مهدی موعود، یارانی این گونه دارد
اشاره:
اندیشه پیروزی حق بر باطل و غلبه صالحان بر طالحان و عادلان بر ظالمان که برگرفته از متن قرآن کریم است، بارقه ای از نور امید در دل ها تابانیده وهمه را چشم به انتظار شخصی گذاشته که منادی حق است و سفیر نور، کشتیبان هدایت است و قافله سالار رهایی; مجدد حیات بشریت است و احیاگر اخلاق خدایی،این شخصیت بزرگ را در روایات اسلامی «مهدی » علیه السلام می نامند.
چنین انتظاری افضل عبادات شمرده شده است. زیرا این انتظار با امید،تعهد، تحرک با مسوولیت و سازندگی و رفع ناامیدی از جامعه همراه می باشد.
منتظران واقعی، خود را در حال مهیای جامعه ای می بینند که انتظار موعودی را می کشد، بنابراین برای حضور حضرتش شرایطی لازم است که هم زمینه سازقدومش باشد و هم پذیرای حکومت عدل او، زیرا تحمل عدالت خود نیاز به سازندگی دارد. و الا، پذیرایی حق بر افراد بسی مشکل خواهد بود. بنابراین،ما برای خودسازی به یکی از بهترین راه ها که طریق پرورش یافتگان مکتب انسان ساز اسلام; یعنی یاوران خاص ولی عصر(عج) است متمسک می شویم، ویژگی های آن ها را بشناسیم و به کار بندیم تا زمینه ساز حضور حضرتش باشیم. زمینه سازحکومت حضرت، خیزش ایمان است نه ازدیاد فساد. ما در این نوشتار به برخی از خصال یاوران باوفای حضرت اشارتی خواهیم داشت.
ادامه مطلبپیامکهای مهدوی
دیدن مهدی هزاران درد درمان میکند
مدعی گوید که از یک گل نمیگردد بهار
من گلی دارم که عالم را گلستان میکند
****
معتقدیم عشق سرخواهد زد
بر پشت ستم کسی تبر خواهد زد
سوگند به هر چهارده آیة نور
سوگند به زخمهای سرشار غرور
آخر شب سرد ما سحر میگردد
مهدی به میان شیعه برمیگردد.
****
هرچند که خستهایم از این حال، نیا
شرمنده، اگر ندارد اشکال، نیا
ما خط تمام نامههامان کوفیاست
آقای گلم زبان من لال، نیا
****
برای آمدنت انتظار کافی نیست
دعا و اشک و دل بیقرار کافی نیست
****
اماما! عاشقت هستم و بر این عشق بر خود میبالم.
****
ای خاک کوی تو توتیای چشم؛ یکبار بنه پای خویش رد سرای چشم... یا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف (ادرکنی...)
****
چند سالی یوسف از جرم زلیخاحبس شد
حبس مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ازگناه ما هزاران ساله است
****
من به عشق منتظر ماندن همه صبر و قرارم رفت
****
هرلحظهای که سوی خدا رو کنیم
یابن الحسن عجل الله تعالی فرجه الشریف آقا ظهور شما را آرزو کنیم
****
از عنایات تو یابن العسکری بیاختیار
صدر هر حرف و سخن نام شما را عنوان کنم
****
ماهواره امید:
من به آمار زمین مشکوکم
اگراین دشت پر از آدمهاست
پس چرا یوسف زهرا تنهاست ؟
منبع: www.aman.ir
/س
پیامهای انتظار ( اس ام اس )
چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی
چه بغض ها که در گلو رسوب شد نیامدی
خلیل آتشین سخن، تیر به دوش بت شکن
خدای ما دوباره سنگ و چوب شد، نیامدی
برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم نه
ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی
تمام طول هفته را به انتظار جمعه ها
دوباره صبح، ظهر، نه!غروب شد نیامدی
*******
بیا برای فرج روز و شب دعا کنیم
دل امام خویش را زخود رضا کنیم
عزیز فاطمه، مهدی دلش پر زخون است
بیا که بهر خدا از خدا حیا کنیم
*******
بیا و خلوت ما را صفای دیگر ده، نشان خیمه خود را به چشم نو کرده
برای اینکه بمانم همیشه منتظرت، خلوت نیت و اشک سحر مکرر ده
برای عاقبت ما چه میکنی مولا تو خیر عاقبتم را به نام مادرده
الهم عجل لولیک الفرج
*******
مهدی جان!سئوالی ساده دارم از حضورت
من آیا زنده ام وقت ظهورت
اگر که آمدی من رفته بودم
اسیر سال و ماه و هفته بودم
دعایم کن دوباره جان بگیرم
بیایم در رکاب تو بمیرم
*******
منشا جود و سخاوت، موج دریای وفا
لعل رخشان ولایت، گوهرتابان علی
منبع مهر و محبت، صاحب لطف و کرم
افتخار شیعیان، آیت الرحمان علی
*******
آقا بیا به خاطر باران ظهور کن
ما را از این هوای سراسیمه دور کن
وقتی برای بدرقه عشق می روی
از کوچه های خسته ما هم عبور کن
منبع:مجله راه قرآن شماره22 /س
راسخون
پرسش و پاسخ هایى درباره امام زمان(عج) قسمت دوم
آیا انقلاب اسلامى نمودارى از ظهور امام زمان(عج) است؟
هنگامى که ولى عصر(عج) ظاهر مىشوند مسلماً در یک نقطه متمرکز مىشوند و در آنِ واحد در کشورها و مناطق دیگر حضور ندارند، بلکه براى آنجا والى و حاکم معین مىکنند، همانگونه که امیرالمؤمنین(ع) در دوران خلافت خود مالک اشتر را به ولایت مصر، ابن عباس را به ولایت بصره و بزرگان دیگر از اصحاب برجسته را به حکومت دیگر بلاد تعیین کردند. امامزمان(عج) نیز براى مناطق اسلامى حاکم معین مىکنند. بدین دلیل ما امروز با این که مدعى پیاده کردن تمام احکام زمان حکومت ولى عصر(عج) نیستیم، اما خود را مرحلهاى از ظهور به معناى تدریجى آن مىدانیم؛ یعنى حاکمیت تدریجى اسلام و احکام نورانى آن بخش و رشحهاى از ظهور امر حضرت حجت است، هر چند هنوز ظهور شخص ایشان واقع نشده است.(10)
امام زمان(عج) چه وقت ظهور مىکند؟
اکنون که دنیا پر از جور و ستم شده، پس چرا امام زمان(عج) بنا به مفاد روایت معروف و مشهور یَمْلَأُ الْأرْض قِسْطاً وَ عَدلاً بَعْدَ ما مُلِئَتْ ظُلمَاً وَ جَوراً(11) ظهور نمىکند؟
اولاً، چه کسى گفته دنیا پر از ستم و ظلم است و اصولاً تشخیص این که دنیا پر از ظلم و ستم شده یا خیر با چه کسى است؟
ثانیاً، بعضى از محققان مىگویند: مراد از مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً پر شدن دنیا از ظلم و جور نیست، بلکه سیطره و چیرگى ظلم و ستم است، بهگونهاى که گریزى از آن نباشد.
ثالثاً، به تعبیر علمى، هیچگونه علیّتى بین پر شدن دنیا از ظلم و جور و یا سیطره ظلم و جور بر دنیا و ظهور امامزمان(عج) وجود ندارد که بگوییم بلافاصله و آناً امام زمان(عج) باید در این شرایط ظهور کند. اصولاً مقدار این فاصله و اندازه آن مشخص نشده است، پس باید این شبهه از اذهان بیرون آید که با پر شدن دنیا از ظلم و ستم باید حتماً امام زمان(عج) ظهور کند، زیرا امکان آن وجود دارد که مدت زمان و فاصله ظهور بنا به حکمتها و مصالحى به درازا بکشد و این نباید براى کسى جاى نگرانى و افسردگى بهبارآورد.
در مورد گسترش فساد و زیاد شدن گناهان سه نکته قابل توجه است:
الف) مطلق این امور نشانه ظهور به حساب نمىآید و چنین نیست که هر زمان فساد گسترش یافت و گناهان زیاد شد، حضرت ظهور کند.
ب) جهان قبل از ظهور حضرت مملوّ از گناهان بسیار زیاد شده و ظلم و ستم و فساد بهطور چشم گیر و فوق العادهاى افزایش مىیابد، با این همه، اثبات چنین واقعیتى به معناى عدم وجود طاعت و بندگى و عدالت در جاى جاى زمین نیست.
ج) وجود چنین نشانهاى هرگز از مسئولیت منتظران براى مبارزه با ظلم و از بین بردن ریشه گناهان نمىکاهد، اگر چه به موفقیت چندانى در این زمینه دست نیابند.
نشانههاى ظهور حضرت مهدى(ع) على زمانى قمشهاى
طلوع خورشید از مغرب
آیا واقعا، خورشید از مغرب طلوع مىکند؟ یا این که طلوع آفتاب از مغرب، کنایه از طلوع جمال آن حضرت از مکه معظمه، است، مرحوم مجلسى مىگوید: آنگاه که امیر مؤمنان على(ع) علایم ظهور را براى اصحاب خویش چون: «اصبغبننباته» و «صعصعة بن صوحان» بیان مىفرمود چنین گفت: طلوع آفتاب از مغرب. «نزال بن سبره» از «صعصعة» پرسید مراد امیرالمؤمنین(ع) از این کلام چیست؟ «صعصعه» گفت: یابن سبره کسى که عیسى بن مریم(ع) پشتسر او نماز مىگزارد، امام دوازدهم از طبقه نهم از اولاد حسین بن على(ع) است و او است آن آفتابى که از مغرب طلوع و در میان رکن و مقام ظاهر مىشود و روى زمین را از کفر و فسق و اعتقادات باطل پاک مىگرداند.
