خطرات مدرن وب را جدی بگیرید (پنج راهکار پیشگیرانه)
خطرات مدرن وب را جدی بگیرید (پنج راهکار پیشگیرانه)
آموزش و آگاهی دادن به کاربران، راهکارهای پیشگیرانه و استفاده از راهحلهای امنیتی مدرن وب، از اجزای یک دفاع همه جانبه در برابر تهدیدات جدید به شمار میروند.
به گزارش پایگاه خبری فناوری اطلاعات برسام، چندین روش پیشگیرانه و ضروری که پیادهسازی آنها به کاهش خطرات منجر شده و تا حد امکان کاربر را از تهدیدات اینترنتی جدید دور نگاه میدارند، در این گزارش و بر اساس اعلام مرکز مدیریت امداد رایانهیی ماهر، توضیح داده شده است.
رایانه خود را به روز نگاه داشته و بهروزرسانیها را بهموقع نصب کنید
سیستم عامل، مرروگرها، Plug-in های مرورگرها، Media Players PDF Reader و دیگر برنامههای کاربردی باید به روز رسانی شوند. این کار میتواند خسته کننده و وقتگیر باشد اما متاسفانه هکرها نیز برروی افرادی حساب میکنند که اطلاعات و یا حوصله کافی را برای به روز نگه داشتن سیستمهای خود ندارند.
بسیاری از بدافزارهای وب، از کدهای سوءاستفاده آمادهای استفاده میکنند که به صورت تجاری در دسترس بوده و حاوی دهها تست کننده آسیبپذیری مختلف، Redirector ها و کدهای سوءاستفاده واقعی هستند. اغلب این کدهای سوء استفاده کننده به محض شناسایی هر نقض امنیتی، به آن حمله میکنند.
این بستههای بدافزار برای سوءاستفاده از افرادی ساخته شده است که آگاهی کافی برای به روزرسانی و نصب اصلاحیههای نرم افزارها و سیستم عامل رایانه خویش را ندارند.
اهداف اصلی این بستههای بدافزار مبتنی بر وب نه تنها شامل سیستم عامل و مرورگرهای وب همچون IE، فایرفاکس Safari Chrome و Opera میشود بلکه plug-inهای مشترک بین مرورگرها همچون PDF ،Readerها، Flash Playerها، Quick Time و محیط اجرایی جاوا را نیز در برمیگیرد.
از نرمافزارهای وب استاندارد استفاده کنید
در صورتی که نکته شماره ۱ را مطالعه کرده باشید، ممکن است هنوز هم فکر کنید که نگهداری سیستم در وضعیت کاملا به روز، در حالی که تمام اصلاحیههای امنیتی نیز بر روی آن نصب شدهاند، کار بسیار طاقت فرسایی است. اما موضوع زمانی پیچیدهتر میشود که ندانید چه نرمافزارهایی برروی شبکه شما اجرا میشوند و یا کاربران شبکه از مرورگرها، Pluginها و Media Playerهای مختلف و متفاوتی استفاده کنند. در این صورت است که کار به روزرسانی دائمی نرمافزارها بسیار سخت و تقریبا غیرممکن میشود.
همان طور که قبلا گفته شد، حملات مدرن وب معمولا با استفاده از بستههای بدافزاری آماده که برای سوء استفاده از صدها آسیبپذیری در نرمافزارهای مختلف طراحی شدهاند، انجام میشوند. بنابراین گستردگی بیشتر دامنه سکوها و نرمافزارهای مورد استفاده در شبکه، فرصت بیشتری را برای سوء استفاده از سیستمهای موجود در شبکه در اختیار هکرها قرار میدهد. همچنین احتمال کشف یک آسیبپذیری در یک برنامه کاربردی که اصلاحیه آن به موقع نصب نشده است، افزایش مییابد.
بهترین کار برای کاهش چشمگیر سطح تهدیدات، ایجاد یک مجموعه کوچک از برنامههای کاربردی اساسی برای ارتباط با اینترنت و ملزم کردن کاربران به استفاده از آنهاست.
مرورگرها را امن سازید
شما باید با امکانات مختلف امنیتی مرورگرتان آشنایی پیدا کنید زیرا برخی از تنظیمات امنیتی تنها تعداد هشدارها را افزایش میدهند و بدون اینکه تاثیر خاصی بر روی سطح امنیتی داشته باشند، تنها باعث اذیت و آزار کاربر میشوند، در حالی که برخی تنظیمات دیگر اهمیت بهسزایی در کاهش سوء استفادهها و تهدیدات دارند.
سیاست بهکارگیری کلمه عبور قدرتمند اعمال کنید
هدف از سیاست اعمال کلمه عبور بسیار واضح است: در صورتی که نمیخواهید هر کسی به فایل یا اطلاعات مشخصی دسترسی داشته باشد، یک کلمه عبور را تعیین میکنید تا تنها افراد مجاز قادر به دسترسی به اطلاعات مذکور باشند. هدف از ایجاد یک کلمه عبور موثر، حفظ کلمات عبور از به آسانی حدس زده شدن و یا شکسته شدن توسط هکرها است.
علاوه بر تعداد زیاد آسیبپذیریهای موجود در سیستمها، برخی سازمانها حتی این راهکار موثر و ساده کاهش خطر را نیز رعایت نمیکنند.
راهکارهای موثری برای امنیت وب مورد استفاده قرار دهید
یک راهکار امنیت وب مناسب، یکی از اجزاء ضروری استراتژی کلی برای محافظت از سازمان در برابر تهدیدات مدرن وب است. یک راهحل امنیتی مناسب، با محدود کردن مراجعه کاربران به وب سایتهایی که مرتبط با کار آنها است (یا حداقل ممانعت از دسترسی آنها به وب سایتهای غیرمجاز و آلوده که زمینه مناسبی برای رشد بدافزارهاست)، خطرات را کاهش میدهد.
این راهحل همچنین از شما در برابر وب سایتهای قانونی و مطمئنی که هر روز به آنها مراجعه میکنید، اما ممکن است در دست هکرها افتاده باشند تا بیسر و صدا به انتشار بدافزار بپردازند، محافظت به عمل میآورد. بالاخره چنین راهحلی به حفظ منابع اینترنت در برابر سوء استفادههایی همچون انتقال اطلاعات غیرمجاز و یا سرقت پهنای باند کمک میکند.
فیلتر کردن براساس کارایی و شهرت وب سایتها یک سیاست کاربری قابل قبول را ارائه میدهد و همچنین از گسترده شدن تهدیدات وب سایتهای بدنام و خرابکار جلوگیری به عمل میآورد. از طرف دیگر این سیاست، وب سایتهای با شهرت بد را نیز مستقل از طبقهبندی آنها فیلتر میکند.
فیلتر کردن پراکسی به کاربران اجازه نمیدهد که از محدودیتهای اعمال شده در فیلتر گذر کرده و در نتیجه خود و سازمان مربوطه را به خطر اندازند. فیلتر کردن بلادرنگ بدافزارها، آنها را بلافاصله در زمان دریافت از یک وب سایت خرابکار گیر میاندازد.
همچنین فیلتر کردن براساس محتوا، از طرفی انواع فایلی که معمولا با بدافزارها همراه هستند را شناسایی میکند و از طرف دیگر چگونگی مصرف پهنای باند را زیر نظر دارد.
با رعایت همه نکات مذکور میتوانید تا حد بسیار زیادی از بروز حملات در شبکه جلوگیری به عمل آورید و به امنیت شبکه را به سطح مطلوب و قابل قبولی برسانید.
حضور جبرئیل در حوادث ظهور امام عصر(عج)
حضور جبرئیل در حوادث ظهور امام عصر(عج)

صیحه آسمانی
صیحه از جمله نشانههای حتمی ظهور است که اندکی پیش از ظهور عمومی امام عصر(ع) رخ میدهد. ابوبصیر از حضرت امام محمّد باقر(ع) روایت نموده که فرمود:
« هر گاه دیدید آتشی بزرگ و شعلهور سه روز یا هفت روز از مشرق طلوع کرد ، به خواست خداوند منتظر فرج و ظهور دولت آل محمّد باشید ؛ زیرا خداوند بر همه چیز غالب و حکیم است .» سپس فرمود: «گویندهای از آسمان نام قائم را میبرد به طوری که از مشرق تا مغرب آن را میشنوند. هر کس خواب است ، بیدار میشود و هر کس ایستاده ، مینشیند و هر کس نشسته از وحشت آن صدا برمیخیزد . خدا رحمت کند کسی را که از آن صدا عبرت میگیرد ؛ زیرا صدای اوّل ، صدای جبرئیل امین است.»
ایشان ادامه دادند :
« در آخر آن روز، صدای شیطان ملعون به گوش میرسد که میگوید: آگاه باشید ! فلانی (مقصود سفیانی است) مظلوم کشته شده است تا بدین وسیله ، مردم را به شک بیندازد و در میان آنها فتنه انگیزد ، چه بسیار مردم مردّد و متحیّری که در آن روز به واسطه این شک به آتش دوزخ درافتند . ولی شما اگر صدای اوّل شنیدید ، شک نکنید که صدای جبرئیل است و علامت آن اینست که اسم قائم و پدرش را میبرد ، به طوری که دختران پردهنشین نیز آن را میشنوند و پدر و برادر خود را تشویق به بیرون آمدن ، میکنند .»1
جبرئیل در روز ظهور امام زمان(ع)
در مقاطع مختلف پس از ظهور، جبرئیل و میکائیل حضور ملموسی دارند ، که از آن جمله میتوان به سرآغاز ظهور و هنگامه بیعت با حضرت مهدی(ع) در « مسجدالحرام » و نیز لشکر کشی برای نبرد با سفیانی 21 و شکست و کشتن او اشاره کرد .2
پس از به دست گرفتن حکومت مکّه توسط امام عصر(ع) و سلطه بر این منطقه ، با توجّه به جنایات سفیانی از « شام » تا « عراق » و « شبه جزیره » ، مهمترین و ضروری ترین اقدام ، عقب راندن و دفع اوست . از همین رو امام(ع) با سپاهیانی که تحت رهبری ایشان و فرماندهی سیصد و سیزده یارشان تشکیل شده ، با هسته اوّلیه ده هزار نفره به تعقیب سپاهیان سفیانی میپردازند .
امام محمّد باقر(ع) روایت نموده که فرمود: « هر گاه دیدید آتشی بزرگ و شعلهور سه روز یا هفت روز از مشرق طلوع کرد ، به خواست خداوند منتظر فرج و ظهور دولت آل محمّد باشید ؛ زیرا خداوند بر همه چیز غالب و حکیم است .» سپس فرمود: «گویندهای از آسمان نام قائم را میبرد به طوری که از مشرق تا مغرب آن را میشنوند. هر کس خواب است ، بیدار میشود و هر کس ایستاده ، مینشیند و هر کس نشسته از وحشت آن صدا برمیخیزد . خدا رحمت کند کسی را که از آن صدا عبرت میگیرد ؛ زیرا صدای اوّل ، صدای جبرئیل امین است»

پرونده جنایات سفیانی در همان منطقهای بسته میشود که از آنجا آغاز شده بود . میکائیل و جبرئیل ، از جمله شاخصترین افرادی هستند که در این نبرد و لشکرکشی، امام (ع) را همراهی میکنند . ظاهراً جبرئیل فرماندهی ملائکه جناح راست و میکائیل فرماندهی ملائکه جناح چپ را برعهده دارند .3
امام مهدی(ع) پس از ظهور و شکست سفیانی به ناچار با غربیان وارد نبرد و جنگ می شوند .4
اندکی که از آغاز نبرد میگذرد با وساطت حضرت مسیح (ع)، صلحی چند ساله با مسیحیان و غربیان بسته میشود . آنان تنها مدّت کوتاهی به این پیمان ، متعهّد می مانند و مدّتی بعد آن را نقض میکنند . همین امر جنگ دوم امام عصر (ع) را باعث میگردد که به آرامی زمینههای نبرد با ابلیس و ابلیسیان فراهم میگردد . 5
پس از آنکه دجّال به جمع آوری نیرو و پیرو پرداخت ، با خیل عظیمی رو به سوی مکّه و «مدینه» میکند که با ممانعت میکائیل در مکّه و جبرئیل در مدینه مواجه میشود .6
مرگ جبرئیل(ع)
ماجرای مرگ جبرئیل در آخر دوران را ، امام ششم(ع) چنین بیان نمودهاند :
«چون خدا اهل زمین را بمیراند، درنگ کند به اندازه زمانی که خلق بودهاند و به اندازی آنچه آنها را میرانیده و چند برابرش، سپس اهل آسمان اوّل را میراند سپس درنگ کند به مانند آنچه خلق را آفریده و مانند آنچه اهل زمین و اهل آسمان اوّل را میرانده و چند برابر آن، سپس اهل آسمان دوم را بمیراند و به همین ترتیب بیان کرده تا مرگ اهل آسمان هفتم و فرمود: پس از آن درنگ کند به مانند دوران خلقت و دوران مرگ اهل زمین و اهل هفت آسمان و چند برابر آن. سپس میکائیل را بمیراند، سپس درنگ کند به مانند زمان آفرینش خلق و مانند همه اینها و چند برابر آن. سپس جبرائیل را بمیراند و پس از درنگ همه این مدّت و چند برابرش اسرافیل را بمیراند و پس از درنگ همه آن مدّت و چند برابر آن، عزرائیل را بمیراند...». 7
فرآوری : زهرا اجلال - بخش مهدویت تبیان
پینوشتها :
1- الملاحم و الفتن ، ص296
2- معجم أحادیث الإمام المهدی(ع) ، شیخ علی کورانی ، ج ، ص 96
3- تفصیل این مطلب را در کتاب عصر ظهور نوشته حجّت الاسلام علی کورانی میتوانید مطالعه نمایید
4- معجم احادیث الامام مهدی(ع)، ج1، ص366
5- همان، ج2، ص92
6- بحار الأنوار ، ج54، ص 105
7- همان ، ج 52، ص 230
منبع : ماهنامه موعود شماره 119
حکومت جهانى حضرت مهدى(عج) از دیدگاه حضرت باقر(علیه السلام )
حکومت جهانى حضرت مهدى(عج) از دیدگاه حضرت باقر(علیه السلام )

عن ابى جعفر محمد بن على الباقر علیهما السلام انه قال : «یظهر المهدى علیه السلام یوم عاشورا و هو الیوم الذى قتل فیه جده الحسین بن على علیهما السلام و کأ نى به یوم السبت العاشر من المحرِّم بین الرکن و المقام و جبرائیل عن یمینه و میکائیل عن یساره و یصیر الیه شیعته (اى اتباعه الیه) من الاطراف (اى اطراف دنیا ) تطوى لهم الارض فیملأ الارض عدلاً کما ملئت ظلماً و جوراً ؛ امام باقر علیه السلام فرمود: به درستى که مهدى علیه السلام در روز عاشورا ظهور مى کند همان روزى که در آن جدش امام حسین علیه السلام به شهادت رسید و مثل این که آن روز، شنبه دهم محرم باشد و بین رکن (حجر الاسود) مقام حضرت ابراهیم علیه السلام جبرائیل به طرف راست او و میکائیل به طرف چپ او شیعیان و دوستانش از اطراف و اکناف عالم گرد او جمع مى شوند( و زمین آنان را به اسرع وقت به حضرت مى رساند) (و حکومت جهانى بر پا خواهد شد) زمین را پر از عدل و داد مى نماید پس از این که پر از ظلم وجور شده باشد.»1
عن میمون البان، قال : « کنت عند ابى جعفر علیه السلام فى فسطاطه فرفع جانب الفسطاط فقال علیه السلام، ان امرنا لو قد کان لکان ابیّن من هذا الشمس، ثم قال، ینادى مناد من السماء انّ فلان بن فلان هو الامام باسمه و ینادى ابلیس من الارض کما نادى برسول الله صلى الله علیه و آله و سلّم لیلة العقبة ؛
از میمون البان روایت شده که گفت ، من با امام باقر علیه السلام در چادر آن حضرت بودم ، حضرت دامن چادر را بالا زد ، فرمود : روزى که دولت ما ظاهر مى شود از این آفتاب روشنتر است(اشاره به ظهور قائم آل محمد علیه السلام) سپس فرمود: در آن روز ندایى از آسمان شنیده مى شود که مى گوید : فلانى پسر فلانى همان امام شماست و نام او را ذکر مى کند ، آنگاه شیطان از زمین همان صدایى را سر میدهد که در شب عقبه بر رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلّم زد .»2
عن ابى خالد الکابلى عن ابى جعفر علیه السلام قال :« اذا قام قائمنا وضع یده على رؤس العباد فجمع به عقولهم و أکمل به أخلاقهم ؛
ابو خالد کابلى مى گوید: امام باقر علیه السلام فرمود: هر گاه قائم ما قیام (ظهور) نمود ، دست خود را روى سر مردم مى گذارد ، و بدان وسیله عقلهاى آنان جمع واخلاقشان کامل مى گردد.»3

عن محمد بن الفیض، عن محمد بن على علیهما السلام قال :« کان عصى موسى علیه السلام لادم فصارت الى شعیب ، ثم صارت الى موسى بن عمران علیه السلام و انّها لعندنا ، و انَّ عهدى بها آنفاً و هى خضراء کهیئتها حین انتزعت من شجرها ، و انّها لعندنا ، و انَّ عهدى بها آنفاً و هى خضراء کهیئتها حین انتزعت من شجرها ، و انّها لتنطق اذا استنطقت ، اعدت لقائمنا لیصنع کما کان موسى یصنع بها ، و انها لتروع و تلقف و ما یأفکون و تصنع کما تؤمر ، و انّها حیث اقبلت ما یأفکون تفتح لها شفتان احداهما فى الارض و الاخرى فى السقف و بینهما اربعون ذراعاً ، و تلقف ما یأفکون بلسانها ؛ محمد فیض مى گوید: امام محمد باقر علیه السلام فرمود : عصاى موسى علیه السلام نخست در اختیار حضرت آدم بود ، سپس به شعیب و از او به موسى بن عمران رسید و فعلاً آن عصا در نزد ماست ، و من در همین نزدیکى آن را دیدم ، آن عصا مثل روزى که آن را از درخت بریدند سبز بود ، و هر گاه با آسمان سخن بگویند صحبت مى کند ، این عصا براى قائم ما به امانت گذارده شده ، تا همانطور که موسى از آن استفاده مى کرد او نیز آن را به کار برد ، عصاى مزبور مردم بى دین را مى ترساند و جادوى جادوگران را مى بلعد ، و هر طور که به آن دستور داده شود عمل مى کند، چون دو لب او گشوده شود ، یکى در زمین و دیگرى در سقف خواهد بود ، و فاصله میان دو لب او چهل ذرع است و ساخته و پرداخته جادوگران را با زبانش فرو مى برد .»4
عن ابى الجارود قال: قال ابو جعفر علیه السلام: «اذا اخرج القائم علیه السلام من مکة ینادى منادیه: الّا لا یحملن احد طعاماً و لا شراباً، و حمل معه حجر موسى بن عمران علیه السلام و هو وقر و بعیر، فلا ینزل منزلاً الا انفجرت منه عیون، فمن کان جائعاً شبع، و من کان ظماناً روى، و رویت دوابهم حتى ینزلوا النجف من ظهر الکوفة ؛
ابو الجارود روایتى را نقل مى کند که امام پنجم حضرت باقر علیه السلام فرمود: هنگامى که قائم در مکه ظهور مى کند منادى او صدا مى زند هیچ کس خوردنى و نوشیدنى باخود بر ندارد و سنگى که حضرت موسى علیه السلام از آن آب بیرون آورد بار شترى نموده با خود بر مى دارد ، در هر منزل گاهى که مى رسند چشمه اى از آن بیرون مى آید ، هرگرسنه اى سیر مى شود و هر تشنه اى باشد سیرآب شود ، و چهار پایان خود را نیز آب می دهند، تا به نجف از راه بیابان کوفه وارد مى شوند .»5
اجلال - گروه دین و اندیشه تبیان
پی نوشت ها :
1- المهدى الموعود المنتظر، ص125
2- الف) بحار الانوار ، ج52 ،ص204
ب) کتاب الغیبة ، ص 264، با مختصر تغییرى از کلمات
3- بحار الانوار ، ج2،ص336
4- بحار الانوار، ج52،ص318
5- بحار الانوار ، ج52،ص324
مجموعه ۵۰ والپیپر رنگارنگ بسیار زیبا و دیدنی با کیفیت Full HD
مجموعه ۵۰ والپیپر رنگارنگ بسیار زیبا و دیدنی با کیفیت Full HD را برای شما عزیزان در دانلودها قرار داده ایم. از این تصاویر زیبا می توانید به عنوان تصویر زمینه یا بکگراند استفاده کنید.

