هر چی بخوای داریم

هر چی که بخوای

ارزیابی رشد و تکامل کودک

ارزیابی رشد کودک چیست؟
 

کودکان با سرعت و الگوهای متفاوتی رشد می کنند: برخی حرف زدن را خیلی زود شروع می کنند؛ بعضی دیگر هم حتی قبل از اینکه بچه های همسن آنها بتوانند چهار دست و پا راه بروند، یاد می گیرند که ایستاده راه بروند. اما اگر به نظر می رسد که کودک شما در دوره ای از رشد، خارج از محدوده طبیعی قرار دارد، شما باید او را مورد ارزیابی رشد قرار دهید. در واقع، ارزیابی رشد یک ارزیابی ساخت یافته از میزان رشد کودک شما در حیطه های توانایی های فیزیکی، زبان، فهم و درک، مهارتهای اجتماعی و عاطفی است. یک متخصص ارزیابی رشد یا تیمی از متخصصین (که ممکن است شامل متخصص اطفال، متخصص زبان، متخصص شنوایی، متخصص کاردرمانی، روانشناس کودک، روانپزشک کودکان، و افراد دیگر باشد) می توانند این ارزیابی را انجام دهند.
متخصص یا تیم متخصصین، میزان رشد کودک شما را با میزان طبیعی رشد در سن او مقایسه کرده و مشکلات یا تاخیرهای تکاملی احتمالی را مشخص می سازند. در کل، شما باید به سوالات نسبتا فراوان و جزئی در مورد رشد، حرکات فیزیکی، رفتار، بازی ها و روابط متقابل کودک با اعضای خانواده و دیگر افراد و اشیا موجود در محیط پیرامون او، پاسخ دهید. همچنین کودک شما مورد یک سری آزمایشها قرار می گیرد که ممکن است شامل تستهای فیزیکی، شنوایی و بینایی، بررسی نحوه بازی کودک، و آزمونهای استاندارد (که از کودک می خواهند کارهای مشخصی را انجام دهد) باشند، و نهایتا نقاط قوت و ضعف او را مشخص می سازند. اگر مربی یا پزشک کودک شما توصیه کند که او را تحت ارزیابی رشد قرار دهید، شما ممکن است عصبانی شوید، بترسید یا حتی احساس گناه کنید. هیچ پدر و مادری دوست ندارند بشنوند که فرزندشان مشکلی دارد. نگرانی شما طبیعی است، اما به خاطر داشته باشید که این آزمونها، یک ارزیابی ساده از کودک شما هستند. این آزمونها به هیچ وجه برای تشخیص عیب یا بیماری کودک نیستند (هر چند ممکن است در انتها به شما پیشنهاد بدهند که کودک را برای بررسی ابتلا به بیماری یا مشکل خاصی، مورد معاینه دقیقتر قرار دهید) و همچنین نمی توان این آزمایشها را نشانه وجود یک مشکل جدی در کودک دانست. در بسیاری از موارد، این ارزیابی مشخص می کند که کودک کاملا طبیعی است، و احتیاج به درمان یا مراقبتهای اضافی ندارد. حتی اگر پزشک یا معلم کودک احتمال دهند که او به یک بیماری یا مشکل دچار شده است، ممکن است راهکارهایی را به شما پیشنهاد بدهند که با کودک خود در خانه تمرین کنید تا مشکل او برطرف شود. سعی کنید با فکر باز با این موضوع برخورد کنید، و به یاد داشته باشید که هدف نهایی این ارزیابی آن است که به کودک شما کمک کند تا رشدی سالم و طبیعی داشته باشد.

از کجا می توانم بفهمم که باید کودک را مورد ارزیابی قرار داد؟
 

متخصص اطفال در هر نوبت معاینه کودک، رشد او را مورد بررسی قرار می دهد. اگر او مشاهده کند که کودک شما در یکی از زمینه های رشد، تا حد زیادی از همسالان خود عقب مانده است، ممکن است شما را به یک متخصص رشد ارجاع دهد تا این آزمونها را انجام دهید.
البته شما هم به عنوان پدر یا مادر می توانید ضرورت انجام این آزمونها را تشخیص دهید. شما بهتر از هر کس دیگری فرزند خود را می شناسید و ممکن است اولین کسی باشید که یکی از نشانه های تاخیر در رشد را مشاهده کنید. پزشک در هر نوبت معاینه، تنها چند دقیقه را با کودک شما سپری می کند، پس به سادگی ممکن است از توجه به نشانه های ظریف و کوچک، غفلت ورزد. اگر شما در مورد یکی از نشانه های رشد (مثلا حرف زدن یا توانایی برداشتن و گرفتن اجسام) نگران هستید و پزشک شما در این مورد صحبتی نکرد، می توانید این موضوع را با او مطرح کرده و بخواهید که شما را به یک متخصص ارجاع دهد.
اگر کودکتان را به مهدکودکی می برید که پرسنل آن در زمینه رشد کودک آموزش دیده اند، مدیر مهد یا مربی کودکتان نیز می تواند پیشنهاد مراجعه به متخصص را مطرح کند.

خصوصیات یک ارزیابی رشد و تکامل خوب چیست؟
 

ارزیابی کودکان مختلف ممکن است کاملا متفاوت باشد زیرا کودکان و خانواده های آنها با یکدیگر بسیار متفاوتند. بهترین ارزیابی ها در زمینه بررسی سلامت جسمی و روحی کودکان ، مشخصات زیر را دارند:
• والدین و متخصصین به همراه یکدیگر در ارزیابی شرکت می کنند: شما در زمینه رفتارهای کودک خود متخصص هستید؛ پس باید در فرآیند ارزیابی، نقشی کلیدی داشته باشید. اطلاعات و نظرات شما برای تعیین وضعیت واقعی کودک، بسیار مهم و تعیین کننده هستند.
• ارزیابی باید توسط یک تیم (که می تواند شامل متخصص اطفال، متخصص شنوایی، روانشناس کودک، روانپزشک کودک، و دیگران باشد) انجام شود تا تصویری کامل از مهارتهای کودک به دست بیاید. اعضای تیم باید درک قابل قبول و مناسبی از فرآیند رشد کودک داشته باشند.
• کودک شما باید در چند جلسه و با حضور افراد مختلف مورد معاینه قرار گیرد. رفتار، فرآیندی بسیار پیچیده است. برای به دست آوردن تصویری دقیق و کامل از بازی، یادگیری، نحوه استدلال، حرکات، روابط متقابل و سایر ویژگیهای کودک، او باید در محیطهای مختلف مورد بررسی و آزمایش قرار گیرد. به عنوان مثال، رفتارهای او در زمانی که همراه شما است ممکن است با زمانی که در مهدکودک است یا زمانی که با خواهر و برادرهایش است، متفاوت باشد. یک تیم خوب ارزیابی، همه این موارد را مد نظر قرار می دهد.
• فرآیند ارزیابی باید نقاط قوت و نقاط ضعف کودک شما را مشخص سازد: رشد کودک، یک فرآیند پیچیده است و در یک ارزیابی خوب، باید فعالیت و عملکرد کودک در حیطه های مختلف (و نه تنها در یک یا دو موردی که به نظر می رسد او مشکل دارد) مورد بررسی قرار گیرد.
• نباید کودک را مجبور کرد که در طول آزمایش، از شما جدا شود؛ زیرا اگر کودک عصبی یا ترسیده باشد، نمی توان از او انتظار داشت که توانایی های خود را به بهترین شکل ممکن بروز دهد.
• ارزیابی باید مانند کمک کردن باشد. ارزیابی رسمی از رشد کودک، غالبا اولین گام در تعیین این است که آیا کودک شما به دخالت پزشکی یا درمان زودرس نیاز دارد یا خیر. اما پس از انجام آزمون، بسیاری از والدین می گویند که خود آزمون نیز بسیار مفید بوده است. در طول این فرآیند، باید احساس کنید که اطلاعات و دانش شما پیرامون کودکتان در حال افزایش است، پاسخ بسیاری از سوالات خود را در مورد رشد کودک خواهید گرفت و ایده های جدیدی در زمینه نحوه ارتباط برقرار کردن با کودکتان به دست می آورید. حتی ممکن است احساس آرامش پیدا کنید. هرچند مواجه شدن با یک مشکل احتمالی در مورد رشد کودک می تواند ناراحت کننده باشد، اما دانستن اینکه می توان این مشکل را تا حد زیادی برطرف کرد، یک گام بزرگ رو به جلو است.

چگونه می توانم مطمئن شوم که فرزندم، بهترین نتیجه ممکن را به دست آورده است؟
 

آمادگی قبلی برای ارزیابی و بازی کردن نقش وکیل مدافع کودک، دو کار مهمی هستند که شما می توانید انجام دهید تا از به دست آمدن نتایج دقیق و مناسب اطمینان حاصل کنید. در اینجا به چند نکته خاص اشاره می کنیم:
• در صورت امکان پدر و مادر (هر دو) باید در آزمونها حضور پیدا کنند. شما ممکن است اطلاعات یا ایده های متفاوتی داشته باشید که در اختیار متخصصان قرار دهید و همچنین می توانید یادداشتها و نکات آزمون را بعدا با یکدیگر در میان بگذارید تا مطمئن شوید که همه چیزهایی را که در طول آزمون رخ داده است، به درستی درک کرده اید. اطمینان حاصل کنید که کودک در زمان آزمون، سالم، سر حال و آرام است. مثلا اگر کودک ترسیده باشد، سرماخوردگی داشته باشد یا به عفونت گوش مبتلا شده باشد، نمی تواند بهترین نتایج ممکن را در آزمونها به دست آورد. سعی کنید برای پاسخ دادن به هر سوالی که ممکن است متخصصین رشد از شما بپرسند، آماده باشید.
• پس از پایان آزمون، بخواهید که یک گزارش کتبی از نتیجه آن به شما بدهند. در مورد هر چیزی که احتمالا نفهمیده اید، سوال بپرسید: خواه بخشی از خود آزمون باشد یا قسمتی از اصطلاحات به کار رفته در گزارش نهایی.
• اگر ارزیابی نهایتا به یکی از تاخیرهای رشدی اشاره کرد، بهتر است پیش از آغاز درمان یا مداخله پزشکی، نظر یک متخصص دیگر را نیز جویا شوید و یا یک بار دیگر آزمون ارزیابی رشد را انجام دهید. درمان ممکن است برای شما و کودکتان گران قیمت، زمان بر و طاقت فرسا باشد. پیش از آغاز درمان، اطمینان حاصل کنید که تشخیص مشکل یا بیماری، با دقت کافی صورت گرفته است.
• ارزیابی رشد را به طور دوره ای و در فواصل زمانی مناسب، انجام دهید. رشد کودکان بسیار سریع و با سرعت و الگوهای متفاوتی رخ می دهد، پس ارزیابی دوره ای آنها بسیار مهم است. کودک شما می تواند با رشد سریع، یکی از تاخیرهای رشدی خود را جبران کند و یا ممکن است تاخیرهای رشدی جدیدی در او رخ بدهند. نظارت دائمی، می تواند هرگونه تغییر را به سرعت تشخیص دهد.
منبع:www.ninisite.com

راسخون

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳۸٩/۱٢/٧

نکاتی مهم از همسرداری موفق

-        همیشه با رفتارت امنیت و آرامش را به همسرت هدیه کن.

-    به او اطمینان کن و تا وقتی که دلیل محکمی یرای سوء اطمینان به تو ثابت نشده به او شک نکن و نگذار همسرت چنین احساسی کند.

-        هیچ گاه به همسرت بی احترامی نکن حتی زمانی که از او عصبانی هستی.

-        کوچک شمردن او پیش روی فرزندان آفت خانواده است.

-        تو باید کاری کنی که فرزندتان به همسرت احترام بگذارد و همسرت باید طوری رفتار کند که فرزندتان به تو احترام بگذارد.

-        هرچه بیشتر همسرت را درک کنی به او نزدیک تر می شوی.

-        خانواده اش را خانواده خودت بدان.

-        به همسرت نشان بده که به خاطر او حاضری نظر و تصمیمت را عوض کنی.

-        بگو و نشان بده که دوستش داری.

-    هدیه حتما نباید گرانقیمت یا به مناسبتی باشد. گاهی اوقات یک گذشت از اشتباه یا اختصاص زمان غیرمنتظره به وی از هر چیزی ارزنده تر است.

-     اغلب ما وقتی از کسی عصبانی می شویم فقط بدیهای او را به خاطر می آوریم اما بهتر است یادمان باشد که لحظات خوشی را هم با او داشته ایم.

-        هنگامی علاقه همسرت را نسبت به خود بیشتر می کنی که بپذیری شادی و مشکلات او، شادی و مشکلات تو هم هست.

-        اگر زندگیت را دوست داری به او سرکوفت نزن.

-        دروغ گفتن به همسر می تواند مانند گام برداشتن در میدان مین، شخصیت و اعتبار تو را متلاشی کند.

-        از اعتماد، محبت و مهربانی او سوء استفاده نکن.

-        در مورد اختلاف ها و سوء تفاهم ها به گرمی با یکدیگر مذاکره کنید.

-        لباس مورد علاقه او را بپوش و از عطری که دوست دارد استفاده کن.

-        به علاقه مندی هایش توجه کن و همیشه سعی کن تا به آن ها برسد.

-        اگر از موضوعی ناراحت و غمگین است، سعی کن در آن لحظات کنارش باشی.

-        هیچ گاه روبروی هم قرار نگیرید، همیشه کنارهم و تکیه گاه هم باشید.

-        لجبازی با همسر، لجبازی با روان، زندگی و آینده خود است.

-        بی دلیل او را از علاقه مندیهایش دور نکن.

-        با او عامرانه صحبت نکن، استفاده از کلماتی مانند لطفا، خواهشا، هرچی تو بگی و ... گناه و ضرری ندارد!

-        هیچ گاه از شدت علاقه ات نسبت به او کم نکن، زیرا بی اندازه در ذهن او و زندگی تو تاثیر منفی می گذارد.

-        هر کار خوبی که برای همسرت قصد انجام دادنش را داشتی و به دلایلی محقق نشد صادقانه برایش تعریف کن.

-    همیشه از خوبی های او سخن بگو، من این طرز فکر را قبول ندارم که با تعریف از همسر یا فرزندان آن ها را مغرور و سودجو می کنیم چراکه تعریف از حسنات دیگران باعث می شود تا او بفهمد که کار خوبش برای اطرافیان مهم است و برایش ارزش قائلند و آن را درک می کنند، همین دلیل خوبی برای ادامه و ارتقای آن کار خوب می شود.

-        به همسرت در هر کاری انرژی مثبت بده و آشکارا برای موفقیتش دعا کن.

-        برای احساساتش بیش از هرچیزی ارزش قائل شو.

-        نزد دیگران مخصوصا خانواده هایتان او را کوچک نکن.

-        زود در مورد او قضاوت نکن، با یکی دو بار نتیجه گیری نمی توان فورا نظر قطعی صادر کرد چون شرایط و موقعیت های مختلف و خیلی چیزهای دیگر در نوع برخورد و رفتار افراد در زمان های مختلف متفاوت است که برای رسیدن به کلیات آن زمان و بررسی های زیادی لازم است.

-    هیچ گاه همسرت را به عمد آزمایش نکن، سعی کن صبور و منطقی باشی و با زیر نظر داشتن او در شرایط طبیعی به خواسته ات برسی زیرا در آزمایش های عمدی به این علت که او از تو توقع چنین رفتار غیرمنتظره ای را نداشته احتمال دارد عکس العملی خلاف میل باطنی اش انجام دهد، ضمن اینکه از اعتمادش نسبت به تو شدیدا می کاهد.

-    بهتر است چند مدتی یکبار در مورد رفتار و اعمال خود از یکدیگر نظر سنجی کنید، البته در صورتی که از ظزفیت انتقاد پذیری بالایی برخوردار هستید این کار را  بکنید و به هیچ عنوان کار را به جرو بحث نکشانید.

-        تهدید او مانند شلیک به مغزِ زندگی مشترکتان عمل می کند.

-        هنگام بروز مشکلات امید دهنده باش نه امید گیرنده.

-        با هر مشکل کوچکی راه خودت را جدا نکن، صبور و مستحکم باش تا پایه ای زندگیت قدرتمند باشد.

-        از نبخشیدن اشتباه احساس افتخار نکن.

-        هیچ گاه نگذار کار به جایی برسد که او تو را فردی قدر نشناس و بی معرفت بداند.

-        از خانواده همسرت در هنگام بروز مشکلات دلجویی کن و یاری رسان آن ها باش.

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳۸٩/٦/۱٩

زنی مهریه خود را بخشید تا شوهرش زن بگیرد

جام جم آنلاین: زنی در حضور قاضی دادگاه مدعی شد که مهریه هزار سکه‌ای و نفقه‌اش را به شوهرش می‌بخشد تا او زن گرفته و بتواند دارای فرزند شود.

 به گزارش فارس ، زنی با مراجعه به دادگاه خانواده شهید محلاتی دادخواستی را به قاضی یکی از شعب ارائه کرد.

این زن 27 ساله در حضور قاضی شعبه 235 این مجتمع مدعی شد که او بچه‌دار نمی‌شود و مهریه‌اش را به اجرا گذاشته است.مهریه‌ام را می‌‌بخشم تا شوهرم یک زن دیگر گرفته و بتواند دارای بچه شود؛ من کاملاً با این موضوع موافق هستم.من نفقه و مهریه هزار سکه‌ای‌ خود را می‌بخشم تا شوهرم آرزو به دل نماند و دارای فرزند شده و پدر شود.من هیچ درخواستی جزء ازدواج مجدد او ندارم و شوهرم باید این موضوع را به خاطر من قبول کند و زن بگیرد.

مرد 29 ساله در دادگاه حضور داشت و تصریح کرد: من چنین پولی ندارم که در قبال پرداخت مهریه زنم بدهم ، من حاضر هستم همسرم هر چیزی بخواهد انجام دهم ولی او مهریه هزار سکه‌ای‌اش را ببخشد.همسرم باید درک کند که من به خاطر او حدود 4 سال و نیم است که بدون فرزند در کنارش زندگی کردم.

زن تصریح کرد: من همه چیز را به شوهرم می‌بخشم تا او ازدواج مجدد کرده و دارای فرزند شود او باید تعهد دهد.

مرد این موضوع را قبول کرد.

قاضی رسیدگی کننده به این پرونده، مهریه هزار سکه‌ای را با درخواست زن، به مرد بخشید و همچنین پرونده را به کارشناس ارجاع داد.

فان پاتوق
  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٤٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸٩/٤/۱۱

نرم افزار کلبه آسمانی(خانه و خانواده) با لینک مستقیم

کلبه آسمانی(خانه و خانواده) با لینک مستقیم کلبه آسمانی(خانه و خانواده) با لینک مستقیم   

راسخون جهت راهنمایی و آموزش در مسائل خانوادگی نرم افزار کلبه آسمانی را برای شما عزیزان تهیه کرده است.
در این نرم افزار با موضوعات همسر داری،آموزش و تربیت فرزند و بسیار نکته از خانه و خانواده آشنا می شوید.
ویژگی های این نرم افزار:
-مقالات موضوعی (بیش از 1200 مقاله )
-نگـارخــانـه (بیش از صدها عکس )
-بانک صوت وفیلم (230 ساعت سخنرانی)
-تلفـن همـراه  (20 نرم افزار ویژه تلفن همراه)
-پرسش و پاسخ (341 عنوان  با موضوع خانواده)
نکته:
-این محصول حاصل تلاش همکاران ماست  و بخاطر راحتی کاربران با لینک مستقیم و رایگان ارائه شده است
-اگر قادر به دانلود این برنامه نیستید، برای خرید این محصول با تخفیف 50 درصد و به قیمت فقط 1500 تومان به info@rasekhoon.netایمیل زده و تقاضا فرمایید تا برای شما ارسال گردد.
-راسخون به نیاز شما کاربران گرامی فکر می کند
  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳۸٩/٤/٥

مسابقه ی ازدواج با جوایز نفیس!!!

مسابقه ی ازدواج با جوایز نفیس!!!
 ازدواج با جوایز نفیس

عوامل زیادی هستند که می‏توانند انگیزه‏ای برای تشکیل زندگی مشترک باشند که همه این موارد ارزش محسوب شده و البته از فرهنگی به فرهنگ دیگر هم متفاوت است عواملی چون نیاز به امنیت، پیوند جویی، ارزشمندی و یکپارچگی اجتماعی می‏توانند ابزار و هدف و در نهایت سوق‏دهنده به سمت ازدواج باشند که امری طبیعی و درست است اما مشکل زمانی به وجود می‏آید که امر مقدس ازدواج تنها به جهت ارضای طبیعی این نیازها ایجاد نمی‏شود بلکه ابزاری خواهد شد برای رسیدن به این مشوق‏ها و به دست آوردن امتیازات که از آن به عنوان ازدواج ابزاری یاد می‏کنیم.

 

- هدف مادی هرگز

مسلما میزان تعهد و صمیمیت در پیوندی که در راس آن اهداف مادی وجود داشته باشد، کاهش می‏یابد در این پیوند گذشت جای خود را به تحمل می‏دهد و صمیمیت خیلی زود به عادت مبدل می‏شود: عواملی که می‏توانند بهداشت روانی خانواده را به شدت تهدید کنند.

