هر چی بخوای داریم

هر چی که بخوای

دین و اخلاق تامین کننده اعتدال فرد و جامعه

دین و اخلاق تامین کننده اعتدال فرد و جامعه  
 
  دین و اخلاق در دوره های مختلف تاریخ و جوامع بشر نقش مثبت و موثری بر رفتار و کردار بشر داشته و هر فرد با خودسازی و تهذیب نفس می تواند به یک زندگی مطلوب برسد به اصطلاح هر یک از افراد جامعه و خانواده، جامعه به خودی خود اصلاح می شود و از بسیاری از انحرافات و بزه کاریها جلوگیری شده و جامعه به تعادل و آرامش می رسد.  
 
     
 
 
 
 
   
 
 
 
 
 
 
 
     
 
   
 

بر اساس ادیان الهی، از جمله دین مبین اسلام، انسان موجودی است که دارای دو بعد الهی و مادیست و برای انجام هدف و رسالت مهمی از دنیای ملکوتی، به جهان مادی آمده است و به دلیل اهمیت رسالت و هدفی که دارد، خداوند استعدادها و توانایی های زیادی را در نهاد او قرار داده است.

بشر با قدرت تفکر و اندیشه، توانسته به پیشرفتهای بزرگی دست پیدا کند. قران درباره هدفمند آفریده شدن انسان می فرماید: «اَفَحَسِبتُم اَنّما خَلَقناکُم عَبَثاً و انّکُم اِلَینا لا تُرجَعون(۱)» آیا پنداشتید شما را بیهوده آفریدیم و بسوی ما باز نخواهید گشت.

اط سوی دیگر خداوند انسان را آزاد آفریده و می تواند مسیر زندگیش را تعیین کندو اگر بخواهد می تواند سرنوشت خود را تغییر دهد. قران کریم در این زمینه می فرماید: «انّا هَدَیناهُ السَّبیلَ اِمّا شاکِراً و اِمّا کفوراً(۲)» ما راه را برای انسان نشان دادیم یا راه هدایت را بر می گزینند یا بیراهه می رود و در مقابل راه خدا می ایستد و موضع مخالف می گیرد.

پس انسان به جهت وظیفه و رسالتی که بر عهده دارد، موظف است با اتخاذ روشی صحیح، استعدادهای بالقوه خود را شناسایی کند و آنها را به فعلیت برساند و برای رسیدن به این هدف، ابتدا باید خود را بشناسد و تنها از طریق ایمان به خدا و خودشناسی به سعادت و رستگاری برسد و از راه شناخت و معرفت خداوند و «خودشناسی» به بالاترین درجه کمال انسانی برسد.

متاسفانه در عصری که ما در آن به سر می بریم عواملی چون پیشرفت سریع تکنولوژی و غرق شدن در زندگی ماشینی، همچنین توجه یک جانبه به مادیات، باعث شده تا انسان اغلب در غفلت و بی خبری بسر برد و دچار خود فراموشی شود، نتیجه آن چیزی جز افزایش تشویش و اضطراب، بی عاطفگی و بیماریهای روحی و روانی نیست، تا جائیکه می بینیم در اثر بی توجهی به معنویات و عدم خودشناسی هر روز بر مشکلات و سختی های زندگی افزوده می شود.پس تنها راه رهایی انسان، بازگشت به اصل خود و توجه به معنویات و خودشناسیست.

امام صادق (ع) می فرماید:

«مَن عَرَفَ نَفسهُ کانَ بغیرَهُ اَعرف»(۳) کسیکه خود واقعی خویش را شناخت به دیگران عارف تر و داناتر خواهد گردید در چنین موقعیتی آن ارتباط عمیق بین خود و انسان و خدا برقرار خواهد گردید و انسان، در صلح، امنیت و آرامش بسر خواهد برد.

 

 

● انسان کامل

انسان کامل که در قرآن از آن به امام تعبیر شده است انسانیست که بتواند تمام ارزشهای انسانی خود را بطور هماهنگ رشد و تعالی بخشد و به بالاترین مقام انسانی برسد.

تعبیر انسان کامل در ادبیات اسلامی تا پیش از قرن هفتم هجری دیده نشده این تعبیر را نخستین بار، عارف نامدار، محی الدین ابن عربی آورده است.

نامهای انسان آرمانی یا انسان ایده ال که در امروز در بیان دانشمندان غربی نیز مطرح است به مفهوم انسان کامل است و این دانشمندان آن را از جنبه های مختلف، مورد بحث قرار داده اند.

عرفا مصداق انسان کامل را انبیای خدا و اولیای حق ذکر کرده اند برخی از عرفا «ولی»(۵) را نمونه ی انسان کامل می دانند و برخی از عرفا پیامبر و امامان معصوم را مصداق و نمونه ی «ولی» دانسته اند.

انسان که از روح و جسم ترکیب شده است برای رسیدن به کمال انسانی نیازمند پرورش روح خود است پس معلولیت و نقص جسمی،نقص در شخصیت محسوب نمی شود و مانعی برای رسیدن به کمال نیست.

استاد مطهری در کتاب خود، «انسان کامل» دیدگاههای مکاتب مختلف دنیا را مورد نقد و بررسی قرار داده اند سپس برتری دیدگاه اسلام را بر سایر مکاتب جهان، با استدلال و منطق شرح داده اند.

 

 

● خودسازی راهی برای رسیدن انسان به کمال و تعالی

خودسازی یعنی تهذیب نفس و پرورش ابعاد مختلف شخصیت انسانی که با ذات و فطرت بشر هماهنگ باشد. خودسازی دارای دو بعد نظری و عملیست و امکان رشد و تکامل انسان در اسلام از طریق توجه به هر دو بعد نظری و عملی میسر می شود.

اکثر مشکلات زندگی و غم ها و ناراحتی های روحی، ناشی از خلق و خوی بد و صفات ناپسندیست که در وجود آدمیست و روح و روان او را آزرده می کند و انسان برای رهایی از آن باید تلاش کند و گاه ناچار است برای خودسازی ریاضت های سختی را تحمل کند اما هر فرد با ایمان با تکیه بر توکل خداوند و صبر و استقامت می تواند این مسیر را با موفقیت به پایان رساند.

عواملی که در «خودسازی» موثرند به دو دسته تقسیم می شود:

الف) عوامل بیرونی

ب) عوامل درونی

عوامل درونی عبارتند از:

۱) خودشناسی

۲) مسیر شناسی

۳) آینده نگری

۴) مسئولیت شناسی

▪ خودشناسی:

« خودشناسی» بهترین راه براس رسیدن به کمال انسانی و بهترین شیوه برای شناخت عالم هستی و راه درست خداشناسی است. چنانچه در این حدیث شریف «مَن عَرَفَ نَفسهُ فقد عَرَفَ رَبَهُ» خودشناسی را مقدمه ی شناخت پروردگار دانسته است. حضرت علی (ع) در اهمیت خودشناسی فرموده اند: «افضل المعرفة الانسان نفسهُ» برترین معرفت آن است که انسان نفس خود را بشناسد.

پس خودشناسی یعنی شناخت "خود واقعی" و در پیش گرفتن اخلاق نیکو و حسن خلق و رعایت اعتدال و میانه روی در زندگی. علاوه بر آن انسان نیازمند الگوهایی است که به بالاترین مراحل کمال رسیده باشند و پیامبران و امامن معصوم بهترین الگو برای پیروی هستند زیرا در علم و اخلاق و معرفت مراحل عالی کمال انسانی را طی کرده اند و به صفات الهی آراسته شده اند.

هرگاه انسان از حقیقت خود دور شود و نگاهه غبرواقعی به خود داشته باشد در حقیقت از معنویت و عظمت و کرامت انسانی خود غافل شده و بسوی لذتهای زودگذر مادی و صفات حیوانی گرایش پیدا می کند و در اثر نامانوس بودن با عالم معنا به لذت های پست و حقیر مادی بسنده می کند و همواره در اضطراب و تشویش بسر می برد.

▪ مسیر شناسی

انسان برای رسیدن به کمال و کشف و شکوفایی استعدادهای خود باید بهترین مسیر را برگزیند که با فطرت و خلقتش هماهنگ باشد و این همان مسیر دین و توحید و اسلام است.

▪ آینده نگری

آینده نگری از ویژگی های انسان است. این مشخصه به آدمی کمک می کند تا با پشتوانه ی عقل و اندیشه مسیر حرکت و تعالی خود را طوری برگزیند که در آینده دچار مشکل نشود.

▪ مسئولیت شناسی

چون انسان در انتخاب راه و روش زندگی آزاد است پس باید مسئولیت اعمالی را که انجام می دهد بپذیرد البته انجام مسئولیت های بنحوی درست مستلزم آنست که ابتدا هر کس از مسئولیت خودآگاه باشد و این امر از راه خودسازی میسر می شود.

علاوه بر عوانل درونی تعدادی از عوامل بیرونی هم هستند که در انسان به کامل و رشد یاری می کنند که عبارتند از:

۱) ایمان به خدا

ایمان داشتن به خداوندی علیم و بصیر که شاهد و ناطر همه ی اعمال انسان است و از باطن همه ی بندگان خود آگاه است و کمترین خطای انسان از دید او پنهان نیست، آدمی را در مسیر حق هدایت می کند و انسان را موظف می کند تا در جهت رضای حق قدم بردارد در این باره آیات زیادی در قران کریم آمده است:

«وَ تقوا اللهَ واعلَموُا اَنَّ اللهَ بِکُلِّ شیٍ عَلیم»(۷) تقوای الهی داشته باشید و بدانید خداوند بر همه چیز آگاه است.

۲) ایمان به ملائکه و نگهبانان الهی

علاوه بر این برای خودسازی انسان باید ایمان داشته باشد که ملائکه و نگهبانانی هستند که شاهد اعمال انسانند و تدبیر جهان به دست آنان است.

۳) ایمان به روز رستاخیز و قیامت

ایمان به روزی که به همه ی اعمال انسان رسیدگی خواهد شد نیز نقش مهمی در کمال انسانی و خودسازی دارد.

۴) شناخت هدف

از آنجائیکه انسان آزاد و مختار آفریده شده و از طرف دیگر آفرینش او هدفمند بوده پس ایتدا باید خود را بشناسد تا بتواند مسیر درست را برگزیند.

 

 

● موانع تکامل و خودشناسی

بطور کلی هر چیزی که مانع جلب رضای پروردگار باشد و انسان را از خداوند دور کند از موانع تکامل محسوب می شود، از جمله این موارد جهل به خود و معرفت نداشتن به نفس عامل مهمی برای دور شدن انسان از قرب الهی و رشد اوست.

