هر چی بخوای داریم

هر چی که بخوای

| سری جدید پـَـ نه پَــ ویژه آذر ماه 90 |


 
سری جدید پـَـ نه پَــ  ( آذر ماه )
 
    پشه نشسته رو پام داره خونمو می خوره , دستم رو بردم بالا بزنمش یهو داداشم میگه   می خوای بکشیش؟! پَـــ نَ پـَـَـ خونش رو خورده می خوام بزنم پشتش آروغ بزنه ببرم بخوابونمش !!
*********************
اسپری سوسک کش زدم به سوسکه، سوسکه افتاده به پشت دست و پا میزنه...هم خونه ایم اومده میگه داره جون میده..؟ پـَـَـ نَ پـَـَــــ قیافه تورو دیده از خنده ریسه رفته
*********************
دیشب با دوستم داشتیم حکم بازی میکردیم ... بی بی انداختم ... میگه بی بی بازی کردی؟
پَـــ نَ پَـــ انداختم وسط یه شوهر خوب واسش گیر بیاریم
*********************
- کارگر هستین؟؟؟
- پَـــ نَ پَـــ...گـاویم...لباس کارگر پوشیدیم میخوایم از بیمه بیکاری استفاده کنیم
*********************
(منو داداشم دو قلوییم)در حال قدم زدن بودیم داداشم چند متر جلوتر از من راه میرفت یارو اول داداشمو دید اومد جلوتر منو دید, رنگش پرید برگشت گفت دو قلویید
گفتم:پـَـــ نَ پـَـــ اجسام از آنچه در آینه می بینید به شما نزدیک تر است
*********************
رفتم پمپ بنزین به یارو میگم ۴۰ تا بزن
میگه ۴۰ لیتر؟
پَـــ نَ پَــــ ۴۰ تا قاشق چای خوری
*********************
به دوستم میگم فهمیدی مریم جدا شد؟؟؟ میگه از شوهرش؟؟؟؟؟
پَـــ نَ پَــــ چسبیده بود کف ماهیتابه کفگیر زدم جدا شد
*********************
از دل درد دارم میمیرمو جلوی دستشویی دارم پیچ و تاب میخورم . بعد 2 ساعت یارو اومده بیرون میگه دستشویی داری ؟؟
میگم پَـــ نَ پَـــ دیدم فضای مناسب و دلبازیه اومدم موج مکزیکی تمرین میکنم.
*********************
به دوستم گفتم برو بالا نردبون چراغ و ببند گفت بچرخونمش؟
پـَـَـ نَ پـَـَــــ تو نگهشدار من نردبون و میچرخونم!
*********************
دوستم در یخچالو باز کرده,دیده هیچی توش نیس,میپرسه:واقعا خالیه!؟
میگم پَــ نَ پَـــ هیدنشون کردیم که غریبه ها نبیننشون !!
*********************
میگن کریستف کلمب وقتی رسید به امریکا سرش رو از پنجره کشتی کرد بیرون از یه سرخ پوست پرسید داداش اینجا آمریکاست؟
سرخ پوسته گفت پَـــ نَ پَـــ ژاپونه ما هم چون شلوار پامون نیست از خجالت قرمز شدیم!
*********************
دارم رو تردمیل عینه خر میدووم یارو مبگه اینجوری میدویی لاغر کنی؟؟
میگم پـَــ نَ پـَـــ دارم واسه نقش آفرینی تو سری جدید میگ میگ آماده میشم...!!
*********************
پایان نامم تموم شده زنگ زدم به استاد میگه میخوای دفاع کنی؟پـَـَـ نَ پـَـَــــ میخوام حمله کنم
*********************
پریشب تو خیابون میرفتم داشتم با فندکم بازی میکردم،
پلیس رد شده میگه اون چیه؟ فندکه؟میگم پـَـَـ نَ پـَـَــــ مشعل المپیکه دارم میبرم لندن!!
*********************
رسیدیم پشت در خونه ، کلید نداشتم به داداشم میگم کلیدتو بده،
میگه میخوای درو باز کنی؟ میگم پَـــ نَ پـَــــ میخوام بدمش به حسین تهی از معطلی درش بیارم….
*********************
۲ ساعته از بیرون صدای قار قار میاد…داداشم میگه صدای کلاغه ؟
میگم پــَ نَ پـــَ قناریه متال میخونه!!!!
*********************
رفتم درمونگاه , منشیه میگه : مریض شمایید؟
گفتم پَــــ نَ پَــــ من میکروبم , اومدم خودمو معرفی کن!
*********************
با دوستم رفتیم باغ وحش،جلوی قفسِ شیر وایسادیم.
دوستم میگه:شیرِ؟ میگم:پَــــ نَ پَــــ… گربه اس باباش مرده ریش گذاشته!!!!
*********************
دوستم تو خونه خوابیده بود داداشم از راه اومده میگه خوابه؟
میگم پَـــ نَ پَـــ رفته رو اسکرین سیور لگد بزنی روشن میشه!!!!
*********************
داشتم میرفتم باشگاه وسط راه یادم اومد یه چیزی رو یادم رفته، برگشتم خونه.در زدم داداشم در رو باز کرده با تعجب میپرسه حامد تویی؟!!!نرفتی باشگاه؟
میگم:پَــــ نَ پَــــ حامد رسید من دیلیوریشم…
*********************
به دوستم میگم فهمیدی مریم جدا شد؟؟؟
میگه از شوهرش؟؟؟؟؟ پـَــ نَ پـَـــ چسبیده بود کف ماهیتابه کفگیر زدم جدا شد…
*********************
واسه استخدام رفتم یه شرکتی خانومه میگه :شما برای آگهی استخدام اومدین؟
گفتم پـَـَـ نَ پـَـَــــ اومدم بگم اصلا رو من حساب نکنین!!!!!
*********************
رفتم دادگستری یارو میپرسه شکایت داشتید؟
گفتم پـَـَـ نَ پـَـَــــ یه خورده برنج آوردم با ترازوی عدالت وزن کنم !
*********************
رفتم خونه دوستم کامپیوترش خرابه… میگم پاورت
سوخته کامل! میگه یعنی یکی دیگه بگیرم ؟ میگم پَـــ نَ پَــــ سوختگیش جدی نیست پماد سوختگی بزنی خوب میشه
*********************
. میگم دیشب یه پشه اومده بود تو اتاقم میگه کشتیش؟
پَــــ نَ پَـــــ اومدم بِزنم، نتونستم ، خونِ من تو رگهاش جریان داشت! ،یهو گفت بابا …!! بعدشم نشَستیم دوتایی تا صبح گریه کردیم ، گوشه اتاق
*********************
رفتم جلسه ثبت نام ۱ساعت وایسادم.یارو اومده میگه میخوای
ثبت نام کنی؟ پـَـــ نَ پـَـــ اومدم حالتو احوالتو سفید رویتو سیه مویتو ببینم بروم..
*********************
هفته پیش مریض شدم، رفتم آمپول بزنم …
آمپولارو دادم به پرستاره …میگه آمپول بزنم؟
پَ نه پَ توش آب پر کن تفنگ بازی کنیم!
*********************
عکس نیمه ی راست صورتم رو گذاشتم فیس بوک
اومده میگه : عکس نصفه گذاشتی رو پروفایلت ؟
میگم : پـَ نه پـَ توی حراج بودم ۵۰ در ۱۰۰ تخفیف بهم خورده این شکلی شدم
*********************
رفتم دم مغازه به یارو میگم قرص پشه داری؟ میگه واسه کشتنش میخوای؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ برا سردردش میخوام!!!
*********************
کمرم درد می کنه یه پارچه بستم بهش. داداشم میگه کمرت درد می کنه؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام ادای داداش کایکو رو در بیارم.
*********************
داریم 10 نفری بازی شبکه ای میکنیم. اومده میگه جدی حال میده؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اسکولیم! عذاب داره اما میخوایم تهذیب نفس کنیم.
*********************
تو صف پمپ گاز منتظرم تا نوبتم بشه، یارو زده به شیشه میگه آقا شما هم می‌خوای گاز بزنی‌؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ من می‌خوام لیس بزنم !
*********************
رفتم بانک پول بگیرم. کارمنده میگه پول رو میبرین؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام وایسم اینجا هر کس رقصید بریزم رو سرش شاباش بدم
*********************
دارم به خواهر زاده ام دیکته می گم... رسیده آخر خط، می گه برم سر خط؟
پـَـ نه پَــ، بقیشو رو فرش بنویس!
*********************
داشتیم تو خیابون قدم می زدیم که یهو صداى ترمز شدیدى اومد و دو تا پا که یکى عمودى یکى افقى رو هوا بود... خلاصه ملت جمع شدن بالای سر طرف، که در این هنگام راننده پیاده شد و در کمال خونسردى گفت: آقا چیزیتون شد؟ یارو هم با همون وضع و صورت خونى مالى در حالی که به سختى نفس می کشید گفت: پـَـ نه پَــ، خودمو انداختم زمین از داور پنالتى بگیرم!
راننده گفت: نمکدون! منظورم اینه که می خواى زنگ بزنم اورژانس؟
یارو گفت: پـَـ نه پَــ، زنگ بزن برنامه نود، عادل اینا کارشناسى کنن صحنه پنالتى بود یا نه!
*********************
تو آشپزخونه استکان و قندون از دستم افتاد شکست با صدای خفن. مامان اومده می گه چیزی شکوندی؟
پـَـ نه پَــ، شیشه نازک تنهایی دلم بود منتها صداش رو گذاشتم رو اکو حال کنین!
*********************
کله صبحی رفیقم می‌خواست بیاد درس بخونیم، بهش زنگ زدم گفتم دوتا نون هم بگیر بیار.
گفت واسه صبحونه؟
پـَـ نه پَــ، واسه ذخیره سازی تو روزای سخت زمستون!
*********************
خواهرم از بیرون میاد خونه... می‌بینه پشت سیستمم... می گه کامپیوتر روشن کردی؟ پـَـ نه پَــ، دکتر گفته بشین جلوی مانیتور خاموش زل بزن بهش واسه چشات خوبه!
*********************
تو هواپیما نشستم دارم دعا می‌خونم بغل دستیم می‌گه دعا می‌کنی سالم برسی؟
پـَـ نه پَــ، دوست دارم صحنه سقوط هواپیما رو از نزدیک ببینم دعا می‌کنم سقوط کنیم!
*********************
زنه شکمش اومده جلو، رفیق ما می پرسه این خانم حامله است؟
پـَـ نه پَــ، این زن آقا گرگه ‌است، شنگول رو خودش خورده، منگول رو داده به شوهرش!

 

          

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/٩/٤

کمی بخندیم !

گوشهای هدایت ا... خان
روزی « ناصرالدین شاه »، وزیر دفترش، « هدایت الله خان » را دید که گوشهایش از زیر کلاهش بیرون آمده بود. نظری خشم آلود به وی افکند و گفت:
« گوشهایت را زیر کلاه بگذار. »
وزیر دفتر در حالی که کلاه خود را روی گوش های می کشید گفت:
«بفرمائید قربان. این هم گوش های بنده. حالا ببینم کارهای مملکت، با رفتن گوش من در زیر کلاه درست می شود. »


آقای قاضی کلنگ خود را بردارید!
قلمی از قلمدان قاضی افتاد
شخصی که آنجا حضور داشت گفت : جناب قاضی کلنگ خود را بردارید
قاضی خشمگین پاسخ داد: مردک این قلم است نه کلنگ
تو هنوز کلنگ و قلم را از هم باز نشناسی؟
مرد گفت: هر چه هست باشد، تو خانه مرا با آن ویران کردی(عبید زاکانی)


راننده اتوبوس
مایکل، راننده اتوبوس شهری، مثل همیشه اول صبح اتوبوسش را روشن کرد و در مسیر همیشگی شروع به کار کرد. در چند ایستگاه اول همه چیز مثل معمول بود و تعدادی مسافر پیاده می شدند و چند نفر هم سوار می شدند. در ایستگاه بعدی، یک مرد با هیکل بزرگ، قیافه ای خشن و رفتاری عجیب سوار شد او در حالی که به مایکل زل زده بود گفت: «تام هیکل پولی نمی ده!» و رفت و نشست.
مایکل که تقریباً ریز جثه بود و اساساً آدم ملایمی بود چیزی نگفت اما راضی هم نبود.
روز بعد هم دوباره همین اتفاق افتاد و مرد هیکلی سوار شد و با گفتن همان جمله، رفت و روی صندلی نشست 
و روز بعد و روز بعد
این اتفاق که به کابوسی برای مایکل تبدیل شده بود خیلی او را آزار می داد. بعد از مدتی مایکل دیگر نمی تواست این موضوع را تحمل کند و باید با او برخورد می کرد. اما چطوری از پس آن هیکل بر می آمد؟
بنابراین در چند کلاس بدنسازی، کاراته و جودو و ... ثبت نام کرد. در پایان تابستان، مایکل به اندازه کافی آماده شده بود و اعتماد به نفس لازم را هم پیدا کرده بود.
بنابراین روز بعدی که مرد هیکلی سوار اتوبوس شد و گفت: «تام هیکل پولی نمی ده!» مایکل ایستاد، به او زل زد و فریاد زد: «برای چی؟»
مرد هیکلی با چهره ای متعجب و ترسان گفت: «تام هیکل کارت استفاده رایگان داره.»
پیش از اتخاذ هر اقدام و تلاشی برای حل مسائل، ابتدا مطمئن شوید که آیا اصلاً مسئله ای وجود دارد یا خیر!



به من یاد بده
مرد زاهدی که در کوهستان زندگی می کرد. کنار چشمه ای نشست تا آبی بنوشد و خستگی در کند. سنگ زیبای درون چشمه دید، آن را برداشت و در خورجینش گذاشت و به راهش ادامه داد.
در راه به مسافری برخورد که از شدت گرسنگی به حالت ضعف افتاده بود. کنار او نشست و از داخل خورجینش نان بیرون آورد و به اوداد. مرد گرسنه هنگام خوردن نان چشمش به سنگ گرانبهای درون خورجین افتاد. نگاهی به زاهد کرد و گفت:
آیا آن سنگ را به من می دهی؟
زاهد بی درنگ سنگ را درآورد و به او داد. مسافر از خوشحالی در پوست خود نمی نگجید. او می دانست که این سنگ آن قدر قیمتی است که با فروش آن می تواند تا آخر عمر در رفاه زندگی کند. بنابراین سنگ را برداشت و با عجله به طرف شهر حرکت کرد.
چند روز بعد همان مسافر نزد زاهد در کوهستان برگشت و تا او را دید به او گفت:
من خیلی فکر کردم تو با این که می دانستی این سنگ چقدر ارزش دارد خیلی راحت آن را به من هدیه کردی. بعد دست در جیبش برد و سنگ را در آورد و گفت:
من این سنگ را به تو بر می گردانم ولی در عو ض چیز گرانبهای دیگری از تو می خواهم.
به من یاد بده که چگونه می توانم مثل تو باشم!


روباه و کلاغ
کلاغ پیری تکه پنیری دزدید و روی شاخه درختی نشست . روباه گرسنه ای از زیر درخت می گذشت . بوی پنیر شنید . به طمع افتاد . رو به کلاغ گفت : ای وای تو اونجایی !
می دانم صدای معرکه ای داری ! چه شانسی آوردم ! اگر وقتش را داری کمی برای من بخوان …
کلاغ پنیر را کنار خودش روی شاخه گذاشت و گفت : این حرفهای مسخره را رها کن ! اما چون گرسنه نیستم حاضرم مقداری از پنیرم را به تو بدهم .
روباه گفت : ممنونت می شوم ، بخصوص که خیلی گرسنه ام ، اما من واقعاً عاشق صدایت هم هستم .
کلاغ گفت : باز که شروع کردی ! اگر گرسنه ای جای این حرفها دهانت را باز کن ، از همین جا یک تکه می اندازم که صاف در دهانت بیفتند .
روباه دهانش را باز باز کرد .
کلاغ گفت : بهتر است چشم ببندی که نفهمی تکه بزرگی می خواهم برایت بیندازم یا تکه کوچکی.
روباه گفت : بازیه ؟! خیلی خوبه ! بهش میگن بسکتبال .
خلاصه . بعد روباه چشمهایش را بست و دهان را بازتر از پیش کرد و کلاغ فوری پشتش را کرد و فضله ای کرد که صاف در عمق حلق روباه افتاد .
روباه عصبی بالا و پایین پرید و تف کرد : بی شعور ، این چی بود !
کلاغ گفت : کسی که تفاوت صدای خوب و بد را نمی داند ، تغاوت پنیر و فضله را هم نمی داند .


