دلایل سختی های دوستان خدا
دلایل سختی های دوستان خدا
محبت دنیا سررشته تمام گناهان است و کلید تمام بدیهاست و سبب تباه شدن هر خوبى باشد» چرا که اگر ناز و نعمت ، غنى و ثروت و صحت و سلامت و امنیت و رفاهیّت، در انسان جمع شد، کم دلى است که به دنیا محبت و علاقه پیدا نکند و بتواند خود را از فسادها و امراض نفسانیه حفظ کند. خداوند به واسطه محبت و عنایتى که به اولیاء و مؤمنین دارد آنها را مبتلا فرماید تا محبت و وابستگی آنها را به دنیا کاهش دهد.
چرا خداوند هر کسی را که دوست بدارد سختی میدهد؟

گاهی اوقات در اطرافمان انسان های بسیار مؤمن را می بینیم که اتفاقات سخت و گاه دردناک برایشان می افتد عزیزان خود را از دست می دهند، دچار بیماری های سخت میشوند و خلاصه به طرق مختلف در رنج هستند و با این حال شکرگزار و راضی به نظر می رسند وقتی به دلیل این امور می پردازیم فرضیات مختلفی ذهن ما را به خود مشغول میدارد مثلا اینکه ممکن است تاوان گناهی را می دهند،دارند امتحان می شوند و هزار و یک اما و اگر دیگر در مسیر مقایسه های خود ممکن است به این نتیجه برسیم که در طول تاریخ شاهد ابتلائات و سختی های زایدالوصف اولیاء خدا بوده ایم آیا آنها هم گناهی کرده بودند؟
رسیدن به حکمت آزمایش ها و ابتلائات افراد عادی چون ما که خوب و بدمان در هم پیچیده چندان سخت نیست اما دلیل ابتلائات بندگان خوب خدا چیست ؟
امام صادق علیه السلام در این باره می فرمایند: «إنّ عظیم الأجر لمع عظیم البلاء و ما أحبّ اللّه قوما إلا ابتلاهم.»؛ همانا اجر و پاداش بزرگ با امتحان و آزمایش بزرگ همراه است، خداوند قومى را دوست ندارد مگر آنکه او را مورد آزمایش قرار میدهد. (بحار الأنوار ، ج64، ص: 207 )
و یا در روایت دیگری فرموده اند :« إِنَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عِبَاداً فِی الْأَرْضِ مِنْ خَالِصِ عِبَادِهِ مَا یُنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ- تُحْفَةً إِلَى الْأَرْضِ إِلَّا صَرَفَهَا عَنْهُمْ إِلَى غَیْرِهِمْ وَ لَا بَلِیَّةً إِلَّا صَرَفَهَا إِلَیْهِم »( الکافی، ج2، ص: 253 )
«بدرستى که براى خداوند در زمین، بندگان خالصى است که از آسمان تحفهاى نازل نمىشود مگر آنکه آن را از ایشان منصرف سازد، و به غیر ایشان متوجّه کند. و هیچ بلایى را نازل نمىکند مگر آنکه به آنها متوجّه گرداند.(همان مصدر، همان باب، ح 5)
ای کسانی که ایمان آوردید، اگر کسی از شما از دینش روی گرداند پس خداوند گروهی را می آورد که دوستشان دارد و آنان هم دوستدار او هستند ... در راه خدا جهاد می کنند و از سرزنش ملامت کنندگان نمی هراسند
انواع بلاء
«بلاء» به معنی اختبار و امتحان است، و در امور خوب و بد به کار برده می شود. به طور کلی می توان گفت بلاء آنیست که حق جلّ جلاله به وسیله آن بندگان خود را امتحان می نماید، چه از قبیل امراض و اسقام و فقر و ذلت و ادبار دنیا باشد، و یا در مقابل آنها، کثرت جاه و اقتدار و مال و منال و ریاست و عزت و عظمت باشد .(چهلحدیث ص : 236)
بررسی علت ابتلاء دوستان خدا
در متون دینی در خصوص علت اینکه چرا خداوند دوستان خود را دچار ابتلائات و آزمایش های گوناگون می نماید دلایل مختلفی مطرح گردیده است که در اینجا به برخی از آنها اشاره می نمائیم
اول : دست یابی دوستان خدا به درجات و پاداش های عظیم الهی :

همانگونه که می دانیم « نابرده رنج گنج میسر نمی شود»؛ دوستان خدا نیز زمانی می توانند به پاداش های عظیم الهی دست یابند که در امتحانات الهی موفق گردند و هرچه این امتحان ها بیشتر باشد مراتب دوستان خدا بالاتر رفته و پاداش بیشتری دریافت می نمایند از همین رو در روایات آمده که برای مومنین درجاتى است که به آنها نایل نشوند مگر با بلیات و امراض و آلام به همین دلیل نیز خداوند دوستان خود را به امتحانات بیشتری دچار می نماید تا آنها به درجات عالیه نائل گردیده و اجر بیشتری دریافت نمایند از همین رو امام صادق علیه السلام فرموده اند: «إنّ عظیم الأجر لمع عظیم البلاء و ما أحبّ اللّه قوما إلا ابتلاهم؛ همانا اجر و پاداش بزرگ با امتحان و آزمایش بزرگ همراه است، خداوند قومى را دوست ندارد مگر آنکه او را مورد آزمایش قرار میدهد.( بحار الأنوار ، ج64، ص: 207 )
حضرت صادق علیه السلام، می فرماید: قالإنّه لیکون للعبد منزلة عند اللّه، فما ینالها إلا بإحدى الخصلتین: إمّا بذهاب ماله، أو ببلیّة فی جسده ؛ «همانا چنین است: هر آینه مىباشد از براى بنده درجهاى پیش خدا، پس نمىرسد به آن مگر به دو خصلت: یا به رفتن مالش، یا به بلیه در جسم او.» ( بحار الأنوار ، ج64، ص: 216)
و به همین دلیل است که در روایات ما از امام صادق علیه السلام نقل گردیده: «إنّ أشدّ النّاس بلاء الأنبیاء، ثمّ الّذین یلونهم، ثمّ الأمثل فالأمثل.»( بحار الأنوار ، ج64، ص: 200 ) «شدیدترین مردم از جهت امتحان و آزمایش، انبیاء هستند، سپس کسانى که به انبیاء نزدیک مىباشند، و بعد از ایشان هر که در رتبه بالاتر است.
دوم : کاستن محبت دنیا در دل دوستان خدا :
همانگونه که پیامبر خدا فرموده اند: «حُبُّ الدُّنْیَا رَأْسُ کُلِّ خَطِیئَةٍ وَ مِفْتَاحُ کُلِّ سَیِّئَةٍ وَ سَبَبُ إِحْبَاطِ کُلِّ حَسَنَة؛ محبت دنیا سررشته تمام گناهان است و کلید تمام بدیهاست و سبب تباه شدن هر خوبى باشد» چرا که اگر ناز و نعمت ، غنى و ثروت و صحت و سلامت و امنیت و رفاهیّت، در انسان جمع شد، کم دلى است که به دنیا محبت و علاقه پیدا نکند و بتواند خود را از فسادها و امراض نفسانیه حفظ کند. خداوند - تبارک و تعالى - به واسطه محبت و عنایتى که به اولیاء و مؤمنین دارد آنها را مبتلا فرماید تا محبت و وابستگی آنها را به دنیا کاهش داده و آنها را از گرفتار شدن به خطاها و مفاسد در امان بدارد. (شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص 174 )
حضرت باقر علیه السلام فرماید: «همانا خداى تعالى هر آینه تفقد کند مؤمن را به بلا چنانچه تفقد کند مردى عیال خود را به هدیه از سفر. و هر آینه پرهیز دهد او را از دنیا، چنانچه پرهیز دهد طبیب مریض را». (اصول کافى ج 2، ص 259،)
بدرستى که براى خداوند در زمین، بندگان خالصى است که از آسمان تحفهاى نازل نمىشود مگر آنکه آن را از ایشان منصرف سازد، و به غیر ایشان متوجّه کند. و هیچ بلایى را نازل نمىکند مگر آنکه به آنها متوجّه گرداند
سوم : دنیا دار ثواب و عقاب حق تعالى نیست :
یکی دیگر از علت هایی که در روایات به آن اشاره گردیده آن است که :« و ذلک أنّ اللّه لم یجعل الدّنیا ثوابا لمؤمن و لا عقوبة لکافر.» از همین رو جهت اینکه مؤمن در این عالم مبتلا به بلیّات شود آن است که خداى تعالى قرار نداده این دنیا را ثواب براى مؤمنى و نه سزا براى کافرى. (بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج64، ص: 222 )
عالم دنیا به جهت نقص و ظرفیت های پایینی که دارد نه محلی است که ثواب حق تعالی به طور کامل شامل افراد شود و نه محل عذاب و عقاب الهی است لذا خداوند متعال این دنیا را بهشت کافران قرار داده است در روایتی آمده: «کافر نزد خدا خوار و پست است بدان حد که اگر دنیا را با هر چه در آن است از خداوند بخواهد به او مىدهد».( اصول کافى، ج 2،

«کتاب ایمان و کفر»، «باب شدة ابتلا المؤمن»، حدیث28)
بلاها، گرفتاریها، نعمتها و نقمتها برای عقل و شعور انسانها این حقیقت را معلوم میکند که اختیار همه چیز به دست دیگری است و مالک و صاحب اختیار واقعی، اوست، که همه چیز را به اراده خود تغییر داده و مردم را در شرایط گوناگون و دگرگون قرار میدهد. کسی که ثابت و تغییر ناپذیر است اما همه تحولات به اراده اوست. پس خداوند، خلق را به نیکیها و نعمتها و ناخوشیها و نقمتها مبتلا میکند تا به سوی او بازگردند و گوهر عبودیت را در خود کشف کنند و مورد بهرهبرداری قرار دهند: « و بَلوناهُم باِلحَسَنات وَ السَیئِاتِ لَعَلَّهُم یرجِعون» ؛ آنان را با نیکیها و تلخیها مبتلا میکنیم تا به سوی ما باز گردند.( سوره اعراف آیه861 )
البته دگرگونی اوضاع و احوال و خوشیها و ناخوشیها نیمی از دایره ابتلا و آزمون الهی است و نیم دیگر، تکالیفی است که در شریعت مشخص شده و فرد موظف است در این تحولات به آن تکالیف عمل کند و تنها در این صورت، از آزمون الهی، دست در دست توفیق، بیرون خواهد آمد.
شرایط ابتلاء :
خداوند حکیم برای ابتلاء و آزمودن مردم معیارهایی دارد و با ملاحظه شرایط هر کس او را مبتلا میسازد و میآزماید اکنون با توجه به آموزههای کلام الله برخی از این شرایط را برمیشماریم
1- درجه ایمان : خداوند مؤمنان را به حسب ایمانشان میآزماید و به ابتلائات دچار میسازد . امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:«اِنَّماالمُومِنُ بِمَنزِلَةِ کَفَّةِ المیزانِ کُلَّما زِیدَ فِی ایمانِه زِیدَ فی بَلائهِ» ؛ مؤمن مانند کفه ترازوست که هر چه ایمانش افزایش یابد [برای حفظ تعادل] بلا و گرفتاریش بیشتر می شود.( محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج 67)
2- محبت بندگان به خدا: یکی دیگر از شاخصهای ایمان محبت الهی است: « وَالَّذینَ آمَنوا اَشد حُباً للهِ.» (کسانی که ایمان آوردند محبت بسیاری به خدا دارند.) (سوره بقره آیه 561 ) پس خداوند آنان را به آزمونهای دشواری میآزماید و عرصههایی را که دیگران تاب ایستادگی و یارای مقاومت ندارند، به آنها می سپارد: «یا ایها الَذینَ آمَنوا مَن یرتَدَّ مِنکُم عَن دینِه فَسَوفَ یأتی اللهَ بِقَومٍ یحِبُّهم وَ یحِبَُّونَه ... یجاهِدونَ فِی سَبیل اللهِ وَ لا یخافونَ لومةُ لائمٍ»؛ ای کسانی که ایمان آوردید، اگر کسی از شما از دینش روی گرداند پس خداوند گروهی را می آورد که دوستشان دارد و آنان هم دوستدار او هستند ... در راه خدا جهاد می کنند و از سرزنش ملامت کنندگان نمی هراسند.(سوره مائده آیه 15)

