اعترافات تکان دهنده 4 شیطان جنایتکار دختران
ایران: قضات دادگاه کیفری استان تهران صبح دیروز چهار شیطان صفت را به اتهام ربودن و آزار و اذیت زنان و دختران و قتل هولناک زن جوانی محاکمه کردند.
رسیدگی به این پرونده سیاه از 29 مهر 88 با انتقال پیکر نیمه جان زن جوانی به بیمارستانی در شهرستان پاکدشت آغاز شد.
راننده خودروی سواری که این زن را با کمک مأموران کلانتری 14 «حصار امیر» به بیمارستان رسانده بود به مأموران گفت: «دقایقی قبل پیکر زن جوانی را کنار جاده دیدم. وقتی برای کمک به طرفش رفتم بریده بریده از «سیاوش» و «کریم» - سرنشینان پراید فراری – حرف می زد. بنابراین مأموران پلیس پاکدشت به تحقیق از قربانی پرداختند.
زن 28 ساله نیز قبل از مرگش روی تخت بیمارستان جزئیات جنایت چهار پسر شرور را فاش کرد. چند روز بعد زن جوان بر اثر شدت خونریزی و جراحت جان باخت.تحقیقات در این باره ادامه داشت که دختر جوانی با مراجعه به مأموران جزئیات جنایت سیاه 4 پسر شرور را فاش کرد. همزمان با چهره نگاری رایانه ای متهمان از سوی شاکی، تصویر آنان در اختیار پلیس قرار گرفت و سرانجام سردسته شبکه دستگیر و از خودرویش چند عدد کیف زنانه، مقداری طلا و لکه های خون کشف شد. سیاوش – مرد شرور – پس از روبه رو شدن با شاکی به سرقت، آدم ربایی، آزار و اذیت 5 زن و دختر به همراه همدستانش «محمود»، «علی» و «کریم» اعتراف کرد. اعضای شبکه نیز پس از دستگیری انگیزه خود را سرقت طلا و آزار و اذیت طعمه هایشان عنوان کردند.
محاکمه غیر علنی متهمان
در جلسه محاکمه غیرعلنی که دیروز در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی «نورالله عزیز محمدی» برگزار شد، ابتدا نماینده دادستان با بیان کیفرخواست گفت: «سیاوش» - 27 ساله – متهم به 5 فقره تجاوز به عنف و معاونت در قتل عمدی زنی به نام «محبوبه» است، «محمود» - 25 ساله – متهم به 4 فقره تجاوز، «علی» - 26 ساله – متهم به 3 فقره تجاوز و «کریم» - 31 ساله – متهم به یک فقره تجاوز و مباشرت در قتل عمدی «محبوبه» است.
بنابراین تقاضای اشد مجازات قانونی آنها را دارم. در ادامه جلسه محاکمه نیز همسر «محبوبه» به عنوان قیم فرزندش خواستار قصاص و مجازات عاملان قتل همسرش شد و گفت: همسرم در آخرین لحظه های زندگیش ماجرای تلخی را فاش کرد و از مزاحمت های تلفنی پسر ناشناسی پرده برداشت. او برای حفظ زندگی مان بدون اطلاع من، روز حادثه برای گفت وگو با مرد ناشناس با وی در یکی از محله های پاکدشت قرار ملاقات گذاشته بود. اما راننده تبهکار پراید و سه همدستش او را ربوده و زمانی که در برابر خواسته شیطانی آنها مقاومت کرده بود او را با چاقو زدند.
سپس «سیاوش» - سردسته شبکه – گفت: پس از تشکیل باند سرقت، زنان و دختران جوان را ربوده و پس از آزار و اذیت بشدت شکنجه شان می کردیم تا ماجرای سرقت و آدم ربایی را فاش نکنند. اما وقتی «محبوبه» در برابر ما مقاومت کرد، «کریم» او را با کارد مجروح کرد. کریم هم اتهامش را پذیرفت. در ادامه چهار زن و دختر جوان دیگر در مواجهه حضوری با متهمان به بیان جزئیات جنایت های سیاه تبهکاران پرداختند. بدین ترتیب پس از دریافت آخرین دفاعیات متهمان و وکلای مدافعشان، قاضی «عزیز محمدی» و 4 قاضی مستشار برای صدور حکم وارد شور شدند.
فان پاتوق
بلوتوث ، جان 2 نفر را گرفت

به گزارش «جامجم»، ساعت 8/40 روز یکشنبه گذشته مردی با مرکز فوریتهای پلیسی 110 شهر قدس شهریار تماس گرفت و از کشف جسد مردی جوان در کوچهای بنبست نبش خیابان استقلال خبر داد.
کارآگاهان جنایی آگاهی شهر قدس با اطلاع از موضوع به محل حادثه اعزام و با جسد مردی که با گلوله کشته شده بود، مواجه شدند. ماموران پس از کشف جسد ماجرا را به قاضی ولیعهدی کشیک ویژه قتل حوزه شهر قدس اطلاع دادند و با انتقال جسد به پزشکی قانونی، تحقیقات آغاز شد. تحقیق از ساکنان محل حادثه مشخص کرد مقتول مهدی نام دارد که در زمینه خرید و فروش مواد مخدر فعالیت میکند.
دومین حادثه
جستجوهای پلیسی ادامه داشت تا این که 2 روز بعد از حادثه فوق، یکی از اهالی 30 متری شورا با مرکز فوریتهای پلیسی 110 شهر قدس تماس گرفت و از درگیری مسلحانه در خیابان خبر داد. با حضور ماموران در این محل مرد زخمی به نام محمدعلی به بیمارستان منتقل شد و در میانه راه به ماموران گفت مردی مسلح که اکبر نام دارد و از اراذل و اوباش سابقهدار است به سویش شلیک کرده است. مرد زخمی چند ساعت پس از انتقال به بیمارستان تسلیم مرگ شد. در پی این 2 جنایت با دستور قاضی کریمنژاد، رئیس حوزه قضایی شهرقدس، قاضی ولیعهدی تحقیقات در رابطه با این دو پرونده را آغاز کرد.
