
همان طور که قبلا گفته شد از بازی های جاوا انتظار نمیرود که گرافیک بالا و گیم پلی مناسب داشته باشند.اما امروزه بازی های جاوا نسبت به گذشته بهبود یافته اند.یکی از این بازی های جالب BrickBreakerRevolution میباشد .بازی به صورت سه بعدی میباشد .
هر چی بخوای داریم
هر چی که بخوای
|
یکی از وظایفی که بر عهده شیعیان نهاده شده، «شناخت پیشوا و رهبر» می باشد. در یک نگاه کلّی دو راه برای شناخت امام وجود دارد: از دیدگاه احادیث اهل تشیّع و از دیدگاه احادیث اهل تسنّن. در این نوشتار سعی شده از دیدگاه اهل سنّت گوشه ای از شخصیت ممتاز امام زین العابدین علیه السلام به پیشگاه شما سروران گرامی تقدیم شود. در یک نگاه«ذهبی» دودمان آن حضرت را این گونه می نویسد: علی فرزند حسین فرزند علی بن ابی طالب فرزند عبد المطلب فرزند هاشم فرزند عبد مناف می باشد.1 کنیه ایشان ابوالحسن، ابوالحسین، ابو محمّد و ابو عبداللّه است.2 لقب ایشان زین العابدین، سجّاد، هاشمی، علوی، مدنی، قرشی، علی اکبر3 و برخی ایشان را علی اصغر4 دانسته اند. به ایشان «ابن الخیرتین» نیز می گویند، به خاطر این که پیغمبر فرمود: خداوند متعال از میان بندگان خود، دو گروه را برگزیده است؛ از میان عرب، قریش و از عجم، فارس را برگزید.5 پدر بزرگوار امام سجّاد از قریش و مادر ایشان از ایران می باشد، لذا به ایشان فرزند دو خیر می گویند. «ذوالثَّفنات» لقب دیگری است که به آن حضرت داده اند. چرا که ایشان بر اثر عبادت و نماز بسیار، جایگاه های سجده اش همانند زانوی شتر پینه بسته بود.6 پدر بزرگوارش حسین بن علی و مادرش دختر یزدگرد سوم می باشد. در نام مادرش اختلاف است برخی ایشان را سلاّفه، سلاّمه، غزاله و شاه زنان نامیده اند.7 آن حضرت در سال 38 هجری در مدینه به دنیا آمد و در دوران خلافت ولید بن عبدالملک به شهادت رسیده و بدن مطهّرش در قبرستان بقیع کنار قبر عموی گرامی اش امام حسن مجتبی به خاک سپرده شد.8 در سال شهادت وی میان مورّخان اختلاف است؛ برخی سال شهادت را 929، 9310، 9411، 9512، 9913 و 10014 هجری می دانند. سالی که امام در آن رحلت نمود را سال «سَنَةُ الفقهاء» نامیدند به دلیل این که در این سال بسیاری از فقهای مدینه رحلت کردند.15 امام سجاد از لحاظ طبقه رجال حدیث، از تابعین بوده16 و از طبقه دوم17 می باشد ولی برخی ایشان را از طبقه سوم می دانند.18 جایگاه علمی و حدیثی ایشان بدین صورت است که تمام صحاح ششگانه (صحیح بخاری، صحیح مسلم، جامع الصحیح ترمذی، سنن ابو داود، سنن نسائی، سنن ابن ماجه) و مسانید اهل تسنّن از ایشان حدیث نقل کرده اند. بخاری در کتاب خود در ابواب تهجّد، نماز جمعه، حج و بعضی از مسائل تاریخی19 و مُسلم نیز در کتاب خود در مباحث صوم، حج و فرائض، فِتَن، ادب و سایر مسائل تاریخی از امام سجّاد علیه السلام حدیث نقل کرده اند.20 ذهبی می نویسد: ایشان از بسیاری از بزرگان حدیث نقل کرده است: از پیامبر و امام علی بن ابی طالب به صورت مرسل، از حسن بن علی، حسین بن علی (پدرش)، عبداللّه بن عباس، صفیّه (امّ المؤمنین)، عایشه، ابو رافع. و متقابلاً افرادی چون: محمّد بن علی (امام باقر)، زید بن علی، ابو حمزه ثمالی، یحیی بن سعید، ابن شهاب زهری، زید بن اسلم و ابوالزناد از وی حدیث نقل کرده اند.21 امام سجّاد علیه السلام در کلام بزرگان1. عبداللّه بن عباس وقتی که امام را می دید، چنین می گفت: «مرحباً بالحبیب ابن حبیب.»22 2. سعید بن مسیّب (م 93 هـ.): «ما رأیتُ قطّ افضل من علیّ بن الحسین، ما رأیتُه ضاحکاً یوماً قطّ»23 در جای دیگر می گوید: «ما رأیتُ اورع منه».24 3. نافع بن جُبیر (م 99 ه.): «کان علیّ بن الحسین رجلاً له فضل فی الدّین»25 و در جای دیگر خطاب به امام سجّاد علیه السلام می گوید: «انت سیّد النّاس و افضلهم».26 4. عمر بن عبدالعزیز (م 101 ه.) بعد از رحلت امام، چنین گفت: «ذهب سراج الدّنیا و جمال الدّنیا و زین العابدین».27 5. طاووس (م 106 ه..): «رجل صالح من اهل بیت الخیر»، «رجال صالح من اهل بیت النّبوّة» و «رجل صالح من اهل بیت طیّب».28 6. ابوفراس فرزدق (م 110 ه.) در یکی از ایّام، هشام بن عبدالملک (قبل از خلافت وی) به زیارت خانه خدا آمده و قصد تبرّک جستن به حجر الاسود را داشت که بر اثر ادحام جمعیت به عقب رانده شد و با همراهان خود به گوشه ای از حرم رفته و از دور نظاره گر خیل جمعیت بوده که ناگهان دیدند امام زین العابدین علیه السلام به طرف حجر الاسود می رود و مردم به احترامِ ایشان راه را باز کرده و امام توانست حجر الاسود را استلام کند. یکی از اطرافیان هشام که از دمشق آمده بود و آن شخص را نمی شناخت، از هشام پرسید: این شخص کیست؟ هشام با این که او را می شناخت اظهار بی اطلاعی کرد. در این هنگام فرزدق گفت: من او را می شناسم و در وصف امام چنین سرود:
عبدالرّحمن جامی (898 ق .) این جریان را چنین به نظم در آورده:
7. ابن شهاب زُهَری (م 123 یا 124 ه .) که یکی از شاگردان امام سجّاد علیه السلام می باشد، در مقاطع گوناگون از آن حضرت به بزرگی یاد می کند؛ از جمله: «لم اُدرِک من اهل البیت افضل من علیّ بن الحسین»،31 «ما رأیت قرشیّاً افضل من علیّ بن الحسین.»،32 «کان اکثر مجالستی مع علیّ بن الحسین و ما رأیت احداً کان افقه منه»،33 «کان علیّ بن الحسین من افضل اهل بیته و احسنهم طاعة»،34 «مارأیت قرشیّاً افضل منه ولا افقه»،35 «ما رأیت قرشیّاً اورع منه ولا افضل»،36 «ما رأیت قطّ افضل من علیّ بن الحسین»،37 «ما رأیت هاشمیّاً اعبد منه»،38 «ما رأیت هاشمیّاً افضل من علیّ بن الحسین»39 و «علیّ بن الحسین اعظم الناس علیّ منّةً».40 8. زید بن اسلم (م 136 ه.): «ما رأیت فیهم مثل علیّ بن الحسین».41 9. ابو حازم مدنی (م 140 ه.): «ما رأیت هاشمیّاً افضل من علیّ بن الحسین»42 «ما رأیتُ هاشمیّاً افقه من علیّ بن الحسین».43 10. یحیی بن سعید (م 143 ه.) نیز ایشان را یکی از فقهای بنام مدینه می دانست44 و درباره آن حضرت می گفت: «افضل هاشمیّاً رأیته بالمدینه»،45 «ما رأیت هاشمیّاً قطّ افضل منه»46 و «کان افضل هاشمیّاً ادرکته».47 11. مالک بن انس (م 179 ه.): «انَّ علیّ بن الحسین کان من اهل الفضل»48 و در جای دیگر می گوید: «لم یکن فی اهل بیت رسول اللّه مثله و هو ابن اَمَة».49 12. محمد بن عمر واقدی (م 207 ه.): «کان من اورع النّاس و اعبدهم و اتقاهم للّه عزّوجلّ».50 13. عتبی (228 ق.) «کان علیّ بن الحسین افضل بنی هاشم».51 14. علی بن مدینی (م 230 ه.): «یکی از اتقیا، پرهیزکاران و پارسایان، علی بن الحسین است.»52 15. محمد بن سعد بصری (م 230 ه.): «و کان علیّ بن الحسین ثقة مأموناً کثیر الحدیث عالیاً رفیعاً ورعاً».53 16. ابوبکر بن برقی (م 249 ه.): «نسل الحسین کلّه مِنْ قِبَلِ ابنه علیّ الاصغر و کان افضل اهل زمانه...ما رأیت هاشمیّاً افضل منه».54 17. عجلی (م 261 ه.) «علیّ بن الحسین مدنیٌّ تابعیٌّ ثقةٌ و کان رجلاً صالحاً».55 18. ابن قتیبه دینوری (م 276 ه.): «و کان خیّراً فاضلاً».56 19. ابن واضح یعقوبی (م 284 ه.): «کان افضل النّاس و اشدّهم عبادةً و کان یسمّی زین العابدین و یسمّی ایضاً ذا الثّفنات لما کان فی وجهه من اثر السّجود و کان یصلّی فی الیوم و اللیلة الف رکعة و لمّا غسل وجد علی کتفیه جُلَب کجُلبِ البعیر فقیل لأهله ما هذه الآثار؟ قالوا من حمله للطعام فی اللیل یدور به علی منازل الفقراء».57 20. ابن عبد ربّه اندلسی (م 327 ه.): «علیّ بن الحسین کان من افضل بنی هاشم»58 و در جای دیگر، امام را به فقاهت و دانش و پرهیزکاری متّصف می کند.59 21. ابن حبّان (م 354 ه.): «و کان من افاضل بنی هاشم، من فقهاء اهل المدینة و عبّادهم، سیّدالعابدین فی ذلک الزّمان»60 و در جای دیگر می گوید: «من فقهاء اهل البیت و افاضل بنی هاشم و عبّاد المدینة».61 22. ابن شاهین (م 385 ه.): «علی بن الحسین، فردی ثقه و مطمئن می باشد ولی از وی (در کتب صحاح) حدیث کم نقل شده است.»62 23. احمد بن علی بن منجویه اصفهانی (م 428 ه.): «کان من افاضل بنی هاشم و فقهاء اهل المدینة و عبّادهم».63 24. ابو نعیم اصفهانی (م 430 ه.): «زین العابدین و منار القانتین کان عابداً وفیّاً و جواداً حفیّاً».64 25. ابن ابی الحدید معتزلی (م 656 ه.): «کان الغایة فی العبادة»65 و در جای دیگر امام را از بزرگان و علمای بنام اهل بیت برمی شمارد.66 26. ابو زکریا محیی الدّین نووی (م 676 ه.): «اجمعوا علی جلالته فی کلّ شی ء»67 27. ابن خلّکان (م 681 ه.): «علیّ بن الحسین احد الائمة الاثنی عشر و من سادات التابعین...و کان من احسن الناس وجهاً و اطیبهم ارجاً».68 28. شهاب الدّین نویری (733 ق.): «کان رحمه اللّه ثقة و رعاً مأموناً کثیر الحدیث من افضل اهل بیته و احسنهم طاعتاً».69 29. شمس الدّین ذهبی (م748 ه.): «مناقبه کثیرة من صلواته و خشوعه و حجّه و فضله»70 و در جای دیگر می گوید: «و کان له جلالة عجیبة و حُقّ له واللّه ذلک فقد کان اهلاً للامامة العظمی لشرفه و سؤدده و علمه و تألّهه و کمال عقله».71 30. علاء الدّین مُغْلَطای (م 762 ه.): «وله من الفضل المتعالم ما لیس لأحدٍ».72 31. یافعی (م 768 ه.): «کان من احسن النّاس وجهاً و اطیبهم ریحاً قلت بل اطیبهم و اشرفهم ذاتاً و طبعاً و اصلاً و فرعاً».73 32. ابن کثیر دمشقی (م 774 ه.): «وکان علیّ بن الحسین بالمدینة محترماً معظّماً».74 33. شمس الدّین محمد بن طولون، مورّخ دمشقی (م 953 ه.): «و هو من سادات التابعین و من فقهاء و اتقیاء المدینة و فضائل زین العابدین و مناقبه اکثر من أنْ تحصی».75 34. ابن حجر عسقلانی (م 852 ه.): «علیّ بن الحسین ثقة عابد فقیه فاضل مشهور».76 35. ابن عماد حنبلی (م 1089 ه.): «سمّی زین العابدین لفرط عبادته و کان ورده فی الیوم و اللیلة الف رکعة الی أن مات».77 36. خیرالدّین زرکلی: «رابع الائمة الاثنی عشر عند الامامیة و احد من کان یضرب بهم المثل فی الحلم و الورع».78 |
حقایقی درباره مصر باستانریه ها کارهای فوق العاده ای برای شما انجام می دهند. داشتن ریه هایی سالم، میزان بالایی اکسیژن برای خونتان فراهم می کند و باعث می شود بتوانید کار کنید، فعالیت کنید و به خوبی زندگی کنید. همچنین دی اکسید کربن و سایر گازهای زائد که بدن به آنها نیازی ندارد را خارج می کند. برای سالم نگه داشتن ریه هایتان کارهای زیادی می توانید انجام دهید:

1. اگر سیگار می کشید، برای ترک آن اقدام کنید. و اگر سیگار نمی کشید، به هیچ وجه شروع نکنید. سیگار کشیدن یکی از دلایل اصلی اکثر بیماری های جدی ریه مثل سرطان ریه و بیماری مزمن انسداد ریه (COPD) می باشد. کشیدن سیگار، پیپ و سایر دخانیات حاوی بیش از 4000 ماده شیمیایی مضر است—که 50 مورد آن از عوامل ایجادکننده سرطان شناخته شده اند. حتی اگر سالهاست سیگار می کشید، هیچوقت برای ترک آن دیر نیست. البته ترک کردن سیگار کار ساده ای نیست اما منابع و مراکز بسیار زیادی برای کمک به ترک آن وجود دارد.
2. از قرار گرفتن در معرض افراد سیگاری خودداری کنید. دود سیگار خوردن ترکیبی پیچیده از موادشیمیایی است که با سوختن دخانیات تولید می شود. این هم درست مثل سیگار موجب بروز بیماری های مختلف و مرگ می شود. دو سوم دود سیگار توسط فردی که سیگار را می کشد استنشاق نمی شود، بلکه در فضای اطراف او پراکنده می شود.
در اینجا به چند نکته برای جلوگیری از دود سیگار اشاره می کنیم:
o اجازه ندهید در خانه تان، ماشینتان، و محل کارتان کسی سیگار بکشد.
o در ماشین، محل کار و خانه علامت "سیگار نکشید" نصب کنید.
o از بیزنس ها و فعالیت هایی که به دور از سیگار است استقبال کنید.
o نگذارید فرزندانتان هم در اطراف افراد سیگاری باشند.
3. دستهایتان را مداوم با آب و صابون بشوئید. برآورد می شود که دست ها تقریباً 80 درصد از عفونت ها و بیماری های ریوی مثل سرماخوردگی و آنفولانزا را پخش می کنند. می توانید با آشنایی با نحوه و زمان شستشوی دست ها، احتمال بروز این بیماری ها را درخودتان کاهش دهید.
o نحوه صحیح شستشوی دست ها را به فرزندانتان آموزش دهید.
o اطلاعات مربوط به شستشوی دست ها را در محل کارتان منتقل کنید.
o از مصرف صابون ها و شوینده های آنتی باکتریال خودداری کنید چون مصرف اینها ممکن است مقاومت دربرابر آنتی بیوتیک ایجاد کند.
o در صورت در دسترس نبودن صابون و آب، از مواد ضدعفونی کننده دست الکل دار استفاده کنید.
4. مراقب آلودگی هوا باشید و برای تمیز نگه داشتن آن به سهم خود اقدام کنید. آلودگی هوا چه در داخل و چه خارج از خانه می تواند موجب مشکلات سلامتی مخصوصاً برای افرادیکه دار بیماری های ریوی هستند شود. آلودگی هوا موجب اذیت شدن، ملتهب شدن و تخریب بافت های ریه می شود. حتی سطح پایین آلودگی هوا هم می تواند مشکلاتی را برای سلامتی افراد ایجاد کند. کودکان، افراد سالخورده و آنها که مبتلا به بیماری های مزمن هستند بیشتر در معرض بیماری های ناشی از آلودگی هوا قرار دارند. پس درمواقع آلوده بودن هوا سعی کنید در خانه بمانید و بیرون نروید. کارهای زیادی برای تمیز نگه داشتن هوای داخل و خارج از خانه وجود دارد که در زیر به چند مورد آن اشاره می کنیم:
خارج خانه:
o هیچوقت اتومبیل را در حالت ساکن روشن نگه ندارید.
o از حشره کش ها و سایر موادشیمیایی در حیاط خانه استفاده نکنید.
o از وسایل نقلیه عمومی استفاده کنید.
o از قوانین مربوط به ارتقاء کیفیت هوا تبعیت کنید.
داخل خانه:
رطوبت داخل خانه را کنترل کنید. بعنوان مثال، از در حمام و آشپزخانه از فن های اگزاست استفاده کنید تا رطوبت را به بیرون هدایت کند. سطح رطوبت داخل را بین 30 تا 50 نگه دارید.
وسایل گرمایش خانه را به طور منظم چک کنید. وسایل اصلی مثل پمپ گرمایش و دستگاه تهویه مرکزی را به طور منظم توسط متخصص بررسی و نظافت کنید.
سطوح را تمیز نگه دارید. سطوح مرطوب مثل وان حمام، زیردوشی و کانترهای آشپزخانه را تمیز و خشک نگه دارید.
گرد و غبار را کنترل کنید. گرد و غباری که روی مبل ها و وسایل خانه می نشیند را مرتب تمیز کنید. سعی کنید ملحفه ها را با آب داغ (حداقل 5/54 درجه سنتیگراد یا 130 درجه فارنهایت) شستشو دهید تا میکروبهای ریز آن از بین بروند. فرش و موکت را هم مرتب تمیز کنید.
هوا را تهویه کنید. حتماً هر روز مقدار کافی هوای تازه و تمیز وارد خانه کنید. موقع تمیز کردن خانه، نقاشی کردن آن یا وصل کردن موکت های جدید یا انجام سایر کارهای خانه پنجره ها را باز بگذارید.
5. در محل کار خود را از خطرات مربوط به سلامت ریه دور کنید. افرادیکه در کارهای خاص مثل ساخت و ساز و معدن کار می کنند بیشتر در معرض ابتلا به بیماری های ریوی مثل سرطان ریه، آسم و COPD می باشند. اگر زمان زیادی را در اطراف گرد و خاک، پنبه نسوز یا موادشیمیایی سپری کنید از لباس های محافظ که شامل ماسک گاز می شود استفاده کرده و هوای محل کارتان را تهویه کنید.
اس ام اس آشتی و منت کشی
بوسه ام را می گذارم پشت در
قهرکردی , قهرکردم , سر به سر
تو بیا , در را تماما باز کن
هر چه میخواهی برایم ناز کن
من غرورم را شکستم , داشتی ؟
آمدم , حالا تو با من آشتی ؟
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
چی میشد تو هم منو دوستم میداشتی نا زنین
جای گریه رو لبام خنده می کاشتی نازنین
حالا که قهری باهام ولی بدون دوستت دارم
طاقت قهر ندارم پس آشتی آشتی نا زنین
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
به خاطر یافتن مقصر,
زندگی ات را تلخ و سیاه نکن.
