هر چی بخوای داریم

هر چی که بخوای

اس ام اس میلاد پیامبر (ص) و امام صادق (ع)

اس ام اس میلاد پیامبر و امام صادق (ع)
میلاد نبی اکرم بهانه خلقت و قرآن ناطق، امام صادق-ع بر شما تبریک وتهنیت باد

 

نور عترت آمد از آیینه ام

کیست در غار حرای سینه ام

رگ رگم پیغام احمد می دهد

سینه ام بوی محمد می دهد

میلاد پیامبر اکرم و امام صادق (ع) تهنیت باد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

صادق که اساس دین ازاو شد معمور / بودند ملایک پی امرش مامور
میلاد ششمین اختر تابناک آسمان ولایت و نبی اکرم نور هدایت مبارک باد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

میلاد نبی اکرم بهانه خلقت و قرآن ناطق، امام صادق-ع بر شما تبریک وتهنیت باد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

ای ششم پیشوای اهل ولا
خلق را رهبری به دین هدی
پای تا سر خدانمایی تو
هم ز سر تا بپای صدق و صفا
ولادت امام جعفر صادق و نبی اکرم مبارک

 

نور عترت آمد از آیینه ام

کیست در غار حرای سینه ام

رگ رگم پیغام احمد می دهد

سینه ام بوی محمد می دهد

میلاد پیامبر اکرم و امام صادق (ع) تهنیت باد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دلم به یاد تو امشب لبالب از شور است
تو کیستی که حریمت چو کعبه مشهور است؟
میلاد نبی اکرم مبارک

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

ماه فرو ماند از جمال محمد

سرو نباشد به اعتدال محمد

قدر فلک را کمال و منزلتى نیست

در نظر قدر با کمال محمد
میلاد نور مبارک

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


حق چو دید آن نور مطلق در حضور/ آفرید از نور او صد بحر نور
آفرینش را جز او مقصود نیست/ پاک دامن تر زاو موجود نیست
میلاد نبی اکرم گرامی باد

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

بلغ العلی بکماله
کشف الدجی بجماله
حسنت جمیع خصاله
صلوا علیه و آله

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


با محمّد برتر از آنی که اندر وصف آیی

تالی قرانیِ و هموزن آن ثِقل ثقیلی
میلاد نبی اکرم گرامی باد

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

 

ا رسول الله تودر خلوتِ وحدت خلیلی

بعدِ ذاتِ واحدِ مطلق به هستی بی بدیلی

بر گزینِ دست یزدان از میان نخبگانی

پیش هر صاحبنظر در صورت و معنا جمیلی

منبع اندیشة رود خروشان حیاتی

شهر علمی، کوهِ حلمی، قُلزم عقل عقیلی

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

صادق که اساس دین ازاو شد معمور / بودند ملایک پی امرش مامور
میلاد ششمین اختر تابناک آسمان ولایت و نبی اکرم نور هدایت مبارک باد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


ای ششم پیشوای اهل ولا
خلق را رهبری به دین هدی
پای تا سر خدانمایی تو
هم ز سر تا بپای صدق و صفا
ولادت امام جعفر صادق و نبی اکرم مبارک

فان پاتوق

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٩/۱٢/٢

دعای الیاس پیامبر در سجده

دعای الیاس پیامبر در سجده

دعای الیاس پیامبر در سجده

 

مفضل بن عمر می‌گوید: همراه دوستان برای ملاقات با امام صادق ـ علیه السّلام ـ رهسپار شدیم، به در خانه آن حضرت رسیدیم ولی خواستیم اجازه ورود بگیرم، پشت در شنیدم که آن حضرت سخن می‌گوید، ولی آن سخن عربی نبود و خیال کردیم که به لغت سریانی است، سپس آن حضرت گریه کرد، و ما هم از گریه او به گریه افتادیم، آن گاه غلام آن حضرت بیرون آمد و اجازه ورود داد.

ما به محضر امام صادق ـ علیه السّلام ـ رسیدیم، پس از احوالپرسی، من به امام ـ علیه السّلام ـ عرض کردم! «ما پشت در، شنیدیم که شما سخنی که عربی نیست و به خیال ما سریانی است، تکلم می‌کردی، سپس گریه کردی و ما هم با شنیدن صدای گریه شما به گریه افتادیم».

امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: «آری من به یاد الیاس افتادم که از پیامبران عابد بنی اسرائیل بود،‌و دعایی را که او در سجده می‌خواند، می‌خواندم، سپس امام ـ علیه السّلام ـ آن دعا و مناجات را به لغت سریانی، پشت سرهم خواند، که سوگند به خدا هیچ کشیش و اسقفی را ندیده بودم که همانند آن حضرت آن گونه شیوا و زیبا بخواند،‌ و بعد آن را برای ما به عربی ترجمه کرد و فرمود: الیاس در سجودش چنین مناجات می‌کرد:

اتراک معذبی و قد اظمأتُ لک هو اجری، اَتُراکَ مُعذبی و قد عفَّرْتُ لک فی التراب، اتراکُ مُعذبی و قد اجتنبتُ لک المعاصی، اتراک معذبی و قد اسهرتُ لک لیلی!

خدایا آیا براستی تو را بنگرم که مرا عذاب کنی، با اینکه روزهای داغ به خاطر تو «با روزه گرفتن» تشنگی کشیدم؟ آیا تو را بنگرم که مرا عذاب کنی، در صورتی که برای تو، رخسارم را «در سجده» به خاک مالیدم؟! آیا تو را بنگرم که مرا عذاب کنی با آن که بخاطر تو، از گناهان دوری گزیدم، آیا تو را ببینم که مرا عذاب کنی با اینکه برای تو هر شب را به عبادت به سر بردم؟!

خداوند به الیاس، وحی کرد: «سرت را از خاک بردار که من تو را عذاب نمی‌کنم».

الیاس عرض کرد: «ای خداوند بزرگ اگر این سخن را گفتی که تو را عذاب نمی‌کنم ولی بعداً مرا عذاب کردی چه کنم؟! مگر نه این است که من بنده تو و تو پروردگار من هستی.

