عوارض شایعترین مکملهای بدنسازی
اگر شما هم اهل کلاسهای بدنسازی و تناسب اندام بوده باشید، احتمالا گه گاهی به فکر استفاده از مکملهایی که عضله ایجاد کرده و یا ظاهرتان را به اصطلاح روی فرم میآورند، افتادهاید. ولی آیا شیوه کار و تاثیر این مواد را بر بدنتان میشناسید؟ اگر موافق باشید، با هم نگاهی میاندازیم به شایعترین مکملهای مورد استفاده در بدنسازی و عوارض آنها.
استروییدهای آنابولیک
بعضی افراد و ورزشکاران از استروییدهای آنابولیک استفاده میکنند تا توده و قدرت عضلانیشان را بیشتر کنند. این نوع استروییدها در بدن ترشح میشود و نوع اصلی آن تستوسترون (هورمون جنسی مردانه) است که دو اثر عمده در بدن ایجاد میکند: اول آثار آنابولیک که ساخت عضله را تحریک میکند و دوم آثار آندروژنی که سبب رشد موی صورت و بدن و کلفتی صدا در آقایان میشود. استروییدهایی که بعضی نوجوانان و ورزشکاران استفاده میکنند، نوع صناعی و ساختگی تستوسترون است. در این داروها سعی شده آثار آنابولیک بیشتر شده و آثار آندروژنی کمتر باشد اما به هر حال با مصرف این داروها هر دو اثر در بدن دیده میشود. البته در تهیه این داروها هدف درمانی وجود داشته است. برای مثال، در مردانی که به دلایلی هورمون استروژن کم ترشح میشود، در مبتلایان به ایدز برای اینکه توده عضلانی آنها تقویت شده و در نوع خاصی کم خونی تا خونسازی تحریک شود.
اما چرا این نوع دارو در میان ورزشکاران جوان و نوجوان خواهان بیشتری دارد؟ چون علاوه بر ساخت عضله، سبب کاهش آسیب عضلانی طی جلسات تمرین شده و در نتیجه بهبود فرد بعد از آسیب، سریعتر میشود. متاسفانه مصرف این دارو در ورزشکاران جوان و نوجوان بیشتر از میزان تجویزی در موارد درمانی است و به این دلیل عوارض هم در آنها بیشتر میشود: در آقایان بزرگی پستانها، طاسی، کوچک شدن بیضهها، کلفتی شدید صدا و ناباروری پدید میآید. در خانمها هم این عوارض بروز میکند: کلفتی صدا، بزرگی ناحیه تناسلی، افزایش موهای بدن، طاسی، افزایش اشتها. عوارضی که در مرد و زن (هر دو) دیده میشود: آکنه (جوش صورت) شدید، ناهنجاریها و تومورهای کبدی، افزایش کلسترول بد و کاهش کلسترول خوب، رفتارهای تهاجمی، خشونت و عصبانیت، اختلالات روانشناختی مانند افسردگی و وابستگی دارویی.
اگر فرد خودش این داروها را تزریق کند، امکان عفونت و انتقال بیماریهایی مانند هپاتیت و ایدز در صورت مصرف سرنگ مشترک وجود دارد. در نوجوانان، این دارو سبب توقف الگوی طبیعی رشد و تکامل شده و امکان بروز مشکلات سلامت را در آینده به وجود میآورد.
مصرف این دارو از نظر قانونی ممنوع است مگر پزشک برای مصارف درمانی توصیه کرده باشد. سایر انواع استروییدهای آنابولیک شامل تتراهیدروژسترینون است که به دلیل عوارض شدید، از طرف سازمان دارو و غذای آمریکا ممنوع اعلام شده و تورینابول، دیانابول، آندرویید، ناندرولون و مواردی از این قبیل همگی عوارض خطرناکی را بر بدن میگذارند مگر طبق دستور پزشک و در دوز درمانی مصرف شوند.
آندروستن دیون
این ماده که با نام آندرو هم معروف است، هورمونی است که به طور طبیعی در بدن به وسیله غدد فوق کلیه، تخمدانها و بیضه ترشح میشود. این هورمون بعد از ترشح در بدن زن و مرد به تستوسترون و استرادیول تبدیل میشود. تولیدکنندگان نوع دارویی این هورمون مدعی هستند این دارو تولید تستوسترون (هورمون جنسی مردانه) را در بدن بیشتر میکند تا ورزشکار دورههای تمرین سخت و فشرده را راحتتر تحمل کرده و سریعتر بهبود پیدا کند.
مطالعات علمی که این ادعاها را تکذیب میکند، روز به روز بیشتر میشود. در اصل، تحقیقات نشان میدهد این دارو سبب افزایش تستوسترون و تقویت عضلات نمیشود و در سال 2004 از طرف مرکز کنترل استرویید آنابولیک مصرف آن ممنوع اعلام شده است. عوارض این دارو در زن و مرد، متفاوت است. در مردان موجب کاهش تولید تستوسترون و افزایش تولید استروژن شده، آکنه، کاهش تولید اسپرم (سلول جنسی مردانه)، کوچکی بیضهها و بزرگی پستانها را به دنبال دارد. در زنان عوارض شامل آکنه، عضلانی شدن، کلفتی صدا و طاسی مدل مردانه میشود و حتی جلوی رشد نوجوان را میگیرد و در زن و مرد سبب کاهش کلسترول خوب شده و احتمال حمله قلبی و مغزی را بیشتر میکند.

کراتین
کراتین ترکیبی است که در بدن تولید شده و سبب میشود انرژی در عضلات فراهم شود. کراتین در غذاهای پر پروتئین مانند گوشت یا ماهی وجود دارد. تحقیقات نشان میدهد کراتین فوایدی دارد از جمله در فاصله زمانی کوتاه میان دو فعالیت بدنی، قدرت و نیروی عضله را زیاد میکند.
در تحقیقات مشخص شده در فعالیتهایی که به قدرت کوتاهمدت احتیاج دارند مانند تحمل وزن و یا افزایش سرعت طی دوچرخهسواری، کراتین تا حد کمی کمککننده بوده است. کراتین تولید انرژی مورد نیاز بدن را که به آن ATP میگویند و چرخش آن را در عضلات تقویت میکند و تولید فرآوردههایی مانند اسید لاکتیک را که انرژی را هدر میدهند، کاهش میدهد و در نتیجه خستگی عضلانی اتفاق میافتد. مدارکی وجود ندارد که نشان دهد کراتین ظاهر جسمی فرد را در ورزشهای استقامتی و آیروبیک (هوازی) افزایش میدهد. کراتین به میزان دو گرم در روز به وسیله کبد تولید شده و با گوشت هم وارد بد ن میشود. عوارض جانبی مصرف داروهای حاوی کراتین شامل این موارد است: دردهای پیچشی معده و عضله، تهوع، استفراغ و اسهال، افزایش وزن و کمآبی و اگر به میزان زیاد مصرف شود به کلیهها، کبد و قلب آسیب میرساند. هیچ مکمل حاوی کراتین از طرف سازمان دارو و غذای آمریکا تایید نشده است و میزان کراتین این مکملها با هم تفاوت اساسی دارد. در ضمن بعضی مواد ترکیبی با آنها موجب بروز واکنشهای حساسیتی شده است. خلاصه کلام اینکه ایمنی مواد مکمل حاوی کراتین هنوز مورد تردید است و تحقیقات نتایج خوبی نشان نمیدهد.
محرکها
محرکها داروهایی هستند که خستگی را از بین برده، بیاشتهایی ایجاد کرده و سبب افزایش هوشیاری و حالت تهاجمی میشوند. این مواد سیستم عصبی مرکزی را تحریک میکنند، ضربان قلب، فشارخون، دمای بدن و متابولیسم (سوخت و ساز) را افزایش میدهند. معروفترین آنها کافئین و آمفتامین هستند. کوکائین و متامفتامین هم از این دستهاند. مدتی بعد از مصرف دارو عوارض جانبی آن عکس تمایل فرد است یعنی اتفاقا ظاهر فیزیکی و عضلانی فرد را از بین میبرد. در ضمن به دلیل تحریکپذیری و حالت عصبی که میدهد، ورزشکار نمیتواند روی کار خود تمرکز داشته و با بیخوابی که ایجاد میکند مانع استراحت کافی او میشود. ورزشکار ممکن است از نظر روانی به آن وابسته شده یا به دارو تحمل پیدا کند و مدام میزان مصرف آن را بالا ببرد.
سایر عوارض جانبی محرکها شامل این موارد است: تپش قلب، ناهنجاری ریتم قلب، کاهش وزن، افزایش فشار خون، توهم، تشنج، خونریزی مغزی، حمله قلبی و مشکلات عروقی.
داروهای ادرارآور
این داروها سبب دفع آب بدن شده و تعادل طبیعی مایعات را به هم میزنند و در نتیجه فرد وزن از دست میدهد که بسیاری از ورزشکاران برای کاهش وزن به این داروها روی میآورند. این داروها مصرف درمانی دارند و در صورتی که در دوز درمانی از سوی پزشک تجویز شوند عوارض جانبی آنها کم و قابل کنترل است. در ورزشکارانی که میزان زیادی از این داروها را مصرف میکنند، این عوارض دیده میشود: دردهای عضلانی، خستگی مفرط، ناتوانی در تنظیم دمای بدن، کمبود پتاسیم بدن و تغییر ریتم ضربان قلب.
منبع:www.salamat.com/ن
راسخون
نویسنده :
حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٢۸ ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٩/۳/۳۱
کاریکاتور بکشید، جایزه بگیرید
دولت آفریقای جنوبی با آغاز جام جهانی فوتبال در این کشور اقدام به برگزاری مسابقه طراحی کاریکاتور با موضوع جامجهانی فوتبال کرده است.
|
 |
راسخون: دولت آفریقای جنوبی به عنوان اولین کشور آفریقایی که میزبان رویداد بزرگ ورزشی جامجهانی فوتبال است، با آغاز این رویداد ورزشی اقدام به برگزاری یک مسابقه طراحی کاریکاتور با موضوع جامجهانی برای کاریکاتوریستهای حرفهای و مبتدی کرده است.
طبق اعلام برگزارکنندگان این مسابقه، آثار ارسالی باید در قالب سیاه و سفید و یا رنگی با حداقل رزولوشن 300 پیسکل در هر اینچ با فرمت JPG بوده و تا تاریخ 11 ژوئیه (روز پایان جامجهانی 2010) با ذکر اطلاعات کامل طراح کاریکاتور شامل نام و نام خانوادگی، ملیت، پست الکترونیک، تاریخ تولد، آدرس و شماره تلفن به آدرس الکترونیکی fifacartoon@yahoo.com ارسال شود.
همچنین به برگزیدگان این مسابقه در مجموع هزار یورو اهداء میشود که 500 یورو جایزه نفر اول، 300 یورو جایزه نفر دوم و 200 یورو جایزه نفر سوم است.
اسامی برندگان در ماه اوت اعلام شده و برگزارکنندگان مسابقه حق انتشار آثار ارسالی را به هر صورتی که صلاح بدانند، دارند.
/1030 1002
راسخون
نویسنده :
حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٠۸ ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٩/۳/۳۱
ده برهان آفرینش زن
ده دلیلی که خدا زن را آفرید
10- خدا نگران بود که آدم در باغ عدن گم بشه چون اهل پرسیدن آدرس نبود.
9-خدا می دونست یه روزی آدم نیاز داره یک کسی کنترل تلویزیون رو بهش بده.
8- خدا می دونست که آدم هیچ وقت خودش وقت دکتر نمی گیره!
7-خدا می دونست اگه برگ انجیر آدم تموم بشه، هیچ وقت خودش برای خودش یکی
دیگه نمی خره.
6- خدا می دونست که آدم یادش میره آشغالا رو بیرون ببره.
5- خدا می خواست آدم بارور و تکثیر شود ، اما خدا می دونست که آدم تحمل
درد زایمان رو نداره.
4- خدا می دونست که مانند یک باغبون ، آدم برای پیدا کردن ابزارهاش نیاز
به کمک داره.
3- خدا می دونست که آدم به کسی برای مقصر دونستش برای موضوع سیب یا هر
چیز دیگری نیاز داره.
.
2- همونطور که در انجیل آمد ه است : برای یک مرد خوب نیست تنها بماند.
و سرانجام دلیل شماره یک
1- خدا به آدم نگاه کرد و گفت : من بهتر از این هم می تونم خلق کنم....
"
نویسنده :
حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:٤٥ ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٩/۳/۳٠

ادامه مطلب
نویسنده :
حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:۱٧ ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٩/۳/۳٠
پدرها و پسرها
در فوتبال ایران دو تیم استقلال و پرسپولیس به عنوان پرطرفدارترین باشگاه ها شناخته میشوند.
این دو باشگاه دو اسطوره دارند که در میان تمامیپیشکسوتان سرخابی سرآمد به حساب میآیند ـ لااقل از لحاظ محبوبیت در میان علاقمندان ـ علی پروین و ناصر حجازی سمبل دو باشگاه پرسپولیس و استقلال هستند.
آتیلا پسر ناصر حجازی در زمان بازی خود، یک بازیکن متوسط بودو همواره زیز سایه پدر قرار داشت. در آن سو محمد، پسر علی پروین چند سالی است به فوتبال حرفه ای قدم گذاشته و به نظر میرسد توفیق بیشتری نسبت به آتیلا حجازی داشته باشد.
در این میان اما شاغلام پیروانی هم بی نصیب نیست چرا که پسر تازه جوانش "علی" چند سالی است عضو باشگاه مقاومت سپاسی شده و دو سال است که در تیم بزرگسالان این باشگاه مشغول بازی است. علی پیروانی البته از طرف پدر آنچنان به بازی گرفته نشد تا با افزوده شدن بر تجربه اش در سالهای آینده نام خانواده فوتبالی پیروانی را دوباره ـ به عنوان یک فوتبالیست ـ سر زبانها بیندازد.
اکبر میثاقیان هم پسری دارد که عضو تیم ابومسلم بود و البته از تیم فعلی پسر اکبر اوتی خبر دقیقی در دست نداریم.
دامادها و پدر زن ها
تا آنجایی که ما تحقیق کردیم تنها دو مورد را یافتیم که یک بازیکن داماد سرمربی تیمش باشد. سعید رمضانی داماد ناصر حجازی است و مهدی تارتار که سابقه عضویت در پرسپولیس را در کارنامه دارد داماد کسی نیست جز فیروز کریمی.
سرمربی و دختر فوتسالیست
شاید دختر خانمهای بسیاری از مربیان فوتبال ایران اهل فوتسال یا فوتبال باشند اما از میان آنان یقینا مطرح ترینشان همان "آتوسا" دختر ناصر حجازی است که البته فکر میکنیم دیگر با فوتسال حرفهای خداحافظی کرده باشد.
اما دختر اسماعیل اردلان مربی دروازه بانان تیم پیکان هم مدتی در تیمهای بانوان سابقه عضویت داشت و حتی دارنده عنوان "خانم گل " ایران بود که در حال حاضر از وی نیز خبر دقیقی در دست نیست.
یک مورد جالب
اینکه یک سرمربی لیگ برتری داماد خانواده یک مربی لیگ برتری باشد تنها یک مورد را یافتیم. محمد عباسی سرمربی سابق برق شیراز شوهر خواهر اصغر اکبری مربی فعلی تیم فوتبال مقاومت شهید سپاسی است.
باجناقها
این مورد هم اندک بود زیرا از میان تمام تیمهای لیگ برتری تنها باجناقهای فوتبال از آن محمود فکری مربی استقلال و علی نظری جویباری سرپرست سابق ابیهای تهران است. فکری و جویباری سالهاست با هم باجناقند و رابطه بسیار خوبی با هم دارند.
منصور خان و همسرش
منصور پورحیدری سرمربی سابق تیم ملی و استقلال و سرپرست فعلی تیم ملی است. البته همسر جناب پورحیدری ،خانم فریده شجاعی نیز از فوتبال دور نیست.
همسر منصور خان که تحصیلات عالیه در مقطع دکترا دارد در فدراسیون علی کفاشیان مسوول کمیته بانوان و نایب رییس فدراسیون فوتبال است.
برادر فوتبالیست، برادر سرپرست
این مورد هم یکی بیشتر یافت نشد آن هم در شیراز و تیم برق که عباس زارع سرپرست است و برادرش صمد به عنوان بازیکن مشغول بازی است.
افسانه سه برادران مربیگری
برادران غلام حسین،محمدعلی(افشین) و امیر حسین پیروانی، هر سه نفر در مقطعی سرمربی تیمهای لیگ برتری بوده اند.
بدین صورت که شاغلام در مقاومت سپاسی، افشین در پرسپولیس و امیر حسین در ابومسلم، اما به فاصله کوتاهی ابتدا امیرحسین از سرمربیگری ابومسلم استعفا داد، افشین از راس کادر فنی پرسپولیس کنار رفت و تنها شاغلام ماند که او هم بعدا به تیم المپیک رفت.
برادران فوتبالیست
در این قسمت رکورد شکسته خواهد شد. زیرا در فوتبال ایران برادران فوتبالیست بسیاری داریم.
و اما برادران فوتبالیست (قدیمیو فعلی)
غلامحسین مظلومیو پرویز مظلومی: آیا نیاز به توضیحی هست؟!
عباس و محمد حسن انصاری فرد. این دو برادر در پرسپولیس بازی کرده اند.
مهدی و مرتضی فنونی زاده هم سابقه عضویت در استقلال و پرسپولیس را در کارنامه دارند.اسماعیل یکی دیگر از برادران فنونی زاده است که البته شهرت دو برادر اول را ندارد.
شاهرخ و شاهین بیانی که شاهرخ هم در استقلال و هم در پرسپولیس و شاهین تنها در استقلال عضویت داشته است.
سیاوش و سهراب بختیاری زاده، عضویت در تیمهای فوتبال خوزستان. البته سهراب در استقلال هم توپ زده است. از خانواده بختیاری زاده برادران دیگری هم مشغول بازی هستند.
حسین و رسول خطیبی،حسین خطیبی در تراکتور سازی تبریز چهره شد. رسول هم که فعلا عضو سپاهان است.
علی و فرشید کریمیکه معرف حضور هستند و هردو برادر در پرسپولیس بازی کرده اند.
مهدی و مجتبی شیری،دو برادری که اولی سابقه بازی در استقلال و دومیعضو تیم پرسپولیس است.
فرهاد و فرزاد مجیدی هر دو در استقلال سابقه بازی دارند.
مهدی و محمد هادی مهدوی کیا، برای مهدی نیازی به توضیح نیست اما شما احتمالا بازیهای محمد هادی را در جناح راست پرسپولیس به یاد دارید.
غلام رضا و علیرضا رضایی، غلام رضا عضو تیم صبا باتری و علیرضا با سابقه بازی در مقاومت سپاسی و استقلال اهواز است.
محرم و رسول نوید کیا،محرم گل سرسبد فوتبال اصفهان و رسول همراه تین مس کرمان.
مهدی و مهرداد کریمیان، اولی در فصلی که گذشت در تیم برق و دومیعضو تیم پاس بود.
داریوش و غلامعلی یزدانی، داریوش یزدانی را همه میشناسید اما احتمالا نام غلامعلی برادر داریوش را تازه دیده اید. غلامعلی که برادر کوچک داریوش است تا همین دو سه سال پیش عضو تیم مقاومت مرصاد بود اما فعلا از او خبری نیست.
علیرضا و غلامرضا عباسفرد، علیرضا عضو تیم استقلال و غلام رضا قبلا در برق بازی میکرد اما اکنون بازیکن تیم فوتبال پیام مخابرات شیراز است.
حسون و حسین کعبی، اهوازیها میگویند حسون، حسین است و حسین،حسون! به این صورت که هویت اصلی حسن کعبی ملی پوش فعلی فوتبال با نام حسون است و حسین برادر اوست. در صورتی که این دو برادر شناسنامه خود را عوض کرده اند تا برادر معروفتر بتواند سالهای بیشتری در فوتبال باشد و پول پارو کند.
قاسم و غلامرضا حدادی فرد که هر دو عضو تیم ذوب آهن اصفهان هستند.
فان پاتوق
دعای فرعون هم اجابت میشود
در زمان فرعون رود نیل فرو نشست ، مردم مصر پیش او آمده تقاضا نمودند که آب رود را به جریان اندازد. فرعون گفت من از شما راضى نیستم . رفتند مرتبه دوم آمده درخواست کردند باز همان جواب را داد. در مرتبه سوم نیز به همان جواب آنها را برگردانید. چهارمین بار گفتند. فرعون! حیوانات ما مى میرد و زراعتهایمان خشک مى شود اگر رود را به جریان نیندازى خداى دیگرى انتخاب مى کنیم .
فرعون گفت همه در بیابان جمع شوید، خودش نیز با آنها بیرون شد ولى در محلى که نه آنها او را مى دیدند و نه صدایش را مى شنیدند صورت بر روى خاک گذارده با انگشت شهادت اشاره نمود شروع به درخواست و دعا مى کرد. مى گفت پروردگارا مانند بنده اى خوار و ذلیل که بسوى آقاى خود بیاید در پیشگاه تو آمده ام . مى دانم کسى جز تو قدرت ندارد رود نیل را به جریان آورد به لطف و کرم خویش آن را به جریان انداز.
رود نیل به طورى جارى شد که پیش از آن سابقه نداشت . فرعون به مصریان گفت من رود را جارى کردم و به این وضع در آوردم . همه به سجده افتاده مراسم پرستش را تجدید نمودند. جبرئیل به صورت مردى پیش فرعون آمد، گفت پادشاها بنده اى دارم که او را بر سایر بندگان خود امتیاز داده ام اختیار آنها را به او سپرده کلید خزائن و اموالم در دست اوست ولى آن بنده با من دشمنى مى کند. کسى را که من دوست دارم با او دشمن است . هر که را من نمى خواهم با او دوستى مى نماید. کیفر چنین بنده اى چیست ؟
فرعون گفت بسیار بنده ناپسند و بدى است اگر در اختیار من باشد او را در دریا غرق مى کنم . گفت اگر باید چنین شود تقاضا دارم قضاوت خود را برایم بنویسد. فرعون نوشت سزاى بنده اى که با آقاى خود مخالفت کند، دوستانش را دشمن بدارد و با دشمنانش دوست باشد فقط غرق نمودن در دریا است ، به دست او داد. جبرئیل گفت خوب است این نامه را با مهر خود امضاء کنید. فرعون نوشته را گرفت و امضاء کرد. آنروز که خداوند اراده کرد فرعون و فرعونیان را غرق نماید، جبرئیل همان نامه را به دستش داده گفت اینک قضاوتى که درباره خود کردى انجام مى شود باید غرق شوى. 1
منبع : آگاه شویم (14) - دعا و توسل چرا؟ مولف: حسن امیدوار
محمدی_گروه دین و اندیشه تبیان
1- علل الشرایع جلد اول چاپ قم ، ص 55.
عکستان را به فضا بفرستید
با دانشمندان (7)
اگر بگوییم ناسا میخواهد تصویر چهره شما را به فضا بفرستد، فکر میکنید شوخی است؟ اما باید بگوییم کاملا هم جدی است. ناسا تصمیم گرفته است عکس هر کسی را که تصویر چهره خود را در سایت بارگزاری کند، در سفر آینده به ایستگاه فضایی بینالمللی بفرستد.
البته این کار جدیدی نیست. انگار ناسا هر بار میخواهد اثری از انسانها را به فضا بفرستد، مثل فضاپیمای کاسینی که دیسکتی از امضاها را به مدار زحل برد. تلسکوپ کپلر هم مجموعه نامههایی را که مردم به ای.تی نوشته بودند، به مدار زمین برد. اما این اولین باری است که فراخوان عمومی شده است.
اگر فکر می کنید فضایی ها نیز علاوه بر ساکنین زمین باید نظاره گر روی ماه شما باشند! سری به این سایت بزنید و تصویر خود را برای فرستاده شدن به فضا آماده کنید.
البته شاید این نوع کارها یکسری فعالیت تبلیغاتی باشد تا انسان را به زندگی در جایی خارج از کره زمین امیدوار کند. رویایی که خیلی دور از دسترس نیست و بشر هرروز با اکتشافاتی که انجام می دهد به آن نزدیکتر می شود. مثل کشف زیر که به یافتن آب در مریخ مربوط است.
پس از مرگ کاوشگر مریخ نشین فونیکس که در ماه می رسما پایان عملکرد آن اعلام شد ناسا بر روی کاوشگرهای دیگری که به مدار سیاره سرخ ارسال کرده است تمرکز کرد. یکی از این کاوشگرها Mars Reconnaissance Orbiter نام دارد که با دوربین ویژه ای به نام HiRISE به تازگی سه تصویر جدید را به زمین فرستاده است که ناسا در گزارشی با عنوان "آبی مثل مریخ" این تصاویر را در سایت خود قرار داده است.
HiRISE از یک گودال در نیمکره شمالی مریخ عکسبرداری کرده است. همانند بسیاری دیگر از گودالهای این منطقه، دیوارهای این گودال نیز از کانالهای عمیقی ایجاد شده اند که منشاء این کانالها امروزه مورد بحث جامعه علمی است. به طوری که اعتقاد بر این است که کانالها می توانند از جریان آب و یا همچنین از حرکت دی اکسید کربن مایع و یا جریان عناصر دانه ای تشکیل شده باشند.
نکته دیگری که توجه دانشمندان را در این تصاویر به خود جلب کرده این است که در اطراف این گودالها عناصری وجود دارند که نشان می دهند زمین این منطقه غنی از یخ است. این ردپاها پیشنهاد می کنند که آب در تشکیل این کانالها نقش داشته است.
از پیدا شدن آب در مریخ و امیدواری برای مهیا شدن شرایط حیات در آینده بر روی این سیاره صحبت کردیم. حال می خواهیم سری به گذشته بزنیم و از پیدا شدن دندان و انگشت گالیله صحبت کنیم! یک دندان و دو انگشت که پس از مرگ گالیله از بدن او جدا شده بودند هم اکنون در فلورانس به نمایش عموم گذاشته شده اند.
گالیله در سال 1642 در گذشت و 95 سال پس از مرگش و در مراسمی که برای خاکسپاری مجدد او برگزار شد، این اندامها به همراه یک انگشت دیگر و مهره ای از ستون فقرات او از بدنش جدا شدند. به گفته پائولو گالوزی، رییس موزه گالیله در فلورانس، شخصیت هایی که در این مراسم حضور داشتند بر این اعتقاد بودند که جدا کردن و نگاه داشتن بخش هایی از اندام گالیله نشان دهنده آن خواهد بود که سنتی که او به آن تعلق داشته است، زنده و پویا باقی خواهد ماند.

این بقایا به همراه 2 تلسکوپ، یک قطب نما و تعداد دیگری از مایملک گالیله بخش اصلی جذابیت موزه گالیله هستند که پس از 2 سال بازسازی دوباره در فلورانس بازگشایی شده است. در حالیکه مهره و یکی از انگشتان گالیله از 1737 در پادوا و فلورانس نگهداری می شد اما انگشت شست و دندان او در تمام این مدت از مجموعه ای به مجموعه دیگری منتقل می شد تا اینکه در سال 1905 ناپدید شد. در اکتبر سال گذشته آلبرتو بروچی، مجموعه دار فلورانسی این اعضا را بدون آنکه بداند متعلق به چه کسی است در کنار مجموعه دیگری از بقایای مذهبی خریداری کرد. بعد از آن بود که به همراه دخترش و پس از مطالعه در باره اندام های مفقود گالیله با موزه تماس گرفت و از آنها خواست به بررسی آنها بپردازد و اینگونه بود که موزه اصالت این اندام ها را تایید کرد و انگشت و دندان گالیله دوباره پیدا شد.
منبع اخبار:
مهر/خبرآنلاین/جام جم
تنظیم برای تبیان:
م.ح.اربابی فر
جام جم آنلاین: امروزه به دلیل شیوع اضافه وزن و چاقی، تاکید بسیاری بر کاهش وزن میشود. مساله چاقی به قدری برای بعضی افراد معضل شده که با تعجب از خود میپرسند، چطور ممکن است بعضیها بخواهند چاق شوند؟ اما دلایل زیادی هم وجود دارد که افراد را به سوی تلاش برای افزایش وزن و چاق شدن میکشاند.

عدهای به طور طبیعی لاغر هستند و دوست دارند اندکی چاقتر شوند. برخی بیماریها نیز میتواند منجر به کاهش وزن افراد شود. اختلال در غذا خوردن نیز یکی دیگر از دلایل لاغری افراد است. افراد مسن هم به دلایل مختلف میتوانند با این مشکل مواجه شوند.
اما باید بدانیم در حالی که اضافه وزن و چاقی عاملی شناخته شده برای بروز مشکلاتی در سلامتی افراد است، لاغری بیش از حد نیز میتواند مشکلاتی را در پی داشته باشد.
اما به هر دلیلی که کمبود وزن دارید و میخواهید چاقتر شوید، به یاد داشته باشید که این کار مانند همه امور دیگر زندگی باید به شیوهای درست انجام گیرد. افزودن غذاهایی با شکر و چربی زیاد همیشه میتواند مشکلاتی برای سلامت شما ایجاد کند. در ضمن بهتر است در ابتدا بدانید که برای چه مقدار چاق شدن به چه میزان کالری احتیاج دارید که در این موارد میتوانید از یک متخصص تغذیه کمک بگیرید. نکاتی که در اینجا مطرح میشود تنها توصیههایی خواهد بود و نه رژیمی خاص شما.
چه چیزی بخوریم؟
برای افزایش وزن، غذایی که مصرف میکنیم باید کالری بیشتری داشته و در ضمن تمام مواد غذایی مورد نیاز بدن را نیز شامل شود. دقت کنید که غذاهایی سالم انتخاب کنید، به خصوص زمانی که در دوران نقاهت پس از بیماری بهسر میبرید.
افزایش مصرف تنقلات و انواع غذاهای چرب راه خوبی برای افزایش وزن نیستند. این نوع غذاها اغلب حاوی چربیهای ناسالم هستند. به یاد داشته باشید که حتی اگر میخواهید کالری را افزایش دهید این کار باید از طریق غذاهای سالم انجام شود.
وعدههای غذایی را افزایش دهید
ممکن است راحتتر باشید اگر روزانه به جای 3 وعده بزرگ غذایی، 5 یا 6 وعده سالم و متعادل مصرف کنید.
حدود ساعت 10 صبح و هنگام بعدازظهر به جای انواع هلههولهها از میان وعدههایی سالم و مناسب استفاده کنید. آجیل و انواع مغزها انتخابی مناسب برای این کار هستند.
با افزودن غذاهای سرخ شده و چرب (مانند سیبزمینی سرخ شده)، سلامت رژیم غذایی خود را از دست خواهید داد. درست است که میخواهید چاق شوید، اما نباید سلامت خود را از دست دهید. پس بهتر است به جای آن از سیبزمینی پخته شده استفاده کنید.
همچنین از نوشیدنیهای سالم مانند آبمیوه طبیعی و شیر استفاده کنید. هیچ وقت برای افزودن کالری از نوشابههای شیرین که فقط کالری داشته ولی ارزش غذایی ناچیزی دارند استفاده نکنید.
مصرف سبزیجات نشاستهای مانند سیبزمینی و ذرت نیز مفید خواهد بود.
ورزش کنید
ورزش هم برای افزایش وزن روشی مناسب است. تمرینات مقاومتی نظیر وزنه زدن به افزایش حجم عضلانی کمک خواهند کرد. ورزش در کنار رژیمی سالم و متعادل میتواند به بهترین شکل به شما کمک کند.
اما این نکته را نیز از یاد نبریم که رژیم غذایی هم در مورد کاهش وزن و هم افزایش وزن باید متعادل و سلامت باشد
فان پاتوق

یک بازی سبک مسابقه ای بی نظیر بایستی این خصوصیت را داشته باشد که اولا پیست های مسابقه و در واقع مسیرهای مسابقه در مراحل مختلف از روی مدل واقعی عینا طراحی شده باشند و اینکه بازی دارای گرافیک بالا بوده و جزییات محیط اطراف به زیبایی طراحی شوند. تمامی این ویژگی های ذکر شده را می توانید در بازی بسیار جذاب European Street Racing 1.0 مشاهده کنید. در این بازی تعداد 7 مسیر از انواع اقسام مسیرهای مسابقه ای با جزییات عالی را از شهرهای معروف جهان از جمله لندن، پاریس، هامبورگ، برلین، مسکو، ورشو و مادرید تجربه خواهید کرد. کسی که در هر هفت شهر ذکر شده مقام اول را کسب کند به عنوان راننده خیابان سال معرفی شده و از امتیازات فراوان و مزایای ویژه بهره مند خواهد شد. جذابیت بازی بعد از برنده شدن در هفت مسیر مضاعف شده و هیجان بازی دو چندان می شود که آن را می توانید با دانلود این گیم و بازی با آن تجربه کنید. این بازی به صورت بدون نیاز به نصب (پرتابل) می باشد.
توضیحات کامل و تصاویری از بازی را می توانید در ادامه مطلب مشاهده نمائید.
برای دانلود اینجا کلیک کنید
Download Now
نویسنده :
حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٥٩ ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸٩/۳/٢٦
.jpg)
داستان انیمشین:براساس سری کارتونهای دهه ۸۰ بر مبنای یک گروه موسیقی از موشخرماهای شیطان به سرکردگی آلوین و همراهی سیمون بلندقد و آرام و تئودور خپل ...
ژانر: :انیمیشن ,کمدی ,خانوادگی
کارگردان: تیم هیل
نویسنده: جان ویتی، کریس ویسکاردی، ویل مکراب
بازیگران: جیسون لی، راس بگداساریان،جنیس کارمن
کیفیت : dvdrip بسیار عالی
فرمت: MKV
حجم: ۳۰۰ مگابایت
توجه:کارتون الوین 2 نیز در روز های دیگر در سایت قرار خواهد گرفت
برای دانلود اینجا کلیک کنید
Download Now
نویسنده :
حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٤۳ ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸٩/۳/٢٦
![Microsoft_Office_2010_Professional_Plus_[www.MihanDownload.com].jpg](http://mihandownload.com/Microsoft_Office_2010_Professional_Plus_[www.MihanDownload.com].jpg)
شاید یکسال اخیر را بهترین دوران مایکروسافت قلمداد کرد زیرا قبل از انتشار ویندوز هفت صحبت هایی در رابطه با انتشار نسخه ی جدید مجموعه آفیس در سال 2010 شده بود که البته در این میان نسخه های آزمایشی بسیار زیادی از نسخه 2010 آفیس منتشر شد که این نرم افزارها تنها در اختیار بعضی از کارشناسان جهت تست نرم افزار قرار گرفت. اما بلاخره در چند روز پیش نسخه نهایی این مجموعه با نام Microsoft Office 2010 Professional Plus به صورت رسمی از سوی شرکت مایکروسافت روانه بازارهای جهانی شد و امروز سایت میهن دانلود مفتخر است که به عنوان اولین سایت ایرانی نسخه 2010 مجموعه نرم افزاری آفیس را به صورت کاملآ رایگان و با لینک مستقیم از سرورهای پر سرعت سایت در اختیار شما همیهنان عزیز قرار دهد. پیش از این مایکروسافت اعلام کرده بود که 707 میلیارد دلار در پژوهش و طراحی آفیس سرمایه گذاری کرده که این دو برابر ویندوز به شمار می رود و تلاشی برای دفع رقیبان این مجموعه نرم افزاری همچون OpenOffice.org است. این نسخه جدید که آنرا تحولی در عرصه نرم افزارهای آفیس میدانند دستخوش تغییرات بسیار زیادی بوده است. اولین و مهمترین تغییری که در این نسخه به چشم میخورد افزایش اجرای نرم افزارهای آفیس است که در مقایسه با نسخه 2007 این ضعف به صورت چشمگیری برطرف شده زیرا اگر با نسخه ی 2007 آفیس کار کرده باشید می دانید که زمان اجرای هر کدام از نرم افزارهای بسیار طولانی بود که این موضوع ربط چندانی به قطعات سخت افزاری سیستم کاربران نداشت و بیشتر مشکل مربوط به خود نرم افزار بود که در این نسخه مشاهده می کنیم این ضعف تا حد قابل قبولی بر طرف گردیده است. نکته ی دیگری که قابل توجه است احتیاجات سخت افزاری سیستم برای نصب نرم افزار می باشد در واقع کسانی که نسخه 2007 را توانسته اند بر روی سیستم خود نصب کنند به راحتی می توانند از نسخه 2010 آفیس استفاده کنند یعنی نیاز سخت افزاری نرم افزار بالا نرفته که این را میتوان جز سیاست های مایکروسافت قلمداد کرد. در مجموعه Microsoft Office 2010 نرم افزارهای زیر قرار گرفته اند:
Microsoft Word 2010
Microsoft Excel 2010
Microsoft Outlook 2010
Microsoft PowerPoint 2010
Microsoft OneNote 2010
Microsoft Access 2010
Microsoft InfoPath 2010
Microsoft Publisher 2010
Microsoft Groove 2010
Microsoft Project 2010
Microsoft Visio 2010
هر کدام از این نرم افزارها در زمینه های مختلف به نوعی یک Leader یا رهبر محسوب می شوند. پایگاه ها و بانک های اطلاعاتی در کنار یک پردازشگر و ویرایشگر متن ها و کلمات با امکانات فراوان به همراه یک مجموعه از سلول های محاسباتی که می توان پیچیده ترین مراحل مختلف در حسابرسی ها را با آن ها انجام داد بخش هایی از قابلیت هایی هستند که در این مجموعه گنجانده شده اند. یکی از محبوب ترین آنها هم که PowerPoint نام گرفته و امروزه اکثر پروژه ها در زمینه های مختلف تحقیقاتی یا آموزشی در سطوح مختلف با همین نرم افزار به دیگران شناسانده می شود.
برای دانلود اینجا کلیک کنید
Download Now
نویسنده :
حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٢٩ ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸٩/۳/٢٦

ادامه مطلب
نویسنده :
حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٢٥ ب.ظ روز سهشنبه ۱۳۸٩/۳/٢٥
نویسنده :
حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:٠٥ ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٩/۳/٢٤
12سوال قرآنی از امام هادی علیه السلام
یحیی بن اکثم دانشمند ترین قاضی عصر مأمون در بصره بود.وی در احتجاج با امام هشتم ـ علیهالسّلام ـ شکست خورد. همچنین در حضور مامون ،در مناظره با امام جواد - علیه السلام- نیز مغلوب گردید و هر دو یقین کردند که علم و سیادت از مختصات خاندان علوی است. گرچه یحیی بن اکثم متوجه شده بود که علم امام هرگز با علم بشر عادی قابل مقایسه نیست، لکن چون شکستهای سابق او موجب خفّت و کسر شأن او شده بود، همواره سعی میکرد تا روزی انتقام شکستهای سابق خود را از امام بعد از حضرت جواد ـ علیهالسّلام ـ بگیرد.
پس از شهادت جواد الأئمه ـ علیهالسّلام ـ در مجلسی حضرت هادی ـ علیهالسّلام ـ را ملاقات کرد و سؤالات و غوامض لا ینحل خود را بدین شرح از آن حضرت پرسید.1
سؤال اول: در مورد آیه شریفه: «وَ قالَ الَّذی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الکتابِ أنا آتیکَ بِهِ قَبْلَ أنْ یَرْتَدَّ الیکَ طَرْفُکَ»2 پرسید: «سلیمان تخت بلقیس را خواست و آصف بن برخیا، تخت را پیش از آنکه سلیمان چشم بر هم زند حاضر کرد، چگونه سلیمان که پیغمبر بود، بر علوم آصف بن برخیا بیاطلاع بود و خود نتوانست تخت را حاضر کند؟»
حضرت پاسخ داد: «سلیمان پیغمبر در انجام این عمل خود قادر بود، لکن خواست عظمت آصف بن برخیا را بر مردم روشن سازد و خلیفه و جانشین پس از خود را که از نظر علمی افضلیت بر سایر مردم داشته معرفی کند. آصف بن برخیا خلیفه و جانشین سلیمان بوده وهر چه علم و دانش داشت از مکتب نبوّت سلیمان گرفته بود و این سنّت پیغمبران بوده که جانشینان خود را به علم و افضلیت معرفی کنند.
سؤال دوم: در آیه شریفه «وَ رَفَعَ أبَوَیْهِ عَلَی الْعَرْشِ وَ خَرَّوا لَهُ سُجَّداً»3 مربوط به یعقوب نبی و رفتن او به کنعان نزد یوسف و شناختن فرزند و سجده کردن او با فرزندش برای یوسف است، «چرا یعقوب با اینکه پیغمبر بود به یوسف سجده کرد در حالی که سجده و خضوع وخشوع مخصوص پروردگار است؟»
حضرت پاسخ داد: «سجده یعقوب برای یوسف نبوده، بلکه به شکرانه ملاقات با فرزند گم کرده خود، خدای آفریننده را سجده کرد چرا که پس از سالیان درازی چشم پدری که خبر مرگ فرزند را شنیده بود به دیدار او روشن شد واین سجده مانند سجده ملائکه برای آدم ـ علیهالسّلام ـ است. ملائکه در حقیقت بر آدم سجده نکردند بلکه بمنظور اطاعت و شکرگزاری در برابر بزرگترین خلقت حق سجده نمودند.»
سؤال سوم: در آیه شریفه «وَ اِنْ کُنْتَ فی شَکَّ ممّا أنْزَلنْا اِلَیکَ فَاسْئَلِ الّذینَ یقْرَؤونَ الکتابَ»4 اگر در آنچه بر تو نازل کردیم شک داری پس بپرس از کسانی که میخوانند کتاب را؛ مخاطب این آیه کیست؟ آیا مخاطب پیامبر است و او در مُنزَلتات آسمانی شک کرده بود یا مخاطب کس دیگری است؟ و از چه کسی باید سؤال کند؟»
حضرت پاسخ داد: «این آیه خطاب به شخص پیغمبر ـ صلیالله علیه و آله ـ است؛ البته آن حضرت در هیچ یک از آیات قرآن شک و تردید نداشته است ولی چون برخی میگفتند: چرا خداوند کسی از فرشتگان را به عنوان پیامبر مبعوث نکرد؛ این آیه خطاب به پیغمبر و برای آنهاست که از کسانی که از کتب آسمانی اطلاع دارند بپرس و خواهی دانست که تمام پیغمبرانی که پیش از تو فرستادیم همه از نوع و جنس خود آن امت بودند و مانند مردم زندگی میکردند و در اجتماعیات شرکت داشتند و با مردم معاشرت داشتند و با وقوف بر کتب گذشته آسمانی این شک و تردید از دل سائلین بر طرف میشد.»
«چون خداوند متعال با آدم ـ علیهالسّلام ـ پیمان بست که پیرامون حسد نگردد و نزدیـک شجره گندم نرود ولی چون آدم تحت تأثیر حوّا قرار گرفت و از گندم خورد، بجرم عـدم اطاعت از فرمان خدا از بهشـت رانده شد و امّا منظور از لذت نفس و التذاذ چشم، خـوردن و خفتـن و دفـع کـردن (به مستراح رفتن) مانند دنیا نیست بلکه مراد، لذت معنوی و روحانی است.»
سؤال چهارم: در آیه شریفه: «وَ لَوْ أنَّ ما فِی الأرضِ مِنْ شَجَرَهٍ أقلامٌ وَ الْبَحْرُ یَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعهُ أبحُرٍ ما نَفِدَتْ کَلِماتُ اللهِ»5 آن هفت دریا که اگر آب آنرا برای شرح کلمات خدا بکار برند خشک میشود در حالیکه هنوز کلمات و آثار او بیان نشده کدام است؟
حضرت پاسخ داد: «دریاهای هفتگانه عبارتند از:
1. عین کبریت، «دریای کبریت»
2. عین برهوت، «دریای مدیترانه»
3. دریای طبریّه در فلسطین
4. دریای حمئه و آن دریایی است که خاکش سیاه و آبش گرم است و مراد دریاچه «آلبرت» یا ویکتوریا است که زیر خط استوا واقع شده است.
5. دریای «مارسیدان» یا «مارسودان» که در سودان حبشه است.
6. دریای «افریقیه»
7. دریای «سجرون».
و مراد از «کلمات الله» ما ائمه جانشینان پیغمبر خدا ـ صلیالله علیه و آله ـ هستیم که فضایل ما تمام نشدنی است.»
سؤال پنجم: در آیه شریفه «و فیها ما تَشْتَهیهِ الأنْفُسُ وَ تَلَذُّ الأعْیُنُ»6 اگر در بهشت هر چه خوردنی و هر چه دیدنی است برای لذت است، چرا در آنجا خداوند آدم را از شجره گندم نهی و به جرم آن معاقب گردانید و او را از بهشت رانده و به دنیا فرستاد؟
حضرت پاسخ داد: «چون خداوند متعال با آدم ـ علیهالسّلام ـ پیمان بست که پیرامون حسد نگردد و نزدیک شجره گندم نرود ولی چون آدم تحت تأثیر حوّا قرار گرفت و از گندم خورد، بجرم عدم اطاعت از فرمان خدا از بهشت رانده شد و امّا منظور از لذت نفس و التذاذ چشم، خوردن و خفتن و دفع کردن (به مستراح رفتن) مانند دنیا نیست بلکه مراد، لذت معنوی و روحانی است.»
سؤال ششم: در آیه شریفه «أو یُرَوِّجُهُمْ ذُکراناً وَ إناثاً»7 تزویج مرد به مرد جایز دانسته شده و اگر چنین است چرا قوم لوط را به سبب همین عمل تشنیع مورد عقاب و عتاب سخت خدا واقع شده است؟»
حضرت در پاسخ فرمود: تمام این آیه چنین است. «لِلّهِ مُلْکُ السَّمواتِ و الأرضِ. یَخْلُقُ ما یَشاءُ، وَ یَهَبُ لِمَنْ یَشاءُ اناثاً وَ یَهَبُ لِمَنْ یَشاءُ الذُّکورَ أوْ یُزَوِّجُهُمْ ذُکْراناً و اناثاً وَ یجْعَلُ مَنْ یَشاءُ عَقیماً، انَّه علیمٌ قدیرٌ». یعنی: آسمان و زمین از آن پروردگار است، اوست که به هر که بخواهد میبخشد و هر که را بخواهد خلق میکند، به هر که بخواهد دختر میدهد و به هر که اراده کند پسر عنایت میفرماید تا با یکدیگر ازدواج کنند و در تزویج هر که او را خواست عقیم و نازا و یا ولود وکثیر الأولاد میسازد.» لکن نا بخردان برخی از آیات را سر و ته میخوانند و مردم را به انحراف میکشانند.»
سؤال هفتم: در آیه شریفه: «وَ اَشْهِدُوا ذَوَیْ عَدْلٍ مِنْکُم»8 «در چه صورتی شهادت یک زن به تنهایی پذیرفته میشود، در حالیکه از شرایط شهادت رجولیت، عدالت است؟»
حضرت در پاسخ فرمود: «یگانه زنی که شهادت او به تنهایی پذیرفته میگردد، همانا شخص قابله است که در امور زنانگی شهادت او مورد قبول است، آنهم با شرط تراضی طرفین، ولی در صورت عدم رضایت، باید دو زن شهادت دهند و اگر آنهم کفایت نکند باید طبقهای از زنان شهادت دهند.»
خداوند متعال با آدم ـ علیهالسّلام ـ پیمـان بست که پیرامون حسد نـگردد و نزدیک شجره گندم نرود ولی چون آدم تحت تأثیر حـوّا قـرار گـرفت و از گنـدم خورد، بجرم عدم اطاعت از فرمان خدا از بهشت رانده شد و امّا منظـور از لذت نفـس و التـذاذ چشم، خوردن و خفتن و دفع کردن (به مستراح رفتن) مانند دنیا نیست بلکه مراد، لذت معنوی و روحانی است
سؤال هشتم: از گوسفند موطوئه و مشتبه9 سؤال کرد که «تکلیف ما با آن چیست؟»
حضرت فرمود: «اگر گوسفند موطوئه شناخته شود او را ذبح کنند و در آتش اندازند و اگر راهی برای تشخیص آن پیدا نکردند میتوانند با قید قرعه گوسفند مشتبه را از گله خارج نمایند، آنگاه ذبح کرده و در آتش بسوزانند تا سایر گوسفندان از آسیب سوختن مصون مانند.»
سؤال نهم: «علت آشکارا خواندن قرائت در فریضه صبح و آهسته خواندن آن در نماز ظهر و عصر چیست با اینکه هر دو جزء صلوه یومیّه هستند؟»
حضرت جواب داد: «از آنجا که موقع نماز صبح هوا تاریک است و کسی نمازگذار را نمیبیند حکم شد که بلند بخواند و نماز ظهرین را که همه میبینند آهسته خواندن آن ارجح است.»
سؤال دهم: «چرا امیرالمؤمنین علی ـ علیهالسّلام ـ قاتل زبیر را به آتش جهنم بشارت داد و چرا در جنگ جمل خود آن حضرت او را به قتل نرسانید با آنکه خلیفه وقت و امام مقتدر بود؟»
حضرت در پاسخ فرمود: «چون رسول خدا ـ صلیالله علیه و آله ـ فرمود: قاتل «صفیّه» (یعنی زبیر) در جنگ نهروان خروج خواهد کرد و کشته خواهد شد و لذا علی ـ علیهالسّلام ـ او را در جنگ بصره (جمل) آزاد گذاشت، زیرا یقین داشت که او جزء خوارج نهروان به قتل خواهد رسید و قول پیغمبر ـ صلیالله علیه و آله ـ دروغ نیست.»
سؤال یازدهم: «امیرالمؤمنین ـ علیهالسّلام ـ در جنگ صفین فرمان داد شامیان را در هر حال باشند سالم یا مجروح، پیاده یا سواره، مسلّح یا بدون سلاح، هر که را هر کجا یافتند از دم تیغ بگذارنند در صورتیکه در جنگ جمل چنین فرمان نداد بلکه فرمود: فقط جنگجویان را دنبال کنید. این تفاوت حکم برای چیست؟»
حضرت فرمود: «هر فرمانی در جای خود بجاست و هر حکمی در قضیّه مخصوصی پسندیده است که جای دیگر ناپسند است و اگر عناد و لجاج و خصومت شامیان را با مردم خوارج در نظر بگیریم و اوضاع و احوال جنگ را از زمان و مکان و مصالح روزگار بنگریم، حکم بر اساس مصلحت بوده است.»
سؤال دوازدهم: «مردی که به لواط اقرار کند آیا حدّی بر او هست یا خیر؟»
حضرت در پاسخ فرمودند: «اگر اقرار او به لواط با بیّنه و شاهد تأیید نشود، امام میتواند او را مجازات نکند بدلیل آیه شریفه «هذا عَطاؤُنا، فَامْنُنْ أوْ أمسِکْ»10
در اینجا مسائل یحیی بن أکثم خاتمه یافت و بجواب آنها نائل شد و اعتراف به عظمت علمی حضرت هادی ـ علیهالسّلام ـ کرد.
شکوری - گروه دین و اندیشه تبیان
[1]. برخی از مورخین معتقدند که یحیی ابتدا این سؤالات را از موسی مبرقع فرزند بلاواسطه امام جواد (ع) پرسید و چون موسی نتوانست پاسخ گوید به او گفت: برو از برادرت امام علی النقی (ع) سؤال کن و جوابها را برای من بیاور؛ لکن در کتاب کافی و تهذیب باب «میراث الخنثی» آمده است که یحیی بن اکثم این سؤالات را مستقیماً از حضرت هادی (ع) پرسید و امام دهم پاسخ را برای او نوشت. زیرا یحیی در بصره بود و حضرت هادی (ع) در سامرا و موسی مبرقع هم د رسال 244هـ. ق وفات کرده و یحیی نیز در سال 242هـ. ق وفات کرده بود و مسافرت موسی مبرقع به بغداد پس از فوت یحیی بوده است.
[2] . سوره نمل: آیه 40.
[3] . سوره یوسف: آیه100.
[4] . سوره یونس، آیه 94.
[5] . سوره لقمان آیه 27.
[6] . سوره زخرف، آیه 71.
[7] . سوره شوری آیه50.
[8] . سوره طلاق آیه 2.
[9] . اگر مردی به گوسفندی دخول کند آن گوسفند را موطوئه نامند، حال اگر بدانیم که مثلاً یکی از ده گوسفند ما موطوئه است ولی عین آن گوسفند موطوئه برای ما مشخص نیست امر بر ما «مشتبه» شده است، مولف
[10] . سوره صاد آیه 39.
نویسنده :
حسین شورگشتی ; ساعت ٩:۱۸ ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٩/۳/٢٤
|
..:: داستان یک سگ ::..
|
قصاب با دیدن سگی که به طرف مغازه اش نزدیک می شد حرکتی کرد که دورش کند اما کاغذی را در دهان سگ دید .کاغذ را گرفت.روی کاغذ نوشته بود" لطفا ۱۲ سوسیس و یه ران گوشت بدین" . ۱۰ دلار همراه کاغذ بود.قصاب که تعجب کرده بود سوسیس و گوشت را در کیسه ای گذاشت و در دهان سگ گذاشت .سگ هم کیسه راگرفت و رفت .
قصاب که کنجکاو شده بود و از طرفی وقت بستن مغازه بود تعطیل کرد و بدنبال سگ راه افتاد .
سگ در خیابان حرکت کرد تا به محل خط کشی رسید . با حوصله ایستاد تا چراغ سبز شد و بعد از خیابان رد شد.قصاب به دنبالش راه افتاد. سگ رفت تا به ایستگاه اتوبوس رسید نگاهی به تابلو حرکت اتوبوس ها کرد و ایستاد .قصاب متحیر از حرکت سگ منتظر ماند .
اتوبوس امد, سگ جلوی اتوبوس امد و شماره انرا نگاه کرد و به ایستگاه برگشت .صبر کرد تا اتوبوس بعدی امد دوباره شماره انرا چک کرد اتوبوس درست بود سوار شد.قصاب هم در حالی که دهانش از حیرت باز بود سوار شد.
اتوبوس در حال حرکت به سمت حومه شهر بود وسگ منظره بیرون را تماشا می کرد .پس از چند خیابان سگ روی پنجه باند شد و زنگ اتوبوس را زد .اتوبوس ایستاد و سگ با کیسه پیاده شد.قصاب هم به دنبالش.
سگ در خیابان حرکت کرد تا به خانه ای رسید .گوشت را روی پله گذاشت و کمی عقب رفت و خودش را به در کوبید .اینکار را بازم تکرار کرد اما کسی در را باز نکرد.
سگ به طرف محوطه باغ رفت و روی دیواری باریک پرید و خودش را به پنجره رساند و سرش را چند بار به پنجره زد و بعد به پایین پرید و به پشت در برگشت.
مردی در را باز کرد و شروع به فحش دادن و تنبیه سگ و کرد.قصاب با عجله به مرد نزدیک شد و داد زد :چه کار می کنی دیوانه؟ این سگ یه نابغه است .این باهوش ترین سگی هست که من تا بحال دیدم.
مرد نگاهی به قصاب کرد و گقت:تو به این میگی باهوش ؟این دومین بار تو این هفته است که این احمق کلیدش را فراموش می کنه !!!
نتیجه اخلاقی :
اول اینکه مردم هرگز از چیزهایی که دارند راضی نخواهند بود.
و دوم اینکه چیزی که شما انرا بی ارزش می دانید بطور قطع برای کسانی دیگر ارزشمند و غنیمت است .
سوم اینکه بدانیم دنیا پر از این تناقضات است.
پس سعی کنیم ارزش واقعی هر چیزی را درک کنیم و مهمتر اینکه قدر داشته های مان را بدانیم.
|
نویسنده :
حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:٢٤ ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٩/۳/٢۳

ادامه مطلب
نویسنده :
حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٥۸ ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٩/۳/٢۳
چشم پاکی و نتایج آن :
هر یک از اعضای بدن مؤمن نسبت به عبادت پروردگار متعال وظیفه خاصی بر عهده دارد که اگر بدان وظیفه عمل کرد، ارزشمند است.
چشمی که به نگاه حرام آلوده نگردد، سبب برکات زیر می گردد:
1- دیدن شگفتیها: رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: چشمهایتان را (از نامحرم) بپوشانید تا عجایب و شگفتیها را ببینید. غُضُّوا اَبْصارَکُم تَرَوْنَ الْعَجائِبَ(۱)
2- راحتی قلب: امام علی ـ علیه السلام ـ فرمود: آنکه از نامحرم چشم خود را فرو نهاد، قلبش را راحت کرده است. مَنْ غَضَّ طَرْفَهُ اَراحَ قَلْبَهُ (۲)
3- نیک خویی: همچنین آن حضرت فرمود: کسی که نگهاه هایش کنترل شود، صفاتش نیکو گردد. مَن غُضَّتْ اَطرافُهُ حَسَنَتْ اَوصافُهُ (۳)
4- پاداش الهی: امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: هر کسی زنی را ببیند و بلافاصله دیده اش را به آسمان بدوزد یا چشم فرو بندد، چشم باز نگرداند مگر اینکه خداوند حوریان بهشتی را به عقد او در آورد. مَنْ نَظَرَ اِلی امْرأَةٍ فَرَفَعَ بَصَرَهُ اِلیَ السَّماءِ اَوْ غَمَضَ بَصَرَهُ لَمْ یَرْتَدَّ اِلَیْهِ بَصَرُهُ حَتّی یُزَوَّجَهُ اللهُ مِنَ الْحُورِ العینِِ (۴)
5- چشیدن شیرینی ایمان: پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: نگاه (به نامحرم) تیر زهرآلودی از تیرهای شیطان است و هر کس آن را از ترس خدا ترک کند، خداوند چنان ایمانی به او عطا کند که شیرینی اش را در دل خویش احساس کند. اَلنَّظَرُ سَهْمٌ مَسموُمٌ مِنْ سِهامِ اِبْلیسَ فَمَنْ تَرَکَها خَوْفاً مِنَ اللهِ اَعطاهُ اللهُ ایماناً یَجِد حَلاوَتَهُ فی قَلْبِهِِ (۵)
6- بروز صفت شجاعت: شجاع ترین مردم کسی است که بر خواهش نفسانی اش چیره شود. اَشْجَعُ النّاسِ مَنْ غَلَبُ هَواهُ (۶)
۱- بحارالانوار، ج 101، ص 41.
۲- شرح غررالحکم، آمدی،ج 5، ص 449.
۳- میزان الحکمه، ج 10، ص 7.
۴- بحارالانوار، ج 101، ص 37.
۵- بحارالانوار، ج 101، ص 38.
۶- نهج الفصاحه، پاینده، حدیث 299، ص 58.
منبع: bargeshabane.blogfa.com
نوشته شده توسط فانی
__________________
پاتوق ایرانیان
راننده جوان کانادایی پیش از این ، دو جایگاه قهرمانی را در جریان مسابقات قهرمانی ملی کانادا در شاخه Rotax Mini Max بدست آورده و سال گذشته نیز جایگاه ششم را در فینال مسابقات بین المللی Mini Roc در ایتالیا و جایگاه دوم را در مسابقات Rotax Micro Max فلوریدا کسب کرد.

تیم فرمول 1 فراری، یک کودک 11 ساله اهل مونترآل کانادا ، به نام " لنس استرول" را به عنوان جوان ترین عضو آکادمی رانندگان خود پذیرفت.
به گزارش «ایرانتو»، رییس این آکادمی ، روز یکشنبه، در جریان مسابقات Grand Prix در مونترآل با اعلام این مطلب افزود، او شاید بسیار جوان باشد، اما از هم اکنون استعداد درخشان خود را نشان داده است.
وی اضافه کرد:" ما قدم به قدم ، لنس را در برنامه های آمریکای شمالی، دنبال خواهیم کرد و بزودی در دوره هایی که در Maranello برگزار می شود، شرکت خواهد کرد.
راننده جوان کانادایی پیش از این ، دو جایگاه قهرمانی را در جریان مسابقات قهرمانی ملی کانادا در شاخه Rotax Mini Max بدست آورده و سال گذشته نیز جایگاه ششم را در فینال مسابقات بین المللی Mini Roc در ایتالیا و جایگاه دوم را در مسابقات Rotax Micro Max فلوریدا کسب کرد.
لنس همچنین در سال 2008، از سوی فدراسیون اتومبیل رانی کبک به عنوان بهترین راننده تازه کار و سال بعد از آن به عنوان راننده برتر، برگزیده شد.
فراری، قدیمی ترین و موفق ترین ، تیم های اتومبیل رانی در جهان محسوب می شود و از سال گذشته، یک آکادمی برای تربیت رانندگان جوان، از مرحله ابتدایی تا رسیدن به فرمول وان، تأسیس کرده است.
راننده کهنه کار کانادایی به نام Gilles Villeneuve ، از سال 1977 تا زمان مرگ خود در سال 1982، برای فرمول وان افتخار آفرینی کرد و در سال 1997 نیز عنوان " father of world champion Jacques" را کسب کرد.
پرشین وی

ادامه مطلب
نویسنده :
حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٥۱ ب.ظ روز سهشنبه ۱۳۸٩/۳/۱۸

ادامه مطلب
نویسنده :
حسین شورگشتی ; ساعت ٩:۳۸ ب.ظ روز سهشنبه ۱۳۸٩/۳/۱۸
جام جم آنلاین: نوزدهمین دوره رقابت های فوتبال جام جهانی از روز 21 خردادماه با حضور 32 تیم در آفریقای جنوبی آغاز می شود و روز 20 تیرماه با شناخت قهرمان به پایان خواهد رسید.