دستگیری در آخرین مخفیگاه
تحقیقات کارآگاهان جنایی برای دستگیری عامل تیراندازیهای مرگبار ادامه یافت تا این که معلوم شد، متهم فراری با زور و تهدید وارد خانه یک زن در یکی از محلههای جنوبی شهر قدس شده است. بنابراین با هماهنگی قضایی آن خانه را محاصره و نیمهشب شنبه 29 آبان وارد خانه شدند و متهم فراری مسلح را دستگیر و یک قبضه سلاح از وی کشف کردند.
اعتراف به 2 جنایت
با انتقال این مرد به پلیس آگاهی شهرقدس وی در بازجویی به جرم خود اعتراف و عنوان کرد پس از مشاهده یک فیلم غیراخلاقی که تصور میکرده مربوط به همسرش است، تصمیم گرفته عاملان حادثه را مجازات کند. با اعتراف این مرد، محلهایی که وی پیش از دستگیری در آنجا حضور یافته بود، شناسایی و معلوم شد، محلها پاتوق موادفروشان و خانههای فساد بوده که در این رابطه 11 زن و مرد دستگیر شدند. روز گذشته عامل جنایت و دیگر افراد بازداشت شده برای ادامه تحقیقات به شعبه 103 دادگاه حوزه قضایی شهرقدس اعزام و از سوی قاضی ولیعهدی بازجویی شدند.
اعتراف به تهیه لیست سیاه
اکبر ـ متهم به قتل ـ در اظهاراتش به قاضی ولیعهدی گفت: 3 ماه پیش در پی اختلاف با همسرم از او جدا شدم ولی با میانجیگری خانوادهام و به خاطر آینده 3 فرزندم به ادامه زندگی با همسرم رضایت داده و او نزد من و فرزندان بازگشت. تا اینکه 2 هفته پیش در یکی از پاتوقهایم فردی فیلم ضبط شده در گوشی تلفنش را به من نشان داد. وی افزود: با دیدن فیلم و تصویر زنی که مورد آزار و اذیت قرار گرفته بود بشدت شوکه شدم، چون آن تصویر به همسرم شباهت داشت و من به گمان این که تصویر متعلق به همسرم است، ماجرا را برایش بازگو کردم، اما او منکر این فیلم شد و از ترسش همراه بچهها شبانه فرار کرد. عامل جنایت ادامه داد: چندین بار فیلم را بررسی کرده و پی بردم نشانهای که روی دست آن زن وجود دارد، با مشخصات دست همسرم مطابقت دارد. بنابراین تصمیم گرفتم هویت عاملان این فیلم غیراخلاقی را شناسایی و همه را مجازات کنم.
عامل جنایت در رابطه با تهیه لیست سیاه گفت: برای پیدا کردن آنها به خانه یک زن آشنا به نام زهرا رفتم که وی مدعی شد تصویر متعلق به همسر من است و از من خواست از عاملان حادثه انتقام بگیرم. متهم افزود: بعد از آن ماجرا را با رمالی آشنا درمیان گذاشتم که وی هم ادعا کرد به او الهام شده که باید چنین افرادی از بین بروند. با شنیدن این حرفها مصمم شده و نام 11 مرد و چند زن را که گمان میبرم عاملان حادثه آن فیلم شوم هستند، شناسایی کرده و درصدد انتقام از آنها بودم که فقط 2 نفرشان را کشتم اگر دستگیر نمیشدم، همه آنها را به قتل میرساندم.
با اعتراف این مرد، زهرا و مرد رمال در تحقیقات مدعی شدند، عامل جنایت را تحریک به کشتن 2 مرد جوان نکردهاند و از فیلم سیاه اطلاعی نداشتهاند.
دیگر زنان و مردان بازداشت شده نیز بازجویی شدند که معلوم شد یکی از زنها فیلم را در اختیار عامل جنایت قرار داده و از محتوای آن بیخبر بوده و یکی از متهمان مرد نیز جزو لیست سیاه متهم برای قتل قرار داشته است. این فرد پس از دستگیری در پاتوق معتادان، هنگام انتقال به بازداشتگاه از سوی عامل جنایت در بستر خواب مورد سوءقصد قرار گرفته که با هوشیاری ماموران نجات یافته است.
بنابراین گزارش، برای عامل جنایت قرار بازداشت موقت و برای دیگر متهمان قرار قانونی صادر شد.
فان پاتوق
سارنده سگ وی توسط محصول خودش کشته شد!
سارنده سگ وی توسط محصول خودش کشته شد!
در تاریخ بارها اتفاق افتاده افرادی که چیزی را کشف یا اختراع کرده اند، همانند داستان فیلم فرانکشتاین، به نحوی به واسطه کشف یا اختراع شان، کشته شده اند.

این بار صاحب کارخانه Segway به هنگام عبور از روی یک پل که بر رودخانه ای واقع در انگلستان قرار داشته، از روی سِگ-وِی سقوط کرده و کشته شده است.
جسد آقای Jim Heselden که ۶۲ سال سن داشته است. ساعت ۱۱:۴۲ دقیقه ظهر دیروز در قسمتی از رودخانه وارف در ایالت یورکشایر پیدا شده. به اعتقاد پلیس، این یک حادثه عجیب است که عملاً هیچ متهمی ندارد. چرا که مرد ۲۶۲ میلیون دلاری توسط محصول تولیدی شرکت خودش، کشته شده است.
جالب است که بدانید آقای Heselden کمپانی Segway را در سال ۲۰۰۹ خریداری کرده بود. او در ۱۵ سالگی ترک تحصیل کرده و در معدن آغاز به کار کرد، اما با طراحی یک سیستم حفاظت صوتی و مقادیری خوش شانسی به یک میلیونر تبدیل شد.
