عموهای فیتیلهای در لباس احرام(عکس)




فان پاتوق
قرآن و اهمیت قربانى
قرآن و اهمیت قربانى

قرآن، از قربانى حج، به عنوان شعائر الهى یاد کرده که باید مورد تکریم و احترام قرار گیرد:
یا ایها الذین آمنوا لاتحلوا شعائر الله ولا اشهر الحرام ولا الهدى ولا القلائد ولاامین بیت الحرام.1
اى کسانى که ایمان آورده اید، شعایر خدا و ماه حرام و قربانى را، چه بدون نشانه و چه با نشانه، حرمت مشکنید و آزار آنان را که به طلب روزى و خشنودى پروردگارشان، آهنگ بیت الله الحرام کرده اند، روا مدارید.
والبدن جعلناها لکم من شعائر الله لکم فیها خیر فاذکروا اسم الله علیها صواف فاذا وجبت جنوبها فکلوا منها و اطعموا القانع والمعتر.2
شتران قربانى را براى شما از شعایر خدا قرار دادیم. شما را در آن خیرى است.
و همچنان که بر پاى ایستاده اند، نام خدا را بر آنها بخوانید و چون پهلوى آنها بر زمین رسید، از آنها بخورید و فقیران قانع و گدایان را اطعام کنید. در این آیه شریفه، سخن از خیر و برکت است: لکم فیها خیر که خوردن و خوراندن و بهره مند شدن از گوشت آن، یکى از خیرها و برکت هاست، لیکن برکت ها و خیرهاى قربانى، در خوردن و خوراندن، خلاصه نمى شود و اسرار دیگرى نیز وجود دارد که به پاره اى از آنها رسول خدا صلی الله علیه وآله و امامان علیه السلام اشاره فرموده اند.
امام على علیه السلام مى فرمایند: سمعت رسول الله صلی الله علیه وآله نخطب یوم النحر و هو یقول:... ما تهریقون فیه من الدماء فمن صدقت نیته کان اول قطرة له کفارة لکل ذنبه.3
شنیدم رسول خدا بر مردم خطبه مى خواند و مى فرمود: کسى که با نیت خالص و ناب قربانى کند، نخستین قطره خون قربانى، کفاره گناهان وى است.
یا امام موسى کاظم علیه السلام مى فرمایند: قال رسول الله صلی الله علیه وآله استفرهوا ضحایاکم فانها مطایاکم على الصراط. 4 قربانی هاى خود را فربه برگزینید، زیرا آنها مرکبهاى شمایند در پل صراط.
قربانى از شعایر الهى است و باید هر چه با شکوه تر در موسم حج، انجام گیرد و در روایات به این نکته، بسیار اهمیت داده شده است.
شعائر الهی باید به گونه جمعى انجام شود؛ همه همزمان در یک مکان گرد آیند، خانه خدا را طواف کنند، سعى صفا و مروه را انجام دهند، با هم به سوى مواقف حرکت کنند، با هم وقوف داشته باشند، و با هم رمى جمرات کنند، با هم در یک زمان و در یک مکان، صحنه با شکوه قربانى را بیافرینند
امام صادق علیه السلام مى فرمایند: ذبح رسول الله صلی الله علیه وآله عن امهات المؤمنین بقرة بقرة ونحر هو ستا و ستین بدنه و نحر على علیه السلام اربعا و ثلاثین بدنه.5
در واقع تعظیم شعائر الهى در نظر بوده که باید به گونه جمعى انجام شود: همه همزمان در یک مکان گرد آیند، خانه خدا را طواف کنند، سعى صفا و مروه را انجام دهند، با هم به سوى مواقف حرکت کنند، با هم وقوف داشته باشند، و با هم رمى جمرات کنند، با هم در یک زمان و در یک مکان، صحنه با شکوه قربانى را بیافرینند.
این که در آیات و روایات تاکید بسیار شده بر تعظیم شعائر در قربانى، دلیل بر این است که در انجام قربانى، یک خواسته هدف نبوده، که بر آوردن نیاز بینوایان باشد و خواسته و خواسته هاى دیگرى نیز در نظر بوده که مهم ترین آنها بزرگداشت شعائر الهى است.
تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان
1- سوره مائده، آیه 2.
2- سوره حج، آیه 36.
3- بحارالانوار، ج 96/301؛ علل الشرایع، 2/141.
4- علل الشرایع ، 145/.
5- وسائل الشیعه ، ج 10/101.
تاریخچه بنای کعبه + عکس های جدید و زیبا
کعبه یا بیت العتیق بنایی در میان مسجدالحرام در شهر مکه و کشور عربستان واقع است که مقدسترین مکان دین مبین اسلام محسوب محسوب شده، قبلهگاه عاشقان و شیفتگان معبود است.
کعبه بنایی مکعبی شکل است که از سنگهای سیاه و سخت است. این سنگها که از سال 1040 قمری تا به امروز بر جای مانده، از کوههای مکه به ویژه جبل الکعبه در محله شُبَیکه گرفته شده است.
سنگها اندازههای مختلف دارند به طوری که بزرگترین آنها با طول و عرض و ارتفاع 190، 50 و 28 سانتیمتر و کوچکترین آنها با طول و عرض 50 و 40 سانتیمتر است.
چهار زاویه کعبه به چهار «رکن» شهرت دارد، هرگاه واژه رکن بدون پسوند به کار رود مقصود از آن رکنی است که حجرالاسود در آن است. مسیر طواف از رکن حجرالاسود آغاز میشود سپس به رکن عراقی میرسد، پس از آن به رکن شامی و سپس به رکن یمانی و آنگاه باز به رکن حجرالاسود میرسد.
در روایتی از امام صادق(ع) آمده است که «رکن یمانی دری از درهای بهشت است و از روزی که گشوده شده، بسته نشده است.» همچنین رکن یمانی از بخشهایی است که دعا در آنجا به اجابت میرسد.(اصول کافی)
محلی که برای فاطمه بنت اسد(س) شکافته شد تا به درون کعبه رود و فرزندش علی بن ابی طالب را به دنیا آورد، در کنار رکن یمانی بوده است.
پایهها کعبه از سرب مذاب و مستحکم و استوار ساخته شده است. پیش از تجدید این بنا توسط قریش، کعبه دو در داشته است یکی ناحیه شرقی- محل در فعلی و دیگری در ناحیه غربی، که از یکی وارد و از دیگری خارج میشدهاند. اما قریش تنها در ناحیه شرقی آن دری نصب کرد.
بعدها ابن زبیر در دیگر را گشود که به وسیله حجاج بسته شد و اکنون همان یک در باقی مانده است. این در تا به حال چندین بار عوض شده است.
ساختمان کعبه نیز از سال 1040 تا قرن اخیر تعمیر نشده بود، ولی در سال 1377 قمری و سپس 1417 تعمیراتی در آن صورت گرفت.
بر اساس قرآن کریم، کعبه توسط حضرت ابراهیم (ع) و پسر وی حضرت اسماعیل (ع) ساخته شد.
وَإِذْ یَرْفَعُ إِبْرَاهِیمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَیْتِ وَإِسْمَاعِیلُ رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّکَ أَنتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ؛ و هنگامى که ابراهیم و اسماعیل پایههاى خانه [کعبه] را بالا مىبردند [مىگفتند] اى پروردگار ما از ما بپذیر که در حقیقت تو شنواى دانایى.( سوره بقره، آیه 127)
در زمان حضرت محمد (ص) قبلیه قریش متصدی کعبه بود که در آن زمان معبد بتهای قبایل عربی محسوب میشود. عربهای بادیه نشین و ساکنان دیگر شهرها هر سال برای نیایش و داد و ستد به شهر مکه سفر میکردند. مکه به عنوان وادی لم یزرع توصیف شده که زندگی در آن دشوار و منابع اندک بود. در حقیقت براساس شواهد مکه مرکز تجارت ملی و نیایش بوده است.
