نقش دوست در سرنوشت انسان !
نقش دوست در سرنوشت انسان !

در عصر نزول وحی در میان مشرکان دو نفر به نامهای « عُقبه » و «اُبیّ بن خلف» باهم دوستانی صمیمی بودند. به گونهای که هرگاه یکی از سفر میآید، با ترتیب دادن میهمانی از دوست خود پذیرایی میکرد . روزی عقبه از سفر آمد. میهمانی ترتیب داد و اشراف قوم خویش را به این میهمانی فراخواند، از قضا دوستش در آن موقع به سفری رفته و در مهمانی حاضر نشد. هر چند هنوز اسلام نیاورده بود، با این وجود پیامبر اسلام را هم به این میهمانی دعوت کرد . هنگامی که سفره را گستردند و غذاها حاضر شد، پیامبر اکرم(ص) فرمودند: ای عقبه من از غذای شما نمیخورم تا شهادت به وحدانیت خدا و رسالت من دهی! عقبه نیز از باب اینکه به حضرت ارادت داشته و دوست داشت که حضرت از غذای او تناول کند، شهادتین را بر زبان جاری کرد.
این خبر به گوش دوستش ابی رسید. ابی برای او پیغام فرستاد که: ای عقبه از آیین خود منحرف شدی؟
عقبه در پاسخ گفت: نه، من منحرف نشدم. اما مردی بر من و میهمانی وارد شد و حاضر نبود از غذایم تناول کند، جز اینکه من شهادتین را بر زبان جاری کنم. من شرم داشتم که کسی از سفره من تناول نکند، لذا شهادتین را گفتم. ابی گفت: من تنها زمانی به دوستی با تو ادامه میدهم و از تو راضی میشوم که در برابر پیامبر بایستی و او را توهین کنی.
عقبه به خاطر دوستی ، این کار را کرد و مرتد شد و سرانجام نیز او و رفیقش در جنگ بدر در صف کفار به هلاکت رسیدند .( تفسیر مجمع البیان، ج 4، ص 166)
مولی علی(ع) نیز نقش دوست را در سرنوشت و شناخت افراد چنین زیبا بیان میفرمایند: « هرگاه ارزیابی شخصیت و رفتار کسی برای شما مشکل شد و پایبندی او را به دین نمیدانستید ، به دوستانش نظر کنید . اگر دوستان او متعهد به دین بودند ، او نیز پیرو دین خداست واگر نسبت به دین بیتوجه و بیقید بودند ، او نیز بهرهای از آیین حق ندارد»
مولی علی(ع) نیز نقش دوست را در سرنوشت و شناخت افراد چنین زیبا بیان میفرمایند: « هرگاه ارزیابی شخصیت و رفتار کسی برای شما مشکل شد و پایبندی او را به دین نمیدانستید ، به دوستانش نظر کنید . اگر دوستان او متعهد به دین بودند ، او نیز پیرو دین خداست واگر نسبت به دین بیتوجه و بیقید بودند ، او نیز بهرهای از آیین حق ندارد»
مواظب باش؛ دوستی هایت تبدیل به حسرت نشوند!

قرآن سرگذشت این دو دوست و سرانجام دوستی ناشایست و دوستی حسرت آفرین را چنین بیان میکند:
«به خاطر آور روزی را که ستمکار دست خود را (از شدت حسرت) به دندان میگیرد و میگوید: ای کاش با رسول خدا راهی برگزیده بودم! ای وای بر من کاش فلان (دوست گمراه) را دوست خود انتخاب نکرده بودم! او مرا از یاد حق گمراه ساخت . بعد از آن که یاری حق به سراغ من آمده بود.» (فرقان 27 ـ 29)
در حدیثی از حضرت سلیمان نقل شده است که فرمودند: «درباره کسی قضاوت نکنید تا به دوستانش نظر کنید. چرا که انسان به وسیله یاران و رفقایش شناخته میشود.» (سفینةالنجاة، ج 2، ص 27، ماده صدق)
مولا علی(ع) نیز نقش دوست را در سرنوشت و شناخت افراد چنین زیبا بیان میفرمایند :
«هرگاه ارزیابی شخصیت و رفتار کسی برای شما مشکل شد و پایبندی او را به دین نمیدانستید ، به دوستانش نظر کنید. اگر دوستان او متعهد به دین بودند ، او نیز پیرو دین خداست و اگر نسبت به دین بیتوجه و بیقید بودند، او نیز بهرهای از آیین حق ندارد.» (بحارالانوار ، ج 74، ص 197)
و چه زیبا مثنوی مولوی این مفهوم بلند قرآنی را بیان میکند:
|
چون بسی ابلیس آدمروی هست
|
|
پس به هر دستی نشاید داد دست
|
تأثیر دوست بر رفتار آدمی
تأثیر دوست بر رفتار انسان به حدّی است که در روایات آمده است: «انسان بر دین دوست خود قرار خواهد گرفت.» (همان)
از همینرو مسأله انتخاب و گزینش در دوستیابی به عنوان یک اصل مطرح است و سعدی در این باره چنین سروده است:
|
تو اول بگو با کیان زیستی
|
|
پس آنگه بگویم که تو کیستی
|
فرآوری : زهرا اجلال
بخش دین و اندیشه تبیان
..:: بهترین دوست ::..
|
..:: بهترین دوست ::.. |
پیرمرد به من نگاه کرد و پرسید ... چند تا دوست داری؟ ... گفتم چرا بگم ده یا بیست تا... جواب دادم فقط چند تایی
پیرمرد آهسته و درحالی که سرش را تکان می داد گفت: دوست فقط اون کسی نیست که تو بهش سلام می کنی دوست حقیقی کسی است که نمی تونه تو را رها کنه اما بیشتر از همه دوست یک قلب است و فرزندم یکبار دیگر جواب بده بهترین دوست کسی است که شانه هایش را به تو می سپارد و بهترین دوستان عشقی دارند که نمی توان توصیف کرد |
..:: یک داستان تلخ + شوخی ::..
..:: تصاویری از 2 دوست وفادار ::..
|
..:: تصاویری از 2 دوست وفادار ::.. |
![]() |
رفتارهای جنسی ناسالم و پرخطر کدامند؟
|
|||
|
|
فرق بین دوستی زنها و مردها
دوست با ارزش از دیدگاه امام علی (علیه السلام)
دوست با ارزش از دیدگاه امام علی (علیه السلام)
حضرت در رابطه با موقعیت دوستش می فرماید: او خودش از طبقه ی پایین جامعه بود و ظاهرا مردم او را ضعیف می پنداشتند؛ ولی وقتی که مسئله ای جدی پیش می آمد، چون شیری نیرومند مشغول به کار می شد. اگر در مطلبی بین او و دیگری اختلافی پیدا می شد، تا پیش قاضی نمی رفت دلیلش را ارائه نمی کرد. هر کس را که در مسئله ای عذری داشت، به هیچ عنوان سرزنش نمی کرد تا این که عذرش را به خوبی گوش می کرد و کاملا مشخص می شد. هرگز از درد یا گرفتاری خود شکایت نمی کرد؛ مگر بعد از خوب شدن و مرتفع شدن آن، که البته در آن صورت هم اگر لازم بود تعریف می کرد.
هر چیز و هر کاری را که بر عهده می گرفت، کاملا انجام می داد و وفای به عهد می کرد یا اگر نمی توانست و از عهده ی او خارج بود، از اول قول نمی داد و به عهده نمی گرفت. اگر احیانا می توانستند در گفتار بر او پیروز شوند، اما در سکوت کسی نمی توانست او را شکست دهد. در گوش دادن و شنیدن سخن دیگران حریص تر بود تا این که خود سخن بگوید. اگر دو موضوع و مطلب ناگهانی پیش می آمد، درباره ی هر دو موضوع فکر می کرد؛ هر کدام به هوای نفس نزدیک تر بود با آن مخالفت می کرد و دومی را انتخاب می کرد.