آراسته نبودن به اخلاق توحیدی و دچار کبر و غرور و خودخواهی شدن و خوار و حقیر شمردن دیگران، توجه و وابستگی بیش از حد به مسائل مادی و جاه م مال و شهرت دنیا، از جمله عوامل دور شدن از خدا و در نتیجه دور شدن از رشد و تکامل انسان است. ادامه ی این وضع در نهایت منجر به غفلت و بیخبری از معنویات و گرفتار شدن در زندگی حیوانی می شود و سدی برای خودسازی و تکامل است. برای مقابله با این مسئله انسان باید زندگی ساده و بدور از تجملات و تشریفات را جایگزین کرد.

در قران آمده است: «قَد اَفلَحَ مَن زَکّها و قَد خاب مَن دسّیها» رستگاری برای کسی است که مهذّب باشد و شقاوت و بدبختی برای کسانی است که صفات ناپسند دارند.

 

 

● نقش ایمان در اخلاق و اعتدال و میانه روی

هرچند برخی ادعا می کنند که انسان می تواند با هدایت عقل و کسب دانش مسائل اخلاقی را کسب کند اما باید گفت هرچند وجود این عوامل در این راه موثر است اما کافی نیست زیرا برای هدایت بشر، از پشتوانه ی ایمان برخوردار بودن و به مبدا و معاد ایمان داشتند ضروری است.

نقش سازنده و ارزشمند ایمان بر هر فرد خردمند و با انصاف آشکارست و سر منشا بسیاری از بیماریهای روحی و روانی، بی اعتقادی نداشتن ایمان به خداست.

دکتر "لینگ" روانشناس می گوید:

«دریافتم که مردم بی دین خودخواه تر، خودبین تر، متلوّن تر، غمگین تر و ناکام تر از آنهایی هستند که ایمان مذهبی دارند.»(۸)

ایمان نیرویی است که افسردگی و اضطراب روحی و غم و اندوه، نا امیدی و ترس را از میان می برد و مومن با تکیه بر ایمان و یاری خداوند با کمک صبر و شکیبایی و توکل بر خدا و آرامش خاطر بر مشکلات فائق می شود و هیچگاه دچار یاس و اندوه همی شود. از طرفی نداشتن ایمان، منجر به ناراحتی های روحی و فشارهای روانی شدید می شود تا جائیکه شخص را به استفاده از مواد مخدر و حتی خودکشی می کشاند.

یکی دیگر از نشانه های ایمان و تاثیر آن بر اخلاق، اعتدال و میانه رویست. میانه روی و دوری از افراط و تفریط در اسلام از خصلتهای م.من است، چنانچه پیامبر (ص) فرموده اند: «خیرِ الامور اوسطها» بهترین روش میانه رویست. در اسلام افراط حتی در امور معنوی مثل عبادت بیش از حد که مانع انجام کار روزمره و کسب روزی باشد هم جایز نیست، استاد کطهری می گوید: «این یک نکته است که غالبا انسانها و جامعه ها از راه گرایش صد در صد به گمراهی کشیده نمی شوند بلکه از افراط در یک حق به فساد کشیده می شوند.»(۹)

در پایان می توان نتیجه گرفت که دین و اخلاق در دوره های مختلف تاریخ و جوامع بشر نقش مثبت و موثری بر رفتار و کردار بشر داشته و هر فرد با خودسازی و تهذیب نفس می تواند به یک زندگی مطلوب برسد به اصطلاح هر یک از افراد جامعه و خانواده، جامعه به خودی خود اصلاح می شود و از بسیاری از بیماریها، انحرافات و بزه کاریها جلوگیری شده و جامعه به تعادل و آرامش می رسد.

   
   
 
 
 
      هما آقا جعفری
مدرس دانشگاه
پی نوشت:
۱. سوره مومنون / ۱۱۵
۲. سوره انسان / ۳
۳. نگرش برخورد نوعی انسان، رضا رمضانی گیلانی، صفحه ۳۸، به نقل از فهرست عرعرص ۳۸۷ ش ۲۹۳۵
۴. انسان کامل از نگاه امام خمینی و عارفان مسلمان، صفحه ۳۶
۵. "ولی" در اصطلاح متصوفان به کسی اطلاق می شود که به مرحله ی اعلای سلوک رسیده باشد (فرهنگ معین)
۶. کگرش برخورد نوعی انسان
۷. سوره بقره / ۲۳۱
۸. سیمای مومن در قران و حدیث، صفحه ۵۷ و ۵۸
۹. انسان کامل، استاد مطهری، صفجه ۴۴
منابع:
۱. انسان کامل – استاد مطهری – انتشارات صدرا – چاپ دهم – سال ۱۳۷۳
۲. انسان کامل از نگاه امام خمینی و عارفان مسلمان – محمد امین صادقی ارزگانی – ناشر موسسه بوستان کتاب قم – چاپ اول – ۱۳۸۲
۳. اخلاق و خودسازی در مکتب قران و اهل بیت – آیت الله حسین مظاهری – انتشارات پیام آازدی – چاپ اول – سال ۱۳۵۷
۴. خودسازی از استاد اسدالله بیات- چاپ گوته – چاپ سوم – بهار ۷۶
۵. اخلاق از دیدگاه قران – استاد اصغر حسینی تهرانی – ناشر موسسه حضرت صاحب الزمان (عج) – چاپ اول – سال ۱۳۸۲
۶. انسان شناسی – محمود رجبی – مرکز انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی- چاپ صدف – چاپ چهارم – سال ۱۳۸۲
۷. سیمای مومن در قران و حدیث از ابوالفضل بهشتی – ناشر موسسه بوستان قم – چاپ اول – سال ۱۳۸۲
۸. نگرشی بر خود نوعی انسان – رضا رمضانی گیلانی – ناشر انتشارات موسسه فرهنگی فجر ولایت – چاپ اول – سال ۱۳۷۹
 
 
      مقالات ارسالی به آفتاب
  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٠۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٩/٦/٢۸

20 تابلوی ایمان سنج

20 تابلوی ایمان سنج

ایمان و معنویت

 

 

در روایتى از امام باقر علیه السلام منقول است که :

 

على علیه السلام به مجلسى از قریش برخورد مى کنند و بعد به مجلسى دیگر از اوس و خزرج و مى بینند که در مجلس اول سخنان بیهوده مى رانند اما در محفل دوم کارهاى متین و صحیح انجام مى دهند. على علیه السلام از این حال شگفت زده مى شوند و خدمت رسول الله مى رسند و حکایت هر دو مجلس را باز مى گوید. سپس از پیامبر صلى الله علیه و آله بیان صفات مؤمن را طلب مى فرمایند: در این هنگام رسول الله صلى الله علیه و آله که سرشان را به زیر انداخته بودند، سرشان را بلند کرده ، فرمودند:

عشرون خصلة فى المؤمن

بیست خصلت در مؤمن است .

 

فان لم یکن فیه لم یکمل ایمانه . ان من اخلاق المؤمنین ، یا على!

اگر این خصال در او نباشد ایمانش به کمال نرسیده است ،

 

 الحاضرون الصلاة

در وقت نماز به نماز حاضر مى شوند.

 

والمسارعون الى الزکوة

در پرداخت حقوق مالى شرعى تسریع مى کنند.

 

والمطعمون المساکین

مساکین و فقرا را اطعام مى کنند.

 

الماسحون راس الیتیم

دست محبت بر سر ایتام مى کشند.

 

المطهرون اطمارهم

لباسشان کهنه، اما تمیز است .

کنایه از این است که آنچه شرع از نظر پوشش تعیین فرموده است ، مى پوشند.

 

الذین ان حدثوا لم یکذبوا

آنچه به آنها مى گویند فورا تکذیب نمى کنند.

مقصود این نیست که مؤمن آنچه را مى شنود ساده لوحانه تصدیق مى کند، چه بسا آنچه را که به مؤمن مى گویند دروغ باشد، اما فورا تکذیب نمى کند.

 

واذا وعدوا لم یخلفوا

اگر وعده کنند تخلف نمى کنند.

 

واذا ائتمنوا لم یخونوا

در امانت خیانت نمى کنند.

 

و اذا تکلموا صدقوا

به راستى و صداقت تکلم مى کنند.

 

رهبان باللیل و اسد بالنهار

پارسایان شب اند و شیران روز.

 

صائمون النهار قائمون اللیل

روزها روزه دار و شبها در قیام اند براى عبادت .

 

لایؤذون جارا ولا یتاذى بهم جار

همسایگان را نمى آزارند - اذیت ارادى - و به گونه اى نیست که همسایه گان از آنها در آزار باشند - غیر ارادى .

شاید هم مقصود این است که نه تنها خود اذیت نمى کند، مراقب است که عائله اش هم موجبات اذیت همسایگان را فراهم نکنند.

 

الذین مشیهم على الارض هون

در زمین با نرمى و تواضع گام برمى دارند. حالت تکبر ندارند.

 

و خطاهم الى بیوت الارامل

گامهایشان به سوى خانه هاى بى سرپرستان است .

 

و على اثر الجنائز.

در تشییع جنازه مؤمنان شرکت مى ‏کنند.

 


 

 

منبع: بحارالانوار، ج 68، ص 276

شکوری_گروه دین و اندیشه تبیان

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸٩/٦/۱٩

نکاتی مهم از همسرداری موفق

-        همیشه با رفتارت امنیت و آرامش را به همسرت هدیه کن.

-    به او اطمینان کن و تا وقتی که دلیل محکمی یرای سوء اطمینان به تو ثابت نشده به او شک نکن و نگذار همسرت چنین احساسی کند.

-        هیچ گاه به همسرت بی احترامی نکن حتی زمانی که از او عصبانی هستی.

-        کوچک شمردن او پیش روی فرزندان آفت خانواده است.

-        تو باید کاری کنی که فرزندتان به همسرت احترام بگذارد و همسرت باید طوری رفتار کند که فرزندتان به تو احترام بگذارد.

-        هرچه بیشتر همسرت را درک کنی به او نزدیک تر می شوی.

-        خانواده اش را خانواده خودت بدان.

-        به همسرت نشان بده که به خاطر او حاضری نظر و تصمیمت را عوض کنی.

-        بگو و نشان بده که دوستش داری.

-    هدیه حتما نباید گرانقیمت یا به مناسبتی باشد. گاهی اوقات یک گذشت از اشتباه یا اختصاص زمان غیرمنتظره به وی از هر چیزی ارزنده تر است.

-     اغلب ما وقتی از کسی عصبانی می شویم فقط بدیهای او را به خاطر می آوریم اما بهتر است یادمان باشد که لحظات خوشی را هم با او داشته ایم.

-        هنگامی علاقه همسرت را نسبت به خود بیشتر می کنی که بپذیری شادی و مشکلات او، شادی و مشکلات تو هم هست.

-        اگر زندگیت را دوست داری به او سرکوفت نزن.

-        دروغ گفتن به همسر می تواند مانند گام برداشتن در میدان مین، شخصیت و اعتبار تو را متلاشی کند.

-        از اعتماد، محبت و مهربانی او سوء استفاده نکن.

-        در مورد اختلاف ها و سوء تفاهم ها به گرمی با یکدیگر مذاکره کنید.

