
دانلود نرم افزار های اصلی آفیس 2010 با حجم 600 مگابایت !! به صورت رایگان و لینک مستقیم
(بخش ویژه وطن دانلود )
همانطور که میدانید آفیس نیز مانند اکثر محصولات شرکت میکروسافت در چند ورژن برای کاربران مخصوص به خود ارائه میشود ( enterprise , basic , ultimate ,... ) . چندی پیش سایت وطن دانلود مجموعه کامل آفیس 2010 را به عنوان اولین وب سایت ایرانی بدون دستکاری و ادیت برای دانلود قرار داد که بیش از 70 هزار دانلود داشت . ولی خیلی از کاربران به دلیل حجم بالا فایل ها نتوانستند آن را دانلود کنند . بسیاری از کاربران درخواست برنامه های اصلی را با حجم کمتری داشتند که بتوانند روی CD رایت کنند .
یکی از ورزن های آفیس 2010 که شرکت میکروسافت ارائه داده است مخصوص کاربرانی میباشد که از نرم افزرا های عمومی و اصلی آفیس استفاده میکنند. اکثر کاربران فقط از آفیس برای استفاده از برنامه های word یا excel یا .. استفاده میکنند و نیازی به سایر برنامه های آفیس ندارند .
امروز وطن دانلود مجموعه اصلی ترین برنامه های آفیس 2010 را با حجم 650 مگابایت برای دانلود آماده کرده است .
توجه : مجموعه ی کامل آفیس 2010 و AdobeSuite CS5 را تعدادی از سایت های نرم افزار ایرانی با هدف گرفتن هزینه از کاربران با حجم خیلی کمتر از حجم واقعی برای دانلود یا فروش قرار داده اند که اکثر این سایت ها یا مجموعه را به صورت کامل قرار نداده یا با دستکاری در سورس برنامه و زیپ کردن به روش های غیر حرفه ای حجم فایل ها را کم کرده اند و بعد از نصب مشکلاتی را برای کاربران به وجود خواهد آورد . اگر قصد دریافت این 2 مجموعه ی عظیم را دارید فریب این جملات تبلیغاتی را نخورید . میتوانید کامل ترین ورژن را در سایت وطن دانلود به صورت رایگان دریافت کنید .
ویژگیهای Office 2010 :
- رابط کاربری متحول شده
- جایگزینی با نرم افزار Microsoft Works
- دارا بودن امکان Text To Speech
- بهینه شدن ریبون نرم افزار و زمینه آن
- ابزار حذف پس زمینه
- اضافه شدن سبک نامه نگاری
- جایگزینی Word 2007 Equation با MS Equation 3.0 در تمامی نرم افزارها
- اضافه شدن Templates های جدید و هوشمند
- افکت های جدید کار با متن و عکس
- امکان عکس گرفتن و فیلم گرفتن از صفحه

دانلود مجموعه درایور های انواع کارتهای گرافیک Gforce برای ویندوزهای 32 بیتی و 64 بیتی و لپتاپها
(بخش ویژه دانلود )
این مجموعه شامل :
کلیه درایورهای سریهای مختلف مانند 4 و 5 و 6 و 7 و 8 و 9 و 100 و 200 و 300 و 400 کارت گرافیک های Gforce
کلیه درایورها مربوط به ویندوزهای 98 و ME و 2000 و XP و 2003 و Media Center و Vista و 7
درایورهای مخصوص کارتهای گرافیک لپتاپها برای Gforce
تمامی لینک ها از شرکت سازنده این کارت گرافیک میباشد که تفکیک شده است .

دانلود برنامه ی VirtualBox 3.1.8 - نصب چندین سیستم عامل و استفاده همزمان از آن ها
چند سالی است که نرم افزارهایی ساخته شده اند که می توانند رویای چند سیستم عامل مجازی را در یک سیستم عامل فراهم کنند. VirtualBox نام نرم افزاری است که محصول شرکت Sun نیز می باشد. این شرکت متاسفانه کشور ایران را مورد تحریم قرار داده و امکان دانلود از سایت سازنده وجود ندارد ، ضمن این که این نرم افزار هم به طور کاملا رایگان عرضه می شود. اما در مورد این نرم افزار باید گفت که VirtualBox ابزاری است که امکان اجرای چند سیستم عامل مجازی را در یک سیستم عامل فراهم می کند. برای مثال امکان اجرای لینوکس را در ویندوز فراهم می کند بدون این که لازم باشد سیستم ریست شود و یا منوی خاصی برای نوع فرمت بندی هارد تعریف شود.
این نرم افزار که از محیط کاربری بسیار ساده ای نیز بهره می برد حجم متناسب تری نسبت به نرم افزارهای مشابه دارد. VirtualBox نیز تقریبا از تمامی سیستم عامل ها پشتیبانی می کند. Windows, Linux
, Macintosh , DOS و بقیه انواع سیستم عامل ها به طور کامل در این ابزار پشتیبانی خواهند شد. نکته جالب در مورد این نرم افزار که حتی قادر است تا ویندوز 7 را هم پشتیبانی کند تا کاربران بتوانند به راحتی ابتدا آن را به صورت مجازی آمایش کنند .
به راحتی می توان تمامی اجزای سخت افزاری را برای استفاده از این نرم افزار برای سیستم عامل ها محدود و تنظیم نمود. ضمن این که می توان بخشی از هارد دیسک را به صورت مجازی برای سیستم عامل ها با فرمت خاصی در نظر گرفت در حالی که به اصل فضا هیچ خدشه ای وارد نمی شود.
ویژگی های این نرم افزار :
- قابلیت نصب 15 نوع ویندوز و 24 نوع لینوکس و 17 سیستم عامل دیگر
- قابلیت انتقال فایل بین سیستم عامل اصلی و نصب شده
- قابلیت برقراری شبکه بدون هیچ تنظیمات خاصی بین دو سیستم
- قابلیت کار با پورت USB در سیستم عامل نصب شده
- قابلیت نصب انواع ویندوز و لینوکس سرور
- امکان حرکت و انتقال خودکار موس و کیبورد بین سیستم عاملها
- امکان عکس گرفتن از محیط سیستم عامل نصب شده
- امکان استفاده از فایل ISO و درایو CD و DVD برای نصب سیستم عامل
- امکان تعیین اندازه رم و هارد برای هر کامپیوتر مجازی
- امکان کار با فلاپی درایو
- امکان به اشتراک گذاری یک فولدر بین سیستم عامل اصلی و نصب شده
- امکان اجرای چندین سیستم عامل در یک زمان در صورت کافی بودن رم
- نصب درایورهای مناسب در سیستم عامل نصب شده
- امکان نصب سیستم عامل داس (DOS)
- امکان دسترسی مستقیم به سیستم عامل نصب شده از روی سیستمی دیگر
Jabuticaba درخت میوه ای است که در جنوب شرق برزیل رشد می کند که به درخت انگور برزیلی هم معروف است. میوه های این درخت روی تنه آن می رویند.
این میوه میوه ای محبوب در برزیل می باشد.
عکسها در ادامه
ادامه مطلب
شناخت خواص خوراکیهای طبیعی در دسترس و ارزانقیمت میتواند کمکتان کند گاهی زودتر به داد خودتان برسید.
حدود 45 درصد از آمریکاییها برای رهایی از هزینههای سنگین درمان به مصرف خوراکیهای طبیعی روی میآورند تا از ابتلا یا پیشرفت بیماریها پیشگیری کنند.
واقعا وقتی میشود با صرف هزینهای اندک از شر برخی بیماریها خلاص شد، چرا باید هزینههای سنگین درمان را متحمل شد؟
شناخت خواص خوراکیهای طبیعی در دسترس و ارزانقیمت میتواند کمکتان کند گاهی زودتر به داد خودتان برسید. البته ناگفته نماند که برای انجام هر یک از این روشها باید نظر پزشکتان را هم جویا شوید و از درمانهای خودسرانه پرهیز کنید تا گرفتار عوارض ناخواسته این درمانهای طبیعی نشوید.
نمک و پای ورزشکاران
یکی از مشکلاتی که اکثر ورزشکاران و گاهی غیرورزشکاران با آن دست به گریباناند، مشکلات مربوط به پاهاست. تعریق بیش از حد و بوی نامطبوع، به وجود آمدن قارچهای پوستی بین انگشتان و سفتی پوست، بهخصوص در پاشنه و انگشت شست پا، از جمله این مشکلات هستند.
دکتر سوزان لوین، متخصص بیماریهای داخلی، به کلیه افرادی که به نوعی با هر کدام از این مشکلات مواجه هستند توصیه میکند روزانه 5 تا 10 دقیقه پاهایشان را در محلولی حاوی یک لیتر آب گرم که با دو قاشق چایخوری نمک ترکیب شده است، قرار دهند.
لیمو و جای جوش
دکتر آدری کیونین، متخصص پوست ومو، میگوید:" شما میتوانید برای از بین بردن جای جوشهای صورتتان، روزی 10 تا 15 دقیقه یک قطعه از لیموترش تازه را روی پوستتان بگذارید و بعد از 12 هفته از داشتن پوستی صاف و شفاف لذت ببرید."
او اسید موجود در آب لیموترش تازه را سبب از بین رفتن جای جوشها دانسته و تاکید میکند:" اگر پوست خشکی دارید، بهتر است که از این روش استفاده نکنید."
روغن زیتون و اگزما
خشکی و خارش شدید پوست در بیماری اگزما بسیار آزاردهنده است. اگر از این بیماری پوستی رنج میبرید و داروهای شیمیایی هم حساسیت پوستتان را بیشتر کرده، میتوانید روزی چند نوبت یک قاشق چایخوری روغن زیتون را روی تقریبا هر 5/2 سانتیمتر از پوست مبتلا بمالید و اگر بیماریتان شدید و پیشرفته است، منطقه چرب شده را با یک پوشش پلاستیکی هم بپوشانید.
شیر و آرامش
" اگر میخواهید پیش از خوابیدن به آرامش کامل برسید و با ذهنی آرام یک خواب لذتبخش را تجربه کنید، نیم ساعت قبل از خواب یک لیوان شیر گرم بنوشید." این جملات را دکتر برنارد ویتون، روانپزشک، میگوید و ادامه میدهد:" اسیدآمینهای به نام تریپتوفان در شیر وجود دارد که افزایشاش در بدن سبب القای حس آرامش به فرد میشود."
سرکه سیب و ضربدیدگی
محققان دانشگاه واشنگتن میگویند سرکه سیب یکی از موثرترین مواد برای مبارزه با بیماریهای التهابی است. بنابراین اگر قسمتی از بدنتان دچار ضربدیدگی شده و ورم کرده، روزی چند نوبت یک دستمال پارچهای را به سرکه سیب آغشته کنید و روی قسمت متورم بمالید یا روزی دو بار خمیری مرکب از سرکه سیب و سفیده تخممرغ را به مدت یک ساعت روی بخش ضربدیده بگذارید.
چای بابونه و میخچه
دکتر لوین، آسانترین راه برای از بین بردن میخچه پا را قرار دادن آن به مدت دو ساعت در روز در چای بابونه میداند. او میگوید که این چای بهترین ماده برای نرم کردن پوست سفت شده هم به شمار میآید. در ضمن اگر دیدید که پوستتان بعد از قرار گرفتن در چای بابونه رنگ گرفت، اصلا نگران نشوید. مقداری آب ولرم و صابون ملایم میتواند مشکل شما را خیلی سریع حل کند.
جوششیرین و عفونت ادراری
به گفته دکتر لارین گیلاسپای، اورولوژیست، جوششیرین با قلیایی کردن محیط مثانه باعث جلوگیری از تکثیر باکتریها میشود، بنابراین اگر به عفونت دستگاه ادراری مبتلا شدهاید و به پزشک هم دسترسی ندارید، روزی یک لیوان آب که با یک چهارم قاشق چایخوری جوششیرین مخلوط شده است را بخورید و در اولین فرصت ممکن به پزشک مراجعه کنید.
زنجبیل و دلدرد
این گیاه معجزهگر بهترین درمان برای دلدردهای ساده و حتی دلدردهای دوران بارداری و قاعدگی محسوب میشود. مطمئن باشید که اگر دلدرد به سراغتان بیاید، با نوشیدن روزی دو لیوان چای زنجبیل میتوانید از دست آن خلاص شوید. برای درست کردن چای زنجبیل هم کافی است یک قاشق غذاخوری زنجبیل تازه را در یک قوری آب داغ بریزید و 10 دقیقه منتظر شوید تا چایتان خوب دم بکشد و آماده نوشیدن شود.
عسل و خراش پوستی
این خوراکی شیرین و خوشمزه، حاوی 3 ماده موثر و مفید برای درمان زخمهای ناشی از بریدگی یا خراش است؛ شکر برای از بین بردن رطوبت و در نتیجه از بین رفتن باکتریها و پراکسید هیدروژن برای ضدعفونی کردن. پس شما میتوانید برای درمان بریدگیهای سطحیتان به سادگی از این ماده شفابخش استفاده کنید.
فان پاتوق
تجارت مطلوب از نظر قرآن!
تجارت همیشگی انسان
انسان دائما در حال مبادله است و نمىتواند در حال مبادله نباشد انسان نمىتواند اکتساب نکند، براى این کههر نگاه انسان یک کسب است، هر سخن انسان یک کسب است،هر قدمىکه انسان بردارد یک کسب است،یعنى تاثیر پذیرى است.انسان به گونهاى در عالم قرار گرفته است که دائما دارد نیروهاى خود را مصرف مىکند، نه این که بگوید: من انرژى مصرف مىکنم و این قدر مصرف مىکنم تا تمام شوم و بعد که تمام شدم یک صفر هستم این طور نیست. هر کارىانسان انجام دهد، چیزى داده است و چیزى گرفته است،منتها آن چیزى که مىگیرد گاهى سعادت است و گاهى شقاوت.
امروزه با عنوان «اصل تاثیر متقابل» مطرح میشود و معنایش این است که: در دنیا هیچ چیزى نیست که یکطرفه اثر بگذارد، همیشه تاثیرها دو طرفه است و تازه اینها مدعى هستند که این تاثیر دو طرفه میان همه چیز با همه چیز است. مىگویند نمىشود یک شئ در عالم وجود داشته باشد که فقط از اشیاء دیگر اثر بپذیرد و خودش روى اشیاء دیگر اثر نگذارد، یا روى اشیاء دیگر اثر بگذارد و اشیاء دیگر روى آن اثر نگذارند تاثیر متقابل در کار است.
درباره یک انسان هم این مطلب هست. ما با این عالم بیرونى همیشهدر تاثیر متقابل هستیم، این عالم روى ما اثر مىگذارد و ما روى آن اثرمىگذاریم نمىتوانیم خودمان را از قانون تاثیر متقابل بیرون بکشیم.
منتها ما اگر مطابق هدایت و راهنمایىاى که به ما کردهاند عمل کنیم، معادل آن سرمایه و صدها برابر آن سرمایهاى که دادهایم، از عالم و جهان براى سود و سعادت خودمان مىگیریم. اما اگر بر اساس برنامهاى که خداى ما براى ما معینکرده است عمل نکنیم و به طور بلبشو راه هاى خودخواهانهاى انتخابکنیم،باز هم سرمایه را دادهایم و عوض آن را گرفتهایم ولى به جاى اینکه این سرمایه را بدهیم و یک شئ مفید بگیریم، اشیایى براى خود گرفتهایم که همه جز مایههاى عذاب و عقاب و مایههاى ضرر و زیان براى ما هیچچیز دیگرى نیست و مانند این است که انسان پولش را خرج کند و مار و عقرب بخرد و بعد این مار و عقرب را در خانه خود رها کند. چنین فردىالبته خرید و فروش کرده است، اما چه چیزى براى خود خریده است؟
هر انسان براى خودش یک معدنى است و بهاندازه معدن فیروزه و طلا ارزش دارد.اگر ملتى این رمز به دستش آمده موفقیّت واقعی با اوست.
موجبات آزار و موجبات عذاب
در قرآن آمده «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا هَلْ أَدُلُّکُمْ عَلَى تِجَارَةٍ تُنجِیکُم مِّنْ عَذَابٍ أَلِیمٍ »1 ؛ اى کسانى که ایمان آوردهاید، آیا شما را بر تجارتى راه نمایم که شما را از عذابى دردناک مىرهاند؟
تجارت با عذاب چه ارتباطى دارد؟ ارتباطش ایناست که انسان دائما در حال تجارت است، اگر این تجارتى را که خداوند بدان راهنمایى مىکند انجام ندهد همیشه دارد یک تجارت دیگرى انجام مىدهد که نتیجه آن عذاب الیم است قسم سوم ندارد. شما الان در اثر اینکه قبلا به نوع دیگرى تجارت و اکتساب مى کردهاید، دچار عذاب الیم هستید، حال ما تجارت دیگرى به شما پیشنهاد مىکنیم تا شما را از عذاب الیمى که گرفتار آن هستید نجات دهیم.
تجارت مطلوب از نظر قرآن
حال که مىخواهیم تجارتى انجام دهیم چه تجارتى کنیم و در مقابل، چه بگیریم؟ آنچه که باید بکنیم اول «تؤمنون بالله و رسوله» است، ایمان به الله و ایمان به پیامآور اوست. از نظر قرآن که همیشه دعوت به کار و عمل و جهاد و هجرت و برخى امور دیگر مىکند،اگر عمل توام با ایماننباشد فایده ندارد و در واقع انسان باید ایمان داشته باشد، آن هم ایمانى که قرآن معرفى مىکند و عملش باید در راه ایمانش باشد و به قولی در راه «ایده»اش باشد، منتها ایدهاى که قرآن مىگوید جز خدا موضوع دیگرى ندارد. ایمان بیاورید به خدا که هدف اصلى و هدف کلى است و ایمان بیاورید به پیامآور او چون اگر ایمان به پیامآور او نباشد انسان پیام خدا را نمىتواند قبول کند، پیام خدا وقتى پیام خداست که انسان ایمان به پیامآورش هم داشته باشد. «وَ جَاهِدُواْ بِأَمْوَالِکُمْ وَأَنفُسِکُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ ذَلِکُمْ خَیْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ»2 ؛ بسیج شوید و با مال و جانتان در راه خدا جهاد کنید. اگر بدانید، این براى شما بهتر است.
در آیه شریفه در مورد جهاد فرمود:جهاد به مال و جهاد به نفس.
جهاد به نفس اعم است از جهادى که با دشمن خارجى و بیرونى باشد، همان که اصطلاحا به آن مىگوییم «جنگ» که یک مصداق بزرگ و اعلاى[جهاد با نفس] است زیرا جهاد حقیقى مستلزم جهاد با نفس هم هست، و دیگر خود جهاد با نفس اماره که شامل همه اعمال دیگر انسان مىشود. هر عملى را که انسان بخواهد براى خدا انجام دهد، خودش نوعى جهاد با نفس است.
انسان دائما در حال تجارت است،اگر تجارتى را که خداوند بدان راهنمایى مىکند انجام ندهد همیشه دارد یک تجارت دیگرى انجاممىدهد که نتیجه آن عذاب الیم است.
این کارى که ما باید انجام دهیم،ایمان به خدا و رسول و جهاد با مال و جان است.در عوض چه چیز نصیب ما خواهد شد؟ « وَیَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ » ؛ تا خدا شما را دوست بدارد و گناهانتان را بیامرزد.
در واقع معنایش این است که آنچه را که قبلا کسب کردهاید و آن تجارت هایى که قبلا کردهاید و آن زیان هایى که از آن تجارت ها بردهاید و آثار سوئى که گناهان براى شما گذاشته است آن گناهان آمرزیده مىشود و آثار خطاهاى گذشته همه محو مىشود. « وَلأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ»3 ؛ و شما را به بهشت هایى وارد مىکند که از زیر درخت هاى آن بهشت ها نهرها جارى مىشود. و نیز شما را به جایگاه هایى بسیار پاکیزه در بهشت هاى ثابت و پایدارى کهدیگر خالد و دائم است و زوالى در آنجا نیست وارد مىکند.
«وَذَلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ» ؛ این همان کامیابى بزرگ است.
در منطق حق و حقیقت، فوز عظیم آناست،ولى شما اى انسان ها اغلب نتیجه نزدیک رامىخواهید،نتیجه نزدیک همان نتیجه در دنیاست،مىخواهید در دنیا هم به سعادتى نائل شوید، مىخواهید آثار ایمانتان و آثار جهادتان در همین دنیا هم ظاهرشود پیروزى بر دشمن و فتح و گشودن سرزمین ها را مىخواهید.
براى انسان چون در دنیا لذت و اثر این چیزها را چشیده است، بهواسطه کوتاهى فکرش، جاذبه این ها بیشتر است.این ها جاذبه داشته باشد عیب ندارد، نقص در این است پاداش اخروی که اصل است برایش کم جاذبه دارد. ولى قرآن مىفرماید: حقیقت این است که فوز عظیم آن است،اما منحصر به آن نیست. این ایمان و این عمل که ما پیشنهاد مىکنیم، اثرش فقط در دنیاىدیگر ظاهر نمىشود، بلکه سعادت دنیا را هم که شما خیلى دوست دارید در بردارد. فوز عظیم و بزرگ آن است وقتى که آنجا بروید مىفهمید که اصلا دنیا در مقابل آن به حساب نمىآید ولى در عین حال اینمطلب را هم بدانید که آن امر دیگرى که مورد علاقه شماست یعنى پیروزى و گشودن سرزمین ها و فاتح شدن و منصور شدن،آن هم هست. «وَأُخْرَى تُحِبُّونَهَا نَصْرٌ مِّنَ اللَّهِ وَفَتْحٌ قَرِیبٌ»4 ؛ و [رحمتى] دیگر که آن را دوست دارید: یارى و پیروزى نزدیکى از جانب خداست.
و یک خصلت دیگر و یک نعمت دیگر که شما از ته دل آن را بسیار دوست دارید و دلتان مىخواهد که در پرتو ایمان و عمل به آن برسید نصرت و فتح است که آن هم براى شما هست.
پس خلاصه مطلب این شد که این معامله را انجام دهید تا هم آخرترا که این قدر عظیم و بزرگ است داشته باشید و هم دنیا را که مورد علاقه شماست.پس این پیام پیامى است که در آن واحد،هم سعادت دنیاى شمارا تامین مىکند و هم سعادت آخرت شما را.
اهمیتسرمایههاى انسانى
یک ملت اگر بخواهد زندگى کند نیاز به انواع سرمایهها دارد که یکىاز آنها سرمایههاى اقتصادى است.ولى کدام سرمایه از همه سرمایههابالاتر است؟سرمایه انسانى. هر انسان براى خودش یک معدنى است و بهاندازه معدن فیروزه و طلا ارزش دارد.اگر ملتى این رمز به دستش آمده باشد،این معما را حل کرده باشد،این توانایى و توفیق را پیدا کرده باشد که بتواند از انسانهایش استفاده کند و آنها را بسازد،گرچه آن ملت هیچ چیزنداشته باشد، همه چیزخواهد داشت.
ایمان بیاورید به خدا که هدف اصلى و هدف کلىاست و ایمان بیاورید به پیامآور او چون اگر ایمان به پیامآور او نباشدانسان پیام خدا را نمىتواند قبول کند.
الان بعضى از این کشورهاى اروپایىاین طور هستند. مثلا انگلستان یک کشور تهى و خالى است که نمکش را هم باید از خارج بیاورند،همه چیز را باید از بیرون وارد کنند،ولى بهارزش یک چیز پىبرده است،به ارزش ساختن افراد خودش این معدن هاى انسانى را خوب کشف کردهاند.وقتى این معدن ها را استخراج و آماده مىکنند دیگر باک ندارند که هیچ چیز ندارند و همه چیز باید از بیرون بیاید.مىگویند ما آدم داریم،آدم که داریم همه چیز داریم ولى اگرآدم نداشته باشیم هیچ چیز نداریم.
نفتیک ثروت است ولى جماد است.اینکه آیا علم بهتر استیا مال، مقصود این نیست که یا مال داشته باشیم و علم نداشته باشیم و یا علمداشته باشیم و مال نداشته باشیم،بلکه مقصود این است که کدام در درجهاول است. اگر ملتى مال داشته باشد ولى علم نداشته باشد،یعنى انساننداشته باشد، آن مال و ثروتش بیش از آن مقدار که خوراک خودش بشود،خوراک ملت هاى دیگر مىشود،چه بسا همین مال و ثروت ممکن است اسباببدبختى او شود.
مرحوم سید جمال الدین اسد آبادى معروف وقتى که در مصر بود به هر جاکه مىرفت مردم را بیدار و آگاه مىکرد،با استعمار در همه جا مبارزه مىکرد و ریشه نهضت هایى که در شرق اسلامى صورت گرفت این مرد بود.
در مصر انقلابى بپا کرد.استعمار انگلستان عجیب به وحشت افتاد.
تبعیدش کردند. وقتى او را سوار کشتى کرده و مىخواستند ببرند دوستانو ارادتمندانش خواستند مقدارى پول به او بدهند تا همراه خود داشته باشد. قبول نکرد. گفتند: آخر تو یک آدم اسیر چرا این پول را قبولنمىکنى؟گفت:شیر هر جا که برود طعمه خود را پیدا مىکند;من هر جا کهباشم این قدر علم و هنر دارم که بتوانم زندگى خودم را اداره کنم.
این است که مىگویند سعادت ملت ها به داشتن استحکامات نیست،بهداشتن معدن ها و ساختمان ها نیست،فقط به داشتن یک چیز است:داشتنانسان هاى ساخته شده.از اینجا مىتوانیم بفهمیم که چرا پیغمبران در میانصنعت ها و اختراع ها و فنون،تنها به یک فن و صنعت مىپردازند و آنصنعت انسان سازى است.
منبع اشنایی با قرآن شهید مطهری جلد 7
فرآوری: فاطمه محمدی -گروه دین واندیشه تبیان
1- سوره صف آیه 10.
2- سوره توبه آیه 41.
3- سوره آل عمران آیه 195.
4- سوره صف آیه 13.
نویسنده :
حسین شورگشتی ; ساعت ٩:۱٩ ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٩/٢/۳٠
آثار روی گردانی از یاد خدا
ما گمان میکنیم اگر سرمان را به بی خیالی زدیم و غافل از یاد خداوند متعال به گذران عمر بپردازیم آب از آب تکان نمی خورد با خود میگوییم این همه انسان در دنیا هستند که به ذکر و عبادت مشغولند پس بی خیال بگذار ما به زندگیمان برسیم غافل از اینکه خداوند بی نیاز به عبادت ما و امثال ما هیچ نیازی ندارد و عواقب شوم این روی گردانی و سهل انگاری به وجود ضعیف و سراپا نیاز خودمان بر میگردد که در اینجا چند مورد از این عواقب راکه قرآن به ما تذکر میدهد بر میشمریم
1- خود فراموشی
«وَلَا تَکونُوا کالَّذِینَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ أُوْلَئِک هُمُ الْفَاسِقُونَ»1 ؛ و چون کسانى مباشید که خدا را فراموش کردند و او نیز آنان را دچار خود فراموشى کرد.
بیمارى خود فراموشى یکى از بیمارى ها و آفت هاى خطرناک روحى است .کسى که به این بیمارى روحى مبتلا گردد، حقیقت انسانى خویش را از یاد مى برد و فراموش مى کند که در زنجیره جهان هستى ذره اى ناچیز است که براى تداوم حیات هر لحظه نیازمند فیض و عطاى الهى است .
چنین کسى خود را مستقل و بى نیاز از غیر خود مى پندارد و در دام غرور و خود بزرگ بینى گرفتار مى آید و تصور مى کند که دیگران باید در خدمت او باشند. ریشه این بدبختى و گرفتارى این است که او خدا را فراموش کرده و در نتیجه از حقیقت انسانى بى بهره مانده است . همان حقیقتى که در زبان قرآن ، قلب نامیده شده است و ظرف ادراک حقایق الهى و صفات عالى انسانى مى باشد.
2- زندگى مشقت بار و نابینایى در آخرت
«وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنکًا وَنَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَعْمَى»2 ؛ و هر کس از یاد من روى بر گرداند ، در حقیقت ، زندگى تنگ و سخت خواهد داشت و روز رستاخیز او را نابینا محشور مى کنیم .
کسى که از یاد خداوند اعراض کند هدف آفرینش و حیات پس از مرگ را نیز فراموش مى کند و همه چیز را خلاصه در دنیا مى بیند لذا هیچ گاه از دنیا سیر نمى شود. از این رو حتى اگر در دنیا دارا و توانمند بوده از ثروت و امکانات مادى فراوان برخوردار باشد، هم چنان عطش دنیا خواهى در وجودش زبانه مى کشد و هیچ گاه ارضا و سیراب نمى شود. مشکل اصلى این گونه افراد این است که روح آنها تشنه است و تشنگى روح را نمى توان با مادیات از بین برد. این تشنگى تنها با خنکاى یاد و ذکر خداوند از بین مى رود.
هم چنین کسانى که نشانه هاى بى شمار قدرت و حکمت الهى را نا دیده مى گیرند و غرق در مادیات هستند و از یاد خداوند و سرچشمه حیات مادى و معنوى غافلند، در حقیقت از بصیرت و بینایى محرومند. همین انتخاب آنها در این دنیا، تأثیر نهایى خود را در آخرت مى گذرد و باعث مى گردد که نابینا محشور شوند و نتوانند نشانه هاى لطف و کرم الهى را نظاره کنند. در آن روز آنها آثار رحمت و لطف الهى را که سخت به آن نیازمندند، نمى بینند؛ آثار لطف و رحمتى که شامل مؤ منان مى گردد و به آنها آرامش مى بخشد.
آرى ، وقتى انسان از یاد خداوند اعراض کرد و در برابر آیات الهى بى اعتنایى کند و حتى هنگامى که دیگران آیات الهى را براى او مى خوانند توجهى نکند و چشم دل خود را به روى حقایق و معارف ببندد، در قیامت کور دل محشور مى شود. هم چنان که او در دنیا خداوند و آیات الهى را فراموش کرد، خداوند نیز در قیامت او را به فراموشى مى سپرد. البته این بدان معنا نیست که واقعا فراموش مى شود و از ذکر الهى خارج مى گردد. بلکه مقصود این است که آثار رحمت و انعام الهى محروم مى ماند و خداوند او را گرفتار کیفر و عذاب مى کند.
3- سلطه شیطان
«وَمَن یَعْشُ عَن ذِکْرِ الرَّحْمَنِ نُقَیِّضْ لَهُ شَیْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِینٌ»3؛ و هر کسى از یاد خداى رحمان دل بگرداند، بر او شیطانى مى گماریم تا براى وى دمسازى باشد.
تشنگى روح را نمى توان با مادیات از بین برد. این تشنگى تنها با خنکاى یاد و ذکر خداوند از بین مى رود
کسى که از ذکر خدا غافل گشت ، آماده پذیرش تسلط شیطان و وسوسه هاى شیطانى مى شود؛ زیرا هر چه انسان از یاد خدا فاصله بگیرد، به مادیات و لذت هاى دنیوى نزدیک تر و به ظواهر مادى و تعلقات دنیوى دلباخته تر مى گردد. وقتى هدف هاى مادى و تعلقات دنیوى براى کسى اصل قرار گرفت ، او در پرتو وسوسه هاى شیطانى ، براى رسیدن به هدف هاى ناپاک خود از هیچ کارى روى گردان نیست و از هر فکر و اندیشه شیطانى استقبال مى کند. با توجه به این حقیقت ، امام صادق علیه السلام مى فرمایند:
لا یتمکن الشیطان بالوسوسة من العبد الا و قد اءعرض عن ذکر الله 4
شیطان با وسوسه بر بنده تسلط نمى یابد. مگر آن که او از ذکر خداوند اعراض کرده باشد.
شکى نیست که دل انسان در اثر انس گرفتن با امور مادى و تعلق به لذایذ دنیوى تیره مى گردد همان گونه که آهن زنگ مى زند، دل نیز وقتى با بیگانگان مشغول شد زنگار مى گیرد. امیرالمؤ منین (علیه السلام )مى فرمایند. آنچه دل را صفا و جلا مى دهد و زنگار را از آن مى زداید و به آن نورانیت مى بخشد، یاد خدا است . قلب و دل انسان حقیقت و گوهرى است ملکوتى که ذاتا تمایل به عالم و ملکوت و ذات اقدس حق دارد و اگر بر خلاف ذات و فطرتش به غیر خداوند سپرده شود تیره مى شود و گوش دلش کر مى گردد و قدرت شنوایى حقایق ناب الهى را از دست مى دهد. در این حال نیز با یاد خدا مى توان دوباره آن را شنوا کرد. هم چنین چشم دل که لایق مشاهده انوار الهى است ، وقتى از عالم نورانیت به در آمد و در ظلمات و تاریکى جهل و گناه قرار گرفت ، نورانیت و روشنایى خویش را از دست مى دهد. در این جا نیز راه درمان این است که مجددا با یاد خدا درخشندگى و بینایى را به آن باز گردانیم .5
این حقیقت که قلب و دل انسان چشم و گوش دارد در آیات قرآن و سایر روایات نیز مطرح گردیده است .البته چشم و گوش دل با چشم و گوش سر متفاوت است و از جنس روح و قلب انسان است . چون قلب و روح انسان داراى گوهرى ملکوتى است ، چشم و گوش و قلب نیز ماهیتى ملکوتى دارد. از این رو آثار کورى و کرى دل ، غیر از آثارى کورى و کرى چشم و گوش ظاهرى است . قرآن کریم درباره تفاوت کورى دل با کورى چشم ظاهرى مى فرماید.
أَفَلَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَتَکُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ یَعْقِلُونَ بِهَا أَوْ آذَانٌ یَسْمَعُونَ بِهَا فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَکِن تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِی فِی الصُّدُورِ 6
آیا در زمین گردش نکرده اند، تا دل هایى داشته باشند که با آنها بیندیشند یا گوش هایى که با آنها بشنوند؟ در حقیقت ، چشم ها کور نیستند، لیکن دل هاى نهفته در سینه ها کور هستند.
وقتـى انسان از یاد خداونـد اعـراض و در بـرابر آیـات الهى بى اعتنایى کند و حتى هنگامى که دیگران آیات الهى را براى او مى خـوانند توجهى نکند و چشم دل خود را به روى حقایق و معارف ببندد، در قیامت کور دل محشور مى شود
آرى ، هم چنان که گاهى بینایى و شنوایى چشم و گوش ظاهر کم مى شود و حتى گاهى انسان بینایى و شنوایى خود را کاملا از دست مى دهد، چشم و گوش دل انسان نیز مى تواند به همین آسیب ها مبتلا گردد.
ناراحتى چشم و گوش انسان ممکن است با مداوا و مراجعه به پزشک و مصرف دارو برطرف گردد، اما کسى که بیمار روحى دارد و حقایقى را که افراد سلیم الفطره به راحتى مى پذیرند، نمى پذیرد، راه علاج او یاد و توجه به خداوند است. با بحث و مجادله و دلیل و برهان نمى توان چشم و دل چنین کسى را بینا کرد و حقایق را به آن نمود و گوش دلش را آماده شنیدن حقایق و معارف کرد. در این جا باید کوشید تا زمینه توجه به خداوند و انس با حضرت حق در فرد پدید آید. اگر چنین شود، او در پرتو نورانیتى که در نتیجه اش با خداوند پیدا مى کند حقایق را به روشنى مى بیند و مى پذیرد.
آرامش و اطمینان ره آورد ذکر خدا
در قرآن و روایات توجه زیادى به مسأله ذکر شده و اهمیتى شایان براى آن بیان گردیده ، آن چنان که انسان را به شگفتى وا مى دارد. مثلا هدف نماز که ستون دین است ذکر خداوند دانسته شده است : «وأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِکْرِی»7 ؛ و به یاد من نماز برپا دار.
سعادت جویى و کمال خواهى مقتضاى فطرت انسان است و بس بی شک هر انسانى خواهان سعادت و کمال خویش است.بر همین اساس نیز قرآن کریم هنگامى که مردم را به انجام اعمال خیر و عبادات ترغیب مى کند، در بسیارى از آیات ،سعادت و فلاح را به عنوان نتیجه آن امور ذکر مى کند. بنابر این ، در این که انسان فطرتا طالب سعادت است شکى نیست.
اساسا وجود همین انگیزه و عامل فطرى در درون انسان است که باعث مى گردد او در صدد تکامل بر آید. اما سخن در این است که راه رسیدن را بازشناسد. او گرچه طالب سعادت است ، اما راه رسیدن به آن را به درستى نمى داند. جهان بینى هاى مختلف ، با توجه به تفاوت نگرشى که به هستى دارند، راه هاى متفاوتى را پیش روى انسان مى نهند. بر اساس جهان بینى مادى که زندگى و لذایذ دنیوى و مادى را اصل و هدف قرار مى دهد، سعادت انسان عبارت است از بهره ورى هر چه بیشتر از لذایذ مادى . اما بینش الهى که زندگى اخروى و قرب الهى را هدف برین انسان معرفى مى کند، سعادت و کمال انسان را در بهره بردارى بیشتر از دنیا و نعمت هاى آن نمى داند، بلکه آن را در قرب الهى و رسیدن به رضوان حق تعالى جستجو مى کند.
به هر حال از منظر قرآن ، ذکر خداوند از آن رو که تأمین کننده سعادت انسان است موجب اطمینان و آرامش دل مى گردد. عکس این معنا درباره ترک ذکر الهى صادق است . ترک یاد خداوند از آن رو که زمینه شقاوت انسان و بریدن از اصل خویش را فراهم مى آورد و باعث از دست دادن سعادت او مى شود، موجب تشویش خاطر، ناراحتى و اضطراب او مى گردد:
«و هر کس از یاد من دل بگرداند، در حقیقت ، زندگى تنگ و سختى خواهد داشت»
قلب و دل انسان حقیقت و گوهرى است ملکوتى که ذاتا تمایل به عالم و ملکوت و ذات اقدس حق دارد و اگر بر خلاف ذات و فطرتش به غیر خداوند سپرده شود تیره مى شود
کسى که اهمیت ذکر خداوند را بشناسد، به خوبى درک مى کند که اعراض از یاد خداوند چه خسارت بزرگى است ، اگر این حقیقت را درک کنیم که حیات دل انسان به ذکر خدا است ، در مى یابیم که کسى که از ذکر و یاد خداوند اعراض کند، از حیات قلب محروم مى ماند. افسردگى دل و آتش حرمان از حیات معنوى دل ، هر لحظه او را مى آزارد و حسرتى جانکاه بر دلش مى نشاند. امام سجاد علیه السلام در دعاى ابو حمزه ثمالى عرض مى کند:
(اى مولاى من ، با یاد تو دلم زنده است و با مناجات تو درد ترس (فراق) را از خود تسکین مى دهم).
منشاء اساسى نگرانى ها و اضطراب ها
هر کس بسته به معرفتى که دارد لذت و سعادت خود را در چیزهایى مى جوید و از آنچه خوشى و سعادت را از او بستاند مى گریزد. این امر درباره همه حوادثى که براى هر کس پیش آمده و موجبات اندوه و حزن او را فراهم آورده صادق است ؛ با این تفاوت که افراد داراى بینش مادى ریشه ناراحتى ها و اضطراب هاى خود را در از دست دادن سعادت مادى و خوشى ها و لذت هاى دنیوى جستجو مى کنند و موحدان و مؤ منان که به فراتر از دنیا مى نگرند و به آخرت مى اندیشند، ریشه اضطراب ها و نگرانى هاى خود را در از دست دادن سعادت اخروى و رضوان الهى مى جویند. اضطراب و نگرانى همواره در زمره بزرگ ترین بلاهاى زندگى بشر بوده و هست و عوارض ناشى از آن در زندگى فردى و اجتماعى انسان ها کاملا محسوس است .در طرف مقابل نیز آرامش همواره یکى از گمشده هاى بشر بوده است و تلاش کرده تا از هر راهى آن را به دست آورد. برخى از دانشمندان مى گویند که به هنگام شیوع بیمارى هایى چون وبا، اکثر کسانى که ظاهرا به علت ابتلا به آن بیمارى مى میرند، در واقع به علت ترس و نگرانى جان خود را از دست مى دهند و تنها تعداد کمى از آنها واقعا به جهت ابتلاى به بیمارى جان مى سپرند. به طور کلى آرامش و دلهره نقش بسیار مهمى در سلامت و بیمارى فرد و جامعه و سعادت و بدبختى انسان ها دارد.
تاریخ بشر آکنده از صحنه هاى غم انگیزى است که انسان براى تحصیل آرامش به هر چیز دست انداخته و در هر وادى گام سپرده و تن به انواع اعتیادها داده است . در این میان قرآن با جمله اى کوتاه اما پر مغز، مطمئن ترین و نزدیک ترین راه را نشان مى دهد و مى فرماید: بدانید که یاد خدا آرامش بخش دل ها است.
منبع :یاد او نویسنده : آیت الله محمد تقى مصباح یزدى
فرآوری: فاطمه محمدی _ گروه دین و اندیشه تبیان
1- سوره حشر آیه 19.
2- سوره طه آیه 124.
3- سوره زخرف آیه 36.
4- بحار الانوار، ج 72، باب 100، روایت 2.
5- نهج البلاغه خطبه 222.
6- سوره حج آیه 46.
7- سوره طه آیه 14.
نویسنده :
حسین شورگشتی ; ساعت ٩:۱٠ ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٩/٢/۳٠

ادامه مطلب
نویسنده :
حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:٠۳ ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸٩/٢/٢٩
7 تکنیک کارآمد برای ارتقای اعتماد به نفس
زمانی که پا به عرصه این دنیا می گذاریم، با اعتماد به نفس / عزت نفس کامل وارد جهان می شوید. یک نوزاد آنقدر اعتماد بنفس / عزت نفس دارد که کافیست با قدری گریه کردن به هر چیزی که می خواهد برسد: غذا، عوض کردن پوشک، ناز و نوازش، ارتباط برقرار کردن، آرامش، در آغوش کشیدن و غیره. اگر نیازهای کودک فوراً برآورده و احساسات کودک بدون هیچ قید و شرطی پذیرفته شود، وی رشد کرده و پیشرفت می کند. اما اگر نیازهای اولیه آنها برای بقای فیزکی و احساسی به صورت ناپیوسته و ضعیف برآورده گردد، اعتماد بنفس / عزت نفس کودک به مرور زمان کاهش پیدا میکند. اگر شرایط فوق کماکان به قوت خود باقی بماند، کودک به مرور زمان احساس می کند به اندازه کافی خوب نیست که دیگران برای او اهمیت قائل نمی شوند. بزرگسالانی که شرایط فوق را در زمان کودکی تجربه کرده اند باید یک بازنگری کلی نسبت به خود داشته و مجدداً اصول اعتماد بنفس / عزت نفس را در خود پایه گذاری نمایند.
1- از خودتان سوال کنید: "بدترین نتیجه چیست؟" بیش از اندازه مسائل را در ذهن خود پر اهمیت جلوه ندهید، پیش از اینکه اتفاقی بیفتد، نگران خوب یا بد شدن آن نباشید. میزان انرژی انسانها نامحدود است، بنابراین سعی کنید از آن در جهت بنا کردن روابط موفق، ارتقای شغلی، و رسیدن به اهدفتان کمک بگیرید نه در راه تلف کردن این انرژی آن هم برای نگرانی حول محور اتفاق هایی که هنوز به وقوع نپیوسته اند. زمانی دست بعمل بزنید که قدرت کنترل بر روی مسائل را داشته باشید. تا جایی که می توانید از انرژی خود در راه صحیح استفاده کنید.
2- خودتان را از شر نق زدن و صداهای منفی درونی خلاص کنید. این صداهای منفی و منتقد درونی جلوی هرگونه پیشرفتی را می گیرند. برای رهایی از این صداها می توانید در ذهن خود یک کلید کنترل صدا خلق کنید و هر گاه احساس کردید که تن این صداها در حال بالا رفتن است، پیچ کنترل صدا را بچرخانید تا دیگر اثری از آن باقی نماند؛ یا می توانید گوینده ی این صداها را شخصیت های کارتونی در نظر بگیرید. فکر می کنید اگر دانل داک یا میکی موس از شما انتقاد کنند، باید آنها را جدی بگیرید؟ هدف این است که به هر حال به طریقی بتوانید خودتان را از این صداها رهایی بخشید. اگر دائماً صداهایی که در سرتان وجود دارد در حال انتقاد کردن باشند، فلج می شوید و هیچ کاری نمی توانید انجام دهید. از سوی دیگر اگر صداهای افراد مضحکی را بشنوید که در حال انتقاد از شما هستند، به آنها ریشخند زده و به راهتان ادامه می دهید.
3- زمانیکه قرار است کاری را برای اولین بار انجام دهید، از همین حالا در ذهن خود مجسم کنید که آن کار را با موفقیت به پایان رسانده اید. چشم هایتان را روی هم بگذارید و در ذهن خود به وضوح تجسم کنید که در کلیه برنامه ریزی ها موفق بوده اید و نتیجه کار چیزی جز افتخار و کامیابی نبوده است. ذهن شما تفاوت میان تجسم های واضح و اموری که در حقیقت اتفاق می افتند را نمی داند. به همین دلیل با بکارگیری هر 5 حس خود آن را تا آنجا که می توانید به وضوح و واقعیت عینی نزدیکتر سازید.
4- فردی را پیدا کنید که در زمینه فعالیت شما متخصص است و از کارهای او الگو برداری کنید. رفتارها، نگرش ها، ارزش ها، و اعتقادات وی را در زمینه مورد نظر سرمشق خود قرار دهید؛ چگونه می توانید این کار را انجام دهید؟ در وهله اول اگر به افراد مورد نظر دسترسی داشتید که می توانید مستقیماً با آنها صحبت کرده و تا آنجایی که می توانید خود را در همنشینی و مصاحبت انها قرار دهید. همچنین می توانید با کسانیکه که شخص مورد نظر را می شناسند به گفتگو بپردازید و اگر محصولی دارند، آنرا خریداری نموده و روی آن تحقیق کنید.
5- نگرش "چنانکه" را در خود پرورش دهید. طوری از خود واکنش نشان دهید "چنانکه" رفتار و یا ایده ای که آرزویش را دارید، در شما وجود دارد. به عنوان مثال فرض کنیم که شما علاقه دارید تا اعتماد به نفس بیشتری داشته باشید. از خود سوال کنید اگر اعتماد بنفس بالایی داشتم در این شرایط چه واکنشی از خود نشان می دادم؟ چه احساسی داشتم؟ چگونه صحبت می کردم؟ طرز تفکرم چطور بود؟ صداهای درونی ام چگونه با من صحبت می کردند؟ و .... با مطرح نمودن یک چنین پرسش هایی و پاسخ دادن به آنها، شما خودتان را مجبور می کنید که به سمت وضعیت اعتماد بنفس پیش بروید. همانطور که نگرش "چنانکه" را پیش می گیرید متوجه خواهید شد که دست از سرزنش خود بر می دارید و نگرش جدید مثل یک عادت جزئی از رفتار ها و کنش های طبیعی شما می شود. ظرف 30 تا 45 روز این نگرش به صورت یک رفتار عادی خود را در روزمرگی های زندگیتان نمایان می سازد.
6- خودتان را در آینده مجسم کنید. شاید اندکی رعب انگیز و وحشت آور باشد، اما مطمئن باشید که نتیجه ی خوبی از آن بدست می آورید. خودتان را در بستر مرگ در نظر بگیرید که دوستان و خانواده در اطراف شما جمع شده اند. در این حال به مرور زندگیتان بپردازید. آیا واقعاً این همان چیزی است که می توانید از زندگی خود برای اطرافیانتان تعریف کنید؟ فکر نمی کنم! پس سعی کنید همین حالا تصمیمات مناسبی را اتخاذ نمایید تا روند زندگی خود را به طور کلی تغییر دهید.
7- به خاطر داشته باشید زمانیکه دنبال کاری نمی روید، شانس موفقیت در آن را به طور 100% از دست می دهید. وقتی جسارت به خرج ندهید، به هیچ چیز نمی رسید. برای آنکه به چیزهایی که می خواهید دست پیدا کنید، باید آنها را با تمام وجود خود بخواهید. اگر دائماً به دنبال چیزهایی که می خواهید باشید، مطمئناً به آنها می رسید. زمانیکه ذهن خود را بر روی اهدافتان متمرکز می کنید، به این مسئله هم فکر کنید که افراد زیادی هستند که آماده کمک به تحقق ساختن رویاهای شما هستند. دیگران به شما کمک می کنند چراکه می دانند یک روزی خودشان هم نیازمند کمک هستند و شاید آن روز شما به آنها کمک کردید. زمانیکه نسبت به تحقق امری اعتقاد داشته باشید، بی شک روزی می رسد که افکار شما جامه ی عمل پیدا می کنند، من شما را دعوت به پذیرفتن این نگرش می کنم.
منبع:http://www.funpatogh.com
/س
راسخون
نویسنده :
حسین شورگشتی ; ساعت ٩:۳٥ ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸٩/٢/٢٩
دانش آموزان در فصل امتحان چه بخورند؟
عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران گفت: مصرف ویتامین C در افزایش قدرت یادگیری در فصل امتحانات از اهمیت زیادی برخوردار است.
سید ضیاءالدین مظهری به فارس گفت: نیاز مغز به ویتامین C برای خنثی کردن رادیکال های آزاد بسیار بیشتر از سایر ارگان های بدن است.
وی افزود: امروزه نقش ویتامین C در افزایش قوای مغز، هوشیاری، رفع کم خوابی و کاهش اضطراب اثبات شده است.
این متخصص تغذیه اضافه کرد: مصرف ویتامین C در افزایش قدرت یادگیری در فصل امتحانات از اهمیت زیادی برخوردار است.
اگر ویتامین C در کنار غذاهای حاوی آهن مصرف شود، موجب افزایش جذب آهن و مانع بروز کم خونی می شود.
مظهری گفت: کمبود آهن عامل مهمی در کاهش قدرت یادگیری و حافظه است.
این متخصص تغذیه اضافه کرد: به خانواده ها توصیه می شود، در ایام امتحانات در تغذیه ی روزمره دانش آموزان از لیمو ترش و مرکبات مانند نارنگی، پرتقال و سایر میوه ها مانند کیوی، توت فرنگی، گرمک، طالبی و از سبزی ها مانند گل کلم، کلم بروکلی، اسفناج، گوجه فرنگی، فلفل دلمه ای، جعفری و سیب زمینی استفاده کنند.
تبیان
نویسنده :
حسین شورگشتی ; ساعت ٥:٤٩ ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸٩/٢/٢٩
موانع یاد خدا از منظر قرآن
خیلی از ما انسان های معتقد به خداوند وقتی عالم یا عارفی را بشناسیم نهایت احترام را برای او قائل میشویم سعی داریم شأنش را محترم بداریم و در نهان خانه دل به حالش غبطه ها میخوریم و آرزو میکنیم کاش جای او بودیم و تصمیم میگیریم آن ها را الگوی زندگی خود قرار دهیم اما همین که پای عمل به میان می آید گویی زمین و آسمان دست به دست هم میدهند و نمیشود براستی چرا؟ چرا این همه مانع؟ چرا نمیتوانیم اوقات خوش را با دوست بسر ببریم و اوقاتمان همه در بی حاصلی وبیخبری میگذرد!
اکنون سعی میکنیم دلایل این بی خبری را از قرآن بپرسیم!
موانع یاد خدا از نظر قرآن
1.از جمله موانع ذکر(یاد خدا)، رفاه زدگى و توجه افراطى به دنیا است . خداى متعال در این باره مى فرماید:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تُلْهِکمْ أَمْوَالُکمْ وَلَا أَوْلَادُکمْ عَن ذِکرِ اللَّهِ وَمَن یَفْعَلْ ذَلِک فَأُوْلَئِک هُمُ الْخَاسِرُونَ ؛1 اى کسانى که ایمان آوردهاید، [زنهار] اموال شما و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل نگرداند، و هر کس چنین کند، آنان خود زیانکارانند.
گرایش به توحید، خدا پرستى و توجه به پروردگار، امرى فطرى است . از آغاز شکفتگى نیروى عقل ، یکى از اندیشه هایى که فکر انسان را به خود مشغول مى دارد همین است که آفریدگار خود را بشناسد و با این حال و با همه کوشش هاى پیامبران الهى ، گروه اندکى راه فطرت و عقل سلیم را بر مى گزینند و در هر عصرى معمولا تعداد گمراهان بیشتر است . خداوند با اشاره به همین حقیقت مى فرماید: قلیلا ما تذکرون ؛ 2 چه اندک پند مى گیرند.
بر این اساس ، خداوند تأثیر گرایش هاى مادى و دنیوى را در جلوگیرى از توجه بیش از حد به اموال و اولاد، روح انسان را آلوده مى سازد و صفا و جلاى آن را از بین مى برد. غفلت از یاد خدا باعث مى گردد که انسان از هدف اصلى حیات باز بماند و به مسایلى که به همین حیات محدود و چند روزه دنیوى مربوط مى شود و تباهى جاودان را در پى دارد مشغول گردد.
براى رسیدن به مقام ذکر واقعى ، انسان باید سعى کند دل بسته پست و مقام نگردد و اگر کسى را شایسته تر از خود یافت که بهتر بتواند با جامعه خدمت کند، به نفع او از پست و مقام خود کنار رود.
2. یکى دیگر از موانع ذکر ظاهر بینى و جدى نگرفتن حیات است .
قرآن کریم در این باره مى فرماید .
یَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِّنَ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَهُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ ؛ 3 از زندگى دنیا ظاهرى مى شناسند، و حال آن که از آخرت غافلند.
انسان مؤ من جهان هستى را مخلوق خدایى حکیم و آگاه مى داند و بر این اساس از کنار هیچ موضوعى ، هر چند کوچک ، به سادگى نمى گذرد و در مواجهه با هر چیزى به یاد آفریدگار حکیم مى افتد. اما فرد بى ایمان حیات را پدیده اى اتفاقى و حوادث جهان را امورى تصادفى مى بیند و مرگ را نهایت این جهان مى نگرد. او تنها به ظواهر زندگى دنیا توجه دارد و از سرانجام کار غافل است .
3. از دیگر موانع ذکر، دوستان گم راه هستند. در قرآن در این باره مى خوانیم .
«یَا وَیْلَتَى لَیْتَنِی لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِیلًا لَقَدْ أَضَلَّنِی عَنِ الذِّکْرِ بَعْدَ إِذْ جَاءنِی وَکَانَ الشَّیْطَانُ لِلْإِنسَانِ خَذُولًا» 4؛ واى بر من ، کاش فلانى را دوست خود نگرفته بودم . او بود که مرا به گمراهى کشانید پس از آن که نزد قرآن به من رسیده بود، و شیطان همیشه خوار کننده انسان بوده است .
بدون شک یکى از عوامل مؤ ثر در شکل گیرى شخصیت انسان هم نشینان و دوستان او هستند. معاشرت با افراد منحرف ، و رفتار و سخنان آنان در ذهن و روح و رفتار فرد اثر مى گذارد و معمولا این تغییر چنان آرام و تدریجى است که شخص متوجه آن نمى شود.
4. تسلط شیطان بر انسان نیز از موانع مهم ذکر به شمار مى آید.
خداوند در این باره مى فرماید: «اسْتَحْوَذَ عَلَیْهِمُ الشَّیْطَانُ فَأَنسَاهُمْ ذِکْرَ اللَّهِ ...»5؛ شیطان بر آنان چیره شده و خدا را از یادشان برده است .
کلمه استحوذ به معناى تسلط کامل شیطان بر شخص است ، به گونه اى که گویا اختیار از او سلب شود. این حالت وقتى براى کسى پیش مى آید که با آگاهى و اراده خود مدت ها در گناه و انحراف غرق گردد.
5. ، یکى هم آرزوهاى دراز است ، قرآن در این باره مى فرماید: «نذَرْهُمْ یَأْکُلُواْ وَیَتَمَتَّعُواْ وَیُلْهِهِمُ الأَمَلُ فَسَوْفَ یَعْلَمُونَ »6 بگذارشان تا بخورند و بر خوردار شوند و آرزوها سرگرمشان کند، پس به زودى خواهند دانست
خداوند براى بشر مواهب و نیروهایى قرار داده که اگر به جا و درست مورد استفاده قرار گیرند، مى توانند در راه تأمین رفاه مادى و تکامل معنوى و روحى انسان به کار آیند و دنیا و آخرت او را آباد سازند. اما متأسفانه بشر غالبا از این امکانات استفاده نا به جا مى کند و با افراط و تفریط ها آنچه را باید در خدمت تعالى خویش قرار دهد، در مسیر سقوط مادى و معنوى خود به کار مى گیرد. از جمله این ویژگى ها آرزو کردن است که اگر به نحو معقول و منطقى و با آینده نگرى باشد، نه تنها مفید، بلکه لازم است . اما وقتى این عامل از حد بگذرد و به صورت آرزوهاى دور و دراز در آید، عامل بدبختى و غفلت مى گردد.
یکى از عوامل مؤ ثر در شکل گیرى شخصیت انسان هم نشینان و دوستان او هستند. معاشرت با افراد منحرف ، و رفتار و سخنان آنان در ذهن و روح و رفتار فرد اثر مى گذارد و معمولا این تغییر چنان آرام و تدریجى است که شخص متوجه آن نمى شود.
6. هواپرستى را نیز باید از موانع مهم ذکر دانست .
خداوند در این باره مى فرماید: وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَن ذِکْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَکَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا7 و از آن کس که قلبش را از یاد خود غافل ساختهایم و از هوس خود پیروى کرده و [اساس] کارش بر زیادهروى است، اطاعت مکن .
اگر گفته مى شود که دنیا پرستى با خدا پرستى در تضاد است و دل بستگى به دنیا باعث غفلت از یاد خدا مى گردد. بدان معنا نیست که انسان دست از کار و تلاش و فعالیت بکشد و به وظایف شخصى و اجتماعى خود نپردازد و لذایذ و نعمت هاى دنیا را بر خود حرام کند. آنچه مورد نکوهش و موجب غفلت است محبت و دل بستگى به دنیا است . انجام وظایف و تأمین نیازهاى مادى و دنیوى و کار و تلاش ، با دل بستگى ، عشق و شیفتگى به دنیا متفاوت است . تأمین نیازمندى ها و روزى حلال و اداره زندگى و کار و تلاش از وظایفى است که خداوند براى انسان واجب کرده است . از این رو به عنوان اطاعت و امتثال امر خداوند، در آن زمینه ها نیز باید تلاش کنیم.
به علاوه ، کار و تلاش موجب حفظ عزت و کرامت جامعه اسلامى در برابر کفار، و استقلال و عدم وابستگى به بیگانگان مى گردد. مگر امیر مؤ منان علیه السلام کار نمى کرد؟ آن حضرت به دست خود قنات ها، چاه هاى آب و نخلستان هاى فراوانى احیا کردند و آنها را وقف فقرا نمودند.
براى رسیدن به مقام ذکر واقعى ، انسان باید سعى کند دل بسته پست و مقام نگردد و اگر کسى را شایسته تر از خود یافت که بهتر بتواند با جامعه خدمت کند، به نفع او از پست و مقام خود کنار رود.
بررسى امکان توجه دائم به خداوند
گرچه از مدام بودن ذکر مدح و ستایش فراوانى شده است ، اما پرسش این جا است که تداوم ذکر با کیفیت بالا و عمیق چگونه با زندگى روزمره انسان سازگار و قابل جمع است؟ در پاسخ یک مثال مطرح میکنیم مثلا کسی عزیزی از دست داده مدام به یاد اوست حتى گاهى کسى سال ها پس از مرگ عزیزش ، باز او را فراموش نمى کند و با دیدن هر چیزى که به او تعلق داشته ، به یاد عزیزش مى افتد
آنان گرچه به امور روزمره زندگى و وظایف خود مشغولند، اما در ته دل به یاد عزیز سفر کرده شان نیز هستند و این توجه ، مانع فعالیت هاى آنها نمى شود. حتى در چنین وضعیتى مراسم شادمانى بر پا مى کنند و در مراسم ازدواج و عروسى شرکت مى جویند، ولى در عین حال از ژرفاى دل به یاد عزیزشان نیز هستند.
گرایش به توحید، خدا پرستى و توجه به پروردگار، امرى فطرى است . از آغاز شکفتگى نیروى عقل ، یکى از اندیشه هایى که فکر انسان را به خود مشغول مى دارد همین است که آفریدگار خود را بشناسد.
بنابراین چنان نیست که نشود در هنگام انجام فعالیت هاى روزمره توجه مستمر به چیزى خارج از حوزه این فعالیت ها داشت و جمع آن توجه با اشتغالات روزمره محال باشد.
از یک نظر، حتى مى توان گفت چنین توجه مستمرى به فعالیت هاى زندگى نوعى وحدت و هماهنگى مى بخشد و از پراکندگى و هرز رفتن نیرو جلوگیرى مى کند. از یک سو ما در بسیارى از کارها، مانند مطالعه ، نیاز به تمرکز فکر داریم . از سوى دیگر پراکنده کارى هاى زندگى تمرکز فکرى انسان را از بین مى برد. حال ما محورى براى توجهات خود داشته باشیم که عادت کنیم همواره توجهمان را بر آن متمرکز نماییم یعنى عادت کنیم همواره به یاد خدا باشیم ، همین استمرار یاد و توجه و تمرکز یافتن فکر حول محورى ثابت ، مانع پراکندگى حواس مى گردد.
البته تمرکز فکر در دو امر مستقل از هم براى ما میسر نیست . ما نمى توانیم در عین توجه به امور غیر الهى ، توجه و فکرمان را بر ساحت قدس الهى نیز متمرکز کنیم و از او غافل نگردیم . اما گرچه انسان نمى تواند هم زمان توجه خود را کاملا بر دو چیز متمرکز گرداند، ولى در روان شناسى ثابت شده که انسان مى تواند در یک آن و هم زمان ، به چند چیز توجه کند و چند ادراک داشته باشد. البته تعداد آن درک ها و گستره آنها، به لحاظ تفاوت قدرت ذهنى افراد، یکسان نیست.
بنابراین ، این که انسان در هنگام اشتغال به کارهاى روزمره زندگى ، در عمق دل به خداوند نیز توجه داشته باشد، امرى نامعقول و سخنى ناصواب نیست در هر صورت ، توجه به خداوند در همه حالات به این معنا نیست که انسان در کنار انجام کارهاى خود توجهش کاملا متمرکز در یاد خدا باشد، بلکه براى ما همین حد کفایت مى کند که چون کسى که عزیزى از دست داده و او را فراموش نمى کند، ما نیز خدا را فراموش نکنیم و فعالیت ها و کارهاى روزمره مانع توجه ما به خداوند نگردد.
منبع : یاد او - نویسنده : آیت الله محمد تقى مصباح یزدى
فرآوری – فاطمه محمدی گروه دین و اندیشه تبیان
1- سوره منافقون آیه / 9 .
2- سوره اعراف / 3.
3- سوره روم / 7
4- سوره فرقان/ 28و 29.
5- سوره مجادله / 19.
6- سوره حجر / 3.
7- کهف / 28.
نویسنده :
حسین شورگشتی ; ساعت ٥:۳۳ ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸٩/٢/٢٩
|
..:: جسد فرعون باعث شد پروفسور بوکای به قرآن ایمان آورد ::..
|
هنگامی که فرانسوا میتران در سال 1981م زمام امور فرانسه را بر عهده گرفت، از مصر تقاضا شد تا جسد مومیایی شده فرعون برای برخی آزمایشها و تحقیقات از مصر به فرانسه منتقل شود . هنگامی که هواپیمای حامل بزرگترین طاغوت تاریخ در فرانسه به زمین نشست،بسیاری از مسئولین کشور فرانسه و از جمله رئیس دولت و وزرایش در فرودگاه حاضر شده و از جسد طاغوت استقبال کردند.
پس از اتمام مراسم، جسد فرعون به مکانی با شرایط خاص در مرکز آثار فرانسه انتقال داده شد تا بزرگترین دانشمندان باستانشناس به همراه بهترین جراحان و کالبد شکافان فرانسه،آزمایشات خود را بر روی این جسد و کشف اسرار متعلق به آن شروع کنند . رئیس این گروه تحقیق و ترمیم جسد یکی از بزرگترین دانشمندان فرانسه بنام پروفسور موریس بوکای بود که برخلاف سایرین که قصد ترمیم جسد داشتند،او در صدد کشف راز و چگونگی مرگ این فرعون بود .تحقیقات پرفوسور بوکای همچنان ادامه داشت تا اینکه در ساعات پایانی شب نتایج نهایی ظاهر شد..
بقایای نمکی که پس از ساعتها تحقیق بر جسد فرعون کشف شد دال بر این بود که او در دریا غرق شده و مرده است و پس از خارج کردن جسد او از دریا برای حفظ جسد،آن را مومیایی کرده اند . اما مسئله ی غریب و آنچه باعث تعجب بیش از حد پروفسور بوکای شده بود این مسئله بود که چگونه این جسد سالمتر از سایر اجساد باقی مانده است در حالی که این جسد از دریا بیرون کشیده شده است.
|
پروفسور موریس بوکای در حال آماده کردن گزارش نهایی در مورد کشف جدید (مرگ فرعون بوسیله غرق شدن در دریا و مومیایی جسد او بلافاصله پس از بیرون کشیدن از دریا ) بود که یکی از حضار در گوشی به یادآور شد که برای انتشار نتیجه تحقیق عجله نکند، چرا که نتیجه تحقیق کاملا مطابق با نظر مسلمانان در مور غرق شدن فرعون است.
ولی موریس بوکای بشدت این خبر را رد کرده و آن را بعید دانست. او بر این عقیده بود که رسیدن به چنین نتیجه ی بزرگی ممکن نیست مگر با پیشرفت علم و با استفاده از امکانات دقیق و پیشرفته کامپیوتری.
در جواب او یکی از حضار بیان کرد که قرآنی که مسلمانان به آن ایمان دارند قصه غرق شدن فرعون و سالم ماندن جثهی او بعد از مرگ را خبر داده است. حیرت و سردرگمی پروفسور دوچندان شد و از خود سوال میکرد که چگونه این امر ممکن است با توجه به اینکه این مومیایی در سال 1898م و تقریبا درحدود دویست سال قبل کشف شده است، در حالی که قرآن مسلمانان قبل از 1400 سال پیدا شده است؟ چگونه با عقل جور در می آید در حالی که نه عرب و نه هیچ انسان دیگری از مومیایی شدن فراعنه توسط مصریان قدیم آگاهی نداشته و زمان زیادی از کشف این مسئله نمیگذرد؟
موریس بوکای تمام شب به جسد مومیایی شده زل زده بود و در مورد سخن دوستش فکر میکرد که چگونه قرآن مسلمانان درمورد نجات جسد بعد از غرق سخن میگوید در حالی که کتاب مقدس آنها از غرق شدن فرعون در هنگام دنبال کردن موسی سخن میگوید اما از نجات جسد هیچ سخنی بمیان نمیآورد... و با خود میگفت آیا امکان دارد این مومیایی همان فرعونی باشد که موسی را دنبال میکرد؟ و آیا ممکن است که محمد هزار سال قبل از این قضیه خبر داشته است؟
او در همان شب تورات و انجیل را بررسی کرد اما هیچ ذکری از نجات جسد فرعون به میان نیاورده بودند. پس از اتمام تحقیق و ترمیم جسد فرعون، آن را به مصر باز گرداندند ولی موریس بوکای خاطرش آرام نگرفت تا اینکه تصمیم به سفر کشورهای اسلامی گرفت تا از صحت خبر در مورد ذکر نجات جسد فرعون توسط قرآن اطمینان حاصل کند. یکی از مسلمانان قرآن را باز کرد و این آیه را برای او تلاوت نمود:
{فَالْیَوْمَ نُنَجِّیکَ بِبَدَنِکَ لِتَکُونَ لِمَنْ خَلْفَکَ آیَةً وَإِنَّ کَثِیراً مِنَ النَّاسِ عَنْ آیَاتِنَا لَغَافِلُونَ} [یونس:92] این آیه او را بسیار تحت تآثیر قرار داد و لرزه بر اندام او انداخت و با صدای بلند فریاد زد: من به اسلام و به این قرآن ایمان آوردم.
موریس بوکای با تغییرات بسیاری در فکر و اندیشه و آیین به فرانسه بازگشت و دهها سال در مورد تطابق حقائق علمی کشف شده ذر عصر جدید با آیه های قرآن تحقیق کرد و حتی یک مورد از آیات قرآن را نیافت که با حقایق ثابت علمی تناقض داشته باشد.و بر ایمان او به کلام الله جل جلاله افزوده شد (لا یأتیه الباطل من بین یدیه ولا من خلفه تنزیل من حکیم حمید).
|
حاصل تلاش سالها تحقیق این دانشمند فرانسوی کتابی بود بنام( قرآن و تورات و انجیل و علم بررسی کتب مقدس در پرتو علوم جدید).
لینک کتاب در سایت Amazon
|
نویسنده :
حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:۱۱ ب.ظ روز سهشنبه ۱۳۸٩/٢/٢۸

ادامه مطلب
نویسنده :
حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٥٦ ب.ظ روز سهشنبه ۱۳۸٩/٢/٢۸
آموزه های زندگانی در آخرین سخنان آسمانی(1)آموزه های زندگانی حضرت زهرا(س) (5)
|
سخنان انسان، سفیر صفات و شعاع اندیشه او است. آینه ای است که در آن ابعاد روحی روانی و فکری فرهنگی ما تجلی می کند و اطرافیان به یکسونگری یا جامعیت ما پی
می برند.
دانش و آگاهی، بینش و بینایی و تقوا و پرهیزگاری در آفرینش عظمت گفتار آدمی تأثیری بسیار دارد. به گونه ای که گاه، در عباراتی کوتاه، ناگفته های گفتنی گذشته و ره توشه های هدایت آفرین حال و آینده به چشم می خورد؛ به خوبی شرایط شکست ملتها و رموز پیروزی انسانها دانسته می شود و مجموعه ای گرانبار چون «صحیفه نور» سلامت و سعادت جوامع را فرا روی شیفتگان قرار می دهد.
اوج عظمت و قداست گفتار و نوشتار آنگاه خواهد بود که واژه ها و عبارات از «کوثر عصمت» سرچشمه گرفته باشد، حوادثی تأثیرگذار و تاریخ ساز در زمانی کوتاه و پرشتاب رخ نشان داده، صراط مستقیم امامت و ولایت را دگرگون ساخته باشد. در این حال، سخنان آخرین با نام سفارشهای شیرین یا غم آلود، به سان دایرة المعارفی درس آموز از آموزه های اخلاقی، کلامی، فقهی، ادبی و ... بیان شود و برای همیشه ایام، طراوت، پویایی و بالندگی خود را حفظ نموده، مشعلی فروزان فرا راه فرزانگان و خردمندان در انتخاب راه درستی و راستی نمایان می سازد. امواج سهمگین حوادث، غبار تیرگی و ابهام در زلال کلمات و عبارات نیافریده و فراز و فرود بلاها و دشواریها از تابناکی و استواری کلام و منطقی بودن سخنان نکاسته باشد.
گنجینه سخنان پاک بانوی آفرینش و شهید ولایت؛ فاطمه زهرا(ع) مجموعه ای کامل از این نوع است که در هفت گفتار و یک نوشتار از آن حضرت به دست ما رسیده است. سلسله سفارشهایی جاودان و روح افزاست که هر یک کتابی از معرفت با آموزه هایی زندگی ساز برای تمامی انسانها ـ بویژه همسران خداجو، دین باور و ولایت مدار ـ خواهد بود.
به یقین یکایک واژه های این سخنان، شیوه شیرین زندگی و الگوی اطمینان بخش سعادت و کمال به همگان ارایه داده و مددکاری صمیمی و صادق در انتخاب گفتار و پندار و رفتار شایسته خواهد بود. با هم نگاهی دوباره به نکته های گرانسنگ این سخنان می افکنیم و هر یک را در ژرفای باورهای پاک و قدسیمان می سپاریم:
|
ادامه مطلب
نویسنده :
حسین شورگشتی ; ساعت ٩:۱٢ ق.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٩/٢/٢٧

سایت میهن دانلود کتاب الکترونیکی جدیدی را برای گوشی های موبایل منتشر کرده است که پیشنهاد می کنیم حتما آنرا مطالعه کنید.نام این کتاب الکترونیکی خطبه ی فدک می باشد که با فرمت جاوا ساخته شده و سازگار با اکثر گوشی های موبایل می باشد.هم اکنون می توانید با مراجعه به ادامه ی مطلب این کتاب الکترونیکی مفید را در قالب یک فایل فشرده از سایت میهن دانلود دریافت کنید.
برای دانلود اینجا کلیک کنید
Download Now
نویسنده :
حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٠٢ ق.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٩/٢/٢٧
حضرت فاطمه(علیهاالسلام) چگونه سر از قبر برمىدارد؟
حضرت فاطمه علیهاالسلام هر چند مقام برترى دارد، ولى او نیز همانند دیگران این مسیر را مىپیماید و پس از عالم برزخ به محشر مىآید و در پیشگاه خدا مقام او بر دیگران ثابت مىشود.
امام على علیهالسلام مىفرمایند: روزى پیامبر خدا صلى الله علیه و آله براى دیدار فاطمه علیهاالسلام به خانه ما آمد، ولى دخترش را بسیار محزون دید. از او پرسید چرا این گونه غمگینى؟ در جواب گفت: پدر جان! به یاد عالم محشر افتادم که مردم در آن حال عریان خواهند بود. (ذکرت المحشر و وقوف الناس عراه...)
رسول گرامى فرمودند: نگران مباش، پس از آن که من، على و ابراهیم خلیل(علیهمالسلام) سر از قبر برمىداریم آنگاه خداوند جبرئیل را با هفتاد هزار ملائکه به سراغ تو مىفرستند، سپس اسرافیل در حالى که با سه پارچه زیبا از نور در اختیار دارد، کنار تو مىآید و تو را از قبر بیرون مىنماید، در حالى که بدنت پوشیده است...
آنگاه با عزت و احترام بىنظیر هفتاد هزار ملائکه تسبیح گویان تو را وارد محشر مىکنند و به همین تعداد حوریان بهشتى به استقبالت مىآیند. در این هنگام مریم (دختر عمران)، خدیجه (دختر خویلد)، حوا (زن آدم)، آسیه، (دختر مزاحم) هر کدام با صفوف ملائکه اطراف تو را مىگیرند و تو را بر روى منبرى از نور مىنشانند در این هنگام جبرئیل به حضور تو مىرسد و مىگوید: هر حاجتى دارى بگو و تو مىگویى: خدایا! حسن و حسینم را مىخواهم.
در آن ساعت حسینت را مىبینى که با بدن خون آلود به محشر مىآید و از خدا مىخواهد که قاتلان وى را به کیفر رساند، بلافاصله خداوند به خشم آمده و از خشم او ملائکه نیز به خشم آیند و شعلههاى جهنم زبانه مىکشد و قاتلان حسین و دشمنان او بر درون آتش افکنده مىشوند.
هدهدی، گروه دین و اندیشه تبیان
برگرفته از بحارالانوار، ج 43، ص 226-225 با تلخیص
نویسنده :
حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٥۱ ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٩/٢/٢٦
بشارت بهشت بر شیعیان حضرت زهرا(علیهاالسلام)
چنانکه رسول اکرم به شیعیان امیرالمؤمنین و فرزندان معصومش بشارت بهشت را داده است و در منقبت و عظمت مقام آنان مطالبى بیان داشتهاند، نسبت به شیعیان زهرا(علیهاالسلام) نیز عینا با ذکر همان مناقب مژدهى بهشت دادهاند. شیعه یعنى تابع و پیرو و اقتداکننده. شیعهى على کسى است که از على (علیهالسلام) هدایت مىیابد و همراه او و متمسک و دست به دامان اوست. شیعهى فاطمه(علیهاالسلام) در اخبار عینا در ردیف شیعیان على است. گاه پیامبر اکرم در مدح شیعیان امیرالمؤمنین سخن مىگوید، و گاه در منقبت شیعیان فاطمه(سلاماللهعلیها) و همین روش رسول خدا نشانگر این است که حضرت زهرا (علیهاالسلام) خود استقلال دارد و داراى کرامات و مقام والا و صاحب ولایت کبرى مىباشد.
اینک حدیثى از پیامبر اکرم در شان آن حضرت:
«عن جابر بن عبدالله مرفوعا لا اذا کان یوم القیامة تقبل ابنتى فاطمة على ناقة من نوق الجنة...، خطامها من لولو رطب، قوائمها من الزمرد الاخضر ... فتقدمهم فاطمة، حتى تدخلهم الجنة.»1
جابر بن عبداللَه از رسول خدا روایت مىکند که فرمود:
«هنگامى که روز قیامت فرا رسد، دخترم فاطمه سوار بر ناقهاى از ناقههاى بهشتى وارد عرصه محشر مىشود، که مهار آن ناقه از مروارید درخشان و چهارپاى آن از زمّرد سبز، دنبالهاش از مشک بهشتى، چشمانش از یاقوت سرخ، و بر فراز آن، قبهاى (خیمهاى) از نور، که بیرون آن از درونش و درون آن از بیرونش نمایان است. فضاى داخل آن قبه، انوار عفو الهى و خارج آن خیمه، پرتو رحمت خدایى است. و بر فرازش تاجى از نور که داراى هفتاد پایه است از دّر و یاقوت که همانند ستارگان درخشان در افق آسمان نور افشانند.
فاطمه عبور مىکند و در مقابل عرش پروردگارش قرار مىگیرد، آنگاه از جانب خدا جل جلاله ندا مىشود: اى محبوبهى من، و اى دختر حبیب من، بخواه از من آنچه مىخواهى؛ تا عطایت کنم و شفاعت کن هر کس را مایلى تا قبول فرمایم. در جواب عرضه مىدارد: اى خداى من، و اى مولاى من، دریاب ذریهى مرا، شیعیان مرا، پیروان مرا، و دوستان ذریهى مرا.
از جانب راست آن مرکب هفتاد هزار ملک، و از طرف چپ آن هفتاد هزار فرشته است - و جبرئیل در حالى که مهار ناقه را گرفته است - با صداى بلندى ندا مىکند: نگاه خود را فراسوى خویش گیرید، و نظرها به پایین افکنید، این فاطمه دختر محمد است که عبور مىکند. در آن هنگام، حتى انبیا و صدیقین و شهدا همگى از ادب، دیده فرو مىگیرند؛ تا این که فاطمه عبور مىکند و در مقابل عرش پروردگارش قرار مىگیرد، آنگاه از جانب خدا جل جلاله ندا مىشود: اى محبوبهى من، و اى دختر حبیب من، بخواه از من آنچه مىخواهى؛ تا عطایت کنم و شفاعت کن هر کس را مایلى تا قبول فرمایم. در جواب عرضه مىدارد: اى خداى من، و اى مولاى من، دریاب ذریهى مرا، شیعیان مرا، پیروان مرا، و دوستان ذریهى مرا. بار دیگر از جانب حق خطاب مىرسد: کجا هستند ذریه فاطمه و پیروان او؟ کجایند دوستدارانش، و دوستداران ذریهى او؟ در آن هنگام جماعتى به پیش مىآیند و فرشتگان رحمت آنان را از هر سوى در میان مىگیرند. و فاطمه علیهاالسلام در حالى که پیشگام آنهاست همگى را همراه خود به بهشت وارد مىفرماید.»

حضرت صدیقه(سلاماللهعلیها) در روز قیامت سوار بر مرکبهاى متفاوت به تناسب مواقف متعدد است؛ و این که در احادیث وارده، مرکبهاى آن حضرت، متفاوت ذکر شده است، و به نظر بعضىها نوع مرکب مورد اختلاف بوده است صحیح نیست. زیرا هر مرکبى که بیان شده است با مشخصات معین در موقف معین بوده و همهاش درست جاى اختلاف نیست؛ و علت اختلاف در مشخصات مرکب، از این جهت است که هنگامى که فاطمه(علیهاالسلام) به سوى عرش الهى سیر مىکند مرکب خاصى دارد، وقتی که از مقابل عرش به جانب بهشت روان است یک مرکب مخصوص دیگر؛ و همچنین هنگام ورود به بهشت و جولان و طیران در فضاى رحمت الهى - همانند جعفر طیار - داراى مرکبهاى خاص و گوناگون مىباشد. در روایتى که ذکر شد، و مشخصات یکى از مرکبهاى آن حضرت بیان گردید و گفته شد که جبرئیل مهار ناقهى بهشتى زهرا سلاماللهعلیها را در روز محشر مىگیرد. مىتوان گفت که جبرئیل، نمایندهى خاص خداى لامکان، در هر مکان و موقفى است و در برخى از آیات و روایات که جملهى «خدا آمد» به کار رفته است، دانشمندان همه را حمل بر آمدن جبرئیل نمایندهى حق تبارک و تعالى نمودهاند؛ لذا هنگام ورود فاطمه(علیهاالسلام) به عرصهى محشر، آن یکتا کنیز برگزیدهى خدا و بانوى بانوان عالم از اولین و آخرین، همین شایستهى اوست که مهار مرکبش را جبریل امین بگیرد و با افتخار ندا کند: «غضوا ابصارکم حتى تجوز فاطمة بنت محمد.»2
رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) چنین نقل شده است که فرمود:
«روز قیامت منادى از میان عرش الهى ندا مىکند: اى اهل محشر چشمان خود فرو گیرید، این فاطمه دختر محمد است که از صراط عبور مىکند، آنگاه فاطمه با شیعیان به سرعت برق از صراط مىگذرند.»
در یک روایت دیگر از رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) چنین نقل شده است که فرمود: «... ینادى مناد من بطنان العرش، یا اهل القیامه غضوا ابصارکم، هذه فاطمه بنت محمد، تمر على الصراط، فتمر فاطمه علیها و تمر شیعتها على الصراط کالبرق الخاطف... .»3
«روز قیامت منادى از میان عرش الهى ندا مىکند: اى اهل محشر چشمان خود فرو گیرید، این فاطمه دختر محمد است که از صراط عبور مىکند، آنگاه فاطمه با شیعیان به سرعت برق از صراط مىگذرند.»
در حدیث دیگرى از حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله و سلم) منقول است که فرمود: «... ثم یقول جبرئیل: یا فاطمه سلى حاجتک. فتقولین: یا رب شیعتى. فیقول الله عزوجل: قد غفرت لهم. فتقولین: یا رب شیعه ولدى. فیقول اللَّه: قد غفرت لهم. فتقولین: یا رب شیعه شیعتى... .4
«پس آنگاه جبرئیل عرض مىکند: اى فاطمه، هر چه مىخواهى از خداى خویش طلب کن. فاطمه عرض مىکند: خدایا، شیعیان مرا دریاب. خطاب مىرسد: همهى شیعیان تو را آمرزیدم. عرضه مىدارد: پروردگارا، شیعهى فرزندانم را نیز نجات بده. ندا مىآید: همهى آنان را بخشیدم؛ یا فاطمه، اینک در میان اهل محشر برو و هر کسى که به تو پناهنده شود، همراه تو به بهشت وارد خواهد شد.
پیامبر اکرم(صلى الله علیه و آله و سلم) چنین ادامه داد: در آن هنگام همهى مردم آرزو مىکنند که اى کاش ما نیز فاطمى بودیم. یا فاطمه، در چنین روزى است که شیعیان تو، پیروان اولاد تو، و شیعیان امیرالمؤمنین در پى تو به سلامت وارد بهشت مىشوند.»
جناب جابر در یک حدیث مفصل از حضرت باقر(سلاماللهعلیه) نقل مىکند که فرمود: «... والله یا جابر انها ذلک الیوم لتلتقط شیعتها و محبیها کما یلتقط الطیر الحب الجید من الحب الردىء، فاذا سار شیعتها معها عند باب الجنه، یلقى الله فى قلوبهم ان یلتفتوا ... .5
«به خدا قسم یا جابر، این است همان روزى که مادرم زهرا شیعیان خود را از میان اهل محشر جدا مىکند چنان مرغى که دانههاى خوب را از بد جدا مىسازد. و چون همراه فاطمه شیعیانش به در بهشت مىرسند، خدا در قلب آنان چنین القاء مىفرماید که به پشت سر خویش نگاه کنند؛ آنگاه که به عقب سر خود نظر افکنند، از جانب خداى تعالى خطاب مىشود: سبب چیست که شما به پشت سرتان نگاه مىکنید؟ من که شفاعت فاطمه دختر حبیبم محمد را دربارهى شما پذیرفتم. عرض مىکنند: پروردگارا دوست مىداریم قدر و منزلت ما شیعیان فاطمه در چنین روزى شناخته شود.
پس، از جانب خداى تعالى خطاب مىشود: اى دوستان من برگردید، برگردید(به صحنهى محشر)، نظر افکنید (در میان آن جماعت و) هر کس را که براى دوستى فاطمه شما را دوست داشته است هر کس را که به خاطر زهرا به شما دوستداران فاطمه اطعام کرده؛ نیکى نموده، و با جرعهى آبى سیرابتان کرده، و یا از غیبت افراد دربارهى شما مانع شده است: دست او را بگیرید و به بهشت واردش کنید، سپس امام باقر (علیهالسلام) اضافه فرمود: به خدا سوگند از برکت محبت جدهام زهرا کسى بر جاى نمىماند جز آن کسى که نسبت به مقام والاى آل محمد تردید داشته و یا کافر و یا منافق باشد.»
امام باقر (علیهالسلام) فرمود: به خدا سوگند از برکت محبت جدهام زهرا کسى بر جاى نمىماند جز آن کسى که نسبت به مقام والاى آل محمد تردید داشته و یا کافر و یا منافق باشد.»
در «تفسیر فرات بن ابراهیم» روایتى از حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله و سلم) منقول است که آن حضرت فرمود: «... تدخل فاطمة ابنتى الجنة و ذریتها و شیعتها...، و ذلک قوله تعالى: (لا یحزنهم الفزع الاکبر) 6
... (و هم فى ما اشتهت انفسهم خالدون)7 هى والله فاطمة و ذریتها و شیعتها... .»8
«دخترم فاطمه با ذریه و شیعیانش وارد بهشت مىشوند، و در این مورد است که خداى تعالى مىفرماید: هرگز فزع اکبر (هول و هراس بزرگ روز قیامت) آنها را غمگین نمىسازد... و با هر چه که بدان تمایل دارند براى همیشه متنعمند... .»
آرى، فاطمه و ذریه و شیعیان او در پناه رحمت خدا، از وحشت روز محشر در امن و امان هستند و از اینجا معلوم مىشود که حضرت زهرا داراى شیعهى مخصوص به خود و صاحب استقلال شخصیت مىباشد.
عاصمى در کتاب زین الفتى- در بخش «الشراط الساعة»- از سلمان چنین روایت مىکند که پیامبر اکرم فرمود:
«یا سلمان و الذى بعثنى بالنبوة لاخذن یوم القیامة بحجزة جبرئیل، و على اخذ بحجزتى، و فاطمة آخذه بحجزته، والحسن آخذ بحجزة فاطمة، والحسین آخذ بحجزة الحسن، و شیعتهم اخذه بحجزتهم... عهد به جبرئیل من عند رب العالمین.»9
«اى سلمان، قسم به وجود مقدسى که مرا به پیامبرى مبعوث فرموده است، در روز قیامت، من دامان جبرئیل (نمایندهى خداى عز و جل را مىگیرم، و على دامان مرا، و فاطمه دامان على را، و حسن دامان فاطمه را، و حسین دامان حسن را، و شیعیانشان دست به دامان آنها هستند. یا سلمان، آیا گمان مىکنى، خداى تعالى پیامبرش را (پناهندهى خود را) کجا مىبرد؟ و پیامبر، برادرش على را؟ و على همسرش زهرا را؟ و فاطمه دو فرزندش را؟ و آنها شیعیانشان را کجا خواهند برد؟ سپس پیامبر اکرم سه بار تکرار فرمودند: اى سلمان قسم به خداى کعبه به سوى بهشت مىبرند؛ و این پیمانى است که جبرئیل از جانب پروردگار جهانیان وعده داده است.» اعتراف و ایقان به ولایت حضرت صدیقه(سلاماللهعلیها)، و اظهار تشیع و دوستى نسبت به او، در زیارت مخصوص آن حضرت نیز با این جملات بیان شده است: «خدایا شاهد باش که من از شیعیان زهرا و از دوستان اویم و معتقد به ولایت آن حضرت هستم.»
با توجه به این که حضرت فاطمه صدیقه(سلاماللهعلیها) در والاترین مناقب و برترین مقامات با پدر و همسر و فرزندانش مشترک است و با در نظر گرفتن مطالبى که نسبت به مراتب عالى آن حضرت در روز قیامت بیان شد، و بشارتهایى که دربارهى شیعیانش از پیامبر اکرم نقل شده است، هرگز معقول نیست که صاحب این مقامات عالیه ولیةاللَّه نباشد.
تنظیم: هدهدی، گروه دین و اندیشه تبیان
1ـ امالى صدوق ص 25، بحارالانوار ج 43/ 220 219.
2ـ یعنى: (چشمان خود فرو بندید تا فاطمه عبور نماید). این جمله در روایات متعدد با عبارات مختلفى ایراد گردیده است، که از آن قبیل است:
«غضوا ابصارکم حتى تجوز فاطمه الصدیقه بنت محمد صلى الله علیه و آله و سلم و من معها».
«غضوا ابصارکم کم لتجوز فاطمه بنت محمد صلى الله علیه و آله و سلم سیده نساءالعالمین على الصراط».
«غضوا ابصارکم و نکسوا روسکم».
«غضوا ابصارکم تمر فاطمه بنت رسولالله صلى الله علیه و آله و سلم».
«غضوا ابصارکم حتى تعبر فاطمه بنت محمد صلى الله علیه و آله و سلم».
«غضوا ابصارکم حتى تمر فاطمه بنت حبیب الله صلى اللَّه علیه و آله و سلم».
«غضوا الابصار فان هذه فاطمه تسیر».
«غضوا ابصارکم فهذه فاطمه بنت محمد رسولالله صلى اللَّه علیه و آله و سلم تمر على الصراط».
«نکسوا روسکم و غضوا ابصارکم حتى تجوز فاطمه على الصراط».
«طاطاوا الروس و غضوا الابصار، فان هذه فاطمه تسیر الى الجنه».
حاکم نیسابورى دربارهى روایت فوق مىگوید: «این حدیث- على شرط الشیخین (یعتى بر مبناى شرط بخارى و مسلم)- صحیح است». (مستدرک حاکم ج 3/ 153).
ابن ابىالحدید در شرح نهجالبلاغه ج 9/ 193 پس از نقل این روایت چنین مىگوید: «و هذا من الاحادیث الصحیحه،.و لیس من الاخبار المستضعفه». یعنى این روایت از احادیث صحیحه مىباشد و از جمله احادیث ضعیف نیست.
بعضى از مصادر این روایت در کتب عامه از این قرار است: معجم کبیر طبرانى ج 1/ 108/ ح 180، مستدرک حاکم ج 3/ 153، 161، اسد الغابه ج 5/ 523، تلخیص المستدرک ج 3/ 153، فرائد السمطین ج 2/ 49/ ح 380، الصواعق المحرقه ص 289، کنز العمال ج 12/ ص 105، 106/ ح 34209- 34211، ص 108/ ح 34219، ص 109، 110/ ح 34229، ینابیع الموده ص 182، الاتحاف ص 46.
این روایت در کتب شیعه نیز موجود است که از جمله مىتوان به مصادر ذیل مراجعه نمود: تفسیر الامام العسکرى- ذیل تفسیر سورهى البقره، آیهى 93- ص 434، کنز الفوائد ص 253، 254، 355، 356، تفسیر فرات ص 437، 438/ ح 578. کسانى که مایل به بررسى بیشتر روایات شیعى در این باره هستند مراجعه بفرمایند به: بحارالانوار ج 7/ 336، ج 32/ 610، ج 37/ 70، ج 43/ 52، 53، 62، 64، 219، 220، 221، 223، 224، ج 68/ 59.
3ـ بحارالانوار ج 43/ 223.
4ـ تفسیر فرات ص 444- 447/ ح 587، بحارالانوار ج 8/ 54، 43/ 227. این حدیث که توسط امیرالمؤمنین از پیامبر اکرم نقل گردیده است نسبتا طویل است و در آن به بعضى از مناقب حضرت زهرا علیهاالسلام- خصوصا به موقف و مقام حضرت صدیقه در محشر- اشاره گردیده که ما بدلیل اهمیت آن، متن کامل روایت را در تعلیق شمارهى 5 آوردهایم.
5ـ تفسیر فرات ص 299/ ح 403، بحارالانوار 8/ 52، 43/ 65. متن کامل این روایت در تعلیق شمارهى 6 آمده است.
6ـ سورهى الانبیاء، آیهى 103.
7ـ ورهى الانبیاء، آیهى 102.
8ـ این عبارت در دو روایت نقل شده است که هر دو در کتاب تفسیر فرات آمده است. مراجعه بفرمایید به: تفسیر فرات ص 269، 437، 438/ ح 362، 578، بحارالانوار ج 7/ 336، ج 43/ 63، ج 65/ 60.
9ـ زین الفتى فى شرح سوره هل اتى (نسخهى مخطوط این کتاب در نجف اشرف در اختیار مرحوم علامه امینى بوده است).
نویسنده :
حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٢٩ ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٩/٢/٢٦

ادامه مطلب
نویسنده :
حسین شورگشتی ; ساعت ٥:۳۱ ق.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٩/٢/٢٦
دختر 13 ساله ای که 60 ساله به نظر می رسد
جدال زارا هارتشون با بیماری لیپودیستروفی
دختر 13 ساله ای که 60 ساله به نظر می رسد! این، عنوانی است که خیلی از خبرگزاری ها و نشریات غربی برای مخابره اخبار مربوط به " زارا هارتشون " استفاده کردند. پزشکان می گویند او از بیماری لیپودیستروفی رنج می برد.
زاراهارتشون اهل شمال کشور انگستان است. او 13 ساله است و با چهره ای معصوم در برابر دوربین های کنجکاو خبرگزاری ها ایستاده است تا از زندگی خودش بگوید. او از یک بیماری کمیاب ژنتیکی رنج می برد که او را سال ها پیر تر از سن واقعی اش نشان می دهد. صورت او در سن 13 سالگی پُر از چین و چروک و ردپای پیری است ولی با این حال او می گوید: " اگرچه ظاهری شبیه افراد مُسن دارم ولی از درون احساس جوانی می کنم."
پدر و مادر او از کودکی متوجه بیماری او شده بودند و مادرش او را از کودکی از رفتن به مدرسه و حضور در میان هم سالان اش بازداشت؛ چون اعتقاد داشت که دختر کوچولوی او توانایی تحمل نگاه های تحقیر آمیز و حرف های توهین آمیز دیگران را ندارد.
او خودش می گوید هنگامی که برای نخستین بار سوار اتوبوس مدرسه شده، اطرافیان اش او را به اسامی تحقیر آمیزی صدا زده اند: میمون، مادربزرگ و ... و این قبیل اتفاق ها باعث شد که والدین او بیش از پیش از فرستادن او به مدرسه و حضور در جمع دوستان هم سن و سال اش امتناع کنند.
زارا بیش از همه از نگاه های کنجکاو و پچ پچ های شان ناراحت است و می گوید درست است که من ظاهری پیرتر از سن ام دارم ولی این دلیل نمی شود که روحیه و شادی و نشاطی مانند هم سن و سال هایم نداشته باشم.
مادر زارا اکنون 41 ساله است. او نیز از بیماری مانند دخترش، لیپودیستروفی، رنج می برد اما شدت بیماری او بسیار کمتر از شدت بیماری زارا است. او می گوید که در لحظه های بعد از تولد زارا متوجه شده است که دخترش بیماری او را به ارث برده و علایم بیماری اش را در چهره و بدن دخترش یافته است: " من در آن لحظات از دست خودم بسیار عصبانی بودم که این بیماری را به دخترم منتقل کرده ام! به خودم گفتم او حالا مجبور است یک عمر با دردسرهایی که من در طول عمرم کشیده بودم کنار بیاید و بسوزد و بسازد!"
لیپودیستروفی چیست؟
لیپودیستروفی یک بیماری ارثی است و در واقع یک نقص ژنتیکی به شمار می آید؛ نقصی که در کروموزم های ما رخ می دهد و باعث اختلال در ژن های خاصی می شود و به موجب آن، بدن نمی تواند سلول های چربی را در بافت زیر پوست تولید کند.
صورت و اندام فرد مبتلا به این بیماری، نحیف و چروکیده به نظر می آید.
بافت چربی به خوبی در بدن رشد نمی کند. بافت چربی زیر پوستی متجمع و فشرده می شود و این باعث می شود پوست صورت و بدن فرد مبتلا، چروک بخورد و جمع شود.
بدتر از آن همراه بودن این نقص ظاهری با بیماری و نقص اندام های داخلی بدن است. افراد مبتلا به لیپودیستروفی ممکن است در آینده دچار دیابت، بیماری های قلبی و عروقی و مشکلات کبدی شوند.
خبر بدتر برای زارای 13 ساله این است که این بیماری علاج قطعی ندارد. اگر چه این بیماری برای یک انسان بزرگسال هم بسیار دردناک است ولی می تواند برای یک نوجوان 13 ساله، آن هم یک دختر بچه که در این سنین تشنه خود نمایی است، بسیار غیر قابل تحمل باشد. خواهر بزرگ تر زارا سالم به دنیا آمده ولی دو خواهر کوچک تر او هم از علایم خفیف تر این بیماری رنج می برند.
کنار آمدن با لیپودیستروفی
اگر لحظه ای خودتان را به جای زارا بگذارید چه حالی پیدا خواهید کرد؟ خیلی از شما ممکن است از شکل بینی و صورت تان ناراضی باشید ولی حتی تصور این که به شکل زارا باشید برای تان بسیار دشوار است. وقتی از زارا می پرسند: " موقع نگاه کردن در آینه چه حالی پیدا می کنی؟ " میگوید: " من وقتی مقابل آینه می ایستم و به خودم نگاه می کنم خودم را اصلا دوست ندارم. گاهی اوقات در گوشه اتاق ام می نشینم و پوست صورت ام را می کشم بلکه چروک های آن باز شود و از بین برود. من هم مثل بقیه نوجوانان دوست ندارم به خاطر نقص صورت ام انگشت نما شوم ولی نکته اصلی این است که از جراحی صورت ام هم می ترسم." زارا اکنون با مادر و خواهران و برادرش در یک خانه زندگی می کند و می گوید: " در کنار سایر اعضای خانواده ام ایمن و راحت هستم و هیچ کس من را در خانه مسخره نمی کند و آزار نمی دهد. "
او در حال حاضر تنها آرزویش جراحی پوست صورت اش است. مادر او این کار را وقتی نوجوان بوده انجام داده است ولی این درمان زیبایی که برای رفع چین و چروک های صورت انجام می شود درباره او چندان موفقیت آمیز نبوده است.
آرزوی زارا شنیدنی است: " دوست دارم در آینده یک پزشک جراح پلاستیک شوم تا بتوانم به افرادی مانند خودم کمک کنم تا زیباتر شوند. من برای رسیدن به این آرزو تلاش می کنم و مادرم هم به من کمک می کند تا به آرزویم برسم. "
زارا اکنون به تنهایی در جاده رویاهای اش گام بر می دارد و فقط روی کمک مادرش حساب می کند؛ بی توجه به دیگرانی که او را مسخره می کنند یا خیره خیره نگاه اش می کنند.
ترجمه: دکتر گلرخ ثریا
منبع: abcnews
تبیان
جام جم آنلاین: براساس یافته های یک پژوهش جدید، واکنش بدن افرادی که زیاد و به طور مکرر می خندند، مانند واکنشی است که در بدن افراد ورزشکار رخ می دهد.

دکتر لی برک با ارایه نتایج تحقیقات خود درهمایش بیولوژی تجربی در کالیفرنیا اعلام کرد تماشای طنز و فیلم کمدی برای سلامتی مفید است.
دکتر برک، کارشناس مراقبت های پیشگیرانه و پژوهشگر ایمنی شناسی روانشناسی عصبی دانشگاه لوما لیندا سال های طولانی در مورد تاثیر خنده بر فیزیولوژی بدن انسان تحقیق کرده است.
اثرات خنده و تاثیر اندوه بر هورمون های مهم چهارده داوطلب سالم شرکت کننده در این تحقیق مورد ارزیابی قرار گرفته است.
در طی این تحقیق سه هفته ای، هر شرکت کننده بنا به انتخاب خود، یا بیست دقیقه از فیلم « نجات سرباز رایان » را نگاه کرد و یا یک کلیپ ویدئویی بیست دقیقه ای خنده دار و طنز را تماشا کرده بودند و داوطلبان، پس از گذشت یک هفته، این روند را معکوس کردند.
در این دوره، بلافاصله قبل و پس از تماشای این فیلم ها، از داوطلبان آزمایش فشار و نمونه خون گرفته شد.
این پژوهشگر دریافته است که افرادی حداقل روزی بیست یا سی دقیقه و به طور کلی به کرات می خندند، از بعضی از مزایایی برخوردار می شوند که که افراد ورزشکار بهره می برند.
لی برک خاطرنشان کرده است : « شما می توانید روی کاناپه بنشینید، کمدی تماشا کنید و بخندید و همزمان از مزایایی شبیه به فعالیت جسمی و ورزش بهرمند شوید. فشار خون و سطوح پائین تر لیپوپروتئین و بهتر شدن خلق و خو از جمله این مزایا هستند.»
دکتر برک گفته است ما دریافتیم که سطوح کورتیزول و اپینفرین که هورمون های غم و اندوه موجود در خون هستند، درشرکت کنندگانی که فیلم خنده دار تماشا کرده بودند، کاهش یافته بود و تاثیر عمده ای بر افرادی که فیلم غمگین و ناراحت کننده دیده بودند، مشاهده نشد.
فان پاتوق
تناقضات قرآن !!!

اسحاق بن حنین کندى از فلاسفه بزرگ عرب است . وى نصرانى بود، و مانند پدرش حنین بن اسحاق از فیلسوفان مشهورى است که به واسطه آشنایى با زبان یونانى و سریانى ، فلسفه یونان را به عربى ترجمه کردند. فرزند وى ، یعقوب بن اسحاق نیز بزرگترین حکیم عرب است ، و هر دو نزد خلفاى عباسى با عزت و احترام مى زیستند. کندى فیلسوف نامى عراق در زمان خویش دست به تألیف کتابى زد که به نظر خود تناقضات قرآن را در آن گرد آورده بود. اسحاق کندى چون با فلسفه و مسائل عقلى و افکار حکماى یونان سروکار داشت ، طبق معمول فلاسفه، با حقایق آسمانى و موضوعات دینى چندان میانه اى نداشت و به واسطه غرورى که بیشتر فلاسفه در خود احساس مى کنند، بایک بدبینى و دیده حقارت به تعالیم مذهبى مى نگریست . اسحاق کندى آن چنان سرگرم کار کتاب «تناقضات قرآن» شده بود، که به کلى از مردم کناره گرفته و پیوسته در منزل خود با اهتمام زیاد به آن مى پرداخت . روزى یکى از شاگردان او در سامره به حضور امام حسن عسکرى (علیه السلام) شرفیاب شد. حضرت به وى فرمود: در میان شاگردان اسحاق کندى یک مرد رشید و با شهامتى پیدا نمى شود که این مرد را از کارى که پیش گرفته باز دارد؟ شاگرد مزبور گفت : ما چگونه مى توانیم در این خصوص به وى اعتراض کنیم ، یا در مباحث علمى دیگرى که استادى چون او بدان پرداخته است ایراد بگیریم ؟ او استاد بزرگ و نامدارى است و ما توانایى گفتگوى با او را نداریم . حضرت فرمود: اگر من چیزى به تو القا کنم ، مى توانى به او برسانى و درست به وى حالى کنى ؟ گفت : آرى.
شاید خداوند آن قسمت از قرآن را که شما نزد خود معنى کرده اید، عکس آن را اراده نموده باشد، و آنچه پنداشته اید معنى آیه و مقصود خداوند که گویند آن است نباشد. و شما برخلاف واقع معنى کرده باشید..!!
فرمود: برو نزد استادت و با وى گرم بگیر و تا مى توانى در اظهار ارادت و اخلاص و خدمت گذارى نسبت به او کوتاهى نکن ، تا جایى که کاملا مورد نظر وى واقع شوى و او هم لطف و عنایت خاصى نسبت به تو پیدا کند. وقتى کاملا با هم مأنوس شدید، به وى بگو: مسئله اى به نظرم رسیده است و مى خواهم آن را از شما بپرسم . خواهد گفت : مسئله چیست ؟ بگو: اگر یکى از پیروان قرآن که با لحن آن آشنایى دارد از شما سؤ ال کند، آیا امکان دارد کلامى که شما از قرآن گرفته و نزد خود معنى کرده اید، گوینده آن ، معنى دیگرى از آن را اراده کرده باشد؟ او خواهد گفت : آرى این امکان هست و چنین چیزى از نظر عقل جایز است . چون او مردى است که درباره آنچه مى شنود و مى اندیشد، و مورد توجه قرار مى دهد.
آنگاه به وى بگو: شاید خداوند آن قسمت از قرآن را که شما نزد خود معنى کرده اید، عکس آن را اراده نموده باشد، و آنچه پنداشته اید معنى آیه و مقصود خداوند که گویند آن است نباشد. و شما برخلاف واقع معنى کرده باشید..!!
شاگرد مزبور از نزد حضرت رخصت خواست و رفت به خانه استاد خود اسحاق کندى و طبق دستور حضرت عسکرى (علیه السلام) با وى مراوده زیاد نمود تا میان آنان انس کامل برقرار گردید. روزى از فرصت استفاده نمود و موضوع را به همان گونه که حضرت تعلیم داده بود با وى در میان گذارد. همین که فیلسوف نامى پرسش شاگرد را شنید، فکرى کرد و گفت : یک بار دیگر سؤ ال خود را تکرار کن ! شاگرد سؤ ال خود را تکرار نمود استاد فیلسوف مدتى درباره آن اندیشید و دید که از نظر لغت و عقل چنین احتمالى هست ، و ممکن است آنچه وى از فلان آیه قرآن فهمیده و پنداشته است که با آیه دیگر منافات دارد. منظور صاحب قرآن غیر از آن باشد.
سرانجام فیلسوف نامبرده شاگرد دانشمند خود را مخاطب ساخت و این گفتگو میان آنها واقع شد.
فیلسوف : بگو این سؤ ال را چه کسى به تو آموخت ؟
شاگرد: به دلم خطور کرد.
فیلسوف : نه ! چنین نیست ، این گونه سخن از مانند چون تویى سر نمى زند، تو هنوز به آن مرحله نرسیده اى که چنین مطلبى را درک کنى راست بگو آن را از کجا آورده اى و از چه کسى شنیدى ؟
شاگرد: این موضوع را حضرت امام حسن عسکرى (علیه السلام) به من آموخت ، و امر کرد آن را با شما در میان بگذارم .
فیلسوف : اکنون حقیقت را اظهار داشتى ، آرى این گونه مطالب فقط از این خاندان صادر مى گردد.
سپس فیلسوف بزرگ عراق آنچه درباره تناقضات قرآن نوشته ، و به نظر خود به کتاب آسمانى مسلمانان ایراد گرفته بود همه را جمع کرد و در آتش افکند و طعمه حریق ساخت.1
منبع : عاقبت بخیران عالم جلد 2 مؤلف : على محمد عبداللهى
گروه دین و اندیشه - فاطمه محمدی
1- مناقب ابن شهر آشوب ، چاپ قم ج 4 ص 424.
کاربران سرویس پست الکترونیک جیمیل به تازگی امکان یافته اند با استفاده از حساب کاربری شخصی خود بخش هایی از نامههایشان را مخفی کرده و تنها برای فرد یا افراد خاصی ارسال کنند.
با استفاده از این شیوه دیگر لازم نیست تا یک نامه را چندین بار و با محتوای متفاوت و مختلف برای چند نفر ارسال کرد و کافیست یک بار یک نامه را برای تمامی افراد گیرنده ارسال کرد. اما بخش های قابل مشاهده برای افراد مختلف را به صورت متفاوت تعریف نمود.
این سرویس از طریق سایتی موسوم به bccthis در دسترس است. سرویس یاد شده ابتدا با نرم افزار اوت لوک و گوشی های بلاک بری سازگار شد و هم اکنون گردانندگان این سایت افزونه ای را برای کاربران جیمیل طراحی کرده اند که البته با مرورگر فایرفاکس سازگار است و امکانات مذکور را به سادگی در دسترس کاربان این سرویس پست الکترونیک قرار می دهد.
با استفاده از این افزونه، منوی جدیدی به بخش نگارش نامه جیمیل اضافه می شود که از طریق آن می توان بخش قابل مشاهده هر نامه را برای هر گیرنده تعریف نمود. البته امکانات نسخه جیمیل این افزونه نسبت به نسخه های اوت لوک و بلاک بری محدودتر است ولی قرار است در آینده به امکانات آن افزوده شود.
سوابق نامه هایی که بدین شکل ارسال می شوند مانند نامه های عادی در بخش نامه های ارسالی جیمیل نگهداری می شود.
راسخون
علت تفاوت وضوی شیعه و سنی
آیه وضو نازل شد تا چگونگی وضو و تیمم را به امت بیاموزد . مخاطبان آن همه مسلمانان در طول قرون تا روز قیامت اند . چنین آیه ای باید کاملاً روشن باشد تا همه ، دور و نزدیک و صحابی و غیرصحابی از آن بهره ببرند . پس از دو جهت باید آیه بررسی شود :
اول : چگونگی شستن دست ها که باید از بالا به پایین شست یا به عکس ؟
دوم : حکم پاها، از نظر مسح کشیدن یا شستن .
ابتدا به بحث در مورد اول می پردازیم .
خداوند می فرماید :
( یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَی الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَأَیْدِیَکُمْ إِلَی الْمَرافِقِ )1
« ای کسانی که ایمان آورده اید ، هرگاه به نماز ایستادید ، صورت ها و دست هایتان را تا آرنج بشویید » .
فقها در کیفیت شستن دست ها اختلاف نظر دارند ، پیشوایان اهل بیت ( علیهم السلام ) و پیروانشان معتقدند دست ها از آرنج تا نوک انگشتان شسته شود و سنت همین است . دلیلشان نیز ظاهر آیه است که به نظر عرفی همین به ذهن می آید چون در موارد مشابه این گونه ترکیب ، شروع از بالا به پایین است . مثلاً اگر پزشک به بیمار بگوید : پایت را تا زانو با آب سرد بشوی ، بیمار آنچه را در عرف رایج است انجام می دهد ، یعنی شستن از بالا به پایین ، یا وقتی صاحب خانه به رنگکار می گوید : دیوارهای این اتاق را تا سقف رنگ آمیزی کن ، آنچه در عرف معمول است انجام می شود ، یعنی رنگ کردن دیوارها از بالا به پایین و هرگز به ذهن رنگ کار یا بیمار این نمی آید که صاحب خانه و پزشک که گفته « تا » ، مقصودش بیانِ آخرِ محلّ رنگ زدن یا شستن است ، بلکه از کلمه « تا » می فهمد که صرفاً محدوده موردنظر را در رنگ زدن و شستن تعیین کرده است.
در آیه وضو نیز وقتی آیه می گوید دست ها را تا مرفق بشویید ، بیان محدوده شستن موردنظر است نه چگونگی آن . و این را به نظر معمول عرف واگذاشته و در عرف هم بدون تردید ، آنچه راحت تر است ، شستن از بالا به پایین است .
أئمه اهل بیت ( علیهم السلام ) ، وضوی پیامبر ( صلّی الله علیه وآله ) را اینگونه نقل کرده اند :
به نقل شیخ طوسی از بکیر و زراره ، این دو از امام باقر ( علیه السلام ) درباره وضوی پیامبرخدا ( صلّی الله علیه وآله ) سؤال کردند . حضرت طشت یا ظرف آبی طلبید ، کف دو دست را شست ، دست خود را در آب فرو برد و با مشت آبی صورت خود را شست و با دست چپ کمک گرفت بر شستن صورت .
سپس کف دست چپ را در ظرف آب فرو برده ، آب برداشت و دست راستش را از آرنج تا انگشتان شست ، به نحوی که آب به طرف آرنج ها برنگردد . بعد کف دست راست را پر از آب کرد و بر دست چپ ریخت و از آرنج تا کف دست شست به نحوی که آب به طرف آرنج برنگردد ، مثل دستِ راست . سپس با همان آبی که در دست ها بود ، سر و پاها را تا برآمدگی روی پا مسح کشید ، بدون آنکه آب تازه ای بریزد.2
وضو و مسح پاها یا شستن آنها ؟
در آیه وضو نیز وقتـی آیـه می گویـد دست هـا را تـا مـرفق بشویید ، بیان محدوده شستن موردنظـر است نه چگونگـی آن . و این را به نظر معمول عرف واگذاشته و در عرف هم بدون تردید ، آنچه راحت تر است ، شستن از بالا به پایین است
اما جنبه دوم بحث :
خداوند سبحان می فرماید :
( یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَی الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَأَیْدِیَکُمْ إِلَی الْمَرافِقِ وَامْسَحُوا بِرُؤُسِکُمْ وَأَرْجُلَکُمْ إِلَی الْکَعْبَیْنِ وَإِنْ کُنْتُمْ جُنُباً فَاطَّهَّرُوا وَإِنْ کُنْتُمْ مَرْضی أَوْ عَلی سَفَر أَوْ جاءَ أَحَدٌ مِنْکُمْ مِنَ الْغائِطِ أَوْ لامَسْتُمُ النِّساءَ فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَیَمَّمُوا صَعِیداً طَیِّباً فَامْسَحُوا بِوُجُوهِکُمْ وَأَیْدِیکُمْ مِنْهُ ما یُرِیدُ اللهُ لِیَجْعَلَ عَلَیْکُمْ مِنْ حَرَج وَلکِنْ یُرِیدُ لِیُطَهِّرَکُمْ وَلِیُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ )3 ؛
« . . . ای کسانی که ایمان آورده اید ، چون به نماز ایستادید ، صورت ها و دست هایتان را تا آرنج ها بشویید و سر و پاهایتان را تا برآمدگی پاها مسح کنید و اگر جنب بودید ، طهارت بجویید
و اگر بیمار یا در سفر بودید یا یکی از شما از تخلّی آمد ، یا زنان را لمس ( آمیزش ) کردید و آب نیافتید با زمین پاک تیمم کنید پس چهره ها و دست هایتان را از آن مسح کنید ، خداوند نمی خواهد بر شما سختی قرار دهد ، بلکه می خواهد شما را یاری کند و نعمتش را بر شما کامل سازد ، باشد که سپاس گویید » .
این آیه ، یکی از آیات الأحکام است که احکام شرعی عملی از آنها استنباط می شود . اینگونه آیات ، هم تعبیرات روشنی دارد ، هم دلالتی گویا ، چون مخاطب این آیات ، توده های مؤمنی هستند که می خواهند رفتار خود را با آیات منطبق سازند .
وقتی انسان به این گونه آیات که عهده دار بیان وظیفه مسلمان است می نگرد ، مثل وظیفه نمازهای پنجگانه ، آنها را روشن ، استوار ، بی ابهام و گویا می یابد که خطابش به همه مؤمنان است و وظیفه آنان را هنگام نماز خواندن ترسیم می کند .
حضرت جبرئیل ، این آیه را بر قلب پیامبر اعظم ( صلّی الله علیه وآله ) فرود آورد ، آن حضرت هم آن را بر مؤمنان خواند ، آنان هم تکلیف خود را در برابر آن به روشنی و بدون تردید و ابهام دریافتند و پیچیدگی در دورانی به آیه راه یافت که تضارب آراء و پیدایش اجتهادها پیش آمد .
سبب اختلاف چیست ؟
اگر آغاز اختلاف به زمان خلیفه سوم بر می گردد ، سؤال این است که پس از گذشت نزدیک بیست سال از وفات پیامبر ، چه عاملی سبب این اختلاف شد ؟ در پاسخ باید گفت ، چند جهت و احتمال وجود دارد :
1ـ اختلاف قرائت
بعضی « و ارجُلِکُم » را با اعرابِ جرّ خوانده اند که عطف به « رؤوس » باشد و مقتضای آن وجوب مسح پاهاست . بعضی با فتحه لام خوانده اند که عطف به « وجوهَکم » باشد که مسلتزم شستن آنهاست . این وجه درست نیست . یک عرب زبان اگر بدون پیشداوری و سابقه ذهنی آیه را بخواند ، « ارجُل » را عطف به « رؤوس » می داند ، چه به فتحه بخواند چه به کسره و اصلاً عطف به « وجوه » به ذهنش خطور نمی کند تا منشأ اختلاف باشد .
اگر این آیه را به یک عرب زبان دور از این فضاهای فقهی و اختلافات مسلمین در کیفیت وضو عرضه کنیم و از او بخواهیم آنچه را می فهمد بازگو کند ، به روشنی خواهد گفت : آیه دو جمله دارد که در آنها دو حکم به صراحت بیان شده است : یکی شستن صورت و دست ها تا آرنج ، دیگری مسح سر و پاها . یعنی حکم صورت و دست یکی است و حکم سر و پاها هم یکی و تفکیک حکم سر از پاها نه تنها محتمل نیست ، بلکه خلاف ظاهر آیه است .
2ـ تمسّک به روایاتِ نسخ شده شستن
از تعدادی روایات بر می آید که شستن پاها سنتی بوده که پیامبر خدا ( صلّی الله علیه وآله ) مدتی از عمر شریفش به آن دستور داده بود و پس از نزول سوره مائده که در آن آیه وضو و دستور مسح پاها به جای شستن آمده است ، پس از مدتّی بعضی از کسانی که ناسخ را از منسوخ نمی شناختند به آیه منسوخ عمل کردند و اختلاف پدید آوردند ، غافل از آنکه در این مورد باید به قرآن و به آیه ای که ناسخ سنت است عمل کند .
ابن جریر از انس نقل کرده است : قرآن بر مسح نازل شده و سنت بر ستن.4 مقصود او از سنت ، عمل پیامبر ( صلّی الله علیه وآله ) پیش از نزول قرآن است و روشن است که قرآن ، حاکم و ناسخ است . ابن عباس نیز گفته است : مردم به شستن عمل می کنند ، ولی من در کتاب خدا جز مسح نمی یابم .5 اینگونه می توان میان آنچه از عمل پیامبر ( صلّی الله علیه وآله ) نقل شده یعنی شستن و ظاهر آیه ای که مسح را می گوید جمع کرد و گفت که شستن پیش از نزول آیه بوده است.
از تعدادی روایات بر می آید که شستن پاها سنتی بوده که پیامبر خدا ( صلّی الله علیه وآله ) مدتی از عمر شریفش به آن دستور داده بود و پس از نزول سوره مائده که در آن آیـه وضو و دستـور مسح پاها بـه جای شستن آمده است ، پس از مدتّی بعضی از کسانی که ناسخ را از منسوخ نمـی شناختند به آیه منسوخ عمل کردند و اختلاف پدید آوردند ، غافل از آنکه در این مورد باید به قرآن و به آیه ای که ناسخ سنت است عمل کند
3ـ اشاعه شستن از طرف حکومت
حاکمان اصرار بر شستن پاها به جای مسح داشتند و مردم را به آن وادار می کردند ، چرا که زیر پاها کثیف بود و بخش عمده ای از مردم پابرهنه بودند ، به نظرشان بهتر این آمد که به جای مسح ، پاها را بشویند . این نکته در برخی نقل ها آمده است ، از جمله :
1ـ ابن جریر از حمید نقل می کند ما نزد موسی بن انس بودیم که گفت : ای اباحمزه ! روزی در اهواز همراه حجاج بودیم ، خطبه خواند و یاد از وضو کرد و گفت : صورت ها ودست هایتان را بشویید و سرها و پاها را مسح کنید ، از آدمیزاد ، هیچ جایش همچون کف پا آلوده نیست ، زیر و روی پا و پشتِ آن را بشویید .
انس گفت : خدا راست گفت و حجاج دروغ گفت ، خداوند می فرماید : سرها و پاهایتان را مسح کنید ، انس هرگاه پاهایش را مسح می کشید ، آنها را مرطوب می کرد.6
2ـ از جمله آنچه دلالت می کند که تبلیغات رسمی از شستن پشتیبانی می کرد و معتقدان به مسح را مؤاخذه می کرد ، روایت احمد بن حنبل از ابی مالک اشعری است که وی به قوم خود گفت : جمع شوید تا مثل پیامبر برای شما نماز بخوانم . چون گرد آمدند ، گفت : آیا میان شما غریبه هست ؟ گفتند : نه ، تنها خواهرزاده ما هست . گفت : خواهرزاده خودی است . پس ظرفی طلبید که در آن آب بود . وضو گرفت ، مضمضه و استنشاق کرد و صورت خود را سه بار شست ، سه بار هم دست خود را شست ، به سر و روی پاهایش مسح کشید ، سپس نماز خواند.7
این سه وجه برای توجیه شستن به جای مسح وجود دارد ، با آنکه قرآن بر مسح دلالت می کند و مسح به نظر نزدیک تر می آید ، سپس وجه سوم .
پس وقتی روشن شد که مدلول آیه ، کدام یک از شستن و مسح است ، نیازی به چیز دیگر نیست . نظر موافق ، با مضمون آیه تأیید می شود و مخالف باید فکری کند و راهی بجوید ، بهتر آن است که بگوید آیه نسخ شده است .
نوشته: استاد جعفر سبحانی
شکوری_گروه دین و اندیشه
1 . مائده : 6
2. تهذیب الأحکام : ج1 ، ص59 ، شماره 158
3 . مائده : 6
4. الدرّ المنثور : ج3 ، ص1
5 . همان : ص4
6 . تفسیر القرآن ، ابن کثیر : ج2 ، ص25 ؛ تفسیر القرآن ، طبری : ج6 ، ص82
7. مسند احمد : ج5 ، ص342 ؛ المعجم الکبیر : ج3 ، ص280 ، شماره 3412
شرلوک هولمز کارآگاه معروف و معاونش واتسون رفته بودند صحرا نوردی و شب هم چادری زدند و زیر آن خوابیدند. نیمه های شب هولمز بیدار شد و آسمان رانگریست. بعد واتسون را بیدار کرد و گفت: نگاهی به آن بالا بینداز و به من بگو چه می بینی؟
واتسون گفت: میلیونها ستاره می بینم .
هولمز گفت: چه نتیجه میگیری؟
واتسون گفت:
ازلحاظ روحانی نتیجه می گیرم که خداوند بزرگ است و ما چقدر در این دنیا حقیریم.
از لحاظ ستاره شناسی نتیجه می گیریم که زهره در برج مشتری است، پس باید اوایل تابستان باشد.
از لحاظ فیزیکی، نتیجه میگیریم که مریخ در محاذات قطب است، پس ساعت باید حدود سه نیمه شب باشد.
شرلوک هولمز قدری فکر کرد و گفت:واتسون تو احمقی بیش نیستی. نتیجه اول و مهمی که باید بگیری اینست که
چادر ما را دزدیده اند!
بله...
در زندگی همه ما بعضی وقتها بهترین و ساده ترین جواب و راه حل کنار دستمونه، ولی این قدر به دور دستها نگاه میکنیم که آن را نمی بینیم
فاطمه (س) الگوی مهدی (عج)
حضرت مهدی در بیانی شریف می فرمایند که "ان لی فی ابنته رسول الله اسوه حسنه" (الغیبه للطوسی)؛ دختر رسول خدا (س) برای من الگویی نیکوست.
با این بیان کاملا صریح می توان گفت که حضرت مهدی(عج)، ادامه زهرا(س) و آینه تمام نمای اوست. اهداف مهدی(عج) اهداف فاطمه(س) و راه او راه فاطمه و سلوک او سلوک فاطمه است و مهدی باوری بی شناخت فاطمه میسور نیست.
نتیجه ای که از تفکر در آیات ، روایات وتشرفات به دست می آید این است که ارتباطی نزدیک بین حضرت زهرا (س) و حضرت مهدی(عج) وجود دارد، گویی رمز و رازی میان این دو بزرگوار است.
فاطمه با نام مهدی شاد میشد و با یاد او خود را تسلیت میداد. بدون مهدی(عج)، تحمل شهادت حسین(ع) بر فاطمه سنگین می نمود. چون بی مژده او، رسالت پدرش و تمام انبیاء سلف را ناتمام مییافت. مهدی باوری بی شناخت فاطمه میسور نیست. فاطمه به چنین فرزندی می بالد و مهدی نیز بر چنین مادری فخر می فروشد.
برای شناخت بهتر ارتباط و مشابهتهای حضرت زهرا(س) و حضرت مهدی (عج) در آیات و روایات گفت و گویی که با حجت الاسلام علی مصلحی، استاد مهدویت و معاون آموزش مرکز تخصصی مهدویت انجام داده ایم را در ذیر پی می گیریم:
از دیدگاه شیعیان حضرت مهدی(عج) به عنوان منجی آخر الزمان، فرزند حضرت فاطمه(س) است. این مسئله در منابع روایی ما چگونه بدان پرداخته شده است؟
پیامبر اکرم (ص) فرمودند: "مهدی(عج) از خانواده من و از فرزندان فاطمه (س) است که بر اساس سنت من جنگ میکند؛ چنانکه من بر طبق وحی جنگ کردم." قابل توجه است که پیامبر(ص) در ابتدا به طور کلی میفرماید: مهدی از عترت من است؛ سپس با "مِن" دایره را تنگ میکند؛ که از فرزندان فاطمه (ع) است.
روایت دیگری که دلالت بر این مطلب میکند، قسمتیاز حدیث لوح است؛ کهخداوند فرمود: و اَعطَیتُکَ یا محمد مَن اُخرِجَ مِن صلبِهِ (یعنیعلیاً) احد عشر مهدیا ؛ کلّهم مِنذریتک مِن البِکر البتول؛ آخر رَجلٍ منهم انجی به من الهلکه...؛ ایمحمد به تو عطا کردم کسی را (علی) که یازده راهنما از نسل او خارج خواهمکرد؛ که همگی از نسل تو، از زهرای بتول است. آخرین آنها مردی است که به دست او از هلاکت نجات میبخشم...
در روایاتعامه نیز آمده است که امسلمه میگوید: از پیامبر (ص) شنیدم که میفرمود: مهدی (ع) از خاندان من، از فرزندان فاطمه (ع) است. امامحسین (ع) نیز در این باره میفرماید، که پیامبر (ص) فرمودند بهحضرتزهرا (ع): بشارت بر تو، که مهدی از تو است.
آیا حضرت زهرا (س) در بیاناتشان به وجود مبارک حضرت حجت (عج) اشاراتی داشته اند؟
راویمیگوید: بعد از وفات پیامبر حضرت فاطمه همیشه به زیارت قبور شهدای احد می آمد و کنار قبر حمزه گریه میکرد. روزی به او گفتم: ایسرور زنان! به خدا سوگند گریه شما رگ های قلب مرا پاره کرد. حضرت زهرا جواب فرمودند: ایابو عمرو! سزاوار است که من گریه کنم؛ چرا که به مصیبت بهترین پدران مبتلا شدهام. آه، چقدر مشتاق رسول خدایم!...
عرضکردم: آیا پیامبر قبل از وفاتش تصریحی به امامت حضرت علی (ع) کردند؟ فرمودند: چقدر عجیباست! آیا روز غدیر خم را فراموش کردهاید؟! عرض کردم: بله، روز غدیر بود؛ اما منتظر چیزی هستم که پیامبر (ص) به شما فرموده باشد. حضرت زهرا (ع) با چند تأکید فرمودند: خدا را شاهد میگیرم که از او(ص) شنیدم، که میفرمود: علی (ع) بهترین کسی است که بین شما به عنوانجانشین خود میگذارم؛ او امام و خلیفه بعد از من است و دو نوه من و نه نفر از فرزندانحسین(ع) پیشوایان نیکوییهستند، که اگر از آنها پیروی کنید، مییابید که آن ها هدایتکننده هدایت شدهاند؛ و اگر با آنها مخالفت کنید، تا روز قیامت بین شما اختلاف خواهد بود.
عرضکردم: ایسرور من! پس چرا علی (ع) از حق خود کنارهگیری کرد؟ فرمودند:ای ابا عمرو! پیامبر (ص) فرمودند: مَثَل امام، مثل کعبه است؛ که باید به سوی او آیند و او به سوی مردم نمیرود. سپس حضرتزهرا (س) فرمودند: به خدا قسم اگر حق را به اهلش واگذار میکردند و از خاندان پیامبر تبعیت میکردند، هیچ دو نفری هم با یکدیگر اختلاف نمیکردند و امر خلافت به تکتک جانشینان پیامبر(ص) میرسید؛ تا قائم ما، نهمین فرزند از حسین (ع) قیام می کرد.
پیامبر اکـرم (ص) فرمـودند: "مهدی (عج) از خـانواده من و از فرزندان فاطمه (س) است که بر اساس سنت من جنگ میکند؛ چنانکـه من بـر طبق وحی جنگ کردم." قابل توجه است که پیامبر(ص) در ابتدا به طور کلی میفرماید: مهدی از عترت من است؛ سپس با "مِن" دایره را تنگ میکند؛ که از فرزندان فاطمه(ع) است
آیا در لوح و صحیفه فاطمه(س) به حضرت مهدی (عج) اشاره شده است؟
حدیث لوح و صحیفه، طولانی است و به چند نحو روایت شده است. در بخشی از آن آمده است که جابر بن عبدالله انصاری میگوید: خدا را گواه میگیرم که در زمان رسول خدا(ص) برای تهنیت ولادت امام حسین (ع) بر مادرتان حضرت فاطمه (ع) وارد شدم و در دست ایشان لوح سبز رنگی دیدم که پنداشتم از زمرّد است. در آن نوشتهای سپید و نورانی مانند نور خورشید، دیدم. گفتم: ایدختر رسولخدا! پدر و مادرم فدای شما باد! این لوح چیست؟ فرمود: اینلوح را خداوند متعال بهرسولش هدیه کرده است و در آن اسم پدر و شوهر و دو فرزندم و اوصیای از فرزندانم ثبت شده و پدرم آن را به من عطا فرموده تا بدان مسرور گردم.
جابر میگوید: آن را به من دادند و آن را خواندم و از روی آن استنساخ کردم...: بسماللهالرحمنالرحیم؛ این کتابی است از جانب خدای عزیز حکیم برای محمد، نور و سفیر و حجاب او... من هیچ پیامبری را مبعوث نکردم، جز آنکه وقتی ایامش کامل و مدتش سپری شد، برای او وصی قرار دادم؛ و من تو را بر انبیا فضیلت دادم و وصی تو را افضل اوصیا قرار دادم و تو را به دو فرزند او و دو نوه تو، حسن و حسین، گرامیداشتم؛ حسن را پس از پدرش معدنعلمم قرار دادم و حسین را خازن وحیخود ساختم و شهادت را به او کرامت کردم... بهواسطه عترت او ثواب میدهم و عقاب میکنم. اولین عترت او، علی سرور عابدین و... و فرزند او که همنام جدش محمود است؛ یعنی محمد، کهشکافنده علم من است... شک کنندگان در جعفر هلاک می شوند... بعد از او فرزندش موسی را برگزیدم... همانا تکذیب کننده امام هشتم، تکذیب کننده همه اولیا من است... بر من فرض است کهچشم او را به پسر و جانشینش محمد روشن سازم... و سعادت او را بهواسطه فرزندشعلی، کهولیّ و ناصر من است،ختم میکنم... از صلب او حسن را کهداعی بهراه من و خازن علم من است، بیرون میآورم؛ سپس به خاطر رحمت خود بر عالمیان، سلسله اوصیاء را به وجود فرزندش تکمیل خواهم کرد؛کسی که کمال موسی، بهای عیسی و صبر ایوب را دارا است.
چرا یاد حضرت مهدی (عج) تسلای حضرت زهرا (س) بود؟
در روایت است که پیامبر (ص) در بستر مرگ بودند که حضرت زهرا(ع) وارد شدند. حال پدر را که دیدند، شروع به گریه کردند. کمکم صدای زهرا (ع) بلند شد. پیامبر(ص) سرشان را بلند کردند و علت را سؤال کردند. حضرت زهرا(س) عرض کردند: از تباهی و ضایع شدن دین و عترت، بعد از شما میترسم. اینجا بود که او را دلداری دادند به اینکه مهدی امت از نسل تو ظهور میکند و ریشه ضلالت و گمراهی را میکند.
در جای دیگری نیز آمده است: همزمان با تولد امامحسین(ع) به حضرت زهرا (سم) خبر داده میشود که حسینش را شهید خواهند کرد. حضرت زهرا(س) ناراحت و گریان می شود اما خبر می آید که مهدی امت از ذریه او خواهد بود.
حضرت مهدی(ع) در حدیثی می فرمایند که "ان لی فی ابنته رسول الله اسوه حسنه". با این بیان که دختر رسول خدا(سلام الله علیهما) برای من الگویی نیکوست؟ به نظر شما چه مولفه هایی را می توان برای الگو برداری امام مهدی(ع) بیان کرد؟
الگو سازی و شناساندن الگوی مناسب از جمله روش های اسلام برایارائه برنامه زندگی و ارشاد به کمالات و مقامات معنوی است.
اینکه امام زمان (ع) حضرت زهرا (س) را الگوی خود قرار میدهد از آن روست که حضرت زهرا (س) کسی است که از هر جهت حتی در راه رفتن و سخن گفتن و در سیرت و صورت شبیه پیامبر (ص) است. دلیل این مطلب روایات متعددی است که عامه و خاصه نقل کردهاند. در روایت است که عایشه می کوید: شبیهتر از فاطمه به پیامبر (ص) در راه رفتن، آرامش، وقار، سیرت، سخنگفتن، ایستادن و نشستن ندیدم.
غم خواری و توجه به امور مسلمانان، به ویژه شیعیان و ایثار و انفاق و تلاش از دیگر ویژگی های مشترک حضرت زهرا (س) و حضرت مهدی (عج) است
به چه مولفه های مشترک و شباهت هایی بین سیره حضرت زهرا(س) و حضرت مهدی(ع) می توان اشاره کرد؟
حضرت زهرا (س) بقیة النبوه و حضرت مهدی (ع) بقیة الانبیاء و بقیة العترة والصفوة وسلالة النبوة و بقیهالله است.
حضرت زهرا باقیمانده و ادامه نبوت است. حضرت زهرا(س) پس از خواندن خطبهی فدکیه و بازگشت به خانه، سخنانیگفتند. حضرت علی(ع) ایشان را با این لقب مورد خطاب قرار دادند: "یا ابنه الصفوه وبقیه النبوه"
حضرت مهدی(عج) نیز باقیمانده و ادامه همه انبیای الهی است. حضرت حکیمه خاتون در ضمن نقل حدیث شب تولد امام زمان (ع) میگوید: او را خدمت امام عسکری (ع) آوردم؛ پس...فرمود: سخن بگو
ای حجه الله و بقیه الانبیاء و نورالاصفیاء و غوث الفقراء و خاتم الاوصیاء و نور الاتقیاء...؛ پس او(عج) فرمود: اشهد ان لا اله الا الله و... . امام عسکری(ع) او را با لقب "بقیهالانبیاء" باقیمانده انبیاء خطاب کرد.
حضرت زهرا (س) سیده النساء و حضرت مهدی (عج) سید الخلق است. حضرت زهرا (س) طاهره و حضرت مهدی (عج) طاهر است. حضرتزهرا (س) مبارکه و حضرت مهدی (عج) مبارک است. حضرت زهرا (س) زکیه و حضرت مهدی (عج) زکی است. حضرت زهرا (س) طیبه و حضرت مهدی (عج) طیب است. حضرتزهرا (س) مطهره و حضرت مهدی (عج) مطهر است. حضرت زهرا (س) تقیه و حضرت مهدی (عج) تقیاست. حضرتزهرا (س) نقیه و حضرت مهدی (عج) نقی است. حضرت زهرا(س) محدَّثه و حضرت مهدی (عج) محدَّث است.
حضرتزهرا(س) و حضرتبقیهاللّه (عج) هر دو کوکب درّیهستند. حضرت زهرا (س) منصوره و امام زمان (عج) منصور است. حضرتزهرا(س) صدیقه و حضرت مهدی (عج) صادق المقال است. حضرتزهرا (س) صابره و حضرت مهدی (ع) صابر است. حضرت زهرا (س) معصومه و امام زمان (عج) معصوم است. حضرت زهرا (س) مظهر آیه نور و حضرت مهدی (عج) نور آل محمد (ع) است. حضرتزهرا (س) و حضرت مهدی (عج) هر دو فریاد رس هستند. حضرت زهرا (س) منتظِر و حضرت مهدی (عج) هم منتظَر و هممنتظِر است. حضرت زهرا (س) نور اهل آسمان و حضرت مهدی (عج) نور اهل زمین است. حضرت زهرا (س) خیره الاحرار و سیده النساء، مادر حضرت مهدی (عج) خیره الاِماء و سیده الاِماء است.
طبق روایات حضرت زهرا (س) و حضرت مهدی (عج) هر دو در شکم مادر سخن می گفتند. امام صادق (ع) میفرماید: وقتی حضرت خدیجه (س) با پیامبر (ص) ازدواج کرد، زنان مکه از او کناره گیری کردند (و او تنها شد) تا این که به حضرت زهرا (س) باردار شد. در آن زمان بود که فاطمه با او سخن میگفت و از او میخواست که صبر کند.
حضرت زهـرا (س) به حـدّی خالصـانه خداونـد را عبـادت میکرد که خداوند با او بر ملایکه مباهات میکرد و میفرمود: بنگرید به بهترین بندهِ من فاطمه! او در مقابل من ایستـاده و از خوف مـن تمـامی وجــودش میلـرزد و با تمـامی حضور قلب، به عبادت من روی آورده است
حضرت حکیمه خاتون نیز وقتی قضیّه شب تولد حضرت مهدی (عج) را نقل میکند، میگوید: امام عسکری (ع) فرمود: سورهِ قدر را بر نرجس خاتون بخوان. شروع کردم به خواندن سوره قدر. پس آن طفل، در شکم نرجس خاتون با من همراهی میکرد و میخواند آن چه من میخواندم و بر من سلامی کرد. من ترسیدم. امام، صدا زد: ای عمه! از قدرت الهی تعجب نکن، که حق تعالی کودکان ما را به حکمت گویا میگرداند و ما را در بزرگی، در زمین، حجت خود میگرداند.
حضرت زهرا (س) و حضرت مهدی (عج) شفیع مؤمنان در قیامتند. مظلومیت حضرت زهرا(س) و حضرت مهدی (عج) در بسیاری روایت مشهود است. پیامبر (ص) به حضرت زهرا (س) و حضرت مهدی (عج) بسیار علاقه داشتند.
حضرت زهرا(س) و امام زمان (عج) هر دو به زائران حسین (ع) عنایت دارند. یکی از ویژگیهای حضرت زهرا (س) این است که به زائران فرزند شهیدش امام حسین (ع) عنایت ویژهای دارد. هنگامی که آنان به زیارت امام حسین (ع) میروند، حضرت زهرا(س) حاضر میشود و برای آنان طلب آمرزش و دعا میکند. قضایای زیادی نیز بر عنایت حضرت مهدی (عج) به زایران امام حسین (ع) دلالت دارد. یکی از آنها قضیّهِ معروف جعفر نعلبند است که مرحوم نهاوندی آورده است.
بیعت کسی بر هر دو بزرگوار نیست و از کسی تقیّه نمیکنند و از ستمگران دوری کرده و می کنند . هر دو از تعلّقات دنیایی آزادند. و بندگی خداوند خدا می کنند. حضرت زهرا (س) به حدّی خالصانه خداوند را عبادت میکرد که خداوند با او بر ملایکه مباهات میکرد و میفرمود: بنگرید به بهترین بندهِ من فاطمه! او در مقابل من ایستاده و از خوف من تمامی وجودش میلرزد و با تمامی حضور قلب، به عبادت من روی آورده است. حضرت مهدی (عج) هم به قدری عبادت خداوند را می کند که رنگ رخسار مبارکش متمایل به زرد است. امام کاظم (ع) میفرماید: مهدی، بر اثر تهجّد و شب زندهداری، رنگش به زردی متمایل میشود.
هر دو بزرگوار با انحرافها و بدعتها مبارزه می کنند. زهرا (س) فدای رسالت و ولایت شد تا دین بماند، بدعتها و انحرافات از بین برود و تلاشهای پدرش به ثمر برسد. دربارهِ مبارزات آن بزرگوار با انحرافات، سخن فراوان است. خطبهِ فدکیه و خطبههای دیگر آن بانوی پهلو شکسته و مصیبت دیده، گویای مبارزهِ حضرت است. حضرت مهدی (عج) هم با بدعتها و انحرافات مبارزه میکند و فرایض الهی و سنن نبوی را احیا می کند. در دعای شریف ندبه میخوانیم: کجا است آرزو کشیده برای زنده کردن قرآن و حدودش؟ کجا است زنده کنندهِ آثار دین و اهل دین؟ کجا است آن ذخیرهِ الهی برای تجدید واجبات و سنتهای اسلام؟
غم خواری و توجه به امور مسلمانان، به ویژه شیعیان و ایثار و انفاق و تلاش از دیگر ویژگی های مشترک حضرت زهرا (س) و حضرت مهدی (عج) است. یکی از علتهایی که فاطمه (س) را به میدان آورد و آن همه مصایب و آزارها را تحمّل کرد، همّ و غمّ آن حضرت نسبت به امّت پدرش و شیعیان شوهرش و مصایبی که دامنگیرشان خواهد شد، بود. حضرت مهدی(عج) نیز غمخوار همگان، به ویژه شیعیان است و برای آنان دعا میکنند. توقیعات و ملاقاتهای فراوان، بر این مطلب دلالت میکند.
منبع: خبرگزاری آینده روشن
گروه دین و اندیشه - مهدی سیف جمالی
اولا : بر فرض که این حرف صحیح باشد و عده ای از علما در طول دوران غیبت با این مسأله مخالفت کرده باشند این مسأله چیز جدیدی نخواهد بود و بقول حضرت آیت الله جوادی آملی :
« در دین ، غیر از ضروریات اولیه و برخی از نظریات که با فاصله اندک ، به ضروریات منتهی می شوند ، بسیاری از مسائل نظری مورد اختلاف است. حتی در مبطلات و مصححات نماز ، شرایط و موانع نماز ، شرایط و موانع صحت صوم که امر روشنی در اسلام است ، باز می بینیم که در میان صاحب نظران اختلاف وجود دارد و چنین اختلافی بسیار طبیعی است ... در هر صورت ، تاریخ بشر و علوم بشری نشان داده است که در مسائل پیچیده ی نظری ، همگان توافق نداشته و ندارند و سیر تکاملی دارد. لیکن در جریان ولایت فقیه اگر به روح حاکم بر متون فقهی از یک سو و تفکر ناب فقیهان اسلام از سوی دیگر نگاه شود و از این منظر مورد بررسی قرار گیرد ، اختلاف بسیار کم خواهد شد.» (1)
اما بحث بر سر این است که آیا این دلیل توجیه خوبی برای مخالفت با این مسأله است ؟ شما به هر مسأله ی فقهی که نگاه کنید در طول تاریخ فقاهت ممکن است مخالفینی برای آن پیدا کنید ، اما آیا با این بهانه می توان احکام را زیر پا گذاشت ؟ اگر این حرف پذیرفته شود معنایش چیزی جز تعطیل دین نخواهد بود. مثلا امروز مرجع تقلید من می گوید «فلان چیز» واجب است. من به کتب فقهی ای که در طول دوره ی غیبت امام عصر علیه السلام نوشته شده رجوع می کنم و چند فقیه را پیدا می کنم که با این مسأله مخالفند و به بهانه ی مخالفت این چند فقیه امر مرجعم را زیر پا می گذارم ! مجددا مرجع تقلیدم می گوید «بهمان چیز» واجب است و من باز هم به بهانه ی مخالفت فلان فقیه و به صرف این ادعا که « این مسأله اجماعی نیست » با آن مخالفت می کنم ! آیا چیزی از دین باقی می ماند مگر همان عده ی احکام قلیل که در کلام آیت الله جوادی با عنوان « ضروریات و نظریات منتهی به ضروریات » از آنها یاد شد ؟! و آیا اصولا من انسان متدینی هستم یا یک انسان هوس باز که بجای اطاعت از دستورات به دنبال توجیهی برای فرار از اجرای احکام است ؟!
و از سویی دیگر اصولا برای عمل به احکام نیازی به اجماع نداریم. نکته ی جالب اینکه بسیاری از فقها در طول تاریخ بوده اند که اصلا اجماع را هم حجت نمی دانند لذا اگر این استدلال سست مستشکل محترم را بپذیریم باید خود اجماع هم حجت نباشد چون خود حجیت اجماع هم مسأله ای اختلافی است !!!
ثانیا : این ادعای مستشکل که : « در مورد ولایت فقیه بین علما “ اجماع ” نیست.» اساسا ادعای باطلی است. و تا کنون چندین جلد کتاب از سوی محققین حوزه و دانشگاه در ابطال این حرف باطل به نگارش در آمده است که به عنوان نمونه کتاب « ولایت فقیه در اندیشه فقیهان » (2) را می توان نام برد. لذا بحث ها و اختلاف هایی نیز که در این باره جریان دارد تنها به نحوه ی استدلال بر این مسأله و در موارد قلیلی به تعیین حدود و ثغور آن برمی گردد نه اصل مسأله.
و اصولا اگر ولایت فقیه را نپذیریم چه راهی برای اجرای احکام اسلامی در جامعه باقی خواهد ماند ؟! و لذا همان دلیلی که حضور امام را بعد از پیامبر لازم می داند به همان دلیل در غیبت امام نیز، به ولی فقیه نیاز خواهیم داشت. بقول امام راحل :
« دلیلی که بر ضرورت امامت اقامه می گردد ، عینا بر ضرورت تداوم ولایت در عصر غیبت دلالت دارد. و آن لزوم بر پا داشتن نظام و مسؤولیت اجرای عدالت اجتماعی است.» (3) مگر آنکه اساسا مستشکل محترم دلیلی بر ضرورت امامت نیز در چنته نداشته باشد !!! آیت الله جوادی آملی در این باره می نویسند :
« ما فقیهی نداریم که به صورت مطلق ، ولایت را برای فقیه قبول نداشته باشد. فقیهانی که می گویند فقیه ولایت ندارد ، مقصودشان آن است که ابتداءً این سِمَت برای فقیه جعل نشده که او اقدام به تشکیل حکومت کند ، ولی همین فقیهان ، ولایت فقیه را از باب حِسْبه قبول دارند.اگر مردمی برای اجرای قوانین و دستورهای خداوند آماده باشند ، زمینه آماده است و حکومت اسلامی در چنین فرضی ، از مصالح مهم الهی است که بر زمین مانده و مطلوب شارع است. در این فرض ، کسی نگفته است که فقیه مسؤولیت ندارد و لازم نیست احکام الهی با وجود شرایط مساعد اجرا بشود ؛ حتی نازل ترین تفکر مخالف ولایت فقیه در میان عالمان و فقیهان نیز ولایت از باب حِسْبه را لازم می داند...» (4)
مگر اینکه مستشکل محترم کلمات فقها را بهتر از آیت الله جوادی درک کرده باشند !!! برای تکمیل بحث ذکر کلام یکی دیگر از محققین درباره ی این اشکال خالی از لطف نیست. ایشان می نویسند :
« بر اساس تصریح برخی از فقهای بزرگ شیعه ، اصل ولایت فقیه ، مورد اتفاق یا حداقل از نظرات مشهور بین فقیهان شیعه است. مرحوم نراقی از علمای قرن سیزدهم ( 1245 هـ ) می نویسد: " ولایت فقیه فی الجمله بین شیعیان اجماعی است و هیچ یک از فقها فی الجمله در ولایت فقیه اشکال نکرده است." (5) ابن ادریس حلی از فقهای بزرگ قرن ششم هجری نیز می نویسد : "ائمه همه ی اختیارات خود را به فقهای شیعه واگذار کرده اند." (6) صاحب جواهر ( متوفای 1266 هـ ) (7) می فرماید : " کسی که در ولایت فقیه وسوسه کند ، طعم فقه را نچشیده است و معنا و رمز کلمات معصومین علیهم السلام را نفهمیده است." (8) امام خمینی (ره) نیز در این زمینه می فرماید : " موضوع ولایت فقیه ، چیز تازه ای نیست که ما آورده باشیم ؛ بلکه این از اول مورد بحث بوده است. حکم میرزای شیرازی در حرمت تنباکو ، چون حکم حکومتی بود ... همه ی علما تبعیت کردند ... مرحوم کاشف الغطاء بسیاری از این مطالب را فرموده اند ... مرحوم نراقی همه ی شئون رسول الله را برای فقها ثابت می دانند. آقای نائینی نیز می فرمایند : این مطلب از مقبوله ی عمر بن حنظله استفاده می شود ... این مسأله تازگی ندارد." (9) بنابراین عمده ی اختلاف ها در حدود و ثغور آن و چگونگی اثبات آن می باشد. حضرت آیت الله خامنه ای در این زمینه فرموده است : " ولایت فقیه و رهبری جامعه و اداره کردن شئون اجتماعی در هر عصر و زمان از ارکان مذهب حقه ی اثنی عشری است و ریشه در اصل امامت دارد. پس اگر کسی از راه دلیل خلاف آن را معتقد شود ، معذور است ؛ ولی در عین حال برای او جایز نیست که تفرقه و اختلاف ایجاد کند." (10) » (11)
پی نوشت :
(1) آیت الله جوادی آملی ، ولایت فقیه ولایت فقاهت و عدالت ، ص 355 و 356
(2) کتاب « ولایت فقیه در اندیشه ی فقیهان » توسط دکتر یعقوبعلی برجی در 426 صفحه به نگارش در آمده و با همکاری دانشگاه امام صادق علیه السلام و سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها ( سمت ) در تابستان سال 1385 به زیور طبع آراسته شده است.
ضمنا کتاب « پیشینه ها و مبانی ولایت فقیه نزد علمای شیعه » نوشته محسن حیدری هم کتاب خوبی در این زمینه است که نظرات 25 تن از علمای بزرگ شیعه از شیخ مفید تا امام خمینی (ره) در آن آمده است.
(3) امام خمینی (ره) ، کتاب البیع ، ج 2 ، ص 461
(4) آیت الله جوادی آملی ، ولایت فقیه ولایت فقاهت و عدالت ، ص 406
(5) ملا احمد نراقی ، عوائد الأیام ، ص 186
(6) ابن ادریس حلی ، سرائر ، ج 2 ، ص 25
(7) عالم بزرگ شیعی و نویسنده ی معجم عظیم « جواهر الکلام » که کتاب ایشان جزء معتبرترین کتب فقهی عالم تشیع بشمار می رود و اکثر دروس خارج فقه حوزه بر مبنای کتاب ایشان برقرار است، و در جلالت قدر او همین بس که فقه مصطلح را فقه جواهری می نامند.
(8) جواهر الکلام ، ج 2 ، ص 398
(9) امام خمینی (ره) ، ولایت فقیه ، ص 112 و 113
(10) اجوبة الاستفتائات ، الجزء الاول ، ص 18 ، دار الوسیله ، 1426 هـ .
(11) حمید رضا شاکرین ، پرسش ها و پاسخ های دانشجویی ، ج 15 ، ص 102 و 103
/سa
شبهات
نویسنده :
حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:٤۱ ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٩/٢/٢۳




عکس های کودکان زیبا و ناز



نویسنده :
حسین شورگشتی ; ساعت ٩:۱٢ ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٩/٢/٢۳
ادامه
ادامه مطلب
نویسنده :
حسین شورگشتی ; ساعت ٦:۳٠ ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸٩/٢/٢٢
کیدوز-مرورگر مخصوص کودکان
کیدوز، مرورگری است رایگان که می کوشد تا فضایی امن و سالم را برای کودکان جهت بهره مندی از امکانات اینترنت فراهم نماید. از طریق این مرورگر والدین می توانند با ثبت نام در پورتال مرکزی، پایگاه ها و سایت های مفید جهت استفاده فرزاندانشان را معرفی و یا حتی درخواست مسدود شدن سایتهای ثبت شده قبلی خود و یا دیگران را بدهند.
کودکان بوسیله این مرورگر به آسانی می توانند از محتوای سایتهای معرفی شده در پورتال (kidos.ir) در بخش های بازی سرگرمی، کتاب، کارتون، دانستنی ها و ... بهره مند شده و حتی با سایر کودکانی که در این سیستم عضو هستند ارتباط برقرار کنند.
کیدوز این امکان را برای والدین فراهم می نماید که بتوانند از طریق هسته مرکزی، کلیه تراکنش های فرزاندشان نظیر زمان های مراجعه، لینک ها، دوستان و ... را کنترل کنند تا مطمئن باشند که کیدوز فضای امنی را برای افزایش دانش، آگاهی، نشاط وحس همکاری کودکانشان فراهم دیده است.
کیدوز،بدرقه باشکوه کودکان امروز ، آینده سازان فردا
نویسنده :
حسین شورگشتی ; ساعت ٦:٠٦ ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸٩/٢/٢٢
اگر مایلید اطلاعات بیشتری درمورد شخصیت خودتان وخصوصیاتی که باعث میشوند دیگران شما را بیشتردوست داشته باشند پیدا کنید به تست زیربا کمال صداقت پاسخ دهید.این تست جدیدترین تست روان شناسی درکشورآمریکا است.
1- فرض کنید شما مشخصه صورت کسی هستید,کدام قسمت ازصورت او هستید؟
الف : چین وچروک
ب : لکه
ج : خال زیبایی
د : کک ومک
ت :لبخند
2- دوست دارید چه نوع پرنده ای باشید؟
الف : شباهنگ
ب : جغد
ج : عقاب
د : فلامینگو
ت : پنگوئن
3- کدام یک ازآلات موسیقی را دوست دارید؟
الف: پیانو
ب : ویلون
ج : سازدهنی
د : گیتار
ت : دف
4- کدام یک ازبرنامه های تلویزیونی برای شما جالب تراست؟
الف : اخباروبرنامه های مستند
ب : فیلم های درام وزندگی نامه
ج : هیجانی وپلیسی
د : عشقی وماجرایی
ت : کمدی وکارتون
5- کدام یک ازبازی های شهربازی را بیشتردوست دارید؟
الف : هیچ کدام , من ازشهربازی متنفرم
ب : قطاریا قایق
ج : نمایش واجرای کمدی
د : چرخ وفلک ووسایلی که سریع می چرخند
ت :ترن های هوایی سریع السیر
6- آیا شما به اشتباهات خودتان میخندید؟
الف : هرگز
ب : به ندرت
ج : برخی مواقع
د: معمولا
ت: همیشه
7- اگردوست شما سربه سرتان گذاشت چه عکس العملی نشان می دهید؟
الف : عصبانی میشوید
ب: ناراحت میشوید
ج : برایتان جالب است
د: تلافی میکنید
ت :چندین برابرتلافی میکنید
8- اولین چیزی که صبح موقع بیدارشدن به فکرتان خطورمیکند چیست؟
الف : کارویا تحصیل
ب: مشکلات زندگی
ج : صبحانه
د : روزی که درپیش دارید
ت : کاری که تا شب انجام خواهید داد
9- درزندگیتان چه شعاری دارید؟
الف :وقت طلاست
ب: سحرخیزباش تا کامروا باشی
ج : آنچه برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند
د : زندگی کن وبه دیگران هم اجازه زندگی کردن بده
ت : بی خیال باش , هرچه بادا باد
10- آیا به همه حیوانات علاقه مندید؟
الف : اصلا
ب: تعداد کمی ازحیوانات
ج : برخی ازحیوانات
د: بیشترحیوانات
ت : تمام حیوانات
11- شما لبخند میزنید؟
الف : هرگز
ب: به ندرت
ج : گاهی اوقات
د :اغلب
ت : آنقدرزیاد که برخی فکرمی کنند دیوانه هستم
12- نظردیگران راجع به شما اغلب کدام مورد است؟
الف : بی رحم
ب : سرد وبی احساس
ج :زیبا
د : دوست داشتنی
ت : خوشگذران
13- شما احساس عشق وقدردانی خود را نشان میدهید؟
الف : هرگز
ب : به ندرت
ج : گاهی
د :اغلب
ت : حداکثرتا جایی که امکان دارد
14- شما اعتقاد دارید که برای شاداب بودن باید ساعاتی ازروز را منحصرا صرف خودتان کنید؟
الف :اصلا
ب: احتمالا نه
ج : گاهی
د : بله
ت : البته ,تا جایی که امکان دارد به خودتان میرسید
15- آیا زندگی شما بابرنامه ریزی پیش میرود؟
الف : من حتی درتعطیلات هم برنامه ریزی میکنم
ب : همیشه برنامه ریزی میکنم
ج : بستگی به روزهفته دارد
د :درصورت امکان اجازه میدهم که خودش پیش آید
ت:همیشه بدون برنامه ریزی روزها را طی میکنم
حال امتیازات کنارگزینه هایی را که انتخاب کرده اید جمع کنید.
گزینه الف1 امتیار, گزینه ب 2امتیاز , گزینه ج 3 امتیاز, گزینه د 4 امتیاز, گزینه ت 5 امتیازدارد سپس امتیازات خودتان ازپانزده سوال تست را مطابق با متن های زیرمقایسه کنید.
اگرامتیازشما بین 1تا 20باشد :
بدین معنی است که شما سوسن سفید هستید ..مردم شما را به خاطرپشتکارتان ,ازجان ودل مایه گذاشتنتان وموفقیت هایتان تقدیرمی کنند.اهداف مشخصی دارید وفکرتان برکارتان متمرکزاست .احتمالا فرزند اول خانواده هستید .احساستان را به سختی ابرازمی کنید .یکی ازمهمترین نگرانی های شما این است که چگونه دربرابرافراد مختلف ظاهرشوید.اندیشه هایتان کمی متمایل به بدبینی است .اعتماد به نفس دارید ولی درباطن گاهی به خود اعتماد ندارید.قادرهستید که هدفی تعیین کنید وبه آن برسید.بعضی مواقع دنیا را با دیدی باریک بین مینگرید .احساس میکنید که وقت کمی برای رسیدن به آرزوهایتان دارید.
مواظب باشید جدی بودنتان شما را ازدنیای اطراف دورنکند .خونسرد باشید واززندگیتان لذت ببرید .کارهایی انجام دهید که ازآنها لذت می برید .با انجام این دستورات قوه خلاقیت تان شکوفا می شود .سعی کنید که بیشتربخندید وبا دیگران درتماس باشید.
اگرامتیازشما بین 21تا 54 باشد :
بدین معنی است شما یک گل رزهستید .کمی تیغ دارید ولی زیبایی های بسیاری دارید .حس شوخ طبعی دارید ولی ازشنیدن جوک لذت میبرید.احتمالا فرزند وسط خانواده هستید مردم دوست دارند دوروبرشما باشند .خونگرم هستید .دوستان صمیمی بسیاری دارید.زندگی را بادید واقع بینانه مینگرید .آگاهید که زندگی ازخوبی ها وبدی ها تشکیل شده است .قادرید شانس خودتان را با توجه به سرمایه های که دارید امتحان کنید .سخت کوش هستید وبه اهدافتان پایبندید .دوست دارید خودتان باشید واین مساله به شما اعتماد به نفس میدهد مشکلترین مساله درزندگیتان یکنواخت بودن مسایل است .یکنواختی درهرمساله ای شما را آزارمیدهد وباعث کسل شدن روحیه شما میشود .
به شما پیشنهاد میگردد که افق دیدتان را وسیع ترکنید .مسایل جدیدی را تجربه وکشف کنید .آنگاه متعجب خواهید شد که چه نتایج زیبایی به دست آورده اید ومهمترازهمه اینکه فراموش نکنید که درهمه چیزدنبال زیبایی بگردید مخصوصا درخودتان .
اگرامتیازشما بین 55 تا 75 باشد :
بدین معنی است که شما یک گل آفتابگردان هستید دربستری ازگلهای رز.یک ویژگی بارزدرشما وجود دارد که باعث گرمادهی به دیگران وجلوه گری شما میشود .ممکن است شما کوچکترین فرزند خانواده ویا تنها فرزند باشید ..دروقت لازم جدی هستید ولی دوستانتان شما را به عنوان یک شخص شوج طبع می شناسند .ازگفتن جوک لذت میبرید .گاهی شیطنت میکنید .مایلید که با افراد جدید وجالبی درزندگیتان آشنا شوید .با افرادی که هیچ وقت نمیخندند راحت نیستید ..دید مثبتی به زندگی دارید ..درهمه چیزبه دنبال خوبیها هستید .بیدی نیستید که با هربادی بلرزید .گرم ,دوست داشتنی ,با وفا واجتماعی هستید وهرکدام ازاین صفات میتواند دلیلی برای خوب بودن شما باشد .انرژی نامحدودی دارید ولی انگیزه تان کم است .برای شما مشکل است که فقط برروی یک کارمتمرکز شوید به شما پیشنهاد میگردد که اجازه دهید مردم روی جدی شما راهم ببینند همان طورکه چهره شاد شما را می بینند .دراین صورت میخواهند که همیشه با شما باشند .به احساسات دیگران احترام بگذارید ازاین شاخه به آن شاخه نپرید وکاری راکه دوست دارید انتخاب کنید وتا پایان آن را انجام دهید
فان پاتوق
نویسنده :
حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:٢۱ ب.ظ روز سهشنبه ۱۳۸٩/٢/٢۱
چلچراغ (1)
بهترین سرگرمی برای زن و مرد
در میان پیروان ادیان بزرگ، مسلمانان، خاصه شیعیان، همواره این امتیاز ویژه را داشته و دارند که افزون بر کتاب آسمانی قرآن، از آبشخور دریای بی کرانه ی دیگری برخوردارند و این زلال همیشه جاری، هماره در کوران و تاریکنای زندگی، چراغ راه رشد و بالندگیشان بوده است، سخنانی گرانسنگ و انسان ساز از موسس مکتب جاوید اسلام، حضرت ختمی مرتبت (ص) و خاندان گرانمایه اش (ع).
راویان و حدیث پژوهان مسلمان از همان سده های نخستین طلوع اسلام در حفظ و پاسداری از این میراث پر ارج سعی وافر داشته اند. از همین روی یکی از سنت های حسنه ای که از دیرباز تا کنون در میان محدثان و دانشمندان اسلامی جریان داشته سنت نیکوی چهل حدیث نگاری است.
چنین می نماید که دانشمندان اسلامی در پاسداشت این سنت دیرینه ملهم از روایت درربار نبوی بوده اند که فرمود: من حفظ من امتی اربعین حدیثا مما یحتاجون الیه من امر دینهم، بعثه الله یوم القیامه فقیها عالما. (خصال، الصدوق،319-302)
هر کس از امت من چهل حدیث از احادیث دینی مورد نیاز جامعه را حفظ کند خداوند متعال او را در روز قیامت به عنوان فقیه و دانشمند محشور خواهد کرد .»
امروز که دستاوردهای زندگی پیچیده ماشینی، مولود نافرخنده اضطراب را برای بشر جدید به بار آورده است، برای رسیدن به ساحل آرامش و ماندن در مسیر، به این سرمایه جاری و جاودان، محتاجیم بیش از همیشه.
همین بهانه، ما را برآن داشت تا در هر دیدار، چهل حدیثی راهگشا با اولویت موضوعات مبتلا به و کاربردی، به محضر عزیزتان عرضه بداریم.
از امروز، تک نگارههای دنباله دار "چلچراغ"، در هر سه شنبه منتظر شماست.
اینک این شما و این نخستین چراغ از چلچراغ:
شکوری_گروه دین و اندیشه تبیان
چهل حدیث سلامتی
1 ـ قال رسول الله (ص): (ان لربک علیکَ حقاً، وانَّ لجسدک علیک حقاً، ولاهلک علیک حقاً)
پیامبر اکرم (ص) فرمودند: پروردگار بر تو حقی دارد، وبدنت بر تو حقی دارد، و خانواده ات نیز بر تو حقی دارد. بحار الانوار : 70 / 128
2 ـ قال رسول الله (ص) :(خیر لهو المؤمن السباحة ، وخیر لهو المرأَة المغزل)
پیامبر اکرم (ص) فرمودند: بهترین سرگرمی برای مرد با ایمان، شنا، و بهترین سرگرمی برای زن با ایمان ریسندگی است. نهج الفصاحه : 319 / ح 1527
3 ـ قال الإمام علی (ع): (من یعمل یزدد قوةً ، من یقصر فی العمل یزدد فترة)
حضرت علی (ع) فرمودند: هر کس کار (بدنی ) کند قوی تر شده ، و هر کس در کار کردن کوتاهی نماید، ضعیف تر خواهد شد. غرر الحکم : 5 / 204
4 ـ قال الإمام الصادق (ع) :(ولاتسمنوا تسمُّن الخنازیر للذبح)
امام صادق (ع) توصیه فرمودند: از چاق شدن همانند خوکهایی که برای ذبح نگهداری می شوند ، بپرهیزید.
الکافی : 6 / 270 ، والحیاه : 4 / 206
5 ـ قال الإمام علی (ع) : (یارب ، یارب ، یارب ، قو علی خدمتک جوارحی)
حضرت علی (ع) در فرازی از دعای کمیل عرضه می دارد: پروردگارا ! پروردگارا ! پروردگارا ! اعضاء و جوارح مرا ، در راه خدمت به خودت، قوی و نیرومند گران. مفاتیح الجنان ، دعاء کمیل
6 ـ قال الإمام السجاد (ع) : (اللهمَّ اعطنی ... الصحة فی الجسم والقوة فی البدن)
امام سجاد (ع) در دعای ابو حمزه ثمالی عرضه می دارد: خداوندا ! سلامتی در جسم و توانایی بدنی به من ارزانی فرما ! مفاتیح الجنان، دعاء ابو حمزه ثمالی
7 ـ قال الإمام علی (ع) : ( اقوی الناس ، اعظمهم سلطاناً علی نفسه)
حضرت علی (ع) فرمودند: در بین مردم آن کس از همه قوی تر است که تسلطش بر هوای نفس خویش، بیشتر باشد. غرر الحکم : 2 / 436
8 ـ قال الإمام علی (ع) : (اقوی الناس من قوی علی غضبه بحلمه)
حضرت علی (ع) فرمودند: در بین مردم، آن کس از همه تواناتر است که بر فرو نشاندن خود، به واسطه حلم و بردباری اش، توانا باشد. غرر الحکم : 2 / 435
پیامبر اکرم (ص) فرمود: خوشبخت کسی است که اسلام را پذیرفته وبه قدر معاش خود در آمد دارد وقوای بدنش نیرومند است
9 ـ قال رسول الله (ص) : (الخیر معقود بنواصی الخیل الی یوم القیامة)
رسول الله (ص) فرمودند: خیر و خوبی تا روز قیامت به پیشانی اسب گره زده شده است.
تفسیر مجمع البیان : 4 / 475 ، وتفسیر صافی : 4 / 298
10 ـ قال الإمام الباقر (ع) : (ان رسول الله (ص) سابق بین الخیل، واعطی السوابق من عنده)
امام باقر (ع) فرمود: رسول خدا (ص)، مسابقه اسب دوانی ترتیب داد و جوایز آن را از مال خویش پرداخت.
وسائل الشیعه : 13 / 351
11 ـ قال الإمام السجاد (ع) : (ان رسول الله (ص) اجری الخیل وجعل سبقها اواقی من فضة)
امام زین العابدین (ع) فرمود: رسول خدا (ص) در مسابقه اسب دوانی اسب دوانید و جایزه اش را چندین آق [آق نوعی واحد سنجش است و به معنی یک دوازدهم رطل است](ترجمه منجد الطلاب) از نقره قرار داد.
وسائل الشیعه : 13 / 350
12 ـ قال رسول الله (ص) : (ان الله یحب الرجل القوی)
رسول گرامی اسلام فرمود: خداوند متعال انسان قوی و نیرومند را دوست دارد.
بحار الانوار : 64 / 184
13 ـ قال رسول الله (ص) : ( طوبی لمن اسلم و کان عیشه کفافاً و قواه شداداً)
پیامبر اکرم (ص) فرمود: خوشبخت کسی است که اسلام را پذیرفته و به قدر معاش خود در آمد دارد و قوای بدنش نیرومند است. بحار الانوار : 72 / 67
14 ـ قال رسول الله (ص) : حق الولد علی والده ان یعلمه الکتابة والسباحة والرمایة وان لا یرزقه الا طیباً وان یزوجه اذا بلغ )
رسول اکرم (ص) فرمود: حق فرزند (پسر) بر عهده پدرش این است که به او نوشتن، شنا کردن و تیراندازی را آموزش دهد و روزی او را تنها از راه حلال و پاکیزه تهیه نماید. نهج الفصاحه : 293 / ح 1394
15 ـ قال الإمام الصادق (ع) : (الرمی سهم من سهام الاسلام)
امام جعفر صادق (ع) فرمود: تیراندازی خود، تیری از تیرهای اسلام است (اگر مسلمانان، تیراندازان خوبی باشند، می توانند با دشمنان اسلام مبارزه کنند و دشمن نیز از آن ها خواهد ترسید و فکر حمله به آنها را به مغز خود راه نخواهد داد). وسائل الشیعه : 13 / 348
16 ـ قال الإمام علی (ع): (وسر البردین ، وغور بالناس ورفه فی السیر )
حضرت علی (ع) فرمود: در بامداد و عصر که هوا خنک است راه پیمایی کن و در وسط روز که هوا گرم است مردم را (برای استراحت وآسایش) باز دار و آهسته بران (تا ناتوانان نیز بتوانند همراه توانایان بیایند).
نهج البلاغه فیض الاسلام : نامه 12 / 856
17 ـ قال رسول الله (ص) :(الا انَّ القوة الرمی، الا ان القوة الرمی)
پیامبر گرامی اسلام (ص) فرمود: آگاه باشید (یکی از مصداق های) (قوة) (در آیه : واعدوا لهم ما استطعتم من قوة) همان تیراندازی است، آگاه باشید (قوة) همان تیراندازی است.
بحار الانوار : 103، الحیاه : 5 / 71 به نقل از تفسیر مجمع البیان.
18 ـ قال الإمام علی (ع) : (ثمرة الشجاعة الغیرة)
حضرت علی (ع) فرمود: غیرت ، ثمره ، و حاصل شجاعت و قهرمانی است. غرر الحکم : 3 / 328
19 ـ قال رسول الله (ص): (من ترک الرمی من بعد ما علمه رغبة عنه فانها نعمة کفرها)
کسی که پس از یاد گرفتن تیراندازی، از روی میل و رغبت آن را ترک کند، نعمتی از نعمت های خدا را کفران نموده است. میزان الحکمه : 4 / 182
20 ـ قال الإمام علی (ع): (شجاعة الرجل علی قدر همته)
حضرت علی (ع) فرمود: شجاعت انسان متناسب با همت اوست. غرر الحکم : 4 / 181
21 ـ قال رسول الله (ص) : (الخیر کله فی السیف وتحت ظل السیف)
پیامبر اکرم (ص) فرمود: همه خوبی ها در شمشیر و زیر سایه شمشیر است. تهذیب الاحکام : 6 / کتاب جهاد
22 ـ عن الإمام الصادق (ع) (فی قول الله تعالی (واعدوا لهم ما استطعتم من قوة) قال : سیف وترس )
امام صادق (ع) در تفسیر فرموده خداوند متعال آنچه قوه و توان دارید برای (مقابله با) آنها مهیّا سازید فرمودند : (منظور از قوه) شمشیر و سپر است. بحار الانوار : 103 / 191
23 ـ قال رسول الله (ص): (علیکم بالرمی فانه من خیر لهوکم)
رسول خدا (ص ) فرمود: به تیراندازی روی آورید، زیرا یکی از بهترین سرگرمی های شما است.
میزان الحکمه : 4 / 183
پیامبر اکرم (ص) فرمودند: بهترین سرگرمی برای مرد با ایمان، شنا، و بهترین سرگرمی برای زن با ایمان ریسندگی است
24 ـ قال رسول الله (ص): (ان ابواب الجنة تحت ظلال السیوف)
رسول خدا (ص) فرمود: درهای بهشت زیر سایه شمشیرهاست.
نهج الفصاحه : 115 / ح 576
25 ـ قال الإمام علی (ع) : (واذا قویت فاقو علی طاعة الله ، واذ ضعفت فاضعف عن معصیة الله)
حضرت علی (ع) فرمود: و هرگاه توانا بودی، بر طاعت و بندگی خدا توانا باش و اگر ناتوان بودی از معصیت و نافرمانی خدا ناتوان باش. نهج البلاغه فیض الاسلام : 1268
26 ـ قال رسول الله (ص) : (علموا ابنائکم السباحة الرمایة)
پیامبر خدا (ص) فرمود: به پسرانتان شنا و تیراندازی را آموزش دهید. نهج الفصاحه : 413 / ح 1955
27 ـ قال الإمام علی (ع) : (کل قوی غیر الله سبحانه ضعیف)
حضرت علی (ع) فرمود: هر نیرومندی جر خداوند سبحان، ضعیف و ناتوان است (پس به زوربازو و سایر توانایی هایتان مغرور نشده و از آن سوء استفاده نکنید). غرر الحکم : 4 / 536
28 ـ قال رسول الله (ص): ( الهوا والعبوا فانی اکره ان یری فی دینکم غلظة)
رسول خدا (ص) فرمود: تفریح و بازی کنید زیرا دوست ندارم در دین شما خشونتی دیده شود.
نهج الفصاحه : 105 / ح 531
29 ـ قال الإمام علی (ع) : (ولیکن احب الامور الیک اوسطها فی الحق واعمها فی العدل)
حضرت علی (ع) فرمود: کاری که باید بیش از هر کار دوست داشته باشی، میانه روی در حق است و همگانی کردن آن در برابری و دادگری. نهج البلاغه فیض الاسلام : نامه 53 / 996
30 ـ قال الإمام علی (ع) :(فارح فیه بدنک وروح ظهرک)
حضرت علی (ع) فرمود: اول شب (قبل از مبارزه) تن و مرکبت را آسوده گذار.
نهج البلاغه فیض الاسلام : وصیت 12 / 856
31 ـ قال الإمام علی (ع) : (لاتقاتلن الا من قاتلک)
حضرت علی (ع) فرمود: جنگ مکن مگر با کسی که با تو بجنگد. نهج البلاغه فیض الاسلام ، نامه 12 / 856
32 ـ قال الإمام علی (ع) : (لو تمیزت الاشیاء لکان الصدق مع الشجاعة)
حضرت علی (ع) فرمود: اگر اشیاء دسته بندی شوند بدون شک صدق و راستی با شجاعت و قهرمانی همراه خواهد بود. غرر الحکم : 5 / 118
33 ـ ( مر النبی برجلین کان یتصارعان فلم ینکر علیهما ).
پیامبر اکرم (ص) از کنار دو مرد که با یکدیگر کشتی می گرفتند عبور نموده، آنها را سرزنش نکرد.
اولین دانشگاه وآخرین پیامبر 14 / 285
34 ـ قال الإمام علی (ع) : (لاتکن قویاً علی ضعیف)
حضرت علی (ع) فرمود: برای افراد ضعیف ، قوی مباش (و به آنها زورگویی و ستم مکن).
غرر الحکم : 6 / 436
35 ـ قال رسول الله (ص) : (المؤمن القوی خیر واحب من المؤمن الضعیف)
پیامبر اکرم (ص) فرمودند: شخص با ایمان قوی و نیرومند از شخص با ایمان ضعیف بهتر و دوست داشتنی تر است. الاسلام والطب : ص 263
36 ـ عن الإمام الصادق (ع) عن آبائه قال (ع) : (دخل النبی ذات لیلة بیت فاطمة (ع) ومعه الحسن والحسین (ع) فقال لهما النبی (ص) : قوما فاصطرعا . فقاما لیصطرعا ، وقد خرجت فاطمة(صلوات الله علیها) فی بعض خدمتها فدخلت فسمعت النبی (ص) وهو یقول : ایّهنْ یاحسن ! شدّ علی الحسین فاصرعه.
فقالت له : یا ابه واعجباه ، اتشجع هذا علی هذا ؟ تشجع الکبیر علی الصغیر؟
فقال لها : یابنیة، اما ترضین ان اقول انا : یاحسن شد علی الحسین فاصرعه ، وهذا حبیبی جبرئیل یقول : یاحسین شدّ علی الحسن فاصرعه؟)
امام صادق (ع) به نقل از پدران بزرگوارش می فرماید: شبی پیامبر گرامی اسلام (ص) به خانه فاطمه (ع) وارد شد . امام حسن وامام حسین (ع) نیز (که در سنین کودکی بودند) به همراه ایشان بودند. آن حضرت خطاب به آن دو فرمود: بپا خیزید و با یکدیگر کشتی بگیرد. آنها نیز برخاسته و به کشتی گرفتن پرداختند حضرت فاطمه (ع) که برای انجام کاری از اتاق خارج شده بود وارد شد و متوجه شد که پیامبر اکرم (ص) امام حسن (ع) را تشویق نموده و می فرماید: حسن ! بپّر ، حسین را محکم بگیر و به زمین بزن .
با تعجب عرض کرد: پدر جان ! این بسیار عجیب است که شما حسن را تشویق می کنید تا حسین را شکست دهد ! چگونه شما پسر بزرگتر را تشویق می کنید تا پسر کوچکتر را شکست دهد؟!
پیامبر (ص) در پاسخ فرمود: دختر جان ! آیا تو راضی نمی شوی من بگویم : (حسن! حسین را به زمین بزن) در حالی که دوستم (جبرئیل) اینجا ایستاده و می گوید : (ای حسین ! حسن را محکم گرفته و به زمین بزن) ؟! بحار الانوار : 103 / 189
حضرت علی (ع) فرمود: و هرگاه توانا بودی، بر طاعت و بندگی خدا توانا باش و اگر ناتوان بودی از معصیت و نافرمانی خدا ناتوان باش
37 ـ قال الإمام علی (ع): (کونا للظالم خصماً وللمظلوم عوناً)
حضرت علی (ع) در وصیت خویش خطاب به امام حسن و امام حسین (ع) فرمود : همواره دشمن ظالم و یاور مظلوم باشید. نهج البلاغه فیض الاسلام : نامه 47 / 977
38 ـ قال رسول الله (ص) : (لا قوة کغلبة الهوی ... ولا قوة کردّ الغضب )
پیامبر اکرم (ص) فرمودند: هیچ قوه ای همانند غلبه بر هوای نفس .. و هیچ توانی مثل برگرداندن (و فرونشاندن) خشم نیست. بحار الانوار : 78 / 165
39 ـ (وخرج رسول الله (ص) یوما وقوم یدحون حجراً ، فقال : اشدکم من ملک نفسه عند الغضب )
روزی پیامبر اکرم (ص) از کنار گروهی (از جوانان) عبور کرد که سنگ (بزرگی) را جابجا می کردند، فرمود : قوی ترین شما کسی است که به هنگام خشم و غضب خویش داری کند. بحار الانوار : 77 / 148 ح 67
40 ـ قال الامام السجاد (ع) :(ان النبی اجری الابل مقبلة من تبوک فسبقت العضباء علیها اسامة فجعل الناس یقولون : سبق رسول الله. ورسول الله یقول : سبق اسامة )
پیامبر اکرم (ص) در مسیر بازگشت از جنگ تبوک (در حالی که بر شتری سوار بود) با اسامه که بر شتری به نام (غضباء) سوار بود مسابقه داد. (غضباء) از شتر پیامبر (ص) پیشی گرفت، مردم تماشاگر فریاد زده و می گفتند: ـ رسول خدا (ص) برنده شد.
ولی رسول خدا (ص) می فرمود: ـ اینطور نیست ، بلکه من باختم و اسامه برنده شد.
نویسنده :
حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٥۸ ب.ظ روز سهشنبه ۱۳۸٩/٢/٢۱

ژانر: انیمیشن
کیفیت: BDRip - عالی
فرمت: AVI
حجم: ۳۴۹ MB
امتیاز: ۷٫۴/۱۰ در imdb
تاریخ انتشار: ۵ April 2010
زیرنویس فارسی: یافت نشد
کارگردان: Boris Acosta
بازیگران: Jeff Conaway, Dino Di Durante, Silvia Colloca, Vincent Spano, Vittorio Matteucci ...
خلاصه داستان: انیمیشن فوق العاده جالب Dante's Inferno Animated 2010 که جهان بعد مرگ را به تصویر میکشد حتما پیشنهاد میکنیم دانلود کنید
برای دانلود اینجا کلیک کنید
Download Now
نویسنده :
حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:٤٥ ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٩/٢/٢٠

در مجموعه پیش رو 18 آیکون زیبای فانتزی از سایت میهن دانلود در اختیار شما عزیزان قرار گرفته است که می توانید از آن ها برای طراحی های گرافیکی خود کمک بگیرید. این آیکون ها با موضوع مسافرت می باشد که از کیفیت بالایی نیز برخوردارند. فرمت این آیکون ها AI بوده و توسط نرم افزارهای گرافیکی همچون فتوشاپ و ایلوستریتور قابل اجرا و ویرایش هستند. همچنین می توانید از این آیکون های جذاب در امور چاپ و تبلیغات نیز استفاده کنید. با توجه به فرمت این آیکون ها، شما می توانید آنها را به اندازه دلخواه خود افزایش سایز داده، بدون آنکه دچار افت کیفیت شوند.
برای دانلود اینجا کلیک کنید
Download Now
نویسنده :
حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:۳٥ ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٩/٢/٢٠
دستورالعمل آشپزی ویژه ی مادر شوهر و خواهر شوهر
استفاده برای بقیه اعضاء خانواده ممنوع
توصیه ایمنی :این دستور پخت را تنها برای مادر شوهر و خواهر شوهر به کار ببرید بقیه اعضای فامیل گناه دارند طفلکی ها!
چگونه جوجه کباب درست کنیم:
مواد لازم:
شوهر /یک عدد
مرغ /به مقدارکافی
سیخ/ چندتایی
آتش /به مقدارزیاد
منقل /یه دونه
شماره تلفن /یک عدد
لطفا از حاصل جمع شوهر+سیخ+منقل به نتایج بدی نرسید.
طرز تهیه:
ابتدا شوهر خود را شیر کنید و به او بگویید که مدت هاست دل تان جوجه کباب می خواهد، برای شیرکردن آقایان همانطور که خودتان استاد مسلم هستید باید از کلماتی چون عزیزم، جونم، الهی فدات بشم، تمام دنیا یه طرف تو یه طرف عزیزم و...واستفاده کنید، مردها معمولاً خیلی زود جوگیر می شوند(توصیه ایمنی برای دخترخانم های که تازه ازدواج کرده اند).در این لحظه مرغ ها را از یخچال بیرون آورده و با روش شیرسازی از شوهرتان بخواهید آنها را قطعه قطعه کند به او بگویید که دست تان درد می کند یا چاقو کند است یا ایشان به دلیل اینکه ورزشکار هستند و پنجه های قوی دارند به همین دلیل راحت تر از پس مرغ ها برمی آیند،این روش ها همه امتحان شده است و علاوه بر آرم استاندارد گواهی نامه ISO 14000داشته و تحت لیسانس شرکت شوهر کشون زیمباوه است.
یادتان باشدهنگامی که آقای شوهر مشغول این کار است از او فاصله بگیرید به دو دلیل:
1-نفله شدن نصفی از گوشت مرغ را نبینید و سکته نزنید
2-ایشان برای آن که ثابت کند ورزشکار است دچار جوگرفتگی نشود ودست خودش یا سر شما را قطع نکند.
به سیخ زدن گوشت مرغ هم از آن پروسه هایی است که باید امیدوار باشید به خیر وخوشی بگذرد، در این مرحله هم فاصله تان را حفظ کنید چون تجربه نشان داده است که آقایان دراین موارد به شدت احساس خود سامورایی بینی می کنند و به یاد ایام طفولیت شان«26-4سالگی»به شدت علاقمند با پرتاب نیزه، شمشیربازی و سوارکاری می شوند خلاصه اگر جان تان را دوست دارید و نمی خواهید مثل قبایل آفریقایی از بینی تان سیخ رد شود حتماً بروید یک جای امن قایم شوید.در مرحله بعد از او بخواهید منقل را روشن کند محض احتیاط گوشی دست تان باشد و شماره آتش نشانی را آماده باش بگیرید بهتر است شماره یک بیمارستان خوب سوانح و سوختگی درجه سه را هم درجایی یادداشت کنید.اگراز این مرحله هم به سلامتی رد شدید یعنی خانه آتش نگرفت منقل نترکید، آقای شوهر به آقای جزغاله تبدیل نشد و...از او بخواهید گوشت ها را نسوزاند، البته آقایان اکثراً در این کار استاد هستند یعنی یک طرف را کاملاً خام و به سبک فرانسوی ها خونی در می آورند و طرف دیگر را جزغاله می کنند جوری که حتی گربه ها هم حاضر نیستند آن را تست کنند.
نتیجه گیری اخلاقی:این روش آشپزی نوعی رو کم کنی، بدون دعوا و خین و خین ریزی است!برای مردهایی به کارمی رود که مدام نق می زنند و ادعای شان می شود که کافیست اراده کنند و پارتی بازی شده و حق شان را خورده اند و گرنه الان بهترین سرآشپز تاریخ می شدند با این کار شما عملاً دست وزبان شوهرتان را از هرگونه دخالت در امور آشپزی قطع خواهید کرد و از آن به بعد می توانید هرچیز من درآوردی را به عنوان غذا به آنها تحویل بدهید و آنها هم نه تنها تا ته ظرف را بلیسند بلکه سخاوتمندانه هم از شما تشکر کنند.
منبع:خانواده سبزشماره 13/خ
راسخون
نویسنده :
حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:٢٢ ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٩/٢/۱٩
نویسنده :
حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:٠٢ ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٩/٢/۱٩
فارس: معاون عملیات پلیس امنیت تهران بزرگ از دستگیری 80 زن و مرد در یک پارتی شبانه که به بهانه کنسرت غیر مجاز برگزار شده بود خبر داد و اعلام کرد: 48 نفر از دستگیرشدگان مرد و 32 نفر زن هستند.
سرهنگ حسین قاسملویی امروز در جمع خبرنگاران گفت: در این پارتی شبانه که در جاجرود برگزار شده بود برگزارکنندگان با دعوت از چند خواننده زیرزمینی جوانان دختر و پسر را اغفال کرده بودند.
وی اظهار داشت: در محل پارتی اتاقی تحت عنوان تعویض لباس زنان در نظر گرفته شده بود که هنگام حضور پلیس چندین دختر و پسر در وضعیت نامناسبی حضور داشتند.
سرهنگ قاسملویی گفت: از این مکان مشروبات الکلی کشف شد و به جوانان شرکت کننده در این پارتی مشروبات الکلی و مواد مخدر ارائه شده بود.
معاون عملیات پلیس امنیت تهران بزرگ گفت: چندین خواننده زیرزمینی نیز در این عملیات توسط پلیس دستگیر شدند.
سرهنگ قاسملویی افزود: تا به حال چندین مورد از این پارتیها برگزار شده بود که توانستیم با استفاده از اطلاعات مردمی محل کنسرت را شناسایی کرده و در اقدامی کاملاً هماهنگ به دستگیری این تعداد افراد اقدام کنیم.
وی اظهار داشت: امنیت اخلاقی و اجتماعی یکی از مطالبات اصلی مردم است و پلیس وظیفه خود میداند که این مطالبات را جوابی شایسته دهد.
سرهنگ قاسملویی گفت: تمام افرادی که اقدام به برگزاری کنسرتهای غیر مجاز با خوانندگان زیرزمینی میکنند شناسایی شده و با اخذ تصمیم قضائی دستگیر خواهند شد.
این مقام پلیس امنیت تهران با اشاره به شگرد برگزارکنندگان این پارتیها گفت: این افراد با استفاده از اینترنت و دیگر وسایل ارتباطی اقدام به فروش بلیتهای این کنسرت کرده و محل برگزاری را یکی دو ساعت قبل به شرکت کنندگان اطلاع میدهند.
وی اظهار داشت: اینگونه اقدامات سازمانیافته است و پلیس با قاطعیت تمام با این اقدام سازمانیافته برخورد خواهد کرد.
معاون عملیات پلیس امنیت تهران بزرگ افزود: بیشتر والدین دستگیرشدگان اطلاعی از حضور فرزندان خود در این پارتی نداشتند در حالی که دستگیرشدگان در ساعات پایانی شب توسط پلیس دستگیر شدند.
سردار قاسملویی به خانوادهها توصیه کرد مراقب فرزندان خود باشند و اجازه ندهند تا فرزندانشان در دام باندهای سازمانیافته جرائم اخلاقی بیفتند.
سرهنگ قاسملویی تأکید کرد: طرح امنیت اجتماعی که یکی از مطالبات مردم تهران است با جدیت تمام توسط پلیس پیگیری خواهد شد.
فان پاتوق
پایان یافتن عمر جهان مطابق با 31 دسامبر 2012 و حوادث ناشی ازآن در غرب سوژه اقتصادی مناسبی برای برخی شرکتها ازجمله وی- وو بوجود آورده و این شرکت با طراحی 20 پناهگاه زیر زمینی نزدیک شهرهای عمده آمریکا زمینه زندگی اضطراری برای 4000 نفر را فراهم می سازد.
ادامه
ادامه مطلب
«وَ قُل لِّلْمُؤْمِنَـتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَـرِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لاَ یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَی جُیُوبِهِنَّ وَ لاَ یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ ءَابَآئِهِنَّ ...; (نور، 31)
و به زنان با ایمان بگو: چشم های خود را ]از نگاه هوس آلود[ فرو گیرند و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را جز آن مقدار که ظاهر است، آشکار ننمایند و ]اطراف [روسری های خود را بر سینه خود افکنند ]تا گردن و سینه با آن پوشانده شود[ و زینت خود را آشکار نسازند، مگر برای شوهرانشان یا پدرانشان و ...».
کاربران محترم تبیان ، مخصوصا بانوان گرامی ، اگر پیش از این ما را در بخش خانواده همراهی کرده باشید ، مقالات مختلفی که پیرامون مسئله ی حجاب طرح و بررسی شده است را مطالعه کرده اید و اگر از این مقاله به تبیانی ها پیوسته اید ، می توانید در مورد حجاب مطالب متنوعی را در این بخش مطالعه کنید.
با توجه به سوالات شما کاربران عزیز ، شرایط پوشش خانم ها در جامعه و سوالاتی که توسط برخی رسانه ها اعم از سایت ها و برخی شبکه های ماهواره ای در بین مردم بالاخص بانوان جوان پراکنده شده است ، برخود لازم دیدیم که به این موضوع به صورت ریشه ای بپردازیم و از شما بزرگواران می خواهیم تا با نظرات و طرح سوال خود ما را همراهی کنید.
در مجموعه مقالات «همه چیز در باره ی حجاب » موضوعاتی به شرح زیر طرح و بررسی می شود:
به اعتقاد شما علت پیدایش حجاب در دین ما چه چیزی بوده است؟
برخی می گویند : میل به ریاضت و رهبانیت علت پیدایش حجاب بوده است . برخی معتقدند حجاب به خاطر حفظ امنیت زنان در جامعه ایجاد شده است. گروهی حس حسادت در مردان را در پیدایش حجاب موثر می دانند و عده ای دیگر ویژگی های زنانه و ضعف جنس زن را علتی برای قانون حجاب دانشته اند. اما نظر اسلام چیست؟ آیا دینی که کامل ترین دین است و می تواند پاسخگوی کلیه ی نیاز های افراد در تمام زمان ها و مکان ها باشد ، می تواند قانونی مانند حجاب را تنها به یکی از این دلایل وضع کند؟
به نظر شما رعایت حجاب چه فوایدی برای خود فرد و جامعه دارد؟
بعد از بررسی علت پیدایش حجاب ، فواید آن را بررسی می کنیم از جمله آرامش روانی زن ، استحکام پیوند خانوادگی ،ارزش گذاری به وجود زن و.....
پاسخ شما به گفته ی« در کجای قرآن حجاب به این صورت که امروز می گویند ، مطرح شده است» چیست؟
ایرادها و اشکال هایی که منتقدان حجاب زنان مطرح می کنند را بیان می کنیم و به تک تک آن ها پاسخ می دهیم.از جمله: حجاب کاری بی منطق است . حجاب حق آزادی را از زنان سلب می کند. حجاب باعث افزایش التهاب در جامعه می شود ، حجاب باعث مرد سالاری است و ...
به اعتقاد شما چادر پوشش برتر است؟
بررسی انواع حجابی که در قرآن معرفی شده است و حجاب حداقلی و حداکثری . تغییراتی که بنا بر اقتضای زمان و مکان
در نوع پوشش می توان داد...
شما فکر می کنید که رعایت حجاب تنها مخصوص خانم هاست ؟
توضیح و تبیین حجاب گفتار ،حجاب چشم ،حجاب در رفتار و همچنین حدود رعایت حجاب توسط آقایان.
شما می توانید چهارشنبه ی هر هفته با ما همراه باشید و جواب پرسش های خود را بگیرید....
گروه خانواده و زندگی تبیان -داوودی
در قیامت چه خبر است؟
قیامت از دیدگاه قرآن
آن زمان که پیامبر اسلام (صلی الله علیه وسلم) در صحرای خشک و بی آب وعلف حجاز، مردم را به یکتاپرستی دعوت کرد وسه اصول اصلی اسلام را به یارانش تعلیم می داد هنگامی که از معاد وایمان به تحقق آن بحث می کرد همیشه این سوال مطرح بوده است که قیامت کی می آید؟
و رسول خدا (صلی الله علیه وسلم) جوابی که به این سوال می داد شاید انتظار آن هرگزنمی رفت.
آن هنگام مردی به خدمتش رسید و پرسید «مَتَی السّاعَة»؛ یعنی قیامت کی می آید؟ و پیامبر در کمال آرامش تنها با مطرح کردن سوالی به جواب سوال پرداخت و فرمود:
«فَمَا أًًًَعدَدتَ لَها» برای آن روز چه چیزی را آماده کردهاید و در واقع این سخن یعنی چه چیزی را پیش از خود برای آن روز فرستادهاید؟
آیا آمادگی روبرو شدن با آن وضعیت را دارید؟ آن مرد گفت: «أَعدَدتَ لَها حبَّ اللهِ وَ رَسُولِهِ»؛ یعنی توشهای که آماده کردهام محبت خدا و محبت رسول خدا(ص) است. آن بزرگوار فرمودند: «اَنتَ مَعَ مَن اَحبَبتَ»؛ شما در روز قیامت به همراه محبوب خودت و آنکه دوستش داری خواهی بود. اما نزدیکی قیامت حرفی است که از سالها پیش و شاید به درازای تاریخ اسلام بر زبانها جاری میشود پس باید گفت بعد از 1400سال الان قیامت نزدیکتر است جواب چنین سوالی در نهایت آیات قرآن کریم است که خداوند میفرماید:
«وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا لَاعِبِینَ »(دخان/38)
نیک بدانید که ما آسمان ها و زمین را عبث و بیهوده نیافریدهایم.
«مَا خَلَقْنَاهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَلَکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لَا یَعْلَمُونَ »(دخان/39)
ما برای مقصود و هدفی آسمان و زمین را آفریدهایم و این هدف باید برآورده شود اما بیشتر آنان نمیدانند. (مومنون/ 115) آیا فکر میکنید ما شما را بیهوده و عبث آفریدهایم و شما به سوی ما بازگشت داده نمیشوید.(جاثیه/26)
بگو: خدا شما را زنده میگرداند. سپس شما را میمیراند. سپس همهی شما را گرد هم میآورد در روز قیامت که هیچ شک و شهبهای در آن نیست. اما بیشتر مردم نمیدانند. خداوند در سوره روم آیه55 میفرماید وقتی قیامت میآید، گناهکاران و مجرمان سوگند میخورند که به مدتی کم، در دنیا ساکن نبودهاند، یعنی عمر طولانی دنیا حتی اگر عمر نوح هم بوده باشد زود سپری گشته و تمام شده است.
در دنیا هم اینگونه به سوی دروغ برگردانده میشوند. کسانی که اهل ایمان بودند به آنها میگویند: شما تا آن زمان که خدای متعال مقدر کرده بود، در دنیا باقی ماندید. و حالا روز زنده شدن است. ولی شما خودتان نمیدانید.
و اما اولین مرحله از قیامت چگونه شروع میشود؟
نفخ صور شروع مرحلهی اول قیامت است برای قیامت سه نفخه و بطور کلی پنج نفخه وجود دارد. در قانون از سه نفخه آن سخن رانده شده است. نفخهی اول همان شیپور خوابیدن است که با نواختنش همه میمیرند و زمین از همهی موجودات عاری میشود برای اهل ایمان ترس و هراسی نیست مومنان پیش از هول و هراس براحتی جان میدهند همان طوری که قرآن میفرماید:«وَنُفِخَ فِی الصُّورِ فَصَعِقَ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَمَن فِی الْأَرْضِ »(زمر، 68) هنگامی که در شیپور دمیده میشود، هر آن چه در آسمانها و زمین است، بیهوش میشوند و میمیرند «اِلاَّ ماشاءَ اللهُ» مگر آن کس که خدا خواسته باشد که باقی بماند. «ثُمَّ نُفِخَ فِیهِ أُخری» این نفخه دوم است. نفخهی «بیدار باش» است و با شیپور دوم همه بیدار میشوند.
«فَإِذَا هُم قِیَامٌ یَنظُرُونَ » (زمر، 68) همه آماده میشوندو به انتظار محاسبه میایستند، همانطور که در سورهی یس آیه 51 آمده است: «نُفِخَ فِی الصَّوِر فَاِذاهُم مِنَ الاَجداثِ اِلَی رَبِهِّم یَنسِلُونَ»
بگو خدا شما را زنده میگرداند. سپس شما را میمیراند. سپس همهی شما را گرد هم میآورد در روز قیامت که هیچ شک و شهبهای در آن نیست. اما بیشتر مردم نمیدانند
نفخهی دوم که زده میشود. مردم همگی ناگهان از قبرهایشان بیرون آمده و زنده میشوند.
«یَومَ یَدعُ الدَّاعِ إلَی شَیءٍ نُّکرُ*خُشَّعاً أبصَارُهُم یَخرُجُونَ مِنَ اُلاَجدَاثِ کَأَنَّهُم جَرَادُ مُّنتَشِرُ*مُّطِعِینَ إِلَی اُلدَّاعِ یَقُولُ الکَافِرُونَ هذَا یَومُ عَسِیرُ»(قمر، 8-6) روزی که داعی [حق] آنها را به سوی امری دهشتناک دعوت میکند، برای چیزی که آن را نشناختهاند و انتظار چنین واقعهای را نداشتهاند، ذلت از سیما و وجودشان میبارد. از قبرهایشان بیرون میآیند و مثل ملخهای پراکنده با عجله به این طرف و آن طرف میروند و به دنبال صدا میگردند و آن روز کافران میگویند روز بسیار سختی است. و این که آیا زنده شدن روحی است یا جسمی؟ واقعیت این است که از روی متون متعدد قرآن و سنت روشن میشود که هم جسمی است و هم روحی.
چنانچه خداوند متعال در آیات متعددی به واقع این امر اشاره کرده است.
«أَیَحسَبُ اُلإِنسَانُ أَن لن نَجمَعَ عِظَامَهُ»(قیامت/3)؛ آیا انسان گمان میکند که ما استخوانهایش را جمع نمیکنیم.
« بَلی قادِرِینَ عَلَی أَن نُسَوّیَ بَنَانَهُ » ما قدرت آن را داریم که حتی سر انگشتان را همچون دنیا که هیچ دو نفری پیدا نمی شوند که سر انگشتانشان مثل هم باشند معنایش این است که زنده شدن هم جسمی است وهم روحی.
پیامبر خدا فرمود: «یَعرِقُ النُاسُ یَومَ القیامَـةِ » مردم در روز قیامت به اندازه ای عرق می کنند«حَتَّّی یذهَبُ عرُقُهم فی الأَرضِ سَبعِینَ ذِرَاعاً » که عرقشان به اندازه ی هفتاد ذرع در زمین فرو می رود «وَیجمُعهُم حَتی یَبلُغَ آذَانَهُم» و عرق آنها را طوری در بر می گیرد تا به گوشهایشان می رسد . پیامبر خدا می فرماید: لخت و پا برهنه مانند روزی که متولد شدهاید، محشور میشوید.
می فرماید: مردان و زنان لخت همدیگر را تما شا می کنند؟
فرمودند: وضعیت آنقدر شدید و ناخوشایند است که فرصت پیدا نمی کنند که یکدیگر را نگاه کنند یعنی هول و هراس خیلی زیاد است. آیا لباسی در آن روز وجود دارد؟ بله اما نه برای همه کس بلکه تنها برای کسانی که در دنیا به دین خدا خدمت کردهاند. خداوند متعال آنها را در روز قیامت رسوا نمیکند وقتی انسانها در روز قیامت صف میکشند به دستور خدا فرشتگان به استقبال مؤمنان میروند.
خداوند در سوره قیامت یادآور شده است که در آخرت انسانها به دو گروه تقسیم می شوند گروهی نیکبخت و سعادتمند و دیگری بدبخت و شقاوتمند. سیمای نیکبختان از نور میدرخشد و پروردگار عزوجلّ را نگاه میکنند و چهره شقاوتمندان بسی تیره میباشد و هاله ای از ذلت و خواری بر آن می نشیند ودر این سوره در باره وضع و حال در حالت احتضار را بحث وبیان می کند که چنان حا لتی از هول وسختی انسان را فرا می گیرد و در آن هنگام انسان با سختی و مضیقتی دست به گریبان است که به حساب نمیآید و تصورش نمیرود و همچنین در خاتمه سوره حشر، معاد را با دلایل و برها نهای عقلی ثابت می کند.
«ینبّؤالانسان یومئـذ بما قدم و أخر» در آن روز تمـام اعمـال گـذشته انسـان به او گفته می شود و از کوچـک و بزرگ و مهـم و نـاچیز اعمـالش با خبر میشود که در حال حیات از پیش فرستاده و آنچه برای بعد از مرگ گذاشتـه است. از نیک و بد و حسن و قبح عملکرد خود با خبر می شود
«لَا أُقسِمُ بِِیَومِ القِیاَ مَةِ» به روز قیامت و روز حساب وجزا قسم می خورم « وَلاأََقسِمُ بِالنَّفسِ اُ لَّلَوّامَةِ » و به نفس و نهاد مومن وبا تقوا که صاحب خود را در مورد ترک طاعات و انجام اعمال تباه کننده ملامت و سرزنش می کند.

«لتبعثن ولتحاسبن» و «أَیَحْسَبُ الْإِنسَانُ أَلَّن نَجْمَعَ عِظَامَهُ » ازبس که روز قیامت مهم وهول انگیز است که خداوند بدان سوگند یاد کرده است و به نقس نهادی قسم خورده که صاحب خود را بخاطر تقصیراتی که دارد سرزنش وملامت کرده وبا وجود طاعت وعبادتی که اندوخته کرده است طلب بخشودگی وقبول توبه می کند. حسن بصری گفته است؟نفس لوامه همان نفس ونهاد انسان مؤمن است. چون مؤمن خود را ملامت می کند و می گوید.از گفتارم چه هدفی داشتم؟واز عملم چه قصدی داشتم؟اما کافر خود را سرزنش نمی کندوراهش را می گیرد ومی رود وخود را محاسبه ومواخذه نمی کند. آیا انسان کافر و تکذیب کننده ی حشر و نشرگمان می کند که در روز قیامت نمی توانیم استخوانهایش را بعد از پوسیدن و متلاشی شدن جمع کنیم «بلی قاَدِرِیَن عَلَی أَن نُسَوَّی بَتَانَهُ» آن را جمع آوری می کنیم و ما قادریم قسمت ها و بندهای انگشتان او را اعاده کنیم و به یکدیگر متصل نماییم که کوچکترین اعضای او می باشد و از لحاظ بهسازی دقیق ترین ولطیف ترین اندام هستند تا چه رسد به استخوان های درشت وبزرگ. از این روبنان یعنی سرانگشتان ، که دارای شکل وضعی شگفت انگیزند و ساختار دقیق دارند.
«فَا ذَِابَرِقَ البَصَرُ» وقتی چشم خیره شد واز شدت اهوال و مخاطره آشفته گشت «وَخَسَفَ القَمَرُ» وروشنایی ماه تاریک شد «و َجَمِعَ الشّمسُ وَالقمرَُ» و ماه وآفتاب باهم جمع شدند وبرای عذاب کفار در آتش انداخته شدند. عطاء گفته است: در روز قیامت ماه وخورشید با هم جمع می شوند وآنگاه به دریا انداخته می شوند تا تبدیل به آتش بزرگ خدا شوند.
«یَقولُِِ الإِنسَانُ یَو مَئِذٍ أَینَ المَفّرُ» در آن روز انسان نابکار وکافر می گوید به کجا می توان گریخت؟ و به کجا باید فرار کرد ؟ و از این حادثه جانکاه و مصیبت بزرگ چگونه باید گذشت ؟ این را از نومیدی بر زبان می آورند چون می دانند که در آن هنگام راه فراری نیست . مقصود از این آیات هول و هراس آخرت است دیده ها در روز قیامت خیره می شوند و از شدت هول و هراس متحّیر می گردند و از مشاهده ی عظمت امور، خیره می مانند و انسان عقلش را از دست می دهد هوش از سرش می پرد و به جستجوی مجا و مفری می افتد اما هیهات قیامت فرا رسیده و حیات به سر آمده است.
«ینبّؤالانسان یومئذ بما قدم و أخر» در آن روز تمام اعمال گذشته انسان به او گفته می شود و از کوچک و بزرگ و مهم و ناچیز اعمالش با خبر میشود که در حال حیات از پیش فرستاده و آنچه برای بعد از مرگ گذاشته است. از نیک و بد و حسن و قبح عملکرد خود با خبر می شود.
«بل الانسان علی نفسه بصیرَة» بلکه انسان بر خود گواه است و به زشتی و عمل و ناپسندی کار خود شهادت می دهد و به شاهدی دیگر نیاز ندارد.
این بخشی از اوضاع و احوال قیامت است که با توجه به آیات قرآن کریم برایتان شرح دادیم . از خدا می خواهیم که در آن روز دهشتناک ما را پناه دهد.
هدهدی، گروه دین و اندیشه تبیان
ویروس آنفلوآنزا از غفلت نگهبانهای ورودی سوءاستفاده کرده و با کل ایل و تبارش به یک مجتمع مسکونی نفوذ کرده. مغز، طی نشستی اضطراری بقیه اعضای مجمعالجوارح را دور هم جمع کرده تا همفکری کنند...
مغز: باید بفهمیم کی بیاحتیاطی کرده و باعث ورود ویروس شده؟ چندبار بگویم هر غریبهای را به داخل راه ندهید؟ از شدت عصبانیت چنان داغ کردهام که شر شر دارم عرق میریزم!
پوست: من که موقع آمدن ویروس رفته بودم اپیلیدی و خبر ندارم کی او را راه داده. تازه موقعی که رفتم تمام در و پنجرههایم را بسته بودم. به نظر من تقصیر بینی است. از وقتی عمل کرده، «سر به هوا» شده.
بینی: چرا تهمت میزنی؟ مرا بگو که توی این سرما رفته بودم بیرون تا آشغالها را دم در بگذارم. حالا که این طور است تمام دریچههای ورودی و خروجیام را کیپ میکنم.
غدد لنفاوی: نه نبند. من از بس آشغال خوردهام حالم بد شده. لااقل در را کمی باز بگذار، دارم بالا میآورم.
ریه: ای لعنت بر پدر و مادر کسی که در این مکان آشغال بریزد! مُردم از بس با اکسپکتورانت اینجا را شستم.
بصلالنخاع: لطفا با این حرفها روی اعصاب من راه نروید. الان به همه جا اساماس میزنم که شما خطر ویروس را جدی نگرفتهاید و به جای همفکری دارید با هم بحث میکنید.
عصب: عموجان! برای اینکه تنبیه شوند سنسورهای درد را فعال کنم؟
هر دو کلیه (با هم): نه، عصب! خیلی خطرناکه عصب!
جگر: از دست من فعلا کمکی بر نمیآید. با اجازه میخواهم بروم.
پروستات: کجا جیگر؟!
گلبول سفید: برای مبارزه با بافتهای آسیب دیده، به کمکهای نقدی و جنسی احتیاج داریم.
صفرا: باز باید سرِ کیسه را شل کنم؟
روده: این بحثها را کنار بگذارید. ویروس دنبال ایجاد تفرقه و همین اختلافهاست. ببینم، اینجا کسی مسواک یا خلال دندان ندارد؟ میترسم ویروس لای یکی از پرزهایم مخفی شده باشد.
معده: مسواک نه، ولی دهانشویه مخصوص دارم. آدرسش را بده تا بریزم آنجا.
روده: روده بزرگ، بعد از کوچه اول، سمت چپ، بالاتر از کبابی، نبش ساندویچی، سر پیچ!... آخ سوختم. این مثلا دهانشویه بود؟
ریه: یکی به بینی بگوید دریچهها را باز کند. مُردیم از کمبود اکسیژن.
مغز: اینجا رادیو پیام! در کلیه رگها و شاهرگها به علت سهمیهبندی اکسیژن و کمبود سوخت، شاهد ترافیک سنگین گلبولهای قرمز هستیم. در محور بزرگراه آئورت هم گلبولهای قرمز پشت ترافیک ماندهاند. ماموران راهداری و پلیس راه در حال باز کردن محور حلق و دهان و رساندن اکسیژن هستند.
گلبول سفید: من دنبال ویروس کُش جدیدم. کسی ندارد؟ ویروس، آپدیت شده و آنتی ویروسی که نصب کردهام جواب نمیدهد. اگر دهان همینطوری باز شود، ممکن است بقیه جاها هم ویروسی شوند.
پوست: آخ! یک موشک الان به پشتم اصابت کرد و سوراخ شدم.
بینی: چه بوی الکلی میآید! با اینکه دریچههایم را بستهام اما بویش تابلو است.
قلب: وای نکند ویروس برای اینکه «مخ»مان را بزند، با خودش الکل آورده؟ آهای مخچه! مراقب باش.
عصب: باز تودچار استرس شدی و ضربانت بالاتر رفت؟ یک دقیقه آن تلمبهات را بگذار زمین و استراحت کن؛ نترس. بوی الکل به خاطر آمپول است. با خودش ویروسکش جدید آورده.
ویروس: ای گلبول سفید، ای بچه سوسول، ای دوپینگی، ای تزریقی! زورت به بچههام رسیده؟ اگر راست میگویی بدون تزریق میآمدی مبارزه.
غدد لنفاوی: تقصیر خودت است که هرجا میروی مهمانی، ماشین جوجهکشی راه میاندازی و خودت را تکثیر میکنی؛ اینجا مجتمع مسکونی است، حرمسرا که نیست!
ویروس: غلط کردم. راستش اینها بچههای واقعیام نیستند. همهشان کپیهای غیرمجازند! به من کاری نداشته باشید، خودم توقیفشان میکنم.
لنفوسیت: دیگر دیر شده. من مامورم و معذور.
ویروس ضعیف و ضعیفتر شده و دیگر نمیتواند خود را تکثیر کند.
گلبول سفید: حالت جا آمد آقا ویروس؟ البته بهتر است بگویم «آغا» ویروس!
ویروس: من الان کارم تمام است اما قول میدهم که دوباره برگردم. مرا از در بیندازید بیرون، از پنجره وارد میشوم.
روده: زیاد داری حرف میزنی. سوار شو میخوام بیندازمت بیرون بچهپررو. رو که نیست، سنگ مثانه است!
مثانه: چرا به من توهین میکنی؟ من اگر سنگ داشتم که خودم میزدم توی سر این ویروس، نه اینکه مثل کلیه بروم با سنگهایم گردنبند مجلسی درست کنم!
در حالی که همه به این حرف میخندند، روده ویروس را اخراج میکند و دستهایش را با آب میشوید! مغز از همه تشکر میکند و موضوع جلسه آینده را تعیین میکند:
فان پاتوق
نویسنده :
حسین شورگشتی ; ساعت ٩:۳٠ ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٩/٢/۱٦
جام جم آنلاین: فردی که همسر و والدین همسرش را پس از کشتن، سر بریده بود، توسط پلیس دستگیر شد.

به گزارش ایسنا، سرهنگ مراد جعفری، جانشین فرمانده انتظامی زنجان افزود: متهم به قتل به هویت «مرتضی – ج» 31 ساله در پی بروز اختلافات خانوادگی طی اقدامی جنون آمیز اقدام به قتل همسر و والدین وی کرده بود، پس از 72ساعت از سوی ماموران پلیس دستگیرشد.
وی ادامه داد: این حادثه در روز شنبه 11اردیبهشتماه امسال در روستای «سعیدآباد» از توابع شهرستان ایجرود به وقوع پیوست که در پی آن، متهم پس از درگیری با همسرش، او و مادرزن و پدرزنش را با ضربات متعدد قمه به قتل رساند و سر این افراد را برید.
سرهنگ جعفری اضافه کرد: پس از اعلام وقوع این حادثه به مرکز فوریتهای پلیسی (110) منطقه تحت کنترل ماموران پلیس قرار گرفت و با مراقبت از رفت و آمد روستاییان، سعی در حفاظت از سایر اهالی شد.
به گفته جانشین فرماندهی انتظامی زنجان با توجه به خروج متهم از روستا و عزیمت وی به استان گیلان، عوامل انتظامی به این استان اعزام شدند که متهم پس از آگاهی از این موضوع، بار دیگر به شهرستان ایجرود مراجعت کرد.
وی گفت: ماموران پلیس کلیه نقاط شناسایی شده در روستا را به صورت مکرر مورد بازرسی قرار دادند و در نتیجه «مرتضی» که در 5 کیلومتری روستا مخفی شده بود، شناسایی شد.
سرهنگ جعفری با بیان این که فرد موردنظر پس از آگاهی از محاصره خود توسط پلیس اقدام به خودکشی کرد، افزود: ماموران این متهم را دستگیر کردند که در حال حاضر «مرتضی» در یکی از بیمارستانهای زنجان بستری است.
گفتنی است این فرد در سال گذشته با همسر خود علیرغم مخالفت والدینش ازدواج کرده بود که تنها با گذشت چند ماه با بروز اختلافات، درگیریها آغاز شد و در نتیجه به قتل زن مقتول انجامید.
فان پاتوق
نویسنده :
حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٠٩ ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٩/٢/۱٦
فان پاتوق
نویسنده :
حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:٠۸ ب.ظ روز سهشنبه ۱۳۸٩/٢/۱٤
آخرین سخن مؤمن آل فرعون

«وَ یَا قَوْمِ مَا لِی أَدْعُوکُمْ إِلَى النَّجَاةِ وَ تَدْعُونَنِی إِلَى النَّارِ تَدْعُونَنِی لِأَکْفُرَ بِاللَّهِ وَ أُشْرِکَ بِهِ مَا لَیْسَ لِی بِهِ عِلْمٌ وَ أَنَا أَدْعُوکُمْ إِلَى الْعَزِیزِ الْغَفَّارِ لَا جَرَمَ أَنَّمَا تَدْعُونَنِی إِلَیْهِ لَیْسَ لَهُ دَعْوَةٌ فِی الدُّنْیَا وَلَا فِی الْآخِرَةِ وَأَنَّ مَرَدَّنَا إِلَى اللَّهِ وَأَنَّ الْمُسْرِفِینَ هُمْ أَصْحَابُ النَّارِ فَسَتَذْکُرُونَ مَا أَقُولُ لَکُمْ وَأُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِیرٌ بِالْعِبَادِ فَوَقَاهُ اللَّهُ سَیِّئَاتِ مَا مَکَرُوا وَحَاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذَابِ»
ترجمه: اى قوم! چرا من شما را به سوى نجات دعوت مى کنم، اما شما مرا به سوى آتش مى خوانید؟! مرا دعوت مى کنید که به خداى یگانه کافر شوم، و شریکهایى که به آن علم ندارم براى او قرار دهم، در حالى که من شما را به سوى خداوند عزیز غفار دعوت مى کنم. قطعا آنچه مرا به سوى آن مى خوانید نه دعوت (و حاکمیتى) در دنیا دارند و نه در آخرت، و تنها بازگشت ما در قیامت به سوى خدا است، و مسرفان اهل دوزخند. و به زودى آنچه را مى گویم به خاطر خواهید آورد، من کار خود را به خداوند یکتا واگذار مى کنم که او نسبت به بندگانش بیناست. خداوند او را از نقشه هاى سوء آنها نگهداشت، و عذابهاى شدید بر آل فرعون نازل گردید.عذاب آنها آتش است که هر صبح و شام بر آن عرضه مى شوند، و روزى که قیامت بر پا مى شود دستور مى دهد آل فرعون را در سخت ترین عذابها وارد کنید(غافر، 41-46).
"مؤمن آل فرعون" در آخرین مرحله از مناظره خود با هم شهریهای خود، پردهها را کنار زد، و بیش از آن نتوانست ایمان خود را مکتوم دارد، آنچه گفتنى بود گفت، و آنها نیز تصمیم خطرناکى در باره او گرفتند. از قرائن بر مى آید که آن قوم لجوج و مغرور و خودخواه در برابر سخنان این مرد شجاع و با ایمان سکوت نکردند، و متقابلا از مزایاى شرک سخن گفتند، و او را به بت پرستى دعوت نمودند. لذا او فریاد زد و گفت:" اى قوم! چرا من شما را به سوى نجات دعوت مىکنم اما شما مرا به سوى آتش مىخوانید"؟! من سعادت شما را مى طلبم، و شما بدبختى مرا، من شما را به شاهراه هدایت مىخوانم و شما مرا به بیراهه مىخوانید. آرى" شما مرا دعوت مى کنید که به خداى یگانه کافر شوم و شریکهایى که به آن علم ندارم براى او قرار دهم، در حالى که من شما را به سوى خداوند عزیز غفار دعوت مىکنم.
از آیات مختلف قرآن و نیز تاریخ مردم مصر به خوبى استفاده مى شود که آنها علاوه بر پرستش فراعنه بتهاى فراوانى نیز داشتند، چنان که در آیه 127 سوره اعراف مى خوانیم که اطرافیان فرعون به او گفتند:
«أَتَذَرُ مُوسَى وَقَوْمَهُ لِیُفْسِدُواْ فِی الأَرْضِ وَیَذَرَکَ وَآلِهَتَکَ » آیا اجازه مى دهى که موسى و قومش در زمین فساد کنند و تو و خدایانت را ترک گویند"؟!
یوسف نیز در زندان فراعنه به هم بندهاى خود گفت:
«أَأَرْبَابٌ مُّتَفَرِّقُونَ خَیْرٌ أَمِ اللّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ » آیا معبودهاى پراکنده بهترند یا خداوند یگانه قهار؟! (یوسف آیه 39).
مؤمن آل فرعون سمبلى بود از این مکتب، و رهروى بود از پیشقدمان این راه، و نشان داد که یک انسان با عـزم و اراده راسخ ناشى از ایمـان مى توانـد حتى در اراده فراعنه جبار اثر بگذارد و پیامبر بزرگى را از خطر برهاند
درس بزرگ سرگذشت مؤمن آل فرعون
ادیان الهى و مکتبهاى آسمانى که در برابر طاغوتها و جباران ظاهر شدند در آغاز بوسیله گروه اندکى عرضه شد آنها اگر مى خواستند از کمى نفرات وحشت کنند و کثرت مخالفان را دلیل بر حقانیت آنها بشمرند هرگز این مکتبها رشد نمىکرد. اصل اساسى که بر تمام برنامههاى آنها حاکم بود همان است که امیر مؤمنان على ع در گفتار پرمحتوایش بیان فرموده: «ایها الناس لا تستوحشوا فى طریق الهدى لقلة اهله»:" اى مردم در طریق هدایت از کمى نفرات هرگز وحشت نکنید" مؤمن آل فرعون سمبلى بود از این مکتب، و رهروى بود از پیشقدمان این راه، و نشان داد که یک انسان با عزم و اراده راسخ ناشى از ایمان مى تواند حتى در اراده فراعنه جبار اثر بگذارد و پیامبر بزرگى را از خطر برهاند.
تاریخ زندگى این مرد شجاع و هوشیار نشان مىدهد که همیشه باید حرکات طرفداران حق حساب شده باشد، گاه باید ایمان را اظهار کرد و فریاد کشید، گاه باید براى هدفهاى" کوتاه مدت" و " دراز مدت" ایمان را مکتوم داشت. و تقیه چیزى جز این نیست که انسان به خاطر هدفهاى مقدسش اعتقاد خود را در مقطع خاصى مکتوم دارد. همانگونه که مجهز بودن به سلاح ظاهرى براى درهم کوبیدن دشمن لازم است سلاح برنده منطق نیز ضرورى است که تاثیرش از سلاح ظاهر به مراتب بیشتر است.
لذا کارى را که مؤمن آل فرعون با منطق خود انجام داد در آن شرائط خاص از هیچ سلاحى ساخته نبود. و بالآخره داستان مؤمن آل فرعون نشان مىدهد که خدا اینگونه افراد با ایمان را تنها نمىگذارد و در برابر خطرات در پناه لطف خودش قرار مىدهد. این نکته نیز قابل توجه است که" مؤمن آل فرعون" طبق بعضى از روایات سرانجام به شهادت رسید، و اینکه قرآن مىگوید خداوند او را از توطئه هاى شوم فرعونیان رهایى بخشید، منظور این است که او را از انحراف عقیده و تحمیل کفر و شرک بر او حفظ کرد.
برگرفته از : دایرة المعارف طهور
گروه دین و اندیشه تبیان - عسگری
نویسنده :
حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٤٢ ب.ظ روز سهشنبه ۱۳۸٩/٢/۱٤
شنبه :
امروز رو مثلا گذاشته بودم واسه استراحت و رسیدگی به کارهای شخصی ام ولی مگه این مردم میذارن؟!
یکشنبه:
امروز واقعا اعصابم خورد بود چون به هیچکدام از کارهای اداریم نرسیدم.
8753 تصادفی ، 6893 اعدامی ، 9872 تزریقی ، 44596 ایدزی ، و یک نفر بالای 145 سال سن رو واسه خاطر یک آدم وقت نشناس از دست دادم ... برای خودکشی اونقدر قرص خواب خورده بود که هر کاری میکردم دیگه روحش بیدار نمیشد!
دوشنبه:
رفتم بیمارستان ویزیت یکی از مریضا. دور تختش اونقدر شلوغ بود که نمیتونستم برم جلو. همه روپوش سفید پوشیده بودن و داشتند تند تند یادداشت برمیداشتن. هر جور بود راهو باز کردم و رفتم بالای سر مریض، اما دیدم دانشجوهای پرستاری قبل از من کشتنش. اگه دیر تر رسیده بودم ممکن بود حتی روحشم ناقص کنن!
از همکاری بدم نمیاد، ولی بشرط اینکه قبلا با من هماهنگ بشه وگرنه خوشم نمیاد کسی تو تخصصم دخالت کنه.
سه شنبه:
مادره با دوتا بچه اش میخواستن از خیابون رد شن. اول دست یکی از بچه ها رو گرفتم، اما دیدم اون یکی داره نیگام میکنه.
دست اون یکی رو هم گرفتم، اما دیدم باز مادره داره یه جوری نگام میکنه. اومدم دست خودشم بگیرم، اما دیدم یه عوضی با ماشین همچی با سرعت داره میاد طرفمون که اگه خودمو کنار نکشم ممکنه به خودمم بزنه. با یک اشاره ماشینش منحرف شد و کوبید به درخت. به خودم که اومدم دیدم مادره و بچه هاش از خیابون رد شدن و برای تشکر دارن برام دست تکون میدن.
منم براشون دست تکون دادم و برای اینکه دست خالی نرم همونی که کوبیده بود به درخت رو با خودم بردم. طرف اونقدر خورده بود که روحشم یه جورایی نشئه بود و فکر کنم هنوزم که هنوزه نفهمیده مرده!
چهار شنبه:
خیلی عجله داشتم، اما وایستادم تا دعواشونو ببینم. چون جای دیگه کار داشتم خواستم برم، ولی دیدم یکیشون داره فحش بدبد میده. اونقدر ازش بدم اومد که توی راه بهش گفتم: اگه زبونتو نیگه داشته بودی الان نه خودت چاقو خورده بودی و نه دست من زخمی میشد! الان چند ساعته که همه کارهامو ول کردمو دارم روحش رو پنچرگیری میکنم!
پنج شنبه:
اونقدر از برج ایفل برام تعریف کرده بودند که هوس کردم این آخر هفته ای برم اونجا و یه دیدی بندازم. وقتی رسیدم بالای برج، دیدم یه آقایی با دوربینش رفته رو لبه وایستاده تا از منظره پایین عکس بگیره.راستش ترسیدم بیفته. با خودم گفتم اگه کمکش نکنم ممکنه همچی بخوره زمین که دیگه قابل شناسائی نباشه. با احتیاط رفتم جلو بگیرمش نیفته اما تو یه لحظه جفتمون چنان هل شدیم که روحش موند تو دست من و جونش پرت شد پائین! باور کنید اصلا تو برنامم نبود ولی بالاخره پیش اومد.
جمعه:
بابا ولم کنید جمعه که تعطیله! میگن تو جمعه ها مرده ها هم آزادن، اونوقت خدا رو خوش میاد طفلکی من آزاد نباشم ؟!
راسخون
نویسنده :
حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:٥٥ ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٩/٢/۱۳
دانشمندان اعلام کردند ملاقات با یک زن زیبا میتواند برای سلامت شما مضر باشد.
نتایج یک تحقیق در دانشگاه والنسیا نشان میدهد که ملاقات با یک زن زیبا باعث افزایش هورمون استرس موسوم به کورتیزول در بدن انسان میشود.
این هورمون تحت تاثیر استرسهای فیزیکی و روانی در بدن انسان تولید میشود که می تواند در نهایت منجر به بیماریهای قلبی شود.
برای بررسی این موضوع ، محققان از 84 دانشآموز مذکر خواستند که هر کدام در یک اتاق نشسته و مشغول حل یک پازل شوند.در این اتاق دو غریبه که یک مرد و یک زن هم بودند نشسته بودند.
دانشمندان متوجه شدند زمانی که فرد غریبه مذکر اتاق را ترک میکند و دو مرد در کنار یکدیگر باقی میمانند میزان هورمون استرس آنها تغییری نمی کند ، اما زمانی که فرد مذکر اتاق را ترک میکند ، میزان هورمون استرس در شخص افزایش پیدا میکند.
کورتیزول در دوزهای کوچک میتواند تاثیرات مثبتی در بدن داشته باشد و میزان هوشیاری و سلامت کلی بدن را افزایش دهد .اما در صورتی که این هورمون به طور مداوم در بدن انسان باشد میتواند منجر به بروز بیماریهای پزشکی مانند بیماریهای قلبی ، دیابت و فشار خون بالا شود.
فان پاتوق
نویسنده :
حسین شورگشتی ; ساعت ٩:۱۸ ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٩/٢/۱۳
5 نسخه برای 5 مشکل پوستی در بیماران
حتما شما هم دوست ندارید وقتی سرما خورده اید، کسی شما را با بینی قرمز و چشمان باد کرده ببیند.
خستگی و بی حالی، سردرد و سوزش گلو و بینی دست در دست هم می دهند تا احساس خوبی درباره خودمان نداشته باشیم. اما برای این که همچنان زیبا و جذاب به نظر برسید، متخصصان پوست، توصیه های مناسبی برای شما دارند. 5 مشکل زیر و 5 توصیه متخصصان پوست، نمونه ای از همین قبیل راهنمایی های مناسب محسوب می شوند.
اگر سرما خورده اید و دستمال گوشه های بینی تان را زخم کرده...
یکی از مشکلات اصلی در زمانی که سرما خورده اید و یا در یک مراسم عزاداری گریه کرده باشید این است که دایم یک دستمال کاغذی دست تان می گیرید و با آن بینی تان را می گیرید. تماس مداوم دستمال با پوست بینی و اطراف آن موجب قرمزی پوست اطراف بینی و حتی به مرور زخم شدن آن می شود. از طرف دیگر اگر شما دچار آب ریزش از چشمان تان شده باشید، این دستمال را روی پلک های تان هم می کشید که پلک های متورم و ملتهب شما را قرمز هم می کند. همچنین خود سرماخوردگی و بیماری و از دست رفتن آب بدن موجب می شود پوست شما خشک تر به نظر برسد. داشتن پوست شفاف و سالم یکی از نشانه های زیبایی است که سرماخوردگی، شما را از آن محروم می کند. از یک کرم مرطوب کننده عالی و قوی استفاده کنید و آن را روی پوست صورت و به خصوص زاویه های بینی بمالید. با این کار هم رطوبت از دست رفته پوست تان را به آن باز می گردانید و هم از میزان قرمزی و التهاب پوست شما کاسته می شود. وقتی این التهاب پوست کمتر شود و پوست تان صاف تر شده و کم تر خشک باشد، شما راحت تر می توانید از کرم های آرایشی و پودرها و پنکک ها برای پوشاندن قرمزی و التهاب پوست تان استفاده کنید. شما می توانید با یک پوشاننده مناسب قرمزی اطراف بینی و چشم های تان را بپوشانید.
اگر بیمار هستید و رنگ پریده به نظر می رسید...
حتما شما هم دیده اید که وقتی کسی بیمار است اول از همه رنگ و روی رفته اش، شما را از بدحالیاش آگاه می کند. به طور معمول در حالت سلامت گونه های همه ما اندکی برافروخته است و پوست آن اندکی از پوست نواحی دیگر صورت قرمزتر است ولی وقتی سرما می خورید گونه ها بی رنگ می شوند، بنابراین اگر قصد ندارید آرایش کنید، حداقل وقتی بیمار هستید از اندکی رُژگونه استفاده کنید. استفاده از رُژگونه اندکی صورت شما را سالم تر و تازه تر نشان می دهد. اگر شما پوست روشنی دارید، رُژگونه ای به رنگ صورتی روشن را انتخاب کنید ولی اگر پوست شما کمی سبزه است و یا خودتان را برنزه کرده اید، رنگ های تمشکی را به شما توصیه می کنیم.
اگر شب را بیدار بوده اید و چشم های تان قرمز شده...
وقتی شب بیدار مانده اید و یا خسته اید و یا بیمار هستید، هر چه قدر هم وانمود کنید که بیمار نیستید چشم های تان از فاصله چند متری نشان می دهند. پوست اطراف چشم ها و پلک ها از پوست سایر نقاط صورت ظریف تر و نازک تر است و بافت های زیرین خیلی شل تر به آن متصل هستند. به همین خاطر مایعات فضای زیادی در اطراف چشم ها دارند که در آنجا جمع شوند و پلک های شما را پُف کرده نشان دهند. انقباض رگ های زیر پوست هم موجب می شود که مایعات نتوانند به راحتی جذب رگ شده و از اطراف پلک ها خارج شوند و این خود موجب می شود که تورم پلک های تان بیش تر شود. شما برای این که از شر تورم چشم های تان خلاص شوید، یک عدد خیار را داخل یخچال بگذارید تا خنک شود، سپس آن را برش داده و برش هایی از آن را روی پلک های بسته تان بگذارید. البته می توانید از هر کمپرس سرد دیگری هم استفاده کنید. استفاده از چای های کیسه ای خنک یک راه حل ساده ی دیگر برای کاهش پُف کردگی پلک های شما است. کافئین هم در کاهش پُف کردگی پلک چشم و صاف و کشیده شدن پوست موثر است.
اگر می ترسید بیماری تان سرایت کند...
وقتی سرما خوردهاید، باید بیش از هر زمان دیگری بهداشت لوازم آرایشی تان را رعایت کنید چون میکروب هایی که روی ریمل شما و یا پدهای آرایشی شما می نشینند می توانند به راحتی با مخاط چشم و یا بینی و دهان شما تماس پیدا کرده و دوباره شما را دچار التهاب و عفونت و سرماخوردگی کنند، بنابراین وقتی سرما خورده اید پس از هر بار استفاده از برس های آرایشی و یا فرچه هایی که برای آرایش از آن ها استفاده می کنید باید آن ها را با یک ماده ضدعفونی کننده مخصوص این برس ها، ضدعفونی کنید تا از انتشار میکروب های سرماخوردگی پیشگیری کنید. محلول های ضدمیکروبی مخصوص ماشین های لباس شویی هم برای ضدعفونی لوازم آرایشی شما موثر هستند. فراموش نکنید به هیچ وجه وقتی سرما خورده اید لوازم و مواد آرایشی خودتان را در اختیار دیگران قرار ندهید چون همین استفاده از لوازم مشترک موجب انتقال میکروب سرماخوردگی خواهد شد. بعضی ها به دنبال سرماخوردگی دچار تبخال هم می شوند، بنابراین وقتی سرما خورده اید به آرایشگاه نروید چون لوازم و مواد آرایشی موجود در آرایشگاه به صورت اشتراکی بین مشتریان استفاده می شود و شما دیگران را نیز دچار سرماخوردگی خواهید کرد.
اگر بیمار هستید و نمی خواهید بیمار به نظر برسید...
اگر شما بیمار شده اید، باید کمی نحوه ی آرایش تان را تغییر دهید و از رنگ هایی که قبلا استفاده می کردهاید، کمتر استفاده کنید. سایه های تیره صورت شما را گرفته تر نشان می دهند. همچنین از سایه های صورتی استفاده نکنید چون این سایه ها پلک های شما را بیش از پیش صورتی و قرمز و ملتهب نشان می دهند. به جای آن، سراغ سایه هایی به رنگ طبیعی تر مانند قهوهای و خاکستری بروید.
دکتر هانیه زایررضایی
تبیان
نویسنده :
حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٤۱ ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٩/٢/۱٢
مسابقه ی عشوه گری برای دختران
بنابر گزارشی در ایالات متحده، تصویری که رسانه های این کشور از دختران جوان به عنوان وسیله ای برای شهوترانی ترسیم می کنند باعث آسیب روحی و جسمی آنها و حتی دختران خردسال شده است این در حالی است که برخی بازی های ویدیویی تصویری جنسی از دختران را نشان می دهد.
این گزارش که توسط "انجمن روانشناسی آمریکا"، تهیه شده، هشدار داده که نگاه رسانه های سراسری این کشور به دختران جوان (نشان دادن آنها در حد یک وسیله شهوترانی) تاثیر منفی بر سلامت روانی آنها می گذارد و باعث بروز عارضه های روانی همچون اختلال در خوردن، کاهش عزت نفس و افسردگی می شود.
در همین حال، بنابر یک نظرسنجی بیش از نیمی از دختران و زنان جوان بریتانیا می گویند که به قدر کافی لاغر نیستند و برای بهتر شدن ظاهرشان حاضرند زیر تیغ جراحی پلاستیک بروند.
هشت درصد از 25 هزار دختر و پسر 17 تا 34 ساله ای که مورد سوال قرار گرفتند نیز اذعان کردند که برای کم کردن وزن خود از روش برگرداندن غذا استفاده کرده اند.
انجمن روانشناسی آمریکا برای مقابله با نگرش جنسی به دختران توصیه کرده رسانه ها نگرشی مثبت تر در مورد زنان را اشاعه دهند و والدین، مدارس و کارشناسان بهداشتی در مورد تاثیر این گونه تصاویر بر دختران و پسران هشیار باشند.
رسانه های غربی با نگاه جنسی به زنان به تخریب هویت و عزت آنان شده است و شان زن را در حد کالا تنزل یافته است.
نگرش جنسی در فرهنگ آمریکایی
روانشناسان آمریکایی در این گزارش آورده اند که مطالب نشریات، برنامه های تلویزیونی، بازی های ویدیویی، ترانه ها و تصاویر ویدیویی گروه های موسیقی مختلف که نگاهی جنسی به دختران و زنان دارند نه تنها ممکن است باعث خودکم بینی آنها نسبت به ظاهرشان شود بلکه همچنین تاثیری منفی بر سلامت رشد جنسی دختران و پسران می گذارد.
در این تحقیق همچنین از آگهی های تبلیغاتی که برای فروش کالاها از تصاویری با بار جنسی استفاده می شود، انتقاد شده است.
این گزارش، "نگرشی جنسی" را این گونه تعریف می کند: وقتی ارزش فرد فقط با جاذبه جسمی یا رفتار جنسی او و نه دیگر خصیصه هایش محک زده می شود و وقتی فرد فقط به عنوان وسیله ای برای ارضاء شهوت جنسی به تصویر کشیده شود.
انجمن روانشناسی آمریکا در گزارش خود آورده اند: "عروسکی که دامن کوتاه سیاه چرمی و چکمه های تنگ ساق بلند به تن دارد، لباس دختر بچه های هفت ساله که با واژه های نامناسب تزئین شده، ترغیب دختران پنج - شش ساله به عشوه گری در مسابقات زیبایی کودکان، همه و همه بخشی از فرهنگ آمریکایی شده که به زن و دختر به عنوان یک وسیله شهوترانی و نه انسان نگاه می کند.
دکتر آیلین زوربریگن، که هدایت تهیه این گزارش را برعهده داشته، می گوید: "نگرش جنسی به دختران در موفقیت تحصیلی آنها نیز تاثیر منفی گذاشته و آن دسته از آنها که خود را در حد یک شی تزئینی می بینند در برخی دروس مدرسه، از جمله ریاضیات و یا حل مسائل فکری موفقیت کمتری دارند."
انجمن روانشناسی آمریکا برای مقابله با نگرش جنسی به دختران توصیه کرده رسانه ها نگرشی مثبت تر در مورد زنان را اشاعه دهند و والدین، مدارس و کارشناسان بهداشتی در مورد تاثیر این گونه تصاویر بر دختران و پسران هشیار باشند.
دکتر زوربریگن گفت: "ما به عنوان یک جامعه باید تصاویر جنسی از دختران را با تصاویری مثبت تر، مثلا نشان دادن این که هر کدام منحصر به فرد هستند و همچنین نشان دادن توانایی های زنان و دختران، جایگزین کنیم. هدف ما باید دادن پیامی به دختران و پسران در سنین بلوغ باشد که منجر به سلامت رشد جنسی آنها شود."
این گزارش همچنین آورده که دولت ها نیز مسئول هستند که برای کاهش این گونه تصاویر از زنان و دختران در رسانه ها اقدام کنند.
این گزارش حاکی از آنست که رسانه های غربی با نگاه جنسی به زنان به تخریب هویت و عزت آنان شده است و شان زن را در حد کالا تنزل یافته است.
این در حالی است که غرب همیشه اسلام را خاطر حفظ عزت نفس زنان و خانواده ناقض حقوق بشر می خواند؟!
منبع : جهان
گروه خانواده و زندگی سایت تبیان
نویسنده :
حسین شورگشتی ; ساعت ٩:٢٥ ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٩/٢/۱٢
آیا می دانید تقریبا یک سوم وزن یک زن و یک دوم وزن یک مرد را ماهیچه تشکیل می دهد.
آیا می دانید 30 برابر جمعیتی که امروزه بر روی کره زمین است در زیر خاک مدفون اند.
آیا می دانید با یک مداد می توان خطی به طول 56 کیلومتر کشید.
آیا می دانید عقرب ها تنها موجوداتی هستند که اشعه رادیواکتیو تاثیری بر آنها ندارد.
آیا می دانید عقرب ها دو دشمن دارند که یکی از آن ها یک نوع سار و دیگری مگس است.
آیا می دانید شیشه به ظاهر جامد است ولی مایعی است که با سرعت بسیار کند حرکت می کند.
آیا می دانید اولین راه شوسه و زیرسازی شده در جهان توسط داریوش ساخته شد.
آیا می دانید نور می تواند در یک ثانیه 7.5 دور، دور زمین بچرخد.
آیا می دانید اگر تمام رگ های خونی را در یک خط بگذاریم تقریبا 97000 کیلومتر می شود.
آیا می دانید سرعت صوت در فولاد 14بار سریع تر از سرعت آن در هواست.
آیا می دانید وقتی مگس بر روی یک میله فولادی می نشیند به اندازه 2میلیونیم میلیمتر خم می شود.
آیا می دانید فشار در مرکز خورشید تقریبا 700 میلیون تن بر 5/4 مترمربع است.
آیا می دانید طول عمر مردم سوئد و ژاپن از دیگر ملل جهان بیشتر است.
آیا می دانید داغ ترین نقطه زمین در دالول اتیوپی است که دمای هوا در سایه 94 درجه است.
آیا می دانید 1 لیتر سرکه در زمستان سنگین تر از تابستان است.
آیا می دانید 60 درصد از ماهواره های جهان، نظامی و 40 درصد بقیه غیرنظامی است.
آیا می دانید در هر ثانیه 5000 بیلیون بیلیون الکترون به صفحه TV برخورد می کند تا تصویر را ایجاد کند.
آیا می دانید یک بیلیون برابر با میلیون ضرب در میلیون است.
آیا می دانید شانس شبیه بودن دو اثر انگشت 1 به 64 میلیارد است.
آیا می دانید یک گالن روغن سوخته، می تواند تقریبا 1 میلیون گالن آب تمیز را آلوده کند.
آیا می دانید خوردن 1 سیب اول صبح، بیشتر از قهوه باعث دورشدن خواب آلودگی می شود.
آیا می دانید قدیمی ترین آدامسی که جویده شده، متعلق به 9000 سال پیش بوده است.
آیا می دانید اسکیموها هم از یخچال استفاده می کنند، منتها برای محافظت غذا در مقابل یخ زدن.
آیا می دانید جویدن آدامس هنگام خردکردن پیاز مانع از اشک ریزی شما می شود.
آیا می دانید در 4000 سال قبل، هیچ حیوانی اهلی نبود.
آیا می دانید به طور متوسط روزانه 12 نوزاد به خانواده ها اشتباه داده می شوند.
آیا می دانید هیچ کس نمی داند چرا صدای اردک ها اکو نمی شود.
آیا می دانید سس کچاپ در سال 1830 به عنوان یک دارو به فروش می رفته است.
آیا می دانید لئوناردو داوینچی 10 سال طول کشید تا لب های مونالیزا را نقاشی کند.
آیا می دانید وقتی پاهایتان را آرام بالا بیاورید و به پشت بخوابید در ماسه فرو نمی روید.
آیا می دانید اکثر افراد در کمتر از 7 دقیقه خوابشان می برد!
آیا می دانید یک انسان 8 ثانیه بعد از قطع گردن هنوز به هوش است.
آیا می دانید سالی 500 شهاب سنگ به زمین برخورد می کنند.
آیا می دانید خورشید روزی 126000 میلیارد اسب بخار انرژی به زمین می فرستد.
آیا می دانید کوچک ترین زمین فوتبال ساخته شده یک بیست هزارم یک تار مو است.
آیا می دانید با دویدن می توان مسافر زمان بود و کسری از ثانیه از دیگران بیشتر عمر کرد.
آیا می دانید 56 درصد افرادی که چپ دست هستند، تایپیست اند.
آیا می دانید برای تولید 1 لیتر بنزین 23.5 تن گیاه در گذشته مدفون شده است.
آیا می دانید هر 1 دقیقه نسل یک موجود زنده منقرض می شود.
آیا می دانید داوینچی با یک دست می نوشت و با دست دیگر نقاشی می کشید.
آیا می دانید گوش و بینی در تمام طول عمر رشد می کنند.
آیا می دانید آب دریا بهترین ماسک صورت است.
آیا می دانید در ساخت برج ایفل 2.5 میلیون پیچ و مهره به کار رفته است.
آیا می دانید بینی انسان قادر به تشخیص 10000 نوع بوی مختلف است.
آیا می دانید انرژی که خورشید در 1 ثانیه تولید می کند برای مصرف 1 میلیون سال زمین کافی است.
آیا می دانید غیرممکن است که بتوانید با چشم باز عطسه کنید.
آیا می دانید ما در طول زندگیمان 18 کیلو پوست می اندازیم.
آیا می دانید رنگ مورد علاقه 80 درصد آمریکایی ها آبی است!
آیا می دانید وقتی شخصی در سریلانکا سرش را از طرفی به طرفی دیگر تکان می دهد یعنی "باشه".
آیا میدانستید که اگر کلفتی تار عنکبوت به اندازه مغز یک مداد به هم تنیده میشد میتوانست یک هواپیمای بویینگ سنگین وزن را تحمل کند؟
آیا میدانستید که این حقیقت دارد که به راستی فیل از موش میترسد؟
آیا میدانستید که شلوغ ترین مکان دنیا کندوی زنبور عسل است؟
آیا میدانستید که در حال حاضر 6 میلیون اختراع در جهان وجود دارد که ادیسون با 1094 اختراع رکورد دار است؟
آیا میدانستید که اگر تمام کرات منظومه شمسی را با هم جمع کنیم و سپس آن را دو برابر کنیم باز هم به اندازه کره مشتری نمیشود؟
آیا میدانستید که وسعت کره ماه به اندازه قاره استرالیاست؟
آیا میدانستید که ملخ ها فراوان ترین موجودات بر روی زمین هستند و موجوداتی هستند که در روز دو برابر وزن خود غذا میخورند؟
آیا میدانستید که هر چشم مگس از10 هزار عدسی تشکیل شده است؟
آیا میدانستید که طبیعت سیاره اورانوس بر خلاف زمین است یعنی دو قطبش گرم و قسمت های استوایی آن بسیار سرد است؟
آیا میدانستید که سوسک ها مقاوم ترین موجودات در برابر گرسنگی هستند. آنها میتوانند یک ماه بدون غذا و دو ماه بدون آب زنده بمانند؟
آیا میدانستید که نیروی جاذبه ماه میتواند باعث زمین لرزه شود؟
آیا میدانستید که شیارهاى کف دست کمکی براى بهتر گرفتن اشیاء است؟
آیا میدانستید که لاشخورها قادر به دیدن یک موش کوچک از ارتفاع ۴ کیلومتری میباشند؟
آیا میدانستید که مردم فیلیپین به بیش از ۱۰۰۰ لهجه سخن میگویند؟
آیا میدانستید که مورچه ها هم شمردن بلدند و قدم هایشان را برای مسیر یابی میشمارند؟
آیا میدانستید که مصرف زغال اخته از تنگی عروق خون جلوگیری میکند؟
آیا میدانستید که خورشید در مدار کهکشان شیری با سرعت ۹۰۰۰۰۰ کیلومتر در ساعت حرکت میکند؟
آیا میدانستید که نام قدیم یونان، هلاس برگرفته از هلیوس خدای خورشید بوده است؟
آیا میدانستید که فقط قورباغه های نر قور قور میکنند؟
آیا میدانستید که خرس با تمام سنگینی خود میتواند با سرعت ۵۰ کیلومتر در ساعت بدود؟
آیا میدانستید که افراد باهوش داراى روى و مس بیشترى در موهایشان هستند؟
آیا میدانستید که شکلات بر عصب و قلب سگ تاثیر بد دارد، با کمی شکلات میتوان یک سگ را کشت؟
آیا میدانستید که یک قطره لیکور عقرب را دیوانه میکند و عقرب خودش را نیش میزند و میکشد؟
آیا میدانستید که مایع موجود در نارگیل نارس را میتوان بجای پلاسمای خون استفاده کرد؟
آیا میدانستید که درخت بلوط تا قبل از پنجاه سالگی میوه نمیدهد؟
آیا میدانید نوعی عنکبوت میتواند ۳۰۰ برابر وزنش را بلند کند.
آیا میدانید طول موج نور مرئی بین ۷۰۰ - ۴۰۰ نانومتر است.
آیا میدانید خورشید کوچکترین ستاره دنیا است.
آیا میدانید وقتی به خورشید نگاه میکنید صحنه ۸ دقیقه قبل از آن را مشاهده میکنید.
آیا میدانید مردم فیلیپین به بیش از ۱۰۰۰ لهجه سخن میگویند.
آیا میدانید مسن ترین انسان دنیا با ۱۴۲ سال سن الان در ایران زندگی میکند.
آیا میدانید به گفته صندوق پول جهان ایران در تورم رتبه ۵ جهان است و تا چند سال دیگر ۱ خواهد شد.
آیا میدانید ایران فلاتی به وسعت ۱/۶۴۸/۱۹۵ کیلومتر مربع است.
آیا میدانید گرانترین کفش دنیا ۱ میلیارد و ۷۰۰ میلیون تومان است.
آیا میدانید گرانترین سینمای خانگی ۲۱۰ میلیون تومان است.
آیا میدانید گرانترین بلندگوی جهان ۲۱۰ میلیون تومان قیمت دارد.
آیا میدانید گرانترین ساعت دنیا سویسی بوده و ۱ میلیارد تومان است.
آیا میدانید گرانترین ماشین دنیا یک الگانس که با الماس تزیین شده و بیش از ۱ میلیارد است.
آیا میدانید فاصله بین مچ دست تا ارنج برابر با طول کف پا است.
مجله همشهری جوان لیستی حیرت انگیز از اسامی ایرانیان منتشر کرده که صاحبان این اسامی، از سال هفتاد به این سو برای تغییر نامشان، به ثبت احوال مراجعه کرده اند.
در بین اسامی دختران این اسم ها به چشم میخورد: آشفته، آبجی مار، آواره، آفت، ادامه، ارزان، بانک ناز، آمریکا، برنج، خواننده، زابل، رادار، عرعر، غم انگیز، قیطان، کشمش، عکس و ... و در بین اسامی پسران: ببر، باقالی، عادی، سنجاب، کافر، ستم، کلاغ، مزاحم، مسکو و ... !
عکسها در ادامه
ادامه مطلب
بچه 14ماهه ، قدبلندتر از مادرش
__________________
پاتوق ایرانیان
مرد نیجریایی که 86 همسر و 138 فرزند دارد، بعد از لغو شدن حکم اعدامش، تولد 86 سالگی خود را با خانواده اش جشن گرفت.
ماساپا در سال گذشته به دلیل تعدد زوجات به اعدام با چوبه دار محکوم شده بود. او قصد نداشت هیچکدام از همسرانش را طلاق دهد و فقط با 4 همسرش زندگی کند.
به نوشته روزنامه های محلی، در آن زمان همسران این مرد نسبت به حکم صادره عکس العمل نشان دادند و هر کدام از آنها به دادگاه شکایت کرده و با اظهار اینکه ترجیح می دهند در کنار 85 همسر مرد نیجریایی با شوهرشان زندگی کنند، خواستار عدم جدایی از او شدند.
مرد نیجریایی نیز مرگ را در راه پایداری عشق و وفا نسبت به همسرانش را به جدایی از آنان ترجیح داد، به همین دلیل لقب «بزرگ عاشقان» را گرفته است.
مرد نیجریایی پس از گذشت مدتی از سوی دادگاه عالی نیجریه عفو شد، بدین ترتیب حکم اعدامش لغو شد.
فان پاتوق

کتاب الکترونیکی آموزش فارسی نرم افزار Microsoft Office Word 2003 که در سایت میهن دانلود برای کاربران محترم قرار گرفته و شامل مباحث بسیار مفیدی در رابطه با این نرم افزار پرکاربرد می باشد.با مطالعه ی این کتاب شما می توانید کار با قسمت هایی همچون Table ها ، سایه ها ، جداول ، منوها و ابزارها ، Template ها و همچنین قوانینی راجع به تایپ فارسی آشنا خواهید شد.فرمت این کتاب الکترونیکی Pdf و قابل اجرا در نرم افزارهای Pdf Reader می باشد.هم اکنون می توانید با مراجعه به ادامه ی مطلب این کتاب الکترونیکی را از سایت میهن دانلود دریافت نمایید.
![Rosetta_Stone_v3.4.5_Japanese_[www.MihanDownload.com].jpg](http://mihandownload.com/Rosetta_Stone_v3.4.5_Japanese_[www.MihanDownload.com].jpg)
امروزه زبان یکی از مهمترین وسیله های ارتباطی در میان مردم سراسر جهان به شمار میرود. در واقع هر فرد با آموختن زبان یک کشور به راحتی می تواند با افراد آن کشور ارتباط برقرار کند به همین خاطر امروزه کلاسهای آموزش زبان در سراسر دنیا از علاقه مندان بسیار زیادی بر خوردار است. اما حضور در این کلاسها برای همه ی افراد امکانپذیر نبوده زیرا برخی از افراد به دلیل مشغله ی کاری زیاد خود نمی توانند در کلاسهای یادگیری زبان خارجه شرکت کنند. به همین منظور این دسته از افراد برای اینکه از سایر افراد جامعه عقب نمانند از نرم افزارهای کمک آموزشی بهره میگیرند. تا به حال نرم افزار های مختلف یادگیری زبان خارجه به خصوص زبان انگلیسی ساخته شده است که هر کدام از آنها دارای نقاط ضعف و قوت بسیار زیادی هستند اما در این میان یکی از نرم افزارهایی که در این عرصه از محبوبیت بیشتری نسبت به سایر نرم افزارهای آموزش زبان در میان کاربران برخوردار است نرم افزار RosettaStone میباشد. این نرم افزار به عنوان نرم افزار شماره یک آموزشی در جهان، توسط مردم 150 کشور دنیا با موفقیت استفاده شده است و توسط کمپانی های معتبر و معروفی همچون IBM و Telekom و نیز هزاران مدرسه و کالج جهت آموزش کاربران و کار آموزان در سراسر دنیا مورد استفاده قرار میگیرد. همچنین این نرم افزار در زمینه آموزش و ارتقا سطح دانش زبان برنده جایزه Dynamic Immersion™ method شده است. شما با استفاده از این نرم افزار بسیار قدرتمند دیگر نگرانی از بایت یادگیری زبانهای خارجه نخواهید داشت زیرا در آن تمامی ابزارها نظیر Audio-Lingual, Communicative, Task-Based Study و ... به صورت پیشرفته و کاملآ مدرن قرار دارد. کار آموزان با کمک این نرم افزار طی 210 جلسه آموزش زبان را فراخواهند گرفت که البته این 210 جلسه در دو سطح 92 جلسه ای و نیز 118 جلسه ای خواهد بود و پس از اتمام این جلسات به راحتی شما قادر خواهید بود به زبان مورد نظرتان صحبت کنید. یکی دیگر از قابلیتهای بسیار عالی این نرم افزار تلفظ صحیح کلمات و جملات و نیز تست آنها میباشد. در واقع ابتدا شما به تلفظ