطه جویانه و تهدید آمیز است.

چشمک: چشمک یک علامت غرض آلود است. نشانگر آن است که رمز و رازی میان فردی که چشمک میزند و فردی که به او چشمک زده می شود برقرار است.

بالا انداختن همزمان دو ابرو: در میان یک اتاق شلوغ، مفهوم آن کاملا واضح و روشن است: مایلم با شما ملاقات کنم.

بالا انداختن یک ابرو: زمانی که یک ابرو بالا انداخته میشود در حالی که ابرو دیگر پایین باقی میماند مفهومش این است: حرف شما را باور نمیکنم.

ابروهای گره خورده: زمانی که هر دو ابرو به سمت همدیگر کشیده میشود باعث پدید آمدن شیار بین آن دو می شود که دلالت بر اضطراب، درد، ترس و یا آمیزه ای از این هیجانات دارد.

پوشاندن صورت: زمانی که دست بر روی صورت می آید مفهومش چنین است: شوکه شده ام. این ژست بین فرد و موقعیت مزاحم و متجاوز فاصله می اندازد.

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٩/۳/۱۳

40 عادت آدم های موفق

40 عادت آدم های موفق
 

کرایگ هایپر؛ نویسنده، محقق، مقاله نویس، مجری رادیو و تلویزیون و یک سخنران حرفه ای است. در 25 سال گذشته، او با کارهایش به عنوان یک کارشناس حرفه ای موفقیت در حوزه های شخصی و اجتماعی معرفی شده. هاپیر یک سایت هم درباره سخنرانی موثر دارد که در آن نوشته:

«من خواسته ام بخش های مهم کتاب های کمکی که تا به حال خوانده ام و تجربه هایی که در زندگی ام داشته ام را به صورت 40 نکته کلیدی فشرده کنم و در اختیار دیگران بگذارم تا در هر زمان بتوانند آن را بخوانند. مطمئنا کتاب هایی که در سطح جهانی فروخته می شوند و درباره خودیاری هستند ممکن است برای بعضی ها قابل استفاده باشند ولی من مایلم چیزی بنویسم که برای همه مفید واقع شود.آ» حالا این شما و این هم 40 توصیه کرایگ هایپر. بخوانید و قضاوت کنید.

 1) فرصت هایی را می بینند و پیدا می کنند که دیگران آنها را نمی بینند.

 2) از مشکلات درس می گیرند، در حالی که دیگران فقط مشکلات را می بینند.

 3) روی راه حل ها تمرکز می کنند.

 4) هوشیارانه و روشمندانه موفقیت شان را می سازند، در زمانی که دیگران آرزو می کنند موفقیت به سراغ شان آید.

 5) مثل بقیه ترس هایی دارند ولی اجازه نمی دهند ترس آنها را کنترل و محدود کند.

 6) سوالات درستی از خود می پرسند. سوال هایی که آنها را در مسیر مثبت ذهنی و روحی قرار می دهد.

 7) به ندرت از چیزی شکایت می کنند و انرژی شان را به خاطر آن از دست نمی دهند. همه چیزی که شکایت کردن باعث آن است فقط قرار دادن فرد در مسیر منفی بافی و بی ثمر بودن است.

 8) سرزنش نمی کنند (واقعا فایده اش چیست؟) آنها مسوولیت کارهایشان و نتایج کارهایشان را تماما به عهده می گیرند.

 9) وقتی ناچارند از ظرفیتی بیش از حد ظرفیت شان استفاده کنند همیشه راهی را برای بالا بردن ظرفیت شان پیدا می کنند و بیشتر از ظرفیت شان از خود توقع دارند. آنها از آنچه دارند به نحو کارآمدتری استفاده می کنند.

 10) همیشه مشغول، فعال و سازنده هستند. هنگامی که اغلب افراد در حال استراحت هستند آنها برنامه ریزی می کنند و فکر می کنند تا وقتی که کارشان را انجام می دهند استرس کمتری داشته باشند.

 11) خودشان را با افرادی که با آنها هم فکر هستند متحد می کنند. آنها اهمیت و ارزش قسمتی از یک گروه بودن را می دانند.

 12) بلندپرواز هستند و دوست دارند حیرت انگیز باشند. آنها هوشیارانه انتخاب می کنند تا بهترین نوع زندگی را داشته باشند و نمی گذارند زندگی شان اتوماتیک وار سپری شود.

 13) به وضوح و دقیقا می دانند که چه چیزی در زندگی می خواهند و چه نمی خواهند. آنها بهترین واقعیت را دقیقا برای خودشان مجسم و طراحی می کنند به جای اینکه صرفا تماشاگر زندگی باشند.

 14) بیشتر از آنکه تقلید کنند، نوآوری می کنند.

 15) در انجام کارهایشان امروز و فردا نمی کنند و زندگی شان را در انتظار رسیدن بهترین زمان برای انجام کاری از دست نمی دهند.

 16) آنها دانش آموزان مدرسه زندگی هستند و همواره برای یادگیری روی خودشان کار می کنند. آنها از راه های مختلفی مثل تحصیلات آموزشگاهی، دیدن و شنیدن، پرسیدن، خواندن و تجربه کردن یاد می گیرند.

 17) همیشه نیمه پر لیوان را می بینند و توانایی پیدا کردن راه درست را دارند.

 18) دقیقا می دانند که چه کاری باید انجام دهند و زندگی شان را با از شاخه ای به شاخه ای دیگر پریدن از دست نمی دهند.

 19) ریسک های حساب شده ای انجام می دهند؛ ریسک های مالی، احساسی و شغلی.

 20) با مشکلات و چالش هایی که برایشان پیش می آید سریع و تاثیرگذار روبه رو می شوند و هیچ وقت در مقابل مشکلات سرشان را زیر برف نمی کنند. با چالش ها روبه رو می شوند و از آنها برای پیشرفت خودشان بهره می برند.

 21) منتظر قسمت و سرنوشت و شانس نمی مانند تا آینده شان را رقم بزند. آنها بر این باورند که با تعهد و تلاش و فعالیت، بهترین زندگی را برای خودشان می سازند.

 22) وقتی بیشتر مردم کاری نمی کنند؛ آنها مشغول فعالیت هستند. آنها قبل از اینکه مجبور به کاری بشوند، عمل می کنند.

 23) بیشتر از افراد معمولی روی احساسات شان کنترل دارند. آنها همان احساساتی را دارند که ما داریم ولی هیچ گاه برده احساسات شان نمی شوند.

 24) ارتباط گرهای خوبی هستند و روی رابطه ها کار می کنند.

 25) برای زندگی شان برنامه دارند و سعی می کنند برنامه شان را عملی کنند. زندگی آنها از کارهای برنامه ریزی نشده و نتایج اتفاقی عاری است.

 26) در زمانی که بیشتر مردم به هر قیمتی می خواهند از رنج کشیدن و بودن در شرایط سخت اجتناب کنند، افراد موفق قدر و ارزش کار کردن و بودن در شرایط سخت را می فهمند.

 27) ارزش های زندگی شان معلوم است و زندگی شان را روی همان ارزش ها بنا می کنند.

 28) تعادل دارند. وقتی از لحاظ مالی موفق هستند، می دانند که پول و موفقیت مترادف نیستند. آنها می دانند افرادی که فقط از نظر مالی در سطح مطلوبی قرار دارند، موفق نیستند. این در حالی است که خیلی ها خیال می کنند پول همان موفقیت است. ولی آنها دریافته اند که پول هم مثل بقیه چیزها یک وسیله است برای دستیابی به موفقیت.

 29) اهمیت کنترل داشتن روی خود را درک کرده اند. آنها قوی هستند و از اینکه راهی را می روند که کمتر کسی می تواند برود، شاد می شوند.

 30) از خودشان مطمئن هستند و به احساسات ناشی از اینکه کجا زندگی می کنند و چه دارند و چه طور به نظر می رسند، توجهی ندارند.

 31) دست و دل باز و مهربان هستند و از اینکه به دیگران کمک می کنند تا به خواسته هایشان برسند خوشحال می شوند.

 32) متواضع هستند و اشتباهات شان را با خوشحالی می پذیرند و به راحتی عذرخواهی می کنند. آنها از توانایی هایشان خاطر جمع هستند ولی به آن مغرور نمی شوند. آنها خوشحال می شوند که از دیگران بیاموزند و از اینکه به دیگران کمک می کنند تا خوب به نظر برسند بیشتر از کسب افتخارات شخصی شان لذت می برند.

 33) انعطاف پذیر هستند و تغییر را غنیمت می شمارند. وقتی وضعیتی پیش می آید که عادت ها و آسایش روزمره شان را بر هم می زند از آن استقبال می کنند و با آغوش باز وضعیت جدید و ناشناس را می پذیرند.

 34) همیشه سلامت جسمانی خود شان را در وضعیت مطلوبی نگه می دارند و می دانند که بدنشان خانه ای است که در آن زندگی می کنند و به همین خاطر، سلامت جسمانی برای آنها خیلی مهم است.

 35) موتور بزرگ و پرقدرتی دارند. سخت کار می کنند و تنبلی نمی کنند.

 36) همیشه منتظر بازتاب کارهایشان هستند.

 37) با افراد بدذات و غیرموجه نشست و برخاست نمی کنند.

 38) وقت شان و انرژی شان را روی وضعیت هایی که از کنترل شان خارج است صرف نمی کنند.

 39) کلید خاموش روشن دارند. می دانند چگونه استراحت کنند و ریلکس شوند. از زندگی شان لذت می برند و سرگرم می شوند.

 40) آموخته هایشان را تمرین می کنند. درباره تئوری های عجیب و غریب خیالبافی نمی کنند بلکه واقع بینانه زندگی می کنند.

منبع : شادینه

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٩:۳٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٩/۳/۳

آثار روی گردانی از یاد خدا

آثار روی گردانی  از یاد خدا

 

غیر خدا را راه نده

ما گمان میکنیم اگر سرمان را به بی خیالی زدیم و غافل از یاد خداوند متعال به گذران عمر بپردازیم آب از آب تکان نمی خورد با خود میگوییم این همه انسان در دنیا هستند که به ذکر و عبادت مشغولند پس بی خیال بگذار ما به زندگیمان برسیم غافل از اینکه خداوند بی نیاز به عبادت ما و امثال ما هیچ نیازی ندارد و عواقب شوم این روی گردانی و سهل انگاری به وجود ضعیف و سراپا نیاز خودمان بر میگردد که در اینجا چند مورد از این عواقب راکه قرآن به ما تذکر میدهد بر میشمریم 

 

1- خود فراموشی

 

«وَلَا تَکونُوا کالَّذِینَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ أُوْلَئِک هُمُ الْفَاسِقُونَ»1 ؛ و چون کسانى مباشید که خدا را فراموش کردند و او نیز آنان را دچار خود فراموشى کرد.

بیمارى خود فراموشى یکى از بیمارى ها و آفت هاى خطرناک روحى است .کسى که به این بیمارى روحى مبتلا گردد، حقیقت انسانى خویش را از یاد مى برد و فراموش مى کند که در زنجیره جهان هستى ذره اى ناچیز است که براى تداوم حیات هر لحظه نیازمند فیض و عطاى الهى است .

چنین کسى خود را مستقل و بى نیاز از غیر خود مى پندارد و در دام غرور و خود بزرگ بینى گرفتار مى آید و تصور مى کند که دیگران باید در خدمت او باشند. ریشه این بدبختى و گرفتارى این است که او خدا را فراموش کرده و در نتیجه از حقیقت انسانى بى بهره مانده است . همان حقیقتى که در زبان قرآن ، قلب نامیده شده است و ظرف ادراک حقایق الهى و صفات عالى انسانى مى باشد.

 

2- زندگى مشقت بار و نابینایى در آخرت

«وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنکًا وَنَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَعْمَى»2 ؛ و هر کس از یاد من روى بر گرداند ، در حقیقت ، زندگى تنگ و سخت خواهد داشت و روز رستاخیز او را نابینا محشور مى کنیم .

کسى که از یاد خداوند اعراض کند هدف آفرینش و حیات پس از مرگ را نیز فراموش مى کند و همه چیز را خلاصه در دنیا مى بیند لذا هیچ گاه از دنیا سیر نمى شود. از این رو حتى اگر در دنیا دارا و توانمند بوده از ثروت و امکانات مادى فراوان برخوردار باشد، هم چنان عطش دنیا خواهى در وجودش ‍ زبانه مى کشد و هیچ گاه ارضا و سیراب نمى شود. مشکل اصلى این گونه افراد این است که روح آنها تشنه است و تشنگى روح را نمى توان با مادیات از بین برد. این تشنگى تنها با خنکاى یاد و ذکر خداوند از بین مى رود.

هم چنین کسانى که نشانه هاى بى شمار قدرت و حکمت الهى را نا دیده مى گیرند و غرق در مادیات هستند و از یاد خداوند و سرچشمه حیات مادى و معنوى غافلند، در حقیقت از بصیرت و بینایى محرومند. همین انتخاب آنها در این دنیا، تأثیر نهایى خود را در آخرت مى گذرد و باعث مى گردد که نابینا محشور شوند و نتوانند نشانه هاى لطف و کرم الهى را نظاره کنند. در آن روز آنها آثار رحمت و لطف الهى را که سخت به آن نیازمندند، نمى بینند؛ آثار لطف و رحمتى که شامل مؤ منان مى گردد و به آنها آرامش ‍ مى بخشد.

آرى ، وقتى انسان از یاد خداوند اعراض کرد و در برابر آیات الهى بى اعتنایى کند و حتى هنگامى که دیگران آیات الهى را براى او مى خوانند توجهى نکند و چشم دل خود را به روى حقایق و معارف ببندد، در قیامت کور دل محشور مى شود. هم چنان که او در دنیا خداوند و آیات الهى را فراموش ‍ کرد، خداوند نیز در قیامت او را به فراموشى مى سپرد. البته این بدان معنا نیست که واقعا فراموش مى شود و از ذکر الهى خارج مى گردد. بلکه مقصود این است که آثار رحمت و انعام الهى محروم مى ماند و خداوند او را گرفتار کیفر و عذاب مى کند.

 

3- سلطه شیطان

«وَمَن یَعْشُ عَن ذِکْرِ الرَّحْمَنِ نُقَیِّضْ لَهُ شَیْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِینٌ»3؛ و هر کسى از یاد خداى رحمان دل بگرداند، بر او شیطانى مى گماریم تا براى وى دمسازى باشد.

تشنگى روح را نمى توان با مادیات از بین برد. این تشنگى تنها با خنکاى یاد و ذکر خداوند از بین مى رود

کسى که از ذکر خدا غافل گشت ، آماده پذیرش تسلط شیطان و وسوسه هاى شیطانى مى شود؛ زیرا هر چه انسان از یاد خدا فاصله بگیرد، به مادیات و لذت هاى دنیوى نزدیک تر و به ظواهر مادى و تعلقات دنیوى دلباخته تر مى گردد. وقتى هدف هاى مادى و تعلقات دنیوى براى کسى اصل قرار گرفت ، او در پرتو وسوسه هاى شیطانى ، براى رسیدن به هدف هاى ناپاک خود از هیچ کارى روى گردان نیست و از هر فکر و اندیشه شیطانى استقبال مى کند. با توجه به این حقیقت ، امام صادق علیه السلام مى فرمایند:

شیطان جهنمیاس

لا یتمکن الشیطان بالوسوسة من العبد الا و قد اءعرض عن ذکر الله 4

 

شیطان با وسوسه بر بنده تسلط نمى یابد. مگر آن که او از ذکر خداوند اعراض کرده باشد.

شکى نیست که دل انسان در اثر انس گرفتن با امور مادى و تعلق به لذایذ دنیوى تیره مى گردد همان گونه که آهن زنگ مى زند، دل نیز وقتى با بیگانگان مشغول شد زنگار مى گیرد. امیرالمؤ منین (علیه السلام )مى فرمایند. آنچه دل را صفا و جلا مى دهد و زنگار را از آن مى زداید و به آن نورانیت مى بخشد، یاد خدا است . قلب و دل انسان حقیقت و گوهرى است ملکوتى که ذاتا تمایل به عالم و ملکوت و ذات اقدس حق دارد و اگر بر خلاف ذات و فطرتش به غیر خداوند سپرده شود تیره مى شود و گوش دلش کر مى گردد و قدرت شنوایى حقایق ناب الهى را از دست مى دهد. در این حال نیز با یاد خدا مى توان دوباره آن را شنوا کرد. هم چنین چشم دل که لایق مشاهده انوار الهى است ، وقتى از عالم نورانیت به در آمد و در ظلمات و تاریکى جهل و گناه قرار گرفت ، نورانیت و روشنایى خویش را از دست مى دهد. در این جا نیز راه درمان این است که مجددا با یاد خدا درخشندگى و بینایى را به آن باز گردانیم .5

این حقیقت که قلب و دل انسان چشم و گوش دارد در آیات قرآن و سایر روایات نیز مطرح گردیده است .البته چشم و گوش دل با چشم و گوش سر متفاوت است و از جنس روح و قلب انسان است . چون قلب و روح انسان داراى گوهرى ملکوتى است ، چشم و گوش و قلب نیز ماهیتى ملکوتى دارد. از این رو آثار کورى و کرى دل ، غیر از آثارى کورى و کرى چشم و گوش ظاهرى است . قرآن کریم درباره تفاوت کورى دل با کورى چشم ظاهرى مى فرماید.

أَفَلَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَتَکُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ یَعْقِلُونَ بِهَا أَوْ آذَانٌ یَسْمَعُونَ بِهَا فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَکِن تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِی فِی الصُّدُورِ 6

 

آیا در زمین گردش نکرده اند، تا دل هایى داشته باشند که با آنها بیندیشند یا گوش هایى که با آنها بشنوند؟ در حقیقت ، چشم ها کور نیستند، لیکن دل هاى نهفته در سینه ها کور هستند.

وقتـى انسان از یاد خداونـد اعـراض و در بـرابر آیـات الهى بى اعتنایى کند و حتى هنگامى که دیگران آیات الهى را براى او مى خـوانند توجهى نکند و چشم دل خود را به روى حقایق و معارف ببندد، در قیامت کور دل محشور مى شود

آرى ، هم چنان که گاهى بینایى و شنوایى چشم و گوش ظاهر کم مى شود و حتى گاهى انسان بینایى و شنوایى خود را کاملا از دست مى دهد، چشم و گوش دل انسان نیز مى تواند به همین آسیب ها مبتلا گردد.

ناراحتى چشم و گوش انسان ممکن است با مداوا و مراجعه به پزشک و مصرف دارو برطرف گردد، اما کسى که بیمار روحى دارد و حقایقى را که افراد سلیم الفطره به راحتى مى پذیرند، نمى پذیرد، راه علاج او یاد و توجه به خداوند است. با بحث و مجادله و دلیل و برهان نمى توان چشم و دل چنین کسى را بینا کرد و حقایق را به آن نمود و گوش دلش را آماده شنیدن حقایق و معارف کرد. در این جا باید کوشید تا زمینه توجه به خداوند و انس ‍ با حضرت حق در فرد پدید آید. اگر چنین شود، او در پرتو نورانیتى که در نتیجه اش با خداوند پیدا مى کند حقایق را به روشنى مى بیند و مى پذیرد.

 

آرامش و اطمینان ره آورد ذکر خدا
یاد خدا

در قرآن و روایات توجه زیادى به مسأله ذکر شده و اهمیتى شایان براى آن بیان گردیده ، آن چنان که انسان را به شگفتى وا مى دارد. مثلا هدف نماز که ستون دین است ذکر خداوند دانسته شده است : «وأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِکْرِی»7 ؛ و به یاد من نماز برپا دار.

سعادت جویى و کمال خواهى مقتضاى فطرت انسان است و بس بی شک هر انسانى خواهان سعادت و کمال خویش است.بر همین اساس نیز قرآن کریم هنگامى که مردم را به انجام اعمال خیر و عبادات ترغیب مى کند، در بسیارى از آیات ،سعادت و فلاح را به عنوان نتیجه آن امور ذکر مى کند. بنابر این ، در این که انسان فطرتا طالب سعادت است شکى نیست.

اساسا وجود همین انگیزه و عامل فطرى در درون انسان است که باعث مى گردد او در صدد تکامل بر آید. اما سخن در این است که راه رسیدن را بازشناسد. او گرچه طالب سعادت است ، اما راه رسیدن به آن را به درستى نمى داند. جهان بینى هاى مختلف ، با توجه به تفاوت نگرشى که به هستى دارند، راه هاى متفاوتى را پیش روى انسان مى نهند. بر اساس جهان بینى مادى که زندگى و لذایذ دنیوى و مادى را اصل و هدف قرار مى دهد، سعادت انسان عبارت است از بهره ورى هر چه بیشتر از لذایذ مادى . اما بینش الهى که زندگى اخروى و قرب الهى را هدف برین انسان معرفى مى کند، سعادت و کمال انسان را در بهره بردارى بیشتر از دنیا و نعمت هاى آن نمى داند، بلکه آن را در قرب الهى و رسیدن به رضوان حق تعالى جستجو مى کند.

به هر حال از منظر قرآن ، ذکر خداوند از آن رو که تأمین کننده سعادت انسان است موجب اطمینان و آرامش دل مى گردد. عکس این معنا درباره ترک ذکر الهى صادق است . ترک یاد خداوند از آن رو که زمینه شقاوت انسان و بریدن از اصل خویش را فراهم مى آورد و باعث از دست دادن سعادت او مى شود، موجب تشویش خاطر، ناراحتى و اضطراب او مى گردد:

«و هر کس از یاد من دل بگرداند، در حقیقت ، زندگى تنگ و سختى خواهد داشت»

قلب و دل انسان حقیقت و گوهرى است ملکوتى که ذاتا تمایل به عالم و ملکوت و ذات اقدس حق دارد و اگر بر خلاف ذات و فطرتش به غیر خداوند سپرده شود تیره مى شود

کسى که اهمیت ذکر خداوند را بشناسد، به خوبى درک مى کند که اعراض از یاد خداوند چه خسارت بزرگى است ، اگر این حقیقت را درک کنیم که حیات دل انسان به ذکر خدا است ، در مى یابیم که کسى که از ذکر و یاد خداوند اعراض کند، از حیات قلب محروم مى ماند. افسردگى دل و آتش ‍ حرمان از حیات معنوى دل ، هر لحظه او را مى آزارد و حسرتى جانکاه بر دلش مى نشاند. امام سجاد علیه السلام در دعاى ابو حمزه ثمالى عرض ‍ مى کند:

(اى مولاى من ، با یاد تو دلم زنده است و با مناجات تو درد ترس (فراق) را از خود تسکین مى دهم).