پسرم چه کاره خواهد شد؟
کشیشى یک پسر نوجوان داشت و کم‌کم وقتش رسیده بود که فکرى در مورد شغل آینده‌اش بکند. پسر هم مثل تقریباً بقیه هم‌سن و سالانش واقعاً نمی‌دانست که چه چیزى از زندگى می‌خواهد و ظاهراً خیلى هم این موضوع برایش اهمیت نداشت.
یک روز که پسر به مدرسه رفته بود، پدرش تصمیم گرفت آزمایشى براى او ترتیب دهد.
به اتاق پسرش رفت و سه چیز را روى میز او قرار داد:
یک کتاب مقدس،
یک سکه طلا
و یک بطرى مشروب .

کشیش پیش خود گفت :
« من پشت در پنهان می‌شوم تا پسرم از مدرسه برگردد و به اتاقش بیاید. آنگاه خواهم دید کدامیک از این سه چیز را از روى میز بر می‌دارد. اگر کتاب مقدس را بردارد معنیش این است که مثل خودم کشیش خواهد شد که این خیلى عالیست. اگر سکه را بردارد یعنى دنبال کسب و کار خواهد رفت که آنهم بد نیست. امّا اگر بطرى مشروب را بردارد یعنى آدم دائم‌الخمر و به درد نخوری خواهد شد که جاى شرمسارى دارد.»
مدتى نگذشت که پسر از مدرسه بازگشت. در خانه را باز کرد و در حالى که سوت می‌زد کاپشن و کفشش را به گوشه‌اى پرت کرد و یک راست راهى اتاقش شد. کیفش را روى تخت انداخت و در حالى که می‌خواست از اتاق خارج شود چشمش به اشیاء روى میز افتاد. با کنجکاوى به میز نزدیک شد و آن‌ها را از نظر گذراند.
کارى که نهایتاً کرد این بود که کتاب مقدس را برداشت و آن را زیر بغل زد. سکه طلا را توى جیبش انداخت و در بطرى مشروب را باز کرد و یک جرعه بزرگ از آن خورد . . .
کشیش که از پشت در ناظر این ماجرا بود زیر لب گفت:
« خداى من! چه فاجعه بزرگی ! پسرم سیاستمدار خواهد شد ! »


دوتا فوت کن
داشتم با ماشینم می رفتم سر کار که موبایلم زنگ خورد گفتم بفرمایید الووو.. ، فقط فوت کرد ! گفتم اگه مزاحمی یه فوت کن اگه میخوای با من دوست بشی دوتا فوت کن . دوتا فوت کرد . گفتم اگه زشتی یه فوت کن اگه خوشگلی دوتا فوت کن دوتا فوت کرد . گفتم اگه اهل قرار نیستی یه فوت کن اگه هستی دوتا فوت کن دوتا فوت کرد . گفتم من فردا میخوام برم رستوران شاندیز اگه ساعت دوازده نمیتونی بیای یه فوت کن اگه میتونی بیای دوتا فوت کن دوباره دوتا فوت کرد . با خوشحالی گوشی رو قطع کردم فردا صبح حسابی بخودم رسیدم بهترین لباسمو پوشیدم و با ادکلن دوش گرفتم تو پوست خودم نمی گنجیدم فکرم همش به قرار امروز بود داشتم از خونه در میومدم که زنم صدام کرد و گفت ظهر ناهار میای خونه؟ اگه نمیای یه فوت کن اگه میای دوتا فوت کن




نامه ای از دوزخ
روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه میشود که هتل به کامپیوتر مجهز است . تصمیم میگیرد به همسرش ایمیل بزند . نامه را مینویسد اما در تایپ ادرس دچار اشتباه میشود و بدون اینکه متوجه شود نامه را میفرستد . در این ضمن در گوشه ای دیگر از این کره خاکی ، زنی که تازه از مراسم خاک سپاری همسرش به خانه باز گشته بود با این فکر که شاید تسلیتی از دوستان یا اشنایان داشته باشه به سراغ کامپیوتر میرود تا ایمیل های خود را چک کند . اما پس از خواندن اولین نامه غش میکند و بر زمین می افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش میرود و مادرش را بر نقش زمین میبیند و در همان حال چشمش به صفحه مانیتور می افتد:
گیرنده : همسر عزیزم
موضوع : من رسیدم
میدونم که از گرفتن این نامه حسابی غافلگیر شدی . راستش انها اینجا کامپیوتر دارند و هر کس به اینجا میاد میتونه برای عزیزانش نامه بفرسته . من همین الان رسیدم و همه چیز را چک کردم . همه چیز برای ورود تو رو به راهه . فردا میبینمت . امیدوارم سفر تو هم مثل سفر من بی خطر باشه .
وای که چه قدر اینجا گرمه !!!
  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٩:۳۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳۸٩/٧/۱٧

اس ام اس های طنز و لطیفه ها...

اس ام اس های طنز و لطیفه ها...



به غضنفر خبر میدن که بابا شدی میگه به زنم نگید میخوام غافلگیرش کنم.

غضنفر میره کولر بخره، یارو میگه کولر آبی میخوای؟ میگه: فرقی نمیکنه، قرمز بده.

یارو زن ژاپنی می گیره هی نگاش میکنه و میگه:
اگه خوابت میاد برو بخواب.

الو خودتی ؟...
شما کی رو گرفتید؟ : من زنمو گرفتم
اشتباه گرفتید
باشه میرم طلاقش میدم.

آیا می دانستید بز بز قندی اولین بز دیابتی دنیا بود؟؟
silly

بابا آب داد بابا را ایزوگام کردند.
بابا دیگر آب نداد.

حیوانات 12 دقیقه زود تر زلزله را متوجه میشن بی خبرمون نذاری کلک !!

نصیحت غضنفر به پسرش : هیچ وقت زن نگیر و به پسرت هم بگو زن نگیره !!!

ای کاش باران بودم تا غبار از صورتت می شستم / خودت که سال به سال صورتت رو نمی شوری !!!

گلبولهای سفیدم فدای باکتری های وجودت (پیامک پزشکی- بهداشتی !)
:32:

اگر کردی مرا روزی فراموش / در آید در دماغت ۱۰۰ عدد جوش !

یه شب ستاره آرزو ها از آسمون اومد پایین گفت : یه آرزو بکن
منم تو رو خواستم
گفت نمیشه
گفتم چرا ؟
گفت : ما تو جنس بنجل نیستیم !!!

خانوم در حالی که جدول حل میکرد از شوهرش پرسید :
یک اختراع نام ببر برای جبران اشتباهات بشر !
شوهر گفت : محضر طلاق !!!

دلم برات تنگ شده بود ،
حالا می فهمم چرا !
مال ِ کشِ شلوارم بود!!

وقتی پیر میشی ، ممکنه موهاتو از دست بدی یا امکان داره
دندون هات خراب بشه و از دست بره ، ولی زیبائیت رو از دست نمیدی
چون آدم چیزی رو که نداره ، هیچوقت از دست نمیده !!!

به یارو میگن بهترین شهر دنیا کجاست؟ میگه.سانفرانسیسکو میگن بنویسش میگه غلط کردم. قم

یارو رو برق 3 فاز می گیره پرت می کنه بلند می شه می گه: اگه مردین یه فاز یه فاز بیاین جلو

حیف نان میخواد به دختره تیکه بندازه میگه در قلب منی هرگز!
party

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸٩/٤/۱

استفاده از کلمه فست فود ممنوع شد! کلمات پیشنهادی برای فست فود! (طنز)

فست فود 

خوشحالیم که لااقل وزارت ارشاد در حوزه خودش اقدام به ممنوع کردن فست فود کرد.از قول مدیرکل دفتر تبلیغات و اطلاع رسانی وزارت ارشاد اطلاع پیدا کردیم که به منظور صیانت از زبان وا دب فارسی و ممنوعیت به کارگیری اسامی‌و عناوین بیگانه در تابلوها،از امروز توسط واحدهای صنفی و « فست فود » خصوصا اغذیه فروشی ها ممنوع است و با کسانی که تمکین نکنند، برخورد شدیداللحن به عمل خواهد آمد. چرا که به عمل کار برآید، به سخنرانی نیست.

 

 

واژه‌های جایگزین: واژگان پیشنهادی برای فست فود به ترتیب اولویت استفاده اعلام می‌داریم.

 

 

 


1 هست فوت: این هر دو کلمه کاملاً فارسی سره بوده و از نظر وزن و آهنگ نیز با فست فود قرابت بیشتری دارد.هست فوت، یعنی تا فوت کنی، غذا روی میزت هست.سرعت تهیه هست فوت می‌تواند با تعداد فوت ها درجه بندی شود. یک فوت، دو فوت، سه فوت،......و الی آخر.

2 سریع السیر: چون سرعت تهیه غذاهای فست فودی بیشتر و تندتر از امثال دیزی و کله پاچه و سایر غذاهای سنتی است؛ اطلاق عبارت سریع السیر به این گونه غذایا(!) می‌تواند رساننده معنا و منظور باشد. وزارت راه، قطارهای شرکت رجاء را همین طوری تقسیم بندی کرده است.

3 بخر و بخور: در حوزه البسه، به پاره ای لباسها که می‌گویند. عین  « بشور وبپوش » اتونمی‌خواهند،ا صطلاحاً همین عبارت را می‌توان در مورد غذاهای فست فودی به کار برد. بسیاری از فست فودی‌ها را همانجا سرپایی می‌خورند، یک نوشابه گازدار هم روش.

4 راحت الحلقوم: اگرچه این اصطلاح از بیخ عربی است، اما باز بهتر از یک اصطلاح بیگانه است. با فرهنگ و زبان محاوره‌ای ما هم بیگانه نیست. به خیلی چیزها می‌گوییم راحت الحلقوم. مثل پول بیت المال که بعضی مفسدان اقتصادی، براحتی هلواز گلو می‌دهند پایین. بدون آن که صدای قورت دادنشان را بشنوید.

5 سریعانه: وقتی که به کامپیوتر،رایانه گفته میشود و به سوبسید یارانه و به ترمینال، پایانه و... همه جا هم بحمدالله این اسامی و عبارات جا افتاده وامروز اگر کسی بگوید کامپیوتر،همه به او میخندند؛ پیشنهاد میشود که به عوض فست فو د گفته شود ببینیم چی میشود.

6 غذا قورتکی: چون غذاهای فست فودی را سریع قورت میدهند و هم تهیه آن راحت تر و مواد آن آماده تر است و هم هیچ خاصیتی ندارد، جز چاق کردن آدم‌ها؛ فلذا اصطلاح غذاقورتکی نیز پیشنهاد آخر ماست.عین کش لقمه خدابیامرز که به جای پیتزا توسط فرهنگستان زبان فارسی اختراع شد و چقدر هم رایج شد
!

 



راسخون 

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸٩/۳/۱٢

ویروس کشون !طنز!

ویروس آنفلوآنزا از غفلت نگهبانهای ورودی سوءاستفاده کرده و با کل ایل و تبارش به یک مجتمع مسکونی نفوذ کرده. مغز، طی نشستی اضطراری بقیه اعضای مجمعالجوارح را دور هم جمع کرده تا همفکری کنند...




مغز: باید بفهمیم کی بیاحتیاطی کرده و باعث ورود ویروس شده؟ چندبار بگویم هر غریبهای را به داخل راه ندهید؟ از شدت عصبانیت چنان داغ کردهام که شر شر دارم عرق میریزم!



پوست: من که موقع آمدن ویروس رفته بودم اپیلیدی و خبر ندارم کی او را راه داده. تازه موقعی که رفتم تمام در و پنجره‏هایم را بسته بودم. به نظر من تقصیر بینی است. از وقتی عمل کرده، «سر به هوا» شده.


بینی: چرا تهمت میزنی؟ مرا بگو که توی این سرما رفته بودم بیرون تا آشغالها را دم در بگذارم. حالا که این طور است تمام دریچههای ورودی و خروجیام را کیپ میکنم.


غدد لنفاوی: نه نبند. من از بس آشغال خوردهام حالم بد شده. لااقل در را کمی باز بگذار، دارم بالا میآورم.


ریه: ای لعنت بر پدر و مادر کسی که در این مکان آشغال بریزد! مُردم از بس با اکسپکتورانت اینجا را شستم.


بصلالنخاع: لطفا با این حرفها روی اعصاب من راه نروید. الان به همه جا اساماس میزنم که شما خطر ویروس را جدی نگرفتهاید و به جای همفکری دارید با هم بحث میکنید.


عصب: عموجان! برای اینکه تنبیه شوند سنسورهای درد را فعال کنم؟


هر دو کلیه (با هم): نه، عصب! خیلی خطرناکه عصب!


جگر: از دست من فعلا کمکی بر نمی‏آید. با اجازه میخواهم بروم.


پروستات: کجا جیگر؟!


گلبول سفید: برای مبارزه با بافتهای آسیب دیده، به کمکهای نقدی و جنسی احتیاج داریم.


صفرا: باز باید سرِ کیسه را شل کنم؟


روده: این بحثها را کنار بگذارید. ویروس دنبال ایجاد تفرقه و همین اختلافهاست. ببینم، اینجا کسی مسواک یا خلال دندان ندارد؟ میترسم ویروس لای یکی از پرزهایم مخفی شده باشد.


معده: مسواک نه، ولی دهانشویه مخصوص دارم. آدرسش را بده تا بریزم آنجا.


روده: روده بزرگ، بعد از کوچه اول، سمت چپ، بالاتر از کبابی، نبش ساندویچی، سر پیچ!... آخ سوختم. این مثلا دهانشویه بود؟


ریه: یکی به بینی بگوید دریچهها را باز کند. مُردیم از کمبود اکسیژن.


مغز: اینجا رادیو پیام! در کلیه رگها و شاهرگها به علت سهمیهبندی اکسیژن و کمبود سوخت، شاهد ترافیک سنگین گلبولهای قرمز هستیم. در محور بزرگراه آئورت هم گلبولهای قرمز پشت ترافیک ماندهاند. ماموران راهداری و پلیس راه در حال باز کردن محور حلق و دهان و رساندن اکسیژن هستند.


گلبول سفید: من دنبال ویروس کُش جدیدم. کسی ندارد؟ ویروس، آپدیت شده و آنتی ویروسی که نصب کردهام جواب نمیدهد. اگر دهان همینطوری باز شود، ممکن است بقیه جاها هم ویروسی شوند.


پوست: آخ! یک موشک الان به پشتم اصابت کرد و سوراخ شدم.


بینی: چه بوی الکلی میآید! با اینکه دریچههایم را بستهام اما بویش تابلو است.


قلب: وای نکند ویروس برای اینکه «مخ»مان را بزند، با خودش الکل آورده؟ آهای مخچه! مراقب باش.


عصب: باز تودچار استرس شدی و ضربانت بالاتر رفت؟ یک دقیقه آن تلمبهات را بگذار زمین و استراحت کن؛ نترس. بوی الکل به خاطر آمپول است. با خودش ویروسکش جدید آورده.


ویروس: ای گلبول سفید، ای بچه سوسول، ای دوپینگی، ای تزریقی! زورت به بچههام رسیده؟ اگر راست میگویی بدون تزریق میآمدی مبارزه.


غدد لنفاوی: تقصیر خودت است که هرجا میروی مهمانی، ماشین جوجهکشی راه میاندازی و خودت را تکثیر میکنی؛ اینجا مجتمع مسکونی است، حرمسرا که نیست!


ویروس: غلط کردم. راستش اینها بچههای واقعیام نیستند. همه‏شان کپیهای غیرمجازند! به من کاری نداشته باشید، خودم توقیفشان میکنم.


لنفوسیت: دیگر دیر شده. من مامورم و معذور.


ویروس ضعیف و ضعیفتر شده و دیگر نمیتواند خود را تکثیر کند.


گلبول سفید: حالت جا آمد آقا ویروس؟ البته بهتر است بگویم «آغا» ویروس!


ویروس: من الان کارم تمام است اما قول میدهم که دوباره برگردم. مرا از در بیندازید بیرون، از پنجره وارد میشوم.


روده: زیاد داری حرف میزنی. سوار شو میخوام بیندازمت بیرون بچه‏پررو. رو که نیست، سنگ مثانه است!


مثانه: چرا به من توهین میکنی؟ من اگر سنگ داشتم که خودم میزدم توی سر این ویروس، نه اینکه مثل کلیه بروم با سنگهایم گردنبند مجلسی درست کنم!

