هر چی بخوای داریم

هر چی که بخوای

رابطه زناشویی پس از زایمان

خیلی از همسران تصور می‌کنند پس از زایمان باید تا هفته‌ها رابطه زناشویی نداشته باشند؛ چون ممکن است برقراری چنین رابطه‌ای باعث آسیب به مادر شود. باور غلط دیگری که در این مورد رواج دارد، بهتر بودن سزارین نسبت به زایمان طبیعی برای برقراری رابطه زناشویی بعد از آن است. البته بعضی اوقات هم مشغولیت بچه‌داری باعث می‌شود که زوج‌ها خودشان و یا رابطه زناشویی‌شان را فراموش کنند که این نکته هم می‌تواند در درازمدت عوارض نامطلوبی بر روابط زوجین بگذارد. درباره این موارد با دکتر ملک‌منصور اقصی، متخصص زنان و زایمان و استاد دانشگاه تهران گفتگو کرده‌ایم...



بعد از زایمان، تا چه مدتی محدودیت و منع رابطه زناشویی وجود دارد؟
در یک مدت زمان خاص پس از زایمان، توصیه ما این است که رابطه زناشویی وجود نداشته باشد و علت آن هم این است که می‌خواهیم محل چسبندگی جفت ترمیم پیدا کند چون مثل یک زخم باز می‌ماند. جفت از دیواره کنده شده و خو‌ن‌ریزی‌های معمول بعد از زایمان، از همین محل است. تا این زخم ترمیم پیدا نکرده، بهتر است رابطه‌ زناشویی نداشته باشند. این زمان حدود 3 هفته طول می‌کشد. در قدیم می‌گفتند تا 6 هفته. اما امروز می‌گویند تا 3 هفته هم کفایت می‌کند.

آیا این مدت برای زایمان طبیعی و سزارین فرق دارد؟
مسلما شرایط زایمان طبیعی و سزارین باهم فرق می‌کند. اگر زایمان طبیعی باشد چون در محل، ممکن است برش و بخیه زده شده باشد و این زخم در طول 2 هفته بهبود پیدا می‌کند، چنانچه مشکل خاصی پیدا نکند، همین 3 هفته کافی است


در مورد سزارین چه طور؟
بستگی دارد به نوع سزارینی که انجام شده است. اگر همراه با چسبندگی زیاد یا بروز عفونت باشد، ممکن است رابطه‌ زناشویی همراه با درد باشد. یعنی پس از رابطه‌ زناشویی، زن یک درد مبهمی در ناحیه لگن خود حس می‌کند. در حقیقت، با حرکت احساس درد می‌کند. بالاخره سزارین یک برش است. شکم باز شده و دست خورده، در بهترین شرایط هم سزارین تا حدی چسبندگی ایجاد می‌کند. بنابراین زایمان طبیعی از این جهت بهتر است و برخلاف تصور عوام که فکر می‌کنند سزارین برای رابطه زناشویی‌شان بهتر است، باید اشاره شود که پس از یک زایمان طبیعی و سالم، رابطه زناشویی در مقایسه با سزارین مطلوب‌تر است.

آیا این چسبندگی، به غیر از درد محدودیت دیگری هم برای رابطه زناشویی ایجاد می‌کند؟
نه، فقط همان درد را ایجاد می‌کند. پس از زایمان نکته‌ دیگری که وجود دارد، زمانی است که مادر شیر می‌دهد. در این شرایط فعالیت تخمدان‌ها متوقف شده و این می‌تواند باعث کم شدن ترشحات واژن و خشکی آن شود. اگر زن چنین احساسی را دارد، بهتر است از ژل‌های لوبریکانت استفاده کند که محلول در آب است.

برخی خانم‌ها تصور می‌کنند بعد از زایمان طبیعی ممکن است نتوانند مثل قبل رابطه زناشویی برقرار کنند. آیا چنین تصوری درست است؟
یکی از تغییرات فیزیولوژیک که در طول بارداری اتفاق می‌افتد هیپرتروفی یا افزایش حجم دستگاه تناسلی است؛ یعنی یک مقداری بافت بزرگ‌تر و متورم‌تر می‌شود. خود کانال زایمانی نیز بازتر می‌شود. رحمی که قبلا 100 گرم بوده حالا می‌شود 1000 گرم. بعد از زایمان، تمام این تغییرات طی 6 هفته بر می‌گردد به حالت عادی. پس تغییرات چندانی برای اندام‌ها برای طولانی مدت اتفاق نمی‌افتد.