..:: لبخند بزن دوست من ::..
بسیاری از مردم کتاب "شاهزاده کوچولو " اثر "اگزوپری" (آنتوان دو سنتاگزوپری) را می شناسند. اما شاید همه ندانند که او خلبان جنگی بود و با نازیها جنگید و کشته شد. قبل از شروع جنگ جهانی دوم اگزوپری در اسپانیا با دیکتاتوری فرانکو می جنگید. او تجربه های حیرت آور خود را در مجموعه ای به نام لبخند گردآوری کرده است. در یکی از خاطراتش می نویسد که او را اسیر کردند و به زندان انداختند او که از روی رفتارهای خشونت آمیز نگهبانان حدس زده بود که روز بعد اعدامش خواهند کرد مینویسد :"مطمئن بودم که مرا اعدام خواهند کرد به همین دلیل بشدت نگران بودم. جیبهایم را گشتم تا شاید سیگاری پیدا کنم که از زیر دست آنها که حسابی لباسهایم را گشته بودند در رفته باشد یکی پیدا کردم و با دست های لرزان آن را به لبهایم گذاشتم ولی کبریت نداشتم. از میان نرده ها به زندانبانم نگاه کردم. او حتی نگاهی هم به من نینداخت درست مانند یک مجسمه آنجا ایستاده بود. فریاد زدم "هی رفیق کبریت داری؟" به من نگاه کرد شانه هایش را بالا انداخت و به طرفم آمد. نزدیک تر که آمد و کبریتش را روشن کرد بی اختیار نگاهش به نگاه من دوخته شد.
لبخند زدم و نمی دانم چرا؟ شاید از شدت اضطراب، شاید به خاطر این که خیلی به او نزدیک بودم و نمی توانستم لبخند نزنم. در هر حال لبخند زدم و انگار نوری فاصله بین دلهای ما را پر کرد. میدانستم که او به هیچ وجه چنین چیزی را نمیخواهد ولی گرمای لبخند من از میله ها گذشت و به او رسید و روی لبهای او هم لبخند شکفت. سیگارم را روشن کرد ولی نرفت و همانجا ایستاد و مستقیم در چشمهایم نگاه کرد و لبخند زد من حالا با علم به اینکه او نه یک نگهبان زندان که یک انسان است به او لبخند زدم. نگاه او حال و هوای دیگری پیدا کرده بود ...
پرسید: "بچه داری؟" با دستهای لرزان کیف پولم را بیرون آوردم و عکس اعضای خانواده ام را به او نشان دادم و گفتم :" اره ایناهاش" او هم عکس بچه هایش را به من نشان داد و درباره نقشه ها و آرزوهایی که برای آنها داشت برایم صحبت کرد. اشک به چشمهایم هجوم آورد. گفتم که می ترسم دیگر هرگز خانواده ام را نبینم. دیگر نبینم که بچه هایم چطور بزرگ می شوند. چشم های او هم پر از اشک شدند. ناگهان بی آنکه که حرفی بزند قفل در سلول مرا باز کرد و مرا بیرون برد. بعد هم مرا بیرون زندان و جاده پشتی آن که به شهر منتهی می شد هدایت کرد! نزدیک شهر که رسیدیم تنهایم گذاشت و برگشت بی آنکه کلمه ای حرف بزند!
یک لبخند زندگی مرا نجات داد!
بله لبخند بدون برنامه ریزی؛ بدون حسابگری؛ لبخندی طبیعی زیباترین پل ارتباطی آدم هاست.
ما لایه هایی را برای حفاظت از خود می سازیم. لایه مدارج علمی و مدارک دانشگاهی، لایه موقعیت شغلی و این که دوست داریم ما را آنگونه ببینند که نیستیم.
زیر همه این لایه ها من حقیقی و ارزشمند نهفته است. من ترسی ندارم از این که آن را روح بنامم من ایمان دارم که روح های انسان ها است که با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند و این روح ها با یکدیگر هیچ خصومتی ندارد. متاسفانه روح ما در زیر لایه هایی ساخته و پرداخته خود ما که در ساخته شدنشان دقت هولناکی هم به خرج می دهیم ما از یکدیگر جدا می سازند و بین ما فاصله هایی را پدید می آورند و سبب تنهایی و انزوایی ما می شوند.
داستان اگزوپری داستان لحظه جادویی پیوند دو روح است که آدمی به هنگام عاشق شدن و نگاه کردن به یک نوزاد این پیوند روحانی را احساس می کند. وقتی کودکی را می بینیم چرا لبخند می زنیم؟ چون انسان را پیش روی خود می بینیم که هیچ یک از لایه هایی را که نام بردیم روی من طبیعی خود نکشیده است و با همه وجود خود و بی هیچ شائبه ای به ما لبخند می زند و آن روح کودکانه درون ماست که در واقع به لبخند او پاسخ می دهد.
بقول ویکتورهوگو که می گوید:
لبخند کوتاهترین فاصله بین دو نفر است و نزدیک ترین راه برای تسخیر دلها!
..:: تصاویر بسیار زیبا از طبیعت ::..
تنها آیه ای که همه عمل می کنند!
تنها آیه ای که همه عمل می کنند!

می توان به قطعیت بیان کرد که شاید تنها آیه ای که تقریباً همه ی مردم مقید به عمل کردن به آن هستند ، آیه ای است که می فرماید :« کلوا »
به همین خاطر به سراغ این مبحث می رویم تا ببینیم که آیا خداوند تنها دستور داده است که بخورید ویا در کنار آن دستوراتی دیگر نیز بیان شده است که ما از آنها غافل هستیم !
شکرگزار باشید
« کُلُوا مِنْ طَیِّباتِ ما رَزَقْناکُمْ وَ اشْکُرُوا لِلَّهِ »1
در کنار استفاده از نعمات ،شکر گزار باشید ؛به عبارتی در اینجا خوردن با تشکر وسپاسگزاری گره خورده است .
شکر فقط الحمدلله رب العالمین نیست، گر چه این هم نوعی شکر ظاهری می باشد اما حقیقت و باطن شکر این است که نعمات را در راه خدا برای او به مصرف برسانیم .
در این آیه نیز بیان می کند که یکی از انواع شکر این است که نیرویی که در نتیجه ی خوردن نعمات کسب کرده ای را در راه خدا بکار گرفته شود .
طغیان نکنید
آیهی دیگر می فرماید: «کُلُوا وَ اشْرَبُوا مِنْ رِزْقِ اللَّهِ وَ لا تَعْثَوْا »2 ، «کُلُوا مِنْ طَیِّباتِ ما رَزَقْناکُمْ وَ لا تَطْغَوْا فیهِ»3
دنباله رو شیطان نباشید
« کُلُوا مِمَّا فِی الْأَرْضِ حَلالاً طَیِّباً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ »4 بخورید و در خط شیطان گام نگذارید.
خطوه به معنای گام برداشتن است چرا که شیطان به شکل مستقیم با انسان روبرو نمی شود و او را به سوی گناه واشتباه هل نمی دهد بلکه او قدم به قدم و ذره ذره انسان را گمراه خواهد کرد.
تقوا پیشه کنید
« وَ کُلُوا مِمَّا رَزَقَکُمُ اللَّهُ حَلالاً طَیِّباً وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذی أَنْتُمْ بِهِ مُؤْمِنُونَ »5 بخورید و تقوا داشته باشید ؛ از هر جا هرچیز پیدا کردید وبه شما دادند ، نخورید. تقوا داشته باشید.
عمل صالح انجام دهید
«کُلُوا مِنَ الطَّیِّباتِ وَ اعْمَلُوا صالِحاً»6
در این آیه می فرماید : از چیز های حلال بخورید و عمل صالح نیز انجام دهید ، به عبارتی این آیه ، این نکته را متذکر می شود که لقمه تأثیر بسیار زیادی در عملکرد آدمی دارد چرا که اگر از حلال ها خوردید ، نتیجه اش توفیق به انجام عمل صالح خواهد بود .
امام کاظم(ع) فرمود: مال حرام رشد نمی کند ؛ « إِنَّ الْحَرَامَ لَا یَنْمِی وَ إِنْ نَمَى لَا یُبَارَکُ لَهُ فِیهِ وَ مَا أَنْفَقَهُ لَمْ یُؤْجَرْ عَلَیْهِ وَ مَا خَلَّفَهُ کَانَ زَادَهُ إِلَى النَّارِ » اگر هم رشد کند، برکت ندارد ، زیرا گاهی مال به ظاهر زیاد است ،درآمد بالا است اما وقتی نگاه می کنیم ، می بینیم که به یک چشم بر هم زدن تمام می شود و هیچ برکتی ندارد
حق دیگران را بدهید
« کُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ إِذا أَثْمَرَ وَ آتُوا حَقَّهُ یَوْمَ حَصادِهِ »7 بخورید اما روز برداشت، سهم دیگران را هم بدهید. بخورید و به دیگران بخورانید و حق دیگران را هم بدهید.
فساد و اسراف نکنید

« کُلُوا وَ اشْرَبُوا مِنْ رِزْقِ اللَّهِ وَ لا تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدینَ »8 بخورید ولی ستمگری و فساد نکنید .
اسراف کردن نیز خود نوعی فساد است ،اگر این سرکشی ها و فساد ها واسراف ها از بین برود ، این تجملات و چشم و هم چشمی ها ریشه کن شوند ، برروی زمین هیچ فقیری پیدا نخواهد شد .
بهترین نمونه و الگوی مصرف ، نحوه ای است که در قرآن پیرامون خوردن بیان شده است ، پس به این نتیجه رسیدیم که قرآن تنها به خوردن امر نکرده است بلکه همه ی خوردن ها در قرآن بند و تبصره ای دارند .
چه بخوریم ؟
« حَلالاً طَیِّباً »9 مکرر در قرآن آمده است . هم در سورهی بقره ، آیه 168 و هم در سوره مائده ، آیه 88 بیان شده است ؛ آن چیزی که می خورید ، حلال و طیب باشد .
نرخ ها را باید کنترل کرد
مال باید هم حلال باشد و هم طیب . گاهی وقتها مال حلال است ولی طیب نیست ، چون اینها با هم فرق دارند .
طیب بودن به معنای ؛ دلپسند است.
بعضی اوقات به فروشنده ها می گوییم : آقا چرا این جنس را به این قیمت می فروشی ؟ میگوید: آقا مال خودم است و دلم میخواهد سود بیشتری بکنم. مگر اسلام گفته است من این جنس را به چه قیمتی بفروشم ؟!
اگر ما ادعای مسلمانی می کنیم و ادعا داریم که پیرو مردی چون علی (ع) هستیم و نهج البلاغه را قبول داریم ، حضرت علی(ع) به استاندارش میفرماید: در بازار باید نرخها را کنترل کنید! « وَ لْیَکُنِ الْبَیْعُ بَیْعاً سَمْحاً »10
این سخن به این معنا است که داد وستد باید به نحوی باشد که مشتری و فروشنده ، هیچ کدام نباید ضرری بکنند . یعنی کنترل نرخ باید به گونهای باشد که نه آن قدر سودش کم باشد که چیزی نصیب فروشنده نشود و نه آن قدر زیاد باشد که وقتی مشتری به بازار می رود ، بدون هیچ پولی بیرون بیاید !
امام کاظم(ع) فرمود: مال حرام رشد نمی کند ؛ « إِنَّ الْحَرَامَ لَا یَنْمِی وَ إِنْ نَمَى لَا یُبَارَکُ لَهُ فِیهِ وَ مَا أَنْفَقَهُ لَمْ یُؤْجَرْ عَلَیْهِ وَ مَا خَلَّفَهُ کَانَ زَادَهُ إِلَى النَّارِ »11 اگر هم رشد کند، برکت ندارد ، زیرا گاهی مال به ظاهر زیاد است ،درآمد بالا است اما وقتی نگاه می کنیم ، می بینیم که به یک چشم بر هم زدن تمام می شود و هیچ برکتی ندارد .
همیشه این طور نیست که هر وقت مال زیادی داریم پس قطعاً آسوده تر و راحت تر خواهیم بود ؛چرا که بسیارند انسان هایی که زندگیشان مملو از ثروت و دارایی است اما حسرت سپری کردن یک روز توأم با آرامش را می خورند و بالعکس داریم انسان هایی را که به ظاهر از مال دنیا چیزی ندارند اما زندگیشان با آرامش در حال سپری شدن است .
به امید آنکه جایگاه برکت در زندگی را بیش از پیش درک کنیم و برای به جریان انداختن آن تلاش کنیم .
فرآوری: زهرا اجلال – گروه دین و اندیشه تبیان
پی نوشت ها:
1- بقره / 172
2- همان / 60
3- طه / 81
4- بقره / 168
5- مائده / 88
6- مؤمنون / 81
7- انعام / 141
8- بقره / 60
9- همان / 168
10- نهج البلاغه / نامه 53
11- کافی / ج 5 / ص 125
..:: تاثیر اینترنت در زندگی مردم - کاریکاتور ::..
مواد غذایی مفید برای سیستم دفاعی بدن
حق با مادربزرگتان بود که می گفت هر کس در روز یک سیب بخورد دیگر نیازی به دکتر پیدا نمی کند. یکسری مواد غذایی خاص از جمله سیب، مواد مغذی مقوی، مواد معدنی و ترکیبات ارگانیک، می توانند تغییراتی اساسی در سیستم دفاعی بدن شما ایجاد کنند و آن را دربرابر بیماری های مختلف مقاوم نگه دارند. تا می توانید از این دسته مواد غذایی استفاده کنید تا فصل سرما خوردگی که از راه رسید دیگر نیازی به مراجعه به دکتر نداشته باشید. مواد غذایی که در این مقاله به آنها اشاره می کنیم، باعث تقویت سیستم دفاعی بدن شما شده، سلامت شما را ارتقاء داده و بدنتان را دربرابر بیماری های مختلف مقاوم خواهد کرد.
سیر
بیخود نبوده که سربازهای رومی عادت داشتند قبل از هر جنگ مقدار زیادی سیر بخورند. آنها عقیده داشتند که این ماده ی غذایی جرات، شجاعت و قدرت آنها را افزایش می داده است. درست است که خوردن سیر خام نیروی فرابشر به شما نمیدهد، اما به سیستم دفاعی بدنتان در مقابل بیماری های ویروسی، باکتریایی و حتی قارچی کمک میکند.
سیر حاوی آلیسین، آژوئین، و تیوسولفینات است--سه ترکیب مقوی که به بدن برای جلوگیری و مقابله با بیماری ها کمک می کند. این ترکیبات آنقدر مقوی هستند که مصرف آب سیر خام به اندازه ی نئوسفورین برای ضدعفونی کردن زخم های کوچک موثر است. اگر از آن بر روی پوست استفاده شود، حتی از کرم های موضعی مثل تیناکتین و سایر مواد ضدقارچ برای درمان پای ورزشکارن، هم مفیدتر است. تحقیقات نشان داده است که افرادی که در زمان شروع سرماخوردگی، میزان زیادی سیر مصرف کنند، زودتر بهبودی خواهند یافت.
طریقه ی مصرف: می توانید مقداری سیر تازه به سُس پاستا یا بریانی خود اضافه کنید. سعی کنید هر هفته چند حبه سیر خام بخورید، اما افراط نکنید. به خاطر داشته باشید که سیر هرچه بیشتر خُرد شود، مقوی تر خواهد بود.
چون حین خرد کردن حبه های سیر، آلیسین تولید می شود، از اینرو استفاده از یک سیر خرد کن، بهترین راه برای مقوی تر کردن آن است. همچنین آلیسین، آژوئین، و تیوسولفینات ترکیباتی ناپایدار هستند و با مرور زمان از بین می روند، از اینرو تا جایی که می توانید سیر را تازه به تازه مصرف کنید.
هویج
افرادی که در برنامه ی غذایی روزانه شان هویج را فراموش نمی کنند به ندرت دچار سرماخوردگی می شوند. هویج حاوی میزان زیادی بتا کاروتین است که به سیستم دفاعی بدن برای تولید سلول های کشنده ی بیماری ها، کمک می کنند. این سلول های بسیار مفید بوده و به بدن برای مقابله و کشتن میکروب ها کمک می کند.
هویج همچنین حاوی فالکارینول است، که ماده ی ضد سرطان بسیار خوبی به شمار می رود. دانشمندان اخیراً کشف کرده اند که موش هایی که با هویج خام تغذیه شده اند، یک سوم کمتر از سایر آنها به سرطان مبتلا گشته اند. پس دفعه ی بعدی که به خرید می روید، حواستان باشد که چند کیلویی هویج هم به زنبیلتان بیفزایید.
طریقه ی مصرف: برای استفاده ی کامل از مزایا و فواید هویج، تا می توانید آن را به صورت خام و تازه مصرف کنید. البته هویج پخته نیز فوایدی برای سلامتی شما دارد، اما گرما ممکن است بعضی از بتاکاروتین ها و فالکارینول های موجود در آن را از بین ببرد. مصرف تقریباً نیم فنجان هویج در روز و بیشتر سلامتی شما را افزایش خواهد داد.
ماست
خوردن باکتریای زنده ممکن است بهترین راه سالم ماندن نباشد، اما برعکس، بدن شما برای خوب عمل کردن، نیاز به باکتری های بخصوصی دارد. لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس نمونه ای از ن باکتری های مفید لازم برای بدن است، چون باعث تولید اسید لاکتیک در روده می شود که به هضم غذا کمک میکند.
بدون اسیدوفیلوس و چند باکتری دیگر، بدن قادر به جذب برخی مواد مغذی نخواهد بود و سیستم دفاعی بدن نیز از کار خوهد افتاد. به علاوه، اسیدوفیلوس با باکتری های بیماری زایی مثل سالمونلا و شیگلا که منجر به اسهال خونی می شود، مقابله می کند.
یکی دیگر از باکتری های مفید، بیفیدوباکتریوم لاکتیس است که برای تقویت واکنش سیستم دفاعی در سنین بالا بسیار مفید است. محققان دریافته اند که افرادی که میزان بیشتری باکتری استفاده می کنند، سلول های T دفاعی و سلول های کشنده ی بیشتری در جریان خون خود خواهند داشت.
طریقه ی مصرف: ماست که حاوی میزان زیادی باکتری زنده است، منبع بسیار خوبی از اسیدوفیلوس و بیفیدوباکتریوم لاکتیس می باشد. سعی کنید هر روز مقداری ماسب--ترجیحاً کم چرب--بخورید. یک فنجان در روز به نظر کافی می رسد. هنگام خرید ماست به برچسب آن دقت کنید و اطمینان یابید که حتماً حاوی باکتری های زنده به ویژه اسیدوفیلوس باشد.
صدف خوراکی
صدف خوراکی فقط برای شور و میل جنسی مفید نیستند. حلزون ژلاتینی حاوی میزان زیادی فلز روی است که یکی از بهترین مواد برای تقویت سیستم دفاعی بدن به شمار می رود. این ماده کمک می کند تا سلول های سفید و سایر پادتن ها سریعتر تولید شوند و باعث تقویت آنها نیز می شوند تا بهتر دربرابر بیماری ها مقابله کنند. فلز روی برای عملکرد سلول های بسیار حیاتی است و باعث تقویت 100 نوع مختلف آنزیم میشود که واکنش های شیمیایی بدن را توسعه می دهند.
فلز روی چه با سمی کردن عاملان عفون و چه با تقویت واکنش های دفاعی بدن در محل عفونت، از رشد ویروس ها و باکتری ها جلوگیری به عمل می آورد.
فلز روی باعث تقویت عملکرد سیستم دفاعی بدن می شود. کمبود این فلز در بدن ممکن است منجر به از کار افتادن جدی سیستم دفاعی بدن شود، پس اگر میخواهید سیستم دفاعی بدنتان همیشه خوب کار کند، کمی صدف خوراکی نیز به برنامه ی غذاییتان اضافه کنید.
طریقه ی مصرف: یک پرس صدف خوراکی (که شامل 6 صدف متوسط می شود) حاوی 76 میلی گرم فلز روی است. پزشکان برآورد می کنند که یک انسان متوسط، بین 15 تا 25 گرم فلز روی در روز نیاز دارد تا سالم بماند. اما اگر احساس می کنید که در شُرُف سرماخوردگی هستید، می توانی استفاده از این ماده ی غذایی را بیشتر کنید. اما دقت داشته باشید: استفاده ی بیش از حد صدف خوراکی باعث مسمومیت می شود. زیادی این ماده مانع جذب مس و آهن به بدن می شود، که منجر به کم خونی است.
اگر این ماده ی غذایی به مذاقتان خوش نمی آید می توانید به جای آن از خرچنگ، گوشت گاو، بوقلمون و حبوبات استفاده کنید. همه ی اینها حاوی فلز روی هستند.
غذا به جای دارو
برای سالم ماندن، مصرف دارو و آنتی بیوتیک را کنار بگذارید. بدن شما طوری ساخته شده است که قادر به جذب مواد دارویی موجود در مواد غذایی می باشد. اگر میخواهید سیستم دفاعی بدنتان همیشه مثل ساعت کار کند، باید میزان زیادی از سبزیجات و میوه جات در روز مصرف کنید و از غذاهای حاضری و فست فود اجتناب کنید. برای از بین بردن سموم موجود در بدن نیز می توانید ورزش کنید. اینکار باعث می شود تا همه ی مواد مغذی مفید برای سیستم دفاعی، به خوبی در بدن به کار افتند. داشتن یک برنامه ی غذایی سالم و مقوی بسیار به حفظ سلامتی شما کمک میکند. امید است این مقاله توانسته باشد تا حدی شما را با چند نوع از این مواد غذایی مفید آشنا کند
منبع : ارسالی اعضا
گروه تازه ها
اسامی عشاق معروف جهان!
اوتللو و دزد مونا (( عشاق درام ویلیام شکسپیر ))
امیر ارسلان و فرخ لقا (( عشاق افسانه های فولکوریک ایران))
بهرام و گل اندام ((عشاق قدیمی افسانه های فولکوریک ایران))
بیژن و منیژه (( عشاق شاهنامه فردوسی))
پل ویرژینی (( عشاق رمان تاریخی برناردن دو سن پیر))
خسرو و شیرین (( در داستانی از نظامی گنجوی))
رومئو و ژولیت (( عشاق درام شکسپیر))
رابعه و بکتاش (( از افسانه های اعراب است که بزبان فارسی نیز در آمده است))
زال و رودابه (( از شاهنامه فردوسی))
زهره و منو چهر (( از دیوان ایرج میر زا))
سلامان و آبسال (( از جامی))
سلیمان و ملکه سبا (( از افسانه های تورات))
سامسون و دلیله (( از افسانه های تورات))
شیرین و خسرو (( از امیر خسرو دهلوی))
فرهاد و شیرین (( از وحشی بافقی))
کلئو پاترا و ژولیوس سزار و آنتوان (( داستان عشق کلئو پاترا ملکه مصر به دو سردار و قیصر روم))
لیلی و مجنون ((اصلش عربی بوده ولی در اشعار شعرای فارسی منجمله نظامی وجامی و مکتبی شیرازی نیز آمده است))
نور جهان ( ایرانی) و جهانگیر ( هندی)
وامق و عذرا (( در داستانی از عنصری))
ویس و رامین (( از فخرالدین اسعد گرگانی))
همای و همایون (( از خواجوی کرمانی))
یوسف و زلیخا (( از جامی و آذر بیگدلی))
گروه اینترنتی تازه ها
شباهت های امام عصر (عج) به انبیا علیهم السلام
شباهت های امام عصر (عج) به انبیا علیهم السلام

انبیا و اولیای الهی در طول حیات بشری برای هدایت انسان ها آمده اند و در این راه نیز سختی های بی شماری را تحمل کرده اند. حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، تنها بازمانده از انبیا و اولیا علیهم السلام است و هر آنچه آن بزرگواران از علم و قدرت و معجزه دارا بوده اند و هر آنچه در اختیار آنان بوده، همگی در حال حاضر در اختیار آن حضرت می باشد. تمام صفات انبیا و مکارم ائمه علیهم السلام در وجود امام مهدی (عج) جمع است و از آن حضرت بروز می کند. بر این اساس، شباهت هایی بین آن حضرت و پیامبران و اولیا الهی وجود دارد که در کتاب های معتبر حدیثی از آن یاد شده است.
شباهت به آدم علیه السلام
شباهت به هابیل علیه السلام و شیث علیه السلام
شباهت به نوح علیه السلام

حضرت نوح علیه السلام شیخ الانبیاء نام دارد که بنا بر روایات دو هزار و پانصد سال عمر نمود 10؛ حضرت مهدی(عج) نیز شیخ الاوصیاء است11 و تاکنون در قید حیات می باشد. حضرت نوح علیه السلام با دعای خود که فرمود: «پروردگارا! بر روی زمین بشری از کافران قرار نده> 12، آنها را از بین برد؛ حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز زمین را با شمشیر از لوث وجود کافران پاک می کند. خداوند فرج نوح و اصحابش را آن قدر به تأخیر انداخت تا بیشتر معتقدان به حضرت از او برگشتند و آنان که ایمان حقیقی داشتند بر عقیده خود پابرجای ماندند؛ ظهور و خروج حضرت مهدی(عج) نیز به قدری به تأخیر می افتد که بیشتر معتقدان به حضرت برمی گردند تا آنان که عقیده ای راسخ و حقیقی دارند باقی بمانند.13 نداهای حضرت نوح علیه السلام به شرق و غرب عالم می رسید و این یکی از معجزات آن حضرت بود؛ حضرت مهدی(عج) نیز هنگام ظهور، میان رکن و مقام می ایستد و فریادی برمی آورد و یارانش را فرا می خواند و ندایش به شرق و غرب عالم می رسد. 14
شباهت به ادریس علیه السلام
شباهت به هود علیه السلام و صالح علیه السلام
شباهت به ابراهیم علیه السلام

