صداقت های خطرناک
صداقت های خطرناک
خیلی ها فکر می کنند که درست از لحظه ای که خطبه عقد جاری شد، دیگر تمام مرزها از بین می رود و زن و شوهر باید بدون هیچ حرف ناگفته ای زندگی عاشقانه شان را شروع کنند! در دایره لغت این افراد، رازداری بعد از ازدواج جایی ندارد و معتقدند که زن و شوهر هیچ چیز را نباید از هم مخفی نگه دارند. 
این صداقت خالصانه خیلی ستودنی است اما وقتی رنگ و بوی افراط و صداقت محض به خود می گیرد، کم کم شبیه یک ساده لوحی پردردسر می شود که ممکن است مشکلات زیادی برایتان به وجود آورد. همان طور که در مثل داریم:
جز راست نباید گفت هر راست نشاید گفت
- • دلخوری های مربوط به خانواده همسر که شما بدون هیچ ملاحظه ای با همسرتان در میان می گذارید، مصداق بارز همین رازگویی هایی است که فایده چندانی ندارند. فرض کنید که شما به دلایلی از مادر شوهرتان رفتار ناخوشایندی دیده اید و هنوز از او دلخورید. بعد همان زمان همسرتان شروع به تعریف و تمجید از مادرش می کند که چقدر زن فهمیده، درستکار و محترمی است.

در این شرایط اصلا لازم نیست مقابل همسرتان جبهه بگیرید و شروع کنید به نقض کردن گفته های او و حتی بدتر از آن پرونده تمام حرف هایی را که مادرشوهرتان به شما زده و شما را آزرده، باز کنید. بگذارید این مسائل بین شما و مادرشوهرتان به شکلی منطقی و باگذشت حل شود و روی روابط شما با همسرتان سایه نیندازد.
• بدتر از آن وقتی است که شما از خانواده نامزدتان دلخورید و اتفاقا ماجرایی پیش می آید که نامزدتان هم از یکی از اعضای خانواده اش دلخور می شود و این دلخوری را با شما درمیان می گذارد. بعد از آن شما شروع به برشمردن تمام بدی های آن فرد می کنید و باز داستان دلخوری هایتان را از او سر می دهید و حتی کاسه داغتر از آش می شوید و از خود همسرتان هم بیشتر بد طرف مقابل را می گویید!
یادتان باشد که همسر شما هر قدر هم که در آن لحظه عصبانی باشد، دوست ندارد از زبان نفر سومی مثل شما خطاهای خانواده اش را بشنود. این لحظات در ذهن همسر شما ثبت می شود و اگر زمینه تلافی کردن او را فراهم نکند، قطعا او را از شما دل چرکین می کند و باعث می شود دفعات بعدی درد دل هایش را با شما در میان نگذارد.
• برعکس این هم اشتباه است. لازم نیست در این شرایط دایه مهربان تر از مادر شوید و شروع کنید به خوب گویی افراطی از کسی که همسرتان را دلخور کرده! شما فقط شنونده باشید و سعی کنید همسرتان را آرام کنید. بعد از آن هم، وقتی عصبانیت همسرتان فروکش کرد، هرگز این مشکل و دلخوری را به یاد او نیاورید و از آن به عنوان ابزاری برای مظلوم نمایی خودتان استفاده نکنید.
مشکلات اعضای خانواده شما با هم، چیزی نیست که بخواهید به همسرتان انتقال دهید. البته قرار نیست چیزی را هم مخفی کنید اما از این مسائل در حدی با او صحبت کنید که اگر بعدها در جمعی کسی راجع به این مشکل چیزی گفت، همسر شما بی خبر نباشد

• اگر در خانواده شما یا همسرتان، کسی پشت سر همسر شما بدگویی کرد، لازم نیست عین همین حرف ها را کف دست همسرتان بگذارید. در غیر این صورت، آتشی در می گیرد که خودتان در آن خواهید سوخت.
اگر موضوع خیلی اهمیت داشت و پای اشتباهات همسرتان در میان بود، سعی کنید به نرم ترین حالت ممکن، جوری که همسرتان ذره ای متوجه بدگویی دیگری از خودش نشود، ماجرا را با او در میان بگذارید. فقط در حدی که درباره اشتباهش به او هشدار داده باشید و در صورت نیاز، او را متوجه دلخوری طرف دیگر از همسرتان کرده باشید. آن هم با نیت این که همسرتان را به دلجویی از آن شخص ترغیب کنید.
• مشکلات اعضای خانواده شما با هم، مشکلات شخصی خواهر شما با همسرش یا حتی رازهایی که یک دوست به عنوان درد دل با شما در میان می گذارد، چیزی نیست که بخواهید به همسرتان انتقال دهید. البته قرار نیست چیزی را هم مخفی کنید اما از این مسائل در حدی با او صحبت کنید که اگر بعدها در جمعی کسی راجع به این مشکل چیزی گفت، همسر شما بی خبر نباشد. همین و بس. دانستن جزئیات هیچ ضرورتی ندارد و کمکی به زندگی دو نفره شما نخواهد کرد.

• این که تمام پسرهای فامیل و دوست و آشنا روزی آرزوی ازدواج با شما را داشته اند (خانم محترم!) یا مادر شما به محض تمام شدن سربازی تان یک لیست بلند بالا از دختران دم بخت در اختیارتان قرار داده که از قضا همه شان علاقه مند ازدواج با شما بوده اند(آقای محترم!)، چیزی نیست که بخواهید با نامزدتان در میان بگذارید. مگر آنکه بخواهید پای بی اعتمادی، سرخوردگی، تحقیر و احساس ناامنی را به زندگی تان باز کنید. همه موارد این چنینی را پشت در محضر جا بگذارید و زندگی جدیدتان را تنها با فکر همین یک نفری که با او سر سفره عقد نشسته اید شروع کنید.
• این که در خیابان کسی مزاحم شما شده است، یا آرایشگر جدید محله تان که از نامزد داشتن شما خبر نداشته، برایتان خواستگار پیدا کرده است (خانم محترم) موردی است که نه تنها نباید به همسرتان بگویید بلکه خودتان هم در همان لحظه باید فراموشش کنید. گفتن از این مسائل این حس را در همسر شما به وجود می آورد که هر زمان ممکن است شما را از دست بدهد و این اصلا حس خوشایندی نیست.
مریم آقابزرگ
بخش کلوب ازدواج
تبیان
مردان خیابایی پدیده ای هم ردیف"زنان خیابانی
مهر: ضربان قلب زن از دست هایش گذشت و با صدای قلبش آمیخت، سمفونی وحشت در وجودش نواخته شد، صدای مرد سفیدپوش مثل درد توی حفره خالی سرش می پیچید، مرد در هر نگاه ترس را نثار وجود زن می کرد.
چشمان زل زده اش، زن را می کاوید، زن دستپاچه شد، هول برش داشت، دوید تا آنجا که می توانست دوید. اما انگار صدای نفسهای مرد را پشت سرش می شنید، مرد ابتدا بوق زده بود و حالا در گرگ و میش خیابان دنبالش کرده بود تا او هم از خیابان سهمی را داشته باشد.
راننده تاکسی اتوبوس یا فروشنده دوره گرد، پلیس راهنمایی و رانندگی و... از آن دسته افرادی هستند که با خیابان انس می گیرند، اما همه انس گرفتن ها برای داشتن شغلی آبرومند یا حداقل داشتن دستمزدی ازعرق جبین نیست، گاهی خیابان می شود مامن، گاهی محل زندگی و گاهی راهی برای رسیدن به مقصد و این گونه می شود که "بیشترین وقت" سهم خیابان است.
تحقیقات انجام شده نشان می دهد که به میزان مدت زمان حضور زنان و دختران در سطح خیابانها، هریک از آنها یک تا ۲۰ بار از سوی مردان خیابانی با مزاحمتهای کلامی و فیزیکی مورد آزار و اذیت قرار می گیرند و مردان خیابانی نیز در زمره دیگر فجایعی قلمداد می شوند که طی سالهای اخیر به عنوان ”آتشی زیر خاکستر" بسیاری از خانواده ها را به کام نابودی کشانده اند، حضور مردان خیابانی در مکانهای مختلف مانند شرکتهای خصوصی، خیابانها، سینماها، پارک ها، پیاده روها و مراکز تفریحی، زنان را نسبت به جامعه و دیگر مردان بدبین کرده است.
باید اینگونه باشد که هرجا که صحبت از زنان خیابانی می کنیم از مردان خیابانی هم نام ببریم، زیرا این معضل، روی دو پایه بنا شده و وقتی ما یک پایه را از صورت مسئله حذف می کنیم، بدیهی است که به نتیجه مطلوب نمی رسیم.
در واقع با وجود مردان خیابانی، زنان ایرانی قربانی یک فاجعه اجتماعی می شوند، سمیه 25 ساله در این رابطه می گوید: یک زن در خیابان انواع و اقسام کلمات رکیک، مزاحمت ها، بوق زدن ها، چراغ زدن ها، ترمز کردن ها، تنه زدن ها و پیشنهادات زشت را باید تحمل کند وحتی اگر قصد برخورد و مقابله نیز داشته باشد، توسط بسیاری از مردم جامعه متهم شده یا به باد استهزا گرفته می شود تا جایی که دیگرهیچ زن ودختر جوان یا مسنی از این عمل ناپسند که امروز بسیار فراگیر و تبدیل به یک رفتار اجتماعی شده است، در امان نیست.
وی می افزاید: البته با توجه به محدودیت هایی که برای زنان و دختران در اجتماع ما به منظور عدم پیگیری توسط مراجع قضایی و انتظامی یا برخورد با پدیده مزاحمت خیابانی وجود دارد، زنان روز به روز سرخورده تر و مردان لحظه به لحظه گستاخ تر می شوند.
فاطمه مادری کارگر است. وی در خصوص عدم امنیت دختران در خیابان ها به خبرنگار مهر می گوید: حتی دختران دانش آموز نیز در مسیر رفتن به مدرسه از دست آزارهای مردان خیابانی در امان نیستند. البته فقط دختران جوان مورد آزار مزاحمان قرار نمی گیرند بلکه زنان سالخورده نیز مورد اذیت و آزار قرار می گیرند به طوری که مزاحمان خیابانی هیچ گونه تفکیکی میان افراد قائل نیستند
مینا دانشجوی کارشناسی ادبیات از این امر اظهار نارضایتی می کند و معتقد است درهر کجا که حضور داریم باید وجود آنها را تحمل کنیم بدون آنکه قدرت اعتراض کردن داشته باشیم ودر صورت اعتراض احترام خود را در جمع از دست می دهیم و اگر در محل کار نیز چنین مشکلی با همکاران داشته باشیم، با اعتراض خود متهم می شویم.
وی بیش از 70 درصد پسران را در رواج فساد وایجاد مزاحمت برای دختران مقصر می داند ومی گوید: در حالیکه اکثر دختران و زنان به مزاحمت های مردان بی توجهند اما شماری از پسران و مردان با خودروهای خود در مقابل هر زنی ترمز کرده و او را دعوت به هم صحبتی می کنند.
اگر خانمها با حجاب باشند مشکلی آنها را تهدید نمی کند
اما برخی هم نظری مخالف دارند به نظر لیلا طاهری دانشجوی کارشناسی ارشد جغرافیا اگردختر خانم های محترمه و یا خانم های محترمه حجاب اسلامی شان را رعایت کنند مطمئن باشید هیچکس جرات به خودش نمی دهد که مزاحمتی ایجاد کند و کافی است دختر خانم هایی که با حجاب اسلامی در جامعه فعالند را نگاه کنید تا به شما ثابت شود.
رضا رضایی دانشجوی 26 ساله مدیریت دولتی نیز دراین زمینه می گوید: جوانان نیازهایی دارند که نمی توان با آنها بی تفاوت برخورد کرد.
وی می افزاید: برخی از مواردی که باعث ایجاد مزاحمت برای زنان و دختران جامعه ما می شود، شاید در ابتدا اصلاً به قصد مزاحمت نبوده و تنها نوعی ارتباط برقرار کردن با فرد مقابل بوده است.
رضایی با اشاره به بیکاری جوانان تصریح می کند که وقت گذرانی و نیازهای عاطفی باعث می شود جوان بدون هیچ دلیلی ایجاد مزاحمت کند.
اشتغال و ازدواج آسان بخشی از مزاحمتهای خیابانی را حل می کند
وی راهکار اساسی برای حل این معضل را ایجاد بستری برای اشتغال جوانان می داند و تاکید می کند: این امر ازدواج را آسان تر کرده و جوانان را در مسیری سالم تر هدایت می کند.
چند دختر جوان توی پیاده رویی که پر شده از برگهای پاییزی قدم می زنند یکی از آنها که به نظر می رسد از متولدین دهه 60 باشد می گوید: هیچ نهاد یا مرجع قانونی تمایلی به برخورد با این افراد ندارد.
یک فعال حوزه زنان نیز معتقد است: روش ها و راهکارهایی که تا کنون برای رفع معضل زنان خیابانی اعمال شده اند، سلیقه ای، مقطعی، سطحی، کوتاه مدت و بدون آسیب شناسی واقعی و همه جانبه بوده اند.
ناهید نامداریان می افزاید: هرجا که صحبت از زنان خیابانی می کنیم باید ازمردان خیابانی هم نام ببریم زیرا این معضل مشکلی است که روی دو پایه بنا شده و وقتی ما یک پایه را از صورت مسئله حذف می کنیم، بدیهی است که به نتیجه مطلوب نمی رسیم.
وی در خصوص راهکارهایی که تاکنون اعمال شده و به نتیجه نرسیده، خاطرنشان می کند: معتقدم اساسا تاکنون هیچ برنامه عملی و استراتژی تدوین شده ای در این رابطه وجود نداشته و به همین دلیل است که روز به روز شاهد پیچیده تر شدن موضوع هستیم.
به گفته نامداریان متولیان این امر بعضی مواقع این معضل را به صورت یک پدیده بررسی کرده و برای آن راهکارهایی اعمال کرده اند و این در حالیست که معمولا پدیده های اجتماعی، چند سببی بوده و باید علل و فرضیه های مختلف را برای آنها در نظر گرفت.
وی می گوید: فقر، بیکاری، اعتیاد و الگوهای سنتی برای جامعه در حال گذار، نپرداختن درست مسئولان به مسائل فرهنگی، اقتصاد ناسالم، فاصله طبقاتی و... از جمله عوامل موثر در ایجاد این معضل اجتماعی هستند.
این فعال حوزه زنان یادآور می شود: بسیاری از نهادهای مرتبط با مسئله زنان و مردان خیابانی به وظایف خود عمل نکرده و از کنار مسائلی مانند قاچاق دختران و زنان عبور کرده یا برای حل کردن این مسئله تنها مسیر پلیس، دادگاه و اعدام را در نظر می گیرند.
دکتر زهرا پیراسته روانشناس نیز در مورد مردان خیابانی می گوید: مردان خیابانی به کسانی اطلاق می شود که بیشترین وقت خود را در خیابان سپری می کنند، این افراد خیابان را منبع کسب درآمد تلقی می کنند یا به عبارت دیگر خیابان را به عنوان منبعی جهت برآورده کردن نیازهای عاطفی، روانی و جنسی خود می دانند.
وی می افزاید که این افراد کسانی هستند که به نوعی از خانواده خود طرد شده یا خانواده آنها از بافت منسجم و ساختار بهنجار برخوردار نیست و از سوی دیگر این افراد به گونه ای برای ارضای نیازهای خود به محیطی غیر از خانه و خانواده متوسل می شوند.
پیراسته می گوید: مردان خیابانی غالبا از لحاظ روانشناسی اجتماعی آسیب دیده و آسیب رسان هستند و این امر به دلیل آن است که این افراد از نظر جنسی نمی توانند راه حل مناسبی بیابند چون جایی وجود ندارد که حتی اگر بیماری جنسی داشته باشند خود را مورد مشاوره قرار دهند و از دیگر موارد آشکار فعالیت مردان خیابانی وجود برخی موسسات خصوصی است که به مرکز آسیب های اجتماعی و پاتوق های رواج فساد و فحشا مبدل شده است
مردان خیابانی عامل رشد 15 درصدی دختران فراری
یک کارشناس اجتماعی نیز با بیان اینکه میدان تقاضا است که عرضه را ایجاد می کند، می گوید: اگر دختران فراری رشد 15درصدی در سال دارند باید علت آن را در میان مردان خیابانی جستجو کرد و افرادی که بدون هیچ محدودیتی در لباسها و شکل های مختلف باعث فریب دختران و زنان می شوند و زمینه سقوط اخلاقی چند نسل را می توانند فراهم کنند.
وی معتقد است که اگر مردان خیابانی دستگیر شوند و با آنها برخورد قاطعی شود به طور قطع زن خیابانی هم نخواهیم داشت اما چنین موردی وجود ندارد و مسئولان حکومتی تنها با مواردی چون بدحجابی برخورد کرده و به مسائل ریشه ای توجهی ندارند.
این کارشناس اجتماعی بالا رفتن سن ازدواج، افزایش روزافزون موانع ازدواج مانند تورم وافزایش هزینه های جاری چون اجاره و مسکن، بیکاری و همچنین عدم توجه والدین به فرزندان، از عوامل و مشکلاتی است که باعث می شود مسائلی این گونه ایجاد شود.
عکس ها تزئینی است
خواب متأهّل بهتر از روزه مجرد!
خواب متأهّل بهتر از روزه مجرد!
محتوای سوره قصص

در زندگی روز مره باید یک نکته ی بسیار ساده را بدانیم و به آن عمل کنیم تا هیچ گاه دچار خسران و زیان نگردیم و آن این که؛ به تمام کارهایمان رنگ و جهت خدایی دهیم و هیچ کاری را به قصد به دست آوردن جلب نظرکسی جز خدا ، انجام ندهیم .
تمام کارها با رنگ الهی!
«قالَ إِنِّی أُرِیدُ أَنْ أُنْکِحَکَ إِحْدَى ابْنَتَیَّ هاتَیْنِ عَلى أَنْ تَأْجُرَنِی ثَمانِیَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْراً فَمِنْ عِنْدِکَ وَ ما أُرِیدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَیْکَ سَتَجِدُنِی إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِینَ ؛ (حضرت شعیب به موسى) گفت : «من مىخواهم یکى از این دو دخترم را به همسرى تو درآورم به این شرط که هشت سال براى من کار کنى و اگر آن را تا ده سال افزایش دهى ، محبّتى از ناحیه توست من نمىخواهم کار سنگینى بر دوش تو بگذارم و ان شاء اللَّه مرا از صالحان خواهى یافت .» (قصص 27)
نکتههای آیه:
ما مىتوانیم تمام کارهاى خود را رنگ الهى دهیم ، چنان که قرآن مىفرماید : « صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً» (بقره، 138) مثلًا هر گاه صورت خود را مىشوییم ، قصد وضو نماییم ، هر گاه مىنشینیم مثل پیامبر (صلى اللَّه علیه و آله) رو به قبله نشینیم ، به جاى مدرک و مقام ، براى رضاى خداوند درس بخوانیم ، لباسى که براى همسر مىخریم ، به مناسبت اعیاد مذهبى همچون عید غدیر یا تولّد حضرت زهرا (علیها السلام) باشد ، هدیهاى که براى فرزند خود مىخریم به مناسبت کسب یک کمال معنوى باشد .
پیامهایی از آیه:
1 ـ اگر کارى بر اساس جوانمردى و ضعیف نوازى انجام شود ، علاوه بر اجر معنوى ، پاداش دنیوى نیز به دنبال دارد : « قالَ إِنِّی أُرِیدُ أَنْ أُنْکِحَکَ » (حضرت موسى که تا ساعاتى پیش حتّى بر جان خود ایمن نبود ، اینک علاوه بر امنیّت جانى، صاحب زن و زندگى و کار مىشود .)
2 ـ سنّتهاى خوب ازدواج (همچون حضور در منزل دختر و گفتگو با حضور پدرش) را از انبیا بیاموزیم : « إِنَّ أَبِی یَدْعُوکَ ... إِنِّی أُرِیدُ أَنْ أُنْکِحَکَ »
3 ـ شناخت داماد پیش از اقدام به ازدواج ، امرى ضرورى است : « فَلَمَّا ... قَصَّ عَلَیْهِ الْقَصَصَ ... قالَ إِنِّی أُرِیدُ أَنْ أُنْکِحَکَ» (موسى سرگذشت خود را صادقانه به شعیب گفت و او به موسى اطمینان پیدا کرد، آن گاه پیشنهاد دامادى او را براى دخترش مطرح نمود .)
4ـ اگر از امین بودن ، توانایى و علاقمندى به کار جوان مطمئن شدیم، « الْقَوِیُّ الْأَمِینُ » نداشتن امکانات و مسکن را مانع ازدواج قرار ندهیم : « أُرِیدُ أَنْ أُنْکِحَکَ »
5 ـ پیشنهاد ازدواج از جانب پدر دختر مانعى ندارد : « إِنِّی أُرِیدُ أَنْ أُنْکِحَکَ »
6 ـ رعایت نوبت میان دختران ، و ازدواج دختر بزرگتر قبل از کوچکتر، همهجا ضرورى نیست :« إِحْدَى ابْنَتَیَّ » (حضرت شعیب به موسى گفت: مىخواهم یکى از این دو دخترم را به ازدواج تو درآورم و شرط نکرد که دخترِ اوّل باشد یا دوّم .)
7ـ پدر نباید در امر ازدواج میان دختران ، تفاوت بگذارد : « إِحْدَى ابْنَتَیَّ هاتَیْنِ »
8ـ دختر و پسر مىتوانند در هنگام خواستگارى در برابر یکدیگر قرار بگیرند : « هاتَیْنِ »
9ـ غریزهى جنسى را جدّى بگیریم . حتّى در خانه نبوّت ، براى سلامت محیط خانه و کار ، ابتدا به امر ازدواج اقدام و سپس به استخدام توجّه مىشود : « أُرِیدُ أَنْ أُنْکِحَکَ ... عَلى أَنْ تَأْجُرَنِی »
10ـ ازدواج ، با مهریه همراه است : « عَلى أَنْ تَأْجُرَنِی »

11ـ لازم نیست مهریه مال و ثروت باشد . حضرت شعیب به موسى گفت: دخترم را به ازدواج تو درمىآورم به شرط آن که هشت سال براى من کار کنى : « عَلى أَنْ تَأْجُرَنِی ثَمانِیَ حِجَجٍ » (البتّه در شریعت اسلام مىبایست به فتاواى مراجع تقلید مراجعه کنیم.)
12ـ زمانبندى قراردادها را بر اساس زمان عبادات و امور معنوى قرار دهیم : « ثَمانِیَ حِجَجٍ » (به جاى هشت سال ، فرمود : هشت حج)
13ـ یکى از راههاى ترویج معروف ، بزرگداشت اوقات معنوى و « ایّام اللَّه » است : « ثَمانِیَ حِجَجٍ »
14ـ مقام نبوّت ، مانع از صحبت پیرامون مقدار مهریه و مال الاجاره نیست : « ثَمانِیَ حِجَجٍ »
15ـ مراسم حج ، در ادیان گذشته نیز سابقه داشته است :« حِجَجٍ »
16ـ هنگام صحبت براى مهریه ، پدر عروس ، حدّ اقل مورد قبول را انتخاب کند و پذیرش بیشتر را به اختیار داماد بگذارد : « فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْراً فَمِنْ عِنْدِکَ » حضرت شعیب به موسى گفت : اگر هشت سال را به ده سال برسانى اختیار با شماست .
17 ـ در میزان مهریه ، داماد را در تنگنا قرار ندهید : « فَمِنْ عِنْدِکَ »
18 ـ پدر عروس در امر ازدواج سختگیرى نکند و در پرداخت مهریه ، توان داماد را در نظر بگیرد : « ما أُرِیدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَیْکَ »
19 ـ کسانى که به کارگران و زیردستان خود سختگیرى مىکنند ، انسانهایى ناصالح هستند : «سَتَجِدُنِی إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِینَ »
20 ـ داماد باید از ناحیه بستگان جدید ، آرامش خاطر داشته باشد : « سَتَجِدُنِی إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِینَ »
21ـ بدون استمداد از خدا و گفتن انشاء اللَّه ، براى آینده وعدهاى ندهیم : « إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِینَ »
22 ـ اعتمادِ متقابلِ داماد و خانواده عروس لازم است : « سَتَجِدُنِی ... مِنَ الصَّالِحِینَ »
اهمّیت ازدواج در اسلام
در روایات مىخوانیم : ازدواج سبب حفظ نیمى از دین است . دو رکعت نماز کسى که همسر دارد از هفتاد رکعت نماز افراد غیر متأهّل بهتر است . خواب افراد متأهّل از روزهى بیداران غیر متأهّل بهتر است . (میزان الحکمه)
آرى بر خلاف کسانى که ازدواج را عامل فقر مىپندارند ، رسول خدا (صلى اللَّه علیه و آله )فرمودند : ازدواج روزى را بیشتر مىکند .
همچنین فرمودند: کسى که از ترس تنگدستى ازدواج را ترک کند ، از ما نیست و به خدا سوء ظن برده است . (میزان الحکمه)
در روایات مىخوانیم : کسى که براى ازدواجِ برادران دینى خود اقدامى کند ، در روز قیامت مورد لطف خاص خداوند قرار مىگیرد. (کافى، ج 5، ص 331)
قرآن نسبت به تشکیل خانواده و اقدام براى ازدواج ، دستور اکید داده (نور، 32) و سفارش کرده که از فقر نترسید ، اگر تنگ دست باشید ، خداوند از فضل و کرم خود ، شما را بىنیاز خواهد کرد . (نور، 32)
ازدواج وسیلهى آرامش است . (روم، 21) در ازدواج فامیلها به هم نزدیک شده و دلها مهربان مىشود و زمینهى تربیت نسل پاک و روحیه تعاون فراهم مىشود . (میزان الحکمه)
در روایات مىخوانیم: براى ازدواج عجله کنید و دخترى که وقت ازدواج او فرا رسیده ، مثل میوهاى رسیده است که اگر از درخت جدا نشود فاسد مىشود . (میزان الحکمه)
انتخاب همسر

معیار انتخاب همسر در نزد مردم معمولاً چند چیز است : ثروت ، زیبایى ، حَسب و نَسب.
ولى در حدیث مىخوانیم : « علیک بذات الدین » تو در انتخاب همسر، محور را عقیده و تفکّر و بینش او قرار ده . (کنز العمال، ح 46602)
در حدیث دیگر مىخوانیم : چه بسا زیبایى که سبب هلاکت و ثروت که سبب طغیان باشد . (میزان الحکمه)
رسول خدا (صلى اللَّه علیه و آله) فرمود : هر گاه کسى به خواستگارى دختر شما آمد که دین و امانتدارى او را پسندیدید ، جواب ردّ ندهید و گرنه به فتنه و فساد بزرگى مبتلا مىشوید .(بحار، ج 103، ص 372)
امام حسن (علیه السلام) به کسى که براى ازدواج دخترش مشورت مىکرد فرمود : دامادِ با تقوا انتخاب کن که اگر دخترت را دوست داشته باشد گرامیش مىدارد و اگر دوستش نداشته باشد ، به خاطر تقوایى که دارد به او ظلم نمىکند . (مکارم الاخلاق، ج 1، ص 446)
در روایات مىخوانیم : به افرادى که اهل مشروبات الکلى هستند و افراد بد اخلاق و کسانى که خط فکرى سالمى ندارند و آنان که در خانوادهاى فاسد رشد کردهاند ، دختر ندهید . (میزان الحکمه)
آمنه اسفندیاری
بخش قرآن تبیان
منابع :
1- تفسیر نور ،ج 9
2- مکارم الاخلاق ، ج 1
3- میزان الحکمه
4- بحار، ج 103
5- کنز العمال
چطور بهترین شریک زندگی را برای خود انتخاب کنیم؟
|
|
|
|
((نامه یک دختر به همسر آینده اش!!))
می توانی خوشحال باشی، چون من دختر کم توقعی هستم. اگر می گویم باید
تحصیلکرده باشی، فقط به خاطر این است که بتوانی خیال کنی بیشتر از من
می فهمی! اگر می گویم باید خوش قیافه باشی، فقط به خاطر این است که همه
با دیدن ما بگویند"داماد سر است!" و تو اعتماد به نفست هی بالاتر برود!
اگر می گویم باید ماشین بزرگ و با تجهیزات کامل داشته باشی، فقط به این
خاطر است که وقتی هر سال به مسافرت دور ایران می رویم توی ماشین خودمان
بخوابیم و بی خود پول هتل ندهیم!
اگر از تو خانه می خواهم، به خاطر این است که خود را در خانه ای به تو
بسپارم که تا آخر عمر در و دیوارآن، خاطره اش را برایم حفظ کنند و
هرگوشه اش یادآور تو و آن شب باشد!
اگر عروسی آن چنانی می خواهم، فقط به خاطر این است که فرصتی به تو داده
باشم تا بتوانی به من نشان بدهی چقدر مرا دوست داری و چقدر منتظر شب
عروسیمان بوده ای!
اگر دوست دارم ویلای اختصاصی کنار دریا داشته باشی، فقط به خاطر این
است که از عشق بازی کنار دریا خوشم می آید... جلوی چشم همه هم که نمی.شود!
اگر می گویم هرسال برویم یک کشور را ببینیم، فقط به خاطر این است که
سالها دلم می خواست جواب این سوال را بدانم که آیا واقعا "به هرکجا که
روی آسمان همین رنگ است"؟! اگر تو به من کمک نکنی تا جواب سوالاتم را
پیدا کنم، پس چه کسی کمکم کند؟!
اگر از تو توقع دیگری ندارم، به خاطر این است که به تو ثابت کنم چقدر
برایم عزیزی!
و بالاخره...!!
اگر جهیزیه چندانی با خودم نمی آورم، فقط به خاطر این است که به من
ثابت شود تو مرا بدون جهیزیه سنگین هم دوست داری و عشقمان فارغ از رنگ
و ریای مادیات است!!!
پاتوق سرگرمی ایرانیان
شنیدنیترین روایت عاشقی