ازدواج پدیده‏ای است تعیین کننده، سرنوشت ساز و نیازمند آمادگی‏‏‏‏های روانی، جسمانی و تفکر انتزاعی و بلوغ فکری و رفتاری در سطح کلان ‏تر حتی برای تامین بهداشت روانی اجتماع هم حائز اهمیت است. پس باید برای آن انگیزه و دلایل محکم و منطقی‏ای وجود داشته باشد.

- ازدواج ابزاری

زمانی که ازدواج ابزاری صورت می‏گیرد اعتماد دیگر جایی در بنیاد خانواده نوپا نخواهد داشت چون اهداف آن پایه و اساس محکمی ندارد. در نتیجه سطح اضطراب و ترس از دست دادن طرفین به شدت بالا می‏رود که در نهایت ایجاد برانگیختگی و پرخاش می‏کند. به بیان دیگر زمانی که افراد هدفشان از ازدواج رسیدن به جایزه‏ای است که برای آن تعیین شده، امنیت کافی‏ای در رابطه نخواهند داشت و زندگی مشترک پایه‏ها و انسجام خود را از دست خواهد داد.

 

- آفت مرد و زن

لازم به ذکر است که در این بحث اشاره به جنسیت خاصی نیست. هم در مردان و هم در زنان ازدواج ابزاری وجود دارد. مردان به خاطر امتیازاتی نظیر کاهش مدت زمان سربازی و استخدام در بسیاری از مشاغل که شرط اصلی آن تاهل است از جمله این عوامل است. بسیاری از دختران به خاطر موقعیت اجتماعی غبطه‏آوری که همسر آینده‏شان خواهد داشت،

پس از ازدواج

 تن به ازدواج می‏دهند بله موقعیت اجتماعی بالا، پر ستیز و ظاهر ایدئال از جمله جوایزی هستند که بسیاری از دختران در نتیجه ازدواج به دست می‏آورند. در اینجا ما تابع پدیده‏ای هستیم که می‏توان آن را سوگیری به نفع زیبایی نامید به این معنا درباره اشخاص زیبا مثبت قضاوت می‏کنند و آنها را با هوش، متکی به خود و یا پر ستیز برآورد می‏کنند.

 

- رابطه کوتاه مدت

از طرف دیگر، شکل رابطه در سطح زندگی زناشویی تغییر خواهد کرد. ممکن است در این پیوند رابطه مدتی پایدار بماند. در واقع افراد به علت نداشتن امکان جالب‏تر دیگر (انگیزه) رابطه را حفظ می‏کنند و ممکن است هزینه یک رابطه بر سود آن بچرید اما هزینه قطع رابطه به احتمال زیاد بالاتر از هزینه حفظ آن باشد. اگر قطع رابطه به معنای از دست دادن پول، امتیازات اجتماعی یا هزینه‏های مشابه باشد، احتمالا زوجین منتظر خواهند ماند که زندگی غیر قابل تحمل شود تا به آن پایان دهند. بالاخره انتخاب بین ادامه رابطه با قطع آن می‏تواند به میزان اهمیت و ماندگاری جایزه وابسته باشد.

 

- همه جور آمادگی

در آخر، ازدواج پدیده‏ای است تعیین کننده، سرنوشت ساز و نیازمند آمادگی‏‏‏‏های روانی، جسمانی و تفکر انتزاعی و بلوغ فکری و رفتاری در سطح کلان ‏تر حتی برای تامین بهداشت روانی اجتماع هم حائز اهمیت است. پس باید برای آن انگیزه و دلایل محکم و منطقی‏ای وجود داشته باشد. علاوه بر آن، این پدیده مهم در سطوح مختلف جامعه‏شناسی و روان‏شناسی بسیار مورد بحث و توجه است و به صورت علمی مورد بررسی قرار می‏گیرد. حال تصور کنید که این تصمیم مهم تنها به خاطر مشوق‏ها و جوایز مادی و اجتماعی صورت گیرد. چنین پیوندهایی قطعا فاجعه‏آمیز و آسیب‏رسان خواهند بود. مناسب‏تر است اگر امتیازات و تسهیلاتی که در نظر گرفته می‏شود صرفاً محرک و مشوق باشند و رنگ هدف به خود نگیرد.

همشهری خانواده- الناز عباسی
گروه خانواده و زندگی سایت تبیان
  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸٩/٢/٧

سلامت جنسی در گرو چیست؟

مطالعات نشان می‌دهد ۹۰ درصد زوج‌های ایرانی نمی‌توانند علائق خود را به‌خوبی با همسرشان در میان بگذارند.

نتایج مطالعه ای که در سومین کنگره خانواده و سلامت جنسی ارائه شد، نشان داده است که ۹۰ درصد زنان مورد مطالعه، در ارتباط جنسی ناتوانند و نمی‌توانند احساسات و علائق خود را با همسرشان به طور مطلوب در میان بگذارند و با او به شکل مناسب ارتباط برقرار کنند.

 

بررسی‌های این محققان نشان داده که ناتوانی ارتباطی، به ویژه ارتباط کلامی، تاثیر منفی بر رابطه زناشویی سالم بین زن و شوهرها گذاشته است.

 

همسر

محققان طی این مطالعه نتیجه‌گیری کرده‌اند که رابطه مخدوش‌شده جنسی، به طور معنی‌داری می‌تواند روی احساس خوشبختی این زنان در زندگی، تاثیر بگذارد.

 

همچنین در این مطالعه مشخص شده با زیاد شدن طول مدت زندگی مشترک بین زوجین، احساس خوشبختی آنها هم کاهش می‌یابد.

همچنین در این مطالعه مشخص شده در افراد تحصیل‌کرده، خصوصا در وضعیتی که تحصیلات شوهر با همسرش هم‌خوانی دارد، احساس خوشبختی بیشتر است. البته لازم به توضیح است که تطابق تحصیلی همسران عامل خوشبختی آنها نیست بلکه این تناسب سطح درک و تفکر افراد است که می تواند به دوام و قوام زندگی کمک کند .

 

 در کنار این مسئله تصورات و برداشت های افراد نیز در این میان مهم است . یعنی اینکه ممکن است فردی به لحاظ تحصیلی مدارج عالی را طی نکرده باشد اما از سطوع فکری مثبت و بالایی برخوردار باشد در این مقطع اگر همسر او همچنان فرضیه ضروری بودن سطح تحصیلات را متصور باشد احتمالا روابط خود را متشنج خواهد نمود .

 

این نتایج، به خوبی این مطلب را روشن می‌کند که رابطه زن و شوهر، تنها در رابطه جنسی خلاصه نمی‌شود، بلکه شامل طیفی از ارتباطات انسانی است که لازم است زن و شوهرها، مهارت‌های برقراری آن را بیاموزند.

 

دبیرعلمی چهارمین کنگره خانواده و سلامت جنسی گفت: براساس تحقیقات انجام شده ارتباط تنگاتنگی میان نارسایی‌های جنسی و مشکلات اجتماعی از قبیل جرائم، تجاوزات جنسی، بیماریهای روانی، اعتیاد و طلاق وجود دارد.

 

ناتوانی ارتباطی، به ویژه ارتباط کلامی، تاثیر منفی بر رابطه زناشویی سالم بین زن و شوهرها گذاشته است.

 

 

 

دکتر شهرام قائدی نیز چنین ابراز می کند که  زوج های زیادی با نارسایی جنسی و تاثیر آن بر مشکلات زندگی زناشویی مواجه اند اما از نقش آن در ایجاد ارتباط ضعیف، اعتماد به نفس پایین و افسردگی در خود و همسرشان غافل هستند.

 

کارشناسان سلامت جنسی معتقدند می‌توان با آموزش صحیح و به‌موقع مهارت‌های ارتباطی به زوجین، از وقوع اختلالات جنسی و متلاشی شدن خانواده‌ها جلوگیری کرد. این در حالی است که آموزش سلامت جنسی و درمان اختلالات آن، هنوز هیچ متولی‌ای در نظام بهداشت و درمان کشورمان ندارد.

 

پزشکان

گروه خانواده و زندگی تبیان- تغییر و تنظیم : کهتری

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٩/۱/٢٢

انتقاد از مادر شوهر ممنوع

آیا تا به حال شده در حالی که گمان می‌کردید لحظات فوق‌العاده خوبی در کنار همسرتان دارید، ناگهان او عصبانی شده و شروع به ایراد گرفتن از شما کند؟ متاسفانه اغلب خانم‌ها عاداتی دارند که مردها را ناراحت می‌کند...

می‌خواهیم 8 نمونه از همین عادات را با هم مرور کنیم:.

1 جاروبرقی کشیدن در وقتی که وقتش نیست!

ساعت 8 شب است، همسرتان از محل کار به خانه برگشته و روی کاناپه در حال استراحت و تماشای تلویزیون است. شما که تا به حال مشغول امور دیگر منزل و رسیدگی به کودکان بوده‌اید حال این فرصت را پیدا کرده‌اید که خانه را کمی جارو بکشید، پس با کمال احترام از همسر خود می‌خواهید دقیقه‌ای کودکان را زیر نظر بگیرد و پاهایش را بلند کند تا خانه را جارو بکشید اما متوجه عصبانیت همسرتان می‌شوید. بهترین راه این است که به او حق داده و جارو کشیدن را به فردا موکول کنید.

عشق

2 غرغر کردن موقعی که او دارد فوتبال می‌بیند

امروز بعد از ظهر از تلویزیون مسابقه فوتبال تیم مورد علاقه همسرتان پخش می‌شود. اما شما از فوتبال یا تیم مورد علاقه او متنفرید، بنابراین مدام در حالی که او در حال تماشای تلویزیون است در خانه راه می‌روید، غرغر می‌کنید و از تیم او یا حتی تماشای فوتبالش ایراد می‌گیرید. او که از کار شما کلافه شده ممکن است کاملا محترمانه از شما بخواهد ساکت باشید. نباید از عکس‌العمل همسرتان ناراحت شوید. فراموش نکنید در یک خانواده هر کسی حق دارد به علایق خود مشغول شود، اگر شما فوتبال دوست ندارید بهتر است آن ساعت برای گردش با دوستان‌تان قرار بگذارید یا به خرید بروید. اگر به علایق همسرتان احترام بگذارید شاهد احترام او به علائق خود خواهید بود.

3 بگو منو دوست داری بگو

به رستوران رفته‌اید و ساعات بسیار خوبی را با هم گذرانده‌اید. حال به خانه برمی‌گردید و در کنار همسرتان که مشغول تماشای تلویزیون است می‌نشینید و شروع می‌کنید به پرسیدن سوالات رمانتیک نظیر «چه‌قدر من رو دوست داری؟» ممکن است ابتدا همسرتان با گفتن یک یا دو جمله احساسش را به شما بیان ‌کند اما اگر سوالات ادامه یابد، ساکت شود و شما گمان کنید به شما بی‌علاقه است یا حوصله‌تان را ندارد. پرسیدن سوالات عاشقانه خوب است اما هر چیز زمانی دارد.

گاهی زنان با همسران خود مثل کودکان برخورد می‌کنند. مثلا مدام به او یادآوری می‌کنند که به دندانپزشک مراجعه کند. او ازدواج نکرده تا کسی همانند مادرش مدام او را نصیحت کند.

4 کی بود؟ چی بود؟ کجا بودی؟

«کی بود زنگ زد؟» «چی می‌خواست؟» «خوب تو بهش چه گفتی؟»

گاهی اوقات زنان بدون آنکه منظور خاصی داشته باشند، همسرانشان را بیش از حد سوال پیچ می‌کنند. در اینجاست که صبر همسران ممکن است تمام شود. فراموش نکنید بهترین کار این است که هرگز خیلی در کارهای همسرتان دخالت نکنید. اجازه دهید هر فردی زندگی شخصی خود را داشته باشد. وقتی اجازه می‌دهید همسرتان در زندگی شخصی‌اش رازهایی را برای خود نگه دارد، زندگی مشترک شما باثبات‌تر خواهد بود. این موضوع از نیاز های هر انسان است که احساس کند حریم او توسط دیگران حفظ میشود.

5 ادب کردن شوهر

گاهی زنان با همسران خود مثل کودکان برخورد می‌کنند. مثلا مدام به او یادآوری می‌کنند که به دندانپزشک مراجعه کند. فراموش نکند نان بخرد. روغن ماشین‌ را چک کند و... این حرف‌ها تنها می‌تواند سبب عصبانی شدن همسرتان شود. او ازدواج نکرده تا کسی همانند مادرش مدام او را نصیحت کند. اگر کاری را فراموش می‌کند تنها یک بار به او گوشزد کنید و قبل از آنکه نظرتان را در مورد کاری بدهید، منتظر شوید تا خود او درباره آن صحبت کند یا نظرتان را بخواهد.

6 افتادن از آن طرف بام

مدام به همسرتان زنگ می‌زنید، می‌خواهید تنها با او بیرون بروید و دوری‌اش را نمی‌توانید تحمل کنید؟ مردان شاید در ماه‌های اول ازدواج این روند را تحمل کند اما بعد از این عادت شما عصبانی خواهند شد. اجازه بدهید ساعاتی از روز را به حال خودش باشد و همراه با همکارانش ساعاتی را خوش بگذراند. بودن در کنار خانواده و همسر  برای شوهر شما لذت بخش است اما او نیاز دارد تا زمانی را با دوستان خود بگذراند .

پرسیدن سوالات عاشقانه خوب است اما هر چیز زمانی دارد. انتظار نداشته باشید همسرتان همیشه آماده احساسات رمانتیک شما باشد.

 

 

7 الان میام!

 

ساعت 8 به تولد یکی از دوستان همسرتان دعوت شده‌اید و با آنکه همسرتان نیم ساعت است آماده روی کاناپه نشسته. شما هنوز به دنبال این هستید که چه روسری با پیراهن‌تان جور است و او مدام تکرار می‌کند که زود باش، همین لباس خوب است و... تا آنکه در نهایت از دست شما عصبانی می‌شود. بهترین کار این است که شما یک یا دو ساعت پیش از ساعت مقرر انجام کارهای خود را آغاز کنید تا وقتی او آماده می‌شود شما دیگر کاری برای انجام دادن نداشته باشید.

 مادر شوهر

8 انتقاد از مادرشوهر

«مادرت را خیلی دوست دارم ولی بهتر بود قبل از آنکه بیان حداقل اول زنگ می‌زدند.» شاید حق با شما باشد ولی حتی یک انتقاد محترمانه از مادر همسرتان ممکن است او را ناراحت کند. اگر می‌خواهید در دید همسرتان و خانواده‌اش بهترین باشید هرگز از مادر همسرتان ایراد نگیرد. بهتر است در این گونه مواقع انتظارات خود ر ا به صورت صریح و شفاف و البته محترمانه با خود ایشان در میان بگذارید و اگر برای شما اهمیتی ندارد حتی از مطرح کردن آن با همسرتان بپرهیزید . درست است که گاه به سنگ صبوری نیاز دارید اما اگر موجب دلخوری همسرتان می شود از آن اجتناب کنید.

 

 

 

سلامت همراه با اضافات

تنظیم برای تبیان: کهتری

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۸:٥٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸۸/۱٠/۱۱

وقتی‌ شوهرتان ‌غیبش ‌می‌زند

جام جم آنلاین: روزنامه جام‌جم در 3 شماره گذشته خود سلسله مطالبی درباره «حقوق خانواده» با موضوع طلاق از زبان مرتضی بیات، قاضی شعبه 272 دادگاه خانواده شماره‌2 منتشر کرده است.

در شماره گذشته در توضیح شرایطی که زنان می‌توانند به واسطه آن اقدام به طرح دادخواست طلاق کنند، به مواردی اشاره شد که سبب تحقق بندهای عقدنامه می‌شود.

نپرداختن نفقه از سوی همسر، اعتیاد همسر، ضرب و جرح و سوءرفتار یا سوءمعاشرت برخی از مواردی است که زنان به استناد عقدنامه خود می‌توانند ضمن مراجعه به دادگاه و اثبات این موارد، از دادگاه تقاضای صدور حکم طلاق کنند. در مطلب این هفته نیز قاضی بیات، به توضیح دیگر موارد می‌پردازد.

اگر به هر دلیلی روزی سر و کار شما با جایی به نام «دادگاه خانواده» افتاد، حتما به این قانون کلیدی توجه کنید تا در طول رسیدگی به پرونده خود پیروز شوید: «در قانون اصل بر بقای کانون خانواده و زندگی زناشویی است.» اساسا به همین دلیل است که قانون، جامعه و مردم باید در سمت و سویی حرکت کنند که اقدام‌های آنها به دفاع از این نهاد اجتماعی و نیز بقای آن کمک کند و به همین دلیل است که اصل در دادگاه بر حمایت از این نهاد استوار است. از سوی دیگر به واسطه وجود همین تفکر در قانون، دادگاه به زن این امکان را داده تا در مواردی که زندگی زناشویی به ایجاد «عسر و حرج» برای او می‌انجامد می‌شود و بقای نهاد خانواده باعث ایجاد مشقت برای زوجه می‌شود، به دادگاه مراجعه کند و بدون اجازه شوهرش و حتی با وجود مخالفت او طلاق بگیرد و زندگی مشترک را به «ایستگاه آخر» برساند.

طبق گفته قاضی بیات، علت این‌که قانون به زن چنین اجازه‌ای می‌دهد هم این است که همین قانون به مرد اجازه داده تا هر زمان که خواست، بدون نیاز به اثبات شرایطی خاص همچونعسر و حرج همسرش را طلاق دهد و با پرداخت حق و حقوق مادی او، خود را از قید زندگی زناشویی رها سازد. به عبارت دیگر، مرد می‌تواند با دلیل و بی‌دلیل همسرش را طلاق دهد و در چنین شرایطی چون قانون حق طلاق را از زن سلب کرده، برای طلاق زن شرط و شروطی قرار داده که در قالب عسر و حرج می‌گنجند و اگر زن بتواند این موضوع را ثابت کند، موفق خواهد شد تا خود را از قید زوجیت همسرش برهاند.

نکته مهم دیگری که این قاضی دادگستری عنوان می‌کند، این است که موارد مندرج در عقدنامه و نیز دیگر موارد قانونی، «حصری» نبوده و «تمثیلی» است. یعنی عسر و حرج به همین موارد محدود نمی‌شود و قانونگذار صراحت دارد که موارد اشاره شده در عقدنامه و قانون تمثیلی است و ممکن است در شرایطی خاص برخی موارد برای زنی ایجاد سختی و مشقت کند اما برای زنی دیگر به ایجاد سختی منجر نشود.

وقتی شوهر ‌بیمار‌ می‌شود

تشکیل و دوام زندگی خانوادگی مستلزم لوازم خاصی است که فقدان هر کدام از آنها می‌تواند ادامه این رابطه را با خطر مواجه کند. این نکته شاید مهم‌ترین دلیلی است که سبب شده تا قانونگذار در این ارتباط با موضوعی مانند «بیماری شوهر» نیز برای زن حق طلاق قائل شود. طبق یکی از بندهای عقدنامه در صورت «ابتلای زوج به امراض صعب‌العلاج به نحوی که دوام زندگی زناشویی برای زوجه مخاطره‌آمیز باشد» که در زمان ازدواج در صورت تمایل به امضای همسران می‌رسد او حق ارائه دادخواست طلاق و جدایی از همسر خود را خواهد داشت. آن‌گونه که قاضی مرتضی بیات توضیح می‌دهد، در این بند از عقدنامه منظور قانونگذار بیماری‌هایی است که زوج بعد از زندگی مشترک به آن مبتلا می‌شود و بیماری‌هایی که مرد پیش از ازدواج با همسرش به آن دچار بوده و همسرش را نیز از آن مطلع کرده، نمی‌تواند دلیلی بر تقاضای طلاق از سوی زن باشد. نکته جالب‌تر این‌که حتی قانونگذار این مساله را هم در نظر گرفته که منشا بیماری ربطی به اصل موضوع ندارد و مثلا اگر مرد به واسطه شغلی که دارد، به بیماری صعب‌العلاج مبتلا شود، باز هم زن با شرایطی می‌تواند از دادگاه تقاضای طلاق کند و دادگاه نیز به این تقاضا پاسخ مثبت می‌دهد.

یکی از بیماری‌هایی که ابتلای مردان به آن سبب صدور حکم طلاق می‌شود، بیماری «ایدز» است. به گفته قاضی شعبه 272 دادگاه خانواده، علت این موضوع، این است که این بیماری مسری است و بر اثر روابط زناشویی ممکن است به زن یا فرزند او نیز سرایت کند. بیماری «هپاتیت» نیز به دلیل مسری بودن، زمینه ارائه دادخواست طلاق از سوی زن را ایجاد می‌کند و ابتلای مرد به آن سبب ایجاد سختی برای زن می‌شود اما برخی بیماری‌ها مانند «سرطان» فی‌النفسه از مصادیق عسر و حرج محسوب نمی‌شود. به عبارت دیگر، غیر از بیماری‌های واگیردار، صرف بیماری مرد نمی‌تواند از دلایل عسر و حرج باشد مگر این‌که بیماری به گونه‌ای باشد که اصلا قابل معالجه نباشد یا این‌که در روابط زناشویی و در زندگی دو طرف اخلال ایجاد کند و در نتیجه این بیماری، مرد زمینگیر شده یا قوای جنسی و توانایی زناشویی خود را از دست بدهد. جالب آن‌که حتی اگر مرد تمام اعضای بدنش سالم باشد اما به واسطه بیماری در روابط زناشویی او اخلال ایجاد شود؛ باز هم این امر به صدور حکم طلاق منجر خواهد شد.