طلوع ستارهاى از مشرق که مانند ماه مىدرخشد و روشنى مىبخشد، این ستاره به شکل ماه جدید و دوطرف آن به گونهاى کج مىباشد که نزدیک است از کجى به هم وصل شود و چنان درخشندگى داشته باشد که چشمها را خیره سازد «طلوع نجم بالمشرق یضئ کما یضئ القمر ثم ینعطف حتى یکاد تلتقى طرفاه».
ستارههاى دنبالهدار
در برخى از روایات طلوع ستارههاى دنبالهدار از علایم ظهور به حساب رفته است چنانکه امیرالمؤمنین(ع) مىفرماید: «و طلوع الکواکب المذنبة واقتران النجوم». (3) و همچنین فرمود: «و بدا لکم النجم ذوالذنب من قبل المشرق و لاح لکم القمر المنیر فاذا کان ذلک فراجعوا التوبة».
«یعنى براى شما ستاره دنبالهدارى از جانب خاور آشکار و ماهتاب پرفروغى ظاهر مىشود در این هنگام به توبه باز گردید، و در برخى از علامات، ظهور ستاره دنبالهدار را در نزدیک جدى به نگارش آوردهاند».
علامه مجلسى(قدسسره) ذیل کلام امیرالمؤمنین(ع) مىنویسد:
گفته شده است این سخن اشاره استبه ستاره دنبالهدارى که در سال839 هجرى پدید آمد، درحالى که خورشید در اوایل میزان[مهرماه] بود، این ستاره ذوذنب نزدیک مجموعه ستارگان «اکلیل شمالى» بود، سپس به تدریج از نور آن کاسته و پس از هشت ماه بهطور کلى محو گردید.
در زمان ما[مجلسى دوم] در سال 1075 ستاره دنبالهدارى بین مشرق و قبله مشاهده گشت که داراى طلوع و غروب بود، حرکت آن سریع و از مغرب به مشرق(توالى) بود و پس از دو ماه ناپدید شد، لیکن نمىتوان گفت مراد آن حضرت حتما این زمانها بوده است.
پژوهشى پیرامون ستارههاى دنبالهدار
ستارگان دنبالهدار اجرامى آسمانى مىباشند که داراى شکل منحصر به فرد و اندزاههایى بزرگ گهگاه ظاهر مىشوند. ستاره دنبالهدار که با چشم غیر مسلح چون ماه بىحرکتبه نظر مىآید، در واقع با سرعت صدها کیلومتر در ثانیه حرکت مىکند، سرعت دقیق آن را مىتوان از تغییر مکان آن نسبتبه ستارگان ثابت تعیین کرد.
تعداد ستارههاى دنبالهدار تا 10 عدد احتمال مىرود. ولى تاکنون حدود هفتصد(700) ستاره دنبالهدار شناخته شده و هر ساله نیز چند عدد ستاره دنبالهدار جدید کشف و رصد مىگردد.
حدود 260 عدد آنها در مدارهاى بسته و کشیده دور مىزنند و بسیارى از آنها چندین بار به جانب زمین باز گشته و مشاهده شدهاند، و تعداد 370 عدد از آنها داراى مدارى هذلولى یا سهمى هستند که پس از یک بار نزدیک شدن به زمین و مشاهده آنها دیگر دیده نخواهند شد. در حدود 45 ستاره دنبالهدار در جهتسیارهها حرکت مىکنند(از مغرب به مشرق) و نقطه حضیض مدارى آنها نزدیک به مدار سیاره مشترى و عضوى از خانواده مشترى هستند. مدار این ستارهها بیضى است و اغلب آنها به سمت صورت فلکى غول (هرکول) که همه منظومه شمسى با سرعتى معادل 20 کیلومتر در ثانیه به طرف آن درحرکت است، پیش مىروند.
ساختمان ستارههاى دنبالهدار
ستارههاى دنبالهدار از ذرات شهابى همراه با هسته جامد بزرگ تشکیل شدهاند، و همه آنها به وسیله جرمى از گاز کما ( Coma) احاطه شده که از مولکولها و اتمهاى آزاد شده از ناحیه هسته تشکیل یافته و از عناصرى همچون دو اتم سبک نظیر OH (هیدروکسیل)، ک. و ورم (K, Wurm) ، پى، سوینگز (P, Sings) و گروهى از مولکولهاى مادر نظیر متان (C H4) را بربر دارند.
در زمین بعضى از این عناصر به شکل گاز آمونیاک یا مایع آب وجود دارند اما «سوینگز»و «ورم» خاطرنشان ساختهاند که این عناصر در ستارههاى دنبالهدار به شکل جامد وجود دارند، همچون یخ معمولى در مورد آب و یخ آمونیاک، و یخ متان و غیره که در درون آنها مادههاى شهابى تشکیل یافتهاند از آهن، کلسیم، منیزیم، نیکل، آلومینیم، سدیم و...