3- محبت الهی به بندگان: از آیه 54 سوره مائده دو معیار برای ابتلائات و گرفتاریهای مؤمنان بر میآید؛ یکی حب الهی مؤمنان «یحِبّونَه» و دیگر محبت خداوند نسبت به آنها «یحِبُّهُم». یعنی هر چه خداوند بندهای را بیشتر دوست داشته باشد، او را بیشتر به رنجهای دنیا مبتلا میسازد تا گنج و گوهر عبودیتش نابتر و گرانبهاتر شود. زیرا امام صادق (علیهالسلام) فرمودند: «اِنَّ عَظیمَ الاَجرِ لَمَع عظیمِ البَلاء و ما اَحَبََّ اللهُ قَوماً اِلاّ إبتلاهُم.» (همانا پاداش بزرگ و ارجمند با رنج و زحمت بیشتر است و خداوند گروهی را دوست ندارد، مگر اینکه آنان را به بلا گرفتار سازد.) آن امام عزیز به سدیر فرمود: به راستی هنگامی که خداوند بندهای را دوست بدارد او را غرق بلا می کند و همانا ما و شما شیعیان، ای سدیر، با بلا شب را به صبح و روز را به شب می رسانیم.)( کافی، ج 2، ص 253، حدیث)
با نگاهی به ایات بالا معلوم میشود که احسان، توبه، طهارت، تقوا، قسط، توکل، جهاد و صبر که همگی شاخصهای عملی ایماناند ، معیار محبت خداوند به بندگان شمرده شده است. بنابراین میتوان گفت که چهارمین معیار یا شرط در شدت ابتلا مؤمن به همان معیار دوم که اعمال نیکو بود، باز میگردد.
4- اخلاص: آخرین معیاری که میتوان در اینجا برشمرد اخلاص است. به ویژه در ابتلای مؤمنان به جهل و دشمنی کافران، قرآن کریم میفرماید : « فَادعوه مُخلِصینَ لَه الدّینَ الحَمدُ للهِ رَبِّ العالمینَ قُل اِنّی نُهیتُ اَن اَعبُدَ الذّینَ تَدعونَ مِن دونِ اللهِ ... » ؛ پس او را خالصانه بخوانید. همه ستایشها برای او است. بگو با تاکید که من از بندگی هر کس غیر خداوند یکتا که میخوانید، باز داشته شدهام. (سوره غافر آیه 56 و 66)
فرآوری: محمدی
بخش قرآن تبیان
منابع : پایگاه حوزه ،وبلاگ آموزه
..:: کاریکاتور با موضوعات مختلف ::..
غزل نوسروده آیت الله صافی گلپایگانی
غزل نوسروده آیت الله صافی گلپایگانی