زمانی که پیامبر اسلام به عنوان فاتح از شهر مدینه به مکه بازگشت، کعبه به مکان نیایش مسلمانان تبدیل شد و زیارت سالانه حج به عنوان یکی از فرایض اصلی مسلمانان شکل گرفت.
این بنا تا پیش از فتح مکه به دست حضرت محمد (ص) و پیروانش محل نگهداری و پرستش بتها بود. قریش در اطراف کعبه بتهای مختلفی قرار داده بودند، مانند: لات، عزی، اسافه، نائله، منات. بزرگ این بتها هبل بود که درون کعبه قرار داشت.
بنا به روایت برخی تاریخ نگاران ساختمان کعبه ده بار بنا شده است: بنیان الملائکه، بنیان آدم، بنیان شیث، بنیان ابراهیم و پسرش اسماعیل، بنیان العمالقه، بنیان جرهم، بنیان مضر، بنیان قریش، بنیان عبدالله ابن زبیر، بنیان حجاج ابن یوسف الثقفی.
بنابر روایت مسلمانان هنگامی که چشمه زمزم از دل زمین جوشید مردم در این منطقه و به سبب آب این چشمه جمع شده شهر مکه را تشکیل دادند و ابراهیم به فرمان خدا ساختمان کعبه را که در اثر طوفان نوح تخریب شده بود بازسازی کرد.
سفر حج عمره تا اطلاع ثانوی متوقف است
|
سفر حج عمره تا اطلاع ثانوی متوقف است
سرپرست جدید حجاج ایرانی گفت: فعلاً عمره مفرده سال آینده متوقف است اما طرف سعودی تمایلی به توقف عمره ندارد.
|
![]() |
خنجر شوق بر حنجر نفس
عید قربان جلوه گاه تعبد و تسلیم ابراهیمیان حنیف است . فصل قرب یافتن مسلمآنان به خداوند، در سایه عبودیت است .
اگر ابراهیم خلیل ، در اجراى فرمان پروردگارش ، خنجر بر حنجر اسماعیل مى نهد، اگر اسماعیل ذبیح ، پدر را در اجراى امر خدایى ، تشویق و ترغیب مى کند، اگر شیخ الانبیاء در نهادن کارد بر حلقوم فرزندش ، لحظه اى تردید و توقف نمى کند؛ همه و همه ، نشانه مسلمانى آن پدر و پسر و شاهد صداقت در عقیده و عشق ، و وفادارى در قلمرو بندگى است .
عید قربان ، مجراى فدا کردن عزیزترین یعنى خدا است .

عید قربان ، مجراى فیض الهى و بهانه عنایت رحمانى به بندگان مومن و مسلم و مطیع است .
قربانى تو در این چیست ؟
در راه خدا، چه چیز فدا مى کنى ؟
با چه وسیله ، به استان پروردگار، تقرب مى جویى ؟ و کدام فدیه را به قربانگاه صدق ، عشق ، اخلاص و وفا مى آورى ؟
براى اولیاء الله عید قربان مجمع الشواهد صدق در گفتار، کردار، ادعا و عمل است . تو نیز، اگر بتوانى رضاى خویش را فداى رضاى حق کنى ، اگر بتوانى از خواسته دل در راه خواسته دین چشم بپوشى ، اگر بتوانى از داشته ها و خواسته ها بگذرى ، آنگاه ، به مرز عبودیت و به حوزه قربانگاه قدم نهاده اى .
مگر خلیل الرحمان چه کرد؟ تو نیز اگر پیر و مشى و مرام ابراهیمى ، نباید هیچ چیز از آنچه دارى و به آن دلبسته اى ، همچون زن و فرزند، مال و منال ، پول و پس انداز، خانه و خادم ماشین و مسکن ، و... حجاب چهره جانت ، مانع بندگى و فرمانبرداریت شود و آنگاه که پاى دین و خدا به میان آید، بسادگى و بصراحتى ابراهیمى و بصداقتى اسماعیلى درگذرى و امر مولا را مقدم بدارى .
