هر چی بخوای داریم

هر چی که بخوای

دانش! چــرا و چگونـــه ؟!

دانش! چــرا و چگونـــه ؟!

 

جایگاه علم از منظر امام محمد تقى علیه السلام

امام جواد علیه السلام

نهمین امام شیعه حضرت امام محمد تقى علیه السلام در کودکى عهده دار امر رهبری و امامت جامعه اسلامی شدند و در همان زمان دانش سرشار آن بزرگوار دوست و دشمن را به حیرت و شگفتى واداشت. مناظرات علمی آن حضرت با شخصیت‌های بزرگ جهان اسلام و فتواهای دقیق ایشان در مسائل گوناگون علمی، در تاریخ پربار علم همچون خورشیدی تابان بر تارک مکتب پویای تشیع می درخشد.


 

اساسا از منظر حضرت جوادالأئمه علیه السلام علم و دانش یکى از مهمترین عوامل رسیدن به کمالات عالى دنیوى و اخروى به شمار می آید که همچون چراغی، روشنی بخش عقل و خرد او در پیمودن این مسیر دشوار می باشد چراکه فطرت حقیقت جوی بشر با جهل ناسازگارى دارد و بدون رشد فرهنگى و فکرى مناسب و آشنایى عمیق با حقایق، به هدف اصیل خویش نائل نخواهد آمد.

در این زمینه حضرت امام جواد علیه السلام می فرمایند:

از منظر پیشوای نهم، شایسته است که یک مسلمان به علم و معرفت روى آورد و دوستان خویش را بر اساس دانش و بینش صحیح برگزیند و شخصیت اجتماعى خود را بر مبنای علم و معرفت شکل دهد، براى دیدار دیگران علم هدیه برد و آن را نُقل مجالس خود کند، علم و دانش را در سفر، مناسبترین همسفر و رفیق راه، و در تنهایى و غربت، بهترین مونس و همدم خود بداند، چرا که علم، سرچشمه تمامی کمالات انسانی است

 

« عَلَیْکُمْ بِطَلَبِ الْعِلْمِ، فَإ نَّ طَلَبَهُ فَریضَةٌ وَالْبَحْثَ عَنْهُ نافِلَةٌ، وَ هُوَ صِلَةُ بَیْنَ الاْ خْوانِ، وَ دَلیلٌ عَلَى الْمُرُوَّةِ، وَ تُحْفَةٌ فِى الْمَجالِسِ، وَ صاحِبٌ فِى السَّفَرِ، وَ اءُنْسٌ فِى الْغُرْبَةِ ». ( حلیة الا برار، ج 4، ص 598)

 

بر شما باد به تحصیل علم، چراکه فراگیرى آن واجب و بحث پیرامون آن پرفائده است، علم وسیله نزدیکی به برادران، و نشانه مروّت و جوانمردى، وهدیه ای برای مجالس است و همراه انسان در مسافرت، و مونس او در تنهائى مى باشد.

از منظر پیشوای نهم، شایسته است که یک مسلمان به علم و معرفت روى آورد و دوستان خویش را بر اساس دانش و بینش صحیح برگزیند و شخصیت اجتماعى خود را بر مبنای علم و معرفت شکل دهد، براى دیدار دیگران علم هدیه برد و آن را نُقل مجالس خود کند، علم و دانش را در سفر، مناسبترین همسفر و رفیق راه، و در تنهایى و غربت، بهترین مونس و همدم خود بداند، چرا که علم، سرچشمه تمامی کمالات انسانی است.

حال اگر این علم با زیور تواضع و فروتنی آراسته شود، همچون اکسیری انسان را از هر مهلکه ای نجات خواهد داد؛ چنانکه حضرتش به این نکته اشاره می فرمایند:

« خَفْضُ الْجَناحِ زینَةُالْعِلْمِ » ( کشف الغمّة فی معرفة الأئمه، ج 2، ص 47)

تواضع و فروتنى زینت بخش علم و دانش است.

