هر چی بخوای داریم

هر چی که بخوای

شرط بهشت و تنها شرط جهنم/

شرط بهشت و تنها شرط جهنم/ جزء بیست و چهارم


در بیست و چهارمین قسمت از سلسله مقالات «معارفی از قرآن کریم» آیاتی از جزء بیست و چهارم را محور بحث قرار داده و به بیان معارفی از آن می پردازیم. سعی ما بر این است که قرآن عزیز را به شکلی محسوس تر ببینیم و به شکلی کاربردی تر در زندگی خود وارد کنیم که آن کتابی است برای هدایت و سعادت تمام انسانها.

 


بهشت و جهنم نور  و تاریکی

رفتار عجیبی که منکران قیامت دارند

وَ إِذَا ذُکِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِالاَْخِرَةِ  وَ إِذَا ذُکِرَ الَّذِینَ مِن دُونِهِ إِذَا هُمْ یَسْتَبْشِرُونَ(45- زمر)

هنگامى که خدا به یگانگى یاد مى‏شود دل‏هاى کسانى که به آخرت ایمان ندارند گرفتار نفرت مى‏شود و هنگامى که یاد غیر خدا مى‏شود، شادمان مى‏گردند.

 

 

گاه انسان چنان به زشتی ها خو مى‏گیرد و از پاکی ها بیگانه مى‏شود که از شنیدن نام حق ناراحت و از شنیدن باطل مسرور و شاد مى‏گردد، در برابر خداوندى که آفریننده عالم هستى است سر تعظیم فرود نمى‏آورد، اما در برابر قطعه سنگ و چوبى که خود ساخته و یا انسان و موجوداتى همانند خود زانو مى‏زند و تعظیم مى‏کند

 

آیه گزارشی از رفتار کسانی است که ایمانی به آخرت ندارند و زندگی را خلاصه در همین چند روزه دنیا می دانند و بس(1). این عده کسانی اند که وقتی در پیش آنها سخن از خدا و دین و احکام و معارف آن شود چندششان شده و حالت تنفر سراسر وجودشان را می گیرد و اگر با آنها سخن از دنیا و راههای ارضای خواسته های نفس گفته شد فورا شادمان گشته و سرور و خوشحالی وجودشان را در بر می گیرد.

 

سرچشمه بدبختى این گروه دو چیز بوده است انکار اصل توحید و عدم ایمان به آخرت

 

گاه انسان چنان به زشتی ها خو مى‏گیرد و از پاکی ها بیگانه مى‏شود که از شنیدن نام حق ناراحت و از شنیدن باطل مسرور و شاد مى‏گردد، در برابر خداوندى که آفریننده عالم هستى است سر تعظیم فرود نمى‏آورد، اما در برابر قطعه سنگ و چوبى که خود ساخته و یا انسان و موجوداتى همانند خود زانو مى‏زند و تعظیم مى‏کند.

 

شبیه این معنى در آیه 46 سوره اسراء نیز آمده است:«وَ إِذا ذَکَرْتَ رَبَّکَ فِی الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْا عَلى‏ أَدْبارِهِمْ نُفُوراً؛ هنگامى که پروردگارت را در قرآن به وحدانیت یاد مى‏کنى فرار مى‏کنند.»

از این آیه به خوبى استفاده مى‏شود که سرچشمه بدبختى این گروه دو چیز بوده است انکار اصل توحید و عدم ایمان به آخرت.(2)

 

امان از انسان ناشکر و نمک نشناس

فَإِذَا مَسَّ الْانسَانَ ضُرٌّ دَعَانَا ثمُ‏َّ إِذَا خَوَّلْنَهُ نِعْمَةً مِّنَّا قَالَ إِنَّمَا أُوتِیتُهُ عَلىَ‏ عِلْمِ بَلْ هِىَ فِتْنَةٌ وَ لَاکِنَّ أَکْثرََهُمْ لَا یَعْلَمُونَ(49- زمر)

وقتى انسان گرفتار زیان مى‏شود، ما را مى‏خواند و هنگامى که ما از جانب خود نعمتى به او مى‏دهیم [به جای شکر گزاری] مى‏گوید: این با تلاش و درایت خودم به دست آمده است؛ در حالی که آن نعمت وسیله ای برای امتحان او بود و بیشتر مردم از واقعیت بی خبرند.

این آیه به یکی از ویژگیهای طبیعت انسانی اشاره می کند که به پیروى هواى نفس گرایش دارد و به نعمت‏هاى مادى و اسباب ظاهرى پیرامونش مغرور است و فراموشکار نیز هست؛ که هر وقت دچار گرفتارى می شود رو به خدا کرده و او را به خلوص مى‏خواند ولی همینکه پروردگارش نعمتى به او داده و او را از گرفتاری خلاص می کند فورا آن نعمت را به خودش نسبت مى‏دهد و مى‏گوید: «هنر خودم بود» و پروردگارش را فراموش مى‏کند و نمى‏داند که همین خود وسیله ای است که با آن امتحانش مى‏کنند.(3)

بخشش در آیه مورد بحث در صورتی است که گنهکار توبه کرده باشد که اگر فرد گنهکار به واقع توبه کرد وعده خدا در حقش عملی شده و گناه او هر چه که باشد بخشیده می شود حتی اگر شرک باشد؛ اما اگر توبه ای در کار نبود خدا ممکن است از برخی گناهان او در گذرد که بی تردید شرک جزء آنها نخواهد بود

 

 

دو نکته:

1. انسان هم دارای طبیعت است و هم دارای فطرت. طبع و طبیعت او ریشه در جنبه مادی و خاکی او دارد(4) ولی فطرت او متعلق به عالم بالا و آن جنبه ملکوتی اوست.(5) بنابراین هر چه که برای انسان طبیعی و مربوط به طبیعت او می شود اگر تحت مدیریت وحی و فطرت در نیاید عامل سقوط و هلاکت انسان می شود. یکی از این طبیعی ها همین حالت است که در آیه به آن اشاره شد.