در پایان حضرت به پیروانش تذکر می دهد بر شما لازم است که دقت کنید و این صفات انسانی را در خود ایجاد کنید . (1)
پی نوشت :
1. حکم و مواعظ نهج البلاغه ، محمد دشتی شماره 281 .
منبع:یادداشتهایی از اخلاق و ارزشهای انسانی /سوظایف دوستی
وظایف دوستی
لا تُضَیِّعَنَّ حَقَّ أخیکَ إتّکالاً عَلی ما بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ فإنَّهُ لَیْسَ لَکَ بِأخٍ مَنْ ضَیَّعَتْ حَقَّهُ. (1)
حق برادر و دوستت را به استناد آنچه بین تو و او جریان دارد به هیچ وجه ضایع مکن. زیرا اگر حقش را پایمال کردی دیگر برادرت نیست.
امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
وَ اللهِ مَا عَبدَاللهَ بِشَی ءٍ أفْضَلَ مِنْ أداءِ حَقَّ الْمُؤمِن. (2)
خداوند تبارک و تعالی به چیزی برتر از ادای حق مؤمن عبادت نمی شود.
از این دو حدیث رابطه ی مستقیم بین برادری ودوستی و انجام حقوق و وظایفی که انسان دارد را بیان می کند. به راستی چه ارتباطی میان ادای حق مؤمن و بندگی خداست که هرچه انسان وظایف خود را در مقابل دوستان پرهیزکار بیشتر انجام دهد،بیشتر بندگی خدا را کرده است؟
با اندکی تأمل و اندیشه،روشن می شود که بدون شک بخشی از این امر به اهمیت فراوانی که اسلام برای حقوق دیگران قایل است بر می گردد. اما علاوه برآن،اگر جامعه ی مؤمنان یک جامعه ی سرشار از مهر و دوستی باشد و همه به وظایف خود عمل نمایند و به عبارت دیگر دوست پذیر باشند نه دوست گریز،آن جامعه قطعاً به یک جامعه ی یک دل و یک رنگ و ایده آل تبدیل می شود آیا اگر همگان خط مشی خود را بر پایه ی دوستی و مودّت ترسیم کنند باز هم آن جامعه نیاز به دادگاه،زندان،دادگستری و... خواهد داشت؟ و آیا چنین جامعه ای در راه سعادت وبندگی خدا به توفیق دست نمی یابد؟
آری به حق چنین است.اصولاً فلسفه ی حکومت اسلامی آن است که جامعه ای پر از دوستی،صمیمیت و سلامت،بدون تجاوز به حقوق دیگران،آکنده از عدالت اجتماعی و رعایت حقوق دیگران و خلاصه دنیایی آباد و آخرتی آبادتر برای آن ایجاد کند و این مهم فقط در سایه ی اخلاق دینی،روح تفاهم و هم دلی و رعایت حقوق دیگران امکان پذیر است.
اما دوستان و کسانی که طرح دوستی و برادری و صمیمیت با یکدیگر امضا نموده اند علاوه بر وظایف عمومی و رعایت حقوق دیگران که وظیفه ی هر مسلمانی است،به دلیل رفاقت و دوستی،وظایف برتری نیز پیدا می کنند که می بایست نسبت به انجام آن امور تمامی همت خویش را به کار برند. همین حقوق است که در بعضی از دعاها از خدای متعال درخواست می کنیم که ما را نسبت به انجام آن موفق بدارد. (3) پس مناسب است که در اینجا به بیان حقوق دوستی بپردازیم:
1- حق در مال
یکی از حقوقی که دوستان باایمان نسبت به یکدیگر دارند آن است که از وضع معیشت و زندگی دوست خود اطلاع کافی داشته و در حد توان نیازهای او را برآورده نمایند. زیرا دوستی و برادری یعنی این که هر دو در راه رسیدن به مقصد واحد همراه و رفیق یکدیگر باشند و وقتی چنین بود باید در مشکلات و نیازمندیها یار و مددکار هم باشند؛هم چنان که پیامبر گرامی اسلام (صلّی الله علیه وآله وسلم) می فرمایند:مَثَلُ الأخَوَیْنِ مَثَلُ الْیَدَیْنِ یَغْسِلُ إحْداهُمَا الاُخْری. (4)
مَثَل برادری مَثَل دو دوستی است که یکی،دیگری را می شوید.
تشبیه دوست به دست در حدیث شریف هم نشان دهنده ی ضرورت کمک و یاری به هم دیگر در نیل به هدف واحد و هم نمایانگر احتیاجِ یکی به دیگری در امور مختلف است و هم در عین حال اهمیت مشارکت و مواسات میان آنها را می رساند:
به عبارت دیگر برادری و دوستی نیز باید دارای این سه ویژگی باشد:
1. دوستی و برادری زمانی است که هر دو رفیق برای رسیدن به مقصد واحد با یکدیگر همراهی و موافقت داشته باشند.
2. دوستان در مواقع و مراتب مختلفی به یکدیگر نیازمندند و تنها در سایه ی هم کاری با هم در وصول به هدف نهایی خود توفیق می یابند.
3. مشارکت و مواسات میان آنها حاکم باشد.
یکی از مصادیق مشارکت،مشارکت در مال است. دوستان با وفا باید به مسأله ی مشارکت مالی و رفع حوایج و نیازهای برادران ایمانی خود در زندگی توجه نمایند. قرآن کریم تصویر روشنی از این مشارکت جهت دوستان مؤمن ترسیم نموده و از جمله در آیه ی 61 سوره ی نور می فرماید:
اگر شما به منزل دوستانتان وارد شدید،از آنچه در منزل آنها هست می توانید بخورید و استفاده کنید و نیازی به اجازه نیست.
2- حق در نَفْس
یکی از حقوقی که اسلام بیشترین اهمیت را به آن داده و بیشتر نیز باید بدان توجه نمود (حق در نفس) و رفع نیازمندیهای دیگران است. البته هرچند که این یک دستور عمومی است و بر هر مسلمانی لازم است تا خدمت به خلق را از بارزترین اعمال خود قرار دهد اما به دلیل اهمیت ویژه ی آن،باید اهتمام خاصی نیز نسبت به آن مبذول شود.هم چنان که خودِ دوستی دارای مراتب است،انجام این ویژگی نیز خود مراتبی دارد. در حقیقت نه تنها یک دوست باید تمام سعی و تلاش خود را به کار بندد و با طیب نفس و خوشحالی به دیگران خدمت کند بلکه کمال دوستی در آن است که قبل از درخواست او،تو به دنبال کار وی و رفع نیاز باشی. اسلام برای این گونه دوستی و رفتار انسانی اهمیت فوق العاده ای قایل شده و در قبال آن به خاطر نقشی که در ترویج روح همکاری و کمک دارد،ثواب و اجر زیادی در نظر گرفته است.
در حدیث آمده است:
اَلْماشی فِی حَاجَهِ أخیهِ کَالسّاعی بَیْنَ الصَّفَا وَ الْمَروَهِ وَ قَاضی حَاجَتَهُ کَالْمُتَشَحِّطِ بِدَمِهِ فِی سَبِیلِ اللهِ یَوْمَ بَدْرٍ وَ اُحُد. (5)
کسی که در برآوردن حاجت برادر مؤمن خود گامی برادرد مانند آن است که سعی صفا و مروه کند و برآورنده ی حاجت او هم چون کسی است که در روز بدر و احد در خون غلتیده باشد.