باز خداوند به او وحی کرد: ارفع رأسک فانی غیرُ مُعذبک، انی اذا وعدتُ وعداً و فَیتُ به.

سرت را از سجده بردار که من تو را عذاب نمی‌کنم، و وعده‌ای که داده‌ام به آن وفا خواهم نمود.

 

منبع: پایگاه اندیشه قم

جهرمی زاده- گروه دین و اندیشه تبیان

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳۸٩/۱٠/۱۱

گفتگوی خداوند با امام صادق علیه السلام

گفتگوی خداوند با امام صادق علیه السلام

قرآن

قسمت اول: برترین نعمت خداوند

قسمت دوم: قرآن؛ نمایشگاه خداوند متعال

قسمت سوم: خدا در جای جای قرآن

قسمت چهارم: قرآن دور؛ قرآن نزدیک

قسمت پنجم: بهره‌مندی از مراتب قرآن کریم

قسمت ششم: قرآن با پیامبر یا پیامبر با قرآن

قسمت هفتم: قرآن مثل باران است

قسمت هشتم: پیامبر قرآن را عربی نخوانده است

قسمت نهم: خدا حرف نمی زند

قسمت دهم: بزرگترین کلمه خدا را می شناسید؟

قسمت یازدهم: مسلمانان جواب خدا را بدهند

قسمت دوازدهم: هر کسی که به دنیا می‌آید خدا قرآن را بر او نازل می‌کند

 

 

آنچه گذشت :

در شماره پیشین آمد که : قرآن کریم، تنها بر رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نازل نشده بلکه بر امّت ایشان نیز نازل می گردید. تعبیر خدای سبحان در بخشی از آیات کریمه این است که ما قرآن را هم به سوی تو نازل کردیم و هم به سوی امّت تو. "وَأَنزَلْنَا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَیْهِمْ "1، ما این کتاب و ذکر را به سوی تو نازل کردیم تا مبیّن و مفسّر آن چیزی باشی که به سوی مردم نازل شده است

 

امام صادق علیه السلام و تکلّم الهی

 

شیخ بهایی در تفسیر سوره‌ی‌ مبارکه‌ی‌ "فاتحة الکتاب" پس از آنکه روایت "لقد تجلّی الله لخلْقه فى کلامه ولکنّهم لا یبصرون"1 را از امام صادق علیه السلام نقل می کند، روایت دیگری شاهد بر همین مطلب آورده که قرآن کریم، تجلّی همواره خدای سبحان است و تکلّم مستمر اوست که بر زبان مبارک رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و معصومین سلام الله علیهم اجمعین جاری می‌گردد.

در ذیل کریمه "مالک یوم الدین"2 آورده است که امام ششم سلام الله علیه این آیه را آنقدر تکرار فرمودند که مدهوش شدند و آن حضرت پس از این حالت فرمودند: "أُکرّرها حتّی کأنى سمعت من قائله"3 آنقدر این آیه را تکرار نمودم که گویا از متکلّمش شنیدم.

این نکته از برخی امامان دیگر نیز نقل شده و نشانگر آن است که گوینده این آیات کریمه قرآن، همواره خدای سبحان است. چون اگر کسی از افق طبیعی به فراطبیعی هجرت کند، آن مرحله از کلام الهی را که منزّه از زمان و مبرّای از زمین است کاملاً مشاهده خواهد کرد. و سرّ تعبیر به "کأنّ" ناظر به مقام احسان است و بهره سالکان متوسّط؛ امّا اوحدّی از آنان، که اهل بیت طهارت علیهم السلام مصداق کامل آنند، از مقام "کأن" به مقام "إنّ" نایل آمدند، و تعبیرهای آن ذوات معصوم علیهم السلام در این باره گاهی به صورت "کأنّ" است و گاهی به صورت مافوق آن، نظیر آنچه ذعْلب از حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام نقل نموده است: "أفأعْبدُ ما لا أری...".4

 

آیت الله جوادی آملی، تفسیر موضوعی قرآن کریم

تنظیم : گروه دین و اندیشه تبیان - عسگری

 

 


 

 

1- بحار الانوار، ج 89، ص107

2-  سوره‌ی‌ فاتحه، آیه‌ی‌ 4.

3-  مفتاح الفلاح، ص 449.

4-  نهج البلاغه، خطبه‌ی‌ 179.

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٩/٤/۱۳

قاتل امام حسین در زمان امام صادق

امام حسین

 

 

 

محمّدبن ارقط گوید: به حضور امام صادق علیه السلام شرفیاب شدم به من فرمود: به کوفه رفت و آمد می کنی؟

گفتم: آری، فرمود: آیا قاتل های امام حسین علیه السلام را در کوفه می بینی؟

عرض کردم: از آنها هیچ کس باقی نمانده است. همه مرده اند.

فرمود: در این صورت، نظر تو این است که تنها قاتل کسی است که شخصی را بکشد و یا باعث و متصدّی قتل او گردد آیا سخن خداوند را در قرآن نشنیده ای که (به پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم) خطاب می کند که به یهودیان زمان خودش بگوید: الَّذِینَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ عَهِدَ إِلَینَا أَلَّا نُؤْمِنَ لِرَسُولٍ حَتَّى یأْتِینَا بِقُرْبَانٍ تَأْکُلُهُ النَّارُ قُلْ قَدْ جَاءَکُمْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِی بِالْبَینَاتِ وَبِالَّذِی قُلْتُمْ فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ(آل عمران/183)

(اینها) همان کسانی (هستند) که گفتند: «خداوند از ما پیمان گرفته که به هیچ پیامبری ایمان نیاوریم تا (این معجزه را انجام دهد:) یک قربانی بیاورد، که آتش [= صاعقه آسمانی‌] آن را بخورد!» بگو: «پیامبرانی پیش از من، برای شما آمدند؛ و دلایل روشن، و آنچه را گفتید آوردند؛ پس چرا آنها را به قتل رساندید اگر راست می‌گویید؟!»