در حالی که همه به این حرف میخندند، روده ویروس را اخراج میکند و دستهایش را با آب میشوید! مغز از همه تشکر میکند و موضوع جلسه آینده را تعیین میکند:

فان پاتوق
  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٩:۳٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٩/٢/۱٦

کل کل دوتا شاعر در مورد دختر و پسر! ( طنز )

خانم ناهید نوری :
به نام خدایی که زن آفرید / حکیمانه امثال ِ من آفرید
خدایی که اول تو را از لجن / و بعداً مرا از لجن آفرید !
برای من انواع گیسو و موی / برای تو قدری چمن آفرید !
مرا شکل طاووس کرد و تورا / شبیه بز و کرگدن آفرید !
به نام خدایی که اعجاز کرد / مرا مثل آهو ختن آفرید
تورا روز اول به همراه من / رها در بهشت عدن آفرید
ولی بعداً آمد و از روی لطف / مرا بی کس و بی وطن آفرید
خدایی که زیر سبیل شما / بلندگو به جای دهن آفرید !
وزیر و وکیل و رئیس ات نمود / مرا خانه داری خفن آفرید
برای تو یک عالمه کِیْسِ خوب / شراره ، پری ، نسترن آفرید
برای من اما فقط یک نفر / براد پیت من را حَسَنْ آفرید !
برایم لباس عروسی کشید / و عمری مرا در کفن آفرید
به نام خدایی که سهم تو را / مساوی تر از سهم من آفرید




پاسخ دندان شکن از نادر جدیدی :
به ‌نام خداوند مردآفرین / که بر حسن صنعش هزار آفرین
خدایی که از گِل مرا خلق کرد / چنین عاقل و بالغ و نازنین
خدایی که مردی چو من آفرید / و شد نام وی احسن‌الخالقین
پس از آفرینش به من هدیه داد / مکانی درون بهشت برین
خدایی که از بس مرا خوب ساخت / ندارم نیازی به لاک، همچنین
رژ و ریمل و خط چشم و کرم / تو زیبایی‌ام را طبیعی ببین
دماغ و فک و گونه‌ام کار اوست / نه کار پزشک و پروتز، همین !
نداده مرا عشوه و مکر و ناز / نداده دم مشک من اشک و فین!
مرا ساده و بی‌ریا آفرید / جدا از حسادت و بی‌خشم و کین
زنی از همین سادگی سود برد / به من گفت از آن سیب قرمز بچین
من ساده چیدم از آن تک‌ درخت / و دادم به او سیب چون انگبین
چو وارد نبودم به دوز و کلک / من افتادم از آسمان بر زمین
و البته در این مرا پند بود / که ای مرد پاکیزه و مه‌جبین
تو حرف زنان را از آن گوش گیر / و بیرون بده حرفشان را از این
که زن از همان بدو پیدایش‌ات / نشسته مداوم تو را در کمین !
 
 


راسخون

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٤٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٩/٢/٦

25 معمای سره کاری!!!!

سوال :جوجه کوچکی که در تصویر مشاهده میکنید نر است یا ماده؟ چرا

2)رابطه گربه با موش مثل کدامیک از روابط زیر هست؟

1.مرغ با جوجه

2.مرغ با رنگ

3.مرغ با پر

4.مرغ با تخم مرغ

3)آن چیست که روز و شب دستش را به کمرش زده و ایستاده؟

4) آن چیست که پدر و پسر دارند اما مادر ندارد؟

5)آن کدام درنده است که آدم سرش را می خورد؟

6)همه حیوونای جنگل سوار ماشین بودن که تصادف میکنن. همشون میمیرن غیر از زرافه! چرا؟

7)توی رودخانه محل زندگی تمساح های خفن هست. زرافه چه جوری از رودخانه رد میشه؟

8) با چند حرکت میشه یه زرافه رو داخل یخچال جا داد؟!

9)یه فیلو تو چند مرحله میزارن تو یخچال؟

10)یه فیل بره تو استخر چه جوری بیرون میاد؟

11) الف- فیل سیاه رو چه طوری میکُشن؟

ب- فیل قرمز رو چه طوری میکُشن؟

ج- فیل سفید رو چه طوری میکُشن؟

د- فیل زرد رو چه طوری میکُشن؟

12)یه فیل سبز رو چطوری می کشن ؟

13)اگه یه فیل لباس خواب صورتی بپوشه بهش چی میگن؟

14)اگه یه فیل لباس خواب آبی بپوشه بهش چی میگن؟

15) 4 تا فیل سوار پیکانن؛توی راه 4 تا از دوستاشون رومیبینن؛باید چه جوری سوارشون کنن؟

16) الف- یه فیل چه جوری میره بالای درخت؟

ب- اگه یه فیل بره بالای درخت چی میشه؟

ج-اگه دو تا فیل برن بالای درخت چی میشه؟

د-اگه سه تا فیل برن بالای درخت چی میشه؟

17)یه نفر زیر یه درخت نشسته بوده که یه برگ میوفته رو سرش ولی درجا میمیره. چرا؟

18)چرا مار مسافرت نمیرود؟

19)یه پشه و یه مورچه ازدواج میکنند ولی بچه دار نمیشن. چرا؟!

20)یکی بوده خونشون طبقه ی هشتم یه آپارتمون بوده صبح ها که میرفته سر کار با آسانسور می رفته پایین ولی

شب ها که برمیگشته از پله ها می رفته. آخه چرا؟

21)یه بنا خونه می سازه یه دونه آجر اضافه می آره،چیکارش می کنه؟

22)یک پرنده هست به رنگ سیاه که زیر زمین زندگی می کنه و غذاش سنگه. اسم این پرنده چیه؟؟؟؟

23)کجا میشه ماه بهمن رو قبل از ماه دی ببینی ؟

24)چطوری امکان داره که 4 نفر زیر چتر برن ولی هیچ کدوم خیس نشن ؟

25)فرق بلال با خیار چیه ؟

.
.
.
.
.
.
.
.
.

مثل اینکه سوالها اینقدر سخت بود که کسی نتونست جواب بده

جواب سوالها

1) ماده، چرا چون مرغ یه پا داره
2) مرغ با پر، به خاطر نقطه ها
3) آفتابه
4) نقطه
5) شیر
6) چون صدقه داده بود
7) همه حیوونای جنگل تصادف کردند مردند تمساح هم روش
8) با 6 حرکت (در یخچال رو باز میکنیم. زرافه رو میزاریم داخل. در رو میبندیم میبینیم گردنش بیرونه. در رو باز میکنیم. گردنش رو هم جا میدیم. در رو میبندیم)
9) 4 حرکت (در یخچالو باز می کنیم زرافه رو در می آریم فیلو می زاریم توش در یخچالو می بندیم)
10) خیس می آد بیرون
11)الف- فیل سیاه رو با تفنگ فیل سیاه کش می کشند
ب- فیل قرمز هم گلوش رو میگیرن تا سیاه شه بعد با تفنگ فیل سیاه کش میکشنش
ج- فیل سفید رو شلورش رو در میارن تا از خجالت قرمز شه بعد گلوش رو میگیرن تا سیاه شه بعد با تفنگ فیل سیاه کش میکشنش
د- فیل زرد هم میترسوننش تا رنگش بپره و سفید شه بعد شلورش رو در میارن تا از خجالت قرمز شه بعد گلوش رو میگیرن تا سیاه شه بعد با تفنگ فیل سیاه کش میکشنش
12) فیل سبز سیده، نمی کشنش
13) بهش میگن شب به خیر
14)بهش میگن لباس خواب صورتی بیشتر بهت میومد
15)پیکان رو میفروشن 2 تا ماشین مدل پایینتر میخرن و همه باهم میرن
16)الف_ اولیش میشه با آسانسور
ب- یکی از فیلهای روی کره زمین کم میشه
ج- یک فیل به فیلهای روی درخت اضافه میشه
د- درخت میشکنه
17)فیله رو برگه بوده
18)مار چون دست نداره که بای بای کنه مسافرت نمیره
19)مورچه شبا پشه بند میزده و میخوابیده
20) چون قدش کوتاه بوده صبح ها که می خواسته بره پایین دستش به دکمه طبقه همکف می رسیده،ولی شب که می خواسته برگرده دستش به دکمه طبقه هشتم نمی رسیده
21) اون 1 دونه آجر رو بده به اون بابایی که قدش کوتاه بوده بزاره زیر پاش
22) مرغ سنگخوار زیر سنگ که سالی یک بار در نمیاد
23) لغت نامه!
24) بارون نیاد
25) بلال تو فیلم حضرت محمد بازی کرده اما خیار بازی نکرده!!
__________________

پاتوق ایرانیان
  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٩/۱/٢٩

چگونه باید یک خبر ناگوار را اطلاع داد!

 

داستان زیر را آرت بو خوالد طنز نویس پر آوازه آمریکایی در تایید اینکه نباید اخبار ناگوار را به یکباره به شنونده گفت تعریف می کند:

مرد ثروتمندی مباشر خود را برای سرکشی اوضاع فرستاده بود. پس از مراجعه پرسید:

-جرج از خانه چه خبر؟

-خبر خوشی ندارم قربان سگ شما مرد.

-سگ بیچاره پس او مرد. چه چیز باعث مرگ او شد؟

-پرخوری قربان!

-پرخوری؟ مگه چه غذایی به او دادید که تا این اندازه دوست داشت؟

-گوشت اسب قربان و همین باعث مرگش شد.

-این همه گوشت اسب از کجا آوردید؟

-همه اسب های پدرتان مردند قربان!

-چه گفتی؟ همه آنها مردند؟

- بله قربان. همه آنها از کار زیادی مردند.

-برای چه این قدر کار کردند؟

-برای اینکه آب بیاورند قربان!

-گفتی آب آب برای چه؟

-برای اینکه آتش را خاموش کنند قربان!

-کدام آتش را؟

-آه قربان! خانه پدر شما سوخت و خاکستر شد.

-پس خانه پدرم سوخت! علت آتش سوزی چه بود؟

-فکر می کنم که شعله شمع باعث این کار شد. قربان!

-گفتی شمع؟ کدام شمع؟

-شمع هایی که برای تشیع جنازه مادرتان استفاده شد قربان!

-مادرم هم مرد؟

-بله قربان. زن بیچاره پس از وقوع آن حادثه سزش را زمین گذاشت و دیگر بلند نشد قربان.!

-کدام حادثه؟

-حادثه مرگ پدرتان قربان!

-پدرم هم مرد؟

-بله قربان. مرد بیچاره همین که آن خبر را شنید زندگی را بدرود گفت.

-کدام خبر را؟

-خبر های بدی قربان. بانک شما ورشکست شد. اعتبار شما از بین رفت و حالا بیش از یک سنت تو این دنیا ارزش ندارید. من جسارت کردم قربان خواستم خبر ها را هر چه زودتر به شما اطلاع بدهم قربان!!!



مدیر انجمن مطالب عمومی کامپیوتر

راسخون

 

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸٩/۱/٢٤

اس ام اس جوک خنده دار و سرکاری جدید (29 اذر)

آیا میدانستیدنسبت خارش هر نقطه از بدن با میزان دسترسی آن نقطه نسبت عکس دارد.

امتحان کنید تا مطمئن شوید.

.

.

.

.بیتربیت کجا رو داری میخارونی؟


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

 از وقتی که دلت اومد تنگ دلم  هر روز  دلم تنگ دل تنگت میشه


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 سلام بیبن من گم شدم نمیدونم  از کجا باید برم ..

.
.
.
بگو از کدوم طرف باید قربونت برم


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 


یک دقیقه بوسیدن 26 کالری می سوزاند . تو کالری نمیخوای !؟



* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 


:..:: .-. : .:::-.::.:- ..:..::. ..-..::-.. ::.- ..:.:.- :::-. :... .. .: .-:::... -::. . .::-..:-.. : ..: .

 کاش کور بودی می فهمیدی چی نوشتم!!!



* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

 اگر همسفر عشق شدی...

قربونت کرایه ما رو هم حساب کن !


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

دروغ نیست اگر بگوویم

که بی تو، زنده مانی میکنم ، نه زندگانی !


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

اگه گفتم عاشقتم ؛ اگه گفتم دیوونتم

اگه گفتم فقط تو رو می خوام

 

داشتم خواب براد پیت رو می دیدم ! توهم فانتزی نزنی !!!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

مگه من به تو اجازه دادم که بازم رفتی اون بالا

 هان !؟

بیا پایین

زود باش

 آخه تو فقط ماه منی !

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

از کجا می فهمی که خانمی قصد دارد یک حرف هوشمندانه بزند؟

وقتی جمله اش را با  "روزی از یک مرد شنیدم " شروع کند!


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

هر وقت کسی رو دیدی احساس کردی میخواد بغلت کنه و فقط تو می بینیش

زبونت بند اومده ، صدایی نمیشنوی و زمان نمیگذره

 

مطمئن باش اون عزراعیله !!!


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

از غضنفر میپرسن شراب زندگی یعنی جه ؟

میگه : نمیدونم ، من فقط دوغ میخورم !!!



* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

اگه گفتی چرا هیچ زنی تو کار خ.تـــــ.نه نیست !؟

چون هیچ آدم عاقلی ، شاخه ای که روش میشینه رو نمیشکنه !!!

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

دو شاخه گل ، دو جام مستی

به قربانم بری هرجا که هستی !!!


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

غضنفر سوار مترو میشه تفنگ در میاره به راننده مترو میگه برو دبی !!!


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

بابام گفت : عشق کشکه !

منم جواب دادم : زندگی هم آشه ، بدون کشک بی مزه میشه !!


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

به غضنفر میگن از چه لبی خوشت میاد؟ میگه از لب جوب!


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

آیا دوستان شما در مسنجر برای شما افلاین می آیند؟ آیا می خواهید مچشان رابگیرید؟

 آیا می خواهید بدانید چه کسانی در مسنجرآنلاین هستند؟ اگر می خواهید بدانید

 باید بگویم خیلی فضولید


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 


دلم می خواد که از سر محبّت
به عشق من بدی جواب مثبت
تو بی لیاقتی اگه بگی"نه"
اِندِ حماقتی اگه بگی "نه"
فدای اون که "نه" نمی گه می شم
عاشق یک دلبر دیگه می شم
اگر جواب "نه" بیاد تو sms  و نامه ت
خلاصه قهر، قهر تا قیامت!

 

فان پاتوق 

 

 

 

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٢:٤٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸۸/٩/٢٩

لطیفه ها(طنزهای)ریاضی

لطیفه ها(طنزهای)ریاضی

در کلاس ریاضی


معلم به دانش آموز : اگرتو 200 تومن پول داشته باشی و برادرت 50 تومنآن را بردارد ، چه
قدر پول برایت می ماند ؟ دانش آموز:‹300 تومن.›
معلم باعصبانیت :‹300تومن؟!)
دانش آموز:‹چون آنقدر گریه می کنم تا پدرم 150 تومان دیگرهم به من بدهد!›



نصف پرتقال

معلم ریاضی از دانش آموزپرسید :‹‹اگر مادرت به تو بگوید نصف پرتقال را می خواهی یا
هشت شانزدهم ، کدامش راانتخاب می کنی ؟››
دانش آموز پاسخ داد:‹‹ نصف پرتقال را !››
معلم
گفت:‹‹ مگر نمی دانی نصف پرتقال با هشت شانزدهم پرتقال یکی است؟››
دانش آموز جواب داد :‹‹ چدا آقا ! می دانیم ، ولی پرتقالی که شانزده تکه شده باشد ، قابل
خوردن نیست.››


خبر بد
پدر به پسرش گفت: (راستی صبح چی میخواستی به من بگی؟
پسر با شرمندگی : نمی خوام شما را بترسونم , ولی امروز صبحمعلم ریاضی مان گفت که از
این به بعد هر کسی مساله ریاضی را غلط حل کند , تنبیه میشود)



بی سوادی
پسر به پدرش می گوید : پدرجان چرا بعضی آدمها این طوری حرف میزنند , مثلا می گویند
فرش مرش , کتاب متاب , اسباب مسباب ؟
پدر با خونسردی جوابداد : پسرم ! این کار آدمهای بی سواد می سواده!

در کلاس ریاضی
معلم : ( مریم ! اگر همشاگردی ات , سارا , هزار تومان به تو بدهد و دوباره پانصد تومان دیگر
هم بدهد , درمجموع چقدر پول خواهی داشت ؟)
در همین موقع سارا با عصبانیت می گوید : اجازه ! ببخشید , از کیسه خلیفه می بخشید ؟
!...
__________________

لطیفه ها(طنزهای)ریاضی........

روزی از دکارت می پرسند: " چرا دستت شکسته؟"
دکارتمیگوید:هییچی..چشمت روز بد نبینه!می خواستم راس سهمی y=-x^2 رو اندازه
بگیرم نمیدونم چی شد که یه دفعه از اون بالا لیز خوردم و افتادم روی خط y=-10!


لطیفه ها(طنزهای)ریاضی........

یه آقایی میره سبزه فروشی می گه آقا یه لبو بدید کهدلتاش منفی باشه!!!!!!!!!!!:d


لطیفه ها(طنزهای)ریاضی........

معلم تکلیف یکی از شاگردان رو میبینه کهنوشته:

15 = 2 + 8
25 = 5 + 10
75 = 18 + 35
15 = 5 + 7

بهشمیگه : پدرت باید برات معلم بگیره. شاگرده میگه: ولی اجازه آقا اینا رو بابام برامحل
کرده. معلمه میپرسه: مگه پدرت چیکاره است؟ پسره میگه: اجازه ! تو چلوکبابی کارمیکنه آقا


لطیفه ها(طنزهای)ریاضی........

با اجازه از محضر پر برکت تمامی اساتید رشته ریاضی .

یه آقایی که دکتری رشته ریاضی محض داشته هر چی دنبال کار می گرده بهش کارنمی دن .
بعد از کلی تلاش متوجه میشه شهرداری تعداد رفتگر بی سواد استخدام می کنه . خلاصه
مرد قصه ما خودش رو معرفی می کنه و مشغول به کار میشه . بعد از 2 - 3 ماه میگن باید
همه در کلاسهای نهضت شرکت کنید . این بنده خدا هم شرکت می کنه . یه روزدبیر محترم
در کلاس چهارم ایشون رو می بره پای تخته تا مساحت یک متوازی الاضلاع راحساب کنه ،
هر چی فکر می کنه یادش نمیاد . توی این فکر بوده که انتگرال بگیره یا نهکه می بینه همه
دارن داد می زنن : انتگرال بگیر .

نتیجه اخلاقی : دکتری رشتهریاضی رفتگر می شه .

بازهم معذرت می خوام از محضر همه اساتید .

پاتوق ایرانیان

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٦:٢۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸۸/٩/٢٦
تگ ها : جوک ، طنز ، فقط خنده ، علمی

اس ام اس جالب(21 اذر)

شعار بنده خدا در تظاهرات اخیر :
وای به روزی که بفهمیم چی شد

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

به غضنفر میگن ازچه فصلى

خوشت میاد؟

میگه ازفصل جفـــــ.ت - -  گیرى

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

                               
                             (__@__)

<-------،                ¤{  '   ¤   '  }¤

<-------|=====0ooo======Oooo====@

کی اذیتت کرده بد خواهت کیه آمار بده دخلشو بیارم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

نظریه غضنفر در مورد روزه !

انسان در این دنیا مسافری بیش نیست ، و روزه بر مسافر واجب نیست

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

خیلی سخته وقتی بهت میگن : سریالی که عاشق هنر پیشه اش شدی


10

سال پیش ساخته شده !!!


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


به طرف میگن مربا بالنگ خوردی میگه : نه تاحالا هرچی خوردم بادست خوردم

 

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

با خوردن اگر حال تو جا می آید

خوش باش که ایام صفا می اید

آماده حمله باش پیش از افطار

وقتی که صدای ربنا می آید

.

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

امروز روزعشق های اس ام اسیه اگه عاشقم هستی برام بنویس((ع)) اگه از من شاکی هستی بنویس

((ش))اگه خیلی از من ناراحت هستی و قاطی کردی بزن ((ق))این رو واسه همه دوستات

بفرست ببین چند نفر عاشقت هستند وچند نفر شاکی و قاطی



* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

غضنفرگیر داده بوده صندلی‌ عقب هواپیما بنشینه

میپرسن چرا؟

 «میگه  ایلده نشنیدی همیشه میگن

سرنشینان هواپیما کشته شدند. هیچ وقت صحبتی از بقیه مسافران نبوده
 
 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

تک زنگ چیست !؟

با خبر شدن دو گدا از همدیگر !!!


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

غضنفر باباش میمیره بهش میگن مراسم نمیگیری؟
میگه نه به جاش میریم مشهد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

قاضی به متهم : خانوم شما چند سالتونه ؟

خانوم میگه : 25 سال

قاضی: خوب بفرمائید که چند ساله که 25 سالتونه !!!

  * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

هرگز به جزیره آدم خوار ها نزدیک نشو !

آخه تا بیای ثابت کنی ادم نیستی خوردنت !!!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

بچه * باز کیست !؟

مردی است بسیار با حوصله ، فرصت طلب ،بسیار با پشتکار

که با گفتن جمله "کلاس چندمی عمو جان " کار خود را آغاز میکند !

راستی کلاس چندمی عمو جان !!!

 

فان پاتوق 

 

 

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٢:۳۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳۸۸/٩/٢۱

لطیفه خدا ناظر نیست !!

بچه‌ها در ناهارخورى مدرسه به صف ایستاده بودند.

سر میز یک سبد سیب بود که روى آن نوشته بود:

فقط یکى بردارید. خدا ناظر شماست.

در انتهاى میز یک سبد شیرینى و شکلات بود.

یکى از بچه‌ها رویش نوشت: هر چند تا مى‌خواهید بردارید! خدا مواظب سیب‌هاست

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٧:٥٢ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳۸۸/٩/٦

مشخصات یه پسر خوب

یک پسر خوب هنوز امضاء گواهی نامه اش خشک نشده به رانندگی خانمها گیر نمی دهد
یه پسر خوب کمتر با این جمله مواجه می شود"مشتری گرامی دسترسی شما به این سایت مقدور نمی باشد"
یه پسر خوب بعد از تک زنگ سراغ تلفن نمی رود
یه پسر خوب عکس الکساندر گراهام بل رو قاب نمی کنه بزنه تو اتاقش
یه پسر خوب پشت چراغ قرمز با دیدن یه خانم چشماش مثه چراغهای فولکس نمی زنه بیرون
یه پسر خوب روزی چند بار به سازندگان یاهو مسنجر لعنت می فرسته
یه پسر خوب سر کلاس تا شعاع 3 متریِ هیچ خانمی نمی شینه
یه پسر خوب وقت برگشتن به خونه ماشینش بوی ادکلن زنونه نمی ده
یه پسر خوب هیچ وقت پای تلفن از این کلمات استفاده نمیکنه:"ساعت چند"؟ "کی میای؟" "کجا؟" "دیر نکنی ها"
یک پسر خوب زمانی که کسی می خواهد از عرض خیابان عبور کند تعداد دنده را از 1 به 4 ارتقاء نداده و قصد جان عابر را نمی کند
ک پسر خوب زمانی که یک دختر خانم راننده می بیند ذوق زده نشده و در صدد عقده ای بازی بر نمی آید
یک پسر خوب که ژیان سوار می شود روی بنز همسایه با سوئیچ ماشین نقاشی نمی کشد
یک پسر خوب هر روز بعد از کلاس درس به نمایندگی از راهداری و شهرداری خیابانهای شهر را متر نمی کند
یک پسر خوب دکمه های پیراهنش را از یک متر زیر ناف تا زیر چانه کاملا بسته و با سنجاق قفلی محکم می کند
یک پسر خوب به محض دیدن دختر همسایه رنگش لبویی شده و چشمش را به آسفالت می دزود
یک پسر خوب روزی 10بارهوس بردن نذری به دم در خانه همسایه که تصادفا دختر دم بخت دارند را نمی کند
یک پسر خوب 5ساعت در حمام آهنگ جواد یساری نخوانده وبرای همسایگان آلودگی صوتی ایجاد نمی کند
یک پسر خوب با دوستانی که مشکوک به چت و لا ابالی گری هستند معاشرت نمی کند
یک پسر خوب همواره به اسم خود افتخار می کند و به هر کس که می رسد نمی گوید که بجای اصغر به او رامتین و آرش و ... بگویند
یک پسر خوب در اثر دیدن افراد غرب زده جو گیر نشده و لحاف کرسیه قرمز خال خال یشمی را به پیراهن تبدیل نکرده و سر زانو خود را جر نمی دهد
یک پسر خوب تقاضای وسایل نا مربوطی از قبیل موبایل را از خانواده ندارد
یک پسر خوب در صورتی که با نامزد خود بیرون رفت و کسی به خانم متلک گفت فورا با پلیس 110 تماس حاصل می کند
یک پسر خوب همانند خاله زنکها تلفن را قورت نداده و سالی به 12 ماه دهانش بوی تلفن نمی دهد
یک پسر خوب هر صدایی از قبیل قار و قور شکم اهل خانه را با صدای تلفن اشتباه نگرفته و یک متر به بالا نمی پرد
یک پسر خوب برای بیرون رفتن از خانه 1 ساعت جلوی آئینه نایستاده و بزک نمی کند
یک پسر خوب تنها جوکهایی را بیان می کند که مورد تائید 1)وزارت ارشاد اسلامی 2)وزارت بهداشت 3)وزارت مبارزه با تبعیضات استانی و ... باشد(منو می گه!)
یک پسر خوب در جشنهای فامیلی جو گیر نشده و نمی رقصد تا آبروی کل خاندان را بر باد دهد
یک پسر خوب هر زمان که عشقش کشید با زیر شلواری کردی چین پیلیسه دار و یا شرت مامان دوز و رکابی همانند قورباغه به وسط کوچه نمی پرد
________________

فان پاتوق

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٢:۱٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸۸/۸/٧

جک های بامزه و جالب جدید

جمله سازی:

یه غضنفر گفتن: با وطنم جمله بساز. غضنفر گفت: دیروز رفتم حمام و تنم را شستم! به غضنفر گفتند: منظورمون ( ط ) دسته دار بود. غضنفر گفت: اتفاقا با تی دسته دار تنمو شستم

جک جدید:

غضنفر با ماشین قراضش میزنه به یه ماکسیمای نو .با هزار زور وزحمت از راننده رضایت میگیره. تو 4راه بعدی دوباره میزنه به همون ماکسیما .سرشو از ماشین بیرون میاره میگه :برو برو منم
جک :

غضنفر باباش میمیره هفتش خیلی شلوغ می شه واسه چهلم بلیط می فروشه


یکی از مشکلات جدید که چندیس آمار تصادفات را در ایران بالا برده نگاه مردم در هنگام رانندگی به عقربه بنزین است
ملت یه چشمشون به جادس یه چششون به اون عقربه که پایین میاد

یه روز غضنفر سوار یه اتوبوس 2 طبقه میشه میره داخل اتوبوس طبقه اول جا نیست میره طبقه بالا و میشینه اتوبوس میره و یه هو خودشو پرت میکنه پایین تو خیابان ازش میپرسند ؟ چرا خودتو پرت کردی میگه اتوبوس راننده نداشت 





غضنفر از تهران بر میگرده پیش همشهریاش میگه: رفته بودم تهران منو خیلی تحویل گرفتند. همه دورم جمع شده بودند و میخندیدند. تازه این که چیزی نیست اسم یه گل هم روم گذاشته بودند. همشریاش میگن چه گلی؟ میگه اسگل!!! 

به غضنفر میگن روزی چند ساعت کار میکنی ؟ میگه 25 ساعت . میگن مگه میشه ؟ میگه صبح ها یک ساعت زودتر بلند می شم.

غضنفر تو سینما وسط نشسته بوده ، دست میکنه تو دماغش و حسابی تمیزش میکنه اما نه دستمال داشته نه میتونسته بلند بشه

به بغل دستیش میگه : آقا لطفاً اینو دست به دست کن بمالش به دیوار

به غضنفر میگن شما ایمیل دارید؟میگه نه خیلی ممنون الان ناهار خوردم!
غضنفر میخواسته خود کشی کنه تیر رو میزنه به مغزش بعد از نیم ساعت میمیره !!!!!!!همه دانمشمندان جمع میشن که ببینن چی شده بعد از دو سال تحقیق میفهمند گلوله داشته دنبال مغز یارو میگشته


در پی کاهش خنده در سوئیس مقامات این کشور تصمیم به واردات غضنفر کرده اند


غضنفر میره پمپ بنزین و باک زانتیاشو پر میکنه و میگه: چقدر شد؟ کارگر جایگاه میگه: 350 تومان! غضنفر در گوش کارگر جایگاه میگه: شاه برگشته؟ کارگر جایگاه میگه: نه جانم، قیمت گازوئیل همینه 
__________________
پاتوق سرگرمی ایرانیان

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:٢٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳۸۸/۸/٢

افتخارات ما ایرانی ها!! ( طنز )

اولین مردمان جهان که نخ به سکه میبستند و در داخل تلفنهای عمومی میانداختند، ایرانیان بودند! 

اولین مردمانی که توانستند از کارتهای اعتباری تلفنهای عمومی استفاده کنند، بدون آنکه اعتبار آن کم شود، ایرانیان بودند! 

اولین مردمانی که نوشابههای تقلبی ساختند، ایرانیان بودند!

اولین مردمانی که در اولین صادرات به کشورهای شمالی ایران به جای حنا، خاک رنگی فروختند، ایرانیان بودند! 

اولین مردمانی که کشف کردند دروغگویی و ریا و کلکبازی برای موفقیت ضروری است، ایرانیان بودند! 

اولین مردمان دنیا که همزمان هم مایل هستند گرمشان شود و هم سردشان ایرانیان بودند، چون همزمان با روشن کردن بخاری، پنجرهها را هم باز میکنند! 

اولین مردمانی که در گروه کمتوسعهترین کشورهای دنیا قرار دارند ولی ادعا و توقع برترین مردمان دنیا را دارند ، ایرانیان بودند! 

اولین مردمانی که فقط به گذشته بسیار بسیار دور خود افتخار میکنند ولی چیزی در ۵۰۰ سال اخیر برای دنیا نداشتهاند ، ایرانیان بودند!

پاتوق سرگرمی ایرانیان

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٢:٠۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳۸۸/٧/٢٥
تگ ها : طنز ، خنده ، ایران ، جوک

جوک

دیوانه اولی: من وقتی رو کله ام وامیستم خون توی سرم جمع میشه، ولی وقتی روی پاهام وامیستم، خون تو پاهم جمع نمی شه، می دونی چرا اینجوریه؟
دیوانه دومی: خوب معلومه، چون پاهات مثل کله ات تو خالی نیستند!!!

—————————

بچه از باباش می پرسه: بابا! تو بهشت زنها از شوهراشون جدا زندگی می کنند یا با هم هستن؟
باباهه می گه: بچه جون! اگه زنها با شوهراشون یک جا باشن که اونجا دیگه بهشت نمی شه!

—————————

حیف نون زنگ می زنه ثبت احوال، می گه: ببخشید، اونجا ثبت احواله؟ من امروز احوالم خیلی خوبه، می خواستم ثبت کنم!

—————————

توی یک مهمانی، یک خانمی رو می کنه به حیف نون، می گه: به نظر شما من چند سالمه؟ حیف نون می گه: گفتنش یک خورده مشکله، اما یک کم که دقیق می شم می بینم اصلا بهتون نمی یاد!

—————————

حیف نون می ره کارخانه چوب بری استخدام بشه، آقاهه می پرسه: سابقه ای تو کار چوب بری داره؟
حیف نون می گه: من می تونم درختای گردو به قطر یک متر رو در مدت یک دقیقه با تبر قطع کنم!
آقاهه خیلی تحت تاثیر قرار می گیره، می گه: این همه تجربه رو از کجا آوردی؟
حیف نون می گه: از کویر لوت!
آقاهه می گه: مرد حسابی! کویر لوت درخت گردوش کجا بود؟!
حیف نون می گه: پس فکر کردی واسه چی دیگه اونجا درخت گردو پیدا نمی شه؟!

—————————

معلم: کی می دونه چرا هواپیما پروانه داره؟
رضا: آقا اجازه؟ برای اینکه خلبان عرق نکنه!
معلم: از کجا فهمیدی؟
رضا: آقا اجازه؟ یه دفعه که ما داشتیم فیلم تماشا می کردیم، دیدیم که وقتی پروانه هواپیما از کار افتاد، خلبانه خیس عرق شد!

—————————

یارو می رسه به دوستش می گه: حیف نون چی شده؟ خیلی به نظر ناراحتی؟
حیف نون می گه: آخه این هفته بدترین هفته برام بود، شنبه طلبکاره اومد در خونمون، یکشنبه ماشینم رو دزدیدند، دوشنبه خونه مون آتیش گرفت، سه شنبه سکته ناقص کردم، چهارشنبه بابام فوت کرد، پنج شنبه زنم گم شد و از همه بدتر جمعه… زنم پیدا شد!

 

منبع : روز شادی

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٥:۳۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸۸/٧/٢۳
تگ ها : جوک ، فقط خنده ، طنز

24 ساعت از زندگی پسرا!؟ تنبلا..........

