مظفرمیکائیلی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ مظفرمیکائیلی
آرشیو وبلاگ
      شورگشتی ()
  نویسنده: مظفرمیکائیلی - شنبه ۱٢ تیر ،۱۳٩٥
 
یابن زهرا بیا بیا بیا
یابن زهرا بیا بیا بیا
یابن زهرا بیا بیا بیا
یابن زهرا بیا بیا بیا
منتظرم منتظرم تا فصل هم عهدی بیاد
با ذوالفقار حیدری صاحبمون مهدی بیاد
ای باوفا ارباب من،مهربونه مهربونا
پشت و پناه بی کسا،پهلوونه پهلوونا
تا که به نامت آقا جون،رفیق و آشنا شدم
از همه جا از همه کس بریدم و جدا شدم
یابن زهرا بیا بیا بیا
یابن زهرا بیا بیا بیا
یابن زهرا بیا بیا بیا
یابن زهرا بیا بیا بیا

 


 

نویسنده: حسین شورگشتی - جمعه ۱۳٩٠/٩/٢۵

روایت قرائتی از آخوندی که پسرش سی دی‌های مستهجن نگاه می‌کرد

 
آخوندی به من گفت. یک سی‌دی بود من فکر کردم پسر من حزب اللهی است. از دستش افتاد. من گذاشتم دیدم اوه... اوه... چه عکس‌هایی است.

۱۳۹۰ پنج شنبه ۲۴ آذر ساعت 15:02

به گزارش خبرنگار سرویس قاب نقره برنا، حجت الاسلام والمسلمین قرائتی در جلسات درسهایی از قرآن این هفته در تلویزیون درباره "حق و باطل و شناخت وظایف" سخن گفته است.

این واعظ مشهور همچنین در ادامه سخنانش درباره "سرچشمه حق، سخن خدا و پیامبران و امامان معصوم(ع)" ، "حقانیت علم و عقل و بطلان ظنّ و گمان " ، "شناخت حق و پیروی از حق " ، "شناخت باطل و دوری از یاری باطل " و ... سخن گفته است. آنچه در ادامه می‌خوانید گزیده‌ای از سخنان این استاد حوزه علیمه و دانشگاه است:

به باطل تکیه نکنیم. حق را با لباس باطل نپوشانید. «وَ لا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْباطِل‏» (بقره/42) گاهی حق است با باطل قاطی می‌کنند. یعنی باطل است، لباس حق به آن می‌پوشانند. گل رنگ است، به اسم زعفران می‌فروشد. مغازه‌اش را یک طوری رنگ‌آمیزی می‌کند که مشتری که می‌آید آن رنگ روی جنس اثر بگذارد، فکر کند این جنس، جنس درستی است.

حضرت امیر در بازار راه می رفت دید یک کسی یک جنس کنار بازار می‌فروشد. دستش را زیر جنس کرد، گفت: ببین آمده‌ای در سایه می‌فروشی که بدی جنست پیدا نباشد. برو جنست را در آفتاب بفروش که مشتری‌ها بفهمند چه چیزی می‌فروشی. ما آدم‌هایی داریم کلاس یواشکی می‌گذارند. حتی ممکن است کلاس تفسیر هم بگذارند. در را می‌بندند برای دانشجوها یا برای دبیرستانی‌ها تحلیل سیاسی می‌کنند. ببینیم تو حرفت حق است یا باطل؟ حق است؟ خوب اگر حق است در را باز کن بگذار دیگران هم بیایند گوش بدهند. بگذار نوارش را هم پخش کنیم. نه من راضی نیستم کسی نوار بگیرد. من راضی نیستم کس دیگر بیاید. خوب پیداست می‌خواهی یک چیزی بگویی که حق نیست. اگر حق است علنی بگو. چرا یواشکی می‌گویی؟

یک آخوندی بود منحرف بود الحمدلله اعدام شد. ما زمان شاه با ایشان آشنا شدیم. این جوان‌ها را جمع می‌کرد یک بیانی می‌کرد، یک آیاتی از قرآن را به کار می‌برد، اما فکرش هم فکر کمونیست‌ها بود. یعنی قاطی می‌کرد بین حق و باطل. مثل آنهایی که پرتقال پوسیده‌ها را زیر می‌گذارند و پرتقال‌ خوب‌ها را رو. انار کوچک‌ها را زیر می‌گذارند و انارهای خوب را رو. خوب من ده سال قبل از انقلاب تقریباً برای جوان‌ها جلسه داشتم. به این گفته بودند: تو قرائتی را کشف کن. برو با قرائتی این حرف‌ها را بزن این شهر به شهر برای جوان ها پای تخته سیاه کلاسداری می‌کند. یک روز من او را دیدم. گفت: آقا من دنبال تو هستم. به من هم گفتند: ایشان یک فکر جدیدی دارد. بالاخره در همان خیابان که همدیگر را دیدیم یک آشنا پیدا کردیم، در خانه‌اش رفتیم.