-        لباس مورد علاقه او را بپوش و از عطری که دوست دارد استفاده کن.

-        به علاقه مندی هایش توجه کن و همیشه سعی کن تا به آن ها برسد.

-        اگر از موضوعی ناراحت و غمگین است، سعی کن در آن لحظات کنارش باشی.

-        هیچ گاه روبروی هم قرار نگیرید، همیشه کنارهم و تکیه گاه هم باشید.

-        لجبازی با همسر، لجبازی با روان، زندگی و آینده خود است.

-        بی دلیل او را از علاقه مندیهایش دور نکن.

-        با او عامرانه صحبت نکن، استفاده از کلماتی مانند لطفا، خواهشا، هرچی تو بگی و ... گناه و ضرری ندارد!

-        هیچ گاه از شدت علاقه ات نسبت به او کم نکن، زیرا بی اندازه در ذهن او و زندگی تو تاثیر منفی می گذارد.

-        هر کار خوبی که برای همسرت قصد انجام دادنش را داشتی و به دلایلی محقق نشد صادقانه برایش تعریف کن.

-    همیشه از خوبی های او سخن بگو، من این طرز فکر را قبول ندارم که با تعریف از همسر یا فرزندان آن ها را مغرور و سودجو می کنیم چراکه تعریف از حسنات دیگران باعث می شود تا او بفهمد که کار خوبش برای اطرافیان مهم است و برایش ارزش قائلند و آن را درک می کنند، همین دلیل خوبی برای ادامه و ارتقای آن کار خوب می شود.

-        به همسرت در هر کاری انرژی مثبت بده و آشکارا برای موفقیتش دعا کن.

-        برای احساساتش بیش از هرچیزی ارزش قائل شو.

-        نزد دیگران مخصوصا خانواده هایتان او را کوچک نکن.

-        زود در مورد او قضاوت نکن، با یکی دو بار نتیجه گیری نمی توان فورا نظر قطعی صادر کرد چون شرایط و موقعیت های مختلف و خیلی چیزهای دیگر در نوع برخورد و رفتار افراد در زمان های مختلف متفاوت است که برای رسیدن به کلیات آن زمان و بررسی های زیادی لازم است.

-    هیچ گاه همسرت را به عمد آزمایش نکن، سعی کن صبور و منطقی باشی و با زیر نظر داشتن او در شرایط طبیعی به خواسته ات برسی زیرا در آزمایش های عمدی به این علت که او از تو توقع چنین رفتار غیرمنتظره ای را نداشته احتمال دارد عکس العملی خلاف میل باطنی اش انجام دهد، ضمن اینکه از اعتمادش نسبت به تو شدیدا می کاهد.

-    بهتر است چند مدتی یکبار در مورد رفتار و اعمال خود از یکدیگر نظر سنجی کنید، البته در صورتی که از ظزفیت انتقاد پذیری بالایی برخوردار هستید این کار را  بکنید و به هیچ عنوان کار را به جرو بحث نکشانید.

-        تهدید او مانند شلیک به مغزِ زندگی مشترکتان عمل می کند.

-        هنگام بروز مشکلات امید دهنده باش نه امید گیرنده.

-        با هر مشکل کوچکی راه خودت را جدا نکن، صبور و مستحکم باش تا پایه ای زندگیت قدرتمند باشد.

-        از نبخشیدن اشتباه احساس افتخار نکن.

-        هیچ گاه نگذار کار به جایی برسد که او تو را فردی قدر نشناس و بی معرفت بداند.

-        از خانواده همسرت در هنگام بروز مشکلات دلجویی کن و یاری رسان آن ها باش.

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳۸٩/٦/۱٩

جامعترین آیه اخلاقى قرآن

جامعترین آیه اخلاقى قرآن

جامعترین آیه اخلاقی قرآن

روش خداوند متعال در کتاب عظیم الشأنش این است که دریایی از معارف و حکمت ها را در قالب چند جمله به ما گوشزد میکند. اگر کسی به دنبال خود سازیست و میخواهد درمان شود . اگر همین یک آیه را از عمق جان در یابد او را کفایت میکند. 

«خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْوفِ وَ أَعْرِض ‍ عَنِ الجَْاهِلِینَ»1  ؛ با آنها مدارا کن و عذرشان را بپذیر و به نیکی ها دعوت نما و از جاهلان روى بگردان (و با آنها ستیزه مکن ).

از امام صادق (علیه السلام ) چنین نقل شده که در قرآن مجید، آیه اى جامعتر در مسائل اخلاقى از این آیه نیست .

بعضى از دانشمندان در تفسیر این حدیث ، چنین گفته اند، که اصول فضائل اخلاقى بر طبق اصول قواى انسانى که عقل و غضب و شهوت است در سه قسمت خلاصه مى شود.

فضائل عقلى که نامش حکمت است ، و در جمله و امر بالمعروف (به نیکى ها و شایستگى ها دستور ده ) خلاصه شده .

و فضائل نفسى در برابر طغیان و شهوت که نامش عفت است و در خذ العفو خلاصه گردیده .

و تسلط بر نفس در برابر قوه غضبیه که نامش شجاعت است ، در اعرض‍ عن الجاهلین منعکس گردیده است .

این حدیث را به هر نحوی تفسیر کنیم این واقعیت را بیان مى کند که جمله هاى کوتاه و فشرده آیه فوق متضمن یک برنامه جامع و وسیع و کلى در زمینه هاى اخلاقى و اجتماعى است ، بطورى که مى توان همه برنامه هاى مثبت و سازنده و فضائل انسانى را در آن پیدا کرد، و به گفته بعضى از مفسران ، اعجاز قرآن در شکل فشرده گوئى آمیخته با وسعت و عمق معنى ، در آیه فوق کاملا منعکس ‍ است .

توجه به این نکته نیز لازم است که مخاطب در آیه گرچه شخص پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) است ولى همه امت و تمامى رهبران و مبلغان را شامل مى شود.

و نیز توجه به این نکته لازم است که با توجه به ادامه آیات «وَ إِمَّا یَنزَغَنَّک مِنَ الشیْطانِ نَزْغٌ فَاستَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ سمِیعٌ عَلِیمٌ»2 ؛  و هر گاه وسوسه هاى از شیطان به تو رسد به خدا پناه بر، که او شنونده و دانا است .

هیچ مطلبى که مخالف مقام عصمت بوده باشد وجود ندارد، زیرا پیامبران و معصومان هم در برابر وسوسه هاى شیطان باید خود را به خدا بسپارند و هیچکس از لطف و حمایت خدا در برابر وساوس شیاطین و نفس بى نیاز نیست ، حتى معصومان .

وسوسه هاى شیطانى همچون طواف کننده اى پیرامون فکر و روح انسان پیوسته گردش مى کنند تا راهى براى نفوذ بیابند، اگر انسان در این هنگام به یاد خدا و عواقب شوم گناه بیفتد، آنها را از خود دور ساخته و رهائى مى یابد و گرنه سرانجام در برابر این وسوسه ها تسلیم مى گردد.

در بعضى از روایات نقل شده هنگامى که آیه نخست نازل شد، پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) از جبرئیل درباره آن توضیح خواست (که چگونه با مردم مدارا و ترک سختگیرى کند) جبرئیل گفت نمى دانم باید از آنکه مى داند سؤال کنم ، سپس بار دیگر بر پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) نازل شد و گفت : یا محمد ان الله یامرک ان تعفوا عمن ظلمک و تعطى من حرمک و تصل من قطعک : اى محمد! خداوند به تو دستور مى دهد از آنها که به تو ستم کرده اند (به هنگامى که قدرت پیدا کردى ) انتقام نگیرى و گذشت نمائى ، و به آنها که تو را محروم ساخته اند، عطا کنى ، و به آنها که از تو بریده اند پیوند برقرار سازى.

اخلاق

و در حدیث دیگرى نقل شده هنگامى که آیه نخست نازل شد و به پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) دستور داد در برابر جاهلان تحمل کند، پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) عرضه داشت پروردگارا با وجود خشم و غضب چگونه مى توان تحمل کرد؟ آیه دوم نازل شد و به پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) دستور داد که چنین هنگامى خود را به خدا بسپارد.

در آیه بعد راه غلبه و پیروزى بر وسوسه هاى شیطان را، به این صورت بیان مى کند که : « إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَوْا إِذَا مَسهُمْ طئفٌ مِّنَ الشیْطنِ تَذَکرُوا فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ»3 ؛  پرهیزکاران هنگامى که وسوسه هاى شیطانى ، آنها را احاطه مى کند به یاد خدا و نعمت هاى بى پایانش ، به یاد عواقب شوم گناه و مجازات دردناک خدا، مى افتند، در این هنگام ابرهاى تیره و تار وسوسه از اطراف قلب آنها کنار مى رود و راه حق را به روشنى مى بینند و انتخاب مى کنند.

طائف به معنى طواف کننده است ، گویا وسوسه هاى شیطانى همچون طواف کننده اى پیرامون فکر و روح انسان پیوسته گردش مى کنند تا راهى براى نفوذ بیابند، اگر انسان در این هنگام به یاد خدا و عواقب شوم گناه بیفتد، آنها را از خود دور ساخته و رهائى مى یابد و گرنه سرانجام در برابر این وسوسه ها تسلیم مى گردد.

اصولا هر کس در هر مرحله اى از ایمان و در هر سن و سال گه گاه گرفتار وسوسه هاى شیطانى مى گردد، و گاه در خود احساس مى کند که نیروى محرک شدیدى در درون جانش آشکار شده و او را به سوى گناه دعوت مى کند، این وسوسه ها و تحریک ها، مسلما در سنین جوانى بیشتر است ، در محیط هاى آلوده ، همچون محیط هاى امروز که خود مراکز فساد در آن فراوان و آزادى نه به معنى حقیقى بلکه به شکل بیبند و بارى همه جا را فرا گرفته و دستگاه هاى تبلیغاتى غالبا در خدمت شیطان و وسوسه هاى شیطانى هستند، فزونتر مى باشد، تنها راه نجات از آلودگى در چنین شرائطى ، نخست فراهم ساختن سرمایه تقوا است که در آیه مورد بحث به آن اشاره شده ، و سپس مراقبت و سرانجام توجه به خویشتن و پناه بردن به خدا، یاد الطاف و نعمت هاى او، و مجازات هاى دردناک خطاکاران است . در روایات کرارا به اثر عمیق ذکر خدا در کنار زدن وسوسه هاى شیطان اشاره شده است . حتى افراد بسیار با ایمان و دانشمند و با شخصیت همیشه احساس خطر در مقابل وسوسه هاى شیطانى مى کردند، و از طریق مراقبت مى جنگیدند.

نکته قابل ذکر که  از این آیه روشن مى شود اینست که  همه سخنان و کردار پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) از وحى آسمانى سرچشمه مى گیرد و آنها که غیر از این مى گویند، از قرآن بیگانه اند.

