اس ام اس میلاد پیامبر (ص) و امام صادق (ع)
نور عترت آمد از آیینه ام
کیست در غار حرای سینه ام
رگ رگم پیغام احمد می دهد
سینه ام بوی محمد می دهد
میلاد پیامبر اکرم و امام صادق (ع) تهنیت باد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
صادق که اساس دین ازاو شد معمور / بودند ملایک پی امرش مامور
میلاد ششمین اختر تابناک آسمان ولایت و نبی اکرم نور هدایت مبارک باد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
میلاد نبی اکرم بهانه خلقت و قرآن ناطق، امام صادق-ع بر شما تبریک وتهنیت باد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
ای ششم پیشوای اهل ولا
خلق را رهبری به دین هدی
پای تا سر خدانمایی تو
هم ز سر تا بپای صدق و صفا
ولادت امام جعفر صادق و نبی اکرم مبارک
نور عترت آمد از آیینه ام
کیست در غار حرای سینه ام
رگ رگم پیغام احمد می دهد
سینه ام بوی محمد می دهد
میلاد پیامبر اکرم و امام صادق (ع) تهنیت باد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دلم به یاد تو امشب لبالب از شور است
تو کیستی که حریمت چو کعبه مشهور است؟
میلاد نبی اکرم مبارک
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
ماه فرو ماند از جمال محمد
سرو نباشد به اعتدال محمد
قدر فلک را کمال و منزلتى نیست
در نظر قدر با کمال محمد
میلاد نور مبارک
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
حق چو دید آن نور مطلق در حضور/ آفرید از نور او صد بحر نور
آفرینش را جز او مقصود نیست/ پاک دامن تر زاو موجود نیست
میلاد نبی اکرم گرامی باد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
بلغ العلی بکماله
کشف الدجی بجماله
حسنت جمیع خصاله
صلوا علیه و آله
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
با محمّد برتر از آنی که اندر وصف آیی
تالی قرانیِ و هموزن آن ثِقل ثقیلی
میلاد نبی اکرم گرامی باد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
ا رسول الله تودر خلوتِ وحدت خلیلی
بعدِ ذاتِ واحدِ مطلق به هستی بی بدیلی
بر گزینِ دست یزدان از میان نخبگانی
پیش هر صاحبنظر در صورت و معنا جمیلی
منبع اندیشة رود خروشان حیاتی
شهر علمی، کوهِ حلمی، قُلزم عقل عقیلی
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
صادق که اساس دین ازاو شد معمور / بودند ملایک پی امرش مامور
میلاد ششمین اختر تابناک آسمان ولایت و نبی اکرم نور هدایت مبارک باد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
ای ششم پیشوای اهل ولا
خلق را رهبری به دین هدی
پای تا سر خدانمایی تو
هم ز سر تا بپای صدق و صفا
ولادت امام جعفر صادق و نبی اکرم مبارک
فان پاتوق
دعای الیاس پیامبر در سجده
دعای الیاس پیامبر در سجده

مفضل بن عمر میگوید: همراه دوستان برای ملاقات با امام صادق ـ علیه السّلام ـ رهسپار شدیم، به در خانه آن حضرت رسیدیم ولی خواستیم اجازه ورود بگیرم، پشت در شنیدم که آن حضرت سخن میگوید، ولی آن سخن عربی نبود و خیال کردیم که به لغت سریانی است، سپس آن حضرت گریه کرد، و ما هم از گریه او به گریه افتادیم، آن گاه غلام آن حضرت بیرون آمد و اجازه ورود داد.
ما به محضر امام صادق ـ علیه السّلام ـ رسیدیم، پس از احوالپرسی، من به امام ـ علیه السّلام ـ عرض کردم! «ما پشت در، شنیدیم که شما سخنی که عربی نیست و به خیال ما سریانی است، تکلم میکردی، سپس گریه کردی و ما هم با شنیدن صدای گریه شما به گریه افتادیم».
امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: «آری من به یاد الیاس افتادم که از پیامبران عابد بنی اسرائیل بود،و دعایی را که او در سجده میخواند، میخواندم، سپس امام ـ علیه السّلام ـ آن دعا و مناجات را به لغت سریانی، پشت سرهم خواند، که سوگند به خدا هیچ کشیش و اسقفی را ندیده بودم که همانند آن حضرت آن گونه شیوا و زیبا بخواند، و بعد آن را برای ما به عربی ترجمه کرد و فرمود: الیاس در سجودش چنین مناجات میکرد:
اتراک معذبی و قد اظمأتُ لک هو اجری، اَتُراکَ مُعذبی و قد عفَّرْتُ لک فی التراب، اتراکُ مُعذبی و قد اجتنبتُ لک المعاصی، اتراک معذبی و قد اسهرتُ لک لیلی!
خدایا آیا براستی تو را بنگرم که مرا عذاب کنی، با اینکه روزهای داغ به خاطر تو «با روزه گرفتن» تشنگی کشیدم؟ آیا تو را بنگرم که مرا عذاب کنی، در صورتی که برای تو، رخسارم را «در سجده» به خاک مالیدم؟! آیا تو را بنگرم که مرا عذاب کنی با آن که بخاطر تو، از گناهان دوری گزیدم، آیا تو را ببینم که مرا عذاب کنی با اینکه برای تو هر شب را به عبادت به سر بردم؟!