تقریباً دو سه ساعت حرف‌هایش را به من گفت. من حرف‌هایش را که گوش کردم، گفتم: خیلی خوب من حرف‌های شما را گرفتم. شب جمعه آقای مطهری، می‌آید منزل ما مهمان است. اجازه بده همه‌ی حرف‌های شما را به مطهری می‌گویم. اگر او گفت: حرف شما حق است من شهر به شهر سخنرانی می‌کنم. گفت: مگر تو با مطهری رابطه داری؟ گفتم: من شاگردش نیستم، ولی مریدش هستم و از نظر علمی شاگردش هستم. کتاب‌هایش را خواندم. نوارهایش را گوش می‌دهم. گفت: تو با مطهری رفیق بودی من این حر‌ف‌ها را زدم؟! خائن! به من گفت: خائن! گفتم: عجب! این معلوم می‌شود یک چیزی از کمونیست‌ها دارد، یک چیزی از اسلام، یک مکتبی، فرقه‌ی‌ جدیدی می‌خواهد درست کند، مکتب جدید می‌خواهد درست کند، می‌خواهد مطهری نفهمد. من که سوادم کم است، من را گول بزند، من هم جوان‌ها را گول بزنم اما مطهری نفهمد. ما آنجا فهمیدیم که این می‌خواهد فرقه درست کند.

هر جلسه‌ای که در را بستند پیداست یک چیزی در آن است. امام رضا فرمود: هرچیزی را که در نماز جمعه نمی‌توانید بگویید پیداست که یک چیزی در آن است. این معامله را بتوانید در نماز جمعه بگویید. بگو: آقا من این خانه را خریدم، به این قیمت. من اگر یک انگشتری دستم است که نرخش را نگفتم پیداست خیانت است. نرخ انگشتر، آقای قرائتی انگشترت چند است؟ بگویم: مثلاً این مقدار. اگر نترسیدم پیداست درست است. اما اگر قیمت انگشتر من یک قیمتی بود که گفتم: حالا شما به قیمت این کار نداشته باش. اگر طفره رفتم پیداست این انگشتر قیمتی است و من می‌خواهم مردم را از قیمت این مطلع...

خانه‌تان کجاست؟ اگر رویم نشد بگویم خانه‌ام کجاست، پیداست این خانه خیانت است. امیرالمؤمنین فرمود: «دَخَلْتُ بِلَادَکُمْ بِأَشْمَالِی هَذِه‏» (بحارالانوار/ج40/ص325) من با همین زندگی وارد شدم، اگر بعد از اینکه از حکومت کنار رفتم، زندگی من فرق زیادی داشت، اصلاً اگر فرق داشت، نه فرق زیاد، اگر فرق داشت پیداست از بیت‌المال سوء استفاده کردم.

کار خوب این است که آدم بتواند در تلویزیون بگوید. هرچیزی را که در تلویزیون رنگ شما می‌پرد... با یک کسی رابطه پیدا می‌کنی تلفن می‌کنی که اگر آقایت بفهمد فوری گوشی را زمین می‌گذاری. پیداست این تلفن خیانت است. هر تلفنی که بابا و ننه‌ات بفهمند گوشی را زمین می‌گذاری، پیداست خیانت است. و گاهی هم گول می‌زنند. ممکن است عکس سکس باشد، رویش عکس مداح می‌چسبانند. پدر می‌گوید: الحمدلله بچه‌ی من خیلی مذهبی است. شب‌ها تا صبح پای مداح‌ها می‌نشیند. آخوندی به من گفت. گفت: یک سی‌دی بود من فکر کردم پسر من حزب اللهی است. از دستش افتاد. من گذاشتم دیدم اوه... اوه... چه عکس‌هایی است. این برای اینکه پدرش را گول بزند، بنابراین به هیچ چیز اطمینان نکنید. خدا، پیغمبر، امام، مرجع تقلید، عقل، منطق. کلاس‌های یواشکی، سی‌دی‌های یواشکی، تلفن‌های یواشکی، اینها را همه باید مواظب باشیم.
خدایا خودت همه‌ی ما را حفظ بفرما. کمتر از آنی ما را به خودمان واگذار مکن.