علی
آدمی در فصل جوانی تا کشتی دلش به ساحل دلبری ناز پهلو نگیرد آرام نمی یابد. دیری بود که بهار عمرم از راه رسیده بود و فکرهایی اینچنین گاه و بی گاه به خانه ذهنم هجوم می آورد.
اما من چون دیگر جوانان نبودم که در همسرگزینی به آرامشی نسبی و موقت دل خوش بدارم، من کسی را می جستم که بال پروازم تا بلندای قله قرب خدا باشد، همسری که پشت و پناهم باشد در طاعت معبود.
اما چه کسی؟
جز فاطمه چه کسی می توانست جامه این آرزو را بر تن من بپوشاند.
خویشان قریشی من، دختران پریچهر و شوهرباز کم نداشتند اما هیچکدام مرا به ساحل آرامش نمیرساندند.
خدایا! چگونه این خواسته را با حبیبم پیامبر، در میان نهم. خجالت، جرأت آشکار نمودن این راز را از من خواهد ستاند. پس معبود من! خودت راهی فرا رویم بگشا.
فاطمه آمد در حالى که پایین لباسش بر زمین کشیده مىشد.آرام گام بر میداشت و غرق در حیا بود چندانکه یکبار بر زمین افتاد و پیامبر فرمود: خداوند تو را در دنیا و آخرت از افتادن نگاه دارد.
راوی
... راست می گفت علی، در تمام عالم کسی جز فاطمه هم کفو او نبود. این را خود پیامبر بعدها چنین فرموده بود:
خدایم مرا فرمود که: «لو لم اخلق علیا لما کان لفاطمة ابنتک کفو علی وجه الارض» (بحار الانوار، ج43، ص9.)
اگر علی را نمیآفریدم، برای دختت فاطمه روی زمین هم شأنی نبود.
فاطمه البته خواستگارانی داشت که همه را دست رد به سینه زده بود، پیش از علی، عمر و ابوبکر به خود جرأت داده بودند تا خواسته خویش را با پیامبر در میان نهند و هر یک جز یک جمله از رسول خدا نشنیدند:
"درباره فاطمه چشم به راه وحی الهی ام."
در باغ انصار
این هر دو تن که یقین کردند رای فاطمه با ایشان نیست، به فراست دریافتند که پیامبر جز به علی نمی اندیشد، از این رو پس از شور با سعد بن معاذ به سراغ وی رفته او را در باغ یکی از انصار یافتند که نخلها را آبیاری مینمود.
ایشان، علی را از نیت خیر خود آگاه ساخته وی را به خواستگاری فاطمه فراخواندند:
- ای علی! اگر دستت خالی است یا بیم آن داری که فاطمه از خواسته ات به خاطر فقر روی برتابد، ما اینک از ثروت خود تو را بی نیاز خواهیم کرد.
علی چون این سخن را شنید اشک شوق در دیدگانش فرو نشست.
- خدا از زبانتان بشنود دیر زمانی است که در اندیشه این کارم اما مانده ام چگونه، پیامبر را از نیتم مطلع سازم.
- دل را باید به دریا زد. یا خود پای پیش نه یا دیگری را برای این کار واسطه کن.
- آری! سخن حق همین است که گفتی، هم اینک به خانه پیامبر می روم و پرده از راز خود می گشایم.
علی این را گفت و راه خانه پیامبر در پیش گرفت. پیامبر آن شب در خانه امّ سلمه می آسود.
خانه امّ السلمه
صدای دقّ الباب در بلند شد. امّ السلمه با نگاهی به رسول خدا
- یعنی کیست این وقت روز؟
- امّ السلمه! شتاب کن! و بیش از این نپرس! او کسی است که خدا و پیامبرش وی را دوست می دارند.
امّ السلمه با اشتیاق چنان برخاست که نزدیک بود پایش بلغزد.
در باز شد و علی با احترام وارد شد.
به محضر پیامبر فرود آمد و پس از تحیّت و ادب نشست و سر به زیر افکند.
ساعتی سکوت تنها حرفی بود که میان این دو یار دیرینه رد و بدل می شد. حیای علی و عظمت محضر پیامبر چنین اقتضا میکرد.
بالاخره رسول خدا قفل سکوت را شکست:
- علی جان! اگر خواسته ای داری، من سرا پا گوشم.
- ای رسول خدا! سابقه خویشی من با شما و پیشی من در اسلام و جهادم در راه دین خدا بر شما پنهان نیست، با این وجود نمی دانم آیا...
- ای جان پیامبر! اصل سخن را بگو! همانا تو را از آنچه بر زبان می رانی بسی والاتر یافته ام.
عرق بر پیشانی علی نشسته بود و همانطور که سر به زیر افکنده داشت آرام فرمود:
- حال که چنین است آیا به نکاح من با فاطمه رضا می دهی؟
پیامبر که گویا چنین روزی را انتظار می کشید، اندکی تامل کرد آنگاه فرمود:
- علی جان! تو اخلاق مرا نیک می شناسی، من بدون مشورت با دخترم از جانب وی تصمیم نمی گیرم؛ پیش از تو نیز برخی از بزرگان قریش از فاطمه خواستگاری کرده اند و من هر بار که خواسته شان را با او در میان نهاده ام آثاری از رضایت در چهره اش ندیده ام. اینک برخیز که من درباره تو با فاطمه سخن خواهم گفت.
پیامبر و فاطمه
در باز شد و پیامبر به خانه فرود آمد.
دختر مثل همیشه تبسم کنان به پیشباز پدر آمد، ردا را از دوش او برگرفت و با دست محبت کفشهای پیامبر را بیرون آورد. پای مبارک پدر را که شستشو داد وضویی ساخت و به درخواست پیامبر نزد وی نشست.
- میوه دل پدر! تو میدانی که من همیشه آرزوی خوشبختی تو را داشته ام و در این راه از هیچ تلاشی فرو گذار نبوده ام. اینک زهرای من! تو در آستانه ازدواج هستی و من همیشه از خدا خواسته ام که تو را به عقد بهترین مخلوق خود درآورد. پسر عمم علی را بهتر از هر کسی می شناسم، تو نیز از حسن سابقه او در ایمان و جهاد و وفاداریش به من، نیک خبر داری. با تو بگویم که علی درباره تو اندیشهی نیکی دارد. او امروز به خواستگاری تو نزد من آمده بود و اکنون چشم به راه است تا پاسخ تو را از زبان من بشنود. آیا به این وصلت خشنودی؟
در این هنگام فاطمه در سکوتی اسرارآمیز فرو رفت.
علی از کودکی در خانه پیامبر بزرگ شده بود. فاطمه علی را همواره کوهی پشت پیامبر و برادری عزیز برای خود به شمار می آورد. علی نیز پیوسته در غم و شادی این خانواده شریک بود هم آن روز که در رنج و شکنجه شعب ابی طالب، پروانه وار گرد سر پیامبر می چرخید. و هم روزهای بسیار دیگر که در کشاکش جنگ ها و چکاچاک شمشیرها، غم از چهره پیامبر می زدود.
طبیعی بود که آثاری از ناخشنودی در سیمای فاطمه ظاهر نشود.
خدایا فاطمه در این لباس و هیبت، رشک حوریان بهشتی را برانگیخته است
پیامبر سکوت فاطمه را به فال نیک گرفت و همانگونه که بر می خواست فرمود:
«الله اکبر سکوتُها اِقرارُها» (کشف الغمة، ج1، ص 50.)
فردای آن روز پیامبر در مسجد از علی پرسید.
- ای ابالحسن! اندوخته ای داری؟
- یا رسول الله! شما نیک می دانید که از مال دنیا چیزی برای خود نیاندوخته ام، تمام سرمایه من، شمشیر و زرهی است که شما در جنگ بدر به من بخشیده ای و با آن در راه خدا کارزار می کنم.
- همان را بفروش و از بهای آن، مختصر اثاثی برای زندگی ات فراهم کن.
عثمان زره را به چهارصد درهم خرید و علی بهای آن را نزد پیامبر آورد. رسول خدا بی آنکه از مقدار آن سوال کند بلال را صدا کرد و مشتی از پول را به او داد تا برای فاطمه عطر بخرد. آنگاه ابوبکر را فرمود تا اثاث منزل خریداری کند.
ابوبکر نیز با دو مشت پولی که از پیامبر نزد خود داشت، پیراهنی به هفت درهم، مقنعه ای به چهاردرهم، قطیفه ای مشکی، دو عدد تشک از کتان مصری، یکی بافته شده از لیف خرما و دیگری از پشم، پرده ای از جنس پشم، حصیری از بافت یمن، یک آسیاب دستی، طشتی مسین، مشکی آب از پوست حیوان، ظرف شیری از چوب، آفتابه ای قیراندود و دو کوزهی سفالین خریداری نمود.
پیامبر این اثاثیه محقرانه را که دید دستهایش به دعا بلند شد و فرمود: خدایا اینها را برای اهل بیتم مبارک گردان!
علی

از فردای آن روز به مدت یک ماه با رسول خدا در مسجد نماز می گذاردم ولی بی آنکه درباره فاطمه چیزی بگویم به خانه باز میگشتم. یک روز تنی چند از زنان پیامبر نزد من آمدند و گفتند:
- ای علی! آیا در پی آن نیستی که دست فاطمه را بگیری و زندگی مشترکت را زیر یک سقف آغاز کنی؟ اگر می خواهی ما واسطه شویم و این را با رسول خدا در میان نهیم.
من پذیرفتم و شنیدم که امّ ایمن نزد پیامبر رفته چنین گفته بود:
- ای پیامبر! خدا خدیجه را بیامرزاد! اگر او در قید حیات بود دوست داشت فاطمه را در لباس عروسی ببیند. همانا علی دوست دارد فاطمه را به خانه اش برد، چشمان این دو را به جمال یکدیگر روشن نما تا چشم ما نیز روشن شود.
پیامبر نیز فرموده بود: اگر علی چنین خواسته ای دارد چرا شما را بر این گمارده حال آنکه که من خود در این مساله چشم براه او هستم.
ماجرا را که شنیدم به حضور حضرتش شرف یاب شدم و عرضه داشتم:
ای رسول خدا! خواسته قلبی من از چندی پیش این بوده لکن حیا پرده ای میان من و شما افکنده بود.
آنگاه پیامبر زنان خویش را از پشت پرده صدا زد:
- چه کسی حاضر است؟
- من، ام السلمه
- خانه را برای دخترم فاطمه و عموزاده ام علی بیارایید.
- کدام حجره را؟
- حجره خودت را.
آنگاه زنان دیگر را فرمود تا فاطمه را آراسته لوازم عروسی فراهم نمایند.
امّ السلمه
فاطمه را که می آراستم بدو گفتم!
- آیا عطری برای خود تهیه نموده ای؟
- آری
- او را نزد من بیاور
فاطمه رفت و شیشه ای عطر آورد. اندکی از آن را در دستان من ریخت، بویی خوش و مسحور کننده از آن برخاست.
- این عطر را از کجا تهیه کرده ای؟
- هر گاه عمویم دحیه کلبی به خانه ما می آمد، پیامبر او را گرامی می داشت و به من امر می فرمود برای عمویت پشتی بگذار. من نیز چنین می کردم اما در همان حال می دیدم از لباسهایش چیزی فرو می ریزد و او با مهربانی می گفت آنها را برگیر و این عطر همان است که من جمع کرده ام.
راوی
علی بعدها از زبان پیامبر شنید که جبرییل گاهی به صورت دحیه کلبی بر من فرود می آمد و این عطرها عنبری است که از بالهای جبرییل فرو می ریخت.
علی
آن روز رسول خدا به من فرمود:
- طعامی برای عروسی فراهم کن. گوشت و نانش را من میدهم خرما و روغن هم بر عهده تو.
من خرما و روغن را تهیه کرده نزد پیامبر آوردم، حضرت آستینهاى لباسش را بالا زد و خرما را تمیز کرده در روغن ریخت وطعامی را بار گذاشت که عرب بدان «حیس» مىگفت.
آنگاه گوسفند فربهى بکشت و نان انبوهی فراهم کرد و مرا فرمود: هر که را که دوست دارى فرا بخوان.
وارد مسجد شدم، مسجد از صحابه پیامبر موج می زد، حیا کردم در آن جمع کثیر عدّهاى را دعوت کنم و عدّهاى را نه، پس بر یک بلندى ایستاده ام و فریاد زدم:
همه شما را به صرف ولیمه عروسى فاطمه، دخت رسول خدا دعوت میکنم.
مردم پذیرفتند و با اشتیاق گروه گروه به سوی خانه پیامبر سرازیر شدند.
من از کثرت جمعیت و قلّت غذا در بیم و هراس بودم، تا آنکه رسول خدا از آنچه در ذهنم مىگذشت مطّلع شد:
- على جان! نگران نباش! دعا مىکنم خداوند به این طعام برکت بخشد.
خدا را گواه می گیرم آن جمعیت که بیش از چهار هزار تن بودند همگى از این طعام اندک خوردند، سیر بخوردند ولى اندکی از طعام نکاست.
دختر مثل همیشه تبسم کنان به پیشباز پدر آمد، ردا را از دوش او برگرفت و بامحبت کفشهای پیامبر را بیرون آورد. پای مبارک پدر را که شستشو داد وضویی ساخت و به درخواست پیامبر نزد وی نشست.
مردمان که رفتند پیامبر فرمود تا کاسههایى را از غذا پر کردند و آنها را براى زنان خویش فرستاد، کاسهاى نیز جدا کرد و فرمود: این کاسه نیز براى على و فاطمه بماند.

گاه غروب خورشید، امّ سلمه را فرا خواند که فاطمه را نزد من آر!
فاطمه آمد در حالى که پایین لباسش بر زمین کشیده مىشد.آرام گام بر می داشت و غرق در حیا بود چندانکه یکبار بر زمین افتاد. که پیامبر فرمود: خداوند تو را در دنیا و آخرت از افتادن نگاه دارد.
هنگامى که فاطمه فرا روی پدر رسید، حضرت حجاب از چهره او برگرفت تا على وی را نظاره کند. آنگاه دست او را در دست على نهاد.
- علی جان! خدا قدم دختر رسولش را بر تو مبارک گرداند؛ براستی فاطمه خوب همسرى، و اى فاطمه! همانا على خوب شوهرى است، پس رو به سوى خانه خود آورید و اندکی صبر کنید، من نیز خواهم آمد.
دست دخت یگانه پیامبر را با افتخار گرفتم و به خانه فرود آمدیم.
فاطمه در گوشه ای نشست و من نیز در کنار او نشستم، هر دو از حیا و شرم به زمین چشم دوخته بودیم و چیزی نمی گفتیم.
تا اینکه صدای رسول خدا را شنیدم که می فرمود:
- چه کسانى اینجا هستند؟
- اى رسول خدا! بفرمایید، چه زائر خوبی هستید!
خانه علی
رسول خدا به خانه علی در آمد و نشست. فاطمه نیز در کنار پدر جای گرفت.
- فاطمه جان! برخیز و اندکی آب بیاور!
ساعتی بعد فاطمه با ظرفی آب نزد پیامبر آمد. پیامبر جرعهاى از آب بر گرفت و مضمضه کرد و دوباره در ظرف ریخت.
فاطمه را خواند و کفى از آن آب را به سر و سینه اش پاشید و فرمود: برگرد! و چون برگشت کف دیگر آب را در میان دو کتفش پاشید.
آنگاه دست به دعا برداشت:
« خدایا! این دخترم فاطمه است؛ پاره تنم و محبوبترین مردمان در نزد من. این نیز جانم و برادرم علی است؛ بهترین خلق تو در نزد من. پروردگارا! على را ولىّ و فرمانبردار خود قرار بده و اهل و عیالش را بر اومبارک گردان».
آنگاه فرمود:
اى على! نزد همسر خویش درآی، از خداوند مسالت می کنم که برکت و رحمتش را روزی شما دو تن گرداند چه؛ او خدایی حمید و مجید است.*
نوشتهی: ابوالقاسم شکوری_کارشناس گروه دین و اندیشه تبیان
*در پرداخت و نگارش این روایت بیشتر از کتاب گرانسنگ امالی شیخ طوسی(متوفی 460هجری) استفاده شده است.
دختران خواستگار
دختران خواستگار

چرا دخترها نمی توانند یا نباید از پسرهای مورد توجه خود خواستگاری کنند؟
این سؤال از سؤالات بسیار مهم و قابل توجه است و شاید برای بسیاری از دختر خانم ها از اهمیت ویژه ای برخوردار باشد. برخی معتقدند چرا فقط آقایان همیشه به خواستگاری دختر ها می روند؟ چه اشکالی دارد زمینه ای فراهم شود که در صورت مساعد بودن شرایط بعضی دختر خانم ها هم از آقایان مورد توجه و علاقه خود خواستگاری کنند؟
البته باید اذعان کرد که بسیاری از دخترها نیز چنین نمی اندیشند و دوست دارند شاهد آمد و شد خواستگاران متعدد باشند و از میان آنان، کسی را برگزینند که موجّه تر بوده ، از قابلیت همسری و بالاترین توان آرامشگری برخوردار باشد.
شایسته است در ارتباط با این سؤال اساسی، توجه علاقه مندان را به نکات زیر جلب نماییم:
به رغم مشابهت میان هوش و توانمندی های ذهنی دختران و پسران، تفاوت های موجود در خصیصه های زیستی و ویژگی های عاطفی دخترها و پسرها نشانگر شاکله ی خاص شخصیتی هر کدام از دو جنس است. دختر خانم ها در کنار وظیفه خطیر همسری و آرامشگری، از ارزشمندترین قابلیت انسانی یعنی توانایی مادر بودن نیز بهره مند هستند. قابلیت و شایستگی مادری، خود آمیزه ای از ویژگی های خاص زیستی و صفات برجسته عاطفی و احساسی است. از این رو ایفای بهینه نقش همسری و توفیق عهده دار شدن وظیفه بزرگ و سرنوشت ساز مادری از نشانه های شخصیت برتر و کمال وجودی زنان میباشد.
چنین تفاوت های بارز شخصیتی میان زن و مرد ، ضرورت بهره مندی فوق العاده زنان از احساسات لطیف و عواطف عمیق ، خود بستر پدیدآیی نگرش ها، رفتارها و نیازهای ویژه ای را در وجود آن ها فراهم می آورد. به همین دلیل است که زن ها به حمایت عاطفی، روانی و اجتماعی بیشتری نیاز دارند، زیرا هرچه پدیده ای ارزشمند تر باشد ، باید مورد حمایت و پشتیبانی بیشتری قرار گیرد.
این در حالی است که زنان عموماً دوست دارند همسرشان فردی باشد که شخصیت او جلوه گر اقتدار منطقی و عاطفی است. به عبارت دیگرنسبت به مردانی که از صفاتی همچون اعتماد به نفس، قدرت رهبری و مدیریت، شجاعت و حمایتگری بهره مند نیستند نظر مثبتی ندارند. مردان نیز غالباً دوست دارند همسرانشان منبع آرامش و شخصیت وجودی شان مملو از مهر و عطوفت،منطق و صبوری باشد.
تفاوت های زیستی و روان شناختی موجود میان زن و مرد هرگز به معنای برتری یکی بر دیگری نیست، که این تفاوت ها بیانگر ویژگی ها و نیازهای خاص، قابلیت ها و مسؤولیت های ویژه و در خور هر کدام از ایشان است.
خلاصه کلام آن که ساختار شخصیتی هریک از دو جنس زن و مرد به گونه ای است که هر کدام ویژگی های لازم را در مسیر تحول وجود و نیل به کمال شخصیت بی بدیل خود دارا هستند. تفاوت های زیستی و روان شناختی موجود میان زن و مرد هرگز به معنای برتری یکی بر دیگری نیست، که این تفاوت ها بیانگر ویژگی ها و نیازهای خاص، قابلیت ها و مسؤولیت های ویژه و در خور هر کدام از ایشان است.
بنابراین از یک نگاه ژرف ، برای زنان که وجودشان منبع احساسات، عطوفت و مهرطلبی و تمایل درونی اش مبتنی بر محبوب و معشوق بودن است و دوست دارد که بر دل و جان مرد حاکم باشد ، بسیار دشوار خواهد بود از مردی برای ازدواج خواستگاری کند و احیاناً جواب رد بشنود و سراغ فرد دیگری برود. بطوریکه این امر با ویژگی های خاص شخصیتی او سازگار نیست.
بدیهی است برای یک مرد بیشتر قابل تحمل است که از دختری خواستگاری کند و پاسخ رد بشنود و بعد از مدتی از دختر دیگری خواستگاری کند و احتمالاً بازهم با جواب منفی مواجه شود تا این که سرانجام پاسخ مثبت دختر دیگری را برای ازدواج دریافت دارد.
هنگامی که آقایان به خواستگاری دختر ها می روند، آنها شنونده لفظ آری یا خیرخواهند بود و این دخترها هستند که با قدرت انتخاب برتر، گوینده ی واژه های آری و خیر می باشند.
هنگامی که آقایان به خواستگاری دختر ها می روند، آنها شنونده لفظ آری یا خیرخواهند بود و این دخترها هستند که با قدرت انتخاب برتر، گوینده ی واژه های آری و خیر می باشند.
پر واضح است که خواستگاری آقایان از خانم ها هرگز به معنای محدودیت آزادی و اختیار خانم ها در حق انتخاب همسر نیست. ازدواج دختر خانم ها همواره باید با آگاهی، اراده و اختیارشان همراه باشد و همه دخترها حق دارند از میان خواستگاران داوطلب ازدواج با آن ها، آن کس را که اصلح می دانند با آزادی کامل انتخاب کنند وهیچ گونه اجباری و تحمیلی در این ارتباط روا نیست.

از منظری دیگر به این مهم نگاه کنیم!
در جامعه امروز که هر روز بر پیچیدگی آن افزوده می شود، حلقه های خویشاوندی گسسته تر می گردد، دایره شناخت های متقابل خانواده ها و بالطبع پسرها و دخترها محدودتر می شود و ارتباطات خانوادگی و آمد و شدهای فامیلی و همسایگی به حداقل می رسد، چه باید کرد؟
باید به روش ها و شیوه هایی اندیشید که ضمن تکریم شخصیت متعالی، حساس و لطیف دختر زمینه طرح نظریات و نگرش ها و اعلام آمادگی آنها برای پذیرش تقاضای ازدواج از طرف افراد واجد شرایط و مورد نظرشان( در صورت تقاضا و خواستگاری) به گونه ای که بایسته و شایسته است فراهم شود. این اندیشه و روش می تواند به فرایند "انتخاب" دختر ها که از حقوق فطری و طبیعی آنان است، معنا و مفهوم روشن تری ببخشد. به سخن دیگر در فرهنگ حاکم بر جامعه اسلامی ما مسأله خواستگاری دخترها از پسرهای مطلوب و واجد شرایط ازدواج می تواند به صورت غیر مستقیم (از طریق شخص سوم) و در زیباترین و شایسته ترین وجه و با حفظ کرامت، شأن والا و احترام به مراتب صداقت، پاکی و سلامت اخلاقی آنان انجام پذیرد.
به یقین در روش غیر مستقیم که در بستری از اخلاق، صداقت، اعتماد و اطمینان متقابل مورد استفاده قرار می گیرد، ضمن پاسداری از شخصیت ارزشمند دختران بیشترین مسؤولیت متوجه رابطین می باشد ، بطور مثال دختری یا خانواده دختر نگرش مثبت خود را درباره ویژگی های شخصیتی پسری که بطور نسبی او را می شناسند با فرد مورد اعتمادی در میان می گذارد این شخص ضمن بررسی کلیه جوانب امر در فرصتی مقتضی با پسر مورد نظر یا حتی خانواده وی ارتباط برقرار کرده نظر آنها را نسبت به زوجیت آن دو جویا می شود(به آنها اطلاع می دهد چنانچه مایل به ازدواج پسرشان باشند فلان دختر از کفایت و شایستگی های ارزشمندی برخوردار است) و در صورت موافقت دو طرف شرایط معارفه و شناخت متقابل بیشتر فراهم می شود.
به کلام دیگر، در دنیای امروز با توجه به پیچیدگی های خاص آن و محدودیت های موجود در ارتباط متقابل، ویژگی های شخصیتی جوانان و عدم برخورداری بسیاری از ایشان از مهارت های بایسته و شایسته اجتماعی در جهت گشایش فصل آشنایی به منظور شناخت متقابل و تمهید مقدمات امر ازدواج، علاوه بر شیوه مطلوب و پسندیده حاکم بر جامعه ما یعنی خواستگاری آقایان از خانم ها باید به روش و شیوه هایی اندیشید که هم تسهیل کننده امر ازدواج باشد تحت نظارت خانواده ها باشد و هم فرصت زوجیت جوانان واجد شرایط را بارور سازد.
عقد موقت؛ برشی از یک ازدواج
عقد موقت؛ برشی از یک ازدواج

« فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَیْکُمْ فِیمَا تَرَاضَیْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِیضَةِ إِنَّ اللّهَ کَانَ عَلِیمًا حَکِیمًا ... .»(نساء، آیه 24) پس چنان که از آنان کام گرفتید- تا زمان معیّن- آن اجرت معیّن را که مهر ایشانست به آنان بپردازید.
المتعة نزل بها القرآن و جرت بها السنة من رسول اللَّه: "حکم متعه در قرآن نازل شده و سنت پیغمبر صلی الله علیه و آله بر طبق آن جارى گردیده است" (حدیث امام صادق علیه السلام ،نورالثقلین، ج 1، ص 467 و تفسیر برهان، ص 360، ج 1)
متعه نوعی ازدواج است که تمامی امتیازات ازدواج دائم را نداشته و متقابلا همه دردسرها و تکالیف آن را نیز ندارد. مثلا در متعه، نفقه زن بر مرد واجب نیست و خروج زن نیز از خانه در اختیار مرد نیست (مگر آن که مزاحم آن التذاذی باشد که بخاطر آن متعه صورت گرفته است). متعه یک ازدواج کامل نیست بلکه ازدواجی برای شرایط اضطراری است .
برای آنکه متعه صورت بگیرد:
واجب است قبل از ازدواج، مهریه مشخص شده و مدت آن نیز معلوم گردد. اگر مهریه مشخص نشود عقد باطل، و اگر مدت معلوم نشود، عقد دائم می شود.
بعد از تعیین مهر و مدت، چنانچه زن بگوید: زوجتک نفسی فی المدت المعلومه علی المهر المعلوم و مرد بلافاصله بگوید: قبلت عقد، صحیح است.(مساله 2369، رساله امام)
حضور شاهد و خواندن ذکر و دعای خاصی هم واجب نیست.
گرفتن وکیل هم اشکالی ندارد. وکیل زن، صیغه (جمله فوق) را بخواند و وکیل مرد و یا خود مرد قبول کند.
اما:
1- زنی می تواند به عقد موقت در آید که شوهر نداشته باشد، در عدّه هم نباشد (اما در مورد دختران باکره شرایط و بحث های دیگری وجود دارد.)
مرد برای عقد موقت شرعا محدودیت ندارد؛ این بدان جهت است که از طریق متعه تا حدودی عدالت در ازدواج رعایت شود، زیرا همواره جمعیت زنان بی شوهر زیاد بوده که از طبیعی ترین حق خود یعنی حق تاهل محروم شده اند. که چاره ای از ازدواج با مردان متاهل ندارند اما از آنجا که تعدد زوجات سخت و موجب تحمل درد سرهای فراوانی است که اغلب هم زنان و هم مردان خود از آن رویگردانند، متعه راه بهتری برای ازدواج جمعیت زیادی از زنان است که راهی برای ازدواج دائم ندارند.
2- مرد برای عقد موقت شرعا محدودیت ندارد؛ این بدان جهت است که از طریق متعه تا حدودی عدالت در ازدواج رعایت شود، زیرا همواره جمعیت زنان بی شوهر زیاد بوده که از طبیعی ترین حق خود یعنی حق تاهل محروم شده اند. که چاره ای از ازدواج با مردان متاهل ندارند اما از آنجا که تعدد زوجات سخت و موجب تحمل درد سرهای فراوانی است که اغلب هم زنان و هم مردان خود از آن رویگردانند، متعه راه بهتری برای ازدواج جمعیت زیادی از زنان است که راهی برای ازدواج دائم ندارند. وقتی در متعه، مرد متاهل می تواند شرکت کند ولی زن متاهل و یا زنی که در عده است نمی تواند، همین نشان میدهد که جمعیت زنانی که مایل به ازدواجند بسیار بیش از مردان است که اگر اینطور نباشد، اجرای این قانون عملا ممکن نخواهد بود.