 

قاتل درآتش جهنم

2. انسان باید تمام داشته های خود را نعمت الهی دانسته و شکرگزار او باشد و نیز بداند که داده های خدا جنبه آزمون و امتحان هم دارد که اگر با مصرف درست آنها در مواردی که رضای الهی در آن است شکر آن را بجا آورد علاوه بر حل مشکل دنیائیش، بهشت خود را هم آباد کرده است و اگر به محض دریافت نعمت، دهنده آن را فراموش کرد و در مسیر کفر و ناسپاسی قدم گذاشت؛ همان نعمت تبدیل به نقمت شده و جهنم او را شعله ور می کند.

 

بندگان خدا! از رحمت او مأیوس نشوید

قُلْ یَاعِبَادِىَ الَّذِینَ أَسْرَفُواْ عَلىَ أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُواْ مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ  إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا  إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ(53- زمر)

بگو: اى بندگان من که [با ارتکاب گناه‏] بر خود ستم کرده اید! از رحمت خدا نومید نشوید که یقیناً خدا همه گناهان را مى‏آمرزد زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است‏

خداوند متعال در این آیات راه بازگشت را توأم با امیدوارى به روى همه گنه کاران مى‏گشاید و با لحنى آکنده از نهایت لطف و محبت آغوش رحمتش را به رویشان باز کرده و فرمان عفو آنها را صادر نموده است.

 

دقت در تعبیرات این آیه نشان مى‏دهد که از امیدبخش‏ترین آیات قرآن مجید نسبت به همه گنهکاران است. فراگیری و گستردگى آن به حدى است که طبق روایتى امیر مؤمنان على علیه السلام فرمود: در تمام قرآن آیه‏اى وسیعتر از این آیه نیست.(6)

 

«زُمَر» که نام همین سوره هم هست جمع «زُمرة» است و زمره به معنای جماعت و گروهی از مردم است؛ بنابراین معنای آیات مورد بحث این می شود: که منکر شدند و کفر ورزیدند را به صورت گروه گروه به سمت جهنم می برند و در مقابل کسانی که اهل تقوا و خداترسی بودند را هم دسته دسته ساماندهی کرده و به سوی بهشت حرکت می دهند

 

 

دو نکته مهم

 

1. با استناد به جمله « إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا» ثابت می شود که خداوند هر گناهی اعم از صغیره و کبیره را بخشیده و مشمول غفران خود می کند.

2. با مقایسه این آیه با آیه 48 سوره نساء که می فرماید: «إِنَّ اللَّهَ لا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ وَ یَغْفِرُ ما دُونَ ذلِکَ لِمَنْ یَشاءُ؛ خداوند شرک را نمى‏بخشد، اما کمتر از آن را براى هر کس که بخواهد مى‏بخشد.» فهمیده می شود که بخشش در آیه مورد بحث در صورتی است که گنهکار توبه کرده باشد که اگر فرد گنهکار به واقع توبه کرد وعده خدا در حقش عملی شده و گناه او هر چه که باشد بخشیده می شود حتی اگر شرک باشد؛ اما اگر توبه ای در کار نبود خدا ممکن است از برخی گناهان او در گذرد که بی تردید شرک جزء آنها نخواهد بود.(7)

 

یکی را «بدرقه» ؛ یکی را «هِی» می کنند

وَ سِیقَ الَّذِینَ کَفَرُواْ إِلىَ‏ جَهَنَّمَ زُمَرًا ... وَ سِیقَ الَّذِینَ اتَّقَوْاْ رَبهَُّمْ إِلىَ الْجَنَّةِ زُمَرًا  ... (73- زمر)

« سِیقَ» ماضی مجهول فعل «سَاقَ» و از ریشه «سَوق» است و معنای آن حرکت دادن از پشت سر است.(8) از این رو به کسی که حیوانات را از پشت می راند تا حرکت کنند «سائق» گفته می شود.(9)

بی تردید در روزی که حقیقت ظهور می کند کسانی که عمری به دین خدا احترام گذاشتند؛ احترام خواهند دید و آنان که تا توانستند دین خدا را مسخره کردند و از هیچ بی احترامی نسبت به آن دریغ نورزیدند، جز خفت و خواری چیزی نصیبشان نمی شود

 

«زُمَر» که نام همین سوره هم هست جمع «زُمرة» است و زمره به معنای جماعت و گروهی از مردم است(10)؛ بنابراین معنای آیات مورد بحث این می شود: که منکر شدند و کفر ورزیدند را به صورت گروه گروه به سمت جهنم می برند و در مقابل کسانی که اهل تقوا و خداترسی بودند را هم دسته دسته ساماندهی کرده و به سوی بهشت حرکت می دهند.

