توبه و مذمت یأس از رحمت خدای تعالی
توبه و مذمت یأس از رحمت خدای تعالی
ای عزیز، راه حق سهل است و آسان ولی قدری توجه میخواهد. اقدام باید کرد. با تسویف و تأخیر امر را گذراندن و بار گناهان را هر روز زیاده کردن کار را سخت میکند؛ ولی اقدام در امر و عزم بر اصلاح امر و نفس راه را نزدیک و کار را سهل میکند. تو تجربه کن و چندی اقدام کن، اگر نتیجه گرفتی، صحت مطلب بر تو ثابت میشود؛ و الا راه فساد باز است و دست گنهکار تو دراز.[1]
/س
سیمای شیعه در نگاه امام صادق(علیهالسلام)

وجود مقدس امام صادق(علیهالسلام) در سفارشهای خود به عبدالله بن جندب پس از هشدارشیعیان به دامهای شیطان، ویژگیهای برجسته دوستان حقیقی خود رابر میشمرد و سپس خصلتهای دیگر شیعیان را بیان میکند. دو ویژگیممتاز شیعیان از نگاه امام صادق(علیهالسلام) عبارت است از: ...
1- آخرت
«لقد جلت الاخره فی اعینهم حتی ما یریدون بها بدلا... و انماکانت الدنیا عندهم بمنزله الشجاع الارقم و العدو الاعجم»؛ آخرت در نگاه آنها بسیار بزرگ است، به اندازهای که چیزی را با آن عوض نمیکنند... و دنیا نزد آنها همانند مارگزنده و دشمن بیزباناست.
پیروان حقیقی و دوستان واقعی خاندان نبوت علیهم السلام به چیزی جز آخرت نمیاندیشند و تمام کردارها و رفتارهای خود را با نگاه به آخرت میسنجند. دنیا در نظر مؤمن وسیلهای است برای رسیدن بههدفی بزرگ که همان زندگی جاودان آخرت است. دوستان حقیقی اهلبیتعلیهم السلام از مواهب دنیوی بهره میبرند، اما هرگز زندگیجاودان را با زندگی گذرای دنیا عوض نمیکنند.
2- انس با خدا
«انسوا بالله واستوحشوا مما به استاءنس المترفون»؛ آنها باخدا انس گرفتهاند و از آنچه که مال اندوزان به آن انسگرفتهاند، در هراسند.
مومنان از نعمتهای الهی بهره میبرند اما به آنها وابستهنمیشوند. وابستگی به مال دنیا موجب بندگی انسان در برابرمادیات خواهد شد. زراندوزان هماره به ثروت خود وابستهاند.شیعیان واقعی با یاد خدا آرامش مییابند نیستند.
حضرت صادق(علیهالسلام) پس از برشمردن این دو ویژگی مهم، فرمود: «اولئکاولیائی حقا بهم تکشف کل فتنه و ترفع کل بلیه»; آنها دوستانحقیقی من هستند. به وسیله آنها فتنه شکست میخورد و هرگرفتاریهابر طرف میشود.
حسابرسی خود «حق علی کل مسلم یعرفنا ان یعرف علمه فی کل یوم ولیله علینفسه فیکون محاسب نفسه فان رای حسنه استزاد منها و ان رایسیئه استغفر منها، لئلایخزی یوم القیمه»; بر هرمسلمانی که مارا میشناسد، سزاوار است که کردارش را در هر شبانه روز بر خودعرضه دارد و به محاسبه آنها بپردازد، تا اگر کار نیکی در آنهادید، برآنها بیفزاید و اگر کردار بدی در اعمال خود مشاهده کرد،از آنها توبه کند، تا دچار ذلت و خواری روز قیامت نگردد.
سخاوت
«یابن جندب! ان شیعتنا یعرفون بخصال شتی: بالسخاء و البذلللاخوان»; ای پسر جندب! همانا شیعیان ما به چند خصلت شناخته میشوند: به سخاوت و بخشش به برادران.
فرق بین عفو و غفران الهی
وقتی میخواهیم برخی لغات عربی را به فارسی ترجمه کنیم، به ظاهر به نظر میرسد که یک ترجمه دارند ولی وقتی به کتاب لغات مراجعه میکنیم، در مییابیم که معانی مختلفی دارند. از جمله این لغات «عفو» و «غفران» است .