یخهاى سطحى ستارههاى دنبالهدار با بازگشت متوالى و عبور از نزدیک خورشید به تدریج ذوب مىشوند و در زیر آنها لایههاى یخ جامدى باقى خواهند بود که به خوبى از تاثیر اشعه خورشیدى محافظت مىشوند.
درجه حرارت این ستارهها بستگى به فاصله آنها از خورشید دارد.
ستارههاى دنبالهدار مشهور
1 - مهشورترین ستارههاى دنبالهدار متناوب ستاره «هالى» (HALLEY,S,CMET) است این ستاره به وسیله «ادموند هالى»(1656 - 1742) عضو رصدخانه سلطنتى انگلستان پیشبینى شد. دکتر هالى در واقع یکى از همکاران جوان اسحاق نیوتن بود، وى براى اولین مرتبه اظهار داشت که ستارههاى دنبالهدار دیده شده در سالهاى 1531م و1607 و 1682م بازگشت متفاوتى از یک ستاره دنبالهدار مىباشند که هر76 سال یک بار به دور خورشید گردش مىکند، محاسبات دکتر هالى نشان داد که دنبالهدار مزبور مجددا در سال 1758 در آسمان پدیدار خواهد شد، جرم مزبور که به افتخار وى دنبالهدار «هالى» نام گرفته بود، نخستین بار در شب کریسمس سال 1758 دیده شد، هالى تنها دنبالهدارى است که با چشم غیر مسلح دیده مىشود.
تاریخچه ظهور این دنبالهدار به 240 سال پیش از میلاد و به گمانى467 سال قبل از میلاد حضرت مسیح(ع) بر مىگردد اما بازگشتهاى83 پیش از میلاد و همچنین 11 قبل از میلاد در تاریخ ثبت است و بازگشتهاى بعدى نیز مرتبا به ثبت رسیده است.
از آنجایى که دنبالهدار هالى تحت تاثیر نیروى گرانشى سیارات برجیس و کیوان(مشترى و زحل) قرار دارد لذا دوره گردش آن دقیقا ثابت نیست و بین 74 تا 78 سال به درازا مىکشد، از اینرو بازگشت مجدد آن به سال 2 - 2061م با درخشندگى خوبى خواهد بود.
پژوهشهاى فضا ناوها
بازگشتسال1986م فرصت مناسبى بود تا دنبالهدار هالى به کمک فضاناوهاى پژوهشى از نزدیک مورد بررسى قرار گیرد، هدف از این برنامه مطالعه ساختار جرم مزبور از نظر فیزیکى و شیمیایى و آزمایش هسته، و جو هالى و همچنین رابطه میان جرم آن با بادهاى خورشید بوده است.
بر این اساس مؤسسه پژوهشهاى کیهانى اروپا فضاناو جیوتو (Giotto) و شوروىها دو فضاناو به نام «وگاى 1 و 2» ( Vega) و ژاپنیها نیز فضاناوهایى به سوى هالى روانه ساختند.
فضاناو وگا 1، در تاریخ6 مارس1986 از فاصله8889 کیلومترى آن گذشت، طراحان سفینه مزبور امیدوار بودند که فضاناو وگا1، از گیسوى دنبالهدار نمونه بردارى کند و هسته آن را به دقت مورد کاوش قرار دهد. با وجودى که به دلیل پارهاى نواقص فنى، عکسبردارى واضح و روشن از هسته امکانپذیر نگردید، اما عکسها و اطلاعاتى که به زمین مخابره شد، کاملا شگفتانگیز و غیر منتظره بود.
وگا2، نیز در هشتم مارس همان سال از فاصله 8030 کیلومترى هسته هالى گذشت و با وجودى که به وسیله غبارهاى گیسوى هالى به شدت بمباران گردید، توانست اطلاعات و عکسهاى جالب و گرانقیمتى به زمین ارسال دارد.
فضاناو جیوتو از فاصله 605 کیلومترى هسته عبور کرد و عکسهاى دقیقتر و روشنترى به زمین مخابره نمود و نارسایىهاى وگاى 1 و 2 را جبران ساخت.
نتایجى که کلا از این دیدارها به دست آمده، نشان مىدهد که هسته هالى شکلى شبیه سیبزمینى دارد که ابعاد آن بهطور متوسط حدود 15×10×5/7 کیلومتر است و سطح آن همانند ذغال، سیاه بوده و نسبتبازتاب آن از 4درصد تجاوز نمىکند، عکسها و اطلاعات مخابره شده نشان مىدهد که هسته هالى در میان ابرى از غبار جاى دارد و عوارضى به صورت شکافها و گودالها و فرورفتگىها، در سطح آن به چشم مىخورد که اندازه آنها بین 100متر مکعب تا یک کیلومتر است.