به گزارش مهر، گروه بندی و برنامه کامل مسابقات جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی به شرح زیر است:
گروه A: آفریقای جنوبی، مکزیک، اروگوئه و فرانسه
جمعه 21 خرداد - آفریقای جنوبی - مکزیک - ورزشگاه ژوهانسبورگ - ساعت 18:30
جمعه 21 خرداد - اروگوئه - فرانسه - ورزشگاه کیپ تاون - ساعت 23
چهارشنبه 26 خرداد - آفریقای جنوبی - اروگوئه - ورزشگاه پرتوریا - ساعت 23
پنجشنبه 27 خرداد - فرانسه - مکزیک - ورزشگاه پولوکوانه - ساعت 23
سه شنبه اول تیر - مکزیک - اروگوئه - ورزشگاه روسنبرگ - ساعت 18:30
سه شنبه اول تیر - فرانسه - آفریقای جنوبی - ورزشگاه مانگوانگ - ساعت 18:30
گروه B: آرژانتین، کره جنوبی، نیجریه و یونان
شنبه 22 خرداد - آرژانتین - نیجریه - ورزشگاه ژوهانسبورگ - ساعت 18:30
شنبه 22 خرداد - کره جنوبی - یونان - ورزشگاه نلسون ماندلا - ساعت :16
پنجشنبه 27 خرداد - یونان - نیجریه - ورزشگاه مانگوانگ - ساعت 18:30
پنجشنبه 27 خرداد - آرژانتین - کره جنوبی - ورزشگاه ژوهانسبورگ - ساعت 16
سه شنبه اول تیر - نیجریه - کره جنوبی - ورزشگاه دورربان - ساعت 23
سه شنبه اول تیر - یونان - آرژانتین - ورزشگاه پولوکوانه - ساعت 23
گروه C: انگلستان، آمریکا، الجزایر و اسلوونی
شنبه 22 خرداد - انگلستان - آمریکا - ورزشگاه روسنبرگ - ساعت 23
یکشنبه 23 خرداد - الجزایر - اسلوونی - ورزشگاه پولوکوانه - ساعت 16
جمعه 28 خرداد - اسلوونی - آمریکا - ورزشگاه ژوهانسبورگ - ساعت 18:30
جمعه 28 خرداد - انگلستان - الجزایر - ساعت 23
چهارشنبه 2 تیر - اسلوونی - انگلستان - ورزشگاه نلسون ماندلا - ساعت 18:30
چهارشنبه 2 تیر - آمریکا - الجزایر - ورزشگاه پرتوریا - ساعت 18:30
گروه D: آلمان، استرالیا، غنا و صربستان
یکشنبه 23 خرداد - آلمان - استرلیا - ورزشگاه دوربان - ساعت 23
یکشنبه 23 خرداد - صربستان - غنا - ورزشگاه پرتورریا - ساعت 18:30
جمعه 28 خرداد - آلمان - صربستان - ورزشگاه نلسون ماندلا - ساعت 16
شنبه 29 خردادماه - غنا - استرالیا - ورزشگاه روسنبرگ - ساعت 18:30
چهارشنبه 2 تیر - غنا - آلمان - ورزشگاه ژوهانسبورگ - ساعت 23
چهارشنبه 2 تیر - استرالیا - صربستان - ورزشگاه نلسپرویت - ساعت 23
گروه E: هلند، ژاپن، کامرون و دانمارک
دوشنبه 24 خرداد - هلند - دانمارک - ورزشگاه ژوهانسبورگ - ساعت 16
دوشنبه 24 خرداد - ژاپن - کامرون - ورزشگاه مانگوانگ - ساعت 18:30
شنبه 29 خرداد - هلند - ژاپن - ورزشگاه دوربان - ساعت 16
شنبه 29 خرداد - کامرون - دانمارک - ورزشگاه پرتوریا - ساعت 23
پنجنشبه 3 تیر - دانمارک - ژاپن - ورزشگاه روسنبرگ - ساعت 23
پنجشنبه 3 تیر - کامرون - هلند - ورزشگاه کیپ تاون - ساعت 23
گروه F: ایتالیا، نیوزلند، پاراگوئه و اسلوواکی
دوشنبه 24 خرداد - ایتالیا - پاراگوئه - ورزشگاه کیپ تاون - ساعت 23
سه شنبه 25 خرداد - نیوزلند - اسلوواکی - ورزشگاه روسنبرگ - ساعت 16
یکشنبه 30 خرداد - اسلوواکی - پاراگوئه - ورزشگاه مانگوانگ - ساعت 16
یکشنبه 30 خرداد - ایتالیا - نیوزلند - ورزشگاه نلسپرویت - ساعت 18:30
پنجنشبه 3 تیر - اسلوواکی - ایتالیا - ورزشگاه ژوهانسبورگ - ساعت 18:30
پنجشنبه 3 تیر - پاراگوئه - نیوزلند - ورزشگاه پولوکوانه - ساعت 18:30
گروه G: برزیل، کره شمالی، ساحل عاج و پرتغال
سه شنبه 25 خرداد - ساحل عاج - پرتغال - ورزشگاه نلسون ماندلا - ساعت 18:30
سه شنبه 25 خرداد - برزیل - کره شمالی - ورزشگاه ژوهانسبورگ - ساعت 23
یکشنبه 30 خرداد - برزیل - ساحل عاج - ورزشگاه ژوهانسبورگ - ساعت 23
دوشنبه 31 خرداد - پرتغال - کره شمالی - ورزشگاه کیپ تاون - ساعت 16
جمعه 4 تیر - پرتغال - برزیل - ورزشگاه دوربان - ساعت 18:30
جمعه 4 تیر - کره شمالی - ساحل عاج - ورزشگاه نلسپرویت - ساعت 18:30
گروه H: اسپانیا، هندوراس، شیلی و سوئیس
چهارشنبه 26 خرداد - هندوراس - شیلی - ورزشگاه نلسپرویت - ساعت 16
چهارشنبه 26 خرداد - اسپانیا - سوئیس - ورزشگاه دوربان - ساعت 18:30
دوشنبه 31 خرداد - شیلی - سوئیس - ورزشگاه نلسون ماندلا - ساعت : 18:30
دوشنبه 31 خرداد - اسپانیا - هندوراس - ورزشگاه ژوهانسبورگ - ساعت 23
جمعه 4 تیر - شیلی - اسپانیا - ورزشگاه پرتوریا - ساعت 23
جمعه 4 تیر - سوئیس - هندوراس - ورزشگاه مانگوانگ - ساعت 23
مرحله یک هشتم نهایی
شنبه - 5/4/89
بازی شماره 49: اول گروه A - دوم گروه B، ساعت 18:30
بازی شماره 50: اول گروه C - دوم گروه D، ساعت 23
یکشنبه - 6/4/89
بازی شماره 51: اول گروه D - دوم گروه C، ساعت 18:30
بازی شماره 52: اول گروه B - دوم گروه A، ساعت 23
دوشنبه - 7/4/89
بازی شماره 53: اول گروه E - دوم گروه F، ساعت 18:30
بازی شماره 54: اول گروه G - دوم گروه H، ساعت 23
سه شنبه - 8/4/89
بازی شماره 55: اول گروه F - دوم گروه E، ساعت 18:30
بازی شماره 56: اول گروه H - دوم گروه G، ساعت 23
مرحله یک چهارم نهایی
جمعه - 11/4/89
بازی شماره 57: برنده بازی شماره 53 - برنده بازی شماره 54، ساعت 18:30
بازی شماره 58: برنده بازی شماره 49 - برنده بازی شماره 50، ساعت 23
شنبه - 12/4/89
بازی شماره 59: برنده بازی شماره 51 - برنده بازی شماره 52، ساعت 18:30
بازی شماره 60: برنده بازی شماره 55 - برنده بازی شماره 56، ساعت 23
مرحله نیمه نهایی
سه شنبه - 15/4/89
بازی شماره 61: برنده بازی شماره 57 - برنده بازی شماره 58
بازی شماره 62: برندگان بازی شماره 59 - برنده بازی شماره 60
دیدار رده بندی
شنبه - 19/4/89
بازی شماره 63: بازنده بازی شماره 61 - بازنده بازی شماره 62
دیدار فینال
یکشنبه - 20/4/80
بازی شماره 64: برنده بازی شماره 61 - برنده بازی شماره 62
فان پاتوق
نویسنده :
حسین شورگشتی ; ساعت ٩:۳٠ ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٩/۳/۱٧
پله، اسطورهی فوتبال جهان همواره پای ثابت پیشبینی رقابتهای جام جهانی بوده است.
پله شاید بهترین بازیکن تاریخ فوتبال جهان باشد اما، هر چه قدر در بازکردن دروازه حریفان موفق بوده است در زمیه پیشبینی مسابقات ره به جایی نبرده است.
روماریو چند سال قبل درباره پله گفت: او فوتبال را به خوبی میشناسد و به بیشتر نقاط دنیا سفر کرده است و از پیشبینی فوتبال لذت میبرد اما هیچ تبحری در این زمینه ندارد. پله شاعری است که فقط مزخرف میسراید! در ادامه پیشبینی پله درباره دورههای گذشته جام جهانی آمده است:
جام جهانی 1990:
پیشبینی پله: ایتالیا شانس اول قهرمانی است.
واقعیت: آلمان غربی در دیدار پایانی آرژانتین را شکست داد و قهرمان شد.
جام جهانی 1994:
پیشبینی پله: به نظر من کلمبیا بهترین تیم است. البته شانس قهرمانی آنها کم است اما مطمئنم در جمع 4 تیم پایانی حاضر خواهند بود. برزیل بازیکنان خوبی دارد، اما از نظر کار تیمی درسطح پایینی قرار دارند. کار تیمی آلمان هم فوقالعاده است.
واقعیت:کلمبیا در مرحله گروهی حذف شد و آندره اسکوبار مدافع این تیم که به اشتباه دروازه خودی را باز کرده بود با شلیک گلوله کشته شد. آلمان در مرحله یک چهارم نهایی با جام وداع کرده و در نهایت برزیل قهرمان شد.
جام جهانی 1998 فرانسه:
پیشبینی پله: اسپانیا شانس اول قهرمانی است. برزیل هم به نظر میتواند هر دوره به فینال برسد. انگلیس تیم پرمهرهای است و مربی خوبی هم دارد ضمن این که از فرانسه که در خانه بازی میکند نباید غافل شد.
واقعیت: اسپانیا در مرحله گروهی حذف شد و فرانسه در دیدار پایانی برزیل را شکست داد.
جام جهانی 2002 کره و ژاپن:
پیشبینی پله: برزیل امسال خوب فوتبال بازی نمیکند، آنها کار تیمی خوبی ندارند. تیمهای آرژانتین، فرانسه، ایتالیا و پرتغال شانس زیادی برای قهرمانی دارند. تیمهای اسپانیا، انگلیس و آلمان هم حرفهایی برای گفتن خواهند داشت.
واقعیت: آرژانتین، پرتغال و فرانسه در مرحله گروهی حذف شدند. ایتالیا در مرحله یک هشتم نهایی توسط کره جنوبی از گردونه مسابقات خارج شد و برزیل به مقام قهرمانی رسید.
جام جهانی 2006 آلمان:
پیشبینی پله: چهار تیم پایانی برزیل،آرژانتین، انگلیس و فرانسه در مرحله نیمه نهایی حاضر خواهند بود.
واقعیت: انگلیس، آرژانتین، برزیل در مرحله یک چهارم نهایی کنار رفتند، ایتالیا با شکست فرانسه جام هجدهم را به خانه برد.
و مهمتر از همه:
پیشبینی پله: یک تیم آفریقایی تا قبل از سال 2000 قهرمان جام جهانی خواهد شد.
واقعیت: هنوز هیچ تیم آفریقایی از مرحله یک چهارم نهایی فراتر نرفته است.
فان پاتوق
نویسنده :
حسین شورگشتی ; ساعت ٩:۱٥ ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٩/۳/۱٧
اقلیت شیعه و اکثریت سنّی
اگر شیعه حق است، چرا در اقلیّت میباشد و اکثریت، مذهب تسنّن را پذیرفتهاند؟
پاسخ: هیچگاه اکثریت نشانه حقانیت و اقلیت نشانه خلاف آن نیست، در طول تبلیغ پیامبران، از زمان حضرت نوح(ع) تا عصر حضرت خاتم (ص) مؤمنان در اقلیّت بودند. قرآن آنگاه که مبارزات پیگیر انبیا را یاد میکند، پیوسته تذکر میدهد: گروندگان و مؤمنان به آنان بسیار اندک بودند. درباره نوح که نهصد و پنجاه سال 1 به تبلیغ پرداخت، میفرماید:
«وَ ما آمَنَ مَعَهُ إِلاّ قلیل»2؛ «جز اندکی به همراه او ایمان نیاوردند.»
در آیه دیگر میفرماید:
«وَقَلِیلٌ مِّنْ عِبَادِیَ الشَّکُورُ »3؛ «اندکی از بندگان من سپاسگزارند.»
قرآن درباره پیروی از اکثریت، به پیامبر هشدار میدهد و میفرماید:
«وَإِن تُطِعْ أَکْثَرَ مَن فِی الأَرْضِ یُضِلُّوکَ عَن سَبِیلِ اللّهِ »4؛ «اگر از اکثـریت مردم روی زمین پیروی کنـی، تو را از راه خدا گمراه میکنند.»
و باز به پیامبر یادآور میشود:
«وَ ما أَکْثَرُ النّاسِ وَ لَوْ حَرَصْتَ بِمُؤمِنین»5؛ «هر چند بکوشی، اکثریت مردم ایمان نمیآورند.»
بزرگترین جمعیتها در جهان از آنِ کشورهایی چون چین با حدود یک میلیارد و سیصد میلیون نفر و هند با بیش از یک میلیارد نفر جمعیت است که اکثریت مردم آنها را مادیگرایان و بتپرستها تشکیل میدهند. اگر مجموع جمعیت مسلمانان را که یک میلیارد و سیصد میلیون تخمین زده میشود نسبت به جمعیت 6میلیاردی کره زمین، بسنجیم، از اکثریت برخوردار نیستند.
امیرمؤمنان علی بن ابی طالب (علیهالسلام) در یکی از سخنان حکیمانه خود، درباره شناخت حق و باطل، بیانی دارد که یادآور میشویم:
در جنگ جمل مردی از امیرمؤمنان سؤال کرد: آیا با طلحه و زبیر نبرد میکنی، در حالی که آنان از برجستهترین اصحاب پیامبرند؟
امام در پاسخ فرمود: تو در اشتباهی. عظمت و بزرگی اشخاص، نشانه حق و باطل نیست، حق را بشناس تا اهل آن را بشناسی؛ و باطل را بشناس، آنگاه اهل آن را خواهی شناخت.»6
گذشته از این، شیعه هر چند نسبت به جمعیت کل مسلمانان، در اقلیّت است، ولی برای خود، جمعیت عظیمی را در جهان تشکیل میدهند و لذا در غالب نقاط جهان حضور مؤثر دارند. علاوه بر کشورهای ایران و عراق و آذربایجان و بحرین و لبنان که اکثریت آنها را شیعیان تشکیل میدهند، در تمام کشورهای اسلامی، اقلیت قابل ملاحظهای از شیعیان وجود دارد که برای خود مساجد، مؤسسات، مدارس و برنامههای فرهنگی دارند.
اصولاً باید توجه کرد که شیعه به عنوان اپوزیسیون و مخالف نظام حاکم شناخته میشد و نظامهای سیاسی برای سرکوب بلکه ریشهکن کردن آنها، به آنان لقب «روافض» داده بودند. به عنوان نمونه، سلطان محمود غزنوی پس از تسلط بر شرق خراسان، به ریشهکن کردن دو گروه، یکی شیعه و دیگری معتزله همت گمارد، چندان که آثار علمی و کتابخانههای آنان را از بین برد تا اثری از تشیع و معتزله باقی نماند. او پیوسته اهل حدیث و کرامیه را تقویت میکرد، و شیعه و معتزله را دشمن اصلی خود میدانست.7
صلاح الدین ایوبی، پس از خیانت به فاطمیان، تصمیم بر قتل عام شیعه گرفت و گروه بیشماری از آنان را کشت.8
در دوران حکومت عثمانی، در زمان سلطان سلیم به خاطر فتوای یک فقیه حنفی به نام نوح، 40000 شیعه در ترکیه فعلی سر بریده شدند.9
در دوران حکومت جزّار در لبنان، در جبل عامل حمام خون به راه افتاد و نسلکشی شیعه صورت گرفت، به گونهای که کتابهای آنان مدتها به جای هیزم در تنور نانوایان میسوخت.10
با توجه به این کشتارهای دستهجمعی، بقای شیعه در جهان، آن هم با یک فرهنگ قوی و جامع و داشتن علما و دانشمندان مبرز در تمام رشتههای اسلامی و علمی، یکی از معجزات الهی است که در پرتو عنایتش، مظهر اسلام راستین بدون تحریف تا قرن پانزدهم به جای مانده و خوشبختانه روز به روز نور آن، راه گروه بیشتری از انسانها را روشن نموده و پردههای جهل و تعصب را از چهره تاریخ کنار میزند.
نویسنده : حضرت آیت الله سبحانی
هدهدی، گروه دین و اندیشه تبیان
[1] . «فَلَبِثَ فِیهِمْ أَلْفَ سَنَة إِلاّ خَمْسِینَ عامّا» (عنکبوت/14).
[2] . هود/40.
[3] . سبأ/13.
[4] . انعام/116.
[5] . یوسف/103.
[6] . إنّک لرجل ملبوس علیک.... جاذبه و دافعه امام علی به نقل از کتاب علی و بنوه از دکتر طه حسین.
[7] . یکی از مردم خراسان موسوم به عبداللّه بن کرام به زهد ریایی و حیله و تزویر،جمعی کثیر را تابع مذهب خود گردانید که از جمله اتباع او یکی سلطان محمود بود که بلای عظیمی برای شیعه و اهل کلام شد (یادداشتهای قزوینی، حواشی، ج7، ص 60) به نقل از لغتنامه دهخدا.
[8] . اعیان الشیعه، ج3، ص 30، مظفر، تاریخ الشیعه، ص 192.
[9] . البلاد العربیه والدولة العثمانیه، حصری، ص 40، چاپ :36م; اعیان الشیعة، ج1، ص30ـ 13 (او به جای 40000، عدد 70000 را آورده است; شرف الدین عاملی، الفصول المهمه، ص 140، چاپ نجف.
[10] . دائرة المعارف اللبنانیه، فؤاد البستانی، در شرح حال ابراهیم یحیی.
نویسنده :
حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:٤٢ ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٩/۳/۱٦

ادامه مطلب
نویسنده :
حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٢٢ ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٩/۳/۱٦
راههای تشویق نو جوانان و جوانان برای برپایی نماز
|
| پرسش: |
| چگونه می توان جوانان و نوجوانان را به نماز خواندن علاقمند کرد؟
|
| پاسخ: |
یکی از حساس ترین مسائل تربیتی، تربیت دینی کودکان و نوجوانان است. از نظر اسلام این تربیت باید قبل از تولد شروع شده و از بعد از تولد در سنین کودکی و نوجوانی ادامه یابد. امام صادق(ع) می فرماید: «ما کودکان خود را از سن پنج سالگی به نماز، وا می داریم، شما نیز کودکان خود را از سن هفت سالگی، امر به نماز کنید. ما کودکان خود را از سن 7 سالگی به روزه گرفتن (به مقداری که طاقت دارند)، وا می داریم و وقتی عطش بر آنها غلبه کرد افطار می کنند، شما هم کودکان خود را از سن 9 سالگی به روزه گرفتن امر کنید به مقداری که طاقت دارند....»[1]
برای این که نو جوانان به نماز خواندن علاقه پیدا کنند باید زمینه علاقه را از راه های زیر در آنها ایجاد کرد:
1- آشنا کردن آنها با خداوند مهربان و ملموس کردن محبت خداوند برای آنان و بیان نعمت های بی شماری که به ما داده است و این که نماز وسیله ای است برای تشکر از این نعمت ها و تداوم آنها.
2- آشنایی دانش آموزان با نمازگزاران موفق در رشته های علمی، فرهنگی، هنری، ورزشی و...
3- سهل و آسان جلوه دادن نماز و پرهیز از سخت گیری و زیاده روی.
4- دعوت عملی به نماز، کسی که دانش آموز را به نماز خواندن دعوت می کند اعم از پدر و مادر و مربی و معلم و... باید خود اهل نماز باشد و به آن اهمیت بدهد مثل خواندن نماز به جماعت و در اول وقت، به گونه ای که این اهمیت دادن به نماز در اخلاق و رفتار وی اثر گذاشته باشد. اگر دعوت کننده به نماز خودش یک فرد بی نظم و ناموفق در کار خود، بی اهمیت به مسائل بهداشتی و... باشد، مسلماً دعوت او به نماز تأثیر چندانی نخواهد داشت.
5- ایجاد اعتماد به نفس در دانش آموزان برای مقابله و مواجهه با تمسخرهای افراد نادان. زیرا بعضاً ممکن است نو جوانی که اقدام به خواندن نماز می کند از طرف افراد جاهل مورد تمسخر قرار گیرد که اگر اعتماد به نفس نداشته باشد از میدان بیرون خواهد رفت و نماز را ترک خواهد کرد.
6- تشویق صحیح و مناسب مادی (اعطاء جوایز، برگزاری اردو و...) و معنوی (معرفی کردن به عنوان انسان مورد اعتماد، منظم، متعهد و...)
7- آشنایی نو جوانان با فواید و آثار نماز در قالب هنر هم چون شعر و داستان و... به این معنا که آثار تربیتی ظاهر و باطن نماز برای آنان به نحو جذاب بازگو شود.
در این زمینه می توانید از کتاب های شهید مطهری استفاده کنید و هم چنین کتاب های دیگری که در این سال های اخیر در باره نماز نوشته شده است و از این قبیل می باشد.
کتاب 40 نکته پزشکی پیرامون نماز نوشته دکتر مجید ملک مهری که شما می توانید مطالعه این کتاب را به دانش آموزان توصیه کنید. و اگر تهیه آن برای نو جوان مشکل باشد خود می توانید این کتاب را مطالعه و در فرصت های مناسبی برای آنها بیان کنید.
|
| منبع: پایگاه حوزه69066906 |
اثرات نماز در زندگی
|
| پرسش: |
| اثرات نماز در زندگی چیست و آیا می¬توان بدان افتخار کرد؟
|
| پاسخ: |
قرآن کریم می فرماید: *..وَ أَقِمِ الصَّلَوةَ إِنَّ الصَّلَوةَ تَنهَْی عَنِ الْفَحْشَاءِ وَ الْمُنکَرِ..[1]و نماز را برپا دار، که نماز (انسان را) از زشتیها و گناه بازمیدارد.. و پیامبر (ص) فرموده است که: «الصلوة معراج المؤمن– نماز معراج مؤمن است»[2]و امیرالمؤمنین (ع) میفرماید: «الصلاة قربان کل تقینماز تقرب هر پرهیزگار است»[3]و ... با توجه به اخبار و آیات قرآنی، نماز حقیقی آثاری شگرف در رفتار و شخصیت انسان دارد و در رأس اعمال صالحه ای است که به انسان حیات طیبه و واقعی می بخشد و البته چنین ارزشی باید مایه مباهات و افتخار باشد و حقیقت و عمده این اثرات در صورتی است که نماز را با توجه بخواند که هر مقدار توجه به خدا در نماز بیشتر باشد اثرات آن کاملتر خواهد بود.
[1]-سوره عنکبوت، آیه 45 * اتْلُ مَا أُوحِیَ إِلَیْکَ مِنَ الْکِتَابِ وَ أَقِمِ الصَّلَوةَ إِنَّ الصَّلَوةَ تَنهَْی عَنِ الْفَحْشَاءِ وَ الْمُنکَرِ وَ لَذِکْرُ اللَّهِ أَکْبرَُ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ * آنچه را از کتاب (آسمانی) به تو وحی شده تلاوت کن، و نماز را برپا دار، که نماز (انسان را) از زشتیها و گناه بازمیدارد، و یاد خدا بزرگتر است و خداوند میداند شما چه کارهایی انجام میدهید!
[2]-مستدرک سفینه البحار، ج 6، ص 343.
[3]-نهج البلاغه، حکمت 136.
|
| منبع: پایگاه حوزه3624-23624-2 |
لوبیا سبز و خواص آن
به طور کلی لوبیا دارای انواع سفید، قرمز، چشم بلبلی، چیتی و ... است. تا وقتی که لوبیا، سبز و تازه است در گروه سبزیجات جای دارد، ولی وقتی غلاف و دانه های آن خشک شود جزء گروه حبوبات یا بهتر است بگوییم جزو بنشن ها محسوب می شود.
خوب است بدانید لوبیا سبز در مقایسه با لوبیا خشک کالری بسیار کمی دارد به طوری که در 100 گرم آن تنها 30 کالری انرژی نهفته است، در حالی که 100 گرم لوبیا قرمز و سفید خشک 340 کالری و لوبیا چشم بلبلی 130 کالری انرژی دارد. البته ناگفته نماند هنگام طبخ از مقدار کالری انواع لوبیا اندکی کاسته می شود.
در کل لوبیا سرشار از ویتامین های A، B، C و مواد معدنی آهن، فسفر، کلسیم و پتاسیم است. البته بد نیست بدانید لوبیا خشک فاقد ویتامین C بوده اما از نظر پروتئین و ویتامین E غنی تر است.
لوبیا سبز با این که از کالری کمی برخوردار است از نظر تغذیه ای بسیار مقوی می باشد.
کمک به استخوان سازی
لوبیا سبز به دلیل داشتن ویتامین K، برای ساختن استخوان هایی قوی بسیار مهم است. ویتامین K1، پروتئین استئوکلسین(پروتئینی مهم و غیر کلاژنی در استخوان) را فعال می سازد. این پروتئین مولکول های کلسیم را در استخوان نگه می دارد بنابراین بدون ویتامین K1، میزان استئوکلسین نیز کافی نمی باشد و پروسه معدنی شدن استخوان دچار نقص و تخریب می گردد.
حمایت از سیستم قلبی ـ عروقی
لوبیا سبز برای بیماران قلبی مبتلا به دیابت و بیمارانی که دچار گرفتگی عروق هستند، مفید است. لوبیا سبز منبع غنی از ویتامین A(از نوع بتاکاروتن) و همچنین ویتامین C، می باشد. این دو ماده مغذی، آنتی اکسیدان هایی مهم هستند که به کاهش رادیکال های آزاد موجود در بدن کمک می کنند.
ویتامین C محلول در آب و بتاکاروتن، محلول در چربی می باشند. این دو آنتی اکسیدان محلول در آب و چربی به کمک هم از اکسید شدن کلسترول جلوگیری می نمایند زیرا کلسترول اکسید شده قادر است به دیواره رگ های خونی بچسبد که نتیجه آن تصلب شریان، سکته و حمله قلبی است؛ مصرف مقدار کمی از بتاکاروتن و ویتامین C، از این عوارض جلوگیری می نماید.
همچنین لوبیا سبز حاوی فیبر، پتاسیم، فولات و منیزیم می باشد که هر کدام از این مواد نقش موثری در تقویت سیستم قلبی ـ عروقی ایفا می کنند.
منیزیم و پتاسیم با همکاری هم به کاهش فشار خون کمک می کنند.
فولات مولکول خطرناکی به نام هموسیستئین را به مولکول های بی خطر تبدیل می نماید. به این دلیل که هموسیستئین به طور مستقیم دیواره رگ ها را خراب می کند، بنابراین در صورت تغییر ندادن آن، میزان زیاد آن احتمال حمله قلبی و سکته را افزایش می دهد.
همچنین فیبر که در لوبیا سبز موجود می باشد باعث کاهش فشار خون می گردد.
ارتقاء سلامتی روده و جلوگیری از یبوست
لوبیا سبز از مبتلا شدن به سرطان روده جلوگیری می کند. ویتامین C و بتاکاروتن موجود در آن سلول های روده را از تخریب توسط رادیکال های آزاد محافظت می کند.
فولات موجود در لوبیا سبز نیز از تخریب DNA و تغییر سلول های روده پیش گیری می کند حتی در مواردی که سلول ها به سمت سرطانی شدن پیش رفته اند نیز موثر می باشد. مطالعات نشان داده اند افرادی که در غذای شان از میزان زیاد ویتامین C، بتاکاروتن و فولات استفاده می کنند ریسک ابتلاء به سرطان روده در آن ها کمتر از کسانی است که از این مواد استفاده نمی کنند. همچنین فیبر توانایی چسبیدن به سموم مسبب سرطان را دارد و قبل از آن که این سموم بتوانند به سلول های روده آسیبی برسانند آن ها را از بدن بیرون می کند.
یکی دیگر از فواید فیبر جلوگیری از یبوست است.
خاصیت ضد التهابی
ویتامین های C و بتاکاروتن هر دو خاصیتی ضد التهابی دارند و این خاصیت آن ها، لوبیا سبز را ماده ای مفید برای کاهش بیماری هایی که التهابات نقش موثری در آن ها دارد(مانند آسم، آرتروز استخوانی و آرتروز)، می سازد. همچنین به علت داشتن ویتامین ریبوفلاوین در کاهش حملات میگرن بسیار موثر است. لذا به کسانی که از این بیماری رنج می برند توصیه می شود که در برنامه ی غذایی شان لوبیا سبز را فراموش نکنند.
آهن برای تامین انرژی
لوبیا سبز منبعی سرشار از آهن است. ماده معدنی که برای زنان در دوره قاعدگی که در معرض کاهش شدید آهن هستند بسیار ضروری است. لوبیا سبز در مقایسه با گوشت قرمز که یکی از منابع مهم برای تامین آهن است، همراه با تامین آهن، حاوی کالری بسیار کم است و فاقد هر گونه چربی نیز می باشد.
تقویت سیستم ایمنی
لوبیا سبز به دلیل غنی بودن از ویتامین C و بتاکاروتن به تقویت سیستم ایمنی بدن نیز کمک می کند؛ چرا که این مواد مغذی رادیکال های آزاد را از بین می برند.
از طرفی ویتامین C، به طور مستقیم موجب تحریک گلبول های سفید برای مبارزه با میکروب ها، عفونت ها و ویروس ها می شود.
یک نگرانی کوچک
لوبیا سبز دارای اگزالات است. زمانی که مقدار اگزالات ها در بدن بالا برود، مشکلاتی را برای بدن ایجاد می کنند. به همین دلیل ممکن است افراد مبتلا به بیماری های کلیوی و کیسه صفرا، از خوردن این سبزی خودداری کنند.
در مطالعات آزمایشگاهی دیده شده است که اگزالات می تواند با جذب کلسیم در بدن تداخل نماید. با این حال در خیلی از تحقیقات مشابه دیگر، دیده شده که توانایی مواد غذایی دارای اگزالات برای کاهش جذب کلسیم، بسیار کم است و به طور قطع آن مقدار کلسیمی که از طریق این مواد غذایی به بدن ما می رسد، بسیار بیشتر از تاثیر منفی اگزالات ها بر روی جذب آن می باشد. اگر شما دستگاه گوارشی سالمی دارید و شرایط شما به گونه ای است که می توانید به راحتی و با آرامش غذا بخورید و از غذایی که می خورید، لذت ببرید، خوردن غذاهای گیاهی غنی از کلسیم که دارای اگزالات نیز می باشند، برای شما مفید خواهد بود.
لوبیا سبز را همه سنین می توانند بخورند، اما کسانی که معده های ضعیف دارند یا بچه های کوچک به علت نفاخ بودن باید آن را کمتر مصرف کنند.
توصیه ها:
* برای خرید لوبیا سبز بهتر است آن دسته از آن ها را انتخاب نماییم که غلاف آن ها سبز باشد و دارای پوستی لطیف و بدون نقطه های قهوه ای بوده و ترد و تازه باشند.
* مدت نگهداری لوبیا سبز در یخچال در صورتی که آن را در کیسه محبوس نکنیم 3 تا 4 روز و در فریزر به صورت وکیوم 1 تا 6 ماه است. البته انجماد طولانی می تواند تا حدودی از ویتامین C و اسیدفولیک این سبزی بکاهد و طعم و مزه آن را نامطلوب و تند سازد. لذا بهتر است در هر فصلی از سبزی های تازه آن فصل استفاده کنیم و مصرف سبزی های منجمد را به حداقل برسانیم.
* بهترین روش طبخ لوبیا سبز، بخارپز کردن آن است و لذیذترین غذایی هم که می توانید از آن تهیه کنید، لوبیا پلو است. در اثر مخلوط کردن لوبیا با برنج پروتئین آن کامل شده و قدرت جذب آن در بدن بالا می رود. از سوی دیگر افزودن دارچین و گوجه فرنگی تازه را به این غذا توصیه می کنیم.
گردآوری: مریم مرادیان نیری – کارشناس تغذیه تبیان
منابع:
سیمرغ
جام جم
Whfoods.com