آیتالله لطفالله صافی گلپایگانی از مراجع تقلید شیعیان جهان در پانزدهمین روز از سال جاری، غزلی با رویکرد مهدوی و با مطلع «ما را ز کورش و کی و جم اعتبار نیست» سروده است.
ما را ز کورش و کی و جم اعتبار نیست
فخری به داریوش و به اسفندیار نیست
مرده است دور رستم و سیروس و کیقباد
ما را به جاهلیت آن دوره کار نیست
در سایه محمد و آل محمدیم
برتر از این برای بشر افتخار نیست
ابنای دین و سوره توحید و کوثریم
بر دل ز کفر و شرک و شرارت غبار نیست
اسلام، اعتقاد و نظام و هویت است
هرکس نداشت در دو جهان رستگار نیست
اندر دژ ولایت و حصن امامتیم
مانند این حصار به گیتی حصار نیست
ما امت عدالت و صلح و اخوتیم
در ما نفاق و شیطنت دیوسار نیست
از جاهلیت مجوس نگیریم رسم و راه
ما را بهجز ولایت مهدی(ع) شعار نیست
اعلام «انّ اکرمکم» باشد این پیام
در کیش ما به رنگ و نژاد اعتبار نیست
گر مدعی تلاش به توهین ما کند
با او بگو که از تو جز این انتظار نیست
تو باش و هفت خوان و خرافات و ترّهات
راهی که میروی ره پروردگار نیست
زنده است دین احمد(ص) و قرآن و اهل بیت(ع)
اکمل از آن طریق سوی کردگار نیست
یا رب رسان امام زمان منجی جهان
فرّخ، زمان او که در آن، کار عار نیست
پر می کند ز عدل به امر خدا زمین
بهتر ز عصر دولت او روزگار نیست
آیین دینمداری و تقوا شود رواج
رسم فساد و شرب مدام و قمار نیست
مؤمن عزیز گردد و کافر شود ذلیل
مرد خدا به دوره او خوار و زار نیست
بخش مهدویت تبیان
اس ام اس عاشقانه(9 فروردین)
گر پرسی ز
من
، درس دوستی ز که آموختی؟
خواهم گفت: تو حکیم مکتب عشقم بودی...
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
لحظه ای مکث نما؛
آرزویم اینست:
نرود دلخوشی از عمق وجودت هرگز..
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
گر بدانم روز مردن از مزارم میگذری
سال و ماه و روز و
شب
در انتظار مردنم...
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
شب
پر از خستگی،
من
پر از ابر بودم
شب
به پایان
من
به بارانمگر می رسیدم؟
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
در را باز کن خبری دارم ، قلبم را بشکاف نامه ای دارم ، نامه را باز کن ، دوستت دارم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
الهی روزگارت آفتابی / الهی شامگاهت ماهتابی / الهی در همه دوران عمرت / به قلب هرکه خواهی راه یابی
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
وقتی تو نیستی بلاتکلیفم مثل گل آفتابگردان در روزهای ابری
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
از مضارع ها و ماضی ها خسته شده ام ، دلم برای یک حال ساده تو را دیدن تنگ است . . . !
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
من
در این شهر غریبم و در این خاک فقیر / به کمن
د تو گرفتار و به دام تو اسیرعشق چنان در دلم افروخته بود / دیده گر آب نمی ریخت جگر سوخته بود . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
با جمله ی رندان جهان هم کیشم / خیام ترانه های پر تشویشم
انگار شراب از آسمان می بارد / وقتی که به چشمان تو می اندیشم . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دی
شب
خواستم واسه دل خودم فال بگیرم
وقتی فالنامه را باز کردم چشمم به شعری افتاد که هیچ ربطی به دلم نداشت
تازه فهمیدم که دلم مال خودم نیست . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
هربار که تو میخندی ، تعادل این شهر بهم میخورد ، اما تو بخند
زندگی را برای از نو ساختن ، بهانه ای باید . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
گفتی که دنیا را پر از غم دوست داری / پس مطمئن هستم مرا هم دوست داری
گفتی نمی خواهی ببارم عشق / اما شعر غریبی را که گفتم دوست داری . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
آسمونتم ، می توانی همیشه بارونو تو چشمام ببینی
زمین مال زمین خوارها ، فضا مال فضا پیماها ، فقط تو مالمن
. . . !
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
عاشقانه دوستت خواهم داشت بی آنکه بخواهم دوستم داشته باشی
و عاشقانه در غمت خواهم مرد بی آنکه بخواهم در مرگم اشک بریزی . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
مشترک گرامی ورود شما به قلب فرستنده ی پیام با موفقیت انجام شد .
خروج امکان پذیر نمیباشد !
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
ای بهانه ی زندگی ام
تو را دوست دارم به اندازه ای که نه می توانم بنویسم و نه ابرازش کنم
پس تو با قلبت که دریایی بی کران است احساسش کن
دوستت دارم تا زمانی که دوست داشتن معنا دارد . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
مترسک به گندم گفت :
مرا برای ترساندن آفریدن امامن
تشنه ی عشق پرنده ایشدم که سهمش ازمن
گرسنگی بود . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
شب
در خم گیسوی تو عابر میشد / با هر نفست بهار ظاهر میشد
ای فلسفه ی شگفت ، افلاطون هم / با دیدن چشمان تو عاشق میشد . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
اتل متل دلبرک ، دلم برات زده لک ، چه با پیام چه با تک ، بیادتم عسلک
فان پاتوق
13 زن و دختری که با برلوسکنی رابطه نامشروع داشته اند!
سیلویو برلوسکونی - نخست وزیر ایتالیا - ازجمله سیاستمداران جهان است که سابقه زیادی در، رابطه نامشروع دارد.هرچند این مرد در برابر دوربین های خبرنگاران خود را بسیار متشخص نشان می دهد و طوری رفتار می کند که انگار علاوه بر اینکه مرد سیاست است، مرد خانواده هم هست اما عکاسان خبری که معمولا افراد بسیار مشهور جهان تشنه خون آنها هستند، با گرفتن عکس هایی از ویلای خصوصی او در زمان حضور برلوسکونی ثابت کرده اند که نخست وزیر ایتالیا چندان هم در چهارچوب اصول اخلاقی خانواده نمی گنجد. جالب اینجاست که پاپاراتزی ها نه تنها دست سیلویو برلوسکونی را رو کردند بلکه در یکی از این عکس ها، میرک توپلونیک - نخست وزیر چکسلواکی- همراه برلوسکونی نیز به چشم می خورد.سوایی های برلوسکونی آن چنان اذهان عمومی را خدشه دار کرد که روزنامه تلگراف فهرستی از همه زنانی را که به نوعی در زندگی این نخست وزیر 75 ساله تاکنون بوده اند تهیه و در سایت خبری خود به نمایش گذاشت. البته کار به همین جا ختم نشد و رابطه های نامشروع نخست وزیر ایتالیا بالاخره باعث شد تا او به جرم داشتن رابطه با دختران زیر سن قانونی و سوءاستفاده از قدرت متهم شود. به گفته کریستینا دی سینسو، یکی از قضات این پرونده، نخستین دادگاه رسیدگی به این پرونده جنجالی ششم آوریل _17فروردین 1390_ خواهد بود. این در حالی است که برلوسکونی به شدت این اتهام را رد کرده و وکلای او نیز اعتراض خود را نسبت به این مساله حساس اعلام کرده اند، چراکه از نظر آنها هیچ یک از دادگاه های میلان حق قانونی زیر سوال بردن نخست وزیر کشور را ندارند.پاتریزیا، مدل قدیمی ایتالیاژوئن سال 2009، ادعای «پاتریزیا داداریو» - از مدل های قدیمی ایتالیا - به شرکت کردن در یک مهمانی شبانه به دعوت برلوسکونی، از رسوایی های اخلاقی نخست وزیر ایتالیا بود که تیتر اول روزنامه های معتبر این کشور ازجمله «کوریره دلا سرا» شد و سر و صدای بسیاری به پا کرد. هرچند چنین ادعایی در مورد برلوسکونی که همیشه در کابینه اش زنانی به چشم می خوردند که هیچ پیشینه سیاسی ای نداشتند، چندان هم دور از ذهن نبود اما حرف های داداریو با اسناد و مدارک معتبر ارائه شد و او حتی از این ملاقات، فیلم و عکس هم داشت. به این ترتیب آبروی نخست وزیر ایتالیا با به اثبات رسیدن رسوایی اخلاقیش، ریخته شد.دختر سیاستمدار ایتالیاییالبته این آبروریزی به همین جا ختم نشد و زمانی که بعد از این ماجرا، همسر برلوسکونی نامه سرگشاده اعتراضی ای به روابط نامشروع شوهرش نوشت و به یکی از روزنامه های ایتالیایی فرستاد، معلوم شد که این نخستین بار نیست که برلوسکونی چنین گاف بزرگی داده است. لاریو در این نامه، با کلماتی نیش دار از اینکه همسرش برای شرکت در جشن تولد نوئمی لتیزیا - مدل 18 ساله ایتالیایی - به ناپل رفته بود، به شدت او را زیر سوال برده و نوشته بود که چطور برلوسکونی در جشن تولد فرزندان خودش شرکت نمی کند اما به خودش این زحمت را داده و تا ناپل رفته که در جشن تولد 18 سالگی لتیزیا حتما حضور داشته باشد.نخست وزیر 75 ساله ایتالیا در پاسخ به این سوال که چرا در تولد فرزندانش شرکت نمی کند، اما در جشن نوئمی لتیزیا شرکت کرده، این طور توضیح داد که تنها دلیل شرکت در جشن، این بود که روز تولد لتیزیا در ناپل بوده و عصر آن روز چون کار خاصی نداشته، ترجیح داده که به جشن تولد دختر دوستش، الیو لتیزیا برود تا در آنجا بتواند در مورد عضویت الیو در حزب آزادیخواه مردمی صحبت کنند اما مساله اینجاست که چرا آقای نخست وزیر چنین شبی را برای صحبت های سیاسی انتخاب کرده است و به این ترتیب این توجیه به هیچ عنوان قابل قبول نبود و در نتیجه برلوسکونی به جای اینکه با دادن یک جواب قانع کننده، سوءظن ها را نسبت به خود کاهش دهد، موجب شد تا همه متوجه شوند که بین او و نوئمی خبرهایی است.هرچند وقتی گوشه و کنایه ها و حرف و حدیث ها در مورد مدل 18ساله و نخست وزیر ایتالیا بالا گرفت، الیو لتیزیا، پدر نوئمی دست به کار شد و در یک مصاحبه تلویزیونی همه این حرف ها را شایعه خواند و گفت: «هشت سال پیش که پسر من در یک حادثه رانندگی کشته شد، برلوسکونی شخصا نامه تسلیت برای من نوشت و وقتی برای ملاقات به منزل ما آمد، برای نخستین بار نوئمی را که ده سال داشت، ملاقات کرد.» اما این تلاش ها هم هیچ نتیجه ای نداشت و همه می دانستند که نوئمی و برلوسکونی رابطه ای مخفیانه دارند.تلاش های زیادی برای سرپوش گذاشتن بر رابطه پنهانی نوئمی و برلوسکونی صورت گرفت و حتی در مقاله ای که یکی از روزنامه ها آن را به چاپ رساند، آورده شد که چون نخست وزیر ایتالیا چندین شبکه تلویزیونی دارد، از این رو نوئمی لتیزیا به او معرفی شد تا در یکی از این شبکه ها مشغول به کار شود و برای همین لازم بود که آنها با یکدیگر قرار ملاقات داشته باشند. البته بعد از مثبت بودن مذاکرات، ظاهرا این دیدارها و صحبت های تلفنی به درازا کشیده شده است.هرچند تا زمانی که لاریو - همسر برلوسکونی - در مورد رابطه نامشروع این دو با یکدیگر حرفی به میان نیاورده بود، هیچ کس از راز آنها باخبر نبود اما به محض برملا شدن رسوایی اخلاقی نخست وزیر ایتالیا، شاهدان بسیاری پیدا شد. به عنوان مثال به گفته جینو فلامینو - یکی از دوستان نوئمی که آنها بیشتر اوقات را با هم می گذراندند - مدتی بود که مردی با نوئمی تماس می گرفت و بدون اینکه خودش را معرفی کند، با او صحبت می کرد. طبق این گفته ها، پس از چند وقت که فرد تماس گیرنده خودش را معرفی کرد معلوم شد که نخست وزیر ایتالیاست. او به بهانه صحبت در مورد درس و مدرسه با تلفن همراه نوئمی تماس می گرفت و حتی برلوسکونی او را به جشن تولدش در ساردینیا نیز دعوت کرد.نوه دروغی حسنی مبارککاریما ال محروق، از دیگر زنانی است که نخست وزیر ایتالیا با او روابط نامشروع داشت و ماجرای این دو نفر هم در ماه های گذشته سر و صدای بسیاری در رسانه ها به پا کرده است. مکالمات تلفنی ضبط شده ای که بین کاریما و برلوسکونی صورت گرفته است، نشان می دهد اولین قرار ملاقات های این دو نفر، زمانی بود که کاریما 16 سال بیشتر نداشت.پس از اینکه ارتباط پنهانی او و برلوسکونی فاش شد و به گفته شاهدان، سیلویو برلوسکونی به کاریما مبلغ 7 هزار یورو پول نقد به همراه جواهرات داده است و البته برای اینکه کاریما سرپوشی بر روابط نامشروع خود با نخست وزیر ایتالیا بگذارد، این موضوع را به شدت انکار کرد. گفته های او در روزنامه ایتالیایی رپوبلیکا دال بر این بود که به هیچ عنوان برلوسکونی نظر بدی به او نداشته و همیشه با کاریما مثل یک پدر رفتار می کرده و او برای پر کردن تنهاییش، همیشه دوست دارد که با خانم ها معاشرت داشته باشد.جالب اینجاست زمانی که کاریما به جرم دزدی دستگیر شد، سیلویو برلوسکونی با فرستادن افرادی به اداره پلیس خواستار آزادی دختر 17 ساله شد. جالب تر اینکه این دختر در اداره پلیس ادعا کرده بود که نوه حسنی مبارک - رئیس جمهور مصر - است و در 13 سالگی از خانه شان در مراکش فرار کرده و بعد از آن دیگر به خانه برنگشته و در سال 2003 به ایتالیا مهاجرت کرده است.طبق تحقیقات به عمل آمده معلوم شد که کاریما دروغ گفته است.پس از اینکه مشخص شد برلوسکونی پادرمیانی کرده تا نوه دروغین حسنی مبارک آزاد شود، هنگامی که از او پرسیدند که به چه دلیل چنین کاری را انجام داده، مرد شماره یک ایتالیا این طور پاسخ داد: من بسیار مهربان هستم و هر وقت هر کسی کمک بخواهد، من به او کمک می کنم.دندانپزشکدسامبر سال 2009 بعد از حمله فردی به نام ماسیمو تارتاگلیا به برلوسکونی در میلان، بینی آقای نخست وزیر شکست و دو دندان او هم در دهانش خرد شد. بعد از این حمله، برلوسکونی برای مداوا به بیمارستان منتقل شد. دست بر قضا، دندانپزشکی که قرار بود دندان های شکسته نخست وزیر ایتالیا را ترمیم کند، 26 ساله بود و نیکول مینتی نام داشت. برلوسکونی مدتی به بهانه درست کردن دندان هایش، با او رابطه پنهانی برقرار کرده بود.زن بازیگریکی از زنانی که علاقه بسیاری داشت تا به عضویت پارلمان اروپا درآید، بازیگر 30 ساله، کامیلا فرانتی بود. تصاویر او را می توان روی سالنامه های بسیاری دید و همچنین در تبلیغ اجناس مختلف از او استفاده می شود.آنجلا سوزیوی 31 ساله که از بازیگران مشهور ایتالیایی است، هم از جمله زن هایی است که روابط نامشروع او با برلوسکونی با سند و مدرک به اثبات رسیده است. در عکس هایی که از ویلای مجلل آقای نخست وزیر در ساردینیا گرفته شده و همچنین عکس های مهمانی های خصوصی او، سوزیو نیز به چشم می خورد. الئونارا گاگیولی که یکی از بازیگرهای تلویزیونی ایتالیا بود هم با سیلویو برلوسکونی ارتباط نامشروع داشت که فیلمی از او با آقای نخست وزیر موجود است.خانم وکیلگرازیانا کاپون - فارغ التحصیل رشته حقوق که یک مدل هم است - گاه و بیگاه با سیلویو برلوسکونی دیدارهایی داشت که به گفته شبکه خبری رپوبلیکا، علت این دیدارها رسیدگی به مساله شایعات پخش شده در مورد برلوسکونی و کمک به او برای محبوب شدن دوباره در بین مردم اعلام شد. جالب اینجاست که انتظار می رفت کاپون در سال 2009 یکی از کاندیداهای انتخابی کابینه برلوسکونی باشد.همسر قانونی برلوسکونیهرچند ورونیکا لاریوی 54 ساله بعد از 22 سال زندگی با برلوسکونی و داشتن سه فرزند از او، از ارتباط های نامشروع شوهرش خسته شد و طلاق گرفت اما باید بدانید که خود این خانم، زمانی که نخست وزیر ایتالیا هنوز از همسر اول خود جدا نشده بود، با او مخفیانه دیدار می کرد تا اینکه پس از جدا شدن برلوسکونی از همسر اول خود، آنها با یکدیگر ازدواج کردند.مجری برنامه های تلویزیونییکی از زنانی که برای عضویت در کابینه برلوسکونی داوطلب شده بود، باربارا ماتیرا نام داشت. این دختر 28 ساله که در رشته علوم تجربی تحصیل کرده است، به عنوان دختر شایسته ایتالیا شناخته شده بود و شغل اصلیش هم مجری گری تلویزیون است.وزیر کابینهمارا کارفاگنا از مدل های قدیمی ایتالیا بود که در سال 2008 به عنوان وزیر فرصت های برابر در دولت برلوسکونی منصوب شد و آقای نخست وزیر در یک مهمانی شام، به کارفاگنا گفت که اگر متأهل نبود، حتما با او ازدواج می کرد.در جست وجوی کارالنا روسو، یکی از پنج زنی بود که در فیلم ضبط شده مهمانی برلوسکونی حضور داشت. نکته قابل توجه اینجاست که آقای نخست وزیر، وقتی دید النا روسو بیکار است، با یکی از تهیه کننده های تلویزیونی که از دوستانش بود، تماس گرفته و از او خواست تا کاری برای روسو پیدا کند.زیر سن قانونیبه عقیده دادستان هایی که پرونده برلوسکونی را بررسی می کنند، آیریش برادی زمانی که 17 ساله بود، در سال 2009 به مهمانی برلوسکونی در ویلای ساردینیا رفته وبا او رابطه نامشروع داشته است، این در حالی است که این دختر هنوز به سن قانونی نرسیده بود.
3
منبع : سیمرغ
فان پاتوق
13 زن و دختری که با برلوسکنی رابطه نامشروع داشته اند!
سیلویو برلوسکونی - نخست وزیر ایتالیا - ازجمله سیاستمداران جهان است که سابقه زیادی در، رابطه نامشروع دارد.هرچند این مرد در برابر دوربین های خبرنگاران خود را بسیار متشخص نشان می دهد و طوری رفتار می کند که انگار علاوه بر اینکه مرد سیاست است، مرد خانواده هم هست اما عکاسان خبری که معمولا افراد بسیار مشهور جهان تشنه خون آنها هستند، با گرفتن عکس هایی از ویلای خصوصی او در زمان حضور برلوسکونی ثابت کرده اند که نخست وزیر ایتالیا چندان هم در چهارچوب اصول اخلاقی خانواده نمی گنجد. جالب اینجاست که پاپاراتزی ها نه تنها دست سیلویو برلوسکونی را رو کردند بلکه در یکی از این عکس ها، میرک توپلونیک - نخست وزیر چکسلواکی- همراه برلوسکونی نیز به چشم می خورد.سوایی های برلوسکونی آن چنان اذهان عمومی را خدشه دار کرد که روزنامه تلگراف فهرستی از همه زنانی را که به نوعی در زندگی این نخست وزیر 75 ساله تاکنون بوده اند تهیه و در سایت خبری خود به نمایش گذاشت. البته کار به همین جا ختم نشد و رابطه های نامشروع نخست وزیر ایتالیا بالاخره باعث شد تا او به جرم داشتن رابطه با دختران زیر سن قانونی و سوءاستفاده از قدرت متهم شود. به گفته کریستینا دی سینسو، یکی از قضات این پرونده، نخستین دادگاه رسیدگی به این پرونده جنجالی ششم آوریل _17فروردین 1390_ خواهد بود. این در حالی است که برلوسکونی به شدت این اتهام را رد کرده و وکلای او نیز اعتراض خود را نسبت به این مساله حساس اعلام کرده اند، چراکه از نظر آنها هیچ یک از دادگاه های میلان حق قانونی زیر سوال بردن نخست وزیر کشور را ندارند.پاتریزیا، مدل قدیمی ایتالیاژوئن سال 2009، ادعای «پاتریزیا داداریو» - از مدل های قدیمی ایتالیا - به شرکت کردن در یک مهمانی شبانه به دعوت برلوسکونی، از رسوایی های اخلاقی نخست وزیر ایتالیا بود که تیتر اول روزنامه های معتبر این کشور ازجمله «کوریره دلا سرا» شد و سر و صدای بسیاری به پا کرد. هرچند چنین ادعایی در مورد برلوسکونی که همیشه در کابینه اش زنانی به چشم می خوردند که هیچ پیشینه سیاسی ای نداشتند، چندان هم دور از ذهن نبود اما حرف های داداریو با اسناد و مدارک معتبر ارائه شد و او حتی از این ملاقات، فیلم و عکس هم داشت. به این ترتیب آبروی نخست وزیر ایتالیا با به اثبات رسیدن رسوایی اخلاقیش، ریخته شد.دختر سیاستمدار ایتالیاییالبته این آبروریزی به همین جا ختم نشد و زمانی که بعد از این ماجرا، همسر برلوسکونی نامه سرگشاده اعتراضی ای به روابط نامشروع شوهرش نوشت و به یکی از روزنامه های ایتالیایی فرستاد، معلوم شد که این نخستین بار نیست که برلوسکونی چنین گاف بزرگی داده است. لاریو در این نامه، با کلماتی نیش دار از اینکه همسرش برای شرکت در جشن تولد نوئمی لتیزیا - مدل 18 ساله ایتالیایی - به ناپل رفته بود، به شدت او را زیر سوال برده و نوشته بود که چطور برلوسکونی در جشن تولد فرزندان خودش شرکت نمی کند اما به خودش این زحمت را داده و تا ناپل رفته که در جشن تولد 18 سالگی لتیزیا حتما حضور داشته باشد.نخست وزیر 75 ساله ایتالیا در پاسخ به این سوال که چرا در تولد فرزندانش شرکت نمی کند، اما در جشن نوئمی لتیزیا شرکت کرده، این طور توضیح داد که تنها دلیل شرکت در جشن، این بود که روز تولد لتیزیا در ناپل بوده و عصر آن روز چون کار خاصی نداشته، ترجیح داده که به جشن تولد دختر دوستش، الیو لتیزیا برود تا در آنجا بتواند در مورد عضویت الیو در حزب آزادیخواه مردمی صحبت کنند اما مساله اینجاست که چرا آقای نخست وزیر چنین شبی را برای صحبت های سیاسی انتخاب کرده است و به این ترتیب این توجیه به هیچ عنوان قابل قبول نبود و در نتیجه برلوسکونی به جای اینکه با دادن یک جواب قانع کننده، سوءظن ها را نسبت به خود کاهش دهد، موجب شد تا همه متوجه شوند که بین او و نوئمی خبرهایی است.هرچند وقتی گوشه و کنایه ها و حرف و حدیث ها در مورد مدل 18ساله و نخست وزیر ایتالیا بالا گرفت، الیو لتیزیا، پدر نوئمی دست به کار شد و در یک مصاحبه تلویزیونی همه این حرف ها را شایعه خواند و گفت: «هشت سال پیش که پسر من در یک حادثه رانندگی کشته شد، برلوسکونی شخصا نامه تسلیت برای من نوشت و وقتی برای ملاقات به منزل ما آمد، برای نخستین بار نوئمی را که ده سال داشت، ملاقات کرد.» اما این تلاش ها هم هیچ نتیجه ای نداشت و همه می دانستند که نوئمی و برلوسکونی رابطه ای مخفیانه دارند.تلاش های زیادی برای سرپوش گذاشتن بر رابطه پنهانی نوئمی و برلوسکونی صورت گرفت و حتی در مقاله ای که یکی از روزنامه ها آن را به چاپ رساند، آورده شد که چون نخست وزیر ایتالیا چندین شبکه تلویزیونی دارد، از این رو نوئمی لتیزیا به او معرفی شد تا در یکی از این شبکه ها مشغول به کار شود و برای همین لازم بود که آنها با یکدیگر قرار ملاقات داشته باشند. البته بعد از مثبت بودن مذاکرات، ظاهرا این دیدارها و صحبت های تلفنی به درازا کشیده شده است.هرچند تا زمانی که لاریو - همسر برلوسکونی - در مورد رابطه نامشروع این دو با یکدیگر حرفی به میان نیاورده بود، هیچ کس از راز آنها باخبر نبود اما به محض برملا شدن رسوایی اخلاقی نخست وزیر ایتالیا، شاهدان بسیاری پیدا شد. به عنوان مثال به گفته جینو فلامینو - یکی از دوستان نوئمی که آنها بیشتر اوقات را با هم می گذراندند - مدتی بود که مردی با نوئمی تماس می گرفت و بدون اینکه خودش را معرفی کند، با او صحبت می کرد. طبق این گفته ها، پس از چند وقت که فرد تماس گیرنده خودش را معرفی کرد معلوم شد که نخست وزیر ایتالیاست. او به بهانه صحبت در مورد درس و مدرسه با تلفن همراه نوئمی تماس می گرفت و حتی برلوسکونی او را به جشن تولدش در ساردینیا نیز دعوت کرد.نوه دروغی حسنی مبارککاریما ال محروق، از دیگر زنانی است که نخست وزیر ایتالیا با او روابط نامشروع داشت و ماجرای این دو نفر هم در ماه های گذشته سر و صدای بسیاری در رسانه ها به پا کرده است. مکالمات تلفنی ضبط شده ای که بین کاریما و برلوسکونی صورت گرفته است، نشان می دهد اولین قرار ملاقات های این دو نفر، زمانی بود که کاریما 16 سال بیشتر نداشت.پس از اینکه ارتباط پنهانی او و برلوسکونی فاش شد و به گفته شاهدان، سیلویو برلوسکونی به کاریما مبلغ 7 هزار یورو پول نقد به همراه جواهرات داده است و البته برای اینکه کاریما سرپوشی بر روابط نامشروع خود با نخست وزیر ایتالیا بگذارد، این موضوع را به شدت انکار کرد. گفته های او در روزنامه ایتالیایی رپوبلیکا دال بر این بود که به هیچ عنوان برلوسکونی نظر بدی به او نداشته و همیشه با کاریما مثل یک پدر رفتار می کرده و او برای پر کردن تنهاییش، همیشه دوست دارد که با خانم ها معاشرت داشته باشد.جالب اینجاست زمانی که کاریما به جرم دزدی دستگیر شد، سیلویو برلوسکونی با فرستادن افرادی به اداره پلیس خواستار آزادی دختر 17 ساله شد. جالب تر اینکه این دختر در اداره پلیس ادعا کرده بود که نوه حسنی مبارک - رئیس جمهور مصر - است و در 13 سالگی از خانه شان در مراکش فرار کرده و بعد از آن دیگر به خانه برنگشته و در سال 2003 به ایتالیا مهاجرت کرده است.طبق تحقیقات به عمل آمده معلوم شد که کاریما دروغ گفته است.پس از اینکه مشخص شد برلوسکونی پادرمیانی کرده تا نوه دروغین حسنی مبارک آزاد شود، هنگامی که از او پرسیدند که به چه دلیل چنین کاری را انجام داده، مرد شماره یک ایتالیا این طور پاسخ داد: من بسیار مهربان هستم و هر وقت هر کسی کمک بخواهد، من به او کمک می کنم.دندانپزشکدسامبر سال 2009 بعد از حمله فردی به نام ماسیمو تارتاگلیا به برلوسکونی در میلان، بینی آقای نخست وزیر شکست و دو دندان او هم در دهانش خرد شد. بعد از این حمله، برلوسکونی برای مداوا به بیمارستان منتقل شد. دست بر قضا، دندانپزشکی که قرار بود دندان های شکسته نخست وزیر ایتالیا را ترمیم کند، 26 ساله بود و نیکول مینتی نام داشت. برلوسکونی مدتی به بهانه درست کردن دندان هایش، با او رابطه پنهانی برقرار کرده بود.زن بازیگریکی از زنانی که علاقه بسیاری داشت تا به عضویت پارلمان اروپا درآید، بازیگر 30 ساله، کامیلا فرانتی بود. تصاویر او را می توان روی سالنامه های بسیاری دید و همچنین در تبلیغ اجناس مختلف از او استفاده می شود.آنجلا سوزیوی 31 ساله که از بازیگران مشهور ایتالیایی است، هم از جمله زن هایی است که روابط نامشروع او با برلوسکونی با سند و مدرک به اثبات رسیده است. در عکس هایی که از ویلای مجلل آقای نخست وزیر در ساردینیا گرفته شده و همچنین عکس های مهمانی های خصوصی او، سوزیو نیز به چشم می خورد. الئونارا گاگیولی که یکی از بازیگرهای تلویزیونی ایتالیا بود هم با سیلویو برلوسکونی ارتباط نامشروع داشت که فیلمی از او با آقای نخست وزیر موجود است.خانم وکیلگرازیانا کاپون - فارغ التحصیل رشته حقوق که یک مدل هم است - گاه و بیگاه با سیلویو برلوسکونی دیدارهایی داشت که به گفته شبکه خبری رپوبلیکا، علت این دیدارها رسیدگی به مساله شایعات پخش شده در مورد برلوسکونی و کمک به او برای محبوب شدن دوباره در بین مردم اعلام شد. جالب اینجاست که انتظار می رفت کاپون در سال 2009 یکی از کاندیداهای انتخابی کابینه برلوسکونی باشد.همسر قانونی برلوسکونیهرچند ورونیکا لاریوی 54 ساله بعد از 22 سال زندگی با برلوسکونی و داشتن سه فرزند از او، از ارتباط های نامشروع شوهرش خسته شد و طلاق گرفت اما باید بدانید که خود این خانم، زمانی که نخست وزیر ایتالیا هنوز از همسر اول خود جدا نشده بود، با او مخفیانه دیدار می کرد تا اینکه پس از جدا شدن برلوسکونی از همسر اول خود، آنها با یکدیگر ازدواج کردند.مجری برنامه های تلویزیونییکی از زنانی که برای عضویت در کابینه برلوسکونی داوطلب شده بود، باربارا ماتیرا نام داشت. این دختر 28 ساله که در رشته علوم تجربی تحصیل کرده است، به عنوان دختر شایسته ایتالیا شناخته شده بود و شغل اصلیش هم مجری گری تلویزیون است.وزیر کابینهمارا کارفاگنا از مدل های قدیمی ایتالیا بود که در سال 2008 به عنوان وزیر فرصت های برابر در دولت برلوسکونی منصوب شد و آقای نخست وزیر در یک مهمانی شام، به کارفاگنا گفت که اگر متأهل نبود، حتما با او ازدواج می کرد.در جست وجوی کارالنا روسو، یکی از پنج زنی بود که در فیلم ضبط شده مهمانی برلوسکونی حضور داشت. نکته قابل توجه اینجاست که آقای نخست وزیر، وقتی دید النا روسو بیکار است، با یکی از تهیه کننده های تلویزیونی که از دوستانش بود، تماس گرفته و از او خواست تا کاری برای روسو پیدا کند.زیر سن قانونیبه عقیده دادستان هایی که پرونده برلوسکونی را بررسی می کنند، آیریش برادی زمانی که 17 ساله بود، در سال 2009 به مهمانی برلوسکونی در ویلای ساردینیا رفته وبا او رابطه نامشروع داشته است، این در حالی است که این دختر هنوز به سن قانونی نرسیده بود.
3
منبع : سیمرغ
فان پاتوق
..:: طراحی های مبتکرانه و فانتزی برای زندگی امروزی ::..
نقاط فراموش شده برای سفرهای نوروزی را میشناسید؟!
ندیدههای ایران من
تو که نمیخواهی همه عمرت را به چشم دواندن روی یکی از صفحههای کتاب جهان تلف کنی و صفحههای دیگر را ورق نزده بگذاری؟یا ماجراجویی باشی که مهمترین رویاروییاش با حوادث در فاصله میان آشپزخانه تا کاناپه راحتیاش مقابل تلویزیون رخ داده است؟ یا لب تاقچهات را از بناهای تاریخی حک شده برکارت پستالهایی پر کنی که هرگز حتی یکیشان را از نزدیک ندیدهای؟ پس فقط چند روز دلت را برای سپردنش به دوردستهایی که به دیدن میارزند به خودت قرض بده، چمدانت را بردار و بگذار سفر تو را ببرد. بگذار جادهها تو را از روزمرگی بدزدند. بگذار روزگار بفهمد تو هنوز سرکش و رام نشدنی هستی و قوانین سخت و تکراری شهر انسان ــ ساخت نتوانستهاند پیوندت را با هستی بگسلند و آن وقت اگر خیال کردی راهنمایی میخواهی که با آن متفاوت سفر کنی یا احتمال دارد در سفر به هر استان نقاطی مهجور اما دیدنی را از قلم بیندازی، گفتگوی ما را با دکتر ناصر کرمی، اقلیم شناس و ایرانگرد در این زمینه بخوان. او پژوهشگری است که روزهای زیادی از عمرش را صرف سفر به نقاط مختلف کشورمان کرده است تا آنجا که امروز بخشی از تجربیات مکتوبش در این زمینه، در قالب کتاب راهیاب ایران، همسفری قابل اعتماد برای گردشگران شده است.
قصد ندارم این گفتگو را با پرسیدن صرف از قدمت بناهای باستانی و جنس سازههای کهن و وسعت دشتها و عمق دریاچهها، پرخمیازه کنم. به همین علت از شما دعوت کنم از آن دست جاذبههای گردشگری تعریف کنید که ما ممکن است علیرغم سفر به استانهای گوناگون ندیده باشیم شان.
نام بردن از همه ندیدههای کشورمان در قالب یک گفتگو ممکن نیست. ایران حدود یک میلیون اثر تاریخی و فرهنگی ثبت شده، بیش از 2 هزار جاذبه گردشگری با قابلیت تبدیل شدن به قطبهای ملی و بینالمللی گردشگری، 5 هزار جاذبه طبیعی و 3 هزار آیین ملی و مذهبی دارد. پس چطور ممکن است در گفتگویی چند صد کلمهای بتوانیم از همه آنها یا حتی درصد محدودی شان حرف بزنیم؟
به همین خاطر فکر میکنم باید فقط به ذکر شماری اندک از نامها و نشانها که میشود دراین بهاریه،بهتر دیدنشان را پیشنهاد کرد، بسنده کنم اما باز هم تاکید میکنم که هر چه بگویم حق مطلب ادا نمیشود. انگار که بخواهی زیبایی تکهای کاشی آبی را کف جوی آب با عظمت اصفهان بسنجی.
ادامه
ادامه مطلبنقاط فراموش شده برای سفرهای نوروزی را میشناسید؟!
ندیدههای ایران من
تو که نمیخواهی همه عمرت را به چشم دواندن روی یکی از صفحههای کتاب جهان تلف کنی و صفحههای دیگر را ورق نزده بگذاری؟یا ماجراجویی باشی که مهمترین رویاروییاش با حوادث در فاصله میان آشپزخانه تا کاناپه راحتیاش مقابل تلویزیون رخ داده است؟ یا لب تاقچهات را از بناهای تاریخی حک شده برکارت پستالهایی پر کنی که هرگز حتی یکیشان را از نزدیک ندیدهای؟ پس فقط چند روز دلت را برای سپردنش به دوردستهایی که به دیدن میارزند به خودت قرض بده، چمدانت را بردار و بگذار سفر تو را ببرد. بگذار جادهها تو را از روزمرگی بدزدند. بگذار روزگار بفهمد تو هنوز سرکش و رام نشدنی هستی و قوانین سخت و تکراری شهر انسان ــ ساخت نتوانستهاند پیوندت را با هستی بگسلند و آن وقت اگر خیال کردی راهنمایی میخواهی که با آن متفاوت سفر کنی یا احتمال دارد در سفر به هر استان نقاطی مهجور اما دیدنی را از قلم بیندازی، گفتگوی ما را با دکتر ناصر کرمی، اقلیم شناس و ایرانگرد در این زمینه بخوان. او پژوهشگری است که روزهای زیادی از عمرش را صرف سفر به نقاط مختلف کشورمان کرده است تا آنجا که امروز بخشی از تجربیات مکتوبش در این زمینه، در قالب کتاب راهیاب ایران، همسفری قابل اعتماد برای گردشگران شده است.
قصد ندارم این گفتگو را با پرسیدن صرف از قدمت بناهای باستانی و جنس سازههای کهن و وسعت دشتها و عمق دریاچهها، پرخمیازه کنم. به همین علت از شما دعوت کنم از آن دست جاذبههای گردشگری تعریف کنید که ما ممکن است علیرغم سفر به استانهای گوناگون ندیده باشیم شان.
نام بردن از همه ندیدههای کشورمان در قالب یک گفتگو ممکن نیست. ایران حدود یک میلیون اثر تاریخی و فرهنگی ثبت شده، بیش از 2 هزار جاذبه گردشگری با قابلیت تبدیل شدن به قطبهای ملی و بینالمللی گردشگری، 5 هزار جاذبه طبیعی و 3 هزار آیین ملی و مذهبی دارد. پس چطور ممکن است در گفتگویی چند صد کلمهای بتوانیم از همه آنها یا حتی درصد محدودی شان حرف بزنیم؟
به همین خاطر فکر میکنم باید فقط به ذکر شماری اندک از نامها و نشانها که میشود دراین بهاریه،بهتر دیدنشان را پیشنهاد کرد، بسنده کنم اما باز هم تاکید میکنم که هر چه بگویم حق مطلب ادا نمیشود. انگار که بخواهی زیبایی تکهای کاشی آبی را کف جوی آب با عظمت اصفهان بسنجی.
ادامه
ادامه مطلبنقاشی های چهار بعدی
..:: روی خط تکنولوژی (دوچرخه ای از نوع اسمارت فون (Smartphone)) ::..
|
..:: روی خط تکنولوژی (دوچرخه ای از نوع اسمارت فون (Smartphone)) ::.. |
بر اساس پروتکلهای ایمنی، باید هنگام دوچرخهسواری هر دو دست را روی دسته فرمان دوچرخه بگذاریم، ولی همین دستورالعملها اظهار میکنند که از حرکات دست برای نشان دادن جهت دور زدنمان هم استفاده کنیم. با هم تناقض دارند، اینطور نیست! کمپانی اکودرایو تکنولوژی نوری و علامتهای دور زدن را با یکدیگر ادغام کرده است که توسط دسته فرمان کنترل میشود. ولی همان طور که مشخص است، هیچ ایدهای کامل نیست مگر اینکه از تعدادی از تکنولوژیهای ادغام مورد استفاده در اسمارت فونها استفاده کنند، به همین دلیل یک گوشه دنج و خوب برای گذاشتن آیفون(Iphone) روی این موجود کوچک تعبیه شده است. گوشی آیفون شما با قرارگیری در این مکان، شارژ شده و در عوض شما میتوانید از قابلیتهای سحرآمیز جیپیاس(GPS) و تکنولوژی جهتیابی آن بهرهمند شوید. میشه گفت این یک همزیستی مسالمت آمیز بین دو موجود است. |
ادامه
ادامه مطلبصداقت های خطرناک
صداقت های خطرناک
خیلی ها فکر می کنند که درست از لحظه ای که خطبه عقد جاری شد، دیگر تمام مرزها از بین می رود و زن و شوهر باید بدون هیچ حرف ناگفته ای زندگی عاشقانه شان را شروع کنند! در دایره لغت این افراد، رازداری بعد از ازدواج جایی ندارد و معتقدند که زن و شوهر هیچ چیز را نباید از هم مخفی نگه دارند. 
این صداقت خالصانه خیلی ستودنی است اما وقتی رنگ و بوی افراط و صداقت محض به خود می گیرد، کم کم شبیه یک ساده لوحی پردردسر می شود که ممکن است مشکلات زیادی برایتان به وجود آورد. همان طور که در مثل داریم:
جز راست نباید گفت هر راست نشاید گفت
- • دلخوری های مربوط به خانواده همسر که شما بدون هیچ ملاحظه ای با همسرتان در میان می گذارید، مصداق بارز همین رازگویی هایی است که فایده چندانی ندارند. فرض کنید که شما به دلایلی از مادر شوهرتان رفتار ناخوشایندی دیده اید و هنوز از او دلخورید. بعد همان زمان همسرتان شروع به تعریف و تمجید از مادرش می کند که چقدر زن فهمیده، درستکار و محترمی است.