در صورتی که یهودیان معاصر پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم، پیامبری را نکشته بودند چرا که از زمان حضرت عیسی علیه السلام تا زمان پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم پیامبری وجود نداشت و این که قرآن کریم در آیه ی فوق یهودیان زمان پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را نیز به عنوان قاتل معرفی می نماید از این رو است که راضی به روش آباء و اجداد خود بودند بنابراین افرادی که در کوفه راضی به روش اجداد خود در مورد قتل امام حسین علیه السلام هستند خود آنان نیز قاتل به حساب می آیند.

 

برگرفته از:

هزار و یک جکایت قرآنی، محمد حسین محمدی

 


 

 

تنظیم برای تبیان: شکوری_کارشناس بخش قرآن

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸۸/۱۱/۱۳

نسل نو و امام صادق علیه السلام

 
نسل نو و امام صادق علیه السلام

 

نویسنده:محمدباقر پورامینى




جوان و امام صادق(علیه السلام)

نگاه مهربان امام صادق(ع) به جوانان، همراه با بزرگداشت‏شخصیت،تکریم استعدادها و صلاحیت‏ها، احترام به نیازها و توجه به قلب‏هاى‏پاک و زلال آنان بود و اقبال جمع جوانان به سوى امام(ع) فرایندعملکرد و رفتار متین، محبت‏آمیز، حکیمانه و سرشار از خلوص وعاطفه آن حضرت بود، بدان حد که سخنش بر اریکه دل آنان مى‏نشست،زیرا گرایش جوان به خوبى، نیکى و زیبایى بیشتر و سریعتر ازدیگران است. پدیده‏اى که امام بدان اشاره نموده مى‏فرماید:
«انهم اسرع الى کل خیر» (1)
جوانان زودتر از دیگران به خوبیها روى مى‏آورند.
رفتار و سخن امام صادق(ع) ترجمان حقیقى این گفته رسول خدا(ص)است که فرمود:
«اوصیکم بالشبان خیرا، فانهم ارق افئده‏» (2)
سفارش مى‏کنم شما را که، با جوانان به خوبى و نیکویى رفتارکنید، چرا که آنان نازک دل و عاطفى‏ترند.
امام ضمن توجه به روح لطیف و احساس آرمانى جوانان، یاران‏ونزدیکان خود را نیز به دقت و توجه در این نکات رهنمون مى‏ساخت. از جمله، یکى از یاران امام به نام «مؤمن طاق‏» (3) براى پیام‏رسانى و تبلیغ دین، مدتى را در شهر بصره گذراند. وقتى که به‏مدینه بازگشت، خدمت امام صادق(ع) رسید، حضرت از او پرسید:
به بصره رفته بودى؟
آرى!
اقبال مردم را به دین و ولایت چگونه دیدى؟
بخدا اندک است! مى‏آیند ولى کم!!
جوانان را دریاب، زیرا آنان به نیکى و خیر از دیگران‏پیشتازترند. (4)
گزیده‏اى از منشور جوان را در اندیشه صادق آل محمد(ص) مرورمى‏نماییم:

کوچ عصر

جوانى «فرصت نیکو» و «نسیم رحمت‏» است که باید به خوبى ازآن بهره جست و با زیرکى، ذکاوت و تیزبینى آن عمت‏خداداد راپاس داشت; زیرا که این فرصت، «ربودنى‏» و «رفتنى‏» است وضایع ساختن آن، چیزى جز غم، اندوه و پشیمانى را براى دوران پس‏از آن به ارث نمى‏گذارد.
زندگى کوتاه است و راه کار دراز و فرصت زودگذر! تنها سرمایه‏گرانبهاى ما وقت است که بازگشتى ندارد، از این رو بزرگترین فن‏بهترزیستن، بهره جستن از فرصتهاى بى‏نظیرى است که برما مى‏گذرد;این سخن امام صادق(ع) را باید جدى گرفت:
«من انتظر عاجله الفرصه مواجله الاستقصاء سلبته الایام فرصته،لان من شان الایام السلب و سبیل الزمن الفوت‏» (5)
به هرکس فرصتى دست دهد و او به انتظار بدست آوردن فرصت کامل آن‏را تاخیر اندازد، روزگار همان فرصت را نیز از او برباید، زیراکار ایام، بردن است و روش زمان، از دست رفتن.

رنگ خدا

آدمى با ورود به دوران جوانى به دنبال «هویت‏» جدیدى مى‏گردد;آن احساس نسبتاپایدار از یگانگى خود، از این که: «من که هستم‏و که باید باشم؟» که دستیابى به آن، به فرد امکان مى‏دهد که‏ارتباطات خود را با خویشتن، خدا، طبیعت و جامعه تنظیم دهد.
در این مرحله هویت‏یابى نقش «آگاهى و بینش‏» بسیار مؤثر وکارساز بوده، بر «رفتار و عمل‏» پیشى دارد، در این دوران، ممکن است‏سرگردانى در هویت‏سبب گردد که جوان نسبت‏به کیستى خودو نقش اجتماعى خود دچار تردید گردد و این شک ضمن برهم زدن‏هماهنگى و تعادل روانى، او را به «بحران هویت‏» بکشاند،بحرانى که جوان به پیرامون اهداف بلند مدت، انتخاب شغل،الگوهاى رفاقت ، رفتار و تمایل جنسى، تشخیص مذهبى، ارزشهاى‏اخلافى و تعهد گروهى با تردید و شک خواهد نگریست.
در شکل‏دهى هویت، «معرفت دینى‏» نقش مهمى را ایفا مى‏کند و درواقع، دین مى‏تواند تکیه گاه جوان و رهایى دهنده او از این‏بحران باشد; البته «دانش‏»، «کار و تلاش‏» نیز در ساماندهى‏هویت او کارساز است. (6)
بنابراین، جوان باید رنگ خدایى گیرد تا هویتش خدایى گردد،«دین‏» همان «رنگ خدا» است که همگان را بدان دعوت مى‏کنند: (صبغه‏الله و من احسن من الله صبغه) (7) ; رنگ خدایى (بپذیرید!) وچه رنگى از رنگ خدا بهتر است؟ امام صادق(ع) درباره آیه فوق‏مى‏فرماید:
«مقصود از رنگ خدایى همان دین اسلام است.» (8)
دین به انگیزه جوان در بنا و آراستن هویت او پاسخ مى‏دهد، چراکه آدمى داراى عطشى است که فقط با پیمودن راه خدا فرومى‏نشنید (9) ; از این رو امام صادق(ع)، یادگیرى بایدها و نبایدهاو اندیشه‏هاى سبز دین را از ویژگیهاى دوران جوانى مى‏داند. (10) وگاه نسبت‏به آن دسته از جوانانى که «علم دین‏» نمى‏دانند و درپى‏آن نمى‏روند، رنجیده خاطر مى‏گردد. (11)

