هر چی بخوای داریم

هر چی که بخوای

صداقت های خطرناک

صداقت های خطرناک

ازدواج

 


 

 

خیلی ها فکر می کنند که درست از لحظه ای که خطبه عقد جاری شد، دیگر تمام مرزها از بین می رود و زن و شوهر باید بدون هیچ حرف ناگفته ای زندگی عاشقانه شان را شروع کنند! در دایره لغت این افراد، رازداری بعد از ازدواج جایی ندارد و معتقدند که زن و شوهر هیچ چیز را نباید از هم مخفی نگه دارند.

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

این صداقت خالصانه خیلی ستودنی است اما وقتی رنگ و بوی افراط و صداقت محض به خود می گیرد، کم کم شبیه یک ساده لوحی پردردسر می شود که ممکن است مشکلات زیادی برایتان به وجود آورد. همان طور که در مثل داریم:

 

جز راست نباید گفت                                     هر راست نشاید گفت

 

  • • دلخوری های مربوط به خانواده همسر که شما بدون هیچ ملاحظه ای با همسرتان در میان می گذارید، مصداق بارز همین رازگویی هایی است که فایده چندانی ندارند. فرض کنید که شما به دلایلی از مادر شوهرتان رفتار ناخوشایندی دیده اید و هنوز از او دلخورید. بعد همان زمان همسرتان شروع به تعریف و تمجید از مادرش می کند که چقدر زن فهمیده، درستکار و محترمی است.
ازدواج

در این شرایط اصلا لازم نیست مقابل همسرتان جبهه بگیرید و شروع کنید به نقض کردن گفته های او و حتی بدتر از آن پرونده تمام حرف هایی را که مادرشوهرتان به شما زده و شما را آزرده، باز کنید. بگذارید این مسائل بین شما و مادرشوهرتان به شکلی منطقی و باگذشت حل شود و روی روابط شما با همسرتان سایه نیندازد.

 

• بدتر از آن وقتی است که شما از خانواده نامزدتان دلخورید و اتفاقا ماجرایی پیش می آید که نامزدتان هم از یکی از اعضای خانواده اش دلخور می شود و این دلخوری را با شما درمیان می گذارد. بعد از آن شما شروع به برشمردن تمام بدی های آن فرد می کنید و باز داستان دلخوری هایتان را از او سر می دهید و حتی کاسه داغتر از آش می شوید و از خود همسرتان هم بیشتر بد طرف مقابل را می گویید!

یادتان باشد که همسر شما هر قدر هم که در آن لحظه عصبانی باشد، دوست ندارد از زبان نفر سومی مثل شما خطاهای خانواده اش را بشنود. این لحظات در ذهن همسر شما ثبت می شود و اگر زمینه تلافی کردن او را فراهم نکند، قطعا او را از شما دل چرکین می کند و باعث می شود دفعات بعدی درد دل هایش را با شما در میان نگذارد.

 

• برعکس این هم اشتباه است. لازم نیست در این شرایط دایه مهربان تر از مادر شوید و شروع کنید به خوب گویی افراطی از کسی که همسرتان را دلخور کرده! شما فقط شنونده باشید و سعی کنید همسرتان را آرام کنید. بعد از آن هم، وقتی عصبانیت همسرتان فروکش کرد، هرگز این مشکل و دلخوری را به یاد او نیاورید و از آن به عنوان ابزاری برای مظلوم نمایی خودتان استفاده نکنید.

 مشکلات اعضای خانواده شما با هم، چیزی نیست که بخواهید به همسرتان انتقال دهید. البته قرار نیست چیزی را هم مخفی کنید اما از این مسائل در حدی با او صحبت کنید که اگر بعدها در جمعی کسی راجع به این مشکل چیزی گفت، همسر شما بی خبر نباشد

 

گفت وگو

• اگر در خانواده شما یا همسرتان، کسی پشت سر همسر شما بدگویی کرد، لازم نیست عین همین حرف ها را کف دست همسرتان بگذارید. در غیر این صورت، آتشی در می گیرد که خودتان در آن خواهید سوخت.

اگر موضوع خیلی اهمیت داشت و پای اشتباهات همسرتان در میان بود، سعی کنید به نرم ترین حالت ممکن، جوری که همسرتان ذره ای متوجه بدگویی دیگری از خودش نشود، ماجرا را با او در میان بگذارید. فقط در حدی که درباره اشتباهش به او هشدار داده باشید و در صورت نیاز، او را متوجه دلخوری طرف دیگر از همسرتان کرده باشید. آن هم با نیت این که همسرتان را به دلجویی از آن شخص ترغیب کنید.

 

• مشکلات اعضای خانواده شما با هم، مشکلات شخصی خواهر شما با همسرش یا حتی رازهایی که یک دوست به عنوان درد دل با شما در میان می گذارد، چیزی نیست که بخواهید به همسرتان انتقال دهید. البته قرار نیست چیزی را هم مخفی کنید اما از این مسائل در حدی با او صحبت کنید که اگر بعدها در جمعی کسی راجع به این مشکل چیزی گفت، همسر شما بی خبر نباشد. همین و بس. دانستن جزئیات هیچ ضرورتی ندارد و کمکی به زندگی دو نفره شما نخواهد کرد.

 

قلب بانمک

• این که تمام پسرهای فامیل و دوست و آشنا روزی آرزوی ازدواج با شما را داشته اند (خانم محترم!) یا مادر شما به محض تمام شدن سربازی تان یک لیست بلند بالا از دختران دم بخت در اختیارتان قرار داده که از قضا همه شان علاقه مند ازدواج با شما بوده اند(آقای محترم!)، چیزی نیست که بخواهید با نامزدتان در میان بگذارید. مگر آنکه بخواهید پای بی اعتمادی، سرخوردگی، تحقیر و احساس ناامنی را به زندگی تان باز کنید. همه موارد این چنینی را پشت در محضر جا بگذارید و زندگی جدیدتان را تنها با فکر همین یک نفری که با او سر سفره عقد نشسته اید شروع کنید.

 

• این که در خیابان کسی مزاحم شما شده است، یا آرایشگر جدید محله تان که از نامزد داشتن شما خبر نداشته، برایتان خواستگار پیدا کرده است (خانم محترم) موردی است که نه تنها نباید به همسرتان بگویید بلکه خودتان هم در همان لحظه باید فراموشش کنید. گفتن از این مسائل این حس را در همسر شما به وجود می آورد که هر زمان ممکن است شما را از دست بدهد و این اصلا حس خوشایندی نیست.

 

 

مریم آقابزرگ

 

 

بخش کلوب ازدواج


تبیان

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٧:٢۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/۱/٧

تاثیر موسیقی مبتذل در افزایش آمار طلاق

سبک‌های موسیقی مختلف نشأت گرفته از آن چیزی است که در اجتماع می‌گذرد و به جنبه هنری اجتماع مربوط می‌شود و همین طور این موسیقی بر محتویات جامعه نیز تأثیر متقابل می‌گذارد و حتی ممکن است این تأثیر شدیدتر باشد.

عصر شیعه - یک روانشناس گفت: بعضی از این موسیقی‌های سطحی و مبتذلی که بین جوانان رواج یافته است، بسیار غیراخلاقی و نامناسب هستند و ترویج عشق‌های خیابانی، کلمات بد و موارد مشمئز کننده است که وقتی جوانانی در رده سنی 13 تا 18 سال اینها را می‌شنوند، تحت تأثیر قرار می‌گیرند و پیرو همان مواردی که در آن موسیقی ذکر شده، می‌شوند.
خانم دکتر سیما فردوسی در وبلاگ خود نوشت:

سبک‌های موسیقی مختلف نشأت گرفته از آن چیزی است که در اجتماع می‌گذرد و به جنبه هنری اجتماع مربوط می‌شود و همین طور این موسیقی بر محتویات جامعه نیز تأثیر متقابل می‌گذارد و حتی ممکن است این تأثیر شدیدتر باشد.

بعضی از این موسیقی‌های سطحی و مبتذلی که بین جوانان رواج یافته است، بسیار غیراخلاقی و نامناسب هستند و ترویج عشق‌های خیابانی، کلمات بد و موارد مشمئز کننده است که وقتی جوانانی در رده سنی 13 تا 18 سال اینها را می‌شنوند، تحت تأثیر قرار می‌گیرند و پیرو همان مواردی که در آن موسیقی ذکر شده، می‌شوند.

هم اکنون هم در موسیقی‌هایی که در سطح جامعه رواج دارد و ما آن را با عنوان «موسیقی مبتذل» نام می‌نهیم، مواردی این‌چنین دیده می‌شود و هم این نوع موسیقی‌ها نیز بر روی جامعه تأثیر منفی‌ می‌گذارد و به طور کلی این نوع موسیقی، اثرات منفی بر روی زندگی جوانان را تشدید می‌کند.

پیام‌های انواع مختلف موسیقی بر روی مخاطب، تاثیر می گذارد زیرا هر نوع موسیقی، پیامی در بر دارد. اما متأسفانه این نوع سبک‌های رواج یافته، محتوای اخلاقی ندارد. یعنی اگر سبک‌های جوان پسند امروزی هم با محتوای مثبت و اخلاق‌گرا به بازار بیاید، در وضعیت زندگی جوانان تأثیر مثبت خواهد گذاشت. موسیقی های جدید جوانان را به عشق های چند روزه و گاه حتی ازدواج هایی می کشاند که نتیجه آن طلاق است. برای همین آمار طلاق متاسفانه هر سال در کشور ما رو به افزایش است، به طوری که طبق آمارهای سال جاری از هر چهار مورد ازدواج، یکی به طلاق ختم شده است.

برخی از دختران و پسران جوان با این انگیزه به سوی دوستی های متقابل کشیده می شوند که فکر می کنند اگر در زندگی نسل گذشته (والدین آنها) اختلافاتی بروز کرده و تنش هایی وجود داشته ناشی از عدم شناخت آنان بوده و اگر آنها قبل از ازدواج با همسر آینده خود رابطه داشته باشند، میتوانند جلوی بروز چنین مشکلاتی را بگیرند و به خوشبختی برسند. دختران و پسرانی که بر اثر یک عشق زودگذر یا یک هوس خیالی، در کوچه و خیابان با یکدیگر به اصطلاح دوست می شوند، نمی دانند که سرانجام عشق آنها شکست و جدایی است، زیرا احساسات و غرایز بر این گونه آشنایی ها و ازدواجها حاکم است، نه عقل و منطق و شناخت واقعی، حتی در دوستی هایی هم که هر دو طرف با نیت و هدف ازدواج پای در این راه می گذارند کمتر دیده شده که به سرانجام خوبی برسند. این دختران و پسران با همه مخالفت هایی که به طور معمول از سوی والدین شان ابراز می شود، زندگی مشترک را آغاز می کنند، اما غافل از این واقعیت هستند که زیر یک سقف زندگی کردن و با هم بودن اصل مهم زندگی نیست.

برای ساختن زندگی پر از مهر و محبت و تربیت فرزندانی سالم، پذیرفتن واقعیات زندگی و این که بتوان با آنها کنار آمد، از زندگی زیر یک سقف و در کنار هم بودن مهمتر است. این قبیل همسران بعد از گذشت مدتی کوتاه از زندگی و فروکش کردن تب و تاب عشق های ظاهری، تازه با حقایق زندگی روبه رو می شوند و هرکدام از آنها چهره واقعی خود را نشان می دهند. تمام آن مسائلی که در روزهای دوستی برای آنان قابل تحمل بود و شاید هیچ کدام از آن موارد اصلاً جلوه ای برایشان نداشته به یکباره مهم می شوند و تازه درمی یابند که نمی توانند با فردی که دارای چنین رفتاری است زندگی کنند. به این ترتیب شک و بدبینی در دل هایشان خانه می کند و مرد به خودش می گوید مبادا زنی که روزی پنهانی با من دوست شده، قبلاً با شخص دیگری هم رابطه داشته، نکند با اشاره پسری غریبه، عشقش را به پای او بریزد و زن نیز در اندیشه این فکر که مرد او دیروز تنها با یک نگاه و خنده عاشق من شد، نکند با نگاه زن دیگری دلش را به او بدهد.

در این گونه روابط فقط دخترها نیستند که متحمل ضرر و خسارت های جبران ناپذیری می شوند، پسرها نیز به نوبه خود زیان های عاطفی، روحی و گاه جسمی مشابهی را متحمل می شوند. اما در چنین مواقعی به دخترها بیشتر صدمه وارد می شود. ازاین رو دختران جوان باید قدرت نه گفتن را در خود تقویت کنند و به این گونه دوستی ها یا عشق های سراب گونه و بی اساس پاسخ منفی دهند. فریب حرف های عاشقانه، ظاهر آراسته یا پیام های احساسی را نخورند تا با احساساتشان بازی نشود.

همچنین در ظاهر امر رابطه پنهانی میان دختر و پسر که اغلب با عشق های دروغین خیابانی شروع میشود و ناشی از احساسات زودگذر است شاید امر ساده ای به نظر بیاید اما آمار جرایم در این شرایط موضوعی جدی و قابل بحث است. دختران در این شرایط از آسیب پذیری فراوانی برخوردار هستند. زیرا با برقراری روابط پنهانی در شرایطی قرار می گیرند که همه آبروی خود و خانواده را به باد می دهند.

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٩/۱۱/٢۸

چطور بهترین شریک زندگی را برای خود انتخاب کنیم؟

 

چگونه بهترین همسر را برای آینده انتخاب کنیم ؟

 

اگر عشق حقیقی خود را پیدا نکـرده ایـد، یا اگر در ایـن بـاره مطـمئن نیستیـد، دراین مقاله می‌خواهیم به شما کمک کنیم که چطور آن شریک زندگی خاص و ویژه را از آنِ خود کنید

خیلی از شما به دنبال عشق حقیقی هستید. خیـلی‌های دیـگرتان هم فکر می‌کنید که عشق واقعی خود را پـیدا کـرده اید.

خیـلی‌ها هم هستنـد کـه در رابـطه‌هایی به سر می‌برند که چندان برایشان خوب نیسـت اما فکر می‌کنند هر عشقی بهتر از بی عشق بودن است. .

 

اگر عشق حقیقی خود را پیدا نکـرده ایـد، یا اگر در ایـن بـاره مطـمئن نیستیـد، دراین مقاله می‌خواهیم به شما کمک کنیم که چطور آن شریک زندگی خاص و ویژه را از آنِ خود کنید و اگر به خاطر ترس از تنهایی در یک رابطه بد مانده اید، باید بدانید که چیزهای بدتر از تنهایی هم وجود دارد، مثل از دست دادن احترام خود، از دست دادن اعتماد به نفس، و ارزشمندی خود. وقتی این سه چیز را از دست بدهید، در خطر از دست دادن میل و خلاقیت لازم برای درک اهداف زندگی، کنار از رسیدن به آنها، خواهید بود.

کشش جنسی احمقانه عشق واقعی نیست

خیلی از آهنگ‌ها، فیلم‌ها، کتاب‌ها تصویری تحریف شده از عشق حقیقی نشان می‌دهند. آنها شما را مجاب می‌کنند که باور کنید می‌توانید در نگاه اول عاشق شوید، قلبتان عاشقانه بتپد، کف دستانتان عرق کند، و همه فکر و ذکرتان مملو از فردی شود که ناگهان دلتان را دزدیده است. درست است، این اتفاق می‌افتد. اما عشق واقعی نیست. این فقط یک کشش جنسی احمقانه که ممکن است نسبت به هر کسی که فرومون‌ها را در مغزتان فعال کند پیدا کنید.

 

 

فرومون‌ها وقتی بدن ما در بدن فرد دیگری وجود یک DNA خاص را کشف می‌کند، تولید می‌شوند. بدن ما این DNA را در بدن شخصی دیگر از بوی او کشف می‌کند. اما کشش احمقانه جنسی که به واسطه این فرومون‌ها پدید می‌آید، فقط نشاندهنده یک چیز می‌تواند باشد: این دو نفر که چنین اتفاقی را تجربه می‌کنند می‌توانند از نظر زنتیکی جفت خوبی برای هم باشند، یعنی ترکیب DNA آنها یک نوزاد سالم تولید خواهد کرد. آنچه که فرومون‌ها به آن توجهی ندارند این است که آیا این دو نفر از نظر شخصیتی هم جفت خوبی برای هم هستند یااینکه می‌توانند همدیگر را عاشق کنند یا نه.

 

یک مشکل بزرگ کشش احمقانه جنسی این است که این کشش معمولاً شما را مجبور به انجام کارهایی می‌کند که قبلاً اصلاً فکر انجام دادن آن را هم نمی کردید. این کشش باعث می‌شود کارهای خجالت آوری انجام دهید. دروغ، فریب، دزدی یا حتی کشتن دیگران یا خودتان. این کشش احمقانه جنسی بود که باعث شد

 رومئو و ژولیت وقتی فهمیدند که دیگر نمی توانند به این عشق مسموم خود ادامه دهند، خود را کشته و به زندگی خود پایان دهند.
یکی دیگر از مشکلات کشش احمقانه جنسی این است که بادوام و ماندگار نیست

 

. اما گاهی اوقات این روابط پرآشوب چندین سال به طول می‌انجامد، خیلی پس ازاینکه این کشش جنسی دیگر مرده و از بین رفته است. شاید این زوج‌ها به عبث امیدوارند که یک روز شعله عشقشان دوباره زبانه کشد. یا شاید هم تصور می‌کنند سرنوشت این بوده که چون بهترین هوس و بزرگترین درد را باهم تجربه کرده‌اند باید با هم بمانند

.

اما عشق حقیقی بدون هیچگونه کشش جنسی احمقانه ایجاد می‌شود. اما، حتی بالاترین کشش جنسی هم اگر بدون عشق واقعی باشد، بی فرجام خواهد بود

. تصور من این است که برای برنده شدن در این مسابقه، باید به دنبال ترکیب این کشش جنسی و عشق حقیقی باشید که شانس زیادی می‌خواهد. اما من که تابه حال به چنین موردی در زندگی حقیقی برخورد نکرده ام و فقط در فیلم‌ها و آهنگ‌ها در مورد آن دیده و شنیده ام.

حس مسئولیت و حمایت نشانه عشق واقعی است

اگر کشش جنسی عشق واقعی نباشد، پس عشق واقعی چیست؟

 

یکی از نشانه‌های عشق واقعی میل به حمایت و نگهداری از فرد مقابل، شاد کردن و کمک به موفقیت اوست. این با کشش جنسی که فقط به دنبال مجبور کردن فرد مقابل به ایجاد حس لذت و رضایت در شماست، خیلی فرق دارد

. وقتی شما واقعا و حقیقتاً کسی را دوست داشته باشید، به هیچ وجه او را مجبور نخواهید کرد که دوستتان داشته باشد

. البته، دوست دارید که آنها هم شما را دوست داشته باشند اما اگر آنها کس دیگری را بخواهند، شما او را رها می‌کنید چون دوست دارید که همیشه شاد و خوشبخت باشند. شما از تصمیمات مهم آنها در زندگی حمایت می‌کنید حتی اگر با آنها هم عقیده نباشید.

