اولین نشانه ظهور امام زمان (عج)
اولین نشانه ظهور امام زمان (عج)

نام و نسب سفیانی
همان گونه که روایات تأکید میکنند، او از نوادگان و از نسل «ابوسفیان» است و به همین دلیل هم به او «سفیانی» گفته میشود، از امام علی(علیه السلام) روایت است که ایشان فرمود: پسر جگرخوار از سرزمین بیآب و علف خارج میشود... نامش عثمان و نام پدرش عنبسه و از نسل ابوسفیان است.1
در حدیث دیگری از شیخ طوسی آمده است که سفیانی از فرزندان «عتبه بن ابوسفیان» است.2
امام علی(علیه السلام) در نامهای به «معاویه»، سفیانی را از شمار آنان دانسته و فرموده است:
مردی از فرزندانت شوم و ملعون و بینزاکت و تیره دل و بیمار و قسیّالقلب است و خداوند رحمت و عطوفت را از دل او گرفته است، گویی اکنون او را میبینیم. مادرش از قبیله بنیکلب است و اگر بخواهم نام او را میگویم و توصیف میکنم، او فرزند کسی است که سپاهی را به مدینه گسیل میدارد. آنها وارد آن شهر میشوند و به قتل و کشتار و هتک حرمت و تجاور میپردازند و از میان آنها مردی پرهیزکار و مخلص پا به فرار میگذارد... .3
از امام باقر(علیه السلام) روایت شده که او از نسل «خالد بن یزید بن ابوسفیان» است.4
و از امام علی بن الحسین(علیه السلام) نقل شده که حضرت او را از فرزندان «عنبسه بن ابوسفیان»5 به شمار آورده و برخی روایات نام او را «عبدالله»6 گفتهاند که این مطلب نزد علمای اهل سنّت مشهور است. امّا رأی مشهور این است که نام او «عثمان» از فرزندان «عنبسه ابن ابوسفیان» است و همه میدانند که ابوسفیان پنج فرزند به نامهای «عتبه»، «معاویه»، «یزید»، «عنبس» و «حنظله» داشت.
چیزی که در مورد آن در تمام این روایات اتّفاق نظر وجود دارد. این است که او از نوادگان ابوسفیان بوده و قدر به یقین هم همان است.
اقدامات سفیانی
با بررسی و مطالعه دقیق احادیث اهل بیت(علیه السلام) در مورد زمان خروج سفیانی و جریانهای هم زمان آن درمییابیم که این حرکت، حرکتی سریع و برقآسا بوده و فاصله زمانی چندانی با ظهور امام مهدی(علیه السلام) ندارد امام صادق(علیه السلام) مدّت زمان خروج او را از ابتدا تا آخر 15 ماه ذکر نمودهاند که او 6 ماه آن را به جنگ میپردازد و هنگامی که مناطق پنج گانه «دمشق»، «اردن»، «حمص»، «حلب» و «قنسرین» را تصرّف کند؛ دقیقاً 9 ماه و نه یک روز بیشتر حکومت میکند.7 برخی روایات دوره حکومت او را به اندازه مدّت بارداری یک زن (یعنی 9 ماه) دانستهاند و با توجّه به این دوره و جنگها و فتحهای او در آن مدّت کوتاه و فرجام او به دست سپاهیان امام زمان(علیه السلام)، به این نتیجه میرسیم که این رویدادها بسیار سریع و برقآسا روی میدهد. در اینجا به اختصار به ذکر کارها و اقدامات او میپردازیم .
1. کشتار علویان و شیعیان اهل بیت (علیه السلام)

علویان در طول تاریخ یا بر ظلم و انحراف شوریدهاند یا مانند آتشفشانِ خاموش و هر لحظه منتظر فرصت مناسب بودهاند. هیچ گاه آتش و انقلاب آنان خاموش نشده و همواره نشانههای شعله و دود این آتش پدیدار بوده است. بنابراین میبینیم که حاکمان بدسرشت، علویان و شیعیان اهل بیت(علیه السلام) را در رأس مخالفان خود قرار میدادند و علویان و شیعیان این مضمون را از گفتار ائمه(علیه السلام) دریافتهاند. امام صادق(علیه السلام) میفرماید:
ما و خاندان ابوسفیان دو خانوادهایم که به خاطر خدا دشمن هم شدیم. ما میگفتیم خداوند راست میگوید و آنها میگفتند: دروغ میگوید، ابوسفیان با پیامبر(صلی الله علیه و آله) جنگید، معاویه بن ابی سفیان با علی(علیه السلام)، یزید بن معاویه با حسین بن علی(علیه السلام) و سفیانی هم با قائم(عج) میجنگد.8
پیروان و دوستداران آنها نیز چنین سرنوشتی داشتند و راه آنان را ادامه دادند و با مشکلات و دشواریهای بسیاری در طول تاریخ دست و پنجه نرم کردند و برای درک بهتر این مصیبتها، تنها مراجعه به کتاب مقاتل الطّالبیین ابوالفرج کفایت میکند. با مطالعه تاریخ تشیّع و علویان درمییابیم که اعمال و رفتار و کردار سفیانی چیز جدیدی نیست بلکه او نیز همانند حاکمان ظالم و ستمپیشه گذشته راه قتل و تبعید و شکنجه اختیار مینماید، از امام صادق(علیه السلام) روایت است که میفرماید: روزی را میبینم که سفیانی وارد کوفه شده و ندا میدهد: هر کس سر یکی از شیعیان علی را بیاورد هزار درهم جایزه میبرد، و همسایه علیه همسایه میشود و میگوید فلانی جزو آنهاست و گردنش را میزند و هزار درهم میگیرد، و حکومتتان در آن موقع تحت سیطره فاسدان قرار میگیرد.9
امام باقر(علیه السلام) میفرماید: سفیانی و همراهانش خروج میکنند. در آن زمان تصمیم و هدفی جز اذیّت و آزار و قتل خاندان محمّد(صلی الله علیه و آله) و شیعیان آنها را ندارد، گروهی را به کوفه میفرستد و جمعی از شیعیان اهل بیت(علیه السلام) را به قتل رسانده و بسیاری را به دار میآویزد.10
2. قتل علما و مخالفان و مجازات سخت زنان و کودکان
این ویژگی بارز مفسدان برای ترساندن مردم و ایجاد رعب و وحشت در دل آنان است، آنها در ابتدا تلاش میکنند علما و دانشمندان را با خود همراه کرده و در صورت مخالفت، آنها را به قتل میرسانند، آنها در حقیقت میخواهند علما را جذب خود کنند تا جنایتها و کارهای آنها را توجیه کرده و به آنها مشروعیّت بخشند.
در حدیثی آمده است: سفیانی بدترین حاکمی است که علما و اهل فضیلت را به قتل میرساند و آنها را نابود میکند، در ابتدا از آنها کمک میخواهد، اگر کسی سرپیچی کند، او را به قتل میرساند.11 نقل شده که هر کس نافرمانی کند سفیانی او را میکشد و با ارّه تکهتکه میکند، «ابن عبّاس» میگوید: سفیانی میآید و جنگی به پا میکند که شکم زنان را میدرد و کودکان را در دیگ میجوشاند.12
امام باقر(علیه السلام) او را بدترین مردم توصیف کرد و میفرماید: اگر سفیانی را ببینی، او بدترین مردمان است او سرخروی، با موهای بور است و هرگز خدا را عبادت نکرده است.13
3. به اشغال درآوردن مناطق مختلف
روایتهای تاریخی حاکی از آن است که سفیانی از کشورهای مسیحی روم [اروپا] میآید و صلیب به گردن دارد، از «بشر بن غالب» روایت شده که گفته است: سفیانی با پیروزی از کشورهای غربی میآید و صلیب بر گردن دارد.14

جنگش را از مناطق پنجگانهای که روایتها به آن اشاره شده، آغاز میکند. مناطق پنجگانه عبارتند از «دمشق»، «اردن»، «حمص»، «حلب» و «قنسرین» و به بیان دیگر او جنگ خود را از سرزمین شام آغاز میکند و بر آن چیره میشود سپس از آنجا به عراق و حجاز میرود. امام باقر(علیه السلام) میفرماید: سفیانی با ابقع میجنگد و او و افرادش را به قتل میرساند، سپس اصهب را میکشد و مقصد بعدی او، عراق است. او سپاهش را از قرقیسیا عبور میدهد و آنها در آنجا به جنگ میپردازند و سفیانی سپاه دیگری به کوفه روانه میکند.15
«قرقیسیا» شهر کوچکی است که در تلاقی«رود خابور» به رود فرات قرار دارد و در آنجا رود خابور به رود فرات میریزد. این منطقه میان سه کشور «عراق»، «ترکیه» و «سوریه» قرار دارد.
سفیانی وارد کوفه میشود و به جنگ و کشتار میپردازد. روایتها از مردی به نام «شیصبانی» نام میبرند که در کوفه با سفیانی میجنگد. جابر جعفی میگوید: از امام باقر(علیه السلام) در مورد سفیانی پرسیدم فرمود: قبل از سفیانی شیصبانی از کوفه بیرون میآید، همچنان که آب از زمین میجوشد، او هم خروج میکند.16
این فاسق پس از استقرار پیدا کردن، همانند دیگر متکبّران ستم پیشه که طمعشان پایانناپذیر نیست، سپاهش را به حجاز گسیل میدارد و بنابر برخی احادیث، سپاه او وارد مدینه میشود و به غارت و ویرانی و چپاول میپردازد. در برخی روایتها چنین نقل شده است که سفیانی سپاهی را به مدینه میفرستد و دستور قتل هاشمیان، حتّی زنان آبستن آنها میدهد... .17
سپس او سپاهش را به مکه اعزام میکند و آن نشانه وعده داده شده، یعنی فرو رفتن در زمین [خسف بیداء] اتّفاق میافتد. در این هنگام قدرت سفیانی شروع به افول میکند تا اینکه امام زمان(عج) ظهور میکند و جنگهای وعده داده شده به رهبری او و یاری پیروانش از یمن و خراسان و عراق و دیگران آغاز میشود. این جنگها به رهبری کسی است که وعده پیروزی و چیرگی بر دشمنان به او داده شده است. سپاه سفیانی به تدریج از مناطق اشغالی، شکست خورده و عقبنشینی میکند.
