هر چی بخوای داریم

هر چی که بخوای

توبه و مذمت یأس از رحمت خدای تعالی

 
توبه و مذمت یأس از رحمت خدای تعالی

نویسنده : امام خمینی (ره)



ای عزیز! مبادا شیطان و نفس اماره وارد شوند بر تو و وسوسه نمایند و مطلب را بزرگ نمایش دهند و تو را از توبه منصرف کند و کار تو را یکسره نمایند. بدان که در این امور هر قدر، ولو به مقدار کمی نیز باشد اقدام بهتر است. اگر نمازهای فوت شده و روزه‌ها و کفارات و حقوق خدایی بسیار است و حقوق مردم بیشمار است، گناهان متراکم است و خطایا متزاحم، از لطف خداوند مأیوس مشو و از رحمت حق ناامید مباش که حق تعالی اگر تو به مقدار مقدور اقدام کنی، راه را بر تو سهل می‌کند و راه نجات را به تو نشان می‌دهد. بدان که یأس از رحمت حق بزرگترین گناهی است که در نفس گمان نمی‌کنم هیچ گناهی بدتر و بیشتر از آن تأثیر نماید. انسان مأیوس از رحمت چنان ظلمتی قلبش را فرا بگیرد و چنان افسارش گسیخته شود که با هیچ چیز اصلاحش نمی‌توان نمود. مبادا از رحمت حق غافل شوی و گناهان و تبعات آن در نظرت بزرگ آید. رحمت حق از همه چیز بزرگتر و به هر چیز شامل است: «داد حق را قابلیت شرط نیست» تو از اول چه بودی؟ در ظلمت عدم، قابلیت و استعدادی نیست؛ حق جل و علا بی‌استحقاق و استعداد و بدون سؤال و سابقه دعا، تو را نعمت وجود و کمالات وجود بخشید؛ بسط بساط نعم غیرمحصوره و رحمت‌های غیر متناهیه فرمود، و تمام موجودات مسخر تو کرد؛ اکنون هم از عدم صرف و از نابودی محض حالت بدتر نشده. خداوند وعدة رحمت داده وعدة مغفرت فرمود؛ تو یک قدم پیش بیا و به سوی درگاه قدس او قدم گذار، او خود از تو با هر وسیله‌ای هست دستگیری می‌فرماید و اگر نتوانستی تأدیه حقوق او کنی، از حقوق خود می‌گذرد؛ و حقوق دیگران را اگر نتوانستی تأدیه نمایی، جبران می‌فرماید.
ای عزیز، راه حق سهل است و آسان ولی قدری توجه می‌خواهد. اقدام باید کرد. با تسویف و تأخیر امر را گذراندن و بار گناهان را هر روز زیاده کردن کار را سخت می‌کند؛ ولی اقدام در امر و عزم بر اصلاح امر و نفس راه را نزدیک و کار را سهل می‌کند. تو تجربه کن و چندی اقدام کن، اگر نتیجه گرفتی، صحت مطلب بر تو ثابت می‌شود؛ و الا راه فساد باز است و دست گنهکار تو دراز.[1]
منبع:www.aman.ir
راسخون
  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٧:٠۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸۸/۸/٦
تگ ها : توبه ، خدا ، یاد خدا ، بخشیدن

سیمای شیعه در نگاه امام صادق(علیه‎السلام)

                                    

وجود مقدس امام صادق(علیه‎السلام) در سفارش‏های خود به عبدالله بن جندب پس از هشدارشیعیان به دام‏های شیطان، ویژگی‏های برجسته دوستان حقیقی خود رابر می‏شمرد و سپس خصلت‏های دیگر شیعیان را بیان می‏کند. دو ویژگی‏ممتاز شیعیان از نگاه امام صادق(علیه‎السلام) عبارت است از: ... 

 
1- آخرت 

«لقد جلت الاخره فی اعینهم حتی ما یریدون بها بدلا... و انماکانت الدنیا عندهم بمنزله الشجاع الارقم و العدو الاعجم‏»؛ آخرت ‏در نگاه آنها بسیار بزرگ است، به اندازه‏ای که چیزی را با آن ‏عوض نمی‏کنند... و دنیا نزد آن‏ها همانند مارگزنده و دشمن بی‏زبان‏است. 