منشاء اساسى نگرانى ها و اضطراب ها

هر کس بسته به معرفتى که دارد لذت و سعادت خود را در چیزهایى مى جوید و از آنچه خوشى و سعادت را از او بستاند مى گریزد. این امر درباره همه حوادثى که براى هر کس پیش ‍ آمده و موجبات اندوه و حزن او را فراهم آورده صادق است ؛ با این تفاوت که افراد داراى بینش مادى ریشه ناراحتى ها و اضطراب هاى خود را در از دست دادن سعادت مادى و خوشى ها و لذت هاى دنیوى جستجو مى کنند و موحدان و مؤ منان که به فراتر از دنیا مى نگرند و به آخرت مى اندیشند، ریشه اضطراب ها و نگرانى هاى خود را در از دست دادن سعادت اخروى و رضوان الهى مى جویند. اضطراب و نگرانى همواره در زمره بزرگ ترین بلاهاى زندگى بشر بوده و هست و عوارض ناشى از آن در زندگى فردى و اجتماعى انسان ها کاملا محسوس است .در طرف مقابل نیز آرامش همواره یکى از گمشده هاى بشر بوده است و تلاش کرده تا از هر راهى آن را به دست آورد. برخى از دانشمندان مى گویند که به هنگام شیوع بیمارى هایى چون وبا، اکثر کسانى که ظاهرا به علت ابتلا به آن بیمارى مى میرند، در واقع به علت ترس و نگرانى جان خود را از دست مى دهند و تنها تعداد کمى از آنها واقعا به جهت ابتلاى به بیمارى جان مى سپرند. به طور کلى آرامش و دلهره نقش بسیار مهمى در سلامت و بیمارى فرد و جامعه و سعادت و بدبختى انسان ها دارد.

تاریخ بشر آکنده از صحنه هاى غم انگیزى است که انسان براى تحصیل آرامش به هر چیز دست انداخته و در هر وادى گام سپرده و تن به انواع اعتیادها داده است . در این میان قرآن با جمله اى کوتاه اما پر مغز، مطمئن ترین و نزدیک ترین راه را نشان مى دهد و مى فرماید: بدانید که یاد خدا آرامش بخش دل ها است. 

 

منبع :یاد او نویسنده : آیت الله محمد تقى مصباح یزدى
فرآوری: فاطمه محمدی _ گروه دین و اندیشه تبیان

 


 

 

 

1- سوره حشر آیه 19.

2- سوره طه آیه 124.

3- سوره زخرف آیه 36.

4- بحار الانوار، ج 72، باب 100، روایت 2.

5- نهج البلاغه خطبه 222.

6- سوره حج آیه 46.

7- سوره طه آیه 14.

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٩:۱٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٩/٢/۳٠

7 تکنیک کارآمد برای ارتقای اعتماد به نفس

7 تکنیک کارآمد برای ارتقای اعتماد به نفس






زمانی که پا به عرصه این دنیا می گذاریم، با اعتماد به نفس / عزت نفس کامل وارد جهان می شوید. یک نوزاد آنقدر اعتماد بنفس / عزت نفس دارد که کافیست با قدری گریه کردن به هر چیزی که می خواهد برسد: غذا، عوض کردن پوشک، ناز و نوازش، ارتباط برقرار کردن، آرامش، در آغوش کشیدن و غیره. اگر نیازهای کودک فوراً برآورده و احساسات کودک بدون هیچ قید و شرطی پذیرفته شود، وی رشد کرده و پیشرفت می کند. اما اگر نیازهای اولیه آنها برای بقای فیزکی و احساسی به صورت ناپیوسته و ضعیف برآورده گردد، اعتماد بنفس / عزت نفس کودک به مرور زمان کاهش پیدا میکند. اگر شرایط فوق کماکان به قوت خود باقی بماند، کودک به مرور زمان احساس می کند به اندازه کافی خوب نیست که دیگران برای او اهمیت قائل نمی شوند. بزرگسالانی که شرایط فوق را در زمان کودکی تجربه کرده اند باید یک بازنگری کلی نسبت به خود داشته و مجدداً اصول اعتماد بنفس / عزت نفس را در خود پایه گذاری نمایند.
1- از خودتان سوال کنید: "بدترین نتیجه چیست؟" بیش از اندازه مسائل را در ذهن خود پر اهمیت جلوه ندهید، پیش از اینکه اتفاقی بیفتد، نگران خوب یا بد شدن آن نباشید. میزان انرژی انسانها نامحدود است، بنابراین سعی کنید از آن در جهت بنا کردن روابط موفق، ارتقای شغلی، و رسیدن به اهدفتان کمک بگیرید نه در راه تلف کردن این انرژی آن هم برای نگرانی حول محور اتفاق هایی که هنوز به وقوع نپیوسته اند. زمانی دست بعمل بزنید که قدرت کنترل بر روی مسائل را داشته باشید. تا جایی که می توانید از انرژی خود در راه صحیح استفاده کنید.
2- خودتان را از شر نق زدن و صداهای منفی درونی خلاص کنید. این صداهای منفی و منتقد درونی جلوی هرگونه پیشرفتی را می گیرند. برای رهایی از این صداها می توانید در ذهن خود یک کلید کنترل صدا خلق کنید و هر گاه احساس کردید که تن این صداها در حال بالا رفتن است، پیچ کنترل صدا را بچرخانید تا دیگر اثری از آن باقی نماند؛ یا می توانید گوینده ی این صداها را شخصیت های کارتونی در نظر بگیرید. فکر می کنید اگر دانل داک یا میکی موس از شما انتقاد کنند، باید آنها را جدی بگیرید؟ هدف این است که به هر حال به طریقی بتوانید خودتان را از این صداها رهایی بخشید. اگر دائماً صداهایی که در سرتان وجود دارد در حال انتقاد کردن باشند، فلج می شوید و هیچ کاری نمی توانید انجام دهید. از سوی دیگر اگر صداهای افراد مضحکی را بشنوید که در حال انتقاد از شما هستند، به آنها ریشخند زده و به راهتان ادامه می دهید.
3- زمانیکه قرار است کاری را برای اولین بار انجام دهید، از همین حالا در ذهن خود مجسم کنید که آن کار را با موفقیت به پایان رسانده اید. چشم هایتان را روی هم بگذارید و در ذهن خود به وضوح تجسم کنید که در کلیه برنامه ریزی ها موفق بوده اید و نتیجه کار چیزی جز افتخار و کامیابی نبوده است. ذهن شما تفاوت میان تجسم های واضح و اموری که در حقیقت اتفاق می افتند را نمی داند. به همین دلیل با بکارگیری هر 5 حس خود آن را تا آنجا که می توانید به وضوح و واقعیت عینی نزدیکتر سازید.
4- فردی را پیدا کنید که در زمینه فعالیت شما متخصص است و از کارهای او الگو برداری کنید. رفتارها، نگرش ها، ارزش ها، و اعتقادات وی را در زمینه مورد نظر سرمشق خود قرار دهید؛ چگونه می توانید این کار را انجام دهید؟ در وهله اول اگر به افراد مورد نظر دسترسی داشتید که می توانید مستقیماً با آنها صحبت کرده و تا آنجایی که می توانید خود را در همنشینی و مصاحبت انها قرار دهید. همچنین می توانید با کسانیکه که شخص مورد نظر را می شناسند به گفتگو بپردازید و اگر محصولی دارند، آنرا خریداری نموده و روی آن تحقیق کنید.
5- نگرش "چنانکه" را در خود پرورش دهید. طوری از خود واکنش نشان دهید "چنانکه" رفتار و یا ایده ای که آرزویش را دارید، در شما وجود دارد. به عنوان مثال فرض کنیم که شما علاقه دارید تا اعتماد به نفس بیشتری داشته باشید. از خود سوال کنید اگر اعتماد بنفس بالایی داشتم در این شرایط چه واکنشی از خود نشان می دادم؟ چه احساسی داشتم؟ چگونه صحبت می کردم؟ طرز تفکرم چطور بود؟ صداهای درونی ام چگونه با من صحبت می کردند؟ و .... با مطرح نمودن یک چنین پرسش هایی و پاسخ دادن به آنها، شما خودتان را مجبور می کنید که به سمت وضعیت اعتماد بنفس پیش بروید. همانطور که نگرش "چنانکه" را پیش می گیرید متوجه خواهید شد که دست از سرزنش خود بر می دارید و نگرش جدید مثل یک عادت جزئی از رفتار ها و کنش های طبیعی شما می شود. ظرف 30 تا 45 روز این نگرش به صورت یک رفتار عادی خود را در روزمرگی های زندگیتان نمایان می سازد.
6- خودتان را در آینده مجسم کنید. شاید اندکی رعب انگیز و وحشت آور باشد، اما مطمئن باشید که نتیجه ی خوبی از آن بدست می آورید. خودتان را در بستر مرگ در نظر بگیرید که دوستان و خانواده در اطراف شما جمع شده اند. در این حال به مرور زندگیتان بپردازید. آیا واقعاً این همان چیزی است که می توانید از زندگی خود برای اطرافیانتان تعریف کنید؟ فکر نمی کنم! پس سعی کنید همین حالا تصمیمات مناسبی را اتخاذ نمایید تا روند زندگی خود را به طور کلی تغییر دهید.
7- به خاطر داشته باشید زمانیکه دنبال کاری نمی روید، شانس موفقیت در آن را به طور 100% از دست می دهید. وقتی جسارت به خرج ندهید، به هیچ چیز نمی رسید. برای آنکه به چیزهایی که می خواهید دست پیدا کنید، باید آنها را با تمام وجود خود بخواهید. اگر دائماً به دنبال چیزهایی که می خواهید باشید، مطمئناً به آنها می رسید. زمانیکه ذهن خود را بر روی اهدافتان متمرکز می کنید، به این مسئله هم فکر کنید که افراد زیادی هستند که آماده کمک به تحقق ساختن رویاهای شما هستند. دیگران به شما کمک می کنند چراکه می دانند یک روزی خودشان هم نیازمند کمک هستند و شاید آن روز شما به آنها کمک کردید. زمانیکه نسبت به تحقق امری اعتقاد داشته باشید، بی شک روزی می رسد که افکار شما جامه ی عمل پیدا می کنند، من شما را دعوت به پذیرفتن این نگرش می کنم.
منبع:http://www.funpatogh.com
راسخون
  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٩:۳٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸٩/٢/٢٩

جدیدترین تست روانشناسی در آمریکا!

اگر مایلید اطلاعات بیشتری درمورد شخصیت خودتان وخصوصیاتی که باعث می‌شوند دیگران شما را بیشتردوست داشته باشند پیدا کنید به تست زیربا کمال صداقت پاسخ دهید.این تست جدیدترین تست روان شناسی درکشورآمریکا است.
 
1- فرض کنید شما مشخصه صورت کسی هستید,کدام قسمت ازصورت او هستید؟
الف : چین وچروک
ب : لکه
ج : خال زیبایی
د : کک ومک
ت :لبخند

2- دوست دارید چه نوع پرنده ای باشید؟

الف : شباهنگ
ب : جغد
ج : عقاب
د : فلامینگو
ت : پنگوئن

3- کدام یک ازآلات موسیقی را دوست دارید؟

الف: پیانو
ب : ویلون
ج : سازدهنی
د : گیتار
ت : دف

4- کدام یک ازبرنامه های تلویزیونی برای شما جالب تراست؟

الف : اخباروبرنامه های مستند
ب : فیلم های درام وزندگی نامه
ج : هیجانی وپلیسی
د : عشقی وماجرایی
ت : کمدی وکارتون

5- کدام یک ازبازی های شهربازی را بیشتردوست دارید؟

الف : هیچ کدام , من ازشهربازی متنفرم
ب : قطاریا قایق
ج : نمایش واجرای کمدی
د : چرخ وفلک ووسایلی که سریع می چرخند
ت :ترن های هوایی سریع السیر

6- آیا شما به اشتباهات خودتان می‌خندید؟

الف : هرگز
ب : به ندرت
ج : برخی مواقع
د: معمولا
ت: همیشه

7- اگردوست شما سربه سرتان گذاشت چه عکس العملی نشان می دهید؟
الف : عصبانی می‌شوید
ب: ناراحت می‌شوید
ج : برایتان جالب است
د: تلافی می‌کنید
ت :چندین برابرتلافی می‌کنید
 
8- اولین چیزی که صبح موقع بیدارشدن به فکرتان خطورمی‌کند چیست؟
الف : کارویا تحصیل
ب: مشکلات زندگی
ج : صبحانه
د : روزی که درپیش دارید
ت : کاری که تا شب انجام خواهید داد
 
9- درزندگیتان چه شعاری دارید؟
الف :وقت طلاست
ب: سحرخیزباش تا کامروا باشی
ج : آنچه برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند
د : زندگی کن وبه دیگران هم اجازه زندگی کردن بده
ت : بی خیال باش , هرچه بادا باد
 
10- آیا به همه حیوانات علاقه مندید؟
الف : اصلا
ب: تعداد کمی ازحیوانات
ج : برخی ازحیوانات
د: بیشترحیوانات
ت : تمام حیوانات
 
11- شما لبخند می‌زنید؟
الف : هرگز
ب: به ندرت
ج : گاهی اوقات
د :اغلب
ت : آنقدرزیاد که برخی فکرمی کنند دیوانه هستم
 
12- نظردیگران راجع به شما اغلب کدام مورد است؟
الف : بی رحم
ب : سرد وبی احساس
ج :زیبا
د : دوست داشتنی
ت : خوشگذران
 
13- شما احساس عشق وقدردانی خود را نشان می‌دهید؟
الف : هرگز
ب : به ندرت
ج : گاهی
د :اغلب
ت : حداکثرتا جایی که امکان دارد
 
14- شما اعتقاد دارید که برای شاداب بودن باید ساعاتی ازروز را منحصرا صرف خودتان کنید؟
الف :اصلا
ب: احتمالا نه
ج : گاهی
د : بله
ت : البته ,تا جایی که امکان دارد به خودتان می‌رسید
 
15- آیا زندگی شما بابرنامه ریزی پیش می‌رود؟
الف : من حتی درتعطیلات هم برنامه ریزی می‌کنم
ب : همیشه برنامه ریزی می‌کنم
ج : بستگی به روزهفته دارد
د :درصورت امکان اجازه می‌دهم که خودش پیش آید
ت:همیشه بدون برنامه ریزی روزها را طی می‌کنم
حال امتیازات کنارگزینه هایی را که انتخاب کرده اید جمع کنید.
گزینه الف1 امتیار, گزینه ب 2امتیاز , گزینه ج 3 امتیاز, گزینه د 4 امتیاز, گزینه ت 5 امتیازدارد سپس امتیازات خودتان ازپانزده سوال تست را مطابق با متن های زیرمقایسه کنید.

اگرامتیازشما بین 1تا 20باشد :

بدین معنی است که شما سوسن سفید هستید ..مردم شما را به خاطرپشتکارتان ,ازجان ودل مایه گذاشتنتان وموفقیت هایتان تقدیرمی کنند.اهداف مشخصی دارید وفکرتان برکارتان متمرکزاست .احتمالا فرزند اول خانواده هستید .احساستان را به سختی ابرازمی کنید .یکی ازمهمترین نگرانی های شما این است که چگونه دربرابرافراد مختلف ظاهرشوید.اندیشه هایتان کمی متمایل به بدبینی است .اعتماد به نفس دارید ولی درباطن گاهی به خود اعتماد ندارید.قادرهستید که هدفی تعیین کنید وبه آن برسید.بعضی مواقع دنیا را با دیدی باریک بین می‌نگرید .احساس می‌کنید که وقت کمی برای رسیدن به آرزوهایتان دارید.
مواظب باشید جدی بودنتان شما را ازدنیای اطراف دورنکند .خونسرد باشید واززندگیتان لذت ببرید .کارهایی انجام دهید که ازآنها لذت می برید .با انجام این دستورات قوه خلاقیت تان شکوفا می شود .سعی کنید که بیشتربخندید وبا دیگران درتماس باشید.

اگرامتیازشما بین 21تا 54 باشد :

بدین معنی است شما یک گل رزهستید .کمی تیغ دارید ولی زیبایی های بسیاری دارید .حس شوخ طبعی دارید ولی ازشنیدن جوک لذت می‌برید.احتمالا فرزند وسط خانواده هستید مردم دوست دارند دوروبرشما باشند .خونگرم هستید .دوستان صمیمی بسیاری دارید.زندگی را بادید واقع بینانه می‌نگرید .آگاهید که زندگی ازخوبی ها وبدی ها تشکیل شده است .قادرید شانس خودتان را با توجه به سرمایه های که دارید امتحان کنید .سخت کوش هستید وبه اهدافتان پایبندید .دوست دارید خودتان باشید واین مساله به شما اعتماد به نفس می‌دهد مشکلترین مساله درزندگیتان یکنواخت بودن مسایل است .یکنواختی درهرمساله ای شما را آزارمی‌دهد وباعث کسل شدن روحیه شما می‌شود .
به شما پیشنهاد می‌گردد که افق دیدتان را وسیع ترکنید .مسایل جدیدی را تجربه وکشف کنید .آنگاه متعجب خواهید شد که چه نتایج زیبایی به دست آورده اید ومهمترازهمه اینکه فراموش نکنید که درهمه چیزدنبال زیبایی بگردید مخصوصا درخودتان .

اگرامتیازشما بین 55 تا 75 باشد :

بدین معنی است که شما یک گل آفتابگردان هستید دربستری ازگلهای رز.یک ویژگی بارزدرشما وجود دارد که باعث گرمادهی به دیگران وجلوه گری شما می‌شود .ممکن است شما کوچکترین فرزند خانواده ویا تنها فرزند باشید ..دروقت لازم جدی هستید ولی دوستانتان شما را به عنوان یک شخص شوج طبع می شناسند .ازگفتن جوک لذت می‌برید .گاهی شیطنت می‌کنید .مایلید که با افراد جدید وجالبی درزندگیتان آشنا شوید .با افرادی که هیچ وقت نمی‌خندند راحت نیستید ..دید مثبتی به زندگی دارید ..درهمه چیزبه دنبال خوبیها هستید .بیدی نیستید که با هربادی بلرزید .گرم ,دوست داشتنی ,با وفا واجتماعی هستید وهرکدام ازاین صفات می‌تواند دلیلی برای خوب بودن شما باشد .انرژی نامحدودی دارید ولی انگیزه تان کم است .برای شما مشکل است که فقط برروی یک کارمتمرکز شوید به شما پیشنهاد می‌گردد که اجازه دهید مردم روی جدی شما راهم ببینند همان طورکه چهره شاد شما را می بینند .دراین صورت می‌خواهند که همیشه با شما باشند .به احساسات دیگران احترام بگذارید ازاین شاخه به آن شاخه نپرید وکاری راکه دوست دارید انتخاب کنید وتا پایان آن را انجام دهید
فان پاتوق
  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸٩/٢/٢۱

داماد حمام خون راه انداخت

جام جم آنلاین: فردی که همسر و والدین همسرش را پس از کشتن، سر بریده بود، توسط پلیس دستگیر شد.

 

به گزارش ایسنا، سرهنگ مراد جعفری، جانشین فرمانده انتظامی زنجان افزود: متهم به قتل به هویت «مرتضی – ج» 31 ساله در پی بروز اختلافات خانوادگی طی اقدامی جنون آمیز اقدام به قتل همسر و والدین وی کرده بود، پس از 72ساعت از سوی ماموران پلیس دستگیرشد.

وی ادامه داد: این حادثه در روز شنبه 11اردیبهشت‌ماه امسال در روستای «سعیدآباد» از توابع شهرستان ایجرود به وقوع پیوست که در پی آن، متهم پس از درگیری با همسرش، او و مادرزن و پدرزنش را با ضربات متعدد قمه به قتل رساند و سر این افراد را برید.

سرهنگ جعفری اضافه کرد: پس از اعلام وقوع این حادثه به مرکز فوریت‌های پلیسی (110) منطقه تحت کنترل ماموران پلیس قرار گرفت و با مراقبت از رفت و آمد روستاییان، سعی در حفاظت از سایر اهالی شد.

به گفته جانشین فرماندهی انتظامی زنجان با توجه به خروج متهم از روستا و عزیمت وی به استان گیلان، عوامل انتظامی به این استان اعزام شدند که متهم پس از آگاهی از این موضوع، بار دیگر به شهرستان ایجرود مراجعت کرد.

وی گفت: ماموران پلیس کلیه نقاط شناسایی شده در روستا را به صورت مکرر مورد بازرسی قرار دادند و در نتیجه «مرتضی» که در 5 کیلومتری روستا مخفی شده بود، شناسایی شد.

سرهنگ جعفری با بیان این که فرد موردنظر پس از آگاهی از محاصره خود توسط پلیس اقدام به خودکشی کرد، افزود: ماموران این متهم را دستگیر کردند که در حال حاضر «مرتضی» در یکی از بیمارستان‌های زنجان بستری است.

گفتنی است این فرد در سال گذشته با همسر خود علیرغم مخالفت والدینش ازدواج کرده بود که تنها با گذشت چند ماه با بروز اختلافات، درگیری‌ها آغاز شد و در نتیجه به قتل زن مقتول انجامید.