در جایی می‌خواندم که برای پیشگیری از تغییر شکل‌های مختصری که ممکن است بعد از بچه‌دار شدن اتفاق بیفتد، تمرین‌هایی وجود دارد. آیا این حرف درست است؟
بله، تمرین عضلات کف لگن، ورزشی است که حتی برای خانم‌هایی که باردار نیستند، می‌تواند رضایت ناشی از رابطه زناشویی را افزایش دهد. برای خانم‌هایی که اختلالات جسمی دارند و یا دیر به ارگاسم می‌رسند، توصیه می‌شود در طول روز مرتب این عضلات را تقویت کنند. برای تقویت، عضلات را باید به صورت متناوب منقبض و منبسط کنند. ابتدا نیز این کار را با دفعات کم شروع کرده و کم کم آن را افزایش دهند. طول مدت انقباض و انبساط را هم می‌توانند افزایش دهند. به عنوان مثال اول 3 ثانیه، و بعد کم کم مدت را تا 10 ثانیه افزایش دهند. این تمرین حتی برای دوران یائسگی که عضلات کف لگن ضعیف می‌شوند نیز مفید است البته توصیه می‌شود که در دوران بارداری نیز خانم‌ها این کار را انجام دهند.

بسیاری از خانم‌ها پس از زایمان و در زمان شیر دادن، از ترس باردار شدن ترجیح می‌دهند که رابطه زناشویی نداشته و یا در حداقل ممکن داشته باشند. روش درست برای جلوگیری در این دوران چیست؟
توصیه می‌کنیم که خانم‌ها هفته‌ ششم پس از زایمان به مراکز بهداشت مراجعه کنند. مشاور با توجه به شرایطی که زن و مرد دارند روش قابل اطمینانی را برای جلوگیری به آنها معرفی می‌کند چرا که فقط 40 روز اول پس از زایمان احتمال بارداری وجود ندارد و بعد از آن به علت احتمال حاملگی، جلوگیری صورت بگیرد

 
  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:٠٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸۸/٤/۳۱
تگ ها :

دلبر بی وفا

دلم  را  گشت  و  پیدا  کرد  دلبر

خودش  را در  دلم  جا  کرد دلبر

کشید از پی مرا در جمع و آنجا

مرا  هو  کرده  رسوا  کرد دلبر !

_______________________

غم عشقش فرو کردم به این دل

چو یارم رفت ،رو کردم به این دل

دلم  را  هیچ کس از من نگیرد !

من از او دور ،خو کردم به این دل

______________________

 عزیزم  رو  به  من اما  دو رو بود

دلش  با  دیگری  در  گفتگو  بود

اگر هم خنده ای بر روی من کرد

به  قرآن  خدا  ، بر  روی  او  بود

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٦:٠٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸۸/٤/۳۱
تگ ها :

چند سخن

چند سخن از امام علی (ع) در مورد دوست داشتن دنیا :

امام علی (ع) : بزرگترین خطاها محبت دنیاست . 

 اگر شما دوست دار خدا هستید محبت دنیا را از دلهایتان بیرون کنید . 

 به راستی ملاقات نمی کنی هرگز خداوند سبحان را به عملی که ضررش بیشتر باشد بر تو از محبت دنیا .

 محبت دنیا سر ِ فتنه ها و ریشۀ محنت هاست 

 محبت دنیا عقل را فاسد و دل را از شنیدن حکمت ، کر می کند و موجب عذاب دردناک می گردد.

همانطور که خورشید « روشن » با شب « تاریک » جمع نمی شود ، همچنین محبت خدا با محبت دنیا جمع نمی شوند .

 

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۳:۳٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸۸/٤/۳۱
تگ ها :

ای کاش

ای کاش هیچ گاه نگاهمان با هم آشنا نشده بود...
ای کاش هرگز ندیده بودمت و دل به تو دل شکن نمی بستم.
ای کاش از همان ابتدا، بی وفایی و ریا کاری تو را باور داشتم انتظار باز آمدنت،
بهانه ای برای های های گریه های شبانه ام شد و علتی برای چشم به راه دوختن
و از آتش غم سوختن و دیده به درد دوختم... ))
 
امّا امشب می نویسم تا تو بدانی که دیگر با یادآوری اولین دیدارمان چشمانم پر از اشک نمی شود.
چون بی رحمی آن قلب سنگین را باور دارم.
 
