کسانی که اما زمان را دیدهاند
کسانی که اما زمان را دیدهاند
در مدّت زمان زندگی امام زمان (عج) با امام عسگری ـ علیه السّلام ـ چه کسانی ایشان را دیدهاند؟

پاسخ :
جواب اجمالی:
امام زمان ـ علیه السّلام ـ را در حیات پدر بزرگوارش سه گروه از معاصرینش دیدهاند: 1. اهل بیتش مانند عمّهاش حکیمه خاتون (عمّه امام عسگری ـ علیه السّلام ـ) و خادمان حضرت عسگری مانند ابو نصر ظریف؛ 2. گروه دوم از نواب اربعه عمری که وکالت امام هادی ـ علیه السّلام ـ و امام عسگری ـ علیه السّلام ـ را داشت و بعد از آنها اوّلین نایب خاص امام زمان (عج) بود که حضرتش را در حیات پدرش زیارت کرد؛ 3. گروه سوّم شیعیان خاص و اصحاب بزرگوار امام عسگری ـ علیه السّلام ـ از این امر (ولادت امام مهدی (عج)) مطلع شده و به زیارتش مشرّف شدند از جمله آنها احمد ابن اسحاق قمی و بسیاری از شیعیان دیگر که به حضور حضرتش مشرّف شدند.
جواب تفصیلی:
سال ولادت امام زمان ـ علیه السّلام ـ بنا بر نقل اکثر مورّخین مُعتبر و و محدّثین شیعه و غیر شیعه نیمه شعبان سال 255 ه . ق. میباشد،[1] و سال شهادت امام حسن عسگری ـ علیه السّلام ـ سال 260 ه .ق. میباشد.[2] بنابر تصریح علمای بزرگ امامیه مانند شیخ مفید، آن حضرت در سال شهادت پدر بزرگوارش پنج ساله بود: «وکان عمره عند وفاة ابیه خمس سنین اتاه الله تعالی فیها الحکمه کما اتاها یحی صبیاً و جعله اماماً فی حال الطفولیه . . .».[3] این قول مشهور و دقیق بین علمای شیعه و تمام شیعیان است، بنابراین امام دوازدهم ـ علیه السّلام ـ پنج سال در کنار پدر بزرگوارش و در سایة پدر مهربانش زندگی نموده است و این زندگی و حتی تولد حضرتش به نوعی در خفاء و پنهانی بوده است، علّت اختفاء مربوط به اوضاع سیاسی و اجتماعی معاصر امام عسگری ـ علیه السّلام ـ و حتی ائمة پیش از او بوده است به لحاظ امنیت جانی چنانکه ولادت برخی از انبیای الهی در خفا و استتار بوده است،[4] شرایط سیاسی حاکم بر عصر امام به علت تدابیـر سخت نظامی خلفای عباسی که دشمن سرسخت ائمّه بودهاند اقتضاء مینمود، که شیعیان در تقیة کامل و اختفاء فعّالیتهای مذهبی خود را انجام دهند و ارتباط با ائمه برای شیعیان بسیار سخت انجام میگرفت، تنها وکلای شیعه در این دوره با زحمات عدیده امکان ارتباط با ائمه را داشتند، مخصوصاً دوره امام عسگری ـ علیه السّلام ـ سختترین دوران سیاسی و اجتماعی برای شیعه محسوب میشود. این امام عزیز اکثر دوران خویش را در پادگانهای نظامی به سر برد و بخشی از عمر شریفش را نیز کاملاً تحت مراقبت و کنترل شدید نیروها و جاسوسان امنیتی خلفای جائر و ستم پیشه عباسی بوده است و وظیفه سنگین الهی، امامت را انجام میداد با توجّه به این اوضاع فشار و خفقان سیاسی است که امام زمان ـ علیه السّلام ـ در کودکی برای خیلی از مردم ناشناخته بود و فقط خصّصین از بزرگان شیعه و نزدیکان أئمه و صحابی بزرگ به زیارت حضرت توفیق یافته و او را دیدهاند و تعداد این افراد به حدّی است که یقین آور است علاوه بر این که این رؤیتکنندگان خودشان از فقها و از اصحاب بزرگ و کاملاً مورد اطمینان و تأیید ائمه بودهاند که در یقین و اطمینان کامل به کلام آنها جای هیچ شبهه و شکی را باقی نمیگذارد. اسامی این افراد در کتابهای حدیثی و تاریخی علمای بزرگ شیعه و سنّی آمده است و بسیاری از این افراد خودشان به محضر امام زمان ـ علیه السّلام ـ در زمان امام حسن عسگری ـ علیه السّلام ـ رسیدهاند با توجّه به اینکه در مدّت پنج سال امام عسگری ـ علیه السّلام ـ با خواص از شیعیان ارتباط مستمر داشت یا از طریق وکلای مخصوص در نواحی مختلف سرزمین اسلامی یا ارتباط مستقیم که در این فرصتها امام سعی مینمود جانشین خود را به شیعیان معرفی کند و آنها را از تحیر و سر درگمی نجات دهد همان طوری که ائمه قبل از او علاوه بر تصریح پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه ـ بنام ائمه، شخصاً و عیناً او را به شیعیان معرفی میکردهاند تا هیچ کس به دروغ مدّعی مقام امامت نشود که منجر به انحراف شیعه از مسیر حق گردد لذا در سیره تمام ائمه ما میبینیم که آنها علاوه بر معرفی جانشین خود از آخرین امام معصوم نیز با القاب و اسم خاص آن حضرت به تصریح سخن گفتهاند و او را به مردم با علائم مخصوص و منحصر بهفرد معرفی نمودهاند.

با این اهتمام به مقام امامت، امام عسگری ـ علیه السّلام ـ هم خبر از ولادت و غیبتش داده و او را شخصاً از دوران نوزادی و تولّد او را با طرق مختلف از جمله فرستادن «عقیقه»،[5] به تمام شیعیان از ولادت آن حضرت خبر داده و او را به بزرگان شیعه نشان داده و در زمان خود شناساندهاند تا حجّت بر آنها تمام شده است. در اینجا به ترتیب از منابع معتبر و مختلف به تبیین برخی از افرادی که بـه حضور حضرت صاحب الامر (عج) در زمان پدر بزرگوارش مشرّف شدهاند میپردازیم:
1. محمد بن عثمان العمری همراه چهل نفر از شیعیان آن حضرت را در کودکی دیدهاند که امام عسگری ـ علیه السّلام ـ به آنها فرموده است «هذا امامکم من بعدی و خلیفة علیکم اطیعوه».[6]
2. کلخی به نقل از ابو هارون که از شیعیان بوده است نقل میکند که صاحب الزمان ـ علیه السّلام ـ را دیدم صورتش مانند ماه شب چهاردهم نور میداد.[7]
3. یعقوب بن منقوش هم به نقل از شیخ صدوق (ره) در کمال الدین از جمله کسانی است که حضرت را دیده است.[8] شیخ صدوق از بزرگان شیعه است که کتابهای گرانسنگی را در علوم مختلف از خود برجای گذاشته است که دارای اعتبار ویژهای در پیش فُقهای شیعه هستند از جمله کتابهای بسیار معتبر او کتاب «کمال الدین و اتمام النعمة» است که آن را درباره امام عصر ـ علیه السّلام ـ نگاشته و تفصیلاً مباحث مختلفی را حول محور مهدویت طرح نموده و تمام شبهات وارده بر این جریان را در آن جواب داده است که بسیار قابل توجّه و مناسب است لذا هیچ شبههای در کتاب و نویسندة آن وجود ندارد و از جهاتی، از جمله نزدیکی دوران حیاط صدوق به دوران غیبت صغری از نقاط قوت این کتاب است و ممتاز بودن و برخورداری نویسنده از فضائل نفسانی از موارد دیگر امتیازات این کتاب شریف است که قابل توجّه میباشد. در حقیقت این کتاب جواب شبهاتی است که درباره مسئلة مهدویت و وجود امام عصر (عج) در عصر صدوق بر شیعه وارد شده و صدوق (رض) قاطعانه به آنها پاسخ مستند و مستدل داده است از جمله کتابهای معتبر شیعه که به این مسئله «رویت امام در حیات پدرش» پرداخته، کتاب ارشاد شیخ مفید است (336-413)، به نقل از ارشاد محمد بن اسماعیل بن موسی بن جعفر ـ علیه السّلام ـ که از نوادگان امام هفتم بود در عراق امام زمان را در کودکی و در حیات پدرش دیده است، حمزة بن موسی بن جعفر به نقل از حکیمه خاتون عمة امام عسگری ـ علیه السّلام ـ که از جمله روایات بسیار معتبر است او را دیده در حیات پدرش دیده است، این روایت که حکیمه خاتون حضرت را دیده است در بسیاری از کتابهای مربوط به موضوع مهدویت کراراً آمده است که حتّی شب ولادت حضرت صاحب الزمان ـ علیه السّلام ـ آن بانوی مکرّم در خانة امام عسگری ـ علیه السّلام ـ حاضر بوده و افطار را در کنار برادرزادهاش بوده و شاهد ولایت آن حضرت بوده است،[9] و او را مکرراً دیده و چشمانش با دیدارش روشن گردیده است «رزقنا الله و ایاکم رؤیته» بنابر این اگر رویت کنندگان حضرت را در یک جمع بندی قرار دهیم میتوانیم چنین نتیجه بگیریم که :
سه گروه حضرت را دیدهاند :
1. اهل بیت آن حضرت: مانند حکمیه خاتون عمة امام عسگری ـ علیه السّلام ـ و خادمان خانة امام عسگری ـ علیه السّلام ـ در ردیف اولین کسانی بودهاند که امام را زیارت کردهاند الف. ظریف (ابونصر) خادم دودمان امام عسگری ـ علیه السّلام ـ[10] ب. ابوسعید غانم خادم دیگر امام عسگری ـ علیه السّلام ـ نقل کرده است که امام زمان ـ علیه السّلام ـ در گهواره بود که به محضرش شرف یاب شدم . . . به من فرمود: «انا خاتم الاوصیاء و بی یدفع الله عن اهلی و شیعتی» .[11]
ج. «و روی محمد بن یعقوب رفعه عن نسیم الخادم و خادم ابی محمد ـ علیه السّلام ـ . . .» وارد شدم به حضور امام زمان ـ علیه السّلام ـ بعد از اینکه ده شب از ولادتش میگذشت، در این حال عطسه نمودم به من فرمود: «یرحمک الله. . . ». فقال«الا ابشرک فی العطاس، هو امان من الموت ثلاتة ایام» .[12]
2. گروه دوم که از دیدار امام در حیات پدرش مسرور شدهاند از نواب حضرتش بودند، عثمان بن سعید عمروی چنانکه قبلاً نیز گفته شد.
3.گروه سوم از زیارت کنندگان حضرت در عهد امام عسگری ـ علیه السّلام ـ اصحاب خاص و شیعیان نامدار حضرت بودهاند که به برخی از آنها اشاره کردیم و بسیاری از بزرگان شیعه از جمله علمای شهر قم و شیعیان خاص امام عسگری ـ علیه السّلام ـ به زیارت حضرت صاحب الزمان ـ علیه السّلام ـ در زمان حیات پدرشان رسیدهاند.
برای آگاهی بیشتر در این مورد مطالعه (کتاب سیمای آفتاب) توصیه میشود.
پی نوشت ها :
[1] . محمد بن محمد، شیخ المفید، الارشاد ج 2،چاپ اول، قم، آل البیت،1413 ص 339.
[2] . همان، ص 336.
[3] . همان، ص 339.
[4] . شیخ الطائفه طوسی، کتاب الغیبة، طهران (انتشارات نینوی الحدیثه، بیتا) ص 74 ـ و ـ شیخ مفید «پیشین» ص 336 علت مخفی بودن ولادت را توضیح داده است.
[5] . شیخ طوسی «غیبت»، (انتشارات نینوی)، ص 14 و 148؛ بحارالانوار مجلسی، چاپ دارالکتب، ج 51، ص 22.
[6] . محمد بن علی (شیخ صدوق) کمال الدین ج 2، چاپ سوّم، قم، جامعة مدرسین، 1416، ق، ص 435.
[7] . محمد بن علی (صدوق) کمال الدین ج 2، چاپ سوم ، (قم جامعه مدرسین 1416 ه.ق ص 435.
[8] . همان، ص 437.
[9] . محمد بن محمد (شیخ مفید) الارشاد ج 2- چاپ اول (قم،آل البیت)، 1413، ص 351، و کمال الدین (پیشین) ص 424.
[10] . بحار الانوار «پیشین» ج ص 22 و ارشاد مفید «مفید پیشین»ج 2، ص 354، و غیبة شیخ طوسی «پیشین»ص 148.
[11] . غیبت شیخ طوسی «پیشین» ص 148 و منتخب الاثر، آیت الله صافی، چاپ هفتم، مکتبة الداوری، قم، ص 360.
[12] . همان
بخش مهدویت تبیان
منبع : اندیشه قم
عوامل پیروزی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
عوامل پیروزی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف

یکی از سؤالاتی که در زمینه مهدویت همیشه مطرح بوده،این است که آیا امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در گسترش اسلام و تعامل با سایر ادیان از گزینه اجبار استفاده می کند؟
آنچه در روایات درباره شیوه امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در نوع برخورد با ادیان مختلف و مردم جهان وارد شده است، بیانگر آن است که امام ابتدا، مردم را به سوی حق دعوت می کند و قبل از آغاز هر جنگی، به معرفی دین حق برای دشمنان می پردازد و فرصت انتخاب میان حق و باطل را به آنان می دهد و تنها بعد از اتمام حجت بر دشمنان، از قدرت شمشیر استفاده می کند. عملکرد امام، یعنی رفتار قاطعانه و قدرت شمشیر حضرت، می تواند یکی از عواملی باشد که در پیاده کردن اسلام در جهان، نقش مهمی را ایفا کند، ولی عوامل دیگری مانند آمادگی جهانی، سلاح مدرن، سلاح علم، انتخاب کارگزاران لایق، رعب و وحشت و ... نیز نقش عمده ای خواهد داشت.
آمادگی جهانی
یکی از عوامل پیروزی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، آمادگی جهان است. وقتی جهان، حالت پذیرش برای حکومت جهانی پیدا کرد و انسانِ جنگ زده، صلح طلب شد؛ پیروزی انقلاب حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تحقق می پذیرد. در حدیثی از امام صادق علیه السلام آمده است: «حکومت جهانی و رهبری واحد تحقق پیدا نمی کند، مگر روزی که در یک جنگ ویران کننده، دو سوم بشر نابود شوند».(1) جنگی ویران کننده که طبق روایات اتفاق خواهد افتاد، انسانِ جنگ زده را به دنبال آب حیات صلح و آرامش می کشاند و در نتیجه زمینه برای پذیرش جهانی آماده می شود.

کارگزاران و وزیران لایق
اداره جهان نیاز به کارگزارن و وزیران لایقی دارد، از این رو امام استانداران و وزیرانی را بر نقاط مختلف جهان می گمارد که جز به مصالح اسلام و رضایت خدا به چیزی نمی اندیشند. طبیعی است کشوری که کارگزارانش از چنین خصوصیت برجسته ای برخوردار باشند، بر تمام دشواری ها پیروز می شود؛ به گونه ای که زندگان آرزوی زندگی دوباره مردگان را می نمایند.(2)
سلاح علم و دانش
روایات بیانگر آن هستند که امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با قدرت علمی، مغزها را متوجه خود می کند و جهان علم به او ایمان می آوردند. امام صادق علیه السلام به این مسئله چنین اشاره کرده است: « تا زمان انقلاب مهدی علم و دانش تا چهار کلمه ترقی می کند، اما در عصر مهدی به اندازه هفتاد و چهار کلمه ترقی خواهد کرد».(3)
سلاح برتر و مدرن
بعضی از روایات از سلاح برتر امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف سخن به میان آورده اند که جهان را به تسلیم در خواهد آورد. سلاح ایمان و آلات مدرن جنگی، نقش عظیمی در پیروزی حضرت دارد.(4)
برخورد جدی و قدرتمندانه با ستمگران
امام با قدرتمندان ستمگر به طور جدی مقابله می کند و دیگر به آنان اجازه نمی دهد که همچون گذشته به ستمگری های خویش ادامه دهند و سرگرم جنایت و فساد باشند. در حدیثی از امام باقر علیه السلام آمده است: « رسول خدا با امت خویش به نرمی و محبت رفتار می کرد، ولی مهدی با کشتن با آنان برخورد می کند... و کسی را به توبه فرا نخواند».(5) با توجه به روایاتی که بیانگر آن است که امام به سیره رسول خدا صلی الله علیه و آله ابندا مردم را به دین فرا می خواند، چنین روایاتی حکایت از آن دارد که حضرت در مقابل ستمگران و زورگویان دیگر نرمش به خرج نداده و با آنان به شدت برخورد خواهد کرد.
رعب و وحشت
برخی روایات از امام و یارانش با عنوان «منصور بالرعب» نام می برد. منصور بالرعب بودن، یعنی آنکه پیروزی آن حضرت ظاهراً در سایة رعب و وحشتی است که در دل دشمنان، از او و لشکریانش ایجاد می شود و آن ها از قدرت و پیروزی های او به قدری به هراس می افتند که توان استقامت خویش را از دست می دهند یا تسلیم می شوند و سلاح ها را بر زمین می گذارند و فرار می کنند و این خود زمینة پیروزی و فتح بدون درگیری و خونریزی و جنگ را برای آن حضرت فراهم می سازد. هم چنانکه در مورد رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز چنین حالتی موجود بود و قرآن به آن این چنین اشاره کرده است: « سَنُلْقی فی قُلُوبِ الَّذینَ کَفَرُوا الرُّعْبَ بِما أَشْرَکُوا بِاللّهِ» ؛ « به زودی در دل های کافران، به خاطر اینکه بدون دلیل، چیزهایی را برای خدا همتا قرار دادند، رعب و ترس می افکنیم».(6)
در حدیثی از امام باقر علیه السلام در این باره آمده است: « قائم ما یاری شده به رعب و تأیید شده با پیروزی است. تمام زمین به تصرف او در می آید و گنج های زمین برای او ظاهر می شود و سلطة او بر شرق و غرب می رسد».(7) هشام بن سالم از امام صادق علیه السلام نقل می کند که فرمود: « در میان شرق و غرب کسی نمی ماند، مگر اینکه از او می هراسد» .(8)
بنابراین مردم مخالف و دشمنان، روحیة خود را باخته و جرئت مقاومت در برابر امام را پیدا نخواهند کرد و از ترس لشکر مقاوم و نفوذناپذیر و شکست ناپذیر آن حضرت، تسلیم می شوند.
پی نوشت:
1. بحارالأنوار، ج 52، ص 207.
2. احقاق الحق، ج 13، ص 294.
3. بحارالأنوار، ج 42، ص 327.
4. همان، ج 52، ص 321 – 327.
5. محمود بجستانى، چهل حدیث سیره مهدوى، ص 37.
6. آل عمران: 151.
7. کشف الغمّه، ج3، ص 324.
8. نعمانی، الغیبه، ص 122.
زهرا رضائیان
بخش مهدویت تبیان
سه رکن اساسی انتظار حقیقی
سه رکن اساسی انتظار حقیقی
کسی میتواند مدّعی انتظار فرج و آمادگی عملی ظهور منجی شود که توانسته باشد با کسب تقوا، یعنی انجام واجبات و اجتناب از محرّمات، رضایت امام زمان«ارواحنافداه» را تحصیل نماید و علاوه بر آن، حاضر باشد تمام تعلّقات مادی خویش را در راه اسلام و جهان شمولی این دین مبین فدا کند.

انتظار فرج یک فضیلت فراموش شده در جامعه است
آیت الله مظاهری در ادامه سلسله جلسات دروس اخلاق با اشاره به فراموششدن فضیلت انتظار فرج در عصر حاضر، تأکید کرد: جامعهای که آلوده به فساد اخلاقی است نمیتواند ادعای تشیع کند و انتظار فرج در چنین اجتماعی، یک فضیلت فراموش شده است.
مقصود از انتظار فرج، انتظار برای برافراشته شدن پرچم اسلام که همان پرچم عدالت و حقیقت است، در سراسر عالم، بهدست شیعیان راستین و به رهبری حضرت ولی عصر«ارواحنافداه» است و چنین انتظاری که از والاترین ثوابها برخوردار است، با تلاش و کوشش منتظران حقیقت مییابد.
بدیهی است که همه آدمیان ـ با هر دین و مذهبی وقتی بدانند با امر فرج، عدالت اجتماعی سرتاسر جهان را فرا میگیرد و دنیا از هرگونه ظلم، غمّ، غصّه و اضطراب عاری میشود، به آن علاقهمند میشوند؛ ولی این علاقهمندی که برای کفّار نیز ممکن است رخ دهد، کافی نیست و انتظار فرج حقیقی محتاج تحقق سه رکن «اعتقاد»، «شعار» و «عمل» است.
جامعه فعلی از لحاظ اعتقاد به مبانی تشیع و نیز از حیث تعظیم شعائر از طریق برگزاری جشنها در اعیاد و یا برگزاری مراسم عزاداری و نظائر آن، وضعیت نسبتاً مطلوبی دارد، امّا متأسّفانه آمادگی عملی برای ظهور حضرت ولی عصر«ارواحنافداه» در جامعه دیده نمیشود.
کسی میتواند مدّعی انتظار فرج و آمادگی عملی ظهور منجی شود که توانسته باشد با کسب تقوا، یعنی انجام واجبات و اجتناب از محرّمات، رضایت امام زمان«ارواحنافداه» را تحصیل نماید و علاوه بر آن، حاضر باشد تمام تعلّقات مادی خویش را در راه اسلام و جهان شمولی این دین مبین فدا کند.
جامعهای که آلوده به فساد اخلاقی است و مردم آن حتّی در جشنهای مهدوی، مرتکب گناهانی نظیر اختلاط بین زن و مرد و نگاههای آلوده میشوند، و جامعهای که افراد آن مبتلا به گناهان بزرگی همچون دروغ، غیبت، تهمت، تظاهر و ریا بوده و نه تنها حاضر به نثار اموال و اولاد خویش در راه اسلام نیستند، بلکه در پرداخت خمس و زکات و دیون واجب مالی نیز کوتاهی مینمایند، نمیتواند ادعای تشیع کند و «انتظار فرج» در چنین اجتماعی، یک فضیلت فراموش شده است.
هر زمانی که جامعه رنگ تقوا به خود بگیرد و مردم علاوه بر اجتناب از گناه و مداومت به انجام همه واجبات، قانون مواسات را در بین خود حاکم سازند و از همدیگر دستگیری نمایند، قاعده لطف پروردگار متعال اقتضاء میکند که فرج حاصل شده و حضرت ولی عصر«ارواحنافداه» ظهور فرمایند.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی و در ابتدای زمان حاکمیت جمهوری اسلامی در ایران، جامعه به صورت یک پارچه آماده ظهور شد و در آن زمان، احساس میشد که ظهور نزدیک است. امّا پس از مدّتی با رخنه سه فساد اخلاقی، اداری و اقتصادی در بدنه جمهوری اسلامی و در بین مردم، زمینه ظهور حضرت ولی عصر «ارواحنافداه» از بین رفت.
حضرت بقیة الله الاعظم «ارواحنافداه» برای اصلاح جهان نیاز به یارانی صالح دارند، همچنان که برای برقراری عدالت اجتماعی، افرادی عادل، متّقی و حقیقتخواه، باید به یاری ایشان بشتابند و بدیهی است که با کسانی که خود، مفسد و ظالم و حقیقت ستیز هستند، اطلاح عالم و بسط عدالت و گسترش حقیقت، امکانپذیر نیست. و از این رو تا زمانی که منتظران فرج، صالح، متّقی و عادل نشوند، ظهور آن حضرت تحقّق نخواهد یافت.

خدای تعالی با بیان نورانی «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحات»، ایمان و تقوا را به عنوان زیر بنا و روبنا، دو شرط اساسی برای دستیابی شیعیان به حکومت جهانی و برقراری عدالت و امنیت اجتماعی توسط آنان بر میشمرد و تأکید میفرماید که حضور شیعیان در حکومت سرتاسری اهل بیت«علیهمالسّلام» که عاری از ظلم، تبعیض، فساد، فقر، اضطراب و ناامنی است، نیاز به لیاقت و زمینهسازی دارد و با زیربنای ایمان و روبنای تقوا حاصل میگردد.
جامعهای لایق میزبانی از حکومت جهانی اهل بیت«علیهمالسّلام» است که افراد آن با هم متّحد باشند و با غیبت، تهمت، شایعه و اهانت، به دشمنی با یکدیگر نپردازند تا بتوانند با اتّحاد و یکپارچگی، حکومت حضرت ولی عصر«ارواحنافداه» را اداره نمایند.
حضرت آیت الله مظاهری با تفسیر آیه شریفه «وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یرِثُها عِبادِی الصَّالِحُونَ»، شیعیان حقیقی و افراد صالح و شایسته را وارث کره زمین برشمرد و افزود: شیعیان راستین که به صورت توأمان به قرآن و عترت تمسّک میجویند و به خصوص از نظر عملی، به دستورات انسانساز قرآن کریم توجّه کرده و پیرو اهل بیت«علیهمالسّلام» هستند و در حدّ توان، کردار و گفتار خود را به اعمال اهل بیت«علیهمالسّلام» شبیه میسازند، وارثان و تمکّنیافتگان آینده جهانی خواهند بود.
کسی که خود را شریک غم و اندوه دیگران نمیداند و با وجود مشکلات فراوان معیشتی و معضلات اجتماعی و ناهنجاریهای روحی و اخلاقی در وضع کنونی، با خودخواهی به فکر زندگی خود و اطرافیان خود است، افکار و اعمال او به اهل بیت عصمت و طهارت«علیهمالسّلام» شباهتی ندارد و در زمره شیعیان امیرالمؤمنین«علیهالسّلام» محسوب نمیشود.
مردم از نظر معیشتی در تنگناهای فراوانی قرار دارند و بدون شک در بسیاری از موارد، محتاج نان شب و مایحتاج اولیه زندگی هستند، ازدواج جوانان با موانع فراوانی مواجه است و مفاسد متعدّدی را به همراه دارد و بیکاریهای گسترده، مایه گسترش فساد و جرم شده است و طبعاً این جامعه با این معضلات، آماده و مهیای ظهور نیست.
اگر در جامعه، قانون مواسات و روحیه تعاون و دیگر گرایی، جایگزین خودخواهی، خودمحوری و تجمّل گرایی شود و مسئولان بهجای دعواهای سیاسی و کارهای شعاری، به مشکلات اقتصادی مردم به نحو صحیح رسیدگی کنند، بسیاری از معضلات معیشتی به سرعت برطرف خواهد شد و در این صورت، انتظار فرج، معنای دیگری مییابد و نسل جوان، از روی سرخوردگی و ناامیدی به موضوع انتظار فرج نگاه نخواهد کرد.
اگر به مردم خدمت نمیکنید و به رفع معضلات معیشتی آنان نمیپردازید، لااقل مردم را تحقیر نکنید و در کارهای آنان مانع ایجاد نکنید.
امام زمان«ارواحنا فداه»با معجزه و خرق عادت، بر کره زمین مسلّط شده و حکومت جهانی تشکیل خواهند داد، اما در اداره حکومت عادلانه خویش از معجزه و خرق عادت بهره نمیگیرند، بلکه با اجرای دقیق احکام و قوانین جامع و مترقّی اسلام، حکومت قرآنی تشکیل میدهند و همه معضلات اقتصادی، معیشتی و اخلاقی جهان را رفع کرده و امنیت ظاهری و باطنی و زندگی عاری از ظلم، تبعیض، فقر، عزوبت، غم، غصه، نگرانی، دلهره و اضطراب برای همه جهانیان به ارمغان میآورند.
حضرت ولیعصر«ارواحنافداه» نه در تصرّف کره زمین و نه در اداره حکومت، از جنگ، خونریزی، قتل عام، بمب اتم و سلاحهای کشتار جمعی و روشهای سیاست بازانه بهره نمیگیرند.
برخی روایات جعلی و نادرست در طول تاریخ به تحریف ظهور و حوادث مربوط به آن پرداختهاند و چهره متفاوت و نادرستی از شیعیان و حضرت ولیعصر«ارواحنافداه» معرّفی نمودهاند که شیعیان در این خصوص باید به جعلی بودن اینگونه روایات توجّه داشته باشند.
بخش مهدویت تبیان
منبع : خبر گزاری رسا
غزل نوسروده آیت الله صافی گلپایگانی
غزل نوسروده آیت الله صافی گلپایگانی

آیتالله لطفالله صافی گلپایگانی از مراجع تقلید شیعیان جهان در پانزدهمین روز از سال جاری، غزلی با رویکرد مهدوی و با مطلع «ما را ز کورش و کی و جم اعتبار نیست» سروده است.
ما را ز کورش و کی و جم اعتبار نیست
فخری به داریوش و به اسفندیار نیست
مرده است دور رستم و سیروس و کیقباد
ما را به جاهلیت آن دوره کار نیست
در سایه محمد و آل محمدیم
برتر از این برای بشر افتخار نیست
ابنای دین و سوره توحید و کوثریم
بر دل ز کفر و شرک و شرارت غبار نیست
اسلام، اعتقاد و نظام و هویت است
هرکس نداشت در دو جهان رستگار نیست
اندر دژ ولایت و حصن امامتیم
مانند این حصار به گیتی حصار نیست
ما امت عدالت و صلح و اخوتیم
در ما نفاق و شیطنت دیوسار نیست
از جاهلیت مجوس نگیریم رسم و راه
ما را بهجز ولایت مهدی(ع) شعار نیست
اعلام «انّ اکرمکم» باشد این پیام
در کیش ما به رنگ و نژاد اعتبار نیست
گر مدعی تلاش به توهین ما کند
با او بگو که از تو جز این انتظار نیست
تو باش و هفت خوان و خرافات و ترّهات
راهی که میروی ره پروردگار نیست
زنده است دین احمد(ص) و قرآن و اهل بیت(ع)
اکمل از آن طریق سوی کردگار نیست
یا رب رسان امام زمان منجی جهان
فرّخ، زمان او که در آن، کار عار نیست
پر می کند ز عدل به امر خدا زمین
بهتر ز عصر دولت او روزگار نیست
آیین دینمداری و تقوا شود رواج
رسم فساد و شرب مدام و قمار نیست
مؤمن عزیز گردد و کافر شود ذلیل
مرد خدا به دوره او خوار و زار نیست
بخش مهدویت تبیان
میزان قتل و کشتار در آخرالزمان
میزان قتل و کشتار در آخرالزمان

وقتی به بررسی روایات وارده در زمینه مهدویت و ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف می پردازیم، به روایاتی برمی خوریم که بیانگر کشتاری در حجم وسیع است که قسمتی از آن ها مربوط به ملاحم و فتنه های قبل از ظهور است و ارتباطی به دوران ظهور ندارد و تنها به بیان اوضاع نابسامان جهان قبل از ظهور می پردازد و دسته ای دیگر از روایات نیز مربوط به زمان ظهور و حکومت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است.
اما آیا به راستی وقتی امام عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهور می کند، دست به کشتار وسیعی می زند و همه را از دم تیغ می گذارند؟... شاید این سؤالی باشد که شما نیز مایل باشید پاسخ آن را بدانید. قبل از پاسخ به این سؤال،باید دانست که روایات وارده در این زمینه به دو دسته تقسیم می شوند:
1. روایاتی که از طریق عامه نقل شده و بیشتر هم از احادیث رسول خدا صلی الله علیه و آله است و البته بیشتر آن ها هم از نظر سند دچار مشکل است، به طوری که بعضی از آن ها مرسل است و برخی دیگر به پیامبر صلی الله علیه و اله منتهی نمی شود؛ بلکه از افرادی همانند کعب الاحبار نقل شده که در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله مسلمان نبوده است. قابل ذکر است که بیشتر این روایات، از اسرائیلیات است که با اغراض مختلفی وارد کتاب های روایی شده اند.
2. روایاتی که از طرق اهل بیت علیهم السلام نقل شده و یا در کتاب های شیعه ذکر شده است.
میزان کشتارها
به یقین هنگام قیام امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف قتل و کشتار رخ خواهد داد؛ زیرا این واقعه عظیم بدون برطرف کردن خارها و دشمنان سر راه آن حضرت میسر نخواهد شد. اهل بیت علیهم السلام نیز در روایات مختلفی بر اصل قتل و خونریزی هنگام ظهور و قیام حضرت اشاره کرده اند. در روایتی آمده است: یکی از یاران امام باقر علیه السلام درباره این سخن مرجئه که می گویند: هنگامی که قیام قائم روی دهد، همه کارها برای او هموار خواهد شد و به اندازه یک ظرف حجامت هم خون نمی ریزد، از امام باقر علیه السلام سؤال کرد و امام در جواب فرمود: «هرگز چنین نیست؛ سوگند به آن که جانم به دست اوست، کار به اینجا می انجامد که ما و شما عرق و خون بسته شده را پاک خواهیم کرد».1
اما از سوی دیگر این نکته نیز باید مورد توجه قرار گیرد که نیم نگاهی به تاریخ اسلام، بیانگر آن است که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و امامان اهل بیت علیهم السلام همواره کوشیده اند امور را به طور عادی و از مسیر طبیعی آن انجام دهند و حتی الامکان دست به شمشیر نشوند؛ زیرا هدف آنان ارشاد و هدایت مردم است. اما گسترش عدالت در جامعه تیز اقتضای کشت و کشتار ـ اگر چه در حد محدود ـ را دارد. همچنین قرار نیست که تمام امور از طریق معجزه حل شود، ولی این اندیشه افراطی نیز صحیح نیست و هرگز دلیلی عقلی و عقلایی و نقلی بر گستردگی کشتارها در حدی وسیع وجود ندارد.
در حدیثی از امام صادق علیه السلام آمده است: «این امر ـ قیام امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ واقع نمی شود تا این که دو سوم مردم از بین بروند»
زمان کشتارها
با توجه به روایات، اندکی قبل از ظهور جهان شاهد جنگ های خونینی خواهد بود و مردم با مشاهده و مواجهه با این جنگ ها، به استقبال مصلح عالم خواهند رفت. امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز با استفاده از این شرایط و با کمترین استقامتی از سوی مخالفین خود و ظالمین، عالم را فتح خواهد کرد.