سطح چشمها: در یک گروه، معمولا فردی که سطح دید چشمانش از سایرین بالاتر است رهبر محسوب میگردد. هنگامی که شما ایستاده باشید و دیگران نشسته قطعا شما را در موضع قدرت قرار میدهد.
مالش چشم: زمانی که فردی چشمش را با انگشت اشاره مالش می دهد نشانگر فریب و نیرنگ می باشد. از آنجایی که فرد میخواهد تماس دیداری را قطع کند بهانه ای بدست می آورد که به این طرف و آن طرف نگاه کند. این حرکت غیر ارادی یک افشاگر حسابی است که فرد دارد دروغ می گوید.
چشم برگرداندن: این معمولا یک علامت مسلم از نیرنگ، گناه و دروغگویی است.
چشمان بسته: هرگاه چشمان یک فرد برای لحظه ای طولانی تر از چشم بر هم زدن متعارف بسته و ابروها نیز برخاسته شود پیام چنین است: "به حرف زدن خود خاتمه بده."
حرکت چشم به سمت بالا: این نشانه غضب و عصبانیت است.
نگاه مختصر به اطراف: این ژستی خجالت گونه و عشوه گرانه است. فرد جسورانه خیره میشود در حالیکه سرش را پایین انداخته و به سمت مخالف کج میکند. اشاره بر کمرویی بی باکانه دارد.
نگاه ممتد: این بی تردید یک نشانه تمایل به آشنایی بیشتر است. شخصی که تماس چشمی برقرار می کند، چشم برگردانده، سپس مجددا به چشمان شما نگاه می کند میگوید: "مایلم با شما بیشتر آشنا شوم"
نگاه خیره شدید: این نشانه خلق تهاجمی، سلطه جویانه و تهدید آمیز است.
چشمک: چشمک یک علامت غرض آلود است. نشانگر آن است که رمز و رازی میان فردی که چشمک میزند و فردی که به او چشمک زده می شود برقرار است.
بالا انداختن همزمان دو ابرو: در میان یک اتاق شلوغ، مفهوم آن کاملا واضح و روشن است: مایلم با شما ملاقات کنم.
بالا انداختن یک ابرو: زمانی که یک ابرو بالا انداخته میشود در حالی که ابرو دیگر پایین باقی میماند مفهومش این است: حرف شما را باور نمیکنم.
ابروهای گره خورده: زمانی که هر دو ابرو به سمت همدیگر کشیده میشود باعث پدید آمدن شیار بین آن دو می شود که دلالت بر اضطراب، درد، ترس و یا آمیزه ای از این هیجانات دارد.
پوشاندن صورت: زمانی که دست بر روی صورت می آید مفهومش چنین است: شوکه شده ام. این ژست بین فرد و موقعیت مزاحم و متجاوز فاصله می اندازد.
نویسنده :
حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:۱٠ ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٩/۳/۱۳
![Stardock_SkinStudio_Professional_v5.0.0_Build_1111_[www.MihanDownload.com].jpg](http://mihandownload.com/armin_1/Stardock_SkinStudio_Professional_v5.0.0_Build_1111_[www.MihanDownload.com].jpg)
حتمآ اکثر شما کمپانی بزرگ Stardock را میشناسید. به جرات می توان این شرکت را بی رغیب در زمینه ی ساخت نرم افزارهای زیباساز دانست زیرا اکثر نرم افزارهایی را که این شرکت روانه بازاهای جهانی کرده است علاوه بر کاربردی بودن، به نوعی باعث زیبایی محیط ویندوز میگردد. نرم افزار SkinStudio هم یکی از پر طرفدار ترین و معروف ترین نرم افزار های این شرکت میباشد که شما با استفاده از آن به راحتی میتوانید خوتان برای ویندوز تم بسازید. در این نرم افزار تمامی ابزارهای ساخت تم برای ویندوز قرار داده شده که شما با استفاده از آنها در شکلها و رنگ های دلخواه خود می توانید تم بسازید. همچنین می توانید تم های اصلی ویندوز را در محیط این نرم افزار اجرا کنید و اقدام به ویرایش قسمتهای مختلف آن اعم از تغییر رنگ نوار وظیفه ، استارت ، تغییر شکل استارت ، تغییر فونت ها ، تغییر آیکون ها و ... نمایید. علاوه بر این در این نرم افزار نمونه های از قبل آماده قرار دارد که هر کدام از آنها مربوط به قسمتی از ظاهر ویندوز است که با کناره م قرار دادن آنها می توانید یک تم بسیار زیبا درست کنید. البته می توانید تمامی مراحل طراحی و ساخت تم را خود انجام دهید.
برای دانلود اینجا کلیک کنید
Download Now
نویسنده :
حسین شورگشتی ; ساعت ٩:۱۳ ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٩/۳/۱۳
خوشحالیم که لااقل وزارت ارشاد در حوزه خودش اقدام به ممنوع کردن فست فود کرد.از قول مدیرکل دفتر تبلیغات و اطلاع رسانی وزارت ارشاد اطلاع پیدا کردیم که به منظور صیانت از زبان وا دب فارسی و ممنوعیت به کارگیری اسامیو عناوین بیگانه در تابلوها،از امروز توسط واحدهای صنفی و « فست فود » خصوصا اغذیه فروشی ها ممنوع است و با کسانی که تمکین نکنند، برخورد شدیداللحن به عمل خواهد آمد. چرا که به عمل کار برآید، به سخنرانی نیست.
واژههای جایگزین: واژگان پیشنهادی برای فست فود به ترتیب اولویت استفاده اعلام میداریم.
1 هست فوت: این هر دو کلمه کاملاً فارسی سره بوده و از نظر وزن و آهنگ نیز با فست فود قرابت بیشتری دارد.هست فوت، یعنی تا فوت کنی، غذا روی میزت هست.سرعت تهیه هست فوت میتواند با تعداد فوت ها درجه بندی شود. یک فوت، دو فوت، سه فوت،......و الی آخر.
2 سریع السیر: چون سرعت تهیه غذاهای فست فودی بیشتر و تندتر از امثال دیزی و کله پاچه و سایر غذاهای سنتی است؛ اطلاق عبارت سریع السیر به این گونه غذایا(!) میتواند رساننده معنا و منظور باشد. وزارت راه، قطارهای شرکت رجاء را همین طوری تقسیم بندی کرده است.
3 بخر و بخور: در حوزه البسه، به پاره ای لباسها که میگویند. عین « بشور وبپوش » اتونمیخواهند،ا صطلاحاً همین عبارت را میتوان در مورد غذاهای فست فودی به کار برد. بسیاری از فست فودیها را همانجا سرپایی میخورند، یک نوشابه گازدار هم روش.
4 راحت الحلقوم: اگرچه این اصطلاح از بیخ عربی است، اما باز بهتر از یک اصطلاح بیگانه است. با فرهنگ و زبان محاورهای ما هم بیگانه نیست. به خیلی چیزها میگوییم راحت الحلقوم. مثل پول بیت المال که بعضی مفسدان اقتصادی، براحتی هلواز گلو میدهند پایین. بدون آن که صدای قورت دادنشان را بشنوید.
5 سریعانه: وقتی که به کامپیوتر،رایانه گفته میشود و به سوبسید یارانه و به ترمینال، پایانه و... همه جا هم بحمدالله این اسامی و عبارات جا افتاده وامروز اگر کسی بگوید کامپیوتر،همه به او میخندند؛ پیشنهاد میشود که به عوض فست فو د گفته شود ببینیم چی میشود.
6 غذا قورتکی: چون غذاهای فست فودی را سریع قورت میدهند و هم تهیه آن راحت تر و مواد آن آماده تر است و هم هیچ خاصیتی ندارد، جز چاق کردن آدمها؛ فلذا اصطلاح غذاقورتکی نیز پیشنهاد آخر ماست.عین کش لقمه خدابیامرز که به جای پیتزا توسط فرهنگستان زبان فارسی اختراع شد و چقدر هم رایج شد!
راسخون
نویسنده :
حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:٠٥ ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸٩/۳/۱٢



ادامه مطلب
نویسنده :
حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٥٠ ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸٩/۳/۱٢
چلچراغ (3)
در میان پیروان ادیان بزرگ، مسلمانان، خاصه شیعیان، همواره این امتیاز ویژه را داشته و دارند که افزون بر کتاب آسمانی قرآن، از آبشخور دریای بی کرانه ی دیگری برخوردارند و این زلال همیشه جاری، هماره در کوران و تاریکنای زندگی، چراغ راه رشد و بالندگیشان بوده است، سخنانی گرانسنگ و انسان ساز از موسس مکتب جاوید اسلام، حضرت ختمی مرتبت (ص) و خاندان گرانمایه اش (ع).
راویان و حدیث پژوهان مسلمان از همان سده های نخستین طلوع اسلام در حفظ و پاسداری از این میراث پر ارج سعی وافر داشته اند. از همین روی یکی از سنت های حسنه ای که از دیرباز تا کنون در میان محدثان و دانشمندان اسلامی جریان داشته سنت نیکوی چهل حدیث نگاری است.
چنین می نماید که دانشمندان اسلامی در پاسداشت این سنت دیرینه ملهم از روایت درربار نبوی بوده اند که فرمود: من حفظ من امتی اربعین حدیثا مما یحتاجون الیه من امر دینهم، بعثه الله یوم القیامه فقیها عالما. (خصال، الصدوق،319-302)
هر کس از امت من چهل حدیث از احادیث دینی مورد نیاز جامعه را حفظ کند خداوند متعال او را در روز قیامت به عنوان فقیه و دانشمند محشور خواهد کرد .»
امروز که دستاوردهای زندگی پیچیده ماشینی، مولود نافرخنده اضطراب را برای بشر جدید به بار آورده است، برای رسیدن به ساحل آرامش و ماندن در مسیر، به این سرمایه جاری و جاودان، محتاجیم بیش از همیشه.
همین بهانه، ما را برآن داشت تا در هر دیدار، چهل حدیثی راهگشا با اولویت موضوعات مبتلا به و کاربردی، به محضر عزیزتان عرضه بداریم.
از امروز، تک نگارههای دنباله دار "چلچراغ"، در هر سه شنبه منتظر شماست.
اینک این شما و این سومین چراغ از چلچراغ:
شکوری_گروه دین و اندیشه تبیان
در قرآن می خوانیم: اللَّهُ یبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یشَاءُ وَیقْدِرُ...
خدا روزی را برای هر کس بخواهد (و شایسته بداند) وسیع، برای هر کس بخواهد (و مصلحت بداند،) تنگ قرار میدهد.1
1.ادم الطهارة یدیم علیک الرزق» 2
اگر دائما با طهارت باشى، روزى تو ادامه مىیابد.
2.پیامبر صلى الله علیه وآله :
مَنْ یَضْمُنْ لى بِرَّ الْوالِدَیْنِ وَ صِلَةَ الرَّحِمِ اَضْمُنْ لَهُ کَثْرَةَ الْمالِ وَ زیادَةَ الْعُمْرِ وَ الْمَحَبَّةَ فِى الْعَشیرَةِ؛3
هر کس نیکى به پدر و مادر و صله رحم را برایم ضمانت کند، من نیز زیادى ثروت، طول عمر و محبّت او را در دل خویشاوندان ضمانت مىنمایم.
3.پیامبر صلى الله علیه وآله :
اَ لْعِبادَةُ عَشْرَةُ اَجْزاءٍ تِسْعَةُ اَجْزاءٍ فى طَلَبِ الْحَلالِ؛4
عبادت ده جزء دارد، که نُه جزء آن، طلب روزى حلال است.
4.امام صادق علیه السلام :
مَنْ حَسُنَ بِرُّهُ فى اَهْلِ بَیْتِهِ زیدَ فى رِزْقِهِ؛5
هر کس به شایستگى در حقّ خانوادهاش نیکى کند، روزیش زیاد مىشود.
5.پیامبر صلى الله علیه وآله :
طَلَبُ الْحَلالِ فَریضَةٌ عَلى کُلِّ مُسْلِمٍ وَ مُسْلِمَةٍ؛6
کسب درآمد حلال، بر هر مرد و زن مسلمانى واجب است.
6.امام على علیه السلام :
واعلم یا بُنیّّّّ ان الرزق رزقان رزق تطلبه و رزق یطلبک فإن أنت لم تأته أتاک 7
پسرم بدانکه « روزی » بر دوگونه است : یک نوع روزی است که به جستجوی آن برمیخیزی و روزی دیگری است که به سراغ تو خواهد آمد یعنی اگر توهم به سویش نروی آن به سویت میآید .
7.امام سجاد علیه السلام :
اَللَّهُمَّ... وَصُنْ وَجْهى بِالْیَسارِ وَ لا تَبْتَذِلْ جاهى بِالْاِقْتارِ فَاَسْتَرْزِقَ اَهْلَ رِزْقِکَ وَ اَسْتَعْطىَ شِرارَ خَلْقِکَ، فَاُفْتَتَنَ بِحَمْدِ مَنْ اَعطانى وَ اُبْتَلى بِذَمِّ مَنْ مَنَعَنى وَ اَنْتَ مِنْ دونِهِم وَلىُّ الإِعطاءِ وَ الْمَنْعِ؛8
خدایا... با توانگرى آبرویم را نگهدار و به تنگدستى حرمتم را از بین مبر که بر اثر آن از کسانى روزى بخواهم که روزىخوار تو هستند و از بندگان پست و بدکردار تو عطا و بخشش طلبم و در نتیجه، به ستایش آنکه به من بخشیده و نکوهش آن که از من دریغ کرده است، گرفتار شوم. حال آن که بخشیدن و نبخشیدن در حقیقت به دست توست.
8.امام صادق علیه السلام :
مَنْ صَدَقَ لِسانُهُ زَکى عَمَلُهُ و مَن حَسُنَت نِیَّتُهُ زیدَ فى رِزقِهِ و مَن حَسُنَ بِرُّهُ بِأَهْلِ بَیْتِهِ مُدَّ لَهُ فى عُمُرِهِ؛9
هر کس راستگو باشد، عملش پاکیزه مىشود و رشد مىکند؛ هر کس نیتش خوب باشد روزیش زیاد مىشود و هر کس به شایستگى در حق خانوادهاش نیکى کند، عمرش طولانى مىشود.
9.امام على علیه السلام :
اِعْلَموا اَنَّ عَبْداً وَ اِنْ ضَعُفَتْ حیلَتُهُ وَ وَهِنَتْ مَکیدَتُهُ اَنَّهُ لَنْ یُنْقَصَ مِمّا قَدَّرَ اللَّهُ لَهُ وَ اِنْ قَوىَ فى شِدَّةِ الْحیلَةِ وَ قُوَّةِ الْمَکیدَةِ اَنَّهُ لَنْ یُزادَ عَلى ما قَدَّرَ اللَّهُ لَهُ؛ 10
بدانید که آنچه خداوند براى انسان مقدّر کرده است، بى کم و کاست به او مىرسد، هر چند در چارهاندیشى و پیدا کردن راههاى کسب روزى ناتوان باشد و نیز بیش از آنچه خداوند برایش مقدّر کرده به او نرسد، هر چند بسیار زرنگ و چاره اندیش باشد.
10.پیامبر صلى الله علیه وآله :
اَرْبَعٌ تَزیدُ الرِّزْقَ: حُسْنُ الْخُلْقِ وَ حُسْنُ الْجِوارِ وَ کَفُّ الاَْذى وَ قِلَّةُ الضَّجْرِ؛ 11
چهار چیز روزى را زیاد مىکند: خوش اخلاقى، خوشرفتارى با همسایه، اذیت نکردن و کم کردن بىتابى.
11.پیامبر صلى الله علیه وآله :
مَنْ اَکَلَ مِنْ کَدِّ یَدِهِ حَلالاً فُتِحَ لَهُ اَبْوابُ الْجَنَّةِ یَدْخُلَ مِنْ اَیِّها شاءَ؛ 12
هر کس از دسترنج حلال خود روزى بخورَد، درهاى بهشت به روى او باز مىشود تا از هر کدام که بخواهد، وارد شود.
12.پیامبر صلى الله علیه وآله :
اِسْتَنْزِلُوا الرِّزْقَ بِالصَّدقَةِ وَ الْبُکورُ مُبارَکٌ یَزیدُ فى جَمیعِ النِّعَمِ خُصوصاً فِى الرِّزْقِ وَ حُسْنُ الْخَطِّ مِنْ مَفاتیحِ الرِّزْقِ وَ طیبُ الْکَلامِ یَزیدُ فِى الرِّزْقِ؛ 13
با صدقه دادن روزى را فرود آورید، سحرخیزى با برکت است و همه نعمتها، مخصوصاً روزى را زیاد مىکند، خط زیبا از کلیدهای رزق است و خوشزبانى [هم] روزى را زیاد مىکند.
13.امام باقر علیه السلام :
لَیْسَ مِنْ نَفْسٍ اِلّا وَ قَدْ فَرَضَ اللَّهُ لَها رِزْقَها حَلالاً یَأتیها فى عافیَةٍ وَ عُرِضَ لَها بِالْحَرامِ مِنْ وَجْهٍ آخَرَ فَاِنْ هىَ تَناوَلَتْ مِنَ الْحَرامِ شَیئاً قاصَّها بِهِ مِنَ الْحَلالِ الَّذى فَرَضَ اللَّهُ لَها وَ عِنْدَ اللَّهِ سِواهُما فَضْلٌ کَبیرٌ؛ 14
خداوند براى هر کسى روزىِ حلالى مقرّر داشته که به سلامت به او خواهد رسید. از طرف دیگر روزى حرام نیز در دسترس او قرار داده است که اگر انسان روزى خود را از آن حرام به دست آورد، خداوند در عوض، روزى حلالى را که براى او مقدّر کرده است، از او باز خواهد داشت و غیر از این دو روزى (حلال و حرام)، روزىهاى فراوان دیگرى نیز نزد خداوند هست.
14.امام باقر علیه السلام :
عَلَیْکَ بِالدعاءِ لْاِخوانِکَ بِظَهْرِ الْغَیْبِ فَاِنَّهُ یَهیلُ الرِّزقَ؛ 15
پشت سر برادران (دینى) خود دعا کن، که این کار روزى را به طرف تو سرازیر مىکند.
15.امام صادق علیه السلام :
لَمّا قالَ لَهُ اَبو عُبَیدةَ: اُدْعُ اللَّهَ لى اَنْ لا یَجْعَلَ رِزْقى عَلى اَیْدِى الْعِبادِ - : اَبَى اللَّهُ عَلَیْکَ ذلِکَ اِلّا اَنْ یَجْعَلَ اَرْزاقَ العِبادِ بَعْضِهم مِنْ بَعْضٍ وَلکنِ اُدْعُ اللَّهَ اَنْ یَجْعَلَ رِزْقَکَ عَلى اَیْدى خِیارِ خَلْقِهِ فَاِنَّهُ مِنَ السَّعادَةِ؛16
ابو عبیده به امام صادقعلیه السلام عرض کرد: «دعا کنید که خداوند روزى مرا دست بندگانش قرار ندهد»، امام فرمودند: خداوند چنین کارى نمىکند. او روزى بندگانش را در دست یکدیگر قرار داده است؛ امّا از خدا بخواه که روزیت را در دست بندگان خوبش قرار دهد، که این از خوشبختى است.
16.پیامبر صلى الله علیه وآله :
اَلضَّیْفُ یَنْزِلُ بِرِزْقِهِ وَ یَرْتَحِلُ بِذُنوبِ اَهْلِ الْبَیْتِ؛ 17
میهمان، روزى خود را مىآورد و گناهان اهل خانه را مىبرد .
17.پیامبر صلى الله علیه وآله :
لا تَتَشاغَلُ عَمّا فُرِضَ عَلَیْکَ بِما قَدْ ضُمِنَ لَکَ فَاِنَّهُ لَیْسَ بِفائتِکَ ما قَدْ قُسِّمَ لَکَ وَ لَسْتَ بِلاحِقٍ ما قد زُوىَ عنکَ؛18
مبادا با پرداختن به کسب روزى تضمین شده، از آنچه بر تو واجب شده است، با زمانى؛ زیرا قسمت تو از روزى مىرسد و آنچه قسمت تو نباشد، به آن دست نمىیابى.
18.امام صادق علیه السلام :
صَلاةُ اللَّیْلِ تُحَسِّنُ الْوَجْهَ وَ تُحَسِّنُ الْخُلْقَ وَ تُطَیِّبُ الرّیحَ وَ تَدُرُّ الرِّزْقَ وَ تَقْضِى الدَّیْنَ وَ تَذْهَبُ بِالْهَمِّ وَ تَجْلُو الْبَصَرَ؛19
نماز شب، انسان را خوش سیما، خوش اخلاق و خوشبو و روزى را زیاد مىکند؛ [و زمینه ]پرداخت بدهى را فراهم مىنماید؛ غم و اندوه را از بین مىبرد و چشم را نورانى مىکند.
19.پیامبر صلى الله علیه وآله :
مَنْ رَضىَ بِما رَزَقَهُ اللَّهُ قَرَّتْ عَیْنُهُ؛ 20
هر که به آنچه خداوند روزیش کرده راضى باشد، خوش و خرّم بماند.
20.امام باقر علیه السلام :
مُروا شیعَتَنا بِزیارَةِ قَبرِ الحُسَینِعلیه السلام فَاِنَّ اِتْیانَهُ یَزیدُ فِى الرِّزْقِ وَ یَمُدُّ فِى الْعُمْرِ وَ یَدْفَعُ مَرافِعَ السُّوءِ و اِتیانُهُ مُفْتَرَضٌ عَلى کُلِّ مُؤمِنٍ یَقِرُّ لِلحُسَینِ بِالإِمامَةِ مِنَ اللَّهِ؛21
شیعیان ما را به زیارت قبر حسین بن علىعلیه السلام فرمان دهید؛ زیرا زیارت آن حضرت، روزى را زیاد و عمر را طولانى و بدىها را دور مىسازد و رفتن به زیارتش بر هر مؤمنى که امامت امام حسینعلیه السلام را پذیرفته است، واجب است.
21.پیامبر صلى الله علیه وآله :
مَنْ تَوَکَّلَ عَلَى اللَّهِ کَفاهُ مُؤْنَتَهُ وَ رِزْقَهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ؛22
هر کس به خدا توکّل کند، خداوند هزینه زندگىاش را کفایت کند و از جایى که گمان نمىبرد، به او روزى مىدهد.
22.امام صادق علیه السلام :
اَلْبِرُّ یَزیدُ فِى الرِّزْقِ؛23
نیکوکارى روزى را زیاد مىکند.
23.پیامبر صلى الله علیه وآله :
اِنَّ اللَّهَ لَیَبْتَلِى الْعَبْدَ بِالرِّزْقِ لِیَنْظُرَ کَیْفَ یَعْمَلُ فَاِنْ رَضىَ بورِکَ لَهُ وَ اِنْ لَمْ یَرْضَ لَمْ یُبارَکْ لَهُ؛24
خداوند انسان را با روزى آزمایش مىکند، تا ببیند چگونه عمل مىکند؛ اگر راضى شود، برکت داده مىشود و اگر راضى نشود، برکت داده نمىشود.
24.امام على علیه السلام :
هُوَ (رمضان) شَهْرٌ یَزیدُ اللَّهُ فیهِ الاَْرْزاقَ وَ الآجالَ وَ یَکْتُبُ فیهِ وَفْدَ بَیْتِهِ و...؛25
[رمضان] ماهى است که خداوند روزىها و عمرها را در آن مىافزاید و زائران خانهاش را معیّن مىکند.
25.امام باقر علیه السلام :
اَللَّهُمَّ ارْزُقْنى رِزْقاً حَلالاً یَکْفینى وَ لا تَرْزُقْنى رِزْقاً یُطْغینى وَ لا تَبْتَلیَنّى بِفَقْرٍ اَشْقى بِهِ مُضَیِّقاً عَلَىَّ...؛26
خداوندا! مرا روزىِ حلالى بده که کفایتم کند، و روزىاى نده که به طغیانم کشانَد و به فقرى گرفتارم نکن که با آن بدبخت شوم و به تنگنا افتم.
26.پیامبر صلى الله علیه وآله :
لَمّا قیلَ لَهُ: اُحِبُّ اَنْ یُوَسَّعَ عَلَىَّ فِى الرِّزْقِ؟ - : دُمْ عَلَى الطَّهارَةِ یُوَسَّعَ عَلَیْکَ فِى الرِّزْقِ؛27
به رسول خداصلى الله علیه وآله عرض شد: دوست دارم روزیم زیاد شود. فرمودند: پیوسته با وضو باش تا روزیت فراوان شود.
27.امام صادق علیه السلام :
ما اَنْعَمَ اللَّهُ عَلى عَبْدٍ مِنْ نِعْمَةٍ فَعَرَفَها بِقَلْبِهِ وَ حَمِدَ اللَّهُ ظاهِراً بِلِسانِهِ فَتَمَّ کَلامُهُ حَتّى یُؤمَرَ لَهُ بِالْمَزیدِ؛28
چون خداوند به بندهاى نعمت بدهد و او آن را قلباً قدر بشناسد و به زبان سپاس بگوید، سخنش تمام نشده، فرمان افزایش نعمت براى وى صادر مىشود.
28.امام على علیه السلام :
اَلْعُسْرُ یُفْسِدُ الاَْخْلاقَ، اَلتَّسَهُّلُ یُدِرُّ الاَْرْزاقَ؛29
سختگیرى، اخلاق را فاسد، آسانگیرى روزىها را فراوان مىکند.
29.پیامبر صلى الله علیه وآله :
مَنْ حَبَسَ عَنْ اَخیهِ المُسْلِمِ شَیئاً مِنْ حَقٍّ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَیْهِ بَرَکَةَ الرِّزْقِ اِلّا اَنْ یَتوبَ؛30
هر کس حقّى از حقوق برادر مسلمان خود را پایمال کند، خداوند برکت روزى را بر او حرام گرداند، مگر آنکه توبه (جبران) کند.
30.امام باقر علیه السلام :
اَلزَّکاةُ تَزیدُ فِى الرِّزْقِ؛31
زکات دادن، روزى را زیاد مىکند.
31.امام صادق علیه السلام :
الفَضْلُ بْنُ اَبى قُرَّةَ: دَخَلنا عَلى اَبى عَبدِاللَّهِعلیه السلام وَ هُوَ یَعْمَلُ فى حائطٍ لَهُ فَقُلنا: جَعَلَنَا اللَّهُ فِداکَ! دَعْنا نَعْمَلْ لَکَ اَو تَعْمَلْهُ الغِلمانُ. قالَ: لا، دَعونى فَاِنّى اَشْتَهى اَنْ یَرانِى اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ اَعْمَلُ بِیَدى وَ اَطْلُبُ الحَلالَ فى اَذى نَفْسى؛32
فضل بن ابى قرّه: خدمت امام صادقعلیه السلام که در باغشان مشغول کار بودند، رسیدیم و عرض کردیم: خدا ما را فداى شما کند! اجازه بدهید یا ما برایتان کار کنیم و یا غلامان. حضرت فرمودند: نه، مرا به حال خود بگذارید؛ زیرا دوست دارم خداوند عزّوجلّ مرا در حال کار کردن و زحمت کشیدن براى کسب روزى حلال ببیند.
32.پیامبر صلى الله علیه وآله :