تجربه سال‌ها قضاوت این قاضی در دادگاه‌های خانواده او را با برخی موارد خاص و مصداقی مواجه کرده است که در توضیح آن با ذکر مثال چنین می‌گوید: ممکن است مردی بر اثر بیماری، قوای حرکتی خود را از دست بدهد و فلج شود. اگر در خانه افتادن او باعث اختلال در زندگی مشترک شود، این مساله از مصادیق عسر و حرج است. اما نکته بسیار مهم این است که در چنین مواردی برای مشخص شدن میزان «اختلال در زندگی مشترک» باید به عرف مراجعه کرد؛ زیرا تمامی موارد در قانون موجود نیست ولی عرف شهر یا منطقه خاصی در این باره می‌تواند تعیین کننده و راهگشا باشد. در اغلب موارد نیز وقتی قانون مسکوت است، قانونگذار به عرف مراجعه می‌کند. عرف رفتاری است که در جامعه تکرار می‌شود و اعتقاد به الزام‌آور بودن آن وجود دارد. این عرف نیز به 2 دسته عام و خاص تقسیم می‌شود. عرف عام در قانون قید نشده اما آنقدر تکرار شده که مردم به آن اعتقاد دارند و به همین دلیل به یک رفتار تبدیل و الزام‌آور شده است. عرف خاص نیز چیزی است که در جوامع از آن تبعیت می‌کنند.

به گفته این قاضی دادگستری «عرف هم ممکن است محل به محل و قومیت به قومیت یا مذهب به مذهب تفاوت کند. به همان میزان که در موضوعی عرف شیعه و سنی عرف تفاوت دارد، عرف ارمنی و زرتشتی هم با هم فرق دارد، اما مهم این است که دادگاه‌ها هم طبق قانون اساسی و هم طبق آیین دادرسی مدنی در مواقعی که قانون ساکت است، باید به عرف مراجعه کنند. بر همین اساس، اگر طبق عرف، کسی فلج شود و به خانه بیفتد؛ اما پول کافی داشته باشد و قوه زناشویی‌اش را هم از دست نداده باشد، قاضی متناسب با این مساله درخصوص چنین پرونده‌ای تصمیم می‌گیرد و با مراجعه به عرف، این سوال را مطرح می‌کند که آیا از نظر عرف آن جامعه، این زندگی باید از هم بپاشد؟ آیا عرف این جامعه می‌پذیرد که چنین فردی از حق داشتن همسر محروم شود؟ بر این اساس دادگاه در خصوص این پرونده تصمیم می‌گیرد و این تصمیم‌گیری از فرد تا فردی دیگر متفاوت خواهد بود.»

وقتی شوهر کار و بار درست و حسابی ندارد

بند دیگری که تحقق آن در عقدنامه سبب صدور حکم طلاق به درخواست زن می‌شود، این بند است:«عدم رعایت دستور دادگاه در مورد منع اشتغال زوج به شغلی که طبق نظر دادگاه صالح منافی با مصالح خانوادگی و حیثیت زوجه باشد.»

از نظر قانون، مرد پس از ازدواج و از لحظه وقوع عقد موظف به‌تامین هزینه‌های زندگی خانواده است و در این خصوص هیچ مسوولیتی متوجه ‌زن ‌نیست

از نظر قانون، مرد پس از ازدواج و از لحظه وقوع عقد موظف به تامین هزینه‌های زندگی خانواده است و در این خصوص هیچ مسوولیتی متوجه زن نیست و حتی داشتن اموال و درآمد فراوان از سوی زن نیز سبب نمی‌شود تا او موظف به هزینه کردن حتی یک ریال در زندگی خانوادگی‌اش شود. نکته مهم این است که مرد نیز از نظر قانونی حق ندارد برای تامین هزینه‌های خانواده خود سراغ هر شغلی برود و در صورتی که این مساله با قانون منافات داشته باشد، زن با طی کردن شرایطی مجاز به ارائه دادخواست طلاق به دادگاه است. قاضی بیات در توضیح این مساله می‌گوید: « در قانون برخی مشاغل وجود دارند که کسب درآمد از آنها اساسا جرم است و در صورت اثبات، مجازات قانونی دارد. قاچاق کالا، خرید و فروش مواد مخدر، خرید و فروش سلاح، توزیع مشروبات الکلی و برخی مشاغل دیگر از نظر قانون ممنوع است، ولی در این بند عقدنامه منظور «مشاغل پَست» است. شاید بتوان به عنوان نمونه مشاغلی همچون خرید و فروش حیوانات، نظافتچی و... را نام برد که در عرف اجتماعی مشاغلی با شأن و منزلت بالا محسوب نمی‌شوند. در این شرایط اگر مرد چنین مشاغلی داشته باشد که با حیثیت خانوادگی همسرش منافات دارد، همسر او می‌تواند با مراجعه به دادگاه و ارائه دادخواست، از دادگاه تقاضا کند تا جلوی اشتغال همسرش در این کارها را بگیرد. دادگاه نیز در صورتی که این موضوع را احراز کند که این مرد می‌تواند شغل دیگری داشته باشد اما از روی عمد و بدون تلاش و کوشش به این شغل پَست اشتغال دارد، دستور منع اشتغال زوج را صادر می‌کند و اگر مرد همچنان بر حضور در این شغل اصرار کند، این مساله زمینه ساز شرایطی می‌شود که در آن زن می‌تواند از همسرش طلاق بگیرد.»

نکته بسیار مهمی که قاضی بیات به آن اشاره می‌کند، این است که در چنین پرونده‌هایی حتما وضعیت خانوادگی زن نیز به دقت مورد توجه قرار می‌گیرد و اگر زن واقعا شأن بالایی داشته باشد و مرد به کار پست و ضعیفی بپردازد، این مساله به صدور حکم طلاق منجر می‌شود؛ اما وقتی زن فردی عادی است، به تناسب آن، شغل شوهر نیز می‌تواند شغلی عادی باشد. از طرف دیگر تا زمانی که دادگاه حکمی مبنی بر منع اشتغال زوج صادر نکند، مرد می‌تواند به همان شغل بپردازد و همچنان از آن راه هزینه زندگی خود را تامین کند و از زمان قطعیت یافتن حکم درخصوص منع اشتغال زوجه است که او باید یا کار دیگری را به دست بیاورد که با حیثیت همسرش تناسب داشته باشد یا این‌که باید از همسرش جدا شود.

ماجراجویی همسران

بند دیگری که در عقدنامه ذکر شده و تحقق آن سبب صدور حکم طلاق می‌شود، چنین است: «زوج زندگی خانوادگی را بدون عذر موجه ترک کند. تشخیص ترک زندگی خانوادگی و تشخیص عذر موجه با دادگاه است یا شش ماه متوالی بدون عذر موجه از نظر دادگاه غیبت نماید.»

گاهی برخی زنان که راه و چاه قانون را خوب بلد هستند، دست به اقدام‌هایی می‌زنند که به واسطه آن یکی از شروط عقدنامه را محقق کنند و از همسر خود طلاق بگیرند. در شماره‌های گذشته به این موضوع اشاره کردیم که برخی ماجراجویی‌های همسران در این زمینه از قبیل قرار دادن مواد مخدر در خودروی همسر خود به امید دستگیری و حبس او معمولا نتیجه عکس می‌دهد و این نوع اقدام‌ها خود زن را گرفتار می‌کند؛ اما برخی دیگر اقدام به امتحان شیوه‌های کم خطرتری می‌کنند. یکی از آنها این است که همسر خود را به خانه راه نمی‌دهند و با طی شدن مدت زمانی 6‌ماهه اقدام به طرح دادخواست طلاق در دادگاه می‌کنند. اما طبق توضیحات قاضی بیات، غیبت مرد تنها در صورتی منجر به صدور حکم طلاق می‌شود که به تشخیص دادگاه حتما «غیر موجه» باشد؛ والا اگر مرد به خاطر انجام وظیفه خود یا ماموریتی کاری و نیز تامین هزینه‌های زندگی به شهر دیگری برود یا این‌که موضوعی مانند «سفر حج» و حتی شرکت در جهاد واجب برای او پیش بیاید، این مساله شامل غیبت نمی‌شود.

یکی دیگر از موارد عذر موجه نیز از نظر این قاضی دادگستری، مواردی است که زن یا فرزندان اودست به یکی کنند و پدر خود را از خانه بیرون کنند. در چنین شرایطی با اثبات این موضوع در دادگاه بحث طلاق منتفی می‌شود. به عبارت ساده‌تر تنها دلایلی «غیر موجه» محسوب می‌شود که دلیل و عذر شرعی یا قانونی برای آن از سوی مرد ارائه نشود.

در شماره آینده موارد باقیمانده عقدنامه بررسی و تحلیل خواهد شد.

فان پاتوق
  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۳:٢۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸۸/۱٠/۱۱

تصاویری از روش زندگی یک خانواده 20 نفری

تصاویری از روش زندگی یک خانواده موفق 20 نفری


اصولاً این روزها رسم بر این است که وقتی صحبت از بچه دار شدن بین زوج ها می شود توافق همیشه بین 1 یا 2 یا نهایت 3 فرزند بیشتر نیست. بقول معروف "فرزند کمتر زندگی بهتر" اما امروز می خواهیم شما را با زوجی آشنا کنیم که در حال حاضر دارای 18 فرزند هستند و در کمال خوشبختی با هم زندگی میکنند. بله سری می زنیم به خانواده ی Duggar که می توان گفت یکی از معدود خانواده های پر جمعیت هستند که در آرکانزاس امریکا زندگی می کنند.

این زوج یعنی آقای Jim Bob Duggar و خانم Michelle Duggar در 21 July سال 1984 با هم ازدواج کرده و خیلی زود تصمیم به بچه دار شدن می گیرند و در دفعات مختلف همه فرزندان آنها به صورت چند قلو به دنیا می آیند. پدر خانواده داشتن بچه را یک شادی بزرگ می داند و معتقد است از بین بردن و سقط جنین یک گناه بزرگ است.

خانواده ی Duggar تا سال 2008 دارای 7 دختر و 10 پسر بوده اند که در 18 دسامبر 2008 به نعمت هیجدهمین فرزند دختر نیز نائل گردیده اند. آنان در یک خانه به مساحت 650 متر مربع زندگی می کنند و برای اینکه بتوانند از عهده این زندگی و مخارج آن بر آیند و البته همه افراد خانواده در رفاه کامل باشند هر دو به شغل معاملات ملکی اشتغال دارند.

شما را به دیدن تصاویری جالب و دیدنی از زندگی روزمره ای این خانواده در خانه ای بزرگ که قطعا همه ی امکانات مورد نیاز برای یک خانواده ی 20 نفره در آن رعایت شده را دعوت می کنم.

عکسها در ادامه مطلب

ادامه مطلب   
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٢:۳٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸۸/۱٠/۱

اعتراضات رسمی یک نی نی چهارده ماهه!

اعتراضات رسمی یک نی نی چهارده ماهه! با تکیه بر ضرب المثل مشهور؛ فلفل نبین چه ریزه، بشکن بریز تو آبگوشت!!!

آقای پدر! در کمال احترام خواهشمندم اینقدر لب و لوچه ی پیاز خورده ی غیر پاستوریزه، و سار و سیبیل سیخ سیخی آهار نشده ات را به سر و صورت حساس من نمالید! plz

خانوم مادر! جیغ زدن شما هنگام شناسایی اجسام داخل خانه توسط حس چشایی من، نه تنها کمکی به رشد فکری من نمی کنه، بلکه برای دبی شیر شما هم مضر است!!! لازم به ذکر است که سوسک هم یکی از اجسام داخل خانه محسوب می شود!

پدر محترم! هنگام دستچین کردن میوه، از دادن من به بغل اصغر آقای سبزی فروش خودداری نمایید. چشمهای تلسکوپی، گوشهای ماهواره ای و سیبیلهای دم الاغی اش مرا به یاد قرضهای شما می اندازد!

مخصوصاً وقتی که چشمهای خود را گشاد کرده، و با تکان دادن سر و لبهایش '' بول بول بول بول'' می کند! زهرمار، درد، مرض، کوفت! الهی کف شامپو تو چشت! شب بخوابی خواب بد ببینی! جیش کنی تو شلوارت!

مادر محترم! شصت پا وسیله ای است شخصی، که اختیارش رو دارم! لطفاً هرگاه سعی در خوردن شصت پای شما نمودم، گیر بدهید!

آقای پدر! هنگام دعوا با خانوم مادر، به جای پرت کردن قابلمه و ماهی تابه به روی زمین، از چینی های توی کابینت استفاده نمایید! اکشن بودن دعوا به همین چیزاست!

خانوم مادر! از مصرف هله هوله ی زیاد پرهیز نمایید! این عمل نه تنها برای سلامتی شما خوب نیست، بلکه موجب می شود که شیرتان بوی'' بچه سوسک مرده'' بدهد.

آقای پدر! کودکان توانایی کافی برای حفظ جیش خود ندارند و این توانایی هنگامی که شما شکم مرا ''پووووووف'' می کنید به حداقل می رسد! الان بگم که بعد شرمنده تون نشم!
__________________
پاتوق ایرانیان
  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٦:۱٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳۸۸/٩/۳٠

15 درس زندگی که در هیچ مدرسه ای یاد نمی دهند!

همگی ما همزمان با تحصیل در مدارس ، درسهایی از زندگی نیز می آموزیم که هردوی آنها مهم است .

مشکل اصلی این است که زندگی قبل از ما هم جریان داشته و ما را هم مانند دیگران در مسیرش با خود می برد و این در حالی است که ما تازه در ابتدای یادگیری و کسب معلومات لازم برای زندگی هستیم و تنها امیدواریم که روزی به همه ی جوانب دست پیدا کنیم ، پس بطور منطقی دانش ما همیشه عقب تر از زندگی است.

در اینجا به درسهایی از زندگی اشاره کرده ایم که براحتی می توانید از آنها بهره بگیرید :
 


 

1-     طبق گفته ی Richard Carlson " چیزهای بی ارزش را نچشید " ، این بدان معنی است که خیلی از مردم خود را درگیر استرس و به انجام رساندن کارهای بی ارزش می کنند که در نهایت در مقابل اهداف اصلی زندگی ، هیچ ارزشی ندارند .وقتی آنقدر خود را درگیر این مسائل کوچک می کنیم دیگر جایی برای نیل به آرزوهایمان باقی نگذاشته ایم و از لحظات خود هیچ لذتی نمی بریم.

2-     "زندگی غیر قابل پیش بینی است " و ممکن است هر لحظه شما را در شیب و فراز قرار دهد " . فقط بگویید "هرگز" و بعد ببینید چه اتفاقی می افتد . برای مقابله با گره هایی که زندگی در مسیر شما قرار داده است ، تنها با ذهنی باز و خوش بین ، به آنها خوش آمد بگویید !!

3-     خسته کننده ترین واژه در هر زبان " من " است . بله تصور این است که تکرار این کلمه اعتماد به نفس را بالا می برد. ولی خوب! بیشتر وقتها همه ی آن چیزیی که در مورد خود با تکرار " من " توضیح و تعریف می کنید، واقعیت ندارد! اینکه یک نفر دائما" از خود و فضایل خود تمجید و تفسیر کند ، بسیار خسته کننده و یکنواخت است . این حالت "خود محوری " است نه  "اعتماد به نفس "

4-      انسانیت مهم تر از مادیات است

اهمیت روابط اجتماعی بسیار مهم تر از درجات مادی است که هر کدام از ما در مسیر آرزوها به آنها می رسیم. بدون محبت و عشق و حمایت خانواده و دوستان در زندگی ، موفقیت های مادی ، خیلی لذت بخش نخواهد بود. با ایجاد تعادل در ملاک های برتری و ارزش های خود ، از ثبات زندگی بیشتری بهره خواهید برد.

5-     به غیر از خودتان ، هیچ کس دیگر نمی تواند شما را راضی کند !

رضایت و راحتی ذهن شما تنها به عهده خودتان است ! بله ، روابط اجتماعی ، زندگیمان را پر بار تر می کند ، اما  خوب ، شاید این روابط به تنهایی باعث شادکامی و رضایت شما نشود.

6-     درجه ی کمال و شخصیت

کمالات برای هر شخص زیباست . کلام و اعمال نیک ، به دنبال خود ، اعتماد و اطمینان دوستان را در پی دارد . برای رسیدن به این درجه ، تلاش کنید .

7-     بیاموزید که خود ، دیگران و حتی دشمنان خود را ببخشید.

انسان جایز الخطاست ، همه ما اشتباه میکنیم ،  ولی با کینه توزی و یادآوری صدمات گذشته ، تنها این خودمان هستیم که  از  زندگی  لذت نمی بریم نه دیگران !!

8-     "خنده" داروی هر "درد"  است .

با خوشرویی و تبسم ، دردهای خود را درمان کنید.

9-     تغذیه خوب ، استراحت ، ورزش و هوای تازه ، را فراموش نکنید.

 سلامتی خود را  دست کم نگیرید . با رعایت  این  نکات ، از وضعیت  جسمی ایده آل خود ، لذت ببرید .

10-اراده ای مصمم ، شما را به هر چیزی که می خواهید ، می رساند .

هرگز تسلیم نشوید و به دنبال رسیدن به آرزوها و اهداف خود تلاش کنید.

11-تلویزیون ، ذهن ما را بیشتر از هر چیزی نابود می کند !

از تلویزیون کناره گیری کنید و با ورزش ، مطالعه و یادگیری ، ذهن خود را فعال کنید.

12- شکست را بپذیرید .

هر کسی در زندگی ممکن است بارها و بارها شکست بخورد. شکست آموزنده است . به ما یاد می دهد که چطور متواضع باشیم و راه درست تری را برای جبران آن انتخاب کنیم . توماس ادیسون با شکستهای متمادی توانست به هدف خود برسد ، او می گفت :" من شکست نخوردم ، تنها ده ها هزار راه را امتحان کردم که برایم مفید نبود ! و به نتیجه نرسید !"

13- از اشتباهات دیگران درس عبرت بگیرید .

یکی از بودائیات پیر چنین می گوید :" یک مرد دانا کسی است که از اشتباهات خود درسی نیک بیاموزد و اما داناتر کسی است که از اشتباهات دیگران درس عبرت بگیرد".

14- از محبت به دیگران دریغ نکنید .

زندگی کوتاه است و پایان آن نامعلوم . پس سعی کنید محبت کنید تا محبت ببینید .

15- آنچنان زندگی کنید که گویی روز آخر عمرتان است !!!

همواره سعی کنید بهترین و مهربان ترین همسر ، رفیق  و حتی مهربانترین و بهترین رئیس باشید ، تا زمان وداع با این دنیا به دنیایی زیباتر دست یابیم.

 

تفاوت مدرسه و زندگی :" در مدرسه درس می آموزید و بعد امتحان می دهید ولی در زندگی ابتدا امتحان خود را پس می دهید و از آن درس می گیرید!!

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱:۱٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳۸۸/٩/٢۸

روشهای مؤثر برای ابراز عشق نسبت به خانواده

یک شاخه گل به خانه بیاورید و او را روی تخت فرزند یا همسرتان بگذارید.عکس بزرگی از خانواده خود قاب کرده، روی میز کارتان یا کنار میز کودک یا همسر یا پدر و مادرتان قرار دهید.در سالگرد ازدواجتان غذای مورد علاقه ی همسرتان را درست کنید و آن را به بهترین شکلی تزئین نمایید.

یک روز از سر کار زودتر به منزل بیایید و فرزندانتان را بعد از مدرسه به پارک ببرید.هنگامی که فرزنداتان می خواهد با دوستش به خرید برود، به او پول اضافی بدهید.بلیتی برای کودک و همه ی خانواده تان جهت رفتن به سینما یا کنسرت تهیه کنید.

شبی بدون تلویزیون، وقت خود را به بازی با فرزندان و صحبت به همسرتان بگذرانید.

با فرزندنتان ناهار را به پارک یا فضایی زیبا ببرید و در آنجا با هم صرف کنید.

یک روز که اهمیت ویژه ای برای فرزندتان دارد( مانند روزی که کارنامه ای پر از نمرات درخشان دریافت کرده) او را برای صرف غذا به رستوران دعوت کنید.

کارهای هنری فرزندتان را قاب کرده، در دفتر کار یا کارخانه در معرض نمایش قرار دهید.

مجله ی مورد علاقه ی فرزند یا همسرتان را بخرید یا سفارش دهید و یا اشتراک غیر منتظره ای را برای او فراهم آورید.