عمارنامه

 


 

نویسنده: حسین شورگشتی - جمعه ۱۳٩٠/٩/۴

 
سری جدید پـَـ نه پَــ  ( آذر ماه )
 
    پشه نشسته رو پام داره خونمو می خوره , دستم رو بردم بالا بزنمش یهو داداشم میگه   می خوای بکشیش؟! پَـــ نَ پـَـَـ خونش رو خورده می خوام بزنم پشتش آروغ بزنه ببرم بخوابونمش !!
*********************
اسپری سوسک کش زدم به سوسکه، سوسکه افتاده به پشت دست و پا میزنه...هم خونه ایم اومده میگه داره جون میده..؟ پـَـَـ نَ پـَـَــــ قیافه تورو دیده از خنده ریسه رفته
*********************
دیشب با دوستم داشتیم حکم بازی میکردیم ... بی بی انداختم ... میگه بی بی بازی کردی؟
پَـــ نَ پَـــ انداختم وسط یه شوهر خوب واسش گیر بیاریم
*********************
- کارگر هستین؟؟؟
- پَـــ نَ پَـــ...گـاویم...لباس کارگر پوشیدیم میخوایم از بیمه بیکاری استفاده کنیم
*********************
(منو داداشم دو قلوییم)در حال قدم زدن بودیم داداشم چند متر جلوتر از من راه میرفت یارو اول داداشمو دید اومد جلوتر منو دید, رنگش پرید برگشت گفت دو قلویید
گفتم:پـَـــ نَ پـَـــ اجسام از آنچه در آینه می بینید به شما نزدیک تر است
*********************
رفتم پمپ بنزین به یارو میگم ۴۰ تا بزن
میگه ۴۰ لیتر؟
پَـــ نَ پَــــ ۴۰ تا قاشق چای خوری
*********************
به دوستم میگم فهمیدی مریم جدا شد؟؟؟ میگه از شوهرش؟؟؟؟؟
پَـــ نَ پَــــ چسبیده بود کف ماهیتابه کفگیر زدم جدا شد
*********************
از دل درد دارم میمیرمو جلوی دستشویی دارم پیچ و تاب میخورم . بعد 2 ساعت یارو اومده بیرون میگه دستشویی داری ؟؟
میگم پَـــ نَ پَـــ دیدم فضای مناسب و دلبازیه اومدم موج مکزیکی تمرین میکنم.
*********************
به دوستم گفتم برو بالا نردبون چراغ و ببند گفت بچرخونمش؟
پـَـَـ نَ پـَـَــــ تو نگهشدار من نردبون و میچرخونم!
*********************
دوستم در یخچالو باز کرده,دیده هیچی توش نیس,میپرسه:واقعا خالیه!؟
میگم پَــ نَ پَـــ هیدنشون کردیم که غریبه ها نبیننشون !!
*********************
میگن کریستف کلمب وقتی رسید به امریکا سرش رو از پنجره کشتی کرد بیرون از یه سرخ پوست پرسید داداش اینجا آمریکاست؟
سرخ پوسته گفت پَـــ نَ پَـــ ژاپونه ما هم چون شلوار پامون نیست از خجالت قرمز شدیم!
*********************
دارم رو تردمیل عینه خر میدووم یارو مبگه اینجوری میدویی لاغر کنی؟؟
میگم پـَــ نَ پـَـــ دارم واسه نقش آفرینی تو سری جدید میگ میگ آماده میشم...!!
*********************
پایان نامم تموم شده زنگ زدم به استاد میگه میخوای دفاع کنی؟پـَـَـ نَ پـَـَــــ میخوام حمله کنم
*********************
پریشب تو خیابون میرفتم داشتم با فندکم بازی میکردم،
پلیس رد شده میگه اون چیه؟ فندکه؟میگم پـَـَـ نَ پـَـَــــ مشعل المپیکه دارم میبرم لندن!!
*********************
رسیدیم پشت در خونه ، کلید نداشتم به داداشم میگم کلیدتو بده،
میگه میخوای درو باز کنی؟ میگم پَـــ نَ پـَــــ میخوام بدمش به حسین تهی از معطلی درش بیارم….
*********************
۲ ساعته از بیرون صدای قار قار میاد…داداشم میگه صدای کلاغه ؟
میگم پــَ نَ پـــَ قناریه متال میخونه!!!!
*********************
رفتم درمونگاه , منشیه میگه : مریض شمایید؟
گفتم پَــــ نَ پَــــ من میکروبم , اومدم خودمو معرفی کن!
*********************
با دوستم رفتیم باغ وحش،جلوی قفسِ شیر وایسادیم.
دوستم میگه:شیرِ؟ میگم:پَــــ نَ پَــــ… گربه اس باباش مرده ریش گذاشته!!!!
*********************
دوستم تو خونه خوابیده بود داداشم از راه اومده میگه خوابه؟
میگم پَـــ نَ پَـــ رفته رو اسکرین سیور لگد بزنی روشن میشه!!!!
*********************
داشتم میرفتم باشگاه وسط راه یادم اومد یه چیزی رو یادم رفته، برگشتم خونه.در زدم داداشم در رو باز کرده با تعجب میپرسه حامد تویی؟!!!نرفتی باشگاه؟
میگم:پَــــ نَ پَــــ حامد رسید من دیلیوریشم…
*********************
به دوستم میگم فهمیدی مریم جدا شد؟؟؟
میگه از شوهرش؟؟؟؟؟ پـَــ نَ پـَـــ چسبیده بود کف ماهیتابه کفگیر زدم جدا شد…
*********************
واسه استخدام رفتم یه شرکتی خانومه میگه :شما برای آگهی استخدام اومدین؟
گفتم پـَـَـ نَ پـَـَــــ اومدم بگم اصلا رو من حساب نکنین!!!!!
*********************
رفتم دادگستری یارو میپرسه شکایت داشتید؟
گفتم پـَـَـ نَ پـَـَــــ یه خورده برنج آوردم با ترازوی عدالت وزن کنم !
*********************
رفتم خونه دوستم کامپیوترش خرابه… میگم پاورت
سوخته کامل! میگه یعنی یکی دیگه بگیرم ؟ میگم پَـــ نَ پَــــ سوختگیش جدی نیست پماد سوختگی بزنی خوب میشه
*********************
. میگم دیشب یه پشه اومده بود تو اتاقم میگه کشتیش؟
پَــــ نَ پَـــــ اومدم بِزنم، نتونستم ، خونِ من تو رگهاش جریان داشت! ،یهو گفت بابا …!! بعدشم نشَستیم دوتایی تا صبح گریه کردیم ، گوشه اتاق
*********************
رفتم جلسه ثبت نام ۱ساعت وایسادم.یارو اومده میگه میخوای
ثبت نام کنی؟ پـَـــ نَ پـَـــ اومدم حالتو احوالتو سفید رویتو سیه مویتو ببینم بروم..
*********************
هفته پیش مریض شدم، رفتم آمپول بزنم …
آمپولارو دادم به پرستاره …میگه آمپول بزنم؟
پَ نه پَ توش آب پر کن تفنگ بازی کنیم!
*********************
عکس نیمه ی راست صورتم رو گذاشتم فیس بوک
اومده میگه : عکس نصفه گذاشتی رو پروفایلت ؟
میگم : پـَ نه پـَ توی حراج بودم ۵۰ در ۱۰۰ تخفیف بهم خورده این شکلی شدم
*********************
رفتم دم مغازه به یارو میگم قرص پشه داری؟ میگه واسه کشتنش میخوای؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ برا سردردش میخوام!!!
*********************
کمرم درد می کنه یه پارچه بستم بهش. داداشم میگه کمرت درد می کنه؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام ادای داداش کایکو رو در بیارم.
*********************
داریم 10 نفری بازی شبکه ای میکنیم. اومده میگه جدی حال میده؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اسکولیم! عذاب داره اما میخوایم تهذیب نفس کنیم.
*********************
تو صف پمپ گاز منتظرم تا نوبتم بشه، یارو زده به شیشه میگه آقا شما هم می‌خوای گاز بزنی‌؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ من می‌خوام لیس بزنم !
*********************
رفتم بانک پول بگیرم. کارمنده میگه پول رو میبرین؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام وایسم اینجا هر کس رقصید بریزم رو سرش شاباش بدم
*********************
دارم به خواهر زاده ام دیکته می گم... رسیده آخر خط، می گه برم سر خط؟
پـَـ نه پَــ، بقیشو رو فرش بنویس!
*********************
داشتیم تو خیابون قدم می زدیم که یهو صداى ترمز شدیدى اومد و دو تا پا که یکى عمودى یکى افقى رو هوا بود... خلاصه ملت جمع شدن بالای سر طرف، که در این هنگام راننده پیاده شد و در کمال خونسردى گفت: آقا چیزیتون شد؟ یارو هم با همون وضع و صورت خونى مالى در حالی که به سختى نفس می کشید گفت: پـَـ نه پَــ، خودمو انداختم زمین از داور پنالتى بگیرم!
راننده گفت: نمکدون! منظورم اینه که می خواى زنگ بزنم اورژانس؟
یارو گفت: پـَـ نه پَــ، زنگ بزن برنامه نود، عادل اینا کارشناسى کنن صحنه پنالتى بود یا نه!
*********************
تو آشپزخونه استکان و قندون از دستم افتاد شکست با صدای خفن. مامان اومده می گه چیزی شکوندی؟
پـَـ نه پَــ، شیشه نازک تنهایی دلم بود منتها صداش رو گذاشتم رو اکو حال کنین!
*********************
کله صبحی رفیقم می‌خواست بیاد درس بخونیم، بهش زنگ زدم گفتم دوتا نون هم بگیر بیار.
گفت واسه صبحونه؟
پـَـ نه پَــ، واسه ذخیره سازی تو روزای سخت زمستون!
*********************
خواهرم از بیرون میاد خونه... می‌بینه پشت سیستمم... می گه کامپیوتر روشن کردی؟ پـَـ نه پَــ، دکتر گفته بشین جلوی مانیتور خاموش زل بزن بهش واسه چشات خوبه!
*********************
تو هواپیما نشستم دارم دعا می‌خونم بغل دستیم می‌گه دعا می‌کنی سالم برسی؟
پـَـ نه پَــ، دوست دارم صحنه سقوط هواپیما رو از نزدیک ببینم دعا می‌کنم سقوط کنیم!
*********************
زنه شکمش اومده جلو، رفیق ما می پرسه این خانم حامله است؟
پـَـ نه پَــ، این زن آقا گرگه ‌است، شنگول رو خودش خورده، منگول رو داده به شوهرش!