منبع : تفسیر نمونه جلد7 

تنظیم: محمدی_گروه دین و اندیشه تبیان

 


 

 

1- سوره اعراف آیه 199.

2- سوره اعراف آیه 200.

3- سوره اعراف آیه 201.

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٩/٥/۱٤

کلاس درس آفت شناسی

کلاس درس آفت شناسی

کلاس درس آفت شناسی

 

ـ پـیامبر خدا صلى اللّه علیه و آله آفت زیرکى خودستایى است ، آفت شجاعت تعدى ، آفت گذشت مـنـت ، آفـت زیبایى غرور، آفت عبادت سستى ، آفت سخن گفتن دروغ ، آفت علم فراموشى ، آفت بردبارى سبکسرى ، آفت شرافت خانوادگى فخر فروشى و آفت بخشندگى اسراف است .

ـ آفت دین ، خواهشهاى نفسانى است .

ـ امـام عـلى علیه السلام هر چیزى آفتى دارد، آفت علم فراموشى است ، آفت عبادت ریا، آفت خرد خـودپسندى ، آفت نجیب زادگى تکبر، آفت زیرکى خودستایى ، آفت بخشندگى زیاده روى ، آفت شرم و حیا ناتوانى ، آفت بردبارى خوارى و آفت نیرومندى زشت گفتارى و بدکردارى .

ـ ترس آفت است .

ـ هوس آفت خردهاست .

ـ آفت ایمان شرک است .

ـ آفت یقین شک است .

ـ آفت نعمتها ناسپاسى است .

ـ آفت طاعت نافرمانى کردن است .

ـ آفت بزرگ زادگى تکبر است .

ـ آفت هوشمندى حیله گرى است .

ـ آفت عبادت ریاست .

ـ آفت سخاوت منت گذارى است .

ـ آفت دین بدگمانى است .

ـ آفت خرد پیروى از خواهشهاى نفسانى است .

ـ آفت بلندپایگى موانع قضا و قدر است .

ـ آفت نفس شیفتگى به دنیاست .

ـ آفت مشورت درهم شکستن آرااست .

ـ آفت شاهان بدرفتارى است .

ـ آفت وزیران بدسگالى است .

ـ آفت دانشمندان جاه طلبى است .

ـ آفت زمامداران بى سیاستى است .

ـ آفت ارتش سرپیچى از فرماندهان است .

ـ آفت ریاضت کشیدن چیره شدن عادت است .

ـ آفت رعیت نافرمانى کردن است .

ـ آفت پارسایى کمى قناعت است .

ـ آفت قاضیان طمع است .

پـیامبر خدا صلى اللّه علیه و آله آفت زیرکى خودستایى است، آفت شجاعت تعدى، آفت گذشت مـنـت ، آفـت زیبایى غرور، آفت عبادت سستى، آفت سخن گفتن دروغ، آفت علم فراموشى، آفت بردبارى سبکسرى، آفت شرافت خانوادگى فخر فروشى و آفت بخشندگى اسراف است

ـ آفت اشخاص عادل کمى پارسایى است .

ـ آفت (شخص ) شجاع از دست دادن دوراندیشى و احتیاط است .

ـ آفت قدرتمند ناتوان شمردن دشمن است .

ـ آفت بردبارى خوارى است .

ـ آفت بخشش معطل کردن است .

ـ آفت صرفه جویى بخل است .

ـ آفت هیبت و شکوه شوخى است .

ـ آفت جستن موفق نشدن است .

ـ آفت کشوردارى سستى در حمایت از کشور است .

کلاس درس آفت شناسی

ـ آفت پیمانها رعایت نکردن آنهاست .

ـ آفت ریاست ، فخر فروشى است .

ـ آفت بازگو کردن (حدیث یا هر سخنى ) دروغ نقل کردن است .

ـ آفت علم ، عمل نکردن بدان است .

ـ آفت عمل نداشتن خلوص است .

ـ آفت بخشندگى نادارى است .

ـ آفت توده مردم عالم بدکردار است .

ـ آفت دادگرى ستمگر زورمند است .

ـ آفت آبادانى ستمگرى فرمانرواست .

ـ آفت قدرت خوددارى از نیکوکارى است .

ـ آفت خرد، خودپسندى است .

ـ آفت سخن ، دروغ گفتن است .

ـ آفت کارها ناتوانى کارگزاران است .

ـ آفت آرزوها رسیدن اجلهاست .

ـ آفت وفادارى ، پیمان شکنى و بدعهدى است .

ـ آفت دوراندیشى ، کار از کار گذشتن است .

ـ آفت امانت ، خیانت است .

ـ آفت فقیهان ناخویشتندارى (از بدیها) است .

ـ آفت بخشش ، ولخرجى است .

ـ آفت معاش ، سؤ مدیریت است .

ـ آفت سخن گفتن ، پرگویى است .

ـ آفت توانگرى زفتى است .

ـ آفت آرزو، اجل است .

ـ آفت نیکى همدم بد است .

ـ آفت قدرت ، ستمگرى و سرکشى است .

ـ سرآمد آفتها شیفتگى به لذتها (وخوشگذرانى ) است .

ـ بدترین آفت خرد، خود بزرگ بینى است .

 

منبع: میزان الحکمه، ج1

شکوری_گروه دین و اندیشه تبیان

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٢:٤٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸٩/٥/۱۳

سجایای اخلاقی امام عصر (عج)

سجایای اخلاقی امام عصر (عج)

پوستر امام زمان علیه السلام

سجایا و مکارم اخلاقی امام مهدی ‏(ع) را دو گونه می‏توان توصیف کرد: نخست، بر اساس آیات و روایاتی که در توصیف پیامبر گرامی اسلام (ص) وارد شده‏اند؛ زیرا آن حضرت از نظر ویژگی‏های اخلاقی نیز شبیه‏ ترین مردم به حضرت ختمی مرتبت ‏(ص) است. دوم، بر اساس روایاتی که به طور خاص به توصیف سجایای اخلاقی آن حضرت پرداخته‏اند.

 

 قرآن کریم در آیات متعدّدی به توصیف پیامبر خاتم‏ (ص) پرداخته و آن حضرت را به دلیل ویژگی‏های برجسته و منحصر به فردش ستوده است که از آن جمله می‏توان آیات زیر را برشمرد:

 1. خداوند کریم، ویژگی نرم‏خویی پیامبر اکرم ‏(ص) را یادآور شده است و می‏فرماید اگر چنین نبودی، مردم از پیرامون تو پراکنده می‏شدند:

پس با بخشایشی از [سوی] خداوند، با آنان نرم‏خویی ورزیدی و اگر درشت‏خویی سنگ‏دل می‏بودی، از دورت می‏پراکندند... .1

 2. در آیه‏ ای دیگر، خداوند متعال به دل‏سوزی، احساس مسئولیت، خیرخواهی و مهر و محبّت بی‏پایان رسول خاتم‏(ص) نسبت به امّتش اشاره کرده است و می‏فرماید:

بی‏گمان، پیامبری از [میان] خودتان نزد شما آمده است که هر رنجی ببرید، بر او گران است. بسیار خواستار شماست؛ با مؤمنان، مهربانی بخشاینده است.2

 3. یکی دیگر از آیات قرآن، به رحمت بودن پیامبر اکرم ‏(ص) برای همة جهانیان توجّه کرده است و می‏فرماید: «و تو را جز رحمتی برای جهانیان نفرستاده‏ایم».3

 4. خداوند در آیة دیگری از قرآن در مقام ستایش خلق و خوی بی‏نظیر پیامبر اسلام (ص) می‏فرماید: «و به راستی، تو را خویی است سترگ».4

 با توجّه به آنچه گذشت، می‏توان گفت خاتم اوصیا نیز چون

خاتم پیامبران، مظهر نرم‏خویی، دل‏سوزی، خیرخواهی، مهر، محبّت، گذشت و خلق و خوی شایسته و سترگ بوده و رحمتی برای همة جهانیان است.

امام باقر (ع) در توصیف ویژگی‏های امام مهدی‏ (ع) می‏فرماید: رو پایان جهان فرانمی‏رسد تا اینکه خداوند گرامی و بلندمرتبه مردی از ما اهل‏بیت را برانگیزد. او به کتاب خدا عمل می‏کند و هیچ منکری را در شما مشاهده نمی‏کند مگر اینکه با آن مخالفت می‏کند.»

 در مورد خصال اخلاقی حضرت مهدی ‏(ع)، به طور خاص، روایات متعدّدی از طریق شیعه و اهل سنّت نقل شده است که در اینجا به برخی از آنها اشاره می‏کنیم:

1. ابن حماد در کتاب خود، از یکی از راویان اهل سنّت در مورد ویژگی‏های امام مهدی ‏(ع) چنین نقل می‏کند:

نشانة مهدی این است که بر کارگزاران [دولت خویش]، سخت‏گیر، بسیار بخشنده و با مستمندان، مهربان است.5

 

2. امام باقر (ع) در توصیف ویژگی‏های امام مهدی ‏(ع) می‏فرماید:

امام زمان

رو پایان جهان فرانمی‏رسد تا اینکه خداوند گرامی و بلندمرتبه مردی از ما اهل‏بیت را برانگیزد. او به کتاب خدا عمل می‏کند و هیچ منکری را در شما مشاهده نمی‏کند مگر اینکه با آن مخالفت می‏کند.»6

 

3. امام صادق ‏(ع) نیز در پاسخ این پرسش که امام چگونه شناخته می‏شود، می‏فرماید:

«[امام را] با آرامش و وقار [...] و نیز با حلال و حرام و نیازمندی مردم به او، در صورتی که او خود به هیچ کس نیاز ندارد، [می‏توان شناخت].»7

 

4. امام رضا (ع) در بیان ویژگی کلّی امامان معصوم‏ (ع)، سخنان ارزشمندی دارد که بر اساس آن می‏توان به توصیف امام مهدی‏(ع) نیز پرداخت. آن حضرت می‏فرماید:

«او به مردم از خودشان سزاوارتر و از پدران و مادرانشان برای آنها دل‏سوزتر است. او از همة مردم در برابر خدا، متواضع‏تر و در عمل به آنچه خود بدان فرمان می‏دهد، سخت‏کوش‏تر و در دوری گزیدن از آنچه خود از آن نهی می‏کند، خوددارتر است.»8

 

5. حضرت رضا (ع) در ادامه می‏فرماید:

«او [با دو نشانه] شناخته می‏شود: دانش [بی‏کران] و استجابت دعا و اینکه او از همة رویدادها، پیش از رخ دادن‏شان خبر می‏دهد. همة اینها به سبب پیمانی است که از سوی پیامبر خدا با او بسته شده و وی آن را به وسیلة پدران خود از آن حضرت به ارث برده است.»9

 چنانکه ملاحظه می‏شود ویژگی‏های موعود اسلامی چنان دقیق و بی‏کم و کاست بیان شده است که زمینة هرگونه اشتباه و خطا در تشخیص مصداق حقیقی این موعود را از بین می‏برد و راه را بر مدّعیان دروغین می‏بندند.