 

اما اگر فقط این بود، باید ما با همه دوستان نزدیکمان عشق حقیقی داشته باشیم. به همین دلیل می‌گویم به کمی کشش هم نیاز است

. الیبته این کشش شباهتی به کشش جنسی که گفتیم ندارد اما برای شروع یک رابطه عاشقانه و رمانتیک کافی است. قلبتان از سینه بیرون نمی زند اما همراهی با این فرد به شما آرامش می‌دهد. وقتی با او هستید زمان خیلی خوب و خوشایند برایتان می‌گذرد و گاهی اوقات خیلی هم با هم خوش می‌گذرانید.

 

هرچه شما دو نفر همدیگر را بیشتر بشناسید، حس مسئولیت و حمایت طرف مقابلتان برای شما بیشتر می‌شود.

. در این صورت، اگر این احساس دوطرفه باشد، شما دو نفر می‌توانید تدریجاً یک عشق بسیار عمیق و غنی پرورش دهید که بسیار لذت بخش تر و رمانتیک تر از هر کشش جنسی است.

افراد متفاوت و مخالف با شما ممکن است شما را به خود جلب کنند اما یار و معشوق حقیقی شما نیستند

.

یار و معشوق حقیقی کسی است که عشق واقعی شما و بهترین دوستتان است. اگر به دنبال معشوق حقیقی خود هستید، نباید کسی را انتخاب کنید که خیلی از شما متفاوت باشد. یک ضرب المثل است که می‌گوید، افراد متضاد همدیگر را جذب می‌کنند اما با هم ازدواج نمی کنند. متاسفانه خیلی از این متضادها با هم ازدواج می‌کنند و آخرسر می‌فهمند که زندگی زناشویی بسیار بدی دارند

گرچه یعضی از زوج‌ها به مرور زمان یاد می‌گیرند که تفاوت‌های همدیگر را تحمل کنند، اما وقتی با کسی زندگی کنید که علایق، ارزش‌ها، مشغولیات و سرگرمی‌های مشترکی داشته باشید و از چیزهای مشترکی لذت ببرید، زندگی بسیار لذتبخش تر خواهد بود. فقط در این حال است که شریک زندگیتان همان معشوق واقعی و حقیقیتان خواهد بود.

 

هیجان اولیه تفاوت‌های زیاد، سرانجام وقتی ماه‌ها تبدیل به سال‌ها می‌شوند رنگ و بوی خود را از دست می‌دهد

و شما مدام به این فکر خواهید کرد که چه می‌شد اگر طرف مقابلتان حرف شما را درک می‌کرد یا حداقل همیشه با حرف‌های شما مخالف نبود. درنتیجه هر چه زمان جلوتر می‌رود شما وقت کمتری را با هم سپری می‌کنید و آخر کار محبور می‌شوید یا از هم جدا شوید یا شما یا طرق مقابلتان از بیخ و بن عقاید و علایق خود را عوض کند.

 

وقتی آن احساسات خوب اولیه از بین می‌رود، شما دو نفر به خاطر وجود بچه یا کار یا عادت یا حرف مردم یا حتی ترس از اینکه شاید چیز بهتری به دست نیاورید هنوز هم کنار هم می‌مانید.

 

. اما هیچوقت برای شما دیر نیست. ماندن با کسی که دوستش ندارید، یا فکر می‌کنید معشوق واقعی شما نیست، شانس حداقل چهار نفر را برای خوشبختی از بین می‌برد: شما، همسرتان، و دو نفر دیگر در جهان که می‌توانند معشوق واقعی شما یا همسرتان باشند. تاثیرات منفی یک رابطه بد به اعضای خانواده شما، دوستانتان، همکارانتان، و اطرافیانتان منتقل می‌شود و همه باید از گلایه‌ها، دعواها، و جنجال‌های همیشگی شما در عذاب باشند.

 

صبر و گذشت نشانه‌های عشق واقعی هستند
وقتی یک نفر واقعاً شما را دوست داشته باشد، صبر و گذشت زیادی را دربرابر بی دقتی‌ها یا رفتارهای زشت و بی ادبانه شما شنان خواهد داد

. اما نباید از این قضیه سوء استفاده کنید. اگر چنین کاری کنید، یک نشانه مسلم از این است که شما واقعاً طرف مقابلتان را دوست ندارید. زوج‌هایی که واقعاً همدیگر را دوست داشته باشن

وقتی می‌فهمند که احساسات طرف مقابلشان را جریحه دار کرده‌اند، واقعاً ناراحت و پشیمان می‌شوند.

.

 

هیچوقت عشقتان را فقط محض آزمایش کردن، آزمایش نکنید

. ببینید وقتی جای آن طرف باشید واقعاً چه احساسی خواهید داشت؟ آیا او به نیازهای شما توجه دارد؟ شما چه؟ به نیازهای او توجه میکنید؟ آیا دادن‌ها و گرفتن‌ها در رابطه به یک میزان است یا همه چیز یک طرفه است؟ آیا اکثر اوقات به هم نگاه می‌کنید، همدیگر را ناز و نوازش می‌کنید یا به چشمان هم خیره می‌شوید؟

 

خودتان را در کنار همسرتان در ۲۰ سال آینده تجسم کنید. آیا آن تصویر قلبتان را مملو از ترس می‌کند یا از تصور آن لبخند می‌زنید؟

اگر همسرتان بیشتر از اینکه از شما انتقاد کند، شما را تحسین می‌کند مطمئناً از تجسم آن تصویر لبخند روی لبانتان می‌آید. هیچکس دوست ندارد با یک منتقد زندگی کند، حتی اگر روزی عاشق این فرد بوده باشید.

 

 

دوستی به علاوه کشش جنسی بهترین نشانه عشق حقیقی است]


عشق واقعی دوستی به اضافه کشش جنسی است. اگر شما از گذراندن هر لحظه از زندگیتان در کنار همسرتان لذت می‌برید، پس او بهترین دوست شماست.

 

. این نوع رابطه اعتماد به نفس و عزت نفس شما را بالا می‌برد و به شما برای رسیدن به بالاترین درجه کمال کمک می‌کند. درعوض، شما هم به طرف مقابلتان کمک می‌کنید که به این چیزها دست پیدا کند. وقتی هر دو شما عشق واقعی را احساس کنید، دیگر می‌توانید هر کاری را در کنار هم انجام دهید

 

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٥٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٩/٩/٧

دختران خواستگار

دختران خواستگار

خواستگاری

 

چرا دخترها نمی توانند یا نباید از پسرهای مورد توجه خود خواستگاری کنند؟

این سؤال از سؤالات بسیار مهم و قابل توجه است و شاید برای بسیاری از دختر خانم ها از اهمیت ویژه ای برخوردار باشد. برخی معتقدند چرا فقط آقایان همیشه به خواستگاری دختر ها می روند؟ چه اشکالی دارد زمینه ای فراهم شود که در صورت مساعد بودن شرایط بعضی دختر خانم ها هم از آقایان مورد توجه و علاقه خود خواستگاری کنند؟ 

 

 

 

 

البته باید اذعان کرد که بسیاری از دخترها نیز چنین نمی اندیشند و دوست دارند شاهد آمد و شد خواستگاران متعدد باشند و از میان آنان، کسی را برگزینند که موجّه تر بوده ، از قابلیت همسری و بالاترین توان آرامشگری برخوردار باشد.

شایسته است در ارتباط با این سؤال اساسی، توجه علاقه مندان را به نکات زیر جلب نماییم:

 

به رغم مشابهت میان هوش و توانمندی های ذهنی دختران و پسران، تفاوت های موجود در خصیصه های زیستی و ویژگی های عاطفی دخترها و پسرها نشانگر شاکله ی خاص شخصیتی هر کدام از دو جنس است. دختر خانم ها در کنار وظیفه خطیر همسری و آرامشگری، از ارزشمندترین قابلیت انسانی یعنی توانایی مادر بودن نیز بهره مند هستند. قابلیت و شایستگی مادری، خود آمیزه ای از ویژگی های خاص زیستی و صفات برجسته عاطفی و احساسی است. از این رو ایفای بهینه نقش همسری و توفیق عهده دار شدن وظیفه بزرگ و سرنوشت ساز مادری از نشانه های شخصیت برتر و کمال وجودی زنان میباشد.

 

چنین تفاوت های بارز شخصیتی میان زن و مرد ، ضرورت بهره مندی فوق العاده زنان از احساسات لطیف و عواطف عمیق ، خود بستر پدیدآیی نگرش ها، رفتارها و نیازهای ویژه ای را در وجود آن ها فراهم می آورد. به همین دلیل است که زن ها به حمایت عاطفی، روانی و اجتماعی بیشتری نیاز دارند، زیرا هرچه پدیده ای ارزشمند تر باشد ، باید مورد حمایت و پشتیبانی بیشتری قرار گیرد.

 

این در حالی است که زنان عموماً دوست دارند همسرشان فردی باشد که شخصیت او جلوه گر اقتدار منطقی و عاطفی است. به عبارت دیگرنسبت به مردانی که از صفاتی همچون اعتماد به نفس، قدرت رهبری و مدیریت، شجاعت و حمایتگری بهره مند نیستند نظر مثبتی ندارند. مردان نیز غالباً دوست دارند همسرانشان منبع آرامش و شخصیت وجودی شان مملو از مهر و عطوفت،منطق و صبوری باشد.

تفاوت های زیستی و روان شناختی موجود میان زن و مرد هرگز به معنای برتری یکی بر دیگری نیست، که این تفاوت ها بیانگر ویژگی ها و نیازهای خاص، قابلیت ها و مسؤولیت های ویژه و در خور هر کدام از ایشان است.

 

 

خلاصه کلام آن که ساختار شخصیتی هریک از دو جنس زن و مرد به گونه ای است که هر کدام ویژگی های لازم را در مسیر تحول وجود و نیل به کمال شخصیت بی بدیل خود دارا هستند. تفاوت های زیستی و روان شناختی موجود میان زن و مرد هرگز به معنای برتری یکی بر دیگری نیست، که این تفاوت ها بیانگر ویژگی ها و نیازهای خاص، قابلیت ها و مسؤولیت های ویژه و در خور هر کدام از ایشان است.

 

 

بنابراین از یک نگاه ژرف ، برای زنان که وجودشان منبع احساسات، عطوفت و مهرطلبی و تمایل درونی اش مبتنی بر محبوب و معشوق بودن است و دوست دارد که بر دل و جان مرد حاکم باشد ، بسیار دشوار خواهد بود از مردی برای ازدواج خواستگاری کند و احیاناً جواب رد بشنود و سراغ فرد دیگری برود. بطوریکه این امر با ویژگی های خاص شخصیتی او سازگار نیست.

بدیهی است برای یک مرد بیشتر قابل تحمل است که از دختری خواستگاری کند و پاسخ رد بشنود و بعد از مدتی از دختر دیگری خواستگاری کند و احتمالاً بازهم با جواب منفی مواجه شود تا این که سرانجام پاسخ مثبت دختر دیگری را برای ازدواج دریافت دارد.

هنگامی که آقایان به خواستگاری دختر ها می روند، آنها شنونده لفظ آری یا خیرخواهند بود و این دخترها هستند که با قدرت انتخاب برتر، گوینده ی واژه های آری و خیر می باشند.

هنگامی که آقایان به خواستگاری دختر ها می روند، آنها شنونده لفظ آری یا خیرخواهند بود و این دخترها هستند که با قدرت انتخاب برتر، گوینده ی واژه های آری و خیر می باشند.

 پر واضح است که خواستگاری آقایان از خانم ها هرگز به معنای محدودیت آزادی و اختیار خانم ها در حق انتخاب همسر نیست. ازدواج دختر خانم ها همواره باید با آگاهی، اراده و اختیارشان همراه باشد و همه دخترها حق دارند از میان خواستگاران داوطلب ازدواج با آن ها، آن کس را که اصلح می دانند با آزادی کامل انتخاب کنند وهیچ گونه اجباری و تحمیلی در این ارتباط روا نیست.

همسر

از منظری دیگر به این مهم نگاه کنیم!

در جامعه امروز که هر روز بر پیچیدگی آن افزوده می شود، حلقه های خویشاوندی گسسته تر می گردد، دایره شناخت های متقابل خانواده ها و بالطبع پسرها و دخترها محدودتر می شود و ارتباطات خانوادگی و آمد و شدهای فامیلی و همسایگی به حداقل می رسد، چه باید کرد؟

 

باید به روش ها و شیوه هایی اندیشید که ضمن تکریم شخصیت متعالی، حساس و لطیف دختر زمینه طرح نظریات و نگرش ها و اعلام آمادگی آنها برای پذیرش تقاضای ازدواج از طرف افراد واجد شرایط و مورد نظرشان( در صورت تقاضا و خواستگاری) به گونه ای که بایسته و شایسته است فراهم شود. این اندیشه و روش می تواند به فرایند "انتخاب" دختر ها که از حقوق فطری و طبیعی آنان است، معنا و مفهوم روشن تری ببخشد. به سخن دیگر در فرهنگ حاکم بر جامعه اسلامی ما مسأله خواستگاری دخترها از پسرهای مطلوب و واجد شرایط ازدواج می تواند به صورت غیر مستقیم (از طریق شخص سوم) و در زیباترین و شایسته ترین وجه و با حفظ کرامت، شأن والا و احترام به مراتب صداقت، پاکی و سلامت اخلاقی آنان انجام پذیرد.

 

به یقین در روش غیر مستقیم که در بستری از اخلاق، صداقت، اعتماد و اطمینان متقابل مورد استفاده قرار می گیرد، ضمن پاسداری از شخصیت ارزشمند دختران بیشترین مسؤولیت متوجه رابطین می باشد ، بطور مثال دختری یا خانواده دختر نگرش مثبت خود را درباره ویژگی های شخصیتی پسری که بطور نسبی او را می شناسند با فرد مورد اعتمادی در میان می گذارد این شخص ضمن بررسی کلیه جوانب امر در فرصتی مقتضی با پسر مورد نظر یا حتی خانواده وی ارتباط برقرار کرده نظر آنها را نسبت به زوجیت آن دو جویا می شود(به آنها اطلاع می دهد چنانچه مایل به ازدواج پسرشان باشند فلان دختر از کفایت و شایستگی های ارزشمندی برخوردار است) و در صورت موافقت دو طرف شرایط معارفه و شناخت متقابل بیشتر فراهم می شود.

 

 به کلام دیگر، در دنیای امروز با توجه به پیچیدگی های خاص آن و محدودیت های موجود در ارتباط متقابل، ویژگی های شخصیتی جوانان و عدم برخورداری بسیاری از ایشان از مهارت های بایسته و شایسته اجتماعی در جهت گشایش فصل آشنایی به منظور شناخت متقابل و تمهید مقدمات امر ازدواج، علاوه بر شیوه مطلوب و پسندیده حاکم بر جامعه ما یعنی خواستگاری آقایان از خانم ها باید به روش و شیوه هایی اندیشید که هم تسهیل کننده امر ازدواج باشد تحت نظارت خانواده ها باشد و هم فرصت زوجیت جوانان واجد شرایط را بارور سازد.

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٢٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳۸٩/۸/۸

پسران برای ازدواج چه دخترانی را انتخاب می‌کنند؟!

عضو هیات علمی‌گروه روانشناسی بالینی دانشکده روانشناسی دانشگاه علامه طباطبایی، گفت: پسران برای ازدواج دنبال دخترانی می‌گردند که شبیه مادرانشان باشند.
منوچهر طباطبایی افزود: پسران به طور ناخودآگاه دخترانی را برای ازدواج می‌پسندند که شبیه مادر خود بوده و بتواند جایگزین آن باشد.
وی ادامه داد: این مسأله که بیشتر در فرهنگ ایرانی دیده می‌شود، به ارتباط عاطفی و علاقه ای که پسران به مادران دارند، برمی‌گردد.
این روانشناس اظهار داشت: معمولا دخترانی که پسران برای ازدواج انتخاب می‌کنند، اگر شباهتی به مادر پسر نداشته باشند، پسر جذب وی نمی‌شود.
وی افزود: اکثر خانم ها اگر در آینه به خود نگاه کنند یا در رفتار خود دقیق شوند، متوجه می‌شوند که شباهت هایی با مادرشوهر خود دارند.

طباطبایی در پاسخ به این که آیا این نحوه انتخاب لطمه ای به زندگی نمی‌زند، تصریح کرد: این موضوع نمی‌تواند یک آسیب تلقی شود به ویژه اینکه پسران تصمیم نمی‌گیرند که چنین انتخابی را داشته باشند.
وی توضیح داد: علاقه مند شدن یک پسر به دختری که شبیه مادر وی است کاملا به صورت ناخودآگاه و بدون اینکه فرد متوجه شود، اتفاق می‌افتد.
این عضو هیات علمی‌دانشگاه علامه طباطبایی گفت: حتی پسرانی که با مادران خود اختلاف دارند، به دلیل علاقه به مادر دخترانی را برای همسری می‌پسندند که شبیه وی باشد.
فان پاتوق
  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٠٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٩/٧/۱٩

مسابقه ی ازدواج با جوایز نفیس!!!

مسابقه ی ازدواج با جوایز نفیس!!!
 ازدواج با جوایز نفیس

عوامل زیادی هستند که می‏توانند انگیزه‏ای برای تشکیل زندگی مشترک باشند که همه این موارد ارزش محسوب شده و البته از فرهنگی به فرهنگ دیگر هم متفاوت است عواملی چون نیاز به امنیت، پیوند جویی، ارزشمندی و یکپارچگی اجتماعی می‏توانند ابزار و هدف و در نهایت سوق‏دهنده به سمت ازدواج باشند که امری طبیعی و درست است اما مشکل زمانی به وجود می‏آید که امر مقدس ازدواج تنها به جهت ارضای طبیعی این نیازها ایجاد نمی‏شود بلکه ابزاری خواهد شد برای رسیدن به این مشوق‏ها و به دست آوردن امتیازات که از آن به عنوان ازدواج ابزاری یاد می‏کنیم.

 

- هدف مادی هرگز

مسلما میزان تعهد و صمیمیت در پیوندی که در راس آن اهداف مادی وجود داشته باشد، کاهش می‏یابد در این پیوند گذشت جای خود را به تحمل می‏دهد و صمیمیت خیلی زود به عادت مبدل می‏شود: عواملی که می‏توانند بهداشت روانی خانواده را به شدت تهدید کنند.