امشب دیگر اجازه نخواهم داد که قدم به حریم خواب ها و رویاهایم بگذاری...
چون این بار، ((من)) اینطور خواسته ام، هر چند که علت رفتن تو را نمی دانم
و علت پا گذاشتن روی تمام حرفهایت را...
 
باور کن...
 
که دیگر باور نخواهم کرد عشق را... دیگر باور نمی کنم محبت را...
و اگر باز گردی به تو نیز ثابت خواهم کرد...

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٩:۳٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸۸/٤/۳۱
تگ ها :

آغاز روز با یک حدیث

امام موسی بن جعفر (ع) :

از کسالت و دلتنگی دوری کن که این دو تو را از بهرۀ دنیا و آخرت باز می دارند .

- با امید به موفقیت همۀ شما عزیزان -

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸۸/٤/۳٠
تگ ها :

 

چون عاشقی که بیهده هر شب نشسته است

چشمم به روزی است که در شب نشسته است

شب  ،  من ،  سکوت  وهم  برانگیز  و  ترسناک

خواب  از  سرم  پریده  و  بر شب نشسته است

__________________________________

دیشب،عروس خانۀ همسایه ، مست می آمد

یکسر  ،  صدای  بارش  باران  دست  می آمد

مادر  ،  عروس  ،  پدر  ،  شادمانه   از   پیوند

چه ساده آنکه علقۀ شان می گسست می آمد

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸۸/٤/۳٠
تگ ها :

قطار عمر

قطار عمر ما آهسته می رفت           ندانسته و یا دانسته می رفت

خوشا بر آنکه با شایستگی ها         بدا بر آنکه تا شایسته می رفت

                                   _________________

ببین آلوده ام من ، آب ، دریا  !                من   آلوده   را   دریاب   دریا  !

کمی از وسع روحت را به من ریز             من این جا مرده ام،مرداب، دریا

                               ___________________

نبندی دل که دنیا بی دوام است            زنی تا چشم می بینی تمام است

مگر  شأن  تو  را  جایی  رساند             و الا اسب وحش ی بی لجام است

                              

 

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٧:۱٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸۸/٤/۳٠
تگ ها :

فریادرس بی کسان

در تفسیر امام حسن عسگری (ع) است که :

شخصی از حضرت امام صادق (ع) راه خدا شناسی را پرسید. امام (ع) فرمود : ای بندۀ خدا ! آیا سوار کشتی شده ای ؟ گفت : بلی

امام (ع) فرمود : آیا کشتی که در آن سوار شده بودی ، شکسته شده در جایی که کشتی دیگری نبوده و شنا کردن هم سودی نداشته ؟ گفت : بلی

فرمود : آیا در آن حال دلت متوجه شده که کسی هست که می تواند تو را نجات دهد ؟ گفت : بلی

فرمود : آن کس که دلت در آن حال متوجه به او شد ، همان خداوند است که می تواند نجات دهد زمانی که هیچ نجات دهنده ای نباشد ، و فریاد رسی کند زمانی که فریادرسی نباشد .  

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸۸/٤/۳٠
تگ ها :

سیر کردن تمام لشگر با ده عدد خرما

می گویند : در جنگ تبوک ، مسلمانان خدمت پیامبر اکرم (ص) از کمی ِ آذوقه شکایت کردند .

پیامبر (ص) فرمود : چیزی برای من بیاورید .

پس حدود ده عدد خرما آوردند و در برابر آن حضرت قرار دادند .

پیامبر (ص) دستش را روی آنها کشید و دعا کرد ، سپس همه را برای خوردن دعوت کرد و فرمود : به نام خدا بگویید و شروع کنید .

پس تمام لشگر خوردند و سیر شدند و تمام ظروف خود را نیز پر از خرما کردند ، ولی چیزی از آن خرما کم نشد .

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۸:٠٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸۸/٤/٢٩
تگ ها :

معجزه ای از پیامبر (ص)

از حضرت علی (ع) روایت شده است که : در جنگ احد شمشیرم شکست . پس رو کردم به سوی رسول خدا (ص) و گفتم : مرد با شمشیرش می جنگد و الان شمشیر من شکسته است .

در این هنگام چشم پیامبر (ص) به بوتۀ خشکیدۀ خرمایی افتاد ، پس آن را برداشت و حرکت داد که ناگهان به صورت شمشیر ذوالفقار در آمد و به من داد و من آن را به هر کس که می زدم ، به دو نیم می شد.