سپس آن نبرد بزرگ میان سپاه امام و سپاه سفیانی به نام جنگ فتح قدس آغاز میشود. سپاه سفیانی از درون شروع به نابودی و متلاشی شدن میکند و خود سفیانی نیز پس از چندین جنگ در شام و قدس به دست سپاه امام کشته میشود و به این ترتیب جنبش امام, عصر نوینی را آغاز میکند.
تهیه و تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان
1 . بحارالانوار، ج 52، ص 205.
2. همان، ج 53، 213.
3. کتاب سلیم بن قیس الهلالی، ص 309.
4. عصر الظهور، ص 106، به نقل از محفوظ ابن هماد، ص 75.
5. الطوسی، الغیبه، ص 270
6. بحارالانوار، ج 53، ص 208.
7. النعمانی، کتاب الغیبه، ص 300.
8. الشیخ الصدوق، معانی الاخبار، ص 346.
9. الطوسی، الغیبه، ص 405.
10. بحارالانوار، ج 52، ص 222.
11. الفتن الابن حماد، ص 76.
12. همان، ص 285.
13. النعمانی، الغیبه، ص 306.
14. الطوسی، کتاب الغیبه، ص 278.
15. النعمانی، الغیبه، ص 280.
16. همان، ص 302.
17. الفتن، ابن حماد، ص 201.
سید نذیر الحسنی
ترجمه سید شاهپور حسینی
ماهنامه موعود شماره 90
اولین کسی که بستنی خورد که بود و بستنی چگونه ساخته شد؟!
اگر علت همه اختراعات بشر را احتیاج انسان بدانیم، بدون تردید علت اختراع بستنی چیزی جز گرما نبوده است؛ هر چند که در تاریخ، اشارهای به گرما به عنوان علت اختراع بستنی نشده است. از این موضوع که بگذریم، تار یخ درست شدن بستنی به امپراطوری روم قدیم، چین و هند باستان بر میگردد.
این خوراکی شاهانه تا قرن هفدهم میلادی در بین همه مردم محبوبیتی نداشت. از این زمان به بعد در انگلستان نوعی نوشیدنی خنک دربین اعیان و اشراف محبوبیت پیدا کرد و آن چای و قهوه همراه بایخ بود. از قرن هجدهم میلادی به بعد بستنی در آمریکا درست شد. به این ترتیب که یک تاجر آمریکایی به نام " ژاکوب فوزل" تصمیم گرفت با شیر و میوه، نوعی خوراکی خنک تهیه کند.
مدتی بعد شخصی به نام "ارنست هاموی" دو چیز دیگر به بستنی اضافه کرد؛ یکی شکر و دیگر موادی برا ی کِش آمدن بستنی .
کم کم طعمهای مختلف هم به بستنی اضافه شد. از سال ۱۹۳۰ میلادی (۷۲ سال پیش) ساختار بستنی با اختراع مادهای به نام "یخ خشک " آسان تر شد. یخ خشک همان قطعات جامد دی اکسید کربن است که از این زمان به بعد به سرد کردن بستنی درهنگام ساخته شدن کمک زیادی میکرد.
ساخت مسجد شیعی برای اسکیموها +عکس
دکتر «حسین قستی» شیعه عراقی است که طرح ساخت نخستین مسجد قطب شمال در منطقه "اینوویک" کانادا را با عنوان "مسجد آخر دنیا" عملی کرده است.

وی با اشاره به سختیهای ساخت این مسجد عنوان کرد: مانع بزرگ برای ساخت این مسجد مسائل مالی و شرایط محیطی بود که توانستیم با جمعآوری پول و حل مشکلات آن را به انجام برسانیم و اکنون مسجدی به مساحت 457 متر مربع و با تجهیزات مناسب در اختیار داریم.
نزدیک به 80 مسلمانی که در این منطقه زندگی میکنند و سالها از داشتن یک مسجد محروم بودند عمدتاً مهاجرانی هستند که از کشورهای عربی به آنجا مهاجرت کردهاند و در اینوویک که جمعیت آن نزدیک به سه هزار و 700 نفر است ساکن هستند.
البته پیش از این مسلمانان برای برپایی مناسک دینی خود در نمازخانهای متحرک از جنس چوب و به طول 7 متر و عرض 3 متر نماز را برپا میکردند.