در حدیثی از امام صادق علیه السلام آمده است: «این امر ـ قیام امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ واقع نمی شود تا این که دو سوم مردم از بین بروند». راوی می گوید: به حضرت عرض کردم: اگر دو سوم مردم از بین بروند، چه کسی باقی می ماند؟ حضرت فرمود: «آیا راضی و خرسند نمی شوید که شما از یک سوم باقی مانده باشید».2
در روایت دیگری امام صادق علیه السلام در پاسخ زراره که از حقیقت ندای آسمانی پرسیده بود، فرمود: «آری، به خدا سوگند، چنان است که هر قومی با زبان خودشان آن را می شنوند. این امر محقق نمی شود تا این که نه دهم مردم از میان بروند».3
امام صادق علیه السلام در حدیث دیگری فرموده است: «قبل از قیام قائم، دو نوع مرگ رخ می دهد؛ مرگ سرخ و مرگ سپید تا این که از هر هفت نفر، پنج نفر از بین برود. مرگ سرخ با شمشیر و مرگ سپید با طاعون است.»4
این گونه روایات به حجم وسیعی از کشتارها پیش از قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و قبل از ندای آسمانی اشاره دارد؛ هر چند برخی از این دسته روایات نیز از مجعولات و اسرائیلیات هستند که با اهداف و انگیزه های خاصی همانند خدشه دار کردن چهره نهضت جهانی و حکومت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و یا توجیه کشتارها در فتوحات و ... به کتاب های روایی وارد شده و کشتارهای زیادی را به امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نسبت داده است. برخی از این دسته روایات نیز از نظر سندی دچار مشکل هستند؛ از جمله روایتی که فضل بن شاذان از امام صادق علیه السلام نقل کرده که حضرت فرموده است: «قائم، آن قدر از انسان ها را می کشد که تا ساق پا را خون فرا می گیرد، تا آنکه شخصی از فرزندان پدرش به او اعتراض شدید می کند».5 این حدیث، مرفوعه است و از نظر سندی نیز مشکل دار است.
به این نکته نیز باید توجه داشت که کار عظیمی که حضرت انجام می دهد؛ یعنی گسترش حکومت عدل جهانی، اقتضای چنین قتل و کشتاری ـ اگرچه در حدی محدود ـ را دارد؛ زیرا با قیام حضرت هرگز ستمگران ساکت نخواهند بود، ولی وقتی این کشتارها را با قیام ها و نهضت های دیگرمقایسه کینم، در می یابیم که قابل توجه نیست.
به یقین هنگام قیام امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف قتل و کشتار رخ خواهد داد؛ زیرا این واقعه عظیم بدون برطرف کردن خارها و دشمنان سر راه آن حضرت میسر نخواهد شد. اهل بیت علیهم السلام نیز در روایات مختلفی بر اصل قتل و خونریزی هنگام ظهور و قیام حضرت اشاره کرده اند. در روایتی آمده است: یکی از یاران امام باقر علیه السلام درباره این سخن مرجئه که می گویند: هنگامی که قیام قائم روی دهد، همه کارها برای او هموار خواهد شد و به اندازه یک ظرف حجامت هم خون نمی ریزد، از امام باقر علیه السلام سؤال کرد و امام در جواب فرمود: «هرگز چنین نیست؛ سوگند به آن که جانم به دست اوست، کار به اینجا می انجامد که ما و شما عرق و خون بسته شده را پاک خواهیم کرد»

شاید این سؤال پیش آید که چرا حضرت با زور و درگیری و جنگ بر جهات تسلط می یابد؟ آیا نمی شود که با راهکارهای تربیتی و آموزشی این اتفاق رخ دهد؟ باید دقت داشت که از مهم ترین کارهای حتمی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، جنگی تمام عیار با تمام انسان های خون آشام است. حال در مسئله جنگ چطور ممکن است هدایت انسان و ساختن جامعه بشری با دعوت اخلاقی و تربیت درست، امکان پذیر باشد که به خونریزی و جنگ نیز نیازی نباشد؟
با مطالعه تاریخ بشری به خوبی می توان دریافت که موانع راه رشد و تکامل انسان جز با قدرت و خونریزی از سر راه برداشته نمی شود. هر چند که تعالیم اخلاقی و اصول تربیتی تأثیرهای ژرف و گسترده داشته است، اما این تأثیرها در برخی از افراد نجیب انسانی است و در افراد سلطه طلب و دنیادار و استثمارگر که منابع اقتصادی، سیاسی و نظامی جوامع را در دست داشته و دارند، یا هیچ تأثیری ندارد و یا تأثیر آن تحول آفرین و دگرگون ساز نبوده است. از این رو، برای تربیت و هدایت آنان باید عامل دیگری را به کار گرفت تا سد راه انسان ها نشوند و راه رشد توده ها را نبندند و بدین وسیله همگان بتوانند بی هیچ گونه مانعی به راه رشد خویش ادامه دهند. بنابراین، جنگ و کاربرد نیرو به عنوان یک ضرورت برای دستیابی به هدف های انسانی مطرح است.
دین مبین اسلام نیز با توجه به همین واقعیت هاست که جنگ را نه به عنوان هدف و آرمان، بلکه به عنوان راه و وسیله برای تحقق توحید و عدل پذیرفته است. هم چنانکه قرآن می فرماید: «وَ قاتِلُوهُمْ حَتّی لا تَکُونَ فِتْنَةٌ وَ یَکُونَ الدِّینُ لِلّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَلا عُدْوانَ إِلاّ عَلَی الظّالِمینَ»؛ « و با آن ها پیکار کنید تا فتنه (و بت پرستی و سلب آزادی از مردم) باقی نماند و دین، مخصوص خدا گردد. پس اگر (از روش نادرست خود) دست برداشتند، (مزاحم آن ها نشوید؛ زیرا) تعدّی جز بر ستمکاران روا نیست».6
زهرا رضائیان
بخش مهدویت تبیان
پی نوشت ها:
1. بحارالانوار، ج52، ص356.
2. کمال الدین، ج2، ص655 و656.
3. الغیبه نعمانی، ص274.
4. کمال الدین، ج2، ص655.
5. بحارالانوار، ج52، ص387.
6. بقره: 193.
مدت زمان حکومت امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)
مدت زمان حکومت امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)

یکی از موضوعات مورد توجه در زمینه مهدویت، مدت زمان حکومت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است. روایات مختلفی در این زمینه وارد شده است که هر یک مدت زمان حکومت را متفاوت با دیگری مطرح کرده است و کمترین آنها، هفت سال و بیشترین آنها، 309 سال (به مقدار توقف اصحاب کهف در غار) می باشد.
هفت، هشت، نه، ده، نوزده، بیست، چهل و 309 سال، مدت زمان هایی هستند که در روایات از آنها به عنوان مدت حکومت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف یاد شده است.
در بسیاری از روایاتی که از طریق اهل سنت از پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله نقل شده، مدت زمان حکومت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هفت یا نه سال ذکر شده است. در یکی از این روایات چنین آمده است: «زمین از ظلم و جور پر می شود، آنگاه مردی از خاندان من قیام می کند، او هفت یا نه [سال] حکومت می کند و زمین را از عدل و داد آکنده می سازد.»1
علامه مجلسی رحمة الله علیه نیز برخی روایت های اهل تسنن را که در آنها مدت حکومت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هفت یا نه سال بیان شده است، نقل کرده اند؛ از جمله این روایت که می گوید: «... پس خداوند مردی از عترت و خاندان مرا برمی انگیزد و زمین را از عدل و داد پر می کند؛ چنان که از ظلم و جور پر شده بود. ساکنان آسمان و زمین از او خشنودند، آسمان چیزی از بارانش را نگه نمی دارد و همه را پی در پی، فرو می فرستد، زمین هیچ روئیدنی را در خود نگه نمی دارد و همه را خارج می سازد تا آنجا که انتظار می رود مردگان نیز زنده شوند، جهانیان هفت یا هشت، یا نه سال در این وضع زندگی می کنند.»2
نعمانی در آخرین باب کتاب خود (الغیبة)، چهار روایت، در زمینه مدت زمان حکومت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نقل کرده که در همه آنها از نوزده سال یا نوزده و چند ماه سخن به بیان آمده است.3 وی در روایتی از امام صادق علیه السلام چنین نقل کرده است: «همانا قائم [بر او درود باد] نوزده سال و چند ماه حکومت خواهد کرد.»4
برخی روایات نیز مدت حکومت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را چهل سال ذکر کرده اند. از جمله در روایتی که از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده، آمده است: «او چهل سال در روی زمین فرمانروایی می کند.»5
امام حسن مجتبی علیه السلام نیز از پدر بزرگوارش نقل می کند که فرمود: «خداوند در آخرالزمان مردی را بر می انگیزد... او زمین را از عدل، داد، برابری، نور و برهان پر می کند... او [به مدت] چهل سال بر شرق و غرب عالم فرمانروایی می کند. پس خوشا به حال کسی که زمان او را درک کند و سخن او را بشنود».6

برخی روایات، ابتدا مدت حکومت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را هفت سال اعلام کرده اند، ولی در ادامه یادآور شده اند که هر یک سال از حکومت آن حضرت برابر با ده سال از سال های معمولی است. از جمله در روایتی آمده است که عبدالکریم خثعمی می گوید، به امام صادق علیه السلام عرض کردم: «قائم ـ بر او درود باد ـ چند سال حکومت می کند؟» و آن حضرت فرمود: «هفت سال، روزها و شب ها طولانی می شوند تا آنجا که هر سال از سال های او با ده سال از سال های شما برابری می کند و بدین گونه مدت حکومت او با هفتاد سال از سال های شما برابر می شود.»7
آخرین گروه از روایات، شامل روایاتی است که مدت زمان حکومت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را به تعداد سال های اقامت اصحاب کهف در غار، یعنی 309 سال دانسته اند. در یکی از این روایات که از امام باقر علیه السلام نقل شده، چنین آمده است: «قائم مدت 309 سال حکومت می کند، به تعداد سال هایی که اصحاب کهف در غار خود درنگ کردند. او زمین را از عدل و داد پر می کند، چنان که ستم و بیداد پر شده بود.»8
در حدیث دیگری از امام باقر علیه السلام چنین آمده است: «به خدا سوگند مردی از ما اهل بیت سیصد سال به اضافة نه [سال] حکومت خواهد کرد، گوید: به آن حضرت عرض کردم: [و] این کی خواهد شد؟ فرمود: پس از وفات قائم. به آن حضرت گفتم: قائم چقدر در عالم خود برپاست تا از دنیا برود؟ فرمود: نوزده سال از روز قیامش تا روز مرگش.»9
با توجه به اختلاف هایی که در زمینة مدت حکومت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف در روایات وجود دارد، عده ای از عالمان و محدثان شیعه و سنی به توجیه این اختلاف ها و جمع میان روایات پرداخته اند. علامه مجلسی رحمة الله علیه معتقد بود: «اخبار متفاوتی که در زمینة مدت حکومت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف وارد شده است، برخی بر همة مدت فرمانروایی آن حضرت، برخی بر زمان استقرار دولت او، برخی بر سال ها و ماه هایی که در نزد ما وجود دارد و برخی هم بر سال ها و ماه های طولانی زمان ایشان حمل می شود.»10
نویسنده کتاب «الشیعة و الرجعة» نیز در این باره می نویسد: «این اقوال در ظاهر متناقض هستند و به هیچ یک از آنها نمی توان اعتماد کرد. بله، روایت هفت سال در احادیث سنیان و اخبار ما (شیعیان) تکرار شده است و چه بسا این روایت بر دیگر روایات ترجیح داشته باشد؛ زیرا این روایت با برخی اخبار ما مطابق است که می گویند مراد از هفت سال، هفتاد سال است و آن حضرت با قدرت خدای تعالی پس از ظهور، این مدت زندگی می کند. یعنی هر یک سال [از مدت زندگی ایشان] برابر با ده سال از سال های ما خواهد بود. این موضوع در اخبار ما که ائمه حدیث و حافظان علم درایه و حدیث آنها را نقل کرده اند، تبیین شده است».11

آیتالله مکارم شیرازی نیز در این باره چنین می نویسد: «اگرچه درباره مدت حکومت او احادیث مختلفی در منابع اسلامی دیده می شود که از پنج یا هفت سال تا 309 سال (مقدار توقف اصحاب کهف در آن غار تاریخی) ذکر شده است که در واقع ممکن است، اشاره به مراحل و دوران های آن حکومت باشد (آغاز شکل گرفتن و پیاده شدنش پنج یا هفت سال و دوران تکاملش چهل سال و دوران نهایی اش بیش از سیصد سال! دقت کنید)، ولی قطع نظر از روایات اسلامی، مسلم است که این آوازه ها و مقدمات برای یک دوران کوتاه مدت نیست؛ بلکه قطعاً برای مدتی است، طولانی که ارزش این همه تحمل زحمت و تلاش و کوشش را داشته باشد.»12
ابن حجر عسقلانی از علمای اهل سنت نیز درباره جمع روایات مدت حکومت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف، چنین می نویسد: «در نشانه های مهدی منتظر روایت های هفت سال بیشتر و مشهورتر هستند. بر فرض درستی همه روایت های [وارد شده در این موضوع] می توان آنها را اینگونه جمع کرد: حکومت او از نظر ظهور در قدرت متفاوت است. پس چهل سال ـ به عنوان مثال ـ به اعتبار همه مدت حکومت اوست. هفت سال و مانند آن به اعتبار نهایت ظهور و قدرت حکومت او و بیست سال و مانند آن نیز به اعتبار حد میانه [ظهور و مدّت حکومت او] است.»13
بنابراین شاید بتوان گفت که دوران زمامداری امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به طور خاص، یا کلّ مدت استمرار حکومت عادلانه ای که پس از ظهور تشکیل می شود، 309 سال است و سایر سال هایی که در روایت ذکر شده است ـ بر فرض صحت روایات ـ ناظر به دوران های مختلف استقرار حکومت مهدوی از ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تا تشکیل حکومت است؛ زیرا استقرار حکومت عادلانه در سراسر زمین پس از قرن ها حاکمیت کفر و ظلم، نیازمند مجاهدتی طولانی و گسترده است و قطعاً حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف باید سال ها در جهان حضور داشته باشد تا بتواند به همه اهداف خود جامة عمل بپوشاند. از سویی دیگر نیز پذیرش این مطلب که مردم قرن ها برای تحقق عدل مهدوی در انتظار باشند و سختی ها و مشکلات بسیاری را در این راه تحمل کنند، ولی این حکومت چند سالی بیشتر به طول نینجامد؛ بسیار دور از ذهن است.
زهرا رضائیان
بخش مهدویت تبیان
پی نوشت ها:
1. احمدبن حنبل، المسند، ج 3، ص 28.
2. بحارالانوار، ج 51، ص 104.
3. ر. ک: الغیبة، ص 331 ـ 332.
4. همان، ص 332، ح 4.
5. الزام الناصب، ص 304.
6. بحارالانوار، ج 52، ص 280.
7. همان، ص 337.
8. همان، ص 291.
9. الغیبة، ص 331ـ332، ح 3.
10. بحارالانوار، ج 52، ص 280.
11. طبسی نجفی، محمدرضا، الشیعة و الرجعة، ج 1، ص 225.
12. مکارم شیرازی، ناصر، حکومت جهانی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف ، ص 281.
13. المهدی، ص 242.
بلایای دوران ظهور
بلایای دوران ظهور

وقتی انسان خطایی میکند، عقوبت آن را هم باید به جان بخرد، حالا این عقوبت میتواند فقط در این دنیا باشد یا سرای دیگر و یا هم در این دنیا و هم در سرای دیگر. در ابعاد بزرگتر وقتی جامعهای نیز به فساد و گناه رو میآورد، باید عذابی را که خداوند بر آنان فرو میفرستد، گردن نهد. امتهای عصر کنونی که به انواع فسادها،گناهان، سرکشیها و ستمگریها آلوده و از آفریننده هستی غافل شدهاند، به یقین عذابی سختتر خواهند داشت.
این طرز تفکر از زمانهای قدیم وجود داشته است؛ هم چنانکه در اساطیر هند، از نابودی پایانی آفرینش همراه با علائمی دهشت بار سخن به میان آمده است که به نوعی میتواند با بروز بلایای طبیعی در دوره آخرالزمان مربوط باشد: « پس از صد سال خشکسالی و قحطی، هفت خورشید بر آسمان پدیدار میگردد و همه آبها را میخشکاند. آتش و در پی آن، باد سراسر زمین را جارو میکشد و زمین و جهان زیرین را ویران میسازد. بر آسمان، ابرهایی چون پیل نمایان و تندر غریدن میگیرد؛ دوازده سال پی در پی باران میبارد و همه جهان را در خود غرق میکند».1
در اساطیر کهن ملتهای شمال اروپا نیز به بلایای دوره آخرالزمان اشاره شده است: « خورشید به تیرگی میگراید و زمین در دریا غرق میشود و ستارگان داغ از آسمان فرو میافتند و آتش تا به آسمان زبانه میکشد، آنگاه ملکوتی نو و زمینی نو، با زیبایی شکفت انگیز دوباره متجلی میشود و خانهها سقفی از طلا مییابند و کشتزارها میوههای رسیده میدهند و شادی ابدی بر همه جا سایه میگسترد».2 در متون زرتشتیان و تورات نیز از این بلایا سخنان فراوانی به میان آمده است.3
نیم نگاهی به وضعیت کنونی جهان، بیانگر انواع بلاهای مخرب طبیعی همچون: زلزله، سیل، خشک سالی و طوفان است که نتیجهاش بیماری، رنج، خسارات و نابودی میباشد. زمین در حال نزدیک شدن به فجایعی است که بشر، هرگز در طول تاریخ زندگی خود بر روی این کره، آن را تجربه نکرده است. گرم شدن زمین که بر اثر انتشار گازهای گل خانهای پدید میآید، سبب بروز طوفانها و سیلابهای مخرب خواهد شد. رشد فعالیتهای خورشیدی و تغییرات آنها نیز موجب افزایش دمای کره زمین و بروز دگرگونیهای نامناسب آب و هوایی در عصر حاضر میباشد.4
علت افزایش بلاها
هر چند بیشتر بلاهای طبیعی و گرفتاریهایی که مردم آخرالزمان با آنها مواجه هستند، در ظاهر منشأ طبیعی و مادی دارند، اما در واقع اثر وضعی و نتیجه قهری کارهای بد و گناهانی است که نظم طبیعت را بر هم میزنند و خشم خالق هستی را بر میانگیزند. در سخنی از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله آمده است: «هر گاه شر در زمین آشکار شود، خدای متعال سختیاش را بر اهل زمین فرو میفرستد».5
همچنین در سخن هشدارگونه دیگری از حضرت آمده است: « هر گاه پنج چیز در میان شما رواج یابد، پنج چیز بر شما فرود میآید: هنگامی که بین شما زنا رواج یابد، زلزله میآید؛ وقتی که میان شما ربا شایع گردد، فرو رفتن زمین روی میدهد؛ آنگاه که از زکات جلوگیری شود، چهارپایان اهلی نابود میشوند؛ موقعی که سلطان ستم ورزد، باران نمیبارد و زمانی که با اهل ذمّه حیله ورزی شود، دولت در اختیار مشرکان قرار میگیرد».6
امام علی علیه السلام فرموده است: «... مرگی شتابان و فراگیر مردمان را میرباید؛ به طوری که مرد صبح سالم است، در حالی که شب دفن میگردد و شب زنده است، در حالی که صبح میمیرد...»

سالهای پربلا
آنچه از متون باستانی و روایات اسلامی بر میآید، بیانگر آن است که در دوره آخرالزمان و پیش از خروج دجال، جهانیان با سه سال سخت و پر بلا رو به رو خواهند شد. در متون زرتشتیان آمده است: «در پایان هزاره هوشیدربامی، دیوی مهیب به نام «ملکوش» زمستانی سخت و ترسناک پدید میآورد و درمدت سه سال سراسر گیتی را با برف و باران و تگرگ و باد سرد و طوفان ویران میسازد و مردمان و جانوارن و دیگر موجودات روی زمین را نابود میکند». 7
در سخنی از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله در این باره میخوانیم: «... بی گمان، پیش از خروج دجال، سه سال سخت خواهد بود که در آنها،گرسنگی شدید دامن گیر مردم میشود...». 8
امام باقر علیه السلام نیز درباره آغاز و پایان این دوره کوتاه سه ساله فرموده است: «هرگاه عباسی به خراسان رسد، گیسوی سختی آور در مشرق طلوع میکند. نخستین بار که طلوع کرد، برای نابودی قوم نوح بود، هنگامی که خدا غرقشان کرد. در زمان ابراهیم، آنگاه که او را در آتش افکندند و زمانی که خداوند فرعون و همراهانش را نابود ساخت و هنگامی که یحیی پسر زکریا کشته شد، طلوع کرد. پس هر گاه آن را دیدید، از شر فتنهها به خدا پناه برید. طلوع این ستاره پس از گرفتن خورشید و ماه خواهد بود. سپس [بنی عباس] درنگ نمیکنند تا آنکه ابقع در مصر آشکار شود».9
سیل
طبق روایات اسلامی، افزایش بارندگی و بالا آمدن سطح آب رودخانهها و دریاها و جاری شدن سیل بر روی زمین، از جمله نشانههای نزدیک شدن زمان ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشد. در روایتی آمده است که از امام هادی علیه السلام پرسیدند: چه وقت آنان (مردم قم) منتظر فرج خواهند بود؟ حضرت فرمود: «هنگامی که آب روی زمین را فراگیرد».10
در برخی احادیث اسلامی به وقوع سیل در برخی شهرهای عراق و غرق شدن بعضی از آنها در آب، پیش از ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف اشاره شده است. امام سجاد علیه السلام در این به اره فرموده است: «هر گاه نجف شما را سیل و باران پرکرد ... منتظر ظهور قائم منتظَر ما باشید».11
زلزله
از مدارک به دست آمده از گذشتههای دور، چنین به دست میآید که پیش از ظهور منجی، زلزلهها زیاد میشوند و پی در پی روی میدهند. در نوشتههای زرتشتیان آمده است: «زمین لرزه بسیار بُوَد و بسیار ویرانی بکند».12
در کتاب مقدس نیز آمده است: « و زلزلههای عظیم در جایها ... پدید [آید]...».13 پیامبراسلام صلی الله علیه و آله فرموده است: « زمان ظهور فرا نمیرسد، مگر آنکه ... زلزلهها فراوان شوند...».14 در حدیثی از امام علی علیه السلام نیز آمده است: «... هنگام طلوع بهرام و کیوان با اقتران دقیق ... لرزشها و زلزلهها پیاپی رخ خواهند داد...».15
برخی روایات اسلامی بیانگر این است که وقوع زلزله در برخی مناطق مانند خراسان و شام، ارتباطی ویژه با دیگر حوادث پیش از ظهور دارد. در روایتی از پیامبر صلی الله علیه و آله آمده است که حضرت به جایگاه برآمدن خورشید رو کرد و فرمود: « از اینجا (مشرق)گیسوی شیطان طلوع میکند؛ از همین جا زلزلهها و فتنهها ... خواهند بود».16 امام علی علیه السلام نیز فرموده است: « هر گاه ... آتش درخشان زبانه کشد، به پرهیزید، کاملاً به پرهیزید از کسی که از غرب میآید، هنگامی که زلزلهها در خراسان آشکار شوند».17

طوفان و گردباد
در احادیث اسلامی به بروز بادهای خطر آفرین و طوفانهای ویرانگر در دوره آخرالزمان اشاره شده است. حسن بصری به همشهریانش چنین میگوید: « بادی زرد از سوی قبله (جنوب غربی) به سوی شما میآید. سه روز و دو شب ادامه دارد تا آنجا که شب از شدت زردی، مانند روز روشن شود و غرق شدن بصره در پی آن خواهد بود ...».18 همچنین در حدیثی از رسول خدا صلی الله علیه و آله آمده است: «خرابی چین با شن خواهد بود...».19
رانش زمین و خشک سالی
رسول خدا صلی الله علیه و آله در بیان نشانههای زمان ظهور چنین فرموده است: «... زمین از فراوانی باران سست شود و هر گروهی گمان کند که این حالت تنها در منطقه آنان رخ داده است ...».20
همچنین در متون برجای مانده از گذشتگان، خشک سالی به عنوان یکی از بلاهای فراگیر دوره آخرالزمان مورد توجه قرار گرفته است. درمتون زرتشتیان آمده است: « ... باران نیز به هنگام خویش نبارد ... و آب رودها و چشمهها بکاهد ... »21 امام صادق علیه السلام نیز فرموده است: «... سرزمینها خشک میشوند ...».22
مر گ و میر فراوان
امام علی علیه السلام فرموده است: «... مرگی شتابان و فراگیر مردمان را میرباید؛ به طوری که مرد صبح سالم است، در حالی که شب دفن میگردد و شب زنده است، در حالی که صبح میمیرد...».23 پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نیز فرموده است: « از نشانههای نزدیک شدن زمان ظهور ... آن است که مرگ ناگهانی پدیدار شود».24
زهرا رضائیان
بخش مهدویت تبیان
پی نوشت:
1. شناخت اساطیر هند، ص41.
2. سیری در اساطیریونان و رم، ص 433،کتاب هفتم.
3. زند بهمن یسن ،ص11، ف6، بند4.
4. روزنامه کیهان ،ش17453.
5. الفتن ،ص431،جزء9،ذیل ح1354.
6. روضة الواعظین،ص532.
7. سوشیانت،ص97، بخ4، یادداشت 1، با حذف و تصرف.
8. عقد الدرر، ص345، ب12، ف2.
9. الفتن ، ص148، جزء3، ح607.
10. بحارالانوار، ج18، ص311.
11. التشریف بالمنن، ص369.
12. جاماسب نامه پهلوی، ف1، بند5.
13. کتاب مقدّس، عهد جدید، ص133؛ انجیل لوقا، ب21، بند11.
14. صحیح البخاری، ج1، ص448.
15. مشارق أنوار الیقین، ص266.
16. المعجم الصغیر، جزء2، ص36.
17. إلزام الناصب، ح2، ص183.
18. التشریف بالمنن،ص.254
19. محاضرة الأبرار، ج1، ص340.
20. تفسیر قمی، ج2، ص282.
21. زند بهمن یسن، ص282.
22. صدوق، امالی، ص65.
23. بحارالانوار، ج93، ص304.
24. المعجم الاوسط، ج9، ص255.
یاوران مهدی را بیشتر بشناسیم
مهدی یارها کیانند؟

براساس آموزههای دینی ، یکی از سنتهای الهی در جهان این است که هر پدیده ، میباید به صورت قاعده مند از راه فراهم آمدن شرایط و مقدمات آن به وجود آید .
این اصل ، در روایات این گونه بیان شده است: « أبی الله أن یجری الأمور إلا بأسبابها فجعل لکل شئ سبباً ؛ خداوند امتناع دارد از اینکه امور را جز از راه اسباب آن فراهم آورد .» (مازندرانی، ج8، ص210)
تحولات و رخدادهای اجتماعی نیز همانند پدیدههای تکوینی، محکوم به اجرای این اصل میباشد. بر این اساس ، تحقق هر انقلاب و رویداد اجتماعی، به زمینهها و شرایط آن وابستگی دارد.
ظهور و قیام امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز پیرو همین اصل است و بدون تحقق زمینهها و شرایط آن ، به وقوع نخواهد پیوست .
مهمترین شرایط برای تحقق ظهور
مهمترین شرایط و مقدمات لازم برای تحقق ظهور ، وجود یاورانی شایسته و لایق برای پشتیبانی از قیام و انجام کارهای حکومت جهانی است ؛ زیرا سنّت الهی بر این قرار گرفته که امور عالم از مجرای طبیعی و علل و اسباب عادی انجام گیرد؛ بنابر این همان گونه که نقش یاران در موفقیت حرکتهای پیامبران تعیین کننده بوده ، در قیام امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیر نیاز به یاران ، امری ضروری و اجتناب ناپذیر است ؛ زیرا بنا نیست این قیام، با نیروی اعجاز به سر انجام برسد ؛ بلکه حرکتهای حضرت از راه اسباب وعوامل عادی به پیروزی میرسد.
یاوران مهدی (عج) چه کسانی می باشند؟
طبق آنچه از روایات استفاده میشود، مجموع یاوران و کسانی که در آغاز ظهور، دعوت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را لبیک میگویند و برای یاری ، به امام علیه السلام میپیوندند ، را میتوان به دو گروه، تقسیم کرد :
الف. گروه اصحاب
ب. گروه انصار
در این شماره از مقاله به معرفی و بحث پیرامون گروه اصحاب می پردازیم ؛
گروه اصحاب
کلمة « اصحاب » و « صحابه »، جمع صاحب از ماده «صحب» به معنای همراه ، گروه ، معاشر و یاور است .( ابن منظور، ص519؛ زبیدی ، ج3، ص 186).
در آیات و روایات نیز این کلمه به معنای همراه ، اهل ، دسته وگروه ، به کار رفته است .
این گروه، افراد ویژه و فوق العاده ممتازی هستند که به عنوان اصحاب حضرت در نخستین ساعات ظهور، به امام میپیوندند.
آنان ، هستههای اولیه نهضت جهانی امام مهدی علیه السلام را تشکیل میدهند ، به عبارتی می توان گفت که ، آنان کسانی هستندکه هم قیام حضرت با حضور آنان آغاز میشود و هم پس از پیروزی، از مشاوران و وزرای امام عصر علیه السلام خواهند بود و بخش مهمی از کارها را به دوش خواهند کشید. حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با کمک آنانی، دنیا را فتح کرده و عدالت موعود را سراسر جهان حاکم خواهند کرد .
" اصحاب المهدی " چه کسانی می باشند؟
درمنابع روایی ، گروه انصار با عنوان «اصحاب المهدی» یاد شدهاند . آنان ، در مقایسه با دیگر یاران حضرت ، از مقام ، جایگاه و منزلت برتری برخوردارند و در سیستم حکومتی حضرت نیز مسؤولیتهای مهمتر و حساستری بر عهده دارند.
شمار اصحاب حضرت مهدی علیه السلام
درباره تعداد اصحاب امام مهدی علیه السلام در روایات ، آمار و ارقام مختلفی ذکرشده است . بیشتر روایات ، تعداد یاران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را سیصد و سیزده تن- به تعداد اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله در جنگ بدر- ذکر کرده اند . (صفار قمی ، ص311؛ صدوق، ج2، ص654)
دسته دیگر روایات ، تعداد اصحاب مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را بیش از سیصد و سیزده نفر نقل کرده است. برخی از این روایات ، رقم ده هزار نفر را ذکر کرده است ؛ مانند آنچه از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمود: « مهدی ظهور نمیکند ، مگر اینکه حلقه کامل گردد ».

