هرچی بخوای داریم
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
     
آرشیو وبلاگ

دزدها هم مسجد دارند!

قطه دست سارق

در اصطلاح سلف،تنزیل بر مورد نزول گفته مى‏شود.این مورد مى‏تواند یک‏واقعه خاص باشد که آن واقعه سبب نزول آیه شده است. ولى تاویل مفهوم عامى‏است که از آیه برداشت مى‏شود و قابل انطباق بر جریانات مشابه است.در برخى‏تعابیر به این دو اصطلاح ظهر و بطن نیز گفته مى‏شود که ظهر همان تنزیل و بطن‏همان تاویل است،زیرا ظاهر آیه همان مورد نزول را مى‏رساند و در بطن آیه مفهوم‏گسترده‏ترى نهفته است.فضیل بن یسار درباره حدیث معروف‏«ما فی القرآن آیة الا ولها ظهر و بطن‏»که از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله نقل شده است،از امام صادق علیه السلام سؤال کرد.


قطه دست سارق

در اصطلاح سلف،تنزیل بر مورد نزول گفته مى‏شود.این مورد مى‏تواند یک‏واقعه خاص باشد که آن واقعه سبب نزول آیه شده است. ولى تاویل مفهوم عامى‏است که از آیه برداشت مى‏شود و قابل انطباق بر جریانات مشابه است.در برخى‏تعابیر به این دو اصطلاح ظهر و بطن نیز گفته مى‏شود که ظهر همان تنزیل و بطن‏همان تاویل است،زیرا ظاهر آیه همان مورد نزول را مى‏رساند و در بطن آیه مفهوم‏گسترده‏ترى نهفته است.فضیل بن یسار درباره حدیث معروف‏«ما فی القرآن آیة الا ولها ظهر و بطن‏»که از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله نقل شده است،از امام صادق علیه السلام سؤال کرد.

حضرت در جواب فرمود: «ظهره تنزیله و بطنه تاویله،منه ما قد مضى و منه ما لم‏یکن،یجری کما تجری الشمس و القمر، (1) ظهر همان مورد نزول آیه است و بطن‏تاویل آن[که موارد قابل انطباق را شامل مى‏شود].برخى در گذشته اتفاق افتاده وبرخى هنوز نیامده است.قرآن[پیوسته زنده و جاوید و قابل بهره‏گیرى است و]مانند آفتاب و ماه در جریان است‏».در حدیث دیگر مى‏فرماید: «ظهر القرآن الذین‏»نزل فیهم و بطنه الذین عملوا بمثل اعمالهم، (2) ظهر،کسانى را در بر مى‏گیرد که آیه‏درباره آنان نازل شده است و بطن کسانى را شامل مى‏شود که کردارى مانند کردارآنان داشته باشند».

در حکم فقهی قطع  ید سارقان گفته می شود که بنا بر آیه شریفه " المساجد لله(جن/18) کف دست، جزو مواضع سجود است و لذا دستان دزد را باید از بن انگشتان قطع کنند

استفاده فقهى از شان نزول و تنزیل و تاویل

فقها و دانش‏مندان اسلامى با توجه به سبب و شان نزول و ظهر و بطن آیات،قاعده‏اى را به دست آورده‏اند و با تمسک به آن قاعده، احکام را استنباط مى‏کنند.

آن قاعده عبارت است از:«العبرة بعموم اللفظ لا بخصوص المورد،اعتبار به‏گستردگى لفظ است،نه خصوصیت مورد».یعنى یک فقیه دانا و توانا بایدخصوصیات مورد را کنار بگذارد و از جنبه‏هاى عمومى لفظ بهره بگیرد.البته‏جنبه‏هاى خصوصى براى فهم دلالت کلام مفید است،ولى انحصار را نمى‏رساند،زیرا احکام الهى پیوسته همگانى بوده و در همه زمان‏ها جریان دارند.اینک دونمونه از آیات را مى‏آوریم که در روایات،جنبه کلى آن بررسى شده و مورد استفاده‏قرار گرفته است:

نمونه اول:در سوره بقره چنین آمده است: و لله المشرق و المغرب فاینما تولوا فثم‏وجه الله ان الله واسع علیم (3) .این آیه از آیاتى است که داراى ظهر و بطن(تنزیل وتاویل)است که با راه‏نمایى امام معصوم جنبه عمومى آن روشن شده است.این آیه‏در ظاهر با آیاتى که ایجاب مى‏کند حتما رو به کعبه نماز بخوانید منافات دارد،ولى‏با مراجعه به شان نزول،این تنافى برطرف مى‏شود.

