نرم افزار کلبه آسمانی(خانه و خانواده) با لینک مستقیم
کلبه آسمانی(خانه و خانواده) با لینک مستقیم
در این نرم افزار با موضوعات همسر داری،آموزش و تربیت فرزند و بسیار نکته از خانه و خانواده آشنا می شوید.
ویژگی های این نرم افزار:
-مقالات موضوعی (بیش از 1200 مقاله )
-نگـارخــانـه (بیش از صدها عکس )
-بانک صوت وفیلم (230 ساعت سخنرانی)
-تلفـن همـراه (20 نرم افزار ویژه تلفن همراه)
-پرسش و پاسخ (341 عنوان با موضوع خانواده)
راه هاى مقابله با کارکردهاى منفى تلویزیون
راه هاى مقابله با کارکردهاى منفى تلویزیون
به دلیل آنکه تلویزیون در کشور ما یک رسانه ملّى و دولتى است، کاهش کارکردهاى منفى آن، همکارى همه جانبه اى مى طلبد که در یک سو، مسئولان و متولّیان امر قرار دارند و در سوى دیگر، خانواده ها و مددکاران اجتماعى. از این رو، باید از همه آنها ـ هرچند توان کمى داشته باشند ـ به نحو شایسته استفاده کرد; زیرا مسئله بسیار حایز اهمیت است. در پایان، به برخى از این راه کارها اشاره مى گردد:
1. استفاده از تراشه رایانه اى V-ship: مى توان این وسیله را در دستگاه تلویزیون کار گذاشت تا والدین به کمک آن بتوانند در برنامه هایى که تصور مى کنند براى فرزندانشان مناسب نیست، اختلال ایجاد کنند. 2. متولّیان امر سعى کنند برنامه هاى مخصوص بزرگ سالان را زمانى پخش کنند که تا حدّ امکان، کودکان موفق به دیدن آنها نشوند.
3. والدین و مربّیان درباره اهداف آگهى هاى تجارى و اینکه چگونه باید آنها را ارزیابى کنند، با کودکان حرف بزنند.
4. برنامه ریزى خانواده ها به گونه اى باشد که کودکان کمترین فرصت را براى تماشاى برنامه هاى تلویزیونى، آن هم برنامه هاى مخصوص خود، داشته باشند.
5. والدین همراه کودکان تلویزیون تماشا کنند و درباره داستان ها و اطلاعات نمایش داده شده آن صحبت کنند; درباره اینکه موقعیت هایى که در تلویزیون ارائه شده، چگونه ممکن است با زندگى واقعى همخوان باشد یا نباشد، حرف بزنند.
6. اندیشه ها و پیشنهادهایى را که در برنامه هاى آموزشى ارائه مى شود با فعالیت هایى که در خانه یا کلاس صورت مى گیرد پى گیرى کنند. چنین فعالیت هایى به کودکان کمک خواهند کرد تا از اطلاعاتى که از تلویزیون ارائه مى شوند فعّالانه تر استفاده کنند.
7. کودکان را تشویق کنند که از میان انواع برنامه هاى تلویزیونى، دست به انتخاب بزنند; آنها را علاوه بر برنامه هاى کودکان، با اخبار، ویژه برنامه هاى علمى، فیلم هاى کلاسیک و برخى اخبار و رویدادها آشنا کنند.
8. والدین از نوارهاى ویدئویى که از نظر سنّى براى کودکان مناسب است براى اوقاتى که آنها در خانه هستند و یا زمانى که تشخیص مى دهند یک برنامه تلویزیونى مناسب طبع یا سن کودک نیست استفاده کنند.
9. محدود کردن تماشاى تلویزیون کودکان باید در دستور کار برنامه هاى بهداشتى قرار گیرد.
10. توسط متولّیان امر، قفل هاى الکترونیکى در اختیار والدین قرار گیرد تا در برنامه ریزى تلویزیون به والدین کمک نمایند.
نتیجه گیرى
با توجه به آنچه ذکر شد، به این نتیجه مى رسیم که تلویزیون در زندگى کودک، نه یک هیولاى یک چشم است که با ورود در زندگى کودک، او را از بین ببرد و نه یک وسیله اى است که مطلقاً در بالا بردن و سرعت بخشیدن به توانمندى کودک در خدمت او قرار گیرد، بلکه تلویزیون یکى از فراورده هاى صنعت و فناورى است که با مدیریت صحیح متولّیان امر و خانواده ها، مى تواند وسیله اى براى ارتقاى توانمندى کودک به شمار آید، وگرنه در صورت مدیریت سوء متولّیان امر و غفلت خانواده ها، مى تواند همچون بمبى باشد که همه ابعاد زندگى کودک را ویران مى کند.* دانش آموخته حوزه علمیه و کارشناس جامعه شناسى
منبع: http://www.ikvu.ir
/خ
ترس های کودکانه !