وقتی ازحضرت سؤال شد که عدد آنان چند نفر است؟ فرمود: « ده هزار نفر» (نعمانی، ص307)
بعض دیگر از این نوع روایات ، تعداد اصحاب مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هنگام ظهور را بین دوازده تا پانزده هزار نفر، ذکر کرده است (ابن طاووس، ص65) ، حتی در روایتی ، عدد یکصد هزار نفر نیز نقل شده است (مجلسی، ج 52، ص307 و367)
باتوجه به قرائن موجود، این چند دسته روایات را میتوان این گونه جمع کرد که روایات متضمن عدد سیصد ، ناظر به اصحاب ویژه امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در مرحله آغازین قیام است ، همان کسانی که هسته اصلی قیام حضرت را تشکیل میدهند و در روایات ، از آنان ، با عنوان پرچمداران و فرماندهان لشکرمهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف یاد شده است (کلینی ، ج8، ص313؛ صدوق، ج2، ص672) ،که حضرت به وسیله آنان، شرق وغرب جهان را فتح میکند وآنها را فرمانروایان روی زمین قرارمی دهد. (نعمانی ، ص252)
اما روایات دسته دوم ، ناظر به مجموع نیروهایی است که به جمع سیصد وسیزده نفر میپیوندند ؛ بنابراین، با توجه به اختلاف روایات درباره تعداد یاران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف می توان گفت: آمار و ارقام یاد شده ، مقصود نبوده ؛ بلکه هدف از بیان این ارقام ، فزونی یاوران و پیروان امام مهدی علیه السلام می باشد .
چگونگی پیوستن اصحاب حضرت مهدی علیه السلام
طبق نقل روایات ، اصحاب مهدی ، به طور ناگهانی ومعجزهآسا، ازمسافتهای دور و نزدیک ، در یک شب یا صبحگاه، درمکه معظمه، گرد می آیند و به حضرت می پیوندند .
امیرالمؤمنین علیه السلام درباره چگونگی فراخوانی و پیوستن یاران مهدی علیه السلام ، از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل می کند : «خداوند ، یاران مهدی را در کمتر از چشم به هم زدن، از مشرق و مغرب، کنار کعبه، گرد میآورد .» (ابن طاووس، ص146)
همچنین در روایت دیگری از امام باقر علیه السلام نقل شده است که فرمود : « یاران مهدی ، با طی الأرض به سوی او میشتابند و در مکه با او بیعت میکنند .» (فتال نیشابوری، ج2، ص263)
چگونگی بیعت اصحاب
پس از پیوستن یاران امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف اولین اقدام حضرت ، اخذ بیعت از اصحاب و پیمان وفاداری و اطاعت آنان از امام علیه السلام است .
پایمردی در میدان رزم ، دوری از حرام وکارهای منکر مثل دزدی ، زر اندوزی ، احتکار، رباخواری ، تخریب مساجد، شهوات باطل ، نوشیدن شراب ، تجمل گرایی ، تحقیر اشخاص مؤمن ، تعقیب افراد فراری ، خونریزی ناحق، انفاق به افراد منافق و کافر، انجام عمل منافی عفت و… از موارد مطرح در این میثاق بیعت است .
همچنین امام از یاران خود پیمان میگیرد در تحمل سختیها مقاوم باشند و مردم را امر به معروف و نهی از منکر کنند . اصحاب نیز همگی این پیمان را میپذیرند .(شافعی، ص96)
اوصاف اصحاب

طبق نقل روایات ، اصحاب مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف همگی جوانند مگر تعداد اندکی؛ به مقدار کمی سرمه در چشم یا کمی نمک در غذا . (طوسی، ص284)
در برخی روایات ، یاران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به شیران روز و نیایشگران شب زنده دار که دلهاشان مانند پارههای آهن، محکم واستوار است ، توصیف شده اند . (مجلسی، ج52، ص386)
آنان ، رادمردانی هستند که جز شهادت در راه خدا، آرزوی دیگری ندارند و برابر رهبر و مولای خود ، سخت مطیع و فرمانبردارند . ابهت و رعب این جنگ جویان مصمّم و فولادین ، دشمنان را زمینگیر میکند .(نوری،ج11،ص114). در راه انجام مأموریت خود ، بسیار قاطع و بیباکند و هرگز هراسی به دل راه نمیدهند . (مجلسی، ج52، ص308)
امام مهدی علیه السلام ، با چنین اصحاب و یارانی، جهان را فتح کرده و اسلام را در سراسر گیتی ، حکم فرما میسازد.
از امام باقر علیه السلام نقل شده است که فرمود: گویی یاران مهدی را میبینم که سراسر زمین و آسمان را احاطه کردهاند و چیزی در جهان نیست ، مگر اینکه در قبضه قدرت آنان است. آنها ، در جامعه به حدی محبوبند که حتی پرندگان و درندگان نیز در پی جلب خشنودی و فرمان برداری آنان هستند .
حضور زنان در میان اصحاب
میان یاران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف زنان نیز حضور دارند و در بخشهای مختلف ، انجام وظیفه میکنند.
در روایات، تعداد آنان متفاوت ذکر شده است. طبق روایت مفضل بن عمر از امام صادق علیه السلام سیزده نفر میان اصحاب قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف حضور دارند . (طبری، ص259).
در برخی دیگر از روایات ، از حضور پنجاه زن میان یاران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ، خبر داده شده است . (نعمانی، ص279) و در برخی دیگر، عدد بیشتری نیز ذکر شده است . (ابن طاووس،ص151)
بخش مهدویت تبیان
منابع :
1- ابن بابویه قمی ، ابوجعفر محمد بن علی ، الخصال 1-
2- ابن بابویه قمی ، ابوجعفر محمد بن علی ، کمال الدین وتمام النعمه
3- ابن منظور، محمد ، لسان العرب
4- حرعاملی ، محمد بن الحسن ، اثبات الهداة
5- دیلمی ، ابو محمد ، ارشاد القلوب
6- شیخ طوسی ، ابوجعفرمحمد بن حسن ، الغیبه
7- صافی گلپایگانی ، لطفالله ، منتخب الاثر
8- طبرسی ، فضل بن الحسن ، مجمع البیان فی تفسیرالقرآن
9- عاملی ، محسن امین ، اعیان الشیعه
10- عبدالباقی ، محمد فؤاد ، المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الکریم
11- عروسی حویزی ، عبدعـلی بن جمعه ، نورالثقلین
12- عیاشی سمرقندی ، محمد بن مسعود ، تفسیرالعیاشی
* مجله انتظار موعود- شماره 29
حکومت جهانى حضرت مهدى(عج) از دیدگاه حضرت باقر(علیه السلام )
حکومت جهانى حضرت مهدى(عج) از دیدگاه حضرت باقر(علیه السلام )

عن ابى جعفر محمد بن على الباقر علیهما السلام انه قال : «یظهر المهدى علیه السلام یوم عاشورا و هو الیوم الذى قتل فیه جده الحسین بن على علیهما السلام و کأ نى به یوم السبت العاشر من المحرِّم بین الرکن و المقام و جبرائیل عن یمینه و میکائیل عن یساره و یصیر الیه شیعته (اى اتباعه الیه) من الاطراف (اى اطراف دنیا ) تطوى لهم الارض فیملأ الارض عدلاً کما ملئت ظلماً و جوراً ؛ امام باقر علیه السلام فرمود: به درستى که مهدى علیه السلام در روز عاشورا ظهور مى کند همان روزى که در آن جدش امام حسین علیه السلام به شهادت رسید و مثل این که آن روز، شنبه دهم محرم باشد و بین رکن (حجر الاسود) مقام حضرت ابراهیم علیه السلام جبرائیل به طرف راست او و میکائیل به طرف چپ او شیعیان و دوستانش از اطراف و اکناف عالم گرد او جمع مى شوند( و زمین آنان را به اسرع وقت به حضرت مى رساند) (و حکومت جهانى بر پا خواهد شد) زمین را پر از عدل و داد مى نماید پس از این که پر از ظلم وجور شده باشد.»1
عن میمون البان، قال : « کنت عند ابى جعفر علیه السلام فى فسطاطه فرفع جانب الفسطاط فقال علیه السلام، ان امرنا لو قد کان لکان ابیّن من هذا الشمس، ثم قال، ینادى مناد من السماء انّ فلان بن فلان هو الامام باسمه و ینادى ابلیس من الارض کما نادى برسول الله صلى الله علیه و آله و سلّم لیلة العقبة ؛
از میمون البان روایت شده که گفت ، من با امام باقر علیه السلام در چادر آن حضرت بودم ، حضرت دامن چادر را بالا زد ، فرمود : روزى که دولت ما ظاهر مى شود از این آفتاب روشنتر است(اشاره به ظهور قائم آل محمد علیه السلام) سپس فرمود: در آن روز ندایى از آسمان شنیده مى شود که مى گوید : فلانى پسر فلانى همان امام شماست و نام او را ذکر مى کند ، آنگاه شیطان از زمین همان صدایى را سر میدهد که در شب عقبه بر رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلّم زد .»2
عن ابى خالد الکابلى عن ابى جعفر علیه السلام قال :« اذا قام قائمنا وضع یده على رؤس العباد فجمع به عقولهم و أکمل به أخلاقهم ؛
ابو خالد کابلى مى گوید: امام باقر علیه السلام فرمود: هر گاه قائم ما قیام (ظهور) نمود ، دست خود را روى سر مردم مى گذارد ، و بدان وسیله عقلهاى آنان جمع واخلاقشان کامل مى گردد.»3

عن محمد بن الفیض، عن محمد بن على علیهما السلام قال :« کان عصى موسى علیه السلام لادم فصارت الى شعیب ، ثم صارت الى موسى بن عمران علیه السلام و انّها لعندنا ، و انَّ عهدى بها آنفاً و هى خضراء کهیئتها حین انتزعت من شجرها ، و انّها لعندنا ، و انَّ عهدى بها آنفاً و هى خضراء کهیئتها حین انتزعت من شجرها ، و انّها لتنطق اذا استنطقت ، اعدت لقائمنا لیصنع کما کان موسى یصنع بها ، و انها لتروع و تلقف و ما یأفکون و تصنع کما تؤمر ، و انّها حیث اقبلت ما یأفکون تفتح لها شفتان احداهما فى الارض و الاخرى فى السقف و بینهما اربعون ذراعاً ، و تلقف ما یأفکون بلسانها ؛ محمد فیض مى گوید: امام محمد باقر علیه السلام فرمود : عصاى موسى علیه السلام نخست در اختیار حضرت آدم بود ، سپس به شعیب و از او به موسى بن عمران رسید و فعلاً آن عصا در نزد ماست ، و من در همین نزدیکى آن را دیدم ، آن عصا مثل روزى که آن را از درخت بریدند سبز بود ، و هر گاه با آسمان سخن بگویند صحبت مى کند ، این عصا براى قائم ما به امانت گذارده شده ، تا همانطور که موسى از آن استفاده مى کرد او نیز آن را به کار برد ، عصاى مزبور مردم بى دین را مى ترساند و جادوى جادوگران را مى بلعد ، و هر طور که به آن دستور داده شود عمل مى کند، چون دو لب او گشوده شود ، یکى در زمین و دیگرى در سقف خواهد بود ، و فاصله میان دو لب او چهل ذرع است و ساخته و پرداخته جادوگران را با زبانش فرو مى برد .»4
عن ابى الجارود قال: قال ابو جعفر علیه السلام: «اذا اخرج القائم علیه السلام من مکة ینادى منادیه: الّا لا یحملن احد طعاماً و لا شراباً، و حمل معه حجر موسى بن عمران علیه السلام و هو وقر و بعیر، فلا ینزل منزلاً الا انفجرت منه عیون، فمن کان جائعاً شبع، و من کان ظماناً روى، و رویت دوابهم حتى ینزلوا النجف من ظهر الکوفة ؛
ابو الجارود روایتى را نقل مى کند که امام پنجم حضرت باقر علیه السلام فرمود: هنگامى که قائم در مکه ظهور مى کند منادى او صدا مى زند هیچ کس خوردنى و نوشیدنى باخود بر ندارد و سنگى که حضرت موسى علیه السلام از آن آب بیرون آورد بار شترى نموده با خود بر مى دارد ، در هر منزل گاهى که مى رسند چشمه اى از آن بیرون مى آید ، هرگرسنه اى سیر مى شود و هر تشنه اى باشد سیرآب شود ، و چهار پایان خود را نیز آب می دهند، تا به نجف از راه بیابان کوفه وارد مى شوند .»5
اجلال - گروه دین و اندیشه تبیان
پی نوشت ها :
1- المهدى الموعود المنتظر، ص125
2- الف) بحار الانوار ، ج52 ،ص204
ب) کتاب الغیبة ، ص 264، با مختصر تغییرى از کلمات
3- بحار الانوار ، ج2،ص336
4- بحار الانوار، ج52،ص318
5- بحار الانوار ، ج52،ص324
شباهت های امام عصر (عج) به انبیا علیهم السلام
شباهت های امام عصر (عج) به انبیا علیهم السلام

انبیا و اولیای الهی در طول حیات بشری برای هدایت انسان ها آمده اند و در این راه نیز سختی های بی شماری را تحمل کرده اند. حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، تنها بازمانده از انبیا و اولیا علیهم السلام است و هر آنچه آن بزرگواران از علم و قدرت و معجزه دارا بوده اند و هر آنچه در اختیار آنان بوده، همگی در حال حاضر در اختیار آن حضرت می باشد. تمام صفات انبیا و مکارم ائمه علیهم السلام در وجود امام مهدی (عج) جمع است و از آن حضرت بروز می کند. بر این اساس، شباهت هایی بین آن حضرت و پیامبران و اولیا الهی وجود دارد که در کتاب های معتبر حدیثی از آن یاد شده است.
شباهت به آدم علیه السلام
شباهت به هابیل علیه السلام و شیث علیه السلام
شباهت به نوح علیه السلام

حضرت نوح علیه السلام شیخ الانبیاء نام دارد که بنا بر روایات دو هزار و پانصد سال عمر نمود 10؛ حضرت مهدی(عج) نیز شیخ الاوصیاء است11 و تاکنون در قید حیات می باشد. حضرت نوح علیه السلام با دعای خود که فرمود: «پروردگارا! بر روی زمین بشری از کافران قرار نده> 12، آنها را از بین برد؛ حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز زمین را با شمشیر از لوث وجود کافران پاک می کند. خداوند فرج نوح و اصحابش را آن قدر به تأخیر انداخت تا بیشتر معتقدان به حضرت از او برگشتند و آنان که ایمان حقیقی داشتند بر عقیده خود پابرجای ماندند؛ ظهور و خروج حضرت مهدی(عج) نیز به قدری به تأخیر می افتد که بیشتر معتقدان به حضرت برمی گردند تا آنان که عقیده ای راسخ و حقیقی دارند باقی بمانند.13 نداهای حضرت نوح علیه السلام به شرق و غرب عالم می رسید و این یکی از معجزات آن حضرت بود؛ حضرت مهدی(عج) نیز هنگام ظهور، میان رکن و مقام می ایستد و فریادی برمی آورد و یارانش را فرا می خواند و ندایش به شرق و غرب عالم می رسد. 14
شباهت به ادریس علیه السلام
شباهت به هود علیه السلام و صالح علیه السلام
شباهت به ابراهیم علیه السلام

دوران حمل و ولادت حضرت ابراهیم علیه السلام مخفیانه بود و حضرت در یک روز به قدری رشد می کرد که دیگران در یک هفته رشد می کنند و در یک هفته به قدری که دیگران در یک ماه و در یک ماه به قدری که دیگران در یک سال22؛ حضرت مهدی(عج) نیز از این جهات شبیه حضرت ابراهیم علیه السلام بود.23 هنگامی که حضرت ابراهیم علیه السلام در آتش افکنده شد، جبرئیل برایش لباسی از بهشت آورد؛ حضرت مهدی (عج) هنگامی که قیام می کند، همین لباس را به تن می کند.24
خداوند حضرت ابراهیم علیه السلام را از آتش نجات داد 25؛ حضرت مهدی (عج) نیز از آتش نجات خواهد یافت. براساس روایتی از امام صادق علیه السلام، هنگامی که حضرت ظهور می کند، مردی نزد ایشان آمده، تقاضای معجزه ابراهیم علیه السلام می کند. حضرت هم دستور می دهد تا آتشی را فراهم کنند، سپس داخل در آتش شده و به سلامت از آن خارج می شود.26
شباهت به لوط علیه السلام و یعقوب علیه السلام
نوشته زهرا رضاییان – بخش مهدویت تبیان
پی نوشت ها:
1. بقره: 30
2. نور: 55
3. بحارالانوار، ج51، ص54
4. همان، ج11، ص204
5. بقره:31
6. موسوی اصفهانی، محمد تقی، مکیال المکارم، ج1، ص197
7. مائده: 5
8. کمال الدین، ج1، ص320
9. همان، ج2، ص 430
10. مکیال المکارم، ج1، ص199
11. اصول کافی، ج1، ص514
12. نوح: 26
13.کمال الدین، ج2، ص385
14. بحارالانوار، ج53، ص 7 .
15. مجمع البیان؛ ج6، ص519 .
16. مکیال المکارم، ج1، ص202 .
17. بحارالانوار، ج51، ص68 .
18. مکیال المکارم، ج1، ص202 .
19. ذاریات: 42-41 .
20. بحارالانوار، ج53، ص13 .
21.کمال الدین، ج1، ص136 .
22. بحارالانوار، ج12، ص19 .
23. همان، ج51، ص27 .
24. کمال الدین، ج1، ص 142 .
25.انبیا: 69 .
26. مکیال المکارم، ج1، ص 208 .
27.هود: 88 .
28. کمال الدین، ج2، ص 431 .
29. یوسف: 84 .
30.همان: 87.
نویدهاى امام باقر(علیه السلام) در مورد ظهور
نویدهاى امام باقر(علیه السلام) در مورد ظهور

1- ابوحمزه ثمالى آورده است که: در یکى از روزها در محضر درس امام محمدباقر علیه السلام بودم، هنگامى که حاضران رفتند، امام باقر علیه السلام فرمود:
اباحمزه! از رخدادهایى که خداوند آن را قطعى ساخته است قیام قائم ماست. هر کس در آنچه مىگویم تردید کند با حال کفر به خدا، او را ملاقات خواهد کرد. آنگاه افزود: پدر و مادرم فداى وجود گرانمایه او باد که همنام و همکنیه من است و هفتمین امام پس از من. پدرم فداى کسى باد که زمین را لبریز از عدل و داد مىکند همان گونه که به هنگامه ظهورش از ستم و بیداد لبریز است .
یا اباحمزه! هر کس سعادت دیدار او را داشت و همان گونه که به پیامبر صلی الله علیه و آله و على علیهالسلام سلام و درود مىگوید بر آن حضرت درود گفت و فرمانبردار او گردید، بهشت بر او واجب مىگردد و هر کس به آن وجود گرانمایه سلام نگفت، خداوند بهشت را بر او حرام ساخته و او را در آتش سوزان جاى خواهد داد و چه بدجایى است جایگاه ستمکاران!
2- بانوى دانش پژوهى که به (امهانى) شهرت داشت آورده است که بامدادى بر حضرت باقر علیه السلام وارد شدم و گفتم: سرورم! آیهاى از قرآن شریف، ذهن و فکرم را به خود مشغول داشته و خوابم را ربوده است .
فرمود: کدام آیه امهانى؟ بپرس!
گفتم: این آیه شریفه که مىفرماید: فلا اقسم بالخنس. الجوار الکنس.
فرمود: به! به! چه مسئله خوبى پرسیدى، این مولود گرانمایهاى است در آخرالزمان. او (مهدى) این عترت پاک است. مهدى خاندان وحى و رسالت، براى او غیبت و حیرتى است که گروهى در آن گمراه مىگردند و گروههایى راه حق و هدایت را مىیابند. خوشا به حالت اگر او و زمان او را درک کنى ... و خوشا به حال آنان که او را درک خواهند نمود.
تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان
(امام زمان) در حدیث پیامبر(ص)
(امام زمان) در حدیث پیامبر(ص) |
| پرسش: |
| منظور از (امام زمانه) در حدیث«من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة الجاهلیة» کیست ؟ منبع این حدیث چه کتابی است؟.
|
| پاسخ: |
ما شیعیان معتقد هستیم که مراد پیامبر از«امام زمانه» در این حدیث، امام معصوم(ع) است که متصدی منصب امامت در عصر خود می باشد و از امام علی(ع) شروع و به حجة بن الحسن العسکری علیهم السلام ختم می شود. علامه حلی در کتاب النافع یوم الحشر صفحه 117 می فرماید: که بین شیعه و سنی مشهور و متفق علیه است که پیامبر اکرم(ص) فرمود:«من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة الجاهلیة» مراد امام زمان و قائم منتظر(عج) است. اما بعضی از برادران اهل سنت آن را به معانی دیگری تفسیر کرده اند از جمله: الف:گفته اند مراد از« امام زمانه» در حدیث پیامبر قرآن کریم است. ولی چنین معنایی درست نیست زیرا اگر مراد از قرآن تنها وجود آن است شکی نیست که به این مقدار هیچ مسلمانی نسبت به آن جاهل نخواهد بود و اگر مراد، معرفت محتوای قرآن به نحو کامل و اطلاع بر آن باشد، این معرفت از قدرت بسیاری از مردم خارج است. ما چطور می توانیم از یک کارگر و کشاورز بخواهیم که با محتوای قرآن کاملا آشنا شوند و مفاهیم عمیق قرآن را دریافت کنند همان مفاهیمی که فهم آن بسیار دقیق و محتاج به مقدمات فراوانی می باشد. و اگر نتوانست به عمق مفاهیم قرآن برسد در هنگام مرگ به مرگ زمان جاهلیت از دنیا رفته باشد؟ پس چنین معنایی قطعا مراد نیست. ب: گفته اند مراد از «امام زمانه» حاکمان می باشند. ولی چنین معنایی هم درست نیست و جواب این نظریه هم این است که حاکمان فراوان و مختلف هستند و اختلافات اساسی دارند چگونه متوجه شویم که کدام یک مراد خداوند متعال هستند؟ و چطور ممکن است خداوند چنین تکلیفی از انسان بخواهد ؟ پس این معنی هم درست نیست.
و اما سؤال دوم باید گفت این حدیث در مهم ترین مصادر روایی شیعه و سنی وارد شده است البته این روایت در این مصادر با اندکی تغییر در الفاظ وارد شده است. اما منابع اهل سنت: 1. مسند احمد ج 4 صفحه 96 2. ابن ابی الحدید فی شرح نهج البلاغه ج 9 ص147 3. طبقات ابن سعد ج 5 ص 144 4. معجم الاوسط طبرانی ج 1 ص 175 و 227. 5. کنز العمال متقی هندی ج 1 حدیث 464 6. مصنف ابی شیبه جلد 15 ص 38. 7. تاریخ کبیر بخاری ج 6 ص 445/ 2943. 8. مسند احمد ج 3/446. 9. کشف الاسرار ج 2 ص 252/1636. 10. مسند ابی داوود ص 259. 11. تفسیر ابن کثیر ج 1 ص 517. 12. شرح المقاصد تفتازانی ج 2 ص 275. اما مصادر اهل شیعه: که بسیار فراوان است از جمله: 1- الایضاح ص 75. 2- اعلام الوری ج 2 ص 253. 3- الثاقب فی المناقب 495. 4- البحار ج 23 ص 76. و مرحوم علامه امینی در الغدیر ج 10 ص 358 تا 360 این مصادر را جمع آوری کرده است |
| منبع: پایگاه حوزه57825782 |
بشارت امیرمؤمنان (علیه السلام) به مسجد جمکران
بشارت امیرمؤمنان (علیه السلام) به مسجد جمکران

مطابق نقل خلاصة البلدان از کتاب مونس الحزین شیخ صدوق، امیر مؤمنان(علیه السلام) از مسجد مقدّس جمکران سخن گفته است.
محمّد بن محمّد بن هاشم حسینی رضوی قمی، به تقاضای مولی محمّد صالح قمّی، به سال 1179 هجری، در باره فضیلت شهر قم و تاریخچه تأسیس مسجد مقدّس جمکران، کتاب ارزشمندی تألیف و آن را خلاصة البلدان نام نهاده است.
شیخ آقا بزرگ تهرانی، این کتاب را مشاهده کرده و گزارش آن را در الذریعه آورده است.1
مرحوم کاتوزیان، این کتاب را در اختیار داشته، فرازهایی از این کتاب را در کتاب أنوار المشعشعین آورده است.
وی، در این رابطه، حدیثی از امیر مؤمنان علیه السلام آورده، که فرازهایی از آن را در این جا میآوریم و علاقهمندان به تفصیل بیشتر را به کتاب انوار المشعشعین رهنمون میشویم. او میگوید:
در کتاب خلاصة البدان از کتاب مونس الحزین - از تصنیفات شیخ صدوق - با سند صحیح و معتبر، از امیرمؤمنان علیه السلام روایت کرده که خطاب به حذیفه فرمود: «ای پسر یمانی! در اوّل ظهور، خروج نماید قائم آل محمّد علیه السلام از شهری که آن را قم گویند2 و مردم را دعوت به حق میکند، همه خلائق از شرق و غرب، به آن شهر روی آورند و اسلام، تازه شود ... .
ای پسر یمانی! این زمین، مقدّس است، از همهی لوثها، پاک است ... عمارت آن، هفت فرسنگ در هشت فرسنگ باشد. رایت وی بر این کوه سفید بزنند، به نزد دهی کهن، که در جنب مسجد است، و قصری کهن - که قصر مجوس است - و آن را "جمکران" خوانند. از زیر یک مناره آن مسجد بیرون آید، نزدیک آن جا که آتشخانه گبران بوده ... .»3
از این حدیث شریف، استفاده میشود به طوری که مسجد سهله در دوران ظهور حضرت بقیّةاللَّه أرواحنا فداه، پایگاه آن حضرت خواهد بود، مسجد مقدّس جمکران نیز در عصر ظهور، جایگاه خاصّی دارد و پایگاه دیگری برای آن حضرت است.
مرحوم کاتوزیان، پس از نقل متن کامل حدیث، به شرح و تفسیر آن پرداخته، در باره کوه سفید و قصر مجوس و دیگر تعبیرهایی که در حدیث شریف آمده و ما به جهت اختصار نیاوردیم، به تفصیل، سخن گفته است.4
خوانندگان گرامی، توجّه دارند که احادیث ملاحم، چندان نیازی به تحقیق در سند ندارند؛ زیرا، جز معصومان (علیهم السلام) که با سرچشمه وحی مربوط بودند، شخص دیگری نمیتوانست خبری بگوید که صدها سال بعد تحقّق پیدا کند.
روزی که امیرمؤمنان (علیه السلام) به حذیفه از مسجد جمکران خبر میداد، در سرزمین حجاز و عراق، کمتر کسی نام قم را شنیده بود، لذا میبینیم که در احادیث فراوانی، به هنگام بحث از قم، به "در نزدیکی ری" تعبیر شده تا به این وسیله، موقعیّت جغرافیایی شهر قم، برای اصحاب ائمّه(علیهم السلام) روشن گردد.
از این رهگذر، احتمال نمیرود که احدی از مردم حجاز، نام جمکران را به عنوان یکی از دهات قم شنیده باشد.
نکات ریزی که در مورد قصر مجوس و آتشخانه گبران آمده، مطلبی نبود که در حجاز و عراق، کسی از آن آگاه باشد.
به هنگام صدور این حدیث از مولای متّقیان(علیه السلام)، کسی نمیتوانست پیشبینی کند که در کنار دهِ جمکران، در آینده، مسجدی ساخته خواهد شد و با حضرت بقیّةاللَّه (عج) - که آن روز متولّد نشده بود - ارتباط خواهد داشت.
هنگامی که شیخ صدوق، این حدیث را در کتاب مونس الحزین درج میکرد، بدون تردید، این مسجد، مناره نداشت.
هنگامی که صاحب خلاصة البلدان، در قرن دوازدهم، این حدیث را از مونس الحزین نقل میکرد، باز هم مسجد مقدّس جمکران، منارهای نداشت؛ زیرا، برای نخستین بار، در سال 1318 هجری، یک مناره در زاویه جنوب شرقی مسجد ساخته شد. 5
هنگامی که مرحوم کاتوزیان، این حدیث را در کتاب أنوار المشعشعین مینوشت، مسجد جمکران، فقط یک مناره داشت و تا چند سال پیش نیز به همین منوال بود، ولی در این حدیث آمده است که «از زیر یک مناره آن، مسجد، بیرون آید.» 6
این تعبیر، صریح است در این که به هنگام ظهور حضرت بقیّةاللَّه، ارواحنا فداه، مسجد مقدّس جمکران، بیش از یک مناره خواهد داشت، در حالی که به هنگام چاپ کتاب ( 1327 هجری) مسجد، فقط یک مناره داشت.
موسوی، گروه دین و اندیشه تبیان
پاورقی
1) الذّریعة، ج 7، ص 216.
2) تردیدی نیست که قیام نخستین حضرت بقیةاللَّه، أرواحنا فداه، از مکّهی معظّمه و کنار خانهی خدا است. این حدیث و احادیث مشابه، به حرکتهای بعدی آن کعبهی مقصود، نظر دارد.
3) انوار المشعشعین، ج 1، ص 453.
4) انوار المشعشعین، ج 1، ص 454 - 458.
5) گنجینهی آثار قم، ج 2، ص 672.
6) أنوار المشعشعین، ج 1، ص 454
دعای امام رضا (ع) برای امام زمان (عج)
دعای امام رضا (ع) برای امام زمان (عج)