البته برای مردان نیز شرط عدم دسترسی به همسر شده است مردی که به علت داشتن همسر از متعه بی نیاز است حق متعه ندارد. ائمه معصومین مردان متاهلی را که از همسر خود دور نیستند و ممانعتی از ارتباط جنسی با همسر ندارند، را از متعه نهی کرده اند. در حدیث است که امام کاظم (علیه السلام) در پاسخ به سوال علی بن یقطین از متعه فرمود: تو را با متعه چه کار، حال آنکه خداوند تو را از متعه بی نیاز کرده است.
نیز آمده است که:
این کار برای کسی رواست که خداوند او را با داشتن همسری از این کار بی نیاز نکرده باشد. و اما کسی که دارای همسر است، فقط هنگامی می تواند دست به این کار بزند که دسترسی به همسر خود نداشته باشد .
اما از آنجا که ممکن است کسی در کنار همسر باشد ولی به دلایلی همچون قهر و لجبازی های طولانی همسر و یا بیماریهای مقاربتی وی، امکان ارتباط جنسی نداشته باشد، شریعت به کلی متعه را برای مردانی که به همسرانشان دسترسی دارند، حرام نکرده بلکه کراهتا تجویز فرموده است. لذا با قرار دادن این روایات کنار هم نتیجه این میشود که فهم شرایط هر کسی با خود اوست. در هر حال خداوند متعال از هر آنچه می کنیم و در دلهایمان پنهان کرده ایم با خبر است. یَعْلَمُ خائِنَةَ الْأَعْیُنِ وَ ما تُخْفِی الصُّدُورُ (غافر ،19) او نگاه زیر چشمى چشمها را مىداند و از آنچه در سینهها نهفته است خبر دارد.
امام على(علیه السّلام) فرمود:
اگر عمر درباره متعه آن چنان نمىکرد (متعه را حرام نمی کرد) هیچ کس جز شخص بدبخت زنا نمىکرد و هم به این صورت نقل شده است که زنا جز اندکى صورت نمىگرفت.
منفعت های متعه
متعه راهی برای فرار از گناه است؛ در شرایطی که پرهیز از گناه، سخت و موجب عقده های روانی و بیماری های عصبی می گردد .
چه بسا ازدواج های موقتی که از ازدواج دائمی عجولانه و اجباری جلوگیری می کند حال آنکه اگر اتفاق نیفتد و ازدواج دائم صورت بگیرد، یا به طلاق و رهایی فرزندان در دامان بدبختی ها منجر می شود و یا یک عمر شومی و نکبت به بار می آورد.
ازدواج موقت گاهی تنها راه چاره است برای نوجوانی که امکان ارضای جنسی برایش فراهم نیست؛ دانشجویی که قهرا تا اتمام درس نمی تواند ازدواج کند؛ مردی که همسر بیمار دارد و یا به دلیل شرایط کاری و یا هر چیز دیگری در سفرهای طولانی بسر می برد و زنی که بیوه یا مطلقه شده و همسر دائم نمی یابد. زیرا غریزه فشار می آورد و اگر سرکوب شود، بیماریها و ناراحتی های جدی ایجاد می کند و اگر رها شود طغیان می کند.
لذا در خبرى از قول امام على(علیه السّلام) آمده است که:
اگر عمر درباره متعه آن چنان نمىکرد (متعه را حرام نمی کرد) هیچ کس جز شخص بدبخت زنا نمىکرد و هم به این صورت نقل شده است که زنا جز اندکى صورت نمىگرفت.(جلوه تاریخ،ج 8، ص 193)
متعه و منتقدین
متعه در عین برخورداری از برکات و خیرات فراوان، همواره مورد حمله مخالفین و منتقدین قرار داشته و دارد تا آنجا که حتی برخی دین شناسان در حلالیت آن نیز شک کرده اند. که اگر دلایلشان را بررسی کنیم همه مربوط به بدرفتاری های مردان هوسباز و بی انصاف، و زنان ولگرد باز می گردد یعنی آخر سر می رسیم به اینجا که "هر عیب که هست از مسلمانی ماست ."
امام رضا(علیه السلام) فرمود: ازدواج موقت حلال نیست مگر برای کسی که آن را بشناسد(حکمت آن را درک کرده باشد و درست از آن استفاده کند) و اگر جاهل باشد در این باره (یعنی با جهالت رفتار کند) بر او حرام است .
گفتنی است که اسلام دین عدالت است و هرگز راهی برای ستمگری باز نکرده است. کسانی که از طریق قوانین اسلامی به یکدیگر ستم می کنند باید بدانند که مرتکب گناه بزرگی شده و جواز شرعی شامل حالشان نمی شود. متعه مجوزی است برای فرار از گناه نه برای ظلم به خانواده و ایجاد نفرت بین همسران. کسانی که با استفاده از مجوزات شرعی به بندگان خدا ستم می کنند، راجع به خداوند چه فکری می کنند؟
در روایت آمده است که:
«قَالَ الرِّضَا علیه السلام: الْمُتْعَةُ لَا تَحِلُّ إِلَّا لِمَنْ عَرَفَهَا وَ هِیَ حَرَامٌ عَلَى مَنْ جَهِلَهَا.(من لایحضره الفقیه، ج3، 459)
امام رضا(علیه السلام) فرمود: ازدواج موقت حلال نیست مگر برای کسی که آن را بشناسد(حکمت آن را درک کرده باشد و درست از آن استفاده کند) و اگر جاهل باشد در این باره (یعنی با جهالت رفتار کند) بر او حرام است .
همچنین محمّد بن حسن شمّون از امام کاظم(علیه السلام) گوید: «امام هفتم به برخى از شیعیانش نوشت: اصرارى بر متعه گرفتن نورزید، و خود را با اشتغال به آن از خانواده و زن و فرزند باز ندارید تا سبب آن شود که زنان دائمى شما به کفر گرایند و از حقّ بیزارى جویند، و به آن کس که به متعه فرمان داد نفرین و ما را لعن کنند.»(من لایحضره الفقیه، ترجمه غفارى، ج5، ص 126)
اما حتی در صورتی که مردان از این قانون سوء استفاده کنند باز هم وجود این قانون از عدمش بهتر است از این جهت که دفع افسد به فاسد می کند. زیرا آن دسته از مردان زن باره ای که عادت به هوسبازی دارند، به فرض آنکه متعه هم نباشد از عشق خیابانی شان نخواهند گذشت. اگر نشد؛ زنا می کنند و اگر با مشکل قانونی اش نتوانند کنار بیایند، خود را از قید و بند زندگی خانوادگی راحت می کنند. لذا با استفاده از قانون متعه ضرر کمتری به خانواده ی خود وارد می کنند. زیرا با داشتن مجوز قانونی متعه، برای رسیدن به زنی که دلشان را برده، نیازی به طلاق همسر دائم خود ندارند. با متعه یک مدت را با عشق جدید سپری می کنند تا رنگ ببازد و از رونق بیفتد. در اینگونه موارد متعه، گناه را از گردن مرد ساقط نمی کند اما مشکل قانونی او را حل می کند تا موجب آزار بیشتر نگردد.
انسی نوش آبادی – کارشناس گروه دین و اندیشه تبیان
چه مسائلی را نباید به همسرتان بگویید؟!
بعضی از خانمها یا آقایان عادت دارند تمام اتفاقاتی را که در طول روز برای شان اتفاق افتاده است را برای همسر حود تعریف کنند . با این وجود گاهی اوقات صحبت کردن بسیار خظرناک است و توصیه نمیشود که مدام صحبت نکنید ، سکوت در بسیاری از موارد بهتر از صحبت کردن می باشد.
آیا میدانید برای اینکه روابط زناشویی تان تداوم بیشتری داشته باشد، همه چیز را نباید به همسر خود بگویید! آیا میدانید چه صحبتهایی را باید به همسر خود بگویید و چه سخنانی را باید مطرح نسازید؟
اولین گام در روابط زناشویی نحوه ی صحبت کردن است ، طرز صحیح صحبت کردن با همسرتان تاثیر بسزایی را در روابظ شما میگذارد البته لازم به ذکر است نه هر صحبتی .
بعضی از خانمها یا آقایان عادت دارند تمام اتفاقاتی را که در طول روز برای شان اتفاق افتاده است را برای همسر حود تعریف کنند . با این وجود گاهی اوقات صحبت کردن بسیار خظرناک است و توصیه نمیشود که مدام صحبت نکنید ، سکوت در بسیاری از موارد بهتر از صحبت کردن میباشد.
در این مقاله توصیه و پیش نهادهایی را برای شما ارائه خواهیم کرد:
از دیدگاه روان شناسان انسانها از این منظر به چند دسته تقسیم میشوند
1- افرادی که همه مطالب زندگی خود چه در حال ، چه در گذشته را برای همسران خود بازگو میکنند به بلوغ فکری نرسیده اند ، ذهنشان مانند دوران نوجوانی شان عمل میکند که عادت داشتند همه چیز را برای خانواده خود تعریف کنند .
2- افرادی که در تعاریف خود ، صحبتهای شان اغراق میکنند و حتی گاهی وقتها به دروغ نیز متوسل میشوند ، افرادی هستند که اعتماد به نفس کمی به خود دارند ، با این کار قصد دارند تا اعتماد به نفس خود را افزایش دهند . امروزه پیوند بین زوجهای با ازدواجهایی که در سابق صورت میگرفت کاملا متفاوت میباشد . در زمان امروز اکثر زوجین هر دو با هم به کار بیرون از خانه اشتغال دارند ، زمان کمی را برای صحبت کردن با یکدیگر دارند ، هنگامی که فرصتی برای صحبت کردن پیش میآید در اغلب موارد راجع به کار بیرون از خانه ی خانم یا آقا میگذرد ، به ندرت پیش میآید که زوجین در مورد رابطهی خودشان ، زندگی دو نفره ای یا چهار نفرهاشان به صحبت بنشینند .
حال به توضیح این موضوع میپردازیم که چرا نباید تمام صحبتهای خود را به همسرتان بازگو کنید ؟ این سوال چندین پاسخ دارد:
1- از دیدگاه بعضی از روانشناسان افرادی که گذشته تلخ و سخت داشته اند باید توجه کنند که ، هنگامی تجربه های تلخ گذشته باید چراغ راه آینده باشد و بس. سعی کنید با گذشته های تلخ تان خداحافظی کنید و با عنوان کردن تجربه ها ذهن همسر تان را مغشوش نکنید . توجه کنید که شما دیگر در دوران مجردی به سر نمیبرید ، شما تشکیل خانواده داده اید و از همان روز اول که وارد زندگی زناشویی میشوید باید سعی کنید همهی گذشته ی خود را فراموش کنید ، و الان زمان آن است که زندگی دو نفره ی که در آینده خواهید داشت فکر کنید ، صحبتهایتان نیز باید حول زندگی مشترکتان باشد نه گذشته تلختان .
2- اگر از اشتباهات گذشته عبرت گرفته اید و تحول خاصی در رفتارتان ایجاد کرده اید لزومی به بازگو کردن اشتباهات گذشته تان نیست چون ممکن است بر دیدگاه طرف مقابل به شما اثر منفی بگذارد و یا برخی قابلیت های فعلی تان نادیده گرفته شود. مگر در مواردی که بازگو کردن تجربه شما میتواند مانع تکرار اشتباه برای طرف مقابلتان شود.
3- صحبتهایی را از گذشته ، حال برای همسرتان بازگو و تعریف کنید اما سعی کنید وارد جزییات نشوید ، مسائل را برای او کاملا باز نکنید و نشکافید .
حال چه صحبتهایی را نباید مطرح کرد:
1- اسرار تان را به همسرتان نگویید .منظور از اسرار چیست ؟
مشکلاتی که در دوران قبل از ازدواج برایتان بوجود آمده و بازگو کردن آن تنها باعث مشغول کردن ذهن همسرتان میشود. نا گفته نماند که مسائلی است که گفتن آنها به همسرتان ضروری است مثلا تجربه نامزدی ناموفقی اگر در گذشته داشته اید به همسر تان بگویید اما آیا واقعا لازم است همسرتان از جزئیات آن مطلع باشد؟ مشکلاتی که با پدرو مادر، خواهر یا برادر تان داشته اید و عنوان کردن آنها به دیدگاه همسرتان نسبت به خانواده تان خدشه وارد میکند ، کمبودهایی که در زندگی با آنها مواجه بوده اید ، رنجها و مشقتهایی را که متحمل شده اید ، و مسائلی مانند این موضوعات بهتر است بازگو نکنید.
2- اگر زمانی به همسرتان ، رفتارهایی که انجام میداده شک کردید و در وفاداریش نسبت به خودتان مردد بودید
هرگز این موضوع را مطرح نسازید ، زیرا ممکن است شما به اشتباه چنین فکری را داشته بودید در این صورت احساس وفاداری که بین شما و شوهرتان وجود داشته است در همان زمان از بین می رود.
..:: کوروش بزرگ پادشاهی که تنها یک همسر برگزید ::..
تست روانشناسی مخصوص مجردها
در بین ما افرادی وجود دارند که مجردند و ترجیح می دهند هر چه زودتر تشکیل خانواده بدهند، اما در این بین هستند اشخاصی که ترجیح می دهند همچنان مجرد بمانند و یا دیر تر ازدواج کنند. باید اشاره داشت در بیشتر افرادی که تشکیل خانواده می دهند میل به ازدواج احساس می شود، یعنی زمانی که این احساس در آنها به وجود آمد تشکیل خانواده می دهند… حال شاید شما بپرسید، این نیاز را چگونه باید در وجود خودمان بشناسیم تا ازدواج کنیم… آیا اصلاً چنین احساسی در ما به وجود می آید یا نه؟ تست های زیر را پاسخ دهید تا متوجه شوید که در وجودتان چنین میلی دارید یا خیر؟
۱- آیا زمانی که مادر و پدری را به همراه فرزند کوچکشان می بینید، غبطه می خورید؟
الف) بله
ب) خیر
ج)گاهی اوقات
۲- آیا زمانی که یک زوج جوان را در حال خنده می بینید، افسوس می خورید؟
الف)بله
ب)خیر
ج)گاهی اوقات
۳-آیا همچون گذشته از اوقات تنهایی تان لذت می برید؟
الف)بله
ب)خیر
ج)گاهی اوقات
۴- زمانی که در جمع دوستان متاهل هستید،به خود می گویید که ای کاش من هم متاهل بودم؟
الف)بله
ب)خیر
ج)گاهی اوقات
۵-آیا شده که تا به حال حضور شخصی از جنس مخالف، شما را دگرگون کند؟
الف)بله
ب)خیر
ج)گاهی اوقات
۶- آیا تا کنون به این موضوع فکر کرده اید که تنهایی دیگر بس است؟
الف)بله
ب)خیر
ج)گاهی اوقات
۷-آیا تا کنون برایتان پیش آمده که شادی تان را بخواهید به کسی از جنس مخالف، انتقال دهید؟
الف)بله
ب)خیر
ج)گاهی اوقات
۸- آیا شما موسقی های آرام گوش می دهید؟
الف)بله
ب)خیر
ج)گاهی اوقات
۹- آیا شده زمانی که پشت ویترین یک فروشگاه هستید، احساستان به شما بگوید برای کسی هدیه ای بخرید؟
الف)بله
ب)خیر
ج)گاهی اوقات
۱۰- آیا رنگ زندگی برای شما تغییر کرده است؟ امیدواریم که حضور شخصی زندگی تان را دگرگون کند.
الف)بله
ب)خیر
ج)گاهی اوقات
۱۱- آیا شده در چند ماه اخیر، لبخند فردی، امید را در دلتان زنده کند و نگاه شما به زندگی تغییر کند؟
الف)بله
ب)خیر
ج)گاهی اوقات
۱۲- زمانی که پدر مادرتان می گویند، دیگر زمان ازدواج فرا رسیده است، اخم نمی کنید؟
الف)بله
ب)خیر
ج)گاهی اوقات
۱۳- آیا به تازگی در خیالتان مراسم خواستگاری را مرور می کنید؟
الف)بله
ب)خیر
ج)گاهی اوقات
۱۴- آیا اخیرا برایتان پیش آمده عاشق کسی شده باشید، اما حجب و حیا اجازه ندهد، آن را با او در میان بگذارید؟
الف)بله
ب)خیر
ج)گاهی اوقات
نتیجه:
اگر از ۱۴ پرسش بالا به ده گزینه پاسخ بلی داده اید، به این معنی است که نیاز به ازدواج در وجودتان احساس شده است و اگر به ده گزینه پاسخ خیر داده اید، به این معنی است که نیاز به ازدواج هنوز در وجودتان احساس نشده است و اگر به هفت گزینه پاسخ گاهی اوقات داده اید به این معنی است که هنوز سر در گم هستید و نمی دانید که باید ازدواج کنید یا نه، همچنان مجرد بمانید.
نکاتی مهم از همسرداری موفق
- همیشه با رفتارت امنیت و آرامش را به همسرت هدیه کن.
- به او اطمینان کن و تا وقتی که دلیل محکمی یرای سوء اطمینان به تو ثابت نشده به او شک نکن و نگذار همسرت چنین احساسی کند.
- هیچ گاه به همسرت بی احترامی نکن حتی زمانی که از او عصبانی هستی.
- کوچک شمردن او پیش روی فرزندان آفت خانواده است.
- تو باید کاری کنی که فرزندتان به همسرت احترام بگذارد و همسرت باید طوری رفتار کند که فرزندتان به تو احترام بگذارد.
- هرچه بیشتر همسرت را درک کنی به او نزدیک تر می شوی.
- خانواده اش را خانواده خودت بدان.
- به همسرت نشان بده که به خاطر او حاضری نظر و تصمیمت را عوض کنی.
- بگو و نشان بده که دوستش داری.
- هدیه حتما نباید گرانقیمت یا به مناسبتی باشد. گاهی اوقات یک گذشت از اشتباه یا اختصاص زمان غیرمنتظره به وی از هر چیزی ارزنده تر است.
- اغلب ما وقتی از کسی عصبانی می شویم فقط بدیهای او را به خاطر می آوریم اما بهتر است یادمان باشد که لحظات خوشی را هم با او داشته ایم.
- هنگامی علاقه همسرت را نسبت به خود بیشتر می کنی که بپذیری شادی و مشکلات او، شادی و مشکلات تو هم هست.
- اگر زندگیت را دوست داری به او سرکوفت نزن.
- دروغ گفتن به همسر می تواند مانند گام برداشتن در میدان مین، شخصیت و اعتبار تو را متلاشی کند.
- از اعتماد، محبت و مهربانی او سوء استفاده نکن.
- در مورد اختلاف ها و سوء تفاهم ها به گرمی با یکدیگر مذاکره کنید.
- لباس مورد علاقه او را بپوش و از عطری که دوست دارد استفاده کن.
- به علاقه مندی هایش توجه کن و همیشه سعی کن تا به آن ها برسد.
- اگر از موضوعی ناراحت و غمگین است، سعی کن در آن لحظات کنارش باشی.
- هیچ گاه روبروی هم قرار نگیرید، همیشه کنارهم و تکیه گاه هم باشید.
- لجبازی با همسر، لجبازی با روان، زندگی و آینده خود است.
- بی دلیل او را از علاقه مندیهایش دور نکن.
- با او عامرانه صحبت نکن، استفاده از کلماتی مانند لطفا، خواهشا، هرچی تو بگی و ... گناه و ضرری ندارد!
- هیچ گاه از شدت علاقه ات نسبت به او کم نکن، زیرا بی اندازه در ذهن او و زندگی تو تاثیر منفی می گذارد.
- هر کار خوبی که برای همسرت قصد انجام دادنش را داشتی و به دلایلی محقق نشد صادقانه برایش تعریف کن.
- همیشه از خوبی های او سخن بگو، من این طرز فکر را قبول ندارم که با تعریف از همسر یا فرزندان آن ها را مغرور و سودجو می کنیم چراکه تعریف از حسنات دیگران باعث می شود تا او بفهمد که کار خوبش برای اطرافیان مهم است و برایش ارزش قائلند و آن را درک می کنند، همین دلیل خوبی برای ادامه و ارتقای آن کار خوب می شود.
- به همسرت در هر کاری انرژی مثبت بده و آشکارا برای موفقیتش دعا کن.
- برای احساساتش بیش از هرچیزی ارزش قائل شو.
- نزد دیگران مخصوصا خانواده هایتان او را کوچک نکن.
- زود در مورد او قضاوت نکن، با یکی دو بار نتیجه گیری نمی توان فورا نظر قطعی صادر کرد چون شرایط و موقعیت های مختلف و خیلی چیزهای دیگر در نوع برخورد و رفتار افراد در زمان های مختلف متفاوت است که برای رسیدن به کلیات آن زمان و بررسی های زیادی لازم است.
- هیچ گاه همسرت را به عمد آزمایش نکن، سعی کن صبور و منطقی باشی و با زیر نظر داشتن او در شرایط طبیعی به خواسته ات برسی زیرا در آزمایش های عمدی به این علت که او از تو توقع چنین رفتار غیرمنتظره ای را نداشته احتمال دارد عکس العملی خلاف میل باطنی اش انجام دهد، ضمن اینکه از اعتمادش نسبت به تو شدیدا می کاهد.
- بهتر است چند مدتی یکبار در مورد رفتار و اعمال خود از یکدیگر نظر سنجی کنید، البته در صورتی که از ظزفیت انتقاد پذیری بالایی برخوردار هستید این کار را بکنید و به هیچ عنوان کار را به جرو بحث نکشانید.
- تهدید او مانند شلیک به مغزِ زندگی مشترکتان عمل می کند.
- هنگام بروز مشکلات امید دهنده باش نه امید گیرنده.
- با هر مشکل کوچکی راه خودت را جدا نکن، صبور و مستحکم باش تا پایه ای زندگیت قدرتمند باشد.
- از نبخشیدن اشتباه احساس افتخار نکن.
- هیچ گاه نگذار کار به جایی برسد که او تو را فردی قدر نشناس و بی معرفت بداند.
- از خانواده همسرت در هنگام بروز مشکلات دلجویی کن و یاری رسان آن ها باش.
سختگیرترین موجود در انتخاب همسر!؟
دانشمندان دریافته اند که نوع ویژه ای از خرچنگ های کالیفرنیایی پیش از جفت گیری و انتخاب جفت بیش از 106 خرچنگ نر را زیر ذره بین خود قرار داده و آنها را مورد بررسی قرار میدهند. این تحقیق نشان میدهد که خرچنگ های کمانچه زن ماده (Uca crenulata) سخت گیرترین و مشکل پسندترین جانوران روی زمین هستند.
«کاترین دریورا» که سرپرستی این گروه تحقیقاتی را به عهده داشته است میگوید: «تا آنجا که به خاطر دارم هیچ گونه ای همانند خرچنگ کمانچه زن ماده اقدام به انتخاب جفت از میان تعداد زیادی از نرهای خواهان خود نمیکند».
«دریورا» که استاد زیست شناسی دانشگاه کالیفرنیا در سن دیه گو میگوید: «اغلب بی مهرگان، تعدادی از پستانداران، دوزیستان و خزندگان معمولاً با نرهای همسایه خود یا با اولین نری که توجهشان را جلب کند یا حداقل با اولین نری که رفتار معاشقه مناسبی را از خود به نمایش بگذارد، جفت گیری میکنند. اما مسئله در مورد خرچنگ های کمانچه زن ماده کاملاً فرق میکند. این مادهها به آسانی تحت تاثیر هر خرچنگ نری قرار نمیگیرند».
«دریورا» و هم تیمیهای او جمعیتی از خرچنگ های کمانچه زن ساکن یک ناحیه جزر و مدی واقع در رودخانه «سوئیت واتر» کالیفرنیا را مورد مشاهده و بررسی قرار دادند.
خرچنگ های نر پیش از جفت گیری اقدام به حفر سوراخ های جفت گیری کرده و در ادامه این سوراخ ها را با شاخ و برگ پوشانده و مرتب میکنند. در ادامه این نرها در کنار سوراخ های خود ایستاده و به کمک چنگال های بزرگ خود از ماده ها دعوت میکنند که وارد حفره آماده شده توسط آنها شوند.
ماده ها در هنگام عبور از کنار نری که توجه آنها را به خود جلب کرده نیم نگاهی نیز به حفره جفت گیری او میکنند، برای خرچنگ ماده تنها یک نگاه گذرا به داخل حفره کافی است که تصمیم بگیرد که داخل حفره شود یا اینکه بهتر است راهش را کج کرده و به سراغ نر دیگری برود.خرچنگ ماده قبل از یافتن خانه مناسب خود ممکن است بیش از 100 حفره را مورد بررسی قرار بدهد تا بتواند خانه مناسب خود که متناسب با اندازه بدنش است را بیابد.
«مطالعه دریورا به خوبی نشان میدهد که چگونه جانورانی با مغزهای ساده و ابتدایی دارای قواعد برآورد و ارزیابی بوده و میتوانند انتخابهای سازشی پیچیدهای داشته باشند.
راههای پیدا کردن همسر ایده آل ! (طنز)
زنی مهریه خود را بخشید تا شوهرش زن بگیرد

به گزارش فارس ، زنی با مراجعه به دادگاه خانواده شهید محلاتی دادخواستی را به قاضی یکی از شعب ارائه کرد.
این زن 27 ساله در حضور قاضی شعبه 235 این مجتمع مدعی شد که او بچهدار نمیشود و مهریهاش را به اجرا گذاشته است.مهریهام را میبخشم تا شوهرم یک زن دیگر گرفته و بتواند دارای بچه شود؛ من کاملاً با این موضوع موافق هستم.من نفقه و مهریه هزار سکهای خود را میبخشم تا شوهرم آرزو به دل نماند و دارای فرزند شده و پدر شود.من هیچ درخواستی جزء ازدواج مجدد او ندارم و شوهرم باید این موضوع را به خاطر من قبول کند و زن بگیرد.
مرد 29 ساله در دادگاه حضور داشت و تصریح کرد: من چنین پولی ندارم که در قبال پرداخت مهریه زنم بدهم ، من حاضر هستم همسرم هر چیزی بخواهد انجام دهم ولی او مهریه هزار سکهایاش را ببخشد.همسرم باید درک کند که من به خاطر او حدود 4 سال و نیم است که بدون فرزند در کنارش زندگی کردم.
زن تصریح کرد: من همه چیز را به شوهرم میبخشم تا او ازدواج مجدد کرده و دارای فرزند شود او باید تعهد دهد.
مرد این موضوع را قبول کرد.
قاضی رسیدگی کننده به این پرونده، مهریه هزار سکهای را با درخواست زن، به مرد بخشید و همچنین پرونده را به کارشناس ارجاع داد.
مدل کت و شلوار دامادی
مسابقه ی ازدواج با جوایز نفیس!!!
مسابقه ی ازدواج با جوایز نفیس!!!

عوامل زیادی هستند که میتوانند انگیزهای برای تشکیل زندگی مشترک باشند که همه این موارد ارزش محسوب شده و البته از فرهنگی به فرهنگ دیگر هم متفاوت است عواملی چون نیاز به امنیت، پیوند جویی، ارزشمندی و یکپارچگی اجتماعی میتوانند ابزار و هدف و در نهایت سوقدهنده به سمت ازدواج باشند که امری طبیعی و درست است اما مشکل زمانی به وجود میآید که امر مقدس ازدواج تنها به جهت ارضای طبیعی این نیازها ایجاد نمیشود بلکه ابزاری خواهد شد برای رسیدن به این مشوقها و به دست آوردن امتیازات که از آن به عنوان ازدواج ابزاری یاد میکنیم.
- هدف مادی هرگز
مسلما میزان تعهد و صمیمیت در پیوندی که در راس آن اهداف مادی وجود داشته باشد، کاهش مییابد در این پیوند گذشت جای خود را به تحمل میدهد و صمیمیت خیلی زود به عادت مبدل میشود: عواملی که میتوانند بهداشت روانی خانواده را به شدت تهدید کنند.
- ازدواج ابزاری
زمانی که ازدواج ابزاری صورت میگیرد اعتماد دیگر جایی در بنیاد خانواده نوپا نخواهد داشت چون اهداف آن پایه و اساس محکمی ندارد. در نتیجه سطح اضطراب و ترس از دست دادن طرفین به شدت بالا میرود که در نهایت ایجاد برانگیختگی و پرخاش میکند. به بیان دیگر زمانی که افراد هدفشان از ازدواج رسیدن به جایزهای است که برای آن تعیین شده، امنیت کافیای در رابطه نخواهند داشت و زندگی مشترک پایهها و انسجام خود را از دست خواهد داد.
- آفت مرد و زن
لازم به ذکر است که در این بحث اشاره به جنسیت خاصی نیست. هم در مردان و هم در زنان ازدواج ابزاری وجود دارد. مردان به خاطر امتیازاتی نظیر کاهش مدت زمان سربازی و استخدام در بسیاری از مشاغل که شرط اصلی آن تاهل است از جمله این عوامل است. بسیاری از دختران به خاطر موقعیت اجتماعی غبطهآوری که همسر آیندهشان خواهد داشت،

تن به ازدواج میدهند بله موقعیت اجتماعی بالا، پر ستیز و ظاهر ایدئال از جمله جوایزی هستند که بسیاری از دختران در نتیجه ازدواج به دست میآورند. در اینجا ما تابع پدیدهای هستیم که میتوان آن را سوگیری به نفع زیبایی نامید به این معنا درباره اشخاص زیبا مثبت قضاوت میکنند و آنها را با هوش، متکی به خود و یا پر ستیز برآورد میکنند.
- رابطه کوتاه مدت
از طرف دیگر، شکل رابطه در سطح زندگی زناشویی تغییر خواهد کرد. ممکن است در این پیوند رابطه مدتی پایدار بماند. در واقع افراد به علت نداشتن امکان جالبتر دیگر (انگیزه) رابطه را حفظ میکنند و ممکن است هزینه یک رابطه بر سود آن بچرید اما هزینه قطع رابطه به احتمال زیاد بالاتر از هزینه حفظ آن باشد. اگر قطع رابطه به معنای از دست دادن پول، امتیازات اجتماعی یا هزینههای مشابه باشد، احتمالا زوجین منتظر خواهند ماند که زندگی غیر قابل تحمل شود تا به آن پایان دهند. بالاخره انتخاب بین ادامه رابطه با قطع آن میتواند به میزان اهمیت و ماندگاری جایزه وابسته باشد.
- همه جور آمادگی
در آخر، ازدواج پدیدهای است تعیین کننده، سرنوشت ساز و نیازمند آمادگیهای روانی، جسمانی و تفکر انتزاعی و بلوغ فکری و رفتاری در سطح کلان تر حتی برای تامین بهداشت روانی اجتماع هم حائز اهمیت است. پس باید برای آن انگیزه و دلایل محکم و منطقیای وجود داشته باشد. علاوه بر آن، این پدیده مهم در سطوح مختلف جامعهشناسی و روانشناسی بسیار مورد بحث و توجه است و به صورت علمی مورد بررسی قرار میگیرد. حال تصور کنید که این تصمیم مهم تنها به خاطر مشوقها و جوایز مادی و اجتماعی صورت گیرد. چنین پیوندهایی قطعا فاجعهآمیز و آسیبرسان خواهند بود. مناسبتر است اگر امتیازات و تسهیلاتی که در نظر گرفته میشود صرفاً محرک و مشوق باشند و رنگ هدف به خود نگیرد.
سلامت جنسی در گرو چیست؟
مطالعات نشان میدهد ۹۰ درصد زوجهای ایرانی نمیتوانند علائق خود را بهخوبی با همسرشان در میان بگذارند.
نتایج مطالعه ای که در سومین کنگره خانواده و سلامت جنسی ارائه شد، نشان داده است که ۹۰ درصد زنان مورد مطالعه، در ارتباط جنسی ناتوانند و نمیتوانند احساسات و علائق خود را با همسرشان به طور مطلوب در میان بگذارند و با او به شکل مناسب ارتباط برقرار کنند.
بررسیهای این محققان نشان داده که ناتوانی ارتباطی، به ویژه ارتباط کلامی، تاثیر منفی بر رابطه زناشویی سالم بین زن و شوهرها گذاشته است.