ازدواج پدیده‏ای است تعیین کننده، سرنوشت ساز و نیازمند آمادگی‏‏‏‏های روانی، جسمانی و تفکر انتزاعی و بلوغ فکری و رفتاری در سطح کلان ‏تر حتی برای تامین بهداشت روانی اجتماع هم حائز اهمیت است. پس باید برای آن انگیزه و دلایل محکم و منطقی‏ای وجود داشته باشد.

- ازدواج ابزاری

زمانی که ازدواج ابزاری صورت می‏گیرد اعتماد دیگر جایی در بنیاد خانواده نوپا نخواهد داشت چون اهداف آن پایه و اساس محکمی ندارد. در نتیجه سطح اضطراب و ترس از دست دادن طرفین به شدت بالا می‏رود که در نهایت ایجاد برانگیختگی و پرخاش می‏کند. به بیان دیگر زمانی که افراد هدفشان از ازدواج رسیدن به جایزه‏ای است که برای آن تعیین شده، امنیت کافی‏ای در رابطه نخواهند داشت و زندگی مشترک پایه‏ها و انسجام خود را از دست خواهد داد.

 

- آفت مرد و زن

لازم به ذکر است که در این بحث اشاره به جنسیت خاصی نیست. هم در مردان و هم در زنان ازدواج ابزاری وجود دارد. مردان به خاطر امتیازاتی نظیر کاهش مدت زمان سربازی و استخدام در بسیاری از مشاغل که شرط اصلی آن تاهل است از جمله این عوامل است. بسیاری از دختران به خاطر موقعیت اجتماعی غبطه‏آوری که همسر آینده‏شان خواهد داشت،

پس از ازدواج

 تن به ازدواج می‏دهند بله موقعیت اجتماعی بالا، پر ستیز و ظاهر ایدئال از جمله جوایزی هستند که بسیاری از دختران در نتیجه ازدواج به دست می‏آورند. در اینجا ما تابع پدیده‏ای هستیم که می‏توان آن را سوگیری به نفع زیبایی نامید به این معنا درباره اشخاص زیبا مثبت قضاوت می‏کنند و آنها را با هوش، متکی به خود و یا پر ستیز برآورد می‏کنند.

 

- رابطه کوتاه مدت

از طرف دیگر، شکل رابطه در سطح زندگی زناشویی تغییر خواهد کرد. ممکن است در این پیوند رابطه مدتی پایدار بماند. در واقع افراد به علت نداشتن امکان جالب‏تر دیگر (انگیزه) رابطه را حفظ می‏کنند و ممکن است هزینه یک رابطه بر سود آن بچرید اما هزینه قطع رابطه به احتمال زیاد بالاتر از هزینه حفظ آن باشد. اگر قطع رابطه به معنای از دست دادن پول، امتیازات اجتماعی یا هزینه‏های مشابه باشد، احتمالا زوجین منتظر خواهند ماند که زندگی غیر قابل تحمل شود تا به آن پایان دهند. بالاخره انتخاب بین ادامه رابطه با قطع آن می‏تواند به میزان اهمیت و ماندگاری جایزه وابسته باشد.

 

- همه جور آمادگی

در آخر، ازدواج پدیده‏ای است تعیین کننده، سرنوشت ساز و نیازمند آمادگی‏‏‏‏های روانی، جسمانی و تفکر انتزاعی و بلوغ فکری و رفتاری در سطح کلان ‏تر حتی برای تامین بهداشت روانی اجتماع هم حائز اهمیت است. پس باید برای آن انگیزه و دلایل محکم و منطقی‏ای وجود داشته باشد. علاوه بر آن، این پدیده مهم در سطوح مختلف جامعه‏شناسی و روان‏شناسی بسیار مورد بحث و توجه است و به صورت علمی مورد بررسی قرار می‏گیرد. حال تصور کنید که این تصمیم مهم تنها به خاطر مشوق‏ها و جوایز مادی و اجتماعی صورت گیرد. چنین پیوندهایی قطعا فاجعه‏آمیز و آسیب‏رسان خواهند بود. مناسب‏تر است اگر امتیازات و تسهیلاتی که در نظر گرفته می‏شود صرفاً محرک و مشوق باشند و رنگ هدف به خود نگیرد.

همشهری خانواده- الناز عباسی
گروه خانواده و زندگی سایت تبیان
  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸٩/٢/٧

ازدواج با برج ایفل!!!!!!!!!!!!!!!!!!

icon39 ازدواج با برج ایفل!!!!!!!!!!!!!!!!!!

زن 37 ساله امریکایی ساکن سانفراسیسکو دوستان خود را دعوت کرد تا در مراسم ازدواج او در شهر پاریس حضور بهم رسانده شاهد پیوند زناشویی او با یک کوه آهنی باشند. این بانو که قهرمان تیر اندازی با کمان بوده است سابقاً شیفته تیر و کمان خود و حالا عاشق و شیدای برج ایفل گشته در حدی نام خانوادگی خود را بعد از مراسم ازدواج به "ایفل" تغییر میدهد.
Click the image to open in full size.This image has been resized. Click this bar to view the full image. The original image is sized 740x608 and weights 147KB
ادامه مطلب   
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۸:٥٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸۸/۱٠/۱۳

ازدواج دوباره با همسر سابق: چالشها و راهکارها

 

اگر شما و همسر سابقتان تصمیم گرفته اید که دوباره با هم زندگی کنید، سه چیز را به یاد داشته باشید:

·        آمار بر ضد این تصمیم شماست

·        همه چیز را نرم نرم جلو ببرید

·        حتماً به مشاور خانواده مراجعه کنید و در دوره های آموزش خانواده شرکت کنید

آمار ضد ازدواج دوباره است

آمار بر علیه زن و شوهرهایی است که یکبار طلاق گرفته اند و می خواهند دوباره با هم ازدواج کنند. تقریباً بیشتر ازدواج های دوم مثل ازدواج اول به طلاق ختم می شود.

مجله روانشناسی امروز نوشته است، "تقریباً 60 درصد از ازدواج های دوباره شکست می خورد و این اتفاق حتی سریعتر از طلاق اول می افتد. بعد از گذشت متوسط 10 سال، 37 درصد از ازدواج های دوباره شکست می خورد این درحالی است که این آمار برای ازدواج اول 30 درصد است."

چطور می توانید ازدواج دومتان را به موفقیت برسانید

اگر در فکر این هستید که دوباره با همسر سابقتان ازدواج کنید، در زیر توصیه هایی برایتان آورده ایم که شانس موفقیت این ازدواج دوباره را بالا ببرید:

 * دوباره برگشتن به سمت همسر سابق به خاطر فرزندانتان اصلاً ایده خوبی نیست. باید به خاطر اینکه همدیگر را دوست دارید و واقعاً می خواهید که باز با هم باشید، به سمت هم برگردید.

* اگر بچه دارید، به هیچ وجه تا مدتی اجازه ندهید که آنها متوجه شوند که شما دو نفر با هم رابطه برقرار کردید. چون امیدوار می شوند که با هم آشتی کنید و این فشار بیشتری روی شما دو نفر برای آشتی کردن وارد می کند.

* نزد یک مشاور خانواده بروید. از اشتباهات زندگی قبل درس بگیرید واگرنه با تکرار آنها دوباره رابطه تان خراب خواهد شد.

* دلیل طلاق سابقتان را پیدا کنید. اگر طلاقتان به خاطر مسائل مالی بوده اینبار حتماً درمورد مسائل مالی با هم به نتیجه برسید. اگر درمورد تربیت فرزندان بوده، این مشکل را هم با هم حل کنید. اگر به خاطر عدم وفاداری و خیانت بوده، هر دو شما باید امتحان خود را پس بدهد.

* اشتباه خود را در طلاق اول به گردن بگیرید.

* با هم در دوره های آموزش خانواده شرکت کنید.

* در تمام مسائل با هم صادق باشید. برای هم بازی درنیاورید. سعی نکنید فکر همدیگر را بخوانید. انتظارات بیجا نداشته باشید. انتظارات، امیدها و آروزهای خود را با هم مطرح کنید.

* خیلی مهم است که بفهمید ازدواج اولتان تمام شده است. اجازه ندهید کابوس آن زندگی جدیدتان را خراب کند.

* از روبه رو شدن با مشکلاتی که موجب بر هم خوردن ازدواج اولتان شدن، نترسید.

* اشتباهاتتان را تکرار نکنید. به آینده تان به هم بیندیشید.

* یادتان باشد، ساختن اعتماد دوباره زمان می برد.

ایجاد اعتماد و موفق شدن یک ازدواج بعد از طلاق نیاز به تعهد قوی به رابطه دارد. باز هم می گوییم، ازدواج دوباره با همسر سابقتان را سریع جلو نبرید. برای شناخت همدیگر وقت بگذارید.

با همسر سابقتان ازدواج می کنید؟

ایمیلم را که چک می کردم، دیدم یک دعوتنامه عروسی برایم فرستاده اند. این دعتوتنامه از طرف زوجی بود که طلاق گرفته بودند.

از یک طرف هیجان زده شده بودم و از یک طرف هم سردرگم بودم چون این زوج سابقه ازدواج وحشتناکی داشتند و نمی دانم چه چیز باعث شده بود دوباره به فکر ازدواج با هم بیفتند. اما در هر حال داشتند باز ازدواج می کردند.

مطمئناً "نیمه گمشده" که می گویند معنی خاصی دارد. بعضی از اعتقادات معنوی می گوید که دو روح، قبل از تولد، تعیین شده که با هم زن و شوهر شوند. بعضی دیگر از مذهب ها باور دارند که شما و همسرتان طی هفت مرحله تناسخ باهم ازدواج می کنید، حتی اگر در زندگی زناشویی خود مشکلات متعددی داشته باشید.

کنار از اعتقادات دینی و معنوی، دلایلی وجود دارد که شما به ازدواج دوباره با همسر سابقتان می کشاند. یکی از این دلایل، خوبی ذاتی و خصوصیاتی در همسرتان است که باعث شده عاشقش شوید. مطمئناً شما به این دلیل عاشق این فرد شدید که بخشی از آن می تواند اخلاقیات، مهربانی، و طرز رفتار او با دیگران باشد. چیزی در او هست که شما را جذب می کند.

اما چه پنج سال با او زندگی کرده باشید، چه پنجاه سال، هیچکدام شما دیگر آن مرد یا زن سابق نیستید. شخصیت شما رشد کرده است. ایده ها و افکارتان دستخوش تغییر شده است و سطح علمتان بالا رفته است. و آن چیز ناملموسی که شما دو نفر را به سمت هم جذب کرده بود، با بلوغ و حکمتی که به دست آورده اید تقویت شده است.

اگر ازدواج به طور کل خوب و بر پایه احترام متقابل بوده باشد، 90 درصد زوج ها به طور متوسط بعد از هشت سال طلاق دوباره به سمت هم برمی گردند.

این دوست من هم خیلی خوب این مطلب را در کارت دعوتش بیان کرده بود: "ما دوباره با هم ازدواج می کنیم چون فهمیدیم بدون حضور همسرمان، جای چیزی در زندگیمان خالی بود. ازدواج اول ما از روی دلیل بود و آن چیزی فرای عشق بود. این چیزی غیرقابل توصیف است. و حالا که فهمیده ایم که هستیم و دوست داریم کجا باشیم، آماده ایم که بهترین همسر دنیا باشیم."

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۸:۳۱ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳۸۸/٩/٦

8 اشتباه قبل از ازدواج

 
8 اشتباه قبل از ازدواج


1 ـ سؤالات کافی نمی پرسیم

نپرسیدن سؤال کافی به چند دلیل می باشد :
الف )پرسیدن سؤال جنبه ی عاشقانه ارتباط را مخدوش می کند ما سؤال نمی پرسیم چون می ترسیم روابط عاشقانه به هم بخورد سؤال کردن شاید عاشقانه نباشد اما تنها راه هوشمندانه برای شناخت همسر آینده است .
ب )نمی خواهیم جواب سؤالات خود را بدانیم برخی اوقات فکر این هستیم که حتماً با فرد مقابل ازدواج می کنیم و نمی خواهیم رابطه به پایان برسد ، نمی خواهیم چیز بد بشنویم به همین دلیل به طور ناخودآگاه سؤال نمی پرسیم .
ج )می ترسیم متقابلاً از ما نیز همان سؤالات پرسیده شود زمانی که از گذشته خود راضی نیستیم و احساس خوبی نسبت به خودمان نداریم به طور ناخودآگاه از پرسیدن سؤال طفره می رویم تا از ما نیز همان سؤالات پرسیده نشود .
د )نمی دانیم درباره ی چه موضوعاتی باید سؤال کنیم به این معنا که ما ازازدواج تصور روشنی نداریم . نمی دانیم در زندگی مشترک چه اموری با اهمیت است .

2 ـ نشانه های هشدار دهنده را نادیده می گیریم :

نادیده گرفتن نشانه های هشدار دهنده یکی از خطرناک ترین اشتباهاتی است که در هنگام ازدواج برخی از افراد مرتکب می شوند . ما چیزی را از فرد متقابل خود می بینیم که نشانگر این واقعیت است که باید دقت بیشتر بکنیم اما خود آگاه یا ناخودآگاه از آن چشم پوشی می کنیم .
مهمترین علائم هشداردهنده :
الف )مسائل را کم اهمیت جلوه می دهیم .
ـ آنقدر هم عصبانی نیست .
ـ آنقدر هم سیگار مصرف نمی کند .
ـ آنقدر هم مواد مصرف نمی کند.
ب )کارهای او را توجیه می کنیم .
ـ کودکی بدی داشته به همین خاطر زود عصبانی می شود .
ـ چون استرس کاری زیادی دارد فعلاً کمی مواد مصرف می کند .
ج )کارهای او را منطقی جلوه می دهیم .
ـ او واقعاً با هوش است ، اگر کاری نمی کند در عوض بسیار مطالعه می کند .
د )مشکلات و مسائل را انکار می کنیم .
ـ هیچ کس تا به حال همانند او مرا دوست نداشته است چه کسی گفته که او عصبانی است .
ـ او معتاد نیست فقط بعضی وقتها به طور تفننی مواد مصرف می کند .

3 ـ عجولانه و زود هنگام سازش می کنیم .

یکی از اشتباهات که در زمان آشنایی مرتکب می شویم این است که ارزشها ، رفتارها و عادت های خود را به سرعت تغییر می دهیم تا وانمود کنیم با فرد مقابل توافق و هماهنگی داریم . در ابتدای آشنایی با چشم پوشی و کوتاه آمدن از آنچه برایمان اهمیت دارد سعی می کنیم رابطه را فقط حفظ کنیم وقتی که متوجه می شویم که عقاید و باورهایمان به مزاق فرد مقابل خوش نمی آید ممکن است برای عقاید خود اهمیت کمتری قائل می شویم تا وانمود کنیم که بسیار با هم تفاهم داریم .
سازشهای عجولانه معمولاً در موارد زیر خود را نشان می دهند :
الف )چشم پوشی از باورها و ارزشهای خود
ب )دست برداشتن از علائق و فعالیتهای خود
ج )کناره گیری از خانواده و دوستان
سازش و مدارا و مصالحه در زندگی مشترک از اهمیت زیادی برخوردار است . اما وقتی که سازش زود هنگام و ناپخته بود تأثیر مخربی در ارتباط و آینده خواهد داشت .

4 ـ تسلیم زرق و برق های مادی و ظاهری می شویم .

در اجتماع ما و در جهان امروزین تأکید زیادی بر ثروت ، پول و وضعیت ظاهری افراد می شود . در عین حال ثروت ، شهرت و پول به تنهایی اغوا کننده و افسونگر است . بسیاری از ما در مقابل ثروت و پول افسون می شویم .
برخی از ما در انتخاب همسر خود متأثر از عوامل زیر هستیم :
ـ پول فرد
ـ ثروت خانوادگی
ـ قدرت و نفوذ فرد
ـ شغل او
ـ شهرت او
ـ زیبایی او
بسیاری از ما فکر می کنیم که این عوامل بالا شباهتهایی بین دو نفر وجود داشته باشد اما داشتن شباهت با تحت تأثیر قرار گرفتن متفاوت است وقتی یک رابطه صرفاً به دلیل مسائل اقتصادی ظاهری و مادی شکل می گیرد رابطه ناسالم است .

5 ـ تعهد را مقدم بر تفاهم می دانیم .

قبل از اینکه متوجه شویم با او تفاهم داریم و قبل از اینکه متوجه شویم که آیا او همسر مناسبی برای من هست یا نه متعهد به ازدواج با او می شویم و سریع قول ازدواج می دهیم افرادی بیشتر دچار این اشتباه می شوند که :
ـ مایل هستند متأهل باشند تا مجرد
ـ آرزومند هستند که سرانجام بگیرند و سرخانه زندگی خودشان بروند .
ـ از خواستگاری خسته شده اند .
ـ از طرف دیگران تحت فشار هستند .
ـ افرادی که فقط و فقط جنبه های مثبت دیگران را می بیند و در هر فردی می تواند به سرعت چیزی دوست داشتنی پیدا کند .
ـ به لحاظ عاطفی به فرد متعهد شده اند .

6 ـ تفاهم را بر علاقه و محبت مقدم می دانیم .

به نظر می رسد برخی از افراد تفاهم بسیار زیادی با هم دارند و به همین دلیل به آنها پیشنهاد می شود که با هم ازدواج کنند . اما علیرغم تفاهم زیادی که با هم دارند علاقه به یکدیگر ندارند یا بهتر بگوییم برای یکدیگر جذاب نیستند . متأسفانه معمولاً به این افراد توصیه می شود که ازدواج کنند بعداً محبت و علاقه ایجاد می شود .
لازم است بدانیم در صورتی که علاقه و محبت بین دو نفر به طور خاص وجود نداشته باشد با ازدواج هم آن علاقه ایجاد نمی شود . درست است که تفاهم در ازدواج لازم است اما کافی نیست .
ازدواج زمانی به سامان و موفقیت منجر می شود که سه عنصر علاقه ، تعهد و تفاهم با هم وجود داشته باشد .

7 ـ باور به اینکه پس از ازدواج مشکلات کم می شود .

بسیاری از ما امیدواریم که با ازدواج همه چیز به خیر و خوشی خواهد
گذشت .
حتی اگر قبل از ازدواج مسایل و مشکلاتی وجود داشته باشد و رابطه دو طرف غیر صمیمی باشد ، باز هم فکر می کنیم که با ازدواج همه چیز حل خواهد شد . اما لازم است به این نکته توجه کنیم که آنچه در خلال آشنایی از فرد می بینیم ، به احتمال بسیار زیاد بعد از ازدواج تداوم خواهد یافت .
یکی از راههای شناخت فرد مقابل شناخت خانواده اوست یکی از بهترین شیوه ها برای شناخت فرد ، مشاهده او در زمانی است که با خانواده اش در تعامل است . نحوه ی برخورد با اعضای خانواده ، پدر ، مادر ، شاخصی از رفتار در آینده او در یک ارتباط صمیمانه است .