بگذار آن چه در پایان یک عشق به جای میماند
خاطرات خوش باشد با من آشتی کن تا دنیا با من آشتی کند
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
قهر مکن ای فرشته روی دلارا
ناز مکن ای بنفشه موی فریبا
طعنه و دشنام تلخ اینهمه شیرین
چهره پر از خشم و قهر اینهمه زیبا
ناز تورا میکشم به دیده منت
سر به رهت مینهم به عجز و تمنا
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
همیشه رفتن بهترین نیست
گاهی میان رفتن وماندن هیچ فرقی نیست
چه قهر باشیم چه آشتی
اصل درست این است که عزیزان ما در خانه ی دل ما جای دارند
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
بهانه میتراشی و مرا عذاب میدهی
به روح بی قرار من تو اضطراب میدهی
دلم پر از گلایه ها تنم اسیر درد و خون
ولی تو قهر با دلم برای لحظه ای مکن
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
بیا با پاک ترین سلام عشق آشتی کنیم *بیا با بنفشه های لب جوب آشتی کنیم * بیا ازحسرت و غم دیگه باهم حرف نزنیم * بیا برخنده ی این صبح بهار خنده کنیم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
چنین گفت زرتشت:…عاشق عاشقی باش و دوست داشتن را دوست بدار. از تنفر متنفر باش، به مهربانی مهر بورز، با آشتی آشتی کن و از جدایی جدا باش
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
از تو به یک حرف ناروا نکشم دست
وز سر راه تو دلربا نکشم پا
عاشق زیباییم اسیر محبت
هر دو به چشمان دلفریب تو پیدا
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
یه روزی گله کردم من از عالم مستی
تو هم به دل گرفتی دل ما رو شکستی
من از مستی نوشتم ولی قلب تو رنجید
تو قهر کردی قهرت مصیبت شدو بارید
پشیمون و خستم اگه عهدی شکستم
آخه مست تو هستم اگه مجرم و مستم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
مهم نیست کی مقصر است
باور کن مهم این است که یادمان باشد عمرمان کوتاه است
در پایان زندگی خواهیم گفت: کاش فقط چند لحظه بیشتر فرصت داشتیم تا خوب بهم نگاه کنیم و همه ناگفته های مهر آمیز یک عمر را در چند ثانیه بگوییم پس نازنین بیا آشتی کنیم با مهر
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دوستی را دوست، معنی می دهد
قهر هم با دوست، معنی می دهد
هیچ کس با دشمن خود، قهر نیست
قهری او هم نشان دوستی است …
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
جنس من از آهن و از سنگ نیست
من دلم تنگ است و یار دلتنگ نیست
حال دل از من نمیپرسی چرا
حال پرسیدن که دیگر ننگ نیست
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
منو ببخش تنهام نزار ، برای آخرین بار
تنهام نزار ، بی من نرو ، نگو خدانگهدار
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
اینقدر نگو : اگه ببخشم کوچک می شوم ، اگه با گذشت کردن کسی کوچک می شد ، خدا اینقدر بزرگ نبود .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
برام بمون ، بهونه باش برای دل سپرد/نزار که آرزوم بشه یه روزی بی تو مردن
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
منو ببخش که درخشیدی و من چشمامو بستم
منو بخشیدی و من چشمامو بستم
تو به پای من نشستی و جدا از تو نشستم
که نیاوردی به روم هر جا دلت رو می شکستم
منو ببخش ، منو ببخش …..
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
منو ببخش عزیزم که از تو می گریزم
می سوزم و خاموشم تو خودم اشک می ریزم….
منو ببخش اگه خیلی بهت بدی کردم …
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
گر تو را از ابلهی کردم رها ، برمن ببخش/بر سر پیمان نه بر مهر و وفا ، بر من ببخش
راه ورسم عاشقی را نا بلد چون کودکان/اشتباه و ناروا کردم خطا ، بر من ببخش
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
من رو ببخش نه به خاطر اینکه من لایق بخشش هستم بلکه تو لایق ارامش هستی من ارامش تو رو حتی به ارامش خودم نیز ترجیح میدم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
منو ببخش که نادیده گرفتم التماس اون نگاه نگرون رو
منو ببخش که گرفتم به جای دست عاشق تو دست عشق دیگرون رو
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
اگه راهم این روزا از تو یکم دوره ببخش
توی زندگی آدم یه وقتا مجبوره ببخش
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
اون منم که عاشقونه شعر چشماتو می گفتم
هنوزم خیس می شه چشمام وقتی یاد تو می افتم
هنوزم میای تو خوابم تو شبای پر ستاره
هنوزم می گم خدایا کاشکی برگرده دوباره
بازگردانی سرعت بالای گوشی موبایل

با اینکه سرانه مصرف سوسیس و کالباس در ایران در مقایسه با کشورهای اروپایی و توسعه یافته بسیار پایین تر است اما نباید ازکنار مصرف روزانه حدود 10 میلیون پرس غذا هایی که با این دو محصول آماده میشوند،ساده گذشت .روند طی شده نشان میدهد مصرف سوسیس و کلباس یا با انتقاداتی که معمولا منع مصرف و حذف کامل این دو محصول از سبد غذایی راهدف میگیرند،مواجه شده که نتیجه بخش نبوده و یا در بسیاری از موارد بی توجهی به مسائل تولید و مصرف را در بر داشته است
بررسی اشکالاتی که در تولید این محصولات وجود دارد میتواند تصمیم برای انتخاب گزینه های مناسب را تسهیل نماید.
خمیر مرغ یکی از این اشکالات است، استفاده از خمیر مرغ به جهت کیفیت بسیار پایین این ماده اولیه نسبت به گوشت تنها در محصولات معدود (عمدتا محصولات ارزان قیمت با درصد گوشت کمتر از 50% ) و در کارخانه های کوچک که به نام و شهرت تجاری خود اهمیت چندانی نمیدهند انجام میشود . ولی واقعیت تلخ این است که متاسفانه این محصولات بی کیفیت بخش بزرگی از بازار سوسیس و کالباس کشور را تشکیل میدهد.
تکنولوژی دستگاه استخوان گیر (دستگاه تولید خمیر مرغ) بر این اساس است که مرغ را با پوست و استخوان له میکنند و تحت فشار شدید قرار میدهند تا اینکه گوشت به فاز مایع درآید. در این هنگام مخلوط تحت فشار را در معرض یک فیلتر قرار داده تا گوشت مایع شده از ان رد شود وبه این ترتیب گوشت را به طریق مکانیکی از استخوان و پوست جدا کرده اند.
فان پاتوق
|
|
|
|
غم مخور دوران بی پولی به پایان می رسد
دارد این یارانه ها استان به استان می رسد
مبلغش هر چند فعلاً قابل برداشت نیست
موسم برداشت حتماً تا زمستان می رسد
در حساب بانکی ات عمری اگر پولی نبود
بعد از این یک پول یامفتی فراوان می رسد
چند سالی مایه داران حال می کردند و حال
نوبت حالیدن یارانه داران می رسد
شهر، کلاً شور و حال دیگری بگرفته است
بانگ بوق و سوت و کف از هر خیابان می رسد
آن یکی با ساز، رنگ گلپری جون می زند
این یکی با دنبکش، بابا کرم خوان می رسد
عمه صغرا پشت گوشی قهقهه سر داده است
شوهرش هم با کباب و نان و ریحان می رسد
مش رجب، آن گوشه هی یکریز بشکن می زند
خاله طوبا هم کمر جنبان و رقصان می رسد
تا که بابام این خبر را در جراید خواند گفت:
خب خدا را شکر پول کفش و تنبان می رسد
مادرم هم خندهی جانانه ای فرمود و گفت:
پول شال و عینک و یک جفت دندان می رسد
بی بی از آن سو کمی تا قسمتی فریاد زد:
خرج استخر و سونام، ای جانمی جان می رسد
خان عمو با کیسه و زنبیل و ساکش رفته بانک
تا بگیرد آنچه را فعلاً به ایشان می رسد
اصغری در پای منقل، بود سرگرم حساب
تا ببیند پول چندین لول، الآن می رسد
خاله آزیتا که یادش رفته فرمی پر کند
طفکی از دور با چشمان گریان می رسده
رئیس دولت امارات متحدۀ عربی و حاکم ابوظبی در جریان طرح های ساخت دو بیمارستان تازه "العین" و "المرفق" قرار گرفتند. از آنجا که ساخت این دو بیمارستان تازه سطح درمان پزشکی تخصصی و خانوادگی را در ابوظبی بالا می برد، این بیمارستان ها جایگزین بیمارستان های کنونی العین و المفرق خواهند شد. بیمارستان تازه ساز المرفق که 690 تخت خوابی بوده و مساحت آن 245 هزار متر مربع است، جایگزین بیمارستان کنونی 431 تخت خوابی المرفق خواهد شد. همچنین پارکینگ این بیمارستان گنجایش 1,300 خودرو را خواهد داشت و ساختمان تازه برای درمان بیماری های خارجی نیز از 147 اتاق و 60 اتاق معاینه تشکیل شده است.
بنا بر اعلام شرکت خدمات پزشکی ابوظبی، بیمارستان تازۀ العین نیز مجتمعی است با فضایی دوستانه که در آن امکانات نوین پزشکی ارائه می گردد. این بیمارستان 688 تخت خوابه در زمینی به مساحت 358 هزار متر مربع با 30 دپارتمان پزشکی ساخته شده و افزون بر برخورداری از نخستین واحد تخصصی درمان سکته های مغزی در کشور، دارای بخش هایی خاص در حوزه زیست پزشکی از جمله حوادث، استخوان پزشکی، و طب ورزشی است. این بیمارستان در همکاری با دانشگاه امارات، به مرکزی برای پژوهش، آموزش، و کارورزی متخصصان تبدیل خواهد شد. همانطور که در تصاویر زیر می بینید بیمارستان العین در کشور امارات، یکی از بزرگترین و شکیل ترین بیمارستان ها است که طراحی محیطی و داخلی، تجهیزات و امکانات عالی با رنگ های شاد و متنوع آن بی شباهت به هتل نیست.
رئیس دولت امارات بر افزایش سطح مراقبت های بهداشتی و پزشکی ارائه شده به شهروندان اماراتی و خارجیان مقیم این کشور، تأکید نموده است و اعلام شده که این دو بیمارستان در سال 2013 وارد عرصۀ خدمت رسانی خواهند شد. اَبوظَبی، یکی از امیرنشینهای هفتگانه و بزرگ ترین واحد امارات متحد عربی در ساحل جنوبی خلیج فارس است.
عکسها درادامه
ادامه مطلبتگرگهایی اندازه توپ بسکتبال
دانشمندان ناسا با تحلیل دوباره تصاویر ارسالی فضاپیمای دیپایمپکت از هسته و گیسوی دنبالهدار هارتلی2 ، بارش برف و تگرگهایی به اندازه توپ بسکتبال را در اطراف هسته این دنبالهدار آشکار کردند.
دو هفته پیش که فضاپیمای دیپایمپکت / اپوکسی از فاصله 700 کیلومتری هسته دنبالهدار هارتلی2 عبور کرد، تصاویر واضح و خیرهکنندهای از ساختار هسته و فورانهای گاز و گردوغبار از سطح آن تهیه و به زمین ارسال کرد. اما با پردازش دوباره تصویر و نگاهی دقیقتر، مشخص شد محیط اطراف هسته دنبالهدار مملو از ذرات یخ و برف و تگرگی است که بزرگترین آنها به اندازه یک توپ بسکتبال است.