 

نکته قابل توجه این است که برای هر دو دسته از فعل « سِیقَ» استفاده کرده است؛ آیا این بدان معناست که طرز حرکت و انتقال این دو گروه به بهشت و جهنم به یک سبک و سیاق است؟ یا هر یک از این دو طایفه را با سبک و سیاق متناسب با آنها به سمت جایگاه و محل استقرارشان حرکت می دهند؟

پاسخ روشن است؛ بی تردید در روزی که حقیقت ظهور می کند کسانی که عمری به دین خدا احترام گذاشتند؛ احترام خواهند دید(11) و آنان که تا توانستند دین خدا را مسخره کردند و از هیچ بی احترامی نسبت به آن دریغ نورزیدند، جز خفت و خواری چیزی نصیبشان نمی شود(12) 

پس معنای « سِیقَ» برای کافران و مؤمنان متفاوت خواهد بود. « سِیقَ» برای کافران یعنی آنها را همچون حیوان از پشت سر هِی کرده و به جهنم می ریزند(13) و « سِیقَ» برای مومنان یعنی آنها را در کمال عزت و احترام بدرقه کرده و با تشریفات خاصی تا بهشت مشایعت می کنند.

ورود به جهنم و تحمل عذاب آخرت تنها یک شرط دارد و آن اینکه انسان نافرمانی خدا را کرده و مرتکب گناه شود؛ ولی ورود به بهشت دارای دو شرط است: یکی ایمان و دیگری عمل صالح و در تحقق این شروط هم به هیچ وجه جنسیت مطرح نیست

 

 

 

دو شرط بهشت در کنار تنها شرط جهنم

مَنْ عَمِلَ سَیِّئَةً فَلَا یجُْزَى إِلَّا مِثْلَهَا وَ مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَکَرٍ أَوْ أُنثىَ‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُوْلَئکَ یَدْخُلُونَ الجَْنَّةَ یُرْزَقُونَ فِیهَا بِغَیرِْ حِسَابٍ(40- غافر)

هر که بدى کند جز به مانند آن کیفر نیابد، و از مردان یا زنان کسانى که کار شایسته انجام دهند در حالى که مؤمن باشند، آنان در بهشت درآیند و در آن بى‏حسابْ روزى یابند.

پیام آیه این است: کسى که در دنیا عمل ناپسندی انجام دهد، در آخرت فقط مثل همان عمل جزای او خواهد بود؛ یعنى جزایى که او را بد حال و گرفتار کند و کسى که عمل صالحى انجام دهد، چه مرد باشد و چه زن، به شرطى که ایمان هم داشته باشد، در آخرت داخل بهشت گشته و در آن رزقى بى‏حساب خواهند داشت.(14)

اما برداشتی که از این آیه ممکن است و روا این است که ورود به جهنم و تحمل عذاب آخرت تنها یک شرط دارد و آن اینکه انسان نافرمانی خدا را کرده و مرتکب گناه شود؛ ولی ورود به بهشت دارای دو شرط است: یکی ایمان و دیگری عمل صالح و در تحقق این شروط هم به هیچ وجه جنسیت مطرح نیست.

 

پی نوشت ها :

(1) إِنْ هِیَ إِلاَّ حَیاتُنَا الدُّنْیا نَمُوتُ وَ نَحْیا وَ ما نَحْنُ بِمَبْعُوثینَ (37- مؤمنون)

(2) نمونه ج19 ص476-487

(3)المیزان ج17 ص273

(4) هُوَ الَّذی خَلَقَکُمْ مِنْ طینٍ (2- انعام)

(5) فَإِذا سَوَّیْتُهُ وَ نَفَخْتُ فیهِ مِنْ رُوحی‏ (29- حجر)

(6) تفسیر نورالثقلین ج4 ص491

(7)  برای مطالعه بیشتر به مقاله «بخشش؛ بدون توبه» رجوع کنید

(8) التحقیق فی کلمات القرآن الکریم ج‏5، ص271

(9) لسان العرب ج10 ص166

(10) مجمع البحرین ج3 ص318

(11) قَالَ لهَُمْ خَزَنَتهَُا سَلَامٌ عَلَیْکُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَلِدِینَ(73- زمر) و نیز آیه 8 سوره تحریم

(12) آیه 27 سوره نحل

(13) این برخورد با کسانی که «أُولئِکَ کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ» هستند امر عجیب و دور از ذهنی نخواهد بود.

(14) المیزان ج17 ص332

امید پیشگر

بخش قرآن تبیان

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٩:۳٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٠/٦/٩

جوانی که از ترس جهنم مرد!

جوانی که از ترس جهنم مرد!

توبه

 منصور عمار گوید: سالی به زیارت خانه خدا می رفتم که به کوفه رسیدم . شبی از خانه بیرون آمدم و از کوچه ای گذشتم . صدای مناجات شخصی را شنیدم که می گفت:

«خدایا! به عزت و جلال تو سوگند که من با گناهم، در پی مخالفت با تو نبودم و به عذاب تو نیز جاهل نبودم، لیک خطایی سر زد و شقاوت درون، مرا به گناه آلوده ساخت و پرده پوشی تو بر خطای بندگان مغرورم ساخت و از روی جهل و نادانی، عصیان ورزیدم. خدایا! حال، چه کسی مرا از عذابت می رهاند و اگر دستم از ریسمان رحمتت کوتاه شود، به ریسمان چه کسی چنگ زنم؟!»

من خواستم وی را بیازمایم. از این رو، دهان بر شکاف در نهادم و این آیه را خواندم: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَکُمْ وَأَهْلِیکُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ عَلَیْهَا مَلَائِکَةٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ.» (سوره تحریم/ آیه 6 )

ای اهل ایمان! خود و خانواده تان را از آتشی که هیزمش انسانها و سنگ‌هایند، نگاه دارید؛ آتشی که فرشتگانی خشن و سختگیر بر آن گمارده شده اند.