«احمد الخلف» مهندس عراقی که متولد شهر بصره از طراحان این مسجد و یکی دیگر از ساکانان قطب شمال است که بیش از 9 سال در این منطقه ساکن است و حمایت دیگر مسلمانان اینوویک برای پیشبرد ساخت مسجد را عاملی مهم در پایان طرح توصیف میکند.
فان پاتوق
کوتاه و خواندنی از آرتمیس، نخستین زن دریانورد ایرانی و اولین در جهان! (+عکس)
تصاویری از موبایل ناصرالدین شاه
اولین تلفن همراه موجود در ایران متعلق به ناصرالدین شاه بوده است.
شکل و شمایل این تلفن همراه که در سال 1230 تولید شده است، به تلفنهای همراه امروزی شباهتی ندارد.
این تلفن همراه در سفرها همراه ناصرالدین شاه بوده و در زمان نیاز به کابلهای کشیده شده بین راه وصل و با مخاطب مورد نظر تماس تلفنی برقرار میشده است.
این تلفن دارای راهنمای فارسی بوده و ساخت کارخانه البیس شهر زوریخ میباشد
.


راسخون
عکس: اولین دختری که دیپلم گرفت
اولین دختری که در اصفهان دیپلم گرفت
--------------------------------------------------------------------------------
به شناسنامه،طلعت شاه ناصری» متولد سال ۱۲۹۸ است اما خودش حدس می زند سنش بیش از چیزی است که درشناسنامه نوشته اند. در سال ۱۳۱۵ هم دیپلم گرفته. یکی از اولین دختران اصفهانی است که دیپلم گرفته اند. می گوید همان موقع مدیر مدرسه شان تصدیق ششم ابتدایی داشته است
آن ها چهار نفر بودند. سه دختر دیگر، یکی خانم «فخری سجادی» است، دیگری «خانم نظمی»، و سومی خانم «ملوک ربانی». می گوید از آن میان، فخریسجادی شهردار ناحیه ۵ اصفهان شد و ملوک ربانیمدیر مدرسه بهشت آیین؛ از مهم ترین مدرسه های دخترانه شهر اصفهان. خانم نظمی اما شوهر که کرد، به خانه نشست.
آن روزها اصفهان دو مدرسه دخترانه داشت: «بهشت آیین» و «بانوان». مدرسه طلعت، مدرسه بانوان بود؛ یک مدرسه عمومی. طلعت خانم یادش می آید: «اما با این که مدرسه اش عمومی بود، همه کس را راه نمی دادند. یعنی همه کس توان پرداخت شهریه را نداشت. یادم است شهریه ام سالی ۱۵ قران بود؛ پولی که آن موقع "خیلی" بود.»
به «کشف حجاب» سال ۱۳۱۴ که می رسد، انگارمطمئن نیست ذوقش را نشان بدهد یا تاسفش را. شب "کشف حجاب" تا صبح خوابم نبرد. ذوق این را داشتم که صبح یک کلاه و کت مخمل میپوشم و کفش پاشنه دار. خر بودم؛ نمیدانستم کفش پاشنه دار برای مدرسه نیست!» همزمان یادش می آید آن چندهمکلاسی را که بعد از کشف حجاب، دیگر نتوانستند درسشان را ادامه دهند و خانه نشین شدند؛ رفیق های نیمه راه.
درباره واکنش مردم آن روز به این که به عنوان یک دختر به مدرسه می رفت، می گوید: «خوش شان نمی آمد اما فحش هم نمی دادند!» انگیزه اش ازدرس خواندن، این بوده که برود سر کار «بلافاصله بعد از گرفتن دیپلم، رفتم استخدام شدم. رشوه دادم؛ دو برابر حقوقی که باش استخدام شدم.
می ارزید!
با وجود رشوه ای که داد تا استخدام شود، می گوید خودش هیچ وقت رشوه نگرفته. جایگاه اداری اش اجازه می داد زیرمیزی های درست و حسابی ای بگیرد، اما «خدا می داند یک قران هم دزدی نکردم! بودند افرادی مثل من که زندگی شان را با پول دزدی و رشوه ساختند.» رشوه را به لهجه اصفهانی اش می گوید «رُشوه
بخشی از گفتگو با خانم طلعت شاه ناصری را میتوانید از اینجا ببینید
ارتقاء برای زنان ممنوع بود
کارکردن برای طلعت جوان، سخت و گاه آزاردهنده بوده: «سال ها آن جا خون دل خوردم. به عنوان ماشین نویس استخدام شدم. به عنواندیگری نمی توانستند استخدامم کنند. فقط ماشین نویسی را در شان زن می دیدند.» می گوید همکارانش به او حسادت می کرده اند. «تماممردهایی که در اداره ام بودند، تصدیق ششم ابتدایی داشتند. حتی یک دیپلمه یا یک سیکلی هم بین شان نبود. ولی دستور بود که به زن ترقیندهند. برای زن اهمیت قائل نبودند. تا این که سال ۴۵ یا حول و حوش آن بود که دستور آمد خانم ها می توانند در اداره ها سمت بگیرند. تا قبل از آن سمت نداشتم. شدم رئیس دفتر اداره. دوسالکه گذشت، شدم رئیس امور اداری. با همین سمت هم موقع انقلاب بازنشسته شدم. نوشتم به اداره که چون سنوات خدمتم به حد نصاب رسیده و شوهرم هممریض است، می خواهم بازنشسته شوم.»