 ساعت از زندگی پسرا!؟ 
8 صبح: تو رخت خواب….. 9 صبح: یکم وول میخوره یه لنگه از پاشو از زیر پتو میده بیرون کفش های مارک دارش هنوز پاشه از پارتی دیشب اومده زحمت در آوردنشم نکشیده….
10 صبح: مامان در و باز میکنه میبینه پسرش خوابه(الهی مادر فدات شه بچه ام تا صبح خونه دوستش کارای پایان نامه اش رو میدیده گناه داره صداش نکنم یکم دیگه بخوابه!)
11 صبح : از جا میپره سمت دستشویی………….(اگه نه که باز خوابه)
12 صبح یا ظهر: موبایلشو میبینه 99 تا میس کال 199 تا اس ام اس سرش گیج میره سونیا - رزا- سارا-بهناز -نازی-ژیلا- الناز- بیتا و………اقدس و شوکت هم آخریاشن اوه باز زنگ میخوره؟ سایلنت بهترین راه حله!
میشه یه ساعت دیگه هم خوابید!
1 ظهر: مامان اومد دم در باز خوابه؟ پسر گلم علی جان بیدار شو مادر لنگه ظهر پاشو ضعف می کنیا! خوشگلم مامانت قوربونه ابروهای شمشیریت بره ….علی جاااااان عللللللللللللی (پتو رو میکشه)….ا…مامان!! بزار بخوابم پاشو دیگه پرتش میکنه
2 ظهر:ماماااااااااااااان …..ناهار
3 ظهر:مامااااان جورابام کو؟
4عصر: مامااااااااااان ….سوییچ؟؟
5 عصر: اولین اتو…(مسافرکشی صلواتی پسرا بیشتر برا ثوابش این عمل انسان دوستانه رو انجام میدن)
6 عصر:به دستور مامان میره دنبال آبجی کوچیکه کلاس زبان البته این کار هم فقط از روی علاقه به خواهر انجام میده نه برای دید زنی چشم ها مثل چراغ پلیس میگرده که کسی از قلم نیوفته البته این کار هم برای نظارت وحس انسان دوستی انجام میده و فقط کافیه یک پسر 10 ساله بیاد بیرون از کلاس خواهر پشت کنکوریشو خفه میکنه که ..آره کلاس مختلطه تو هم این همه کلاس حتما باید بیای اینجا! حالا باشه خونه حسابتو میرسم به لیدا بگو بیاد برسونیمش دیر وقته زشته..(داداش آخه اون که خونه اش 2ساعت با ما فاصله است….امان از این خواهر ها که درد برادراشونو نمی فهمن نمی دونن برادر ضون بیچاره کمک و امداد…)
7 عصر: لیدا خانم شما تشنه تون نیست آبجی؟ تو چی؟ با یه آب زرشک چطورین؟
(زود خودش میخوره دوتا هم میاره میده به خواهرش و لیدا جون سریع راه میوفته یه ترمز شدید که لیدا جان نیازمند به دستمال کاغذی علی آقا هم که نقشه اش گرفت دستمال حاوی شماره موبایل رو تقدیم میکنه ….)با یه عالمه شرمندگی لیدا که خشکش زده ترجیح میده با مانتوش پاک کنه …
8 غروب: دم خونه لیدا و لحظه فراق ….چه زود دیر می شود….!!!
9 شب: آقا این خانم برسونین به این آدرس با آژانس خواهرو پیچوند…..
10شب: یه مهمونی کوچیک طرفای کامرانیه حیلی خلوت فقط از دور شبیه تظاهرات میمونه…
2شب:مادر کجا بودی؟ دلم هزار راه رفت …. چقدر برای پایان نامه ات زحمت میکشی دیگه جون نمونده برات بیا یه لقمه غذا بخور جون بگیری؟ نه مامان خسته ام با لباس تو رختخواب ولو میشه (مادر: الهی مادرت بمیره باز بی غذا خوابید خدا لعنت کنه هر چی دانشگاه بچه های مردم اسیرن برا یه درس هر شب تحقیق!!!)
http://forum.funpatogh.com

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۳:٥۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸۸/٧/۱٩

پیامک خنده دار و جوک

                      

یک دقیقه بوسیدن ۲۶ کالری می سوزاند . تو کالری نمیخوای !؟

-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.- اس ام اس خنده دار -.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-

:..:: .-. : .:::-.::.:- ..:..::. ..-..::-.. ::.- ..:.:.- :::-. :… .. .: .-:::… -::. . .::-..:-.. : ..: .

کاش کور بودی می فهمیدی چی نوشتم!!!

-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.- اس ام اس خنده دار -.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-

اگر همسفر عشق شدی…

قربونت کرایه ما رو هم حساب کن !

-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.- اس ام اس خنده دار -.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-

دروغ نیست اگر بگوویم

که بی تو، زنده مانی میکنم ، نه زندگانی !

-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.- اس ام اس خنده دار -.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-

اگه گفتم عاشقتم ؛ اگه گفتم دیوونتم

اگه گفتم فقط تو رو می خوام

داشتم خواب براد پیت رو می دیدم ! توهم فانتزی نزنی !!!

-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.- اس ام اس خنده دار -.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-

از کجا می فهمی که خانمی قصد دارد یک حرف هوشمندانه بزند؟

وقتی جمله اش را با “روزی از یک مرد شنیدم ” شروع کند!

-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.- اس ام اس خنده دار -.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-

هر وقت کسی رو دیدی احساس کردی میخواد بغلت کنه و فقط تو می بینیش 

زبونت بند اومده ، صدایی نمیشنوی و زمان نمیگذره

مطمئن باش اون عزراعیله !!! 

-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.- اس ام اس خنده دار -.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-

از غضنفر میپرسن شراب زندگی یعنی چی ؟

میگه : نمیدونم ، من فقط دوغ میخورم !!!

-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.- اس ام اس خنده دار -.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-

دو شاخه گل ، دو جام مستی

به قربانم بری هرجا که هستی !!!

-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.- اس ام اس خنده دار -.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-

غضنفر سوار مترو میشه تفنگ در میاره به راننده مترو میگه برو دبی !!!

-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.- اس ام اس خنده دار -.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-

بابام گفت : عشق کشکه !

منم جواب دادم : زندگی هم آشه ، بدون کشک بی مزه میشه !! 

-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.- اس ام اس خنده دار -.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-

به غضنفر میگن از چه لبی خوشت میاد؟ میگه از لب جوب!

-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.- اس ام اس خنده دار -.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-

آیا دوستان شما در مسنجر برای شما افلاین می آیند؟ آیا می خواهید مچشان رابگیرید؟

آیا می خواهید بدانید چه کسانی در مسنجرآنلاین هستند؟ اگر می خواهید بدانید

باید بگویم خیلی فضولید!!!

http://www.kar20.ir

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٢:٢٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸۸/٧/۱٧

اس ام اس خنده دار, جوک جدید

غضنفر تو جاده داشته رانندگی می کرده ، یهو میبینه یه کامیون داره از روبروش میاد،میزنه رو ترمز میبینه ترمزش نمی گیره. رفیقشو صدا می کنه می گه : اصغر اصغر پاشو تصادفو ببین.

گر چه ما را نکنی یاد ولی ما هستیم / دل به امید پیامی که ندادی بستیم.

به علت بارش بی وفایی، جاده عشق لغزنده است، لطفا با محبت حرکت کنید !!!

هی!!!! ۳ راه بیشتر نداری:
۱ با من باشی
۲ با تو باشم
۳ توافق کنیم که با هم باشیم

غضنفره میره در خونه دوستش و هر چی در میزنه کسی درو باز نمیکنه با خودش میگه فکر کنم در خرابه بهتره زنگ بزنم 

یارو میره ته استخر تا میاد بالا می گه : کاشی کاره عجب نفسی داشته !!!

در دریای نیلفام خوابهای شیرین شب ، صدف های رنگین خیال را می کاوم ، شاید مروارید رویای تو را در آن یابم

تقصیر دلم چیست اگر روی تو زیبا ست حاجت به بیان نیست که از روی تو پیدا ست من تشنه ی یک لحظه تماشای تو هستم افسوس که یک لحظه تماشای تو رویاست 

تا خدا بنده نواز است به خلقش چه نیاز / می کشم ناز یکی تا به همه ناز کنم

روزی که عشق را قسمت کردند پرواز را به تو دادند …. قفس را به من ساز را به تو دادند …. غم را به من و من تشنه ی کویر دشت بارانم ….. مانند طایفه ی خاک می مانم و دشمن طوفان من هر شب این ساز را به بهانه ی تو به صدا در می آورم

روزی صد بار با هم خداحافظی کردیم اما افسوس معنای خداحافظی را زمانی فهمیدم که تو را به خدا سپردم!

کسی را که دوست داری آزادش بگذار !!! اگر قسمت تو باشد ٬ برمی گردد و گرنه ….. بدان که از اول قسمت تو نبوده است

تک درخت خاطراتم بر لب ساحل نشسته ، گر چه دوری از کنارم یاد تو در دل نشسته. 

چندی ست که بیمار وفایت شده ام …… در بستر غم چشم به راهت شده ام …… این را تو بدان اگر بمیرم روزی …… مسئول تویی که من فدایت شده ام

کاش تو چایی بودی و من قندون، من خودمو فدات می کردم تا تو تلخی زندگی رو احساس نکنی.

مشترک محترم !!
با سلام
لطفا گوشی خود را خاموش کنید
چون می خوایم مخابرات را بشوریم…

صبر کردن دردناک است ، و فراموش کردن دردناکتر ، ولی از این دو دردناک تر این است که ندانی باید صبر کنی یا فراموش

شبی پرسیدمش با بیقراری به غیر از من کسی را دوست داری به چشمش اشک شد از شرم ساری میان گریه هایش گفت آری

عشق لالایی بارون تو شباست / نم نم بارون پشت شیشه هاست / لحظه ی شبنم و برگ گل یاس / لحظه ی رهایی پرنده هاست / لحظه ی عزیز با تو بودنه / آخرین پناه موندن منه

اگه تو دنیا هیچی هیچی نداشته باشی مطمئن باش سه چیز همیشه مال تو هست:خدای مهربون، فکرای قشنگ،قلب کوچیک من.

یه مرغه قرص اکس میخوره اسرائیلیها میگرنش. دلیلش رو میپرسند میگن: این مرغه همینطور که راه میرفته مدام می گفته: قدس قدس قدس …

از غضنفر می پرسن: بلندترین برج تهرون کدومه؟ می گه: آزادیه دیگه، معلومه که !!!
دو باره می پرسن: پس برج میلاد چی؟
جواب می ده: بابا شما خبر ندارین! اگه برج آزادی لنگ هاشو ببنده، از میلاد هم بلندتره!

میدونی بنی‌آدم اعضای یکدیگرند یعنی چی؟ یعنی مثلا تو جیگر منی!

توی زندگی انتخاب دو چیز خیلی سخته:
۱- همسر
۲- هندوانه

در کوچه های عشق دنبال تو می گشتم / حقیقت شب بود ترسیدم و برگشتم!

بی تو هرگز…



با تو… مامانم نمی ذاره!

یه نفر داشته برای مردم صحبت می کرده، می گه: اگه سگ بهتون حمله کرد باید این آیه قرآن را بخوانید.
حیف نون می گه: اما خوبه که آدم یک چوب هم با خودش داشته باشه، چون ممکنه همه سگها عربی بلد نباشند!

مگسه نامزدش رو می گیره تو بغلش، میگه: عزیزم! من تو را با هیچ گهى عوض نمی کنم!

برام دعا کن می خوام قلبمو عمل کنم. می خوام دریچه قلبم رو ببندم تا تو نتونی ازش بیای بیرون!

زندگی بدون عشق همچون باغ بدون آفتاب است که گل ها در آن مرده اند.

در جهان هرگز نشو مدیون احساس کسی،تا نباشد رایگان مهرت گروگان کسی،گوهر خود را نرن بر سنگ هر ناقابلی،صبر کن گوهر شناس قابلی پیدا شود
http://www.kar20.ir

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٤:٥٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸۸/٧/۱۳

جوک های جدید

هواپیما داشت سقوط می کرد همه داشتن جیغ میزدن به جز خنگول . ازش می پرسن چرا تو ساکتی؟ میگه: ماله بابام که نیست بذار سقوط کنه


خنگول:آقا این همسایه مون ساعت 2 نصفه شب هی با مشت میکوبید به دیوار خونمون مرتیکه ! دوستش:عجب آدم های مردم آزاری پیدا میشن.حتماً نذاشتن بخوابی دیگه؟ خنگول:نه خوشبختانه خواب نبودم ,داشتم شیپور تمرین می کردم



دکتر به یارو میگه: دوتا خبر بد دارم. اولیش اینه که تو فقط بیست و چهار ساعت زنده می مونی. یارو میگه دومیش چیه؟ دومیش اینه که دیروز یادم رفت اینو بهت بگم


دوست دختر خنگولبهش میگه:اگه توجه کنی میبینی که نگاهم باهات حرف میزنه.


خنگول میگه:اینقدر پلک نزن،صدات قطع و وصل میشه !!! 


اصفهانیه می خواد عکس بگیره میاد اتوبان تهران-کرج با سرعت بالای 120 کیلومتر شروع میکنه به دویدن


اصفهانی تو مسابقات رالی شرکت می‌کنه، سر راهش مسافر سوار می‌کنه


به خنگول می گن برو با اره برقی 1000تا درخت بکن می ره 996 تا می کنه خسته می شه می شینه .می گن چرا نشستی؟ روشنش کن 4تا دیگه هم بکن .می گه : ا مگه روشنم می شه؟

http://bzpic.ir

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٩:۱٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸۸/٧/۱٠

جوکهای جدید

یارو می ره دزدی تفنگشو می ذاره پشت گردن یارو می گه اگه تکون بخوری با لگد می زنم تو سرت 

........................................................... 

معلم: به شخصی که با وجود عدم علاقه حاضرین، به حرف زدنش ادامه میده چی میگن؟
شاگرد: بهش میگن معلم

.....................................................

به یکی میگن پاشو سحره. میگه بزار بخوابم، خودم فردا بهش زنگ میزنم

.........................................................

به یه یارو میگن پرچم ایران رو توصیف کن میگه سبزش که مال سید هاست سفیدش هم مال آخوند هاست قرمزش هم که مال شهید هاست میمونه چوبش که نصیب من و شماست

...........................................................
اگه شبا خوابت نمی بره
اگه یه چیزی هست که مدام سکوت شبانه تو به هم می ریزه
اگه یه کسی مدام تو گوشت نجوا می کنه
اگه کلافه میشی از این همه نجوا و بی خوابی های شبونه
خوب میدونی مشکل چیه؟؟
:::::::
:::::::
:::::::
باز پنجره رو واز گذاشتی ..پشه اومده تو اتاق

......................................................
وقتی میرفتی بهار بود ..تابستون نیومدی ..پاییز شد ..پاییز که نیومدی پاییز ماند ..زمستان که نیای ..باز پاییز میماند
تروخدا فصل ها رو به هم نریز و زودتر بیا

.....................................................

منبع : http://webdeh.blogspot.com

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٤:٤٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸۸/٧/۸

جک های امروز

غضنفر با خدا قهر می‌کنه. می‌خواد نماز بخونه میگه: 4 رکعت نماز ظهر می‌خوانم به هیچ کس هم مربوط نیست!

-----------------------------------------------------------------------

رئیس جمهور آمریکا داشت با نخست وزیر انگلیس صحبت می‌کرد. یکی از مهمانان جلو آمد و پرسید: شما دارید در باره چی صحبت می‌کنید؟ رئیس جمهور آمریکا جواب داد: داریم برنامه‌ی جنگ جهانی سوم را می‌ریزیم. می‌خواهیم 14 میلیون نفر را به علاوه‌ی یک دندانپزشک بکشیم.
مهمان گیج شد و پرسید: چرا می‌خواهید یک دندانپزشک را بکشید؟
رئیس جمهور رو به نخست وزیر انگلیس کرد و گفت: نگفتم؟ هیچ کس در مورد اون 14 میلیون سوالی نمی‌کنه!

----------------------------------------------------------------------

لره توی اتوبوسِ تهران-خرم‌آباد نشسته بوده، میره به راننده میگه: آقای راننده واسه کی داری رانندگی می کنی؟! اینا همه خوابن!

----------------------------------------------------------------------

طرف شب از خواب پامیشه، پاهایی که از لحاف اومده بیرون رو میشماره،‌ میبینه شیش تاس! هول میشه، پاهای خودش رو جمع میکنه،‌ دوباره میشمره،‌ بعد با خیال راحت میخوابه!