بگذر از فرزند و مال و جان خویش
تا خلیل الله دورانت کنند
سر بنه در کف ، برو در کوى دوست
تا چو اسماعیل ، قربانت کنند
اینجاست که قربانى وسیله قرب مى شود و عید قربان روز تقرب به خداوند.
آن هم نه قرب مادى و جسمى - که خدا از محدوده حس و جسم بیرون است - بلکه قرب معنوى و تقرب ارزشى که در سایه ایمان و عمل است .
آنچه انسان را به خدا نزدیک مى کند، طاعت است .
و آنچه از ساحت قرب ربوبى دور مى سازد، معصیت است .
خدا به ما نزدیک است ، حتى نزدیکتر از رگ کردن ، که خود فرموده است :
- و نحن اقربب الیه من حبل الورید - ما از او دوریم ، چرا که به جرم و گناه ، گرفتاریم و مجرم هرگز محرم نخواهد شد.
دوست نزدیکتر از من به من است
وین عجبتر که من از وى دورم
اگر پاى از مرز طاعت فراتر ننهیم ، اگر با تیغ گناه ، دامن عصمت ندریم ، اگر دست تعدى ، به حریم حرمات الله نگشاییم ، آنگاه خواهیم دید که هر جا باشیم در قربانگاهیم و هر سو که برویم ، به او تقرب پیدا مى کنیم ، و هر روزمان عید قربان مى شود. بفرموده حضرت على :
کل یوم لا یعصى الله فیه فهو یوم عید
هر روزى که در آن ، خدا نافرمانى نشود روز عید است .
جلوه دیگر این روز، ذبح است .
رها شدن از تعلقات و ذبح کردن تمنیات در پیش پاى اراده الهى ، درس دیگران قربانى است ،
تیغ اراده و عفاف ، باید بر خنجر نفسانیات نهاد و خون نفس اماره را ریخت و از شر این وسواس خناس نجات یافت .
تا چه حد حاضرى که خواست خدا را بر خواهش دل مقدم بدارى ؟
تا کجا مى توانى طاعت و اطاعت الله را، با هواى نفس مبادله نکنى ؟
نفس کشتن و جهاد با دشمن درونى ، سخت تر از مبارزه با دشمن ، آشکار و برونى است .
از این رو جهاد اکبر نام گرفته است .
ذبح قربانى در دید عرفانى اهل نظر، رمزى از ترک هواهاى نفسانى و روى آوردن به رضاى الهى است .
ثمرات این ذبح نیز، باید چونان قربانى گوسفند به دیگران برسد.
و... چنین است که آنکه مالک هواى نفس شود و دیو هوا را به بند کشد، هم خویشتن از وسوسه ها و زیانهاى آن آسوده خاطر است ، هم جامعه از صدمه هوا پرستیهاى او مصون !
آرى !... امروز، عید است .
عید قربان و تقرب به خدا، آن هم در سایه عبودیت و بندگى .
ما، بنده آنیم که در بند آنیم .
حال که چنین است ، چرا در بند نفس و بند زر و سیم و بند خواسته ها و داشته ها؟!
دل به خدا بدهیم و در بند عبودیت او باشیم ، تا از هر قید و بندى آزاد شویم .
بندگى خدا، امیدبخش است .
و روز عید قربان مى تواند براى ما اوج این آزادى برین باشد.
خجسته باد عید قربان عید صالحان و ارس ته ، و عید اهل طاعت و تسلیم .
بمناسبت ده ذى الحجه عید قربان و حضور مهمانان خدا در موسم حج
تنظیم برای تبیان: الف_ شکوری
فلسفه قربانی در منا
سفر حج در حقیقت یک هجرت بزرگ است، یک سفر الهی است، یک میدان گسترده خود سازی و جهاد اکبر است. مراسم حج در واقع عبادتی را نشان میدهد که عمیقا با خاطره مجاهدات ابراهیم و فرزندش اسماعیل و همسرش هاجر آمیخته است، و ما اگر در مطالعات در مورد اسرار حج از این نکته غفلت کنیم بسیاری از مراسم آن به صورت معما در میآید، آری کلید حل این معما توجه به این آمیختگی عمیق است.