در این شرایط اصلا لازم نیست مقابل همسرتان جبهه بگیرید و شروع کنید به نقض کردن گفته های او و حتی بدتر از آن پرونده تمام حرف هایی را که مادرشوهرتان به شما زده و شما را آزرده، باز کنید. بگذارید این مسائل بین شما و مادرشوهرتان به شکلی منطقی و باگذشت حل شود و روی روابط شما با همسرتان سایه نیندازد.
• بدتر از آن وقتی است که شما از خانواده نامزدتان دلخورید و اتفاقا ماجرایی پیش می آید که نامزدتان هم از یکی از اعضای خانواده اش دلخور می شود و این دلخوری را با شما درمیان می گذارد. بعد از آن شما شروع به برشمردن تمام بدی های آن فرد می کنید و باز داستان دلخوری هایتان را از او سر می دهید و حتی کاسه داغتر از آش می شوید و از خود همسرتان هم بیشتر بد طرف مقابل را می گویید!
یادتان باشد که همسر شما هر قدر هم که در آن لحظه عصبانی باشد، دوست ندارد از زبان نفر سومی مثل شما خطاهای خانواده اش را بشنود. این لحظات در ذهن همسر شما ثبت می شود و اگر زمینه تلافی کردن او را فراهم نکند، قطعا او را از شما دل چرکین می کند و باعث می شود دفعات بعدی درد دل هایش را با شما در میان نگذارد.
• برعکس این هم اشتباه است. لازم نیست در این شرایط دایه مهربان تر از مادر شوید و شروع کنید به خوب گویی افراطی از کسی که همسرتان را دلخور کرده! شما فقط شنونده باشید و سعی کنید همسرتان را آرام کنید. بعد از آن هم، وقتی عصبانیت همسرتان فروکش کرد، هرگز این مشکل و دلخوری را به یاد او نیاورید و از آن به عنوان ابزاری برای مظلوم نمایی خودتان استفاده نکنید.
مشکلات اعضای خانواده شما با هم، چیزی نیست که بخواهید به همسرتان انتقال دهید. البته قرار نیست چیزی را هم مخفی کنید اما از این مسائل در حدی با او صحبت کنید که اگر بعدها در جمعی کسی راجع به این مشکل چیزی گفت، همسر شما بی خبر نباشد