علاوه بر عوارض مزبور، پدیدههاى فورانى کاملا غیر منتظرهاى در سطح هسته به چشم مىخورد که گاز از آن بیرون مىجهد.
گیسو و دنباله هالى از گازهایى که از هسته تبخیر مىشوند، تشکیل مىیابند و غبار نیز از سطح هسته پراکنده مىگردد، در سطح رو به خورشید هسته هالى چند دهانه فورانى یافت مىگردد که جمعا منبع اصلى گسیل گاز و غبار را تشکیل مىدهند، هسته هالى جسم سیاهى است که نور خورشید را جذب مىکند و دمایى را معادل 300 تا 400 گلوین(27 تا127 درجه سانتیگراد) نشان مىدهد.
فضاناو جیوتو که تا اعماق گیسوى هالى پیش رفته بود، مقدار گاز و ترکیبات آن را اندازهگیرى کرده و چنین نشان مىدهد که 80درصد گیسو از مولکولهاى آب و بقیه اکثرا از مولکولهاى دىاکسید کربن تشکیل یافته است. تجزیه و تحلیل ذرات غبار دنبالهدار هالى که به وسیله ابزارهاى نصب شده در جیوتو و وگا به عمل آمده، نشان مىدهد که تقریبا 80درصد آنها حاوى ئیدروژن، کربن، نیتروژن، اکسیژن، و مقدارى گوگرد است و علاوه بر آن، مقدارى سدیم، منیزیوم، سیلیسیم، کلسیم و آهن نیز در آن یافت مىگردد.
2 - یکى دیگر از ستارههاى دنبالهدار متناوبى که در تمام قسمتهاى مدارش قابل مشاهده بوده است، ستاره دنبالهدار «شواسمن» است، این ستاره در حقیقت قابل توجه است و مدارش بین مشترى و زحل قرار دارد و درخشندگى آن تغییر مىپذیرد.
3 - از دیگر ستارههاى دنبالهدار قابل توجه ستارهاى است که سال 1882م در روشنایى روز کاملا قابل رؤیتبود و از خرمن خورشید در فاصله 50000 کیلومترى سطح آن عبور نمود.
وظایف منتظران جوان
تلاش دشمن این است که تعهد ما را به احکام دین کم رنگ و ضعیف سازد. آنها زن و مرد و جوان و پیر را هدف قرار داده و مىخواهند سنگرهاى فرهنگى و علمى ما را تصرف کنند و آن را از اسلام و از افتخار مسلمین به گذشتههاى خود تهى کنند. اینان به اسم ملیت، تمدن، وطن و حمایت از آزادى، تجدّد، دفاع از حقوق بانوان، روشن فکرى و طرح عناوین فریبنده به معنویت، اسلامیت و ولایت، حمله مىکنند. همچنین از موج اسلام گرایى در دریاى متلاطم جامعه میلیاردى و شور و شوق مسلمانان براى بازگشت به مبانى اصیل اسلامى به وحشت افتاده و در برابر انقلاب عظیم اسلامى از هیچگونه توطئهاى فروگذار نیستند.
جوانان ما باید در راه عقیده و روش خود ثابت قدم و استوار بوده و دین خدا را یارى کنند تا آقا و مولاى خود را شاد و مسرور سازند. در برابر این همه کینه، مکر، سیاستهاى مکارانه، هجوم فرهنگى، افکار الحادى و اسلامزدا، تبلیغات شوم و قلم به دستهاى مزدور، این جوانان غیرتمند مسلمان هستند که باید از اسلام، آرمانها و اهداف آن دفاع کنند و توطئهها را بىاثر سازند. همه منتظران باید از سنگرهاى اسلام و مرزهاى فکرى و عقیدتى اسلام حفاظت کنند.
اگر جهاد اکبر و جهاد کبیر جزء وظایف منتظران عصر غیبت است، مشکلاتى را به همراه خواهد داشت. هم جهاد اکبر این مشکلات را دارد و هم جهاد کبیر. کسى که مىخواهد خود را بسازد با این مشکلات روبه رو مىشود و کسى که در صدد ساختن دیگران است، باز با این مشکلات درگیر است، البته منتظران حقیقى در مسیر ایفاى مسئولیت خویش پایدارى و مقاومت مىکنند. توجه به بعضى از وظایفى که مىتواند در رشد، بالندگى و پویایى جامعه اسلامى مؤثر باشد عبارتند از:
1. شناخت حجت خدا و امام عصر(عج)
اوّلین و مهمترین وظیفهاى که هر شیعه منتظر بر عهده دارد کسب معرفت از وجود مقدس امام و حجت زمان خویش است. این موضوع بدان درجه اهمیت دارد که در روایت آمده است:
مَنْ ماتَ وَ لَمْ یَعْرِفْ اِمامَ زَمانِهِ ماتَ مَیْتَةً جاهِلَیَّةً؛(29)
هر کسى بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلى مرده است.