او، فریادی کشید و ساعتی ناراحتی و ناله کرد و سپس خاموش شد. خانه را نشان کردم و روز دیگر آمدم تا از وی خبر بگیرم. جنازه ای دیدم بر در سرای نهاده اند و پیرزنی که پیاپی به خانه می رود و بیرون می آید.

پرسیدم ای مادر! این مرد کیست که از دنیا رفته است؟

گفت: «جوان خدا ترسی  از فرزندان رسول خدا(ص)، دیشب در حال راز و نیاز با خدا بود، مردی از این جا می گذشت، آیه از قرآن بخواند، او بیفتاد و ساعتی ناراحتی کرد و جان داد.»

گفتم: «خوشا به حالش، چنین اند اولیای خدای!»

 

گروه دین و اندیشه تبیان

 


 

 

برگرفته از : تفسیر ابوالفتح ج 1 ص 165

 

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:۱٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸٩/٦/۳٠

همه باید بروند جهنم حتی پیامبران!

همه باید بروند جهنم حتی پیامبران!

جهنم

«وَ إِن‌ مِّنکمْ إِلاَّ وَارِدُهَا کانَ عَلَی‌" رَبِّک حَتّمًا مَّقْضِیا ثُمَّ نُنْجی الَّذِینَ اتَّقَواْ وَ نَذَرُ الظَّالِمِینَ فِیهَا جِثِیا.» [1] ؛

و یک‌ فرد از شما نیست‌ مگر اینکه‌ وارد جهنّم‌ میشود! و این‌ حکم‌ ای‌ پیغمبر، حکم‌ حتمی‌ و قضاء لازمی‌ است‌ که‌ پروردگارت‌ بر عهده خود نهاده‌ است‌! و پس‌ از ورود در جهنّم‌ ما کسانی‌ را که‌ تقوا پیشه‌ ساخته‌اند نجات‌ میدهیم‌، و میگذاریم‌ که‌ ستمگران‌ در دوزخ‌ به‌ رو به‌ زانو در افتاده‌ یله‌ و رها بمانند.

و آیات‌ قبل‌ از این‌ چنین‌ است‌:

«وَ یقُولُ الإنسَانُ أَءِذَا مَامِتُّ لَسَوْفَ أُخْرَجُ حَیا * أَوَلاَ یذْکرُ الإنسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِن‌ قَبْلُ وَ لَمْ یک شَیئًا * فَوَ رَبِّک لَنَحْشُرَنَّهُمْ وَالشَّیاطِینَ ثُمَّ لَنُحْضِرَنَّهُمْ حَوْلَ جَهَنَّمَ جِثِیا * ثُمَّ لَنَنزِعَنَّ مِن‌ کلِّ شِیعَةٍ أَیهُمْ أَشَدُّ عَلَی الرَّحْمَانِ عِتِیا * ثُمَّ لَنَحْنُ أَعْلَمُ بِالَّذِینَ هُمْ أَوْلَی‌" بِهَا صِلِیا» [2] ؛ و انسان‌ چنین‌ میگوید که‌: آیا اگر من‌ بمیرم‌ هر آینه‌ بطور یقین‌ زنده‌ از میان‌ قبر بر خواهم‌ خاست؟ آیا این‌ انسان‌ نمی‌داند که‌ سابقاً هیچ‌ چیز نبوده‌، و ما او را از هیچ‌ آفریده‌ایم‌؟ ای‌ پیغمبر! به‌ پروردگار تو سوگند که‌ ما انسان‌ و شیاطین‌ را محشور می‌کنیم‌ و سپس‌ همه‌ را به‌ زانو در افتاده‌ در اطراف‌ جهنّم‌ حاضر میسازیم‌، و پس‌ از آن‌ ما از هر گروه‌ و دسته‌ای‌ آن‌ کس‌ را که‌ طغیان‌ و سرکشی‌ او بر خداوند رحمن‌ شدیدتر باشد بیرون‌ می‌کشیم‌؛ و آنگاه‌ آن‌ افرادی‌ را که‌ سزاوارتر به‌ آتش‌ دوزخند البتّه‌ ما بهتر می‌شناسیم‌.

تمام‌ افراد بشر بدون‌ استثناء: کافران‌، منافقان‌، مؤمنان‌، همه‌ و همه‌ وارد جهنّم‌ میشوند. از رسول‌ خدا پرسیدند: آیا شما هم‌ وارد جهنّم‌ می‌شوید؟ فرمود: آری‌، ولی‌ ما مانند برقِ گذرنده‌ به‌ سرعت‌ عبور می‌کنیم‌.

وقتی‌ این‌ آیه‌ وارد شد، در روایت‌ است‌ که‌ آنقدر رسول‌ الله‌ گریه‌ کردند که‌ زمین‌ تر شد. و بعد به‌ دنبالش‌ این‌ جمله‌ آمد: ثُمَّ نُنَجِّی‌ الَّذِینَ اتَّقَواْ وَ نَذَرُ الظَّالِمِینَ فِیهَا جِثِیا ؛  و پس‌ از ورود در جهنّم‌ ما کسانی‌ را که‌ تقوا پیشه‌ ساخته‌اند نجات‌ میدهیم‌، چون‌ تمام‌ امّت‌ را خدا به‌ جهنّم‌ میبرد، و بار تمام‌ امّت‌ به‌ دوش‌ رسول‌ خداست‌ و او حمیم‌ و دلسوز است‌ بر آنها، لذا گریه‌ میکند از روی‌ ترحّم‌.