آرزوی برآورده نشده خانم شاه ناصری، این بوده که به دانشگاه برود و تحصیلش را ادامه دهد. « آن موقع که دیپلمم را گرفتم، اصفهان دانشگاه نداشت. فقط تهران بود. اما بودجه اش را نداشتم که بروم تهران. آرزویم بود می رفتم دانشگاه. اما نمی توانستم. اقوام مان امل بودند! بد می دانستند. بعدش هم که برای خودم حقوق بگیر شدم، شوهر کرده بودم و بچه داشتم. نمی توانستمولشان کنم و بروم دانشگاه.»
به روی شوهرم نیاوردم که دیپلم ندارد
طلعت، ۲۳ ساله بود که ازدواج کرد. با شوهرمرحومش که شیرازی بود و ۱۰ - ۱۵ سال از خودش بزرگ تر، در همان اداره ای که کار می کرده آشنا شده است. هیچ خواستگاری یا مراسم رسمی ای هم در کار نبوده. همسرش او را پشت تلفن از پدرطلعت خانم خواستگاری کرده است. «وقتی گفتم این خوب است، پدرم راضی شد. می دانست راه خطا نمی روم.» مهریه خانم شاه ناصری، هزار تومان بوده: «نه پَست بود و نه مثل این روزها که میلیون میلیون است.» همسر خانم شاه ناصری، تصدیق ششم ابتدایی داشته: «ولی در تمام عمر یک بار بهرویش نیاوردم که من دیپلم دارم و تو نداری.»
حالا ۳ دختر، ۱ پسر، ۱۱ نوه، و۶ نتیجه دارد. به تربیت فرزندانش می بالد: «در تربیت این ها کم نگذاشتم. برایم ارزش قائل اند که تربیتمدرست بوده.» طلعت شاه ناصری می گوید: «هرچه خودم به عنوان یک زن تحقیر شدم، عوضش دخترهایم را جوری بار آوردم که زیر بار تحقیر زننروند.»
خانم شاه ناصری این بخت را داشته که همسری هم فکر و هم عقیده اش داشته باشد. «اصلا یک بار هم حرف این نشد که نروم سر کار.» البته به نظرخودش، این به خاطر «حجب و حیا»ی خودش بوده و این که شوهرش می دانسته طلعت کار خطایی نمی کند: «در این ۳۰ سال که در اداره بودم، یک بار کسی به من نگفت چرا خندیدی یا چرا با فلانی آن طوری حرف زدی؟ خودم می فهمیدم چه طور رفتارکنم. با حیا رفتار می کردم. حجاب نداشتم اما یک بار هم آستین کوتاه نپوشیدم.»
روزگار خودش را با این روزها مقایسه می کند: «حالا با وقتی که ما درس می خواندیم، خیلی تفاوت دارد. آن زمان هنوز حجب و حیا بود. هنوز دخترها دنبال حرکت هایی که حالا می روند، نبودند. ولی حالا هرکی هرکی است! دخترها که هر کار می خواهند می کنند و پسرها هم که برایشان خوب شده! مثلاً دوست می گیرند؛ رفیق می گیرند.اما من از این حرف ها نداشتم. ابداً!»
از زن بودنم، شرمنده ام
صدای خسته و بی رمق طلعت خانم وقتی تلخ می شود که یاد دشواری ها و مشقت های زندگی اش به عنوان یک شهروند مونث جامعه ایرانی می افتد: «در عمری که کرده ام، همیشه از زن بودنم عار داشته ام. می گویم خدا به من ظلم کرد که زن خلقم کرد با همان لحن مادربزرگانه اش می گوید: «قدر مرد بودنت را بدان! نمی دانی زن چه قدر توسری می خورد...»
طلعت جوان جز این که از زن بودنش ناراحت بوده، علاوه بر آن از زمانه اش هم دل خوشی نداشته: «جوان که بودم می گفتم ۵۰ سال زود به دنیا آمده ام! به خیالم ۵۰ سال بعد همه چیز ترقی می کند! نمی دانستم این اوضاع می شود!» می گوید دیگر حالا به ۵۰ سال بعد هم فکر نمی کند: «نمی خواهم باشم. مایه دردسر شده ام. دیگر مغزم کار نمی کند... این قدر خسته و مریضم که هیچ چیزاز این روزهایم نمی فهمم. بیشتر از این ناراحتم که زمانی یک مقامی برای خودم داشته ام ولی حالا این طور زمین گیرم.»