یونس بن عبدالرحمان از امام رضا علیهالسلام روایت کرده که آن حضرت به دعا برای صاحبالزمان (عج)امر میفرمود و یکی از دعاهای ایشان برای آن حضرت چنین بود :
پروردگارا ! بر محمّد و خاندانش درود فرست ‚ و از دوستت ‚ خلیفهات ‚ حجّتت بر خلقت ‚ و آن زبانی که معرف توست و گویای حکمت تو ‚ و آن چشم بینای تو در میان مخلوقاتت ‚ و گواه بر بندگانت... بزرگ مرد مجاهد کوشا ‚ بنده پناهنده به تو ‚ دفاع کن .
خداوندا ! او را از شرّ آنچه آفریدی و پدید آوردی و ایجاد نمودی و پروراندی و تصویر نمودی در امان دار ‚ و او را از پیش رو و پشت سر و از راست و چپ ‚ و بالا و پایین محافظت فرما ‚ آنگونه که هرکه در حفاظت تو باشد ضایع نگردد .
در وجود او ‚ پیامبرت را ‚ و وصیّ پیامبرت را ‚ و پدرانش را ; پیشوایانت و ارکان دینت را که درود تو بر تمامی آنان باد حفظ نما ‚ و او را در امانت خودت که هرگز ضایع نگردد ‚ و در همسایگیات که مورد تعرّض قرار نگیرد ‚ و در نگهداری و حمایت خودت که مورد ظلم واقع نشود ‚ قرار ده .
خدایا ! او را به امان محکمت درامان دار ‚ که هرکه در آن قرار گیرد هرگز شکست نخورد ‚ و او را درحمایت خودت که هر که در آن باشد ظلم نبیند قرار ده ‚ و او را به یاری برترت یاری ده ‚ و به قدرتت توانایش کن ‚ و فرشتگانت را پشت سر او قرار ده .
بارالها ! دوست دار هرکه او را دوست دارد ‚ و دشمندار هرکه با او بستیزد ‚ و زره محکمت را بر او بپوشان ‚ و فرشتگانت را گرداگرد او قرار ده .
پروردگارا ! او را به برتر از مقامی که عدالت گسترانِ از پیروان پیامبرانت را به آن مقام رساندی ‚ برسان .
خداوندا ! شکافها را با او پر کن ‚ گسستگیها را به او پیوسته دار ‚ ظلم را به او بمیران ‚ عدالت را نمایان ساز ‚ و زمین را به عمر طولانیاش زینتبخش ‚ و او را با یاری تایید کن ‚ و با بیم نصرت نما ‚ و برای او گشایشی آسان قرار ده ‚ و از جانب خودت برای او برهانی قاطع بر دشمنت و دشمنش مقدّر کن .
بارالها ! او را قائم منتظر قرار ده ‚ و پیشوایی که به او مانع ظلم می شوی ‚ و او را با یاری قدرتمند و پیروزی نزدیک توانا کن ‚ و او را وارث شرق و غرب جهان که برکتشان دادی قرار ده ‚ سنّت پیامبرت را به او زنده کن ‚ تا هیچ حقّی را به خاطر ترس از مخلوقی پنهان ندارد ‚ یاورش را نیرو ده ‚ و دشمنانش را خوار ‚ و هرکه با او بستیزد و مکر کند نابود کن .
بارالها ! به دست او ما را به راه هدایت و بزرگ و میانهای ببر که تندرو به سوی او بازگردد و دنباله رو به آن برسد .
بارالها ! ما را بر فرمانبری او نیرو ‚ و بر همراهی او راست بگردان ‚ و به متابعت او بر ما منّت گذار ‚ و ما را در حزب او ‚ که قیام کنندگان به امرت ‚ و صبرکنندگان به همراهش ‚ وآنان که با خیرخواهی برای او جویای خشنودیاند ‚ قرار ده ‚ تا این که در روز قیامت ما را در زمره یاوران و پشتیبانان و تقویت کنندگان حکومتش محشور گردانى .
بارالها ! بر محمّد و خاندانش درود فرست ‚ و این را از طرف ما برای خودت ‚ در حالی که از هر شک و شبهه و خودنمایی و شهرتطلبی بدور باشد ‚ قرار ده ‚ تا بر غیر از تو بر آن اعتماد نکنیم ‚ و قصدی جز تو نداشته باشیم ‚ و ما را در جایگاه او وارد کن ‚ و در بهشت همراه او قرار ده ‚ و ما را در کار او به دلتنگی و خستگی و سستی و پراکندگی مبتلا مساز ‚ و ما را از کسانی قرار ده که از آنان برای یاری دینت کمک گرفته و به آنان ولیّت را عزیز می گردانی ‚ و به جای ما گروه دیگری را برنگزین چه این که این کار بر تو آسان و بر ما بسیار گران و دشوار است ‚ و تو بر هر کار توانایى .
بارالها ! بر والیان عهدش درود فرست‚ و ایشان را به آرزوهایشان برسان ‚ و عمرشان را طولانی ساز و آنان را یاری ده ‚ و برای او آنچه از امر دینت را به آنان نسبت داده ای به نهایت برسان ‚ و ما را پشتیبانان آنان و یاوران دینت قرار ده ‚ و بر پدران پاکیزه اش و پیشوایان هدایتگر درود فرست .
تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان
بحارالانوار 93 / 330
اولین نشانه ظهور امام زمان (عج)
اولین نشانه ظهور امام زمان (عج)

نام و نسب سفیانی
همان گونه که روایات تأکید میکنند، او از نوادگان و از نسل «ابوسفیان» است و به همین دلیل هم به او «سفیانی» گفته میشود، از امام علی(علیه السلام) روایت است که ایشان فرمود: پسر جگرخوار از سرزمین بیآب و علف خارج میشود... نامش عثمان و نام پدرش عنبسه و از نسل ابوسفیان است.1
در حدیث دیگری از شیخ طوسی آمده است که سفیانی از فرزندان «عتبه بن ابوسفیان» است.2
امام علی(علیه السلام) در نامهای به «معاویه»، سفیانی را از شمار آنان دانسته و فرموده است:
مردی از فرزندانت شوم و ملعون و بینزاکت و تیره دل و بیمار و قسیّالقلب است و خداوند رحمت و عطوفت را از دل او گرفته است، گویی اکنون او را میبینیم. مادرش از قبیله بنیکلب است و اگر بخواهم نام او را میگویم و توصیف میکنم، او فرزند کسی است که سپاهی را به مدینه گسیل میدارد. آنها وارد آن شهر میشوند و به قتل و کشتار و هتک حرمت و تجاور میپردازند و از میان آنها مردی پرهیزکار و مخلص پا به فرار میگذارد... .3
از امام باقر(علیه السلام) روایت شده که او از نسل «خالد بن یزید بن ابوسفیان» است.4
و از امام علی بن الحسین(علیه السلام) نقل شده که حضرت او را از فرزندان «عنبسه بن ابوسفیان»5 به شمار آورده و برخی روایات نام او را «عبدالله»6 گفتهاند که این مطلب نزد علمای اهل سنّت مشهور است. امّا رأی مشهور این است که نام او «عثمان» از فرزندان «عنبسه ابن ابوسفیان» است و همه میدانند که ابوسفیان پنج فرزند به نامهای «عتبه»، «معاویه»، «یزید»، «عنبس» و «حنظله» داشت.
چیزی که در مورد آن در تمام این روایات اتّفاق نظر وجود دارد. این است که او از نوادگان ابوسفیان بوده و قدر به یقین هم همان است.
اقدامات سفیانی
با بررسی و مطالعه دقیق احادیث اهل بیت(علیه السلام) در مورد زمان خروج سفیانی و جریانهای هم زمان آن درمییابیم که این حرکت، حرکتی سریع و برقآسا بوده و فاصله زمانی چندانی با ظهور امام مهدی(علیه السلام) ندارد امام صادق(علیه السلام) مدّت زمان خروج او را از ابتدا تا آخر 15 ماه ذکر نمودهاند که او 6 ماه آن را به جنگ میپردازد و هنگامی که مناطق پنج گانه «دمشق»، «اردن»، «حمص»، «حلب» و «قنسرین» را تصرّف کند؛ دقیقاً 9 ماه و نه یک روز بیشتر حکومت میکند.7 برخی روایات دوره حکومت او را به اندازه مدّت بارداری یک زن (یعنی 9 ماه) دانستهاند و با توجّه به این دوره و جنگها و فتحهای او در آن مدّت کوتاه و فرجام او به دست سپاهیان امام زمان(علیه السلام)، به این نتیجه میرسیم که این رویدادها بسیار سریع و برقآسا روی میدهد. در اینجا به اختصار به ذکر کارها و اقدامات او میپردازیم .
1. کشتار علویان و شیعیان اهل بیت (علیه السلام)

علویان در طول تاریخ یا بر ظلم و انحراف شوریدهاند یا مانند آتشفشانِ خاموش و هر لحظه منتظر فرصت مناسب بودهاند. هیچ گاه آتش و انقلاب آنان خاموش نشده و همواره نشانههای شعله و دود این آتش پدیدار بوده است. بنابراین میبینیم که حاکمان بدسرشت، علویان و شیعیان اهل بیت(علیه السلام) را در رأس مخالفان خود قرار میدادند و علویان و شیعیان این مضمون را از گفتار ائمه(علیه السلام) دریافتهاند. امام صادق(علیه السلام) میفرماید:
ما و خاندان ابوسفیان دو خانوادهایم که به خاطر خدا دشمن هم شدیم. ما میگفتیم خداوند راست میگوید و آنها میگفتند: دروغ میگوید، ابوسفیان با پیامبر(صلی الله علیه و آله) جنگید، معاویه بن ابی سفیان با علی(علیه السلام)، یزید بن معاویه با حسین بن علی(علیه السلام) و سفیانی هم با قائم(عج) میجنگد.8
پیروان و دوستداران آنها نیز چنین سرنوشتی داشتند و راه آنان را ادامه دادند و با مشکلات و دشواریهای بسیاری در طول تاریخ دست و پنجه نرم کردند و برای درک بهتر این مصیبتها، تنها مراجعه به کتاب مقاتل الطّالبیین ابوالفرج کفایت میکند. با مطالعه تاریخ تشیّع و علویان درمییابیم که اعمال و رفتار و کردار سفیانی چیز جدیدی نیست بلکه او نیز همانند حاکمان ظالم و ستمپیشه گذشته راه قتل و تبعید و شکنجه اختیار مینماید، از امام صادق(علیه السلام) روایت است که میفرماید: روزی را میبینم که سفیانی وارد کوفه شده و ندا میدهد: هر کس سر یکی از شیعیان علی را بیاورد هزار درهم جایزه میبرد، و همسایه علیه همسایه میشود و میگوید فلانی جزو آنهاست و گردنش را میزند و هزار درهم میگیرد، و حکومتتان در آن موقع تحت سیطره فاسدان قرار میگیرد.9
امام باقر(علیه السلام) میفرماید: سفیانی و همراهانش خروج میکنند. در آن زمان تصمیم و هدفی جز اذیّت و آزار و قتل خاندان محمّد(صلی الله علیه و آله) و شیعیان آنها را ندارد، گروهی را به کوفه میفرستد و جمعی از شیعیان اهل بیت(علیه السلام) را به قتل رسانده و بسیاری را به دار میآویزد.10
2. قتل علما و مخالفان و مجازات سخت زنان و کودکان
این ویژگی بارز مفسدان برای ترساندن مردم و ایجاد رعب و وحشت در دل آنان است، آنها در ابتدا تلاش میکنند علما و دانشمندان را با خود همراه کرده و در صورت مخالفت، آنها را به قتل میرسانند، آنها در حقیقت میخواهند علما را جذب خود کنند تا جنایتها و کارهای آنها را توجیه کرده و به آنها مشروعیّت بخشند.
در حدیثی آمده است: سفیانی بدترین حاکمی است که علما و اهل فضیلت را به قتل میرساند و آنها را نابود میکند، در ابتدا از آنها کمک میخواهد، اگر کسی سرپیچی کند، او را به قتل میرساند.11 نقل شده که هر کس نافرمانی کند سفیانی او را میکشد و با ارّه تکهتکه میکند، «ابن عبّاس» میگوید: سفیانی میآید و جنگی به پا میکند که شکم زنان را میدرد و کودکان را در دیگ میجوشاند.12
امام باقر(علیه السلام) او را بدترین مردم توصیف کرد و میفرماید: اگر سفیانی را ببینی، او بدترین مردمان است او سرخروی، با موهای بور است و هرگز خدا را عبادت نکرده است.13
3. به اشغال درآوردن مناطق مختلف
روایتهای تاریخی حاکی از آن است که سفیانی از کشورهای مسیحی روم [اروپا] میآید و صلیب به گردن دارد، از «بشر بن غالب» روایت شده که گفته است: سفیانی با پیروزی از کشورهای غربی میآید و صلیب بر گردن دارد.14

جنگش را از مناطق پنجگانهای که روایتها به آن اشاره شده، آغاز میکند. مناطق پنجگانه عبارتند از «دمشق»، «اردن»، «حمص»، «حلب» و «قنسرین» و به بیان دیگر او جنگ خود را از سرزمین شام آغاز میکند و بر آن چیره میشود سپس از آنجا به عراق و حجاز میرود. امام باقر(علیه السلام) میفرماید: سفیانی با ابقع میجنگد و او و افرادش را به قتل میرساند، سپس اصهب را میکشد و مقصد بعدی او، عراق است. او سپاهش را از قرقیسیا عبور میدهد و آنها در آنجا به جنگ میپردازند و سفیانی سپاه دیگری به کوفه روانه میکند.15
«قرقیسیا» شهر کوچکی است که در تلاقی«رود خابور» به رود فرات قرار دارد و در آنجا رود خابور به رود فرات میریزد. این منطقه میان سه کشور «عراق»، «ترکیه» و «سوریه» قرار دارد.
سفیانی وارد کوفه میشود و به جنگ و کشتار میپردازد. روایتها از مردی به نام «شیصبانی» نام میبرند که در کوفه با سفیانی میجنگد. جابر جعفی میگوید: از امام باقر(علیه السلام) در مورد سفیانی پرسیدم فرمود: قبل از سفیانی شیصبانی از کوفه بیرون میآید، همچنان که آب از زمین میجوشد، او هم خروج میکند.16
این فاسق پس از استقرار پیدا کردن، همانند دیگر متکبّران ستم پیشه که طمعشان پایانناپذیر نیست، سپاهش را به حجاز گسیل میدارد و بنابر برخی احادیث، سپاه او وارد مدینه میشود و به غارت و ویرانی و چپاول میپردازد. در برخی روایتها چنین نقل شده است که سفیانی سپاهی را به مدینه میفرستد و دستور قتل هاشمیان، حتّی زنان آبستن آنها میدهد... .17
سپس او سپاهش را به مکه اعزام میکند و آن نشانه وعده داده شده، یعنی فرو رفتن در زمین [خسف بیداء] اتّفاق میافتد. در این هنگام قدرت سفیانی شروع به افول میکند تا اینکه امام زمان(عج) ظهور میکند و جنگهای وعده داده شده به رهبری او و یاری پیروانش از یمن و خراسان و عراق و دیگران آغاز میشود. این جنگها به رهبری کسی است که وعده پیروزی و چیرگی بر دشمنان به او داده شده است. سپاه سفیانی به تدریج از مناطق اشغالی، شکست خورده و عقبنشینی میکند.
سپس آن نبرد بزرگ میان سپاه امام و سپاه سفیانی به نام جنگ فتح قدس آغاز میشود. سپاه سفیانی از درون شروع به نابودی و متلاشی شدن میکند و خود سفیانی نیز پس از چندین جنگ در شام و قدس به دست سپاه امام کشته میشود و به این ترتیب جنبش امام, عصر نوینی را آغاز میکند.
تهیه و تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان
1 . بحارالانوار، ج 52، ص 205.
2. همان، ج 53، 213.
3. کتاب سلیم بن قیس الهلالی، ص 309.
4. عصر الظهور، ص 106، به نقل از محفوظ ابن هماد، ص 75.
5. الطوسی، الغیبه، ص 270
6. بحارالانوار، ج 53، ص 208.
7. النعمانی، کتاب الغیبه، ص 300.
8. الشیخ الصدوق، معانی الاخبار، ص 346.
9. الطوسی، الغیبه، ص 405.
10. بحارالانوار، ج 52، ص 222.
11. الفتن الابن حماد، ص 76.
12. همان، ص 285.
13. النعمانی، الغیبه، ص 306.
14. الطوسی، کتاب الغیبه، ص 278.
15. النعمانی، الغیبه، ص 280.
16. همان، ص 302.
17. الفتن، ابن حماد، ص 201.
سید نذیر الحسنی
ترجمه سید شاهپور حسینی
ماهنامه موعود شماره 90
رهبری در قرآن
رهبری در قرآن

برای رشد یک نفر ، هم قانون میخواهیم و هم الگو . لذا حضرت رسول فرمود : « إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ مَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی وَ إِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّى یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ » [1]
انسان موجودی است الگو پذیر، ذاتا انسان خودش را دوست دارد و قهرمان پروری یک غریزهای است در انسان. منتهی مهم این است که الگوی ما چه کسی است؟
" لَقَدْ کانَ لَکُمْ فی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ "[2] .اسوه یعنی مدل ، الگو . ما دو تا کلمه اسوه در قرآن داریم . یکی اسوه درباره شخص رسول اکرم (ص) ، یکی هم درباره حضرت ابراهیم . رهبری آسمانی اسوه است و لذا گفتهاند فعل و گفته ی امام و حتی سکوت امام حجت است و اگر شما میوهای را خوردید و امام دید و سکوت کرد سکوت امام یعنی اینکه میوه حلال است ..
اگر امام پایش را در جائی گذاشت معلوم میشود که این ملک ورود در آن حلال است ، انسان نیاز به الگو دارد . خداوند هم که بشر را خلق کرده است ، اگر رهبر تعیین نکند کم لطفی است ، قانونی داریم به نام قاعده لطف ؛ معنایش این است خداوند از این خلفت هدفی داشته . آفرینش با هدف است . اگر آفرینش باهدف است پس این هدف چیست و میتوان به این هدف رسید و چه کسی باید هدف را بیان کند . یک حرکت ، لوازمی دارد. حرکت مقصدی میخواهد . حرکت وسیله میخواهد .حرکت رهبر میخواهد و توی این سه تا ، رهبر از همه مهمتر است . چون اگر رهبر نباشد هم وسیله بی جهت بکار گرفته شده و هم مقصد را گم میکنیم . به همین خاطر قرآن روی رهبر خیلی مایه گذاشته است .
صدها آیه در قرآن درباره رهبری است ، خداوند به پیغمبر گفت : « وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ »[3] . یا در غدیر خم رهبر بعد از خودت را معرفی کن و یا اگر رهبر را تعیین نکنی اصلا رسالت الهی را نرساندی .
در جامعه ی امروزی هم رهبری در پیشبرد دین و اسلام بسیار مهم است و دشمن هم در صدد است همین رهبری را از مردم بگیرد .
در جامعه اگر رهبر دینی باشد ، خدا مطرح میشود ، اگر رهبر باشد قانون نبوت احیاء میشود بنابراین روی مساله رهبری قرآن و روایات خیلی عنایت دارد و تمام زور طاغوت هم شکستن رهبری است .
حکومت امام زمان سه مشخصه دارد : 1- عصمت، رهبری معصوم 2- قانون خدا 3- حکومت مستضعفان «وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ» [5]. ترس و اعدام طاغوتیان ، حضرت مهدی کارنامهاش این است . مسأله ترویج عبودیت و بندگی خدا ، این شرح وظایف امام زمان است .
اطاعت و رهبری در قرآن :
در قرآن یک آیه داریم ؛ اول سه شاخه دارد ، بعد 2 شاخه میشود و بعد 1 شاخه می شود :
قرآن میفرماید: « یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ ذلِکَ خَیْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْویلاً » [4] .یعنی سه تا کار انجام بدهیم .اطاعت کنید از خدا و رسول خدا و « فَإِنْ تَنازَعْتُمْ » اگر اختلافی توی شما افتاد « فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ » مراجعه کنید به الله و رسول و در آخر میگوید « إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ » .این آیه می فرماید : ای مردم اطاعت کنید از خدا و رسول و اولی الامر اگر اختلاف شد مراجعه کنید به خدا و رسول بعد میگوید ، اگر ایمان دارید به خدا . از این معلوم میشود که همه مسیرها آخرش به الله میرسد .
پیداست همه اینها یکی است در آخر خط اول الامر مراجعه به رسول است و مراجعه به رسول مراجعه به خداست. رهبر الهی ما را به سمت خدا میبرد .
وظیفه ی ما چیست ؟
وظیفه ی ما بیعت است .ما که بحث رهبری را میکنیم به خاطر این است که آمدن حضرت مهدی(ع) یک مقدماتی میخواهد.
پیغمبر یک مرتبه به مدینه نیامد . اول مسعب را فرستاد و مسعب یک جوانی بود ، گفت برو ببینم مردم با تو چه میکنند.
امام حسین وقتی میخواست به کوفه برود اول حضرت مسلم را فرستاد . واقعاً اگر ما که میگوییم : یا حجه ابن الحسن عجل علی ظهورک با امام چه کردیم ، با انقلاب چه جور رفتار می کنیم ؟!
حکومت امام زمان سه مشخصه دارد : 1- عصمت، رهبری معصوم 2- قانون خدا 3- حکومت مستضعفان «وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ» [5]. ترس و اعدام طاغوتیان ، حضرت مهدی کارنامهاش این است . مساله ترویج عبودیت و بندگی خدا ، این شرح وظایف امام زمان است .
خدا به ما خیلی چیزها چیز داده است یک کلمه میگوئیم «أَطیعُوا اللَّهَ» روشن است «أَطیعُوا الرَّسُولَ» روشن است «أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ» هم روشن است. اولی الامری که کنار الله و رسول است باید کارش هم کنار الله و رسول باشد .اولی الامری که کنار رسول است باید کارش هم مثل خدا و رسول باشد .
باید بدانیم کار حضرت مهدی چیست؟
حکومت مستضعفان ، اعدام طاغوتیان ، قانون الهی را پیاده کردن ، زندگی را روی سادگی بردن . اینها کارنامه حضرت مهدی(ع) است و بدانیم که حضرت مهدی نوشته است : زمانی که من نیستم مجتهد عادل و هر کس که مجتهد عادل را رد کند انگار که مرا رد کرده است و کسی مرا رد کند خدا را رد کرده است .
و قرآن میفرماید: بیعت با رسول ،بیعت با خداست ، « مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ » [6].
روایت داریم که حضرت مهدی که میخواهد تشریف بیاورد : « یُصْلِحُ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى أَمْرَهُ فِی لَیْلَةٍ وَاحِدَةٍ »[7] یک شبه خدا کارش را درست میکند یعنی همه مقدمات آماده میشود .
انشاءالله که بتوانیم با اطاعت از خدا و رسول و اهل بیت و یاری کردن رهبرمان گامی به سوی جامعه ی مهدوی بر داریم .
تنظیم :زهرا اجلال-گروه دین و اندیشه
پی نوشت ها :
1- ارشاد مفید /ج1 /ص 231
2- احزاب /21
3- مائده /67
4- نساء /49
5- قصص /5
6- نساء /80
7- کمال الدین /ج1/ص 316
دانلود رایگان نرم افزار اسلامی آخرین منجی ویژه امام زمان (عج)
دانلود رایگان نرم افزار اسلامی آخرین منجی ویژه امام زمان (عج)
![Akharin_Monji_[www.MihanDownload.com].jpg](http://mihandownload.com/armin_1/Akharin_Monji_[www.MihanDownload.com].jpg)
امروزه نرم افزارهای قرآنی و اسلامی در رایانه از علاقه مندان ویژه ای برخوردارند. امروز هم در سایت میهن دانلود قصد داریم یکی دیگر از این نرم افزارها را به دوستان عزیز معرفی کنیم. نرم افزار آخرین منجی از تولیدات جدید سایت گفتگوی دینی می باشد که به مناسبت میلاد امام زمان (عج) منتشر شده است. این نرم افزار حاوی بیش از 60 مقاله در مورد تولد ، زندگینامه ، غیبت ، ظهور و مسائل بعد از ظهور امام زمان(عج) می باشد همچنین حدود 30 پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان و شبهات مطرح شده است علاوه بر این مناظرات و سوالات پیرامون امام زمان(عج) و مهدویت در انجمن گفتگوی دینی ، مقالات مهدی شناسی و نحوه برگزاری جشنهای شعبانیه ، پیامک و اشعار مهدوی ، نوای صوتی و تصویری انتظار شامل مولودی ، کلیپهای زیبا و ناله های فراق ، 70 حکایت خواندنی از تشرفات و توسلات و ره یافتگان به ساحت مقدس امام زمان(عج) ، معرفی سایتهای مهدوی با اینترنت رایگان ، معرفی و دانلود کتابهای مهدویت ، 13 نرم افزار تلفن همراه پیرامون امام عصر(عج) و ... در این نرم افزار گنجانده شده است. این نرم افزار به صورت پرتابل بوده و نیازی به نصب ندارد و تنها با کلیک بر روی آیکون برنامه اجرا می شود که شما می توانید با کپی کردن فایل های نرم افزار در فلش مموری خود در صورت نیاز از آن در محل های مختلف که امکان نصب نرم افزار وجود ندارد استفاده کنید.
توضیحات کامل تر و دانلود نرم افزار در ادامه مطلب موجود است ...
سرانجام اهل کتاب در حکومت مهدی موعود
سرانجام اهل کتاب در حکومت مهدی موعود

درباره سرانجام اهل کتاب در حکومت امام مهدی (ع) فرضیههای گوناگونی وجود دارد که ما در اینجا تنها فرضیه مسلمان شدن اهل کتاب را ذکر کرده و مؤیدات آن را بر میشماریم:
فرضیه اسلام اکثریت اهل کتاب
فرضیه اسلام آوردن بیشتر اهل کتاب، فرضیه معقو ل و پذیرفتنی است که در میان اندیشمندان طرفدارانی نیز دارد. ما به برخی از آنها اشاره میکنیم:
سید محمد صدر پس از بررسی روایاتی که بر گرفتن جزیه و یا نگرفتن آن از اهل کتاب دلالت میکنند مینویسد: به هر حال این بحث تنها منحصر به کسانی خواهد بود که بر آیین یهودیت و نصرانیت، باقی ماندهاند و با وجود فرصتهای فزاینده و تأکید فراوانی که بر انتشار دین اسلام در میان تمامی انسانها وجود دارد، این گروه در آن روز تعداد اندکی خواهند بود.1
آیت الله مکارم شیرازی در این باره مینویسد:
با توجه به این که در دوران حکومت آن مصلح بزرگ، همه وسایل پیشرفته ارتباط جمعی در اختیار او و پیروان رشید اوست و با توجه به این که اسلام راستین با حذف پیرایهها، کشش و جاذبهای فوقالعاده دارد، به خوبی میتوان پیشبینی کرد که اسلام با تبلیغ منطقی و پیگیر، از طرف اکثریت قاطع مردم جهان پذیرفته خواهد شد و وحدت ادیان از طریق اسلام پیشرو عملی میگردد.2
مؤیدات
برای اسلام آوردن اهل کتاب و گرایش آنها به امام مهدی (ع) زمینههای فراوانی وجود دارد که با توجه به وجود چنین زمینههایی، گرایش بیش تر اهل کتاب به امام مهدی (ع) فرضی است کاملاً شدنی، بلکه قریب به یقین که به تعدادی از آن ها اشاره میشود:
1.برخورداری انسانها از فطرتهای پاک
بر اساس آموزههای دین اسلام، انسانها فطرتهایی پاک و حقجو دارند و گرایش آنها به باطل معمولاً به دلیل اشتباه در شناخت مصادیق حقیقت است. وجود چنین فطرتهای پاک، زمینهِ بسیار مناسبی است برای گرایش اهل کتاب به امام مهدی(ع) که دعوت کنندهِ به حق و گسترش دهندهِ آن است.
2. طرح مباحث فکری
تربیت انسانها و رها ساختن آنان از زندانهای جهل و عرضه حقایق ناب به روان حقجوی آدمیان، از برترین رسالتهای انبیا و اولیا بوده است:

« هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولًا مِّنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ وَإِن کَانُوا مِن قَبْلُ لَفِی ضَلَالٍ مُّبِین»3 ؛ او کسی است که در میان جمعیت درس نخوانده رسولی از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آنها میخواند و آنها را تزکیه میکند و به آنان کتاب (قرآن) و حکمت میآموزد. و مسلماً پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند.
امام مهدی نیز بر اساس این رسالت الهی با طرح مباحث فکری و عقیدتی اقدام به اثبات حقانیت دین اسلام و آشکار کردن بطلان دیگر مکاتب و نحلهها خواهد نمود و بیتردید در سایه تلاشهای حضرت و یاوران او در این زمینه، بسیاری به حقانیت آیین اسلام یقین پیدا کرده و به آن خواهند گروید. در این باره به چند روایت اشاره میکنیم:
امام صادق (ع) فرمود:
لا یأتون علی اهل دین الا دعوهم الی الله و الی الاسلام و الی الاقرار بمحمد (ص).4 ؛ بر پیروان هیچ دینی وارد نمیشوند مگر این که آنها را به خدا، اسلام و اقرار به حضرت محمد (ص) دعوت میکنند.
امام کاظم (ع):
اذا خرج بالیهود و النصاری و الصابئین و الزنادقه و اهل الرّده و الکفار فی شرق الارض و غربها فعرض علیهم الاسلام5 ؛ چون بر یهود، نصاری، صابئین، ملحدان، مرتدّان و کفّار شرق و غرب عالم خروج کند، اسلام را بر آنها عرضه میکند .
دولت نمونه
بر اساس روایات اهل بیت (ع) امام زمان (ع) پس از ظهور در مکه رهسپار کوفه میشود و آنجا را مرکز حکومت خود انتخاب میکند:
امام صادق (ع) در این باره میفرماید:
دارملکه الکوفه و مجلس حکمه جامعها و بیت ماله و مقسم غنائم المسلمین مسجد السهله .
کوفه دارالحکومهِ او، مسجد جامع آن، محل قضاوت او و مسجد سهله محل بیت المال و تقسیم غنایم است.6 ؛ دولت محدودی که امام (ع) قبل از فراگیر شدن حرکت جهانی خود در این مناطق تشکیل میدهد نمونهای از دولت جهانی حضرت خواهد بود که در آن، انسانها از رشد و معنویت و عدالت و امنیت و برخوردارند. ایجاد چنین دولتی که آرمانهای بشریت در آن برآورده میشود، چشمهای دنیا را به سوی خود خیره خواهد کرد و جهانیان را به شدت مشتاق آن خواهد نمود.
ارایه معجزات
استفاده از شیوهِ ارایه معجزه یکی از روشهایی است که امام مهدی (ع) با بهکار بستن آن، حقانیت و امامت خود را اثبات و بستر مناسبی برای گرایش به آیین اسلام فراهم خواهد کرد.
امام صادق (ع) در این باره میفرماید:
ما من معجزه من معجزات الانبیاء و الاوصیاء الا یظهر الله تبارک و تعالی مثلها علی ید قائمنا لا تمام الحجه علی الاعداء.7؛ هیچ معجزهای از معجزات انبیا و اوصیا نیست مگر اینکه به دلیل تمام شدن حجت بر دشمنان، خداوند مانند آن را بهدست قائم ما (ع) ظاهر خواهد کرد.
بر اساس آموزههای دین اسلام، انسانها فطرتهایی پاک و حقجو دارند و گرایش آنها به باطل معمولاً به دلیل اشتباه در شناخت مصادیق حقیقت است. وجود چنین فطرتهای پاک، زمینهِ بسیار مناسبی است برای گرایش اهل کتاب به امام مهدی (ع) که دعوت کنندهِ به حق و گسترش دهندهِ آن است.
بیرون آوردن کتب آسمانی
کتب آسمانی در میان پیروان ادیان از جایگاه و منزلت والایی برخوردارند و بیگمان تأثیر درخوری در اعتقادات، اخلاق و رفتار پیروانشان دارند. بر اساس روایات، در کتب آسمانی تحریف نشده مژدهِ ظهور امام مهدی (ع) آمده است.

امام باقر (ع) در تفسیر آیه الَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِیَّ الأُمِّیَّ الَّذِی یَجِدُونَهُ مَکْتُوبًا عِندَهُمْ فِی التَّوْرَاةِ وَالإِنْجِیلِ8 فرمود: یجدونه مکتوباً عندهم فی التوراة و الانجیل یعنی النبی (ص) و الوصی والقائم .9
آن را در تورات و انجیل نوشته مییابند؛ یعنی پیامبر(ص) و وصی او و قائم را و امام مهدی(ع) با کشف و استخراج کتب اصلی آسمانی از آنها به عنوان اهرم مناسبی برای گسترش آیین اسلام و اثبات حقانیت خود بهرهبرداری میکند.
پیامبراکرم(ص) فرمود:
و یجمع عیسی(ع) الکتب من انطاکیه` حتی یحکم بین اهل المشرق و المغرب و یحکم بین اهل التوراه فی توراتهم و اهل الانجیل فی انجیلهم و اهل الزبور فی زبورهم و اهل الفرقان بفرقانهم. 10
و عیسی(ع) کتابها[ی آسمانی] را از انطاکیه جمعآوری میکند تا اینکه میان اهل مشرق و مغرب به وسیله آنها حکم کند و میان اهل تورات به توراتشان و میان اهل انجیل به انجیلشان و میان اهل زبور به زبورشان و میان اهل قرآن به قرآنشان حکم نماید.
کشف میراثهای انبیا
استخراج نشانهها و سمبلهایی که در میان صاحبان ادیان و مذهبهای گوناگون از تقدس و احترام ویژهای برخوردارند، از دیگر اقدامات امام مهدی(ع) خواهد بود. امام(ع) با نشان دادن این نشانهها و سمبلهای مقدس دلهای مردمان را با خود همراه خواهد کرد.
امام صادق(ع) میفرماید:
اذا ظهر القائم(ع) ظهر برایه رسول الله(ص) و خاتم سلیمان و حجر موسی و عصاه ثم یأمر فینادی: الا لا یحملنّ رجلٌ منکم طعاماً و لا شراباً و لا علفاً فاوّل منزل ینزله یضرب الحجر فینبع منه طعام و شراب و علف فیأکلون و یشربون و دوابّهم. 11 ؛ چون قائم(ع) ظهور کند پرچم رسول خدا(ص) و انگشتر سلیمان و سنگ و عصای موسی همراه وی خواهد بود. آنگاه دستور میدهد که ندا دهند: آگاه باشید کسی با خود غذا و آب و علف حمل نکند چون در اوّلین منزل فرود آیند به سنگ ضربهای میزنند و از آن غذا و آب و علف میجوشد و آنها (یاران حضرت) از آن میخورند و مینوشند و چارپایانشان نیز از آن میخورند.
ناتوانی مدعیان اصلاح
آدمی همیشه و از گذشته دور تا به امروز در فکر به سامان کردن جوامع بشری بوده و راههای بسیاری را برای رسیدن به آن پیشنهاد کرده است، ولی تا به امروز آنچه نصیب بشر شده، کابوس وحشتناک یأس و ناامیدی است.
و این حقیقتی است که در روایات نیز به آن اشاره شده است:
الف) امام باقر(ص):
ان دولتنا اخر الدول و لم یبق اهل بیت لهم دوله الاملکوا قبلها لئلا یقولوا اذا راوا سیرتنا اذا ملکنا سرنا بمثل هولاء و هو قول الله تعالی و العاقبه` للمتقین.12 ؛ دولت ما آخرین دولتهاست و هیچ خاندانی که صاحب دولتند - نمیماند؛ مگر اینکه پیش از حکومت ما به قدرت میرسند تا وقتی شیوه ما را دیدند نگویند ما نیز اگر به قدرت میرسیدیم مانند اینان رفتار میکردیم و این همان سخن خدای تعالی است که میفرماید: و عاقبت برای پرهیزگاران است.
برگرفته از مقاله دین در عصر ظهور
تلخیص و تصرّف: گروه دین و اندیشه تبیان
1. محمد صدر، تاریخ ما بعد الظهور (بیروت: دارالتعارف للمطبوعات، 1412) ص 612.
2. ناصر مکارم شیرازی، حکومت جهانی مهدی (قم: انتشارات نسل جوان، چاپ یازدهم، 1380) ص 288.
3. جمعه، 2.
4. علی کورانی، معجم احادیث الامام المهدی، (قم: مؤسسه` المعارف الاسلامیه`، چاپ اول، 1411) ج 4، ص 61.
5. همان، ج 5، ص 60.
6. محمد صدر، تاریخ ما بعد الظهور، ص 60 (به نقل از بحار، ج 13، ص 200).
7. لطف الله صافی، منتخب الاثر (قم: مؤسسه` السیره` المعصومه`، چاپ دوم، 1421) ص 387.
8. اعراف، 157.
9. علی کورانی، معجم احادیث الامام المهدی، ج 5، ص 120.
10. همان، ج 1، ص 531.
11. لطف الله صافی، منتخب الاثر، ص 386.
12. محمد صدر، تاریخ ما بعد الظهور، ص 335 به نقل از غیبت طوسی، ص 282.
دین و دینداری در دوره غیبت
دین و دینداری در دوره غیبت

امتحان انسان یکی از سنت های مهم الهی است که در طول زندگی بشر به شیوه های گوناگون انجام می گیرد تا میزان پای بندی افراد به اصول و احکام دینی مشخص شود . بر این اساس، یکی از فلسفه های مهم غیبت امام زمان(عج) امتحان بشر است . امتحان الهی در عصر غیبت به صورت های گوناگون صورت می گیرد ; از جمله این آزمایشها که امتحان الهی در روایات زیادی به آن تصریح شده است، پایبندی به عقاید و حفظ ایمان است . از این رو، یکی از هشدارهای مهم و تاکیدهای مکرر در عصر غیبت، مراقبت از دین و ارزش های دینی است .
امام کاظم (علیهالسلام) در روایتی می فرمایند: وقتی پنجمین فرزند از فرزندان من غایب شد، در مورد دین خود بسیار مراقب باشید . مبادا کسی شما را از دین تان جدا سازد . 1
امام صادق (علیهالسلام) ضمن اشاره به سختی دین داری و حفظ ایمان در عصر غیبت، می فرمایند: . . . صاحب الامر دوران غیبتی در پیش دارند که در آن زمان، حفظ دین همانند شاخه پر خار درخت قتاد را با دست تراشیدن است . . . چه کسی می تواند چنین کاری را با دست خود انجام دهد؟ بنابراین، بندگان خدا باید در دوران غیبت حجت الهی تقوا را پیشه خود سازند و دین خدا را رها نسازند .
در همین زمینه حضرت علی (علیهالسلام) می فرمایند: پس از غیبت امام عصر (عج)، مردم دچار حیرت و سرگردانی بسیار سختی می شوند ; گروهی گمراه می شوند و گروهی دیگر، علی رغم تمام ناملایمات، بر هدایت باقی مانند.2
از مجموعه این گونه روایات کاملا آشکار می شود که در دوره غیبت شرایطی پیش خواهد آمد که دینداری و پایبندی به ارزش های انسانی و اخلاقی بسیار مشکل خواهد بود . با این حال، گروه های زیادی علی رغم این سختی ها، لحظه ای از دین خود دست بر نخواهد داشت و با تمام وجود به حفظ ارزش ها و احکام الهی، که تضمین کننده سعادت دینا و آخرت انسان است، پافشاری خواهند نمود .
حال این سؤال مطرح می شود که مگر در دوران غیبت امام (عج)، اوضاع و شرایط جوامع چگونه خواهد بود که دین افراد این چنین در معرض تهدید واقع خواهد شد؟ در پاسخ به این پرسش باید گفت: از مجموع روایات و منابع دینی چنین بر می آید، عوامل گوناگونی در پیدایش این شرایط مؤثر است، از جمله:
1 . غیبت امام معصوم (علیهمالسلام)
«اللهم نشکوا الیک فقد نبینا صلواتک علیه و آله و غیبتة ولینا و کثرة عدونا . . . پروردگارا به تو شکایت می کنیم از نبود پیامبرمان و از غیبت ولی مان و از فزونی دشمنان و کمی نفرات پیروان اهل بیت و سختی های فتنه و هجوم حوادث بر علیه ما . . .» و در همین دعای شریفه، ضمن آرزوی حاکمیت دولت کریمه اهل بیت، که با ظهور منجی عالم بشریت تحقق پیدا خواهد کرد، می خوانیم: پروردگارا! درود بفرست بر ولی امرت حضرت قائم (عج)، که چشم امید همگان به دوست و عادلی که جهانیان در انتظار اویند، خداوندا! در روی زمین به او تمکن بخش و او را گرامی ساز و به وسیله او، عزیز و گرامی بودن را به بندگانت ارزانی دار . . . به وسیله او، دین و سنت پیامبرت را پیروزی بخش . خداوندا! ما مشتاق آن دولت کریمه هستیم که به وسیله آن، اسلام را عزیز ساخته و اهل نفاق را خوار، ذلیل خواهی نمود . . .
از دقت در مضامین این تعابیر، به خوبی روشن می شود که در نتیجه غیبت امام (عج) دشمنان با انواع دسیسه ها و تهاجمات در مسیر هدایت مردم موانع ایجاد می کنند و دینداران واقعی را با انواع توطئه های فکری و فرهنگی و اعتقادی دچار مشکل می سازند.
امام صادق (علیهالسلام) ضمن اشاره به سختی دین داری و حفظ ایمان در عصر غیبت، می فرمایند: . . . صاحب الامر دوران غیبتی در پیش دارند که در آن زمان، حفظ دین همانند شاخه پر خار درخت قتاد را با دست تراشیدن است . . . چه کسی می تواند چنین کاری را با دست خود انجام دهد؟ بنابراین، بندگان خدا باید در دوران غیبت حجت الهی تقوا را پیشه خود سازند و دین خدا را رها نسازند
2 . پیدایش اختلافات فکری و عقیدتی

ایجاد و پیدایش شبهه و فتنه های فکری و اعتقادی از جمله خطرناک ترین وقایع دوران غیبت است . بسیاری از افراد منحرف و بی تقوا در این دوره، با اهداف دنیا پرستانه ای که دارند، گروه های مردم را با ایجاد برخی مسلک های غلط و منحرف از مسیر راستی مکتب اهل بیت دور می سازند و بدین وسیله، موجب تفرقه و به هم خوردن صفوف متحد توده های مردم می شوند . رواج مرام ها و مسلک های نادرست و منحرف در نهایت، منجر به تفرقه دینی و گرفتاری مردم به دست زمام داران نا اهل و ناصالح می گردد . امام باقر (علیهالسلام) ضمن اشاره به چنین پیش آمدی می فرمایند: در دوران غیبت اختلاف های شدید در میان مردم پدید می آید و وحدت دینی آنان خدشه دار می شود 3 و در نتیجه این اختلافات اعتقادی، مکاتبی پدید می آیند که تعداد زیادی از مردم را آن چنان به خود جذب می کنند، که راه اهل بیت، که همان اسلام راستین است، بی رهرو می گردد . امام صادق (علیهالسلام) در این باره می فرمایند: در زمان غیبت، مردمان را می نگری که به پیروی از عقاید و بافته های ذهنی یکدیگر می پردازند و به پیروی از افراد بدکردار می پردازند . در اعمال و رفتارشان از آنان تبعیت می کنند . از این رو، راه مستقیم مسلک صحیح شریعت اسلامی بی رهرو می شود . 4
3 . فریفتگی مردم به رزق و برق دنیا
باز در توصیف این عصر، از آن حضرت روایت شده است: در آن زمان ربا شیوع پیدا می کند، کارها از طریق پرداختن رشوه انجام می گیرد و ارزش و اعتبار دین به شدت تنزل پیدا می کند . و در مقابل، دنیا در نظر مردم بسیار ارزشمند می شود.6
آن حضرت درباره رفتار مردم این عصر می فرمایند: زمانی بر امت من می آید که در آن زمان، دل های آنان پلید و آلوده شده، در مقابل ظاهرشان به طمع دینا آراسته می گردد . به آنچه در پیشگاه خداوند است دل نمی بندند، کار آنان ریا و جلوه های خوف از خدا در دل آنان راه نمی یابد . . . خداوند دعاهای آنان را مستجاب نمی کند .7
روشن است، همان گونه که امام صادق (علیهالسلام) فرمودند: در چنین شرایطی، اهل باطل بر اهل حق چیره می شوند . منکر و بدی ها به صورت آشکار در جامعه مشاهده می شود و کسی جرات نهی کردن از آن را پیدا نمی کند . اگر کسی به مرتکب منکر اعتراض کند، همه به طرفداری از او بر می خیزند و افراد فاسق در ارتکاب به کارهای ناپسند روز به روز گستاخ تر می شوند و بر این کار تشویق می گردند . در مقابل، پیروان حق خوار و کوچک شمره می شوند . 8
چه باید کرد؟
حقیقت این است که چنین تفکری با روح تعالیم اسلامی منافات دارد ; زیرا اولا، مقطعی از تاریخ احکام و قوانینی اسلامی تعطیلی نمی پذیرند . ثانیا، بر اساس مجموعه رهنمودهای اولیای الهی مسؤول زمینه سازی ظهور حضرت از طریق عمل به تعالیم اسلامی هستیم ; یعنی نه تنها جایز نیست از انجام تکالیف دینی کوتاهی کنیم بلکه با توجه به مسائل و مشکلات عصر غیبت و شرایط خاصی که در این دوره پیش می آید، به مراتب بیش تر، و دقیق تر از دوران حضور امام باید به انجام وظیفه بپردازیم . در برخی روایات به این حقیقت تصریح شده است که تا زمانی که آمادگی لازم فکری و اعتقادی و اجتماعی در توده های مردم فراهم نشود و یاران با ایمان و شجاع و مخلص تربیت نشوند، زمینه ظهور حضرت فراهم نخواهد شد.
بنابراین، آن دسته از روایات که از سختی ها و نابسامانی ها دوران غیبت سخن به میان می آورند، با هدف ایجاد و انگیزه بیش تر برای پای بندی به احکام دینی و هشدار نسبت به گرفتار آمدن به معضلات فکری، دینی، اجتماعی است .
در روایاتی که سخن از مؤمنان دوران غیبت به میان آمده است، از مؤمنان با اوصاف بسیار نیکویی یاد شده است . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: هر یک از آنان (مؤمنان واقعی دوره غیبت) اعتقاد و دین خویش را با هر سختی حفظ می کنند . چنان که گویی درختان خار مغیلان را در شب تاریک با دست پوست می کند یا آتش پر دوام را با دست نگاه می دارند . 9

روشن است آنان با توجه به مضامین این قبیل روایات، علاوه بر تلاش و کوشش مضاعف، با موانع و مشکلات نیز آشنایی پیدا می کنند و پیشاپیش آمادگی های لازم را در خود ایجاد می کنند . در نتیجه در سخت ترین پیش آمدها بر ایمان و عقاید خود پافشاری می کنند و در حد توان به زمینه سازی ظهور کمک می نمایند . امام سجاد (علیهالسلام) در توصیف مؤمنان عصر غیبت می فرمایند: مردمان زمان غیبت مهدی (عج)، که به امامت آن حضرت پای بندند و همواره در حال انتظار ظهور به سر می برند، از مردمان همه زمان ها برترند ; زیر خدا چنان درک و فهم نیروی تشخیص آنان را قوت می بخشد که غیبت نزد آنان همانند زمان ظهور می باشد . . . آنان به حق اخلاص ورزانند . . . 10
انسان دین دار عصر غیبت، که دسترسی عادی به امام زمان ندارد، بر اساس درک عقلی و تهذیب اخلاق و اندیشه به یقین والایی دست می یابد و همواره به دفاع از احکام و عقاید دینی می پردازد . این در حالی است که اغلب مردم در رزق و برق و لذات مادی دنیوی غوطه ورند و به احکام و ارزش های دینی و فضیلت های انسانی بی توجه .
امام صادق (علیهالسلام) می فرمایند: پیامبر صلی الله علیه و آله به علی (علیهالسلام) فرمودند: یا علی! بزرگ ترین مردمان در ایمان و یقین کسانی هستند که در آخر الزمان زندگی می کنند، آنها پیامبرشان را ندیده اند و امام شان در غیبت به سر می برد، با این همه، آنان از روی علوم و معارف و کتاب هایی که در اختیار دارند، ایمان آورده و در ایمان خود پایداری هستند . 11
بنابراین، یکی از راه های مهم در امان ماندن از فتنه های آخر الزمان، عمل به وظایف و تکالیف دینی و انجام مسئولیت های دوران غیبت است . به اجمال برخی از این وظایف عبارتند از:
1 . تلاش برای شناخت بیش تر امام عصر (عج) ;
2 . خودسازی و تهذیب نفس ;
3 . انتظار فرج امام زمان (عج) ;
4 . سعی در اصلاح وضع جامعه ;
5 . حفظ و تحکیم پیوند معنوی با امام عصر (عج) ;
6 . پیروی از نایبان امام زمان (عج) ;
ضرورت پیروی از علمای متعهد:
از آنجا که در عصر غیبت امام (عج)، تشخیص وظایف و تکالیف دینی برای افراد به راحتی امکان پذیر نیست، مسؤولیت تبیین احکام دینی و هدایت مردم و حفظ ارزش های اسلامی و دفاع از مکتب اسلام بر عهده عالمان متعهد و با تقوا گذشته شده است . این مرزبانان واقعی مکتب، به عنوان نایبان امام (عج) با به کار بستن توانمندی های لازم علمی، که در بخش های مختلف علوم اسلامی به دست آورده اند، از منابع اصیل دینی یعنی قرآن و سنت، پاسخگوی نیازهای دینی مردم هستند و در راستای حاکمیت احکام و ارزش الهی تلاش کنند . اگر این عالمان، مسؤولیت شناس و دلسوز نباشند، توده های مردم به راحتی از مسیر صحیح اسلامی منحرف شده، دچار انحطاط فکری و اعتقادی می شوند . امام هادی (علیهالسلام) در روایتی نقش مهم عالمان آگاه و فقهای مسؤولیت شناس با تقوا را این گونه توصیف می کنند: اگر پس از غیبت قائم آل محمد (عج)، نبودند عالمانی که مردم را به سوی او فرا می خوانند و به سوی او راهنمایی می کنند و با برهان های استوار از دین پاسداری می کنند و بندگان بیچاره و ناآگاه را از دام های ابلیس و پیروان او و هم چنین از دام های دشمنان اهل بیت رهایی می بخشند، هیچ کس بر دین خدا باقی نمی ماند . اما علمای دین، دل های متزلزل شیعیان ناتوان را حفظ می کنند، هم چنان که کشتی بان سکان کشتی را حفظ می کند . این دسته از عالمان در نزد خداوند دارای فضیلت و مقام بسیاری والایی هستند . 12
شرط اصلی حفظ سلامت فکری و عقیدتی مردم در عصر غیبت، نیرویی از این علمای متعهد است . به این امر در بسیاری از روایات اهل بیت نیز تاکید شده است . از جمله امام صادق (علیهالسلام) می فرمایند: از فقهای جامع الشرایط تبعیت کنید، من آنان را برای شما حاکم قرار داده ام و آنان منصوب ما هستند . شما موظفید در شرایطی که به ما دسترسی ندارید، به آنان رجوع کنید و به گفته های آنا عمل نمایید و حق رد قول آنان را ندارید; چرا که رد آنها، رد ماست و رد ما، رد خداست . 13
در همین زمینه وقتی از امام عصر سؤال شد که در زمان غیبت شما به چه کسانی مراجعه کنیم و در حوادثی که پیش می آید از چه کسانی تکلیف کنیم و رهنمودهای چه قشری را وسیله هدایت خود قرار دهیم، آن حضرت فرمودند: در حوادثی که برای شما رخ می دهد به راویان احادیث ها (فقهای جامع الشرایط) مراجعه کنید ; چرا که آنان حجت ما بر شمایند و من حجت خدایم . . . 14
به این ترتیب، برای حفظ عقاید و ایمان مردم، آنان موظف شده اند که در عصر غیبت به عالمان با تقوا و فقیهان واجد الشرایط مراجعه کنند و معالم دین خود را از آنان بیاموزند و تمام رویدادهای زندگی خویش را هماهنگ با دستورالعمل هایی که از متن تعالیم دینی به دست آمده است هماهنگ سازند . . .
بدیهی است اگر مردم در این امر، بدون تقصیر و کوتاهی به انجام وظیفه پرداختند، نه تنها فتنه های عصر غیبت و دسیسه های دشمنان و مدعیان دروغین دین شناس و . . . صدمه ای به دین و اعتقاد آنان نمی زند که عملکرد آنان در چهار چوب تعالیم دینی، روز به روز زمینه ظهور حضرت مهدی (عج) و حاکمیت احکام و ارزش های الهی در سراسر جهان فراهم خواهد ساخت .
سید صادق سید نژاد
تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان
1 . اصول کافی، ج 1، ص 6، 335 .
2 . کتاب الغیبة، 104 .
3 . کتاب الغیبة، ص 235 .
4 . بحار الانوار، ج 52، ص 259 .
5 . منتخب الاثر، ص 438 .
6 . بشارة الاسلام، ص 26 .
7 . بحار الانوار، ج 52، ص 190 .
8 . بحار الانوار، ج 52، ص 256 .
9 . بحار الانوار، ج 52، ص 256 .
10 . کمال الدین، ج 1، ص 320 .
11 . بحار الانوار، ج 52، ص 125 .
12 . الاحتجاج، ج 1 ، ص 9 .
13 . اصول کافی، ج 1، ص 54 .
14 . احتجاج، ج 2، ص 283
اس ام اس مخصوص نیمه شعبان تولد امام زمان
گفتم که خدا مرا مرادی بفرست
توفان زده ام مرا نجاتی بفرست
فرمود که با زمزمه یا مهدی
نذر گل نرگس صلواتی بفرست
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
در انتظار باران نیست آنکه بذری نکاشته
زهی خجسته زمانی که یار باز آید
به کام غمزدگان غمگسار باز آید
اگر فدای امام زمان نخواهد شد
ز سر چه گویم و سر، خود چه کار باز آید
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
ویرانه نه آنست که جمشید بنا کرد
ویرانه نه آنست که فرهاد فرو ریخت
ویرانه دل ماست که هر جمعه به یادت
صد بار بنا گشت و دگر بار فرو ریخت
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت
یک قدم مانده، زمین شوق شکفتن دارد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
شاید آن روز که سهراب نوشت:
"تا شقایق هست زندگی باید کرد"
خبری از دل پر درد گل یاس نداشت
باید اینگونه نوشت:
هر گلی هم باشد، چه شقایق چه گل پیچک و یاس
زندگی بی مهدی
زندگی با غمهاست
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
اگر با آمدن "آفتاب" از "خواب" بیدار شویم نمازمان قضاست...
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
ای مدنیبرقع و مکی نقاب
سایهنشین، چند بود آفتاب
منتظران را بهلب آمد نفس
ای ز تو فریاد به فریاد رس
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
از ناکجای وجود بی مقدارم، تا آستان بی کران کوی تو، در میان سیلاب اشک،
پلی از نیاز می زدم. پلی از انتظار،
از غیبت تا ظهور
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
چه انتظار عجیبی
تو بین منتظران هم
عزیز من چه غریبی !
عجیب تر آن که چه آسان
نبودنت شده عادت
چه بی خیال نشستیم
نه کوششی ، نه ت
فقط نشسته و گفتیم :
خدا کند که بیایی
آقا بیا تا زندگی معنا بگیرد
شاید دعای مادرت زهرا بگیرد
آقا بیا تا با ظهور چشم هایت
این چشم های ما کمی تقوا بگیرد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
اگرچه...
او یوسف دلربای زهراست/ با هیچ گهر خریدنی نیست
با دیده ی از گناه لبریز/ آن روی چو ماه دیدنی نیست
ولی...
تو مگو ما را بدان شه بار نیست/ با کریمان کارها دشوار نیست.
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
این دیده نیست قابل دیدار روی تو/ چشمی دگر بده که تماشا کنم تو را
تو در میان جمعی و من در تفکّرم/ کاندر کجا روم و پیدا کنم تو را
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
بخوان دعای فرج را دعــــــــــا اثــــــر دارد دعا کبوتر عشق است و بال و پر دارد
بخوان دعای فرج را و عـافــیــت بـطـلـــب که روزگار بســـی فتنه زیر ســـر دارد
بخوان دعای فرج را کـه یـوسـف زهــــــرا ز پشت پرده ی غیبت به ما نظـر دارد
بخوان دعای فرج را به یاد خیمه ی سبز که آخرین گل سرخ از همه خبـــر دارد
بــوی عـطــر یــار دارد جمـعه ها
وعــــده دیـــدار دارد جمــعه ها
جمــعـه هـا دل یاد دلبـر مـی کنـد
نغمه یا ابـن الـحسن سـر مـی کنـد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غروب پنجشنبه بی قرارم / شبیه جمعه ها چشم انتظارم
فقط یک جمعه می آئی ولی من / تمام جمعه ها را دوست دارم ...
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
این عشق آتشین ز دلم پاک نمی شود
مجنون به غیر خانه ی لیلا نمی شود
بالای تخت یوسف کنعان نوشته اند
هر یوسفی که یوسف زهرا نمی شود
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
پر از عطشم، مرا تو دریایی کن
سرشار از احساس و تماشایی کن
هر چند که ما بدیم و پیمان شکنیم
ای خوب بیا دوباره آقایی کن
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
خانه آرزوهایم
کلبه ای است کوچک در دشت شقایقها
که تو را کم دارد
راستی کی می آیی ؟
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
خستگان عشق را ایام درمان خواهد آمد - غم مخور آخر طبیب دردمندان خواهد آمد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
زهی خجسته زمانی که یار باز آید
به کام غمزدگان غمگسار باز آید
اگر فدای امام زمان نخواهد شد
ز سر چه گویم و سر، خود چه کار باز آید
سؤالی ساده دارم از حضورت
من آیا زندهام وقت ظهورت؟
اگر تو آمدی، من رفته بودم
اسیر سال و ماه و هفته بودم
دعایم کن دوباره جان بگیرم
بیایم در حضور تو بمیرم
عصر یک جمعه دلگیر،
دلم گفت: بگویم، بنویسم
که چرا عشق به انسان نرسیدست،
چرا آب به انسان نرسیدست،
و هنوزم که هنوز است، غم عشق به پایان نرسیدست
بگو حافظ دلخسته ز شیراز بیاید،
بنویسد که هنوزم که هنوز است،
چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیدست و
چرا کلبه احزان به گلستان نرسیدست
عصر این جمعه دلگیر،
وجود تو کنار دل هر بیدل آشفته شود حس
کجایی گل نرگس؟
عمریست که از حضور او جا ماندیم
در غربت سرد خویش تنها ماندیم
او منتظر است تا که ما برگردیم
ماییم که در غیبت کبری ماندیم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
قطعه گمشده ای از پر پرواز کم است
یازده بار شمردیم و یکی باز کم است
این همه آب که جاریست نه اقیانوس است
عرق شرم زمین است که سرباز کم است
***اللهم عجل لولیک الفرج***
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
کاش صاحب برسد ،بنده به زنجیر کند
ماجوانان همه را در ره خود پیر کند
کاش چشم گل زهرا به دل ما افتد
با نگاهش به دل غمزده تاثیر کند
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
کی میشود صبح ، ناشتای چشمهایمان را به نگاه تو بگشاییم؟ کی میشود شام ، تصویر تو را به قاب خوابهایمان ببریم؟ کی میشود شب و روزمان، در فضای ظهور تو بگذرد؟ یا ابا صالح من ...
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
گفتم که روی خوبت از من چرا نهان است گفتا تو خود حجابی ، ورنه رخم عیان است
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
مُردم به خدا از غم هجران و جدایی/ ای دلبر دور از نظرم پس تو کجایی
بر حال دل زار، تو خود خوب گواهی/ جز عشق تو ما را نبود هیچ گناهی
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
مست عشقم، مست یارم، مست دوست
مست معشوقی که عالم مست اوست
یا صاحب الزمان ادرکنی
مهدی جان!
صبح بی تو ، رنگ بعدازظهر یک آدینه دارد
بی تو حتی مهربانی حالتی از کینه دارد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
نمی پرسم از هیچ کس از تو؛
که شأن هیچ پرسشی، پاسخی چون تو نیست
ای آقای آدینه ها
نه شرم و حیا ، نه عار داریم از تو
اما گله بیشمار داریم از تو
ما منتظر تو نیستیم "آقا جان"
تنها همه "انتظار" داریم از تو
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
هجر تو ز درد و داغ ، دلگیرم کرد
اندوه غم زمان زمینگیرم کرد
گفتند که جمعه میرسی از کعبه
این رفتن جمعه جمعهها پیرم کرد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
اس ام اس نیمه شعبان
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
در انتظار دیدنت همه دلها بیقرارند
ای تک ستاره بهشت حسرت به دلمان نزار
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دنیا را آذین می بندیم اگر لحضه آمدنت را بدانیم ...
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
ما معتقدیم که عشق سر خواهد زد
بر پشت ستم کسی تیر خواهد زد
سوگند به هر چهارده آیه نور
سوگند به زخم های سرشار غرور
آخر شب سرد ما سحر می گردد
مهدی به میان شیعه برمی گردد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
یا امام زمان انتظار هم از نیامدنت بی تاب شد ...
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دل پریشونم پریشونم که اربابم نیومد بعد عمری عاشقی حتی یه شب خوابم نیومد
آسمون عصرای جمعه مثل من بهونه گیره بارون گریه باهام حرف میزنه که خیلی دیره
مادر تو دل غمینه : خون جدت رو زمینه
العجل یا حجه الله العجل بقیه الله
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی............چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی
خلیل آتشین سخن ؛ تبر به دوش بت شکن..............خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی
برای ما که خسته ایم نه ؛ ولی................................برای عده ای چه خوب شد نیامدی
تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام.......................دوباره صبح؛ ظهر ؛ نه غروب شد نیامدی
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
بر چهره پر ز نور مهدی صلوات بر جان و دل صبور مهدی صلوات
تا امر فرج شود مهیا بفرست بهر فرج و ظهور مهدی صلوات
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
اگر که آمدی من رفته بودم اسیر سال و ماه و هفته بودم
دعایم کن دوباره جان بگیرم بیایم در رکاب تو بمیرم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
اس ام اس نیمه شعبان - اس ام اس ولادت حضرت مهدی (عج) - اس ام اس اعیاد شعبانیه - اس ام اس عید شعبان -اس ام اس مخصوص نیمه شعبان - اس ام اس ویژه نیمه شعبان - اس ام اس تبریک عید شعبان - اس ام اس حضرت مهدی (عج)-اس ام اس نیمه شعبان - اس ام اس ولادت حضرت مهدی (عج) - اس ام اس اعیاد شعبانیه - اس ام اس عید شعبان -اس ام اس مخصوص نیمه شعبان - اس ام اس ویژه نیمه شعبان - اس ام اس تبریک عید شعبان - اس ام اس حضرت مهدی (عج)
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
هنوزم خواب میبینم به شبها همان مردی که بر اسبی سوار است
همان مردی که جمعه آید روزی ... و این پایان خوب انتظار است
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
کاش می شد در میان لحظه ها لحظه ی دیدار را نزدیک کرد
میلاد نور پیشاپیش مبارک
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
کاش می شد واژه ها را شست و انتظار را تفسیر کرد ولی افسوس .....
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
آقا جان ! حیف نیست ماه شب چهارده پشت ابرهای تیره و پاره پاره پنهان بماند ، حیف نیست دیده را شوق وصا ل باشد ولی فروغ دیده نباشد ...
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
بر چهره پر ز نور مهدی صلوات ..... بر جان و دل صبور مهدی صلوات ..... تا امر فرج شود مهیا بفرست ..... بهر فرج و ظهور مهدی صلوات
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
در انتظار دیدنت همه دلها بیقرارند ..... ای تک ستاره بهشت حسرت به دلمان نزار
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
به امید روزی که متن تمام اس ام اس ها یک جمله باشد و آن : مهدی آمد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
سر راهت در انتظارم ..... برده هجرت صبر و قرارم ...... جز ظهورت ای گل زهرا ..... به خدا حاجتی ندارم
کجایى اى همیشه پیدا از پس ابرهاى غیبت؟
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
ولادت سه نور ولایت بر شما مبارک
ماه میلاد سه پرچم دار عشق
دلبر و دلداده و دلدار عشق
ماه میلاد سه ماه عالمین
سید سجاد و عباس و حسین(ع)
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
سه نور آمد به عالم پر ز احساس
معطر هر سه از عطر گل یاس
سه نور تابناک آسمانی
حسین بن علی ، سجاد و عباس
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دامن علقمه را عطر گل یاس یکی است
قمر بنی هاشمیان در همه ناس یکی است
سیر کردم عدد ابجد و دیدم به حساب
نام زیبای اباصالح و عباس یکی است
شعبان شد و پیک عشق از راه آمد
عطر نفس بقیه الله آمد
با جلوه سجاد و ابوالفضل و حسین
&n
کرامتی از امام زمان (ع)
کرامتی از امام زمان (ع)