 

چرا همه وارد جهنم میشوند؟

سرّش‌ اینستکه‌ جهنّم‌ در آخرت‌ مظهر دنیاست‌ در اینجا، و انبیاء و ائمّه‌ و اولیاء هم‌ در این‌ دنیا آمدند، پس‌ همه‌ در جهنّم‌ آمدند و از این‌ جهنّم‌ باید به‌ بهشت‌ بروند. چون‌ دنیا پل‌ آخرت‌ و جهنّم‌ پل‌ بهشت‌ است‌، و رسیدن‌ به‌ بهشت‌ و مقام‌ قرب‌ حضرت‌ حقّ بدون‌ آمدن‌ در دنیا و مجاهدات‌ نفسانیه‌ ممکن‌ نیست‌؛ پس‌ همه‌ باید در این‌ جهنّم‌ بیایند و سپس‌ خلاص‌ شوند.

تمام‌ افراد بشر بدون‌ استثناء: کافران‌، منافقان‌، مؤمنان‌، همه‌ و همه‌ وارد جهنّم‌ میشوند. از رسول‌ خدا پرسیدند: آیا شما هم‌ وارد جهنّم‌ می‌شوید؟ فرمود: آری‌، ولی‌ ما مانند برقِ گذرنده‌ به‌ سرعت‌ عبور می‌کنیم‌.

چرا پیامبران چون برق از جهنم عبورمیکنند؟

آن‌ کسانی‌ که‌ مانند پیامبران‌ در دنیا می‌آیند و میروند و هیچ‌ آلوده‌ نمی‌شوند، و رنگ‌ و بوی‌ دنیا را بخود نمی‌گیرند، و زَن‌ و فرزند و کسب‌ و تجارت‌ آنها را از خدا باز نمی‌دارد؛ آنان‌ بسرعت‌ برق‌ از آن‌ عبور می‌کنند. و به‌ مصداق‌ آیه‌ شریفه‌:

«رِجِالٌ لاَّ تُلْهِیهِمْ تِجَارَةٌ وَ لاَ بَیعٌ عَن‌ ذِکرِ اللَهِ وَ إِقَامِ الصَّلَاوةِ وَ إِیتَآءِ الزَّکاوةِ یخَافُونَ یوْمًا تَتَقَلَّبُ فِیهِ الْقُلُوبُ وَ الاْبْصَارُ.»[3] ؛ مردانی‌ هستند که‌ هیچ‌ خرید و فروش‌ و کسب‌ و کار آنان‌ را از یاد خدا و اقامه‌ نماز و دادن‌ زکات‌ باز نمیدارد، و از روزی‌ که‌ دلها و چشم ها در آن‌ روز دگرگون‌ میشود سخت‌ در هراسند.

أبداً از دنیا آلوده‌ نشده‌اند، و دنیا نتوانسته‌ است‌ آنان‌ را بخود سوق‌ دهد و گرایش‌ دهد.و بنابراین‌ چون‌ از طرفی‌ در دنیا آمده‌ و رفته‌اند پس‌ در جهنّم‌ آمده‌اند و خارج‌ شده‌اند؛ و از طرف‌ دیگر چون‌ در اینجا محبّت‌ دنیا را بخود نخریدند و آلوده‌ نشدند لذا در این‌ دنیا وقوف‌ نکرده‌اند و چون‌ برق‌ گذشتند.

قاتل درآتش جهنم

رسول‌ خدا صلّی‌ الله‌ علیه‌ وآله‌ وسلّم‌ در این‌ جهان‌ یعنی‌ در روی‌ زمین‌ شصت‌ و سه‌ سال‌ درنگ‌ فرمود، ولی‌ یک‌ لحظه‌ در دنیا نبود. دنیا یعنی‌ تعلّق‌ و محبّت‌ به‌ غیر خدا و دلبستگی‌ به‌ زینت‌های‌ آن‌، و گرایش‌ به‌ عالم‌ غرور و باطل‌ پیدا نکرد.پس‌ پیامبر در روی‌ زمین‌ درنگ‌ کرد ولی‌ در دنیا درنگ‌ نکرد .

از انبیاء و ائمّه‌ و اولیاء گذشته‌، افراد دیگر که‌ در درجات‌ مختلف‌ پائین‌تری‌ هستند و به‌ دنیا دل‌ داده‌اند، به‌ حسب‌ اختلاف‌ درجات‌ و بستگی‌ آنها به‌ دنیا عبورشان‌ مختلف‌ است‌.

 

مراتب گذشتن از صراط:

افرادی‌ در دنیا آمده‌اند و مؤمن‌ هم‌ بوده‌اند ولیکن‌ برای‌ وصول‌ به‌ مقام‌ توحید و قطع‌ علاقه‌ کلّیه‌ از دنیا دچار ابتلائاتی‌ می‌شده‌اند؛ آنان‌ هم‌ از صراط‌ عبور میکنند، غایة‌ الامر نه‌ به‌ آن‌ سرعت‌ بلکه‌ به‌ سرعت‌ کمتر از برق مثلا باد عبور می کنند.