به گزارش ناسا، فضاپیماهای زمینی پیش از این فقط با 4 دنبالهدار هالی، بورلی، وایلد2 و تمپل1 ملاقات کرده بودند و این نخستین بار است که هسته دنبالهدار در محاصره محیطی برفی دیده میشود. دانشمندان حدس میزنند وجود این فضای برفی بهدلیل ساختار متفاوت دنباله دار هارتلی2 با دیگر دنبالهدارهای شناختهشده باشد. تصاویر نشان میدهند هسته دمبلمانند دنبالهدار که 2 کیلومتر بیشتر طول ندارد، با ابری از برف به قطر حداقل چند ده کیلومتر پوشیده شده و ماده تشکیلدهنده این برف هم یخ آب است. البته این بلورهای یخ علیرغم ابعاد بزرگی که دارند، بهراحتی خرد میشوند.
این نخستین بار است که هسته دنبالهدار در محاصره محیطی برفی دیده میشود.
به گفته دانشمندان، تشکیل این بلورهای برف به دلیل فوران دیاکسیدکربن جامد یا همان یخ خشک از درون هسته دنبالهدار است. با تابش آفتاب، هسته دنبالهدار گرم میشود و یخخشک به گاز دیاکسیدکربن تبدیل میشود. از آنجاکه حجم موجود برای گاز بسیار کم است، فشار افزایش مییابد و درنهایت بهشکل فورانهایی از سطح دنبالهدار آزاد میشود. اینها همان فورانهایی هستند که در اولین تصاویر ارسالی از هارتلی2 مشخص شده بود. اما این گازهای فوران یافته هر چه بر سر راه خود ببینند با خود همراه میکنند و درنتیجه بلورهای برف از سطح دنبالهدار به بالا فوران میکنند.
برگرفته از: خبرآنلاین
تنظیم برای تبیان: م.ح.اربابی فر
کفّاره شوخی با اهل بیت(علیهم السلام)

امام زین العابدین (علیه السلام ) فرمود: هنگامى که جنازه براء بن معرور را آوردند تا حضرت رسول (صلى الله علیه و آله و سلم ) بر او نماز بخواند. فرمود على بن ابیطالب (علیه السلام ) کجاست؟
عرض کردند براى انجام درخواست یکى از مسلمین به قبا رفته ، فرمود: خداوند مرا امر کرده که نماز خواندن بر جنازه براء را تاءخیر بیندازم تا على (علیه السلام ) بیاید و از سخنى که براء در حضور پیغمبر خدا به او گفته در گذرد و او را ببخشد و مرگ با سم را خداوند کفاره همان سخن قرار دهد.
عرض کردند براء مردى شوخ بود، آن سخن را از روى مزاح گفت نه جدا تا خداوند بر گفته اش او را مواخذه نماید.
فرمود اگر جدى گفته بود خداوند تمام اعمالش را تباه مى کرد اگر چه به مقدار فاصله بین زمین و عرش طلا و نقره صدقه داده باشد ولى چون مردى شوخ بود و آن سخن را به شوخى گفت من میل دارم همه بدانید که على (علیه السلام) از او در خشم نیست و در حضور شما دو مرتبه او را حلال نماید و از برایش طلب آمرزش کند تا باعث قرب و بلندى درجه او در نزد خدا گردد.(9)
چیزى نگذشت على (علیه السلام ) حاضر شد. جنازه براء را در پیش گرفته گفت خدا رحمتت کند براء! مردى بسیار با نماز و پیوسته روزه بودى و در راه خدا از دنیا رفتى. پیغمبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود اگر شخصى از مردگان شما از پیغمبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) بى نیاز باشد همانا آن مرد براء بن معرور است که به واسطه دعاى على (علیه السلام ) از نماز پیغمبر بى نیاز است از جاى حرکت نموده بر او نماز خواند و دفنش کرد.
پیغمبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمود: بندگان خدا! خویشتن را در معرض دعاى على (علیه السلام ) قرار دهید مباد مورد نفرین او واقع شوید زیرا، بر هر که نفرین کند خداوند او را هلاک خواهد نمود اگر چه کارهاى نیکش برابر با شماره تمام مخلوقات کند همانطور که براى هر کس دعا کند سعادتمند مى شود اگر چه گناهانش به اندازه تمام مخلوقات باشد.(10)
وقتى براى تعزیه نشست رو به بستگان براء نموده و فرمود: شما اى بستگان براء به تهنیت سزاوارترید تا تسلیت زیرا روح او که به آسمانها صعود کرد از آسمان اول تا هفتم و از حجب تا کرسى و عرش برایش قبه هائى افراشتند. آنگاه به سوى بهشت رفت ، تمام خزان بهشت او را استقبال نمودند و همه حوریه ها او را مشاهده کردند همگى گفتند طوباک طوباک یا روح البراء! انتظر علیک رسول الله علیا صلوات الله علیهما و آلهما الکرام حتى ترحم علیک و استغفرلک .
خوشا به حالت ، خوشا به حالت ، روح براء! پیغمبر انتظار کشید تا على(علیه السلام ) بیاید و برایت طلب آمرزش و رحمت کند. حاملین عرش پروردگار به ما از طرف خداوند خبر دادند که فرمود اى بنده اى که در راه من جان دادى هر آینه اگر گناهانت به اندازه ریگها و شنها و دانه هاى باران و برگ درختان و به عدد مویهاى حیوانات و چشم برهم زدن و نفسها و حرکات و سکنات آنها مى بود، به واسطه دعاى على بن ابیطالب (علیه السلام ) بخشیده مى شد.
قال رسول الله (صلى الله علیه و آله و سلم ) فتعرضوا عبادالله لدعاء على لکم و لا نتعرضوا لدعاء علیکم فان من دعا علیه اهلکه الله و لو کانت حسناته بعدد ما خلق الله کما ان من دعا له اسعده الله و لو کانت سیئاته بعدد ما خلق الله .
پیغمبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمود: بندگان خدا! خویشتن را در معرض دعاى على (علیه السلام ) قرار دهید مباد مورد نفرین او واقع شوید زیرا، بر هر که نفرین کند خداوند او را هلاک خواهد نمود اگر چه کارهاى نیکش برابر با شماره تمام مخلوقات کند همانطور که براى هر کس دعا کند سعادتمند مى شود اگر چه گناهانش به اندازه تمام مخلوقات باشد.(10)
تنظیم: جهرمی زاده - گروه دین و اندیشه تبیان
جزء 17 بحارالانوار چاپ آخوندى ، ص 310 و 320.

داشتن نقشه هر شهر برای یک تازه وارد یا حتی یک شهروند ساکن بسیار مهم است.بر همین اساس نقشه جاوا شهر بزرگ تهران را برای دانلود اماده کرده ایم.این نقشه بر روی کلیه گوشی ها قابل نصب میباشد و دارای رزولوشن 320*240 میباشد.با نصب این نرم افزار تمام نیاز های شما در حد یک نقشه معمولی بر آورد میشود.هم اکنون این نرم افزار (نقشه) را از سایت بزرگ میهن دانلود دریافت کنید..
حیواناتی که انسان بودند!

مسخ در قرآن
به تغییر شکل و دگردیسی افراد و اجسام از شکل اولیه به شکلی زشتتر مَسخ گفته میشود.
در برخی منابع آن را یکی از انواع تناسخ به شمار آورده اند.
به تصریح قرآن در امتهای پیشین مسخ صورت پذیرفته است و گروهی از گناهکاران به صورت میمون و خوک درآمده اند. به عنوان مثال، قرآن کریم در سوره بقره، آیات 66-65 و نیز آیات 163ـ166 سرگذشت گروهی از بنیاسرائیل را بیان می کند که در ساحل یکی از دریاها (ظاهراً دریای احمر بوده که در کنار سرزمین فلسطین قرار دارد) در بندری به نام ایله (که امروزه به نام بندر ایلات معروف است) زندگی میکردند.
امام على (علیه السلام ) مى فرماید: « روزى از رسول خدا (صلى الله علیه و اله )درباره بعضى از حیوانات که در آغاز آفرینش ، انسان بودند، ولى به سبب ویژگى هاى ناپسند شان به امر خداوند مسخ شده اند، پرسیدم . فرمود: از حیواناتى که مسخ شده اند یکى دعموص (کرم سیاه ) است و دیگرى عقرب .
از طرف خداوند سبحان برای آزمایش و امتحان، به آنان دستور داده شد که روزهای شنبه به صید ماهی نپردازند. ولی این مردم بنای بر قانونشکنی گذاشتند و ابتدا با حیلة شرعی ـ به وسیلة کندن حوضچهها و یا انداختن قلابها ـ کار خود را شروع کردند (ماهیها را روزههای شنبه در حوضچهها و یا قلابها به دام میانداختند و روزهای بعد آنها را از آب میگرفتند). این کار، نافرمانی و گناه را در نظر آنها کوچک جلوه داد و آنان را در برابر شکستن احترام روز ممنوع جسور ساخت. کم کم در برابر فرمان الهی بیباک شده، در روزهای شنبه به طور علنی و با بیپروایی به صید ماهی مشغول شدند و از این راه مال و ثروت فراوانی فراهم ساختند؛ زیرا ماهیان (برای امتحان آنها و به دستور پروردگار) روز شنبه در روی آب آشکار میشدند و در غیر روز شنبه کمتر به سراغ آنها میآمدند (اعراف، 163) این بود تا اینکه عذاب سخت الهی فرود آمد و گناهکاران و کسانی را که امر به معروف و نهی از منکر نمیکردند به کام خود فرو برد (از مجموع آیات قرآن استفاده میشود که هر دو گروه مجازات شدند، ولی مجازات مسخ، تنها مربوط به گنهکاران بود و مجازات دیگران احتمالاً هلاکت و نابودی بوده است، هر چند گنهکاران نیز چند روزی پس از مسخ شدن ـ طبق روایات ـ هلاک شدند.(1)
با این وجود مسخ در اسلام با آنچه تناسخ خوانده میشود تفاوت بنیادی دارد زیرا در تناسخ روح از بدن جدا شده به بدن یا جنین دیگر تعلق می گیرد اما در مسخ روح از بدن جدا نمیشود بلکه تنها شکل ظاهری بدن تغییر میکند یعنی این گونه نیست که نفس انسان به نفس میمون تبدیل شود بلکه افراد مسخ شده با حفظ روح بشری فقط صورتا همچون میمون و خوک می شوند تا به نوعی کیفر ببینند.
علامه طباطبایی نیز معتقد است:
«انسانهاى مسخ شده، انسانهایى هستند که با حفظ روح بشرى صورتا مسخ شده اند، نه اینکه نفس انسانى آنها نیز مسخ شده و به نفس بوزینه تبدیل گردیده است».
مسخ در روایات:
سپس فرمود:
و أما الدعموص فکان نماما یفرق بین الاءحبه و اءما العقرب فکان رجلا لذاغا (لذاعا) لا یسلم على لسانه اءحد (2) ».