 امیدواریم که خداوند متعال توفیق دیدار شبیه‏ ترین مردم به رسول خدا (ص) و طاووس اهل بهشت را روزی همة ما گرداند.

 

ان‌شاءالله

 

 

ماهنامه موعود شماره 112

تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان

 

 


 

 

 

1. سورة آل عمران (3)، آیة 159.

2. سورة توبه (9)، آیة 128.

3. سورة انبیاء (21)، آیة 107.

4. سورة قلم (68)، آیة 4.

5. معجم أحادیث إلامام المهدی، ‏علیه السّلام، مؤسسـ[ المعارف الاسلامیـ[، ‏ج 1، ص 242، ح 152.

6.  الکافی، ج 8، ص 396، ح 597.

7.  کتاب الغیبة، محمّد بن ابراهیم نعمانی، باب 13، ص 242، ح 40.

8. الزام النّاصب فی اثبات الحجّة الغایب، ص 24.

9. همان.

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٢:٥٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸٩/٤/۱۱

کلینیک اینترنتی رایگان

کلینیک اینترنتی رایگان

کلینیک فوق تخصصی

هو الشافی

 

اینجا یک درمانگاه فوق تخصصی پیشرفته است، با بیمارانی که حتی ممکن است هیچگونه علایم ابتلا به امراض جسمانی نداشته باشند.

اطبای این درمانگاه برای دردها و امراضی نسخه می پیچند که به مراتب کشنده ترند از آلام جسمانی؛ چرا که این گونه بیماریها:

1.  دائمی اند

2. مخفی اند

3. مادر و سرچشمه بیماریهای دیگرند

4.دوره درمانشان طولانی تر است

5.داروهایشان نایاب تر است.

مراجعه کنندگان به این مرکز درمانی حتی ممکن است خود، پزشکی تمام عیار باشند، یا یک ورزشکار حرفه ای و سر زنده. پس سلامت جسمانی یا آگاهی از نحوه درمان این نوع بیماریها، این گونه افراد را بی نیاز از مراجعه نمی کند.

این درمانگاه مجهز به پیشرفته ترین داروخانه طبی است(1) که البته توسط ماهرترین اطباء تجویز می شود.(2)

هر رذیله اخلاقی یک بیماری است و اینجا یک مرکز بهداشت اخلاقی.

در اینجا با تجویز نسخه های شفابخش کلام خدا و اهل بیت علیهم السلام، در پی آنیم تا خود و شما را از شر بیماریهای مهلک روحی و اخلاقی برهانیم.

پس اگر دردمند هستید و در پی درمان، با این اوراق همراه شوید.

 

 

 

 

 

پیش درآمد: چرا هر رذیله اخلاقی یک بیماری است؟

همه مى دانیم که در میان تمام موجودات زنده ، انسان یک وضع خاص و استثنایى دارد ، زیرا وجود او مرکب از نیروهاى متضادى است ; از سویى یک سلسله هوسهاى سرکش و غرایز و امیال حیوانى او را به طغیان ، تعدى نسبت به حقوق دیگران ، هوسبازى و شهوترانى ، دروغ و خیانت دعوت مى کنند ; و از طرف دیگر نیروى عقل و ادراک ، عواطف انسانى و وجدان ، او را به عدالت ، نوع دوستى ، پاکدامنى ، درستکارى و تقوى فرامى خوانند .

کشمکش این نیروها در همه انسانها وجود دارد و پیروزى نسبى یکى از این عوامل موجب مى شود که افراد از نظر ارزشهاى انسانى در سطوح کاملا مختلفى باشند و فاصله « قوس صعودى » و « نزولى » انسان فوق العاده زیاد گردد . گاهى از مقربترین فرشتگان بالاتر و زمانى از خطرناک ترین درندگان پست تر شود !

این حقیقت از احادیث فراوانى نیز استنباط مى گردد ، به عنوان نمونه امیر مؤمنان على (علیه السلام) مى فرماید :

« اِنَّ اللهَ خَصَّ الْمَلَکَ بِالْعَقْلِ دُونَ الشَّهْوَةِ وَ الْغَضَبِ ، وَ خَصَّ الْحَیواناتِ بِهِما دُونَهُ وَشَرَّفَ الاِْنسانَ بِاِعْطاءِ الْجَمِیعِ فَاِنِ انْقادَتْ شَهْوَتُهُ وَغَضَبُهُ لِعَقْلِهِ ، صارَ اَفْضَلَ مِنَ الْمَلائِکَةِ لِوُصُولِهِ اِلى هذِهِ الرُّتْبَةِ مَعَ وُجُودِ الْمُنازِعِ »(3)

« خداوند فرشته را تنها عقل داد ، نه شهوت و غضب ; و حیوانات را تنها شهوت و غضب داد ، نه عقل ; ولى انسان را به اعطاى همه اینها شرافت بخشید ، لذا اگر شهوت و غضب او تحت فرمان عقلش قرار گیرد بالاتر از فرشتگان خواهد بود ، زیرا به چنین مقامى با وجود نیروى مخالف رسیده است.»

 همانطور که بهم خوردن تعادل جسمى همیشه با عوارض ناگوارى همراه است که نام « بیمارى » به آن مى دهند، بهم خوردن تعادل قواى روحى و غرایز و امیال نیز یک نوع « بیمارى روحى » محسوب مى گردد که علماى اخلاق به آن « بیمارى قلب » مى گویند .

ولى نکته اى که در اینجا لازم است به آن توجه شود این است که غرایز و امیال و شهوات بصورت اصلى و طبیعى و متعادل نه تنها زیانبخش نیستند ، بلکه وسایل ضرورى ادامه حیات خواهند بود .

به عبارت دیگر ، همانطور که در ساختمان جسم انسان یک عضو بى مصرف و بیکار آفریده نشده ، در ساختمان روح و جان او نیز هر انگیزه و غریزه و میلى نقش حیاتى دارد ، و تنها در صورت انحراف از وضع طبیعى و برهم خوردن تعادل ، بصورتهاى خطرناک و کشنده بیرون مى آیند .

مثلا چه کسى مى تواند نقش « غضب » را در حیات انسان انکار کند ؟

آیا هنگامى که حقوق یک فرد مورد تجاوز قرار مى گیرد اگر تمام قدرتهاى ذخیره وجود او در پرتو غضب برافروخته و بسیج نگردد چگونه ممکن است در حال خونسردى که شاید یک دهم نیروهاى ذخیره خود را وارد میدان مبارزه نمى کند از حقوق خویش دفاع کند ؟

اما همین خشم و غضب اگر از محور اصلى خود منحرف گردد و از صورت ابزار نیرومندى در دست عقل خارج شود ، انسان را به صورت حیوان درنده اى بیرون مى آورد که هیچگونه حد و مرزى را به رسمیت نمى شناسد .

همچنین نقش میل معتدل انسان به ثروت و مقام و امثال آنها ، در کوشش هرچه بیشتر در راه ترقى و پیشرفت بر همه کس روشن است ; همانطور که اثر مخرب ثروت پرستى و جاه طلبى یعنى افراط در این امیال بر هیچ کس مخفى نیست .

بنابراین همانطور که بهم خوردن تعادل جسمى همیشه با عوارض ناگوارى همراه است که نام « بیمارى » به آن مى دهند، بهم خوردن تعادل قواى روحى و غرایز و امیال نیز یک نوع « بیمارى روحى » محسوب مى گردد که علماى اخلاق به آن « بیمارى قلب » مى گویند .

این تعبیر در اصل از قرآن مجید گرفته شده که نفاق منافق را مرض قلمداد کرده است آنجا که مى فرماید:

فى قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللهُ مَرَضاً (بقره/10)

در دلهاى آنها یک نوع بیمارى است ، خداوند ( به خاطر اعمال زشتشان ) بر بیمارى آنان افزوده است .(4)

ادامه دارد...

_____________________

1.هم کلام خدا، قران و هم کلام عدل قران، اهل بیت علیهم السلام نسخه های شفابخش جاودانی هستند که در اختیار بشریت قرار گرفته است. در دو آیه از قرآن به شفابخش بودن این نسخه بی بدیل الهی اشاره شده است:

الف) وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ وَلَا یزِیدُ الظَّالِمِینَ إِلَّا خَسَارًا(الإسراء/82) و از قرآن، آنچه شفا و رحمت است برای مؤمنان، نازل می‌کنیم؛ و ستمگران را جز خسران (و زیان) نمی‌افزاید.

ب) یا أَیهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَتْکُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَشِفَاءٌ لِمَا فِی الصُّدُورِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ(یونس/57)

ای مردم! اندرزی از سوی پروردگارتان برای شما آمده است؛ و درمانی برای آنچه در سینه‌هاست؛ (درمانی برای دلهای شما؛) و هدایت و رحمتی است برای مؤمنان!

2. امام علی در نهج البلاغه درباره پیامبر اکرم می فرماید: او طبیبى است که به همه جا مى رود و مرهم مى گذارد, داغ مى نهد و هرکجا نیاز باشد سر مى زند. قلبهاى کور, گوشهاى کر, زبانهاى لال را باز مى کند با داروهایش غفلتها را پیدا مى کند و حیرتها را مى زداید.(نهج البلاغه، خطبه 108).

3. نراقى ، جامع السعادات 1 / 34.

4. زندگی در پرتو اخلاق، مکارم شیرازی

 


 

 

شکوری_گروه دین و اندیشه تبیان
  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱۱:۱٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٩/٢/٩

اشتباه بزرگ متاهلین

شوهر حق‏نشناسی دارم. از صبح تا شام رنج می‏برم، زحمت می‏کشم، تمام کارهای خانه از شستن ظروف و لباس‏ها، از پختن غذا تا تزیین اتاق‏ها و بافتنی‏های لازم را برای او و فرزندان انجام می‏دهم، ولی وقتی به خانه می‏رسد...

خانواده در پرتو شناخت صحیح و واقع‏بینانه همسران از وظایف زناشویی و طرز تفکر و خواسته‏های یکدیگر پویا و سالم و با صفا می‏شود و به این ترتیب برای تربیت فرزندانی صالح فراهم می‏شود. استاد‏ آیت‏ا... ابراهیم امینی در این زمینه مطلبی دارند که توصیه به مردان متاهل است.

ممکن است در نظر برخی مردان، کار خانه‏داری چندان مهم به نظر نیاید، ولی اگر با دیده انصاف نگریسته شود، باید اعتراف کرد که دشوار و خسته کننده است. یک بانوی خانه‏دار اگر تمام اوقات شبانه‏روز را در خانه کار کند، باز هم مقداری از کارها باقی می‏ماند. این همه کارهای خانه مانند پختن غذا، نظافت کردن خانه، شستن و مرتب کردن لباس‏ها و ظرف‏ها، جابه جا کردن اثاث منزل و از همه بالاتر بچه‏داری، کارهای آسانی نیستند، که یک روز و دو روز انجام شود بلکه مادام العمر باید مورد توجه باشد.