فان پاتوق
  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٠٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٩/٢/۱٦

«تست خودشناسی » بـه کار فکـر می‌کنیـد یـا بـه تفریـح؟

«تست خودشناسی » بـه کار فکـر می‌کنیـد یـا بـه تفریـح؟

 

http://img.pixfa.net/images/08734783429118981133.jpg

 
در هزاره سوم و زندگی ماشینی امروز و هزینه‌های بالا، خیلی از شماها برای گذران زندگی، زیاد کار می‌کنید، تا جایی که حتی ممکن است چند شیفت کار کنید و همین امر باعث می‌شود تا از زندگی عادی خود غافل بمانید و نتوانید آن طور که شاید و باید به تفریح بپردازید، پرسش ما از شما این است، که شما بیشتر به کار می‌پردازید یا تفریح؟
یا آنکه حد وسط را دنبال می‌کنید و بین کارتان تعادل برقرار می‌کنید. برای این که متوجه شویم، شما به کار بیشتر فکر می‌کنید یا تفریح، به این پرسش‌ها، خیلی سریع باید پاسخ بدهید، چون اگر بخوانید، سپس گزینه‌ها را انتخاب کنید، آنگاه است که از روی احساستان به آنان پاسخ نمی‌دهید و نمی‌توانید ارزیابی درستی از گزینه‌ها داشته باشید.
 
1- پنجشنبه، جمعه پیش را چگونه گذراندید؟
الف – مثل تمام هفته‌ها سرکار بودم
ب – همراه خانواده و دوستان استراحت کردیم
ج – استراحت کردم، اما مجبور شدم بخشی از کارم را در خانه انجام دهم.
 
2- آخرین باری که به مسافرت رفتید. چه زمانی بوده؟
الف – سال گذشته ب – شش ماه قبل ج – هفته گذشته

 
3- بیشتر وقت خود را با چه کسانی می‌گذرانید؟
الف – همکاران ب – دوستان ج – پدر و مادر و همسر

 
4- هنگام مرخصی بیشتر چه کار می‌کنید؟
الف – شماره همراهتان را به همکارتان می‌دهید ب – به فکر برنامه‌های کاریتان هستید
ج – پاسخ مکالمات کاری را نمی‌دهید؟

 
5- کدام یک از موارد زیر بیشتر برای شما اتفاق می‌افتد؟
الف – نگران فردا صبح و قرارهای کاریتان هستید ب – به خاطر ازدحام کاری مسائل دیگر را فراموش می‌کنید ج – تا نیمه‌های شب برای تفریح بیدار می‌مانید!

 
6- چند ساعت در هفته کار می‌کنید؟
الف – 48 ساعت و بیشتر ب- 17 تا 35 ساعت ج – 16 ساعت

 
7- آخرین بار که برای خودتان خرید انجام داده‌اید؟
الف – آنقدر مشغول بوده‌اید که همسرتان برایتان خرید انجام داده ب – تلفنی اجناس‌تان را خرید کرده‌اید ج – هنگامی که با دوستانتان بیرون بوده‌اید، خرید انجام داده‌اید!

 
8- وقتی با دوستان و اقوامتان هستید، بیشتر در چه موردی صحبت می‌کنید؟
الف – مسائل کاری ب – مسائل شخصی ج – درباره تفریح
 
9- اگر پول زیاد در بانک دارید باز هم کار می‌کردید؟
الف – آری ب – شاید ج – خیر

 
10- اگر صاحبخانه بودید، باز هم دوشیفت کار می‌کردید؟
الف – آری ب – شاید ج – خیر
 

ارزیـابـی تـست

اگر از 10 پرسش بالا، به بیشتر از شش پرسش، گزینه «الف» را انتخاب کرده‌اید، باید اشاره داشت که فعالیت کاری شما بیش از حدمعمول است و برای شما کار کردن، اهمیت خاصی دارد، شما انرژی زیادی برای کارتان صرف می‌کنید، حتی در زمانی که به تفریح می‌پردازید، حتما ذهن شما به کار فکر می‌کند، حتی زمانی که حضور فیزیکی در محل کارتان ندارید، باز هم ذهن شما در محل کارتان قرار دارد؟
 اگر به شش پرسش، گزینه (ب) را پاسخ داده‌اید، به این معنا است که نگرش حال حاضر شما نسبت به کار و استراحت یک نگرش متعادل است. شما روشی آگاهانه و متعادل درباره کار و تفریح دارید و این مهم یکی از مسائل اساسی برای رسیدن به موفقیت در زندگیتان می‌باشد.
 اگر به شش پرسش، گزینه (ج) را پاسخ داده‌اید، به نظر می‌رسد جزو آن گروه از افرادی باشید که کار کردن بیهوده و بی‌فایده است. به نظر شما کار کردن بیهوده و بی‌فایده است و زندگی بیش از آن ارزش دارد که لحظاتش را با کار کردن هدر دهید، مهم این است که لحظاتی فراموش‌نشدنی داشته باشید. اما یادتان باشد که کار کردن جوهر انسان است و ما برای داشتن فرداهایی بهتر مجبور هستیم که فعالیتی هدفمند داشته باشیم که بی‌شک آرامش و آسایش ما حاصل این فعالیت می‌باشد.
  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳۸٩/٢/۳

دعا درمانی برای مقابله با بیماری ها

دعا درمانی برای مقابله با بیماری ها

Prayer Therapy

دعا کردن

همه ی ما هنگامی که با یک آسیب جدی یا بیماری سخت مواجه می شویم، دست به دعا بر می داریم و از تواناترین طبیب هستی، شفا می جوییم.

با اندک کاوشی در فرهنگ سرزمین مان نیز اطبای گذشته را می بینیم که با وجود مهارت و دانش غنی، برای شفای بیماران شان دعا می کنند؛ چرا که آنان، ابعاد مختلف وجود یک انسان یعنی جسم، ذهن و روح را جدای از هم نمی دانستند و به تاثیر بُعد ماورایی و معنوی وجود انسان در سلامتی وی کاملاً واقف بودند.

اگر حکایت اول مثنوی معنوی را خوانده باشید، حتما طبیب الهی را می شناسید که وقتی همه طبیبان حاذق از درمان کنیزک ناتوان بودند، با چهره ای عرفانی و معنوی وارد داستان شد و با دانشی درونی به ریشه بیماری که در درون او بود پی برد و او را درمان نمود.

امروزه نیز در سراسر جهان شاهد ظهور و توسعه بسیاری از روش های درمانی طب مکمل یک دید کلی نگری نسبت به جسم، ذهن و روح انسان هستیم. این دیدگاه در سال های اخیر از پذیرش بالایی برخوردار گشته و به طور اصول بدون پذیرفتن آن، هر گونه سخن از این نوع درمان ها، بی فایده و ناقص خواهد ماند.

برخی از دانشمندان، با انجام مطالعات علمی، در پی یافتن شواهدی مبنی بر تاثیر دعا بر سلامت جسمی و روحی انسان می باشند. اگر چه اغلب ما که به قدرت و تاثیر دعا اعتقاد داریم، از ارائه این گونه شواهد بی نیاز هستیم، اما پرداختن به نتایج برخی از این تحقیقات، خالی از لطف نخواهد بود.

پژوهش ها نشان داده اند؛ دعا و نیایش و نیروی شفابخش حاصل از آن موجب جلوگیری از رشد سلول های سرطانی، حفاظت از گلبول های قرمز خون، تغییر حالت شیمیایی خون و افزایش اکسیژن رسانی توسط خون به اندام ها و نیز بهبود سریع تر زخم ها و جراحات پوستی می گردد.

مطالعاتی که در زمینه ی دعا درمانی از راه دور بر روی افراد مبتلا به بیماری های قلبی، پُرفشاری خون، بیماری های ایدز و سرطان انجام گرفته نیز نشان دهنده ی تاثیر مثبت دعا در سلامتی این افراد است.

مطالعات همچنین حاکی از تاثیر دعا از راه دور بر رشد میکروارگانیسم ها می باشد.

بنابراین دعا دارای قابلیت مقابله با بیماری های مسری نیز هست. استنباط عمیق تری که می توان از این مطالعه نمود آن است که با دعا کردن حتی می توانیم میزان جهش های ژنتیکی در باکتری ها را تغییر دهیم. در صورتی که دعا قادر به ایجاد تغییرات ژنتیکی در باکتری ها باشد، به طور مسلم در مورد انسان نیز این امکان وجود دارد و در این صورت ما به ژنومی که با آن متولد می شویم، محدود نخواهیم بود. برخی از دانشمندان نیز مواردی را ارائه داده اند که نشان می دهد عواطف و هیجانات انسان بر الگوی DNA (ماده ژنتیکی) وی تاثیر گذار است.

جک استاکی " Jack - Stucki " که یکی از پژوهشگران در زمینه دعا درمانی است، تاثیر دعا بر میدان های الکترومغناطیسی بدن را بررسی نمود. او در این مطالعه، میزان فعالیت الکتریکی در مغز و سطح بدن افراد را در آزمایشگاه خود واقع در ایالت کلرادو اندازه گیری می کرد. حدود 1000 مایل آن طرف تر در کالیفرنیا، گروه های معنوی برای تعدادی از این افراد دعا می کردند. نتیجه ی این مطالعه نشان داد که بین میزان فعالیت الکتریکی در بدن افرادی که برای شان دعا شده بود با افرادی که برای شان دعا نشده بود، اختلاف معنی داری وجود دارد.

آگاهی جمعی

بر اساس مطالعات دکتر پیرسال " Pearsall "، میان افرادی که بدون برقراری ارتباط در یک اتاق نشسته اند از طریق چاکرای قلب(مرکز انرژی مربوط به عواطف و احساسات خالص) تبادل انرژی صورت می گیرد. این تبادل به صورت انعکاس عواطف در قلب های تک تک افراد است. چنین ارتباط و تبادل انرژی، به وجود آورنده ی یک آگاهی جمعی یا گروهی است.

آگاهی به خودی خود انرژی محسوب می شود و در واقع آن چه که واقعیت ملموس فیزیکی را پدید می آورد همان آگاهی است؛ به خصوص هنگامی که به صورت جمعی گسترش یابد.

در هنگام دعا، آگاهی جمعی می تواند نیروی شفابخش عظیمی را ایجاد نماید. دکتر " Pearsall " فیزیک دان انگلیسی، دعا و نیایش گروهی را به اشعه لیزر تشبیه می کند که نیروی آن وابسته  به هم زمانی و حالت تجمعی امواج آن است. بر اساس مطالعات دکتر "والتر وستون "، برآیند میدان های انرژی که به طور همزمان تولید می شوند، نسبت به تک تک این میدان ها، به صورت تصاعدی افزایش می یابد. برای مثال نیرویی که با دعا کردن هم زمان دو نفر به وجود می آید چهار برابر(2×2) نیروی تک تک آن ها است، در صورتی که اگر ده نفر با هم دعا کنند، قدرت آن صد برابر(10×10) بیشتر از زمانی می شود که هر کدام به تنهایی دعا می کنند.

مراکز انرژی

اشاره ای به مراکز انرژی و میدان های انرژی انسان می تواند به درک بهتر مطلب کمک نماید که بسیاری از روش های درمانی سنتی مشرق زمین نیز بر همین پایه استوار هستند.

میدان انرژی انسان از هفت لایه تشکیل شده که به صورت متوالی و در درون هم جای گرفته اند. نزدیک ترین لایه به بدن، لایه انرژی است، که از لحاظ شکل کاملاً مشابه فیزیک بدن است در این لایه هفت مرکز انرژی اصلی وجود دارد که به آن ها " چاکرا " گفته می شود.

چاکراها که در امتداد ستون فقرات قرار گرفته اند همانند گردبادهایی چرخیده و با مکیدن انرژی از میدان انرژی کیهانی، آن را به انرژی قابل استفاده توسط بدن تبدیل می کنند. این انرژی یا نیروی حیات، توسط کانال هایی در سراسر بدن انتقال یافته و منتشر می شود.

هر گونه عدم تعادل و مسدود شدن مسیر انرژی موجب ایجاد بیماری می گردد (تئوری که اساس طب سوزنی را نیز تشکیل می دهد).

این عدم تعادل انرژی را پیش از وقوع بیماری های جسمی هم می توان تشخیص  داد. برای مثال برخی از پزشکان هندی با استفاده از نوع پیشرفته دوربین (Civilian)، ماه ها پیش از بروز علائم بیماری، با تشخیص آثار آن در لایه انرژی فرد قادر هستند وقوع بیماری را پیش بینی کنند.

مترجم: مریم علی اسلام – کارشناس ارشد بیوتکنولوژی

ماهنامه ی دنیای سلامت

بخش تغذیه و سلامت تبیان

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٩:۳٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٩/۱/٢٦

یادداشت اختصاصی برای مردان

راههایی برای شاد کردن زن ها

زن

اگر به خاطر داشته باشید در مقاله محبوب شدن برای شوهر به نکاتی اشاره کردیم که زنان برای کسب رضایت همسرشان باید به آنها توجه می کردند در ادامه یادداشت قبلی، این مقاله را به شما کاربران عزیز ارایه می دهیم و در آن به نکاتی اشاره خواهیم کرد که همواره باید مورد توجه مردان قرار بگیرد.

شاید بتوان گفت یکی از رازهای دنیا، دانستن آن است که خانم ها چه می خواهند؟ یکی از دلایل این موضوع، تفاوت خواسته های آنهاست که علت آن نیز متفاوت بودن خانم ها با یکدیگر است. آنچه در این مقاله به آن اشاره می شود جنبه های مشترک بین نیازمندی های خانم هاست و خطاب جملات زیر مردان هستند.

متعهد و با وفا باشید

 مهمترین ویژگی که زنان در جستجوی آن در وجود همسر خود هستند وفاداری است. چنانچه مردی رویه ای غیر از وفاداری نسبت به همسرش داشته باشد دیر یا زود همسر خود را از دست خواهد داد. در واقع کسی که به بی وفایی بیندیشد هیچ جایگاهی در میان زنان نخواهد داشت.

مردانی که ظاهری نامناسب، ژولیده و نامرتب دارند نمی توانند گزینه مناسبی برای ازدواج باشند.

آراسته و مرتب باشید

 مرتب بودن ظاهر هر شخصی می تواند تأثیر بسزایی بر اطرافیان او داشته باشد. مردانی که ظاهری نامناسب، ژولیده و نامرتب دارند نمی توانند گزینه مناسبی برای ازدواج باشند. همچنین چنین افرادی حتی اگر متاهل باشند بطور مرتب مورد اعتراض همسر، فرزندان و اطرافیان خود خواهند بود. البته منظور از آراسته بودن پوشیدن لباس های خاص، مارک دار و گران قیمت نیست بلکه انتظار میرود شخص مورد نظر به بهداشت و پاکیزگی لباس خود توجه داشته باشد.

گل لاله

بی توجه یا کم توجه نباشید

 از ویژگی های زنان این است که به طور فطری به دنبال کسب توجه دیگران نسبت به خود هستند.

بنابراین در شروع یا تداوم زندگی مشترکتان از این نیاز زنان غافل نشوید. اگر از آن دسته افرادی هستید که با دیدن تلویزیون، بازی های رایانه ای یا ویدیویی به کلی از اطرافیان خود غافل می شوید لازم است در این خصوص تجدیدنظر کنید والا در زندگی زناشویی خود با مشکلات جدی مواجه خواهید شد.

روابط خانوادگی خود را به درستی مدیریت کنید

ممکن است شما پیش از ازدواج وابستگی شدیدی به مادر خود داشته اید و در خصوص تمام کارها، برنامه ها و مشکلات خود با ایشان مشورت می کرده اید. پس از ازدواج باید این ارتباط را به گونه ای مدیریت کنید که نه مادر شما و نه همسرتان احساس نکند که تحت کنترل دیگری هستید. هیچ گاه در مسیری حرکت نکنید که منجر به انتخاب میان این دو شوید.

مرد زندگی باشید نه مرد کار

 هیچ کس دوست ندارد با کسی که تمام همّ و غم او کارش است و به هیچ چیز دیگری توجه نشان نمی دهد در ارتباط باشد. بنابراین اگر می خواهید مورد تایید و علاقه همسرتان باشید حتماً در کنار کارتان یک برنامه ریزی برای گذراندن اوقاتی با همسر و خانواده خود داشته باشید. رفتن به مراکز تفریحی مانند پارک ها و یا مراکز خرید از جمله این برنامه ریزی ها محسوب می شود.

تک بعدی نباشید

 سعی کنید علاقمندی های متعددی داشته باشید و به همه  آنها توجه کافی داشته باشید. این موضوع در جلوگیری از یکنواخت شدن روابط زناشویی حائز اهمیت است. ضمن آنکه چنانچه شما چندین فعالیت جانبی مورد علاقه مختلف داشت باشید به خوبی و آسودگی می توانید با تمام اعضای خانواده تان (علیرغم شرایط سنی و جنسیتی متفاوت) به توافق برسید.

هیچ گاه در مسیری حرکت نکنید که مجبور به انتخاب میان مادر یا همسرتان شوید.

گوش دادن را یاد بگیرید

 هیچ گاه از صحبت کردن همسرتان خسته نشوید بلکه سعی کنید او را به صحبت کردن تشویق نمائید. بهترین راه برای کسب آگاهی بیشتر درخصوص همسرتان، گوش دادن به حرف های اوست. زیرا در این گفتگو می توانید به چیزهایی که برای او از اهمیت بیشتری برخوردار است آگاهی پیدا کنید و با برآورده کردن آنها رضایت ایشان و سلامت زندگی زناشویی تان را تضمین کنید. بنابراین شنونده خوبی باشید و به هیچ وجه اثرات بی توجهی یا کم حوصلگی را از خود بروز ندهید.

حامی همسرتان باشید

 از جمله نیازهایی که زنان در زندگی زناشویی دارند احساس حمایت و پشتیبانی از طرف شوهرشان است. این حمایت

رز

 گاهی اوقات جنبه های عملی و عینی ندارد و تنها کافی است از نظر روحی – روانی وجود چنین حامی را احساس کنند بنابراین هیچ گاه از انجام این وظیفه طفره نروید. گاهی اوقات یک حرف یا شوخی نابجا سبب می شود همسر شما این احساس حمایت را از دست بدهد در این صورت به یقین بدانید که اعتماد ایشان نسبت به شما جریحه دار خواهد شد و در صورت تداوم، این اعتماد به کلی از بین خواهد رفت.

صادق باشید

 هیچ گاه سعی نکنید همسرتان را فریب دهید و یا برایش نقش بازی کنید. اجازه ندهید صداقت شما در نزد همسرتان مورد تردید واقع شود که در این صورت زندگی مشترک تان به یک کابوس تلخ تبدیل خواهد شد و حتی ممکن است تبعات اجتناب ناپذیری مانند طلاق را به دنبال داشته باشد.

 

مریم عطاریان – بخش خانواده و زندگی تبیان

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸٩/۱/۱۸

اشتباه بزرگ متاهلین

شوهر حق‏نشناسی دارم. از صبح تا شام رنج می‏برم، زحمت می‏کشم، تمام کارهای خانه از شستن ظروف و لباس‏ها، از پختن غذا تا تزیین اتاق‏ها و بافتنی‏های لازم را برای او و فرزندان انجام می‏دهم، ولی وقتی به خانه می‏رسد...

خانواده در پرتو شناخت صحیح و واقع‏بینانه همسران از وظایف زناشویی و طرز تفکر و خواسته‏های یکدیگر پویا و سالم و با صفا می‏شود و به این ترتیب برای تربیت فرزندانی صالح فراهم می‏شود. استاد‏ آیت‏ا... ابراهیم امینی در این زمینه مطلبی دارند که توصیه به مردان متاهل است.

ممکن است در نظر برخی مردان، کار خانه‏داری چندان مهم به نظر نیاید، ولی اگر با دیده انصاف نگریسته شود، باید اعتراف کرد که دشوار و خسته کننده است. یک بانوی خانه‏دار اگر تمام اوقات شبانه‏روز را در خانه کار کند، باز هم مقداری از کارها باقی می‏ماند. این همه کارهای خانه مانند پختن غذا، نظافت کردن خانه، شستن و مرتب کردن لباس‏ها و ظرف‏ها، جابه جا کردن اثاث منزل و از همه بالاتر بچه‏داری، کارهای آسانی نیستند، که یک روز و دو روز انجام شود بلکه مادام العمر باید مورد توجه باشد.

آقای محترم تشکر کن!

اگر مرد یک ماه در منزل بماند و همه امور خانه‏داری و بچه‏داری را بر عهده بگیرد، آن وقت می‏فهمد که همسرش در خانه چه فداکاری‏هایی می‏کند و چه زحمت‏های طاقت‏فرسایی را تحمل می‏کند؟ زن همه این زحمات را تحمل می‏کند ولی از شوهرش این انتظار را دارد که قدر زحماتش را بداند و از وی قدردانی و تشکر کند. دوست دارد خودش و ذوق و سلیقه‏اش همواره مورد توجه شوهر باشد. آقای محترم! وقتی وارد خانه نظیف و تمیز و منظم می‏شوی چه عیبی دارد از زحمات و ذوق و سلیقه همسرت ستایش کنی؟

چه اشکال دارد گاه گاهی از غذاهای خوشمزه‏ای که تهیه می‏کند تعریف کنی؟ چه مانع دارد موضوع بچه‏داری او را که حقاً کار بسیار دشوار و با اهمیتی است همواره مورد نظر داشته باشی و برخی اوقات از زحمات طاقت‏فرسای او تشکر نمایی؟ از این نکته غافلی که قدردانی‏هایت چه نیرویی به او می‏بخشد و چگونه برای کار و کوشش و فداکاری آماده‏اش می‏گرداند؟

پیغمبر اسلام (صلی‏الله علیه واله وسلم) می‏فرماید: هر کس به مسلمانی احترام کند و با کلام خوشی از او دلجویی کند و غم‏هایش را بر طرف سازد همواره در سایه رحمت خدا خواهد بود.

خانم محترم قدر شناس باش

گذراندن زمان طولانی در خارج از منزل آن هم در ارتباط با انواع افراد و نیاز به گوناگونی مهارت ها و تلاش مداوم کار آسانی نیست. بهر حال محیط بیرون دارای آسایش و آرامش لازم نیست و با تحولات و تغییرات فراوانی همراه است . مرد در محیط کاری خود با هزار مسئله و مشکل روبروست که رفع آنها نیاز به صبر و متانت او دارد . لذا انتظار همسر شما آن است که پس از یک روز کاری پر مشغله در جمعی گرم و صمیمی پذیرفته شود و مورد استقبال و محبت آنان قرار گیرد . سعی کنید حد اقل برای مدتی کوتاه زمان ورود او را قرین آرامش و پذیرش نمایید . تا بتواند انرژی های منفی حاصل از کار و خستگی را از دور بریزد و منبعی برای ارائه حمایت و پشتیبانی برای شما باشد. بنابراین حتی اگر دلتان از گرفتاری های خانه داری و مشغله های بچه داری گرفته و نیاز به همصحبتی با او را دارید تا گوش شنوایی برای همدلی داشته باشید کمی صبر کنید تا او خستگی خود را از بین ببرد و امنیت یابد. ذهن خسته او توان همدردی با شما را ندارد . چه اشکالی دارد که با جملاتی به او متوجه کنید که میدانید چه زحماتی را در محیط کار متقبل می شود و قدر دان او هستید.

 

 

 

 


فان پاتوق
  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٢۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸٩/۱/۱٧

نسخه ای برای خوش خوابی

چگونه در شب خواب خوبی داشته باشیم ؟

خواب به موقع

خواب به اندازه غذا، هوا و آب برای شما ضروری است. با این حال ممکن است که شما در زندگی خود اختلال در خواب را تجربه کنید. یک سوم بزرگسالان گاهگاهی درجاتی از بیخوابی را گزارش می‌دهند.

اگر در خوابیدن مشکل دارید، چندین تغییر در روش زندگی میتواند در کسب مجدد رضایت در الگوی خواب شما کمک کند.

روشهای مفید ارائه شده در زیر را امتحان کنید.

 پنج راهکار اساسی

هرگز بیش از اندازه نخوابید

هرگز به دلیل کمبود خواب شب، بیش از اندازه نخوابید. این مهمترین قانون است. هر روز در ساعت مشخصی بیدار شوید، مخصوصا در صبح شبهایی که دچار کم خوابی بوده‌اید. تا دیر وقت خوابیدن، ‌فقط برای یکی، دو روز می تواند ساعت فیزیولوژیک شما را در چرخه دیگری قرار دهد. این مسئله شما را متعاقبا خواب آلوده ( کسل ) خواهد کرد و دیرتر بیدار خواهید شد.

                 هرگز به دلیل کمبود خواب شب، بیش از اندازه نخوابید

ساعت فیزیولوژیک خود را میزان کنید

 نور، به شروع مجدد  حالت فعال روزانه شما کمک می‌کند. بنابراین وقتیکه بیدار می‌شوید، بیرون بروید و کمی از نور آفتاب استفاده کنید . یا اگر این امر برایتان مشکل است، تمامی چراغها را دراتاق خود روشن کنید. سپس دور اتاق برای چند دقیقه‌ای قدم بزنید. ساق پاهای شما همچون پمپی عمل می‌کنند که خون رابه گردش در می‌آورند و به منظور کمک به پیشبرد کارهای روزانه، اکسیژن بیشتری به مغز شما می‌رساند.

ورزش

در طول روز از لحاظ فعالیت‌های بدنی فعال باشید. این عمل مخصوصا در روز بعد از شب همراه بابد خوابی، مهم است. زمانیکه کمتر می‌خوابید، بایستی در طول روز فعالتر باشید. فعالیت کمتر داشتن یکی از بدترین چیزهایی است که یک شخص بیخوابی کشیده می‌تواند انجام دهد. بنظر می‌رسد که ورزشهای پر تحرک ( پیاده روی سریع، شنا، راهپیمایی و غیره ) در لحظات پایانی بعد از ظهر به خواب راحت تر کمک کند. همچنین ، افرادی که دچار بیخوابی هستند تمایل به عدم تحرک در یکی دو ساعت قبل از خواب دارند. مقداری نرمش انجام دهید. نرمش روزمره به افراد زیادی کمک کرده است.

چرت نزنید

در روز بعد از بیخوابی اصلا چرت نزنید.وقتیکه احساس خواب آلودگی کردید، بلند شوید و کاری انجام دهید. راه بروید، تختخواب را درست کنید یا کارهای عقب افتاده را انجام دهید.

در هنگام مطالعه ، مرتبا بلند شوید( هر سی دقیقه یکبار یا حتی بیشتر لازم بود) دور اتاقتان قدم بزنید. کمی نرمش انجام دهید. این کار به هدایت اکسیژن به مغز شما و به هوشیاری بیشتر کمک خواهد کرد.

برنامه به رختخواب رفتن خود را تنظیم کنید

اولا سعی کنید در حدود همان ساعت همیشگی هر شب به تختخواب بروید.منظم باشید بیشتر افراد در ساعت هفت صبح ، دوازده ظهر و شش بعد از ظهر گرسنه می شوند، چرا که برای سالها در این ساعات غذا خورده‌اند. رفتن به موقع به رختخواب در حدود همان زمانیکه هر شب می‌روید می‌تواند خواب را مثل گرسنگی منظم کند.

راهکارهای دیگر
اتاق خواب

ـ همیشه ساعت خواب ثابتی داشته باشید

سی دقیقه یا یک ساعت قبل از خواب، مطالعه را کنار بگذارید و وارد بحثها یا فعالیت‌های محرک نشوید. کاری انجام دهید که باعث آرامش شود. کتابی که نیاز به فکر ندارد، بخوانید تماشای یک برنامه تلویزیونی هیجان انگیز را کنار بگذارید. بعضی افراد در محیط پاکیزه ومرتب بهتر می‌خوابند، ‌بنابراین آنها لحظه قبل از رفتن به تختخواب، ‌دوست دارند اتاقشان را تمیز و مرتب کنند پس خودتان آنچه را که همیشه باعث پیشبرد خواب شما می‌شود کشف کنید.

ـ حمام گرم بله، دوش نه

قبل از رفتن به تختخواب، یک حمام طولانی با آب بگیرید. این عمل به آرامش شما کمک می‌کند و عضلات شما را تسکین می‌دهد. ولی از طرف دیگر، دوش گرفتن شما را به بیدار ماندن متمایل می‌سازد. افرادی که دچار بیخوابی هستند بایستی از دوش گرفتن در بعداز ظهر اجتناب کنند.

ـ فهرستی از آنچه می خواهید انجام دهید بنویسید

یک دسته کاغذ و یک قلم را دردسترس بگذارید. اگربه چیزی فکر می‌کنید که می‌خواهید آنرا به خاطر بسپارید یادداشت کنید. سپس همان چیز را که به آن فکر می‌کردید از ذهنتان خارج کنید به دلیل نگرانی از فراموش کردن آن مسئله لازم نیست در جای خود بیدار بمانید.

بنظر می‌رسد که ورزشهای پر تحرک ( پیاده روی سریع، شنا، راهپیمایی و غیره ) در لحظات پایانی بعد از ظهر به خواب راحت تر کمک کند

ـ نرمش کردن و آرامش

بعضی از افراد پی برده‌اند که اگر همیشه، قبل از رفتن به تختخواب، برای چند دقیقه به نرمش کردن بپردازید درایجاد خواب، مؤثر واقع می‌شود. بعضی دیگر روشهای آرامش بخش را تمرین می‌کنند. بطور معمول کتا بخانه‌ها یا کتاب فروشیها، کتابهایی راجع به گسترش نرمش کردن و آرامش یافتن دارند.

ـ خوردن یا نخوردن

بعضی از مراکز خواب درمانی به منظور کمک به هوشیاری شما در طول روز، یک صبحانه و ناهار سبک توصیه می‌کنند. آنها معتقدند که غذای سرشب را بعنوان غذای اصلی هر روزه خود در نظر بگیرید. این برنامه غذایی را حداقل چهار ساعت قبل از رفتن به رختخواب تنظیم کنید، به این ترتیب دستگاه گوارش بطور معقولانه‌ای تازمان آماده شدن شما برای خواب ‌، آرام خواهد شد.

ـ شیر گرم ؟

یک لیوان شیرگرم هنگام خواب به بعضی از افراد کمک می‌کند . شیر حاوی آمینو اسید و ترپیتو فان ضروری می‌باشد که سروتونین، ماده شیمیایی، مغز را تحریک می‌کند که یک نقش کلیدی در ایجاد خواب را بازی می‌کند. یک قطعه نان گندمی خالص به تاثیر آن می‌افزاید یا می‌توانید آنرا با خوردن قبل از خواب امتحان کنید. یک قطعه نان گندمی به جذب ترپیتوفان کمک خواهد کرد.

بدخوابی

ـ اجتناب از کافئین وغذاهای حاوی تیروزین زیاد

کافئین، ماده‌ای است در قهوه، چای، شکلات، ...که ایجاد تحریک زیاد و بیداری می کند. بعضی از متخصصان، مردم را تشویق به اجتناب از خوردن غذاهای حاوی تیروزین می‌کنند، برای مثال پنیر‌های حاصل از تخمیر شیر ( پنیر چدار بدترین نوع آن است ولی ماست مناسب می باشد ) و کالباس و ... باعث دوره های خواب غیر طبیعی، نامنظم و بیداری مکرر در صبح زود می‌شود.

ـ قرصهای خواب

بسیاری از افراد وقتی با مشکل بی خوابی مواجه می شوند از قرصهای خواب استفاده می کنند اما مطالعات نشان داده که استفاده از این قرصها در طولانی مدت بسیار مضر و زیان آور است. دلایلی که برای اجتناب از خوردن قرصهای خواب مطرح می‌شوند عبارتند از: الگوهای خواب آشفته، ‌فراموشی کو‌تاه‌مدت، صدمه به مهارتهای حرکتی و .... همچنین  تحقیقات دیگر نشان می‌دهند که رایجترین قرصهای خواب تجویز شده به حافظه کوتاه مدت، ‌زمان عکس العمل، تفکر و هماهنگی بینایی ـ حرکتی ( همچون رانندگی کردن ) صدمه می زنند.

 

منبع: پیام مشاور

تنظیم برای تبیان - مریم عطاریان

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٧:٠٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳۸۸/۱٢/۱٠

برنامه چهار ماده اى خوشبختى

برنامه چهار ماده اى خوشبختى

 

سوره و العصر

گزارشی از سوره مبارکه "عصر"

 

قسم به انسان کامل

گزارش امروز درباره سوره ای است که بنا بر نقل بعضى از مفسران، تمام علوم و مقاصد قرآن در این آن خلاصه شده است.به عبارت دیگر: این سوره در عین کوتاه بودن برنامه جامع و کاملى براى سعادت انسان تنظیم و ارائه نموده است.

خداوند در قرآن، به همه مقاطع زمانى سوگند یاد کرده است. فجر: «والفجر»(1)، صبح: «و الصبح»(2)، روز: «و النّهار»(3)، شب: «و الّیل»(4)، چاشت: «و الضُحى‏»(5)، سحر: «والّیل اذ ادبر»(6)

و در آیه نخست این سوره نیز سخن از سوگندی پرمحتواست، سوگند به وقت "عصر".

بعضى مراد از عصر را عصر ظهور اسلام گرفته‏اند. بعضى عصر را به معناى لغوى آن یعنى فشار گرفته‏اند، زیرا که فشارها سبب غفلت زدائى و تلاش و ابتکار انسان‏هاست. بعضى مراد از عصر را عصاره هستى یعنى انسان کامل گرفته‏اند و بعضى آن را هنگام نماز عصر دانسته‏اند.(7)

 

برنامه چهار ماده ای سعادت

خسارت در مال قابل جبران است، امّا خسارت در انسانیّت، بالاترین خسارتهاست. «ان الخاسرین الّذین خسروا انفسهم»(8)قرآن براى نجات از آن خسران عظیم برنامه جامعى تنظیم کرده که در آن برچهار اصل تکیه شده است:

اصـل اول در ایـن بـرنـامـه مـسـالـه “ایـمـان “ اسـت کـه زیـربـنـاى همه فعالیتهاى انسان را تـشـکـیـل مى دهد,چراکه تلاشهاى عملى انسان از مبانى فکرى واعتقادى او سرچشمه مى گیرد, نه همچون حیوانات که حرکاتشان به خاطر انگیزه هاى غریزى است .

در اصل دوم به میوه درخت بارور و پرثمره ایمان پرداخته از “اعمال صالح “سخن مى گوید.

آرى “صـالـحـات “ همان “اعمال شایسته “ نه فقط عبادات , نه تنها انفاق فى سبیل اللّه ,نه فقط جـهـاد در راه خـدا, نـه تـنها کسب علم و دانش , بلکه هر کار شایسته اى که وسیله تکامل نفوس و پرورش اخلاق و قرب الى اللّه و پیشرفت جامعه انسانى درتمام زمینه ها شود.

بعضى مراد از عصر را عصر ظهور اسلام گرفته‏اند. بعضى عصر را به معناى لغوى آن یعنى فشار گرفته‏اند، زیرا که فشارها سبب غفلت زدائى و تلاش و ابتکار انسان‏هاست.

در اصـل سـوم بـه مـسـالـه “تواصى به حق “ یعنى دعوت همگانى و عمومى به سوى حق اشاره مـى کـنـد تـا هـمـگان حق را از باطل به خوبى بشناسند و هرگز آن رافراموش نکنند و در مسیر زندگى از آن منحرف نگردند.

در اصـل چهارم مساله شکیبائى و “صبر” و استقامت و سفارش کردن یکدیگربه آن مطرح است , چـرا کـه بـعد از مساله شناخت و آگاهى , هرکس در مسیر عمل درهر گام با موانعى روبرو است اگر استقامت و صبر نداشته باشد هرگز نمى توانداحقاق حق کند, و عمل صالحى انجام دهد و یا ایمان خود را حفظ کند.(8)

همچنین قرآن در آیه‏اى دیگر فضل و رحمت الهى را عامل دورى از خسارت شمرده و مى‏فرماید: «فلو لا فضل اللّه علیکم و رحمته لکنتم من الخاسرین»(9) بنابراین ایمان و عمل صالح و تواصى به حق، در سایه فضل و رحمت الهى حاصل مى‏شود و انسان بدون لطف خداوند، نه هدایت مى‏شود که به ایمان برسد و نه اهل عمل صالح مى‏گردد.

_________________

1) فجر، 1.

2) تکویر، 18.

3) لیل، 2.

4) لیل، 1.

5) ضحى، 1.

6) مدّثر، 33.

7) تفسیر نمونه.

8)همان با تلخیص و تصرف.

 


 

 

تنظیم برای تبیان: شکوری_کارشناس بخش قرآن
  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٧:۱۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳۸۸/۱٢/٩

خواب نشانه قدرت خدا

خواب نشانه قدرت خدا

کودک، خواب معصومانه فرشته

 

در سرشت و نهاد انسان نیرویى نهفته است که او را به طور طبیعى به دنبال جستجوى روزى و دیگر حوائج زندگى و بعد به طرف استراحت هدایت مى کند تا رفع خستگى از کارها و تلاشهاى فکرى و جسمى نموده و تجدید قوا براى فعالیتهاى دوباره خود کند.

از طرف دیگر مى دانیم که تمامى موجودات زنده براى تجدید قوا و ادامه فعالیتها و کار و کوشش; احتیاج به استراحت دارند حتى افرادى که خیلى به کسب درآمد حریصند نیز; ناچارند در وقت معینى استراحت کنند, و اگر مجبور نمى شدند, شب و روز به کار و فعالیت ادامه مى دادند و بهترین راه استراحت و رفع خستگى روحى و جسمى ((خواب)) است که خداوند در نهاد انسان قرار داده و الزاما به سراغ انسان مىآید به طورى که اگر این نعمت بزرگ از انسان گرفته شود, انسان از نظر جسمى و روحى دچار افسردگى شده و زود پیر و شکسته مى شود. چنانکه همه دیده ایم متخصصین اعصاب و روان در خیلى از موارد بیماران خود را با خواب درمانى مداوا مى کنند و غالبا داروهائى که تجویز مى کنند, بیشتر جنبه خوابآورى دارد. و از این طریق با تعطیل کردن بخشى از فعالیتهاى مغز و اعصاب بیمار و برکنارى از استرس معالجه مى کنند.

در عصر حاضر یکى از شدیدترین شکنجه ها در مورد زندانیان سیاسى واداشتن آنان به بى خوابى است براى اقرار گرفتن چون بى خوابى بیش از اندازه, آنقدر سخت است که تحمل آن براى انسان خیلى مشکل است. چرا که مى دانیم هنگام خواب بخش مهمى از فعالیتهاى فکرى و مغزى تعطیل مى شود و تنها بخشى از دستگاهها و قسمتى از مغز انسان به فعالیت خود ادامه مى دهند که براى ادامه حیات موجودات زنده لازم و ضرورى است.

و لذا خداوند متعال در آیه 23 سوره روم ((خواب)) را یکى از نشانه هاى قدرت خود دانسته و مى فرماید:

((و من آیاته منامکم باللیل و النهار و ابتغائکم من فضله...))

((و از نشانه هاى خدا خوابیدن شما در شب و روز و فعالیتها و تلاش شما براى تإمین معاش از فضل پروردگار است)).

((ابتغإ)) به معنى طلب کردن و خواستن و جستجو کردن است(2). و ((فضل)) به معنى زیاده از مقدار حاجت است(3) ولى منظور از ((ابتغإ فضل)) در آیه, دنبال روزى رفتن مى باشد(4).

معلوم مى شود که خواب و استراحت پایه فعالیتها و تلاش است که اگر انسان نخوابد, نمى تواند تلاش خود را از سر بگیرد چنانکه از امام صادق(ع) نقل شده که فرمود:

((فعالیتهاى روزانه اقتضا مى کند که انسان بخوابد چرا که استراحت و تجدید قوا در خوابیدن است))(5).

((شکسپیر)) مى گوید:(6)

((خواب; تن کوفته را آرام, روان خسته را مرهم, بر سفره طبیعت برترین خوراک, و در بزم زندگى نوشین ترین متاع است))(7).

در سرشت و نهاد انسان نیرویى نهفته است که او را به طور طبیعى به دنبال جستجوى روزى و دیگر حوائج زندگى و بعد به طرف استراحت هدایت مى کند.

کى بخوابیم شب یا روز؟

 

درست است که خواب معمولا در شب است و تلاش براى معاش در روز; اصلا برنامه اصلى خواب به خاطر آرامش خاطرى که به جهت تاریکى حاصل مى شود, در شب است چنانکه خالق هستى در آیات متعدد به این مطلب اشاره کرده مى فرماید:

((او کسى است که شب را براى شما لباس قرار داد, و خواب را مایه استراحت و روز را وسیله حرکت و حیات))(8).

و همچنین مى فرماید:

((و خواب شما را مایه آرامشتان قرار دادیم و شب را پوششى براى شما و روز را وسیله اى براى زندگى و معاش))(9).

((سبات)) از ماده ((سبت)) به معنى قطع نمودن است. و همچنین به معنى تعطیل کردن کار به منظور استراحت آمده است(10). و اینکه روز شنبه را در لغت عرب ((یوم السبت)) مى گویند, به خاطر آن است که نامگذارى آن از برنامه یهود گرفته شده چرا که شنبه روز تعطیلى آنها بود.

خواب

همچنین در آیه دیگرى مى خوانیم:

((از رحمت اوست که براى شما شب و روز قرار داد تا هم در آن آرامش داشته باشید و هم براى بهره گیرى از فضل خدا تلاش کنید..))(11).

بعضى از مفسران معتقدند که منظور از ((لتسکنوا)) استراحت در شب است و منظور از ((لتبتغوا)) دنبال معاش رفتن در روز است(12).

چون بشر از طرفى نیاز به کار و تلاش و حرکت دارد که بدون روشنائى ممکن نیست و از طرفى نیاز به استراحت دارد که بدون تاریکى شب, دلخواه و طبیعى نیست.

ولى چنان نیست که انسان به هنگام ضرورت نتواند برنامه خواب را تغییر دهد چرا که درست است انسان نمى تواند اصلا نخوابد ولى کم و زیادى خواب در اختیار انسان مى باشد که براساس عادت مى تواند تغییر دهد; کم یا زیاد, شب یا روز بخوابد. مخصوصا در عصر ما که شغلهاى خاصى وجود دارد که ایجاب مى کند عده اى دو شیفته و سه شیفته کار کنند و اى بسا شب کار کنند و روز بخوابند مانند بعضى از پزشکان و کارگران و رانندگان و غیره ... که اگر غیر از این باشد, جوامع بشرى فلج مى شود.

و لذا تعبیر ((منامکم باللیل و النهار)) شاید اشاره به همین مطلب است که هم خواب و هم دنبال روزى رفتن و کارها و فعالیتهاى دیگر; هم در شب انجام مى گیرد و هم در روز. چنانکه مرحوم ((طبرسى)) در ((مجمع البیان)) و علامه طباطبائى در ((المیزان)) و مولفان تفسیر نمونه به این مطلب اشاره نموده اند(13).

 

چقدر بخوابیم

 

اندازه معینى براى خواب بیان نشده, و کسى نمى تواند ادعا کند که چقدر باید خوابید, چون اندازه خواب بستگى به شرائط روحى و جسمى و سنى و کارى دارد و همه نمى توانند به طور یکسان استراحت کنند, اما چنانکه از آیات برمىآید, و همچنین از معنى ((سبات)) معلوم مى شود, به اندازه اى باید خوابید که خستگى و فرسودگى جسمى و روحى انسان بعد از فعالیت, مبدل به نشاط و سرزندگى شود. انسان نه آن اندازه کم باید بخوابد که دیگر نتواند به کارهاى خود ادامه دهد و نه آنقدر زیاد که از کار و تلاش باز ماند.

اما معروف است که در بیست و چهار ساعت, هشت ساعت باید استراحت کرد و خوابید چنانکه امیرمومنان(ع) نیز در نهج البلاغه به این مسإله اشاره کرده مى فرماید:

((للمومن ثلاث ساعات: فساعه یناجى فیها ربه و ساعه یرم معاشه و ساعه یخلى بین نفسه و بین لذتها فیما یحل و یجمل))(14).

((مومن باید شبانه روز خود را به سه قسمت تقسیم کند: یک قسمت(هشت ساعت) با پروردگار خود مناجات کند و یک قسمت در جستجوى روزى و معاش خود و ساعتى نیز در خواب و خوراک و استراحت صرف نماید)).