خداوند به الیاس، وحی کرد: «سرت را از خاک بردار که من تو را عذاب نمیکنم».
الیاس عرض کرد: «ای خداوند بزرگ اگر این سخن را گفتی که تو را عذاب نمیکنم ولی بعداً مرا عذاب کردی چه کنم؟! مگر نه این است که من بنده تو و تو پروردگار من هستی.
باز خداوند به او وحی کرد: ارفع رأسک فانی غیرُ مُعذبک، انی اذا وعدتُ وعداً و فَیتُ به.
سرت را از سجده بردار که من تو را عذاب نمیکنم، و وعدهای که دادهام به آن وفا خواهم نمود.
منبع: پایگاه اندیشه قم
جهرمی زاده- گروه دین و اندیشه تبیان
گفتگوی خداوند با امام صادق علیه السلام
گفتگوی خداوند با امام صادق علیه السلام

قسمت اول: برترین نعمت خداوند
قسمت دوم: قرآن؛ نمایشگاه خداوند متعال
قسمت سوم: خدا در جای جای قرآن
قسمت چهارم: قرآن دور؛ قرآن نزدیک
قسمت پنجم: بهرهمندی از مراتب قرآن کریم
قسمت ششم: قرآن با پیامبر یا پیامبر با قرآن
قسمت هفتم: قرآن مثل باران است
قسمت هشتم: پیامبر قرآن را عربی نخوانده است
قسمت نهم: خدا حرف نمی زند
قسمت دهم: بزرگترین کلمه خدا را می شناسید؟
قسمت یازدهم: مسلمانان جواب خدا را بدهند
قسمت دوازدهم: هر کسی که به دنیا میآید خدا قرآن را بر او نازل میکند
آنچه گذشت :
در شماره پیشین آمد که : قرآن کریم، تنها بر رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نازل نشده بلکه بر امّت ایشان نیز نازل می گردید. تعبیر خدای سبحان در بخشی از آیات کریمه این است که ما قرآن را هم به سوی تو نازل کردیم و هم به سوی امّت تو. "وَأَنزَلْنَا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَیْهِمْ "1، ما این کتاب و ذکر را به سوی تو نازل کردیم تا مبیّن و مفسّر آن چیزی باشی که به سوی مردم نازل شده است
امام صادق علیه السلام و تکلّم الهی
در ذیل کریمه "مالک یوم الدین"2 آورده است که امام ششم سلام الله علیه این آیه را آنقدر تکرار فرمودند که مدهوش شدند و آن حضرت پس از این حالت فرمودند: "أُکرّرها حتّی کأنى سمعت من قائله"3 آنقدر این آیه را تکرار نمودم که گویا از متکلّمش شنیدم.
این نکته از برخی امامان دیگر نیز نقل شده و نشانگر آن است که گوینده این آیات کریمه قرآن، همواره خدای سبحان است. چون اگر کسی از افق طبیعی به فراطبیعی هجرت کند، آن مرحله از کلام الهی را که منزّه از زمان و مبرّای از زمین است کاملاً مشاهده خواهد کرد. و سرّ تعبیر به "کأنّ" ناظر به مقام احسان است و بهره سالکان متوسّط؛ امّا اوحدّی از آنان، که اهل بیت طهارت علیهم السلام مصداق کامل آنند، از مقام "کأن" به مقام "إنّ" نایل آمدند، و تعبیرهای آن ذوات معصوم علیهم السلام در این باره گاهی به صورت "کأنّ" است و گاهی به صورت مافوق آن، نظیر آنچه ذعْلب از حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام نقل نموده است: "أفأعْبدُ ما لا أری...".4
آیت الله جوادی آملی، تفسیر موضوعی قرآن کریم
تنظیم : گروه دین و اندیشه تبیان - عسگری
1- بحار الانوار، ج 89، ص107
2- سورهی فاتحه، آیهی 4.
3- مفتاح الفلاح، ص 449.
4- نهج البلاغه، خطبهی 179.
قاتل امام حسین در زمان امام صادق

محمّدبن ارقط گوید: به حضور امام صادق علیه السلام شرفیاب شدم به من فرمود: به کوفه رفت و آمد می کنی؟
گفتم: آری، فرمود: آیا قاتل های امام حسین علیه السلام را در کوفه می بینی؟
عرض کردم: از آنها هیچ کس باقی نمانده است. همه مرده اند.
فرمود: در این صورت، نظر تو این است که تنها قاتل کسی است که شخصی را بکشد و یا باعث و متصدّی قتل او گردد آیا سخن خداوند را در قرآن نشنیده ای که (به پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم) خطاب می کند که به یهودیان زمان خودش بگوید: الَّذِینَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ عَهِدَ إِلَینَا أَلَّا نُؤْمِنَ لِرَسُولٍ حَتَّى یأْتِینَا بِقُرْبَانٍ تَأْکُلُهُ النَّارُ قُلْ قَدْ جَاءَکُمْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِی بِالْبَینَاتِ وَبِالَّذِی قُلْتُمْ فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ(آل عمران/183)
(اینها) همان کسانی (هستند) که گفتند: «خداوند از ما پیمان گرفته که به هیچ پیامبری ایمان نیاوریم تا (این معجزه را انجام دهد:) یک قربانی بیاورد، که آتش [= صاعقه آسمانی] آن را بخورد!» بگو: «پیامبرانی پیش از من، برای شما آمدند؛ و دلایل روشن، و آنچه را گفتید آوردند؛ پس چرا آنها را به قتل رساندید اگر راست میگویید؟!»