8 ـ باور به اینکه او را تغییر خواهیم داد .

یکی از باورهای بسیار رایج و غلط در اکثر فرهنگها این باور است که ما می توانیم با عشق و توجه و تلاش همسر خود را تغییر دهیم . به خصوص خانمها مستعد پذیرش این باور غلط در زمان آشنایی و ازدواج هستند در حالی که این باور نادرست و عملی نیست .
در رفتار طرف مقابل مشکلاتی به عینه مشاهده می کنند و خود را به روشهای مختلف توجیه می کنند مثلاً چون کودکی خوبی نداشته عصبانی است ، چون پدر و مادر خود را از دست داده مواد مصرف می کند و ... و اعتقاد دارند چون تاکنون کسی به آنها محبت نکرده دچار این مشکل شده اند و من اگر به او توجه بیشتر و محبت کنم مشکل او بر طرف می شود .
منبع:مجله خانواده شاد شماره 39
راسخون
  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱:٤۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸۸/۸/۱٠

همسر یابی و جفت یابی

معیاری که برای انتخاب همسر استفاده می کنید مهمترین مسئله در موفقیت شما در آینده است؛ یعنی پایه و اساس اولویت هایتان که تقریباً انعکاسی از وجود خودتان است. 

 

 


 

 از قدیم باور داشتند که متضادها همدیگر را جذب می کنند اما در دنیای واقعی روابط این به ندرت عمل می کند. البته درست است که همه ما به طریقی متفاوت هستیم اما میزان موفقیت رابطه هایی که دو نفر تفاوت های بسیار زیاد و عمیقی با هم دارند بسیار کم است چون نقاط مشکترک زیادی با هم ندارند و تقریباً 90% از زمانهایی که به فردی نزدیک می شوید که دقیقاً متضاد شماست، با شکست مواجه خواهید شد. بهترین روش این است که بااستفاده از معیار جفت یابی، درصد موفقیت خودتان را قبل از نزدیک شدن بسنجید.

 

معیار جفت یابی چیست؟

 

- مسائل مادی: آیا شما از آندسته افراد هستید که همیشه باید چیزی داشته باشد؟ آیا همیشه در گیر و دار این هستید که جدیدترین و گران قیمت ترین چیزها را به دست آورید؟ اگر اینطور است، پس بهتر است به سراغ زنی بروید که زیاد به مسائل مالی توجهی ندارد. در این مورد خاص، اینکه متضادها هم را جذب می کنند، صدق می کند. در یک رابطه باید تعادل وجود داشته باشد درغیراینصورت، اگر زنی را پیدا کنید که درست مثل خودتان مادی گرا باشد، در اکثر موارد مشکلاتی در رابطه تان ایجاد خواهد شد چون هر دوی شما سر اینکه کدامتان آن چیزها را اول به دست آورد رقابت خواهید داشت. 

 

- میل جنسی: این مورد کاملاً واضح است و نیاز به توضیح ندارد. اگر مردی هستید که دوست دارد هر روز س-ک-س داشته باشد و با دختری میخواهید ازدواج کنید که میل جنسی چندان زیادی ندارد، نشانه بسیار مهمی از این است که شما دو نفر برای هم ساخته نشده اید یا نیاز به مشاوره های بسیار زیاد دارید تا بلکه کمی به نیازهای هم نزدیک تر شوید. در این مورد اینکه متضادها هم را جذب می کنند صدق نمی کند. البته همیشه استثناهایی هم وجود دارد اما در کل ازدواج با دختری که از لحاظ میل جنسی با شما همخوانی ندارد در طولانی مدت ایجاد مشکل می کند.

 

- شخصیت: آن را می توان "کیفیت یا چگونگی انسان بودن" تعریف کرد. شخصیت انواع و اقسام مختلف دارد و می توند بسیار پیچیده باشد. وقتی به مدت کافی با کسی آشنا شدید، می توانید تا حدودی شخصیت خودتان و او را مقایسه کنید. مثلاً اگر شما یک فارغ التحصیل دانشگاهی هستید که هیچوقت با قانون در گیر نبوده ید و تصمیم می گیرید با آقایی ارتباط برقرار کنید که 3 بار به زندان رفته است، احتمال اینکه رابطه تان با مشکل برخورد کند بسیار زیاد است. اینکه می گویند، متضادها هم را جذب می کنند هم می تواند و هم نمی تواند درمورد شخصیت صدق کند. برای مثال در زوج هایی که شخصیت های بسیار متفاوتی دارند طوریکه همیشه بین آنها کشمکش وجود دارد، رابطه هیچوقت سالم نخواهد بود. اما زوج هایی که شخصیت های نسبتاً متفاوتی دارند، می توانند رابطه خوبی داشته باشند چون همانطور که گفتیم رابطه نیازمند توازن است. درنتیجه اگر متوجه شدید که شخصیت طرفتان خیلی از شخصیت شما دور است و تفاوت های عمده ای با هم دارید، رابطه را ادامه ندهید. رابطه هایی موفق تر خواهند بود که هر دو طرف یک نوع سبک زندگی داشته باشند. اگر با زنی وارد رابطه شده اید که آنقدر سرش شلوغ است که ندرتاً وقتی برای گذراندن با شما اختصاص می دهد، مطمئناً این مسئله استرس و ناخوشنودی زیادی برای شما ایجاد می کند. همینطور اگر سبک زندگی شما اینچنین باشد.

 

معیار جفت یابی یک کتابچه قانون نیست که از آن پیروی کنید. فقط دستورالعملی است که به شما کمک می کند کسی را پیدا کنید که مکمل زندگیتان باشد. اگر با کسی در رابطه هستید که بعنوان یک زوج مکمل شماست اما با همه خصوصیات و ویژگی هایتان جور نیست، احتمال موفق بودن رابطه کم است. اما ممکن است دو طرف با وجود همه اختلافات و تفاوت ها تلاش کنند که با هم زمینه مشترک پیداکنند و رابطه خوبی داشته باشند و در آخر هر دو طرف از رابطه راضی و خوشنود باشند.

 

همیشه می توانید از معیارتان حتی قبل از نزدیک شدن به یک فرد برای اولین بار استفاده کنید. البته ممکن است نتوانید همیشه از آن استفاده کنید مثلاً اگر از مردی خوشتان آمده است که دوست دارد به زنان دیگر مرتب نگاه کند بهتر است که ارتباط با او را فراموش کنید مگر اینکه هدفتان از رابطه فقط سرگرمی باشد. اگر به دنبال یک رابطه بادوام و طولانی مدت هستید، رابطه با چنین مردی مطمئناً با شکست مواجه خواهد شد. 

 

اگر طرفتان را به اندازه کافی می شناسید تا بتوانید به درستی از معیار جفت یابی درمورد او استفاده کنید، پس وقتش رسیده که دیگر وارد عمل شوید. اگر معیار شما نشان می دهد که تفاوت بسیار زیادی در هرکدام از 4 مورد بین شما وجود دارد، بهتر است با توجه به توصیه هایی که کردیم با او وارد رابطه شوید. باید طرفتان را از احساس و افکار خود باخبر کنید. اگر طرفتان به اندازه کافی دوستتان داشته باشد مطمئناً همگام با شما برای از بین بردن اختلافات و دست یافتن به رابطه ای شیرین و ماندگار تلاش می کند.

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٧:۳٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸۸/٧/۳٠

دختران مجرد و ساعت ازدواج

میلاد کریمه اهل بیت حضرت معصومه و روز دختر را به همه شما هزیزان مخصوصا دختران گرامی باد

 

دختران مجرد و ساعت ازدواج

بررسی اجمالی علل تجرد در دختران

                                     
همه جوامع برای تحقق مقاطع مهم زندگی مانند شروع شغل، زمان ازدواج، فرزند دار شدن، بازنشستگی و ...زمان بندی اجتماعی دارند که به این انتظارات درجه بندی شده سنی برای رویدادهای خاص زندگی، ساعت اجتماعی اطلاق می شود. به موقع یا بی موقع بودن این مساله بر عزت نفس افراد تاثیر بسزایی دارد زیرا افراد خواسته یا نا خواسته به مقایسه اجتماعی از شرایط خود می پردازند و پیشرفت و موقعیت خود را با دیگران مقایسه و ارزیابی می کنند. یکی از این الگوهای زمان بندی شده اجتماعی، زمان ازدواج در جوانان به خصوص زمان ازدواج دختران است.


یکی از الگوهای زمان بندی شده اجتماعی، زمان ازدواج در جوانان به خصوص زمان ازدواج دختران است.


ازدواج یک امر جهانی است که در تمام جوامع و در طول تاریخ وجود داشته و به یک مجموعه از نیازهای اساسی انسان پاسخ می دهد. بقای نسل و پرورش فرزندان، تحقق آرزوی دیرین کودکی برای پدر و مادر بودن و دستیابی به عالی ترین سطح دوستی و صمیمیمت ، ارتباط گرم و دوجانبه عاطفی- جنسی و تقسیم کار و همکاری و همراهی در طول زندگی در شمار اساسی ترین کارکردهای تشکیل زندگی مشترک است.


این پیمان در زندگی انسان به خصوص زنان از اهمیت خاصی برخوردار است، زیرا موجودیت دو انسان را از جهات مختلف به هم پیوند می دهد. از نظر روانشناسی، توانایی در ایجاد یک رابطه صمیمی که مستلزم مصالحه و گذشت است، به احساس هویت شخصی فرد بستگی دارد هویتی که پایه های آن در دوران پیشین زندگی شکل گرفته است. افرادی که از هویت برخوردارند آماده اند که هویت خود را با فرد دیگری سهیم شوند، این مساله نوعی از خود گذشتگی متقابل بین کسانی که شریک زندگی یکدیگرند،ایجاد می کند.

وجود روابط آزاد و گسترده جوانان و بدبینی نسبت به انتخاب همسر، بالارفتن هزینه های زندگی همراه با بالارفتن توقعات افراد، سست شدن پیوندهای خانوادگی، تقلیل حمایتهای مادی و معنوی والدین از فرزندان، افزلیش پدیده چند همسری و تعدد زوجین و... از علل عمده ای است که دختران امروزی بااحتیاط زیادی برای ازدواج اقدام کرده و یا آن را دایما به تاخیر می اندازند. اما به راستی تنها این عوامل است که باعث به تاخیر انداختن ازدواج در دختران ایرانی شده است؟چرا امروزه بر خلاف گذشته ازدواج در میان دختران به تاخیر افتاده است؟ عده ای از این دختران تمایلی به ازدواج ندارند و حتی عده ای دیگر از تجرد خویش راضی و خشنود هستند.

این در حالی است که پژوهشهای مختلف نشان می دهد زنان متاهل در مجموع خوشبخت تر و راضی تر از مجردها هستند و احساس شادکامی بیشتری می کنند. همچنین زنان متاهل نسبت به دختران مجرد از استرس کمتری رنج می برند زیرا ازدواج امنیت خاطر فراوانی برای زنان به همراه دارد و این مساله احتمالا به علت حمایت دو جانبه ای است که در ازدواج موفق، به چشم می خورد.

 
عوامل بازدارند ازدواج در دختران

1- ایجاد ناهماهنگی تحصیلی بین دو جنس: با توجه به گسترش روز افزون تعداد دختران تحصیل کرده و از طرف دیگر تمایل پسران برای ورود سریع تر به بازار کارو امتناع از ادامه تحصیلات دانشگاهی، موجب شده است که توازن و هماهنگی تحصیلی بین دختران و پسران جامعه ایرانی کاهش چشم گیری یابد و همین مساله باعث شده که بسیاری از از دختران حاضر به ازدواج با مردانی با تحصیلات پایین تر از خودشان نباشند. نتیجه چنین ناهماهنگی چیزی جز تجرد دختران نخواهد بود.

2- میل به ادامه تحصیل در دختران: با تغییرات چشم گیر فرهنگی و اجتماعی که در سالهای اخیر در جامعه ما شکل گرفته، عده کثیری از دختران مانند گذشته نمی خواهند نقش واحد و یک بعدی را در جامعه ایفا کنند، مثلا فقط نمی خواهند در خانواده نقش یک همسر و مادر را ایفا کنند بلکه تمایل زیادی به ادامه تحصیلات، کسب مدارج بالای علمی و به دنبال آن دستیابی به موقعیتهای اجتماعی و اقتصادی بالا هستند. همین مساله باعث شده که تمرکز بسیاری بر ادامه تحصیلات تا مدارج بالاتر داشته و برای نیل به این خواسته فرصتهای ازدواج را نادیده گرفته و بیشتر به دنبال استقلال فردی خویش باشند.

3- بدبینی نسبت به مردان: مسلما در زندگی زناشویی، فردی که بیش از دیگری عشق و محبت را طلب می کند، زن است. زنان به طور عمده برای دستیابی به یک رابطه عمیق عاطفی برای ازدواج اقدام می کنند و این در حالی است که با ایجاد برخی تغییر و تحولات در جامعه کنونی ما بسیاری از دختران جامعه ما شاهد اتفاقات تلخ در زندگی اطرافیان و دوستان خویش مانند گرایش برخی از مردان به تعدد زوجین و یا اقدام به عقد موقت، باعث شده که دسته ای از دختران این اقدامات را به اشتباه به همه مردان تعمیم داده و از ازدواج سر باز زنند و به این باور اشتباه می رسند که همه مردان قابل اعتماد نبوده و به زندگی زناشویی خود وفادار نمی مانند.

4- منطق افراطی: احساس و منطق دو وجهه مهم طبیعت انسانی است که در امور مختلف زندگی باید به هر دو این مقوله ها پرداخته شود و هیچ یک از آنها نباید نادیده انگاشته شود و یا مورد توجه بیش از حد قرار گیرد. در برخی از دختران مشاهده میشود که غلبه افراطی منطق بر احساس و حسابگری شدید، موجبات تجرد یا ازدواج دیر هنگام آنها را ایجاد کرده است.این دسته از دختران خواستگاران خود را بیش از حد مورد ارزیابی های موشکافانه قرار می دهند و دایما مراقبند که مساله ای از نظر آنها جا نیفتاده و تصمیمی ناپخته و نسنجیده نگیرند.

البته در بیان علل تجرد دختران به عوامل بیشتری می توان پرداخت اما به نظر میرسد که مولفه های یاد شده بیش از دیگر عوامل مهم بوده و دارای فراوانی و شیوع بیشتری است.

بیشتر دخترانی که تجردشان انتخابی و خود خواسته بوده و از شرایط کنونی خود راضی هستند، رویکرد خاصی نسبت به زندگی دارند. این صفات گاهی اوقات شامل باریک بینی بیش از حد، استقلال و اعتماد به خود، طرز تفکر خاص و گاه داشتن هوش و استعداد بسیار بالا است.

در ضمن باید به این نکته توجه داشت که دختران مجرد از گروههای آسیب دیده و یا گروههایی که واجد برخی خصوصیات ظاهری و روانی خاص هستند، محسوب نمی شوند بلکه تجرد بیشتر این دختران به ویژه آنهایی که تجردشان انتخابی و خود خواسته بوده و از شرایط کنونی خود راضی هستند، ناشی از رویکرد خاصی است که به زندگی دارند و به همین علت آنها را از افراد دیگر متمایزو متفاوت می سازد. این صفات گاهی اوقات شامل باریک بینی بیش از حد، استقلال و اعتماد به خود، طرز تفکر خاص و گاه داشتن هوش و استعداد بسیار بالا است. پاره ای از مطالعات نشان داده است دخترانی که در دوره کودکی و نوجوانی، نسبت به همسالان خود از هوش و استعداد بالایی برخوردارند، در دوران جوانی نتوانستند همسر مناسبی برای خود انتخاب کنند.

اگر چه این ویژگی ها در بین بیشتر دختران مجرد تا حدودی مشترک است، اما شدت این ویژگی ها در بین این دسته از دختران متفاوت است و بسیاری از دختران مجرد، این صفات را فقط در دامنه محدودی از رفتارهای خود آشکار می سازند.

نوشته شده توسط: مریم عطاریان

تبیان

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۳:۳۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸۸/٧/٢۸

مسائل مهم در دوران نامزدی

چند نکته‌ی مهم برای دخترخانم‌ها (قبل از برقراری ارتباط عاطفی عمیق در دوران نامزدی)

در زیر، نکته‌هایی برای دخترخانم‌هایی که قصد ازدواج دارند، ارائه شده که لازم است در دوران اولیه‌ی آشنایی با همسر آینده‌شان به آن‌ها توجه و دقت کافی داشته باشند 



مسائل مهم در دوران نامزدی
چند نکته‌ی مهم برای دخترخانم‌ها (قبل از برقراری ارتباط عاطفی عمیق در دوران نامزدی)
در زیر، نکته‌هایی برای دخترخانم‌هایی که قصد ازدواج دارند، ارائه شده که لازم است در دوران اولیه‌ی آشنایی با همسر آینده‌شان به آن‌ها توجه و دقت کافی داشته باشند. باعجله و بدون ‌آگاهی عمل کردن، موجب یک عمر پشیمانی خواهد شد. به توصیه‌های زیر که به شما در شناخت مرد مناسب زندگی‌تان کمک می‌کند، توجه کافی داشته باشید:

قبل از درگیری عاطفی، سؤال‌های خود را مطرح کنید
قبل از این‌که درگیر مسائل عاطفی با مردی شوید، اطمینان حاصل کنید که با فرد مناسب یا نامناسبی طرف هستید! در اولین ملاقات‌هاست که شما باید سؤال‌هایی از همسر آینده‌ی خود بپرسید تا بتوانید تصمیم بگیرید که آیا باید درگیر مسائل عاطفی بیش‌تری بشوید یا خیر؟!

قبل از این‌که با او ازدواج کنید و به قلب شما راه یابد، باید او را مورد ارزیابی و سنجش قراردهید. هرچه اطلاعات بیش‌تری در مورد نامزدتان داشته باشید، بهتر می‌توانید قضاوت کنید که آیا او شریک زندگی مناسبی است یا خیر!


به منظور مطمئن شدن از این‌که نامزدتان، مناسب شماست یا نه، می‌توانید در زمینه‌های زیر از او سؤال کنید:
- وضعیت خانواده و کیفیت روابط خانوادگی
- روابط عاطفی گذشته و دلیل‌های به‌هم خوردن آن‌ها
- درس‌های آموخته‌شده از تجربه‌های زندگی
- اخلاقیات، ارزش‌ها و دیدگاه‌های اخلاقی
- دیدگاه‌های عاطفی، تعهد و روابط
- فلسفه‌ی مذهبی یا روحی
- هدف‌های حرفه‌ای، شخصی و...