اَکْثِروا مِنَ الصَّدَقَةِ تُرزَقُوا؛33
صدقه زیاد بدهید، تا خداوند به شما روزى بدهد.
33.امام باقر علیه السلام :
اِنَّ الْعَبْدَ لَیُذْنِبُ الذَّنْبَ فَیُزْوى عَنْهُ الرِّزْقُ؛34
بنده گناه مىکند و به سبب آن، روزى از او گرفته مىشود.
34.امام صادق علیه السلام :
فى قولِهِ تَعالى «وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ» اَىْ یُبارِکُ لَهُ فیما آتاهُ؛35
درباره این فرموده خداوند والا «و او از جایى که گمانش را نمىبرد، روزى مىدهد» فرمودند: یعنى به آنچه که عطایش فرموده است، برکت و فزونى مىبخشد.
35.امام حسن علیه السلام :
لَیْسَتِ العِفَّةُ بِدافِعَةٍ رِزْقاً وَ لَا الْحِرْصُ بِجالِبٍ فَضْلاً فَاِنَّ الرِّزْقَ مَقْسومٌ وَ اسْتِعْمالُ الْحِرْصِ اسْتِعْمالُ الْمَآثِمِ؛36
نه پاکدامنى، روزى را از انسان دور مىکند و نه حرص، روزى زیاد مىآورد؛ چون روزى قسمت شده است و حرص زدن باعث مبتلا شدن به گناهان مىشود.
36.امام صادق علیه السلام :
اِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ جَعَلَ اَرزاقَ الْمُؤمِنینَ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبونَ وَ ذلِکَ اَنَّ الْعَبْدَ اِذا لَمْ یَعْرِفْ وَجْهَ رِزْقِهِ کَثُرَ دُعاؤَهُ؛37
خداى عزیز و ارجمند، روزى مؤمنان را از جایى مىرساند که فکرش را هم نمىکنند. علّتش این است که وقتى مؤمن نداند روزیش از کجا خواهد رسید، زیاد دعا مىکند.
37.پیامبر صلى الله علیه وآله :
یا اَباذَرِّ اِنّى قَد دَعَوتُ اللَّهَ جَلَّ ثَناؤُهُ اَنْ یَجْعَلَ رِزْقَ مَنْ یُحِبُّنى کَفافاً وَ اَنْ یُعْطىَ مَنْ یُبْغِضُنى کَثْرَهَ الْمالِ وَ الْوَلَدِ؛38
اى اباذر! من دعا کردم که خداوند ارجمند ستوده، روزى دوستدار مرا به قدر کفاف عطا کند و به دشمن من، مال و فرزند زیاد دهد.
38.امام سجاد علیه السلام :
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ وَ اکْفِنى مَؤونَةَ الاِْکْتِسابِ وَ ارْزُقْنى مِنْ غَیْرِ اِحْتِسابٍ فَلا اَشْتَغِلَ عَنْ عِبادَتِکَ بِالطَّلَبِ و لا اَحْتَمِلَ اِصْرَ تَبِعاتِ الْمَکْسَبِ؛39
خدایا! بر محمّد و آل او درود فرست و مرا از کسب روزىِ همراه با رنج، بىنیاز گردان و از جایى که گمان نمىرود، روزىام ده، تا به خاطر طلب روزى، از عبادت تو باز نمانم و بار سنگین مشکلات کسب روزى را به دوش نکشم.
39.امام على علیه السلام :
اِذا اَبْطَاَتِ الاَْرْزاقُ عَلَیْکَ فَاسْتَغْفِرِ اللَّهَ یُوَسِّعْ عَلَیْکَ فیها؛40
هرگاه در روزى تو تأخیر و تنگى پدید آمد، از خداوند آمرزش بخواه تا روزى را بر تو فراوان گرداند.
40.امام صادق علیه السلام :
مَنِ اهتَمَّ لِرِزْقِهِ کُتِبَ عَلَیْهِ خَطیئَةٌ؛41
هر کس غم روزى خود را بخورد، برایش یک گناه نوشته مىشود.
1) الرعد/26
2) بحار،ج 105،ص 16
3) مستدرک الوسائل، ج 15، ص 176، ح 12.
4) بحارالأنوار، ج 103، ص 9، ح 37.
5) الدعوات الراوندى، ص 127.
6) جامع الأخبار، ص 389، ح 1079.
7) نهج البلاغة، نامه شماره 31
8) صحیفه سجادیه، از دعاى 20.
9) کافى، ج 2، ص 105، ح 11.
10) امالى مفید، ص 207، ح 39.
11) معدن الجواهر، ص 39.
12) جامع الأخبار، ص 390، ح 1086 .
13) بحارالأنوار، ج 76، ص 318 .
14) بحارالأنوار، ج 5، ص 147، ح 6.
15) بحارالأنوار، ج 76، ص 60، ح 14 .
16) تحف العقول، ص 361 .
17) بحارالأنوار، ج 75، ص 461، ح 14 .
18) بحارالأنوار، ج 77، ص 187 .
19) ثواب الأعمال، ص 42 .
20) امالى طوسى، ص 225، ح 393 .
21) کامل الزیارات، ص 284 .
22) کنزالعمال، ح 5693 .
23) کتاب الزهد، ص 33 .
24) کنزالعمال، ح 7121 .
25) فضائل الشهر الثلاثة، ص 108.
26) التهذیب، ج 3، ص 77، ح 6 .
27) کنزالعمال، ح 44154.
28) کافى، ج 2، ص 95، ح 9.
29) غررالحکم، ح 802 و 803 .
30) امالى صدوق، ص 350، ح 1.
31) امالى طوسى، ص 296.
32) من لایحضره الفقیه، ج 3، ص 163، ح 3595.
33) بحارالأنوار، ج 77 ، ص 176، ح 10.
34) کافى، ج 2، ص 270، ح 8 .
35) تفسیر مجمع البیان، ج 10، ص 43 .
36) تحف العقول، ص 234 .
37) توحید صدوق، ص 402 .
38) مکارم الأخلاق، ص 463.
39) صحیفه سجادیه، از دعاى 20 .
40) تحف العقول، ص 174 .
41) امالى طوسى، ص 300، ح 593 .
نویسنده :
حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:٠٦ ب.ظ روز سهشنبه ۱۳۸٩/۳/۱۱
امامی که به داد معاویه رسید!
از امام باقر ـ علیهالسّلام ـ منقول است که :
«ابوالأصفر» پادشاه روم نامهای به معاویه (علیه الهاویه) نوشت و مسائلی را از او سوال کرد و در آخر نامه نوشت : «اگر تو واقعاً سزاوار خلافت هستی و خود را جانشین پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ میدانی، جواب این مسائل را برای ما بنویس.»
پس از آنکه نامه به دست معاویه رسید، هر چه درباره سؤالها دقت کرد خود را در جواب دادن عاجز دید و لذا طبق معمول یکی از شامیان را نزد علی ـ علیهالسّلام ـ فرستاد تا بطور محرمانه، از ناحیه حضرت ـ علیهالسّلام ـ به جواب مسائل مطلع شود، آنگاه بنام خود همان جوابها را برای پادشاه روم بفرستد.
مرد شامی به حضور علی ـ علیهالسّلام ـ آمد و سؤالهای خود را مطرح کرد.
حضرت ـ علیهالسّلام ـ فرمودند: «از فرزندان من از«حسن» یا «حسین» یا «محمد حنفیّه» از هر کدام که می خواهی سؤالات را بپرس.»
مرد شامی در میان آن سه آقا زاده، امام حسن مجتبی ـ علیهالسّلام ـ را که در آن وقت نوجوان بود انتخاب کرد و سؤالهای خود را به این ترتیب به عرض رساند:
«بین حق و باطل چقدر فاصله است؟
بین آسمان و زمین چه مقدار مفارقت است؟
بین مشرق و مغرب چه قدر فاصله است؟
آن چشمهای که ارواح مشرکان درآن ساکنند کدام است؟
چشمهای را که ارواح مؤمنان در کنار آن جمع میشوند چه نام دارد؟»
آن ده چیزی که هر کدام بر دیگری سختتراند کداماند؟
امام حسن ـ علیهالسّلام ـ فرمودند:
فاصله بین حق و باطل چهار انگشت است یعنی آنچه به چشم دیدی حق و آنچه به گوش شنیدی (نوعاً ) باطل و دروغ است.
فاصله بین زمین و آسمان به اندازه آه مظلوم و دید چشم است.
فاصله بین مغرب و مشرق به اندازه مسیر یک روز خورشید است. (یکبار طلوع و غروب خورشید ).
چشمهای که ارواح مشرکان در آن جمع میشوند«برهوت» نام دارد.
چشمهای که مرکز تجمع ارواح مؤمنان است «سلمی» نام دارد.
اما آن ده چیزی که هر کدام از دیگری سختترند به این ترتیباند: سنگ از همه جمادات سختتر است؛ آهن از سنگ سخت است چون آن را میشکند؛ آتش از آهن سختتر است چون آن را نرم میکند؛ آب از آتش سختتر است چون آن را خاموش میکند، ابر از آب سختتر است چون آن را حمل و نقل میکند؛ باد از ابر سختتر است چون آن را حرکت میدهد؛ از باد سختتر فرشتهای است که آن را حرکت میدهد؛ از آن فرشته سختتر ملک الموت (عزرائیل) است که آن فرشته را میمیراند؛ از ملک الموت سختتر، مرگی است که او را میمیراند، از آن مرگ سختتر، امر خداوند است که مرگ را میمیراند.»
مرد شامی در همان لحظه گفت :«شهادت میدهم و اقرار میکنم که تو فرزند رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ هستی و پدرت علی ـ علیهالسّلام ـ به خلافت و مقام اولی الامری از معاویه بهتر است؛»
سپس این جوابها را ضبط کرد و به نزد معاویه برد.
معاویه همین پاسخها را بنام خود برای پادشاه روم،«ابوالاصفر» فرستاد.
ابو الأصفر برای معاویه نوشت: «به غیر کلام و جواب خود تکلّم نکن، این جوابها از معدن نبوت و منبع رسالت صادر شده است.»1
تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان
[1] .اقتباس از منتخب التواریخ ص896.
نویسنده :
حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٥٠ ب.ظ روز سهشنبه ۱۳۸٩/۳/۱۱
عکسها در ادامه
ادامه مطلب
نویسنده :
حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:٠٩ ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٩/۳/۱٠
بازی شطرنج یکی از بازی های پرطرفدار و ورزش هایی می باشد که دارا هواداران بسیاری می باشد. نسخه های مختلفی از این بازی برای سیستم های کامپیوتری تاکنون ایجاد شده است که هر نسخه به شکلی متفاوت و با ویژگی های خاصی طراحی و تولید شده است.
Chess3D نسخه ای کاملا متفاوت با آنچه که تا کنون از بازی شطرنج دیده اید می باشد. یک فاضای بازی کاملا سه بعدی در مقابل شما و قابلیت بازی در محیط های متفاوت ویژگی های می باشد که شاید تا کنون در نسخه های دیگر بازی شطرنج به صورت کامپیوتری مشاهده نشده باشد. قابلیت انتخاب نوع مهره ها و فضایی که در آن به بازی پرداخته می شود جلوه ای کاملا متفاوت به بازی می دهد. شما می توانید یک جنگ تمام عیار را بر روی صفحه شطرنج مقابل خود داشته باشید و یا می توانید تنها به صورت کلاسیک اقدام به بازی کنید. پیشنهاد ما به شما این است که اگر تمایل دارید تا این بازی ورزشی کاملا فکری را با هیجان نیز درگیر کنید اقدام به نصب این نسخه بر روی سیستم خود کنید.
برخی از ویژگی ها :
- دارای محیط بازی کاملا سه بعدی
- قابلیت انتخاب محیط های ساده و کلاسیک
- دارای محیط های بازی جنگ های تن به تن مهره ها
- دارای لول بندی و میزان سختی بازی
- قابلیت بازی به صورت شبکه ای بین دو نفر
و ... .
نویسنده :
حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٤٠ ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٩/۳/۱٠
یک زندانی پس از خواندن زندگینامه ماهاتما گاندی چنان منقلب شد که نامه یی به تمام افرادی که به آنها آسیب رسانده بود نوشت و از آنها عذرخواهی کرد.
او همچنین به جرائمی که در گذشته انکار کرده بود اعتراف کرد و از مردم خواست که او را ببخشند. این تغییرات عمیق در ذهن و قلب لاکسمن توکرام گول بیشتر شبیه فیلم لاراهو مونا بهی با هنرمندی سانجی دات است.
او نقش یک دزد خرده پا که با فلسفه واقعی گاندی در زندگی روزانه روبه رو میشود را بازی میکند. گول 30 ساله در حالی که در کنفرانس مومبای سارودویا ماندال حضور به هم رسانده بود، گفت؛ «اما زندگی من واقعی است. من تصمیم گرفته ام که درست مانند گاندی زندگی کنم و از خشونت و متوسل شدن به زور دست بردارم. حتی دیگر نمیخواهم منتظر تشکیل دادگاه شوم. من در نامه یی که به قاضی نوشته ام به تمام جرائم خود اعتراف کرده و از او خواسته ام روند محاکمه من را کوتاه کند.»
او در نامه خود مدعی شده که زندگی گاندی او را به گفتن حقیقت رهنمون شده است. گول در نامه اش به 19 مورد مشاجره، تهدید، نزاع و ضرب و شتم اعتراف کرده است. او تنها برای ارتکاب یکی از جرائم خود که به دلیل آن دستگیر شده، به دو سال زندان و پرداخت جرائم نقدی محکوم خواهد شد. معلوم نیست که دادگاه با احتساب 18 جرم دیگر او را به چند سال زندان محکوم کند. البته این اعتراف آقای مجرم قوه قضائیه را به شدت تحت تاثیر قرار داده و قاضی پرونده تصمیم گرفته است که میزان مجازات او را کاهش دهد.
گول اولین بار در سال 1991 به خاطر سرقت پول دستگیر شد و یک بار هم به علت چاقو زدن به مردی به زندان افتاد. او زمانی که در بازداشت به سر میبرد نسخه یی از کتاب شرح حال زندگی گاندی را مطالعه کرد و به شدت تحت تاثیر آن قرار گرفت. گول مدعی است که به خاطر گرفتن تخفیف در مجازات به جرائمی که مرتکب شده اعتراف نکرده و هدفش تنها زندگی در مسیر درست و گفتن حقیقت بوده است.
فان پاتوق
نویسنده :
حسین شورگشتی ; ساعت ٩:۱٤ ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٩/۳/۱٠
همه باید بروند جهنم حتی پیامبران!
«وَ إِن مِّنکمْ إِلاَّ وَارِدُهَا کانَ عَلَی" رَبِّک حَتّمًا مَّقْضِیا ثُمَّ نُنْجی الَّذِینَ اتَّقَواْ وَ نَذَرُ الظَّالِمِینَ فِیهَا جِثِیا.» [1] ؛
و یک فرد از شما نیست مگر اینکه وارد جهنّم میشود! و این حکم ای پیغمبر، حکم حتمی و قضاء لازمی است که پروردگارت بر عهده خود نهاده است! و پس از ورود در جهنّم ما کسانی را که تقوا پیشه ساختهاند نجات میدهیم، و میگذاریم که ستمگران در دوزخ به رو به زانو در افتاده یله و رها بمانند.
و آیات قبل از این چنین است:
«وَ یقُولُ الإنسَانُ أَءِذَا مَامِتُّ لَسَوْفَ أُخْرَجُ حَیا * أَوَلاَ یذْکرُ الإنسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِن قَبْلُ وَ لَمْ یک شَیئًا * فَوَ رَبِّک لَنَحْشُرَنَّهُمْ وَالشَّیاطِینَ ثُمَّ لَنُحْضِرَنَّهُمْ حَوْلَ جَهَنَّمَ جِثِیا * ثُمَّ لَنَنزِعَنَّ مِن کلِّ شِیعَةٍ أَیهُمْ أَشَدُّ عَلَی الرَّحْمَانِ عِتِیا * ثُمَّ لَنَحْنُ أَعْلَمُ بِالَّذِینَ هُمْ أَوْلَی" بِهَا صِلِیا» [2] ؛ و انسان چنین میگوید که: آیا اگر من بمیرم هر آینه بطور یقین زنده از میان قبر بر خواهم خاست؟ آیا این انسان نمیداند که سابقاً هیچ چیز نبوده، و ما او را از هیچ آفریدهایم؟ ای پیغمبر! به پروردگار تو سوگند که ما انسان و شیاطین را محشور میکنیم و سپس همه را به زانو در افتاده در اطراف جهنّم حاضر میسازیم، و پس از آن ما از هر گروه و دستهای آن کس را که طغیان و سرکشی او بر خداوند رحمن شدیدتر باشد بیرون میکشیم؛ و آنگاه آن افرادی را که سزاوارتر به آتش دوزخند البتّه ما بهتر میشناسیم.
تمام افراد بشر بدون استثناء: کافران، منافقان، مؤمنان، همه و همه وارد جهنّم میشوند. از رسول خدا پرسیدند: آیا شما هم وارد جهنّم میشوید؟ فرمود: آری، ولی ما مانند برقِ گذرنده به سرعت عبور میکنیم.
وقتی این آیه وارد شد، در روایت است که آنقدر رسول الله گریه کردند که زمین تر شد. و بعد به دنبالش این جمله آمد: ثُمَّ نُنَجِّی الَّذِینَ اتَّقَواْ وَ نَذَرُ الظَّالِمِینَ فِیهَا جِثِیا ؛ و پس از ورود در جهنّم ما کسانی را که تقوا پیشه ساختهاند نجات میدهیم، چون تمام امّت را خدا به جهنّم میبرد، و بار تمام امّت به دوش رسول خداست و او حمیم و دلسوز است بر آنها، لذا گریه میکند از روی ترحّم.
چرا همه وارد جهنم میشوند؟
سرّش اینستکه جهنّم در آخرت مظهر دنیاست در اینجا، و انبیاء و ائمّه و اولیاء هم در این دنیا آمدند، پس همه در جهنّم آمدند و از این جهنّم باید به بهشت بروند. چون دنیا پل آخرت و جهنّم پل بهشت است، و رسیدن به بهشت و مقام قرب حضرت حقّ بدون آمدن در دنیا و مجاهدات نفسانیه ممکن نیست؛ پس همه باید در این جهنّم بیایند و سپس خلاص شوند.
تمام افراد بشر بدون استثناء: کافران، منافقان، مؤمنان، همه و همه وارد جهنّم میشوند. از رسول خدا پرسیدند: آیا شما هم وارد جهنّم میشوید؟ فرمود: آری، ولی ما مانند برقِ گذرنده به سرعت عبور میکنیم.
چرا پیامبران چون برق از جهنم عبورمیکنند؟
آن کسانی که مانند پیامبران در دنیا میآیند و میروند و هیچ آلوده نمیشوند، و رنگ و بوی دنیا را بخود نمیگیرند، و زَن و فرزند و کسب و تجارت آنها را از خدا باز نمیدارد؛ آنان بسرعت برق از آن عبور میکنند. و به مصداق آیه شریفه:
«رِجِالٌ لاَّ تُلْهِیهِمْ تِجَارَةٌ وَ لاَ بَیعٌ عَن ذِکرِ اللَهِ وَ إِقَامِ الصَّلَاوةِ وَ إِیتَآءِ الزَّکاوةِ یخَافُونَ یوْمًا تَتَقَلَّبُ فِیهِ الْقُلُوبُ وَ الاْبْصَارُ.»[3] ؛ مردانی هستند که هیچ خرید و فروش و کسب و کار آنان را از یاد خدا و اقامه نماز و دادن زکات باز نمیدارد، و از روزی که دلها و چشم ها در آن روز دگرگون میشود سخت در هراسند.
أبداً از دنیا آلوده نشدهاند، و دنیا نتوانسته است آنان را بخود سوق دهد و گرایش دهد.و بنابراین چون از طرفی در دنیا آمده و رفتهاند پس در جهنّم آمدهاند و خارج شدهاند؛ و از طرف دیگر چون در اینجا محبّت دنیا را بخود نخریدند و آلوده نشدند لذا در این دنیا وقوف نکردهاند و چون برق گذشتند.
رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلّم در این جهان یعنی در روی زمین شصت و سه سال درنگ فرمود، ولی یک لحظه در دنیا نبود. دنیا یعنی تعلّق و محبّت به غیر خدا و دلبستگی به زینتهای آن، و گرایش به عالم غرور و باطل پیدا نکرد.پس پیامبر در روی زمین درنگ کرد ولی در دنیا درنگ نکرد .
از انبیاء و ائمّه و اولیاء گذشته، افراد دیگر که در درجات مختلف پائینتری هستند و به دنیا دل دادهاند، به حسب اختلاف درجات و بستگی آنها به دنیا عبورشان مختلف است.
مراتب گذشتن از صراط:
افرادی در دنیا آمدهاند و مؤمن هم بودهاند ولیکن برای وصول به مقام توحید و قطع علاقه کلّیه از دنیا دچار ابتلائاتی میشدهاند؛ آنان هم از صراط عبور میکنند، غایة الامر نه به آن سرعت بلکه به سرعت کمتر از برق مثلا باد عبور می کنند.
افرادی اهل آخرت هستند و نمیتوان آنان را از اشقیاء شمرد، بلکه از اصحاب الیمیناند، اهل گناه هم نیستند، ولی آن عشق و شور و جذبه اهل توحید که چون جرقه آتش، اوهام و اعتبارات را بسوزانند در سرشان نیست، و دنبال خدا هم میگشتهاند ولی نه با آن همّت بُرّنده و عزم کوبنده و با آن سرعت قاطع؛ اینها از روی صراط مانند آدم اسب سوار عبور میکنند، آتش هم به آنها نمیرسد؛ امّا به همان مقداری که چون اسب سواری از پلی عبور کند و در زیر آن آتش باشد به او حرارت میرسد، به همان مقدار اصحاب الیمین در طول عبور از صراط گرمای آتش را احساس مینمایند.
انسان باید در دنیا زندگی کند، و از آن برای عوالم دیگر بگذرد و عبور کند. اگر همانطور که انبیاء و ائمه طاهرین زندگی کردند توأم با صدق و امانت و توحید باشد، خوب عبور میکند در غیر این صورت سقوطش حتمی است.
و بعضی دیگر در عین آنکه از اصحاب الیمین هستند امّا به این قدر پاک و پاکیزه نیستند قدری تقصیر و خطا هم نموده و گناهانی هم داشتهاند و خداوند آنان را آمرزیده، اینها از روی پل مانند آدم پیاده عبور میکنند.
«الَّذِینَ یجْتَنِبُونَ کبَائِرَ الاْءِثْمِ وَ الْفَوَ"حِشَ إِلاَّ اللَمَمَ إِنَّ رَبَّک وَاسِعُ الْمَغْفِرَةِ.» [4] ؛ آن کسانی که از گناهان کبیره و قبائح اعمال اجتناب میورزند مگر از خطاها و گناهان کوچک. چون پروردگار تو ای پیغمبر مقام مغفرتش بسیار باز و وسیع است.
این چنین افرادی همانطور که بعداً در بحث شفاعت خواهد آمد بدون شفاعت به بهشت میروند، ولی البتّه مانند کسی که بخواهد مثلاً پیاده از روی چنین پلی عبور کند البتّه مشکلتر است از کسی که با اسب میرود.
لابدّ منظره آتش را بیشتر میبیند، و از حرارت آن بیشتر متأثّر میگردد. بعضی از افراد مرتکب گناهان کبیره شدهاند ولی چون دارای ایمان راسخ بودهاند مورد شفاعت قرار گرفتهاند، اینها آهسته و لنگان میگذرند.
و افراد ظالم و کافر به جهنّم میافتند، و چقدر جهنّمشان طول بکشد خدا میداند. البتّه درجات ظلم و کفر مختلف است؛ آنقدر باید بمانند تا آتش آنها را تطهیر کند: یک ماه، دو ماه، یک سال، دو سال، ده سال، هزار سال، خدا میداند چقدر میمانند؛ چون روز قیامت پنجاه هزار سال است و بالاخره باید آنقدر بمانند تا بیرون آیند. کسانی که از آتش بیرون میآیند، در حوض کوثر غسل میکنند و آن تاریکیها و خرابیها به برکت ولایت از بین میرود و پاک و پاکیزه به بهشت میروند.
و حقیقت مطلب اینست که انسان باید در دنیا زندگی کند، و از آن برای عوالم دیگر بگذرد و عبور کند. اگر همانطور که انبیاء و ائمه طاهرین زندگی کردند توأم با صدق و امانت و توحید باشد، خوب عبور میکند؛ وگرنه نه. صراط همان صورت واقعیه حقیقیه انسانیت است؛ و حقیقت آن صورت، مسیر و راه علی بن أبیطالب است. أمیرالمؤمنین (علیه السّلام) در دنیا زراعت کرد، باغ تهیه کرد، قنات جاری کرد، نخلستان ایجاد کرد، ولی آلوده نشد. ازدواج کرد، و فرزندان آورد، آلوده نشد. حکومت نمود و آلوده نشد.
این غیر از اقسام کارهای مردم است. أمیرالمؤمنین از این اعمال جز نفس عمل غرضی و مقصدی نداشت. جز خدا نیتی نداشت.
منبع : معاد شناسی علامه طهرانی
فرآوری فاطمه محمدی – گروه دین و اندیشه تبیان
پی نوشت:
1 ـ آیه 71 و 72، از سوره مریم.
2 ـ آیات 66 تا 70، از سوره مریم.
3 ـ آیه 37، از سوره النّور.
4 ـ آیه 32، از سوره النّجم
سیستم خود دفاعی مورچه، اعجاز قرآن
در کنار معجزات کلامی قرآن، که محمد صل الله علیه و آله به واسطه آن مشرکان را به مبارزه طلبید و از آن ها خواست که