در صورتی که یهودیان معاصر پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم، پیامبری را نکشته بودند چرا که از زمان حضرت عیسی علیه السلام تا زمان پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم پیامبری وجود نداشت و این که قرآن کریم در آیه ی فوق یهودیان زمان پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را نیز به عنوان قاتل معرفی می نماید از این رو است که راضی به روش آباء و اجداد خود بودند بنابراین افرادی که در کوفه راضی به روش اجداد خود در مورد قتل امام حسین علیه السلام هستند خود آنان نیز قاتل به حساب می آیند.
برگرفته از:
هزار و یک جکایت قرآنی، محمد حسین محمدی
تنظیم برای تبیان: شکوری_کارشناس بخش قرآن
نسل نو و امام صادق علیه السلام
نسل نو و امام صادق علیه السلام
جوان و امام صادق(علیه السلام)
«انهم اسرع الى کل خیر» (1)
جوانان زودتر از دیگران به خوبیها روى مىآورند.
رفتار و سخن امام صادق(ع) ترجمان حقیقى این گفته رسول خدا(ص)است که فرمود:
«اوصیکم بالشبان خیرا، فانهم ارق افئده» (2)
سفارش مىکنم شما را که، با جوانان به خوبى و نیکویى رفتارکنید، چرا که آنان نازک دل و عاطفىترند.
امام ضمن توجه به روح لطیف و احساس آرمانى جوانان، یارانونزدیکان خود را نیز به دقت و توجه در این نکات رهنمون مىساخت. از جمله، یکى از یاران امام به نام «مؤمن طاق» (3) براى پیامرسانى و تبلیغ دین، مدتى را در شهر بصره گذراند. وقتى که بهمدینه بازگشت، خدمت امام صادق(ع) رسید، حضرت از او پرسید:
به بصره رفته بودى؟
آرى!
اقبال مردم را به دین و ولایت چگونه دیدى؟
بخدا اندک است! مىآیند ولى کم!!
جوانان را دریاب، زیرا آنان به نیکى و خیر از دیگرانپیشتازترند. (4)
گزیدهاى از منشور جوان را در اندیشه صادق آل محمد(ص) مرورمىنماییم:
کوچ عصر
زندگى کوتاه است و راه کار دراز و فرصت زودگذر! تنها سرمایهگرانبهاى ما وقت است که بازگشتى ندارد، از این رو بزرگترین فنبهترزیستن، بهره جستن از فرصتهاى بىنظیرى است که برما مىگذرد;این سخن امام صادق(ع) را باید جدى گرفت:
«من انتظر عاجله الفرصه مواجله الاستقصاء سلبته الایام فرصته،لان من شان الایام السلب و سبیل الزمن الفوت» (5)
به هرکس فرصتى دست دهد و او به انتظار بدست آوردن فرصت کامل آنرا تاخیر اندازد، روزگار همان فرصت را نیز از او برباید، زیراکار ایام، بردن است و روش زمان، از دست رفتن.
رنگ خدا
در این مرحله هویتیابى نقش «آگاهى و بینش» بسیار مؤثر وکارساز بوده، بر «رفتار و عمل» پیشى دارد، در این دوران، ممکن استسرگردانى در هویتسبب گردد که جوان نسبتبه کیستى خودو نقش اجتماعى خود دچار تردید گردد و این شک ضمن برهم زدنهماهنگى و تعادل روانى، او را به «بحران هویت» بکشاند،بحرانى که جوان به پیرامون اهداف بلند مدت، انتخاب شغل،الگوهاى رفاقت ، رفتار و تمایل جنسى، تشخیص مذهبى، ارزشهاىاخلافى و تعهد گروهى با تردید و شک خواهد نگریست.
در شکلدهى هویت، «معرفت دینى» نقش مهمى را ایفا مىکند و درواقع، دین مىتواند تکیه گاه جوان و رهایى دهنده او از اینبحران باشد; البته «دانش»، «کار و تلاش» نیز در ساماندهىهویت او کارساز است. (6)
بنابراین، جوان باید رنگ خدایى گیرد تا هویتش خدایى گردد،«دین» همان «رنگ خدا» است که همگان را بدان دعوت مىکنند: (صبغهالله و من احسن من الله صبغه) (7) ; رنگ خدایى (بپذیرید!) وچه رنگى از رنگ خدا بهتر است؟ امام صادق(ع) درباره آیه فوقمىفرماید:
«مقصود از رنگ خدایى همان دین اسلام است.» (8)
دین به انگیزه جوان در بنا و آراستن هویت او پاسخ مىدهد، چراکه آدمى داراى عطشى است که فقط با پیمودن راه خدا فرومىنشنید (9) ; از این رو امام صادق(ع)، یادگیرى بایدها و نبایدهاو اندیشههاى سبز دین را از ویژگیهاى دوران جوانى مىداند. (10) وگاه نسبتبه آن دسته از جوانانى که «علم دین» نمىدانند و درپىآن نمىروند، رنجیده خاطر مىگردد. (11)
قرائت معتبر دین
فهم از دین چگونه است؟ و جوان دین خود را از که بجوید؟!
