هر چی بخوای داریم

هر چی که بخوای

اثرات لقمه حرام در روایات

اثرات لقمه حرام در روایات

(لقمه حرام زیر ذره بین – 4)


 

تصرف غیر مجاز در اموال دیگران که از آن به خوردن مال حرام یا همان لقمه حرام یاد می شود؛ خواه ناخواه آثاری را در پی دارد که می توان آنها را با وضوح و تاکید قابل توجه ای در منابع دینی و کلام بزرگان آیین مشاهده کرد.

آنچه در ادامه می آید آثاری است که اثرات لقمه حرام است و فراری از آن نیست. به این امید که این نکات هشداری باشد برای همگان تا بیش از پیش در نوع و راه آنچه به دست می آوریم دقت کنیم. نکته آخر اینکه فراموش نکنیم که، پیشگیری همیشه به خصوص در این مورد بهتر و آسان تر از درمان است.


 

حرام خوری

نماز بی ارزش و دعایی که شنیده نمی شود

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: مَنْ أَکَلَ لُقْمَةَ حَرَامٍ لَمْ تُقْبَلْ لَهُ صَلَاةٌ أَرْبَعِینَ لَیْلَةً؛ نماز کسی که لقمه‌اش حرام است تا چهل روز از ارزش چندانی برخوردار نیستوَ لَمْ تُسْتَجَبْ لَهُ دَعْوَةٌ أَرْبَعِینَ صَبَاحاً و تا چهل روز دعای او مستجاب نمی گردد وَ کُلُّ لَحْمٍ یُنْبِتُهُ الْحَرَامُ فَالنَّارُ أَوْلَى بِهِ و هر مقدار از بدن که پرورش یافته لقمه حرام باشد سزاوار آتش و سوختن است.(1)

در حدیثی قدسی آمده است که خداوند متعال می فرماید: فَمِنْکَ الدُّعَاءُ وَ عَلَیَّ الْإِجَابَةُ فَلَا تَحْجُبْ عَنِّی دَعْوَةً إِلَّا دَعْوَةَ آکِلِ الْحَرَامِ؛ بنده من! تو دعا کن؛ من اجابت می کنم. بدان که تمام دعاها به پیشگاه اجابت من می رسد؛ مگر دعای کسی که مال حرام می خورد.(2)

شخصی به محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله شرفیاب شد. به آن حضرت عرض کرد که دوست دارم دعایم مستجاب شود؛ چه کنم؟ پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به او فرمود: طَهِّرْ مَأْکَلَکَ وَ لَا تُدْخِلْ بَطْنَکَ الْحَرَامَ؛ لقمه‌ات را پاک کن [تا مبادا به حرامی آلوده باشد] و مراقب باش هیچ نوع حرامی را مصرف نکنی.(3)

امام صادق علیه السلام فرمود: اگر کسی با مالی که از راه حرام بدست آورده است عازم حج شود هنگامی که لبیک می گوید جواب رد به او می دهند که لَا لَبَّیْکَ وَ لَا سَعْدَیْکَ که این نشان از مردودی عمل اوست اما اگر مال او از راه حلال کسب شده باشد پاسخ مثبت به او داده می شود که لَبَّیْکَ وَ سَعْدَیْکَ و این نشان از قبولی عمل(9) او خواهد بود

سنگدلی، اثر حرام خوری

روایتی وجود دارد که اگر آن را در کنار این روایت قرار دهیم نتیجه ای حاصل می شود که آن را اباعبدالله الحسین علیه السلام در کربلا و در تحلیل جنایت کوفیان بیان فرمود. آن روایت این است که امام صادق علیه السلام فرمود: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَا یَسْتَجِیبُ دُعَاءً بِظَهْرِ قَلْبٍ قَاسٍ؛ خداوند متعال دعایی را که از قلبی سخت و بی رحم برخاسته باشد اجابت نمی کند.(4)

سنگدلی

از این دو روایت این معنا استنباط می شود که حرام خواری و قساوت قلب ارتباطی تنگاتنگ با هم دارند که اگر کسی حرام خورد قلبش سخت شده و در برابر حق، نرمش نخواهد داشت و این همان سخنی است که امام حسین علیه السلام در روز عاشورا به سپاه کوفه فرمود. آن حضرت وقتی دید که کلام حقش در دل سخت تر از سنگ کوفیان اثر نمی کند علت را این سخت دلی و عدم کرنش در برابر حق را لقمه های حرامی برشمرد که شکمهای کوفیان از آن پر شده بود: فَقَدْ مُلِئَتْ بُطُونُکُمْ مِنَ الْحَرَامِ وَ طُبِعَ عَلَى قُلُوبِکُمْ؛ شکمهایتان از حرام پر شده و بر قلبهایتان مُهر خورده است.(5) حداقلش این است؛ غذای آن چند روزی را که اینها در کربلا مستقر بودند عمر سعد به آنها می داد. او با کیسه های زر اموی یا تصرف حرام در بیت المال مسلمین غذا تهیه می کرد و در شکم اینها می ریخت لذا شکم همه از حرام پر بود و چون اینگونه بود هر وقت ولیّ خدا و امام عصرشان اراده می کرد که با اینها سخن بگوید سر و صدا می کردند و هلهله سر می دانند و حاضر نمی شدند تا به کلام آن حضرت گوش فرا دهند تا جایی که امام علیه السلام خطاب به آنها فرمود: وَیلَکُم مَا عَلَیکُم أن تَنصِتُوا إلَیَّ فَتَسمَعُوا قَولِی؛ چرا ساکت نمی شوید تا حرفم را بشنوید؟ اینجا بود که خود حضرت علت را بیان کرد و فرمود: فَقَدْ مُلِئَتْ بُطُونُکُمْ مِنَ الْحَرَامِ.

 

لعنت فرشتگان

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: إِذَا وَقَعَتِ اللُّقْمَةُ مِنْ حَرَامٍ فِی جَوْفِ الْعَبْدِ لَعَنَهُ کُلُّ مَلَکٍ فِی السَّمَاوَاتِ وَ فِی الْأَرْضِ؛ هرگاه لقمه ای حرام در شکم بنده ای از بندگان خدا قرار گیرد تمام فرشتگان زمین و آسمان او را لعنت می کنند(6)؛ یعنی دوری رحمت الهی را از او درخواست می کنند. شاید علتش این باشد که دست به دعا بر می دارند و به خداوند متعال عرضه می دارند که خدایا این شخصی که غرق در نعمتهای حلال توست اما دست به حرام دراز کرده را از آن حلالهای بی شمارت محروم کن!

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: مَنْ أَکَلَ لُقْمَةَ حَرَامٍ لَمْ تُقْبَلْ لَهُ صَلَاةٌ أَرْبَعِینَ لَیْلَةً؛ نماز کسی که لقمه‌اش حرام است تا چهل روز از ارزش چندانی برخوردار نیست وَ لَمْ تُسْتَجَبْ لَهُ دَعْوَةٌ أَرْبَعِینَ صَبَاحاً و تا چهل روز دعای او مستجاب نمی گردد وَ کُلُّ لَحْمٍ یُنْبِتُهُ الْحَرَامُ فَالنَّارُ أَوْلَى بِهِ و هر مقدار از بدن که پرورش یافته لقمه حرام باشد سزاوار آتش و سوختن است

ساخت بنای عبادت روی ماسه های روان

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: الْعِبَادَةُ مَعَ أَکْلِ الْحَرَامِ کَالْبِنَاءِ عَلَى الرَّمْلِ؛ عبادت کسی که حرام خواری می کند مانند ساختمانی است که بر روی شنزاری روان بنا شده باشد.(7) بی شک چنین ساختمانی آن چنان سست است و لرزان که با اندک حرکتی فرو ریخته و چیزی از آن باقی نمی ماند و اگر هم چیزی از آن بماند یقینا فایده ای برای صاحبش نخواهد داشت.

با توجه به این روایت شریف و آیه صد و نُه سوره توبه که می فرماید «مَنْ أَسَّسَ بُنْیانَهُ عَلى‏ شَفا جُرُفٍ هارٍ فَانْهارَ بِهِ فی‏ نارِ جَهَنَّمَ؛ کسى که بنیاد[امورش‏] را بر لب پرتگاهى سست و فرو ریختنى نهاده! آن بنا با بناکننده‏اش در جهنم سقوط مى‏کند.» به دست می آید که در فرهنگ قرآن کریم چنین کسی که هم عابد است و هم حرام خوار؛ عبادتش سودی به حال او نخواهدکرد و بزودی خودش به همراه ساختمان عبادتش به قعر جهنم سقوط خواهند کرد. 

 

عبادتهایی که برای آن عذاب می نویسند

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: مَنِ اکْتَسَبَ مَالًا حَرَاماً؛ کسی که کسبش حرام استلَمْ یَقْبَلِ اللَّهُ مِنْهُ صَدَقَةً وَ لَا عِتْقاً وَ لَا حَجّاً وَ لَا اعْتِمَاراً؛ خداوند هیچ کار خیرى را از او نمى‏پذیرد، چه آن کار صدقه باشد چه آزاد کردن بنده؛ حج باشد یا عمرهوَ کَتَبَ اللَّهُ بِعَدَدِ أَجْزَاءِ ذَلِکَ أَوْزَاراً؛ و خداوند متعال به عوض پاداش این کارها، گناه براى او ثبت مى‏کند وَ مَا بَقِیَ مِنْهُ بَعْدَ مَوْتِهِ کَانَ زَادَهُ إِلَى النَّارِ؛ و آنچه پس از مرگش باقى مى‏ماند توشه دوزخ او خواهد بود.(8)

امام صادق علیه السلام فرمود: اگر کسی با مالی که از راه حرام بدست آورده است عازم حج شود هنگامی که لبیک می گوید جواب رد به او می دهند که لَا لَبَّیْکَ وَ لَا سَعْدَیْکَ که این نشان از مردودی عمل اوست اما اگر مال او از راه حلال کسب شده باشد پاسخ مثبت به او داده می شود که  لَبَّیْکَ وَ سَعْدَیْکَ و این نشان از قبولی عمل(9) او خواهد بود.(10)

امیرالمومنین علیه السلام در وصیت خود به امام حسن علیه السلام فرمود:وَ لَا یَرِدُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص مَنْ أَکَلَ مَالًا حَرَاماً لَا وَ اللَّهِ لَا وَ اللَّهِ لَا وَ اللَّهِ؛ به خدا سوگند به خدا سوگند به خدا سوگند کسی که ذره ای مال حرام بخورد در قیامت از رسول خدا صلی الله علیه و آله دور می افتد وَ لَا یَشْرَبُ مِنْ حَوْضِهِ وَ لَا یَنَالُ شَفَاعَتَهُ؛ و از حوض کوثر نمی نوشد و مشمول شفاعت آن حضرت نمی گردد

امیرالمومنین علیه السلام در وصیت خود به امام حسن علیه السلام فرمود: وَ لَا یَرِدُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص مَنْ أَکَلَ مَالًا حَرَاماً لَا وَ اللَّهِ لَا وَ اللَّهِ لَا وَ اللَّهِ؛ به خدا سوگند به خدا سوگند به خدا سوگند کسی که ذره ای مال حرام بخورد در قیامت از رسول خدا صلی الله علیه و له دور می افتد وَ لَا یَشْرَبُ مِنْ حَوْضِهِ وَ لَا یَنَالُ شَفَاعَتَهُ؛ و از حوض کوثر نمی نوشد و مشمول شفاعت ن حضرت نمی گردد

حرام خور، دوست ما نیست

امیرالمومنین علیه السلام می فرمود: لَیْسَ بِوَلِیٍّ لِی مَنْ أَکَلَ مَالَ مُؤْمِنٍ حَرَاماً؛ کسی که به حرام، مال مومنی را بخورد هرگز دوستدار من نیست.(11)

 

بهشت ممنوعه

ورود به بهشت ممنوع

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَ الْجَنَّةَ أَنْ یَدْخُلَهَا جَسَدٌ غُذِّیَ بِحَرَامٍ؛ همانا خداوند ورود بدنی را که از حرام تغذیه کرده به بهشت ممنوع کرده است.(12)

 

محروم از دیدار و کوثر و شفاعت

امیرالمومنین علیه السلام در وصیت خود به امام حسن علیه السلام فرمود:وَ لَا یَرِدُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص مَنْ أَکَلَ مَالًا حَرَاماً لَا وَ اللَّهِ لَا وَ اللَّهِ لَا وَ اللَّهِ؛ به خدا سوگند به خدا سوگند به خدا سوگند کسی که ذره ای مال حرام بخورد در قیامت از رسول خدا صلی الله علیه و آله دور می افتدوَ لَا یَشْرَبُ مِنْ حَوْضِهِ وَ لَا یَنَالُ شَفَاعَتَهُ؛ و از حوض کوثر نمی نوشد و مشمول شفاعت آن حضرت نمی گردد.(13)

 

پی نوشت ها:

(1) بحارالأنوار، 63/314

(2) عدة الداعی و نجاح الساعی، ص139 

(3) همان

(4) الکافی، 2/474

(5) بحارالأنوار، ج45، ص8

(6) الدعوات، ص25

(7) عدة الداعی و نجاح الساعی، ص153

(8) ثواب‏الأعمال، ص282

(9) قبولی و مردودی عمل مبحثی جدا از صحت و بطلان عمل است. صحت و بطلان بر اساس رساله عملیه است اما قبول و رد بر اساس صفاتی است که نوعا به میزان تقوای عامل برمی گردد. گاهی این دو با هم جمع هم می شود یعنی هم باطل است و هم مردود گاهی صحیح است اما از مقبولیت چندانی برخوردار نیست مانند کسی که روزه صحیحی می گیرد اما در طول روز مرتب دروغ می گوید و غیبت می کند.

(10) الکافی، 5/124

(11) مجموعة ورام(تنبیه الخواطر)، 1/16

(12) همان، ص61

(13) دعائم‏الإسلام، 2/35

امید پیشگر

گروه دین تبیان

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/٦/٢٥

انواع قلب در سخن پیامبر (ص)

انواع قلب در سخن پیامبر (ص)


 

آن قلبی که دل‏بسته به تنعّمات اخروی است،‌ در نتیجه کار هم که می­کند برای امور اخروی است و می­خواهد به پاداش آخرت برسد و به آن هم خواهد رسید. درجات عالیه بهشت را هم به او می­دهند، لذّتش را هم می­برد.


 

 

وابستگی به دنیا

رُوِی عَن رَسُولِ الله (صلّی الله علیه و آله و سلّم) قال:

اَلْقَلبُ ثَلاثَةُ اَنْوَاعٍ: قَلْبٌ مَشْغولٌ بِالدُّنْیا وَ قَلْبٌ مَشْغولٌ بِالْعُقْبَی وَ قَلْبٌ مَشْغولٌ بِالْمَوْلَی.وَ اَمَّا الْقَلْبُ الْمَشْغولُ بِالدُّنْیا لَهُ الشِّدَّةُ وَ الْبَلاءُ وَ اَمَّا الْقَلْبُ الْمَشْغولُ بِالْعُقْبَی فَلَهُ الدَّرَجَاتُ الْعُلَی وَ اَمَّا الْقَلْبُ الْمَشْغولُ بِالْمَوْلَی فَلَهُ الدُّنْیا وَ الْعُقْبَی وَ الْمَوْلَی.[1]

 

ترجمه حدیث:

روایت از پیغمبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) منقول است که حضرت فرمودند قلب ها سه نوعند: 1- قلبی که مشغول و وابسته به دنیا است.2- قلبی که مشغول به تنعّمات اخروی است.3- قلبی که وابسته به مولا است. اما آن قلبی که سرگرم و وابسته به دنیا است،‌ همیشه دچار سختی و گرفتاری است. و آن قلبی که وابسته به تنعّمات اخروی است ‌به درجات و مراتب بالایی می­رسد. و قلبی که دل‏بسته به مولا (خدا) است، هم دنیا دارد، ‌هم آخرت را دارد و هم خدا را دارد.

امّا دلی که به لذائذ دنیوی دل‏بسته شده و سرگرم آن است، این را بداند که همیشه در ناراحتی و گرفتاری است. یعنی حتی لذّت دنیایی را هم نمی‏برد. مسائل دنیوی این‏گونه است دیگر! ‌به هرچه از دنیا برسد، باز می­بیند کمبود دارد و لذا‌ ناراحت است. پیوسته در سختی و گرفتاری است

 

 

شرح حدیث:

«اَلْقَلبُ ثَلاثَةُ اَنْوَاعٍ»؛ دل‏ها ‌بر سه گونه هستند. اوّل: «قَلْبٌ مَشْغولٌ بِالدُّنْیا»؛ دل‏هایی که وابسته به دنیا هستند. این قلب‏ها در گروی لذائذ دنیا و سرگرم مسائل دنیوی‏اند. دوم: «وَ قَلْبٌ مَشْغولٌ بِالْعُقْبَی»؛ دل‏ها و قلب‏هایی که وابسته به آخرتند. یعنی دل‏بستگی‏اش به تنعّمات اخرویه است. سوم: «وَ قَلْبٌ مَشْغولٌ بِالْمَوْلَی»؛ سوم آن دلی است که به مولایش وابسته است! یعنی دل‏بسته به خدا است. دلش در گروی خدا است.

در ادامه، حضرت توضیح می­دهند: «وَ اَمَّا الْقَلْبُ الْمَشْغولُ بِالدُّنْیا لَهُ الشِّدَّةُ وَ الْبَلاءُ»؛ امّا دلی که به لذائذ دنیوی دل‏بسته شده و سرگرم آن است، این را بداند که همیشه در ناراحتی و گرفتاری است. یعنی حتی لذّت دنیایی را هم نمی‏برد. مسائل دنیوی این‏گونه است دیگر! ‌به هرچه از دنیا برسد، باز می­بیند کمبود دارد و لذا‌ ناراحت است. پیوسته در سختی و گرفتاری است.

«وَ اَمَّا الْقَلْبُ الْمَشْغولُ بِالْعُقْبَی فَلَهُ الدَّرَجَاتُ الْعُلَی»؛ آن قلبی که دل‏بسته به تنعّمات اخروی است،‌ در نتیجه کار هم که می­کند برای امور اخروی است و می­خواهد به پاداش آخرت برسد و به آن هم خواهد رسید. درجات عالیه بهشت را هم به او می­دهند، لذّتش را هم می­برد.

اهل ایمان

«وَ اَمَّا الْقَلْبُ الْمَشْغولُ بِالْمَوْلَی فَلَهُ الدُّنْیا وَ الْعُقْبَی وَ الْمَوْلَی». این یک قاعده کلّی است که دل‏بستگی به شئ همواره یادآوری آن را در پی دارد. آن دلی که همیشه دل‏بسته به خدا است، در نتیجه سه چیز دارد: 1- دنیا دارد. دقّت کنید که مراد از دنیا در اینجا این نیست که به عنوان مثال پول زیادی دارد؛ بلکه به این معنا است که در دنیا هیچ ناراحتی ندارد. در ابتدا فرموده بود قلبی که وابسته به دنیا است، شدّت و بلا دارد. امّا این چنین شخصی نه شدّت دارد نه بلاء. نه نسبت به امور مادّی‏اش ناراحتی دارد،‌ نه گره کور پیدا می­کند که غصه‏اش را بخورد. هیچ‏کدام از اینها را پیدا نمی­کند. خدا همه چیز را برایش فراهم می­کند. چون او سرگرم به خدا است، به تعبیر خودمانی، خدا هم تمام کارهایش را ردیف می­کند.

2- در آخرت هم تنعّمات اخروی‏اش را دارد. 3- بالاتر از همه این است که قرب به خداوند هم پیدا می­کند. مراد از مولا در اینجا قرب به خدا است. دل‏بسته به خدا همیشه به یاد خدا است. ثمره‏اش هم این است که از نظر دنیایی، ‌شدّت و بلا به آن معنا ندارد. از نظر تنعّمات اخروی هم درجات بالا دارد و از نظر الهی هم قرب به خداوند پیدا می­کند.