((یان اوزوالد)) اعتقاد دارد که خواب بر اساس عادت انسان معین مى شود. او مى گوید:

خواب

((اگر در دنیائى متولد مى شدیم که تاریکى و روشنائى به جاى بیست وچهار ساعت, سى و شش ساعت یک بار ظاهر مى شد, ما نیز به سى و شش ساعت عادت مى کردیم))(15).

همو مى گوید: ((کسانى که به قطب جنوب سفر کرده بودند و آنجا نور آفتاب بى وقفه مى تابید و هرکسى وظیفه داشت که براى ثبت گزارشات ساعت معینى بیدار بماند و بعد هرچقدر خواست بخوابد ولى یکى از وظائف کوچکى که به عهده داشتند این بود که جدولى را که نشان مى داد او چه قدر و چه وقت خوابیده است با دقت پر کند. در پایان معلوم شد که میانگین خواب ثبت شده تقریبا همان هشت ساعت معروف در 24 ساعت بود))(16).

البته گاهى انسانهایى پیدا مى شود که بیش از اندازه مى خوابند و یا گاهى بعضیها شاید مدت زیادى نخوابیده باشند که اینها غیر عادى است. و شاید از نظر جسمى و روحى دچار اختلالاتى شده باشند. یا به صورت اعجاز باشد مانند خواب اصحاب کهف که خداوند آنان را سیصد و نه سال به خواب فرو برد که آنهم یکى از نشانه هاى قدرت خداوندى(و نمونه اى از معاد و زنده شدن مردگان) است که نه بدن آنان پوسید و نه از بین رفتند و وقتى بیدار شدند خیال کردند یک روز یا نصف روز خوابیده اند(17). چنانکه نگارنده شخصى را دیده که هنگام نشستن سر سفره غذا خوابش برده. و همچنین کسى که در اثر شیمایى شدن در جبهه جنگ چندین سال نخوابیده بود. و ه ندرت اشخاصى هستند که هرگز نمى خوابند!

پس خواب چه گوهر گرانبهایى است که اگر سلطانى تاج و تخت خود را در برابر ساعتى خواب از دست بدهد آن را نمى تواند بخرد, آرى ما چنان رهین منت این خویشاوند مرگ هستیم که نصف زندگى خود را به او مدیونیم و این بى جهت نیست چرا که خواب زنجیرى طلائى است که سلامت را به تن ما پیوند مى زند. و هیچ کس در خواب از فقر, غم واندوه و ... شکوه نمى کند. و شاه و گدا, فقیر و غنى به یک اندازه از خواب استفاده کرده و محظوظ مى شوند. به شرط این که پایه اى براى تجدید قوا جهت کارهاى مثبت و خیر قرار دهیم نه اینکه بار منفى داشته باشد چنانکه در گلستان سعدى مى خوانیم: ((ظالمى را خفته دیدم نیمروز گفتمش این فتنه است خوابش برده به)).

 

تنظیم و تخلیص : گروه دین و اندیشه تبیان – مهدی سیف جمالی

برگرفته از مقالات فرج الله فرج اللهى

 


 

 

1. یان اوزوالد, خواب, ص 7(مقدمه), ترجمه محمد رضا باطنى, چاپ 1369.

2. المصباح المنیر: بغى. و فرهنگ عمید.

3. المنجد: فضل.

4. المیزان, ج16, ص 167.

5. نورالثقلین, ج4, ص 177.

6. به نقل از مکبث.

7. یان اوزوالد, خواب, ترجمه محمد رضا باطنى, چاپ 1369, ص 251.

8. ((و هو الذى جعل لکم اللیل لباسا و النوم سباتا و جعل النهار نشورا)).

فرقان, 47.

9. ((جعلنا نومکم سباتا و جعلنا اللیل لباسا و جعلنا النهار معاشا)).

(نبإ, 9 تا 11).

10. المنجد: سبت.

11. ((و من رحمته جعل لکم اللیل و النهار لتسکنوا فیه و لتبتغوا من فضله...)).

(قصص, 73).

12. طبرسى, مجمع البیان, ذیل آیه.

13. مجمع البیان, ذیل آیه 23 سوره روم - المیزان, ج16, ص 167 - تفسیر نمونه, ج16, ص 148.

14. نهج البلاغه فیض, کلمات قصار, شماره 382.

15. خواب, مقدمه, ص 10.

16. خواب, ص 80.

17. کهف, آیه 19.

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٧:٥۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸۸/۱۱/٢۳

کاملا علمی: شما ممکن است از شدت سر رفتن حوصله بمیرید!!

دانشمندان متوجه شدند این موضوع واقعا ممکن است که شما بر اثر بیکاری و سر رفتن حوصله خود بمیرید.تحقیقات دانمشندان نشان می‌دهد افرادی که زندگی ملال آور و خسته کننده ای دارند با احتمال دو برابر بیش‌تر در سنین جوانی جان خود را از دست می‌دهند.
محققان دانشگاه کالج لندن متوجه شدند افرادی که از ملال‌آوری وخسته کنندگی زندگی خود شکایت می‌کنند با احتمال دو برابر بیش‌تر نسبت به افرادی که زندگی را جالب و سرگرم کننده می‌دانند ممکن است بر اثر بیماری قلبی و سکته جان خود را از دست بدهند.
در این تحقیقات که روی بیش از 7 هزار کارمند دولت و در مدت بیش از 25 سال انجام شد مشخص شد افرادی که احساس می‌کنند زندگی کسل کننده ای دارند با احتمال 40 درصد بیش‌تر نسبت به دیگران تا پایان یافتن این تحقیقات جان خود را از دست داده اند.
افرادی که معمولا حوصله شان سر می‌رود با احتمال بیش‌تری به عادات ناسالم مانند سیگار کشیدن ، نوشیدن مشروبات الکلی و مانند آن روی می‌آورند که می‌تواند امید به زندگی را به طور قابل توجهی کاهش دهد.
متخصصان دپارتمان سلامت عمومی دانشگاه کالج لندن زندگی بیش از 7 هزار و 524 کارمند دولت که بین 35 تا 55 سال سن داشتند بررسی کردند و در مورد میزان سر رفتن حوصله ، کسلی و بی حوصلگی ان‌ها سوالاتی پرسیدند.
در این تحقیقات مشخص شد نزدیک به 10 درصد کارمندان دولت در طول ده ماه گذشته احساس بی‌حوصلگی کرده اند که این میزان در زنان تقریبا دو برابر مردان بوده است.میزان بی حوصلگی در میان جوانان و افرادی که شغل‌های سطح پایین داشتند نیز بیش از سایرین گزارش شده است.
مارتین شیپلی که دراین تحقیقات شرکت داشته است در این باره گفت : این یافته‌ها نشان می‌دهد رابطه زیادی بین بی حوصلگی و بیماری‌های قلبی وجود دارد.بنابراین افرادی که دارای شغل‌ها کسل کننده هستند باید سرگرمی‌هایی برای خودشان پیدا کنند تا بی حوصلگی را از خود دور کنند.
این افراد هم‌چنین باید مقداری از تمرکز روی خود را کاهش دهند زمان بیش‌تری را به خانواده ، دوستان ، همکاران و حتی رئیسشان اختصاص دهند.

فان پاتوق
  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳۸۸/۱۱/٢۳

چگونه شخصیتی جذاب و برجسته داشته باشید!

ظاهری جذّاب یا آراسته، همواره موجب جذب دیگران می شود، امّا موضوع این است که اگر فردی از نظر شخصیت معنوی و خصوصیات درونی درجه ی والای داشته باشد، خود موجب زیبا جلوه دادن آن فرد می شود.

http://www.mardoman.net/files/articles//35570782.jpg

به نوعی ظاهری زیبا بدون شخصیتی زیبا، بی معناست.

برای تقویت و جذّابیت شخصیت خود چه کار کنیم؟

اینکه هر فردی در زندگی به دنبال هدف خود از زندگیست، امری عادیست، امّا اگر بخواهد به خودی خود و تنها مسیر خود را دنبال کند، در نقطه ای از این راه بالاخره به نقطه ی ضعف و کمک به دیگران می رسد. همانطور که بسیاری از مردم آنقدر لجوجانه و به تنهایی بر رسیدن به خواسته خود در زندگی پافشاری می کنند که نهایتاً به دلیل تهی شدن از انگیزه و انرژی، دیگر قادر به ادامه راه نیستند. بنابراین هر فردی برای نیل به هدف خود، با برقراری ارتباط با دیگران، باعث اتّحاد و در آخر افزایش معلومات و ... می شود و در آخر به هدف خود می رسد.

برای مثال، یک نویسنده اگر بخواهد تنها با تکیه به خود، به مهارت در این حرفه برسد، نمی تواند توانایی های خود را ثابت کند، چرا که در این راه با بسیار کند پیش می رود و با مشکلاتی روبرو می شود که ناخودآگاه به بن بست می خورد، امّا با تکیه بر تجربیات و چگونگی موفقیت کسانی که در این راه مشهور شدند، قادر است است از سدّ موانع عبور و به درجات عالی در شغل خود برسد.

افراد موّفق

بطور مثال، امروز موقع خوردن صبحانه، تلویزیون روشن بود، آگهی تبلیغاتی پخش شد که تبلیغات آن توسط سه دختر سفیدپوست، شرقی و سیاه پوست تهیه شده بود. همچنان که مشغول خوردن صبحانه بودم، تنها گوش می کردم و نگاهم به تلویزیون نبود، امّا از طریقه ی لهجه ی آنها کاملاً تفاوت نژادی آنها را فهمیدم.

دختر سفید پوست، با لهجه ی آرام آمریکایی حرف می زد و دختر شرقی تندتر صحبت کرد امّا کاملاً لهجه ی آسیایی داشت و ناخودآگاه بعضی از حروف را با شدّت بیشتری تلفظ می کرد و دختر سیاه پوست با لهجه ی مخصوص محلّی های بومی آفریقا حرف می زد. البته اگر از آنها در مورد تفاوت لهجه شان بپرسید، شاید نظری قاطع نداشته باشند و به درستی نمی دانند که دلیل این تفاوت چیست. در واقع لهجه متفاوت آنها، ربطی به نژاد ندارد، بلکه این تنها به دلیل محیط و مردمی بوده که در آنجا بزرگ شده اند. بنابراین انسانها همواره در تماس با دیگران تحت تأثیر قرار می گیرند.

بهترین راه موفقیت و نیل به رشد شخصیت این است که در اجتماع و در بین افرادی باشیم که به نوعی قبلاً به هدفی همانند هدف ما رسیده اند.

آیا تا به حال برای شما هم پیش آمده که ناخودآگاه شبیه دوستان خود شوید؟! این امری غیر ارادیست. بطور مثال، نحوه ی حرف زدن، نوع کلام و حتّی روش زندگی آنها روی شما تأثیر می گذارد. بدیهیست هر فردی در اثر تعامل طولانی مدّت با مردم محیط خود، رفتار، کلام، عقاید و روش زندگی آنها را پیش می گیرد.

به همین دلیل است که همواره باید در انتخاب دوستان یا افرادی که با آنها در ارتباط هستیم، دقّت کنیم. چرا که شخصیت ما همچون اسفنجی تمامی رفتارها و منش آنها را دنبال می کند. در صورت عدم انتخاب افرادی مناسب و در اثر رفت و آمد با آنها، خود مانعی بزرگ برای نیل به مقصود ما در زندگیست و در مقابل همراهی با افرادی لایق، درهای منفعت و موفقیت را به سوی ما می گشاید.

افراد نابغه

ناپلون هیل، سالها در مورد آدم های موفق در زندگی مطالعه کرده است، در کتاب خود، به نام "فکر کنید و موفق شوید"، همواره به این نکته اشاره می کند که برای نیل به پیروزی و پیشرفت در مراحل زندگی باید همراه با آدم های موفق پیش روید. این به آن معنا نیست که با افراد اطراف خود که فکر می کنید کمکی به رشد شخصیتی شما نمی کنند، قطع رابطه کنید، بلکه باید با دیدی وسیع مزیتهای آنها را تشخیص و از آن بهره مند شوید، برای مثال، اگر دوست شما خیلی هم شخصیتی برجسته ندارد امّا در کامپیوتر مهارت خاصّی دارد، می توانید از این ویژگی وی برای احیاء و پیشرفت کار با کامپیوتر خود استفاده کنید.

برای مثال، در برخورد یا مشاهده کمدین های ماهر، شاید در ابتدا تنها بی اراده بخندید، ولی به مرور زمان با دقّت در روش و منشاء هنر خنداندن آنها، شما نیز می توانید با پیروی از همان رویه، شخصیتی شاد و سرگرم کننده داشته باشید، بنابراین با دیدن و تجربه و تقلید از رویه آنها است که توانسته اید خود شما نیز تبدیل به یک فرد خندان شوید.

با ارتباط با افراد شایسته و والا در زندگی، قادرید ابعاد شخصیتی خود را بسوی مسیری مثبت سوق دهید.

این ارتباط می تواند از طریق خواندن کتابها، مقالات، نوارهای صوتی و تصویری و هر چیز دیگری که موجب اتصال شما با آنها شود، صورت گیرد. اگرچه، تماس و رفت و آمد مستقیم با این اشخاص ، بسیار موثرتر است، چرا که تحت راهنمایی و پیروی آنها می توانید ضمن تقویت عقاید، باورها و توانایی های خود، تمام موانع را از سر راه خود برداشته و با انگیزه ای بیشتر، طمع زندگی دلخواه و حقیقی را تجربه کنید.

با بررسی و نگاهی به خصوصیات خود، آن ویژگی شخصیتی را که همیشه به دنبال دستیابی به آن بودید را در نظر بگیرید، سپس با جستجو در افراد دیگر آن خصوصیات را بیابید و سعی کنید با آنها ارتباط برقرار کنید. اکنون دیگر می توانید با پیروی و اجرای روش زندگی آنها، به تغییر رفتاری خود نیز بپردازید.

خودتان تجربه کنید.

با ارتباط و کسب تجربه، راههای پیشرفت شخصیتی خود را عملاً می یابید، اگر تنها با مطالعه بخواهید، این تغییرات را به ظاهر و طبق آن تئوری ها پیش ببرید، دیر یا زود شخصیت قبلی شما دوباره نمایان خواهد شد. اگر همواره با افراد برجسته در تماس باشید، نشست و برخاست کنید و به رفتارشان دقّت کنید، در نهایت می توانید پلی بین خود و آنها برای رسیدن به آن ویژگی رفتاری، ایجاد کنید.

شاید در ابتدا با دیدن الهامات، ارتباطات معنوی و روحانی و توانایی های جسمی فوق العاده آنها ناامید شوید، امّا باید بدانید که آنها نیز در ابتدا مثل شما بودند و ضمن وقت گذاشتن برای هدفشان ، به این درجات نائل شدند، پس نترسید و با شناخت و اجرای خصوصیات و منش ها، شما نیز از ابتدا شروع کنید. رسیدن به هدف همواره مستلزم صرف وقت و اراده قوی بوده، بنابراین در این راه ثابت قدم باشید.

دانش خود را بیافزایید

البته همانطور که در فوق اشاره شد، هیچ چیز جای تجربه مستقیم را نمیگیرد، امّا در این بین یادگیری یک سری تئوری های اولیه می تواند شما را در ایجاد ارتباط، درک و پیروی بهتر رویه افراد والا یاری دهد.

ثابت قدم باشید،

کلید اصلی برای دستیابی به شخصیتی والا، صبوریست، مطمئناً با گذشت زمان و کشف حقایق، به هدف خود می رسید.

شاید در ابتدا با تمسخر و تحقیر اطرافیان خود که افرادی معمولی هستند روبرو شوید، مهم خود شما هستید که به عمق خواسته ی خود پی ببرید، هرچقدر در رسیدن به هدف خود مصمم تر باشید، موفق ترید. بر اعصاب خود مسلط باشید و با سیاستی زیرکانه، تحقیر های آنها را تحمّل کرده و تنها به هدف خود فکر کنید، اگر تحت تأثیر ای افراد کوته فکر قرار گیرید، ناخودآگاه هدفتان برای خودتان هم بی معنا می شود.

باورها سازنده ی شخصیت و رفتار انسانهاست

شکستها و عدم موفقیت افراد ناشی از باورهای غلط آنهاست. متأسفانه برخی تنها با یک سری معلومات تئوری و عدم تحقیق و کسب تجربه، شخصیتی متغیر دارند، البته اشکال این است که آنها حتّی همان معلومات و مطالعات را هم بطور صحیح اجرا نمی کنند. اگر هم تجربه ای داشته باشند، در مرحله اوّل با ناامیدی کنار می کشند.

برای مثال، برخی پسرها در ارتباط با جنس مخالف مشکل دارند و این به دلیل تجربه اولیه تلخیست که در ابتدا داشتند، شاید دختری زیبا را در دانشگاه دیده اند و به محض صحبت و قصد دوستی با وی، دختر به او می گوید:"وای تو چقدر زشتی!"، آن پسر اینقدر سرشکسته و ناامید می شود که جرأت تجربه دوم را ندارد.

این درحالیست که با تجارب اولیه، رفع اصلاحات و کسب اخلاق و رفتاری والامنش، می توانید در تجارب بعدی موفق تر باشید.

از تجربیات و معلومات دیگران استفاده کنید.

اگر مستقیم نمی توانید یا برایتان پیش نیامده که وقایع جدیدی تجربه کنید، می توانید از تجربیات دیگران و معلومات تئوری اولیه ذکر شده در کتابها، نوارهای آموزشی و ... استفاده کنید.

یکی از دلایل عدم موفقیت کسانی که برای پیشرفت در زندگی و ترقّی شخصیتی دست به خواندن هزاران کتاب و شرکت در کنفرانس ها و مجامع کرده اند، این است که تنها با یک تجربه تلخ در گذشته، تنها بصورت تئوری می خواهند تا آخر عمر، خود را اصلاح کنند.

در حالی که همانطور که قبلاً به این موضوع اشاره شد، مطالعه و کسب معلومات وقتی موثر است که در عمل نیز اجرا شود و در این میان با آثار تجارب آموخته شده، شکستها و پیروزی ها به اعتماد به نفس کامل برسید.

برای مثال، فرض کنید از دختری خوشتان آمد و خواستید به او پیشنهاد دوستی دهید، در ابتدا شاید بترسید که وی به شما پاسخ رد بدهد، امّا با دیدن پسرهای دیگری که براحتی به دختران دوست می شوند، این باور در ذهن شما ایجاد می شود که شما هم می توانید، تا اینجا اندکی امیدواری در شما ایجاد شده است، امّا بازهم از انجام این کار می ترسید.

بیشتر مردم در این مرحله، توانایی خود را باور داشته ولی هنوز در مرحله اجرای عمل نیستند.

در اینجاست که باز هم تأکید می کنیم، برای اینکه بتوانید باورهای خود را به مرحله عمل برسانید، باید با افراد باتجربه تعامل کنید. کسی که قبلاً در این موقعیت بوده، حتّی با ظاهری متفاوت، می توانید ترس شما را از بین ببرد و اعتماد به نفس شما را افزایش دهد. آنها قادرند موانع و مشکلات شما را توجیه و برطرف کنند، با ذهنیت این تجارت عملی، قادرید خواسته های خود را عملی کنید.

در طی کسب این تجارب و معلومات باید:

به غیر از تجارب دیگران و منابع بیرونی، از خود اتّفاقاتی که برای خودتان پیش آمده نیز به عنوان یک تجربه جدید استفاده کنید. در واقع شما با این تجربه شخصی و عبور از موانع آن، خود به نوعی مثل افراد شایسته ای هستید که در ابتدا آنها نیز با شکست ها یا اولین تجارب، پیشرفت کرده اند.

یاد بگیرید سریعاً چیزی را که همیشه از انجام آن می ترسید، براحتی عملی کنید. خودتان نیز می توانید با کسب تجارب، به خودسازی بپردازید و بدانید که در اثر شکستهاست که به موفقیتها دست می یابید.

شاید در مرحله اوّل از شکست خود ناراحت و بحت زده به فکر فرو روید، ناامید نشوید، ناراحتی ها را فراموش کنید، امّا از تجربه خود و اشتباهات درس عبرت بگیرید. چرا که اکنون شما اوّلین تجربه را کسب کرده اید.

 

برای دستیابی به هدف خود، همواره تلاش کنید.

وینی کرتزکی،

یکی از قهرمانان تاریخ بازی گلف، همواره خود را در مقام یک مبتدی می داند، چرا که عقیده دارد کسی که فکر کند کامل است، دیگر انگیزه ای برای کسب تجارب جدید ندارد. حقیقت این است که هیچ کسی در دنیا به خودی خود و به تنهایی به موفقیت نرسیده است، افراد موّفق همواره با همفکری و بهره بردن از تجارب اساتید، نام آوران و دوستان به این درجات نائل شدند. همانطور که برخی با تشکیل اجتماعاتی، با سهیم کردن معلومات، گذشته ها، تجارب و ...باعث پیشرفت و تشویق یکدیگر جهت نیل به پیروزی، می شوند.

و در آخر

همواره برای نیل به شخصیت و هدفی والا، باید از افراد با تجربه و موفق در این زمینه که در مرحله ای بالاتر از شما هستند، یاری بخواهید. آنها با نصایح و توصیه های خود، انگیزه شما را افزایش می دهند، لحظه و فرصتها را غنیمت شمرده و بدانید در چه زمان، چه می خواهید؟ در این بین با کسب تجربه های مستقیم و غیر مستقیم و با ایمان به توانایی های خود، انرژی دوباره ای برای رشد شخصیتی خود می یابید، می بینید که با اجرای دقیق توصیه های این مقاله، دیگر بهانه ای برای نیل به یک شخصیت برجسته نخواهید داشت.

 

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸۸/۱۱/۱٩

چگونه شخصیتی جذاب و برجسته داشته باشید!

ظاهری جذّاب یا آراسته، همواره موجب جذب دیگران می شود، امّا موضوع این است که اگر فردی از نظر شخصیت معنوی و خصوصیات درونی درجه ی والای داشته باشد، خود موجب زیبا جلوه دادن آن فرد می شود.

http://www.mardoman.net/files/articles//35570782.jpg

به نوعی ظاهری زیبا بدون شخصیتی زیبا، بی معناست.