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱:۳٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸۸/٤/٢٩
تگ ها :

پیامبر (ص) رسول جنّیان نیز هست

می گویند : پیامبر اکرم (ص) مأمور شد که تبلیغ رسالت خود را برای جنیان بنماید ایشان را به سوی اسلام دعوت کند و قرآن را برای آنها بخواند . پس حق تعالی گروهی از جنّیان را از اهل نصیبین « جایی در یمن » ، به سوی آن حضرت فرستاد .

پیامبر (ص) به اصحاب خود گفت : من مأمور شده ام که امشب بر جنیان قرآن بخوانم ، چه کسی از شما با من می آید ؟ پس عبدالله بن مسعود با آن حضرت رفت .

عبدالله می گوید : چون به اعلای مکه رسیدیم و حضرت داخل درّۀ حجون شد ، خطی برای من کشید و فرمود : میان این دو خط بنشین و بیرون مرو تا من به سویت آیم .

پس آن حضرت رفت و به نماز مشغول شد و شروع به تلاوت قرآن نمود . ناگهان دیدم که سیاهان بسیاری هجوم آوردند و میان من و آن حضرت قرار گرفتند و من دیگر صدای پیامبر (ص) را نمی شنیدم .

سپس مانند پاره های ابر پراکنده شدند و رفتند و گروهی از آنها ماندند .

چون حضرت از نمار صبح فارق شد ، بیرون آمد و فرمود : آیا چیزی دیدی ؟

گفتم : بلی ! مردان سیاهی را دیدم که جامه های سفید بر خود بسته بودند .

پیامبر (ص) فرمود : اینها اجنۀ نصیبین بودند .

 

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٧:۱٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳۸۸/٤/٢٩
تگ ها :

نامه امام علی (ع) به زیاد

حالا که سال ، سال اصلاح الگوی مصرف نامیده شده است ، توجه شما را نامه ای که امام علی (ع) به زیاد نوشته و بی ارتباط با موضوع ما نیست ، جلب می کنم .

نامه امام علی (ع) به زیاد بن ابیه :

پس ترک اسراف گوی و میانه رو باش و در امروز یادفردا کن و از مال ، به قدر ضرورت زندگی نگه دار و و زیادی اش را برای رور نیازت پیش فرست « روز آخرت » آیا امید داری که خدا به تو ثواب صدقه دهندگان واجب گرداند با اینکه در نعمت غلطیده ای و آنرا از ناتوانان و بیچارگان و بیوه زنان باز میداری ؟ 

و همانا که مرد به آنچه کرده است پاداش یابد و به سوی آنچه پیش فرستاده است ، روی آورد . والسلام 

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳۸۸/٤/٢۸
تگ ها :

چند دوبیتی

من از اینجا گذر کردم دو سال پیش

لبی با بوسه تر کردم دو سال پیش

و اینک سست گشتم ، وای افتادم

چگونه بی تو سرکردم دوسال پیش

________________________

در شر شر برف و آب می آیی ، تر

در خیسی این هوا  ، و گیرایی تر

من عکس ترا  خواسته بودم از تو

عکس العملت هست تماشایی تر

______________________

از این نالم که عمر من سر آید

تو  نا برگشته ، مرگم در بر آید

نه چون مرگم به بر آید مسافر !

از این نالم که هجری دیگر آید

_____________________ 

از  خجالت  لب من  راست نگفت

دل من آنچه که میخواست نگفت

لب من پرسش حالی و گذشت

و « دلم خون تمنّاست »  نگفت

____________________

یک دشت ترا ستاره خواهم آورد

یک قلب ،و پاره پاره خواهم آورد

آتش  بزنی  نداری ام  را ، لیلی

من  باز  تو را  دوباره خواهم آورد

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٢:۳۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳۸۸/٤/٢۸
تگ ها :

 

افسوس !

افسوس که ما ندیدیم

و نگاه تو ، همه از مهر بود

تا ما به تجربه های شاعرانه

                                      عاشق شویم

و از درون

             خود را فریاد کنیم ...

                      شعر از : صادقی

           

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۸:۱٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳۸۸/٤/٢٧
تگ ها :

 

سلام . خوش آمدید .

شما از ما بخواهید که چه مطالبی بیشتر براتون بگذارم .

مرا با نظرات خودتون یاری کنید منتظر

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۳:٠۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳۸۸/٤/٢٧
تگ ها :

سخنانی از امام کاظم (ع)

هر که پدر و مادر را اندوهگین کند آنان را ناسپاسی کرده ی

(تحف العقول ، ص 425)

چیزی نیست که چشمانت آن را بنگرد ، مگر آن که در آن پند و اندرزی است .