3- سکوت و سخن
شخص عاقل و حکیم کارهای خود را با اندیشه و تدبیر انجام می دهد. هر گونه سخن یا سکوت او حکیمانه و از روی موازین شرعی و عقلی است.او اگر لب به سخن می گشاید با تمسک به آیه شریفه: (وَ قُولُوا قَوْلاً سَدیداً) ؛(6) (سخنی استوار گویید) سخن می گوید و اگر سکوت دارد در واقع به دستور قرآن کریم: (إجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّور) ؛ (7) (از سخن باطل پرهیز کنید) عمل می کند.
اما نسبت به دوستان،سکوت و سخن یکی از حقوق دوستی به شمار می رود. شک نیست که سخن گفتن و یا ساکت ماندن بسته به مورد و موقعیّت خاص خود می تواند باعث نفع یا ضرر کسی بشود. از این رو لازم است که بدانیم که در چه جایی باید سکوت اختیار کرد و در کجا باید سخن گفت به گونه ای که در هیچ یک از این دو صورت موجب ضرر و زیان دوست فراهم نیاید و از محبت و دوستی کاسته نشود.
4- عفو و بخشش
طرح دوستی پایدار و پیوند و محبت در میان افراد با ایمان به گونه ای ریخته می شود که هیچ چیز در آن،راهزن نباشد. در این میان یکی از حقوق دوستی،عفو و بخشش است یعنی این که در مقابل لغزشها و خطاهایی که احیاناً از جانب دوست می بیند از خود گذشت نشان دهد.انسان جایزالخطا است و مراتب عقل و ایمان در افراد متفاوت می باشد. به علاوه بشر به طور طبیعی در محاصره ی صفاتی هم چون غفلت،نیسان،سهو و به طور کلّی امور نفسانی است. از سوی دیگر قدرت مقابله با این خصوصیات هم که خدا در وجود بشر قرار داده متفاوت است.
از طرفی هیچ کس بدون عیب نیست و همان طور که در حدیث شریف آمده است (اگر به دنبال دوستی بی عیب باشی، بدون دوست خواهی ماند) (8) لذا یک دوست با توجه به این خصیصه های بشری،باید بخشش و سعه ی صدر داشته باشد.
هر گلی علّت و عیبی دارد
گل بی علت و بی عیب خداست
مهم آن است که دوست در مقابل دوست خود- که او را سرمایه ای عظیم برای زندگی اش می داند- اگر احیاناً لغزش و خلافی که با اصول رفاقت سازگار نیست مشاهده نمود،با بزرگواری از کنار آن بگذرد و رفاقت دیرینه و صمیمیت همیشگی را که حاصل عمر هر دو است فدای یک لغزش ننماید.
آنگاه اگر او متوجه خطای خود شد و عذرخواهی نمود،زود از او راضی شو و خشم خود را فرو بر و مصداق:
(وَالْکاظِمینَ الغَیْظِ). (9)
مؤمنان خشم خود را فرو می برند.
باش و درس بزرگواری و عظمت و گذشت را از حضرت یوسف بیاموز که وقتی برادران یوسف در کمال ذلت در مقابل آن جناب ایستاده و به خطاکاری خود اعتراف نمودند؛یوسف فرمود:
(لا تَثْریبَ عَلَیْکُمُ الْیَوْمَ یَغْفِرُ اللهُ لَکُمْ وَ هُوَ أرْحَمُ الرَّاحِمینَ). (10)
امروز بر شما سرزنشی نیست؛خدا شما را می آمرزد و او مهربانترین مهربانان است.
اما اگر دوست تو متوجه خطای خود نشد و عذرخواهی ننمود،کار او حمل بر صحت نما و حسن ظن داشته باش که شاید عذری داشته و یا غفلت کرده و... در کنار آن هم خصلتهای خوب او را در نظر بگیر و متوجه باش که این دوستی به راحتی به دست نیامده که بتوان آسانی آن را از دست داد. گاه انسان باید عمری در طلب یک دوست شایسته باشد.
پس بدان که دوستی و رفاقت از دنیا برتر است.
شاعر عرب گوید:
خُذْ مِنْ خَلیلِکَ ما صَفا دُونَ الَّذی فیهِ الکَدَرِ
فَالْعُمْرِ أقْصَرُ مِنْ مُعَاتَبَهِ الْخَلیلِ عَلَی العَثْرِ
از دوست صفات پسندیده و اخلاق پسندیده ی او را بگیر زیرا عمر کوتاه تر از آن است که بر اثر لغزشهای دوست،او را ملامت کنی.
آری گذشت،خصلت زیبنده ای برای هر دوست است همان گونه که در حدیث شریف آمده است:
زَیْنُ المُصَاحَبَهِ اَلإحْتِمَال. (11)
تحمل لغزشهای دوست،زینت دوستی است.
از پیامبر گرامی اسلام (صلّی الله علیه وآله وسلم) روایت شده:
إذا کانَ یَومَ القِیامَهِ نادی مُنادٍ مَنْ کَانَ أمْرُهُ عَلَی اللهِ فَلْیَدْخُلِ الْجَنَّهَ فَیُقَالَ مَنْ ذَالَّذِی أمْرُهُ عَلَی اللهِ فَیُقَالُ العافُونَ عَنِ النَّاسِ فَیَدْخُلُونَ الجَنَّهَ بِغَیْر حِسابٍ. (12)
چون روز قیامت برپا شود منادی فریاد برآرد که آنان که کار خود را به خدا واگذار نموده اند وارد بهشت شوند! گفته می شود که آنان کیانند؟ در جواب گویند:کسانی که در دنیا از خطای مردم در می گذشته اند. پس بی حساب وارد بهشت می شوند.
5- دعا
دعا ارتباط انسان با عالم غیب و گفت و گوی او با خالق یکتا است. یکی از نعمتهای بزرگ الهی که خداوند به بشر داده آن است که بشر مادی و غرق در عالم طبیعت- که موجودی سراپا احتیاج است- اجازه دارد تا با خالق خود و با آن نور مطلق رابطه برقرار کند و نیازهای مادی و معنوی،دنیوی و اخروی،روحی و جسمی خودرا از حضرت حق درخواست نماید.افراد معمولاً در موقع دعا و عرض نیاز به درگاه خدا،نخست در حق خود و نزدیک ترین عزیزان خود از جمله پدر،مادر،فرزند و همسر طلب حاجت یا مغفرت می کنند.
اما از آنجا که از بهترین عزیزان برای انسان در زندگی،دوستانی هستند که برای معاشرت برگزیده و نقش اساسی در سعادت دنیا و آخرت او دارند؛لازم است هر چه برای خود می خواهد برای دوستان خود هم بخواهد و به این ترتیب نیاز آنها را نیاز خود بداند.
پس شایسته است که در دعا که پل ارتباطی بین خالق و مخلوق است دوستان خود را فراموش ننمایندو در زندگی و مرگ برای آنها دعا کند. اهمیت و ارزش دعا برای دوستان را اسلام بیان فرموده است.بر این اساس اگر کسی برای برادر مؤمن خود دعا کند مثل آن است که برای خود دعا کرده و همان دعا نخست در حق خود او اجابت می شود. اسلام مؤمنان را به دعا کردن برای دوستان و سایر مؤمنان و برادر ایمانی در همه وقت به ویژه در لحظات حساس و ارزشمند هم چون وقت سحر و در نماز شب،شب های قدر و... سفارش نموده است.
قال رسول الله (صلّی الله علیه وآله وسلم):
إذَا دَعَا الرَّجُلُ لأخِیهِ فی ظَهْرِ الغَیْبِ یَقُولُ اللهُ تَعالی بِکَ أبْدَهُ یا عَبْدی.(13)
زمانی که برادر مؤمن برای دوست و برادر خود دعا می کند،خدای تعالی می فرماید: (این دعا را) اول در حق تو استجابت می کنم و بعد برای او.