کرم سیاه ، سخن چین میان دوستان و آشنایان بود و به واسطه خبر چینى ، جدایى مى انداخت . عقرب هم مرد بدزبانى بود که هیچ کس از بیش زبانش آسوده خاطر نبود.
امام صادق (علیه السلام ) مى فرماید:
و اءما العقرب فکان رجلا همازا فمسخه الله عزوجل عقربا (3)؛
عقرب مردى عیب جوى ، طعنه زننده ، بدگوى و بدزبان بود که خداوند، او را به صورت عقرب درآورد(4)
البته نوع دیگری از مسخ و تناسخ وجود دارد که مورد قبول کثیری از فلاسفه و دانشمندان بزرگ اسلامی است و آن مسخ روحی و معنوی است.
شهید مطهری در توضیح این نوع از مسخ می گوید:
یک مطلب مسلماست و آن این است که انسان اگر فرضا از نظر جسمی مسخ نشود تبدیل به یک حیوان نشود به طور یقین از نظر روحی و معنوی ممکن است مسخ شود تبدیل به یک حیوان شود و بلکه تبدیل به نوعی حیوان شود که در عالم ، حیوانی به آن بدی و کثافت وجود نداشته باشد .
قرآن از " « بل هم اضل »" (سوره اعراف ، آیه . 179 )سخن میگوید ، یعنی از مردمی که از چهارپا هم پستتر هستند .
مگر میشود انسان واقعا از نظر روحی تبدیل به یک حیوان شود ؟ بله ، چون شخصیت انسان به خصائص اخلاقی و روانی اوست .
اگر خصائص اخلاقی و روانی یک انسان ، خصائص و اخلاقی یک درنده بود ، خصائص و اخلاقی یک بهیمه بود ، او واقعا مسخ شده است ، یعنی روحش حقیقتا مسخ و تبدیل به یک حیوان شده است .
جسم خوک با روح آن تناسب دارد و انسان ممکن است تمام خصلتهایش خصلتهای خوک باشد . اگر انسانی اینگونه باشد ، از انسانیت منسلخ شده و در معنی و باطن و نزد چشم حقیقتبین و در ملکوت ، واقعا یک خوک است و غیر از این چیزی نیست .
پس انسان معیوب ، گاهی به مرحله انسان مسخ شده میرسد . ما اینها را کمتر میشنویم و شاید بعضی خیال کنند اینها مجاز است و دیرتر باورشان بیاید ، ولی حقیقت است . (5)
شکوری_گروه دین و اندیشه تبیان
پی نوشت ها :
1.ر.ک:تفسیر نمونه، آیةالله مکارم شیرازی و دیگران، ج 6، ص 418ـ428،
2.على مشکینى ، مواعظ العددیه ، ص 433.
3.همان .
4. نیش و نوش هاى زبان، شکیبا سادات جوهری
5. استاد شهید مطهری، انسان کامل

پیامبری در قوم یهود پیامبرى منحصر به مردان نبوده ، بلکه زنان نیز مقام نبوت داشته اند و همان گونه که انبیاء مرد بنى اسرائیل پدر خوانده مى شدند، زنان نیز که به پیامبرى مى رسیده اند، مادر خوانده مى شدند، پدر اسرائیل و مادر اسرائیل . تعداد پیامبران زن اسرائیل هفت نفر بوده است :
در "تورات " اشاره اى به نبوت زنان نیست ، اما "تلمود یهود" به نبوت ایشان اشاره کرده است .
عهد جدید (انجیل ) نیز از چند زن یاد مى کند که پیامبر بوده اند. در انجیل لوقا آمده است که در هنگام ظهور عیسى ، "حنّا" دختر فنوئیل و چهار دختر فیلیپس نبوت مى کرده اند.(1)
همسر ابراهیم ، مادر اسحاق بود که مادر اسرائیل هم خوانده شده است . او نیز مانند ابراهیم صاحب مواعید بسیار شد و برکت یافت . ولى نبوتش با آنچه تورات نقل مى کند، سازگار نیست گفته اند ساره مانند ابراهیم که مردان را به توحید دعوت مى کرد، او نیز زنان را به خداوند یکتا فرا مى خواند.(2) ساره 127 سال زندگى کرد.( 3)
2- مریم (میریام ) به معناى:
بیننده یا سرور یا ستاره دریائى است . او دختر عمران (عمرام ) و خواهر موسى و هارون است که احتمالا به هنگام در آب انداختن موسى در کودکى همراه او بوده است و به دختر فرعون پیشنهاد کرده که زنى شیرده براى وى بیاورد. وقتى که موسى بنى اسرائیل را از رود نیل گذراند، او در جلوى قوم بسیار مسرور، مردم را به ستایش یهوه فراخواند. وقتى موسى زنى حبشى گرفت ، مریم و هارون او را سرزنش کردند. مریم مورد غضب خداوند قرار گرفت و به بیمارى برص مبتلا شد. موسى براى او طلب شفا کرد. مریم در مقامى بود که یهوه او را در عرض موسى و هارون بر بنى اسرائیل منت گذاشت. مریم در قارش درگذشت و در همان مکان دفن شد.(4)
یعنى (زنبور عسل) که مادر اسرائیل نامیده شده است . او همسر (لفیدت) بود. این زن در زیر درخت (دبوره) مى نشست و براى قوم بنى اسرائیل قضاوت و داورى مى کرد.(5)
محققان معتقدند که بنى اسرائیل زنان را به قضاوت قبول داشتند. دبوره یکى از همین زنان قاضى است که در میان بنى اسرائیل به قضاوت مشغول بود.(6)

در عصر این زن ، پادشاه کنعان (یابین) بر اسرائیل حکومت مى کرد. دبوره از میان قوم خود، مردى به نام (بالاق ) را برانگیخت تا به همراهى او، ده هزار سپاهى گرد آورد و بر سیسرا فرمانده لشکر (یابین) حمله برد. او بر شاه پیروز شد.(7)
4- حنّا؛ به معناى (فضیلت) است .
او همسر (القانه) و مادر (سموئیل) نبى و سه پسر و دختر دیگر بود. او در ابتدا نازا بود و از خداوند تقاضاى اولاد نمود و دعاى او مورد اجابت قرار گرفت . او به هنگام زائیدن، سرودى به شکرانه این نعمت سرود که یکى از زیباترین سرودهاى مذهبى بنى اسرائیل است (لوقا) مى گوید: این سرود مانند سرود مریم است.(8)
5- ابى جایل؛ یعنى: پدر شادی. او زنى زیبا و با هوش بود که قبلا همسر (ناتال) بود، بعد همسر (داود) شد. او در جنگ همراه داود بود. در "صقلع" به اسیرى رفت و داود او را باز پس گرفت. براى داود دو فرزند به دنیا آورد.(9)
6- حلده ؛ زن بدشکل و روسپى را در عبرى گویند.
او زن "شلوم "بود که در محله دوم اورشلیم زندگى مى کرده است . این زن پیامبرى مشهور بود که در زمان یوشا پادشاه اسرائیل (اورشلیم ) مورد مشورت پادشاه و کاهنان قرار مى گرفت .(10)
به زبان آکدى : ایشتار، یا ستاره به زبان فارسى و عبرى . این پیامبر، دختر ابیجایل است و پس از مرگ پدرش ، پسر عمویش (مُرْدَخاى) او را سرپرستى مى کرد. این زن از یهودیانى بود که جلاى وطن کرده و در شوش (ایران ) زندگى مى کرد. چون (خشایارشا) از ملکه خود جدا شد، او را به همسرى برگزید. اگر چه به نبوت او اشاره نشده ، ولى صحیفه استر در میان قوم یهود مشهور است . و اگر چه نویسنده این کتاب روشن نیست ، اما به (عزرا) و (یهویاقیم ) کاهن و به خود (مردخاى) نسبت داده مى شود. بر سر این کتاب بین علماء یهود اختلاف بوده است که آیا این صحیفه را جزء کتاب مقدّس بیاورند یا نه؟ سرانجام پذیرفته شده که صحیفه استر به قوه روح القدس نوشته شده است .
البته موارد فوق، دیدگاه برخی از یهودیان و مسیحیان است و نظر اسلام این نیست.
تنظیم : گروه دین و اندیشه تبیان
پی نوشت ها:
1- گنجینه تلمود 141، اعمال رسولان باب 21 / آیه 9.
2- نبوت اسرائیلى و مسیحى 102، تکوین ، باب 3/21.
3- پیدایش 22/1.
4- سفر خروج 2/4-10 ، سفر اعداد 12/1-15، سفر تثنیه 24/9، سفر اعداد 2/1. به نقل از: نبوت اسرائیلى 104.
5- سفر اعداد 12/1-15.
6- خلاصة الادیان 126.
7- سفر داوران 5/2-21.
8- سفر داوران 5/2-21، به نقل از نبوت اسرائیلى 105.
9 - کتاب دوم تواریخ ایام 24/20-38.
10- ن .ک : کتاب دوم تواریخ ایام 24/20-28.
نشریه اقتصادی فوربس در تازهترین گزارش خود به معرفی پردرآمدترین ورزشکاران زن جهان پرداخت.
در فهرست 10 نفره منتشر شده از سوی فوربس مطابق انتظار تنیسبازان دارای بیشترین سهم در میان پردرآمدترین ورزشکاران زن جهان بوده و بعد از این رشته ورزشی نیز گلف قرار گرفته است.
در صدر پردرآمدترین ورزشکاران زن جهان ماریا شاراپووآ با درآمدی معادل 24.5 میلیون دلار قرار گرفته است.
رتبههای دوم و سوم این ردهبندی نیز به خواهران ویلیامز یعنی سرنا و ونوس اختصاص یافته است.
جالب اینجاست که از میان زنان ورزشکار پردرآمد جهان تنها یکی و آنهم ماریا شاراپووآ در ردهبندی جهانی پردرآمدترین ورزشکاران جهان دارای رتبه هستند. شاراپووا دارای رتبه 35 جهانی در این زمینه است.
در زیر با پردرآمدترین ورزشکاران زن جهان آشنا میشوید:
1- ماریا شاراپووا، تنیس، 23 سال، 24.5 میلیون دلار
پردرآمدترین ورزشکار زن جهان قرارداد هشت سالهای را با شرکت نایک به ارزش 70 میلیون دلار امضا کرده است. وی علاوه بر شهرت ورزشیاش به عنوان یکی از زیباترین ورزشکاران زن جهان نیز شناخته شده است.