آقای محترم تشکر کن!

اگر مرد یک ماه در منزل بماند و همه امور خانه‏داری و بچه‏داری را بر عهده بگیرد، آن وقت می‏فهمد که همسرش در خانه چه فداکاری‏هایی می‏کند و چه زحمت‏های طاقت‏فرسایی را تحمل می‏کند؟ زن همه این زحمات را تحمل می‏کند ولی از شوهرش این انتظار را دارد که قدر زحماتش را بداند و از وی قدردانی و تشکر کند. دوست دارد خودش و ذوق و سلیقه‏اش همواره مورد توجه شوهر باشد. آقای محترم! وقتی وارد خانه نظیف و تمیز و منظم می‏شوی چه عیبی دارد از زحمات و ذوق و سلیقه همسرت ستایش کنی؟

چه اشکال دارد گاه گاهی از غذاهای خوشمزه‏ای که تهیه می‏کند تعریف کنی؟ چه مانع دارد موضوع بچه‏داری او را که حقاً کار بسیار دشوار و با اهمیتی است همواره مورد نظر داشته باشی و برخی اوقات از زحمات طاقت‏فرسای او تشکر نمایی؟ از این نکته غافلی که قدردانی‏هایت چه نیرویی به او می‏بخشد و چگونه برای کار و کوشش و فداکاری آماده‏اش می‏گرداند؟

پیغمبر اسلام (صلی‏الله علیه واله وسلم) می‏فرماید: هر کس به مسلمانی احترام کند و با کلام خوشی از او دلجویی کند و غم‏هایش را بر طرف سازد همواره در سایه رحمت خدا خواهد بود.

خانم محترم قدر شناس باش

گذراندن زمان طولانی در خارج از منزل آن هم در ارتباط با انواع افراد و نیاز به گوناگونی مهارت ها و تلاش مداوم کار آسانی نیست. بهر حال محیط بیرون دارای آسایش و آرامش لازم نیست و با تحولات و تغییرات فراوانی همراه است . مرد در محیط کاری خود با هزار مسئله و مشکل روبروست که رفع آنها نیاز به صبر و متانت او دارد . لذا انتظار همسر شما آن است که پس از یک روز کاری پر مشغله در جمعی گرم و صمیمی پذیرفته شود و مورد استقبال و محبت آنان قرار گیرد . سعی کنید حد اقل برای مدتی کوتاه زمان ورود او را قرین آرامش و پذیرش نمایید . تا بتواند انرژی های منفی حاصل از کار و خستگی را از دور بریزد و منبعی برای ارائه حمایت و پشتیبانی برای شما باشد. بنابراین حتی اگر دلتان از گرفتاری های خانه داری و مشغله های بچه داری گرفته و نیاز به همصحبتی با او را دارید تا گوش شنوایی برای همدلی داشته باشید کمی صبر کنید تا او خستگی خود را از بین ببرد و امنیت یابد. ذهن خسته او توان همدردی با شما را ندارد . چه اشکالی دارد که با جملاتی به او متوجه کنید که میدانید چه زحماتی را در محیط کار متقبل می شود و قدر دان او هستید.

 

 

 

 


فان پاتوق
  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٢۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸٩/۱/۱٧

ده عادت مردانه و عصبانیت زن ها (1)

دکتر باربارادی آنجلیس در کتاب خود رازهایی درباره زنان بیان می کند که ده عادت ارتباطی مردها را عصبی می کند و اینگونه آغاز می کند که:
این ده عادت ارتباطی را که زن ها همیشه از آن شکایت دارند در زیر لیست کرده ام.این لیست را براساس تحقیقات و مصاحبه هایم با زوج ها، مقاله های تحقیقاتی که دریافت کرده ام و صحبت های هزاران زن که در سمینارهای مختلفم شرکت کرده و داستان هایی از زندگی خود را با من در میان گذاشته اند، ترتیب داده ام.
خانم های عزیز:مطالعه این مقاله برای خود شما نیز از اهمیت زیادی برخوردار است.شاید در رابطه با ازدواج خود احساس خوشبختی چندانی نمی کنید یا مأیوس و سرخورده شده اید اما نمی دانید که چرا. شاید هنگامی که نامزد/همسرتان نیز ازشما می پرسد که چه چیزی آزارتان می دهد نتوانید به درستی به او توضیح دهید که به راستی از چه چیزی ناراحت یا نگران هستید. اطلاعات ارائه شده طی صفحات آتی به شما کمک خواهد کرد موارد و نواحی مشکل ساز رابطه خود را دقیقاً مشخص کنید و درباره ی آن ها با نامزد/همسرتان صحبت کنید تا بتوانید کمتر به نزاع بپردازید و بیشتر عشق بورزید. 
مردان عزیز:اطلاعات ارائه شده در این مقاله برایتان گرانبها خواهند بود.موجب خواهد شد از دعوا، تنش، بداخلاقی و ترش رویی، مخالفت و نق زدن های بسیار جلوگیری کنید و حرکات و رفتارهایی از خود را که به طرزی ناخودآگاه موجب تولید تنش در رابطه تان شده است و احساسات بدی را در نامزد/همسرتان تولید می کند، شناسایی کنید.
پیش از هر چیز توجه داشته باشید که این لیست از موارد ده گانه بدین منظور طراحی نشده است تا از شما انتقاد کند.معتقدم که بیشتر مردها از این عادات ارتباطی خود حتی آگاه هم نیستند و به همین دلیل است که آموختن آن ها بسیار مهم و مفید می باشد.در اینجا هرگز مقصود و منظورم آن نیست که با این لیست تقصیر را به گردن شما بیاندازم.بگذارید به شما بگویم که در کتاب رازهایی درباره ی مردان که می بایست باید هر زنی بداند لیست مشابهی نیز از اینگونه عادات ارتباطی زن ها و اشتباهات آورده ام که زن ها در رابطه با مردان مرتکب می شوند.
هنگامی که این لیست را تهیه می کردم با خبرشدم که بسیاری از زن ها برای این عادت های ارتباطی نامزد/همسرشان اسم هایی وصفی بر روی آن ها گذاشته بودند که برایم بسیار جالب بود.برای نمونه یکی از زن هایی که به من مراجعه می کرد می گفت از آن جا که شوهرش احساساتش را درخود می ریزد و به اصطلاح آن ها را فرو می خورد و سپس ناگهان منفجر می شود و آنها را بیرون می ریزد او را «آقای آتشفشانی» نامیده بود!زن دیگری که نامزدش به یکباره ساکت و عبوس می شد و با او حرف نمی زد گفت که او و دوستان هم جنس آن خانم ـ البته بین خودشان!ـ هر بار که چنان رفتاری از نامزدش سر می زد اورا «آقای نامرئی» می نامند.
مثلاً می گفتند:حدس می زنی امروز صبح کی سرو کله اش پیدا شد؟ آقای نامرئی!»
ما زن ها به این دلیل از این اسامی و القاب نه چندان افتخارآمیز استفاده می کنیم تا با خشم و احساسات سرکوب شده خودـ هنگامی که نامزد/همسرمان این ده عادت ارتباطی ضعیف را از خود آشکار می سازندـ کنار بیاییم و آن ها را خالی کنیم.فکر کردم مفید باشد من هم از این ایده استفاد کنم تا شاید منظور خود را بهتر بیان کرده باشم. خواهید دید که هر یک از این عادات ارتباطی به شخصیتی نسبت داده شده اند که نام آن نماد ویژه ی آن رفتار بخصوص است. این ده عادت ارتباطی مردها که زن ها را عصبی می کند به همراه شخصیت های نمادین آن در لیست زیر آورده شده اند.البته امیدوارم تنها فقط هنگامی این لیست را به مرد زندگی تان نشان دهید که مطمئن باشید دیگر نمی خواهید او را ببینید!!

ده عادت ارتباطی مردها که زن ها را عصبی می کند:
01 مردهای که همه چیز را ناواضح و در پس پرده ای از ابهام باقی می گذارند:..... آقای اسرارآمیز
02 مردهایی که از حرف زدن طفره می روند:...... آقای لغزنده
03 مردهای که ساکت و عبوس می شوند: ...... آقای نامرئی
04 مردهایی که خواسته ها و نیازهایشان را به ما نمی گویند: ...... آقای مرموز
05 مردهایی که احساسات شان را فرو می خورند و به یکباره منفجر می شوند:...... آقای آتشفشان
06 مردهایی که وسط صحبت و مذاکره اتاق جلسه را ترک می کنند: ...... آقای گریزپا (فراری)
07 مردهایی که زیاد دستور می دهند: ...... آقای فرمان فرما 
08 مردانی که احساسات ما را مسخره می کنند: ...... آقای نیش و کنایه زن
09 مردهایی که به منظور فرار کردن از چیزی ناخوشایند به دروغ متوسل می شوند: ...... آقا مرغه
010 مردانی که سریعاً ناراحت شده و به دنبال آن فوراً ازخود واکنش نشان می دهند:...... آقای ترقه

ادامه مطلب   
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸۸/٧/٢۸

زن عاقل

در روزگاران قدیم زنی که به تنهایی و پیاده سفر می کرد در عبور از کوهستان سنگ گرانقیمتی پیدا کرد. روز بعد او به

 

 مسافری گرسنه برخورد کرد، آن زن کیف خود را باز کرد و مقداری غذا به او داد ولی آن مسافر سنگ گرانقیمت را دید و از 

 

زن خواست تا آن را به او بدهد. و زن عاقل بدون درنگ سنگ باارزش را به او داد.

 

مرد مسافر به سرعت از آنجا دور شد و از شانس خوب خود بسیار شادمان گشت. او می دانست آن سنگ آنقدر ارزش 

 

دارد که تا آخر عمر با خیال راحت زندگی بی دردسر و پرنعمت را داشته باشد.

 

چند روزی گذشت ولی طمع مرد او را راحت نمی گذاشت و مرتب با خود می گفت اگر او چنین سنگ باارزشی را به این 

 

سادگی به من داد پس اگر از او می خواستم بیش از این به من می داد. بنابراین مرد بازگشت و با سختی فراوان آن زن را 

 

پیدا کرد سنگ گرانقیمت را به او بازگرداند و به او گفت: من خیلی فکر کردم و می دانم که این سنگ چقدر ارزش دارد اما 

 

من او را به تو باز می گردانم به این امید که چیزی به من بدهی که از این سنگ باارزشتر باشد.

 

زن عاقل گفت: از من چه می خواهی؟ مرد گفت: همان چیزی که باعث شد به این راحتی از این همه ثروت چشم پوشی 

 

کنی! زن پاسخ داد: قناعت. به همین دلیل است که می گویند افراد ثروتمند و یا فقیرند به خاطر آنچه هستند نه آنچه 

 

دارند. ما با آنچه بدست می آوریم زندگی می کنیم و با آنچه می بخشیم یک زندگی می سازیم.