افرادی‌ اهل‌ آخرت‌ هستند و نمی‌توان‌ آنان‌ را از اشقیاء شمرد، بلکه‌ از اصحاب‌ الیمین‌اند، اهل‌ گناه‌ هم‌ نیستند، ولی‌ آن‌ عشق‌ و شور و جذبه‌ اهل‌ توحید که‌ چون‌ جرقه‌ آتش‌، اوهام‌ و اعتبارات‌ را بسوزانند در سرشان‌ نیست‌، و دنبال‌ خدا هم‌ می‌گشته‌اند ولی‌ نه‌ با آن‌ همّت‌ بُرّنده‌ و عزم‌ کوبنده‌ و با آن‌ سرعت‌ قاطع‌؛ اینها از روی‌ صراط‌ مانند آدم‌ اسب‌ سوار عبور می‌کنند، آتش‌ هم‌ به‌ آنها نمیرسد؛ امّا به‌ همان‌ مقداری‌ که‌ چون‌ اسب‌ سواری‌ از پلی‌ عبور کند و در زیر آن‌ آتش‌ باشد به‌ او حرارت‌ میرسد، به‌ همان‌ مقدار اصحاب‌ الیمین‌ در طول‌ عبور از صراط‌ گرمای‌ آتش‌ را احساس‌ می‌نمایند.

انسان‌ باید در دنیا زندگی‌ کند، و از آن‌ برای‌ عوالم‌ دیگر بگذرد و عبور کند. اگر همانطور که‌ انبیاء و ائمه طاهرین‌ زندگی‌ کردند توأم‌ با صدق‌ و امانت‌ و توحید باشد، خوب‌ عبور میکند در غیر این صورت سقوطش حتمی است.

و بعضی‌ دیگر در عین‌ آنکه‌ از اصحاب‌ الیمین‌ هستند امّا به‌ این‌ قدر پاک‌ و پاکیزه‌ نیستند قدری‌ تقصیر و خطا هم‌ نموده‌ و گناهانی‌ هم‌ داشته‌اند و خداوند آنان‌ را آمرزیده‌، اینها از روی‌ پل‌ مانند آدم‌ پیاده‌ عبور میکنند.

«الَّذِینَ یجْتَنِبُونَ کبَائِرَ الاْءِثْمِ وَ الْفَوَ"حِشَ إِلاَّ اللَمَمَ إِنَّ رَبَّک وَاسِعُ الْمَغْفِرَةِ.» [4] ؛ آن‌ کسانی‌ که‌ از گناهان‌ کبیره‌ و قبائح‌ اعمال‌ اجتناب‌ می‌ورزند مگر از خطاها و گناهان‌ کوچک‌. چون‌ پروردگار تو ای‌ پیغمبر مقام‌ مغفرتش‌ بسیار باز و وسیع‌ است‌.

این چنین‌ افرادی‌ همانطور که‌ بعداً در بحث‌ شفاعت‌ خواهد آمد بدون‌ شفاعت‌ به‌ بهشت‌ میروند، ولی‌ البتّه‌ مانند کسی‌ که‌ بخواهد مثلاً پیاده‌ از روی‌ چنین‌ پلی‌ عبور کند البتّه‌ مشکلتر است‌ از کسی‌ که‌ با اسب‌ میرود.

لابدّ منظره‌ آتش‌ را بیشتر می‌بیند، و از حرارت‌ آن‌ بیشتر متأثّر میگردد. بعضی‌ از افراد مرتکب‌ گناهان‌ کبیره‌ شده‌اند ولی‌ چون‌ دارای‌ ایمان‌ راسخ‌ بوده‌اند مورد شفاعت‌ قرار گرفته‌اند، اینها آهسته‌ و لنگان‌ میگذرند.

و افراد ظالم‌ و کافر به‌ جهنّم‌ می‌افتند، و چقدر جهنّمشان‌ طول‌ بکشد خدا میداند. البتّه‌ درجات‌ ظلم‌ و کفر مختلف‌ است‌؛ آنقدر باید بمانند تا آتش‌ آنها را تطهیر کند: یک‌ ماه‌، دو ماه‌، یک‌ سال‌، دو سال‌، ده‌ سال‌، هزار سال‌، خدا میداند چقدر می‌مانند؛ چون‌ روز قیامت‌ پنجاه‌ هزار سال‌ است‌ و بالاخره‌ باید آنقدر بمانند تا بیرون‌ آیند. کسانی‌ که‌ از آتش‌ بیرون‌ می‌آیند، در حوض‌ کوثر غسل‌ می‌کنند و آن‌ تاریکی‌ها و خرابی‌ها به‌ برکت‌ ولایت‌ از بین‌ میرود و پاک‌ و پاکیزه‌ به‌ بهشت‌ میروند.

و حقیقت‌ مطلب‌ اینست که‌ انسان‌ باید در دنیا زندگی‌ کند، و از آن‌ برای‌ عوالم‌ دیگر بگذرد و عبور کند. اگر همانطور که‌ انبیاء و ائمه طاهرین‌ زندگی‌ کردند توأم‌ با صدق‌ و امانت‌ و توحید باشد، خوب‌ عبور میکند؛ وگرنه‌ نه‌. صراط‌ همان‌ صورت‌ واقعیه حقیقیه انسانیت‌ است‌؛ و حقیقت‌ آن‌ صورت‌، مسیر و راه‌ علی بن‌ أبی‌طالب‌ است‌. أمیرالمؤمنین‌ (علیه‌ السّلام)‌ در دنیا زراعت‌ کرد، باغ‌ تهیه‌ کرد، قنات‌ جاری‌ کرد، نخلستان‌ ایجاد کرد، ولی‌ آلوده‌ نشد. ازدواج‌ کرد، و فرزندان‌ آورد، آلوده‌ نشد. حکومت‌ نمود و آلوده‌ نشد.

این‌ غیر از اقسام‌ کارهای‌ مردم‌ است‌. أمیرالمؤمنین‌ از این‌ اعمال‌ جز نفس‌ عمل‌ غرضی‌ و مقصدی‌ نداشت‌. جز خدا نیتی‌ نداشت‌.