• اگر در خانواده شما یا همسرتان، کسی پشت سر همسر شما بدگویی کرد، لازم نیست عین همین حرف ها را کف دست همسرتان بگذارید. در غیر این صورت، آتشی در می گیرد که خودتان در آن خواهید سوخت.
اگر موضوع خیلی اهمیت داشت و پای اشتباهات همسرتان در میان بود، سعی کنید به نرم ترین حالت ممکن، جوری که همسرتان ذره ای متوجه بدگویی دیگری از خودش نشود، ماجرا را با او در میان بگذارید. فقط در حدی که درباره اشتباهش به او هشدار داده باشید و در صورت نیاز، او را متوجه دلخوری طرف دیگر از همسرتان کرده باشید. آن هم با نیت این که همسرتان را به دلجویی از آن شخص ترغیب کنید.
• مشکلات اعضای خانواده شما با هم، مشکلات شخصی خواهر شما با همسرش یا حتی رازهایی که یک دوست به عنوان درد دل با شما در میان می گذارد، چیزی نیست که بخواهید به همسرتان انتقال دهید. البته قرار نیست چیزی را هم مخفی کنید اما از این مسائل در حدی با او صحبت کنید که اگر بعدها در جمعی کسی راجع به این مشکل چیزی گفت، همسر شما بی خبر نباشد. همین و بس. دانستن جزئیات هیچ ضرورتی ندارد و کمکی به زندگی دو نفره شما نخواهد کرد.

• این که تمام پسرهای فامیل و دوست و آشنا روزی آرزوی ازدواج با شما را داشته اند (خانم محترم!) یا مادر شما به محض تمام شدن سربازی تان یک لیست بلند بالا از دختران دم بخت در اختیارتان قرار داده که از قضا همه شان علاقه مند ازدواج با شما بوده اند(آقای محترم!)، چیزی نیست که بخواهید با نامزدتان در میان بگذارید. مگر آنکه بخواهید پای بی اعتمادی، سرخوردگی، تحقیر و احساس ناامنی را به زندگی تان باز کنید. همه موارد این چنینی را پشت در محضر جا بگذارید و زندگی جدیدتان را تنها با فکر همین یک نفری که با او سر سفره عقد نشسته اید شروع کنید.
• این که در خیابان کسی مزاحم شما شده است، یا آرایشگر جدید محله تان که از نامزد داشتن شما خبر نداشته، برایتان خواستگار پیدا کرده است (خانم محترم) موردی است که نه تنها نباید به همسرتان بگویید بلکه خودتان هم در همان لحظه باید فراموشش کنید. گفتن از این مسائل این حس را در همسر شما به وجود می آورد که هر زمان ممکن است شما را از دست بدهد و این اصلا حس خوشایندی نیست.
مریم آقابزرگ
بخش کلوب ازدواج
تبیان
از اَصحاب کهف و الرقیم چه می دانید؟
از اَصحاب کهف و الرقیم چه می دانید؟
قرآن در آیات نور خود از جوانان مؤمنی نام مى برد که از آیین بت پرستى دوران خویش بیزارى جستند و با مأوا گزیدن در غار، به رحمت الهى پناه بردند و از درگاه او درخواست هدایت کردند.

خداوند از جوانان مؤمنی یاد می کند که آنان را به مدت 309 سال به خوابى عمیق فرو برد و جایگاه امنى برایشان فراهم ساخت: « أمْ حَسِبْتَ أنّ أصْحابَ الْکَهْفِ وَ الرّقیمِ کانُوا مِنْ آیاتِنا عَجَبًا إِذْ أوَی الْفِتْیَةُ إِلَی الْکَهْفِ فَقالُوا رَبّنا آتِنا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَةً وَ هَیِّی لَنا مِنْ أمْرِنا رَشَدًا فَضَرَبْنا عَلَی آذانِهِمْ فِی الْکَهْفِ سِنینَ عَدَدًا ...» (1) .
داستان اصحاب کهف، از معدود داستان هایى است که بر خلاف بسیارى از داستان هاى دیگرِ قرآن، در منابع یهودى به دلایلى از آن یاد نشده، امّا در منابع مسیحى ذکر شده است. ساختار داستان در منابع مسیحى همگونى خاصى با نقل هاى اسلامى دارد و به « هفت خفتگان » و « هفت خفتگان شهر اِفِسوس » معروف است.»(2)
اصحاب کهف در منابع مسیحی
داستان اصحاب کهف در منابع مسیحی این گونه وارد شده است: هنگامى که مسیحیان گرفتار ستمگری هاى امپراتور دیکیوس بودند ، 7 تن از جوانان اشراف زاده شهر « افسوس » در غار وسیع و عمیقى در کوهى ، در کنار شهر پنهان شدند . امپراتور ستمگر براى نابودى جوانان، فرمان داد دهانه غار را با ساختن تپه مستحکمى از سنگ هاى بزرگ و ضخیم ببندند . در این حال ، جوانان به خوابى عمیق فرو رفتند ، این خواب به گونه اى معجزه آسا 187 سال به طول انجامید، بدون آنکه در این مدت به قواى حیاتى ایشان آسیبى برسد . پس از این مدت، بردگان « ادولیوس » که وارث کوه مزبور بود ، براى احداث ساختمان مجلل روستایى در آن محل ، آن سنگهاى ضخیم را برداشتند . با برداشتن سنگ ها ، اشعه آفتاب به درون غار نفوذ کرد و عامل بیدار شدن جوانان خفته در غار گردید . آنان که مى پنداشتند ساعاتى اندک در خواب بوده اند، احساس گرسنگى کردند ؛ از این رو بر آن شدند که یکى از آنان به طور مخفیانه و ناشناس به شهر بازگردد و غذایى فراهم آورد . آنان « جامبلیکوس » را براى این کار برگزیدند ، امّا این جوان ـ اگر روا باشد که پس از این خوابِ دراز مدت ، نام « جوان » بر وى اطلاق کنیم ـ نتوانست منظره شهر بومى خود را که پیشتر با آن آشنا بود ، باز شناسد .
هراس او هنگامى فزونى یافت که صلیب بزرگى را بر دروازه بزرگ شهر اِفِسوس مشاهده کرد . لباس شگفت آور و منفرد و لهجه قدیمى و متروک او نانوا را متحیر و سراسیمه کرد . هنگامى که جامبلیکوس پول قدیمى رایج در دوران امپراتور دیکیوس را به نانوا داد، نانوا پنداشت که این جوان به گنجى دست یافته است؛ از این رو وى را نزد قاضى برد و در آنجا با تبادل پرسش و پاسخ هایى، داستان حیرت انگیز و دراز مدت نزدیک به دو قرن آنان در غار روشن شد . در پى این رخداد، اسقف شهر اِفِسوس، کاهنان، حاکمان و مردم شهر و حتى خود امپراتور « شیودوسیوس » براى مشاهده غار مورد نظر شتافتند . پس از آنکه 7 جوان ، خود را به حاضران رسانیدند و ماجراى خود را براى ایشان بازگو کردند ، مرگ آنان فرا رسید و با کمال آرامش از دنیا رفتند .(3)
قرآن مجید هیچ گونه تصریحى درباره شمار اصحاب کهف ندارد و تنها بیان مىکند که مردم در عدد اصحاب کهف اختلاف نظر داشته اند؛ برخى ایشان را با سگ همراهشان 4 تن و برخى 6 تن و برخى 8 تن دانسته اند
پادشاه دوران اصحاب کهف که بود ؟
در مورد پادشاه دوران اصحاب کهف اختلاف نظر است، امّا بیشتر مورخان پادشاه ظالمى را که اصحاب کهف از ستم وى به غار پناه برده اند، « دقیانوس » دانسته اند؛ یعنى پادشاه و امپراتور روم که در تاریخ با نام « دکیوس » یا « دیکیانوس » شناخته مى شود و بین سال هاى 249ـ251 میلادى حکومت داشته است . پادشاه صالحى را نیز که اصحاب کهف در دوران وى از خواب برخاستند، « تیذوسیوس دوم » دانسته اند و بین سال هاى 408ـ450 میلادى حکومت کرده است. (4)
شمار اصحاب کهف، چنان که از عنوان داستان در منابع مسیحى، یعنى « هفت خفتگان » پیداست، 7 نفر است. برخى نیز آنان را 5 تن و برخى نیز 13 تن نقل کرده اند .(5) نام هاى اصحاب کهف ، طبیعتاً، نام هایى یونانى است ؛ زیرا اِفِسوس ، از شهرهاى یونان است. این نام ها بر اساس منابع مسیحی عبارت است از: مکسملینا، یلمیخا، دیمومدس (دیموس)، امبلیکوس، مرطونس، بیرونس، کشطونس.(6)
اصحاب کهف در لسان قرآن
قرآن مجید هیچ گونه تصریحى درباره شمار اصحاب کهف ندارد و تنها بیان مىکند که مردم در عدد اصحاب کهف اختلاف نظر داشته اند؛ برخى ایشان را با سگ همراهشان 4 تن و برخى 6 تن و برخى 8 تن دانسته اند: « سَیَقُولُونَ ثَلاثَةٌ رابِعُهُمْ کَلْبُهُمْ وَ یَقُولُونَ خَمْسَةٌ سادِسُهُمْ کَلْبُهُمْ رَجْمًا بِالْغَیْبِ وَ یَقُولُونَ سَبْعَةٌ وَ ثامِنُهُمْ کَلْبُهُمْ قُلْ رَبّی أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِمْ ما یَعْلَمُهُمْ إِلاّ قَلیلٌ فَلا تُمارِ فیهِمْ إِلاّ مِراءً ظاهِرًا وَ لا تَسْتَفْتِ فیهِمْ مِنْهُمْ أَحَدًا ».(7)
غار اصحاب کهف در کجا بود ؟

