هر چی بخوای داریم

هر چی که بخوای

روایت قرائتی از آخوندی که پسرش سی دی‌های مستهجن نگاه می‌کرد

روایت قرائتی از آخوندی که پسرش سی دی‌های مستهجن نگاه می‌کرد

 
آخوندی به من گفت. یک سی‌دی بود من فکر کردم پسر من حزب اللهی است. از دستش افتاد. من گذاشتم دیدم اوه... اوه... چه عکس‌هایی است.

۱۳۹۰ پنج شنبه ۲۴ آذر ساعت 15:02

به گزارش خبرنگار سرویس قاب نقره برنا، حجت الاسلام والمسلمین قرائتی در جلسات درسهایی از قرآن این هفته در تلویزیون درباره "حق و باطل و شناخت وظایف" سخن گفته است.

این واعظ مشهور همچنین در ادامه سخنانش درباره "سرچشمه حق، سخن خدا و پیامبران و امامان معصوم(ع)" ، "حقانیت علم و عقل و بطلان ظنّ و گمان " ، "شناخت حق و پیروی از حق " ، "شناخت باطل و دوری از یاری باطل " و ... سخن گفته است. آنچه در ادامه می‌خوانید گزیده‌ای از سخنان این استاد حوزه علیمه و دانشگاه است:

به باطل تکیه نکنیم. حق را با لباس باطل نپوشانید. «وَ لا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْباطِل‏» (بقره/42) گاهی حق است با باطل قاطی می‌کنند. یعنی باطل است، لباس حق به آن می‌پوشانند. گل رنگ است، به اسم زعفران می‌فروشد. مغازه‌اش را یک طوری رنگ‌آمیزی می‌کند که مشتری که می‌آید آن رنگ روی جنس اثر بگذارد، فکر کند این جنس، جنس درستی است.

حضرت امیر در بازار راه می رفت دید یک کسی یک جنس کنار بازار می‌فروشد. دستش را زیر جنس کرد، گفت: ببین آمده‌ای در سایه می‌فروشی که بدی جنست پیدا نباشد. برو جنست را در آفتاب بفروش که مشتری‌ها بفهمند چه چیزی می‌فروشی. ما آدم‌هایی داریم کلاس یواشکی می‌گذارند. حتی ممکن است کلاس تفسیر هم بگذارند. در را می‌بندند برای دانشجوها یا برای دبیرستانی‌ها تحلیل سیاسی می‌کنند. ببینیم تو حرفت حق است یا باطل؟ حق است؟ خوب اگر حق است در را باز کن بگذار دیگران هم بیایند گوش بدهند. بگذار نوارش را هم پخش کنیم. نه من راضی نیستم کسی نوار بگیرد. من راضی نیستم کس دیگر بیاید. خوب پیداست می‌خواهی یک چیزی بگویی که حق نیست. اگر حق است علنی بگو. چرا یواشکی می‌گویی؟

یک آخوندی بود منحرف بود الحمدلله اعدام شد. ما زمان شاه با ایشان آشنا شدیم. این جوان‌ها را جمع می‌کرد یک بیانی می‌کرد، یک آیاتی از قرآن را به کار می‌برد، اما فکرش هم فکر کمونیست‌ها بود. یعنی قاطی می‌کرد بین حق و باطل. مثل آنهایی که پرتقال پوسیده‌ها را زیر می‌گذارند و پرتقال‌ خوب‌ها را رو. انار کوچک‌ها را زیر می‌گذارند و انارهای خوب را رو. خوب من ده سال قبل از انقلاب تقریباً برای جوان‌ها جلسه داشتم. به این گفته بودند: تو قرائتی را کشف کن. برو با قرائتی این حرف‌ها را بزن این شهر به شهر برای جوان ها پای تخته سیاه کلاسداری می‌کند. یک روز من او را دیدم. گفت: آقا من دنبال تو هستم. به من هم گفتند: ایشان یک فکر جدیدی دارد. بالاخره در همان خیابان که همدیگر را دیدیم یک آشنا پیدا کردیم، در خانه‌اش رفتیم.

تقریباً دو سه ساعت حرف‌هایش را به من گفت. من حرف‌هایش را که گوش کردم، گفتم: خیلی خوب من حرف‌های شما را گرفتم. شب جمعه آقای مطهری، می‌آید منزل ما مهمان است. اجازه بده همه‌ی حرف‌های شما را به مطهری می‌گویم. اگر او گفت: حرف شما حق است من شهر به شهر سخنرانی می‌کنم. گفت: مگر تو با مطهری رابطه داری؟ گفتم: من شاگردش نیستم، ولی مریدش هستم و از نظر علمی شاگردش هستم. کتاب‌هایش را خواندم. نوارهایش را گوش می‌دهم. گفت: تو با مطهری رفیق بودی من این حر‌ف‌ها را زدم؟! خائن! به من گفت: خائن! گفتم: عجب! این معلوم می‌شود یک چیزی از کمونیست‌ها دارد، یک چیزی از اسلام، یک مکتبی، فرقه‌ی‌ جدیدی می‌خواهد درست کند، مکتب جدید می‌خواهد درست کند، می‌خواهد مطهری نفهمد. من که سوادم کم است، من را گول بزند، من هم جوان‌ها را گول بزنم اما مطهری نفهمد. ما آنجا فهمیدیم که این می‌خواهد فرقه درست کند.

هر جلسه‌ای که در را بستند پیداست یک چیزی در آن است. امام رضا فرمود: هرچیزی را که در نماز جمعه نمی‌توانید بگویید پیداست که یک چیزی در آن است. این معامله را بتوانید در نماز جمعه بگویید. بگو: آقا من این خانه را خریدم، به این قیمت. من اگر یک انگشتری دستم است که نرخش را نگفتم پیداست خیانت است. نرخ انگشتر، آقای قرائتی انگشترت چند است؟ بگویم: مثلاً این مقدار. اگر نترسیدم پیداست درست است. اما اگر قیمت انگشتر من یک قیمتی بود که گفتم: حالا شما به قیمت این کار نداشته باش. اگر طفره رفتم پیداست این انگشتر قیمتی است و من می‌خواهم مردم را از قیمت این مطلع...

خانه‌تان کجاست؟ اگر رویم نشد بگویم خانه‌ام کجاست، پیداست این خانه خیانت است. امیرالمؤمنین فرمود: «دَخَلْتُ بِلَادَکُمْ بِأَشْمَالِی هَذِه‏» (بحارالانوار/ج40/ص325) من با همین زندگی وارد شدم، اگر بعد از اینکه از حکومت کنار رفتم، زندگی من فرق زیادی داشت، اصلاً اگر فرق داشت، نه فرق زیاد، اگر فرق داشت پیداست از بیت‌المال سوء استفاده کردم.

کار خوب این است که آدم بتواند در تلویزیون بگوید. هرچیزی را که در تلویزیون رنگ شما می‌پرد... با یک کسی رابطه پیدا می‌کنی تلفن می‌کنی که اگر آقایت بفهمد فوری گوشی را زمین می‌گذاری. پیداست این تلفن خیانت است. هر تلفنی که بابا و ننه‌ات بفهمند گوشی را زمین می‌گذاری، پیداست خیانت است. و گاهی هم گول می‌زنند. ممکن است عکس سکس باشد، رویش عکس مداح می‌چسبانند. پدر می‌گوید: الحمدلله بچه‌ی من خیلی مذهبی است. شب‌ها تا صبح پای مداح‌ها می‌نشیند. آخوندی به من گفت. گفت: یک سی‌دی بود من فکر کردم پسر من حزب اللهی است. از دستش افتاد. من گذاشتم دیدم اوه... اوه... چه عکس‌هایی است. این برای اینکه پدرش را گول بزند، بنابراین به هیچ چیز اطمینان نکنید. خدا، پیغمبر، امام، مرجع تقلید، عقل، منطق. کلاس‌های یواشکی، سی‌دی‌های یواشکی، تلفن‌های یواشکی، اینها را همه باید مواظب باشیم.
خدایا خودت همه‌ی ما را حفظ بفرما. کمتر از آنی ما را به خودمان واگذار مکن.

عمارنامه

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۸:٥٥ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/٩/٢٥

دانستنیها

 



 

دور دنیا به صورت پیاده در چند ساعت پیموده می شود؟
اگر بتوان هر ساعت 3200 متر پیاده روی کرد چقدر طول می کشد تا دور دنیا را پیاده بپیمایید؟
سئوال مشکلی است.
همانطور که می دانید در بعضی مناطق که پیاده روی می کنید به دریاها هم برخورد می کنید ولی فرض می کنیم یک پل روی خط استوا وجود دارد.
محیط زمین در خط استوا 24902 مایل است.
اگر هر ساعت 2 مایل پیاده روی کنید و هر روز 12 ساعت.
24902 مایل خط استوا را تقسیم بر 2 مایل می کنیم می شود 12451 کل ساعتهایی که باید پیاده روی کرد کل ساعت را بر 12 تقسیم می کنیم تقریباً می شود 1038 روز پیاده روی.
1038 روز را بر تعداد روزهای سال 365 تقسیم می کنیم حدود 2 سال و 8 ماه می شود.
 


اشکال مختلف ماه چیست ؟
شکل ماه در زمان های مختلف فرق دارد گاهی کاملا گرد گاهی نیم دایره و سایر اوقات هلالی شکل به نظر می رسد . به این شکل های مختلف ماه مرحله بندی اشکال ماه می گویند . اینکه چه مقدار از ماه را می بینیم به وضعیت قرار گرفتن زمین ، ماه و خورشید در یک دورة تقریبا یک ماهه بستگی دارد .
وقتی ماه در مدارش حرکت می کند و شما از زمین به آن نگاه می کنید بخش های مختلفی از آن نامشخص است .
آیا می دانید وقتی ماه به تدریج کامل می شود نور آن نیز افزایش می یابد در حالیکه وقتی رو به ناپدید شدن است کم نور می شود
 


بزرگترین آبشار جهان کدام است؟
آبشار آنجل بزرگترین آبشار جهان است و در جنگلهای دور افتاده ونزوئلا می باشد.
تقریباً ارتفاع آن 22 برابر آبشار نیاگارا که 3212 فوت ارتفاع دارد می باشد.
چون این آبشار در جنگلهای انبوه قرار دارد تا دهه 1930 که ونزوئلا به جستجو با هواپیما نپرداخته بود ناشناخته باقی مانده بود.
نام این آبشار گرفته شده از نام جیمیز آنجل کاوشگر آمریکایی است که هواپیمای خود را نزدیک این آبشار بعد از شناسایی فرود آورد.
 


بزرگترین شهر جهان کجاست ؟
بر اساس گزارشی از ادارة جمعیت ، در حال حاصر توکیو بزرگترین شهر جهان می باشد این شهر حدود 28میلیون نفر جمعیت دارد . در اینجا فهرست 5 شهر بزرگ جهان ذکر شده است .
ـ توکیو ، ژاپن : 28 میلیون نفر
میکزیکوسیتی ، مکزیک : 18 میلیون و صد هزار نفر
بمبئی ، هند : 18 میلیون نفر
سائوپولا ، برزیل : 17 میلیون و هفتصد هزار نفر
نیویورک ، آمریکا : 16 میلیون و ششصد هزار نفر
تا سال 2007 بیشتر جمعیت جهان در شهرها زندگی خواهند کرد . و این در تاریخ بشر بی سابقه بوده است .


مثلث برمودا چیست ؟
مثلث برمودا یک مثلث تصور شده در اقیانوس اطلس بین فلوریدا ، پورتوریکو و برمودا می باشد .
هواپیماها و کشتی هایی که از آنجا عبور می کنند ناپدید می شوند . عده ای معتقدند این ناپدیدی به علت قدرت مافوق طبیعی منطقه است . توضیحاتی طبیعی هم در مورد آن وجود دارد . نیروی دریایی آمریکا گفته است مثلث برمودا یکی از دو مناطق کرة زمین است که قطب نمای مغناطیسی شمال واقعی را به جای شمال مغناطیسی نشان می دهد . این منطقه آب و هوایی غیر قابل پیش بینی دارد در اثر طوفان و بالا آمدن ناگهانی آب کشتی ها و هواپیماها در آنجا غرق می شوند جریان سریع آی هر نوعی از کشتی یا هواپیما را در هم می نوردد .
 


خوراک سنجاقک چیست؟
سنجاقک حشرات، مخصوصاً پشه و پشه ریزه ها را می خورد.
سنجاقک شکارچی دنیای حشرات است.
او به حشرات مورد نظرش حمله می کند و آنها را در هوا با پاهایش به دام می اندازد.
دوران لاروی که سنجاقک هنوز بال ندارد در کنار برکه ها می خوابد و طعمه خود را روی زمین شکار می کند.
سنجاقک از کهن ترین موجودات زنده است. پیشینه این حشره به سیصد میلیون سال قبل بر می گردد.


 چرا آب رنگ و مزه ندارد ؟
این سؤال مهمی است و برای یافتن پاسخ آن به منابع بزرگ دیگری مراجعه کنید . تعریف لغوی آب ، مایع شفاف ، بی رنگ ، بی بو و بدون مزه ، H2O که برای زندگی بیشتر گیاهان و حیوانات اساسی است ، می باشد . در دایره المعارف ادامه داده که حیات به آب بستگی دارد به خاطر فرآیند واقعی ، قدرت حلال بودن بسیاری از مواد دیگر که از ترکیب آنها با آب موادی با کیفیت اساسی به وجود می آید . علت بی رنگی آب این است که نور راحت از آن عبور می کند مثل یک پنجره ، ( علی رغم اینکه قسمت های وسیع آب کمی رنگ دارند چون از آب بیشتر عبور می کند و عملکرد آن متفاوت است ) . آب مزه ندارد چون آب مولکول بسیار ساده ای است که بخش اساسی زندگی را می سازد .
 


سیاره هایی که حرکت می کنند.
سیاره ها به دور خورشید درمسیری بیضی شکل حرکت می کنند که به آن مدار گویند . یک دور کامل اطراف خورشید راچرخشی می گویند . یک سال یا 365 روز طول می کشد تا زمین یکبار دور خورشید بچرخد . سیاره ها یی که از خورشید فاصله های بیشتری از زمین دارند چرخش آنها به دور خورشید زمان بیشتری طول می کشد . بعضی سیاره ها یک چرخش درسال و یا بیشتر دارند . ماه هم مثل سیارات دیگر به دور خورشید می چرخد .
هر سیاره به دور محور خود نیز می چرخد . محور خط فرض شده است که از مرکز سیاره گذشته باشد یک شبانه روز طول می کشد تا زمین دور محور خود بچرخد .
 


 بدن انسان چند سلول دارد ؟
هر موجود زنده ای از والهای آبی گرفته تا بارناکل از یک تک سلول کوچک پدید آمده اند
سلول ها بلوک های اسباب بازی لگو می باشد . هر کدام از لگوها نقش خاصی دارد یا برای هدف ویژه ای است . بدن انسان 75 تریلیون سلول دارد . سلول های بدن متفاوتند ، سلول های خونی ، استخوانی ، پوست و بقیه که دائماً در بدن تعدادی سلول از بین می روند و تعدادی تکثیر می شوند بدن انسان با یک سال گذشته و یا حتی یک هفته قبل فرق دارد .

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٧:۱٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/٦/٤

نقاط فراموش شده برای سفرهای نوروزی را می‌شناسید؟!

ندیده‌های ایران من

تو که نمی‌خواهی همه عمرت را به چشم دواندن روی یکی از صفحه‌های کتاب جهان تلف کنی و صفحه‌های دیگر را ورق نزده بگذاری؟یا ماجراجویی باشی که مهم‌ترین رویارویی‌اش با حوادث در فاصله میان آشپزخانه تا کاناپه راحتی‌اش مقابل تلویزیون رخ داده است؟ یا لب تاقچه‌ات را از بناهای تاریخی حک شده برکارت پستال‌هایی پر کنی که هرگز حتی یکی‌شان را از نزدیک ندیده‌ای؟ پس فقط چند روز دلت را برای سپردنش به دوردست‌هایی که به دیدن می‌ارزند به خودت قرض بده، چمدانت را بردار و بگذار سفر تو را ببرد. بگذار جاده‌ها تو را از روزمرگی بدزدند. بگذار روزگار بفهمد تو هنوز سرکش و رام نشدنی هستی و قوانین سخت و تکراری شهر انسان ــ ساخت نتوانسته‌اند پیوندت را با هستی بگسلند و آن وقت اگر خیال کردی راهنمایی می‌خواهی که با آن متفاوت سفر کنی یا احتمال دارد در سفر به هر استان نقاطی مهجور اما دیدنی را از قلم بیندازی، گفتگوی ما را با دکتر ناصر کرمی، اقلیم شناس و ایرانگرد در این زمینه بخوان. او پژوهشگری است که روزهای زیادی از عمرش را صرف سفر به نقاط مختلف کشورمان کرده است تا آنجا که امروز بخشی از تجربیات مکتوبش در این زمینه، در قالب کتاب راه‌یاب ایران، همسفری قابل اعتماد برای گردشگران شده است.
قصد ندارم این گفتگو را با پرسیدن صرف از قدمت بناهای باستانی و جنس سازه‌های کهن و وسعت دشت‌ها و عمق دریاچه‌ها، پرخمیازه کنم. به همین علت از شما دعوت کنم از آن دست جاذبه‌های گردشگری تعریف کنید که ما ممکن است علی‌رغم سفر به استان‌های گوناگون ندیده باشیم شان.
نام بردن از همه ندیده‌های کشورمان در قالب یک گفتگو ممکن نیست. ایران حدود یک میلیون اثر تاریخی و فرهنگی ثبت شده، بیش از 2 هزار جاذبه گردشگری با قابلیت تبدیل شدن به قطب‌های ملی و بین‌المللی گردشگری، 5 هزار جاذبه طبیعی و 3 هزار آیین ملی و مذهبی دارد. پس چطور ممکن است در گفتگویی چند صد کلمه‌ای بتوانیم از همه آنها یا حتی درصد محدودی شان حرف بزنیم؟
به همین خاطر فکر می‌کنم باید فقط به ذکر شماری اندک از نام‌ها و نشان‌ها که می‌شود دراین بهاریه،بهتر دیدن‌شان را پیشنهاد کرد، بسنده کنم اما باز هم تاکید می‌کنم که هر چه بگویم حق مطلب ادا نمی‌شود. انگار که بخواهی زیبایی تکه‌ای کاشی آبی را کف جوی آب با عظمت اصفهان بسنجی.

ادامه

ادامه مطلب   
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:٥۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٠/۱/۸

نقاط فراموش شده برای سفرهای نوروزی را می‌شناسید؟!

ندیده‌های ایران من

تو که نمی‌خواهی همه عمرت را به چشم دواندن روی یکی از صفحه‌های کتاب جهان تلف کنی و صفحه‌های دیگر را ورق نزده بگذاری؟یا ماجراجویی باشی که مهم‌ترین رویارویی‌اش با حوادث در فاصله میان آشپزخانه تا کاناپه راحتی‌اش مقابل تلویزیون رخ داده است؟ یا لب تاقچه‌ات را از بناهای تاریخی حک شده برکارت پستال‌هایی پر کنی که هرگز حتی یکی‌شان را از نزدیک ندیده‌ای؟ پس فقط چند روز دلت را برای سپردنش به دوردست‌هایی که به دیدن می‌ارزند به خودت قرض بده، چمدانت را بردار و بگذار سفر تو را ببرد. بگذار جاده‌ها تو را از روزمرگی بدزدند. بگذار روزگار بفهمد تو هنوز سرکش و رام نشدنی هستی و قوانین سخت و تکراری شهر انسان ــ ساخت نتوانسته‌اند پیوندت را با هستی بگسلند و آن وقت اگر خیال کردی راهنمایی می‌خواهی که با آن متفاوت سفر کنی یا احتمال دارد در سفر به هر استان نقاطی مهجور اما دیدنی را از قلم بیندازی، گفتگوی ما را با دکتر ناصر کرمی، اقلیم شناس و ایرانگرد در این زمینه بخوان. او پژوهشگری است که روزهای زیادی از عمرش را صرف سفر به نقاط مختلف کشورمان کرده است تا آنجا که امروز بخشی از تجربیات مکتوبش در این زمینه، در قالب کتاب راه‌یاب ایران، همسفری قابل اعتماد برای گردشگران شده است.
قصد ندارم این گفتگو را با پرسیدن صرف از قدمت بناهای باستانی و جنس سازه‌های کهن و وسعت دشت‌ها و عمق دریاچه‌ها، پرخمیازه کنم. به همین علت از شما دعوت کنم از آن دست جاذبه‌های گردشگری تعریف کنید که ما ممکن است علی‌رغم سفر به استان‌های گوناگون ندیده باشیم شان.
نام بردن از همه ندیده‌های کشورمان در قالب یک گفتگو ممکن نیست. ایران حدود یک میلیون اثر تاریخی و فرهنگی ثبت شده، بیش از 2 هزار جاذبه گردشگری با قابلیت تبدیل شدن به قطب‌های ملی و بین‌المللی گردشگری، 5 هزار جاذبه طبیعی و 3 هزار آیین ملی و مذهبی دارد. پس چطور ممکن است در گفتگویی چند صد کلمه‌ای بتوانیم از همه آنها یا حتی درصد محدودی شان حرف بزنیم؟
به همین خاطر فکر می‌کنم باید فقط به ذکر شماری اندک از نام‌ها و نشان‌ها که می‌شود دراین بهاریه،بهتر دیدن‌شان را پیشنهاد کرد، بسنده کنم اما باز هم تاکید می‌کنم که هر چه بگویم حق مطلب ادا نمی‌شود. انگار که بخواهی زیبایی تکه‌ای کاشی آبی را کف جوی آب با عظمت اصفهان بسنجی.

ادامه

ادامه مطلب   
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:٥۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٠/۱/۸

..:: زنجیر محبت ::..

..:: زنجیر محبت ::..


www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ

یک روز بعد از ظهر وقتی اسمیت داشت از کار برمی گشت خانه، سر راه زن مسنی را دید که ماشینش خراب شده و ترسان توی برف ایستاده بود. اون زن برای او دست تکان داد تا متوقف شود.
اسمیت پیاده شد و خودشو معرفی کرد و گفت من اومدم کمکتون کنم.
زن گفت صدها ماشین از جلوی من رد شدند ولی کسی نایستاد، این واقعا لطف شماست .
وقتی که او لاستیک رو عوض کرد و درب صندوق عقب رو بست و آماده رفتن شد، زن پرسید: "من چقدر باید بپردازم؟"
و او به زن چنین گفت: "شما هیچ بدهی به من ندارید. من هم در این چنین شرایطی بوده ام. و روزی یکنفر هم به من کمک کرد. همونطور که من به شما کمک کردم. اگر تو واقعا می خواهی که بدهیت رو به من بپردازی، باید این کار رو بکنی.

نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه!"

 

***

 

چند مایل جلوتر زن کافه کوچکی رو دید و رفت تو تا چیزی بخوره و بعد راهشو ادامه بده ولی نتونست بی توجه از لبخند شیرین زن پیشخدمتی بگذره که می بایست هشت ماهه باردار باشه و از خستگی روی پا بند نبود.

او داستان زندگی پیشخدمت رو نمی دانست و احتمالا هیچ گاه هم نخواهد فهمید. وقتی که پیشخدمت رفت تا بقیه صد دلار شو بیاره ، زن از در بیرون رفته بود، درحالیکه بر روی دستمال سفره یادداشتی رو باقی گذاشته بود.

وقتی پیشخدمت نوشته زن رو می خوند اشک در چشمانش جمع شده بود. در یادداشت چنین نوشته بود: "شما هیچ بدهی به من ندارید. من هم در این چنین شرایطی بوده ام و روزی یکنفر هم به من کمک کرد، همونطور که من به شما کمک کردم اگر تو واقعا می خواهی که بدهیت رو به من بپردازی، باید این کار رو بکنی.

 

نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه!".

   

***

 
همان شب وقتی زن پیشخدمت از سرکار به خونه رفت در حالیکه به اون پول و یادداشت زن فکر می کرد به شوهرش گفت:

"دوستت دارم اسمیت همه چیز داره درست میشه..."

 

 

به دیگران کمک کنیم بلاخره یک جا یکی به ما کمک میکنه و قول بدیم که نگذاریم هیچ وقت زنجیر عشق به ما ختم بشه و این داستان رو برای هر کس که دوست دارید بفرستید و نگذارید زنجیر عشق به شما ختم بشه.

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٥٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸٩/۱٢/٢٧

نسخه آیت الله بهجت برای پسر جوان

نسخه آیت الله بهجت برای پسر جوان

بهجت

 


 

 

آیت‌الله محفوظی، مسئول استفتائات و مسلئل علمی و فقهی دفتر حضرت آیت الله بهجت(ره) در نشست طلاب، فضلا و روحانیون شهرستان فومن و شفت درباره دستورالعمل مرحوم آیت‌الله بهجت به یک جوان ایرانی مقیم خارج، با ذکر خاطره‌ای چنین گفت:

 


 

 

در سفری که به خارج از کشور داشتم، جوانی ایرانی، از من درخواست دستورالعمل کرد، جواب دادم، از حضرت آیت‌الله بهجت ‌(ره) دستور بگیرید، نامه‌ای برای آقا نوشت، بعد از مدتی که به ایران آمد، سؤال کردم، نسخه‌ات را گرفتی؟ گفت: در خواست زیادی داشتم، اما آقا جواب مختصری دادند که به یک خط هم نرسید، نوشته بودند: «راه رسیدن به کمال دو چیز است، تعبّد و تحرّز» والسلام، محمد تقی بهجت.

وی افزود: این جوان خدمت آیت‌الله بهجت رسید و عرض کرد، آقا نسخه دادی، ولی مختصر بود، آقا گفتند: بگو چه نوشتم. جوان گفت: نوشتید، راه رسیدن به کمال دو چیز است تعبد و تحرز. آقا گفتند: همین! غیر این نیست.

محفوظی در ادامه با اشاره به آیه «اقْرَأْ کِتَابَکَ کَفَی بِنَفْسِکَ الْیَوْمَ عَلَیْکَ حَسِیبًا» (14 / اسراء) خطاب به طلاب گفت: علمای اخلاق، قرآن و ائمه معصومین (ع)، راه اول سعادت انسان را ترک معصیت معرفی می‌کنند.

 

 

پاسخ آخوند حسینقلی همدانی به طلاب

استاد خارج حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: علمای تبریز نامه‌ای برای آخوند حسینقلی همدانی نوشتند که ما می‌خواهیم در سیر و سلوک وارد شویم، چه کنیم، ایشان در جواب گفتند: گناه نکنید.

وی در ادامه با اشاره به آیه 110 سوره کهف، کمال واقعی در سیر و سلوک و ترک گناه را رسیدن به لقاءالله معرفی کرد و افزود: این امر میسر نمی‌شود، مگر اینکه انسان در این راه سعی و تلاش داشته باشد چون خداوند در سوره انشقاق آیه 6 می‌فرماید: «یَا أَیُّهَا الْإِنْسَانُ إِنَّکَ کَادِحٌ إِلَی رَبِّکَ کَدْحًا فَمُلَاقِیهِ»؛ ای انسان! با هر رنج و زحمتی در راه عبادت و طاعت حق بکوش که با پروردگار خود ملاقات خواهی کرد.

جوان خدمت آیت‌الله بهجت رسید و عرض کرد، آقا نسخه دادی، ولی مختصر بود، آقا گفتند: بگو چه نوشتم. جوان گفت: نوشتید، راه رسیدن به کمال دو چیز است تعبد و تحرز. آقا گفتند: همین! غیر این نیست

با کدام چشم می‌توان امام زمان (عج) را دید؟

امام زمان (عج)

این استاد اخلاق در مورد ارتباط با امام زمان ‌(عج) و لزوم پیراستگی از معاصی خاطرنشان کردند: با کدام چشم می‌خواهیم حضرت ولی عصر ‌(عج) را ببینیم؟! آیا با چشم آلوده می‌شود آقا را دید؟ با گوش و زبان آلوده می‌شود؟! اگر حضرت ولی عصر(عج) از ما بپرسند با کدام چشم می‌خواهید مرا ببینید؟ چه بگوییم.

وی با استناد به حدیثی از امیرالمؤمنین ‌(ع) متذکر شد: حضرت می‌فرمایند: «ثمرة المحاسبة اصلاح النفس» (غررالحکم ص 235) یعنی؛ نتیجه حسابگری انسان از خود، اصلاح نفس است.

آیت‌الله محفوظی در پایان در مورد لزوم مخالفت انسان با خواهش‌های نفسانی و حفظ بیت‌المال با نقل روایتی از امیرالمؤمنین ‌(ع) بیان داشت: شخصی ظرف عسلی، برای حضرت آورده بود، حضرت با انگشت خود مقداری عسل برداشت و نگاهی کرد و بعد انگشت خود را با لبه ظرف پاک کرد، آن شخص عرض کرد آیا عسل تقلبی است؟ حضرت فرمود: خیر، اما برای من نیست، من پولش را ندادم. عرض کرد: آقا، این همه طلا و نقره با بار شتران، از بصره برای شما آورده‌اند. حضرت جواب دادند این اموال برای من نیست مال مستضعفین و فقرا است.

 

فرآوری: شکوری

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان

منبع خبر: مرکز خبر حوزه

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸٩/۱٢/٢٥

..:: پزشک خود باشید ::..


www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ

همه ما برای اینکه از وضعیت جسمانی و سلامت‌مان خبر داشته باشیم، حداقل سالی دو بار باید از نظر پزشکی مورد بررسی قرار گیریم و آزمایش‌های گوناگونی را انجام دهیم. آزمایش‌های روتین و منظمی که ما را نسبت به حال و روزمان آگاه می‌کنند. اما بر فرض مثال که آزمایش‌هایمان همه حاکی از خوب بودن‌مان باشند و هیچ مشکلی را هم به ما نشان ندهند، ما نباید در فاصله زمانی دو آزمایش از بررسی سلامت‌مان غافل بمانیم. شما نمی‌توانید انکار کنید که پزشک‌تان تنها سالی یک یا دو بار شما را می‌بیند و این خودتان هستید که هر روز و هر شب با بدنتان زندگی می‌‌کنید و می‌توانید بهترین قاضی برای صدور حکم سلامت‌تان باشید، البته اگر بدانید که چگونه باید در جستجوی سلامت باشید. به همین منظور ما در این بخش 15 راهکاری که می‌تواند به شما کمک کند که خودتان در منزل نقش یک پزشک را برای خود ایفا کنید، به شما معرفی می‌کنیم...

1. از قانون "خروف" پیروی کنید

خنده: حداقل روزی 15 دقیقه بخندید یا کاری را که شادتان می‌کند، انجام دهید.
رژیم غذایی: روزانه به اندازه مناسب میوه و سبزیجات مصرف کنید.
ورزش: حتما هر روز مقداری پیاده‌روی یا ورزش منظم داشته باشید.
فیبر: به اندازه کافی غذاهای حاوی فیبر مانند لوبیا و سبزیجات مصرف کنید.

2. وضعیت خواب‌تان را بررسی کنید

عموما سه راه برای مطلع شدن شما از اینکه در شبانه‌روز به اندازه کافی می‌خوابید یا نه، وجود دارد. اول؛ آیا هر روز صبح برای بیدار شدن به کوک کردن ساعت نیاز دارید؟ دوم؛ آیا بعدازظهرها خواب‌آلود می‌شوید و این خواب‌آلودگی روی فعالیت‌هایتان تاثیر می‌گذارد؟ و سوم؛ آیا بلافاصله بعد از شام یک چرت کوتاه می‌زنید؟ اگر جواب شما به هر یک از این سوال‌ها مثبت است، یعنی اینکه شما برای بهره‌مندی کامل از سلامت به خواب بیشتری نیاز دارید. اما اگر شما به اندازه کافی می‌خوابید و باز هم از این مشکلات رنج می‌برید که باید حتما با پزشک‌تان در مورد کمبود انرژی بدن‌تان صحبت کنید. فردی که خواب خوبی دارد، باید هر روز صبح بدون نیاز به فرد دیگر یا ساعت زنگی از خواب بیدار شود. او نباید در طول روز احساس کسلی و خواب‌آلودگی داشته باشد و حتی کمی انرژی هم برای انجام فعالیت‌های بعد از شام برایش باقی بماند. (مانند دیدن تلویزیون، مطالعه، کمی قدم زدن و صحبت با خانواده)

3. برس مویتان را چک کنید

با این کار می‌توانید میزان ریزش موهایتان را بسنجید. اگر دیدید که موهایتان بیش از حد می‌ریزد، از پزشک‌تان بخواهید که سطح فریتین خون‌تان را بررسی کند تا از میزان ذخیره آهن بدن شما مطلع گردد. برخی مطالعات نشان داده‌اند که رابطه مستقیمی بین ریزش مو و فقر آهن در بدن وجود دارد. یکی دیگر از عوامل موثر و رایج در ریزش مو هم بیماری تیرویید است.

4. حواس‌تان به رنگ ادرارتان باشد!

شاید این کار در نگاه اول مسخره به نظر برسد، اما با انجام دادن آن شما دیگر مجبور نیستید لیوان به دست پشت در دست‌شویی آزمایشگاه‌ها صف بکشید! ادرار شما باید به طور طبیعی رنگی روشن و شفاف داشته باشد. ادرار پررنگ و بدبو نشانه کمبود آب بدن شماست و این یعنی اینکه باید میزان مصرف مایعات روزانه‌تان را افزایش دهید. اما اگر زیاد مایعات می‌خورید و باز هم ادرارتان پررنگ است، باید حتما با پزشک‌تان مشورت کنید. اگر هم رنگ ادرارتان زرد روشن است که باید دور قرص‌های ویتامین B که احیانا مصرف می‌کنید را خط بکشید.

5. ضربان قلب‌تان را چک کنید

نتیجه جدیدترین تحقیقی که در نشریه معتبر پزشکی JAMA به چاپ رسیده است، نشان می‌دهد که زنانی که بعد از انجام هرگونه فعالیت ورزشی سرعت ضربان قلب‌شان کم است، دو برابر بیشتر از زنانی که ضربان قلب طبیعی دارند در معرض حملات قلبی هستند. برای بررسی ضربان قلب بعد از انجام فعالیت‌های سنگین کافی است که دست‌تان را روی قلب‌تان یا نبض مچ دست‌تان بگذارید و 15 ثانیه تعداد ضربان‌های آن را بشمارید، حالا عدد به دست آمده را ضرب در 4 کنید تا تعداد ضربان قلب‌تان در دقیقه به دست آید. سپس دو دقیقه بنشینید و پس از آن دوباره محاسبه ضربان قلب به روش فوق را انجام دهید. حالا عدد به دست آمده دوم را از اولی کم کنید، اگر عدد حاصل کمتر از 55 شد باید حتما با یک پزشک متخصص مشورت کنید.

6. بعد از 50 سالگی، هر سال قدتان را اندازه‌گیری کنید

اهمیت این کار برای خانم‌ها خیلی بیشتر است زیرا به وسیله آن می‌توانند از وضعیت و سلامت اسکلت بدن خود مطلع شوند. تغییر در اندازه استخوان‌ها و در نتیجه کوتاه‌تر شدن قد می‌تواند زنگ خطری برای آگاه کردن شما از سطح تراکم استخوان‌تان باشد چون بعد از 50 سالگی است که سر و کله پوکی استخوان کم‌کم پیدا می‌شود. بنابراین از انجام دادن تست‌های سنجش تراکم استخوان غافل نشوید چرا که انجام دادن این‌گونه تست‌ها شما را زودتر نسبت به بیماری‌تان آگاه می‌کند تا اندازه‌گیری تغییر قد.

7. اگر دیابت دارید، هر روز وضعیت پاهایتان را بررسی کنید

این بررسی باید شامل مشاهده دقیق پا از نظر وجود هرگونه تاول، زخم، پوسته‌پوسته‌شدگی، بریدگی، قارچ یا ضرب‌دیدگی باشد زیرا افرادی که دیابت دارند معمولا تخریب اعصاب پای‌شان خیلی سریع رخ می‌دهد و هرگونه زخم یا علایم دیگری که ذکر شد می‌توانند این روند تخریب را سریع‌تر کنند. بنابراین شما می‌توانید با بررسی شخصی پایتان در خانه و چک کردن منظم سطح قندخون‌تان از آسیب‌دیدگی اعصاب پاهای‌تان جلوگیری کنید.


٨. تست "افتادن" را انجام دهید

اگر شما به پوکی استخوان مبتلا باشید، به دردسر می‌افتید. اگر زمین بخورید، از پله‌ها به پایین پرتاب شوید یا پایتان پیچ بخورد، انجام دادن یک تست ساده شخصی برای اینکه مطمئن شوید به این بیماری مبتلا هستید یا نه بسیار برایتان مفید است. تست افتادن به این صورت است که شما باید یک پای‌تان را بالا بگیرید و بتوانید به راحتی روی پای دیگرتان به مدت 12 ثانیه بدون از دست دادن تعادل و جلو و عقب رفتن بایستید. شما باید این تست را روی هر دو پای‌تان انجام دهید و اگر تا 80 سال سن داشته باشید حداقل تا 12 ثانیه دوام بیاورید. اگر نتوانستید تعادل‌تان را حفظ کنید یا در کمتر از 12 ثانیه به زمین خوردید، حتما باید با یک پزشک یا فیزیوتراپیست مشورت کنید و از او بخواهید ورزش‌هایی برای تقویت استخوان‌ها و عضلات‌تان به شما معرفی کند.