برای تقویت و جذّابیت شخصیت خود چه کار کنیم؟

اینکه هر فردی در زندگی به دنبال هدف خود از زندگیست، امری عادیست، امّا اگر بخواهد به خودی خود و تنها مسیر خود را دنبال کند، در نقطه ای از این راه بالاخره به نقطه ی ضعف و کمک به دیگران می رسد. همانطور که بسیاری از مردم آنقدر لجوجانه و به تنهایی بر رسیدن به خواسته خود در زندگی پافشاری می کنند که نهایتاً به دلیل تهی شدن از انگیزه و انرژی، دیگر قادر به ادامه راه نیستند. بنابراین هر فردی برای نیل به هدف خود، با برقراری ارتباط با دیگران، باعث اتّحاد و در آخر افزایش معلومات و ... می شود و در آخر به هدف خود می رسد.

برای مثال، یک نویسنده اگر بخواهد تنها با تکیه به خود، به مهارت در این حرفه برسد، نمی تواند توانایی های خود را ثابت کند، چرا که در این راه با بسیار کند پیش می رود و با مشکلاتی روبرو می شود که ناخودآگاه به بن بست می خورد، امّا با تکیه بر تجربیات و چگونگی موفقیت کسانی که در این راه مشهور شدند، قادر است است از سدّ موانع عبور و به درجات عالی در شغل خود برسد.

افراد موّفق

بطور مثال، امروز موقع خوردن صبحانه، تلویزیون روشن بود، آگهی تبلیغاتی پخش شد که تبلیغات آن توسط سه دختر سفیدپوست، شرقی و سیاه پوست تهیه شده بود. همچنان که مشغول خوردن صبحانه بودم، تنها گوش می کردم و نگاهم به تلویزیون نبود، امّا از طریقه ی لهجه ی آنها کاملاً تفاوت نژادی آنها را فهمیدم.

دختر سفید پوست، با لهجه ی آرام آمریکایی حرف می زد و دختر شرقی تندتر صحبت کرد امّا کاملاً لهجه ی آسیایی داشت و ناخودآگاه بعضی از حروف را با شدّت بیشتری تلفظ می کرد و دختر سیاه پوست با لهجه ی مخصوص محلّی های بومی آفریقا حرف می زد. البته اگر از آنها در مورد تفاوت لهجه شان بپرسید، شاید نظری قاطع نداشته باشند و به درستی نمی دانند که دلیل این تفاوت چیست. در واقع لهجه متفاوت آنها، ربطی به نژاد ندارد، بلکه این تنها به دلیل محیط و مردمی بوده که در آنجا بزرگ شده اند. بنابراین انسانها همواره در تماس با دیگران تحت تأثیر قرار می گیرند.

بهترین راه موفقیت و نیل به رشد شخصیت این است که در اجتماع و در بین افرادی باشیم که به نوعی قبلاً به هدفی همانند هدف ما رسیده اند.

آیا تا به حال برای شما هم پیش آمده که ناخودآگاه شبیه دوستان خود شوید؟! این امری غیر ارادیست. بطور مثال، نحوه ی حرف زدن، نوع کلام و حتّی روش زندگی آنها روی شما تأثیر می گذارد. بدیهیست هر فردی در اثر تعامل طولانی مدّت با مردم محیط خود، رفتار، کلام، عقاید و روش زندگی آنها را پیش می گیرد.

به همین دلیل است که همواره باید در انتخاب دوستان یا افرادی که با آنها در ارتباط هستیم، دقّت کنیم. چرا که شخصیت ما همچون اسفنجی تمامی رفتارها و منش آنها را دنبال می کند. در صورت عدم انتخاب افرادی مناسب و در اثر رفت و آمد با آنها، خود مانعی بزرگ برای نیل به مقصود ما در زندگیست و در مقابل همراهی با افرادی لایق، درهای منفعت و موفقیت را به سوی ما می گشاید.

افراد نابغه

ناپلون هیل، سالها در مورد آدم های موفق در زندگی مطالعه کرده است، در کتاب خود، به نام "فکر کنید و موفق شوید"، همواره به این نکته اشاره می کند که برای نیل به پیروزی و پیشرفت در مراحل زندگی باید همراه با آدم های موفق پیش روید. این به آن معنا نیست که با افراد اطراف خود که فکر می کنید کمکی به رشد شخصیتی شما نمی کنند، قطع رابطه کنید، بلکه باید با دیدی وسیع مزیتهای آنها را تشخیص و از آن بهره مند شوید، برای مثال، اگر دوست شما خیلی هم شخصیتی برجسته ندارد امّا در کامپیوتر مهارت خاصّی دارد، می توانید از این ویژگی وی برای احیاء و پیشرفت کار با کامپیوتر خود استفاده کنید.

برای مثال، در برخورد یا مشاهده کمدین های ماهر، شاید در ابتدا تنها بی اراده بخندید، ولی به مرور زمان با دقّت در روش و منشاء هنر خنداندن آنها، شما نیز می توانید با پیروی از همان رویه، شخصیتی شاد و سرگرم کننده داشته باشید، بنابراین با دیدن و تجربه و تقلید از رویه آنها است که توانسته اید خود شما نیز تبدیل به یک فرد خندان شوید.

با ارتباط با افراد شایسته و والا در زندگی، قادرید ابعاد شخصیتی خود را بسوی مسیری مثبت سوق دهید.

این ارتباط می تواند از طریق خواندن کتابها، مقالات، نوارهای صوتی و تصویری و هر چیز دیگری که موجب اتصال شما با آنها شود، صورت گیرد. اگرچه، تماس و رفت و آمد مستقیم با این اشخاص ، بسیار موثرتر است، چرا که تحت راهنمایی و پیروی آنها می توانید ضمن تقویت عقاید، باورها و توانایی های خود، تمام موانع را از سر راه خود برداشته و با انگیزه ای بیشتر، طمع زندگی دلخواه و حقیقی را تجربه کنید.

با بررسی و نگاهی به خصوصیات خود، آن ویژگی شخصیتی را که همیشه به دنبال دستیابی به آن بودید را در نظر بگیرید، سپس با جستجو در افراد دیگر آن خصوصیات را بیابید و سعی کنید با آنها ارتباط برقرار کنید. اکنون دیگر می توانید با پیروی و اجرای روش زندگی آنها، به تغییر رفتاری خود نیز بپردازید.

خودتان تجربه کنید.

با ارتباط و کسب تجربه، راههای پیشرفت شخصیتی خود را عملاً می یابید، اگر تنها با مطالعه بخواهید، این تغییرات را به ظاهر و طبق آن تئوری ها پیش ببرید، دیر یا زود شخصیت قبلی شما دوباره نمایان خواهد شد. اگر همواره با افراد برجسته در تماس باشید، نشست و برخاست کنید و به رفتارشان دقّت کنید، در نهایت می توانید پلی بین خود و آنها برای رسیدن به آن ویژگی رفتاری، ایجاد کنید.

شاید در ابتدا با دیدن الهامات، ارتباطات معنوی و روحانی و توانایی های جسمی فوق العاده آنها ناامید شوید، امّا باید بدانید که آنها نیز در ابتدا مثل شما بودند و ضمن وقت گذاشتن برای هدفشان ، به این درجات نائل شدند، پس نترسید و با شناخت و اجرای خصوصیات و منش ها، شما نیز از ابتدا شروع کنید. رسیدن به هدف همواره مستلزم صرف وقت و اراده قوی بوده، بنابراین در این راه ثابت قدم باشید.

دانش خود را بیافزایید

البته همانطور که در فوق اشاره شد، هیچ چیز جای تجربه مستقیم را نمیگیرد، امّا در این بین یادگیری یک سری تئوری های اولیه می تواند شما را در ایجاد ارتباط، درک و پیروی بهتر رویه افراد والا یاری دهد.

ثابت قدم باشید،

کلید اصلی برای دستیابی به شخصیتی والا، صبوریست، مطمئناً با گذشت زمان و کشف حقایق، به هدف خود می رسید.

شاید در ابتدا با تمسخر و تحقیر اطرافیان خود که افرادی معمولی هستند روبرو شوید، مهم خود شما هستید که به عمق خواسته ی خود پی ببرید، هرچقدر در رسیدن به هدف خود مصمم تر باشید، موفق ترید. بر اعصاب خود مسلط باشید و با سیاستی زیرکانه، تحقیر های آنها را تحمّل کرده و تنها به هدف خود فکر کنید، اگر تحت تأثیر ای افراد کوته فکر قرار گیرید، ناخودآگاه هدفتان برای خودتان هم بی معنا می شود.

باورها سازنده ی شخصیت و رفتار انسانهاست

شکستها و عدم موفقیت افراد ناشی از باورهای غلط آنهاست. متأسفانه برخی تنها با یک سری معلومات تئوری و عدم تحقیق و کسب تجربه، شخصیتی متغیر دارند، البته اشکال این است که آنها حتّی همان معلومات و مطالعات را هم بطور صحیح اجرا نمی کنند. اگر هم تجربه ای داشته باشند، در مرحله اوّل با ناامیدی کنار می کشند.

برای مثال، برخی پسرها در ارتباط با جنس مخالف مشکل دارند و این به دلیل تجربه اولیه تلخیست که در ابتدا داشتند، شاید دختری زیبا را در دانشگاه دیده اند و به محض صحبت و قصد دوستی با وی، دختر به او می گوید:"وای تو چقدر زشتی!"، آن پسر اینقدر سرشکسته و ناامید می شود که جرأت تجربه دوم را ندارد.

این درحالیست که با تجارب اولیه، رفع اصلاحات و کسب اخلاق و رفتاری والامنش، می توانید در تجارب بعدی موفق تر باشید.

از تجربیات و معلومات دیگران استفاده کنید.

اگر مستقیم نمی توانید یا برایتان پیش نیامده که وقایع جدیدی تجربه کنید، می توانید از تجربیات دیگران و معلومات تئوری اولیه ذکر شده در کتابها، نوارهای آموزشی و ... استفاده کنید.

یکی از دلایل عدم موفقیت کسانی که برای پیشرفت در زندگی و ترقّی شخصیتی دست به خواندن هزاران کتاب و شرکت در کنفرانس ها و مجامع کرده اند، این است که تنها با یک تجربه تلخ در گذشته، تنها بصورت تئوری می خواهند تا آخر عمر، خود را اصلاح کنند.

در حالی که همانطور که قبلاً به این موضوع اشاره شد، مطالعه و کسب معلومات وقتی موثر است که در عمل نیز اجرا شود و در این میان با آثار تجارب آموخته شده، شکستها و پیروزی ها به اعتماد به نفس کامل برسید.

برای مثال، فرض کنید از دختری خوشتان آمد و خواستید به او پیشنهاد دوستی دهید، در ابتدا شاید بترسید که وی به شما پاسخ رد بدهد، امّا با دیدن پسرهای دیگری که براحتی به دختران دوست می شوند، این باور در ذهن شما ایجاد می شود که شما هم می توانید، تا اینجا اندکی امیدواری در شما ایجاد شده است، امّا بازهم از انجام این کار می ترسید.

بیشتر مردم در این مرحله، توانایی خود را باور داشته ولی هنوز در مرحله اجرای عمل نیستند.

در اینجاست که باز هم تأکید می کنیم، برای اینکه بتوانید باورهای خود را به مرحله عمل برسانید، باید با افراد باتجربه تعامل کنید. کسی که قبلاً در این موقعیت بوده، حتّی با ظاهری متفاوت، می توانید ترس شما را از بین ببرد و اعتماد به نفس شما را افزایش دهد. آنها قادرند موانع و مشکلات شما را توجیه و برطرف کنند، با ذهنیت این تجارت عملی، قادرید خواسته های خود را عملی کنید.

در طی کسب این تجارب و معلومات باید:

به غیر از تجارب دیگران و منابع بیرونی، از خود اتّفاقاتی که برای خودتان پیش آمده نیز به عنوان یک تجربه جدید استفاده کنید. در واقع شما با این تجربه شخصی و عبور از موانع آن، خود به نوعی مثل افراد شایسته ای هستید که در ابتدا آنها نیز با شکست ها یا اولین تجارب، پیشرفت کرده اند.

یاد بگیرید سریعاً چیزی را که همیشه از انجام آن می ترسید، براحتی عملی کنید. خودتان نیز می توانید با کسب تجارب، به خودسازی بپردازید و بدانید که در اثر شکستهاست که به موفقیتها دست می یابید.

شاید در مرحله اوّل از شکست خود ناراحت و بحت زده به فکر فرو روید، ناامید نشوید، ناراحتی ها را فراموش کنید، امّا از تجربه خود و اشتباهات درس عبرت بگیرید. چرا که اکنون شما اوّلین تجربه را کسب کرده اید.

 

برای دستیابی به هدف خود، همواره تلاش کنید.

وینی کرتزکی،

یکی از قهرمانان تاریخ بازی گلف، همواره خود را در مقام یک مبتدی می داند، چرا که عقیده دارد کسی که فکر کند کامل است، دیگر انگیزه ای برای کسب تجارب جدید ندارد. حقیقت این است که هیچ کسی در دنیا به خودی خود و به تنهایی به موفقیت نرسیده است، افراد موّفق همواره با همفکری و بهره بردن از تجارب اساتید، نام آوران و دوستان به این درجات نائل شدند. همانطور که برخی با تشکیل اجتماعاتی، با سهیم کردن معلومات، گذشته ها، تجارب و ...باعث پیشرفت و تشویق یکدیگر جهت نیل به پیروزی، می شوند.

و در آخر

همواره برای نیل به شخصیت و هدفی والا، باید از افراد با تجربه و موفق در این زمینه که در مرحله ای بالاتر از شما هستند، یاری بخواهید. آنها با نصایح و توصیه های خود، انگیزه شما را افزایش می دهند، لحظه و فرصتها را غنیمت شمرده و بدانید در چه زمان، چه می خواهید؟ در این بین با کسب تجربه های مستقیم و غیر مستقیم و با ایمان به توانایی های خود، انرژی دوباره ای برای رشد شخصیتی خود می یابید، می بینید که با اجرای دقیق توصیه های این مقاله، دیگر بهانه ای برای نیل به یک شخصیت برجسته نخواهید داشت.

 

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸۸/۱۱/۱٩

سه اثر ویرانگر گناه

گناه

بی مقدمه بروم سر اصل مطلب:

آیا می‌دانید با گناهی که می‌کنید، چه بلایی دارید سر خودتان می‌آورید؟

قطعا نمی‌دانید که چنین می‌کنید وگرنه چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی!

اما می‌خواهم صورت شما به آتشی که به خرمن وجود خود می‌زنید نزدیک کنم تا شاید سوزی که به گونه‌هایتان می‌نشنید، شما را به هراس آورده و خدا کند که خود را عقب کشید.

حضرت زین‌العابدین علیه السلام می‌فرماید: «گناه»، سه خسارت سنگین به بار می‌آورد:

 

خسارت اول گناه، پوشاندن لباس ذلّت

 

اََلْبَسَتْنِی الْخَطَایَا ثَوْبَ مَذَلّتِی1

گناه انسان را در پیشگاه خداوند بسیار خوار، و بی‌ارزش می‌کند. اگر این پستی و بی‌مقداری در وجود آدم بماند و با توبه، فرد به عزت و شخصیت انسانی‌اش بر نگردد، در قیامت، راه نجات بر روی او بسته خواهد بود.

سند این سخن، آیۀ نهم سورۀ مبارکۀ اعراف است که حق تعالی می‌فرماید: وَ مَنْ خَفَّتْ مَوَازِینُهُ... «خف»؛ یعنی سُبک، بی‌ارزش و بی‌مقدار....فَأُولئِکَ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُم بِمَا کَانُوا بِآیَاتِنَا یَظْلِمُونَ. (همان). اینها در قیامت می‌بینند که با گناه، تمام سرمایۀ وجودشان را تباه کرده و در زندگی‌شان چیزی که در میزان قیامت قابل وزن باشد تا بر آن پاداش داده شود، نمانده است. وَ مَنْ خَفَّتْ مَوَازِینُهُ فَأُولئِکَ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُم بِمَا کَانُوا بِآیَاتِنَا یَظْلِمُونَ. یعنی خسران و تباهی اصل وجود؛ یعنی این قدر بی‌مقدار و بی‌ارزش شدند که انگار از آن‌ها چیزی نمانده که آن را به حساب بیاورند. اگر این گناهان ظاهر و آشکار هم باشد، در میان خانواده، جامعه و آشنایان، آبروی‌شان رفته و پیش چشم دیگران هم پست و بی‌مقدار و بی‌اعتبار می‌شوند.

 

خسارت دوم گناه، دوری از قرب حق

 

جَلَّلَنْیِ الّّتَبَاعُدُ مِنْکََ لبَاسَ مَسَکَنَتِی

به تدریج گناه باعث دور شدنم از حضرتت شده است. این دوری تا جایی ممکن است ادامه پیدا کند که من را از هر عبادتی و خدمتی بازداشته و زمین‌گیر سازد: ثُمَّ کَانَ عَاقِبَه الَّذِینَ أَسَاءُوا السُّوءى‏ أَن کَذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّهِ وَکَانُوا بِهَا یَسْتَهْزِئُونَ (روم: 10).

 «گناه»، وقتی زمانش طولانی شود و دایمی گردد و به تعبیر خود قرآن، مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ: پی در پی و پیوسته شود، تا وقت مرگ باعث می‌شود که تمام نیروهای معنوی انسان از دست برود و او تبدیل به ُاُولئِکَ کَالْأَنْعَامِ (اعراف: 179) گردد؛ که دیگر نمی‌تواند نه قدم عبادت بر‌دارد، و نه قدم خدمت. این گونه، «گناه»، انسان را خلع سلاح می‌کند.

 

خسارت سوم گناه، مرگ قلب

وَ اَمَاتَ قَلَبِی عَظَیمَ جَنَایَتِی
طلسم گناه

 امّا ضرر و خسارت سوم گناه که سنگین‌ترین خسارت است، و در بیان آن، امام زین العابدین علیه السلام خود متأثّر شده و در پیشگاه پروردگار به التماس و گریه می‌افتد: وَ اَمَاتَ قَلَبِی عَظَیمَ جَنَایَتِی: «گناه»، باعث مرگ قلب می‌شود.

 وقتی قلب بمیرد خدا در افق یک مّیت، چه طلوعی دارد؟ خدا اگر بخواهد با صفاتش طلوع کند، طلوع حضرت حی در افق حی خواهد بود. هیچ وقت حضرت حی در افق میت، طلوع نمی‌کند، میّت هر کس می‌خواهد باشد.

 قلب مرده، نه محلّ طلوع رحمانیت است، نه محل طلوع رحیمیت؛ نه محلّ طلوع حکمت است، نه محلّ طلوع لطف؛ نه محلّ طلوع مهر است، نه محلّ طلوع رزاقیت؛ نه محلّ طلوع ربوبیت.

 امیرمؤمنان علیه السلام این قلب مرده را در سینه هر کس دید، چنین توصیف نمود: فَالصُّورَة صُورَة إِنْسَانٍ وَ الْقَلْبُ قَلْبُ حَیَوَانٍ (نهج‌البلاغه، خطبه 85).‏ قیافه، قیافه آدمیزاد است و قلب، قلب حیوان؛ یعنی دل، دلِ شتر، گاو، الاغ، سگ و گرگ است. این دل‌مردگی، خسارت «گناه» است.

 

اما درمان این بیماری خانمان سوز

 تنها درمان گناه توبه است و توبه یعنی به سوی عزت رفتن. توبه یعنی رفتن به سوی این که صلاح از دست رفته را برگرداند. توبه یعنی مرده را زنده کردن.

 

دین و اندیشه تبیان - حسین عسگری

 

 


 

 

 

1- بحارالانوار، ج 91، ص 142

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٦:٤۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳۸۸/۱۱/۱۱

هفت مورد از نیازهای اولیه خانم ها

شما  آقایان می توانید با شناخت و رعایت این هفت نکته در مورد همسرتان، همیشه زندگی آرام و شیرینی را تجربه کنند!

1-     زنها سنبل احساسات، عاطفه، وفاداری، قناعت، و دلسوزی هستند. آنها از جان و دل برای حل مشکلات عاطفی خانواده تلاش می کنند و حس و کلام الهی را در بطن زندگی جاری می کنند. همواره سعی دارند تا همسر و فرزندان خود را به خداوند نزدیک تر کند.

2- زنها قدردانی و تحسین را دوست دارند. سعی کنید همیشه از زحمات و محاسن وی تعریف کنید. وی را تمجید کنید و به او بها دهید. شاید باور کردنی نیست ولی با این برخورد، شما همسری مهربان و مادری برجسته برای فرزندانتان خواهید داشت. در حضور جمع، علاقه خود را عاشقانه و با احساساتی عمیق بیان کنید. در مقابل این رفتار، می بینید که از نظر او بهترین آدم روی زمین هستید!

3- آنها رمانتیک بوده و همواره به احساسات خود اهمیت می دهند. مهربانی را دوست دارند. با آنها با مهربانی و ملایمت صحبت کنید. با اهدای هدایایی مثل، کارت های عاشقانه، گل، لباس ( مخصوصا" لباس زیر زنانه ) احساساتشان را به وجد بیاورید. به یاد داشته باشید: همانطور که در مقاله های قبلی نیز در این سایت ذکر شده است، داشتن یک رابطه ی عاطفی عمیق بین زن و شوهر، در لذت بخش تر شدن رابطه ی نزدیکی آنها و تداوم زندگی نیز تأثیر دو چندان عمیقی خواهد داشت.

4- خانم ها همواره صحبت کردن را دوست دارند. پس با او عاشقانه هم کلام شوید، کاملا" به حرف ها و صدای قلب او گوش فرا دهید. او دوست دارد با همسرش در مورد تمام وقایع هر روز، احساسی، خانه، فرزندان و ... صحبت کند، مراقب باشید!، هیچ گاه در بین کلماتتان سعی نکنید که آنها را ارشاد کرده و تغییر دهید بلکه فقط باید حس درک متقابل در کلام شما نمایان باشد.

5- زنها از بدبینی و دو رویی بیزارند و نیاز به امنیت فکری دارند. به چشمهای همسرتان عاشقانه نگاه کنید و صادقانه در مورد احساستان به او، افکار و برنامه های زندگیتان حرف بزنید، با این کار شما حس مسئولیت پذیری خود را نسبت به او انتقال داده اید. اگر صادقانه رفتار کنید او نیز در کنار شما احساس امنیت خواهد داشت.

6- زنها دوست دارند از نظر مادی و ثبات زندگی مطمئن باشند. در حد توانتان مسئولیت پذیری خود را با خرید چیزهای مورد نیاز منزل، خوراک، پوشاک و ... برای خانواده، به او نشان دهید. در حین انجام این وظایف خود را ناراحت و عصبی نشان ندهید. هدف شما از همه ی این رفتار، تداوم زندگی مشترک و امنیت خاطر است.

7- در این راه باید نسبت به خانه و خانواده، متعهد و وفادار باشید. بکوشید تا همراه با همسر خود در پرورش حس معنوی، الهی و عاطفی در فرزندان خود کمک کنید. برای مثال، به آنها نماز و دعا یاد می دهند. فرزندان را به ورزش تشویق کنید و تکیه گاه محکمی برای همسر و فرزندانتان باشید.

اکنون، بعد از خواندن موارد فوق، اگر احساس می کنید محیط منزل، همسر و فرزندانتان شما از شادابی لازم برخوردار نیستند، بهتر است با رعایت این موارد و گذاشتن وقت بیشتر در صدد جبران خلل های موجود باشید.





مردمان

 

 


فان پاتوق 
  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٤۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸۸/۱٠/٢۳

تفاوت پسران و دختران در فیلم دیدن

پسرها
آرش:محمد فیلمش خیلی جالب بود،فیلمنامه خیلی قوی داشت

محمد:آره بازی بازیگرام خوب بود در کل کارگردانیش عالی بود


دخترها
شیوا:مهسا دیدی لباس بازیگر....جقدر خوشگل بود

مهسا:آره ولی آرایشش یه چیزه دیگه بود

مونا:شیوا ولی بینیشو عمل کرده بودا من خیلی دقت کردم کاملا مشخص بود

مهسا:ولی پیش هر کی عمل کرده بود خوشگل شده بود

شیوا:ولی من از لباسو کفشش خیلی خوشم اومد اگه پیدا کنم حتما میگیرم

مونا:من فکر کنم لوازم آرایشش ژاپنی بود خیلی خوشگل شده بود...

و ادامش دیگه گفتن نداره چون خیلی خصوصی تر میشد


فان پاتوق
  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۸:٢٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸۸/۱٠/٢۳

تفاوتهای خانمها و آقایان در استفاده از SMS و موبایل

دکتر پروفسور سیمیون ییتس Simeon Yates رییس انستیتوی فرهنگ و ارتباطات دانشگاه Sheffield Hallam University شفیلد هالام در انگلیس است و خلاصه ای از تحقیقش - که تقریبا دو سال و نیم پیش در ماه نوامبر ۲۰۰۵ انجام داده و هنوز هم جالبه- را در زیر می خوانید:

- مردها از کلمات و پیامهای کوتاهتر استفاده می کنند.
- مردها موقع تماس با مردها ، پیغامهای کوتاهتر ، ولی در تماس با زنها پیامهای طولانی تری می فرستند.
- پیغامهای خانمها بهنگام تماس با خانمها، طولانی تر از پیامهایشان به آقایان است.
- پیغامهای خانمها به خانمها، اکثرا دارای یک شروع و یک پایان و مقدار زیادی سوژه و توضیحات بین آغاز و پایان و یک به اصطلاح گپ شیرین است و سپس با ارسال بوسه و بهترین آرزوها تمام میشه. اما پیامهای مردها به مردها معمولا بسیار کوتاه، بی احساس و فقط در باره یک موضوع/سوژه خاص است.

- پیغامهای خانمها به خانمها معمولا احساساتی، تشویق کننده، و حمایت کننده است. ولی پیامهای آقایان به یکدیگر معمولا حالتی نیمه خشن و تحقیر آمیز (البته غیرعمد) و بسیار رک و جنبه شخصی دارد. اما مردها بهنگام ارسال پیام به زنها تغییر شخصیت و تغییر لحن میدهند، ژست مودبانه گرفته و پیغامشان طولانی تر و پر محتواتر می شود.

- بسیاری از پیامهایی که جنبه متلک دارند را مردها به زنها میفرستند ( که البته خانمها هم اینها را به سایر خانمها میفرستند (فوروارد می کنند) که بگویند ببین این یارو ایندفعه چی برام فرستاده!). در حالیکه اکثر فحش ها و جوکهای بد را مردها برای مردها میفرستند.

- جالب اینکه بسیاری از مردم ، وقتی موبایلشون زنگ میزنه یا SMS میگیرند، اگر در حضور یک خانم هستند زود بهش جواب میدهند ولی وقتی یک مرد در کنارشون است بعدا بهش جواب میدهند.

- بیشتر ارتباط مردها با مردها با موبایل و SMS است اما خانمها ترجیح میدهند که بیشتر : از نزدیک و رو در رو با همجنسهایشان صحبت کنند.

- خانمها (بیشتر از آقایان) ترجیح میدهند که حرفها یا پیامهای مثبت و تشویق آمیز بکار ببرند.

- اکثر مردم از شنیدن زنگ تلفن (رینگ تون) های شلوغ و ناهنجار و پر سرو صدا بیزارند و رینگهای آرام و دلنواز را ترجیح میدهند......

فان پاتوق
  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۸:٢۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸۸/۱٠/۱٤

تفاوتهای جالب روانشناسی زنان و مردان

تفاوتهای جالب  روانشناسی زنان و مردان - www.salijoon.info
 

آیا می دانید تفاوت های بسیار زیاد و جالبی در عملکرد روان شناسی زنان و مردان وجود دارد؟ اما در چه تفکراتی؟
1- نـه تـنـها سـاخـتـار مغز زنان و مردان با یکدیگر متفاوت می باشد، بلکه مـردان و زنان از مغزشان بطـرز مــتفاوتی استفاده میکنند. در مغز زنان اتصالات و ارتباطات بیشتری بین دو نیمکره چپ و راست وجود داشـته کـه بـه آنــها این توانایی را می دهد تا از مهارت گفتاری بهتری نسبت به مردان برخوردار باشند.
از طرف دیگر در مردان ارتبـاط کمتری بین دو نیمکره مغزشان وجود داشته و به آنها این قابلیت را میدهد تا دارای مهارت بیشتری در استدلالهای انتزاعی و هوش دیداری-فضایی باشند.

2- بیشتر عادات مردان و زنان را می توان توسط نقش آنها در روند تکامل توضیح داد. بـا وجود آنکه شرایط زندگی تغییر کرده باز هم زنان و مردان تمایل دارند از برنامه بیولوژیکی خـود پیـروی کننـد. مـردان قـادر هستـند تــا مسیر حرکت خود را بخاطر بسپارند. زیـرا در گذشته مردان می بـایـست شـکـار خـود را ردیـابـی کـرده و آن را گـرفتــه و بـه خـانــه باز میگرداندند در حالی که زنان دارای دید محیطی بهتری میباشند که بـه آنـها کمک میـکند اتفاقات پیرامون مـنـزل خـود را زیـر نـظـر گـرفـتـه و خـطـر در حـال نـزدیـک شدن به خانه را شنـاسایی کنند. مـغز مــردان برای شکار کردن برنامه ریزی شده که حـوزه دید محدود و بـاریـک آنـها را توجـیـه مـی کند امـا مـغـز زنـان قـادر اسـت دامـنـه اطـلاعات وسیـعتری را رمزگشایی کند.
 
 
۳- مـردان صداهای گوشخراش، دست دادن محکم و رنگ قرمز را ترجیح میدهند. مـردان در حل مسائل فنی بهتر می باشند. زنان دارای گوش تیزتری میباشند و هنـگام صحبت کردن از واژه های بیشتری استفاده می کنند و در تکمـیل و اتـمام وظـایف بطور مستقل بهتر از مردان می باشند.
 
 
۴- هنگامی که مردان وارد اطاق می شوند بدنبال راه خروج میگردند، خـطـر احـتمالی را برآورد کرده و راههای گریز را می سنجد. در حالیکه زنان به چهره میهمانان توجه میکنند تا پـی ببرند که میـهمانـان چه کسانی بوده و چه احساسی دارند. مردان قادر میباشند تا اطلاعات را طبقه بندی کرده و در مغزشان ذخیره کنند. زنـان تمایل دارند تا اطلاعات را بارها و بارها در مغزشان مرور کنند. هنگامی که زنان مشکلاتشان را بـا مـردان در میان می گذارند دنبال راه حل نمیگردند آنها تنها نیاز دارند تا فردی به حرفهایشان گوش دهد.
 
تفاوتهای روانشناسی:
۱- مردان موقعیتها و اوضاع را بطور کلی درک میکنند و تفکر کلی و جـامع دارند در حالی که زنان موضعی می اندیشند و بروی جزئیات و نکات ظریف تمرکز می کنند.
 
۲- مردان سازنده و خلاق می باشند. آنـهـا ریسک پذیـر بـوده و بـدنبال تجربه های جدید می باشند در حالی که زنان با ارزشترین اطلاعات را برگزیده و آن را به نسل بـعد انتقال می دهند.

۳- مردان در تفکرات و اعمالشان استقلال دارند در حالی که زنـان تـمـایل دارند از عقاید پیشنهادی دیگران پیروی کنند.
 
۴- ارزیابی زنان از خودشان در سطح پایینتری از مردان می بـاشد. زنـان تـمایل دارند از خودشان انتقاد کنند در حالی که مردان بیشتر از عملکرد خودشان رضایت دارند.
 
۵- مردان و زنان دارای معیارهای متفاتی برای رضایتمندی در زندگی می باشند. مردان برای شغل مناسب و موفقیت در کارها و زنان به خانواده و فرزندان ارزش قائل میباشند.
 
۶- مردان نیاز مبرمی دارند تـا بـه اهـدافشـان جـامـه عـمـل بـپـوشانـند اما زنان رابطه با دیگران را در درجه نخست اهمیت قرار می دهند.
 
۷- مردان دو برابر زنان بیمار می شوند البته زنان نیـز بـیشتر بـه سـلامتـی خود اهمیت میدهند.
 
۸- زنان درد و کار یکنواخت را بهتر از مردان تحمل می کنند.
 
۹- بر خلاف تصور عام مردان بیـشتر از زنـان حـرف زده و بیشـتر سـخنــان دیگران را قطع میکنند.
 
۱۰- مردان و زنان دارای حس حسادت یکسان بوده اما مردان بهتر میتـوانند این حس را پنهان سازند
  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٦:۳۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳۸۸/۱٠/۱٤

200 دلار برای یک شب

یه مرد خیلی خجالتی میره توی یه کافه تریا. چند دقیقه که میشینه توجهش نسبت به یه دختر خوشگل که کنار میز بار نشسته بوده جلب میشه.




مرد نیم ساعت با خودش کلنجار میره و بالاخره تصمیمشو میگیره و میره سراغ دختر و با خجالت و آروم بهش میگه: ممم… میتونم کنار شما بشینم و یه گپی با همدیگه بزنیم؟




یهو دختر داد میزنه: چی؟! من هرگز امشب با تو نمی خوابم




همهء مردم برمیگردن و چپ چپ به مرد نگاه می کنن




مرد سرخ میشه و سرشو میندازه پایین و با شرمندگی میره میشینه سر جاش




بعد از چند دقیقه دختر میره کنار مرد میشینه و با لبخند میگه: من معذرت میخوام. متاسفم که تو رو خجالت زده کردم. راستش من فارغ التحصیل روانپزشکی هستم و دارم روی عکس العمل مردم در شرایط خجالت آور تحقیق می کنم









یهو مرد داد میزنه: چی؟! منظورت چیه که ۲۰۰ دلار برای یه شب می گیری؟


__________________
پاتوق ایرانیان
  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱:٠٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸۸/۱٠/۳

تاثیرات اجتماعی قرص اکستازی

تاثیرات اجتماعی قرص اکستازی
تاثیرات اجتماعی قرص اکستازی

 






قرص اکستازی از دسته آمفتامین‌های جایگزین بوده و دارای خواص توهم زایی و تحریک است. این قرص‌ها هیچ مورد مصرف درمانی ندارند. این فرآورده که در بین جوانان به نام قرص‌های شادی آور (اکس) مشهور شده است، به رنگهای قهوه‌ای ، صورتی ، سبز و شفاف در مهمانی‌های شبانه به منظور ایجاد سرخوشی کاذب مورد استفاده قرار می‌گیرد. قرص اکستازی از موادی به نام آمفتامین‌ها ساخته می‌شود.
آمفتامین‌ها گروهی از مواد محرک مغزی هستند که معمولا به شکل پودر سفید رنگ و گاهی سفید متمایل به قهوه‌ای روشن یا سفید مشاهده می‌شود. انواع آمفتامین‌ها دارای مصارف طبی هستند و تحت نظارت کامل پزشک در مواردی چون افسردگی‌ها ، اختلالات پرتحرکی ، کم توجهی به کودکان و حمله‌های خواب مورد استفاده قرار می‌گیرند که در بعضی موارد برای ایجاد حالت سرخوشی توسط دانش آموزان ، دانشجویان و رانندگان مورد سوء مصرف قرار می‌گیرند.

آثار اکستازی

آثار این دارو معمولا بعد از گذشت 30 تا 60 دقیقه از مصرف دارو شروع می‌شود و در عرض دو تا چهار ساعت به حداکثر می‌رسد و این سرخوشی تا چند ساعت باقی می‌ماند. بعد از شادی و سرخوشی اثری باقی نمی‌ماند و فرد مصرف‌کننده احساس افسردگی و بیهودگی می‌کند. بعد از مصرف فرد دچار احساس شادی و آرامش کاذب ، اضطراب ، افسردگی ، تحریک پذیری ، اختلال حافظه ، احساس نزدیکی و صمیمیت با دیگران ، ترس ، خشکی دهان ، قفل شدن چانه ، بی‌خوابی و افزایش انرژی و کاهش اشتها و در بعضی مصرف‌کنندگان عدم ثبات روانی ، بیقراری و تهوع و استفراغ و جنون و در مصارف ممتد و طولانی دچار توهم و دوره‌های بازگشت توهم می‌شود.

آمار مربوط به مصرف‌کنندگان مواد شادی آور

تاریخ ساخت اولین قرص‌های شادی‌بخش (روان گردان) سال 1912 بود. در حال حاضر حدود 214 میلیون نفر در جهان معتاد هستند که از این تعداد 15 میلیون نفر معتاد به مواد مخدر (هروئین ، مرفین ، حشیش و...) و بقیه معتاد به مواد روان گردان می‌باشند. در انگلیس 800 تا 2 میلیون نفر و در آمریکا 2 میلیون نفر براساس تحقیقی که انجام دادند در سال 1991 بین دانشجویان آمریکا 1 درصد مصرف کننده این مواد بودند که این تعداد در سال 2002 به 9.9 درصد افزایش یافت.
ظرف یکسال اخیر در هلند (آمستردام) تعداد مصرف کنندگان این مواد از 0.7 درصد در سال 1990 به 3.6 درصد در سال 2001 رسید. این مواد اکثرا در لابراتورهای غیر قانونی با کیفیت خیلی پایین (ناخالصی زیاد) تولید می‌شود. در آمریکا در سال 1991 ، 500 لابراتوار و در سال 2001 ، 7500 لابراتوار به ساخت این مواد مشغول بودند.
آیا در ایران حکم قضایی برای مقابله با مصرف یا فروش قرص‌های روان گردان وجود دارد؟
در 20 سال پیش در ایران چون این گونه مواد اعتیادآور رایج نبود، در قانون نیز اشاره‌ای به آن نشده بود. اما با رواج این مواد و تبدیل شدن آن به یک معضل اجتماعی قانون گذاران نیز به این مساله توجه کردند. از جمله در مصوبه‌ای که اعلام شد، (در تاریخ 24/7/83) لیستی از مواد نام برده شده و بندهایی مطرح گردید. از جمله بندهای آن این است.
• برای ساختن ، حبس دائم.
• برای فروختن یا به معرض فروش گذاشتن حبس جنایی درجه 1 ، از 3 تا 15 سال
• نگهداری یا حمل غیر مجاز بیش از 10 گرم حبس جنایی درجه 1 ، 3 تا 15 سال
• نگهداری یا حمل غیر مجاز 10 گرم یا کمتر حبس جایی درجه 2 ، 2 تا 10 سال

چگونگی مقابله جوامع با مصرف قرصهای روان گردان

با اینکه شروع و شیوع این مواد از کشورهای غربی بوده، و از آنجا به کشورهای شرقی کشیده شده، غرب برنامه‌های پیشگیری از مصرف را برای مردم خود چنان اجرا می‌کند که موجب کاهش شدید مصرف در این کشورها شده . مثلا در آمریکا از سال2001 تا 2003 میزان مصرف 53 درصد کاهش یافته‌است. مصرف این مواد در یعضی کشورها نظیر بلژیک و هلند آزاد بوده و در برخی دیگر نظیر آمریکا ممنوع می‌باشد. از سال1993 تا 2000 ، 5500 کیلوگرم از این مواد در دنیا کشف شده است.
مبارزاتی که در جامعه ما علیه مواد مخدر و از جمله نوع جدید و به مراتب بسیار خطرناک‌تر آن (قرصهای اکستازی) صورت می‌گیرد، بیشتر در حد انهدام مواد و یا آگاه سازی از مشکلات ایجاد شده پس از مصرف است. غافل از اینکه یکی از راهکارهای قابل توجه که باید بر روی آن سرمایه گذاری کرد، فرهنگ سازی در این زمینه و در نتیجه پیشگیری از این مشکل است. اینکه ریشه‌یابی شود، چرا بعضی از افراد جامعه ما که اکثرا جوان نیز هستند، به قرص‌های شادی‌آور روی می‌آورند؟ چرا حتی با آگاهی از مشکلات پس از مصرف ، باز گرایش بسیار بالایی برای استفاده از آنها وجود دارد؟
چرا مردم به ویژه جوانان به مصرف چنین موادی روی می‌آورند؟
• یکی از عاملهای مهم در این مورد ، عدم آگاهی کافی و کامل مصرف کنندگان از این مواد (مخصوصا قبل از مصرف) است. چنانکه در یک تحقیق انجام شده از مصرف کنندگان ، در پاسخ به این پرسش که قبل از شروع مصرف چه اطلاعاتی در این زمینه داشتید؟
• 70 درصد مصرف کنندگان گفته اند: شنیده بودم که شادی آور و انرژی زاست.
• فقط 28 درصد گفته‌اند که: می‌دانستیم اعتیاد آور است.
عوامل دیگری که به نظر می‌رسد در حال حاضر در گرایش افراد مخصوصا نوجوانان و جوانان به مصرف مواد شادی آور نقش اساسی دارند
• بیکاری جوانان
• عدم برنامه و انگیزه کافی برای زندگی
• عدم تحرک و جنب و جوش کافی برای تخلیه شدن انرژی جوان
• اشتیاق برای درک حالتی متفاوت از زندگی روزانه
• عدم مهارت نه گفتن در نوجوانان و جوانان.
• عدم اعتماد به نفس.
• افسردگی و دلزدگی از زندگی
• عدم مهارتهای عملی برای اشتغال و برای زندگی
• فرار لحظه‌ای از زیر بار مشکلات و ناراحتیها و کمبودهای عاطفی
آیا می‌توان از مصرف موادشادی آور (جنون آور) در کشور جلوگیری کرد؟
برای مقابله با این معضل که دامنگیر جوانان و خانواده‌ها شده است، اگر بخواهیم با روشهای معمولی جلوی مبادله و مصرف این مواد را بگیریم (همانند راههای مبارزه با مواد مخدر) راه به جایی نخواهیم برد، چرا که این مواد از مرز بخصوصی وارد کشور نمی‌شوند. بلکه از کشورهای مختلف و از طرق گوناگون وارد کشور ما می‌شوند و نیز به سهولت در آزمایشگاههای کوچک و حتی خانگی ساخته شده و عرضه می‌شوند و بر خلاف مواد مخدر که از فرد به فرد منتقل می‌شود، الگوی مصرف این مواد از گروه به گروه است. پس باید از منظر دیگر مشکل را حل کرد.

چشم انداز بحث

چه کار کنیم و روی چه مداخلاتی کار کنیم تا مثلا 6 ماه بعد مقدار مصرف 20 درصد کمتر شود، یا مثلا یکسال بعد تعداد مصرف کنندگان نصف شود؟ یک راهکار عمده و مهم در این زمینه ایجاد اعتماد به نفس در جوانان است. اینکه جوان به جایی برسد که بدون دست یازیدن به اینگونه مواد به لذتی که خواهان است برسد.
• تغییر نوع نگاه به زندگی در ایران و نیز حل مشکلات اساسی جوانان نظیر مساله اشتغال جوانان ، و مساله ازدواج جوانان.
• ایجاد و گسترش باشگاهها و مجتمعهای ورزشی و تفریحی برای دختران و پسران
• آموزش مهارتهای فنی و عملی برای اشتغال
• ایجاد و گسترش زمینه‌های تحقیق و پژوهش ، تا جوان وقت و انرژی خود را به جای هدر دادن در چنین راههایی ، صرف آموختن و آموزش دیگران کند و به جایگاه اجتماعی و شخصیتی که گاه برای پر کردن خلاء آن به راههای دیگر روی می‌آورد برسد.
منبع:http://www.khanevadeyema.com
راسخون
  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٧:٠٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸۸/۱٠/۳

با اعداد، زیبایی خود را بسنجید

با اعداد، زیبایی خود را بسنجید

محققان دانشگاه تورنتو با انجام آزمایشی به منظور شناسایی صورتهای زیبا توانستند نسبتهایی را برای ویژگی هایی که می توانند زیبایی را به صورت فرد ببخشند ارائه کنند.

دانشمندان دانشگاه تورنتو نسبتهای یک صورت زیبا و متناسب را محاسبه کرده و اعلام کردند زیبایی صورت ارتباط زیادی با فاصله میان چشمها، بینی و گوشها با یکدیگر دارند.

در حالی که حد وسط خوانده شدن در مورد زیبایی یک صورت معمولا یک تعارف به شمار می رود، دانشمندان اعلام کردند اکثر صورتهایی که مردم آنها را حد وسط می دانند از نسبتهای طلایی فرمول آنها برخوردارند. به گفته آنها برخی از خصوصیات در صورت هستند که با زیبا یا نازیبا خوانده شدن آن در ارتباط مستقیم قرار دارند. برای مثال چشمهای بزرگ از نشانه های زیبایی شناخته می شون با این حال محاسبات جدید نشان می دهد ساختار صورت با قوه درک انسان از آن ساختار نیز در ارتباط نزدیکی است.

دانشمندان در ابتدا از تعدادی از دانشجویان خواستند از میان تصاویر افرادی که خصوصیات صورت آنها تغییر پیدا کرده بود و تصاویری که صورتهای طبیعی را نشان می دادند، زیباترینها را انتخاب کنند. نتایج نشان داد تمامی دانشجویان تصاویری را انتخاب کردند که با نسبتهای محاسبه شده جدید همخوانی دارند.

بر اساس گزارش تلگراف، محاسبات جدید نشان می دهد زمانی که فاصله مردمک چشمهای فرد در حدود 46 درصد از پهنای صورت در میان دو گوش باشد فرد از صورتی جذاب برخوردار است. نسبت دیگر زیبایی فاصله میان چشمها تا لب است که باید یک سوم فاصله طولی صورت، از خط رویش مو تا چانه باشد.
__________________
پاتوق ایرانیان
  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٧:٠٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸۸/۱٠/٢

برای به دست آوردن یه دختر خوب باید ...

icon28 برای به دست آوردن یه دختر خوب باید ...

Click the image to open in full size.
__________________
پاتوق ایرانیان
  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٦:۱٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸۸/۱٠/۱

تحلیل شخصیت زیر دوش آب!!

icon34 تحلیل شخصیت زیر دوش آب!!

شیوه دوش گرفتن اشخاص میتواند اطلاعات زیادی را در خصوص نوع شخصیتتان بگوید. برای بعضیها ممکن است تنها پنج دقیقه زمان لازم باشد اما برای بعضی دیگر این...

شیوه دوش گرفتن اشخاص میتواند اطلاعات زیادی را در خصوص نوع شخصیتتان بگوید. برای بعضیها ممکن است تنها پنج دقیقه زمان لازم باشد اما برای بعضی دیگر این زمان به بیش از 20 دقیقه میرسد. استیون اسکچر، روانشناس آمریکایی معتقد است هر کاری که ما انجام میدهیم بازتابی از شخصیت واقعی ما است و حمام نیز جایی اختصاصی است که ما در آنجا آزاد هستیم تا خودمان باشیم بنابراین عادات حمام کردن میتواند حاوی اطلاعات مفید شخصیتی باشد.

حمام نتیجهگرایان
معمولا حمام کردن افراد فعال 6 تا 10 دقیقه طول میکشد. لیف زدن، شامپوی سر، آبکشی موها و سپس ماموریت تمام میشود. اگر در این گروه قرار دارید ویژگی شما این است که همیشه در انجام کارها به دنبال یافتن راه حل سریع و مناسب هستید. شما دقیقا میدانید که چه کاری میخواهید انجام دهید و کار خود را با کیفیت انجام میدهید. شما فردی هدفگرا هستید و شخصیتی از نوع شخصیت a دارید. افراد دارای این شخصیت افرادی هستند که خونسرد نیستند، زمان برایشان بسیار مهم است، بعضی مواقع در ارتباط با موقعیت خود احساس عدم امنیت میکنند، حس رقابت دارند، پرخاشگر هستند، معمولا چند کار را با هم انجام میدهند و معتاد به کار میشوند و کمترین تاخیر در انجام کارها هم آنها را ناراحت میکند.

حمام نمایشیها
حمام جایی است که شما از قید و بندهای خود رها میشوید و درون خود را آشکار میسازید. مثلا گاهی ممکن است شما وانمود کنید که بطری شامپو میکروفون است و صدای شرشر آب صدای کف زدن و تشویق است. شما در رویای اجرای یک نمایشنامه هستید و تنها میتوانید پشت درهای بسته آن را به نمایش بگذارید. به گفته اسکچر این گونه افراد شخصیت جالبی دارند، اما پشت درهای بسته بیشتر احساس امنیت میکنند.

حمام در جستجوی آرامش
شما حمام کردن را بیش از حد طبیعی دوست دارید، چون حمام کردن به شما انرژی را که میخواهید میدهد. درست مانند این است که شما بخواهید دوباره خود را شارژ کنید. برای شما حمام کردن مثل نوشیدن یک فنجان قهوه است در این صورت شما از جمله افرادی هستید که همیشه نیاز به نیروی کمکی از بیرون دارند. چه این نیروی کمکی والدینتان باشد یا معلمتان یا رئیستان. شما هیچگاه خودتان شروع نمیکنید اما با کمک دیگران میتوانید به هدف برسید.

حمام خیالبافان
شما چه به فکر ثبت اختراعی باشید یا فکر حل مشکلات روزمره خود باشید، اگر خیالباف باشید، از آن دسته افرادی هستید که مشتاق هستند زمانی را به تفکر اختصاص دهند. شما آدم خیال بافی هستید و این خیالبافی را بیشتر زیر دوش انجام میدهید. حمام برای شما جایی است که به رویاهایتان فکر میکنید و البته در برخی افراد بهترین افکار در حمام به ذهن آنها خطور میکند.

__________________
پاتوق ایرانیان
  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٦:٥۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸۸/٩/۳٠

چرا چاق می شویم؟!


چرا چاق می شویم؟!




جنسیت

چاقی در زنان شایع تر از مردان است که معمولاً روند آن از دوران بلوغ آغاز شده وپس از ازدواج و بارداری افزایش می یابد .گاهی اوقات این نوع چاقی پس از یائسگی ایجاد می شود.
چنین به نظر می رسد که نقش هورمون های زنانه(استروژن و پروژسترون)در ایجاد چاقی خانم ها بیشتر از نوع پایین تنه (شکم ران ها وباسن)است اما بعد از یائسگی که سطح هورمون های زنانه کاهش می یابد چاقی بالا تنه بیشتر دیده می شود.

اختلالات هورمونی

اختلالات و بیماری های هورمونی نیز می توانند منجر به بروز چاقی شوند که از مهم ترین آنها می توان به موارد زیر اشاره کرد:
-کم کاری تیروئید:در این بیماری به علت پایین بودن سطح هورمون های غده تیرویید متابولسیم بدن کاهش یافته و تمایل بدن به ذخیره انرژی و چاقی بیشتر می شود.از طرف دیگر کمبود هورمون های تیروییدی منجر به حبس آب در بدن و ادم می شود و در نهایت به دنبال تجمع چربی و آب وزن بدن افزایش می یابد.
اختلالات غده هیپوفیز:پاره ای از اختلالات غده هیپوفیز منجر به افزایش ترشح هورمون های استروییدی و چاقی می شود.
اختلال در عملکرد غده فوق کلیوی:اختلال در عملکرد غده فوق کلیوی موجب بروز سندرم کوشینگ و چاقی می شود.
بیماری سندرم کوشینگ:در این حالت میزان هورمون های استروییدی در خون افزایش می یابد.هورمون های استروییدی موجب تجمع و ذخیره چربی در ناحیه شکم ران ها باسن و چاقی مرکزی می شود.
چاقی در این بیماری در حد متوسط می باشد.
بیماری تخمدان پلی کیستیک:در این بیماری تخمدان دارای کیست های متعدد است.نیمی از این بیماران چاق هستند.
انسولینوما:بیماری نادری است که با افزایش بیش از حد ترشح انسولین و چاقی همراه است.
اختلالات هیپوتالاموس:گاهی اوقات در جریان التهاب، ضربه یا تومور ناحیه هیپوتالاموس اشتهای فرد زیاد شده و بدنبال آن پرخوری و چاقی بروز می کند.

مشکلات روحی - عصبی

به طور کلی اضطراب و استرس و داشتن روحیه ای عصبی می تواند به افزایش وزن منجر شود.واضح است که در دنیای کنونی به دلایل مختلف استرس در افراد زیاد است و اکثر انسان ها از آرامش کافی برخوردار نیستند (لازم به ذکر است که اضطراب و استرس در افراد مستعد چاقی موجب چاقی می شود.)
اضطراب از طریق زیر می تواند منجر به افزایش وزن شود:
1-ترشح اسید معده را افزایش داده و باعث احساس گرسنگی زود هنگام می شود .به این ترتیب شخص مضطرب زود به زود غذا می خورد.در نتیجه به مرور چاق می شود.
2-بعضی افراد برای تخفیف استرس به غذا خوردن روی می آورند و حتی در مواقعی که گرسنه نیستند غذا می خورند یا خورده خواری می کنند.به نظر می رسد غذا خوردن موجب آرامش آنها می شود.
توصیه می شود این افراد وقتی عصبی یا مضطرب می شوند قبل از اینکه چیزی بخورند آیا برای تخریب استرس حتماً باید چیزی بخورند؟!آیا کار دیگری نمی توانند انجام دهند؟!به عنوان مثال چرا در این مواقع تلویزیون نگاه نمی کنند موسیقی گوش نمی دهند مطالعه نمی کنند و یا هرکاری دیگری که می تواند به آنها آرامش بدهد مانند پیاده روی انجام نمی دهند؟!
حداقل بهتر است در این شرایط از مواد سالم و مفید استفاده شود مانند آب میوه های طبیعی و میوه جات.
3-دیده شده است که اضطراب حتی اگر با پرخوری و خرده خواری همراه نباشد با ایجاد تغییراتی در نظم هورمونی بدن استعداد و تمایل به چاقی را افزایش می دهد.بدین ترتیب که هیجانات و اضطراب موجب افزایش ترشح انسولین می شود.
انسولین به دو طریق وزن بدن را افزایش می دهد:
الف-موجب حبس آب و نمک در بدن و ادم می شود (بدن پف می کند.)
ب-موجب افزایش ذخیره چربی در بدن می شود .(چاقی عارض می شود.)افسردگی نیز در پاره ای موارد باعث پرخوری و کم تحرکی شخص افسرده شده و ایجاد چاقی می کند.بعضی از این موارد عارضه پرخوری عصبی است که به نظر می رسد شخص مبتلا در خوردن وسواس دارد و به هیچ عنوان نمی تواند غذا خوردن خود را کنترل کند.
سؤال :آیا کسی که از اختلالات هورمونی و یا مشکلات روحی-روانی رنج می برد می تواند با رژیم غذایی لاغر شود؟
-پاسخ مثبت است اما لازم است برای بهتر لاغر شدن علاوه بر داشتن رژیم غذایی ،بیماری فرد نیز درمان شود تا نتیجه بهتری حاصل شود.به علاوه این بیماری ها علاوه بر چاقی مشکلات دیگری نیز برای فرد بیمار ایجاد می کنند
نیاز به رسیدگی و درمان دارد.برای درمان اختلالات هورمونی مراجعه به متخصص بیماری های غدد و برای درمان مشکلات عصبی-روحی مراجعه به مشاور خانواده و روانشناس لازم است.

داروها:

مصرف بعضی داروها به صورت خوراکی و تزریقی در ایجاد چاقی موثر است.این داروها عبارتند از:
الف-برخی داروهای اعصاب
ب-داروهای هورمونی نظیر کورتونی و...وهورمون های جنسی زنانه(ترکیبات حاوی استروژن و پروژسترون داروهای ضدبارداری و...)
ج-داروهای مسکن
د-سایر داروها نظیر انسولین و بعضی از ویتامین ها

آیا کسی که دچار چاقی شده است باید مصرف دارو را قطع کند؟

-پاسخ منفی است.از آنجا که این داروها برای بیماری خاصی تجویز شده اند قطع مصرف داروها ممکن است اشتباه و حتی خطرناک باشد.در اینگونه موارد لازم است بیمار با پزشک معالج خود مشورت کند و چنانچه پزشک صلاح بداند دارو را قطع یا تعویض کرده و یا مصرف آن را کاهش دهد.
بیماری ها و مشکلات ناشی از چاقی و اضافه وزن
چاقی و اضافه وزن خطرات جدی برای سلامت بدن ایجاد می کنند.چاقی موجب بروز بعضی بیماری ها شده وشیوع برخی بیماری ها را افزایش می دهد و در کل عمر انسان را کاهش می دهد.به طوری که به طور متوسط به ازای هر دو کیلوگرم اضافه وزن یک ساعت از طول عمر فرد کاسته می شود(کسی که بیست کیلوگرم اضافه وزن دارد حدود ده سال کمتر از حد طبیعی عمر می کند).
بعضی از مشکلات و بیماری های ناشی از چاقی و اضافه وزن عبارتند از:

الف-بیماری ها و مشکلات ظاهری

-خستگی زودرس و تنگی نفس
-افزایش بروز آرتروز کمردرد و بیماری های ستون مهره(فتق دیسک مهره ای و بیماری سیاتیک و...)
هرچه وزن وزن بیشتر شود خطر بروز آرتروز بیشتر می شود به طوری که با ده کیلوگرم افزایش وزن احتمال بروز آرتروز دو برابر و با بیست کیلوگرم اضافه وزن سه برابر می شود و...
-مشکلات پوستی نظیر ترک خوردن پوست و...
-رشد موهای زاید و پر موشدن بدن بخصوص در خانم های چاق
-عدم تناسب اندام و بد حالت بدن و چهره و....

ب-بیماری ها ومشکلات داخلی

-افزایش ابتلا به بیماری های قلب و عروق
حملات قلبی در افراد دارای اضافه وزن دو برابرو در افراد چاق سه برابر بیشتر از افراد نرمال است و چاقی شدید منجر به نارسایی قلبی می شود.
-افزایش ابتلا به سرطان های مختلف
ابتلا به سرطان کیسه صفرا، پستان ،رحم و تخمدان ها و کلیه ها در خانم های چاق و ابتلا به سرطان پروستات و روده بزرگ در مردان چاق بیش از سایرین است.
-بروز سنگ کلیه کیسه صفرا تا 7 برابر میزان طبیعی.
-افزایش میزان کلسترول و تری گلیسرید خون که خطر بیماری های قلبی را افزایش می دهد.
-افزایش بروز سکته مغزی و فشار خون بالا تا3 برابر افراد عادی.
افزایش ابتلا به دیابت تا 4 برابر میزان طبیعی.
نکته:
وقتی انسان چاق می شود به همان صورت که چربی در ناحیه شکم و ران ها توجه می کند.به عنوان مثال لایه ای از چربی قلب را پوشانده و درون رگ های قلب نیز پلاک های چربی به وجود می آید
و آنها را تنگ و مسدود می کند.در این حالت کار قلب دشوار و تغذیه آن با مشکل مواجه می شود.این مساله می تواند به نارسایی و سکته قلبی و سرانجام مرگ منجر می شود.
-افزایش بروز بیماری های زنان نظیر اختلال در سیکل ماهیانه و افزایش احتمال نازایی
-افزایش مشکلات بارداری و زایمان برای مادر و نوزاد نظیر فشار خون و مسمومیت حاملگی سزارین های اضطراری مرگ های مادر زادی نوزادان و افزایش خطر مرگ مادر و جنین.متخصصان بیماری های زنان همواره اصرار دارند خانم ها قبل از بارداری وزن اضافه خود را کاهش دهند.چاقی برای خانم های حامله خطرناک است و می تواند یک بارداری آسان را به یک فاجعه تبدیل کند.
-مشکلات تنفسی نظیر خرخر شبانه و وقفه تنفس هنگام خواب که می تواند سبب بی نظمی ضربان قلب شود.
-افزایش ابتلا به بیماری نقرس و واریس و...

ج-پیامدهای روحی - عصبی

سرانجام در نتیجه عدم تناسب اندام و مشکلات ظاهری و یا ابتلا به بیماری های مختلف روحیه و اعتماد به نفس انسان کاهش یافته و این مساله می تواند به اضطراب و افسردگی منجر شود و موجب انزوا و گوشه گیری فرد چاق شود.این مشکل به خصوص در کودکان و سنین مدرسه دیده می شود و اثر نامطلوبی بر رشد روحی - روانی کودک می گذارد.
نکته امید بخش آن است که وقتی با دریافت رژیم غذایی صحیح و فعالیت بدنی مناسب وزن کاهش یافته و چاقی اصلاح می شود این بیماری ها یا از بین رفته یا بهبود چشمگیری پیدا می کنند.به اعتقاد متخصصان کاهش وزن خطرات ناشی چاقی را به میزان زیادی کاهش می دهد.روش ها موقت و نا کارآمد درمان چاقی دانستیم که چاقی مشکلات بسیاری برای سلامت روحی و جسمی انسان ایجاد می کند و لازم است برای درمان این بیماری ها دست یابی به تندرستی و تناسب و طول عمر چاقی را درمان نمود.گرچه امروزه اغلب افراد می دانند که درمان منطقی و اصولی چاقی تنها با رژیم غذایی صحیح و فعالیت بدنی مناسب امکان پذیر است اما روش های دیگری نیز برای درمان چاقی پیشنهاد می شود که درواقع غیر علمی سودجویانه کم اثر و گاه خطرناک است.قبل از آنکه به بررسی این روشها و مشکلات و عوارض ناشی از آنها بپردازیم لازم است تعریفی از لاغری و کاهش وزن ارایه دهیم.آیا کاهش وزن همان لاغری است ؟هرچند در وهله اول به نظر می رسد این دو دارای معنی یکسانی باشند اما همیشه این طور نیست.
منبع:تغذیه و سلامتی شماره 74
راسخون
  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۸:٥۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸۸/٩/٢٧

10 خطای فاحش در مصاحبه شغلی

مترجم: مریم کاظمی
 
مربی گرامی
چند ماه پیش من پست مدیرمیانی در شرکتی که به مدت 14 سال در آن مشغول به کار بودم را از دست دادم. تا قبل از آن مدت چهار بار ترفیع رتبه گرفته بودم، اما از زمانی که عملا برای یک شغل جدید مصاحبه داشته‌ام، مدت زمان قابل توجهی می‌گذرد.
در هفته‌های گذشته در چندین مصاحبه شرکت کرده‌ام که می‌دانم خوش شانس بوده‌ام که توانسته‌ام در آنها شرکت کنم، اما هیچ‌کدام نتایج مثبتی نداشته‌اند. یکی از دوستانم پیشنهاد می‌کند که مربی ای استخدام کنم تا به من در بهبود مهارت‌های مصاحبه کمک کند و متوجه شود که کجای کار من اشتباه است. نظر شما در این باره چیست؟
رستی

رستی عزیز!
شما لزوما کار اشتباهی را انجام نمی‌دهید. با وجود 2/10 درصد نرخ بیکاری ملی‌ای که این روزها دامنگیر شده و حتی در برخی از ایالت‌ها این رقم بیشتر نیز هست، اداره آمار نیروی کار ایالات متحده (BLS) تخمین می‌زند که برای هر شغل موجود 3/6 نفر متقاضی کار وجود دارد. این رقم به گزارش(BLS) سه برابر میانگینی است که در یک اقتصاد سالم متداول است، بنابراین ممکن است که خیلی راحت بدون اینکه شما اشتباهی کرده باشید، ارقام به ضرر شما عمل کنند.
این که شما در هفته‌های گذشته چندین مصاحبه داشته‌اید، یک نشانه خوب است و این مطمئنا درست است که یک مربی ذی‌صلاح قادر است در بهبود تکنیک‌های مصاحبه شما موثر واقع شود. اما قبل از سرمایه‌گذاری روی یک مربی ببینید که آیا اشتباهاتی وجود دارد که شما آنها را مرتکب می‌شوید و به راحتی و بدون کمک مربی بتوان از آنها اجتناب کرد.
تیم اسکوناور، رییس شرکت توسعه مدیریت و جانشین‌سازی OI Partners می‌گوید که رقابت به اندازه کافی، حتی بدون وجود وضعیت نامناسبی که بازار کار این روزها تجربه می‌کند، بسیار فشرده است.
در اینجا رایج‌ترین خطاهایی که مربیان حرفه‌ای شرکت OI Partners در مصاحبه‌هایشان با متقاضیان مشاغل با آن روبه‌رو می‌شوند و شیوه‌های رفع این خطاها را بیان می‌کنیم:
10 - تاکید بیش از حد بر علت از دست دادن شغل قبلی: این خوب است که بگویید موقعیت پیشین شما از دست رفته است، اما زیاد روی این بحث توقف نکنید و بحث را به این جا بکشانید که شما چه قابلیت‌هایی دارید و قادرید چه وظایفی را برای این کارفرمای خاص برعهده بگیرید.
9 - رفتارکردن به شیوه‌ای که نشان دهد بر کار مسلط نیستید: بنا بر گفته اسکوناور «برخی افراد در طول مصاحبه با حالتی رنجیده، عصبانی یا ناراحت رفتار می‌کنند و به طرف مقابل خود حس نامطلوبی را منتقل می‌سازند». این‌گونه احساسات پس از کنار گذاشته شدن از شغل طبیعی است، اما در یک مصاحبه شغلی جایی ندارد. وی می‌افزاید که «شما ممکن است با این شیوه رفتاری، فردی بی ثبات به نظر برسید و به طرف مقابل خود چنین نشان دهید که متوجه دلایل حرفه‌ای اخراجتان نیستید».
8 - تک بعدی بودن و انعطاف‌ناپذیری: اسکوناور معتقد است که بسیاری از متقاضیان عصبی برای مشاغل، در طول مصاحبه تک بعدی هستند و بیش از حد بر موضوع بحث متمرکز می‌شوند. فراموش نکنید که مهارت‌هایی را از خود نشان دهید که می‌توانند نکته مثبتی در جریان تصمیم‌گیری باشند. این مهارت‌ها می‌توانند شامل خوشرویی و فهم و ملایمت باشند. نکته‌ای که مصاحبه‌گران حتما مایلند بدانند این است