درباره مکان غار اصحاب کهف نیز دیدگاه هاى متفاوتى وجود دارد:
1. برخی معتقدند حادثه مزبور در شهر« اِفِسوس » واقع شده و غار مزبور نیز در همان جا قرار دارد و افسوس یا افسیس، از شهرهاى معروف آسیاى صغیر (ترکیه کنونى و قسمتى از روم شرقى قدیم) است. ویرانه هاى این شهر هم اکنون در 73 کیلومترى شهرِ « ازمیر » ترکیه به چشم مى خورد و در کنار قریه « ایاصولوک » و در کوه « ینایرداغ » هم اکنون غارى بسیار وسیع دیده مى شود که فاصله چندانى با افسوس ندارد و آثار صدها قبر در آن وجود دارد . ورودى این غار در سمت شمال شرقى بوده و هیچ اثرى از مسجد ، صومعه یا کنیسه در آن به چشم نمى خورد. به عقیده بسیارى، غار مورد اشاره در داستان، همین غار است.(8)
2. برخی دیگر معتقدند غار مزبور در نزدیکى پایتخت اردن، یعنى شهر عمان و در نزدیکى روستاى « رجیب » واقع است. بر بالاى این غار صومعه اى دیده مى شود که بر اساس پاره اى از قراین ، مربوط به قرن پنجم میلادى است و پس از آنکه مسلمانان آنجا را فتح کردند ، به مسجد تبدیل شد. اطراف این غار از دو سمت شرقى و غربى باز است و آفتاب بر آن مىتابد و ورودى غار در سمت جنوب قرار دارد و در داخل غار 7 یا 8 قبر به چشم مى خورد. در سال 1963 میلادى هیئتى اکتشافى از اردن با حفّارى، به کشف این غار متروک نایل شد.(9)
3. برخی دیگر می گویند غار اصحاب کهف، در بتراء از شهرهاى فلسطین است.(10)برخی نیز معتقدند در کوه « قاسیون » نزدیک دمشق سوریه واقع است.(11) بعضی دیگر هم می گویند در شبه جزیره اسکاندیناوى، در اروپاى شمالى قرار دارد.(12) عده ای هم معتقدند در نزدیکى شهر نخجوان در کشور قفقاز واقع است.(13)
علامه طباطبایى بنا به دلایلى دیدگاه اول را، به رغم شهرتش، مردود مى داند. علامه معتقد است از آیه 17 این سوره چنین بر می آید که نور خورشید به هنگام طلوع بر سمت راست غار و هنگام غروب بر سمت چپ آن مى تابیده است؛ بنابراین باید ورودى غار در سمت جنوب باشد، در حالىکه دَرِ ورودى غار موجود در شهر اِفِسوس به سمت شمال شرقى است.
مضمون آیه 21 این سوره حاکی از این است که در آن غار یا پیرامون آن، مسجد و عبادتگاهى بنا کردند، درحالىکه در غار اِفِسوس اثرى از مسجد یا صومعه یا عبادتگاه دیگر به چشم نمىخورد. البته در سه کیلومترى آن کنیسه اى وجود دارد که به هیچ وجه با غار مزبور ارتباطى ندارد؛ بنابراین از میان چند دیدگاه یاد شده، دیدگاه دوم با ویژگی هاى ذکر شده در آیات قرآن سازگار است و برخى روایات نیز آن را تأیید مى کند.(14)
پی نوشت ها :
|
1. کهف: 26-9. 2. دائرة المعارف قرآن کریم، ج3، ذیل کلمه اصحاب. 3. همان. 4. الحکیم، توفیق، اهل الکهف، ص89ـ90. 5. همان، ص88. 6. همان. 7. کهف: 22. |
8. نمونه، ج12، ص400ـ401. 9. المیزان، ج13، ص297 و نمونه، ج12، ص401. 10. همان. 11. همان. 12. همان، ص299. 13. همان. 14. همان. |
زهرا رضائیان بخش قرآن تبیان
مجموعه ۲۰ رینگتون SMS بسیار زیبا برای گوشی های موبایل
مجموعه ۲۰ آهنگ اس ام اس جدید و فوق العاده زیبا در سایت دانلودها در دسترس علاقه مندان قرار گرفته است، این رینگتون ها از کیفیت بالایی برخوردارند که با فرمت MP3 آماده شده اند . هم اکنون می توانید این رینگتون ها را از سایت بزرگ دانلودها دریافت کنید.

حذف اشیای درون تصاویر با Image Resize Guide 1.1 Final
با نرم افزار Image Resize Guide می توانید اشیاء درون تصویر را حذف نمایید بدون آنکه اثری از آن باقی بماند و یا کسی قادر به تشخیص آن باشد! حتما این سئوال برای شما پیش آمده که چگونه این امر امکان پذیر است، این نرم افزار با الگو برداری از حاشیه شیء مورد نظر جای آن را با ظرافت طوری می پوشاند که گویی آن شیء اصلا در آن محل وجود نداشته است. از ویژگی های دیگر این نرم افزار می توان به قابلیت تغییر سایز تصاویر به آسانی و با چند کلیک اشاره نمود.

حل جدول کلمات متقاطع فارسی و سودوکو در رایانه با Raya Jadval 2.6
علاقه به حلکردن جدول کلمات متقاطع در بسیاری از افراد وجود دارد. این نرمافزار شبیهساز جدول در رایانه است. توسط این نرمافزار شما میتوانید درون رایانه به حل جدول مشغول شوید. علاوه بر جدول کلمات متقاطع، جدول سودوکو نیز در این نرمافزار گنجانده شده است. شما قادرید توسط این برنامه، جدول کلمات و سودوکو بسازید و به اشتراک گذاشته تا کاربران دیگر از آنها استفاده کنند. این جمله معروف را نیز بهخاطر داشته باشید: جدول حل کنید تا فراموشی نگیرید…

بازی زیبا و جذاب Dying For Daylight
Charlaine Harris نویسنده رمان معروف و پرطرفدار Sookie Stackhouse و True Blood از شما دعوت می کند که به عنوان بک خون آشام ویرانگر در پی یافتن زهر ها و اکسیر ها باشید . بازی Dying For Daylight بر خلاف نام و داستان به ظاهر ترسناکش مناسب برای تمام سنین می باشد در این بازی شما باید در یک صحنه بسیار شلوغ و در هم و بر هم یک سری از لوازم مورد نیاز که به صورت یک لیست قبل از شروع هر مرحله در اختیارتان قرار می گیرد را پیدا کنید

تقویم دیجیتالی سال ۱۳۹۰
تقویم و سالنامه سال ۱۳۹۰ خورشیدی را برای شما کاربران سایت دانلودها در انداره ها و کیفیت های بالا به عنوان تصاویر پس زمینه یا والپیپر ویندوز با فرمت JPG و رزولویشن ۱۰۵۰×۱۶۸۰ آماده دانلود نموده ایم. برای هر ماه دو والپیپر طراحی شده است که شما بسته به سلیقه خود میتوانید از آنها استفاده کنید. از ویژگی های جالب این سالنامه می توان به دارا بودن مناسبت ها و تعطیلات رسمی اشاره نمود. امیدواریم این مجموعه که توسط یکی از کاربران سایت به نام ایلیاد موسوی طراحی شده است مورد پسند و توجه شما عزیزان قرار گیرد. تیم دانلودها پیشاپیش سال جدید را تبریک عرض نموده و سال خوبی را برای شما عزیزان آرزومند است.

..:: کوچولوهای دوست داشتنی ::..
|
|
|
|
|
|
|
|
|
..:: روی خط تکنولوژی (کشیدن خطوط مستقیم بدون خط کش) ::..
|
..:: روی خط تکنولوژی (کشیدن خطوط مستقیم بدون خط کش) ::.. |
برای کشیدن خطوط صاف و مستقیم اولین ابزاری که به شما پیشنهاد می شود و یا به ذهنتان متبادر می شود خط کش است اما Constrained Ball مفهومی تازه از خط کش و کشیدن خطوط مستقیم بیان می دارد. Constrained Ball در واقع یک ایده خوب و در عین حال ساده برای کشیدن خطوط است که کافیست مداد یا خود کار خود را در شکافی که تعبیه شده قرار داده و به کمک چرخ کوچکی که زیر آن قرار دارد در یک خط سیر مستقیم خط خود را رسم نمایید. نمونه دیگری از آن هم وجود دارد که دارای یک صفحه نمایش کوچک است که میزان خط کشیده شده را هم به نمایش می گذارد. شاید بتوان گفت با تولید و عرصه این محصول دیگر خط کش اولین وسیله نباشد که به ذهن شما خطور کند. عکس های زیر نمونه اولیه این محصول ساده و در عین حال کار بردی را نشان می دهد. |
عکسها در ادامه
ادامه مطلب..:: تغییر لوگوی شرکتهای بزرگ دنیا پس از رکود اقتصاد جهانی ::..
عکسها در ادامه
ادامه مطلب..:: آیا می دانستید که (قسمت 01) ::..
..:: نقاشی بر روی مداد رنگی ::..
..:: نقاشی بر روی مداد رنگی ::..
..:: هنر تزئین در کیک های روسی ::..
ادامه
ادامه مطلبزندگی یک گربه در شیشه مربا
زندگی یک گربه در شیشه مربا
یکی از سایتهای روسیه اعلام کرد که بچه گربهای علاقه خاصی به بودن در شیشه مربا و مکانهای تنگ و باریک دارد.
«یوری کوروتان» صاحب این بچه گربه در مصاحبهای با رسانههای روسیه گفت: «سیوشا» بچه گربه نژاد هیمالیایی است که علاقه خاصی به نقاط خاص و ویژه منزل دارد.
صاحب این گربه در ادامه به روزنامه دیلی میل خاطر نشان کرد: مساله جالب اینجاست که این بچه گربه به راحتی داخل شیشه مربا یا خمره میرود و به همان آسانی هم خارج میشود. او حتی درون ماشین لباسشویی هم میرود.
به گزارش ایسنا، صاحب «سیوشا» در این باره عنوان کرد: یک روز صدایی از آشپزخانه شنیدم و به سرعت به سمت محل صدا رفتم. چیزی که دیدم اصلا باور کردنی نبود. او داخل شیشه مربا رفته بود. از او تصاویری تهیه کرده و در اینترنت منتشر کردم.
عکس: کت و شلوار عجیب حسنی مبارک
خطوطی که روی لباس حسنی مبارک است، در نمای نزدیک نام اوست که با حروف لاتین روی لباسش نقش بسته است.
داستان جالب