آیا هرکس مىتواند به فهمى از دین برسد؟!
آیا هر فهمى از دین، صواب و پسندیده است؟!
آیا «فهم دینى» فهم نسبى است و هیچ فهم ثابتى وجودندارد؟! (12)
و یا آن که یک تفسیر و قرائت رسمى از دین وجود دارد.
پس از رحلت رسول اکرم(ص)، مکتباهلبیت(ع) به عنوان «ثقل اصغر»در جایگاه علیهم السلام بیین حقیقى دین خوش درخشید، و لیکنافراد و گروههایى نیز به عللى!! در برابر این اندیشه قرارگرفته، با طرح «قرائت مختلف از دین» به مقابله با معارفمعصومان علیهم السلام پرداختند و مع الاسف تاریخ فرهنگ و معارفاسلامى ما همیشه شاهد عرصه گردانى و فریب افکار عمومى از سوىخالقان دیدگاههاى دینى بود.
در عصر امام صادق(ع) فراى از رواج مکاتب الحادى و هجوماندیشههاى یونانى و ایجاد نهضت ترجمه، دیدگاهها و نظریاتگوناگونى در چارچوب «قرائتهاى دینى» طرح گردید، حتى برخى ازارباب فرق که خود مدتى در محضر پیشواى ششم شاگردى کرده بودند،به طرح دیدگاه خویش و عنوان دیدگاه برتر و صواب پرداختند و درمقابل منادى، احیاگر و متولى قرائتحقیقى دین، امام صادق(ع)،ایستادگى کردند و گروهى را به سمتخود کشاندند.
امام در برخورد با این دیدگاهها، خود به افشاى آنها پرداخت واز سویى به تربیتشاگردان همت گمارد تا آنان در عرصههاى مناظرهو گفتگو به بافتههاى ایشان پاسخ گویند.
نکتهاى که بسیار دل امام را مىآزرد، توطئه جذب جوانان از سوىاین فرقههاى منحرف، اما مدعى اسلام بود، به عنوان نمونه، امامصادق(ع) جوانان را از گرایش به دو فرقه مطرح آن عصر، مرجئه (13) و غلاه (14) بر حذر مىداشت. امام مىفرمود:
«برجوانانتان از غلات برحذر باشید که آنها را به فساد نکشانند;زیرا غلات پستترین خلق خدا هستند، اینان ظمتخداى را کوچکمىکنند و ادعاى ربوبیت و خدایى را براى بندگان او قائلهستند.» (15)
امام با اصل قرار دادن پیشگیرى، ارائه دقیق دین حقیقى وبرگرفته از مکتب اهلبیت علیهم السلام را به جوانان توصیهمىکردند تا راه را بر رهزنان اندیشه جوانان سد نمایند، حضرتمىفرمود:
«جوانان را دریابید! به آنان حدیث و دین بیاموزید، پیش از آنکه مرجئه برشما پیشىگیرند.» (16)
امام صادق(ع) همچنین جوانان را مخاطب خود ساخته مىفرماید:
«یامعشرالاحداث! اتقواالله و لاتاءتوا الروساء، دعوهم حتىیصیروا اذنابا لا تتخذوا الرجال ولائج من دون الله، انا و اللهخیر لکم منهم» (17)
اى گروه جوانان! از خدا پروا کنید و نزد روسا(ى منحرف) نروید،واگذاریدشان تا (از جایگاه بافتنى خود بیفتند و) به دنباله روتبدیل شوند، آنان را به جاى خدا همدم خود نگیرید، به خدا سوگندکه من براى شما از ایشان بهترم.
آنگاه با دستخود به سینهاش زد.
رسم رفاقت
«رفیق شایسته»، براى جوان جایگاه خاص خویش را دارد و اهمیتآن به گونهاى است که در شکل دهى شخصیت او نقش بزرگى ایفا کرده،اولین احساسات واقعى نوع دوستى را در وى ایجاد مىکند.
جوان از یک سو به کشش طبیعى و خواهش دل، عاشق دوستى و رفاقتاست و به ایجاد عمیقترین روابط دوستانه با یک یا چند نفر ازهمسالان خود هست و از طرف دیگر بر اثر احساسات ناسنجیده و عدمنگرش عقلانى ممکن است در دام رفاقتبا دوستان نادان و تبهکارافتد (18) ; از این رو خطر وجود دوستان بد و ناپاک، این نگرانىرا در جوان ایجاد مىکند که «چگونه یک دوستخوب و یکدل راانتخاب کنم؟»
امام صادق(ع) رفقا را سه نوع مىداند:
1- کسى که مانند غذا به آن نیاز هست و آن «رفیق عاقل» است.
2- کسى که وجود او براى انسان به منزله بیمارى مزاحم و رنجآور است و آن «رفیق احمق» است.
3- کسى که وجودش به منزله داروى شفا بخش است و آن «رفیق روشنبین و اهل خرد» است. (19)
شیوه انتخاب دوست در نگاه پیشواى ششم، این گونه است:
«رفاقت، حدودى دارد، کسى که تمام آن حدود را دارانیست، کاملنیست، و آن کس که داراى هیچ یک از آن حدود نیست، اساسا دوستنیست:
1- ظاهر و باطن رفیق، نسبتبه تو یکسان باشد.