گروه دین تبیان

 

پی نوشت ها :

[1]. تحریر المواعظ العددیة،صفحه 245


 

منبع : پایگاه اطلاع رسانی آیت الله مجتبی تهرانی

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/٦/۱۳

قیام مردی از قم و مبارزه او و یارانش با طوفانهای ظلم

قیام مردی از قم و مبارزه او و یارانش با طوفانهای ظلم
رجُلٌ مِن أهلِ قُمّ یدعو النّاسَ إلى الحقِّ یَجْتَمِعُ مَعهُ قَومٌ کَزُبرِ الحدیدِ لا تُزِلُّهُمُ الرِّیاحُ العَواصِفُ و لا یَمَلّونَ مِن الحَربِ ولا یَجْبُنونَ وعلى اللّهِ یَتَوکّلونَ والعاقِبَةُ للمُتّقِین‏
امام کاظم(سلام الله علیه): مردى از قم مردم را به حق فرا مى‏خواند و بر گرد او مردمانى فراهم مى‏آیند که چونان پاره‏هاى آهن استوارند، طوفان‏ها آنها را به لرزه نمى‏اندازد و از جنگ خسته نمى‏شوند و بزدلى نشان نمى‏دهند، به خدا توکّل دارند و فرجام از آنِ پرهیزگاران است.
و ما شاهد قیام آن مرد بزرگ از قم بودیم و از جان گذشتگی ها و شجاعت یارانش را در روزهای سخت جنگ تحمیلی دیدیم براستی که به استواری آهن در مقابل حکام جور و ظلم و فساد ایستادند و امیدواریم که رهرو راهشان باشیم چون آنان به سعادت ابدی برسیم
میزان الحکمة ج 2 ص 157
  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٧:٠٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٩/۱۱/٢٥

چهل حدیث هادوی

چهل حدیث هادوی

میلاد امام هادی

1. یگانگی خدا

 

لَمْ یزَلَِ اللهَ وَحْدَهُ لاشیء معه ثُمَّ خَلَقَ الاشیاء بدیعاً و اختار لِنَفْسِهِ اَحْسَنَ الاَسماءِ؛ 1

خداوند از ازل تنها بود و چیزی با او نبود. سپس اشیا را به صورت نو ظهور آفرید و برای خودش بهترین نام‌ها را برگزید.

 

2. فروتنی

 

عن الامام الهادی(ع):

التواضع اَن تعطی الناس ما تُحِبُّ ان تُعطاهُ؛2

فروتنی آن است که با مردم چنان رفتار کنی که دوست داری با تو چنان باشند.

 

3. نقد پذیری

 

لبعض موالیه: عاتِبْ فلاناً و قل له ان الله اذا اراد بِعَبْدٍ خیراً اذا عُوتِبَ قَبِلَ 3

امام هادی(ع) به یکی از دوستانش فرمود: فلانی را توبیخ کن و به او بگو: خداوند چون خیر بنده‌ای خواهد، هر گاه توبیخ شود، بپذیرد (و در صد جبران نقص براید).

 

4. جایگاه اجابت دعا

 

اِنَّ للهِِ بقاعاً یحِبُّ اَن یدْعی فیها فَیستَجیبَ لِمَن دَعاهُ و الحَیرُ منها؛4

همانا برای خداوند بقعه‌های است که دوست دارد در آنها به درگاه او دعا شود و دعای دعا کننده را به اجابت برساند، و حائر حسین(ع) یکی از آنهاست.

 

5. دنیا جایگاه آزمایش

 

ان الله جَعَلَ الدنیا دار بلوی و الآخره دار عقبی، و جَعَلَ بَلْوَی الدنیا لِثوابِ الاخرهِ سَبَباً و ثوابَ الاخرهِ مِنْ بَلْوی  الدنیا عِوَضاً 5

همانا که خداوند دنیا را سرای امتحان و آزمایش، و آخرت را سرای رسیدگی، و بلای دنیا را وسیله ثواب آخرت، و ثواب آخرت را عوض بلای دنیا قرار داده است.

 

6. ستمکار بردبار

 

اِنَّ الظالِمَ الحالِِمَ یکادُ اَنْ یعضی علیه بِحِلْمِهِ، و انَّ المُحِقَّ السَّفیه یکادُ ان یطْفِیءَ نُورَ حَقِّهِ بِسَفهِهِ 6

به راستی ستمکار بردبار، بسا که به وسیله حلم و بردباری خود از ستمش گذشت شود و حق‌دار نابخرد، بسا که به سفاهت خود نور حق خویش را خاموش کند.

 

7. انسان بی‌شخصیت

 

مَنْ هانَتْ علیه نَفْسَهُ فلاتَأمَنْ شَرَّهُ 7

کسی که خود را پس شمارد، از شر او در امان مباش.

 

8. حکمت ناپذیری دل فاسد

 

اَلْحِکْمَهُ لا تَنْجَعُ فی الطّباع الفاسِدَهِ 8

حکمت، اثری در دل‌های فاسد نمی‌گذارد.

 

9. خدا ترسی

 

مَنْ اتَّقی الله یتَّقی، وَ مَنْ اطاعَ لله یطاع، و من اطاعَ الخالق لم یبال سَخَطَ المَخْلُوقین، و مَنْ اَسْخَطَ الخالق

فَلییقَنَ ان یحِلَّ به سَخَطَ المَخلوقین؛9

هر کسی از خدا بترسد، مردم از او بترسند، هر که خدا را اطاعت کند، از او اطاعت کنند، و هرکه مطیع آفریدگار باشد، باکی از خشم آفریدگار ندارد، و هر که خالق را به خشم آورد، باید یقین کند که به خشم مخلوق دچار می‌شود.

 

10. اطاعت خیرخواه

 

مَنْ جَمَعَ لَکَ وَدَّهُ وَ رایهُ فَاجْمَعْ له طاعَتَکَ؛10

هر که دوستی و نظر نهایی‌اش را برای تو همه جانبه گرداند، طاعتت را برای او همه جانبه گردان.

 

11. اوصاف پروردگار

 

اِنَّ اللهَ لا یوصَفُ اِلاَّ بِما وَصَفَ به نَفْسَهُ وَ اَنّی یوصَفُ الذَّی تَعجِزُ الحَواسُُّ اَنْ تُدْرِکَهُ وَ الاَوْهامُ اَنْ تَنالُهُ وَ الخَطَراتِ اَنْ تَحُدَّهُ وَ الاَبْصارُ عَنِ الاحاطَهِ بِه نَای فی قُرْبِهِ وَ قَرُبَ فِی نَایهِ، کَیفَ الکَیفَ بِغَیر اَنْ یقال: کَیفَ، وَ اینَ اْلاینَ بِلا أن یقالَ: اینَ هُو، مُنْقَطِعُ الکَیفِیهِ وَ الاینیهِ الواحِدُ الاَحَدُ، جَلَّ جَلالُهُ و تَقَدَّسَتْ اسْماؤُهُ؛ 11

به راستی که خدا جز بدانچه خودش را وصف کرده است، وصف نشود. کجا وصف شود آن که حواس از درکش عاجز است، و تصورات به کنه او پی نبرند، و در دیده‌ها نگنجد، او با همه نزدیکی‌اش دور است و با همه دوری‌اش نزدیک، کیفیت و چگونگی را پدید آورده، بدون اینکه خود کیفیت و چگونگی داشته باشد. مکان را آفریده، بدون این که خود مکانی داشته باشد. او از چگونگی و مکان برکنار است، یکتای یکتاست، شکوهش بزرگ و نام‌هایش پاکیزه است.

 

12. رذایل اخلاقی

 

اَلْحَسَدُ ماحِقُ الحَسَناتِ، وَ الزَّهْوُ جالِبُ المَقتِ، وَالعُجْبُ صارِفُ عَنْ طَلَبَ الِْعِلْمِ داعٍ اِلی الغَمْطِ وَ الجَهْلِ، وَ البُخْلُ اَذَمُّ اْلاَخْلاقِ وَ الَّطَمَعُ سَجیهٌ سَیئَهٌ؛12

حسد نیکویی‌ها را نابود سازد، و فخر فروشی دشمنی آورد، و خودپسندی مانع از طلب دانش است و به سوی خواری و جهل فرامی‌خواند، و بخل ناپسندیده‌ترین خلق و خوی است، و طمع خصلتی ناروا و ناشایست است.

 

13. خدا، آری. روزگار، نه.

 

روزی یکی از یاران امام هادی(ع) که بر اثر تصادف با حیوانی صدمه دیده بود، بر آن حضرت وارد شد و با اشاره به زخم‌هایی که برداشته بود، به روزگار بد می‌گفت. آن حضرت، خطاب به او سخنی به این مضمون فرمودند: روزگار را ملامت نکن؛ زیرا همه حوادث عالم به دست خداوند است و روزگار هیچ نقشی در پیدایش امور ندارد و غیر خداوند به گونه مستقل در زندگی مردم مؤثر نیستند و نیز فرمودند: «لاتَعُدْ و لاتَجْعَل للایام صنعاً فی حکم الله؛ یعنی برای روزگار اثر و نقشی در حکم خداوند، به حساب نیاور و قرار مده.».

آن شخص با شنیدن سخنان امام، به واقعیت امر، آگاه شد و توبه کرد.13

 

14. نتیجه بی اعتنایی به مکر خدا

 

من اَمِنَ مَکرَ الله و الْیمَ اَخْذِهِ، تَکَبَّرَ حَتی یحِلَّ به قضاؤه و نافَذَ اَمْرُهُ، وَ مَنْ کان علی بینَهِ مِنْ رَبَّهِ هانَتْ علیه مَصائِبُ الدنیا و لو قُرِضَ و نُشِرَ؛14

هر که از مکر خدا و مؤاخذه دردناکش آسوده باشد، تکبر پیشه کند تا قضای خدا و امر نافذش او را فراگیرد، و هر که بر طریق خدا پرستی محکم و استوار باشد، مصائب دنیا بر وی سبک آید؛ اگر چه (بدنش) قیچی شود و ریز ریز گردد.

 

15. تقیه

لو قلتُ اِنَّ تارِکَ التَّقیهِ کتارک الصَّلاهِ لَکُنْتُ صادقاً؛15

اگر بگویم: هر کس تقیه را ترک کند، مانند کسی است که نماز را ترک کرده، هر آینه راست گفته‌ام.

 

16. شکرگزار و شکر

 

اَلشَّاکِرُ اَسْعَدُ بِالشُّکْرِ مِنْهُ بِالنِّعْمَهِ الَّتِی اَوْجَبَتِ الشُّکْرَ لِاَنَّ النِّعَمَ مَتاعٌ وَ الشُّکْرَ نِعَِمٌ وَ عُقْبی؛16

شخص شکرگزار به سبب شکر، سعادتمند‌تر است تا به سبب نعمتی که باعث شکر شده است؛ زیرا نعمت کالای دنیاست و شکرگزاری، نعمت دنیا و آخرت است.

حسد نیکویی‌ها را نابود سازد، و فخر فروشی دشمنی آورد، و خودپسندی مانع از طلب دانش است و به سوی خواری و جهل فرامی‌خواند، و بخل ناپسندیده‌ترین خلق و خوی است، و طمع خصلتی ناروا و ناشایست است

17. دنیا جایگاه سود و زیان

 

اَلدُّنْیا سُوقٌ رَبِحَ فیها قَوْمٌ وَ خَسِرَ آخَروُنَ؛ 17

دنیا بازاری است که گروهی در آن سود برند و دسته‌ای زیان بینند.

 

18. پرهیز از تملق

ولادت امام هادی

قال ابوالحسن الثالثُ(ع) لِرَجُلٍ و قَدْ اَکْثَرَ مِنْ اِفْراطِ الثَّناءِ علیه اَقْبِلْ علی شَأنِکَ، فَاِنَّ کَثْرَهَ المَلَقِ یهْجُمُ علی الظِّنَّهِ و اذا حَلَلْتَ مِنْ اَخِیکَ فی مَحَلِّ الثَّقَهِ، فَاعْدِلْ عَنِ المَلَقِ الی حُسْنِ النِّیهِ؛18

امام هادی(ع) به کسی که در ستایش از ایشان افراط کرده بود، فرمودند: از این کار خودداری کن؛ زیرا تملّق بسیار، بدگمانی به بار می‌آورد هنگامی که در نزد برادر مؤمنت مورد اعتماد و وثوق هستی، از تملق او دست بردار و حسن نیت نشان بده.

 

19. جایگاه حسن ظن و سوءظن

 

اذا کان زَمانٌ العَدْلُ فیه اَغْلَبُ مِنَ الجَوْرِ فَحَرامٌ اَنْ تَظُنَّ بِاَحَدٍ سُوءاً حتی یعْلَمَ ذلک منه، و اذا کان زمانٌ الجَوْرُ اَغْلَبُ فیه من العدل فلیس لِاَحَدٍ اَنْ یظُنَّ بِاَحَدٍ خیراً مالم یعْلَمْ ذلِکَ مِنْهُ؛19

هر گاه در زمانه‌ای عدل بیش از ظلم رایج باشد، بدگمانی به دیگری حرام است، مگر آنکه (آدمی) بدی از کسی ببیند. و هر گاه در زمانی ظلم بیش از عدل باشد، نباید به کسی خوش‌بین باشد، مگر اینکه به نیکی او یقین کند.

 

20. زیباتر از زیبایی

 

خَیرٌ مِنْ الخیر فاعِلُهُ، و اَجْمَلُ من الجمیل قائِلُهُ، و اَرْجَحُ من العلم حامِلُهُ، وَ شَرٌّ مِنَ الشَرِّ جالِبُه، وَ اَهُوَلَ مِنَ الهَوْلِ راکِبُهُ؛20

بهتر از نیکی، نیکوکاری است، و زیباتر از زیبایی، گوینده آن است، و برتر از علم، حامل آن است، و بدتر از بدی، عامل آن است، و وحشتناک‌تر از وحشت، آورنده آن است.

 

21. توقع بی‌جا

 

لاتَطْلُبِ الصَّفا مِمَّنُ کَدَرْتَ علیه، وَلاَ الْوَفَاء لِمَنْ غَدَرْتَ به، و لا النُّصحَ مِمَّنْ صَرَفْتَ سُوءَ ظَنِّکَ الیه، فَاِنَّها قَلْبُ غَیرِکَ کَقَلْبِکَ له؛21

از کسی که بر او خشم گرفته‌ای، صفا و صمیمیت مخواه، و از کسی که به وی خیانت کرده‌ای، وفا طلب نکن، و از کسی که به او بدبین شده‌ای، انتظار خیرخواهی نداشته باش که دل دیگران برای تو همچون دل تو برای آنهاست.

 

22. برداشت خوب از نعمت‌ها

 

اَلْقُوا النِّعَمَ بِحُسْنِ مُجاوَرَتِها وَ التَمِسُوا الزِّیادَهَ فیها بِالشُّکْرِ علیها، وَاعْلَمُوا اَنَّ النَّفْسَ اَقْبَلُ شَیءٍ لِما اُعْطِِیتْ وَ اَمْنَعَ شَیءٍ لِما مُنِعَتْ؛22

نعمت‌ها را با برداشت خوب از آنها به دیگران ارائه دهید و با شکرگزاری افزون کنید، و بدانید که نفس آدمی روآورنده‌ترین چیز است به آنچه به آن بدهی، و باز دارنده‌ترین چیز است، از آنچه آن را بازداری.

 

23. خشم بر زیردستان

 

اَلْغَضََبُ علی مَنْ تَمْلِکُ لَوْمٌ؛ 23

خشم به زیردستان از پستی است.

 

24. عاق والدین

 

اَلْعُقُوقُ ثُکْلُ مَنْ لَمْ یثْکَلْ؛ 24

نافرمانی(فرزند از پدر و مادر) مصیبت مصیبت نادیدگان است.

 

25. تأثیر صله رحم در طول عمر

 

اِنَّ الرَّجُلَ لَیکُونَ قَدْ بَقِی مِنْ ثَلاثون سَنَهً فَیکُونَ وُصُولاً لِقَرابَته وُصُولاً لِرَحِمِهِ، فَیجْعَلُها الله ثَلاثه و ثلاثین سَنَهً، وَ إنَّهُ لَیکُونَ قَد بَقِی مِنْ أََجْلِهِِ ثَلاثٌ و ثلاثون سَنَهً فیکون عاقّاً لِقَرابَتِهِ قاطِعاً لِرَحِمِهِ، فَیجْعَلُها الله ثلاثَ سنینَ؛25

چه بسا شخصی که مدت عمرش سی سال مقدّر شده باشد، اما به خاطر صله رحم و پیوند با خویشاوندانش، خداوند عمرش را به 33سال برساند، و چه بسا کسی که مدت عمرش 33سال مقدر شده باشد، ولی به سبب آزردن خویشاوندان و قطع رحمش، خداوند عمرش را به سه سال برساند.

از کسی که بر او خشم گرفته‌ای، صفا و صمیمیت مخواه، و از کسی که به وی خیانت کرده‌ای، وفا طلب نکن، و از کسی که به او بدبین شده‌ای، انتظار خیرخواهی نداشته باش که دل دیگران برای تو همچون دل تو برای آنهاست

26. نتیجه عاق والدین

 

اَلعُقُوقُ یعَقِّبُ القِلَّهَ اِلَی الذِّلَّه؛26

نارضایتی پدر و مادر، کمی روزی را به دنبال دارد و آدمی را به ذلت می‌کشاند.

میلاد امام هادی

27. بی‌طاقتی در مصیبت

 

اَلْمُصِِیبَهُ للِصّابِرِ واحِدَهٌ وَ لِلْجازِعِ اِثْنَتانِ؛27

مصیبت برای صابر یکی است و برای کسی که بی‌طاقتی می‌کند، دوتاست.

 

28. همراهان دنیا و آخرت

 

اَلَنَّاسُ فی الدنیا بالاموالِ و فی‌الاخره بالاعمال؛ 28

میزان ارزیابی مردم در دنیا با اموالشان و در آخرت با اعمالشان است.

 

29. شوخی بیهوده

 

اَلْهَزْلُ فُکاهَهُ السُّفَهاءِ وَصَناعَهُ الْجُهّالِ؛29

مسخرگی، تفریح سفیهان و هنر جاهلان است.

 

30. زمان جان دادن

 

اَذُکُرُ مَصْرَعَکَ بَینَ یدَی اَهْلِکَ و لا طَبِیبٌ یمْنَعُکَ و لا حَبیبٌ ینْفَعُکَ؛30

وقت جان دادنت را نزد خانواده‌ات یاد کن که در آن هنگام طبیبی نیست که جلوی مرگت را بگیرد و نه دوستی که به تو نفع رساند.

 

31. نتیجه جدال

 

اَلمِراءُ یفْسِدُ الصَّداقَهَ القَدِیمَهَ وَ یحِلِّلُ العُقْدَهَ الوَثیقَهَ وَ اَقَلُّ ما فیه اَنْ تَکُونَ فیها الْمُغالَبَهُُ وَ الْمُغالَبَهُ اُسُّ اَسْبابِ القَطِیعَهِ؛31

جدال، دوستی قدیمی را تباه می‌کند و پیوند اعتماد را می‌گشاید و کمترین چیزی که در آن است، غلبه بر دیگری است که آن هم سبب جدایی است.

 

32. درک لذت در کاستی

 

اَلسَّهَرُ اَلَذُّ لِلْمَنامِ وَ الجُوعُ یزِیدُ فی طِیبِ الطَّعامِ؛32

شب بیداری، خواب را لذت بخش‌تر، و گرسنگی گوارایی غذا را زیاد می‌کند.

 

33. اسیر زبان

 

راکِبُ الحَروُنِ اَسیرُ نَفْسِهِ، وَ الجاهِلُ اَسِیرُ لِسانِهِ؛33

کسی که بر اسب سرکش سوار است، اسیر هوای نفس خویش و نادان اسیر زبان خوش است.

 

34. تصمیم قاطع

 

اَذْکُرْ حَسَراتِ التَّفْرِیطِ بِاَخْذِ تَقْدیمِ الْحَزْمِ؛34

افسوس خوردن کوتاهی در انجام دادن کار را، با تصمیم‌گیری قاطع جبران کن.

وقت جان دادنت را نزد خانواده‌ات یاد کن که در آن هنگام طبیبی نیست که جلوی مرگت را بگیرد و نه دوستی که به تو نفع رساند

35. خشم و کینه‌توزی

 

اَلْعِتابُ مِفْتاحُ الثِّقالِ وَ العِتابُ خَیرٌ مِِنَ الحِقدِ؛35

سرزنش و تندی کلید کم مهری است، و سرزنش بهتر از کینه توزی است.

ولادت امام هادی

36. ظهور مقدّرات

المقادیرُ تُرِیکَ ما لم یخْطُرْ بِبالِکَ؛36

مقدرات چیزهایی را بر تو نمایان می‌سازد که به فکرت خطور نکرده است.

 

37. خودخواهان مغضوب

 

مَنْ رَضِی عَنْ نَفْسِهِ کَثُرَ السَّاخِطُونَ علیه؛37

هر که از خود راضی باشد، خشم‌گیران بر او زیاد خواهند بود.