٩. هر شش ماه یک‌بار فشارخون‌تان را کنترل کنید

شما می‌توانید این کار را حتی با دستگاه‌های فشارسنج‌ خانگی هم انجام دهید. فقط توجه داشته باشید که اگر رقم بالایی نمایش داده شد، باید یک روز صبر کنید و روز بعد دوباره فشارتان را بگیرید. اگر همان ارقام دوباره تکرار شدند، مراجعه به پزشک برای شما ضروری می‌شود.

١٠. هر 3 تا 6 ماه یک‌بار ضربان نبض پاهایتان را بررسی کنید


از این دو رگ، رگی که در زیر قوزک پای‌تان واقع شده است، به خاطر محل قرار گرفتن‌اش مهم‌تر است. پس سعی کنید آن را بیابید و ضربان نبض‌اش را چک کنید. اگر ضربان رگ‌ها ضعیف بود یا به سختی آن را پیدا کردید حتما با پزشک‌تان مشورت کنید، مخصوصا اگر پادرد هم دارید و دیابتی هم هستید.

١١. هر 2 یا 3 ماه یک‌بار پوست خود را بررسی کنید

برای این کار کلیه لباس‌هایتان را از تن‌تان خارج کنید و از فرق سر تا نوک پای‌تان را از نظر وجود هر نوع خال، جوش یا تغییر در اندازه خال‌هایتان به دقت مورد ارزیابی قرار دهید. برای انجام این کار به یک آیینه قدی بزرگ هم احتیاج دارید. پوست سر و بین انگشت‌هایتان را هم از قلم نیندازید. بعد از بررسی‌ها اگر موارد نگران‌کننده‌ای مشاهده کردید که حتما با یک پزشک متخصص پوست و مو صحبت کنید.

اگر در بدن‌تان خال‌های جدیدی مشاهده کردید، اول این 4 تست را روی‌شان انجام دهید و اگر دیدید جواب همه مثبت بود، حتما به پزشک‌تان وجود آنها را اطلاع دهید:
تست 1- وقتی که با ناخن خال‌تان را از وسط به دو قسمت می‌کنید، دوباره به حالت اولیه برنگردد.
تست 2- لبه‌های خال‌تان ناهموار باشد.
تست 3- رنگ خال‌تان طبیعی نباشد.
تست 4- خال‌تان بیشتر از 7 میلی‌متر قطر داشته باشد.

١٢. مراقب ناخن‌هایتان باشید

عدم رشد مناسب ناخن‌ها یا وجود هرگونه عفونت یا قارچ روی آنها باید سریعا به پزشک اطلاع داده شود.


١٣. حتما میزان توده بدنی یا همان BMI خود را بدانید

این مقیاس چون رابطه مستقیمی با قد و وزن شما دارد، می‌تواند سالم و طبیعی بودن و یا نبودن وزن و در نتیجه سلامتی‌تان را نشان دهد. یک فرد سالم باید شاخص توده بدنی‌اش بین 5/18 تا 9/24 باشد. اگر BMI بین 25 تا 30 دارید، یعنی اینکه اضافه‌وزن و چاقی بلای جان‌تان شده است و شما در معرض خطر ابتلا به انواع بیماری‌ها و از دست دادن سلامت‌تان هستید. BMI بیشتر از 30 هم که یعنی شما بیش از اندازه چاق هستید و اگر فکری به حال کم کردن وزن‌تان نکنید، حتما با مشکلات جدی روبه‌رو می‌شوید. 2 رگ ضربان‌دار در پاهایتان وجود دارد که شما قادر به پیدا کردن آنها هستید: یکی از آنها را می‌توانید در قسمت میانی روی پای‌تان بیابید و دیگری را درست داخل مچ پا، پایین قوزک.


  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۳:٥۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸٩/۱٢/٦

به بدن تان حقه های عجیب بزنید

به بدن تان حقه های عجیب بزنید

خارش گلو

 


می دانیم که درد جسمانی علامت و نشانه ایجاد مشکل و ناهنجاری در بدن است و عوامل مختلفی باعث درد و ناراحتی جسمانی می شوند. بعضی از این عوامل موقتی و برخی نیز طولانی مدت و نیازمند دارو و درمان هستند.

 

 


در اینجا ما ترفند هایی را بیان می کنیم که شما با دانستن و به کار بستن آن ها، بعضی از درد ها را می توانید موقتا کاهش بدهید.

 

خارش گلو

وقتی کودک بودید، قلقلک دادن زیر بغل شما یک سرگرمی جالب بود. حالا در بزرگسالان هم می توان از این ترفند برای رهایی از مشکل خارش گلو استفاده کرد. وقتی که سلول های عصبی گوش تحریک بشوند، باعث اسپاسم عضلات گلو و گردن شده و در نتیجه شما را از شر خارش گلو راحت می کنند. پس قلقلک دادن گوش، باعث رفع خارش گلو می گردد!

صداهای فراصوت بالاتر از حد آستانه شنوایی را تجربه کنید

اگر در محلی شلوغ و پر سر و صدا هستید، به طرف راست خم شوید و سعی کنید با گوش راست بشنوید! گوش راست برای شنیدن حرف های تند و سریع مناسب تر است. گوش چپ برای تمیز و تشخیص دادن تُن های موسیقی، قوی تر است.

 آمپول

بر درد آمپول غلبه کنید

به راحتی با سرفه کردن در حین تزریقات، می توانید درد آمپول را کاهش دهید. سرفه کردن در اصل یک ترفندی است که باعث افزایش سریع و موقتی فشار در قفسه سینه شده و مسیرهای عصبی درد را مسدود می کند.

از شر جرم های بینی راحت شوید

فین کردن شدید را فراموش کنید. در اینجا یک ترفند بسیار سریع و آسان برای راحت شدن از جرم ها وجود دارد: به طور متناوب با زبان خود به سقف دهان تان ضربه بزنید، سپس با یک انگشت خود وسط دو ابرو را فشار دهید. این کار باعث می شود که تیغه بینی، عقب و جلو رفته و پس از 20 ثانیه، جرم های بینی متراکم شده و آماده تخلیه می شوند!

از شر ریفلاکس مری راحت شوید

کسانی که دچار ریفلاکس مری هستند، اگر به پهلوی چپ بخوابند، کمتر به این مشکل دچار می شوند! مری و معده تحت یک زاویه ای بهم وصل هستند، وقتی به پهلوی راست بخوابید، سطح معده بالاتر از مری قرار می گیرد، در نتیجه غذا و اسید به مری بر می گردد.

دندان درد

درد دندان، آخ نگو

با یک تکه یخ، قسمت v شکل بین انگشتان اشاره و شست را بمالید، بسادگی درد دندان را کاهش می دهید.

نوک انگشت تان را سوزانده اید؟

اگر در اثر تماس ناگهانی با اجاق گاز یا قابلمه داغ نوک انگشت تان را سوزانده اید، به سرعت قسمت آسیب دیده را تمیز کنید و با یک تکه یخ ماساژ بدهید. اگر یخ نبود، از آب سرد نیز می توانید استفاده کنید.

سرتان گیج می رود و به دوران افتاده است

کافی است فقط یک دست تان را روی یک نقطه ثابت قرار دهید، به سرعت دوران سرتان خوب می شود. قسمتی از گوش که مسئول فقط تعادل است در داخل یک مایع شناور می باشد، هر گاه این مایع جابه جا بشود، تعادل شما به هم می خورد، به کمک یک مرجع ثابت بیرونی، مغز سریع تعادل خود را به دست می آورد.

درد پهلو

گاهی به هنگام دویدن، پهلوی آدم درد می گیرد. این به خاطر آن است که بازدم شما با وقتی که پای راست شما به زمین می خورد، همزمان است. در نتیجه به دیافراگم شما فشار وارد می شود، برای رهایی از این درد کافی است، بازدم خود را با وقتی که پای چپ شما به زمین می خورد، همزمان کنید.

خون ریزی بینی

جلوی خون ریزی را با یک انگشت بگیرید

گرفتن بینی و به عقب برگرداندن سر، راه متداول جلوگیری از خون ریزی بینی است، اما شما اگر مقداری پنبه را درست زیر گردی لب بالایی، روی لثه بگذارید و با یک انگشت آن را فشار دهید، خون ریزی قطع می شود.

از تپش قلب در هنگام عصبانیت جلوگیری کنید

به انگشت شست خود، فوت کنید! عصب واگ که ضربان قلب را کنترل می کند، به کمک نفس کشیدن، آرام می گیرد.

مغز خود را گرم نگه دارید

بسیار چیز های کم اهمیتی هستند که مغز را سرد و فلج می سازند. در این حالت، زبان خود را به سقف دهان تان فشار دهید، به طوری که بیشترین مقدار از سقف را بپوشاند، در این صورت سر درد بر طرف می شود! این سردرد می تواند ناشی از یک بستنی یخی باشد.

نزدیک بینی

از نزدیک بینی پیشگیری کنید

نزدیک بینی به ندرت ریشه ژنتیکی دارد، بلکه بیشتر از خیره شدن چشم به یک نقطه در فاصله کم ناشی می شود. بنابراین بهتر است که هر از چندی، چشم های خود را ببندید، به بدن تان کش و قوسی بدهید، و نفس عمیقی بکشید و پس از چند ثانیه به آرامی نفس تان را رها کنید، این کار باعث استراحت عضلات غیر ارادی هم می شوند. در نتیجه چشم ها هم استراحت می کنند.

خواب رفتگی

اگر دست شما موقع رانندگی یا نشستن، در اثر یک وضعیت نادرست به خواب رفته باشد، به آرامی حرکت دادن سر به چپ و راست، در کمتر از یک دقیقه می تواند این مشکل را حل کند و از شر گزگز و سوزنی شدن دست راحت شوید.

زیر آب نفس بکشید

وقتی در زیر آب هستید، این نبود اکسیژن نیست که شما را بی چاره می کند، بلکه دی اکسید کربن است که باعث اسیدی شدن خون و استیصال می گردد. بنابراین کافی است ابتدا، قبل از شنا چند نفس کوتاه و سریع بکشید تا میزان اسیدی بودن خون پایین بیاید. با این ترفند مغز شما می پندارد که اکسیژن بیشتری در اختیار دارد! به این ترتیب ده ثانیه زمان می خرید.

خوب حفظ کنید

همیشه سعی کنید کار های خود را قبل از خواب، پیش خود مرور کنید و یا درباره مسئله ای که مورد نظر شما است، قبل از خواب فکر کنید، در این صورت وقتی بیدار می شوید، حافظه شما بهتر و سریع تر به شما کمک خواهد کرد. هر چیزی را که شما درست قبل از خواب مطالعه کنید، بهتر در حافظه شما ثبت و ضبط می شود.

بخش تغذیه و سلامت تبیان

 

 

 


 

 

منبع :

جام جم

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸٩/۱۱/۱۳

واقعیت های شگفت‌انگیز درباره بدن انسان

۱۴ واقعیت شگفت‌انگیز درباره بدن انسان که نمیدانستیم!!


 

1- سلول مغز یک انسان می‌تواند ۵ برابر اطلاعاتی که ویکی‌پدیا دارد را در خود نگهداری کند.
 
2- بدن‌تان به اندازه‌ای گرما در عرض ۳۰ دقیقه تولید می‌کند که با آن می‌شود نیم گالون آب را جوشاند.
 
3- مغز به همان میزان از انرژی که یک چراغ برق ۱۰ وات استفاده می‌کند، بهره می‌جوید.
 
4- بیشتر نوزادان با چشمانی آبی به دنیا می‌آیند.
 
5- تکانه‌های عصبی با سرعت ۲۷۴ کیلومتر بر ساعت به مغز وارد و از آن خارج می‌شوند.
 
6- عطسه‌ها با سرعت ۱۶۱ کیلومتر بر ساعت حرکت می‌کنند.
 
7- اسید معده به اندازه کافی قوی است تا یک تیغ ریش‌تراشی را حل کند.
 
8- روده باریک بزرگترین عضو درونی بدن است.
 
9- راست دست‌ها ۹ سال بیشتر از چپ دست‌ها عمر می‌کنند.
 
10- ناخن انگشت میانی سریع‌تر از ناخن باقی انگشت‌ها رشد می‌کند.
 
11- نوزادان با ۳۰۰ استخوان متولد می‌شوند. بزرگسالان ۲۰۶ استخوان دارند.
 
12- شما برای برداشتن یک قدم از ۲۰۰ ماهیچه یاری می‌جویید.
 
13- پاها می‌توانند در حدود نیم لیتر در طول روز عرق تولید ‌کنند.
 
14- پوست‌تان هر ۲۷ روز پوست‌اندازی می‌کند
.

 

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٩/۱۱/۱٠

..:: بهترین دوست ::..

..:: بهترین دوست ::..




پیرمرد به من نگاه کرد و پرسید ... چند تا دوست داری؟ ... گفتم چرا بگم ده یا بیست تا... جواب دادم فقط چند تایی

پیرمرد آهسته و درحالی که سرش را تکان می داد گفت:
تو آدم خوشبختی هستی که این همه دوست داری
ولی در مورد آنچه که می گویی خوب فکر کن
خیلی چیزها هست که تو نمی دونی

 دوست فقط اون کسی نیست که تو بهش سلام می کنی
دوست دستی است که تو را از تاریکی و ناامیدی بیرون می کشد
درست هنگامی که دیگرانی که تو آنها را دوست می نامی سعی دارند تو را به درون آن بکشند

دوست حقیقی کسی است که نمی تونه تو را رها کنه
صدائیه که نام تو را زنده نگه می داره
حتی زمانی که دیگران تو را به فراموشی سپرده اند

اما بیشتر از همه دوست یک قلب است
یک دیوار محکم و قوی در ژرفای قلب انسان ها
جایی که عمیق ترین عشق ها از آنجا می آید!
پس به آنچه می گویم خوب فکر کن
زیرا تمام حرفهایم حقیقت است

و فرزندم یکبار دیگر جواب بده
چند تا دوست داری؟
سپس ایستاد و مرا نگریست
در انتظار پاسخ من
با مهربانی گفتم
اگرخوش شانس باشم... فقط یکی
و آن تویی!

بهترین دوست کسی است که شانه هایش را به تو می سپارد
در تنهائیت تو را همراهی می کند
و در غمها تو را دلگرم می کند
کسی که اعتمادی را که به دنبالش هستی به تو می بخشد
وقتی مشکلی داری آن را حل می کند
و هنگامی که احتیاج به صحبت کردن داری
به تو گوش می سپارد

و بهترین دوستان عشقی دارند که نمی توان توصیف کرد
غیرقابل تصور است

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱۱:٠٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٩/۱۱/۱٠

..:: شماره تلفن های ضروری ::..

..:: شماره تلفن های ضروری ::..




شماره تلفن 148
این‌ روزها مشاوران به ازای یک ربع ساعت که با شما حرف می‌زنند، قیمت سرسام‌آوری طلب می‌کنند، اگر فقط یک راهنمایی کوچک می‌خواهید و نمی‌خواهید زیاد هزینه کنید، می‌توانید به 148 زنگی بزنید. این یک مرکز مشاوره معتبر است با این تفاوت که برای استفاده از آن می‌توانید توی خانه‌تان بنشینید و بدون این که لازم باشد توی چشم مشاورتان نگاه کنید، کمک بگیرید. اصلاً مهم نیست که مشاوره‌تان چقدر طول می‌کشد، مشاورها هر قدر که بخواهید، به رایگان برایتان وقت می‌گذارند، بعد هم کدشان را به شما می‌دهند تا بتوانید کارتان را پیگیری کنید.

اگر خدای نکرده مشکل‌تان حاد بود، همین مشاورها شما را به یک پزشک معرفی می‌کنند، به هر حال هیچ چیز جای صحبت‌کردن حضوری را نمی‌گیرد. اگر برای اولین بار به مرکز مشاوره زنگ می‌زنید و مشاور خاصی را در نظر ندارید، خودشان شما را به یک مشاور وصل می‌کنند.


شماره تلفن 1818
این شماره به اندازه کافی معروف هست، همین که بتوانید بدون ایستادن و وقت تلف‌‌کردن در صف بانک، از خانه خودتان و در حالتی که روی کاناپه دراز کشیده‌اید قبض تلفن‌تان را بپردازید، خودش کلی غنیمت است. اما 1818 فقط به درد همین کار نمی‌خورد. این شماره در واقع شماره سامانه خدمات الکترونیکی شرکت مخابرات استان تهران است. وقتی تماس می‌گیرید، اول از شما می‌خواهد شماره را وارد کنید. بعد بدهی‌تان را می‌گوید. برای پرداخت باید شماره عابر بانک‌تان را بدهید. نگران نباشید، آنها هم یک شماره به شما می‌دهند تا اگر مشکلی پیش آمد، دست‌تان به جایی بند باشد.

از 1818 می‌توانید خدمات دیگری مثل صورت حساب‌های قبلی و دریافت ریز مکالمات را هم بگیرید. یادتان باشد که فقط وقتی از تلفن خودتان زنگ زده باشید می‌توانید از این خدمات استفاده کنید.


شماره تلفن 88612121
این شماره تلفن امداد خودرو است. الان دیگر ماشین‌های امداد خودرو آنقدر در شهر پراکنده‌اند که حتماً روزی یکی دو بار با آنها برخورد می‌کنید. اگر ماشین‌تان توی راه خراب شد، به جای اینکه بغض کنید یا با گردن کج گوشه خیابان بایستید تا یکی دلش بسوزد و نگه دارد، می‌توانید به این شماره زنگ بزنید تا یک مکانیک کاربلد به کمکتان بیاید. امداد خودرو در همه ایران خدمات می‌دهد. حتی اگر در یک روستای دورافتاده هستید، حداقل روی مشاوره تلفنی‌شان می‌توانید حساب کنید. فقط حواس‌تان باشد وقتی به امداد خودرو زنگ بزنید که پول توی جیبتان باشد.


شماره تلفن 192
اگر روز خیلی شلوغی دارید و می‌خواهید برنامه‌هایتان را طوری تنظیم کنید که خدای نکرده نمازهایتان قضا نشود، می‌توانید از این تلفن استفاده کنید. همه اوقات شرعی را تا 24 ساعت آینده به شما اعلام می‌کند. همه اوقات شرعی یعنی حتی ساعت نیمه شب شرعی را. اگر هم نمی‌دانید امروز چندم یا چند شنبه است، یا تاریخ میلادی یا قمری را نمی‌دانید هم، این تلفن به شما کمک می‌کند.


شماره تلفن 133
133را حتماً می‌شناسید این شماره به درد وقت‌هایی می‌خورد که این آژانس‌های دم دستی جواب نمی‌دهند. مثلاً شب عید یا روزهای برفی. 133 یک سری تاکسی دارد که در سطح شهر تردد می‌کنند. وقتی با 133 تماس می‌گیرید، اپراتور نزدیک‌ترین تاکسی بیکار به منزل شما را می‌فرستد دنبالتان. لازم هم نیست آدرس بدهید. اگر قبلاً حتی یکبار ازشان ماشین گرفته باشید، شماره تلفن‌تان را با آدرس ذخیره کرده‌اند. وقتی هم می‌رسند، تماس می‌گیرند تا بروید دم در. البته اگر عجله دارید، کلاً بی‌خیالش شوید. هیچ وقت نمی‌شود روی زود رسیدن‌شان حساب کرد.
البته تهران کلی تاکسی بیسیم دیگر هم دارد. مثلاً تاکسی بی‌سیم بانوان با شماره تفلن 1821، 20102020 یا تاکسی تلفنی آریا با شماره 1814. همه آنها قبض‌شان را با تاکسی‌متر حساب می‌کنند، پس خیالتان از هزینه راحت باشد. بهتر است هر کدام از آنها را امتحان کنید ببینید کدامشان بیشتر به کار شما می‌آیند.


شماره تلفن 191
اگر خدای نکرده خیلی فوری احتیاج به داروخانه پیدا کردید و به خاطر این که هول شده‌اید مغزتان قفل کرد و هیچی یادتان نیامد، این تلفن حسابی به دردتان می‌خورد. 191 با پرسیدن منطقه‌ای که در آن هستید، برایتان اسم و آدرس همه داروخانه‌های نزدیک را می‌خواند.


شماره تلفن 119
یک صدا که استرس از آن می‌بارد به شما ساعت را اعلام می‌کند! آن هم دوبار پشت سر هم. خوراک وقت‌هایی است که در خانه تنها هستید، یک فیلم ترسناک هم دیده‌اید، کافیست به آن زنگ بزنید تا زهره‌ترک شوید!


شماره تلفن 137
این شماره فوریت‌های شهرداری است. اگر مشکلی با کوچه و خیابان پیدا کردید، مثلاً چاه فاضلاب کوچه سرریز شد یا موش توی جوی آب پیدا شد، می‌توانید با این شماره تماس بگیرید. تا این گوشه شهرتان مثل روز اولش تمیز و مرتب شود.


شماره تلفن 199
به جای اینکه راه بیافتید، بکوبید و تا فرودگاه بروید که شماره پرواز مسافران را بپرسید، یک زنگ بزنید به 199. این شماره به شما می‌گوید که آن پرواز چقدر تأخیر دارد تا بیخودی توی فرودگاه معطل نشوید. کلاً هرگونه اطلاعاتی از هر پروازی بخواهید، 199 کمکتان می‌کند.


شماره تلفن 140
تا حالا چندبار شده که کد پستی‌تان را لازم داشته باشید و یادتان رفته باشد همراه بیاورید؟ این شماره به درد این جور وقت‌ها می‌خورد. با دادن شماره تلفن، کد پستی خانه‌تان را به شما می‌دهد. علاوه بر این، اگر آدرس مناطق پستی تهران را می‌خواهید و می‌خواهید وضعیت بسته‌های پستی‌تان را پیگیری کنید، می‌توانید به این شماره زنگ بزنید.


شماره تلفن 142
این شماره ندای تامین اجتماعی است؛ سازمان تامین اجتماعی با بهره‌گیری از این سیستم بیمه‌شدگان و کارفرمایان را با حقوقشان آشنا می‌کند.


شماره تلفن 143
برای اطلاع از پیش‌بینی هوای استان تهران و دیگر استان‌های کشور و همچنین اطلاع از تفسیرهای نقشه هواشناسی می‌توانید از سیستم هواگو استفاده کنید که اگر احیانا قصد مسافرت به منطقه‌ای از کشور را دارید با مشکل مواجه نشوید.


  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳۸٩/۱٠/۱۸

کفّاره شوخی با اهل بیت(علیهم السلام)

کفّاره شوخی با اهل بیت(علیهم السلام)

تشییع جنازه ی یک انگشت

امام زین العابدین (علیه السلام ) فرمود: هنگامى که جنازه براء بن معرور را آوردند تا حضرت رسول (صلى الله علیه و آله و سلم ) بر او نماز بخواند. فرمود على بن ابیطالب (علیه السلام ) کجاست؟

عرض کردند براى انجام درخواست یکى از مسلمین به قبا رفته ، فرمود: خداوند مرا امر کرده که نماز خواندن بر جنازه براء را تاءخیر بیندازم تا على (علیه السلام ) بیاید و از سخنى که براء در حضور پیغمبر خدا به او گفته در گذرد و او را ببخشد و مرگ با سم را خداوند کفاره همان سخن قرار دهد.

عرض کردند براء مردى شوخ بود، آن سخن را از روى مزاح گفت نه جدا تا خداوند بر گفته اش او را مواخذه نماید.

فرمود اگر جدى گفته بود خداوند تمام اعمالش را تباه مى کرد اگر چه به مقدار فاصله بین زمین و عرش طلا و نقره صدقه داده باشد ولى چون مردى شوخ بود و آن سخن را به شوخى گفت من میل دارم همه بدانید که على (علیه السلام) از او در خشم نیست و در حضور شما دو مرتبه او را حلال نماید و از برایش طلب آمرزش کند تا باعث قرب و بلندى درجه او در نزد خدا گردد.(9)

چیزى نگذشت على (علیه السلام ) حاضر شد. جنازه براء را در پیش ‍ گرفته گفت خدا رحمتت کند براء! مردى بسیار با نماز و پیوسته روزه بودى و در راه خدا از دنیا رفتى. پیغمبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود اگر شخصى از مردگان شما از پیغمبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) بى نیاز باشد همانا آن مرد براء بن معرور است که به واسطه دعاى على (علیه السلام ) از نماز پیغمبر بى نیاز است از جاى حرکت نموده بر او نماز خواند و دفنش کرد.

پیغمبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمود: بندگان خدا! خویشتن را در معرض دعاى على (علیه السلام ) قرار دهید مباد مورد نفرین او واقع شوید زیرا، بر هر که نفرین کند خداوند او را هلاک خواهد نمود اگر چه کارهاى نیکش برابر با شماره تمام مخلوقات کند همانطور که براى هر کس دعا کند سعادتمند مى شود اگر چه گناهانش به اندازه تمام مخلوقات باشد.(10)

وقتى براى تعزیه نشست رو به بستگان براء نموده و فرمود: شما اى بستگان براء به تهنیت سزاوارترید تا تسلیت زیرا روح او که به آسمانها صعود کرد از آسمان اول تا هفتم و از حجب تا کرسى و عرش برایش ‍ قبه هائى افراشتند. آنگاه به سوى بهشت رفت ، تمام خزان بهشت او را استقبال نمودند و همه حوریه ها او را مشاهده کردند همگى گفتند طوباک طوباک یا روح البراء! انتظر علیک رسول الله علیا صلوات الله علیهما و آلهما الکرام حتى ترحم علیک و استغفرلک .

خوشا به حالت ، خوشا به حالت ، روح براء! پیغمبر انتظار کشید تا على(علیه السلام ) بیاید و برایت طلب آمرزش و رحمت کند. حاملین عرش  پروردگار به ما از طرف خداوند خبر دادند که فرمود اى بنده اى که در راه من جان دادى هر آینه اگر گناهانت به اندازه ریگها و شنها و دانه هاى باران و برگ درختان و به عدد مویهاى حیوانات و چشم برهم زدن و نفسها و حرکات و سکنات آنها مى بود، به واسطه دعاى على بن ابیطالب (علیه السلام ) بخشیده مى شد.

قال رسول الله (صلى الله علیه و آله و سلم ) فتعرضوا عبادالله لدعاء على لکم و لا نتعرضوا لدعاء علیکم فان من دعا علیه اهلکه الله و لو کانت حسناته بعدد ما خلق الله کما ان من دعا له اسعده الله و لو کانت سیئاته بعدد ما خلق الله .

پیغمبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمود: بندگان خدا! خویشتن را در معرض دعاى على (علیه السلام ) قرار دهید مباد مورد نفرین او واقع شوید زیرا، بر هر که نفرین کند خداوند او را هلاک خواهد نمود اگر چه کارهاى نیکش برابر با شماره تمام مخلوقات کند همانطور که براى هر کس دعا کند سعادتمند مى شود اگر چه گناهانش به اندازه تمام مخلوقات باشد.(10)

تنظیم: جهرمی زاده - گروه دین و اندیشه تبیان

 


 

 

جزء 17 بحارالانوار چاپ آخوندى ، ص 310 و 320.

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٢٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳۸٩/٩/٦

یه متن جالب و خواندنی

 

 


گل آفتاب گردان رو به نور می چرخد و آدمی رو به خدا .

ما همه‌ آفتابگردانیم.

اگر آفتابگردان‌ به‌ خاک‌ خیره‌ شود و به‌ تیرگی، دیگر آفتابگردان‌ نیست.

آفتابگردان‌ کاشف‌ معدن‌ صبح‌ است‌ و با سیاهی‌ نسبت‌ ندارد.

اینها را گل‌ آفتابگردان‌ به‌ من‌ گفت‌ و من‌ تماشایش‌ می‌کردم‌ که‌ خورشید کوچکی‌ بود در زمین‌ و هر گلبرگش‌ شعله‌ای‌ بود و دایره‌ای‌ داغ‌ در دلش‌ می‌سوخت.

آفتابگردان‌ به‌ من‌ گفت: وقتی‌ دهقان‌ بذر آفتابگردان‌ را می‌کارد، مطمئن‌ است‌ که‌ او خورشید را پیدا خواهد کرد.

آفتابگردان‌ هیچ‌ وقت‌ چیزی‌ را با خورشید اشتباه‌ نمی‌گیرد؛ اما انسان‌ همه‌ چیز را با خدا اشتباه‌ می‌گیرد.

آفتابگردان‌ راهش‌ را بلد است‌ و کارش‌ را می‌داند. او جز دوست‌ داشتن‌ آفتاب‌ و فهمیدن‌ خورشید، کاری‌ ندارد.

او همه‌ زندگی‌اش‌ را وقف‌ نور می‌کند، در نور به‌ دنیا می‌آید و در نور می‌میرد. نور می‌خورد و نور می‌زاید.

دلخوشی‌ آفتابگردان‌ تنها آفتاب‌ است.

آفتابگردان‌ با آفتاب‌ آمیخته‌ است‌ و انسان‌ با خدا.

بدون‌ آفتاب، آفتابگردان‌ می‌میرد؛ بدون‌ خدا، انسان.

آفتابگردان‌ گفت: روزی‌ که‌ آفتابگردان‌ به‌ آفتاب‌ بپیوندد، دیگر آفتابگردانی‌ نخواهد ماند و روزی‌ که‌ تو به‌ خدا برسی، دیگر «تویی» نمی‌ماند.

و گفت‌ من‌ فاصله‌هایم‌ را با نور پر می‌کنم، تو فاصله‌ها را چگونه‌ پُر می‌کنی؟ آفتابگردان‌ این‌ را گفت‌ و خاموش‌ شد.

گفت‌وگوی‌ من‌ و آفتابگردان‌ ناتمام‌ ماند.

زیرا که‌ او در آفتاب‌ غرق‌ شده‌ بود.

جلو رفتم‌ بوییدمش، بوی‌ خورشید می‌داد.

تب‌ داشت‌ و عاشق‌ بود.

خداحافظی‌ کردم، داشتم‌ می‌رفتم‌ که‌ نسیمی‌ رد شد و گفت: نام‌ آفتابگردان‌ همه‌ را به‌ یاد آفتاب‌ می‌اندازد، نام‌ انسان‌ آیا کسی‌ را به‌ یاد خدا خواهد انداخت؟

آن‌ وقت‌ بود که‌ شرمنده‌ از خدا رو به‌ آفتاب‌ گریستم

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:٢٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٩/۸/٢۳

جوک های گریه دار!

جوک های گریه دار!

جوک های گریه دار!

شما هم اس ام اس های جوک دریافت می کنید؟ آیا دقت کرده اید که گاهی به یک هم وطن می خندید و او را مورد تمسخر قرار می دهید؟

همان طور که می دانید این فرهنگ ماست که نشانگر هویت فرد فرد ماست. فرهنگ ایران زمین بدلیل قدمت و اصالتش در طی سالیان دراز آنچنان غنی شده که تمامی قشرهای جهانی از آن سخن می گفتند و می گویند.

اما خطراتی فرهنگ غنی و پرمایه ی ما را همواره تهدید می کند. یکی از آن خطرات که بسیار شاهد آن هستیم و بر بدنه ی فرهنگ خلل وارد کرده لطیفه ها و جوک های قومیتی ست که سالیان سال است از آن ها در هرمکانی و هر زمانی استفاده می شود.

 

شوخ طبعی در ایران

ما ایرانیان همیشه دوست داشتیم و داریم که شاد و مفرح زندگی کنیم . همین امر منجر به ایجاد لطیفه ها و داستان های کوتاه سراسر شادی آفرین و پند آموز شده است. چنانچه آثار بر جای مانده از نویسندگان بزرگی چون ابراهیم بیگ زین العابدین مراغه‌ای، طالبوف، دهخدا و سیدمحمدعلی جمالزاده گویای این مطلب است.

اما این خصیصه‌ مثبت اجتماعی چون هر پدیده ی دیگری درگذر زمان در مسیر ناصواب خود به کار گرفته شده شد و از حدود 90 سال پیش به بیراهه کشیده شده و بر ضد هدف اصلی که همانا شاد و مفرح کردن زندگی است به کار رفته است. از آن دوره به بعد تا کنون می‌‌توان با نگرشی عمیق از میان صدها و هزاران لطیفه، بخش عظیمی را در لیست منفی و سیاه قرار داد که به نوعی موضوع خشونت، بی‌عدالتی و بی‌احترامی به افراد، خانواده‌ها و قوم‌های مختلف را دامن می‌زنند و نابرابری‌های اجتماعی را تشدید می‌‌کنند.

دقت داشته باشید که این لطیفه‌ها اغلب درباره‌ اقوامی به کار می‌‌روند که در طول تاریخ کشورمان بیشترین تأثیر گذاری را داشته‌اند و رشادت‌ها، شجاعت‌ها و دلاوری‌های مردمانشان زمینه ساز شکل گیری تغییرات بس مهم و در خور توجهی در تاریخ گشته که امروز سایر فرهنگ‌ها و قومیت‌های ایرانی در زیر یک چتر از موهبت آن بهره‌مند هستند.

در ادامه به معرفی نمونه‌ای از این اقوام و بازگویی بخش کوچکی از پیشینه‌ تأثیر‌گذار آنان در تاریخ کشورمان می‌‌پردازیم‌.

 

کردستان ؛ دیار غیور مردان

جوک های گریه دار!

کوههایش چون دژی مستحکم حفاظ تسخیر ناپذیر غرب ایران است و شهرش هم حفاظ فرهنگی غرب ایران.

امیر صادقی، کارشناس مردم شناسی استان کردستان در خصوص پیشینه پرافتخار مردم استانش می‌‌گوید:

«پنج هزار سال قبل در سرزمینی که امروزه کردستان نامیده می‌‌شود اقوام متمدن ماد زندگی می‌‌کردند که بر اساس تحقیقات و مطالعات دانشمندانی همچون مینورسکی و اوژن پیتارد، مردم کرد بازمانده آنان هستند که از قسمت‌های شرقی به این سمت مهاجرت کرده‌اند و آن تمدن با شکوه را بنا نهادند و بعد از آن نیز تأثیر بسزایی در تاریخ امپراطوری ایران داشته‌اند. این قوم بر طبق اسناد و اکتشافات به دست آمده پیرو اصول خاصی بوده و به این باور رسیده بودند که نباید تنها از طریق شمشیر و زور بر مردم حکومت کنند بلکه قانون باید حرف اول و آخر را در جامعه بزند.

صلاح الدین ایوبی سردار نامی کرد در جنگ‌های متعددی مسیحیان متجاوز به فلسطین را شکست داد. نوری پاشا علیه عثمانی‌ها، شیخ محمود حفید علیه عراقی ها، ملا مصطفی بارزانی دنباله رو راه شیخ محمود و سنجر خان علیه روس‌ها، نمونه‌ای از مبارزات است.

متأسفانه از زمان آغاز سلسله‌ پهلوی و با هدف منزوی کردن اقوام دلاور از اجتماع، اکراد به همراه سایر اقوام همتراز خود مورد هجوم ناهنجاری‌های فرهنگ گفتاری قرار گرفتند. اقدامی برنامه‌ریزی شده که به تدریج در تار و پود فرهنگ ایرانی به نادرستی جای باز کرد.

 

ترک‌ها؛ حماسه سازان تاریخ ایران

این هموطنان شمال غرب کشورمان تنها اقوامی هستند که در برابر مغولان نه تنها کمر خم نکردند بلکه بهترین راه مقابله با دشمن را رسوخ در لایه‌های درونی حکومت مغولان برگزیده و این اقوام چادرنشین بربر را وادار به انتخاب پایتخت و یکجا نشینی کردند و مدنیت را به آنان آموختند.

بعدها بزرگترین امپراطوری دینی، مذهبی و ملی ایرانیان (حکومت صفویه) توسط اقوام ترک بنا نهاده شد و با تکیه بر نگرش‌های مذهبی مردم ایران برای اولین بار تشیع در ایران رسمی شد.

سال‌ها بعد اولین انقلاب مردمی با نگرش تحدید اختیارات حکام در تاریخ ایران نیز به دست ترکان به ثمر رسید. چنانچه قانون مشروطیت ایران زیر فشار مردم، روحانیون آذربایجان و رهبری ستار خان و باقر خان به امضای مظفرالدین شاه رسید؛ قیام تاریخی مردم تبریز در 29 بهمن56 و افتخار آفرینی لشکر مؤثر مکانیزه و زرهی خط شکن 31 عاشورا در آذربایجان و شهدای دفاع مقدس آذربایجانی از دیگر افتخارات اقوام ترک است.

یعقوب طالبی مردم شناس و کارشناس ارشد سازمان میراث فرهنگی آذربایجان شرقی معتقد است که سرآغاز شکل‌گیری لطیفه‌های قومیتی منتسب به دوره پهلوی است . وی در این باره می‌‌گوید:

لایه‌های اولین لطیفه سازی در خصوص اقوام ایرانی را باید به سال 1300 و زمان تاجگذاری رضاشاه پهلوی نسبت داد. پس از آنکه رضا خان، سلسله‌ ترک قاجاری را منقرض کرد و به حکومت رسید برای تخریب سلسله‌ قاجار، نوادگانشان را کشت، اجازه حضور در عرصه‌ سیاسی را از آنان سلب کرد، اقتصادشان را فلج و برای تخریب آنان از منظر فرهنگی نیز از طریق سیاست تمسخر وارد عمل شد؛ روندی که در دوره‌ محمدرضا به اوج خود رسید.

از سویی ترس از تشکیل حکومت خودمختاری در خطه آذربایجان که هرگز تاب تابعیت از حکومت خودکامه شاهان را نداشته‌اند (تنها حکومت خود مختاری ایران برای اولین بار در آذربایجان و تحت نظر سیدمحمد جعفر پیشه‌وری شکل گرفت) موجب شد که حکومت پهلوی برای ایجاد سرخوردگی اقوام ترک و نیز ایجاد نفاق میان مردم آذربایجان و سایر اقوام همچون گیلک، لر، کرد، ‌بلوچ، ترکمن و حتی عرب‌ها به سراغ ترفند گفتاری برود و اتحاد مردمی را به وسیله آن تضعیف کرده و سلطه خود را بر سراسر ایران تحمیل کند. اقدامی غیر اخلاقی که در آن دوران رشد نمود و امروز در فرهنگ ما به اشتباه رسوخ کرده و متأسفانه مورد استفاده قرار می‌‌گیرد.

 

گیلانیان، شجاعترین اقوام از باستان تا به امروز

گیلانیان نیز به مانند دیگر اقوام ایرانی در تاریخ ایران صحنه ساز دلاوری‌ها و رشادت‌های بسیاری بوده‌اند. چنانچه تأثیر گذاری شگرف سپاه دیلمیان ارتش ایران باستان در شکست والرین، امپراتور روم، پیشتاز بودن در نهضت بیداری و مبارزات مشروطه، فتح تهران در کنار همرزمان آذری و بختیاری، بپاخاستن قهرمانانی چون میرزا کوچک جنگلی و هیبت از دل این خطه تنها بخشی از افتخارات مردمان گیلک زبان است.

اسماعیلپور، کارشناس مردم شناسی گیلان در خصوص پیشینه‌ این استان می‌‌گوید‌:

گیلانیان پایه‌های اولین حکومت شیعی را تحت عنوان آل بویه بنا گذاشتند و بنیانگذار حکومت شیعی از اهالی گیلان و روستای دیلمان بوده است. اولین بار ‌واژه جمهوری و حکومت جمهوری در گیلان تشکیل شد و اولین شهید انقلاب نیز یونس حسنی رودباری از گیلا ن است.

اسماعیلپور نیز منشأ شکل گیری لطیفه‌های تخریبی قومیتی را منتسب به اواخر دوره قاجار و اوایل دوره رضا شاه پهلوی می‌‌داند و می‌‌گوید‌:

ساخت جوک‌های قومیتی در درجه اول از سیاست انگلیسی «تفرقه بینداز، حکومت کن» سرچشمه می‌‌گیرد که در خصوص دو قومی که در زمان رضا شاه تابعیت حکومت مرکزی را نداشتند اجرا شد‌؛ گیلکها و آذری‌ها.

حتی رژیم شاهنشاهی فردی معروف به «سید کریم» را استخدام کرد که کار او تنها ساخت جوک درباره‌ی گیلک‌ها و آذری‌ها بود و با این سیاست علاوه بر تحقیر اقوام مختلف ایرانی و تلقین برخی مفاهیم، میان آنها تفرقه ایجاد می‌‌کرد.

 

چگونه جوک های قومیتی را نابود کنیم؟

باید بدانیم که این جوک ها در درجه اول از طریق ادبیات میان مردم رشد و نمو پیدا می کنند.؛ دفاع شهریار شاعر از قوم ترک در یکی از اشعارش که در برابر مضامین برخی از نوشته در جراید و کتب مختلف و مقابله با نسبت‌های نادرست به ترک‌ها صورت گرفت حاکی از این حقیقت است. همچنین در ادبیات نمایشی گذشته نیز شخصیت‌ها با درجات پایین اجتماعی به اقوام خاص ایرانی نسبت داده می‌‌شد.

اکنون با گذشت سالیان سال از پایان حکومت استبدادی می‌‌توان تأثیر نفوذ سیاست خاص شاهان پهلوی در فرهنگ گفتاری را در جامعه مشاهده کرد؛ اما برای مقابله با این هجمه‌ فرهنگی چه می‌‌توان کرد؟

بسیاری از کارشناسان معتقدند که حضور دولت و اجرای سیاست‌های دولتی برای جلوگیری از چنین معضلی کارساز نیست بلکه به نظر می‌‌رسد ارتباطات نزدیک میان قومیت‌ها و تغییر نگرش مردمی این معضل را به خودی خود کمرنگ کنید.

طالبی در خصوص نقش رسانه در این راستا می‌‌گوید‌: صدا و سیما باید نگاه خود را بیشتر تعدیل کند و به اصلاح این قضیه بپردازد. من مخالف استفاده از لهجه‌ها در سریال‌ها و برنامه‌های تلویزیونی نیستم؛ این بخشی از جذابیت برنامه‌های تلویزیونی است اما نگاه تمسخر آمیز به آن در رسانه‌های دیداری، شنیداری و مکتوب جایز نیست. بنابر این بیاییم از این خود پس با پالایش گفتارخود ساختن و گفتن جوک‌های قومیتی را متوقف کرده و به گویندگان آنها صمیمانه احساس ناراحتی خود را ابراز کنیم.

باید تک تکمان دست به کار شویم تا علاوه بر میهنمان، دلهایمان را نیز آباد کنیم و به یک دیگر نزدیک تر سازیم . نباید این را فراموش کرد که اصل ما یکی است و در اصل هیچ تفاوتی نیست.

 

زهره سمیعی - تبیان

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:۳٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸٩/۸/۱٢

معجزه خدا در ایران: شهیدی که قبرش همیشه بوی عطر می‌دهد!

سید احمد پلارک  شهیدی که مزار پاکش بوی عطر می‌دهد.
مزار شهید سید احمد پلارک در میان سی هزار شهید آرمیده در گلزار شهدا از ویژگی بارزی برخوردار است که باعث ازدحام همیشگی زائران مشتاق بر گرد آن می‌شود. تربت پاک این بسیجی شهید همیشه معطر به رایحه مشک است و این عطر همواره از مرقد او به مشام می‌رسد. کم نیستند کسانی که تنها به نیت زیارت این شهید عزیز به بهشت زهرای تهران و قطعه 26 آن سر می‌زنند.
 شهید سید احمد پلارک در زمان جنگ در یکی از پایگاه های پشت خط به عنوان یک سرباز معمولی کار میکرد. او همیشه مشغول نظافت توالت های آن پایگاه بوده و همواره بوی بدی بدن او را فرا میگرفت. تا اینکه در یک حمله هوایی هنگامی‌که او در حال نظافت بوده، موشکی به آنجا برخورد میکند و او شهید و در زیر آوار مدفون میشود.

بعد از بمب باران، هنگامی‌که امداد گران در حال جمع آوری زخمی‌ها و شهیدان بودند، با تعجب متوجه می‌شوند که بوی گلاب از زیر آوار می‌آید. وقتی آوار را کنار میزدند با پیکر پاک این شهید روبرو میشوند که غرق در بوی گلاب بود.
هنگامی‌که پیکر آن شهید را در بهشت زهرای  تهران، در قطعه 26 به خاک می‌سپارند، همیشه بوی گلاب تا چند متر اطراف مزار این شهید احساس می‌شود و نیز سنگ قبر این شهید همیشه نمناک می‌باشد بطوری که اگر سنگ قبر شهید پلارک رو خشک کنید، از طرف دیگر سنگ نمناک می‌شود.
می‌گویند شهید پلارک مثل یکی از سربازان پیامبر ( ص ) در صدر اسلام ، " غسیل الملائکه " بوده است . " غسیل الملائکه "  به کسی می‌گویند که ملائکه غسلش داده‌ باشند . در تاریخ اسلام آمده که حنظله غسیل الملائکه که از یاران جوان پیامبر بود ، شب قبل از جنگ احد ازدواج می‌کند و در حجله می‌خوابد . فردا صبح ، زمانی که لشکر اسلام به سمت احد حرکت می‌‌کرد ، برای رسیدن به سپاه بسیار عجله کرد و بنابراین نرسید که غسل کند . او در این جنگ شهید شد و ملائکه از طرف خدا آمدند و او را با آب بهشتی غسل دادند . پیکر او بوی عطر گرفته بود که بعد پیامبر بالای پیکر او آمد و از این واقعه خبر داد . حالا گفته می‌شود شهید احمد پلارک عزیز هم اینچنین است و برای همین است که همیشه قبر او خوشبو و عطرآگین است .
 کسایی که زیاد بهشت زهرا می‌روند به این شهید والا مقام میگویند شهید عطری.
خیلی‌ها سر مزار شهید سید احمد پلارک نذر و نیاز می‌کنن و از خدای او حاجت و شفاعت می‌خوان.
او معجزه خداست.
فان پاتوق
  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٤٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸٩/۸/٥

چرا شیعه شدم

خالق "آنگاه هدایت شدم" در تبیان

چرا شیعه شدم؟

مصاحبه تبیان با دکتر تیجانی

گالری تصاویر از دکتر تیجانی

قسمت اول از مصاحبه تبیان با دکتر تیجانی

تبیان : سلام علیکم و رحمة الله. حقیقتا از دیدار شما بسیار خرسندیم. در واقع آنچه باعث شد که ما مشتاق دیدار جنابعالی باشیم شخصیت شایسته و گرانقدر شما در جهان اسلام خصوصا در نزد شیعیان است و در حقیقت میتوان گفت که شخصیتهایی همانند شما به ندرت در جهان اسلام دیده میشوند و تمامی کسانی که از اهل علم و فرهنگ به شمار می آیند مشتاق آشنایی با شخصیت شما و معرفی آن به  دنیا هستند البته خصوصیت ویژه ای هم در شخصیت شما وجود دارد که مسئله ی استبصار است و ما دوست داریم بدانیم علت اساسی و رازی که باعث تشرف شما به تشیع شده است و شما را از جمله شخصیتهای مطرح و بزرگ شیعه قرار داده است چیست؟

 

دکتر تیجانی: بسم الله الرحمن الرحیم؛ من همواره و در همه ی احوال به این کلام الهی تمسک میجویم که به ما یاد داد که بگوییم «الحمدلله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لولا ان هدانا الله» و در واقع تمامی این امور توفیقی است از جانب خداوند متعال و میتوان آن را رجوع و بازگشتی به  اصل و ریشه خود دانست چرا که خانواده ی من از جمله سادات علوی هستند که از عراق مهاجرت کردند، کسانی که از دست دولت عباسی که آنان را محکوم به اعدام دانسته بود به تونس در شمال آفریقا فرار کردند و به مرور زمان از اهل تسنن شدند و راه تقیه را در  پیش گرفتند و مشیت  خداوند متعال هم اینگونه تعلق گرفت که ما را به اصالت و ریشه ی خودمان باز گرداند تا حقیقت را درک کنیم .

سفر من به مکه هم سفری موفقیت آمیز بود و در مسیر بازگشت خداوند متعال مرا متوجه عراق کرد و در مسیرم مردی شیعی قرار داد که مرا به عراق برد و در آنجا هم در اجتماعی که علماء شیعه و در رأس آنها محمدباقر صدر و سید حکیم حضور داشتند شرکت کردم. در آنجا قبل از آن که با مذهب ایشان ارتباط بگیرم و تأثیر بپذیرم از اخلاق آنها متآثر شدم. شاید اخلاق شیعه بود که مرا جذب کرد و در طول مدتی هم که در آنجا به سر میبردم رفتار آنها مرا تحت تأثیر قرار داد. و در لابلای سؤالاتی که رد و بدل می شد؛ دچار شک و تردید شدم، همان شکی که غزالی در باره اش می گوید راهی است به سوی کشف حقیقت .

هنگامی که به کشورم تونس برگشتم دیدم که آنها بر پیمان خود وفادار بوده اند و تمامی کتبی را که خواسته بودم به طور رایگان برایم فرستاده بودند، که این مسئله حیرت مرا بیش از پیش برانگیخت و مرا به جستجویی سه ساله وادار کرد. و بالاخره پس از بحثها و جستجوها و دقتها و مقایسات فراوان دریافتم که اهل بیت(علیهم السلام) اصل و ریشه ی اسلام هستند و کسی که از ایشان رویگردان باشد در حقیقت گمراه است و به خاطر همین بود که کتابم " آنگاه هدایت شدم " را به رشته ی تحریر در آوردم چرا که من خودم را مسلمانی گمراه می دانستم .

چنانکه خودم هم در میان اهل سنت نقش امام را داشتم و احادیث مختلفی را فقط می خواندم بدون اینکه چیزی از آن را بفهمم و دائما آنها را صحیح می پنداشتم و بر محمل تأویلات منطقی حمل میکردم .

باید توجه داشته باشیم که فرق است بین "مغضوب علیهم و ضالین"، چرا که "مغضوب علیهم" کسانی اند که حق را در یافته اند اما آن را انکار کرده اند لکن "ضالین" تفسیر کسانی است که حقیقت را گم کرده اند و در راه مانده اند. و من معتقدم که اهل سنت نیز امروزه از جمله ی "ضالین" هستند و ایشان قربانی این توطئه و پنهان کاری کثیف هستند و به همین خاطر است که من  برادران اهل سنتم را بسیار مورد احترام قرار میدهم، خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: «یا ایها الذین آمنوا اذا ضربتم فی سبیل الله... ولا تقولوا لمن القی الیکم السلام لست مؤمنا تبتغون عرض الحیاة الدنیا فعندالله مغانم کثیرة کذلک کنتم من قبل فمنّ الله علیکم» و خداوند متعال هم به واسطه این هدایت بر من منت گذاشت، هدایتی که باعث شد بر کشتی نجات سوار شده و به حبل الله المتین چنگ بزنم .

مصاحبه تبیان با دکتر تیجانی

من آن سفر و تجربه ای را که با شیعه داشتم مکتوب کردم و به واسطه ی آن به موفقیت بزرگی دست پیدا کردم و هرگز توقع نداشتم که  این کتاب با این حجم اندک به چنین مقبولیتی در بین مسلمین چه شیعه و چه اهل سنت دست پیدا کند تا انجا که تعداد زیادی به فضل این کتاب به هدایت و رستگاری دست پیدا کردند و این کتاب به بیست و شش زبان دنیا ترجمه شد و از نامه ها و ایمیل هایی که به دستم میرسید متوجه شدم که برخی از روستاها به طور کامل شیعه شده اند و من خودم با برخی از کشورهای شمال آفریقا و ساحل عاج ارتباط داشتم و حساب کردم که حدود دو میلیون نفر بواسطه ی کتابم هدایت شده اند. چنانکه فقط در ترکیه  بعد از ترجمه ی چهار کتابم یعنی: ثم اهتدیت، لاکون مع السابقین، فسروا اهل الذکر و الشیعة هم اهل السنة، حدود نصف علویان ترکیه که بنا به نقل رئیس علویان جمعیتی بالغ بر بیست میلیون داشتند به مذهب تشیع در آمدند و در عید غدیر سه سال پیش مرا به ترکیه دعوت کردند و در آنتالیا جمعیتی حدود سی و پنج هزار نفر از مستبصرین از من استقبال کردند که در بین آنها وزیر فرهنگ ترکیه هم حضور داشت و روزنامه ها و مجلات و خبرگزاریهای متعددی از این جشن بزرگ که از طرف برادران علوی برگزار شد گزارش تهیه و پخش کردند که خداوند متعال را بر این نعمت شکرگزارم .

و من همچنان مصر بر تبلیغ و نشر شیعه هستم. یادم است که محمدباقر صدر که به من لقب "بقرة التشیع" در شمال آفریقا را داده بود به من گفت که نقش و جایگاه تو همان نقش امام صادق(علیه السلام) است که آن را امام صادق علیه السلام در این روایت شریف روشن میسازد که ایشان فرمودند: خدا رحمت کند کسی را که امر ما را زنده کند، پرسیدند چگونه امر شما را زنده کنیم؟ فرمودند به اینگونه که علوم ما فرا بگیرید و آن را به دیگران یاد دهید چرا که اگر مردم محاسن کلام ما را بدانند قطعا از ما پیروی میکنند؛ و در جای دیگر فرمودند: برای ما مایه ی زینت و نیک نامی  باشید نه اینکه بر ضد ما مایه ی ننگ و رسوایی و بدنامی شوید؛ یا اینکه فرمودند به وسیله ای غیر از زبانتان مردم را دعوت کنید.

پس از بحثها و جستجوها و دقتها و مقایسات فراوان دریافتم که اهل بیت(علیهم السلام) اصل و ریشه ی اسلام هستند و کسی که از ایشان رویگردان باشد در حقیقت گمراه است و به خاطر همین بود که کتابم " آنگاه هدایت شدم " را به رشته ی تحریر در آوردم چرا که من خودم را مسلمانی گمراه می دانستم .

و من به این نصایح عمل کردم و به موفقیتی بزرگ دست پیدا کردم و خداوند را بر تمامی هدایتهایش سپاسگذارم. و الان هم مردم را به سوی خدا دعوت میکنم لکن با روشی که خودش سفارش میکند "بالحکمة و الموعظة الحسنة"  به این گونه که در اولین قدم سبّ و لعن و بدگویی را کنار گذاشتم چرا که به این فرمایش امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) متقاعد شدم که میفرمایند: "لا تکونوا صباّبین و لا لعاّنین ... ولکن قولوا کان من فعلهم کذا و کذا." من این را خلاصه ی تشیع میدانم که از دشنام و لعن دوری کنی لکن حقائقی را که تاریخ در دل خود مصون و محفوظ و پنهان داشته است را آشکار کنی، همان حقائقی که در درون کتابها مستور است و مردم بی توجه از کنار آن میگذرند و آنها را نمیدانند .

مصاحبه تبیان با دکتر تیجانی

چنانکه خودم هم در میان اهل سنت نقش امام را داشتم و احادیث مختلفی را فقط می خواندم بدون اینکه چیزی از آن را بفهمم و دائما آنها را صحیح می پنداشتم و بر محمل تأویلات منطقی حمل میکردم .

و من مدتی است که فعالیت گسترده ای را برای نشر و گسترش تشیع به این شیوه پی گرفته ام و باید توجه داشت که تنها کسی به دشنام و ناسزاگویی متوسل میشود که دلیل و حجتی نداشته باشد اما کسی که با برهان و دلیل پیش می آید هرگز نیازی به این چیزها ندارد. و خداوند متعال هم ما را از اینکار برحذر داشته است: «یا ایها الذین آمنوا لا تصبوّا الذین یدعون من دون الله  فیصب الله عدوا.» دشنام و لعن از جمله اموری است که باعث ایجاد عکس العمل شده و یک نقطه ی منفی برای تشیع به حساب می آید همچنان که هم اکنون نیز بعد از آین که سالها برای زدودن آن از دامن تشیع تلاش کردیم دوباره رخ داده است و همه ی تلاشهای ما را در یک لحظه یاسر حبیب از بین برد و ما قطعا این نوع تخریبها را محکوم میدانیم .

و امروز از نقش مهاجم به مدافع عدول کرده ایم  چرا شیعه در همه جا مورد لعن و تکفیر قرار میگیرد و حتی کنفرانسهایی در نقاط مختلف دنیا به این منظور برگزار میگردد .

و من از فتوای رهبر انقلاب بسیار مسرور شدم چنانکه بسیاری از علمای اهل سنت را هم تحت تأثیر قرار داد و تحسین دیگر علماء را برانگیخت  چرا که کلام کسی که در سطح سیاسی و علمی رهبری شیعه را برعهده دارد دارای نفوذ و اهمیت است. و قطعا ما هم در آینده جهت ترویج و گسترش تفکرات شیعه و اهل بیت علیهم السلام از این اسلوب منطقی که سیره ائمه معصومین(علیهم السلام) هم بوده است بهره خواهیم برد تا اعتلای کامل کلمه ی توحید و نابودی کامل کفر و شرک این مسیر را ادامه خواهیم داد .

 

تبیان :  بفرمائید مضمون فتوا چه بوده است؟

 

دکتر تیجانی: از دشنام و ناسزاگویی منع کرده است و گفته اند که لعن صحابه حرام است و قطعا این کلام صحیح و به جایی است چرا که لازم نیست هر حقیقتی به طور علنی برای هر کسی گفته شود چون که سفارش شده است: خاطب الناس علی قدر عقولهم. باید بدانیم که شخص سنی مقدسات و نمادهای خاصی دارد. مثلا عایشه برای او یک سمبل و نماد است در حالی که ممکن است اصلا فاطمه(سلام الله علیها) را نشناسد، او معتقد است آنچه رسول خدا صلوات الله علیه در مورد عایشه گفته است در مورد فاطمه(سلام الله علیها) نگفته است "خذوا نصف دینکم عن هذه الحمیرة ."

 

مصاحبه از گروه دین و اندیشه تبیان

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٥۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸٩/۸/٤

پرسش و پاسخ های پرسش از شما، پاسخ از معصومین علیهم السلام

مجموعه ای جالب از ائمه معصومین در مورد مطالب متفاوت را می توانید در اینجا بخوانید

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٢۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٩/٧/۱٩

رقعه، بهترین روش استخاره

رقعه، بهترین روش استخاره

دانش‌نامه‌های تخصصی قرآن‌کریم

از آنجا مساله استخاره و گونه های آن، همواره جز سوالات و دغدغه های ذهنی کثیری از کاربران عزیز بوده لذا در نوشتار حاضر بر آن شدیم تا یکبار برای همیشه روایات مربوط به هر یک از روشهای استخاره را آورده و کیفیت انجام هر یک را شرح دهیم: 

 

1.استخاره مطلق

استخاره مطلق، استخاره‏اى است که در آن، هیچ شک و شبهه‏اى نیست و در اخبار و روایات ما از آن بیش‏تر نام برده شده و اهل دل و عرفان، دائما با چنین استخاره‏اى در تمامى مراحل کارها - حتى جزئى‏ترین آنها - سر و کار دارند.این استخاره، در واقع نوعى دعا و طلب خیر کردن است.و دیگر فقط مربوط به مواقع شک و دو دلى و تردید نیست.از همین روست که امام صادق علیه السلام فرمود که خدا مى‏فرماید:

«من شقاء عبدی ان یعمل الاعمال و لا یستخیرنی; از بدبختى بنده من آن است که کارى از کارهایش را بدون استخاره (طلب خیر) از من انجام دهد. (1)

پیشوایان معصوم ما علیهم السلام کیفیت این استخاره را چنین‏تعلیم داده‏اند:

امام باقر علیه السلام فرمود: «پدرم امام سجاد علیه السلام هر گاه مى‏خواست کارى انجام دهد، وضو مى‏کرد و دو رکعت نماز مى‏خواند، بعد از نماز، دویست‏بار از درگاه خدا، طلب خیر مى‏کرد، سپس دعا مى‏کرد و بعد، آن کار را انجام مى‏داد. (2)

سید ابن طاووس و اکثر متاخرین علما، استخاره با کاغذ(ذات الرقاع)را بهترین نوع استخاره مى‏دانند

و نیز روایت‏شده است که امیر مؤمنان على علیه السلام در کیفیت این استخاره فرمود:

«ابتدا دو رکعت نماز بخوان، بعد صد بار بگو: استخیر الله، یعنى از خدا طلب خیر مى‏کنم‏» آن گاه دعا کن و سپس کار خود را انجام بده. (3)

ابو یعفور مى‏گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که در کیفیت این استخاره چنین فرمود:

«نخست، خدا را تمجید کن و حمد و ثناى الهى را به جا آور و بعد بر محمد صلى الله علیه و آله و آلش صلوات بفرست، آن گاه بگو:

«اللهم انى اسالک بانک عالم الغیب و الشهادة، الرحمن الرحیم، و انت علام الغیوب، استخیر الله برحمته‏» .

«خدایا از درگاه تو مسالت مى‏نمایم، اى خدایى که به آشکار وپنهان آگاه هستى، بخشنده و مهربانى و بر همه نهان‏ها آگاهى کامل دارى، بر اساس رحمتت از درگاه‏ات، طلب خیر و صلاح مى‏کنم‏» .

آن گاه امام صادق علیه السلام فرمود: «اگر کار، مهم و مشکل بود، دعاى فوق را صد بار بخوان و اگر آسان بود، سه بار بخوان‏» . (4)

پس مطابق اکثر روایات، این نوع استخاره فقط براى رفع حیرت و سرگردانى نیست‏بلکه در همه مراحل یک کار، خوب و پسندیده و راه‏گشاست.و اگر این کار بعد از نماز و دعا و با طهارت و حضور قلب باشد، قطعا بهتر است چون امام صادق علیه السلام در مورد همین استخاره مطلق فرمود:

صل رکعتین و استخیر الله فو الله ما استخار الله تعالى مسلم الا خار الله له البتة; دو رکعت نماز بخوان و از خدا طلب خیر کن، سوگند به خدا هیچ مسلمانى از درگاه خدا طلب خیر نکرد، مگر این که قطعا خداوند، خیر او را فراهم سازد. (5)

2.استخاره مشورتى

یکى از انواع استخاره «استخاره مشورتى‏» است، آن هم مشورت با مؤمنان.روش این نوع استخاره را عالمان دینى این گونه گفته‏اند:

در کتاب‏هاى محاسن، معانى الاخبار و فتح الابواب به‏سندهاى معتبر از حضرت صادق علیه السلام آمده است که هر گاه یکى از شما کارى را اراده کند، با کسى مشورت نکند تا آن که پیش از آن با خداوند خود مشورت کند.راوى پرسید: چگونه با خدا مشورت کند؟ فرمود: اول از حق تعالى، خیر خود را طلب کند، بعد از آن با مؤمنان مشورت کند تا خدا آن چه خیر او در آن است‏به زبان ایشان جارى گرداند. (6)

و در کتاب مکارم الاخلاق از حضرت صادق علیه السلام روایت کرده است که هر گاه امرى را اراده کنى، پس با کسى مشورت مکن تا با خدا مشورت کنى، پرسیدند: چگونه با پروردگار خود مشورت کند؟ فرمود: صد مرتبه بگوید: «استخیر الله‏» پس با مردم مشورت کند تا خدا خیر او را بر زبان هر که خواهد جارى کند. (7)

سید ابن طاووس به سند معتبر از حضرت امام صادق علیه السلام روایت کرده است که چون یکى از شما شیعیان، اراده کند که چیزى بخرد یا بفروشد، یا کارى را انجام دهد، پس اول خیر خود را از خداى عز و جل بخواهد، آن گاه در آن کارى که اراده کرده است‏با ده نفر از مؤمنان مشورت کند، و اگر ده نفر پیدا نکرد با پنج نفر مشورت کند (با هر یک از این پنج نفر، دو بار مشورت کند) و اگر پنج نفر را هم‏نیافت‏با دو نفر از مؤمنان مشورت کند (با هر کدام پنج‏بار) و اگر دو نفر را هم نیافت‏با یک نفر مشورت کند ولى در ده نوبت. (8)

به سند معتبر از «حسن بن الجهم‏» منقول است که حضرت امام رضا علیه السلام فرمود: عقل پدرم به مرتبه‏اى بود که کسى نمى‏توانست عقل‏هاى دیگران را با آن بسنجد، ولى با این وجود، غلام سیاهى داشت که در کارها با او مشورت مى‏کرد.مى‏گفتند: با چنین کسى مشورت مى‏کنى؟ جواب مى‏فرمود: اى بسا که خداوند متعال، خیر مرا بر زبان او جارى گرداند.پس آن چه آن غلام در مورد مصالح باغ و مزرعه مى‏گفت آن حضرت به آن عمل مى‏نمود. (9)

در کتاب مکارم الاخلاق از حضرت صادق علیه السلام روایت کرده است که رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: مشورت کردن با عاقل ناصح خیر خواه، موجب میمنت و مبارکى و رشد و صلاح و توفیق حق تعالى است، پس هرگاه خیر خواه داناى عاقل، رایى براى تو اختیار کند، با او مخالفت مکن که باعث هلاک تو مى‏گردد. (10)

خلاصه این که: یکى از انواع استخاره، استخاره مشورتى است.بدین معنا که انسان با مؤمنان آگاه مشورت کند تا به وسیله این مشورت، خداوند متعال، خیر انسان را به زبان یکى از طرف‏هاى مشورت، جارى نماید.البته باید توجه داشت کسانى را که با آن‏هامشورت مى‏کنیم باید صلاحیت مشورت را داشته باشند; یعنى نسبت‏به موضوع مشورت، آگاهى داشته باشند و هم چنین نسبت‏به انسان، خیر خواه باشند.انسان‏هاى حسود، حریص به دنیا، ترسو، سست ایمان، عجول و بخیل، صلاحیت مشورت را ندارند.

3.استخاره قلبى

شیخ طوسى - قدس الله روحه - در کتاب اقتصاد فرموده است:

«کسى که اراده انجام کارى را کرده است، سنت است که غسل کند و دو رکعت نماز به جا آورد، بعد از آن به سجده رود و صد مرتبه بگوید: «استخیر الله تعالى فى جمیع اموری کلها خیرة فی عافیة‏» .

پس از آن، آن چه به دل و قلبش افتاد، عمل کند. (11)

کلینى و شیخ طوسى و سید ابن طاووس و طبرسى - رحمة الله علیهم - به سند صحیح، روایت کرده‏اند که:

«ابن اسباط، تصمیم داشت که به مصر، سفر کند، اما مردد بود که از راه دریا سفر کند یا صحرا، حضرت امام رضا - صلوات الله علیه - به او فرمود: دو رکعت نماز بگزار، و بعد از آن به سجده برو و صد مرتبه خیر خود را از خدا بطلب و آن چه به دلت مى‏افتد به آن عمل کن. (12) 

سید ابن طاووس به سندهاى صحیح و معتبر، روایت کرده است که مردى مى‏خواست ملک خود را بفروشد.براى این کار به حضرت امام جواد علیه السلام نامه نوشت.آن حضرت در جواب به او نوشتند: دو رکعت نماز به جا آور، و بعد از آن صد مرتبه، خیر خود را از خدا طلب کن، و در موقع این کار با کسى حرف نزن تا صد مرتبه تمام شود، پس اگر فروش آن ملک، به دلت افتاد، آن را بفروش. (13)

سید ابن طاووس به سند صحیح از امام باقر علیه السلام امام محمد باقر علیه السلام روایت نموده است که هر بنده‏اى که صد مرتبه، طلب خیر از حق تعالى بکند، البته آن چه خیر اوست در دلش مى‏افتد. (14)

هم چنین «دیلمى‏» در کتاب فردوس الاخبار روایت کرده است که: حضرت رسول صلى الله علیه و آله به انس گفت: هر گاه، امرى را اراده کنى، هفت مرتبه، از خداوند متعال، طلب خیر کن، پس آن چه به دل تو افتاد انجام بده که خیر تو در آن است. (15)

4.استخاره با قرآن

شیخ بزرگوار کلینى - رحمة الله علیه - از حضرت امام صادق علیه السلام روایت کرده است که: «به قرآن، تفال مکن‏» (16)

علامه مجلسى مى‏فرماید: «مشایخ ما - رحمة الله علیهم - این حدیث را تاویل مى‏کردند که مراد، نهى از فال گشودن از قرآن است که احوال آینده را از آیات، استنباط کنند، چنان چه بعضى از جاهلان، این را وسیله روزى خود کرده به این نحو، مردم را فریب مى‏دهند.و به خاطر قاصر فقیر مى‏رسد که ممکن است مراد، نهى از تفال و تطیرى باشد که اکثر خلق از دیدن و شنیدن بعضى امور مى‏کنند، و بعضى را بر خود مبارک و بعضى را شوم مى‏گیرند; مانند صداى کلاغ و جغد و دیدن بعضى از حیوانات و غیر آن در آغاز سفر و احوال دیگر; یعنى از شنیدن بعضى از آیات کریمه، فال نیک و فال بد مى‏گیرند.و شاید یک حکمتش این باشد که باعث کم اعتقادى مردم به قرآن کریم نگردد اگر موافق نیفتاد» (17)

اما روش استخاره به قرآن این گونه است که:

بعد از طلب خیر از خداوند متعال، قرآن را بگشا و آیه اول صفحه دست راست را ملاحظه نما، اگر آیه رحمتى یا امر به خیرى باشد خوب است، و اگر آیه غضب یا نهى از شرى یا امر به شرى یا عقوبتى باشد بد است، و اگر دو پهلو باشد میانه است.

روایت‏شده است که: یسع بن عبد الله قمى به امام صادق علیه السلام عرض کرد: گاهى مى‏خواهم کارى انجام دهم، ولى متحیر هستم که آیا انجام دهم یا نه؟

امام صادق علیه السلام به او فرمود: هنگام نماز - که شیطان از هر وقت دیگر از انسان دورتر است - قرآن را بگشا، اولین آیه‏اى که در آغاز صفحه دست راست مى‏بینى، عمل کن. (18)

آداب استخاره با قرآن

از رسول خدا صلى الله علیه و آله نقل شده است که فرمود: هنگام استخاره با قرآن، ابتدا سه بار سوره توحید را بخوان، سپس سه بار صلوات بر محمد و آلش بفرست، سپس بگو: «اللهم تفالت‏بکتابک و توکلت علیک، فارنی من کتابک ما هو مکتوم من سرک المکنون فی غیبک‏» .

یعنى: «خدایا به کتاب تو تفال مى‏زنم، و بر تو توکل مى‏کنم و از کتابت آن چه را که در نهان غیب تو، پوشیده شده به من بنمایان‏» .

پس از این دعا، قرآن را بگشا و از سطر اول، صفحه سمت راست، مقصود خود را به دست آور. (19)

البته سفارش شده است قرآنى که با آن، استخاره مى‏کنید، قرآن کامل باشد نه قرآنى که یک جزء یا چند جزء دارد و امروزه معمولا در مجالس فاتحه مى‏آورند.تعبیرى که در همین روایت پیامبر صلى الله علیه و آله در این باره آمده این است: «ثم افتح الجامع‏» یعنى سپس قرآن جامع را که همه قرآن در آن است‏بگشا.

5.استخاره با تسبیح

علامه مجلسى مى‏فرماید: پدرم از شیخ بهایى، نقل مى‏فرمود که: ما دست‏به دست از مشایخ خود شنیده‏ایم که حضرت صاحب الامر - صلوات الله علیه - در مورد استخاره با تسبیح روایت مى‏کردند که: سه مرتبه بر محمد و آل محمد، صلوات بفرست، سپس میانه تسبیح را بگیر و دو تا دو تا رد کن، اگر آخرى جفت آمد، بد است و اگر طاق آمد خوب است. (20)

علامه مجلسى (ره) مى‏فرماید: پدرم ملا محمد تقى مجلسى، اکثر اوقات در امورى که عجله داشتند، این گونه استخاره مى‏کردند.

6.استخاره با کاغذ (ذات الرقاع): رقاع، جمع رقعه به معنى کاغذ است

سید ابن طاووس و اکثر متاخرین علما، این نوع را بهترین استخاره مى‏دانند در کتاب احتجاج آمده است که «حمیرى‏» ، عریضه‏اى به خدمت‏حضرت صاحب علیه السلام نوشت و پرسید که: اگر کسى در انجام یا ترک کارى مردد شود، و دو انگشتر بگیرد بر یکى بنویسد «بکن‏» و بر دیگرى «مکن‏» پس هر دو را پنهان کند و چندین مرتبه، خیر خود را از خداوند، طلب کند، آن گاه یکى از آن‏ها رابیرون آورد و به آن عمل کند، آیا حکم استخاره دارد؟

حضرت در جواب نوشتند: آن چه عالم اهل بیت علیهم السلام در باب استخاره مقرر فرموده نماز کردن و رقعه‏ها (کاغذ) نوشتن است، یعنى چنان باید کرد. (21)

هارون بن خارجه مى‏گوید: امام صادق فرمود: هر گاه اراده کارى نمودى، شش عدد کاغذ بردار، در سه تا از آن کاغذها بنویس:

«بسم الله الرحمن الرحیم.خیرة من الله العزیز الحکیم لفلان بن فلانة (مثلا لاحمد بن خدیجة) افعله‏» .

و در سه تاى دیگر بنویس:

«بسم الله الرحمن الرحیم.خیرة من الله العزیز الحکیم لفلان بن فلانة (مثلا لاحمد بن خدیجة) لا تفعل‏» .

آن گاه این شش کاغذ را زیر سجاده خود بگذار، سپس برخیز و دو رکعت نماز بخوان، پس از نماز به سجده برو و در سجده، صد بار بگو: «استخیر الله برحمته فى عافیة‏» سپس سر از سجده بردار و راست‏بنشین و بگو:

«اللهم خیّر لى و اختر لى فى جمیع اموری فی یسر منک و عافیة‏» یعنى: «خدایا براى من خیر گردان و انتخاب کن در همه امورم در مورد آسایش و عافیت از جانبت‏» .

سپس با دست‏خود، آن شش کاغذ را از زیر سجاده بیرون بیاور و مخلوط کن، آن گاه یکى از آن‏ها را بردار، و سپس یکى دیگر را بردار، و سپس سومى را بردار، اگر در هر سه، پشت‏سر هم نوشته بود: «لا تفعل: انجام مده‏» پس تو انجام نده.و اگر در هر سه نوشته بود: «افعل: انجام بده‏» پس تو انجام بده.

و اگر مخلوط بود یعنى به این صورت که: در اولى نوشته بود افعل (انجام بده) و در دومى نوشته بود لا تفعل (انجام نده)، در این صورت تا پنج عدد کاغذ را بیرون بیاور، و در میان آن پنج عدد هر گاه در اکثر آن‏ها (یعنى سه عدد از آن‏ها) هر چه نوشته بود، همان را انجام بده و ششمین کاغذ را ترک کن که نیازى به آن ندارى. (22)

فقیه بزرگوار، سید ابن طاووس، صاحب کتاب فتح الابواب به استخاره با کاغذ، اهمیت مى‏داد.در قسمت‏هاى پیشین این کتاب، که مواردى از استخاره‏هاى عجیب را ذکر کردیم، دو سه نمونه هم از سید ابن طاووس آوردیم که ایشان با کاغذ، استخاره کرده بود.