قرائت معتبر دین

دین اسلام، همان روش زندگى است که میان زندگى اجتماعى و پرستش‏خداى متعال پیوند مى‏دهد و در همه اعمال فردى و اجتماعى براى‏انسان مسوولیت‏خدایى ایجاد مى‏کند، که این مجموعه عقاید ودستورهاى علمى، اخلاقى، سبب خوشبختى انسان در این سرا و سعادت‏جاوید در جهان دیگر مى‏شود.
فهم از دین چگونه است؟ و جوان دین خود را از که بجوید؟!
آیا هرکس مى‏تواند به فهمى از دین برسد؟!
آیا هر فهمى از دین، صواب و پسندیده است؟!
آیا «فهم دینى‏» فهم نسبى است و هیچ فهم ثابتى وجودندارد؟! (12)
و یا آن که یک تفسیر و قرائت رسمى از دین وجود دارد.
پس از رحلت رسول اکرم(ص)، مکتب‏اهل‏بیت(ع) به عنوان «ثقل اصغر»در جایگاه علیهم السلام بیین حقیقى دین خوش درخشید، و لیکن‏افراد و گروههایى نیز به عللى!! در برابر این اندیشه قرارگرفته، با طرح «قرائت مختلف از دین‏» به مقابله با معارف‏معصومان علیهم السلام پرداختند و مع الاسف تاریخ فرهنگ و معارف‏اسلامى ما همیشه شاهد عرصه گردانى و فریب افکار عمومى از سوى‏خالقان دیدگاههاى دینى بود.
در عصر امام صادق(ع) فراى از رواج مکاتب الحادى و هجوم‏اندیشه‏هاى یونانى و ایجاد نهضت ترجمه، دیدگاهها و نظریات‏گوناگونى در چارچوب «قرائتهاى دینى‏» طرح گردید، حتى برخى ازارباب فرق که خود مدتى در محضر پیشواى ششم شاگردى کرده بودند،به طرح دیدگاه خویش و عنوان دیدگاه برتر و صواب پرداختند و درمقابل منادى، احیاگر و متولى قرائت‏حقیقى دین، امام صادق(ع)،ایستادگى کردند و گروهى را به سمت‏خود کشاندند.
امام در برخورد با این دیدگاهها، خود به افشاى آنها پرداخت واز سویى به تربیت‏شاگردان همت گمارد تا آنان در عرصه‏هاى مناظره‏و گفتگو به بافته‏هاى ایشان پاسخ گویند.
نکته‏اى که بسیار دل امام را مى‏آزرد، توطئه جذب جوانان از سوى‏این فرقه‏هاى منحرف، اما مدعى اسلام بود، به عنوان نمونه، امام‏صادق(ع) جوانان را از گرایش به دو فرقه مطرح آن عصر، مرجئه (13) و غلاه (14) بر حذر مى‏داشت. امام مى‏فرمود:
«برجوانانتان از غلات برحذر باشید که آن‏ها را به فساد نکشانند;زیرا غلات پست‏ترین خلق خدا هستند، اینان ظمت‏خداى را کوچک‏مى‏کنند و ادعاى ربوبیت و خدایى را براى بندگان او قائل‏هستند.» (15)
امام با اصل قرار دادن پیشگیرى، ارائه دقیق دین حقیقى وبرگرفته از مکتب اهل‏بیت علیهم السلام را به جوانان توصیه‏مى‏کردند تا راه را بر رهزنان اندیشه جوانان سد نمایند، حضرت‏مى‏فرمود:
«جوانان را دریابید! به آنان حدیث و دین بیاموزید، پیش از آن‏که مرجئه برشما پیشى‏گیرند.» (16)
امام صادق(ع) همچنین جوانان را مخاطب خود ساخته مى‏فرماید:
«یامعشرالاحداث! اتقواالله و لاتاءتوا الروساء، دعوهم حتى‏یصیروا اذنابا لا تتخذوا الرجال ولائج من دون الله، انا و الله‏خیر لکم منهم‏» (17)
اى گروه جوانان! از خدا پروا کنید و نزد روسا(ى منحرف) نروید،واگذاریدشان تا (از جایگاه بافتنى خود بیفتند و) به دنباله روتبدیل شوند، آنان را به جاى خدا همدم خود نگیرید، به خدا سوگندکه من براى شما از ایشان بهترم.
آنگاه با دست‏خود به سینه‏اش زد.