شامی در کنار نور شمع یا یا نور کم که شاعرانه باشد با خانواده ی خود صرف کنید.

فیلمی را که همه افراد خانواده دوست دارند، تهیه کنید و در بعد از ظهری آرام آن را به اتفاق تماشا کنید.

برخی برنامه های جذاب تلویزیون را انتخاب کرده، سعی کنید از آن در کنار هم لذت ببرید و در باره ی آن گفتگو کنید.

فرزند، همسر یا پدر و مادر خود را رای دیدن فیلم به بیرون دعوت کنید.

کتاب مورد علاقه ی خانواده تان را که فکر می کنید از آن لذت می برند، به آنها هدیه دهید یا به کتابخانه بروید و کتابی را که هر دوی شما از خواندن آن لذت می برید، مطالعه کنید.

گهگاه کاری را که بر عهده ی فرزند یا همسرتان است( مانند واکس زدن) قبول کنید و انجام دهید.

هنگام خرید، حداقل 15 دقیقه از وقت خود را به بازیهای کامپیوتری با فرزندانتان اختصاص دهید.

دواطلب انجام دادن برخی از مسئولیتهایی که فرزندانتان در قبال خانواده دارد بشوید.

اگر تمام مدت کار می کنید آخر هفته خانوادهی خود را با همراهی کردن و ماندن در خانه غافلگیر کنید.

کارهای متنوع و جالبی مانند شیرینی پزی یا بازی فوتبال با فرزندانتان در خانه انجام دهید تا آنها را خوشحال کرده باشید.

هنگام خواب کودک خود را همراهی کنید و برای او کتاب بخوانید یا با او صحبت کنید و در آخر او را به گرمی در آغوش بگیرید.

شبی از بیرون شام بخرید تا یک شب بدون آشپزی برای همسرتان فراهم کرده باشید.

اتاق خود را قبل از اینکه کسی به شما بگویدمرتب کنید.

هر روز صبح و هر شب قبل خواب، خانواده ی خود را به گرمی در آغوش بگیرید.

قبل از اینکه فرزندتان بخواهد، به او پیشنهاد کنید که دوستش را به خانه دعوت کند.

با فرزند یا همسر خود برای راه رفتن یا دوچرخه سواری به بیرون بروید.

قسمتی از حقوق خود را به فرزندتان بدهید تا آن را پس انداز کند.

کارتهای کوچک با جملات محبت آمیز روی برگهای کوچک بنویسید و آنها را در جیب لباس یا کیف دستی او قرار دهید.

از بیان جملات دستوری بپرهیزید.

هر روز برای فرزند خود کتابهای داستان یا مجله های مورد علاقه او را بخوانید و اجازه دهید روی پای شما دراز بکشد و با این کار صمیمیت خود را با شما حفظ کند.

فرزند خود را به مکانهای مورد علاقه اش، مانند نمایشگاه، مغازه کارت پستال، شهربازی یا کتابخانه ببرید.

برای کودک خود کتابهای داستان را به صدای بلند بخوانید، حتی اگر خودش می تواند بخواند.

نظر اعضای خانواده را در مورد اتفاق هایی که برایتان می افتد، بپرسید.

برای ابراز عشق نسبت به خانواده، آنها را از کاری که مشغول هستند فرا خوانید و به آنها بگویید «دوستت دارم»

قسمت های جذاب روزنامه ومطالبی را که مورد علاقه شماست هر روز در کنار هم بخوانید.

سعی کنید سرگرمی های مورد علاقه خانواده را بشناسید و آنها را درک کنید.

لباسها و جواهراتی را که آرزویش را دارند، اگر توانستید برایشان بخرید.

یک روز فرزنداتان را همراه خود به محل کار ببرید.

به دخترتان( که بزرگ شده) یا مادر خود، لوازم آرایشی و تزئینی خود را بدهید.

مهارتهایی مانند آشپزی، دوخت و دوز، کامپوتر و موسیقی را یاد دهید.

باغچه ی کوچک منزل را با هم درست کنید.

با اظهار علاقه نسبت به کلکسیون های اعضای خانواده، به آنها چیزهایی را که نگهداری می کنند هدیه دهید( مانند تمبر).

فرزند و همسرتان را به انجام دادن کارهای اندیشمندانه تشویق کنید و اجازه دهید آنها بدانند که شما برای کارهایشان ارزش قائلید.

فقط برای اینکه لحظات را در کنار خانواده خود بگذرانید، کاری مانند خرید از فروشگاه را به کارهای روزانه خود اضافه کنید.

تاریخ هایی راکه برای اعضای خانواده مهم است، مانند رویدادهای مهم یا پیشرفتهایی که در کارها داشته اند بخاطر داشته باشید.

الگویی برای عشق و محبت برای خانواده خود باشید.

اجازه دهید که خانواده تان بدانند آنچه هنگام دعوا و عصبانیت می گویند برای شما مهم نیست.

عبارت« دوستت دارم» را هرگز از یاد نبرید و سرلوحه کار خود قرار دهید.

اگر اتفاق نا گواری برای همسرتان افتاد اختلاف ها را کنار بگذارید و صمیمانه با او همدردی کنید، به طوری که تصور نکند انسان فرصت طلبی هستید.

در لحظات بحرانی به همسرتان مرتباً دلداری دهید و مصممانه کنارش باشید که احساس خلاء نکند.

در مواقع بحرانی و پیشامد ناگوار برای همسرتان، ابداً از گذشته سخن نگویید، بلکه به طرفداری و ملاطفت وی بپردازید.

در مواقع ناگوار برای همسرتان، او را در به دست آوردن اندیشه و آرامش از هر طریق که می توانید، کمک کنیدو سعی نمایید اطرافش خلوت یا شلوغ باشد، بسته به این که او چطور راحت تر است.

در موقع بحرانی ناشی از شغل یا مرگ و میر خانوادگی همسرتان، چون کوه به دور از اختلافات احتمالی قبلی کنارش باشید و او را با مهربانی پذیرایی کنید.

از به رخ کشیدن جداً خوداری کنید.

گله گذاری های خانوادگی را به حداقل برسانید.

لقب دروغگو به همسرتان ندهید که گستاخ و بی پروا می شود.

نسبت به آنچه او در موردش حساس است کمتر حرف بزنید یا اقدام کنید.

در اوقات بحرانی و ناراحتی هر چه می توانید درکش کنید و مرهمی برای او باشید.

در اوقات حساس گرفتری اقتصادی اگر برایتان امکان دارد، به سرعت به یاریش بشتابیدو همیشه سعی کنید پس اندازی هر چند ناچیز داشته باشیدکه در روزهای گرفتاری شادی آفرین خواهد بود.

در ابراز علاقه به همسرتان امساک نکنید، چون ابراز محبت نوعی بازده قلبی است.

به او بگویید« دوستت دارم ». این عبارت همیشه شعف انگیز خواهد بود.

اجازه ندهید مشکلات اقتصادی، کاری و غیره شما را از همسرتان دور سازد.

از ابراز محبّت به همسرتان خجالت نکشید و غرور هم نداشته باشید.

گاه و بی گاه در شبانه روز دستهای او را در دستانتان بفشارید و حتی او را بغل کنید.

هدیه ای را که همسرتان دوست دارد ماهی بک بار برایش بخرید. هر چند یک شاخه گل باشد( لازم نیست هدیه گرانقیمت باشد).

هر گاه هدیه ای به شما داده شده، از او تشکر کنید و پا را از گلیم خود درازتر نسازید.

مسائل فامیلی، حاشیه ای، فرهنگی و برچسب زدنها را بزرگ نکنید و شریک زندگی تان را درگیر نسازید.

چنانچه در تربیت فرزندان اختلاف سلیقه ای دارید، آن را در حضور فرزندان ابراز نکنید، بلکه در خفا و پنهانی تذکر دهید.

اگر همسرتان دستوری یا مطلبی به فرزند یا فرزندانتان گفت، مخالفت نورزید، هر چند با نظر او مخالف باشید.

از مقایسه کردن خودداری کنیدو الگو برداری و تقلید را رها سازید.

مسئله خیانت و باورهای قدیمی را دور بریزید و با خرابه های آن شالوده ای نو بنا کنید و تلقی زیبایی از زندگی داشته باشید و بر پایه ی اعتماد زندگی کنید.


از برچسب زدن و عدم اعتماد پرهیز داشته باشید و او را در کارهایش کمک کنید.

به صحبت های همسرتان توجه کنید و خلوت او را به هم نزنید و تقلید و مسخره اش نکنید.

با توجه به قدرت مالی و اقتصادی، از شریک زندگی تان توقع داشته باشید.

نسبت به کارهای همسرتان حس قدرشناسی داشته باشید، که تشکر موجب تشویق می شود.

به غرایز جنسی، به موقع اهمیت دهیدو توجه کافی داشته باشید.

سلیقه ی شریک زندگی را به باد انتقاد نگیرید و از انتقادهای طوفان زا بر حذر باشید.

برای خدمات و کارهای شریک زندگی تان اجرو اهمیت قائل شوید و به آنها احترام بگذارید.

از مشاجره جداً بپرهیزید، و به ویژه در حضور فرزندان مطلقا مشاجره نکنید.

فان پاتوق

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٥:٥۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳۸۸/٩/٢۱

اشتباه بزرگ متاهلین

حلقه ازدواج

شوهر حق‏نشناسی دارم. از صبح تا شام رنج می‏برم، زحمت می‏کشم، تمام کارهای خانه از شستن ظروف و لباس‏ها، از پختن غذا تا تزیین اتاق‏ها و بافتنی‏های لازم را برای او و فرزندان انجام می‏دهم، ولی وقتی به خانه می‏رسد...

خانواده در پرتو شناخت صحیح و واقع‏بینانه همسران از وظایف زناشویی و طرز تفکر و خواسته‏های یکدیگر پویا و سالم و با صفا می‏شود و به این ترتیب برای تربیت فرزندانی صالح فراهم می‏شود. استاد‏ آیت‏ا... ابراهیم امینی در این زمینه مطلبی دارند که توصیه به مردان متاهل است.

ممکن است در نظر برخی مردان، کار خانه‏داری چندان مهم به نظر نیاید، ولی اگر با دیده انصاف نگریسته شود، باید اعتراف کرد که دشوار و خسته کننده است. یک بانوی خانه‏دار اگر تمام اوقات شبانه‏روز را در خانه کار کند، باز هم مقداری از کارها باقی می‏ماند. این همه کارهای خانه مانند پختن غذا، نظافت کردن خانه، شستن و مرتب کردن لباس‏ها و ظرف‏ها، جابه جا کردن اثاث منزل و از همه بالاتر بچه‏داری، کارهای آسانی نیستند، که یک روز و دو روز انجام شود بلکه مادام العمر باید مورد توجه باشد.

ممکن است در نظر برخی مردان، کار خانه‏داری چندان مهم به نظر نیاید، ولی اگر با دیده انصاف نگریسته شود، باید اعتراف کرد که دشوار و خسته کننده است.

آقای محترم تشکر کن!

اگر مرد یک ماه در منزل بماند و همه امور خانه‏داری و بچه‏داری را بر عهده بگیرد، آن وقت می‏فهمد که همسرش در خانه چه فداکاری‏هایی می‏کند و چه زحمت‏های طاقت‏فرسایی را تحمل می‏کند؟ زن همه این زحمات را تحمل می‏کند ولی از شوهرش این انتظار را دارد که قدر زحماتش را بداند و از وی قدردانی و تشکر کند. دوست دارد خودش و ذوق و سلیقه‏اش همواره مورد توجه شوهر باشد. آقای محترم! وقتی وارد خانه نظیف و تمیز و منظم می‏شوی چه عیبی دارد از زحمات و ذوق و سلیقه همسرت ستایش کنی؟

چه اشکال دارد گاه گاهی از غذاهای خوشمزه‏ای که تهیه می‏کند تعریف کنی؟ چه مانع دارد موضوع بچه‏داری او را که حقاً کار بسیار دشوار و با اهمیتی است همواره مورد نظر داشته باشی و برخی اوقات از زحمات طاقت‏فرسای او تشکر نمایی؟ از این نکته غافلی که قدردانی‏هایت چه نیرویی به او می‏بخشد و چگونه برای کار و کوشش و فداکاری آماده‏اش می‏گرداند؟

پیغمبر اسلام (صلی‏الله علیه واله وسلم) می‏فرماید: هر کس به مسلمانی احترام کند و با کلام خوشی از او دلجویی کند و غم‏هایش را بر طرف سازد همواره در سایه رحمت خدا خواهد بود.

 

قدرشناسی

خانم محترم قدر شناس باش

گذراندن زمان طولانی در خارج از منزل آن هم در ارتباط با انواع افراد و نیاز به گوناگونی مهارت ها و تلاش مداوم کار آسانی نیست. بهر حال محیط بیرون دارای آسایش و آرامش لازم نیست و با تحولات و تغییرات فراوانی همراه است . مرد در محیط کاری خود با هزار مسئله و مشکل روبروست که رفع آنها نیاز به صبر و متانت او دارد . لذا انتظار همسر شما آن است که پس از یک روز کاری پر مشغله در جمعی گرم و صمیمی پذیرفته شود و مورد استقبال و محبت آنان قرار گیرد . سعی کنید حد اقل برای مدتی کوتاه زمان ورود او را قرین آرامش و پذیرش نمایید . تا بتواند انرژی های منفی حاصل از کار و خستگی را از دور بریزد و منبعی برای ارائه حمایت و پشتیبانی برای شما باشد. بنابراین حتی اگر دلتان از گرفتاری های خانه داری و مشغله های بچه داری گرفته و نیاز به همصحبتی با او را دارید تا گوش شنوایی برای همدلی داشته باشید کمی صبر کنید تا او خستگی خود را از بین ببرد و امنیت یابد. ذهن خسته او توان همدردی با شما را ندارد . چه اشکالی دارد که با جملاتی به او متوجه کنید که میدانید چه زحماتی را در محیط کار متقبل می شود و قدر دان او هستید. 

پیغمبر اسلام (صلی‏الله علیه واله وسلم) می‏فرماید: هر کس به مسلمانی احترام کند و با کلام خوشی از او دلجویی کند و غم‏هایش را بر طرف سازد همواره در سایه رحمت خدا خواهد بود.

 

 

بانوی شرقی همراه با اضافات

 

تنظیم برای تبیان: کهتری

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٧:۳٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸۸/٩/۱٩

بازهم انتشار تصاویر خصوصی یک بازیگر سینمای کشور‍!

در روزهای اخیر، بازهم تصاویر خصوصی یک بازیگر ایرانی در میان مردم و عمداتا از طریق بلوتوث تلفن های همراه منتشر شده است.
این بازیگر مرد سینمای کشور، یکی از چهره‌های جوان و مشهور کشور است که فیلمی از وی اکنون در حال اکران در سینماهای کشور است. در این تصاویر پخش شده در جامعه، این بازیگر به همراه خانم‌های بد حجاب با پوشش نامناسب دیده می‌شود. بنابراین گزارش، تصاویر خصوصی وی در حالی منتشر شده است، که از سال های گذشته انتشار تصاویر و فیلم های خصوصی بازیگران و ورزشکاران مطرح و مشهور کشور به شدت افزایش یافته و به دلیل اینکه برخی از مردم کشورمان از لحاظ فرهنگی در سطح پائینی هستند به این گونه تصاویر و فیلم های خصوصی اقبال فراوانی نشان می‌دهند.
 البته ناگفته نمایند که جستجو و تجسس در زندگی خصوصی چهره‌ها به خصوص ورزشکاران و بازیگران در کل جهان همه گیر بوده و در کشورهای خارجی نیز این پدیده به شکل زننده ای رواج دارد. گفتنی است، متاسفانه علاوه بر شیوع خطرناک ناهنجاری های اجتماعی و اخلاقی در کشور، برخی از بازیگران و ورزشکاران و به طور کل افراد مشهور کشور، شئونات اجتماعی را رعایت نکرده و با بی توجهی و گاه بی بند و باری زمینه چنین مسائلی را برای برخی سودجو و بی فرهنگ فراهم می‌سازند

فان پاتوق

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٢:٠٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸۸/٩/۱٩

هنرهای زنانه، مهارت های مردانه

مردانه، زنانه

موقع بگو مگو که میشه هر کدوم از اونها مسئولیت های خودشون رو به رخ میکشند و وظایف خود رو مهم می دونند. از اون جا بی خبر که هر کدوم در جای خودشون مهمند و وجود هر دو ضروری.  اما یه مسئله دیگه اینه که علاوه بر وظایف اصلی ، هم زن و هم مرد باید در نوع وظایف خود ابتکار هم به خرج بدهند. این ابتکارات هست که میتونه به علت ایجاد پیشرفت و ارتقاء در زندگی مشترک ، اوج علاقه طرفین رو به هم برسونه و اینجاست که هر کدوم قدر شناس تر از قبل نسبت به همسرشون رفتار میکنن. 

 

خانم ها بخوانند

 راستش قدیم‏ها، خانم‏ها فعال‏تر بودند. درست است مثل امروز بحران اقتصادی نبود، این همه کالاهای رنگارنگ نبود، اما پول هم نبود. ولی خانم‏ها با اینکه خانه‏دار بودند، کمک‏های خوبی به اقتصاد خانواده می‏کردند و به عبارت گویاتر مدیریت اقتصادی به عهده‏ی خانم‏ها بود. دخل و خرج خانواده دستشان بود. با قناعت و برنامه‏ریزی پس‏انداز می‏کردند که یک وقت زندگی‏شان لنگ نزند. با همین پس‏اندازهای کوچک، یک دفعه آقا را صاحب‏خانه می‏کردند. درست است که امروز خرج زیاد است اما می‏شود به اقتصاد خانواده کمک کرد حتی شما. مهارت‏های زندگی به درد اینجور مواقع می‏خورد، مهارت فقط راز شاد زیستن و همدلی و... نیست.

این ابتکارات هست که میتونه به علت ایجاد پیشرفت و ارتقاء در زندگی مشترک ، اوج علاقه طرفین رو به هم برسونه و اینجاست که هر کدوم قدر شناس تر از قبل نسبت به همسرشون رفتار میکنن.

 

 مهارت‏هایی مثل خیاطی، آرایشگری و... مهارت‏هایی هستند که خیلی به درد می‏خورند خوب است خانم‏ها یکی دو تا از این مهارت‏ها را بلد باشند مثلا اگر شیرینی‏پزی بلد هستید، چه اشکالی دارد شیرینی‏های شب عید را خودتان بپزید هم خوشمزه‏تر است، هم با کیفیت‏تر و مطمئن‏تر و هم اینکه محصول دست شماست. خیاطی، از آن مهارت‏هایی است که درآمد دارد چه جور. اما شما که نمی‏خواهید مزون بزنید، حداقل می‏توانید لباس‏های خودتان را بدوزید و کلی در هزینه‏ها صرفه‏جویی کنید. پس خوب است شما با آموختن این مهارت‏ها به اقتصاد خانواده کمک کنید. آن وقت خودتان هم بیشتر خوشحال و راضی هستید.

 

عشق

آقایان بدانند

درست است که شما از صبح تا شب کار می‏کنید. اما خانم‏ هم به همان نسبت زحمت می‏کشند. پس در روزهای تعطیل عوض اینکه پول بی‏زبان را بدهید کارگر بیاورید خودتان دست به کار شوید و با کمک بچه‏ها دیوارها را بشویید، شیشه‏ها را تمیز کنید و ... بعد از استراحت، وقتی چایی بعد از شام را هم خوردی عوض فوتبال نگاه کردن برو یک سری به آشپزخانه، دستشویی و حمام بزن اگر شیری چکه می‏کند، لامپی سوخته و... درستش کن، حتماً که نباید تعمیر کار بیاید.

 

فوتبال همیشه هست. به وضع ظاهری خودت برس . این روزها، سر همه شلوغ است. همه کار دارند. پس بیخود داد و بیداد نکن. این سر و صداها باعث استرس و تشنج می‏شود. باور کنید پیشگیری بهتر از درمان است، اگر خانم خانه دچار افسردگی شود باید کلی خرج دوا و درمان کنی. پس بهتر است با آرامش خاطر امورات محوله را به نحو احسن انجام دهی.

 

شاهد جوان همراه با اضافات

تنظیم برای تبیان: کهتری

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٧:۳٦ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳۸۸/٩/۱۳

تمرینات ورزشی شکمی در طول بارداری

تمرینات ورزشی شکمی در طول بارداری
تمرینات ورزشی شکمی در طول بارداری

 

نویسنده : آر تی رام داسی
مترجم : محمود کریمی
منبع : اختصاصی راسخون


تمرینات ملایم ورزشی شکمی در دوران بارداری ، توصیه شده است . اما آنها مثل تمرینات ورزشی شکمی روزانه ، شدید وسخت نیستند. این تمرینات به کاهش درد پشت ونگه داری فرم بدن در وضعیتی خوب کمک می کند . تمرینات ورزشی شکمی در حین بارداری ، کمک می کنند ماهیچه هایی را به کار گیرید که به شما در چرخش بدن ، پیچاندن و خم کردن آن کمک کنند . تمرینات ورزشی شکمی در حین بارداری به شما کمک می کند تا سطح انرژی را بالا ببرید و احساس بهتری داشته باشید . ورزش کمک می کند تا گردش خون افزایش یابد وپوست شما سلامت تر به نظر آید و نهایتاً تمرینات ورزشی شکمی به افزایش قدرت ماهیچه ها کمک می کند . این موجب می شود که راحت تر زایمان کنید ودوران فراغت از زایمان را پشت سر بگذارید . در زیر چند تمرین ورزشی شکمی برای دوران بارداری آمده است .