پیامبر اکرم (صلّی الله علیه وآله وسلم) هم چنین فرمود:
ما مِنْ مُؤمِنٍ دَعا لِلْمُؤمِنینَ إلا رَدَّ اللهُ عَلَیْهِ مِثْلَ الَّذِی دَعا لَهُمْ بِهِ مِنْ کُلِّ مُؤمِنٍ وَ مُؤمِنَهٍ. (14)
هیچ مؤمنی برای برادر یا دوست خود دعا نمی کند مگر این که خدای متعال مثل آنچه که برای هر مرد و زن مؤمن دعا کرده،به خود او بر می گرداند.
پس بنا به وظیفه ی دوستی و رفاقت و رفع نیازمندیهای مادّی و معنوی باید در همه ی اوقات خصوصاً لحظات حسّاس و سرنوشت ساز برای دوستان خود دعا کرد و سلامت و عاقبت و مغفرت را برای آنان از درگاه حضرت احدّیت درخواست نمود. البته دعا اختصاص به زمان خاصّی ندارد. انسان همیشه محتاج دعا است چه در هنگام حیات و چه پس از مرگ. دعا برای اموات هم چون فرستادن هدیه برای زندگان است و دوستان مؤمن که بر پایه ی دین،دوستی داشته اند،نتیجه ی دوستی خود را در آخرت دریافت می کنند.
6- وفاداری و دوستی
اخلاص و وفاداری یکی از حقوق برجسته در آیین دوستی است که بدون آن دوستی دوام و قوام نخواهد داشت. منظور از وفاداری،ثبات در محبت و ارادت است. این ویژگی نیز تنها از طریق عمل به حقوق دوستان تا مرگ و حتی بعد از مرگ به دست می آید.از آنجا که دوستی اهل ایمان با انگیزه ی ارزشمند الهی است،علاوه بر برکاتی که در این دنیا دارد،نتیجه ی اصلی آن در آخرت حاصل خواهد شد. در حدیث شریف آمده است که در آخرت،هفت گروه بی درنگ وارد بهشت شده و در سایه ی عرش الهی سکنی خواهند گزید که از جمله ی این گروه ها،دوستانی هستند که برای خدا دست محبت و رفاقت به یکدیگر داده اند و وفاداری آنان تا زمان مرگ و مفارقت از این جهان ادامه داشته است. البته وفداری و پای بندی به تعهدات اخلاقی،دینی و اجتماعی یکی از خصلت های اهل ایمان است.
امام صادق (علیه السلام) می فرمایند:
شیعَتُنَا أهْلَ الْوَرْعِ وَ الإجْتِهَادِ وَ أهْلُ الْوَفَاءِ وَ الأمانَهَ. (15)
تقوا و پرهیزکاری و امانت داری و وفاداری به عهد از صفات شیعیان ماست.
دوستی تنها در سایه ی وفاداری و نشکستن پیمان مودت و برادری است که می تواندپایدار بماند و به سرانجام مطلوب برسد.
امام مجتبی (علیه السلام) می فرماید:
خَیْرُ مَفاتِیحِ الاُمُورِ الصِّدقُ وَ خَیْرُ خَواتِیمِها الْوَفاءُ. (16)
بهترین آغاز برای کارها راستگویی وبهترین پایان آنها وفاداری است.
هر آنکه جانب اهل وفا نگه دارد
خداش در همه حال از بلا نگه دارد
گرت هواست که معشوق نگسلد پیمان
نگاه دار سرِ رشته تا نگه دارد
حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست
که آشنا سخن آشنا نگه دارد (17)
7- کم توقعی
بزرگواری و کم توقعی،خصلت آزادمردان و ایجاد زحمت و مشقّت برای دیگران از صفات انسانهای حقیر و کم ظرفیت است.داشتن توقعات بیش از حد و تکلّف آمیز از دوستان باعث کاهش درجه ی دوستی و کم کم از دست رفتن و گسیختن آن می شود. چه بسیار پیوندهای زناشویی و دوستی هایی که بر اثر توقّعات بی مورد به فروپاشی انجامیده است. چنان که در حدیث آمده است:
شَرُّ الإخْوانِ مَنْ تَکَلَّفَ لَه. (18)
بدترین دوستان کسانی هستند که موجب زحمت و مشقت شوند.
همان گونه که یک دوست می باید با تعهد کامل به حقوق دوستی و با روحیه ی ایثارگری نسبت به دوست خود رفتار کند،از طرف مقابل نیز دوست وظیفه دارد ضمن حفظ مراتب وفاداری،از توقعات بی مورد بپرهیزد و اسباب زحمت و مشقّت دیگران را فراهم نسازد. یعنی این یک قرارداد دو طرفه است و قوام آن نیز به هر دو طرف بستگی دارد.
8- مشورت
یکی از مسایلی که در اسلام،توجه زیادی به آن شده،موضوع (مشورت) است. خداوند تبارک و تعالی در قرآن پیامبرش را به انجام مشورت،توصیه می کند؛(وَ شاوِرْهُمْ فِی الأمرِ). (19)
در کارهایت مشورت کن.
می دانیم که علم پیامبران و از جمله پیامبر گرامی اسلام (صلّی الله علیه وآله وسلم) از وحی آسمانی نشأت گرفته و آنان به خودی خود نیازی به مشورت با حق ندارند اما برای این که مردم و مسلمانان به اهمیت مشورت در زندگی توجه کنند و از سوی دیگر نیروی فکر و اندیشه در افراد پرورش یابد؛آنان را به رایزنی و مشورت فرا خوانده است. پیامبر اکرم (صلّی الله علیه وآله وسلم) نیز در امور عمومی مربوط به جامعه،به مشورت می پرداخت و جلسات مشاوره برقرار می ساخت.
اصولاً مردمی که کارهای خود را با مشورت و صلاح اندیشی یکدیگر انجام می دهند،کمتر گرفتار لغزش می شوند و بالعکس افرادی که گرفتار استبداد رأی هستند و خود را بی نیاز از افکار دیگران می دانند غالباً گرفتار اشتباهات می باشند.
قال رسول الله (صلّی الله علیه وآله وسلم):
ما مِن رَجُلٍ یُشاوِرُ أحَداً إلا هَدَی الرُّشْد. (20)
هیچ مردی با کسی مشورت نمی کند مگر آن که به سوی رشد هدایت شود.
تأثیر دوست
تأثیر دوست
مولوى گوید:
هر ندایى که تو را بالا کشید
آن ندا مىدان که از بالا رسید
«شمس تبریزى» گوید: « اگر سخنى را شنیدید و به دلتان نشست، بدانید که آن سخن حق است و به دنبال آن بروید ! »
نگارنده بر این باور است که: متبرکند انسانهاى اندک شمارى که پیوسته در روح دیگران جارى هستند، آنان سرریز از عشق و لبریز از محبت هستند که چه دلنشین است همسایهگى با چنین روحهایى که آدمى را از روزمرگى به روزسبزى مىبرند و اندیشه و احساس انسان را بر بال سپید فرشته تنهایى و عشق و عرفان مىنشانند و بر چکاد فرزانگى عطرآلود و سبز خویش مهمان مىکنند و جام وجود آدمى سرشار از دل مشغولى شعفانگیز و دلشوره شوقناک حضورشان مىگردد و از قول «جبران خلیل جبران» مىگویند:
تو دو تن هستى؛ یکى، بیدار در ظلمت و دیگرى، خفته در نور!