2- زیبایى و آبروى تو را جمال خود بیند و نازیبایى تو را نازیبایى خود بداند.
3- دستیافتن به مال یا رسیدن به مقام، روش دوستانه او رانسبتبه تو تغییر ندهد.
4- در زمینه رفاقت، از آنچه در اختیار دارد، نسبتبه تومضایقه ننماید.
5- تو را در مواقع گرفتارى و مصیبت ترک نگوید.» (20)
«دوست آینه تمام نماى دوست» است و دو دوست مثل دو دستاند کهآلایش یکدیگر را مىشویند و به فرموده امام صادق(ع): «کسى کهبیند دوستش روش ناپسندى دارد و او را بازنگرداند، با آنکه توانآن را دارد، به او خیانت کرده است.» (21)
امام صادق(ع) ضمن تاکید فراوان بهانتخاب دوستخوب و پایدارىدر این دوستى، جوانان را از رفاقتبا نادان و احمق پرهیزمىدهد:
«کسى که از رفاقتبا احمق پرهیز نکند، تحت تاثیر کارهاىاحمقانه وى قرار مىگیرد و اخلاقش همانند اخلاق ناپسند اومىشود.» (22)
در فرهنگ نورانى حدیثى ما، جوانان را از رفاقتبا «بدنامان»برحذر داشته، (23) آنان را به دورى از دوستان خائن و متجاوز وسخن چین ترغیب مىسازند، امام صادق(ع) مىفرماید:
«از سه طائفه مردم کنارهگیرى کن و هرگز طرح دوستى و رفاقتباآن مریز; خائن، ستمکار و سخن چین. زیرا کسى که براى تو بهدیگرى خیانت کند، روزى نیز به تو خیانتخواهد کرد و کسى کهبراى تو به دیگران ظلم و تجاوز کند، به تو نیز ظلم خواهد کرد وکسى که از دیگران نزد تو سخن چینى کند، علیه تو نیز نزد دیگراننمامى خواهد نمود.» (24)
راه و «رسم رفاقت» در ثبات و پایدارى دوستى مؤثر است، گوشهاىاز شیوه آن را در کلام امام صادق(ع) مىنگریم:
«کمترین حق آن است که: دوستبدارى براى او چیزى که براى خود دوست مىدارى. کراهت داشتهباشى در حق او، از آنچه براى خود کراهت دارى. از خشم اوبپرهیزى، به دنبال رضا وخشنودى او باشى. با جان و مال و زبان ودست و پایت او را کمک کنى. مراقب و راهنماى او و آیینه اوباشى. سوگندش را قبول کنى، دعوتش را اجابت نمایى، هرگاه بیمارشد، به عیادتش بروى و هرگاه فهمیدى حاجتى دارد، قبل از این کهبگوید، آن را انجام دهى، و وى را ناگزیر نکنى که انجام کار رااز تو درخواست کند...» (25)
خاتمه
منبع:ماهنامه کوثر شماره 40
/خ
حدیث روز 4 آبان ( بزرگترین گناهان )
امام صادق (ع) :
بزرگترین گناهان کبیره :
1- شرک به خداوند عظیم
2- قتل نفسی را که خدا حرام کرده است مگر به حق
3- خوردن اموال یتیمان
4- عاق والدین
5- نسبت زنا دادن به زنان عفیف و پاک دامن
6- فرار از لشکری که به سوی دشمن و جهاد می رود
7- انکار آنچه خدا نازل کرده است
توجه به قرآن و تلاوت آن

قرآن به عنوان کتاب هدایت الهی برای انسان، همه ساحتهای مادی و معنوی او را در برمیگیرد. تمام قلمروهای زندگی ظاهری و باطنی فردی و اجتماعی اخلاقی و حقوقی دنیایی و آخرتی و جز آن از آغاز آفرینش و مبدأشناسی تا مسیر و برنامه زندگی و سر منزل نهایی، همه مورد توجه تشریع و تبیین الهی است بدین جهت یکی از انتظارات مهم امام صادق(علیهالسلام) از شیعیان این است که به این کتاب الهی و گنجینه بی پایان معارف الهی و عهدنامه میان خدا و انسان بیشتر توجه کند، لذا فرمود: قرآن عهدنامهای است بین خدا و خلقش، برای مسلمان شایسته است که به عهدنامه خود بنگرد و در هر روز پنجاه آیه از آن را تلاوت کند.»(1) قطعاً مراد خواندن تنها نیست، باید خواندن توأم با اندیشه و تفکر، و عمل همراه باشد،
امام صادق(علیه السلام) فرمود: قرآن عهدنامهای است بین خدا و خلقش، برای مسلمان شایسته است که به عهدنامه خود بنگرد و در هر روز پنجاه آیه از آن را تلاوت کند.
چنان که امام قرآن ناطق حضرت صادق(علیهالسلام) فرمود:
«بر شما باد به (تلاوت و مراجعه) قرآن. پس هر آیهای یافتید که کسانی قبل از شما (با عمل نمودن به آن) نجات یافتهاند، شما نیز به آن عمل کنید(تا نجات یابید) و هر آیهای را مشاهده کردید که بیانگر هلاکت پیشینیان است شما هم از آن پرهیز کنید.»(2)
و درباره آثار و برکات قرآن خواندن فرمود: «خانهای که در آن قرآن تلاوت شود و یا خدای عزوجل شود برکتش فراوان، و ملائکه در آن حضور مییابند و شیاطین از آن دور میشوند، و برای اهل آسمان روشن دیده میشود چنان که کواکب برای زمینیان نورانی دیده میشود و خانهای که در آن قرآن تلاوت نشود و خدای بزرگ یاد نشود برکتش کم و ملائکه از آن فاصله میگیرند و شیاطین در آن حضور مییابند.