دوران حمل و ولادت حضرت ابراهیم علیه السلام مخفیانه بود و حضرت در یک روز به قدری رشد می کرد که دیگران در یک هفته رشد می کنند و در یک هفته به قدری که دیگران در یک ماه و در یک ماه به قدری که دیگران در یک سال22؛ حضرت مهدی(عج) نیز از این جهات شبیه حضرت ابراهیم علیه السلام بود.23 هنگامی که حضرت ابراهیم علیه السلام در آتش افکنده شد، جبرئیل برایش لباسی از بهشت آورد؛ حضرت مهدی (عج) هنگامی که قیام می کند، همین لباس را به تن می کند.24
خداوند حضرت ابراهیم علیه السلام را از آتش نجات داد 25؛ حضرت مهدی (عج) نیز از آتش نجات خواهد یافت. براساس روایتی از امام صادق علیه السلام، هنگامی که حضرت ظهور می کند، مردی نزد ایشان آمده، تقاضای معجزه ابراهیم علیه السلام می کند. حضرت هم دستور می دهد تا آتشی را فراهم کنند، سپس داخل در آتش شده و به سلامت از آن خارج می شود.26
شباهت به لوط علیه السلام و یعقوب علیه السلام
نوشته زهرا رضاییان – بخش مهدویت تبیان
پی نوشت ها:
1. بقره: 30
2. نور: 55
3. بحارالانوار، ج51، ص54
4. همان، ج11، ص204
5. بقره:31
6. موسوی اصفهانی، محمد تقی، مکیال المکارم، ج1، ص197
7. مائده: 5
8. کمال الدین، ج1، ص320
9. همان، ج2، ص 430
10. مکیال المکارم، ج1، ص199
11. اصول کافی، ج1، ص514
12. نوح: 26
13.کمال الدین، ج2، ص385
14. بحارالانوار، ج53، ص 7 .
15. مجمع البیان؛ ج6، ص519 .
16. مکیال المکارم، ج1، ص202 .
17. بحارالانوار، ج51، ص68 .
18. مکیال المکارم، ج1، ص202 .
19. ذاریات: 42-41 .
20. بحارالانوار، ج53، ص13 .
21.کمال الدین، ج1، ص136 .
22. بحارالانوار، ج12، ص19 .
23. همان، ج51، ص27 .
24. کمال الدین، ج1، ص 142 .
25.انبیا: 69 .
26. مکیال المکارم، ج1، ص 208 .
27.هود: 88 .
28. کمال الدین، ج2، ص 431 .
29. یوسف: 84 .
30.همان: 87.
..:: فرار بزرگ ::..
عکسهای بامزه و دیدنی از دنیای ورزشی
مهمترین تصاویر دنیای علم و فناوری در سال 2010
خط جدید متروی دهلی
در این عکس، کارگری را میبینید که داخل یکی از تونلهای مترو در حال ساخت دهلینو ایستاده است. این خط جدید به خاطر بازیهای کشورهای مشترکالمنافع که در ماه اکتبر / مهرماه برگزار شد ساخته شد. به منظور چیره شدن بر برنامه فشرده سه و نیم ساله ساخت این مترو در زیر یک شهر پرجمعیت، مهندسان از 14 ماشین حفار تونل (TBM) برای حفر این شاهراههای زیرزمینی استفاده کردند.
ادامه
ادامه مطلبآکواریوم واقعی در سیستم شما به وسیله Dream Aquarium v1.234
آکواریوم واقعی در سیستم شما به وسیله Dream Aquarium v1.234
با استفاده از Dream Aquarium می توانید یک آکواریوم زیبا و جذاب را به عنوان اسکرین سیور بر روی سیستم خود داشته باشید . در این نرم افزار سعی شده است که آرامش را از طریق دنیای زیر آب به کاربر منتقل کرده و تا حد امکان این تصور دز ذهن شما به وجود آید که با موجودات زنده و در واقع با یک آکواریوم زنده در یک فضای حقیقی روبرو هستید .

دانلود قویترین نرم افزار فشرده ساز به نام WinRAR 4.00 Beta 4
قویترین نرم افزار فشرده ساز به نام WinRAR 4.00 Beta 4
WinRAR محصول شرکت RarLabs یکی از بهترین نرم افزار های مدیریت فایل های فشرده می باشد و می تواند فایل های مختلف را تا ۱۰ درصد بیشتر از فایل های ZIP با فرمت RAR فشرده سازد. WinRAR می تواند فایل های RAR and ZIP files, unpacks 7Z, ACE, ARJ, BZ2, CAB, GZ, ISO, JAR, LZH, TAR, UUE, Z را از حالت فشرده خارج کند. از مهمترین قابلیت های این نرم افزار می توان به قابلیت Self-Extract ذکر نمود که بوسیله آن شما می توانید فایل فشرده شده را به صورت یک فایل اجرایی با پسوند exe در آورید تا در کامپیوتر هایی که نرم افزار WinRAR نصب نیست نیز بتوانید آن ها را از حالت فشرده خارج کنید. قابلیت های کلیدی نرم افزار را در ادامه می توانید مشاهده کنید …

دانلود نرم افزار ورود به سیستم به وسیله تشخیص چهره کاربر با Luxand Blink 2.3
ورود به سیستم به وسیله تشخیص چهره کاربر با Luxand Blink 2.3
Luxand Blink نرم افزاری حرفه ای برای ورود با سیستم با تشخیص صورت کاربر. این نرم افزار با الگوهای پیچیده قادر به شناسایی چهره می باشد و شاید یکی از برترین نرم افزارهای کاربردی محسوب می شود. این نرم افزار به مانند قفلی است که جلوی ورود های بدون اجازه را به سیستم شما می گیرد.

آموزش طراحی بدن انسان با Dynamic Figure Drawing: The Body
آموزش طراحی بدن انسان با Dynamic Figure Drawing: The Body
در این مجموعه آموزشی ، David Finch فرایند آموزشی قدم به قدم خود را برای طراحی بدن انسان عرضه می نماید. او از طراحی دایره های ساده شروع کرده و سپس به طراحی اصلی شکل می پردازد و سپس به طراحی عضله های موجود در بدن انسان می پردازد. در این مجموعه David Finch به شما یاد خواهد داد تا چگونه به طور صحیح و دقیق به طراحی ۳بعدی و پرسپکتیو اعضای بدن انسان و عضله های بدن انسان بپردازید. موضوع های مورد بحث او در این ویدیو آموزشی توازن موجود در طراحی ، ارائه صحیح شکل و تاکید بر سنگینی خطوط و روشنایی می باشد. سرانجام پس از انجام این مراحل ، او به سر هم کردن تمامی عناصر می پردازد و شکل واقعی بدن را به نمایش می گذارد. در این مجموعه شما یاد خواهید گرفت تا بدون نیاز به هیچ مرجع و یا منبع آموزشی ، بدن انسان را به طور دقیق و واقعی طراحی کنید. شما از هم اکنون می توانید این ویدیو آموزشی را به صورت رایگان از وبسایت دانلودها دریافت نمایید.

آموزش زبان برای کودکان با Longman – New Grammar Time Series
آموزش زبان برای کودکان با Longman – New Grammar Time Series
New Grammar Time نام مرجعی گرامری می باشد که برای دانش آموزان دوره ابتدایی و راهنمایی آماده شده و دارای ۵ سطح متفاوت می باشد. سطح های پایین این کتاب به عنوان مثال سطح شماره ۲ ، پس از اینکه هر درس را به طور ساده و قابل فهم بیان می کند ، به تمریناتی برای کاربرد این گرامر ها به طور زبانی و در مکالمه می پردازد که به دانش آموزان اجازه می دهد تا بتوانند کاربرد زبان را در زندگی خود به نحو هرچه بهتر درک کنند. شما می توانید مجموعه ی این کتاب ها را به عنوان مرجع راهنما ، در هر سطحی که می باشید استفاده کنید. کتاب معلم که در این مجموعه موجود می باشد ، برای معلم های زبان انگلیسی بسیار کاربرد دارد و به آن ها می آموزد تا چگونه مفاهیم موجود در این کتاب را به دانش آموزان منتقل کنند. شما از هم اکنون می توانید این مجموعه آموزشی بی نظیر را به صورت رایگان از وبسایت دانلودها دریافت نمایید.

ده اتفاق فراموش نشدنی فوتبال2010
فوتبال گلوله باران شد
راسخون: معرفی خوب و بدهای دنیای ورزش در سالی که گذشت سوژه بسیای از سایت ها و خبرگزاری ها بوده و هر کس بسته به شرایط خاصی چند بازیکن و تیم را در زمره بهترین ها و بدترین ها قرار داده است. درهمین اثنا تلاش شده در مطلب امروز به معرفی 10 اتفاق مهم فوتبالی پرداخته شود که نگاهی به تیم ها و عملکرد آنها شده است. این اتفاقات مهم از ماه ژانویه اولین سال 2010 تا آخرین ماه این سال رخ داده که طبق تاریخ رویدادها دسته بندی شده است.
1- به رگبار بسته شدن اتوبوس توگو
روز هشتم ژانویه 2010 سیاست و لجبازی های سیاسی برای تیم ملی توگو درست پیش از شروع بیست و هفتمین دوره رقابت های جام ملت های آفریقا دردس ساز شد در حالی که تیم ملی توگو به همراه بازیکن معروف خود امانوئل آدبایور راهی کمپ خود بودند، در مسیر مجبور به عبور از منطقه کابیندا شدند. در این راه بود که ارتش مخالف و آزادیخواه کابیندا، اتوبوس ملی پوشان توگو را به رگبار بست. در این سانحه سه نفر از کادر همراه تیم ملی توگو درگذشتند و هفت نفر از بازیکنان از جمله کوجووی اوبیلاله دروازه بان این تیم به شدت مصدوم شدند. تیم ملی توگو پس از این اتفاق وحشتناک از بازی از جام ملت های آفریقا سر باز زد. نکته جالب اینکه کنفدراسیون فوتبال آفریقا تصمیم گرفت توگو را چهار سال از شرکت در این بازی ها محروم کند اما این تصمیم ماه مه 2010 شکسته شد و توگو دوباره اجازه حضور در این جام را به دست آورد.
2- هت تریک مصر
31 ژانویه 2010 بسیاری از علاقه مندان به دنیای فوتبال تیم مصر را تحسین کردند. مصر اولین کشوری لقب گرفت که سه بار پیاپی فاتح جام ملت های آفریقا شد. این تیم با تک گل مهاجم خود، ناگویی، در فینال غنا را شکست داد و با ثبت هفتمین عنوان قهرمانی اش پرافتخار ترین تیم آفریقایی از این حیث لقب گرفت. فراعنه که در مرحله پلی آف جام جهانی برابر الجزایر شکست خورده و حذف شدند، در نیمه نهایی 4 بر صفر این تیم را درهم کوبیدند تا انتقام خود را بگیرند. احمد حسن کاپیتان تیم ملی مصر به عنوان بهترین بازیکن این دوره جام ملت ها انتخاب شد.
3- افتخار لیون
21 آوریل 2010 المپیک لیون برای اولین بار درعمرش توانست به مرحله نیمه نهایی لیگ قهرمانان اروپا صعود کند و به تیم بایرن مونیخ بخورد. این تیم در مجموع دو دیدار رفت و برگشت 4 بر صفر برابر بایرن مونیخ تن به شکست داد تا رویاهایش پایان تلخی داشته باشد. با این حال آنها توانستند رئال مادرید را با مربیگری پیگرینی درمرحله یک هشتم نهایی از پیش رو بردارند و افتخار آفرینی کنند. لیون امسال هم درست درهمین مرحله باید به مصاف رئال مادرید برود.
4- هت تریک اینتر
22 ماه مه 2010، اینتر با مربیگری ژوزه مورینیوتیم بایرن مونیخ را در فینال لیگ قهرمانان اروپا شکست داد تا دربردن جام ها ، هت ترکی فراموش نشدنی انجام دهد. نراتزوری که 45 سال از آخرین قهرمانی اش در اروپا می گذشت، توانست با دو گل دیه گو میلیتو ، بایرن را ببرد وقهرمان اروپا شود. اینتر توانست قهرمان سر A ایتالیا شود ودرفینال جام حذفی نیز به عنوان نخست دست یابد.
5- اعتصاب تیم ملی فرانسه
20ژوئن 2010 ، فرانسوی هایی که به افریقای جنوی نرفته بودند، از کار بازیکنان تیم ملی این کشور شو که شدند وبا چشمانی از حدقه بیرون زده بر صفحه تلویزیون های خود خیره شده بودند. بازیکنان پیش از آخرین بازی شان درمرحله گروهی برابر افریقا تصمیم گرفتند دست به اعتصاب بزنند وتمرین نکنند. پاتریس او را با روبرو دوورن مربی بدنساز تیم ملی درگیر شد وریمون دومنک مجبور شد آنها را از هم جدا کند. فحاشی نیکلا آنلکا به دومنک باعث شد فدراسیون فوتبال فرانسه او را از تیم ملی اخراج کند. بازیکنان درحمایت از آنلکا تصمیم گرفتند تمرین نکنند تا فاجعه ای عجیب وغریب به سبک خروس ها رقم بخورد.
6- حذف غنا
2 جولای 2010، آساموا جیان مهاجم تیم ملی غنا مثل یک بچه گریه کرد. با اشک های او اشک همه آفریقایی هایی که آرزو داشتند غنا به جمع چهار تیم برود. ، درآمد غنا مثل سنگال در سال 2002 وکامرون در سال 90، اشک آفریقایی ها را در آورد.این تیم که در جریان بازی برابر اروگوئه به تساوی یک - یک رسیده بود، درضربات پنالتی چهار بر دوتن به شکست داد تا از جام کنار برود.
ستاره های سیاه که در سال 2009 قهرمان زیر 20 ساله های دنیا شده بودند باز هم باید منتظر بمانند.
7- قهرمانی اسپانیا
11جولای 2010، اسپانیا به عنوان پرافتخار قهرمانی درجام جهانی دست یافت. «سرخ های خشمگین» که پیش از این در رقابت های یورو 2008 با شکست تیم آلمان قهرمان اروپا شدند، درسال 2010 ودرفینال با بردن هلند برقله دنیا ایستادند، اسپانیا که دراین دیدار هم مثل سایر بازی هایش در جام جهانی چندان خوش ندرخشید با گل دقیقه 116 اینیستا به برتری رسید تا مزد بازی های گروهی بسیار زیبایش را بگیرد. اینیستا به خاطر همان گل در کنار لئومی وژاوی کاندیدای دریافت توپ طلا شد.
8- هت تریک مارسی
28 جولای 2010، المپیک مارسی دوباره نام خودش را در فرانسه برسر زبان ها انداخت. این تیم با بردن پاری سن ژرمن ، دشمن قسم خورده اش ، قهرمان سوپر جام فرانسه شد. مارسی که پیش از آن، فاتح جام اتحادیه و قهرمان لیگ فرانسه هم شده بود سالی بی نظیر را سپری کرد ودوباره پس از سلطه چندین ساله لیون نامش را بر سر زبان ها انداخت. مارسی پس از 18 سال سکوت در فرانسه قهرمانی را از بوردوپس گرفت.
9- پنج تایی شدن رئال مادرید
29 نوامبر 2010، ژوزه مورینیو ملقب به آقای خاص، سنگین ترین شکست دوران مربیگری اش را تجربه کرد اواز زمانی که کارش را در پرتغال وتیم بنفیکا درسال 2000 شروع کرده بود تا به این تاریخ هرگز پنج بر صفر شکست نخورده بود رئال مادرید که تا پیش از عزیمتش به نو کمپ شکستی در کارنامه نداشت. اسیر جادوی بارسلونا شد. د رآن دوشنبه رویایی، بارسلونا پنج بار دروازه ایکر کاسیاس را باز کرد. د رآن دیدار شاید اگر بارسا فشار بیشتری می آورد تحقیر رئال رنگین تر می شد.
10- میزبانی روسیه وقطر
2 دسامبر 2010، فیفا در میان شگفتی خیلی ها ، با حذف انگلیس ، روسیه و قطررا به عنوان میزبان جام های جهانی 2018 و2022 برگزید. این انتخاب درحالی صورت گرفت که انگلیسی ها از رشوه خواری شش نفر از اعضای فیفا پرده برداشته بودند و برخی ها معتقدند انگلیس چوب همین افشاگری اش را خورد.
نویسنده: سجاد فیروزی
چرا دکمه آقایان سمت راست و خانم ها چپ است؟
چرا دکمه آقایان سمت راست و خانم ها چپ است؟
چون بیشتر مردم با دست راست کار می کنند به همین سبب دکمه های لباس را سمت راست میدوزند تا افرادی که به اصطلاح راست دست هستند به آسانی بتوانند دکمه های لباس خود را باز کرده یا ببندند. البته این موضوع در مورد لباس های مردانه کاملا صادق است اما بانوان چطور؟
چرا با آنکه بیشتر خانم ها مانند آقایان راست دست هستند دکمه لباسشون سمت چپ دوخته شده است؟
برای پاسخ به این پرسش باید عقربه های زمان را به عقب بچرخانیم و به گذشته های دور برویم. یعنی زمانیکه نخستین بار دکمه لباس ساخته شد و این دکمه کالایی لوکس و گرانبها به شمار می رفت و تنها مردمان طبقه مرفه اجتماع استطاعت خرید آنرا داشتند. این در حالی بود که زنان اشرافی در آن زمان هیچگاه لباس خود را شخصا به تن نمی کردند بلکه خدمتکاری داشتند که این کار را برایشان انجام می داد.
چون خدمتکار برای بستن یا گشودن دکمه لباس بانوی خود می بایستی مقابل او قرار می گرفت دوزندگان لباس زنانه معمولا دکمه لباس را در سمتی قرار می دادند که خدمتکار بتواند به راحتی با دست راست خود آنها را باز کرده یا ببندد! از این رو دکمه لباس زنان را سمت چپ می دوختند.
هر چند امروزه استفاده از دکمه عمومیت یافته و دیگر از آن خدمتکاران کمر باریک خبری نیست با این حال هنوز هم این اصل به قوت خود باقی مانده و دکمه های لباس های زنانه سمت چپ دوخته می شود.
برترین تصاویر نجومی 2010
برترین تصاویر نجومی 2010
ناشناخته بودن دنیای بیرون از کره زمین باعث شده است بشر بیش از پیش به کشف و شناخت آن علاقه مند شود. انجام ماموریت های پر هزینه و طولانی مدت در فضای منظومه شمسی به دانشمندان کمک می کند تا دایره معلومات خود را نسبت به گذشته افزایش دهند و پرده از اسرار گیتی بردارند. در خلال این ماموریت ها معمولا تصاویری به دست می آیند که از لحاظ علمی بسیار با ارزش هستند و شاید برای عموم مردم نیز زیبا و شگفت انگیز باشند. آنچه در ادامه خواهید دید برگزیده ای از بهترین تصاویر نجومی و فضایی گرفته شده در طول سال 2010 میلادی است. برای انتخاب تصاویر ملاک های گوناگونی در نظر گرفته شده است و صرفا جنبه زیبایی عکس ها مورد توجه نیست.
اولین تصویر مربوط به ماموریت شاتل فضایی اندیور در تاریخ 9 فوریه 2010 است. این عکس که از ایستگاه بین المللی فضایی گرفته شده است نمایی رویایی از شاتل اندیور را بر فراز جو زمین نشان می دهد.
تصویر دوم سطح سیاره سرخ را از نگاه دوربین HiRISE مدارگرد اکتشافی مریخ نشان می دهد. دانشمندان معتقدند که رگه های سیاه تصویر در اثر ذوب شدن کرین دی اکسید بر روی تپه های شنی نزدیک به قطب شمال مریخ به وجود آمده اند.
نوع جدیدی از ابزار اپتیکی تطبیقی برای رصدهای خورشیدی توسط موسسه فناوری نیوجرسی در یک رصدخانه خورشیدی ارائه شده که نتایج خارق العاده ای را به دست آورده است. عکس زیر که دقیق ترین تصویر به دست آمده از لکه های خورشیدی در نور مریی است نمونه ای از دستاوردهای این پروژه است.
تصویری متفاوت از ماه که ما تا به حال هرگز آن را اینگونه ندیده ایم. تصویری از نمای نزدیک اما با زاویه دید باز که توسط دوربین مدارگرد شناسایی ماه تهیه شده است. سیستم عکس برداری مدارگرد شناسایی ماه از 3 دوربین متفاوت تشکیل شده است. در بعضی مواقع تصاویر گرفته شده توسط یکی از این سه دوربین که با زاویه باز به دست آمده است دچار اشکالاتی می شود. دانشمندان برای حل این مشکل مجبور به چینش و ترکیب عکس های مختلف در کنار یکدیگر می شوند تا بتوانند تصاویری نزدیک به واقعیت به دست بیاورند. تصویر زیر که از منطقه Marius Hills ماه گرفته شده است نمونه ای از این کار است.
این تصویر متعلق به دنباله دار هارتلی 2 است که در زمان انتشارش سر و صدای بسیاری را به پا کرد. این عکس در طی ماموریت اپوکسی در فاصله 700 کیلومتری از دنباله دار هارتلی 2 گرفته شده است. فوران های گاز و گرد و غبار در اطراف هسته کاملا مشهود است.
در تاریخ 17 آوریل 2010 شاتل فضایی دیسکاوری بر فراز منطقه ای روی کره زمین از نگاه ایستگاه بین المللی فضایی به تصویر کشیده شده است.
Tracy Caldwell یکی از ساکنان ایستگاه فضایی بین المللی در حال نگریستن از داخل پنجره ایستگاه به سیاره مادری خویش است. این عکس به جهت آن که نمایی از رویای بشر برای سکنی گزیدن در خارج از کره زمین را تداعی می کند بسیار معروف شده است.
منظره راه شیری در آسمان یکی از مواردیست که منجمان آماتور علاقه خاصی به عکس گرفتن از آن دارد. Tom Lowe این عکس زیبا را که برنده جوایزی نیز شده از کهکشان راه شیری گرفته است.
این تصویر توسط تلسکوپ فضایی هابل از سحابی روح گرفته شده است. راس این سحابی شبیه به یک V وارونه یا قله یک کوه است و کاملا نورانی به نظر می رسد. عکس ارسال شده توسط هابل جزئیات بسیار دقیقی از این سحابی را نشان می دهد اما نمی توان به وسیله آن، راز نور راس سحابی روح را فاش کرد.
فضاپیمای رزتا با پرواز بر فراز سیارک لوته تیا توانست تصویری از نمای نزدیک این سیارک به دست آورد. این سنگ آسمانی که طولش به 120 کیلومتر میرسد، بزرگترین سیارکی است که یک ماهواره به ملاقات آن رفته است. ملاقات رزتا با این سیارک در فاصله 454 میلیون کیلومتری از زمین و بر فراز مدار مریخ اتفاق افتاد. لوتهتیا از لحاظ ظاهری بسیار غیر عادی است و در سطح آن چند دهانه آتشفشانی نیز دیده می شود.
برگرفته از: universetoday.com
تهیه و تنظیم برای تبیان: م.ح.اربابی فر
اثر ورزش بر فعالیت مغزی
اثر ورزش بر فعالیت مغزی