 

38. تباهی فقر

 

اَلْفَقْرُ شِِرَّهُ النَّفْسِ وَ شِدَّهُ الْقُنُوطِ؛38

فقر مایه آزمندی نفس و سبب ناامیدی زیاد است.

 

39. راه پرستش

 

لو سَلَکَ النّاسُ وادِیاً وسیعاً لَسَلَکْتُ وادِی رَجُلٍ عَبَدَ اللهَ وَحْدَهُ خالصاً؛ 39

اگر مردم به راه‌های گوناگون روند، من به راه کسی که تنها خدا را خالصانه می‌پرستد، خواهم رفت.

 

40. آشکار نکردن برنامه‌ها

 

اِظْهارُ الشی قبل اَنْ یسْتَحْکِمَ مُفْسِدَهٌ له؛ 40

آشکار کردن هر کاری پیش از آنکه به سامان برسد، آفت آن کار است.

 

تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان

 

 


 

 

 

 

[۱] . بحارالانوار، ج۵۴، ص۸۳.

[۲] . الکافی، ج۲، ص۱۲۴؛ وسائل الشیعه، ج۱۵، ص۲۷۳، ح۲۰۴۹۷.

[۳] . وسائل الشیعه، ج۲، ص۱۸؛ مستدرک، ج۴، ص۴۷۴، ح۹۵۷۷.

[۴] . بحارالانوار، ج۹۸، ص۱۱۳.

[۵] . همان، ج۷۵، ص۳۶۵.

[۶] . تحف العقول، ص۲۹۸.

[۷] . بحارالانوار، ج۷۲، ص۳۰۰.

[۸] . همان، ج۷۵، ص۳۷۰.

[۹] . بحارالانوار، ج۶۸، ص۱۸۲.

[۱۰] . همان، ج۷۵، ص۳۶۵؛ تحف العقول، ص۴۸۳.

[۱۱] . بحارالانوار، ج۴، ص۳۰۳، باب ۴.

[۱۲] همان، ج۶۹، ص۱۹۹.

[۱۳] . وسائل الشیعه، ج۷، ص۵۰۹؛ بحارالانوار، ج۵۶، ص۳.

[۱۴] . تحف العقول، ص۴۸۳.

[۱۵] . وسائل الشیعه، ج۱۶، ص۲۱۱.

[۱۶] . بحارالانوار، ج۷۱، ص۴۱۷.

[۱۷] . همان، ج۷۵، ص۳۶۶.

[۱۸] . همان، ج۷۰، ص۲۹۵.

[۱۹] . همان، ج۷۵، ص۳۷۰، باب ۲۸.

[۲۰] . همان.

[۲۱] . همان.

[۲۲] . همان، ج۷۵، ص۳۷۰، باب۲۸.

[۲۳] . همان.

[۲۴] . مستدرک، ج۱۵، ص۱۹۴؛ بحارالانوار، ج۷۵، ص۳۶۹، باب۲۸.

[۲۵] . بحارالانوار، ج۷۱، ص۱۰۳.

[۲۶] . همان، ج۷۵، ص۳۱۸، باب۲۸.

[۲۷] . مستدرک، ج۲، ص۴۴۵؛ بحارالانوار، ج۷۵، ص۳۶۸، باب۲۸.

[۲۸] . بحارالانوار، ج۷۵، ص۳۶۸.

[۲۹] . همان، ۳۶۹.

[۳۰] . همان، ص۳۷۰.

[۳۱] . همان، ص۳۶۹.

[۳۲] . همان، ص۳۷۹.

[۳۳] . همان، ص۳۶۹.

[۳۴] . همان، ص۳۷۰.

[۳۵] . همان، ص۳۶۹.

[۳۶] . همان، ص۳۷۹؛ اعلام الدین، ص۳۱۱.

[۳۷] . بحارالانوار، ج۷۵، ص۳۶۸.

[۳۸] . همان، ص۳۶۸.

[۳۹] . همان، ج۶۷، ص۱۱۲.

[۴۰] . تحف العقول، ص۴۵۷.

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٥٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٩/۸/۳٠

چلچراغ 8(چهل حدیث موضوعی)

چلچراغ 8(چهل حدیث موضوعی)

در میان پیروان ادیان بزرگ، مسلمانان، خاصه شیعیان، همواره این امتیاز ویژه را داشته و دارند که افزون بر کتاب آسمانی قرآن، از آبشخور دریای بی کرانه ی دیگری برخوردارند و این زلال همیشه جاری، هماره در کوران و تاریکنای زندگی، چراغ راه رشد و بالندگیشان بوده است، سخنانی گرانسنگ و انسان ساز از موسس مکتب جاوید اسلام، حضرت ختمی مرتبت (ص) و خاندان گرانمایه اش (ع).

راویان و حدیث پژوهان مسلمان از همان سده های نخستین طلوع اسلام در حفظ و پاسداری از این میراث پر ارج سعی وافر داشته اند. از همین روی یکی از سنت های حسنه ای که از دیرباز تا کنون در میان محدثان و دانشمندان اسلامی جریان داشته سنت نیکوی چهل حدیث نگاری است.

چنین می نماید که دانشمندان اسلامی در پاسداشت این سنت دیرینه مهم از روایت  نبوی بوده اند که فرمود: من حفظ من امتی اربعین حدیثا مما یحتاجون الیه من امر دینهم، بعثه الله یوم القیامه فقیها عالما. (خصال، الصدوق،319-302)

هر کس از امت من چهل حدیث از احادیث دینی مورد نیاز جامعه را حفظ کند خداوند متعال او را در روز قیامت به عنوان فقیه و دانشمند محشور خواهد کرد .»

امروز که دستاوردهای زندگی پیچیده ماشینی، مولود نافرخنده اضطراب را برای بشر جدید به بار آورده است، برای رسیدن به ساحل آرامش و ماندن در مسیر، به این سرمایه جاری و جاودان، محتاجیم بیش از همیشه.

همین بهانه، ما را برآن داشت تا در هر دیدار، چهل حدیثی راهگشا با اولویت موضوعات مبتلا به و کاربردی، به محضر عزیزتان عرضه بداریم.

از امروز، تک نگاره‌های دنباله دار "چلچراغ"، در هر سه شنبه منتظر شماست.

شکوری_گروه دین و اندیشه تبیان

 


 

این شماره: 40 حدیث برکت زا در زندگی

 

قرآن کریم وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الأَْرْضِ؛(سوره اعراف، آیه 96.)

اگر اهل شهرها و آبادى ‏ها ایمان آورده و تقوا پیشه مى‏کردند قطعا برکات آسمان و زمین را برایشان مى‏گشودیم.

 

 

« 1 » پیامبر صلى‏ الله‏ علیه‏ و ‏آله :

قالَ اللّه‏ُ عَزَّوَجَلَّ... اِذا قالَ الْعَبْدُ: «بِسمِ اللّه‏ِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ» قالَ اللّه‏ُ ـ جَلَّ جَلالُهُ ـ : بَدَاَ عَبْدى بِاسمى، وَ حَقٌّ عَلَىَّ اَنْ اُتـَمِّمَ لَهُ اُمورَهُ و اُبارِکَ لَهُ فى اَحْوالِهِ؛(عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 269، ح 59 . )

خداوند فرمود: «... هرگاه بنده بگوید: بسم اللّه‏ الرحمن الرحیم، خداى متعال مى‏گوید: بنده من با نام من آغاز کرد. بر من است که کارهایش را به انجام رسانم و او را در همه حال، برکت دهم».

برکت طعام

 

 

« 2 » پیامبر صلى‏ الله‏ علیه‏ و ‏آله :

اَحِبُّو الْمَعْروفَ وَ اَهْلَهُ فَوَالَّذى نَفْسى بِیَدِهِ اِنَّ الْبَرَکَةَ وَ الْعافیَةَ مَعَهُما؛(کنز العمّال، ح 15974. )

 نیکى و نیکوکاران را دوست بدارید. سوگند به آن که جانم به دست اوست، برکت و تندرستى، با نیکى و نیکوکاران است.

 

« 3 »  پیامبر صلى‏ الله‏ علیه‏ و ‏آله :

اِذا دَخَلَ اَحَدُکُمْ بَیْتَهُ فَلْیُسَلِّمْ، فَاِنَّهُ یُنْزِلُهُ الْبَرَکَةَ وَ تُؤنِسُهُ الْمَلائِکَةُ؛(علل الشرایع، ج 2، ص 583، ح 23. )

 هرگاه یکى از شما به خانه خود وارد مى‏شود، سلام کند، چرا که سلام برکت مى‏آورد و فرشتگان با سلام دهنده انس مى‏گیرند.

امام علی (ع): هرگاه گناهان آشکار شوند، برکت‏ها از میان مى‏رود.

 

« 4 »  پیامبر صلى‏ الله‏ علیه‏ و ‏آله :

باکِروا طَـلَبَ الرِّزْقِ وَ الْحَوائِجِ فَاِنَّ الغُدُوَّ بَرَکَةٌ وَ نَجاحٌ؛(المعجم الاوسط، ج 7، ص 194، ح 7250. )

 در پى روزى و نیازها، سحر خیز باشید؛ چرا که حرکت در آغاز روز، [مایه] برکت و پیروزى است.

 

« 5 »  پیامبر صلى‏ الله‏ علیه‏ و ‏آله :

اِنَّ لِکُلِّ امْرِىٍ‏ء رِزْقا هُوَ یَاْتیهِ لا مَحالَةَ فَمَنْ رَضىَ بِهِ بورِکَ لَهُ فیهِ وَ وَسِعَهُ وَ مَنْ لَمْ یَرْضَ بِهِ لَمْ یُبارَکَ لَهُ فیهِ وَ لَمْ یَسَعْهُ اِنَّ الرِّزْقَ لَیَطْلُبُ الرَّجُلَ کَما یَطْلُبُهُ اَجَلُهُ؛(اعلام الدین، ص 342. )

  هر کس روزى‏اى دارد که حتما به او خواهد رسید. پس هر کس به آن راضى شود، برایش پُر برکت خواهد شد و او را بس خواهد بود و هر کس به آن راضى نباشد، نه برکت خواهد یافت و نه او را بس خواهد بود. روزى در پى انسان است، آن‏گونه که اجلش در پى اوست.

« 6 »  پیامبر صلى‏ الله‏ علیه‏ و ‏آله :

اَلصَّلاةُ مِنْ شَرائِعِ الدّینِ وَ فیها مَرضاةُ الرَّبِّ عَزَّوَجَلَّ وَ هِىَ مِنْهاجُ الاَْنْبیاءِ وَ لِلْمُصَلّى حُبُّ الْمَلائِکَةِ وَ هُدىً و ایمانٌ وَ نورُ الْمَعْرفَةِ وَ بَرَکَةٌ فِى الرِّزْقِ؛(خصال، ص 522، ح 11. )

 نماز، از آیین‏هاى دین است و رضاى پروردگار، در آن است. و آن راه پیامبران است. براى نمازگزار، محبت فرشتگان، هدایت، ایمان، نور معرفت و برکت در روزى است.

 

« 7 »  پیامبر صلى‏ الله‏ علیه‏ و ‏آله :

 کُلوا جَمیعا وَ لا تَفَرَّقوا فَاِنَّ الْبَرَکَةَ مَعَ الْجَماعَةِ؛(بحارالأنوار، ج 66، ص 349. )

 با هم غذا بخورید و پراکنده نباشید، که برکت با جماعت است.

 

« 8 »  پیامبر صلى‏ الله‏ علیه‏ و ‏آله :

اِذا وُضِعَتِ الْمائِدَةُ حَفَّتها اَرْبَعَةُ آلاْفِ مَلَکٍ، فَاِذا قالَ الْعَبْدُ: بِسمِ اللّه‏ِ قالَتِ الْمَلائِکَةُ: بارَکَ اللّه‏ُ عَلَیْکُم فى طَعامِکُم ثُمَّ یَقولونَ لِلشَّیْطانِ اُخْرُجْ یا فاسِقُ، لا سُلطانَ لَکَ عَلَیْهِمْ؛(کافى، ج 6، ص 292، ح 1)

 هرگاه سفره پهن مى‏شود، چهار هزار فرشته در اطراف آن گرد مى‏آیند. چون بنده بگوید: «بسم اللّه‏» فرشتگان مى‏گویند: «خداوند، به غذایتان برکت دهد!» سپس به شیطان مى‏گویند: «اى فاسق! بیرون شو. تو بر آنان، راه تسلّط ندارى».

 

« 9 »  پیامبر صلى‏ الله‏ علیه‏ و ‏آله :

 اَعْظَمُ النِّساءِ بَرَکَةً اَیْسَرُهُنَّ صَداقا ؛(السنن الکبرى، ج 7، ص 235. )

 با برکت ‏ترین زنان، کم مهریّه‏ترین آنان است.

 

« 10 » پیامبر صلى‏ الله‏ علیه‏ و ‏آله :

رَحِمَ اللّه‏ُ اَبَا الْبَناتِ، اَلْبَناتُ مُبارَکاتٌ مُحَبِّباتٌ وَ الْبَنونَ مُبَشِّراتٌ وَ هُنَّ الْباقیاتُ الصّالِحاتُ؛(مستدرک الوسائل، ج 15، ص 115، ح 17700.) رحمت خدا بر پدرى که داراى دخترانى است! دختران، با برکت و دوست داشتنى‏اند و پسران، مژده آورند. دختران باقیات الصالحات (بازماندگان شایسته)اند.

 

« 11 » پیامبر صلى‏ الله‏ علیه‏ و ‏آله :

مَنْ تَسَمّى بِاسمى یَرجو بَرَکَتى وَ یُمْنى، غَدَتْ عَلَیْهِ الْبَرَکَةُ وَ راحتَ اِلى یَوْمِ القیامَةِ؛(کنزالعمّال، ح 45221. )

 هر کس به نام من نامگذارى کند و برکت و خجستگى مرا امید داشته باشد، برکت به سوى او خواهد آمد و تا قیامت (باقى) خواهد بود.

 

 « 12 » پیامبر صلى‏ الله‏ علیه‏ و ‏آله :

اِعْلَمْ اَنَّ الصِّدقَ مُبارَکٌ وَ الْکِذْبَ مَشْؤومٌ؛(تحف العقول، ص 14. )

 بدان که راستگویى، پر برکت است و دروغگویى، شوم.

 

« 13 » پیامبر صلى‏ الله‏ علیه‏ و ‏آله :

 اِنَّ فِى الرِّفْقِ الزّیادَةَ وَ الْبَرَکَةَ وَ مَنْ یُحْرَمِ الرِّفْقُ یُحْرَمِ الْخَیْرَ؛(کافى، ج 2، ص 119، ح 7. )

 در مدارا، فزونى و برکت است، و هر کس از مدارا محروم باشد، از خیر، محروم شده است.

 

« 14 » پیامبر صلى‏ الله‏ علیه‏ و ‏آله :

عائِدُ الْمَریضِ یَخوضُ فِى الْبَرَکَةِ فَاِذا جَلَسَ انْغَمَسَ فیها؛(کنزالفوائد، ج 1، ص 178. )

عیادت کننده بیمار، در برکت فرو مى‏رود و چون نزد بیمار بنشیند، در آن غوطه‏ور مى‏شود.

 

 « 15 » پیامبر صلى‏ الله‏ علیه‏ و ‏آله :

اَلرّوحُ وَ الرّاحَةُ وَ الْفَلَجُ وَ الْفَلاحُ وَ النَّجاحُ وَ الْبَرَکَةُ وَ الْعَفْوُ وَ الْعافیَةُ وَ الْمُعافاةُ وَ الْبُشْرى وَ النَّصْرَةُ وَ الرِّضا وَ الْقُرْبُ وَ الْقَرابَةُ وَ النَّصْر وَ الظَّـفَرُ وَ الْتَّمْکینُ وَ السُّروُر وَ الْمَحَبَّةُ مِنَ اللّه‏ِ تَبارَکَ وَ تَعالى عَلى مَنْ اَحَبَّ عَلىَّ بْنَ اَبى طالِبٍ علیه‏السلام وَ والاهُ وَ ائْتَمَّ بِهِ وَ اَقَرَّ بِفَضْلِهِ وَ تَوَلَّى الأَوصیاءَ مِنْ بَعْدِهِ وَ حَقٌ عَلَىَّ اَنْ اُدْخِلَهُمْ فى شَفاعَتى وَ حَقٌ عَلى رَبّى اَنْ یَسْتَجیبَ لى فیهِم وَ هُمْ اَتْباعى وَ مَنْ تَبِعَنى فَاِنَّهُ مِنّى؛(بحارالأنوار، ج 27، ص 92.)

آسایش و راحتى، کامیابى و رستگارى و پیروزى، برکت و گذشت و تندرستى و عافیت، بشارت و خرّمى و رضایتمندى، قرب و خویشاوندى، یارى و پیروزى و توانمندى، شادى و محبّت، از سوى خداى متعال، بر کسى باد که على بن ابى طالب را دوست بدارد، ولایت او را بپذیرد، به او اقتدا کند، به برترى او اقرار نماید، و امامانِ پس از او را به ولایت بپذیرد. بر من است که آنان را در شفاعتم وارد کنم. بر پروردگار من است که خواسته مرا درباره آنان اجابت کند. آنان پیروان من هستند و هر که از من پیروى کند، از من است.

 

« 16 »   پیامبر صلى‏ الله‏ علیه‏ و ‏آله :  

اَلْبَرَکَةُ مَعَ اَکابِرِکُمْ؛(جامع الأخبار، ص 242، ح 617. )   

 برکت، با بزرگان شماست.

 

 

« 17 » پیامبر صلى‏ الله‏ علیه‏ و ‏آله :

ما مِنْ مائِدَةٍ اَعْظَمُ بَرَکَةً مِنْ مائِدَةٍ جَلَسَ عَلَیْها یَتیمٌ؛(کنزالعمّال، ح 6040.)

 هیچ سفره‏اى با برکت‏تر از سفره‏اى نیست که یتیم بر سر آن بنشیند.

 

 

 « 18 » پیامبر صلى‏ الله‏ علیه‏ و ‏آله :

 لَمّا خَلَقَ اللّه‏ُ الْمَعیشَةَ جَعَلَ الْبَرَکاتِ فِى الْحَرثِ وَ الْغَنَمِ؛(کنزالعمّال، ح 9354. )

 چون خداوند، وسایل زندگى مردم را آفرید، برکت‏ها را در کشاورزى و گوسفنددارى قرار داد.

 

« 19 » پیامبر صلى‏ الله‏ علیه‏ و ‏آله :

شَهْرُ رَمَضانَ شَهْرُ اللّه‏ِ عَزَّوَجَلَّ وَ هُوَ شَهْرٌ یُضاعِفُ اللّه‏ُ فیهِ الْحَسَناتِ وَ یَمحو فیهِ السَّیِّئاتِ وَ هُوَ شَهْرُ الْبَرَکَةِ؛( بحارالأنوار، ج 96، ص 340، ح 5) ماه رمضان، ماه خداست و آن ماهى است که خداوند در آن حسنات را مى‏افزاید و گناهان را پاک مى‏کند و آن ماه برکت است.

 

« 20 » پیامبر صلى‏ الله‏ علیه‏ و ‏آله :

اَلْبَیِّعانِ بِالخیارِ ما لَمْ یَتَفَرَّقا ـ او قال: حَتّى یَتَفَرَّقا ـ فَاِنْ صَدَقا وَ بَیَّنا بورِکَ لَهُما فى بَیْعِهِما وَ اِنْ کَـتَما وَ کَذِبا مُحِقَت بَرَکَةُ بَیْعِهِما؛(صحیح بخارى، ج 3، ص 10)

خریدار و فروشنده، تا از یکدیگر جدا نشده‏اند، اختیار [فسخ معامله را] دارند. اگر راست بگویند و [عیب را] آشکار بگویند، داد و ستد براى هر دو، برکت خواهد داشت، و اگر [عیب را [بپوشانند و دروغ بگویند برکت دادوستدشان خواهد رفت.

 

« 21 » پیامبر صلى‏ الله‏ علیه‏ و ‏آله :

ثَلاثٌ لَو یَعْلَمُ النّاسُ ما فیهِنَّ ما اُخِذْنَ اِلاّ بِسَهْمَةٍ حِرصا عَلى ما فیهِنَّ مِنْ الْخَیْرِ وَ الْبَرَکَةِ: اَلتَّـأْذینُ بِالصَّلاةِ وَ التَّهجیُر بِالجَماعاتِ وَ الصَّلاةُ فى اَوَّلِ الصُّفوفِ؛(کنزالعمّال، ح 43235)

سه چیز است که اگر مردم آثار آن را مى‏دانستند، به جهت حریص بودن به خیر و برکتى که در آنها هست، به قرعه متوسل مى‏شدند: اذان نماز، شتاب به نماز جماعت و نماز در صف اول.

 

« 22 » پیامبر صلى‏ الله‏ علیه‏ و ‏آله :

مَنْ حَبَسَ عَنْ اَخیهِ الْمُسْلِمِ شَیْئا مِنْ حَقِّهِ حَرَّمَ اللّه‏ُ عَلَیْهِ بَرَکَةَ الرِّزْقِ اِلاّ اَنْ یَتوبَ؛(من لایحضره الفقیه، ج 4، ص 15، ح 4968 )

هر کس چیزى از حقّ برادر مسلمان خود را نگه دارد [و به او ندهد]، خداوند، برکت روزى را بر او حرام مى‏کند، مگر آن که توبه کند [و جبران نماید].

 

« 23 »  پیامبر صلى‏ الله‏ علیه‏ و ‏آله :

اَلْجَماعَةُ بَرَکَةٌ وَ السَّحوُر بَرَکَةٌ وَ اِطْعامٌ مِنَ اللَّیْلِ بَرَکَةٌ. تَسَحَّروا تَزْدادوا قُوَّةً، تَسَحَّروا تُصیبُوا السُّنَّةَ، تَسَحَّروا وَ لَوْ بِجُرْعَةٍ مِنْ ماءٍ ؛(تیسیر المطالب، ص 282 )

جماعت، غذاى سحر و غذا دادن در شب، برکت است. سحرى بخورید تا نیرویتان زیاد شود. سحرى بخورید تا به سنّت عمل کرده باشید؛ سحرى بخورید هر چند یک جرعه آب باشد.

 

« 24 »  پیامبر صلى‏ الله‏ علیه‏ و ‏آله :

لا یَزالُ النّاسُ بِخَیْرٍ ما اَمَروا بِالْمَعْروفِ وَ نَهَوا عَنِ الْمُنْکَرِ وَ تَعاوَنوا عَلَى البِرِّ وَ التَّقْوى فَاِذا لَمْ یَفْعَلوا ذلِکَ نُزِعَتْ مِنْهُمْ الْبَرَکاتُ وَ سُلِّطَ بَعْضُهُم عَلى بَعْضٍ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُمْ ناصِرٌ فِى الاَْرْضِ وَ لا فِى السَّماءِ؛(تهذیب الأحکام، ج 6، ص 181، ح 373 )

تا وقتى مردم امر به معروف و نهى از منکر مى‏کنند و یکدیگر را در نیکى و تقوا، یارى مى‏رسانند، در خیر و نیکى‏اند، آن‏گاه که چنین نکنند، برکت‏ها از آنان گرفته مى‏شود و بعضى بر بعض دیگر مسلّط مى‏گردند و در زمین و در آسمان، هیچ یاورى نخواهند داشت.

 

« 25 » امام على علیه‏السلام :

اِنَّ لِلّدارِ شَرَفا وَ شَرَفُهَا السّاحَةُ الْواسِعَةُ وَ الْخُلَطاءُ الصّالِحونَ وَ اِنَّ لَها بَرَکَةً وَ بَرَکَتُها جَودَةُ مَوْضِعِها وَسَعَةُ ساحَتِها وَ حُسْنُ جِوارِ جیرانِها؛(مکارم الاخلاق، ص 125)

خانه را شرافتى است. شرافت خانه به وسعت حیاط (قسمت جلوى خانه) و هم‏نشینان خوب است. و خانه را برکتى است، برکت خانه جایگاه خوب آن، وسعت محوطه آن و همسایگان خوب آن است.

 

« 26 » پیامبر صلى‏ الله‏ علیه‏ و ‏آله :

صَلاةُ اللّیلِ مَرضاةٌ لِلرَّبِّ وَ حُبُّ المَلائِکَةِ وَ سُنَّةُ الاَْنْبیاءِ وَ نورُ الْمَعْرفَةِ وَ اَصْلُ الاْیمانِ وَ راحَةُ الاَْبْدانِ وَ کَراهیَةٌ لِلشَّیْطانِ وَ سِلاحٌ عَلَى الاَْعْداءِ وَ اِجابَةٌ لِلدُّعاءِ وَ قَبولُ الاَْعْمالِ وَ بَرَکَةٌ فِى الرِّزْقِ؛(ارشاد القلوب، ج 1، ص 191)

نماز شب، موجب رضایت پروردگار، دوستى فرشتگان، سنت پیامبران، نور معرفت، ریشه ایمان، آسایش بدن‏ها، مایه ناراحتى شیطان، سلاحى بر ضدّ دشمنان، مایه اجابت دعا، قبولى اعمال و برکت در روزى است.

 

« 27 » امام على علیه‏السلام :

شیعَتُنَا الْمُتَباذِلونَ فى وِلایَتِنا، اَلْمُتَحابّونَ فى مَوَدَّتِنا اَلْمُتَزاوِرونَ فى اِحیاءِ اَمْرِنا اَلَّذینَ اِنْ غَضِبوا لَمْ یَظْلِموا وَ اِنْ رَضوا لَمْ یُسْرِفوا، بَرَکَةٌ عَلى مَنْ جاوَروا سِلْمٌ لِمَنْ خالَطوا؛(کافى، ج 2، ص 236، ح 24 )

شیعیان ما کسانى‏اند که در راه ولایت ما بذل و بخشش مى‏کنند، در راه دوستى ما به یکدیگر محبت مى‏نمایند، در راه زنده نگه داشتن امر و مکتب ما به دیدار هم مى‏روند. چون خشمیگین شوند، ظلم نمى‏کنند و چون راضى شوند، زیاده روى نمى‏کنند، براى همسایگانشان مایه برکت‏اند و نسبت به هم‏نشینان خود در صلح و آرامش‏اند.

 

« 28 » امام على علیه‏السلام :

اَلْبَرَکَةُ فى مالِ مَنْ آتَى الزَّکاةَ وَ واسَى الْمُؤمِنینَ وَ وَصَلَ الاَْقْرَبینَ؛(تحف العقول، ص 172)

 برکت در مال کسى است که زکات بپردازد، به مؤمنان مدد و یارى رساند و به خویشاوندان کمک نماید.

 

« 29 »  امام على علیه‏السلام :

عِنْدَ فَسادِ النِّیَّةِ تَرْتَفِعُ الْبَرَکَةُ؛(غررالحکم، ح 6228)

 هرگاه نیّت‏ها فاسد باشد، برکت از میان مى‏رود.

 

« 30 » امام على علیه‏السلام :

اِذا ظَهَرَتِ الجِنایاتُ ارْتَفَعَتِ الْبَرَکاتُ؛(غررالحکم، ح 4030 )

 هرگاه گناهان آشکار شوند، برکت‏ها از میان مى‏رود.

 

« 31 »  امام حسن علیه‏السلام :

 لَوْ اَنَّ النّاسَ سَمِعوا قَوْلَ اللّه‏ِ عَزَّوَجَلَّ وَ رَسولِهِ لاََعْطَتْهُمُ السَّماءُ قَطْرَها وَ الاَْرْضُ بَرَکَـتَها وَ لَمَا اخْتَلَفَ فى هذِهِ الاُْمَّةِ سَیْفانِ وَ لاََکَلوها خَضْراءَ خَضِرَةً اِلى یَوْمِ القیامَةِ؛(امالى طوسى، ص 566، ح 1174)

 اگر مردم سخن خدا و پیامبرش را مى‏شنیدند، آسمان بارانش را و زمین برکتش را به آنان مى‏بخشید و هرگز در این امّت، اختلاف و زدوخورد پیش نمى‏آمد و همه از نعمت سر سبز دنیا تا روز قیامت، برخوردار مى‏شدند.

 

« 32 » امام حسین علیه‏السلام :

فى بَیانِ ما یَحْدُثُ فى زَمَنِ ظُهورِ الاِْمامِ الْحُجَّةِ علیه‏السلام : وَ لَتَنْزِلَنَّ الْبَرَکَةُ مِنَ السَّماءِ اِلَى الاَْرْضِ حَتّى اِنَّ الشَّجَرَةَ لَتَقْصِفُ مِمّا یَزیدُ اللّه‏ُ فیها مِنَ الثَّمَرَةِ وَ لَتُوْکَلُ ثَمَرةُ الشِّتاءِ فِى الصَّیْفِ وَ ثَمَرَةُ الصَّیْفِ فِى الشِّتاءِ وَ ذلِکَ قَوْلُهُ تعالى: «وَ لَوْ اَنَّ اَهْلَ الْقُرى آمَنوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِم بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الاَْرْضِ وَلکِن کَذَّبُوا»؛(مختصر بصائر الدرجات، ص 51 )

در بیان آنچه هنگام ظهور امام زمان علیه‏السلام رخ مى‏دهد : برکت از آسمان به سوى زمین فرو مى‏ریزد، تا آن‏جا که درخت از میوه فراوانى که خداوند در آن مى‏افزاید، مى‏شکند. (مردم) میوه زمستان را در تابستان و میوه تابستان را در زمستان مى‏خورند و این معناى سخن خداوند است که: (و اگر مردمِ آبادى‏ها ایمان مى‏آوردند و تقوا پیشه مى‏کردند، برکت‏هایى از آسمان و زمین به روى آنان مى‏گشودیم، لیکن تکذیب کردند).

 

« 33 »پیامبر صلى‏ الله‏ علیه‏ و ‏آله :

اَلْمُفْتونَ سادَةُ الْعُلَماءِ وَ الْفُقَهاءُ قادَةٌ اُخِذَ عَلَیْهِمْ اَداءُ مَواثیقِ الْعِلْمِ وَ الْجُلوسُ اِلَیْهِمْ بَرَکَةٌ وَ النَّظَرُ اِلَیْهِم نورٌ؛(=تاریخ بغداد، ج 4، ص 159)

فتوا دهندگان بزرگانِ دانشمندان‏اند و فقیهان پیشوایانى که از آنان بر اداى پیمان علم تعهد گرفته شده است، نشستن نزد آنان برکت است و نگاه به آنان روشنى است.

پیامبر(ص): عیادت کننده بیمار، در برکت فرو مى‏رود و چون نزد بیمار بنشیند، در آن غوطه‏ور مى‏شود.

« 34 » امام صادق علیه‏السلام :

اِنَّ النّاسَ یَستَغْنونَ اِذا عُدِلَ بَیْنَهُمْ وَ تُنْزِلُ السَّماءُ رِزْقَها وَ تُخْرِجُ الاَْرْضُ بَرَکَتَها بِاِذْنِ اللّه‏ِ تَعالى ؛(کافى، ج 3، ص 568، ح 6 )

اگر در میان مردم عدالت برقرار شود، همه بى‏نیاز مى‏شوند و به اذن خداوند متعال آسمان روزى خود را فرو مى‏فرستد و زمین برکت خویش را بیرون مى‏ریزد.

 

« 35 »  امام صادق علیه‏السلام :

اَ لْبَرَکَةُ مِنْ قَبْرِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلىٍّ علیه‏السلام عَشَرَةُ اَمْیالٍ؛(بحارالأنوار، ج 101، ص116، ح 41)

تا ده میل اطراف قبر حسین بن على علیه‏السلام برکت است.

 

« 36 » امام على علیه‏السلام :

ایّاکُمْ وَ الْحَلْفَ فَاِنَّهُ یُنْفِقُ السِّلْعَةَ وَ یَمْحَقُ الْبَرَکَةَ؛(کافى، ج 5، ص 162، ح 4 )

از قسم خوردن بپرهیزید، چرا که کالا را تلف مى‏کند و برکت را از بین مى‏برد.

 

« 37 »  امام صادق علیه‏السلام :

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ قَسَمْتَ لى مِنْ قِسْمٍ اَوْ رَزَقْتَنى مِنْ رِزْقٍ فَاجْعَلْهُ حَلالاً طَیِّبا واسِعا مُبارَکا قَریبَ الْمَطْلَبِ سَهْلَ الْمَاْخَذِ فى یُسْرٍ مِنْکَ وَ عافَیةٍ وَ سَلامَةٍ وَ سعادَةٍ اِنَّک عَلى کُلِّ شَىْ‏ءٍ قَدیرٌ؛ (بحارالأنوار، ج 89، ص 377، ح 66 )

امام صادق علیه‏السلام: خدایا! بر محمّد و خاندان او، درود فرست و آنچه را برایم قسمت کرده و یا روزى نموده‏اى، حلال، پاک، فراوان، با برکت، دست یافتنى و آسان به دست آمدنى قرار بده، با راحتى، عافیت، تندرستى و خوش‏بختى از سوى خود مقرر کن! به درستى که تو بر هر چیز توانایى.

 

« 38 »  پیامبر صلى‏ الله‏ علیه‏ و ‏آله :

اِعْلَموا اَنَّ اللّه‏َ تعالى قَدْ فَرَضَ عَلَیْکُمْ الْجُمُعَةَ فَمَنْ تَرَکَها فى حَیاتى وَ بَعْدَ مَماتى وَ لَهُمْ اِمامٌ عادِلٌ اِسْتِخْفافا بِها وَ جُحودا لَها فَلا جَمَعَ اللّه‏ُ شَمْلَهُ وَ لا بارَکَ لَهُ فى اَمْرِهِ اَلا وَ لا صَلاةَ لَهُ اَلا وَ لا زَکاةَ لَهُ اَلا وَ لا حَجَّ لَهُ اَلا وَ لا صَوْمَ لَهُ اَلا وَ لا بَرَکَةَ لَهُ حَتّى یَتوبَ؛(عوالى اللالى، ج 2، ص 54، ح 146)

بدانید که خداوند متعال نماز جمعه را بر شما واجب ساخته است پس آنان که در زندگى و پس از مرگ من، از روى سبک شمردن و یا انکار، آن را ترک کنند، با وجود این‏که پیشواى عادلى دارند، خداوند وحدتشان نبخشد و در کارشان برکت ندهد، آگاه باشید نه زکات، نه نماز، نه حج و نه روزه آنان پذیرفته است. بدانید که زندگى آنان برکتى نخواهد داشت، مگر توبه کنند.

 

« 39 »  امام کاظم علیه‏السلام :

مُشاوَرَةُ الْعاقِلِ النّاصِحِ یُمْنٌ وَ بَرَکَةٌ وَ رُشْدٌ وَ تَوفیقٌ مِنَ اللّه‏؛(تحف العقول، ص 398)

مشورت با عاقلِ خیرخواه، خجستگى، برکت، رشد و توفیقى از سوى خداست.

 

« 40 »  امام هادى علیه‏السلام :

 اِنَّ الْحَرامَ لا یَنْمى وَ اِنْ نَمى لا یُبارَکُ لَهُ فیهِ وَ ما اَنـْفَقَهُ لَمْ یُؤجَرْ عَلَیْهِ وَ ما خَلَّـفَهُ کانَ زادَهُ اِلَى النّارِ؛(کافى، ج 5، ص 125، ح 7)

به راستى که حرام، افزایش نمى‏یابد و اگر افزایش یابد، برکتى ندارد و اگر انفاق شود، پاداشى ندارد و اگر بماند، توشه‏اى به سوى آتش خواهد بود.

 

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٤٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸٩/۸/٤

به کجا چنین شتابان ؟!

به کجا چنین شتابان ؟!

 

 

عجله و شتاب

 وقتی مدرسه می رفتیم ، هرچند ماه یکبار کارنامه ای به ما می دانند که هم خودمان و هم خانواده هایمان از وضع درسیمان خبر دار شوند و نقایص کارمان را جبران کنیم .وقتی کارنامه ها را می دادند می دیدیم ریز تمام نمرات ریاضی ،زبان ،تاریخ و... در آن نوشته شده وچیزی از قلم نیافتاده ، بنابراین  همیشه سعی می کردیم درسها را خوب بخوانیم تا موقعی که کارنامه ها را می دهند روسفید و خوشحال باشیم .

گاهی وقتا فکر می کنم که روز قیامت با گرفتن کارنامه ی اعمالمان چه حالی خواهیم داشت ؟!

" یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبیرٌ بِما تَعْمَلُونَ  ؛ ای کسانیکه ایمان آورده‌اید تقوا پیشه کنید باید نظر کند هرکسی آنچه را پیش فرستاده برای فردا تقوا پیشه کنید خداوند آگاه است به آنچه انجام می‌دهید  ."[1]

در جای دیگر خداوند می فرماید : " یا بُنَیَّ إِنَّها إِنْ تَکُ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ فَتَکُنْ فی‏ صَخْرَةٍ أَوْ فِی السَّماواتِ أَوْ فِی الْأَرْضِ یَأْتِ بِهَا اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَطیفٌ خَبیرٌ "[2] اگر ذره‌ای باشد « فِی الْأَرْضِ » در عمق زمین یا « فِی السَّماواتِ » در آسمانها یا در محکمترین جا « فی‏ صَخْرَةٍ »، « یَأْتِ بِهَا اللَّهُ » خداوند به حساب آن می‌رسد .

نمره زبان

 شاید در دنیا نمره ی زبان مدرسه مان 20شده باشد اما نمره ی زبانمان در قیامت چند خواهد بود ؟!شاید غافل باشیم طول عمرمان چه حرفهایی زده ایم ،چه حرفهایی می زنیم ، ولی قرآن می‌فرماید: " ما یَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلاَّ لَدَیْهِ رَقیبٌ عَتیدٌ "

[3]

 قرآن می فرماید :لب تکان دهید ، فرشته می‌نویسد ؛ " وَ نَکْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ ؛ هرچه می‌فرستی از پیش می‌نویسیم [4] " إِنَّا کُنَّا نَسْتَنْسِخُ ما کُنْتُمْ تَعْمَلُون ؛ استنساخ می‌کنیم یعنی: می‌نویسیم ".[5] " کِراماً کاتِبینَ  ؛ فرشته کاتب می‌نویسد. "[6] " وَ کُلُّ شَیْ‏ءٍ فَعَلُوهُ فِی الزُّبُرِ ؛ همه کارها از ریز و درشت ثبت می شود "[7] و کارهایمان را خدا و پیامبر و امامان همه می دانند[8]

اگر ذره‌ای باشد « فِی الْأَرْضِ » در عمق زمین یا « فِی السَّماواتِ » در آسمانها یا در محکمترین جا « فی‏ صَخْرَةٍ »، « یَأْتِ بِهَا اللَّهُ » خداوند به حساب آن می‌رسد .

نمره ی ریاضی

 در قیامت نمره ی حساب و کتا بمان با مردم ،نحوه ی استفاده از بیت المال هم محاسبه می شود .

امیرالمؤمنین( ع) می فرمایند :" مَنْ حَاسَبَ نَفْسَهُ رَبِحَ وَ مَنْ غَفَلَ عَنْهَا خَسِرَ ؛ هرکس از خودش حساب بکشد سود کرده و هرکس از آن غافل شود خسارت کرده " . [9] و " مَنْ حَاسَبَ نَفْسَهُ وَقَفَ عَلَى عُیُوبِهِ وَ أَحَاطَ بِذُنُوبِهِ وَ اسْتَقَالَ الذُّنُوبَ وَ أَصْلَحَ الْعُیُوبَ  ؛ و هرکس از خودش حساب بکشد عیوبش را می فهمد وبر لغزشهایش اطلاع  وعیوبش را اصلاح می کند واز گناهان استغفار می کند " .[10]

ما فکر می کنیم وقتی میگن محاسبه کنید ، باید سراغ پولهایمان برویم و آنها را محاسبه کنیم  ، اینجا حضرت می فرمایند : عمرت را محاسبه کن . انسان باید محاسبه کند که برای فردا چه ذخیره کرده است؟ یک راننده اگر بداند پلیس سر راهش است مدارکش را کامل همراهش می برد ،هر باری را حمل نمی کند ،یعنی اگربداند در راه حساب و کتابی است در کارش دقت بیشتری می کند .

قرآن می‌ فرماید :  "وَ إِذَا الصُّحُفُ نُشِرَتْ ؛ روز قیامت پرونده‌ها باز می‌شود. [11] انسان نگاه می‌کند و می‌گوید : عجب کتابی ! ریز و درشت را نوشتند . " إِنَّا کُنَّا نَسْتَنْسِخ‏ ؛ ما تمام کارها را استنساخ می‌کنیم .[12]  اگر کسی با خودش محاسبه نداشته باشد ، مصداق این آیه هست ، " إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوء "[13]

زرنگترین مردم کیست؟

. معمولاً ما وقتی فردی از نظر مادی ترقّی می کند ،  می‌گوییم : فلانی زرنگ بود ، طلایش را زمین کرد. زمینش را طلا کرد. ما به اینها زرنگ می‌گوییم . ولی  درحدیث داریم از همه زرنگتر کسی است که خودش را محاسبه کند . چگونه ؟

روایت داریم :  قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص)  " أَ لَا أُنَبِّئُکُمْ بِأَکْیَسِ الْکَیِّسِینَ وَ أَحْمَقِ الْحُمَقَاءِ قَالُوا بَلَى یَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ أَکْیَسُ الْکَیِّسِینَ مَنْ حَاسَبَ نَفْسَهُ وَ عَمِلَ لِمَا بَعْدَ الْمَوْتِ وَ أَحْمَقُ الْحُمَقَاءِ مَنِ اتَّبَعَ نَفْسُهُ هَوَاهُ وَ تَمَنَّى عَلَى اللَّهِ الْأَمَانِیَّ فَقَالَ الرَّجُلُ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ وَ کَیْفَ یُحَاسِبُ الرَّجُلُ نَفْسَهُ قَالَ إِذَا أَصْبَحَ ثُمَّ أَمْسَى رَجَعَ إِلَى نَفْسِهِ وَ قَالَ یَا نَفْسُ إِنَّ هَذَا یَوْمٌ مَضَى عَلَیْکِ لَا یَعُودُ إِلَیْکِ أَبَداً وَ اللَّهِ سَائِلُکِ عَنْهُ فِیمَا أَفْنَیْتِهِ فَمَا الَّذِی عَمِلْتِ فِیهِ أَ ذَکَرْتِ اللَّهَ‌ام حَمِدْتِیهِ أَ قَضَیْتِ حَقَّ أَخٍ مُؤْمِنٍ أَ نَفَّسْتِ عَنْهُ کُرْبَتَهُ أَ حَفِظْتِیهِ بِظَهْرِ الْغَیْبِ فِی أَهْلِهِ وَ وُلْدِهِ أَ حَفِظْتِیهِ بَعْدَ الْمَوْتِ فِی مُخَلَّفِیهِ أَ کَفَفْتِ عَنْ غِیبَةِ أَخٍ مُؤْمِنٍ بِفَضْلِ جَاهِکِ أَ أَعَنْتِ مُسْلِماً مَا الَّذِی صَنَعْتِ فِیهِ فَیَذْکُرُ مَا کَانَ مِنْهُ فَإِنْ ذَکَرَ أَنَّهُ جَرَى مِنْهُ خَیْرٌ حَمِدَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ کَبَّرَهُ عَلَى تَوْفِیقِهِ وَ إِنْ ذَکَرَ مَعْصِیَةً أَوْ تَقْصِیراً اسْتَغْفَرَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ عَزَمَ عَلَى تَرْکِ مُعَاوَدَتِهِ وَ مَحَا ذَلِکَ عَنْ نَفْسِهِ بِتَجْدِیدِ الصَّلَاةِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبِینَ وَ عَرْضِ بَیْعَةِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلَى نَفْسِهِ وَ قَبُولِهَا وَ إِعَادَةِ لَعْنِ شَانِئِیهِ وَ أَعْدَائِهِ وَ دَافِعِیهِ عَنْ حُقُوقِهِ فَإِذَا فَعَلَ ذَلِکَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَسْتُ أُنَاقِشُکِ فِی شَیْ‏ءٍ مِنَ الذُّنُوبِ مَعَ مُوَالَاتِکِ أَوْلِیَائِی وَ مُعَادَاتِکِ أَعْدَائِی "[14]

این گونه حساب بکشیم : « یَا نَفْسُ » ای نفس « إِنَّ هَذَا یَوْمٌ مَضَى عَلَیْکِ » امروز گذشت  « لَا یَعُودُ إِلَیْکِ أَبَدا ً» دیگر برنمی گردد « وَ اللَّهِ سَائِلُکِ عَنْهُ فِیمَا أَفْنَیْتِهِ » و خدا هم از تو سوال می‌کند « أَ قَضَیْتِ حَقَّ أَخٍ مُؤْمِنٍ » مشکل مسلمانی را حل کردی؟! « أَ نَفَّسْتِ عَنْهُ کُرْبَتَهُ » غمی را برطرف کردی؟! « أَ حَفِظْتِیهِ بِظَهْرِ الْغَیْبِ فِی أَهْلِهِ وَ وُلْدِهِ » آیا از حال کسی  وقتی سرپرستش نبود وکسی را نداشت ،جویاشدی؟! « أَ أَعَنْتِ مُسْلِماً » مسلمانی را کمک کردی ؟!

 آیة الله العظمی بروجردی از خود حساب می‌کشید وقتی زود عصبانی  می شدند ، می‌گفتند : اگر عصبانی شوم یکسال روزه می‌گیرم . سر درس عصبانی شدند به یک طلبه‌ای پرخاش کردند، گفتند  من قول داده‌ام یکسال روزه بگیرم تا خود را تربیت کرده به کسی پرخاش نکنم...! و چنین کردند .

پس در یک نگاه اجمالی می توانیم به این نتیجه برسیم برای خوشحال بودن در قیامت ،در دنیا به تعبیر قرآن" فأین تذهبون" بدون حساب وکتاب جلو نرویم ودر شبانه روز حداقل اندک ساعتی را به محاسبه ی اعمال ،رفتار ،اعضای بدنمان اختصاص دهیم تا به یاری خدا "از روزی که به ریزترین کارهایمان رسیدگی می کنند" در امان باشیم .

                                                                                                              تنظیم:زهرا اجلال-گروه دین و اندیشه      

 


 

 

  پی نوشت:

1- حشر /18

2- لقمان /18

3- ق /18

4- یس /12

5- جاثیه /29

6- انفطار /11

7- قمر /52-53

8- توبه /105

9- نهج البلاغه /حکمت 208

10- غررالحکم /ص 236

11- تکویر /10

12- جاثیه /29

13- یوسف /53

14- بحارالانوار /ج 67 /ص69

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸٩/٧/٢

احادیث منتخب

مؤمن زیرک باش و بی زحمت ثواب ببر
عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِنَّ صَاحِبَ الْخُلُقِ الْحَسَنِ لَهُ مِثْلُ أَجْرِ الصَّائِمِ الْقَائِمِ
رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمود: آنکه خلق نیکو دارد، پاداش روزه گیر شب زنده دار، دارد.
منبع : اصول کافى ج : 3 ص : 157 روایة :5
شب زنده داری و عبادت همراه روزه داشتن در خود سازی نقش مهمی دارند طالب آن باید زحمتش را متحمل شود اما اگر مؤمنی زیرک باشد و شم معنوی داشته باشد با کمترین زحمت فیض مطلوب را خواهد برد. شما خلقت رو خوب کن تا هم شب زنده داری کرده باشی هم روزه داری.
اگر حقّ ـ یعنى خلافت و امامت ـ به اهلش سپرده می شد
ـ قالَتْ (علیها السلام): أمّا وَاللّهِ، لَوْ تَرَکُوا الْحَقَّ عَلى أهْلِهِ وَ اتَّبَعُوا عِتْرَةَ نَبیّه، لَمّا اخْتَلَفَ فِى اللّهِ اثْنانِ، وَ لَوَرِثَها سَلَفٌ عَنْ سَلَف، وَ خَلْفٌ بَعْدَ خَلَف، حَتّى یَقُومَ قائِمُنا، التّاسِعُ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ(علیه السلام)
حضرت فاطمه علیها سلام فرمود: به خدا سوگند، اگر حقّ ـ یعنى خلافت و امامت ـ را به اهلش سپرده بودند; و از عترت و اهل بیت پیامبر صلوات اللّه علیهم پیروى و متابعت کرده بودند حتّى دو نفر هم با یکدیگر درباره خدا ـ و دین ـ اختلاف نمى کردند. و مقام خلافت و امامت توسط افراد شایسته یکى پس از دیگرى منتقل مى گردید و در نهایت تحویل قائم آل محمّد ( عجّل اللّه فرجه الشّریف ، و صلوات اللّه علیهم اجمعین) مى گردید که او نهمین فرزند از حسین (علیه السلام) مى باشد.
الإمامة والتبصرة: ص 1، بحارالأنوار: ج 36، ص 352، ح 224.
بهترین من و شما چه کسانی اند؟
من مواعظ النبی صلى الله علیه وآله وسلّم: خیارکم أحسنکم أخلاقاً، الذین یَألفون ویُؤلفون.
رسول خدا که درود بر او و خاندان او باد فرمودند:بهترین شما، کسانى هستند که برخوردشان با مردم، از همه بهتر است. چهره‏اى گشاده دارند که مردم رغبت مى‏کنند با آنان انس و الفت بگیرند.
معناى روایت، این نیست که اگر کسى پاى‏بندِ عمل به تکلیف شرعى نیست ولى خوش‏برخورد است بر کسى که وظائف دینى خود را انجام مى‏دهد ولى گشاده‏رو نیست، ترجیح دارد. بلکه مراد این است فرد مؤمنى که وظائف خود را انجام مى‏دهد و حسن خلق هم دارد بر مؤمنى که خوش اخلاق نیست برترى دارد.
تحف العقول صفحه 45
تبیان
  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸٩/٧/٢

4 آیه طلایی و نجات‌بخش

4 آیه طلایی و نجات‌بخش

قرآن

امام صادق علیه السلام فرمود: در شگفتم از کسی که از چهار چیز در هراس است، چگونه به چهار چیز پناه نمی‏برد:

1. در شگفتم از کسی می‏ترسد، چگونه به سخن خدا «حسبنا الله و نعم الوکیل» پناه نمی‏برد؟! زیرا من از خدای بزرگ شنیده‏ام که در پی آن می‏فرماید: «پس با نعمت و بخششی از جانب خدا، بازگشتند در حالی که هیچ گزندی به آنان نرسیده بود.» (آل عمران آیه 171)

2. و در شگفتم از کسی که اندوهگین است چگونه به سخن خدای بزرگ «لا إله إلّا أنت سبحانَک إنّی کُنتُ مِنَ الظّالِمین» پناه نمی‏برد؟! زیرا من از خدای بزرگ شنیده‏ام که در پی آن می‏فرماید: «پس خواسته‏ی او را پذیرفتم و او را از اندوه رهانیدیم و مؤمنان را این‏گونه رهایی می‏بخشیم.» (سوره انبیاء آیه 88)

3. و در شگفتم از کسی که با او مکر و نیرنگ شده است، چگونه به این سخن خداوند «و اُفوِّضُ أمری إلَی الله إنّ الله بصیرٌ بالعباد» پناه نمی‏جوید؟! زیرا از خدای بزرگ شنیده‏ام که در پی آن می‏فرماید: «پس خداوند او را از بدی‏های نیرنگشان نگاه داشت.» (سوره غافر آیه 44)

4. و در شگفتم از کسی که خواهان دنیا و زینت‏های آن است، چگونه به سخن خدای بزرگ «ما شآء الله لا قوّةَ إلّا بِالله» روی نمی‏آورد؟! زیرا من از خدای بزرگ شنیده‏ام که در پی آن می‏فرماید: « ... پس امید است که پروردگارم بهتر از بوستان تو به من عطا کند.»

 

تنظیم: شکوری - گروه دین و اندیشه تبیان

 


 

 

خصال صدوق، ص 218، ح43

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٩:۱۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٩/٦/٢۱

20 تابلوی ایمان سنج

20 تابلوی ایمان سنج

ایمان و معنویت

 

 

در روایتى از امام باقر علیه السلام منقول است که :

 

على علیه السلام به مجلسى از قریش برخورد مى کنند و بعد به مجلسى دیگر از اوس و خزرج و مى بینند که در مجلس اول سخنان بیهوده مى رانند اما در محفل دوم کارهاى متین و صحیح انجام مى دهند. على علیه السلام از این حال شگفت زده مى شوند و خدمت رسول الله مى رسند و حکایت هر دو مجلس را باز مى گوید. سپس از پیامبر صلى الله علیه و آله بیان صفات مؤمن را طلب مى فرمایند: در این هنگام رسول الله صلى الله علیه و آله که سرشان را به زیر انداخته بودند، سرشان را بلند کرده ، فرمودند:

عشرون خصلة فى المؤمن

بیست خصلت در مؤمن است .

 

فان لم یکن فیه لم یکمل ایمانه . ان من اخلاق المؤمنین ، یا على!

اگر این خصال در او نباشد ایمانش به کمال نرسیده است ،

 

 الحاضرون الصلاة

در وقت نماز به نماز حاضر مى شوند.

 

والمسارعون الى الزکوة

در پرداخت حقوق مالى شرعى تسریع مى کنند.

 

والمطعمون المساکین

مساکین و فقرا را اطعام مى کنند.

 

الماسحون راس الیتیم

دست محبت بر سر ایتام مى کشند.

 

المطهرون اطمارهم

لباسشان کهنه، اما تمیز است .

کنایه از این است که آنچه شرع از نظر پوشش تعیین فرموده است ، مى پوشند.

 

الذین ان حدثوا لم یکذبوا

آنچه به آنها مى گویند فورا تکذیب نمى کنند.

مقصود این نیست که مؤمن آنچه را مى شنود ساده لوحانه تصدیق مى کند، چه بسا آنچه را که به مؤمن مى گویند دروغ باشد، اما فورا تکذیب نمى کند.

 

واذا وعدوا لم یخلفوا

اگر وعده کنند تخلف نمى کنند.

 

واذا ائتمنوا لم یخونوا

در امانت خیانت نمى کنند.

 

و اذا تکلموا صدقوا

به راستى و صداقت تکلم مى کنند.

 

رهبان باللیل و اسد بالنهار

پارسایان شب اند و شیران روز.

 

صائمون النهار قائمون اللیل

روزها روزه دار و شبها در قیام اند براى عبادت .

 

لایؤذون جارا ولا یتاذى بهم جار

همسایگان را نمى آزارند - اذیت ارادى - و به گونه اى نیست که همسایه گان از آنها در آزار باشند - غیر ارادى .

شاید هم مقصود این است که نه تنها خود اذیت نمى کند، مراقب است که عائله اش هم موجبات اذیت همسایگان را فراهم نکنند.

 

الذین مشیهم على الارض هون

در زمین با نرمى و تواضع گام برمى دارند. حالت تکبر ندارند.

 

و خطاهم الى بیوت الارامل

گامهایشان به سوى خانه هاى بى سرپرستان است .

 

و على اثر الجنائز.

در تشییع جنازه مؤمنان شرکت مى ‏کنند.

 


 

 

منبع: بحارالانوار، ج 68، ص 276

شکوری_گروه دین و اندیشه تبیان

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸٩/٦/۱٩

بشارت بهشت بر شیعیان حضرت زهرا(علیهاالسلام)

بشارت بهشت بر شیعیان حضرت زهرا(علیهاالسلام)

بهشت

چنانکه رسول اکرم به شیعیان امیرالمؤمنین و فرزندان معصومش بشارت بهشت را داده است و در منقبت و عظمت مقام آنان مطالبى بیان داشته‏اند، نسبت به شیعیان زهرا(علیهاالسلام) نیز عینا با ذکر همان مناقب مژده‏ى بهشت داده‏اند. شیعه یعنى تابع و پیرو و اقتداکننده. شیعه‏ى على کسى است که از على (علیه‏السلام) هدایت مى‏یابد و همراه او و متمسک و دست به دامان اوست. شیعه‏ى فاطمه(علیهاالسلام) در اخبار عینا در ردیف شیعیان على است. گاه پیامبر اکرم در مدح شیعیان امیرالمؤمنین سخن مى‏گوید، و گاه در منقبت شیعیان فاطمه(سلام‏الله‏علیها) و همین روش رسول خدا نشانگر این است که حضرت زهرا (علیهاالسلام) خود استقلال دارد و داراى کرامات و مقام والا و صاحب ولایت کبرى مى‏باشد.

اینک حدیثى از پیامبر اکرم در شان آن حضرت:

«عن جابر بن عبدالله مرفوعا لا اذا کان یوم القیامة تقبل ابنتى فاطمة على ناقة من نوق الجنة...، خطامها من لولو رطب، قوائمها من الزمرد الاخضر ... فتقدمهم فاطمة، حتى تدخلهم الجنة.»1

 

جابر بن عبداللَه از رسول خدا روایت مى‏کند که فرمود:

«هنگامى که روز قیامت فرا رسد، دخترم فاطمه سوار بر ناقه‏اى از ناقه‏هاى بهشتى وارد عرصه محشر مى‏شود، که مهار آن ناقه از مروارید درخشان و چهارپاى آن از زمّرد سبز، دنباله‏اش از مشک بهشتى، چشمانش از یاقوت سرخ، و بر فراز آن، قبه‏اى (خیمه‏اى) از نور، که بیرون آن از درونش و درون آن از بیرونش نمایان است. فضاى داخل آن قبه، انوار عفو الهى و خارج آن خیمه، پرتو رحمت خدایى است. و بر فرازش تاجى از نور که داراى هفتاد پایه است از دّر و یاقوت که همانند ستارگان درخشان در افق آسمان نور افشانند.

فاطمه عبور مى‏کند و در مقابل عرش پروردگارش قرار مى‏گیرد، آنگاه از جانب خدا جل جلاله ندا مى‏شود: اى محبوبه‏ى من، و اى دختر حبیب من، بخواه از من آنچه مى‏خواهى؛ تا عطایت کنم و شفاعت کن هر کس را مایلى تا قبول فرمایم. در جواب عرضه مى‏دارد: اى خداى من، و اى مولاى من، دریاب ذریه‏ى مرا، شیعیان مرا، پیروان مرا، و دوستان ذریه‏ى مرا.

از جانب راست آن مرکب هفتاد هزار ملک، و از طرف چپ آن هفتاد هزار فرشته است - و جبرئیل در حالى که مهار ناقه را گرفته است - با صداى بلندى ندا مى‏کند: نگاه خود را فراسوى خویش گیرید، و نظرها به پایین افکنید، این فاطمه دختر محمد است که عبور مى‏کند. در آن هنگام، حتى انبیا و صدیقین و شهدا همگى از ادب، دیده فرو مى‏گیرند؛ تا این که فاطمه عبور مى‏کند و در مقابل عرش پروردگارش قرار مى‏گیرد، آنگاه از جانب خدا جل جلاله ندا مى‏شود: اى محبوبه‏ى من، و اى دختر حبیب من، بخواه از من آنچه مى‏خواهى؛ تا عطایت کنم و شفاعت کن هر کس را مایلى تا قبول فرمایم. در جواب عرضه مى‏دارد: اى خداى من، و اى مولاى من، دریاب ذریه‏ى مرا، شیعیان مرا، پیروان مرا، و دوستان ذریه‏ى مرا. بار دیگر از جانب حق خطاب مى‏رسد: کجا هستند ذریه فاطمه و پیروان او؟ کجایند دوستدارانش، و دوستداران ذریه‏ى او؟ در آن هنگام جماعتى به پیش مى‏آیند و فرشتگان رحمت آنان را از هر سوى در میان مى‏گیرند. و فاطمه علیهاالسلام در حالى که پیشگام آنهاست همگى را همراه خود به بهشت وارد مى‏فرماید.»

حضرت زهرا علیهاالسلام

حضرت صدیقه(سلام‏الله‏علیها) در روز قیامت سوار بر مرکبهاى متفاوت به تناسب مواقف متعدد است؛ و این که در احادیث وارده، مرکبهاى آن حضرت، متفاوت ذکر شده است، و به نظر بعضى‏ها نوع مرکب مورد اختلاف بوده است صحیح نیست. زیرا هر مرکبى که بیان شده است با مشخصات معین در موقف معین بوده و همه‏اش درست جاى اختلاف نیست؛ و علت اختلاف در مشخصات مرکب، از این جهت است که هنگامى که فاطمه(علیهاالسلام) به سوى عرش الهى سیر مى‏کند مرکب خاصى دارد، وقتی که از مقابل عرش به جانب بهشت روان است یک مرکب مخصوص دیگر؛ و همچنین هنگام ورود به ‏بهشت و جولان و طیران در فضاى رحمت الهى - همانند جعفر طیار - داراى مرکب‌هاى خاص و گوناگون مى‏باشد. در روایتى که ذکر شد، و مشخصات یکى از مرکبهاى آن حضرت بیان گردید و گفته شد که جبرئیل مهار ناقه‏ى بهشتى زهرا سلام‏الله‏علیها را در روز محشر مى‏گیرد. مى‏توان گفت که جبرئیل، نماینده‏ى خاص خداى لامکان، در هر مکان و موقفى است و در برخى از آیات و روایات که جمله‏ى «خدا آمد» به کار رفته است، دانشمندان همه را حمل بر آمدن جبرئیل نماینده‏ى حق تبارک و تعالى نموده‏اند؛ لذا هنگام ورود فاطمه(علیهاالسلام) به عرصه‏ى محشر، آن یکتا کنیز برگزیده‏ى خدا و بانوى بانوان عالم از اولین و آخرین، همین شایسته‏ى اوست که مهار مرکبش را جبریل امین بگیرد و با افتخار ندا کند:  «غضوا ابصارکم حتى تجوز فاطمة بنت محمد.»2

رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) چنین نقل شده است که فرمود:

«روز قیامت منادى از میان عرش الهى ندا مى‏کند: اى اهل محشر چشمان خود فرو گیرید، این فاطمه دختر محمد است که از صراط عبور مى‏کند، آنگاه فاطمه با شیعیان به سرعت برق از صراط مى‏گذرند.»

 

در یک روایت دیگر از رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) چنین نقل شده است که فرمود: «... ینادى مناد من بطنان العرش، یا اهل القیامه غضوا ابصارکم، هذه فاطمه بنت محمد، تمر على الصراط، فتمر فاطمه علیها و تمر شیعتها على الصراط کالبرق الخاطف... .»3

«روز قیامت منادى از میان عرش الهى ندا مى‏کند: اى اهل محشر چشمان خود فرو گیرید، این فاطمه دختر محمد است که از صراط عبور مى‏کند، آنگاه فاطمه با شیعیان به سرعت برق از صراط مى‏گذرند.»

در حدیث دیگرى از حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله و سلم) منقول است که فرمود: «... ثم یقول جبرئیل: یا فاطمه سلى حاجتک. فتقولین: یا رب شیعتى. فیقول الله عزوجل: قد غفرت لهم. فتقولین: یا رب شیعه ولدى. فیقول اللَّه: قد غفرت لهم. فتقولین: یا رب شیعه شیعتى... .4

«پس آنگاه جبرئیل عرض مى‏کند: اى فاطمه، هر چه مى‏خواهى از خداى خویش طلب کن. فاطمه عرض مى‏کند: خدایا، شیعیان مرا دریاب. خطاب مى‏رسد: همه‏ى شیعیان تو را آمرزیدم. عرضه مى‏دارد: پروردگارا، شیعه‏ى فرزندانم را نیز نجات بده. ندا مى‏آید: همه‏ى آنان را بخشیدم؛ یا فاطمه، اینک در میان اهل محشر برو و هر کسى که به تو پناهنده شود، همراه تو به بهشت وارد خواهد شد.

حضرت زهرا علیهاالسلام

پیامبر اکرم(صلى الله علیه و آله و سلم) چنین ادامه داد: در آن هنگام همه‏ى مردم آرزو مى‏کنند که اى کاش ما نیز فاطمى بودیم. یا فاطمه، در چنین روزى است که شیعیان تو، پیروان اولاد تو، و شیعیان امیرالمؤمنین در پى تو به سلامت وارد بهشت مى‏شوند.»

جناب جابر در یک حدیث مفصل از حضرت باقر(سلام‏الله‏علیه) نقل مى‏کند که فرمود: «... والله یا جابر انها ذلک الیوم لتلتقط شیعتها و محبیها کما یلتقط الطیر الحب الجید من الحب الردى‏ء، فاذا سار شیعتها معها عند باب الجنه، یلقى الله فى قلوبهم ان یلتفتوا ... .5

«به خدا قسم یا جابر، این است همان روزى که مادرم زهرا شیعیان خود را از میان اهل محشر جدا مى‏کند چنان مرغى که دانه‏هاى خوب را از بد جدا مى‏سازد. و چون همراه فاطمه شیعیانش به در بهشت مى‏رسند، خدا در قلب آنان چنین القاء مى‏فرماید که به پشت سر خویش نگاه کنند؛ آنگاه که به عقب سر خود نظر افکنند، از جانب خداى تعالى خطاب مى‏شود: سبب چیست که شما به پشت سرتان نگاه مى‏کنید؟ من که شفاعت فاطمه دختر حبیبم محمد را درباره‏ى شما پذیرفتم. عرض مى‏کنند: پروردگارا دوست مى‏داریم قدر و منزلت ما شیعیان فاطمه در چنین روزى شناخته شود.

پس، از جانب خداى تعالى خطاب مى‏شود: اى دوستان من برگردید، برگردید(به صحنه‏ى محشر)، نظر افکنید (در میان آن جماعت و) هر کس را که براى دوستى فاطمه شما را دوست داشته است هر کس را که به خاطر زهرا به شما دوستداران فاطمه اطعام کرده؛ نیکى نموده، و با جرعه‏ى آبى سیرابتان کرده، و یا از غیبت افراد درباره‏ى شما مانع شده است: دست او را بگیرید و به بهشت واردش کنید، سپس امام باقر (علیه‏السلام) اضافه فرمود: به خدا سوگند از برکت محبت جده‏ام زهرا کسى بر جاى نمى‏ماند جز آن کسى که نسبت به مقام والاى آل‏ محمد تردید داشته و یا کافر و یا منافق باشد.»

امام باقر (علیه‏السلام) فرمود: به خدا سوگند از برکت محبت جده‏ام زهرا کسى بر جاى نمى‏ماند جز آن کسى که نسبت به مقام والاى آل‏ محمد تردید داشته و یا کافر و یا منافق باشد.»

در «تفسیر فرات بن ابراهیم» روایتى از حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله و سلم) منقول است که آن حضرت فرمود: «... تدخل فاطمة ابنتى الجنة و ذریتها و شیعتها...، و ذلک قوله تعالى: (لا یحزنهم الفزع الاکبر) 6

... (و هم فى ما اشتهت انفسهم خالدون)7 هى والله فاطمة و ذریتها و شیعتها... .»8

«دخترم فاطمه با ذریه و شیعیانش وارد بهشت مى‏شوند، و در این مورد است که خداى تعالى مى‏فرماید: هرگز فزع اکبر (هول و هراس بزرگ روز قیامت) آنها را غمگین نمى‏سازد... و با هر چه که بدان تمایل دارند براى همیشه متنعمند... .»

آرى، فاطمه و ذریه و شیعیان او در پناه رحمت خدا، از وحشت روز محشر در امن و امان هستند و از اینجا معلوم مى‏شود که حضرت زهرا داراى شیعه‏ى مخصوص به خود و صاحب استقلال شخصیت مى‏باشد.

حضرت زهرا علیهاالسلام

عاصمى در کتاب زین الفتى- در بخش «الشراط الساعة»- از سلمان چنین روایت مى‏کند که پیامبر اکرم فرمود:

«یا سلمان و الذى بعثنى بالنبوة لاخذن یوم القیامة بحجزة جبرئیل، و على اخذ بحجزتى، و فاطمة آخذه بحجزته، والحسن آخذ بحجزة فاطمة، والحسین آخذ بحجزة الحسن، و شیعتهم اخذه بحجزتهم... عهد به جبرئیل من عند رب العالمین.»9

«اى سلمان، قسم به وجود مقدسى که مرا به پیامبرى مبعوث فرموده است، در روز قیامت، من دامان جبرئیل (نماینده‏ى خداى عز و جل را مى‏گیرم، و على دامان مرا، و فاطمه دامان على را، و حسن دامان فاطمه را، و حسین دامان حسن را، و شیعیانشان دست به دامان آنها هستند. یا سلمان، آیا گمان مى‏کنى، خداى تعالى پیامبرش را (پناهنده‏ى خود را) کجا مى‏برد؟ و پیامبر، برادرش على را؟ و على همسرش زهرا را؟ و فاطمه دو فرزندش را؟ و آنها شیعیانشان را کجا خواهند برد؟ سپس پیامبر اکرم سه بار تکرار فرمودند: اى سلمان قسم به خداى کعبه به سوى بهشت مى‏برند؛ و این پیمانى است که جبرئیل از جانب پروردگار جهانیان وعده داده است.» اعتراف و ایقان به ولایت حضرت صدیقه(سلام‏الله‏علیها)، و اظهار تشیع و دوستى نسبت به او، در زیارت مخصوص آن حضرت نیز با این جملات بیان شده است: «خدایا شاهد باش که من از شیعیان زهرا و از دوستان اویم و معتقد به ولایت آن حضرت هستم.»

با توجه به این که حضرت فاطمه صدیقه(سلام‏الله‏علیها) در والاترین مناقب و برترین مقامات با پدر و همسر و فرزندانش مشترک است و با در نظر گرفتن مطالبى که نسبت به مراتب عالى آن حضرت در روز قیامت بیان شد، و بشارتهایى که درباره‏ى شیعیانش از پیامبر اکرم نقل شده است، هرگز معقول نیست که صاحب این مقامات عالیه ولیةاللَّه نباشد.

 

تنظیم: هدهدی، گروه دین و اندیشه تبیان

 

 


 

 

 

1ـ امالى صدوق ص 25، بحارالانوار ج 43/ 220 219.

2ـ یعنى: (چشمان خود فرو بندید تا فاطمه عبور نماید). این جمله در روایات متعدد با عبارات مختلفى ایراد گردیده است، که از آن قبیل است:

«غضوا ابصارکم حتى تجوز فاطمه الصدیقه بنت محمد صلى الله علیه و آله و سلم و من معها».

«غضوا ابصارکم کم لتجوز فاطمه بنت محمد صلى الله علیه و آله و سلم سیده نساءالعالمین على الصراط».

«غضوا ابصارکم و نکسوا روسکم».

«غضوا ابصارکم تمر فاطمه بنت رسول‏الله صلى الله علیه و آله و سلم».

«غضوا ابصارکم حتى تعبر فاطمه بنت محمد صلى الله علیه و آله و سلم».

«غضوا ابصارکم حتى تمر فاطمه بنت حبیب الله صلى اللَّه علیه و آله و سلم».

«غضوا الابصار فان هذه فاطمه تسیر».

«غضوا ابصارکم فهذه فاطمه بنت محمد رسول‏الله صلى اللَّه علیه و آله و سلم تمر على الصراط».

«نکسوا روسکم و غضوا ابصارکم حتى تجوز فاطمه على الصراط».

«طاطاوا الروس و غضوا الابصار، فان هذه فاطمه تسیر الى الجنه».

حاکم نیسابورى درباره‏ى روایت فوق مى‏گوید: «این حدیث- على شرط الشیخین (یعتى بر مبناى شرط بخارى و مسلم)- صحیح است». (مستدرک حاکم ج 3/ 153).

ابن ابى‏الحدید در شرح نهج‏البلاغه ج 9/ 193 پس از نقل این روایت چنین مى‏گوید: «و هذا من الاحادیث الصحیحه،.و لیس من الاخبار المستضعفه». یعنى این روایت از احادیث صحیحه مى‏باشد و از جمله احادیث ضعیف نیست.

بعضى از مصادر این روایت در کتب عامه از این قرار است: معجم کبیر طبرانى ج 1/ 108/ ح 180، مستدرک حاکم ج 3/ 153، 161، اسد الغابه ج 5/ 523، تلخیص المستدرک ج 3/ 153، فرائد السمطین ج 2/ 49/ ح 380، الصواعق المحرقه ص 289، کنز العمال ج 12/ ص 105، 106/ ح 34209- 34211، ص 108/ ح 34219، ص 109، 110/ ح 34229، ینابیع الموده ص 182، الاتحاف ص 46.

این روایت در کتب شیعه نیز موجود است که از جمله مى‏توان به مصادر ذیل مراجعه نمود: تفسیر الامام العسکرى- ذیل تفسیر سوره‏ى البقره، آیه‏ى 93- ص 434، کنز الفوائد ص 253، 254، 355، 356، تفسیر فرات ص 437، 438/ ح 578. کسانى که مایل به بررسى بیشتر روایات شیعى در این باره هستند مراجعه بفرمایند به: بحارالانوار ج 7/ 336، ج 32/ 610، ج 37/ 70، ج 43/ 52، 53، 62، 64، 219، 220، 221، 223، 224، ج 68/ 59.

3ـ بحارالانوار ج 43/ 223.

4ـ تفسیر فرات ص 444- 447/ ح 587، بحارالانوار ج 8/ 54، 43/ 227. این حدیث که توسط امیرالمؤمنین از پیامبر اکرم نقل گردیده است نسبتا طویل است و در آن به بعضى از مناقب حضرت زهرا علیهاالسلام- خصوصا به موقف و مقام حضرت صدیقه در محشر- اشاره گردیده که ما بدلیل اهمیت آن، متن کامل روایت را در تعلیق شماره‏ى 5 آورده‏ایم.

5ـ تفسیر فرات ص 299/ ح 403، بحارالانوار 8/ 52، 43/ 65. متن کامل این روایت در تعلیق شماره‏ى 6 آمده است.

6ـ سوره‏ى الانبیاء، آیه‏ى 103.

7ـ وره‏ى الانبیاء، آیه‏ى 102.

8ـ این عبارت در دو روایت نقل شده است که هر دو در کتاب تفسیر فرات آمده است. مراجعه بفرمایید به: تفسیر فرات ص 269، 437، 438/ ح 362، 578، بحارالانوار ج 7/ 336، ج 43/ 63، ج 65/ 60.

9ـ زین الفتى فى شرح سوره هل اتى (نسخه‏ى مخطوط این کتاب در نجف اشرف در اختیار مرحوم علامه امینى بوده است).

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٢٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٩/٢/٢٦

بهترین سرگرمی برای زن و مرد

چلچراغ (1)

چلچراغ
بهترین سرگرمی برای زن و مرد

در میان پیروان ادیان بزرگ، مسلمانان، خاصه شیعیان، همواره این امتیاز ویژه را داشته و دارند که افزون بر کتاب آسمانی قرآن، از آبشخور دریای بی کرانه ی دیگری برخوردارند و این زلال همیشه جاری، هماره در کوران و تاریکنای زندگی، چراغ راه رشد و بالندگیشان بوده است، سخنانی گرانسنگ و انسان ساز از موسس مکتب جاوید اسلام، حضرت ختمی مرتبت (ص) و خاندان گرانمایه اش (ع).

راویان و حدیث پژوهان مسلمان از همان سده های نخستین طلوع اسلام در حفظ و پاسداری از این میراث پر ارج سعی وافر داشته اند. از همین روی یکی از سنت های حسنه ای که از دیرباز تا کنون در میان محدثان و دانشمندان اسلامی جریان داشته سنت نیکوی چهل حدیث نگاری است.

چنین می نماید که دانشمندان اسلامی در پاسداشت این سنت دیرینه ملهم از روایت درربار نبوی بوده اند که فرمود: من حفظ من امتی اربعین حدیثا مما یحتاجون الیه من امر دینهم، بعثه الله یوم القیامه فقیها عالما. (خصال، الصدوق،319-302)

هر کس از امت من چهل حدیث از احادیث دینی مورد نیاز جامعه را حفظ کند خداوند متعال او را در روز قیامت به عنوان فقیه و دانشمند محشور خواهد کرد .»

امروز که دستاوردهای زندگی پیچیده ماشینی، مولود نافرخنده اضطراب را برای بشر جدید به بار آورده است، برای رسیدن به ساحل آرامش و ماندن در مسیر، به این سرمایه جاری و جاودان، محتاجیم بیش از همیشه.

همین بهانه، ما را برآن داشت تا در هر دیدار، چهل حدیثی راهگشا با اولویت موضوعات مبتلا به و کاربردی، به محضر عزیزتان عرضه بداریم.

از امروز، تک نگاره‌های دنباله دار "چلچراغ"، در هر سه شنبه منتظر شماست.

اینک این شما و این نخستین چراغ از چلچراغ:

 

شکوری_گروه دین و اندیشه تبیان

 


 

 

چهل حدیث سلامتی

 

1 ـ قال رسول الله (ص): (ان لربک علیکَ حقاً، وانَّ لجسدک علیک حقاً، ولاهلک علیک حقاً)

پیامبر اکرم (ص) فرمودند: پروردگار بر تو حقی دارد، وبدنت بر تو حقی دارد، و خانواده ات نیز بر تو حقی دارد. بحار الانوار : 70 / 128

 

2 ـ قال رسول الله (ص) :(خیر لهو المؤمن السباحة ، وخیر لهو المرأَة المغزل)

پیامبر اکرم (ص) فرمودند: بهترین سرگرمی برای مرد با ایمان، شنا، و بهترین سرگرمی برای زن با ایمان ریسندگی است. نهج الفصاحه : 319 / ح 1527

 

3 ـ قال الإمام علی (ع): (من یعمل یزدد قوةً ، من یقصر فی العمل یزدد فترة)

حضرت علی (ع) فرمودند: هر کس کار (بدنی ) کند قوی تر شده ، و هر کس در کار کردن کوتاهی نماید، ضعیف تر خواهد شد. غرر الحکم : 5 / 204

4 ـ قال الإمام الصادق (ع) :(ولاتسمنوا تسمُّن الخنازیر للذبح)

امام صادق (ع) توصیه فرمودند: از چاق شدن همانند خوکهایی که برای ذبح نگهداری می شوند ، بپرهیزید.

الکافی : 6 / 270 ، والحیاه : 4 / 206

 

5 ـ قال الإمام علی (ع) : (یارب ، یارب ، یارب ، قو علی خدمتک جوارحی)

حضرت علی (ع) در فرازی از دعای کمیل عرضه می دارد: پروردگارا ! پروردگارا ! پروردگارا ! اعضاء و جوارح مرا ، در راه خدمت به خودت، قوی و نیرومند گران. مفاتیح الجنان ، دعاء کمیل

 

6 ـ قال الإمام السجاد (ع) : (اللهمَّ اعطنی ... الصحة فی الجسم والقوة فی البدن)

امام سجاد (ع) در دعای ابو حمزه ثمالی عرضه می دارد: خداوندا ! سلامتی در جسم و توانایی بدنی به من ارزانی فرما ! مفاتیح الجنان، دعاء ابو حمزه ثمالی

 

7 ـ قال الإمام علی (ع) : ( اقوی الناس ، اعظمهم سلطاناً علی نفسه)

حضرت علی (ع) فرمودند: در بین مردم آن کس از همه قوی تر است که تسلطش بر هوای نفس خویش، بیشتر باشد. غرر الحکم : 2 / 436

 

8 ـ قال الإمام علی (ع) : (اقوی الناس من قوی علی غضبه بحلمه)

حضرت علی (ع) فرمودند: در بین مردم، آن کس از همه تواناتر است که بر فرو نشاندن خود، به واسطه حلم و بردباری اش، توانا باشد. غرر الحکم : 2 / 435

پیامبر اکرم (ص) فرمود: خوشبخت کسی است که اسلام را پذیرفته وبه قدر معاش خود در آمد دارد وقوای بدنش نیرومند است

9 ـ قال رسول الله (ص) : (الخیر معقود بنواصی الخیل الی یوم القیامة)

رسول الله (ص) فرمودند: خیر و خوبی تا روز قیامت به پیشانی اسب گره زده شده است.

تفسیر مجمع البیان : 4 / 475 ، وتفسیر صافی : 4 / 298

 

10 ـ قال الإمام الباقر (ع) : (ان رسول الله (ص) سابق بین الخیل، واعطی السوابق من عنده)

امام باقر (ع) فرمود: رسول خدا (ص)، مسابقه اسب دوانی ترتیب داد و جوایز آن را از مال خویش پرداخت.

وسائل الشیعه : 13 / 351

 

11 ـ قال الإمام السجاد (ع) : (ان رسول الله (ص) اجری الخیل وجعل سبقها اواقی من فضة)

امام زین العابدین (ع) فرمود: رسول خدا (ص) در مسابقه اسب دوانی اسب دوانید و جایزه اش را چندین آق [آق نوعی واحد سنجش است و به معنی یک دوازدهم رطل است](ترجمه منجد الطلاب) از نقره قرار داد.

وسائل الشیعه : 13 / 350

 

12 ـ قال رسول الله (ص) : (ان الله یحب الرجل القوی)

رسول گرامی اسلام فرمود: خداوند متعال انسان قوی و نیرومند را دوست دارد.

بحار الانوار : 64 / 184

بافتنی

13 ـ قال رسول الله (ص) : ( طوبی لمن اسلم و کان عیشه کفافاً و قواه شداداً)

پیامبر اکرم (ص) فرمود: خوشبخت کسی است که اسلام را پذیرفته و به قدر معاش خود در آمد دارد و قوای بدنش نیرومند است. بحار الانوار : 72 / 67

 

14 ـ قال رسول الله (ص) : حق الولد علی والده ان یعلمه الکتابة والسباحة والرمایة وان لا یرزقه الا طیباً وان یزوجه اذا بلغ )

رسول اکرم (ص) فرمود: حق فرزند (پسر) بر عهده پدرش این است که به او نوشتن، شنا کردن و تیراندازی را آموزش دهد و روزی او را تنها از راه حلال و پاکیزه تهیه نماید. نهج الفصاحه : 293 / ح 1394

 

15 ـ قال الإمام الصادق (ع) : (الرمی سهم من سهام الاسلام)

امام جعفر صادق (ع) فرمود: تیراندازی خود، تیری از تیرهای اسلام است (اگر مسلمانان، تیراندازان خوبی باشند، می توانند با دشمنان اسلام مبارزه کنند و دشمن نیز از آن ها خواهد ترسید و فکر حمله به آنها را به مغز خود راه نخواهد داد). وسائل الشیعه : 13 / 348

 

16 ـ قال الإمام علی (ع): (وسر البردین ، وغور بالناس ورفه فی السیر )

حضرت علی (ع) فرمود: در بامداد و عصر که هوا خنک است راه پیمایی کن و در وسط روز که هوا گرم است مردم را (برای استراحت وآسایش) باز دار و آهسته بران (تا ناتوانان نیز بتوانند همراه توانایان بیایند).

نهج البلاغه فیض الاسلام : نامه 12 / 856

 

17 ـ قال رسول الله (ص) :(الا انَّ القوة الرمی، الا ان القوة الرمی)

پیامبر گرامی اسلام (ص) فرمود: آگاه باشید (یکی از مصداق های) (قوة) (در آیه : واعدوا لهم ما استطعتم من قوة) همان تیراندازی است، آگاه باشید (قوة) همان تیراندازی است.

بحار الانوار : 103، الحیاه : 5 / 71 به نقل از تفسیر مجمع البیان.

 

18 ـ قال الإمام علی (ع) : (ثمرة الشجاعة الغیرة)

حضرت علی (ع) فرمود: غیرت ، ثمره ، و حاصل شجاعت و قهرمانی است. غرر الحکم : 3 / 328

 

19 ـ قال رسول الله (ص): (من ترک الرمی من بعد ما علمه رغبة عنه فانها نعمة کفرها)

کسی که پس از یاد گرفتن تیراندازی، از روی میل و رغبت آن را ترک کند، نعمتی از نعمت های خدا را کفران نموده است. میزان الحکمه : 4 / 182

 

20 ـ قال الإمام علی (ع): (شجاعة الرجل علی قدر همته)

حضرت علی (ع) فرمود: شجاعت انسان متناسب با همت اوست. غرر الحکم : 4 / 181

 

21 ـ قال رسول الله (ص) : (الخیر کله فی السیف وتحت ظل السیف)

پیامبر اکرم (ص) فرمود: همه خوبی ها در شمشیر و زیر سایه شمشیر است. تهذیب الاحکام : 6 / کتاب جهاد

 

22 ـ عن الإمام الصادق (ع) (فی قول الله تعالی (واعدوا لهم ما استطعتم من قوة) قال : سیف وترس )

امام صادق (ع) در تفسیر فرموده خداوند متعال آنچه قوه و توان دارید برای (مقابله با) آنها مهیّا سازید فرمودند : (منظور از قوه) شمشیر و سپر است. بحار الانوار : 103 / 191

 

23 ـ قال رسول الله (ص): (علیکم بالرمی فانه من خیر لهوکم)

رسول خدا (ص ) فرمود: به تیراندازی روی آورید، زیرا یکی از بهترین سرگرمی های شما است.

میزان الحکمه : 4 / 183

پیامبر اکرم (ص) فرمودند: بهترین سرگرمی برای مرد با ایمان، شنا، و بهترین سرگرمی برای زن با ایمان ریسندگی است

24 ـ قال رسول الله (ص): (ان ابواب الجنة تحت ظلال السیوف)

رسول خدا (ص) فرمود: درهای بهشت زیر سایه شمشیرهاست.

نهج الفصاحه : 115 / ح 576

 

25 ـ قال الإمام علی (ع) : (واذا قویت فاقو علی طاعة الله ، واذ ضعفت فاضعف عن معصیة الله)

حضرت علی (ع) فرمود: و هرگاه توانا بودی، بر طاعت و بندگی خدا توانا باش و اگر ناتوان بودی از معصیت و نافرمانی خدا ناتوان باش. نهج البلاغه فیض الاسلام : 1268

استخرهای مطمئن و تحت نظارت مراکز بهداشتی را برای شنا انتخاب کنید

 

26 ـ قال رسول الله (ص) : (علموا ابنائکم السباحة الرمایة)

پیامبر خدا (ص) فرمود: به پسرانتان شنا و تیراندازی را آموزش دهید. نهج الفصاحه : 413 / ح 1955

 

27 ـ قال الإمام علی (ع) : (کل قوی غیر الله سبحانه ضعیف)

حضرت علی (ع) فرمود: هر نیرومندی جر خداوند سبحان، ضعیف و ناتوان است (پس به زوربازو و سایر توانایی هایتان مغرور نشده و از آن سوء استفاده نکنید). غرر الحکم : 4 / 536

 

28 ـ قال رسول الله (ص): ( الهوا والعبوا فانی اکره ان یری فی دینکم غلظة)

رسول خدا (ص) فرمود: تفریح و بازی کنید زیرا دوست ندارم در دین شما خشونتی دیده شود.

نهج الفصاحه : 105 / ح 531

 

29 ـ قال الإمام علی (ع) : (ولیکن احب الامور الیک اوسطها فی الحق واعمها فی العدل)

حضرت علی (ع) فرمود: کاری که باید بیش از هر کار دوست داشته باشی، میانه روی در حق است و همگانی کردن آن در برابری و دادگری. نهج البلاغه فیض الاسلام : نامه 53 / 996

 

30 ـ قال الإمام علی (ع) :(فارح فیه بدنک وروح ظهرک)

حضرت علی (ع) فرمود: اول شب (قبل از مبارزه) تن و مرکبت را آسوده گذار.

نهج البلاغه فیض الاسلام : وصیت 12 / 856

 

31 ـ قال الإمام علی (ع) : (لاتقاتلن الا من قاتلک)

حضرت علی (ع) فرمود: جنگ مکن مگر با کسی که با تو بجنگد. نهج البلاغه فیض الاسلام ، نامه 12 / 856

 

32 ـ قال الإمام علی (ع) : (لو تمیزت الاشیاء لکان الصدق مع الشجاعة)

حضرت علی (ع) فرمود: اگر اشیاء دسته بندی شوند بدون شک صدق و راستی با شجاعت و قهرمانی همراه خواهد بود. غرر الحکم : 5 / 118

 

33 ـ ( مر النبی برجلین کان یتصارعان فلم ینکر علیهما ).

پیامبر اکرم (ص) از کنار دو مرد که با یکدیگر کشتی می گرفتند عبور نموده، آنها را سرزنش نکرد.

اولین دانشگاه وآخرین پیامبر 14 / 285

 

34 ـ قال الإمام علی (ع) : (لاتکن قویاً علی ضعیف)

حضرت علی (ع) فرمود: برای افراد ضعیف ، قوی مباش (و به آنها زورگویی و ستم مکن).

غرر الحکم : 6 / 436

 

35 ـ قال رسول الله (ص) : (المؤمن القوی خیر واحب من المؤمن الضعیف)

پیامبر اکرم (ص) فرمودند: شخص با ایمان قوی و نیرومند از شخص با ایمان ضعیف بهتر و دوست داشتنی تر است. الاسلام والطب : ص 263

 

36 ـ عن الإمام الصادق (ع) عن آبائه قال (ع) : (دخل النبی ذات لیلة بیت فاطمة (ع) ومعه الحسن والحسین (ع) فقال لهما النبی (ص) : قوما فاصطرعا . فقاما لیصطرعا ، وقد خرجت فاطمة(صلوات الله علیها) فی بعض خدمتها فدخلت فسمعت النبی (ص) وهو یقول : ایّهنْ یاحسن ! شدّ علی الحسین فاصرعه.

فقالت له : یا ابه واعجباه ، اتشجع هذا علی هذا ؟ تشجع الکبیر علی الصغیر؟

فقال لها : یابنیة، اما ترضین ان اقول انا : یاحسن شد علی الحسین فاصرعه ، وهذا حبیبی جبرئیل یقول : یاحسین شدّ علی الحسن فاصرعه؟)

امام صادق (ع) به نقل از پدران بزرگوارش می فرماید: شبی پیامبر گرامی اسلام (ص) به خانه فاطمه (ع) وارد شد . امام حسن وامام حسین (ع) نیز (که در سنین کودکی بودند) به همراه ایشان بودند. آن حضرت خطاب به آن دو فرمود: بپا خیزید و با یکدیگر کشتی بگیرد. آنها نیز برخاسته و به کشتی گرفتن پرداختند حضرت فاطمه (ع) که برای انجام کاری از اتاق خارج شده بود وارد شد و متوجه شد که پیامبر اکرم (ص) امام حسن (ع) را تشویق نموده و می فرماید: حسن ! بپّر ، حسین را محکم بگیر و به زمین بزن .

با تعجب عرض کرد: پدر جان ! این بسیار عجیب است که شما حسن را تشویق می کنید تا حسین را شکست دهد ! چگونه شما پسر بزرگتر را تشویق می کنید تا پسر کوچکتر را شکست دهد؟!

پیامبر (ص) در پاسخ فرمود: دختر جان ! آیا تو راضی نمی شوی من بگویم : (حسن! حسین را به زمین بزن) در حالی که دوستم (جبرئیل) اینجا ایستاده و می گوید : (ای حسین ! حسن را محکم گرفته و به زمین بزن) ؟! بحار الانوار : 103 / 189

حضرت علی (ع) فرمود: و هرگاه توانا بودی، بر طاعت و بندگی خدا توانا باش و اگر ناتوان بودی از معصیت و نافرمانی خدا ناتوان باش
اسب سواری

37 ـ قال الإمام علی (ع): (کونا للظالم خصماً وللمظلوم عوناً)

حضرت علی (ع) در وصیت خویش خطاب به امام حسن و امام حسین (ع) فرمود : همواره دشمن ظالم و یاور مظلوم باشید. نهج البلاغه فیض الاسلام : نامه 47 / 977

 

38 ـ قال رسول الله (ص) : (لا قوة کغلبة الهوی ... ولا قوة کردّ الغضب )

پیامبر اکرم (ص) فرمودند: هیچ قوه ای همانند غلبه بر هوای نفس .. و هیچ توانی مثل برگرداندن (و فرونشاندن) خشم نیست. بحار الانوار : 78 / 165

 

39 ـ (وخرج رسول الله (ص) یوما وقوم یدحون حجراً ، فقال : اشدکم من ملک نفسه عند الغضب )

روزی پیامبر اکرم (ص) از کنار گروهی (از جوانان) عبور کرد که سنگ (بزرگی) را جابجا می کردند، فرمود : قوی ترین شما کسی است که به هنگام خشم و غضب خویش داری کند. بحار الانوار : 77 / 148 ح 67

 

40 ـ قال الامام السجاد (ع) :(ان النبی اجری الابل مقبلة من تبوک فسبقت العضباء علیها اسامة فجعل الناس یقولون : سبق رسول الله. ورسول الله یقول : سبق اسامة )

پیامبر اکرم (ص) در مسیر بازگشت از جنگ تبوک (در حالی که بر شتری سوار بود) با اسامه که بر شتری به نام (غضباء) سوار بود مسابقه داد. (غضباء) از شتر پیامبر (ص) پیشی گرفت، مردم تماشاگر فریاد زده و می گفتند: ـ رسول خدا (ص) برنده شد.

ولی رسول خدا (ص) می فرمود: ـ اینطور نیست ، بلکه من باختم و اسامه برنده شد.

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٥۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸٩/٢/٢۱

گلچینى از سخنان امام مهدى(عج)

گلچینى از سخنان امام مهدى(عج)

تشرف، امام زمان ،مهدی ،جمکران ،تبیان

در اینجا به پای برخی از سخنان زیبا و تامل برانگیز امام عصر(عج) می‌نشینیم. گویا در محضر حضرتش نشسته و به فرمایشات ایشان گوش فرا می‌دهیم.

1. من مهدى و قائم الزمان هستم. من آن کسى هستم که زمین را پر از عدل مى‏کنم، همانگونه که پر از ستم شده است. زمین هرگز از حجت خالى نمى‏ماند و مردم در وقفه نمى‏مانند و این امانتى است که جز به برادرانت از اهل حق مگو .(1)

2. من ذخیره خدا در زمین و انتقام گیرنده دشمنانش هستم.(2)

3. من آخرین وصى هستم که خداوند بزرگ به وسیله من گرفتارى‏ها را از خاندان و شیعیانم دور مى‏گرداند.(3)

4. من هنگام قیام آنچنان قیام خواهم کرد که بیعت هیچ یک از سرکشان به گردنم نیست.(4)

5. کیفیت بهره‏بردارى مردم از من در زمان غیبت، همانند بهره‏بردارى آنان از خورشید است، هنگامى که ابر خورشید را از دیدگان پنهان کند.(5)

6. وجود من براى اهل زمین موجب امان است، همانگونه که ستارگان براى اهل آسمان‏ها موجب امان هستند.(6)

7. زمین هیچگاه خالى از حجت نیست، یا آن حجت آشکار است یا پنهان.(7)

8. هنگامى که خدا به ما اجازه سخن گفتن بدهد، حق آشکار شود و باطل‏ نابود گردد.(8)

9. هر کس که ما از او بیزارى جوییم، خدا و فرشتگان و پیامبران و اولیایش نیز از او بیزارى مى‏جویند.(9)

10. اما ظهور فرج، پس آن به اراده خدایى است که یادش بزرگ است و هر کس(براى ظهور) وقت تعیین کند، دروغ گفته است.(10)

11. براى تعجیل فرج بسیار دعا کنید، زیرا همین موجب فرج و گشایش شماست.(11)

12. از آنچه برایتان سودى ندارد پرسش نکنید و خود را براى دانستن آنچه از شما نخواسته‏اند به زحمت نیندازید.(12)

13. فاطمه(علیهاالسلام) دختر پیامبر(صلی الله علیه و آله) براى من الگو است.

14. از خدا بترسید و تسلیم ما شوید و کارها را به ما بسپرید. پس بر ماست که شما را از سرچشمه سیراب برگردانیم، همانگونه که بردن شما به سوى سرچشمه به ‏وسیله ما بوده است و در پى آنچه از شما پوشیده شده است، نروید.(13)

15. از راه راست به راه چپ منحرف نشوید و مقصد خود را با دوستى ما بر اساس راهى که روشن است، به طرف ما قرار دهید.(14)

16. هر فردى از شما باید به آنچه عمل کند که به وسیله آن به دوستى ما تقرب جوید و از آنچه او را پست مى‏گرداند که همانا ناخوش داشتن و خشم ماست، دورى نماید.(15)

17. ما از رسیدگى و سرپرستى شما کوتاهى نمى‏کنیم و یاد شما را از خاطر نمى‏بریم که اگر جز این بود از هر سو گرفتارى بر شما فرود مى‏آمد و دشمنان، شما را از بین مى‏بردند، پس از خداى بزرگ بترسید.(16)

18. اگر محبت شما را نداشتیم و صلاحتان را نمى‏دیدیم ترحّم و شفقت بر شما نبود، گفت و گوى با شما را ترک مى‏کردیم.(17)

19. اموالى که شما به ما مى‏رسانید، ما آنها را نمى‏پذیریم، مگر آن که پاکیزه شوید. پس هر کس مى‏خواهد آنها را به ما برساند و هر کس مى‏خواهد نرساند، آنچه خدا به ما داده بهتر است از آنچه به شما داده است.(18)

20. از رحمت خدا دور است دور! کسى که نماز مغرب را به اندازه‏اى به تأخیر بیندازد تا ستاره‏ها آشکار شوند. از رحمت خدا دور است دور! کسى که نماز صبح را به اندازه‏اى تأخیر بیندازد، تا ستاره‏ها ناپدید شوند.(19)

21. هیچ چیز مانند نماز، بینى شیطان را به خاک نمى‏ساید. پس نماز بخوان و بینى شیطان را به خاک بساى.(20)

22. وقتى براى هیچ کس جایز نیست که در مال دیگران بدون اجازه آنان تصرف کند، پس چگونه این کار در مال ما جایز مى‏شود؟(21)

 


 

 

پی‌نوشت‌ها:

1- اکمال الدین و اتمام النعمه، ص 445.

2- بحارالانوار، ج 52، ص 24.

3- اکمال الدین و اتمام النعمه، ص 441.

4- همان، ص 485.

5- همان، ص 485.

6- همان، ص 485.

7- همان، ص 511.

8- همان، ج 53، ص 196.

9- احتجاج، ج 2، ص 474.

10- اکمال الدین و اتمام النعمه، ص 484.

11- همان، ص 485.

12- بحارالانوار، ج 52، ص 892.

13- همان، ص 179.

14- همان، ص 179.

15- همان، ص 176.

16- همان، ص 175.

17- همان، ص 179.

18- اکمال الدین و اتمام النعمه، ص 484.

19- بحارالانوار، ج 53، ص 161.

20- همان، ج 51، ص 339.

21- اکمال الدین و اتمام النعمه، ص 521، (شاید اشاره به خمس و سهم امام باشد).

برگرفته از کتاب سپیده امید، سیدحسین اسحاقى

تنظیم گروه دین و اندیشه تبیان، هدهدی

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٧:۳٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸۸/۱٢/٥

سرما شما را بیشتر می لرزاند یا خدا؟

کانَ الحسنُ بنُ علىٍ اِذاَ تَوَضََّأ تَغَیَّرَ لَونُهُ وَ ارتَعَدَت مَفاصِلُهُ، فَقِیلَ لَهُ فى ذلک فَقالَ علیه السلام: حَقٌ لِمَن وَقَفَ بَینَ یَدَى ذِى العَرشِ اَن یَصفَرَّ لَونُهُ وَ تَرتَعِدَ مَفاصِلُه
امام حسن علیه السلام هنگام وضو رنگشان دگرگون مى‌شد و بندبند وجودشان مى‌لرزید. از حضرت پرسیده شده چرا اینگونه می‌شوید؟ فرمودند: سزاوار است کسى که در پیشگاه خداوند مى‌ایستد رنگش پریده، بندبند اعضایش ‍ بلرزد.
>----------------{حسین عسگری}----------->بله اگر خیلی از ماها هم خداوند تبارک و تعالی را با پوست و استخوانمان درک می‌کردیم، آنجور که سرما را حس می‌کنیم، بی شک مثل امام حسن علیه السلام، یا نه، مثل آن وقتی که سردمان می‌شود، می‌لرزیدیم. حالا چه کار کنیم پس؟ شاید بد نباشد از نماز اول وقت شروع کنیم. خوب است وقتی الله اکبر اذان را شندیم خودمان را به لرزیدن بزنیم و بدویم که نمازمان را بخوانیم. من مطمئنم که بالاخره اثرش را می‌گذارد.
بحارالانوار ، ج 80 ، ص 346
تبیان
  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٦:٥٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸۸/۱٠/٢

حدیث روز 4 آبان ( بزرگترین گناهان )

امام صادق (ع) :

بزرگترین گناهان کبیره  :

1- شرک به خداوند عظیم

2- قتل نفسی را که خدا حرام کرده است مگر به حق

3- خوردن اموال یتیمان

4- عاق والدین

5- نسبت زنا دادن به زنان عفیف و پاک دامن

6- فرار از لشکری که به سوی دشمن و جهاد می رود

7- انکار آنچه خدا نازل کرده است

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸۸/۸/٤

احادیث‏حضرت معصومه(س)

تنها چند حدیث از این بانوى موسوى به دست ما رسیده است که‏عبارتند از: 

1- حدیث غدیر من کنت مولاه فعلى مولاه (3) هرکه من‏مولاى او هستم، على مولاى اوست. 

2- حدیث غدیر و حدیث منزلت. 

انسیتم قول رسول الله(ص) یوم غدیرخم: من کنت مولاه فعلى مولاه وقوله (ص): انت منى بمنزله هارون من موسى(ع). (4) 

حضرت فاطمه‏معصومه(س) به نقل از حضرت فاطمه زهرا(س) فرمود: آیا فراموش‏کردید سخن رسول خدا را که در روز غدیرخم فرمود: من مولاى هرکه‏هستم، على هم مولاى او است. و فرمود: تو(على) براى من مانندهارون براى موسى هستى. 

3- دوست داران على(ع) 

حضرت فاطمه معصومه(س) از فاطمه زهرا(س)روایت مى‏کند که: پدرم رسول خدا فرمود: شبى که مرا به آسمان معراج بردند،داخل بهشت‏شدم. در آنجا خانه‏اى از در سفید دیدم که وسط آن‏خالى بود. آن خانه درى داشت که با در و یاقوت مزین شده روى آن‏پرده‏اى بود. وقتى سرم را بلند کردم دیدم بر بالاى آن نوشته‏اند:«لااله الاالله محمد رسول الله على ولى القوم‏» خدایى را جزالله نیست، محمد فرستاده خدا و على سرپرست قوم (مسلمانان)است. و به روى پرده نوشته بودند: بخ بخ من مثل شیعه على! 

به‏به چه کسى همسنگ شیعه على (ع) است! وقتى داخل خانه شدم، قصرى‏دیدم که از عقیق سرخ بود و وسط آن خالى بود. این خانه نیز درى‏داشت که پرده‏اى مزین به زبرجد سبز بر آن آویخته بودند. وقتى‏سربلند کردم دیدم بر فرازش نوشته‏اند:محمد رسول الله على وصى المصطفى، محمد فرستاده خدا و على‏جانشین مصطفى (پیامبر) است. و بر روى پرده نوشته بودند: بشرشیعه‏على بطیب المولد: شیعیان على را به پاکزادى بشارت بده. 

وقتى داخل شدم با قصرى دیگر رو برو شدم که از زمرد سبز بود وزیباتر از آن را هرگز ندیده بودم. درى از یاقوت قرمز داشت که‏با انواع لولوها تزیین شده بود و بر فراز پرده‏اى که بر اونوشته بودند: 

«شیعه على هم الفائزون‏»، شیعیان على‏رستگارانند. گفتم: اى دوست من جبرییل! این کاخ از آن کیست؟ جواب داد: «یامحمد لابن عمک و وصیک على بن ابى‏طالب (ع) یحشرالناس کلهم یوم‏القیامه حفاه عراه الا شیعه على و یدعى الناس باسماء امهاتهم‏ما خلا شیعه على فانهم یدعون باسما آبائهم‏» 

یا محمد این خانه‏از آن پسر عمو و جانشین تو، على بن ابى طالب است که هرکس درروز قیامت عریان محشور شود، جز شیعیان على و همه با نام مادرخطاب شوند اما شیعیان على را با نام پدر صدا مى‏زنند.» 

ازجبرییل در باره راز آن پرسیدم گفت: «لانهم احبوا علیا خطاب‏مولدهم‏» چون على را دوست داشتند، ولادتشان از راه حلال صورت‏گرفت. (5) 

4- شهادت براى دوستان آل محمد «الا من مات على حب آل‏محمد مات شهیدا» (6) فاطمه زهرا(س) به نقل از پیامبر(ص) فرمود: بدانید، آن که با محبت آل محمد بمیرد، شهید از دنیارفته است. 

5- طهارت امام حسین(ع) لما سقط الحسین من بطن امه‏و کنت ولیتها قال النبى (ص): یا عمه هلمى الى ابنى قلت‏یارسول الله انا لم ننضلفه بعد. فقال: یا عمه انت تنظفه ان الله‏تبارک و تعالى قد نظفه و طهره. (7) 

به نقل از صفیه فرمود: آنگاه که امام حسین از مادر متولد شد من پرستارش بودم. پیامبر(ص) فرمود: اى عمه فرزندم را بیاور. گفتم: یا رسول الله‏ما او را پاک نکرده‏ایم، فرمود: اى عمه تو مى‏خواهى او را پاک‏کنى، خداوند او را پاکیزه و مطهر کرده است. 

6- حضرت معصومه (س) وقتى در ساوه مریض شد، به همراهانش فرمود: مرا به قم ببرید زیرا از پدرم [موسى الکاظم(ع)] شنیدم که‏فرمود: قم مرکز شیعیان ما است. (8) آنچه ازاین احادیث‏به دست‏مى‏آید لزوم پرداختن به اهل بیت و مخصوصا بیان جایگاه على(ع)در آن برهه از تاریخ بوده است. 

چه محتواى این احادیث در باره قدر و منزلت اهل بیت(ع) است ونشان مى‏دهد حضرت معصومه(س) با شناساندن مقام امیرمومنان(ع) اززبان رسول خدا(ص) مى‏خواهد جامعه آن عصر را به جریان اسلام‏راستین و تشیع سوق دهد.

منبع : سایت حضرت معصومه سلام الله علیها

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٦:۳٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳۸۸/۸/٢

10 حدیث از امام زمان (عج)

1- قالَ (علیه السلام) : اِتَّقُوا اللهُ وَ سَلِّمُوا لَنا، وَ رُدُّوا الاْمْرَ إلَیْنا، فَعَلَیْنا الاْصْدارُ کَما کانَ مِنَّا الاْیراُ، وَ لا تَحاوَلُوا کَشْفَ ما غُطِّیَ عَنْکُمْ. 
فرمود: از خدا بترسید و تسلیم ما باشید، و امور خود را به ما واگذار کنید، چون وظیفه ما است که شما را بى نیاز و سیراب نمائیم همان طورى که ورود شما بر چشمه معرفت به وسیله ما مى باشد; و سعى نمائید به دنبال کشف آنچه از شما پنهان شده است نباشید. 

2- قالَ (علیه السلام) : أمّا أمْوالُکُمْ فَلا نَقْبَلُها إلاّ لِتُطَهِّرُوا، فَمَنْ شاءَ فَلْیَصِلْ، وَ مَنْ شاءَ فَلْیَقْطَعْ.
فرمود: اموال - خمس و زکوت - شما را جهت تطهیر و تزکیه زندگى و ثروتتان مى پذیریم، پس هر که مایل بود بپردازد، و هر که مایل نبود نپردازد. 

3- قالَ (علیه السلام) : إنّا نُحیطُ عِلْماً بِأنْبائِکُمْ، وَ لا یَعْزُبُ عَنّا شَیْىءٌ مِنْ أخْبارِکُمْ.
فرمود: ما بر تمامى احوال و اخبار شما آگاه و آشنائیم و چیزى از شما نزد ما پنهان نیست. 

4- قالَ (علیه السلام) : مَنْ کانَتْ لَهُ إلَى اللهِ حاجَةٌ فَلْیَغْتَسِلْ لَیْلَةَ الْجُمُعَةِ بَعْدَ نِصْفِ اللَّیْلِ وَ یَأْتِ مُصَلاّهُ.
فرمود: هر که خواسته اى و حاجتى از پیشگاه خداوند متعال دارد بعد از نیمه شب جمعه غسل کند و جهت مناجات و راز و نیاز با خداوند، در جایگاه نمازش قرار گیرد. 

5- قالَ (علیه السلام) : یَابْنَ الْمَهْزِیارِ! لَوْلاَ اسْتِغْفارُ بَعْضِکُمْ لِبَعْض، لَهَلَکَ مَنْ عَلَیْها، إلاّ خَواصَّ الشّیعَةِ الَّتى تَشْبَهُ أقْوالُهُمْ أفْعالَهُمْ.
فرمود: اگر طلب مغفرت و آمرزش بعضى شماها براى همدیگر نبود، هرکس روى زمین بود هلاک مى گردید، مگر آن شیعیان خاصّى که گفتارشان با کردارشان یکى است. 

6- قالَ (علیه السلام) : وَأمّا قَوْلُ مَنْ قالَ: إنَّ الْحُسَیْنَ (علیه السلام) لَمْ یَمُتْ فَکُفْرٌ وَ تَکْذیبٌ وَ ضَلالٌ.
فرمود: و امّا کسانى که معتقد باشند حسین (علیه السلام) زنده است و وفات نکرده، کفر و تکذیب و گمراهى است. 

7- قالَ (علیه السلام) : مِنْ فَضْلِهِ، أنَّ الرَّجُلَ یَنْسَى التَّسْبیحَ وَ یُدیرُا السَّبْحَةَ، فَیُکْتَبُ لَهُ التَّسْبیحُ.
فرمود: از فضائل تربت حضرت سیّدالشّهداء (علیه السلام) آن است که چنانچه تسبیح تربت حضرت در دست گرفته شود ثواب تسبیح و ذکر را دارد، گرچه دعائى هم خوانده نشود. 

8- قالَ (علیه السلام) : فیمَنْ أفْطَرَ یَوْماً مِنْ شَهْرِ رَمَضان مُتَعَمِّداً بِجِماع مُحَرَّم اَوْ طَعام مُحَرَّم عَلَیْهِ: إنَّ عَلَیْهِ ثَلاثُ کَفّارات.
فرمود: کسى که روزه ماه رمضان را عمداً با چیز یا کار حرامى افطار - و باطل - نماید، (غیر از قضاى روزه نیز) هر سه نوع کفّاره (60 روزه، اطعام 60 مسکین، آزادى یک بنده) بر او واجب مى شود. 

9- قالَ (علیه السلام) : ألا أُبَشِّرُکَ فِى الْعِطاسِ؟ قُلْتُ: بَلى، فَقالَ: هُوَ أمانٌ مِنَ الْمَوْتِ ثَلاثَةَ أیّام.
نسیم خادم گوید: در حضور حضرت عطسه کردم، فرمود: مى خواهى تو را بر فوائد عطسه بشارت دهم؟ 
عرض کردم: بلى. 
فرمود: عطسه، انسان را تا سه روز از مرگ نجات مى بخشد. 

10- قالَ (علیه السلام) : مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ سَمّانى فى مَحْفِل مِنَ النّاسِ. 
(وَ قالَ (علیه السلام) :) مَنْ سَمّانى فى مَجْمَع مِنَ النّاسِ فَعَلَیْهِ لَعْنَةُ اللهِ.
فرمود: ملعون و مغضوب است کسى که نام اصلى مرا در جائى بیان کند. 
و نیز فرمود: هر که نام اصلى مرا در جمع مردم بر زبان آورد، بر او لعنت و غضب خداوند مى باشد.

منبع : کتابخانه کانون اسلامی انصار

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۸:۱٠ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳۸۸/۸/۱

10حدیث از امام زمان (عج)

1- قال الإمام المهدی، صاحب العصر و الزّمان (علیه السلام و عجّل الله تعالى فرجه الشّریف) : 
الَّذى یَجِبُ عَلَیْکُمْ وَ لَکُمْ أنْ تَقُولُوا: إنّا قُدْوَةٌ وَ أئِمَّةٌ وَ خُلَفاءُ اللهِ فى أرْضِهِ، وَ اُمَناؤُهُ عَلى خَلْقِهِ، وَ حُجَجُهُ فى بِلادِهِ، نَعْرِفُ الْحَلالَ وَ الْحَرامَ، وَ نَعْرِفُ تَأْویلَ الْکِتابِ وَ فَصْلَ الْخِطابِ.([1]) 
امام زمان (عجّل الله تعالى فرجه الشّریف) فرمود: بر شما واجب است و به سود شما خواهد بود که معتقد باشید بر این که ما اهل بیت رسالت، محور و اساس امور، پیشوایان هدایت و خلیفه خداوند متعال در زمین هستیم. 
همچنین ما امین خداوند بر بندگانش و حجّت او در جامعه مى باشیم، حلال و حرام را مى شناسیم، تأویل و تفسیر آیات قرآن را عارف و آشنا هستیم. 

2- قالَ (علیه السلام) : أنَا خاتَمُ الاْوْصِیاءِ، بى یَدْفَعُ الْبَلاءُ عَنْ أهْلى وَ شیعَتى.([2]) 
فرمود: من آخرین وصیّ پیغمبر خدا هستم به وسیله من بلاها و فتنه ها از آشنایان و شیعیانم دفع و برطرف خواهد شد. 

3- قالَ (علیه السلام) : أمَّا الْحَوادِثُ الْواقِعَةُ فَارْجِعُوا فیها إلى رُواةِ حَدیثِنا (أحادیثِنا)، فَإنَّهُمْ حُجَّتی عَلَیْکُمْ وَ أنَا حُجَّةُ اللهِ عَلَیْکُمْ.([3]) 
فرمود: جهت حلّ مشکلات در حوادث - امور سیاسى، عبادى، اقتصادى، نظامى، فرهنگى، اجتماعى و... - به راویان حدیث و فقهاء مراجعه کنید که آن ها در زمان غیبت خلیفه و حجّت من بر شما هستند و من حجّت خداوند بر آن ها مى باشم. 

4- قالَ (علیه السلام) : الحَقُّ مَعَنا، فَلَنْ یُوحِشَنا مَنْ قَعَدَعَنّا، وَ نَحْنُ صَنائِعُ رَبِّنا، وَ الْخَلْقُ بَعْدُ صَنائِعِنا.([4]) 
فرمود: حقانیّت و واقعیّت با ما اهل بیت رسول الله صلّى الله علیه وآله وسلّم مى باشد و کناره گیرى عدّه اى، از ما هرگز سبب وحشت ما نخواهد شد، چرا که ما دست پروره هاى نیکوى پروردگار مى باشیم; و دیگر مخلوقین خداوند، دست پرورده هاى ما خواهند بود. 

5- قالَ (علیه السلام) : إنَّ الْجَنَّةَ لا حَمْلَ فیها لِلنِّساءِ وَ لا وِلادَةَ، فَإذَا اشْتَهى مُؤْمِنٌ وَلَداً خَلَقَهُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِغَیرِ حَمْل وَ لا وِلادَة عَلَى الصُّورَةِ الَّتى یُریدُ کَما خَلَقَ آدَمَ (علیه السلام) عِبْرَةً.([5]) 
فرمود: همانا بهشت جایگاهى است که در آن آبستن شدن و زایمان براى زنان نخواهد بود، پس هرگاه مؤمنى آرزوى فرزند نماید، خداوند متعال بدون جریان حمل و زایمان، فرزند دلخواهش را به او مى دهد همان طورى که حضرت آدم (علیه السلام) را آفرید. 

6- قالَ (علیه السلام) : لا یُنازِعُنا مَوْضِعَهُ إلاّ ظالِمٌ آثِمٌ، وَ لا یَدَّعیهِ إلاّ جاحِدٌ کافِرٌ.([6]) 
فرمود: کسى با ما، در رابطه با مقام ولایت و امامت مشاجره و منازعه نمى کند مگر آن که ستمگر و معصیت کار باشد، همچنین کسى مدّعى ولایت و خلافت نمى شود مگر کسى که منکر و کافر باشد. 

7- قالَ (علیه السلام) : إنَّ الْحَقَّ مَعَنا وَ فینا، لا یَقُولُ ذلِکَ سِوانا إلاّ کَذّابٌ مُفْتَر، وَ لا یَدَّعیهِ غَیْرُنا إلاّ ضالٌّ غَوىٌّ.([7]) 
فرمود: حقیقت - در همه موارد و امور - با ما و در بین ما اهل بیت عصمت و طهارت خواهد بود و چنین سخنى را هر فردى غیر از ما بگوید دروغ گو و مفترى مى باشد; و کسى غیر از ما آن را ادّعا نمى کند مگر آن که گمراه باشد. 

8- قالَ (علیه السلام) : أبَى اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِلْحَقِّ إلاّ إتْماماً وَ لِلْباطِلِ إلاّ زَهُوقاً.([8]) 
فرمود: همانا خداوند متعال، إباء و امتناع دارد نسبت به حقّ مگر آن که به إتمام و کمال برسد و باطل، نابود و مضمحل گردد. 

9- قالَ (علیه السلام) : إنَّهُ لَمْ یَکُنْ لاِحَد مِنْ آبائى إلاّ وَ قَدْ وَقَعَتْ فى عُنُقِه بَیْعَةٌ لِطاغُوتِ زَمانِهِ، و إنّى أخْرُجُ حینَ أخْرُجُ وَ لا بَیْعَةَ لاِحَد مِنَ الطَّواغیتِ فى عُنُقى.([9]) 
فرمود: همانا پدران من (ائمّه و اوصیاء علیهم السّلام)، بیعت حاکم و طاغوت زمانشان، بر ذمّه آن ها بود; ولى من در هنگامى ظهور و خروج نمایم که هیچ طاغوتى بر من منّت و بیعتى نخواهد داشت. 

10- قالَ (علیه السلام) : أنَا الَّذى أخْرُجُ بِهذَا السَیْفِ فَأمْلاَالاَْرْضَ عَدْلا وَ قِسْطاً کَما مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً.([10]) 
فرمود: من آن کسى هستم که در آخر زمان با این شمشیر - ذوالفقار - ظهور و خروج مى کنم و زمین را پر از عدل و داد مى نمایم همان گونه که پر از ظلم و جور شده است.

 

وب سایت کتابخانه کانون اسلامی انصار

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:۳٩ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳۸۸/٧/٢٤

عوامل بدعاقبتى انسان

   
با دقّت و جستجو در وضع افراد بد عاقبت مى‏توان علّت شقاوت و بدعاقبتى آنان را پیدا کرد که ما به چند نمونه از آن اشاره مى‏کنیم:1- تکبّر.دلیل بد عاقبت شدن ابلیس همان روح تکبّر او بود که خدا را... 




با دقّت و جستجو در وضع افراد بد عاقبت مى‏توان علّت شقاوت و بدعاقبتى آنان را پیدا کرد که ما به چند نمونه از آن اشاره مى‏کنیم:
1- تکبّر.
دلیل بد عاقبت شدن ابلیس همان روح تکبّر او بود که خدا را نافرمانى کرد وبه آدم سجده نکرد.
2- حبّ دنیا.
عشق و علاقه به هر چیزى سبب مى‏شود که انسان هنگام جدایى از آن، دچار حالت بغض و خداى ناکرده سوء عاقبت شود، چنانکه امام صادق علیه السلام فرمود: طمع به دنیا، سبب خروج از دین و سوء عاقبت مى‏شود. (207) همان گونه که دلیل بدبختى بلعم باعورایى که دعاهایش مستجاب مى‏شد این بود که با پیروى از هوا و هوس در دام شیطان افتاد و تحت تأثیر وعده‏هاى فرعون و دلبستگى به دنیا، پیامبر خدا حضرت موسى را رها کرده و هوادار طاغوت شد و سرانجام به هلاکت رسید. قرآن مى‏فرماید: «...فاَتبَعهُ الشّیطان... ولکنّه أخلَد الى الارضِ واتّبَعَ هَواه» (208) شیطان او را بدنبال خود برد و به دنیا و مادّیات دل بست و از هوا و هوس خود پیروى نمود.
3- گناه.
قرآن مى‏فرماید: «ثمّ کانَ عاقِبَةُ الّذینَ اَساؤا السُواى أن کذّبوا بَآیاتِ اللّه و کانوا بها یَستَهزِؤن» (209) پایان عمر کسانى که عمل ناروا انجام مى‏دهند (و گناهان خود را ناچیز شمرده و به فکر توبه و جبران هم نیستند) آن است که آیات خدا را تکذیب نموده و همه آنها را به باد مسخره مى‏گیرند.
در روایات متعدّدى سفارش شده است که بعد از هر گناه توبه‏اى داشته باشید، زیرا گناه در روح انسان اثر مى‏گذارد که اگر پى‏گیرى و برداشته نشود این اثر بیشتر مى‏شود تا جایى که تمام دل و روح را عوض مى‏کند.
4- عمیق نبودن باورها و اعتقادات.
گاهى ایمان افراد بر اساس فکر و یقین و انتخاب و استدلال نیست، بلکه ایمان او سطحى و بى‏اساس است، قهراً چنین گرایش‏هایى زود متزلزل شده و با پیدا شدن کوچک‏ترین مسأله و شکّى ایمانش از دست مى‏رود و به قول معروف چیزى که بى‏اساس و سست باشد، با اندک فشارى از هم می پاشد.
منبع : تبیان همدان

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۸:٥۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳۸۸/٦/٩
تگ ها : مذهبی ، قرآن ، حدیث روز

حدیث روز

پیامبر اکرم (ص) :

کسی که کم غذا بخورد ، معده اش سالم ماند و صفای دل یابد ، و کسی که پرخور باشد ، معده اش بیمار و قلبش سخت شود .

و در حدیث دیگری :

وقتی اشتها داری غذا بخور و هنوز اشتها داری دست از خوردن بکش .

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٢۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳۸۸/٥/٢٤