یک آیه مانند آن بیاورند و آن ها نتوانستند، قرآن کریم در برگیرنده معجزات علمی زیادی است که خداوند برای محمد آنها را بیش از هزار سال پیش آشکار کرد.این معجزات امروزه کشف شده اند و باعث تقویت ایمان ایمان آورندگان شده است و اثباتی برای الهی بودن قرآن کریم است. خانم Wadea Omrany کشف جدیدی علمی در قرآن کرده است. ایشان می گویند که ما در سوره نمل آیه 18کشف جدید علمی کرده ایم. این معجزه جدید چیزی است که مورچه در آیه 18 گفت و علم امروز نحوه ارتباط مورچه ها با یکدیگر را کشف کرد خصوصا زمانی که یک خطر محل زندگی مورچه ها را تهدید می کند.
ما تلاش می کنیم جملاتی که مورچه در قرآن کریم به زبان آورد را توضیح دهیم و سعی می کنیم آنچه را که او گفت با کشفیات جدید علمی ربط دهیم و مدرک پیشی گرفتن قرآن کریم به علم امروزی را رو می کنیم که این حقایق را بیش از هزار سال پیش بیان کرد.
مورچه ها از ارتباط شیمیایی در موقعیت های اخطار و دفاعی و همچنین زمانی که تبادل سریع اطلاعات نیاز باشد و نیز زمانی که با خطری مواجه باشند استفاده می کنند.
خداوند در سوره نمل آیه 18 می فرماید:
حَتَّى إِذَا أَتَوْا عَلَى وَادِ النَّمْلِ قَالَتْ نَمْلَةٌ یَا أَیُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَسَاکِنَکُمْ لَا یَحْطِمَنَّکُمْ سُلَیْمَانُ وَجُنُودُهُ وَهُمْ لَا یَشْعُرُونَ "
تا چون به دره مورچه ها رسیدند، مورچه ای گفت: ای مورچه ها به لانه هایتان وارد شوید، مبادا سلیمان و لشگرش پایمالتان کنند و خود آگاه نباشند."
در آیه بالا مورچه خطر قریب الوقوعی که در کمین مورچه ها است را در طی چهار مرحله متوالی به شرح زیر می گوید:
1- "ای مورچه ها" این اولین اعلام خطری است که توسط مورچه داده می شود تا توجه دیگر مورچه ها را به سرعت جلب کند. مورچه های دیگر با گرفتن این پیام صبر می کنند تا دیگر پیام ها را توسط همان مورچه دریافت کنند.
2- "به لانه هایتان وارد شوید" در این جا گوینده پیام، جملاتش را با دیگر پیام ها ادامه می دهد و به مورچه های دیگر می گوید که چه کار باید بکنند. ما این رابطه را که توسط علم امروزی کشف شده در قسمت دوم این نوشته می بینیم ( که در ارتباطات بین مورچه ها است.)
3- " مبادا سلیمان و لشگرش پایمالتان کنند" در این جمله مورچه دلیل این خطر را به مخاطب خود می گوید و این آن چیزی است که ما امروزه توسط بررسی علمی اثبات می کنیم.
4- "و خود آگاه نباشند" مورچه ها، به عنوان عکس العملی در مقابل خطر قبلی، یک نوع دفاع مشخصی از خود بروز می دهند. در این چند جمله آخری، مورچه به مخاطبان خود می گوید که به منبع خطر حمله نکنید زیرا خطر از یک دشمن واقعی نیست- زیرا سلیمان و همراهانش از وجود لانه مورچه ها در سر راه خود خبر ندارند و قصد حمله به آن را نیز ندارند بنابراین مورچه ها آنها را خطر واقعی نمی دانند.
در کلمات آخر، مورچه پیام رسان، همراهانش را از رسیدن سلیمان با خبر کرد و این چیزی است که ما به صورت علمی و از طریق بررسی رمز های شیمیایی ارتباطی مورچه ها توضیح می دهیم.
ما ترتیب دستورات مورچه ها را که به چهار مرحله تقسیم می شد- چهار مرحله شامل عبارات ها و علامت ها- نشان دادیم. علم در این زمینه چه می گوید؟ این مقاله را بخوانید:
مورچه ها از ارتباط شیمیایی در موقعیت های اخطار و دفاعی و همچنین زمانی که تبادل سریع اطلاعات نیاز باشد و نیز زمانی که با خطری مواجه باشند استفاده می کنند.
این اخطار معمولا توسط صدور علامت های شیمیایی دفاعی مشخص می شود. غده های دفاعی مسئول ایفای نقش اخطار و دفاع هستند. به عنوان مثال مورچه استرالیایی رادر نظر بگیرید. وقتی این مورچه ها با خطر مواجه می شوند، قطرات کوچکی را از غده دفاعی خود ترشح می کنند – این یک فرمان برای دیگر مورچه ها است تا فرار کنند و با شاخک های خود ارتعاشی ایجاد کنند که به معنای قرار گیری در موقعیت خطر است.
اولین ماده که توسط مورچه ها شناسایی می شود aldehyde hexanal است و باعث جلب توجه و علاقه آنها می شود. در نتیجه شاخک های خود را تکان می دهند و بالا می برند تا دیگر بوها را نیز بگیرند.
وقتی که آنها hexanol( اولین پیغام به شکل الکل بود) را دریافت می کنند موقعیت خطر به خود می گیرند و در تمامی جهت ها می دوند تا منبع مشکل را پیدا کنند. زمانی که undécanoneدریافت کنند، مورچه ها را به سمت منبع خطر می برد و آنها را تحریک می کند تا تمام اشیا خارجی را گاز بگیرند. سپس در نهایت وقتی که به هدف نزدیک تر می شوند butyloctenal را تشخیص می دهند که پرخاشگری و آمادگی آنها را برای قربانی کردن خود افزایش می دهد.
این مقاله می گوید که ارتباط شیمیایی مهم ترین روش ارتباط در زمان خطر و گزارش دادن این خطر است. در این فرایند مورچه ها انواع مختلف این مواد که هر کدام رمز تفاوتی دارد و بیانگر نوع خاصی از صحبت کردن است را استفاده می کنند. اگر انتشار موادی که توسط مورچه ای که آن خطر را اعلام کرد تعقیب کنیم می بینیم که کاری می باشد که مورچه مورد اشاره در آیه 18 سوره نمل آن را انجام داده.
موادی که مورچه در موقعیت هایی مثل این از بدن خود ترشح می کند به چهار دسته تقسیم می شوند که هر کدام زبان و علامت مخصوص به خود را دارند.
مراحل پی در پی عکس العمل مورچه ها:
aldéhyde hexanal اولین ماده شیمیایی است که مورچه در صورت احساس خطر از خود ترشح می کند. و آن را می توان به عنوان آژیر خطر دانست. مورچه ها با دریافت این ماده شروع به جمع شدن در یک نقطه می کنند و منتظر رسیدن بقیه علامت ها می شوند و این شبیه اولین مرحله است که توسط مورچه در جمله "ای مورچه ها" گفته شد.
سپس مورچه دومین ماده شییایی hexanol را ترشح می کند.
با دریافت این ماده مورچه ها شروع به دویدن در تمامی جهت ها می کنند تا منبع این ماده را پیدا کنند. مورچه ای که ماده شیمیایی را ترشح می کند باید مسیری را که بقیه مورچه ها از آن کنار بروند معین کند و این کاری است که مورچه حضرت سلیمان انجام داد و از بقیه مورچه ها خواست که وارد لانه هایشان بشوند و گفت: "به لانه هایتان وارد شوید"و این دستوری از گوینده است و به بقیه می گوید که به طرف لانه هایشان بروند. بنابراین باید مسیر را مشخص کرده باشد و این شبیه هدایت مورچه ها می باشد.
Undécanone سومین ماده ای است که مورچه ترشح می کند. این ماده نشان دهنده عامل خطر است و چیزی که مورچه در سومین عبارت گفت" مبادا سلیمان و لشگرش پایمالتان کنند" می بینید که چه قدر مطابقت و سازگاری دارد؟ در این مرحله مورچه ها آماده مواجه با خطر می شوند. پس ماده چهارم چه می شود؟
در مرحله چهارم مورچه اخطار دهنده ماده شیمیایی مخصوصی را ترشح می کند که butylocténal نام دارد. توسط این ماده گوینده دستور دفاع می دهد و نوع دفاع را تعیین می کند. بنابر این در عبارت آخر می گوید" و خود آگاه نباشند" با این کار مورچه از وارد شدن بقیه مورچه ها به مرحله حمله جلوگیری می کند که می توانست منجر به مرگ شود.
در این جا حضرت سلیمان خنده ای از روی محبت و شکر می کند گویی که او این مورچه ها را آرام کرده است و این که او گفته است به مورچه ها که لازم نیست نگران باشند و آن حضرت آنها را دیده است و با آنها مهربان می باشد و به آنها صدمه ای نمی رساند.
علم امروز نحوه ارتباط مورچه ها با یکدیگر را کشف کرد خصوصا زمانی که یک خطر محل زندگی مورچه ها را تهدید می کند.
حال اجازه دهید خلاصه مطالب را برایتان بگویم:
"تا چون به دره مورچه ها رسیدند، مورچه ای گفت: ای مورچه ها به لانه هایتان وارد شوید، مبادا سلیمان و لشگرش پایمالتان کنند و خود آگاه نباشند."
یکی از مورچه ها می گوید ای مورچه ها
Hexanal
به لانه هایتان وارد شوید
hexanol
مبادا سلیمان و لشگرش پایمالتان کنند
undécanone
و خود آگاه نباشند
butylocténal
و حالا کافران و افراد شکاک بعد از پی بردن به این قضیه که علم آن را ثابت کرده چگونه می توانند در مورد معجزه بودن قرآن کریم شک کنند. این حقایق بیش از هزار سال پیش در قرآن آمده است.
خدایی جز تو نیست، تو منزهی و من گمراه بودم.
نوشته: مجدی عبد الشافی
برگردان: احسان اشرفی
تنظیم: شکوری_گروه دین و اندیشه تبیان
مجموعه فرا روی شما منتخبی از قرآن مجید به سه شیوه نثر، نظم و ترجمه انگلیسی می باشد.
هدف از گردآوری چنین مجموعه ای گسترش پیام های الهی با روش های جذاب مخصوصاً برای نسل جوان می باشد.
با ارسال پیام های آسمانی به آنها که دوستشان داریم و عمل به آن پیام آور شادی و نشاط
جهت زندگی دنیوی و آرامش برای جهان آخرت باشیم.
انشا الله
مأخذ نثر : قرآن مجید با ترجمه دکتر مهدی الهی قمشه ای
مأخذ نظم : قرآن مجید با ترجمه شعری امید مجد
مأخذ انگلیسی : قرآن مجید با ترجمه طاهره صفارزاده
وب سایت ختم قرآن مجید
روزنامه خراسان نوشت: تو با دیگران فرق داری و پدرت آدم متعصبی است. مواظب خودت باش. چون اگر خطایی بکنی او گردن تو را از بیخ می برد و زمین و آسمان را به هم می ریزد و...!
هر روز منتظر بودم تا با ترس و لرز این حرف های تکراری و آزاردهنده را آویزه گوشم کنم و فقط یک کلمه درجواب مادرم بگویم: چشم!
با شرایطی که در خانه داشتم، عبوس و افسرده بار آمده بودم و یکی از هم کلاسی هایم که تقریبا از مشکلات زندگی ام خبر داشت، همیشه می گفت: تا زمانی که جلوی چشم پدر و مادرت هستی همان چیزی باش که آن ها می خواهند،اما وقتی تنهایی و از خانه بیرون زده ای آن طور رفتار کن که دوست داری! خونسرد باش و حال پدر و مادرت را بگیر.او با این حرف های احمقانه حتی زمینه ارتباط مرا با پسری جوان نیز فراهم کرد.
دختر جوان در دایره اجتماعی کلانتری شهرک ناجای مشهد افزود: من و حامد مدتی به صورت تلفنی با هم رابطه داشتیم و گاهی نیز در راه برگشت از مدرسه چند دقیقه ای همدیگر را توی پارک می دیدیم.حامد به حرف هایم گوش می داد و با تعریف و تمجیدهایی که از رفتار و حرکاتم و قیافه ام می کرد توانست مرا فریب بدهد.
من شیفته و دلباخته او شده بودم، اما پس از گذشت چند ماه متوجه شدم پدرم مرا زیر نظر دارد به همین خاطر با ترس و لرز به حامد زنگ زدم و گفتم بهتر است همدیگر را برای همیشه فراموش کنیم. او با خنده ای گفت: دلم را با خود برده ای و حالا آن را روی زمین رها می کنی تا بشکند و تکه تکه شود، حداقل بیا تا با هم خداحافظی کنیم.
آزیتا ادامه داد: من پیشنهاد حامد را پذیرفتم و به همان پارکی که همیشه قرار ملاقات داشتیم رفتم اما او که با خودرو آمده بود گفت: قیافه ما توی پارک تابلو شده است و از طرفی شاید پدرت این محل را زیر نظر داشته باشد. بیا سوار شو تا نزدیک خانه تان تو را می رسانم و در طول مسیر با هم حرف می زنیم.
ما به راه افتادیم و حامد با حرف های احساسی اش حسابی مرا تحت تاثیر قرار داد تا جایی که متوجه نشدم از شهر خارج شده ایم.
او ناگهان به داخل جاده ای فرعی پیچید و من با گریه و التماس پرسیدم: کجا می روی زود برگرد که غروب شده است وخانواده ام نگران می شوند. ولی او در حالی که درهای خودرو را با قفل مرکزی بسته بود به راه خود ادامه داد و در مکانی خلوت با توسل به زور و تهدید چند عکس زننده از من گرفت و سپس مرا تا نزدیک خانه رساند و رهایم کرد.
متاسفانه از آن روز به بعد حامد با اطلاعاتی که خودم درباره اخلاق و رفتار پدرم به او داده ام مدام زنگ می زند و تهدیدم می کند که یا باید به خواسته های پلیدی که دارد تن بدهم و یا عکس هایم را برای خانواده ام می فرستد و...
دیگر از این وضعیت خسته شده ام.الان حدود یک هفته است که از خواب و خوراک افتاده ام. من در پایان می خواهم بگویم کاش با پدر و مادرم بیشتر دوست بودم، با هم درد دل می کردیم و آن ها بعضی وقت ها خوبی های مرا هم می دیدند تا این طور به سادگی فریفته یک مشت حرف چرند و پرند و تعریف و تمجیدهای پسری حقه باز نمی شدم. اگرچه خودم نیز مقصر هستم چون حماقت کرده ام.
راسخون
ر
تمیزکاری داخل کامپیوتر
زمانی که نیاز دارید تا کامپیوتر را تمیز کنید بستگی به محیطی دارد که کامپیوتر در آن کار میکند مثلا کامپیوترهایی که در اماکن عمومی کار میکنند باید هر ماه تمیز شوند. اما کامپیوترهایی که در منزل مورد مصرف قرار میگیرد شاید در یک فاصله زمانی 6 ماهه نیاز به تمیزکاری داشته باشند. اگر هنگام کار با کامپیوتر سیگار میکشید یا محیط کار کامپیوتر، پرگرد و خاک است باید هر دو ماه یکبار آنرا تمیز کنید. اما بطور معمول توصیه میکنم تا هر 6 ماه یکبار کار تمیزکاری داخل کامپیوتر انجام شود.
هنگام تمیزکاری داخل کامپیوتر شدیدا توصیه میکنم که از جاروبرقی برای تمیزکردن قطعات داخلی کامپیوتر استفاده نکنید چون جاروبرقی تولیذ الکتریسیته ساکن میکند که برای قطعات الکترونیکی داخل کامپیوتر فوق العاده خطرناک است و احتمال خرابی کامپیوتر را بشدت بالا میبرد. جاروهای باطری دار کوچکی مخصوص تمیزکردن داخل کامپیوتر وجود دارد که در صورت نیاز میتوانید از آنها استفاده کنید. توصیه من بهره گیری از اسپری هوای فشرده است که میتوانید از فروشگاههای قطعات الکترونیکی تهیه کنید. اما قسمت بیرونی بدنه کامپیوتر میتواند بوسیله جاروبرقی تمیز شود.
یادتان باشد که هیچوقت مایع تمیز کننده را مستقیما به قطعات داخلی اسپری نکنید و اگر لازم است که از مایع استفاده کنید ابتدا آنرا روی پارچه بریزید و پارچه را روی آن بخش بکشید.
هنگام تمیز کردن کامپیوتر باید حتما دستگاه را خاموش کرده و کابل برق را از پریز جدا کنید. هیچوقت داخل کامپیوتر را با آب، خیس نکنید. برای تمیز کردن کامپیوتر نیاز به پارچه، آب، الکل سفید، مایع ظرفشویی، جاروی برقی برای تمیزکردن بیرون کامپیوتر، گوش پاک کن، اسفنج، قلم مو، جارو باطری دار مخصوص و البته دستبند ضد الکتریسته ساکن دارید.
در اولین قدم کامپیوتر را خاموش کرده و آنرا از برق بیرون بکشید. ابتدا قسمت بیرونی بدنه کامپیوتر را با جاروبرقی تمیز کنید و تمام درزها و منافذ عبوری هوا را تمیز کنید. سپس میتوانید قسمت بیرونی بدنه کامپیوتر را با پارچه آغشته به آب و کمی مایع ظرفشویی تمیز کنید. مطمئن شوید که تمام درزها و راههای عبوری هوا از مو و گرد و غبار تمیز شود.
حال بدنه کامپیوتر را باز کنید تا قسمتهای داخلی کامپیوتر در رویت قرار گیرد. به CPU نگاه کنید. توجه کنید که غبار میتواند در ورای پنکه و لابلای رادیاتور سی-پی-یو خود را پنهان کند. ممکن است بدنتان حاوی الکتریسیته ساکن باشد. توصیه میکنم تا از یک عدد دستبند ضدالکتریسیته استفاده کنید. آنرا به مچ دستتان ببندید و سر دیگر آنرا به جایی وصل کنید که الکتریسیته را به زمین تخلیه کند مانند لوله آب، بدنه میز فلزی،... این دستبند را میتوانید از مغازه های فروش قطعات الکتیونیکی تهیه کنید. حال میتوانید قلم مو را برداشته و به آرامی و با دقت حواشی CPU را تمیز کنید تا خاک و گرد و غبار از لابلای رادیاتور و پنکه خارج شود.
به روی مادر برد نگاه کنید و هرجا گرد و غبار دیدید آنرا با قلم مو بزدایید. حین این کار بسیار مراقب باشید تا قطعات کوچک مخصوصا جامپرها را جابجا نکنید. بعد از آن میتوانید از اسپری هوا استفاده کنید تا گردوغبار تمیز شود. هنگام استفاده از اسپری مراقب باشید که آنرا سرپا نگهدارید و هنگام مصرف کج نکنید که ممکن است مایع از آن خارج شود و روی قطعات بپاشد. بدین ترتیب خطر خرابی قطعات افزایش مییباد. جهت اسپری کردن را طوری تنظیم کنید که هوا بتواند گردوغبار را بسمت بیرون بدنه کامپیوتر فوت کند. نهایتا جاروی کوچک باطری دار مخصوص تمیزکاری کامپیوتر را مصرف کنید تا گردهای باقیمانده را بمکد. مجددا توصیه اکید میکنم که هرگز از جاروی برقی معمولی برای تمیز کردن داخل بدنه کامپیوتر استفاده نکنید زیرا این نوع جاروبرقیها تولید الکتریسیته ساکن میکند که خطر خرابی قطعات داخل کامپیوتر را بشدت افزایش میدهد.
حال زمان مناسبی است تا پنکه ها و فن های داخل بدنه را نیز تمیز کنید. هنگام جاروکردن داخل بدنه کامپیوتر هم بسیار مراقب باشید که قطعات کوچک روی ماردبرد مانند جامپرها جابجا نشوند. توجه به پاورسوپلای یا همان منبع تغذیه نیز اهمیت بسیاری دارد. پنکه آنرا با صبر و حوصله تمیز کنید و سعی کنید خاک را از پره های پنکه آن تمیز نمایید.
برای تمیز کردن داخل CD-Drive توصیه میکنم از ابزار مخصوص این کار استفاده کنید که در مغازه های کامپیوتری بفروش میرسد. کیتهای مخصوص تمیزکردن CD-DRIVE را تهیه و مصرف کنید. اگر تجربه بیشتری با کامپیوتر و امور فنی آن دارید میتوانید این درایو را باز کرده و با گوش پاک کن آغشته به الکل سفید داخل آنرا تمیز کنید اما برای افراد کم تجربه این عمل به هیچ عنوان توصیه نمیشود.
برای تمیز کردن CD میتوانید از پارچه نرم آغشته به آب استفاده کنید و سطح زیر آنرا بصورت دورانی از مرکز بسمت خارج تمیز کنید. اگر آلودگی بخصوصی در سی دی دیده میشود که با آب تمیز نمیشود میتوانید برای آن قسمت از کمی الکل سفید استفاده کند.
برای تمیز کردن درایو فلاپی نیز میتوانید از کیتهای آماده اینکار استفاده کنید که در مغازه های فروش وسایل کامپیوتری عرضه میشود. در این مرحله نیز اگر تجربه کار فنی با کامپیوتر دارید میتوانید درایو را باز کرده و با گوش پاک کن آغشته به الکل هدهای خواندن/نوشتن و بازوهای درایو را به دقت و آرام تمیز کنید. هنگام تمیز کردن هدها یادتان باشد که آنها را از جای خود بیرون نبرید که اگر قفل کند دیگر کار نخواهد کرد. برای افراد کم تجربه در کارهای فنی کامپیوتر بازکردن درایو را به هیچ عنوان توصیه نمیکنم.
هارددیسک عملا تمیزکردن فیزیکی ندارد زیرا تکنولوژی آن بسیار بالاست و نباید آنرا باز کرد. تمیز کردن آن در واقع عمل دیفراگ است که از طریق برنامه انجام میشود. میزکردن کیبورد در مقاله ای جداگانه به تفصیل بیان شده است.
برای تمیز کردن شیشه مانیتور میتوانید از تمیزکننده شیشه معمولی که در خانه استفاده میکنید کمک بگیرید. فقط باید مطمئن شوید که مانیتور حتما خاموش باشد و آنرا از برق بکشید. این مایع تمیزکننده را ابتدا به یک پارچه بدون پرز اسپری کنید و پارچه را بروی شیشه بکشید. با جاروبرقی تمام راههای عبوری هوا را بخوبی تمیز کنید. توصیه اکید میکنم از قرار دادن هر نوع کاغذ و کتاب برروی مانیتور مخصوصا بخشهای تهویه مانیتور هنگام کار بشدت اجتناب کنید که نه تنها میتواند باعث خرابی مانیتور شود بلکه احتمال آتش گرفتن آنرا افزایش میدهد. بدنه مانیتور را میتوانید با پارچه آغشته به آب و مایع ظرفشویی بخوبی تمیز کنید.
اما اگر مانیتورتان LCD است روش کار اندکی فرق میکند. این مانیتورها از شیشه ساخته نشده اند لذا هیچوقت هیچ مایعی را مستقیما بروی آن اسپری نکنید و از دستمال کاغذی از هر نوع برای تمیز کردن آن استفاده نکنید که باعث خش افتادن بروی صفحه آن میشود. اگر میخواهید صفحه مانیتور LCD را تمیز کنید پیشنهاد میکنم از یک پارچه کتان نرم خشک استفاده کنید. اگر صفحه مانیتور بخوبی تمیز نشد میتوانید کمی الکل به پارچه بزنید و صفحه مانیتور را با آن تمیز کنید.
منبع:www.2del.com
/ن
راسخون
معاد حیوانات و گیاهان
آیا گیاهان و حیوانات پس از مرگ نابود میشوند؟
اکثرا گمان ما بر این است که وقتی گیاهی خشک شد یا حیوانی مرد به نیستی و فنا رسیده است، هنگامی که زندگی حیوانات و گیاهان را بررسی میکنیم به دنیای عجیب و پر شگفتی بر می خوریم از زیبای هایشان لذت میبریم و از فوایدشان بهره ها چه درس ها که از این ها گرفته شده و انسان را به تفکری ژرف وا داشته اند! آیا اگر قرار است اینها با این همه شکوه به این زودی نیست شوند بهتر نبود که آفریده نمیشدند ؟ در کتاب یک سره نظم و ترتیب و حکمت پروردگار آیا این یک نقص آشکار نیست ؟
این قبیل پرسش ها به خاطر این است که شاید ما ندانیم که این ها نیز چون ما محشور میشوند البته به شیوه خودشان که تدبیر خداوند متعال است دلیل عقلی و فلسفی بر این موضوع داریم که در هر جائی که حرکتی باشد، هدفی و منتهائی در کار است.
گیاهان و حیوانات هر کدام حشرشان به همان روح کلّی که مدبّر آنهاست خواهد بود، و بنابراین ربُّ النّوع یا آن مَلَکی که آنها را اداره میکند و از آنها پاسداری مینماید، مرجع و معاد آنان بوده، و برخی از حیوانات که غذای انسان میشوند جذب و فانی در انسان میگردند:
«وَمَا مِن دَآبَّةٍ فِی الأَرْضِ وَلاَ طَائِرٍ یَطِیرُ بِجَنَاحَیْهِ إِلاَّ أُمَمٌ أَمْثَالُکم مَّا فَرَّطْنَا فِی الکتَابِ مِن شَیْءٍ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِمْ یُحْشَرُونَ» 1 ؛ و هیچ جنبندهای در روی زمین نیست و هیچ پرندهای نیست که با دو بال خود پرواز میکند، مگر آنکه آنها امّتهائی هستند مثل شما، ما در کتاب تکوین و عالم هستی از آفرینش هیچ چیز کوتاهی ننمودیم، و سپس بسوی پروردگارشان محشور میشوند.
حشر حیوانات
معاد حیوانات نیز مانند معاد انسان و شیاطین به همان نقطه آغاز وجودشان است، و در موقع بازگشت بسوی خدا به همان نقطهای که در عالم ملکوت از آنجا نزول کردهاند و ماهیت وجودی آنها از آنجا اندازه گیری و تقدیر شده و سرشت آنها از آنجا بوده است، به همان نقطه بازگشت میکنند و در همانجا فانی میگردند. و بنابراین، حشر هر طائفه و هر دسته از حیوانات مختلفه در همان مَلَک خاصّ و روح کلّی است که به زبان فلسفه «ربُّ النّوع» آنها بوده است، و آن فرشته نیز در روح کلّی بالاتر، و آن روح کلّی نیز همچنین، تا فناء در ذات اقدس حضرت احدیت، که محلّ فنا و بازگشت و حشر جمیع موجودات است.
میعاد خلائق در آخرت برحسب مراتب مختلف آنها در دنیاست؛ پس موجوداتی که متعالی هستند به متعالی تر و موجودات پایین تر به پایین تر بازگشت مینمایند.
وَ اتَّقُوا اللَهَ وَ اعْلَمُو´ا أَنـَّکمْ إِلَیهِ تُحْشَرُونَ. 2 ؛«از خداوند بپرهیزید و بدانید که حقّاً شما بسوی او محشور خواهید شد.»
خلاصة مطلب: از ذات أقدس پروردگار که بگذریم، تمام موجودات دیگری که خداوند خلق فرمودهاست، از نقطة واحد و از محلّ واحد و از مبدأ واحد خلق نفرموده است؛ بلکه در آفرینش موجودات مراتبی است که هر موجود به مرتبه بالاتر خود بر میگردد تا برسیم به همین سنگ و کلوخ و حیوانات و نباتات و جمادات که از نقطة نظر وسعت وجودی بسیار ضعیفند و ماهیت آنها بسیار پایین و اندازة آنها بسیار محدود است؛ تمام اینها معادشان به نقطة ابتدای وجودشان است. ابتدای خلقت انسان از هرجا بوده است به همانجا بازگشت میکند.
حشر گیاهان
نباتات چون دارای قدری حیات و شعور هستند، همانطور که از بعضی از أفعال و آثار آنها هویداست، لذا از جمادات، از نقطة نظر تقسیم بندی مراتب وجودیه بالاتر و قویتر هستند.
و به همین مناسبت در سه مرتبة کارشان که تغذیه و تولید مثل باشد، به آنها اسم نفس اطلاق شده است. و بنابراین، حشر آنها نیز نزدیک به حشر حیوانات است، و در همین وجود طبیعی خود مراحلی از کمال را طی میکنند و به همان مبدأ فعّالی که در وجود آنان، حکم قوّة محرّکه و مدبّره را دارد نزدیک میگردند. و بعضی از آنها که در نطفهها ساری و جاری میشوند در مراحل ترقّی و استکمال به مقام حیوان نزدیک میشوند، و بعضی از آنها که از اینجا قدمی فراتر نهاده و در نطفة انسان میروند به مقام انسان نزدیک میشوند، و بنابراین حشر آنها أتمّ و قیامشان در پیشگاه خداوند در روز قیامت اقرب خواهد بود.
آفرینش موجودات مراتبی است که هر موجود به مرتبه بالاتر خود بر میگردد تا برسیم به همین سنگ و کلوخ و حیوانات و نباتات و جمادات که از نقطة نظر وسعت وجودی بسیار ضعیفند و ماهیت آنها بسیار پایین است.
و امّا غیر از اینها از انواع نباتات برای اینکه در سعی و حرکت و پویائی خود به خدا برسند نیاز به کمال نباتی خود دارند، چون وجود غذائی و إنّیت نموّ و تولید در آنها شدید است و این شدّت و حِدّتی که در این مرتبة پایین دارند، آنها را از صعود و ترقّی به عالم اکمل بازمیدارد.
و بنابراین معاد و حشرشان عندالله در مقام نازلتر و پستتری خواهد بود، پس چون درخت را از ریشه ببُرند یا اگر خشک شود، قوّة آن درخت به مدبّر نوعی آن و به ملکوت اُخروی آن بازگشت میکند.
فیلسوف اوّل در کتاب «ربوبیت» گفته است:
اگر کسی بگوید: اگر قوّة نفسانی درخت در هنگام بریدن از درخت جدا شود، آن قوّه یا آن نفس کجا میرود؟
میگوئیم: به جائی میرود که از آنجا مفارقت نکرده و آن عالم عقلی آن نبات است.3
همین حرکت و پویائی نبات، سیر بسوی حشر و معاد آنست که «وَ إن مِن شَیءٍ إِلاَّ یسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَـ"کن لاَ تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ.»4 ؛ و هیچیک از موجودات نیستند مگر اینکه به حمد خداوند تسبیح میکنند، ولیکن شما تسبیح آنها را نمیفهمید!
حشر جمادات
تمام جمادات حتّی مادّة اوّلیه و جوهر دارای حشر هستند، چون آنها نیز در عالم وجود عبث و بیهوده نیستند و برای غرضی خلق شدهاند و خودشان با وجودشان و با حرکتهای خود، چه جوهریه و چه غیر جوهریه به دنبال آن مقصود میروند و میخواهند نقص خود را با وصول به آن تمام کنند و حرکت آنان به سکون و آرامش مبدّل شود.
کلام صدر المتألّهین در حشر نباتات و جمادات
صدرالمتألّهین فرموده است: هر صورت ناقصی ممکن نیست در عالم، وجود پیدا کند مگر به صورت دیگری که آنرا تجدید کند و تتمیم نماید و بر آن محیط باشد و آنرا از قوّه و استعداد به فعلیت درآورد، و اگر آن نباشد این صورت ناقص وجود پیدا نمیکند؛ زیرا که ناقص به ذات خود نمیتواند قائم باشد مگر بواسطة وجود کامل، و قوّه و امکان نمیتوانند بوده باشند مگر به فعلیت و وجوب.
پس کمال، پیوسته قبل از نقص میباشد، و وجوب دائماً قبل از امکان است، و شئ بالفِعل همیشه قبل از شئ ببالقُوَّه است.
و آنچه مردم را در غلط و اشتباه میاندازد اینست که پیوسته میبینند که در این عالم، قوّه و نقص بر فعلیت و کمال، تقدّم زمانی دارند، مانند تخم گیاه که بر میوه و مانند نطفه که بر حیوان تقدّم زمانی دارند؛ و نمیدانند که این متقدّم زمانی از اسباب ذاتیة معلول نیست، بلکه موجب آمادگی مادّه و مهیا کردن آن برای قبول صورت از مبدأ ذاتی آن میگردد.
و هیچیک از موجودات نیستند مگر اینکه به حمد خداوند تسبیح میکنند، ولیکن شما تسبیح آنها را نمیفهمید!
پس بنابراین، ثابت و محقّق شد که برای هر یک از صورت های عنصری و صورت های جمادی، صورت دیگر کاملی است که در ذات صورت ها بوده و نهان از چشم ماست و به آن صورت ها نزدیک است، و البتّه آن صورت پنهان کامل نمیتواند بدون واسطه، خودِ عقل فعّال بوده باشد، چون ما اشاره کردهایم که چیز پایین تر از چیز بالاتر نمیتواند صادر شود مگر بواسطة شیء متوسّطی که متناسب با هر دو جانب بوده باشد.
بنابراین با هر یک از این صورت های خارجی یک صورت غیبی هست که صورت خارجی، شهادت و حضور اوست، و آخرتی هست که این صورت خارجی، دنیای اوست؛ مگر آنکه منزلهای آخرت، مانند منزلهای دنیا از نقطة نظر لطافت و کثافت متفاوت است و از نقطة نظر قرب بسوی خدا و بُعد از خدا نیز دارای رتبههای مختلفی است، و میعاد خلائق در آخرت برحسب مراتب مختلف آنها در دنیاست؛ پس موجوداتی که متعالی هستند به متعالی تر و موجودات پایین تر به پایین تر بازگشت مینمایند.
و هر گاه که صورتی در این عالم از رتبة پستی به مرتبة شرف انتقال یابد و از رتبة نقص به مرتبة کمال ارتقاء یابد، مثل آنکه مثلاً صورت جماد مبدّل به صورت نبات گردد و یا صورت نبات مبدّل بهصورت حیوان شود، معاد آن صورت، معاد آن صورتی خواهد بود که فعلاً به آن مبدّل شده است.
و این بعینه مثل آنستکه مرد کافری مسلمان شود و یا مرد فاجر و فاسقی از فسق و فجور خود توبه کند و مرد فاضل و صالحی شود، معاد او که سابقاً به بعضی از طبقات جحیم و درهای جهنّم بوده است فعلاً به بعضی از طبقات بهشت و درهای آن بر حسب مقام و حال او در دنیا میباشد.
منبع : کتاب معاد شناسی سید محمد حسین حسینی تهرانی جلد6.
فرآوری: فاطمه محمدی - گروه دین و اندیشه تبیان
آیة 25، از سورة 2: البقرة
1 ـ سوره انعام آیه 38.
2 ـ سوره بقره آیه 203.
3 ـ «رسالة حشر» ص 347 .
4 ـ «رسالة حشر» ص 351
5 ـ سوره اسراء آیه 44.
بهره مردم از امام در زمان غیبت
مردم از حضرت مهدی(عج) در زمان غیبت چه بهرهای میبرند؟
از نظر قرآن کریم، اولیای الهی دو دستهاند: ولیّ ظاهر، که مردم وی را میشناسند و ولیّ غایب از انظار، که مردم او را نمیشناسند، گرچه او در میان آنها بوده و از حال آنان باخبر است.
در سوره کهف، وجود هر دو ولیّ، به طور همزمان بیان شده است: یکی موسی بن عمران و دیگری مصاحب موقّت او در سفر دریایی و زمینی که به نام خضر معروف است. این ولی الهی به گونهای بود که حتی موسی با او آشنا نبود و تنها به راهنمایی خدا او را شناخت و از علمش بهره گرفت؛ چنانکه میفرماید:
«فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَیْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنّا عِلماً * قالَ لَهُ مُوسى هَلْ أَتَّبِعُکَ عَلى أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمّا عُلِّمْتَ رُشْداً.»[1]
«موسی و همراهش بندهای از بندگان ما را (در لب دریا) یافتند که وی را مشمول رحمت خود قرار داده و از جانب خویش به او علمی آموخته بودیم. موسی به وی گفت: آیا اجازه میدهی همراه تو باشم تا از علوم رشدآفرین خویش به من بیاموزی؟»
قرآن سپس شرحی از کارهای مفید و سودمند آن ولی الهی بیان میکند و نشان میدهد که مردم او را نمیشناخته، ولی از آثار و برکاتش بهرهمند بودهاند.[2]
حضرت ولی عصر(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) نیز به سان مصاحب موسی، ولیّ ناشناختهای است و در عین حال مبدأ کارهای سودمندی برای امت میباشد. بدین ترتیب، غیبت امام به معنی انفصال و جدایی او از جامعه نیست، بلکه او ـ همانگونه که در روایات معصومین(علیهمالسلام) نیز وارد شده ـ بهسان خورشید در پشت ابر است که دیدگان آن را نمیبینند، امّا به اهل زمین نور و گرمی میبخشد.[3]
پیامبر گرامی(صلی الله علیه و آله) فرمود:
«آری سوگند به خدایی که مرا به نبوت برگزید، مردم از او سود میبرند و از نور ولایتش در دوران غیبت، بهره میگیرند؛ چنان که از خورشید به هنگام قرار گرفتن پشت ابرها بهره میبرند.»[4]
اشعه معنوی وجود امام(عج) در حالی که در پشت ابرهای غیبت نهان است، دارای آثار قابل ملاحظهای است که علیرغم تعطیل مسأله تعلیم و تربیت و رهبری مستقیم، حکمت وجودش را آشکار میسازد. در اینجا به بیان برخی از این آثار میپردازیم:
پیامبر گرامی(صلی الله علیه و آله) فرمود: «آری سوگند به خدایی که مرا به نبوت برگزید، مردم از او سود میبرند و از نور ولایتش در دوران غیبت، بهره میگیرند؛ چنان که از خورشید به هنگام قرار گرفتن پشت ابرها بهره میبرند.»
الف) پاسداری از آیین الهی
با گذشت زمان و آمیختن سلیقهها و افکار شخصی به مسائل مذهبی و گرایشهای مختلف به مکتبهای انحرافی و دراز شدن دست مَفسده جویان به سوی مفاهیم آسمانی، اصالت پارهای از این قوانین از دست میرود و دستخوش تغییرات زیانبخشی میگردد.
این آب زلال که از آسمان وحی نازل شده، با عبور از مغزهای این و آن، به تدریج تیره و تار گشته، صفای نخستین خود را از دست میدهد. این نور پرفروغ، با عبور از شیشههای ظلمانی افکار تاریک، کمرنگتر میگردد. خلاصه با آرایشها و پیرایشهای کوتهبینانه افراد و افزودن شاخ و برگهای تازه به آن، چنان میشود که گاهی انسان در بازشناسی مسائل اصلی، دچار اشکال میگردد.
با این حال، آیا ضروری نیست که در میان جمع مسلمانان کسی باشد که مفاهیم فناناپذیر تعالیم اسلامی را به شکل اصلیاش حفظ و برای آیندگان نگهداری کند؟
میدانیم در هر مؤسسه مهمی، صندوق نسوزی وجود دارد که اسناد مهم را در آن نگهداری میکنند تا از دستبرد دزدان محفوظ بماند و در صورت آتش سوزی، از خطر حریق مصون باشد؛ چرا که اعتبار و حیثیت آن مؤسسه در گرو حفظ آن اسناد و مدارک دارد.
سینه امام و روح بلند او، صندوقچه حفظ اسناد آیین الهی است که همه اصالتهای نخستین و ویژگیهای آسمانی این تعلیمات را در خود نگاهداری میکند، «تا دلایل الهی و نشانههای روشن پروردگار باطل نگردد و به خاموشی نگراید»؛ و این یکی دیگر از آثار وجود او است.
ب) تربیت منتظران آگاه
بر خلاف آنچه بعضی میپندارند، رابطه امام در زمان غیبت به کلی از مردم بریده نیست، بلکه آنگونه که از روایات اسلامی برمیآید، شمار اندکی از آمادهترین افراد ـ که سری پر شور از عشق خدا و دلی پر ایمان و اخلاص فوقالعاده برای تحقّق بخشیدن به آرمان اصلاح جهان دارند ـ با حضرتش در ارتباطاند.
معنای غیبت امام(عج)، این نیست که آن حضرت به شکل روح نامرئی و یا شعاعی ناپیدا در میآید، بلکه او از یک زندگی طبیعی و آرام برخوردار است؛ به طور ناشناخته در میان همین انسانها رفت و آمد دارد. دلهای بسیار آماده را برمیگزیند و در اختیار میگیرد و آنها را بیش از پیش آماده میکند و میسازد. افراد مستعد، به تفاوت میزان استعداد و شایستگی خود، توفیق درک این سعادت را پیدا میکنند. بعضی از آنان چند لحظه و برخی چند ساعت یا چند روز و جمعی سالها با حضرت بقیة الله(عج) در تماس بودهاند.