شان نزول آیه چنین است:یهودیان به مسلمانان اعتراض مى‏کردند که اگر نمازگزاردن به سوى بیت المقدس حق است،آن گونه که تاکنون عمل مى‏شد پس‏تحویل آن به سوى کعبه باطل است و اگر رو به سوى کعبه نماز خواندن حق است،پس بطلان آن چه تاکنون خوانده شده است ثابت مى‏شود.خداوند در این آیه‏جواب مى‏دهد که هر دو کار حق بوده و هست زیرا اصل نماز،یک حقیقت ثابت است ولى رو به سوى کعبه یا بیت المقدس،یک امر اعتبارى محض است که براى‏ایجاد وحدت در صفوف نمازگزاران به آن دستور داده شده است.به هر کجا که روکنى خدا هست و رو به خدا ایستاده‏اى.پس رو به مشرق نمازگزاردن به جهت قرارداشتن کعبه(مکه)در شرق مدینه و رو به مغرب نماز خواندن به دلیل قرار داشتن‏بیت المقدس در غرب مدینه همگى از آن خداست و رو به خداست.خداوند درتنگناى جهت‏خاص قرار نگرفته است: ان الله واسع علیم .

در روایات،از این آیه استفاده دیگرى نیز شده است و آن این که مى‏توان نمازهاى‏مستحبى را در حالت‏سواره به هر سویى که در حرکت است‏به جاى آورد (4) .این بطن‏آیه است که با فهم معصومین علیهم السلام بدان رهنمون شده‏ایم.

نمونه دوم:در سوره جن مى‏خوانیم: و ان المساجد لله فلا تدعوا مع الله احدا (5).

مساجد،یا جمع مسجد به معناى معبد و جاى‏گاه عبادت است که معناى آیه بر این‏فرض چنین مى‏شود: مساجد از آن خداست و کسى را با خدا نخوانید. یا جمع‏مسجد(مصدر میمى)یعنى عبادت و پرستش است، یعنى پرستش جز خدا رانشاید و در مقام عبادت کسى را با خدا نام نبرید. بر هر دو فرض،ظاهر آیه از شریک‏قرار دادن در مقام عبادت منع مى‏کند.ولى طبق روایت صحیحى که در دست داریم‏معناى دیگرى نیز از آیه استنباط مى‏شود که مسجد را شامل‏«ما یسجد به‏»(مواضع‏سجود)گرفته است. گروهى از مفسرین، مانند سعید بن جبیر و زجاج و فراء گفته‏اند:

مساجد شامل مواضع سجود(اعضاى سبعه در حال سجود)نیز مى‏شود که این‏مواضع از آن خداست و خداوند آن‏ها را به انسان ارزانى داشته است و نباید براى‏دیگرى به کار گرفت (6).

از امام محمد تقى علیه السلام نیز همین تاویل به این صورت آمده که‏در مورد موضع قطع دست دزدى در حضور خلیفه عباسى،معتصم بالله،سؤالى‏مطرح شد. هر کس به فراخور حال خود سخنى گفت. آن گاه امام علیه السلام فرمود:«از بن‏انگشتان‏». از مدرک این فتوى از امام سؤال شد.فرمود: «کف دست‏یکى از مواضع‏هفت‏گانه در حال سجود است و از آن خداست و نباید قطع شود» (7) .زیرا عقوبت‏سارق باید بر چیزى واقع شود که از آن خود اوست.

_______________

1- الصفار،بصائر الدرجات،ص 196،حدیث 7.

2- تفسیر عیاشى،ج 1،ص 11،حدیث 4.

3- بقره 2:115.

4- ر.ک:وسایل الشیعة،ج 3،ابواب قبله،باب 8 و 15.

5- جن 72:18.

6- ر.ک:تفسیر طبرسى،ج 10،ص 372.

7- وسایل الشیعه،ج 18،ابواب حد السرقة،باب 4.

منبع: علوم قرآنى صفحه 100 محمد هادى معرفت

 


 

 

تنظیم برای تبیان: شکوری_کارشناس بخش قرآن

موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳۸۸/۱۱/۱٦ | ٥:٥۸ ‎ق.ظ | نویسنده : مظفرمیکائیلی | نظرات ()
نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :