هر چی بخوای داریم

هر چی که بخوای

نزول جمعی قرآن و رسول در شب قدر

درباره شب قدر بسیار نوشته و گفته شده است. اما به سبب آن که از پیچیدگی های بسیاری برخوردار است هرگز کسی به بطون آن راه نیافته است. با این همه عدم دست یابی به بطون مقام و ارزشی آن، نمی تواند ما را از تلاش نسبت به درک عظمت آن باز دارد گرچه خداوند بارها می فرماید که درک آن بیرون از توان عادی بشری است ولی باز می توان از راه آیات و روایاتی که این شب را از هزار ماه با ارزش تر دانسته است، یاری گرفت تا روشنایی بر شب شگرف آن افکند و گوشه هایی از عظمت و جلال آن را بازشناسی کرد. 

نویسنده در این مطلب بر آن است تا راهی به سوی حقایق آن بگشاید. هر چند که وی نیز بر این مطلب اقرار دارد که آن چه آمده تنها بخشی اندک از بی نهایت شبی است که خداوند خود آن را بیرون از دایره احاطی علم و درک بشر معرفی کرده است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم. 

قرآن به عنوان بخشی از وجود نورانی حضرت ختمی مرتبت(ص) مطرح می باشد که با وی همواره از هر مرتبه ای از مراتب هستی نزول یافته است و هرگز از وی جدا نبوده است. این که در میان مفسران اختلاف است که ضمیر در انزلناه به چه کسی و یا چه چیزی بر می گردد به خوبی این معنا را تبیین می کند که این ضمیر می تواند به قرآن و یا حضرت ختمی مرتبت(ص) بازگردد؛ 

ارزش شب قدر 

شاید مهم ترین رخداد تاریخی که قرآن آن را گزارش می کند، نزول جمعی حضرت ختمی مرتبت از مقام قدس به همراه قرآن در شب قدر باشد. رخدادی که در آن سیر دایره هستی به مقصد میانی می رسد و راه بازگشت صعودی را آغاز می کند. از این رو آن را برتر از هزار ماه دانسته و بر تجلیل و گرامیداشت آن به عنوان ایام الله با احیای شب آن و انجام اعمال دیگر تاکید کرده است. 

در بزرگی و منزلت و تاثیر این شب، بسیار در روایات گفته شده است و بسیاری از فرهیختگان و نام آوران علم و ایمان در طول تاریخ اسلامی نسبت به ارزش و اهمیت آن سخن های فراوان گفته اند؛ اما ارزش و جایگاه آن چنان که باید و شاید هنوز بر همگان شناخته نشده است. 

تکرار بی پایان شب های قدر 

تکرار بی پایان شب قدر در سال های پس از نزول جمعی حضرت محمد مصطفی(ع) به همراه قرآن به معنای آن است که نزول فرشتگان و روح به قلب و شخصی که خلیفه کامل و تمام الهی است، چیزی جز نزول همه هستی به توسط نائبانی چون فرشتگان و روح به پیشگاه وجودی و نوری و روحی حضرت ختمی مرتبت(ص) نمی باشد. به این معنا که در جهان مادی، شخصی که نفس و جان رسول الله(ص) است هنوز حضور دارد که در نقش خلیفه الهی مسئولیت های رسول الله(ص) را انجام می دهد. 

این بدان معنا خواهد بود که همه هستی در بهره گیری از ربوبیت الهی به مجرای فیضی وابسته هستند که هم اکنون به نیابت روحی و نفسی و نوری رسول خدا(ص) در زمین مستقر است. بدین ترتیب شب قدر نه تنها یک رخداد تاریخی در بخشی از زمان و لحظه تاریخی بلکه تکرار مکرر رخداد بی مانندی است که تا زمان حضور نورمحمدی در قالب اشخاصی چون اهل بیت عصمت و طهارت(ع)، ادامه خواهد داشت. 

از مطالبی که برخی از آن ها در سوره قدر تبیین و تحلیل شده، می توان دریافت که پیش از نزول جمعی حضرت ختمی مرتبت(ص) به همراه قرآن، زمین خلیفه ای چنین مطلق و کامل به خود ندیده بود تا همه فرشتگان و روح به نزول اجلال نزول نمایند. 

همه آن فرشتگانی که به حضرت آدم(ع) در مقام قدس سجده کرده بودند، به اعتبار نور محمدی بود که به شکل روح در جان حضرت آدم(ع) دمیده شده بود. اکنون که حضرت محمد(ص) در شب قدر به زمین اجلال نزول کرده است می بایست همه فرشتگان برای بهره گیری از مقام فیض و اعلان اطاعت از خلیفه کامل الهی، به وی رجوع کنند. 