هنگامی که در قربانگاه در سرزمین منا میآییم، تعجب میکنیم این همه قربانی برای چیست؟ اصولا مگر ذبح حیوان میتواند حلقهای از مجموعه یک عبادت باشد؟! اما هنگامی که مسأله قربانی ابراهیم را به خاطر میآوریم که عزیزترین عزیزانش و شیرینترین ثمره عمرش را در این میدان در راه خدا ایثار کرد، و بعدا سنتی به عنوان قربانی در منا به وجود آمد، به فلسفه این کار پی میبریم.
قربانی کردن رمز گذشت از همه چیز در راه معبود است، قربانی کردن مظهری است برای تهی نمودن قلب از غیر یاد خدا، و هنگامی میتوان از این مناسک بهره تربیتی کافی گرفت که تمام صحنه ذبح اسماعیل و روحیات این پدر و پسر به هنگام قربانی در نظر مجسم شود، و آن روحیات در وجود انسان پرتو افکن گردد.
اما هنگامی که مسأله قربانی ابراهیم را به خاطر میآوریم که عزیزترین عزیزانش و شیرینترین ثمره عمرش را در این میدان در راه خدا ایثار کرد، و بعدا سنتی به عنوان قربانی در منا به وجود آمد، به فلسفه این کار پی میبریم
هنگامی که به سراغ جمرات (سه ستون سنگی مخصوصی که حجاج در مراسم حج آنها را سنگباران میکنند و در هر بار هفت سنگ با مراسم مخصوص به آنها میزنند) میرویم این معما در نظر ما خودنمایی میکند که پرتاب این همه سنگ به یک ستون بیروح چه مفهومی میتواند داشته باشد؟ و چه مشکلی را حل میکند؟ اما هنگامی که به خاطر میآوریم اینها یادآور خاطره مبارزه ابراهیم، قهرمان توحید با وسوسههای شیطان است که سه بار بر سر راه او ظاهر شد و تصمیم داشت او را در این میدان جهاد اکبر گرفتار سستی و تردید کند، اما هر زمان ابراهیم قهرمان، او را با سنگ از خود دور ساخت، محتوای این مراسم روشنتر میشود.

مفهوم این مراسم این است که همه شما نیز در طول عمر در میدان جهاد اکبر با وسوسههای شیاطین روبرو هستید، و تا آنها را سنگسار نکنید و از خود نرانید پیروز نخواهید شد. اگر انتظار دارید که خداوند بزرگ همانگونه که سلام بر ابراهیم فرستاده و مکتب و یاد او را جاودان نموده به شما نظر لطف و مرحمتی کند باید خط او را تداوم بخشید.
و یا هنگامی که به صفا و مروه میآییم و میبینیم گروه گروه مردم از این کوه کوچک به آن کوه کوچکتر میروند، و از آنجا به این باز میگردند، و بی آنکه چیزی به دست آورده باشند این عمل را تکرار میکنند، گاه میدوند، و گاه راه میروند، مسلما تعجب میکنیم که این دیگر چه کاری است، و چه مفهومی میتواند داشته باشد؟!
اما هنگامی که به عقب بر میگردیم، و داستان سعی و تلاش آن زن با ایمان هاجر را برای نجات جان فرزند شیرخوارش، اسماعیل، در آن بیابان خشک و سوزان به خاطر میآوریم که چگونه بعد از این سعی و تلاش خداوند او را به مقصدش رسانید چشمه زمزم از زیر پای نوزادش جوشیدن گرفت، ناگهان چرخ زمان به عقب بر میگردد، پردهها کنار میرود، و خود را در آن لحظه در کنار هاجر میبینیم، و با او در سعی و تلاشش همگام میشویم که در راه خدا بی سعی و تلاش کسی به جایی نمیرسد!