 

          

 


 

نویسنده: حسین شورگشتی - جمعه ۱۳٩٠/٩/۴

لباس شب 400 میلیون تومانی با نگین های سواروسکی

برند رالف اند روسو، اقدام به یکی از گرانترین لباسهای شب برای جشن کریسمس نموده است.



رالف اند روسو (Ralph & Russo)، نام یکی از لوکس ترین خانه های مد جهان می باشد که در سال 2007 توسط رالف تامارا و مایکل روسو تاسیس شده است.
برند رالف اند روسو (Ralph & Russo)، اقدام به یکی از گرانترین لباس های شب برای جشن کریسمس نموده است. این لباس شب دست دوز خیره کننده با بیش از 150000 نگین کریستال سواروسکی به مناسبت جشن ها و میهمانیهای کریسمس، طراحی و دوخته شده است و در فروشگاه هارود برای فروش به نمایش گذاشته شده است. بر روی این لباس 25 دوزنده طی 100 ساعت کار شبانه روزی، فعالیت داشته اند. هزینه این لباس حدود دویست و سی هزار پوند می باشد.
تهیه و گردآوری: سایت زر (zar.ir)  














 
منبع: گردآوری: گروه زر

 


 

نویسنده: حسین شورگشتی - جمعه ۱۳٩٠/٩/۴

سری جدیدی از خودروهای Genty Akylone به زودی به بازار می آید. البته باید این موضوع فراموش نشود که تنها 15 عدد از این خودروی ویژه تولید می شود.
جدا از موتور بسیار قوی و منحصر به فرد، این خودرو به گیربکس هفت سرعته مجهز است.
این ماشین 1000 اسب بخار دارد و در طی 2.7 ثانیه سرعتش به 100 کیلومتر در ساعت می رسد.


ماشینی بسیار زیبا و سفارشی که فقط 15 عدد تولید می شود + عکس

ماشینی بسیار زیبا و سفارشی که فقط 15 عدد تولید می شود + عکس

ماشینی بسیار زیبا و سفارشی که فقط 15 عدد تولید می شود + عکس

ماشینی بسیار زیبا و سفارشی که فقط 15 عدد تولید می شود + عکس


فان پاتوق

 


 

نویسنده: حسین شورگشتی - جمعه ۱۳٩٠/۸/٢٧

یکی به داد مصدوم برسه

دو تا خدماتی کاملا ناشی رو ببینید که وارد زمین فوتبال میشن که یک مصدوم رو جابجا کنن اما ببینید چه دست گلی به آب میدن ...