-----------------------------------------------------------------------

غضنفر یه تیکه یَخو گرفته بوده بالا، ‌داشته خیلی متفکرانه بهش نگاه می کرده. رفیقش ازش میپرسه: چی‌رو نگاه میکنی؟ غضنفر میگه: ازش آب میچیکه ولی معلوم نیست کجاش سوراخه!

منبع : http://www.bo2fa.com

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٥:۱٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸۸/٦/۱٠

«موی سیخی»

 پسرم اینقدر بهانه چرا؟

داد و فریاد توی خانه چرا؟

باز ایراد های جورواجور

گاه با خواهش وگهی با زور

گیر لپ تاب می دهی هر روز

کلّه ام تاب می دهی هر روز

یا فلان گوشی بلوتوث دار

شده موضوع بحث تو هر بار

روز وشب فکر دیدن سی دی

درخط تازه های دی وی دی

می زنی تیپ، موی سیخ سیخی
شده تکیه کلام تو ،بیخی*
توی آیینه گر نگاه کنی
شکل خود ، حتماً اشتباه کنی
که منم این که موی اوسیخی است ؟
یا که این یک جوان مریخی است؟

پسر خوب هیچ می دانی

ادبیات چاله میدانی

شده در گفته های تو پیدا

میکنی استفاده گاه به گاه

شده ورد زبان تو مثلاً

عشقی و سوتی و خفن ،عمراً
  
یا برای خوش آمد برو بچ

می شوی با تمام آن ها مَچ 

معنی این برو بچ و مَچ هم

تو به من یاد داده ای پسرم

و من از این برو بچ نادان 

شده ام نا امید و دل نگران

گرچه بس فوق العاده ای پسرم!!

ولی البته ساده ای پسرم

می خوری گول صحبت برو بچ

مغز تو می شود خزانه گچ

کم کمک درس می شود تعطیل 

می کنی کارهای هردمبیل

لامپ اخلاق را که آف کنی

می روی نم نمک خلاف کنی

تا بجنبی شب است وتاریکی است

پیش رو کوره راه ِ باریکی است

انتهایش رسد به ترکستان

گاهی اوقات هم به قبرستان

پسرم کوره راه را برگرد

راه چون شب سیاه را برگرد

نوجوانی و شور و شر داری

پیش رو راه پر خطر داری

جاده صاف هم همین بغل است

معنی اش همت و کمی عمل است



 

 

پند « جاوید » گوش کن پسرم

چون که من ناسلامتی پدرم




*بیخی = بیخیال



محمد جاوید

تنظیم : بخش ادبیات تبیان

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٢۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸۸/٦/۸

تصمیم قاطع مدیریتی ( طنز )

روزی مدیر یکی از شرکتهای بزرگ در حالیکه به سمت دفتر کارش می رفت چشمش به جوانی افتاد که در کنار دیوار ایستاده بود و به اطراف خود نگاه میکرد.
جلو رفت و از او پرسید: «شما ماهانه چقدر حقوق دریافت می کنی؟»
جوان با تعجب جواب داد: «ماهی 2000 دلار.»

مدیر با نگاهی آشفته دست به جیب شد و از کیف پول خود 6000 دلار را در آورده و به جوان داد و به او گفت: «این حقوق سه ماه تو، برو و دیگر اینجا پیدایت نشود، ما به کارمندان خود حقوق می دهیم که کار کنند نه اینکه یکجا بایستند و بیکار به اطراف نگاه کنند.»

منبع : http://iranjoke.ir

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٥:٤٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸۸/٦/٦

جوکهای رمضان

کاش در این رمضان لایق دیدار شویم. *** سحری با نظر لطف تو بیدار شویم

 

 

 

به دلیل استقبال بی نظیر شما روزه داران عزیز, ماه رمضان تا پایان مهر ماه تمدید گردید

 

 

 

ماه رمضان بر تو ای دوست گلم که دم افطاری تخته گاز داری میری خونه مبارک باد..

.

.

جمعیت مبارزه با سوء تغذیه شدید

 

 

 

طرف روزه می گیره، 5 دقیقه به اذان روزشو میشکنه. می گن چرا اینکارو کردی؟ می گه خواستم به خدا ثابت کنم که می تونم اما نمی گیرم

 

 

 

به یارو میگن تو که روزه نمی گیری، چرا سحری می خوری؟ می گه نماز که نخونم،... روزه که نگیرم... سحری هم نخورم؟ بابا مگه من کافرم؟

 

 

 

یارو! روزه میگیره از حال میره از پذیرایی در میاد!!!

 

 

 

ماه رمضان ماه صفا ، تعطیلی ، پرخوری ، بیکاری و سیگار بعد از افطاری و تماشای سریالهای سرکاری مبارک باد

 

 

 

به غضنفر می گن نظر شما راجع به ماه رمضان چیه ؟ می گه والا خیلی خوبه فقط یه ذره زولبیا بامیه اش رو زیاد کنن بهتر می شه

 

 

 

ماه رمضونه یه وقت جایی نری که پیدات نکنم . آخه دارم دنباله ۶۰ تا گدا میگردم !!!روتو حساب کردم!!!!!

 

 

 

مناجات غضنفر باخدا : خدایا ماه رمضان را مانند المپیک هر 4 سال یک بار آن هم در یک کشور برگزار کن

 

منبع : http://amin.mihanblog.com

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۳:٠٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸۸/٦/٢

اس ام اس ها ویژه ماه مبارک رمضان

به غضنفر می گن نظر شما راجع به ماه رمضان چیه ؟ می گه والا خیلی خوبه فقط یه ذره زولبیا بامیه اش رو زیاد کنن بهتر می شه

ماه رمضانه یه وقت جایی نری که پیدات نکنم . آخه دارم دنباله ۶۰ تا گدا میگردم !!!روتو حساب کردم!!!!!

مناجات غضنفر باخدا : خدایا ماه رمضان را مانند المپیک هر 4 سال یک بار آن هم در یک کشور برگزار کن

به دلیل استقبال بی نظیر شما روزه داران عزیز, ماه رمضان تا پایان مهرماه تمدید گردید

توی آسمون دنیا هر کسی ستاره داره چرا وقتی نوبت ماست آسمون جایی نداره

 

 

کاش در این رمضان لایق دیدار شویم. *** سحری با نظر لطف تو بیدار شویم

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

عیدفطر مبارک ( رصدخانه ی اردبیل )

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

به غضنفرمیگن پاشو سحره. میگه بزار بخوابم.خودم فردا بهش زنگ میزنم 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

کجایی؟؟ همه دارن رو پشت بوم دنبالت میگردن

آخه ماه من میخوان ببینن فراد عیده یا نه

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

غضنفر ماه رمضون میره خونه دوستش می خوابه 


دوستش بهش میگه سحر صدات کنم؟؟ 


ترکه می گه نه همون غضنفر صدام کنی بهتره

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اس ام اس ماه رمضان اس ام اس مخصوص ماه مبارک رمضان sms موبایل ماره رمضان 
 

---------------اس ام اس ماه رمضان-----------------

شب عید فطر حاجی میره رو پشتبام که ماه رو ببینه شلوارش پاره بوده از پایین داد می زنند حاجی ما دیدیم میگه هر کی دیده بخوره ما که هنوز ندییدم !

---------------اس ام اس ماه رمضان-----------------

خدایا

یادم بده

یادم باشه

یادت باشم

به حیف نون میگن تو که روزه نمی گیری،

چرا سحری می خوری؟ می گه نماز که نخونم،...

روزه که نگیرم... سحری هم نخورم؟ بابا مگه من کافرم؟

---------------اس ام اس ماه رمضان-----------------

چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی...
چه بغض ها که در گلو رسوب شد نیامدی
تمام طول هفته را در انتظار جمعه ام...
دوباره صبح، ظهر، غروب شد نیامدی
اللهم عجل لولیک الفرج.

---------------اس ام اس ماه رمضان-----------------

آمد رمضان هست دعا را اثری
دارد دل من شور و نوای دگری
ما بنده عاصی و گنهکار توییم
ای داور بخشنده بما کن نظری

---------------اس ام اس ماه رمضان-----------------

ماه مبارک آمد، ای دوستان بشارت

کز سوی دوست ما را هر دم رسد اشارت

آمد نوید رحمت، ای دل ز خواب برخیز

باشد که باقی عمر، جبران شود خسارت

 sms ماه رمضان, sms ویژه ماه رمضان ,sms برای ماه رمضان, sms عاشقانه ماه رمضان, sms غضنفری ماه رمضان,ماه رمضان,پیام کوتاه ماه رمضان,پیام کوتاه ویژه ماه رمضان,پیامک ماه رمضان,پیامک ویژه ماه رمضان,پیامک افطار,پیامک برای ماه رمضان,پیامک سرکاری رمضان,اس ام اس افطار,اس ام اس رمضان,اس ام اس تبریک ماه رمضان,اس ام اس ماه رمضان,اس ام اس جدید رمضان,اس ام اس خنده دار رمضان,جملات زیبا ماه رمضان,اس ام اس ماه مبارک رمضان,درباره ماه رمضان

---------------اس ام اس ماه رمضان-----------------

امام صادق-ع:

خواب روزه دار عبادت،

خاموشی او تسبیح،

عمل وی پذیرفته شده

و دعای او مستجاب است."

---------------اس ام اس ماه رمضان-----------------

فرا رسیدن ماه ضیافت الهی بر شما و خانواده محترم مبارک باد

---------------اس ام اس ماه رمضان-----------------

حلول ماه مبارک رمضان، ماه رحمت و برکت و غفران مبارک باد.

---------------اس ام اس ماه رمضان-----------------

آمد گه آمرزش و شهرُ الله عظمی

توفیق خدایا، تو ز ما سلب مفرما

---------------اس ام اس ماه رمضان-----------------

شد باز در رحمت خالق به روی خلق

چون ماه مبارک ز افق گشت هویدا

مژده که شد ماه مبارک پدید

---------------اس ام اس ماه رمضان-----------------

به عاصیان وعده ی رحمت رسید

ماهی سرشار از برکت و رحمت و عبادت های پذیرفته شده

برایتان آرزومندم

منبع : میهن دانلود

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳۸۸/٥/۳۱

فقط برای خنده

زندگی قشنگه   اگه با تو باشه  ...

مرگ قشنگه   اگه برای تو باشه ...

دلتنگی قشنگه  اگه بخاطر تو باشه ...

اما تو هر کاری بکنی قشنگ نیستی ، پس بیخود زور نزن

 

خنگول همیشه لباس سیاه می پوشیده . دوستاش می پرسن : چرا همیشه لباس سیاه می پوشی ؟  می گه : آخه من ختم روزگارم

 

خنگول شماره تلفنی رو پیدا می کنه . زنگ می زنه و میگه : مژدگونی بدین شماره تلفن تون و پیدا کردم

 

غضنفر داشته نوار خالی گوش می کرده و گریه می کرده . ازش پرسیدن چرا گریه می کنی ؟ میگه : دلم به حال خواننده ش میسوزه ، لال بوده .

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۳:٢۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸۸/٥/٢٧

بهترین جوک جهان

بهترین جوک جهان انتخاب شد.این جوک در بزرگترین طرح علمی پیرامون طنز انتخاب شده است قضیه از این قرار است که انجمن پیشبرد علم از کاربران اینترنت در سراسر جهان درخواست کرده بود که بامزه ترین جوکی که شنیده اند را برایش ارسال کنند. به گزارش رویتر 2 میلیون تن نظر دادند، این نظرات مشتمل بر چهل هزار جوک شد و جوک ها از هفتاد کشور جهان برای این انجمن ارسال شد. نتیجه انتخابات این جوک بود:

دو شکارچی در جنگل بر روی درختها کمین کرده بودند. یکی از آنها از درخت سقوط کرد. شکارچی دوم احساس کرد دوستش که از درخت سقوط کرده ، نفس نمی کشد و چشمانش باز و خیره مانده است.
او با موبایل با یک مرکز اورژانس تماس می گیرد و به فردی که گوشی را برمی دارد می گوید:
فکر می کنم دوست من مرده است ، چکار باید بکنم؟
طرف مقابل به آرامی می گوید:
دلواپس نباش.
من می توانم به تو کمک کنم.
ابتدا باید مطمئن شویم که مرده است
بعد از سکوتی که حکمفرما می شود صدای یک گلوله به گوش می رسد. شکارچی دوم دوباره گوشی را برمی دارد و می گوید: بسیار خب ، حالا چه کار باید بکنم؟!

گورپال گوسال 31 ساله روان شناس برنده این رقابت شد.

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٤٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸۸/٥/٢٥

فرشته و خانم میان سال

خانم میان سالی سکته قلبی کرد و سریعاً به بیمارستان منتقل شد. وقتی زیر تیغ جراح بود عملاً مرگ را تجربه کرد. زمانیکه بی هوش بود فرشته ای را دید. از فرشته پرسید: آیا زمان مردنم فرا رسیده است؟ فرشته پاسخ داد: نه، تو ۴۳ سال و ۲ ماه و ۸ روز دیگر فرصت خواهی شد. بعد از به هوش آمدن برای بهبود کامل خانم تصمیم گرفت که در بیمارستان باقی بماند. چون به زندگی بیشتر امیدوار بود، چند عمل زیبایی انجام داد. جراخی پلاستیک، لیپساکشن، جراحی بینی، جراحی ابرو و … او حتی رنگ موی خود را تغییر داد. خلاصه از یک خانم میان سال به یک خانم جوان تبدیل شد! بعد از آخرین جراحی او از بیمارستان مرخص شد. وقتی برای عریمت به خانه داشت از خیابان عبور می کرد، با یک آمبولانس تصادف کرد و مرد!!! وقتی با فرشته مرگ روبرو شد بهش گفت: من فکر کردم که گفتی ۴۰ سال و اندی بعد مرگ من فرا می رسه؟ چرا من رو از جلوی آمبولانس نکشیدی کنار؟ چرا من مردم؟

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٤٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳۸۸/٥/٢٤

لطیفه های ایرانی

روزی، یک پلیس راهنمایی متوجه می شود که خودرویی مدام دور ساختمان بیمارستان و خیابان های اطرافش می چرخد. پلیس مشکوک می شود و خودرو را نگه می دارد و علت این کار را از راننده می پرسد. راننده می گوید: «راستش من تازه رانندگی یاد گرفته ام. اطراف بیمارستان رانندگی می کنم تا اگر تصادف کردم، سریع به بیمارستان بروم
----
مرد خودپسندی بالای سرکشاورزی ایستاده بود و کارکردنش را نگاه می کرد. مرد با غرور گفت: «بکار، بکار، که هر چه بکاری ما می خوریم.» کشاورز گفت: «یونجه می کارم
----
خانمی وارد مغازه الکتریکی شد و گفت: «آقا! مگر به شما نگفتم زنگ در خانه ما خراب است، بیایید درستش کنید؟» تعمیرکار گفت: «آمدم خانم، ولی هر چه زنگ زدم، کسی در را باز نکرد!»
----
سه نفر در کشتی بودند و برای هم کلاس می گذاشتند. اولی مدام با لپ تاپ اش کار می کرد. دومی با موبایلش مدام پیام کوتاه می فرستاد و دریافت می کرد. سومی دید کم می آورد، رفت یک لوله دستمال توی جیب اش گذاشت و سر دستمال را از جیب اش گذاشت بیرون.یکی از آن دو نفر از او پرسید: «این چیه از جیبت اومده بیرون؟»گفت: «عجب نمی دونم کی برام فکس فرستادند »

منبع : خنده

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸۸/٥/٢۱

جوک

دوست داری بگم میخام هرروز صبح باصدات بیدارشم بعدبهت بگم باساعتم بودم¿دوست داری بگم چرارفتی بعدبفهمی بابرق بودم¿دوست داری بگم هرجا باشی پیدات می کنم بعدبفهمی بادسته کلیدم بودم¿دوست داری بگم دوستت دارم بعدفکرکنی... نه دیگه،این دفعه باخودت بودم!

مردها سه تا آرزو دارن : 1- اونقدر که ماماناشون می گن خوش تیپ باشن ! 2- اونقدر که بچه هاشون می گن پولدار باشن ! و مهمتر از همه اینکه : 3- اونقدر که زناشون شک دارن ، زن داشته باشن ! .....................................

از این پس بجای واژه غریب ونامانوس( پاک کن) بگویید مالش بر دانش!!!!

مرد اولی : امان از دست این زنها ، زنم تمام دارائیمو برداشت و رفت مرد دومی : خوش به حالت ، زن من تمام دارائیمو برداشت و نرفت !