و به آسانی میتوان از آنچه گفتیم نتیجه گرفت که حج را باید با این رموز تعلیم داد، و خاطرات ابراهیم و فرزند و همسرش را گام به گام تجسم بخشید، تا هم فلسفه آن درک شود و هم اثرات عمیق اخلاقی حج در نفوس حجاج پرتو افکن گردد، که بدون آن آثار، قشری بیش نیست.
« برگرفته از تفسیر نمونه، جلد 19، صفخه 125، تالیف: زیر نظر آیت الله العظمی مکارم شیرازی » تهیه: شکوری تبیان
تاریخچه پرده کعبه
نویسنده:ستاره گندم کار

پوشاندن خانه کعبه سابقه ای طولانی دارد. در این که چه کسی نخستین بار خانه کعبه را پوشانده، اختلاف نظر وجود دارد. شاید اولین کسی که به پوشاندن خانه کعبه اقدام کرده حضرت اسماعیل (ع) باشد.
به گزارش شیعه آنلاین روش ساخت خانه ها در آن زمان به گونه ای بوده که درون آن از دید رهگذران در امان نبود و با باز شدن در، خانه و ساکنان آن در معرض دید رهگذران قرار می گرفتند. همسر اسماعیل که زنی نجیب بود و این مسئله برای او رنج آور بود، به همسرش اسماعیل پیشنهاد می کند پرده ای بر در آن خانه آویزان کنند تا خانه از دید افراد بیگانه در امان باشد. از این رو تصمیم می گیرند خانه خدا را نیز که سنگ های آن بیرون زده بود و منظره خوشایندی نداشت، بپوشانند. به همین خاطر حضرت اسماعیل مقداری پشم گوسفند جمع کرد و آن را به قبایل اطراف داد تا برای کعبه پوششی مناسب ببافند. هر قسمتی از پرده که آماده می شد، آن را بر کعبه آویزان می کردند تا آن که مراسم حج فرا رسید اما هنوز قسمتی از خانه کعبه بدون پرده باقی مانده بود. به پیشنهاد همسر اسماعیل، قسمت باقی مانده را با حصیر پوشاندند.و هر طایفه از اعراب چیزی آورد و حصیر را برداشتند و پرده را تکمیل کردند.
در روایت دیگری از امام صادق (ع) نقل شده که فرمودند: حضرت آدم (ع) کعبه را به وسیله پشم پوشاند، حضرت ابراهیم (ع) با الیاف گیاهی و حضرت سلیمان (ع) با نوع بافت عربی.
بنا به روایت تاریخ در سال 220 قبل از هجرت پیامبر اکرم (ص)، شاه «تبع حمیری»، پادشاه یمن به قصد ویران کردن مسجدالحرام و خانه کعبه به راه افتاد اما در بین راه سخت بیمار و زمین گیر شد. وی به راهنمایی یکی از عرب های بیابان گرد برای خانه خدا نذر کرد و شفا یافت. بنابراین برای آن دری با قفل و پوشش مناسب تهیه کرد. این پادشاه یمنی ابتدا خانه را با پوششی از برگ درخت نخل و بعد پارچه ای یمنی روی آن کشیده و در آخر با پارچه ای نرم و نازک و لطیف آن را پوشانید. جانشینان راه او را ادامه دادند و سال ها وظیفه آماده کردن پوشش خانه کعبه را بر عهده داشتند. آنها خانه خدا را با پارچه های یمنی قرمز راه راه می پوشاندند اما گاهی هم افراد به صورت موردی پوشش خانه خدا را آماده می کردند. نخستین زنی که در دوره جاهلیت این کار را کرد، «نبیله بنت حباب» مادر عباس بن عبدالمطلب عموی پیامبر اکرم (ص) بود. او حاجتی داشت، نذر کرده و حاجتش را گرفته بود، پوشش خانه کعبه را تهیه کرد. در دوره «قصی بن کلاب» از نیاکان پیامبر (ص) قبیله قریش مسئولیت تهیه پوشش خانه خدا را به عهده داشت تا این که یکی از ثروتمندان بزرگ مکه به نام «ابوربیعه مخزومی» بخشی از این وظیفه را پذیرفت. از آن زمان به مدت یک سال او پوشش خانه کعبه را تدارک می دید و سال دیگر قریش آن را به انجام می رساند.