بر شما باد به قرآن. پس هر آیهای یافتید که کسانی قبل از شما (با عمل نمودن به آن) نجات یافتهاند، شما نیز به آن عمل کنید و هر آیهای را مشاهده کردید که بیانگر هلاکت پیشینیان است شما هم از آن پرهیز کنید.
گروه دین و اندیشه تبیان، مهری هدهدی .
دوری از گناه و محرمات

از انتظارات مهم تمام امامان و همچنین امام صادق(علیهمالسلام) این است که شیعیان از گناه به شدت دوری نمایند و هرگز به بهانه شفاعت و محبت اهل بیت، دور گناه نروند، چرا که گناه راه رسیدن به محبت و ولایت اهل بیت را نیز سد میکند.
متأسفانه امروزه مردم بر این باورند که میتوانند هر گناهی انجام دهند، و هر عمل زشتی را مرتکب شوند، آنگاه با گریه و عزاداری برای امام حسین(علیهالسلام) و اظهار محبت به اهل بیت(علیهمالسلام) همه را جبران کنند. از طریق ربا و کلاهبرداری پول، در میآورند ولی مقداری از آن را نذر امام حسین(علیهالسلام) میکنند به خیال این که حساب پاک شده است.
خمس و زکات مال خود را نمیپــردازند ولی به زیارت امام رضا(علیهالسلام) یا به عتبات عالیات (کربلا و نجف) مشرف میشوند، نماز نمیخوانند اما در شب عاشورا تا نصف شب سینه میزنند و ... اینان بدانند که هرگز ائمه ما از آنها راضی نمیشوند، مگر دست از گناه بردارند. امام باقر(علیهالسلام) در این باره میفرماید.
به خدا قسم کسی به خدا تقرب نمییابد مگر بوسیله طاعت و بندگی، ما مدرکی برای دوری از آتش در دست نداریم و نه کسی به نفع خود از خدا حجتی گرفته است، (بنابراین) هر کس مطیع و فرمانبر خدا باشد او دوست ما است و هر کس خدا را معصیت کند دشمن ما شمرده میشود، و (بدانید که) رسیدن به ولایت و دوستی ما جز از راه عمل و دوری از حرام میسر نیست.» (1)
امام علی(علیهالسلام) فرمود: «دوست و نزدیک پیامبر اسلام کسی است که خدا را فرمان برد، اگر چه خویشاوندیاش با آن حضرت دور باشد، و دشمن رسول خدا(صلی الله علیه و آله) کسی است که خدا را فرمان نبرد، هر چند از نزدیکان نسبی آن سرور باشد.» (2)
آری در پیشگاه خداوند و معصومان، سلمان فارسی مطیع خدا و بلال حبشی پیرو حق، از ابولهب که عموی پیامبر است ولی کافر به خداوند است و سرکش نسبت به فرامین الهی، برتر و بالاتر است.
امام صادق(علیهالسلام) نه تنها انتظار دارد که شیعیان، گناه و معصیت نکنند بلکه از شرکت در مجالس گناه نیز خودداری کنند. چرا که یکی از عوامل تأثیرگذار بر روح آدمی محیط اطراف، از جمله محفلهای آلوده است، لذا امام صادق(علیهالسلام) مؤمنین را از شرکت در چنین محافلی نهی نموده است. آن جا که فرمود: «لا ینبغی للمؤمن انی یجلس مجلساً یعصی الله فیه ولا یقدر علی تغییره(3)؛ برای مؤمن شایسته نیست که در مجلسی بنشیند که در آن معصیت خداوند انجام میشود و او توانایی تغییر آن را ندارد.
گروه دین و اندیشه تبیان، مهری هدهدی .
سیمای شیعه در نگاه امام صادق(علیهالسلام)

وجود مقدس امام صادق(علیهالسلام) در سفارشهای خود به عبدالله بن جندب پس از هشدارشیعیان به دامهای شیطان، ویژگیهای برجسته دوستان حقیقی خود رابر میشمرد و سپس خصلتهای دیگر شیعیان را بیان میکند. دو ویژگیممتاز شیعیان از نگاه امام صادق(علیهالسلام) عبارت است از: ...
1- آخرت
«لقد جلت الاخره فی اعینهم حتی ما یریدون بها بدلا... و انماکانت الدنیا عندهم بمنزله الشجاع الارقم و العدو الاعجم»؛ آخرت در نگاه آنها بسیار بزرگ است، به اندازهای که چیزی را با آن عوض نمیکنند... و دنیا نزد آنها همانند مارگزنده و دشمن بیزباناست.