محققان طی این مطالعه نتیجهگیری کردهاند که رابطه مخدوششده جنسی، به طور معنیداری میتواند روی احساس خوشبختی این زنان در زندگی، تاثیر بگذارد.
همچنین در این مطالعه مشخص شده با زیاد شدن طول مدت زندگی مشترک بین زوجین، احساس خوشبختی آنها هم کاهش مییابد.
همچنین در این مطالعه مشخص شده در افراد تحصیلکرده، خصوصا در وضعیتی که تحصیلات شوهر با همسرش همخوانی دارد، احساس خوشبختی بیشتر است. البته لازم به توضیح است که تطابق تحصیلی همسران عامل خوشبختی آنها نیست بلکه این تناسب سطح درک و تفکر افراد است که می تواند به دوام و قوام زندگی کمک کند .
در کنار این مسئله تصورات و برداشت های افراد نیز در این میان مهم است . یعنی اینکه ممکن است فردی به لحاظ تحصیلی مدارج عالی را طی نکرده باشد اما از سطوع فکری مثبت و بالایی برخوردار باشد در این مقطع اگر همسر او همچنان فرضیه ضروری بودن سطح تحصیلات را متصور باشد احتمالا روابط خود را متشنج خواهد نمود .
این نتایج، به خوبی این مطلب را روشن میکند که رابطه زن و شوهر، تنها در رابطه جنسی خلاصه نمیشود، بلکه شامل طیفی از ارتباطات انسانی است که لازم است زن و شوهرها، مهارتهای برقراری آن را بیاموزند.
دبیرعلمی چهارمین کنگره خانواده و سلامت جنسی گفت: براساس تحقیقات انجام شده ارتباط تنگاتنگی میان نارساییهای جنسی و مشکلات اجتماعی از قبیل جرائم، تجاوزات جنسی، بیماریهای روانی، اعتیاد و طلاق وجود دارد.
ناتوانی ارتباطی، به ویژه ارتباط کلامی، تاثیر منفی بر رابطه زناشویی سالم بین زن و شوهرها گذاشته است.
دکتر شهرام قائدی نیز چنین ابراز می کند که زوج های زیادی با نارسایی جنسی و تاثیر آن بر مشکلات زندگی زناشویی مواجه اند اما از نقش آن در ایجاد ارتباط ضعیف، اعتماد به نفس پایین و افسردگی در خود و همسرشان غافل هستند.
کارشناسان سلامت جنسی معتقدند میتوان با آموزش صحیح و بهموقع مهارتهای ارتباطی به زوجین، از وقوع اختلالات جنسی و متلاشی شدن خانوادهها جلوگیری کرد. این در حالی است که آموزش سلامت جنسی و درمان اختلالات آن، هنوز هیچ متولیای در نظام بهداشت و درمان کشورمان ندارد.
گروه خانواده و زندگی تبیان- تغییر و تنظیم : کهتری
اشتباه بزرگ متاهلین
شوهر حقنشناسی دارم. از صبح تا شام رنج میبرم، زحمت میکشم، تمام کارهای خانه از شستن ظروف و لباسها، از پختن غذا تا تزیین اتاقها و بافتنیهای لازم را برای او و فرزندان انجام میدهم، ولی وقتی به خانه میرسد...
خانواده در پرتو شناخت صحیح و واقعبینانه همسران از وظایف زناشویی و طرز تفکر و خواستههای یکدیگر پویا و سالم و با صفا میشود و به این ترتیب برای تربیت فرزندانی صالح فراهم میشود. استاد آیتا... ابراهیم امینی در این زمینه مطلبی دارند که توصیه به مردان متاهل است.
ممکن است در نظر برخی مردان، کار خانهداری چندان مهم به نظر نیاید، ولی اگر با دیده انصاف نگریسته شود، باید اعتراف کرد که دشوار و خسته کننده است. یک بانوی خانهدار اگر تمام اوقات شبانهروز را در خانه کار کند، باز هم مقداری از کارها باقی میماند. این همه کارهای خانه مانند پختن غذا، نظافت کردن خانه، شستن و مرتب کردن لباسها و ظرفها، جابه جا کردن اثاث منزل و از همه بالاتر بچهداری، کارهای آسانی نیستند، که یک روز و دو روز انجام شود بلکه مادام العمر باید مورد توجه باشد.
آقای محترم تشکر کن!
اگر مرد یک ماه در منزل بماند و همه امور خانهداری و بچهداری را بر عهده بگیرد، آن وقت میفهمد که همسرش در خانه چه فداکاریهایی میکند و چه زحمتهای طاقتفرسایی را تحمل میکند؟ زن همه این زحمات را تحمل میکند ولی از شوهرش این انتظار را دارد که قدر زحماتش را بداند و از وی قدردانی و تشکر کند. دوست دارد خودش و ذوق و سلیقهاش همواره مورد توجه شوهر باشد. آقای محترم! وقتی وارد خانه نظیف و تمیز و منظم میشوی چه عیبی دارد از زحمات و ذوق و سلیقه همسرت ستایش کنی؟
چه اشکال دارد گاه گاهی از غذاهای خوشمزهای که تهیه میکند تعریف کنی؟ چه مانع دارد موضوع بچهداری او را که حقاً کار بسیار دشوار و با اهمیتی است همواره مورد نظر داشته باشی و برخی اوقات از زحمات طاقتفرسای او تشکر نمایی؟ از این نکته غافلی که قدردانیهایت چه نیرویی به او میبخشد و چگونه برای کار و کوشش و فداکاری آمادهاش میگرداند؟
پیغمبر اسلام (صلیالله علیه واله وسلم) میفرماید: هر کس به مسلمانی احترام کند و با کلام خوشی از او دلجویی کند و غمهایش را بر طرف سازد همواره در سایه رحمت خدا خواهد بود.
خانم محترم قدر شناس باش
گذراندن زمان طولانی در خارج از منزل آن هم در ارتباط با انواع افراد و نیاز به گوناگونی مهارت ها و تلاش مداوم کار آسانی نیست. بهر حال محیط بیرون دارای آسایش و آرامش لازم نیست و با تحولات و تغییرات فراوانی همراه است . مرد در محیط کاری خود با هزار مسئله و مشکل روبروست که رفع آنها نیاز به صبر و متانت او دارد . لذا انتظار همسر شما آن است که پس از یک روز کاری پر مشغله در جمعی گرم و صمیمی پذیرفته شود و مورد استقبال و محبت آنان قرار گیرد . سعی کنید حد اقل برای مدتی کوتاه زمان ورود او را قرین آرامش و پذیرش نمایید . تا بتواند انرژی های منفی حاصل از کار و خستگی را از دور بریزد و منبعی برای ارائه حمایت و پشتیبانی برای شما باشد. بنابراین حتی اگر دلتان از گرفتاری های خانه داری و مشغله های بچه داری گرفته و نیاز به همصحبتی با او را دارید تا گوش شنوایی برای همدلی داشته باشید کمی صبر کنید تا او خستگی خود را از بین ببرد و امنیت یابد. ذهن خسته او توان همدردی با شما را ندارد . چه اشکالی دارد که با جملاتی به او متوجه کنید که میدانید چه زحماتی را در محیط کار متقبل می شود و قدر دان او هستید.

عاقبت ازدواج دائم با 6 زن!!
یک دادگاه در عربستان فردی را بجرم ازدواج دائم با 6 زن به 120 ضربه شلاق مجازات کرد.
به گزارش پایگاه اینترنتی «البوابه» این شخص که از ماموران هیئت امر به معروف و نهی از منکر است 50 سال دارد و در منطقه جازان در جنوب عربستان ساکن است.
یک مسئول در دادگاه می گوید این فرد سواد کافی ندارد و ادعا می کند که نمی دانسته شرع به او اجازه ازدواج دائم با بیش از 4 زن نمی دهد.
این دادگاه افزون بر 120 ضربه شلاق این فرد را از امامت مساجد و ایراد خطبه منع کرده است. به دستور دادگاه این شخص تا مدت 5 سال نمی تواند از کشور خارج شود و مکلف به حفظ دو جز از قرآن شده است.
ازدواج با برج ایفل!!!!!!!!!!!!!!!!!!
انتقاد از مادر شوهر ممنوع
آیا تا به حال شده در حالی که گمان میکردید لحظات فوقالعاده خوبی در کنار همسرتان دارید، ناگهان او عصبانی شده و شروع به ایراد گرفتن از شما کند؟ متاسفانه اغلب خانمها عاداتی دارند که مردها را ناراحت میکند...
میخواهیم 8 نمونه از همین عادات را با هم مرور کنیم:.
1 جاروبرقی کشیدن در وقتی که وقتش نیست!
ساعت 8 شب است، همسرتان از محل کار به خانه برگشته و روی کاناپه در حال استراحت و تماشای تلویزیون است. شما که تا به حال مشغول امور دیگر منزل و رسیدگی به کودکان بودهاید حال این فرصت را پیدا کردهاید که خانه را کمی جارو بکشید، پس با کمال احترام از همسر خود میخواهید دقیقهای کودکان را زیر نظر بگیرد و پاهایش را بلند کند تا خانه را جارو بکشید اما متوجه عصبانیت همسرتان میشوید. بهترین راه این است که به او حق داده و جارو کشیدن را به فردا موکول کنید.
2 غرغر کردن موقعی که او دارد فوتبال میبیند
امروز بعد از ظهر از تلویزیون مسابقه فوتبال تیم مورد علاقه همسرتان پخش میشود. اما شما از فوتبال یا تیم مورد علاقه او متنفرید، بنابراین مدام در حالی که او در حال تماشای تلویزیون است در خانه راه میروید، غرغر میکنید و از تیم او یا حتی تماشای فوتبالش ایراد میگیرید. او که از کار شما کلافه شده ممکن است کاملا محترمانه از شما بخواهد ساکت باشید. نباید از عکسالعمل همسرتان ناراحت شوید. فراموش نکنید در یک خانواده هر کسی حق دارد به علایق خود مشغول شود، اگر شما فوتبال دوست ندارید بهتر است آن ساعت برای گردش با دوستانتان قرار بگذارید یا به خرید بروید. اگر به علایق همسرتان احترام بگذارید شاهد احترام او به علائق خود خواهید بود.
3 بگو منو دوست داری بگو
به رستوران رفتهاید و ساعات بسیار خوبی را با هم گذراندهاید. حال به خانه برمیگردید و در کنار همسرتان که مشغول تماشای تلویزیون است مینشینید و شروع میکنید به پرسیدن سوالات رمانتیک نظیر «چهقدر من رو دوست داری؟» ممکن است ابتدا همسرتان با گفتن یک یا دو جمله احساسش را به شما بیان کند اما اگر سوالات ادامه یابد، ساکت شود و شما گمان کنید به شما بیعلاقه است یا حوصلهتان را ندارد. پرسیدن سوالات عاشقانه خوب است اما هر چیز زمانی دارد.
4 کی بود؟ چی بود؟ کجا بودی؟
«کی بود زنگ زد؟» «چی میخواست؟» «خوب تو بهش چه گفتی؟»
گاهی اوقات زنان بدون آنکه منظور خاصی داشته باشند، همسرانشان را بیش از حد سوال پیچ میکنند. در اینجاست که صبر همسران ممکن است تمام شود. فراموش نکنید بهترین کار این است که هرگز خیلی در کارهای همسرتان دخالت نکنید. اجازه دهید هر فردی زندگی شخصی خود را داشته باشد. وقتی اجازه میدهید همسرتان در زندگی شخصیاش رازهایی را برای خود نگه دارد، زندگی مشترک شما باثباتتر خواهد بود. این موضوع از نیاز های هر انسان است که احساس کند حریم او توسط دیگران حفظ میشود.
5 ادب کردن شوهر
گاهی زنان با همسران خود مثل کودکان برخورد میکنند. مثلا مدام به او یادآوری میکنند که به دندانپزشک مراجعه کند. فراموش نکند نان بخرد. روغن ماشین را چک کند و... این حرفها تنها میتواند سبب عصبانی شدن همسرتان شود. او ازدواج نکرده تا کسی همانند مادرش مدام او را نصیحت کند. اگر کاری را فراموش میکند تنها یک بار به او گوشزد کنید و قبل از آنکه نظرتان را در مورد کاری بدهید، منتظر شوید تا خود او درباره آن صحبت کند یا نظرتان را بخواهد.
6 افتادن از آن طرف بام
مدام به همسرتان زنگ میزنید، میخواهید تنها با او بیرون بروید و دوریاش را نمیتوانید تحمل کنید؟ مردان شاید در ماههای اول ازدواج این روند را تحمل کند اما بعد از این عادت شما عصبانی خواهند شد. اجازه بدهید ساعاتی از روز را به حال خودش باشد و همراه با همکارانش ساعاتی را خوش بگذراند. بودن در کنار خانواده و همسر برای شوهر شما لذت بخش است اما او نیاز دارد تا زمانی را با دوستان خود بگذراند .
7 الان میام!
ساعت 8 به تولد یکی از دوستان همسرتان دعوت شدهاید و با آنکه همسرتان نیم ساعت است آماده روی کاناپه نشسته. شما هنوز به دنبال این هستید که چه روسری با پیراهنتان جور است و او مدام تکرار میکند که زود باش، همین لباس خوب است و... تا آنکه در نهایت از دست شما عصبانی میشود. بهترین کار این است که شما یک یا دو ساعت پیش از ساعت مقرر انجام کارهای خود را آغاز کنید تا وقتی او آماده میشود شما دیگر کاری برای انجام دادن نداشته باشید.
8 انتقاد از مادرشوهر
«مادرت را خیلی دوست دارم ولی بهتر بود قبل از آنکه بیان حداقل اول زنگ میزدند.» شاید حق با شما باشد ولی حتی یک انتقاد محترمانه از مادر همسرتان ممکن است او را ناراحت کند. اگر میخواهید در دید همسرتان و خانوادهاش بهترین باشید هرگز از مادر همسرتان ایراد نگیرد. بهتر است در این گونه مواقع انتظارات خود ر ا به صورت صریح و شفاف و البته محترمانه با خود ایشان در میان بگذارید و اگر برای شما اهمیتی ندارد حتی از مطرح کردن آن با همسرتان بپرهیزید . درست است که گاه به سنگ صبوری نیاز دارید اما اگر موجب دلخوری همسرتان می شود از آن اجتناب کنید.
سلامت همراه با اضافات
تنظیم برای تبیان: کهتری
وقتی شوهرتان غیبش میزند

در شماره گذشته در توضیح شرایطی که زنان میتوانند به واسطه آن اقدام به طرح دادخواست طلاق کنند، به مواردی اشاره شد که سبب تحقق بندهای عقدنامه میشود.
نپرداختن نفقه از سوی همسر، اعتیاد همسر، ضرب و جرح و سوءرفتار یا سوءمعاشرت برخی از مواردی است که زنان به استناد عقدنامه خود میتوانند ضمن مراجعه به دادگاه و اثبات این موارد، از دادگاه تقاضای صدور حکم طلاق کنند. در مطلب این هفته نیز قاضی بیات، به توضیح دیگر موارد میپردازد.
اگر به هر دلیلی روزی سر و کار شما با جایی به نام «دادگاه خانواده» افتاد، حتما به این قانون کلیدی توجه کنید تا در طول رسیدگی به پرونده خود پیروز شوید: «در قانون اصل بر بقای کانون خانواده و زندگی زناشویی است.» اساسا به همین دلیل است که قانون، جامعه و مردم باید در سمت و سویی حرکت کنند که اقدامهای آنها به دفاع از این نهاد اجتماعی و نیز بقای آن کمک کند و به همین دلیل است که اصل در دادگاه بر حمایت از این نهاد استوار است. از سوی دیگر به واسطه وجود همین تفکر در قانون، دادگاه به زن این امکان را داده تا در مواردی که زندگی زناشویی به ایجاد «عسر و حرج» برای او میانجامد میشود و بقای نهاد خانواده باعث ایجاد مشقت برای زوجه میشود، به دادگاه مراجعه کند و بدون اجازه شوهرش و حتی با وجود مخالفت او طلاق بگیرد و زندگی مشترک را به «ایستگاه آخر» برساند.
طبق گفته قاضی بیات، علت اینکه قانون به زن چنین اجازهای میدهد هم این است که همین قانون به مرد اجازه داده تا هر زمان که خواست، بدون نیاز به اثبات شرایطی خاص همچونعسر و حرج همسرش را طلاق دهد و با پرداخت حق و حقوق مادی او، خود را از قید زندگی زناشویی رها سازد. به عبارت دیگر، مرد میتواند با دلیل و بیدلیل همسرش را طلاق دهد و در چنین شرایطی چون قانون حق طلاق را از زن سلب کرده، برای طلاق زن شرط و شروطی قرار داده که در قالب عسر و حرج میگنجند و اگر زن بتواند این موضوع را ثابت کند، موفق خواهد شد تا خود را از قید زوجیت همسرش برهاند.
نکته مهم دیگری که این قاضی دادگستری عنوان میکند، این است که موارد مندرج در عقدنامه و نیز دیگر موارد قانونی، «حصری» نبوده و «تمثیلی» است. یعنی عسر و حرج به همین موارد محدود نمیشود و قانونگذار صراحت دارد که موارد اشاره شده در عقدنامه و قانون تمثیلی است و ممکن است در شرایطی خاص برخی موارد برای زنی ایجاد سختی و مشقت کند اما برای زنی دیگر به ایجاد سختی منجر نشود.
وقتی شوهر بیمار میشود
تشکیل و دوام زندگی خانوادگی مستلزم لوازم خاصی است که فقدان هر کدام از آنها میتواند ادامه این رابطه را با خطر مواجه کند. این نکته شاید مهمترین دلیلی است که سبب شده تا قانونگذار در این ارتباط با موضوعی مانند «بیماری شوهر» نیز برای زن حق طلاق قائل شود. طبق یکی از بندهای عقدنامه در صورت «ابتلای زوج به امراض صعبالعلاج به نحوی که دوام زندگی زناشویی برای زوجه مخاطرهآمیز باشد» که در زمان ازدواج در صورت تمایل به امضای همسران میرسد او حق ارائه دادخواست طلاق و جدایی از همسر خود را خواهد داشت. آنگونه که قاضی مرتضی بیات توضیح میدهد، در این بند از عقدنامه منظور قانونگذار بیماریهایی است که زوج بعد از زندگی مشترک به آن مبتلا میشود و بیماریهایی که مرد پیش از ازدواج با همسرش به آن دچار بوده و همسرش را نیز از آن مطلع کرده، نمیتواند دلیلی بر تقاضای طلاق از سوی زن باشد. نکته جالبتر اینکه حتی قانونگذار این مساله را هم در نظر گرفته که منشا بیماری ربطی به اصل موضوع ندارد و مثلا اگر مرد به واسطه شغلی که دارد، به بیماری صعبالعلاج مبتلا شود، باز هم زن با شرایطی میتواند از دادگاه تقاضای طلاق کند و دادگاه نیز به این تقاضا پاسخ مثبت میدهد.
یکی از بیماریهایی که ابتلای مردان به آن سبب صدور حکم طلاق میشود، بیماری «ایدز» است. به گفته قاضی شعبه 272 دادگاه خانواده، علت این موضوع، این است که این بیماری مسری است و بر اثر روابط زناشویی ممکن است به زن یا فرزند او نیز سرایت کند. بیماری «هپاتیت» نیز به دلیل مسری بودن، زمینه ارائه دادخواست طلاق از سوی زن را ایجاد میکند و ابتلای مرد به آن سبب ایجاد سختی برای زن میشود اما برخی بیماریها مانند «سرطان» فیالنفسه از مصادیق عسر و حرج محسوب نمیشود. به عبارت دیگر، غیر از بیماریهای واگیردار، صرف بیماری مرد نمیتواند از دلایل عسر و حرج باشد مگر اینکه بیماری به گونهای باشد که اصلا قابل معالجه نباشد یا اینکه در روابط زناشویی و در زندگی دو طرف اخلال ایجاد کند و در نتیجه این بیماری، مرد زمینگیر شده یا قوای جنسی و توانایی زناشویی خود را از دست بدهد. جالب آنکه حتی اگر مرد تمام اعضای بدنش سالم باشد اما به واسطه بیماری در روابط زناشویی او اخلال ایجاد شود؛ باز هم این امر به صدور حکم طلاق منجر خواهد شد.
تجربه سالها قضاوت این قاضی در دادگاههای خانواده او را با برخی موارد خاص و مصداقی مواجه کرده است که در توضیح آن با ذکر مثال چنین میگوید: ممکن است مردی بر اثر بیماری، قوای حرکتی خود را از دست بدهد و فلج شود. اگر در خانه افتادن او باعث اختلال در زندگی مشترک شود، این مساله از مصادیق عسر و حرج است. اما نکته بسیار مهم این است که در چنین مواردی برای مشخص شدن میزان «اختلال در زندگی مشترک» باید به عرف مراجعه کرد؛ زیرا تمامی موارد در قانون موجود نیست ولی عرف شهر یا منطقه خاصی در این باره میتواند تعیین کننده و راهگشا باشد. در اغلب موارد نیز وقتی قانون مسکوت است، قانونگذار به عرف مراجعه میکند. عرف رفتاری است که در جامعه تکرار میشود و اعتقاد به الزامآور بودن آن وجود دارد. این عرف نیز به 2 دسته عام و خاص تقسیم میشود. عرف عام در قانون قید نشده اما آنقدر تکرار شده که مردم به آن اعتقاد دارند و به همین دلیل به یک رفتار تبدیل و الزامآور شده است. عرف خاص نیز چیزی است که در جوامع از آن تبعیت میکنند.
به گفته این قاضی دادگستری «عرف هم ممکن است محل به محل و قومیت به قومیت یا مذهب به مذهب تفاوت کند. به همان میزان که در موضوعی عرف شیعه و سنی عرف تفاوت دارد، عرف ارمنی و زرتشتی هم با هم فرق دارد، اما مهم این است که دادگاهها هم طبق قانون اساسی و هم طبق آیین دادرسی مدنی در مواقعی که قانون ساکت است، باید به عرف مراجعه کنند. بر همین اساس، اگر طبق عرف، کسی فلج شود و به خانه بیفتد؛ اما پول کافی داشته باشد و قوه زناشوییاش را هم از دست نداده باشد، قاضی متناسب با این مساله درخصوص چنین پروندهای تصمیم میگیرد و با مراجعه به عرف، این سوال را مطرح میکند که آیا از نظر عرف آن جامعه، این زندگی باید از هم بپاشد؟ آیا عرف این جامعه میپذیرد که چنین فردی از حق داشتن همسر محروم شود؟ بر این اساس دادگاه در خصوص این پرونده تصمیم میگیرد و این تصمیمگیری از فرد تا فردی دیگر متفاوت خواهد بود.»
وقتی شوهر کار و بار درست و حسابی ندارد
بند دیگری که تحقق آن در عقدنامه سبب صدور حکم طلاق به درخواست زن میشود، این بند است:«عدم رعایت دستور دادگاه در مورد منع اشتغال زوج به شغلی که طبق نظر دادگاه صالح منافی با مصالح خانوادگی و حیثیت زوجه باشد.»
از نظر قانون، مرد پس از ازدواج و از لحظه وقوع عقد موظف به تامین هزینههای زندگی خانواده است و در این خصوص هیچ مسوولیتی متوجه زن نیست و حتی داشتن اموال و درآمد فراوان از سوی زن نیز سبب نمیشود تا او موظف به هزینه کردن حتی یک ریال در زندگی خانوادگیاش شود. نکته مهم این است که مرد نیز از نظر قانونی حق ندارد برای تامین هزینههای خانواده خود سراغ هر شغلی برود و در صورتی که این مساله با قانون منافات داشته باشد، زن با طی کردن شرایطی مجاز به ارائه دادخواست طلاق به دادگاه است. قاضی بیات در توضیح این مساله میگوید: « در قانون برخی مشاغل وجود دارند که کسب درآمد از آنها اساسا جرم است و در صورت اثبات، مجازات قانونی دارد. قاچاق کالا، خرید و فروش مواد مخدر، خرید و فروش سلاح، توزیع مشروبات الکلی و برخی مشاغل دیگر از نظر قانون ممنوع است، ولی در این بند عقدنامه منظور «مشاغل پَست» است. شاید بتوان به عنوان نمونه مشاغلی همچون خرید و فروش حیوانات، نظافتچی و... را نام برد که در عرف اجتماعی مشاغلی با شأن و منزلت بالا محسوب نمیشوند. در این شرایط اگر مرد چنین مشاغلی داشته باشد که با حیثیت خانوادگی همسرش منافات دارد، همسر او میتواند با مراجعه به دادگاه و ارائه دادخواست، از دادگاه تقاضا کند تا جلوی اشتغال همسرش در این کارها را بگیرد. دادگاه نیز در صورتی که این موضوع را احراز کند که این مرد میتواند شغل دیگری داشته باشد اما از روی عمد و بدون تلاش و کوشش به این شغل پَست اشتغال دارد، دستور منع اشتغال زوج را صادر میکند و اگر مرد همچنان بر حضور در این شغل اصرار کند، این مساله زمینه ساز شرایطی میشود که در آن زن میتواند از همسرش طلاق بگیرد.»
نکته بسیار مهمی که قاضی بیات به آن اشاره میکند، این است که در چنین پروندههایی حتما وضعیت خانوادگی زن نیز به دقت مورد توجه قرار میگیرد و اگر زن واقعا شأن بالایی داشته باشد و مرد به کار پست و ضعیفی بپردازد، این مساله به صدور حکم طلاق منجر میشود؛ اما وقتی زن فردی عادی است، به تناسب آن، شغل شوهر نیز میتواند شغلی عادی باشد. از طرف دیگر تا زمانی که دادگاه حکمی مبنی بر منع اشتغال زوج صادر نکند، مرد میتواند به همان شغل بپردازد و همچنان از آن راه هزینه زندگی خود را تامین کند و از زمان قطعیت یافتن حکم درخصوص منع اشتغال زوجه است که او باید یا کار دیگری را به دست بیاورد که با حیثیت همسرش تناسب داشته باشد یا اینکه باید از همسرش جدا شود.
ماجراجویی همسران
بند دیگری که در عقدنامه ذکر شده و تحقق آن سبب صدور حکم طلاق میشود، چنین است: «زوج زندگی خانوادگی را بدون عذر موجه ترک کند. تشخیص ترک زندگی خانوادگی و تشخیص عذر موجه با دادگاه است یا شش ماه متوالی بدون عذر موجه از نظر دادگاه غیبت نماید.»
گاهی برخی زنان که راه و چاه قانون را خوب بلد هستند، دست به اقدامهایی میزنند که به واسطه آن یکی از شروط عقدنامه را محقق کنند و از همسر خود طلاق بگیرند. در شمارههای گذشته به این موضوع اشاره کردیم که برخی ماجراجوییهای همسران در این زمینه از قبیل قرار دادن مواد مخدر در خودروی همسر خود به امید دستگیری و حبس او معمولا نتیجه عکس میدهد و این نوع اقدامها خود زن را گرفتار میکند؛ اما برخی دیگر اقدام به امتحان شیوههای کم خطرتری میکنند. یکی از آنها این است که همسر خود را به خانه راه نمیدهند و با طی شدن مدت زمانی 6ماهه اقدام به طرح دادخواست طلاق در دادگاه میکنند. اما طبق توضیحات قاضی بیات، غیبت مرد تنها در صورتی منجر به صدور حکم طلاق میشود که به تشخیص دادگاه حتما «غیر موجه» باشد؛ والا اگر مرد به خاطر انجام وظیفه خود یا ماموریتی کاری و نیز تامین هزینههای زندگی به شهر دیگری برود یا اینکه موضوعی مانند «سفر حج» و حتی شرکت در جهاد واجب برای او پیش بیاید، این مساله شامل غیبت نمیشود.
یکی دیگر از موارد عذر موجه نیز از نظر این قاضی دادگستری، مواردی است که زن یا فرزندان اودست به یکی کنند و پدر خود را از خانه بیرون کنند. در چنین شرایطی با اثبات این موضوع در دادگاه بحث طلاق منتفی میشود. به عبارت سادهتر تنها دلایلی «غیر موجه» محسوب میشود که دلیل و عذر شرعی یا قانونی برای آن از سوی مرد ارائه نشود.
در شماره آینده موارد باقیمانده عقدنامه بررسی و تحلیل خواهد شد.
روش های جدید برای شوهر کردن
|
|
||
|
پاسخ جالب انیشتین به خواستگارش
می گویند "مریلین مونرو " یک وقتی نامه ای نوشت به " البرت اینشتین " که فکرش را بکن که اگر من و تو ازدواج کنیم بچه ها یمان با زیبایی من و هوش و نبوغ تو چه محشری می شوند !
اقای " اینشتین " هم نوشت : ممنون از این همه لطف و دست و دلبازی خانم .واقعا هم که چه غوغایی می شود ! ولی این یک روی سکه است . فکرش را بکنید که اگر قضیه بر عکس شود چه رسوایی بزرگی بر پا می شود !
مرد 5 زنه تحت تعقیب پلیس قرار گرفت