رسم رفاقت

دوست‏خوب یکى از سرمایه‏هاى بزرگ زندگى و از عوامل خوشبختى آدمى‏است و انسان در انس با دوست احساس مسرت مى‏کند و شادمانى و نشاطرا در گرو همنشین با رفیق مى‏داند.
«رفیق شایسته‏»، براى جوان جایگاه خاص خویش را دارد و اهمیت‏آن به گونه‏اى است که در شکل دهى شخصیت او نقش بزرگى ایفا کرده،اولین احساسات واقعى نوع دوستى را در وى ایجاد مى‏کند.
جوان از یک سو به کشش طبیعى و خواهش دل، عاشق دوستى و رفاقت‏است و به ایجاد عمیق‏ترین روابط دوستانه با یک یا چند نفر ازهمسالان خود هست و از طرف دیگر بر اثر احساسات ناسنجیده و عدم‏نگرش عقلانى ممکن است در دام رفاقت‏با دوستان نادان و تبهکارافتد (18) ; از این رو خطر وجود دوستان بد و ناپاک، این نگرانى‏را در جوان ایجاد مى‏کند که «چگونه یک دوست‏خوب و یکدل راانتخاب کنم؟»
امام صادق(ع) رفقا را سه نوع مى‏داند:
1- کسى که مانند غذا به آن نیاز هست و آن «رفیق عاقل‏» است.
2- کسى که وجود او براى انسان به منزله بیمارى مزاحم و رنج‏آور است و آن «رفیق احمق‏» است.
3- کسى که وجودش به منزله داروى شفا بخش است و آن «رفیق روشن‏بین و اهل خرد» است. (19)
شیوه انتخاب دوست در نگاه پیشواى ششم، این گونه است:
«رفاقت، حدودى دارد، کسى که تمام آن حدود را دارانیست، کامل‏نیست، و آن کس که داراى هیچ یک از آن حدود نیست، اساسا دوست‏نیست:
1- ظاهر و باطن رفیق، نسبت‏به تو یکسان باشد.
2- زیبایى و آبروى تو را جمال خود بیند و نازیبایى تو را نازیبایى خود بداند.
3- دست‏یافتن به مال یا رسیدن به مقام، روش دوستانه او رانسبت‏به تو تغییر ندهد.
4- در زمینه رفاقت، از آنچه در اختیار دارد، نسبت‏به تومضایقه ننماید.
5- تو را در مواقع گرفتارى و مصیبت ترک نگوید.» (20)
«دوست آینه تمام نماى دوست‏» است و دو دوست مثل دو دست‏اند که‏آلایش یکدیگر را مى‏شویند و به فرموده امام صادق(ع): «کسى که‏بیند دوستش روش ناپسندى دارد و او را بازنگرداند، با آنکه توان‏آن را دارد، به او خیانت کرده است.» (21)
امام صادق(ع) ضمن تاکید فراوان به‏انتخاب دوست‏خوب و پایدارى‏در این دوستى، جوانان را از رفاقت‏با نادان و احمق پرهیزمى‏دهد:
«کسى که از رفاقت‏با احمق پرهیز نکند، تحت تاثیر کارهاى‏احمقانه وى قرار مى‏گیرد و اخلاقش همانند اخلاق ناپسند اومى‏شود.» (22)
در فرهنگ نورانى حدیثى ما، جوانان را از رفاقت‏با «بدنامان‏»برحذر داشته، (23) آنان را به دورى از دوستان خائن و متجاوز وسخن چین ترغیب مى‏سازند، امام صادق(ع) مى‏فرماید:
«از سه طائفه مردم کناره‏گیرى کن و هرگز طرح دوستى و رفاقت‏باآن مریز; خائن، ستمکار و سخن چین. زیرا کسى که براى تو به‏دیگرى خیانت کند، روزى نیز به تو خیانت‏خواهد کرد و کسى که‏براى تو به دیگران ظلم و تجاوز کند، به تو نیز ظلم خواهد کرد وکسى که از دیگران نزد تو سخن چینى کند، علیه تو نیز نزد دیگران‏نمامى خواهد نمود.» (24)
راه و «رسم رفاقت‏» در ثبات و پایدارى دوستى مؤثر است، گوشه‏اى‏از شیوه آن را در کلام امام صادق(ع) مى‏نگریم:
«کمترین حق آن است که: دوست‏بدارى براى او چیزى که براى خود دوست مى‏دارى. کراهت داشته‏باشى در حق او، از آن‏چه براى خود کراهت دارى. از خشم اوبپرهیزى، به دنبال رضا وخشنودى او باشى. با جان و مال و زبان ودست و پایت او را کمک کنى. مراقب و راهنماى او و آیینه اوباشى. سوگندش را قبول کنى، دعوتش را اجابت نمایى، هرگاه بیمارشد، به عیادتش بروى و هرگاه فهمیدى حاجتى دارد، قبل از این که‏بگوید، آن را انجام دهى، و وى را ناگزیر نکنى که انجام کار رااز تو درخواست کند...» (25)

خاتمه

سخنان و گفته‏هاى نغز امام صادق(ع) روح و جان را قوت بخشیده،منشور دستورهاى زندگى و سعادتمندى آن است. امیداست جامعه جوان‏و پرنشاط، هندسه شخصیت و هویت‏خود را در پرتو معارف این‏امام(ع) ترسیم کرده، خود و جامعه را در سیره ومنش، در مسیرتحقق آرمان جامعه دینى و مدینه آرمانى اهل‏بیت علیهم السلام ،سمت و سو بخشند.

منبع:ماهنامه کوثر شماره 40
راسخون
  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱:۱٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸۸/۸/۱٠

حدیث روز 4 آبان ( بزرگترین گناهان )

امام صادق (ع) :

بزرگترین گناهان کبیره  :

1- شرک به خداوند عظیم

2- قتل نفسی را که خدا حرام کرده است مگر به حق

3- خوردن اموال یتیمان

4- عاق والدین

5- نسبت زنا دادن به زنان عفیف و پاک دامن

6- فرار از لشکری که به سوی دشمن و جهاد می رود

7- انکار آنچه خدا نازل کرده است

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸۸/۸/٤

توجه به قرآن و تلاوت آن

                                       

قرآن به عنوان کتاب هدایت الهی برای انسان، همه ساحت‎های مادی و معنوی او را در برمی‎گیرد. تمام قلمروهای زندگی ظاهری و باطنی فردی و اجتماعی اخلاقی و حقوقی دنیایی و آخرتی و جز آن از آغاز آفرینش و مبدأشناسی تا مسیر و برنامه زندگی و سر منزل نهایی، همه مورد توجه تشریع و تبیین الهی است بدین جهت یکی از انتظارات مهم امام صادق(علیه‎السلام) از شیعیان این است که به این کتاب الهی و گنجینه بی پایان معارف الهی و عهدنامه میان خدا و انسان بیشتر توجه کند، لذا فرمود: قرآن عهدنامه‎ای است بین خدا و خلقش، برای مسلمان شایسته است که به عهدنامه خود بنگرد و در هر روز پنجاه آیه از آن را تلاوت کند.»(1) قطعاً مراد خواندن تنها نیست، باید خواندن توأم با اندیشه و تفکر، و عمل همراه باشد،
امام صادق(علیه السلام) فرمود: قرآن عهدنامه‎ای است بین خدا و خلقش، برای مسلمان شایسته است که به عهدنامه خود بنگرد و در هر روز پنجاه آیه از آن را تلاوت کند.