2- سرنا ویلیامز، تنیس، 28 سال، 20.2 میلیون دلار
ویلیامز در سال 2009 میلادی توانست در دو مسابقه گرند اسلمز برنده شده و صاحب جایزه 6.5 میلیون دلاری آنها شود. آگوست سال گذشته سرنا ویلیامز و خواهرش، ونوس بخشی از سهام تیم میامی دولفینز را خریداری کردند.
3- ونوس ویلیامز، تنیس، 30 سال، 15.4 میلیون دلار
خواهر بزرگ سرنا ویلیامز که در نوشتن کتاب "بیا تا پیروز بشی" نیز همکاری کرده است. این کتاب جولای امسال انتشار یافت و در بازار نیز موفقیت بدست آورده است.
4- دانیکا پاتریک، اتومبیلرانی، 28 سال، 12 میلیون دلار
وی نخستین زنی است که تاکنون توانسته در مسابقات معتبر ایندی کار رتبه نخست را بدست آورد.
کارشناسان اعتقاد دارند که وزن بسیار کم دانیکا (45 کیلوگرم) سهم بسزایی در قهرمانیهایش داشته است.
ایندی کار از محبوبترین مسابقات اتومبیلرانی در آمریکای شمالی است که طرفداران زیادی نیز در ژاپن دارد.
در مسابقاتی که تحت این نام برگزار میشود، اتومبیلهایی برای مسابقه مورد استفاده قرار میگیرند که چرخهای آنها همانند اتومبیلهای فرمول یک خارج از محیط بدنه قرار دارد.
وی دارای 10 قرارداد حمایت مالی شخصی است که در نوع خود در میان ورزشکاران اتومبیلرانی منحصر به فرد محسوب میشود.
5- کیم یو - نا، اسکیت روی یخ، 19 سال، 9.7 میلیون دلار
وی جوانترین ورزشکار زن در میان پردرآمدترین ورزشکاران زن جهان است. او در المپیک زمستانی ونکوور کانادا توانست در رشته اسکیت روی یخ مدال طلا را از آن خود کند.
حامی مالی وی یعنی بانک کوکمین اعلام کرده که اگر وی بتواند رکورد المپیک را بکشند، یک میلیون دلار به او پاداش خواهد داد. او هم توانست در المپیک زمستانی ونکوور کانادا رکورد جهانی را بشکند.
6- آنیکا سورنستام، گلف، 39 سال، 8 میلیون دلار
وی قبل از اینکه در تا پایان سال 2008 میلادی اعلام بازنشستگی کند، موفق شد در 90 مسابقه حرفهای بینالمللی قهرمان شود.
البته وی هماکنون نیز با شرکتهای کالاوی، کاتر&باک، لکسوس و رولکس قرارداد دارد. وی در رشتههای تجاری مانند طراحی زمین بازی گلف و آکادمی گلف نیز فعالیت دارد.
7- آنا ایوانوویچ، تنیس، 22 سال، 7.2 میلیون دلار
شرکت آدیداس در فوریه امسال قرارداد مادامالعمری را به وی امضا کرد. وی در گذشته برترین تنیسباز زن جهان بود.
وب سایت وی یکی از محبوبترین سایتهای ورزشکاران در جهان محسوب میشود. وی از سال 2008 میلادی که در مسابقات اوپن فرانسه قهرمان شد درگیر مسائل دادگاهی بوده است.
8- یلنا یانکوویچ، تنیس، 25 سال، 5.3 میلیون دلار
یانکوویچ نخستین زنی است که توانسته به رتبه نخست برترین تنیسبازان زن جهان دست یابد بدون آنکه حتی یک فینال گرند اسلم را نیز تجربه کرده باشد. وی در سال 2008 توانست عنوان برترین تنیس باز زن جهان را بدست آورد.
سال گذشته وی قرارداد پوشاک و کفش ورزشی خود را با شرکت چینی آنتا امضا کرد.
9- پائولا کریمر، گلف، 24 سال، 5.2 میلیون دلار
وی نیمه نخست 2010 را به دلیل مصدومیت انگشت شست خود از دست داد، اما در ادامه توانست در مسابقات اوپن آمریکا قهرمان شود.
جایزه 7.7 میلیون دلاری که وی توانست کسب کند از نظر ارزش رتبه 12 را در میان کل جوایز تاریخ ورزش دارد.
10- لورنا اوچوآ، گلف، 28 سال، 5 میلیون دلار
وی با اعلام خبر بازنشستگی خود از مسابقات حرفهای در آوریل امسال جهان گلف را حیرت زده کرد.
این در شرایطی است که وی توانست در مسابقات معتبر تور LPGA رتبه نخست را بدست آورد.
وی البته به حضور در ورزش گلف ادامه خواهد داد و قصد دارد میزبانی مسابقات سالانهای را در گوادالاخارای مکزیک بر عهده بگیرد.




فان پاتوق
حجتالاسلام والمسلمین انصاریان نقل می کند؛ در سفری که به پاریس داشتم به صورت اتفاقی با یکی از دانشمندان معروف هسته ای کانادا آشنا شدم که سؤالات فراوانی پیرامون اسلام و تشیع داشت که با وجود سفر به سرزمین وحی و پاسخ های غیر معقول سعودی ها، همچنان ذهن او درگیر پرسش ها و ابهامات بی پاسخ بود!
به گزارش مرکز خبر حوزه آنچه در پی میآید، ماجرای شیعه شدن یکی از دانشمندان معروف هستهای کانادا است که این خطیب مشهور آن رادرجمع طلاب و فضلای فیضیه و دارالشفاء بیان کرد، اما بنا به دلایل امنیتی از ذکر نام دانشمند کانادایی خودداری نمود.
* بزرگترین اندیشمندان جهان جذب می شوند، اگر...
روایات اهل بیت(ع) آنچنان از جامعیتو عمقی برخورداراند که اگر به خوبی برای مردم تبیین شود، نه تنها عوام، بلکه بزرگترین و معروفترین اندیشمندان جهان را به سوی خود جذب کرده و به این کلمات ایمان می آوردند.
یکی از معروفترین دانشمندان و اساتید انرژی هستهای کشور کانادا که به دنبال دین حق میگشت، به طور اتفاقی مرا در شهر پاریس ملاقات کرد و از آنجایی که کاملاً به زبان عربی تسلط داشت، درباره دین اسلام و مکتب اهل بیت(ع) سؤالات مهم و جدی مطرح کرد.
این اندیشمند کانادایی، بیش از 5 ساعت درباره دین اسلام و مکتب تشیع با من گفتوگو کرد و بیش از 30 سؤال مهم اعتقادی و کلامی پرسید و بعد از آنکه با حقایق دین اسلام آشنا شد و مکتب اهل بیت(ع) را شناخت همانجا شیعه شد.
*دستت را قطع کن تا با هم گفت وگو کنیم!
قبل از این ملاقات این اندیشمند کانادایی به عربستان سفر کرده بود تا با بزرگان دینی آنجا برای پیدا کردن دین حق گفتوگو کند، گویا سعودی ها نیز از این موضوع بسیار خوشحال می شوند و قبل از گفتوگو او را به صرف ناهار دعوت می کنند، اما از آنجایی که او غربی و چپ دست است،غذا را با دست چپ می خورد که با واکنش شدید بزرگان سعودی مواجه می شود که باید با دست راست غذا بخوری، او که ذاتاً چپ دست است، امتناع می کند و در عوض سعودی ها به او میگویند: چون بر خلاف سنت نبوی عمل کردی، ابتدا دستت را قطع کرده بعد با هم گفتوگو می کنیم، که این موضوع ناراحتی این دانشمند و ترک آن مجلس را به دنبال داشته است.
* می ترسیدم به مسلمانان نزدیک شوم!
خودش می گفت که بعد از این حادثه از خیر دین اسلام گذشتم و چند وقت می ترسیدم به مسلمانان نزدیک شوم ولی از آنجایی که مطالعات فراوانی در زمینه دین اسلام داشته و سؤالات زیادی برایش ایجاد شده بود به دنبال فردی برای تعامل و گفتوگو می گشت، او که از طریق سایت، اطلاعات نسبی از من داشت در پاریس با من ملاقات کرد.
بعد از آنکه به همه سؤالات او که بعضاً سؤالات عقلی و کلامی بود با حوصله و صبر پاسخ دادم، از من پرسید این جواب ها را چه کسی به تو آموخته است که در پاسخش گفتم: این جواب ها برای مکتب اهل بیت(ع) است، مکتبی عقلی، انسانی و الهی که بر مبنای حکمت و علم بنا شده است.
*می روم تا بر اساس مکتب اهل بیت (ع) برنامه ریزی کنم
بعد از آنکه سؤالاتش را پرسید و با حقایق، ظرایف و لطایف دین اسلام آشنا شد، مرا بغل کرد و بوسید و گفت: به عنوان یک دانشمند صددرصد یقین دارم که مکتب اهل بیت(ع) حق است؛ بنابراین می روم تا همه کارها و برنامههایم را بر مبنای دستورات این مکتب تنظیم و برنامه ریزی کنم.
* کشیش مسیحی که شیعه شد!
چندی بعد با یک کشیش مسیحی در دل سرزمین کفر و جایی که کمربند کفر و ظلمت محسوب می شود و از هر ابزاری برای نابودی حق و شیعه استفاده می کنند، بیش از 4 ساعت به گفتوگو نشستم و درباره مکتب اهل بیت(ع) بحث کردیم، فضای عجیبی در آن جلسه حکم فرما شده بود و پرسش و پاسخ ها میان ما رد و بدل میشد، خودش جلسه را تمام کرد و در حالی که بلند میشد گفت: درحالی بلند میشوم که شیعه هستم و می روم تا دیگران را به روح متعالی تشیع آشنا کنم.
فان پاتوق

همان طور که قبلا گفته شد از بازی های جاوا انتظار نمیرود که گرافیک بالا و گیم پلی مناسب داشته باشند.اما امروزه بازی های جاوا نسبت به گذشته بهبود یافته اند.یکی از این بازی های جالب BrickBreakerRevolution میباشد .بازی به صورت سه بعدی میباشد .

نام بازی:Star Defender 4 v1.17 Portable
سبک:ارکید شبیه سازی فضایی
حجم:13 MB
مدافع ستارگان یکی از بهترین بازی های تیر اندازی فضایی است که سه نسخه از آن روانه بازار شده و توانسته توجه همه را به عنوان یک محصول اکشن فضایی به خود جلب کند.به همین منظور اکنون نسخه 4 این بازی برای شما دوستان آماده شده است تا بتوانید از این بازی بسیار زیبا و هیجان انگیز لذت ببرید .پیشرفت گرافیکی بازی،ارتقا بسیار زید اسلحه ها ،صحنه های نبرد فوق العاده و صداگذاری عالی بازی از ویژگی های نیخه 4 مدافع ستارگان محسوب می شود .در نسخه 4 حضور شما مانند آتشی در دشمن رخنه کرده و با عث شده تمام کهکشان دوابره با هم متحد شوند تا بتوانند نسل بشر را از بین ببرند.جنگی بزرگ در اره است ،امیدواریم شما یکی از کسانی باشید که برای اولین بار این بازی را به اتمام برسانید و نسل بشر را نجات دهید .