به گزارش «جامجم»، هفته گذشته زنی با مراجعه به شعبه دوم دادیاری دادسرای ناحیه 5 تهران، از هووی خود به خاطر مزاحمتهای تلفنی شکایت کرد.
زن شاکی در اظهاراتش به دادیار عبداللهپور گفت: چندی پیش، به خاطر اختلافهایی که با شوهرم پیدا کردم، او خانه را ترک کرد و پس از چند ماه متوجه شدم وی با زن جوانی ازدواج کرده است.
پس از آنکه از ماجرا باخبر شدم، شوهرم به خانه بازگشت و خواست به خاطر فرزندان مشترکمان هم که شده، قبول کنم تا با هوویم در یک خانه با هم زندگی کنیم که پذیرفتم ولی این اوضاع یک ماهی طول نکشید و بناچار شوهرم خانه دیگری را اجاره و 3 روز را با همسر جدیدش زندگی میکرد و 4 روز نزد من و فرزندانم میآمد.
مزاحمتهای تلفنی راز گشود
شاکی اضافه کرد: اختلافهای من و هوویم همچنان ادامه داشت تا اینکه از 3 هفته قبل، 3 زن در زمانهای مختلف با تلفن همراه و خانهام تماس میگرفتند و برایم ایجاد مزاحمت میکردند و از من میخواستند تا از شوهرم طلاق بگیرم. گمان میکنم هوویم، آن سه زن را اجیر کرده است تا با مزاحمت تلفنی، از من سلب آسایش کنند.
پس از شکایت این زن، پرونده قضایی تشکیل و هووی او به دادسرا احضار شد. این زن در مواجهه حضوری با هووی خود، عنوان کرد، برای او ایجاد مزاحمت نکرده و برخلاف این اظهارات، خود شاکی است که از 3 هفته قبل با تغییر دادن صدای خود برای او بدفعات ایجاد مزاحمت کرده است.
هوشیاری 2 هوو راز شوهر شیاد را برملا کرد
دادیار عبداللهپور وقتی با انکار 2 زن مبنی بر ایجاد مزاحمتهای تلفنی برای یکدیگر مواجه شد، دستور تحقیق در این زمینه را صادر کرد و بررسیها در این ارتباط آغاز شد تا اینکه 2 هوو چند روز قبل دوباره به شعبه دوم دادیاری دادسرای ناحیه 5 تهران مراجعه و عنوان کردند که راز مزاحمان تلفنی را کشف کردهاند.
یکی از آنها در اظهاراتش به دادیار پرونده گفت: ابتدا گمان میبردم مزاحمتهای تلفنی از سوی هوویم است، وقتی در دادسرا متوجه شدم او هم مزاحم تلفنی دارد و مزاحمان برای هردویمان به یک شیوه ایجاد مزاحمت کردهاند، تصمیم گرفتم راز زنان مزاحم را کشف کنم.
وی اضافه کرد: به این ترتیب، در تماسهای بعدی مزاحمان، با هر سه نفر آنها به طور جداگانه قرار ملاقات گذاشتم و همراه هوویم به دیدن آنها رفتیم که پس از صحبت با هرکدام از آنها که دختران جوانی بودند، متوجه شدیم شوهرمان، آنها را به عنوان اینکه فرد پولدار و پزشک است، فریب داده و پس از ازدواج موقت با آنها، مبالغی از هر سه زن دریافت کرده و به آنها وعده داده است که بزودی آنها را برای ادامه زندگی به کشورهای اروپایی میبرد و از همسران جدید خواسته است چند ماهی در خانههای پدری بمانند تا مقدمات سفرشان فراهم شود، اما آنها از یک ماه پیش، به طور اتفاقی یک بار من و یک بار هوویم را به همراه شوهرمان دیده و با برداشتن شماره تلفن ما 2 نفر که در گوشی تلفن همراه شوهرم ثبت شده بود، برایمان مزاحمتهای تلفنی ایجاد کرده بودند و از این که ما هووهای آنها هستیم، اطلاعی نداشتهاند.
با به دست آمدن این اطلاعات، شوهر شیاد تحت تعقیب پلیس تهران قرار گرفت و 3 هووی زنان شاکی به دادسرا احضار شدند تا در ادامه تحقیقات قضایی و دستگیری مرد 5 زنه، راز شیادیهای او برملا شود.
طنز شیرین خواستگاری دانشجوئی
بعد از این که مدت ها دنبال دختری باوقار و باشخصیت گشتیم که هم خانواده ی اصیل و مؤمنی داشته باشد و هم حاضر به ازدواج با من باشد، بالاخره عمه ام دختری را به ما معرفی کرد.وقتی پرسیدم از کجا می داند این دختر همان کسی است که من می خواهم، گفت:راستش توی تاکسی دیدمش.از قیافه اش خوشم آمد.دیدم همانی است که تو می خواهی.وقتی پیاده شد، من هم پیاده شدم و تعقیبش کردم.دم در خانه اش به طور اتفاقی بابایش را دیدم که داشت با یکی از همسایه ها حرف می زد.به ظاهرش می خورد که آدم خوبی باشد.خلاصه قیافه ی دختره که حسابی به دل من نشسته بود،گفتم: من هر طور شده این وصلت را جور می کنم.
ما وقتی حرف های محکم و مستدل عمه مان را شنیدیم.گفتیم: یا نصیب و یا قسمت! چه قدر دنبال دختر بگردیم؟از پا افتادیم، همین را دنبال می کنیم.ان شاء الله خوب است.این طوری شد که رفتیم به خواستگاری آن دختر.
پدر دختر پرسید: آقازاده چه کاره اند؟
-دانشجو هستند.
-می دانم دانشجو هستند.شغلشان چیست؟
-ما هم شغلشان را عرض کردیم.
-یعنی ایشان بابت درس خواندن پول هم می گیرند.
-نخیر، اتفاقاً ایشان در دانشگاه آزاد درس می خوانند:
به اندازه ی هیکلشان پول می دهند.
-پس بیکار هستند.
-اختیار دارید قربان! رشته ایشان مهندسی است.قرار است مهندش شوند
پدر دختر بدون این که بگذارد ما حرف دیگری بزنیم گفت: ما دختر به شغل نسیه نمی دهیم.بفرمایید؛ و مؤدبانه ما را به طرف در خانه راهنمایی کرد.
عمه خانم که می خواست هر طور شده دست من و آن دختر را بگذارد توی دست هم، آن قدر با خانواده ی دختر صحبت کرد تا بالاخره راضی شدند.فعلاً به شغل دانشجویی ما اکتفا کنند، به شرط آن که تعهد کتبی بدهیم بعد از دانشگاه حتماً برویم سرکار، این طوری شد که ما دوباره رفتیم خواستگاری.
پدر دختر گفت:و اما . . . مهریه، به نظر من هزار تا سکه طلا. . .
تا اسم«هزار تا سکه طلا» آمد، بابام منتظر نماند پدر دختر بقیه ی حرفش را بزند بلند شد که برود؛اما فک و فامیل جلویش را گرفتند که: بابا هزار تا سکه که چیزی نیست؛ مهریه را کی داده کی گرفته . . . بابام نشست؛ اما مثل برج زهر مار بود.پدر دختر گفت:میل خودتان است.اگر نمی خواهید، می توانید بروید سراغ یک خانواده ی دیگر.
بابام گفت:نخیر، بفرمایید. در خدمتتان هستیم.
-اگر در خدمت ما هستید، پس چرا بلند شدید؟
بابام که دیگر حسابی کفری شده بود، گفت:بابا جان! بلند شدم کمربندم را سفت کنم، شما امرتان را بفرمایید.
پدر دختر گفت:بله، هزار تا سکه ی طلا، دو دانگ خانه…
بابا دوباره بلند شد که از خانه بزند بیرون؛ ولی باز هم بستگان راضی اش کردند که ای بابا خانه به اسم زن باشد، یا مرد که فرقی نمی کند.هر دو می خواهند با هم زندگی کنند دیگر.
و باز بابام با اوقات تلخی نشست.پدر دختر پرسید: باز هم بلند شدید کمربندتان را سفت کنید؟بابام گفت: نخیر! دفعه ی قبل شلوارم را خیلی بالا کشیده بودم داشتم میزانش می کردم!
پدر دختر گفت:بله، داشتم می گفتم دو دانگ خانه و یک حج.مبارک است ان شاء الله
بابام این دفعه بلند شد و داد زد: برو بابا، چی چی را مبارک است؟مگر در دنیا فقط همین یک دختر است.و ما تا بیاییم به خودمان بجنبیم،کفش هایمان توسط پدر آن دختر خانم به وسط کوچه پرواز کردند و ما هم وسط کوچه کفش هایمان را جفت کردیم و پوشیدیم و با خیال راحت رفتیم خانه مان.
مگر عمه خانم دست بردار بود.آن قدر رفت و آمد تا پدر او را راضی کرد که فعلاً اسمی از حج نیاورد تا معامله جوش بخورد.بعداً یک فکری بکنند.
پدر دختر گفت:و اما شیربها، شیربها بهتر است دو میلیون تومان باشد…
بعد زیر چشمی نگاه کرد تا ببیند بابام باز هم بلند می شود یا نه.وقتی آرامش بابام را دید ادامه داد:به اضافه وسایل چوبی منزل.
بابام حرف او را قطع کرد.منظورتان از وسایل چوبی همان در و پنجره و این جور چیزهاست؟
پدر دختر با اوقات تلخی گفت:نخیر، کمد و میز توالت و تخت و میز ناهارخوری و میز تلویزیون و مبلمان است.
بابام گفت:ولی آقاجان، پسر ما عادت ندارد روی تخت بخوابد.ناهارش را هم روی زمین می خورد.اهل مبل و این جور چیزها هم نیست.
پدر دختر گفت:ولی این ها باید باشد،اگر نباشد، کلاس ما زیر سؤال می رود.
و بعد از کمی گفتمان و فحشمان، کفش های ما رفت وسط کوچه.
دوباره عمه خانم دست به کار شد.انگار نذر کرده بود هر طور شده این دختره را ببندد به ناف ما! قرار شد دور وسایل چوبی را خط بکشند؛و ما دوباره به خانه ی آن دختر رفتیم.
بابام تصمیم گرفته بود مسأله ی جهیزیه را پیش بکشد و سنگ تمام بگذارد تا بلکه گوشه ای از کلاس گذاشتن های بابای آن دختر را جواب گفته باشد.این بود که تا صحبت ها شروع شد،بابام گفت: در رابطه با جهیزیه… !
پدر دختر حرف او را قطع کرد و گفت:البته باید عرض کنم در طایفه ما جهیزیه رسم نیست.
بابام گفت:اتفاقاً در طایفه ی ما رسم است.خوبش هم رسم است.شما که نمی خواهید جهیزیه بدهید، پس برای چی از ما شیربها می خواهید؟
- شیربها که ربطی به جهیزیه ندارد.شیربها پول شیری است که خانمم به دخترش داده.او دو سال تمام شیره ی جانش را به کام دختری ریخته که می خواهد تا آخر عمر در خانه ی پسر شما بماند.بابام گفت:خب می خواست شیر ندهد. مگر ما گفتیم به دخترتان شیر بدهید؟اگر با ما بود می گفتیم چایی بدهد تا ارزان تر در بیاید.مگر خانمتان شیر نارگیل و شیرکاکائو به دخترتان داده که پولش دو میلیون تومان شده است؟!
پدر دختر گفت: دختر ما کلفت هم می خواهد.
بابام گفت:چه بهتر.یک کلفت هم با او بفرستید بیاید خانه ی پسرم.
- نه خیر کلفت را باید داماد بگیرد.دختر من که نمی تواند آن جا حمالی کند.
- حالا کی گفته دخترتان می خواهد حمالی کند؟
مگر می خواهید دخترتان را بفرستید کارخانه ی گچ و سیمان؟کفش های ما طبق معمول وسط کوچه!!!
در مجلس بعد پدر دختر گفت:محل عروسی باید آبرومند باشد.اولاً، رسم ما این است که سه شب عروسی بگیریم. ثانیاً باید هر شب سه نوع غذا سفارش بدهید، در یک باشگاه مجهز و عالی.
بابا گفت:مگر دارید به پسر خشایار شاه زن می دهید؟اصلاً مگر باید طبق رسم شما عمل کنیم؟
کفش ها طبق معمول وسط کوچه!!!
دیگر از بس کفش هایمان را پرت کرده بودند وسط کوچه، اگر یک روز هم این کار را نمی کردند، خودمان کفش هایمان را می بردیم وسط کوچه می پوشیدیم.
بابای دختر گفت:ان شاء الله آقا داماد برای دختر ما یک خانه ی دربست چهارصد متری در بالای شهر می گیرد.
بابام گفت:خانه برای چی؟زیر زمین خانه ی خودم هست.تعمیرش می کنم.یک اتاق و یک آشپزخانه هم در آن می سازم، می شود یک واحد کامل.پدر دختر گفت:نه ما آبرو داریم، نمی شود یک دفعه عمه خانم جوش کرد و داد زد: واه چه خبرتان است؟بس کنید دیگر، این کارها چیست؟مگر توی دنیا همین یک دختر است که این قدر حلوا حلوایش می کنید؟از پا افتادیم از بس رفتیم و آمدیم.اصلاً ما زن نخواستیم مگر یک دانشجو می تواند معجزه کند که این همه خرج برایش می تراشید؟
این دفعه قبل از این که کفش هایمان برود وسط کوچه، خودمان مثل بچه ی آدم بلند شدیم و زدیم بیرون.
و این طوری شد که ما دیگر عطای آن دختر را به لقایش بخشیدیم و از آن جا رفتیم که رفتیم.
یک سال از آن ماجرا گذشت.من هم پاک آن را فراموش کرده بودم و اصلاً به فکرش نبودم.یک روز صبح، وقتی در را باز کردم تا به دانشگاه بروم، چشمم به زن و مردی خورد که پشت در ایستاده بودند.مرد دستش را بالا آورده بود تا زنگ خانه را بزند، اما همین که مرا دید جا خورد و فوری دستش را انداخت.با دیدن من هر دو با خجالت سلام دادند.کمی که دقت کردم، دیدم پدر و مادر آن دختر هستند.لبخندی زدم و گفتم:بفرمایید تو.
پدر دختر گفت:نه. . . نه. . . قصد مزاحمت نداشتیم.فقط می خواستم بگویم که چیز، چرا دیگر تشریف نیاوردید؟ما منتظرتان بودیم.
من که خیلی تعجب کرده بودم، گفتم:ولی ما که همان پارسال حرف هایمان را زدیم.خودتان هم که دیدید وضعیت ما طوری بود که نمی خواستیم آن همه بریز و بپاش کنیم.
پدر دختر لبخندی زد و گفت: ای آقا. . .کدام بریز و بپاش؟. . . یک حرفی بود زده شد، رفت پی کارش.توی تمام خواستگاری ها از این چیزها هست.حالا ان شاء الله کی خدمت برسیم،داماد گُلم؟
من که از این رفتار پدر دختر خانم مُخم داشت سوت می کشید،گفتم:آخه. . . چیز. . . راستش شغل من. . .
-ای بابا. . . شغل به چه درد می خورد.دانشجویی خودش بهترین شغل است.من همه جا گفته ام دامادم یک مهندس تمام عیار است.
-آخه هزار تا سکه هم. . .
-ای بابا. . . شما چرا شوخی های آدم را جدی می گیرید.من منظورم هزار تا سکه ی بیست و پنج تومانی بود.
ولی دو دانگ خانه. . .
پدر عروس:بابا جان من منظورم این بود که دو دانگ خانه به اسمتان کنم.
-سفر حج هم. . .
-راستی خوب شد یادم انداختید.اگر می خواهید سفر حج بروید همین الان بگویید من خودم اسمتان را بنویسم.
-دو میلیون تومان شیربها هم که. . .
-چی؟من گفتم دو میلیون تومان؟من غلط کردم.من گفتم دو میلیون تومان به شما کمک کنم.
-خودتان گفتید خانمتان به دخترتان شیر داده، باید پول شیرش را بدهیم. . .
-ای بابا. . . خانم من کلاً به دخترم چهار، پنج قوطی شیر خشک داده که آن هم پولش چیزی نمی شود.مهمان ما باشید
-در مورد جهیزیه گفتید. . .
-گفتم که. . . اتاق دخترم را پر از جهیزیه کرده ام.بیایید ببینید.اگر کم بود، بگویید باز هم بخرم.
-اما قضیه ی آن کلفت. . .
-آی قربون دهنت. . . دختر من کلفت شماست.خودم هم که نوکر شما هستم، داماد عزیزم!. . . خوش تیپ من!. . . جیگر!. . . باحال!. . .
وقتی دیدم پدر دختر حسابی گیر داده و نمی خواهد دست از سر من بردارد، مجبور شدم حقیقت را بگویم.با خجالت گفتم: راستش شرایط شما خیلی خوب است.من هم خیلی دوست دارم با خانواده ی شما وصلت کنم.اما. . .
پدر دختر با خوشحالی دست هایش را به هم مالید و گفت:دیگر اما ندارد. . . مبارک است ان شاء الله.
گفتم:اما حقیقت را بخواهید فکر نکنم خانمم اجازه بدهد.
تا این حرف را زدم دهن پدر و مادر دختر از تعجب یک متر واماند.پدر دختر گفت: یعنی تو. . . در همین موقع خانمم از پله های زیرزمین بالا آمد.مرا که دید لبخندی زد و گفت: وقتی که از دانشگاه برگشتی، سر راهت نیم کیلو گوجه بگیر برای ناهار املت بگذارم.
با لبخند گفتم:چشم، حتماً چیز دیگری نمی خواهی؟
-نه، فقط مواظب باش.
-تو هم همین طور.
خانمم رفت پایین، رو کردم به پدر و مادر دختر که هنوز دهانشان باز بود و خشکشان زده بود و گفتم: ببخشید من کلاس دارم؛ دیرم می شود خداحافظ.
و راه افتادم به طرف دانشگاه
راسخون
اشتباه بزرگ متاهلین

شوهر حقنشناسی دارم. از صبح تا شام رنج میبرم، زحمت میکشم، تمام کارهای خانه از شستن ظروف و لباسها، از پختن غذا تا تزیین اتاقها و بافتنیهای لازم را برای او و فرزندان انجام میدهم، ولی وقتی به خانه میرسد...
خانواده در پرتو شناخت صحیح و واقعبینانه همسران از وظایف زناشویی و طرز تفکر و خواستههای یکدیگر پویا و سالم و با صفا میشود و به این ترتیب برای تربیت فرزندانی صالح فراهم میشود. استاد آیتا... ابراهیم امینی در این زمینه مطلبی دارند که توصیه به مردان متاهل است.
ممکن است در نظر برخی مردان، کار خانهداری چندان مهم به نظر نیاید، ولی اگر با دیده انصاف نگریسته شود، باید اعتراف کرد که دشوار و خسته کننده است. یک بانوی خانهدار اگر تمام اوقات شبانهروز را در خانه کار کند، باز هم مقداری از کارها باقی میماند. این همه کارهای خانه مانند پختن غذا، نظافت کردن خانه، شستن و مرتب کردن لباسها و ظرفها، جابه جا کردن اثاث منزل و از همه بالاتر بچهداری، کارهای آسانی نیستند، که یک روز و دو روز انجام شود بلکه مادام العمر باید مورد توجه باشد.
آقای محترم تشکر کن!
اگر مرد یک ماه در منزل بماند و همه امور خانهداری و بچهداری را بر عهده بگیرد، آن وقت میفهمد که همسرش در خانه چه فداکاریهایی میکند و چه زحمتهای طاقتفرسایی را تحمل میکند؟ زن همه این زحمات را تحمل میکند ولی از شوهرش این انتظار را دارد که قدر زحماتش را بداند و از وی قدردانی و تشکر کند. دوست دارد خودش و ذوق و سلیقهاش همواره مورد توجه شوهر باشد. آقای محترم! وقتی وارد خانه نظیف و تمیز و منظم میشوی چه عیبی دارد از زحمات و ذوق و سلیقه همسرت ستایش کنی؟
چه اشکال دارد گاه گاهی از غذاهای خوشمزهای که تهیه میکند تعریف کنی؟ چه مانع دارد موضوع بچهداری او را که حقاً کار بسیار دشوار و با اهمیتی است همواره مورد نظر داشته باشی و برخی اوقات از زحمات طاقتفرسای او تشکر نمایی؟ از این نکته غافلی که قدردانیهایت چه نیرویی به او میبخشد و چگونه برای کار و کوشش و فداکاری آمادهاش میگرداند؟
پیغمبر اسلام (صلیالله علیه واله وسلم) میفرماید: هر کس به مسلمانی احترام کند و با کلام خوشی از او دلجویی کند و غمهایش را بر طرف سازد همواره در سایه رحمت خدا خواهد بود.
خانم محترم قدر شناس باش
گذراندن زمان طولانی در خارج از منزل آن هم در ارتباط با انواع افراد و نیاز به گوناگونی مهارت ها و تلاش مداوم کار آسانی نیست. بهر حال محیط بیرون دارای آسایش و آرامش لازم نیست و با تحولات و تغییرات فراوانی همراه است . مرد در محیط کاری خود با هزار مسئله و مشکل روبروست که رفع آنها نیاز به صبر و متانت او دارد . لذا انتظار همسر شما آن است که پس از یک روز کاری پر مشغله در جمعی گرم و صمیمی پذیرفته شود و مورد استقبال و محبت آنان قرار گیرد . سعی کنید حد اقل برای مدتی کوتاه زمان ورود او را قرین آرامش و پذیرش نمایید . تا بتواند انرژی های منفی حاصل از کار و خستگی را از دور بریزد و منبعی برای ارائه حمایت و پشتیبانی برای شما باشد. بنابراین حتی اگر دلتان از گرفتاری های خانه داری و مشغله های بچه داری گرفته و نیاز به همصحبتی با او را دارید تا گوش شنوایی برای همدلی داشته باشید کمی صبر کنید تا او خستگی خود را از بین ببرد و امنیت یابد. ذهن خسته او توان همدردی با شما را ندارد . چه اشکالی دارد که با جملاتی به او متوجه کنید که میدانید چه زحماتی را در محیط کار متقبل می شود و قدر دان او هستید.
پیغمبر اسلام (صلیالله علیه واله وسلم) میفرماید: هر کس به مسلمانی احترام کند و با کلام خوشی از او دلجویی کند و غمهایش را بر طرف سازد همواره در سایه رحمت خدا خواهد بود.
بانوی شرقی همراه با اضافات
تنظیم برای تبیان: کهتری
دختر و پسری که در خواستگاری فهمیدند دخترخاله و پسرخاله هستند!!
مدتی قبل دختری به نام فرنوش به جشن عروسی یکی از دوستانش دعوت و در آنجا با پسری به نام سعید آشنا شد. سعید از دوستان نزدیک داماد بود. پس از پایان مراسم فرنوش و سعید شماره تماسهایشان را به یکدیگر دادند و تصمیم گرفتند بیشتر با هم آشنا شوند. علاقه این دو جوان به یکدیگر پس از چند مرتبه تماس تلفنی و ملاقات حضوری بیشتر شد و در حالی که یک ماه از آشنایی شان میگذشت تصمیم گرفتند با هم ازدواج کنند. به این ترتیب سعید همراه با پدر و مادرش به خواستگاری رفتند. سعید در طول مسیر لحظات پراسترسی را میگذراند. او هیچ اطلاعاتی در مورد خانواده فرنوش نداشت و نمیدانست پاسخ خانواده وی چه خواهد بود. سرانجام آنها به خانه پدری فرنوش رسیدند.
وقتی در به روی آنها گشوده شد مادر سعید صحنه عجیبی را دید؛ زنی که در را باز کرد چهره آشنایی برایش داشت. وقتی او خوب به زنی که به استقبالش آمده بود خیره شد فهمید وی خواهرش است. او در حقیقت همراه پسرش به خواستگاری خواهرزاده خود رفته بود. مادر سعید به دنبال بروز اختلافات خانوادگی سال ها قبل با خواهرش قهر کرده بود و طی این سالها هیچ رابطه یی با او نداشت به همین دلیل سعید و فرنوش نیز هرگز همدیگر را ندیده بودند و نمیدانستند دخترخاله و پسرخاله هستند. دو خواهر در یک لحظه اختلافات دیرینه را کنار گذاشتند و در حالی که بیش از 25 سال از قهرشان میگذشت یکدیگر را در آغوش گرفتند و این ماجرا مراسم خواستگاری را تحت الشعاع خود قرار داد.
پس از ساعتها گفت وگو بین دو خواهر سرانجام مراسم خواستگاری انجام شد و چند ماه بعد نیز با برگزاری مراسمی باشکوه فرنوش و سعید شروع زندگی مشترک شان را جشن گرفتند.
روز گذشته در شرایطی که یک سال از ازدواج این زوج میگذشت آنها به دادگاه خانواده رفتند تا از یکدیگر جدا شوند. فرنوش و سعید هنگامی که در برابر قاضی حسن عموزادی رئیس شعبه 268 قرار گرفتند، گفتند به رغم اینکه به یکدیگر علاقه دارند حاضر نیستند به زندگی مشترک شان ادامه دهند. سعید گفت؛ مادرانمان سالها به خاطر اختلافی کهنه از همدیگر دور بودند. در این سالها هر دو خانواده به خوبی زندگیشان را میگذراندند و از همدیگر بی خبر بودند ولی آشنایی اتفاقی من و فرنوش آنها را به هم رساند. ما فکر میکردیم گذشت زمان کدورت ها را رفع کرده است اما پس از مدتی دوباره اختلافات قدیمی سر باز کرد و هم اکنون مادرهایمان دوباره با هم درگیر شدهاند. این کشکمشها آنقدر وسیع است که دامنه آن به زندگی من و همسرم نیز کشیده شده است. ما هم برای آنکه وضع به روال سابق برگردد تصمیم گرفتیم از هم جدا شویم. سعید که مهندس صنایع است، ادامه داد؛ من واقعاً به همسرم علاقهمند هستم. وقتی فهمیدم فرنوش دخترخالهام است علاقه ام نسبت به او دوچندان شد اما اختلافات خانوادگی کار را برایمان سخت کرد. حالا هم برای دور شدن از این مشکلات تصمیم گرفتم به خارج از کشور بروم و آنجا زندگی کنم.
به دنبال این اظهارات فرنوش نیز گفتههای همسرش را تایید کرد و گفت همچنان او را دوست دارد ولی به خاطر مشکلات خانوادگی ادامه زندگی شان مقدور نیست.
در پایان رسیدگی به این پرونده قاضی عموزادی با صدور حکم طلاق به زندگی پرماجرای این زوج پایان داد.
فان پاتوق
ازدواج دوباره با همسر سابق: چالشها و راهکارها
اگر شما و همسر سابقتان تصمیم گرفته اید که دوباره با هم زندگی کنید، سه چیز را به یاد داشته باشید:
· آمار بر ضد این تصمیم شماست
· همه چیز را نرم نرم جلو ببرید
· حتماً به مشاور خانواده مراجعه کنید و در دوره های آموزش خانواده شرکت کنید
آمار ضد ازدواج دوباره است
آمار بر علیه زن و شوهرهایی است که یکبار طلاق گرفته اند و می خواهند دوباره با هم ازدواج کنند. تقریباً بیشتر ازدواج های دوم مثل ازدواج اول به طلاق ختم می شود.
مجله روانشناسی امروز نوشته است، "تقریباً 60 درصد از ازدواج های دوباره شکست می خورد و این اتفاق حتی سریعتر از طلاق اول می افتد. بعد از گذشت متوسط 10 سال، 37 درصد از ازدواج های دوباره شکست می خورد این درحالی است که این آمار برای ازدواج اول 30 درصد است."
چطور می توانید ازدواج دومتان را به موفقیت برسانید
اگر در فکر این هستید که دوباره با همسر سابقتان ازدواج کنید، در زیر توصیه هایی برایتان آورده ایم که شانس موفقیت این ازدواج دوباره را بالا ببرید:
* دوباره برگشتن به سمت همسر سابق به خاطر فرزندانتان اصلاً ایده خوبی نیست. باید به خاطر اینکه همدیگر را دوست دارید و واقعاً می خواهید که باز با هم باشید، به سمت هم برگردید.
* اگر بچه دارید، به هیچ وجه تا مدتی اجازه ندهید که آنها متوجه شوند که شما دو نفر با هم رابطه برقرار کردید. چون امیدوار می شوند که با هم آشتی کنید و این فشار بیشتری روی شما دو نفر برای آشتی کردن وارد می کند.
* نزد یک مشاور خانواده بروید. از اشتباهات زندگی قبل درس بگیرید واگرنه با تکرار آنها دوباره رابطه تان خراب خواهد شد.
* دلیل طلاق سابقتان را پیدا کنید. اگر طلاقتان به خاطر مسائل مالی بوده اینبار حتماً درمورد مسائل مالی با هم به نتیجه برسید. اگر درمورد تربیت فرزندان بوده، این مشکل را هم با هم حل کنید. اگر به خاطر عدم وفاداری و خیانت بوده، هر دو شما باید امتحان خود را پس بدهد.
* اشتباه خود را در طلاق اول به گردن بگیرید.
* با هم در دوره های آموزش خانواده شرکت کنید.
* در تمام مسائل با هم صادق باشید. برای هم بازی درنیاورید. سعی نکنید فکر همدیگر را بخوانید. انتظارات بیجا نداشته باشید. انتظارات، امیدها و آروزهای خود را با هم مطرح کنید.
* خیلی مهم است که بفهمید ازدواج اولتان تمام شده است. اجازه ندهید کابوس آن زندگی جدیدتان را خراب کند.
* از روبه رو شدن با مشکلاتی که موجب بر هم خوردن ازدواج اولتان شدن، نترسید.
* اشتباهاتتان را تکرار نکنید. به آینده تان به هم بیندیشید.
* یادتان باشد، ساختن اعتماد دوباره زمان می برد.
ایجاد اعتماد و موفق شدن یک ازدواج بعد از طلاق نیاز به تعهد قوی به رابطه دارد. باز هم می گوییم، ازدواج دوباره با همسر سابقتان را سریع جلو نبرید. برای شناخت همدیگر وقت بگذارید.
با همسر سابقتان ازدواج می کنید؟
ایمیلم را که چک می کردم، دیدم یک دعوتنامه عروسی برایم فرستاده اند. این دعتوتنامه از طرف زوجی بود که طلاق گرفته بودند.
از یک طرف هیجان زده شده بودم و از یک طرف هم سردرگم بودم چون این زوج سابقه ازدواج وحشتناکی داشتند و نمی دانم چه چیز باعث شده بود دوباره به فکر ازدواج با هم بیفتند. اما در هر حال داشتند باز ازدواج می کردند.
مطمئناً "نیمه گمشده" که می گویند معنی خاصی دارد. بعضی از اعتقادات معنوی می گوید که دو روح، قبل از تولد، تعیین شده که با هم زن و شوهر شوند. بعضی دیگر از مذهب ها باور دارند که شما و همسرتان طی هفت مرحله تناسخ باهم ازدواج می کنید، حتی اگر در زندگی زناشویی خود مشکلات متعددی داشته باشید.
کنار از اعتقادات دینی و معنوی، دلایلی وجود دارد که شما به ازدواج دوباره با همسر سابقتان می کشاند. یکی از این دلایل، خوبی ذاتی و خصوصیاتی در همسرتان است که باعث شده عاشقش شوید. مطمئناً شما به این دلیل عاشق این فرد شدید که بخشی از آن می تواند اخلاقیات، مهربانی، و طرز رفتار او با دیگران باشد. چیزی در او هست که شما را جذب می کند.
اما چه پنج سال با او زندگی کرده باشید، چه پنجاه سال، هیچکدام شما دیگر آن مرد یا زن سابق نیستید. شخصیت شما رشد کرده است. ایده ها و افکارتان دستخوش تغییر شده است و سطح علمتان بالا رفته است. و آن چیز ناملموسی که شما دو نفر را به سمت هم جذب کرده بود، با بلوغ و حکمتی که به دست آورده اید تقویت شده است.
اگر ازدواج به طور کل خوب و بر پایه احترام متقابل بوده باشد، 90 درصد زوج ها به طور متوسط بعد از هشت سال طلاق دوباره به سمت هم برمی گردند.
این دوست من هم خیلی خوب این مطلب را در کارت دعوتش بیان کرده بود: "ما دوباره با هم ازدواج می کنیم چون فهمیدیم بدون حضور همسرمان، جای چیزی در زندگیمان خالی بود. ازدواج اول ما از روی دلیل بود و آن چیزی فرای عشق بود. این چیزی غیرقابل توصیف است. و حالا که فهمیده ایم که هستیم و دوست داریم کجا باشیم، آماده ایم که بهترین همسر دنیا باشیم."
ماه عسل و مراحل ازدواج
گویند: پسری قصد ازدواج داشت.
پدرش گفت: بدان ازدواج سه مرحله دارد.
مرحله اول ماه عسل است که در آن تو صحبت میکنی و زنت گوش میدهد.
مرحله دوم او صحبت میکند و تو گوش میکنی،
اما مرحله سوم که خطرناکترین مراحل است
و آن موقعی است که هر دو بلند بلند داد میکشید و همسایه ها گوش میکنند!
یک قدم تا محبوبیت