(بحاالانوار ، ج 78 ، ص 319)

به خدا قسم خیر دنیا و آخرت را به مؤمنى ندهند مگر به سبب حسن ظن و امیدوارى او به خدا و خوش اخلاقى اش و خوددارى از غیبت مؤمنان.

(بحارالأنوار، ج 6، ص 28، ح29)

 

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳۸۸/٤/٢٧
تگ ها :

عکسهایی از حرم امام کاظم (ع) و امام جواد (ع)

این هم چند عکس از کاظمین که به مناسبت شهادت امام کاظم (ع) برایتان گذاشتم

 

ادامه مطلب   
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٢:۳٢ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳۸۸/٤/٢٧
تگ ها :

به سخن در آمدن جسد مطهر امام کاظم (ع)

شهادت مظلومانۀ امام کاظم (ع) در کنج زندان را به همه مسلمانان و شیعیان مخصوصا شما دوستای عزیز تسلیت می گویم .

می گویند : هنگامی که امام کاظم (ع) از دنیا رفت ، سندی بن شاهک ، دستور داد تا جنازۀ آن حضرت را روی پل بغداد گذاشتند و به مردم اعلام کرد که آن حضرت به مرگ طبیعی از دنیا رفته است . مردم می آمدند و بدن مطهر امام کاظم (ع) را مشاهده می کردند و می دیدند که آثار جراحت در بدن ایشان نیست .

در این هنگام که مردم اجتماع کرده بودند ، یکی از شیعیان مخلص کنار جنازۀ آن حضرت آمد و. مردم گفتند : موسی بن جعفر (ع) کشته نشده بلکه به مرگ طبیعی از دنیا رفته است .

او گفت : من از خود امام کاظم (ع) سؤال می کنم که چگونه از دنیا رفته است .

مردم گفتند : او مرده است ، چگونه از او می پرسی ؟

پس او نزدیک آمد و گفت : ای پسر رسول خدا (ص) ! تو و پدرت راستگو هستید ، به من خبر بده که آیا بر اثر مرگ طبیعی از دنیا رفتی یا اینکه به قتل رسیدی ؟

ناگهان به اذن خدا ، جسد مطهر آن حضرت به سخن درآمد و سه مرتبه فرمود : قتلاً قتلاً قتلاً ، یعنی : به قتل رسیدم ، به قتل رسیدم ، به قتل رسیدم .  

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸۸/٤/٢٦
تگ ها :

حالشو ببر

گلو شوق مرا فریاد می کرد               دو چشمم عجز و استمداد می کرد

غروب جمعه ای بود و دل من              دل من روی دستم باد می کرد

                               __________________

به روی گونه ی من دید اشکی            ز چشم دلبرم غلطید اشکی

به دست مهربانش چید اشکم             دوباره بر رخم غلطید اشکی

                           ___________________

بیا تا غصه خوار عشق باشیم              به فکر کار و بار عشق باشیم

به غمها و خوشی های زمانه              همیشه در کنار عشق باشیم 

             برگرفته از کتاب : ٠=١-٢ « دوی منهای یک صفر است در عشق » محمد شورگشتی

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٥:٥٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸۸/٤/٢٦
تگ ها :

عکس قلب

 

ادامه مطلب   
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۳:۱٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸۸/٤/٢٦
تگ ها :

هنگام

سکوت بود

               و پیچک احساس

که رو به روشنای کودکی ام

                                     می بالید ؛

و من

که در عمق دیدارت

به دنبال یک ترانه می گشتم .

            شعر از علی رضا صادقی

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳۸۸/٤/٢٦
تگ ها :

عکسهای از گل و گیاه

یه دسته گل تقدیم شما

یه دسته گل زیبا برای شما

 

ادامه مطلب   
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳۸۸/٤/٢٦
تگ ها :

 

این گل تقدیم به شما

یه دسته گل خوشگل

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ۳:٢٧ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳۸۸/٤/٢٦
تگ ها :

سلام

باسلام خدمت همه بچه های ایرانی

من هم آمدم . امیدوارم با کمک خدا و همراهی شما بتونم یه وبلاگ خوب و تر و تمیز راه بندازم منتظر نظرات شما عزیزان هم هستم.

 

  
نویسنده : حسین شورگشتی ; ساعت ٢:٤٩ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳۸۸/٤/٢٦
تگ ها :

به پرشین بلاگ خوش آمدید

بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com


با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com   
نویسنده : پرشین بلاگ ; ساعت ٢:٤٤ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳۸۸/٤/٢٦
تگ ها :