 چنان که امام قرآن ناطق حضرت صادق(علیه‎السلام) فرمود:

«بر شما باد به (تلاوت و مراجعه) قرآن. پس هر آیه‎ای یافتید که کسانی قبل از شما (با عمل نمودن به آن) نجات یافته‎اند، شما نیز به آن عمل کنید(تا نجات یابید) و هر آیه‎ای را مشاهده کردید که بیانگر هلاکت پیشینیان است شما هم از آن پرهیز کنید.»(2)

و درباره آثار و برکات قرآن خواندن فرمود: «خانه‎ای که در آن قرآن تلاوت شود و یا خدای عزوجل شود برکتش فراوان، و ملائکه در آن حضور می‎یابند و شیاطین از آن دور می‎شوند، و برای اهل آسمان روشن دیده می‎شود چنان که کواکب برای زمینیان نورانی دیده می‎شود و خانه‎ای که در آن قرآن تلاوت نشود و خدای بزرگ یاد نشود برکتش کم و ملائکه از آن فاصله می‎گیرند و شیاطین در آن حضور می‎یابند.
بر شما باد به قرآن. پس هر آیه‎ای یافتید که کسانی قبل از شما (با عمل نمودن به آن) نجات یافته‎اند، شما نیز به آن عمل کنید و هر آیه‎ای را مشاهده کردید که بیانگر هلاکت پیشینیان است شما هم از آن پرهیز کنید.

گروه دین و اندیشه تبیان، مهری هدهدی .

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٥:٤٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸۸/٧/٢٢

دوری از گناه و محرمات

                                     

از انتظارات مهم تمام امامان و همچنین امام صادق(علیهم‎السلام) این است که شیعیان از گناه به شدت دوری نمایند و هرگز به بهانه شفاعت و محبت اهل بیت، دور گناه نروند، چرا که گناه راه رسیدن به محبت و ولایت اهل بیت را نیز سد می‎کند. 

متأسفانه امروزه مردم بر این باورند که می‎توانند هر گناهی انجام دهند، و هر عمل زشتی را مرتکب شوند، آنگاه با گریه و عزاداری برای امام حسین(علیه‎السلام) و اظهار محبت به اهل بیت(علیهم‎السلام) همه را جبران کنند. از طریق ربا و کلاهبرداری پول، در می‎آورند ولی مقداری از آن را نذر امام حسین(علیه‎السلام) می‎کنند به خیال این که حساب پاک شده است. 

خمس و زکات مال خود را نمی‎پــردازند ولی به زیارت امام رضا(علیه‎السلام) یا به عتبات عالیات (کربلا و نجف) مشرف می‎شوند، نماز نمی‎خوانند اما در شب عاشورا تا نصف شب سینه می‎زنند و ... اینان بدانند که هرگز ائمه ما از آنها راضی نمی‎شوند، مگر دست از گناه بردارند. امام باقر(علیه‎السلام) در این باره می‎فرماید.

به خدا قسم کسی به خدا تقرب نمی‎یابد مگر بوسیله طاعت و بندگی، ما مدرکی برای دوری از آتش در دست نداریم و نه کسی به نفع خود از خدا حجتی گرفته است، (بنابراین) هر کس مطیع و فرمانبر خدا باشد او دوست ما است و هر کس خدا را معصیت کند دشمن ما شمرده می‎شود، و (بدانید که) رسیدن به ولایت و دوستی ما جز از راه عمل و دوری از حرام میسر نیست.» (1)

امام علی(علیه‎السلام) فرمود: «دوست و نزدیک پیامبر اسلام کسی است که خدا را فرمان برد، اگر چه خویشاوندی‎اش با آن حضرت دور باشد، و دشمن رسول خدا(صلی الله علیه و آله) کسی است که خدا را فرمان نبرد، هر چند از نزدیکان نسبی آن سرور باشد.» (2)

آری در پیشگاه خداوند و معصومان، سلمان فارسی مطیع خدا و بلال حبشی پیرو حق، از ابولهب که عموی پیامبر است ولی کافر به خداوند است و سرکش نسبت به فرامین الهی، برتر و بالاتر است.

امام صادق(علیه‎السلام) نه تنها انتظار دارد که شیعیان، گناه و معصیت نکنند بلکه از شرکت در مجالس گناه نیز خودداری کنند. چرا که یکی از عوامل تأثیرگذار بر روح آدمی محیط اطراف، از جمله محفل‎های آلوده است، لذا امام صادق(علیه‎السلام) مؤمنین را از شرکت در چنین محافلی نهی نموده است. آن جا که فرمود: «لا ینبغی للمؤمن انی یجلس مجلساً یعصی الله فیه ولا یقدر علی تغییره(3)؛ برای مؤمن شایسته نیست که در مجلسی بنشیند که در آن معصیت خداوند انجام می‎شود و او توانایی تغییر آن را ندارد.

گروه دین و اندیشه تبیان، مهری هدهدی .

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٥:٢۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸۸/٧/٢٢

سیمای شیعه در نگاه امام صادق(علیه‎السلام)

                                    

وجود مقدس امام صادق(علیه‎السلام) در سفارش‏های خود به عبدالله بن جندب پس از هشدارشیعیان به دام‏های شیطان، ویژگی‏های برجسته دوستان حقیقی خود رابر می‏شمرد و سپس خصلت‏های دیگر شیعیان را بیان می‏کند. دو ویژگی‏ممتاز شیعیان از نگاه امام صادق(علیه‎السلام) عبارت است از: ... 