 

منبع :ابواب
انسان ها ثروتمند و یا فقیرند به خاطر آنچه هستند نه آنچه دارند. ما با آنچه بدست می آوریم زندگی می کنیم و با آنچه می بخشیم یک زندگی می سازیم.

حال بعد از خواندن این حکایت کمی راجع به صفت قناعت با هم صحبت می کنیم:

واژه "قانع " یک بار در قرآن کریم به کار رفته است و آن در آیه 36 سوره مبارکه "حج" است. 

حضرت امام صادق (ع) در تفسیر این آیه در ترجمه واژه "قانع " فرموده‌اند: «قانع کسی است که هر چیز برایش بفرستی، هر چند یک تکه گوشت باشد قناعت می‌کند». [المیزان، ج 14، ص 537] 

با ذکر چند روایت اهمیت صفت عالیِ قناعت را روشن می‌کنیم: 

رسول گرامی اسلام(ص) «قناعت، برکت است». [میزان الحکمه، ج 1، ص 545] 

امام علی (ع): «آفت پارسایی، کمیِ قناعت است». [میزان الحکمه، ج 1، ص 180] 
امام علی (ع): «زیباییِ زندگی،به قناعت است». [غررالحکم، حدیث 4749] 

رسول مکرّم اسلام (ص): «به آنچه به تو رسیده، قناعت کن، تا کار حسابرسی، بر تو آسان گردد». [اعلام‌الدین، ص 344] 

امیرالمؤمنین علی (ع): «وقتی خداوند خوبی بنده‌ای را بخواهد، به او قناعت عطا می‌کند». [میزان الحکمه، حدیث 5599] 

امام صادق (ع)نیز ضمن حدیثی، به فایده و اثر قناعت اشاره می‌فرمایند: «انسانِ دیندار می‌اندیشد، و در نتیجه آرامش او را فرا می‌‌گیرد و... قناعت می‌ورزد و به سبب آن [از مردم] بی‌نیاز می‌شود و به آنچه به او داده شده، خشنود می‌شود». [میزان الحکمه، حدیث 6452] 

 

منبع :موسسه فرهنگی مطبوعاتی ایران

تنظیم برای تبیان :داوودی

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸۸/٧/٥

صمیمی ترین مکان دنیا

10 روش برای داشتن محیطی آرام در خانواده

با تدبیر و تدبر مى توان محیط خانواده را صمیمى کرد . و محیط خانه را به دلنشین ترین جا برای همه ی افراد خانواده تبدیل کرد. می توان کاری کرد تا فرزندان درد دل هایشان را با والدین مطرح کنند و حرف هایشان را بزنند واگر چیزى مى خواهند ، از والدین بخواهند. 

گاهى مى شنویم که پدرى با پسر جوانش ‍ دوست است یا با او به مسافرت مى رود، راه مى رود و درد دل مى کند؛ اما گاهى رابطه ها تشریفاتى است . احوالى پرسیده مى شود و به سلام و علیکى قانع هستند؛ یعنى آن قدر فاصله زیاد است که حرفى براى گفتن ندارند و صمیمیت وجود ندارد. 

براى ایجاد محیطى آرام و صمیمى اصول زیر مى تواند کارگشا باشد:

1. وجود صمیمت بین پدر و مادر 
اگر مى خواهیم فرزندان با ما صمیمى بوده ، همکارى و اطاعت داشته باشند باید خودمان با هم صمیمى باشیم .

 عمل صمیمانه اعضاى خانواده مى تواند راه و جهت صحیح را به فرزندان منتقل کند. حضرت على (علیه السلام ) مى فرمایند:

مردم را با غیر زبانتان - عملا - به خوبى ها دعوت نمایید. (1)

2.هوشیارى و دقت و حسابگرى 

اگر فرزند احساس کند اولیایش انسان هاى هوشیار و مشکل گشایى هستند ، در آن ها ایجاد صمیمیت و اعتماد مى شود. اگر خانواده ساده لوح ، ضعیف و غیر هوشیار باشد ، فرزندان احساس صمیمیت نمى کنند ، موضع گیرى مى کنند و کار خودشان را انجام خواهند داد.

3. رفتار اخلاقى و شخصیت تربیتى  

باید فرزندان خاطره ی خوبى از رفتار اخلاقى و شخصیت تربیتى والدین داشته باشند و احساس کنند که والدینشان راستگو ، عادل و رستگارند.

4. برخورد منطقى با خطاهاى فرزندان 
نباید با دیدن کوچک ترین تخلف فرزند ، عکس العمل شدید نشان داد. برخورد منطقى با خطاها و لغزش فرزندان از اصول مهم ایجاد صمیمیت است.

5. بها دادن به نقاط قوت فرزندان 

امتیاز دادن و تشویق کردن فرزندان در برابر کارهاى مثبت ، نقش ارزنده اى در ایجاد صمیمیت دارد.

6. ایجاد محیطى صمیمانه براى بحث و گفتگو 

انسان باید وقت کافى در اختیار فرزندان بگذارد، براى آن ها قصه و داستان بگوید ، موضوعى را طرح و پیرامون آن به بحث و گفتگو بپردازد. موقع صحبت کردن فرزند ، کاملا گوش دهد ، به او نگاه کند و لبخند بزند و به بحث و بررسى موضوع بپردازد.

7. نظرخواهى از فرزندان در امور خانواده 

این روش براى پرورش شخصیت فرزندان بسیار سازنده است ؛ زیرا ایشان نیز داراى فکر و عقیده اند و دوست دارند در خانواده با آن ها مشورت شود که اگر به این مهم توجه شود به تدریج آن ها نیز در هنگام مشکلات شخصى ، براى مشورت به سراغ خانواده مى آیند و به سوى غریبه ها و بیگانگان نخواهند رفت .

8. ایجاد محیط همکارى و تقسیم مسئولیت  

کارها را باید خیلى منطقى و عادلانه تقسیم کرد. اگر تقسیم کار نباشد و بى حساب عمل شود گاهى غیر عادلانه کارى به یکى از فرزندان تحمیل مى شود و نتایج بدى را به بار مى آورد.

 

9. رعایت عدالت در بین فرزندان 

اگر مى خواهیم فرزندانى وفادار و صمیمى داشته باشیم . باید با آن ها رفتار عادلانه داشته باشیم .

10. ایجاد جهان بینى مشترک بین افراد خانواده 

ما کتاب هایى خوانده ایم ، مطالبى شنیده ایم ، جلساتى رفته ایم که فرزندان ما با آن ها آشنا نیستند. آنان کتاب هاى دیگرى مى خوانند، جلسات دیگرى مى روند و تلقى و برداشت هاى ما با هم متفاوت مى شود. در نتیجه ، رفته رفته فاصله ما با آنان بیشتر مى شود. باید به همدیگر نزدیک شویم با به تدریج به جهان بینى مشترکى دست پیدا کنیم . (2)

تبیان

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٦:٠۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸۸/٦/۱٦

برترین‌های هفته‌ی‌ سوم لیگ برتر معرفی شدند

سازمان لیگ حرفه‌ای فوتبال ایران برترین‌های اخلاق هفته‌ی سوم نهمین دوره‌ی مسابقات لیگ حرفه‌ای را اعلام کرد. 

سازمان لیگ حرفه‌ای فوتبال ایران برترین‌های اخلاق هفته‌ی سوم نهمین دوره‌ی مسابقات لیگ حرفه‌ای را اعلام کرد. 
به گزارش ایلنا، برترین‌های هفته‌ی سوم به این شرح هستند: 
بازیکن اخلاق: اسماعیل فرهادی ـ بازیکن تیم فوتبال ذوب‌آهن 
مربی برتر اخلاق: محمد احمدزاده ـ مربی تیم فوتبال ملوان بندرانزلی 
تیم برتر اخلاق: با تشکر از تیم‌های ملوان انزلی، فولاد خوزستان، راه آهن، شاهین شهر ـ تیم فوتبال استقلال اهواز برترین تیم اخلاق هفته 
بازی جوانمردانه: فجر شهید سپاسی ـ سپاهان اصفهان 
پایان پیام

1388/6/4 - 17:26:15 
کد خبر : 73514

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٦:٢٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸۸/٦/٤

نیازهای عاطفی و اخلاقی همسران چیست ؟

تفاوت‌های احساسی عاطفی و شناختی بین زنان و مردان و پرهیز از شیوه‌های خود مغلوبی مطرح نمودیم . اینک در ادامه می‌خوانیم …


توجه به انتظارات ، خواسته‌ها و نیازهای یکدیگر
حفظ رابطه ای که شکل می‌گیرد نیازمند تلاشی مداوم و مستمر از سوی هر دو طرف می‌باشد. یکی از اصلی ترین پایه‌های نگهدارنده رابطه ، توجه به نیازها ، انتظارات و خواسته‌های طرف مقابل است. اطلاع از نیازهای طرف مقابل ، در هر رابطه ، خصوصاً در زندگی زناشویی به ما امکان می‌دهد بتوانیم از بسیاری سوءتفاهم‌ها و مشاجرات ناخواسته در زندگی روزمره خود بکاهیم.

به عنوان مثال نیازهای مردان را در محیط خانواده می‌توان به دو بخش
اساسی تقسیم کرد: ….. 