 با احساسات خود صادق باشید
به‌طور کلی، ارتباطی موفق است که همیشه دارای صداقت و اساس و پایه باشد. وقتی‌که شما در روابط‌تان با دیگران، در ابراز احساسات خود صادق نباشید، آن روابط به‌هم ریخته، نامطبوع و پیچیده خواهد شد.

در زیر به چند ویژگی صداقت احساسی اشاره می‌شود:
وقتی با کسی که او را دوست دارید، صادقانه صحبت می‌کنید، هر دوی‌تان احساس می‌کنید که به یکدیگر نزدیک شده‌اید. صداقت، هم‌چون پلی میان قلب شما و قلب فرد مقابل‌تان می‌باشد. گویی صداقت، دری را به روی قلب شما باز می‌کند بنابراین او می‌تواند خود واقعی شما را احساس کند. اگر از نظر عاطفی با مردی که شما را دوست دارد صادق نباشید، روابط‌تان سطحی خواهد بود و هرگز این روابط به‌طور جدی عمیق‌تر نمی‌شود. هرچه از لحاظ عاطفی صادقانه‌تر برخورد کنید، به همان اندازه، صمیمیت بیش‌تری را تجربه خواهید کرد و احتمال بیش‌تری دارد که شما با یکدیگر، آینده‌ای بهتر را خلق کنید. صداقت احساسی، به‌وجودآورنده‌ی صمیمیت می‌باشد.
صداقت احساسی شما، سبب می‌شود نامزدتان به خود اجازه دهد، احساساتش را بیان کند. وقتی با مردی از نظر عاطفی صادق هستید، موجب می‌شود او هم از نظر عاطفی با شما صادق باشد، او احساس امنیت بیش‌تری ‌کند و ب‌تواند احساسات قلبی‌اش را بیان کند. اگر نامزدتان احساس کند که شما احساسات خود را بیان نمی‌کنید، او نیز در برابر خودش، سپر محافظتی قرارمی‌دهد. زمانی‌که احساسات خود را ابراز می‌کنید، همسرتان به شما اعتماد می‌کند و دیوارهای محافظ احساساتش فرومی‌ریزند. مرد صادقی که مناسب شماست، همیشه به شما به‌خاطر صداقت در ابراز احساسات‌‌تان، احترام می‌گذارد.
 

هویت و شخصیت نامزدتان
هویت، یکی از ضروری‌ترین مشخصه‌های همسر دائمی شماست. بنابراین در جست‌وجوی مردی با هویت مناسب باشید. هویت، خمیرمایه‌ی درونی شخص است. هر چیزی که درون فرد را بیان کند و ارزش‌های زندگی او، اخلاق و رفتارش را نشان‌دهد، جزو هویت او می‌باشد. رفتار نامزدتان نسبت به خود، شما و بعد از ازدواج، رفتارش با فرزندان، نشان‌دهنده‌ی هویت اوست در حالی‌که شخصیت، روشی است که شخص، خودِ بیرونی‌اش را به جهان اطراف نشان‌می‌دهد؛ روشی که او، ظاهرش را بیان می‌کند.

امکان دارد هویت در ظاهر، به اندازه‌ی شخصیت، قابل رؤیت نباشد اما درواقع انعکاسی حقیقی‌تر از باطن شخص می‌باشد. اگر هویت و شخصیت را یک کیک در نظر بگیریم، «شخصیت» قسمت رویه‌ی کیک و «هویت» مواد تشکیل‌دهنده‌ی کیک می‌باشد.

 در انتخاب مرد مناسب‌تان، به دو نکته‌ی زیر توجه کنید:
- به جای‌ این‌که روی ویژگی‌های شخصیتی او تکیه کنید، هویت او را بشناسید.
- به جای این‌که هدف‌تان، پیمان زناشویی باشد، مطمئن شوید که او هویت مناسبی دارد. (به‌دنبال پیمان زناشویی بودن، چشم شما را به‌ روی هویت او می‌بندد)

 چند مشخصه‌ی هویتی که باید در مرد ایده‌آل خود جست‌وجو کنید، عبارتند از:
- تعهد نسبت به رشد و پیشرفت در انسانیت: شما نباید او را تهدید به رشد و پیشرفت کنید، بگذارید خودش این عمل را انجام دهد.

- صداقت عاطفی: یک ارتباط صمیمی، شریک بودن در همه‌چیز، به‌خصوص در احساسات است. او باید مردی باشد که احساساتش را نسبت به شما بیان کند.

- صداقت: درستی، صداقت و وفاداری، از عوامل ضروری یک رابطه‌ی سالم هستند. بدانید تا زمانی که شما به او احساس امنیت می‌دهید، با شما، خودش و دیگران صادق است.

- رشد فکری و مسؤولیت‌پذیری: از نظر فکری، رشد کرده و مسؤولیت‌پذیر باشد و آن‌چه را که می‌گوید و می‌خواهد در زندگی انجام دهد، جامه‌ی عمل بپوشاند.
- اعتمادبه‌نفس بالا: نسبت به خودش، احساس خوبی داشته باشد. از خودش و محیط زندگی‌اش به‌خوبی مراقبت کند و خودش را به‌اندازه‌ی شما دوست داشته باشد.
- نگرش مثبت نسبت به زندگی: مردی با هویت مناسب، خوبی‌های دنیا را در شما و خودش می‌بیند و هنگامی‌که شما با او هستید، احساس خوبی در مورد زندگی خواهید داشت.
شخصیت مرد مناسب‌تان، به اندازه‌ی هویت او اهمیت ندارد. علاقه به ظاهر یک مرد، مهم است اما نه این‌که تنها ظاهر را درنظر بگیرید. شما باید او را بیش‌تر به‌خاطر باطنش دوست داشته باشید.

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٧:٥٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸۸/٧/۸

شباهتهایی که برای ازدواج حتما زوجین باید داشته باشند!

آیا با هرکسی می‌توان ازدواج کرد؟
به دیدگاه ها و توصیه های دکتر مجد مشاور و روانشناس در این خصوص توجه فرمایید:

                 

اول در انتخاب زوج، رضایت خانواده‌ها است
یعنی اعضای مهم و اصلی خانواده (پدر،مادر،خواهر و برادر) از ان انتخاب رضایت داشته باشند.در خانواده‌های ایرانی یک سنت است که اگر بزرگان خانواده ،فردی را بپذیرند و مثلاً بگویند که این داماد خوبی است ؛قبول داریم و مبارک است ان شاء الله … ، بدین ترتیب مرحله اول به خوبی پشت سر گذاشته شده است.

حالا این نوع انتخاب را مقایسه کنید با انتخاب یک دختر و پسری که بدون توافق خانواده‌هایشان میخواهند به محضر بروند و عقد کنند .خانواده‌ها با احترام به خواستگاری دختر می‌روند ، در روز خوبی مثلاً روز عید غدیر می‌روند،همگی توافق می‌کنند ،وبعد قرار نامزدی را میگذارند و … می‌بینید که ر ضایت خانواده‌های طرفین ازدواج اولین عامل سرنوشت ساز در زندگی زوج ایرانی است.در کشوری که مردم به صورت دسته جمعی زندگی می‌کنند ،وقتی شما با یک مرد زندگی می‌کنید انگار با یک قبیله زندگی می‌کنید.

فقط یک مرد به تنهایی نیست .در مورد خانمها هم همینطور است .وقتی با یک دختر زندگی می‌کنید با یک قبیله زندگی می‌کنید.چطور ما باید خودمان رادر این قبیله جا کنیم و مورد پذیرش فامیل همسرمان قرار بگیریم ؟ فقط با کمال،یعنی یک قدری سازگار باشیم ،یک سلام و علیک درست و حسابی بکنیم ،احترام به بزرگترها را بلد باشیم ،همه این رفتارها را کمال می‌گویند.مگر یک خانم محترم ایرانی که اهل نماز و سجاده است ،از عروسش جز احترام متقابل و کلمات قشنگ و دلنشین چه میخواهد .ما اگر این کمالات را داشته باشیم به سرعت در خانواده همسرمان مورد پذیرش قرار میگیریم و جا می‌افتیم.

بنابراین عامل دوم یا شرط دوم این است که خانواده‌های طرفین ،عروس و داماد را بپذیرند. 

 
عامل سوم این است که این دو نفر که میخواهند با هم ازدواج کنند ،از نظر عاطفی قدری به هم شبیه باشند .
مثلاً یکی داغ داغ و دیگری سرد سرد،این دو نمیتوانند زوج مناسبی باشند .حداقل یک کمی از نظر عاطفی و احساسی به هم نزدیک باشند.قبلاً به کرات گفته ام مثلاً شما به یک آدم سرد از لحاظ عاطفی ،هر چه محبت کنید هیچ متوجه نمی‌شود.حتی گاهی خیال می‌کند که این وظیفه شماست.در حالی که این وظیفه ما نیست .گاهی با یک آدم داغ داغ مواجه می‌شوید که دائماً می‌گوید فدایت بشوم،چه چیزی می‌خواهی ؟می گوییم هیچی آقا،خیلی ممنون.یعنی آنقدر شعله عواطف او بالاست که ما می‌سوزیم ! به این لحاظ است که می‌گوییم اگر عاطفه دو نفر قدری نزدیک و شبیه به هم باشد برای سازگاری ،بهتر است.

عامل چهارم ،شباهت و نزدیکی میزان هوش و حواس زوجین است.
مثلاً یک خانمی با ضریب هوشی ۱۲۰ چگونه میتواند با آقایی با ضریب هوشی ۸۵ زندگی کند و به سازگاری و توافق هم برسند ؟زن و شوهر‌ها باید از لحاظ هوشی نزدیک به هم باشند.

مثلاً هر دو نزدیک به ۱۲۰ باشند .در مورد افراد کم هوش خیلی خوب بود اگر قانون مانع ازدواج آنان می‌شد. مثلاً فردی با ضریب هوشی ۵۲ نمی‌تواند خودش را اداره کند چه رسد به زن و بچه یا به شوهر و بچه .باید برای آنها برنامه‌های دیگری مانند ازدواجهای موقتی گذاشت.واقعاً بعضی افراد نباید ازدواج کنند چون مشکلات بیشتری به وجود می‌آورند.چنین زوجی قادر نیستند بچه‌های خود را تر و خشک و نگهداری کنند .

ممکن است هوش والدین روی هوش بچه‌ها اثر بگذارد ؟بله ممکن است اثر بگذارد.ما برای افراد کم هوش چندین برنامه درمانی داریم.به اینها نکات روانی یاد میدهیم.ممکن است طی ۱۰ سال بتوانند ۵ کلاس درس بخوانند ،بعضی کارهای ضروری را به اینها یاد می‌دهیم.باور کنیدازدواج یک پدیده فوق العاده مقدس و مهمی است،همینطوری نمی‌شود ازدواج کرد. 

عامل پنجم ،نزدیکی جغرافیایی ،این دو نفر است.
نمیدانم شما چقدر روی عامل جغرافیا تاکید می‌کنید ولی خصوصیت جغرافیایی پاره ای خصوصیات روانشناسی و شخصیتی به ما میدهد .مثلاًمردم مناطق جغرافیایی سردسیر را با مردم مناطق جغرافیای کویری یا جغرافیای مدیترانه ای و … مقایسه کنید،حتماً تفاوت دارند.معمولاً مردمی که در کنار دریا زندگی میکنند آرامترند.برای اینکه طبیعت به نفع آنهاست.یک چوب خشک را در این مناطق در زمین بکاری ،سبز میشود.

تیر قیراندود چراغ برق شهر من ،شاخه میدهد،باور می‌کنید ؟!

مثلاً اگر خیلی تنبل هم باشید فقط کافی است که کنار دریا بنشینید و قلاب ماهیگیری را داخل دریا بیندازید و ماهی بگیرید.ناهار شما آماده است ! حالا این را با یک مرد کویری که آب ندارد ، زندگی ندارد ،اصلاً کلافه است ،مقایسه کنید .لذا این آدم شمالی با آن آدم کویری صفات رفتاری و شخصیتی اش فرق میکند.این یکی ملایمتر است و آن یکی قدری تندتر.

ما میگوییم وقتی میخواهید ازدواج کنید ،بهتر است طول و عرض جغرافیایی‌تان به هم بخورد و نزدیک باشد.خوب است اینجا به تفاوت سنی مطلوب میان زن و شوهر هم اشاره ای بکنیم :
مطلوب است که آقایان در حدود چهار تا هفت سال بزرگتر از خانمها باشند.هرگز یک خانم نباید با یک مرد کم سن و سال تر از خودش ازدواج کند .شاید در ابتدا این انتخاب برایش جالب باشد ولی براستی او برایش شوهر نیست.مردی که مثلاً هفت یا هشت سال از همسرش کوچکتر است ،نمی تواند شوهر مناسبی باشد.
 

عامل ششم ،شباهت تحصیلی است .
ما خیلی اصرار می‌کنیم که سطح تحصیلات زن و شوهر در میزان توافق و سازگاری آنان مؤثر است.زندگی یک آدم باسواد با یک آدم بی سواد خیلی سخت است.مثلاً نمیشود که یکی دکترا داشته باشد و دیگری فقط شش کلاس درس خوانده باشد.البته در زمان قدیم رسم بود که مردان، زنان بی سواد یا کم سواد می‌گرفتند که اگر هر بلایی سرش آوردند ، متوجه نشود.اما الان شرایط جامعه تغییر کرده است.

 غالباً آقایان دوست دارند با زنان باهوش و تحصیل کرده ازدواج کنند .زیرا معتقدند وقتی که ما مردیم چراغ خانه ما را روشن نگه میدارند. ولی یک زن کم عقل و کم هوش نمی‌تواند چراغ خانه را روشن نگه دارد.اصلاً چه لزومی دارد که زنی بگیریم که زنی بگیریم که هوشش کم باشد.مگر ما می‌خواهیم چه کار کنیم ؟ما می‌خواهیم زندگی کنیم .این زندگی ماست .این میزان درآمد ماست .هر جا مشکلی دارد بفرمائید.چرا ما با کسی ازدواج کنیم که ما را درک نکند.اتفاقاً اگر ما را درک کند و بفهمد خیلی خوب است.من فکر میکنم در گذشته ،مردها از زنهای تیز و باهوش وحشت داشتند برای اینکه ما مردها عیب و ایرادهایی داریم که یک خانم فهمیده و نازنین این ایرادها را رفع میکند ولی اذیت هم نمیکند .
الان مردهای ما بسیار علاقمندند که با زنان تحصیل کرده ازدواج کنند .مثلاً مردهایی که تحصیلاتشان در حد زیر دیپلم ،یا زیر کلاس پنجم ابتدایی یا زیر لیسانس است،تمایل دارند که زنهای باسوادتر از خودشان بگیرند .یک مورد مشاوره داشتم که به آقا گفتم :” این خانم لیسانسه هستند ولی شما فقط شش کلاس درس خوانده اید .“ آقا گفت :”عیبی ندارد من از ایشان خیلی چیزها یاد می‌گیرم.“ گفتم :” نه،صلاح نیست.“
 
عامل هفتم ،وجود اساس دلبستگی بین طرفین ازدواج است.
وقتی قصد داریم با کسی ازدواج کنیم لازم است که قدری دلمان با او باشد .شما میدانید مردمی که با عشق زیاد نسبت به همدیگر ازدواج می‌کنند خیلی زود سرد می‌شوندو حتی کار به جدایی و طلاق هم می‌کشد.ولی برای یک ازدواج مطلوب و معقول دوست داشتن عادی و مختصر لازم است.مثلاً کسی که به خواستگاری دختر خانمی آمده و حالا نامزد شده‌اند باید دو ،سه ماهی با همدیگر رفت و آمد کنند تا قدری نسبت به هم احساس دلبستگی پیدا نمایند .به طوری که اگر دوروز همدیگر را ندیدند دلشان تنگ بشود.این احساس ،عالی است.یک احساس دلتنگی نه کمتر و نه بیشتر.بعضیها که به شدت عاشق می‌شوند،می گویند یا این یا مرگ.من به شاگردانم یاد داده ام که در چنین شرایطی ،مرگ را ترجیح بدهند.این چنین ازدواجی فایده ندارد .خاطر خواهی یا افراط دوست داشتن همان چیزی است که مثلاً نوجوان یا جوانی از آپارتمان بیرون می‌آید و دم آسانسور دختری را می‌بیند و یک دل نه صد دل عاشقش می‌شود،تنها به یک نگاه .چنین ازدواجی به درد نمی‌خورد ،ما می‌خواهیم یک کسی را داشته باشیم که مثلاً او را چهار ماه ببینیم ،بعد دوستش بداریم.بگوییم که حداقل چهار ماه او را می‌شناختیم و بعد به او علاقمند شدیم.
 

عامل هشتم ،تشابهات مذهبی است .
من اعتقاد راسخ دارم که شیعه فقط باید با شیعه زندگی و ازدواج کند ،مسیحی با مسیحی ،کلیمی با کلیمی و … چون ما هر‌اندازه بینش زندگی با فردی از یک مذهب دیگر را داشته باشیم ولی بالاخره یک مادربزرگی داریم که طبق اعتقادات و سنتها و باورهای خودش عمل میکند.

ممکن است متوجه نشود که اینها کتاب دارند . ممکن است در کلام خود گاهی بد و بیراههایی بگوییم که مثلاً داماد یا عروس خانه ما که از یک دین و مذهب دیگری است بدش بیاید . تفاوت زبان چندان مهم نیست ،اغلب زن و شوهر‌ها زبان یکدیگر را یاد می‌گیرند ولی مذهب را نمی‌توانند .

عامل نهم ،از نظر ظاهری تقریباًُ شبیه هم باشند .
دو نفر که می‌خواهند ازدواج کنند باید ظاهری داشته باشند که بتوانند پنجاه سال همدیگر را تماشا و تحمل کنند .اغلب ما انسانها آینه‌های خود را گم کرده ایم.مثلاً آقا دنبال زیباترین زن است ،در حالی که خودش یک چیز بد ترکیب و زشتی است.باید به او بگوییم تو خجالت نمی‌کشی زیباترین خانم که نمی‌آید با تو ازدواج کند.اگر ما آینه‌هایمان را پیدا کنیم ،یک کسی را که شبیه خودمان باشد پیدا می‌کنیم .عیب و ایرادهای چهره و ظاهر‌اندام در طولانی مدت معنی دار و مساله ساز می‌شود.اما در کوتاه مدت کسی متوجه نمی‌شود.