آنگاه یاد معطر نامش بر گلبرگهاى نازک دلمان تازگى و طراوت را به ارمغان مى آورد. او انسانى است که با پر نگاه تفکرش دل و روح آدمى را بر نیلگون آسمان بیکران فرزانگى مىبرد و لب بر بالهاى فرشتگان سپیدبال خودباورى مىنهد و غم و رنج و غربت و تنهایى و بىکسى انسان را چون غبارى در همهمه تفکر و هلهله شعفناک خویش محو مىکند و پریشانى آدمى را پرپر و دست در دست لرزان و چشم در چشمان بىتابمان مىاندازد و با سکوتى طربناک مىسراید:
« مهربونم، خیلى دلم برات تنگه، چشم به راه فرداهاى طلایى تو دارم! »
دوست، پاکیزگى در تفکر را به ما مىآموزد، زیرا:
عمل تجسم مادى اندیشه است
و اخلاق تظاهر مادى فکر
پس، براى داشتن اعمالى خوب
باید افکارى خوب داشت!
«توماس هاکس» اینگونه دوست را متبرک دانسته و موهبتى از طرف خداوند و مىگوید:
« متبرکند آنها که این موهبت را دارند تا دوستى بیافرینند. و آن خود هدیهاى است از جانب خداوند. بسیار است آنچه بدین معنا مىگنجد، ولى بالاتر از همه، قدرت آن است که آدمى از خود بیرون شود، و با درون دیگرى آنچه را شریف است و عزیز تواند بود، بستاید و دوست بدارد! »
«کامینگز» دوست را دولت مىداند و مىسراید:
اینقدر که ما (هر دو) ایم و بى (دویى)
شب کجا مىتواند این قدر آسمان باشد؟
آسمان کجا مىتواند اینقدر آفتابى باشد؟
از دولت توست که من این قدر منم!
این انسانهاى متبرک، کارى را که « میکل آنژ » با آن قطعه سنگ کرد، با سنگ وجود آدمى مىکنند و فرشته درون انسان را تجسم مىبخشند.
حکایت « میکل آنژ » و فرشته:
روزى میکل آنژ با کمک عده اى سنگ سیاه نسبتاً بزرگى را بر روى زمین مى غلطاند تا به طرف منزل خود ببرد. یکى از دوستان میکل آنژ نزدیک او آمد و پرسید: « با این سنگ سیاه چه مىکنى؟ » میکل آنژ گفت: « فرشتهاى درون او اسیر است که مىخواهم او را نجات دهم. »
دوست میکل آنژ با ناباورى از او خداحافظى کرد و رفت. چند ماه بعد، دوست میکل آنژ به مهمانى او آمد و مجسمهى سنگى فرشته بسیار زیبایى را در اتاق او دید. با حیرت و تحسین از میکل آنژ پرسید: « این مجسمه چقدر زیباست از کجا آوردهاى؟» میکل آنژ گفت : « از درون همان سنگ سیاه درآوردم! »بىشک، در همسایگى و مجاورت این انسانهاى معطر و متبرک روح و جسممان داراى فیلترهایى نامریى مىشوند.
بدون آن که خودمان بفهمیم و براى آنکه فرشته درونمان را تجسم بخشند، براى وجودمان فیلتر مىگذارند:
یک فیلتر براى ذهنمان ، که به هر چیزى نیندیشیم!
یک فیلتر براى چشمانمان ، که هر چیزى را نبینیم!
یکم فیلتر براى گوشمان ، که هر سخنى را نشنویم!
یک فیلتر براى زبانمان ، که هر سخنى را بدون تأمل و تفکر نگوییم!
یک فیلتر براى دلمان ، که هر کسى را رخصت ورود به آن ندهیم!
یک فیلتر براى روحمان ، که انسانى دگراندیش باشیم!
صحبت از زبان شد، داستان جالبى راجع به زبان بگویم!
حکایت حاکم و زبان:
روزى حاکمى به وزیرش گفت: امروز بگو بهترین قسمت گوسفند را برایم کباب کنند و بیاورند. وزیر دستور داد، خوراک زبان آوردند. چند روز بعد حاکم به وزیر گفت: امروز مىخواهم بدترین قسمت گوسفند را برایم بیاورى و وزیر دستور داد باز هم خوراک زبان آوردند. حاکم با تعجب گفت: یک روز از تو بهترین را خواستم و یک روز بدترین، هر دو روز را زبان برایم آوردى، چرا؟ وزیر گفت:
« قربان، بهترین دوست براى انسان زبان اوست و بدترین دشمن نیز باز هم زبان اوست! »
اکنون دانستیم که این زبان کوچک مىتواند هم موهبتى باشد برایمان، هم مصیبتى! و دوست چه اثرات شگفت و حیرت آورى را براى روحمان به ارمغان مىآورد.
خب بریم سر مطلب قبل، اکنون مىفهمیم، این پاکان هدفمند روزگار ( منظور دوست فهیم و فرزانه است ) که همچون رایحهاى دلپذیر حضور سبزش در کنارمان جارى است، در گوش جانمان مىسراید:
اهل اخلاص باش و اهل ریا مباش!
اهل حال باش و اهل قال مباش!
اهل دل باش و اهل تن مباش!
اهل عرش باش و اهل فرش مباش!
اهل نور باش و اهل گور مباش!
آنگاه، در دفتر مشق زندگىمان یک سرمشق از قول پیامبر برایمان مىنویسد:
قدر چهار چیز را قبل از دست دادن آن بدان:
ثروت را قبل از فقر
سلامتى را قبل از بیمارى
جوانى را قبل از پیرى
زندگى را قبل از مرگ.
سپس، در دفتر دیکته فرداىمان مىسراید: باید انسان بودن، پاک بودن، مسئول بودن و در اندیشه سرنوشت دیگران بودن وظیفه نباشد، بلکه، صفت آدمى باشد !!
و با نگاهى ژرف به اعمال ما در گوشمان آرام نجوا مىکند:
عملى اگر کاشتى « عادتى » درو خواهى کرد!
عادتى اگر کاشتى « اخلاقى » درو خواهى کرد!
اخلاقى اگر کاشتى «سرنوشتى » درو خواهى کرد!
حکایت لطیفى درباره قداست درستى بخوانید:
حکایت معبد دوستى:
بر گسترهى دو مزرعهى همجوار، دو کشاورز دوست زندگى مىکردند. یکى تنها بود و دیگرى همسرى داشت و فرزندانى. محصول خود را برداشت کردند و شبى آن مرد که خانوادهاى نداشت چشم گشود و انباشته محصول خود را در کنار دید و اندیشه کرد: « خدا چه مهربان است با من، اما دوستم که خانوادهاى دارد، نیازمند غلهى بیشترى است.» چنین بود که سهمى از خرمن خود برداشت و به مزرع دوست برد.
و آن دیگر نیز در محصول خود نگریست و اندیشه کرد: «چه فراوان است آنچه زندگى مرا سرشار مىکند و دوست من چه تنهاست، و از شادمانى دنیاى خویش سهمى نمىبرد. »
پس به زمین دوست خود رفت و قسمتى، از غلهى خویش بر خرمن او نهاد.
و صبح روز بعد چون که باز به درو رفتند، هر یکى خرمن خویش را دید که نقصان نیافته است.
و این تبادل همچنان تداوم یافت تا آنجا که شبى در مهتاب دوستان فراروى هم آمدند هر دو با یک بغل انباشتهى غله و راهى کشتزار دیگرى. آنجا که این دو به هم رسیدند، معبدى بنیاد شد!
«آلن دوان» داشتن این گونه دوست را همچون صبح بهارى مىداند و مىسراید:
زندگى یک صبح بهارى است
اگر دوستى داشته باشى
کسى که با او راه بروى
با او حرف بزنى
به جانبش رو کنى.
زندگى یک صبح بهارى است
اگر دوستى داشته باشى
تا کمى آفتاب را با او قسمت کنى،
که تو را یارى دهد
پس حالا و همیشه
تو را یارى هست!