«غفر» یعنی پوشاند، پنهان کرد، خاک ریخت. وقتی حیوانی میمیرد اگر در خاک دفن نشود بوی نامطبوعی از خود منتشر میکند که غیر قابل تحمل است. ولی وقتی آن لاشه در خاک شود، بوی نامطبوعش نیز از بین میرود. وقتی گناهی از انسان سر میزند در باطن بوی نامطبوعی از خود به جا میگذارد که انسان وقتی از خداوند، طلب مغفرت میکند یعنی میخواهد که خداوند بر روی گناهانش خاک بریزد تا بوی نامطبوعش از بین برود و بخشیده شود. و اصطلاحا اینگونه ترجمه میشود: خدایا بر روی گناهانم خاک بریز .
تفاوت بین عفو و غفران
"غفران" الهی، همه گناهان و آثار سوء تیرگیهاى آنها را از میان مىبرد، حجابها را برطرف کرده و نقائص وجودى انسان را برطرف میکند. اما متاسفانه کمتر کسى هست که بداند غفران یعنى چه، و نیاز به آن، چه معنایى دارد، و چگونه مىشود که غفران الهى، همه مشکلها را حل، و فاصلهها را از میان بردارد؟
عفو یعنی بخشش از نوع اول. وقتی از خدا طلب عفو میکنیم یعنی این که گناهان ما را ببخشد. و اگر مورد قبول واقع شود، خدا فقط میبخشد و دیگر کاری به ما ندارد و محبت و لطفش را از ما دریغ میدارد.
ولی اگر پس از بخشش خطا و گناهمان، لطف و محبتش را شامل حالمان نماید؛ غفران نام میگیرد.
این تفاوت را با مثالی بیان میکنم:
فرض کنید که در حق یکی از دوستان، بدی کردهایم. حال میخواهیم از او طلب بخشش کنیم. که این بخشش به دو صورت است:
1- میگوید: میبخشمت اما دیگر نمیخواهم ببینمت و دوستیامان به پایان میرسد و به زبان عامیانه یعنی دیگه جلوی چشمم نباش.
2- میگوید: میبخشمت و از آن پس به ما محبت میکند و لطف و صفا دارد. و انگار که هیچ اتفاقی نیافتاده است.
عفو یعنی بخشش از نوع اول. وقتی از خدا طلب عفو میکنیم یعنی این که گناهان ما را ببخشد. و اگر مورد قبول واقع شود، خدا فقط میبخشد و دیگر کاری به ما ندارد و محبت و لطفش را از ما دریغ میدارد.
ولی اگر پس از بخشش خطا و گناهمان، لطف و محبتش را شامل حالمان نماید؛ غفران نام میگیرد.
نتیجه این که: عفو الهى، نادیده گرفتن و به حساب نیاوردن لغزشها و خطاها و عیبها، و محو آثار نامطلوب آنهاست.
و غفران الهى عبارت است از افاضات و رحمتهایى که به دنبال نادیده گرفتن لغزشها و خطاها و عیوب، متوجه انسان مىگردد و او را تکمیل مىکند و نقایص و عیوب وجودى وى را برطرف مىنماید.
غفران بعد از عفو است. عفو نادیده گرفتن بدیهاست و غفران، برطرف کردن آنها از وجود گناهکار و تبدیل آنها به خوبیها و کمالات است.
عفو الهی، انسان را از سقوط و هلاکت نجات مىدهد و غفران الهى، به گناهکار پر و بال عطا مىکند و بالا میبرد.
لذاست که اگر عفو و گذشت خدا نباشد، انسان با شکست روبرو شده و کنار زده مىشوند، و اگر غفران خداوند نباشد، آنها پیشرفت بازمانده و متوقف مىگردند.
پس حواسمان باشد که در دعاهایمان، از خدای مهربان بخواهیم که عفو و مغفرتش را توامان شامل حالمان نماید.
منابع:
لغتنامه دهخدا
لغتنامه معین
گروه دین و اندیشه سایت تبیان
مهری هدهدی
عشق فراموش کردن نیست بلکه بخشیدن است .
عشق فراموش کردن نیست بلکه بخشیدن است .
عشق گوش کردن نیست بلکه درک کردن است .
عشق دیدن نیست بلکه احساس کردن است .
عشق جا زدن و کنار کشیدن نیست بلکه صبر کردن و ادامه دادن است .
گردآوری :پایگاه اینترنتی پرشین وی
نظرات ()