دانلود ،مشاهده ویژگی ها و سیستم بازی در ادامه مطلب....
![Ashiyane_Magazine_01_[www.MihanDownload.com].jpg](http://mihandownload.com/armin_1/Ashiyane_Magazine_01_[www.MihanDownload.com].jpg)
عناوین مجله الکترونیکی هک و امنیت گروه آشیانه شماره 1:
- حضور آشیانه در الکامپ 89
- همه چیز درباره کرم Stuxnetا
- Encrypt کردن Shell اسکریپت ها
- Rootkit چیست؟
- نفوذ از طریق Spoofing
- روش هایی برای محافظت از شبکه ها
- مقدمه ای بر دیوار آتش (Firewall)
- آشنایی با Hash
- حملات XFS
- و...

شرم و حیا لازمه عقل زندگى
امام على (علیه السلام ) مى فرماید: اعقل الناس احیاهم (1) ؛ خردمندترین مردم باحیاترین آن ها است .
حـیـا زیـبـاتـریـن پوششى است که خداوند به بنده اش عطا فرموده است و هر انسانى که فـطـرت او دسـت نخورده باشد، بى گمان شرم و حیا را در وجود خود احساس مى کند. حیا ریشه همه زیبایى ها و کمالات و خوبى ها است .
على (علیه السلام ) فرمود: الحیاء خیر کله (2) ؛ حیا خمیر مایه همه خوبى ها است .
الحیاء مفتاح کل خیر(3) ؛ حیا کلید تمام خوبى ها است .
الحیاء تمام الکرم و احسن الشیم (4) ؛ حیا همانا به منزله همه خوبى ها و رفتارهاى نیک است .
احسن ملابس الدنیا الحیاء(5) ؛ نیکوترین لباس هاى دنیا، لباس حیا است .
حیا صفت مقدسى است که حافظ دین و نگهبان شخصیت آدمى است و هرگز از دین جدا شدنى نیست .
امام صادق (علیه السلام ) فرمود: لا ایمان لمن لا حیاء له (6) ؛ ایمان ندارد آن که حیا ندارد.
رسول خدا صلى الله علیه و اله فرمود: الحیاء هو الدین کله ؛ همه خوبى هاى دین در حیا است .
على (علیه السلام ) فرمود: الحیاء یصد عن الفعل القبیح (7) ؛ حیا آدمى را از کار زشت باز مى دارد.
سبب العفه احیاء(8) ؛ حیا عامل عفت است .
اصـولا جـرم هـا و زشـتـى هـا از بى حیاها سر مى زند، ممکن نیست با وجود حیا گناه از آدمى سـربـزنـد، به ویژه گناه آشکارا، ولى وقتى آرام آرام حیا کم رنگ شد و پرده شرم رقیق گـردید، به همان نسبت جرأت جرم و زشتى ها بیش تر مى شود تا جایى که دیگر حجاب حیا به کلى از بین مى رود و آن گاه آدمى از هیچ گناهى دریغ نخواهد کرد.
الحـیـاء مـن الایـمـان و الایـمـان فـى الجـنـه و البـذاء مـن الجـفـاء و الجـفـاء فـى النـار (9) ؛ حیا جزئى از ایمان است و ایمان در بهشت است ؛ چنان که بى حیا از پرده درى سرچشمه مى گیرد و پرده درى در آتش است .
بـنـابـر ایـن ، کـسـى کـه لبـاس حـیـا را از تـن بـه در آورد از عـقـل و ایـمـان بـه دور اسـت و خـردمـنـدى بـا بـى حـیـایـى نـشـایـد. هـرچـه مـرتـبـه کمال و عقل بیش تر باشد، حیا نیز باید بیش تر جلوه کند.حیا از خدا، حیا از مردم و حیا از خود که هر سه در احادیث آمده است .
اصـولا جـرم هـا و زشـتـى هـا از بى حیاها سر مى زند، ممکن نیست با وجود حیا گناه از آدمى سـربـزنـد، به ویژه گناه آشکارا، ولى وقتى آرام آرام حیا کم رنگ شد و پرده شرم رقیق گـردید، به همان نسبت جرأت جرم و زشتى ها بیش تر مى شود تا جایى که دیگر حجاب حیا به کلى از بین مى رود و آن گاه آدمى از هیچ گناهى دریغ نخواهد کرد.

خـردمـنـد اولا بـایـد زمـینه بى حیایى را از خود و جامعه خود بردارد و ثانیا از خواندن هر گـونـه کـتـاب نـادرسـت ، و دیـدن فـیـلم زشت و هر حرکتى که موجب تضعیف حیا در خود یا دیـگـران شـود پـرهـیـز کـنـد. از امورى که عفت عمومى را لکه دار مى کند و پرده حیا را در جـامـعـه بـه خـصـوص در مـیـان جـوانـان نـازک مـى سازد و زمینه بى حیایى و پررو شدن نوجوانان را فراهم مى کند، باید جلوگیرى کنیم .
به بهانه آزادى نباید هر فیلمى نمایش داده شود یا هر کتابى و رمانى عرضه شود و یا هـر مـقـاله اى تـحریر گردد. بى حیایى جوانان در اثر ترویج مظاهر فساد به نفع هیچ کـس نـیـست . اگر شخص حیا نداشته باشد خود را به هر مهلکه ای می اندازد با بی حیایی دروغ میگوید حق دیگران را میخورد پدر و مادرش را آزار میدهدو برایش مهم نیست چرا که در اثر بی حیایی دین و ایمانی برایش نمانده است .
اگر به رفتار خود هم دقت کنیم میبینیم هر جا حیا به خرج داده ایم و پیش رفته ایم هرگز پشیمان نشده ایم حیا کردیم و هر سخنی به زبان نیاوردیم و حیا کردیم و در هر مکانی وارد نشدیم و ....
بیشتر این فساد و تباهی هایی که پیش می آید نتیجه بی حیایی اشخاصی است که به دلیل کمبود های وجودیشان به خود اجازه میدهند هر لباسی بپوشند هر حرفی را بر زبان جاری کنند و ناهنجاری های مختلف را در قالب های خاص ترویج دهند نادانسته دارند دنیایی را به آتش می کشند .
امام على (علیه السلام ) فرمودند:
والعقل شجره ثمرها السخاء و الحیاء(10) ؛ عقل درخت تنومندى است که میوه شیرین آن سخاوتمندى و حیا است .
والدین باید در تربیت فرزندان حیا را مد نظر داشته باشند و نه با سخت گیری های بی جا که با دقت در نحوه لباس پوشیدن صحبت کردن مهمانی بردن ها و زمینه های مختلف آنان را با این اصل اساسی زندگی آشنا کنند.
چرا که دختر و پسری که حیا را نیاموزند حجاب را نخواهند آموخت خویشتن داری را نخواهند آموخت احترام، گذشت، محبت و کلا انسان بودن را نخواهند آموخت و این یعنی مرگ انسانیت و ارزش های انسانی .
منبع : کتاب ،راز های خوب زیستن،زندگی موفق
فرآوری : محمدی_گروه دین و اندیشه تبیان
پی نوشت ها :
1- غرر الحکم ، ص 53.
2- بحار، ج 68، ص 328.
3- همان ...
4- غرر الحکم ، ص 256.
5- بحار، ج 71، ص 231.
6- بحار، ج 71، ص 331.
7- غرر الحکم ، ص 257.
8- غرر الحکم ..
9- بحار، ج 78، ص 309.
10- غرر، ج 2، ص 142.
همشهری سرنخ در شماره 71 خود به سراغ زنی رفته که موفق شده بعد از اثرات تلخ و تکاندهنده اعتیاد بر زندگیاش، پاک شود و به دنبال آن پدر 86 ساله خود و 14 نفر از اعضای خانوادهاش را از چنگال اعتیاد رهایی بخشد.
بخشهایی از این گزارش تکاندهنده در ادامه میآید: در یکی از محلههای پرت ملارد کرج به دنبال کمپی میگردیم که بهتازگی افتتاح شده. این کمپ چند ماه است توسط زنی که خودش سالها معتاد بوده راه اندازی شده تا به معتادان داوطلبی که تصمیم گرفتهاند سلامتی شان را به دست بیاورند کمک کند. گودالهای بزرگ و تلهای خاکی که بچهها کنار آنها مشغول بازی کردن هستند مناظری است که تا قبل از رسیدن به کانون آرامش میبینیم.

منیژه در حال صحبت با خانواده یکی از رهجوهاست. کارش که تمام میشود به سراغش میرویم و گفتوگویمان را از ماجرای معتاد شدنش شروع میکنیم؛ « از نه سالگی شروع به مصرف مواد کردم. دو ازدواج ناموفق داشتم. درهمان نه سالگی شوهرم دادند. من اصلا آن زمان نمیدانستم ازدواج چیست !پسرعمه ام هم 17 ساله بود که با هم زیر یک سقف رفتیم. بعدها فهمیدم که او اعتیاد داشت. زندگی کودکانه ما دو سال بیشتر دوام نیاورد. یک سال بعد مجددا شوهرم دادند اماازدواج دومم کمتر از یک ماه دوام آورد. تازه 13 سالم شده بود که از شوهر دوم هم جدا شدم.»
یک زندگی کودکانه
منیژه تا13 سالگی دوبار ازدواج کرده بود. زمانی که همسن و سالهای او پشت میز و نیمکتهای دبستان آموزش میدیدند، منیژه در حالی که هنوز کودکی نکرده بود مجبور بود نقش همسر را بازی کند؛«من سن و سالی نداشتم که برای بار دوم ازدواج کردم؛ برای همین هر روز خانه و زندگی را ول میکردم وبرای خاک بازی با دوستانم به کوچه میرفتم.بعدش هم از ترس شوهرم زیر کمد یا اسباب و اثاثیه خانه قایم میشدم؛ برای همین بود که خانواده شوهرم میگفتند من زن زندگی نیستم و طلاقم دادند.»