 

منبع : معاد شناسی علامه طهرانی

فرآوری فاطمه محمدی – گروه دین و اندیشه تبیان

 


 

 

 

پی نوشت:

 1 ـ آیه‌ 71 و 72، از سوره‌ مریم.‌

2 ـ آیات‌ 66 تا 70، از سوره‌ مریم‌.

3 ـ آیه‌ 37، از سوره‌ النّور.

4 ـ آیه‌ 32، از سوره‌ النّجم‌

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٥۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٩/۳/٩

جهنم هم چشم و گوش دارد!

جهنم

خداوند در آیات سوره «فرقان» مى فرماید: «ما براى کسى که قیامت را انکار کند آتش سوزانى مهیا کرده ایم» (وَ أَعْتَدْنا لِمَنْ کَذَّبَ بِالسّاعَةِ سَعِیراً).

آن گاه توصیف عجیبى از این آتش سوزان کرده، مى گوید: «هنگامى که این آتش آنها را از راه دور ببیند چنان به هیجان مى آید که صداى وحشتناک و خشم آلود او را که با نفس زدن شدید همراه است، مى شنوند»! (إِذا رَأَتْهُمْ مِنْ مَکان بَعِید سَمِعُوا لَها تَغَیُّظاً وَ زَفِیراً).

در این آیه تعبیرات متعدد گویائى است که، از شدت این عذاب الهى خبر مى دهد:

1 ـ نمى گوید: آنها آتش دوزخ را از دور مى بینند، بلکه مى گوید: آتش آنها را مى بیند، گوئى چشم و گوش دارد، چشم به راه دوخته و انتظار این گنهکاران را مى کشد!

2 ـ نیاز به این ندارد که آنها نزدیک آن شوند، تا به هیجان در آید، بلکه از فاصله دور ـ که طبق بعضى از روایات یک سال راه است ـ از خشم، فریاد مى زند.

3 ـ از این آتش سوزان، توصیف به «تغیّظ» شده است، و آن عبارت از حالتى است که انسان، خشم خود را با نعره و فریاد آشکار مى سازد.

4 ـ براى آتش دوزخ، «زفیر» قائل شده، یعنى شبیه آن حالتى که انسان نَفَس را در سینه فرو مى برد، آنچنان که دنده ها به طرف بالا رانده مى شوند و این معمولاً در حالى است که انسان بسیار خشمگین مى گردد.

مجموع این حالات نشان مى دهد: آتش سوزان دوزخ، همچون حیوان درنده گرسنه اى که در انتظار طعمه خویش است، انتظار این گروه را مى کشد (پناه بر خدا).

این وضع دوزخ است به هنگامى که آنها را از دور مى بیند، اما وضع آنها در آتش دوزخ را چنین توصیف مى کند: «هنگامى که در مکان تنگ و محدودى از آتش ـ در حالى که در غل و زنجیرند ـ افکنده شوند فریاد واویلاشان بلند مى شود» (وَ إِذا أُلْقُوا مِنْها مَکاناً ضَیِّقاً مُقَرَّنِینَ دَعَوْا هُنالِکَ ثُبُوراً).

این به خاطر کوچک بودن دوزخ نیست; چرا که طبق آیه 30 سوره «ق» «هر چه در قیامت، به جهنم مى گوئیم: آیا پر شده اى؟ باز بیشتر طلب مى کند» (یَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ وَ تَقُولُ هَلْ مِنْ مَزِید).

بنابراین، مکان وسیعى است اما آنها را در این مکان وسیع آنچنان محدود مى کنند که طبق بعضى از روایات، وارد شدنشان در دوزخ همچون وارد شدن میخ در دیوار است!.

ضمناً، واژه «ثُبُور» در اصل به معنى «هلاک و فساد» است، و به هنگامى که انسان در برابر چیز وحشتناک و مهلکى قرار مى گیرد، گاهى فریاد «وا ثبورا»! بلند مى کند، که مفهومش «ای مرگ بر من» است.

اما به زودى به آنها گفته مى شود: «امروز یک بار «وا ثبورا» نگوئید، بلکه بسیار ناله «وا ثبورا» سر دهید» (لاتَدْعُوا الْیَوْمَ ثُبُوراً واحِداً وَ ادْعُوا ثُبُوراً کَثِیراً).

و در هر حال، این ناله شما به جائى نخواهد رسید و مرگ و هلاکى در کار نخواهد بود، بلکه باید زنده بمانید، و مجازات هاى دردناک را بچشید.

این آیه در حقیقت شبیه آیه 16 سوره «طور» است که مى فرماید: اصْلَوْها فَاصْبِرُوا أَوْ لاتَصْبِرُوا سَواءٌ عَلَیْکُمْ إِنَّما تُجْزَوْنَ ما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ: «در آتش دوزخ بسوزید، مى خواهید شکیبائى کنید یا نکنید، براى شما تفاوتى نمى کند، شما جزاى اعمال گذشته خود را مى بینید».

در این که گوینده این سخن با کافران کیست؟ قرائن نشان مى دهد، فرشتگان عذابند; چرا که سر و کارشان با آنها است.

و اما این که چرا به آنها گفته مى شود: یک بار «وا ثبورا» نگوئید، بلکه بسیار بگوئید، ممکن است به خاطر این باشد که عذاب دردناک آنها موقتى نیست که با گفتن یک «وا ثبورا» پایان یابد، بلکه، باید در طول این مدت همواره این جمله را تکرار کنند.