برای آنکه به کودکانمان کمک کنیم تا بر ترس هایشان غلبه کنند ، باید اول نسبت به انواع ترس در بچه ها و علل آن شناخت پیدا کنیم. تا حدی ان را طبیعی بدانیم و کمک شان کنیم . ما سعی کرده ایم ترسهای شایع در دوران کودکی را برایتان فهرست کنیم:
حیوان ها و حشره ها : بیش تر بچه ها در یک محدوده سنی خاص، دست کم از یک تیره خاص از حیوان ها و حشره ها، نظیر سگ، موش، مار و عنکبوت می ترسند. ممکن است این ترس، در یک برخورد واقعی با یکی از این حیوان ها یا حشره ها، ریشه داشته باشد. مثلا ممکن است سگی به او حمله کرده باشد یا گربه ای به روی او پنجول کشیده باشد. حتی ممکن است از واکنش منفی بزرگ ترها نسبت به برخی از حشره ها، کودک نیز از آن حشره، ترس در دل بگیرد.
اگر کودک، حیوانی بزرگ و قوی را ببیند که پنجه دارد یا حشره ای را ببیند که پرواز می کند یا نیش دارد، خیلی طبیعی است که از آن بترسد.
مرگ : ترس از مرگ هم، مانند ترس از مدرسه، ریشه در جدا شدن از کسانی دارد که بچه، دوستشان دارد. وقتی کودک، یکی از نزدیکان خود را از دست می دهد ، مرگ حیوان یا حشره ای را می بیند یا می شنود که بزرگ ترها درباره مرگ حرف می زنند، درباره مردن کنجکاو می شود. وقتی تصویری، هرچند مبهم، درباره مرگ در ذهن او نقش بست، ممکن است از مرگ احتمالی پدر و مادرش دچار تشویش و اضطراب شود. حتی ممکن است همه جا پدر و مادرش را همراهی کند تا مبادا آن ها بمیرند و او از آ ن ها جدا شود. در بیش تر موارد، مرگ حقیقی افراد نیست که بچه ها را می ترساند، بلکه ناپدید شدن پدر و مادر و تنها ماندن است که آن ها را می ترساند.
هیولا یا غول: بیش تر بچه ها از سن سه سالگی، دست کم یک هیولا، غول، روح و جادوگر برای خود دارند که آن ها را می ترساند. برخی از این ترس ها ریشه در فیلم های ترسناک یا عکس های وحشتناکی دارد که ممکن است بچه ها دیده باشند. البته برخی از این ترس ها نیز ریشه در تصورهایی دارد که بچه ها نمی دانند از کجا می آید. احساسی نظیر خشم، نفرت، انتقام از والدین و معلم نیز ممکن است باعث بروز چنین ترس هایی در کودکان شود. وقتی بچه ها چنین حس هایی در خود دارند، به صورت ناخودآگاه، این حس ها در وجود آن ها، به صورت موجوداتی ترسناک تصویر می شود.
احساسی نظیر خشم، نفرت، انتقام از والدین و معلم نیز ممکن است باعث بروز ترس هایی در کودکان شود.
تاریکی: اضطراب جدایی از پدر و مادر و ترس از هیولاها، ترس دیگری را در وجود کودکان بیدار می کند و آن، ترس از تاریکی است. وقتی اتاق، تاریک یا نیمه تاریک است و کودک در تخت خواب خودش تنها خوابیده، ممکن است داستان ها و تخیل های وحشتناکی به ذهن او بیاید. زمانی متوجه این ترس فرزندتان خواهید شد که او برای رفتن به تخت خوابش، وقت کشُی می کند. مثلا مسوا ک زدن را خیلی طول می دهد یا در دست شویی زیاد می ماند؛ یک لیوان آب اضافه از شما می خواهد یا از شما می خواهد به جای یک داستان، دو داستان برایش بخوانید.