۱ - نیازهای عاطفی …..
:شاید بتوان ازدواج را به سپرده گذاری در یک بانک تشبیه کرد. یکی از مقاصد هر یک از ما برای افتتاح حساب و یا افزایش موجودی ، حق برداشت از آن است . بسیار طبیعی می‌نماید که در روابط عاطفی نیز داد و ستدی وجود داشته و دریافت و پرداختی در کار باشد. هر یک از ما همانقدر که در روابط عاطفی خود با اطرافیان ، خصوصاً در محیط منزل و در ارتباط با همسر محبت پرداخت می‌کنیم، انتظار دریافت هم داریم. پس الزامی است که به منظور ایجاد توازن عاطفی در زندگی مشترک و جلوگیری از احساس زیان در یک طرف ، از نیازهای اصلی یکدیگر مطلع باشیم.
اما نیازهای عاطفی زوجین چه هستند؟
مقبولیت:
از مهمترین نیازهای عاطفی همسران مقبول بودن و مورد پذیرش قرار گرفتن است. خصوصا تمام مردان و نیازمند آن هستند تا به آنها اثبات شود که در محیط خانواده ، خواستنی هستند نه به خاطر شغل ، درآمد و یا مقام و موقعیت اجتماعی ، که تماماً صوری و موقتی هستند بلکه فقط به خاطر وجود خودشان .
اعتماد :
از دیگر نیازهای اساسی همسران ، مورد اعتماد بودن است. اگر مردی در محیط خانواده با این احساس ناخوشایند روبرو شود که همسر نسبت به او اعتماد و اطمینان لازم و کافی را ( در هر زمینه ) ندارد، احساس بی کفایتی ، عدم اعتماد به نفس و ناخشنودی بر وجود او مستولی شده ، احساس می‌کند حامی خوبی برای خانواده اش نیست. حتی تصور این که زن ، شوهرش را بی لیاقت و بی کفایت بداند و در موقعیت‌های دشوار و یا حتی معمول زندگی ، آن طور که باید او را تکیه گاه قرار ندهد برای مرد به منزله مرگ عاطفی است. اگر برداشت زن از مرد با توانایی‌ها ، امکانات و استعدادهای او بی تعصب و واقع بینانه باشد و توقعات و انتظارات خود را بر مبنای واقعیت تنظیم کند، احساس عدم امنیت و اطمینان و یا بی لیاقتی را به شوهر و محیط خانواده خود منتقل نمی کند. چطور ممکن است فرزندان ، پدر را مظهر قدرت و تکیه گاه خود بپندارند در حالی که مادر با حرکات خواسته یا ناخواسته خود ، اقتدار و کفایت را از شوهر خود سلب می‌کند؟ چه خوب است به جای تنزل جایگاه مرد در خانواده به منزلت اصلی و واقعی او بیندیشیم و آن را به شریک زندگی خود هدیه کنیم تا با احساس امنیت بیشتر، بر تلاش خود برای درک خانواده و ارتقاء کیفیت و کمیت ارتباطات و بهبود وضعیت رفتاری و اخلاقی خود بیفزایند. فرزندان نیز با اطمینان به قدرت فکری و توانایی‌های پدر ، خود را در جامعه تنها و بی یاور و بدون پشتیبان تصور نمی کنند.
احساس بی پشتوانگی فرزندان سبب می‌شود تا دیدگاهی منفی از دنیا ، افراد و موقعیت‌ها در ذهن آنان شکل بگیرد. برای فرزند مهم است پدرش را مظهر قدرت و قهرمان تصور کند. علاوه بر این هر مردی در اعماق وجود خود می‌خواهد در نظر خانواده اش قهرمانی ارزشمند باشد. پهلوانی که در هر شرایطی مورد اطمینان خانواده قرار داشته ، به عنوان الگویی از دانش و چاره اندیشی ، حلاّل مشکلات خانواده و اطرافیان است.
در مورد زنان هم وضع به همین شکل است اگر زن در خانه فقط نقش برطرف کننده نیاز های اولیه منزل را در مورد همسر و فرزندانش داشته باشد و به تدریج دچار یاس و دلزدگی می‌شود و احساس می‌کند نقشی فراتر از در منزل باید داشته باشد که به آن بی توجهی شده و این تازه اول یک ناسازگاری در خانواده است که پشتوانه ای منطقی دارد و باید مورد توجه قرار بگیرد.

تشویق : ….
تشویق نیز یکی دیگر از نیازهای همسران است. زوجین برای امیدوار بودن به زندگی ، به تشویق همسر خود نیازمند است. تشویق و قدرشناسی از زحمات و تلاشهای همدیگر، احساس ارزشمندی و رضایت را به او هدیه می‌کند. تحسینِ ویژگیهای منحصر به فرد ، استعدادها، خلق و خو ، توانایی و مقاومت در مقابل سختی های زندگی برای دو طرف ، احساس امنیت را هدیه می‌کند. همه ما قبول داریم رفتاری که مورد تشویق قرار گیرد تکرار خواهد شد. پس بیایید به جای آن که عیوب طرف مقابل را به رخ او بکشیم و یا نقصان و ناتوانایی‌های او را به طور مداوم به خودش ( و یا در جمع ) یادآور شویم، اعمال نیکو، نقاط قوت و توانایی‌هایش را این بار نه فقط در خلوت ، که در جمع نیز متذکر شویم تا رفتار نامناسب به شیوه ای ضمنی و غیر مستقیم کاهش یابد. ….
۲ - نیازهای اخلاقی : ….. 
علاوه بر نیازهای ذکر شده، زوجین از یکدیگر انتظارات دیگری نیز دارند که بد نیست از آنها به عنوان نیازهای اخلاقی یاد کنیم. خلق خوش و نیکوی خانم منزل یکی از پایه‌های نگهدارنده و حتی شاید بتوان ادعا کرد اصلی ترین ستون زندگی مشترک محسوب می‌شود. زنانی که ناخواسته در محیط منزل و در مقابل شوهرانشان پرخاشگری می‌کنند خوب است متوجه این نکته باشند که اگر گلایه ای از شوهران خود دارند ، با لحنی آرام و با کلماتی مناسب و بدون توهین به شخصیت شوهر ، آن را مطرح کنند. از طرفی مردان نیز از این زاویه به قضیه بنگرند که پرخاشگری در زن ، نتیجه احساس عدم امنیت عاطفی و روانی در اوست. چه خوب می‌شد اگر هر دو طرف به جای آنکه مثل کوه ، تنها صوت را انعکاس داده و فریاد بکشند ، علت رفتار پرخاشگرانه را جویا شوند .
اما اگر از همدیگر شکایت یا انتقادی داشتیم چطور یا چگونه بیان کنیم؟
قبل از هرچیز از قضاوت عجولانه بپرهیزید. قبل از اقدام به هر عمل یا هر گونه صحبت خوب است بدانیم واقعاً چه پیش آمده است . با دیدگاهی منطقی و واقع بینانه ، ابعاد گوناگون قضیه را بررسی کرده ، از سوء تفاهم پیشگیری کنیم. دیدن از دریچه چشم دیگری به معنای درک عواطف ، احساسات ، اندیشه‌ها و افکار اوست. بدان گونه که پیشینه ی فرهنگی ، تربیتی و خانوادگی او ، طی سالیان متمادی به او آموخته است.
اگر واقعاً بتوانیم در قضاوت‌ها ، نه تنها خود ، بلکه دیگران را نیز در نظر بگیریم زندگی بسیار زیباتر از آن چیزی می‌شود که انتظار داریم.
نکته ی بعدی رعایت احترام خود و طرف مقابل در تمام شئون زندگی حتی طرح شکایت‌هاست. اگر از عملکرد و نوع کارکرد همدیگر انتقاد کنیم بسیار بهتر از آن است که با به کارگیری الفاظ تند و توهین آمیز، شخصیت یکدیگر را آماج حمله قرار داده، احساس تنفر نسبت به خودمان را در ذهن طرف مقابل شکل داده، شدت بخشیم. گاه دیده می‌شود برخی افراد برای اثبات نظر خود و یا فرو نشاندن خشم ناشی از پیشامدی ( که البته طرف مقابل را مسبب آن وضعیت می‌دانند) در انتقادها و یا سخنان خود از واژه‌هایی استفاده می‌کنند که مطمئن هستند طرف مقابل را می‌آزارد و یا حداقل خشم او را برمی انگیزد. بیایید فکر کنیم. با این عمل چه چیزی به اثبات می‌رسد. کدام وضعیت بهبود می‌یابد؟ چه نتیجه ای از چنین رفتاری عایدمان می‌شود؟ آیا غیر از این است که یک آدم خشمگین و عصبی تبدیل به دو نفر می‌شود؟
اگر تصور می‌کنیم مردی به لحاظ مادی امکاناتی را که انتظار داشته ایم فراهم نکرده و یا آن گونه که باید در جهت رفاه معنوی خانواده نکوشیده است، حق داریم او را با دیگران ،خصوصاً افراد معینی که حساسیت او را برمی انگیزد، مقایسه کنیم ؟ آیا چنین مقایسه ای تحقیر آشکار او نیست؟ آیا انتظار داریم همه به شیوه ای یکسان عمل کنند؟ آیا می‌پسندیم خودمان نیز مورد قیاس قرار گیریم؟ نتیجه مقایسه ، احساس حقارت ، کمبود، عدم اعتماد به نفس و خشم است و چگونه می‌توان در تمام طول زندگی با کسی زیر یک سقف زندگی کرد که هر لحظه برای شما یادآور احساسات منفی و خاطرات تلخ و نامطلوب است؟ …..
بیایید مشکلات را به هم ربط ندهیم. اگر مشکلی پیش آمده ، در همان زمان و مکان خودش ، به رفع آن مبادرت ورزیده و یک مورد را به تمام وقایع زندگی مرتبط نکنیم
. در غیر این صورت یک مشکل کوچک آنقدر دامنه دار می‌شود که کنترل عواقب ناشی از آن کاری دشوار خواهد بود. قرار نیست یک سوء تفاهم کوچک یا اشتباه ناچیزی که از یکی از طرفین یا بستگان او سر زده در هر موقعیت یا هر مشاجره یا اختلاف نظر ( برای گرفتن امتیاز بیشتر از طرف مقابل ) تکرار شود! در چنین موقعیتی نه تنها برای مشکلِ زمان حال چاره ای اندیشیده نشده و نتیجه ای از بحث موجود حاصل نمی شود بلکه زخمهای کهنه سر باز می‌کنند و فرصت التیام دست نمی دهد. علاوه بر این که موردی نیز برای ادامه مشاجره و شدت یافتن آن پیدا می‌شود. این مسیر طولانی مطمئناً هدف اصلی ما را در نتیجه گیری تأمین نمی کند.با تغییر در صحبت کردن و یا حتی تغییر عبارات ساده به روابطی بسیار مطلوب تر، صمیمانه تر و خوشایندتر دست می‌یابیم. گاهی اوقات تغییر الگوی رفتاری در زندگی الزامی به نظر می‌رسد. استفاده از عبارات و کلمات و نوع بیان ، یا تغییر در سبک گفتاری به ما امکان می‌دهد از موقعیت‌های استرس زا دوری گزیده ، شرایط را به شکلی مطلوب به سمت آرامش و رفاه خانواده سوق دهیم. زبان خوش چیزی نیست جز رعایت احترام طرف مقابل و به کارگیری الفاظ و عباراتی که کمترین میزان تنش را مابین طرفین ایجاد کرده و بهترین نتیجه را به بار می‌آورد. و تمام اینها مبیّن یک شیوه ارتباطی است: “ارتباط بدون سرزنش ” ……

در انتها لازم به ذکر است که یادآوری شود رابطه زناشویی یک رابطه دو طرفه است و نمیتوان از خانمها انتظار داشت که نیاز های همسرشان را جامه عمل بپوشانند بدون اینکه به نیاز های خودشان پاسخی داده شود با توجه به اینکه کلا جنس مونث عاطفی تر و حساس تر است باید آقایون نیز توجه خاصی به این نکته کنند که توجه و احترام به نیازهای همسرشان را در درجه اول اهمیت قرار دهند تا از دریای محبت آنها بهره مند گردند …..

منبع : تبیان

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٥:٥٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳۸۸/٥/۳۱

خوش اخلاقی

پیامبر اکرم (ص) :

کامل ترین مؤمنین از لحاظ ایمان ، نیکوترین آنان از لحاظ خُلق « اخلاق » است .

و در حدیث دیگری فرمود :

هیچ چیز در ترازوی عدل ، سنگینتر از حسن خلق نیست .

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۸:٢٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸۸/٥/٢٩