اما آنچه که در اینجا توجه به آن ضروری می نماید دقت در سلامت و درستی مسیری است که انسان به منظور کسب علم و معرفت در آن قدم برمی دارد، تا در دام اندیشه های باطلی که تناسبی با حق وحقیقت ندارند گرفتار نیاید. براین اساس زیبنده است که یک فرد مسلمان، تمایلات خویش و اندیشه های گوناگون را بر اساس معیارهای حق بسنجد و در روشن نمودن مسیر خود از مشعل عقل و خرد که در آموزه های غنی اسلام مورد توجه خاصی قرار گرفته است، بهره گیرد. امام جواد علیه السلام در این زمینه رهنمود راهگشایى براى همگان دارند. آن گرامى مى‏فرمایند:

« مَنْ أَصْغَى إِلَى نَاطِقٍ فَقَدْ عَبَدَهُ فَإِنْ کَانَ النَّاطِقُ عَنِ اللَّهِ فَقَدْ عَبَدَ اللَّهَ وَ إِنْ کَانَ النَّاطِقُ یَنْطِقُ عَنْ لِسَانِ إِبْلِیسَ فَقَدْ عَبَدَ إِبْلِیس » .‏ (تحف العقول، ص 456)

هر عملى وبال صاحب خویش است، مگر کسى که به دانش خود عمل نماید

 

 هر کس به گفتار گوینده‏اى گوش فرا دهد، او را پرستش کرده است، اگرگوینده از خدا مى‏گوید، شنونده خدا را عبادت کرده و اگر از شیطان بگوید، شنونده نیز به پرستش شیطان پرداخته است.

 

باشد که با تأسی به آن امام همام، خود را به این خصلت زیباى انسانى بیاراییم و کسب معرفت و دانش را سرلوحه برنامه‏ زندگى خویش در عرصه های گوناگون فردی و اجتماعی قرار دهیم، و با کنار زدن پرده های جهل و نادانی از ظلمت و تاریکی قدم در وادی نور و روشنایی بگذاریم و با عمل به آنچه آموخته ایم سعادت هر دو سرا را به دست بیاوریم. چراکه هرچند دانایان با آنانکه نمى دانند برابر نیستند اما همانطور که در کلام جاودانه اولین معلم بشریت حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفى صلى الله علیه و آله مورد تأکید قرار گرفته است:« کُلُّ عِلْمٍ وَبَالٌ عَلَى صَاحِبِهِ إِلَّا مَنْ عَمِلَ بِهِ » .(بحارالانوار،ج 2، ص 38) هر عملى وبال صاحب خویش است، مگر کسى که به دانش خود عمل نماید.

ابوالفضل صالح صدر

بخش عترت و سیره تبیان

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/۸/٦

پیامک های تسلیت شهادت امام جواد علیه السلام

پیامک های تسلیت شهادت امام جواد علیه السلام

 

امام جواد

تابوتی از نور به آسمان کاظمین نزدیک می‌شد و زمان، زمان وداع عالم خاک با فرزند افلاک بود؛

آری! کاظمین منتظر است با آغوشی گشوده تا جوان‌ترین ستاره دنبال دار امامت را از خاک تا افلاک دنبال کند و این حالتِ محزون خاک است که ملائک را به زاری نشانده.

و اینک مائیم و ستاره‌های سوخته ای که همچو داغی بر آلاله‌های جوانِ دشت، ریخته اند...

 

آتش زند به قلب همه، سوز داغ تو                            شد در اشک اهل ولا، چلچراغ تو

  اى یادگار فاطمه، اى حجت نهم                            گیرد زلال اشک من امشب سراغ تو

                                                        

     ******

شهادت مظلومانه باب المراد جواد الائمه را به حضرت رضا علیه السلام و تمامی شیعیان و دوستداران آن حضرت تسلیت عرض می نمایم.

     ***

 

امام محمد تقی علیه السلام: آشکار کردن چیزى پیش از استوار شدن، مایه تباهى آن است.

 

مظلوم تر از جواد"ع"بغداد نداشت                            آن مظهر داد ، تاب بیداد نداشت

می خواست که فریاد کند تشنه لبم                        از سوز عطش طاقت فریاد نداشت

 

ای جوان‏ترین حجت خدا! تا همیشه ی روزگار، با یاد غم تو، پا به پای امام عصر (عج)، خون خواهم گریست...

 

نور نهم ز اوصیا، جلوه جان اولیا

روح به پیکر رضا ، عطر گل خدا جواد

با لب تشنه وای من ، جان به لبت رسیده بود

داشت حریم حجره ات ، غربت کربلا جواد

                                                

 ***************

حضرت جوادالأئمه علیه السلام: دیدار برادران مایه سلامتى و رشد عقل است ؛ اگرچه بسیار اندک باشد .