کابوس: ترس از تاریکی معمولا با ترس از کابوس همراه می شود. کابوس دیدن، یکی از شایع ترین مشکلات خواب بچه ها در سنین پیش از دبستان است. بچه ها در این سنین نمی دانند که رؤیاها، امکان تحقق در زندگی واقعی را ندارند. آن ها فکر می کنند که هیولاهایی که در خواب می بینند، می توانند در دنیای واقعی هم، آن ها را بترسانند و به آن ها آسیب برسانند. این طرز تفکر باعث می شود که آن ها از رفتن به تخت خوابشان بترسند یا اگر خوابیدند، باز هم کابوس ببینند.
مدرسه: رفتن به مهد کودک یا مدرسه برای اولین روز ممکن است برای کودک ترسناک باشد، به ویژه اگر انتقال از خانه به مدرسه، ناگهانی باشد. دلیلش این است که بچه، ناگهان خود را در محیط جدیدی می بیند که در آن باید با کسانی که نمی شناسد، ارتباط برقرار کند. او همه این کارها را هم باید بدون حضور و کمک پدر و مادرش انجام دهد. اگرچه برخی از آن ها خیلی راحت با این تغییر کنار می آیند، اما برخی از آنها نیز با جدا شدن از پدر و مادرشان گریه می کنند و دچار اضطراب و استرس می شوند. اگر اضطراب و تشویش، شدید باشد، ممکن است فرزندتان از رفتن به مدرسه یا مهد کودک خودداری کند. ممکن است گریه کند، به دست و پایتان بیفتد و خودش را به مریضی بزند تا پیش شما بماند. حتی ممکن است به شما بگوید که از معلمش یا برخی از همکلاسی هایش می ترسد. در برخی موردها، ترس از مدرسه، به دلیل تجربه های تلخی است که در مدرسه داشته است. مثلا ممکن است معلمش، او را مقابل همکلاسی هایش خجالت زده کرده باشد؛ اما در بیشتر موردها، این ترس کودکان، ریشه در جدا شدن ناگهانی از پدر و مادر دارد.
منبع : مجله تخصصی شهرزاد
تنظیم برای تبیان :داوودی
قطره کوچک ( کودکانه )
نماهنگ زیبا با ساختار و تصویرسازی جذاب کودکانه . به مدت 04:08
http://mov.tebyan.net/1388/05/doaye%20baran.wmv57794.wmv
سؤالهای کودکان از حوزه ممنوعه
کودکان هر لحظه ممکن است از والدین درباره منشأ تولد ، چگونگی به دنیا آمدن، جنسیت و... بپرسند. متاسفانه بسیاری از والدین در این هنگام دست و پای خود را گم میکنند و با تشویش و نگرانی به این میاندیشند که آیا فرزند کوچک آنها دچار انحراف خطرناکی شده است؟ بعضی والدین سعی میکنند این قبیل پرسشها را مسکوت بگذارند، برخی نیز پاسخهای انتزاعی و فانتزی به کودک میدهند، اما برخورد درست والدین با این پرسشها چگونه باید باشد؟
فرزندان ما در زندگی چند نوع رشد را تجربه میکنند: رشد جسمانی، رشد شناختی (تغییر در شیوه تفکر)، رشد اخلاقی (شناخت خیر و شر و تشخیص خوبی و بدی)، رشد اجتماعی (جدا شدن فرزند از خانواده و رفتن او به سمت اجتماع)، رشد روانی (اعتماد به نفس، تقویت اراده و ...) و رشد جنسی (تحولات هورمونها و فعالیت غدد جنسی).
شروع کنجکاویهای جنسی
یک روانشناس دراین باره میگوید: کودکی که به سمت رشد جنسی میرود از نظر رشد شناختی نیز تغییر میکند و این هر دو منجر به پرسشها و کنجکاویهایی درباره این گونه مسائل خواهد شد.
به عبارت دیگر، کودکی که رشد شناختی ندارد و هنوز در مرحله نوباوگی و نوزادی است طبیعتا هیچ پرسشی درباره اینگونه مسائل ندارد ، اما هر چقدر رشد میکند و تحولات را در خودش میبیند کنجکاویهایش نیز به همان میزان بیشتر میشود؛ البته اوج این کنجکاویها در دوره بلوغ اتفاق میافتد.
شاید به همین علت است که این سنین را سن بحرانی زندگی میشناسیم. تغییرات فیزیکی بدن در این دوره میتواند برای فرد ابهام ایجاد کند.