پیروان حقیقی و دوستان واقعی خاندان نبوت علیهم السلام به چیزی ‏جز آخرت نمی‏اندیشند و تمام کردارها و رفتارهای خود را با نگاه‏ به آخرت می‏سنجند. دنیا در نظر مؤمن وسیله‏ای است ‏برای رسیدن به‏هدفی بزرگ که همان زندگی جاودان آخرت است. دوستان حقیقی اهل‏بیت‏علیهم السلام از مواهب دنیوی بهره می‏برند، اما هرگز زندگی‏جاودان را با زندگی گذرای دنیا عوض نمی‏کنند. 
2- انس با خدا 

«انسوا بالله واستوحشوا مما به استاءنس المترفون‏»؛ آن‏ها باخدا انس گرفته‏اند و از آن‏چه که مال اندوزان به آن انس‏گرفته‏اند، در هراسند. 

مومنان از نعمت‏های الهی بهره می‏برند اما به آن‏ها وابسته‏نمی‏شوند. وابستگی به مال دنیا موجب بندگی انسان در برابرمادیات خواهد شد. زراندوزان هماره به ثروت خود وابسته‏اند.شیعیان واقعی با یاد خدا آرامش می‏یابند نیستند. 

حضرت صادق(علیه‎السلام) پس از برشمردن این دو ویژگی مهم، فرمود: «اولئک‏اولیائی حقا بهم تکشف کل فتنه و ترفع کل بلیه‏»; آن‏ها دوستان‏حقیقی من هستند. به وسیله آن‏ها فتنه شکست می‏خورد و هرگرفتاری‏هابر طرف می‏شود. 

حسابرسی خود «حق علی کل مسلم یعرفنا ان یعرف علمه فی کل یوم ولیله علی‏نفسه فیکون محاسب نفسه فان رای حسنه استزاد منها و ان رای‏سیئه استغفر منها، لئلایخزی یوم القیمه‏»; بر هرمسلمانی که مارا می‏شناسد، سزاوار است که کردارش را در هر شبانه روز بر خودعرضه دارد و به محاسبه آن‏ها بپردازد، تا اگر کار نیکی در آن‏هادید، برآن‏ها بیفزاید و اگر کردار بدی در اعمال خود مشاهده کرد،از آن‏ها توبه کند، تا دچار ذلت و خواری روز قیامت نگردد. 

سخاوت 

«یابن جندب! ان شیعتنا یعرفون بخصال شتی: بالسخاء و البذل‏للاخوان‏»; ای پسر جندب! همانا شیعیان ما به چند خصلت ‏شناخته ‏می‏شوند: به سخاوت و بخشش به برادران.

ادامه مطلب   
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٠۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸۸/٧/٢٢

فرق بین عفو و غفران الهی

وقتی می‎خواهیم برخی لغات عربی را به فارسی ترجمه کنیم، به ظاهر به نظر می‎رسد که یک ترجمه دارند ولی وقتی به کتاب لغات مراجعه می‎کنیم، در می‎یابیم که معانی مختلفی دارند. از جمله این لغات «عفو» و «غفران» است . 

«غفر» یعنی پوشاند، پنهان کرد، خاک ریخت. وقتی حیوانی می‎میرد اگر در خاک دفن نشود بوی نامطبوعی از خود منتشر می‎کند که غیر قابل تحمل است. ولی وقتی آن لاشه در خاک شود، بوی نامطبوعش نیز از بین می‎رود. وقتی گناهی از انسان سر می‎زند در باطن بوی نامطبوعی از خود به جا می‎گذارد که انسان وقتی از خداوند، طلب مغفرت می‎کند یعنی می‎خواهد که خداوند بر روی گناهانش خاک بریزد تا بوی نامطبوعش از بین برود و بخشیده شود. و اصطلاحا اینگونه ترجمه می‎شود: خدایا بر روی گناهانم خاک بریز .