به علاوه، مجازات الهى درباره این ستمگران جنایتکار آنچنان رنگارنگ است که در برابر هر مجازاتى، مرگ خود را با چشم مى بینند و صداى «وا ثبورا» ایشان بلند مى شود، و گوئى مرتباً مى میرند و زنده مى شوند.

منبع: تفسیر نمونه، جلد 15، صفحه 47.

 


 

 

تنظیم برای تبیان: الف_شکوری

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٧:۱٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳۸۸/٩/٢۳

دوزخ و بهشت اکنون موجودند

بهشت

 

در پاسخ به این سوال که ایا بهشت و جهنم هم اکنون وجود خارجی دارند یا اینکه پس از برپایی محشر و قیامت، ایجاد می شوند اکثر دانشمندان اسلامى معتقدند: این دو هم اکنون وجود خارجى دارند و ظواهر آیات قرآن نیز این نظر را تأیید مى کند، به عنوان نمونه:

الف ـ در آیه 133 سوره «آل عمران» و در آیات فراوان دیگرى تعبیر به أُعِدَّتْ: «مهیا شده» یا تعبیرات دیگرى از همین ماده، گاهى در مورد بهشت و گاهى درباره دوزخ، آمده است.(1)

از این آیات استفاده مى شود بهشت و دوزخ هم اکنون آماده شده اند اگر چه بر اثر اعمال نیک و بد انسان ها توسعه مى یابند (دقت کنید).

ب ـ در آیات مربوط به معراج در آیات 13 تا 15 سوره «و النجم» مى خوانیم: وَ لَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرى * عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهى * عِنْدَها جَنَّةُ الْمَأْوى «بار دیگر پیامبر جبرئیل را نزد «سدرة المنتهى» در آنجا که بهشت جاویدان قرار داشت مشاهده کرد».

این تعبیر گواه دیگرى بر وجود فعلى بهشت است.

ج ـ در سوره «تکاثر» آیات 5، 6 و 7 مى فرماید: کَلاّ لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْیَقینِ * لَتَرَوُنَّ الْجَحیمَ * ثُمَّ لَتَرَوُنَّها عَیْنَ الْیَقینِ

«اگر علم الیقین داشتید * دوزخ را مشاهده مى کردید * سپس به عین الیقین آن را مى دیدید».

در روایات مربوط به معراج و روایات دیگر نیز نشانه هاى روشنى بر این مسأله دیده مى شود.

البته باید توجه داشت که، بهشت جهان دیگر که الآن مورد بحث است، غیر از بهشتى است که آدم در آن بود و قبل از آفرینش آدم وجود داشت.(2)

______________

1-توبه آیات 89 و 100. فتح، آیه 6. بقره آیه 24. آل عمران، آیات 131 و 133. حدید آیه 21

2- تفسیر نمونه، جلد 3، صفحه 124.

 


 

 

منبع: تفسیر نمونه

تنظیم برای تبیان: شکوری

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٧:٠٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳۸۸/۸/۱٠

ملاقات یک انسان با خدا

روزی یک مرد روحانی با خداوند مکالمه ای داشت: 'خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟ '، خداوند او را به سمت دو در هدایت کرد و یکی از آنها را باز کرد، مرد نگاهی به داخل انداخت، درست در وسط اتاق یک میز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن یک ظرف خورش بود، که آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد، افرادی که دور میز نشسته بودند بسیار لاغر مردنی و مریض حال بودند، به نظر قحطی زده می آمدند، آنها در دست خود قاشق هایی با دسته بسیار بلند داشتند که این دسته ها به بالای بازوهایشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتی می توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پر نمایند، اما از آن جایی که این دسته ها از بازوهایشان بلند تر بود، نمی توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند.

مرد روحانی با دیدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگین شد، خداوند گفت: 'تو جهنم را دیدی، حال نوبت بهشت است'، آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و خدا در را باز کرد، آنجا هم دقیقا مثل اتاق قبلی بود، یک میز گرد با یک ظرف خورش روی آن و افراد دور میز، آنها مانند اتاق قبل همان قاشق های دسته بلند را داشتند، ولی به اندازه کافی قوی و چاق بوده، می گفتند و می خندیدند، مرد روحانی گفت: 'خداوندا نمی فهمم؟!'، خداوند پاسخ داد: 'ساده است، فقط احتیاج به یک مهارت دارد، می بینی؟ اینها یاد گرفته اند که به یکدیگر غذا بدهند، در حالی که آدم های طمع کار اتاق قبل تنها به خودشان فکر می کنند!'

هنگامی که موسی فوت می کرد، به شما می اندیشید، هنگامی که عیسی مصلوب می شد، به شما فکر می کرد، هنگامی که محمد وفات می یافت نیز به شما می اندیشید، گواه این امر کلماتی است که آنها در دم آخر بر زبان آورده اند، این کلمات از اعماق قرون و اعصار به ما یادآوری می کنند که یکدیگر را دوست داشته باشید، که به همنوع خود مهربانی نمایید، که همسایه خود را دوست بدارید، زیرا که هیچ کس به تنهایی وارد بهشت خدا (ملکوت الهی) نخواهد شد.

فان پاتوق

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٠٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸۸/٧/٢٢

هنگام عبور از پل صراط

پیامبر اکرم (ص) :

آن گاه که مؤمن از پل صراط بگذرد و « بسم الله الرحمن الرحیم » گوید ، شعله های آتش جهنم خاموش شود و آتش گوید :

عبور کن ای مؤمن ! که نور تو شعله های مرا خاموش کرده است .

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۸:٥٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳۸۸/٥/۱٩
تگ ها : بسم الله ، صراط ، آتش ، جهنم