 
1- آخرت 

«لقد جلت الاخره فی اعینهم حتی ما یریدون بها بدلا... و انماکانت الدنیا عندهم بمنزله الشجاع الارقم و العدو الاعجم‏»؛ آخرت ‏در نگاه آنها بسیار بزرگ است، به اندازه‏ای که چیزی را با آن ‏عوض نمی‏کنند... و دنیا نزد آن‏ها همانند مارگزنده و دشمن بی‏زبان‏است. 

پیروان حقیقی و دوستان واقعی خاندان نبوت علیهم السلام به چیزی ‏جز آخرت نمی‏اندیشند و تمام کردارها و رفتارهای خود را با نگاه‏ به آخرت می‏سنجند. دنیا در نظر مؤمن وسیله‏ای است ‏برای رسیدن به‏هدفی بزرگ که همان زندگی جاودان آخرت است. دوستان حقیقی اهل‏بیت‏علیهم السلام از مواهب دنیوی بهره می‏برند، اما هرگز زندگی‏جاودان را با زندگی گذرای دنیا عوض نمی‏کنند. 
2- انس با خدا 

«انسوا بالله واستوحشوا مما به استاءنس المترفون‏»؛ آن‏ها باخدا انس گرفته‏اند و از آن‏چه که مال اندوزان به آن انس‏گرفته‏اند، در هراسند. 

مومنان از نعمت‏های الهی بهره می‏برند اما به آن‏ها وابسته‏نمی‏شوند. وابستگی به مال دنیا موجب بندگی انسان در برابرمادیات خواهد شد. زراندوزان هماره به ثروت خود وابسته‏اند.شیعیان واقعی با یاد خدا آرامش می‏یابند نیستند. 

حضرت صادق(علیه‎السلام) پس از برشمردن این دو ویژگی مهم، فرمود: «اولئک‏اولیائی حقا بهم تکشف کل فتنه و ترفع کل بلیه‏»; آن‏ها دوستان‏حقیقی من هستند. به وسیله آن‏ها فتنه شکست می‏خورد و هرگرفتاری‏هابر طرف می‏شود. 

حسابرسی خود «حق علی کل مسلم یعرفنا ان یعرف علمه فی کل یوم ولیله علی‏نفسه فیکون محاسب نفسه فان رای حسنه استزاد منها و ان رای‏سیئه استغفر منها، لئلایخزی یوم القیمه‏»; بر هرمسلمانی که مارا می‏شناسد، سزاوار است که کردارش را در هر شبانه روز بر خودعرضه دارد و به محاسبه آن‏ها بپردازد، تا اگر کار نیکی در آن‏هادید، برآن‏ها بیفزاید و اگر کردار بدی در اعمال خود مشاهده کرد،از آن‏ها توبه کند، تا دچار ذلت و خواری روز قیامت نگردد. 

سخاوت 

«یابن جندب! ان شیعتنا یعرفون بخصال شتی: بالسخاء و البذل‏للاخوان‏»; ای پسر جندب! همانا شیعیان ما به چند خصلت ‏شناخته ‏می‏شوند: به سخاوت و بخشش به برادران.

ادامه مطلب   
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٠۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸۸/٧/٢٢

راههای رسیدن به بهشت

انسان‎ها در دنیا وقتی بشنوند که در جایی گنجی وجود دارد سریع به دنبال یافتنش می‎روند. اصولا انسان به دنبال چیزهای با ارزش است. حال چه چیزی با ارزش‎تر از فرمایشات اهل بیت(علیهم‎السلام)؟! آن هم برای رسیدن به سعادت؟! در این مطلب روایاتی از امام صادق(علیه‎السلام) ذکر می‎شود که 25 راه برای سعادتمند شدن انسان را آموزش می‎دهند. 

                            

امام صادق(علیه‌السلام) فرمودند: 

1- طلبت الرفعة، فوجدتها فی التواضع؛ برتری و بزرگواری را خواهان شدم، پس آن را در فروتنی یافتم.

2- طلبت رضی الله، فوجدته فی برّ الوالدین؛ خشنودی خدای متعال را درخواست نمودم، پس آن را در نیکی به پدر و مادر یافتم.

3- طلبت العز، فوجدته فی الصدق؛ عزت(ارجمندی) را جستجو نمودم، پس آن را در راستی و درستی یافتم. 

4- طلبت صحبة الناس، فوجدتها فی حسن الخلق؛ همراهی و گفتگوی با مردم را جستجو نمودم، پس آن را در خوشخویی یافتم.

 5- طلبت الراحة، فوجوتها فی الزهد؛ آسایش را جستجو نمودم، پس آن را در پارسایی یافتم.

6- طلبت حلاوة العبادة، فوجدتها فی ترک المعصیة؛ شیرینی عبادت را جستجو نمودم، پس آن را در ترک گناه یافتم. 

7- طلبت رقة القلب، فوجدتها فی الجوع و العطش؛ رقت و نرمی قلب را طلب نمودم، پس آن را در گرسنگی و تشنگی (روزه) یافتم. 

8- طلبت الرئاسة، فوجدتها فی النصیحة لعبادالله؛ سروری و بزرگی را درخواست نمودم، پس آن را در خیرخواهی برای بندگان خدا یافتم.

 9- طلبت الجواز علی الصراط، فوجدته فی الصدقة؛ (آسانی) عبور از صراط را جستجو نمودم، پس آن را در صدقه یافتم. 

10- طلبت نور الوجه، فوجدته فی صلاة اللیل؛ روشنی و نورانیت رخسار را درخواست نمودم، پس آن را در نماز شب یافتم.

11- طلبت فضل الجهاد، فوجدته فی الکسب للعیال؛ فضیلت جهاد را خواستم، پس آن را در به دست آوردن هزینه زندگی زن و فرزند یافتم. 

12- طلبت حدب الله عزوجل، فوجدته فی بغض اهل المعاصی؛ دوستی خدای تعالی را جستجو کردم، پس آن را در دشمنی با گنهکاران یافتم.

 13- طلبت نور القلب، فوجدته فی التفکر و البکاء؛ روشنی قلب را طلب کردم، پس آن را در اندیشیدن و گریستن یافتم. 