سِگ-وِی یک وسیله حمل و نقل شخصی برقی است که دارای دو چرخ است. این وسیله که چند سالی از اختراعش گذشته قادر است به خوبی تعادل خودش را حفظ کند و طرفداران زیادی در نقاط مختلف دنیا دارد و حتی برخی نیروهای پلیس هم برای حرکت سریع از آن استفاده می کنند. این رو روئک اولین بار توسط Dean Kamen اختراع شد. جرج بوش -رئیس جمهوری پیشین آمریکا- هم یکی از شخصیت های علاقمند به این رو روئک است هر چند او هم چند سال پیش هنگام سِگ-وِی سواری زمین خورده بود! اما در دیدارش از ژاپن یکی از آنها را به نخست وزیر سابق ژاپن هدیه داده بود.
به هر حال من فکر نمی کنم این وسیله به درد افراد 60 ساله بخورد.
منبع: http://www.wired.com/thisdayintech/2009/12/1203segway-unveiled/
http://www.wired.com/wired/archive/11.03/segway.html
نوشته : فائزه سیدخاموشی
تبیان
پسربچه ۸ساله۱ساعت پس ازمرگ،دوباره زنده شد+عکس
هیچ کس باور نمیکرد که علیرضای هشت ساله بعد از آن برق گرفتگی وحشتناک و در حالی که همه علائم حیاتی خود را از دست داده بود بتواند بار دیگر به زندگی بازگردد. ولی این حادثه با کمک پرستاران بیمارستانامامخمینی(ره)کنگان در استان بوشهر اتفاق افتاد و پدر و مادر علیرضا یک بار دیگر فرزند خود را در آغوش گرفتند.

ساعت حدود ۱۱ صبح یکی از آخرین روزهای تابستان امسال بود که دو زن جوان به همراه یک مرد که در واقع مادر، عمه و عموی علیرضا ربیعی بودند سراسیمه به بیمارستان امام خمینی(ره) رفتند و در حالی که پیکر بیجان پسربچه هشت سالهای را در بغل داشتند، از مسؤولان بیمارستان تقاضای کمک کردند.
پرستاران حاضر در اورژانس در همان معاینات اولیه فهمیدند از زمانی که علیرضا دچار برق گرفتگی شده و علائم حیاتی خود را از دست داده، بیشتر از نیم ساعت میگذرد؛ اما با این وجود امید خود را از دست نداده و دست از تلاش برای نجات پسربچه هشت ساله بر نداشتند و به خاطر همین اقدامات لازم را برای احیای علیرضای هشت ساله انجام دادند.
اقدامات پزشکی
خلیفاد- سوپر وایزر بیمارستان- در خصوص کمکهای پرستاران به علیرضا میگوید: «وقتی آن کودک را به بیمارستان ما آوردند نه تپش قلب داشت و نه نفس میکشید. وقتی او را دقیقتر معاینه کردیم، متوجه شدیم که حتی مردمکهای چشم او هم به نور هیچ حساسیتی نشان نمیدهند. پزشکان معمولا در چنین وضعیتی به کلی از احیای بیمار ناامید میشوند. چرا که او بیشتر از نیم ساعت در همین حال بود و احتمال اینکه بشود با احیا، او را به زندگی برگرداند، خیلی کم بود. اما با این حال پرستاران به خاطر کورسوی امیدی که وجود داشت، به مجرای تنفسی کودک لوله اکسیژن وصل کردند و برای بازگشت تپش قلب کودک به او شوک وصل کردند. آنها به شدت تلاش میکردند و با اینکه میدانستند احتمال بازگشت پسربچه تقریبا بعید است، دست از تلاش برنداشتند. بعد از چند دقیقه در حالی که کم کم خود ما هم داشتیم از احیای علیرضا ناامید میشدیم؛ علائم حیاتی در او ظاهرشد و قلبش شروع به تپیدن کرد. بالاخره بعد انجام اقدامات پزشکی موثر دیگر؛ توانستیم بعد از یک ساعت شاهد منظم شدن ریتم تپش قلب او باشیم و بعد از دقایقی تنفس کودک نیز بازگشت.» بعد از اینکه عملیات احیا با موفقیت انجام شد، علیرضا برای انجام معالجات تکمیلی به بخش مراقبتهای ویژه در بیمارستان شیراز منتقل شد.
برق گرفتگی
خانه پدر علیرضا در شهر بنک استان بوشهر است که با کنگان نزدیک به نیم ساعت فاصله دارد. کودک هشت ساله هم اکنون از بیمارستان مرخص شده و در کنار پدر و مادرش به زندگی عادی خود ادامه میدهد.
مادر علیرضا در مورد روز حادثه و ماجرای برق گرفتگی علیرضا میگوید: «ساعت ده صبح بود و بچهها تازه از خواب بیدار شده بودند. با عمه علیرضا در اتاق نشسته بودیم و منتظر بودیم تا بچهها سر سفره صبحانه جمع شوند که یکدفعه صدای جیغ بچه را شنیدیم. سراسیمه به حیاط دویدیم و دیدیم که علیرضا به کولرگازیای که با زمین فاصله کمی دارد چسبیده و خشکش زده. عمه علیرضا خواست او را از کولر جدا کند که خودش هم لحظهای دچار برق گرفتگی شد اما آسیب جدیای ندید و همراه علیرضا به گوشهای پرتاب شد.»
وقتی مادر علیرضا بالای سر او رفت، پسر بچه هشت ساله تمام علائم حیاتی خود را از دست داده بود؛ «علیرضا را بغل کردم ولی فهمیدم دیگر نفس نمیکشد. چون پدرش برای کار به عسلویه رفته بود، با شیون و زاری از عموی او و عمهاش کمک خواستم که ما را به بیمارستان برسانند. در تمام راه پسرم مثل چوب خشک توی بغلم بود و اصلا حرکت نمیکرد. دستم را روی قلبش گذاشتم و متوجه شدم که قلبش هم از حرکت ایستاده. با این وجود فکر کردم شاید وقتی به بیمارستان برسیم بتوانند برای او کاری کنند.» مادر علیرضا از اینکه خدا دوباره فرزندش را به او برگردانده خوشحال است؛ «علیرضا فرزند چهارم من است و بعد از او هم خدا یک پسر کوچک به ما داده. از اینکه با عنایت خدا و تلاش دلسوزانه پرستاران علیرضا به من برگردانده شد خدا را شکر میکنم.»
نقص فنی نبود
بعد از اینکه خانواده ربیعی از خوب شدن فرزندشان مطمئن شدند، حالا نوبت این بود که تعمیرکار برای تعمیر کولر بیاید تا دیگر خطری بچهها را تهدید نکند.
مادر علیرضا میگوید: «به خاطر گرمای زیاد این منطقه معمولا کولر گازی ما ۲۴ ساعته روشن است. بچهها هم معمولا در حیاط مشغول بازی هستند اما با این حال هیچ وقت چنین اتفاقی نیفتاده بود. حتی تا به حال کولر سابقه خرابی هم نداشته و نمیدانم آن روز چه شد که این اتفاق برای پسرم افتاد. بعد از خوب شدن علیرضا تعمیرکار برای چک کردن کولر به خانهمان آمد ولی بعد از اینکه تمام قطعات کولر را بررسی کرد گفت هیچ مشکلی وجود ندارد و کولر سالم است. خیلی تعجب کرده بودیم و هنوز هم نمیدانیم چرا آن اتفاق افتاد. با این وجود برای اینکه خیالمان راحت باشد گفتیم که تعمیرکار تمام سیمهای کولر را عوض کند.»
فان پاتوق
فوریترین مسئله امت اسلامی
محمد مهدی تهرانی
1- خطبه دوم رهبر انقلاب در روز "عید" با بغضی گلوگیر همراه شد؛ آن گونه که سخن گفتن را نیز به شماره انداخت. رهبر انقلاب که پیشتر در پیامی فتواگونه امت اسلامی را به امداد مسلمانان پاکستان فراخوانده بودند، این بار نیز بحث پاکستان را پیش کشیدند و آن گاه که حرف از روزه داری مهموم به میان آمد، خطابه را به دست بغض سپردند تا حزن همراه بارانی از اشک، فضای دانشگاه تهران را در آغوش بکشد و آن بغض همان بود که نیمه در قنوت نماز هم شکست...
2- قدر هر کلامی را به شأنش می سنجند و توجه دادن به مسائل دنیای اسلام از آن حیث که از سوی ولی فقیه مسمانان جهان و تاکیداً خطاب به همه مسلمانان صادر شد، از قدری فراتر نسبت به پیام یا اظهار نظر عادی برخوردار است و در واقع باید این مهم را از منظری بلندتر نگریست.
3- سخنان رهبر انقلاب در دیدار با دانشجویان با بیان یک تذکر کلیدی همراه شد و آن اصلی- فرعی کردن مسائل بود. از این پس بود که برخی مدام می پرسیدند کدام مسئله اصلی است و کدام فرعی و انگار بیانات رهبر انقلاب نوعی پاسخ به این سوالات نیز بود؛ چه آنکه ایشان از پاکستان با عنوان فوری ترین مسئله امت اسلامی یاد کردند و از فلسطین با عنوان مسئله اول جهان اسلام.
4- آنان که باور امت اسلامی را در دل دارند، مرزهای جغرافیایی را در تعریف مسائل برنمی تابند. تعارض دو نوع باور در همان شعار "نه غزه، نه لبنان؛ جانم فدای ایران" و شعار "هم غزه، هم لبنان، جانم فدای اسلام" خود را نمایاند. در این تعارض شفاف البته انتخاب آسان می شود. اما باید در نظر داشت داعیه داران امت جهانی اسلام، مسائل جهان اسلام را به همان نسبت، مسائل خود نیز می دانند و این بدین معنی است که اگر اکنون چنین نگاهی به مسائل جهان اسلام که بغض رهبری را هم موجب می شوند، در میان ما وجود ندارد، باید بپذیریم از آن افق ها و آن باورها به همان نسبت فاصله گرفته ایم.
5- پاکستان با جمعیتی در حدود 172 میلیون نفر، ششمین کشور پرجمعیت جهان به شمار می آید و نیز دومین کشور دارنده بیشترین جمعیت مسلمان. کشوری که چون ایران عنوان "جمهوری اسلامی" را با خود به همراه دارد و طی سال های اخیر فراز و نشیب های زیادی را پشت سر گذاشته است؛ کشوری که هنوز هم مورد حملات پراکنده آمریکا به بهانه مبارزه با طالبان است. از ابتدای سال 2010 تا اکنون هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی بیش از 50 بار مناطق قبیله نشین شمال غرب پاکستان را هدف گرفته اند. چندی پیش نتایج یک نظرسنجی رسمی آمریکایی نشان داد 59 درصد مردم پاکستان آمریکا را دشمن خود می دانند. و اکنون مجالی فراهم شده است برای آمریکا تا به بهانه امدادرسانی به مردم پاکستان جای پای خود را در این کشور محکم کند و موقعیت خود را بازستاند.
در واقع اشاره رهبر انقلاب به همین مسائل بود؛ آنجا که فرمودند: «ما از بىثباتى سیاسى پاکستان نگرانى داریم. قدرتهاى متجاوز و سلطهطلب از این وضعیت دارند استفاده میکنند، فرصتطلبها دارند سوءاستفاده میکنند. بعضى از دولتهاى متجاوز می خواهند پاکستان را به پادگان نظامى خودشان تبدیل کنند...» ایشان در پیام خود نیز تاکید کردند: «ملت مسلمان پاکستان در حالی با این مصیبت بزرگ مواجه است که نیروهای اشغالگر و متجاوز آمریکایی مستمراً با دستاویز قرار دادن بهانههای واهی، خاک این کشور اسلامی را در معرض تاخت و تاز قرار میدهند.»
6- چندی پیش بود که جان کری رقیب انتخاباتی جورج بوش و رییس کنونی کمیته روابط خارجی سنای آمریکا راهی مناطق سیل زده جنوب ایالت پنجاب شد تا ضمن بازدید در کنفرانس خبری مشترک با آصف علی زرداری رییس جمهور پاکستان از کمک های ایالات متحده آمریکا به عنوان بیّنه ای بر نوع دوستی این کشور سخن به میان آورد و بعد با صراحت تمام تاکید کند: «کمک های آمریکا به پاکستان بیانگر این حقیقت است که ایالات متحده در حال ایجاد "روابط دو جانبه قوی" با این کشور است.»
7- آنچه در ورای کمک های به اصطلاح نوع دوستانه آمریکایی ها رقم می خورد، بسط و توسعه هژمونی ایالات متحده است. در واقع آمریکا برای آنکه قدرتی هژمون باشد، نیازمند بسط سلطه فرهنگی، سیاسی، نظامی و اقتصادی خود است و در ورای این همه، نوعی مشروعیت بخشی جهانی را نیز طلب می کند. اگر ایران به حیات خلوت آمریکا در آمریکای لاتین سرک می کشد تا بنیاد ظلم را برکند، آمریکا نیز متقابلا با نقش آفرینی در پاکستان و افغانستان و عراق درصدد توسعه سلطه خود است و این همان چیزی است که ورای شعار به ظاهر زیبای کمک های انسان دوستانه رقم می خورد.
8- اکنون به نظر می رسد توجه بیش از پیش به موضوعات و مسائلی که رهبر انقلاب از آن ها با عنوان فوری ترین یا مهمترین موضوع مسلمانان سراسر جهان نام می برند، ضروری است. رهبر انقلاب فرمودند: «مردم ما باید همت کنند. دولت جمهورى اسلامى کمکهایى کرده است، بعضى از مردم کمکهایى کردهاند، لیکن اینها کافى نیست، بیشتر باید کمک کنیم. این وظیفهى همهى ماست. برادران مؤمن ما، برادران مسلمان ما در آنجا دچار یک چنین مصیبت بزرگى شدهاند. این فقط خطاب به شما ملت ایران نیست، خطاب به همهى دنیاى اسلام است، خطاب به همهى ملتهاست، خطاب به همهى مسلمانهاى کشورهاى مسلمان است، خطاب به کنفرانس اسلامى است؛ همه باید همت کنند، باید کمک کنند. جمع شدهاند، گفتند حالا یک میلیارد، دو میلیارد! کو این نیاز عظیم این ملت؟! با این چیزها تأمین نمیشود. پاکستان ضربهى سختى خورد. هر مقدارى که میتوانیم، باید کمک کنیم. خداوند کمک کند که بتوانیم، هر مقدارى که میتوانیم؛ این مسئلهى مهمى است.»
کد خبر:61404 -
رجانیوز
لحظه نجات بچه خرس توسط مادر دلسوز و فداکارش+عکس
لحظه نجات بچه خرس توسط مادر دلسوز و فداکارش+عکس
هاوارد شکارچی خرس هم دلش به حال بچه خرس و مادرش سوخت و به مادر خرس کمک کرد تا بچه اش را از دام نجات دهد.
تصویربردار آماتور این عکس را هنگام نجات بچه خرس توسط مادر دلسوزش انداخته است. این عکس متعلق به نجات بچه خرس توسط مادر مهربان و فداکارش است که سعی می کند بچه اش را از دام هاوارد- شکارچی خرس- نجات دهد. عاقبت مادر و بچه با جیغ زدن های ممتد دل هاوارد را به رحم آورده و هاوارد با کمک به خرس، بچه را از دامی که خود پهن کرده بود نجات داد.

فان پاتوق
فرورفتگی های عجیب روی زمین
خواب 30 میلیاردی آدمربایان آشفته شد

به گزارش ایسنا، سرهنگ محمدی رییس پلیس آگاهی استان فارس در تشریح این خبر، گفت: در پی شکایت خانمی به هویت «م - ب» مبنی بر اینکه شخص یا اشخاصی اقدام به ربودن همسرش نمودهاند ، اکیپی از کارآگاهان مبارزه با جرایم جنایی وارد عمل شده و در تحقیقات از شاکیه وی اظهار داشت که به اتفاق همسرش به هویت «احمد - پ» جهت خرید به بازار عزیمت که شوهرش به قصد پارک خودرو وارد کوچه مجاور شده و بعد از گذشت زمان زیادی با وی تماس و با صدای لرزان گفته که چند روزی کار دارد و در طول این مدت با او تماس نگیرد و بعد از این تماس تلفن همراه شوهرش خاموش شده است و بعد از مدتی شخصی ناشناس با وی تماس گرفته و با لحنی توهین آمیز اعلام داشته که همسرت را گروگان گرفتهایم و در قبال آزادی وی درخواست مبلغ 30 میلیارد ریال وجه نقد نمودهاند.
کارآگاهان با دریافت اظهارات شاکیه به این نتیجه رسیدند که با یک باند حرفهای آدم ربایی روبرو هستند، لذا با آموزشهای لازم به اعضای خانواده ربوده شده اقدامات همه جانبه در جهت کشف موضوع صورت گرفته و با استفاده از شگردهای خاص پلیسی و تجهیزات علمی مشخص شد ، ربایندگان پس از ربودن «احمد» وی را از شیراز به استان تهران منتقل نمودهاند، لذا سریعا با اخذ نیابت قضایی به استان تهران عزیمت، در حین تحقیقات متوجه میشوند ، خانواده فرد ربوده شده علیرغم آموزشهای لازم به ایشان مبلغ 15 میلیون تومان بدون هماهنگی پلیس به حساب فرد ربوده شده واریز نمودهاند ، تا آدم ربایان از آن طریق وجه را دریافت نمایند.
براساس گزارش اداره اجتماعی پلیس آگاهی ناجا، کارآگاهان با اقدامات خاص پلیسی موفق به شناسایی و دستگیری یکی از متهمین به نام «ع - ج» میشوند و در ادامه با اعتراف وی محل اختفای دیگر آدم ربایان و ربوده شده در کرج شناسایی و در اقدامی غافلگیرانه متهمان به نامهای «الف - م» و «الف - ک» دستگیر و فرد ربوده شده «احمد» آزاد و به آغوش خانوادهاش بازگشت.
در تحقیقات به عمل آمده متهمین به بزه انتسابی با انگیزه اخاذی معترف و پس از تکمیل پرونده با صدور قرار روانه زندان میشوند .
در پایان سرهنگ محمدی با اشاره به این پرونده به شهروندان هشدار داد: به هنگام بروز چنین حوادثی قبل از هر اقدام ، سریعا از طریق مرکز فوریتهای پلیسی «110» را مطلع و از دخالت در ماموریت پلیس و همچنین انجام کاری بدون هماهنگی با پلیس خودداری نمایند.
عکاسی در زمان نا مناسب
دستگیری 107 زن قاچاقچی و کشف 240 هزار قرص قاچاق در کرج
شهریار - خبرگزاری مهر: فرمانده انتظامی کرج گفت: طی پنج ماه امسال در مجموع سه هزار و 482 نفر قاچاقچی با تشکیل دو هزار و 906 پرونده دستگیر شدند که از این تعداد 107 نفر زن بودند.
سرهنگ ناصر اصلانی در گفتگو با خبرنگار مهر در کرج با ارائه گزارش عملکرد این فرماندهی طی پنج ماه گذشته اظهار داشت: طی پنج ماه امسال در مجموع سه هزار و 482 نفر قاچاقچی با تشکیل دو هزار و 906 پرونده دستگیر شدند که از این تعداد 107 نفر زن و 60 نفر افغانی بودند.
وی ادامه داد: یک کیلو و 473 گرم هروئین، 323 کیلو تریاک، 113 کیلوگرم حشیش، دو کیلوگرم شیره تریاک، چهار کیلوگرم سوخته تریاک، 36 کیلوگرم مرفین و 9 کیلو و 135 گرم شیشه از ابتدای سال جاری تاکنون از قاچاقچیان کرجی کشف و منهدم شده است.
وی همچنین افزود: طی این مدت باند قاچاق داروهای مختلف که در سطح این کلانشهر اقدام به خرید و فروش انواع دارو می کردند، شناسایی و دستگیر شدند.
اصلانی در ادامه از کشف شش هزار ضبط صوت ماشین سرقت شده در کرج خبر داد و گفت: طی عملیاتی ماموران ناجا این کلانشهر موفق به دستگیری شش نفر از سارقان حرفه ای ضبط صوت خودرو شدند.
اصلانی در بخش دیگری گفت: هم اکنون در ماه مبارک رمضان پلیس طبق برنامه ریزی آماده برخورد قاطع و جدی با اغذیه فروشان متخلف است.
رئیس پلیس کرج یادآور شد: اغذیه فروشان و تالارهای پذیرایی مانند سنوات گذشته می توانند بعد از افطار تا اذان صبح به مشتریان خدمات ارائه دهند در غیر این صورت اداره نظارت و اماکن عمومی نیروی انتظامی با متخلفان برخورد جدی می کند.
وی اصلانی با اشاره به اینکه شهروندان در صورت مسافرت در این ماه از ایمنی درب و قفلهای خانه اطمینان حاصل کنند، تاکید کرد: 95 درصد سارقان در سرقت از منازل تنها اسناد، طلا و پول را به سرقت می برند که در این راستا خانواده ها باید اموال قیمتی خود را در مکان مطمئن تا حد امکان در بانک نگه داری کنند.
رئیس پلیس کرج در بخش دیگری با اشاره به هفته ناجا عنوان کرد: سال گذشته فرماندهی انتطامی استان تهران و کرج در یک نمایشگاه تمامی دستاوردهای خود را در معرض دید عموم شهروندان قرار دادند اما امسال فرماندهی کرج به صورت مستقل در نمایشگاه دستاوردهای ناجا شرکت می کند که در این نمایشگاه تمامی خبرنگاران خبرگزاریها، روزنامه های سراسری و ویژه نامه های محلی غرفه جداگانه دارند.
منبع " خبرگزاری مهر "
حوادث ورزشی اگه دل نداری نیا
آخرین پیگیریها از جسد کشف شده در آب شرب
به دنبال کشف یک جسد متلاشی شده در مخزن آب شرب پونک و عزیمت بازپرس ویژه قتل تهران به محل ، در بررسی های اولیه معلوم شد یکی از 2 نگهبان این مخزن هنگامی که برای اندازهگیری آب وارد مخزن در عمق 9 متری شده ، با مشاهده یک جسد شناور موضوع را به مرکز فوریتهای پلیسی 110 گزارش کرد و باعزیمت ماموران کلانتری 140 باغفیض و بازپرس شعبه اول دادسرای جنایی و پزشک کشیک مرکز پزشکی قانونی در محل ، در تحقیقات اولیه مشخص شد از زمان مرگ جسد یک یا 2 ماه سپری شده و به دلیل وجود کلر، جسد متلاشی شده است.
این گزارش حاکی است ، یک روز پس از انتشار خبر کشف جسد در مخزن آب شرب غرب تهران، بازپرس جنایی درخصوص آخرین پیگیریهای مربوط به این پرونده به جامجم گفت: متاسفانه با شروع تحقیقات، اولین موضوعی که در این پرونده نمود عینی پیدا میکند ، بیتوجهی در حفظ و حراست از این مخازن است که نگهداری و مراقبت از آن بسیار مهم و حائز اهمیت است در حالی که حضور تنها 2 نگهبان از سوی یک شرکت پیمانکاری در این محل، خود دلیل بر بیتوجهی در مراقبت از آب شرب مردم است.
بازپرس ویژه قتل تهران افزود: پس از دعوت از مسوولان بهداشت منطقه، از آنها خواسته شد میزان آلودگی آب موجود در مخزن را که گفته میشد 17 میلیون لیتر است اندازهگیری و گزارش کنند که هنوز گزارش اداره بهداشت به دادسرای جنایی ارسال نشده است.
یکی دیگر از مواردی که به عنوان دستور قضایی صادر شد، تخلیه آب موجود در مخزن به دلیل آلودگی و کشف بقایای جسد است که هنوز خبر ارسال بقایای جسد که در مخزن باقی مانده به پزشکی قانونی و دادسرای جنایی گزارش نشده است.
بازپرس جنایی تصریح کرد: همان گونه که پیش از این نیز اعلام شد، این پرونده با قاطعیت در دادسرای جنایی در حال پیگیری است و درخصوص افراد یا سازمانهای مقصر اغماض نخواهد شد.
این گزارش حاکی است، اگرچه کشف جسد در آب شرب مردم غرب تهران و استفاده از این آب به مدت 2 ماه یا در خوشبینانهترین حالت یک ماه موجب ناراحتی مردم ساکن غرب تهران شده است؛ اما روز گذشته روابط عمومی شرکت آب و فاضلاب متنی را به روزنامه جامجم ارسال کرده است که بدون هیچ دخل و تصرف این متن و در ادامه توضیحات درپی میآید.
توضیح اداره آب و فاضلاب تهران
پیرو انتشار خبر کشف جسد در یکی از مخازن آب تهران به آگاهی میرساند:
1- حجم مخزن یاد شده تنها 17000 مترمکعب بوده که در خبرهای منتشر شده 17 میلیون مترمکعب ذکر شده که این رقم 1000 برابر حجم واقعی مخزن است.
2- این مخزن به صورت مخازن شماره 1 و 2 (مخزن دوقلو) در خارج از شهر تهران بوده و در کوهپایههای شمالی شهر در ارتفاعات پونک واقع شده و آب شرب کمتر از 3000 مشترک از آن تامین میشده است.
ضمن این که به دلیل کم بودن مشترک تحت پوشش تنها از یک مخزن آن مخزن شماره 1 استفاده میشده که این مخزن و سایر مخازن تامین آب شرب شهروندان نیز به صورت روزانه بازدید میشود و احتمال هرگونه آلودگی در آن منتفی است.
3- جسد کشفشده، در مخزن شماره 2 بوده که در طرح توسعه مخازن این منطقه قرار داشته و از مدار تامین آب شرب شهروندان خارج بوده است، لذا احتمال هرگونه آلودگی میکروبی آب شرب در شبکه توزیع منتفی است.
ضمن این که اینگونه مخازن نیز هر 30 تا 45 روز یکبار به صورت دورهای و به جهت بررسیهای فنی و پایداری سازهای به صورت چشمی بازدید میشوند که جریان کشف جسد در این بازدید اتفاق افتاده است.
4- بلافاصله پس از این اتفاق به دستور مقامات قضایی و جهت حصول اطمینان بیشتر، توزیع آب شرب در شبکه متوقف و اقدام به شستشو و کلرزنی مجدد مخازن شده که آزمایشهای روزگذشته کارشناسان وزارت بهداشت حاکی از سلامت کامل آب موجود در شبکه است.
ضمن این که براساس تاکید کارشناسان وزارت بهداشت، در روز وقوع حادثه نیز هیچگونه آلودگی از این منبع گزارش نشده است.
پاسخ جام جم
1- وقتی در پرونده میزان ذخیره آب 17 میلیون لیتر قید شده و از سوی مقام قضایی با دقت مورد بررسی قرار گرفته، 17 هزار لیتر آب برای مصرف 3000 مشترک کمی اغراقآمیز و دور از ذهن به نظر میرسد.
2- کشف جسد در مخزن آب شرب به دلیل بیتوجهی به حفظ و مراقبت از ماده حیاتی مردم بوده و ای کاش توضیح داده میشد چگونه این جسد وارد مخزن شده است؟
3- در ارتباط با اظهارنظر پیرامون احتمال هرگونه آلودگی میکروبی نیز باید اذعان کرد دراین خصوص باید کارشناسان بهداشت آن هم پس از انجام آزمایشها نظر دهند نه سازمان آب و فاضلاب.
4- اگر چه اعلام شده به صورت دورهای مخازن بازدید شده است، اما به صرف یادآوری و براساس اظهارات قاضی ویژه قتل که در گفتگو با جامجم زمان مرگ جسد را یک تا 2 ماه قبل اعلام کرده است، خود جای ابهام جدی برای بازبینی دورهای مخازن از سوی شرکت آب و فاضلاب دارد.
5- این اتفاق، احساسات ناخوشایندی در بین مردم ساکن در غرب تهران ایجاد کرده است و ای کاش دوستان به جای توجیه موضوع، از مشترکان خود که 2 ماه از این آب استفاده میکردند، عذرخواهی کنند و در پی جبران برآیند.
خرس قطبی که دنبال عکاس کرده (عکس)
راز جنایت پنهان در سینه مرد همسایه

دو دوست که با تبانی هم ، پس از ربودن مزاحم خانوادگی، او را در باغی در فرخآباد کرج به قتل رسانده و جسدش را آتش زده بودند ، دستگیر شدند.
به گزارش جامجم، روز 17 خرداد امسال زنی با مراجعه به شعبه یکم بازپرسی دادسرای جنایی کرج با ارائه شکایتی از ناپدید شدن شوهرش به نام فرهاد خبر داد.
زن شاکی در اظهاراتش به بازپرس حسینیرازلیقی گفت: شوهرم شب گذشته برای دیدن یکی از همسایهها و گرفتن یک جلد گواهینامه رانندگی جعلی از وی، از خانهمان در جاده ماهدشت کرج خارج شد و دیگر بازنگشته. پس از غیبت شوهرم، به خانه مرد همسایه علیرضا رفتم که وی از ملاقات با شوهرم اظهار بیاطلاعی کرد.