علامه مجلسى – ره - (23) هم مى‏فرماید:

«سید ابن طاووس (ره) در مورد استخاره، به روایت استخاره با رقاع (کاغذها) اعتماد داشت و براى چنین استخاره‏اى آثار عجیب و غریبى ذکر نموده که خداوند به بنده‏اش عطا کند، و مى‏فرماید: هر گاه در استخاره با کاغذ، چند بار (سه بار) پشت‏سر هم، افعل (انجام بده) آمد، «خیر محض‏» است و اگر پشت‏سر هم، لا تفعل (انجام مده) آمد، شر محض است... (24)

                                                                                                             فرآوری: شکوری_گروه دین و اندیشه تبیان

 


 

 

پى‏نوشت‏ها:

1.بحار الانوار، ج 91، ص 222.

2.علامه محمد باقر مجلسى، مفاتح الغیب، تحقیق سید مهدى رجائى (چاپ دوم: بنیاد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى، مشهد، 1369) ص 16- 17.به نقل از: مکارم الاخلاق، ص 322.

3.مفاتح الغیب، ص 17.

4.بحار الانوار، ج 91، ص 256.

5.مکارم الاخلاق، ص 373.

6.علامه مجلسى، مفاتح الغیب، ص 41، به نقل از: محاسن برقى; ص 598، معانى الاخبار، ص 144- 145; بحار الانوار، ج 91، ص 252; به نقل از فتح الابواب.

7.مکارم الاخلاق، ص 318.

8.بحار الانوار، ج 91، ص 252- 253، به نقل از فتح الابواب سید ابن طاووس.

9.بحار الانوار، ج 91، ص 254.

10.مکارم الاخلاق، ص 319.

11.علامه مجلسى، مفاتح الغیب، ص 34.

12.همان، ص 34 به نقل از: فروع کافى، ج 3، ص 471; تهذیب الاحکام، ج 3، ص 180; بحار الانوار، ج 91، ص 264 و مکارم الاخلاق، ص 321.

13.بحار الانوار، ج 91، ص 264، به نقل از فتح الابواب سید ابن طاووس.

14.بحار الانوار، ج 91، ص 278.

15.همان، ص 265.

16.اصول کافى، ج 2، ص 629.

17.علامه مجلسى، مفاتح الغیب، ص 42- 43.

18.بحار الانوار، ج 91، ص 265; مسائل الفاضل المقداد سیورى و اجوبة الشهید الاول، مجله تراثنا، شماره‏هاى 7 و 8، ص 375.

19.بحار الانوار، ج 91، ص 241; مفاتح الغیب، ص 44- 45.

20.مفاتح الغیب، ص 52; بحار الانوار، ج 91، ص 250.

21.مفاتح الغیب، ص 53 به نقل از: احتجاج طبرسى، ج 2، ص 314.

22.محمد تقى عبدوس و محمد محمدى اشتهاردى، فرازهاى برجسته از سیره امامان شیعه علیهم السلام، (چاپ اول: انتشارات دفتر تبلیغات اسلامى حوزه علمیه قم، قم، 1372) ج 2، ص 137 به نقل از: فروع کافى، ج 3، ص 470- 471.

23.بحار الانوار، ج 91، ص 288; الالفیه و النفلیه، شهید اول (انتشارات دفتر تبلیغات اسلامى، قم، بى‏تا) ص 146.

24. ابوالفضل طریقه‏دار، کندو کاوى درباره استخاره و تفال، ص

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸٩/٧/٧

..:: شماره های پر کاربرد ::..

..:: شماره های پر کاربرد ::..



www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ

این شماره‌ها را یادداشت کنید. جای دوری نمی‌رود. منوی پیشنهاد زیر را بخوانید تا بدانید از آن دستگاه کوچولوی خانه‌تان چه کارهایی که بر‌نمی‌آید!

حتماً خبر دارید که با گرفتن بعضی از شماره تلفن‌ها، می‌توانید مشاوره خانوادگی بگیرید، درخواست تاکسی کنید یا قبض‌هایتان را پرداخت کنید. اما بعید است بدانید که این همه شماره برای رفع مشکلات دیگر نیز در اختیار شما هستند.

 

148

این‌ روزها مشاوران به ازای یک ربع ساعت که با شما حرف می‌زنند، قیمت سرسام‌آوری طلب می‌کنند. اگر فقط یک راهنمایی کوچک می‌خواهید و نمی‌خواهید زیاد هزینه کنید، می‌توانید به 148 زنگی بزنید. این یک مرکز مشاوره معتبر است.

با این تفاوت که برای استفاده از آن می‌توانید توی خانه‌تان بنشینید و بدون این که لازم باشد توی چشم مشاورتان نگاه کنید، کمک بگیرید. اصلاً مهم نیست که مشاوره‌تان چقدر طول می‌کشد. مشاورها هر قدر که بخواهید، به رایگان برایتان وقت می‌گذارند. بعد هم کدشان را به شما می‌دهند تا بتوانید کارتان را پیگیری کنید.

اگر خدای نکرده مشکل‌تان حاد بود، همین مشاورها شما را به یک پزشک معرفی می‌کنند. به هر حال هیچ چیز جای صحبت‌کردن حضوری را نمی‌گیرد.

اگر برای اولین بار به مرکز مشاوره زنگی می‌زنید و مشاور خاصی را در نظر ندارید، خودشان شما را به یک مشاور وصل می‌کنند.

 

9092301202

برای سرگرم کردن بچه کوچولویتان مشکل دارید؟ برای خواباندنش هم همین‌طور؟ اگر فرزندتان دائم غر می‌زند که برایش قصه بگویید و شما هم چندین بار همه کتاب‌هایش را برایش خوانده‌اید و چیز دیگری هم از قصه‌های مادر بزرگتان یادتان نمانده تا برایش بگویید، این تلفن حسابی به کمکتان می‌آید.

این شماره قصه‌گوی زنگوله است. همان موقع که شماره را می‌گیرید، یک صدای بچگانه سیستم را به شما معرفی می‌کند و بعد از خواندن یک شعر کوچولو از شما می‌خواهد که برای انتخاب داستان عدد 1 و برای شعر عدد 2 را شماره‌گیری کنید. بعد از آن می‌توانید با وارد کردن یک شماره شانسی و زدن دکمه ستاره، به یکی از شعرها یا قصه‌ها گوش کنید.

هر تماس برایتان 200 تومان خرج بر می‌دارد به جایش حدود 10 دقیقه سر بچه‌تان را گرم می‌کند. چون همه بچه‌ها عاشق تلفن‌اند، می‌توانید مطمئن باشید که بچه تا آخرش را هم گوش می‌کند. تازه هیجان‌انگیزترین بخش ماجرا این است که کسی برای بچه شما قصه می‌گوید که زمانی برای خودتان می‌گفته. آن خانم با صدای مهربان برنامه (شب بخیر کوچولو) که یادتان هست؟

 

1818

این شماره به اندازه کافی معروف هست. تیزر تبلیغاتی‌اش را که به یاد دارید؟ خانم قبض تلفن را پرداخت کرده و می‌گوید: (1818 نیازی به قبض نداره). همین که بتوانید بدون ایستادن و وقت تلف‌ کردن در صف بانک، از خانه خودتان و در حالتی که روی کاناپه دراز کشیده‌اید قبض تلفن‌تان را بپردازید، خودش کلی غنیمت است..

اما 1818 فقط به درد همین کار نمی‌خورد. این شماره در واقع شماره سامانه خدمات الکترونیکی شرکت مخابرات استان تهران است. وقتی تماس می‌گیرید، اول از شما می‌خواهد شماره را وارد کنید.. بعد بدهی‌تان را می‌گوید. برای پرداخت باید شماره عابر بانک‌تان را بدهید. نگران نباشید، آنها هم یک شماره قبض به شما می‌دهند تا اگر مشکلی پیش آمد، دست‌تان به جایی بند باشد.

از 1818 می‌توانید خدمات دیگری مثل صورت حساب‌های قبلی و دریافت ریز مکالمات را هم بگیرید. یادتان باشد که فقط وقتی از تلفن خودتان زنگ زده باشید می‌توانید از این خدمات استفاده کنید.

 

88612121

این شماره تلفن امداد خودرو است. الان دیگر ماشین‌های امداد خودرو آنقدر در شهر پراکنده‌اند که حتماً روزی یکی دو بار با آنها برخورد می‌کنید. اگر ماشین‌تان توی راه خراب شد، به جای اینکه بغض کنید یا با گردن کج گوشه خیابان بایستید تا یکی دلش بسوزد و نگه دارد، می‌توانید به این شماره زنگ بزنید تا یک مکانیک کاربلد به کمکتان بیاید.

امداد خودرو در همه ایران خدمات می‌دهد. حتی اگر در یک روستای دورافتاده هستید، حداقل روی مشاوره تلقنی‌شان می‌توانید حساب کنید. حواس‌تان باشد وقتی به امداد خودرو زنگ بزنید که پول توی جیبتان باشد.

 

192

اگر روز خیلی شلوغی دارید و می‌خواهید برنامه‌هایتان را طوری تنظیم کنید که خدای نکرده نمازهایتان قضا نشود، می‌توانید از این تلفن استفاده کنید.

همه اوقات شرعی را تا 24 ساعت آینده به شما اعلام می‌کند. همه اوقات شرعی یعنی حتی ساعت نیمه شب شرعی را. اگر هم نمی‌دانید امروز چندم یا چند شنبه است، یا تاریخ میلادی یا قمری را نمی‌دانید هم، این تلفن به شما کمک می‌کند.

 

133

133را حتماً می‌شناسید این شماره به درد وقت‌هایی می‌خورد که این آژانس‌های دم دستی جواب نمی‌دهند. مثلاً شب عید یا روزهای برفی. 133 یک سری تاکسی دارد که در سطح شهر تردد می‌کنند. وقتی با 133 تماس می‌گیرید، اپراتور نزدیک‌ترین تاکسی بیکار به منزل شما را می‌فرستد دنبالتان. لازم هم نیست آدرس بدهید. اگر قبلاً حتی یکبار ازشان ماشین گرفته باشید، شماره تلفن‌تان را با آدرس ذخیره کرده‌اند.

وقتی هم می‌رسند، تماس می‌گیرند تا بروید دم در. البته اگر عجله دارید، کلاً بی‌خیالش شوید. هیچ وقت نمی‌شود روی زود رسیدن‌شان حساب کرد. البته تهران کلی تاکسی بیسیم دیگر هم دارد. مثلاً تاکسی بی‌سیم بانوان با شماره تفلن 1821، 20102020 یا تاکسی تلفنی آریا با شماره 1814. همه آنها قبض‌شان را با تاکسی‌متر حساب می‌کنند، پس خیالتان از هزینه راحت باشد. بهتر است هر کدام از آنها را امتحان کنید ببینید کدامشان بیشتر به کار شما می‌آیند.

 

191

اگر خدای نکرده خیلی فوری احتیاج به داروخانه پیدا کردید و به خاطر این که هول شده‌اید مغزتان قفل کرد و هیچی یادتان نیامد، این تلفن حسابی به دردتان می‌خورد. 191 با پرسیدن منطقه‌ای که در آن هستید، برایتان اسم و آدرس همه داروخانه‌های نزدیک را می‌خواند.

 

119

یک صدا که استرس از آن می‌بارد به شما ساعت را اعلام می‌کند! آن هم دوبار پشت سر هم. خوراک وقت‌هایی است که در خانه تنها هستید، یک فیلم ترسناک هم دیده‌اید، کافیست به آن زنگ بزنید تا زهره‌ترک شوید!

 

137

این شماره فوریت‌های شهرداری است. اگر مشکلی با کوچه و خیابان پیدا کردید، مثلاً چاه فاضلاب کوچه سرریز شد یا موش توی جوی آب پیدا شد، می‌توانید با این شماره تماس بگیرید. این گوشه شهرتان مثل روز اولش تمیز و مرتب شود.

 

199

به جای اینکه راه بیافتید، بکوبید و تا فرودگاه بروید که شماره پرواز مسافران را بپرسید، یک زنگ بزنید به 199.

به شما می‌گوید که آن پرواز چقدر تأخیر دارد تا بیخودی توی فرودگاه معطل نشوید. کلاً هرگونه اطلاعاتی از هر پروازی بخواهید، 199 کمکتان می‌کند.

 

140

تا حالا چندبار شده که کد پستی‌تان را لازم داشته باشید و یادتان رفته باشد همراه بیاورید؟ این شماره به درد این جور وقت‌ها می‌خورد. با دادن شماره تلفن، کد پستی خانه‌تان را به شما می‌دهد. علاوه بر این، اگر آدرس مناطق پستی تهران را می‌خواهید و می‌خواهید وضعیت بسته‌های پستی‌تان را پیگیری کنید، می‌توانید به این شماره زنگ بزنید.

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸٩/٧/٦

..:: گفتگو با خدا ::..

..:: گفتگو با خدا ::..



www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ

گفتم: خسته‌ام 


گفتی: لاتقنطوا من رحمة الله
     .:: از رحمت خدا نا امید نشید(زمر/53) ::. 

 

گفتم: هیشکی نمی‌دونه تو دلم چی می‌گذره


گفتی: ان الله یحول بین المرء و قلبه
     .:: خدا حائل هست بین انسان و قلبش! (انفال/24) ::. 

 

گفتم: غیر از تو کسی رو ندارم


گفتی: نحن اقرب الیه من حبل الورید
     .:: ما از رگ گردن به انسان نزدیک‌تریم (ق/16) ::. 

 

گفتم: ولی انگار اصلا منو فراموش کردی!


گفتی: فاذکرونی اذکرکم
     .:: منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/152) ::. 

 

گفتم: تا کی باید صبر کرد؟


گفتی: و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا
     .:: تو چه می‌دونی! شاید موعدش نزدیک باشه (احزاب/63) ::. 

 

گفتم: تو بزرگی و نزدیکت برای منِ کوچیک خیلی دوره! تا اون موقع چیکار کنم؟


گفتی: واتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله
     .:: کارایی که بهت گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کنه (یونس/109) ::. 

 

گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بنده‌ات هستم و ظرف صبرم کوچیک... یه اشاره‌ کنی تمومه!


گفتی: عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم
     .:: شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/216) ::. 

 

گفتم: انا عبدک الضعیف الذلیل...  اصلا چطور دلت میاد؟


گفتی: ان الله بالناس لرئوف رحیم 

.:: خدا نسبت به همه‌ی مردم - نسبت به همه - مهربونه (بقره/143) ::. 

 

گفتم: دلم گرفته


گفتی: بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا
     .:: (مردم به چی دلخوش کردن؟!) باید به فضل و رحمت خدا شاد باشن (یونس/58) ::. 

 

گفتم: اصلا بی‌خیال! توکلت علی الله


گفتی: ان الله یحب المتوکلین
     .:: خدا اونایی رو که توکل می‌کنن دوست داره (آل عمران/159) ::. 

 

گفتم: خیلی چاکریم!


ولی این بار، انگار گفتی: حواست رو خوب جمع کن! یادت باشه که: 

و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الآخره 
.:: بعضی از مردم خدا رو فقط به زبون عبادت می‌کنن. اگه خیری بهشون برسه، امن و آرامش پیدا می‌کنن و اگه بلایی سرشون بیاد تا امتحان شن، رو گردون میشن. خودشون تو دنیا و آخرت ضرر می‌کنن (حج/11) ::.
 

 

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم


گفتی: فانی قریب 
     .:: من که نزدیکم (بقره/۱۸۶) ::. 

 

گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم... کاش می‌شد بهت نزدیک شم


گفتی: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
     .:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/۲۰۵) ::. 

 

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!


گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لکم
     ..:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::. 

 

گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی


گفتی: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه 
     .:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه کنید (هود/۹۰) ::. 

 

گفتم: با این همه گناه... آخه چیکار می‌تونم بکنم؟


گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده 
     .:: مگه نمی‌دونید خداست که توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌کنه؟! (توبه/۱۰۴) ::. 

 

گفتم: دیگه روی توبه ندارم


گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب
     .:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳) ::. 

 

گفتم: با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم؟


گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا 

.:: خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/۵۳) ::. 

 

گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟


گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله

.:: به جز خدا کیه که گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.

 

گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌کنه؛ عاشق می‌شم!  ...  توبه می‌کنم


گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
     .:: خدا هم توبه‌کننده‌ها و هم اونایی که پاک هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.

 

ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک


گفتی: الیس الله بکاف عبده
     .:: خدا برای بنده‌اش کافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.

 

گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیکار می‌تونم بکنم؟  


گفتی:

یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما


.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریکی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::.

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٩:۳٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸٩/٦/٢٤

نتیجه یک تحقیق بسیار آموزنده

نتیجه یک تحقیق بسیار آموزنده

به جای کوسه بودن دلفین باشیم




همه ما برای برقراری ارتباط با دیگران، روش‌های منحصر به فردی داریم. بنابراین تعداد بسیار زیادی روش ارتباطی وجود دارد.اما چگونه می‌توانیم کلیدی پیدا کنیم که روابط خانوادگی، عاطفی و حرفه‌ای ما را تسهیل کند؟ و چگونه می‌توانیم راه‌حلی بیابیم که برای همه اشخاص راضی‌کننده باشد و ما را به تفاهم برساند؟
نویسندگان کتاب راهبرد دلفینی کلید این امر را تنها در همکاری و انعطاف‌پذیری می‌دانند. آنها معتقدند که به طور کلی، انسان‌ها را همانند موجودات دریایی می‌توان به 3 طبقه تقسیم کرد: ماهی‌های کپور، کوسه‌ها و دلفین‌ها.

دسته اول: ماهی‌های کپور هستند که همیشه ماهی‌های قربانی‌اند‌ زیرا پیوسته توسط دیگر ماهی‌ها خورده می‌شوند. در حیات اجتماعی بشر، برخی از انسان‌ها نیز چنین‌ هستند؛ یعنی برخی از انسان‌ها در زندگی خود نقش ماهی کپور را بازی می‌کنند. آنها کم و بیش و برحسب مورد، قربانی این یا آن چیز، این یا آن مسئله، این یا آن  شخص می‌شوند و حتی ممکن است قربانی روابط غلط و تفکرات منفی خود شوند.
دسته دوم: کوسه ماهی‌ها هستند که روش (برنده – بازنده) را به کار می‌گیرند. برای اینکه من برنده شوم‌ تو باید بازنده باشی و این کار باید بدون هیچ تمایز و تفاوتی انجام گیرد. برای کوسه‌ماهی، هر نوع ماهی، دشمن به حساب می‌آید. هر ماهی یک وعده غذایی بالقوه است. شاید ما نیز این نقش را بازی کرده باشیم ‌یا حداقل در زندگی حرفه‌ای یا شخصی خود با کوسه‌هایی برخورد کرده باشیم.دنیای سازمان‌ها و دنیایی که ما در آن کار می‌کنیم از دیرباز دنیای کوسه‌ها تلقی می‌شود که گاه صحبت از کارکنانی می‌شود که برای رسیدن به مقام‌های بالا یکدیگر را می‌درند. در دنیای پررقابت امروز، حتی سازمان‌ها گاهی اوقات به طور موذیانه به سازمان‌های دیگر حمله می‌کنند. به طور خلاصه انسان‌هایی را می‌توان یافت که کم و بیش در حال رقابت دائمی از نوع برنده- بازنده هستند.


دسته سوم: نوع دیگری از حیوانات دریایی دلفین‌ها هستند. این پستاندار آبزی بزرگ
به طور طبیعی بازیگوش و دارای روحیه همکاری است و در ارتباطات خود شیوه برنده- برنده را برگزیده است.
دلفین در دنیایی از وفور نعمت زندگی می‌کند. او هیچ کمبودی ندارد و می‌خواهد که همه چیز را با همگان تقسیم کند. اگر یک دلفین زخمی شود، 4دلفین دیگر او را همراهی می‌کنند تا خود را به گروه برساند. داستان‌های زیادی نیز وجود دارد که در آنها دلفین‌ها جان انسان‌ها را نجات داده‌اند. پژوهش‌های انجام شده در سان‌دیه‌گو  نشان داده‌است که دلفین‌ها علاوه بر داشتن روحیه همکاری بسیار باهوش‌ هستند. حتی برخی از پژوهشگران آنها را باهوش‌ترین موجودات روی زمین دانسته‌اند.

تحقیق زیر روحیه همکاری و روش‌های برنده- بازنده و برنده- برنده  را به خوبی آشکار می‌سازد. در سان‌دیه‌گو  پژوهشگران 95 کوسه و 5 دلفین را به مدت یک هفته در یک استخر بزرگ رها کرده و به مطالعه حالات رفتاری آنها پرداختند. ابتدا کوسه‌ها به یکدیگر حمله کردند و در این تهاجم تعداد زیادی از آنها نابود شدند، سپس به دلفین‌ها حمله‌ور شدند.

دلفین‌ها فقط می‌خواستند با آنها بازی کنند ولی کوسه‌ها بی‌وقفه به آنها حمله می‌کردند. سرانجام دلفین‌ها به آرامی کوسه‌ها را محاصره کرده و هنگامی که یکی از کوسه‌ها حمله می‌کرد آنها به ستون فقرات پشت  یا دنده‌هایش می‌کوبیدند و آنها را می‌شکستند. به این ترتیب کوسه‌ها یکی بعد از دیگری کشته می‌شدند. پس از یک هفته 95 کوسه مرده و 5 دلفین زنده در حالی که با هم زندگی می‌کردند در استخر دیده شدند.

ارتباط هدایت شده در جهت راه‌حل‌ها، تمایزهای پرباری را برای روشن کردن زندگی حرفه‌ای و ‌شخصی ارائه می‌دهد. کوسه تمایزی انجام نمی‌دهد. در دنیای او برای برنده شدن‌دیگران یا باید بمیرند و یا ببازند. ولی دلفین‌ها بسیار انعطاف‌پذیرند زیرا در دنیایی سرشار از تشخیص‌های پربار زندگی می‌کنند.

بیایید یکبار دیگر ماجرای استخر سان‌دیه‌گو را مرور کنیم. وقتی یک کوسه با یک دلفین روبه‌رو می‌شود چه اتفاقی می‌افتد؟ کوسه حمله می‌کند چون روش ارتباطی او برنده- بازنده است‌ ولی دلفین با انعطاف‌پذیری خاص خود فرار می‌کند و می‌گوید من در دنیایی سرشار از ثروت و وفور نعمت زندگی می‌کنم. در دریا برای همه به اندازه کافی غذا هست پس بیا با هم بازی و همکاری کنیم. کوسه دوباره حمله می‌کند و دلفین فرار می‌کند. کوسه توانایی درونی لازم را برای خارج شدن از تنگ‌نظری  ندارد، بنابراین مجددا حمله می‌کند.

دلفین که می‌بیند دیگر چاره‌ای ندارد می‌گوید: من آنقدر انعطاف‌پذیری دارم که در موقع مناسب به یک کوسه تبدیل شو‌م پس حالا آماده رویارویی باش.اگر به طور تصادفی، کوسه آنقدر هوش داشته باشد که بفهمد حریف دلفین نمی‌شود و بخواهد در بازی و همکاری با او شرکت کند، دلفین به راحتی او را می‌بخشد و طوری با او رفتار می‌کند که انگار یک دلفین است

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٩/٦/٢٢

آزمون برای ارزیابی قدرت تفکر شما


 

از جواب دادن به این سوالات لذت ببرید و پاسخ‌هایتان را با جواب‌های داده شده مقایسه کنید.
۱ )یک فروند هواپیما در مرز آمریکا و کانادا سقوط می‌کند. بازماندگان از سقوط را در کجا دفن می‌کنند؟
کانادا آمریکا هیچ‌کدام

۲) یک خروس در بام خانه‌ای که شیب دوطرفه دارد، تخم می‌گذارد. این تخم از کدام طرف می‌افتد؟
شمال جنوب هیچ‌کدام

۳ )خانمی‌عاشق رنگ قرمز است و تمام وسایل‌ او به رنگ قرمز است. او در آپارتمانی یک طبقه که قرمزرنگ است، زندگی می‌کند. صندلی و میز او قرمزرنگ است.تمام دیوارها و سقف آپارتمان قرمزرنگ هستند. کفپوش آپارتمان و فرش‌ها نیز قرمزرنگ هستند.تلویزیون هم قرمز رنگ است. سریع پاسخ دهید که پله‌های آپارتمان چه رنگی هستند؟
قرمز آبی هیچ‌کدام

۴ )پدر و پسری را که در حادثه رانندگی مجروح شده بودند، به بیمارستان می‌برند.پدر در راه بیمارستان فوت می‌کند ولی پسر را به اتاق عمل می‌برند. پس از مدتی دکتر می‌گوید من نمی‌توانم این شخص را عمل کنم، به علت اینکه او پسر من است.آیا به نظر شما این داستان می‌تواند صحت داشته باشد؟
آری خیر هیچ‌کدام

۵ ) اگر چهار تخم‌مرغ، آرد، وانیل، شکر، نمک و بیکینگ پودر را با همدیگر مخلوط کنید، آیا کیک خواهید داشت؟
آری خیر هیچ‌کدام

۶) آیا می‌توانید از منزلتان بالاتر پرش کنید؟
آری خیر هیچ‌کدام

۷ ) یک کیلوگرم آهن چند گرم سنگین‌تر از یک کیلو گرم پنبه است؟
۱گرم ۱۰۰گرم هیچ‌کدام

۸ ) مردی به طرف یک پلیس که در حال جریمه کردن اتومبیل بود، می‌رود و التماس می‌کند که پلیس جریمه نکند ولی آقای پلیس قبول نمی‌کند. به پلیس نه یک بار بلکه هشت بار بد دهنی می‌کند.جواب دهید که این مرد چند بار جریمه خواهد شد؟
۸ بار ۹بار هیچ‌کدام

۹ ) اگر تمام رنگ‌ها را با هم مخلوط کنید، آیا رنگین کمان خواهیم داشت؟
آری خیر هیچ‌کدام

۱۰ ) گرگی به بالای کوه می‌رود تا غرش شبانه‌اش را آغاز کند.چه مدت طول می‌کشد تا به بالای کوه برسد؟
دو‌شب پنج‌شب هیچ‌کدام

۱۱) اگر به‌طور اتفاقی وارد کودکستان دوران کودکی‌تان شوید، آیا قادر به خواندن نوشتن و انجام جدول ضرب خواهید بود؟
آری خیر هیچ‌کدام

۱۲) آیا امکان دارد یک نفر سریع‌تر از رودخانه می‌سی‌سی‌پی شنا کند؟
آری خیر هیچ‌کدام

۱۳) آقای بیل اسمیت و خانم ژانت اسمیت از هم طلاق می‌گیرند. پس از مدتی خانم ژانت اسم اولیه خود را پس می‌گیرد.با این حال، پس از پنج سال با اینکه هنوز از آقای بیل اسمیت طلاق گرفته است، دوباره خانم ژانت اسمیت می‌شود. آیا این قضیه امکان‌پذیر است؟
آری خیر هیچ‌کدام

۱۴) آقای جیم کوک مشکوک به قتل است ولی وقتی که پلیس از او سوال می‌کند که در موقع قتل کجا بوده است، آقای جیم می‌گوید در خانه مشغول تماشای سریال مورد علاقه‌ام بوده‌ام. حتی جزئیات سریال را برای پلیس شرح می‌دهد.آیا این موضوع ثابت می‌کندکه آقای جیم بی‌گناه است؟
آری خیر هیچ‌کدام

۱۵) یک شترمرغ تصمیم می‌گیرد که به وطنش بازگردد.چه موقع برای پرواز او به جنوب مناسب است؟
بهار پاییز هیچ‌کدام

۱۶ ) جمله بعدی صحت دارد.جمله قبلی غلط است.آیا این قضیه منطقی است؟
آری خیر هیچ‌کدام

۱۷) آیا امکان دارد که یک اختراع قدیمی‌قادر باشد که پشت دیوار را به ما نشان دهد؟
آری خیر هیچ‌کدام

۱۸ ) اگر بخواهید یک نامه به دوست‌تان بنویسید، ترجیح می‌دهید با شکم پر یا با شکم خالی بنویسید؟
پر خالی هیچ‌کدام


 

● پاسخنامه
۱) هیچ کدام. بازماندگان که زنده هستند نیازی به دفن کردن ندارند.
۲) هیچ کدام.خروس که تخم نمی‌گذارد!
۳)هیچ کدام.آپارتمان یک طبقه که راه پله ندارد!
۴) آری. اگر این سوال را نتوانستید جواب دهید، وای بر شما.دکتر یک خانم جراح است یعنی این شخص مادر پسر است!
۵) خیر، شما پیش از اینکه کیک داشته باشید باید آن را بپزید !
۶) آری،.بپرید و ببینید که خانه شما چقدر می‌پرد!
۷) هیچ کدام. یک کیلوگرم آهن با یک کیلوگرم پنبه به طور دقیق برابر هستند.
۸) هیچ کدام. خودرو به آن مرد تعلق ندارد.
۹) خیر.رنگ خاکستری خواهید داشت.
۱۰) هیچ‌کدام. گرگ پیشتر بالای کوه است.
۱۱) آری، شما فقط از کودکستان دیدن می‌کنید و با همین شرایطی که الان دارید فقط وارد کودکستان شده‌اید.
۱۲) آری، چون که رودخانه‌ها که قادر به شنا کردن نیستند!
۱۳) آری ژانت با یک آقای دیگر که فامیل‌اش اسمیت بوده، ازدواج کرده است.
۱۴) خیر.چون که ممکن است این سریال تکراری باشد و او پیشتر این سریال را دیده باشد.
۱۵) هیچ کدام.شتر مرغ که قادر به پرواز نیست.
۱۶) هیچ کدام. چون که جملات متضاد هم هستند.
۱۷) آری.پنجره یک اختراع قدیمی‌است که به وسیله آن می‌توان پشت دیوار را مشاهده کرد!
۱۸) هیچ کدام.بهتر است که یک نامه عاشقانه را با قلم و کاغذ بنویسید و با شکم نمی‌توان نامه نوشت!


● تفسیر آزمون

▪ اگر تعداد جواب‌های صحیح شما بین صفر تا ۵ بود، معنایش این است که شما به طرز وحشتناکی به جزئیات بی‌توجهید. حواستان کجاست؟
▪ اگر تعداد جواب‌های درست بین ۶ تا ۱۰ بود، نسبتاً بد نیست، اگرچه این نشان می‌دهد که چندان به جزییات توجه نمی‌کنید. شاید دارید به مسایلی توجه می‌کنید که بقیه به آنها توجه نمی‌کنند. خدا کند این‌طور باشد!
▪ اگر تعداد جواب‌های درست شما بین ۱۱ تا ۱۵ بود، بسیار خوب است.شما خوب به جزییات توجه می‌کنید. خدا خیرتان بدهد!
▪ اگر تعداد جواب‌های صحیح شما بین ۱۶ تا ۱۸ بود، یعنی شما یک پا شرلوک هولمز هستید. احسنت!

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٠٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٩/٦/٢٢

کلاس درس آفت شناسی

کلاس درس آفت شناسی

کلاس درس آفت شناسی

 

ـ پـیامبر خدا صلى اللّه علیه و آله آفت زیرکى خودستایى است ، آفت شجاعت تعدى ، آفت گذشت مـنـت ، آفـت زیبایى غرور، آفت عبادت سستى ، آفت سخن گفتن دروغ ، آفت علم فراموشى ، آفت بردبارى سبکسرى ، آفت شرافت خانوادگى فخر فروشى و آفت بخشندگى اسراف است .

ـ آفت دین ، خواهشهاى نفسانى است .

ـ امـام عـلى علیه السلام هر چیزى آفتى دارد، آفت علم فراموشى است ، آفت عبادت ریا، آفت خرد خـودپسندى ، آفت نجیب زادگى تکبر، آفت زیرکى خودستایى ، آفت بخشندگى زیاده روى ، آفت شرم و حیا ناتوانى ، آفت بردبارى خوارى و آفت نیرومندى زشت گفتارى و بدکردارى .

ـ ترس آفت است .

ـ هوس آفت خردهاست .

ـ آفت ایمان شرک است .

ـ آفت یقین شک است .

ـ آفت نعمتها ناسپاسى است .

ـ آفت طاعت نافرمانى کردن است .

ـ آفت بزرگ زادگى تکبر است .

ـ آفت هوشمندى حیله گرى است .

ـ آفت عبادت ریاست .

ـ آفت سخاوت منت گذارى است .

ـ آفت دین بدگمانى است .

ـ آفت خرد پیروى از خواهشهاى نفسانى است .

ـ آفت بلندپایگى موانع قضا و قدر است .

ـ آفت نفس شیفتگى به دنیاست .

ـ آفت مشورت درهم شکستن آرااست .

ـ آفت شاهان بدرفتارى است .

ـ آفت وزیران بدسگالى است .

ـ آفت دانشمندان جاه طلبى است .

ـ آفت زمامداران بى سیاستى است .

ـ آفت ارتش سرپیچى از فرماندهان است .

ـ آفت ریاضت کشیدن چیره شدن عادت است .

ـ آفت رعیت نافرمانى کردن است .

ـ آفت پارسایى کمى قناعت است .

ـ آفت قاضیان طمع است .

پـیامبر خدا صلى اللّه علیه و آله آفت زیرکى خودستایى است، آفت شجاعت تعدى، آفت گذشت مـنـت ، آفـت زیبایى غرور، آفت عبادت سستى، آفت سخن گفتن دروغ، آفت علم فراموشى، آفت بردبارى سبکسرى، آفت شرافت خانوادگى فخر فروشى و آفت بخشندگى اسراف است

ـ آفت اشخاص عادل کمى پارسایى است .

ـ آفت (شخص ) شجاع از دست دادن دوراندیشى و احتیاط است .

ـ آفت قدرتمند ناتوان شمردن دشمن است .

ـ آفت بردبارى خوارى است .

ـ آفت بخشش معطل کردن است .

ـ آفت صرفه جویى بخل است .

ـ آفت هیبت و شکوه شوخى است .

ـ آفت جستن موفق نشدن است .

ـ آفت کشوردارى سستى در حمایت از کشور است .

کلاس درس آفت شناسی

ـ آفت پیمانها رعایت نکردن آنهاست .

ـ آفت ریاست ، فخر فروشى است .

ـ آفت بازگو کردن (حدیث یا هر سخنى ) دروغ نقل کردن است .

ـ آفت علم ، عمل نکردن بدان است .

ـ آفت عمل نداشتن خلوص است .

ـ آفت بخشندگى نادارى است .

ـ آفت توده مردم عالم بدکردار است .

ـ آفت دادگرى ستمگر زورمند است .

ـ آفت آبادانى ستمگرى فرمانرواست .

ـ آفت قدرت خوددارى از نیکوکارى است .

ـ آفت خرد، خودپسندى است .

ـ آفت سخن ، دروغ گفتن است .

ـ آفت کارها ناتوانى کارگزاران است .

ـ آفت آرزوها رسیدن اجلهاست .

ـ آفت وفادارى ، پیمان شکنى و بدعهدى است .

ـ آفت دوراندیشى ، کار از کار گذشتن است .

ـ آفت امانت ، خیانت است .

ـ آفت فقیهان ناخویشتندارى (از بدیها) است .

ـ آفت بخشش ، ولخرجى است .

ـ آفت معاش ، سؤ مدیریت است .

ـ آفت سخن گفتن ، پرگویى است .

ـ آفت توانگرى زفتى است .

ـ آفت آرزو، اجل است .

ـ آفت نیکى همدم بد است .

ـ آفت قدرت ، ستمگرى و سرکشى است .

ـ سرآمد آفتها شیفتگى به لذتها (وخوشگذرانى ) است .

ـ بدترین آفت خرد، خود بزرگ بینى است .

 

منبع: میزان الحکمه، ج1

شکوری_گروه دین و اندیشه تبیان

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٢:٤٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸٩/٥/۱۳

مناظره محمد بن عبدالوهاب با خداوند!

مناظره محمد بن عبدالوهاب با خداوند!

اشاره:

 

آنچه می خوانید مناظره ای فرضی است میان خداوند متعال و محمدبن عبدالوهاب، موسس مکتب جعلی و انحرافی "وهابیت" که سخنان خداوند از  آیات قرآن کریم و سخنان محمدبن عبدالوهاب از افکار وی و  باورهای وهابیان امروز گرفته شده است.

خدا نزدیک است؟

خداوند متعال:

و إذ قلنا للملائکه اسجدوا لآدم فسجدوا الا ابلیس ابی و استکبر و کان من الکافرین (بقره /34) ؛

 

هنگامی که به ملائکه گفتیم برای آدم سجده کنید , همه سجده کردند جز ابلیس که امتناع کرد و تکبر ورزید و از کافرین بود.

محمد بن عبدالوهاب:

خدایا این شرک است که تو به ملائکه فرمان داده ای آدم را سجده کنند . چرا مردم را به سجده بر آدم وادار می کنی ؟

خداوند متعال :

و رفع ابویه علی العرش و خرُّوا له سُجدا و قال یا ابت هذا تأویل رویای من قبل قدجعلها ربی حقا (یوسف/100) ؛

 

یوسف پدر و مادرش را بر تخت نشاند و برادران یوسف پیش او به سجده افتادند . یوسف گفت : ای پدر! این تأویل خواب من است که پیش از این دیده بودم و خداوند آن را محقق ساخت.