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱۱:٥٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳۸۸/٥/۱٩
تگ ها : جوک ، فقط خنده ، خنده ، جدید

اس ام اس با مزه

آدما وقتى از هم دورن واسه هم SMS می فرستن 


من واسه تو که تو قلبمى چى بفرستم؟ ها؟ 

 

*********************************************  


سه تا فرشته مهربون تو دنیا هست،  



اولیش به کبوترهای عاشق دونه می ده،  

 



 دومیش به آدمای عاشق کمک می کنه،  

 


 و سومیش که من عاشقشم داره این SMS رومی خونه!  




*********************************************  

می گن شیشه عمر آدما اگه خیس بشه عمرشون کم می شه! 


می دونستی چشات شیشه عمر منه؟ 

 

*********************************************  

می دونی آدما بین " الف " تا " ی " قرار دارند.  

 

بعضی ها مثل " ب " برات می میرند،  

 




مثل " د " دوستت دارند، مثل " ع " عاشقت می شوند،  





 مثل " م " منتظر می مونند تا یه روز مثل " ی " یارت بشن.  

   




*********************************************  


می گن قلب آدما اندازه مشتشونه. 

 

 ولی چه طوری یه دنیا مهربونی، یه آسمون صداقت،  

 

یه کهکشون محبت و یه دریا عشق تو مشتت جا شده؟ 

 

*********************************************  

آدما سرشون روبالا می کنن تا ماه رو ببینن  

 




 ولی نمی دونن ماه سرشو پایین کرده داره SMS می خونه! 

 

*********************************************  



هیچ می دونستی هربار که تو پلک می زنی من نفس می کشم؟ 


پس مواظب باش به کسی خیره نشی که من خفه می شم!

منبع :سلطان جوک و اس ام اس

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:٤۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳۸۸/٥/۱٩

جوک خنده دار

حیف نون می ره کتابخونه، داد می زنه یه ساندویچ بدین با سس اضافه.
آقاهه بهش می گه: آقا! اینجا کتابخونه هست.
حیف نون می گه: ببخشید… بعد یواش در گوش آقاهه می گه: یه ساندویچ بدین با سس اضافه!

—————————

شعبده بازی روی صحنه هنر نمایی می کرد که ناگهان گفت: حالا یک خانم بیاید روی صحنه تا من کاری کنم که غیب شود!
مردی از میان جمعیت برخاست و گفت: آقای شعبده باز! چند لحظه صبر کن تا من بروم مادر زنم را بیاورم!

—————————

سه نفر می خواستند چای لیپتون بخورن. اولی فنجان رو نگه می داره و لیپتون را تو فنجان تکان می ده، دومی لیپتون را نگه می داره و فنجان را تکان می ده، سومی لیپتون را به دور فنجان می ماله!

—————————

مادر: احمد! اگر من به تو ۱۰ تا بادام بدهم که آنها را به طور مساوی با جواد تقسیم کنی، چند تا به او می دهی؟
احمد: سه تا!
مادر: ببینم! مگر تو حساب کردن بلد نیستی؟
احمد: چرا مامان من بلدم، ولی جواد که بلد نیست!

—————————

به حیف نون گفتن واسه زلزله بم چه کمکى کردى؟ گفت: متاسفانه من دستم خالی بود، ایشالا زلزله بعدی!

—————————

احمد: مامان! اجازه می دهی بروم با اکبر بازی کنم؟
مادر: نه پسرم، اکبر بچه خوبی نیست. آدم باید همیشه با دوست بهتر از خودش بازی کند.
احمد: پس اجازه بدهید اکبر بیاید با من بازی کند!

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳۸۸/٥/۱٧
تگ ها : جوک ، فقط خنده ، خنده ، طنز

تست های کنکوری جومونگ شناسی !!!

 1 - به نظر شما علت جذابیت بسیار زیاد سریال افسانه جومونگ در بین مردم ایران چیست؟!

الف) حال و هوای فیلم، مردم را یاد یانگوم می اندازد !

قاف) شخصیتهای سریال مثل فیلمهای ایرانی با یک نگاه عاشق هم می شوند و زودی حرف ازدواج را پیش می کشند !

ذال) لباسهای رنگ و وارنگ شخصیتهای سریال برای مردم بخصوص بانوان بسیار جذاب است !

نون) آدم خوبهای فیلم هفت تا جان دارند و اگر تنهایی به جنگ یک سپاه هم بروند در نهایت یک خش بر می دارند، ولی عمراً نمی میرند!

 

2 - به نظر شما آخر سریال افسانه جومونگ چه خواهد شد؟!

الف) بانو سوسانو از غم دوری جومونگ دق می کند و می میرد، جومونگ هم از شنیدن خبر مرگ سوسانو دیوانه می شود و سر به بیابان می گذارد !

قاف) به فرمان امپراتور گوموا، جومونگ کشته می شود تا صلح و آرامش دوباره به ملت بویو برگردد!

ذال) جومونگ به ملت خودش خیانت می کند و با دختر امپراتور هان ازدواج می کند و سپس به بویو حمله کرده و آنجا را با خاک یکسان می کند !

نون) در جنگی که بین هان و بویو در می گیرد، تمام مردم هر دو ملت از پیر و جوان تلف می شوند و حتی یک نفر هم زنده نمی ماند و سپس شهرداری منطقه، زمینهای هر دو ملت را به نفع خودش مصادره می کند و با تغییر کاربری آن از کشاورزی- مسکونی به اداری- تجاری، آنها را به فروش می رساند!

 

3 - در این سریال، مقصر اصلی در بروز اختلافات داخلی بویو چه کسی است و چرا؟!

الف) بانو سوسانو - چون هرچه آتیشه از گور او بلند می شود !

قاف) ژنرال هموسو - چون همان اول فیلم مرد و با مردنش همه را به جان هم انداخت !

ذال) عالی جناب تسو - چون هنوز امپراتور نشده، می خواهد دوتا دوتا زن بگیرد !

نون) رئیس بوپالمو - چون عوض اینکه برود یک سلاح کشتار جمعی بسازد که با فشار یک دکمه نسل دشمنان منقرض شود، وقت خودش را با ساخت شمشیر فولادی تلف می کند!

 

4 - پیام اخلاقی سریال افسانه جومونگ چیست ؟!

الف) پهلوانان هرگز نمی میرند !

قاف) عشق هرگز نمی میرد !

ذال) نقش اصلی های فیلم هرگز نمی میرند !

نون) همه یک روزی می میرند!

 

5- شباهت بین شمشیر فولادی در سریال جومونگ و انرژی هسته ای در عصر کنونی در چیست؟

الف) همه به دنبال دستیابی به فناوری ساخت و استفاده از آنها هستند !

قاف) کسانی که آنها را دارند، نمی خواهند دیگران نیز به آنها دست پیدا کنند !

ذال) دایم از محل ساخت آنها بازرسی به عمل می آید !

نون) در صورت استفاده صلح آمیز از آنها، حق مسلم ماست!

 

6 - اگر شما به جای جومونگ بودید چه کار می کردید؟!

الف) برادر اوته را می کشتم و با بانو سوسانو ازدواج می کردم !

قاف) عالی جناب تسو را می کشتم و با دختر یانگجو ازدواج می کردم !

ذال) مدیر خائن گروه تجاری را که جانم را نجات داد، می کشتم و با دختر رئیس گروه که از من پرستاری کرد، ازدواج می کردم !

نون) هیچکس را نمی کشتم؛ چون فعلاً قصد ازدواج ندارم!

 

7 - نقش بانو یومیول در این سریال به کدام شخصیت نزدیکتر است؟!

الف) جادوگران فعال در تیمهای لیگ برتر فوتبال کشور!

قاف ) دیوید کاپرفیلد !

نون) منیژه کف بین!

 

8 - شما دوست داشتید که به جای کدامیک از شخصیتهای سریال افسانه جومونگ بودید؟!

الف) بانو سوسانو - چون تو این دوره بی شوهری، دوتا شاهزاده عاشقم می شدند !

قاف) جومونگ - چون تو این دوره بی پولی، دوتا دختر تاجر خرپول عاشقم می شدند !

ذال) رئیس بوپالمو - چون نه عاشق کسی می شدم و نه کسی عاشقم می شد و با خیال راحت زندگی می کردم !

نون) ژنرال هموسو - چون همان اول مرد و راحت شد !

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳۸۸/٥/۱٧
تگ ها : طنز ، جوک ، جومونگ ، تست

جدیدترین جکها

.بهترین بازی های ایرانی: ۱ دختر بازی ۲ نامزد بازی ۳ خانوم بازی ۴ دودره بازی ۵ امپول بازی ۶ زبون بازی ۷ اس ام اس بازی

 

*********

اطلاعیه وزارت سلامتی: از این پس برای گرفتن بلیت هواپیما علاوه بر ارائه شناسنامه به ارائه وصیت‌نامه هم احتیاج است

 

 

 

*********

 

*بیا اینو بخور :

همه جورش هست . دراز ، کلفت ، کوتاه ، باریک . اولش راست راسته ولی آخرش خمیده میشه نوش جان: تک ماکارون

 

 

 

*********

انقدر گشاد و گرمی که وقتی می‌رم توت هیچ احساسی نمی‌کنم، کاپشن جون

 

*********

 

 

 

محرم بوده , آخونده میره بالای منبر می گه:از حسین بگم؟!دلتون میسوزه.......از ابولفضل بگم؟!جیگرتون میسوزه......بذار یه چیز بگم کو...نتون بسوزه , امشب شام نمیدن

 

*********

 

 

-دیشب خوابتو دیدم، با یه لباس خوشگل نارنجی اومدی در خونه‌مون، هر چی گفتم بیا تو، نیومدی! گفتی کار دارم، برو آشغالاتو وردار بیار

 

*********

 

-استاد به شاگرد :اهمیت پریود را توضیح بده

دانشجو : خیلی مهمه استاد ، یه بار خواهرم گفت پریودم عقب افتاده ، مامانم غش کرد بابام سکته کرد ، راننده مون هم فرار کرد

 

*********

.بیشتر مردها ۲ آرزوی بزرگ دارند، اول داشتن خونه، دوم داشتن ماشین برای فرار از خونه

 

*********

 

.میگن اگه ۴۰ شب با خلوص نیت آشغالاتونو ساعت ۹ بیرون بزارید احمدی نژاد رو خواب میبینید

 

*********

 

.نماینده زنان در مجلس گفت: تا این شکاف در بین ماست، مردها همیشه روی ما سوارند

 

*********

 

رزو می‌کنم بتوانی ته دل مردم را ببینی و صدای دل‌شان را بشنوی و به دل‌شان آرامش بدهی درست مثل سنگ توالت!

 

*********

 

*********

 

.صدای عشق: صدای پیانو نیست، صدای گیتار هم نیست، صدای عشق صدای قلب هم نیست، صدای عشق صدای فنر تخته...

 

*********

 

.عروس و داماد شب اول به چی فکر می‌کنن؟ ۱٪ به همدیگر ۲٪ به بچه ۳٪ به دوستای قدیم و ۹۵٪ به این که چه جوری نشون بدن اولین بارشونه.

 

*********

.هشدار به مجردها: تا اطلاع ثانوی به دلیل شیوع آنفولانزای مرغی قاطی مرغا نشید

 

*********

 

.عکس همسرتون را همیشه همراه داشته باشید و با هر مشکل بزرگی

که برایتان پیش آمد به آن نگاه کنید تا بدانید مشکل بزرگتری هم هست

 

*********

 

یه روز یه نفر یه ۲۵ تومنی روزه زمین میبینه . دولا میشه برش داره ، یه دفه می گ.و.زه . میگه : نگاه کن ، برا ۲۵ تومنی هم دزدگیر گذاشتن ..!

 

*********

 

نسخه جدید آموزش رد شدن ازخیابان به کودکان اول به سمت چپ که محل عبور ماشینهاست نگاه میکنیم بعد به سمت راست که محل عبور موتورهاست نگاه میکنم بعد به سمت بالا نگاه میکنیم که محل سقوط هواپیماست سپس با روحی سرشار و قلبی مطمئن پا به خیابان می گذاریم

 

*********

 

.پلیس راه مناطق کوهستانی و برف‌‌گیر اعلام کرد: ماشین‌هایی که زنجیر ندارند سینه بزنند.

 

*********

ای عزیزم، ای مونسم، ای قشنگم، ای زیباترین، ای خوشمزه، ای هیکل، ای عضله، ای اندام، ای برج میلاد، خوب بهتره دیگه شورتم رو بکشم بالا، هوا سرده!

 

*********

 

.نگاه اولت بر من اثر کرد، نگاه دومت دیوونه‌ام کرد، نگاه سومت عاشق‌ترم کرد، اه، گندشو در آوردی، نگاه آخرت دیگه هیزبازی بود!

 

*********

 

.«سوتی سال »

استاد: اسپرم انسان سرشار از پروتئین، ویتامین و قند است. دانشجوی دختر: ببخشید استاد، پس چرا شیرین نیست؟

 

*********

 

.قضیه یه عرب + قضیه یه ترک + قضیه یه رشتی = آرم شبکه سه!

 

*********

 

.شوهر : بچه به مامانت بگو امشب میریم شمال
زن که پریود بوده میگه بچه برو به بابت بگو : جاده بارانی است نمیشه
شوهر : برو به مامانت بگو از جاده قزوین می ریم

 

*********

 

قانون هفتم نیوتن :اگر دیدید چیزی بر خلاف نیروی جاذبه زمین به سمت بالا میرود , دستتون رو بگیرید پشت باسنتون و با سرعت از آنجا دور شوید!

 

*********

 

 

مراحل دوستی در تهران بزرگ ۱ دست تو دست ۲ این تو دست ۳ دست رو اون ۴ این تو اون!!

 

 

*********

 

میدونی فرق فیلم جنگی با فیلم سوپر چیه؟؟؟؟

فیلم جنگی:هنرپیشه هاش خودشونو میکشن ما حال میکنیم

فیلم سوپر:هنرپیشه هاش حال میکنن ما خودمونو میکشیم

 

*********

جمله عاشقانه همدانی
با تمام چفته چولیت، شته شولیت، پته پیسیت، قد یه خیار چولسیده داغانتم!

 

"بسی رنج بردم در این سال سی"
نشد خر برای عروسی، کسی!!

 

شکست عشقی
می دونی شکست عشقی یعنی چی؟
یعنی بری پای تخته کنفرانس بدی، بعد بفهمی زیپ شلوارت باز بوده!

فال حافظ!نیت کن..............به جهنم گر غمت پایان ندارد!!به درک گر سرت سامان ندارد!!بخندم من به این دنیای فانی !!که ضایع تر از این امکان ندارد!!!

حافظ می خواد بگه تو خوشبخت می شی!یکم عصبانیه!!منظوری نداره!!

 

*********

دعای مرد مجرد: اللهم ارزقنا حوریة نجیبة، تکدانة ولو کم توقعا، و والدینها رو به موتا، و جهیزیته کاملة، و کدبانوا فی امور المنزل، و تسلیما لخشمنا و خدمتنا

دعای دختران دم بخت: ربنا آتنا فی‌الدنا زوجا جمیلا، قدا طویلا، ثروتنا کثیرا، ماشینا پرشیانا، موبایلا نوکیانا، والدینا امواتا

 

امکانات زندگی در عشایر :

غذا : کشک

یخچال : مشک

حمام : تشت

دستشوئی : دشت !

 

 

 

همه شب فکرم این است و همه شب سخنم !

گر روم دیر به منزل ، چه بگویم به زنم !!!

 

 

از یارو می‌پرسند پتروس کی بود؟ می‌گه یه دهقان فداکار بود که وقتی گرگ یوسفش را خورد، رفت زیر تانک و انگشتشو کرد تو چشم راننده قطار!

 

یارو زنه زبونش می‌گرفته، میره سبزی‌فروشی می‌خواسته نارنگی بخره،‌میگه: بی‌دحمت لیم کیلو لالنگی بدین! یارو هم شاگردش رو صدا می‌کنه، میگه: اوهوی حسنی!‌نیم کیلو خیار بده خانم!!!

 

 

زن به شوهر: عزیزم از ایتالیا برات چی بیارم؟ شوهر باتمسخر: یک دختر موبور و نازایتالیایی! .. بعد از برگشت از سفر، شوهر به زن: سوغاتی من چی شُد؟ زن به شوهر: باید ۹ ماه صبر کنی ، تا به دنیا بیارمش

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸۸/٥/۱۳

گزارشی از فروشگاه فروش شوهر در نیویورک، اینجا فقط باید بخندید!