 
تفاوت بین عفو و غفران 

"غفران" الهی، همه‏ گناهان و آثار سوء تیرگی‎هاى آنها را از میان مى‏برد، حجاب‎ها را برطرف کرده و نقائص وجودى انسان را برطرف می‎کند. اما متاسفانه کمتر کسى هست که بداند غفران یعنى چه، و نیاز به آن، چه معنایى دارد، و چگونه مى‏شود که غفران الهى، همه‏ مشکل‎ها را حل، و فاصله‏ها را از میان بردارد؟ 

عفو یعنی بخشش از نوع اول. وقتی از خدا طلب عفو می‎کنیم یعنی این که گناهان ما را ببخشد. و اگر مورد قبول واقع شود، خدا فقط می‎بخشد و دیگر کاری به ما ندارد و محبت و لطفش را از ما دریغ می‎دارد.

ولی اگر پس از بخشش خطا و گناهمان، لطف و محبتش را شامل حالمان نماید؛ غفران نام می‎گیرد. 


این تفاوت را با مثالی بیان می‎کنم:

فرض کنید که در حق یکی از دوستان، بدی کرده‎ایم. حال می‎خواهیم از او طلب بخشش کنیم. که این بخشش به دو صورت است: 

1- می‎گوید: می‎بخشمت اما دیگر نمی‎خواهم ببینمت و دوستی‎امان به پایان می‎رسد و به زبان عامیانه یعنی دیگه جلوی چشمم نباش.

2- می‎گوید: می‎بخشمت و از آن پس به ما محبت می‎کند و لطف و صفا دارد. و انگار که هیچ اتفاقی نیافتاده است.

عفو یعنی بخشش از نوع اول. وقتی از خدا طلب عفو می‎کنیم یعنی این که گناهان ما را ببخشد. و اگر مورد قبول واقع شود، خدا فقط می‎بخشد و دیگر کاری به ما ندارد و محبت و لطفش را از ما دریغ می‎دارد.

ولی اگر پس از بخشش خطا و گناهمان، لطف و محبتش را شامل حالمان نماید؛ غفران نام می‎گیرد. 

نتیجه این که: عفو الهى، نادیده گرفتن و به حساب نیاوردن لغزش‎ها و خطاها و عیب‎ها، و محو آثار نامطلوب آنهاست. 

و غفران الهى عبارت است از افاضات و رحمت‎هایى که به دنبال نادیده گرفتن لغزش‎ها و خطاها و عیوب، متوجه انسان مى‏گردد و او را تکمیل مى‏کند و نقایص و عیوب وجودى وى را برطرف مى‏نماید. 

غفران بعد از عفو است. عفو نادیده گرفتن بدی‎هاست و غفران، برطرف کردن آنها از وجود گناهکار و تبدیل آنها به خوبی‎ها و کمالات است. 

عفو الهی، انسان را از سقوط و هلاکت نجات مى‏دهد و غفران الهى، به گناهکار پر و بال عطا مى‏کند و بالا می‎برد. 

لذاست که اگر عفو و گذشت خدا نباشد، انسان با شکست روبرو شده و کنار زده مى‏شوند، و اگر غفران خداوند نباشد، آنها پیشرفت بازمانده و متوقف مى‏گردند. 

 

پس حواسمان باشد که در دعاهایمان، از خدای مهربان بخواهیم که عفو و مغفرتش را توامان شامل حالمان نماید. 

 

منابع:

لغتنامه دهخدا

لغتنامه معین

  گروه دین و اندیشه سایت تبیان

  مهری هدهدی

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳۸۸/٦/۱٥

عشق فراموش کردن نیست بلکه بخشیدن است .

عشق فراموش کردن نیست بلکه بخشیدن است .

عشق گوش کردن نیست بلکه درک کردن است .
عشق دیدن نیست بلکه احساس کردن است .
عشق جا زدن و کنار کشیدن نیست بلکه صبر کردن و ادامه دادن است .




گردآوری :پایگاه اینترنتی پرشین وی

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۳:۳۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳۸۸/٥/۳۱