البته مقصود از «معرفت امام» را که در روایتهاى متعدد به آن اشاره شده مىتوان چنین تبین کرد:
بدون تردید، مقصود از شناختى که امامان ما، که درودها و سلامهاى خداوند برایشان باد، تحصیل آن را نسبت به امام زمان مان امر فرمودهاند، این است که ما آن حضرت را آنچنانکه هست بشناسیم، بهگونهاى که این شناخت سببِ در امان ماندن ما از شبهههاى ملحدان و مایه نجات مان از اعمال گمراه کننده مدعیان دروغین باشد و اینچنین شناختى جز به دو امر حاصل نمىگردد: اوّل شناختن مشخص امام(عج) به نام و نسب و دوم، شناخت صفات و ویژگىهاى او و به دست آوردن این دو شناخت از اهم واجبات است.(30)
البته شناخت دوم مىتواند در زندگى فردى و اجتماعىِ منتظران، منشأ اثر و تحوّل باشد، زیرا اگر کسى به حقیقت به صفات و ویژگىهاى امام عصر(عج) و نقش و جایگاه آن حضرت در عالم هستى و فقر و نیاز خود نسبت به او واقف شود، هرگز از یاد و نام آن حضرت غافل نمىشود. البته شناخت و معرفت حقیقى به آن حضرت جز با عنایت خداوندى میسور نیست. بنابراین، باید از درگاه الهى توفیق شناخت حجتش را درخواست کرد.
2. تهذیب نفس و کسب فضایل اخلاقى
وظیفه مهم شیعه منتظر، تهذیب نفس و آراستگى به اخلاق نیکوست. در روایتى از امام صادق(ع) آمده است:
هر کس دوست مىدارد از یاران حضرت قائم(عج) باشد باید منتظر باشد و در این حال، به پرهیزگارى و اخلاق نیکو رفتار نماید، پس چنانچه در این حال بمیرد و پس از مردنش قائم(عج) به پا خیزد، پاداش او هم چون پاداش کسى خواهد بود که آن حضرت را درک کرده است، پس کوشش کنید و در انتظار بمانید، گوارا باد شما را اى گروه مشمول رحمت خداوند.(31)
در توقیع شریفى که از سوى حضرت براى شیخ مفید صادر شد، اعمال ناشایست و گناهانى که از شیعیان آن حضرت سر مىزند یکى از اسباب طولانى شدن غیبت و دورى شیعیان از لقاى ایشان شمرده شده است.
3. پیوند با مقام ولایت
حفظ و تقویت پیوند قلبى با امام عصر(عج) و تجدید دایمى عهد و پیمان با آن حضرت از وظایف مهمى است که شیعیانِ منتظر به عهده دارند. یک شیعه و منتظر واقعى على رغم غیبت ظاهرى آن حجت الهى هرگز نباید احساس کند که در جامعه رها و بىمسئولیت بوده و هیچ تکلیفى نسبت به امام و مقتداى خود ندارد. از شیعیان خواسته شده که در آغاز هر روز و حتى بعد از نمازواجب دعاى عهد بخوانند که نشان از اهمیت پیوند دایمى شیعیان با مقام عظماى ولایت دارد.
اگر شیعه، در آغاز روز با حضور قلب و توجه، چنین عهد و پیمانى را با امام(ع) تجدید کند، هرگز تن به رکود، ذلت، خوارى، ظلم و بىعدالتى نمىدهد، هرگز دچار بحران فرهنگى و از خود بیگانگى، یأس و نومیدى و انحطاط نخواهد شد. به دلیل اهمیت و اعتبار دعاى عهد بخشى از آن را نقلمىکنیم:
بار خدایا! من در بامداد این روز و تمام دوران زندگانىام، عهد و عقد و بیعتى را که از آن حضرت برگردن دارم با او تجدید مىکنم که هرگز از آن عهد و بیعت برنگردم و بر آن پایدار بمانم. بار خدایا! مرا از انصار و یاران آن حضرت و مدافعان از حریم مقدس او و شتابندگان در پى انجام مقاصدش و امتثال کنندگان اوامر و نواهىاش و حمایت کنندگان از وجود شریفش و سبقت جویان به سوى خواستهاش و شهید شدگان در رکاب و در حضور حضرتش قرار ده.(32)
4. کسب آمادگى براى ظهور حجت حق
در این عصر بر شیعیان لازم است که با مسلح شدن به تجهیزات نظامى روز خود را براى مقابله با دشمنان قائم(عج) آماده سازند. البته در حال حاضر، به دلیل وجود حکومتى شیعى و حاکمیت فقیه جامع الشرایط بر سرزمین اسلامى این وظیفه در درجه اوّل بر عهده حکومت اسلامى است که قواى مسلح کشور را در بالاترین حدّ آمادگى نظامى قرار دهند تا به فضل خدا در هر لحظه که اراده الهى بر ظهور منجى عالم بشریت قرار گرفت بتوانند به بهترین نحو در خدمت آن حضرت باشند.(33)
در خصوص این وظیفه از امام صادق(ع) چنین نقل شده است:
هر یک از شما باید براى خروج حضرت قائم(عج) سلاحى مهیا کند، هر چند یک تیر شد که خداى تعالى هرگاه بداند که کسى چنین نیتى دارد امیدوارم عمرش را طولانى کند تا آن حضرت را درک کند. (و از یاران و همراهانش قرار گیرد.)