سال 1351 ش. بود. در یکی از شب های جمعه گرم تابستان مثل همیشه به مسجد جمکران رفتم. جلو ایوان مسجد قدیمی داخل دکّه مخصوص صدور قبوض، کنار مرحوم حاج ابوالقاسم ـ خادم مسجد ـ نشستم. نماز مغرب و عشاء تمام شد. جمعیت کم و بیش به داخل مسجد مشرف می شدند. در این هنگام، نگاهم به زنی افتاد که پسر بچه ای را در بغل گرفته بود. دختری حدود 12 ساله نیز همراهش بود. زن با قدم های مردد به دکه نزدیک شد. سلام کرد. جوابش را دادم و گفتم :
ـ بفرمایید. امری داشتید؟
به پاهای پسرش اشاره کرد و گفت:
ـ فلجه ! نذر کردم اگه امام، بچه ام را امشب شفا بده پنج هزار تومان بدم. حالا می خوام اول هزار تومان بدم! اشکال نداره؟
حاج ابوالقاسم خندید و گفت:
ـ خانم اومدی امتحان کنی؟
ـ پس چه کار کنم؟
ـ دلت قرص باشه. نقدی معامله کن!
زن هنوز مردد بود. کمی فکر کرد و بعد گفت:
ـ خیلی خوب قبوله!
سپس پنج هزار تومان از لای کیفش بیرون آورد و به حاج ابوالقاسم داد. او نیز قبضی به همان مقدار از دفترچه قبوض جدا کرد و مقابل آن زن روی گیشه گذاشت. زن قبض را گرفت و رفت. آخر همان شب فرا رسیده بود. من قضیه را فراموش کرده بودم . بار دیگر چشمم به همان زن و کودک و دخترش افتاد که به سمت دکه می آمدند. مقابل ما که رسیدند شروع کردند به دعا و تشکر کردن:
ـ خدا به شما طول عمر بده حاج آقا...!
ـ چی شده خانم؟
ـ این بچه، اول شب که آمدم خدمتتان، توی بغلم بود.
پاهای بچه رانشان داد و افزود:
ـ خوب شد. به خدا خوب شد. حالا دیگه راحت راه می ره. شما را به خدا مردم نفهمند! کسی نفهمد! آن وقت .... !
منبع: کرامات المهدی ، واحد تحقیقات مسجد مقدس جمکران ، ص 8 و 9
تنظیم: شکوری_گروه دین و اندیشه تبیان
سجایای اخلاقی امام عصر (عج)
سجایای اخلاقی امام عصر (عج)

سجایا و مکارم اخلاقی امام مهدی (ع) را دو گونه میتوان توصیف کرد: نخست، بر اساس آیات و روایاتی که در توصیف پیامبر گرامی اسلام (ص) وارد شدهاند؛ زیرا آن حضرت از نظر ویژگیهای اخلاقی نیز شبیه ترین مردم به حضرت ختمی مرتبت (ص) است. دوم، بر اساس روایاتی که به طور خاص به توصیف سجایای اخلاقی آن حضرت پرداختهاند.
قرآن کریم در آیات متعدّدی به توصیف پیامبر خاتم (ص) پرداخته و آن حضرت را به دلیل ویژگیهای برجسته و منحصر به فردش ستوده است که از آن جمله میتوان آیات زیر را برشمرد:
1. خداوند کریم، ویژگی نرمخویی پیامبر اکرم (ص) را یادآور شده است و میفرماید اگر چنین نبودی، مردم از پیرامون تو پراکنده میشدند:
پس با بخشایشی از [سوی] خداوند، با آنان نرمخویی ورزیدی و اگر درشتخویی سنگدل میبودی، از دورت میپراکندند... .1
2. در آیه ای دیگر، خداوند متعال به دلسوزی، احساس مسئولیت، خیرخواهی و مهر و محبّت بیپایان رسول خاتم(ص) نسبت به امّتش اشاره کرده است و میفرماید:
بیگمان، پیامبری از [میان] خودتان نزد شما آمده است که هر رنجی ببرید، بر او گران است. بسیار خواستار شماست؛ با مؤمنان، مهربانی بخشاینده است.2
3. یکی دیگر از آیات قرآن، به رحمت بودن پیامبر اکرم (ص) برای همة جهانیان توجّه کرده است و میفرماید: «و تو را جز رحمتی برای جهانیان نفرستادهایم».3
4. خداوند در آیة دیگری از قرآن در مقام ستایش خلق و خوی بینظیر پیامبر اسلام (ص) میفرماید: «و به راستی، تو را خویی است سترگ».4
با توجّه به آنچه گذشت، میتوان گفت خاتم اوصیا نیز چون
خاتم پیامبران، مظهر نرمخویی، دلسوزی، خیرخواهی، مهر، محبّت، گذشت و خلق و خوی شایسته و سترگ بوده و رحمتی برای همة جهانیان است.
امام باقر (ع) در توصیف ویژگیهای امام مهدی (ع) میفرماید: رو پایان جهان فرانمیرسد تا اینکه خداوند گرامی و بلندمرتبه مردی از ما اهلبیت را برانگیزد. او به کتاب خدا عمل میکند و هیچ منکری را در شما مشاهده نمیکند مگر اینکه با آن مخالفت میکند.»
در مورد خصال اخلاقی حضرت مهدی (ع)، به طور خاص، روایات متعدّدی از طریق شیعه و اهل سنّت نقل شده است که در اینجا به برخی از آنها اشاره میکنیم:
1. ابن حماد در کتاب خود، از یکی از راویان اهل سنّت در مورد ویژگیهای امام مهدی (ع) چنین نقل میکند:
نشانة مهدی این است که بر کارگزاران [دولت خویش]، سختگیر، بسیار بخشنده و با مستمندان، مهربان است.5
2. امام باقر (ع) در توصیف ویژگیهای امام مهدی (ع) میفرماید:

رو پایان جهان فرانمیرسد تا اینکه خداوند گرامی و بلندمرتبه مردی از ما اهلبیت را برانگیزد. او به کتاب خدا عمل میکند و هیچ منکری را در شما مشاهده نمیکند مگر اینکه با آن مخالفت میکند.»6
3. امام صادق (ع) نیز در پاسخ این پرسش که امام چگونه شناخته میشود، میفرماید:
«[امام را] با آرامش و وقار [...] و نیز با حلال و حرام و نیازمندی مردم به او، در صورتی که او خود به هیچ کس نیاز ندارد، [میتوان شناخت].»7
4. امام رضا (ع) در بیان ویژگی کلّی امامان معصوم (ع)، سخنان ارزشمندی دارد که بر اساس آن میتوان به توصیف امام مهدی(ع) نیز پرداخت. آن حضرت میفرماید:
«او به مردم از خودشان سزاوارتر و از پدران و مادرانشان برای آنها دلسوزتر است. او از همة مردم در برابر خدا، متواضعتر و در عمل به آنچه خود بدان فرمان میدهد، سختکوشتر و در دوری گزیدن از آنچه خود از آن نهی میکند، خوددارتر است.»8
5. حضرت رضا (ع) در ادامه میفرماید:
«او [با دو نشانه] شناخته میشود: دانش [بیکران] و استجابت دعا و اینکه او از همة رویدادها، پیش از رخ دادنشان خبر میدهد. همة اینها به سبب پیمانی است که از سوی پیامبر خدا با او بسته شده و وی آن را به وسیلة پدران خود از آن حضرت به ارث برده است.»9
چنانکه ملاحظه میشود ویژگیهای موعود اسلامی چنان دقیق و بیکم و کاست بیان شده است که زمینة هرگونه اشتباه و خطا در تشخیص مصداق حقیقی این موعود را از بین میبرد و راه را بر مدّعیان دروغین میبندند.
امیدواریم که خداوند متعال توفیق دیدار شبیه ترین مردم به رسول خدا (ص) و طاووس اهل بهشت را روزی همة ما گرداند.
انشاءالله
ماهنامه موعود شماره 112
تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان
1. سورة آل عمران (3)، آیة 159.
2. سورة توبه (9)، آیة 128.
3. سورة انبیاء (21)، آیة 107.
4. سورة قلم (68)، آیة 4.
5. معجم أحادیث إلامام المهدی، علیه السّلام، مؤسسـ[ المعارف الاسلامیـ[، ج 1، ص 242، ح 152.
6. الکافی، ج 8، ص 396، ح 597.
7. کتاب الغیبة، محمّد بن ابراهیم نعمانی، باب 13، ص 242، ح 40.
8. الزام النّاصب فی اثبات الحجّة الغایب، ص 24.
9. همان.
موعود در اسلام و بهائیت
موعود در اسلام و بهائیت

موعود در بهائیت از جایگاه ویژهای برخوردار می باشد؛ چرا که میرزا حسین علی نوری از پایه گذاران بهائیت خوب می دانست که برای اثبات مدعای خود نیاز به اثبات موعودی دروغین میباشد و این در شرایطی است که فردی به نام سید علی محمد شیرازی این داعیه را مطرح و گذشته از پراکندگی در عقیدهاش، خود را آن موعود معرفی می کند.
موعود دروغین
فهرست بلند بالای ادعاهای علی محمد باب
ابوالفضل گلپایگانی مبلغ و نویسنده یکی از مهمترین کتب استدلالی در بهائیت، استاد جعل، دروغ و مغالطه در مورد علیمحمد باب سخنی دارد که البته بهائیان خود از این سخن چیزی نمیفهمند، او مینویسد:ظهور قائم موعود، ظهور مقام ربوبیت و شارعیت است نه مقام وصایت و تابعیت.طبق گفته گلپایگانی او خدا و دارای مقام شارعیت است یعنی دین جدیدی آورده است در حالی که همزمان، همان قائم موعود هم هست. آری، جمع بین موعود قائم، با خدای صاحب شریعت، فقط و فقط از ابوالفضل گلپایگانی ساخته است.لذا لازم است ابتدا به علائم و نشانههای موعود حقیقی و مورد اعتقاد شیعیان اشاره و سپس به معرفی موعود دست ساز روسی بپردازیم.
موعود حقیقی

ابتدای بحث ذکر این نکته لازم و ضروری است که علائم و مشخصاتى که در سایر ادیان براى آن نجات دهنده بزرگ ذکر شده، در مورد مهدى، موعود اسلام، یعنى فرزند بلافصل امام حسن عسکرى (ع) نیز قابل انطباق است؛ زیرا مىتوان او را از نژاد ایرانى شمرد، چرا که مادر حضرت سجاد (ع) که جد امام زمان (عج) است، یک شاهزاده ایرانى به نام شهربانو، دختر یزدگرد، پادشاه ساسانى بود.همچنین مىتوان گفت او با بنیاسرائیل نسبت دارد؛ زیرا بنىهاشم و بنىاسرائیل، هر دو از نسل ابراهیم خلیلند.بنىهاشم از نسل اسماعیل و بنى اسرائیل از نسل اسحاق اند. با عیسویان نیز نسبت دارد؛ زیرا مادر حضرت صاحب الامر (عج) یک شاهزاده رومى به نام نرجس بوده که به صورت شگفتانگیزى خود را به امام حسن عسکرى (ع) مىرساند.6
با توجه به احادیث رسیده از ناحیه معصومین شناخت آن مصلح امری ضروری و واجب میباشد و آن موعود به صورت دقیق و کامل برای ما معرفی گردیده شدهاست که به پارهای از آنها در چند بخش اشاره میگردد.
بخش اول شامل روایاتی است که اشاره دارند به نام حضرت و اینکه او همنام حضرت رسول اکرم (ص) است، دارای کنیه حضرت و شبیه ترین مردم به پیامبر اکرم (ص)در شمائل، گفتار و کردار میباشد.در این مورد 54 حدیث وارد شدهاست.7 بخش دوم روایات با موضوع خصوصیات جسمی و ویژگیهای صورت حضرت میباشد که 29حدیث در این باره موجود میباشد.8 بخش سوم از احادیث شامل علائم عمومی ظهور میگردد که در کتاب الفتن نویسنده نعیم بن حماد، متوفی 225 یا 228 ه ق (حدود 30 سال قبل از میلاد حضرت صاحب الزمان) به بیش از 200 حدیث اشاره کردهاست و بخشهای دیگر احادیث عبارتند از:
ــ 225 حدیث از ولد امام علی (ع) میباشد.9
ــ 202 حدیث از ولد حضرت صدیقه طاهره میباشد.10
ــ 208 حدیث از اولاد امام حسین (ع) میباشد.11
ــ 160حدیث نهمین فرزند امام حسین (ع) میباشد.12
ــ 197 حدیث از اولاد امام علی ابن الحسین (ع) میباشد.13
ــ 121 حدیث به اینکه هفتمین فرزند از اولاد امام محمد باقر (ع) میباشد.14
ــ 120 حدیث از اولاد امام جعفر صادق (ع) میباشد.15
ــ 121 حدیث از نسل امام موسی بن جعفر (ع) میباشد.16
ــ 111 حدیث از نسل امام رضا (ع) میباشد.17
ــ 109 حدیث از نسل امام محمد تقی (ع) میباشد.18
ــ 107 حدیث از نسل امام أبی الحسن علی بن محمد بن علی بن موسی الرضا(ع) میباشد.19
ــ 108 حدیث وارد شده است که نام پدرش حسن (ع) میباشد.20
ــ 148 حدیث ذکر شده مبنی بر حدیث یملأ الأرض قسطا و عدلا کما ملئت ظلما و جورا. اشاره به اینکه تمام حکومتها سرنگون خواهند شد و مهدی (عج) حاکم من فی الأرض میشود.21
ــ 10 حدیث وارد شده که برای آن حضرت دو غیبت است و یکی کوتاه تر از دیگری است (اشاره به غیبت صغری و کبری در مورد آن حضرت).22
ــ 100 حدیث وارد شده در باب غیبت کبرای حضرت و اینکه این غیبت ادامه دارد تا پروردگار متعال اذن دهد خروج آن را.23
ــ 363 حدیث وارد شده است در باب عمر طولانی حضرت.24
ــ 13 حدیث در باب مخفی بودن تولد آن حضرت.25
ــ 10 حدیث در باب اینکه قیام آقا با شمشیر میباشد ( یقوم بالسیف ).26
ــ 36 حدیث در باب نزول حضرت عیسی (ع) و اینکه پشت سر حضرت ولیعصر (عج) نماز میخواند.27
ــ 426 حدیث در کیفیت ولادت و تاریخ و معجزات زمان ولادت.28
ــ 15 حدیث مبنی بر اینکه حضرت دارای معجزات تمام انبیاست.29
و بسیاری احادیث دیگر در ابواب مختلف قیام و جوانب تشکیل حکومت جهانی ذکر گردیده شدهاست که قلم از ذکر تمام آنها عاجز است و آن مهدى موعود (عج) است که به این امر مهم جامه عمل مىپوشاند و به تعبیر رهبر کبیر انقلاب اسلامى ایران امام خمینى (ره): من نمى توانم اسم رهبر روى ایشان (قائم «عج») بگذارم، بزرگتر از این است، نمى توانم بگویم که اوّل شخص است، براى اینکه دوّمى در کار نیست، ایشان را ما نمى توانیم با هیچ تعبیرى تعبیر کنیم اِلاّ همین که «مهدى موعود» است، آن کسى که خدا او را ذخیره کرده است براى بشر. 30 و حال با توجه به ادعای بهائیت مبنی بر توهم و خیال بودن اعتقاد به مهدی (عج) فرزند امام حسن عسکری (ع) و قالب نمودن علیمحمد باب به عنوان موعود آخر الزمان چند سوال در ذهن طالبان حقیقت باقی میماند و آن اینکه:
کدامیک از این موارد به سید علی محمد باب اشاره دارد؟؟؟
تحصیلات اکتسابی خود را در نزد شیخ محمد عابد و سید کاظم رشتی چگونه پاسخ میدهید؟
اگر امام زمان آمده است پس یملا الأرض قسطا و عدلا کجاست؟
امنیتی که آن منجی با خود دارد چه شد؟
دو جنگ جهانی بعد از ظهور علی محمد چه معنایی دارد؟
جواب این همه ظلم و جور را در افغانستان، عراق، فلسطین، پاکستان، یمن و دیگر کشورهای دنیا چه کسی میدهد؟
علی محمد شیرازی کی و کجا غیبت داشتند؟
نام پدر، مادر و نسب خود را چگونه توجیه میکند؟
اگر به کم قانع شوند که ادعای قائمیت هست ادعای خدایی خود را چه میگویند؟
مرگ علی محمد باب و خالی شدن زمین از حجتش چگونه قابل جمع است؟
از زمان آدم تا خاتم و تا به امروز کدام یک از انبیاء و یا ائمه به کمتر از چند ضربه فلک تمامی ادعاهای خود را پس گرفته است؟
نویسنده : عبدالقادر همایون
تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان
[1] ـ افندی ، عباس؛ مقاله شخصی سیاح ، موسسه مطبوعات امری آلمان ، ص1
[2] ـ اشراق خاوری ، عبدالحمید؛ مطالع الانوار ( تلخیص تاریخ نبیل زرندی ) ، موسسه چاپ و انتشارات مرآت ، 124 بدیع ،ص 63
[3] ـ همان ، ص 66 و 67
[4] ـ اعدام علی محمد باب در منابع بسیاری از این فرقه وارد شده است که از آنها می توان به تلخیص تاریخ نبیل زرندی ، ص 548 . الکواکب الدریه فی مآثر البهائیه ج 1 ، ص 345 . مقاله شخصی سیاح ، ص26 . بهاء الله و عصر جدید ص 21 اشاره نمود .
[5] ـ ص س ه؛ حسینعلی روسی معروف به بهاء الله ، چاپ اول ، ص 28
[6] ـ طاهری،حبیبالله ؛سیماى آفتاب، مشهور، قم، 1378، ص 126 - 125
[7] ـ صافی گلپایگانی ؛ منتخب الأثر ، ج 2 ص 131
[8] ـ همان ، ج 2 ص 136
[9] ـ همان ، ج 2 ، ص 142
[10] ـ همان ، ج 2 ، ص 146
[11] ـ همان ، ج 2 ، ص 158
[12] ـ همان ، ج 2 ، ص 164
[13] ـ همان ، ج 2 ، ص 170
[14] ـ همان ، ج 2 ، ص 173
[15] ـ همان ، ج 2 ، ص 178
[16] ـ همان ، ج 2 ، ص 181
[17] ـ همان ، ج 2 ، ص 187
[18] ـ همان ، ج 2 ، ص 191
[19] ـ همان ، ج 2 ، ص 193
[20] ـ همان ، ج 2 ، ص 202
[21] ـ همان ، ج 2 ، ص 222
[22] ـ همان ، ج 2 ، ص 236
[23] ـ همان ، ج 2 ، ص 242
[24] ـ همان ، ج 2 ، ص 272
[25] ـ همان ، ج 2 ، ص 289
[26] ـ همان ، ج 2 ، ص 315
[27] ـ همان ، ج 2 ، ص 352 و ج 3 ص 158
[28] ـ همان ، ج 2 ، ص 367 تا 431
[29] ـ همان ، ج 2 ، ص 342
[30] ـ سخنان امام در نیمه شعبان 1360 در حسینیه جماران
بهره مردم از امام در زمان غیبت
بهره مردم از امام در زمان غیبت
مردم از حضرت مهدی(عج) در زمان غیبت چه بهرهای میبرند؟