حجم : 1.08 مگا بایت

 

 
 

 


 

نویسنده: حسین شورگشتی - جمعه ۱۳٩٠/۸/٢٧

خرسِ عاشق فوتبال

خرسی رو ببینید که علاقه ی زیادی به فوتبال داره و هوادار یکی از تیمهای باشگاهی هم هست و به سبب همین حسابی معروف شده .

حجم : 1.85 مگا بایت

 

 


 

نویسنده: حسین شورگشتی - سه‌شنبه ۱۳٩٠/۸/٢۴

پیامک عید غدیر خم

.

.

.

قرآن به جز از وصف علی آیه ندارد

ایمان به جز از حب علی پایه ندارد

گفتم بروم سایه لطفش بنشینم

گفتا که علی نور بود سایه ندارد

.

.

پیامک عید غدیر

.

.

ما زین جهان از پی دیدار می رویم ،

از بهر دیدن حیدر کرار می رویم ،

درب بهشت گر نگشایند به روی ما ،

گوییم یا علی و ز دیوار می رویم
.

.

پیامک عید غدیر خم

.
.
مدح علی و آل علی بر زبان ماست

گویا زبان برای همین در دهان ماست

.

.

sms عید غدیر اس ام اس عید غدیر

.

.
.
هان! ای مردمان! علی را برتر بدانید،

که او برترین انسان از زن و مرد بعد از من است…

هرکه با او بستیزد و بر ولایتش گردن ننهد

نفرین و خشم من بر او باد. (خطبه ی غدیریه)

.

.

sms عید غدیر

.

.
شبی در محفلی ذکر علی بود ،

شنیدم عاشقی مستانه فرمود ،

اگر آتش به زیر پوست داری ،

نسوزی گر علی را دوست داری

.

.

sms عید غدیر

.

.
رسولی کز غدیر خم ننوشد ، ردای سبز بعثت را نپوشد
.

.

.

اس ام اس عید غدیر جدید

.

.

.

نه فقط بنده به ذات ازلی می نازد

ناشر حکم ولایت به ولی می نازد

گر بنازد به علی شیعه ندارد عجبی

عجب اینجاست خدا هم به علی می نازد
.

.

اس ام اس عید غدیر جدید

.

.

دلا امشب به می باید وضو کرد

و هر ناممکنی را آرزو کرد

.

.

پیامک عید غدیر خم

.

.
چون نامه ی اعمال مرا پیچیدند

بردند به میزان عمل سنجیدند

بیش از همه کس گناه ما بود ولی

آن را به محبت علی بخشیدند
.

.

اس ام اس عید غدیر جدید

.

.
تمام لذت عمرم در این است / که مولایم امیرالمومنین است
.

.

اس ام اس عید غدیر جدید

.

.

نام علی : عدالت — راه علی : سعادت — عشق علی : شهادت

– ذکر علی : عبادت — عید علی : مبارک
.

.

.

اس ام اس عید غدیر

.

.

.
علی در عرش بالا بی نظیر است

علی بر عالم و آدم امیر است

به عشق نام مولایم نوشتم

چه عیدی بهتر از عید غدیر است؟

.

.

پیامک عیدغدیر خم
.
.

.
عید کمال دین .سالروز اتمام نعمت

 وهنگامه اعلان وصایت و ولایت

امیر المومنین علیه السلام

بر شیعیان وپیروان ولایت خجسته باد

.

.

اس ام اس عید غدیر خم

.

.
روز عید غدیرخم از شریف ترین اعیاد امت من است.

پیامبر اکرم(ص)
.
.

عید غدیر خم

.

.
نازد به خودش خدا که حیدر دارد / دریای فضائلی مطهر دارد

همتای علی نخواهد آمد والله / صد بار اگر کعبه ترک بردارد

.

ایران هوم

 


 

نویسنده: حسین شورگشتی - جمعه ۱۳٩٠/۸/٢٠

عجیب ترین حیوانات دو سر کره زمین+عکس

حیوانات دوسر

ادامه


ادامه مطلب ...

 


 

نویسنده: حسین شورگشتی - دوشنبه ۱۳٩٠/۸/۱۶

ادامه

  نظرات ()
به پرشین بلاگ خوش آمدید نویسنده: پرشین بلاگ - جمعه ۱۱ تیر ،۱۳٩٥
بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com
  نظرات ()
مطالب اخیر شنبه ۱٢ تیر ،۱۳٩٥ به پرشین بلاگ خوش آمدید
کلمات کلیدی وبلاگ  
دوستان من پایان نامه پرتال زیگور طراح قالب