آثار انتظار ظهور مهدى (ع) آیة الله مکارم شیرازى
بعضى از ناآگاهان چنین پنداشتهاند که انتظار ظهور مهدى (ع) بر اساس آیات فوق(که درمقاله قبل آمده است) ممکن است سبب رکود و عقب ماندگى یا فرار از زیر بار مسؤولیتها و تسلیم در برابر ظلم و ستم گردد، چرا که اعتقاد به این ظهور بزرگ مفهومش قطع امید است از اصلاح جهان قبل از او حتى کمک کردن به گسترش ظلم و فساد است تا زمینه ظهور آن حضرت فراهم گردد.
این سخنى است که سالهاست بر سرزبان مخالفان و منکران قیام مهدى (ع) است و ابن خلدون به آن اشاره کرده است، درحالى که مطلب کاملا برعکس است و انتظار این ظهور بزرگ آثار بسیار سازندهاى دارد که در ذیل به طور فشرده مىآوریم تا معلوم شود آنها که چنین قضاوت کردهاند قضات عجولانه و حساب نشدهاى است در برابر مسالهاى که هم در قرآن مجید به آن شاره شده و هم در احادیث متواتره که در کتب معروف اهل سنت و منابع مشهور شیعه آمده با صراحت مطرح شده است .
ادامه مطلب
انتظار موعود
انتظار فرج
انتظار فرج آرزو، امید و دل بستن به آینده دوگونه است:
1. انتظارى که سازنده، نگهدارنده، تعهد آور، نیرو آفرین و تحرک بخش است، بهگونهاى که مىتواند نوعى عبادت و حق پرستى شمرده شود.
2. انتظارى که گناه، ویران گر، اسارت بخش و فلج کننده است.
این دو نوع انتظار، معلول دو نوع برداشت از ظهور عظیم مهدى موعود است و این دو نوع برداشت به نوبه خود از دو نوع بینش درباره تحوّلات و انقلابهاى تاریخى ناشى مىشود. از این رو، لازم است اندکى درباره دگرگونىها و تحوّلات تاریخى به بحث و بررسى بنشینیم:
انتظار ویران گر
این تلقى، برداشت قشرى مردم از مهدویت و قیام و انقلاب مهدى موعود است که صرفاً ماهیت انفجارى دارد. فقط و فقط از گسترش، اشاعه و رواج ظلمها، تبعیضها، اختناقها، حق کشىها و تباهىها ناشى مىشود. در حقیقت، نوعى سامان یافتن است که معلول پریشان حالى است.
آنگاه که صلاح (خیر و نیکى) به نقطه صفر برسد، حق و حقیقت هیچ طرفدارى نداشته باشد، باطل یکّه تاز میدان شود، و جز نیروى باطل حکومت نکند و فرد صالحى در جهان یافت نشود، این انفجار رخ مىدهد و دست غیب براى نجات حقیقت - نه اهل حقیقت، زیرا حقیقت طرفدارى ندارد - از آستین بیرون مىآید.
به این ترتیب، هر اصلاحى محکوم است، چرا که هر اصلاحى یک نقطه روشن است و تا در صحنه اجتماع نقطه روشنى هست دست غیب ظاهر نمىشود. برعکس، هر گناه، فساد، ظلم، تبعیض، حقکشى و هر پلیدى به حکم این که مقدمه صلاح کلى است و انفجار را قریب الوقوع مىکند، رواست، زیرا الغایات تبرّر المبادی؛ یعنى هدفها وسیلههاى نامشروع را مشروع مىکنند. پس بهترین کمک به تسریع در ظهور و بهترین شکل انتظار، ترویج و اشاعه فساد است.
این گروه طبعاً به مصلحان، مجاهدان، آمران بالمعروف و نهىکنندگان از منکر با بغض و عداوت مىنگرند، زیرا آنان را از تأخیراندازان ظهور و قیام مهدى موعود(عج) مىشمارند. بر عکس، اگر خود هم اهل گناه نباشند، در عمق ضمیر و اندیشه با نوعى رضایت به گناهکاران و عاملان فساد مىنگرند، زیرا اینان مقدمات ظهور را فراهم مىآورند.