از نظر قرآن کریم، اولیای الهی دو دستهاند: ولیّ ظاهر، که مردم وی را میشناسند و ولیّ غایب از انظار، که مردم او را نمیشناسند، گرچه او در میان آنها بوده و از حال آنان باخبر است.
در سوره کهف، وجود هر دو ولیّ، به طور همزمان بیان شده است: یکی موسی بن عمران و دیگری مصاحب موقّت او در سفر دریایی و زمینی که به نام خضر معروف است. این ولی الهی به گونهای بود که حتی موسی با او آشنا نبود و تنها به راهنمایی خدا او را شناخت و از علمش بهره گرفت؛ چنانکه میفرماید:
«فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَیْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنّا عِلماً * قالَ لَهُ مُوسى هَلْ أَتَّبِعُکَ عَلى أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمّا عُلِّمْتَ رُشْداً.»[1]
قرآن سپس شرحی از کارهای مفید و سودمند آن ولی الهی بیان میکند و نشان میدهد که مردم او را نمیشناخته، ولی از آثار و برکاتش بهرهمند بودهاند.[2]
حضرت ولی عصر(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) نیز به سان مصاحب موسی، ولیّ ناشناختهای است و در عین حال مبدأ کارهای سودمندی برای امت میباشد. بدین ترتیب، غیبت امام به معنی انفصال و جدایی او از جامعه نیست، بلکه او ـ همانگونه که در روایات معصومین(علیهمالسلام) نیز وارد شده ـ بهسان خورشید در پشت ابر است که دیدگان آن را نمیبینند، امّا به اهل زمین نور و گرمی میبخشد.[3]
پیامبر گرامی(صلی الله علیه و آله) فرمود:
«آری سوگند به خدایی که مرا به نبوت برگزید، مردم از او سود میبرند و از نور ولایتش در دوران غیبت، بهره میگیرند؛ چنان که از خورشید به هنگام قرار گرفتن پشت ابرها بهره میبرند.»[4]
اشعه معنوی وجود امام(عج) در حالی که در پشت ابرهای غیبت نهان است، دارای آثار قابل ملاحظهای است که علیرغم تعطیل مسأله تعلیم و تربیت و رهبری مستقیم، حکمت وجودش را آشکار میسازد. در اینجا به بیان برخی از این آثار میپردازیم:
پیامبر گرامی(صلی الله علیه و آله) فرمود: «آری سوگند به خدایی که مرا به نبوت برگزید، مردم از او سود میبرند و از نور ولایتش در دوران غیبت، بهره میگیرند؛ چنان که از خورشید به هنگام قرار گرفتن پشت ابرها بهره میبرند.»
الف) پاسداری از آیین الهی
با گذشت زمان و آمیختن سلیقهها و افکار شخصی به مسائل مذهبی و گرایشهای مختلف به مکتبهای انحرافی و دراز شدن دست مَفسده جویان به سوی مفاهیم آسمانی، اصالت پارهای از این قوانین از دست میرود و دستخوش تغییرات زیانبخشی میگردد.
این آب زلال که از آسمان وحی نازل شده، با عبور از مغزهای این و آن، به تدریج تیره و تار گشته، صفای نخستین خود را از دست میدهد. این نور پرفروغ، با عبور از شیشههای ظلمانی افکار تاریک، کمرنگتر میگردد. خلاصه با آرایشها و پیرایشهای کوتهبینانه افراد و افزودن شاخ و برگهای تازه به آن، چنان میشود که گاهی انسان در بازشناسی مسائل اصلی، دچار اشکال میگردد.
با این حال، آیا ضروری نیست که در میان جمع مسلمانان کسی باشد که مفاهیم فناناپذیر تعالیم اسلامی را به شکل اصلیاش حفظ و برای آیندگان نگهداری کند؟
میدانیم در هر مؤسسه مهمی، صندوق نسوزی وجود دارد که اسناد مهم را در آن نگهداری میکنند تا از دستبرد دزدان محفوظ بماند و در صورت آتش سوزی، از خطر حریق مصون باشد؛ چرا که اعتبار و حیثیت آن مؤسسه در گرو حفظ آن اسناد و مدارک دارد.
سینه امام و روح بلند او، صندوقچه حفظ اسناد آیین الهی است که همه اصالتهای نخستین و ویژگیهای آسمانی این تعلیمات را در خود نگاهداری میکند، «تا دلایل الهی و نشانههای روشن پروردگار باطل نگردد و به خاموشی نگراید»؛ و این یکی دیگر از آثار وجود او است.
ب) تربیت منتظران آگاه
بر خلاف آنچه بعضی میپندارند، رابطه امام در زمان غیبت به کلی از مردم بریده نیست، بلکه آنگونه که از روایات اسلامی برمیآید، شمار اندکی از آمادهترین افراد ـ که سری پر شور از عشق خدا و دلی پر ایمان و اخلاص فوقالعاده برای تحقّق بخشیدن به آرمان اصلاح جهان دارند ـ با حضرتش در ارتباطاند.
معنای غیبت امام(عج)، این نیست که آن حضرت به شکل روح نامرئی و یا شعاعی ناپیدا در میآید، بلکه او از یک زندگی طبیعی و آرام برخوردار است؛ به طور ناشناخته در میان همین انسانها رفت و آمد دارد. دلهای بسیار آماده را برمیگزیند و در اختیار میگیرد و آنها را بیش از پیش آماده میکند و میسازد. افراد مستعد، به تفاوت میزان استعداد و شایستگی خود، توفیق درک این سعادت را پیدا میکنند. بعضی از آنان چند لحظه و برخی چند ساعت یا چند روز و جمعی سالها با حضرت بقیة الله(عج) در تماس بودهاند.
آنان کسانی هستند که آنچنان بر بال و پرِ دانش و تقوا قرار گرفته و بالا رفتهاند که همچون مسافران هواپیماهای دور پرواز، بر فراز ابرها قرار میگیرند، آنجا که هیچگاه حجاب و مانعی بر سر راه تابش جهانبخش آفتاب نیست، در حالی که دیگران در زیر ابرها و در تاریکی و نور ضعیف به سر میبرند.
به درستی حساب صحیح نیز همین است. کسی انتظار داشته باشد که آفتاب را به پایین ابرها فرود آورد تا چهره آن را ببیند. چنین انتظاری، اشتباهی بزرگ و پنداری باطل بیش نیست. این ما هستیم که باید بالاتر از ابرها پرواز کنیم، تا شعاع جاودانه آفتاب را جرعه جرعه بنوشیم و سیراب گردیم.
به هر حال، تربیت این گروه منتظر، یکی دیگر از حکمتهای نهفته در غیبت آن حضرت است.
ج) نفوذ روحانی و ناپیدا
چنان که میدانیم، خورشید یک پرتو مرئی دارد که از تجزیه آنها، هفت رنگ معروف پیدا میشود؛ و یک سلسله اشعه نامرئی نیز دارد که «اشعه ماوراء بنفش» و «اشعه مادون قرمز» نامیده شده است. همچنین یک رهبر بزرگ آسمانی، خواه پیامبر باشد یا امام، علاوه بر تربیت تشریعی ـ که از طریق گفتار و رفتار و تعلیم و تربیت عادی صورت میگیرد ـ تربیت روحانی دارد که از راه نفوذ معنوی در دلها و فکرها اعمال میشود و میتوان آن را تربیت تکوینی نام گذاشت. در آنجا الفاظ و کلمات و گفتار و کردار به کار نمیآید، بلکه تنها جاذبه و کشش درونی مؤثر است.
وجود مبارک امام(عج) در پشت ابرهای غیبت نیز، این اثر را دارد که از طریق شعاع نیرومند و پردامنه «نفوذ شخصیت» خود، دلهای آماده را در نزدیک و دور، تحت تأثیر جذبه مخصوص قرار داده، به تربیت و تکامل آنها میپردازد و از آنان انسانهایی کاملتر میسازد. ما قطبهای مغناطیسی زمین را با چشم خود نمیبینیم، ولی اثر آنها روی عقربههای قطبنما، در دریاها، راهنمای کشتیهاست و در صحراها و آسمانها، راهنمای هواپیماها و وسائل دیگر است. در سرتاسر کره زمین، از برکت این امواج، میلیونها مسافر راه خود را به سوی مقصد پیدا میکنند. وسائل نقیله بزرگ و کوچک به فرمان همین عقربه ظاهراً کوچک از سرگردانی رهایی مییابند.
آیا تعجب دارد اگر وجود مبارک امام(عج) در زمان غیبت، با امواج جاذبه معنوی خود، افکار و جانهای زیادی را که در دور یا نزدیک قرار دارند، هدایت کند و از سرگردانی رهایی بخشد؟ البته نباید فراموش کرد که امواج مغناطیسی زمین، روی هر آهن پاره بیارزش اثر نمیگذارد، بلکه تنها بر عقربههای ظریف و حساسی که خاصیت آهنربایی یافتهاند و یک نوع سنخیت و شباهت با قطب فرستنده امواج مغناطیسی پیدا کردهاند، اثر میگذارد. بدین ترتیب دلهایی که ارتباطی با امام(عج) دارند و شباهتی را در خود ایجاد نمودهاند، تحت تأثیر آن جذبه روحانی قرار میگیرند.
آثار وجودی و برکات آن حضرت در زمان غیبت بیش از آن است که در این مختصر بگنجد، از این رو به همین مختصر بسنده میکنیم. خوشبختانه محققان اسلامی در این باره به نگارش و شرح و بسط پرداختهاند که مطالعه آنها را به علاقمندان توصیه میکنیم.
پینوشتها:
1- کهف/65ـ66.
2- سوره کهف، آیات: 71ـ 82.
3- کمال الدین، شیخ صدوق، باب 45، حدیث 4، ص 485.
4- بحارالأنوار، ج52، ص 93(به نقل از کمال الدین شیخ صدوق).
تنظیم: هدهدی، گروه دین و اندیشه تبیان
فاطمه (س) الگوی مهدی (عج)
فاطمه (س) الگوی مهدی (عج)

حضرت مهدی در بیانی شریف می فرمایند که "ان لی فی ابنته رسول الله اسوه حسنه" (الغیبه للطوسی)؛ دختر رسول خدا (س) برای من الگویی نیکوست.
با این بیان کاملا صریح می توان گفت که حضرت مهدی(عج)، ادامه زهرا(س) و آینه تمام نمای اوست. اهداف مهدی(عج) اهداف فاطمه(س) و راه او راه فاطمه و سلوک او سلوک فاطمه است و مهدی باوری بی شناخت فاطمه میسور نیست.
نتیجه ای که از تفکر در آیات ، روایات وتشرفات به دست می آید این است که ارتباطی نزدیک بین حضرت زهرا (س) و حضرت مهدی(عج) وجود دارد، گویی رمز و رازی میان این دو بزرگوار است.
فاطمه با نام مهدی شاد میشد و با یاد او خود را تسلیت میداد. بدون مهدی(عج)، تحمل شهادت حسین(ع) بر فاطمه سنگین می نمود. چون بی مژده او، رسالت پدرش و تمام انبیاء سلف را ناتمام مییافت. مهدی باوری بی شناخت فاطمه میسور نیست. فاطمه به چنین فرزندی می بالد و مهدی نیز بر چنین مادری فخر می فروشد.
برای شناخت بهتر ارتباط و مشابهتهای حضرت زهرا(س) و حضرت مهدی (عج) در آیات و روایات گفت و گویی که با حجت الاسلام علی مصلحی، استاد مهدویت و معاون آموزش مرکز تخصصی مهدویت انجام داده ایم را در ذیر پی می گیریم:
از دیدگاه شیعیان حضرت مهدی(عج) به عنوان منجی آخر الزمان، فرزند حضرت فاطمه(س) است. این مسئله در منابع روایی ما چگونه بدان پرداخته شده است؟
روایت دیگری که دلالت بر این مطلب میکند، قسمتیاز حدیث لوح است؛ کهخداوند فرمود: و اَعطَیتُکَ یا محمد مَن اُخرِجَ مِن صلبِهِ (یعنیعلیاً) احد عشر مهدیا ؛ کلّهم مِنذریتک مِن البِکر البتول؛ آخر رَجلٍ منهم انجی به من الهلکه...؛ ایمحمد به تو عطا کردم کسی را (علی) که یازده راهنما از نسل او خارج خواهمکرد؛ که همگی از نسل تو، از زهرای بتول است. آخرین آنها مردی است که به دست او از هلاکت نجات میبخشم...
در روایاتعامه نیز آمده است که امسلمه میگوید: از پیامبر (ص) شنیدم که میفرمود: مهدی (ع) از خاندان من، از فرزندان فاطمه (ع) است. امامحسین (ع) نیز در این باره میفرماید، که پیامبر (ص) فرمودند بهحضرتزهرا (ع): بشارت بر تو، که مهدی از تو است.
آیا حضرت زهرا (س) در بیاناتشان به وجود مبارک حضرت حجت (عج) اشاراتی داشته اند؟
عرضکردم: آیا پیامبر قبل از وفاتش تصریحی به امامت حضرت علی (ع) کردند؟ فرمودند: چقدر عجیباست! آیا روز غدیر خم را فراموش کردهاید؟! عرض کردم: بله، روز غدیر بود؛ اما منتظر چیزی هستم که پیامبر (ص) به شما فرموده باشد. حضرت زهرا (ع) با چند تأکید فرمودند: خدا را شاهد میگیرم که از او(ص) شنیدم، که میفرمود: علی (ع) بهترین کسی است که بین شما به عنوانجانشین خود میگذارم؛ او امام و خلیفه بعد از من است و دو نوه من و نه نفر از فرزندانحسین(ع) پیشوایان نیکوییهستند، که اگر از آنها پیروی کنید، مییابید که آن ها هدایتکننده هدایت شدهاند؛ و اگر با آنها مخالفت کنید، تا روز قیامت بین شما اختلاف خواهد بود.
عرضکردم: ایسرور من! پس چرا علی (ع) از حق خود کنارهگیری کرد؟ فرمودند:ای ابا عمرو! پیامبر (ص) فرمودند: مَثَل امام، مثل کعبه است؛ که باید به سوی او آیند و او به سوی مردم نمیرود. سپس حضرتزهرا (س) فرمودند: به خدا قسم اگر حق را به اهلش واگذار میکردند و از خاندان پیامبر تبعیت میکردند، هیچ دو نفری هم با یکدیگر اختلاف نمیکردند و امر خلافت به تکتک جانشینان پیامبر(ص) میرسید؛ تا قائم ما، نهمین فرزند از حسین (ع) قیام می کرد.
پیامبر اکـرم (ص) فرمـودند: "مهدی (عج) از خـانواده من و از فرزندان فاطمه (س) است که بر اساس سنت من جنگ میکند؛ چنانکـه من بـر طبق وحی جنگ کردم." قابل توجه است که پیامبر(ص) در ابتدا به طور کلی میفرماید: مهدی از عترت من است؛ سپس با "مِن" دایره را تنگ میکند؛ که از فرزندان فاطمه(ع) است
آیا در لوح و صحیفه فاطمه(س) به حضرت مهدی (عج) اشاره شده است؟
جابر میگوید: آن را به من دادند و آن را خواندم و از روی آن استنساخ کردم...: بسماللهالرحمنالرحیم؛ این کتابی است از جانب خدای عزیز حکیم برای محمد، نور و سفیر و حجاب او... من هیچ پیامبری را مبعوث نکردم، جز آنکه وقتی ایامش کامل و مدتش سپری شد، برای او وصی قرار دادم؛ و من تو را بر انبیا فضیلت دادم و وصی تو را افضل اوصیا قرار دادم و تو را به دو فرزند او و دو نوه تو، حسن و حسین، گرامیداشتم؛ حسن را پس از پدرش معدنعلمم قرار دادم و حسین را خازن وحیخود ساختم و شهادت را به او کرامت کردم... بهواسطه عترت او ثواب میدهم و عقاب میکنم. اولین عترت او، علی سرور عابدین و... و فرزند او که همنام جدش محمود است؛ یعنی محمد، کهشکافنده علم من است... شک کنندگان در جعفر هلاک می شوند... بعد از او فرزندش موسی را برگزیدم... همانا تکذیب کننده امام هشتم، تکذیب کننده همه اولیا من است... بر من فرض است کهچشم او را به پسر و جانشینش محمد روشن سازم... و سعادت او را بهواسطه فرزندشعلی، کهولیّ و ناصر من است،ختم میکنم... از صلب او حسن را کهداعی بهراه من و خازن علم من است، بیرون میآورم؛ سپس به خاطر رحمت خود بر عالمیان، سلسله اوصیاء را به وجود فرزندش تکمیل خواهم کرد؛کسی که کمال موسی، بهای عیسی و صبر ایوب را دارا است.
چرا یاد حضرت مهدی (عج) تسلای حضرت زهرا (س) بود؟ 
در جای دیگری نیز آمده است: همزمان با تولد امامحسین(ع) به حضرت زهرا (سم) خبر داده میشود که حسینش را شهید خواهند کرد. حضرت زهرا(س) ناراحت و گریان می شود اما خبر می آید که مهدی امت از ذریه او خواهد بود.
حضرت مهدی(ع) در حدیثی می فرمایند که "ان لی فی ابنته رسول الله اسوه حسنه". با این بیان که دختر رسول خدا(سلام الله علیهما) برای من الگویی نیکوست؟ به نظر شما چه مولفه هایی را می توان برای الگو برداری امام مهدی(ع) بیان کرد؟
الگو سازی و شناساندن الگوی مناسب از جمله روش های اسلام برایارائه برنامه زندگی و ارشاد به کمالات و مقامات معنوی است.
اینکه امام زمان (ع) حضرت زهرا (س) را الگوی خود قرار میدهد از آن روست که حضرت زهرا (س) کسی است که از هر جهت حتی در راه رفتن و سخن گفتن و در سیرت و صورت شبیه پیامبر (ص) است. دلیل این مطلب روایات متعددی است که عامه و خاصه نقل کردهاند. در روایت است که عایشه می کوید: شبیهتر از فاطمه به پیامبر (ص) در راه رفتن، آرامش، وقار، سیرت، سخنگفتن، ایستادن و نشستن ندیدم.
به چه مولفه های مشترک و شباهت هایی بین سیره حضرت زهرا(س) و حضرت مهدی(ع) می توان اشاره کرد؟ حضرت زهرا (س) بقیة النبوه و حضرت مهدی (ع) بقیة الانبیاء و بقیة العترة والصفوة وسلالة النبوة و بقیهالله است. 
حضرت مهدی(عج) نیز باقیمانده و ادامه همه انبیای الهی است. حضرت حکیمه خاتون در ضمن نقل حدیث شب تولد امام زمان (ع) میگوید: او را خدمت امام عسکری (ع) آوردم؛ پس...فرمود: سخن بگو
ای حجه الله و بقیه الانبیاء و نورالاصفیاء و غوث الفقراء و خاتم الاوصیاء و نور الاتقیاء...؛ پس او(عج) فرمود: اشهد ان لا اله الا الله و... . امام عسکری(ع) او را با لقب "بقیهالانبیاء" باقیمانده انبیاء خطاب کرد.
حضرت زهرا (س) سیده النساء و حضرت مهدی (عج) سید الخلق است. حضرت زهرا (س) طاهره و حضرت مهدی (عج) طاهر است. حضرتزهرا (س) مبارکه و حضرت مهدی (عج) مبارک است. حضرت زهرا (س) زکیه و حضرت مهدی (عج) زکی است. حضرت زهرا (س) طیبه و حضرت مهدی (عج) طیب است. حضرتزهرا (س) مطهره و حضرت مهدی (عج) مطهر است. حضرت زهرا (س) تقیه و حضرت مهدی (عج) تقیاست. حضرتزهرا (س) نقیه و حضرت مهدی (عج) نقی است. حضرت زهرا(س) محدَّثه و حضرت مهدی (عج) محدَّث است.
حضرتزهرا(س) و حضرتبقیهاللّه (عج) هر دو کوکب درّیهستند. حضرت زهرا (س) منصوره و امام زمان (عج) منصور است. حضرتزهرا(س) صدیقه و حضرت مهدی (عج) صادق المقال است. حضرتزهرا (س) صابره و حضرت مهدی (ع) صابر است. حضرت زهرا (س) معصومه و امام زمان (عج) معصوم است. حضرت زهرا (س) مظهر آیه نور و حضرت مهدی (عج) نور آل محمد (ع) است. حضرتزهرا (س) و حضرت مهدی (عج) هر دو فریاد رس هستند. حضرت زهرا (س) منتظِر و حضرت مهدی (عج) هم منتظَر و هممنتظِر است. حضرت زهرا (س) نور اهل آسمان و حضرت مهدی (عج) نور اهل زمین است. حضرت زهرا (س) خیره الاحرار و سیده النساء، مادر حضرت مهدی (عج) خیره الاِماء و سیده الاِماء است.
طبق روایات حضرت زهرا (س) و حضرت مهدی (عج) هر دو در شکم مادر سخن می گفتند. امام صادق (ع) میفرماید: وقتی حضرت خدیجه (س) با پیامبر (ص) ازدواج کرد، زنان مکه از او کناره گیری کردند (و او تنها شد) تا این که به حضرت زهرا (س) باردار شد. در آن زمان بود که فاطمه با او سخن میگفت و از او میخواست که صبر کند.

حضرت حکیمه خاتون نیز وقتی قضیّه شب تولد حضرت مهدی (عج) را نقل میکند، میگوید: امام عسکری (ع) فرمود: سورهِ قدر را بر نرجس خاتون بخوان. شروع کردم به خواندن سوره قدر. پس آن طفل، در شکم نرجس خاتون با من همراهی میکرد و میخواند آن چه من میخواندم و بر من سلامی کرد. من ترسیدم. امام، صدا زد: ای عمه! از قدرت الهی تعجب نکن، که حق تعالی کودکان ما را به حکمت گویا میگرداند و ما را در بزرگی، در زمین، حجت خود میگرداند.
حضرت زهرا (س) و حضرت مهدی (عج) شفیع مؤمنان در قیامتند. مظلومیت حضرت زهرا(س) و حضرت مهدی (عج) در بسیاری روایت مشهود است. پیامبر (ص) به حضرت زهرا (س) و حضرت مهدی (عج) بسیار علاقه داشتند.
حضرت زهرا(س) و امام زمان (عج) هر دو به زائران حسین (ع) عنایت دارند. یکی از ویژگیهای حضرت زهرا (س) این است که به زائران فرزند شهیدش امام حسین (ع) عنایت ویژهای دارد. هنگامی که آنان به زیارت امام حسین (ع) میروند، حضرت زهرا(س) حاضر میشود و برای آنان طلب آمرزش و دعا میکند. قضایای زیادی نیز بر عنایت حضرت مهدی (عج) به زایران امام حسین (ع) دلالت دارد. یکی از آنها قضیّهِ معروف جعفر نعلبند است که مرحوم نهاوندی آورده است.
بیعت کسی بر هر دو بزرگوار نیست و از کسی تقیّه نمیکنند و از ستمگران دوری کرده و می کنند . هر دو از تعلّقات دنیایی آزادند. و بندگی خداوند خدا می کنند. حضرت زهرا (س) به حدّی خالصانه خداوند را عبادت میکرد که خداوند با او بر ملایکه مباهات میکرد و میفرمود: بنگرید به بهترین بندهِ من فاطمه! او در مقابل من ایستاده و از خوف من تمامی وجودش میلرزد و با تمامی حضور قلب، به عبادت من روی آورده است. حضرت مهدی (عج) هم به قدری عبادت خداوند را می کند که رنگ رخسار مبارکش متمایل به زرد است. امام کاظم (ع) میفرماید: مهدی، بر اثر تهجّد و شب زندهداری، رنگش به زردی متمایل میشود.
هر دو بزرگوار با انحرافها و بدعتها مبارزه می کنند. زهرا (س) فدای رسالت و ولایت شد تا دین بماند، بدعتها و انحرافات از بین برود و تلاشهای پدرش به ثمر برسد. دربارهِ مبارزات آن بزرگوار با انحرافات، سخن فراوان است. خطبهِ فدکیه و خطبههای دیگر آن بانوی پهلو شکسته و مصیبت دیده، گویای مبارزهِ حضرت است. حضرت مهدی (عج) هم با بدعتها و انحرافات مبارزه میکند و فرایض الهی و سنن نبوی را احیا می کند. در دعای شریف ندبه میخوانیم: کجا است آرزو کشیده برای زنده کردن قرآن و حدودش؟ کجا است زنده کنندهِ آثار دین و اهل دین؟ کجا است آن ذخیرهِ الهی برای تجدید واجبات و سنتهای اسلام؟
غم خواری و توجه به امور مسلمانان، به ویژه شیعیان و ایثار و انفاق و تلاش از دیگر ویژگی های مشترک حضرت زهرا (س) و حضرت مهدی (عج) است. یکی از علتهایی که فاطمه (س) را به میدان آورد و آن همه مصایب و آزارها را تحمّل کرد، همّ و غمّ آن حضرت نسبت به امّت پدرش و شیعیان شوهرش و مصایبی که دامنگیرشان خواهد شد، بود. حضرت مهدی(عج) نیز غمخوار همگان، به ویژه شیعیان است و برای آنان دعا میکنند. توقیعات و ملاقاتهای فراوان، بر این مطلب دلالت میکند.
منبع: خبرگزاری آینده روشن
گروه دین و اندیشه - مهدی سیف جمالی
گلچینى از سخنان امام مهدى(عج)
گلچینى از سخنان امام مهدى(عج)

در اینجا به پای برخی از سخنان زیبا و تامل برانگیز امام عصر(عج) مینشینیم. گویا در محضر حضرتش نشسته و به فرمایشات ایشان گوش فرا میدهیم.
1. من مهدى و قائم الزمان هستم. من آن کسى هستم که زمین را پر از عدل مىکنم، همانگونه که پر از ستم شده است. زمین هرگز از حجت خالى نمىماند و مردم در وقفه نمىمانند و این امانتى است که جز به برادرانت از اهل حق مگو .(1)
2. من ذخیره خدا در زمین و انتقام گیرنده دشمنانش هستم.(2)
3. من آخرین وصى هستم که خداوند بزرگ به وسیله من گرفتارىها را از خاندان و شیعیانم دور مىگرداند.(3)
4. من هنگام قیام آنچنان قیام خواهم کرد که بیعت هیچ یک از سرکشان به گردنم نیست.(4)
5. کیفیت بهرهبردارى مردم از من در زمان غیبت، همانند بهرهبردارى آنان از خورشید است، هنگامى که ابر خورشید را از دیدگان پنهان کند.(5)
6. وجود من براى اهل زمین موجب امان است، همانگونه که ستارگان براى اهل آسمانها موجب امان هستند.(6)
7. زمین هیچگاه خالى از حجت نیست، یا آن حجت آشکار است یا پنهان.(7)
8. هنگامى که خدا به ما اجازه سخن گفتن بدهد، حق آشکار شود و باطل نابود گردد.(8)
9. هر کس که ما از او بیزارى جوییم، خدا و فرشتگان و پیامبران و اولیایش نیز از او بیزارى مىجویند.(9)
10. اما ظهور فرج، پس آن به اراده خدایى است که یادش بزرگ است و هر کس(براى ظهور) وقت تعیین کند، دروغ گفته است.(10)
11. براى تعجیل فرج بسیار دعا کنید، زیرا همین موجب فرج و گشایش شماست.(11)
12. از آنچه برایتان سودى ندارد پرسش نکنید و خود را براى دانستن آنچه از شما نخواستهاند به زحمت نیندازید.(12)
13. فاطمه(علیهاالسلام) دختر پیامبر(صلی الله علیه و آله) براى من الگو است.
14. از خدا بترسید و تسلیم ما شوید و کارها را به ما بسپرید. پس بر ماست که شما را از سرچشمه سیراب برگردانیم، همانگونه که بردن شما به سوى سرچشمه به وسیله ما بوده است و در پى آنچه از شما پوشیده شده است، نروید.(13)
15. از راه راست به راه چپ منحرف نشوید و مقصد خود را با دوستى ما بر اساس راهى که روشن است، به طرف ما قرار دهید.(14)
16. هر فردى از شما باید به آنچه عمل کند که به وسیله آن به دوستى ما تقرب جوید و از آنچه او را پست مىگرداند که همانا ناخوش داشتن و خشم ماست، دورى نماید.(15)
17. ما از رسیدگى و سرپرستى شما کوتاهى نمىکنیم و یاد شما را از خاطر نمىبریم که اگر جز این بود از هر سو گرفتارى بر شما فرود مىآمد و دشمنان، شما را از بین مىبردند، پس از خداى بزرگ بترسید.(16)
18. اگر محبت شما را نداشتیم و صلاحتان را نمىدیدیم ترحّم و شفقت بر شما نبود، گفت و گوى با شما را ترک مىکردیم.(17)
19. اموالى که شما به ما مىرسانید، ما آنها را نمىپذیریم، مگر آن که پاکیزه شوید. پس هر کس مىخواهد آنها را به ما برساند و هر کس مىخواهد نرساند، آنچه خدا به ما داده بهتر است از آنچه به شما داده است.(18)
20. از رحمت خدا دور است دور! کسى که نماز مغرب را به اندازهاى به تأخیر بیندازد تا ستارهها آشکار شوند. از رحمت خدا دور است دور! کسى که نماز صبح را به اندازهاى تأخیر بیندازد، تا ستارهها ناپدید شوند.(19)
21. هیچ چیز مانند نماز، بینى شیطان را به خاک نمىساید. پس نماز بخوان و بینى شیطان را به خاک بساى.(20)
22. وقتى براى هیچ کس جایز نیست که در مال دیگران بدون اجازه آنان تصرف کند، پس چگونه این کار در مال ما جایز مىشود؟(21)
پینوشتها:
1- اکمال الدین و اتمام النعمه، ص 445.
2- بحارالانوار، ج 52، ص 24.
3- اکمال الدین و اتمام النعمه، ص 441.
4- همان، ص 485.
5- همان، ص 485.
6- همان، ص 485.
7- همان، ص 511.
8- همان، ج 53، ص 196.
9- احتجاج، ج 2، ص 474.
10- اکمال الدین و اتمام النعمه، ص 484.
11- همان، ص 485.
12- بحارالانوار، ج 52، ص 892.
13- همان، ص 179.
14- همان، ص 179.
15- همان، ص 176.
16- همان، ص 175.
17- همان، ص 179.
18- اکمال الدین و اتمام النعمه، ص 484.
19- بحارالانوار، ج 53، ص 161.
20- همان، ج 51، ص 339.
21- اکمال الدین و اتمام النعمه، ص 521، (شاید اشاره به خمس و سهم امام باشد).
برگرفته از کتاب سپیده امید، سیدحسین اسحاقى
تنظیم گروه دین و اندیشه تبیان، هدهدی
علامه حلی بیهوش شد
علامه حلی بیهوش شد

علامه حلی در شب جمعهای تنها به زیارت امام حسین علیهالسلام میرفت. سواره بود و شلاقی در دستش. اتفاقاً در راه عربی که پیاده به سمت کربلا میرفت، با او همراه شد. بین راه مرد عرب مسئلهای را مطرح کرد. علامه حلی خیلی زود فهمید مرد عرب بسیار با اطلاع و عالم است. چند سوال کرد تا بفهمد مرد عرب چه عیار علمیای دارد. او هم همه را جواب داد. علامه از علم مرد عرب به وجد آمده بو، جواب تمام مشکلات علمیاش را یکی یکی میگرفت.
در بین سوال و جوابها نظرشان متفاوت شد. علامه فتوای عرب را قبول نکرد و گفت: این فتوا بر خلاف اصل و قاعده است و روایتی برای استناد ندارد. مرد عرب گفت: دلیل این حکم که من گفتم، حدیثی است که شیخ طوسی در کتاب تهذیب نوشته است. علامه گفت: این حدیث را در تهدیب ندیدهام. مرد گفت: در آن نسخهای که تو از تهذیب داری از ابتدا بشمارد، در فلان صفحه و فلان سطر پیدا میکنی.
علامه از شدت علم و دانستن غیب شک برد که شاید همراهش امام زمان (عجلالله تعالی فرجهالشریف) است. ناگاه شلاق از دستش افتاد. مرد عرب خم شد تا شلاق را بردارد. علامه گفت: به نظر شما ملاقات با امام زمان (عجلالله تعالی فرجهالشریف) امکان دارد؟ مرد عرب شلاق علامه را در دستش گذاشت و گفت: چطور نمیشود در حالی که دستش در دستان توست. علامه از بالای مرکبش پایین افتاد و پای امام را بوسید و از شوق زیاد بیهوش شد. به هوش که آمد، هیچ کس در آنجا نبود. ناراحت شد و افسرده.
وقتی به خانه برگشت، کتاب تهذیبش را برداشت. به صفحهای که امام گفته بود نگریست و حدیث را دید. کنار حدیث و در حاشیه کتاب نوشت: این حدیثی است که مولای من صاحبالامر من را به آن خبر دادند.
گروه دین و اندیشه تبیان - مهدی سیف جمالی
منبع: آفاق، شماره 30-29
راه برقراری ارتباط با امام زمان علیه السلام

راه بهوجود آمدن ارتباط روحى باحضرت مهدىعلیه السلام
بهطور کلى ارتباط روحى با هریک از معصومانعلیهم السلام نیازمند مقدماتى است که با تحقق آنها مىتوانیم به آن دست یافت. بهعنوان مثال، براى دیدن امام عصرعلیه السلام در عالم رؤیا و خواب، دستورالعمل هایى در کتابهاى دعا ذکر شده است که با انجام آن دستورات مىتوان در عالم رؤیا به محضر امام عصر ارواحنا فداه شرفیاب شد؛ همچنین در ارتباط روحى نیز باید با انجام اعمالى که موجب حصول این ارتباط مىشود، خود را آمادهى این نوع ارتباط کرد.
حال این سؤال پیش مىآید که مقدمات بهوجود آمدن ارتباط روحى چیست؟ چه مقدماتى را باید انجام داد تا به این مهم دست یافت؟ بدیهى است هر شخصى که بخواهد با خداى تعالى و معصومانعلیهم السلام مرتبط شود، باید قبل از هر چیزى نفس خود را تهذیب کرده، روح خویش را از غیر خدا منقطع نماید؛ هر چه این انقطاع براى او بیشتر حاصل شود، اتصالش با عالم ملکوت بیشتر خواهد شد، به عبارت دیگر وقتى شخص خود را از تمام زخارف دنیوى و مادى، و از تمام مخلوقات غیر از معصومانعلیهم السلام منقطع کرد و به کمال انقطاع رسید، اینجا است که آن ارتباط روحى مورد بحث تحقق پیدا خواهد کرد و شخص منقطع خود را متصل و مرتبط با خداى تعالى و معصومانعلیهم السلام خواهد دید.
حضرت علىعلیه السلام در این باره مىفرمایند:
الوصلة باللّه فى الانقطاع عن الناس ؛ متصل شدن به خداى تعالى، در منقطع شدن از مردم است. لنتتصل بالخالق حتى تنقطع عنالخلق (مخلوق) ؛ هرگز متصل و مرتبط با خداى تعالى و خالق خود نخواهى شد مگر با منقطع شدن از خلق او (مخلوقش).(1)
در اصول کافى به نقل از حفص بن غیاث آمده است که امام صادق علیه السلام فرمود: اگر یکى از شما مىخواهد هر چه را که از پروردگارش درخواست مىکند خدا به او عطا کند، باید از مردم مأیوس شود، و امیدى جز خداى تعالى نداشته باشد ؛ هنگامى که خداى تعالى این را از دل سائل بداند، هر چه او بخواهد، به او عطا مىکند.(2)
و به قول شاعر:
گر خواهى گیرى دامن دوست برو دامن از هر چه غیر اوست، درچین(3)
انواع انقطاع
الف - انقطاع موقتى (لحظهاى) و ویژگىهاى آن
این نوع انقطاع به صورت غیردائم است و بیشتر در حالتها، مکانها و زمانهایى خاص بهوجود مىآید و باعث ارتباط شخص با امام عصر و سایر معصومانعلیهم السلام مىشود. اگر به اشخاصى که به آنها انقطاع موقت دست داده و لحظهاى با معصومان علیهم السلام ارتباط روحى برقرار کرده و مورد لطف مادى و معنوى قرار گرفتهاند، رجوع کنیم و از چگونگى ارتباط آنها سؤال نماییم؛ بدون استثنا جواب خواهند داد که در یک جو معنوى و در یک لحظه، تمام تعلقات دنیوى و امیدها را از غیر خداى تعالى برداشته و صرفاً متوجهى خداى تعالى و یا امامعلیه السلام شدهاند و مورد عنایت و توجهات خاص آنها قرار گرفتهاند؛ شاید این نوع انقطاع و ارتباط بارها براى افراد مختلف اتفاق افتاده است و حتى خود بارها به چشم دیدهایم.