معنای غیبت امام(عج)، این نیست که آن حضرت به شکل روح نامرئی و یا شعاعی ناپیدا در میآید، بلکه او از یک زندگی طبیعی و آرام برخوردار است؛ به طور ناشناخته در میان همین انسانها رفت و آمد دارد. دلهای بسیار آماده را برمیگزیند و در اختیار میگیرد و آنها را بیش از پیش آماده میکند و میسازد. افراد مستعد، به تفاوت میزان استعداد و شایستگی خود، توفیق درک این سعادت را پیدا میکنند. بعضی از آنان چند لحظه و برخی چند ساعت یا چند روز و جمعی سالها با حضرت بقیة الله(عج) در تماس بودهاند.
آنان کسانی هستند که آنچنان بر بال و پرِ دانش و تقوا قرار گرفته و بالا رفتهاند که همچون مسافران هواپیماهای دور پرواز، بر فراز ابرها قرار میگیرند، آنجا که هیچگاه حجاب و مانعی بر سر راه تابش جهانبخش آفتاب نیست، در حالی که دیگران در زیر ابرها و در تاریکی و نور ضعیف به سر میبرند.
به درستی حساب صحیح نیز همین است. کسی انتظار داشته باشد که آفتاب را به پایین ابرها فرود آورد تا چهره آن را ببیند. چنین انتظاری، اشتباهی بزرگ و پنداری باطل بیش نیست. این ما هستیم که باید بالاتر از ابرها پرواز کنیم، تا شعاع جاودانه آفتاب را جرعه جرعه بنوشیم و سیراب گردیم.
به هر حال، تربیت این گروه منتظر، یکی دیگر از حکمتهای نهفته در غیبت آن حضرت است.
ج) نفوذ روحانی و ناپیدا
چنان که میدانیم، خورشید یک پرتو مرئی دارد که از تجزیه آنها، هفت رنگ معروف پیدا میشود؛ و یک سلسله اشعه نامرئی نیز دارد که «اشعه ماوراء بنفش» و «اشعه مادون قرمز» نامیده شده است. همچنین یک رهبر بزرگ آسمانی، خواه پیامبر باشد یا امام، علاوه بر تربیت تشریعی ـ که از طریق گفتار و رفتار و تعلیم و تربیت عادی صورت میگیرد ـ تربیت روحانی دارد که از راه نفوذ معنوی در دلها و فکرها اعمال میشود و میتوان آن را تربیت تکوینی نام گذاشت. در آنجا الفاظ و کلمات و گفتار و کردار به کار نمیآید، بلکه تنها جاذبه و کشش درونی مؤثر است.
وجود مبارک امام(عج) در پشت ابرهای غیبت نیز، این اثر را دارد که از طریق شعاع نیرومند و پردامنه «نفوذ شخصیت» خود، دلهای آماده را در نزدیک و دور، تحت تأثیر جذبه مخصوص قرار داده، به تربیت و تکامل آنها میپردازد و از آنان انسانهایی کاملتر میسازد. ما قطبهای مغناطیسی زمین را با چشم خود نمیبینیم، ولی اثر آنها روی عقربههای قطبنما، در دریاها، راهنمای کشتیهاست و در صحراها و آسمانها، راهنمای هواپیماها و وسائل دیگر است. در سرتاسر کره زمین، از برکت این امواج، میلیونها مسافر راه خود را به سوی مقصد پیدا میکنند. وسائل نقیله بزرگ و کوچک به فرمان همین عقربه ظاهراً کوچک از سرگردانی رهایی مییابند.
آیا تعجب دارد اگر وجود مبارک امام(عج) در زمان غیبت، با امواج جاذبه معنوی خود، افکار و جانهای زیادی را که در دور یا نزدیک قرار دارند، هدایت کند و از سرگردانی رهایی بخشد؟ البته نباید فراموش کرد که امواج مغناطیسی زمین، روی هر آهن پاره بیارزش اثر نمیگذارد، بلکه تنها بر عقربههای ظریف و حساسی که خاصیت آهنربایی یافتهاند و یک نوع سنخیت و شباهت با قطب فرستنده امواج مغناطیسی پیدا کردهاند، اثر میگذارد. بدین ترتیب دلهایی که ارتباطی با امام(عج) دارند و شباهتی را در خود ایجاد نمودهاند، تحت تأثیر آن جذبه روحانی قرار میگیرند.
آثار وجودی و برکات آن حضرت در زمان غیبت بیش از آن است که در این مختصر بگنجد، از این رو به همین مختصر بسنده میکنیم. خوشبختانه محققان اسلامی در این باره به نگارش و شرح و بسط پرداختهاند که مطالعه آنها را به علاقمندان توصیه میکنیم.
پینوشتها:
1- کهف/65ـ66.
2- سوره کهف، آیات: 71ـ 82.
3- کمال الدین، شیخ صدوق، باب 45، حدیث 4، ص 485.
4- بحارالأنوار، ج52، ص 93(به نقل از کمال الدین شیخ صدوق).
تنظیم: هدهدی، گروه دین و اندیشه تبیان
ضرورت حکومت یا ولایت فقها در عصر غیبت
منابع مقاله:
فصلنامه حکومت اسلامی، شماره 4، آیت الله لطف الله صافی / ترجمهء سید حسن اسلامی ؛
دلایل عقلی و نقلی, گواه نیاز جامعهء بشری به حکومتی است که امورش را راه برد; کیانش را حفظ کند آن را از عوامل فساد و زوال باز دارد در جهت مصالح آن برنامه ریزی کند زورمند را از تجاوز به حقوق ناتوان نگه دارد, ستمگران را از آن دور کند عدالت را در آن حاکم و راه ها را ایمن و همگان را در برابر قانون یکسان سازد.
بی گمان برای انسان, حالتی رنج بارتر از هرج و مرج نیست و دین اسلام, که کامل ترین ادیان و دارای پیشرفته ترین قوانین و سازمان ها است, هیچ یک از امور معنوی یا مادی زندگانی انسان را رهانکرده است و برای هر مسئله ای حکمی معین ساخته است.مهم ترین مسئلهء زندگی اجتماعی, ضرورت وجود حکومت است که اجرای بسیاری از احکام اسلام بدان وابسته است. لذا این شریعت مبین بدان اهتمامی خاص داشته و برای پیامبر اکرم(ص) ولایت مطلق قائل شده است:
((النبی اولی بالمومنین من انفسهم1 پیامبر به مومنان از جان های خودشان سزاوارتراست.))
طبق این ولایت, حکومت عدل اسلامی به رهبری صاحب مقام رسالت و نبوت(ص) برپاگشت, سپس خداوند دین خود را با ولایت امیرالمومنین و فرزندان پاکش, امامان دوازده گانه(ع), کامل نمود و بر ولایت, به ویژه ولایت امیرالمومنین(ع), تاکید کرد و آن را قرین ولایت خدا و رسول قرارداد:
((انما ولیکم الله و رسوله والذین آمنواالذین یقیمون الصلاه و یوتون الزکاه و هم راکعون2 جز این نیست که ولی شما خدا است و رسول او و مومنان که نمازمی خوانند و در حال رکوع انفاق می کنند.))
هم چنین به رسول خود فرمان داد تا آن را در روز غدیرخم و در برابر انبوه مسلمانان اعلام کند:
((یا ایهاالرسول بلغ ماانزل الیک من ربک فان لم تفعل فمابلغت رسالته والله یعصمک من الناس ان الله لایهدیالقوم الکافرین3 ای رسول, آن چه رااز پروردگارت بر تو نازل شده است, به مردم برسان,که اگر چنین نکنی, امر رسالت را ادا نکرده ای و خداوند تو را از مردم حفظ می کند. خداوند مردم کافر را هدایت نمی کند.))
هم چنین هنگامی که با ابلاغ ولایت امیرالمومنین از سوی رسول خدا (ص) دین کامل گشت, خداوند متعال فرمود:
((الیوم اکملت لکم دینکم واتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا 4 امروز دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام کردم و اسلام را دین شما پسندیدم.))
نص بر امامت و حکومت امامان دوازده گانه
نصوص متواتری از رسول خدا(ص) نقل شده است که بر امامت و حکومت و ولایت امامان دوازده گانه از فرزندان حضرت ختمی مرتبت (ص) تصریح می کند. این احادیث که مضمون آنها امامت دوازده تن از خاندان پیامبر و فرزندان فاطمه (ع) است و به وسیلهء محدثان بزرگ شیعه و سنی نقل شده و در صحاح, مسانید و سنن آنان آمده است, تنها بر مذهب امامیه که معتقد به امامت دوازده تن از عترت پیامبر اکرم (ص) هستند منطبق است.
علاوه بر این روایات, خداوند پیروی از آنان را بر مومنان واجب دانسته است:
((یا ایهاالذین آمنوا اطیعواالله و اطیعوا الرسول واولی الامرمنکم 5 ای کسانی که ایمان آورده اید, از خدا و رسول و اولی الامر خود اطاعت کنید.))
بدین ترتیب اطاعت از آنان هم سنگ اطاعت از پیامبر (ص) معرفی شده است و این خصوصیت تنها دربارهء کسانی قابل تصور است که چون پیامبر (ص) معصوم باشند یعنی تنها مصداق اولی الامر, همان گونه که امامیه معتقدند, امامان معصوم هستند. بنابراین اولی الامر را جز به امامان معصوم هر که و با هر مقامی باشد حتی فقیه نمی توان تفسیر کرد.
این است مقتضای بنیاد و حکومت خداوند متعال و معنای اسمای حسنای او و حاکمیت توحیدی اش. پس کسی را بر دیگری سلطه ای و حکومتی نیست, مگر آن که خداوند بدو چنین منزلتی بخشیده باشد. لذا حاکم, آمر و ناهی, سلطان و قاضی, خدا است و همهء این شئون از لطف, رحمانیت, رحیمیت, عدل, حکمت و علم او سرچشمه می گیرد, که او است رحمان, رحیم, لطیف, عادل, حکیم, عالم و علیم.
مرحوم علامهء حلی, دلایلی بر لزوم جعل حکومت از سوی خدا و نصب امام برای آنان آورده و آنها را به هزار دلیل رسانده است. پس هر حکومتی که مشروعیتش از حکومت الهی کسب نشده باشد, باطل و ناسره است.
بنابراین بر همهء مکلفان واجب است که از حکومت الهی که در هر زمان و مکان در وجود امام معصوم جلوه گر است اطاعت کنند. مولای ما امیرالمومنین (ع) می فرماید:
((اللهم بلی, لاتخلوا الارض من قائم لله بحجه اما ظاهرا مشهورا او خائفا مغمورا لئلا تبطل حجج الله و بیناته 6 البته هرگز زمین از حجت خدا که گاه آشکار و شناخته و گاه نهان است, تهی نمی ماند, تا حجت ها و دلایل خدا تباه نشود.))
ضرورت ولایت و حکومت فقها در زمان غیبت
بی شک نیاز مردم به حکومتی که ادارهء امورشان را به عهده بگیرد, همیشگی و همه جایی است و اختصاص به زمان و مکان خاصی ندارد و در این جهت میان عصر حضور امام با عصر غیبت تفاوتی نیست و همان گونه که مردمان روزگار معصومان, در شهرهایی که ائمه حضور نداشتند, از طریق وکلا و سفرای آنان با ایشان در ارتباط بودند, در روزگار غیبت نیز مردم نیازمند کسی هستند که از طریق امام و به نیابت از ایشان عهده دار امورشان گردد. بنابراین همان گونه که خداوند با نصب امام, حجت را بر خلق تمام کرد, بر امام نیز, که از رسول خداوند ولایت بر مومنین دارد و امام خلق به شمار می رود, واجب است که در عصر غیبت خود, کسی را برای تامین مصالح آنان تعیین کند و اجازه ندهد که مصالحشان در معرض تباهی و امورشان در آستانهء نابودی قرار گیرد.
از این رو حضرت ولی عصر ارواحناله الفداء در عصر غیبت صغرا یا قصرای خود, برخی از بزرگان شیعه را از جمله نواب اربعه رضوان الله تعالی علیهم که نزد همگان به نیابت و سفارت خاص نامور بودند, به نیابت خود برگزید.
دلیل ولایت و حکومت فقها در عصرغیبت
پس در عصر غیبت کبرا یا طولی, که به فرمودهء رسول خدا(ص) زمانش طولانی است, به طریق اولی امام باید مصالح شیعیان خود را رعایت کند و هر آن چه را که مایهء تباهی کارشان می شود, از آنان دور کند و این کار از طریق نصب سرپرست امورشان که حافظ شئون سیاسی - اجتماعی آنان و قوانین دین و دنیایشان باشد, ممکن است.
به اجماع و اتفاق امت, این سرپرستی که نیابت عامه نام دارد, تنها از آن فقهای عادل است. بنابراین فقها, صلاحیت دخالت در امور مسلمانان را طبق آن چه مصلحت اقتضا می کند دارند و هر تصمیمی که در مورد مسائل مسلمانان و ادارهء آنان بگیرند و قانونی که تشریع کنند, و هر حکومتی که تحت نظر آنان و با صلاح دید آنان شکل بگیرد, ناشی از ولایت امام(ع) و تحت مسئولیت ایشان خواهدبود. لذا احیای سنت, دفع بدعت, حفظ شریعت و سرپرستی امت به عهدهء آنان است. پس رهبری, زیبنده شان است و آنان جانشینان امام و قائم مقام او در شئون حکومتی و امینان او بر حلال و حرام هستند. اگر چنین نبود, دین مندرس و آثار شریعت مبین تباه می شد.هر کس نیک تامل کند, در می یابد که اشراف فقها بر امور, به اضافهء جایگاه معنوی و موقعیت روحانی آنان در دل ها, قویترین سبب بقای تشیع و حفظ آثار معصومان (ع) تا روزگار ما بوده است.
این ولایت که برخی شئون آن چنین است, همان حکومت مشروع حقی است که از روزگار خاتم انبیا(ص) هرگز منقطع نشده و تا زمانی که تکلیف باقی است, هم چنان استمرار خواهد داشت و در تحقق این حکومت, میان آن که ولی امر در هر آن چه خداوند در حوزهء حکومتش, یعنی دنیا و مافیها قرار داده کاملا مبسوط الید باشد و یا تنها در بخشی از آن اختیار داشته باشد و یا هیچ اختیاری نداشته باشد و یا آن که در برابر دیدگان حاضر و یا از چشم ها غایب باشد, تفاوتی وجود ندارد.
پس حکومت مشروع, با این اعتبار شکل می گیرد و منعقد می شود و فقهای عادل در عصر غیبت حاکمان شرع و سرپرستان امور به شمار می روند و این است معنای گفتار امام(ع) در توقیع شریف که:
پس آنان حجت من برشمایند و من حجت خدا هستم.
این, همان حکومت مشروعی است که بر مکلفان واجب است که از آن اطاعت کنند و زیر بیرق آن گردآیند, گرچه در سرزمین دیگری جز دارالاسلام به سر می برند. پس مومنان اگر چه در دارالکفر باشند و یا آن که سرزمین مسلمانان تحت سلطهء نامشروعی باشد, بر آنان واجب است که از این حکومت مشروع که امام آن را در عصر غیبت به دست فقها سپرده است, تبعیت کنند.
ناگفته نماند که طبق این مبنا ولایت فقها در عصر غیبت, مانند ولایت حکام و نواب منصوب از سوی شخص امام در عصر حضور است و احکام سلطانی که از سوی حاکمان شرعی صادر می شود, واجب است برای اجرای احکام شرعی و ترجیح برخی بر برخی دیگر به هنگام تزاحم, حقوق و احکامی باشد. پس با استناد به این احکام نمی توان از احکام شرعی مطلقا دست کشید, بلکه با آن می توان از حکم مهم برای دست یافتن به حکم مهم تر طبق تشخیص حاکم به لزوم ترک حق یا جهتی برای حفظ حق یا جهتی مهم تر, دست کشید.
در هر حال, سخن دربارهء احکام سلطانی نیست, بلکه بحث در مناصب ولایی است که فقیه از آن برای صدور احکام سلطانی, کسب صلاحیت می کند.
هم چنین ناگفته نماند که برای اثبات ولایت فقها در عصر غیبت به پاره ای احادیث استناد شده که در کتاب القضای جوامع روایی گردآمده است و مرحوم فاضل نراقی برخی از آنها را در عائدهء پنجاه و چهارم ((عوائدالایام)) آورده است. لیکن استدلال به بیشتر آنها قابل مناقشه و تامل است و شاید قوی ترین آنها از نظر دلالت, توقیع رفیعی است که شیخ صدوق در((اکمال الدین)) به این شرح نقل کرده است: محمد بن محمد بن عصام کلینی (رض) برای ما حدیث کرد که محمد بن یعقوب کلینی از اسحاق بن یعقوب برای ما گفت که:از محمدبن عثمان عمری(رض) خواستم تا نامه ای را که در آن مسائلی را که بر من دشوار گشته بود, طرح کرده بودم, به امام برساند. پس توقیع شریف به خط مولایمان صاحب الزمان(ع) به دستم رسید و در آن فرموده بود:
و اما دربارهء حوادث رخ داده, به راویان حدیث ما رجوع کنید, که آنان حجت من برشمایند و من حجت خدا بر ایشانم و در آخر توقیع آمده بود :
ای اسحاق بن یعقوب, درود بر تو و هر آن که پیرو هدایت باشد.7
علامهء طوسی, شیخ بزرگوار ما رضوان الله علیه آن را در کتاب الغیبه روایت و چنین نقل کرده است:
جماعتی از جعفربن محمدبن قولویه,ابی غالا زراری و دیگران برایم از محمد بن یعقوب کلینی ازاسحاق بن یعقوب نقل کرده اند که گفت : از محمد بن عثمان عمری رحمه_ الله علیه خواستم تا نامه ای را که در آن مسائلی را که بر من دشوار شده بود, نوشته بودم, به امام برساند. پس توقیعی به خط مولایمان صاحب الزمان(ع) به دستم رسید و در آن فرموده بود:
و اما دربارهء حوادث رخ داده, به راویان حدیث ما رجوع کنید, که آنان حجت من بر شمایند و من حجت خدا(بر ایشان ) هستم.
تا آن جا که فرمود:
ای اسحاق بن یعقوب, درود بر تو و هر آن که پیرو هدایت باشد.8
درنگی در توقیع صادره از ناحیه مقدسه
از آن چه این توقیع مبارک بدان اشاره دارد - همان گونه که مرحوم اردبیلی درجامع الرواه از استرآبادی نقل کرده است منزلت والای اسحاق بن یعقوب آشکار می شود و چه بسا همان طور که عالمان رجال استظهار کرده اند, اسحاق, برادر محمدبن یعقوب کلینی نیز باشد. در هر صورت به دلیل نیامدن نام و یاد او در کتاب های رجالی, با توجه به اعتماد کسی چون کلینی به او به ویژه در مورد این توقیع شریف که شامل مطالا بسیار مهم از حضرت است و هم چنین اعتماد کسانی چون صدوق و شیخ الطائفه رضوان الله تعالی علیهما بر او نمی توان در سند این حدیث خدشه کرد. جدا بعید است که کلینی کسی چون او را که از معاصرین خودش است نشناسد و این گونه از او نقل کند که به حضرت امام زمان (ع) نامه می نویسد و چنین مسائلی که جز خواص و بزرگان شیعه از آن پرسش نمی کنند, بپرسد و پاسخ حضرت (ع) به خط شریف خود ایشان به دستش برسد. بنابراین کلینی چنین کسی را به وثاقت و اهلیت برای این گونه مکاتبات می شناسد و در نتیجه صحت سند این توقیع, جای هیچ شکی ندارد.
نحوهء دلالت این توقیع نیز بحث انگیز است و به اشکال گوناگون می تواند مقصود را برساند. گاه به تعبیرو اما دربارهء حوادث رخ دادهاستدلال می کنند و می گویند که مقصود, احکام وقایع نیست, زیرا پرسش گری چون اسحاق بن یعقوب که از پرسش هایش برمیآید که مردی است اهل بصیرت و معرفت, می داند که دربارهء احکام باید از راویان آنها بپرسد. پس ناگزیر مقصود, حوادثی است که دربارهء آنها به سلطان و ولی امر و حاکم شرع رجوع می شود و این گونه وقایع است که نیازمند رجوع به کسی است که حجت امام و در این گونه مسائل مرجع و ملجا همگان باشد.
گاه نیز به تعبیر پس آنان حجت من بر شمایند و من حجت خدا هستم این گونه استدلال می شود: همان طور که امام, حجت خدا بر مردم است و حضرت حق با وجود او در همهء امور با آنان احتجاج می کند و با بودنش دیگر برای مردم حجتی بر خدا نیست, راویان حدیث حضرت(ع) نیز حجت امام بر مردم اند و با بودنشان مردم در هیچ موردی حجتی بر امام ندارند.
حاصل آن که, همان طور که به مقتضای حکمت و قاعدهء لطف, بر خداوندحکیم جل اسمه نصب امام و حجت و والی بر بندگان واجب است, بر امام و والی نیز واجب است که در مکان ها و زمان هایی که حضور ندارد و از آن غایب است, جانشینی برای خود معین و منصوب کند.خداوند متعال این نکته را در نقل داستان حضرت موسی علی نبینا و علیه السلام این گونه تایید می فرماید:
((و واعدنا موسی ثلاثین لیله واتممناها بعشر فتم میقات ربه اربعین لیله و قال موسی لاخیه هارون اخلفنی فی قومی واصلح ولا تتبع سبیل المفسدین))9 سی شب با موسی وعده نهادیم و ده شب دیگر بر آن افزودیم تا وعده پروردگارش چهل شب کامل شد. و موسی به برادرش هارون گفت: درمیان قوم من جانشین من باش واصلاح کن و از راه مفسدان پیروی مکن.
این نکته موید آن است که بر خداوند روا نیست که مردم را بی حاکم و والی رها کند.
حوزهء اختیارات و صلاحیت ولایت فقها
در این صورت, شکی نیست که امام, فقها را حاکم و سرپرست مردم قرارداده است, زیرا به اتفاق و اجماع ثابت است که جز آنان کسی بر مردم ولایت ندارد و توقیع شریف و آن چه به معنای آن است, نیز همین نوع ولایت را انشا می کند. بنابراین آنان دارای همان مناصب ولایی هستند که در عرف و شرع از شئون والی به شمار می رود.
از جملهء اختیارات فقها در عصر غیبت, اختیارات امام در مورد خمس و میراث بلا وارث است. از این رو فقهای جامع الشرایط به حکم منصب ولایی که از امام(ع) به دست آورده اند, می توانند در این اموال تصرف کنند و آن را برای حفظ کیان اسلام, دفاع از حریم دین و آن چه موجب شوکت و عزت شرع مبین و تقویت جماعت مسلمین می شود مانند تاسیس حوزه های علمیه, کمک به طلاب علوم دینی, که وجودشان مانع از بین رفتن آثار دین است, آشنا کردن مردم با حلال و حرام, گسترش دعوت به اسلام, ساختن مساجد و مدارس, چاپ و نشر کتاب های اسلامی, ایجاد موسسات خیریه, تاسیس بنیادهای اقتصادی و تربیتی به گونه ای که آنان را از صنعت و تکنولوژی کفار بی نیاز کند و از ضعف بنیهء اقتصادی و سیاسی بازشان دارد, خرج کنند. هم چنین آنان می توانند این اموال را در جهت کمک به ناتوانان و هر موردی که اگر امام حاضر بود, در آن هزینه می کرد, برای اعلای کلمهء توحید و با رعایت اهم و مهم, هزینه کنند.
اگر گفته شود که سهم مبارک امام و میراث بلا وارث, ملک شخصی امام (ع) به شمار می رود و در عصر غیبت مشمول حکم اموال شخص غایب است و باید در صورت امکان آن را برایش حفظ کرد وگرنه بر آن که این اموال در دستش است واجب است که از سوی او صدقه بدهد, پاسخ می دهیم که:
اولا: در صورتی باید اموال مجهول المالک را از سوی او صدقه داد, که نتوان به او رساند و ندانیم که به صرف کردن آن در مورد دیگر راضی است. لیکن در جایی که از رضایت او با خبر باشیم, صرف کردن آن در موارد خاص بی اشکال است.
ثانیا: ظاهرا سهم مبارک امام, از آن رو برای امام وضع شده است, تا شئون ولایتش تقویت گردد و آن را در اجرای وظایف ولایی خود خرج کند. لذا لازمهء جعل ولایت برای فقها آن است که بر این سهم نیز ولایت داشته باشند, زیرا ولایت آنان جز بدان استوار نمی گردد.
به تعبیر دیگر, سهم مبارک, از آن کسی است که به اذن شارع دارای منصب ولایت است.
حال در زمان حضور, شخص امام (ع) است و در عصر غیبت, فقهای عادل منصوب به ولایت از سوی امام هستند.
از آن چه گفتیم, حکم سهم سادات بزرگوار زادالله فی شرفهم نیز آشکارمی گردد.
گرچه مورد مصرف این سهم, سادات نیازمند هستند, لیکن به مقتضای مناسبت حکم وموضوع و آن چه از پاره ای اخبار برمیآید,امام(ع) و یا جانشین او نیز بر این سهم ولایت دارند. بنابراین, امام آن را می گیرد و میان اصناف نیازمند تقسیم می کند و طبق آن چه در اخبار آمده است هر چه اضافهآمد از آن امام(ع) است و اگر کم تر از نیاز سادات مستحق بود, امام آن را از اموال دیگر تکمیل می کند. ثقه الاسلام کلینی قدس سره از امام کاظم(ع) نقل می کند که ایشان فرمود:
((الخمس فی خمسه اشیاء[... الی ان قال]: و نصف الخمس الباقی بین اهل بیته, فسهم لیتاماهم و سهم لمساکینهم وسهم لابناء سبیلهم, یقسم بینهم علی الکتاب والسنه ما یستغنون به فی سنتهم, فان فضل عنهم شیء فهو للوالی وان عجز او نقص عن استغنائهم کان علی الوالی ان ینفق من عنده بقدر ما یستغنون)) 10
خمس به پنج چیز تعلق می گیرد[ ... :تا آن که فرمود]: و نصف باقی ماندهء خمس اختصاص به اهل بیت دارد, پس سهمی از آن یتیمان ایشان است و سهمی از آن مسکینان ایشان و سهمی برای در راه ماندگان ایشان, که طبق کتاب و سنت به اندازه ای که طی یک سال بی نیازشان کند میانشان تقسیم می شود. پس اگر چیزی اضافه آمد از آن والی است و اگر کم آمد و یا از بی نیاز ساختنشان کم آمد, بر عهدهء والی است که از آن چه نزدش است, به اندازه ای که بی نیازشان سازد, انفاق کند.
بنابراین بر آن که می خواهد خود, سهم سادات را به ایشان بدهد, واجب است که از حاکم شرع اجازه بگیرد و اگر خواستار دادن آن به فقیه است, احوط آن است که او را وکیل در رساندن آن به سادات مستحق کند. هم چنین برای فقیهی که سهم سادات را دریافت می کند, احوط آن است که از آن که خمس بر او واجب شده وکالت بگیرد که آن را به سادات مستحق برساند.
این بحث, مسائل و فروعی دارد که فرصت پرداختن به آنها در این مختصر نیست. از خداوند متعال توفیق پرداختن به امور مرضی حضرتش و عصمت از خطا را خواستاریم.
پی نوشت ها:
این بحث در عین اختصار, به اصل ضرورت دینی و لزوم ولایت فقها بر ارکان سیاسی جامعه پرداخته و مبنای فقهی آن را بیان داشته است. نویسندهء بزرگوار آن که از فقهای مبرز به شمار می رود, با احتراز از بحث های حاشیه ای و با طرح صلا موضوع, به گونه ای روش مند و با استناد به مبانی فقهی این مسئله, لزوم حکومت و ولایت فقها در عصر غیبت را به اثبات رسانده و روشن ساخته اند که ولی فقیه جامع الشرایط از همهء اختیارات امام معصوم (ع) در عرصهء حکمرانی برخوردار است.
این بحث در سال 1414ق هجری به زبان عربی نوشته شده و با عنوان و مشخصات زیر منتشر شده است: ضروره وجودالحکومه اوولایه الفقهاء فی عصر الغیبه, قم, دارالقرآن الکریم, 1415 ق, 15 ص.
1.احزاب(33) آیهء 6.
2.مائده(5) آیهء 55.
3.همان, آیهء 67.
4.همان, آیهء 3.
5.نساء(4) آیهء 59.
6.نهج البلاغه, حکمت 147.
7.کمال الدین, ج2, ص483و 485, باب 45, حدیث4.
8.کتاب الغیبه, حدیث247, ص290و 293.
9.اعراف(7), آیهء 142.
10.الکافی.ج,ص539.
حوزه دات نت
در برخی از مناطق ژاپن، کشاورزان برنج را طوری می کارند که پس از رشد برنج ها اشکال و طرح های زیبایی را به وجود می آورند. نشاء های برنج با رنگ های متفاوت را در قسمت های مشخصی با صبر و دقت می کارند. پس از کاشت آثار هنری زیبایی که در پائین می بینید ظاهر می شود
عکسها در ادامه
ادامه مطلب
درچند سال اخیر تولیدکنندگان تجهیزات رایانه مانند صفحه کلید، ماوس، میز و صندلی و سایر وسایل رایانه سعی میکنند محصولات را مطابق با اصول ارگونومی طراحی و تولید کنند چرا که رعایت اصول ارگونومی سبب کاهش ضایعات چشم، سردرد و کمر درد کاربران رایانه خواهد شد. با وجود رعایت نکات فوق، باز امکان بروز بیماریهای خاص برای کاربر رایانه وجود دارد که به برخی از آنها اشاره میشود:
● بیماریهای چشم
استفاده نادرست و بیش از حد از رایانه برای اجزای مختلف بدن مضراتی به همراه دارد که چشم یکی از این اجزای آسیبپذیر است.
درد، سرخی و سوزش چشم و آبریزش آن، دوبینی، احساس تاری دید که به کاهش قدرت بینایی، خستگی و درد چشم و سردرد منجر میشود از جمله این عوارض است.
چشمهای انسان عادت دارند تا بسیار راحت روی اشیای دور و نزدیک متمرکز شوند به همین دلیل احتمال خستگی ماهیچه چشمی که روی کاغذ و صفحه مانیتور متمرکز شده است، وجود دارد.
همچنین ماهیچههای دیگر چشم، از تغییرات نور یا درخشندگی یا از تغییر مسیر دید بین صفحه نمایشگر و نوشتههای در حال حروفچینی خسته میشوند و به دلیل جابهجایی زیاد کلمات، چشم قدرت تطابق خود را به مرور از دست میدهد.
افرادی که دارای اختلالات انکساری اصلاح نشده هستند، بیشتر در معرض خطرند.
همچنین محیط کار نباید خیلی پر نور یا تاریک باشد تا به چشم کاربر فشار وارد نیاید.
پزشکان توصیه میکنند برای جلوگیری از ابتدا به بیماریهای چشمی پس از هر ۱۰دقیقه استفاده از رایانه، پلکهای خود را به هم زنید و مدتی به یک نقطه دیگر خیره شوید تا خستگی چشم از بین برود هرچند در این زمینه سفارش شده است که از مانیتورهای جدید به خاطر ساختار بهتر و اشعه کمتر استفاده شود.
● عوارض مفصلی و عضلانی
یکی دیگر از شایعترین عوارض کار با رایانه، دردهای عضلانی و درد مچ دست و بازوها است چراکه درد گردن و کمر در طولانی مدت و خمیدگی پشت از عوارض کار زیاد و طولانی با رایانه است.
به طور معمول، کاربران رایانه، ساعدها، دستها، بازوان، پشت و گردن خود را در یک حالت ثابت قرار میدهند و این عمل سبب وارد شدن فشار زیاد در زمان طولانی روی ماهیچهها و تاندونهای فرد میشود و در نهایت میتواند به مشکلات عضلانی و مفصلی منجر شود.
در این رابطه، عوامل ارگونومیکی مانند بار کاری، حرکات تکراری، طرز نشستن، زاویه دید، وضعیت میز و صندلی، ارتفاع صفحه کلید و مانیتور، وضعی نور، سرعت حروفچینی و نداشتن آرامش روانی میتواند از مشکلات جدی به شمار آید همچنین استفاده اشتباه و دائم از ماوس هنگام کار با رایانه میتواند به دست کاربران صدمه وارد کند به طوریکه درد، ناتوانی و لرزش و بیحسی ساعد و دست نخستین نشانههای فشار بیش از حد به تاندونها و عصبها به دنبال حرکتهای نادرست هنگام کار با ماوس رایانه است.
به گفته کارشناسان هنگام آغاز عوارض و ناراحتیهای دست این امکان وجود دارد که در مغز، ارتباطی بین دردها و کار با ماوس و کلیک کردن با آن ایجاد شود و به دنبال آن فقط با کلیک کردن با ماوس، دردها آغاز خواهد شد و صدمات آن میتواند تا ساعد و بازو نیز ادامه پیدا کند.
شایعترین اختلالی که ممکن است در ارتباط با مچ دست پیش آید، سندروم کانال کارت است به طوری که عصب دست در زیر کانال کارت گیر میافتد و باعث خوابرفتگی، بیحسی و احساس درد در انگشتان دست میشود.
متخصصان سفارش میکنند در صورت بروز دستدرد، کاربران به متخصص اعصاب مراجعه کنند.
● مشکلات دوران بارداری و زایمان
برخی پژوهشگران بر این باورند که زایمانها و بارداریهای غیرعادی و تولد نارس و ناقص به استفاده از صفحه نمایش رایانه و وجود تشعشات آن مربوط است.
برخی تحقیقات نشاندهنده این مطلب است که سقط جنین در زمانی که مادر در معرض میدانهای مغناطیسی حاصل از رایانه قرار دارد، شایعتر است بنابراین هنگام خرید یا استفاده از رایانه باید دقت کنید که رایانه شدت میدان مغناطیسی زیادی نداشته باشد.
پزشکان توصیه کردهاند که زنان باردار روزانه بیشتر از هشت ساعت در معرض امواج الکترومغناطیس که در رایانه، تلفن همراه، دستگاههای مایکروویو و به میزان بسیار کم در تلویزیون وجود دارد، قرار نگیرند.
هرچند برخی تحقیقات نیز نشان داده است امواجی که در رایانه وجود دارد میتواند باعث عقیم شدن مردان شود.
● مشکلات پوستی
ولتاژ زیاد لامپ تصویر در انواع نمایشگرهای قدیمی موجب تولید میدان الکترواستاتیک و بارهای الکتریکی مثبت در سطح خارجی صفحه نمایش میشود.
در میدان بین بارهای مثبت و صورت کاربر، گرد و خاک و ذرات در تمامی جهات حرکت میکنند و جریان بارهای مثبت حاصل در این میدان ممکن است در افرادی که حساسیت پوستی دارند، موجب خشک شدن پوست دست و صورت، ترک خوردن آن و ایجاد آکنه شود.
همچنین بررسیها نشان دادهاند افرادی که دچار حساسیتهای پوستی هستند و هنگام کار بیشتر تحت فشارهای فکری و عصبی قرار میگیرند، فشارها و استرسها موجب تغییرات هورمونی مانند تیروکسین و پرولاکتین و همچنین ضایعات پوستی در آنها میشود.
به همین علت کارشناسان توصیه میکنند بهتر است تهویه و رطوبت محیط کار مناسب و کافی باشد.
● استرس و مشکلات عصبی و روانی
به گفته کارشناسان، حجم کار زیاد و دوری از همکاران در محیط کار میتواند به بروز مشکلات روانی منجر شود.
البته کار با رایانه افسردگیزا به شمار نمیرود، بلکه حجم زیاد کار است که در ایجاد استرس روانی نقش دارد.
تنهایی ناشی از طبیعت کار با وسایل و ابزار الکترونیک از جمله رایانه که دنیای خصوصی یا مجازی را به ارمغان میآورد، افراد جامعه را هر چه بیشتر به کام خود میکشد و اثرات زیانبار و عمیقی را برجای خواهد نهاد که ابعاد آن به روشنی قابل تبیین نیست.
برای نمونه به روابط والدین و فرزندان که جزء اولین قربانیان زندگی الکترونیک هستند میتوان اشاره کرد.
● تنفس گازهای رایانه
بدنه رایانهها و نمایشگرها بر اثر گرم شدن، بوی مخصوصی مانند« گاز دیوکسین» از خود متصاعد میکنند که به وسیله بدنه رایانه و صفحه نمایشگر تولید میشود.
همچنین گاز« اوزن »هنگام کار چاپگر لیزری تولید میشود که به بافت مخاطی بینی، چشم و گلو آسیب میرساند، بنابراین رعایت استانداردهای مربوط در این خصوص از سوی واردکنندگان یا تولیدکنندگان رایانه ضروری است.
● کودکان و رایانه
کودکانی که زمان زیادی مقابل رایانه مینشینند علاوه بر آسیب کمر، دچار بلوغ زودرس میشوند.
به گفته متخصصان فیزیوتراپی، کودکان پنج سالهای که ساعات طولانی را پشت رایانه مینشینند از درد کمر رنج میبرند.
به گفته آنها استفاده بیش از حد از رایانه در کودکان شش ساله نیز میتواند به بیماری در آنها منجر شود.
● چند توصیه
کارشناسان توصیه میکنند اگر با رایانه در محیط کار یا خانه زیاد کار میکنید بهتر است به این توصیهها بهمنظور کاهش مضرات استفاده از رایانه توجه کنید:
۱) در طول روز برنامه پیادهروی، دو یا ورزشهای دیگر را داشته باشید.
۲) در اوقات فراغت خود در طول روز، ورزشهای مخصوص کمر، پشت و گردن را انجام دهید تا این عضلات استحکام خود را حفظ کنند.
همانطور که پشت میز کار خود نشستهاید، میتوانید عضلات شکم و سرین را چند بار و هر بار به مدت ۱۰دقیقه سفت و بعد رها کنید.
بهتر است بیش از ۵۰دقیقه به طور ممتد پشت میز خود ننشینید، بلکه بعد از ۵۰دقیقه نشستن چند دقیقه بلند شوید، کمی راه بروید، کمر خود را به طرفین خم و راست کنید و دست هایتان را از ناحیه کتف بچرخانید.
۳) استفاده از صندلی ارگونومیک با قابلیت تنظیم را فراموش نکنید.
ارتفاع صندلیتان باید به گونهای باشد که کف پایتان روی زمین قرار گیرد و زانوهایتان زاویه ۹۰درجه داشته و رانهایتان موازی زمین باشد.
صندلی باید در قسمت گودی کمر، محدب و در قسمت پشت دارای کمی قوس مقعر باشد و بهتر است دستهدار باشد.
فراموش نکنید هنگام کار با رایانه به پشتی صندلی تکیه کنید تا از کمر و ستون فقرات شما حمایت کند.
فقط هنگامی که با موس کار نمیکنید و تایپ انجام نمیدهید، ساعد شما باید روی دسته صندلی قرار گیرد.
۴) مانیتور مناسب بهکار برید و بهتر است مانیتور در مرکز میز و درست در مقابل چشم شما قرار گیرد.
هر چه صفحه مانیتور بزرگتر باشد تصویر راحتتر دیده میشود و تطابق و تقارب چشمها کمتر شده و بنابراین دیرتر خسته میشود.
فاصله مناسب مانیتور تا چشمان شما ۵۰ تا ۶۰سانتیمتر یا معادل یک دست کشیده شماست.
بخش بالایی مانیتور باید هم سطح چشمان شما باشد که برای این کار میتوانید صندلی خود را بلندتر کنید یا مانیتورتان را پایینتر بیاورید.
اگر از عینک استفاده میکنید، مانیتور را کمی به سمت بالا بچرخانید، طوری که بخش پایینی آن به چشم شما نزدیکتر باشد.
۵) باید صفحه کلید رایانه هم سطح آرنج شما یا همارتفاع با دسته صندلی قرار گیرد به طوری که تقریباً صفحه کلید هم سطح رانهای شما پشت میز کامپیوتر باشد.
هنگام حروفچینی از هر دو دست کمک بگیرید و با نیروی متوسط و ملایمی روی صفحه کلید فشار وارد کنید.
هنگام حروفچینی نباید مچ دستتان روی جایی قرار گیرد یا خم شود و به سمت بالا یا پایین زاویه دار قرار نداشته باشد، گاهی به مچهایتان استراحت دهید و به آنها ورزش دهید.
منبع: سایت پزشکان ایران
راسخون