همین چند روز پیش، «یولیا واسیلی اِونا » پرستار بچههایم را به اتاقم دعوت کردم تا با او تسویه حساب کنم .
به او گفتم: بنشینید«یولیا واسیلی اِونا»! میدانم که دست و بالتان خالی است امّا رودربایستی دارید و آن را به زبان نمیآورید. ببینید، ما توافق کردیم که ماهی سیروبل به شما بدهم این طور نیست؟
- چهل روبل ..
- نه من یادداشت کردهام، من همیشه به پرستار بچههایم سی روبل میدهم. حالا به من توجه کنید.
شما دو ماه برای من کار کردید.
- دو ماه و پنج روز
- دقیقاً دو ماه، من یادداشت کردهام. که میشود شصت روبل. البته باید نُه تا یکشنبه از آن کسر کرد. همان طور که میدانید یکشنبهها مواظب «کولیا» نبودید و برای قدم زدن بیرون میرفتید.
سه تعطیلی .. . . «یولیا واسیلی اونا» از خجالت سرخ شده بود و داشت با چینهای لباسش بازی میکرد ولی صدایش درنمیآمد.
- سه تعطیلی، پس ما دوازده روبل را میگذاریم کنار. «کولیا» چهار روز مریض بود آن روزها از او مراقبت نکردید و فقط مواظب «وانیا» بودید فقط «وانیا» و دیگر این که سه روز هم شما دندان درد داشتید و همسرم به شما اجازه داد بعد از شام دور از بچهها باشید.
دوازده و هفت میشود نوزده. تفریق کنید. آن مرخصیها ؛ آهان، چهل و یک روبل، درسته؟
چشم چپ «یولیا واسیلی اِونا» قرمز و پر از اشک شده بود. چانهاش میلرزید. شروع کرد به سرفه کردنهای عصبی. دماغش را پاک کرد و چیزی نگفت.
- و بعد، نزدیک سال نو شما یک فنجان و نعلبکی شکستید. دو روبل کسر کنید ..
فنجان قدیمیتر از این حرفها بود، ارثیه بود، امّا کاری به این موضوع نداریم. قرار است به همه حسابها رسیدگی کنیم.
موارد دیگر: بخاطر بیمبالاتی شما «کولیا » از یک درخت بالا رفت و کتش را پاره کرد. 10 تا کسر کنید. همچنین بیتوجهیتان
باعث شد که کلفت خانه با کفشهای «وانیا » فرار کند شما میبایست چشمهایتان را خوب باز میکردید. برای این کار مواجب خوبی میگیرید.
پس پنج تا دیگر کم میکنیم.
در دهم ژانویه 10 روبل از من گرفتید...
« یولیا واسیلی اِونا» نجواکنان گفت: من نگرفتم.
- امّا من یادداشت کردهام ..
- خیلی خوب شما، شاید …
- از چهل ویک بیست و هفت تا برداریم، چهارده تا باقی میماند.
چشمهایش پر از اشک شده بود و بینی ظریف و زیبایش از عرق میدرخشید. طفلک بیچاره !
- من فقط مقدار کمی گرفتم ..
در حالی که صدایش میلرزید ادامه داد: من تنها سه روبل از همسرتان پول گرفتم . . . ! نه بیشتر.
- دیدی حالا چطور شد؟ من اصلاً آن را از قلم انداخته بودم. سه تا از چهارده تا به کنار، میکنه به عبارتی یازده تا، این هم پول شما سهتا، سهتا، سهتا . . . یکی و یکی.
- یازده روبل به او دادم با انگشتان لرزان آنرا گرفت و توی جیبش ریخت .
- به آهستگی گفت: متشکّرم!
- جا خوردم، در حالی که سخت عصبانی شده بودم شروع کردم به قدم زدن در طول و عرض اتاق.
- پرسیدم: چرا گفتی متشکرم؟
- به خاطر پول.
- یعنی تو متوجه نشدی دارم سرت کلاه میگذارم؟ دارم پولت را میخورم؟ تنها چیزی میتوانی بگویی این است که متشکّرم؟
- در جاهای دیگر همین مقدار هم ندادند.
- آنها به شما چیزی ندادند! خیلی خوب، تعجب هم ندارد. من داشتم به شما حقه میزدم، یک حقهی کثیف حالا من به شما هشتاد روبل میدهم. همشان این جا توی پاکت برای شما مرتب چیده شده.
ممکن است کسی این قدر نادان باشد؟ چرا اعتراض نکردید؟ چرا صدایتان در نیامد؟
ممکن است کسی توی دنیا این قدر ضعیف باشد؟
لبخند تلخی به من زد که یعنی بله، ممکن است.
بخاطر بازی بیرحمانهای که با او کردم عذر خواستم و هشتاد روبلی را که برایش خیلی غیرمنتظره بود پرداختم.
برای بار دوّم چند مرتبه مثل همیشه با ترس، گفت: متشکرم!
پس از رفتنش مبهوت ماندم و با خود فکر کردم در چنین دنیایی چقدر راحت میشود زورگو بود.
پیر زن و کوزه ها :
پیر زن و کوزه ها :
یک پیرزن چینی دوکوزۀ آب داشت که آنها را به دو سر چوبی که روی دوشش می گذاشت ، آویخته بود و از این کوزه ها برای آوردن آب از جویبار استفاده می کرد
یکی از این کوزه ها ترک داشت ، در حالی که کوزه دیگر بی عیب و سالم بود و همۀ آب را در خود نگه می داشت .
هر بار که زن پس از پرکردن کوزه ها ، راه دراز جویبار تا خانه را می پیمود ، آب از کوزه ای که ترک داشت چکه می کرد و زمانی که زن به خانه می رسید ، کوزه نیمه پر بود....................
دو سال تمام ، هر روز زن این کار را انجام می داد و همیشه کوزه ای که ترک داشت ، نیمی از آبش را در راه از دست می داد .
البته کوزۀ سالم و بدون ترک خیلی به خودش می بالید.
ولی بیچاره کوزۀ ترک دار از خودش خجالت می کشید ، از عیبی که داشت و از این که تنها نیمی از وظیفه ای را که برایش در نظر گرفته بودند ، می توانست انجام دهد
پس از دوسال سرانجام روزی کوزۀ ترک دار در کنار جویبار به زن گفت :
من از خویشتن شرمسارم . زیرا این شکافی که در پهلوی من است ، سبب نشت آب می شود و زمانی که تو به خانه می رسی ، من نیمه پر هستم .
پیرزن لبخندی زد و به کوزۀ ترک دار گفت :
آیا تو به گل هائی که در این سوی راه ، یعنی سوئی که تو هستی ، توجه کرده ای ؟ می بینی که در سوی دیگر راه گلی نروئیده است .
من همیشه از کاستی و نقص تو آگاه بودم ، و برای همین در کنار راه تخم گل کاشتم تا هر روز که از جویبار به خانه بر می گردم تو آنها را آب بدهی.
دو سال تمام ، من از گل هائی که اینجا روئیده اند چیده ام و خانه ام را با آنها آراسته ام .
اگر تو این ترک را نداشتی ، هرگز این گل ها و زیبائی آنها به خانۀ من راه نمی یافت
هر یک از ما عیب ها و کاستی های خود را داریم
ولی همین کاستی ها و عیب هاست که زندگی
ما را دلپذیر و شیرین می سازد
ما باید انسان ها را همان جور که هستند بپذیریم و خوبی را که در آنهاست ببینیم
ترفند دولت آلمان برای جلوگیری از رسمی شدن دین اسلام در این کشور
با استفاده از ابزار نظرسنجی صورت میگیرد؛
ترفند دولت آلمان برای جلوگیری از رسمی شدن دین اسلام در این کشور
محافل صهیونیستی تحت الحمایه دولت آلمان، با هدف جلوگیری از بهرسمیت شناخته شدن دین اسلام بهعنوان یکی از ادیان رسمی در این کشور اقدام به اجرای طرحی شیطانی تحت لوای "نظرسنجی " کردهاند.
راسخون: محافل صهیونیستی تحت الحمایه دولت آلمان، با هدف جلوگیری از بهرسمیت شناخته شدن دین اسلام بهعنوان یکی از ادیان رسمی در این کشور اقدام به اجرای طرحی شیطانی تحت لوای "نظرسنجی " کردهاند.
به گزارش فارس از ترکیه، به دنبال انتخاب آنگلا مرکل، یکی از دوستان نزدیک صهیونیستها در آلمان به عنوان نخست وزیر این کشور، ضدیت با دین اسلام در آلمان گوی سبقت را از رژیم اشغالگر قدس نیز ربوده است.
در همین راستا دولت مرکل، که بنا به گفته کارشناسان یکی از مهره های مهم و پشت پرده اسلام ستیزی در غرب و به ویژه در قاره اروپاست، طی روزهای گذشته با هدف ممانعت از به رسمیت شناخته شدن دین اسلام در قانون اساسی آلمان و ایجاد محدودیت برای جامعه مسلمانان آلمان در کلیه عرصه های فرهنگی و سیاسی، اقدام به برگزاری یک نظرسنجی مغرضانه که ریشه های آن در محافل صهیونیستی مشاهده می شود، کرده است.
این نظرسنجی در یک پایگاه اینترنتی که به سفارش دولت آلمان راهاندازی شده برگزار می شود و طی آن در مورد قرار گرفتن و یا نگرفتن دین اسلام میان ادیان رسمی آلمان، همانند ادیان مسیحی و یهودی، سؤال شده و از بازدیدکنندگان از این پایگاه خواسته می شود که نظر خود را ابراز کنند.
این در حالی است که به گزارش خبرنگار فارس اکثر مسلمانان از این نظرسنجی بیاطلاع هستند و لذا محافل صهیونیستی در آلمان هرروزه از طریق عوامل خود اقدام به افزایش رأی منفی در این نظرسنجی می کنند.
خبرگزاری فارس از کلیه مسلمانان دارای احساس مسئولیت دعوت می کند تا با مراجعه به آدرس پایگاه اینترنتی مذکور در برهم زدن این بازی صهیونیستی مرکل، به مسلمانان ساکن آلمان یاری رسانند. برای این کار کافی است تا با مراجعه به پایگاه اینترنتی http://www.tagesschau.de/inland/wulffrede112.html و بعد از اشاره گذاری روی قسمت "ja " روی "zur auswertung " کلیک نمایید.
راسخون
داستان مردی که به زیارت امام حسین علیه السلام نمیرفت
داستان مردی که به زیارت امام حسین علیه السلام نمیرفت
سید مرتضی به منزل او رفت و در این خصوص او را سرزنش نمود و گفت: « از آداب زیارت در مذهب اهلبیت علیه السلام این است که داخل حرم شوی و عقبه و ضریح را ببوسی. این روشی را که تو داری، برای کسانی است که در شهرهای دور میباشند و دستشان به حرم مطهر نمیرسد.»
آن مرد چون این سخن را شنید گفت: «ای نقیب الاشرف» از مال دنیا هر چه بخواهی از من بگیر و مرا از رفتن معذور دار. هنگامی که سید مرتضی سخن او را شنید بسیار ناراحت شد و گفت: «من که برای مال دنیا این سخن را نگفتم؛ بلکه این روش را بدعت و زشت میدانم و نهی از منکر واجب است.» وقتی آن مرد این سخن را شنید، آه سردی از جگر پر دردش کشید. سپس از جا برخاست و غسل زیارت کرد و بهترین لباسش را پوشید و پا برهنه و با وقار از خانه خارج شد و با خشوع و خضوع تمام، نالان و گریان متوجه حرم حسینی گردید تا این که به در صحن مطهر رسید .
نخست سجده شکر کرد و عتبه صحن شریف را بوسید. سپس برخاست و لرزان، مانند جوجه گنجشکی که آن را در هوای سرد در آب انداخته باشند، بر خود میلرزید و با رنگ و روی زرد، همانند کسی که یک سوم روحش خارج گشته باشد، حرکت میکرد تا این که وارد کفش کن شد. دوباره سجده شکر به جا آورد و زمین را بوسید و برخاست و مانند کسی که در حال احتضار باشد داخل ایوان مقدس گردید و با سختی تمام خود را به در رواق رسانید.
چون چشمش به قبر مطهر افتاد، نفسی اندوهناک بر آورد و مانند زن بچه مرده، ناله جانسوزی کشید. سپس به آوازی دلگداز گفت: «اَهَذا مَصرَعُِِِ سیدُالشهداء؟ اَهَذا مَقتَلُ سیدُالشهداء؟ ؛ آیا اینجا جای افتادن امام حسین علیه السلام است؟ آیا اینجا جای کشته شدن حضرت سیدالشهداء است؟»
«پس فریاد کشید و نقش زمین شد و جان به جان آفرین تسلیم نمود و به شهیدان راه حق پیوست.»
ارسال مقاله توسط کاربر محترم سایت : abdo_61
..:: روی خط تکنولوژی (دستگاهی برای تبدیل کاغذ باطله به مداد) ::..
بسیاری بر این عقیده اند که از زمانی که خط اختراع شد و انسان توانست آثار خود را مکتوب کند توانست فرهنگ خود را جاودانه کند و آن را اشاعه دهد. کاغذ و اختراع آن تاثیر شگرفی در انتقال فرهنگ و تمدن انسان ها داشت و امروزه هم با وجود وسایل نوظهور مانند محتوای دیجیتالی و Paperless کماکان کاغذ جایگاه خود را حفظ کرده و این شاید معضلی باشد بای محیط زیست انسان. چون برای تولید کاغذ و مداد درختان زیادی باید بریده شوند و این تهدیدی است برای جنگل ها و مایه نگرانی دوستداران محیط زیست. و امروزه راه کارهای زیادی برای استفاده مجدد از منابع موجود ارایه می شود تا شاید بتوان به کمک این راهکارها تا حدودی از مصرف بی رویه منابع محدود کنونی جلوگیری شود.
به تازگی دستگاهی بنا بر ایده جالبی ابداع شده که می تواند کاغذ های باطله را به مداد تبدیل کند این طرح که جایزه طراحی از شرکت Liteon را برده و شاید روزگاری توسط این شرکت اجرایی شود به سهولت کاغذ های وارده به دستگاه را بعنوان مواد خام خود بصورت بدنه یک مداد تبدیل می کند البته شاید این سوال پیش بیاید که مگر یک نفر چند مداد در سال استفاده میکند که ارزش آن را داشته باشد یک دستگاه این را تهیه کند اما این دستگاه از دو منظر قابل بررسی است. اول اینکه درختان بیشتری برای ساخت مداد قطع نخواهد شد و دوم اینکه برای شرکت ها و اداراتی که استفاده بیشتری دارند شاید توجیه اقتصادی داشته باشد. در زیر تصاویری از این دستگاه ابداعی را می توانید مشاهده کنید که در نوع خود یک ایده جالب توجه است.
عکسها در ادامه
عید از منظر قرآن
عید از منظر قرآن
بهار به پیشواز ما آمده است. او در آستانه تحول تمام طبیعت همانند آیینهای چشمان ما را به خود میخواند تا بار دیگر بر تمام آنچه این حرکت شگرف طبیعت در خود داراست، بنگریم و بیندیشیم و هر تحول و تغییری را اشارهای به نفس خود برای نوشدن بدانیم.
ویژگی های عید در کلام عیسی علیه السلام
عید در کلام حضرت عیسی علیه السلام در قرآن با چند ویژگی مطرح شده است ؛
نخست آنکه از آسمان لطف و کرامت الهی، ریزشی مبارک انجام شودو مائده ای خدایی فرود آید.
دیگر آنکه روز شادی و شادمانی گرددو نه تنها حاضران بلکه پیشینیان و پسینیان نیز از فیض حضورعید بهره برند.
سومین اثر آن، نشانه و آیتی از عظمت خداوند باشد (و هماره جاودان بماند) و نکته دیگر رزق و روزی دنیوی در پرتو آن فراهم شود و سفره ای پر نعمت مهیا گردد ؛ « قَالَ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ اللَّهُمَّ رَبَّنَا أَنزِلْ عَلَیْنَا مَآئِدَةً مِّنَ السَّمَاء تَکُونُ لَنَا عِیداً لِّأَوَّلِنَا وَآخِرِنَا وَآیَةً مِّنکَ وَارْزُقْنَا وَأَنتَ خَیْرُ الرَّازِقِینَ؛ عیسی بن مریم گفت: بارالها! پرودگارا! برای ما از آسمان مائدهای بفرست تا این روز برای ما و کسانی که پس از ما می آیند، عید باشد که تو بهترین روزی دهندگانی و آیت و حجتی از جانب تو برای ما باشد.»(مائده ، 114)
چنین پیش آمد مقدسی، چنان تاثیری ژرف در آئین مسیحیت نهاد که منشا عیدمسیحیان گردید و روزهای یکشبنه بدین خاطر، روز عید و تعطیل نام نهاده شد تا در آینه این روز تاثیر دعای عیسای مسیح جاودان ماند و پرتو معنویت و آثار آسمانی عید حقیقی بسان صحیفه ای از معرفت، همیشه گشوده بماند.
به راستی عید حقیقی چه روزی است ؟
ریشه واژه عید از عود مىباشد و آن به معناى برگشتن و برگشت دادن است، تغییر انسان و گردیدن خودمان از حالتى به حالت دیگر را " عید " مىگویند .
در تعالیم اسلامی عید روزی است که در آن سود و منفعتی به دست بیاید ؛ هم چنین عید روزی است که در آن نماز ویژهای برگزار کنند یا خلق از ماتم به شادمانی حرکت کنند یا روزی است که تفاوتی میان درویش و توانگر نباشد .
امام خمینی (ره):
" عید براى ما یک معنى دارد و براى ابراهیم خلیل(علیه السلام) و براى پیامبران دیگر(علیه السلام) یک معناى دیگر دارد . آنها " عیدی " که مىگیرند " عید لقاءالله است. "
حضرت علی(علیه السلام) در نهجالبلاغه مىفرمایند:
« کل یوم لایعصى الله فیه فهوم یوم عید: هر روزى که آن روز را از نور اطاعت حق تعالى روشن سازى و خواست خداى بزرگ و فرمان او را بر خویشتن حاکم سازى و در آن روز معصیت خداوندبارىتعالى انجام نشود ، آن روز " عید " است.» (نهج البلاغه ، حکمت ۴۲۸٫) ؛ چرا که روح آلوده نشده و در نتیجه شادابى و طراوت ریشه دار است. نه تصنعى و ظاهرى که متأسفانه امروزه رسم بر این شده که برخى با درون آلوده و روح فاسد شده، با تبسّم و لبخند ظاهرى مى خواهند اظهار شادى و نشاط نمایند» به طوری که در روایتی از امام زین العابدین(علیه السلام)می خوانیم که می فرمایند : « مبادا کارى کنید که چهره ظاهرى شما زیبا و عمل شما زشت باشد .»
پیروزی غریزه بر وظیفه
آرى عید روزى است که وظیفه بر غریزه پیروز شده است. حیوان غریزه دارد و فرشته وظیفه ؛ انسان هم غریزه دارد و هم وظیفه و انسان سعادتمند آن کسى است که وظیفه را فداى غریزه نکرد.
بنیانگذار جمهورى اسلامى ایران حضرت امام خمینی(ره) در مورد عید مىفرمایند: " عید براى ما یک معنى دارد و براى ابراهیم خلیل(علیه السلام) و براى پیامبران دیگر(علیه السلام) یک معناى دیگر دارد . آنها " عیدی " که مىگیرند " عید لقاءالله است. "
تفاوت در کیفیت عید در نظر معصومین