تمرینات ورزشی شکمی برای زنان باردار:

این ها چند تا از مؤثرترین تمرینات ورزشی شکمی است که می توانید در دوران بارداری انجام دهید . اما شدیداً توصیه می شود که این تمرینات را به عنوان یک مرجع بنگرید و آنها را زیر نظریک مربی انجام دهید .

انقباض شکمی :

شما برای انجام این تمرین به یک توپ نیاز دارید . حتی اگر توپ راهم نداشته باشید ، می توانید این تمرینات را با یک بالش انجام دهید . در برابر توپ تمرین کج شوید وپشت خود را هم تراز آن تنظیم کنید . در حالی که دستانتان را روی معده تان گذاشته اید ، عمیقا نفس بکشید وقتی که نفس می کشید معده وشش های خود را پر کنید . بازدم را تا خالی شدن شش هایتان انجام دهید.

خم شدن از کنار :

به حالت چهار دست و پا قرار بگیرید. کتف ها و نشیمن گاه خود را به هم نزدیک کنید وکمی فشار بیاورید ( تأکید می کنم کمی فشار بیاورید). این کار را برای طرف دیگر هم اجرا کنید .

حلقه شدن :

به پشت بخوابید وزانوهای خود را خم کنید . دست های خود را در عرض قفسه سینه تان قرار دهید . شانه هایتان را در همین حد که کتف هایتان از کف اتاق جدا شوند ، بالا بیاورید .

کج شدن لگنی :

روی پای خود پشت به دیوار بایستید . پاشنه هایتان 12تا 18 اینچ ( 30تا 45سانت ) با دیوار فاصله داشته باشد وزانوهایتان کمی خم باشد . قسمت پایین پشت خود را به سمت دیوار کج کنید تاقسمت پایین پشت شما در برابر دیوار هم سطح شود . این حالت را برای چند ثانیه حفظ کنید و سپس به حالت اصلی برگردید.

به عقب خم شدن:

در این تمرین ، به صورت عمودی روی زمین بنشینید ، به طوری که قبل از آن که روی زمین بنشینید زانوهایتان را حلقه کنید . ( احتمالاً منظور نویسنده چهار زانو نشستن بوده است . تا آن جا که می توانید به سمت عقب خم شوید . برای مدتی در این حالت بمانید .

اما چند نکته ی احتیاطی :

تمرینات ملایم ومنظم برای دوران بارداری به صورت 3باردرهفته توصیه شده است اما زنان باردار از تمرین کردن در حالت خوابیده به پشت پس از 3 ماه اول باید پرهیز کنند .همچنین از ایستادن طولانی مدت باید بپرهیزند . شدت تمرینات بر اساس حالت مادر باید فرق کند . برای کاهش خطر صدمه دیدن ، تمرینات بدون وزنه دارای ارجحیت است. از هر گونه تمرینات ورزشی که به قسمت شکم فشار بیاورد باید در دوران بارداری پرهیز کرد . در کنار تمرینات ورزشی شکمی ، یک رژیم غذایی سالم ومتوازن برای داشتن سلامتی پیشنهاد می شود . وقتی که به انجام حرکات ورزشی شکمی برای شکم خود می پردازید ، لباس های سبک وراحت بپوشید . از لباس های تنگ وچسبان باید شدیداً پرهیز شود . همچنین کفش هایی که در طی این تمرینات می پوشید نباید لغزنده باشند . از هر گونه حرکتی که به بدن شما تکان تندی بدهد ، بپرهیزید . انجام حرکات تند در حین بارداری خیلی خطرناک است . اگر شما هر گونه مشکلی مثل خونریزی واژینال ، سر گیجه ، انقباص یا حالت تهوع پیدا کردید ، سریعاً تمرین را متوقف کنید . همچنین قبل از انجام این تمرین ها باید با یک دکتر مشورت کنید . ونهایتاً این تمرینات را بدون حضور مربی یا نظارت مناسب انجام ندهید .
منبع انگلیسی مقاله: BUZZLE.COM
راسخون
  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٦:٤٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸۸/٩/۱۱

راههای پیشگیری از روزمرگی و یکنواختی در روابط زن و مرد

راههای پیشگیری از روزمرگی و یکنواختی در روابط زن و مرد
روابط متقابل زن و شوهر

زناشویی یکی از صمیمی ترین و خصوصی ترین انواع ارتباط انسانی و از نیازهای فطری بشر است . زمانیکه دو نفر ناآشنا و با سلایق مختلف کنار هم قرار می گیرند دوام و کیفیت دوستی آنها به دانش ، مهارت و هنر هر یک از آنها در تحکیم این ارتباط بستگی دارد . کم و بیش همه ما شاهد بوده ایم زن و شوهرهائیکه اگر چه در کنار هم هستند ولی بسیار از هم فاصله دارند .

در حقیقت به دلیل عدم درک صحیح نیازها و شخصیت یکدیگر نه تنها صمیمیتی بین آنها نیست بلکه به اجبار در کنار هم زندگی می کنند که این اجبار میتواند ناشی از تعصبات اجتماعی مثل اعتقاد به ناشایسته بودن طلاق ، حمایت از فرزندان و مشکلات معیشتی و … باشد . نارضایتی زن و شوهر از یکدیگر علاوه بر اینکه بر لذت از زندگی و موفقیت های اجتماعی ، شغلی و اقتصادی تاثیر منفی می گذارد ، گاهی متأسفانه به مشکلات اخلاقی نیز منجر می گردد . راستی چه عواملی باعث می شود آنهمه رعایت احترام و حفظ حریم و حرمت ها ، فداکاریها و مهربانی های دوران نامزدی و عقد پس از مدتی به دلسردی ، خستگی و مشاجره های مختلف منجر شود ، امید است مطالبی که در ادامه خواهد آمد بتواندراه های پایداری و دوام صمیمیت و یک ارتباط با نشاط زناشویی را بیان کند .


از خودتان شروع کنید .

اگر از یک ارتباط زناشویی که دلخواه شما نیست رنج می برید اولین گام این است که خود را اصلاح کنید . در یک ارتبا ط دو طرفه کمتر می توان فقط یک نفر را بعنوان مسئول مشکلات و مشاجرات معرفی کرد . شما مجبور نیستید در شرایط توأم با تحقیر ، سرزنش و خستگی سر ببرید ، از هم اکنون سرنوشت خود را به دست بگیرید و برای تغییر زندگی و روابط زناشویی خود برنامه ریزی کنید . رفتارهای غلط خود را اصلاح کنید و بعضی از وظایفی که فراموش کرده اید از سر بگیرید .

اریک فروم در کتاب ‹ هنر عشق ورزیدن › می گوید : زمانی میتوانید کسی را عاشق خود کنید که اول خودتان به او عشق بورزید . شما می توانید در خاطرات تلخ گذشته و آنچه بین شما و شریک زندگی تان گذشته است غوطه ور شوید و به خاطر آن پر از غصه ، کینه و خشم گردید اما راه دیگری هم هست و آن اینکه از حالا تصمیم بگیرید شرایط را عوض کنید ، گذشته ناخوشایند را فراموش کنید و فقط از آن برای داشتن یک زندگی بهتر درس بگیرید ، ببینید چه چیزهایی زندگی شما را توأم با ناکامی و غصه کرده است آنها را از بین ببرید دوباره تکرار می کنم فراموش نکنید که زناشویی یک ارتباط دو طرفه است و قسمتی از مشکلات مربوط به شماست بنا براین ابتدا خودتان را طبق تعالیم زیر تغییر دهید .

استقبال از اختلاف نظر ها

خداوند انسانها را مثل هم نیافریده است و البته این تفاوتهای بین فردی است که سبب جاذبه بیشتر بین انسانها میگردد . بنابراین نباید سعی کنید که طرف مقابل را به گونه ای تغییر دهید که مثل شما فکر کند و مطابق نظر شما رفتار کند ، در ابتدا دختر و پسرها که برای مراسم خواستگاری و آشنایی صحبت می کنند ، به دقت به صحبت های همدیگر گوش میدهند و در حقیقت این شروع آشنایی برای آنها جذاب است زیرا هر کسی خود را همانطور که هست معرفی می کند و عقاید خود را بیان می کند ، چیزیکه سبب این جاذبه می شود همان اختلافات این دو نفر است . بجز ارزش های مذهبی و بنیادین که اختلاف نظر در آنها گیرایی ندارد ما معمولاً به دنبال کسی هستیم که به دلیل تفاوتهایش ما را کامل کند . اختلاف نظر ها اگر چه ممکن است سبب تضاد یامشاجره گردد ، اما همین مشاجره نیز فرصتی برای بیان عقاید طرفین است و منجر به شناسایی بیشتر هر یک از دیگری می گردد . از طرفی نباید انتظار داشت که هیج اختلاف نظر و مشاجره ای بین زن و شوهر وجود نداشته باشد ، چرا که ارتباط بدون تضاد یک ارتباط صحیح و پویا نیست در حقیقت در این ارتباط یک نفر از بیان احساسات و عقاید خود صرف نظر کرده است یا طرف مقابل این فرصت را با قلدری به او نداده است و لذا از رشد طرفین نیز جلوگیری خواهد شد . عقاید مختلف با ایجاد بحث و مشاجره یا قضاوت نفر سوم یا مراجعه به کتاب سبب رشد زن و شوهر می گردد، مثلاً اگر در مورد تربیت فرزند اختلاف نظری داشته باشند با مراجعه به روانشناس یا کتب مربوطه دانش هر دو طرف ارتقاء می یابد .


تغییر در نگرش به رفتار و خصوصیات طرف مقابل

ممکن است شما علاقمند ، به ورزش و تماشای مسابقات ورزشی باشید و همسر شما علاقمند به خواندن روزنامه مثل صفحه حوادث یا صفحه گزارشات سیاسی باشد ، لازم نیست تلاش کنید علاقمندی خودتان را نادیده بگیرید یا او را مجبور کنید که سرگرمی اش مثل شما باشد بلکه هر کدام باید به دیگری اجازه دهیم به آنچه دوست دارد بپردازد ، در اینصورت می بینید که در یک خانواده هم بحث های ورزشی می شود و هم بحث های سیاسی و ... یعنی باز هم شما می توانید همدیگر را کامل کنید .

بنابراین به جای اینکه بگوئید متاسفانه شریک زندگی من اصلاً مثل من فکر نمی کند و مثلاً در مورد تماشای فوتبال اتفاق نظر نداریم میتوانید بگوئید خوشبختانه وقتی که دست از تفریح و سرگرمی مان می کشیم هرکدام حرف جدیدی برای زدن داریم که ملال آور نیست و بر اطلاعات مان می افزاید .

ممکن است شما از هر پر حرفی ، کم حرفی ،ملایمت ، تند مزاجی ، رنگ مو ، قد ،جاه طلبی ،قاطعیت و رک گویی ، پرکاری و خساست و ... همسرتان خوشحال باشید یا ناراحت ، باید بدانید که اینهاامور نسبی هستند ، اگر برای شما ناپسند است برای دیگران خوشایند به نظر می رسد . پرحرفی طرف مقابل سبب می شود شما مجالس گرم و شلوغی داشته باشید از طرفی اگر کم حرف و ملایم باشد به شما آرامش می دهد . خساست او را می توانید به اقتصادی بودن تعبیر کنید و یا جاه طلبی که او را برای ارتقاء در درجات کاری کمک می کند و سعی می کند که کارش را بخوبی انجام دهد این میتواند به جدیت در کار تعبیر شود . اگر نگرش خود را نسبت به صفات یا رفتار او تغییر دهید می بینید که هر کدام فرصتی برای دگرگونی و لذت بیشتر از زندگی فراهم کرده اید و باز هم اشاره کنم فرصتی برای کامل شدن شماست .


تمجید و تأئید


هر روز دلیلی برای تائید بهترین یار خود داشته باشید هر زن و مردی در هر مقام و درجه علمی و اقتصادی که باشد بسیار علاقمند است که مورد تائید دیگران بخصوص نزدیکان خود قرار گیرد . شاید شنیده یا دیده باشید که بعضی ها در محیط کار بسیار شاداب تر از محیط منزل باشند زیرا در محیط کار به دلیل پرکار ی ، جسارت و ارائه کار خوب یا برخورد مناسب مرتب از سوی همکاران مورد تأئید قرار می گیرند ولی در منزل نه تنها مورد تأئید قرار نمی گیرند بلکه به دلیل اختلاف سلیقه هایی که قبلاً اشاره شد یا خرید لباس یا مواد خوراکی معیوب مورد سرزنش واقع می شوند . این امر موجب می گردد که در جمع فامیل خسته و خموده به نظر برسد و لذا انرژی و شادابی اش در محیط کار صرف همکاران می گردد و ملال او نصیب خانواده . مردان دوست دارند که مورد تأئید واقع شوند زنان هم دوست دارند کانون توجه شوهرشان باشند .

مردان به خاطر قیافه ای که دارند ، بخاطر چیزی که برای خانه می خرند ، تلاشی که می کنند و سلیقه شان نیاز به تأئید دارند ، این تأیید اعتماد به نفس آنها راتقویت می کند و شور و هیجانشان را دو چندان می نماید و خلاصه به کسی که از آنها تعریف کند علاقمند می شوند متأسفانه ممکن است این فرد کسی به جز همسرشان باشد و یقیناً دردسر می آفریند . مردان بخاطر صفاتی مثل محجوب بودن ، باادب بودن ، وظیفه شناس بودن و . . . در محیط کارشان به تکرار از سوی همکاران زن یا مرد مورد تشویق و تأیید قرار می گیرند . از طرفی زنان به هیچ وجه تمایل ندارند که شوهرشان به زن دیگری محبت نشان دهد یا با او شوخی کند شاید اسم این را حسادت زنانه بگذارید ولی هر چه هست هر زنی دوست دارد که برای شوهرش عزیزترین باشد . مردانی که معتاد به کار هستند و زمان زیادی را خارج از منزل به سر می برند کمتر می توانند به همسرانشان توجه نشان دهند و طبیعی است که وقتی به خانه برمیگردند با زنی خسته و ملول مواجه شوند . اگر در یک محیط کاری با چند نفر زن و مرد کار میکنید به راحتی میتوانید حدس بزنید چه موقع همسر همکارتان به او تلفن می زند چون معمولاً یک ارتباط تلفنی کوتاه با کمترین سلام و احوالپرسی و معمولاً بی حوصلگی را شاهد هستید ، اینگونه ارتباط پیامی به تماس گیرنده می دهد به این مضمون ‹ من برای کارم بیشتر از تو اهمیت قائل هستم ، فعلاً وقت مرا نگیر ، شما شایستگی توجه مرا ندارید . › ، این موضوع بطور آگاهانه یا ناخود آگاه سبب رنجش و مشاجره میگردد .

کسی که مورد بی توجهی واقع شده است ( معمولاً زنان ) با آوردن بهانه های گوناگون ، بهم زدن وعده های قبلی و اخم کردن موجبات ناراحتی را فراهم میکند .

سعی کنید هر روز با بر شمردن یکی از صفات همسر خود او را تأیید کنید مثلاً از جدیت او در کار ، مهربانی ، پرحرفی ، غذای خوشمزه ای که آماده کرده است یا خریده است ، آرایش ظاهری و ... و در پایان به خاطر این صفت خوب از او تشکر کنید . بسیاری از مردان کار درمنزل همسرشان را خیلی دست کم می گیرند ، بد نیست یک روز پا به پای خانم خانه به فعالیت بپردازید خواهید دید که کارهایی مثل پخت و پز ، شستشوی ظروف و لباس ، تمیز کاری ، بچه داری و ... چقدر وقت و انرژی از شما خواهد گرفت در اینصورت ملاحظه خواهید کرد که نه تنها کار زن خانه دار کم نیست بلکه زنان به خاطر این همه فعالیت نیاز به تشویق و توجه کامل دارند . زنان با این همه مشغله در منزل باید از لحاظ عاطفی به بچه ها و حتی شوهرشان نیز رسیدگی کنند . این مستلزم آن است که علاوه بر کمک به او در کار منزل ضمن تشکر و تمجید به موقع موجبات انبساط خاطر او فراهم آید .


دوست داشتن بدون شرط :


برای دوست داشتن کلمه ‹ اگر › را فراموش کنید . همسر شما نزدیکترین فرد به شما ست او را بدون هیچ قید و شرطی دوست بدارید . هیچ مادری برای دوست داشتن فرزندش کلمه اگر بکار نمی برد . بگذاریم هر کسی خودش باشد و همانطور که هست دوست داشته شو د . شرط گذاشتن برای دوست داشتن ، بیشتر استفاده از طرف را القاء میکند تا دوست داشتن او . شروطی مثل اگر پول دار بودی ، اگر تلاش بیشتری می کردی و ... به هیچ وجه مشکلی را حل نمیکند بلکه موجب رنجش میگردد .

ممکن است سئوال کنید چطور کسی را با داشتن صفات یا رفتار ناپسند دوست داشته باشیم ، همانطور که قبلاً اشاره شد بسیاری از صفات افراد خوب یابد بودنش نسبی است و شما با تغییر نگرش خود میتوانید به همسرتان نزدیک شوید . یادتان باشد که اگر به کسی احساس ارزشمندی وشایستگی بدهید ، سعی می کند خودش را در حد انتظار شما نگه دارد .

__________________
پاتوق سرگرمی ایرانیان
  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۳:۱٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸۸/۸/۱٥

راه هاى مقابله با کارکردهاى منفى تلویزیون

 
راه هاى مقابله با کارکردهاى منفى تلویزیون

 

نویسنده: قاسم جوکار*




گرچه به صفر رساندن کارکردهاى منفى تلویزیون امکان پذیر نیست، ولى نباید نسبت به آنها بى تفاوت بود. از این رو، باید تمام همّ خود را به کار بست تا این کارکردهاى منفى به حداقل ممکن برسند.
به دلیل آنکه تلویزیون در کشور ما یک رسانه ملّى و دولتى است، کاهش کارکردهاى منفى آن، همکارى همه جانبه اى مى طلبد که در یک سو، مسئولان و متولّیان امر قرار دارند و در سوى دیگر، خانواده ها و مددکاران اجتماعى. از این رو، باید از همه آنها ـ هرچند توان کمى داشته باشند ـ به نحو شایسته استفاده کرد; زیرا مسئله بسیار حایز اهمیت است. در پایان، به برخى از این راه کارها اشاره مى گردد:
1. استفاده از تراشه رایانه اى V-ship: مى توان این وسیله را در دستگاه تلویزیون کار گذاشت تا والدین به کمک آن بتوانند در برنامه هایى که تصور مى کنند براى فرزندانشان مناسب نیست، اختلال ایجاد کنند. 2. متولّیان امر سعى کنند برنامه هاى مخصوص بزرگ سالان را زمانى پخش کنند که تا حدّ امکان، کودکان موفق به دیدن آنها نشوند.
3. والدین و مربّیان درباره اهداف آگهى هاى تجارى و اینکه چگونه باید آنها را ارزیابى کنند، با کودکان حرف بزنند.
4. برنامه ریزى خانواده ها به گونه اى باشد که کودکان کمترین فرصت را براى تماشاى برنامه هاى تلویزیونى، آن هم برنامه هاى مخصوص خود، داشته باشند.
5. والدین همراه کودکان تلویزیون تماشا کنند و درباره داستان ها و اطلاعات نمایش داده شده آن صحبت کنند; درباره اینکه موقعیت هایى که در تلویزیون ارائه شده، چگونه ممکن است با زندگى واقعى همخوان باشد یا نباشد، حرف بزنند.
6. اندیشه ها و پیشنهادهایى را که در برنامه هاى آموزشى ارائه مى شود با فعالیت هایى که در خانه یا کلاس صورت مى گیرد پى گیرى کنند. چنین فعالیت هایى به کودکان کمک خواهند کرد تا از اطلاعاتى که از تلویزیون ارائه مى شوند فعّالانه تر استفاده کنند.
7. کودکان را تشویق کنند که از میان انواع برنامه هاى تلویزیونى، دست به انتخاب بزنند; آنها را علاوه بر برنامه هاى کودکان، با اخبار، ویژه برنامه هاى علمى، فیلم هاى کلاسیک و برخى اخبار و رویدادها آشنا کنند.
8. والدین از نوارهاى ویدئویى که از نظر سنّى براى کودکان مناسب است براى اوقاتى که آنها در خانه هستند و یا زمانى که تشخیص مى دهند یک برنامه تلویزیونى مناسب طبع یا سن کودک نیست استفاده کنند.
9. محدود کردن تماشاى تلویزیون کودکان باید در دستور کار برنامه هاى بهداشتى قرار گیرد.
10. توسط متولّیان امر، قفل هاى الکترونیکى در اختیار والدین قرار گیرد تا در برنامه ریزى تلویزیون به والدین کمک نمایند.