راستى، با چنین دوستى، راندن در جادههاى زندگى چه دلپذیر است و دلنشین، اگر تاریخ مصرف نداشته باشد. گفتیم تاریخ مصرف، راستى راجع به تاریخ مصرف چه مىدانید؟ معمولا روى شیشهى شیر یا مواد خوراکى و مصرف شدنى مثلا مىنویسند: تاریخ مصرف تا 11 / 10. اگر در روابط آشنایى و دوستىهایمان دقت کنید، حتما تاریخ مصرف دارد. یعنى، بعد از یک جابهجایى فیزیکى ارتباط و آشنایى ما نیز تاریخ مصرفش به اتمام مىرسد و از آن آشنایى فقط یک یاد مىماند.
خوب من! باید بکوشیم روابط پاکیزه و دوستىهاى با ارزشمان تاریخ مصرف نداشته باشد و بکوشیم با انتخابى آگاهانه و فهیم روى شیشه دلمان حک کنیم؛ تاریخ مصرف ندارد !!
چکیده مطالب:
- به یاد داشته باشیم! دوست مثل معلم خصوصى است که لحظه به لحظه افکار خودش را براى ما دیکته مىکند! پس اول ببین چه مىخواهى؟ و در چه درسى ضعف دارى؟ آن موقع معلم خصوصى ات را در آن رشته انتخاب کن.
- مطمئن باش! انتخاب دوست یعنى، نیمى از راه زندگى را رفتن!
- اگر زندگى بزرگان علم و دانش را بخوانیم، همیشه ردپاى یک دوست خوب را در ساحل هستىشان مشاهده خواهیم کرد!
- سعى کنید همین حالا دوستانتان را با « الک » صداقت، پاکى، تفکر و آگاهى جدا کنید و اوقات باارزش خود را با کسانى بگذرانید که حداقل بتوانند راهى درست نشانتان بدهند.
- یادت باشه! دوست یعنى، نیمهى دیگر ما! اکنون دوست دارى نیمه دیگرت چگونه باشد؟
- فراموش نکن! بعد از پدر و مادر، دوست یگانه سازنده جان و دل و روح ماست!
- به تعبیرى دیگر، دوست یعنى، پاسخ نیازهاى شما. اکنون به دوست خود بنگرید، امیدوارمخجالت نکشید!
جان کلام:
اگر دوستى به تو راه صداقت، مهربانى، تلاش، عشق و صمیمیت را نشان داد، سخت در دامنش آویز!
منبع: کتاب لطفاً گوسفند نباشید
/خ
چرا مردها زن ها را دوست دارند ؟
چرا مردها زن ها را دوست دارند ؟
ـ چون هر وقت کودکی را می بینند لبخند می زنند .
ـ چون در همسرداری به گونه ای رفتار می کنند که ذهن هیچ غریبه ای به آن راه ندارد .
ـ چون همه ی توان خود را برای داشتن خانه ای زیبا و تمیز به کار می گیرند و هرگز برای کاری که انجام می دهند توقع تشکر ندارند .
ـ چون هر آنچه که در زندگی خصوصی افراد مشهور اتفاق می افتد را جدی می گیرند .
ـ چون سراغ مسائل غیراخلاقی نمی روند .
ـ چون نسبت به زجری که برای زیباتر شدن تحمل می کنند شکایتی نمی کنند . حتی هنگام استفاده از وسایل خطرناک در سالن های ورزشی
ـ چون آنها ترجیح می دهند سالاد بخورند .
ـ چون فقط عاشق پیش غذاهای متنوع و رنگارنگ هستند .
ـ چون برای حل مشکلات ، روشهای خاص خودشان را دارند ؛ روش هایی که ما هرگز درک نمی کنیم و همین ما را دیوانه می کند .
ـ چون دقیقاً وقتی دیگر خیلی دوستمان ندارند ، با ترحم به ما می گویند : " دوستت دارم " ؛ تا ما متوجه بی علاقگی آنها نشویم .
ـ چون وقتی می خواهند در مورد ظاهرشان چیزی بپرسند ترجیح می دهند این سوال را از خانمی بپرسند و خلاصه با این مدل سوالات ما را عذاب نمی دهند .
ـ چون گاهی از چیزهایی شکایت می کنند که ما هم آن را احساس می کنیم مثل سرما یا دردهای رماتیسمی ، به این ترتیب ما می فهمیم که آنها هم مثل ما آدم هستند !
ـ چون داستان های عاشقانه می نویسند .
ـ چون ساعتها وقت خود را با فکر کردن در مورد اینکه چگونه می توانند با دیگران سر صحبت را باز کنند ، تلف نمی کنند .
ـ چون در حالی که ارتش ما به کشورهای دیگر حمله می کند ، آنها هم محکم و بی منطق می جنگند و سعی می کنند همه ی سوسکهای دنیا را تا آخرین دانه نابود کنند .
منبع:مجله خانواده شاد شماره 39
/خ
چند تا دوسم داری؟؟؟




چند تا دوسم داری؟؟؟
همیشه وقتی یکی ازم میپرسید چند تا دوسم داری یه عدد بزرگ
میگفتم...
ولی وقتی تو ازم پرسیدی چند تا دوسم داری گفتم: یکی!!!
میدونی چرا؟ چون قویترین و بزرگترین عددیه که میشناسم...
دقت کردی که قشنگترین و عزیزترین چیزای دنیا همیشه یکی
هستن؟؟؟
ماه یکیه... خورشید یکیه... زمین یکیه... خدا یکیه...
مادر یکیه... پدر یکیه...
تو هم یکی هستی...
وسعت عشق من به تو هم یکیه...
پس اینو بدون از الآن و تا همیشه یکی دوستت دارم...
پاتوق سرگرمی ایرانیان
نامه های عاشقانه به کسانی که دوستشان داریم
می نویسم از قلب مهربانت، از آن احساس پاکت
می نویسم ازعشق چون خیلی آن مهرومحبتت دراعماق دلم نشسته است
می نویسم از چشمهای زیبایت،ازصدای قشنگت،ازنگاه پرازعشقت
با صداقت می نویسم نخستین عشقم تویی؛وبا یکدلی می نویسم
که با تو بی نیازم
با چشمان خیس مینویسم که خیلی مهرت در دلم نشسته است
و با بغض می نویسم که مرا تنها نگذار عزیزم
می نویسم از پرواز؛ پرواز عاشقانه به قلب آسمان آبی عشق
می نویسم از حرفهای شیرینت وآن لحظه رویایی که من وتو درآن آشنا شدیم
وشیفته قلبهای سرخ یکدیگر شدیم.
آنچه که می نویسم حرف دل است وبس!آنچه که می نویسم
حرف دل پرازدردوعاشق من است......
می نویسم ازدشت شقایق ها که تو همان شقایق سرخ دلم هستی
مینویسم ازتوکه همان پروانه ای که اطراف شمع خا موشی مانند
من میچرخی ونور محبت را به من بی نور می بخشی
می نویسم از دریایی مانند تو که به سوی کویری مانند من می آید
ومرا از عشق خودش سیراب می کند
می نویسم از ستاره ای مانند تو که در آسمان تیره وتار قلبم نشست
وشب بی نورم را پر از روشنایی کرد
از نام زیبایت نوشتم وکتابم بهترین کتاب زندگی شد
چون نام زیبایت آن حس قشنگ عاشقی را در خون من جاری می سازد
تویی همان رویاهای زیبای منی، ندای آمدن بهار عشق،آغاز باریدن باران عشق.....
تویی همان آغاز نمایان شدن مهتاب آسمان تیره تار دلتنگی های منی!