ورزش تنها برای سلامت قلب و کنترل وزن شما مفید نیست، بلکه توانایی ذهنی و هوش شما را نیز تقویت می کند. مطالعات نشان داده اند که ورزش برای مغز نیز بسیار مفید است و بر خلق و خو، پُر انرژی بودن، هوشیاری و احساسات خوب شما بسیار موثر می باشد. همچنین فعالیت بدنی برای بهبود اختلال بیش فعالی و عدم تمرکز ذهنی کودکان نیز بسیار مفید است. نتایج مطالعات اخیر نشان داده است کودکانی که قبل از رفتن به سر کلاس درس 15 تا 45 دقیقه می دوند و فعالیت بدنی دارند، میزان جنب و جوش و بی قراری آن ها در کلاس درس به نصف کاهش می یابد. در اغلب افراد اخلاق و رفتار 2 تا 4 ساعت پس از ورزش هموار و آرام می ماند.
چگونگی تاثیر ورزش در تقویت مغز: تاثیر ورزش بر بهبود افسردگی:

همه می دانیم که افسردگی مختل کننده ی فعالیت های ما است چرا که افسردگی حافظه و کارایی فرد را مورد مخاطره قرار می دهد. در حالی که اگر شما بتوانید روان خود را کنترل کنید می توانید به آرامش و تمرکز ذهنی و حافظه ی خوب دست پیدا کنید. مطالعات نشان داده اند که ورزش و فعالیت بدنی در کاهش عصبانیت، خستگی، استرس و افسردگی بسیار مفید واقع می شوند. جالب است بدانید اخیرا مطالعه ای بر روی 150 فرد با سن 50 سال و بالاتر که افسردگی در آنان تشخیص داده شده بود انجام گرفت. در این مطالعه افراد به 3 گروه درمانی تقسیم شدند و برای آن ها هر یک از روش های ورزش و فعالیت بدنی یا مصرف داروی ضد افسردگی سرترالین با نام تجاری زلفت(Zoloft) و یا ترکیب هر دو؛ یعنی ورزش و دارو، برای مدت 4 ماه تجویز شد.
پس از پایان 4 ماه هر سه گروه احساس بهتری داشتند. ولی پژوهشگران تحقیق را رها نکردند و 6 ماه بعد مجددا افراد را بررسی نمودند و مشاهده نمودند که برگشت بیماری افسردگی در افرادی که از روش ورزش برای درمان استفاده می نمودند آشکارا کمتر از گروه های مصرف کننده ی دارو یا مصرف کننده ی توام دارو و ورزش بود. به نظر می رسد مصرف دارو به موازات ورزش موجب مخدوش کردن اثرات مفید ورزش می شود. بر این اساس ورزش می تواند یک روش درمانی برای انواع افسردگی باشد.
پس توجه به این نکته مهم است که ورزش و فعالیت بدنی می تواند اضطراب و عصبانیت را برای چند ساعت پس از ورزش کاهش دهند. بر همین اساس قبل از آن که افسردگی به سراغ شما بیاید ورزش را در برنامه ی خود بگذارید. البته ورزش نباید شدت زیادی داشته باشد و خود موجب فشار آوردن به شما شود بلکه باید ملایم و فرح بخش باشد.
روش صحیح ورزش کردن برای تقویت مغز:

توصیه می شود که حداقل برای سه روز در هفته روزی 30 دقیقه را به فعالیت بدنی ملایم مانند نرمش، پیاده روی و گردش یا شنا بپردازید. البته توصیه ی بهتر نیم الی یک ساعت فعالیت بدنی برای 5 روز در هفته می باشد، که در نهایت بسیار مفید تر است ازآن که هر روز فعالیت بدنی و ورزش داشته باشید. اگر واقعا مایل هستید تلاش بیشتری را برای سرحال بودن و تقویت مغز و جسم خود انجام دهید می توانید برای 5 تا 6 روز در هفته روزی 90 دقیقه به ورزش و پیاده روی بپردازید. اغلب ما می توانیم روزی نیم ساعت پیاده روی را در بین مشغله ها و کارهای روزمره ی خود بگنجانیم اما مهم آن است که انگیزه ی ورزش کردن را داشته باشیم.
شما می توانید از طیف گسترده ای از ورزش ها و نرمش ها برای تقویت مغز و اعصاب خود بهره مند شوید از جمله: بازی با توپ(مثل فوتبال، بسکتبال، تنیس و...)، شنا، دویدن ملایم، پیاده روی، نرمش های کششی و قدرتی ملایم، یوگا، مدیتیشن، تمرینات هوازی، وزنه برداری سبک و غیره.
بنابراین توصیه ی نهایی آن است که بسته به امکانات و موقعیت خود چند نوع فعالیت بدنی را انتخاب کنید و آن ها را به برنامه ی روزانه ی خود اضافه کنید و از مزایای ورزش و فعالیت بدنی نه تنها برای کنترل وزن و پیشگیری از بیماری های قلبی و عروقی بهره ببرید بلکه از منافع آن بر روی مغز خود نیز بهره مند شوید.
برای مشاهده ی وب سایت دکتر فرشچی می توانید به آدرس اینترنتی www.novindiet.com مراجعه نمایید.
دکتر حمیدرضا فرشچی - همکار تبیان
متخصص تغذیه - فوق تخصص دیابت و چاقی
..:: شماره تلفن های ضروری ::..
|
..:: شماره تلفن های ضروری ::.. |
شماره تلفن 148 |
سنجش بهشتی یا جهنمی بودن!
سنجش بهشتی یا جهنمی بودن!

«اِجعَـل هَمَّکَ لِمَعـادِکَ تُصلِـــح » ؛ همّت را مخصوص معادت قرار بده تا صالح باشی، تا در صلاح باشی.(غررالحکم ج1 ص36)
مجموعــا به وجــود خودتــــان خوب دقــت کنید که هــمّ شما بـر چیست؟ هـــمّ و غــــمّ شما در 24 سـاعت چیسـت؟
اگر همّ و غمّتان آخــرت است، امیـد هست و اگر نیست، امیدی نیست. خوب بررسی کنید و سعـی کنید اشتبـاه نکنید، نفسِ شما با کیــد خفــی شیطان خودتــان، شما را فریب ندهد.
هــمّ و غــمّ شما به چه مصروف است؟ ناراحتی تـان از چیست؟ غصه هاتــان از چیست؟ اگر دیدید معــاد است، آخرت است، در راه صلاح و اصــلاح هستید. اما آن چیزی که برای آن شب و روز سعی می کنید، بود و نبود آن شمــا را ناراحت می کند، غیر خــدا، غیر آخـــرت است ولو برای آخـرت قدم هـایی بر می دارید، حتمـا راه صلاح نیست، شما در راه نجات نیستید.
اگر یک وقتــی به راه افتادید، واضـح و روشــن شد همّ و غمّ شمــا آن ســو است، حاکــم بر وجود شما چــیز دیگر است، گذشتــه شما، شما را محــزون کرده که چــه کرده اید و جبـــران می کنید، وقتی اینطــور بود بدانید راه امیــدی هست؛ اینجور آدم ها به دنیــا هـم می پردازند، شبیـه کسـی است که به کــاری در حاشیــه می پردازد.
درسوره مبارکه « ص » آیه 26 از حضرت داود علیه السلام ذکــری می فرماید؛ می فرماید: بنده اَوّاب (بسیار توبه کننده) مــن بود، ای داود تــو را در زمین خلیفــه قرار دادیم، بین مــردم با حــق حکم کــن؛ از هــوی تبعیّـت نکــن که تـو را از راه حــق منحــرف می کند.
به اندازه ای که انســان از هـوی تبعیـت کرد اگر چه کـم، از راه گمـراه شده است، هر چـه بیشتر باشد به همـان اندازه از راه حـق منحرف شده است. ایـن خیلی تکـان دهنده است اگر انســان دقت بکند و اگر تشریح بشود، تفسیر بشود، بیشتر می فهمد؛ اگر مـا به خودمان تطبیـق بکنیم که چقـدر تبعیت از هوی است، می شود سخت نگران نباشد؟ پیر نشود؟ می شود خوش باشد؟!
دنبالش می فرماید: حقیقت ایـن است آنها که از راه خـدا گمراه می شوند، برای آنها عـذاب شدید است چون یوم حســاب را فراموش کرده اند. آن حرفهای عوام را بیــاد بیاورید و این آیـه را نیـز دقت کنید؛ عوام آن است که قــرآن را خوب نمی فهمد. آیا می شود این آیـه را طور دیگری معنی کرد؟ آیـا می شود گفت، آنها که از راه خــدا منحرف شدند، خدا ارحم الراحمین است؟
این طاعتی که ما می کنیم و می گوییم، سبحــان الله، یعنی اینها مناسب حــق نیست، درنتیجــه عجب به سراغ انسان نمی آید؛ اینـــکه در تسبیــح خـدای متعــال می گوییـم سبحــــان الله، یعنی از این طـاعت من، خدا منــزه است؛ از همه چـیز منـزه است. خدا این عالـم و آسمـان و زمین را خلــق کرده که حتی یک برگ کوچک هم حساب دارد، آنوقت این چیـزها چگونه مناسبش خواهد بود...
در اصول کافــی باب فضـــل قرآن، امام باقــر علیه السلام از حضرت رسـول اکـرم صلی الله علیه و آله و سلّم، روایتی را نقــل می فرمایند: إنـی لَاَعجبُ کیـفَ لا اَشیبُ اذا قَـرأتُ القرآن؛ برای من تعجــب آور است که چگونه می شود مـن پیــر نشوم وقتی قـــرآن می خوانم. و در روایت دیگر هست که سوره هــود و واقعــه ... مرا پیر کرد.
انسان اگر در حدّ خودش قرآن را بفهمد فریـــادش بلنــد می شود، اگر خودش را با آن تطبیق بکند کمــا اینکه اهلــش ایــن چنیـن هستند. قرآن بهترین میزان است برای سنجش عمل باید در توصیفاتش از اشقیا و اتقیا دقیق شد و دید که از کدام دسته هستیم .
ممکن است ما آدم هایی باشیم که پیش خود گمان میکنیم چون نماز را میخوانیم دیگر تمام شد پس بنده خوب خداییم این نمیشود ملاک سنجش خود نباید به خود تخفیف دهیم چون معلوم نیست هیچ نمازی از ما پذیرفته شده باشد . برای دقیق تر شدن در اینکه واقعا آخرتمان در چه حال است خود را اینطور بررسی کنیم که چه چیز ما را خوشحال میکند و چه چیز میرنجاند در تنهایی مان معمولا چکاری انجام میدهیم دقت در این امور واقعا هدایت کننده است حداقلش این است که دچار عجب نمیشویم.

« سُـرورُِ المُؤمنِ بطاعَةِ رَبّـهِ وَ حُزنهُ عَلی ذَنبِـهِ » (غرر و دُرر ، ج1 ص 516 ) ؛ شادی مؤمن از اطاعت پروردگارش است و غمش از انجام گناه .
... ما شاد و خوشحال می شویم که فلان کار، فلان معامله و امثال این ها درست شد و محزون می شویم که فلان مسأله و آن خرید درست نشد؛ اینها مال مؤمـن نیست، یعنی وصف مؤمن نیست. اگر مؤمـن واقعی باشد، سرور و شادیش فقـط به این است که پروردگارش را اطــاعت کرده است و خوشحال می شود، اگر به گناه مبتلا شد، محزون می شود.
این طاعتی که ما می کنیم و می گوییم، سبحــان الله، یعنی اینها مناسب حــق نیست، درنتیجــه عجب به سراغ انسان نمی آید؛ اینـــکه در تسبیــح خـدای متعــال می گوییـم سبحــــان الله، یعنی از این طـاعت من، خدا منــزه است؛ از همه چـیز منـزه است. خدا این عالـم و آسمـان و زمین را خلــق کرده که حتی یک برگ کوچک هم حساب دارد، آنوقت این چیـزها چگونه مناسبش خواهد بود...
الحمــد لله یعنی حمد مخصوص خداست، هر چه خوب است خدا خواسته خوب شود، پس مــال خداست؛ خـدا بنا باشد کسی را به جــوار خودش راه بدهد، این نه بـرای این است که عملش منـاسب بوده، بلکه به فضــلش این کار را می کند.
این بیان، هم ازحضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، هست و هم از حضرت امیرمؤمنان صلوات الله علیه: ما عبـدناک حـق عبـادتک و ما عــرفناک حــق معرفتک؛ ما آنکه حــق عبــادت توست بجـا نیـاوردیم و آنـچه که حـق معــرفت توست، نشنـاختیم تــو را. با این وصف دیگر چه عُجبــی؟!
آن تسبیح که می گوییم الله اکبـــر، یعنی خدا بزرگــتر است، یعنی بزرگتر از این است که توصیـف شود؛ الحمــد لله یعنی هر چه حمــد و ستایش برای هر چه بکنید، این حمـد، مال خداست و بـرای اوست؛ متوجه باشیم که این عمل زمینه ساز می شود که فضـــل خدای متعال، شامــل حـال بشود.
« مَن عَـرف نَفسـه لا یُفارقه الحُزنُ و الحَـذَر» ؛ (غرر الحکم ج1 ص 228) کسی که خودش را شناخته باشد دو چیز از او مفارقت نکند: حزن و ترس دائم
کسی که خود را بشناسد باید اینگونه باشد که از حزن اخروی که صالحان همیشه در وجودشان حاکم است، برای آنچه که در پیش دارند، جدا نباشد.
|
دل شکسته حافظ به خاک خواهد بود
|
| چو لاله داغ هوایی که در جگر دارد
|
نه من و نه شما خود را نشناختیم وگرنه این حزن و حذر را داشتیم، هیچ چیز را نفهمیدیم. نشناخته ایم که تا به چیزی میرسیم مست و شادان میشویم و همینکه از دستش دادیم گویا زمین و آسمان بهم رسیده است ما حزن همه چیز داریم الا آخرتی که خواه ناخواه در پیش رو داریم .
انسان اگر در حدّ خودش قرآن را بفهمد فریـــادش بلنــد می شود، اگر خودش را با آن تطبیق بکند کمــا اینکه اهلــش ایــن چنیـن هستند. قرآن بهترین میزان است برای سنجش عمل باید در توصیفاتش از اشقیا و اتقیا دقیق شد و دید که از کدام دسته هستیم .
در حکمتی دیگر حضرت امیر صلوات الله علیه می فرمایند:

« اَنجـحکُم اَصـدَقُـکُم » ؛ هر کدام از شما در برابر رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، و ائمه صلوات الله علیهم اجمعین، و در مقام توسل به ولایت حضرات اولیاء، صادق تر باشد، او نجات یافته تر است؛ هر چه صدق بیشتر باشد، نجات او تضمین شده است و به نجات اخروی نزدیک است.
هر چه از صدق انسان کم باشد، نجات اخرویش مورد تردید، و خسران و هلاکت ابدی او را تهدید می کند.
شما اگر فکرتان همین اندازه کار کرد، برگردید و به خودتــــان نگاه کنید و محــــــاسبه و بررسی نمایید که شما چه هستید در ارتباط با این کلام.
خودمان بهتر می دانیم که چقدر صادق و چقدر کاذب هستیم؛ آن وقت با آن بیان خودتان را منصفانه مقایسه کنید با آنچه که در نماز، دعا و ذکر، به خدا و رسول و ائمه، می گوییم به تناسب؛ یکی از ما و شما پیدا می شود که واقعا فکر کند، صدقش لااقل به اندازه کذبش است، یعنی نصف به نصف.
البته خـــدا و رســـول الله و ائمـــه صلوات الله علیهم اجمعین انســـان را بهتر از خـــودش می شناسند. هر چه ما خود را بشناسیم به آن اندازه ایی که خدا و رسول و ائمه صلوات الله علیهم اجمعین و اهل دل می شناسند، آن قدر نمی شناسیم؛ قطعا از خود ما، ما را بیشتر و بهتر می شناسند.
بهر حال بررسی کنید که راست می گویید، تدبر در قرآن کنید؛ قرآن، قرآن، قرآن، هر که به هر جا که رسید، از تدبر در قرآن است؛به قول حافظ هر چه کردم همه از دولت قرآن کردم.
خدای متعال در قرآن خوبان را بسیار زیاد یاد می کند: الصادقین الصادقات، اوصاف آنها را اینگونه یاد می کند: القانتین و القانتات، الذاکرین و الذاکرات، الصابرین و الصابرات؛ قرآن از اینها یاد کرده، پس تدبر در قرآن کنید و ببینید راست می گویید، با خودتان خلوت کنید؛ "لیس للانسان الا ما سعی" در زیارات می فرماید: «حق مجاهدت را بجا بیاورید گرنه مجاهدت های سرسری به جایی نمی رسد؛ شما مجاهدتتان را آن چنانکه حق مجاهدت است و قرآن دستور داده است انجام داده اید؟»
چشم و گوش را باز کنید، مواظبت کنید، حرف و سخن جاهلان و تفسیر و راه نشان دادن آنها شما را هم در جهل و بی خبری غوطه ور نکند ... .
منبع : پایگاه اینترنتی حضرت آیت الله شیخ محمد شجاعی
فرآوری: محمدی _گروه دین و اندیشه تبیان
..:: شیوههای عجیب قاچاق انسان شیوههای عجیب قاچاق انسان ::..
آیات ولایت و خلافت
جعفر سبحانى
آیات ولایت و خلافت
آیه انذار
اکنون آیات مربوط به خلافت و امامت را مورد بررسى قرار مىدهیمتا روشن شود قرآن کدامیک از دو نظریه را تایید مىکند، اینکتفصیل موضوع:
1- آیه انذار نزدیکان
وحى الهى در کوه حرا بر قلب پیامبر نازل گردید و او را بهمقام نبوت و رسالت مفتخر ساخت رسالتى که باید در سطح جهانىپیاده گردد، و تمام ملل روى زمین، زیر پرچم آئین اسلام درآیند.
فرشته وحى هرچند او را به مقام رسالت مفتخر ساخت، ولى نقطهشروع کار و وقت تبلیغ رسالت را براى مردم معین نکرد، از ایننظر پیامبر به مدت سه سال از دعوت عمومى، خوددارى نمود. تنهااز رهگذر تماسهاى خصوصى با افراد قابل و شایسته توانست گروهکمى را به آئین خویش هدایت کند.
پس از گذشتسه سال، پیک الهى فرا رسید، و فرمان داد کهپیامبر دعوت همگانى خود را از طریق دعوت خویشاوندان و بستگانآغاز نماید و او را با آیه زیر مورد خطاب قرار داد و گفت:
(و انذر عشیرتک الاقربین واخفض جناحک لمن اتبعک من المؤمنینفان عصوک فقل انى برى مما تعملون) (1) .
«بستگان نزدیک خود را از عذاب الهى بیم ده، پر و بال پر مهرو مودت خود را بر سر افراد با ایمان پائین بیاور(و سبتبهآنان ابراز علاقه و محبت کن)و اگر با تو از در مخالفت واردشوند، بگو من از کارهاى(بد)شما بیزارم» .
از این جهت پیامبر به على(ع)دستور داد که چهل و پنج نفر ازشخصیتهاى بزرگ بنىهاشم را براى ضیافت ناهار دعوت کند و غذائىاز گوشت، همراه با شیر آماده سازد.
مهمانان همگى در وقت معین، به حضور پیامبر شتافتند و پس ازصرف غذا «ابولهب» عموى پیامبر با سخنان سبک خود، مجلس را ازآمادگى براى طرح سخن و تعقیب هدف برانداخت و مجلس بدون اخذنتیجه به پایان رسید و مهمانان پس از صرف غذا و شیر، خانه رسولخدا(ص)را ترک گفتند.
پیامبر تصمیم گرفت که فرداى آن روز ضیافت دیگرى ترتیب دهد وهمه آنان را جز «ابولهب» ، به خانه خود دعوت نماید. بازعلى(ع)به دستور پیامبر، غذا و شیر آماده نمود. و از شخصیتهاىبرجسته و شناخته شده بنىهاشم براى صرف ناهار و استماع سخنانپیامبر، دعوت به عمل آورد.
مهمانان همگى در موعد مقرر به خانه پیامبر آمدند. وى پس ازصرف غذا در مجمع بزرگى که شخصیتهاى بنىهاشم، در آنجا گرد آمدهبودند، براى دعوت خویشاوندان به آئین توحید و رسالتخویش بپاخاست و سخنان خود را چنین آغاز نمود:
«به راستى هیچگاه راهنماى مردم، به آنان دروغ نمىگوید:
به خدائى که جز او خدائى نیست، من فرستاده او به سوى شما وعموم جهانیان هستم.
هان آگاه باشید همانگونه که مىخوابید، مىمیرید، و همچنان کهبیدار مىشوید(روز رستاخیز)زنده خواهید شد، نیکوکاران به پاداشاعمال و بدکاران به کیفر کردار خود مىرسند، و بهشت جاویدانبراى نیکوکاران و دوزخ همیشگى براى بدکاران آماده است.
هیچکس از مردم براى کسان خود، چیزى بهتر از آنچه من براى شماآوردهام، نیاورده است من خیر دنیا و آخرت براى شما آوردهام،خدایم به من فرمان داده که شما را به توحید و یگانگى وى ورسالتخویش دعوت کنم» .
آنگاه فرمود:
«فایکم یوازرنى على هذا الامر، على ان یکون اخى و وصیى وخلیفتى فیکم» .
«چه کسى از شما مرا در این راه کمک مىکند، تا برادر و وصى ونماینده من در میان شما باشد؟».
او این جمله را گفت و مقدارى مکث نمود تا ببیند کدامیک ازآنان به نداى او پاسخ مثبت مىگوید. در این موقع سکوت آمیخته بابهت و تحیر بر مجلس حکومت مىکرد و همگى سر به زیر افکنده و درفکر فرو رفته بودند.
ناگهان على(ع)که سن او در آن روز از 15 سال (2) تجاوز نمىکرد،سکوت را درهم شکست و برخاست و رو به پیامبر کرد و گفت: اىپیامبر خدا من تو را در این راه یارى مىکنم، سپس دستخود را بهسوى پیامبر دراز کرد، تا دست او را به عنوان پیمان فداکارىبفشارد. در این موقع پیامبر دستور داد که على(ع)بنشیند و باردیگر گفتار خود را تکرار نمود. باز على(ع) برخاست و آمادگى خودرا اعلام کرد.
این بار نیز پیامبر به وى دستور داد که بنشیند، در مرتبه سومنیز بسان دو مرتبه پیشین جز على(ع)کسى برنخاست، و تنها او بودکه پشتیبانى خود را از هدف مقدس پیامبر اعلام کرد، در این موقعپیامبر، دستخود را بر دست على(ع)زد و جمله تاریخى خود را درمجلس بزرگان بنىهاشم درباره على(ع)القاء نمود و فرمود:
«ان هذا اخى و وصیى و خلیفتى فیکم» (3) .
«هان اىخویشاوندان و بستگان من بدانید که على برادر و وصى و خلیفه مندر میان شماست» .
بنا به نقل سیره حلبى، دو لفظ دیگر نیز افزود و گفت: «ووزیرى و وارثى» یعنى وزیر و وارث من نیز مىباشد.
از این راه نخستین وصى اسلام به وسیله آخرین سفیر الهى، درآغاز رسالت که هنوز جز گروه کمى به آئین وى نگرویده بود، تعیینگردید.
از این که پیامبر، نبوت خود و امامت على(ع)را همزمان اعلامکرد و روزى که به بستگان خود گفت: مردم. من پیامبر خدا هستم،همان روز نیز فرمود: که على(ع)وصى و جانشین من است، مىتوانمقام و موقعیت امامت را به نحو روشن ارزیابى نمود. و این کهاین دو مقام از یکدیگر جدا نبوده، و همواره دومى مکمل برنامهرسالت است.
این حدیث در اصطلاح محدثان به حدیث «بدء الدعوه» یا«حدیثالدار» معروف است و دلالت آن بر ولایت و خلافت على(ع) پس ازرسول خدا(ص)روشن است و این مىرساند که از روز نخست، منصب امامتبسان نبوت، مقام تنصیصى است نه اختیارى و یا انتخابى. شگفتآوراین که برخى از مورخین حدیث رسول خدا(ص)را در تاریخ خود به نحوصحیح آورده ولى در بخش تفسیر دستبه تحریف زده است.
محمد بن جریر طبرى(224 - 310)در تاریخ خود داستان گذشته رابه نحوى که نگاشتیم، آورده است (4) .
ولى آنگاه که در تفسیر خود به آیه 314 سوره شعراء مىرسد و برنقل شان نزول آیه مىپردازد، کلام پیامبر را تحریف مىکند ومىنویسد:
پیامبر رو به آنها کرد و چنین فرمود:
«فایکم یوازرنى على هذا الامر على ان یکون اخى و کذا وکذا» . و در حقیقتبه جاى کلمههاى «اخى و وصیى و خلیفتى»الفاظ کنائى به کار مىبرد.
پس آنگاه که على(ع)پشتیبانى خود را از دعوت پیامبر ابرازکرد، در نقل کلام پیامبر تصرف کرده و مىنویسد: پیامبر فرمود:
«ان هذا اخى و کذا و کذا» .
این نوع تحریف در تاریخ فراوان است و روز به روز بر دامنه آنافزوده مىشود خصوصا که الان کتابهاى بزرگان در دست نشر و تجدیدچاپ است محققان مزدور آنچه که مربوط به تشیع و ولاى اهلبیت(علیهم السلام)است، در حد امکان حذف و یا تحریف مىکنند.
«ابن کثیر» شامى نیز در تفسیر خود به جاى پیروى از تاریخطبرى، از تفسیر طبرى پیروى کرده و کلمات کنائى به کار بردهاست.
شگفتانگیزتر کار دکتر «هیکل» در کتاب «حیات محمد»(ص)است. او فقط به نقل جمله نخست اکتفاء کرده است و مىگوید:
پیامبر چنین گفت: «فایکم یوازرنى على هذا الامر على ان یکوناخى و وصیى و خلیفتى فیکم» . ولى جمله دوم را که پیامبر بعداز برخاستن على(ع)گفت، به کلى نقل نکرده است.
آنگاه که آن کتاب در جامعه مصر منتشر شد، خردهگیران متعصب،او را به خاطر نقل این حدیثحتى به صورت ناقص انتقاد کرده اوناچار شده که خشم خدا را بر برابر رضاى مردم بخرد از این جهتدر چاپ دوم و چاپهاى بعدى هر دو جمله را حذف کرد، این است معنىروشنفکرى و آزادمنشى.
2 - آیه(انما ولیکم الله)
(انما ولیکم الله و رسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلوهو یوتون الزکوه و هم راکعون) (5) .
«ولى شما، خدا و پیامبر او و کسانى هستند که ایمان دارند ونماز مىگزارند، و درحال رکوع زکات مىدهند» .
(و من یتول الله و رسوله و الذین آمنوا فان حزب الله همالغالبون) (6) .
«هرکس خدا و فرستاده او و افراد با ایمان را ولى خود اتخاذکند، به راستى(پیروان)حزب الهى پیروزند» .
مفسران مىنویسند: سائلى وارد مسجد شد و درخواست کمک کرد، کسىچیزى به او نداد، امام على(ع)در حالى که در رکوع بود، با انگشتخود که انگشترى در آن بود، به فقیر اشاره کرد تا انگشترى را ازدست او درآورد، او نیز انجام داد و مسجد را ترک گفت.
در این موقع خبر به پیامبر(ص)رسید، او رو به درگاه الهى نمودو گفت: خدایا همانطور که براى موسى از خاندان خویش وزیرى معیننمودى، پروردگارا براى من نیز از اهل بیتم، وزیرى معین بفرما،در این لحظه فرشته وحى فرود آمد و آیه یاد شده را براى پیامبرخواند.
شان نزول آیه را به صورتى که نقل گردید، شخصیتبرجستهاى ازصحابه مانند خود امام، ابن عباس، عمار، جابر، ابورافع، انس بنمالک و عبدالله بن سلامه نقل کردهاند (7) .
شیوه استدلال با این آیه بسیار روشن است، زیرا مقصود از ولىهمان متصرف و سرپرست و آن کسى است که برخود انسان اولویت داردنه دوست. گواه این مطلب این است که ولایت را مقید به فردى کردهاست که درحال رکوع صدقه مىدهد، و اگر مقصود از ولایت، دوستبود.
این اختصاص، به فردى اختصاص نداشت، زیرا همه مومنان به حکمآیه(والمومنون و المومنات بعضهم اولیاء بعض...) (8) .
از این جهتبراى ولى در آیه معنائى جز همین ولى و سرپرستنیست.
خلاصه از این که آیه ولایت را بر سه نفر منحصر مىکند: خدا وپیامبر و کسانى که در حال رکوع صدقه مىدهند، حاکى از این استکه این ولایت غیر از این ولایت عمومى همه مومنان نسبتبه یکدیگراست و آن جز ولایت عامه و متصرف در امور کس دیگرى نیست.
حدیثى که در مورد امیر مومنان وارد شده است، موید این مطلباست پیامبر گرامى فرمود:
«یا على انت ولى کل مؤمن من بعدى» (9) .
«اى على، تو پس از من ولى هر فرد با ایمانى هستى» .
از این که لفظ «من بعدى» در حدیث آمده است، گواه بر ایناست که مقصود; زعامت و سرپرستى جامعه مسلمانان است و در حقیقتمقصود از ولى در آیه، همان اولى بودن است که در آیهاى در حقپیامبر وارد شده است چنانکه مىفرماید: (النبى اولى بالمؤمنینمن انفسهم...) (10) .
«پیامبر به افراد با ایمان از جان آنها اولى و شایستهتراست» .
شکى نیست که پیامبر گرامى داراى مقاماتى بوده و از این طریقبر امت اولویت داشت، اینک این مقامات از نظر قرآن عبارتند از:
1 - قضاوت و داورى پیامبر چنانکه مىفرماید:(انا انزلنا الیکالکتاب بالحق لتحکم بین الناس بما اراک الله...) (11) .
«ما قرآن را بر تو به حق نازل کردیم تا در میان مردم باآنچه که خدا بر تو ارائه کرده است، داورى کنى» .
2 - حق اطاعت; چنانکه مىفرماید:(...اطیعوا الله و اطیعواالرسول...) (12) . «از خدا و رسولش اطاعت کنید» ..
3 - نفوذ فرمان; چنانکه مىفرماید:(...فلیحذر الذین یخالفونعن امره ان تصیبهم فتنه او یصیبهم عذاب الیم...) (13) .
«کسانى که با فرمان پیامبر مخالفت مىورزند، از آن بترسند کهدر کشاکش امتحان سخت قرار گیرند و یا با عذاب دردناکى روبهروشوند» .
آنچه که یادآور شدیم، برخى از مقامات ولائى و حکومتى پیامبراست و در این موارد پیامبر بر همه اولویت دارد، چنانکهمىفرماید:(النبى اولى بالمؤمنین من انفسهم...) (14) . «پیامبربه افراد با ایمان از جان آنها شایستهتر است» .
با توجه به این اصل، ظاهر آیه این است که ولایتخدا و رسول اوو ولایتشخص ثالثى که در حال نماز صدقه مىدهد، مفهوم واحدىدارند و اگر مقصود از ولى بودن خدا و رسول، اولویت آن دو برجان و مال مردم باشد، ولایت فرد سوم نیز به همان معنى است.
شاهد بر یکسان بودن مفهوم ولایت در هر سه، آیه بعدى است کهمىفرماید:(و من یتول الله و رسوله و الذین آمنوا فان حزب اللههم الغالبون) (15) .
«هرکس خدا و فرستاده او و افراد با ایمان را ولى خود اتخاذکند، به راستى(پیروان)حزب الهى پیروزند».
از این که پذیرش ولایت آنها مایه دخول در حزب خدا و فسخ ولایتآنان مایه خروج از حزب الهى است، خود گواه بر این است که اینولایتبه معنى دوستى و یاورى نیست، بلکه پذیرش ولایت است که درصورت فقدان، انسان از دائره حزب الهى بیرون مىرود.
نتیجه این مىشود: هرکس اولویتخدا و پیامبر و فرد سوم رانپذیرد، تو گوئى مسلمان نیست.
پاسخ یک پرسش
گاهى گفته مىشود هرگاه مقصود از ولى در آیه همان زعیم اسلامىو متصرف در حقوق و اموال است و آیه نیز در حق على(ع)نازلگردیده، لازمه آن این است که على(ع) نیز در حیات پیامبر(ص)داراىچنین مقام و موقعیتى باشد، درحالى که سرپرستى جامعه در این بخشاز زمان از آن پیامبر بود.
پاسخ این پرسش روشن است تعیین یک فرد براى زعامتبه آن معنىنیست که در همان ظرف انتصاب کار را بر عهده بگیرد و در امورسیاسى و اجتماعى مداخله کند، بلکه هدف این است که در زماننبودن زعیم رسمى، این فرد; این خلا را پر کند.
امیر مومنان(ع)در همان زمان پیامبر(ص)داراى مقام ولایتبودولى چون هدف از اعطاء چنین مقام سد خلائى بود که پس از رحلترسول خدا(ص)پدید مىآید، طبعا بهرهگیرى از این ولایت مربوط بهعصر بعد خواهد بود.
پاسخ به سئوال دیگر
هرگاه مقصود از «والذین آمنوا» امیر مومنان باشد، پس چرابه جاى مفرد «والذى آمن» صیغه جمع به کار برده است؟
پاسخ قرآن در مواردى که در مورد فردى صیغه جمع به کار بردهاست مانند آیه مباهله که مىفرماید:(...و نسائنا و نسائکم وانفسنا و انفسنا) (16) . درحالى که پیامبر براى مباهله از زنان،فقط دخت گرامیش حضرت زهرا(س)را آورده بود.
در باره منافقین; در مورد عبدالله بن ابى صیغه جمع به کاررفته است. چنانکه مىفرماید:(یقولون لئن رجعنا الى المدینهلیخرجن الاعز منها الاذل) (17) . «آنان مىگویند اگر به مدینه بازگشتیم، عزیزان ذلیلان را بیرون مىکنند» . و گوینده سخن،عبدالله بن ابى زعیم منافقان بود.
و همچنین آیات دیگر که در آنها صیغه جمع به جاى مفرد به کاررفته است (18) .
بنابراین استعمال صیغه جمع در مورد مفرد اشکال نخواهد داشت.
مسلما به کار بردن صیغه جمع در مورد مفرد بىنکته نخواهد بودو در آیات یاد شده نکته آن روشن است و شاید علت آن در آیه ایناست که عواطف منافقان بر ضد امام تحریک نشود و بدانند که اینیک قانون کلى است و امکان دارد افراد و مصادیق فراوان پیدا کندکه فعلا مصداق آن على بن ابى طالب(ع)است.
«زمخشرى» در «کشاف» خود نکته دیگرى نیز یاد مىکند و آناین که: «با آوردن صیغه جمع مىخواهد علاقه افراد را بر این کارتحریک کند و آنها بکوشند خود را به حد کمال برسانند (19) .
پىنوشتها:
1) شعراء:216 - 214.
2) به قولى13 سال.
3) تاریخ طبرى، ج2، ص216 - کامل ابن اثیر، ج2، ص 24 - سیرهحلبى، ج1، ص 321 - شرح شفاى قاضى عیاض، ج3، ص37 و غیره.
4) مدرک قبل.
5) مائده: 55.
6) مائده:56
7) کنزالعمال، ص 405، حدیثشماره137 - تفسیر فخر رازى، ج12،ص26 - تفسیر نیشابورى، ج6، ص 154.
8) توبه: 71.
9) مسند احمد، ج4، ص437 - مستدرک حاکم، ج3، ص 111.
10) احزاب:6.
11) نساء: 105.
12) نساء:59.
13) نور:63.
14) احزاب:6.
15) مائده: 55
16) آل عمران: 61.
17) منافقین: 8.
18) مانند: آیه یکم از سوره ممتحنه که مىفرماید: «یا ایهاالذین آمنوا لا تتخذوا عدوى و عدوکم اولیاء...» مفسرانمىگویند: مقصود از افراد با ایمان خاطب بن ابى بلتعه است.
19) کشاف: ج1، ص247.
عکس های شگفت انگیز از شاهکار های طبیعت
داستان کوتاه ( امید )
شمع ها به آرامی می سوختند، فضا به قدری آرام بود که می توانستی صحبتهای آن ها را بشنوی.
اولی گفت: من صلح هستم!
با وجود این هیچ کس نمی تواند مرا برای همیشه روشن نگه دارد.
فکر میکنم به زودی از بین خواهم رفت.
سپس شعله اش به سرعت کم شد و از بین رفت.
*****
دومی گفت: من ایمان هستم!
با این وجود من هم ناچارا مدتی زیادی روشن نمی مانم،
و معلوم نیست تا چه زمانی زنده باشم،
وقتی صحبتش تمام شد نسیم ملایمی بر آن وزید و شعله اش را خاموش کرد.
*****
شمع سوم گفت: من عشق هستم!
ولی آنقدر قدرت ندارم که روشن بمانم.
مردم مرا کنار می گذارند و اهمیت مرا درک نمی کنند،
آنها حتی عشق ورزیدن به نزدیکترین کسانشان را هم فراموش می کنند و کمی بعد او هم خاموش شد.
*****
ناگهان ... پسری وارد اتاق شد و شمع های خاموش را دید
و گفت: چرا خاموش شده اید؟
قرار بود شما تا ابد بمانید و با گفتن این جمله شروع کرد به گریه کردن.
*****
سپس شمع چهارم گفت:
نترس تا زمانی که من روشن هستم میتوانیم شمع های دیگر را دوباره روشن کنیم.
من امید هستم!
کودک با چشمهای درخشان شمع امید را برداشت و شمع های دیگر را روشن کرد.
چه خوب است که شعله امید هرگز در زندگیتان خاموش نشود.
چراکه هر یک از ما می توانیم
امید، ایمان، صلح و عشق
را حفظ و نگهداری کنیم.
ایده هایی جالب و قابل اجرا در 1 روز برای دکوراسیون منزل شما قسمت اول
1. یک مجموعه هنری خلق کنید.
اگر شما به طرح های پارچه ای علاقمندید اما پارچه زیادی ندارید تنها با یک مترپارچه و یا کمتر میتوانید یک هنر دیواری قابل توجه درست کنید. پارچه ها را روی تخته های صافی به اندازه های مختلف بکشید اکنون شما نقش های پارچه مورد علاقه تان را نمایش میدهید.
ادامه
..:: خواص دارویی پیاز ::..
هفت آدرس ایمیل بدرد بخور اما ناشناخته
بعضی وقتها یک سری کارها برای ما امکان پذیر نیست. مثلا در بعضی سایتها نمی توانیم وارد بشویم ( به خاطر یک دلیل مقطعی ) و تنها ابزار در دسترس ما ایمیلمان است. شاید کمی عجیب باشد بدانید در دنیای سرویس های جور واجور استفاده از ایمیل هم به خدمت شما در آمده است تا بتوانید کارهایتان را به راحتی انجام دهید. در این مقاله سعی شده است تا 7 آدرس ایمیل را به شما تقدیم کنیم که شاید بتواند برای شما هم مفید واقع شود!
|
بعضی وقتها یک سری کارها برای ما امکان پذیر نیست. مثلا در بعضی سایتها نمی توانیم وارد بشویم ( به خاطر یک دلیل مقطعی ) و تنها ابزار در دسترس ما ایمیلمان است. شاید کمی عجیب باشد بدانید در دنیای سرویس های جور واجور استفاده از ایمیل هم به خدمت شما در آمده است تا بتوانید کارهایتان را به راحتی انجام دهید. در این مقاله سعی شده است تا 7 آدرس ایمیل را به شما تقدیم کنیم که شاید بتواند برای شما هم مفید واقع شود! |
۱. Pdf@koolwire.com
اگر به این ایمیل یک بزنید و به آن یک فایل مثل یک عکس یا یک پرونده آفیس را الصاق کنید این ایمیل به شما یک نسخه PDF آن را میل می کند. به همین راحتی!
۲. photos@flickr.com
فلیکر برای شما یک آدرس در اینجا تهیه کرده است که اگر از طریق آن عکسی را ( از طریق الصاق کردن ) بفرستید آن وقت عکس شما در فلیکر آپلود می شود. موضوع نامه تیتر و بدنه نامه توضیحات عکس را تشکبل خواهند داد.
۳. prod@writely.com
این آدرس ایمیل برای گوگل داک است و شما می توانید مطالب خود را از طریق این سامانه برای گوگل داک بفرستید. این قسمت هم برای شما تهیه شده است.
۴. wsmith@wordsmith.org
شما می توانید از طریق این آدرس ایمیل متن خودتان را ترجمه کنید. یعنی کلمه شما از نظر معنی برای شما باز می شود. ساده ترین راه برای فهمیدن ترجمه انگلیسی به انگلیسی یک لغت. فقط یادتان باشد در عنوان بنویسید define myword و در متن نامه هم که عبارتتون رو بنویسید.
۵. go@blogger.com
اگر از داشبودتون گزینه ارسال بوسیله ایمیل را علامت بزنید می توانید از طریق این آدرس ایمیل به بلاگرتون مطلب بفرستید. مخصوصا الان که در دسترس نیست!
۶. pdf2txt@adobe.com
یک هدیه بسیار زیبا. PDF تان را به ایمیل سنجاق کنید و آن را برای سایت آدوبی بفرستید. نسخه متنی فایل شما آماده است. این هم یک راه حل آلترناتیو برای زمانی که یک PDF خوان دم دست نیست!
۷. www@web2mail.com
و این هم یک ایمیل واقعا به دردبخور! سایت اجرا نمی شود؟ آدرس بدهید. یک کپی تحویل بگیرید. امتحان کنید
..:: کیف های دستی جدید و زنانه ::..
..:: زیرآب ::..
|
..:: زیرآب ::.. |
زیرآب، در خانه های قدیمی تا کمتر از صد سال پیش که لوله کشی آب تصفیه شده نبود معنی داشت . زیرآب در انتهای مخزن آب خانه ها بوده که برای خالی کردن آب ، آن را باز می کردند . این زیرآب به چاهی راه داشت و روش باز کردن زیرآب این بود که کسی درون حوض می رفت و زیرآب را باز می کرد تا لجن ته حوض از زیرآب به چاه برود و آب پاکیزه شود . در همان زمان وقتی با کسی دشمنی داشتند. برای اینکه به او ضربه بزنند زیرآب حوض خانه اش را باز می کردند تا همه آب تمیزی را که در حوض دارد از دست بدهد. صاحب خانه وقتی خبردار می شد خیلی ناراحت می شد چون بی آب می ماند .این فرد آزرده به دوستانش می گفت: «زیرآبم را زده اند.» این اصطلاح که زیرآبش را زدند ریشه از همین کار دارد که چندان دور هم نبوده است. |
دعای الیاس پیامبر در سجده
دعای الیاس پیامبر در سجده

مفضل بن عمر میگوید: همراه دوستان برای ملاقات با امام صادق ـ علیه السّلام ـ رهسپار شدیم، به در خانه آن حضرت رسیدیم ولی خواستیم اجازه ورود بگیرم، پشت در شنیدم که آن حضرت سخن میگوید، ولی آن سخن عربی نبود و خیال کردیم که به لغت سریانی است، سپس آن حضرت گریه کرد، و ما هم از گریه او به گریه افتادیم، آن گاه غلام آن حضرت بیرون آمد و اجازه ورود داد.
ما به محضر امام صادق ـ علیه السّلام ـ رسیدیم، پس از احوالپرسی، من به امام ـ علیه السّلام ـ عرض کردم! «ما پشت در، شنیدیم که شما سخنی که عربی نیست و به خیال ما سریانی است، تکلم میکردی، سپس گریه کردی و ما هم با شنیدن صدای گریه شما به گریه افتادیم».
امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: «آری من به یاد الیاس افتادم که از پیامبران عابد بنی اسرائیل بود،و دعایی را که او در سجده میخواند، میخواندم، سپس امام ـ علیه السّلام ـ آن دعا و مناجات را به لغت سریانی، پشت سرهم خواند، که سوگند به خدا هیچ کشیش و اسقفی را ندیده بودم که همانند آن حضرت آن گونه شیوا و زیبا بخواند، و بعد آن را برای ما به عربی ترجمه کرد و فرمود: الیاس در سجودش چنین مناجات میکرد:
اتراک معذبی و قد اظمأتُ لک هو اجری، اَتُراکَ مُعذبی و قد عفَّرْتُ لک فی التراب، اتراکُ مُعذبی و قد اجتنبتُ لک المعاصی، اتراک معذبی و قد اسهرتُ لک لیلی!
خدایا آیا براستی تو را بنگرم که مرا عذاب کنی، با اینکه روزهای داغ به خاطر تو «با روزه گرفتن» تشنگی کشیدم؟ آیا تو را بنگرم که مرا عذاب کنی، در صورتی که برای تو، رخسارم را «در سجده» به خاک مالیدم؟! آیا تو را بنگرم که مرا عذاب کنی با آن که بخاطر تو، از گناهان دوری گزیدم، آیا تو را ببینم که مرا عذاب کنی با اینکه برای تو هر شب را به عبادت به سر بردم؟!
خداوند به الیاس، وحی کرد: «سرت را از خاک بردار که من تو را عذاب نمیکنم».
الیاس عرض کرد: «ای خداوند بزرگ اگر این سخن را گفتی که تو را عذاب نمیکنم ولی بعداً مرا عذاب کردی چه کنم؟! مگر نه این است که من بنده تو و تو پروردگار من هستی.
باز خداوند به او وحی کرد: ارفع رأسک فانی غیرُ مُعذبک، انی اذا وعدتُ وعداً و فَیتُ به.
سرت را از سجده بردار که من تو را عذاب نمیکنم، و وعدهای که دادهام به آن وفا خواهم نمود.
منبع: پایگاه اندیشه قم
جهرمی زاده- گروه دین و اندیشه تبیان
سخت ترین دوران امامت امام چهارم (علیه السلام)
سخت ترین دوران امامت امام چهارم (علیه السلام)

امام زین العابدین(علیه السلام) در مدت امامت خویش، سخت ترین دوران عمر خویش را سپری نمود به گونه ای که، عقل آدمی از درک آن عاجز و ناتوان است و قلم و بیان، توانایی ترسیم عمق آن را ندارد.
حضرت در دوران امامت خویش با شش نفر از خلفای جور، معاصر بود که عبارتند از: 1- یزید بن معاویه (61 – 64 ق) 2- عبدالله بن زبیر (61-73) 3- معاویه بن یزید (مدت چند ماه از سال 64 ق) 4- مروان بن حکم (مدت نه ماه از سال 65 ق) 5- عبدالملک بن مروان (65 -86) 6- ولید بن عبدالملک (86 – 96)
دشوارترین دوران امامت امام چهارم(علیه السلام)، در زمان خلافت عبدالملک بن مروان است که مدت بیست و یک سال به طول انجامید. مورخان عبدالملک را به عنوان فردی زیرک، با احتیاط و دوراندیش، ادیب، باهوش و دانشمند معرفی می نمایند.1 او پیش از رسیدن به قدرت، یکی از فقهای مدینه به شمار می رفت. و به زهد و عبادت و دینداری شهرت داشت و اوقات خود را در مسجد با عبادت سپری می کرد به طوری که به او (حمامة المسجد) یعنی کبوتر مسجد می گفتند.2
اما به محض رسیدن به قدرت حالش تغییر یافت، محبت به دنیا و عشق به پست و مقام و ریاست، چشم دلش را کور و اعتقاد و ایمان پوشالی او را بر باد فناء داد، و از اینجا معلوم می شود که ایمان در عمق جان او جای نگرفته بود والا با روی آوردن دنیا، تغییری در اخلاق و رفتارش ایجاد نمی شد و به گذشته ایمانی خود پشت پا نمی زد.
نقل می کنند: بعد از مرگ پدرش، مشغول خواندن قرآن بود، به محض شنیدن خبر مرگ پدر، قرآن را بست و گفت: اینک بین من و تو جدایی افتاد! و دیگر با تو کاری ندارم.3
عبدالملک، در دوران ریاست خود به جنایات فجیعی دست زده و با این اقدامات غیر انسانی، لکّه ننگی در تاریخ اسلام از خود برجای گذاشت.
سیوطی و ابن اثیر می نویسند: در طول تاریخ اسلام، عبدالملک نخستین کسی بود که خیانت ورزید، و نخستین کسی بود که مردم را از سخن گفتن در حضور خلیفه منع کرد و نخستین کسی بود که از امر به معروف جلوگیری کرد.4
عبدالملک دو سال پس از شکست عبدالله بن زبیر در مکه (در سال 75 هجری) در جریان سفر حج وارد مدینه شد و ضمن سخنانی خطاب به مردم چنین گفت: من نه همچون خلیفه خوار شده(عثمان)، نه همچون خلیفه آسانگیر(معاویه) و نه مانند خلیفه سست خرد(یزید) هستم، من این مردم را جز با شمشیر درمان نمی کنم، شما از ما کارهای مهاجران را می خواهید، اما مانند آنها رفتار نمی کنید (ما را به تقوا می خوانید و خود به آن عمل نمی کنید) به خدا سوگند از این پس هر کس مرا به تقوا امر کند، گردن او را خواهم زد.5
او روزی به سعید بن مسیب گفت: چنان شده ام که اگر کار نیکی انجام دهم خوشحال نمی شوم و اگر کار بدی از من سر زند، ناراحت نمی شوم.6
عبدالملک در زمان ریاست خود، افراد جنایتکار و خونخواری را در مناطق مختلف اسلامی به عنوان حاکم نصب کرد، آنها با زور و قلدری با مردم رفتار کرده و به دلخراش ترین جنایات دست خود را آلوده ساختند.
افرادی چون حجاج در عراق، مهلب در خراسان و هشام بن اسماعیل در مدینه که همانند عبدالملک سفاک و بیرحم بود و شیعیان را مورد اذیّت و آزار و شکنجه قرار می دادند.
از میان این افراد ستمگر، حجاج در ظلم و ستم و جنایت گوی سبقت را از بقیه ربوده بود، به گونه ای که در تاریخ اسلام، جنایات وحشیانه او مشهور است.
گوشه ای از جنایات فجیع حجاج علیه شیعیان

پس از شکست عبدالله بن زبیر توسط حجاج، عبدالملک او را به مدّت دو سال به عنوان حاکم حجاز (مکه، مدینه و طائف) منصوب کرد.
او در مدینه به جنایات فجیعی دست زد که از شنیدن آنها قلب هر انسان مؤمنی به درد می آید، در تاریخ آمده است که حجاج در مدینه گردن گروهی از صحابه پیامبر(صلی الله علیه و آله) را که از بزرگان مدینه بودند را زد، افراد نامداری چون(جابر بن عبدالله انصاری، انس بن مالک، سهل بن ساعدی و ...) و جمع دیگری را به قصد خوار کردن آنان، داغ نهاد به این بهانه که آنها کشندگان عثمانند.
او هنگام ترک مدینه، سخنان بسیار زشت و زننده ای به زبان آورده و به ساحت مقدس پیامبر رحمت (صلی الله علیه و آله) اهانت کرد.
در تاریخ آمده است که او چنین گفت: (خدا را سپاس می گویم که مرا از این شهر بزرگ بیرون می برد. این شهر از همه شهرها پلیدتر و مردم آن نسبت به امیرالمؤمنین(عبدالملک) حقه بازتر و گستاخ ترند. اگر سفارش امیرالمؤمنین نبود، این شهر را با خاک یکسان می کردم، در این شهر جز پاره چوبی که منبر پیامبر خوانند و استخوان پوسیده ای که قبر پیامبر می دانند، چیزی نیست).7
بعد از مکه و مدینه، عبدالملک او را حاکم عراق کرد، تا از این طریق بتواند با ایجاد رعب و وحشت در دل مردم، پایه های حکومت ظالمانه خود را تحکیم بخشد.
وقتی وارد کوفه شد، به صورت فردی ناشناس با سر و صورتی پوشیده به مسجد آمد، صف مردم را شکافته و بر فراز منبر نشست و مدتی طولانی خاموش ماند. در بین مردم زمزمه در گرفت که این کیست؟! یکی گفت: او را سنگسار کنیم، گفتند: نه،صبر کن ببینیم چه می گوید؟ وقتی همه ساکت شدند حجاج، روی خود را باز کرد و در آغاز سخن گفت:
(مردم کوفه! سرهایی را می بینیم که چون میوه ی رسیده، وقت چیدن آنها فرا رسیده است و باید از تن جدا شود و این کار به دست من انجام می گیرد، و خون هایی را می بینیم که میان عمّامه ها و ریش ها می درخشد...)
این سخنان تهدید آمیز را همچنان ادامه داد تا اینکه مردم دیدند، سنگریزه از دست مردی که می خواست او را سنگسار کند، بی اختیار به زمین افتاد.8
حجاج در بصره نیز، جنایات وحشیانه ای مرتکب شد که با آن جنایات صفحات تاریخ را سیاه ساخت، به گونه ای که قلب هر خواننده ای از مطالعه آن، محزون و غمگین می شود.
طبق آنچه در تاریخ نقل شده است او وقتی به بصره آمد، به همراه سپاهیان خود، وارد مسجد شد، و با ترفند و نقشه ای شیطانی، مردم مظلوم را مورد حمله قرار دادند و آن مردم بی پناه وقتی چنین وضعی را دیدند، به بیرون مسجد هجوم آوردند، اما هر کس پای از درِ مسجد بیرون گذاشت، سر از بدنش جدا شد و لذا فراری ها مجبور شدند به مسجد برگردند و در آنجا نیز مجدداً مورد حمله قرار گرفتند و کشته شدند، به گونه ای که جوی خون تا درِ مسجد و بازار سرازیر گردید. مسعودی می نویسد: حجاج بیست سال، فرمانروایی کرد و تعداد کسانی که در این مدت با شمشیر دژخیمان وی یا زیر شکنجه جان سپردند، صد و بیست هزار نفر بود! و این عده غیر از کسانی بودند که ضمن جنگ با حجاج به دست نیروهای او کشته شدند. 9
نوشته مهدی صفری – گروه دین و اندیشه تبیان
1- الکامل فی التاریخ، ابن اثیر، ج4، ص520
2- سیره پیشوایان، ص242
3- تاریخ الخلفاء، سیوطی، ص217
4- همان، 218؛ الکامل فی التاریخ، ابن اثیر، ج4، ص522
5- زندگانی علی بن الحسین، دکتر شهیدی، ص98
6- سیره پیشوایان، ص243 و 244
7- تاریخ تحلیلی اسلام، دکتر شهیدی، ص182
8- همان، ص184
9- سیره پیشوایان، ص247 و 248
..:: هنر طراحی چهره با حروف و کلمات ::..
سوء استفاده جنسی از ۱۰۰۰ دختر به وسیله فیس بوک +عکس
![[تصویر: 0postman-groomed-kids-online-jailed.jpg]](http://persianload.com/wp-content/uploads/2010/09/0postman-groomed-kids-online-jailed.jpg)
یک پستچی انگلیسی که با فریب ۱۰۰۰ کودک در فیس بوک و ببو ، از آنها سوء استفاده جنسی کرده بود ، به ۸ سال زندان محکوم شد.
به گزارش بانکی ، "میشاییل ویلیام" تحت عناوین شغلی مختلف ماننده راننده تاکسی، دونده مدرسه ، بازیکن فوتبال و غیره ، ۸ اکانت جعلی در این سایت ها برای خود ایجاد کرده بوده و بدین وسیله جوانان را هدف فکر شوم خود قرار می داد.
مجرم ۲۹ ساله ، با تغییر ظاهر خود سعی داشته هویت خود را پنهان کند. وی به ظاهر در میان همسایگان انسان شاد و نیکوکار شناخته شده بود. اما در پس این چهره مثبتی که برای خود ساخته بوده است ، کودکان و نوجوانان را به روش های متعدد به اعمال خلاف اخلاق در شبکه های اجتماعی دعوت می کرده است.
استفاده از وب کم ، قرار در پارک و دعوت به منزل خود همه راه هایی است که وی برای رسیدن به اهداف شوم خود از آنها استفاده کرده است. پلیس همچنین هزاران عکس مستهجن از قربانیان را بر روی کامپیوتر شخصی وی پیدا کرده است.
یکی از قربانیان وی که دختری ۱۵ ساله است ، پس از آن که به برخی از نوشته های و عکس های غیراخلاقی وی در کامپیوتر این مرد شیطانی پی می برد با پلیس تماس می گیرد.
هر چند پلیس ۵۰۰ قربانی این اتفاق وحشتناک را مستقیما شناسایی کرده است، اما طبق شواهد و مدارک بیش از ۱۰۰۰ کودک قربانی این انسان بیمار بوده اند.
او در دادگاه علاوه بر کودک آزاری ، برای نگهداری و سعی در سوء استفاده از عکس هایی که در اختیار داشته نیز محکوم شده است.
جالب اینجاست که این فرد که نزدیک به ۱۰۰۰ دختر جوان و نوجوان را دچار مشکلات روحی کرده ، تنها به ۸ سال زندان محکوم شده است!
گردآوری : گروه اینترنتی نیک صالحی
..:: کلمه کامپیوتر مونث است یا مذکر؟ ::..
21 نکته مفید تغذیه ای برای فصل زمستان
زمستان زمانی از سال است که دوست دارید بیشتر داخل منزل بمانید چون در این ماهها انواع و اقسام ویروسهای شبه آنفولانزا و سرماخوردگی همه جا وجود دارد. اما وقتی تصمیم میگیرید با این میکروبهای بیماریزا مقابله کنید، استفاده از موادمغذی خوب در رژیم غذاییتان فواید بسیار مثبتی بر سلامتتان خواهد داشت. زمستان نه تنها سرما را همراه خود میآورد و خانهنشینتان میکند، بلکه این خانهنشستنها پرخوریهای بیشتر و احتمالاً اضافهوزن را هم به دنبال خواهد داشت. بههمیندلیل، در زیر لیستی از 21 نکته عالی برای تغذیه زمستانی برایتان گردآوردهایم که امیدواریم برایتان مفید باشد.
1. غذا و فعالیت جسمی
اضافه کردن یکی دو کیلو وزن در طول زمستان چندان هم بد نیست. اما برای خیلیها این اضافه کردن وزن سال به سال بیشتر میشود و کنار آمدن با آن معمولاً دشوار است. پس درکنار عادات غذایی سالم، فعالیت جسمی را فراموش نکنید.
2. آب
در ماههای زمستان مغزتان کمتر پیام تشنگی صادر میکند اما حتماً از تامین آب مورد نیاز بدنتان مطمئن شوید چون زمستان هوا فقط سرد نیست، بلکه خشک هم هست.
3. سایر مایعات
مراقب آنچه مینوشید باشید. بهجز آب، مایعاتی مثل آبمیوههای طبیعی یا آب سبزیجات بسیار خوب هستند. اما سعی کنید از آبمیوهها و کوکتلهای مصنوعی و شکردار که گاهی مملو از خامه هم هستند و میزان بالایی کالری وارد بدنتان میکنند دوری کنید.
4. الکل
از نوشیدن الکل به هر صورت و در هر فصلی خودداری کنید چون یک سم مهلک است.
5. تغذیه
غذاهای مهمانیها و جشنها معمولاً حاوی مقدار کمی موادمغذی است. اما با کمی تلاش و برنامهریزی میتوانید بسیاری از دستورغذاهای هوسانگیز را با موادمغذی بیشتری درست کنید. درصورت نیاز روش پختوپزتان را تغییر دهید. مثلاً به جای سرخ کردن از روشهایی مثل کباب کردن و بخارپز کردن استفاده کنید تا موادمغذی آن حفظ شود.
6. ماهی
ممکن است در طول ماههای زمستان که نور خوشید کمتر میشود با کمبود ویتامین D روبهرو شوید. ماهی منبع بسیار خوبی از این ویتامین و همچنین اسیدهای چرب امگا3 میباشد که به شما کمک میکند هرگونه اختلالات روحیه را با بالا بردن سطح سروتونین در بدنتان از بین ببرید.
7. شکلات
خیلیها نمیتوانند هوس شکلات خوردن خود را ترک کنند، مخصوصاً در جشنها و مهمانیها. اما بهتر است در این زمینه هم انتخاب عاقلانه داشته باشید: انواع تیرهتر شکلات با محتوی کاکائو بالا آنتیاکسیدان بسیار بالایی داشته و انتخاب بسیار خوبی بهشمار میرود.
8. آجیل
وقتی گرسنهتان شد، به آجیل حمله نکنید، فقط یک مشت از آن کافی است. تقریباً همه آجیلها منبع بسیار خوبی از سلنیوم هستند که برای سلامت ذهن و جلوگیری از افسردگی مفید است.
9. دانهها و غلات کامل
فیبر موجود در گندم، جو، نانهای دانه کامل، و برنج تاثیری محافظتی برای سلامت قلب و سیستم گوارش بدن دارند. از خوردن غلات و دانههای فراوریشده خودداری کنید زیرا قسمت اعظم موادمغذی موجود در آنها در مراحل مختلف فراوری از بین میروند.
10. ماست طبیعی
ماست حاوی کشت باکتریهای فعال است که به شما برای تقویت سیستم ایمنی بدنتان در زمستان کمک میکند. بهجای ماستهای مصنوعی یا طعمدار، ماست ساده کمچرب را انتخاب کنید. برای خوشمزهتر شدن آن میتوانید انواع میوههای تازه را هم خرد کرده و داخل آن بریزید.
11. مرکبات
نارنگی، پرتقال، کیوی، گریپفروت، انگور قرمز و لیمو سالمترین میوههایی هستند که میتوانند در تمام طول سالم بدنتان را تقویت کنند. ویتامین C موجود در همه مرکبات برای تقویت سیستم ایمنی بدن در فصل زمستان اهمیت ویژهای دارد.
12. سبزیجات
حتماً در طول روز یک وعده سبزیجات در رژیم غذاییتان استفاده کنید.
13. فیبر
برای از بین بردن یبوست در زمستان، رژیمغذاییتان را با انبوهی از فیبر پر کنید. کمی خلاقیت به خرج دهید و برای سالادتان از انواع مختلف میوهها و سبزیجات استفاده کنید. اما دقت کنید که بعوان چاشنی سالاد از سسهای چاقکننده و پرکالری دوری کنید.
14. قند میوه
زایلیتول یا سایر قندهای طبیعی که در میوهها و گیاهان یافت میشوند میتوانند انتخاب بسیار خوبی برای جایگزین کردن قندهای مصنوعی باشند.
15. تنقلات
وقتی گرسنه میشوید، به جای اینکه به تنقلات پناه ببرید، یک بشقاب سالاد یا میوه یا یک مشت آجیل میل کنید.
16. تنوع
به خاطر داشته باشید که هیچ مادهغذایی خاصی وجود ندارد که همه موادمغذی را در خود داشته باشد، ازاینرو در رژیمغذاییتان از انواع و اقسام گروههای مختلف موادغذایی استفاده کنید.
17. تعادل
درموقع خوردن غذا، به سهمهای غذایی خود دقت داشته باشید. اگر یک تکه کوچک از یک مادهغذایی خوشمزه بخورید هم از طعم لذیذ آن لذت خواهید برد. سعی کنید تا میتوانید کمتر از قند، نمک، چربی و تنقلات استفاده کنید.
18. جایگزینها
دنبال جایگزینهای سالم باشید، مثلاً یک ظرف میوه تازه درمقایسه با سالاد میوه با خامه و شکر بسیار سالمتر و مغذیتر است.
19. گرسنگی نکشید
از نخوردن برای ساعات طولانی خودداری کنید چون بدنتان را به حالت گرسنگی کشیدن میبرد و باعث میشود وزنتان بالا رود.
20. ورزش
برای سوزاندن کالریهای اضافی که از غذاهای پرکالری مصرف کردهاید، باید فعالیت فیزیکی خود را بالا ببرید.
21. حفظ وزن
اگر کم کردن وزن در طول زمستان برایتان سخت است، افسرده نشوید و نترسید. درعوض سعی کنید همین وزن را حفظ کنید و وزن بیشتری اضافه نکنید.
..:: عروسک ساخته شده از دمپایی ::..
ادامه
ادامه مطلبپیامبر بی سابقه!
پیامبر بی سابقه!

برآنیم در این نوشتار به بررسی سیره پیامبر (صلی الله علیه و آله) در خداشناسی بپردازیم.
سوابق پیامبر (صلی الله علیه و آله)
بر اساس نقل سیره ها از زندگی پیامبر (صلی الله علیه و آله) ایشان هرگز در زندگی در مقابل هیچ بتی سجده نکردند! در دوران پیش از بعثت نیز پیامبر (صلی الله علیه و آله) همواره به عبادت خدای متعال می پرداختند و توحید خداوند متعال را در دل داشتند. ایشان از نسلی بودند که همگی آباء و پدرانشان موحد بوده و هرگز در مقابل بت ها سجده نمی کردند. در روایتی شریف نقل شده است پدربزرگ رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) از کرامت و بیزاری نوه خویش نسبت به بت های جاهلیت که مهمترین آنها لات و عزّی بودند خبر داشتند و از این رو هرگز ایشان را در کودکی نیز نزد این بت ها نبردند.
ایمان به خداوند در کودکی
داستان مشهور حلیمه دایه پیامبر (صلی الله علیه و آله) را همگی از دوران کودکی شنیده ایم. آن زمان که حلیمه برای حفظ پیامبر (صلی الله علیه و آله) گردن آویزی از مهره ها را بر گردن او می آویخت پیامبر (صلی الله علیه و آله) با آن که کودکی بیش نبودند علت را جویا شدند. حلیمه گردن آویز را عاملی برای حفظ پیامبر (صلی الله علیه و آله) از خطرات تشریح کردند اما پیامبر (صلی الله علیه و آله) آن را از گردن باز کرد و فرمودند خدای من، مرا حفظ خواهد کرد!
تاییدات الهی
پیامبر (صلی الله علیه و آله) از همان دوران کودکی احساس می کردند مورد تاییدات الهی هستند. ایشان فرمودند: هفت سال بیشتر نداشتم که عبدالله بن جرعان یکی از اشراف مکه عمارتی می ساخت و کودکان از روی ذوق برای کمک به او سنگ هایی را در دامن حمل می کردند. من نیز چنین کردم اما گویا احساس کردم که دستی آمد و دامن را از دستم انداخت و من حس کردم نباید این کار را انجام دهم. زیرا در اثر این کار کشف عورت می شد و این با عفت سازگار نبود.
امام باقر(علیهالسلام) فرمودند: و لقد قرن رسول الله به من لدن أن کان فطیما اعظم ملک من ملائکته یسلک به طرق المکارم و محاسن اخلاق العالم؛ فرشتگانی الهی بودند که از کودکی رسول خدا را همراهی می کردند.
اولین قبله

نقل است که پیامبر (صلی الله علیه و آله) پس از رسالت همواره در مقابل حجرالاسود نماز می خواندند، هم رو به بیت المقدس بود و هم کعبه را جلو قرار می دادند و این آیات را تلاوت می کردند و کسی هم ایشان را نمی دید: و إذا قرأت القرآن جعلنا بینک و بین الذین لایؤمنون بالآخرة حجاباً مستوراً؛ وقتی که قرآن می خوانی خداوند بین تو و کسانی که ایمان ندارند پرده ای قرار داده است. (اسراء/45) اولئک الذین طبع الله علی قلوبهم؛ آنان کسانی هستند که خدا به قلب های آنها مهر زده است. (نحل/108) و جعلنا علی قلوبهم اکنّة أن یفقهوه و فی آذانهم وقراً؛ بر قلب های آنان پرده قرار داده ایم که فهم آن نمی توانند کرد و گوش آنها از شنیدن حق سنگین است. (انعام/25) أفرأیت من اتّخذ الهه هواه و أضلّة الله علی علمٍ و ختم علی سمعه و قلبه و جعل علی بصره غشاوة؛ آیا دیدی کسی را که هوای نفس را خدای خود قرار داده و خدا او را گمراه کرده و بر گوش و قلبش مهر زده و جلو چشمش پرده ای نهاده است. (جاثیه/23)
پس از آن که از جانب حق تعالی فرمان «فَوَّل وجهک شطر المجسد الحرام»؛ پس رویت را به سوی مسجدالحرام بگردان.(بقره/145) فرا رسید و رسول الله مأمور به قبله قرار دادن کعبه پس از بیت المقدس شدند، پیامبر رو به کعبه ایستادند و فرمودند: «محرابی علی میزاب» یعنی این گونه که من ایستاده ام مستقیم به سمت ناودان کعبه است. از مدینه تا مکه مسافتی نزدیک به صد فرسنگ است و این تعیین جهت و سمت قبله به سوی ناودان کعبه بودن استفاده از ابزار نجومی و قواعد ریاضی و جغرافیایی آن چنان دقیق صورت گرفته است که جز علامت پیامبری رسول خدا (صلی الله علیه و آله) امر دیگری نیست به خصوص آنکه حضرت در حین نماز ظهر و در اثنای نماز مأمور به انصراف از بیت المقدس به سوی کعبه گردیدند.
دوره ی خلوت قبل از بعثت

پیامبر (صلی الله علیه و آله) قبل از بعثت دورانی را به عنوان خلوت و تحنّف یعنی عبادت برای خود داشتند که در آن حالت تنهایی از اجتماع و مردم فاصله ای روحی یافته و تنها به تفکر و تدبّر در امور الهی و قدرت پروردگار می پردازند. در ماه رمضان در کوههای اطراف مکّه به نام حرا که بعد از آن دوره آن را جبل النور (کوه نور) نامیدند خلوت می گزیدند و حتی در طول این ماه خدیجه (س) را نیز نمی دیدند. البته گاهی فقط حضرت علی (علیهالسلام) در آنجا حضور می یافتند که شاهد مثال آن این است که فرمودند: و لقد جاورت رسول الله (صلی الله علیه و آله) بحراء حینَ نزول الوحی؛ آن ساعتی که وحی نزول پیدا کرد من آنجا بودم و یا می فرماید: و لقد سمعت رنّة الشیطان حین نزول الوحی؛ من صدای ناله ی شیطان را در هنگام نزول وحی شنیدم.
نتیجه گیری
آنچه گذشت بیانات مختصری بود از سیره و شرح حال زندگی پیامبر (صلی الله علیه و آله) درباره ی خداشناسی و توحید که سعی شده بوده به صورت گزیده و مختصر فرازهای مختلف زندگانی رسول گرامی را دربر گیرد. به امید آنکه بتوانیم با الگو قرار دادن سیره ی نبی مکرم (صلی الله علیه و آله) گام های مؤثری در خودسازی و خداشناسی خود برداریم که به فرموده ی حضرتش: أعلمکم بنفسه أعلمکم بربّه؛ داناترین مردم به خویشتن داناترین آنان به خداست.
ما در مقالات بعدی به بخش های دیگری از سیره ی نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) نیز خواهیم پرداخت. با ما باشید!
نوشته رادفر – گروه دین و اندیشه تبیان
منابع و مآخذ
1- قرآن کریم
2- نهج الفصاحه (مجموعه سخنان گهربار پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)
3- غرر و درر، ج 2
4- نهج البلاغه- ترجمه علامه ی جعفری
5- سنن رسول الاعظم- اعداد: معهد باقرالعلوم (علیهالسلام)
6- فضایل و سیره ی چهارده معصوم (علیهم السلام)- عباس عزیزی
7- سیری در سیره ی نبوی- شهید مطهری
8- سنن النبی- علامه طباطبایی (ره)
مهارت نه گفتن
به سختی “نه” می گویید؟ شما هم مانند بسیاری از مردم، همیشه می کوشید تا نسبت به دیگران و به هزینه ی خودتان خوب باشید؟
خیلی ها هستند زمانیکه درخواست کمکی از آنها می شود، می خواهند همراهی کنند حتی اگر کارهای مهمتری برای انجام دادن داشته باشند.
چرا “نه” گفتن برایمان سخت است
برای اینکه “نه” گفتن را بیاموزیم بایستی در ابتدا متوجه شویم که چه چیزی ما را در برابر آن مقاوم می کند. در زیر دلایل معمولی که باعث سخت شدن “نه” گفتن برای ما می شود را خواهید دید.
۱- می خواهید کمک کنید. شما یک جورهایی قلب مهربانی دارید. نمی خواهید که طرف را اصطلاحا “دک کنید” بلکه می خواهید تا آنجایی که امکان دارد کمک کنید حتی اگر آن کار باعث هدر رفتن وقت تان شود.
۲- از گستاخ شدن هراسانید. خیلی ها اینطور فکر می کنند که “نه” گفتن به نوعی گستاخی است. این نوع تفکر مخصوصا در فرهنگ آسیا مرسوم است، جایی که “حفظ منزلت و شان” اهمیت دارد.
۳- می خواهید که سازگار باشید. نمی خواهید که خودتان را از گروه بیگانه کنید بنابراین درخواست های دیگران را تایید می کنید.
۴- ترس از نزاع. شما احتمالا از این می ترسید که در صورت رد درخواست فردی، باعث عصبانی شدن وی شوید. این می تواند منتج به یک برخورد زشت شود. اگر هم چنین اتفاقی رخ ندهد امکان دارد که اختلاف عقیده ای رخ داده و در نتیجه در آینده باعث نتایج منفی شود.
۵- ترسِ از دست دادن موقعیت ها. شاید با گفتن “نه” مضطرب شوید چرا که باعث بسته شدن درها بر روی تان می شود.
۶- خراب نکردن پل ها. برخی از مردم “نه” گفتن را نوعی روگردانی می دانند. اینطور فکر می کنید که، “نه” گفتن می تواند باعث خراب شدن پل ها و قطع رابطه ها شود.
“نه” گفتن به معنای گستاخ شدن شما نیست؛ همانطوری که ناسازگاری شما را نخواهد رساند. “نه” گفتن به معنای ایجاد نزاع نیست؛ همانطور که باعث از دست دادن موقعیت های تان در آینده نخواهد شد. و همچنین “نه” گفتن قطعا باعث خراب کردن پل ها نخواهد شد. این ها همه تفکرات اشتباهی هستند که در ذهن تان وجود دارند.
“نه” گفتن راجع به احترام به موقعیت ها، زمان و فرصت تان است. “نه” گفتن حق مسلم شماست.
۷ راه ساده برای “نه” گفتن
اگر شما اطمینان ندارید که چگونه بایستی “نه” بگویید، در زیر ۷ راه ساده برای انجام آن وجود دارد. آنها را در موقعیت های خوب به کار ببندید.
۱- “الان خودم اولویت های دیگری دارم، نمی توانم این کار را انجام دهم.”
اگر سرتان خیلی شلوغ است که درگیر درخواست یا پیشنهاد او شوید، جمله ی بالا به کارتان می آید. این جمله به دیگران می فهماند که وقت شما هم اکنون پر است، بنابراین او بایستی دست نگه دارد. اگر که می خواهید کارتان آسان تر شود، می توانید به جمله تان این را هم اضافه کنید که بر روی چه چیزی مشغول به کار هستید تا او بهتر متوجه شود.
۲- “الان زمان خوبی نیست چرا که من در میان انجام کاری هستم. چطور است که ما در زمان X دوباره ارتباط برقرار کنیم.”
خیلی پیش می آید که شما در میان انجام کاری هستید که ناگهان درخواست کمکی از شما می شود. اول، به او این اجازه را بدهید که دریابد “الان زمان خوبی نیست” چرا که شما در حال انجام چیزی هستید. دوم، با پیشنهاد زمانی دیگر به او بفهمانید که شما مشتاق به کمک هستید. از این طریق، او احساس بدی نخواهد کرد.
۳- “مشتاق به انجام آن هستم، ولی…”
این جمله باعث دلگرمی می شود، چرا که به او این را می فهماند که شما ایده ی او را دوست دارید و هیچ چیز اشتباهی درباره ی آن وجود ندارد.
۴- “اجازه بده ابتدا درباره ی آن فکر کنم، بعدا به تو خبر خواهم داد.”
این جمله بیشتر شبیه “شاید” گفتن است تا گفتن یک “نه” صاف و پوست کنده. اگر علاقه مند هستید اما نمی خواهید همین الان “بله” را بگویید، از این جمله استفاده کنید.
۵- “این ملاقات آن چیزی نبود که من نیاز داشتم اما یقینا درخواست شما را در نظر خواهم داشت.”
اگر کسی در حال ایجاد یک معامله یا فرصتی است که از قضا آن چیزی نیست که شما به دنبال آن هستید، اجازه دهید که او بداند این ملاقات آن چیزی نبود که به آن نیاز داشتید. در غیر این صورت، مذاکره می تواند خیلی طولانی شود. از طرف دیگر، این جمله به طرف می فهماند که هیچ ایرادی درباره ی پیشنهادش وجود ندارد.
۶- “من بهترین فرد برای کمک در این مورد نیستم. چرا آقا/خانم X را از درخواستت مطلع نمی کنی؟”
اگر از شما درخواست کمک در چیزی می شود که نمی توانید در آن شرکت کنید، به او این اجازه را بدهید که متوجه این موضوع شود که به دنبال فرد اشتباهی می گردد.
۷- “نه، نمی توانم.”
راحت ترین و ساده ترین راه برای “نه” گفتن استفاده از جمله ی بالا است.
ما موانع زیادی برای “نه” گفتن در ذهن مان ایجاد می کنیم. همانطور که در ابتدای این مطلب نیز دیدید، این موانع خود ساخته هستند و به هیچ وجه درست نیستند. خیلی درباره ی “نه” گفتن فکر نکنید و فقط آن را بی درنگ بگویید.
“نه” گفتن به ملاقات هایی که نیاز ندارید را یاد بگیرید، و هنگامی که این کار را انجام دادید در واقع متوجه خواهید شد که این کار چقدر آسان است. در نتیجه، شما وقت بیشتری برای خودتان، کارتان و چیزهایی که بیشتر برایتان مهم هستند، خواهید یافت
درس معلّم به فرشته ها (1)
درس معلّم به فرشته ها (1)

اشاره:
اما اینکه آن اسمها چه بود و آدم چگونه آنها را فرا گرفت و چرا فرشتگان نتوانستند آنها را بیاموزند، چندان روشن نیست و پی بردن به حقیقت و راز آن، نیازمند بررسی و تعمّق بیشتری است.
نویسنده در این مقال، کوشیده است ضمن تبیین راز برتری حضرت آدم از فرشتگان، از حقیقت أسماء پرده گشایی کند.
شایان ذکر است در شماره آتی نوشتار حاضر، سوالاتی اساسی و شبهاتی چند پیرامون این حقایق مطرح و پاسخ خواهند یافت.
در قرآن نیز تنها چند آیه به صورت کلی به این حقیقت اشاره دارد: آیاتی از سوره بقره (31 ـ 33)، که با صراحت بیشتر از این واقعیت سخن گفته است، آیه 85 سوره اسرا و آیات 1 ـ 4 سوره الرحمن.
اما آیات سوره بقره: «وَ عَلَّمَ آدَمَ الاسماء کلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلاَئِکةِ فَقَالَ أَنبِئُونِی بِاسماء هَؤُلاء إِن کنتُمْ صَادِقِینَ؛؟31? و [خدا] همه [معانى] نامها را به آدم آموخت، سپس آنها را بر فرشتگان عرضه نمود و فرمود: اگر راست مىگویید از اسامى اینها به من خبر دهید.»
«قَالُواْ سُبْحَانَک لاَ عِلْمَ لَنَا إِلاَّ مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّک أَنتَ الْعَلِیمُ الْحَکیمُ؛ 32 گفتند منزهى تو، ما را جز آنچه [خود] به ما آموختهاى، هیچ دانشى نیست تویى داناى حکیم.»
«قَالَ یا آدَمُ أَنبِئْهُم بِأَسْمَآئِهِمْ فَلَمَّا أَنبَأَهُمْ بِأَسْمَآئِهِمْ قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّکمْ إِنِّی أَعْلَمُ غَیبَ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضِ وَ أَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ و َمَا کنتُمْ تَکتُمُونَ؛?33 فرمود: اى آدم ایشان را از اسامى آنان خبر ده و چون [آدم] ایشان را از اسماشان خبر داد، فرمود: آیا به شما نگفتم که من نهفته آسمانها و زمین را مىدانم و آنچه را آشکار مىکنید و آنچه را پنهان مىداشتید، مىدانم.»
این آیات اولاً به تعلیم اسما به آدم و ثانیاً به عرضه آن بر فرشتگان و ناتوانی آنان از درک آن مربوط میشود.
وقتی خداوند به فرشتگان اعلام کرد که میخواهم در زمین جانشین قرار دهم، آنها دو چیز را معیار دانسته و بر اساس آن، حکم به عدم صلاحیت آدم برای این امر کرده و گفتند: اینان فسادانگیز و خونریزند، بدینجهت شایسته خلافت الهی در زمین نیستند درحالیکه ما تسبیحگوی و تقدیسکننده توییم.
خداوند در این آیات اشاره میکند که راز خلافت آدم این نیست که آنان خونریز نیستند، چون خونریزی و فساد را از نسل آدم نفی نفرمود و نیز عدم شایستگی فرشتگان برای خلافت این نیست که خدا را تسبیح و تقدیس نمیکنند، زیرا سخن فرشتگان را نیز نفی نکرده است، بلکه معیار برتری آدم و راز و رمز شایستگی او برای خلافت را تحمل و آگاهی او به چیزی میداند که فرشتگان تاب تحمل و استعداد درک آن را ندارند و آن اسمهایی است که غیب آسمان و زمین به حساب میآید و آگاهی بر چنین اسمها و حقایقی، سبب امتیاز آدم بر فرشتگان شده است.
به دیگر سخن از این آیات فهمیده میشود که دایرمدار خلافت انسان، علم اوست؛ چون خداوند هم در پاسخ اجمالی به فرشتگان سخن از علم به میان آورده و فرموده است: «انی اعلم ما لا تعلمون»، و هم در مقام پاسخ تفصیلی، تعلیم اسما را مطرح کرده و استعداد آدم به درک آن را بر رخ فرشتگان کشیده و آنها را وادار کرده است، اعتراف کنند که چنین توانی ندارند.
آیة الله جوادی آملی نیز گوید: «باید دید این نامهایی که دانستن آن سبب مزیت آدم بر فرشتگان شده، چه بوده که چنین اهمیتی داشته است. مراد از اسما، حقایق غیبی عالم است که به جهت نشانه خدا بودن بر آنها، اسم اطلاق میشود، حقایقی که دارای شعور و عقل و پوشیده در حجاب غیب و مخزون عندالله هستند و خود خزینه اشیای عالماند و به همین جهت دربردارنده همه چیزهایی هستند که در عالم وجود دارد، اعم از غیب و شهود.»

و این بدان معناست که انسان کامل برای خلافت الهی، دارای خصوصیتی است که در فرشتگان نیست، چه او چیزهایی میداند که آنها نمیدانند و هر انسانی که عالمتر است، خلافت الهی را بهتر نمایان میسازد، البته هر علمی چنین ارزشی ندارد که معیار خلافت شود، بلکه علم به اسماست که چنین اثری دارد.
بر همین اساس وقتی فرشتگان در جریان خلقت آدم، تسبیح و تقدیس را مطرح ساختند، خداوند در جواب آنان نفرمود: انسان نیز اهل تسبیح و تقدیس است، بلکه عالم بودن او را گوشزد کرد...؛ یعنی علم و معرفت است که از همه اسمها برتر است و به آنان بها میدهد، چنانکه ارزش عبادت نیز به علم و شناخت است، چون آنچه که باعث کمال عبادت میشود، خلوص است و آنچه سبب خلوص میگردد، معرفت است.
پس خلیفة الله کسی است که یا بالفعل همه حقایق جهان را بداند و یا از استعداد اطلاع بر آن برخوردار و مظهر جمال و جلال الهی باشد، خلیفة الله کسی است که نه تنها معلم افراد بشر، بلکه معلم فرشتگان نیز باشد و چیزهایی به آنان بیاموزد، که نه تنها آنها را نمیدانند، بلکه جز به وسیله این معلم نمیتوانند به آنها دسترسی پیدا کنند، لذا فرشتگان پس از آگاهی از علم آدم بر اسما، به ناتوانی خود پی بردند.1
به قول حافظ:
|
در ازل پــــــرتــو حسنـت ز تــجــلـــی دم زد
|
|
عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد
|
|
جلوهای کرد رخش دید ملک عشق نداشت
|
|
عیـن آتش شد از این غیرت و بر آدم زد
|
شاعر دیگری گوید:
|
پــس شد آدم علــم الاسما بنام
|
|
سرّ اشیا منکشف بر وى تمام
|
|
از خواص و نفع و ضر و خیر و شر
|
|
از حقیقــت وز معــانى وز صور2
|
مراد از اسما چیست؟
در اینکه منظور از این اسمها چیست، اقوالى بیان شده است:
صاحب تفسیر اطیب البیان میگوید: «مراد از علم اسما، مجرد شناخت لغت و الفاظ نیست، زیرا اولاً معرفت به لغات و الفاظ، از علوم جزئیه است و جزو کمالات نفسیه و علوم عقلیه نیست تا موجب مقام خلافت خدایى شود، ثانیاً منافى با کلمه «ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِکةِ» است، زیرا اگر مراد از اسما لغت و الفاظ باشد، مناسب این جمله نیست و نمیشود آن را بر دیگری عرضه کرد. ثالثاً اطلاق اسما بر الفاظ اصطلاح است والّا حقیقت اسم علامت و نشانه شیئى است؛ یعنى اسم چیزى است که به حقیقت اشیا دلالت داشته باشد. از سوی دیگر به قرینه ضمیر هُم در «ثم عرضهم» و «باسمائهم» و کلمه هؤلاء در «باسماء هؤلاء» معلوم میشود که اسما ذوى العقول هستند، از جن و انس و ملائکه یا تغلیب با ذوى العقول است و به قرینه الاسماء که جمع با الف و لام است و مخصوصاً با تأکید به کلمه کل، دلالت بر عموم موجودات از بدو خلقت تا انقراض آن دارد، بلکه میتوان گفت معرفت به اسما صفات الهیه، مثل علم قدرت حیات و عظمت کبریایى و غیر آنها و افعال الهى از قبیل خالقیت، رازقیت، رحیمیت، رحمانیت و علم به اسم اعظم الهى را شامل میشود.»3
در تفسیر نمونه، نیز گوید: «علم اسما چیزى شبیه «علم لغات» نبوده است، بلکه مربوط به فلسفه و اسرار و کیفیات و خواص آنها بوده است، خداوند این علم را به آدم تعلیم کرد تا بتواند از مواهب مادى و معنوى این جهان در مسیر تکامل خویش بهره گیرد، همچنین استعداد نامگذارى اشیا را به آدم ارزانى داشت تا بتواند اشیا را نامگذارى کند و هنگام نیاز با ذکر نام، آنها را بخواند و مجبور نباشد عین آن چیز را نشان دهد و این خود نعمتى است بزرگ، ما هنگامى به اهمیت این موضوع پى مىبریم که مىبینیم بشر امروز هر چه دارد به وسیله کتاب و نوشتن است و همه ذخایر علمى گذشتگان در نوشتههاى او جمع است، و این به خاطر نامگذارى اشیا و خواص آنهاست، وگرنه هیچگاه ممکن نبود علوم گذشتگان به آیندگان منتقل شود.»4
آیة الله جوادی آملی نیز گوید: «باید دید این نامهایی که دانستن آن سبب مزیت آدم بر فرشتگان شده، چه بوده که چنین اهمیتی داشته است. مراد از اسما، حقایق غیبی عالم است که به جهت نشانه خدا بودن بر آنها، اسم اطلاق میشود، حقایقی که دارای شعور و عقل و پوشیده در حجاب غیب و مخزون عندالله هستند و خود خزینه اشیای عالماند و به همین جهت دربردارنده همه چیزهایی هستند که در عالم وجود دارد، اعم از غیب و شهود.»5
در مجمع البیان نیز اقوالی به شرح زیر در این باره نقل شده است:
1ـ قتاده میگوید: منظور از اسمها، معانى و حقیقت آنهاست، زیرا بدیهى است فضیلت در الفاظ و اسامى نیست، جز به اعتبار معنى و حقیقت.
وقتى که اسرار و حکمت این نامها را خداوند بیان کرد، ملائکه اقرار کردند که علم و اطلاعى ندارند و اصولاً تا چیزى را خدا به آنها نیاموزد و نگوید، آنان نخواهند دانست.
2ـ ابن عباس و سعید بن جبیر و بیشتر مفسّران میگویند: منظور از نامها، نام تمام صنعتها، اصول و رموز کشاورزى، درختکارى و تمام کارهایى است که مربوط به امور دین و دنیا بوده و خدا به آدم آموخت.

3ـ برخى گفتهاند: نام تمام چیزهایى که خلق شده، یا نشده و یا بعداً آفریده خواهد شد، به او آموخت.
4ـ على بن عیسى میگوید: فرزندان آدم همه زبانهاى مختلف را از پدر آموختند و پس از تفرقه و پراکندگى، هر دستهاى به زبانى که عادت داشتند، تکلّم میکردند، ولى با این حال به همه زبانها دانا بودند تا زمان حضرت «نوح»، پس از طوفان، بیشتر مردم هلاک گشته و باقیمانده نیز متفرّق شدند و هر قومى، زبانى را که بهتر مىدانستند انتخاب نموده و بقیه زبانها را تدریجاً فراموش کردند.
5ـ از امام صادق(ع) سؤال شد که منظور از نامهایى که خدا به آدم آموخت چیست؟ فرمود: «نام زمینها، کوهها، درّهها، بیابانها و ...، در این هنگام نگاهش به فرشى که بر زمین گسترده شده بود و حضرت به روى آن قرار داشت افتاد و فرمود: حتى نام این فرش را نیز خدا به او آموخت»، و گفته شده که منظور از نامها، نام ملائکه و فرزندان خود آدم بوده است.
برخى گفتهاند فواید، امتیازات و نامهاى حیوانات و اینکه از هر حیوانى چه کارى ساخته است را نیز خداوند به او آموخت.
نحوه تعلیم خداوند به آدم چگونه بود؟
در این زمینه نیز نظرات مختلفی ابراز شده است:
1ـ خداوند این معانى و اسما را به قلب او الهام کرد و زبانش به آن معانى گویا شد که خود، اعجاز و خرق عادت بود.
2ـ او را به فرا گرفتن آن اسما وادار کرد.
3ـ اول بار، زبان ملائکه را به او آموخت و آدم با آن زبان بقیه زبانها را یاد گرفت.
4ـ خداوند اسمهاى اشخاص را به آدم آموخت، بدین ترتیب که خود آن اشیا را حاضر کرد و بعد، اسم و خاصیت هر یک را به او گفت.
چگونگی نشان دادن اسمها به ملائکه
«ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِکةِ»
در اینکه خداوند چگونه این اسمها را بر ملائکه عرضه نموده نیز، در میان مفسرین اختلاف است. در مجمع البیان، وجوهی ذکر میشود:
1ـ خدا معانى آن نامها را آفرید، به طورى که ملائکه آنها را دیدند.
2ـ آنچنان اشیا را در ذهن ملائکه روشن و مجسّم کرد که گویى آنها را میدیدند.
3ـ یک فرد از هر جنس و نوع را بر ملائکه عرضه داشت.
و پس از آنکه خداوند موجودات را به آنان نشان داد و از آنها خواست که اسم و خاصیتشان را بیان کنند: «فَقالَ أَنْبِئُونِی بِاسماء هؤُلاءِ إِنْ کنْتُمْ صادِقِینَ»، ملائکه نتوانستند و آدم توانست. به این ترتیب بر ملائکه روشن شد که آدم صلاحیت سکونت در زمین و خلافت آن را دارد. این مطلب بیشتر تأیید میکند که منظور از اسمها که خدا به آدم آموخت، همان شناسایى قوانین طبیعت، آباد کردن زمین، نشاندن درختها و مانند آن است که با زندگى در زمین سازگار میباشد.
ادامه دارد...
نوشته ی: جعفر فکری
فرآوری: شکوری-گروه دین و اندیشه تبیان
1. تفسیر تسنیم، ج 3 ص 162.
2. أنوار العرفان فی تفسیر القرآن، ج 1، ص 392.
3. أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج 1، ص 505.
4. تفسیر نمونه، ج 1، ص 176.
5 . تفسیر تسنیم، ج 3، ص 162.
منابع استفاده شده:
مجمع البیان، ج 1 ص 81 .
تفسیر نمونه، ج 1، ص 176.
مجموعه آثار استاد شهید مطهرى، ج 4، ص 271.
همان، ج 4، ص 796.
مجادله (58) آیه 11.
آل عمران (3) آیه 164 و جمعه (62) آیه 2.
بحار الانوار، ج 1، ص 206.
همان، ص177.
همان، ص 167.
همان، ص 204.
تست هوش ( مقدماتی )
چهار تا سوأل هستش. باید اونها رو سریع جواب بدی. حق فکر کردن نداری، حالا بزار ببینیم، چقدر باهوش هستی! 
آماده ای؟ 
سوأل اول :
فرض کنید در یک مسابقه دوی سرعت شرکت کرده اید. شما از نفر دوم سبقت می گیرید حالا نفر چندم هستید؟
.
.
پاسخ:
اگر پاسخ دادید که نفر اول هستید، کاملاً در اشتباه هستید! اگر شما از نفر دوم سبقت بگیرید، جای او را می گیرید و نفر دوم خواهید بود.
سعی کن تو سوأل دوم گند نزنی.
برای پاسخ به سوأل دوم، باید زمان کمتری را نسبت به سوأل اول فکر کنی..
سوأل دوم:
اگر شما توی همون مسابقه از نفر آخر سبقت بگیرید، نفر چندم خواهید شد؟
.
.
.
.
.
پاسخ:
اگر جواب شما این باشه که شما یکی مانده به آخر هستید، باز هم در اشتباهید. بگید ببینم شما چه طور می تونید از نفر آخر سبقت بگیرید؟؟ (اگر شما از نفر آخر عقب تر باشید، خوب شما نفر آخر هستید و از خودتون می خواهید سبقت بگیرید؟؟؟؟)
شما در این مورد خیلی خوب کار نمی کنید، نه؟
سوأل سوم:
ریاضیات فریبنده!!! این سوأل رو فقط ذهنی حل کنید. از قلم و کاغذ و ماشین حساب استفاده نکنید.
عدد 1000 رو فرض کنید. 40 رو به اون اضافه کنید. حاصل رو با یک 1000 دیگه جمع کنید. عدد 30 رو به جواب اضافه کنید. با یک هزار دیگه جمع کنید. حالا 20 تا دیگه به حاصل جمع، اضافه کنید. 1000 تای دیگه جمع کنید و نهایتاً 10 تا دیگه به حاصل اضافه کنید. حاصل جمع بالا چنده؟
.
پاسخ:
به عدد 5000 رسیدید؟ جواب درست 4100 است.
باور ندارید؟ با ماشین حساب حساب کنید.
مشخصتاً امروز روز شما نیست. شاید بتونید سوأل آخر رو جواب بدید... تمام سعی خودتون رو بکنید. آبروتون در خطره!!!
سوال آخر:
پدر ماری، پنج تا دختر داره: 1-Nana 2- Nene 3- Nini 4- Nono. اسم پنجمی چیه؟
.
.
.
.
جواب: Nunu؟
نه! البته که نه. اسم دختر پنجم ماری هستش. یک بار دیگه سوأل رو بخونید.
تصاویر شگفت انگیز و دیدنی (بزرگترین های دنیا)
..:: انواع و اقسام گدا ::..
ادامه مطلب
ادامه مطلبعجیبترین جانوران کشف شده در سال ۲۰۱۰
با نزدیک شدن به پایان سال میلادی ۲۰۱۰، مجله نشنال جیوگرافیک فهرستی از عجیبترین گونههای جانوری کشف شده در این سال را به انتخاب ادیتورهای خود منتشر کرده است.
در این فهرست از پستانداران پرنده گرفته تا ماهی درختزی و میمون دماغبریده دیده میشود.
ادامه مطلب
ادامه مطلببلندترین بادگیر جهان
مسن ترین درخت جهان
نارین قلعه، قدیمیترین بنای خشتی جهان
سوتی های جالب و خنده دار








|
___________________________________________________________ |
داستان جدید کلاغ و روباه . جالبه !

کلاغ پیری تکه پنیری دزدید و روی شاخه درختی نشست.
روباه گرسنه ای که از زیر درخت می گذشت، بوی پنیر شنید، به طمع افتاد و رو به کلاغ گفت:
ای وای تو اونجایی!
می دانم صدای معرکه ای داری!
چه شانسی آوردم!
اگر وقتش را داری کمی برای من بخوان …
کلاغ پنیر را کنار خودش روی شاخه گذاشت و گفت:
این حرفهای مسخره را رها کن!
اما چون گرسنه نیستم حاضرم مقداری از پنیرم را به تو بدهم.
روباه گفت:
ممنونت می شوم ، بخصوص که خیلی گرسنه ام ، اما من واقعاً عاشق صدایت هم هستم.
کلاغ گفت:
باز که شروع کردی!
اگر گرسنه ای جای این حرفها دهانت را باز کن، از همین جا یک تکه می اندازم که صاف در دهانت بیفتند.
روباه دهانش را باز باز کرد.
کلاغ گفت :
بهتر است چشم ببندی که نفهمی تکه بزرگی می خواهم برایت بیندازم یا تکه کوچکی.
روباه گفت :
بازیه ؟! خیلی خوبه ! بهش میگن بسکتبال .
خلاصه … بعد روباه چشمهایش را بست و دهان را بازتر از پیش کرد و کلاغ فوری پشتش را کرد و فضله ای کرد که صاف در عمق حلق روباه افتاد.
روباه عصبی بالا و پایین پرید و تف کرد :
بی شعور ، این چی بود !
کلاغ گفت :
کسی که تفاوت صدای خوب و بد را نمی داند، تغاوت پنیر و فضله را هم نباید بفهمد.
..:: آیا می دانستید که (قسمت 04) ::..
آیا میدانستید که طولانی ترین لباس عروس دنیا به طول ۱۰ متر است ؟ |
میکائیل آرى، جبرئیل خیر!
میکائیل آرى، جبرئیل خیر!

در قرآن کریم می خوانیم:
قلْ مَنْ کانَ عَدُوّاً لِجِبْریلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلى قَلْبِکَ بِإِذْنِ اللّهِ مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیْهِ وَ هُدىً وَ بُشْرى لِلْمُؤْمِنینَ (بقره/97)
مَنْ کانَ عَدُوّاً لِلّهِ وَ مَلائِکَتِهِ وَ رُسُلِهِ وَ جِبْریلَ وَ میکالَ فَإِنَّ اللّهَ عَدُوٌّلِلْکافِرینَ (بقره/98)
آنها مى گویند: «ما با جبرئیل دشمن هستیم»! بگو: «کسى که دشمن جبرئیل باشد (در حقیقت دشمن خداست; چرا که) او به فرمان خدا، قرآن را بر قلب تو نازل کرده است; در حالى که کتب آسمانى پیشین را تصدیق مى کند; و هدایت و بشارت است براى مؤمنان».
کسى که دشمن خدا و فرشتگان و رسولان او و جبرئیل و میکائیل باشد (کافر است; و) خداوند دشمن کافران است.
آیات قرآن و شأن نزول هایى که پیرامون آنها وارد شده است مى رساند که جامعه یهود و یا لااقل یهود معاصر با پیامبر، جبرئیل را دشمن داشته و او را فرشته عذاب مى نامیدند تا آنجا که درباره او مى گفتند که خداوند به او دستور داده بود که نبوت را در سلسله فرزندان اسراییل قرار دهد ولى او آن را به فرزندان اسماعیل داد و جمله «خان الأمین» که نویسندگان جاهل و نادان به شیعه نسبت مى دهند مربوط به این گروه است که او را به خیانت در عوض کردن محل نبوت متهم کرده و به عللى او را دشمن مى داشتند1 و به مودت میکاییل تظاهر کرده و به جبرییل عداوت مى ورزیدند.
در منابع یهود نیز سخن از جبریل و میکال آمده است ، از جمله در کتاب دانیال جبرئیل به عنوان مغلوب کننده رئیس شیاطین و میکائیل به عنوان حامى قوم اسرائیل معرفى شده است
شأن نزول:
امین الاسلام، علامه طبرسی در تفسیر شهیر "مجمع البیان" در شأن نزول کریمه یاد شده می نویسد:
از ابن عبّاس نقل کرده اند که: هنگامى که پیامبر گرامى(ص) وارد مدینه شد، گروهى از یهودیان فدک و پیشواى دینى آنان - «ابن صوریا» - به حضورش رسیدند و به پرسشهاى گوناگون پرداختند؛ ازجمله پرسیدند:
اى پیامبر خدا! خواب شما چگونه است؟
پیامبر(ص) فرمود: به وقت خواب، دو چشم من به خواب عمیق مى روند، امّا در همانحال قلبم بیدار و هوشیار است.
گفتند: شگفتا! ما در کتاب آسمانى خویش خوانده ایم که خواب آخرین پیامبر خدا همینگونه است که تو گفتى.
و نیز پرسیدند: به ما بگو که فرزند از پدر است یا مادر؟
پیامبر(ص) فرمود: هر دو.
پرسیدند: چرا بعضى از کودکان به عموهاى خود شباهت دارند و برخى به داییهاى خویش؟
پیامبر(ص) فرمود: هرکدام از نطفه زن یا مرد از دیگرى توانمندتر بود، کودک به آن سو شباهت پیدا مى کند.
پرسیدند: اى پیامبر! همه را درست گفتى. اینک پروردگارت را به ما معرّفى کن.
پیامبر(ص) با نام خدا سوره «قل هواللَّه» را خواند و براى آنان روشنگرى فرمود.
«ابن صوریا» گفت: اى پیامبر خدا! ما آماده ایم به شما بعنوان آخرین پیام آور خدا ایمان بیاوریم. تنها یک پرسش دیگر مانده است.
پیامبر(ص) فرمود: بپرسید.
گفت: کدامیک از فرشتگان، پیام خدا را به شما مى رساند؟
پیامبر(ص) فرمود: جبرئیل.
«ابن صوریا» گفت: او دشمن ما است؛ اوست که پیام جهاد و کشتار و سختیها را مى آورد. امّا میکائیل پیام آور آسایش و گشایش و راحتى است. اگر میکائیل آورنده وحى به سوى تو بود، ما به تو ایمان مى آوردیم؛ ولى اینک که آورنده وحى جبرئیل است، به تو ایمان نخواهیم آورد. 2
ملت بهانه جو!

بررسى شأن نزول آیه فوق انسان را بار دیگر به یاد بهانه جوئیهاى ملت یهود مى اندازد که از زمان پیامبر بزرگوار موسى (علیه السلام ) تا کنون این برنامه را دنبال کرده اند، و براى شانه خالى کردن از زیر بار حق هر زمان به سراغ بهانه اى مى روند.
در اینجا چنانکه مشاهده مى کنیم : تنها بهانه این است که چون جبرئیل فرشته وحى تو است و تکالیف سنگین خدا را ابلاغ مى کند ما ایمان نمى آوریم ، ما دشمن او هستیم اگر فرشته وحى میکائیل بود، بسیار خوب بود، ایمان مى آوردیم؟.
از اینان باید پرسید مگر فرشتگان الهى با یکدیگر از نظر انجام وظیفه فرق دارند؟ اصولا مگر آنها طبق خواسته خودشان عمل مى کنند یا از پیش خود چیزى مى گویند؟ آنها همانگونه اند که قرآن معرفى کرده لا یعصون الله ما امرهم : (هر چه خداوند دستور دهد همان را انجام مى دهند) (تحریم 6).
به هر حال قرآن در پاسخ این بهانه جوئیها چنین مى گوید: (به آنها بگو هر کس دشمن جبرئیل باشد (در حقیقت دشمن خدا است ) چرا که او به فرمان خدا قرآن را بر قلب تو نازل کرده است ) (قل من کان عدوا لجبریل فانه نزله على قلبک باذن الله ).
(قرآنى که کتب آسمانى پیشین را تصدیق مى کند) (و هماهنگ با نشانه هاى آنها است ) (مصدقا لما بین یدیه ).
(قرآنى که مایه هدایت و بشارت براى مؤ منان است ) (و هدى و بشرى للمؤ منین ).
در حقیقت در این آیه سه پاسخ به این گروه داده شده است :
نخست اینکه جبرئیل چیزى از نزد خود نمى آورد هر چه هست (باذن الله ) است .
دیگر اینکه نشانه صدق از کتب پیشین در آن وجود دارد چرا که مطابق نشانه هاى آنها است .
سوم اینکه محتواى آن خود دلیل بر اصالت و حقانیت آن مى باشد.
آیه بعد همین موضوع را با تأکید بیشتر توأم با تهدید بیان مى کند و مى گوید: (هر کس دشمن خدا و فرشتگان و فرستادگان او و جبرئیل و میکائیل باشد خداوند دشمن او است ، خدا دشمن کافران است ) (من کان عدوا لله و ملائکته و رسله و جبریل و میکال فان الله عدو للکافرین ).
اشاره به اینکه اینها قابل تفکیک نیستند الله ، فرشتگان او، فرستادگان او، جبرئیل ، میکائیل و هر فرشته دیگر، و در حقیقت دشمنى با یکى دشمنى با بقیه است .
به تعبیر دیگر دستورات الهى که تکامل بخش انسانهاست از سوى خداوند بوسیله فرشتگان بر پیامبران نازل مى شود و اگر تفاوتى بین ماموریتهاى آنها باشد از قبیل تقسیم مسئولیت است نه تضاد در مأموریت ، آنها همه در مسیر یک هدف قرار دارند، بنابراین دشمنى با یکى از آنها، دشمنى با خدا است .
کسى که دشمن خدا و فرشتگان و رسولان او و جبرئیل و میکائیل باشد (کافر است; و) خداوند دشمن کافران است
جبریل و میکال
نام (جبریل ) سه بار، و نام (میکال ) یکبار در قرآن مجید، در همین مورد آمده است و از همین آیات استفاده مى شود که هر دو از فرشتگان بزرگ و مقرب خدایند (در تلفظات معمولى مسلمین جبرئیل و میکائیل هر دو با همزه و یاء تلفظ مى شود، ولى در متن قرآن تنها به صورت جبریل و میکال آمده است ) جمعى عقیده دارند که (جبریل ) لفظى است عبرانى و اصل آن (جبرئیل ) به معنى (مرد خدا) یا (قوت خدا) است ( (جبر) به معنى (قوت یا مرد) و (ئیل ) به معنى (خدا) است ).
به موجب آیات مورد بحث جبرئیل پیک وحى خدا بر پیامبر، و نازل کننده قرآن بر قلب پاک او بوده است ، در حالى که در سوره نحل آیه 102 واسطه وحى (روح القدس ) معرفى شده .

و در سوره (شعراء آیه 191) مى خوانیم قرآن را روح الامین براى آن حضرت آورده ، ولى همانگونه که مفسران تصریح کرده اند: منظور از روح القدس و روح الامین همان جبرئیل است .
ضمنا احادیثى در دست داریم که به موجب آنها جبرئیل به صورتهاى گوناگون بر پیامبر نازل مى شد و در مدینه جبرئیل غالبا به صورت دحیه کلبى که مردى بسیار زیبا بود بر آن حضرت نمایان مى گشت .
از سوره نجم استفاده مى شود که پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) جبرئیل را دو بار(به صورت اصلیش ) مشاهده کرد.
در کتب اسلامى معمولا چهار فرشته مقرب خدا را جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و عزرائیل شمرده اند که از میان اینها جبرئیل از همه برتر است .
در منابع یهود نیز سخن از جبریل و میکال آمده است ، از جمله در کتاب دانیال جبرئیل به عنوان مغلوب کننده رئیس شیاطین و میکائیل به عنوان حامى قوم اسرائیل معرفى شده .
بعضى از محققان مى گویند در منابع یهود چیزى که دلالت بر خصومت جبریل با آنها داشته باشد دیده نشده ، و این خود مؤ ید آن است که اظهار عداوت یهودیان معاصر پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) نسبت به جبریل یک بهانه بیش نبوده ، تا بوسیله آن از پذیرش اسلام سر باز زنند، چرا که در منابع مذهبى خودشان ریشه اى نداشته است . 3
علامه طباطبایی در تفسیر گرانسنگ المیزان درباب کیفیت خواب پیامبر اکرم(ص) می نویسد:
اینکه رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: چشمم میخوابد و قلبم بیدار است تنها در این حدیث نیامده ، بلکه احادیثى بسیار چه از عامه و چه از خاصه در این باب رسیده ، و معنایش این است که آنجناب با خوابیدن از خود بیخود نمیشده ، و در خواب میدانسته که خواب است ، و آنچه مى بیند در خواب ، مىبیند، نه در بیدارى .
و این حالت گاهى در بعضى از افراد صالح پیدا میشود، و منشاء آن طهارت نفس و اشتغال بیاد پروردگار، و مقام او است ، علتش هم این است که وقتى نفس آدمى بر مقام پروردگار اشراف یافت ، این اشراف دیگر نمى گذارد از جزئیات زندگى دنیا و نحوه ارتباطى که این زندگى به پروردگار دارد غافل بماند، و این خود یکنوع مشاهده است که براى آنگونه افراد دست میدهد و ما از آن میفهمیم که آدمى در عالم حیات دنیوى در حال خواب است ، حال چه اینکه راستى بخواب هم رفته باشد، یا باصطلاح ما بیدار باشد، خلاصه آنکسى هم که در نظر ما فرورفتگان در مادیات و محسوسات ، بیدار است ، در نظر آن افراد هوشیار، خواب است. 4
نوشته شکوری - گروه دین و اندیشه تبیان
1. منشور جاوید، ج3
2. «طبرسى» در «مجمع البیان» این حدیث را از «ابن عباس» نقل کرده و در کتب دیگر مانند: «تفسیر کبیر»، «المیزان»، «المنار» و غیر آن نیز (با تفاوت هائى) آمده است; «بحار الانوار»، ج 9، ص 66 و 283، با اندکى تفاوت; «تفسیر امام حسن عسکرى(علیه السلام)»، ص 406 و 453.
3. تفسیر نمونه، آیت الله مکارم شیرازی
4. تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ذیل آیه کریمه
کلینیک خدا
کلینیک خدا به کلینیک خدا رفتم تا چکاپ همیشگی ام را انجام دهم، فهمیدم که بیمارم ............ ... خدا فشار خونم را گرفت، معلوم شد که لطافتم پایین آمده. زمانی که دمای بدنم را سنجید، دماسنج 40 درجه اضطراب نشان داد. آزمایش ضربان قلب نشان داد که به چندین گذرگاه عشق نیاز دارم، تنهایی سرخرگهایم را مسدود کرده بود و آنها دیگر نمی توانستند به قلب خالی ام خون برسانند. به ارتوپد رفتم چون دیگر نمی توانستم با دوستانم باشم و آنها را در آغوش بگیرم. بر اثر حسادت زمین خورده بودم و چندین شکستگی پیدا کرده بودم فهمیدم که مشکل نزدیک بینی هم دارم، چون نمی توانستم دیدم را از اشتباهات اطرافیانم فراتر ببرم. زمانی که از مشکل شنوایی ام شکایت کردم معلوم شد که مدتی است که صدای خدا را آنگاه که در طول روز با من سخن می گوید نمی شنوم خدای مهربانم برای همه این مشکلات به من مشاوره رایگان داد. به شکرانه اش تصمیم گرفتم از این پس تنها از داروهایی که در کلمات راستینش برایم تجویز کرده است استفاده کنم. هر روز صبح یک لیوان قدردانی بنوشم قبل از رفتم به محل کار یک قاشق آرامش بخورم هر ساعت یک کپسول صبر، یک فنجان برادری و یک لیوان فروتنی بنوشم. زمانی که به خانه برمیگردم به مقدار کافی عشق بنوشم و زمانی که به بستر می روم دو عدد قرص وجدان آسوده مصرف کنم. امیدوارم خدا نعمتهایش را بر شما سرازیر کند: رنگین کمانی به ازای هر طوفان لبخندی به ازای هر اشک دوستی فداکار به ازای هر مشکل نغمه ای شیرین به ازای هر آه
نظر مراجع درباره خمس یارانه ها
نظر مراجع درباره خمس یارانه ها

به گزارش تبیان و به نقل از خبرگزاری مهر تعدادی از مراجع عظام تقلید در قم نظرشان را پیرامون خمس یارانههایی که به حساب افراد واریز شده اعلام کردند.
این نظرات در قالب طرح دو سئوال از سوی خبرنگار مهر و ارسال آن به دفاتر مراجع عظام تقلید (قبل از اعلام برداشت یارانهها از حساب) به صورت مکتوب جمعآوری شده و سئوالات طرح شده، خطاب به هر یک از مراجع تقلید بدین شرح است:
همان گونه که مستحضرید یارانه نقدی از سوی دولت به حساب مردم واریز شده است اما هنوز حق برداشت از این مبلغ مهیا نشده است و با توجه به اینکه برخی عید غدیر را به عنوان سال خمسی در نظر گرفتند آیا در محاسبه خمس امسال باید این یارانه نقدی را در نظر بگیرند؟ و اگر برداشت این یارانهها پس از سال خمسی فراهم شود آیا به این مبالغ خمس تعلق میگیرد؟
آیتالله ناصر مکارم شیرازی از مراجع عظام تقلید در قم، در پاسخ به این سئوالات اظهار داشت:
فعلا خمس ندارد و هر زمان قابل برداشت شد جزء درآمد همان سال محسوب میشود.
آیتالله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی هم در پاسخ به این سئوالات گفت:
با توجه به اینکه هنوز مبلغ مذکور در اختیار شما قرار نگرفته، از درآمد سال خمسی گذشته محسوب نمیشود و نسبت به سال آینده چنانچه این کمک به لحاظ استمرار و مقدار بتواند بخشی از مئونه زندگی را تأمین کند و در مئونه سال مصرف نشود باید خمس آن پرداخت شود.
آیتالله حسین نوری همدانی از دیگر مراجع قم در پاسخ به این سئوالات نوشت:
فرض سئوال خمس ندارد.
آیتالله عبدالله جوادی آملی نیز در پاسخ شفاهی به خبرنگار مهر در قم اظهار داشت:
این مبلغ فعلا خمس ندارد اما اگر زمانی قابل برداشت شد جزو درآمد همان سال به حساب میآید.
منبع خبر: مهر
تنظیم: جهرمی زاده-گروه دین و اندیشه تبیان

نظرات ()
