نتیجه گیرى

با توجه به آنچه ذکر شد، به این نتیجه مى رسیم که تلویزیون در زندگى کودک، نه یک هیولاى یک چشم است که با ورود در زندگى کودک، او را از بین ببرد و نه یک وسیله اى است که مطلقاً در بالا بردن و سرعت بخشیدن به توانمندى کودک در خدمت او قرار گیرد، بلکه تلویزیون یکى از فراورده هاى صنعت و فناورى است که با مدیریت صحیح متولّیان امر و خانواده ها، مى تواند وسیله اى براى ارتقاى توانمندى کودک به شمار آید، وگرنه در صورت مدیریت سوء متولّیان امر و غفلت خانواده ها، مى تواند همچون بمبى باشد که همه ابعاد زندگى کودک را ویران مى کند.
* دانش آموخته حوزه علمیه و کارشناس جامعه شناسى
منبع: http://www.ikvu.ir

راسخون
  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸۸/۸/۱٤

قوانین طلایی ارتباط همسران

                     


بسیاری از مشاجرات خانوادگی ناشی از درست صحبت نکردن و عدم توانایی در رساندن مفهوم و منظور افراد است.در این مقاله به بررسی 5 قانون ارتباطی اشاره می‌کنیم:

فنون برقراری ارتباط صحیح (ارتباطات کلامی)

بسیاری از بگو مگوها و مشاجرات خانوادگی ناشی از درست صحبت نکردن و عدم توانایی در رساندن مفهوم و منظور افراد است.

در این مقاله به بررسی 5 قانون ارتباطی اشاره خواهیم کرد :

برای کاستن از این مشاجرات متخصصین آموزش‌های مهارت‌های ارتباطی، تدابیری برای برقراری ارتباط مناسب تدوین کرده‌اند که به خلاصه‌ای از آنها اشاره می‌کنیم:

قانون ارتباطی 1:

به جای «تو و شما» جملات خود را با من شروع کنید.

 قانون ارتباطی 2:

تا جایی که امکان دارد از کلمات "همیشه و هرگز" استفاده نکنید. مثل اینکه می‌گویید: "هیچ‌وقت دست به سیاه و سفید نمی‌زنی" واژه‌های "هرگز و همیشه" بیش از اندازه قدرتمند هستند و بی‌آنکه لازم باشد طرف مقابل را خشمگین می‌سازند، از این گذشته بسیار ضعیف هستند، زیرا به راحتی می‌توان در مقام تکذیب آن حرف زد، البته مردم وقتی از این کلمات استفاده می‌کنند، می‌خواهند بگویند از این موضوع به شدت ناراحت هستند و بیشتر قصد تاکید دارند و می‌خواهند مطمئن شوند که طرف مقابلشان متوجه موضوع شده است. ولی نمی‌دانند کسی که فقط دو سه بار اشتباهی را مرتکب شده است چقدر از این موضوع ناراحت می‌شود.

قانون ارتباطی 3:

رشته‌ کلام همسرتان را پاره نکنید. در هنگام صحبت کردن بگذارید همسرتان حرفش را کاملا بزند. زمانی‌که صحبتش را قطع می‌کنید وی را عصبانی می‌کنید و به او این احساس را می‌دهید که کسی به حرف شما گوش نمی‌کند و برای آن ارزشی قائل نیست. از آنجائیکه اجازه نداده‌اید جمله‌اش تمام شود، ممکن است نتیجه‌گیری شتاب زده و غیر واقعی بکنید.

 

ممکن است هر چقدر تلاش کنید نتوانید این رفتار خود را کنترل نمائید در این شرایط بهتر است بگویید "نوبت صحبت به من هم بده زیرا به نظر می‌رسد حرف‌های غیر منصفانه می‌زنی ولی خوب ادامه بده" و یا اینکه بگویید :"می‌دانم نباید صحبت را قطع کنم ولی می‌خواهم بدانی غیر منصفانه قضاوت می‌کنی" در این شرایط گوینده به اندازه ی کافی اعتراض خود را بیان می‌کند و احساس خود را نیز مطرح می‌سازد و در موقعیتی قرار می‌گیرد که بتواند پایان سخن همسرش را بشنود. در عین حال اعتراض به اندازه ی کافی کوتاه است و طرف مقابل را عصبانی نمی‌کند و می‌تواند به حرف زدن ادامه دهد.

قانون ارتباطی 4:

حرف همسرتان را به زبان خود خلاصه کنید "دانیل بی‌وایل"، یکی از متخصصین مهارت‌های ارتباطی می‌گوید وقتی همسرتان سعی دارد احساسش را با شما در میان بگذارد سعی کنید سخن او را با عبارات خود خلاصه کنید تا بدانید منظور او را فهمیده‌اید و بعد از او سوال کنید آیا درست می‌گویم. در این شرایط هر دو به حرف‌های یکدیگر گوش فرا می‌دهند.

قانون خلاصه کردن مبتنی بر یک فراست مهم است و تلاشی است تا طرفین ازدواج وقتی حرف‌های یکدیگر را خلاصه نمی‌کنند آن را بفهمند. سعی کنیم از این قانون سود ببریم و بپذیریم که گوش دادن به حرف‌های همسر از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

قانون ارتباطی 5:

از ذهن خوانی پرهیز کنید. ذهن خوانی یکی از خطاهای ارتباطی است، یعنی شما برداشت‌های خود را به دیگران نسبت می‌دهید، تصور می‌کنید مردم چگونه فکر می‌کنند، چه احساسی دارند و چه می‌خواهند بکنند. ذهن خوانی می‌تواند کاملا تحریک کننده و خشم برانگیز باشد عباراتی از قبیل:

"تو می‌خواستی مرا مجازات کنی"

"تو دوستان مرا نمی‌پسندی"

"تو از مسئولیت فرار می‌کنی"

می‌خواستی کاری بکنی که من احساس گناه بکنم"
عباراتی از این قبیل می‌تواند مانع گفتگوی منطقی شود. اشخاص دوست ندارند که دیگران درباره احساسات و علائق آنها به حدس و گمان متوسل شوند، به خصوص حدس اشتباه آنها را به شدت ناراحت می‌کند و این اتفاقی است که اغلب روی می‌دهد. ذهن خوانی ممکن است یک بیان ناقص باشد که از آن برای پی بردن به همه ی مطالب استفاده کنید. توجه داشته باشید که گاه "ذهن خوانی" مبین ترس شماست که به شکل اظهار نظر درباره ی احساسات و انگیزه‌های دیگران متجلی می‌شود.



سیمرغ

فان پاتوق

 

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٧:٢٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸۸/۸/٥

حس بویایی همسرتان را از آن خود کنید

خیلی از مردها به بعضی بوهای خاص حساس هستند و درواقع، شاید راهی که می‌توانید به مرد مورد علاقه تان نزدیک شوید، از راه دلش نباشد و از راه بینی او باشد.

در این مقاله ایده‌هایی مختلف مجذوب کردن حس بویایی مردها را به شما معرفی می‌کنیم. برای این منظور به خاطرات دوران کودکی، رایحه غذاهای مورد علاقه و عطرهایی که برای خود یا شما می‌پسندد اشاره می‌کنیم.

برای همه ما بوهای خاصی است که احساس امنیت و شادی را در ما زنده میکند: این رایحه میتواند بوی چمن باران خورده، نان تازه، یک صابون خاص، یا بوی لباسهای خیس باشد. خیلی از مردها به بعضی بوهای خاص حساس هستند و درواقع، شاید راهی که می‌توانید به همسرتان نزدیک شوید، از راه دلش نباشد و از راه بینی او باشد.

از بوی چه غذاهایی خوشش می‌آید و خوشش نمی آید؟

ممکن است یک شب با او غذا پخته باشید یا در رستوران بوی پنیر یا گیاهانی با بوی تند را استنشاق کرده باشید. باید به واکنش او توجه کنید. آیا او مجذوب بوی غذاهای خاصی می‌شود یا از آنها بدش می‌آید؟

از او بخواهید واکنشش را برای شما توصیف کند. این رایحه می‌تواند رابطه ای با دوران کودکی او، معشوق قدیمی، یا یک موقعیت شاد یا بد قدیمی داشته باشد.

مثلاً اگر متوجه شدید که همسرتان به بوی وانیل تمایل دارد، می‌توانید دنبال عطری برای خودتان بگردید که با رایحه وانیل باشد. یا دسرهای خوشمزه وانیلی برای او درست کنید.

چه بوهایی دور و برش وجود دارد؟

حتی اگر مثل کارآگاه‌ها همه منزلتان را برای پیدا کردن بو و عطرهای مورد علاقه‌اش زیر و رو نکنید، هنوز هم می‌توانید با دقت به جزئیات زندگی روزمره‌اش، بوهای مورد علاقه او را پیدا کنید. ببینید برای شستن لباسهایش از چه پودری استفاده می‌کند؟
حمام خانه بهترین نقطه برای پیدا کردن بوهای مورد علاقه اوست. صابون و شامپویش را بو کنید. کرم مرطوب کننده اش را هم همینطور. آیا بوی خاصی را پیدا می‌کنید که در همه آنها مشترک باشد؟ افترشیو یا ادکلنش هم می‌تواند روشن‌ترین نشانه بوهایی باشد که دوست دارد. از این گذشته، اگر او از این بو برای روی صورت و بدنش استفاده می‌کند، پس مطمئناً اهمیت ویژه ای برایش دارد.
رایحه زنانه

یادتان باشد، طرفتان همانقدر که از بوی عطر خودش لذت می‌برد، مطمئناً بوی عطر شما هم اهمیت زیادی برایش دارد. خیلی از مردها درمورد بوی شما خیلی رک هستند و نظرشان را راحت به شما می‌گویند. دقت کنید و به نظری که درمورد عطرتان می‌دهد خوب توجه کنید. اگر وقتی بغلتان کرده است با حس خوبی می‌گوید، "وای، تو فوق العاده ای"، مطمئن باشید که بهترین عطر را برای خودتان انتخاب کرده اید.

با دقت به اولویت‌ها و علایق بویایی طرفتان مطمئن باشید که نتیجه خوبی عایدتان می‌شود. اگر بعضی بوهای خاص که در خانه اش یا جایی در زندگیش پیدا کرده‌اید را برایش زنده کنید مطمئن باشید از اینکه شما را در زندگی خود دارد بی نهایت احساس خوشبختی می‌کند. البته قدرت بویایی را نباید در محوطه خانه او منحصر کنید. باید بوهایی را که بیشتری تاثیر را روی او دارند پیدا کنید و این بوها را روی پوستتان، در آشپزخانه و در اتاق خوابتان در معرض توجه اش قرار دهید و مطمئن باشید که او را بیش از پیش مجذوب خودتان خواهید کرد.
  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۸:٥۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸۸/۸/٤

مقدس‏ترین شغل خانم ها

مقدس‏ترین شغل خانم ها

مادر

مهم‏ترین و حساس‏ترین وظیفه بانوان پرورش و تربیت فرزنداست.در این باره پدر و مادر هر دو مسئولیت دارند لیکن ثقل این کارمعمولا بر دوش مادران می باشد. این شغلی است که حتی اگر زنی در بیرون از منزل شاغل باشد نه تنها از دوشش برداشته نمی شود بلکه وظیفه ی اصلی او

زیرا آنها هستند که می توانند مرتبا از کودکان خویش مراقبت وحفاظت نمایند.اگر مادران به وظیفه سنگین و مقدس مادرى آشنا باشند و با برنامه صحیح نونهالان اجتماع را پرورش دهند ، می توانند اوضاع عمومى‏ یک اجتماع بلکه جهان را به طور کلى دگرگون سازند.بنابراین ترقى وتنزل،پیشرفت و عقب‏ماندگى اجتماع در دست‏بانوان و به اختیار آنهاست.

بدین جهت پیغمبر اسلام (ص) فرمود:بهشت در زیر پاى مادران است. (1)

بچه‏دارى‏کار آسانى نیست‏بلکه شغل بسیار پر مسئولیتى است.مقدس‏ترین وارزنده‏ترین شغلى است که دستگاه آفرینش بر عهده بانوان گذاشته است.

ثمره ازدواج

وجود فرزند میوه درخت زناشویى و یک‏آرزوى طبیعى است.ازدواج بى‏فرزند مانند درخت‏بى‏بار است.وجودفرزند پیوند زناشویى را استوار می سازد،مرد و زن را به خانه و زندگى‏علاقه‏مند می گرداند. محیط خانه را با صفا و طراوت می کند و مرد را به تلاش و کوشش بیشتر وادار و زن را به خانه و کاشانه دلگرم می سازد.

امام سجاد علیه السلام فرمود: سعادت انسان در اینست که فرزندان ‏صالحى داشته باشد که به آنان استعانت جوید. (2)

اطفالى که هم اکنون در محیط کوچک خانه پرورش مى‏یابند مردان‏ و زنان آینده اجتماع خواهند بود.هر درسى را که در محیط خانه و در دامن‏پدر و مادر فرا گیرند در اجتماع فردا به مرحله عمل خواهند رسانید.اگرخانواده‏ها اصلاح گردند اجتماع نیز حتما اصلاح خواهد شد. چون‏اجتماع به غیر از همین خانواده‏ها چیزى نیست.اگر کودکان امروز،تندخو،ستیزه‏گر، متجاوز،چاپلوس،دروغگو،بد اخلاق،کوتاه فکر،بى‏اراده،شنو،ترسو،خجول، نادان،خودخواه،پول پرست،لاابالى پرورش یابند جامعه بزرگ فردا نیز به همین صفات واخلاق زشت گرفتار خواهد شد.اگر امروز با تملق و چاپلوسى از شماچیزى گرفتند فردا هم در مقابل زورگویان چاپلوسى خواهند کرد.

و بالعکس اگر کودکان امروز درستکار،شجاع،بلند همت،خوش اخلاق،خیرخواه،بردبار،دلدار، با ایمان،زور نشنو،غیر متجاوز،عدالتخواه،بزرگ نفس،حقگو،امانتدار،دانا،روشنفکر،راستگو، صریح اللهجه تربیت‏شوند فردا هم همین صفات عالى را به صورت‏کاملترى ظاهر خواهند ساخت.

بنابراین،پدران و مادران و بالاخص مادران در قبال فرزندان خویش و اجتماع بزرگترین و سنگین‏ترین مسؤولیت را خواهند داشت.

والدین اگر مطابق نقشه صحیح و برنامه دقیق تربیتى در تربیت کودکان خویش‏اقدام نمایند بزرگترین خدمت را نسبت‏به اجتماع آینده خواهند نمود.واگر در انجام این وظیفه بزرگ سهل‏انگارى کنند در قیامت مسؤول خواهندبود.

بدین جهت امام سجاد علیه السلام فرمود:

 حق فرزندت اینست که‏بدانى که او از تو می باشد. بد باشد یا خوب با تو نسبت دارد.در قبال‏پرورش و تادیب او و راهنمایى‏اش به سوى خدا و کمک کردنش به‏فرمانبردارى مسؤولیت دارى.رفتارت با او رفتار کسى باشد که یقین دارد در مقابل احسان کردن به او پاداش نیک خواهد داشت و در مقابل‏بد رفتارى کیفر بد خواهد دید. (3)

در اینجا باید یادآور شویم که چنان نیست که هر بانویى از شغل‏مادرى و تربیت صحیح آگاه باشد بلکه رموز آنرا باید یاد گرفت.لیکن دراین مقاله ی  کوتاه نمی توان وارد فن تربیت‏شد و مباحث دقیق آنرا موردتجزیه و تحلیل قرار داد.

 

خوشبختانه کتابهایى در این باره تالیف شده دراختیار خوانندگان قرار دارد.مادران علاقه‏مند میتوانند آنها را تهیه ومطالعه نمایند و از تجربیات خودشان نیز استفاده کنند.( در بخش خانواده نیز مقالاتی در باره ی کودکان و تربیت آن ها در اختیار کاربران قرار دارد.) اگر بانویی با هوش وعلاقه‏مندى باشد می تواند علاوه بر تربیت کردن فرزندان،خدمات علمى‏ارزنده‏اى هم انجام دهد.با بکار بستن دستورهاى تربیتى و ملاحظه آثار و نتایج آنها بزودى در فن تربیت تخصص پیدا خواهد کرد.در آنصورت می تواند به وسیله اطلاعات جالبى که در این باره بدست آورده در راه اصلاح‏و تکمیل کتابهاى تربیتى خدمات علمى و ارزنده‏اى انجام دهد.

خانواده

 

لیکن یادآورى یک نکته ضرورت دارد.بسیارى از مردم از معناى‏صحیح تربیت غافل بوده بین تعلیم و تربیت فرق نمی گذارند.تربیت را نیزیک نوع تعلیم مى‏پندارند.خیال می کنند با یاد دادن یک سلسله مفاهیم ومطالب سودمند دینى یا تربیتى و به وسیله پند و اندرزهاى حکما و شعراء و نقل سرگذشت مردان نیک می توان کودک را کاملا تحت تاثیر قرار داد ومطابق دلخواه تربیتش نمود.

 

 

مثلا گمان می کنند اگر آیات و روایات مربوط به مذمت دروغگویى را به اطفال یاد دادند و وادارشان کردند چندین حدیث‏و داستان درباره فضیلت راستگویى از بر کنند،و حتى در حضور مردم‏بخوانند و جایزه بگیرند، راستگو تربیت‏خواهند شد.در صورتیکه در موردتربیت‏به این مقدار نمی توان اکتفا نمود.البته از بر کردن آیه و حدیث وداستانهاى آموزنده بى‏اثر نیست.لیکن آثارى را که از تربیت انتظار داریم ‏نباید از این قبیل برنامه‏هاى صورى انتظار داشته باشیم.

اگر در صدد تربیت‏صحیح و کامل باشیم باید کودک را در شرایط و اوضاع خاصى قرار دهیم‏ و محیط صالح و مناسبى برایش بوجود آوریم که طبعا راستگو و صالح ودرستکار پرورش یابد.

محیط نشو و نما و پرورش کودک اگر محیط راستى ،درستى ،امانتدارى ، ایمان ،پاکیزگى ،انضباط ،شجاعت ،خیرخواهى ،مهر ،وفا ،صمیمیت ،عدالت ،کار و کوشش ،عفت، آزادى ،بلند همتى ،غیرت ،فداکارى باشد ،کودک نیز با همین صفات خو گرفته‏تربیت می شود.و همچنین اگر در محیط خیانت،نادرستى،دروغ،حیله بازى،چاپلوسى،تعدى و تجاوز، عدم رعایت‏حقوق،عدم آزادى،بغض و کینه توزى،ستیزه‏گرى،لجبازى،کوتاه فکرى،نفاق ودو رویى پرورش یافت‏خواه ناخواه بدین صفات زشت‏خو گرفته فاسد و بد عمل تربیت‏خواهد شد. و در اینصورت پند و اندرزهاى دینى و ادبى‏گر چه آنها را از بر بخواند اصلاحش نخواهد کرد.

 

صدها آیه و روایت وشعر و داستان به مقدار یک عمل آموزنده تاثیر نخواهد کرد-دو صد گفته‏چون نیم کردار نیست .پدر و مادر دروغگو نمی توانند به وسیله آیه و حدیث‏کودک را راستگو تربیت نمایند. پدر و مادر بى‏انضباط با عمل‏خودشان بچه را کثیف و بى‏انضباط بار می آورند. کودک بیش از آن مقدارکه به سخنان شما توجه دارد در اعمال و رفتارتان دقت می کند.

بنابراین پدر و مادرانی که در صدد اصلاح و تربیت فرزندان خویش‏هستند باید قبلا محیط خانوادگى و روابط خودشان و اخلاق و رفتارشان‏را اصلاح کنند تا فرزندانشان خواه ناخواه صالح و شایسته تربیت‏شوند.

منبع : برگرفته از کتاب " همسرداری " – نویسنده : ابراهیم امینی

تنظیم برای تبیان :داوودی

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٦:۳٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸۸/۸/٤

دختران مجرد و ساعت ازدواج

میلاد کریمه اهل بیت حضرت معصومه و روز دختر را به همه شما هزیزان مخصوصا دختران گرامی باد

 

دختران مجرد و ساعت ازدواج

بررسی اجمالی علل تجرد در دختران

                                     
همه جوامع برای تحقق مقاطع مهم زندگی مانند شروع شغل، زمان ازدواج، فرزند دار شدن، بازنشستگی و ...زمان بندی اجتماعی دارند که به این انتظارات درجه بندی شده سنی برای رویدادهای خاص زندگی، ساعت اجتماعی اطلاق می شود. به موقع یا بی موقع بودن این مساله بر عزت نفس افراد تاثیر بسزایی دارد زیرا افراد خواسته یا نا خواسته به مقایسه اجتماعی از شرایط خود می پردازند و پیشرفت و موقعیت خود را با دیگران مقایسه و ارزیابی می کنند. یکی از این الگوهای زمان بندی شده اجتماعی، زمان ازدواج در جوانان به خصوص زمان ازدواج دختران است.


یکی از الگوهای زمان بندی شده اجتماعی، زمان ازدواج در جوانان به خصوص زمان ازدواج دختران است.