پس از شکایت این زن، پروندهای در این ارتباط تشکیل و برای ادامه تحقیقات به پلیس آگاهی استان تهران ارسال و جستجو برای یافتن مرد گمشده آغاز شد.
با دستور قضایی، کارآگاهان جنایی ابتدا مرد همسایه را احضارو از وی بازجویی کردند که او در اظهاراتش گفت من ملاقاتی با مرد گمشده نداشتهام و قرار نبود برای او گواهینامه جعلی تهیه کنم.
گم شدن مرد همسایه در هالهای از ابهام
وقتی مدرکی درخصوص گناهکاری مرد همسایه به دست نیامد کارآگاهان او را با هماهنگی قضایی آزاد کردند، اما برای این که اطمینان یابند وی در گم شدن مرد همسایه نقشی ندارد، به تحقیقات محلی پرداختند که معلوم شد، شب حادثه چندنفر از اهالی مرد گمشده را دیدهاند که همراه علیرضا (مرد همسایه) و فرد دیگری با یک دستگاه خودروی سواری سفیدرنگ از محله خارج شدهاند.
با مشخص شدن این موضوع، تحقیقات در این ارتباط ادامه یافت تا این که روز 28 تیر امسال علیرضا، مرد همسایه بار دیگر دستگیر و برای ادامه تحقیقات به پلیس آگاهی استان تهران منتقل شد.
ردپای 2 مرد در پرونده
علیرضا - متهم - در بازجوییهای پلیسی ادعا کرد که فرهاد (مرد گمشده) با 2 نفر اختلاف داشته است و آنها، او را به قتل رساندهاند.
به دنبال اظهارات متهم، 2 مردی که وی آنها را قاتل معرفی کرده بود، به مرکز پلیس انتقال یافته و مورد تحقیق قرار گرفتند که آنها هرگونه دوستی با مرد گمشده را انکار و عنوان کردند او را فقط چند بار هنگام رفتن به خانه علیرضا، حوالی محل سکونت وی ملاقات کردهاند.
به این ترتیب کارآگاهان جنایی آگاهی استان تهران به بازجویی دوباره از علیرضا متهم پرداختند که عاقبت پس از تناقضگوییهای متعدد روز ششم مرداد امسال متهم که دچار عذاب وجدان شده بود، راز قتل فرهاد، مرد گمشده را فاش کرد.
عذاب وجدان متهم، باعث افشای راز قتل شد
علیرضا متهم در اظهاراتش به پلیس گفت: مقتول همسایهمان بود و همسرش با زنم دوست بود و چندی قبل یکی از دوستانم به نام مصطفی گفت که چند ماهی است، فرهاد تلفنی و در خیابان برای خواهرش ایجاد مزاحمت میکند و از من خواست او را تنبیه کنیم که قبول کردم تا این که 2 ماه قبل هنگام بازگشت به خانهام پی بردم که فرهاد برای همسرم ایجاد مزاحمت میکند با همسرم در این باره صحبت کردم که گفت از چند ماه قبل برای وی ایجاد مزاحمت کرده و به خاطر حفظ آبروی خانوادگی، درخصوص مزاحمتهایش سکوت کرده است.
با شنیدن حرفهای همسرم، تصمیم به قتل فرهاد گرفتم. بنابراین از محل کارم در نانوایی خارج شده و همراه همدستم مصطفی از مغازهای یک رشته سیم برق خریدیم.
متهم افزود: ساعت 21 به بهانه این که قصد دارم یک فقره گواهینامه جعلی به فرهاد تحویل دهم، او را سوار خودرو کرده و همراه وی و مصطفی به باغ یکی از دوستانم در فرخآباد کرج رفتیم، در این محل پس از مشاجره با هم به سوی وی حمله کردیم و مصطفی با انداختن رشته سیم برق به دور گردن وی، او را خفه کرد و من هم با بنزین جسدش را به آتش کشیدم.
وی افزود: وقتی از مرگ وی مطمئن شدیم، مصطفی تلفن همراه مقتول را شکست و داخل باغ انداخت.
به دنبال اظهارات متهم، کارآگاهان به محل حادثه عزیمت کردند، اما پس از جستجو در داخل باغ فقط موفق به کشف گوشی تلفن همراه مقتول شدند.
به این ترتیب برای یافتن جسد به استعلام از مراکز پلیس استان تهران پرداختند که معلوم شد، یک هفته پس از گم شدن فرهاد، جسد سوخته وی از سوی کارآگاهان جنایی آگاهی شهریار کشف و به عنوان مجهولالهویه به پزشکی قانونی منتقل شده است. با کشف جسد فرهاد، روند رسیدگی به پرونده وارد مرحله جدیدی شد و مصطفی که تحت تعقیب پلیس بود، دستگیر و بازجویی شد.
انکار متهم به قتل
این مرد در اظهاراتش به پلیس گفت: مقتول از همسایههای قدیمیام بود و برای خواهرم ایجاد مزاحمت نکرده است و تاکنون از مرگ وی بیخبر بودم.
شب حادثه، علیرضا همراه مقتول و یکی از دوستانم که صاحب باغ محل حادثه بود به سراغ من آمدند تا برای تفریح به کوه عظیمیه کرج برویم که قبول کردم. آن شب من و صاحب باغ در آن محل ماندیم و علیرضا و فرهاد (مقتول) با هم به خانه بازگشتند و دیگر آنها را ندیدم. علیرضا خودش فرهاد را کشته و به دروغ اعتراف میکند که با او همدست بودهام. متهمان پرونده روز گذشته برای ادامه تحقیقات به شعبه یکم بازپرسی دادسرای جنایی کرج انتقال یافتند و مورد تحقیق قرار گرفتند و علیرضا متهم به سوزاندن جسد و قتل از سوی همدستش مصطفی اعتراف کرد ولی مصطفی هرگونه همکاری در قتل فرهاد را انکار کرد.
بنابر این گزارش، متهمان با قرارقانونی روانه زندان شدند. تحقیقات تکمیلی از آنها ادامه دارد.
نظرات ()