براین اساس می توان گفت که حضرت محمد(ص) در شب قدر از مقام قدس الهی به زمین و یا مراتبی از آن چون مقام مثالی و قلبی اجلال نزول کرده و در این شب است که خلافت واقعی در دایره نزول کامل آن آغاز می شود. اگر شب را مقام جمع الجمع وجود بدانیم باید گفت که روز تولد آن حضرت(ص) نیز از چنان جایگاهی برخوردار است و روز قدر وجود نیز می باشد. با این همه شب قدر به سبب نزول جمعی آن حضرت(ص)، از ارزش ویژه ای برخوردار می باشد؛ زیرا بهره گیری از آن در این مقام، همگانی و عمومی است. 

نزول جمعی قرآن همراه نزول جمعی محمدی 

از آیات قرآنی این معنا به دست می آید که هر پیامبری کتاب وجودی خویش را به همراه دارد. این کتاب وجودی هرگز از وی جدا نبوده و نخواهد بود. بنابراین معنا ندارد که چیزی پس از وی در مقام وجود مادی به وی عطا شود. به این معنا که همه چیز در همان مقام قدس و ذات به او عطا شده است. 

شاید صریح ترین آیاتی که به این مسئله پرداخته، آیات مرتبط با حضرت عیسی بن مریم (ع) باشد؛ زیرا در این آیات به خوبی این معنا مورد تأکید قرار می گیرد که حضرت عیسی بن مریم(ع) از همان زمانی که پا به عرصه وجود مادی می گذارد از کتاب انجیلی خبر می دهد که در اختیار اوست و به وی وحی شده است نه آن که بعدها به وی وحی خواهد شد. این بدان معناست که نزول وجودی آن حضرت(ع) از مقام قدس به مقام ماده و جسم همراه با کتاب انجیلی است که بخشی از وجود آن حضرت(ع) می باشد. 

به سخن دیگر، کتاب انجیل، بخشی از وجود حضرت عیسی بن مریم(ع) است که خداوند به وی عطا کرده است، نه آن که امری جدا از ذات و وجود نورانی آن حضرت (ع) باشد. براین اساس، آن حضرت در مراحل بعدی تنها آن چه را خداوند پیش از این به وی عطا کرده است، به فرمان الهی اعلان می کند. 

از بسیاری از آیات قرآنی این معنا به دست می آید که چنین حالتی برای پیامبر اکرم(ص) نیز صادق بوده است؛ زیرا خداوند در برخی از آیات از نزول جمعی قرآن به وی سخن می گوید و در برخی نیز وی را از تعجیل در وحی باز می دارد و به او فرمان می دهد تا در انتظار فرمان الهی برای لحظه ابلاغ باشد. از این رو آن حضرت(ع) همه آیات قرآنی را می دانست و از تغییر قبله و زمان آن آگاه بود ولی در انتظار این معنا بود که فرمانی از مقام قدس الهی برسد تا آن را عملی سازد و ابلاغ نماید. 

از مطالبی که برخی از آن ها در سوره قدر تبیین و تحلیل شده، می توان دریافت که پیش از نزول جمعی حضرت ختمی مرتبت(ص) به همراه قرآن، زمین خلیفه ای چنین مطلق و کامل به خود ندیده بود تا همه فرشتگان و روح به نزول اجلال نزول نمایند. 

بنابراین، قرآن به عنوان بخشی از وجود نورانی حضرت ختمی مرتبت(ص) مطرح می باشد که با وی همواره از هر مرتبه ای از مراتب هستی نزول یافته است و هرگز از وی جدا نبوده است. این که در میان مفسران اختلاف است که ضمیر در انزلناه به چه کسی و یا چه چیزی بر می گردد به خوبی این معنا را تبیین می کند که این ضمیر می تواند به قرآن و یا حضرت ختمی مرتبت(ص) بازگردد؛ زیرا آن چه که در شب قدر به یکباره نزول یافته است، وجود نورانی حضرت محمد مصطفی(ص) بوده است که به همراه خود، قرآن را داشته است. بنابراین می توان گفت آنچه در شب قدر نزول یافته قرآن بوده است که بخشی از ذات نبوی می باشد. 

آیات سوره بقره، سوره دخان و سوره قدر که بر نزول قرآن در شب قدر و ماه رمضان دلالت دارد می خواهد همین معنا را تاکید کند؛ زیرا نزول نوری و جمعی حضرت ختمی مرتبت(ص) درشب قدر ماه رمضان به معنای نزول قرآن به همراه وی نیز خواهدبود. 