خانوادههایی که ارتباط مناسبی بین والد و فرزند وجود ندارد شاهد هستیم این مسائل (پرسشهای جنسی) در گروه همسال بررسی میشود که چه بسا به دلیل نداشتن اطلاعات درست، موجبات گمراهی را فراهم میکند بنابراین بسیار حیاتی است که والدین با در نظر گرفتن مقطع سنی کودک به پرسشهای او پاسخ دهند وگرنه فرزندشان به سمت دوستان و همسالان خود گرایش یافته و در فضایی نامطلوب اطلاعات گمراه کنندهای دریافت خواهد کرد.
خانوادههایی که ارتباط مناسبی بین والد و فرزند وجود ندارد شاهد هستیم این مسائل (پرسشهای جنسی) در گروه همسال بررسی میشود که چه بسا به دلیل نداشتن اطلاعات درست، موجبات گمراهی را فراهم میکند.
تبعات دروغ به کودک
والدین باید به خاطر داشته باشند هیچگاه نباید در هیچ مقطع سنی به کودکان پاسخ غلط داده شود. در دوران کودکی، فرزندان ما بسیار زودباور هستند. اگر به آنها گفته شود شما را از بیمارستان خریدهایم یا خدا شما را از آسمان برای ما فرستاده است و ... به احتمال زیاد باور میکنند و در خیالپردازی هایشان به کار میبرند اما آنها به طور مسلم با بزرگ تر شدن خود پی به نادرستی این اطلاعات میبرند و حکم صادر میکنند: « پدر و مادر من دروغ گفتهاند ، در نتیجه پدر و مادر من دروغگو هستند بنابراین میتوانند دروغهای دیگری هم بگویند و اتفاقا به خاطر این که میتوانند دوباره دروغ بگویند پس غیرقابل اعتماد هستند. پس من بعد از این مشکلات و سوالاتم را با آنها در میان نخواهم گذاشت.»
همان طور که در این نتیجهگیریهای سلسلهای میبینید موضوع جدیتر از آن است که تصور میکنیم. یک دروغ به نظر مصلحتی که شاید اهمیت چندانی برای والدین نداشته باشد در درازمدت میتواند ریشه جدایی فرزند از کانون خانواده باشد.
چرا اینگونه مسائل به تابو تبدیل میشود؟
آموزش و راهنمایی در دوره بلوغ اهمیت بسیار زیادی دارد. واقعا والدین باید به ضرورت این راهنماییها پی ببرند و تغییرات جسمی و ذهنی دوره بلوغ را در فضایی مثبت و با ادبیاتی صحیح برای فرزندانشان شرح دهند.
چه اشکالی دارد والدین ما ورود فرزندشان از دوره کودکی به دوره نوجوانی و جوانی را به او تبریک بگویند. نکته مهمی که والدین باید به آن توجه کنند این است که اگر واقعا پاسخی به پرسشها و ابهامات فرزندشان ندارند او را نزد مشاور و روانشناس ببرند.
خیلی مهم است که در این دوره فرزند ما آگاهیهای صحیحی درباره اینگونه مسائل داشته باشد تا آنها به تابویی در ذهن او تبدیل نشوند وگرنه دریافت نکردن اطلاعات درست میتواند تاثیر منفی در زندگی زناشویی او داشته باشد از طرفی به تحریک کنجکاویهای او در دوره کودکی نیز منجر میشود.
نیازی به بازگویی جزییات نیست .والدین باید درباره توضیحات و رفتارهای خودشان بسیار محتاطانه عمل کنند. متاسفانه بعضی والدین از آن طرف بام میافتند و توضیحاتی میدهند که نیازی به آن حجم از ورود به جزییات نیست.
وقتی والدین به پرسشهای کودکانشان اهمیت میدهند و پاسخهای سنجیدهای برای ابهامهای آنها دارند ، ذهن فرزندانشان به سمت آرامش سوق مییابد ، در صورتی که فرار از سوال یا پاسخهای فانتزی ذهن کودک را بیشتر درگیر موضوع میکند.
لزوم آگاهی والدین به دورههای رشد
قبول داریم که پاسخ به پرسشهای جنسی کودک و نوجوان تا اندازهای دشوار است، اما تجربیات موجود نشان میدهد والدین میتوانند با پاسخهای درست خود به کودک کمک کنند سریعتر و سالمتر به آگاهیهای صحیح برسد.