 

ای باب المراد! رفتی و حال کجاست دستان تسلی بخش، تا مرهم زخم‌های «هادی»ات باشند؟بعد از تو چه کند «علی» در محاصره «معتصم»ها؟ ....

از من گرفته همسر من خورد و خواب را                    زهر جفا ز جان و دلم برده تاب را

     واى از عناد دختر مامون که از جفا                         مسموم کرد زاده‏ ى ختمى ماب را

 

*****

امام جوادعلیه السلام: هرکه از خدا قطع امید کند و به غیر او پناهنده شود،خداوند او را به همان شخص وامیگذارد.

 

یابن الرضا! بالرضا المرتضی، اشفع لنا عندالله

 

آن روز، بغداد بود و نُهمین خورشید ولایت که غریبانه به همجواری «جد» غریبش می‌رفت؛ به همجواری کسی که تلخی خاطره هایش را زندان های هارون، همواره به یاد می‌آورن...!

برون حجره همه پای‌کوب و دست افشان

درون حجره یکی بود، دست و پا می زد

ایستاده بود و جوادالائمه جان می داد

ز او بپرس که زخم زبان چرا می زد؟!

 

حضرت جواد علیه السلام: عزّت مؤ من در بى نیازى او به دیگران است .

 

شهادت جانسوز نهمین اختر امامت و ولایت ، بر تمام شیعیان جهان تسلیت باد.

 

فرآوری: امین

بخش عترت و سیره تبیان

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/۸/٦

کرامات و مناقب امام جواد علیه السلام

کرامات و مناقب امام جواد علیه السلام
کرامات و مناقب امام جواد علیه السلام

 





در زندگی امامان معصوم(ع) مواردی خارق العاده در کتاب های حدیثی نقل شده است که علما و متکلمان شیعی از آن ها تحت عنوان «کرامات، معجزات، مناقب و نشانه»های امامت یاد کردند. چنان که شیخ مفید ره، در کتاب گران قدر «الارشاد» تحت عنوان «طرف من الاخبار عن مناقب ابی جعفر علیه السلام و دلایله و معجزاته» این موارد را نقل کرده است. در این میان، موارد خارق العاده و کرامات بیشتری از امامان متأخر به ویژه امام جواد(ع) و امام هادی(ع) در کتاب های حدیثی روایت شده است. به گونه ای که بیش از ١۵ کرامت از امام جواد(ع) در کتاب ها نقل شده است.
این در حالی است که در کتاب «مسندالجواد» علامه عطاردی تنها ٢۵٠ حدیث از امام جواد(ع) روایت شده است. استاد عطاردی در اقدامی ارزشمند و کم نظیر، طی چندین مجلد، روایات و اخباری که از هر یک از امامان نقل شده است را با عنوان «مسندالامام...» جمع آوری و منتشر کرده است.

تفاوت کرامت و معجزه

در کتاب های کلامی کم و بیش به تفاوت کرامت و معجزه اشاره و گفته شده است که معجزه در مفهوم خاص به انجام عملی خارق العاده از سوی پیامبر برای اثبات نبوت و صدق رسالت به کار می رود. در حقیقت معجزه دلیل تصدیق ارتباط پیامبر با خدا و عالم غیب است. اما کرامت عملی غیرعادی است که انجام دهنده آن را برای اثبات ادعای نبوت یا امامت به کار نمی برد. به همین خاطر شیعه برای اثبات امامت ائمه(ع) به تصریح امام پیشین و مانند آن استناد می کند و از طریق پاسخ گویی امام به پرسش های دینی، برخورداری پاسخ دهنده را از علم الهی(علم لدنی) که از آن در ادبیات روایی به «محدث» بودن تعبیر شده، می آزماید. هر چند متکلمان برای امور خارق العاده ای که گاه از امامان سرزده نیز، واژه «معجزه» را به کار برده اند. نکته دیگر این که واژه کرامات هم به برخی کارهای خارق العاده اولیای الهی اطلاق شده است اما تفاوتی که بین کرامات امامان(ع) با کرامت بزرگان زهد و تقوا ذکر شده، آن است که گفته اند، کرامات ائمه(ع) با اذن خدا در اختیار آنان است و هرگاه اراده کنند می توانند کرامتی را از خود بروز دهند، اما ظهور کرامات از سوی عارفان حقیقی و اولیا و ابرار به طور اتفاقی و در مواقع خاص اتفاق می افتد.

اعجاز علمی امام جواد(ع)

با آن که امام جواد(ع) در امر امامت بی رقیب بود (چون امام رضا(ع) فرزند دیگری نداشت) و امام رضا(ع) هم به جانشینی فرزندش امام جواد(ع) تصریح کرده و کوشیده بود استبعاد و شگفتی شیعیان را نسبت به امامت جوادالائمه از طریق تمسک به آیات اعطای نبوت به عیسی(ع) در خردسالی برطرف و زمینه باور شیعیان را به امامت ایشان فراهم کند، با این همه پس از شهادت حضرت ثامن الحجج(ع) جمعی از بزرگان شیعه در بغداد گردهم آمدند و درباره امامت امام جواد(ع) به مشورت پرداختند. این گردهمایی نشان می داد که پذیرش امامت امام محمدتقی در سن ٧ یا ٨ سالگی، برای برخی از شیعیان دشوار بوده است.
در نتیجه همین شک و تردیدها بود که گروهی را به سوی «واقفیه» سوق داد و علمای شیعه را به سفربه مدینه و پرس وسوال از امام جواد(ع) واداشت. کتاب کافی از علی بن ابراهیم از پدرش نقل می کند که گفت: گروهی از شیعیان از شهرهای دور آمدند و از امام جواد(ع) اجازه تشرف گرفتند و خدمت آن حضرت رسیدند و در یک مجلس صدها مسئله از او پرسیدند و حضرت به آن ها جواب گفت و در آن زمان ١٠ ساله بود. (کافی ج ٢ ص ۴٢٠-۴١٩) پس از این پرسش و پاسخ ها بود که شیعیان متحیر به اطمینان قلبی و به این باور رسیدند که امام کسی نیست جز جوادالائمه(ع). راوی می گوید: خدمت ابی جعفر امام محمدتقی(ع) رسیدم و درباره موضوعاتی با اومناظره کردم سپس فرمود: ای ابا علی! (کنیه راوی) شک و تردید از میان رفت. پدرم جز من فرزندی ندارد. (کافی ج ٢ ص ١٠۴) هم چنین کلینی در کتاب خود «کافی» روایتی را نقل کرده است که روزی عموی امام رضا(ع) علی بن جعفر(ع) در مسجدالنبی(ص) درس می داد و احادیثی را که از برادرش امام کاظم(ع) شنیده بود، برای شاگردان روایت می کرد. در این حال امام جواد(ع) به مسجدالنبی(ص) وارد شد. عموی امام رضا(ع) که سن و سالی از او گذشته بود تا چشمش به امام جواد(ع) افتاد، بی درنگ از جا بلند و بدون آن که کفش و عبای خود را بپوشد به سمت ورودی مسجد رفت و دست امام جواد(ع) را بوسید و به آن حضرت ادای احترام کرد. امام به او فرمود: ای عمو! بنشین. خدایت رحمت کند، او گفت: آقای من! چگونه من بنشینم و تو ایستاده باشی؟! هنگامی که علی بن جعفر به محلی که درس می داد برگشت، اصحاب و شاگردانش او را سرزنش کردند که چرا با این که او عموی پدر امام جواد(ع) است و بسیار بزرگ تر از او از نظر سن، با این حال چنین نسبت به امام رفتار کرده است؟ او در پاسخ ریش خود را در دست گرفت و به آنان عتاب آلود، گفت: خاموش باشید اگر خدای عز و جل این ریش سفید را سزاوار(امامت) ندانست و این کودک را سزاوار دانست و به او چنان مقامی داد، آیا من باید فضیلت او را انکار کنم؟! پناه بر خدا از سخن شما... (همان جا ص٧-١٠۶)
شیخ مفید هم در «ارشاد» از خوشحالی و مسرت مأمون از علم و دانش امام(ع) درخردسالی سخن گفته و نوشته است به همین خاطر تصمیم گرفت دخترش ام الفضل را به همسری آن حضرت در آورد. اما عباسی ها بر تصمیم او خرده گرفتند و بهانه آوردند که امام(ع) هنوز خردسال است و به سرحد معرفت و کمال نرسیده است. این جا بود که قرار شد جلسه مناظره ای بین امام(ع) و قاضی القضاة مأمون، یحیی بن اکثم در دربار برگزار شود. این مناظره برپا شد و یحیی چنان از پاسخ دقیق امام متعجب شد که هاج و واج ماند و از شرمندگی عرق سراسر صورتش را فرا گرفت و آثار درماندگی در او آشکار شد و زبانش به لکنت افتاد، چنان که حاضران متوجه درماندگی او شدند و شکست او و عظمت امام (ع) را به چشم خود مشاهده کردند.

امام (ع) از دل مردم آگاه است

هنگامی که مراسم عروسی انجام شد، شخصی به نام محمدبن علی هاشمی نقل کرده است که من بامداد روز بعد نخستین کسی بودم که برای تهنیت خدمت امام رسیدم و چون در آن شب دوایی خورده بودم به شدت تشنه بودم و نمی خواستم از امام آب طلب کنم.
امام(ع) به چهره من نگاه کرد و گفت: به گمانم تشنه ای؟ گفتم: آری، دستور داد آب بیاورند، با خودم گفتم: اکنون آبی مسموم می آورند به این خاطر اندوهگین شدم. در این حال خدمتکار آب آورد. حضرت که گویی فکر مرا خوانده بود، با حالتی متبسم و خندان به صورتم نگاه کرد و فرمود: ای غلام آب را به من بده، آن را گرفت و آشامید، سپس به من داد. من هم آشامیدم. باز تشنه شدم و دوست نداشتم آب بخواهم، امام این مرتبه هم مانند بار اول رفتار کرد.
راوی می گوید: محمدبن علی هاشمی به من گفت: گمان می کنم امام جواد(ع) چنان که شیعیان درباره او اعتقاد دارند از دل مردم آگاه است. (کافی ج٢ ص ۴١٩ و ارشاد ص ۶٣١)

نامه های بی آدرس

داود جعفری می گوید: حضور امام جواد(ع) شرفیاب شدم و سه نامه بی آدرس همراه من بود که بر من مشتبه شده بود و نمی دانستم به چه شخصی آن ها را برسانم. به همین خاطر ناراحت بودم. حضرت یکی از آن ها را برداشت و فرمود: این نامه زیاد بن شبیب است. دومی را برداشت و فرمود: این نامه فلانی است. من مات و مبهوت شدم حضرت لبخندی زد و صاحب نامه سوم را هم فرمود. آن گاه ٣٠٠ دینار به من داد و امر کرد آن را به یکی از پسرعموهایش بدهم و فرمود: آگاه باش که او به تو خواهد گفت: مرا به پیشه وری راهنمایی کن تا با این پول از او کالایی بخرم، تو او را راهنمایی کن. داود جعفری می گوید: من دینارها را نزد او بردم و او از من خواست تا پیشه وری را به او معرفی کنم تا از او کالا بخرد و چنان شد که امام فرموده بود. داود جعفری نیز نقل کرده است، ساربانی از من تقاضا کرده بود، به آن حضرت بگویم او را نزد خود به کاری بگمارد.
من خدمت حضرت رفتم تا درباره او با امام صحبت کنم دیدم غذا می خورد و جماعتی نزد امام هستند، فرصت نشد با آن حضرت سخن بگویم. حضرت فرمود: ای اباهاشم! بیا غذا بخور و پیش من غذا گذاشت. آن گاه بدون آن که من بپرسم فرمود: ای غلام! ساربانی را که ابوهاشم آورده نزد خود نگه دار.
کرامات و مناقب اهل بیت(ع) بسیار بیشتر از آن چیزی است که در کتاب ها نقل شده است. این موارد تنها گوشه هایی را از جایگاه رفیع آنان بازگو می کند، جایگاهی که به درستی در زیارت جامعه کبیره تبیین شده است. امام هادی(ع) در زیارت جامعه شأن امام(ع) در عالم هستی را در جمله جمله آن بیان کرده است. آن جایی که فرموده است: بکم فتح ا... و بکم یختم، بکم ینزل الغیث و یکشف الهم...
همین عظمت علمی و جایگاه رفیع بود که بنا به روایات نتوانستند امام را تحمل کنند و آن حضرت را در زمان معتصم عباسی به شهادت رساندند. بدون شک تأمل در کرامات می تواند شناخت ما را نسبت به ائمه(ع) عمیق تر و عواطف و احساس ما را به آنان بیشتر کند و اگر این کار با تحلیل و تحقیق همراه شود، زوایای جدیدی از زندگی امامان را برای ما روشن خواهد کرد و تصویر کامل تری از امام در ذهن ما ترسیم خواهد شد.
منبع: روزنامه خراسان
راسخون
  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٧:٠۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸۸/۸/٢٧