خاطره ای یادش می آید که لبخند به چهره اش میآورد: «یکی از معلم هایمان، آقاجان «همامی» بود. خداوند ادبیات بود. یک بار سر کلاس از همه دانش آموزها سوالی پرسید که هیچ کسنتوانست جواب بدهد اما من جواب دادم. برایم نوشت: اگر شه ناصری پندم دهد گوش / نسازد پندهایم را فراموش / رباید گوی سبقت همگنان راکه با فهم است و با ادراک و باهوش.» به شوخی و خنده اضافه می کند: «اما حالا نه فهم دارم، نه ادراک، و نه هوش! دیگر جمع و تفریق هم یادمرفته.»
زیر سایه مرتضی علی
طلعت شاه ناصری و خانهاش در خیابان «خاقانی» اصفهان، هر دو از مرداد این شهر بی رمق تر شده اند. از آن بلند پروازی ها دیگر خبری نیست.حالا حکایت پیری و نارسایی کبد و قرص های صبح و ظهر و شب است و نفس ها که سخت و بریده می روند و می آیند. خانم شاه ناصری این روزها ازکم کاری کبد رنج می برد. فقط ۴ درصد از کبدش وفادار مانده است. این نارسایی، بدنی نحیف و کم رمق برایش باقی گذاشته. همه «گذشته ها» را با بیانی گرم، مثل یک قصه تعریف می کند؛ قصهای که البته به فراخور سن و سال، رشته اش مدام از دست قصه گو در می رود.
می گوید «رفتنی» است و دعا میکند: «همه مان زیر سایه مرتضی علی». «مرتضی علی» را با تاکید خاصی می گوید و بعد با لحنی که انگار بخواهدکسی را از اشتباه در بیاورد، توضیح می دهد: «درست است که مثل خیلی های دیگر نبوده ام و مدرسه رو و دختر بیرون شدم؛ اما اهل دین ومذهب هم بودم. شاید بعضی وقت ها حواسم پرت شود و نماز یا روزه ام پس و پیش شود اما "معتقد"م. اگر الان برایم قرآن بیاورید و هرجایش را باز کنید، می توانم بخوانم. این ها را همه در مدرسه یاد گرفتم.»
بعد از ساعتی، وقت رفع زحمت می رسد. توان بدرقه را ندارد اما همان طور که به زحمت از روی مبل چوبی بلند می شود، با لحنی که رنگی ازهشدار دارد، می گوید: «طولی نمی کشد که شما هم همین می شوید؛ مثل من پیر و افتاده. یک دفعه چشم باز می کنید می بینید دیگر نمی توانید آنکارهایی که سابق می کردید را بکنید... دو چیز است که نمی شود کاریش کرد: یکی پیری، و یکی هم مردن
پاتوق ایرانیان
شیر زنان افتخار آفرین تاریخ ایران زمین
ماندانا

ماندان یا ماندانا در لغت به معنی شاه بوی عنبر سیاه، دختر آژی دهاک آخرین پادشاه ماد که همسر کمبوجیه پدر کوروش شد و از این وصلت کوروش متولد گردید. او در تربیت و نیز انتقال قدرت به کوروش سهم بسیار موثری داشت. ماندان اولین مدرسه جمعی که در آن برگزیدگانی از پسران بودند بنیان مینهد که خود شخصا به دانش آموزان این مدرسه درس حقوق وقانون را می آموخت و به کوروش می آموخت که باید پایه و اساس ظلم و بیدادی را ویران نماید و در هر حال یار و همیار زیردستان باشد. در این مدرسه فنون سوارکاری و تیراندازی و نبرد نیز آموزش داده میشد.
شیــــرین

شاهزاده ارمنی و برادر زاده و جانشین مهین بانو فرمانروای ارمنستان و زنی خردمند که همسر وفادار خسروپرویز بود. در آن زمان ارمنستان یکی از شهرهای کوچک ایران و شاه ارمنستان زیر نظر شاهنشاه ایران بود. خسروپرویز و شیرین حماسه ای از خود ساختند که همیشه در تاریخ ماندگار ماند. شیرین از خسرو چهار فرزند به نام های نستور، شهریار، فرود و مردانشه بدنیا آورد که هر چهار فرزند وی در زندان کشته شدند.
داستان عشق او و خسرو پرویز و دلدادگی او و فرهاد در ادبیات ایران مشهور است. پس از این که خسرو پرویز بدست دست افسری جوان به نام مهرهرمز (که پدرش مرزبان نیم روز آ«بابل و عراقآ» بوده و دو سال پیش از این واقعه، به دست خسروپرویز مجازات شده بود) کشته میشود، به پسرش شیرویه نداد و به او گفت که من به عنوان ملکه ایران باید بهترین مراسم سوگواری را برای پدرت خسرو پرویز بجا آورم در حالی که زیباترین لباس و آرایش را داشت با متانت به همراه موبدان و بزرگان به تشیع جنازه خسرو پرویز پرداخت. پس از انجام مراسم از حاضران خواست که او را برای آخرین وداع با جنازه همسرش تنها بگذارند در آن هنگام با خنجری در کنار جسد همسرش، خود را کشت.
دغدویـــه

دغدویه یا دوغدو مادر زرتشت است که اصلا از شهر ری بوده است. وی در آنجا با کوی ها و کرپن ها که مردم را گمراه می کردند و از آنها مرتب فدیه و قربانی می خواستند و دین را وسیله ای برای رسیدن به امیال و خواستهای ناروای خود کرده بودند به مبارزه پرداخت. پدر و مادرش چون جان او را در خطر دیدند او را نزد یکی از نزدیکان خود به آذربایجان فرستادند او در آنجا با پوروشسب ازدواج کرد و ثمره این پیوند همایون، زرتشت پیامبر بزرگ ایرانیان است.
کاساندان - کاساندانه

کاساندان تنها همسر کوروش بزرگ، شهبانوی ایران (ملکه جهان) دختر فرناسپه از شاهدختان و دختر فرناسپه هخامنشی از دودمانی بود که از نجبای پارس محسوب می شدند و پدر واجدادش در چند نسل شاه پارسیان بودند. کاساندان ملکه ۲۸ کشور آسیائی بوده و همواره در کنار همسرش کوروش بزرگ پادشاهی میکرده و پس از او نخستین فرد قدرتمند و سیاستمدار دربار هخامنشیان بشمار می آمده است. او ۵ فرزند با نام های کمبوجیه، بردیا، آتوسا، رکسانه و ارتیستونه داشت. هر یک از فرزندان کاساندان و کوروش بزرگ به نحوی در تاریخ هخامنشیان دارای نقش تعیین کننده بوده اند و از نشانه ها چنین بر می اید که آنها از تربیتی خاص برخوردار بودند. به نقل از هرودوت: کاساندان در ۶ نوامبر ۵۳۹ پیش از میلاد فوت کرد و هنگام مرگ وی در بابل ۶ روز همه به سوگواری همگانی فراخوان شدند. کاساندان قبل از کورش درگذشت و بعد از او کورش در اندوهی فراوان ماند و برای همیشه و به احترام همسرش تنهایی را برگزید. مقبره شهبانو کاساندانه در پاسارگاد، در کنار آرامگاه کوروش بزرگ میباشد.
آتوســا
آتوسا در لغت به معنای خوش اندام است. همچنین به معنای قدرت و توانمندی نیز میباشد.
آتوسـا (۵۵۰ تا ۴۷۵ پیش از میلاد مسیح) شهبانوهای ایران یکی از برجستهترین زنان در تاریخ ایران قدیم است. وی دختر کورش کبیر و کاساندان، خواهر کمبوجیه، و همسر دو پادشاه هخامنشی، کمبوجیه و داریوش یکم، و مادر خشایار شاه بود. آتوسـا بانویی زیبا بود وهم شاعر و هم ادیب بود و به نوجوانان پارسی درس ادبیات پارسی میداد. به خاطر خرد و اندیشه نیکویش داریوش با ایشان در مسائل مملکتی و سرنوشت ساز مشورت میکرد و نیز به ایشان اعتماد کامل داشت. اگر داریوش به منطقه ای لشگر میکشید شورای سلطنت برای اداره امور کشور تشکیل میشد و رئیس و مافوق همه در راس شورای سلطنت شهربانو آتوسا بود.هرودوت در مورد زندگی سیاسی وی میگوید: آتوسا از قدرت فوقالعادهای برخوردار بود و علاقمند بود که در میدان کارزار نیز شوهرش را همراهی کند. وی همواره یاور فکری داریوش بزرگ بوده و چندین نبرد بزرگ را شخصا فرماندهی کرده و یا با نقشه های جنگی او انجام گرفته است. از زمان مرگ او هیچ اطلاعی در دست نیست. تنها میدانیم تا زمانی که خشایار از جنگ یونان بر میگردد زنده بودهاست. احتمالا آرامگاه او در کنار آرامگاه داریوش کبیر در نقش رستم میباشد.
یوتاب

یوتاب در لغت به معنی درخشنده و بیمانند است. از یوتاب به عنوان یکی از سردارن زن ایرانی نام برده اند..یوتاب خواهر آریوبرزن سردار نامدار ارتش شاهنشاهی داریوش سوم بوده است وی در نبرد با اسکندر گجستک همراه آریو برزن فرماندهی بخشی از ارتش را بر عهده داشته است . او در کوههای بختیاری راه را بر اسکندر بست ولی یک ایرانی خائن راه را به اسکندر نشان داد و او از مسیر دیگری به ایران هجوم آورد.از یوتاب به عنوان شاه آتروپاتان ( آذربایجان ) در سالهای 20 قبل از میلاد تا 20 پس از میلاد نیز یاد شده است.آریو برزن و یوتاب در راه وطن کشته شدند و نامی جاویدان از خود بر جای گذاشتند
اولین حلقه ازدواج را چه کسی به دست کرد؟!
اولین مسجد ساخت چین با سبک معماری چینی هم آمد! (+عکس)
ساخت این مسجد در مساحت حدود چهار هکتار در سال دو هزار و پنج آغاز شد و هشت میلیون و هشتصد هزار رینگیت معادل حدود دو و نیم میلیون دلار هزینه داشته است. این مسجد گنجایش یک هزار نفر را دارد.
ترینهای جهان
بزرگترین اقیانوس : آرام
بزرگترین خلیج جهان : مکزیک
بزرگترین دریا ی جهان : مدیترانه
بزرگترین دریاچه جهان : خزر
بزرگترین دلتای زمین : سندرین
بزرگترین شبه جزیره : عربستان
بزرگترین فلات زمین : تبت
بزرگترین قاره : اسیا
پهناورترین کشور جهان : روسیه
بزرگترین مجمع الجزایر جهان : اندونزی
مرتفع ترین ابشار جهان : انجل در ونزوئلا
بلند ترین سد جهان : روگونسکی در تاجیکستان
بلند ترین قله جهان : اورست
بلند ترین کوه اتشفشان جهان : اکونگاگوا در آرژانتین
پر اب ترین رود جهان : امازون
پر بارن ترین ناحیه : چراپونچی هند
پر جمعیت ترین شهر جهان : توکیو ژاپن
پر جمعیت ترین کشور جهان : چین
پست ترین خشکی : اطراف بحرالمیت در اردن
سردترین ناحیه ی مسکونی : اویمیاکن در سیبری روسیه
طولانی ترین رود جهان : نیل در آفریقا
مرتفع ترین کشور : نپال
عمیق ترین دریاچه : بایکال در روسیه
عمیق ترین نقطه زمین : گودال ماریان در اقیانوس آرام
کم بارش ترین ناحیه : بیابان اتاکامی
کوچک ترین کشور جهان : واتیکان
گرمترین ناحیه ی جهان : العزیزیه در جنوب لیبی
بزرگترین بیابان جهان : صحرای بزرگ افریقا
کم جمعیت ترین کشور: واتیکان
طولانی ترین دیوار جهان: دیوار چین
__________________
http://forum.funpatogh.com
آموزش قرآن قبل از تولد برای اولین بار در جهان
مبتکر طرح «لالای فرشته» گفت: آموزش قرآن قبل از تولد برای اولین بار در جهان در طرحی به عنوان «لالای فرشته» در غرفه محصولات فرهنگی نمایشگاه قرآن عرضه میشود.
سیدمحمدحسین موسوی ریشهری در گفتوگو با خبرنگار آیین و اندیشه فارس در خصوص این طرح افزود: این طرح با شعار همزبان با مادر، همزمان با مادر به عنوان زبان مشترک مادری از 4 ماهگی در رحم مادر آغاز شده که در این طرح میتوان قرآن را کلمه به کلمه به زبانهای مختلف تحصیل کرد.
مبتکر طرح «لالای فرشته» تصریح کرد: آموزش قرآن قبل از تولد با شکمبندی که به شکم مادر باردار بسته شده و MP3 Player اجرا شده و از طریق صدا هم برای مادر و هم برای جنین قرآن آموزش داده میشود.
وی افزود: این آموزش همچنین با کتابی به نام 7 کلید و 7باب که 6کلید آن برگرفته از احادیث و روایات و کلید هفتم از تکنولوژی روز استفاده شده، ارائه میشود و به موضوعات تغذیه، خواب، ارتباط با خدا، ارتباط معلم و شاگرد، منظومهنویسی و خلاصهنویسی میپردازد.
مدیر دارالقرآن بنیهاشم اظهار داشت انجام این طرح یک سال به طول انجامیده و با همکاری موسسه بشارت و مرکز قرآنی بنیهاشم اجرا میشود.
وی ادامه داد: این طرح در نرمافزار بشارت کودکان و مادر در بخش کتاب، نرمافزار و محصولات فرهنگی نمایشگاه به بازدیدکنندگان عرضه میشود.
موسوی ریشهری گفت: در کشورهای اروپایی آموزش قبل از تولد به طریق صوت و تاثیر مذهب روی جنین به اثبات رسیده است.
مبتکر این طرح تصریح کرد: این طرح به ثبت رسیده و در سازمان پژوهشها برای بررسی در مرحله آزمایش کیفی قرار دارد.
وی اظهار داشت: 15شهریور نشست بررسی و آموزش این طرح با حضور اساتید دانشگاه و حوزه در نمایشگاه قرآن برگزار میشود.
سید محمدحسین موسوی ریشهری همچنین مبتکر طرح بالشتک زمزمههای ملکوتی بوده که این طرح 12 بار در نمایشگاههای مختلف ارائه شده است.
خبرگزاری فارس
نظرات ()