پس می نویسم از تو که محشری، ومانند تو کسی در این دنیا نیست
پاتوق سرگرمی ایرانیان
نامه یک پسر سنگدل به دوست دخترش
1- محبت شدیدی که صادقانه به تو ابراز میکردم
2-دروغ و بی اساس بود و در حقیقت نفرت من نسبت به تو
3- روز به روز بیشتر می شود و هر چه بیشتر تو را می شناسم
4- به پستی و دورویی تو بیشتر پی میبرم و
5-این احساس در قلب من قوت میگیرد که بالاخره روزی باید
6- از هم جدا شویم و دیگر من به هیچ وجه مایل نیستم که
7- شریک زندگی تو باشم و اگرچه عمر دوستی ما همچون عمر گلهای بهار کوتاه بود اما
8- توانستم به طبیعت پست و فرومایه تو پی ببرم و
9- بسیاری از صفات ناشناخته تو بر من روشن شد و من مطمئنم
10- این خودخواهی ، حسادت و تنگ نظری تو را هیچ کس نمیتواند تحمل کند و با این
وضع
11- اگر ازدواج ما سر بگیرد ، تمام عمر را
12- به پشیمانی و ندامت خواهیم گذراند . بنابراین با جدایی ازهم
13-خوشبخت خواهیم بود و این را هم بدان که
14- از زدن این حرفها اصلا عذاب وجدان ندارم و باز هم مطمئن باش
15- این مطالب را از روی عمق احساسم مینویسم و چقدر برایم ناراحت کننده است اگر
16- باز بخواهی در صدد دوستی با من برآیی
17-بنابراین از تو میخواهم که جواب مرا ندهی . چون حرفهای تو تمامش
18- دروغ و تظاهر است و به هیچ وجه نمیتوان گفت که دارای کمترین
19- عواطف ، احساسات و حرارت است و به همین سبب تصمیم گرفتم برای همیشه
20- تو و یادگار تلخ عشقت را فراموش کنم و نمتوانم قانع شوم که
21- تو را دوست داشته باشم و شریک زندگی تو باشم .
و در آخر اگر می خواهی میزان علاقه مرا به خودت بفهمی از مطالب بالا فقط شماره های فرد را بخوان !!!
__________________
پاتوق سرگرمی ایرانیان
پسر ها نخوانند
امروز را روز دختران نامیدند . راستی چرا ؟ مگر دختر بودن اهمیتی ویژه دارد و یا مگر مسئولیتی اختصاصی را می طلبد؟

آری . دختر بودن یعنی مادر فردا شدن . مادری که وظیفه تربیت نسلی را بر عهده دارد . پس باید از نظر آگاهی و دانستنی ها بسیار غنی و لبریز از فهم و دانش باشد . دختران ما در جامعه با مسائل و موضوعات فراوانی روبرو هستند . یکی از این مسائل خواسته آنان برای داشتن رابطه با جنس مخالف و از این طریق انتخاب همسر آینده است . در این مبحث سعی داریم این موضوع را به نقد بنشینیم و از معایب و محاسن آن " اگر محاسنی داشته باشد" برای شما بگوییم .به همین منظور مصاحبه ای را که با دکتر صدیقه یگانه، روان شناس در این رابطه انجام شده برای شما عزیزان به نمایش می گذاریم.
دوستیهای خیابانی بین دختر و پسر را چگونه تجزیه و تحلیل می کنید؟
به طور کلی، در آغاز نوجوانی به علت بیداری غرایز و شدت حالات هیجانی، گرایش دختران و پسران به دوستی با جنس مخالف بیشتر می شود. داشتن دوست، اعتماد به خود را تأیید و تقویت می کند و نیازهای عاطفی و احساسی را تا حدی تأمین می نماید؛ و در صورتی که پیوند دوستی گسسته شود، شخص نسبت به ارزشهای وجودی خود دچار شک و تردید می شود. بعضی از پسران ، داشتن دوست دختر را نوعی محبوبیت، قدرت اجتماعی و موفقیت برای خود محسوب می کنند و در شرایطی که توانایی تشکیل خانواده از طریق ازدواج را ندارند، عدهای از آنان، نیازهای جنسی و عاطفی خود را از طریق دوستیهای افراطی برطرف می نمایند. متقابلاً برخی دختران ارتباط با پسران را نوعی جذابیت برای خود تلقی می کنند، و متأسفانه اکثر قریب به اتفاق این دختران تصور می کنند که این دوستیها به ازدواج منتهی می شوند. اصولاً تحول عاطفی دختران متفاوت از پسران است.
پسران نسبت به جنبه غریزی تخیلات خود غافل باقی نمی مانند، اما دختران در این دوستیها معمولاً به دنبال عشق آرمانی و رمانتیک هستند. آنها این عشق را آسمانی و پاک می دانند و خیانت در آن را گناهی بخشش ناپذیر می شمارند.
پسر جوان با وعدههای فریبنده و دروغین، دختر جوان را تسلیم خواسته های خود می کند و پس از مدتی تسلیم نشدن پسر برای ازدواج، و دختر جوان دچار آسیب روانی می شود و احساس افسردگی ، پوچی و بی ارزشی می کند. متأسفانه آسیبهای اجتماعی، تربیتی و روانی چنین دوستیهایی بیشتر متوجه دختران است و اگر دختری یک نمونه چنین دوستی با جنس مخالف را تجربه کند، تا پایان عمر، شأن و حرمت خویش را از دیدگاه خانواده و جامعه از دست می دهد و برچسب ناشایست بودن را با خود حمل می کند. دوستیهای خیابانی، عاری از شکوفایی محبت و عشق واقعی است و بیشتر یک پیوند غریزی است. اگر هم به ازدواج منتهی شود پشتوانه عشق و محبت ندارد و چنین ازدواجی دوام پیدا نمی کند؛ زیرا پسر و دختر جوان بیشتر شریک لذتهای جنسی یکدیگر بودهاند و زندگی واقعی پس از ازدواج امری فراتر از ارضای غرایز جنسی است. در تجربهِ این دوستیها، فرصتی برای انتخاب و شناخت صحیح یکدیگر به وجود نمی آید، زیرا در اوج هیجانات افراد نمی توانند عاقلانه و آگاهانه یکدیگر را بشناسند و انتخاب کنند. اگر هم اجباراً ازدواجی صورت گیرد، اغلب پس از مدتی کوتاه به جدایی و طلاق منتهی میشود و یا اینکه زناشویی مملو از مشاجرات و درگیری نصیبشان خواهد شد.
لطفاً در مورد آینده این دوستیها بیشتر توضیح دهید.
متأسفانه این دوستی ها بدون شناخت واقعی جنس مخالف و براساس هیجانات و احساسات سطحی و زودگذر شکل می گیرد که در این روابط، بازنده اصلی و همیشگی غالباً دختران جوان هستند؛ دخترانی که با نهایت سادگی، زیبایی، لطافت و ظرافتی را که خدا به آنها امانت داده، در اختیار کسی می گذارند که در خیانت کردن به امانت مهارت دارد. دختران جوان باور نمی کنند که چنین پسرانی معمولاً تنوع طلب هستند. و پس از مدتی کوتاه، سراغ طعمه ای دیگر می روند و همه وعدههای به ظاهر عاشقانه را فراموش می کنند.
دوستیهای خیابانی تحت تأثیر چه عواملی شکل می گیرند و افزایش می یابند؟
زمانی که خانواده و جامعه نقش اساسی خود را جهت یاری دادن به نسل جوان برای یافتن هویت سالم، مثبت، پویا و سازنده به خوبی ایفا نکنند، نسل جوان با آشفتگی هویت و برای کاهش اضطراب و رهایی از بحران هویت و سرگشتگی، به این دوستیها تن می دهد.
جوان در تصور و توهم خویش، از طریق دوستی با جنس مخالف، می خواهد به آرامش برسد. او لذت این دوستی را عامل تسکین برای بحران بیهویتی خویش می داند.