خدایا دیدی گفتم اگر اجازه بدهی مردم بلافاصله طلب شفاعت می کنند . این برادران یوسف پدر خود را شفیع قرار دادند و از تو طلب آمرزش کردند. این شرک است .

محمد بن عبدالوهاب :

خدایا چرا پیامبرت یعقوب و یوسف باید اجازه دهند که برادرانش پیش او سجده کنند . برادران یوسف مشرک شده اند و قتل شان واجب . یعقوب و یوسف باید آن ها را می کشتند.

خداوند متعال :

و إذ جعلنا البیت مثابه للناس و أمنا و اتخذوا من مقام ابراهیم مصلی (بقره/125) ؛

 

[به یاد بیاورید] هنگامی که ما کعبه را محل بازگشت مردم و محلی امن قرار دادیم. [برای تجدید خاطره] مقام ابراهیم را محل عبادت خود قرار دهید .

محمد بن عبدالوهاب:

خدایا چرا گفته ای مقام ابراهیم را محل عبادت خود قرار دهید . چرا مکان یک بشر را محل عبادت خود قرار می دهی ؟ این شرک است . هیچ بشری به هیچ وجهی نباید دخلی در عبادت تو پیدا کند. چرا یک بیابان نامربوط به بشر را محل عبادت خود قرار ندادی که مقام ابراهیم را محل عبادت خود قرار دادی ؟ این باعث می شود مردم یاد بگیرند و محل اولیای دیگری چون رسول خدا(ص) و علی (رض) و... را محل عبادت خود قرار دهند . این ها همه شرک است .

خداوند متعال:

فی بیوت أذن الله ان ترفع و یذکر فیها اسمه یسبح له فیها بالغدو و الآصال(نور/36) ؛

 

خانه هایی که خداوند اذن داده که بالا برده شود و در آن ها اسم خداوند برده شود که برای او صبح و شب تسبیح بگویند .

محمد بن عبدالوهاب :

خدایا ! چرا تو اذن داده ای که خانه هایی محل عبادت قرار گیرند؟ در آن صورت مردم می آیند در قبر رسول الله (ص) نماز می گذارند که این خانه رسول خدا بوده است . چون رسول الله در تفسیر این آیه گفته این خانه ها خانه های پیامبر است و خانه های علی و فاطمه هم از افضل ترین این خانه ها است . مردم می آیند در این خانه ها عبادت می کنند و مشغول نماز می شوند . محل قبر علی و فاطمه را هم چون پیامبرت گفته که خانه های آن ها هم از خانه های مأذون است , محل عبادت قرار می دهند. این ها همه شرک است .

خداوند متعال :

ما من شفیع الا من بعد إذنه ذالکم الله ربکم فاعبدوه افلا تذکرون(یونس/3)؛

 

هیچ شفاعت کننده ای وجود ندارد مگر پس از اذن خداوند . این خدای شما است آن را پرستش کنید . آیا به یاد نمی آورید؟ .

خداوند متعال:

و کم من مَلَک فی السماوات لاتغنی شفاعتهم شیئا الا من بعد أن یأذن الله لمن یشاء و یرضی (نجم/26) ؛

 

چه بسیارند فرشتگانی در آسمان که شفاعت شان هیچ سودی ندارد جز پس از آنکه خداوند اذن بدهد برای کسانی بخواهد و راضی گردد.

خداوند متعال :

و لا تنفع الشفاعه عنده الا لمن أذن له (سبأ/23) ؛

 

شفاعت سودی ندارد جز برای کسی که اذن داده شده باشد .

محمد بن عبدالوهاب:

خدا چرا استثنا کرده ای که جز برای کسیکه اذن شفاعت داده شود . باید بگویی به هیچ وجه شفاعتی در کار نیست و هیچ کسی نمی تواند شفیع باشد . اینکه تو استثنا کرده ای سبب می شود برخی از پیامبر و اولیایت بخواهند او را نزد تو شفاعت کنند . این شرک است که از غیر خدا شفاعت بخواهی .

خداوند متعال :

قالوا یا ابانا استغفر لنا ذنوبنا انا کنا خاطئین (یوسف /97)

قال ساستغفر لکم ربی انه هو الغفور الرحیم (یوسف/98) ؛

 

برادران یوسف گفتند : ای پدر برای گناهان ما از خدا طلب بخشش کن. یعقوب گفت : بزودی برای شما طلب آمرزش می کنم از خدای خود که او بخشنده مهربان است.

محمد بن عبدالوهاب :

دیدی گفتم اگر اجازه بدهی مردم بلافاصله طلب شفاعت می کنند . این برادران یوسف پدر خود را شفیع قرار دادند و از تو طلب آمرزش کردند. این شرک است .

خداوند متعال:

یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و ابتغوا الیه الوسیله و جاهدوا فی سبیله لعلکم تفلحون(مائده /35) ؛

 

ای مومنان از خدا بترسید و بسوی او وسیله ای بجویید و در راه خدا کوشش کنید باشد که به رستگاری برسید.

محمد بن عبدالوهاب :

خدایا ! چرا امر کرده ای که مومنان به نزد تو وسیله بجویند. آنان باید مستقیما نزد تو مراجعه کنند نه که نزد شفیعی رفته او را وسیله ای جهت تقرب به تو قرار دهند. این شرک است که مردم به غیر تو مراجعه کنند.

خداوند متعال :

اذهبوا بقمیصی هذا فألقوه علی وجه ابی یأت بصیرا وأتونی باهلکم اجمعین(یوسف/93)

فلما أن جاء البشیر القاه علی وجهه فارتد بصیرا قال الم اقل لکم انی اعلم مالا تعلمون (یوسف96) ؛

 

یوسف گفت : این پیراهن مرا ببرید و آن را بر صورت پدرم بیاندازید تا بینا شود و تمام اهل خود را بیاورید. وقتی قاصد رسید پیراهن را به صورت یعقوب انداخت و یعقوب بینا شد. و یعقوب گفت مگر من نگفتم من چیزی می دانم که شما نمی دانید.

محمد بن عبدالوهاب :

خدایا ! چرا این آیه را آورده ای . پیراهن که هیچ تأثیری ندارد . اینکه پیراهنی بتواند چشم نابینا را بینا کند نادرست است و این باعث خواهد شد مردم به ضریح پیامبر و اولیای تو چشم بمالند و از پیامبر و اولیا شفاطلب کنند چون فکر می کنند وقتی پیراهن یوسف بتواند چشم یعقوب را بینا کند , ضریح رسول خدا(ص) که افضل انبیاء است حتما این کار را می تواند انجام دهد. درحالیکه درخواست شفا از غیر خدا شرک است و مشرک واجب القتل

خداوند متعال:

و کذالک اعثرنا علیهم لیعلموا أن وعد الله حق و ان الساعه لا ریب فیها إذ یتنازعون بینهم أمرهم فقالوا ابنوا علیهم بنیانا ربهم اعلم بهم . قال الذین غلبوا علی امرهم لنتخذن علیهم مسجدا(کهف/21) ؛

 

و این چنین مردم را متوجه حال آن ها کردیم تابدانند که وعده خداوند در مورد رستاخیز حق است. و در پایان جهان و قیام قیامت شکی نیست . در آن هنگام که میان خود نزاع داشتند ؛ گروهی می گفتند: بنایی بر آنان بسازید(تابرای همیشه از نظر پنهان شوند و از آن ها سخن نگویید که ) پروردگارشان از وضع آن ها آگاه تر است . ولی آن ها که از راز شان آگاهی یافتند (و آن را دلیلی بر رستاخیز دیدند) گفتند : مامسجدی در کنار مدفن آن ها می سازیم (تا خاطره آنان فراموش نشود).

خدایا چرا پیامبرت یعقوب و یوسف باید اجازه دهند که برادرانش پیش او سجده کنند . برادران یوسف مشرک شده اند و قتل شان واجب . یعقوب و یوسف باید آن ها را می کشتند.

محمد بن عبدالوهاب :

خدا یا چرا این داستان را نقل کردی . وقتی هم نقل کرده بودی باید آن را شدیدا رد می کردی . چرا از کنار بنای مسجد بر قبر بدون هیچ انکار و ردی گذشتی در حالیکه در آیه بعدی که مردمان بعدا در مورد تعداد اصحاب کهف اختلاف خواهند کرد , بدنبال نقل داستان فرموده ای : فلاتمار فیهم الا مراءا ظاهرا ؛ بدون دلیل در مورد آن ها حرف نزنید. اینجا کار جدال کنندگان را تقبیح کرده ای اما آن جا کار بناکنندگان مسجد را تقبیح نکرده ای . در حالیکه بنای مسجد بر قبر ها شرک است .

خداوند متعال :

ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات اولئک هم خیر البریه (بینه /7) ؛

 

کسانی به خدا و رسولش ایمان آورده و اعمال صالح انجام می دهند , آن ها بهترین مخلوقاتند.

محمد بن عبدالوهاب :

خدا یا پیامبرت گفته : منظور از خیر البریه در این آیه علی و شیعیانش هستند . چرا تو این آیه را فرموده ای در حالیکه شیعیان کافر هستند و مشرک و آن ها واجب القتل هستند در حالیکه تو آن ها را بهترین مخلوقات دانسته ای .

 


 

 

تنظیم برای تبیان: شکوری_گروه دین و اندیشه

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٢٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸٩/٤/۱٦

حکمت،‌ اساس برنامه‏هاى الهى

حکمت،‌ اساس برنامه‏هاى الهى

سبوی حکمت

تمام برنامه‏هاى الهى بر اساس حکمت و دلیل است. برای نمونه به آیات زیر توجه کنید که دلیل برخی اوامر و کارهای خداوند را بیان کرده است و بعد معنای حکمت را بخصوص در مورد حضرت حق مطالعه فرمایید.

 

دلیل نبوّت، نجات مردم است. «لِیُخْرِجَکُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ» 1

دلیل نماز، یاد او و تشکر از اوست. «وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِکْرِی» 2

دلیل روزه، تقواست. «کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیَامُ کَمَا کُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِن قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ » 3

دلیل حج، حضور و شرکت در منافع است. «لِیَشْهَدُوا مَنَافِعَ لَهُمْ » 4

دلیل جهاد، رفع فتنه و حفظ مکتب است. «حَتَّى لاَ تَکُونَ فِتْنَةٌ » 5

دلیل قصاص، زندگى شرافتمندانه است. «وَلَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاةٌ » 6

دلیل حجاب، تزکیه و تطهیر قلوب است. «ذَلِکُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِکُمْ وَقُلُوبِهِنَّ » 7

دلیل زکات، پاکى است. «خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ » 8

دلیل تحریم شراب و قمار، بازماندن از راه خداست. «وَیَصُدَّکُمْ عَن ذِکْرِ اللّهِ وَعَنِ الصَّلاَةِ » 9

نجات بشر از تاریکى‏هاى جهل و ظلم و شرک و خرافه و تفرقه، تنها در گرو روى‏آوردن به نور وحى است. «کِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَیْکَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ »10 و 11

 

*  *  *  *  *

 

 

معنای لغوی حکمت

 

حکمت در لغت به معنای استواری و استحکامی که از نقص و خلل و فساد جلوگیری می‌کند.

 

معنای اصطلاحی حکمت

 

امّا در اصطلاح قرآن و روایات و حکماء و علماء و متکلمان حکمت در مورد خداوند به چند معنا اطلاق شده است.

1. حکمت علمی: عبارت است از برترین علم به برترین معلوم که مصداق آن علم خداوند به ذات و افعال خویش است. البته به این معنا، حکمت از علم خداوند و حب الهی به کمال و خیر که صفت ذاتی است نشأت می‌گیرد. یعنی خداوند که کمال مطلق و منشأ خیرات است علم دارد به کمال و خیر خودش، این معنای حکمت علمی است.

 

2. استحکام و انسجام در آفرینش و تدبیر جهان (به این معنا که جهان آفرینش با اتقان و استحکام خاصی آفریده شده و طراح این جهان آن چنان کاردان و حکیم بوده که هرچیز را به جای خویش به بهترین صورت ممکن قرار داده است.

جهان چون چشم و خد و خال ابروست که هر چیزی به جای خویش نیکوست

و آیه کریمه قرآن: «الَّذِی أَحْسَنَ کُلَّ شَیْءٍ خَلَقَهُ »12؛ خداوند کسی است که هر چیزی را به نحو احسن خلق فرمود.

و هم چنین آیه: «الَّذِی خَلَقَ فَسَوَّى  وَالَّذِی قَدَّرَ فَهَدَى »؛13 خداوند کسی است که خلق نمود و هماهنگی بخشید و اندازه‌گیری کرد و راهنمایی فرمود، ناظربه این معنای حکمت است.

حکمت علمی: عبارت است از برترین علم به برترین معلوم که مصداق آن علم خداوند به ذات و افعال خویش است. البته به این معنا، حکمت از علم خداوند و حب الهی به کمال و خیر که صفت ذاتی است نشأت می‌گیرد

3. پاکی و پیوستگی خداوند از افعال قبیح و ناروا

به این معنا که خداوند کار زشت و قبیح انجام نمی‌دهد و این خود به دلیل این است که عوامل پدید آورنده کارهای زشت و قبیح (که عبارتند از جهل به زشتی عمل و یا نیاز به آن و یا عجز از انجام ندادن آن است) در خدای تعالی وجود ندارد و خدای بزرگ از این عوامل، پاک و منزه است.

 

4. غایتمند بودن افعال الهی

به این معنا که هر فعلی که از خداوند سر می‌زند دارای غایت وهدفی است. کار لغو و بیهوده و عبث از خداوند صادر نمی‌شود که این معنا چیزی است که از آن تعبیر به فعل حکیمانه خداوند می‌شود.

آیه کریمه قرآن که می‌فرماید: «ما خلقنا السماء و الارض و ما بینهما باطلاً»؛ ما آسمان و زمین و آنچه بین آن دو هست بیهوده و لغو نیافریدیم (اشاره به این معنای حکمت دارد).

سبوی حکمت

خلاصه معنای اصطلاحی حکمت: خداوند متعال که عالم به همه چیز است نظام هستی را به صورت کامل و احسن آفریده، به طوری که هیچ خلل و نقصی در آن راه ندارد و از اینکه کار لغو و بیهوده و قبیح و ناروا از او سر بزند، پاک و مبراست.

 

حکمت هم شامل علم است و هم شامل فعل بنابر این حکمت در مورد خداوند به دو قسم است: 1. حکمت تکوینی؛ 2. حکمت تشریعی.

 

1. حکمت تکوینی: به این معنا که خداوند در آفرینش و تدبیر عالم هستی حکیم است، یعنی هر موجودی را به استعداد و قابلیت ذاتی او ایجاد کرده و متناسب با غایت مطلوب آن موجود، اسباب و شرایط لازم برای رسیدن به آن غایت را در اختیار او گذارده است.

چنان که در قرآن کریم می‌فرماید: «قَالَ رَبُّنَا الَّذِی أَعْطَى کُلَّ شَیْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى »؛14 پروردگار ما کسی است که هر چیزی را خلقتی که در خور اوست داده، سپس آن را هدایت فرموده است.

 

2. حکمت تشریعی: به این معنا که خداوند در قانونگذاری توان و طاقت بشر را نیز در نظر دارد و تکلیف به ما لایطاق (تکلیفی که در طاقت بشر نیست) نکرده است. و از طرفی موجوداتی را که شایستگی و قابلیت کمالات عقلانی و معنوی را دارند از هدایت تشریعی بهره‌مند ساخته و معارف و احکام و تعالیم دینی را از طریق عقل و وحی به آنان آموخته است.

 

 

 

استدلال بر حکمت خداوند

 

بهترین راه برای اثبات حکمت الهی تدبر در نظام هستی و شگفتی‌ها و زیبایی‌های آن می‌باشد. اگر انسان در خلقت آسمان و زمین و موجودات عالم نیک بنگرد، می‌یابد که این همه نظم و هماهنگی و استواری و خلل‌ناپذیری دلالت بر علم و حکمت و عدل الهی دارد، به عنوان مثال: جوی که از گازهای نگهبان بر سطح زمین تشکیل شده است، آن اندازه ضخامت (در حدود 800 کیلومتر) و غلظت دارد که بتواند همچون زرهی زمین را از نشر مجموعه مرگبار بیست میلیون سنگهای آسمانی در روز که با سرعتی در حدود 150 کیلومتر در ثانیه به آن برخورد می‌کند، در امان نگاه دارد.

 

فرآوری گروه دین و اندیشه تبیان - عسگری

 

 


 

 

 

 

1- حدید، 9

 

2- طه، 14.

3- بقره، 183.

4- حج، 28.

5- بقره، 193.

6- بقره، 179.

7- احزاب، 53.

8 توبه، 103.

9- مائده، 91.

10 ابراهیم، 2

 

11- طه، 14.

12- بقره، 183.

13- حج، 28.

 

14- بقره، 193.

15- بقره، 179.

16- احزاب، 53.

17- توبه، 103.

18- مائده، 91.

19- ابراهیم، 2.

20 - تفسیر نور، ذیل آیه 9 سوره حدید.

21 . مفردات راغب اصفهانی، ذیل واژه حکم.

22 . سجده، 7.

23 . اعلی، 2 و 3.

24- طه، 50.

25- خطبه 91.

 

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٩/٤/٦

اعجاز عدد 19 در قرآن

اعجاز عدد 19 در قرآن

تنها می دانم که قرآن کتاب کتاب هاست

"معجزه" در لغت از کلمه "عجز" گرفته شده، که به معنای ضعف و ناتوانی است1 و در اصطلاح عبارتست از گفتـار شگفت انگیز و جالب توجه و یا امـر خارق عادتی که به وسیله مدعی مقام نبوت، برخلاف قوانین عادی و جاری طبیعت و به منظور اثبات ادعای رسالت همراه باتحدی انجام می گیرد.2

 

پیشینه پژوهش اعجاز عددی قرآن

 

مباحث اعجاز عددی قرآن همزمان با مباحث تفسیر قرآن مطرح بوده که بعضی از مفسران به بیان اعجاز عددی در قرآن اشاره نموده اند؛ از جمله آنها می توان "قرطبی" را نام برد که در تفسیر خود در تبیین آیه:

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم»

به اعجاز عددی قرآن پرداخته است، ایشان می گوید:

آیه «بسْم اللَّه الرّحمن الرَّحیم» از 19حرف تشکیل شده است که به تعداد ملائک جهنم می باشد:

«عَلَیْها تِسْعَةَ عَشَرَ»3

«نوزده نفر (از فرشتگان عذاب) بر آن گمارده شده‏اند! »4

 

اهمیت اعجاز عددی قرآن در جهان امروز

 

اعجاز عددی قرآن در عصر ما از اهمیت بسیار زیادی بر خور دار می باشد؛ زیرا در عصر علم محوری جهان کنونی، اگر اعجاز عددی قرآن برای جهانیان با معیار های علمی بیان گردد از این طریق بسیاری از حقایق نهفته در قرآن برای اندیشمندان جهان که در صدد یافتن حقایق جهان هستی می باشند ثابت می گردد و به واسطه آن حقانیت قرآن و اسلام برای جهانیان آشکار می شود. 

از جمله اعجاز عددی قرآن رمز موجود در عدد 19 می باشد، لفظ جلاله الله 2696 بار در قرآن تکرار شده که از حاصل ضرب 19 در 142 بدست می آید. کلمه «رحمان» 57 بار در قرآن تکرار شده که از حاصل ضرب3 در 19 بدست آمده است.

نمونه ای از اعجاز عددی قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم

"عبدالرزاق نوفل" در کتابی که از ایشان به فارسی  تحت عنوان " اعجاز عددی در قرآن کریم" ترجمه شده است، همت گماشته تا اثبات کند که در مفاهیم قرآن به لحاظ عددی تناسب های دقیق ریاضی را می توان کشف کرد.

میان مفاهیم قرآنی که با هم تقابل معنوی دارند مانند دنیا و آخرت، و مفاهیمی که با هم تناسب نزدیک معنوی دارند، چون عقل و نور، به لحاظ عددی با هم مساویند و در بعضی موارد، افزایش تعداد یک مفهوم نسبت به مفهوم دیگر به نسبت صحیح ریاضی قابل بیان است، به عبارت دیگر، به قول مولف؛

«از جمله تناسب ها و هماهنگی های عددی که در قرآن کریم می یابیم موضوع چند برابری هاست»

در قرآن واژه هایی وجود دارند که دو برابر یک دیگر و بالاخره چند برابر یکدیگر بکار رفته اند و تمام آن ها از روی ترتیب و قصد و عمد بوده است مانند؛ کلمه "دنیا" و "آخرت" هر کدام 15 بار در قرآن آمده اند (تساوی)، واژة "نفع" و "فساد" هر کدام با تمام مشتقاتشان پنجاه بار ذکر شده اند. "عقل" با تمام مشتقاتش چهل و نه بار و "نور" نیز با تمام مشتقاتش به همین تعداد آمده است، "لسان" و "موعظه" هر کدام بیست و پنج بار، "زکات" و "برکات" هر کدام سی و دو بار، "کافرین" و "نار" هر کدام 153 بار، آمده اند. "رحیم" که از اسماء حُسنی می باشد (بجز در یک مورد که صفت رسول اکرم قرار گرفته است) 114 بار، (به تعداد سوره های قرآن) و "رحمان" که او نیز از اسماء حُسنی است 57 بار آمده اند، فجار 3 بار، ابرار 6 بار، جزاء (کیفر) 117 بار، مغفرت 234 بار آمده اند. یوم (به صورت مفرد) 365 بار (به تعداد روزهای سال) بصورت مثنی و جمع سی بار، و کلمه شهر (ماه) 12 بار5 آمده اند.6

 

اعجاز عددی بر معیار رمز عدد 19

 

از جمله اعجاز عددی قرآن رمز موجود در عدد 19 می باشد، لفظ جلاله الله 2696 بار در قرآن تکرار شده که از حاصل ضرب 19 در 142 بدست می آید. کلمه «رحمان» 57 بار در قرآن تکرار شده که از حاصل ضرب3 در 19 بدست آمده است. تعداد حروف «ا، ل، م» در سوره بقره که با «الم» اغاز می گردد 9899 حرف است که از ضریب 521 در عدد 19 بدست آمده است. در سوره آل عمران تعداد حروف «ا، ل، م» 5662 حرف است که از ضریب 298 در عدد 19 بدست میآید. تعداد حروف «ن» در سوره القلم که با حرف «ن» آغاز شده 133 حرف می باشد که از ضریب 7 در عدد 19 بدست آمده است. تعداد حروف «ق» در سوره قاف 57 حرف است که از ضریب 3 در عدد 19 بدست آمده و همین طور در سوره شوری نیز تعداد حروف «ق» 57 مرتبه ذکر شده که از ضریب 3 در عدد 19 بدست آمده؛ در مجموع دو سوره حرف «ق»114 بار تکرار شده که از ضریب 6 در 19 بدست می آید.7

همه آنچه گفته شد به معنای تایید صد در صد این نوع از اعجاز قرآن نیست و به نظر می رسد این وجه اعجاز هنوز نیاز به مطالعه بیشتری دارد.

 

نویسنده :  روح الله رضوانی

شکوری_گروه دین و اندیشه تبیان

 


 

 

[1] - علامه ابن منظور، لسان العرب، لبنان، بیروت، دارالحیاء التراث العربی، س 1408 هق 1988 م، چ اول، ج4، ص 58.

[2] - تفتازانی، سعد الدین، شرح المقاصد، تحقیق عبد الرحمن عمیره، قم، الشریف الرضی، س 1409 هق 1989م، چ اول، ج 4 و5، جزء 5، ص 11.

[3] - سوره المدثر آیه 30.

[4] - جوهر، طلحة، الاعجاز العددی فی سوره الفاتحة، سوریه دمشق: انتشارات الحکمه، س 1997م 1418هـ، چ اول،  ص 10.

[5]  - نوفل، عبد الرزاق؛ الاعجاز العددی القرآن الکریم؛ ترجمه سعیدهمایون، قم: انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، س 1383، چ اول، ص 19-171-234.

[6] - در رابطه به نقض های اعجاز عددی قرآن دکتر رضائی اصفهانی، مباحثی در کتاب پژوهش در اعجاز علمی قرآن دارد که به نظریات گروه موافق و مخالف به بحث پرداخته اند، در اخر این طور نتیجه گیری می کند که اعجاز عددی قرآن را می توان به صورت موجبه جزئیه پذیرفت. رضائی اصفهانی، محمد علی، پژوهش در اعجاز علمی قرآن، انتشارات کتاب مبین، س 1380، چ اول، ج 1، ص 219تا232 که در ص 220-226 به نظریه موافقان اشاره دارد و ص 226-231 به نظریه مخالفان پرداخته اند.    

[7] - اشرف عبد الرزاق قطنه؛ رسم المصحف و الاعجاز العددی، لبنان بیرو: موسسه علوم قرآنی، س1999م 1420هـ، چ اول، ص 84.

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٥٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸٩/٤/٢

سیستم خود دفاعی مورچه، اعجاز قرآن

سیستم خود دفاعی مورچه، اعجاز قرآن

در کنار معجزات کلامی قرآن، که محمد صل الله علیه و آله به واسطه آن مشرکان را به مبارزه طلبید و از آن ها خواست که

انگشت و مورچه

یک آیه مانند آن بیاورند و آن ها نتوانستند، قرآن کریم در برگیرنده معجزات علمی زیادی است که خداوند برای محمد آنها را بیش از هزار سال پیش آشکار کرد.این معجزات امروزه کشف شده اند و باعث تقویت ایمان ایمان آورندگان شده است و اثباتی برای الهی بودن قرآن کریم است. خانم Wadea Omrany کشف جدیدی علمی در قرآن کرده است. ایشان می گویند که ما در سوره نمل آیه 18کشف جدید علمی کرده ایم. این معجزه جدید چیزی است که مورچه در آیه 18 گفت و علم امروز نحوه ارتباط مورچه ها با یکدیگر را کشف کرد خصوصا زمانی که یک خطر محل زندگی مورچه ها را تهدید می کند.

ما تلاش می کنیم جملاتی که مورچه در قرآن کریم به زبان آورد را توضیح دهیم و سعی می کنیم آنچه را که او گفت با کشفیات جدید علمی ربط دهیم و مدرک پیشی گرفتن قرآن کریم به علم امروزی را رو می کنیم که  این حقایق را بیش از هزار سال پیش بیان کرد.

مورچه ها از ارتباط شیمیایی در موقعیت های اخطار و دفاعی و همچنین زمانی که تبادل سریع اطلاعات نیاز باشد و نیز زمانی که با خطری مواجه باشند استفاده می کنند.

خداوند در سوره نمل آیه 18 می فرماید:

حَتَّى إِذَا أَتَوْا عَلَى وَادِ النَّمْلِ قَالَتْ نَمْلَةٌ یَا أَیُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَسَاکِنَکُمْ لَا یَحْطِمَنَّکُمْ سُلَیْمَانُ وَجُنُودُهُ وَهُمْ لَا یَشْعُرُونَ "

تا چون به دره مورچه ها رسیدند، مورچه ای گفت: ای مورچه ها به لانه هایتان وارد شوید‌، مبادا سلیمان و لشگرش پایمالتان کنند و خود آگاه نباشند."

در آیه بالا مورچه خطر قریب الوقوعی که در کمین مورچه ها است را در طی چهار مرحله متوالی به شرح زیر می گوید:

1- "ای مورچه ها" این اولین اعلام خطری است که توسط مورچه داده می شود تا توجه دیگر مورچه ها را به سرعت جلب کند. مورچه های دیگر با گرفتن این پیام صبر می کنند تا دیگر پیام ها را توسط همان مورچه دریافت کنند.

2- "به لانه هایتان وارد شوید‌" در این جا گوینده پیام، جملاتش را با دیگر پیام ها ادامه می دهد و به مورچه های دیگر می گوید که چه کار باید بکنند. ما این رابطه را که توسط علم امروزی کشف شده در قسمت دوم این نوشته می بینیم ( که در ارتباطات بین مورچه ها است.)

3- " مبادا سلیمان و لشگرش پایمالتان کنند" در این جمله مورچه دلیل این خطر را به مخاطب خود می گوید و این آن چیزی است که ما امروزه توسط بررسی علمی اثبات می کنیم.

4- "و خود آگاه نباشند" مورچه ها، به عنوان عکس العملی در مقابل خطر قبلی، یک نوع دفاع مشخصی از خود بروز می دهند. در این چند جمله آخری، مورچه به مخاطبان خود می گوید که به منبع خطر حمله نکنید زیرا خطر از یک دشمن واقعی نیست- زیرا سلیمان و همراهانش از وجود لانه مورچه ها در سر راه خود خبر ندارند و قصد حمله به آن را نیز ندارند بنابراین مورچه ها آنها را خطر واقعی نمی دانند.

در کلمات آخر، مورچه پیام رسان، همراهانش را از رسیدن سلیمان با خبر کرد و این چیزی است که ما به صورت علمی و از طریق بررسی رمز های شیمیایی ارتباطی مورچه ها توضیح می دهیم.

ما ترتیب دستورات مورچه ها را که به چهار مرحله تقسیم می شد- چهار مرحله شامل عبارات ها و علامت ها- نشان دادیم. علم در این زمینه چه می گوید؟ این مقاله را بخوانید:

مورچه ها از ارتباط شیمیایی در موقعیت های اخطار و دفاعی و همچنین زمانی که تبادل سریع اطلاعات نیاز باشد و نیز زمانی که با خطری مواجه باشند استفاده می کنند.

این اخطار معمولا توسط صدور علامت های شیمیایی دفاعی مشخص می شود. غده های دفاعی مسئول ایفای نقش اخطار و دفاع هستند. به عنوان مثال مورچه استرالیایی رادر نظر بگیرید. وقتی این مورچه ها با خطر مواجه می شوند، قطرات کوچکی را از غده دفاعی خود ترشح می کنند – این یک فرمان برای دیگر مورچه ها است تا فرار کنند و با شاخک های خود ارتعاشی ایجاد کنند که به معنای قرار گیری در موقعیت خطر است.

اولین ماده که توسط مورچه ها شناسایی می شود aldehyde  hexanal است و باعث جلب توجه و علاقه آنها می شود. در نتیجه شاخک های خود را تکان می دهند و بالا می برند تا دیگر بوها را نیز بگیرند.

وقتی که آنها hexanol( اولین پیغام به شکل الکل بود) را دریافت می کنند موقعیت خطر به خود می گیرند و در تمامی جهت ها می دوند تا منبع مشکل را پیدا کنند. زمانی که undécanoneدریافت کنند، مورچه ها را به سمت منبع خطر می برد و آنها را تحریک می کند تا تمام اشیا خارجی را گاز بگیرند. سپس در نهایت وقتی که به هدف نزدیک تر می شوند butyloctenal را تشخیص می دهند که پرخاشگری و آمادگی آنها را برای قربانی کردن خود افزایش می دهد.

این مقاله می گوید که ارتباط شیمیایی مهم ترین روش ارتباط در زمان خطر و گزارش دادن این خطر است. در این فرایند مورچه ها انواع مختلف این مواد که هر کدام رمز تفاوتی دارد و بیانگر نوع خاصی از صحبت کردن است را استفاده می کنند. اگر انتشار موادی که توسط مورچه ای که آن خطر را اعلام کرد تعقیب کنیم می بینیم که کاری می باشد که مورچه مورد اشاره در آیه 18 سوره نمل آن را انجام داده.

موادی که مورچه در موقعیت هایی مثل این از بدن خود ترشح می کند به چهار دسته تقسیم می شوند که هر کدام زبان و علامت مخصوص به خود را دارند.

مراحل پی در پی عکس العمل مورچه ها:

aldéhyde  hexanal اولین ماده شیمیایی است که مورچه در صورت احساس خطر از خود ترشح می کند. و آن را می توان به عنوان آژیر خطر دانست. مورچه ها با دریافت این ماده شروع به جمع شدن در یک نقطه می کنند و منتظر رسیدن بقیه علامت ها می شوند و این شبیه اولین مرحله است که توسط مورچه در جمله "ای مورچه ها" گفته شد.

سپس مورچه دومین ماده شییایی hexanol را ترشح می کند.

با دریافت این ماده مورچه ها شروع به دویدن در تمامی جهت ها می کنند تا منبع این ماده را پیدا کنند. مورچه ای که ماده شیمیایی را ترشح می کند باید مسیری را که بقیه مورچه ها از آن کنار بروند معین کند و این کاری است که مورچه حضرت سلیمان انجام داد و از بقیه مورچه ها خواست که وارد لانه هایشان بشوند و گفت: "به لانه هایتان وارد شوید‌"و این دستوری از گوینده است و به بقیه می گوید که به طرف لانه هایشان بروند. بنابراین باید مسیر را مشخص کرده باشد و این شبیه هدایت مورچه ها می باشد.

Undécanone سومین ماده ای است که مورچه ترشح می کند. این ماده نشان دهنده عامل خطر است و چیزی که مورچه در سومین عبارت گفت" مبادا سلیمان و لشگرش پایمالتان کنند" می بینید که چه قدر مطابقت و سازگاری دارد؟ در این مرحله مورچه ها آماده مواجه با خطر می شوند. پس ماده چهارم چه می شود؟

در مرحله چهارم مورچه اخطار دهنده ماده شیمیایی مخصوصی را ترشح می کند که butylocténal نام دارد. توسط این ماده گوینده دستور دفاع می دهد و نوع دفاع را تعیین می کند. بنابر این در عبارت آخر می گوید" و خود آگاه نباشند" با این کار مورچه از وارد شدن بقیه مورچه ها به مرحله حمله جلوگیری می کند که می توانست منجر به مرگ شود.

در این جا حضرت سلیمان خنده ای از روی محبت و شکر می کند گویی که او این مورچه ها را آرام کرده است و این که او گفته است به مورچه ها که لازم نیست نگران باشند و آن حضرت آنها را دیده است و با آنها مهربان می باشد و به آنها صدمه ای نمی رساند.

علم امروز نحوه ارتباط مورچه ها با یکدیگر را کشف کرد خصوصا زمانی که یک خطر محل زندگی مورچه ها را تهدید می کند.

 

 

حال اجازه دهید خلاصه مطالب را برایتان بگویم:

 

"تا چون به دره مورچه ها رسیدند، مورچه ای گفت: ای مورچه ها به لانه هایتان وارد شوید‌، مبادا سلیمان و لشگرش پایمالتان کنند و خود آگاه نباشند."

یکی از مورچه ها می گوید ای مورچه ها

 Hexanal

 

به لانه هایتان وارد شوید

 hexanol

 

مبادا سلیمان و لشگرش پایمالتان کنند

 undécanone

 

و خود آگاه نباشند

 

 butylocténal

 

و حالا کافران و افراد شکاک بعد از پی بردن به این قضیه که علم آن را ثابت کرده چگونه می توانند در مورد معجزه بودن قرآن کریم شک کنند. این حقایق بیش از هزار سال پیش در قرآن آمده است.

خدایی جز تو نیست، تو منزهی و من گمراه بودم.

 


 

 

نوشته: مجدی عبد الشافی

برگردان: احسان اشرفی

تنظیم: شکوری_گروه دین و اندیشه تبیان

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٩:۳٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٩/۳/٩

آسانی و زیبایی‌های اسلام

آسانی و زیبایی‌های اسلام

اسلام

اطلاعیه طرح سیر مطالعاتی آثار استاد مرتضی مطهری(ره)

«دین اسلام سماحت دارد. به یک انسان می‌گویند "سماحته" یعنی انسان با گذشت، ولی "دین با گذشت است" یعنی چه؟ مگر دین هم می‌تواند با گذشت باشد؟ دین هم با گذشتِ ولی اصولی دارد. چطور؟ دینی که به شما می‌گوید وضو بگیر، همین دین به شما می‌گوید اگر زخم یا بیماریی در بدن تو هست و خوف ضرر داری(نمی‌گوید یقین داری به ضرر) تیمم بکن، وضو نگیر. این معنی‌اش سماحت این دین است. یعنی یک دینِ یک دنده‌ی لجوجِ بی گذشت نیست، در جایش گذشت دارد یا می‌گوید روزه واجب است. واقعاً اگر انسان بدون عذر روزه‌ای را بخورد گناه مرتکب شده است. ولی همین دین می‌بینیم در جای خودش گذشت زیادی نشان می‌دهد. یریدالله بکم الیسر ولا یرید بکم العسر (بقره/185). روزه‌ای. مسافری؛ در مسافرت روزه گرفتن برای تو سخت است. روزه نگیر، قضایش را بعد بگیر ... لازم نیست صد در صد یقین داشته باشی(که روزه برایت ضرر دارد) اگر در قلب خودت احساس می‌کنی که خوف داری که نکند این روزه بیماری تو را تشدید بکند همین کافی است و لازم نیست از کسی دیگر بپرسی... . یک پیرزن یا پیرمرد ممکن است خوف ضرر هم نداشته باشد ولی(چون) رسیده به حدّ پیری و فرتوتی (روزه بر او واجب نیست).

این، سماحت و گذشت است ... یکی از چیزهایی که به موجب آن اسلام همه را جذب می‌کند همین سهولت و سماحت این دین است. پیغمبر فرمود یک نفر مُبلغ باید مبلّغ سماحت و سهولت این دین باشد، کاری بکند که مردم به امر دین تشویق و ترغیب بشوند.»(سیری در سیره نبوی، مرتضی مطهری، صص 217 تا 219 ) 

 

8- ترس از خدا(استقامت و شجاعت)

یکی دیگر از پیش شرطهای موفقیت در پیام رسانی و ارتباط موثر و متقاعدسازی مخاطب، داشتن شجاعت و استقامت در بستر تبلیغ و پیام رسانی است که یکی از آثار با برکت ترس و حیثیت الهی به شمار می‌آید.