برای مثال در پاسخ به سوال: چگونه انسان ها صاحب فرزند می شوند؟ درکودکان زیر 6 سال میتوانید بگویید وقتی یک زن و مرد با هم ازدواج میکنند خداوند اراده میکند آنها صاحب فرزند شوند. بسیاری از کودکان زیر 6 سال این پاسخ را میپذیرند ، وقتی هم که بزرگ شدند متوجه میشوند شما دروغ نگفتهاید.اما جواب پرنده ها برای آن ها فرزند می آورند ،حتی اگر برای کودکی در این سن قابل قبول باشد ،اما در آینده ای نزدیک می فهمد که به او دروغ گفته اید.
ازسوی دیگر پزشکان متخصص معتقدند وقتی والدین به پرسشهای کودکانشان اهمیت میدهند و پاسخهای سنجیدهای برای ابهامهای آنها دارند ، ذهن فرزندانشان به سمت آرامش سوق مییابد ، در صورتی که فرار از سوال یا پاسخهای فانتزی ذهن کودک را بیشتر درگیر موضوع میکند.
فراموش نکنید صحبت درباره این موضوع تنها زمانی باید باشد که کودک کنجکاوی نشان میدهد یا سوالاتش را میپرسد، بنابراین وقتی کودک سوالی درباره مسائل جنسی نمیپرسد نیازی به توضیح دادن نیست.
منبع : تبیان
چطور کودکانی باهوش تربیت کنیم؟
با به کار بردن روشها و برنامهریزیهای خاصی در زندگی روزمره و در فضای آموزشی کودکان، میتوان قدرت تفکر و هوش آنها را پرورش داد.
همه انسانها دوست دارند کودکانی باهوش داشته باشند. هوش علاوه بر زمینه ژنتیک، تا حدی هم اکتسابی است و در طول زندگی و به نسبت شرایط محیطی از آغاز تولد تا بزرگسالی و براساس آموزشهای فرد در او شکل میگیرد.
در واقع با این که هوش انسان، هم ارثی و هم اکتسابی است یا به عبارتی هوش پدیدهای ژنتیک و استعدادی خدادادی است، تواناییهای ذهنی افراد در طی دوران زندگی و از دوران کودکی آنها کمکم شکل میگیرد. براساس تحقیقات علمی انجام شده، با به کار بردن روشها و برنامهریزیهای خاصی در زندگی روزمره و در فضای آموزشی کودکان، میتوان قدرت تفکر و هوش آنها را پرورش داد. شما هم میتوانید از این روشها برای باهوشتر کردن فرزندتان استفاده کنید.
بازی برای هوش:
شطرنج، جدول، پازل و دیگر بازیهای فکری، همگی برای مغز کودک همچون ورزش هستند. بازیهایی مانند جدول اعداد علاوه بر این که میتوانند سرگرمی لذتبخشی برای کودک شما باشند، تقویتکننده توانایی تفکر، استراتژیک، حل مشکلات و تصمیمگیری در وضعیتهای پیچیده هستند. انواع بازیهای فکری را در خانه داشته باشید و علاوه بر این، گاهی مسائلی را به طور خیالی طراحی کنید و برای حل آن از فرزندتان کمک بخواهید.
در جستجوی دانش باش:
محققان معتقدند والدینی که کودکان خود را با ارائه نظرات و ایدههای جدید تشویق کرده و کنجکاوی آنها را مورد توجه و احترام قرار میدهند، درس بزرگی به آنها دادهاند. این که جستجوی دانش اهمیت زیادی دارد. از کودکانتان در زمینه سرگرمیها و علایقشان سوالاتی بپرسید و از کنجکاوی آنها حمایت کنید. نکات و موارد جدید مربوط به سرگرمیهایشان را به آنها یاد دهید و برای تشویق کنجکاویهایشان، آنها را به گردشهای آموزشی ببرید. گردش در موزههای تاریخی و طبیعی، رصدخانه و پارکهای حیوانات از این جملهاند.
ورزش، ورزش، ورزش:
مطالعات نشان داده ارتباط مستقیمی بین فعالیتهای ورزشی کودکان دبستانی و موفقیت تحصیلی آنها وجود دارد. شرکت کردن کودکان در فعالیتهای ورزشی، افزایش میزان اعتماد به نفس، مهارت در کارهای گروهی و تواناییهای مدیریتی و رهبری را به دنبال دارد. همچنین ثابت شده بیشتر زنانی که در موقعیت کاری در نقشهای مدیریتی و ریاست موفق بودهاند، در دوران کودکی و نوجوانی در فعالیتهای گروهی و تیمی ورزشی شرکت داشتهاند. پس به جای این که پس از خوردن شام، جلوی تلویزیون بنشینید، بهتر است با فرزندتان توپبازی کنید یا به پیادهروی بروید. بهتر است کودک را به شرکت در تیمهای ورزشی مدرسهاش تشویق نمایید.