پیروان حقیقی و دوستان واقعی خاندان نبوت علیهم السلام به چیزی جز آخرت نمیاندیشند و تمام کردارها و رفتارهای خود را با نگاه به آخرت میسنجند. دنیا در نظر مؤمن وسیلهای است برای رسیدن بههدفی بزرگ که همان زندگی جاودان آخرت است. دوستان حقیقی اهلبیتعلیهم السلام از مواهب دنیوی بهره میبرند، اما هرگز زندگیجاودان را با زندگی گذرای دنیا عوض نمیکنند.
2- انس با خدا
«انسوا بالله واستوحشوا مما به استاءنس المترفون»؛ آنها باخدا انس گرفتهاند و از آنچه که مال اندوزان به آن انسگرفتهاند، در هراسند.
مومنان از نعمتهای الهی بهره میبرند اما به آنها وابستهنمیشوند. وابستگی به مال دنیا موجب بندگی انسان در برابرمادیات خواهد شد. زراندوزان هماره به ثروت خود وابستهاند.شیعیان واقعی با یاد خدا آرامش مییابند نیستند.
حضرت صادق(علیهالسلام) پس از برشمردن این دو ویژگی مهم، فرمود: «اولئکاولیائی حقا بهم تکشف کل فتنه و ترفع کل بلیه»; آنها دوستانحقیقی من هستند. به وسیله آنها فتنه شکست میخورد و هرگرفتاریهابر طرف میشود.
حسابرسی خود «حق علی کل مسلم یعرفنا ان یعرف علمه فی کل یوم ولیله علینفسه فیکون محاسب نفسه فان رای حسنه استزاد منها و ان رایسیئه استغفر منها، لئلایخزی یوم القیمه»; بر هرمسلمانی که مارا میشناسد، سزاوار است که کردارش را در هر شبانه روز بر خودعرضه دارد و به محاسبه آنها بپردازد، تا اگر کار نیکی در آنهادید، برآنها بیفزاید و اگر کردار بدی در اعمال خود مشاهده کرد،از آنها توبه کند، تا دچار ذلت و خواری روز قیامت نگردد.
سخاوت
«یابن جندب! ان شیعتنا یعرفون بخصال شتی: بالسخاء و البذلللاخوان»; ای پسر جندب! همانا شیعیان ما به چند خصلت شناخته میشوند: به سخاوت و بخشش به برادران.
راههای رسیدن به بهشت
انسانها در دنیا وقتی بشنوند که در جایی گنجی وجود دارد سریع به دنبال یافتنش میروند. اصولا انسان به دنبال چیزهای با ارزش است. حال چه چیزی با ارزشتر از فرمایشات اهل بیت(علیهمالسلام)؟! آن هم برای رسیدن به سعادت؟! در این مطلب روایاتی از امام صادق(علیهالسلام) ذکر میشود که 25 راه برای سعادتمند شدن انسان را آموزش میدهند.

امام صادق(علیهالسلام) فرمودند:
1- طلبت الرفعة، فوجدتها فی التواضع؛ برتری و بزرگواری را خواهان شدم، پس آن را در فروتنی یافتم.
2- طلبت رضی الله، فوجدته فی برّ الوالدین؛ خشنودی خدای متعال را درخواست نمودم، پس آن را در نیکی به پدر و مادر یافتم.
3- طلبت العز، فوجدته فی الصدق؛ عزت(ارجمندی) را جستجو نمودم، پس آن را در راستی و درستی یافتم.
4- طلبت صحبة الناس، فوجدتها فی حسن الخلق؛ همراهی و گفتگوی با مردم را جستجو نمودم، پس آن را در خوشخویی یافتم.
5- طلبت الراحة، فوجوتها فی الزهد؛ آسایش را جستجو نمودم، پس آن را در پارسایی یافتم.
6- طلبت حلاوة العبادة، فوجدتها فی ترک المعصیة؛ شیرینی عبادت را جستجو نمودم، پس آن را در ترک گناه یافتم.
7- طلبت رقة القلب، فوجدتها فی الجوع و العطش؛ رقت و نرمی قلب را طلب نمودم، پس آن را در گرسنگی و تشنگی (روزه) یافتم.
8- طلبت الرئاسة، فوجدتها فی النصیحة لعبادالله؛ سروری و بزرگی را درخواست نمودم، پس آن را در خیرخواهی برای بندگان خدا یافتم.
9- طلبت الجواز علی الصراط، فوجدته فی الصدقة؛ (آسانی) عبور از صراط را جستجو نمودم، پس آن را در صدقه یافتم.
10- طلبت نور الوجه، فوجدته فی صلاة اللیل؛ روشنی و نورانیت رخسار را درخواست نمودم، پس آن را در نماز شب یافتم.
11- طلبت فضل الجهاد، فوجدته فی الکسب للعیال؛ فضیلت جهاد را خواستم، پس آن را در به دست آوردن هزینه زندگی زن و فرزند یافتم.
12- طلبت حدب الله عزوجل، فوجدته فی بغض اهل المعاصی؛ دوستی خدای تعالی را جستجو کردم، پس آن را در دشمنی با گنهکاران یافتم.
13- طلبت نور القلب، فوجدته فی التفکر و البکاء؛ روشنی قلب را طلب کردم، پس آن را در اندیشیدن و گریستن یافتم.
14- طلبت فراغ القلب، فوجدته فی قلة المال؛ آسایش قلب را جستجو نمودم، پس آن را در کمی ثروت یافتم.