قریش نیز به خصوص در اواخر عصر جاهلیت همواره بر کعبه پرده ای می پوشاندند که رنگ آن سبز یا زرد و جنس آن خز یا موی بافته شده بود. پیامبر اسلام (ص) تا فتح مکه نتوانست جامه ای بر خانه خدا بپوشاند اما بالاخره در سال هشتم هجری، پوششی از پارچه های یمنی برای کعبه تهیه کرد و از آن پس، خلیفه ها عهده دار این مسئولیت شدند و گاه جامه ای از پارچه های یمنی و گاه از پارچه های سفید مصری بر خانه کعبه می پوشاندند. خلیفه ها و پادشاهان مسلمان، در دوره های مختلف، این کار وظیفه و افتخاری بزرگ تلقی می کردند. در زمان رسول اکرم (ص) بر کعبه پارچه ای سفید رنگ با بافتی عربی می آویختند و بعدها از برد یمانی استفاده شد.
اولین کسی که خانه کعبه را با دیباج پوشاند «ابن زبیر» بود. در زمان بین هشام، پوشش خانه کعبه را در سال دو مرتبه یعنی هشتم ذیحجه و روز عاشورا را عوض می کردند. از آن جا که امکان داشت قسمت هایی از پرده کعبه را به عنوان تبرک برگیرند، در ایام حج دیبا را بر خانه کعبه آویزان می کردند و در روز عاشورا پوشش اصلی را بر خانه کعبه می آویختند. حضرت علی (ع) نیز در دوران خلافت خود برای کعبه پوشش می فرستاد. در زمان عبدالملک هر ساله پرده ای به مدینه فرستاده می شد و بر مسجدالنبی پهن می کردند و بعد آن را همراه عطر و عود به مکه می فرستادند. در حال حاضر کار تزیین پرده هایی که برای پوشش کعبه فرستاده می شود را هنرمندان شهر مکه بر عهده دارند اما این که چرا از رنگ سیاه برای این کار استفاده می کنند مطلبی است که تاکنون به آن اشاره نشده است.
منبع:نشریه روشنان،شماره 5
/خ
راسخون
آیت الله مکارم: حرام شدن حج تمتع درصورت جدی شدن خطر آنفولانزا
حج تمتع موضوع مهمی است که به آسانی نمی توان از آن صرفنظر کرد البته خطرات نیز اگز حدی باشند نه تنها مانع استطاعت در حج می شود بلکه ممکن است آن سفر تبدیل به حرام شود.
مهر: حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در پاسخ به استفتاء سازمان حج و زیارت در مورد حج تمتع امسال و خطرات بیماری آنفلونزای خوکی که متوجه حجاج می شود گفت: اگر خطر آنفلوانزا جدی باشد نه تنها مانع استطاعات در حج می شود که ممکن است سفر حرام شود.
حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در پیامی گفت: حج تمتع موضوع مهمی است که به آسانی نمی توان از آن صرفنظر کرد البته خطرات نیز اگز حدی باشند نه تنها مانع استطاعت در حج می شود بلکه ممکن است آن سفر تبدیل به حرام شود.
بنابر این هرگاه این بیماری در حدفعلی باقی بماند یا مانند آن باشد مانع از حج تمتع نیست اما اگر با گذشت یکی دو ماه آینده اوضاع رو به وخامت بگذارد و خطر جدی شود آن زمان باید تصمیم بر جلوگیری گرفت.
این مرجع تقلیید در این پیام ضمن آرزو برای سلامتی مسلمین تاکید کرده: از خداون متعال می خواهم این خطر را از همه مردم جهان به خصوص زوار بیت الله الحرام برطرف سازد و توفیق حج تمتع امسال را از عاشقان زیارت خانه اش سلب نفرماید.
نظرات ()