موفقیت هر شخصی به حمایت دیگران بستگی دارد پس مردم را دوست داشته باشید تا شما را دوست داشته باشند و از شما حمایت کنند. شما در انجام کارهایتان به حمایت و پشتیبانی آنها نیاز دارید، زیرا برخی از کارها فقط با همکاری دیگران امکانپذیر خواهد بود. ولی در این مورد همواره به یاد داشته باشید که با چه کسانی ارتباط دارید و چه کسانی از شما حمایت می کنند. هنر شناخت و ارتباط با افراد با تملق ها و چاپلوسیهای رایج بسیار متفاوت می با شد. برخی سعی دارند با تملق به اهداف خود دست یابند. تملق یقینا تباه کننده هر رابطه مثبت است. همکاری با دیگران مستلزم شناختی عمیق از شخصیت آنهاست واز این طریق است که به اطلاعاتی دست می یابید و در مذاکرات و مباحثات به کارتان خواهد آمد.
رعایت نکات زیر از شما مصاحبی صدیق و مطلع می سازد:
سعی کنید روحیه اطرافیان خود را خوب بشناسید: با آگاهی از قلق ها وشیوه های مورد پسند مخاطب خود، هیچگاه درایجاد ارتباط و گفتگو با او، درگیر نخواهید شد. برای ایجاد رابطه ای سالم با طرف مخاطب هرگز از حربه تهدید و گوشه و کنایه استفاده نکنید، بهترین راه نرمش، حوصله و دقت در طرز فکر طرف مقابل است. اصول زیر را بکار گیرید زیرا باعث می شود مورد حمایت قرار گرفته و شما را آسان تر به اوج موفقیت برسانند:
• سعی کنید اسامی افراد را به خاطر بسپارید. این نشان می دهد به آنها اهمیت می دهید.
• فرد راحتی باشید تا هیچکس در معاشرت با شما احساس ناراحتی و اجبار نکند.
• این اعتقاد را در خودتان تقویت کنید که ” هرچه پیش آید، خوش آید” در اینصورت هیچ چیز نمی تواند آرامشتان را بهم بزند. این به شما کمک می کند که برای مقابله با هر موقعیتی همواره آماده باشید و خودتان را زیاد درگیر وقایع محیطی نکنید.
• خودپرست نباشید و بیهوده تظاهر نکنید که به همه چیز آگاهی دارید، به یادداشته باشید عالمان متواضع ترند. تظاهر به دانایی موجب فاصله گرفتن افراد از شما می شود.
• خصوصیاتی را در خودتان پرورش بدهید که جالب توجه باشد و مردم در معاشرت با شما به برداشتهای ارزشمندی برسند.
• شخصیت خودتان را زیر ذره بین ببرید، تا بتوانید عوامل ” ناهنجار” را از آن خارج کنید. زیرا همین عوامل ناهنجار منفی هستند که باعث دور شدن دیگران از اطراف ما می شوند. خود تان را از منظر دیگران ببینید.
• صمیمانه و با روحیه سعی کنیدخودتان را ازشر سوء تفاهم ها خلاص کرده وگلایه ها را از ذهنتان بیرون کنید. اگر به همه چیز با خوش بینی نگاه کنید و دلیل های مثبت برای آن بتراشید ذهنتان را به سوی دوست داشتن دیگران بیشتر هدایت می کنید.
• آنقدر دوست داشتن افراد را تمرین کنید که این کار به صورت یک عادت ثانویه در شما درآید.
• همیشه از فرصتهایی که برای تیریک گفتن یا احساس همدردی در غم، اندوه و ناکامیهای افراد پیش می آید استفاده کنید. و سعی کنید این کار را در همان زمان خودش انجام دهید و به آینده موکول نکنید.
• به مردم قدرت روحی بدهید تا محبت بی ریای شان را نصیبتان کنند. افراد از بودن در کنار کسی که انرژی های مثبت خود را ساطع می کند لذت می برند.
به کار بردن بعضی عبارات، در دیگران ایجاد مقاومت می کند و سبب از دست دادن حمایت دیگران می شود. سه عبارت است که در هنگام محاوره و ایجاد ارتباط با دیگران می توان به کار برد، بطوریکه هم احترام طرف مقابل را حفظ کنید و هم مطلب خود را منتقل سازید:
• با شما موافقم
• نظر شما را تحسین می کنم
• به عقیده شما احترام می گذارم
به مردم قدرت روحی بدهید تا محبت بی ریای شان را نصیبتان کنند. افراد از بودن در کنار کسی که انرژی های مثبت خود را ساطع می کند لذت می برند.
خانواده مطهر، با اندکی تصرف
تنظیم : کهتری
نکات مهم و حیاتی پیرامون رابطه جنسی آقایون و خانمها
نکات مهم رابطه جنسی مخصوص آقایان
نکات رابطه جنسی اهمیت زیادی برای آقایان دارد چون به آنها کمک می کند بتوانند فعالیت جنسی را به مدت زیادتری ادامه دهند. مردها معمولاً حین رابطه جنسی بیش از اندازه تحریک می شوند که باعث می شود خیلی زود ارضاء شوند و طرف مقابلشان نتواند به اندازه کافی از سکس لذت ببرد. همه آقایون دوست دارند که بتوانند رابطه جنسی را بیشتر طول بدهند اما به خاطر نداشتن اطلاعات و تجربه کافی نمی توانند طرفشان را به خوبی ارضاء کنند. تفاوت بسیار زیادی بین جنسیت خانم ها و آقایون وجود دارد. مردها به سکس فقط به چشم یک فعالیت جسمی نگاه می کنند درحالیکه خانم ها آن را یک فعالیت احساسی می دانند که از طریق آن می توانند به طرف مقابلشان نزدیک تر شوند. شریک زندگی مثل معمایی می ماند که فقط زمانی می توانید آن را حل کنید که نکات و کلیدهای آن را بدانید. بنابراین، برای کمک به آن دسته از مردهایی که با مشکل ارضاء کردن معشوقشان روبه رو هستند در این مقاله نکات مفیدی ارائه می کنیم.
1. پیش نوازی
این بخش مهمترین بخش برای لذت بخش تر کردن سکس است. و اهمیت زیادی دارد چون به هر دو طرف کمک میکند قبل از شروع سکس به خوبی تحریک شوند. یادتان باشد آقایان در تقریباً 2 دقیقه به ارگاسم می رسند درحالیکه این زمان برای خانم ها حداقل 10 دقیقه است. به همین علت پیش نوازی راه خیلی خوبی برای آقایون برای طولانی تر کردن سکسشان است. مردها باید به خانم ها اجازه دهند که در پیش نوازی به درجه ارگاسم برسند و بعد سکس را شروع کنند تا هر دو نفر با هم ارضاء شوند.
2. ارتباط کلامی
ارتباط نکته بسیار مهمی است که باید جدی بگیرید. باید در طول فعالیت جنسی با طرفتان حرف بزنید در غیر اینصورت زنها احساس خواهند کرد که فقط به یک چیز اهمیت می دهید و آن هم سکس است. یادتان باشد که خانم ها با حرف زدن بیشتر تحریک می شوند و برای جلب نظر آنها لازم نیست حتماً لمسشان کنید، می توانید به طور کلامی اینکار را بکنید.
3. درک علایق و عدم علایق
مردها در طول سکس فقط کاری که خودشان دوست دارند را انجام می دهند اما درک علاقه ها و عدم علاقه های طرف مقابل در لذت بخش تر کردن سکس برای هر دو طرف اهمیت زیادی دارد. تصور کنید که هر کاری که خودتان دوست دارید و طرفتان دوست ندارد را انجام دهید، مطمئناً ایجاد مشکل خواهد کرد و آنوقت طرفتان دیگر راغب به سکس با شما نخواهد بود. درک متقابل اولین قدم در سکس است. آقایون باید از شریک جنسی خود بپرسند که آیا حرکت خاصی را دوست دارند یا نه و اگر دوست نداشتند سعی کنند در طول سکس از آن حرکات دوری کنند.
4. توجه به کل بدن طرف مقابل
خانم ها دوست ندارند که مردها فقط به اندام تناسلی آنها توجه داشته باشند. آقایون باید بدانند به جز اندام تناسلی، بدن خانم ها قسمت های دیگری هم دارد که باید به آن توجه کنند. مثل سینه ها، باسن، گردن، ران ها، گوش ها و لب ها و سایر نقاطی که درکنار ناحیه تناسلی باید به آنها توجه شود. شاید تعجب کنید وقتی بفهمید که خانم ها می توانند با تحریک سینه ها هم به ارگاسم برسند پس لطفاً به آنها هم توجه خاص داشته باشید. یادتان باشد با بدن او سخت و خشن برخورد نکنید، نوازش ملایم هم او را تحریک خواهد کرد.
5. تحسین کردن
تحسین کردن نکته دیگری برای آقایون است که نقش بسیار مهمی در عشق بازی ایفا می کند. از قدیم گفته اند که خانم ها از تعریف و تمجید خوششان می آید و وقتی اینکار را می کنید او واقعاً آنرا احساس می کند. لطفاً دقت کنید که این تحسین ها باید واقعی باشند در غیر اینصورت نتیجه ای که می خواهید عایدتان نمی شود. با گفتن اینکه به او بیشتر از هر چیز دیگری در دنیا نیاز دارید و هر کاری برایش انجام می دهید، تحسینش کنید. می توانید خیلی ساده بگویید که بدنش را دوست دارید و خیلی عالی سکس می کند. این لذت خودتان را هم علاوه بر سرمستی او از آن تعریف و تمجیدها زیادتر می کند. تحسین کردن باعث می شود بتوانید بیشتر طرفتان را تحریک کنید.
6. خودداری از سکس زودهنگام
رابطه جنسی آخرین مرحله عشق بازی است که فقط زمانی باید زمانی انجام دهید که می خواهید لذت را به اوج خود برسانید. انجام زودهنگام سکس تناسلی تحریک خانم ها را کم می کند. همچنین می تواند برایشان دردناک باشد. یادتان باشد که باید قبل از شروع عمل جنسی اندام تناسلی خانم ها حسابی خیس شده باشد، و این مسئله فقط زمانی اتفاق می افتد که تحریک شده باشند. پس سعی کنید تحریکش کنید و به همه قسمت های بدنش لذت بدهید و وقتی در آخر آمادگی پیدا کرد خودش از شما خواهد خواست که عمل جنسی را آغاز کنید. پس یادتان باشد که عمل جنسی باشد آخرین عمل شما باشد و زمانی انجام شود که زن آمادگی آن را پیدا کرده باشد.
7. عاشقانه و احساساتی نگه داشتن فضا
یکی از مهمترین نکات درمورد سکس آقایان این است که عاشقانه و احساساتی سکس کنند. سکس عملی بسیار احساسی است اما به خاطر طبیعت و ذات مردان خیلی وقت ها این عمل برایشان به عملی فیزیکی و مکانیکی تبدیل می شود. سعی کنید حرکاتتان کند و همراه با عشق باشد و مطمئن باشید این احساسی به خانم ها می دهد که همیشه آرزویش را داشته اند. عشق و احساس بخش لازم و ضروری سکس است پس سعی کنید احساسی تر رفتار کنید. فقط به خاطر عمل جنسی سکس نکنید، آن را راهی بدانید برای بالا بردن احساستان.
8. شوخ طبعی
خانم ها عاشق شوخ طبعی مردان هستند. سعی کنید سکس را به عملی خنده آور و شادی بخش تبدیل کنید و ببینید که چقدر طرفتان دوست خواهد داشت. به خودتان بخندید و اینکار باعث می شود فضا عاشقانه تر شود. خانم ها اینکه آقایون سعی می کنند به خنده بیاندازندشان را خیلی دوست دارند. جوک گفتن مخصوصاً جوک های سکسی را هم می توانید امتحان کنید اما دقت کنید که شوخ طبعیتان به مسخره کردن طرف مقابل منتهی نشود.
9. نظافت
خانم ها عاشق مردهای مرتب و تمیز هستند. منظورمان از تمیز بودن این نیست که موهای اندام تناسلیتان را بتراشید، اما بهتر است که آنها را کوتاه کنید. بدنتان را تمیز نگه دارید و اگر بدنتان بو می دهد حتماً از پودر یا اسپری استفاده کنید. قبل از سکس یک دوش سریع بگیرید و هم بدنتان را خوب تمیز کنید. تمیزی بدن برای خانم اهمیت زیادی دارد و اگر بدنتان اینطور نباشد حتی ممکن است از سکس کردن با شما خودداری کنند.
10. هیجان و لذت
تجربه کردن با سکس خیلی مهم است چون عادات همیشگی باعث یکنواخت و خسته کننده شدن آن می شود. می توانید حرکات مختلف را امتحان کنید تا آن یکنواختی از بین برود. اما دقت کنید که طرفتان با آن حرکات راحت باشد. همچنین سکس کردن در محیط های مختلف باعث از بین بردن یکنواختی آن می شود و هیجان بیشتری به رابطه می دهد. سکس ایستاده یا جلوی آینه یا روی صندلی واقعاً برایتان پر از هیجان خواهد بود.
پس اگر می خواهید که رابطه جنسی لذت بخش و فوق العاده ای داشته باشید، لطفاً نکاتی که در این مقاله ذکر شد را به نحو احسن رعایت کنید. این نکات به شما کمک می کند سکسی طولانی تر و دلنشین تر داشته باشید.
نکات مهم رابطه جنسی مخصوص خانم ها
در طول این سالها من یک الگوی خاصی را بین خانم ها مشاهده کرده ام که به نظر می رسد از نظر فیزیکی و جنسی احساس عدم اطمینان و امنیت می کنند. همین مسئله باعث می شود که تصمیمات زیان بخشی درمورد رابطه شان بگیرند. خانم ها باید خودشان را قوی تر کنند. بدنتان را دوست داشته باشید (این تنها چیزی است که متعلق به شماست)، ببینید در سکس چه دوست دارید و چه دوست ندارید و یاد بگیرید که سکس برای لذت بردن است. خیلی مهم است که به خاطر داشته باشید ارتباط کلید اصلی هر رابطه خوب است و رابطه جنسی هم از آن مستثنی نیست. همه آدم ها سستیهایی دارند اما نباید آنها را در یک رابطه سالم دخالت دهند. درمورد این مشکلات خود با طرفتان حرف بزنید، برای از بین بردن آن تلاش کنید یا حداقل آن را به یک حد قابل کنترل برسانید.
در زیر به چند نکته اشاره می کنید که به شما برای داشتن رابطه جنسی بهتر کمک میکند:
1. بدانید که شما یک پرنسس هستید. اعتماد به نفستان را نشان دهید. آقایان از دیدن اطمینانی که به خودتان و رابطه جنسیتان دارید خیلی خوشحال می شوند. مردها خیلی دوست دارند که زنها به خودشان مطمئن باشند. اگر هنوز باور ندارید که یک پرنسس هستید، سعی کنید لباسهایی بپوشید که اعتماد به نفستان را بالا می برد و سکسی تر نشانتان می دهد. مرتب آرایشگاه بروید، ناخن هایتان را درست کنید و مدام این جمله را با خودتان تکرار کنید که یک پرنسس جذاب هستید تا زمانیکه شکل واقعیت برایتان بگیرد. فقط یادتان باشد که کارهایی بکنید که احساسی خوب به شما بدهد و اعتماد به نفستان را بالاتر ببرد. یک سرگرمی برای خودتان داشته باشید. اینکار باعث می شود اعتماد به نفستان تقویت شود. همینطور به مردها نشان می دهد که به جز رابطه علایق دیگری هم دارید.
2. دست از سوال کردن درمورد همسر و روابط جنسی قبلی آقایان بردارید. هیچ نیازی به دانستن آن ندارید و مطمئناً مردتان هم علاقه ای به صحبت کردن درمورد آن ندارد. اینکار فقط به حس حسادت ختم می شود که در یک رابطه سالم جایی ندارد. درمورد خودتان هم همینطور است. به هیچ وجه درمورد شوهر قبلی و کارهایی که آنها در سکس برایتان می کرده اند با طرفتان صحبت نکنید. مردها دوست ندارند فکر کنند که شما آنها را با کس دیگری مقایسه می کنید. پس این مسائل را فراموش کنید و بدانید که لابد مشکلی بین آنها بوده که از هم جدا شده اند. آنچه مهم است این است که الان او با شماست پس گذشته ها را به گدشته واگذار کنید.
3. هیچوقت از تلاشهای طرفتان در رابطه جنسی انتقاد نکنید. با انتقاد کردن به آنها می گویید که آنچه را که باید برای شما انجام نمی دهند. این طرفتان را ناراحت می کند و جلوی تحریک شدنشان را می گیرد و خیلی وقت ها به خشم منتهی می شود. شاید درست باشد که آن نتیجه ای که می خواهید را در رابطه جنسیتان نمی گیرید اما انتقاد کردن راه اصلاح آن نیست. پس به جای آن رک و راست باشید و با او در این باره حرف بزنید. این گناه او نیست، چون نمی داند که شما چه دوست دارید و قبلاً هم به او نگفته اید. پس به او بگویید که چه سکسی دوست دارید و مطمئن باشید که او هم برای برآوردن نیازهای شما تلاش خواهد کرد.
یادتان باشد زیاد به خودتان سخت نگیرید، از بدنتان لذت ببرید، زندگیتان را دوست داشته باشید، سعی نکنید کسی باشید که نیستید و از اینها گذشته سعی کنید شاد باشید و از همه چیز لذت ببرید.