به هر حال یک ظاهر متعادل مورد درخواست است.درمورد هیچ یک از عواملی که تاکنون درباره اش صحبت شد ،ما دیدگاه ایده آلیستی نداریم .ما دنبال ایده آل نیستیم ،ما همین زندگی معمولی را بچرخانیم هنر کرده ایم .ما برای ازدواج یک آدم معقول و متدین می‌خواهیم که سواد و سن او هم معمولی باشد ،خانواده معقولی هم داشته باشد.اصلاً ایده آل گرا نیستیم .

با کمال جسارت بگویم بسیاری از آقایان و خانمهایی که ازدواج نکرده‌اند یا اینکه دیر ازدواج می‌کنند علتش این است که ایده آلیستی فکر می‌کنند.

مثلاً دختر خانم بدنبال آقایی است که هنوز در تاریخ نیامده و باید بسازیم و برعکس.من به عنوان مشاور خانواده‌ها اعتقاد دارم که با همان چیزهایی که داریم باید قناعت کنیم .این همه خانم و آقای خوب و اهل زندگی در این مملکت وجود دارند که شایسته ازدواج هستند .حالا چه فایده ای دارد که ما بخواهیم یک فردی را با فلان شرایط بدهیم برایمان طراحی کنند !ما با چشم و ابروی دیگری که زندگی نمی‌کنیم ،ما با شخصیت یک آدم زندگی می‌کنیم .


در مورد تشابهات ،شناخت بعدی ما در مورد چیزی به نام شخصیت است.
شخصیت مجموعه خصوصیات سرشتی و اکتسابی ما است.مثلاً یک فردی را می‌بینید که خیلی منزوی و درون گراست.بعد فرد دیگری را می‌بینید که خیلی شاد و برون گراست .این دو نفر نمی‌توانند با هم ازدواج کنند .چون هر کدام ساز خودش را میزند .یک کسی که از نظر ویژگیهای شخصیتی ،حد وسط باشد بسیار مناسب است .آیا درون گرایان می‌توانند با هم ازدواج کنند ؟شاید بد نباشد چون هر دو ساکت یک گوشه ای می‌نشینند و ممکن است خودشان راضی باشند .ولی آدم احساس می‌کند که چه خانه ساکت و سردی .برون گرایان چطورند ؟اینقدر حرف دارند که هیچکدام حاضر به ساکت شدن نیستند .ولی مردم متعادل و عادی چه کانی‌اند ؟آدمهایی که حد وسط این دوتا ویژگی هستند :درون گرایی و برون گرایی .

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٤:٤٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸۸/٧/٧

زن زببا بهتر است یا زن باهوش؟

مردها از ازدواج خود چه می‌خواهند؟ 

محققان اعتقاد دارند که مردها به خاطر دلایل بیولوژیکی طالب زیبایی هستند. درست است که هنوز کمی در ابراز احساساتشان سرسخت هستند اما به دنبال کسی هستند که بتوانند آزادانه با او مسائل احساسی و روحی-روانی خود را در میان بگذارند.

مردها چطور انتخاب می کنند؟

آشکار است که نقش زنان در جامعه رشد کرده و مردها هم می بایست خود را این تغییر وفق دهند. مطمئناً، برخی از محرکات قدیم—مثل کشش و جذب به زیبایی—هنوز هم در انتخاب های آنان تاثیر می گذارد. اما امروز، مردانی راحت تر هستند که همسرانشان شغلی برای خود داشته باشند و همینطور توقع داشته باشند که شوهرشان در کارهای خانه به آنها کمک کند. و با هرچه برابر شدن نقش زن و مرد، آنچه مردها از زن زندگیشان می خواهند به آنچه زنها از شوهرانشان توقع دارند شبیه شده است—یعنی محبوب و معشوقی که همه ی نیازهای احساسی و فکری آنها را برآورده کند.

مردها هنوز هم به همان میزان سابق خواستار ازدواج هستند. درواقع، ۹۴ درصد از نوجوانان امریکایی در ذهن خود برنامه دارند که روزی ازدواج کنند و ۹۲ درصد از آنها به بچه دار شدن هم علاقه مندند.

این آمار از سال ۱۹۷۷ حتی از میزان دخترهایی که برای ازدواج برنامه ریزی می کنند هم بالا زده است (درواقع ۶۹ درصد از همه ی افراد بزرگسال در امریکا متاهل هستند و فقط ۸ درصد از آنها طلاق گرفته اند).

اما این روزها مردها دیرتر ازدواج می کنند. امروزه سن متوسط ازدواج برای آقایان ۲۷ است درحالیکه در سال ۱۹۶۰، ۲۳ بوده است. اما چرا؟ دکتر دیوید پوپنو روانشناس و مدیر پروژه ی ازدواج ملی در دانشگاه راجرز نیو جرسی، یکی از دلایل آن را وجود سکس و رابطه ی جنسی قبل از ازدواج در جوامع غربی می داند. اما وقتی نوبت به انتخاب همسر می رسد، مردهای جوان بسیار با احتیاط عمل می کنند.

دکتر پوپنو توضیح می دهد، “خیلی از این جوانان والدینی دارند که از هم طلاق گرفته اند یا دوستانی دارند که پدر و مادرشان از هم جدا شده است. به همین خاطر دوست ندارند این تجربه دوباره تکرار شود.”

فراتر از این، مردها امروزی در مقایسه با پدرانشان به دنبال نوع متفاوتی از زن ها هستند. و دیگر آن زمان که مردها فقط نان آور خانه بودند و وظیفه ی زنها خانه داری و بچه داری بود به سر آمده است.

وقتی در سال ۱۹۳۹ از مردها سؤال شد که آیا قبول می کنند همسرانشان با حقوقی معادل ۵۰ دلار در هفته (که آن زمان درآمد خوبی به شمار می رفت) به کار مشغول شوند، پاسخ ۶۳ درصد از آنها منفی بود.

حتی در سال ۱۹۷۷ هم تقریباً %۷۰ از مردها احساس می کردند که برای زنانشان بهتر است در خانه بمانند. اما پروژه ی تحقیقاتی ازدواج ملی در سال ۲۰۰۱ تغییر شگرفی در این اعتقادات را نشان داد: %۴۲ از مردان مجرد ۲۰ تا ۲۴ ساله اظهار داشتن که برای آنها داشتن همسری که خود شغل و درآمد دارد بسیار بهتر از زنی است که فقط به کارهای خانه داری مشغول است.

و در سال ۲۰۰۲، ۵۵ درصد از مردان ادعا کردند که از نظر آنها کار کردن خانمشان در خارج از منزل حتی باوجود بچه عاری از اشکال است.

این روزها مردها نه تنها خوشحال می شوند که همسرشان هم بتواند در درآمد زایی با آنها شریک باشد بلکه اینکه همسرشان بتواند درآمدی به اندازه آنها یا حتی بیشتر داشته باشد، را تحسین می‌کنند. براساس تحقیقات انجام گرفته تعداد زوج هایی که در آن درآمد زن بیشتر از شوهر بوده از ۱۶ درصد در سال ۱۹۸۱ به ۲۳ درصد در سال ۱۹۹۶ افزایش داشته است. سامان می گوید، “این روزها اگر همسرمان بتواند به اندازه ما یا بیشتر درآمد داشته باشد، دیگر به حس مردانگی ما لطمه ای نمی زند.” (البته تحقیقات نشان میدهد که مسائل مالی زنان را هم نگران نمی کند و تقریباً ۸۰ درصد از زنان بین ۲۰ تا ۲۹ سال تصور می کنند شوهرشان بهتر است درک و فهم بالا داشته باشد تا وضعیت مالی عالی).

در عین حال، مردها دیگر چندان گرفتار طلسم کار نیستند و برای تکمیل خوشبختی خود به دنبال زندگی خانوادگی هستند.

طبق تحقیقات انجام گرفته در سال ۱۹۹۷ در نیویورک، ۷۰ درصد از مردان متاهل درمورد میزان ساعاتی که در محل کار می‌گذرانند و میزان ساعاتی که با خانواده سپری می‌کنند، در کشمکش هستند. پدر بودن این روزها مفهوم تازه ای پیدا کرده است. ۹۳ درصد از پدرای که بچه های مدرسه ای دارند حداقل هفته ای یکبار فرزندانشان را بغل می‌کنند (که در مقایسه با دهه ی قبل این آمار ۹۰ درصد افزایش داشته است.) و با وجود اینکه مردان حداقل نیمی از کارهای خانه را با همسرشان شریک می‌شوند، نسبت به سال ۱۹۶۵ که فقط یک ششم کارهای خانه بر عهده ی مردان بود، پیشرفت زیادی صرت گرفته است. سامان می گوید، “چون این روزها هر دو طرف شغل دارند و سر کار می روند، مردها دیگر نمی توانند از بهانه ی “من نان آور خانه هستم” استفاده کنند. ما خودمان همه ی سعیمان این است که کارها را ۵۰-۵۰ تقسیم کنیم. خانمم آشپزی می‌کند و من ظرفها را می‌شویم و از این قبیل…”

یافتن همسر و همدم واقعی

بالاتر رفتن زمینه ی بازی در مورد کار و مراقبت از بچه ها، باعث شده است که مردها بیشتر به مسائل احساسی گرایش پیدا کنند.

در پروژه ی تحقیقاتی که در سال ۲۰۰۱ انجام گرفت، مشخص شد که ۹۴ درصد از مردان بین ۲۰ تا ۲۹ سال می خواهند با کسی ازدواج کنند که فراتر از هر چیز دیگر بتواند نیازهای احساسی آنها رابرآورده کند. دکتر پوپنو اعتقاد دارد، “مردها می گویند که به یک همراه و همدم روحی و روانی نیاز دارند—کسی که بتواند احساسات و آرزوهایشان را با آنها سهیم شود. آنها کسی را نمی خواهند که فقط بتواند کهنه ی بچه عوض کند یا ظرف ها را بشوید. آنها یک همدم و محبوب واقعی می‌خواهند.”

در واقع تعداد مردانیکه این روزها به دنبال یک همسر و معشوق واقعی هستند به اندازه خانم ها شده است. دکتر نِیل کلارک وارن، روانشناس بالینی که بر روی هزاران زوج تحقیق و بررسی انجام داده است می گوید، “فکر نمی‌کنم این چیزی باشد که مردها به اجبار به آن رسیده باشند. به نظر من به این دلیل است که مردها هم مثل زنان به دنبال مفهوم بیشتری از زندگی هستند.”

دکتر پوپنو نگران این است که مردهای امروزی برای پیدا کردن همسری که بتواند به طور کامل نیازهای عاطفی و احساسی آنها را برآورده کند، فشار زیادی به خود می آورند. در تحقیقی که سال گذشته بر روی ۶۰ مرد مجرد در ۲۰ تا ۴۰ سالگی انجام گرفت، دلایل این مردان برای ازدواج نکردن و مجرد ماندن مشخص شد—ترس از تسالم و سازش، خطرات مالی طلاق، میل به ادامه ی لذات زندگی مجردی—اما خیلی از آنها هم ادعا کردند که هنوز نتوانسته اند زوج مناسب خود را پیدا کنند و درصدد یافتن آن هستند.

دکتر پوپنو اعتقاد دارد که مردها خیلی توقعشان را بالا نگه داشته اند. و در مقایسه با آشپزی و تمیزکاری، نیازهای روحی-روانی پیچ و خم بیشتری دارد.

زیبایی در مقابل هوش

هیچ شکی نیست که مردها هنوز هم به دنبال صورت زیبا هستند. در تحقیقی که سال ۱۹۹۹ انجام گرفت مشخص شد که ۴۳ درصد از مردها قبول کرده اند که قبل از هر چیز به خاطر مسائل ظاهری مجذوب زنان می‌شوند، و ۳۵ درصد از آنها نیز ادعا کردند که به دنبال زنان باهوش هستند. (اما در تحقیق مشابهی که روی زنان انجام گرفت مشخص شد که فقط ۲۴ درصد از آنها به دنبال ظواهر هستند و برای ۶۰ درصدشان هوش و ذکاوت طرفشان حرف اول را می زند.)

زیبایی حتی پول را هم جذب خود می کند. وقتی در تحقیقی از مردان سؤال شد که آیا دوست دارند با زنی زیبا اما فقیر ازدواج کنند یا زن زشت اما ثروتمند، ۵۵ درصد از آنها مورد اول و فقط ۲۳ درصد از آنها مورد دوم را انتخاب کردند. (اما وقتی همین سؤال از زنان پرسیده شد، مشخص شد که ۲۸ درصد از آنها زیبایی را به ثروت ترجیح می دهند و ۳۷ درصد اعتقاد داشتند ثروت مهمتر از زیبایی ظاهری است).

محققان اعتقاد دارند که مردها به خاطر دلایل بیولوژیکی طالب زیبایی هستند. و مردها حتی وقتی پا به سن می‌گذارند هم به دنبال زنانی جوانتر و زیباتر از خودشان هستند. پروفسور جان مارشال تونسند در این زمینه می‌گوید، “می‌دانم شاید خانم ها دوست نداشته باشند این را بشنوند، اما در جوامع غربی یک مرد—حتی مردهای تک همسری—وقتی یک زن زیبا و جذاب را می‌بیند، به داشتن رابطه با آن زن فکر می‌کند!”

در واقع، طبق تحقیقی که در سال ۲۰۱ در دانشگاه ورمونت انجام گرفت، اینطور دریافت شد که ۹۸ درصد از مردان متاهل در آمریکا در مورد داشتن رابطه با کسی غیر از همسرشان رویاپردازی می‌کنند (درمقابل ۷۸ درصد از خانم ها که به کسی غیر از همسرشان فکر میکنند).

مغلوب وسوسه ها شدن هم مسئله ای دیگر است. در واقع، کمتر از ۵ درصد از مردها در جوامع غربی در یکسال، روابط خارج از ازدواج دارند (درمقایسه با آمار خانم ها که ۲ درصد است) و نزدیک به ۸۰ درصد از مردان طی دوران ازدواج به همسرانشان وفادار می مانند (درمقایسه با ۹۰ درصد خانم ها).

اما گرایش بیولوژیکی مردها به سمت زیبایی آنقدرها هم که فکر میکنیم در انتخاب آنها تاثیر نمی گذارد. مثلاً تاثیر زیبایی در انتخاب های مردان بسیار به سطح تحصیلات آنها مرتبط است؛ مردهایی که تحصیلات متوسطه دارند، ۲/۲۱ مرتبه بیشتر از آنها که تحصیلات دانشگاهی دارند به زیبایی اهمیت می‌دهند. رابرت گلاور، روانشناس، در این رابطه می گوید، ” اینکه کسی دوستتان بدارد مطمئناً مهمتر از زیبایی و قیافه ی اوست.”
مردها همچنین به زنانی که از رابطه زناشویی لذت می برند هم گرایش دارند. طبق تحقیقی که در سال ۲۰۰۰ انجام گرفت، اینطور استنباط شد که ۸۰ درصد از مردان جوان میخواهند شریک زندگیشان شور و حرارت زیادی در روابط زناشویی داشته باشد (۷۳ درصد از خانم ها هم همین را می خواستند). اما مردها، مثل زنان، درمقابل کسانی که بیش از اندازه فعال باشند، محتاط عمل میکنند.

در تحقیقی که در سال ۱۹۹۷ انجام گرفت مشخص شد که هر دو جنس، میزان کم تا متوسط از دانش زناشویی را در فرد مقابلشان ترجیح داده اند—که متخصصین عقیده دارند این نشانه ی ترس آنها از بی وفایی همسرانشان بوده است.

بیولوژی در مقابل واقعیت

مردهای امروزی معمولاً به روشی عمل میکنند که مخالف محرک های تکاملی است. دکتر نیل کلارک وارن، که یک بنگاه زوجیابی را هدایت می کند، خاطرنشان می کند که بسیاری از مراجعین مرد او به دنبال زنانی هم سن خودشان هستند.

بعلاوه، او به تجربه دریافته است که مردها، برخلاف امر بیولوژیکی برای تولید مثل، زنانی را ترجیح می دهند که خود صاحب فرزند باشند. وارِن می گوید، “ما دریافته ایم که مردها هرچه سنشان بالاتر می رود، میل و علاقه اش برای ناپدری شدن بیشتر می شود. واقعیت این است که وقتی سنتان بالای ۳۵ باشد، زنانی که برای ازدواج با شما مناسب باشند کسانی هستند که بچه دارند.”

و مسئله ی تجربه ای مطرح می شود که مردها با بالا رفتن سنشان به دست می آورند، و تاثیری که این تجربیان می تواند بر طرز تفکرشان داشته باشد. جان گاتمن محقق دانشگاه واشنگتن میگوید، “مردان جوان به دنبال زنان زیبا و جذاب هستند، اما مردهای میانسال به دنبال همسری مهربانند.”

مورگان کِنِی ۵۸ ساله که مدیر موزه ای در چاپِل هیل در کارولینای شمالی است میگوید، بعد از دو ازدواج و چند رابطه که هیچکدام به ثمر ننشسته، او دریافته است که آنچه که او واقعاً آرزویش را داشته، همسری بوده که از نظر احساس صادق و عمیقاً روحانی باشد.

او بالاخره این خصوصیات را در همسر سومش پیدا می کند که زنی ۴۴ ساله و دلال املاک است. این دو علایقی مشابه در هنر و عکاسی دارند اما به عقیده خودش آنچه واقعاً در آن مشترک اند، همراهی و وفاداریشان به همدیگر است.
خوشبختانه، مردهای امروزی به دنبال کسی هستند که در همه ی مسئولیت های ازدواج، از پول درآوردن گرفته تا بزرگ کردن بچه ها، با آنها شریک باشد. درست است که هنوز کمی در ابراز احساساتشان سرسخت هستند اما به دنبال کسی هستند که بتوانند آزادانه با او مسائل احساسی و روحی-روانی خود را در میان بگذارند

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:٠٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸۸/٦/٥

راز یک ازدواج موفق، داشتن دوست است!

زنها زمانیکه می‌خواهند غر بزنند. از ته دل بخندند و یا فریاد بکشند به طورغریزی به دوستان خود روی می‌آورند. خدا را شکر، حتی همسران ما هم اینگونه شادترند... 
  
زنها زمانیکه می‌خواهند غر بزنند. از ته دل بخندند و یا فریاد بکشند به طورغریزی به دوستان خود روی می‌آورند. خدا را شکر، حتی همسران ما هم اینگونه شادترند.چند روز پیش از مراسم ازدواجم دوستی دانا حرفی زد که واقعا به شنیدن آن نیاز داشتم. او گفت "ازدواجم با داگی از این رو که بهترین دوستم شود. نبود. من پیشتر چنین دوستی را داشتم. 