«خشیت، آن حالتی است که ترس بر انسان مسلط می‌شود و انسان مسلط می‌شود و انسان جرأت را از دست می‌دهد. جرأت خود را از دست دادن یعنی شجاعت نداشتن، شهامت نداشتن، اما تدبیرهای عاقلانه برای نگرانی‌هایی که در عاقبت کار ممکن است پیش بیاید غیر از این است که انسان جرأت و شهامتش را از دست بدهد. قرآن می‌گوید: داعیان الی الله و منجیان حقیقی، در مقابل خدا، خشیت الهی دارند، جرأت و تجرّی بر خدا یک ذرّه در وجودشان نیست، ولی در مقابل غیر خدا جرأت محض هستند و یک ذرّه خود را نمی‌بازند ولا یخشون احداً الاّ الله. (احزاب/39)

ای پیغمبر! تو خیال نکن که فقط با جاهل روبرو هستی، با غافل هم روبرو هستی. جاهل را به تفکر وادار و غافل را به تذکر، مردم بیش از آن اندازه که جاهل باشند غافل و خوابند، خوابها را بیدار کن و غافل‌ها را متنبّه.

از خصوصیات دیگر در سیره انبیاء و بالخصوص سیره پیغمبر اکرم همین مسئله جرأت یعنی خود را نباختن و استقامت داشتن است که در زندگی پیغمبر اکرم بسیار نمایان است.»(همان، از ص 219 تا 221) 

 

9- غافلان تذکر و جاهلان با تفکر جذب می‌شوند

یکی دیگر از نکات کلیدی و مهمی که می‌بایست در فرآیند پیام رسانی و ارتباط موفق و موثر مورد توجه و تاکید هر مُبلغ و پیام رسان متعهد و مسلمانی باشد، یادآوری و تذکر است. به همین قرآن خطاب پیامبر می‌فرماید: "فَذَکِّرْ إِنَّمَا أَنتَ مُذَکِّرٌ ... (غاشیه/21 تا 24) ای پیامبر! مردم را بیدار کن، تذکر بده، یادآوری کن.

توبه قریب

در قرآن دو مطلب نزدیک به یکدیگر ذکر شده، یکی تفکر و دیگر تذکر است. تفکر یعنی کشت چیزی که نمی‌دانیم، اندیشیدن برای به دست آوردن آنچه که نمی‌دانیم قرآن دعوت به تفکر هم می‌کند و اما تذکر یعنی یادآوری، تذّکار یعنی به یاد آوردن. خیلی مسائل در فطرت انسان - و حتی گاهی در تعلیم انسان - وجود دارد ولی انسان از آنها غافل است، احتیاج به تنبّه و بیداری دارد. احتیاج به تذکر و یادآوری دارد ... (لذا خداوند به پیامبر اکرم -صلی الله علیه و آله - می فرماید) ای پیغمبر! تو خیال نکن که فقط با جاهل روبرو هستی، با غافل هم روبرو هستی. جاهل را به تفکر وادار و غافل را به تذکر، مردم بیش از آن اندازه که جاهل باشند غافل و خوابند، خوابها را بیدار کن و غافل‌ها را متنبّه.

وقتی خواب را بیدار کردی او خودش دنبال کار می‌رود. یک آدم اگر خواب باشد و خطری متوجه او باشد مثلاً قافله حرکت کرده و او خواب مانده است، تو او را بیدار کن وقتی بیدار کردی دیگر لازم نیست به او بگویی خطر! بلکه همین که بیدار بشود خودش می‌بیند خطر است ... خودش دنبال قافله راه می‌افتد. این است که قرآن(به پیغمبر) می‌فرماید: آن احساس‌هایی که در مردم وجود دارد(و از آنها غافل‌اند)، احساس‌های خفته را بیدار کن. قسمتی از ایمان، بیداری احساس‌های خفته است. و لهذا در اسلام جبر یعنی اجبار در ایمان وجود ندارد .... لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ (بقره/256)(همان، ص 224) 

 

10- جاذبه‌های اخلاقی و محبت از اصلی‌ترین عوامل جذب مخاطب

بدون شک در تمامی عرصه‌های ارتباطی مبتنی بر جلب و جذب مخاطب اعم از روابط بین دو عضو یک خانواده، دو دوست و همکار و نیز روابط بین معلم و شاگرد، همچنین رابطه بین امام و امت، اصل اساسی خوش خلقی، نقش بسیار مهم و موثری را داشته و دارد. به عبارتی پیام رسانی و ارتباط با دیگران زمانی ما را به هدف اصلی یعنی متقاعدسازی مخاطب و هم گام و هم دل نمودن او با محتوای پیام می‌رساند که رفتار و گفتار ما مبتنی بر اخلاق خوش و ملایم باشد.

مصداق بارز این مهم، در سیره معصومین(علیهم‌السلام) به روشنی و وضوح ملاحظه می‌شود و یکی از علل عمده گسترش سریع اسلام را نیز می‌بایست در همین جا جستجو نمود. نه تنها مورخان و منتقدان آگاه به تاریخ اسلام بلکه افرادی چون لامارتین شاعر معروف فرانسوی می‌گوید: اگر سه چیز را در نظر بگیریم احدی به پایه پیغمبر اسلام نمی‌رسد. یکی فقدان وسایل مادی: مردی ظهور می‌کند ... که .... هیچ همکار و همدستی ندارد، از خودش شروع می‌شود، همسرش به او ایمان می‌آورد. طفلی که در خانه هست و پسرعموی اوست - علی(علیه‌السلام)- ایمان می‌آورد، تدریجاً افراد دیگر ایمان می‌آورند. آن هم در چه سختی‌ها و مشقت‌ها!

قرآن(به پیغمبر) می‌فرماید: آن احساس‌هایی که در مردم وجود دارد(و از آنها غافل‌اند)، احساس‌های خفته را بیدار کن. قسمتی از ایمان، بیداری احساس‌های خفته است. و لهذا در اسلام جبر یعنی اجبار در ایمان وجود ندارد .... لا اکراه فی الدین قد تبین الرّشد من الغیّ (بقره/256)

و دیگر سرعت پیشرفت یا عامل زمان، و سوم بزرگی هدف ... قرآن این مطلب را توضیح داده است و تاریخ هم همین مطلب را به وضوح تایید می‌کند که یکی از آن علل و عوامل "سیره‌ی نبوی" و روش پیغمبر اکرم یعنی خلق و خوی و رفتار و طرز دعوت و تبلیغ پیغمبر اکرم است. ... حتی بعد از وفات پیامبر اکرم هم تاریخ زندگی پیغمبر اکرم یعنی سیره‌ی او عامل بزرگی بوده است برای پیشرفت اسلام. (اینجاست که) قرآن کریم (در آیه 159، آل عمران - خطاب به پیغمبر اکرم) تاکید می‌کند: اگر این خلق و خوی تو نبود، اگر به جای این اخلاق نرم و ملایم، اخلاق خشن و درشتی داشتی مسلمانان از دور تو پراکنده می‌شدند، یعنی این اخلاق تو خود یک عامل است برای جذب مسلمین.»(همان، صص 234 و 235) 

 

نرمش در مسائل شخصی و صلابت در مسائل اصولی
تمرین اخلاق

«این که عرض می‌کنیم پیغمبر ملایم بود و باید یک رهبر ملایم باشد، مقصود این است که پیغمبر در مسائل فردی و شخصی نرم و ملایم بود نه در مسائل اصولی و کلی. در آنجا پیغمبر صد در صد صلابت داشت.» پیغمبر حتی اهانت و برخورد تند علیه خود را تحمل می‌کرد. اما در مسائل اجتماعی و مسئولیت‌ها و مأموریت‌های دینی نهایت درجه صلابت داشت.

مثال: «شخصی می‌آید و در کوچه جلوی پیغمبر را می‌گیرد، مدعی می‌شود که من از تو طلبکارم. طلب مرا الآن باید بدهی، پیغمبر می‌گوید، اولاً تو از من طلبکار نیستی و بیخود داری ادعا می‌کنی و ثانیاً الآن پول همراهم نیست، اجازه بده بروم. می‌گوید یک قدم نمی‌گذارم آن طرف بروی(پیغمبر هم می‌خواهد برود و برای نماز شرکت کند) همین جا باید پول من را بدهی و دین مرا بپردازی. هر چه پیغمبر با او نرمش نشان می‌دهد او بیشتر خشونت می‌ورزد. تا آنجا که با پیغمبر گلاویز می‌شود و ردای پیغمبر را لوله می‌کند، دور گردن ایشان می‌پیچد و می‌کشد که اثر قرمزیش در گردن پیغمبر ظاهر می‌شود.

مسلمین می‌آیند که چرا پیغمبر دیر کرد، می‌بینند یک یهودی چنین ادعایی دارد. می‌خواهند خشونت کنند، پیغمبر می‌گوید کاری نداشته باشید من خودم می‌دانم با رفیقم چه بکنم. آنقدر نرمش نشان می‌دهد که یهودی همان جا می‌گوید: اشهد ان لا اله الا الله و اشهد انک رسول الله و می‌گوید: تو با چنین قدرتی که داری این همه تحمل (نشان می‌دهی؟!) این تحمل، تحمل یک فرد عادی نیست. پیغمبرانه است.»(همان، ص 236 و 237)

 


 

 

سید صالح زاهدی، گروه دین و اندیشه تبیان

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸٩/۳/٥

درمان حواس پرتی در نماز

درمان حواس پرتی در نماز

نماز

یکی از دردآورترین مسائلی که برای ما مسلمانان وجود دارد و همیشه باعث رنجش خاطر ما شده این است که در حال نماز خواندن حضور ذهن نداریم و در آن چند دقیقه نمی‌توانیم افکار خود را متمرکز کنیم و بهتر و بیشتر در عالم ملکوتی و روحانی دیدار و لقاء‌ محبوب به پرواز در آییم. حضرت آیت الله جوادی آملی در کتاب مراحل اخلاق در قرآن  می‌فرمایند: «گاهی انسان بر طبق شریعت نماز می‌خواند، یعنی واجبات و مستحبات وضو و نماز را رعایت می‌کند، ولی حضور قلب ندارد این نماز گرچه از نظر فقهی باطل نیست، لیکن از نظر اخلاقی و کلامی نمازی بی اثر است تامین حضور قلب در نماز، بسیار مشکل است. با این که هر نماز چند دقیقه بیشتر طول نمی‌کشد، این هنر در نمازگزار نیست که موقع نماز خود را ضبط کند. اگر انسان همان چند دقیقه خود را ضبط کند و بداند با چه کسی سخن می‌گوید، بقیه امور او تامین است، ‌‌اما چون در همان چند دقیقه قدرت حضور و ضبط ندارد، سایر امور او هم ناکام است.»

وقتی در هنگام تلاوت قرآن کریم به این آیه می‌رسیم: «فویل للمصلین *الذین هم عن صلاتهم ساهون»؛ وای بر نمازگزارانی که از نمازشان غافل هستند. ترس از این که مبادا ما هم جزو نمازگزاران این چنینی باشیم وحشتی وصف ناشدنی بر قلبمان می‌ریزد.

حضرت آیت الله جوادی آملی در همان کتاب می‌فرمایند: «نماز صراط است و صراط با غفلت نمی‌سازد، زیرا اگر انسان غفلت کند، از صراطی که از مو باریکتر و از شمشیر تیزتر است، سقوط می‌کند.» آیه «ولا تقربوا الصلوة و انتم سکاری حتی تعلموا ما تقولون»: در حال مستی و بی خبری،‌ به نماز نزدیک نگردید، تا آن که بدانید چه می‌گویید. پس نماز واقعی نمازی است که در آن متوجه آن چه می‌گوییم باشیم و نتیجه می‌گیریم نماز واقعی آن نمازی است که باعث دوری انسان از گناه می‌گردد. حضرت آیت الله جوادی آملی در فراز دیگری از همین کتاب می‌فرمایند: «البته تلازمی متقابل وجود دارد که نماز درست، انسان را از زشتی‌ها باز می‌دارد و اعمال زشت هم انسان را از انجام صحیح نماز و سایر عبادات باز می‌دارد، کسی که مواظب اعضا و جوارح خود، یا حلال و حرام نباشد، در نماز هم توفیق حضور قلب نخواهد داشت و نمی‌داند با چه کسی سخن می‌گوید در نتیجه جواب‌هایی را هم که از او می‌شنود درک نمی‌کند. در این صورت بار فقهی چنین نمازگزاری رسیده، ‌در حالی که بار کلامی و اخلاقی وی همچنان بر زمین مانده است.»

حضرت آیت الله جوادی آملی می‌فرمایند: «نماز صراط است و صراط با غفلت نمی‌سازد، زیرا اگر انسان غفلت کند، از صراطی که از مو باریکتر و از شمشیر تیزتر است، سقوط می‌کند.»

پس باید چاره‌ای بیندیشیم و بهترین راه حل را می‌توانیم از اهل فن بدست آوریم کسانی که این راه را رفته و به مقصد رسیده‌اند. بخاطر دارم یکبار از قول آیت الله علامه طباطبائی آن هم در زمانی که ایشان در بستر بیماری بودند شنیدم که ایشان در جواب کسی برای حضور قلب نسخه‌ای خواسته بودند، فرموده بودند: «توجه توجه توجه،  مراقبه مراقبه مراقبه» از این فرموده حضرت آیت الله طباطبائی در می‌یابیم که برای حضور ذهن در نماز باید ابتدا سعی کنیم توجه خود را به نماز و اذکاری که در نماز می‌گوییم معطوف داریم و در این مورد کوشش کنیم و سپس برای حفظ این حالت مراقبت و پیگیری لازم است.

از حضرت آیت الله  شیخ نخودکی در کتاب نشان از بی نشانها  آمده است: «حصول این مرتبه (داشتن حضور ذهن در نماز) همچون خوشنویسی است بدون زحمت و مشقت و طول زمان ممکن نیست. نیک بنگر که وقتی کسی می‌خواهد خوشنویس شود چقدر باید زحمت بکشد و مشق کند و خدمت اساتید کند و از آنها بگیرد تا بتوان او را خوشنویس نامید.» در اینجا می‌بینیم که نظر ایشان هم همینطور بوده و عقیده داشته‌اند که برای بدست آوردن حضور ذهن و تمرکز در نماز احتیاج به تمرین و ممارست می‌باشد و این حالت را نمی‌توان در مدت کوتاهی بدست آورد.

حضرت آیت الله جوادی آملی دلیل حضور ذهن نداشتن را در کتاب مراحل اخلاق در قرآن  اینگونه توصیف می‌کنند: «هرگاه ما بخواهیم کاری را  انجام بدهیم، در آغاز، بر آن کار مسلط نیستیم و به اصطلاح آن کار برای ما ملکه نیست. از این رو در آغاز آن را به دشواری انجام می‌دهیم تا در آن رشته مجتهد و متخصص بشویم و یا به تعبیر دیگر ملکه پیدا کنیم. خاطرات نیز چنین است. نخست با یک سلسله گفتن، شنیدن، شرکت مجالس، خواندن برخی نشریات و ... به تدریج خاطراتی در ذهن ترسیم می‌شود و هنگامی که متراکم و فراوان شد، ‌زمینه شوق را فراهم می‌کند و در نتیجه، ملکه نفسانی پدید می‌آید که بعد به آسانی خاطره‌ها را در ذهن زنده نگه می‌دارد و انسان را از یاد خدا و معاد غافل می‌کند از اینرو انسان طبیعی دائما به فکر مسائل لذتبخش مادی است. تا هنگامی که مشغول کار است نه تنها بدن که فکر نیز مشغول کار است. آنجا ظاهر و باطن، هماهنگ است یعنی وقتی سرگرم است قلبش متوجه جای دیگری نیست، بلکه قلب و قالب هر دو متوجه کار لذیذ است. کسی که به مال دل بسته است در حال لذت بردن از مال و دلش است، لیکن هنگام نماز بدنش به رکوع و سجود می‌پردازد، ولی روحش متوجه مال است. گاهی انسان در کنار دوستانش می‌نشیند و سخنان عادی می‌گوید و احساس خستگی نمی‌کند، اما هنگامی که به نماز می‌ایستد برای او دشوار است، زیرا با خدا مانوس نیست و سخن گفتن با کسی که با انسان مانوس نیست ملال آور است. ما نیز اگر خواستیم ببینیم آیا با خدا مانویسم یا نه؟ باید ببینیم از خواندن قرآن که سخن خدا با ماست و از خواندن نماز که سخن ما با خداست، احساس ملال می‌کنیم یا احساس نشاط.» سپس راه حل مشکل را این چنین عنوان می‌کند:

 

راه حل حواس پرتی در نماز

«آنچه گفتیم تحلیل درد بود،‌ راه درمان را نیز باید بشناسیم. چون تهذیب روح بدون شناخت درد و آشنایی با راه درمان آن ممکن نیست. راه حلی را که قرآن ارائه می‌دهد یکی مراقبت از خود، و دیگری یاد خداست. انسان باید اولا مواظب جلسات، خواندنیها، شنیدنیها، خوردنیها و پوشیدنیهای خود باشد، مواظب باشد چه سخنی را می‌شنود و چه می‌گوید، دقت کند که در کنار سفره غذای حلال می‌نشیند یا حرام؟‌ لباسی را که بر تن می‌کند باید گذشته از حلال بودن لباس شهرت نباشد.

گاهی انسان در کنار دوستانش می‌نشیند و سخنان عادی می‌گوید و احساس
خستگی نمی‌کند، اما هنگامی که به نماز می‌ایستد برای او دشوار است، زیرا با خدا مانوس نیست و سخن گفتن با کسی که با انسان مانوس نیست ملال آور است. ما نیز اگر خواستیم ببینیم آیا با خدا مانویسم یا نه؟ باید ببینیم از خواندن قرآن که سخن خدا با ماست و از خواندن نماز که سخن ما با خداست، احساس ملال می‌کنیم یا احساس نشاط.

گاهی شخصی لباسی می‌پوشد تا مشهور شود و هنگامی که از کوی برزن می‌گذرد لباسش جلب توجه کند. این نشان می‌دهد که او گرفتار خودبینی است

اگر انسان، مواظب جلسات علمی خود باشد و سخنی جز برای رضای خدا و به سود جامعه اسلامی نگوید به تدریج زمینه فراهم میشود تا به یاد خدا دل ببندد.

وقتی به یاد خدا دل بست، به آسانی خاطره‌های خوب در ذهنش ترسیم می‌شود.

از این رو قرآن کریم ذکر خدا را برای غفلت زدایی و قرب به حق به ما می‌آموزد. هر یک از عبادت‌های معمولی حد و نصابی دارد ولی یاد خدا در دل و نام خدا بر لب حدی ندارد: «یا ایها الذین آمنو اذکروا الله ذکرا کثیرا (سوره احزاب، آیه 41).» کسی که زیاد به یاد خدا باشد، برای وی علاقه به خدا ملکه و او در تعلق به حق و تخلق به اخلاق الهی متخصص، مجتهد و صاحب ملکه می‌شود.

در این صورت نه تنها در حال عبادت می‌فهمد که با معبود خود سخن می‌گوید، بلکه در خارج از عبادت نیز به یاد حق است آنگاه فرق او با دیگران روشن می‌شود. دیگران در حال نماز حواسشان نزد خدا، قیامت و معارف نماز نیست و او در غیر حالت نماز نیز به یاد خدا و در نماز است. «خوشا آنان که دایم در نمازند .»

پس نتیجه می‌گیریم برای بدست آوردن حضور ذهن در نماز باید ذکر و یاد خدا را فراموش نکنیم و در همه لحظات به یاد او باشیم نه این که تنها در نماز بخواهیم به خدا بیندیشیم و متوقع هم باشیم افکار ما سکون و تمرکز داشته باشد و این که برای رسیدن به این آرزو باید تلاش کنیم و زحمت بکشیم و بدانیم که خداوند اجر کسی را که در راه او مجاهده می‌کند مضاعف می‌دهد و خودش ما را یاری خواهد کرد و به راه‌های خودش راهنمائیمان خواهد نمود.

 


 

 

برگرفته از منابع:

مراحل اخلاق در قرآن، حضرت آیت الله جوادی آملی. 

نشان از بی نشانها، حضرت آیت الله  شیخ حسنعلی نخودکی. 

در محضر لاهوتیان، آیت الله علامه طباطبایی

تنظیم: هدهدی، گروه دین و اندیشه تبیان

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٩:۱٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸٩/۳/٥

40 عادت آدم های موفق

40 عادت آدم های موفق
 

کرایگ هایپر؛ نویسنده، محقق، مقاله نویس، مجری رادیو و تلویزیون و یک سخنران حرفه ای است. در 25 سال گذشته، او با کارهایش به عنوان یک کارشناس حرفه ای موفقیت در حوزه های شخصی و اجتماعی معرفی شده. هاپیر یک سایت هم درباره سخنرانی موثر دارد که در آن نوشته:

«من خواسته ام بخش های مهم کتاب های کمکی که تا به حال خوانده ام و تجربه هایی که در زندگی ام داشته ام را به صورت 40 نکته کلیدی فشرده کنم و در اختیار دیگران بگذارم تا در هر زمان بتوانند آن را بخوانند. مطمئنا کتاب هایی که در سطح جهانی فروخته می شوند و درباره خودیاری هستند ممکن است برای بعضی ها قابل استفاده باشند ولی من مایلم چیزی بنویسم که برای همه مفید واقع شود.آ» حالا این شما و این هم 40 توصیه کرایگ هایپر. بخوانید و قضاوت کنید.

 1) فرصت هایی را می بینند و پیدا می کنند که دیگران آنها را نمی بینند.

 2) از مشکلات درس می گیرند، در حالی که دیگران فقط مشکلات را می بینند.

 3) روی راه حل ها تمرکز می کنند.

 4) هوشیارانه و روشمندانه موفقیت شان را می سازند، در زمانی که دیگران آرزو می کنند موفقیت به سراغ شان آید.

 5) مثل بقیه ترس هایی دارند ولی اجازه نمی دهند ترس آنها را کنترل و محدود کند.

 6) سوالات درستی از خود می پرسند. سوال هایی که آنها را در مسیر مثبت ذهنی و روحی قرار می دهد.

 7) به ندرت از چیزی شکایت می کنند و انرژی شان را به خاطر آن از دست نمی دهند. همه چیزی که شکایت کردن باعث آن است فقط قرار دادن فرد در مسیر منفی بافی و بی ثمر بودن است.

 8) سرزنش نمی کنند (واقعا فایده اش چیست؟) آنها مسوولیت کارهایشان و نتایج کارهایشان را تماما به عهده می گیرند.

 9) وقتی ناچارند از ظرفیتی بیش از حد ظرفیت شان استفاده کنند همیشه راهی را برای بالا بردن ظرفیت شان پیدا می کنند و بیشتر از ظرفیت شان از خود توقع دارند. آنها از آنچه دارند به نحو کارآمدتری استفاده می کنند.

 10) همیشه مشغول، فعال و سازنده هستند. هنگامی که اغلب افراد در حال استراحت هستند آنها برنامه ریزی می کنند و فکر می کنند تا وقتی که کارشان را انجام می دهند استرس کمتری داشته باشند.

 11) خودشان را با افرادی که با آنها هم فکر هستند متحد می کنند. آنها اهمیت و ارزش قسمتی از یک گروه بودن را می دانند.

 12) بلندپرواز هستند و دوست دارند حیرت انگیز باشند. آنها هوشیارانه انتخاب می کنند تا بهترین نوع زندگی را داشته باشند و نمی گذارند زندگی شان اتوماتیک وار سپری شود.

 13) به وضوح و دقیقا می دانند که چه چیزی در زندگی می خواهند و چه نمی خواهند. آنها بهترین واقعیت را دقیقا برای خودشان مجسم و طراحی می کنند به جای اینکه صرفا تماشاگر زندگی باشند.

 14) بیشتر از آنکه تقلید کنند، نوآوری می کنند.

 15) در انجام کارهایشان امروز و فردا نمی کنند و زندگی شان را در انتظار رسیدن بهترین زمان برای انجام کاری از دست نمی دهند.

 16) آنها دانش آموزان مدرسه زندگی هستند و همواره برای یادگیری روی خودشان کار می کنند. آنها از راه های مختلفی مثل تحصیلات آموزشگاهی، دیدن و شنیدن، پرسیدن، خواندن و تجربه کردن یاد می گیرند.

 17) همیشه نیمه پر لیوان را می بینند و توانایی پیدا کردن راه درست را دارند.

 18) دقیقا می دانند که چه کاری باید انجام دهند و زندگی شان را با از شاخه ای به شاخه ای دیگر پریدن از دست نمی دهند.

 19) ریسک های حساب شده ای انجام می دهند؛ ریسک های مالی، احساسی و شغلی.

 20) با مشکلات و چالش هایی که برایشان پیش می آید سریع و تاثیرگذار روبه رو می شوند و هیچ وقت در مقابل مشکلات سرشان را زیر برف نمی کنند. با چالش ها روبه رو می شوند و از آنها برای پیشرفت خودشان بهره می برند.

 21) منتظر قسمت و سرنوشت و شانس نمی مانند تا آینده شان را رقم بزند. آنها بر این باورند که با تعهد و تلاش و فعالیت، بهترین زندگی را برای خودشان می سازند.

 22) وقتی بیشتر مردم کاری نمی کنند؛ آنها مشغول فعالیت هستند. آنها قبل از اینکه مجبور به کاری بشوند، عمل می کنند.

 23) بیشتر از افراد معمولی روی احساسات شان کنترل دارند. آنها همان احساساتی را دارند که ما داریم ولی هیچ گاه برده احساسات شان نمی شوند.

 24) ارتباط گرهای خوبی هستند و روی رابطه ها کار می کنند.

 25) برای زندگی شان برنامه دارند و سعی می کنند برنامه شان را عملی کنند. زندگی آنها از کارهای برنامه ریزی نشده و نتایج اتفاقی عاری است.

 26) در زمانی که بیشتر مردم به هر قیمتی می خواهند از رنج کشیدن و بودن در شرایط سخت اجتناب کنند، افراد موفق قدر و ارزش کار کردن و بودن در شرایط سخت را می فهمند.

 27) ارزش های زندگی شان معلوم است و زندگی شان را روی همان ارزش ها بنا می کنند.

 28) تعادل دارند. وقتی از لحاظ مالی موفق هستند، می دانند که پول و موفقیت مترادف نیستند. آنها می دانند افرادی که فقط از نظر مالی در سطح مطلوبی قرار دارند، موفق نیستند. این در حالی است که خیلی ها خیال می کنند پول همان موفقیت است. ولی آنها دریافته اند که پول هم مثل بقیه چیزها یک وسیله است برای دستیابی به موفقیت.

 29) اهمیت کنترل داشتن روی خود را درک کرده اند. آنها قوی هستند و از اینکه راهی را می روند که کمتر کسی می تواند برود، شاد می شوند.

 30) از خودشان مطمئن هستند و به احساسات ناشی از اینکه کجا زندگی می کنند و چه دارند و چه طور به نظر می رسند، توجهی ندارند.

 31) دست و دل باز و مهربان هستند و از اینکه به دیگران کمک می کنند تا به خواسته هایشان برسند خوشحال می شوند.

 32) متواضع هستند و اشتباهات شان را با خوشحالی می پذیرند و به راحتی عذرخواهی می کنند. آنها از توانایی هایشان خاطر جمع هستند ولی به آن مغرور نمی شوند. آنها خوشحال می شوند که از دیگران بیاموزند و از اینکه به دیگران کمک می کنند تا خوب به نظر برسند بیشتر از کسب افتخارات شخصی شان لذت می برند.

 33) انعطاف پذیر هستند و تغییر را غنیمت می شمارند. وقتی وضعیتی پیش می آید که عادت ها و آسایش روزمره شان را بر هم می زند از آن استقبال می کنند و با آغوش باز وضعیت جدید و ناشناس را می پذیرند.

 34) همیشه سلامت جسمانی خود شان را در وضعیت مطلوبی نگه می دارند و می دانند که بدنشان خانه ای است که در آن زندگی می کنند و به همین خاطر، سلامت جسمانی برای آنها خیلی مهم است.

 35) موتور بزرگ و پرقدرتی دارند. سخت کار می کنند و تنبلی نمی کنند.

 36) همیشه منتظر بازتاب کارهایشان هستند.

 37) با افراد بدذات و غیرموجه نشست و برخاست نمی کنند.

 38) وقت شان و انرژی شان را روی وضعیت هایی که از کنترل شان خارج است صرف نمی کنند.

 39) کلید خاموش روشن دارند. می دانند چگونه استراحت کنند و ریلکس شوند. از زندگی شان لذت می برند و سرگرم می شوند.

 40) آموخته هایشان را تمرین می کنند. درباره تئوری های عجیب و غریب خیالبافی نمی کنند بلکه واقع بینانه زندگی می کنند.

منبع : شادینه

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٩:۳٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٩/۳/۳

علائم دعوت‏هاى شیطان

علائم دعوت‏هاى شیطان

 

شیطان

شیطان از راه‌های مختلف انسان را وسوسه می‌کند و او را به گناه و نافرمانی می‌کشاند که خداوند به برخی از آنها در قران کریم اشاره فرموده است. «الشَّیْطَانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ وَیَأْمُرُکُم بِالْفَحْشَاء 1؛ شیطان شما را از فقر مى‏ترساند و به کار ناشایسته فرمان مى‏دهد. هنگامى که مى‏خواهد انسان را از انفاق فى سبیل الله بازدارد، مى‏گوید: خرج نکن، خودت فقیر مى‏شوى! یا براى آن که آدمها را از جهاد باز دارد، آنان را مى‏ترساند:

إِنَّمَا ذَلِکُمُ الشَّیْطَانُ یُخَوِّفُ أَوْلِیَاءهُ فَلاَ تَخَافُوهُمْ وَخَافُونِ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ 2؛ همانا این شیطان است که پیروان خود را مى‏ترساند، شما از آنان نهراسید و اگر مؤمن هستید از من بترسید. یکی دیگر از علائم و قرائن وساوس شیطانى، امر به فحشاء است، هر گاه آدمى احساس کرد که تمایل به فحشاء دارد بداند که وسوسه‏اى از شیطان است.

وَمَن یَتَّبِعْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ فَإِنَّهُ یَأْمُرُ بِالْفَحْشَاء وَالْمُنکَرِ 3؛ کسى که از گام‌هاى شیطان پیروى مى‏کند،(بدان)که او به کار ناشایسته و ناپسند فرمان مى‏دهد. و علامت دیگر، بازداشتن از یاد خداست: وَإِمَّا یُنسِیَنَّکَ الشَّیْطَانُ فَلاَ تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّکْرَى مَعَالْقَوْمِ الظَّالِمِینَ 4؛ و چون شیطان تو را به فراموشى اندازد (از یاد خدا)، پس از یاد آوردن(این مطلب یا خدا) دیگر با گروه ستمکاران منشین. در جزء نخستین همین آیه آمده است: وَإِذَا رَأَیْتَ الَّذِینَ یَخُوضُونَ فِی آیَاتِنَا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّى یَخُوضُواْ فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ 5؛ اگر دیدى کسانى در آیات ما فرو رفته‏اند(آن را به استهزاء گرفته‏اند)، از آنان رویگردان تا هنگامى که گفتگو را تغییر دهند و مطلب دیگرى بگویند.

شیطـان شما را از فقر مى‏ترساند و به کار ناشایسته فرمان مى‏دهد. هنگـامى که مى‏خواهد انسان را از انفاق فى سبیل الله بازدارد، مى‏گوید: خرج نکن، خودت فقیر مى‏شوى! یا براى آن که آدمها را از جهاد باز دارد، آنان را مى‏ترساند

خطاب خداوند به پیامبر بزرگوار و ارجمند اسلام است البته از باب‏ «به در مى‏گویند که دیوار بشنود»؛ «ایاک اعنى و اسمعى یا جار»6 با کسانى که آیات خدا را به استهزاء مى‏گیرند، منشین.  همان مضمون آیه‏ دیگر است که مى‏فرماید: ... وَقَدْ نَزَّلَ عَلَیْکُمْ فِی الْکِتَابِ أَنْ إِذَا سَمِعْتُمْ آیَاتِ اللّهِ یُکَفَرُ بِهَا وَیُسْتَهْزَأُ بِهَا فَلاَ تَقْعُدُواْ مَعَهُمْ حَتَّى یَخُوضُواْ فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ إِنَّکُمْ إِذًا مِّثْلُهُمْ إِنَّ اللّهَ جَامِعُ الْمُنَافِقِینَ وَالْکَافِرِینَ فِی جَهَنَّمَ جَمِیعًا 7؛ این که می‌فرماید: هنگامى که شنیدید که(اهل مجلسى) به آیات خدا کفر مى‏ورزند یا آنها را مسخره مى‏کنند، با آنان منشینید، و بعد مى‏افزاید: ان الله جامع الکافرین ‏و المنافقین فى جهنم جمیعا، اشاره به این واقعیت است که نشستن در چنین مجالس، کم‏کم ایمان را از بین مى‏برد و آدمى را به نفاق و کفر مى‏افکند.

ما به خاطر داریم که بسیارى از مسلمانان، بر اثر معاشرت با مارکسیست‏ها، کارشان به جایى کشید که منافق و کافر شدند. اینها در اصل و ذاتاً مخالف اسلام نبودند، کم‏کم کشیده شدند به سویى که به اینجا ختم مى‏شد. اگر کسى هم بخواهد به عنوان بحث و مجادله با مارکسیست‏ها، با آنان معاشرت کند باید نخست ظرفیت ‏خود را بسنجد، حتى در مسابقه‏ کُشتى نیز، «وزن کشى‏» به دقت انجام مى‏گیرد و دو هموزن کشتى مى‏گیرند. و اما آیه‏ مشهور: الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه.8

اولا: منظور از قول در این آیه،«القول‏» قرآن است، ثانیا باید بتواند 9 «احسن‏» را تشخیص دهد، پس هر کس حق ندارد با هر کس بنشیند و در هر بحثى شرکت کند، اگر معلوماتش کم است ‏یا قدرت تشخیص ندارد و یا ضعف اراده و شخصیت دارد، حق شرکت در هر بحثى را ندارد.

از دیگر نشانه‏هاى تبعیت از شیطان، «تبذیر» است: ان المبذرین کانوا اخوان الشیاطین؛10 اهل تبذیر و اسراف برادران شیطانند.

 

هدهدی - گروه دین و اندیشه تبیان

 


 

 

1- بقره/268   2- آل عمران/ 175   3- نور/21  4- انعام/68   5- انعام/ 68   6- رویم به توست اما همسایه! تو بشنو   7- نساء/140     8- زمر/18    9- این مساله ‏«ضعیف الاراده بودن‏» و کم شخصیتى و «داشتن عقده حقارت‏»، خصوصا در این زمینه بسیار مهم است. غالبا اینگونه افراد تحت تاثیرهاى جنبى قرار مى‏گیرند، خاصه اگر «حریف‏ها» رند و «وارد» و روانشناس هم باشند که اغلب هستند!

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٤٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳۸٩/۳/۱

دانستنی های جالب

آیا می دانید تقریبا یک سوم وزن یک زن و یک دوم وزن یک مرد را ماهیچه تشکیل می دهد.

آیا می دانید 30 برابر جمعیتی که امروزه بر روی کره زمین است در زیر خاک مدفون اند.

آیا می دانید با یک مداد می توان خطی به طول 56 کیلومتر کشید.

آیا می دانید عقرب ها تنها موجوداتی هستند که اشعه رادیواکتیو تاثیری بر آنها ندارد.

آیا می دانید عقرب ها دو دشمن دارند که یکی از آن ها یک نوع سار و دیگری مگس است.

آیا می دانید شیشه به ظاهر جامد است ولی مایعی است که با سرعت بسیار کند حرکت می کند.

آیا می دانید اولین راه شوسه و زیرسازی شده در جهان توسط داریوش ساخته شد.

آیا می دانید نور می تواند در یک ثانیه 7.5 دور، دور زمین بچرخد.

آیا می دانید اگر تمام رگ های خونی را در یک خط بگذاریم تقریبا 97000 کیلومتر می شود.

آیا می دانید سرعت صوت در فولاد 14بار سریع تر از سرعت آن در هواست.

آیا می دانید وقتی مگس بر روی یک میله فولادی می نشیند به اندازه 2میلیونیم میلیمتر خم می شود.

آیا می دانید فشار در مرکز خورشید تقریبا 700 میلیون تن بر 5/4 مترمربع است.

آیا می دانید طول عمر مردم سوئد و ژاپن از دیگر ملل جهان بیشتر است.

آیا می دانید داغ ترین نقطه زمین در دالول اتیوپی است که دمای هوا در سایه 94 درجه است.

آیا می دانید 1 لیتر سرکه در زمستان سنگین تر از تابستان است.

آیا می دانید 60 درصد از ماهواره های جهان، نظامی و 40 درصد بقیه غیرنظامی است.

آیا می دانید در هر ثانیه 5000 بیلیون بیلیون الکترون به صفحه TV برخورد می کند تا تصویر را ایجاد کند.

آیا می دانید یک بیلیون برابر با میلیون ضرب در میلیون است.

آیا می دانید شانس شبیه بودن دو اثر انگشت 1 به 64 میلیارد است.

آیا می دانید یک گالن روغن سوخته، می تواند تقریبا 1 میلیون گالن آب تمیز را آلوده کند.

آیا می دانید خوردن 1 سیب اول صبح، بیشتر از قهوه باعث دورشدن خواب آلودگی می شود.

آیا می دانید قدیمی ترین آدامسی که جویده شده، متعلق به 9000 سال پیش بوده است.

آیا می دانید اسکیموها هم از یخچال استفاده می کنند، منتها برای محافظت غذا در مقابل یخ زدن.

آیا می دانید جویدن آدامس هنگام خردکردن پیاز مانع از اشک ریزی شما می شود.

آیا می دانید در 4000 سال قبل، هیچ حیوانی اهلی نبود.

آیا می دانید به طور متوسط روزانه 12 نوزاد به خانواده ها اشتباه داده می شوند.

آیا می دانید هیچ کس نمی داند چرا صدای اردک ها اکو نمی شود.

آیا می دانید سس کچاپ در سال 1830 به عنوان یک دارو به فروش می رفته است.

آیا می دانید لئوناردو داوینچی 10 سال طول کشید تا لب های مونالیزا را نقاشی کند.

آیا می دانید وقتی پاهایتان را آرام بالا بیاورید و به پشت بخوابید در ماسه فرو نمی روید.

آیا می دانید اکثر افراد در کمتر از 7 دقیقه خوابشان می برد!

آیا می دانید یک انسان 8 ثانیه بعد از قطع گردن هنوز به هوش است.

آیا می دانید سالی 500 شهاب سنگ به زمین برخورد می کنند.

آیا می دانید خورشید روزی 126000 میلیارد اسب بخار انرژی به زمین می فرستد.

آیا می دانید کوچک ترین زمین فوتبال ساخته شده یک بیست هزارم یک تار مو است.

آیا می دانید با دویدن می توان مسافر زمان بود و کسری از ثانیه از دیگران بیشتر عمر کرد.

آیا می دانید 56 درصد افرادی که چپ دست هستند، تایپیست اند.

آیا می دانید برای تولید 1 لیتر بنزین 23.5 تن گیاه در گذشته مدفون شده است.

آیا می دانید هر 1 دقیقه نسل یک موجود زنده منقرض می شود.

آیا می دانید داوینچی با یک دست می نوشت و با دست دیگر نقاشی می کشید.

آیا می دانید گوش و بینی در تمام طول عمر رشد می کنند.

آیا می دانید آب دریا بهترین ماسک صورت است.

آیا می دانید در ساخت برج ایفل 2.5 میلیون پیچ و مهره به کار رفته است.

آیا می دانید بینی انسان قادر به تشخیص 10000 نوع بوی مختلف است.

آیا می دانید انرژی که خورشید در 1 ثانیه تولید می کند برای مصرف 1 میلیون سال زمین کافی است.

آیا می دانید غیرممکن است که بتوانید با چشم باز عطسه کنید.

آیا می دانید ما در طول زندگیمان 18 کیلو پوست می اندازیم.

آیا می دانید رنگ مورد علاقه 80 درصد آمریکایی ها آبی است!

آیا می دانید وقتی شخصی در سریلانکا سرش را از طرفی به طرفی دیگر تکان می دهد یعنی "باشه".


آیا میدانستید که اگر کلفتی تار عنکبوت به اندازه مغز یک مداد به هم تنیده میشد می‌توانست یک هواپیمای بویینگ سنگین وزن را تحمل کند؟

آیا میدانستید که این حقیقت دارد که به راستی فیل از موش میترسد؟

آیا میدانستید که شلوغ ترین مکان دنیا کندوی زنبور عسل است؟

آیا میدانستید که در حال حاضر 6 میلیون اختراع در جهان وجود دارد که ادیسون با 1094 اختراع رکورد دار است؟

آیا میدانستید که اگر تمام کرات منظومه شمسی را با هم جمع کنیم و سپس آن را دو برابر کنیم باز هم به اندازه کره مشتری نمی‌شود؟

آیا میدانستید که وسعت کره ماه به اندازه قاره استرالیاست؟

آیا میدانستید که ملخ ها فراوان ترین موجودات بر روی زمین هستند و موجوداتی هستند که در روز دو برابر وزن خود غذا می‌خورند؟

آیا میدانستید که هر چشم مگس از10 هزار عدسی تشکیل شده است؟

آیا میدانستید که طبیعت سیاره اورانوس بر خلاف زمین است یعنی دو قطبش گرم و قسمت های استوایی آن بسیار سرد است؟

آیا میدانستید که سوسک ها مقاوم ترین موجودات در برابر گرسنگی هستند. آنها میتوانند یک ماه بدون غذا و دو ماه بدون آب زنده بمانند؟

آیا میدانستید که نیروی جاذبه ماه میتواند باعث زمین لرزه شود؟

آیا میدانستید که شیارهاى کف دست کمکی براى بهتر گرفتن اشیاء است؟

آیا میدانستید که لاشخورها قادر به دیدن یک موش کوچک از ارتفاع ۴ کیلومتری میباشند؟

آیا میدانستید که مردم فیلیپین به بیش از ۱۰۰۰ لهجه سخن میگویند؟

آیا میدانستید که مورچه ها هم شمردن بلدند و قدم هایشان را برای مسیر یابی میشمارند؟

آیا میدانستید که مصرف زغال اخته از تنگی عروق خون جلوگیری میکند؟

آیا میدانستید که خورشید در مدار کهکشان شیری با سرعت ۹۰۰۰۰۰ کیلومتر در ساعت حرکت میکند؟

آیا میدانستید که نام قدیم یونان، هلاس برگرفته از هلیوس خدای خورشید بوده است؟

آیا میدانستید که فقط قورباغه های نر قور قور می‌کنند؟

آیا میدانستید که خرس با تمام سنگینی خود میتواند با سرعت ۵۰ کیلومتر در ساعت بدود؟

آیا میدانستید که افراد باهوش داراى روى و مس بیشترى در موهایشان هستند؟

آیا میدانستید که شکلات بر عصب و قلب سگ تاثیر بد دارد، با کمی شکلات میتوان یک سگ را کشت؟

آیا میدانستید که یک قطره لیکور عقرب را دیوانه می‌کند و عقرب خودش را نیش می‌زند و می‌کشد؟

آیا میدانستید که مایع موجود در نارگیل نارس را می‌توان بجای پلاسمای خون استفاده کرد؟

آیا میدانستید که درخت بلوط تا قبل از پنجاه سالگی میوه نمی‌دهد؟

آیا میدانید نوعی عنکبوت میتواند ۳۰۰ برابر وزنش را بلند کند.

آیا میدانید طول موج نور مرئی بین ۷۰۰ - ۴۰۰ نانومتر است.

آیا میدانید خورشید کوچکترین ستاره دنیا است.

آیا میدانید وقتی به خورشید نگاه میکنید صحنه ۸ دقیقه قبل از آن را مشاهده میکنید.

آیا میدانید مردم فیلیپین به بیش از ۱۰۰۰ لهجه سخن میگویند.

آیا میدانید مسن ترین انسان دنیا با ۱۴۲ سال سن الان در ایران زندگی میکند.

آیا میدانید به گفته صندوق پول جهان ایران در تورم رتبه ۵ جهان است و تا چند سال دیگر ۱ خواهد شد.

آیا میدانید ایران فلاتی به وسعت ۱/۶۴۸/۱۹۵ کیلومتر مربع است.

آیا میدانید گرانترین کفش دنیا ۱ میلیارد و ۷۰۰ میلیون تومان است.

آیا میدانید گرانترین سینمای خانگی ۲۱۰ میلیون تومان است.

آیا میدانید گرانترین بلندگوی جهان ۲۱۰ میلیون تومان قیمت دارد.

آیا میدانید گرانترین ساعت دنیا سویسی بوده و ۱ میلیارد تومان است.

آیا میدانید گرانترین ماشین دنیا یک الگانس که با الماس تزیین شده و بیش از ۱ میلیارد است.

آیا میدانید فاصله بین مچ دست تا ارنج برابر با طول کف پا است.

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٧:٠٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳۸٩/٢/۱۱

برای یک دختر مسلمان قرن 21

برای یک دختر مسلمان قرن 21

حجاب

رو به‌روی آیینه می‌ایستم، روسری‌ام را با دقت می‌بندم، بعدش هم چادرم را... و زیر لب می‌گویم: ذَلِکُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِکُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ... و صفا می‌کنم با این آیه‌هایت... همین‌ آیه‌ها که حتِّی برای حرف زدن و راه رفتن و لباس پوشیدنم هم برنامه‌ دارند؛ برای من: برای یک دختر مسلمان قرن بیست و یک.

 

1- دخترک آرام و با وقار به پسر جوان نزدیک می‌شد، روحش هم خبردار نبود بیست و چند قرن بعد قرار است دخترانِ‌ مسلمان، راه رفتن را از او یاد بگیرند! همان‌طور که روحش خبردار نبود، این رفتنش مظهر استجابت دعای آن پسر جوان است، وقتی در نهایت استیصال به خدایش گفته بود: محتاج هر خیری‌ است که به سوی‌ او نازل شود! انّی لما انزلت الیّ‌ من خیر فقیر. آیه‌ها راه رفتنش را اینطور روایت می‌کنند: تمشی علی استحیاء... عظمت و ظرافتی که در لغت «استحیاء» نهفته است آن‌ قدر هست که با تعبیرش صفا کنیم و راه رفتن را از دختر شعیب یاد بگیریم!

 

2- می‌گویند: اگر اهل تقوا هستید، با ناز حرف نزنید که کسی در دلش طمع کند به شما، اِن اتّقیتنّ‌ فلا تخضعن بالقول فیطمع الّذی فی قلبه مرض... می‌گویند: خوب و شایسته و متین حرف بزنید. همین آیه‌ها می‌گویند. این «قلن قولاً معروفاً» یعنی خوب حرف بزنید. خودمانیم، شما صفا نمی‌کنید با این عبارت؟ شرط اولش هم که یادتان هست: اگر اهل تقوا هستید! اگر نیستید که هیچ!

 

3- نمی‌دانم همان قدر که من با این صفت‌های تفضیلی در فضای آیات عفاف ذوق می‌کنم، شما هم به وجد می‌آیید؟ لحن را داشته باشید: ذلک ادنی... ذلکم اطهر لقلوبکم و قلوبهنّ... ذلک ازکی لکم و اطهر... این نزدیک‌تر است به پاکی و تقوا، این برای‌ دل‌های شما و آن‌ها پاکیزه‌تر است، این به پاکی و طهارت نزدیک‌تر است... برای هر کس که پاکی می‌خواهد و طهارت قلب، برای هر کس که تقوا می‌خواهد و تزکیه... برای هر کس که می‌خواهد! و مگر آدم توی این فضا و با لحن این آیات می‌تواند تسلیم نشود و بگوید دلش پاکی و تقوا و طهارت و تزکیه نمی‌خواهد!

 

4- می‌دانید فضای این آیات دل من را کجا می‌برد؟ روایتی که خطبه فدک را نقل می‌کند را خوانده‌اید ؟ آن روایت قبل از بیان خود خطبه، حالات بانو را وقت ورود به مسجد برای بیان خطبه توصیف می‌کند. این عبارات برای من قدر و عظمتش اگر بیشتر از خود خطبه نباشد، کمتر هم نیست: لاتت خمارها علی رأسها: بانوی من و شما روسری‌شان را پوشیدند، و اشتملت بجلبابها: و چادرشان را هم. و اقبلت فی لمه من حفدتها و نساء قومها: و در حلقه و میانه گروهی از زنان مؤمن به سمت مسجد حرکت کردند، تطأ دیولها: لباسشان آنقدر بلند بود که گاهی زیر پا قرار می‌گرفت! ما تخرم مشیتها مشیه رسول الله: چقدر راه رفتنشان شبیه راه ‌رفتن پیامبر بود! ... آآآه...

می‌گویند: اگر اهل تقوا هستید، با ناز حرف نزنید که کسی در دلـش طمـع کند به شما، اِن اتّقیتنّ‌ فلا تخضعن بالقول فیطمع الّذی فی قلبه مرض... می‌گویند: خوب و شایسته و مــتین حرف بزنید. همــین آیـه‌ها می‌گویند. این «قلن قولاً معروفـاً» یعنی هم خوب حـرف بـزنید و هم حرف خوب بزنید. خودمانیم، شما صفا نمی‌کنید با این عبارت؟ شرط اولش هم که یادتان هست: اگر اهل تقوا هستید! اگر نیستید که هیچ!

5- این آیه‌ها می‌گویند: ای پیامبر! به زنانت و به دخترانت و به زنان مؤمن بگو جلباب‌هایشان را به خودشان بگیرند. می‌گویند: به زنان مؤمن بگو دور گردنشان را با روسری‌هایشان بپوشانند، این برای این که به پاکی و تقوا شناخته شوند بهتر است... روبه‌روی آیینه ایستاده‌ام، روسری‌ام را با دقت می‌بندم، بعدش هم چادرم را... و زیر لب می‌گویم: ذلکم اطهر لقلوبکم و قلوبهنّ... این برای دل‌های شما و آن‌ها به طهارت نزدیک‌تر است و ... صفا می‌کنم با این آیه‌هایت:

بسم الله الرّحمن الرّحیم

فلسفه حجاب

... فَجَاءَتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِی عَلَى اسْتِحْیاءٍ... (قصص 25)

 

ناگهان یکی از آن دو (زن) به سراغ او آمد در حالی که با نهایت حیا گام برمی‌داشت

...إِنِ اتَّقَیتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَعْرُوفًا(الأحزاب/32)

 

... اگر تقوا پیشه کنید؛ پس به گونه‌ای هوس‌انگیز سخن نگویید که بیماردلان در شما طمع کنند، و سخن شایسته بگویید!...

یا أَیهَا النَّبِی قُلْ لِأَزْوَاجِکَ وَبَنَاتِکَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِینَ یدْنِینَ عَلَیهِنَّ مِنْ جَلَابِیبِهِنَّ ذَلِکَ أَدْنَى أَنْ یعْرَفْنَ فَلَا یؤْذَینَ ...(الأحزاب/59)

 

ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: «جلبابها [= روسری‌های بلند] خود را بر خویش فروافکنند، این کار برای این که شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است.... (احزاب 59)

... وَ إِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ ذَلِکُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِکُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ... (احزاب 53)

 

و هنگامی که چیزی از وسایل زندگی را (بعنوان عاریت) از آنان [= همسران پیامبر] می‌خواهید از پشت پرده بخواهید؛ این کار برای پاکی دلهای شما و آنها بهتر است!

وَ قُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ یغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَ یحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْیضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُیوبِهِنَّ... (نور 31)

 

ای پیامبر! به زنان با ایمان بگو چشمهای خود را (از نگاه هوس‌آلود) فرو گیرند، و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را - جز آن مقدار که نمایان است- آشکار ننمایند و (اطراف) روسری‌های خود را بر سینه خود افکنند (تا گردن و سینه با آن پوشانده شود)...

 

نوشته‌ی: مریم روستا

فرآوری: شکوری - گروه دین و اندیشه تبیان

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٩/۱/۳٠

گفتگو با یک دختر آمریکایی تازه مسلمان

گفتگو با یک دختر آمریکایی تازه مسلمان

دختر آمریکایی تازه مسلمان

متولد شهر توسان ایالت آریزونا در آمریکا، 26 ساله، گل‌های سوسن آسیایی را دوست دارد. خانم «برندی چیس» (Brandy Chase) که بعد از مسلمان‌ شدن نام «امینه زهیره» را برای خود برگزیده است، خودش را این ‌گونه معرفی می‌کند: "یک زن مسلمان خلاق آرمان‌گرا که می‌کوشد تا راهش به ‌سوی بهشت را بیابد. من شبیه یک غنچه هستم که منتظر بهترین لحظه هستم تا باشکوه شکوفا شوم و رنگ‌های زیبایم را به‌دنیا ارزانی کنم." او که حالا خود را یک «مسلمة»‌ آمریکایی می‌داند، با مردی لبنانی ازدواج کرده است و دختری 6ساله و پسری 3ساله دارد و در امارات متحده عربی ساکن است.

نویسنده، شاعر ، هنرمند و طراح و همین‌طور یک بلاگر فعال است. شهادتین را در پنجم آگوست 2001 بر زندگی‌اش جاری کرده، تقریبا یک‌ ماه قبل از واقعه‌ی 11سپتامبر!

گفتگوی مفصل ما با ایشان را که در یک روز بهاری انجام شد، بخوانید. پیشاپیش، از سرکار خانم «مائده ایمانی» بابت همکاری در طراحی سؤالات متشکریم.

 

سؤال اول و اساسی! چطور مسلمان شدید؟

 

خب من مسیحی به ‌دنیا آمده بودم و تا 14سالگی هم مسیحی بودم. در این موقع، مسیحیت را رها کردم و ملحد شدم، دیگر به هیچ‌ خدایی باور نداشتم. اما مدتی بعد دوباره جستجو در پی یک دین برای زندگی را شروع کردم. الحمدلله خداوند اسلام را برای من در سن 17سالگی فرستاد. یک ‌سال پس از اسلام ‌آوردنم، با یک مرد لبنانی دوست‌ داشتنی ازدواج کردم، و بعد از 7سال که از ازدواجم‌ می‌گذرد، ما «رجاء» 6ساله و «مصطفی» 3ساله را داریم.

 

کدام یک زودتر اتفاق افتاد؟ مسلمان شدن‌تان یا آغاز نوشتن شعر و داستان؟

 

من از وقتی که 8ساله بودم، شعر می‌نوشتم و از 12سالگی نوشتن داستان‌های کوتاه را شروع کردم. وقتی که وارد دبیرستان شدم، رو به نوشتن داستان‌های بلند آوردم. در آخرین سال دبیرستانم مسلمان شدم.

 

آیا از آن زمان تا به حال تغییراتی در آثارتان بوده که بتوانید آن‌ها را مستقیما به مسلمان شدن‌تان ارتباط بدهید؟

 

بله، البته پس از مسلمان‌ شدنم تغییرات زیادی در شیوه‌ی نوشتنم اتفاق افتاده است. پیش از این، کاراکترهای من کارهایی می‌کردند که طبق هنجارهای آمریکایی متعارف بودند، اما در اسلام «حرام» بودند. حالا من باید مسائل را سبک و سنگین کنم و تصمیم بگیرم که آن‌چه برای شخصیت‌هایم نیاز دارم خوب هستند یا بد و داستانم هم‌چنان عمیق باشد. مثلا در داستان‌های رمانس (عاشقانه) باید مطمئن شوم که اگر یک نوجوان 13ساله کتابم را برداشت و ورق زد، آن‌چه که می‌خواند برایش خوشایند باشد. قبل از اسلام، عادت داشتم که در شعرهایم از زندگی حرف بزنم و تنفرم را نسبت به «دین» و کینه‌ام را نسبت به «خدا» ابراز کنم. حالا دیگر چنین نیست! اکنون لذت من نوشتن از زیبایی «الله» است و این‌که به دیگران خوشی و آرامش «اسلام» را نشان بدهم.

 

به ما بگویید وقتی یک خانم جوان و مسلمان اهل آمریکا شروع می‌کند به داستان ‌نویسی یا شعر گفتن، آثارش درباره‌ی چیست و آن‌ها را برای چه کسانی می‌نویسد؟

 

بیشتر نویسندگان با یک تصویر در ذهن‌شان یا یک فراز، نوشتن را آغاز می‌کنند و حول آن یک داستان یا شعر رشد می‌کند.  آن‌ها این تصویر یا فراز را عمیقا حس می‌کنند و به ‌دنبال راهی برای به ‌اشتراک ‌گذاردن آن با دنیا هستند، به‌گونه‌ای که آن‌ها هم بتوانند آن را همان ‌طور عمیق حس کنند. به عنوان یک «مسلمان» دو راه پیش پای ما است. یکی این‌که پیرامون هر موضوعی داستان بنویسیم، رازآلود، علمی- تخیلی، فانتزی، غیرداستانی و... یا گزینه‌ی دوم این‌که نوشته‌ای «اسلامی» بنویسیم. حالا نوع جدید از کتاب‌ها به اسم «ادبیات داستانی اسلامی» وجود دارد و واقعا در حال کسب محبوبیت در سراسر دنیاست. مسلمانانی که دوست‌دارند داستان بنویسند و می‌خواهند برای جوانان و بزرگ‌ سالانی که به ادبیات داستانی اسلامی متمایل هستند، سودمند باشند و فرصتی برای مردم فراهم کنند تا بدون خدشه‌دار کردن اخلاقیات اسلامی‌‌شان کتاب‌هایی با کیفیت بهتر بخوانند.

بالاترین ترافیک بلاگ‌های اسلامی بعد از مسلمانان متعلق به مسیحیان است. از آن‌جایی که آن‌ها بسیاری از همان ارزش‌هایی را پذیرا هستند که اسلام دارد، آنها نسبت به آن‌چه که ما در وبلاگ‌های‌مان می‌نویسیم، احساس قرابت می‌کنند.

درباره‌ی بازخورد آثارتان بین هم‌ شهری‌ها و هم ‌وطن‌های غیرمسلمان چیزی می‌دانید؟ تا به حال شده غیرمسلمان‌هایی که آثارتان را می‌خوانند درباره‌ی آن‌ها با شما صحبت کنند؟

 

افراد غیرمسلمان زیادی در آمریکا و همین‌طور سراسر دنیا بعضی آثار من را خوانده‌‌اند و ابراز داشته‌اند که این کتاب‌ها الهام‌بخش آن‌ها در شناختن اسلام و کشف ابعاد جدیدی از آن بوده‌ است. خانواده‌ی من که مسلمان نیستند، واقعا از خواندن داستان‌ها و اشعار و دیدن کارهای هنری من لذت می‌برند و می‌گویند که اگرچه مسلمان نیستند، اما می‌توانند با پیام موجود در اثرم ارتباط برقرار کنند.

العفو

آیا در آمریکا نویسندگان یا شاعران مسلمانی که شهرت‌شان فراتر از حد و حدود رسانه‌های محلی و منطقه‌ای باشد وجود دارند؟ مثلا کسانی که آن‌ها را در سراسر آمریکا بشناسند؟

 

ماشاءالله، اگر نگوییم صدها، ده‌ها نویسنده و شاعر مسلمان هستند که نه‌ تنها در آمریکا بلکه در سرتاسر دنیا به‌ خوبی شناخته شده‌اند. برای مثال، نویسنده‌ای به ‌نام «یحیی امریک» ، یا خانم «جمیله کولکوترونیس»

(Jamilah Kolocotronis) و یا «لیندا دلگادو» (Linda D. Delgado) ) که تنها نمونه‌های معدودی هستند، اما تعداد زیادی هستند که کتاب‌هایشان به‌ صورت بین‌المللی تبادل می‌شود. شما می‌توانید این نویسنده‌ها را در سایت «کتاب‌های داستانی اسلامی» بیابید. هم‌چنین من عضو یک انجمن بین‌المللی به ‌اسم «اتحادیه‌ی نویسندگان مسلمان» هستم که در پی ارتقای سطح ادبیات در دنیا، حمایت از نویسندگان و دیگر هنرمندان و هم‌چنین تلاش برای شناسایی و شناساندن هرچه بیشتر ادبیات داستانی اسلامی هستند.

 

جالب است! سؤالی که پیش می‌آید این است که آیا آثار این افراد رنگ و بوی اسلامی دارد یا صرفا مسلمان‌هایی هستند که مثل دیگران می‌نویسند و اگر بیوگرافی‌شان را نخوانید حتا نمی‌فهمید که مسلمان‌اند؟

 

خب، اگر شما در وب ‌سایت‌هایی که معرفی کردم جستجو کنید، خواهید دید که دو جور برداشت از «نویسنده‌ی مسلمان» وجود دارد. یک نوع نویسنده‌ای که هر نوع کتابی می‌نویسد و آن‌ها مسلمان هستند، و نوع دیگر مسلمانانی که پیرامون اسلام می‌نویسند. آن‌هایی که من ازشان اسم بردم، عموما آثار ادبیات داستانی اسلامی یا ادبیات غیرداستانی اسلامی می‌نویسند. اما هستند صدها نفر دیگر از افرادی که مسلمان هستند و داستان‌هایی پیرامون موضوعات دیگر می‌نویسند و شما باید حتما مشخصات‌شان را مطالعه کنید تا متوجه شوید که مسلمان هستند. من فکر می‌کنم که هر دو شیوه‌ی استفاده از استعداد نوشتن مقبول است تا وقتی که شما مایل هستید که در پایان، خدا را با کلماتی که نوشته‌اید ملاقات کنید.

 

در ایران، بعضی‌ها معتقدند که ادبیات و هنر باید در خدمت معرفی اسلام و مسلمانان به دنیا باشد. در مقابل بعضی‌ها می‌گویند هنر، خودش به تنهایی یک هدف است. شما با کدام یکی موافقید؟

 

من فکر می‌کنم که این دو دیدگاه، الزاما در مقابل یکدیگر قرار نمی‌گیرند. این یک انتخاب «یا این یا آن» نیست. بعضی از نویسندگان برای غیرمسلمانان «دعوت» می‌نویسند و از قلم‌هایشان در خدمت اسلام استفاده می‌کنند و نیز می‌نویسند تا مسلمانان استفاده کنند، به امید این‌که خداوند آن‌ها را به‌خاطر آن پاداش دهد. در عین حال، دیگر نویسندگان به‌هر دلیلی باور دارند که آن‌ها یا معرفت یا اطلاعات کافی برای نوشتن پیرامون اسلام ندارند یا این‌که این مسئله در حوزه‌ی علائق آن‌ها قرار ندارد. مثلا بعضی از نویسندگان که به‌ صورت رازآمیز می‌نویسند، تنها می‌خواهند پیرامون رازها بنویسند نه رازها و اسرار اسلامی. و ان‌شاءالله خداوند به آن‌ها نیز به‌خاطر آن‌چه انجام می‌دهند اجر بدهد. من نویسندگان زیادی می‌شناسم همچون خودم که به هر دو شیوه می‌نویسند. نکته این‌جاست که شما زمانی می‌نویسید و وقت صرف می‌کنید تا مهارت کسب کنید و پس از آن برای هدفی والا می‌نویسید تا کسی استفاده کند.

 

آیا جامعه‌ی مسلمان آمریکا تلاش می‌کند که خودش را، آرمان‌ها و خصوصیاتش را، به بقیه‌ی آمریکایی‌ها بشناساند یا ترجیح می‌دهد به صورت یک اقلیت منزوی زندگی کند؟

 

آمریکایی‌ها عموما انسان‌های مهربانی هستند که اغلب‌شان صادق و درست‌کار هستند. پس وقتی که آن‌ها تلاش می‌کنند تا اسلام را به غیرمسلمانان معرفی کنند، سعی می‌کنند تا این ‌کار را به شیوه‌ای انجام دهند که آن‌ها را دچار هراس نکند یا در آن‌ها ایجاد دافعه نکند. جوامع بزرگی از مسلمانان در سرتاسر آمریکا وجود دارد و همین‌طور شهرهایی وجود دارد مانند شهری که من در آن بزرگ شدم که شما در طول زندگی‌تان در آن حتی با یک مسلمان از نزدیک برخورد نمی‌کنید. پس مسلمانان در هر دو حیطه آن‌چه از دستشان بر می‌آید برای تبلیغ اسلام انجام می‌دهند به‌ گونه‌ای مردم را دچار اضطراب نکنند. در جایی که تعداد مسلمانان اندک است، البته آن‌ها سعی می‌کنند تا بسیار نزدیک در کنار یکدیگر باشند چنانچه این طبیعت انسانی است و گاهی اوقات آن‌ها ممکن است بسیار از دیگران دور شوند، اما در بسیاری از وهله‌ها مسلمانان در آمریکا، دوست دارند که ارزش‌های‌شان را با دیگران به‌ اشتراک بگذارند و اغلب اوقات غیرمسلمانان پذیرا هستند.

 

به چه شیوه‌هایی؟

 

خب برای مثال، در شهرهای بزرگ، تجمعات «چند- دین»ی وجود دارد که مسلمانان، مسیحیان و یهودیان دور هم جمع می‌شوند تا اتحاد خود را به نمایش بگذارند. بسیاری از مسلمانان همسایگان‌شان یا دوستان و یا همکاران یا هم ‌کلاسی‌های خود را دعوت می‌کنند تا در خانه‌شان یا در برنامه‌های مساجد از آن‌ها پذیرایی کنند. دیگر مسلمانان، خصوصا زنان، تلاش می‌کنند تا تنها نشان دهند که چقدر اسلام برای‌شان دوست‌داشتنی و خوشایند است، با شیوه‌ای که لباس می‌پوشند و در جامعه رفتار می‌کنند.
در اکثر شهرهای آمریکا، مردم تنها آن‌ چیزهایی را می‌دانند که ازطریق اخبار و تبلیغات به‌ آن‌ها خورانده شده است. اگر در خبرها جنجالی به ‌پا شود که در افغانستان یک ‌نفر در زندان شکنجه شده است یا در عربستان سعودی زنی از دسترسی به کودکان‌اش منع شده است، آن‌گاه مردم فکر خواهند کرد که دولت‌های خاورمیانه وحشی و خطرناک هستند و تهدیدی برای امنیت جهانی محسوب می‌شوند.

شما وبلاگ می‌نویسید. آیا مخاطبان وبلاگ شما فقط مسلمان‌ها هستند یا با تمام جهان حرف می‌زنید؟

 

من سال گذشته درباره‌ی اعتقادات دینی بازدیدکنندگان وبلاگم یک نظرسنجی انجام دادم و نتیجه این بود که حدود دو سوم آن‌ها مسلمان و یک سوم از دیگر ادیان هستند. بسیاری از موضوعات پست‌های من شامل مسائل اسلامی است که طبیعتا مسلمانان بیشتر برای خواندن آن‌ها می‌آیند، اگرچه من سعی می‌کنم که مسائل متنوعی را مطرح کنم که برای همه‌ی کسانی که بیرون از این فضا هستند و ممکن است مانند من فکر کنند، خوشایند باشد. و البته امیدوارم که بسیاری از آن‌ها بیایند و زیبایی اسلام را ببیند و ان‌شاءالله به ما بپیوندند.

 

ان‌شاءالله! بقیه‌ی مسلمان‌های وبلاگ‌نویس چه می‌کنند؟ آیا فقط برای هم‌ دیگر می‌نویسند یا غیرمسلمان‌ها را هم خطاب می‌کنند؟

 

بله، اکثریت بلاگرهای مسلمان به‌دنبال دیگر مسلمانان بلاگر هستند تا آن‌ها را ملاقات کنند و صحبت کنند و نقطه‌نظرات مشابه‌شان را به اشتراک بگذارند، اما روی هم رفته از آن‌چه که من در دنیا مطالعه می‌کنم، آن‌ها بسیار به پیروان دیگر ادیان نزدیک هستند و تلاش می‌کنند تا به آن‌ها نشان دهند که اهمیتی ندارد که کجای دنیا قرار دارند. بلاگرهای مسلمان، انسان هستند؛ ما تمایلات، نیازها، آرزوها و بلندپروازی‌های انسانی داریم، درست شبیه غیرمسلمان‌ها!

هم‌چنین به‌ خاطر این ‌که من از خواندن بلاگ‌های خواهران مسلمان لذت می‌برم، یک «فهرست راهنمای بلاگ‌های مسلمة» ایجاد کردم تا وبلاگ‌های مختلفی را که خواهران مسلمان برای ایجاد یک تغییر می‌نویسند، معرفی کنم.

دختر آمریکایی تازه مسلمان

آیا دنیا به این صحبت‌ها گوش می‌دهد؟ وبلاگ‌های مسلمان‌ها توسط دیگران هم خوانده می‌شود؟ عکس‌العمل‌ها چه گونه است؟

 

بله! دنیا گوش می‌دهد! در واقع بالاترین ترافیک بلاگ‌های اسلامی بعد از مسلمانان متعلق به مسیحیان است. از آن‌جایی که آن‌ها بسیاری از همان ارزش‌هایی را پذیرا هستند که اسلام دارد، آن‌ها نسبت به آن‌چه که ما در وبلاگ‌های‌مان می‌نویسیم، احساس قرابت می‌کنند. همین اتفاق در طرف مقابل مشاهده می‌شود. وبلاگ‌های مسیحی زیادی هستند که من سر می‌زنم، چرا که نویسندگان‌شان درباره‌ی مسائلی می‌نویسند که من موافق آن هستم و می‌خواهم با آن‌ها به‌ اشتراک بگذارم و حمایت کنم. مثلا یک بلاگ کاتولیک هست که من دوست دارم مطالعه کنم و هر وقت که آن خانم می‌نویسد که آن‌ها می‌خواهند موقع رفتن به کلیسا موهایشان‌ را با روسری بپوشانند، برای او پیام‌های تشویق‌آمیز می‌فرستم. قطعا به‌عنوان مسلمان، ما وقتی که یک غیرمسلمان می‌خواهد تا به‌خاطر عفت، نوعی از این‌گونه پوشش را داشته باشد، خوشحال هستیم.

 

درباره‌ی مشارکت سیاسی بگویید. مسلمان‌های آمریکا در رای‌گیری‌ها و میتینگ‌ها شرکت می‌کنند؟ از حزب خاصی حمایت می‌کنند؟

 

در واقع بسیاری از مسلمانان آمریکایی توسط حزب‌های سیاسی تقسیم شده‌اند، درست مثل کشورهای دیگر. شما مسلمان‌های دموکرات را مشاهده می‌کنید که آرمان‌های خود برای تساهل بیشتر نسبت به اقلیت‌ها و چنین مسائلی را دنبال می‌کنند. طبیعتا بعضی از مسلمانان نیز طرفدار جمهوری ‌خواهان هستند که عقاید محافظه ‌کارانه‌ای همچون مخالفت با سقط‌جنین دارند. این‌ها تنها تعدادی از مسائلی است که هر گروه نظراتی پیرامون‌اش دارد. باقی مسلمانان کاملا دور از سیاست هستند و به‌دلایل خاص خودشان از رأی‌دادن امتناع می‌کنند. اما جایی که مردم باشند، نظرات‌ و عقاید هست و جایی که مسلمانان هستند، قاعدتا مسلمانانی هستند که به دنبال راه‌هایی برای شنیده‌شدن نظرات‌شان باشند.

 

تا به حال پیش آمده که حس کنید بین مسلمان‌ بودن و آمریکایی‌ بودن تضاد وجود دارد؟ مثلا این‌که کشور شما از شما چیزی بخواهد که اسلام اجازه نمی‌دهد یا برعکس؟

 

خب! این یک سؤال عمیق است و من احساس می‌کنم پاسخ‌های خوب زیادی می‌توان برای آن داشت. در بعضی سطوح، تضاد و تعارض بین مسلمان‌ بودن و آمریکایی ‌بودن وجود دارد. به‌طور مثال آمریکا از بین مسلمانان برای ارتش سربازگیری کند و آن‌ها را به مکان‌هایی مانند خاورمیانه بفرستد تا علیه برادران و خواهران دینی‌شان بجنگند. این‌ها تعارض‌های شدید است. در عین‌حال، در حد زندگی روزمره تعارض چندانی وجود ندارد. شما همراه غیر مسلمانان غذا می‌خورید تا وقتی که احتیاط می‌کنید که آن‌چه می‌خورید «حلال» باشد. شما همراه آن‌ها کار می‌کنید تا وقتی که آن‌چه انجام می‌دهید و پولی که کسب می‌کنید «حلال» باشد. مطمئنا شما باید بیشتر مراقب باشید، اما زندگی بدون کشمکش چندانی ادامه دارد.

 

بسیارخب! اگر تعارضی پیش بیاید، در این جور موارد طرف کدام یک را می‌گیرید؟ اسلام یا وطن‌تان؟

 

البته برای مسائل عمده و اساسی که ممکن است پیش بیاید، قطعا اسلام در اولویت است. اگر شریک کاری شما الکل می‌نوشد و درباره کسب پول از راه «ربا» صحبت می‌کند، باید بدانید که اقدام مقتضی شما این‌است که خود را از سر میز یا از مکالمه معذور بدارید یا این ‌که نظر خود را شفاف درباره‌ی این‌که چنین موقعیتی را دوست ندارید، بیان کنید. اگر اتفاقا در وضعیتی زندگی می‌کنید که احساس می‌کنید نمی‌توانید اسلام را در اولویت قرار دهید، ممکن است نیاز به تصمیم‌ گیری برای زندگی در مکانی ارزش ‌مندتر داشته باشید. خداوند تمام جهان را برای زندگی به ما ارزانی داشته است. مقداری پول ذخیره کنید و به جایی تغییر مکان بدهید که احساس کنید می‌توانید کار صحیح را انجام بدهید. سرانجام ما در روز قیامت نسبت به‌ آن‌چه که از سر گذرانده‌ایم و آن‌چه پذیرا شده‌ایم، مسئول هستیم. مرزها و وابستگی‌های یک وطن ممکن است هر روز تغییر کنند، اما اسلام و اصول آن همیشه همان هستند.