بنگاه‌های همسریابی مختص کشور خاصی نیستند. می‌توانند در هر جامعه‌ای با توجه به شرایط و فرهنگ آن، تاسیس شوند و رشد کنند. از این رو بسیاری از کشورهای جهان وجود چنین بنگاه‌هایی را نه‌تنها ابزاری برای مخدوش شدن چهره ازدواج نمی‌دانند که تلاش می‌کنند مردم را هر چه بیشتر به ارتباط با آنها ترغیب کنند تا به هدف غایی خود که همانا تشکیل خانواده است نزدیک شوند؛ خانواده‌ای که اگر سالم باشد بستر جامعه‌ای پویا را به وجود می‌آورد. از این رو است که فروشگاهی در نیویورک به فروشگاه شوهریابی معروف شده اما اندر حکایت این فروشگاه باید گفت خانمی که وارد آن می‌شود... فروشگاهی که شوهر می‌فروشد تنها در نیویورک باز شده جایی که یک خانمی ممکن است برای انتخاب یک شوهر آنجا برود. مابین دستورالعمل‌های در ورودی توضیحی در مورد عملکرد فروشگاه وجود دارد. (شما ممکن است فروشگاه را فقط یک بار ویزیت کنید) 6 طبقه موجود است با وی‍ژگی‌های مردان که هر چه خریدار بالا می‌رود ویژگی‌ها افزایش می‌یابد. اما شرطی دارد: شما ممکن است مردی را از یک طبقه ویژه انتخاب کرده یا امکان دارد رفتن به طبقه بالاتر را انتخاب کنید؛ اما نمی‌توانید به طبقه پایین‌تر برگردید مگر برای خروج از ساختمان. طبق آنچه در تبلیغ این فروشگاه آمده خانم‌ها بهتر است با دقت به نکات مندرج توجه کنند تا در نهایت با چهره‌ای بشاش از آن خارج شوند.
طبقه یک: این مردان شغل دارند و خدا را دوست دارند.
طبقه دو: این مردان شغل دارند، خدا و بچه‌ها را دوست دارند.
طبقه سه: این مردان شغل دارند، خدا و بچه‌ها را دوست دارند و خیلی خوش‌قیافه هستند.
طبقه چهار: این مردان شغل دارند، خدا و بچه‌ها را دوست دارند، خوش‌قیافه هستند و در کار خانه کمک می‌کنند. قبولش برایتان واقعا سخت است. باورتان نمی‌شود. می روید به طبقه پنجم و شرایط را می‌خوانید.
طبقه پنج: این مردان شغل دارند - خدا و بچه‌ها را دوست دارند، باشکوه هستند، در کار خانه کمک می‌کنند رمانتیک هستند. شما خیلی فریفته شده‌اید اما به طبقه ششم می‌روید و شرایط را می‌خوانید.
شما 4 میلیون و 265 هزار و 725 مین بازدید کننده این طبقه هستید... در این طبقه هیچ مردی وجود ندارد و طبقه فقط برای این ساخته شده که ثابت کند راضی کردن زنان غیرممکن است! این یک شوخی با شما بازدید‌کننده محترم بود. حالا بخندید. با تشکر از خرید شما از فروشگاه شوهر...
لطفا هنگام خروج مراقب باشید که زیاد از کوره در نروید... روز خوبی داشته باشید.
البته «ماریانا دواری» که یکی از سهامداران این فروشگاه است درباره این ایده می‌گوید:«ما می‌خواهیم به خانم‌ها بگوییم تنها راه خوشبختی در پیدا کردن همسر نیست. حتی به آقایان هم چنین توصیه‌ای داریم اما وقتی مسائل رنگ و بوی جدی به خود می‌گیرند کمتر می‌توانیم به حصول نتیجه‌ای خوب امیدوار باشیم. بنابراین با این شوخی هم اجناس خود را به مردم می‌فروشیم و هم بازدیدکنندگان زیادی داریم.

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸۸/٥/۱۳

فرق ایران و کشورهای دیگر - طنز

اگر گفتین فرق واحد پول ایران و انگلیس چیه ؟


در انگلیس شما یک کیف اسکناس می برین و باهاش یک ماشین می خرین ، اما در ایران شما یک ماشین اسکناس می برین و باهاش یک کیف می خرید .



  
اگر گفتین فرق گردش کردن در تهران و پاریس چیه ؟


در پاریس هروقت شما خواستید گردش کنید از ماشین پیاده می شین و در تهران هروقت خواستید گردش کنید سوار ماشین می شید .




اگر گفتین فرق یک مجرم در ایران با یک مجرم در جاهای دیگر چیه ؟


در همه جا آدم اول جرمش معلوم میشه و بعد زندانی میشه ، اما در ایران آدم اول زندانی میشه و بعد
جرمش معلوم میشه .



 
اگر گفتین فرق یک تخم مرغ در تهران و مسکو چیه ؟


در مسکو اگه تخم مرغ را زیر مرغ بذارن بعد از ۲۱ روز احتمالا یک جوجه از تخم مرغ بیرون میاد ولی در تهران پس از ۲۱ روز ممکن است از تخم مرغ هر موجودی بیرون بیاید .


  

اگر گفتین فرق محل کار ایرانیها و آمریکائیها چیه ؟


مردم آمریکا در خانه استراحت می کنند و در اداره کار می کنند و در خیابان تفریح ، اما مردم ایران در خانه تفریح می کنند ، در اداره استراحت می کنند و در خیابان کار ! 

 

   

اگر گفتین فرق یک نویسنده ایرانی با یک نویسنده آلمانی چیه ؟


یه نویسنده آلمانی وقتی نوشته هاش چاپ شد معروف می شود و بالا می رود اما در ایران وقتی جلوی چاپ نوشته هایش گرفته شد معروف می شود و به پایین ( سیاه چال ) می رود .




اگر گفتین فرق یک تاجر ایرانی با یه تاجر عرب چیه ؟


تاجر عرب از وقتی شناخته شد موفق و خوشبخت می شود ، اما تاجر ایرانی از وقتی شناخته شد ناموفق و زالوی اقتصادی و " از کجا آوردی " و... بدبخت می شود ! 




اگر گفتین فرق یک زندانی در ایران و یک زندانی در اروپا و آمریکا چیه ؟


در اروپا و آمریکا وقتی کسی به زندان می رود اعتبارش را از دست می دهد ، اما در ایران وقتی کسی زندانی می شود اعتبار بدست می آورد .




اگر گفتین فرق یک آدم موفق در ایران با سایر نقاط جهان در چیه ؟


در همه جای دنیا وقتی کسی موفق میشه همه به او نزدیک میشن و با او شریک میشن و به او کمک می کنن اما در ایران وقتی کسی موفق بشه همه از اون فاصله میگیرن و ارتباطشونو قطع می کنن و جلوی کارشو میگیرن !




اگر گفتین فرق سیستم اداری ایران با سیستم اداری کانادا چیه ؟


سیستم اداری کانادا چون کار مردم را راه می اندازد از آنها پول میگیره ولی سیستم اداری ایران چون جلوی کار مردم رو میگیره و اونارو سر میدوونه ازشون پول میگیره .




اگر گفتین فرق یک ماشین در ایران و بلژیک چیه ؟


در بلژیک وقتی شما ماشین می خرید دائما قیمت آن کم می شود ولی در ایران دائما قیمت آن زیاد می شود .




اگر گفتین تفاوت دشمن در ایران و جاهای دیگر دنیا چیه ؟


در همه جای دنیا آدم وقتی دشمن داشته باشه جلوی کارش گرفته میشه ولی در ایران وقتی آدم دشمن داشته باشه تازه انگیزه کار پیدا می کنه !




اگر گفتین تفاوت موسیقی در تهران با موسیقی در جاهای دیگه دنیا چیه ؟


در همه جای دنیا وقتی موسیقی در اماکن عمومی پخش می شود صدای آن زیاد است و وقتی در خانه پخش می شود صدای آن را کم می کنند ، اما در ایران وقتی موسیقی را در خانه پخش می کنند صدای آنرا زیاد می کنند و وقتی در مکان عمومی آنرا پخش می کنند صدای آنرا کم می کنند !

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٥۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸۸/٥/۱۳

اس ام اس خنده دار

و اینگونه بود که بعد از اسکان دادن یوزارسیف به برادرانش اولین پارتی

بازی تاریخ رقم خورد



ادکلن یوزارسیف با برد 100 کیلومتر به بازار آمد !



میدونید سریعترین راه به چنگ آوردن قلب یک مرد چیه؟ پاره کردن سینه اش با

یک کارد آشپزخانه!



به ترکه میگن: درو ببند هوای بیرون سرده! میگه: مثلا اگه درو ببندم هوای

بیرون گرم میشه؟!



یه روز یه مورچه با فیل ازدواج میکنه، بعد از چند ماه زندگی بینشون شکراب

میشه! فیله میاد با پا مورچه را له کنه، مورچهه داد میزنه: آخه به من رحم

نمیکنی لااقل به بچه فیل تو شکمم رحم کن



اصفهانیه برای بچه اش اسمارتیز میخره، روش می نویسه هر 8 ساعت یکی!



دم هرچی رفیقه گرم، کمر هرچی نا رفیقه خم، روی هرچی بی مرامه کم، برای

دشمنات آرزوی زلزله بم، زیر چشم دشمنات نم، ایشالا نبینی غم . . .



دیگر نگران مجالس عروسی خود نباشید، رقص کنعان رقصی نوبن رای رقاصان هی

دددهی



در راستای اهداف مسکن مهر، خانواده بنی اسرائیل بالاخره خانه دار شدند



دلیل امتناع زلیخا از ازدواج با یوزارسیف مشخص شد !

 

خبر داده بودند جومونگ زنده است !!!



معافیت سربازی مشمولین از بابت ضعیف بودن چشم با آمدن پیراهن یوسف لغو شد



از پیست موتور سواری مزاحمتون میشم !

 

میتونم یه دور رو لبات بزنم !!!؟؟



دعای مردانه جدید !

خدایا به مردان ما عبای یوزارسیف و به زنان ما شعور بانو آسنات عطا

بفرما !

آمین !!!!



بنیامین بعد از دیدن زلیخا: 

ای کاش منو گرگ خورده بود !!!



به دنبال جوان شدن زلیخا، اولین کاروان از پیر زنان ایران در قالب راهیان نور عازم سرزمین مصر شدند.



فرمان آنخ آتون به یوزارسیف: موتور زلیخا تازه تعمیره، تخته گاز نرو.



در پی دو همسر اختیار کردن یوزارسیف جمعی از بانوان فمنیست عازم مصر شده و هدف سفر خود را نابودی همسر اول یوزارسیف این مایه ننگ تاریخ اعلام کردند



از امشب طرح زوج و فرد در رختخواب یوزارسیف اجرا میشود !



هموطنان عزیز توجه کنند هرشبی که فرداش تعطیل بود شب جمعه نیست......ستاد اصلاح الگوی مصرف



امروز سالروز در گذشت مخترع sms است. برای شادی روحش ۳ تا اس ام اس بلند بفرست!



چیه تاsmsمیاد مثل قورباقه میپری رو گوشیت برو کارت ندارم



امروزجمعه است گفتیم یادی ازاموات کنیم .... چطوری جنازه؟

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۸:۳۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸۸/٥/۱۳

اس ام اس عاشقانه 2

اینو من نباید بهت بگم ولی تو یه عیب خیلی بزرگ داری 

که... نمی شه دوست نداشت! 



*********************************************

دوست دارم: فارسی 

انگلیسی: iloveyou 

احبک : عربی 

ترکی: senis evar youroum 

آلمان: ichie bed 

پدات: افغانی 

بابا به چه زبونی دیگه بگم دوست دارم خوب دوست دارم دیگه 



********************************************* 

آنقدر دل اتم پر بود که با شکافتنش دنیایی لرزید ، 

دل من نیز پر بود ، وقتی شکست ، سکوتی کرد که به دنیایی می ارزید . 



********************************************* 

یه هیزم شکن وقتی خسته میشه که تبرش کُند بشه! 



نه این که هیزمش زیاد باشه . تبر ما انسانها باورهامونه نه آرزوهامون... 



********************************************* 

آدما وقتى از هم دورن واسه هم SMS می فرستن 


من واسه تو که تو قلبمى چى بفرستم؟ ها؟ 



********************************************* 

سه تا فرشته مهربون تو دنیا هست، 

اولیش به کبوترهای عاشق دونه می ده، 



دومیش به آدمای عاشق کمک می کنه، 



و سومیش که من عاشقشم داره این SMS رومی خونه! 

********************************************* 

می گن شیشه عمر آدما اگه خیس بشه عمرشون کم می شه! 


می دونستی چشات شیشه عمر منه؟ 



********************************************* 

می دونی آدما بین " الف " تا " ی " قرار دارند. 



بعضی ها مثل " ب " برات می میرند، 



مثل " د " دوستت دارند، مثل " ع " عاشقت می شوند، 

مثل " م " منتظر می مونند تا یه روز مثل " ی " یارت بشن. 



********************************************* 

می گن قلب آدما اندازه مشتشونه. 



ولی چه طوری یه دنیا مهربونی، یه آسمون صداقت، 



یه کهکشون محبت و یه دریا عشق تو مشتت جا شده؟ 



********************************************* 

آدما سرشون روبالا می کنن تا ماه رو ببینن 



ولی نمی دونن ماه سرشو پایین کرده داره SMS می خونه! 



********************************************* 

هیچ می دونستی هربار که تو پلک می زنی من نفس می کشم؟ 


پس مواظب باش به کسی خیره نشی که من خفه می شم! 



********************************************* 

چشماتو ببند 


... 


بستی؟ 


... 


حالا باز کن 


... 


باز کردی؟ 


... 


چقدر طول کشید؟ 


همین قدر هم نمی تونم دوریتو تحمل کنم! 



********************************************* 


چندیست که بیمار وفایت شده ام . 
در بستر غم چشم به راهت شده ام. 
این را تو بدان اگر بمیرم روزی. مسئول تویی که من فدایت شده ام 

********************************************* 


تورا می خواستم تا در جوانی نمیرم از غم بی همزبانی 

غم بی همزبانی سوخت جانم چه می خواهم دگر زین زندگانی؟! 

********************************************* 

یکی می پرسد اندوه تو از چیست؟ سبب ساز سکوت مبهمت کیست؟ 
برایش صادقانه می نویسم برای آنکه باید باشد و نیست... 

********************************************* 

زندگی گریه ی مختصریست... مثل یک فنجان چای... 

و کنارش عشق است... مثل یک حبه قند... 
زندگی را با عشق نوش جان باید کرد... 

********************************************* 

کاش میشد که در این قرن عجیب همه بودند به خوش بویی سیب 

سیب یعنی که تو زیبا هستی تو رباینده دلها هستی 
سیب یعنی اثر بوسه ای ناز روی لبهای ترک دار نیاز 
سیب یک واژه تو خالی نیست پر عطر است گل قالی نیست 
در بن بست هم راه آسمان باز است، پرواز را بیاموز

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳۸۸/٥/۱٠

اس ام اس عاشقانه

بهای دوست نه از زیبایی اوست و نه از دارایی اوست بلکه تنها به وفاداری اوست.

______________________________________________ 
دل تو وقتی میگیره دل من میخواد بمیره / حاضرم دلم فدات شه تا که قلب تو نگیره...

______________________________________________ 
گر از یادم رود عالم تو از یادم نخواهی رفت / به شرط آنکه گهگاهی توهم از ما کنی یادی.تو شمعی هستی در قلبم که خاموشت نخواهم کرد / فراموشم مکن هرگز فراموشت نخواهم کرد.

______________________________________________ 
یک قطره اشک میریزم تو دریا تا زمانی که پیداش کنی دوستت دارم.

______________________________________________ 
پایه لبخند طلاییت همه زمین می لرزه / آرزویه تورو داشتن به همه دنیا می ارزه.

______________________________________________

در ذهن اگر تورا نیافرینم می میرم / از شاخه اگر تورا نچینم می میرم / ای عادت چشمهای بی حوصله ام / یک روز اگر تورا نبینم می میرم.

______________________________________________ 
قشنگی زندگی به اینه که تو خبر نداشته باشی و یک نفر مدام دعات کنه...

______________________________________________ 
اگر روزی مقدر شد که با اشکت وضو سازم / خدا داند که با چشمت هزاران قبله می سازم.

______________________________________________ 
هر وقت گلی رو بو کردی ، هرگز اون رو نگاه نکن ، چون اگه نگاهت رو به خاطر بسپاره ، شوق دوباره دیدنت او رو پرپر می کنه ! 

______________________________________________ 
آدما سرشون رو بالا می کنن تا ماه رو ببینن ، ولی نمی دونن ماه سرشو پایین کرده داره اس ام اس می خونه !

______________________________________________ 
فردا صبح که چشای قشنگتو باز کردی یادت باشه شب قبل یه نفر چشاشو به یاد تو بسته.

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٢٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳۸۸/٥/۱٠