الفبای موسیقی، الفبای هوش:
شاید شنیدن سر و صدای ناهنجار کودکتان در حالی که مشغول تمرین نوازندگی و آموختن موسیقی است، اصلا لذتبخش نباشد. اما باید بدانید که این سرگرمی لذتبخش کودکان، یکی از مواردی است که نیمکره راست مغز آنها را پرورش میدهد. بنابر تحقیقات دانشمندان دانشگاه تورنتو، برنامهریزی دورههای آموزش موسیقی برای کودکان منجر به افزایش ضریب هوشی و تواناییهای علمی آینده آنها خواهد شد. هرچه سالهای آموزش موسیقی آنها بیشتر باشد، میزان این تاثیر و افزایش هوش در آنها بیشتر خواهد بود. مطالعات انجام شده نشان میدهد آموختن موسیقی در دوران کودکی باعث کسب نمرههای بهتر در دوران دبیرستان و ضریب هوشی بالاتر در دوران بزرگسالی میشود، پس اجازه دهید موسیقیدان درونی کودکتان خودش را نشان دهد.
شیر مادر، عصاره هوش:
شیر مادر اولین غذای مغز کودک است. شیر مادر از 2جهت برای کودک مفید است: یکی این که از خطر احتمالی ابتلای کودک به بیماری جلوگیری میکند و دیگر این که به تنهایی یک غذای کامل برای نوزاد است تغذیه نوزاد از سینه مادر، کودک را هم سالمتر و هم باهوشتر میکند. مطالعات نشان داده است کودکانی که در دوران نوزادی 9 ماه شیر مادرشان را خوردهاند، بسیار باهوشترند.
رایانه در خدمت هوش:
شاید تعجب کنید، چون بازیهای رایانهای شهرت بدی پیدا کردهاند و بسیار مورد انتقاد قرار میگیرند. درست است که بسیاری از آنها وحشیانه، بیفایده و غیرفکری هستند اما ما در مورد انواعی از بازیهای رایانهای صحبت میکنیم که مهارتهای فکری و استراتژیک و قدرت تصمیمگیری و خلاقیت کودک را پرورش داده و کار گروهی را به او آموزش میدهند. کودکانی که انواع بازیهای رایانهای آموزشی را بازی میکنند نسبت به آنهایی که این بازیها را تجربه نکردهاند از قدرت درک و تجسم تصویری برخوردارند.
خوب بخور تا با هوش شوی:
خوردن صبحانه باعث تقویت حافظه، تمرکز و قدرت یادگیری میشود. کودکانی که صبحانه نمیخورند، معمولا زودتر خسته شده و کمطاقتتر و زودرنجتر هستند همچنین از سرعت عمل کمتری برخوردارند. قند، چربیهای اشباع و دیگر خوراکیهای بیفایده را از برنامه غذایی کودکان حذف کنید و به جای آن، مواد مغذی و مفیدی که به رشد ذهنی آنها کمک میکند، جایگزین کنید.
سالهای اولیه دوران کودکی بویژه 2 سال اول بسیار اهمیت دارد و لازم است تمام مواد لازم را در رژیم غذایی کودک قرار دهید. تحقیقات نشان میدهد میزان مقاومت در برابر بیماریها در کودکانی که تغذیه سالمی ندارند بسیار کم است. بنابراین تغذیه نادرست باعث میشود کودکان از مدرسه و همسالان خود عقب بمانند و دچار افت تحصیلی شوند. پس اگر میخواهید کودکتان در مدرسه نمره بهتری بگیرد، به تغذیه او هم توجه کنید.
دوستی که هوش هدیه میدهد:
کتاب یکی از روشهای مفید قدیمی است که امتحانش را پس داده اما بعضی مواقع در مقابل روشهای تکنولوژیک امروزی برای تقویت هوش، دستکم گرفته میشود. در حالی که کتاب قابل دسترسترین، کمهزینهترین و در عین حال موفقیتآمیزترین روش برای آموزش و رشد ذهنی کودکان در تمام سنین است. برای کودکانتان از سنین پایینتر کتاب خواندن را شروع کنید. آنها را برای عضویت در کتابخانه ثبتنام کنید و کتابخانه منزلتان را پر از کتاب کنید.
نظرات ()