 

درباره‌ی اتحاد اسلامی چه فکر می‌کنید؟ فکر می‌کنید یک مسلمان باید قبل از هر چیز با هم ‌کیشانش یکی باشد یا با هم ‌وطنانش؟

 

در اسلام ما تعهد داریم که ابتدا برادران و خواهران مسلمان‌مان را یاری کنیم. پس از آن، دست‌هایمان را برای یاری دیگر نیازمندان می‌گشاییم. اما چند موقعیت واقعا مستلزم آن است که یک مسلمان را به یک غیرمسلمان ترجیح دهیم. مثلا اگر یک مسلمان دارد از گرسنگی می‌میرد و یک مسیحی نیز دارد از گرسنگی می‌میرد. البته شما برای مسلمان کمک فراهم می‌کنید و بعد شما وسیله‌ای برای کمک به دیگری پیدا می‌کنید. متحد بودن در اسلام به ‌این معنی نیست که مسلمانان نمی‌توانند به افراد غیرمسلمان کمک کنند. اما اگر مردم حتی به وظایف اولیه‌ی خود در قبال برادران و خواهران‌شان عمل نکنند، چگونه انتظار داریم که دیگران به ما کمک کنند؟ بسیاری از مسلمانان وقتی که از گرسنگی یا بی‌خانمانی رنج می‌برند و هیچ غذایی یا سرپناهی از طریق مساجد یا مجامع اسلامی محلی برایشان فراهم نمی‌شود، برای طلب یاری رو به دیگر ادیان می‌آورند. مسلمانانی هستند که شکست می‌خورند و سردرگم می‌شوند و وقتی چنین اتفاقی می‌افتد، از اسلام باز می‌گردند. آن‌ها نمی‌توانند درک کنند که چرا یک‌ نفر از دین خودشان نمی‌تواند کمک‌شان کند. بنابراین من معتقدم که ما باید بیش از این متحد باشیم.

در اسلام ما تعهد داریم که ابتدا برادران و خواهران مسلمان‌مان را یاری کنیم. پس از آن، دست‌هایمان را برای یاری دیگر نیازمندان می‌گشاییم. اما چند موقعیت واقعا مستلزم آن است که یک مسلمان را به یک غیرمسلمان ترجیح دهیم.

به ما بگویید در آمریکا چه نگاهی به کشورهای مسلمان، دولت‌هایشان و مردم‌شان هست؟

 

در اکثر شهرهای آمریکا، مردم تنها آن‌ چیزهایی را می‌دانند که ازطریق اخبار و تبلیغات به‌ آن‌ها خورانده شده است. اگر در خبرها جنجالی به ‌پا شود که در افغانستان یک ‌نفر در زندان شکنجه شده است یا در عربستان سعودی زنی از دسترسی به کودکان‌اش منع شده است، آن‌گاه مردم فکر خواهند کرد که دولت‌های خاورمیانه وحشی و خطرناک هستند و تهدیدی برای امنیت جهانی محسوب می‌شوند.

اما بعضی از آمریکایی‌ها سعی می‌کنند که اطلاعات و آگاهی‌های خودشان را از طریق بلاگ‌ها و شبکه‌های اجتماعی و ملاقات با مردم دیگر کشورها که درباره‌ی آن‌ها در اخبار می‌شنوند، کسب کنند و از طریق منابع دست اول، زندگی در آن‌جا را درک کنند. آن‌وقت آن‌ها دلیل ورای بعضی از چنین مسائلی را می‌آموزند. همین مسئله را می‌توان برای اخبار پیرامون آمریکا بیان کرد. ما به ‌ندرت در خبرهای ملی درباره‌ی آمریکایی‌ها می‌شنویم که آن‌ها افراد را در دنیا یا در کشور خودشان شکنجه یا آزار می‌دهند و به‌همین دلیل وقتی که یک رسوایی به‌ بیرون درز می‌کند، به‌طور مضاعف به مردم شوک وارد می‌کند. فکر می‌کنم که هرچه مردم بیشتری اطلاعات خود را با یکدیگر به اشتراک بگذارند، کشورهای بیشتری در کنار یکدیگر قرار خواهند گرفت. اما هر دو طرف باید دیوارها و حصارهایی که برای قرن‌ها برافراشته‌اند، کنار بزنند.

 

به طور خاص، آمریکایی‌ها درباره‌ی ایران چه فکر می‌کنند؟ می‌دانیم که دولت ایران و دولت‌های غربی درباره‌ی انرژی هسته‌ای اختلاف دارند. مردم آمریکا این اختلافات را چه طور تلقی می‌کنند؟

 

وای، چه سوالی! خب مطمئنا بسیاری از آمریکایی‌ها و نیز دیگر ملت‌ها، ایران را به‌خاطر اظهار کسب انرژی هسته‌ای به‌عنوان یک تهدید تلقی می‌کنند. اما تعداد در حال رشدی از مردم مسلمان و همین‌طور غیرمسلمان وجود دارند که احساس می‌کنند ایران و دیگر کشورها نیز باید حق استفاده از نیروی هسته‌ای را داشته باشند. بعضی احساس می‌کنند که کشورهای بزرگ سعی می‌کنند تا یک انحصار و منوپولی را بر روی این انرژی ایجاد کنند و این عادلانه نیست. بعضی به افراط می‌روند و می‌گویند هیچ‌کس نباید چنین انرژی در دسترس داشته باشد. به‌ هرحال بسیاری در آمریکا نگران هستند که اگر ایران به سلاح هسته‌ای دست‌ یابد، آن‌ را علیه دشمنان‌اش به‌کار خواهد برد و آن‌ها فکر می‌کنند که آمریکا قطعا دشمن ایران است و اگر آمریکا به‌طور مستقیم نباشد، یکی از متحدان اصلی‌اش. همان‌طور که بسیاری مشاهده کردند که رئیس‌جمهور ایران به‌خاطر مطالبات دیگر کشورها، عقب‌نشینی نمی‌کند.

 

نظر خودتان چیست؟

 

خب، من متأسفم که نمی‌توانم به شما و مخاطبان‌ تان پاسخ بدهم، چرا که به‌خاطر امنیت خانواده‌ام، ما مجاز به طرح نظرات و علائق سیاسی خودمان به ‌صورت آنلاین نیستیم. اما من واقعا امیدوارم که ایران و آمریکا بتوانند به توافقاتی برسند و شکاف فزاینده‌ی بین خود را ترمیم کنند. هر دو کشور برای دنیا مسائل جالب به‌ ارمغان بیاورند و برای بهتر شدن وضع بشر متحد شوند.

 

از این‌که حضور در این مصاحبه را پذیرفتید، متشکریم. حرف آخر شما با خوانندگان چارقد؟

 

من هم از شما به ‌خاطر این مصاحبه تشکر می‌کنم و امیدوارم که توانسته باشم تصویری اجمالی اما منصفانه از درون زندگی آمریکایی و زندگی خودم به ‌عنوان یک نویسنده‌ی «مسلمة» آمریکایی ارائه داده باشم.

 

گفتگو: سید کمال الدین دعایی/نشریه الکترونیکی چارقد

 گروه دین و اندیشه تبیان - شکوری

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٤٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸٩/۱/٢٧

نکاتی که حین گشت و گزارهای اینترنتِی بهتر است بلد باشیم و رعایت کنیم

نکاتی که حین گشت و گزارهای اینترنتِی بهتر است رعایت کنیم

elima.sub.ir| دنیای شگفت )‌لینک ها را در صفحات جدید باز کنید.

وقتی شما به لینکی بر می خورید (مقصود همان کلمات یا عباراتی است که عموما آبی رنگ هستند و "کرزر" با رفتن بر روی آنها، به "دست" تبدیل می شود) می توانیدآن را در همان پنجره باز کنید و یا اینکه آن را در پنجره جدیدی باز کنید. بهتر است همیشه لینک ها را در پنجره جدید باز کنید، برای این کار بجای اینکه به راحتی روی لینک رفته کلیک چپ کنید، روی لینک بروید و سپس کلیک راست کنید، بعد از آن روی open in a new window بروید و در مرحله آخر کلیک راست را رها کنید. با این کار لینک در پنجره جدیدی باز می شود. این کار چه مزیتی دارد؟ با این کار شما در حالی که مشغول خواندن صفحه دانلود شده هستید، صفحات دیگر دانلود می شوند، یعنی سریعتر کارها انجام می شود. مثلا وقتی توسط "ابزار جستجویی" کلمه ای را جستجو می کنید و سپس نتایج ظاهر می شود، هر کدام از نتایج که مورد علاقه شما بود، "در صفحه جدید باز کنید" با این کار در حالی که مشغول خواندن نتایج سرچ هستید، صفحات مورد علاقه شما در حال دانلود شدن هستند. مثلا وقتی که می خواهید به صفحه بعدی نتایج سرچ بروید (و مثلا کلید next را می زنید) می توانید در حالیکه صفحات بعدی نتایج جستجو در حال دانلود شدن هستند، برگردید و صفحات کاملا دانلود شده خود را، از صفحات مورد علاقه انتخاب شده از میان نتایج جستجو، مطالعه کنید.


 

▪ توجه:

۱. ۱) بعضی از سایتها این امکان را می دهند که با زدن کلیدی ، تمامی لینکها در پنجره جدید باز شوند.

۲. ۲) بعضی از لینکها طوری آماده شده اند که خود بخود در پنجره جدید بازشوند. با این کار (یعنی زدن کلیک راست و سپس انتخاب حالت open in a new window) ممکن است اعلان "صفحه یافت نشد" پدیدار شود. در اینصورت کافی است همان کلیک چپ را بزنید تا لینک در پنجره جدید باز شود.

۳. ۳) شما برای باز کردن لینک ها در پنجره های جدید، محدودیت دارید. اگر تعداد زیادی پنجره باز شود ممکن است باعث "هنگ" کردن برنامه مرورگرتان شود. بنابراین بطور همزمان، حدود ۱۰ تا ۱۵ پنجره بیشتر باز نکنید.

 

elima.sub.ir| دنیای شگفت )‌ خطوط را "خرچنگ قورباغه" می بینید؟ فرار نکنید.

بسیاری از افراد هنگام مواجهه با صفحات فارسی ای که در آنها بجای حروف درست فارسی اشکال عجیب غریب دیده می شوند، به سرعت سایت را ترک می کنند. البته این را ه مناسبی برای تنبیه طراحان صفحات وبی است که در صفحه وب خود این مشکل را دارند. ولی چنانچه بخواهید می توانید، احتمالا صفحه را درست کنید. کلیک راست موس را فشار دهید، از صفحه باز شده، گزینه encoding را انتخاب کنید. برای درست دیدن صفحات فارسی، یکی یکی گزینه های زیر را انتخاب کنید تا ببینید، کدامیک جواب می دهد: Windows (Arabic) Windows (Western) UTF-۸ یعنی ابتدا از گزینه، encoding، windows(Arabic) را انتخاب کنید، اگر صفحه درست شد که هیچ ولی اگر درست نشد،‌ مجددا کلیک راست کرده encoding و سپس windows (western) را انتخاب کنید، اگر صفحه درست شد که هیچ ولی اگر درست نشد، گزینه سوم (یعنی UTF-۸) را امتحان کنید. اگر هیچکدام نشد،‌ ببینید (احتمالا در صفحه اول سایت) آیا صفحه فارسی با قلم خاصی نوشته شده در نتیجه از شما خواهش شده که : "ابتدا قلم ما را نصب کنید"؟ در اینصورت مجبورید ابتدا آن فونت را به شکل زیر نصب کنید:

۱) فونت را دانلود کنید.

۲) در پنجره control panel روی fonts دوبار کلیک کنید تا پنجره مورد نظر باز شود.

۳) گزینه Install new font را از منوی File همان پنجره Fonts انتخاب کنید.

۴) مسیر فونت مورد نظر را از پنجره های لیست Folders، Drives همان پنجره مشخص کنید. سپس فونت شما در پنجره کوچک list of fonts ظاهر می شود.

۵) حال آن را انتخاب و ok بزنید تا فونت مورد نظر روی سیستم نصب شود. پس از این با زدن refresh صفحه وب مورد نظر،‌ می توانید آن را به راحتی بخوانید. ولی اگر باز مشکل داشتید، روی صفحه وب،‌کلیک راست کنید و در encoding گزینه User defined را انتخاب کنید. قاعدتا با refresh کردن باید بتوانید صفحه را بخوانید.

 

elima.sub.ir| دنیای شگفت )‌بجای عکس ، یک مربع حاوی ضربدر قرمز رنگ می بینید.

اینهم از خطاهای طراح صفحه وب است ولی بد نیست این راه را امتحان کنید. شاید توانستید عکس را ببینید، ولی اگر جواب نداد دیگر کاری نمی شود کرد.

با موس کرزر را روی عکس ببرید. کلیک راست موس کنید. روی properties رفته و کلید موس را رها کنید. در صفحه properties ، آدرس جلوی URL را در جعبه آدرس مرورگرتان بنویسید (مثل حالت قبل) و enter کنید، اگر عکس آمد، که آمد اگر نه کاری نمی توان کرد.

 

elima.sub.ir| دنیای شگفت )‌ خواندن ، save کردن و پرینت گرفتن مقالات چند صفحه ای

گاهی به مقالاتی برمی خوریم که در چندین صفحه تقسیم شده اند. خواندن ، save کردن و پرینت گرفتن چنین مقالاتی مشکل است ، آیا راهی برای تسهیل کار وجود ندارد؟

گاهی راهی وجود دارد. البته ابتدا باید گفت هدف طراحان از تقسیم یک مقاله واحد در چندین صفحه ، قرار دادن تبلیغات زیاد در هر صفحه است که خواننده مجبور باشد تمام آنها را بخواند. گاهی در صفحه اول و عموما در صفحه آخر این مقالات کلیدی وجود دارد به نام printer friendly یا عبارات مشابه، با زدن این کلید تمامی مقاله در یک صفحه ظاهر می شود و می توانید آن را به راحتی پرینت بگیرید یا save کنید. بنابراین در برخورد با چنین مقالاتی ابتدا به صفحه اول و صفحه آخر مراجعه کنید و ببینید آیا چنین کلیدی وجود دارد یا نه، اگر وجود نداشت که مجبورید یکی یکی صفحات مقاله را دانلود کرده و آنها را بخوانید و saveکنید یا پرینت بگیرید.

 

elima.sub.ir| دنیای شگفت )‌ کلیک راست کار نمی کند؟!

در بعضی صفحات یا روی بعضی تصاویر، کلیک راست موس کار نمی کند. در واقع طراح صفحه خواسته با اینکار جلوی پرینت کردن یا save بعضی صفحات یا عکس ها را توسط شما بگیرد، ولی شما به او بدلش را بزنید: کلیک چپ را فشار دهید و نگهدارید ، حالا کلیک راست کنید، می بیند که کلیک راست (در این حالت) عمل می کند!

بهرحال در بدترین حالت اگر بهیچ وجه نتوانستید عکسی را save کنید، این کار را انحام دهید.

عکس را در صفحه مونیتور خود بیاورید، سپس کلید print screen را که روی صفحه کلیدتان است فشار دهید (در این حالت در واقع تمامی مطالب و تصاویر روی صفحه مانیتورcopy شده است) حال یک برنامه ویرایش تصاویر، مثل paint که در خود برنامه windows است، را باز کنید و در صفحه سفید آن کلیک راست کنید و از نواری که باز می شود ، گزینه paste را انتخاب کنید. می بینید که مطالب صفحه مانیتور به طور کامل به این جا می آید. حال می توانید مستقیما این را به نام فایلی save کنید، یا ابتدا عکسهای آن را درآورده (دوربری کنید) و سپس هر عکسی را در فایلی save کنید.

دقت کنید با یان روش صفحه محتویات قابل دیدن روی مانیتور منتقل و save می شوند و در صفحاتی که scrollهای افقی یا عمودی دارند،‌در واقع شما از بقیه صفحه صرفنظر کرده اید، اگر بخواهید آن قسمتها را هم save کنید، با حرکت دادن scrollbar ، آنها را روی صفحه مانیتور بیاورید و مجددا کارهای گفته شده در بالا را انجام دهید تا آن قسمتها هم save شوند.

 

elima.sub.ir| دنیای شگفت )‌ میانبرهای اینترنت

برای آنهایی که از اینترنت استفاده می کنند میانبرهایی وجود دارد که به آنها در گشت و گذار اینترنتی بسیار کمک می کند. اگر از اینترنت اکسپلورر استفاده می کنید، از کلیدهای CTRL+L یا CTRL+O استفاده کنید و یک پنجره کوچک در برابر شما باز می کند که به آسانی می توانید در آن آدرس اینترنتی خود را تایپ کنید. اگر از Netscape استفاده می کنید از کلیدهای CTRL+O استفاده کنید. همانطور که می دانید L مخخف Location به معنی یک آدرس جدید و O مخخف Open به معنی باز کردن یک پنجره جدید است. (دنیای شگفت)

برای بستن یک پنجره در اینترنت اکسپلورر از CTRL+W استفاده کنید این عمل بسیار ساده تر از این است که نشانگر موس را تا بالای صفحه حرکت دهید تا یک علامت ضربدر کوچک را کلیک کنید.

 

elima.sub.ir| دنیای شگفت )‌ کلیدهای میانبر مفید همراه با کلید Windows

ـ Windows+R: پنجره Run را باز می کند.

ـ Windows+E: پنجره ویندوز اکسپلورر را باز می کند.

ـ Windows+F: برای پیدا کردن فایلها و فولدرها.

ـ Windows+Break: پنجره System Properties را باز می کند.

ـ Windows+F۱: پنجره Help ویندوز را باز می کند.

ـWindows+D: همه پنجره های باز ویندوز را minimize می کند و دسک تاپ را نمایش می دهد.

ـ Windows+TAB: در بین پنجره های Task bar تغییر موقعیت می دهد.

Windows+M: همه پنجره ها را minimize می کند.

توجه داشته باشید که در اینترنت هر چه از موس بیشتر استفاده کنید، سرعت شما کندتر می شود. بنابراین سعی کنید تا حد ممکن از کی برد به جای موس استفاده کنید. (دنیای شگفت)

 

elima.sub.ir| دنیای شگفت )‌ چگونه پسورد (رمز عبور) بسازیم؟

در اینترنت بسیار پیش می آید که برای دسترسی به اطلاعات شخصی خود (مانند ایمیل، حساب بانکی و ..) احتیاج به رمز عبور یا پسورد دارید. اگر می خواهید پسوردی بسازید که شکستن آن دشوار باشد، باید ترکیبی از کلمات اعداد و سمبل ها بسازید. شما می توانید این عمل را انجام دهید و هنوز بیاد آوردن آن برایتان ساده باشد. مثلا یک پسورد خوب می تواند $ greatday $ یا # happytimes # باشد. یا ممکن است بخواهید پسورد خود را به روش زیر بسازید، با پیدا کردن یک عبارت، مثلاً عبارت â€‌ every day has his day “ در نظر بگیرید، حروف اول این عبارت را کنار هم قرار می دهیم، می شود â€‌ edhhd “ که اگر این عبارت را به یاد داشته باشید پسورد مناسبی خواهد بود. روش دیگر چسباندن قسمتی از کلمات به یکدیگر است مثلاً lovmar از ترکیب اول کلمات love و marriage بدست آمده است. اضافه کردن یک یا چند عدد به این پسورد آنرا به مراتب مطمئن تر می کند. مثلاً فرض کنید شما پسورد edhhd را انتخاب کرده اید و شماره شناسنامه شما ۱۱۷۱ می باشد با ترکیب اینها پسورد ۱۱edhhd۷۱ بدست می آید که پسورد بهتری است.

و اما آخرین و نه کم اهمیت ترین :

همانطور که وقتی می خواهید با ماشینی رانندگی کنید صندلی و آیینه و .... را مطابق نظر خود تنظیم می کنید. وقتی هم که می خواهید در اینترنت "بچرخید" مرورگر را مطابق نظر خود تنظیم کنید. کلیدهای مورد نظر خود را اضافه کنید و آنهایی که نمی خواهید حذف کنید. کلیدها را بزرگ یا کوچک کنید. (دنیای شگفت)

جستجوگری که از آن استفاده می کنید (مثلا toolbarاگر لازم می دانید) را دانلود کنید، تا برای سرچ در آنها هر بار مجبور نباشید به صفحه اول google یا yahoo مراجعه کنید

 

 

 
 
۱۵ نکته کامپیوتری که اگر ندانید باعث خنده دیگران می شوید!

افراد زیادی از خیلی از تعاریف و نکات ابتدایی کامپیوتر که برای اکثر مردم خصوصآ جوانان بسیار بدیهی و جا افتاده است بی اطلاع هستند. باور کنید از این وضع هم من بهتر از همه خبر دارم

گاهی که پست های ساده تر می نویسم با خودم فکر می کنم شاید این مطلب زیاد هم به درد کسی نخورد و با خودم می گویم باید مطالب را سنگین تر و تخصصی تر کنم. اما با نگاه عمیق تری که کردم متوجه شدم نه این خبر ها هم نیست…بهتره کمی هم از پنجره به بیرون نگاه کنیم و در را باز کنیم و چند تا رفیق جدید به جمع خودمان اضافه کنیم.

در ادامه به توضیح برخی از ابتدایی ترین نکاتی می پردازم که هر کاربر ساده کامپیوتر باید بداند. اگر از کاربران تازه کار کامپیوتر هستید دوستانه توصیه می کنم این مطلب را با دقت بخوانید.

1- اول آدرس ایمیل www نمی گذارند: اول آدرس ایمیل هرگز www نمی گذارند.

2- اینترنت اون علامت e آبی رنگ نیست: اون e آبی رنگ علامت برنامه Internet Explorer، محصول شرکت Microsoft است. خود اینترنت یک شبکه است که برنامه یا آیکون خاصی ندارد.
Internet Explorer به شما کمک می کند از این شبکه برای دیدن سایت های مختلف استفاده کنید. درست مثل اینکه می توانید برنامه کانال های تلویزیون را با یک تلویزیون Panasonic یا با یک تلویزیون Sony یا با هر مارک دیگری ببینید…
برنامه های دیگری هم وجود دارند که کار آن e آبی را می کنند و حتی خیلی بهتر! مثل Safari، Chrome، Opera یا Firefox که می توانید از آنها استفاده کنید.

3- چت همان یاهو مسنجر نیست: چت کردن لازم نیست حتمآ با برنامه یاهو مسنجر انجام شود. یاهو یکی از شرکت هایی است که سرویس چت اینترنتی را ارائه می کند. با ICQ، MSN Messenger یا Gtalk و… هم می توانید چت کنید (با سایر کاربران همان سرویس).

4- هر کامپیوتری الزامآ ویندوز نیست: این خیلی مهمه! ببینید یک کامپیوتر را خاموش فرض کنید! اصلآ به آن چه روی صفحه مانیتورش دیده می شود فکر نکنید. این به خودی خودش یک کامپیوتر است.
حالا باید یک برنامه روی این کامپیوتر نصب بشه که این کامپیوتر بتونه روشن بشه و ما ازش استفاده کنیم. به این برنامه ها می گوییم «سیستم عامل» یا «Operating System» یا OS.
یکی از معروف ترین این برنامه ها «ویندوز» نام داره که نسخه های مختلفی هم داره که می دونم همگی با آنها آشنا هستید. مثل ویندوز 98 یا ویندوز xp یا ویستا. ویندوز محصول شرکت Microsoft است.
حالا نکته اینجا است، هیچ اجباری به استفاده از ویندوز نیست و ویندوز تنها انتخاب موجود نیست. بلکه این تصور غلط به خاطر سلطه مایکروسافت بر روی بازار به وجود آمده. در اصل شرکت های مختلف و مشابهی وجود دارند که در این صنعت با مایکروسافت در رقابت هستند و خودشان «سیستم عامل» تولید می کنند.
به عنوان مثال، شرکت Apple سیستم عامل Mac را دارد. یا مثلآ سیستم عامل Ubuntu مال شرکت Canonical است.

5- هر کامپیوتری الزامآ پنتیوم نیست: pentium فقط اسم مدل یکی از پردازنده (CPU) های شرکت اینتل است! فکر می کنم واضحه، مثلآ من اگر از CPU یک شرکت دیگه مثل AMD استفاده کنم دیگه «کامپیوترت پنتیوم چنده؟» مفهومی نداره. در ضمن مدل های pentium هم الان تقریبآ منسوخ شده و قدیمی به حساب می آیند.

6- فایروال همان آنتی ویروس نیست: هر دو امنیت کامپیوتر را تامین می کنند اما با یکدیگر فرق دارند. توضیح تخصصی این تفاوت از حوصله این مطلب (و احتمالآ شما) خارج است. بگذارید این طور بگویم، فایروال یا دیواره آتش مثل یک گارد هست که شما بگذارید دم در خانه تا از ورود افراد خطرناک جلوگیری کند. آنتی ویروس مثل یک محافظ شخصی است که اگر کسی یه جوری گارد را دست به سر کرد یا یواشکی از دودکش شومینه اومد توی خونه او را دستگیر کنه.

7- تفاوت فایل، فولدر و درایو: اصلآ به کامپیوتر فکر نکنید، درایو مثل طبقه ای است که شما پوشه های مختلف از اسناد تان را نگهدای می کنید. فولدر همان پوشه هایی است که اسناد در آنها وجود دارند.
هر سند موجود در پوشه مثل یک فایل هست. در نتیجه من اگر از شما بپرسم فلان سند کجاست؟ شما می گویید: «در طبقه دوم، پوشه سبز رنگ، کاغذ آخر.»
حالا اگر بپرسم «اون تحقیق شیمی که دانلود کردی کجاست؟» چه می گویید؟ «درایو C، فولدر Shimi، فایل shimi.pdf» یا مدل کامپیوتری تر: C:\Shimi\shimi.pdf
این طور بخوانید، «سی دو نقطه بک اسلش شیمی بک اسلش شیمی دات پی دی اف».
حالا چطوری فرق اینا را هم به خاطر بسپاریم؟ یکی اینکه درایو ها تعداد شان زیاد نیست. عمومآ همین C و D و E و اینها هستند… فولدر ها یا پوشه ها هم که اصلآ از آیکون شان مشخص است.
فایل ها هم می توانید این جوری بشناسید. هر آیتمی که وقتی رویش کلیک می کنید دیگه جلوتر نمی توانید بروید یک فایل است. به عنوان مثال وقتی روی یک فولدر کلیک می کنید وارد آن می شوید، دوباره می توانید چیزی انتخاب کنید… در نتیجه این یک فایل نیست.
اما اگر روی یک عکس کلیک کنید آن عکس خودش باز می شود، دیگر داخل آن عکس پوشه های دیگر یا فایل های دیگر وجود ندارد. در نتیجه یک عکس یک فایل است. به عبارتی هر آیتمی که یک پسوند داشته باشد، مثلآ txt. یا jpg. و… یک فایل است.

8- پسوند فایل ها مهم است: اول از همه، اصلآ پسوند چیه؟ پسوند اون سه حرف آخر اسم هر فایل است (اگر ویندوز شما پسوند ها را نشان نمی دهد مثل این راهنما عمل کنید).
پسوند به ویندوز و شما می گوید که این چه نوع فایلی است. به عنوان مثال یک فایل متنی که فقط حاوی نوشته است پسوندش txt. است. عکس های واقعی مثل آنها که با دوربین عکاسی می گیرید عمومآ دارای پسوند jpg هستند. عکس های کارتونی و کامپیوتری و غیر واقعی هم عمومآ gif یا png هستند.
فایل های فشرده شده عمومآ دارای پسوند zip یا rar هستند که آنها را باید با برنامه های مخصوص مثل Winzip یا WinRAR باز کنید.

فایل های اجرایی مثل فایل های برنامه های یا فایل های Setup بازی ها و… هم عمومآ دارای پسوند exe. هستند. آهنگ ها هم که مطمئنم خودتان می دانید، عمومآ mp3 یا wav هستند.
پسوند فایل ها اطلاعات زیادی به ما می دهند. مثلآ اگر کسی یک فایل به شما داد که پسوند آن exe. بود و گفت این عکس خودم است. دارد دروغ می گوید! احتمالآ به جای عکس یک برنامه مخرب مثل یک ویروس است.

9- تفاوت وبلاگ و وب سایت: «وبلاگ» از جمله چیز هایی است که تعریف دقیقش یکم سخته. یک باور اشتباه اینه که یک وب سایت یک آدرس مستقل دارد، مثلآ  تنها کاربران عضو سایت قادر به مشاهده لینک ها هستند.
عضویت در سایت / ورود به سایت
یک سایت است اما microsoft.persianblog.ir یک وبلاگ است. این تعریف اشتباه است.
وبلاگ جایی است که – عمومآ – یک نفر یادداشت هایی می نویسد. این یادداشت ها می توانید شخصی، تخصصی یا عمومی باشد. وبلاگ ها بر پایه یکی از برنامه های مدیریت محتوا نظیر وردپرس یا مووبل تایپ هستند. همچنین می توانند روی سرویس دهنده های وبلاگ آنلاین باشند، مثل Blogspot یا Persianblog و… که در این صورت آدرس آنها به شکل EsmeWeblog.Persianblog.ir و… درمیاید. اما می توانند آدرس شخصی هم داشته باشند. مثل Zangoole.com که یک وبلاگ است.
اکثر وبلاگ ها شامل بخش نظرات هم هستند که خوانندگان از این طریق با نویسنده در ارتباط هستند و نظر خودشان را به اطلاع نویسنده می رسانند. هم وبلاگ و هم وب سایت می تواند متعلق به یک نفر، چند نفر یا یک شرکت هم باشد در نتیجه مالکیت یا مخاطب یک نشانه برای تمیز دادن وبلاگ از وب سایت نیست. اما عمومآ وبلاگ متعلق به یک نفر است و شما با ورود به آن می دانید که در حال خواندن نوشته چه کسی هستید. وبلاگ ها عمومآ غیر رسمی تر از وب سایت ها هم هستند.
یک تفاوت دیگر هم این است که وب سایت ها عمومآ سرویس یا محصول خاصی دارند اما وبلاگ ها – حداقل مستقیمآ – سرویسی ارائه نمی کنند و فقط حاوی نوشته های نویسنده هستند.

10- دومین، دامین یا دامنه: ببینید خودتان را درگیر نکنید، خیلی ساده است. اسم هر سایت (آدرسی که تایپ می کنید که واردش شوید) دامنه آن سایت است. مثلآ دامنه یاهو yahoo.com است. برای داشتن این نام ها باید نام مورد نظر آزاد باشد و مبلغی را سالیانه پرداخت کنید تا به نام شما ثبت شود.
توجه کنید که مثلآ در مثال یاهو، کل عبارت “Yahoo.com” دامنه است، نه فقط “Yahoo” در نتیجه “Yahoo.net” هم یک دامنه جدا است که می تواند متعلق به فرد دیگری باشد، همچنین “Yahoo.org” و… اما خوب شرکت های بزرگ تمام دامنه های اسم شرکت شان را به نام خودشان ثبت می کنند.

11- هاست یا هاستینگ: هاست، هاستینگ یا Host یعنی فضایی که فایل های یک سایت اینترنتی روی آن قرار می گیرد. هر چیزی که شما روی یک سایت می خوانید باید روی یک کامپیوتر واقعی در یک جایی از دنیا وجود داشته باشد. همین مطلب که الان شما دارید می خوانید روی سرور زنگوله در تگزاس آمریکا است.
این فضا ها هم توسط شرکت ها فروخته می شود. در نتیجه اگر می بینید می گویند «هاست 100 مگابایتی» یعنی به شما 100 مگابایت فضا می دهند که فایل های سایت تان را در آن نگهداری کنید.

12- پروکسی همان فیلتر شکن نیست: پروکسی (proxy) همان فیلتر شکن نیست و هیچ ربطی هم به فیلتر شکن ندارد. به کامپیوتر اصلآ فکر نکنید، پروکسی می دانید مثل چیست؟ مثل اینکه من زنگ بزنم به شما بگم «اگر می تونی سر راه برو فلان کتاب فروشی ببین این کتاب را داره؟» شما می روید و از همانجا به من زنگ می زنید، می گویید «آره مثلآ فلان کتاب هست جلدش این رنگیه قیمتشم اینه…». این یعنی پروکسی.
وقتی شما IP و Port پروکسی را در برنامه ای وارد می کنید یا از فیلتر شکن استفاده می کنید کامپیوتر شما به یک کامپیوتر دیگه در جایی از دنیا وصل میشه و اون کامپیوتر میره اون آدرسی که شما می خواهید را باز می کنه و به شما نشان میده. حالا اگر پروکسی شما در یک کشور خارجی باشه می تونه جاهایی بره که شما نمی تونید برید! خیلی واضحه نه؟
در مطالب بعدی توضیحات کامل تری در این زمینه خواهم داد.

13- وی پی ان (vpn) همان فیلتر شکن نیست: نمی خواهم به ساختار vpn و… بپردازم. بلکه می خواهم بر عکس خیلی ها ساده برای تان توضیح بدهم که خوب متوجه بشید. vpn یک نوعی از شبکه است که اطلاعاتی که در آن رد و بدل می شود به خاطر فرایند رمزنگاری قابل دیده شدن نیست.
مثل چی؟ این سناریو را تجسم کنید، من و دوستم و شما با هم در یک اتاق هستیم. من و دوستم هر دو علاوه بر فارسی به زبان چینی هم مسلط هستیم اما شما یک کلمه هم چینی بلد نیستید.
حالا شما به من به فارسی می گویید «تو حق نداری راجع به آن موضوع با دوستت صحبت کنی!». حالا اگر من شروع کنم به چینی با دوستم حرف بزنم چی؟ شما نمی توانید بفهمید من دارم راجع به چی حرف می زنم.
اینکه vpn به عنوان یک فیلتر شکن استفاده می شود هم موردی مشابه است. «آن موضوع» همان سایت مسدود شده است و «زبان چینی» هم همان رمزنگاری شبکه vpn.

14- RAM بیشتر همیشه بهتر نیست: رم و حافظه بیشتر همیشه الزامآ بهتر نیست. یعنی کلآ این عدد ها هر چقدر بزرگتر می شوند الزامی نیست که بهتر شوند. چرا؟ به دلایل مختلف، مهم ترینش اینکه خیلی اوقات کامپیوتر شما توان استفاده از آن مقدار عظیم RAM را اصلآ ندارد… به عنوان مثال، اکثر افراد از ویندوز های 32 بیت استفاده می کنند که توان استفاده بیشتر از 4 گیگ رم را ندارند یعنی اگر شما 8 گیگ رم هم داشته باشید هیچ فرقی نخواهید دید… پس اگر از نحوه کار یک دستگاه آگاه نیستید حواستان جمع باشد که پول تان را بی خود هدر ندهید. برای استفاده بیشتر از 4 گیگ رم باید از سیستم عامل های 64 بیت استفاده کنید. مثلآ Windows Vista x64 Ultimate.

15- قوی بودن یکی از اجزای کامپیوتر ضعیف بودن جزئی دیگر را جبران نمی کند: این هم از جمله اشتباهاتی است که از خیلی ها تا به حال شنیده ام. هر عضو کامپیوتر وظیفه منحصر به فرد خودش را دارد و قوی بودن یک جز، مثلآ RAM ضعیف بودن CPU را جبران نمی کند. مثلآ شنیده ام که می گویند «این بازی 2 گیگ رم می خواد ولی اگر CPU ات قویه با 1 گیگ هم جواب میده…» که کاملآ اشتباه است.

 

 

بیش از ۵۰ نوع از کلیدهای میانبر در ویندوز XP

 در صورتی که دوست دارید تا با سرعت بیشتری با کامپیوتر کار کنید و خود را حرفه ای تر نشان دهید ترفندی فوق العاده را برای شما در نظر گرفته ایم. قصد داریم تا بیش از ۲۰۰ کلید میان بر در محیط ویندوز را به شما معرفی کنیم که با استفاده از آنها میتوانید به طور کامل کارهایی که میتوانید با موس انجام دهید را با کیبورد شبیه سازی کنید.


 

 Esc لغو عملیات در حال انجام

▪ F۱ راهنما.

▪ F۲ در حالت عادی تغییر نام آیتم (های) انتخاب شده . در برنامه های قدیمی تر (معمولا تحت داس)ذخیره فایل جاری.

▪ F۳ جستجو.

▪ F۴ باز کردن لیست پایین رونده Address Bar

▪ F۵ به روز آوری Refresh

▪ F۶ مانند کلید Tab بین اجزای مختلف پنجره جاری سوییچ می کند.

▪ F۱۰ پرش به منو های اصلی یک پنجره مثلFile,Edit,View,...

▪ F۱۱ پنجره جاری را تمام صفحه می کند.

▪ PrintScreen در ویندوز از کل صفحه نمایش یک عکس می گیرد و آن را در حافظه کلیپ بورد قرار می دهد و ما می توانیم در یک برنامه ویرایش عکس مثل Ms-Paint آن را Paste کنید .

▪ Tab بین اجزای پنجره جاری سوییچ می کند .

▪ Space در حالت مرورگر اینترنت اکسپلورر صفحه جاری را به پایین می برد .مثل Page Down

▪ BackSpace در حالت عادی یعنی در مرور ویندوز یک مرحله به بالاتر میرود (معادل Up) و در مرورگر اینترنت اکسپلورر معادل Back است.

▪ Home رفتن به اول خط در حالت ویرایش متن و رفتن به اول صفحه در حالت مرور.

▪ End رفتن به آخر خط در حالت ویرایش متن و رفتن به آخر صفحه در حالت مرور.

▪ PageUp در حالت مرور چه در اینترنت و چه در ویندوز و معمولا همه جا صفحه به صفحه به بالا می رود.

▪ PageDown در حالت مرور چه در اینترنت و چه در ویندوز و معمولا همه جا صفحه به صفحه به پایین می رود.

 

elima.sub.ir| دنیای شگفت )‌ ترکیبات کلید Ctrl

▪ Ctrl+q در بعضی از برنامه ها خروج است.

▪ Ctrl+w در اکثر برنامه هایی که چند فایل را باهم باز می کنند مثل Ms-Word, کلا Ms-Office , Adobe Photoshop ,Ms-internet Explorer, ... فایل باز شده جاری را می بندد.

▪ Ctrl+e جستجو در مسیر جاری.

▪ Ctrl+r تا