عید ابراهیم علیه السلام در حقیقت همان قربانى کردن اسماعیل(علیه السلام) و شکستن بتهاى بتخانه ، داخل آتش افتادن ، تنها گذاشتن همسر و فرزند در بیابان بدون آب همه این عملها از سوى حضرت ابراهیم(علیه السلام) عید محسوب مىشد.
پیروزى حضرت یوسف(علیه السلام) در برابر نفس اماره و در برابر وسوسههاى گناهآلود زلیخا، این عمل هم براى آن پیامبر عزیز(علیه السلام) عید به حساب مىآمد.
ترک همسر و فرزند گناهکار براى همیشه از جانب نوح پیامبر(علیه السلام) این عمل او نیز عید بود و صبر حضرت ایوب(علیه السلام) در برابر ناملایمات و بلاهاى زندگى این عمل صبر ایشان نیزعید است . دعا کردن براى بخشش خداى مهربان از سوى حضرت آدم و حوا(علیه السلام) نیز بعد از اجابت از سوى پروردگار این عمل آنها هم عید بود .
در بستر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و به جاى ایشان به استقبال مرگ رفتن از سوى حضرت علی(علیه السلام) نیز عید محسوب مىشد.
بیمه کردن اسلام با تقدیم خون خود و فرزندان گرامى و یاران وفادارش و اسیرى خاندانش از سوى آقااباعبداللهالحسین (علیه السلام)این عمل ایشان نیزعید محسوب مىشد و در زمان عطش فراوان و دیدن آب و نخوردن آب نه تنها از سوى ما در ایام روزهدارى بلکه از سوى ماه بنىهاشم حضرت ابوالفضل العباس یعنى عید و به قول حضرت امام(ره) " لقاءالله " است .
شادی هایمان را تقسیم کنیم !
درروز عید به نشاط و شادى خود بسنده نکنیم ، سعى کنیم شادى هایمان را بین دیگران تقسیم کنیم ، امامان معصوم(علیهم السلام)، تلاش داشتند سرور و شادى روز عید را به شکل هاى مختلف به دیگران انتقال دهند مثلاً در شب و روز عید برده ها را آزاد مى کردند(وسائل الشیعه ، ج ۹۸، ص ۱۸۸٫) و ما مى توانیم با کمک به دیگران رفع گرفتارى هاى آنان و…دل شکسته اى را شاد کنیم و غم دیده اى را با نشاط.
فرآوری : زهرا اجلال بخش قرآن تبیان
منابع :
- ایکنا
- مقاله حمیدرضا افراونده ، رسالت/6322
نوروز طبیعت، عید ولایت
نوروز طبیعت، عید ولایت

اولین روز بهار، شادابی و طراوتی ویژه دارد و با هیچ یک از روزهای سال قابل مقایسه نیست. گویا طبیعت، جانی دوباره می گیرد و زندگی را از نو آغاز می کند. اما بی شک خداوند، بهار را تنها در گل و گیاه و درختان سرسبز خلاصه نکرده است و دایره آن را به مرزهای دیگر نیز گسترانده است.
بهار طبیعت، سالگشت اتفاقات بزرگ و مبارکی است. این رخدادها چنان پربرکت و ارزشمند هستند که گویی روحی تازه به جان طبیعت می دمند و لبهای شکوفه ها را به خنده وا می دارند.
نخستین روز بهار، بنابر آنچه که از امام صادق علیه السلام نقل شده، یادآور حوادث بهار گونه ای است که مهمترین آنها «عید بزرگ ولایت» است. از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمودند:
أَنَّ یَوْمَ النَّیْرُوزِ هُوَ الْیَوْمُ الَّذِی أَخَذَ فِیهِ النَّبِیُّ ص لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع الْعَهْدَ بِغَدِیرِ خُمٍّ فَأَقَرُّوا لَهُ بِالْوَلَایَةِ فَطُوبَى لِمَنْ ثَبَتَ عَلَیْهَا وَ الْوَیْلُ لِمَنْ نَکَثَهَا. (بحار الأنوار، ج 56، ص 119)
روز نوروز همان روزی است که پیامبر صلّی الله علیه و آله در غدیر خم برای امیر مومنان علیه السلام بیعت گرفت و همگان اقرار به ولایت او کردند. پس خوشا به آنکه (بر ولایت او) ثابت بماند و وای به آنکه آن (پیمان) را بشکند.
آری، این بهار ولایت است که هر ساله طبیعت را بهاری می کند و سرسبزی را به ارمغان می آورد. نوروز، همان روزی است که پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله در غدیر خم بر فراز منبری از جهاز شتران دست علی علیه السلام را بالا برد و او را ولی امر مسلمانان معرفی نمود. گوش ها را که خوب تیز کنیم شاید این جمله تاریخی پیامبر را در نوروز بشنویم که:
مَنْ کنتُ موَلاهُ فعلیٌّ مَولاهُ اللّهمَّ والِ مَن والاهُ و عادِ مَن عاداهُ. (الکافی، ج 1، ص 293)
هر کس را که من بر او ولایت دارم على نیز ولایت دار او است. خدایا! دوست بدار هر که را دوستدار على است و دشمن بدار هر که را با او دشمنى ورزد.
محاسبه و تطبیق تاریخی
با محاسبه ای که علامه مجلسی (م 1111) انجام داده، روز عید غدیر یعنی «هجدهم ذی الحجه سال دهم هجری قمری» آخرین روز همان سال شمسی بوده که اختلاف یک روز در ماه های قمری مساله ای عادی است. چراکه هلال ماه های قمری گاهی یک روز دیرتر از آنچه که پیش بینی می شود، رویت می گردد و ممکن است هلال ماه ذی الحجه آن سال چنین بوده است. بنابراین تاریخ، قابلیت تطبیق این مساله را دارا است. (بحار الأنوار، ج 56، ص 120)
بنابراین نوروز، «سالگشت شمسی عید ولایت» است و با این اوصاف رنگ و بویی علوی دارد.
پایه ریزی سنتی نیکو
«هر کس بنیانگذار روشى نیکو باشد، همچون پاداش کسى که به آن عمل کرده، پاداش دارد و نیز از پاداش همه آنان که تا روز رستاخیز به آن عمل نمایند، بهره مند خواهد شد، بدون آنکه از پاداش انجام دهندگانش چیزى کاسته شود».
بنابراین اگر کسی بتواند سنتی را زنده کند و راه و رسمی نیکو در جامعه خود بیافریند، ثواب همه آنان که تا روز قیامت به آن عمل می کنند به حساب جاری او واریز می شود و هر لحظه حتی پس از مرگ نیز می تواند از موجودی حساب خود بهره مند شود.
دلیل این پاداش گسترده هم بسیار روشن است. یک رسم نیکو می تواند چنان تاثیر شگرفی بر نسل های آینده بگذراد که میوه های خوش رنگ و بوی آن قابل شماره نباشد و تاثیرات مطلوب آن به صورت تصاعدی همه جا را فراگیرد. همانگونه که یک بدعت نا به جا می تواند چنان گمراه کننده باشد که نسل ها را با خود به جهنم بکشاند و جوامع را پی در پی بیچاره کند.
اما سخن پیرامون تلاقی «اولین روز بهار» با «عید بزرگ ولایت» است. چه پاداشی خواهیم برد من و شما اگر بتوانیم پایه ریزان یک رسم به جا و مبارک باشیم. رسمی که نوروزمان را برکت بخشد و سال جدیدمان را با امیر مومنان پیوند دهد.
بزرگداشت عید ولایت در نوروز

حال که روشن شد نوروز، سالگشت شمسی عید غدیر است، پس چرا آن را با این عنوان پر اهمیت جشن نگیریم و بهار طبیعت را با بهار ولایت عجین نکنیم؟ چرا شادابی بر گرفته از طبیعت را طراوتی روحانی نبخشیم و نقش علی علیه السلام را بر جشن طبیعت نزنیم؟
نوروز، روز مبارکی است. اما نه تنها به خاطر لبخند شکوفه ها و سرسبزی چمن زارها که آنها هم مست و شیدای عید بزرگ تری هستند. بلکه به خاطر لبخند شکوفه گونه پیامبر بر چهره بهارگونه امیر.
عالم جمادات و نباتات که از شادی چنین جشنی سر از پا نمی شناسند و همه جا را گل باران کرده اند و سرور و شادی خود را بر همگان هویدا نموده اند. اما گویا هنوز خبر به عالم انسان ها نرسیده و کسی از این جشن بزرگ با خبر نشده است. گویا که جمادات از انسان ها پیشی گرفته اند و گوی سبقت را از اشرف مخلوقات عالم ربوده اند.
پس بیایید آبروی انسانیتمان را حفظ کنیم و حداقل از بوستان ها و سبزه زارها عقب نمانیم و در روز جشن ولایت، زندگی را با نام امام علی علیه السلام معطر و منور کنیم.
بیایید نوروز عالم بالا را دریابیم و همراه با ملائکه به جشن نوروز بپردازیم. بیایید همانگونه که در سالگشت قمری عید غدیر به علوی بودن یکدیگر مباهات می کنیم، در سالگشت شمسی آن نیز زبان و روانمان را معطر به عطر امیر مومنان کنیم و این جمله را با هم زمزمه نماییم که: «اَلحَمدُ لِلّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ المُتَمَسِّکِینَ بِوِلایَةِ اَمیرِ المُؤمِنینَ وَ اَئِمَّةِ المَعصُومین.» (الاقبال، ص 464)
سپاس خدایی را که ما را از جمله آویختگان به ولایت امیر مومنان و امامان معصوم قرار داده است.
سیدمصطفی بهشتی
گروه دین تبیان
نظرات ()








