هر چی بخوای داریم

هر چی که بخوای

پیامبر (ص) رسول جنّیان نیز هست

می گویند : پیامبر اکرم (ص) مأمور شد که تبلیغ رسالت خود را برای جنیان بنماید ایشان را به سوی اسلام دعوت کند و قرآن را برای آنها بخواند . پس حق تعالی گروهی از جنّیان را از اهل نصیبین « جایی در یمن » ، به سوی آن حضرت فرستاد .

پیامبر (ص) به اصحاب خود گفت : من مأمور شده ام که امشب بر جنیان قرآن بخوانم ، چه کسی از شما با من می آید ؟ پس عبدالله بن مسعود با آن حضرت رفت .

عبدالله می گوید : چون به اعلای مکه رسیدیم و حضرت داخل درّۀ حجون شد ، خطی برای من کشید و فرمود : میان این دو خط بنشین و بیرون مرو تا من به سویت آیم .

پس آن حضرت رفت و به نماز مشغول شد و شروع به تلاوت قرآن نمود . ناگهان دیدم که سیاهان بسیاری هجوم آوردند و میان من و آن حضرت قرار گرفتند و من دیگر صدای پیامبر (ص) را نمی شنیدم .

سپس مانند پاره های ابر پراکنده شدند و رفتند و گروهی از آنها ماندند .

چون حضرت از نمار صبح فارق شد ، بیرون آمد و فرمود : آیا چیزی دیدی ؟

گفتم : بلی ! مردان سیاهی را دیدم که جامه های سفید بر خود بسته بودند .

پیامبر (ص) فرمود : اینها اجنۀ نصیبین بودند .

 

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٧:۱٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳۸۸/٤/٢٩
تگ ها :