انتظار سازنده
ریشه این اندیشه در آیات قرآنى و روایات اسلامى نهفته شده و در جهت عکس نظریه انتظار مخرب است. از آیات قرآن استفاده مىشود که ظهور مهدى موعود حلقهاى از حلقات مبارزه اهل حق و باطل است که به پیروزى نهایى اهل حق مىانجامد. سهیم بودن یک فرد در این سعادت موقوف به این است که آن فرد عملاً اهل حق باشد. مهدى موعود مظهر نویدى است که به اهل «ایمان و عمل صالح» داده شده است، او مظهر پیروزى نهایى اهل ایمان است. ظهور مهدى موعود منّتى است بر مستضعفان و خوار شمرده شدگان و وسیلهاى است براى پیشوایى و مقتدایى آنان، مقدّمهاى است براى وراثت خلیفة اللهى آنها بر روى زمین: (و نُرید أن نَمُنَّ عَلَى الَّذین استُضعِفوا فِى الأرض و نَجعلَهُم أئمّة و نَجعَلَهُمُ الوارِثین).
ظهور مهدى موعود تحقق بخش وعدهاى است که خداوند متعال از دیرزمانها در کتب آسمانى به صالحان و متقیان داده است که زمین ازآنِآنان است: (وَ لَقَدْ کَتَبْنا فى الزّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أنَّ الاَرضَ یَرِثُها عِبادِىَالصّالحون).
حدیث معروفِ: یَمْلَأُ اللّهُ بِهِ الْأرضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً بَعْدَ ما مُلِئَتْ ظُلْمَاً وَ جَورَاً نیز شاهد، تقویت کننده و مؤید نظریه انتظار سازنده است نه مؤید نظریه انتظار مخرب، زیرا در این حدیث نیز تکیه بر ظلم و سخن از گروه ظالمى است که مستلزم وجود گروه مظلوم است و مىرساند که قیام مهدى براى حمایت مظلومانى است که استحقاق حمایت دارند. بدیهى است که اگر گفته مىشد: یَمْلَأُ اللّهُ بِهِ الْأرضَ إیماناً وَ تَوحیداً وَ صَلاحاً بَعْدَ ما مُلِئَتْ کُفْراً وَ شِرْکاً وَ فساداً، مستلزم این نبود که لزوماً گروهى مستحق حمایت وجود داشته باشد، چرا که در آن صورت، استنباط مىشود که قیام مهدى موعود براى نجات حقِ از دست رفته و به صفر رسیده است نه براى گروه اهل حق ولو به صورت یک اقلیت. شیخ صدوق طبق روایتى از امام صادق(ع) مىگوید: «این امر تحقق نمىپذیرد، مگر این که هر یک از شقى و سعید به نهایت کار خود برسند». پس سخن در این نیست که سعیدى در کار نباشد و فقط اشقیا به منتها درجه شقاوت برسند.
در روایات سخن از گروه زبدهاى است که به محض ظهور امام به آن حضرت ملحق مىشوند، بدیهى است که این گروه ابتدا به ساکن خلق نمىشوند، (بلکه قبلاً در میان جامعه اسلامى زیست کردهاند).(1)
انتظار دعوت به نپذیرفتن باطل است، نپذیرفتن بردگى و ستم، انتظار درفش بنیادگر مقاومت در برابر هر ناحق و هر ستم و ستم گرى است. مجاهدتهاى خستگىناپذیر شیعه در طول تاریخ گواه بر این است که در این مکتب سازش و سستى راه ندارد. به شیعه منتظر فرمان دادهاند که سلاح خود را همیشه آماده داشته باشد، باید همچنین باشد، چرا که منتظرانِ برپایى عدالت باید خود به عدالت و داد تعهد داشته باشد. کجا انسان معتقد متعهد، در دوران عمر خویش ساکت مىنشیند و هر ظلم و ناحقى را تحمّل مىکند و آرمان اعتقادى و تعهدى خویش را به کنارى مىنهد تا پس از سالها مصلح موعود بیاید و عقاید و تعهدات او را تحقق بخشد؟ سستى و سکوت پذیرفته نیست؛ چگونه کسانى به خود اجازه مىدهند که تعالیم والاى مکتب تشیع را نامتعهدانه تفسیر کنند. اگر خود اهل اقدام نیستند مردانه و صریح اذعان کنند نه این که با تفسیر غلط بگویند که «اینها تکلیف نیست». آیا تکلیف مسلمانان این است که بنشینند تا همه چیز بر باد رود، حتى دین و ناموسشان؟ آیا تکلیف مسلمانى این است که زیر سلطه کافران از خدا بىخبر بروند، در حالى که خداوند مىفرماید: (وَ لَنْ یَجْعَلَ اللّهُ لِلْکافِرینَ عَلَى المُؤمِنینَ سَبیلاً)(2)؛ خداوند هرگز نخواسته که کافران بر مؤمنان سلطه یابند.
شیعه منتظر، به انتظار قائم است، همو که با شنیدن نامش بر مىخیزد و آمادگى خویش را اعلام مىدارد، پس انتظار مخرب هرگز، هر چه براى شیعه رقم خورده، انتظار سازنده و امید ساز است و بس!
نظرات ()