اما باید خاطرنشان کرد در این ارتباط روحى که در یک لحظه تحقق پیدا مىکند، چند ویژگى به چشم مىخورد:
نخست اینکه این نوع ارتباط براى همهى افراد از هر دین مذهبى که مىخواهد باشد، قابل تحقق است و البته این ارتباط نمىتواند دلیل حقانیت مذهب و اعتقادشان باشد. دوم آنکه افرادى که از تمام اسباب و عوامل زمینى مأیوس مىشوند، به این نوع ارتباط روحى دست پیدا مىکنند . سوم اینکه در این انقطاع، بسیار اتفاق افتاده است که اشخاص پس از برطرف شدن مشکلاتشان و برآورده شدن نیازهایشان، باز به انجام گناهان بازمىگردند و خداى تعالى و معصومانعلیهم السلام را فراموش مىکنند.
خداى تعالى در آیاتى متعدد در وصف این اشخاص مىفرماید:
فاذا رکبوا فى الفلک دعواالله مخلصین له الدین؛ فلمّا نجّاهم الى البر اذا هم یشرکون ؛(4)
زمانى که سوار کشتى مىشوند و از همهى وسایل دیگر قطع مىگردند؛ خداى تعالى را با خلوص (کمال انقطاع) مىخوانند ؛ ولى وقتى آنها به خشکى باز مىگردند،مشرک شده و با دیگران پیوند مىکنند.
با توجه به این سه ویژگى که براى انقطاع موقت بیان کردیم، این ارتباط با بروز مشکلات و مصائب گوناگون صورت مىگیرد، و پس از رفع آنها، ارتباط نیز دوباره قطع شده و تا رسیدن مصائب، مشکلات و ابتلاءات دیگر برقرار نخواهد شد.
اگر حجابهاى بین خود و امام زمان علیه السلام را که بهواسطهى انجام گناهان و وجود صفات رذیله و شیطانى در روحمان به وجود آمده است، از میان برداریم؛ این ارتباط دو طرفه شده و موجب اتصال و ارتباط روحى با امام عصر ارواحنافداه و معصومانعلیهم السلام خواهد شد .
ب - انقطاع دائمى (مستمر) و ویژگىهاى آن
انقطاع دائمى، انقطاعى است که بهطور دائمى و مستمر صورت گرفته و شخص مرتبط، بدون وقفه با امام زمانعلیه السلام و معصومانعلیهم السلام در ارتباط است.
این انقطاع نسبت به انقطاع غیردائمى بلکه نسبت به تمامى ارتباطاتى که در مباحث و مقالات گذشته بیان شده است، از اهمیت فوقالعادهاى برخوردار است. در اینجا به برخى ویژگىهاى این انقطاع اشاره مىکنیم:
1- در ارتباط دائمى، مکان و زمان خاصى که اکثراً در ارتباطات دیگر، خصوصاً ارتباط روحى موقتى، باید رعایت شود، وجود ندارد و شخص مرتبط هیچگاه، چه در حال خواب و یا بیدارى، چه در مکانهاى شلوغ و چه خلوت ، چه شب و چه روز و... از یاد و ذکر و ارتباط با خداى متعال و ائمه معصومعلیهم السلام غافل نشده و در همه حال به یاد آن عزیزان خصوصاً امام زمانعلیه السلام مىباشد. خداى تعالى در وصف چنین اشخاصى که همیشه مرتبط و متذکر خداى تعالى مى باشند، مىفرماید:
رجالٌ لاتلهیهم تجارة و لابیعٌ عن ذکراللّه... .(5) مردان مهذبى که هیچ کسب و تجارتى، آنها را از یاد خداى جل جلاله غافل نمى گرداند....
3- این ارتباط به علت ویژگىهایى که دارد، مختص اولیاءالله بوده و عمومیت ندارد؛ البته ناگفته نماند که راه بر روى تمام مردم دنیا براى رسیدن به ارتباط دائمى با امام زمانعلیه السلام باز است؛ ولى مردم با غفلت از یاد خدا، و امامشان خود را از این امر مهم محروم ساختهاند؛از اینرو، این ارتباط در بین عموم مردم مشاهده نمىشود مگر در زمان ظهور امام زمان عجلاللهتعالى فرجهالشریف که آن زمان، زمان حیات طیّبه و دوران زندگى حقیقى بنىآدم است.

لوازم و زمینههاى انقطاع دائمى
پس از دانستن معناى انقطاع دائمى و ویژگى هاى آن، نکتهى دیگرى که قابل توجه مىباشد این است که چگونه مىتوان از غیر خداى تعالى و معصومین بالاخص قطب عالم امکان، حضرت ولى عصر ارواحنافداه منقطع شد؟
در جواب باید گفت براى مثال دو دوست وقتى مىتوانند با یکدیگر مرتبط شوند و دوستى آنها پابرجا بماند، که موانعى را که باعث جدایى بین او و محبوبش مىشود برطرف کرده، با انجام خواستههاى محبوبش ، خود را بیش از پیش به او نزدیک کند و قرب روحى و معنوى و حتى ظاهرى با او پیدا کند. امامان معصومعلیهم السلام بالاخص امامعصر ارواحنافداه نیز محبوب شیعیان و محبینشان هستند و باید به ائمه اطهارعلیه السلام محبت کرد؛ زیرا این اظهار محبت به آنها، واجب است(6) ؛ اما چگونه مىتوان این دوستى را پایدار و دائمى کرد و این دوست و پدر مهربان ؛ یعنى امام زمانعلیه السلام را از خود راضى کرد تا دائماً با آن عزیز در ارتباط باشیم؟
در جواب باید گفت: انجام دادن دستوراتى که مورد عنایت آنها است ، یعنى همان دستوراتى که شارع مقدس اسلام براى ما قرار داده و ملزم به انجام یا ترک آن فرموده است، مهمترین عامل براى ارتباط و انقطاع مىباشد ؛ همانطور که امام عصر ارواحنافداه در نامهاى که براى شیخ مفید (ره) ارسال داشتند، شیعیان را سفارش و توصیه به اعمالى فرمودند که انجام آن اعمال باعث نزدیکى و قرب به سوى امام عصرارواحنافداه مىشود:
فلیعمل کل امرءٍ منکم بما یقرب به من محبّتنا، و لیتجنب ما یدینه من کراهتنا و سخطنا؛(7)
پس اگر حجابهاى بین خود و امام زمان علیه السلام را که بهواسطهى انجام گناهان و وجود صفات رذیله و شیطانى در روحمان به وجود آمده است، از میان برداریم؛ این ارتباط دو طرفه شده و موجب اتصال و ارتباط روحى با امام عصر ارواحنافداه و معصومانعلیهم السلام خواهد شد که گاهى این ارتباط روحى منجر به مشاهده بدنى( مشاهده و مکاشفه) آن حضرت نیز خواهد شد و آنقدر این قرب حاصل مىشود که هنگام صحبت و اظهار محبت به آن جناب، اظهار لطف و عنایت آن حضرت را احساس مىکنیم ؛ همانطور که شاعر در این باره گوید:
یو همینک الشوق حتّى کانَّما
اناجیک من قرب و ان لمتکن قربى آنچنان شوق تو خیالت را برایم مجسم مىکند که گویى از نزدیک با تو آهسته سخن مىگویم، هر چند که نزدیک من نباشى.(8)
پی نوشتها :
1) معجمالفاظ غرر الحکم و دررالکلم،ج 3، ص 2386.
2) اصول کافى، ج 3، ص 219.
3) دیوان عبدالرحمن جامى.
4) سوره عنکبوت ،آیهى 65.
5) سوره نور، آیه 37.
6) و لکم المودّة الواجبه ؛ خداى تعالى دوستى شما را بر خلق واجب کرد.
7) ابومنصوراحمدبن على بن ابیطالب طبرسى، احتجاج، ج 2، ص 599.
8) محمدتقى موسوى اصفهانى، مکیال المکارم فى فوائد الدعاءالقائم ؛ مترجم مهدى حائرى قزوینى، ج 1، ص 286.
نویسنده : حمیدرضا محمدی
تهیه و تنظیم برای تبیان : م. طالبی
امام حسین (ع) و امام زمان (عج) در قرآن
همراه با قرآن
1. امام حسین علیه السلام از نگاه امام مهدی (عج)
سعد بن عبدالله قمی گوید: به امام عصر - اوراحنا له الفداه - عرض کردم: «ای فرزند رسول خدا! تاویل آیه «کهیعص » چیست؟ فرمود: «هذه الحروف من انباء الغیب، اطلع الله علیها عبده زکریا، ثم قصها علی محمد صلی الله علیه و آله و ذلک ان زکریا سال ربه ان یعلمه اسماء الخمسة فاهبط علیه جبرئیل فعلمه ایاها...; (1)
این حروف از اخبار غیبی است که خداوند زکریا را از آن مطلع کرده و بعد از آن داستان آن را به حضرت محمد صلی الله علیه و آله باز گفته است...» .
داستان از این قرار است که: زکریا از پروردگارش درخواست کرد که «اسماء خمسه طیبه » را به وی بیاموزد. خداوند، جبرئیل را بر او فرو فرستاد و آن اسماء را به او تعلیم داد.
زکریا چون نام های محمد، علی، فاطمه، و حسن ( علیهم السلام) را یاد می کرد، اندوهش بر طرف می شد و گرفتاریش از بین می رفت. و چون حسین علیه السلام را یاد می کرد، بغض و غصه، گلویش را می گرفت و می گریست و مبهوت می شد.
روزی گفت: بارالها! چرا وقتی آن چهار نفر را یاد می کنم، آرامش می یابم و اندوهم بر طرف می شود; اما وقتی حسین را یاد می کنم، اشکم جاری می شود و ناله ام بلند می شود؟
خدای تعالی او را از این داستان آگاه کرد و فرمود: «کهیعص » ! «کاف » اسم کربلا و «هاء» رمز هلاک عترت طاهره است، و «یاء» نام یزید ظالم بر حسین علیه السلام و «عین » اشاره به عطش و «صاد» نشان صبر او است.
زکریا چون این مطلب را شنید، نالان و غمین شد و تا سه روز از عبادتگاهش بیرون نیامد، و به کسی اجازه نداد که نزد او بیاید. و گریه و ناله سر داد و چنین نوحه گفت:
بارالها! از مصیبتی که برای فرزند بهترین خلایق خود، تقدیر کرده ای دردمندم.
خدایا! آیا این مصیبت را بر آستانه او نازل می کنی؟ آیا جامه این مصیبت را بر تن علی و فاطمه می پوشانی!؟ آیا این فاجعه را بر ساحت آنان فرود می آوری؟
بعد از آن گفت: بارالها! فرزندی به من عطا کن تا در پیری چشمم به او روشن شود و او را وارث و وصی من قرار ده; آنگاه مرا دردمند او گردان; همچنان که حبیبت محمد را دردمند فرزندش گرداندی.
خداوند، یحیی را به او بخشید و او را دردمند وی ساخت. و دوره حمل یحیی شش ماه بود و مدت حمل امام حسین علیه السلام نیز شش ماه بود و برای آن نیز قضیه ای طولانی است.
2. امام مهدی (عج)، از نگاه امام حسین علیه السلام
امام باقر علیه السلام می فرماید: حارث اعور به امام حسین علیه السلام عرض کرد: «یابن رسول الله! جعلت فداک: اخبرنی عن قول الله فی کتابه «والشمس و ضحیها» قال: و یحک یا حارث، ذلک محمد رسول الله صلی الله علیه و آله، قلت: جعلت فداک: قوله: «والقمر اذا تلیها» ، قال: ذلک امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب یتلو محمدا، قال: قلت: «و النهار اذا جلیها» ، قال: ذلک القائم من آل محمد، یملا الارض قسطا و عدلا; (2) ای زاده رسول خدا! فدایت شوم. مرا از معنای آیه شریفه والشمس و ضحیها [سوگند به خورشید و گسترش نور آن] مطلع ساز. حضرت فرمود: مراد از خورشید، رسول الله صلی الله علیه و آله می باشد.
پرسید: فدایت شوم! منظور از آیه شریفه «والقمر اذا تلیها» [سوگند به ماه چون پس از آن آید. ] چیست؟
فرمود: منظور از ماه، امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام است که بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله می باشد.
گفت: مقصود از آیه شریفه «والنهار اذا جلیها» [و سوگند به روز و چون آن را روشن سازد ] چیست؟
فرمود: مقصود از روز، قائم آل محمد (عج) است که زمین را پر از قسط و عدل کند» .
3. امام مهدی (عج) و امام حسین علیه السلام
خداوند متعال می فرماید: «و لا تقتلوا النفس التی حرم الله الا بالحق و من قتل مظلوما فقد جعلنا لولیه سلطانا، فلا یسرف فی القتل انه کان منصورا (3) ; کسی را که خداوند خونش را حرام شمرده، به قتل نرسانید، مگر به حق و آن کسی که مظلوم کشته شده، برای ولیش سلطه (حق قصاص) قرار دادیم; اما در قتل اسراف نکند، چرا که او مورد حمایت است » .
سلام بن مستنیر می گوید: امام محمد باقر علیه السلام درباره آیه «و من قتل مظلوما» فرمود: «او حسین بن علی علیه السلام است که مظلوم کشته شد و ما اولیای او هستیم. و قائم ما چون قیام کند، در طلب انتقام خون امام حسین علیه السلام بر آید; پس می کشد تا جایی که گفته می شود اسراف در قتل کرده است. مقتول، حسین علیه السلام و ولی او قائم (عج) است. و اسراف در قتل این است که غیر قاتل او کشته شود. او منصور است; زیرا از دنیا نمی گذرد تا این که یاری شود به مردی از خاندان پیامبر خدا که زمین را پر از قسط و عدل کند، همچنان که پس از جور و ظلم شده باشد» . (4)
قندوزی حنفی نیز می گوید: «از امام علی الرضا فرزند موسی الکاظم (رضی الله عنهما) رسیده که آن حضرت فرمود: آیه «و من قتل مظلوما» (5) درباره حسین و مهدی علیهم السلام نازل شده است » .
حوزه دات نت
حسین علیه السلام و مهدی (عج)
مقدمه
از نوای غریبانه استغاثه امام حسین علیه السلام، سال ها و قرن ها می گذرد، اما انعکاس آن را می توان در لحظه لحظه تاریخ به گوش جان شنید، این فریاد نه تنها رو به خاموشی و افول نگذاشته، بلکه هر روز رساتر و پرصلابت تر، خروش وجوشش آزادگان عالم را افزوده است.
گویا امام حسین علیه السلام سال ها و قرن ها چشم به راه دوخته و به انتظار نشسته است; تا امام عصر (عج)، ندایش را پاسخ گوید; پرچم بر زمین مانده اش را به دوش گیرد; داغ های کهنه اش را التیام بخشد و آرمان های بلندش را لباس تحقق بپوشاند. روز ظهور، هنگام پاسخ به استغاثه مظلومانه امام حسین علیه السلام است و حضرت مهدی علیه السلام پاسخ دهنده آن. در این گستره بی انتها و افق های دور آن، کسی به خروش و التهاب فرزندش که برای رسیدن آن روز، گذر آرام آرام و جانکاه لحظه ها را به تماشا می نشیند و روزها و سال ها را با چشمان منتظرش بدرقه می کند وجود ندارد.
به راستی چه رمزی مهر سکوت بر لبان بسته و چه سری در این میان رخ پنهان کرده است؟ چرا یاد امام حسین علیه السلام همیشه و همه جا، همراه و هم پای یاد حضرت مهدی علیه السلام است؟ چرا هر جا سخن از حسین علیه السلام است، نام حضرت مهدی علیه السلام نیز رخ می گشاید؟ چرا عاشورا روز «ظهور» است و یاد حسین علیه السلام آغازین کلام مهدی علیه السلام...؟
این گفتار می کوشد گوشه هایی از این ارتباط و پیوست را، از منظرهای مختلف و در ابعاد گوناگون بررسی کند و فهرست وار آنها را در چهار بخش (همراه با قرآن، همراه با روایات، ادعیه و زیارات، تشرفات) و یک خاتمه برشمارد تا به عنوان دستمایه برخی از محققان و مبلغان و نیز ابزاری برای تحقیق و پژوهش بیشتر و مقدمه ای برای کشف زوایایی دیگر از حقایق نورانی حیات این دو امام همام علیه السلام باشد. گرچه بررسی و تحلیل این پیوستگی ها و نیز نتایج و آثار آن، مجالی دیگر و فرصتی فراخ تر می طلبد و گشودن گره اسرار این پیوستگی ها، دل هایی راز دان و جان هایی آگاه از آن اسرار را می طلبد.
ادامه مطلبمهدی موعود، یارانی این گونه دارد
اشاره:
اندیشه پیروزی حق بر باطل و غلبه صالحان بر طالحان و عادلان بر ظالمان که برگرفته از متن قرآن کریم است، بارقه ای از نور امید در دل ها تابانیده وهمه را چشم به انتظار شخصی گذاشته که منادی حق است و سفیر نور، کشتیبان هدایت است و قافله سالار رهایی; مجدد حیات بشریت است و احیاگر اخلاق خدایی،این شخصیت بزرگ را در روایات اسلامی «مهدی » علیه السلام می نامند.
چنین انتظاری افضل عبادات شمرده شده است. زیرا این انتظار با امید،تعهد، تحرک با مسوولیت و سازندگی و رفع ناامیدی از جامعه همراه می باشد.
منتظران واقعی، خود را در حال مهیای جامعه ای می بینند که انتظار موعودی را می کشد، بنابراین برای حضور حضرتش شرایطی لازم است که هم زمینه سازقدومش باشد و هم پذیرای حکومت عدل او، زیرا تحمل عدالت خود نیاز به سازندگی دارد. و الا، پذیرایی حق بر افراد بسی مشکل خواهد بود. بنابراین،ما برای خودسازی به یکی از بهترین راه ها که طریق پرورش یافتگان مکتب انسان ساز اسلام; یعنی یاوران خاص ولی عصر(عج) است متمسک می شویم، ویژگی های آن ها را بشناسیم و به کار بندیم تا زمینه ساز حضور حضرتش باشیم. زمینه سازحکومت حضرت، خیزش ایمان است نه ازدیاد فساد. ما در این نوشتار به برخی از خصال یاوران باوفای حضرت اشارتی خواهیم داشت.
ادامه مطلبشباهت مهدی (عج) به آدم علیه السلام
خداوند آدم علیه السلام را خلیفه خود در تمام زمین قرار داد و او را وارث آن ساخت؛ حضرت مهدی(عج) را نیز وارث زمین خواهد ساخت و خلیفه خود در زمین خواهد نمود. آدم علیه السلام زمین را با عبادت خدا زنده کرد پس از آنکه با کفر و طغیان جنیان مرده بود؛ حضرت مهدی(عج) نیز زمین را با دین خدا و عبادت و عدالت و برپایی حدود الهی زنده خواهد کرد، در حالی که با کفر و معصیت اهل زمین مرده است. آدم علیه السلام از گروه بسیار گریه کننده (بُکّائین) بود و در فراق بهشت بسیار گریست؛ حضرت مهدی(عج) نیز چنانکه در زیارت ناحیه مقدسه آمده، بر مصیبت امام حسین علیه السلام بسیار گریسته و می گرید. خداوند تمام اسماء را به آدم علیه السلام آموخت؛ به حضرت مهدی(عج) افزون بر آنچه به آدم علیه السلام آموخت، مطالب دیگری که به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و اوصیای آن حضرت داده شده را می آموزد.
حوزه دات نت
میراثدار انبیاء علیهم السلام
|
مهدی موعود علیه السلام هم شباهت تام به انبیای گذشته دارد و هم میراثدار تمام انبیاء است. |
حکومت مهدى علیه السلام
به اعتقاد شیعه، امام زمانعلیه السلام از طریق تشکیل یک حکومت جهانى بر اساس تعالیم عالیه اسلام تمام نارسایىها را از سرتاسر عالم برطرف خواهد کرد و عدل و داد را در روى زمین مستقر خواهد ساخت. در سخنان پیامبر اکرمصلى الله علیه و آله و هر یک از ائمه اطهارعلیهم السّلام درباره ویژگىهاى حکومت حضرت مهدىعلیه السلام و کارهایى که در آن دوره انجام خواهد یافت مطالب زیادى به چشم مىخورد که مجموعه آنها تصویر بسیار روشنى از یک حکومت اسلامى کامل را نشان مىدهند. در اینجا به عنوان نمونه به بعضى از روایاتى که در این زمینه از امیرالمؤمنینعلیه السلام نقل شده است اشاره مىگردد:
- حدثنا عبداللّه بن مروان، ...عن علىٍعلیه السلام قال: یلى المهدىُّ امرَ النّاسِ ثلاثین سنة او اربعین سنة...[1] [37]
عبداللّه بن مروان روایت کرده است که علىبن ابیطالبعلیه السلام فرمودند: حضرت مهدىعلیه السلام سى یا چهل سال زمام امور مردم را در دست خواهند داشت.
- یعطف الهوى على الهدى اذا عطفوا الهُدى على الهوى و یَعْطِفُ الرأىَ على القرآنِ اذا عطفوا القرآنَ على الرّأىِ ... فَیُریکُمْ کیف عدلُ السیرةِ، و یُحیىِ مَیِّتَ الکتابِ و السّنةِ...[2] [38]
[امام زمانعلیه السلام وقتى که ظهور کند] هواهاى نفسانى را به هدایت و رستگارى برمىگرداند در آن روزگارى که مردم هدایت الهى را به متابعت هواهاى نفسانى درآورده باشند. آراء و اندیشه هاى مردم را تابع قرآن مىکند در آن روزگارى که آنها قرآن را تابع آراء و اندیشه هاى خود کرده اند... او به شما نشان خواهد داد که عدالت در کشوردارى چگونه است. هم چنین او تعالیم فراموش شده قرآن و سنّت را زنده خواهد ساخت...
- قال امیرالمؤمنینعلیه السلام : ...فلا یترک عبداً مسلما الّا اشتراه واعتقه، و لا غارماً الّا قضى دینه، ولا مظلمةً لِاَحَدٍ من النّاس الّا ردّها، و لا یُقْتَلُ منهم عبدٌ الّا ادّى ثمنه... و لایُقتَلُ قتیلٌ الا قضى عنه دینهُ، و اَلْحَقَ عیالَهُ فى العطاء حتى یملأ الارض قسطا و عدلاً کما مُلِئَتْ ظلماً و جوراً و عدواناً...[3] [39]
امیرالمؤمنینعلیه السلام فرمودند: ...حضرت مهدىعلیه السلام برده مسلمان را نخواهد واگذاشت مگر اینکه آن را خریده و آزاد خواهد ساخت و بدهکارى نخواهد ماند مگر آنکه بدهى او را پرداخت خواهد نمود. مظلمه و حقى به گردن و ذمه هر کس که باشد آن را به صاحب حق بازخواهد گرداند. کسى کشته نمىشود مگر اینکه دیه آن را خواهد پرداخت. هیچ کسى کشته نخواهد شد مگر اینکه بدهىهاى او را آن حضرت پرداخت خواهد نمود و خانوادهاش را همانند سایر افراد جامعه اداره خواهد کرد تا زمین را از عدل و داد پر کند به همان صورتى که پیش از آن از ظلم و بیداد پر شده باشد...
- قال علىعلیه السلام : ...لو قد قام قائمنا لَذَهبَتِ الشحناء من قلوب العباد و اصطلحتْ السباع و البهائم حتى تمشى المرأة بین العراق الى الشام... على رأسها زینتها لا یهیجُها سبعٌ و لا تخافه...[4] [40]
امیرالمؤمنینعلیه السلام مىفرماید: ...آنگاه که قائم ما اهلبیتعلیه السلام قیام کند کینهها از دلها بیرون خواهد رفت حتى حیوانات درنده و وحشى نیز با هم سازگار خواهند شد و به یکدیگر ضرر نخواهند رساند، در آن روزگار به اندازهاى امنیّت زیاد خواهد بود که یک زن در حالى که همه زینت و زیور آلاتش همراه اوست از عراق تا شام را بدون ترس و دلهره به تنهایى خواهد پیمود.
[1][37] کنزالعمال، ج 14ص 591ح 39646 منتخب الاثر، ص 487
[2][38] نهجالبلاغه فیض الاسلام، خ 138ص 424و 425
[3][39] بحارالانوار، ج 52ص 224و 225
[4][40] بشارة الاسلام ص 236
ویژگی های یاوران حضرت مهدی در آیینه ی روایات
ویژگی های یاوران حضرت در آیینه ی روایات
1- بینش عمیق
یاران امام مهدی (علیه السلام) از بینشی عمیق و ژرف، نسبت به خداوند، امام، انسان و هستی برخوردارند:
الف) بینش عمیق نسبت به حق تعالی

«رجال مومنون عرفوا الله حقّ معرفته و هم انصار المهدی فی آخر الزمان»؛ «مردانی که خدا را آن چنان که شایسته است، شناخته اند، و آنان یاوران مهدی (علیه السلام) در آخرالزمان اند.»
«رجال کانّ قلوبهم زبر الحدید لایشوبها شک فی ذات الله اشدّ من الحجر»؛ «آنان مردانی اند که گویا دل هایشان پاره های آهن است و از سنگ سخت ترند و هیچ تردیدی در ذات خداوند ندارند.»
این باور آن قدر با صلابت و استوار است که مرارت ها و مصیبت ها، در آن خللی ایجاد نمی کند و بلاها و امتحانات، آرامش آن ها را به تلاطم نمی افکند و شبهات و سوالات در آن رخنه ای ایجاد نمی کند. آنان، از سرچشمه ی توحید ناب، سیرابند و به حضرت حق- آن چنان که شایسته است- اعتقاد دارند. امام علی (علیه السلام) در این باره می فرمایند:
«فهم الذین وحّدوا الله حقّ توحیده»؛ «آنان به وحدانیت خداوند، آن چنان که حق وحدانیت اوست، اعتقاد دارند.»
حرم دل هایشان را بت های نفس، ثروت، و مقام نیالوده و در آن حریم امن، جز خداوند حضور ندارد. نتیجه ی این بینش عمیق، ایمان و تقواست. این دو را هم در چهره ی عبادت ها و راز و نیازشان می توان دید و هم در آیینه ی تلاشی که در طریق عبادت و بندگی حضرت حق دارند.
امام علی (ع):
مردانی که خدا را آن چنان که شایسته است، شناخته اند، و آنان یاوران مهدی (علیه السلام) در آخرالزمان اند
ب) بینش عمیق نسبت به امام (علیه السلام)
« ... القائلین بامامته» ؛ «آنان به امامت امام مهدی (علیه السلام) اعتقاد راسخ دارند.»
این معرفت شناخت شناسنامه ای و دانستن نام و نشان ایشان، و دانستن اسم پدر و مادر و محل تولد ایشان نیست؛ بلکه معرفت به «حق ولایت» است. یعنی، فهم این حقیقت که ایشان از من، به من نزدیک تر و سزاوارترند.
نتیجه ی این بینش عمیق، محبت و اطاعت است.
ج) بینش عمیق نسبت به انسان و هستی

عمق و ژرفای این نگاه آنان را از سیل امتحانات، سرفرازانه بیرون می برد:
«انّ اصحاب طالوت إبتلوا بالنّهر الذی قال الله تعالی: «مبتلیکم بنهر» و إن أصحاب الفائم بیتلون بمثل ذلک»؛ «سپاهان طالوت، با نهر آبی آزمایش شدند، همان که خداوند درباره اش می فرماید: (خداوند) شما را با نهر آبی می آزماید»، و یاران امام مهدی (علیه السلام) نیز مثل آنان آزمایش می شوند.»
همچنین این اعتقاد و نگرش آنان را مشتاق شهادت و لقای الهی می کند: از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است که:
« ... و یمنّون أن یقتلوا فی سبیل الله» «آرزو می کنند که در راه خدا به شهادت برسند.»
ابوذر رضاسلطانی/گروه دین و اندیشه تبیان
تنظیم:سعیدآقازاده
احوال مردم آخرالزمان
شاید بتوان گفت که بیشترین مطالب مربوط به معارف امام زمانعلیه السلام که از زبان حضرت علىعلیه السلام نقل شده است به تبیین اوضاع آخرالزمان و وقایعى که در آن دوره پیش مىآید اختصاص دارد. آن حضرت ضمن تشریح آن پیشامدها چگونگى مقابله با آنها را نیز بیان مىنمایند.
این حوادث شامل مسایل فرهنگى و اجتماعى و اخلاقى و تربیتى و طبیعى مىگردد. از آنجا که کم و بیش خیلى از این ویژگىها در دوره ما حداقل در بعضى از عرصهها به چشم مىخورد، جهت آشنایى بیشتر و چاره اندیشى مناسبتر به مواردى از آنها اشاره مىشود. بدان امید که موجب تنبه و بیدارىمان شده و از طریق آشنا شدن با این امور پیشاپیش تدابیرى را اتخاذ کنیم که از عوارض منفى آنها خود و جامعهمان را در امان نگه داریم.
نظرات ()