مردمان
فان پاتوق
شوهرشناسی مدرن و سنتی
اگر آقایتان شبها دیر به منزل می آید، لابد کار دارد که دیر می آید! اگر شما بیرون کار می کردید که ممکن بود اصلاً همان آخر شب هم به منزل نیائید!!
- اگر آقایتان انتظار دارد وقتی به منزل می آید برای او چای بیاورید، بدون حرف اضافی این کار را انجام دهید، وگرنه ممکن است اگر آقایتان اجازه نمی دهد هر کجا که می خواهید بروید، خدا را شکر کنید که اجازه می دهد نفس بکشید!!
- اگر آقایتان به شما خرجی نمی دهد، لابد خرجهای مهمتر از منزل دارد، جیکتان هم در نیاید!!
- اگر آقایتان اجازه نمی دهد سر کار بروید، سپاسگزارش باشید
- اگر آقایتان اجازه می دهد که بیرون از منزل هم کار کنید، از اینکه شما را قابل دانسته تا هم در منزل و هم بیرون از منزل کار کنید، از او تشکر کنید!!!
- اگر آقایتان به کوچکترین حقوق زنان بی توجه است، حقتان است اگر تحویلتان هم بگیرد شما به او می گوئید زن ذلیل!!!
-
-- اگر آقایتان برای شما هدیه نمی خرد، رویتان را زیاد نکنید! او خودش برای شما بزرگترین هدیه است! و یا لااقل بزرگترین هدیه که شما را همیشه تحمل می کند!!!!
خانما از این قسمت به بعدشو زیاد توجه نکنن مهم موراد بالا هستش
زی زی لوژی (شوهرشناسی مدرن
) :
- اگر شوهرتان شبها دیر به منزل می آید، درب را به رویش باز نکنید!! مبلغ مهریه را هم به او یادآوری کنید تا کامروا شوید!!
- آگر شوهرتان از شما انتظار پذیرائی دارد، یک هفته او را ترک کنید!!! از هفته آینده خودش هر شب برایتان کاپوچینو درست خواهد کرد!!!
- اگر شوهرتان موافق نیست که شماهر جایی می خواهید بروید، مگر شما منتظر اجازه او بودید؟!! خوب بروید!! تازه بعد هم غر بزنید که از این زندگی خسته شدین
- اگر شوهرتان به شما پول نمی دهد، شما هم به او روندین!!! دو سه روز کم محلی هم بی اثر نیست!!!
-
اگر شوهرتان موافق کار کردن شما در بیرون از منزل نیست، خانه را به گند بکشید بی حوصلگی به را بیندازید افسرده باشید تا شما را به کار بیرون از منزل تشویق کند!!!
- اگر شوهرتان موافق کار کردن شما در بیرون از منزل هست،از زیر کار کردن در برید وانمود کنید که دوست ندارید نحوه جارو کردن و ظرف شستن و..... را به او آموزش دهید!! هرجند اقایون همه بلد هستن
- اگر شوهر شما فمینیست نیست،زن ذلیل که هست
- اگر شوهرتان به مسائل شما بی اعتناست شما بی اعتنا تر باشی ازصبح تا امدن او با دوستان گپ بزنید تا چشمتون به او افتاد قیافه بگیزرید که ناراحت هستید
اگر شوهرتان هوس تجدید فراش کرد، بدانید که بیچاره حق دارههههههههههههههههه
پاتوق سرگرمی ایرانیان
دختر 11 سالهای که در روز عروسیاش، بچهاش رو هم به دنیا آورد!! (+عکس)
چند روز پیش خبری باعث تعجب افراد بسیاری شد. یک دختر 11ساله در روز جشن عروسیاش، همزمان بچه خود را هم به دنیا آورد!!
این دختر با داماد 19ساله در زمین بازی مدرسه آشنا شده بودند.
نکته جالب این هست که این پسر بخاطر رابطه با دختری کمتر از سن قانونی باید 6سال به زندان برود، حالا باید منتظر ماند و دید که با توجه به ازدواج این دو، بازهم مسئولان خواستار زندانی شدن این پسر میشوند یا نه؟!
هنگامیکه از این دختر پرسیدن چرا این اتفاقات پیش آمده است، او پاسخ داد: عشق مرزی نمیشناسد. به نظر میرسد این دختر بچه هنوز تفاوت عشق و شهوت را نمیداند!!
پاتوق سرگرمی ایرانیان
راههای پیشگیری از روزمرگی و یکنواختی در روابط زن و مرد
روابط متقابل زن و شوهر
زناشویی یکی از صمیمی ترین و خصوصی ترین انواع ارتباط انسانی و از نیازهای فطری بشر است . زمانیکه دو نفر ناآشنا و با سلایق مختلف کنار هم قرار می گیرند دوام و کیفیت دوستی آنها به دانش ، مهارت و هنر هر یک از آنها در تحکیم این ارتباط بستگی دارد . کم و بیش همه ما شاهد بوده ایم زن و شوهرهائیکه اگر چه در کنار هم هستند ولی بسیار از هم فاصله دارند .
در حقیقت به دلیل عدم درک صحیح نیازها و شخصیت یکدیگر نه تنها صمیمیتی بین آنها نیست بلکه به اجبار در کنار هم زندگی می کنند که این اجبار میتواند ناشی از تعصبات اجتماعی مثل اعتقاد به ناشایسته بودن طلاق ، حمایت از فرزندان و مشکلات معیشتی و … باشد . نارضایتی زن و شوهر از یکدیگر علاوه بر اینکه بر لذت از زندگی و موفقیت های اجتماعی ، شغلی و اقتصادی تاثیر منفی می گذارد ، گاهی متأسفانه به مشکلات اخلاقی نیز منجر می گردد . راستی چه عواملی باعث می شود آنهمه رعایت احترام و حفظ حریم و حرمت ها ، فداکاریها و مهربانی های دوران نامزدی و عقد پس از مدتی به دلسردی ، خستگی و مشاجره های مختلف منجر شود ، امید است مطالبی که در ادامه خواهد آمد بتواندراه های پایداری و دوام صمیمیت و یک ارتباط با نشاط زناشویی را بیان کند .
از خودتان شروع کنید .
اگر از یک ارتباط زناشویی که دلخواه شما نیست رنج می برید اولین گام این است که خود را اصلاح کنید . در یک ارتبا ط دو طرفه کمتر می توان فقط یک نفر را بعنوان مسئول مشکلات و مشاجرات معرفی کرد . شما مجبور نیستید در شرایط توأم با تحقیر ، سرزنش و خستگی سر ببرید ، از هم اکنون سرنوشت خود را به دست بگیرید و برای تغییر زندگی و روابط زناشویی خود برنامه ریزی کنید . رفتارهای غلط خود را اصلاح کنید و بعضی از وظایفی که فراموش کرده اید از سر بگیرید .
اریک فروم در کتاب ‹ هنر عشق ورزیدن › می گوید : زمانی میتوانید کسی را عاشق خود کنید که اول خودتان به او عشق بورزید . شما می توانید در خاطرات تلخ گذشته و آنچه بین شما و شریک زندگی تان گذشته است غوطه ور شوید و به خاطر آن پر از غصه ، کینه و خشم گردید اما راه دیگری هم هست و آن اینکه از حالا تصمیم بگیرید شرایط را عوض کنید ، گذشته ناخوشایند را فراموش کنید و فقط از آن برای داشتن یک زندگی بهتر درس بگیرید ، ببینید چه چیزهایی زندگی شما را توأم با ناکامی و غصه کرده است آنها را از بین ببرید دوباره تکرار می کنم فراموش نکنید که زناشویی یک ارتباط دو طرفه است و قسمتی از مشکلات مربوط به شماست بنا براین ابتدا خودتان را طبق تعالیم زیر تغییر دهید .
استقبال از اختلاف نظر ها
خداوند انسانها را مثل هم نیافریده است و البته این تفاوتهای بین فردی است که سبب جاذبه بیشتر بین انسانها میگردد . بنابراین نباید سعی کنید که طرف مقابل را به گونه ای تغییر دهید که مثل شما فکر کند و مطابق نظر شما رفتار کند ، در ابتدا دختر و پسرها که برای مراسم خواستگاری و آشنایی صحبت می کنند ، به دقت به صحبت های همدیگر گوش میدهند و در حقیقت این شروع آشنایی برای آنها جذاب است زیرا هر کسی خود را همانطور که هست معرفی می کند و عقاید خود را بیان می کند ، چیزیکه سبب این جاذبه می شود همان اختلافات این دو نفر است . بجز ارزش های مذهبی و بنیادین که اختلاف نظر در آنها گیرایی ندارد ما معمولاً به دنبال کسی هستیم که به دلیل تفاوتهایش ما را کامل کند . اختلاف نظر ها اگر چه ممکن است سبب تضاد یامشاجره گردد ، اما همین مشاجره نیز فرصتی برای بیان عقاید طرفین است و منجر به شناسایی بیشتر هر یک از دیگری می گردد . از طرفی نباید انتظار داشت که هیج اختلاف نظر و مشاجره ای بین زن و شوهر وجود نداشته باشد ، چرا که ارتباط بدون تضاد یک ارتباط صحیح و پویا نیست در حقیقت در این ارتباط یک نفر از بیان احساسات و عقاید خود صرف نظر کرده است یا طرف مقابل این فرصت را با قلدری به او نداده است و لذا از رشد طرفین نیز جلوگیری خواهد شد . عقاید مختلف با ایجاد بحث و مشاجره یا قضاوت نفر سوم یا مراجعه به کتاب سبب رشد زن و شوهر می گردد، مثلاً اگر در مورد تربیت فرزند اختلاف نظری داشته باشند با مراجعه به روانشناس یا کتب مربوطه دانش هر دو طرف ارتقاء می یابد .
تغییر در نگرش به رفتار و خصوصیات طرف مقابل
ممکن است شما علاقمند ، به ورزش و تماشای مسابقات ورزشی باشید و همسر شما علاقمند به خواندن روزنامه مثل صفحه حوادث یا صفحه گزارشات سیاسی باشد ، لازم نیست تلاش کنید علاقمندی خودتان را نادیده بگیرید یا او را مجبور کنید که سرگرمی اش مثل شما باشد بلکه هر کدام باید به دیگری اجازه دهیم به آنچه دوست دارد بپردازد ، در اینصورت می بینید که در یک خانواده هم بحث های ورزشی می شود و هم بحث های سیاسی و ... یعنی باز هم شما می توانید همدیگر را کامل کنید .
بنابراین به جای اینکه بگوئید متاسفانه شریک زندگی من اصلاً مثل من فکر نمی کند و مثلاً در مورد تماشای فوتبال اتفاق نظر نداریم میتوانید بگوئید خوشبختانه وقتی که دست از تفریح و سرگرمی مان می کشیم هرکدام حرف جدیدی برای زدن داریم که ملال آور نیست و بر اطلاعات مان می افزاید .
ممکن است شما از هر پر حرفی ، کم حرفی ،ملایمت ، تند مزاجی ، رنگ مو ، قد ،جاه طلبی ،قاطعیت و رک گویی ، پرکاری و خساست و ... همسرتان خوشحال باشید یا ناراحت ، باید بدانید که اینهاامور نسبی هستند ، اگر برای شما ناپسند است برای دیگران خوشایند به نظر می رسد . پرحرفی طرف مقابل سبب می شود شما مجالس گرم و شلوغی داشته باشید از طرفی اگر کم حرف و ملایم باشد به شما آرامش می دهد . خساست او را می توانید به اقتصادی بودن تعبیر کنید و یا جاه طلبی که او را برای ارتقاء در درجات کاری کمک می کند و سعی می کند که کارش را بخوبی انجام دهد این میتواند به جدیت در کار تعبیر شود . اگر نگرش خود را نسبت به صفات یا رفتار او تغییر دهید می بینید که هر کدام فرصتی برای دگرگونی و لذت بیشتر از زندگی فراهم کرده اید و باز هم اشاره کنم فرصتی برای کامل شدن شماست .
تمجید و تأئید
هر روز دلیلی برای تائید بهترین یار خود داشته باشید هر زن و مردی در هر مقام و درجه علمی و اقتصادی که باشد بسیار علاقمند است که مورد تائید دیگران بخصوص نزدیکان خود قرار گیرد . شاید شنیده یا دیده باشید که بعضی ها در محیط کار بسیار شاداب تر از محیط منزل باشند زیرا در محیط کار به دلیل پرکار ی ، جسارت و ارائه کار خوب یا برخورد مناسب مرتب از سوی همکاران مورد تأئید قرار می گیرند ولی در منزل نه تنها مورد تأئید قرار نمی گیرند بلکه به دلیل اختلاف سلیقه هایی که قبلاً اشاره شد یا خرید لباس یا مواد خوراکی معیوب مورد سرزنش واقع می شوند . این امر موجب می گردد که در جمع فامیل خسته و خموده به نظر برسد و لذا انرژی و شادابی اش در محیط کار صرف همکاران می گردد و ملال او نصیب خانواده . مردان دوست دارند که مورد تأئید واقع شوند زنان هم دوست دارند کانون توجه شوهرشان باشند .
مردان به خاطر قیافه ای که دارند ، بخاطر چیزی که برای خانه می خرند ، تلاشی که می کنند و سلیقه شان نیاز به تأئید دارند ، این تأیید اعتماد به نفس آنها راتقویت می کند و شور و هیجانشان را دو چندان می نماید و خلاصه به کسی که از آنها تعریف کند علاقمند می شوند متأسفانه ممکن است این فرد کسی به جز همسرشان باشد و یقیناً دردسر می آفریند . مردان بخاطر صفاتی مثل محجوب بودن ، باادب بودن ، وظیفه شناس بودن و . . . در محیط کارشان به تکرار از سوی همکاران زن یا مرد مورد تشویق و تأیید قرار می گیرند . از طرفی زنان به هیچ وجه تمایل ندارند که شوهرشان به زن دیگری محبت نشان دهد یا با او شوخی کند شاید اسم این را حسادت زنانه بگذارید ولی هر چه هست هر زنی دوست دارد که برای شوهرش عزیزترین باشد . مردانی که معتاد به کار هستند و زمان زیادی را خارج از منزل به سر می برند کمتر می توانند به همسرانشان توجه نشان دهند و طبیعی است که وقتی به خانه برمیگردند با زنی خسته و ملول مواجه شوند . اگر در یک محیط کاری با چند نفر زن و مرد کار میکنید به راحتی میتوانید حدس بزنید چه موقع همسر همکارتان به او تلفن می زند چون معمولاً یک ارتباط تلفنی کوتاه با کمترین سلام و احوالپرسی و معمولاً بی حوصلگی را شاهد هستید ، اینگونه ارتباط پیامی به تماس گیرنده می دهد به این مضمون ‹ من برای کارم بیشتر از تو اهمیت قائل هستم ، فعلاً وقت مرا نگیر ، شما شایستگی توجه مرا ندارید . › ، این موضوع بطور آگاهانه یا ناخود آگاه سبب رنجش و مشاجره میگردد .
کسی که مورد بی توجهی واقع شده است ( معمولاً زنان ) با آوردن بهانه های گوناگون ، بهم زدن وعده های قبلی و اخم کردن موجبات ناراحتی را فراهم میکند .
سعی کنید هر روز با بر شمردن یکی از صفات همسر خود او را تأیید کنید مثلاً از جدیت او در کار ، مهربانی ، پرحرفی ، غذای خوشمزه ای که آماده کرده است یا خریده است ، آرایش ظاهری و ... و در پایان به خاطر این صفت خوب از او تشکر کنید . بسیاری از مردان کار درمنزل همسرشان را خیلی دست کم می گیرند ، بد نیست یک روز پا به پای خانم خانه به فعالیت بپردازید خواهید دید که کارهایی مثل پخت و پز ، شستشوی ظروف و لباس ، تمیز کاری ، بچه داری و ... چقدر وقت و انرژی از شما خواهد گرفت در اینصورت ملاحظه خواهید کرد که نه تنها کار زن خانه دار کم نیست بلکه زنان به خاطر این همه فعالیت نیاز به تشویق و توجه کامل دارند . زنان با این همه مشغله در منزل باید از لحاظ عاطفی به بچه ها و حتی شوهرشان نیز رسیدگی کنند . این مستلزم آن است که علاوه بر کمک به او در کار منزل ضمن تشکر و تمجید به موقع موجبات انبساط خاطر او فراهم آید .
دوست داشتن بدون شرط :
برای دوست داشتن کلمه ‹ اگر › را فراموش کنید . همسر شما نزدیکترین فرد به شما ست او را بدون هیچ قید و شرطی دوست بدارید . هیچ مادری برای دوست داشتن فرزندش کلمه اگر بکار نمی برد . بگذاریم هر کسی خودش باشد و همانطور که هست دوست داشته شو د . شرط گذاشتن برای دوست داشتن ، بیشتر استفاده از طرف را القاء میکند تا دوست داشتن او . شروطی مثل اگر پول دار بودی ، اگر تلاش بیشتری می کردی و ... به هیچ وجه مشکلی را حل نمیکند بلکه موجب رنجش میگردد .
ممکن است سئوال کنید چطور کسی را با داشتن صفات یا رفتار ناپسند دوست داشته باشیم ، همانطور که قبلاً اشاره شد بسیاری از صفات افراد خوب یابد بودنش نسبی است و شما با تغییر نگرش خود میتوانید به همسرتان نزدیک شوید . یادتان باشد که اگر به کسی احساس ارزشمندی وشایستگی بدهید ، سعی می کند خودش را در حد انتظار شما نگه دارد .
پاتوق سرگرمی ایرانیان
ازدواج کودک 18 ماهه با یک سگ بخاطر یک دندان اضافی!!
یک کودک 18 ماهه در هندوستان برای نجات از لعنت به عقد یک سگ در آورده شد.
این کودک 18 ماهه به دنبال دیده شدن یک دندان اضافی در دهان وی به عقد یک سگ درآمد.
به عقیده قبیلهای که پدر و مادر این کودک خردسال عضو آن هستند وجود دندان اضافی در دهان این کودک دلالت بر مورد حمله قرار گرفتن از سوی یک ببر و کشته شدن دارد و برای نجات از این لعنت، این کودک خردسال باید با یک سگ ازدواج کند.
بر این اساس این کودک 18 ماهه در منطقه جیپور هندوستان طی مراسمی رسمی به عقد و ازدواج یک سگ درآمد.
عروس و دامادی که به ماه عسل چهار ساله رفتند و با بچه 2سالهشان برگشتند!!
«دیوید و هیزل مککیب» سفر چهارده هزار مایلی خود را در سال 2005 از انگلیس آغاز کردند. آنها در این سفر از کنار سواحل اروپا و آفریقای شمالی، سپس از اقیانوس اطلس گذشتند و به کارائیب رفتند. دو سال پس از شروع این ماه عسل، هیزل باردار شد و در زمان وضع حمل با هواپیما به انگلیس برگشت و بار دیگر به همراه دختر کوچکش به جزیره سنت مارتین و کنار همسرش رفت. آنها پس از تولد دخترشان کتی در کنار سواحل آمریکا به سفر کردن پرداختند.
خانم مککیب که 37 سال دارد، میگوید: «کتی واقعا دختر پرتحرکی است و به سختی میتوانستیم او را روی عرشه قایق سفریمان نگه داریم.» این خانواده در طول سفر خود با چندین توفان دست و پنجه نرم کردهاند.
آقای مککیب 42 ساله میگوید: «یکی از هیجانانگیزترین چیزها، تنها بودن ما در میان اقیانوس اطلس بود. در یکی از آن روزها که تقریبا حوصلهمان سر رفته بود، ناگهان دلفینها دور قایق را پر کردند.» این زوج قصد دارند فعلا در شهر خود «تامپسهام» در «دوون» انگلیس بمانند و خرید و فروش قایق کنند.
معیارهای جدید برای ازدواج

پسری که میاد به خواستگاری باید حسابش پر پول باشه و بتونه قباله یک زمین رو مهریه کنه. مگه میشه با شکم گشنه زندگی کرد؟ زندگی که توش پول نباشه نمی تونه پر از عشق باشه. علاوه بر اون زیبایی هم در انتخاب بسیار مهمه. آدم باید روش بشه در کنار همسرش قدم بزنه و اونو به همه نشون بده. اگر همسرم زیبایی لازم رو نداشته باشه همه منو مسخره می کنن. این یعنی دست کم گرفتن خود. حالا اگه یه وقتایی هم دروغ گفت یا تو کارش تقلب کرد خب مهم نیست یواش یواش خوب میشه یا شایدم صلاح می دونه که بخشی از سیاست های لازم رو تو کارش داشته باشه اما زیبایی ظاهر و پولداری لازمه که از اول انتخاب با شخص مورد نظر همراه باشه.

در نسلهای قبل که پدران و مادران ما ازدواج می کردند معیارهای اصلی برای ازدواج با خدا بودن یعنی خدا رو در مراحل زندگی به یاد داشتن و سعی در خوب بودن و داشتن صفات پسندیده بود. همچنین پدران و مادران دختر تأکید داشتند دامادی را انتخاب کنند که اهل کار و تلاش باشد و از تنبلی دوری کند و به خانه و خانواده عشق بورزد و به اصطلاح زن دوست باشد. پدران و مادران پسر هم در پی آن بودند که دختری با حیاء و محبوب و کدبانو را برای پسرشان انتخاب کنند تا بتواند زمینه های آرامش و آسایش را برای او فراهم کند.
. . .
اما حالا وضعیت به چه صورت است؟ آیا معیارهای ازدواج به همان صحت و سلامت باقی مانده؟ اولین سئولاتی که خانواده دختر از خانواده پسر دارند چیست؟ تأکید برای انتخاب، روی چه موضوع هایی قرار دارد؟ آیا پسری که روی پای خودش ایستاده و سعی دارد با استقلالی که بدست آورده خودش اسباب یک زندگی سالم و شاید نه چندان مرفه را فراهم کند مورد ارج و قرب قرار می گیرد؟ آیا روی اعتقادات و اخلاقیات طرف مقابل توجه و تأکید خاصی وجود دارد؟ خانواده های پسر چقدر بر حیا و حجب دختر توجه و عنایت دارند و به جای تأکید بر زیبایی و اموال پدری تا چه میزان به وجود صفات اخلاقی و مهارت های شوهرداری صحه می گذارند.

متأسفانه امروزه اکثر جوانان انتظار دارند که نیازها و توقعات آنها با ازدواج تأمین شود. در صورتی که ازدواج عرصه ای برای تغییر و ایجاد پختگی و کسب تجربه است. شیرینی پیوند بر این است که هر دو در پی ایجاد رفاه و تغییرات مثبت تلاش کنند. هر دو شاهد پشتکار دیگری برای بهتر شدن باشند و هر دو دیگری را برای تلاش افزون تر تشویق و ترغیب کنند. آن وقت است که قدر عافیت را بدست می آورند و درک می کنند که بدون فعالیت و تلاش و خواست خدا زمینه های سلامت و ارتقاء بدست نمی آید. دختران و پسران ما باید با نگاهی واقع گرایانه دست به انتخاب بزنند و در پروسه انتخاب بر معیارهایی تأکید کنند که در ایجاد خوشبختی واقعی و پیوند دل ها مؤثر واقع می شود در این بخش از مقاله سعی داریم تا تعدادی از این معیارهای منطقی را به شرح بگذاریم.
طرفین باید از افقی همسو به قضایا بنگرند و در رویکردها و نگرش های خود از اختلافات فاحشی برخوردار نباشند.
1- دارا بودن همسانی و اشتراک در اعتقادات دینی آن هم در سطحی مورد قبول و پذیرش به طوریکه هر دو طرف سعی می کنند به انتخاب شخصی مقید به اصول مذهبی و چارچوب اصلی دینی اقدام کنند.
***********
2- دارا بودن ملاک های پسندیده اخلاقی و عدم حضور صفات ناپسند اخلاقی مثل پرخاشگری، خساست و بدبینی. چنین ویژگی هایی خانمان برانداز است و به هیچ عنوان نباید در انتخاب مورد اغماض قرار گیرد.بسیارند جوانان و به ویژه دخترانی که در دام احساسات گرفتار می شوند و متاسفانه وجودشان قادر به درک این خصیصه ها در شخص مقابل نیست و حتی با اخطار اطرافیان نیز حاضر نیستند کمی احساسات را کنار گذارده و به واقعیت بیاندیشند.
***********
3- دارا بودن استقلال نسبی و تلاش برای مستقل شدن و عدم تکیه به حمایت های افراطی اطرافیان (چه در زمینه اقتصادی و چه در زمینه مهارت های عاطفی و زندگی و همسرداری)
***********
4- همسانی و تشابه در نوع نگاه طرفین به موضوع ها و مسائل مختلف زندگی. به طوری که طرفین از افقی همسو به قضایا بنگرند و در رویکردها و نگرش های خود از اختلافات فاحشی برخوردار نباشند. این موضوع می تواند در اختلاف سطح تحصیلات دختر و پسر نیز اتفاق بیفتد.اما با توجه به شرایط فعلی که معمولاً سطوح تحصیلی دختران بالاتر از پسران است باید به جای تأکید افراطی بر تحصیلات، سطح فهم و درک و تشابه نگرشی افراد مدنظر قرار گیرد.
***********
5- همسانی و تشابه در نوع علاقمندی ها و تفریحات، حضور در جمع و در مجموع تیپ شخصیتی. اگر در نوع تفریحات و گذران اوقات فراغت طرفین تفاوت فاحشی وجود داشته باشد می توان به اختلاف زیاد در نوع تیپ های شخصیت پی برد. فرض کنید آقایی که در اوقات فراغت خود به مطالعه و تفریحات انفرادی علاقمند است و خانمی که در این مواقع حضور در جمع را ترجیح می دهد. این تفاوت می تواند در آینده مشکلاتی را بدلیل شخصیت های مختلف آنها و نیازهای طبیعی هر یک به وجود بیاورد.
فهیمه کهتری تبیان/ خانواده و زندگی
مرد خاطی باید سالی 10 روز به همسرش گل بدهد

به گزارش مهر در شیراز، مردی با اتهام رها کردن زندگی مشترک و ترک نفقه و ضرب و شتم همسرش مورد تعقیب قرار گرفت و دادگاه پس از رسیدگی او را به سه ماه و یک روز حبس محکوم کرد اما با توجه به فقدان سابقه کیفری متهم در جهت اصلاح ذات البین و تحکیم مبانی خانوادگی و زندگی مشترک محکومیت نامبرده را به مدت سه سال معلق کرد مشروط بر اینکه زوج دستورات زیر را به معرض اجرا بگذارد.
1-پرداخت به موقع نفقه زوجه و حسن معاشرت با وی
2-هدیه دادن یک شاخه گل به مدت سه سال هر سال ده روز، به نحوی که پایان نوبت دهم سالگرد ازدواج زوجین باشد
3- استفاده از نصایح یکی از علمای مذهبی به تشخیص دادستان در سالروز ازدواج در هر سال
4- خودداری از استعمال سیگار و مواد دخانی
حکم صادره قطعی شده و پرونده این حکم جهت اجرا به اجرای احکام ارسال شده است.
صدور احکام جایگزین حبس یکی از مواردی است که در دادگاه های استان فارس طی مدت اخیر در دستور کار قرار گرفته است.
فان پاتوق
عکس : ازدواج یک زوج به سبک کارتون شرک
ازدواج یک زوج انگلیسی به سبک کارتون شرک





8 اشتباه قبل از ازدواج
8 اشتباه قبل از ازدواج
1 ـ سؤالات کافی نمی پرسیم
نپرسیدن سؤال کافی به چند دلیل می باشد :الف )پرسیدن سؤال جنبه ی عاشقانه ارتباط را مخدوش می کند ما سؤال نمی پرسیم چون می ترسیم روابط عاشقانه به هم بخورد سؤال کردن شاید عاشقانه نباشد اما تنها راه هوشمندانه برای شناخت همسر آینده است .
ب )نمی خواهیم جواب سؤالات خود را بدانیم برخی اوقات فکر این هستیم که حتماً با فرد مقابل ازدواج می کنیم و نمی خواهیم رابطه به پایان برسد ، نمی خواهیم چیز بد بشنویم به همین دلیل به طور ناخودآگاه سؤال نمی پرسیم .
ج )می ترسیم متقابلاً از ما نیز همان سؤالات پرسیده شود زمانی که از گذشته خود راضی نیستیم و احساس خوبی نسبت به خودمان نداریم به طور ناخودآگاه از پرسیدن سؤال طفره می رویم تا از ما نیز همان سؤالات پرسیده نشود .
د )نمی دانیم درباره ی چه موضوعاتی باید سؤال کنیم به این معنا که ما ازازدواج تصور روشنی نداریم . نمی دانیم در زندگی مشترک چه اموری با اهمیت است .
2 ـ نشانه های هشدار دهنده را نادیده می گیریم :
نادیده گرفتن نشانه های هشدار دهنده یکی از خطرناک ترین اشتباهاتی است که در هنگام ازدواج برخی از افراد مرتکب می شوند . ما چیزی را از فرد متقابل خود می بینیم که نشانگر این واقعیت است که باید دقت بیشتر بکنیم اما خود آگاه یا ناخودآگاه از آن چشم پوشی می کنیم .مهمترین علائم هشداردهنده :
الف )مسائل را کم اهمیت جلوه می دهیم .
ـ آنقدر هم عصبانی نیست .
ـ آنقدر هم سیگار مصرف نمی کند .
ـ آنقدر هم مواد مصرف نمی کند.
ب )کارهای او را توجیه می کنیم .
ـ کودکی بدی داشته به همین خاطر زود عصبانی می شود .
ـ چون استرس کاری زیادی دارد فعلاً کمی مواد مصرف می کند .
ج )کارهای او را منطقی جلوه می دهیم .
ـ او واقعاً با هوش است ، اگر کاری نمی کند در عوض بسیار مطالعه می کند .
د )مشکلات و مسائل را انکار می کنیم .
ـ هیچ کس تا به حال همانند او مرا دوست نداشته است چه کسی گفته که او عصبانی است .
ـ او معتاد نیست فقط بعضی وقتها به طور تفننی مواد مصرف می کند .
3 ـ عجولانه و زود هنگام سازش می کنیم .
یکی از اشتباهات که در زمان آشنایی مرتکب می شویم این است که ارزشها ، رفتارها و عادت های خود را به سرعت تغییر می دهیم تا وانمود کنیم با فرد مقابل توافق و هماهنگی داریم . در ابتدای آشنایی با چشم پوشی و کوتاه آمدن از آنچه برایمان اهمیت دارد سعی می کنیم رابطه را فقط حفظ کنیم وقتی که متوجه می شویم که عقاید و باورهایمان به مزاق فرد مقابل خوش نمی آید ممکن است برای عقاید خود اهمیت کمتری قائل می شویم تا وانمود کنیم که بسیار با هم تفاهم داریم .سازشهای عجولانه معمولاً در موارد زیر خود را نشان می دهند :
الف )چشم پوشی از باورها و ارزشهای خود
ب )دست برداشتن از علائق و فعالیتهای خود
ج )کناره گیری از خانواده و دوستان
سازش و مدارا و مصالحه در زندگی مشترک از اهمیت زیادی برخوردار است . اما وقتی که سازش زود هنگام و ناپخته بود تأثیر مخربی در ارتباط و آینده خواهد داشت .
4 ـ تسلیم زرق و برق های مادی و ظاهری می شویم .
در اجتماع ما و در جهان امروزین تأکید زیادی بر ثروت ، پول و وضعیت ظاهری افراد می شود . در عین حال ثروت ، شهرت و پول به تنهایی اغوا کننده و افسونگر است . بسیاری از ما در مقابل ثروت و پول افسون می شویم .برخی از ما در انتخاب همسر خود متأثر از عوامل زیر هستیم :
ـ پول فرد
ـ ثروت خانوادگی
ـ قدرت و نفوذ فرد
ـ شغل او
ـ شهرت او
ـ زیبایی او
بسیاری از ما فکر می کنیم که این عوامل بالا شباهتهایی بین دو نفر وجود داشته باشد اما داشتن شباهت با تحت تأثیر قرار گرفتن متفاوت است وقتی یک رابطه صرفاً به دلیل مسائل اقتصادی ظاهری و مادی شکل می گیرد رابطه ناسالم است .
5 ـ تعهد را مقدم بر تفاهم می دانیم .
قبل از اینکه متوجه شویم با او تفاهم داریم و قبل از اینکه متوجه شویم که آیا او همسر مناسبی برای من هست یا نه متعهد به ازدواج با او می شویم و سریع قول ازدواج می دهیم افرادی بیشتر دچار این اشتباه می شوند که :ـ مایل هستند متأهل باشند تا مجرد
ـ آرزومند هستند که سرانجام بگیرند و سرخانه زندگی خودشان بروند .
ـ از خواستگاری خسته شده اند .
ـ از طرف دیگران تحت فشار هستند .
ـ افرادی که فقط و فقط جنبه های مثبت دیگران را می بیند و در هر فردی می تواند به سرعت چیزی دوست داشتنی پیدا کند .
ـ به لحاظ عاطفی به فرد متعهد شده اند .
6 ـ تفاهم را بر علاقه و محبت مقدم می دانیم .
به نظر می رسد برخی از افراد تفاهم بسیار زیادی با هم دارند و به همین دلیل به آنها پیشنهاد می شود که با هم ازدواج کنند . اما علیرغم تفاهم زیادی که با هم دارند علاقه به یکدیگر ندارند یا بهتر بگوییم برای یکدیگر جذاب نیستند . متأسفانه معمولاً به این افراد توصیه می شود که ازدواج کنند بعداً محبت و علاقه ایجاد می شود .لازم است بدانیم در صورتی که علاقه و محبت بین دو نفر به طور خاص وجود نداشته باشد با ازدواج هم آن علاقه ایجاد نمی شود . درست است که تفاهم در ازدواج لازم است اما کافی نیست .
ازدواج زمانی به سامان و موفقیت منجر می شود که سه عنصر علاقه ، تعهد و تفاهم با هم وجود داشته باشد .
7 ـ باور به اینکه پس از ازدواج مشکلات کم می شود .
بسیاری از ما امیدواریم که با ازدواج همه چیز به خیر و خوشی خواهدگذشت .
حتی اگر قبل از ازدواج مسایل و مشکلاتی وجود داشته باشد و رابطه دو طرف غیر صمیمی باشد ، باز هم فکر می کنیم که با ازدواج همه چیز حل خواهد شد . اما لازم است به این نکته توجه کنیم که آنچه در خلال آشنایی از فرد می بینیم ، به احتمال بسیار زیاد بعد از ازدواج تداوم خواهد یافت .
یکی از راههای شناخت فرد مقابل شناخت خانواده اوست یکی از بهترین شیوه ها برای شناخت فرد ، مشاهده او در زمانی است که با خانواده اش در تعامل است . نحوه ی برخورد با اعضای خانواده ، پدر ، مادر ، شاخصی از رفتار در آینده او در یک ارتباط صمیمانه است .
8 ـ باور به اینکه او را تغییر خواهیم داد .
یکی از باورهای بسیار رایج و غلط در اکثر فرهنگها این باور است که ما می توانیم با عشق و توجه و تلاش همسر خود را تغییر دهیم . به خصوص خانمها مستعد پذیرش این باور غلط در زمان آشنایی و ازدواج هستند در حالی که این باور نادرست و عملی نیست .در رفتار طرف مقابل مشکلاتی به عینه مشاهده می کنند و خود را به روشهای مختلف توجیه می کنند مثلاً چون کودکی خوبی نداشته عصبانی است ، چون پدر و مادر خود را از دست داده مواد مصرف می کند و ... و اعتقاد دارند چون تاکنون کسی به آنها محبت نکرده دچار این مشکل شده اند و من اگر به او توجه بیشتر و محبت کنم مشکل او بر طرف می شود .
منبع:مجله خانواده شاد شماره 39
/خ
..:: احساسات یک شوهر در نصف شب ::..
زن نصف شب از خواب بیدار میشود و میبیند که شوهرش در رختخواب نیست، ربدشامبرش را میپوشد و به دنبال او به طبقه ی پایین میرود،و شوهرش در آشپزخانه نشست بود در حالی که یک فنجان قهوه هم روبرویش بود . در حالی که به دیوار زل زده بود در فکری عمیق فرو رفته بود...
زن او را دید که اشکهایش را پاک میکرد و قهوهاش را مینوشید....
زن در حالی که داخل آشپزخانه میشد آرام زمزمه کرد : "چی شده عزیزم؟ چرا این موقع شب اینجا نشستی؟"
شوهرش نگاهش را از قهوهاش بر میدارد و میگوید : هیچی فقط اون موقع هارو به یاد میارم، ۲۰ سال پیش که تازه همدیگرو ملاقات میکردیم، یادته؟
زن که حسابی تحت تاثیر احساسات شوهرش قرار گرفته بود، چشمهایش پر از اشک شد ا گفت: "آره یادمه..."
شوهرش به سختی گفت:
_ یادته که پدرت ما رو وقتی که رو صندلی عقب ماشین بودیم پیدا کرد؟
_آره یادمه (در حالی که بر روی صندلی کنار شوهرش نشست...)
_یادته وقتی پدرت تفنگ رو به سمت من نشون گرفته بود و گفت که یا با دختر من ازدواج میکنی یا ۲۰ سال میفرستمت زندان ؟!
_آره اونم یادمه...
مرد آهی میکشد و میگوید: اگه رفته بودم زندان الان آزاد شده بودم.
ازدواجی با 95 سال اختلاف سنی!
فارس: مرد 112 ساله سومالیایی با دختری 95سال کوچکتر از خود ازدواج کرد.
فرانس پرس اعلام کرد؛ این پیرمرد اطمینان داد که می تواند از هر جوان دیگری محبت بیشتری نثار این دختر کند.
احمد محمد دوره که سن خود را صد و دوازده سال اعلام کرد، با دختر هفده ساله به نام سفیو عبدی حسن ازدواج کرد. مراسم ازدواج در حضور صدها مهمان در گوریل ( شهر کوچکی در مرکز سومالی) برگزار شد.
این داماد گفت: هنگامی که مسئله زندگی زناشویی مطرح است باید از عشق و احساس و نه سن و زیبایی سخن گفت. وی افزود: زنم ده برابر از من کوچکتر است، اما همدیگر را دوست داریم.
احمد محمد دوره در طول عمر طولانی خود پنج زن دیگر داشته است که چهار زن او مرده اند، او همچنین نود فرزند و نوه دارد. وی در گفتگوی تلفنی با وجود مشکلات شنوایی گفت، من تاریخ ازدواج قبلی ام یادم نمی اید، اما باید حدود هفتاد و پنج سال پیش باشد.
محمد دوره افزود: من زنم را از زمانی که بچه بود دوست داشتم و پدر و خانواده اش هنگامی که متوجه شدند، این عشق دو طرفه است، پذیرفتند او را به ازدواج من دراورند.
احمد محمد دوره متولد هزار و هشتصد و نود و هفت است. رژیم غذایی و فعالیت های زیاد بدنی او در طول جوانی علت طولانی بودن عمر او است. وی همچنین توضیح داد این فکر فرزندان و نوه های من است که برایم این ازدواج را فراهم کردند.
22 کلید طلایی برای نفوذ در قلب نامزدتان
مردها دوبار تربیت میشوند؛ یکبار توسط والدینشان، بطوری که بتوانند فرزند خوبی برای آنها باشند و بار دوم توسط همسرشان بهنحوی که بتوانند شوهر خوبی برای همسرشان باشند،
زنان قابلیتهای بسیاری برای برانگیختن نقاط قوت رفتاری در نامزد یا شوهرشان دارند. تقریباً همه مردان میتوانند یک شخصیت مثبت داشته باشند و این ، بستگی بهشیوه رفتاری همسرشان دارد ، به عبارتی می توان گفت...
زنان قابلیتهای بسیاری برای برانگیختن نقاط قوت رفتاری در شوهرشان دارند. تقریباً همه مردان میتوانند یک شخصیت مثبت داشته باشند و این ، بستگی بهشیوه رفتاری همسرشان دارد
بهعبارتی میتوان گفت:
مردها دوبار تربیت میشوند؛ یکبار توسط والدینشان، بطوری که بتوانند فرزند خوبی برای آنها باشند و بار دوم توسط همسرشان بهنحوی که بتوانند شوهر خوبی برای همسرشان باشند، اما اگر در این راستا قدمی برداشته نشود، تحولی صورت نخواهد گرفت.
در اینجا میخواهیم بخشی از شگردهای همسرداری یا اصطلاحاً سیاستهای زنانه را در جهت ارتقاء استقامت پایههای یک زندگی مشترک، در محور روابط همسران، از نظر بگذرانیم، بنابراین این مطلب را صرفاً زنانی بخوانند که میخواهند بدانند «چگونه میتوان شوهر خود را بهمهری مستمر و عمیق آلوده گرداند؟
1- صادق باشید، چون تنها در این صورت است که حق دارید از همسرتان توقع رفتار و گفتار صادقانه داشته باشید.
2- همزمان با رعایت اصل صداقت، بدانید هیچ لزومی ندارد هر مطلبی، با هر مضمونی بازگو شود!
3- زن و شوهر میتوانند توافق کنند که همواره جایگاهی برای تغییر در طول زندگی، قایل شوند.
4- پیوسته به دنبال یک رابطه در حال رشد باشید، در پیشرفت مثبت ارتباطات، توقف جایز نیست.
5- سعی کنید به تعریف خوشبختی از دیدگاه همسرتان دسترسی پیدا کنید.
6- شما میتوانید از زندگی کردن با مرد خود لذّت ببرید، بدون آنکه خود و خواستههایتان را به فراموشی بسپارید.
7- گاهی اوقات اگر بهطور واضح تقاضا نکنید، چیزی بدست نخواهید آورد.
8- گفتنیها را بگویید، امّا بهموقع! منتظر نمانید به این امید که شاید روزی خودش متوجه شود.
9- بهیاد داشته باشید معمولاً مردها آنگونه که شما به آنها مینگرید، بهخود نمینگرد.
10- شاید نتوانید مرد خود را کاملاً کنترل کنید، امّا قطعاً میتوانید بر او تأثیر بگذارید.
11- در برنامهریزیها بهصورت یک شریک ظاهر شوید، نه یک رقیب.
12- احترام شما، در گروی رفتار شماست.
13- برنامههای خود را طوری تنظیم کنید تا زمانی که همسرتان در منزل است، در کنارش حضور داشته باشید، نه احتمالاً در آشپزخانه.
14- به نوع پوشش، آرایش و پیرایش خود در منزل همواره اهمیت بدهید.
15- در طی روز از کلمات محبّتآمیز استفاده کنید.
16- بسیاری از زنان بر این باورند که باید بیش از حد عاطفی باشند . اینگونه نباشید!
17- بکوشید بدون آنکه در مسائل کاری و اجتماعی همسرتان مستقیماً دخالت کنید، خیلی دوستانه و غیرمتعصبانه به افعال وی ناظر باشید.
18- میزان وابستگی و دلبستگی یک زن میتواند قابلیتهای شوهرش را برای توجه نشان دادن به او تحتالشعاع قرار دهد.
19- هراز گاهی از او به خاطر محسناتش تمجید کنید.
20- گاهی گفتگوی متعادل میتواند قفلهایی که بر زندگی عاطفی همسرتان زده شده، باز کند.
21- هرگز به قصد آنکه همسرتان را برای انجام کاری سوق دهید، از او تعریف و تمجید نکنید.
22- برای او این حق را قایل باشید که بتواند احساسات مختلفی داشته باشد.
قوانین طلایی ارتباط همسران