ماجرای معتاد شدن خانم دانایی هم به همان سالهایی بر میگردد که او را به زور شوهر دادند؛«چند ماهی که از اولین زندگی مشترکم گذشت متوجه شدم پسرعمه ام تریاک میکشد. من هم که خوب و بد را نمیدانستم وقتی او از خانه بیرون میرفت، با قاشق سوختههای تریاکش را از وافور در میآوردم و میخوردم. بعد هم با خیال راحت بدون اینکه متوجه چیزی شوم میخوابیدم. بچه بودم و از این کار مثل یک بازی خوشم میآمد. شوهر دومم هم معتاد بود؛ برای همین دیگر بدون رودربایستی با او مواد مصرف میکردم.»
31 سال تخریب
منیژه تا 13 سالگی دو ازدواج ناموفق را تجربه کرده بود؛ اما شرایط زندگی او و خانوادهاش باعث شد او برای سومین بار ازدواج کند و دوران اعتیادش 31 سال ادامه پیدا کند؛«چهارده سالم که شد با علیرضا ازدواج کردم. او اعتیاد نداشت و مرد خوبی بود. بعد از مدتی من بهخاطر انجام دادن کار خانه و بشور و بسابی که داشتم رماتیسم گرفتم و کم کم رماتیسمم به قلبم زد. به مطب دکترهای مختلفی رفتم اما همه میگفتند بهخاطر اعصابم است که اینطوری شدهام و باید بروم مسافرت و این حرفها. اما من خودم میدانستم چه مرگم است و چرا عصبی شدهام میدانستم چون ترک نکردهام باید مواد مصرف میکردم اما شوهرم از ماجرا خبر نداشت. یک روز همسایه مان به علیرضا گفت:«به زنت تریاک بده، خوب میشه.»
همسایه حرف دل دانایی را زد. همین توصیه بیجا باعث شد منیژه شرم را کنار بگذارد و به همسرش بگوید چه دردی دارد؛« آنجا رویم کمی به شوهرم باز شد و ماجرای اعتیادم را به او گفتم. اول داد و بیداد راه انداخت اما بعد که حال و روزم را دید گفت برایت مواد میگیرم ولی به خانوادهام نمیگویم تو معتادی. میگویم خودم معتاد شدهام. ما خانه مادر شوهرم زندگی میکردیم. وقتی آنها سرزده به خانه مان میآمدند شوهرم تریاک را از دست من میگرفت و میکشید؛ همینطوری شد که او هم مثل من معتاد شد و بیشتر از 25 سال با هم زندگی مان را دود کردیم.»
تلخ مثل زهر مار
روزها و فرصتهای ناب زندگی منیژه و همسرش پای بساط مواد خاکستر میشدند؛ آنقدر آن روزها اتفاقات تلخ برای این زن جوان افتاده که وقتی از او میخواهیم دربارهاش حرف بزند سری تکان میدهد و میگوید نمیدانم باید کدامش را بگویم. خاطرات او از زندگی خودش گرفته تا اعتیاد بچههایش یک نقطه مشترک دارد؛ اینکه تمامشان مثل زهر تلخ است؛«سه دختر و دو پسر دارم که متاسفانه یک دختر و یک پسرم هم اعتیاد پیدا کردند. اگر بخواهم از اتفاقات تلخ بگویم شاید باورتان نشود اما 90 درصد از زندگی دوران اعتیادم تلخ است. حسین، پسرم مدت زیادی بود که به من میگفت برایش دمپایی بخرم. با خودم حساب کتاب میکردم میگفتم اگر بخواهم 500 تومان پول دمپایی او را بدهم باید چند دود کمتر مواد بکشم برای همین پشت گوش میانداختم.»
کارد به استخوان رسید
بهترین سالهای زندگی او و بچه هایش در کشمکش با اعتیاد گذشت. تا اینکه او شش سال قبل به واسطه یک اتفاق تلخ تصمیم به ترک گرفت؛«شش سال قبل بعد از یک اتفاق، زندگی ام نجات پیدا کرد. بچه هایم گرسنه بودند حتی پول نداشتم برایشان تخممرغ بخرم. یکی از اقواممان آمد خانهمان، با اینکه میدید دست و پای بچه هایم از گرسنگی میلرزد حاضر نشد75 تومان پول بدهد تا دوتا تخم مرغ برایشان بخرم. آن روز تازه متوجه شدم از کجا به کجا رسیدهام؛ شوهرم کارخانه داشت با 200 چرخکار. خودم خانه داشتم اما دیگر هیچ چیز برایمان نمانده بود؛ همهاش را دود کرده بودیم.»
اوضاع و احوال زندگی برای منیژه و خانوادهاش حسابی تلخ شده بود. آنها حتی نمیتوانستند شکمشان را سیر کنند. هر روز شرایط برای منیژه بدتر میشد. گرسنگی فرزندانش برای او تلنگری شد تا به خودش بیاید:«با خودم گفتم هرطور شده باید ترک کنم.»
فان پاتوق

به گزارش «جامجم»، ساعت 8/40 روز یکشنبه گذشته مردی با مرکز فوریتهای پلیسی 110 شهر قدس شهریار تماس گرفت و از کشف جسد مردی جوان در کوچهای بنبست نبش خیابان استقلال خبر داد.
کارآگاهان جنایی آگاهی شهر قدس با اطلاع از موضوع به محل حادثه اعزام و با جسد مردی که با گلوله کشته شده بود، مواجه شدند. ماموران پس از کشف جسد ماجرا را به قاضی ولیعهدی کشیک ویژه قتل حوزه شهر قدس اطلاع دادند و با انتقال جسد به پزشکی قانونی، تحقیقات آغاز شد. تحقیق از ساکنان محل حادثه مشخص کرد مقتول مهدی نام دارد که در زمینه خرید و فروش مواد مخدر فعالیت میکند.
دومین حادثه
جستجوهای پلیسی ادامه داشت تا این که 2 روز بعد از حادثه فوق، یکی از اهالی 30 متری شورا با مرکز فوریتهای پلیسی 110 شهر قدس تماس گرفت و از درگیری مسلحانه در خیابان خبر داد. با حضور ماموران در این محل مرد زخمی به نام محمدعلی به بیمارستان منتقل شد و در میانه راه به ماموران گفت مردی مسلح که اکبر نام دارد و از اراذل و اوباش سابقهدار است به سویش شلیک کرده است. مرد زخمی چند ساعت پس از انتقال به بیمارستان تسلیم مرگ شد. در پی این 2 جنایت با دستور قاضی کریمنژاد، رئیس حوزه قضایی شهرقدس، قاضی ولیعهدی تحقیقات در رابطه با این دو پرونده را آغاز کرد.
دستگیری در آخرین مخفیگاه
تحقیقات کارآگاهان جنایی برای دستگیری عامل تیراندازیهای مرگبار ادامه یافت تا این که معلوم شد، متهم فراری با زور و تهدید وارد خانه یک زن در یکی از محلههای جنوبی شهر قدس شده است. بنابراین با هماهنگی قضایی آن خانه را محاصره و نیمهشب شنبه 29 آبان وارد خانه شدند و متهم فراری مسلح را دستگیر و یک قبضه سلاح از وی کشف کردند.
اعتراف به 2 جنایت
با انتقال این مرد به پلیس آگاهی شهرقدس وی در بازجویی به جرم خود اعتراف و عنوان کرد پس از مشاهده یک فیلم غیراخلاقی که تصور میکرده مربوط به همسرش است، تصمیم گرفته عاملان حادثه را مجازات کند. با اعتراف این مرد، محلهایی که وی پیش از دستگیری در آنجا حضور یافته بود، شناسایی و معلوم شد، محلها پاتوق موادفروشان و خانههای فساد بوده که در این رابطه 11 زن و مرد دستگیر شدند. روز گذشته عامل جنایت و دیگر افراد بازداشت شده برای ادامه تحقیقات به شعبه 103 دادگاه حوزه قضایی شهرقدس اعزام و از سوی قاضی ولیعهدی بازجویی شدند.
اعتراف به تهیه لیست سیاه
اکبر ـ متهم به قتل ـ در اظهاراتش به قاضی ولیعهدی گفت: 3 ماه پیش در پی اختلاف با همسرم از او جدا شدم ولی با میانجیگری خانوادهام و به خاطر آینده 3 فرزندم به ادامه زندگی با همسرم رضایت داده و او نزد من و فرزندان بازگشت. تا اینکه 2 هفته پیش در یکی از پاتوقهایم فردی فیلم ضبط شده در گوشی تلفنش را به من نشان داد. وی افزود: با دیدن فیلم و تصویر زنی که مورد آزار و اذیت قرار گرفته بود بشدت شوکه شدم، چون آن تصویر به همسرم شباهت داشت و من به گمان این که تصویر متعلق به همسرم است، ماجرا را برایش بازگو کردم، اما او منکر این فیلم شد و از ترسش همراه بچهها شبانه فرار کرد. عامل جنایت ادامه داد: چندین بار فیلم را بررسی کرده و پی بردم نشانهای که روی دست آن زن وجود دارد، با مشخصات دست همسرم مطابقت دارد. بنابراین تصمیم گرفتم هویت عاملان این فیلم غیراخلاقی را شناسایی و همه را مجازات کنم.
عامل جنایت در رابطه با تهیه لیست سیاه گفت: برای پیدا کردن آنها به خانه یک زن آشنا به نام زهرا رفتم که وی مدعی شد تصویر متعلق به همسر من است و از من خواست از عاملان حادثه انتقام بگیرم. متهم افزود: بعد از آن ماجرا را با رمالی آشنا درمیان گذاشتم که وی هم ادعا کرد به او الهام شده که باید چنین افرادی از بین بروند. با شنیدن این حرفها مصمم شده و نام 11 مرد و چند زن را که گمان میبرم عاملان حادثه آن فیلم شوم هستند، شناسایی کرده و درصدد انتقام از آنها بودم که فقط 2 نفرشان را کشتم اگر دستگیر نمیشدم، همه آنها را به قتل میرساندم.
با اعتراف این مرد، زهرا و مرد رمال در تحقیقات مدعی شدند، عامل جنایت را تحریک به کشتن 2 مرد جوان نکردهاند و از فیلم سیاه اطلاعی نداشتهاند.
دیگر زنان و مردان بازداشت شده نیز بازجویی شدند که معلوم شد یکی از زنها فیلم را در اختیار عامل جنایت قرار داده و از محتوای آن بیخبر بوده و یکی از متهمان مرد نیز جزو لیست سیاه متهم برای قتل قرار داشته است. این فرد پس از دستگیری در پاتوق معتادان، هنگام انتقال به بازداشتگاه از سوی عامل جنایت در بستر خواب مورد سوءقصد قرار گرفته که با هوشیاری ماموران نجات یافته است.
بنابراین گزارش، برای عامل جنایت قرار بازداشت موقت و برای دیگر متهمان قرار قانونی صادر شد.
فان پاتوق