نویسنده: سیدعباس کریمی



تنظیم برای تبیان: گروه دین و اندیشه_شکوری، با تلخیص

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٤:۳٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸۸/٦/۱٩

بالاخره شب قدر کدام است؟

                                

سوال:

چرا شب قدر، شب نزول قرآن کریم بین مسلمین مورد اختلاف است؟ چرا شیعه شبهای 19، 21 و 23 و اهل سنت شبهای 23 و 27 را شب قدر می دانند؟

پاسخ :

سنت در نزد اهل تسنن به قول، فعل و تقریر پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ اطلاق شده و در نظر شیعه علاوه بر آن، شامل امامان معصوم ـ علیهم السّلام ـ نیز می شود. سؤال مذکور از سه بخش تشکیل یافته که هر کدام به صورت جداگانه مورد بحث واقع می شود. 

الف) علت اختلاف در مورد شب قدر بین مسلمین

بعد از رحلت نبی اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ نقل و کتابت احادیث و روایات از طرف خلیفة اول ممنوع گردید. و این منع حدیث تا زمان خلافت عمر بن عبدالعزیز (99 هجری) ادامه داشت. این مسئله باعث ضربة جبران ناپذیری به احادیث خصوصاً احادیث اهل تسنن گردید. به موجب این امر سلسلة اسناد روایات اهل تسنن از بین رفت و از ارزش حدیث کاسته شد و از طرفی احادیث ساختگی زیادی نیز به همین خاطر وارد جوامع حدیثی اهل تسنن گردید. ولی خوشبختانه جوامع حدیثی شیعه به خاطر عدم پیروی از این منع، و وجود جانشینان به حق که علوم خود را از ایشان می گرفتند از این ضایعات مصون ماند. این امر موجب اختلافات زیادی در جزئیات و بسیاری از مسائل گردید. ولی از آنجا که شیعه احادیث خود را از اهل بیت می گیرند و همواره در مشکلات، سخنان این بزرگواران چاره ساز بوده فلذا مشکل چندانی ندارند. 

اما در قرآن در تعیین شب قدر چیزی نیامده. و آنچه از قرآن در این رابطه به طور قطع می توان فهمید این است که شب قدر فطعاً در ماه مبارک رمضان واقع شده و اما اینکه کدام یک از شبهای آن است، قرآن دلالتی بر آن ندارد.[1] 

ب) شبهای 19 و 21 آیا به خاطر حضرت علی ـ علیه السّلام ـ به عنوان شب قدر معروف هستند؟ 

احادیث زیادی در مورد تعیین شب قدر وارد شده و در بعضی از این احادیث، شبهای 19 و 21 و 23 به عنوان شب قدر معرفی و بیان شده که یکی از اینها شب قدر است.[2] در برخی دیگر، 21 و 23 به عنوان شب قدر معرفی شده است.[3] بعضی از روایات به صراحت شب 23 را به عنوان شب قدر معرفی و آن را افضل از همة شبهای 19 و 21 دانسته اند.[4] در بعضی از احادیث، از امام پرسیده اند کدامین از 2 شب 21 و 23 قدر است؟ امام تعیین نکرده اند و فرموده اند: چه می شود بر تو اگر در هر دو شب خیر انجام دهی؟[5] و... 

بنابراین روشن شد که شبهای 19 و 21 به عنوان احتمال شب قدر بودن در لسان روایات ذکر شده، نه به خاطر حضرت علی ـ علیه السّلام ـ هر چند فضل این دو شب به خاطر قرار گرفتن شهادت حضرت در آن دو قطعاً بیشتر شده است. 

ج) 23 افضل است یا 27 

طبق گفتار بند الف، شبهایی که احتمال قدر در آنها داده می شد و یکی از آنها قطعاً شب قدر است،‌ به ترتیب افضلیت عبارتند از: شب 19، 21 و 23 که شب 23 افضل از دو شب دیگر بوده و بلکه طبق تصریح بعضی از احادیث، شب قدر همین شب است و می دانیم که در تمام طول سال شبی به فضلیت شب قدر نمی رسد. بنابراین 23 از شب 27 و از تمام شبها افضل خواهد بود.[5]

نتیجه 

1. نظر شیعه در مورد شب قدر و تعیین آن مشخص بوده و چون از ائمه ـ علیهم السّلام ـ یعنی وارثان علم پیامبر به ما رسیده قطعاً صحیح می باشد. 

2. شبهای 19 و 21 نیز طبق بعضی روایات احتمال شب قدر بودن داده می شود. 

3. شب 23 از تمام شبها افضل است.

تنظیم برای تبیان: گروه دین و اندیشه_شکوری

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٢:۱٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸۸/٦/۱٩

ارتباط شب قدر با حالات اشخاص

                                   

پرسش:

آیا شب قدر برای همه یک شب است یا هر کس شب قدر خود را دارد ؟ آیا مبارک بودن شب قدر امری مستقل از شخص و حالات شخص است یا این که بستگی به آن دارد ؟

 

پاسخ:

شب قدر برای همه یک شب است، ارتباطی به حالات و روحیات افراد ندارد و از نظر مدارک و دلایل دینی مسلم است که «شب قدر» اختصاص بهزمان پیامبر اکرم (ص) و محیط حجاز نداشته و در همه زمان ها و برای همه نقاط مختلف «شب قدر» با همه عظمت و اهمیتش وجود داردتصوری ممکن است پیش آید که منظور ازیکی بودن شب قدر در تمام سال این است که برای تمام نقاط مختلف روی زمین در هر سال،شب واحد و مشترکی، شب قدر معین شده به طوری که این شب در ساعت معینی در سراسر کرهزمین آغاز و در ساعت معینی هم پایان می‏پذیرد!

این تصور اشتباه است، چون زمین کروی است و همیشه یک نیمکره آن در تاریکی و نیم کره دیگر آن در روشنایی قراردارد و به این ترتیب اصلا امکان ندارد که در ساعتجهای معین و مشترکی در سراسر زمینشب باشد. منظور از این که «شب قدر» در سراسر سال یک شب است، این است که برای اهالی هر نقطه‏ بر حسب سال قمری خودشان، تنها یک «شب قدر» وجود دارد.

به عبارت دیگر اهالی هرنقطه، سال قمری خود را بر حسب افق خاص آن نقطه از اول ماه محرم آغاز می‏کنند و پساز گذشتن چند ماه قمری، ماه رمضان همان نقطه هم بر حسب افق خاص آنجا آغازمی‏شود و در این ‏ماه،شب نوزدهم یا بیست و یکم و یا بیست و سوم برای اهالی آن نقطه، «شب قدر» است.
منظور از این که «شب قدر» در سراسر سال یک شب است، این است که برای اهالی هر نقطه‏ بر حسب سال قمری خودشان، تنها یک «شب قدر» وجود دارد.

این مطلب که اهالی هر نقطه، ایام و اوقات مقدسخود را باید با افق خاص آن نقطه تعیین کنند اختصاص به شب قدر نداشته، در سایر روزهاو اوقات مقدس اسلامی هم همین حساب وجود دارد؛ مثلا روز عید فطر و قربان در اسلامروزهای مقدسی است که برای آنها عبادتها و دستورهای خاصی وارد شده و هر کدام از ایناعیاد هم در تمام سال با تفاوت افقی که دارند با مراجعه به افق خاص هر کشور تعیینمی‏گردد و به این جهت در بسیاری اوقات - مثلا عید قربان در کشور سعودی - یک روززودتر از ایران و بعضی از کشورهای دیگر آغاز می‏شود.

باید توجه داشت که این حساب درباره «شب قدر» بامطالبی مانند این که فرشتگان در این شب نازل می‏شوند منافاتی ندارد، زیرا تمام اینجریانها که حکایت از توسعه رحمت خاص الهی در این شب می‏کند، برای اهالی هر نقطه‏ایدر شب قدر خاص آن نقطه صورت می‏گیرد.

به این سؤال این گونه هم جواب داده اند که شب قدر یک شب بیش نیست، اما در کل کره زمین یک شب کامل، 24 ساعت می‏باشدهمچنان که یک روز کامل 24 ساعت است و هر زمان مفروضی حدود نیمی از کره زمین راپاره‏های روز و نیم کره دیگر را پاره‏های شب می‏پوشانند. بنابراین زمانی که درعربستان شب قدر می‏شود بخشی از لیلة القدر است که امتداد آن تا شبی که در ایرانمراسم شب قدر انجام می‏شود استمرار می‏یابد . به عبارت دیگر همه شب‏ها و روزها همینحالت را دارند که در عرض 24 ساعت به صورت متخالف تدریجی کل زمین را پوشش می‏دهنداز همین رو در روایات وارد شده است که فضیلت روز قدر کمتر از شب قدر نیست.

 

منبع: پایگاه حوزه

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸۸/٦/۱٩

فلسفه و اسرار شبهای قدر

درباره سوره قدر، شب قدر، معنای قدر، تعیین شب قدر، تکالیف شب قدر و شیوه‌های بهره‌جویی از این شب بزرگ و ارتباط با خداوند مهربان، مطالب قابل اهمیتی وجود دارد که ما خلا‌صه آن را در زیر می آوریم.

ادامه مطلب   
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸۸/٦/۱۸