14- طلبت فراغ القلب، فوجدته فی قلة المال؛ آسایش قلب را جستجو نمودم، پس آن را در کمی ثروت یافتم. 

15- طلبت عزائم الامور، فوجدتها فی الصبر؛ کارهای پر ارزش را جستجو نمودم، پس آن را در شکیبایی یافتم. 

16- طلبت الشرف، فوجدته فی العلم؛ قدر و شرف را جستجو نمودم، پس آن را در دانش یافتم.

 17- طلبتُ حب الموت، فوجوته فی تقدیم المال لوجه الله؛ دوست داشتن مرگ را خواهان شدم، پس آن را در پیش فرستادن ثروت (انفاق) برای خشنودی خدای تعالی یافتم. 

برگ عیشی به گور خویش فرست کس نیارد ز پس، تو پیش فرست 

18- طلبت العبادة فوجدتها فی الورع؛ عبادت را جستجو نمودم، پس آن را در پرهیزکاری یافتم.

19- طلبتُ الجنة، فوجدتها فی السخأ؛ بهشت را خواستم، پس آن را در بخشندگی و جوانمردی یافتم.

20- طلبت ثقل المیزان، فوجدته فی شهادة «ان لا اله الا الله و محمد رسول الله»؛ سنگینی ترازوی اعمال را طلب نمودم، پس آن را در گواهی به یگانگی خدای تعالی و رسالت حضرت محمد (صلی‌ الله ‌علیه ‌و ‌آله) یافتم. 

21- طلبت الذلة، فوجدتها فی الصوم؛ خواهان نرمی و فروتنی شدم، پس آن را در روزه یافتم. 

22- طلبت الغنی، فوجدته فی القناعة؛ توانگری را جستجو نمودم، پس آن را در قناعت یافتم. 

23- طلبت الانس، فوجدته فی قرائة القرآن؛ آرامش و همدمی را جستجو نمودم، پس آن را در خواندن قرآن یافتم. 

24- طلبت السرعة فی الدخول الی الجنة، فوجدتها فی العمل لله تعالی؛ سرعت در ورود به بهشت را جستجو نمودم، پس آن را در کار خالصانه برای خدای تعالی یافتم.

 25- طلبتُ العافیة، فوجدتها فی العزلة؛ تندرستی و رستگاری را جستجو نمودم، پس آن را در گوشه‏گیری (مثبت و سازنده) یافتم. 

 

برگرفته از احادیث مستدرک الوسائل، ج 12، ص 173 – 174.

گروه دین و اندیشه تبیان، مهری هدهدی .

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۸:٥٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸۸/٧/٢۱
تگ ها : حدیث ، امام صادق ، بهشت ، خدا

سجده طولانی امام صادق(علیه‎السلام)‏

شهادت امام صادق (ع) را به همه شما دوستان عزیز و همراهان همیشگی تسلیت می گویم

                                   

سجده طولانی امام صادق(علیه‎السلام)‏


هر کس جعفر بن محمّدعلیهما السلام را به کار و کوشش متصف ساخته این‏ویژگى را با صفت زهد و طاعت وى مقرون کرده است. اینک برخى ازسخنانى را که در این باره از شخصیتهاى مختلف نقل شده است، بیان‏مى‏کنیم:

مالک، پیشواى مذهب مالکى مى‏گوید: "جعفر از یکى از این سه‏ خصلت خارج نبود: یا نماز مى‏خواند یا روزه مى‏داشت و یا قرآن تلاوت‏مى‏کرد".(1)

و نیز گفته است:

"هیچ چشم و هیچ گوشى ندید و نشنید و بر قلبى خطور نکرد که ‏انسانى از نظر علم و عبادت و پرهیزکارى برتر از جعفر بن محمّدالصادق‏(علیه السلام) باشد".(2)

ابو الفتح اربلى وزیر گوید:

"جعفر بن محمّد، نفس شریف خود را وقف عبادت کرده و آن را بر طاعت و زهد واداشته بود و خود را به دعا و تهجد و نماز و تعبد مشغول ‏ساخته بود".

یکى از معاصران آن‏ حضرت روایت مى‏کند که ابو عبداللَّه الصادق را در مسجد النبى(‏صلى الله علیه و آله) به حال سجده دیدم. نشستم و چون دیدم سجده ‏آن ‏حضرت به درازا انجامید با خودم گفتم که تا وقتى امام در سجده است ‏به گفتن تسبیح مشغول شوم. به گفتن ذکر سبحان ربى و بحمده استغفر ربى ‏و اتوب الیه پرداختم. سیصد و شصت و چند بار این ذکر را گفته بودم که ‏امام سر از سجده برداشت.(3)

اوجبّه خشن و کوتاهى از پشم دربرمى‏کرد و

امام صادق(علیه السلام) پیراهن خشن و کوتاهى از پشم در برمى‏کرد و حلّه‏اى بر روى جامه‏اش‏ مى‏پوشید و مى‏فرمود: ما جبّه پشمین را براى خدا مى‏پوشیم و حلّه را براى شما مردم .

حلّه‏اى بر روى جامه‏اش‏ مى‏پوشید و مى‏فرمود: ما جبّه پشمین را براى خدا مى‏پوشیم و حلّه را براى شما.(4)

آن‏ حضرت را مى‏دیدند که پیراهنى درشت بافت و خشن در زیر جامه‏اش به‏ تن کرده و روى آن جبّه‏اى پشمین پوشیده و روى آن هم‏ پیراهنى درشت بافت دربرکرده است.

به میهمانانش گوشت مى‏خورانید و خود گوشتها را با دست خویش‏پاک مى‏کرد، امّا خوراک خودش سرکه و زیتون بود و مى‏فرمود: این‏خوراک ماست، خوراک پیامبران.

برگرفته از کتاب هدایتگران راه نور، زندگانى امام جعفر صادق(‏علیه‎السلام)، نوشته آیة الله حاج سید محمد تقى مدرسى، ترجمه محمدصادق شریعت .

گروه دین و اندیشه تبیان، هدهدی .

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٥:٠۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸۸/٧/٢۱