فان پاتوق
بسیاری از مشاجرات خانوادگی ناشی از درست صحبت نکردن و عدم توانایی در رساندن مفهوم و منظور افراد است.در این مقاله به بررسی 5 قانون ارتباطی اشاره میکنیم:
فنون برقراری ارتباط صحیح (ارتباطات کلامی)
بسیاری از بگو مگوها و مشاجرات خانوادگی ناشی از درست صحبت نکردن و عدم توانایی در رساندن مفهوم و منظور افراد است.
در این مقاله به بررسی 5 قانون ارتباطی اشاره خواهیم کرد :
برای کاستن از این مشاجرات متخصصین آموزشهای مهارتهای ارتباطی، تدابیری برای برقراری ارتباط مناسب تدوین کردهاند که به خلاصهای از آنها اشاره میکنیم:
قانون ارتباطی 1:
به جای «تو و شما» جملات خود را با من شروع کنید.
قانون ارتباطی 2:
تا جایی که امکان دارد از کلمات "همیشه و هرگز" استفاده نکنید. مثل اینکه میگویید: "هیچوقت دست به سیاه و سفید نمیزنی" واژههای "هرگز و همیشه" بیش از اندازه قدرتمند هستند و بیآنکه لازم باشد طرف مقابل را خشمگین میسازند، از این گذشته بسیار ضعیف هستند، زیرا به راحتی میتوان در مقام تکذیب آن حرف زد، البته مردم وقتی از این کلمات استفاده میکنند، میخواهند بگویند از این موضوع به شدت ناراحت هستند و بیشتر قصد تاکید دارند و میخواهند مطمئن شوند که طرف مقابلشان متوجه موضوع شده است. ولی نمیدانند کسی که فقط دو سه بار اشتباهی را مرتکب شده است چقدر از این موضوع ناراحت میشود.
قانون ارتباطی 3:
رشته کلام همسرتان را پاره نکنید. در هنگام صحبت کردن بگذارید همسرتان حرفش را کاملا بزند. زمانیکه صحبتش را قطع میکنید وی را عصبانی میکنید و به او این احساس را میدهید که کسی به حرف شما گوش نمیکند و برای آن ارزشی قائل نیست. از آنجائیکه اجازه ندادهاید جملهاش تمام شود، ممکن است نتیجهگیری شتاب زده و غیر واقعی بکنید.
ممکن است هر چقدر تلاش کنید نتوانید این رفتار خود را کنترل نمائید در این شرایط بهتر است بگویید "نوبت صحبت به من هم بده زیرا به نظر میرسد حرفهای غیر منصفانه میزنی ولی خوب ادامه بده" و یا اینکه بگویید :"میدانم نباید صحبت را قطع کنم ولی میخواهم بدانی غیر منصفانه قضاوت میکنی" در این شرایط گوینده به اندازه ی کافی اعتراض خود را بیان میکند و احساس خود را نیز مطرح میسازد و در موقعیتی قرار میگیرد که بتواند پایان سخن همسرش را بشنود. در عین حال اعتراض به اندازه ی کافی کوتاه است و طرف مقابل را عصبانی نمیکند و میتواند به حرف زدن ادامه دهد.
قانون ارتباطی 4:
حرف همسرتان را به زبان خود خلاصه کنید "دانیل بیوایل"، یکی از متخصصین مهارتهای ارتباطی میگوید وقتی همسرتان سعی دارد احساسش را با شما در میان بگذارد سعی کنید سخن او را با عبارات خود خلاصه کنید تا بدانید منظور او را فهمیدهاید و بعد از او سوال کنید آیا درست میگویم. در این شرایط هر دو به حرفهای یکدیگر گوش فرا میدهند.
قانون خلاصه کردن مبتنی بر یک فراست مهم است و تلاشی است تا طرفین ازدواج وقتی حرفهای یکدیگر را خلاصه نمیکنند آن را بفهمند. سعی کنیم از این قانون سود ببریم و بپذیریم که گوش دادن به حرفهای همسر از اهمیت ویژهای برخوردار است.
قانون ارتباطی 5:
از ذهن خوانی پرهیز کنید. ذهن خوانی یکی از خطاهای ارتباطی است، یعنی شما برداشتهای خود را به دیگران نسبت میدهید، تصور میکنید مردم چگونه فکر میکنند، چه احساسی دارند و چه میخواهند بکنند. ذهن خوانی میتواند کاملا تحریک کننده و خشم برانگیز باشد عباراتی از قبیل:
"تو میخواستی مرا مجازات کنی"
"تو دوستان مرا نمیپسندی"
"تو از مسئولیت فرار میکنی"
میخواستی کاری بکنی که من احساس گناه بکنم"
عباراتی از این قبیل میتواند مانع گفتگوی منطقی شود. اشخاص دوست ندارند که دیگران درباره احساسات و علائق آنها به حدس و گمان متوسل شوند، به خصوص حدس اشتباه آنها را به شدت ناراحت میکند و این اتفاقی است که اغلب روی میدهد. ذهن خوانی ممکن است یک بیان ناقص باشد که از آن برای پی بردن به همه ی مطالب استفاده کنید. توجه داشته باشید که گاه "ذهن خوانی" مبین ترس شماست که به شکل اظهار نظر درباره ی احساسات و انگیزههای دیگران متجلی میشود.
سیمرغ
حس بویایی همسرتان را از آن خود کنید
در این مقاله ایدههایی مختلف مجذوب کردن حس بویایی مردها را به شما معرفی میکنیم. برای این منظور به خاطرات دوران کودکی، رایحه غذاهای مورد علاقه و عطرهایی که برای خود یا شما میپسندد اشاره میکنیم.
برای همه ما بوهای خاصی است که احساس امنیت و شادی را در ما زنده میکند: این رایحه میتواند بوی چمن باران خورده، نان تازه، یک صابون خاص، یا بوی لباسهای خیس باشد. خیلی از مردها به بعضی بوهای خاص حساس هستند و درواقع، شاید راهی که میتوانید به همسرتان نزدیک شوید، از راه دلش نباشد و از راه بینی او باشد.
از بوی چه غذاهایی خوشش میآید و خوشش نمی آید؟
ممکن است یک شب با او غذا پخته باشید یا در رستوران بوی پنیر یا گیاهانی با بوی تند را استنشاق کرده باشید. باید به واکنش او توجه کنید. آیا او مجذوب بوی غذاهای خاصی میشود یا از آنها بدش میآید؟
از او بخواهید واکنشش را برای شما توصیف کند. این رایحه میتواند رابطه ای با دوران کودکی او، معشوق قدیمی، یا یک موقعیت شاد یا بد قدیمی داشته باشد.
مثلاً اگر متوجه شدید که همسرتان به بوی وانیل تمایل دارد، میتوانید دنبال عطری برای خودتان بگردید که با رایحه وانیل باشد. یا دسرهای خوشمزه وانیلی برای او درست کنید.
چه بوهایی دور و برش وجود دارد؟
حتی اگر مثل کارآگاهها همه منزلتان را برای پیدا کردن بو و عطرهای مورد علاقهاش زیر و رو نکنید، هنوز هم میتوانید با دقت به جزئیات زندگی روزمرهاش، بوهای مورد علاقه او را پیدا کنید. ببینید برای شستن لباسهایش از چه پودری استفاده میکند؟
حمام خانه بهترین نقطه برای پیدا کردن بوهای مورد علاقه اوست. صابون و شامپویش را بو کنید. کرم مرطوب کننده اش را هم همینطور. آیا بوی خاصی را پیدا میکنید که در همه آنها مشترک باشد؟ افترشیو یا ادکلنش هم میتواند روشنترین نشانه بوهایی باشد که دوست دارد. از این گذشته، اگر او از این بو برای روی صورت و بدنش استفاده میکند، پس مطمئناً اهمیت ویژه ای برایش دارد.
رایحه زنانه
یادتان باشد، طرفتان همانقدر که از بوی عطر خودش لذت میبرد، مطمئناً بوی عطر شما هم اهمیت زیادی برایش دارد. خیلی از مردها درمورد بوی شما خیلی رک هستند و نظرشان را راحت به شما میگویند. دقت کنید و به نظری که درمورد عطرتان میدهد خوب توجه کنید. اگر وقتی بغلتان کرده است با حس خوبی میگوید، "وای، تو فوق العاده ای"، مطمئن باشید که بهترین عطر را برای خودتان انتخاب کرده اید.
مقدسترین شغل خانم ها
مقدسترین شغل خانم ها

مهمترین و حساسترین وظیفه بانوان پرورش و تربیت فرزنداست.در این باره پدر و مادر هر دو مسئولیت دارند لیکن ثقل این کارمعمولا بر دوش مادران می باشد. این شغلی است که حتی اگر زنی در بیرون از منزل شاغل باشد نه تنها از دوشش برداشته نمی شود بلکه وظیفه ی اصلی او
زیرا آنها هستند که می توانند مرتبا از کودکان خویش مراقبت وحفاظت نمایند.اگر مادران به وظیفه سنگین و مقدس مادرى آشنا باشند و با برنامه صحیح نونهالان اجتماع را پرورش دهند ، می توانند اوضاع عمومى یک اجتماع بلکه جهان را به طور کلى دگرگون سازند.بنابراین ترقى وتنزل،پیشرفت و عقبماندگى اجتماع در دستبانوان و به اختیار آنهاست.
بدین جهت پیغمبر اسلام (ص) فرمود:بهشت در زیر پاى مادران است. (1)
ثمره ازدواج
وجود فرزند میوه درخت زناشویى و یکآرزوى طبیعى است.ازدواج بىفرزند مانند درختبىبار است.وجودفرزند پیوند زناشویى را استوار می سازد،مرد و زن را به خانه و زندگىعلاقهمند می گرداند. محیط خانه را با صفا و طراوت می کند و مرد را به تلاش و کوشش بیشتر وادار و زن را به خانه و کاشانه دلگرم می سازد.
امام سجاد علیه السلام فرمود: سعادت انسان در اینست که فرزندان صالحى داشته باشد که به آنان استعانت جوید. (2)
اطفالى که هم اکنون در محیط کوچک خانه پرورش مىیابند مردان و زنان آینده اجتماع خواهند بود.هر درسى را که در محیط خانه و در دامنپدر و مادر فرا گیرند در اجتماع فردا به مرحله عمل خواهند رسانید.اگرخانوادهها اصلاح گردند اجتماع نیز حتما اصلاح خواهد شد. چوناجتماع به غیر از همین خانوادهها چیزى نیست.اگر کودکان امروز،تندخو،ستیزهگر، متجاوز،چاپلوس،دروغگو،بد اخلاق،کوتاه فکر،بىاراده،شنو،ترسو،خجول، نادان،خودخواه،پول پرست،لاابالى پرورش یابند جامعه بزرگ فردا نیز به همین صفات واخلاق زشت گرفتار خواهد شد.اگر امروز با تملق و چاپلوسى از شماچیزى گرفتند فردا هم در مقابل زورگویان چاپلوسى خواهند کرد.
و بالعکس اگر کودکان امروز درستکار،شجاع،بلند همت،خوش اخلاق،خیرخواه،بردبار،دلدار، با ایمان،زور نشنو،غیر متجاوز،عدالتخواه،بزرگ نفس،حقگو،امانتدار،دانا،روشنفکر،راستگو، صریح اللهجه تربیتشوند فردا هم همین صفات عالى را به صورتکاملترى ظاهر خواهند ساخت.
بنابراین،پدران و مادران و بالاخص مادران در قبال فرزندان خویش و اجتماع بزرگترین و سنگینترین مسؤولیت را خواهند داشت.
والدین اگر مطابق نقشه صحیح و برنامه دقیق تربیتى در تربیت کودکان خویشاقدام نمایند بزرگترین خدمت را نسبتبه اجتماع آینده خواهند نمود.واگر در انجام این وظیفه بزرگ سهلانگارى کنند در قیامت مسؤول خواهندبود.
بدین جهت امام سجاد علیه السلام فرمود:
حق فرزندت اینست کهبدانى که او از تو می باشد. بد باشد یا خوب با تو نسبت دارد.در قبالپرورش و تادیب او و راهنمایىاش به سوى خدا و کمک کردنش بهفرمانبردارى مسؤولیت دارى.رفتارت با او رفتار کسى باشد که یقین دارد در مقابل احسان کردن به او پاداش نیک خواهد داشت و در مقابلبد رفتارى کیفر بد خواهد دید. (3)
در اینجا باید یادآور شویم که چنان نیست که هر بانویى از شغلمادرى و تربیت صحیح آگاه باشد بلکه رموز آنرا باید یاد گرفت.لیکن دراین مقاله ی کوتاه نمی توان وارد فن تربیتشد و مباحث دقیق آنرا موردتجزیه و تحلیل قرار داد.
خوشبختانه کتابهایى در این باره تالیف شده دراختیار خوانندگان قرار دارد.مادران علاقهمند میتوانند آنها را تهیه ومطالعه نمایند و از تجربیات خودشان نیز استفاده کنند.( در بخش خانواده نیز مقالاتی در باره ی کودکان و تربیت آن ها در اختیار کاربران قرار دارد.) اگر بانویی با هوش وعلاقهمندى باشد می تواند علاوه بر تربیت کردن فرزندان،خدمات علمىارزندهاى هم انجام دهد.با بکار بستن دستورهاى تربیتى و ملاحظه آثار و نتایج آنها بزودى در فن تربیت تخصص پیدا خواهد کرد.در آنصورت می تواند به وسیله اطلاعات جالبى که در این باره بدست آورده در راه اصلاحو تکمیل کتابهاى تربیتى خدمات علمى و ارزندهاى انجام دهد.

لیکن یادآورى یک نکته ضرورت دارد.بسیارى از مردم از معناىصحیح تربیت غافل بوده بین تعلیم و تربیت فرق نمی گذارند.تربیت را نیزیک نوع تعلیم مىپندارند.خیال می کنند با یاد دادن یک سلسله مفاهیم ومطالب سودمند دینى یا تربیتى و به وسیله پند و اندرزهاى حکما و شعراء و نقل سرگذشت مردان نیک می توان کودک را کاملا تحت تاثیر قرار داد ومطابق دلخواه تربیتش نمود.
مثلا گمان می کنند اگر آیات و روایات مربوط به مذمت دروغگویى را به اطفال یاد دادند و وادارشان کردند چندین حدیثو داستان درباره فضیلت راستگویى از بر کنند،و حتى در حضور مردمبخوانند و جایزه بگیرند، راستگو تربیتخواهند شد.در صورتیکه در موردتربیتبه این مقدار نمی توان اکتفا نمود.البته از بر کردن آیه و حدیث وداستانهاى آموزنده بىاثر نیست.لیکن آثارى را که از تربیت انتظار داریم نباید از این قبیل برنامههاى صورى انتظار داشته باشیم.
محیط نشو و نما و پرورش کودک اگر محیط راستى ،درستى ،امانتدارى ، ایمان ،پاکیزگى ،انضباط ،شجاعت ،خیرخواهى ،مهر ،وفا ،صمیمیت ،عدالت ،کار و کوشش ،عفت، آزادى ،بلند همتى ،غیرت ،فداکارى باشد ،کودک نیز با همین صفات خو گرفتهتربیت می شود.و همچنین اگر در محیط خیانت،نادرستى،دروغ،حیله بازى،چاپلوسى،تعدى و تجاوز، عدم رعایتحقوق،عدم آزادى،بغض و کینه توزى،ستیزهگرى،لجبازى،کوتاه فکرى،نفاق ودو رویى پرورش یافتخواه ناخواه بدین صفات زشتخو گرفته فاسد و بد عمل تربیتخواهد شد. و در اینصورت پند و اندرزهاى دینى و ادبىگر چه آنها را از بر بخواند اصلاحش نخواهد کرد.
صدها آیه و روایت وشعر و داستان به مقدار یک عمل آموزنده تاثیر نخواهد کرد-دو صد گفتهچون نیم کردار نیست .پدر و مادر دروغگو نمی توانند به وسیله آیه و حدیثکودک را راستگو تربیت نمایند. پدر و مادر بىانضباط با عملخودشان بچه را کثیف و بىانضباط بار می آورند. کودک بیش از آن مقدارکه به سخنان شما توجه دارد در اعمال و رفتارتان دقت می کند.
بنابراین پدر و مادرانی که در صدد اصلاح و تربیت فرزندان خویشهستند باید قبلا محیط خانوادگى و روابط خودشان و اخلاق و رفتارشانرا اصلاح کنند تا فرزندانشان خواه ناخواه صالح و شایسته تربیتشوند.
منبع : برگرفته از کتاب " همسرداری " – نویسنده : ابراهیم امینی
تنظیم برای تبیان :داوودی
آقایان جذب چه خانم هایی می شوند؟
وقتی خانم ها با من صحبت میکنند معمولا اظهار میدارند که رفتار آقایان آنها را تا حدی گیج میکند و به درستی نمی توانند تشخیص دهند که مردها از آنها چه انتظاراتی دارند. آنها از اینکه نمی توانند مردها را راضی نگه دارند اندکی ناراحت هستند.
البته امروزه کمتر اتفاق میافتد که خانمی به رضایت و یا عدم رضایت مردها اهمیت دهد، چرا که خانم ها تصور میکنند که با در اختیار گذاشتن مسائل عاطفی تمام مشکلات به راحتی قابل حل شدن میباشد. تا زمانی که یک چنین دیدی نسبت به زندگی داشته باشید همه چیز بر وفق مراد پیش خواهد رفت، اما...
بدون توجه به اینکه چنین نقطه نظری درست است و یا اشتباه باید توجه داشته باشیم که مردهای امروزی، با تلاش هر چه بیشتر در پی یافتن جایگاه واقعی خود در اجتماع هستند. خانم هایی را داریم که به عضویت ارتش و پایگاه های فضایی در آمده اند و به خوبی از انجام وظایفی که بر گردن آنها نهاده میشود بر میآیند. آنها در سایر مشاغل صنعتی دیگر هم در حال پیشرفت و ترقی میباشند. رفته رفته قلعه مستحکم مردها در حال ویران شدن است و آنها احترام و ارج و قرب گذشته خود را کم کم از دست رفته میبینند.
اگر یک خانم این مقاله را بخواند شاید با خود بگوید که خوب این مشکل مردهاست و خودشان هم باید به فکر پیدا کردن راه حلی برای آن باشند. بله درست است اما نباید انتظار داشت که به یک باره معجزه روی دهد و همه چیز مطابق میل آنها شود. تاریخ برای سالیان دراز جایگاه و عملکرد مردها را در جامعه معین کرده و شما به راحتی نمیتوانید در عرض چند سال آنرا تغییر دهید. شاید کمتر افرادی بتوانند در مقابل پیشرفت ها و موفقیت های خانم قد علم کنند اما یک چنین وضعیتی به طور قطع با خود مشکلاتی را نیز به همراه میآورد. یکی از مشکلات همانطور که قبلا نیز به آن اشاره داشتم این است که مرد قرن بیستم چه انتظاراتی دارد.
آقایان کم کم متوجه میشوند که جایگاه آنها چنان که در گذشته بوده، نیست. دیگر هیچ رد پایی از زمانیکه مردها نان آور خانه بودند و خانم ها هم باید در خانه مینشستند و فرزندان خود را بزرگ میکردند، نمانده است. شاید چنین تغییر شگرفی مستلزم سپری شدن مدت زمان بسیار زیادی باشد اما همانطور که مشاهده میکنید این امر در جوامع غربی با روند چشم گیری در حال پیشروی است. این روزها مردها میدانند که اگر بخواهند برای خود همسری پیدا کنند باید سخت تر از گذشته کار کنند و خانم ها سنگ های بیشتری در جلو پایشان میاندازند.
خوب، حالا مردها واقعا به دنبال چه چیز هستند؟
اول از همه مردها به دنبال کسی هستند که تشنه عشق و محبت باشد. شاید این حرف بسیاری از خانم ها را غافلگیر کند اما مردها دوست دارند مورد دوست داشتن قرار بگیرند و خودشان نیز کسی را دوست بدارند. مشکل اینجاست که خانم ها برخورد بی احساس و سردی با آنها دارند. پیدا کردن خانمی که قابل دوست داشتن باشد کمی مشکل است و مردها از اینکه بفهمند دختر رویاهایشان را پیدا کرده اند خوشحال میشوند.
مردها دنبال خانمی میگردند که در نظرشان جذاب باشد. خانم ها اغلب تصور میکنند که مردها خیلی سطحی نگر بوده و تنها چیزی که برایشان اهمیت دارد وضعیت ظاهری خانم میباشد. مردها لزوما به دنبال خانم های زیبا نمیگردند ، بلکه آنها میخواهند کسی را داشته باشد که به وضعیت ظاهری خود افتخار کند (البته این کار را نباید بیش از اندازه انجام دهد). مردها از داشتن نامزدی که قیافه خوبی داشته باشد لذت میبرند و من فکر نمی کنم که مردی چیزی جز این به شما بگوید.
مردها به دنبال خانم هایی هستند که بتوانند به آنها اعتماد کنند. کسی که آنها را به خاطر خودشان بخواهد، کسی که بتوانند به او ایمان داشته باشند. شاید برایتان عجیب باشد اما برخی از خانم ها قابل اعتماد نبوده و بسیار بی وفا هستند. همین امر باعث میشود که مردها محتاط تر عمل کنند. آقایون به شدت از بی وفایی و بد قولی بیزار هستند و به دنبال کسی میگردند که بتوانند از صمیم قلب به او اعتماد کنند.
مردها میخواهند برای خود تشکیل زندگی خانوادگی دهند و به دنبال شریکی هستند که بتواند با او در خانه زندگی کند. خانم هایی که در محیط های اجتماعی فعالیت میکنند نیز گرینه مناسبی برای انتخاب هستند چرا که آقایون تصور میکنند خیلی بهتر میتوانند با این گونه افراد ارتباط برقرار کنند و ارتباطشان پایدار تر خواهد بود.
مردها به دنبال خانم هایی با روحیه زنانه و مهربان میگردند زیرا چنین خصوصیاتی باعث میشود که یک زن بتواند مادر بهتری برای بچه هایش باشد. البته این ام
نظرات ()