ادامه مطلب
نویسنده :
حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:٢٠ ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٩/۳/٦
ادامه مطلب
نویسنده :
حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٢٩ ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٩/۳/٦
ادامه مطلب
نویسنده :
حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٢٩ ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٩/۳/٦
آسانی و زیباییهای اسلام
اطلاعیه طرح سیر مطالعاتی آثار استاد مرتضی مطهری(ره)
«دین اسلام سماحت دارد. به یک انسان میگویند "سماحته" یعنی انسان با گذشت، ولی "دین با گذشت است" یعنی چه؟ مگر دین هم میتواند با گذشت باشد؟ دین هم با گذشتِ ولی اصولی دارد. چطور؟ دینی که به شما میگوید وضو بگیر، همین دین به شما میگوید اگر زخم یا بیماریی در بدن تو هست و خوف ضرر داری(نمیگوید یقین داری به ضرر) تیمم بکن، وضو نگیر. این معنیاش سماحت این دین است. یعنی یک دینِ یک دندهی لجوجِ بی گذشت نیست، در جایش گذشت دارد یا میگوید روزه واجب است. واقعاً اگر انسان بدون عذر روزهای را بخورد گناه مرتکب شده است. ولی همین دین میبینیم در جای خودش گذشت زیادی نشان میدهد. یریدالله بکم الیسر ولا یرید بکم العسر (بقره/185). روزهای. مسافری؛ در مسافرت روزه گرفتن برای تو سخت است. روزه نگیر، قضایش را بعد بگیر ... لازم نیست صد در صد یقین داشته باشی(که روزه برایت ضرر دارد) اگر در قلب خودت احساس میکنی که خوف داری که نکند این روزه بیماری تو را تشدید بکند همین کافی است و لازم نیست از کسی دیگر بپرسی... . یک پیرزن یا پیرمرد ممکن است خوف ضرر هم نداشته باشد ولی(چون) رسیده به حدّ پیری و فرتوتی (روزه بر او واجب نیست).
این، سماحت و گذشت است ... یکی از چیزهایی که به موجب آن اسلام همه را جذب میکند همین سهولت و سماحت این دین است. پیغمبر فرمود یک نفر مُبلغ باید مبلّغ سماحت و سهولت این دین باشد، کاری بکند که مردم به امر دین تشویق و ترغیب بشوند.»(سیری در سیره نبوی، مرتضی مطهری، صص 217 تا 219 )
8- ترس از خدا(استقامت و شجاعت)
یکی دیگر از پیش شرطهای موفقیت در پیام رسانی و ارتباط موثر و متقاعدسازی مخاطب، داشتن شجاعت و استقامت در بستر تبلیغ و پیام رسانی است که یکی از آثار با برکت ترس و حیثیت الهی به شمار میآید.
«خشیت، آن حالتی است که ترس بر انسان مسلط میشود و انسان مسلط میشود و انسان جرأت را از دست میدهد. جرأت خود را از دست دادن یعنی شجاعت نداشتن، شهامت نداشتن، اما تدبیرهای عاقلانه برای نگرانیهایی که در عاقبت کار ممکن است پیش بیاید غیر از این است که انسان جرأت و شهامتش را از دست بدهد. قرآن میگوید: داعیان الی الله و منجیان حقیقی، در مقابل خدا، خشیت الهی دارند، جرأت و تجرّی بر خدا یک ذرّه در وجودشان نیست، ولی در مقابل غیر خدا جرأت محض هستند و یک ذرّه خود را نمیبازند ولا یخشون احداً الاّ الله. (احزاب/39)
ای پیغمبر! تو خیال نکن که فقط با جاهل روبرو هستی، با غافل هم روبرو هستی. جاهل را به تفکر وادار و غافل را به تذکر، مردم بیش از آن اندازه که جاهل باشند غافل و خوابند، خوابها را بیدار کن و غافلها را متنبّه.
از خصوصیات دیگر در سیره انبیاء و بالخصوص سیره پیغمبر اکرم همین مسئله جرأت یعنی خود را نباختن و استقامت داشتن است که در زندگی پیغمبر اکرم بسیار نمایان است.»(همان، از ص 219 تا 221)
9- غافلان تذکر و جاهلان با تفکر جذب میشوند
یکی دیگر از نکات کلیدی و مهمی که میبایست در فرآیند پیام رسانی و ارتباط موفق و موثر مورد توجه و تاکید هر مُبلغ و پیام رسان متعهد و مسلمانی باشد، یادآوری و تذکر است. به همین قرآن خطاب پیامبر میفرماید: "فَذَکِّرْ إِنَّمَا أَنتَ مُذَکِّرٌ ... (غاشیه/21 تا 24) ای پیامبر! مردم را بیدار کن، تذکر بده، یادآوری کن.
در قرآن دو مطلب نزدیک به یکدیگر ذکر شده، یکی تفکر و دیگر تذکر است. تفکر یعنی کشت چیزی که نمیدانیم، اندیشیدن برای به دست آوردن آنچه که نمیدانیم قرآن دعوت به تفکر هم میکند و اما تذکر یعنی یادآوری، تذّکار یعنی به یاد آوردن. خیلی مسائل در فطرت انسان - و حتی گاهی در تعلیم انسان - وجود دارد ولی انسان از آنها غافل است، احتیاج به تنبّه و بیداری دارد. احتیاج به تذکر و یادآوری دارد ... (لذا خداوند به پیامبر اکرم -صلی الله علیه و آله - می فرماید) ای پیغمبر! تو خیال نکن که فقط با جاهل روبرو هستی، با غافل هم روبرو هستی. جاهل را به تفکر وادار و غافل را به تذکر، مردم بیش از آن اندازه که جاهل باشند غافل و خوابند، خوابها را بیدار کن و غافلها را متنبّه.
وقتی خواب را بیدار کردی او خودش دنبال کار میرود. یک آدم اگر خواب باشد و خطری متوجه او باشد مثلاً قافله حرکت کرده و او خواب مانده است، تو او را بیدار کن وقتی بیدار کردی دیگر لازم نیست به او بگویی خطر! بلکه همین که بیدار بشود خودش میبیند خطر است ... خودش دنبال قافله راه میافتد. این است که قرآن(به پیغمبر) میفرماید: آن احساسهایی که در مردم وجود دارد(و از آنها غافلاند)، احساسهای خفته را بیدار کن. قسمتی از ایمان، بیداری احساسهای خفته است. و لهذا در اسلام جبر یعنی اجبار در ایمان وجود ندارد .... لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ (بقره/256)(همان، ص 224)
10- جاذبههای اخلاقی و محبت از اصلیترین عوامل جذب مخاطب
بدون شک در تمامی عرصههای ارتباطی مبتنی بر جلب و جذب مخاطب اعم از روابط بین دو عضو یک خانواده، دو دوست و همکار و نیز روابط بین معلم و شاگرد، همچنین رابطه بین امام و امت، اصل اساسی خوش خلقی، نقش بسیار مهم و موثری را داشته و دارد. به عبارتی پیام رسانی و ارتباط با دیگران زمانی ما را به هدف اصلی یعنی متقاعدسازی مخاطب و هم گام و هم دل نمودن او با محتوای پیام میرساند که رفتار و گفتار ما مبتنی بر اخلاق خوش و ملایم باشد.
مصداق بارز این مهم، در سیره معصومین(علیهمالسلام) به روشنی و وضوح ملاحظه میشود و یکی از علل عمده گسترش سریع اسلام را نیز میبایست در همین جا جستجو نمود. نه تنها مورخان و منتقدان آگاه به تاریخ اسلام بلکه افرادی چون لامارتین شاعر معروف فرانسوی میگوید: اگر سه چیز را در نظر بگیریم احدی به پایه پیغمبر اسلام نمیرسد. یکی فقدان وسایل مادی: مردی ظهور میکند ... که .... هیچ همکار و همدستی ندارد، از خودش شروع میشود، همسرش به او ایمان میآورد. طفلی که در خانه هست و پسرعموی اوست - علی(علیهالسلام)- ایمان میآورد، تدریجاً افراد دیگر ایمان میآورند. آن هم در چه سختیها و مشقتها!
قرآن(به پیغمبر) میفرماید: آن احساسهایی که در مردم وجود دارد(و از آنها غافلاند)، احساسهای خفته را بیدار کن. قسمتی از ایمان، بیداری احساسهای خفته است. و لهذا در اسلام جبر یعنی اجبار در ایمان وجود ندارد .... لا اکراه فی الدین قد تبین الرّشد من الغیّ (بقره/256)
و دیگر سرعت پیشرفت یا عامل زمان، و سوم بزرگی هدف ... قرآن این مطلب را توضیح داده است و تاریخ هم همین مطلب را به وضوح تایید میکند که یکی از آن علل و عوامل "سیرهی نبوی" و روش پیغمبر اکرم یعنی خلق و خوی و رفتار و طرز دعوت و تبلیغ پیغمبر اکرم است. ... حتی بعد از وفات پیامبر اکرم هم تاریخ زندگی پیغمبر اکرم یعنی سیرهی او عامل بزرگی بوده است برای پیشرفت اسلام. (اینجاست که) قرآن کریم (در آیه 159، آل عمران - خطاب به پیغمبر اکرم) تاکید میکند: اگر این خلق و خوی تو نبود، اگر به جای این اخلاق نرم و ملایم، اخلاق خشن و درشتی داشتی مسلمانان از دور تو پراکنده میشدند، یعنی این اخلاق تو خود یک عامل است برای جذب مسلمین.»(همان، صص 234 و 235)
نرمش در مسائل شخصی و صلابت در مسائل اصولی
«این که عرض میکنیم پیغمبر ملایم بود و باید یک رهبر ملایم باشد، مقصود این است که پیغمبر در مسائل فردی و شخصی نرم و ملایم بود نه در مسائل اصولی و کلی. در آنجا پیغمبر صد در صد صلابت داشت.» پیغمبر حتی اهانت و برخورد تند علیه خود را تحمل میکرد. اما در مسائل اجتماعی و مسئولیتها و مأموریتهای دینی نهایت درجه صلابت داشت.
مثال: «شخصی میآید و در کوچه جلوی پیغمبر را میگیرد، مدعی میشود که من از تو طلبکارم. طلب مرا الآن باید بدهی، پیغمبر میگوید، اولاً تو از من طلبکار نیستی و بیخود داری ادعا میکنی و ثانیاً الآن پول همراهم نیست، اجازه بده بروم. میگوید یک قدم نمیگذارم آن طرف بروی(پیغمبر هم میخواهد برود و برای نماز شرکت کند) همین جا باید پول من را بدهی و دین مرا بپردازی. هر چه پیغمبر با او نرمش نشان میدهد او بیشتر خشونت میورزد. تا آنجا که با پیغمبر گلاویز میشود و ردای پیغمبر را لوله میکند، دور گردن ایشان میپیچد و میکشد که اثر قرمزیش در گردن پیغمبر ظاهر میشود.
مسلمین میآیند که چرا پیغمبر دیر کرد، میبینند یک یهودی چنین ادعایی دارد. میخواهند خشونت کنند، پیغمبر میگوید کاری نداشته باشید من خودم میدانم با رفیقم چه بکنم. آنقدر نرمش نشان میدهد که یهودی همان جا میگوید: اشهد ان لا اله الا الله و اشهد انک رسول الله و میگوید: تو با چنین قدرتی که داری این همه تحمل (نشان میدهی؟!) این تحمل، تحمل یک فرد عادی نیست. پیغمبرانه است.»(همان، ص 236 و 237)
سید صالح زاهدی، گروه دین و اندیشه تبیان
نویسنده :
حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:٠٧ ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸٩/۳/٥
درمان حواس پرتی در نماز
یکی از دردآورترین مسائلی که برای ما مسلمانان وجود دارد و همیشه باعث رنجش خاطر ما شده این است که در حال نماز خواندن حضور ذهن نداریم و در آن چند دقیقه نمیتوانیم افکار خود را متمرکز کنیم و بهتر و بیشتر در عالم ملکوتی و روحانی دیدار و لقاء محبوب به پرواز در آییم. حضرت آیت الله جوادی آملی در کتاب مراحل اخلاق در قرآن میفرمایند: «گاهی انسان بر طبق شریعت نماز میخواند، یعنی واجبات و مستحبات وضو و نماز را رعایت میکند، ولی حضور قلب ندارد این نماز گرچه از نظر فقهی باطل نیست، لیکن از نظر اخلاقی و کلامی نمازی بی اثر است تامین حضور قلب در نماز، بسیار مشکل است. با این که هر نماز چند دقیقه بیشتر طول نمیکشد، این هنر در نمازگزار نیست که موقع نماز خود را ضبط کند. اگر انسان همان چند دقیقه خود را ضبط کند و بداند با چه کسی سخن میگوید، بقیه امور او تامین است، اما چون در همان چند دقیقه قدرت حضور و ضبط ندارد، سایر امور او هم ناکام است.»
وقتی در هنگام تلاوت قرآن کریم به این آیه میرسیم: «فویل للمصلین *الذین هم عن صلاتهم ساهون»؛ وای بر نمازگزارانی که از نمازشان غافل هستند. ترس از این که مبادا ما هم جزو نمازگزاران این چنینی باشیم وحشتی وصف ناشدنی بر قلبمان میریزد.
حضرت آیت الله جوادی آملی در همان کتاب میفرمایند: «نماز صراط است و صراط با غفلت نمیسازد، زیرا اگر انسان غفلت کند، از صراطی که از مو باریکتر و از شمشیر تیزتر است، سقوط میکند.» آیه «ولا تقربوا الصلوة و انتم سکاری حتی تعلموا ما تقولون»: در حال مستی و بی خبری، به نماز نزدیک نگردید، تا آن که بدانید چه میگویید. پس نماز واقعی نمازی است که در آن متوجه آن چه میگوییم باشیم و نتیجه میگیریم نماز واقعی آن نمازی است که باعث دوری انسان از گناه میگردد. حضرت آیت الله جوادی آملی در فراز دیگری از همین کتاب میفرمایند: «البته تلازمی متقابل وجود دارد که نماز درست، انسان را از زشتیها باز میدارد و اعمال زشت هم انسان را از انجام صحیح نماز و سایر عبادات باز میدارد، کسی که مواظب اعضا و جوارح خود، یا حلال و حرام نباشد، در نماز هم توفیق حضور قلب نخواهد داشت و نمیداند با چه کسی سخن میگوید در نتیجه جوابهایی را هم که از او میشنود درک نمیکند. در این صورت بار فقهی چنین نمازگزاری رسیده، در حالی که بار کلامی و اخلاقی وی همچنان بر زمین مانده است.»
حضرت آیت الله جوادی آملی میفرمایند: «نماز صراط است و صراط با غفلت نمیسازد، زیرا اگر انسان غفلت کند، از صراطی که از مو باریکتر و از شمشیر تیزتر است، سقوط میکند.»
پس باید چارهای بیندیشیم و بهترین راه حل را میتوانیم از اهل فن بدست آوریم کسانی که این راه را رفته و به مقصد رسیدهاند. بخاطر دارم یکبار از قول آیت الله علامه طباطبائی آن هم در زمانی که ایشان در بستر بیماری بودند شنیدم که ایشان در جواب کسی برای حضور قلب نسخهای خواسته بودند، فرموده بودند: «توجه توجه توجه، مراقبه مراقبه مراقبه» از این فرموده حضرت آیت الله طباطبائی در مییابیم که برای حضور ذهن در نماز باید ابتدا سعی کنیم توجه خود را به نماز و اذکاری که در نماز میگوییم معطوف داریم و در این مورد کوشش کنیم و سپس برای حفظ این حالت مراقبت و پیگیری لازم است.
از حضرت آیت الله شیخ نخودکی در کتاب نشان از بی نشانها آمده است: «حصول این مرتبه (داشتن حضور ذهن در نماز) همچون خوشنویسی است بدون زحمت و مشقت و طول زمان ممکن نیست. نیک بنگر که وقتی کسی میخواهد خوشنویس شود چقدر باید زحمت بکشد و مشق کند و خدمت اساتید کند و از آنها بگیرد تا بتوان او را خوشنویس نامید.» در اینجا میبینیم که نظر ایشان هم همینطور بوده و عقیده داشتهاند که برای بدست آوردن حضور ذهن و تمرکز در نماز احتیاج به تمرین و ممارست میباشد و این حالت را نمیتوان در مدت کوتاهی بدست آورد.
حضرت آیت الله جوادی آملی دلیل حضور ذهن نداشتن را در کتاب مراحل اخلاق در قرآن اینگونه توصیف میکنند: «هرگاه ما بخواهیم کاری را انجام بدهیم، در آغاز، بر آن کار مسلط نیستیم و به اصطلاح آن کار برای ما ملکه نیست. از این رو در آغاز آن را به دشواری انجام میدهیم تا در آن رشته مجتهد و متخصص بشویم و یا به تعبیر دیگر ملکه پیدا کنیم. خاطرات نیز چنین است. نخست با یک سلسله گفتن، شنیدن، شرکت مجالس، خواندن برخی نشریات و ... به تدریج خاطراتی در ذهن ترسیم میشود و هنگامی که متراکم و فراوان شد، زمینه شوق را فراهم میکند و در نتیجه، ملکه نفسانی پدید میآید که بعد به آسانی خاطرهها را در ذهن زنده نگه میدارد و انسان را از یاد خدا و معاد غافل میکند از اینرو انسان طبیعی دائما به فکر مسائل لذتبخش مادی است. تا هنگامی که مشغول کار است نه تنها بدن که فکر نیز مشغول کار است. آنجا ظاهر و باطن، هماهنگ است یعنی وقتی سرگرم است قلبش متوجه جای دیگری نیست، بلکه قلب و قالب هر دو متوجه کار لذیذ است. کسی که به مال دل بسته است در حال لذت بردن از مال و دلش است، لیکن هنگام نماز بدنش به رکوع و سجود میپردازد، ولی روحش متوجه مال است. گاهی انسان در کنار دوستانش مینشیند و سخنان عادی میگوید و احساس خستگی نمیکند، اما هنگامی که به نماز میایستد برای او دشوار است، زیرا با خدا مانوس نیست و سخن گفتن با کسی که با انسان مانوس نیست ملال آور است. ما نیز اگر خواستیم ببینیم آیا با خدا مانویسم یا نه؟ باید ببینیم از خواندن قرآن که سخن خدا با ماست و از خواندن نماز که سخن ما با خداست، احساس ملال میکنیم یا احساس نشاط.» سپس راه حل مشکل را این چنین عنوان میکند:
راه حل حواس پرتی در نماز
«آنچه گفتیم تحلیل درد بود، راه درمان را نیز باید بشناسیم. چون تهذیب روح بدون شناخت درد و آشنایی با راه درمان آن ممکن نیست. راه حلی را که قرآن ارائه میدهد یکی مراقبت از خود، و دیگری یاد خداست. انسان باید اولا مواظب جلسات، خواندنیها، شنیدنیها، خوردنیها و پوشیدنیهای خود باشد، مواظب باشد چه سخنی را میشنود و چه میگوید، دقت کند که در کنار سفره غذای حلال مینشیند یا حرام؟ لباسی را که بر تن میکند باید گذشته از حلال بودن لباس شهرت نباشد.
گاهی انسان در کنار دوستانش مینشیند و سخنان عادی میگوید و احساس
خستگی نمیکند، اما هنگامی که به نماز میایستد برای او دشوار است، زیرا با خدا مانوس نیست و سخن گفتن با کسی که با انسان مانوس نیست ملال آور است. ما نیز اگر خواستیم ببینیم آیا با خدا مانویسم یا نه؟ باید ببینیم از خواندن قرآن که سخن خدا با ماست و از خواندن نماز که سخن ما با خداست، احساس ملال میکنیم یا احساس نشاط.
گاهی شخصی لباسی میپوشد تا مشهور شود و هنگامی که از کوی برزن میگذرد لباسش جلب توجه کند. این نشان میدهد که او گرفتار خودبینی است
اگر انسان، مواظب جلسات علمی خود باشد و سخنی جز برای رضای خدا و به سود جامعه اسلامی نگوید به تدریج زمینه فراهم میشود تا به یاد خدا دل ببندد.
وقتی به یاد خدا دل بست، به آسانی خاطرههای خوب در ذهنش ترسیم میشود.
از این رو قرآن کریم ذکر خدا را برای غفلت زدایی و قرب به حق به ما میآموزد. هر یک از عبادتهای معمولی حد و نصابی دارد ولی یاد خدا در دل و نام خدا بر لب حدی ندارد: «یا ایها الذین آمنو اذکروا الله ذکرا کثیرا (سوره احزاب، آیه 41).» کسی که زیاد به یاد خدا باشد، برای وی علاقه به خدا ملکه و او در تعلق به حق و تخلق به اخلاق الهی متخصص، مجتهد و صاحب ملکه میشود.
در این صورت نه تنها در حال عبادت میفهمد که با معبود خود سخن میگوید، بلکه در خارج از عبادت نیز به یاد حق است آنگاه فرق او با دیگران روشن میشود. دیگران در حال نماز حواسشان نزد خدا، قیامت و معارف نماز نیست و او در غیر حالت نماز نیز به یاد خدا و در نماز است. «خوشا آنان که دایم در نمازند .»
پس نتیجه میگیریم برای بدست آوردن حضور ذهن در نماز باید ذکر و یاد خدا را فراموش نکنیم و در همه لحظات به یاد او باشیم نه این که تنها در نماز بخواهیم به خدا بیندیشیم و متوقع هم باشیم افکار ما سکون و تمرکز داشته باشد و این که برای رسیدن به این آرزو باید تلاش کنیم و زحمت بکشیم و بدانیم که خداوند اجر کسی را که در راه او مجاهده میکند مضاعف میدهد و خودش ما را یاری خواهد کرد و به راههای خودش راهنمائیمان خواهد نمود.
برگرفته از منابع:
مراحل اخلاق در قرآن، حضرت آیت الله جوادی آملی.
نشان از بی نشانها، حضرت آیت الله شیخ حسنعلی نخودکی.
در محضر لاهوتیان، آیت الله علامه طباطبایی
تنظیم: هدهدی، گروه دین و اندیشه تبیان
نویسنده :
حسین شورگشتی ; ساعت ٩:۱٠ ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸٩/۳/٥
ادامه مطلب
نویسنده :
حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:۳٦ ب.ظ روز سهشنبه ۱۳۸٩/۳/٤
هنگامی که هواپیمای ایرباس A380 اولین پرواز تجاری خود را در سال ۲۰۰۷ انجام داد مشخص بود که این هواپیما خیلی زود مورد توجه اشراف و مالتی میلیونرها قرار خواهد گرفت.
آخرین فرد متمولی که یکی از این ایرباس ها را برای استفاده شخصاش سفارشی کرده شاهزاده سعودی ولید بن طلال است.
ادامه مطلب
نویسنده :
حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:٠٩ ب.ظ روز سهشنبه ۱۳۸٩/۳/٤
شاگرد معمار ، جوانی بسیار باهوش اما عجول بود گاهی تا گوشی برای شنیدن می یافت شروع می کرد تعریف نمودن از توانایی های خویش در معماری و در نهایت می نالید از این که کسی قدر او را نمی داند و حقوقش پایین است .
روزی برای سلمانی به راه افتاد دید سلمانی مشغول است و کسی را موی کوتاه می کند . فرصت را مناسب شمرده و باز از هنر خویش بگفت و اینکه کسی قدر او را نمی داند و او هنوز نتوانسته خانه خوبی برای خویش دست و پا کند . به اینجای کار که رسید کار سلمانی هم تمام شد . مردی که مویش کوتاه شده بود رو به جوان کرده و گفت آیا چون هنر داری دیگران باید برایت اسباب آسایش بگسترند ؟! جوان گفت : آری
مرد تنومند دستی به موهای سفیدش کشید و گفت : اگر هنر تو نقش زیبای کاشانه ایی شود پولی گیری در غیر اینصورت با گدای کوچه و بازار فرقی نداری .
چون از او دور شد جوانک از استاد سلمانی پرسید او که بود که اینچنین گستاخانه با من سخن گفت . استاد خندید و گفت سالار ایرانیان ، ابومسلم خراسانی . جوان لرزید و گفت : آری حق با او بود من بیش از حد پر توقع هستم.
اندیشمند یگانه کشورمان ارد بزرگ می گوید : “آنچه بدست خواهی آورد فراتر از رنج و زحمتت نخواهد بود .”
ابومسلم خراسانی با این حرف به آن جوان آموخت هنر بدون کار هیچ ارزشی ندارد و هنرمند بیکار و بی ثمر هم با گدا فرقی ندارد.
فان پاتوق
نویسنده :
حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٤۱ ب.ظ روز سهشنبه ۱۳۸٩/۳/٤
تگ ها :
40 عادت آدم های موفق
کرایگ هایپر؛ نویسنده، محقق، مقاله نویس، مجری رادیو و تلویزیون و یک سخنران حرفه ای است. در 25 سال گذ