امنیت، احترام، محبت و دوست داشته شدن از جمله نیازهای روانی انسان است که متأسفانه به دلیل سرگرم شدن خانوادهها و جوامع به فراهم ساختن امکانات اقتصادی، این دو نهاد انسانساز از هنر عشق ورزیدن و احترام گذاردن به نوجوانان محروم می شوند.
عامل دیگر، فقر فرهنگی و نشناختن هویت واقعی جنس مخالف است؛ اگر دختران به قداست، ارزش، اهمیت و کرامت خویش واقف شوند و در مورد جنس مخالف، رفتاری توأم با متانت و بزرگ منشی و بی اعتنایی داشته باشند و به سادگی در برابر خواسته های جنس مخالف تسلیم نشوند، فرصتی برای انحراف به وجود نمی آید.
متأسفانه عدهای برای دفاع از حقوق زنان خیابانی، این تفکر غلط را تبلیغ می کنند که «فقر اقتصادی» ریشه این معضل اجتماعی است؛ اما به نظر می رسد «فقر و ضعف فرهنگی» بنیاد اصلی این معضل باشد، زیرا برخی از این عناصر اجتماعی نه تنها فقر اقتصادی را لمس نکردهاند، بلکه کمابیش از رفاه اقتصادی و امکانات فراوان برخوردار بودهاند، ولی نگرش آنها نسبت به وجود انسانی خود حقیرانه و پست بوده است. در مقابل، بسیاری از زنان پاک و فرهیخته ایرانی در نهایت فقر اقتصادی، از نظر فرهنگی کاملاً غنیاند و با نهایت عفاف و نجابت، به کارهای سازنده و مثبت میپردازند.
آیا این دوستیها به ازدواج منجر میشود؟
تعداد کمی از این دوستیها آن هم معمولا در شرایط اضطراری و اجباری اجرای تشریفات قانونی ازدواج منتهی می شود.
آیا آیندهِ چنین ازدواجهایی قابل پیش بینی است؟
ازدواج پیوند عمیق میان دو انسان براساس مودّت و حُبّ شدید است. دو انسانی که واقعیتهای وجودی یکدیگر را پذیرفته اند در برابر یکدیگر مسئولیت و تعهد احساس می کنند و در حق هم دلسوزی، فداکاری و ایثار روا می دارند.
دوستیهای خیابانی، عاری از شکوفایی محبت و عشق واقعی است و بیشتر یک پیوند غریزی است. برای پیشگیری از بروز چنین آسیبهای اجتماعی، چه پیشنهاداتی دارید؟
والدین باید به نیازهای عاطفی و روحی فرزندان و شیوههای صحیح پاسخگویی به این نیازها واقف شوند. از روشهای تربیتی مؤثر در این زمینه می توان به این موارد اشاره کرد: تقویت ارزشهای اخلاقی، معنوی و انسانی و سست گردانیدن معیارهای صرفاً مادی در نظر جوانان، تقویت و توسعه مراکز ورزشی و تفریحی و برنامه ریزی صحیح برای اوقات فراغت جوانان، ارائه خدمات رفاهی و اجتماعی جهت برطرف کردن کمبودهای عاطفی کودکان و نوجوانان، پرورش احساس عزت نفس و اعتماد به نفس کودک و نوجوان در خانواده و مدرسه، بهسازی وضع خانوادهها از طریق تماس با کارشناسان متخصص در امور خانواده، آموزش مهارتهای حل مسئله به نوجوانان پرهیز از سخت گیری و تنبیه و همچنین اجتناب از آسان گیری در تربیت فرزندان ، تشویق فرزندان به رعایت تعادل و دوری از بی بندوباری، برقراری احساس امنیت در خانواده و جامعه و جلوگیری از بروز اضطراب در نوجوانان و جوانان.
سایت هنرستان ساعی- با اضافات
تنظیم برای تبیان: کهتری
عشق واقعی چیست؟(تعریف جالب و متفاوتی از دوست داشتن)
به نام حضرت دوست
سلام،حرفم رو با یه سوال شروع می کنم!
به نظر شما عشق یعنی چی؟؟؟
تعریفتون از عشق تا امروز چی بوده؟؟؟
لابد خیلی از شما هم مثل من فکر می کنید که عشق فقط اینه که :
هر روز به یاد کسی از خواب بیدار شید!!
هر روز بخواهید صدای کسی رو بشنوید!!!
هر روز بخواهید از کسی خبر داشته باشید!!
هر ثانیه و دقیقه بهش فکر کنید و دوست داشته باشید که بدونید آیا اون هم الان به شما فکر می کنه یا نه!!!
توی ذهنتون دایم اون رو با بقیه هم جنس هاش مقایسه کنید و هر دفعه هم به این نتیجه برسید که توی دنیا لنگه نداره!!!
و از همه اینا مهم تر این که دوست دارید بقیه عمرتون رو کنار اون باشید!!
بله،درسته.الان می تونید مطمئن باشید که شما عاشق شدید!!!اما این تازه اول راهه! یا به قول فروغ:
آری آغاز دوست داشتن است...
گر چه پایان راه ناپیدا ست.
اما خب اگه معنی عشق و وظیفه ای که در قبال معشوق دارید رو ندونید یا بهش عمل نکنید،ممکنه واسه همیشه عشق تون رو از دست بدید!
پس لطفا فقط چند دقیقه وقت صرف خوندن این مطلب کنید تا بتونید بفهمید که :
چه کسی واقعا عاشقتونه و کی ارزش عشقتون رو داره!!
این مطلب داستان دو مرد متاهلی است که دور از همسرانشان به سفر رفته اند.یکی از آنها به دور از همسر خود به خوشگذرانی و عیاشی مشغول می شود.اما مرد دوم سر به زیر و پایبند اخلاقیات بود.
اکنون بشنویم نظر مرد دوم را درباره عشق و دوست داستن:
مرد سر به زیر و وفادار گفت :
" به نظر من عشق فقط این نیست که کارهایی که محبوب را خوشایند است.بلکه معنای آن این است که از کارهایی که موجب ناراحتی و آزردگی خاطر محبوب می شود دوری جوییم.من چون می دانم که انجام حرکتی زشت از سوی من ، حتی اگر همسرم هم خبردار نشود ، می تواند روزی موجب آزردگی خاطر او شود و چه بسا این روز در آن دنیا و پس ازمرگ باشد ، باز هم دلم نمی آید خاطر او را مکدر سازم و به همین خاطر به عنوان نگهبان امانت او به شدت اصول اخلاقی را در مورد خودم اجرا می کنم و نسبت به آن سختگیر هستم ."
شیوانا سرش را به علامت تایید تکان داد و گفت :
" دقیقا این معنی عشق است . مهم نیست که برای ربودن دل محبوب چقدر از خودت مایه می گذاری و چقدر زحمت می کشی و چه کارهای متنوعی را انجام می دهی تا خود را برای او دلپذیر سازی و سمت نگاهش را به سوی خود بگردانی ، بلکه عشق یعنی اینکه مواظب رفتار و حرکات خود باشی و عملی مرتکب نشوی که محبوب ناراحت نشود .
این معنای واقعی دوست داشتن است ."
دوست عزیز پس اگر کسی شما رو واقعا دوست داشته باشه هرگز موجب ناراحتی شما نخواهد شد،حتی در مقابل کار نادرست شما رفتاری مناسب و شایسته خواهد داشت.
به قول گابریل گارسیا مارکز:
"هیچ کس لیاقت اشک های تو را ندارد و کسی که چنین ارزشی دارد باعث اشک رختن تو نمی شود."
امیدوارم عشق حقیقیتون رو پیدا کنید و در کنارش به آرامش برسید.
منبع : http://mojal1404.blogfa.com
نظرات ()