15- طلبت عزائم الامور، فوجدتها فی الصبر؛ کارهای پر ارزش را جستجو نمودم، پس آن را در شکیبایی یافتم.
16- طلبت الشرف، فوجدته فی العلم؛ قدر و شرف را جستجو نمودم، پس آن را در دانش یافتم.
17- طلبتُ حب الموت، فوجوته فی تقدیم المال لوجه الله؛ دوست داشتن مرگ را خواهان شدم، پس آن را در پیش فرستادن ثروت (انفاق) برای خشنودی خدای تعالی یافتم.
برگ عیشی به گور خویش فرست کس نیارد ز پس، تو پیش فرست
18- طلبت العبادة فوجدتها فی الورع؛ عبادت را جستجو نمودم، پس آن را در پرهیزکاری یافتم.
19- طلبتُ الجنة، فوجدتها فی السخأ؛ بهشت را خواستم، پس آن را در بخشندگی و جوانمردی یافتم.
20- طلبت ثقل المیزان، فوجدته فی شهادة «ان لا اله الا الله و محمد رسول الله»؛ سنگینی ترازوی اعمال را طلب نمودم، پس آن را در گواهی به یگانگی خدای تعالی و رسالت حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) یافتم.
21- طلبت الذلة، فوجدتها فی الصوم؛ خواهان نرمی و فروتنی شدم، پس آن را در روزه یافتم.
22- طلبت الغنی، فوجدته فی القناعة؛ توانگری را جستجو نمودم، پس آن را در قناعت یافتم.
23- طلبت الانس، فوجدته فی قرائة القرآن؛ آرامش و همدمی را جستجو نمودم، پس آن را در خواندن قرآن یافتم.
24- طلبت السرعة فی الدخول الی الجنة، فوجدتها فی العمل لله تعالی؛ سرعت در ورود به بهشت را جستجو نمودم، پس آن را در کار خالصانه برای خدای تعالی یافتم.
25- طلبتُ العافیة، فوجدتها فی العزلة؛ تندرستی و رستگاری را جستجو نمودم، پس آن را در گوشهگیری (مثبت و سازنده) یافتم.
برگرفته از احادیث مستدرک الوسائل، ج 12، ص 173 – 174.
گروه دین و اندیشه تبیان، مهری هدهدی .
سجده طولانی امام صادق(علیهالسلام)
شهادت امام صادق (ع) را به همه شما دوستان عزیز و همراهان همیشگی تسلیت می گویم

سجده طولانی امام صادق(علیهالسلام)
هر کس جعفر بن محمّدعلیهما السلام را به کار و کوشش متصف ساخته اینویژگى را با صفت زهد و طاعت وى مقرون کرده است. اینک برخى ازسخنانى را که در این باره از شخصیتهاى مختلف نقل شده است، بیانمىکنیم:
مالک، پیشواى مذهب مالکى مىگوید: "جعفر از یکى از این سه خصلت خارج نبود: یا نماز مىخواند یا روزه مىداشت و یا قرآن تلاوتمىکرد".(1)
و نیز گفته است:
"هیچ چشم و هیچ گوشى ندید و نشنید و بر قلبى خطور نکرد که انسانى از نظر علم و عبادت و پرهیزکارى برتر از جعفر بن محمّدالصادق(علیه السلام) باشد".(2)
ابو الفتح اربلى وزیر گوید:
"جعفر بن محمّد، نفس شریف خود را وقف عبادت کرده و آن را بر طاعت و زهد واداشته بود و خود را به دعا و تهجد و نماز و تعبد مشغول ساخته بود".
یکى از معاصران آن حضرت روایت مىکند که ابو عبداللَّه الصادق را در مسجد النبى(صلى الله علیه و آله) به حال سجده دیدم. نشستم و چون دیدم سجده آن حضرت به درازا انجامید با خودم گفتم که تا وقتى امام در سجده است به گفتن تسبیح مشغول شوم. به گفتن ذکر سبحان ربى و بحمده استغفر ربى و اتوب الیه پرداختم. سیصد و شصت و چند بار این ذکر را گفته بودم که امام سر از سجده برداشت.(3)
اوجبّه خشن و کوتاهى از پشم دربرمىکرد و
امام صادق(علیه السلام) پیراهن خشن و کوتاهى از پشم در برمىکرد و حلّهاى بر روى جامهاش مىپوشید و مىفرمود: ما جبّه پشمین را براى خدا مىپوشیم و حلّه را براى شما مردم .
حلّهاى بر روى جامهاش مىپوشید و مىفرمود: ما جبّه پشمین را براى خدا مىپوشیم و حلّه را براى شما.(4)
آن حضرت را مىدیدند که پیراهنى درشت بافت و خشن در زیر جامهاش به تن کرده و روى آن جبّهاى پشمین پوشیده و روى آن هم پیراهنى درشت بافت دربرکرده است.
به میهمانانش گوشت مىخورانید و خود گوشتها را با دست خویشپاک مىکرد، امّا خوراک خودش سرکه و زیتون بود و مىفرمود: اینخوراک ماست، خوراک پیامبران.
برگرفته از کتاب هدایتگران راه نور، زندگانى امام جعفر صادق(علیهالسلام)، نوشته آیة الله حاج سید محمد تقى مدرسى، ترجمه محمدصادق شریعت .
گروه دین و اندیشه تبیان، هدهدی .

نظرات ()