ازدواج یک امر جهانی است که در تمام جوامع و در طول تاریخ وجود داشته و به یک مجموعه از نیازهای اساسی انسان پاسخ می دهد. بقای نسل و پرورش فرزندان، تحقق آرزوی دیرین کودکی برای پدر و مادر بودن و دستیابی به عالی ترین سطح دوستی و صمیمیمت ، ارتباط گرم و دوجانبه عاطفی- جنسی و تقسیم کار و همکاری و همراهی در طول زندگی در شمار اساسی ترین کارکردهای تشکیل زندگی مشترک است.


این پیمان در زندگی انسان به خصوص زنان از اهمیت خاصی برخوردار است، زیرا موجودیت دو انسان را از جهات مختلف به هم پیوند می دهد. از نظر روانشناسی، توانایی در ایجاد یک رابطه صمیمی که مستلزم مصالحه و گذشت است، به احساس هویت شخصی فرد بستگی دارد هویتی که پایه های آن در دوران پیشین زندگی شکل گرفته است. افرادی که از هویت برخوردارند آماده اند که هویت خود را با فرد دیگری سهیم شوند، این مساله نوعی از خود گذشتگی متقابل بین کسانی که شریک زندگی یکدیگرند،ایجاد می کند.

وجود روابط آزاد و گسترده جوانان و بدبینی نسبت به انتخاب همسر، بالارفتن هزینه های زندگی همراه با بالارفتن توقعات افراد، سست شدن پیوندهای خانوادگی، تقلیل حمایتهای مادی و معنوی والدین از فرزندان، افزلیش پدیده چند همسری و تعدد زوجین و... از علل عمده ای است که دختران امروزی بااحتیاط زیادی برای ازدواج اقدام کرده و یا آن را دایما به تاخیر می اندازند. اما به راستی تنها این عوامل است که باعث به تاخیر انداختن ازدواج در دختران ایرانی شده است؟چرا امروزه بر خلاف گذشته ازدواج در میان دختران به تاخیر افتاده است؟ عده ای از این دختران تمایلی به ازدواج ندارند و حتی عده ای دیگر از تجرد خویش راضی و خشنود هستند.

این در حالی است که پژوهشهای مختلف نشان می دهد زنان متاهل در مجموع خوشبخت تر و راضی تر از مجردها هستند و احساس شادکامی بیشتری می کنند. همچنین زنان متاهل نسبت به دختران مجرد از استرس کمتری رنج می برند زیرا ازدواج امنیت خاطر فراوانی برای زنان به همراه دارد و این مساله احتمالا به علت حمایت دو جانبه ای است که در ازدواج موفق، به چشم می خورد.

 
عوامل بازدارند ازدواج در دختران

1- ایجاد ناهماهنگی تحصیلی بین دو جنس: با توجه به گسترش روز افزون تعداد دختران تحصیل کرده و از طرف دیگر تمایل پسران برای ورود سریع تر به بازار کارو امتناع از ادامه تحصیلات دانشگاهی، موجب شده است که توازن و هماهنگی تحصیلی بین دختران و پسران جامعه ایرانی کاهش چشم گیری یابد و همین مساله باعث شده که بسیاری از از دختران حاضر به ازدواج با مردانی با تحصیلات پایین تر از خودشان نباشند. نتیجه چنین ناهماهنگی چیزی جز تجرد دختران نخواهد بود.

2- میل به ادامه تحصیل در دختران: با تغییرات چشم گیر فرهنگی و اجتماعی که در سالهای اخیر در جامعه ما شکل گرفته، عده کثیری از دختران مانند گذشته نمی خواهند نقش واحد و یک بعدی را در جامعه ایفا کنند، مثلا فقط نمی خواهند در خانواده نقش یک همسر و مادر را ایفا کنند بلکه تمایل زیادی به ادامه تحصیلات، کسب مدارج بالای علمی و به دنبال آن دستیابی به موقعیتهای اجتماعی و اقتصادی بالا هستند. همین مساله باعث شده که تمرکز بسیاری بر ادامه تحصیلات تا مدارج بالاتر داشته و برای نیل به این خواسته فرصتهای ازدواج را نادیده گرفته و بیشتر به دنبال استقلال فردی خویش باشند.

3- بدبینی نسبت به مردان: مسلما در زندگی زناشویی، فردی که بیش از دیگری عشق و محبت را طلب می کند، زن است. زنان به طور عمده برای دستیابی به یک رابطه عمیق عاطفی برای ازدواج اقدام می کنند و این در حالی است که با ایجاد برخی تغییر و تحولات در جامعه کنونی ما بسیاری از دختران جامعه ما شاهد اتفاقات تلخ در زندگی اطرافیان و دوستان خویش مانند گرایش برخی از مردان به تعدد زوجین و یا اقدام به عقد موقت، باعث شده که دسته ای از دختران این اقدامات را به اشتباه به همه مردان تعمیم داده و از ازدواج سر باز زنند و به این باور اشتباه می رسند که همه مردان قابل اعتماد نبوده و به زندگی زناشویی خود وفادار نمی مانند.

4- منطق افراطی: احساس و منطق دو وجهه مهم طبیعت انسانی است که در امور مختلف زندگی باید به هر دو این مقوله ها پرداخته شود و هیچ یک از آنها نباید نادیده انگاشته شود و یا مورد توجه بیش از حد قرار گیرد. در برخی از دختران مشاهده میشود که غلبه افراطی منطق بر احساس و حسابگری شدید، موجبات تجرد یا ازدواج دیر هنگام آنها را ایجاد کرده است.این دسته از دختران خواستگاران خود را بیش از حد مورد ارزیابی های موشکافانه قرار می دهند و دایما مراقبند که مساله ای از نظر آنها جا نیفتاده و تصمیمی ناپخته و نسنجیده نگیرند.

البته در بیان علل تجرد دختران به عوامل بیشتری می توان پرداخت اما به نظر میرسد که مولفه های یاد شده بیش از دیگر عوامل مهم بوده و دارای فراوانی و شیوع بیشتری است.

بیشتر دخترانی که تجردشان انتخابی و خود خواسته بوده و از شرایط کنونی خود راضی هستند، رویکرد خاصی نسبت به زندگی دارند. این صفات گاهی اوقات شامل باریک بینی بیش از حد، استقلال و اعتماد به خود، طرز تفکر خاص و گاه داشتن هوش و استعداد بسیار بالا است.

در ضمن باید به این نکته توجه داشت که دختران مجرد از گروههای آسیب دیده و یا گروههایی که واجد برخی خصوصیات ظاهری و روانی خاص هستند، محسوب نمی شوند بلکه تجرد بیشتر این دختران به ویژه آنهایی که تجردشان انتخابی و خود خواسته بوده و از شرایط کنونی خود راضی هستند، ناشی از رویکرد خاصی است که به زندگی دارند و به همین علت آنها را از افراد دیگر متمایزو متفاوت می سازد. این صفات گاهی اوقات شامل باریک بینی بیش از حد، استقلال و اعتماد به خود، طرز تفکر خاص و گاه داشتن هوش و استعداد بسیار بالا است. پاره ای از مطالعات نشان داده است دخترانی که در دوره کودکی و نوجوانی، نسبت به همسالان خود از هوش و استعداد بالایی برخوردارند، در دوران جوانی نتوانستند همسر مناسبی برای خود انتخاب کنند.

اگر چه این ویژگی ها در بین بیشتر دختران مجرد تا حدودی مشترک است، اما شدت این ویژگی ها در بین این دسته از دختران متفاوت است و بسیاری از دختران مجرد، این صفات را فقط در دامنه محدودی از رفتارهای خود آشکار می سازند.

نوشته شده توسط: مریم عطاریان

تبیان

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۳:۳۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸۸/٧/٢۸

آقایان بخوانند(18 توصیه همسرانه)

در مقابل همسر خویش, گرفتاری های روزانه و حوادث تلخ و ناگوار زندگی، آقایون محترم باید توجه کنند که همسرتان را باور داشته باشید و به نیازهای او با درایت بپردازید



1. در مقابل همسر خویش, گرفتاری های روزانه و حوادث تلخ و ناگوار زندگی را با اخم و چهره عبوس مطرح نکنید.

2. هدیه دادن مهرو محبت را زیاد میکند؛ به مناسبت های مختلف برای همسر خود هدیه ای هر چند کوچک خریداری و با چهره ای شاد و خندان به او تقدیم کنید.

3. چنانچه کمبودی در منزل مشاهده میشود, با کمال محبت و خوشرویی تذکر دهید.

4. در حضور همسر خود, به هیچ وجه از زنان دیگر تمجید نکنید و توانایی های آنا را به رخ او نکشید.

5. به بستگان همسر خود مانند پدر و مادر و سایر اقوام وی احترام بگذارید و برای دعوت آنان به خانه خود, قبل از همسر خود اقدام کنید.

6. هیچ وقت از معاشرت همسر خود با بستگان صالحش جلوگیری نکنید و در معاشرت و دید و بازدید با بستگان وی پیشقدم باشید.

7. با بستگان خود نزد همسرتان در گوشی نجوا نکنید.

8. هیچ گاه همسر خود را به ویژه نزد بستگانش تحقیر نکنید؛ توهین و بی احترامی به همسر از صفا و صمیمیت در زندگی زناشویی میکاهد.

9. هیچ گاه خود را برتر از همسر خود معرفی نکنید. سعی کنید "من" و "تو" در زندگی زناشویی نباشد کلمه "ما" زندگی را گرم و لذت بخش میکند

10. وقتی که همسر شما عصبانی است, او را با مهر و محبت آرام کنید.

11. برای رفتن به مهمانی و گردش, سعی کنید همراه فرزندان و همسر خود باشید و پیشنهاد همسر خود را در این مورد به علت خستگی و کار رد نکنید.

12. امتیازات اجتماعی؛ فرهنگی و اقتصادی فامیل خود را در صورتی که با همسر شما فاصله اجتماعی و طبقاتی دارند مطرح نکنید.

13. کارهای همسر خود, هر چند کوچک را تحسین کنید. تمجید و ستایش زن به علت روح لطیف و مهربانی که دارد, کلید کامیابی در زندگی زناشویی است.

14. در قبال همسر خود, در امور مختلف قدرت نمایی نکنید.

15. زحمات و هزینه هایی را که برای پذیرایی خویشاوندان همسر خود صرف میکنید, هیچ گاه بر زبان نیاورید.

16. همسر خود را در خانه محصور و محدود نکنید و وی را از دست یابی به شادی ها محروم نسازید.

17. شادی و خنده های خود را در محل کار خود به جا نگذارید و فراموش نکنید که همسر شما در خانه هم نیازمند شادی و خنده های شماست.
18. کمک کردن در انجام کارهای منزل را فراموش نکنید و بدانید همان مقدار که شما در خارج از منزل خسته میشوید, زن هم در منزل از کارهای خانه خسته میشود و نازمند مساعدت و قدردانی است.
http://forum.funpatogh.com

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٢:٠٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸۸/٧/٢٠

ماجرای یک خواستگاری قرآنی

 

روزها و شبها از پی هم می گذشتند و مرد جوان همچنان آواره کوه و بیابان بود. 

پس از چند روز آوارگی اینک به صحرای سینا رسیده بود و خدا می دانست در آن سوی صحرا چه سرنوشتی در انتظار او بود.

اندک اندک دورنمای شهری در افق پدیدار شد: مدین؛ جایی که اعراب کنعانی در آنجا سکنی گزیده بودند.

در حومه شهر چاه آبی خوش گوار یافت که شبانان دسته دسته گله های خود را بدانجا می آوردند وآب می نوشانیدند.

اندکی آنسوی تر درست پشت سر آنها دو بانوی باوقار را دید که تلاش می کردند دام خود را از آب بازدارند.

جلوتر رفت و پرسید:

- کار شما چیست؟ چرا همچون دیگران چهارپایان خود را آب نمی دهید؟

- منتظریم تاشبانها همگی از اطراف آن چاه پراکنده شوند.(قصص/23) 

و پیش از آنکه سوال دیگری رد و بدل شود که چرا پدرشان آنها را بهر این کار فرستاده ادامه دادند: پدر ما پیری شکسته و سالخورده است.

شعیب نیز که علاقه صفورا به موسی را در برق چشمانش خوانده بود، از این پیشنهاد استقبال کرد اما باید راهی می یافت تا بدان وسیله هم خواسته راستین دخترش را بر کرسی اجابت نشاند و هم حریم خانه اش را از وجود نامحرمی هر جند مطمئن و پاک دامن حفظ کند.

- اگر مایلید این کار را به من بسپارید، هم اینک این زبان بسته ها را آب خواهم داد.

این را گفت و نزد شبانها رفت و عتاب آلوده فریاد برآورد:

- شما چگونه مردمانی هستید که به غیر خود نمی اندیشید؟اجازه دهید نوبت به دیگران هم برسد!

- بسم الله! این شما و این هم دلو آب

گویی آنها گمان می کردند جوان به تنهایی از پس این دلو سنگین بر نخواهد آمد اما این بار نیز مثل همیشه عنایت پرودگار با اقبال بلند او یار بود که توانست دلوی را که ده مرد تنومند به زحمت آن را از دل چاه بیرون می کشیدند به تنهایی بالا آورد.

با همان یک دلو تمامی گوسفندان را سیراب کرد و آنگاه رو به سوی درختی نهاد تا اندکی در سایه سار آن بیاساید.

اما خستگی راه که اینک با گرسنگی دوچندان شده بود هر گونه آسایشی را از وی دریغ می کرد.

به خدایش توکل کرد و گفت:

- بار الها! هر خیر و نیکی بر من فرو فرستی! سخت بدان نیازمندم.(همان/24)

 

دختران شعیب آن روز زودتر از همیشه به خانه بازگشتند و حال آنکه در تمام طول راه، اندیشه این جوان ناآشنا و امداد کریمانه اش لحظه ای از خاطر شان دور نمی شد. مدام از خود می پرسیدند:

براستی او که بود؟ 

چقدر با دیگران فرق داشت؟ 

رعنایی قامت را با عفت و نجابت آراسته بود؟ 

ساعتی بعد، شعیب که انتظار بازگشت زود هنگام دخترانش را نداشت متحیرانه پرسید: نور چشمان پدر! چگونه است که امروز زودتر از همیشه رو به سوی خانه آورده اید؟

دختر بزرگتر، صفورا، ماجرای برخورد جوانمردانه موسی را برای پدر باز گفت.

با شنیدن این اوصاف، گویی حرارت اشتیاق در وجود شعیب بالا گرفت.

- صفورا دخترم! این جوان را که گفتی اکنون کجاست؟

- در همان نزدیکی، در سایه ساردرختی آرمیده است.

- شتابان نزد او برو و او را نزد من بخوان و اگر دلیل خواست بگو پدرم مشتاق است تا مزد سقایتی که کرده ای به تو باز پس دهد.

دخترک اگر تا کنون تردیدی هم داشت این بار دیگر یقین کرد که این جوان مرد ایده آل رویاهای اوست.

دخترک در حالیکه با حیا و آزرم راه می رفت نزد موسی آمد و او را نزد پدر فراخواند.(همان/25)

موسی که این را عنایتی از جانب پروردگار خود می دانست دعوت شعیب را اجابت کرد و همراه دختر روانه شد.

در میانه راه هر از چند گاه بادی سخت فرو می وزید و گوشه ای از دامن بلند دختر را به این سو و آن سو می برد.

موسی که تماشای این منظره برایش سخت گران بود، صدا زد:

اندکی صبرکن، بگذار من از پیش تو حرکت کنم و تو از پس من بیا! آنگاه که به دوراهی رسیدم، با پرتاب سنگریزه ای، راه خانه را به من نشان ده.

دخترک اگر تا کنون تردیدی هم داشت این بار دیگر یقین کرد که این جوان مرد ایده آل رویاهای اوست.

با این همه، هرگز اجازه نداد که علاقه قلبی او از باطنش به ظاهر و از دلش بر زبان جاری شود و در عوض آرزو می کرد خداوند، خواسته قلبی اش را جامه عمل پوشاند.

و از آنجا که سنت دیرینه خداوند است که هر گاه کسی صادقانه بر او تکیه و اعتماد ورزد او نیز یاریش می کند، اکنون آرام آرام مقدمات وصلت نا خودآگاه فراهم می آمد و حجب و حیای دختر، و پاکدامنی پسر، به ثمر می نشست.

شعیب نبی با شنیدن قصه زندگی موسی فرمود:

بیمناک مباش که (با آمدن به این شهر) از قوم ستمگر نجات یافتی.(قصص/25)

دختر که علاقه به موسی در دلش جوانه زده بود به محضر پدر پیر خود عرضه داشت:

پدر جان! او را به خدمت بگیر!چه آنکه شایسته ترین فرد برای استخدام، کسی است که قوی پنجه و امانتدار باشد

(همان/26)

شعیب نیز که علاقه صفورا به موسی را در برق چشمانش خوانده بود، از این پیشنهاد استقبال کرد اما باید راهی می یافت تا بدان وسیله هم خواسته راستین دخترش را بر کرسی اجابت نشاند و هم حریم خانه اش را از وجود نامحرمی هر جند مطمئن و پاک دامن حفظ کند.

از این رو خود از جانب دختر به خواستگاری از جوان مبادرت ورزید.

- مایلم تا از این هر دو دختر، یکی را به نکاح تو در آورم مشروط به اینکه هشت سال(به عنوان مهریه) برای من کار کنی و اگر ان را به ده سال کامل کنی تصمیم با توست و من میل ندارم کاری سنگین بر دوش تو بگذارم؛ و اگر خدا بخواهد مرا از نیکوکاران خواهی یافت(همان/27)

موسی که عفت و پاکدامنی دختر را پیشتر دیده بود، اینک از حسن رفتار پدر و اصالت خانودگی دختر مطمئن شد و در پاسخ گفت:

این پیمان میان ما دو تن جاری باشد، و البته هر کدام از این دو مدت راکه به پایان رسانم ستم و تحمیلی بر من نخواهد بود و خدا گواه است بر انچه می گوییم.(همان/28)

و این چنین بود که حق تعالی سرنوشت دختری عفیف را با حیات ثمر بخش پیامبری اولوالعزم گره زد.



  تالیف: ابوالقاسم شکوری، کارشناس دین و اندیشه

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٤:٠٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸۸/٧/۱٥

مسائل مهم در دوران نامزدی

چند نکته‌ی مهم برای دخترخانم‌ها (قبل از برقراری ارتباط عاطفی عمیق در دوران نامزدی)

در زیر، نکته‌هایی برای دخترخانم‌هایی که قصد ازدواج دارند، ارائه شده که لازم است در دوران اولیه‌ی آشنایی با همسر آینده‌شان به آن‌ها توجه و دقت کافی داشته باشند 



مسائل مهم در دوران نامزدی
چند نکته‌ی مهم برای دخترخانم‌ها (قبل از برقراری ارتباط عاطفی عمیق در دوران نامزدی)
در زیر، نکته‌هایی برای دخترخانم‌هایی که قصد ازدواج دارند، ارائه شده که لازم است در دوران اولیه‌ی آشنایی با همسر آینده‌شان به آن‌ها توجه و دقت کافی داشته باشند. باعجله و بدون ‌آگاهی عمل کردن، موجب یک عمر پشیمانی خواهد شد. به توصیه‌های زیر که به شما در شناخت مرد مناسب زندگی‌تان کمک می‌کند، توجه کافی داشته باشید:

قبل از درگیری عاطفی، سؤال‌های خود را مطرح کنید
قبل از این‌که درگیر مسائل عاطفی با مردی شوید، اطمینان حاصل کنید که با فرد مناسب یا نامناسبی طرف هستید! در اولین ملاقات‌هاست که شما باید سؤال‌هایی از همسر آینده‌ی خود بپرسید تا بتوانید تصمیم بگیرید که آیا باید درگیر مسائل عاطفی بیش‌تری بشوید یا خیر؟!

قبل از این‌که با او ازدواج کنید و به قلب شما راه یابد، باید او را مورد ارزیابی و سنجش قراردهید. هرچه اطلاعات بیش‌تری در مورد نامزدتان داشته باشید، بهتر می‌توانید قضاوت کنید که آیا او شریک زندگی مناسبی است یا خیر!


به منظور مطمئن شدن از این‌که نامزدتان، مناسب شماست یا نه، می‌توانید در زمینه‌های زیر از او سؤال کنید:
- وضعیت خانواده و کیفیت روابط خانوادگی
- روابط عاطفی گذشته و دلیل‌های به‌هم خوردن آن‌ها
- درس‌های آموخته‌شده از تجربه‌های زندگی
- اخلاقیات، ارزش‌ها و دیدگاه‌های اخلاقی
- دیدگاه‌های عاطفی، تعهد و روابط
- فلسفه‌ی مذهبی یا روحی
- هدف‌های حرفه‌ای، شخصی و...

 با احساسات خود صادق باشید
به‌طور کلی، ارتباطی موفق است که همیشه دارای صداقت و اساس و پایه باشد. وقتی‌که شما در روابط‌تان با دیگران، در ابراز احساسات خود صادق نباشید، آن روابط به‌هم ریخته، نامطبوع و پیچیده خواهد شد.