به طرزی غیر قابل باور آسوده خاطر شدم. زیرا من نیز دوستی صمیمی‌به نام جودی داشتم که که از سه سالگی او را می‌شناختم و نگرانیم از این بود که چگونه می‌توان این دوستی صمیمی‌را بعد از ازدواج نیز حفظ کرد. جواب این است: به طرزی حیرت انگیز

بسیاری از زنان معتقدند در تمامی‌کارهایی که همسرشان قادر به انجام آن نیستند و یا تمایلی به آن ندارند به دوستان خود نیازمندند. مواردی همچون مصاحبت‌های طولانی و خسته کننده. همدردی نسبت به بی عدالتی‌های پیش پا افتاده. همراهی در مشکلات پیچیده ی خرید یک بوم نقاشی .نمیدانم، که این فطری است یا اکتسابی؟ اما زنان بیش از مردان به بررسی جزئیات زندگی خود احساس نیاز می‌کنند. و این بدان معنا نیست که مردان نمی‌خواهند زندگیشان را با همسرشان قسمت کنند. مسئله این است که آنها به اندازه زنان مجذوب جزئیات نیستند. اگر تا به حال چنین موقعیتی را داشته اید ،پس حتماً می‌دانید که می‌توان در این مورد پیشرفت یا پسرفت داشت.شوهر من که بسیار مرد خوبی است دچار پسرفت شده است یعنی اصلاً به جزئیات توجهی نمی‌کند و مرد بسیار مهربانی است.اگر جودی نبود ،همسرم ناچار بود در جریان هرگونه خوشحالی و ناراحتی یا شکست و پیروزی من قرار بگیرد.حداقل 98 درصد ، می‌توانم بگویم که از داشتن چنین مشکلاتی در امان است و اگربگویم ، تنها او است که از این مسئله سود می‌برد بی انصافی است.

در حقیقت محققان دریافتند که بیشتر زنان معتقدند داشتن دوستی که بتوان به او تکیه کرد به آنهاکمک کرده و درواقع پیوند زناشوییشان را بهبود می‌بخشد. در یک بررسی از میان 40 نفر از زنان 20 ساله در دانشگاه ویسکوزین در میلواکی ،90 درصد انها معتقد بودند که برحسب عادت در خصوص مشکلات ارتباطی ، با دوست صمیمی‌خود صحبت می‌کنند و 75 درصد از افراد متا هل معتقد بودند گاهی قبل از آنکه مشکلات زناشویی را نزد همسر مطرح کنند با دوستان خود در این خصوص به گفتگو می‌پردازند. دکتر استیسی اولیکر سرپرست این مطالعات می‌گوید " زنان برای حل مشکلات زناشویی اغلب تدابیری را اتخاذ می‌کنند. تدابیری همچون ذکر خصوصیات خوب همسرشان . این کار منجر به فرو نشاندن خشم و عدم درگیری با او می‌شود.این زنان همچنین معتقدند که همدلی دوستانشان به آنها کمک می‌کند تا از عهده ی عوامل نا خوشایند ازدواج برآیند. 

یکی از دلایلی که زنان به دوستان خود پناه می‌برند این است که مردها مایلند به نوعی متفاوت از زنان مشکلات خود را حل وفصل کنند. در حالی که زنان اغلب به سادگی با گفتگو آرامش می‌یابند. مردان گویی بی درنگ مجبور به یافتن راه حل و سپس اقدام در جهت حل آن می‌باشند. سندی شیهی کارشناس روابط و نویسنده کتاب" قدرت پایدار دوستی زنان "(مارو 2000) می‌گوید:" اگر به همسرتان بگویید که با مادرتان دچار مشکل شده اید، تلاش می‌کند تا مشکل را حل کند. شما را نصیحت خواهد کرد و چنانچه نصیحت او را نپذیرید شدیدا آزرده خاطر خواهد شد. البته این رفتار تاحدی قابل درک است. این همسرتان است که باید با مشکلاتتان زندگی کند نه دوستتان. شیهی می‌گوید" نحوه ی حل مشکلات توسط یک دوست ممکن است سودمندتر باشد. از این رو که با شما همدردی کرده و می‌گوید: "درک می‌کنم . من هم چنین مشکلاتی را با مادرم دارم." و به شما اجازه می‌دهد تا خود مشکلتان را برطرف سازید.

اما روابط دوستانه زنان در واقع بیش از آرامش روح، سلامتی را نیز بهبود می‌بخشد. دکتر روانشناس شلی تیلور از دانشگاه کالیفرنیا لس آنجلس که بررسی گسترده مطالعات استرس را در سال 2000 بر عهده داشته درنظریه ی خود عنوان کرده، زنان به طور فطری زمانیکه خود یا دوستانشان دچار مشکل می‌شوند آماده ی مراقبت و همراهی دوستانه هستند. این دقیقا بر خلاف واکنش جنگیدن یا گریختن است که در مردان بارزتر است. دکتر تیلور می‌گوید: این واکنش منجر به کاهش هورمون اوکسی توسین میشود که تاثیر آرامش بخش داشته و میزان استرس را کاهش می‌دهد. مراقبت و همراهی و تحمل استرس کمتر نیز ممکن است تا حدی علت عمر بیشتر زنان نسبت به مردان باشد.طبق مطالعات سلامت‌ هاروارد ،محققین دریافته اند که هر چه تعداد دوستان یک زن بیشتر باشند، با بالا رفتن سن، احتمال ابتلای وی به ضعف‌های جسمانی کمتراست.

زنها قدرت دوستی را با شم خود درک می‌کنند علت جذب ما به یکدیگر در ادارات یا کلیساها،در جلسات مدرسه و یا پارک همین است. ما با یکدیگر ارتباط برقرار کرده وبه تبادل اطلاعات می‌پردازیم. مردان مطلقا به اندازه زنان به تعاملات اجتماعی نیاز ندارند. دکتر اولیکر می‌گوید به علاوه مردان دوست ندارند در خصوص زندگی شخصی و احساساتشان صحبت کنند. واز آنجایی که آنها به اندازه زنان نیازمند حمایت نیستند ممکن است زمانیکه سعی می‌کنیم اطلاعاتی از آنها کسب کنیم ، دچار تحیر و یا رنجش شوند. یا ممکن است اینگونه تلقی کنند که ما بیش از حد احساس نیاز می‌کنیم. دکتر اولیکر می‌گوید: 
در مطالعه وی زنان گزارش دادند که همسرانشان در واقع از اینکه زنها برای کسب حمایت، به دوستان خود پناه می‌برند، احساس رضایت دارند.
یک نمونه بارز آن ،جین سورین‌هانسن از‌هانتینگتون نیویورک است که وقتی همسرش ،نیلز از کار بیکار شد،خیلی می‌ترسید. سورین‌هانسن می‌گوید: نیلز 30 سال در پستی به عنوان کارشناس ناظر خدمت کرده بود.سپس زمانیکه 45 ساله شد شغلش را ازش گرفتند .به نیلز بازنشستگی زود هنگام پیشنهاد شده بود اما چنانچه 10 سال دیگر نیز کار می‌کرد می‌توانست مستمری بیشتری دریافت کند. سورین می‌گوید: با وجود اینکه تحت فشار مالی بسیار بودیم قرار بود نیلز مشمول بازنشستگی زود هنگام شود و من مخالف این قضیه بودم. من کارمند شرکت بیمه بودم اما هزینه شهریه و امرار معاش دخترمان پگی که در مدرسه گروه باله آمریکا در نیویورک سیتی درس می‌خواند را نیز باید پرداخت می‌کردیم. بنابراین زمان سختی را سپری می‌کردیم.

در این زمان سورین‌هانسن با یکی از دوستان صمیمی‌اش برای صرف ناهار قرار گذاشت. سورین‌هانسن اینگونه شرح میدهد: دوستم ساعتها فقط گوش کرد تا من خشمم را بیرون بریزم. اما پس از آن مرا متقاعد کرد که احساس حقارت و خشم نیلز را نیز درک کنم. سپس پیشنهاد داد که مشکلات مالی ای که در صورت بازنشستگی زود هنگام وجود خواهد داشت را در مقابل مزایای تداوم کار به مدت 10سال بنویسم. این ایده، باعث شد ،حقایق به طور واقعی در نظرم نمود کند. سورین‌هانسن دقیقا این کار را انجام داد. از این رو او توانست نشان دهد که بودجه آنها برای پرداخت اجاره وقبضهای آب و برق ماهیانه کافی نخواهد بود. با این کار نیلز نیز متوجه این حقیقت شد. 

سورین‌هانسن می‌گوید: او متقاعد شد چنانچه خانواده در دراز مدت وضع مالی بهتری داشته باشد تداوم این شغل به مدت 10سال نمیتواند چندان بد باشد. این دقیقا همان چیزی بود که همواره می‌گفتم اما دوستم به من کمک کرد تا با آرامش متوجه این مسئله شوم. از زمان بازنشستگی نیلز در 55 سالگی، پگی همکار گروه ورزش آمریکا در رالیگ ، کارولینای شمالی شد وهمه اعضای خانواده نیز به آنجا نقل مکان کردند. او میگوید: نیلز هنوز مانند گذشته و حتی بهتر از آن است. خدا را شکر که در لحظات آشفته ی زندگی دوستم به عنوان مشاوری حمایت گر در کنارم بود.

با این وجود تمامی‌خوبی‌ها و منافع یک دوست نباید اعتماد و حس نیاز به همسر را کاهش دهد.امی‌جوالسون می‌گوید: زنانی که همواره به دوستان خود تکیه می‌کنند در واقع ممکن است مسائل مختلف را با همسرشان مطرح نکنند. اما در حقیقت این یک مشکل است زیرا برقراری و حفظ صمیمیت با مردان ازاهمیت بسیاری برخورداراست. صرفا نمی‌توانیم بگوییم اوه، او مرد است و نمی‌فهمد. در واقع اگر مردان علت نیاززنان به صحبت در خصوص جزئیات را درک می‌کردند، حس صمیمیت بهتری میان آنها ایجاد می‌شد.

شاید تفاوتهای بسیار میان همسر و دوستانمان وجود هر یک را درزندگی ضروری می‌نماید. سارا‌ اپل معلم تاریخ هنر و مادر دو فرزند , زمانی که نیاز به تخلیه ی روحی دارد و یا به عقیده خود به نفس نفس می‌افتد(از همه چیز خسته می‌شود) به دوستانش پناه می‌برد. او می‌گوید: با این وجود بخشی از وجودم قادر به درک این نیست که چرا همسرم نمی‌تواند برخی مسائل را تحلیل کند، نکته ی دیگر این است که برایان جزء زندگی عادی و روزمره ی من است. 

زمانیکه با مشکلات جدی مواجهیم بهتر است احساساتمان را با دوستانمان قسمت کنیم.اما مسلما حفظ خونسردی و تامل به همراه آرامش ضروری است.راه حل من این نیست که برایان همچون دوستانم باشد بهتر این است که هر دو را در زندگی ام داشته باشم.

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۳:٥٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸۸/٦/٤

آیا از ازدواج خود خسته شده اید؟

 
آیا از اینکه ازدواج کرده اید پشیمان شده اید؟ آیا تابه حال به خودتان گفته اید، "از اینکه ازدواج کردم پشیمانم"؟ آیا ازدواج خوبی دارید یا بد؟ اگر می توانستید از نو شروع کنید، آیا انتخابتان باز این بود که با همسرتان ازدواج کنید؟ آیا قصد ازدواج دارید؟ چرا؟ آمار بالای طلاق و ازدواج های ناموفق باید آنهایی را که قصد ازدواج دارند به لحظه ای مکث تشویق کند تا بتوانند به خوبی درمورد تصمیم بزرگی که می خواهند بگیرند فکر کنند تا در آینده از ازدواج خود پشیمان نشوند و کارشان به طلاق نکشد.
براساس تحقیقی که روی 4000 زوج انجام گرفت، مشخص شد که یک چهارم مردها و زن های متاهل از ازدواج با همسر خود پشیمان هستند، درحالیکه 15% از زوج هایی که قصد ازدواج دارند به عواقب ازدواج خود شک و تردید دارند. اما واقعاً چرا بیشتر افراد از ازدواج خود پشیمان می شوند؟
براساس تحقیقات انجام گرفته، زوج ها به طور متوسط بعد از دو سال و شش ماه و 25 روز از عشق و ازدواج خود خسته می شوند. ما فکر می کنیم که مردم وقتی ازدواج می کنند که عاشق هم باشند اما نتیجه این تحقیق نشان می دهد که افراد به دلایل مختلف ازدواج می کنند. و خیلی از آنها حتی از این تصمیم خود مطمئن نیستند.
· چهار درصد از افراد متاهل شرکت کننده در تحقیق گفتند که به دلایل اشتباه و نادرست ازدواج کرده اند. دلیلشان برای ازدواج عشق نبود، خیلی از آنها فقط دوست داشتند مراسم عروسی داشته باشند و هدیه های عروسی بگیرند.
· 23 درصد گفتند اگر می توانستند همه چیز را از نو شروع کنند به هیچ عنوان همسر فعلیشان را دوباره بعنوان همسر انتخاب نمی کردند و 14 درصد آرزو می کردند با کسی در گذشته خود ازدواج می کردند.
· فقط 28 درصد اعتراف کردند که وقتی همسر آینده شان را دیدند باکره بودند و رابطه جنسی قبلی نداشتند. عده ای می گفتند که به طور متوسط با چهار نفر قبل از همسرشان رابطه جنسی داشته اند و این مقدار برای بعضی ها به 20 مورد هم می رسید. (این آمار مربوط به کشور آمریکا میباشد.)
· 33 درصد می گفتند که همسرشان بهترین شریک جنسی که تا به حال داشته اند نیست و 33 درصد دیگر ادعا می کردند که مجرد بودن خیلی بهتر از متاهل بودن است.
· 12 درصد می گفتند فقط به این دلیل با همسرشان می مانند که حوصله ندارند فرد جدیدی را برای خود پیدا کنند.
· 15 درصد از زن و شوهرها اعتراف کردند که درمورد زندگی عشقی سابق خود به هم دروغ گفته اند و تعداد کسانی که در زندگی گذشته شان بوده است را کمتر از تعداد واقعی آن به هم گفته اند. این درحالی است که 2 درصد این تعداد را به دروغ افزایش داده اند.
· 83 درصد از زن و شوهرها گفتند که از سومین سالگرد ازدواجشان به بعد دیگر برای ازدواجشان سالگرد نگرفته اند.
· هفت نفر از ده مرد تایید کردند که همسرانشان با شلختگی های آنها مشکلی ندارند و خیلی راحت جوراب ها و لباسهایشان را همه جای خانه بریزند. این در حالی است که 79 درصد اعتراف کردند که حتی دیگر برای بستن در توالت هم به خود زحمت نمی دهند.
· دو سوم خانم های متاهل اعتراف کردند که برای رسیدن به خودشان و زیبا لباس پوشیدن و آرایش کردن برای همسرانشان وقت نمی گذارند. یک سوم دیگر هم اعتراف کردند که خیلی دور از همسرانشان روی تخت می خوابند و ادعا می کنند که برای سکس با شوهرانشان وقت ندارند.
· 54 درصد از خانم ها اعتراف کردند که دیگر برای شوهرانشان آرایش نمی کنند، 61 درصد تایید کردند که همیشه تی شرت های کهنه و شلوارک های گشاد و راحت در خانه می پوشند. و 10 درصد دیگر هم اعتراف کردند که برای تحریک شوهرانشان از لباس زیر های زیبا و سکسی استفاده نمی کنند.
· 83 درصد از زن و شوهرها در چند ماه اول ازدواج همه جا دست های همدیگر را می گیرند اما بعد از یک دهه از ازدواج فقط 38 درصد اینکار را تکرار می کنند.
· قبل از اولین سالگرد ازدواج، زن و مردها بیشتر از 8 بار در روز همدیگر را در آغوش می گیرند که این میزان بعد از گذشت ده سال از ازدواج به پنج مرتبه یا حتی کمتر می رسد. 60 درصد از شرکت کننده ها گفتند که از بعد از ازدواجشان هیچ شب رمانتیک و عاشقانه آنچنانی نداشته اند.
اینطور به نظر می رسد که خیلی ها در ازدواجشان دچار رکود شده اند و بااینکه هنوز همسرشان را دوست دارند، کمی بیش از اندازه با هم خودمانی شده اند. زوج ها باید بتوانند در احساس راحتی با همدیگر و نادیده گرفتن همدیگر توازن ایجاد کنند. 
دلایل درست و غلط برای ازدواج
پشیمانی از ازدواج معمولاً به این علت اتفاق می افتد که آنها که قصد ازدواج دارند، از همان ابتدا هدف خود را از آن مشخص نمی کنند. آنها هیچوقت به نقاط قوت و ضعف ازدواج فکر نمی کنند و همه وقت، توجه و پول خود را صرف رسیدگی به آن مراسم رویایی ازدواج می کنند و به این ترتیب برای ازدواجی برنامه ریزی می کنند که فقط یک روز دوام دارد.
دلایل خوب و بدی برای ازدواج کردن وجود دارد اما عروس و دامادهای آینده بیشتر وقت خود را صرف برنامه ریزی برای مراسم عروسی می کنند تااینکه بخواهند خودشان را برای ازدواج و سختی های بعد از روز اول آن آماده کنند.
عروس های آینده معمولاً برنامه های خود را در فروشگاه ها و مزون های لباس عروس، گلفروشی ها، جواهرفروشی ها، شیرینی فروشی ها و از این قبیل می گیرند و فقط به مراسم روز عروسی، ماه عسل، دی جی و عکاس و فیلمبردار روز جشن فکر می کنند.
ازدواج بدون پشیمانی
اگر واقعا می خواهید بدون پشیمانی ازدواج کنید که زندگیتان یک عمر دوام داشته باشد، باید خودتان را برای ازدواج مهیا کنید. برای این منظور باید این سوال ها را قبل از بله کفتن در روز عروسی از خودتان بپرسید:
1. حل مشکلات در ازدواج
2. درک نقش فرد مقابل
3. ارتقاء رابطه جنسی
4. بالا بردن آگاهی مالی و اقتصادی
5. احترام گذاشتن و حفظ تعهدات ازدواج
ازدواج کردن به دلایل اشتباه و نادرست خیلی زود منجر به ازدواجی ناموفق می شود که سرنوشت آن طلاق است. دلیل آن این است که دو طرف خود را برای ازدواج آماده نکرده اند یااینکه برای ازدواج خیلی جوان بوده اند و نمی دانستند که ازدواج کردن و ازدواج موفق داشتن دو چیز کاملاً مختلف است.