در زیر به چند ویژگی صداقت احساسی اشاره می‌شود:
وقتی با کسی که او را دوست دارید، صادقانه صحبت می‌کنید، هر دوی‌تان احساس می‌کنید که به یکدیگر نزدیک شده‌اید. صداقت، هم‌چون پلی میان قلب شما و قلب فرد مقابل‌تان می‌باشد. گویی صداقت، دری را به روی قلب شما باز می‌کند بنابراین او می‌تواند خود واقعی شما را احساس کند. اگر از نظر عاطفی با مردی که شما را دوست دارد صادق نباشید، روابط‌تان سطحی خواهد بود و هرگز این روابط به‌طور جدی عمیق‌تر نمی‌شود. هرچه از لحاظ عاطفی صادقانه‌تر برخورد کنید، به همان اندازه، صمیمیت بیش‌تری را تجربه خواهید کرد و احتمال بیش‌تری دارد که شما با یکدیگر، آینده‌ای بهتر را خلق کنید. صداقت احساسی، به‌وجودآورنده‌ی صمیمیت می‌باشد.
صداقت احساسی شما، سبب می‌شود نامزدتان به خود اجازه دهد، احساساتش را بیان کند. وقتی با مردی از نظر عاطفی صادق هستید، موجب می‌شود او هم از نظر عاطفی با شما صادق باشد، او احساس امنیت بیش‌تری ‌کند و ب‌تواند احساسات قلبی‌اش را بیان کند. اگر نامزدتان احساس کند که شما احساسات خود را بیان نمی‌کنید، او نیز در برابر خودش، سپر محافظتی قرارمی‌دهد. زمانی‌که احساسات خود را ابراز می‌کنید، همسرتان به شما اعتماد می‌کند و دیوارهای محافظ احساساتش فرومی‌ریزند. مرد صادقی که مناسب شماست، همیشه به شما به‌خاطر صداقت در ابراز احساسات‌‌تان، احترام می‌گذارد.
 

هویت و شخصیت نامزدتان
هویت، یکی از ضروری‌ترین مشخصه‌های همسر دائمی شماست. بنابراین در جست‌وجوی مردی با هویت مناسب باشید. هویت، خمیرمایه‌ی درونی شخص است. هر چیزی که درون فرد را بیان کند و ارزش‌های زندگی او، اخلاق و رفتارش را نشان‌دهد، جزو هویت او می‌باشد. رفتار نامزدتان نسبت به خود، شما و بعد از ازدواج، رفتارش با فرزندان، نشان‌دهنده‌ی هویت اوست در حالی‌که شخصیت، روشی است که شخص، خودِ بیرونی‌اش را به جهان اطراف نشان‌می‌دهد؛ روشی که او، ظاهرش را بیان می‌کند.

امکان دارد هویت در ظاهر، به اندازه‌ی شخصیت، قابل رؤیت نباشد اما درواقع انعکاسی حقیقی‌تر از باطن شخص می‌باشد. اگر هویت و شخصیت را یک کیک در نظر بگیریم، «شخصیت» قسمت رویه‌ی کیک و «هویت» مواد تشکیل‌دهنده‌ی کیک می‌باشد.

 در انتخاب مرد مناسب‌تان، به دو نکته‌ی زیر توجه کنید:
- به جای‌ این‌که روی ویژگی‌های شخصیتی او تکیه کنید، هویت او را بشناسید.
- به جای این‌که هدف‌تان، پیمان زناشویی باشد، مطمئن شوید که او هویت مناسبی دارد. (به‌دنبال پیمان زناشویی بودن، چشم شما را به‌ روی هویت او می‌بندد)

 چند مشخصه‌ی هویتی که باید در مرد ایده‌آل خود جست‌وجو کنید، عبارتند از:
- تعهد نسبت به رشد و پیشرفت در انسانیت: شما نباید او را تهدید به رشد و پیشرفت کنید، بگذارید خودش این عمل را انجام دهد.

- صداقت عاطفی: یک ارتباط صمیمی، شریک بودن در همه‌چیز، به‌خصوص در احساسات است. او باید مردی باشد که احساساتش را نسبت به شما بیان کند.

- صداقت: درستی، صداقت و وفاداری، از عوامل ضروری یک رابطه‌ی سالم هستند. بدانید تا زمانی که شما به او احساس امنیت می‌دهید، با شما، خودش و دیگران صادق است.

- رشد فکری و مسؤولیت‌پذیری: از نظر فکری، رشد کرده و مسؤولیت‌پذیر باشد و آن‌چه را که می‌گوید و می‌خواهد در زندگی انجام دهد، جامه‌ی عمل بپوشاند.
- اعتمادبه‌نفس بالا: نسبت به خودش، احساس خوبی داشته باشد. از خودش و محیط زندگی‌اش به‌خوبی مراقبت کند و خودش را به‌اندازه‌ی شما دوست داشته باشد.
- نگرش مثبت نسبت به زندگی: مردی با هویت مناسب، خوبی‌های دنیا را در شما و خودش می‌بیند و هنگامی‌که شما با او هستید، احساس خوبی در مورد زندگی خواهید داشت.
شخصیت مرد مناسب‌تان، به اندازه‌ی هویت او اهمیت ندارد. علاقه به ظاهر یک مرد، مهم است اما نه این‌که تنها ظاهر را درنظر بگیرید. شما باید او را بیش‌تر به‌خاطر باطنش دوست داشته باشید.

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٧:٥٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸۸/٧/۸

زن عاقل

در روزگاران قدیم زنی که به تنهایی و پیاده سفر می کرد در عبور از کوهستان سنگ گرانقیمتی پیدا کرد. روز بعد او به

 

 مسافری گرسنه برخورد کرد، آن زن کیف خود را باز کرد و مقداری غذا به او داد ولی آن مسافر سنگ گرانقیمت را دید و از 

 

زن خواست تا آن را به او بدهد. و زن عاقل بدون درنگ سنگ باارزش را به او داد.

 

مرد مسافر به سرعت از آنجا دور شد و از شانس خوب خود بسیار شادمان گشت. او می دانست آن سنگ آنقدر ارزش 

 

دارد که تا آخر عمر با خیال راحت زندگی بی دردسر و پرنعمت را داشته باشد.

 

چند روزی گذشت ولی طمع مرد او را راحت نمی گذاشت و مرتب با خود می گفت اگر او چنین سنگ باارزشی را به این 

 

سادگی به من داد پس اگر از او می خواستم بیش از این به من می داد. بنابراین مرد بازگشت و با سختی فراوان آن زن را 

 

پیدا کرد سنگ گرانقیمت را به او بازگرداند و به او گفت: من خیلی فکر کردم و می دانم که این سنگ چقدر ارزش دارد اما 

 

من او را به تو باز می گردانم به این امید که چیزی به من بدهی که از این سنگ باارزشتر باشد.

 

زن عاقل گفت: از من چه می خواهی؟ مرد گفت: همان چیزی که باعث شد به این راحتی از این همه ثروت چشم پوشی 

 

کنی! زن پاسخ داد: قناعت. به همین دلیل است که می گویند افراد ثروتمند و یا فقیرند به خاطر آنچه هستند نه آنچه 

 

دارند. ما با آنچه بدست می آوریم زندگی می کنیم و با آنچه می بخشیم یک زندگی می سازیم.

 

منبع :ابواب
انسان ها ثروتمند و یا فقیرند به خاطر آنچه هستند نه آنچه دارند. ما با آنچه بدست می آوریم زندگی می کنیم و با آنچه می بخشیم یک زندگی می سازیم.

حال بعد از خواندن این حکایت کمی راجع به صفت قناعت با هم صحبت می کنیم:

واژه "قانع " یک بار در قرآن کریم به کار رفته است و آن در آیه 36 سوره مبارکه "حج" است. 

حضرت امام صادق (ع) در تفسیر این آیه در ترجمه واژه "قانع " فرموده‌اند: «قانع کسی است که هر چیز برایش بفرستی، هر چند یک تکه گوشت باشد قناعت می‌کند». [المیزان، ج 14، ص 537] 

با ذکر چند روایت اهمیت صفت عالیِ قناعت را روشن می‌کنیم: 

رسول گرامی اسلام(ص) «قناعت، برکت است». [میزان الحکمه، ج 1، ص 545] 

امام علی (ع): «آفت پارسایی، کمیِ قناعت است». [میزان الحکمه، ج 1، ص 180] 
امام علی (ع): «زیباییِ زندگی،به قناعت است». [غررالحکم، حدیث 4749] 

رسول مکرّم اسلام (ص): «به آنچه به تو رسیده، قناعت کن، تا کار حسابرسی، بر تو آسان گردد». [اعلام‌الدین، ص 344] 

امیرالمؤمنین علی (ع): «وقتی خداوند خوبی بنده‌ای را بخواهد، به او قناعت عطا می‌کند». [میزان الحکمه، حدیث 5599] 

امام صادق (ع)نیز ضمن حدیثی، به فایده و اثر قناعت اشاره می‌فرمایند: «انسانِ دیندار می‌اندیشد، و در نتیجه آرامش او را فرا می‌‌گیرد و... قناعت می‌ورزد و به سبب آن [از مردم] بی‌نیاز می‌شود و به آنچه به او داده شده، خشنود می‌شود». [میزان الحکمه، حدیث 6452] 

 

منبع :موسسه فرهنگی مطبوعاتی ایران

تنظیم برای تبیان :داوودی

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸۸/٧/٥

صمیمی ترین مکان دنیا

10 روش برای داشتن محیطی آرام در خانواده

با تدبیر و تدبر مى توان محیط خانواده را صمیمى کرد . و محیط خانه را به دلنشین ترین جا برای همه ی افراد خانواده تبدیل کرد. می توان کاری کرد تا فرزندان درد دل هایشان را با والدین مطرح کنند و حرف هایشان را بزنند واگر چیزى مى خواهند ، از والدین بخواهند. 

گاهى مى شنویم که پدرى با پسر جوانش ‍ دوست است یا با او به مسافرت مى رود، راه مى رود و درد دل مى کند؛ اما گاهى رابطه ها تشریفاتى است . احوالى پرسیده مى شود و به سلام و علیکى قانع هستند؛ یعنى آن قدر فاصله زیاد است که حرفى براى گفتن ندارند و صمیمیت وجود ندارد. 

براى ایجاد محیطى آرام و صمیمى اصول زیر مى تواند کارگشا باشد:

1. وجود صمیمت بین پدر و مادر 
اگر مى خواهیم فرزندان با ما صمیمى بوده ، همکارى و اطاعت داشته باشند باید خودمان با هم صمیمى باشیم .

 عمل صمیمانه اعضاى خانواده مى تواند راه و جهت صحیح را به فرزندان منتقل کند. حضرت على (علیه السلام ) مى فرمایند:

مردم را با غیر زبانتان - عملا - به خوبى ها دعوت نمایید. (1)

2.هوشیارى و دقت و حسابگرى 

اگر فرزند احساس کند اولیایش انسان هاى هوشیار و مشکل گشایى هستند ، در آن ها ایجاد صمیمیت و اعتماد مى شود. اگر خانواده ساده لوح ، ضعیف و غیر هوشیار باشد ، فرزندان احساس صمیمیت نمى کنند ، موضع گیرى مى کنند و کار خودشان را انجام خواهند داد.

3. رفتار اخلاقى و شخصیت تربیتى  

باید فرزندان خاطره ی خوبى از رفتار اخلاقى و شخصیت تربیتى والدین داشته باشند و احساس کنند که والدینشان راستگو ، عادل و رستگارند.

4. برخورد منطقى با خطاهاى فرزندان 
نباید با دیدن کوچک ترین تخلف فرزند ، عکس العمل شدید نشان داد. برخورد منطقى با خطاها و لغزش فرزندان از اصول مهم ایجاد صمیمیت است.

5. بها دادن به نقاط قوت فرزندان 

امتیاز دادن و تشویق کردن فرزندان در برابر کارهاى مثبت ، نقش ارزنده اى در ایجاد صمیمیت دارد.

6. ایجاد محیطى صمیمانه براى بحث و گفتگو 

انسان باید وقت کافى در اختیار فرزندان بگذارد، براى آن ها قصه و داستان بگوید ، موضوعى را طرح و پیرامون آن به بحث و گفتگو بپردازد. موقع صحبت کردن فرزند ، کاملا گوش دهد ، به او نگاه کند و لبخند بزند و به بحث و بررسى موضوع بپردازد.

7. نظرخواهى از فرزندان در امور خانواده 

این روش براى پرورش شخصیت فرزندان بسیار سازنده است ؛ زیرا ایشان نیز داراى فکر و عقیده اند و دوست دارند در خانواده با آن ها مشورت شود که اگر به این مهم توجه شود به تدریج آن ها نیز در هنگام مشکلات شخصى ، براى مشورت به سراغ خانواده مى آیند و به سوى غریبه ها و بیگانگان نخواهند رفت .

8. ایجاد محیط همکارى و تقسیم مسئولیت  

کارها را باید خیلى منطقى و عادلانه تقسیم کرد. اگر تقسیم کار نباشد و بى حساب عمل شود گاهى غیر عادلانه کارى به یکى از فرزندان تحمیل مى شود و نتایج بدى را به بار مى آورد.

 

9. رعایت عدالت در بین فرزندان 

اگر مى خواهیم فرزندانى وفادار و صمیمى داشته باشیم . باید با آن ها رفتار عادلانه داشته باشیم .

10. ایجاد جهان بینى مشترک بین افراد خانواده 

ما کتاب هایى خوانده ایم ، مطالبى شنیده ایم ، جلساتى رفته ایم که فرزندان ما با آن ها آشنا نیستند. آنان کتاب هاى دیگرى مى خوانند، جلسات دیگرى مى روند و تلقى و برداشت هاى ما با هم متفاوت مى شود. در نتیجه ، رفته رفته فاصله ما با آنان بیشتر مى شود. باید به همدیگر نزدیک شویم با به تدریج به جهان بینى مشترکى دست پیدا کنیم . (2)

تبیان

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٦:٠۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸۸/٦/۱٦

چه چیزی منجر به کاهش میل جنسی می شود؟

بسیاری از بیماری ها کیفیت میل جنسی را تحت تاثیر قرار می دهد و به عنوان بارزترین عوارض بیماری قابل توجه است.
 
 
  با توجه به این حقیقت می توان اذعان کرد که اگر دچار کاهش میل جنسی و یا هر نوع اختلال دیگر در این عملکرد هستید بهتر است به پزشک مراجعه نمایید تا دلیل اصلی آن مشخص شود.

در ادامه به بعضی از مهم ترین بیماری هایی که میل جنسی را تحت تاثیر قرار می دهد اشاره می کنیم:
* بیماری عروقی:
چندین اختلال عروقی در قالب مشکلات جنسی خود را نشان می دهد.به مرور زمان رگ های خونی را تحت تاثیر قرار داده،شریان ها را سخت و باریک می کند و همین مسئله خون رسانی به دستگاه تناسلی را کاهش می دهد.

* دیابت:
اغلب مشکلات جنسی ناشی از بیماری دیابت است که با مشکلات دیگری نظیر آسیب های عصبی و بیماری های عروقی همگام می شود. در زنان این عارضه به شکل کاهش میل جنسی است.البته این عوارض با کنترل قند خون،فشار خون و سطح کلسترول قابل جبران می باشد.

افسردگی:
اغلب به دنبال افسردگی اختلالات جنسی بروز می کند.زیرا مغز بزرگترین ارگان جنسی نامیده می شود که میل جنسی و تمایل به آن از همین ارگان سرچشمه می گیرد.اگر مواد شیمیایی مغز و یا هورمون ها و ترانسفرهای عصبی در وضعیت متعادلی نباشند،میل جنسی،انگیختگی جنسی را تحت تاثیر قرار می دهد.و داروهای ضد افسردگی باعث کاهش میل جنسی می شود.البته خوشبختانه داروهایی با فرمول مشابه ویاگرا و یا خود ویاگرا می تواند به بهبود این وضعیت کمک موثری کند .

* یائسگی:  
میل جنسی زنان به موازات تغییر در هورمون های خاص افول می کند.افت مقدار استروژن که در انگیختگی جنسی موثر است، باعث خشکی واژن و دردناکی آمیزش می شود.تستسترون - هورمونی که در میل جنسی هر دو جنس نقش دارد- با افت فعالیت تخمدان ها کاهش می یابد و در جمع این مسئله باعث کاهش میل جنسی می شود.

* تاثیرات جانبی داروها: 
داروهای بیشماری هستند که چنین تاثیر ناخواسته ای رابه همراه خواهند داشت.علاوه بر داروهای ضد افسردگی که روی رسپتورهای سروتونین تاثیر می گذارد،داروهای فشار خون و حتی داروهای ضد بارداری می تواند میل جنسی را تحت تاثیر قرار دهد.

* ام اس: 
این بیماری که باعث تخریب سیستم عصبی مرکزی می شود بر روی عملکرد آمیزش تاثیر می گذارد.عدم خشنودی از آمیزش و یا فقر میل جنسی در زنان می تواند دال بر ابتلا به این بیماری باشد.بیماری های عصبی دیگری نظیر پارکینسون نیز چنین تاثیر مشابهی را بهمراه دارد.

* آندومتروز: 
بیش از 5 میلیون زن در شمال امریکا دچار این اختلال هستند.بیماری آندومتروز که بافت رحمی را تحت تاثیر قرار می دهد.علاوه بر این علائم دردناک این بیماری نظیر گرفتگی های شکمی دردناک،قاعدگی های شدید و درد مزمن لگنی امکان آمیزش را به سختی فراهم می کند و تجربه ای ناخوشایند خواهد بود.

* کیست های تخمدانی:
آمیزش های دردناک می تواند علامتی از کسیت های رحمی باشد.بیماری التهاب لگن و یا سرطان لگن نیز چنین علامتی را بهمراه دارد.به طور کلی آمیزش های دردناک را نباید نادیده گرفت.

* اختلالات تیروئیدی:
تیروئید غده ای پروانه ای در جلوی گردن می باشد که نقش مهمی در حیات و سلامت فرد ایفا میکند.مدیریت فرآیند متابولیسم،از دما تا وزن و همچنین سلامت جنسی از فعالیت های غده تیروئید می باشد.

* خفگی در خواب: 
این اختلال که در آن تنفس به مدت 10 ثانیه متوقف می شود و این روند مرتب در خواب تکرار می شود منجر به بروز مشکلات جنسی در مردان می شود.

منبع : http://www.farspatogh.com

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۳:۱٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸۸/٦/۱٥

برگزیده ترین داستان سال از نظر زنان

آقایی از رفتن روزانه به سر کار خسته شده بود در حالیکه خانمش هر روز در خانه بود.او می خواست زنش ببیند برای او در بیرون چه می گذرد.بنابر این دعا کرد :خدای عزیز :من هر روز سر کار می روم و 8 ساعت بیرونم در حالیکه خانمم فقط در خانه می ماندمن می خواهم او بداند برای من چه می گذرد؟
بنابراین لطفا اجازه بدین برای یک روز هم که شده ما جای همدیگه باشیم.خداوند با معرفت بی انتهایش آرزوی این مرد را برآورد کرد .صبح روز بعد مرد با اعتماد کامل همچون یک زن از خواب بیدار شد و برای همسرش صبحانه آماده کرد بچه هارو بیدا کرد و لباسهای مدرسه شونو اماده کرد براشون صبحانه داد ناهارشان را تو کوله پشتی شون گذاشت و به مدرسه برد.خانه رو جارو کرد
- برای گرفتن سپرده به بانک رفت
- به بقالی رفت
- جای خواب )کجاوهء)گربه هارو تمیز کرد
- سگ رو حمام دادو ساعت یک بعد از ظهر بود و او عجله داشت برای درست کردن رختخوابها 
 
- به کار انداختن لباسشویی
- جارو و گرد گیری 
 
- تی کشیدن آشپز خانه
- رفتن به مدرسه برای آوردن بچه ها و سرو کله زدن با آنها در راه منزل 
 
- آماده کردن شیر و خوردنیها و گرفتن برنامهءبچه ها برای کار خانه 
 
 
- اتو کشی و مرتب کردن میز غذا خوری نگاه کردن تلویزیون حین اتو کشی در ساعت 4:30 بعد از ظهر و............ ......... .....(از ذکر انجام بقیه کارها فاکتور گیری شد.(در ساعت 9:00 او از یک کار طاقت فرسای روزانه خسته شده بود او به رختخواب رفت در حالیکه باید رضایت .........صبح روز بعد بلافاصله قبل از بیدار شدن از خواب گفت :
 

خدایا :من چه فکری می کردم من سخت در اشتباه بودم برای غبطه خوردن به موندن روزانه زنم در منزل لطفا و لطفا اجازه بده من به حالت اول خود برگردم 
  
.خداوند با معرفت لایتناهی خود جواب داد:بنده ام من احساس می کنم تو درست را یاد گرفتی و خوشحالم که می خواهی به شرایط خودت برگردی ولی تو فقط مجبوری نُه ماه صبر کنی زیرا تو دیشب حامله شدی!!!

منبع : ترین های جهان

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸۸/٥/٢٢