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٢٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸۸/٥/٢٩

شما با متولد چه ماهی ازدواج میکنید ؟ (قسمت دوم)


*پیوند مهر با سایر ماهها 


مهر با فروردین : (بسیار خوب ) خونگرم و مهربان معتقد به تساوی حقوق زن و مرد 


مهر با اردیبهشت : ( خوب ) انسان هایی هستند که تمایل زیادی به حفظ آرامش و اعتدال دارند 


مهر با خرداد : (بسیار خوب ) آدم هایی حسابگر خونگرم تفاهم مناسبی با هم دارند 


مهر با تیر : ( بسیار خوب ) اهل رفت و آمد و معاشرت با دیگران و بسیار شکیبا 


مهر با مرداد : ( خوب ) در پی برقراری آرامش و ملایمت همراه با منطق در زندگی هستند 


مهر با شهریور : ( خوب ) پیوندی موفق چون منصف عادل و با سلیقه می باشند 


مهر با مهر : ( خوب ) به دلیل اشتراکات زیادی که دارند می توانند موفق باشند 


مهر با آبان : ( متوسط ) اگرچه خالی از دردسر نیستند اما می توانند موفق باشند 


مهر با آذر : ( بسیار خوب ) دارای خصیصه هایی مثل محبت درستکاری و مسئولیت پذیری می باشند 


مهر با دی : ( متوسط ) نسبتا خودرای بلندپرواز . ممکن است با مشکل روبرو شوند 


مهر با بهمن : ( بد ) پر جنب و جوش بی قرار تنوع طلب و سرکش 


مهر با اسفند : (بسیار خوب ) پیوندی موفق چون از نظر عاطفی با هم سازگار و هماهنگ هستند 



............................................................................................................................ 


*پیوند آبان با سایر ماهها 


آبان با فروردین : ( بد ) آزادی خواه سلطه گر خواهان تنهایی و درون گرا 


آبان با اردیبهشت : ( خوب ) آرمانگرا بلند پرواز همراه با جاذبه و اقتدار و ناسازگاری 


آبان با خرداد : (متوسط ) برای رسیدن به خوشبختی باید یکدیگر را تحمل کنند 


آبان با تیر : (متوسط ) در مسائل مالی اختلاف نظر دارند ولی در سایر موارد هماهنگ می باشند 


آبان با مرداد : ( متوسط ) یکی وفادار و قابل اعتماد و دیگری عاشق ستایش دیگران 


آبان با شهریور : ( متوسط ) جسور بی پروا سرشار از انرژی و بلند پرواز 


آبان با مهر : ( متوسط ) اگرچه خالی از دردسر نیستند اما میتوانند موفق باشند 


آبان با آبان : ( بد ) مستعد به خشمگین شدن و از کوره در رفتن در نتیجه پیوندی همراه با مشکلات 


آبان با آذر : ( متوسط ) یکی سختگیر در مسائل دیگری سرشت پویا و جدی دارد 


آبان با دی : ( بد ) هر دو دارای خصلت سلطه طلبی و سختگیرانه می باشند 


آبان با بهمن : ( بد ) یکی با احساس و عاطفه دیگری سلطه جو و خواهان کسب برتری 


آبان با اسفند : (بد ) یکی آرمان گرا و عاشق پیشه و دیگری با اعتماد به نفس کافی 



..................................................................................................... 


*پیوند آذر با سایر ماهها 


آذر با فروردین : (عالی ) کم ترین اختلاف و هیاهو از مشخصات بارزشان است 


آذر با اردیبهشت : (متوسط ) جسور بی پروا نیازمند به آزادی و بدون تفاهم 


آذر با خرداد: ( بسیار خوب ) سرشار از ذوق و شوق برای زندگی مشترک 


آذر با تیر: ( بد ) یکی اجتماعی و اهل گردش و سفر دیگری متمایل به رکن خانواده 


آذر با مرداد : (متوسط ) یکی پر شور و هیجان دیگری دنبال آزادی و استقلال 


آذر با شهریور: (بد ) تنوع طلب خواهان استقلال در ایجاد نظم و انضباط دچار مشکل هستند 


آذر با مهر : ( بسیار خوب ) دارای خصیصه هایی مثل محبت درستکاری و مسئولیت پذیر می باشد 


آذر با آبان : ( متوسط ) یکی سختگیر در مسائل دیگری سرشت پویا و جدی دارد 


آذر با آذر: ( بسیار خوب ) پیوندی بسیار مطلوب توام با سعادت و خوشبختی 


آذر با دی : ( متوسط ) خصوصیاتی نسبتا متفاوت دارند باید خویشتن دار باشند 


آذر با بهمن : ( بسیار خوب ) از موفق ترین پیوند های زناشویی خواهد بود چون مثبت گرا هستند 


آذر با اسفند : ( متوسط ) یکی با صراحت لهجه و سخنان کنایه آمیز و دیگری بسیار عاطفی می باشد 



.................................................................................................. 


*پیوند دی با سایر ماهها 


دی با فروردین : (بد ) تفاهم چندانی با هم ندارند. مرموز و محافظه کار می باشند 


دی با اردیبهشت : ( بسیار خوب) با ثبات راز نگه دار پیوندی مستحکم و پابرجا 


دی با خرداد : ( خوب ) خویشتندار سیاستمدار و از سازگاری مناسب برخوردارند 


دی با تیر : (خوب ) از نظر مالی و اخلاقی و روابط هماهنگ هستند 


دی با مرداد : (متوسط ) به دلیل داشتن حس مشترک برتری جویی شاید دچار اختلاف شوند 


دی با شهریور : ( خوب ) یک ازدواج خوب همراه با زندگی سرشار از محبت 


دی با مهر : ( متوسط ) نسبتا خودرای و بلند پرواز ممکن است با مشکل روبرو باشند 


دی با آبان : ( بد ) هردو دارای خصلت سلطه طلبی و سختگیرانه می باشند 


دی با آذر : ( متوسط ) خصوصیاتی نسبتا متفاوت دارند باید خویشتندار باشند 


دی با دی : (متوسط ) خصوصیات مشترک باعث شادابی یا یکنواختی زندگی مشترک آنها می شود 


دی با بهمن : ( متوسط ) یکی محتاط و محافظه کار دیگری سختگیر و جدی 


دی با اسفند : ( متوسط ) یکی اهل حساب و کتاب دیگری احساساتی و عاشق پیشه 



............................................................................................... 



*پیوند بهمن با سایر ماهها 


بهمن با فروردین : ( بد ) سلطه گر آرمان گرا موقعیت درک یکدیگر را ندارند 


بهمن با اردیبهشت : ( بد ) کنجکاو آزادی خواه و آرمان گرا و ایده متفاوت از یکدیگر 


بهمن با خرداد : ( بسیار خوب ) با روحیه انسان دوستی و همیشه آماده کمک به همدیگر 


بهمن با تیر : ( متوسط ) ازدواج می تواند شکل بگیرد اما به سعی و کوشش نیاز دارد 


بهمن با مرداد : ( خوب ) هردو آرمان گرا و ایده آلیست پیوندی موفق خواهد بود 


بهمن با شهریور : ( متوسط ) چنین پیوندی با سعی و کوشش می تواند خوب باشد 


بهمن با مهر : ( بد ) پر جنب و جوش بیقرار تنوع طلب و سرکش 


بهمن با آبان : ( بد ) یکی با احساس و عاطفه دیگری سلطه جو و خواهان کسب برتری 


بهمن با آذر : ( بسیار خوب ) از موفق ترین پیوند های زناشویی خواهد بود چون مثبت گرا هستند 


بهمن با دی : (متوسط ) یکی محتاط و محافظه کار دیگری سختگیر و جدی 


بهمن با بهمن : ( خوب ) پیوندی بسیار موفق توانا در امور مختلف 


بهمن با اسفند : (خوب) یکی روشنفکر و اهل منطق و دیگری با احساس و عاطفه و مکمل همدیگر 



..................................................................................................... 


*پیوند اسفند با سایر ماهها 


اسفند با فروردین : ( متوسط ) با مشکل مواجه است ممکن است پیوند خوبی باشد 


اسفند با اردیبهشت : ( خوب ) اشخاصی تو دار و بسیار محتاط و توانایی سازگاری را دارند 


اسفند با خرداد : (بد ) خیال باف و رویاپرداز مرموز و عدم تفاهم با همدیگر 


اسفند با تیر : ( بسیار خوب ) پیوندی بسیار خوب همراه عشق و علاقه و با تفاهم کامل 


اسفند با مرداد : (خوب ) هماهنگی بسیار مناسب در برآوردن نیازهای عاطفی یکدیگر 


اسفند با شهریور : ( خوب ) بسیار با صبر و حوصله هستند که باعث تفاهم در زندگی میشوند 


اسفند با مهر : ( بسیار خوب ) پیوندی موفق چون از نظر عاطفی با هم سازگار و هماهنگ هستند 


اسفند با آبان : ( بد ) یکی آرمان گرا و عاشق پیشه دیگری با اعتماد به نفس کافی 


اسفند با آذر : ( متوسط) یکی با صراحت لهجه و سخنان کنایه آمیز و دیگری بسیار عاطفی میباشد 


اسفند با دی : ( متوسط ) یکی اهل حساب و کتاب دیگری احساساتی و عاشق پیشه 


اسفند با بهمن : ( خوب ) یکی روشن فکر و اهل منطق دیگری با احساس و عاطفه و مکمل همدیگر 


اسفند با اسفند : ( بد ) به خاطر زودرنجی و حساس بودن ممکن است مشکلاتی پیش بیای

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٤:٤۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸۸/٥/٢۸

شما با متولد چه ماهی ازدواج میکنید ؟ (قسمت اول)


*پیوند فروردین با سایر ماهها 


فروردین با فروردین : (خوب) سازگاری مثبت واقع بینی و آگاهی به صفات مثبت یکدیگر 


فروردین با اردیبهشت: (متوسط) خودپسندی و میل به حاکمیت از ویژگی های مشترکشان می باشد 


فروردین با خرداد : (بد ) پر جنب و جوش بی قرار تنوع طلب و سرکش 


فروردین با تیر : ( متوسط ) برون گرا ایده آلیست امکان مشکل وجود دارد 


فروردین با مرداد : (خوب ) پیوند موفقی خواهد بود چون هماهنگی وجود دارد 


فروردین با شهریور : ( بد ) یکی پاک سرشت و انسان دوست دیگری جسور و جاه طلب 


فروردین با مهر : ( بسیار خوب ) افرادی منصف و معتقد به تساوی حقوق زن و مرد 


فروردین با آبان : ( بد ) آزادیخواه سلطه گر خواهان تنهایی و درون گرا 


فروردین با آذر : ( عالی ) کم ترین اختلاف و هیاهو از مشخصات بارزشان است 


فروردین با دی : (بد ) تفاهم چندانی با هم ندارند مرموز و محافظه کار می باشند 


فروردین با بهمن : ( بد ) سلطه گر آرمان گرا موقعیت درک یکدیگر را ندارند 


فروردین با اسفند : ( متوسط ) با مشکل مواجه است ممکن است پیوند خوبی باشد 



..................................................................................................... 


*پیوند اردیبهشت با سایر ماهها 


اردیبهشت با فروردین : (متوسط ) ممکن است مشکل داشته باشند قابل حل شدن است 


اردیبهشت با اردیبهشت : ( متوسط ) نسبتا خودرای و لجباز هستند ممکن است مشکل پیش بیاید 


اردیبهشت با خرداد : ( متوسط ) تیزهوش کنجکاو و چندان با هم سازگار نیستند 


اردیبهشت با تیر : ( بسیار خوب ) خانواده دوست خونگرم پیوندی محکم و استوار 


اردیبهشت با مرداد : ( بسیار خوب ) عاشق پیشه با صداقت وفادار پیوندی مملو از آرامش 


اردیبهشت با شهریور : ( خوب ) جوانمرد باسخاوت مددکار و بدون مشکل 


اردیبهشت با مهر : ( متوسط ) اهل اعتدال معاشرتی خونسرد و کمی حسادت 


اردیبهشت با آبان : ( خوب ) آرمانگرا بلندپرواز همراه با جاذبه و اقتدار و ناسازگار 


اردیبهشت با آذر : ( متوسط ) جسور بی پروا نیازمند با آزادی و بدون تفاهم 


اردیبهشت با دی : ( بسیار خوب ) با ثبات راز نگه دار پیوندی مستحکم و پابرجا 


اردیبهشت با بهمن : ( بد ) کنجکاو آزادیخواه و آرمانگرا و ایده متفاوت از یکدیگر 


اردیبهشت با اسفند : ( خوب ) اشخاصی تودار و بسیار محتاط و توانایی سازگاری را دارند 



....................................................................................................... 


*پیوند خرداد با سایر ماهها 


خرداد با فروردین : ( بد ) افرادی پر جنب و جوش و بی قرار ناسازگار و بدون تفاهم 


خرداد با اردیبهشت : ( متوسط ) تیزهوش کنجکاو تنوع طلب چندان با هم سازگار نیستند 


خرداد با خرداد : ( خوب ) مشورت پذیر با استدلال توانا در برطرف کردن مشکلات 


خرداد با تیر : ( متوسط ) با روحیه تنوع طلب و بی قرار خودشان می توانند باعث ایجاد مشکلات شوند 


خرداد با مرداد : ( بسیار خوب ) زوجی جذاب و اجتماعی با صفات مشترک فراوان 


خرداد با شهریور : ( متوسط ) چندان ذوق و شوقی در روابطشان وجود ندارد 


خرداد با مهر : ( بسیار خوب ) خونسرد با سلیقه هنر دوست و بسیار با نشاط می باشند 


خرداد با آبان : ( متوسط ) برای رسیدن به خوشبختی باید یکدیگر راتحمل کنند 


خرداد با آذر : ( بسیار خوب ) سرشار از ذوق و شوق برای زندگی مشترک 


خرداد با دی : ( خوب ) خویشتندار سیاستمدار و از سازگاری مناسب برخوردارند 


خرداد با بهمن : ( بسیار خوب ) با روحیه انسان دوستی و همیشه آماده کمک به همدیگر 


خرداد با اسفند : ( بد ) خیالباف رویا پرداز مرموز عدم تفاهم با همدیگر 



..................................................................................... 


*پیوند تیر با سایر ماهها 


تیر با فروردین : (متوسط ) برون گرا ایده آلیست امکان مشکل وجود دارد 


تیر با اردیبهشت : ( بسیار خوب ) نقطه اشتراک فراوانی با یکدیگر دارند 


تیر با خرداد : ( متوسط ) یکی آرام و مهربان دیگری پرشور و با انرژی 


تیر با تیر : ( خوب ) علی رغم اختلاف سلیقه پیوند خوبی می باشد 


تیر با مرداد : ( خوب ) خصوصیات مشترک زیاد و ازدواجی موفق 


تیر با شهریورSadبسیار خوب) یکی مهارت فراوان در امورمالی و دیگری حسابگر و صرفه جو و هماهنگ 


تیر با مهر : ( بسیار خوب ) هر دو مهربان انسان دوست و توانمند 


تیر با آبان : ( متوسط ) در مسائل مالی اختلاف نظر دارند ولی در سایر مسائل هماهنگ می باشند 


تیر با آذر : (بد ) یکی اجتماعی و اهل گردش و سفر دیگری متمایل به رکن خانواده 


تیر با دی : (خوب ) از نظر مالی اخلاقی و روابط هماهنگ هستند بنابراین پیوندی موفق میشود 


تیر با بهمن : ( متوسط ) ازدواج میتواند شکل بگیرد اما به سعی و کوشش نیاز دارد 


تیر با اسفند : ( بسیار خوب ) پیوندی بسیار خوب همراه عشق و علاقه با تفاهم کامل 



................................................................................................. 


*پیوند مرداد با سایر ماهها 

مرداد با فروردین : ( خوب ) پیوند موفقی خواهد بود چون هماهنگی وجود دارد 


مرداد با اردیبهشت : ( بسیار خوب ) مهربان و خانواده دوست ازدواجی موفق و پایدار 


مرداد با خرداد : ( بسیار خوب ) اجتماعی خونگرم همراه با سازگاری مثبت 


مرداد با تیر : ( خوب ) اختلاف سلیقه زیادی با هم ندارند موقعیت همدیگر را درک می کنند 


مرداد با مرداد : ( خوب ) صفات مشترک خوب باعث تقویت پیوندشان خواهد بود 


مرداد با شهریور : ( متوسط ) یکی منضبط و قانونمند دیگری پرشور و زیباپسند 


مرداد با مهر : ( خوب ) در پی برقراری آرامش و ملایمت همراه با منطق در زندگی هستند 


مرداد با آبان : (متوسط ) یکی وفادار و قابل اعتماد دیگری عاشق ستایش دیگران 


مرداد با آذر : ( متوسط ) یکی پر شور و هیجان دیگری دنبال آزادی و استقلال 


مرداد با دی Sad متوسط ) به دلیل داشتن حق مشترک برتری جویی شاید دچار اختلاف شوند 


مرداد با بهمن : (خوب ) هر دو آرمانگرا و ایده آلیست پیوندی موفق خواهد بود 


مرداد با اسفند : ( خوب )با هماهنگی بسیار مناسب در برآوردن نیازهای عاطفی یکدیگر 



........................................................................................................ 


*پیوند شهریور با سایر ماهها 


شهریور با فروردین : (بد ) یکی پاک سرشت انسان دوست دیگری جسور و جاه طلب 


شهریور با اردیبهشت : ( خوب ) صفات مشترک خوب نظیر جوانمردی و نجابت 


شهریور با خرداد : (متوسط ) یکی عاطفی و عاشق پیشهدیگری با نظم و برنامه مشخص 


شهریور با تیر : ( بسیار خوب ) در امور مالی هماهنگ و با صفات مشترک فراوان 


شهریور با مرداد : ( متوسط ) نسبتا لجباز و خودرای شاید با مشکل مواجه شوند 


شهریور با شهریور : ( بسیار خوب ) هر دو صمیمی و صادق و با محبت می باشند 


شهریور با مهر : ( خوب ) مشورت پذیر با منطق و در برطرف کردن مشکلات توانا 


شهریور با آبان : ( متوسط ) جسور و بی پروا . سرشار از انرژی و بلند پرواز 


شهریور با آذر : ( بد ) تنوع طلب خواهان استدلال در ایجاد نظم و انضباط دچار مشکل هستند 


شهریور با دی : ( خوب ) یک ازدواج خوب همراه با زندگی سرشار از محبت 


شهریور با بهمن : ( متوسط ) چنین پیوندی با سعی و کوشش می تواند خوب باشد 


شهریور با اسفند Sad خوب ) بسیار با صبر و حوصله هستند که باعث تفاهم در زندگی می شود 



........................................................................................................... 

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۳:٤٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸۸/٥/٢۸